علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 19

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 19

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- ايوب(ع)

1- آثار اجابت دعاى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 14

14- استجابت دعاى ايوب ( ع ) و برطرف نمودن رنج و گرفتارى از آن حضرت ، مايه تذكر و بيدارى خداپرستان

فاستجبنا له . .. و ءاتينه ... رحمة من عندنا و ذكرى للعبدين

2- آثار تدبر در قصه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 3

3 - تدبر در سرگذشت ايوب ( ع ) ، مايه تقويت نيروى صبر و شكيبايى در برابر مشكلات

و اذكر عبدنا أيوب إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب

ابتلاى ايوب(ع) به مشكلات و رنج هاى طاقت فرسا و صبر و شكيبايى او، مهم ترين بخش سرگذشت آن حضرت است. بنابراين يادآورى آن، مى تواند سبب دميدن روح مقاومت و شكيبايى در انسان گرفتار گردد.

3- آثار رفع مشكلات ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 14

14- استجابت دعاى ايوب ( ع ) و برطرف نمودن رنج و گرفتارى از آن حضرت ، مايه تذكر و بيدارى خداپرستان

فاستجبنا له . .. و ءاتينه ... رحمة من عندنا و ذكرى للعبدين

4- آثار رنجهاى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 7

7 - شيطان ، ايوب ( ع ) را به خاطر گرفتار بودنش در رنج و عذاب سخت وسوسه مى كرد .

أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب

«مسّ شيطان» به معناى وسوسه و نزديك شدن او براى فريب است و «باء» در «بنصب» براى سببيت است; يعنى، شيطان وقتى ايوب(ع) را گرفتار رنج و عذاب ديد، به وسوسه او پرداخت.

5- ابتلاى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 13

13 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : لمّا طال بلاء أيوب و رأى إبليس صبره أتى إلى أصحاب له كانوا رهباناً فى الجبال فقال لهم : مرّوا بنا إلى هذا العبد المبتلى و نسأله عن بليته . . . و قالوا يا أيوب لو أخبرتنا بذنبك فلانرى تبتلى إلاّ لأمر كنت تستره . . . فعند ذلك دعا ربّه و قال : « ربّ أنّى مسّنى الشيطان بنصب و عذاب » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: چون ابتلاى ايوب(ع) طولانى گشت و ابليس صبر او را ديد، نزد ديرنشينانى كه از اصحاب وى بودند آمد و به آنان گفت: بياييد تا نزد اين بنده مبتلا برويم و از او درباره ابتلايش سؤال كنيم. .. آنان گفتند: اى ايوب! كاش گناهى را كه انجام داده اى به ما مى گفتى؟ ما را عقيده بر آن است كه تو تنها به خاطر چيزى (گناهى) كه از ما پنهان مى كنى، مبتلا شده اى... پس در آن موقع پروردگارش را خواند و گفت: (ربّ أنّى مسّنى الشيطان بنصب و عذاب)».

6- اجابت دعاى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 1

1- خداوند دعا و درخواست ايوب ( ع ) را پذيرفت و مورد اجابت قرار داد .

و أيّوب إذ نادى ربّه . .. فاستجبنا له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 8

8 - استجابت دعاى ايوب ( ع ) از سوى خداوند ، با بهبود دادن او و بازگرداندن خانواده اش

إذ نادى ربّه . .. هذا مغتسل بارد و شراب . و وهبنا له أهله و مثلهم معهم

7- احياى خانواده ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 20

20- « عن أبى عبداللّه ( ع ) : ردّ اللّه سبحانه عليه [ أيوب ( ع ) ] أهله الذين هلكوا بأعيانهم و أعطاه مثلهم معهم و كذلك ردّ اللّه عليه أمواله و مواشيه بأعيانها و أعطاه مثلها معها ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه: خداوند سبحان خانواده ايوب(ع) را كه هلاك شده بودند، به او برگرداند و مانند آنان را نيز به وى عطا كرد. و هم چنين خداوند، عين اموال و چهارپايان او را به او برگرداند و مانند آنها را نيز به همان مقدار به او عطا كرد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 1

1 - خداوند ، خانواده از دست رفته ايوب را زنده كرد و به او بازگرداند .

و وهبنا له أهله

در اين كه مقصود از «و وهبنا له أهله» چيست; ميان مفسران دو ديدگاه وجود دارد: 1- برخى برآنند كه خانواده ايوب، مرده بودند و خداوند آنان را زنده كرد و به او بازگردانيد. 2- برخى ديگر برآنند كه خانواده ايوب(ع) زنده بودند; ولى از اطراف او - كه به امراض و بليه هاى گوناگون مبتلا بود - پراكنده شده بودند. اما خداوند با شفا دادن ايوب(ع) و رفع گرفتارى از آن حضرت، آنان را به او بازگردانيد. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است.

8- احياى فرزند ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 4

4- خداوند ، خاندان ( زن و فرزند ) درگذشته ايوب ( ع ) را احيا و به او بازگردانيد .

و ءاتينه أهله

در اين كه مقصود از اعطاى خاندان ايوب(ع) به آن حضرت چيست، دو ديدگاه وجود دارد: 1- احياى زن و فرزندان درگذشته ايوب(ع) و بازگردانيدن آنان به ايشان; 2- اعطاى زن و فرزندان جديد به جاى زن و فرزندان از دست رفته او. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است.

9- احياى همسر ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 4

4- خداوند ، خاندان ( زن و فرزند ) درگذشته ايوب ( ع ) را احيا و به او بازگردانيد .

و ءاتينه أهله

در اين كه مقصود از اعطاى خاندان ايوب(ع) به آن حضرت چيست، دو ديدگاه وجود دارد: 1- احياى زن و فرزندان درگذشته ايوب(ع) و بازگردانيدن آنان به ايشان; 2- اعطاى زن و فرزندان جديد به جاى زن و فرزندان از دست رفته او. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است.

10- ازدياد خانواده ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 3،6

3 - خداوند ، بر تعداد خانواده ايوب ( ع ) پس از شفا و بهبود يافتنش دو چندان افزود .

و وهبنا له أهله و مثلهم معهم

6 - بازگشت و ازدياد خانواده ايوب ( ع ) ، تبلور رحمت خدا به ايشان

و وهبنا له أهله . .. رحمة منّا

11- اعطاى خانواده به ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 20

20- « عن أبى عبداللّه ( ع ) : ردّ اللّه سبحانه عليه [ أيوب ( ع ) ] أهله الذين هلكوا بأعيانهم و أعطاه مثلهم معهم و كذلك ردّ اللّه عليه أمواله و مواشيه بأعيانها و أعطاه مثلها معها ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه: خداوند سبحان خانواده ايوب(ع) را كه هلاك شده بودند، به او برگرداند و مانند آنان را نيز به وى عطا كرد. و هم چنين خداوند، عين اموال و چهارپايان او را به او برگرداند و مانند آنها را نيز به همان مقدار به او عطا كرد».

12- اعطاى فرزند به ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 5،6،7

5- خداوند ، به جاى خاندان از دست رفته ايوب ( ع ) ، زن و فرزندان جديد ديگرى به او اعطا كرد .

و ءاتينه أهله

6- رفع بيمارى ، غم و گرفتارى ايوب ( ع ) و بازگشت خانواده اش به آن ، رحمتى از جانب خدا بر او بود .

فكشفنا ما به . .. رحمة من عندنا

7- خداوند ، افزون بر بازگردانيدن زن و فرزندان ايوب ( ع ) به وى ، زن و فرزندان ديگرى نظير آنان به آن حضرت عطا كرد .

و ءاتينه أهله و مثلهم معهم

13- اعطاى مال به ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 20

20- « عن أبى عبداللّه ( ع ) : ردّ اللّه سبحانه عليه [ أيوب ( ع ) ] أهله الذين هلكوا بأعيانهم و أعطاه مثلهم معهم و كذلك ردّ اللّه عليه أمواله و مواشيه بأعيانها و أعطاه مثلها معها ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه: خداوند سبحان خانواده ايوب(ع) را كه هلاك شده بودند، به او برگرداند و مانند آنان را نيز به وى عطا كرد. و هم چنين خداوند، عين اموال و چهارپايان او را به او برگرداند و مانند آنها را نيز به همان مقدار به او عطا كرد».

14- اعطاى همسر به ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 5،6،7

5- خداوند ، به جاى خاندان از دست رفته ايوب ( ع ) ، زن و فرزندان جديد ديگرى به او اعطا كرد .

و ءاتينه أهله

6- رفع بيمارى ، غم و گرفتارى ايوب ( ع ) و بازگشت خانواده اش به آن ، رحمتى از جانب خدا بر او بود .

فكشفنا ما به . .. رحمة من عندنا

7- خداوند ، افزون بر بازگردانيدن زن و فرزندان ايوب ( ع ) به وى ، زن و فرزندان ديگرى نظير آنان به آن حضرت عطا كرد .

و ءاتينه أهله و مثلهم معهم

15- التجاى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 9

9- توسل و التجاى ايوب ( ع ) به رحمت گسترده خداوند ، براى جلب لطف و عنايت او

و أيّوب . .. و أنت أرحم الرحمين

16- الگوگيرى از ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 9

9 - ايوب ( ع ) ، الگوى بزرگ صبر و شكيبايى

إنّا وجدنه صابرًا

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد ارائه الگويى از صبر و شكيبايى براى پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) و ياران مؤمن او است كه در مكه در اوج سختى ها و رنج هاى ناشى از دين دارى قرار داشتند.

17- الگوگيرى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 15

15- ايوب ( ع ) ، در زمره عابدان و الگويى آموزنده براى آنان

و ذكرى للعبدين

نماد بودن ماجراى ايوب(ع) براى عابدان، در صورتى است كه آن حضرت خود در زمره ايشان باشد و رحمت خدا نسبت به وى تذكرى براى ديگر عابدان گردد.

18- اهميت ذكر قصه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 1

1 - يادآورى سرگذشت ايوب ( ع ) ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و اذكر عبدنا أيّوب

19- ايوب(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.

و وهبنا له . .. كل من الصلحين

20- ايوب(ع) از عابدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 15

15- ايوب ( ع ) ، در زمره عابدان و الگويى آموزنده براى آنان

و ذكرى للعبدين

نماد بودن ماجراى ايوب(ع) براى عابدان، در صورتى است كه آن حضرت خود در زمره ايشان باشد و رحمت خدا نسبت به وى تذكرى براى ديگر عابدان گردد.

21- ايوب(ع) از محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 8

8 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) از نيكوكاران هستند.

و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

مشاراليه «كذلك» هم مى تواند هدايت باشد، كه از «هدينا» استفاده مى شود، و هم مى تواند كثرت ذريه صالح باشد، كه از «وهبنا» و «من ذريته» به دست مى آيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

22- بازگشت خانواده ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 2،4،6،8

2 - با عنايت خداوند ، خانواده پراكنده و متفرق ايوب ( ع ) به سوى آن حضرت بازگشتند .

و وهبنا له أهله

4 - بازگشت خانواده ايوب ( ع ) و دو چندان شدن آنها ، موهبت الهى براى آن حضرت

و وهبنا له أهله و مثلهم معهم

6 - بازگشت و ازدياد خانواده ايوب ( ع ) ، تبلور رحمت خدا به ايشان

و وهبنا له أهله . .. رحمة منّا

8 - استجابت دعاى ايوب ( ع ) از سوى خداوند ، با بهبود دادن او و بازگرداندن خانواده اش

إذ نادى ربّه . .. هذا مغتسل بارد و شراب . و وهبنا له أهله و مثلهم معهم

23- بى گناهى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 14

14 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال ابتلى أيوب سبع سنين بلا ذنب ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: ايوب(ع) به مدت هفت سال بدون آن كه گناهى كرده باشد به بلا گرفتار شد».

24- بيمارى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 2

2- ايوب ( ع ) به انواع ناگوارى ها ، ناراحتى ها ، فقر و مرض مبتلا بود .

أنّى مسّنى الضرّ

«الضرّ» اسم مصدر و به معناى سوء حال، فقر و ناراحتى بدنى مى باشد و نيز هر آن چه كه ضد نفع است (لسان العرب).

25- پا زدن ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 42 - 1،2

1 - توصيه خداوند به ايوب ( ع ) ، مبنى بر كوبيدن پاى خود بر زمين براى جوشيدن آب از آن

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

«ركض» در اصل به معناى زدن با پا است و هرگاه به راكب نسبت داده شود، به معناى راندن مركوب و هرگاه به رونده نسبت داده شود، به معناى گام نهادن بر زمين خواهد بود (مفردات راغب). در آيه شريفه به قرينه «هذا مغتسل...»، به دست مى آيد كه مقصود پاى كوبيدن بر زمين براى جوشيدن چشمه و آب سرد از آن است.

2 - جوشيدن آب سرد براى شستوشوى و نوشيدن ، بلافاصله پس از اين بود كه ايوب ( ع ) پاى خود را بر زمين كوبيد .

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

26- پشيمانى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 5

5 - ايوب ( ع ) ، در اداى سوگند خود ( تنبيه همسرش ) دچار ترديد و پشيمانى شده بود .

و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

توصيه خداوند به ايوب(ع) به نشكستن سوگندش، بيانگر اين حقيقت است كه ايوب(ع) در اداى سوگندش دچار ترديد شده و حالت پشيمانى به او دست داده بود; به گونه اى كه در جست و جوى راهى براى حل اين مشكل برآمده بود.

27- پيشگامى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 90 - 14

14- پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذاالكفل ، يونس ، زكريا و يحيى ( عليهم السلام ) ، پيشگامان در كار هاى خير

و لقد ءاتينا موسى و هرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسرعون فى الخيرت

برداشت بالا مبتنى بر اين است كه ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به پيامبرانى بازگردد كه در سلسله آيات پيشين (48 - 90) از آنان ياد شده است.

28- تأيب همسر ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 1،2،3

1 - سوگند ايوب ( ع ) به تنبيه كردن همسر خطاكارش

و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

مفسران درباره آيه شريفه - براساس روايات وارده - گفته اند: ايوب(ع) به خاطر خطايى كه همسرش مرتكب شده بود، سوگند ياد كرد كه او را تنبيه كند; ولى به خاطر خوبى ها و خدمات همسرش دوست نداشت كه او را به نحوى كه سوگند ياد كرده تنبيه نمايد. از اين رو خداوند به خاطر لطف و عنايت به او و همسرش، دستور داد با تهيه دسته اى از گياه - تنها يك بار - به همسرش بزند تا بدين شكل به سوگند خود عمل كرده باشد.

2 - تنبيه همسر با دسته اى از گياه خشك و تر - آن هم يك بار ، توصيه خداوند به ايوب ( ع ) براى اداى سوگندش

و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

«ضغث» به يك دسته از گياه خشك و تر گويند.

3 - چاره جويى خداوند براى ايوب ( ع ) در مشكل اداى سوگندش به تنبيه همسرش

خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

29- تعاليم قصه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 13

13 - وجود بستر هاى گوناگون انديشه و خردورزى در سرگذشت ايوب پيامبر

و اذكر عبدنا أيّوب إذ نادى . .. و وهبنا له أهله ... و ذكرى لأُولى الألبب

از اين كه خداوند، بيدار شدن انسان ها از سرگذشت ايوب(ع) را به صاحبان خرد اختصاص داده است، مى توان استفاده كرد كه در اين داستان زمينه هاى بسيارى براى انديشيدن و خردورزى وجود دارد.

30- تعقل در قصه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 13

13 - وجود بستر هاى گوناگون انديشه و خردورزى در سرگذشت ايوب پيامبر

و اذكر عبدنا أيّوب إذ نادى . .. و وهبنا له أهله ... و ذكرى لأُولى الألبب

از اين كه خداوند، بيدار شدن انسان ها از سرگذشت ايوب(ع) را به صاحبان خرد اختصاص داده است، مى توان استفاده كرد كه در اين داستان زمينه هاى بسيارى براى انديشيدن و خردورزى وجود دارد.

31- تفضل به ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 11،20

11- بهره مندى ايوب ( ع ) از عطايى فزون تر از آن چه تمنا داشت .

أنّى مسّنى الضرّ . .. فكشفنا ما به من ضرّ و ءاتينه أهله و مثلهم معهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «آتيناه. ..» عطف بر «فاستجبنا» باشد. بنابراين آن چه مورد درخواست ايوب(ع) بود، بر طرف شدن بيمارى و رنج (ضرّ) بود كه خداوند افزون تر از آن، خانواده اش را به آن حضرت بازگردانيد.

20- « عن أبى عبداللّه ( ع ) : ردّ اللّه سبحانه عليه [ أيوب ( ع ) ] أهله الذين هلكوا بأعيانهم و أعطاه مثلهم معهم و كذلك ردّ اللّه عليه أمواله و مواشيه بأعيانها و أعطاه مثلها معها ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه: خداوند سبحان خانواده ايوب(ع) را كه هلاك شده بودند، به او برگرداند و مانند آنان را نيز به وى عطا كرد. و هم چنين خداوند، عين اموال و چهارپايان او را به او برگرداند و مانند آنها را نيز به همان مقدار به او عطا كرد».

32- تقواى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 49 - 7

7 - داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع ، ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از تقواپيشگان و نيك فرجامان بودند .

و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل ... هذا ذكر و إنّ للمتقين لحسن مئاب

«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «متقين» پيامبرانى باشد كه در آيات گذشته از آنان سخن گفته شد.

33- تنبيه همسر ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 5

5 - ايوب ( ع ) ، در اداى سوگند خود ( تنبيه همسرش ) دچار ترديد و پشيمانى شده بود .

و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

توصيه خداوند به ايوب(ع) به نشكستن سوگندش، بيانگر اين حقيقت است كه ايوب(ع) در اداى سوگندش دچار ترديد شده و حالت پشيمانى به او دست داده بود; به گونه اى كه در جست و جوى راهى براى حل اين مشكل برآمده بود.

34- توسل ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 5

5 - توسل ايوب ( ع ) به ربوبيت خدا ، در هنگام عرض حاجت و دعا براى رفع گرفتارى خود

إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن

35- توصيه به ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 42 - 1،3

1 - توصيه خداوند به ايوب ( ع ) ، مبنى بر كوبيدن پاى خود بر زمين براى جوشيدن آب از آن

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

«ركض» در اصل به معناى زدن با پا است و هرگاه به راكب نسبت داده شود، به معناى راندن مركوب و هرگاه به رونده نسبت داده

شود، به معناى گام نهادن بر زمين خواهد بود (مفردات راغب). در آيه شريفه به قرينه «هذا مغتسل...»، به دست مى آيد كه مقصود پاى كوبيدن بر زمين براى جوشيدن چشمه و آب سرد از آن است.

3 - شفا يافتن ايوب ( ع ) از مصيبت زمين گير بودن ، همراه با توصيه خداوند به راه رفتن او

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

برخى از مفسران بر اين نظراند كه جمله «اركض برجلك» مرتبط با «هذا مغتسل. ..» نيست; بلكه مستقل است و اين دو جمله بيانگر دو نشانه از بهبود يافتن ايوب(ع) و دو معجزه جداگانه است: 1- بهبود يافتن او از زمين گير بودن; 2- سالم شدن از امراض جسمى و پوستى او.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 2

2 - تنبيه همسر با دسته اى از گياه خشك و تر - آن هم يك بار ، توصيه خداوند به ايوب ( ع ) براى اداى سوگندش

و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

«ضغث» به يك دسته از گياه خشك و تر گويند.

36- حسن فرجام ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 49 - 7

7 - داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع ، ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از تقواپيشگان و نيك فرجامان بودند .

و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل ... هذا ذكر و إنّ للمتقين لحسن مئاب

«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «متقين» پيامبرانى باشد كه در آيات گذشته از آنان سخن گفته شد.

37- خطاى همسر ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 1،5،6

1 - سوگند ايوب ( ع ) به تنبيه كردن همسر خطاكارش

و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

مفسران درباره آيه شريفه - براساس روايات وارده - گفته اند: ايوب(ع) به خاطر خطايى كه همسرش مرتكب شده بود، سوگند ياد كرد كه او را تنبيه كند; ولى به خاطر خوبى ها و خدمات همسرش دوست نداشت كه او را به نحوى كه سوگند ياد كرده تنبيه نمايد. از اين رو خداوند به خاطر لطف و عنايت به او و همسرش، دستور داد با تهيه دسته اى از گياه - تنها يك بار - به همسرش

بزند تا بدين شكل به سوگند خود عمل كرده باشد.

5 - ايوب ( ع ) ، در اداى سوگند خود ( تنبيه همسرش ) دچار ترديد و پشيمانى شده بود .

و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

توصيه خداوند به ايوب(ع) به نشكستن سوگندش، بيانگر اين حقيقت است كه ايوب(ع) در اداى سوگندش دچار ترديد شده و حالت پشيمانى به او دست داده بود; به گونه اى كه در جست و جوى راهى براى حل اين مشكل برآمده بود.

6 - خطاى همسر ايوب ( ع ) ، خطايى بزرگ و غيرقابل چشم پوشى براى آن حضرت بود .

و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

سوگند ايوب(ع) مبنى بر تنبيه همسر خطاكارش، گوياى اين حقيقت است كه خطاى همسرش بزرگ و غيرقابل بخشش بود و گرنه شخصيتى مانند ايوب(ع)، از آن اغماض مى كرد و او را مى بخشيد.

38- دعاى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 1،3

1- سرگذشت ايوب ( ع ) و نيايش او با خدا ، درس آموز و سزاوار ياد ويادآورى است .

و أيّوب إذ نادى ربّه

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «أيّوب» به وسيله عامل مقدرى، چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

3- ايوب ( ع ) با صداى بلند و رسا ، براى خود دعا كرد و از خداوند خواستار نجات و بهبود خود از انواع ناگوارى ها ، ناراحتى هاى جسمانى و فقر شد .

و أيّوب إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الضرّ

«ندا» به معناى صداى بلند و روشن است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 11

11 - نداى ايوب ( ع ) به درگاه الهى ، جلوه اى از عبوديت او است .

و اذكر عبدنا أيّوب إذ نادى ربّه

39- ذكر قصه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 1

1- سرگذشت ايوب ( ع ) و نيايش او با خدا ، درس آموز و سزاوار ياد ويادآورى است .

و أيّوب إذ نادى ربّه

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «أيّوب» به وسيله عامل مقدرى، چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 11

11 - بازگشت و دو چندان شدن خانواده ايوب ( ع ) ، مايه تذكر و بيدارى صاحبان خرد ناب

و وهبنا له أهله . .. رحمة منّا و ذكرى لأُولى الألبب

«لُب» به معناى عقل خالص و خرد ناب است (مفردات راغب).

40- راه رفتن ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 42 - 3

3 - شفا يافتن ايوب ( ع ) از مصيبت زمين گير بودن ، همراه با توصيه خداوند به راه رفتن او

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

برخى از مفسران بر اين نظراند كه جمله «اركض برجلك» مرتبط با «هذا مغتسل. ..» نيست; بلكه مستقل است و اين دو جمله بيانگر دو نشانه از بهبود يافتن ايوب(ع) و دو معجزه جداگانه است: 1- بهبود يافتن او از زمين گير بودن; 2- سالم شدن از امراض جسمى و پوستى او.

41- رحمت بر ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 6

6- رفع بيمارى ، غم و گرفتارى ايوب ( ع ) و بازگشت خانواده اش به آن ، رحمتى از جانب خدا بر او بود .

فكشفنا ما به . .. رحمة من عندنا

42- رفع اندوه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 2،6

2- خداوند ، مشكلات ايوب ( ع ) را گشود و غم و اندوه آن حضرت را از جسم و جان وى زدود .

و أيّوب . .. فكشفنا ما به من ضرّ

6- رفع بيمارى ، غم و گرفتارى ايوب ( ع ) و بازگشت خانواده اش به آن ، رحمتى از جانب خدا بر او بود .

فكشفنا ما به . .. رحمة من عندنا

43- رفع مشكلات ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 2،6

2- خداوند ، مشكلات ايوب ( ع ) را گشود و غم و اندوه آن حضرت را از جسم و جان وى زدود .

و أيّوب . .. فكشفنا ما به من ضرّ

6- رفع بيمارى ، غم و گرفتارى ايوب ( ع ) و بازگشت خانواده اش به آن ، رحمتى از جانب خدا بر او بود .

فكشفنا ما به . .. رحمة من عندنا

44- رنجهاى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 5،6،8

5 - توسل ايوب ( ع ) به ربوبيت خدا ، در هنگام عرض حاجت و دعا براى رفع گرفتارى خود

إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن

6 - ايوب ( ع ) ، در زندگى خود به رنج و عذابى سخت گرفتار شد .

إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب

«نصب» به معناى مشقت و رنج است.

8 - شكوه ايوب ( ع ) به درگاه الهى ، از دست وسوسه هاى شيطان در مورد ابتلاى آن حضرت به سختى ها و رنج ها

إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب

45- زمينه عبوديت ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 13

13 - رجوع و توجه همواره ايوب ( ع ) به خداوند در زندگى ، موجب دستيابى او به مقام عبوديت الهى

نعم العبد إنّه أوّاب

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إّنه أوّاب» در مقام تعليل براى «نعم العبد» است; يعنى، چون ايوب(ع) بسيار متوجه خدا و پر مراجعه به او بود; عبد شايسته شناخته شد و به اين مقام دست يافت.

46- زمينه وسوسه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 7

7 - شيطان ، ايوب ( ع ) را به خاطر گرفتار بودنش در رنج و عذاب سخت وسوسه مى كرد .

أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب

«مسّ شيطان» به معناى وسوسه و نزديك شدن او براى فريب است و «باء» در «بنصب» براى سببيت است; يعنى، شيطان وقتى ايوب(ع) را گرفتار رنج و عذاب ديد، به وسوسه او پرداخت.

47- سوگند ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 1،5

1 - سوگند ايوب ( ع ) به تنبيه كردن همسر خطاكارش

و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

مفسران درباره آيه شريفه - براساس روايات وارده - گفته اند: ايوب(ع) به خاطر خطايى كه همسرش مرتكب شده بود، سوگند ياد كرد كه او را تنبيه كند; ولى به خاطر خوبى ها و خدمات همسرش دوست نداشت كه او را به نحوى كه سوگند ياد كرده تنبيه نمايد. از اين رو خداوند به خاطر لطف و عنايت به او و همسرش، دستور داد با تهيه دسته اى از گياه - تنها يك بار - به همسرش بزند تا بدين شكل به سوگند خود عمل كرده باشد.

5 - ايوب ( ع ) ، در اداى سوگند خود ( تنبيه همسرش ) دچار ترديد و پشيمانى شده بود .

و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

توصيه خداوند به ايوب(ع) به نشكستن سوگندش، بيانگر اين حقيقت است كه ايوب(ع) در اداى سوگندش دچار ترديد شده و حالت پشيمانى به او دست داده بود; به گونه اى كه در جست و جوى راهى براى حل اين مشكل برآمده بود.

48- شفاى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 3

3- ايوب ( ع ) با صداى بلند و رسا ، براى خود دعا كرد و از خداوند خواستار نجات و بهبود خود از انواع ناگوارى ها ، ناراحتى هاى جسمانى و فقر شد .

و أيّوب إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الضرّ

«ندا» به معناى صداى بلند و روشن است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 42 - 3،5

3 - شفا يافتن ايوب ( ع ) از مصيبت زمين گير بودن ، همراه با توصيه خداوند به راه رفتن او

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

برخى از مفسران بر اين نظراند كه جمله «اركض برجلك» مرتبط با «هذا مغتسل. ..» نيست; بلكه مستقل است و اين دو جمله بيانگر دو نشانه از بهبود يافتن ايوب(ع) و دو معجزه جداگانه است: 1- بهبود يافتن او از زمين گير بودن; 2- سالم شدن از امراض جسمى و پوستى او.

5 - شفا يافتن ايوب ( ع ) از آب سرد جوشيده از زمين ، از معجزات خداوند و الطاف او به آن حضرت

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

از ظاهر آيه شريفه استفاده مى شود، كه خداوند درصدد بيان معجزه و لطف خود به ايوب(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 3،8

3 - خداوند ، بر تعداد خانواده ايوب ( ع ) پس از شفا و بهبود يافتنش دو چندان افزود .

و وهبنا له أهله و مثلهم معهم

8 - استجابت دعاى ايوب ( ع ) از سوى خداوند ، با بهبود دادن او و بازگرداندن خانواده اش

إذ نادى ربّه . .. هذا مغتسل بارد و شراب . و وهبنا له أهله و مثلهم معهم

49- شفاى بيمارى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 2،6

2- خداوند ، مشكلات ايوب ( ع ) را گشود و غم و اندوه آن حضرت را از جسم و جان وى زدود .

و أيّوب . .. فكشفنا ما به من ضرّ

6- رفع بيمارى ، غم و گرفتارى ايوب ( ع ) و بازگشت خانواده اش به آن ، رحمتى از جانب خدا بر او بود .

فكشفنا ما به . .. رحمة من عندنا

50- شك ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 5

5 - ايوب ( ع ) ، در اداى سوگند خود ( تنبيه همسرش ) دچار ترديد و پشيمانى شده بود .

و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

توصيه خداوند به ايوب(ع) به نشكستن سوگندش، بيانگر اين حقيقت است كه ايوب(ع) در اداى سوگندش دچار ترديد شده و حالت پشيمانى به او دست داده بود; به گونه اى كه در جست و جوى راهى براى حل اين مشكل برآمده بود.

51- صبر ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 13

13 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : لمّا طال بلاء أيوب و رأى إبليس صبره أتى إلى أصحاب له كانوا رهباناً فى الجبال فقال لهم : مرّوا بنا إلى هذا العبد المبتلى و نسأله عن بليته . . . و قالوا يا أيوب لو أخبرتنا بذنبك فلانرى تبتلى إلاّ لأمر كنت تستره . . . فعند ذلك دعا ربّه و قال : « ربّ أنّى مسّنى الشيطان بنصب و عذاب » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: چون ابتلاى ايوب(ع) طولانى گشت و ابليس صبر او را ديد، نزد ديرنشينانى كه از اصحاب وى بودند آمد و به آنان گفت: بياييد تا نزد اين بنده مبتلا برويم و از او درباره ابتلايش سؤال كنيم. .. آنان گفتند: اى ايوب! كاش گناهى را كه انجام داده اى به ما مى گفتى؟ ما را عقيده بر آن است كه تو تنها به خاطر چيزى (گناهى) كه از ما پنهان مى كنى، مبتلا شده اى... پس در آن موقع پروردگارش را خواند و گفت: (ربّ أنّى مسّنى الشيطان بنصب و عذاب)».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 8،9،16

8 - ايوب ( ع ) ، انسانى صبور و شكيبا در پيشگاه خداوند

إنّا وجدنه صابرًا

9 - ايوب ( ع ) ، الگوى بزرگ صبر و شكيبايى

إنّا وجدنه صابرًا

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد ارائه الگويى از صبر و شكيبايى براى پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) و ياران مؤمن او است كه در مكه در اوج سختى ها و رنج هاى ناشى از دين دارى قرار داشتند.

16 - صبر ايوب ( ع ) ، جلوه اى از عبوديت و خداخواهى او

و اذكر عبدنا أيّوب . .. نعم العبد إنّه أوّاب

52- عاقلان و قصه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 11

11 - بازگشت و دو چندان شدن خانواده ايوب ( ع ) ، مايه تذكر و بيدارى صاحبان خرد ناب

و وهبنا له أهله . .. رحمة منّا و ذكرى لأُولى الألبب

«لُب» به معناى عقل خالص و خرد ناب است (مفردات راغب).

53- عبرت از قصه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 1

1- سرگذشت ايوب ( ع ) و نيايش او با خدا ، درس آموز و سزاوار ياد ويادآورى است .

و أيّوب إذ نادى ربّه

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «أيّوب» به وسيله عامل مقدرى، چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 2

2 - سرگذشت ايوب ( ع ) درس آموز و سازنده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر عبدنا أيّوب

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر ياد كردن سرگذشت ايوب(ع) مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 11

11 - بازگشت و دو چندان شدن خانواده ايوب ( ع ) ، مايه تذكر و بيدارى صاحبان خرد ناب

و وهبنا له أهله . .. رحمة منّا و ذكرى لأُولى الألبب

«لُب» به معناى عقل خالص و خرد ناب است (مفردات راغب).

54- عبوديت ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 4

4 - ايوب ( ع ) ، بنده حقيقى و بلندمرتبه خداوند

واذكر عبدنا أيّوب

تصريح به عبد بودن ايوب(ع) - با آن كه همه انسان ها عبد خدا هستند - و نيز اضافه آن به ضمير جلاله (نا)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 11

11 - ايوب ( ع ) ، بنده شايسته خدا بود .

نعم العبد

55- عمل خير ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 90 - 15

15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .

و لقد ءاتينا موسى و هرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسرعون فى الخيرت

56- عوامل رفع رنجهاى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 42 - 4

4 - آب خنك جوشيده از زمين ، وسيله شفاى ايوب ( ع ) از بيمارى و رنج

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

57- عوامل شفاى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 42 - 4

4 - آب خنك جوشيده از زمين ، وسيله شفاى ايوب ( ع ) از بيمارى و رنج

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

58- فراق ايوب(ع) از خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 8

8- ايوب ( ع ) ، به گرفتارى فراق و از دست دادن خانواده اش مبتلا شده بود .

و ءاتينه أهله

59- فضايل ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 86 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) پيامبرانى بودند كه بر همه مردم عصر خويش برترى يافته بودند.

و وهبنا له إسحق و يعقوب . .. و كلا فضلنا على العلمين

برترى يافتن هر يك از پيامبران بر همه مردم - كه در اولين نظر از كلمه «العالمين» به ذهن مى آيد - مستلزم برترى يافتن هر يك از پيامبران بر ديگرى است. لذا نمى توان عموم «العالمين» را حقيقى دانست، بلكه داراى عموم عرفى بوده و ناظر به همه جوامع عصر خود آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 42 - 5

5 - شفا يافتن ايوب ( ع ) از آب سرد جوشيده از زمين ، از معجزات خداوند و الطاف او به آن حضرت

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

از ظاهر آيه شريفه استفاده مى شود، كه خداوند درصدد بيان معجزه و لطف خود به ايوب(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 1،2،6

1 - خداوند ، خانواده از دست رفته ايوب را زنده كرد و به او بازگرداند .

و وهبنا له أهله

در اين كه مقصود از «و وهبنا له أهله» چيست; ميان مفسران دو ديدگاه وجود دارد: 1- برخى برآنند كه خانواده ايوب، مرده بودند و خداوند آنان را زنده كرد و به او بازگردانيد. 2- برخى ديگر برآنند كه خانواده ايوب(ع) زنده بودند; ولى از اطراف او - كه به امراض و بليه هاى گوناگون مبتلا بود - پراكنده شده بودند. اما خداوند با شفا دادن ايوب(ع) و رفع گرفتارى از آن حضرت، آنان را به او بازگردانيد. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است.

2 - با عنايت خداوند ، خانواده پراكنده و متفرق ايوب ( ع ) به سوى آن حضرت بازگشتند .

و وهبنا له أهله

6 - بازگشت و ازدياد خانواده ايوب ( ع ) ، تبلور رحمت خدا به ايشان

و وهبنا له أهله . .. رحمة منّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 4،8،9،12

4 - ايوب ( ع ) و همسرش ، مورد لطف و عنايت خداوند بودند .

و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

توصيه خداوند به ايوب(ع) براى وفاى به سوگند خود به شكلى آسان، در حقيقت لطف و عنايت الهى به ايشان بود.

8 - ايوب ( ع ) ، انسانى صبور و شكيبا در پيشگاه خداوند

إنّا وجدنه صابرًا

9 - ايوب ( ع ) ، الگوى بزرگ صبر و شكيبايى

إنّا وجدنه صابرًا

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد ارائه الگويى از صبر و شكيبايى براى پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) و ياران مؤمن او است كه در مكه در اوج سختى ها و رنج هاى ناشى از دين دارى قرار داشتند.

12 - ايوب ( ع ) ، در همه امور زندگى به خدا روى مى آورد و همواره او را مرجع امور خود مى دانست .

إنّه أوّاب

«أوّاب» صيغه مبالغه (از ماده «اوب») و به معناى «رجوع» است; يعنى، ايوب(ع) بسيار مراجعه كننده به خدا و همواره متوجه او بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 49 - 7

7 - داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع ، ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از تقواپيشگان و نيك فرجامان بودند .

و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل ... هذا ذكر و إنّ للمتقين لحسن مئاب

«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «متقين» پيامبرانى باشد كه در آيات گذشته از آنان سخن گفته شد.

60- فضايل همسر ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 4

4 - ايوب ( ع ) و همسرش ، مورد لطف و عنايت خداوند بودند .

و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

توصيه خداوند به ايوب(ع) براى وفاى به سوگند خود به شكلى آسان، در حقيقت لطف و عنايت الهى به ايشان بود.

61- فقر ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 2

2- ايوب ( ع ) به انواع ناگوارى ها ، ناراحتى ها ، فقر و مرض مبتلا بود .

أنّى مسّنى الضرّ

«الضرّ» اسم مصدر و به معناى سوء حال، فقر و ناراحتى بدنى مى باشد و نيز هر آن چه كه ضد نفع است (لسان العرب).

62- فوايد قصه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 49 - 4

4 - سرگذشت داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، مايه ياد و يادآورى انسان ها

و اذكر داود . .. سليمن ... أيّوب ... إبرهيم و إسحق و يعقوب... إسمعيل و اليسع

برداشت ياد شده از آن جا است كه «هذا» مى تواند اشاره به مجموعه آياتى باشد كه درباره سرگذشت پيامبران ياد شده، سخن گفته است.

63- قصه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 1،2،4،5،7،8،9،11

1- خداوند دعا و درخواست ايوب ( ع ) را پذيرفت و مورد اجابت قرار داد .

و أيّوب إذ نادى ربّه . .. فاستجبنا له

2- خداوند ، مشكلات ايوب ( ع ) را گشود و غم و اندوه آن حضرت را از جسم و جان وى زدود .

و أيّوب . .. فكشفنا ما به من ضرّ

4- خداوند ، خاندان ( زن و فرزند ) درگذشته ايوب ( ع ) را احيا و به او بازگردانيد .

و ءاتينه أهله

در اين كه مقصود از اعطاى خاندان ايوب(ع) به آن حضرت چيست، دو ديدگاه وجود دارد: 1- احياى زن و فرزندان درگذشته ايوب(ع) و بازگردانيدن آنان به ايشان; 2- اعطاى زن و فرزندان جديد به جاى زن و فرزندان از دست رفته او. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است.

5- خداوند ، به جاى خاندان از دست رفته ايوب ( ع ) ، زن و فرزندان جديد ديگرى به او اعطا كرد .

و ءاتينه أهله

7- خداوند ، افزون بر بازگردانيدن زن و فرزندان ايوب ( ع ) به وى ، زن و فرزندان ديگرى نظير آنان به آن حضرت عطا كرد .

و ءاتينه أهله و مثلهم معهم

8- ايوب ( ع ) ، به گرفتارى فراق و از دست دادن خانواده اش مبتلا شده بود .

و ءاتينه أهله

9- از دست دادن خانواده ( زن و فرزندان ) ، مهم ترين رنج و ناراحتى ايوب ( ع ) بود .

أنّى مسّنى الضرّ . .. فكشفنا ما به من ضرّ و ءاتينه أهله و مثلهم معهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمله «آتيناه أهله. ..» عطف بر «فكشفنا...» باشد. در اين صورت ذكر «آتيناه أهله...» از باب ذكر خاص بعد از عام و مفيد اهميت و عظمت خواهد بود; زيرا از دست دادن خانواده، خودْ «ضرّ» است.

11- بهره مندى ايوب ( ع ) از عطايى فزون تر از آن چه تمنا داشت .

أنّى مسّنى الضرّ . .. فكشفنا ما به من ضرّ و ءاتينه أهله و مثلهم معهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «آتيناه. ..» عطف بر «فاستجبنا» باشد. بنابراين آن چه مورد درخواست ايوب(ع) بود، بر طرف شدن بيمارى و رنج (ضرّ) بود كه خداوند افزون تر از آن، خانواده اش را به آن حضرت بازگردانيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 5،6،13

5 - توسل ايوب ( ع ) به ربوبيت خدا ، در هنگام عرض حاجت و دعا براى رفع گرفتارى خود

إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن

6 - ايوب ( ع ) ، در زندگى خود به رنج و عذابى سخت گرفتار شد .

إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب

«نصب» به معناى مشقت و رنج است.

13 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : لمّا طال بلاء أيوب و رأى إبليس صبره أتى إلى أصحاب له كانوا رهباناً فى الجبال فقال لهم : مرّوا بنا إلى هذا العبد المبتلى و نسأله عن بليته . . . و قالوا يا أيوب لو أخبرتنا بذنبك فلانرى تبتلى إلاّ لأمر كنت تستره . . . فعند ذلك دعا ربّه و قال : « ربّ أنّى مسّنى الشيطان بنصب و عذاب » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: چون ابتلاى ايوب(ع) طولانى گشت و ابليس صبر او را ديد، نزد ديرنشينانى كه از اصحاب وى بودند آمد و به آنان گفت: بياييد تا نزد اين بنده مبتلا برويم و از او درباره ابتلايش سؤال كنيم. .. آنان گفتند: اى ايوب! كاش گناهى را كه انجام داده اى به ما مى گفتى؟ ما را عقيده بر آن است كه تو تنها به خاطر چيزى (گناهى) كه از ما پنهان مى كنى، مبتلا شده اى... پس در آن موقع پروردگارش را خواند و گفت: (ربّ أنّى مسّنى الشيطان بنصب و عذاب)».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 42 - 1،2،3،4،5

1 - توصيه خداوند به ايوب ( ع ) ، مبنى بر كوبيدن پاى خود بر زمين براى جوشيدن آب از آن

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

«ركض» در اصل به معناى زدن با پا است و هرگاه به راكب نسبت داده شود، به معناى راندن مركوب و هرگاه به رونده نسبت داده شود، به معناى گام نهادن بر زمين خواهد بود (مفردات راغب). در آيه شريفه به قرينه «هذا مغتسل...»، به دست مى آيد كه مقصود پاى كوبيدن بر زمين براى جوشيدن چشمه و آب سرد از آن است.

2 - جوشيدن آب سرد براى شستوشوى و نوشيدن ، بلافاصله پس از اين بود كه ايوب ( ع ) پاى خود را بر زمين كوبيد .

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

3 - شفا يافتن ايوب ( ع ) از مصيبت زمين گير بودن ، همراه با توصيه خداوند به راه رفتن او

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

برخى از مفسران بر اين نظراند كه جمله «اركض برجلك» مرتبط با «هذا مغتسل. ..» نيست; بلكه مستقل است و اين دو جمله

بيانگر دو نشانه از بهبود يافتن ايوب(ع) و دو معجزه جداگانه است: 1- بهبود يافتن او از زمين گير بودن; 2- سالم شدن از امراض جسمى و پوستى او.

4 - آب خنك جوشيده از زمين ، وسيله شفاى ايوب ( ع ) از بيمارى و رنج

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

5 - شفا يافتن ايوب ( ع ) از آب سرد جوشيده از زمين ، از معجزات خداوند و الطاف او به آن حضرت

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

از ظاهر آيه شريفه استفاده مى شود، كه خداوند درصدد بيان معجزه و لطف خود به ايوب(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 1،2،3،4،6،8

1 - خداوند ، خانواده از دست رفته ايوب را زنده كرد و به او بازگرداند .

و وهبنا له أهله

در اين كه مقصود از «و وهبنا له أهله» چيست; ميان مفسران دو ديدگاه وجود دارد: 1- برخى برآنند كه خانواده ايوب، مرده بودند و خداوند آنان را زنده كرد و به او بازگردانيد. 2- برخى ديگر برآنند كه خانواده ايوب(ع) زنده بودند; ولى از اطراف او - كه به امراض و بليه هاى گوناگون مبتلا بود - پراكنده شده بودند. اما خداوند با شفا دادن ايوب(ع) و رفع گرفتارى از آن حضرت، آنان را به او بازگردانيد. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است.

2 - با عنايت خداوند ، خانواده پراكنده و متفرق ايوب ( ع ) به سوى آن حضرت بازگشتند .

و وهبنا له أهله

3 - خداوند ، بر تعداد خانواده ايوب ( ع ) پس از شفا و بهبود يافتنش دو چندان افزود .

و وهبنا له أهله و مثلهم معهم

4 - بازگشت خانواده ايوب ( ع ) و دو چندان شدن آنها ، موهبت الهى براى آن حضرت

و وهبنا له أهله و مثلهم معهم

6 - بازگشت و ازدياد خانواده ايوب ( ع ) ، تبلور رحمت خدا به ايشان

و وهبنا له أهله . .. رحمة منّا

8 - استجابت دعاى ايوب ( ع ) از سوى خداوند ، با بهبود دادن او و بازگرداندن خانواده اش

إذ نادى ربّه . .. هذا مغتسل بارد و شراب . و وهبنا له أهله و مثلهم معهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 5،6

5 - ايوب ( ع ) ، در اداى سوگند خود ( تنبيه همسرش ) دچار ترديد و پشيمانى شده بود .

و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

توصيه خداوند به ايوب(ع) به نشكستن سوگندش، بيانگر اين حقيقت است كه ايوب(ع) در اداى سوگندش دچار ترديد شده و حالت پشيمانى به او دست داده بود; به گونه اى كه در جست و جوى راهى براى حل اين مشكل برآمده بود.

6 - خطاى همسر ايوب ( ع ) ، خطايى بزرگ و غيرقابل چشم پوشى براى آن حضرت بود .

و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

سوگند ايوب(ع) مبنى بر تنبيه همسر خطاكارش، گوياى اين حقيقت است كه خطاى همسرش بزرگ و غيرقابل بخشش بود و گرنه شخصيتى مانند ايوب(ع)، از آن اغماض مى كرد و او را مى بخشيد.

64- گرفتارى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 2

2- ايوب ( ع ) به انواع ناگوارى ها ، ناراحتى ها ، فقر و مرض مبتلا بود .

أنّى مسّنى الضرّ

«الضرّ» اسم مصدر و به معناى سوء حال، فقر و ناراحتى بدنى مى باشد و نيز هر آن چه كه ضد نفع است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 8

8- ايوب ( ع ) ، به گرفتارى فراق و از دست دادن خانواده اش مبتلا شده بود .

و ءاتينه أهله

65- گلايه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 8

8 - شكوه ايوب ( ع ) به درگاه الهى ، از دست وسوسه هاى شيطان در مورد ابتلاى آن حضرت به سختى ها و رنج ها

إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب

66- مدت ابتلاى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 14

14 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال ابتلى أيوب سبع سنين بلا ذنب ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: ايوب(ع) به مدت هفت سال بدون آن كه گناهى كرده باشد به بلا گرفتار شد».

67- مرگ فرزند ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 9

9- از دست دادن خانواده ( زن و فرزندان ) ، مهم ترين رنج و ناراحتى ايوب ( ع ) بود .

أنّى مسّنى الضرّ . .. فكشفنا ما به من ضرّ و ءاتينه أهله و مثلهم معهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمله «آتيناه أهله. ..» عطف بر «فكشفنا...» باشد. در اين صورت ذكر «آتيناه أهله...» از باب ذكر خاص بعد از عام و مفيد اهميت و عظمت خواهد بود; زيرا از دست دادن خانواده، خودْ «ضرّ» است.

68- مرگ همسر ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 9

9- از دست دادن خانواده ( زن و فرزندان ) ، مهم ترين رنج و ناراحتى ايوب ( ع ) بود .

أنّى مسّنى الضرّ . .. فكشفنا ما به من ضرّ و ءاتينه أهله و مثلهم معهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمله «آتيناه أهله. ..» عطف بر «فكشفنا...» باشد. در اين صورت ذكر «آتيناه أهله...» از باب ذكر خاص بعد از عام و مفيد اهميت و عظمت خواهد بود; زيرا از دست دادن خانواده، خودْ «ضرّ» است.

69- مشكلات ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 2

2- ايوب ( ع ) به انواع ناگوارى ها ، ناراحتى ها ، فقر و مرض مبتلا بود .

أنّى مسّنى الضرّ

«الضرّ» اسم مصدر و به معناى سوء حال، فقر و ناراحتى بدنى مى باشد و نيز هر آن چه كه ضد نفع است (لسان العرب).

70- معجزه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 42 - 5

5 - شفا يافتن ايوب ( ع ) از آب سرد جوشيده از زمين ، از معجزات خداوند و الطاف او به آن حضرت

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

از ظاهر آيه شريفه استفاده مى شود، كه خداوند درصدد بيان معجزه و لطف خود به ايوب(ع) است.

71- معلم ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 3

3 - چاره جويى خداوند براى ايوب ( ع ) در مشكل اداى سوگندش به تنبيه همسرش

خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

72- مقامات ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 4

4 - ايوب ( ع ) ، بنده حقيقى و بلندمرتبه خداوند

واذكر عبدنا أيّوب

تصريح به عبد بودن ايوب(ع) - با آن كه همه انسان ها عبد خدا هستند - و نيز اضافه آن به ضمير جلاله (نا)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 11

11 - ايوب ( ع ) ، بنده شايسته خدا بود .

نعم العبد

73- مهمترين رنج ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 9

9- از دست دادن خانواده ( زن و فرزندان ) ، مهم ترين رنج و ناراحتى ايوب ( ع ) بود .

أنّى مسّنى الضرّ . .. فكشفنا ما به من ضرّ و ءاتينه أهله و مثلهم معهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمله «آتيناه أهله. ..» عطف بر «فكشفنا...» باشد. در اين صورت ذكر «آتيناه أهله...» از باب ذكر خاص بعد از عام و مفيد اهميت و عظمت خواهد بود; زيرا از دست دادن خانواده، خودْ «ضرّ» است.

74- نبوّت ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 163 - 4

4 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، عيسى ، ايوب ، يونس ، هارون و سليمان عليهم السلام از پيامبران پس از نوح ( ع ) و مخاطب وحى

و أوحينا إلى إبرهيم . .. و سليمن

75- نشانه هاى عبوديت ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 11

11 - نداى ايوب ( ع ) به درگاه الهى ، جلوه اى از عبوديت او است .

و اذكر عبدنا أيّوب إذ نادى ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 16

16 - صبر ايوب ( ع ) ، جلوه اى از عبوديت و خداخواهى او

و اذكر عبدنا أيّوب . .. نعم العبد إنّه أوّاب

76- نعمتهاى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 4

4 - بازگشت خانواده ايوب ( ع ) و دو چندان شدن آنها ، موهبت الهى براى آن حضرت

و وهبنا له أهله و مثلهم معهم

77- نياكان ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 6،7

6 - داوود، سليمان، ايوب، يوسف(ع)، موسى و هارون(ع)، فرزندانى از نسل ابراهيم و هدايت يافته از جانب خداوند هستند.

و من ذريته داود و سليمن و أيوب و يوسف و موسى و هرون

سياق آيات پيشين، كه درباره حضرت ابراهيم(ع) بود، اين احتمال را پديد مى آورد كه ضمير در «ذريته» به «ابراهيم» برگردد. در اين صورت برخى اسامى كه در آيات بعد آمده است (همچون الياس و لوط) از باب تغليب در شمار ذريه آن حضرت ذكر شده اند.

7 - داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون، فرزندانى از نسل نوح(ع) و هدايت يافته از جانب خداوند بودند.

نوحا . .. و من ذريته داود و سليمن و أيوب و يوسف و موسى و هرون

با توجه به دو نكته مى توان گفت «نوحا» مرجع ضمير در «ذريته» است: «نوحا» نزديكترين كلمه اى است كه مى تواند مرجع ضمير باشد. در ميان كسانى كه به عنوان ذريه از آنان ياد شده، افرادى هستند كه از ذريه ابراهيم(ع) نيستند، مانند حضرت لوط(ع) و الياس(ع)

78- وسوسه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 8،13

8 - شكوه ايوب ( ع ) به درگاه الهى ، از دست وسوسه هاى شيطان در مورد ابتلاى آن حضرت به سختى ها و رنج ها

إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب

13 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : لمّا طال بلاء أيوب و رأى إبليس صبره أتى إلى أصحاب له كانوا رهباناً فى الجبال فقال لهم : مرّوا بنا إلى هذا العبد المبتلى و نسأله عن بليته . . . و قالوا يا أيوب لو أخبرتنا بذنبك فلانرى تبتلى إلاّ لأمر كنت تستره . . . فعند ذلك دعا ربّه و قال : « ربّ أنّى مسّنى الشيطان بنصب و عذاب » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: چون ابتلاى ايوب(ع) طولانى گشت و ابليس صبر او را ديد، نزد ديرنشينانى كه از اصحاب وى بودند آمد و به آنان گفت: بياييد تا نزد اين بنده مبتلا برويم و از او درباره ابتلايش سؤال كنيم. .. آنان گفتند: اى ايوب! كاش گناهى را كه انجام داده اى به ما مى گفتى؟ ما را عقيده بر آن است كه تو تنها به خاطر چيزى (گناهى) كه از ما پنهان مى كنى، مبتلا شده اى... پس در آن موقع پروردگارش را خواند و گفت: (ربّ أنّى مسّنى الشيطان بنصب و عذاب)».

79- وفاى به سوگند ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 2،3

2 - تنبيه همسر با دسته اى از گياه خشك و تر - آن هم يك بار ، توصيه خداوند به ايوب ( ع ) براى اداى سوگندش

و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

«ضغث» به يك دسته از گياه خشك و تر گويند.

3 - چاره جويى خداوند براى ايوب ( ع ) در مشكل اداى سوگندش به تنبيه همسرش

خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

80- ويژگيهاى دعاى ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 5

5 - توسل ايوب ( ع ) به ربوبيت خدا ، در هنگام عرض حاجت و دعا براى رفع گرفتارى خود

إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن

81- هدايت ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 6،7

6 - داوود، سليمان، ايوب، يوسف(ع)، موسى و هارون(ع)، فرزندانى از نسل ابراهيم و هدايت يافته از جانب خداوند هستند.

و من ذريته داود و سليمن و أيوب و يوسف و موسى و هرون

سياق آيات پيشين، كه درباره حضرت ابراهيم(ع) بود، اين احتمال را پديد مى آورد كه ضمير در «ذريته» به «ابراهيم» برگردد. در اين صورت برخى اسامى كه در آيات بعد آمده است (همچون الياس و لوط) از باب تغليب در شمار ذريه آن حضرت ذكر شده اند.

7 - داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون، فرزندانى از نسل نوح(ع) و هدايت يافته از جانب خداوند بودند.

نوحا . .. و من ذريته داود و سليمن و أيوب و يوسف و موسى و هرون

با توجه به دو نكته مى توان گفت «نوحا» مرجع ضمير در «ذريته» است: «نوحا» نزديكترين كلمه اى است كه مى تواند مرجع ضمير باشد. در ميان كسانى كه به عنوان ذريه از آنان ياد شده، افرادى هستند كه از ذريه ابراهيم(ع) نيستند، مانند حضرت لوط(ع) و الياس(ع)

2- آب

1- آب آشاميدن مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 1

1- حضرت عيسى ( ع ) در آغاز تولد خويش ، مادرش مريم ( س ) را به خوردن خرماى تازه و نوشيدن از آب نهر فرا خواند .

فناديها من تحتها . .. تحتك سريًّا ... رطبًا جنيًّا . فكلى واشربى

2- آب آشاميدنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 49 - 4،5

4 - آب باران ، وسيله سيراب شدن بسيارى از انسان ها و دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند )

و نسقيه ممّا خلقنا أنعمًا و أناسىّ كثيرًا

«أنعام» واژه اى است كه بر شتر، گاو و گوسفند اطلاق مى شود و «أناسىّ» (جمع «انسى») مرادف معناى انسان ها است.

5 - آب باران ، مناسب ترين آب براى نوشيدن و سيراب شدن انسان و دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند )

أنزلنا من السماء ماء طهورًا . .. و نسقيه ممّا خلقنا أنعمًا و أناسىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 42 - 2

2 - جوشيدن آب سرد براى شستوشوى و نوشيدن ، بلافاصله پس از اين بود كه ايوب ( ع ) پاى خود را بر زمين كوبيد .

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

3- آب آشاميدنى شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 155 - 4

4 - آب آشاميدنى منطقه ثمود ، يك روز به ناقه صالح اختصاص داشت و يك روز به خود ثموديان .

لها شرب و لكم شرب يوم معلوم

«شرب» به يك نوبت از آب گفته مى شود تقدير آيه چنين است: «لها شرب يوم معلوم و لكم شرب يوم معلوم; نوبتى از آب در روزى معين از آن او و نوبتى از آن در روزى معين از آن شما است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 156 - 3

3 - اختصاص يافتن نوبتى از آب به ناقه ، موجب ناخرسندى ثموديان *

لها شرب و لكم شرب يوم معلوم . و لاتمسّوها بسوء

با توجه به ارتباط آيه بالا با آيه پيش، احتمال مى رود كه تقسيم آب، زمينه بدانديشى و نارضايتى را در ميان ثموديان، نسبت به ناقه پديد آورده باشد و «لاتمسّوها» هشدارى به اين موضع گيرى است.

4- آب آشاميدنى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 155 - 4

4 - آب آشاميدنى منطقه ثمود ، يك روز به ناقه صالح اختصاص داشت و يك روز به خود ثموديان .

لها شرب و لكم شرب يوم معلوم

«شرب» به يك نوبت از آب گفته مى شود تقدير آيه چنين است: «لها شرب يوم معلوم و لكم شرب يوم معلوم; نوبتى از آب در روزى معين از آن او و نوبتى از آن در روزى معين از آن شما است».

5- آب انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 1

1- خداوند ، از ميوه هاى درختان خرما و انگور ، نوشيدنيهايى براى انسان ، قرار داد .

نسقيكم ممّا . .. و من ثمرت النخيل و الأعنب

«من ثمرات» جار و مجرور و - به قرينه «نسقيكم» مذكور در آيه قبل - متعلق به «نسقيكم» در تقدير است. هم چنين بر جمله «و إن لكم فى الأنعام لعبرة» عطف شده است.

6- آب داغ جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 22

22 - نوشيدنى سوزان و عذاب دردناك قيامت در انتظار بازيچه قراردهندگان دين است.

أولئك الذين أبسلوا . .. لهم شراب من حميم و عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 19 - 9

9 - فروريخته شدن آب داغ و جوشان بر فرق سر اهل شرك يكى ديگر از عذاب هاى آنان در دوزخ

يصبّ من فوق رءوسهم الحميم

«صَبّ» مصدر مجهول «يُصبّ» به معناى ريخته شدن و «حميم» به معناى آب داغ و جوشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 20 - 1،2

1 - گداخته شدن پوست و امعا و احشاى اهل دوزخ با آب داغ ، يكى ديگر از عذاب هاى مقرر براى آنان

يصهر به ما فى بطونهم و الجلود

«صَهَر» (مصدر مجهول «يُصهر») به معناى گداخته شدن است. ضمير «به» به «حميم» بازمى گردد و «ما» در عبارت «ما فى بطونهم» كنايه از امعا و احشا است; يعنى، با آن آب داغ - كه بر سرشان ريخته مى شود - پوست و آنچه در ميان شكم آنان است، گداخته خواهد شد.

2 - نوشيدنى اهل دوزخ ، آبى است داغ و جوشان .

يصهر به ما فى بطونهم و الجلود

گداخته شدن امعا و احشاى اهل دوزخ با آب داغ، نشانگر آن است كه نوشيدن آن آب جوشان، براى رفع تشنگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 67 - 1

1 - آميزه اى از آب داغ ، نوشيدنى دوزخيان ستمگر پس از خوردن غذاى زقّوم

ثمّ إنّ لهم عليها لشوبًا من حميم

«شوب» مصدر سماعى از فعل «شابه» (آن را مخلوط كرد) است كه گاهى بر اسم مفعول (مشوب) اطلاق مى شود (مثل «خلق» و «مخلوق»). در آيه شريفه نيز به همين معنا آمده است. «حميم» به معناى آب پرحرارت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 57 - 1،2

1 - آب داغ و خونابه چركين ، نوشابه و غذاى طاغيان در دوزخ

إنّ للطغين . .. هذا فليذوقوه حميم و غسّاق

«حميم» به معناى آب داغ و جوشان است و «غسّاق» در نظر برخى از اهل لغت، به معناى چرك و خون اهل دوزخ است (لسان العرب). در نگاه برخى ديگر مقصود از آن مايعى است كه از پوست اهل دوزخ خارج مى شود (مفردات راغب).

2 - آب داغ و خونابه چركين ، نوشابه و غذاى دوزخيان

هذا فليذوقوه حميم و غسّاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 58 - 1

1 - انواع نوشيدنى ها و غذا هاى ديگرى مشابه آب داغ و خونابه چركين ، به طغيان گران خورانده مى شود .

فليذوقوه حميم و غسّاق . و ءاخر من شكله أزوج

«شكل» به معناى مثل و مانند و «أزواج» به معناى انواع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 72 - 1

1 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، در قيامت به آب داغ و پر حرارت افكنده خواهند شد .

يسحبون . فى الحميم

يكى از معانى «حميم»، آب داغ و پر حرارت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 48 - 2

2- ريخته شدن آب هاى جوشان ، بر سر گرفتاران در وسط دوزخ

ثمّ صبّوا فوق رأسه من عذاب الحميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 21

21- آب جوشان و گدازنده درون ، نوشيدنى دوزخيان در آتش جاودان

كمن هو خلد فى النار و سقوا ماء حميمًا فقطّع أمعاءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 42 - 4

4 - اصحاب الشمال در دوزخ ، ناچار به استفاده از آب بسيار داغ براى رفع تشنگى

و حميم

«حميم»; يعنى، آب داغ و نكره بودن آن، دلالت بر شدت داغى آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 54 - 2

2 - نوشيدنى دوزخيان ( اصحاب شمال ) ، آبى است بسيار داغ و جوشان .

فشربون عليه من الحميم

«حميم» در «مفردات راغب» به آب شديد الحرارة معنا شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 55 - 1

1 - دوزخيان ( اصحاب شمال ) ، آب داغ و جوشان دوزخ را همچون شترى تشنه ، با حرص و ولع خواهند نوشيد .

فشربون شرب الهيم

«هيم» جمع «هيماء» است و «هيماء» به شتر تشنه گفته مى شود. تشبيه حالت دوزخيان به هنگام نوشيدن از آب داغ جهنم به شترِ تشنه، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 93 - 1

1 - آب داغ و جوشان ، نوشيدنى تكذيب گران گمراه در جهان آخرت

و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين . فنزل من حميم

«حميم»، به معناى آبى است كه به شدت گرم باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 25 - 1

1 - تنها نوشيدنى موجود براى دوزخيان طغيان گر ، آب جوشان و زردابه چركين و بد بوى زخم ها است .

إلاّ حميمًا و غسّاقًا

«حميم»; يعنى، آب داغ و «غسّاق»، آب زردى است كه از زخم جارى مى شود. به مايع بدبو نيز «غسّاق» گفته مى شود. (قاموس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 28 - 7

7 - نوشيدن آب جوشان و خونابه چركين و بدبو در جهنم ، عقوبتى مناسب با گناه تكذيب آيات الهى

إلاّ حميمًا و غسّاقًا . .. و كذّبوا بايتنا كذّابًا

ترتيب پنج آيه مورد بحث، به گونه اى است كه آيه «جزاء وفاقاً»، دو عقوبت قبل از خود را كيفرى مناسب، براى دو گناه بعد از خود قلمداد كرده است. عقوبت ها يكى منفى (لايذوقون) و ديگرى مثبت (إلاّ حميماً و غساقاً) بود و گناهان نيز يكى منفى (لايرجون) و ديگرى مثبت (كذّبوا) است. آيه «جزاء وفاقاً» در ميان آنها، گوياى تناسب عقوبت منفى با گناه منفى و تناسب عقوبت مثبت با گناه مثبت است. برداشت ياد شده بيانگر تناسب دو مثبت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 5 - 1

1 - كسانى كه در قيامت حضورى ذلّت آميز دارند ، به نوشيدن از چشمه اى جوشان وادار خواهند شد .

تسقى من عين ءانية

فعل «تسقى» مجهول و بيانگر اين است كه آشاميدن از سوى فرد يا افرادى، بر دوزخيان تحميل خواهد شد «أنى» (ريشه «آنية») در چندين معنا از جمله «رسيدن به چيزى» استعمال شده است (مقاييس اللغة) و به قرينه سياق آيه - كه نوشيدنى اهل دوزخ را بيان مى كند - مراد رسيدن چشمه، به نقطه نهايى حرارت است.

7- آب داغ در قبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 93 - 3

3 - « عن أبى بصير ، قال : سمعت أباعبداللّه ( ع ) يقول : . . . « فنزل من حميم » فى قبره . . . ;

ابى بصير مى گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: . ..«فنزل من حميم» در قبر ميّت است.

8- آب دهى به گوسفندان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 24 - 3

3 - اقدام بى درنگ موسى ( ع ) به آب دادن گوسفندان دختران شعيب پس از شنيدن اظهارات آنان

قالتا . .. و أبونا شيخ كبير . فسقى لهما

تعبير «فسقى لهما» با «فا»ى عاطفه - كه براى عدم تراخى است - بيانگر مطلب ياد شده است.

9- آب دهى شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 13 - 5

5 - بهره مند ساختن ناقه صالح از آب آشاميدنى ، داراى برنامه اى خاص بود .

و سقيها

«سَقْى» و «سُقْيا»، به معناى در اختيار نهادن نوشيدنى است (مفردات) و «سُقْيا» اسم مصدر براى «سَقْى» مى باشد (العين). اضافه اين كلمه به ضمير «ناقة» و نيز برحذر داشتن قوم ثمود از بى توجّهى به آن، نشانه آن است كه مردم درباره آب آشاميدنى ناقه، وظيفه خاصى داشتند.

10- آب سرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 42 - 2،4،5

2 - جوشيدن آب سرد براى شستوشوى و نوشيدن ، بلافاصله پس از اين بود كه ايوب ( ع ) پاى خود را بر زمين كوبيد .

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

4 - آب خنك جوشيده از زمين ، وسيله شفاى ايوب ( ع ) از بيمارى و رنج

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

5 - شفا يافتن ايوب ( ع ) از آب سرد جوشيده از زمين ، از معجزات خداوند و الطاف او به آن حضرت

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

از ظاهر آيه شريفه استفاده مى شود، كه خداوند درصدد بيان معجزه و لطف خود به ايوب(ع) است.

11- آب گوارا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 27 - 7

7 - وجود كوه هاى استوار و بلند و آب هاى گوارا براى شرب انسان ها ، از نشانه هاى قدرت خداوند بر برپايى قيامت و احياى مردگان

و جعلنا فيها روسى شمخت و أسقينكم ماء فراتًا

12- آب هاى آشاميدنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 27 - 7

7 - وجود كوه هاى استوار و بلند و آب هاى گوارا براى شرب انسان ها ، از نشانه هاى قدرت خداوند بر برپايى قيامت و احياى مردگان

و جعلنا فيها روسى شمخت و أسقينكم ماء فراتًا

13- آثار آب داغ جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 22

22- متلاشى شدن درون دوزخيان ، با نوشيدن آب هاى گدازنده

و سقوا ماء حميمًا فقطّع أمعاءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 55 - 2

2 - نوشيدن آب داغ در دوزخ ، هر چند زياد باشد از دوزخيان ( اصحاب الشمال ) رفع تشنگى نمى كند .

فشربون شرب الهيم

برخى «هيم» (جمع «هيماء») را به معناى ريگ گرفته اند; زيرا در زمين ريگ زار هر چه آب ريخته شود، بلعيده مى شود و هرگز از آب پر نمى گردد. تشبيه دوزخيانِ تشنه به ريگ زار، حاكى از سيرى ناپذيرى از آن آب مى باشد.

14- آدم(ع) از آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 10

10- حضرت آدم ( ع ) ، از دو عنصر خاك و آب ( گِل ) آفريده شد .

خلقت طينًا

«طين» در لغت به معناى «خاك آميخته با آب (گِل)» آمده است (مفردات راغب).

15- ارزش آب راكد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 31 - 2

2 - آب هاى روان ، سالم و مرغوب تر از آب هاى راكد

و ماء مسكوب

16- استفاده از آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 10 - 6

6- بهره بردارى از آب و گياه حق همگانى است

هو الذى أنزل من السّماء ماء لكم منه شراب و منه شجر فيه تسيمون . ينبت لكم

17- استنجا به آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 222 - 24

24 - استنجاى به آب ، از مصاديق تطهير است .

ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين

فردى به پيامبر گرامى اسلام (صلی الله علیه و آله) گفت كه من استنجاى به آب مى كنم; پس آن حضرت فرمود: هنيئاً لك فان اللّه عز و جل قد انزل فيك آية: «ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين»


تفسير عياشى، ج 1، ص 109، ح 328; تفسير برهان، ج 1، ص 216، ح 11.

18- امتحان با آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 2،4

2 - اعلام قبلى طالوت به نيرو هاى بسيج شده در مورد آزمايش آنان با رودخانه اى خروشان

قال ان اللّه مبتليكم بِنَهَر

4 - آزمايش فرمانبرى از طالوت و نيروى اراده بنى اسرائيل از جانب خداوند به وسيله نهر *

ان اللّه مبتليكم بنهر

در آيات سابق، ترديد فرمانبرى بنى اسرائيل را در رويارويى با دشمن مطرح كرد (هل عسيتم . .. ) بنابراين آزمايش الهى، براى مشخص شدن فرمانبران و نيز ميزان فرمانبرى آنان بوده است.

19- امتحان با تقسيم آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 28 - 3

3 - اختصاص يافتن سهمى از آب سرزمين ثمود به ناقه صالح ، براى ايشان دشوار بود و مايه امتحان براى آنان

إنّا مرسلوا الناقة فتنة لهم . .. أنّ الماء قسمة بينهم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه درصدد تدارك زمينه امتحانى است كه در آيه قبل با تعبير «فتنة» آمده است.

20- اهميت آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 8

8 - اهميت نور ، تاريكى ، آب و هوا در حيات زمين

و اختلف الّيل و النهار و ما أنزل اللّه . .. و تصريف الريح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 25 - 3

3 - نقش اساسى آب و باران در تغذيه انسان

إلى طعامه . أنّا صببنا الماء صبًّا

عبارت «أنّا صببنا. ..»، بدل اشتمال براى «طعامه» و گوياى ارتباط تنگاتنگ آب و طعام است.

21- اهميت آب آشاميدنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 68 - 1،2

1 - نقش عظيم آب نوشيدنى در زندگى بشر ، قابل مطالعه و تأمّل

أفرءيتم الماء الذى تشربون

2 - دعوت از منكران معاد ، به مطالعه در آب نوشيدنى و كيفيت قرار گرفتن آن در دسترس آنان براى پى بردن به قدرت الهى

أفرءيتم الماء الذى تشربون

خطاب در اين بخش از آيات، متوجه كافران و منكران معاد است. دعوت از آنان براى مطالعه در نقش آب شرب در زندگى بشر، بدان منظور است كه آنان پى به قدرت الهى ببرند و بدين وسيله از انكار رستاخيز - كه از غفلت كردن از قدرت الهى نشأت مى

گيرد - دست بردارند.

22- اهميت آب در دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 51 - 14

14 - اهميت آب در جامعه فرعونى عصر موسى ( ع )

و هذه الأنهر تجرى من تحتى

23- اهميت آب شيرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 70 - 3

3 - آب شيرين و نقش حياتى آن در زندگى بشر ، نعمتى الهى و در خور شكر و سپاس

أفرءيتم الماء . .. فلولا تشكرون

24- اهميت تقسيم آب در قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 28 - 2

2 - فرمان تقسيم آب ، فرمانى مهم و داراى تأثير جدى در زندگى قوم ثمود

و نبّئهم أنّ الماء قسمة بينهم

در واژه «نبّئهم»، اهميت خبر نهفته است; زيرا «نبأ» به خبر مهم اطلاق مى شود.

25- پاكيزه ترين آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 48 - 4

4 - آب باران ، پاكيزه ترين و زلال ترين آب ها

و أنزلنا من السماء ماء طهورًا

26- پيدايش آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 34 - 4

4 - پيدايش آسمان ، زمين ، شب ، روز ، آب ، گياه و كوه ، حوادثى نابرابر با حادثه بزرگ قيامت

الطامّة الكبرى

«كبرى» اسم تفضيل است و قيامت را - در برابر آنچه در آيات پيشين ذكر شد - برترين و بزرگ ترين حادثه معرفى مى كند.

27- تأمين آب مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 3

3- سخن گفتن عيسى ( ع ) با مادر خود و تأمين آب و غذا به صورت خارق العاده ، زمينه هاى مسّرت و چشم روشنى مريم ( س ) و رفع نگرانى او از آينده بود .

فناديها . .. فكلى و اشربى و قرّى عينًا

«عيناً» تمييز و بيانگر مراد جدى از فاعل است و «قرّى» از ماده «قرار» (آرام گرفتن) و يا «قُرّ» (سرد شدن) است. در صورت اول جمله «قرّى عيناً»، يعنى «چشم آرميده باش» و در صورت دوم، يعنى «خنك چشم باش» (چشمت از اشك سوزان به دور باشد) و در هر صورت، كنايه از خوش دلى و شادمانى است كه چشم از نگرانى و اضطراب باز مى ايستد و از سوزش اشك اندوه، مصون مى ماند. ارتباط جمله «قرّى عيناً» با جملات قبل، گوياى برداشت فوق است.

28- تحريم آب بر جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 50 - 6

6 - خداوند آب و ديگر مواهب بهشت را بر دوزخيان تحريم كرده است .

إن اللّه حرمهما على الكفرين

29- تشبيه آب داغ جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 17

17- آب هاى غليظ و گداخته ، بسان گدازه مس ، پاسخى براى استغاثه و آب طلبى كافران در دوزخ است .

و إن يستغيثوا يغاثوا بماء كالمهل

«مهل» به معناى «درده روغن» و نيز «مس گداخته» است (مقاييس اللغة) و نيز به «خونابه اى كه از لاشه مردار بيرون آيد» گفته مى شود. (قاموس) وصف آنان با عبارت «يشوى الوجوه» با معناى «مس گداخته» سازگارتر است.

30- تشبيه به جوشش آب داغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 46 - 1

1- جوشش زقّوم ، در درون دوزخيان ، چونان جوشش آب هاى داغ

كغلى الحميم

31- تعبير رؤياى آب انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 41 - 2

2- يوسف ( ع ) ، رؤياى « آب گرفتن از انگور براى تهيه شراب » را به رهايى صاحب رؤيا و ساقى ارباب خويش شدن تعبير كرد .

أما أحدكما فيسقى ربه خمرًا

«سَقْى» (مصدر يسقى) به معناى نوشانيدن و يا اعطاى نوشيدنى است. بنابراين «أما أحدكما فيسقى ...» ; يعنى: يكى از شما به مالك و ارباب خود شراب خواهد نوشاند و ساقى او خواهد شد.

32- تعقل در آب آشاميدنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 68 - 1،2،3

1 - نقش عظيم آب نوشيدنى در زندگى بشر ، قابل مطالعه و تأمّل

أفرءيتم الماء الذى تشربون

2 - دعوت از منكران معاد ، به مطالعه در آب نوشيدنى و كيفيت قرار گرفتن آن در دسترس آنان براى پى بردن به قدرت الهى

أفرءيتم الماء الذى تشربون

خطاب در اين بخش از آيات، متوجه كافران و منكران معاد است. دعوت از آنان براى مطالعه در نقش آب شرب در زندگى بشر، بدان منظور است كه آنان پى به قدرت الهى ببرند و بدين وسيله از انكار رستاخيز - كه از غفلت كردن از قدرت الهى نشأت مى گيرد - دست بردارند.

3 - مطالعه در نقش آب شرب در حيات بشر ، راه را براى پذيرش قدرت الهى بر احياى مردگان در رستاخيز آسان مى سازد .

أفرءيتم الماء الذى تشربون

33- تقسيم آب در قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 28 - 1،4

1 - تقسيم آب در سرزمين قوم ثمود ، ميان ايشان و ناقه صالح ، به فرمان خداوند

و نبّئهم أنّ الماء قسمة بينهم

4 - اختصاص يافتن نيمى از آب سرزمين ثمود ، به ناقه صالح ( ع ) *

أنّ الماء قسمة بينهم

ظاهر اين است كه عبارت «قسمة بينهم» نظر به قسمت مساوى داشته باشد; زيرا در غير آن صورت بايد سهم، مشخص مى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 29 - 2

2 - نارضايتى قوم ثمود ، از وجود ناقه و سهميه بندى آب

أنّ الماء قسمة بينهم . .. فنادوا صاحبهم

«فاء» در «فنادوا» تصميم قتل ناقه را متفرع بر «أنّ الماء قسمة» كرده است; يعنى، چون چنين قانونى وضع شد، آنان بر آشفتند و كمر به قتل ناقه بستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 13 - 5،6،7

5 - بهره مند ساختن ناقه صالح از آب آشاميدنى ، داراى برنامه اى خاص بود .

و سقيها

«سَقْى» و «سُقْيا»، به معناى در اختيار نهادن نوشيدنى است (مفردات) و «سُقْيا» اسم مصدر براى «سَقْى» مى باشد (العين). اضافه اين كلمه به ضمير «ناقة» و نيز برحذر داشتن قوم ثمود از بى توجّهى به آن، نشانه آن است كه مردم درباره آب آشاميدنى ناقه، وظيفه خاصى داشتند.

6 - حضرت صالح ( ع ) ، قوم ثمود را از بى توجّهى به ناقه و برنامه آب خوردن آن ، برحذر داشت .

فقال لهم رسول اللّه ناقة اللّه و سقيها

عامل نصب «ناقة اللّه»، فعلى است كه بر تحذير دلالت دارد (نظير «احذروا). كلمه «سقياها» عطف بر آن است و مراد، برحذر داشتن مردم از آزاررسانى و منع آب است.

7 - لزوم حفاظت از ناقه صالح و رعايت برنامه شرب آن ، دستورى از جانب خداوند بود .

فقال لهم رسول اللّه ناقة اللّه و سقيها

وصف «رسول اللّه»، نشانگر الهى بودن دستور است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 1،4،5

1 - قوم صالح ، رسالت او را تكذيب كرده ، فرمان رعايت ناقه و شرب آن را دروغ انگاشتند .

فكذّبوه

4 - قوم ثمود ، براى دستيابى به آب اختصاصىِ ناقه صالح ، آن را هلاك كردند .

و سقيها . .. فعقروها

بيان هشدار به ثموديان، در مورد آب شربِ ناقه و آن گاه سخن گفتن از تكذيب و عقر، نشانگر آن است كه انگيزه قوم ثمود از پى كردن ناقه، چشم داشت آنان به آب مورد نياز آن بوده است.

5 - باور نداشتن رسالت صالح ( ع ) و بى اعتمادى به هشدار هاى او در مورد ناقه و آب شرب آن ، مايه اقدام بى پرواى قوم ثمود به از ميان بردن ناقه شد .

فكذّبوه فعقروها

34- جدايى آب هاى شور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 61 - 4

4 - عدم امتزاج آب هاى شور و شيرين رود ها و دريا ها ، از جلوه هاى تدبير خداى يگانه

و جعل بين البحرين حاجزًا

برداشت فوق براين احتمال است كه مقصود از «البحرين» رودها و درياها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 20 - 2

2 - حايل ميان رود ها و دريا ها ، مانع از در آميختن آب هاى شور و شيرين با يكديگر

بينهما برزخ لايبغيان

«بغى» به معناى تجاوز از حد خود است; يعنى، حد فاصل ميان دو آب مانع از تجاوز آن به يكديگر و در آميختن آنها با هم مى باشد.

35- جدايى آب هاى شيرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 61 - 4

4 - عدم امتزاج آب هاى شور و شيرين رود ها و دريا ها ، از جلوه هاى تدبير خداى يگانه

و جعل بين البحرين حاجزًا

برداشت فوق براين احتمال است كه مقصود از «البحرين» رودها و درياها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 20 - 2

2 - حايل ميان رود ها و دريا ها ، مانع از در آميختن آب هاى شور و شيرين با يكديگر

بينهما برزخ لايبغيان

«بغى» به معناى تجاوز از حد خود است; يعنى، حد فاصل ميان دو آب مانع از تجاوز آن به يكديگر و در آميختن آنها با هم مى باشد.

36- جريان آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 27 - 1

1 - خداوند ، روانه كننده آب به سرزمين هاى خشك جهت روياندن گياهان است .

أوَلم يروا أنّا نسوق الماء إلى الأرض الجرز فنخرج به زرعًا

«جرز» به جايى كوير مانند گفته مى شود كه ريشه گياه، در آن قطع شده و از بين رفته باشد (مفردات راغب). لازم به ذكر است كه «زرع » مصدر به معناى مفعول است.

37- جمع آورى آب در ابر ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 14

14- بشر ، هيچ گاه قادر به خزينه كردن آب در آسمان ( ابر ها ) نيست .

و ما أنتم له بخزنين

38- جوشش آب از زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 42 - 1،2،4،5،6

1 - توصيه خداوند به ايوب ( ع ) ، مبنى بر كوبيدن پاى خود بر زمين براى جوشيدن آب از آن

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

«ركض» در اصل به معناى زدن با پا است و هرگاه به راكب نسبت داده شود، به معناى راندن مركوب و هرگاه به رونده نسبت داده شود، به معناى گام نهادن بر زمين خواهد بود (مفردات راغب). در آيه شريفه به قرينه «هذا مغتسل...»، به دست مى آيد كه مقصود پاى كوبيدن بر زمين براى جوشيدن چشمه و آب سرد از آن است.

2 - جوشيدن آب سرد براى شستوشوى و نوشيدن ، بلافاصله پس از اين بود كه ايوب ( ع ) پاى خود را بر زمين كوبيد .

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

4 - آب خنك جوشيده از زمين ، وسيله شفاى ايوب ( ع ) از بيمارى و رنج

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

5 - شفا يافتن ايوب ( ع ) از آب سرد جوشيده از زمين ، از معجزات خداوند و الطاف او به آن حضرت

اركض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب

از ظاهر آيه شريفه استفاده مى شود، كه خداوند درصدد بيان معجزه و لطف خود به ايوب(ع) است.

6 - نقش آب سرد جوشيده از زمين ، در سلامتى انسان و برطرف كردن برخى از بيمارى هاى جسمى

هذا مغتسل بارد و شراب

39- جوشش آب از سنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 6،8،15

6 - در پى فرود آمدن عصاى موسى بر سنگ ، دوازده چشمه آب از آن جوشش كرد .

فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً

8 - هر يك از دوازده چشمه جوشيده از سنگ ، مخصوص طايفه اى از طوايف بنى اسرائيل بود .

قد علم كل أناس مشربهم

«مشرب» به آب آشاميدنى و نيز به جايگاهى كه از آن آب بر مى دارند گفته مى شود و مقصود از آن در آيه، چشمه هاى جوشيده از سنگ است.

15 - داستان استسقاى موسى ( ع ) و جوشيدن چشمه هاى آب از سنگ ، داستانى آموزنده و خاطره اى شايسته و بايسته به ياد داشتن

و إذاستسقى موسى لقومه . .. قد علم كل أناس مشربهم

عبارت «إذاستسقى» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «أذكروا إذاستسقى موسى لقومه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 5،6

5 - بيرون زدن و جارى شدن نهر هاى آب از برخى صخره ها ، شاهدى بر سختى قلب هاى سخت تر از سنگ بنى اسرائيل

أو أشد قسوة و إن من الحجارة لما يتفجر منه الأنهر

«تفجّر» (مصدر يتفجر) به معناى بيرون آمدن و جارى شدن است (اقتباس از مجمع البيان). جمله «إن من الحجارة» به منزله دليل براى «أشد قسوة» مى باشد. «لما» مركب از لام تأكيد و «ما»ى موصوله است و مراد از آن، سنگ مى باشد. بنابراين «إن من الحجارة لما ...»; يعنى، برخى از سنگها همانا سنگى است كه ... .

6 - شكاف برداشتن برخى سنگ ها و بيرون آمدن آب از آن ، نشانه سخت تر بودن قلب هاى بنى اسرائيل از سنگها

و إن منها لما يشقق فيخرج منه الماء

«تَشَقُق» (مصدر يشقق = يتشقق) به معناى شكاف برداشتن است. برخى از اهل لغت برآنند كه «شق» به شكاف ريز كه به روشنى معلوم نباشد، گفته مى شود.

40- جوشش آب دريا ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 6 - 2

2 - آب دريا ها ، هنگام پيدايش نشانه هاى قيامت ، به شدّت داغ و جوشان خواهد شد . *

و إذا البحار سجّرت

«مسجور»; يعنى، شعلهور شده (قاموس). اين احتمال كه «سجّرت»، ناظر به اين معنا باشد، منتفى نيست.

41- جهنميان و درخواست آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 50 - 1،5

1 - دوزخيان با فريادى بلند از بهشتيان تقاضا مى كنند كه از آب هاى بهشت يا ديگر مواهب آن بر ايشان فروريزند .

و نادى اصحب النار . .. أن أفيضوا علينا من الماء او مما زرقكم اللّه

5 - دوزخيان با خوددارى بهشتيان از پذيرش درخواستشان ، از دستيابى به آب و ديگر مواهب بهشت ناكام خواهند شد .

أن أفيضوا علينا . .. قالوا إن اللّه حرمهما على الكفرين

42- چشمه آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 13

13- « عن أبى جعفر ( ع ) : ضرب عيسى ( ع ) برجله فظهرت عين ماء تجرى ;

از امام باقر(ع) روايت شده: عيسى(ع) (هنگام ولادت) پاى خود را بر زمين زد، پس چشمه آب روانى ظاهر شد».

43- چشمه هاى آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 28

28 - قوم موسى ناسپاس در برابر نعمت هاى عطا شده به آنان ( جوشيدن چشمه هاى آب براى آنان و . . . )

و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «و ما ظلمونا و لكن . .. » در ارتباط با تمامى قسمتهايى كه بيانگر نعمتهاى الهى است، ايراد شده باشد.

44- خالق آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 32 - 1

1 - آب ، زمين ، دانه ها ، انگور ، سبزيجات ، زيتون ، نخل ، بوستان ، ميوه و چراگاه ، آفريده هاى خداوند و در خدمت منافع انسان و دام هاى آنان است .

متعًا لكم و لأنعمكم

«متاعاً» اسم مصدر و جايگزين مصدر حقيقى «تمتيعاً»(بهره رساندن) است (لسان العرب). اين كلمه، مفعول له و بيانگر علت پيدايش نعمت هايى است كه در آيات پيشين ذكر شد.

45- خشكاندن آب ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 18 - 7

7 - خداوند ، قادر به از ميان بردن همه آب هاى زمين

و إنّا على ذهاب به لقدرون

«ذهاب» (مصدر فعل لازم) به معناى رفتن است و با «باء» تعديه به معناى بردن مى باشد.

46- خشكيدن منابع آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 41 - 6

6- فرو رفتن آب ها و منابع آبى ، از جمله كيفر هاى الهى براى كافرانى است كه به خود بنازند و بر ديگران تفاخر كنند .

أو يصبح ماؤها غورًا فلن تستطيع له طلبًا

«يصبح» عطف بر «فتصبح» و تفريع ديگرى بر «يرسل عليها حسباناً» است. قيد «من السماء» در مورد عذابى كه آب ها را در زمين فرو ببرد، ناظر به الهى بودن عذاب است، نه نزول آن از آسمان.

47- خلقت آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 7 - 10

10 - قبل از انسان ها ، پديده هاى ديگرى چون گِل ( آب و خاك ) آفريده شده بودند .

و بدأ خلق الإنسن من طين

48- خلقت از آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 45 - 1،13

1 - خداوند ، [ در آغاز ] هر جاندارى را از آب آفريد .

و اللّه خلق كلّ دابّة من ماء

به حيوانات و جانداران روى زمين - چه بزرگ و قابل رؤيت باشند و چه كوچك و غير قابل ديدن - «دابّة» گويند (لسان العرب).

13 - آفرينش انواع جانداران از جسمى مايع ، جلوه اى از قدرت مطلق خداوند است .

و اللّه خلق كلّ دابّة من ماء . .. يخلق اللّه ما يشاء إنّ اللّه على كلّ شىء قدير

49- درخواست آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 17

17- آب هاى غليظ و گداخته ، بسان گدازه مس ، پاسخى براى استغاثه و آب طلبى كافران در دوزخ است .

و إن يستغيثوا يغاثوا بماء كالمهل

«مهل» به معناى «درده روغن» و نيز «مس گداخته» است (مقاييس اللغة) و نيز به «خونابه اى كه از لاشه مردار بيرون آيد» گفته مى شود. (قاموس) وصف آنان با عبارت «يشوى الوجوه» با معناى «مس گداخته» سازگارتر است.

50- درخواست چشمه آب از محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 1،2

1- ايجاد چشمه اى پر آب و جوشان در مكه توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مشركان ، پيش شرط آنان در ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

2- ايجاد چشمه اى جوشان براى مشركان مكه ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) آنان از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

51- دعاى كمبود آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 14

14 - دعا و مناجات به درگاه خدا براى رفع كمبود آب ( استسقا ) امرى نيكو و شايسته ، و وظيفه اى بر عهده رهبران دين

و إذاستسقى موسى لقومه

52- ذخيره آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 31 - 4

4 - زمين ، جايگاه ذخيره آب

ماءها

53- ذخيره سازى آب در زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 18 - 5

5 - ذخيره شدن آب باران در منابع پراكنده زمين ، نمودى از توجه دقيق خدا به مصالح خلق و عدم غفلت او از احوال آنان

و ما كنّا عن الخلق غفلين . .. فأسكنّ-ه فى الأرض

54- رؤياى آب انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 36 - 4

4- آب گرفتن از انگور براى تهيه شراب ، رؤياى يكى از دو زندانى هم بند يوسف ( ع )

قال أحدهما إنى أرينى أعصر خمرًا

«عصر» (مصدر أعصر) به معناى گرفتن آب از چيزى (ميوه، لباس تر و. ..) است. «خمر» به شراب مست كننده اى كه از انگور به دست مى آيد، گفته مى شود و مراد از «خمر» در آيه شريفه - به قرينه أعصر (آب مى گرفتم) - انگور است. تعبير كردن از انگور به شراب، به اين لحاظ بوده كه آن زندانى از انگور، براى تهيه شراب آب مى گرفته است.

55- زمان خلقت آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 7 - 4

4- پيش از آفرينش آسمان ها و زمين ، هستى منحصر به آب بود .

و كان عرشه على الماء

«عرش» به معناى تخت پادشاه مى باشد و در آيه، كنايه از سيطره و حكومت است و جمله «وكان عرشه على الماء» به دليل وجود «كان» به اين معناست كه: خداوند، آسمانها و زمين را آفريد در حالى كه پيش از آن، بر آبها سيطره وحكومت داشت. اين معنا مى رساند كه آب، پيش از آسمانها و زمين تشكيل دهنده هستى بوده است.

56- زمينه فراوانى آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 16 - 2

2 - ايمان و دين دارى ، موجب نزول باران و فراهم آمدن آب فراوان

و ألّوِاستقموا على الطريقة لأسقينهم ماء غدقًا

57- زندگى در سرزمين هاى خوش آب و هوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 8

8 - مطلوبيت زندگى در سرزمين هاى خوش آب و هوا

و ءاوينهما إلى ربوة ذات قرار و معين

58- زيبايى نهر هاى آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 33 - 2

2- جريان نهر آب از ميان باغ و كشتزار ها ، صحنه اى دل انگيز و تماشايى است .

كلتا الجنّتين ءاتت أكلها ولم تظلم منه شيئًا و فجّرنا خللهما نهرًا

59- سلامتى آب جارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 31 - 2

2 - آب هاى روان ، سالم و مرغوب تر از آب هاى راكد

و ماء مسكوب

60- سهم آب شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 28 - 1،3،4،6،7

1 - تقسيم آب در سرزمين قوم ثمود ، ميان ايشان و ناقه صالح ، به فرمان خداوند

و نبّئهم أنّ الماء قسمة بينهم

3 - اختصاص يافتن سهمى از آب سرزمين ثمود به ناقه صالح ، براى ايشان دشوار بود و مايه امتحان براى آنان

إنّا مرسلوا الناقة فتنة لهم . .. أنّ الماء قسمة بينهم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه درصدد تدارك زمينه امتحانى است كه در آيه قبل با تعبير «فتنة» آمده است.

4 - اختصاص يافتن نيمى از آب سرزمين ثمود ، به ناقه صالح ( ع ) *

أنّ الماء قسمة بينهم

ظاهر اين است كه عبارت «قسمة بينهم» نظر به قسمت مساوى داشته باشد; زيرا در غير آن صورت بايد سهم، مشخص مى شد.

6 - قوم ثمود ، موظف به رعايت قانون و تجاوز نكردن به سهم ناقه از آب

كلّ شرب محتضر

7 - مجاز نبودن قوم ثمود ، براى حضور در كناره هاى آب در زمان اختصاص يافته به ناقه صالح

قسمة بينهم كلّ شرب محتضر

ظاهراً واژه «محتضر» علاوه بر دخالت نكردن هر يك در سهم ديگرى، اين معنا را نيز افاده مى كند كه حتى حضور يافتن هر كدام در كنار نهر يا چشمه، محدود به زمان خاص خودشان بود.

61- سهم آب قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 28 - 1

1 - تقسيم آب در سرزمين قوم ثمود ، ميان ايشان و ناقه صالح ، به فرمان خداوند

و نبّئهم أنّ الماء قسمة بينهم

62- شكافتن آب دريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 2،5

2 - خداوند ، درياى سرخ را براى عبور بنى اسرائيل شكافت .

و إذ فرقنا بكم البحر

«فرق» (مصدر فرقنا) به معناى فاصله انداختن و شكافتن است.

5 - شكافته شدن دريا ، موجب غرق شدن و به هلاكت رسيدن فرعونيان شد .

و إذ فرقنا بكم البحر فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون

تفريع جمله «أنجيناكم» بر «فرقنا» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه سبب نجات بنى اسرائيل شكافته شدن دريا بود و از آن جا كه «أغرقنا» بر «أنجيناكم» عطف شده، معلوم مى شود: زمينه غرق شدن فرعونيان نيز همان شكاف دريا بوده است; يعنى، فرعونيان با ديدن معبر در ميان دريا به تعقيب بنى اسرائيل پرداختند كه شكاف بسته شد و آنان به هلاكت رسيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 63 - 2،3،7

2 - وحى الهى به موسى ( ع ) مبنى بر زدن عصاى خويش به دريا

فأوحينا إلى موسى أن اضرب بعصاك البحر

3 - شكافته شدن دريا با ضربت عصاى موسى و باز شدن راه نجات براى بنى اسرائيل

أن اضرب بعصاك البحر فانفلق

«انفلاق» (مصدر «انفلق») به معناى شكافته شدن است.

7 - شكافته شدن دريا با عصاى موسى و تقسيم شدن آب هاى آن به دو ديوار ; چون دو كوه بزرگ

فانفلق فكان كلّ فرق كالطود العظيم

فعل «كان» در اين جا به معناى «صار» است. «فرق» نيز معادل قطعه (پاره) و «طود» مرادف «جبل» (كوه) است. بنابراين «كان كلّ فرق...»; يعنى، هر پاره اى از آب دريا، مانند كوهى بزرگ شد.

63- شورى آب دريا ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 61 - 4

4 - عدم امتزاج آب هاى شور و شيرين رود ها و دريا ها ، از جلوه هاى تدبير خداى يگانه

و جعل بين البحرين حاجزًا

برداشت فوق براين احتمال است كه مقصود از «البحرين» رودها و درياها باشد.

64- شيرينى آب رود ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 61 - 4

4 - عدم امتزاج آب هاى شور و شيرين رود ها و دريا ها ، از جلوه هاى تدبير خداى يگانه

و جعل بين البحرين حاجزًا

برداشت فوق براين احتمال است كه مقصود از «البحرين» رودها و درياها باشد.

65- طغيان آب در طوفان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 11 - 1،6

1 - نابودى قوم نوح ، با طغيان آب و غرق شدن

إنّا لمّا طغا الماء

اين آيه درصدد بيان سرگذشت اولين قوم عقوبت شده است كه در آيه قبل، بدان اشاره شده و آن قوم نوح است.

6 - « عن علىّ بن أبى طالب ( ع ) قال : لم تنزل قطرةٌ من ماء إلاّ بمكيال على يدى مَلَك إلاّ يوم نوح ، فإنّه أَذِنَ للماء دون الخُزّان ، فطغى الماءُ على الخزّان فخرج ، فذلك قوله : « إنّا لمّا طغى الماء » . . . ;

از امام على(ع) روايت شده كه فرمود: خداوند هيچ قطره آبى را از آسمان نازل نكرده; مگر اين كه به دست فرشته اى پيمانه شده است (يعنى زير نظر فرشته باران به اندازه معين باريده است); مگر روز طوفان نوح كه در آن روز خداوند به خود آب مستقيماً و بدون دخالت خزانه داران اذن داد [تا جارى گردد]. پس آب بر خزينه داران طغيان نمود و خارج گرديد و اين است سخن خداوند: «إنّا لمّا طغا الماء»...».

66- عذاب با آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 12 - 2

2 - پيوستن آب هاى آسمان و زمين به يكديگر ، براى محقق ساختن اراده الهى عليه قوم نوح

ففتحنا أبوب السّماء . .. و فجّرنا الأرض عيونًا فالتقى الماء على أمر قد قدر

67- عذاب با آب داغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 22

22 - نوشيدنى سوزان و عذاب دردناك قيامت در انتظار بازيچه قراردهندگان دين است.

أولئك الذين أبسلوا . .. لهم شراب من حميم و عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 72 - 1،4

1 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، در قيامت به آب داغ و پر حرارت افكنده خواهند شد .

يسحبون . فى الحميم

يكى از معانى «حميم»، آب داغ و پر حرارت است.

4 - ستيزه جويى و تكذيب لجوجانه كتاب هاى آسمانى و فرستادگان الهى ، موجب انواع گوناگون عذاب ( در غل و زنجير شدن ، سوخته شدن به آب داغ و آتش دوزخ )

الذين يجدلون . .. الذين كذّبوا بالكتب ... إذ الأغلل فى أعنقهم ... ثمّ فى الن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 5 - 3

3 - نوشيدن اجبارى مايع جوشان ، يكى از عذاب هاى دوزخيان است .

تسقى من عين ءانية

68- عذاب با آب داغ جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 56 - 3

3 - عذاب دوزخ ، خوردنى و آشاميدنى آن ( ميوه زقّوم و آب داغ ) جزاى دوزخيان ( اصحاب شمال )

هذا نزلهم يوم الدين

69- عرش خدا و آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 7 - 15،18

15- « قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : إن الله قدّر مقادير الخلايق قبل أن يخلق السموات و الأرض بخمسين ألف سنة و كان عرشه على الماء ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: خداوند پنجاه هزار سال قبل از خلقت آسمانها و زمين ، مقدرات مخلوقات را تعيين كرد در حالى كه عرش خدا بر آب بود».

18- « عن على ( ع ) . . . خلق [ الله ] عرشه من نوره و جعله على الماء . . . و ذلك قوله : « و كان عرشه على الماء . . . » ;

از امام على(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. [خداوند] عرش خود را از نور خويش آفريد و آن را بر آب قرار داد ... و اين است قول خدا كه مى فرمايد: «و كان عرشه على الماء ...».

70- علم خدا به بخار آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 4 - 9

9 - آگاهى خداوند ، به هر آنچه از آسمان به زمين نازل مى شود ( باران ، فرشتگان ، تابش خورشيد ، ماه ، ستارگان و . . . ) و هر آنچه از زمين به آسمان بالا مى رود ( بخار آب ، فرشتگان ، اعمال مردمان و . . . )

يعلم . .. و ما ينزّل من السّماء و ما يعرج فيها

71- عوامل محروميت از آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 28 - 6

6 - تكذيب آيات الهى ، مايه گرفتارى به عذاب جهنم و محروميت از لذّت برودت و آشاميدن آب در آخرت

إنّ جهنّم . .. لايذوقون ... و كذّبوا بايتنا كذّابًا

72- فوايد آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 222 - 24

24 - استنجاى به آب ، از مصاديق تطهير است .

ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين

فردى به پيامبر گرامى اسلام (صلی الله علیه و آله) گفت كه من استنجاى به آب مى كنم; پس آن حضرت فرمود: هنيئاً لك فان اللّه عز و جل قد انزل فيك آية: «ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين»


تفسير عياشى، ج 1، ص 109، ح 328; تفسير برهان، ج 1، ص 216، ح 11.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 11،12

11 - نقش ريزش فراوان و مداوم باران و جريان رودها در پيدايش تمدنهاى قدرتمند

قرن مكنهم فى الأرض . .. و أرسلنا السماء عليهم مدرارا و جعلنا الأنهر

«مدرارا» يعنى داراى ريزش فراوان، پى در پى و به مقدار نياز (مجمع البيان، ذيل آيه 52 سوره هود)

12 - آب فراوان و رونق كشاورزى از شاخصه هاى توانمندى و قدرت اقوام و تمدنها

و أرسلنا السماء عليهم مدرارا و جعلنا الأنهر تجرى من تحتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 7 - 5

5- آب ماده اصلى براى آفرينش آسمان ها و زمين *

خلق السموت و الأرض فى ستة أيام و كان عرشه على الماء

برداشت فوق، مقتضاى ارتباط ميان دو جمله «خلق السموات . ..» و «كان عرشه على الماء» است; يعنى، بيان اين معنا كه: پيش از آفرينش آسمانها و زمين، هستى منحصر به آب بود و خداوند بر آنها حاكميت داشت، مى تواند به اين نكته اشاره داشته باشد كه خداوند، آن آبهاى پيشين يا قسمتى از آنها را به آسمان و زمين تبديل كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 32 - 4

4- آب ، عامل حيات و رويش گياهان ، ميوه ها و نباتات است .

و أنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثمرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 3،7

3- آب ، مايه رويش گياهان و درختان ميوه است .

أنزل من السّماء ماء . .. ينبت لكم به الزرع و الزيتون و النخيل و الأعنب

حرف جر «ب» در «به الزرع» سببيه است و مرجع ضمير آن «ماء» در آيه قبل است. از اين رو معناى جمله چنين مى شود: خداوند به وسيله آب، كشتها و ... را براى شما مى روياند.

7- رويش گياهان و درختان زيتون ، نخل و تاك به وسيله آب ، زمينه اى براى انديشيدن و راهى براى خداشناسى است .

ينبت لكم به . .. إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 65 - 4،5

4- خداوند ، آب را مايه حيات موجودات زنده قرار داده است .

فأحيا به الأرض بعد موتها

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از «الأرض» اهل زمين; يعنى، موجودات داراى حيات باشد كه شايسته مرگ و حياتند.

5- زمين ، پيش از برخوردارى از آب ، فاقد حيات بود .

فأحيا به الأرض بعد موتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 41 - 3

3- جريان آب هاى سطحى زمين و در دسترس بودن آن ، از نعمت هاى خداوند و از عوامل مهم آبادانى است .

أو يصبح ماؤها غورًا فلن تستطيع له طلبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 30 - 4،8

4- پيدايش موجودات زنده ، پس از گذشت دوره انباشتگى و تراكم آسمان ها و زمين بوده است .

أنّ السموت والأرض كانتا رتقًا ففتقنهما و جعلنا من الماء كلّ شىء حىّ

8- انديشيدن در پديده هاى جهان خلقت ، از راه هاى دستيابى انسان به توحيد و يگانگى خداوند

أوَلم ير الذين كفروا أنّ السموت . .. أفلايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 31

31 - آب ، مايه رويش و رشد گياهان

فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزّت وربت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 19 - 2

2 - تأثير مهم و محورى آب در رويش گياهان

فأنشأنا لكم به جنّت من نخيل و أعنب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 45 - 1،2

1 - خداوند ، [ در آغاز ] هر جاندارى را از آب آفريد .

و اللّه خلق كلّ دابّة من ماء

به حيوانات و جانداران روى زمين - چه بزرگ و قابل رؤيت باشند و چه كوچك و غير قابل ديدن - «دابّة» گويند (لسان العرب).

2 - آب ، از عناصر نخستين پيدايش حيات حيوانى است .

و اللّه خلق كلّ دابّة من ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 54 - 1

1 - آب ، خمير مايه و عنصر نخستين آفرينش آدم ( ع )

و هو الذى خلق من الماء بشرًا

درباره كلمه «الماء» در آيه شريفه دو احتمال وجود دارد: 1- مقصود آب است كه جزئى از ماده اوليه خلقت آدم مى باشد. در اين صورت مقصود از «بشراً» حضرت آدم خواهد بود. 2- مراد منى و نطفه است كه در اين صورت، مقصود از «بشراً» فرزندان آدم; يعنى، نوع انسان ها خواهد بود. برداشت برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 7

7 - از جمله فوائد آب ، حيات بخشى به زمين است .

نزّل . .. ماء فأحيا به الأرض من بعد موتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 24 - 5

5 - زمين بدون آب ، مرده و موات است .

و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد موتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 27 - 1،6

1 - خداوند ، روانه كننده آب به سرزمين هاى خشك جهت روياندن گياهان است .

أوَلم يروا أنّا نسوق الماء إلى الأرض الجرز فنخرج به زرعًا

«جرز» به جايى كوير مانند گفته مى شود كه ريشه گياه، در آن قطع شده و از بين رفته باشد (مفردات راغب). لازم به ذكر است كه «زرع » مصدر به معناى مفعول است.

6 - آب ، داراى نقش اساسى ، در حيات و تغذيه انسان ها و حيوان ها است .

و نسوق الماء إلى الأرض الجرز فنخرج به زرعًا تأكل منه أنعمهم و أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 9 - 5

5 - زمين ، بدون آب مرده است .

فسقنه إلى بلد ميّت فأحيينا به الأرض بعد موتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 27 - 4

4 - آب ، عامل پديد آمدن انواع ميوه ها با رنگ هاى گوناگون

ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 7

7 - آب ، مايه حيات و رويش كشت هاى متنوع و رنگارنگ

يخرج به زرعًا مختلفًا ألونه ثمّ يهيج فتريه مصفرًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 33 - 1

1 - سودمندى آسمان ، شب ، روز ، زمين ، آب ، گياه و كوه ها براى انسان و دام ، هدف خداوند از آفرينش و سامان بخشى آنها است .

متعًا لكم و لأنعمكم

«متاعاً» مفعول له است. اين كلمه گرچه اسم است براى هر چيزى كه سودمند باشد (لسان العرب); ولى در اين آيه جايگزين مصدر شده است; يعنى، «تمتيعاً لكم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 25 - 3

3 - نقش اساسى آب و باران در تغذيه انسان

إلى طعامه . أنّا صببنا الماء صبًّا

عبارت «أنّا صببنا. ..»، بدل اشتمال براى «طعامه» و گوياى ارتباط تنگاتنگ آب و طعام است.

73- فوايد آب پاكيزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 49 - 6

6 - پاكى و زلال بودن آب ، تأثيرگذار در احياى زمين ( رويش گياهان و نباتات )

ماء طهورًا لنحيى به بلدة ميتًا

برداشت فوق، از قيد «طهوراً» براى «ماء» به دست مى آيد.

74- فوايد آب سرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 42 - 6

6 - نقش آب سرد جوشيده از زمين ، در سلامتى انسان و برطرف كردن برخى از بيمارى هاى جسمى

هذا مغتسل بارد و شراب

75- فوران آب از تنور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 4،5

4- جوشش شديد آب از تنورى خاص ، پس از فرمان الهى به نزول عذاب بر قوم نوح

حتّى إذا جاء أمرنا و فار التّنّور

«تّنّور» - كه در فارسى بدون تشديد تلفظ مى شود - جايى است كه در آن نان پخته مى شود. فوران (مصدر فار) به معناى بيرون آمدن و جوشش كردن است. اسناد جوشش به تنور همانند «جرى الميزاب» حاكى از فوران شديد آب است. «ال» در «التّنّور» عهد ذهنى است و از آن تنورى خاص اراده شده است.

5- جوشش آب از تنور ، علامت و سرآغازى براى حادثه طوفان نوح بود .

حتّى إذا جاء أمرنا و فار التّنّور قلنا احمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 6

6 - فوران آب از تنور ، نشان صدور فرمان خدا و شروع طوفان نوح ( ع ) بود .

فإذا جاء أمرنا و فار التّنّور

عبارت «فارالتّنّور»، عطف تفسيرى است براى «جاء أمرنا».

76- قانونمندى جريان آب ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 21 - 2

2 - قانون مندى جريان آب هاى زمين ، نعمتى الهى براى جن و بشر

مرج البحرين . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس و يا مرد و زن از انسان ها باشد.

77- كمبود آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 1

1 - قوم موسى ، پس از نجات از سيطره فرعون و گذر از دريا ، در سرزمينى به دور از آب حركت مى كردند و كمبود شديد آب مبتلا بودند .

و إذاستسقى موسى لقومه

78- كمبود آب در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 1

1 - قوم موسى ، پس از نجات از سيطره فرعون و گذر از دريا ، در سرزمينى به دور از آب حركت مى كردند و كمبود شديد آب مبتلا بودند .

و إذاستسقى موسى لقومه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 6،7،9

6 - قوم موسى پس از عبور از دريا به كمبود آب و غذا مبتلا شدند .

إذ استسقه قومه . .. و أنزلنا عليهم المن و السلوى

7 - بنى اسرائيل با توسل به موسى ( ع ) خواستار برطرف شدن مشكل كمبود آب شدند .

إذ استسقه قومه

9 - موسى ( ع ) از جانب خداوند فرمان يافت تا براى دستيابى به آب عصاى خويش را به سنگ زند .

و أوحينا إلى موسى . .. أن اضرب بعصاك الحجر

«ال» در «الحجر» هم مى تواند تعريف جنس باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر»، سنگ در مقابل اشياى ديگر است، و هم

مى تواند «ال» براى عهد حضورى و يا ذهنى باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر» سنگى مخصوص بوده است.

79- گرايش به آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 72 - 4

4 - تمايل طبيعى و غريزى انسان به بوستان ، آب ، خانه هاى دلپذير و جاودانگى ، وسيله اى در جهت گرايش دادن وى به ارزش هاى معنوى

وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت جنت تجرى

با توجه به اينكه خداوند، همين گرايشهاى طبيعى را وسيله هدايت انسانها و سوق دادن آنان به كسب ارزشها قرار داده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

80- محرومان از آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 24 - 2

2 - دوزخيان طغيان گر ، از تسكين عطش خود و حتى از چشيدن طعم آب ، محروم خواهند بود .

لايذوقون فيها . .. و لا شرابًا

81- محروميت از آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 27 - 4

4 - محروميت دوزخيان از هواى مطبوع و آب ، عقوبتى مناسب با انكار معاد

لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا . .. إنّهم كانوا لايرجون حسابًا

كيفر دوزخيان در آيات پيشين، به دو صورت نفى و اثبات بيان شده است; آنان از هواى سرد و نوشيدنى، محروم اند(نفى) و به نوشيدن «حميم» و «غسّاق» مجبور خواهند بود(اثبات). «جزاء وفاقاً» آن را كيفرى مناسب با كردار آنان - كه آن هم به صورت نفى و اثبات بوده - بيان كرده است; آنها معاد را باور نداشتند(نفى) و آيات خدا را تكذيب مى كردند(اثبات). آيه «جزاء وفاقاً» دلالت دارد كه محروميت، كيفرى مناسب با بى اعتقادى است و نوشيدن مايع داغ و چركين، كيفر مناسب تكذيب است.

82- مدبر جريان آب ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 21 - 1

1 - قوانين طبيعى حاكم بر جريان آب هاى زمين ، نمودى از ربوبيت انكارناپذير الهى و غيرقابل تكذيب

مرج البحرين . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

التقاى آب هاى زمين و درياها با يكديگر و وجود حايل و مانع از هضم شدن آنها در يكديگر، اشاره به نوعى قوانين حاكم بر آب هاى (شور و شيرين) دارد خداوند متعال اين قوانين را، نمودى از ربوبيت انكار ناپذير خويش دانسته است.

83- مراعات تقسيم آب در قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 28 - 6

6 - قوم ثمود ، موظف به رعايت قانون و تجاوز نكردن به سهم ناقه از آب

كلّ شرب محتضر

84- مزد آب دهى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 5

5 - دعوت شعيب از موسى ، براى پرداختن مزد در قبال آب دادن وى به گوسفندانش

إنّ أبى يدعوك ليجزيك أجر ما سقيت لنا

85- مكان آب داغ جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 48 - 3

3- قسمت هاى درونى تر و مركزى دوزخ ، مكان جوشش و جريان آب هاى داغ

فاعتلوه إلى سواء الجحيم . ثمّ صبّوا فوق رأسه من عذاب الحميم

از ارتباط با آيه قبل - كه پس از كشانده شدن دوزخيان به قسمت هاى داخلى تر، فرمان ريختن آب هاى جوشان مطرح شده است - استفاده مى شود كه رسيدن آنان به وسط جهنم ريختن آب جوشان را ميسر مى سازد.

86- منابع آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 32 - 5

5- آسمان ، منبع اصلى آبها

و أنزل من السّماء ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 11

11- منبع اصلى آب ها ، آسمان ( ابر ها ) است .

فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينكموه

از اينكه خداوند، در مقام امتنان به بندگان مى فرمايد: «ما از آسمان آب فرستاديم و با آن شما را سيراب كرديم» - با اينكه در زمين هم آب براى سيراب كردن هست - حكايت از آن دارد كه منابع زمينى آبها هم، از آسمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 10 - 5

5- آب هاى زمين در گذشته از آسمان فرود آمده است .

هو الذى أنزل . .. تسيمون . ينبت

«أنزل» به صورت ماضى تعبير شده است; ولى «تسيمون» و «ينبت» به صورت مضارع بيان گرديده، در صورتى كه اينها از نتايج باران است. از اين رو مى توان استفاده كرد كه مقصود از «أنزل» در اين جا، بارانهاى معمولى كه از ابرها فرو مى ريزند نيست; بلكه اشاره به بارانهايى است كه قبلاً بر زمين باريده است تا زمين سرد شده و آب در نقاط كم ارتفاع و نيز طبقات زمين ذخيره گشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 65 - 2

2- آسمان ، از منابع آب است .

و الله أنزل من السّماء ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 3

3- آسمان ( ابر ) ، منبع توليد آب براى زمين است .

كماء أنزلنه من السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 53 - 10

10 - آسمان ، مبدأ و سرچشمه نزول آب و باران هاى اوليه زمين

و أنزل من السماء ماء فأخرجنا

فعل ماضى «أنزل» و نيز نكره بودن «ما» قرينه هايى است بر اين كه ممكن است مراد از آب نازل شده در اين آيه، باران هاى اوليه زمين باشد كه شرايط زندگى را در زمين فراهم آورده است. مبدأ و سرچشمه اين آب ها در آسمان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 18 - 6

6 - شكل گيرى نخستين قطره هاى آب در جو آسمان ، بدون وجود كمترين آب بر پهنه زمين *

و أنزلنا من السماء ماء بقدر فأسكن-ّه فى الأرض

بيان «نزول آب از آسمان» مى تواند به اين اشاره داشته باشد كه زمين در آغاز پيدايش آب، كره اى خشك بود و نخستين قطره هاى آب در جو آسمان شكل گرفت. سپس در زمين به صورت درياها و منابع زير زمينى، مستقر گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 4

4 - آسمان ، از جمله منابع آب است .

من نزّل من السماء ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 10 - 17

17 - نخستين قطره هاى آب ، در آسمان شكل گرفته است . *

و أنزلنا من السماء ماء

تعبير «و أنزلنا من السماء ماء» ممكن است بيان كننده اين باشد كه در مراحل خلقت، نخستين قطره هاى آب، قبل از آن كه آبى در زمين وجود داشته باشد، در آسمان شكل گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 27 - 3

3 - آسمان ( فضا و ابر ها ) ، منشأ نزول باران و منبع آب ها

أنزل من السماء ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 4

4 - آسمان ، از منابع آب در زمين

أنزل من السماء ماء فسلكه ينبيع فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 19 - 1

1 - زمين ، برخوردار از دو منبع عظيم آب ( رود ها و دريا ها ) ، به اراده الهى

مرج البحرين

مفسران بر آنند كه مراد از «بحرين» در آيه شريفه، رودها و درياها است. گفتنى است كه واژه «بحر» به مطلق آب زياد گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 27 - 4

4 - كوه ها ، از منابع تأمين آب براى بشر

و جعلنا فيها روسى شمخت و أسقينكم ماء

يادآورى سيراب شدن بشر از آب هاى گوارا - پس از بيان آفرينش كوه هاى استوار و بلند در زمين - مى تواند بيانگر مطلب ياده شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 14 - 5

5 - ابر هاى باران زا ، از منابع تأمين آب مورد نياز براى موجودات زمين

و أنزلنا من المعصرت ماء ثجّاجًا

87- منابع آب آشاميدنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 12

12- آب باران ، بهترين و مناسب ترين آب ها براى نوشيدن و سيراب شدن انسان

فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينكموه

از اينكه خداوند، براى سيراب شدن انسان از ميان انواع آبها، تنها آب باران را به عنوان وسيله نوشيدنى معرفى كرد، مى تواند بيانگر حقيقت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 69 - 2

2 - ابر ، سرچشمه آب هاى شرب در زمين

الماء الذى تشربون . ءأنتم أنزلتموه من المزن

88- منابع آب كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 49 - 3

3 - آب باران ، مناسب ترين آب براى كشاورزى و احياى زمين هاى مرده

و أنزلنا من السماء ماء طهورًا لنحيى به بلدة ميتًا

از اين كه خداوند از ميان انواع آب ها، آب باران را عامل احياى زمين برشمرده و قيد «طهور» (پاك و پاك كننده) را بر آن افزوده است، مى توان برداشت فوق را به دست آورد.

89- منابع آب گوارا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 27 - 5

5 - آب سارى و جوشيده از كوه ها ، آبى گوارا و مناسب براى نوشيدن انسان ها

و أسقينكم ماء فراتًا

«فرات»، به معناى گوارا است.

90- منشأ آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 9

9 - آسمان مبدأ پيدايش آب هاى موجود در زمين است .

و ما أنزل من السماء من ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 27 - 3

3 - تأمين آب مورد نياز بشر در زمين ، از سوى خداوند

و أسقينكم ماء

91- منشأ آب هاى زمينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 18 - 4

4 - سفره هاى آبى نهفته در دل زمين ، كارى خدايى و نشانى از تدبير دقيق او است .

فأسكن-ّه فى الأرض

«إسكان» (مصدر أسكنّا) به معناى جاى دادن است ضمير «ه» در «أسكنّاه» به «ماء» بازمى گردد.

92- منشأ تقسيم آب رود نيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 51 - 11

11 - تقسيم و توزيع آب نيل در ميان مردم مصر ، تحت فرمان و مقررات فرعون بود .

و هذه الأنهر تجرى من تحتى أفلاتبصرون

مراد از «من تحتى» ممكن است آن باشد كه آب نيل تحت فرمان من است و قهراً نظام تقسيم آن را من اداره مى كنم.

93- منشأ تلخى آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 70 - 2

2 - خداوند ، در صورتى كه بخواهد ، قادر بر شور و تلخ گردانيدن آب هاى شيرين زمين است .

لو نشاء جعلنه أُجاجًا

«اُجاج»، به معناى شور همراه با تلخى است (قاموس المحيط).

94- منشأ جريان آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 31 - 1،3

1 - خداوند ، با گسترده ساختن زمين ، آب هاى زمينى را بر سطح آن جارى ساخت .

أخرج منها ماءها

فعل «أخرج» بدل از «دحاها» است و به همين جهت بدون حرف عطف آمده است. اين فعل آنچه را لازمه بسط زمين است بيان مى كند.

3 - بيرون آوردن آب و گياه از دل زمين ، نشانه قدرت خداوند بر احياى دوباره انسان ها است .

ءأنتم أشدّ خلقًا . .. أخرج منها ماءها و مرعيها

95- منشأ شورى آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 70 - 2

2 - خداوند ، در صورتى كه بخواهد ، قادر بر شور و تلخ گردانيدن آب هاى شيرين زمين است .

لو نشاء جعلنه أُجاجًا

«اُجاج»، به معناى شور همراه با تلخى است (قاموس المحيط).

96- منشأ گوارايى آب باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 70 - 1

1 - شيرين و گوارا بودن آب باران ، نمود مشيت و اراده الهى است .

أفرءيتم الماء الذى تشربون . .. لو نشاء جعلنه أُجاجًا

97- نجات از كمبود آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 2،4،14

2 - موسى ( ع ) از خداوند خواست ، تا قومش را از كمبود آب رهايى بخشد .

و إذاستسقى موسى لقومه

«استسقاء» در لغت به معناى طلب كردن آب است و در اصطلاح شرعى دعا به درگاه خداوند است به نحوى خاص براى نزول باران.

4 - خداوند ، دعا و درخواست موسى ( ع ) ( دستيابى به آب ) را سريعاً اجابت كرد .

فقلنا اضرب بعصاك الحجر

حرف «فاء» در «فقلنا» اشاره به اين دارد كه ميان دعاى موسى و اجابت آن فاصله زمانى نبوده است.

14 - دعا و مناجات به درگاه خدا براى رفع كمبود آب ( استسقا ) امرى نيكو و شايسته ، و وظيفه اى بر عهده رهبران دين

و إذاستسقى موسى لقومه

98- نعمت آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 41 - 3

3- جريان آب هاى سطحى زمين و در دسترس بودن آن ، از نعمت هاى خداوند و از عوامل مهم آبادانى است .

أو يصبح ماؤها غورًا فلن تستطيع له طلبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 30 - 5

5 - آب هاى روان و جارى ، از نعمت هاى خداوند و جلوه رحمانيت و قدرت مطلق او است .

قل هو الرحمن . .. قل أرءيتم إن أصبح ماؤكم غورًا فمن يأتيكم بماء معين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 25 - 4

4 - باران و آب از نعمت هاى خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان به درگاه او است .

ما أكفره . .. إنّا صببنا الماء صبًّا

كفر در «ما أكفره» - به قرينه آيات پيشين - ممكن است به معناى كفران نعمت باشد. بنابراين آيه، در صدد برشمردن نعمت هاى خداوند به انسان است.

99- نعمت آب آشاميدنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 49 - 9

9 - جريان باد ها ، نزول باران ، احياى سرزمين هاى مرده و سيراب كردن دام ها و انسان ها از نعمت هاى الهى و از نشانه هاى ربوبيت خداوند

ألم تر إلى ربّك . .. و هو الذى أرسل ... أنزلنا من السماء ماء طهورًا . لنحيى به ب

برداشت فوق، به خاطر اين نكته است كه اين آيه، مانند آيات گذشته، درصدد برشمردن نعمت هاى الهى و اثبات ربوبيت مطلق خداوند است.

100- نعمت آب شيرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 70 - 3

3 - آب شيرين و نقش حياتى آن در زندگى بشر ، نعمتى الهى و در خور شكر و سپاس

أفرءيتم الماء . .. فلولا تشكرون

101- نعمت آب گوارا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 27 - 6

6 - تأمين آب گوارا در زمين ، از نعمت هاى الهى براى بشر

و أسقينكم ماء فراتًا

102- نفوذ آب در زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 5

5 - وجود لايه هاى نفوذپذير آب در بستر زمين

أنزل من السماء ماء فسلكه ينبيع فى الأرض

103- نقش آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 2،3

2 - خداوند با آب باران گياهان را از زمين مى روياند.

أنزل من السماء ماء فأخرجنا به نبات كل شىء

3 - آب مايه اصلى روييدن گياهان و هر موجود رشدكننده است.

فأخرجنا به نبات كل شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 4

4 - آب ، مايه رويش و رشد گياهان است .

كماء أنزلنه من السماء فاختلط به نبات الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 27 - 2

2 - رويش گياهان مختلف ، با كاربرد هاى گوناگون ، از آميختن دو عنصر آب و خاك ، به منظور استفاده انسان ها و دام ها ، از آيات الهى است .

أوَلم يروا أنّا نسوق الماء إلى الأرض الجرز فنخرج به زرعًا تأكل منه أنعمهم و أنف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 14 - 4

4 - آب و خاك ، داراى نقش عمده در شكل گيرى وجود انسان

خلق الإنسن من صلصل كالفخّار

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه واژه «صلصال» گر چه به معناى گل خشكيده است; ولى به هرحال در آن آميختگى خاك با آب مطرح است.

104- نقش آب داغ جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 26 - 2

2 - نوشاندن آب جوشان و خونابه زخم به دوزخيانِ طغيان گر ، كيفرى هم طراز با طغيان گرى آنان است .

إلاّ حميمًا و غسّاقًا . جزاء وفاقًا

چنانچه كلمه «جزاء» حال براى «حميماً و غسّاقاً» باشد، نكته بالا قابل استفاده است.

105- نهر آب قصه مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 4،5،12

4- خداوند ، هم زمان با ولادت عيسى ( ع ) ، در نقطه اى پايين تر از مكان استقرار مريم ( س ) ، جويبارى پديدار ساخت .

فناديها من تحتها ألاّتحزنى قد جعل ربّك تحتك سريًّا

«سرىّ» به معناى نهر كوچك است و به معناى «رفيع» نيز استعمال شده است، ولى جمله «اشربى» - در آيات بعد - قرينه بر اراده معناى اول است.

5- عيسى ( ع ) در بدو تولد ، مادرش مريم ( س ) را به روان شدن جويبارى در پايين دست او بشارت داد .

فناديها . .. قد جعل ربّك تحتك سريًّا

12- در پى زايمان مريم ( س ) ، فرشته الهى ( جبرئيل ) او را از جارى شدن آب در پايين پايش با خبر ساخت .

فناديها من تحتها ألاّتحزنى قد جعل ربّك تحتك سريًّا

محتمل است كه ضمير فاعلى در فناداها به فرشته الهى برگردد.

106- نياز به آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 6

6- مكه در آغاز بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، سرزمينى كم آب بود و مكيان نيازمند به منابع دايمى آب بودند .

تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

درخواست مشركان مكه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى ايجاد چشمه اى جوشان، احتمال دارد به خاطر، نياز شديد آنان به منابع آب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 6

6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به رساندن پيام حقِّ الهى به مردم است و نه مسئول ايمان و كفر آنان .

و قل الحقّ من ربّكم فمن شاء فليؤمن ومن شاء فليكفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 119 - 2

2 - آب و مسكن ، از جمله نياز هاى اساسى انسان از آغاز خلقت

و إنّك لاتظمؤا فيها و لاتضحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 68 - 3

3 - نياز دوزخيان به تغذيه و نوشيدن

فإنّهم لأكلون منها . .. عليها لشوبًا من حميم . ثمّ إنّ مرجعهم لإلى الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 71 - 5

5 - انسان ، در بهشت به خوردن و آشاميدن نياز دارد و از آن لذت مى برد .

يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 27 - 3

3 - تأمين آب مورد نياز بشر در زمين ، از سوى خداوند

و أسقينكم ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 24 - 4

4 - انسان پس از معاد ، نيازمند آب و هواى مطبوع و داراى ويژگى هاى جسمانى است .

لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا

107- نياز به آب در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 5 - 2

2 - دوزخيان ، گرفتار تشنگى و نيازمند نوشيدنى خواهند شد .

تسقى من عين ءانية

108- ويژگيهاى آب داغ جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 18

18- آب هاى دوزخى ، چهره كافران را سوزانده و بريان مى سازد .

يغاثوا بماء كالمهل يشوى الوجوه

109- هلاكت با آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 7

7 - خداوند با غرق كردن فرعونيان آنان را به هلاكت رساند .

و أغرقنا ءال فرعون

110- آب ميوه

{آب ميوه}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 259 - 27

27 - خوردنى همراه عزير ، انجير و نوشيدنيش ، آب ميوه بوده است .

فانظر الى طعامك و شرابك

اميرالمؤمنين (ع) در ضمن بيان تاريخ عزير فرمود: . .. و معه شنّة فيها تين و كوز فيه عصير ...


تفسير عياشى، ج 1، ص 141، ح 468 ; نورالثقلين، ج 1، ص 275، ح 1078.

آب ها

111- خشكاندن آب ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 18 - 7

7 - خداوند ، قادر به از ميان بردن همه آب هاى زمين

و إنّا على ذهاب به لقدرون

«ذهاب» (مصدر فعل لازم) به معناى رفتن است و با «باء» تعديه به معناى بردن مى باشد.

112- قانونمندى جريان آب ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 21 - 2

2 - قانون مندى جريان آب هاى زمين ، نعمتى الهى براى جن و بشر

مرج البحرين . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس و يا مرد و زن از انسان ها باشد.

113- مدبر جريان آب ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 21 - 1

1 - قوانين طبيعى حاكم بر جريان آب هاى زمين ، نمودى از ربوبيت انكارناپذير الهى و غيرقابل تكذيب

مرج البحرين . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

التقاى آب هاى زمين و درياها با يكديگر و وجود حايل و مانع از هضم شدن آنها در يكديگر، اشاره به نوعى قوانين حاكم بر آب هاى (شور و شيرين) دارد خداوند متعال اين قوانين را، نمودى از ربوبيت انكار ناپذير خويش دانسته است.

3- آتش

1- آتش برزخى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 8

8 - كافران پس از جان كندن پر مشقت به عذاب و آتشى سوزان ( عذاب برزخ ) گرفتار خواهند شد .

و ذوقوا عذاب الحريق

امر به چشيدن عذاب حريق (ذوقوا عذاب الحريق)، دلالت بر وجود بالفعل آن عذاب دارد. و چون اين جمله به هنگام گرفتن جان كافران گفته مى شود، معلوم مى شود كه كافران پس از مردن به عذاب گرفتار خواهند شد و اين همان عذاب برزخى است. گفتنى است «ذوقوا ... » به تقدير «يقولون لهم» سخن ملائكه با كافران به هنگام گرفتن جان آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 25 - 0

2- آتش بس با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 192 - 1،2

1 - نبايد با كفرپيشگانى كه از جنگ و فتنه انگيزى دست كشيده اند ، نبرد كرد و آنان را به قتل رساند .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

متعلق «إنتهوا» به قرينه آيات قبل، جنگيدن و فتنه انگيزى است. جمله «فإن اللّه ...» جانشين جواب شرط مى باشد و تقدير كلام چنين است: فإن انتهوا عن القتال و الفتنة فلا تقاتلوهم و لاتقتلوهم إن اللّه غفور رحيم».

2 - مسلمانان ، بايد آتش بس اعلام شده از سوى كافران را بپذيرند . *

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

3- آتش بس در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 61 - 5

5 - پذيرش صلح و متاركه جنگ در حيطه قدرت و مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى است .

و إن جنحوا للسلم فاجنح لها

برداشت فوق با توجه به اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مورد خطاب «فاجنح» قرار گرفته است، استفاده شده است.

4- آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 6،7،9

6 - منكران دين بدون اتمام حجت با آنان ، به آتش دوزخ گرفتار نخواهند شد .

فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار

جواب شرط «فان لم تفعلوا» محذوف است و جمله «فاتقوا . ..» جانشين آن شده است. جمله با تقدير آن چنين است: فان لم تفعلوا تمت عليكم الحجة و ثبت لديكم ان القرآن منزل من عنداللّه فاتقوا ...

7 - رهايى از آتش دوزخ ، در گرو ايمان به قرآن و تصديق رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار

برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت قبل، به دست مى آيد.

9 - آتش دوزخ هم اكنون مهيّا و موجود است .

أعدّت للكفرين

برداشت فوق با توجه به ماضى بودن فعل «أعدت»، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 39 - 1

1 - آتش دوزخ ، كيفر و سزاى انكار كنندگان و تكذيب كنندگان آيات الهى است .

و الذين كفروا و كذبوا بأيتنا أولئك أصحب النار

«تكذيب» (مصدر كذبوا) به معناى: نسبت دروغ دادن است. «آياتنا» علاوه بر تعلقش به «كذبوا» متعلق به «كفروا» نيز مى باشد. جمله «الذين كفروا ...» عطف بر جمله «من تبع ...» است و بيانگر گروهى است كه هدايتها و رهنمودهاى الهى را پذيرا نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 80 - 1،5،16

1 - گرفتار نشدن يهوديان گنهكار به آتش دوزخ - به جز چند روز محدود - از باور هاى دينى يهود

و قالوا لن تمسنا النار إلا أياماً معدودة

«معدودة» به معناى شمرده شده، كنايه از اندك و ناچيز بودن است. روشن است كه پندار مذكور درباره گنهكاران يهود است. آيه بعد (بلى من كسب ...) اين معنا را تأييد مى كند و لذا در برداشت كلمه گنهكار آورده شد.

5 - يهوديان ، معتقد به قيامت و گرفتار شدن گنهكاران به آتش دوزخ

و قالوا لن تمسنا النار إلا أياماً معدودة

16 - مجرد انتساب به آيين الهى ، موجب مصونيت از آتش دوزخ نخواهد شد .

و قالوا لن تمسنا النار إلا أياماً معدودة قل أتخذتم عند اللّه عهداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 81 - 1،3،6،7

1 - گنهكاران يهود همانند ديگر گنهكاران ، به اندازه استحقاقشان ، در آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

لن تمسنا النار إلاّ أياماً معدودة . .. بلى

«بلى» (چنين نيست) حرف جواب است و براى رد سخن و ادعاى مطرح شده به كار مى رود. اين كلمه در آيه شريفه رد ادعاى يهود (لن تمسنا النار إلا أياماً معدودة) است.

3 - خداوند ، نه تنها اندك بودن عذاب يهود را تضمين نكرده ; بلكه در صورت احاطه داشتن گناه بر آنان ، ايشان را در آتش دوزخ ماندگار خواهد كرد .

أتخذتم عند اللّه عهداً . .. بلى من كسب سيئة ... هم فيها خلدون

6 - كفر به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام ، موجب گرفتار شدن آدمى به آتش دوزخ و خلود در آن خواهد شد .

أفتطمعون أن يؤمنوا لكم . .. من كسب سيئة ... هم فيها خلدون

آيه مورد بحث (من كسب . ..) قضيه كلى و كبراى آيات گذشته است و آيات پيشين تعيين كننده صغراى اين قضيه كلى است. بنابراين كفر به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اسلام - كه از جمله «أفتطمعون أن يؤمنوا لكم» (آيه 75) به دست مى آيد - از مصداقهاى «سيئة» است و اصرار بر آن، مصداق «احاطه خطيئه» خواهد بود.

7 - يهوديان ، در صورت انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى هميشه به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

أفتطمعون أن يؤمنوا لكم . .. من كسب سيئة ... هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 18،19

18 - آنان كه به خدا و روز قيامت كافر شوند ، راهى جز ورود به آتش دوزخ نخواهند داشت .

و من كفر . .. ثم أضطره إلى عذاب النار

اضطرار; يعنى، مجبور ساختن كسى به انجام كارى. پس «ثم اضطره ...» چنين معنا مى شود: آن گاه كه كافران حيات دنيا را سپرى كردند، آنان را براى ورود به آتش دوزخ مجبور مى كنم.

19 - آتش دوزخ ، جايگاهى ناميمون و عاقبتى شوم است .

و بئس المصير

«مصير» جايگاهى است كه حركت بدان جا منتهى مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 13

13 - مشركان ( سران آنان و پيروانشان ) در قيامت به آتش دوزخ گرفتار شده و در آن ماندگار خواهند بود .

و ما هم بخرجين من النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 3،4،6

3 - آتش دوزخ طاقت فرسا و غير قابل تحمل است .

فما أصبر هم على النار

4 - پندار تحمل آتش دوزخ و بى باك بودن در برابر آن ، امرى شگفت و نامعقول است .

فما أصبر هم على النار

6 - عالمان بى تعهد و وظيفه نشناس ، از مغفرت الهى محروم و به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

أولئك الذين اشتروا . .. العذاب بالمغفرة فما أصبر هم على النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 6

6 - حق ستيزى موجب گمراهى ، محروميت از لطف و مغفرت خدا و گرفتار شدن به آتش دوزخ مى باشد .

لايكلمهم اللّه يوم القيمة . .. ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به عقوبتهاى مطرح شده در آيات قبل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 14

14 - مشركان ، دعوت كنندگان به آتش جهنّم

اولئك يدعون الى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 10 - 10

10 - آتش دوزخ ، از درون كافران زبانه مى كشد .

اولئك هم وقود النار

با توجه به معناى لغوى «وقود»: هو الحطب المجعول للوُقود. يعنى وقود، هيزمى است براى روشن كردنِ آتش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 24

24 - آتش دوزخ ، سرانجام تفرقه و دشمنى انسان ها نسبت به يكديگر *

و كنتم على شفا حفرة من النار فانقذكم منها

محتمل است منظور از «النار»، آتش دوزخ باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 116 - 10،13

10 - كافران ، مُلازمان آتش دوزخ و جاودان در آن

انّ الّذين كفروا . .. و اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون

13 - آتش جاودانه دوزخ ، فرجام كفر پيشگانِ اهل كتاب

انّ الّذين كفروا . .. و اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون

با توجه به آيات قبل، مراد از «الذين»، كافران اهل كتاب هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 131 - 1،2،3،5،6،7

1 - ضرورت پرهيز از عوامل گرفتارى به آتش دوزخ

و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين

2 - رباخوارى ، از موجبات گرفتار شدن به آتش دوزخ

لا تاكلوا الرّبوآ . .. و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين

3 - آتش دوزخ ، در انتظار كافران و رباخواران ، و آماده براى آنان

لا تاكلوا الرّبوآ . .. و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين

5 - آتش دوزخ ، هم اكنون حاضر و آماده براى كافران

و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين

كلمه «اعدّت» (مهيّا شده)، به صيغه ماضى، دلالت بر وجود بالفعل چنين آتشى دارد.

6 - آتش دوزخ ، در اصل براى كافران مهيّا شده است .

و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين

بنابر اينكه «الّتى»، وصفِ توضيحى باشد نه احترازى.

7 - آتش دوزخ ، داراى انواع مختلف

و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين

بنابر اينكه «الّتى»، كه توصيفى براى كلمه «النّار» است، توصيف احترازى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 132 - 3

3 - پيروى از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، موجب مصون ماندن از آتش دوزخ

و اتّقوا النّار . .. و اطيعوا اللّه و الرّسول لعلّكم ترحمون

جمله «اطيعوا اللّه . .. »، پس از بيان عاقبت كفر (گرفتار آمدن به آتش)، براى راهنمايى انسان به خلاصى از چنين عاقبتى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 19،20

19 - آتشِ دوزخ ، جايگاه و فرجام شوم كفرپيشگان مشرك

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرعب . .. و ماويهم النّار و بئس مثوى الظّالمين

20 - آتش دوزخ ، جايگاه و فرجام شوم ستم پيشگان

و ماويهم النّار و بئس مثوى الظّالمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 161 - 15

15 - هر كس در چيزى خيانت كند ، در قيامت آنرا در جهنّم ديده و بايد در آتش جهنّم رفته و آن را بيرون آورد .

و من يغلل يأت بما غلّ يوم القيمة

امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: . .. و من غلّ شيئا رآه يوم القيمة فى النّار ثمّ يكلّف ان يدخل اليه فيخرجه من النّار.


تفسير قمى، ج 1، ص 122 ; نورالثقلين، ج 1، ص 406، ح 417.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 31،32

31 - اعتقاد به معاد و درخواست رهايى از آتش دوزخ ، نشانه خردمندى

لايات لاولى الالباب . .. فقنا عذاب النّار

32 - همه انسان ها در خطر گرفتارى به آتش دوزخ

لايات لاولى الالباب . .. فقنا عذاب النّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 192 - 1،2،3،4،8

1 - خداوند هر كس را در آتش بيفكند ، او را به ذلّت و خوارى كشانده است .

ربّنا انّك من تدخل النّار فقد اخزيته

2 - خذلان و خوارى گرفتاران به آتش دوزخ

ربّنا انّك من تدخل النّار فقد اخزيته و ما للظّالمين من انصار

3 - خداوند ، گرفتاركننده ستمكاران به آتش دوزخ و خواركننده آنان

انّك من تدخل النّار فقد اخزيته و ما للظّالمين من انصار

4 - خردمندان ، رنج دورى از رحمت خداوند و خوارى از سوى او را سخت تر از آتش دوزخ مى دانند .

لاولى الالباب . .. ربّنا انّك من تدخل النّار فقد اخزيته

جمله شرطيه «من تدخل النّار فقد اخزيته»، علّت براى جمله «فقنا عذاب النّار» است، و بيانگر اين معناست كه آنچه به نظر «اولى الالباب» دردآور است و قابل تحمّل نيست، خوارى و خذلان دوزخيان به دست خداوند است ; نه سوختن در آتش جهنّم.

8 - ستمكارى ، موجب ورود آدمى به آتش دوزخ و بى ياورى وى در قيامت

ربّنا انّك من تدخل النّار فقد اخزيته و ما للظّالمين من انصار

مراد از كلمه «للظّالمين» همان دوزخيان هستند. بنابراين به كارگيرى اسم ظاهر به جاى ضميرِ «ما لهم» براى رساندن اين معناست كه ستمكارى علّت شده كه خداوند آنان را به آتش كشاند و از يارى ياوران محروم باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 10 - 8

8 - جهنّم ، داراى آتش برافروخته و شعلهور

و سيصلون سعيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 30 - 2،10

2 - تصرف به ناحق در اموال ديگران از سر ظلم و تجاوز ، موجب گرفتارى به آتش دوزخ

و لا تقتلوا انفسكم . .. و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً فسوف نُصليه ناراً

بنابر اينكه «ذلك» اشاره به «لا تاكلوا» و يا مجموع «لا تاكلوا . .. و لا تقتلوا» باشد.

10 - حضور جاودانه در آتش دوزخ ، پيامد و مجازات خودكشى

فسوف نُصليه ناراً

امام صادق (ع): من قتل نفسه متعمداً فهو فى نار جهنّم خالداً فيها قال اللّه تعالى: «و لا تقتلوا انفسكم . .. فسوف نصليه ناراً».


من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 374، ح 23، ب 179 ; تفسير برهان، ج 1، ص 364، ح 12.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 55 - 6

6 - آتش سوزان جهنم ، كيفر آتش افروزان و اخلالگران عليه پيامبران

و كفى بجهنّم سعيراً

«سعير»، به معناى آتش برافروخته و سوزان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 56 - 1،12

1 - آتش سوزانِ جهنّم ، كيفر كافرانِ به آيات الهى

انّ الذين كفروا باياتنا سوف نُصليهم ناراً

12 - وارد ساختن كافران به آتش و عذاب آنان در دوزخ ، بر اساس حكمت خداوند

انّ الذين كفروا باياتنا سوف نصليهم ناراً . .. انّ اللّه كان عزيزاً حكيماً

تذكّر به حكمت خداوند پس از بيان عذاب كافران، اشاره به حكيمانه بودن چنين عملى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 29 - 11

11 - آتش همواره دوزخ ، جزاى ستمگران و كيفرى مناسب براى آنان

فتكون من اصحب النار و ذلك جزؤا الظلمين

«جزاء» در لغت به معنى كيفر و پاداشى است كه كافى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 20

20 - آتش دوزخ ، جايگاه مشركان

انه من يشرك باللّه . .. مأويه النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 1،2،3

1 - وضعيت هول انگيز و ذلتبار كافران به هنگام روبرو شدن با آتش جهنم و مشاهده آن

و لو ترى إذ وفقوا على النار

2 - كافران به هنگام روبرو شدن با آتش دوزخ در آرزوى بازگشت به دنيا، تكذيب نكردن آيات پروردگار و قرار گرفتن در زمره مؤمنان هستند.

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

3 - وضعيت دهشتزا و غير قابل توصيف كافران به هنگام ورود به دوزخ و چشيدن آتش

و لو ترى إذ وفقوا على النار

«وقفوا على النار» مى تواند به معناى ورود به آتش و چشيدن عذاب آن باشد. (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 36 - 2،3

2 - اعراض و امتناع از پذيرش آيات الهى بر اثر كبرورزى و خودبرتربينى، در پى دارنده آتش دوزخ است.

و الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها أولئك أصحب النار

استكبار به معناى كبرورزى و خودبرتربينى است، و چون اين كلمه با حرف «عن» متعدى شده، متضمن معناى اعراض و امتناع است. بنابراين «استكبروا عنها» يعنى اعرضوا عنها متكبّرين.

3 - آتش دوزخ ابدى است و تكذيب كنندگان آيات الهى در آن جاودان هستند.

أولئك أصحب النار هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 2،15

2 - آتش دوزخ جايگاه اجتماع و به هم پيوستن جنيان و آدميان كافر و مشرك است.

قال ادخلوا فى أمم قد خلت من قبلكم من الجن و الإنس فى النار

15 - كافران و مشركان پيرو، همانند رهبرانشان، داراى عذابى مضاعف از آتش دوزخ

قال لكل ضعف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 41 - 1،2،4،9

1 - مجرمان در احاطه آتش دوزخ، از زير پا و فراز سر

لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش

«مهاد» به معناى بستر گسترده است و «غواش» (جمع غاشية) به معنى ساتر و روانداز، عطف بر «مهاد» است و «من فوقهم» حال براى آن. يعنى: لهم من جهنم غواش من فوقهم.

2 - تكذيب كنندگان و اعراض كنندگان از آيات الهى در بسترى از آتش جهنم و توده هايى آتشين بر فراز خويش، گرفتار خواهند شد.

لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش

4 - گرفتار شدن ستمكاران به آتش دوزخ، سنت خداوند در كيفر آنان

و كذلك نجزى الظلمين

9 - عن رسول الله(صلی الله علیه و آله): يكسى الكافر لوحين من نار و فى قبره فذلك قوله: «لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش».

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: دو لوح (زير انداز و روانداز) از آتش بر كافر در قبرش پوشانده مى شود و اين است سخن خداوند: «براى كافران بسترى از آتش جهنم و روى آنان پوششهايى از آن است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 2،3،4

2 - آتش دوزخ كيفر تمامى كافران

و أن للكفرين عذاب النار

«ال» در «الكافرين» براى استغراق و شمول است. گفتنى است در وجه تركيبى «أن للكفرين ... » نظرهاى مختلفى ايراد شده است. بهترين وجه آن تقدير گرفتن فعلى همانند «اعلموا» است. يعنى «و اعلموا أن للكفرين عذاب النار».

3 - مشركان حاضر در كارزار بدر ، مردمى كفرپيشه و مستحق عذاب با آتش دوزخ

و أن للكفرين عذاب النار

از مصاديق مورد نظر براى «للكفرين» مشركان حاضر در كارزار بدر مى باشد.

4 - آتش دوزخ كيفرى بس سهمگينتر از عقوبت هاى الهى در دنيا

ذلكم فذوقوه و أن للكفرين عذاب النار

استفاده از كلمه ذوق (چشيدن) درباره عذاب دنيا، در مقابل عذاب دوزخ، بيانگر اين است كه عقوبتهاى دنيوى تنها مضمضه اى از عقوبت و مقدمه اى براى عذاب اصلى و كامل كه همان عذاب دوزخ است، مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 98 - 7،8

7- آتش دوزخ ، فرجام پيروى نكردن از رسولان الهى است .

و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و ملإيه فاتبعوا أمر فرعون ... و بئس الورد المور

8- آتش دوزخ ، بهره و نصيبى ناميمون و جايگاهى شوم

و بئس الورد المورود

كلمه «الورد» (نصيب و بهره) فاعل براى «بئس» است و «ال» در آن براى جنس مى باشد و «المورد» (چيزى كه بر آن وارد مى شوند) مخصوص به ذم است و «ال» در آن عهد ذكرى بوده و اشاره به آتش دوزخ دارد. بنابراين «بئس الورد المورود»; يعنى، بد نصيب و بهره اى است آن آتشى كه بر آن وارد خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 35 - 9

9- آتش دوزخ فرجام كافران است .

و عقبى الكفرين النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 44 - 10

10- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله « لكلّ باب منهم جزء مقسوم » قال : إن من أهل النار من تأخذه النار إلى كعبيه ، و إن منهم من تأخذه النار إلى حجزته ، و منهم من تأخذه إلى تراقيه منازل بأعمالهم ، فذلك قوله : « . . .لكلّ باب منهم جزء مقسوم » . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در باره سخن خدا «لكلّ باب منهم جزء مقسوم» روايت شده است كه فرمود: بعضى از اهل آتش كسانى اند كه آتش تا غوزكهاى آنان را فرا مى گيرد و بعضى را تا كمر (جاى كمربند) و بعضى را تا گلو. اينها منازل و مراتبى است كه به اختلاف اعمال اهل آتش بستگى دارد و اين است قول خدا: ... لكل باب منهم جزء مقسوم...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 98 - 2

2- آتش همواره شعلهور حهنّم ، كيفر كفر به آيات الهى و انكار روز رستاخيز

كلّما خبت زدنهم سعيرًا . ذلك جزاؤهم بأنهم كفروا بأيتنا و قالوا أءذا كنّا عظمً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 1

1- مجرمان ، در صحنه قيامت ، ناظر شعله هاى آتش دوزخ اند .

و رءا المجرمون النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 51 - 7

7 - دوزخ ، داراى آتشى برافروخته و شعلهور

أولئك أصحب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 8

8 - تهديد شدن مشركان كينه توز به آتش دوزخ ، از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و به دستور خداوند

قل أفأنبّئكم بشرّ من ذلكم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 41 - 6

6 - آتش دوزخ و نعمت هاى بهشت ، تجسم عينى اعمال آدميان است .

و جعلنهم أئمة يدعون إلى النار

آنچه مسلّم است اين كه پيشوايان كفر، مردم را به اعمال بد و ناشايست - كه اسباب ورود انسان به آتش است - فرا مى خوانند; نه به خود آتش. بنابراين تعبير «يدعون إلى النار» به جاى «يدعون إلى الضلال» مى تواند اشاره به اين باشد كه اعمال بد در واقع خود آتش دوزخ است كه در آخرت صورت حقيقت آن آشكار خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 18

18 - جهنم ، يك پارچه آتش است .

عذاب السعير

«سعر» مصدر «سعير» به معناى «شعلهور بودن آتش» است. نام گذارى جهنم به «سعير»، دلالت بر نكته بالا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 20 - 1،2

1 - جايگاه فسق پيشگان ، آتش جهنم است .

و أمّا الذين فسقوا فمأويهم النار

2 - فسق ، عامل گرفتار شدن به آتش است .

و أمّا الذين فسقوا فمأويهم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 64 - 2

2 - خداوند ، براى كافران ، آتشى شعلهور فراهم كرده است .

إنّ اللّه . .. و أعدّ لهم سعيرًا

«سعير» از «سعر» و به معناى «شعلهورى آتش» است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 65 - 1

1 - كفرپيشگان ، همواره در آتش جهنم باقى خواهند ماند .

الكفرين و أعدّ لهم سعيرًا . خلدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 66 - 1،2،4

1 - در روز بى يار و ياورى كافران ، صورت هاى آنان ، در آتش از اين رو به آن رو ، چرخانده مى شود ، تا خوب بسوزد .

لايجدون وليًّا . .. يوم تقلّب وجوههم فى النار

بنابراين كه «يوم» ظرف براى «لايجدون»باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

2 - در روز قيامت ، صورت هاى كافران ، در آتش ، بر اثر شدت حرارت ، منقلب شده ، به رنگ هاى گوناگون در مى آيد .

يوم تقلّب وجوههم

احتمال دارد كه «تقلّب» به معناى «از اين رو به آن رو شدن» باشد و احتمال دارد كه به معناى « تحوّل و تغيير حالت كيفى» باشد كه گاهى سياه و گاهى زرد و . .. مى شود. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.

4 - لازم است كه روزى را كه در آن ، كافران با آتش جهنم ، به سختى عذاب و سوزانده مى شوند ، به خاطر داشت .

يوم تقلّب وجوههم فى النار

برداشت بنابراين احتمال است كه نصب «يوم» به جهت مفعولٌ به بودن اش باشد. كه بايد فعل «اُذكر» در تقدير باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 64 - 4

4 - آتش ، مهم ترين خصوصيت دوزخ و اصلى ترين عذاب دوزخيان است .

جهنّم يصلونها . .. إنّهم صالوا النار ... فزده عذابًا ضعفًا فى النار ... تخاصم أه

از تعبيرهاى به كار رفته درباره دوزخ; مانند ورود به آتش (صالوا النار) و عذاب دوچندان آتش (عذاباً ضعفاً فى النار) و اهل آتش، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 22

22 - آتش ، از وسايل عذاب دوزخيان

إنّك من أصحب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 16 - 7،8

7 - بيم دادن خداوند به بندگانش ، درباره پيامد شوم كفر و شرك و گرفتار شدن به آتش دوزخ

لهم من فوقهم ظلل من النار . .. ذلك يخوّف اللّه به عباده

8 - يادآورى دوزخ و عذاب آتش آن ، بهترين و مؤثرترين وسيله اخطار دادن به بندگان و بازداشتن آنان از هرگونه عصيان و

نافرمانى پروردگار

لهم من فوقهم ظلل من النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 23،24

23 - دوزخ ، داراى آتشى شعلهور و فروزان

عذاب الجحيم

«جحيم» اسم مكان از «جحمة» (شعله و افروزندگى شديد آتش) و به معناى محل آتش شعلهور و افروخته است.

24 - جحيم ، از نام هاى دوزخ

عذاب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 72 - 2،3

2 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، در انبوهى از آتش دوزخ سوزانده خواهند شد .

ثمّ فى النار يسجرون

«سجر» در اصل به معناى پر كردن تنور از آتش گيره براى بر افروختن و تقويت آتش آن است. اسناد فعل «يُسجرون» به اشخاص، اسناد مجازى است. مقصود از آن فراگرفتن آتش زياد بر تمامى وجود دوزخيان مى باشد.

3 - عذاب شدن كافران حق ستيز و ستيزه جو به آتش دوزخ ، پس از كيفر شدنشان با آب داغ و پر حرارت خواهد بود .

فى الحميم ثمّ فى النار يسجرون

برداشت ياد شده از آمدن «ثمّ» كه نوعاً براى تراخى زمانى است، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 10 - 3

3 - آتش ، وسيله عذاب الهى در دوزخ

أُولئك أصحب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 13

13 - آتشِ فروزان ، كيفر شياطين در قيامت

و أعتدنا لهم عذاب السعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 6 - 1

1 - آتش جهنم ، كيفر منكران ربوبيت خداوند

و للذين كفروا بربّهم عذاب جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 31 - 4

4 - آتش دوزخ ، عذابى سخت تر از غل و زنجير شدن

خذوه فغلّوه . ثمّ الجحيم صلّوه

«ثمّ» حرف عطف و مفيد تراخى رتبى است. اين كلمه در آيه شريفه، مى رساند كه معطوف (عذاب با آتش دوزخ)، شديدتر از معطوف عليه (عذاب با دستگيرى و غل و زنجير كردن) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 32 - 2

2 - به بند كشيده شدن با زنجير هاى بلند ، عذابى سخت تر از آتش دوزخ

ثمّ الجحيم صلّوه . ثمّ فى سلسلة ذرعها سبعون ذراعًا فاسلكوه

مطلب ياد شده از «ثمّ» در «ثمّ فى سلسلة» - كه براى تراخى رتبى است - استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 23 - 6

6 - نافرمانى از خدا و رسول او ، موجب ابتلا به آتش دوزخ

و من يعص اللّه و رسوله فإنّ له نار جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 26 - 2

2 - استكبار در برابر حقايق الهى و افترا بر دين ، موجب گرفتارى به آتش دوزخ است .

و استكبر . فقال إن هذا إلاّ سحر ... سأُصليه سقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 11 - 1

1 - جهنم ، يك پارچه آتش و داراى حرارتى بس شديد است .

نار حامية

«هاوية»، اسم مكان است و آتش خواندن آن، مبالغه در بيان گستردگى آتش است; به گونه اى كه گويا آن مكان چيزى جز آتش نيست. «حَمِيَتِ النار»; يعنى، حرارت آن شدت يافت (قاموس).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 4

4 - پرسش و حسابرسى از نعمت ها ، زمينه ساز گرفتارى برترى جويان و تفاخر كنندگان به آتش دوزخ

لترونّ الجحيم . .. ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم

نشان دادن جهنم به اهل تكاثر - پيش از بازخواست نعمت ها - بيانگر آن است كه اهل تكاثر، بايد پس از طى مراحل بازخواست و حسابرسى، جهنم را جايگاه خويش بدانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 6 - 6

6 - وجود مأمورانى الهى ، براى برافروختن آتش جهنم

5- الموقدة

«موقدة» اسم مفعول و حاكى از وجود فاعلى است كه آتش را شعلهور ساخته است.

6- آتش جهنم و مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 12 - 2

2 - آتش جهنم به هنگام ديدن تكذيب كنندگان قيامت از راه دور ، به جوش و خروش آمده و فرياد خشمگينانه سرخواهد داد .

إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا

7- آتش در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 1،2

1 - آتش گداخته و دود هاى متراكم ، مانعى جدى در برابر جن و انس براى گريز از صحنه قيامت

لاتنفذون إلاّ بسلطن . .. يرسل عليكما شواظ من نار

خطاب در «عليكما» و «لاتنتصران» متوجه جن و انس است.

2 - فرو ريختن شراره هاى آتش و دود غليظ ، بر فضاى محشر

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس

«شواظ» به معناى شراره خالص و بدون دود و «نحاس» به معناى دود خالص و بدون آتش است. نكره آمدن آنها بيانگر شدت و غلظت آن دو مى باشد.

8- آتش زايى درختان سبز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 80 - 2،3

2 - آتشزا بودن درخت سبز و مرطوب ، جلوه اى روشن از قدرت خدا

الذى جعل لكم من الشجر الأخضر نارًا

«أخضر» (سبز) صفت براى درخت است و توصيف درخت به سبز بودن در آيه شريفه - برابر نظر بيشتر مفسران - كنايه از مرطوب بودن آن است; زيرا آيه شريفه در مقام بيان قدرت خدا است و پديد آوردن آتش از درخت مرطوب بيش از درخت خشك، بيانگر قدرت خدا است; چرا كه آب و آتش ضد هم هستند.

3 - آتشزا بودن درخت سبز و مرطوب ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها در روز قيامت

الذى جعل لكم من الشجر الأخضر نارًا

برداشت ياد شده با توجه به آيات پيشين است كه درصدد بيان جلوه هاى قدرت خداوند براى اثبات معاد و رستاخيز انسان ها است; يعنى، خداوندى كه قادر است از درخت سبز آتش را پديد آورد و از آب، آتش را بيافريند; همو قادر است مرده را نيز زنده كند.

9- آتش زايى درختان مرطوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 80 - 2،3

2 - آتشزا بودن درخت سبز و مرطوب ، جلوه اى روشن از قدرت خدا

الذى جعل لكم من الشجر الأخضر نارًا

«أخضر» (سبز) صفت براى درخت است و توصيف درخت به سبز بودن در آيه شريفه - برابر نظر بيشتر مفسران - كنايه از مرطوب بودن آن است; زيرا آيه شريفه در مقام بيان قدرت خدا است و پديد آوردن آتش از درخت مرطوب بيش از درخت خشك، بيانگر قدرت خدا است; چرا كه آب و آتش ضد هم هستند.

3 - آتشزا بودن درخت سبز و مرطوب ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها در روز قيامت

الذى جعل لكم من الشجر الأخضر نارًا

برداشت ياد شده با توجه به آيات پيشين است كه درصدد بيان جلوه هاى قدرت خداوند براى اثبات معاد و رستاخيز انسان ها است; يعنى، خداوندى كه قادر است از درخت سبز آتش را پديد آورد و از آب، آتش را بيافريند; همو قادر است مرده را نيز زنده كند.

10- آتش سموم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 27 - 8

11- آتش عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 35

35 - آتش ، وسيله اى براى عذاب دوزخيان

فقنا عذاب النّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 37 - 1

1 - آتش ، وسيله عذاب دردناك در قيامت

و لهم عذاب اليم. يريدون ان يخرجوا من النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 16 - 5

5 - آتش ، وسيله اصلى عذاب و كيفر زيانكاران در قيامت

لهم من فوقهم ظلل من النار و من تحتهم ظلل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 12 - 3

3 - قيد و بند هاى گران و آتش افروخته ، از عذاب هاى الهى در قيامت

إنّ لدينا أنكالاً و جحيمًا

12- آتش غيبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 1،6،9،13،22،23

1 - ارائه قربانى و سوخته شدن آن به آتشى از غيب ، عهدى الهى در پندار يهود ، براى ايمان به رسولان

الّذين قالوا انّ اللّه عهد الينا الّا نؤمن لرسول حتّى ياتينا بقربان تاكله النّار

6 - سوختن قربانى در آتشى از غيب ، نشانه راستگويى مدعى رسالت از ديدگاه يهود

الّا نؤمن لرسول حتّى ياتينا بقربان تاكله النار

9 - سوخته شدن قربانى به آتشى از غيب ، معجزه برخى انبيا و رسولان بنى اسرائيل

قال انّ اللّه عهد الينا . .. قد جاءكم رسل ... و بالّذى قلتم

13 - يهود ، حتّى با مشاهده معجزه مورد درخواست خود ( سوختن قربانى در آتشى از غيب ) از پيامبران ، نه تنها به آنان ايمان نياوردند ، بلكه آنان را كشتند .

قل قد جآءكم رسل من قبلى . .. و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم

22 - دروغ بودن ادعاى يهود در مورد ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در صورت مشاهده معجزه درخواستى خود ( سوختن قربانى در آتشى از غيب )

قل قد جاءكم . .. فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين

23 - تكذيب عهد خداوند با يهود در مورد ايمان نياوردن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جز با ارائه قربانى كه آتشى از غيب آن را بسوزاند .

انّ اللّه عهد الينا الّا نؤمن . .. فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين

اگر ادعاى يهود صحيح بود، بايد پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواسته آنان را عملى مى كرد، و نيز نبايد از عهد، به «الّذى قلتم» (آنچه را گفتيد) تعبير مى كرد ; بلكه مى فرمود: بالعهد الّذى عهد اللّه عليكم. چون اگر ادعاى آنان حقيقت داشت، عهدى بود الهى ; نه گفتار آنان.

13- آتش كوره آدم سوزى اصحاب اخدود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 5 - 1

1 - حفره اصحاب اخدود ، يكپارچه آتش برافروخته و داراى سوخت فراوان و كافى بود .

النار ذات الوقود

«النار»، بدل از «الاُخدود» است. بدل قرار گرفتن آتش براى مكان آن، مبالغه است و از شدت آتش حكايت دارد; گويى كه آن

حفره چيزى جز آتش نبود. «وقود» به معناى مواد سوختنى (هيزم و غير آن) است و به شعله نيز اطلاق مى شود(مفردات راغب). توصيف آتش به «ذات الوقود»، گوياى فراهم بودن سوخت كافى و سلطه آتش بر تمام آن است; به گونه اى كه گويا آتش مالك آن مى باشد.

14- آتش كوه طور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 10 - 3،4،5،6

3 - حضرت موسى ( ع ) هنگام سرگردانى در بيابان ، آتشى را ديد و به خانواده اش بشارت داد .

إذ رءا نارًا فقال . .. إنّى ءانست نارًا

«ايناس» (مصدر «ءانست») در معانى «احساس كردن»، «ديدن»، «دانستن» و «شنيدن» استعمال مى شود(لسان العرب). به مناسبت مورد آيه، مراد «ديدن» است.

4 - خانواده و همراهان موسى ( ع ) در بيابان ، آتشى را كه موسى ( ع ) مشاهده كرد ، نديدند . *

فقال لأهله امكثوا أنّى ءانست نارًا

از گفته موسى(ع) كه فرمود: «من آتشى را ديدم» مى توان احتمال داد كه ديگر همراهان موسى(ع) آن آتش را نديده بودند. و گرنه ديدن را به خود اختصاص نمى داد.

5 - موسى ( ع ) تصميم گرفت براى آوردن پاره آتشى جهت روشن كردن آتش و يا پيدا كردن راهنما ، خود را به محل آتش برساند .

لعلّى ءاتيكم منه بقبس أو أجد على النار هدًى

«قبس»، يعنى اخگر و آن، چوب آتش گرفته اى است كه براى برافروختن آتش ديگر، از آتش آماده اقتباس كرده باشند (لسان العرب). «هدىً» مصدر و به معناى اسم فاعل (هادى) است. حرف «أو» در آيه براى تعيين يكى از دو كار است، يعنى موسى(ع) در نظر داشت اگر با راهنمايى برخورد كرد، به راه ادامه دهند وگرنه با فراهم كردن آتش، خود را گرم نگه دارند.

6 - موسى ( ع ) از خانواده اش خواست كه در جاى خود منتظر وى بمانند و با او به مكان آتش نيايند .

فقال لأهله امكثوا إنّى ءانست نارًا

«مكث» به معناى درنگ كردن و انتظار كشيدن است (قاموس).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 11 - 1

1 - موسى ( ع ) درپى مشاهده آتش ، از خانواده خويش جدا شده و به طرف آتش حركت كرد .

رءا نارًا . .. فلمّا أتيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 17 - 1

1 - موسى ( ع ) هنگام جدا شدن از خانواده اش براى آوردن آتش ، چوب دستى خود رانيز به همراه داشت .

و ما تلك بيمينك يموسى

«تلك» براى اشاره به مؤنث به كار مى رود و دلالت دارد كه اطلاق نام خشبة يا عودة (چوب) بر آنچه در دست موسى(ع) است، مسلم گرفته شده است; بنابراين از موسى(ع) خواسته شده بود كه در جواب، خصوصيات آن چوب را بيان كند تا متوجه باشد كه

چه چيزى تبديل به مار خواهد شد. گفتنى است كه از جمله «أهشّ بها على غنمى» (در آيه بعد)، استفاده مى شود كه موسى(ع) پيش از آمدن به كوه طور، آن عصا را به همراه داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 29 - 4،5

4 - موسى ( ع ) آتشى را در سمت وادى طور مشاهده كرد .

ءانس من جانب الطور نارًا

«إيناس» (مصدر «آنس») مرادف «إبصار» (ديدن) است. بنابراين «آنس»; يعنى، «بصر و رأى».

5 - موسى ( ع ) خانواده اش را از وجود آتش در وادى طور آگاه كرد .

قال لأهله امكثوا إنّى ءانست نارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 30 - 1

1 - موسى ( ع ) براى بردن آتش ، خود را به وادى طور رساند .

لعلّى ءاتيكم منها . .. أو جذوة من النار ... فلمّا أتيها

15- آثار آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 104 - 2

2 - جمع شدن پوست لب ها و صورت دوزخيان ، با رسيدن حرارت آتش دوزخ

تلفح وجوههم النار و هم فيها كلحون

«كالح» (مفرد «كالحون») به كسى گفته مى شود كه لب هايش از هم فاصله داشته و دندان هايش آشكار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 97 - 2

2 - آتش دوزخ ، تنها عامل تسليم گمراهان لجوج در برابر حق

قالوا و هم فيها يختصمون . تاللّه إن كنّا لفى ضلل مبين

برداشت ياد شده از آن جا است كه اعتراف حق ستيزان، تنها در جهان آخرت و آن هم در داخل دوزخ صورت مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 29 - 1

1 - آتش دوزخ ، پوست هاى بدن دوزخيان را به شدت دگرگون مى سازد .

لوّاحة للبشر

«لوّاحة» صيغه مبالغه و از ماده «لوح» (تغيير و دگرگونى) است و «بشر»، جمع «بشره» به معناى ظاهر پوست بدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 6 - 3

3 - خداوند ، مالك و صاحب اختيار آتشى است كه در قيامت ، زراندوزان غيبت كننده و عيب جو را درهم مى شكند .

و ما أدريك ما الحطمة . نار اللّه

«نار اللّه»، خبر است براى ضمير محذوف كه به «الحطمة» برمى گردد.

16- آثار آتش كوه طور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 29 - 7

7 - تصميم موسى ( ع ) به آوردن آتش از وادى طور ، براى گرم كردن خانواده اش

قال لأهله امكثوا . .. أو جذوة من النار لعلّكم تصطلون

«إصطلاء» (مصدر «تصطلون») به معناى خود را گرم كردن است.

17- آثار ذكر آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 82 - 7

7 - توجه به شدت حرارت آتش دوزخ ، عامل خشنودى اندك انسان و گريه طولانى وى در دنيا و بيم او بر فرجام خويش

قل نار جهنم أشد حراً . .. فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً

18- آثار رؤيت آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 24 - 3

3 - عذرخواهى دشمنان خدا و درخواست عفو در قيامت ، پس از مشاهده دوزخ ، مورد پذيرش نخواهدبود .

حتّى إذا ما جاءوها . .. و إن يستعتبوا فما هم من المعتبين

«إعتاب» (مصدر «معتبين») به معناى رضايت دادن است. بنابراين واژه «المعتبين» (اسم مفعول «اعتاب») به كسانى گفته مى شود كه مورد رضايت قرار گرفته و بخشوده مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 7 - 4

4 - مشاهده جهنم و آتش سوزان آن و پيدايش علم حضورى براى گرفتاران به آن در قيامت ، تهديدى الهى و هشدارى ترديدناپذير ، براى دل بستگان به امتيازات دروغين

ألهيكم التكاثر . .. ثمّ لترونّها عين اليقين

19- آمادگى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 11 - 6

6 - آتش جهنم ، هم اكنون ( پيش از برپايى قيامت ) براى تكذيب كنندگان قيامت ، آماده و مهيّا است .

و أعتدنا لمن كذّب بالساعة سعيرًا

آمدن فعل «أعتدنا» (آماده كرديم) به صورت فعل ماضى، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

20- ابراهيم(ع) در آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 9

9 - قوم ابراهيم ، براى عملى ساختن تصميم خود ، ابراهيم را در آتش پرتاب كردند .

فما كان جواب قومه . .. أو حرّقوه فأنجيه اللّه

«فاء» در «فأنجاه» براى فصاحت است و دلالت بر حذف جمله اى مى كند و آن مى تواند چنين باشد: «ثم جعلوه فى النار»

21- ابليس از آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 12 - 3،5،12

3 - ابليس، آفريده شده از آتشى خاص و آدم، آفريده شده از گلى مخصوص

خلقتنى من نار و خلقته من طين

نكره آمدن «نار» و «طين» حكايت از اين دارد كه آدم و ابليس از گل و آتشى مخصوص آفريده شدند و چنانچه اين معنا در نظر نبود، آن دو كلمه با «ال» جنس آورده مى شد.

5 - آفرينش ابليس از آتش موجب احساس برترى وى بر آدم(ع)

قال أنا خير منه خلقتنى من نار و خلقته من طين

12 - عن أبى عبدالله(ع): . .. فإن أول من قاس إبليس حين قال: « خلقتنى من نار و خلقته من طين» فقاس ما بين النار و الطين، و لو قاس نورية آدم بنورية النار عرف فضل ما بين النورين ... .

از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. اولين كسى كه قياس كرد ابليس بود آنگاه كه (خطاب به خداوند) گفت: «مرا از آتش آفريده اى و او (آدم) را از گل» و بين آتش و خاك قياس كرد، اگر نورانيت آدم(ع) را با روشنايى آتش مقايسه كرده بود، تفاوت بين آن دو نور را در مى يافت ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 76 - 3،4

3 - ابليس ، آفريده شدنش از آتش و آفرينش آدم از گل را ، دليل برترى و مهترى خود بر آدم معرفى كرد .

قال أنا خير منه خلقتنى من نار و خلقته من طين

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «خلقتنى من نار. ..» در مقام تعليل و تبيين براى جمله «أنا خير منه» مى باشد.

4 - آتش ، مبدأ و عنصر اوليه خلقت ابليس

خلقتنى من نار

22- احاطه آتش اخروى بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 20 - 1

1 - كافران در آخرت ، گرفتار آتشى مسلّط و فراگيرند ، كه تمام راه هاى گريز از آن بسته خواهد بود .

عليهم نار مؤصدة

«وَصيدَة»; يعنى، غرفه اى كه در كوهستان براى حفاظت از اموال ساخته شود و جمله «اوصدت الباب»; يعنى، درب را بسته و محكم كردم (مفردات راغب). بنابراين «مؤصدة»، به معناى بسته شده و محكم است مانند محفظه اى كه در دل كوه پديد آورند. حرف «على» در «عليهم»، بر سلطه كامل آتش و فراگير بودن آن دلالت دارد.

23- احاطه آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 37 - 5

5 - احاطه آتش دوزخ بر تار و پود كافران ، دليل بى ثمر ماندن تلاش آنان براى رهايى از آن

يريدون ان يخرجوا من النار و ما هم بخرجين منها

جمله «و ما هم بخرجين منها» به اين معناست كه كافران با آتش عجين شده اند و هيچگاه از آتش خارج نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 49 - 9

9 - احاطه همه جانبه آتش دوزخ بر كافران

و إن جهنم لمحيطة بالكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 1

1- كافران ، در روز رستاخيز در احاطه آتشى فراگير بوده و از دفع آن از چهره و قفاى خود ناتوان خواهند بود .

لو يعلم الذين كفروا حين لايكفّون عن وجوههم النار و لا عن ظهورهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 98 - 3

3- آتش جهنم ، فراگير تمامى وجود كافران دوزخى بوده و بدنشان يك جا به آتش تبديل خواهد شد .

إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنّم

برداشت ياد شده از هيزم شدن كافران براى دوزخ استفاده مى شود; زيرا هر وقت آتش به هيزمى برسد، تمامى هيزم به آتش

تبديل مى شود. بنابراين بدن كافران هم يك جا به آتش تبديل شده و تمامى وجودشان خواهد سوخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 55 - 4

4 - دوزخ ، مجازات منكران قيامت

أءنّا لمدينون . .. فاطّلع فرءاه فى سواء الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 16 - 1

1 - مشركان و كافران در دوزخ ، از هر سو در محاصره آتش قرار خواهند داشت .

لهم من فوقهم ظلل من النار و من تحتهم ظلل

مقصود از سايبان هايى از آتش بر فراز كافران و زير آنان، آتش فراگير است كه از هر سو آنها را محاصره كرده است; چنان كه در سوره ديگرى از اين حقيقت به صراحت ياد شده است: «يوم يخشاهم العذاب من فوقهم و من تحت أرجلهم. ..»، (سوره عنكبوت (29) آيه 55).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 4

4 - آتش دوزخ ، دوزخيان را فراگرفته و از هر سو آنان را احاطه خواهد كرد .

لهم فيها دار الخلد

مطلب بالا از كلمه «فيها» كه ظرفيت را افاده كرده و نوعى احاطه را مى رساند و نيز از كلمه «دار» قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 28 - 1،2

1 - آتش دوزخ ، آتشى است فراگير و اثرگذار بر تمامى وجود انسان .

لاتبقى و لاتذر

مقصود از «لاتبقى» (باقى نمى گذارد) مى تواند تمام اجزاى بدن و ابعاد وجود انسان و يا فراگير بودن آن نسبت به همه دوزخيان باشد. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

2 - آتش دوزخ ، فراگير همه دوزخيان است و هيچ كس راه گريزى از آن ندارد .

لاتبقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 7 - 1،4

1 - آتش جهنم ، بر قلب ها احاطه يافته ، آن را خواهد سوزاند .

الّتى تطّلع على الأفئدة

برخى از اهل لغت، اطّلاع را به معناى بلوغ دانسته اند (لسان العرب). براين اساس، مفاد آيه اين است كه آتش، به قلب ها رسيده، آن را خواهد سوزاند. حرف «على» بر احاطه كامل آتش دلالت دارد.

4 - احاطه آتش دوزخ بر قلب عيب جويان ، كيفرى مناسب براى گناه افكار نارواى آنان درباره مردم

لمزة . .. الّتى تطّلع على الأفئدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 8 - 3

3 - غيبت ، عيب جويى و انباشتن ثروت ، زمينه محبوس ماندن در آتشى مسلّط و فراگير در جهنم

إنّها عليهم مؤصدة

حرف «على» در «عليهم»، بر احاطه و سلطه دلالت دارد.

24- احاطه دود آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 30 - 3

3 - احاطه همه جانبه دود برخاسته از آتش ، بر تكذيب گران روز جزا و نبودن هيچ راه گريزى از آن

انطلقوا إلى ظلّ ذى ثلث شعب

تعبير «ثلاث شعب» به گفته مفسران - مى تواند اشاره به فراگير و همه جانبه بودن دود برخاسته از آتش و گريزناپذير بودن آن باشد.

25- ادراك آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 12 - 3

3 - آتش جهنم ، داراى نوعى ادراك و احساس

إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا

26- ارزش آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 12 - 4

4 - آتش، عنصرى برتر و شريفتر از خاك در ديدگاه ابليس

أنا خير منه خلقتنى من نار و خلقته من طين

27- اطرافيان آتش كوه طور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 8 - 3

3 - تبريك خداوند به موسى و فرشتگان حاضر در اطراف آتش طور

نودى أن بورك من فى النّار و من حولها

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «بورك من فى النار» انشاى تبريك باشد.

28- انذار از آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 14 - 2

2 - خداوند ، انسان ها را از آتش عظيم و شعلهور آخرت ، بيم داده و برحذر داشته است .

فأنذرتكم نارًا تلظّى

نكره بودن «ناراً»، بر عظمت آن دلالت دارد.

29- انقياد آتش قصه ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 69 - 1

1- آتش به فرمان خداوند ، بر ابراهيم ( ع ) سرد و سلامت ( مطبوع و بى آسيب ) گرديد .

قلنا ينار كونى بردًا و سلمًا على إبرهيم

فرمان خداوند به سلامت شدن آتش بر ابراهيم(ع)، مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه نه تنها آتش بايد بر آن حضرت سرد باشد و او را نسوزاند; بلكه سردى آن به گونه اى و به اندازه اى باشد كه كاملاً مطبوع، دلپذير و بى آسيب باشد.

30- اهل يقين و آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 6 - 6

6 - دوزخ و آتش سوزان آن در دنيا براى اهل يقين ، مشهود و غفلت ناپذير است .

لو تعلمون علم اليقين . .. لترونّ الجحيم

جمله «لترونّ الجحيم»، مى تواند جواب «لو» باشد; در اين صورت آيه شريفه درباره مشاهده دوزخ در دنيا خواهد بود. از آن جا كه حرف «لو» (در آيه قبل) براى امتناع بود; اين مشاهده بر مخاطبان «لو تعلمون» - كه اهل تكاثراند - محال و براى صاحبان يقين - به دليل نون تأكيد در «لترونّ» - قطعى است. فعل مضارع «لترونّ» - با دلالت بر استمرار - بيانگر آن است كه دوزخ، همواره مد نظر اهل يقين است.

31- اهميت آتش كوه طور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 10 - 8

8 - نمايان شدن آتش و فراهم آمدن خلوت گاهى براى اعطاى رسالت به موسى ( ع ) ، حادثه اى با اهميت و درخور توجه براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

هل اتيك حديث موسى . إذ رءا نارًا

كلمه «إذ» ظرف است براى «حديث» (در آيه قبل) و استفهام در آن آيه براى ترغيب پيامبر(صلی الله علیه و آله) به توجه به آن ماجرا است.

32- باران آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 23

23 - نزول بارانى از آتش بر نمايندگان نصاراى نجران در صورت مباهله

ثم نبتهل فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين

عاقب و طيب به نمايندگى نصاراى نجران بنزد پيامبر (صلی الله علیه و آله) آمدند . .. و در پى حاضر نشدن آنان براى مباهله، پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: و الّذى بعثنى بالحقّ نبيّا لو فعلا لامطر عليهما الوادى نارا.


مناقب ابن المغازى، ص 263، چاپ اسلاميه 1403 قمرى.

33- بى سايبانى دود آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 31 - 1

1 - دود سايه مانند دوزخ ، فاقد سايبان حقيقى ( خنك كنندگى ) است و مانع از شعله هاى سوزان آتش نيست .

لاظليل و لايغنى من اللّهب

«لاظليل» صفت براى «ظلّ» در آيه پيش است و «ظلّ ظليل» به معناى سايه دائم و مستمر است (صحاح اللغة). بر اين اساس «ظلّ... لاظليل» كنايه از نبودن سايه قابل استفاده و «لهب» به معناى شعله خالص و بدون دود است.

34- بى نظيرى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 6 - 4

4 - آتش جهنم ، آتشى بى نظير و شديدتر از هر آتش ديگرى است .

نار اللّه

توصيف خداوند به خالق و مالك آتش جهنم، بيانگر تفاوت آن، با ديگر آتش ها است.

35- پيوستگى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 33 - 2

2 - شراره هاى آتش دوزخ ، بسيار انبوه ، به هم پيوسته و پرجنبش است .

كأنّه جملت صفر

برداشت ياد شده، از تشبيه شراره هاى آتش به انبوه شتران، استفاده مى شود.

36- تداوم آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 28 - 3

3 - آتش دوزخ ، پيوسته و بى انقطاع است .

و لاتذر

مقصود از «لاتذر» (رها نمى سازد)، دوام و استمرار آتش دوزخ است كه هرگز قطع نمى شود.

37- تراكم آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 36 - 2

2 - جهنّم ، مكانى بس داغ و سوزان و داراى آتشى برافروخته و متراكم

و برّزت الجحيم لمن يرى

«جحيم» به مكانى گفته مى شود كه حرارت شديدى دارد. اين كلمه بر آتش متراكم و پرزبانه نيز اطلاق مى گردد. (قاموس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 6 - 3

3 - دوزخ ، مكانى سوزان و داراى آتشى شعلهور و متراكم

لترونّ الجحيم

«جحيم»، به معناى آتشى است كه سخت شعلهور بوده و زبانه كشد. هم چنين بر هر آتش متراكم و يا افروخته در گودال هاى عميق و هر مكان پرحرارت اطلاق مى گردد. (قاموس)

38- ترسناكى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 102 - 2

2- آتش دوزخ ، داراى صداى وحشتناك است .

لايسمعون حسيسها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 20 - 9

9 - آتش جهنم ، آتشى سخت و هولناك و ترس آور است .

فمأويهم النار . .. ذوقوا عذاب النار

آوردن اسم ظاهر «النار» به جاى ضمير - با توجه به اين كه جاى استعمال ضمير است - مى تواند براى تهديد بيشتر و بيان عظمت و بزرگى آتش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 32 - 2

2 - آتش دوزخ ، داراى منظره اى بس هولناك

إنّها ترمى بشرر كالقصر

برداشت بالا، از تشبيه شراره هاى آتش به قصر، استفاده مى شود.

39- تشبيه به آتش افروز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 17 - 1

1 - حالت منافقان در اظهار ايمان ، به كسى مى ماند كه براى رهايى از ظلمت ، آتشى ناپايدار و گذرا برافروزد .

مثلهم كمثل الذى استوقد ناراً فلمّا أضاءت ما حوله ذهب اللّه بنورهم

«استيقاد» (مصدر استوقد) به معناى آتش افروختن است. «لما» حرف شرط است و جواب آن محذوف مى باشد و جمله «ذهب اللّه ...» بيانگر آن جواب است; يعنى: آن گاه كه آتش اطراف او را روشن كرد، خاموش شود و او در تاريكى بماند.

40- تشبيه شعله آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 33 - 1

1 - شراره هاى برخاسته از آتش دوزخ ، همانند شتران زرد رنگ است .

كأنّه جملت صفر

«جملات» جمع «جِمالة» است. «جمالة» يا جمع «جمل» (شتر) و يا اسم جمع است.

41- تعقل در چوب آتش زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 71 - 3

3 - دعوت از كافران و منكران معاد به مطالعه در چوب آتش زنه ، براى پى بردن به قدرت خداوند و توانايى او بر احياى مردگان

أفرءيتم النار التى تورون

با توجه به اين كه روى سخن در اين آيات با منكران معاد است، توجه دادن به مسأله كيفيت افروختن آتش و روشن كردن آن با عمل ساييدن، گوياى برداشت ياد شده است.

42- تنوع آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 19 - 7

7 - وجود آتش هاى متنوع و متفاوت در دوزخ

قطّعت لهم ثياب من نار

43- جاودانگى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 39 - 3

3 - دوزخ و آتش آن دائمى و هميشگى است .

هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 107 - 2

2- جهنم و آتش آن ، هميشگى و پايدار است .

خلدين فيها مادامت السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 13

13- سراى آخرت ، پايان ناپذير است و دوزخ و آتش آن جاويدان است .

هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 11

11- آتش دوزخ ، آتشى خاموش نشدنى و داراى نوسان و همواره فروزان است .

كلّما خبت زدنهم سعيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 3

3 - آتش دوزخ هميشگى است و دشمنان خدا در آن جاودانه اند .

ذلك جزاء أعداء اللّه النار لهم فيها دار الخلد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 16 - 3

3 - عذاب و آتش دوزخ ، جاودانه است .

و ما هم عنها بغائبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 13 - 5

5 - آتش دوزخ ، عذابى جاودانه است و اهل شقاوت در آن مخلّداند .

ثمّ لايموت فيها و لايحيى

مراد از «لايحيى»، نفى حيات مطلوب است كه نجات از آتش، مصداق بارز آن مى باشد. در اين صورت قيد «فيها»، اختصاص به «لايموت» خواهد داشت. بنابراين دوزخيان، نه در آتش مى ميرند و نه از آن بيرون مى آيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 14 - 1

1 - آتش جهنم ، همواره شعلهور است و زبانه مى كشد .

نارًا تلظّى

«تلظّى» (كه در اصل «تتلظّى» بوده است); يعنى، زبانه كشيده و برافروخته مى شود. مضارع در صورتى كه حال قرار گيرد، بر تكرار دلالت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 6 - 5

5 - آتش جهنم ، همواره برافروخته شده و شعله هاى تازه پيدا مى كند .

الموقدة

«ايقاد» (مصدر «موقدة») يا از «وَقَدْ» (آتش و بر افروخته شدن آن) و يا از «وَقود» (هيزم ويژه آتش)، گرفته شده است. توصيف آتش جهنم به «موقدة» - با آن كه آتش از افروخته شدن و افروزنده انفكاك ندارد - اشاره به حدوث پياپى اين وصف دارد; به گونه اى كه نه تنها هرگز خاموش نمى شود; بلكه همواره شعله هاى جديد دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 8 - 2

2 - آتش جهنم ، جاودان و گرفتارى زراندوزان استهزاگر در آن ، هميشگى است .

إنّها عليهم مؤصدة

44- جن از آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 27 - 1،6،7،8

1- خداوند ، جنيان را از آتش داراى باد هاى سوزان آفريد .

و الجانّ خلقنه من قبل من نار السموم

«سموم» در لغت به معناى باد سوزان است.

6- خلقت جن از آتش ، از آيات خداوند است .

و الجانّ خلقنه من قبل من نار السموم

7- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : . . . هذه النار جزء من سبعين جزءاً من نار السموم التى خلق منها الجانّ و تلا هذه الأية : « و الجانّ خلقناه من قبل من نار السموم » ;

از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: اين آتش (دنيا در حرارت و تأثير) يك هفتادم از آتش سمومى است كه جن از آن آفريده شده است و [رسول خدا(صلی الله علیه و آله)]اين آيه را تلاوت فرمود: و الجانّ خلقناه من قبل من نار السموم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 15 - 1،3

1 - جن ، آفريده شده به اراده الهى ، از شعله هاى خالص و بدون دود آتش

و خلق الجانّ من مارج من نار

«مارج»، به معناى آتش خالص بدون دود است (قاموس المحيط).

3 - آفرينش انسان و جن ، دو موجود شعورمند ، از دو عنصر كاملاً متفاوت ( خاك و آتش ) ، نمود قدرت خداوند

خلق الإنسن من . .. و خلق الجانّ من مارج من نار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 16 - 1،2،3

1 - جلوه هاى ربوبيت الهى در آفرينش انسان از « خاك » و جن از « آتش » ، غير قابل انكار و تكذيب ناپذير است .

خلق الإنسن . .. و خلق الجانّ ... فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

2 - تبديل گلى خشكيده به موجودى چون « انسان » و شعله آتش به موجود زنده اى چون « جن » ، نمود ربوبيت يگانه خداوند

خلق الإنسن من صلصل كالفخار. .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

3 - پيدايش خصلت هاى ويژه انسانى از مشتى خاك و پيدايش موجود زنده داراى درك و شعورمندى چون جن از شعله آتش ، نعمت هايى شايان تأمل و قدرشناسى *

خلق الإنسن من صلصل . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

45- چوب آتش زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 71 - 2

2 - بيرون آمدن آتش از چوب آتش زنه ، نشانه اى از قدرت الهى است .

أفرءيتم النار التى تورون

روى سخن در اين آيات، با منكران معاد است. دعوت شدن كافران به مطالعه در بهره گيرى از چوب آتش زنه براى روشن كردن

آتش، ارائه يكى از نمودهاى قدرت الهى است تا آنان از اين راه پى ببرند كسى كه از چوب آتش را بيرون مى آورد، مى تواند مردگان را نيز زنده كرده و از قبرها بيرون آورد.

46- چوب آتش زا در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 71 - 1

1 - استفاده مردم صدراسلام ، از نوعى چوب با خاصيت سنگ چخماق ، براى روشن كردن آتش

أفرءيتم النار التى تورون

مردم در گذشته، براى روشن كردن آتش از سنگ چخماق و يا از چوب آتش زنه استفاده مى كردند استفاده از چوب آتش زنه، به اين ترتيب بود كه دو چوب را - كه يكى بالا و ديگرى پايين قرار مى گرفت - به هم مى ساييدند تا آتش از آن بيرون بيايد. چوب بالايى را «زند» و چوب پايينى را «زنده» مى گفتند. «ايراء» (مصدر «تورون») به همين عمل گفته مى شود.

47- حاكم آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 6 - 2

2 - دوزخيان در قيامت ، به حاكميت اراده خداوند بر آتش جهنم ، به روشنى پى خواهند برد .

نار اللّه

استناد «نار» به «اللّه»، بيانگر آن است كه، استناد آتش جهنم به خداوند، بر كسى پوشيده نخواهد ماند، گرچه درباره آتش هاى دنيا، اين حقيقت مخفى مانده و استناد آن به اسباب و علل مادى، انسان را از آن غافل ساخته باشد.

48- حرارت آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 55 - 6

6 - « جحيم » از نام هاى جهنم

الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 64 - 4

4 - آتش دوزخ ، آتشى است پرحرارت و پرشعله .

الجحيم

«جحيم» (از ماده «جحم») به معناى شدت شعله و حرارت آتش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 68 - 6

6 - آتش دوزخ ، آتشى است پرحرارت و پرشعله .

الجحيم

«جحيم» (از ماده «جحم») به معناى شدت شعله و حرارت آتش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 42 - 3

3 - آتش دوزخ ، سخت گرم و سوزان

فى سموم

برخى از مفسران «سموم» را به معناى حرارت سوزان آتش معنا كرده اند. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است; زيرا در اين صورت مراد، حرارت آتش دوزخ خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 94 - 3

3 - آتش دوزخ ، به شدت برافرخته و ملتهب است .

و تصلية جحيم

«جحيم» مشتق از «جحمة» است. «جحمة» به شدتِ اشتعال و برافروختگى آتش گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 19 - 14

14 - آتش دوزخ ، به شدت برافروخته و ملتهب است .

أُولئك أصحب الجحيم

«جحمة» (مبدأ اشتقاق «جحيم») به شدت التهاب و برافروختگى آتش گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 8 - 1

1 - حرارت آتش دوزخ و صداى ناخوشايند برخاسته از آن ، در نهايت شدّت و حدّت است .

تكاد تميّز من الغيظ

تعبير«تكاد تميّز من الغيظ» (چيزى نمانده است كه از شدّت غيظ پاره پاره شود) درباره دوزخ، تعبيرى است تمثيلى و كنايى و بيانگر شدّت و حدّت آتش دوزخ و صداى آن است.

49- حقيت دود آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 31 - 1

1 - دود سايه مانند دوزخ ، فاقد سايبان حقيقى ( خنك كنندگى ) است و مانع از شعله هاى سوزان آتش نيست .

لاظليل و لايغنى من اللّهب

«لاظليل» صفت براى «ظلّ» در آيه پيش است و «ظلّ ظليل» به معناى سايه دائم و مستمر است (صحاح اللغة). بر اين اساس «ظلّ... لاظليل» كنايه از نبودن سايه قابل استفاده و «لهب» به معناى شعله خالص و بدون دود است.

50- حقيقت آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 5 - 2

2 - ابزار شناخت حقيقت آتش جهنم ، در اختيار همگان نيست .

و ما أدريك ما الحطمة

51- حقيقت آتش كوه طور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 11 - 2

2 - آتشى كه موسى ( ع ) مشاهده كرد ، امرى واقعى بود و موسى ( ع ) خود را به آن رسانيد .

فلمّا أتيها

52- خالق درخت آتش زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 73 - 5

5 - بهره گيرى مسافران و بيابان گردان ، از درخت آتش زنه براى روشن كردن آتش ، حكمت ديگر ايجاد آن از سوى خداوند

و متعًا للمقوين

«مقوين» مشتق از «قواية» (زمين بى آب و گياه، بيابان) است; يعنى، مسافران و بيابان گردان.

53- خلقت از آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 76 - 3

3 - ابليس ، آفريده شدنش از آتش و آفرينش آدم از گل را ، دليل برترى و مهترى خود بر آدم معرفى كرد .

قال أنا خير منه خلقتنى من نار و خلقته من طين

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «خلقتنى من نار. ..» در مقام تعليل و تبيين براى جمله «أنا خير منه» مى باشد.

54- خلقت چوب آتش زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 72 - 3

3 - آفرينش چوب آتش زنه ، نشانه اى از توانايى خداوند بر آفرينش مجدد انسان ها و برپايى قيامت

ءأنتم أنشأتم شجرتها أم نحن المنشون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 74 - 2

2 - آفرينش انسان از منى ، بر آوردن دانه ها از دل خاك و رشد و نموّ دادن آن ، فرو فرستادن باران از آسمان و ايجاد درخت آتش زنه براى بيابان گردان ; بيانگر مبرّا بودن ساحت او از نقص و كاستى

أفرءيتم ما تمنون . .. فسبّح باسم ربّك العظيم

تفريع «فسبّح» بر مطالب آيات پيشين، نشانگر مطلب ياد شده است.

55- خلقت درخت آتش زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 72 - 1،2

1 - ايجاد و آفرينش درخت آتش زنه ، خارج از قلمرو توانايى بشر

ءأنتم أنشأتم شجرتها

2 - تنها خداوند ، قادر بر آفرينش درخت آتش زنه

أم نحن المنشون

مسند محلى به «ال» «المنشئون» مفيد حصر است.

56- خوردن آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 10 - 2

2 - خوردن ظالمانه مال يتيم در واقع ، خوردن آتش است .

انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً انّما ياكلون فى بطونهم ناراً

57- داغى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 14،15

14 - منافقان متخلف از جنگ ، مورد تهديد خداوند به آتش سوزان دوزخ

قل نار جهنم أشد حراً لو كانوا يفقهون

15 - سوزنده تر بودن آتش دوزخ از گرمى هواى دنيا ، هشدارى شديد به تخلف كنندگان از جهاد به بهانه گرمى هوا

قل نار جهنم أشد حراً

58- دردناكى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 13 - 4

4 - آتش دوزخ براى منكران قيامت ، بسيار زجرآور و طاقت فرسا خواهد بود .

دعوا هنالك ثبورًا

درخواست هلاكت و مرگ در آتش دوزخ، حاكى از شدت دردناكى و طاقت سوزى آن آتش است.

59- درك آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 5 - 2،3

2 - ابزار شناخت حقيقت آتش جهنم ، در اختيار همگان نيست .

و ما أدريك ما الحطمة

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در شناخت ويژگى هاى آتش جهنم ، نيازمند تعليم الهى است .

و ما أدريك ما الحطمة

60- دعوت آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 17 - 1

1 - آتش دوزخ ، مجرمان و حق گريزان را به سوى خود فرامى خواند .

تدعوا من أدبر و تولّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 18 - 1

1 - آتش دوزخ ، مجرمان و ثروت اندوزان را به سوى خود فرامى خواند .

تدعوا من . .. و جمع فأوعى

«وعاء» (ماده «أوعى») به معناى ظرف است و مقصود از «جمع فأوعى» اندوختن و ذخيره كردن مال و ثروت است.

61- دود آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 30 - 1

1 - فرمان حركت به تكذيب كنندگان روز جزا ، به سوى ستون هاى دود برخاسته از آتش دوزخ

انطلقوا إلى ظلّ

بنا به گفته مفسران، مقصود از «ظلّ»(سايه)، دود غليظ برخاسته از آتش دوزخ است كه به صورت سايه نمايان مى شود; مانند: «و ظلّ من يحموم; و سايه اى از دودى سخت سياه». (واقعه، آيه 43)

62- رؤيت آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 6

6 - ستمكاران در قيامت ، تاب مشاهده مستقيم آتش دوزخ را ندارند .

ينظرون من طرف خفىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 15 - 2

2 - تكذيب كنندگان قيامت ، ناتوان از توجيه تكذيب گرى هاى خود به هنگام مشاهده آتش دوزخ

أفسحر هذا أم أنتم لاتبصرون

63- رؤيت آتش جهنم در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 67 - 4

4 - كافران ، در قيامت ، با مشاهده آتش جهنم ، به ربوبيت خداوند اعتراف مى كنند .

يوم تقلّب وجوههم فى النار . .. و قالوا ربّنا

ماضى آوردن عبارت «قالوا ربّنا» در مقابل «يقولون ياليتنا» احتمال دارد كه مربوط به زمانى باشد كه هنوز در عذاب واقع نشده اند و تنها، آن را مشاهده كرده اند.

64- رؤيت آتش كوه طور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 2

2 - پيمان شكنى بنى اسرائيل ، على رغم مشاهده معجزه اى چون برافراشته شدن كوه ، امرى سنگين ، شگفت و نامتوقع بود .

أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور . .. ثم توليتم من بعد ذلك

«ثم» در جمله «ثم توليتم» حاكى از ترتيب رتبى است; زيرا «من بعد ذلك» رساننده ترتيب زمانى مى باشد و آن گاه كه

«ثم» براى ترتيب رتبى به كار رود حكايت از عظمت، شگفتى و . .. مضمون جمله بعد دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 29 - 6

6 - تنها موسى ( ع ) نظاره گر آتش وادى طور بود .

إنّى ءانست نارًا

نسبت داده شدن مشاهده آتش به موسى(ع) و نيز نكره آمدن «ناراً»، نشان دهنده آن است كه آتش مزبور، تنها به وسيله موسى(ع) قابل مشاهده بوده است.

65- رؤيت دنيوى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 6 - 6

6 - دوزخ و آتش سوزان آن در دنيا براى اهل يقين ، مشهود و غفلت ناپذير است .

لو تعلمون علم اليقين . .. لترونّ الجحيم

جمله «لترونّ الجحيم»، مى تواند جواب «لو» باشد; در اين صورت آيه شريفه درباره مشاهده دوزخ در دنيا خواهد بود. از آن جا كه حرف «لو» (در آيه قبل) براى امتناع بود; اين مشاهده بر مخاطبان «لو تعلمون» - كه اهل تكاثراند - محال و براى صاحبان يقين - به دليل نون تأكيد در «لترونّ» - قطعى است. فعل مضارع «لترونّ» - با دلالت بر استمرار - بيانگر آن است كه دوزخ، همواره مد نظر اهل يقين است.

66- زمينه ذكر آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 73 - 4

4 - آتش دنيا ، وسيله اى براى يادآورى آتش جهنم و هشداردهنده اى براى انسان ها

نحن جعلنها تذكرة

در صورتى كه ضمير «جعلناها» به «نار» بازگردد، برداشت بالا استفاده مى شود.

67- ستون هاى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 9 - 1،2،3

1 - احاطه ستون هايى امتداد يافته و بسيار بر آتش جهنم ، راه فرار را بر جهنّميان مى بندد .

فى عمد ممدّدة

«عَمَد»، (جمع «عمود» (ستون) است. در صورتى كه «فى عمد» متعلق به «مؤصدة» باشد; مفاد آيه اين خواهد بود كه: آتش جهنم، در مجموعه اى از ستون هاى سر به فلك كشيده، قرار گرفته است و گريز از آن ستون ها، امكان پذير نيست.

2 - زبانه هاى آتش جهنم ، به شكل ستون هايى بلند ، دوزخيان را در خود جاى خواهد داد .

إنّها . .. فى عمد ممدّدة

تعبير «فى عمد»، ممكن است خبر دوم براى ضمير «إنّها» باشد. مفاد آيه در اين صورت، ترسيم آتش جهنم به شكل شعله هايى زبانه كشيده و بلند است.

3 - جهنميان ، در عمودهايى بلند به بند كشيده شده ، راه فرارى نخواهند داشت . *

فى عمد ممدّدة

مراد از «عمد»، ممكن است عمودهايى باشد كه نظير «غلّ»، براى بستن جهنميان به كار خواهد رفت.

68- سختى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 66 - 8

8 - سختى و سوزش آتش جهنم ، كافران را از عملكرد دنيوى شان پشيمان مى كند .

يوم تقلّب وجوههم فى النار يقولون يليتنا أطعنا اللّه

69- سردى آتش قصه ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 69 - 1

1- آتش به فرمان خداوند ، بر ابراهيم ( ع ) سرد و سلامت ( مطبوع و بى آسيب ) گرديد .

قلنا ينار كونى بردًا و سلمًا على إبرهيم

فرمان خداوند به سلامت شدن آتش بر ابراهيم(ع)، مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه نه تنها آتش بايد بر آن حضرت سرد باشد و او را نسوزاند; بلكه سردى آن به گونه اى و به اندازه اى باشد كه كاملاً مطبوع، دلپذير و بى آسيب باشد.

70- سوزاندن با آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 66 - 4

4 - لازم است كه روزى را كه در آن ، كافران با آتش جهنم ، به سختى عذاب و سوزانده مى شوند ، به خاطر داشت .

يوم تقلّب وجوههم فى النار

برداشت بنابراين احتمال است كه نصب «يوم» به جهت مفعولٌ به بودن اش باشد. كه بايد فعل «اُذكر» در تقدير باشد.

71- سوزندگى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 12 - 2

2 - آتش آخرت ، بسى دامنه دارتر و سوزاننده تر از آتش دنيا است .

النار الكبرى

مراد از «النار الكبرى» ممكن است تمام آتش هاى آخرت باشد. در اين صورت سنجش آن با آتش دنيا، مورد نظر خواهد بود.

72- شاخه هاى دود آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 30 - 2

2 - دود برخاسته از آتش دوزخ ، داراى سه شعبه و قرار گرفته در سه جهت

ظلّ ذى ثلث شعب

73- شدت آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 4

4- كافران ، در دنيا هرگز به سختى و شدت آتش دوزخ و به بى ياورى خود در قيامت پى نخواهند برد .

لو يعلم الذين كفروا حين لايكفّون عن وجوههم النار . .. و لا هم ينصرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «حين» مفعولٌ به براى «يعلم» باشد. در اين صورت پيام آيه چنين مى شود: كاش آنان كه كافر شدند، مى دانستند - و نمى دانند - زمانى را كه نمى توانند آتش را از چهره ها و... باز بدارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 4 - 7

7- دوزخ ، جايگاهى به غايت گرم و داراى آتشى به شدت برافروخته و شعلهور است .

إلى عذاب السعير

«سعير» به معناى گرم و نيز آتش افروخته و ملتهب است. دخول «ال» كماليه بر «سعير»، بيانگر گرماى بى اندازه دوزخ و التهاب و برافروختگى بى حد آتش آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 16 - 3

3 - شدت و فراوانى آتش جهنم ، در اطراف مشركان و كافران

لهم من فوقهم ظلل من النار و من تحتهم ظلل

مقصود از آيه شريفه هر چه باشد، اين نكته را نيز مى رساند كه آتش دوزخ بسيار شديد و زياد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 46 - 8

8 - آتش دوزخ ، سخت ترين و شديدترين عذاب و كيفر الهى

أشدّ العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 16 - 2

2 - جهنم ، داراى آتشى كه به شدت برافروخته و شعلهور است .

لصالوا الجحيم

به آتشى كه شعله هاى آن، سخت زبانه كشد و نيز به آتش عظيمى كه در گودال برافروخته گردد و به مكانى كه داراى حرارت شديد باشد، «جهيم» گفته مى شود. (قاموس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 5 - 1

1 - ويژگى هاى آتش جهنم و شدّت آن ، فراتر از حد تصور و بيان است .

و ما أدريك ما الحطمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 6 - 4

4 - آتش جهنم ، آتشى بى نظير و شديدتر از هر آتش ديگرى است .

نار اللّه

توصيف خداوند به خالق و مالك آتش جهنم، بيانگر تفاوت آن، با ديگر آتش ها است.

74- شدت آتش قصه ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 68 - 2

2- آتشى كه ابراهيم ( ع ) در آن افكنده شد ، آتشى انبوه و شديد بود .

قالوا حرّقوه

«تحريق» (مصدر «حرّقوه») و مبالغه در «حرق» (سوزاندن) است; يعنى، سوزاندن بسيار و شديد.

75- شدت حرارت آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 6

6 - دوزخ ، داراى آتشى پرحرارت

صرط الجحيم

«جحيم» (از ماده «جحمة») به معناى شعله و حرارت آتش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 24

24 - جهنم ، داراى آتشى ملتهب و پر شراره

و فريق فى السعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 4 - 3

3 - آتش دوزخ ، بسيار سوزان و داراى حرارتى شديد است .

نارًا حامية

«حامية»; يعنى، داراى حرارت و چون آتش همواره داراى حرارت است، تصريح به اين وصف، بيانگر غير متعارف بودن آن حرارت است.

76- شدت سوزندگى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 4 - 3

3 - آتش دوزخ ، بسيار سوزان و داراى حرارتى شديد است .

نارًا حامية

«حامية»; يعنى، داراى حرارت و چون آتش همواره داراى حرارت است، تصريح به اين وصف، بيانگر غير متعارف بودن آن حرارت است.

77- شدت گرماى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 14

14 - دوزخ ، داراى آتشى است در اوج حرارت و سوزانندگى .

عذاب الحريق

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «ال» در «الحريق» «ال» كماليه باشد. بنابراين «الحريق»; يعنى، در اوج سوزانندگى.

78- شعله آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 12

12 - انس مى گويد : « تلا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) هذه الاية « وقود ها الناس و الحجارة » فقال : اوقد على ها ألف عام حتى إحمرت و ألف عام حتى إبيضت و ألف عام حتى اسودت فهى سوداء مظلمة لايطفأ لهب ها ;

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به دنبال قرائت اين آيه «وقود الناس و الحجارة» فرمود: آتش ]جهنم[ را هزار سال شعلهور كردند تا سرخ گشت. و هزار سال شعلهور نمودند تا سفيد گشت و هزار سال شعلهور كردند تا سياه گشت پس آن آتش سياه و ظلمانى است و شعله آن خاموش نمى شود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 55 - 6

6 - « جحيم » از نام هاى جهنم

الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 64 - 4

4 - آتش دوزخ ، آتشى است پرحرارت و پرشعله .

الجحيم

«جحيم» (از ماده «جحم») به معناى شدت شعله و حرارت آتش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 68 - 6

6 - آتش دوزخ ، آتشى است پرحرارت و پرشعله .

الجحيم

«جحيم» (از ماده «جحم») به معناى شدت شعله و حرارت آتش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 9

9 - آتش دوزخ ، سخت برافروخته و ملتهب

عذاب الجحيم

«جحمه» (مبدأ اشتقاق «جحيم») به شدت افروختگى و التهاب آتش اطلاق مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 94 - 3

3 - آتش دوزخ ، به شدت برافرخته و ملتهب است .

و تصلية جحيم

«جحيم» مشتق از «جحمة» است. «جحمة» به شدتِ اشتعال و برافروختگى آتش گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 19 - 14

14 - آتش دوزخ ، به شدت برافروخته و ملتهب است .

أُولئك أصحب الجحيم

«جحمة» (مبدأ اشتقاق «جحيم») به شدت التهاب و برافروختگى آتش گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 16

16 - دوزخ ، جايگاهى به غايت گرم و داراى آتشى به شدت برافروخته و شعلهور است .

عذاب السعير

«سعير»، به معناى گرم و نيز آتش افروخته و ملتهب است. دخول «ال» كماليه بر «سعير»، بيانگر گرماى بى اندازه دوزخ و التهاب و برافروختگى شديد آتش آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 10 - 9

9 - دوزخ ، جايگاهى به غايت گرم و داراى آتشى به شدت برافروخته و شعلهور است .

أصحب السعير

«سعير»، به معناى گرم و نيز آتش افروخته و ملتهب است. دخول «ال» كماليه بر «سعير»، بيانگر گرماى بى اندازه دوزخ و التهاب و برافروختگى شديد آتش آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 11 - 5

5 - دوزخ ، جايگاهى به غايت گرم و داراى آتشى برافروخته و شعلهور است .

لأصحب السعير

«سعير»، به معناى گرم و نيز آتش افروخته و ملتهب است. دخول «ال» كماليه بر «سعير»، بيانگر گرماى بى اندازه دوزخ و التهاب و برافروختگى شديد آتش آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 31 - 1،2

1 - كافران صاحب زر و زور در قيامت ، به وسيله آتش پرحرارت و شعلهور سوازنده خواهند شد .

ثمّ الجحيم صلّوه

«جحيم» (از ماده «جحمه») به معناى آتش شعلهور و پرحرارت است.

2 - دوزخ ، محل آتش پرحرارت و شعلهور

ثمّ الجحيم صلّوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 31 - 1

1 - دود سايه مانند دوزخ ، فاقد سايبان حقيقى ( خنك كنندگى ) است و مانع از شعله هاى سوزان آتش نيست .

لاظليل و لايغنى من اللّهب

«لاظليل» صفت براى «ظلّ» در آيه پيش است و «ظلّ ظليل» به معناى سايه دائم و مستمر است (صحاح اللغة). بر اين اساس «ظلّ... لاظليل» كنايه از نبودن سايه قابل استفاده و «لهب» به معناى شعله خالص و بدون دود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 32 - 1

1 - شراره افكنى آتش دوزخ ، به بلندى كاخ ها

إنّها ترمى بشرر كالقصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 33 - 2

2 - شراره هاى آتش دوزخ ، بسيار انبوه ، به هم پيوسته و پرجنبش است .

كأنّه جملت صفر

برداشت ياد شده، از تشبيه شراره هاى آتش به انبوه شتران، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 12 - 1

1 - قيامت ، روز شعلهور شدن شديد جهنم

و إذا الجحيم سعّرت

«جحيم» (كه بر اثر استعمال مكرر درباره جهنم، نام ديگرى براى آن شده است، در اصل) آتشى است كه به شدت افروخته شده باشد و به آتش عظيمى كه در حفره اى عميق افروخته شود «جحيم» گفته مى شود. سعرالنار و سعّرها[ به يك معنا است]; يعنى، آتش را شعلهور ساخت و تشديد[ در باب تفعيل] براى مبالغه است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 14 - 2

2 - جهنّم ، داراى آتشى كه به شدّت برافروخته و شعلهور است .

لفى جحيم

به آتشى كه شعله هاى آن، سخت زبانه كشد و نيز به آتش عظيمى كه در گودال برافروخته گردد و به مكانى كه داراى حرارت شديد باشد، «جحيم» گفته مى شود (قاموس). مراد از «جحيم» - به قرينه آيه بعد - جهنم يا آتش آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 16 - 2

2 - جهنم ، داراى آتشى كه به شدت برافروخته و شعلهور است .

لصالوا الجحيم

به آتشى كه شعله هاى آن، سخت زبانه كشد و نيز به آتش عظيمى كه در گودال برافروخته گردد و به مكانى كه داراى حرارت شديد باشد، «جهيم» گفته مى شود. (قاموس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 12 - 4

4 - جهنم ، داراى آتشى برافروخته و شعلهور

سعيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 14 - 1

1 - آتش جهنم ، همواره شعلهور است و زبانه مى كشد .

نارًا تلظّى

«تلظّى» (كه در اصل «تتلظّى» بوده است); يعنى، زبانه كشيده و برافروخته مى شود. مضارع در صورتى كه حال قرار گيرد، بر تكرار دلالت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 6 - 3

3 - دوزخ ، مكانى سوزان و داراى آتشى شعلهور و متراكم

لترونّ الجحيم

«جحيم»، به معناى آتشى است كه سخت شعلهور بوده و زبانه كشد. هم چنين بر هر آتش متراكم و يا افروخته در گودال هاى عميق و هر مكان پرحرارت اطلاق مى گردد. (قاموس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 6 - 1،5

1 - پيدايش آتش جهنم و برافروخته شدن آن ، وابسته به خداوند و خواست مستقيم او است .

نار اللّه

استناد آتش جهنم به خداوند - با آن كه هر آتش ديگرى نيز مخلوق او است - نشانگر ظهور وابستگى آن به خداوند است; به گونه اى كه تنها، به فرمان او برمى افروزد و مى سوزاند.

5 - آتش جهنم ، همواره برافروخته شده و شعله هاى تازه پيدا مى كند .

الموقدة

«ايقاد» (مصدر «موقدة») يا از «وَقَدْ» (آتش و بر افروخته شدن آن) و يا از «وَقود» (هيزم ويژه آتش)، گرفته شده است. توصيف آتش جهنم به «موقدة» - با آن كه آتش از افروخته شدن و افروزنده انفكاك ندارد - اشاره به حدوث پياپى اين وصف دارد; به گونه اى كه نه تنها هرگز خاموش نمى شود; بلكه همواره شعله هاى جديد دارد.

79- شعله هاى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 13 - 1

1 - شعله هاى گدازنده آتش ، مهيا براى كافران به خدا و رسول او

و من لم يؤمن . .. فإنّا أعتدنا للكفرين سعيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 9 - 2

2 - زبانه هاى آتش جهنم ، به شكل ستون هايى بلند ، دوزخيان را در خود جاى خواهد داد .

إنّها . .. فى عمد ممدّدة

تعبير «فى عمد»، ممكن است خبر دوم براى ضمير «إنّها» باشد. مفاد آيه در اين صورت، ترسيم آتش جهنم به شكل شعله

هايى زبانه كشيده و بلند است.

80- شعور آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 69 - 3

3- پديده هاى طبيعت ، چون آتش و . . . داراى نوعى شعور و آگاهى اند .

قلنا ينار كونى بردًا و سلمًا على إبرهيم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمله (قلنا. ..) معناى حقيقى «گفتن» مقصود باشد. بنابراين لازمه شنيدن سخن خدا، شعور و آگاهى داشتن است.

81- شعور آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 12 - 3

3 - آتش جهنم ، داراى نوعى ادراك و احساس

إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا

82- شومى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 21

21- آتش دوزخ ، تكيگاهى ناپسند و شوم براى دوزخيان است .

يغاثوا بماء كالمهل . .. و ساءت مرتفقًا

«مرتفق» به مكانى گفته مى شود كه آدمى، در آن، مرفق و آرنج خود را بر زمين نهد و با ساق دست خود اهرمى بسازد و سر بر آن گذارده، استراحت كند. ياد كردن از جايگاه دوزخيان با اين تعبير، به منظور ريش خند كردن آن ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 15 - 8

8 - آتش دوزخ ، جايگاهى بس شوم و نامبارك

و بئس المصير

83- صداى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 102 - 1،2

1- بهشتيان ، در جايگاهى به دور از شنيدن صداى آهسته برخاسته از آتش دوزخ خواهند بود .

لايسمعون حسيسها

«حسيس» به معناى صداى آهسته است و مقصود از آن در آيه شريفه، صدايى است كه از حركت آتش دوزخ برمى خيزد.

2- آتش دوزخ ، داراى صداى وحشتناك است .

لايسمعون حسيسها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 12 - 1،2،6

1 - تكذيب كنندگان قيامت ، آواى خشمگين و جوش و خروش آتش جهنم را از دور در قيامت خواهند شنيد .

إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا

«تغيظ»، به معناى شدت غضب و خشم و «زفير» به معناى گرفتن سينه از شدت غم و به جوش و خروش افتادن است (برگرفته از لسان العرب و مفردات راغب).

2 - آتش جهنم به هنگام ديدن تكذيب كنندگان قيامت از راه دور ، به جوش و خروش آمده و فرياد خشمگينانه سرخواهد داد .

إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا

6 - « فى مجمع البيان « إذا رأتهم من مكان بعيد » . . . قال أبوعبداللّه ( ع ) من مسيرة سنة ;

در مجمع البيان [پس از ذكر آيه] «إذا رأتهم من مكان بعيد» آمده است كه امام صادق(ع) فرمود: مكان بعيد يعنى، از فاصله يك سال راه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 7 - 1،2

1 - كافران ، از هنگام افكنده شدنشان در دوزخ ، با ناخوشايندترين صدا ها روبه رو خواهد شد .

إذا أُلقوا فيها سمعوا لها شهيقًا

«شهيق»، به معناى زشت ترين و ناخوشايندترين صداها است(لسان العرب).

2 - آتش دوزخ ، داراى ناخوشايندترين صدا هاى مخصوص به خود

لها شهيقًا

مطلب ياد شده، از «لام» اختصاص در «لها» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 8 - 1

1 - حرارت آتش دوزخ و صداى ناخوشايند برخاسته از آن ، در نهايت شدّت و حدّت است .

تكاد تميّز من الغيظ

تعبير«تكاد تميّز من الغيظ» (چيزى نمانده است كه از شدّت غيظ پاره پاره شود) درباره دوزخ، تعبيرى است تمثيلى و كنايى و بيانگر شدّت و حدّت آتش دوزخ و صداى آن است.

84- صفات آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 102 - 2

2- آتش دوزخ ، داراى صداى وحشتناك است .

لايسمعون حسيسها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 7 - 2،4

2 - آتش دوزخ ، داراى ناخوشايندترين صدا هاى مخصوص به خود

لها شهيقًا

مطلب ياد شده، از «لام» اختصاص در «لها» استفاده شده است.

4 - آتش دوزخ ، داراى فوران و جوشش

و هى تفور

85- صفات دود آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 31 - 1

1 - دود سايه مانند دوزخ ، فاقد سايبان حقيقى ( خنك كنندگى ) است و مانع از شعله هاى سوزان آتش نيست .

لاظليل و لايغنى من اللّهب

«لاظليل» صفت براى «ظلّ» در آيه پيش است و «ظلّ ظليل» به معناى سايه دائم و مستمر است (صحاح اللغة). بر اين اساس «ظلّ... لاظليل» كنايه از نبودن سايه قابل استفاده و «لهب» به معناى شعله خالص و بدون دود است.

86- عذاب با آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 25 - 3

3 - قوم نوح با آتشى بزرگ و وصف ناپذير پس از مرگ عذاب شدند .

فأُدخلوا نارًا

تنكير «ناراً» يا براى افاده تعظيم است و يا براى بيان نوع خاصى از آتش كه وصف ناپذير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 4 - 1،2

1 - مهيا بودن زنجير ها ، غلّ ها و آتش برافروخته براى كافران و ناسپاسان نعمت هدايت از جانب خداوند

إنّا أعتدنا للكفرين سلسلاَْ وأغللاً و سعيرًا

2 - كفران نعمت هدايت ، موجب عذاب سخت الهى ( همچون زنجير ، غل و آتش ) در قيامت

إنّا أعتدنا للكفرين سلسلاَْ و أغللاً و سعيرًا

87- عذاب با آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 72 - 4

4 - ستيزه جويى و تكذيب لجوجانه كتاب هاى آسمانى و فرستادگان الهى ، موجب انواع گوناگون عذاب ( در غل و زنجير شدن ، سوخته شدن به آب داغ و آتش دوزخ )

الذين يجدلون . .. الذين كذّبوا بالكتب ... إذ الأغلل فى أعنقهم ... ثمّ فى الن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 31 - 1

1 - كافران صاحب زر و زور در قيامت ، به وسيله آتش پرحرارت و شعلهور سوازنده خواهند شد .

ثمّ الجحيم صلّوه

«جحيم» (از ماده «جحمه») به معناى آتش شعلهور و پرحرارت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 13 - 5

5 - آتش دوزخ ، عذابى جاودانه است و اهل شقاوت در آن مخلّداند .

ثمّ لايموت فيها و لايحيى

مراد از «لايحيى»، نفى حيات مطلوب است كه نجات از آتش، مصداق بارز آن مى باشد. در اين صورت قيد «فيها»، اختصاص به «لايموت» خواهد داشت. بنابراين دوزخيان، نه در آتش مى ميرند و نه از آن بيرون مى آيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 7 - 5

5 - باطن و روح انسان نيز در قيامت ، از آتش جهنم در عذاب خواهد بود .

الّتى تطّلع على الأفئدة

ممكن است در دنيا بدن كسى بسوزد; ولى روح او رنج نبيند و از شكنجه در راه عقيده شادمان باشد; اما اين آيه، آتش جهنم را براى جان انسان - كه قلب كنايه از آن است - نيز سوزاننده معرفى كرده است.

88- عذاب با آتش سوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 12 - 1

1 - كسانى كه از تذكرات قرآن ، فاصله گرفته ، آن را نپذيرند ، به بزرگ ترين و سوزان ترين آتش ها ، گرفتار شده و در آن باقى خواهند ماند .

و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار الكبرى

زجاج گفته است: «صلى»; يعنى، ملازم و همراه شد (لسان العرب) و «صلى النار»; يعنى، حرارت آتش را به سختى چشيد. (قاموس). «كبرى»; يعنى، بزرگ تر و بزرگى آتش به گستردگى و افروخته تر بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 4 - 1

1 - چشيدن آتش سوزان و گرفتارى به رنج و مشقت آن ، فرجام كسانى است كه حضورشان در صحنه قيامت ، همراه با خفّت و خوارى است .

وجوه يومئذ خشعة . .. تصلى نارًا حامية

«صلى النار»; يعنى، حرارت آتش را به سختى چشيد (قاموس).

89- عرضه آتش بر آل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 46 - 1

1 - عرضه شدن خاندان فرعون هر صبح و شام بر آتش ، پيش از قيامت ( عالم برزخ )

النار يعرضون عليها غدوًّا و عشيًّا

تعبير «غدوّ» و «عشىّ» (صبح و شام) يا اشاره به دوام و هميشگى بودن عرضه آتش است و يا اشاره به انقطاع عذاب برزخى است كه تنها در مواقع صبح و شام به آن گرفتار مى شوند. گفتنى است ذيل آيه - كه درباره عذاب شديدتر قيامت است - مى رساند كه مقصود از «النار» در آغاز آيه، عذاب برزخى است.

90- عظمت آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 16 - 5

5- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) انه قرأ « . . .أُولئك الذين ليس لهم فى الأخرة إلاّ النار . . . » ثم قال : كيف أستطيع الصبر على نار لو قذفت بشررة إلى الأرض لأحرقت نبتها ؟ . . . ;

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است كه اين آيه را قراءت كرد: «. .. أُولئك الذين ليس لهم فى الأخرة إلاّ النار ...»، سپس فرمود: من چگونه مى توانم صبر كنم بر آتشى كه اگر جرقّه اى بر زمين افكند، روييدنيهاى آن را مى سوزاند؟ ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 35 - 11

11- « قال أبوعبدالله ( ع ) : إن ناركم هذه جزؤ من سبعين جزءاً من نار جهنم وقد أطفئت سبعين مرّة بالماء ثم التهبت . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: همانا اين آتش شما [در دنيا] جزئى از هفتاد جزء آتش جهنم است كه هفتاد مرتبه با آب خاموش شده ، سپس شعلهور گرديده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 11 - 2

2 - حرارت آتش جهنم ، غيرقابل قياس با حرارت ديگر آتش ها است .

نار حامية

وصف «حامية» با هر آتشى همراه است; بنابراين تأكيد بر آن در توصيف آتشِ جهنم، بيانگر اين است كه گويا در مقابل حرارت آن، آتش هاى ديگر حرارتى ندارد.

91- عظمت شعله آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 3 - 2

2 - آتش دوزخ ، داراى شعله اى عظيم و زبانه اى هولناك است .

نارًا ذات لهب

«لهب»; يعنى، زبانه آتش و يا شعله ور شدن آن هر گاه از دود خالى باشد (قاموس). نكره بودن «لهب»، بر عظمت و هولناكى آن دلالت دارد.

92- غضب آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 12 - 1،2

1 - تكذيب كنندگان قيامت ، آواى خشمگين و جوش و خروش آتش جهنم را از دور در قيامت خواهند شنيد .

إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا

«تغيظ»، به معناى شدت غضب و خشم و «زفير» به معناى گرفتن سينه از شدت غم و به جوش و خروش افتادن است (برگرفته از لسان العرب و مفردات راغب).

2 - آتش جهنم به هنگام ديدن تكذيب كنندگان قيامت از راه دور ، به جوش و خروش آمده و فرياد خشمگينانه سرخواهد داد .

إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا

93- فعليت آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 6 - 7

7 - جهنم و آتش سوزان آن ، هم اكنون وجود دارد و قابل مشاهده است .

لترونّ الجحيم

94- فلسفه خلقت درخت آتش زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 73 - 3

3 - حكمت ايجاد درخت آتش زنه از سوى خداوند ، ياد آورى قدرت الهى ، تداعى كردن روز رستاخيز و بيرون آمدن انسان ها از قبر ها است .

نحن جعلنها تذكرة

ضمير «جعلناها» مى تواند به «نار» و يا به «شجرة» برگردد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال دوم است; يعنى، ما آن درخت را مايه تذكار قرار داديم تا انسان ها با ديدن آن، به ياد قدرت خداوند بيفتند و پى ببرند كسى كه از چوب آتش را بيرون مى آورد، قادر است كه مردگان را نيز بار ديگر از گورها بيرون آورد.

95- فوايد آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 80 - 4

4 - آتش ، نعمت بزرگ الهى و داراى نقش حياتى در زندگى بشر

الذى جعل لكم من الشجر الأخضر نارًا فإذا أنتم منه توقدون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه - ضمن آن كه بيانگر جلوه هاى قدرت خدا است - درصدد بيان نعمت هاى الهى و امتنان بر انسان نيز مى باشد. گفتنى است كه آمدن لام انتفاع (لكم) مؤيد اين مطلب است.

96- فوايد درخت آتش زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 73 - 5

5 - بهره گيرى مسافران و بيابان گردان ، از درخت آتش زنه براى روشن كردن آتش ، حكمت ديگر ايجاد آن از سوى خداوند

و متعًا للمقوين

«مقوين» مشتق از «قواية» (زمين بى آب و گياه، بيابان) است; يعنى، مسافران و بيابان گردان.

97- فوران آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 7 - 4

4 - آتش دوزخ ، داراى فوران و جوشش

و هى تفور

98- قبول آتش بس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 192 - 2

2 - مسلمانان ، بايد آتش بس اعلام شده از سوى كافران را بپذيرند . *

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

99- گناهكاران در آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 15 - 2

2 - آتش شعلهور و خالص ، عذاب و كيفر مجرمان در آخرت

إنّها لظى

واژه «لظى» هم در معناى آتش شعلهور و خالص به كار مى رود و هم مى تواند عَلَم و اسم براى دوزخ باشد. برداشت ياد شده، براساس كاربرد نخست است.

100- مالك آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 6 - 3

3 - خداوند ، مالك و صاحب اختيار آتشى است كه در قيامت ، زراندوزان غيبت كننده و عيب جو را درهم مى شكند .

و ما أدريك ما الحطمة . نار اللّه

«نار اللّه»، خبر است براى ضمير محذوف كه به «الحطمة» برمى گردد.

101- مبدأ آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 7 - 6

6 - سوختن انسان در آتش جهنم ، از درون او آغاز خواهد شد .

الّتى تطّلع على الأفئدة

ريشه «اطلاع» (طاء و لام و عين)، بر ظهور و بروز دلالت دارد (مقاييس اللغة). ظاهر شدن آتش جهنم بر قلب، حاكى از نقطه شروع آن است.

102- مراتب آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 11

11- آتش دوزخ ، آتشى خاموش نشدنى و داراى نوسان و همواره فروزان است .

كلّما خبت زدنهم سعيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 9

9- آتش سهم گين و فراگير ، عذاب حاضر و آماده براى كافران ، از جانب خداوند است .

إنّا أعتدنا للظلمين نارًا

نكره آوردن «ناراً» براى دلالت بر شدّت و عظمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 4 - 3

3 - آتش دوزخ ، بسيار سوزان و داراى حرارتى شديد است .

نارًا حامية

«حامية»; يعنى، داراى حرارت و چون آتش همواره داراى حرارت است، تصريح به اين وصف، بيانگر غير متعارف بودن آن حرارت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 15 - 6

6 - تفاوتِ درجات آتش در جهنم

نارًا تلظّى . لايصليها إلاّ الأشقى

حصر در اين آيه، ممكن است ناظر به نوع آتشى باشد كه در آيه قبل مطرح شد. بر اين اساس، نكره بودن «ناراً» براى تنويع است; يعنى، نوع خاصى از آتش است كه به شقى ترين افراد، اختصاص مى يابد و باقى اشقيا در انواع ديگر آن معذب اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 7 - 3

3 - درجات آتش جهنم در قيامت ، براساس باور ها و نيت هاى انسان شكل مى يابد .

الّتى تطّلع على الأفئدة

«إطّلع على الشىء»; يعنى، آن را دانست (لسان العرب). مفاد آيه شريفه - براساس اين معنا - آگاهى آتش جهنم از محتواى قلب ها است. اين آگاهى، ممكن است كنايه از تفاوت وضع دوزخيان با يكديگر باشد كه آتش جهنم با هر كس، متناسب با محتواى قلب او رفتار خواهد كرد.

103- مراد از آتش سموم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 27 - 7

7- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : . . . هذه النار جزء من سبعين جزءاً من نار السموم التى خلق منها الجانّ و تلا هذه الأية : « و

الجانّ خلقناه من قبل من نار السموم » ;

از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: اين آتش (دنيا در حرارت و تأثير) يك هفتادم از آتش سمومى است كه جن از آن آفريده شده است و [رسول خدا(صلی الله علیه و آله)]اين آيه را تلاوت فرمود: و الجانّ خلقناه من قبل من نار السموم».

104- مراد از صبر بر آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 10،11

10 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عز و جل « فما اصبر هم على النار » فقال ما اصبرهم على فعل ما يعلمون أنه يصيّر هم إلى النار ;

از امام صادق(ع) در تفسير سخن خداوند عز و جل كه فرموده: « فما أصبر هم على النار» روايت شده است: چه چيز آنان را شكيبا نموده بر انجام عملى كه مى دانند آنها را به سوى آتش مى كشاند».

11 - از امام صادق ( ع ) درباره « فما أصبر هم على النار » روايت شده كه فرمود : « ان معناه ما اجرأهم على النار . . . ;

چه چيز آنها را بر آتش جرأت داده است». (چه چيز به آنان جرأت داده تا اعمالى انجام دهند كه موجب ورود به آتش شود.)

105- منشأ آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 6 - 1

1 - پيدايش آتش جهنم و برافروخته شدن آن ، وابسته به خداوند و خواست مستقيم او است .

نار اللّه

استناد آتش جهنم به خداوند - با آن كه هر آتش ديگرى نيز مخلوق او است - نشانگر ظهور وابستگى آن به خداوند است; به گونه اى كه تنها، به فرمان او برمى افروزد و مى سوزاند.

106- مواد آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 4 - 9

9 - گناهان همسر ابولهب ، در قيامت بارى سنگين بر دوش او و برافروزاننده آتش جهنم خواهد بود .

حمّالة الحطب

مراد از «حطب»، مى تواند گناهان باشد كه مانند هيزم آتش را شعلهور مى سازد.

107- مواد آتش زا در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 80 - 1

1 - استفاده انسان هاى عصر پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) از درخت سبز ( مَرُخ ، عَفار ) براى افروختن آتش

الذى جعل لكم من الشجر الأخضر نارًا فإذا أنتم منه توقدون

مقصود از «شجر الأخضر» - برابر نظر مشهور ميان مفسران - دو نوع چوب آتش زنه به نام «مَرُخ» و «عَفار» است. كه عرب ها با زدن اولى بر دومى - مانند سنگ آتش زنه - از آن جرقه توليد مى كردند.

108- موسى(ع) و آتش كوه طور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 7 - 8،9،10،11،12

8 - مشاهده موسى ، آتشى را از دور در وادى طور

إنّى ءانست نارًا

«إيناس» (مصدر «آنست») معادل «إبصار» (ديدن) است; يعنى، آتشى به نظرم رسيد.

9 - تنها موسى ( ع ) ، نظاره گر آتش وادى طور و همراهانش محروم از مشاهده آن

إنّى ءانست نارًا

10 - تصميم موسى ( ع ) به حركت به سمت آتش طور

ساتيكم منها بخبر أو ءاتيكم

11 - اميد موسى ( ع ) ، به يافتن اطلاعاتى از محل برافروخته شدن آتش ، براى يافتن راه و ادامه مسير سفر

ساتيكم منها بخبر

جمله «سآتيكم منها بخبر» به تقدير «سآتيكم من عندها بخبر نهتدى به» است; يعنى، به زودى از آن جا اطلاعى خواهم آورد كه با كمك آن راهمان را پيدا كنيم.

12 - موسى ( ع ) ، درصدد آوردن پاره اى آتش براى گرم كردن خانواده اش

أو ءاتيكم بشهاب قبس لعلّكم تصطلون

«شهاب» به شعله آتش و «قبس» به شعله برگرفته از آتش گفته مى شود. «اصطلاء» (مصدر «تصطلون») نيز به معناى گرم شدن است; يعنى، يا شعله اى از آتش برگيرم و بياورم تا با آن، آتش برافروزم، باشد كه گرم شويد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 8 - 1،4

1 - نداى خداوند به موسى ( ع ) در پى رسيدن وى به آتش طور

فلمّا جاءها نودى

4 - قرار گرفتن موسى ( ع ) در احاطه آتش طور

نودى أن بورك من فى النّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 9 - 1،2

1 - تأكيد خداوند ، بر الهى بودن نداى برخاسته از دل آتش وادى طور

نودى أن بورك من فى النّار . .. يموسى إنّه أنا اللّه

2 - موسى ، در شگفتى و حيرت از نداى برآمده از آتش وادى طور

نودى أن بورك من فى النّار . .. يموسى إنّه أنا اللّه

تصريح خداوند به «إنّه أنا اللّه» مى تواند از آن جهت باشد كه موسى با شنيدن ندا از درون آتش، در شگفتى فرو رفت و حيران ماند; به گونه اى كه سخت نيازمند راهنمايى روشن و صريح بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 29 - 8،11

8 - موسى ( ع ) از خانواده اش خواست كه تا بازگشت وى از وادى طور درنگ كنند .

قال لأهله امكثوا . .. لعلّى ءاتيكم منها بخبر أو جذوة من النار

11 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : لمّا قضى موسى الأجل و سار بأهله نحو بيت المقدس أخطأ الطريق ليلاً « فقال لأهله امكثوا إنّى آنست ناراً » . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: هنگامى كه قرارداد موسى [با شعيب] پايان يافت و همراه با اهلش به سوى بيت المقدس رهسپار گرديد، شب هنگام راه را گم كرد. پس به اهلش گفت: «امكثوا إنّى آنست ناراً»...».

109- نجات از آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 10

10 - خداوند ، ابراهيم ( ع ) را از آتش نجات داد .

أو حرّقوه فأنجيه اللّه من النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 1

1 - حضرت ابراهيم ( ع ) پس از نجات از آتش ، قوم خود را ر ها نكرد و به ارشاد آنان پرداخت .

فأنجيه اللّه من النار . .. و قال إنّما اتّخذتم من دون اللّه أوثنًا

110- نعمت آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 80 - 4

4 - آتش ، نعمت بزرگ الهى و داراى نقش حياتى در زندگى بشر

الذى جعل لكم من الشجر الأخضر نارًا فإذا أنتم منه توقدون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه - ضمن آن كه بيانگر جلوه هاى قدرت خدا است - درصدد بيان نعمت هاى الهى و امتنان بر انسان نيز مى باشد. گفتنى است كه آمدن لام انتفاع (لكم) مؤيد اين مطلب است.

111- نقش آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 6 - 7

7 - آتش ، از وسايل عقوبت و عذاب الهى در قيامت

أنّهم أصحب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 7

7 - جن نيز همانند انسان ، آسيب پذير از آتش و عوامل مادى

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس فلاتنتصران

112- نقش آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 2

2- مكان هلاكت بارى كه بين مشركان و معبودان پندارى آنها فاصله مى شود ، آتش دوزخ است .

و جعلنا بينهم موبقًا . و رءا المجرمون النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 16 - 5

5 - آتش ، وسيله اصلى عذاب و كيفر زيانكاران در قيامت

لهم من فوقهم ظلل من النار و من تحتهم ظلل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 13 - 4

4 - آتش ، وسيله عذاب در دوزخ

يوم يدعّون إلى نار جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 15 - 4،6

4 - آتش ، ابزار عذاب الهى در دوزخ

مأويكم النار

6 - آتش دوزخ ، تنها ياور كافران و منافقان

هى موليكم

113- نقش آتش دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 73 - 4

4 - آتش دنيا ، وسيله اى براى يادآورى آتش جهنم و هشداردهنده اى براى انسان ها

نحن جعلنها تذكرة

در صورتى كه ضمير «جعلناها» به «نار» بازگردد، برداشت بالا استفاده مى شود.

114- نقش آتش كوه طور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 8 - 2

2 - تجلى خدا در آتش طور براى موسى ( ع )

نودى أن بورك من فى النّار و من حولها

در اين كه مراد از «من فى النار» (آن كه در آتش است) و «من حولها» (آن كه پيرامون آتش است) چيست، ميان مفسران اختلاف است. برخى گفته اند: مراد از «من فى النار» موسى است; زيرا وى چنان به آتش نزديك گشته بود كه گويا در ميان آن است، و مراد از «من حولها» فرشتگانند. برخى عكس آن را گفته اند; يعنى، «من فى النار» فرشتگان و «من حولها» موسى است. دسته اى نيز بر آنند كه مراد از «من فى النار» خداوند و «من حولها» موسى است; بدين معنا كه: «مبارك است آن كه در آتش تجلى كرده و آن كه پيرامون آن است». برداشت ياد شده برپايه احتمال اخير است .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 30 - 2

2 - آتش طور ، وسيله اى براى كشاندن موسى ( ع ) به وادى طور ، جهت سخن گفتن خدا با وى و دريافت رسالت الهى

فلمّا أتيها نودى . .. يموسى إنّى أنا اللّه ربّ العلمين

115- نقش درخت آتش زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 73 - 2

2 - وجود مايه هاى تذكر و درس آموزى ، در آفرينش درخت آتش زنه

نحن جعلنها تذكرة

116- وسعت آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 12 - 2

2 - آتش آخرت ، بسى دامنه دارتر و سوزاننده تر از آتش دنيا است .

117- النار الكبرى

مراد از «النار الكبرى» ممكن است تمام آتش هاى آخرت باشد. در اين صورت سنجش آن با آتش دنيا، مورد نظر خواهد بود.

118- ويژگيهاى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 106 - 2

2- جهنميان ، از شدت آتش همواره صدايشان به ناله و نعره بلند است .

لهم فيها زفير و شهيق

«زفير» و «شهيق» به صداهايى كه از اشخاص محزون و غمگين برمى خيزد گفته مى شود; با اين تفاوت كه شهيق ، بلندتر و طولانى تر است و لذا در برداشت «زفير» به ناله و «شهيق» به نعره تفسير و تعبير گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 107 - 2

2- جهنم و آتش آن ، هميشگى و پايدار است .

خلدين فيها مادامت السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 14

14- آتش قيامت ، همانند سراپرده اى فراگير ، راه گريز را بر كافران خواهد بست .

نارًا أحاط بهم سرادقها

«سرادق» معرب «سراطاق» و به معناى خيمه و پرده سرا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 14

14 - دوزخ ، داراى آتشى است در اوج حرارت و سوزانندگى .

عذاب الحريق

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «ال» در «الحريق» «ال» كماليه باشد. بنابراين «الحريق»; يعنى، در اوج سوزانندگى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 22 - 6

6 - آتش دوزخ ، عنصرى است بسيار گرم و سوزاننده .

ذوقوا عذاب الحريق

«حريق» به معناى سوزاننده است. به كارگيرى آتش در وزن «فعيل» - كه براى مبالغه است - بيانگر گرماى بسيار زياد آتش دوزخ و سوزانندگى شديد آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 11 - 3

3 - آتش بر افروخته و پرالتهاب دوزخ ، كيفر تكذيب قيامت

و أعتدنا لمن كذّب بالساعة سعيرًا

«سعير»، به معناى آتش پرالتهاب و برافروخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 12 - 3

3 - آتش جهنم ، داراى نوعى ادراك و احساس

إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 91 - 4

4 - دوزخ ، داراى آتشى برافروخته و ملتهب

و برّزت الجحيم

«جحيم» به آتش افروخته اى گفته مى شود كه سخت در التهاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 6

6 - دوزخ ، داراى آتشى پرحرارت

صرط الجحيم

«جحيم» (از ماده «جحمة») به معناى شعله و حرارت آتش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 55 - 6

6 - « جحيم » از نام هاى جهنم

الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 64 - 4

4 - آتش دوزخ ، آتشى است پرحرارت و پرشعله .

الجحيم

«جحيم» (از ماده «جحم») به معناى شدت شعله و حرارت آتش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 68 - 6

6 - آتش دوزخ ، آتشى است پرحرارت و پرشعله .

الجحيم

«جحيم» (از ماده «جحم») به معناى شدت شعله و حرارت آتش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 3،4

3 - آتش دوزخ هميشگى است و دشمنان خدا در آن جاودانه اند .

ذلك جزاء أعداء اللّه النار لهم فيها دار الخلد

4 - آتش دوزخ ، دوزخيان را فراگرفته و از هر سو آنان را احاطه خواهد كرد .

لهم فيها دار الخلد

مطلب بالا از كلمه «فيها» كه ظرفيت را افاده كرده و نوعى احاطه را مى رساند و نيز از كلمه «دار» قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 9

9 - آتش دوزخ ، سخت برافروخته و ملتهب

عذاب الجحيم

«جحمه» (مبدأ اشتقاق «جحيم») به شدت افروختگى و التهاب آتش اطلاق مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 42 - 3

3 - آتش دوزخ ، سخت گرم و سوزان

فى سموم

برخى از مفسران «سموم» را به معناى حرارت سوزان آتش معنا كرده اند. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است; زيرا در اين صورت مراد، حرارت آتش دوزخ خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 19 - 14

14 - آتش دوزخ ، به شدت برافروخته و ملتهب است .

أُولئك أصحب الجحيم

«جحمة» (مبدأ اشتقاق «جحيم») به شدت التهاب و برافروختگى آتش گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 16 - 1،2

1 - آتش دوزخ ، به شدت اندام دوزخيان را جدا كرده و پوست سر آنان را برمى كند .

نزّاعة للشوى

«نزّاعة» به چيزى مى گويند كه پى درپى جدا و قطع مى كند. «شوى» در معناى دست ها، پاها، اطراف و هر عضوى از بدن كه قطع آن موجب مرگ نشود، استعمال مى شود و ممكن است جمع «شواة» (پوست سر) باشد.

2 - اندام مجرمان ، در آتش دوزخ به شدّت جدا و پوست سر آنان بركنده مى شود .

نزّاعة للشوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 17 - 1

1 - آتش دوزخ ، مجرمان و حق گريزان را به سوى خود فرامى خواند .

تدعوا من أدبر و تولّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 18 - 1

1 - آتش دوزخ ، مجرمان و ثروت اندوزان را به سوى خود فرامى خواند .

تدعوا من . .. و جمع فأوعى

«وعاء» (ماده «أوعى») به معناى ظرف است و مقصود از «جمع فأوعى» اندوختن و ذخيره كردن مال و ثروت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 28 - 1،2

1 - آتش دوزخ ، آتشى است فراگير و اثرگذار بر تمامى وجود انسان .

لاتبقى و لاتذر

مقصود از «لاتبقى» (باقى نمى گذارد) مى تواند تمام اجزاى بدن و ابعاد وجود انسان و يا فراگير بودن آن نسبت به همه دوزخيان باشد. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

2 - آتش دوزخ ، فراگير همه دوزخيان است و هيچ كس راه گريزى از آن ندارد .

لاتبقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 32 - 1،2

1 - شراره افكنى آتش دوزخ ، به بلندى كاخ ها

إنّها ترمى بشرر كالقصر

2 - آتش دوزخ ، داراى منظره اى بس هولناك

إنّها ترمى بشرر كالقصر

برداشت بالا، از تشبيه شراره هاى آتش به قصر، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 33 - 2

2 - شراره هاى آتش دوزخ ، بسيار انبوه ، به هم پيوسته و پرجنبش است .

كأنّه جملت صفر

برداشت ياد شده، از تشبيه شراره هاى آتش به انبوه شتران، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 12 - 2

2 - آتش آخرت ، بسى دامنه دارتر و سوزاننده تر از آتش دنيا است .

النار الكبرى

مراد از «النار الكبرى» ممكن است تمام آتش هاى آخرت باشد. در اين صورت سنجش آن با آتش دنيا، مورد نظر خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 4 - 5

5 - آتش جهنم ، دوزخيان را در هم شكسته ، آنان را به شدّت خرد خواهد كرد .

الحطمة

«حَطْم» (ريشه «حطمة»)، به معناى شكستن چيزى مانند هيزم است. اين كلمه - با گذشت زمان - در مورد ريز ريز كردن كامل استعمال شده است (مفردات). وزن «فُعَلَة»، براى مبالغه به كار مى رود و دلالت دارد كه كار، به صورت عادت در آمده است. (مجمع البيان)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 5 - 1،3

1 - ويژگى هاى آتش جهنم و شدّت آن ، فراتر از حد تصور و بيان است .

و ما أدريك ما الحطمة

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در شناخت ويژگى هاى آتش جهنم ، نيازمند تعليم الهى است .

و ما أدريك ما الحطمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 6 - 4

4 - آتش جهنم ، آتشى بى نظير و شديدتر از هر آتش ديگرى است .

نار اللّه

توصيف خداوند به خالق و مالك آتش جهنم، بيانگر تفاوت آن، با ديگر آتش ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 7 - 1،3،4،5،6

1 - آتش جهنم ، بر قلب ها احاطه يافته ، آن را خواهد سوزاند .

الّتى تطّلع على الأفئدة

برخى از اهل لغت، اطّلاع را به معناى بلوغ دانسته اند (لسان العرب). براين اساس، مفاد آيه اين است كه آتش، به قلب ها رسيده، آن را خواهد سوزاند. حرف «على» بر احاطه كامل آتش دلالت دارد.

3 - درجات آتش جهنم در قيامت ، براساس باور ها و نيت هاى انسان شكل مى يابد .

الّتى تطّلع على الأفئدة

«إطّلع على الشىء»; يعنى، آن را دانست (لسان العرب). مفاد آيه شريفه - براساس اين معنا - آگاهى آتش جهنم از محتواى قلب ها است. اين آگاهى، ممكن است كنايه از تفاوت وضع دوزخيان با يكديگر باشد كه آتش جهنم با هر كس، متناسب با محتواى قلب او رفتار خواهد كرد.

4 - احاطه آتش دوزخ بر قلب عيب جويان ، كيفرى مناسب براى گناه افكار نارواى آنان درباره مردم

لمزة . .. الّتى تطّلع على الأفئدة

5 - باطن و روح انسان نيز در قيامت ، از آتش جهنم در عذاب خواهد بود .

الّتى تطّلع على الأفئدة

ممكن است در دنيا بدن كسى بسوزد; ولى روح او رنج نبيند و از شكنجه در راه عقيده شادمان باشد; اما اين آيه، آتش جهنم را

براى جان انسان - كه قلب كنايه از آن است - نيز سوزاننده معرفى كرده است.

6 - سوختن انسان در آتش جهنم ، از درون او آغاز خواهد شد .

الّتى تطّلع على الأفئدة

ريشه «اطلاع» (طاء و لام و عين)، بر ظهور و بروز دلالت دارد (مقاييس اللغة). ظاهر شدن آتش جهنم بر قلب، حاكى از نقطه شروع آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 8 - 3

3 - غيبت ، عيب جويى و انباشتن ثروت ، زمينه محبوس ماندن در آتشى مسلّط و فراگير در جهنم

إنّها عليهم مؤصدة

حرف «على» در «عليهم»، بر احاطه و سلطه دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 9 - 2

2 - زبانه هاى آتش جهنم ، به شكل ستون هايى بلند ، دوزخيان را در خود جاى خواهد داد .

إنّها . .. فى عمد ممدّدة

تعبير «فى عمد»، ممكن است خبر دوم براى ضمير «إنّها» باشد. مفاد آيه در اين صورت، ترسيم آتش جهنم به شكل شعله هايى زبانه كشيده و بلند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 3 - 2

2 - آتش دوزخ ، داراى شعله اى عظيم و زبانه اى هولناك است .

نارًا ذات لهب

«لهب»; يعنى، زبانه آتش و يا شعله ور شدن آن هر گاه از دود خالى باشد (قاموس). نكره بودن «لهب»، بر عظمت و هولناكى آن دلالت دارد.

119- ويژگيهاى آتش دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 27 - 8

120- ويژگيهاى دود آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 30 - 2

2 - دود برخاسته از آتش دوزخ ، داراى سه شعبه و قرار گرفته در سه جهت

ظلّ ذى ثلث شعب

121- هولناكى آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 3 - 2

2 - آتش دوزخ ، داراى شعله اى عظيم و زبانه اى هولناك است .

نارًا ذات لهب

«لهب»; يعنى، زبانه آتش و يا شعله ور شدن آن هر گاه از دود خالى باشد (قاموس). نكره بودن «لهب»، بر عظمت و هولناكى آن دلالت دارد.

4- اجرام آسماني

1- اجرام آسمانى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 9 - 1

1 - حركت سريع و بى سابقه اجرام آسمانى ، در آستانه رخداد قيامت

يوم تمور السّماء مورًا

«مور» (مصدر «تمور») در معانى «حركت سريع» و «اضطراب و ناآرامى» به كار مى رود. برداشت بالا با توجه به معناى نخست آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 37 - 3

3 - ذوب شدن اجرام آسمانى چون روغن گداخته ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

برداشت ياد شده در صورتى است كه «دهان» به معناى روغنى باشد كه در نتيجه گداختن به رنگ گل سرخ در آمده است (چنان كه عده اى از مفسران برآنند) برداشت بالا استفاده مى شود.

2- انقياد اجرام آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 79 - 3

3- تفكر در حركت منظم و رام شده اجرام آسمانى ، از راه هاى خداشناسى *

ألم يروا إلى الطير . .. ما يمسكهنّ إلاّ الله

ممكن است منظور از «طير» تنها پرندگان نباشد; بلكه شامل همه اجسام شناور در فضا نيز باشد.

3- تشبيه اجرام آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 37 - 3

3 - ذوب شدن اجرام آسمانى چون روغن گداخته ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

برداشت ياد شده در صورتى است كه «دهان» به معناى روغنى باشد كه در نتيجه گداختن به رنگ گل سرخ در آمده است (چنان كه عده اى از مفسران برآنند) برداشت بالا استفاده مى شود.

4- حركت اجرام آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 79 - 7

7- در پرواز پرندگان و حركت اجرام آسمانى ، آيات بسيارى بر عظمت و قدرت خداوند وجود دارد .

ألم يروا إلى الطير . .. ما يمسكهنّ إلاّ الله إن فى ذلك لأيت لقوم يؤمنون

5- ذوب اجرام آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 37 - 3

3 - ذوب شدن اجرام آسمانى چون روغن گداخته ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

برداشت ياد شده در صورتى است كه «دهان» به معناى روغنى باشد كه در نتيجه گداختن به رنگ گل سرخ در آمده است (چنان كه عده اى از مفسران برآنند) برداشت بالا استفاده مى شود.

6- ربوبيت اجرام آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 77 - 12

12 - اهل بابل به سبب پندار ربوبيت براى اجرام آسمانى و پرستش بتها، گمراه بودند.

أتتخذ أصناما . .. كوكبا ... القمر ... القوم الضالين

به گفته بسيارى از مفسران، احتجاج ابراهيم(ع) با مشركان در سرزمين بابل روى داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 10

10 - الوهيت بتها در كنار ربوبيت اجرام آسمانى، پندار رايج مردم زمان ابراهيم(ع)

أتتخذ أصناما . .. كوكبا ... القمر ... الشمس

سخن ابراهيم(ع) با بت پرستان آن بود كه «أتتخذ أصناما ءالهة»، ولى در مورد اجرام آسمانى سخن از ربوبيت آنهاست. تفاوت اين دو تعبير محتملا اشاره اى به تفاوت بتها و اجرام آسمانى در پندار قوم ابراهيم است.

7- ردّ ربوبيت اجرام آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 80 - 5

5 - استدلالهاى ابراهيم(ع) بر ابطال شرك و پرستش بتها و اجرام آسمانى به هدايت خداوند بود.

أتتخذ أصناما . .. قال لاأحب الأفلين ... و قد هدين

8- سرعت حركت اجرام آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 9 - 1

1 - حركت سريع و بى سابقه اجرام آسمانى ، در آستانه رخداد قيامت

يوم تمور السّماء مورًا

«مور» (مصدر «تمور») در معانى «حركت سريع» و «اضطراب و ناآرامى» به كار مى رود. برداشت بالا با توجه به معناى نخست آن است.

9- سقوط اجرام آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 32 - 2

2- خداوند ، اجرام آسمانى و موجودات فضا را ، از سقوط بر اهل زمين محفوظ داشته است . *

و جعلنا السماء سقفًا محفوظًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از آسمان، فضا و جوّ باشد كه نسبت به زمين چون سقف است و محفوظ بودن آن، به اعتبار سقوط اجرام آسمانى و فضايى و يا نفوذ اشعه كشنده كيهانى از جوّ به سوى زمين باشد.

10- عقيده به ربوبيت اجرام آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 4

4 - قوم ابراهيم علاوه بر عقيده و تأثير و نقش بتها و اجرام آسمانى در تدبير و ربوبيت جهان، به خداوند نيز معتقد بودند.

و لاتخافون أنكم أشركتم بالله

احتجاج ابراهيم(ع) با مشركان در جمله «و لاتخافون . ..» در صورتى تام است كه آنها عقيده به «الله» داشته باشند.

11- محافظت از اجرام آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 32 - 2

2- خداوند ، اجرام آسمانى و موجودات فضا را ، از سقوط بر اهل زمين محفوظ داشته است . *

و جعلنا السماء سقفًا محفوظًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از آسمان، فضا و جوّ باشد كه نسبت به زمين چون سقف است و محفوظ بودن آن، به اعتبار سقوط اجرام آسمانى و فضايى و يا نفوذ اشعه كشنده كيهانى از جوّ به سوى زمين باشد.

12- مصونيت از اجرام آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 65 - 4،9،13

4 - توجه به تسخير طبيعت براى انسان ، حركت كشتى در دريا و امنيت زمين از برخورد با كرات و سنگ هاى آسمانى ، زمينه روشنى براى ره يابى به توحيد ربوبى خداوند

ألم تر أنّ اللّه سخّر. .. أن تقع على الأرض

9 - مصونيت زمين از تصادم كرات و اجرام آسمانى با آن ، به اراده خداوند

و يمسك السماء أن تقع على الأرض

13 - رام بودن طبيعت براى انسان ، حركت كشتى در دريا و امنيت زمين از برخورد كرات آسمانى با آن ، جلوه هاى رأفت و رحمت گسترده خدا به انسان

ألم تر أنّ اللّه سخّر . .. إنّ اللّه بالناس لرءوف رحيم

13- مطالعه حركت اجرام آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 79 - 3

3- تفكر در حركت منظم و رام شده اجرام آسمانى ، از راه هاى خداشناسى *

ألم يروا إلى الطير . .. ما يمسكهنّ إلاّ الله

ممكن است منظور از «طير» تنها پرندگان نباشد; بلكه شامل همه اجسام شناور در فضا نيز باشد.

14- منشأ تعادل اجرام آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 7 - 4

4 - وجود توازن ميان اجرام آسمانى ، به اراده الهى

و السّماء رفعها و وضع الميزان

با توجه به ارتباط ميان «وضع الميزان» و «السّماء رفعها»، از آيه شريفه استفاده مى شود كه پيدايش اجرام در فضا و حجم، اندازه و فاصله ميان آنها، تصادفى و گزاف نيست; بلكه ميان آنها موازنه وجود دارد.

15- منشأ سقوط اجرام آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 65 - 12

12 - سقوط اجرام آسمانى ( شهاب ها و . . . ) بر زمين ، با مشيت و اذن خدا است .

و يمسك السماء أن تقع على الأرض إلاّ بأذنه

5- آخرت

1- آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 12 - 4

4 - كافران در دنيا ، مغلوب مؤمنان و در آخرت ، مقهور خدا هستند . *

قل للّذين كفروا ستغلبون و تحشرون الى جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 4

4 - دنيا و آخرت ، عرصه بهره مندى دست پروردگان انبيا از پادش هاى الهى

و كايّن من نبىّ قاتل معه ربّيّون . .. فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا و حسن ثواب الاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 31

31 - مسلمانان آخرت طلب و خداخواه احد ، مشتاقان شهادت و رهسپار به سوى قتلگاه خويش

قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم

على رغم اينكه آيه درباره توحيد افعالى است و بيان اين معنا كه امور به دست خداوند است، خروج براى شهادت را به خود مبارزان نسبت داد تا اشاره به اشتياق آنان به شهادت كند. كاربرد كلمه «مَضجع» (خوابگاه) به جاى قتلگاه، مؤيّد اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 161 - 10

10 - رستاخيز براى انسان ، عرصه دريافت كامل سزاى كردار خويش

ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت

1 - «توفّى» از مصدر «توفية» به معناى پرداخت و دريافت كامل است. 2 - در برداشت بالا، بنابر گفته برخى از مفسران، كلمه «جزاء» قبل از «ما كسبت» مقدّر گرفته شده است ; يعنى «توفّى جزاء ما كسبت».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 -

12،13،14،15،16،20،22

12 - خردمندان ، خواستار عزّت و سرافرازى از خداوند در دنيا و آخرت

ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة

13 - دور ماندن از خوارى و خذلان در روز قيامت ، خواسته و دعاى خردمندان به پيشگاه خداوند

و لا تخزنا يوم القيمة

14 - هراس خردمندان مؤمن از خوارى و خذلان در روز قيامت

و لا تخزنا يوم القيمة

15 - خوارى و خذلان ، از عذاب هاى سخت الهى ، در قيامت

و لا تخزنا يوم القيمة

16 - خوارى و عزت در قيامت ، تنها در اختيار خداوند است .

و لا تخزنا يوم القيمة

20 - ايمان ، زمينه تحقق نويد هاى الهى به خردمندان و رهايى از خوارى و خذلان اخروى

فامنّا ربّنا . .. ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة

با توجّه به اينكه «اتنا» عطف است بر «اغفر لنا»، در جمله «فامنّا ربّنا فاغفرلنا»، معلوم مى شود كه خردمندان انتظار برآورده شدن دعا و خواست خويش را، بر ايمانشان به ربوبيّت خداوند مترتب ساختند.

22 - خوار نگشتن و رسوا نشدن در قيامت ، با ارزشترين نويد الهى به خردمندان مؤمن

اتنا ما وعدتنا . .. فلا تخزنا ... انّك لا تخلف الميعاد

جمله «انّك . . » پس از جمله «و لا تخزنا»، دلالت مى كند كه عدم خوارى، از وعده هاى الهى به خردمندان مؤمن است. بنابراين عطف «لا تخزنا» بر «اتنا ما وعدتنا»، عطف خاص بر عام است و دلالت بر اهميّت برتر معطوف (لا تخزنا) دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 62 - 1

1 - جهان فعلى ، نشأه نخستين است و در پى آن نشأه ديگرى خواهد آمد .

و لقد علمتم النشأة الأُولى

2- آثار آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 7

7 - خداجويى و آخرت طلبى ، زمينه ساز ايجاد قابليّت براى بهره مندى از موهبت آرامش روحى

يغشى طائفة منكم و طائفة قد اهمّتهم انفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 10

10 - دل بستگى به ثواب اخروى به جاى دل باختگى به متاع دنيا ، نشانه دانش و فرزانگى

و قال الذين أُوتوا العلم ويلكم ثواب اللّه خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 29 - 1،2

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بود كه به همسران خود بگويد در صورتى كه آنان ، خداخواهى و آخرت طلبى را پيشه كنند ، خداوند آنان را پاداشى عظيم خواهد داد .

قل لأزوجك . .. و إن كنتنّ تردن اللّه و رسوله و الدار الأخرة فإنّ اللّه أعدّ للمح

2 - برخوردارى همسران پيامبر از پاداش عظيم خداوند ، مشروط به خداخواهى و در پى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودن و آخرت طلبى و نيكوكار بودنشان

و إن كنتنّ تردن اللّه و رسوله و الدار الأخرة فإنّ اللّه أعدّ للمحسنت منكنّ أجرً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 8

8 - آخرت انديشى و دنياگريزى ، موجب قدرت و توانايى و كمال بصيرت و روشن بينى است .

أُولى الأيدى و الأبصر . إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه جمله «إنّا أخلصناهم. ..» تعليل براى اوصافى باشد كه براى پيامبران ذكر شده است (أُولى الأيدى و الأبصار).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 2،14

2 - آخرت گرايى ، موجب افزايش آثار و بركات عمل انسان است .

من كان يريد حرث الأخرة نزد له فى حرثه

14 - آخرت طلبى ، موجب محروميت از نعمت هاى دنيوى نخواهد بود .

من كان يريد حرث الأخرة . .. حرث الدنيا نؤته منها و ما له فى الأخرة من نصيب

از اين كه آيه شريفه، براى دنياطلبان بهره اخروى را نفى كرده است، ولى نسبت به آخرت جويان اين نفى وجود ندارد، مى توان مطلب بالا را برداشت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 22 - 2

2 - آخرت طلبى و دل نبستن به دنيا ، موجب سرور و تابناكى چهره ها در قيامت

وجوه يومئذ ناضرة

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، بيانگر جايگاه اخروى كسانى است كه در قطب مخالف دلبستگان به دنيا قرار دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 9

9 - آخرت طلبى ، ناسازگار با گرايش به دنيا و دلبسته شدن به آن

إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 17 - 4

4 - آخرت گرايى ، زمينه ساز تزكيه ، ياد خدا و اداى نماز است .

من تزكّى . و ذكر اسم ربّه فصلّى ... و الأخرة خير و أبقى

3- آثار آخرت فروشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 10

10- ترجيح دادن همواره دنيا بر آخرت ، سد مدام راه خدا و كج جلوه دادن تعاليم الهى ، از نشانه هاى كفرپيشگى است .

ويل للكفرين . .. الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله

4- آثار آخرت گريزى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 10

10 - دنياگرايى و آخرت گريزى گنه پيشگان و كافران ، فلسفه منع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى از آنان

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

برداشت ياد شده، با توجّه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام تعليل براى منع از اطاعت از گنه پيشگان و كافران (و لاتطع منهم آثماً أو كفوراً) است.

5- آثار آخرت گريزى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 10

10 - دنياگرايى و آخرت گريزى گنه پيشگان و كافران ، فلسفه منع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى از آنان

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

برداشت ياد شده، با توجّه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام تعليل براى منع از اطاعت از گنه پيشگان و كافران (و لاتطع منهم آثماً أو كفوراً) است.

6- آثار اعراض از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 21 - 2

2 - دلبستگى به دنيا و ر ها كردن آخرت ، از نشانه هاى كافران است .

بل تحبّون العاجلة . و تذرون الأخرة

7- آثار ايمان به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 9 - 3

3 - اعتقاد به قيامت ، زمينه احساس نياز انسان به رحمت و هدايت الهى

ربّنا لا تزغ قلوبنا . .. ربّنا انّك جامع الناس

بنابراينكه «ربّنا انك جامع الناس»، بيانگر علّت طلب رحمت و استمرار هدايت خداوند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 25 - 3

3 - نقش يادآورى قيامت ، در واداشتن انسان به تصحيح عقايد و اعمال خويش

فكيف اذا جمعناهم ليوم لا ريب فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 83 - 13

13 - توجّه به رجوع قهرى تمامى موجودات به سوى خداوند ، زمينه اى براى پذيرش دين خداوند

افغير دين اللّه . .. و اليه يرجعون

جمله «و اليه . .. » به منزله دليلى است براى لزوم پذيرش دين خداوند، كه از جمله «افغير دين ... » به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 254 - 9،10

9 - ايمان و توجّه به ويژگى هاى قيامت ( نبود داد و ستد و دوستى و شفاعت ) برانگيزاننده انسان به انفاق و اعمال خير

انفقوا . .. من قبل ان يأتى يوم لا بيع فيه و لا خلّة

10 - نحوه نگرش انسان به سرانجام جهان ، مؤثّر در جهت دادنِ وى به اعمال خويش

يا ايّها الّذين امنوا . .. من قبل ان يأتى يوم لا بيع فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 14،16

14 - تحكيم بنيانهاى عقيدتى مردم به قرآن و اسلام در پرتو تقويت ايمان آنان به آخرت ميسر است.

و الذين يؤمنون بالأخرة يؤمنون به

16 - ايمان به آخرت زمينه ساز اهتمام به نماز و مراقبت بر آن است.

و الذين يؤمنون بالأخرة يؤمنون به و هم على صلاتهم يحافظون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 9

9 - نقش تعيين كننده اعتقاد به معاد و يا انكار آن در انتخاب چگونگى زندگى و تلقى آدمى از حيات خود

يوحى بعضهم إلى بعض . .. و لتصغى إليه أفئدة الذين لايؤمنون بالأخرة و ليرضوه و ليق

مجموعه اين چند آيه بيانگر خطوط اصلى اعتقادى و نقش آن است. يك طرف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و طرف ديگر شياطين و پيروان آنها قرار دارند. آنچه در اين ميان مرز گرايش به يكى از دو طرف دانسته شده، ايمان به آخرت و يا انكار آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 44 - 1

1 - مؤمنان به خدا و آخرت ، براى جهاد با مال و جان ، بهانه نياورده و از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواهان اجازه ترك جهاد نبودند .

لايستئذنك الذين يؤمنون باللّه و اليوم الأخر أن يجهدوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 8

8- دستيابى به رحمت خداوند در آخرت ، در گرو گام نهادن در راه خدا و پيروى از دين او و ايمان به آخرت است .

ألا لعنة الله على الظلمين. الذين يصدون عن سبيل الله ... و هم بالأخرة هم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 57 - 8

8- ضرورت ايمان به قيامت و سراى آخرت و لزوم پرهيز از گناهان براى دستيابى به موهبت هاى اخروى

و لأجر الأخرة خير للذين ءامنوا و كانوا يتقون

در آيه شريفه بيان نشده كه متعلق ايمان (آمنوا) و تقوا (يتقون) چيست؟ به نظر مى رسد به قرينه «لأجرالأخرة» مراد از ايمان ، ايمان به آخرت و مراد از تقوا پرهيز از امورى باشد كه مايه محروميت از پاداشهاى اخروى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 74 - 3

3 - ايمان به آخرت ، اهرم پايبندى انسان به ارزش هاى الهى و صراط مستقيم

و إنّك لتدعوهم إلى صرط مستقيم . و إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة عن الصرط لنكبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 21 - 7

7 - باور به آخرت ، بازدارنده آدمى از القاپذيرى از ابليس

و ما كان له عليهم من سلطن إلاّ لنعلم من يؤمن بالأخرة ممّن هو منها فى شكّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 12

12 - ايمان به مبدأ يگانه هستى و نيز جهان آخرت ، مستلزم داشتن عملى متناسب با آن *

و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة و هم بالأخرة هم كفرون

مطلب ياد شده با توجه به مفهوم مخالف آيه، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 24 - 5

5 - ايمان به معاد و حيات اخروى ، مستلزم دورى از گناه و هواپرستى

أفرءيت من اتّخذ إلهه هويه . .. و قالوا ما هى إلاّ

تأكيد مشركان بر انكار معاد، ممكن است بر اين اساس بوده باشد كه عقيده به معاد، در تغيير مسير زندگى هوس آلود تأثير اساسى داشته و آدميان را از ميل به گناه بازمى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 27 - 6

6 - نقش محورى ايمان به آخرت ، در تصحيح باور ها ، گرايش ها و رفتار هاى انسان

إن هى إلاّ أسماء . .. إنّ الذين لايؤمنون

از مفهوم آيه شريفه، به ضميمه ارتباط آن با آيات پيشين - كه ويژگى هاى شخصتى مشركان را بازگو مى كند - مطلب بالا استفاده مى شود.

8- آثار ترجيح دنيا بر آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 10

10- سوداگرى با دين و ترجيح دادن دنيا بر آخرت ، نشان جهل و نادانى است .

و لاتشتروا بعهد الله . .. إنما عند الله هو خير لكم إن كنتم تعلمون

9- آثار ترس از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 3

3 - توجه به خداوند و دغدغه آخرت ، در تمامى لحظات زندگى ، عامل اصلى راهيابى متقين به بهشت

يتساءلون . قالوا إنّا كنّا ... مشفقين

در صورتى كه «يتساءلون» سؤال از علت رهيابى به بهشت باشد، «إن-ّا كن-ّا. ..» بيانگر علت آن خواهد بود. از اين كه پارسايان در محيط پرشور خانواده از ياد آخرت غافل نشده اند، استفاده مى شود كه در ساير شرايط به طريق اولى غافل نبوده اند.

10- آثار تكذيب آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 9

9 - نقش تعيين كننده اعتقاد به معاد و يا انكار آن در انتخاب چگونگى زندگى و تلقى آدمى از حيات خود

يوحى بعضهم إلى بعض . .. و لتصغى إليه أفئدة الذين لايؤمنون بالأخرة و ليرضوه و ليق

مجموعه اين چند آيه بيانگر خطوط اصلى اعتقادى و نقش آن است. يك طرف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و طرف ديگر شياطين و پيروان آنها قرار دارند. آنچه در اين ميان مرز گرايش به يكى از دو طرف دانسته شده، ايمان به آخرت و يا انكار آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 7،10

7- منكران آخرت از ستمكارانند و در قيامت از رحمت خداوند ، محروم خواهند بود .

ألا لعنة الله على الظلمين. الذين ... هم بالأخرة هم كفرون

10- انكار سراى آخرت ، ريشه نپذيرفتن دين و معارف الهى ، بازداشتن مردم از روى آوردن به آن و ناهنجار نشان دادن آن است .

الذين يصدون عن سبيل الله و يبغونها عوجًا و هم بالأخرة هم كفرون

جمله «و هم بالأخرة . ..» را مى توان جمله حاليه و بيانگر علت امورى دانست كه در جمله هاى قبل بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 21 - 2

2- تلاش براى منحرف نشان دادن راه خدا و انكار سراى آخرت ، موجب خسارت و تباهى سرمايه عمر است .

الذين . .. يبغونها عوجًا و هم بالأخرة هم كفرون ... أُولئك الذين خسروا أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 10 - 1،3

1- كفر به آخرت ، مايه ابتلا به عذاب دردناك الهى است .

و أن الذين لايؤمنون بالأخرة أعتدنا لهم عذابًا أليمًا

3- انكار آخرت ، منشأ ترك بسيارى از نيكوكارى ها و ارزش هاى عملى است .

و يبشّر المؤمنين الذين يعملون الصلحت . .. و أن الذين لايؤمنون بالأخرة

خداوند در مقابل مؤمنان نيك كردار، تنها به منكران قيامت پرداخته است و اين مى رساند كه ميان انكار قيامت و ايمان و عمل صالح، تنافى كلى وجود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 6

6- درك حقايق معنوى و ارزش هاى الهى با كفر به آخرت ، امكان پذير نيست .

و جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا

ذكر صفت «لايؤمنون» براى «الذين» مشعر به اين معناست كه آنان، شايستگى درك و فهم آيات قرآن را نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 74 - 1،4

1 - بى اعتقادى به جهان آخرت ، مهم ترين عامل انحراف و كجروى كافران

و إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة عن الصرط لنكبون

«نكوب» (مصدر «ناكبون») به معناى منحرف شدن است; يعنى، كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، قطعاً از راه راست،

سخت منحرف اند. گفتنى است كه بيان ايمان به آخرت و اختصاص به ذكر يافتن آن، از ميان مسائل گوناگون اعتقادى، بيانگر مطلب فوق است.

4 - ابتلا به كجى ها و ضد ارزش ها ، نتيجه حتمى و جدا نشدنى عدم باور به آخرت و روز جزا

و إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة عن الصرط لنكبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 9

9 - بى اعتقادى به جهان آخرت ، مايه طغيان و سرگردانى انسان در زندگى دنيوى

و إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . ..و لو رحمنهم ...فى طغينهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 4

4 - بى اعتقادى به آخرت ، مايه از دست رفتن گران بهاترين سرمايه ها و زيان شديد انسان در روز جزا

و هم فى الأخرة هم الأخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 7

7 - انكار سراى آخرت ، در پى دارنده فرجامى دردناك و ناگوار

و ويل للمشركين . الذين ... هم بالأخرة هم كفرون

11- آثار ذكر آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 107 - 5

5- توجه به آخرت و ارزش دادن به آن ، مانع روى گردانى از ايمان و گرايش به كفر و ارتداد

ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة

جمله «ذلك بأنهم . ..» در صدد معرفى مرتد و انگيزه ارتداد اوست و او كسى است كه زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح داده، در حالى كه اگر آخرت را در نظر مى داشت و براى آن ارزش لازم قائل بود، دست از ايمان برنداشته و مرتد نمى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 7

7- توجه به عظمت مراتب اخروى ، مايه گرايش به ارزش هاى عالى آن است .

انظر . .. و للأخرة أكبر درجت و أكبر تفضيلاً

دعوت خداوند از انسانها براى تعمق و تأمل در مدارج عالى اخروى، مى تواند به اين منظور باشد كه در انسانها انگيزه آخرت طلبى و تلاش براى كسب درجات عالى آخرت ايجاد كند.

آثار ذكر رذايل اخلاقى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 1 - 5

5 - توجّه به خصلت هاى نارواى تكذيب گران آخرت ، بازدارنده انسان از تكذيب آن است .

أرءيت الذى يكذّب بالدين

12- آثار روانى ايمان به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 223 - 15

15 - توجه به حضور در دادگاه الهى و ملاقات وى ، زمينه ساز رعايت تقوا و حفظ حدود الهى

و اتّقوا اللّه و اعلموا انكم ملاقوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 22

22 - مؤمنان به روز رستاخيز ، معتقد به پايدارى در پيكار با دشمنان خدا ، على رغم كمبود نيرو

قال الّذين يظنّون . .. غلبت فئة كثيرة

13- آثار شك به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 21 - 5

5 - كسانى كه درباره آخرت ترديد دارند ، از ابليس پيروى مى كنند .

فاتّبعوه . .. و ما كان له عليهم من سلطن إلاّ لنعلم من يؤمن بالأخرة ممّن هو منها

14- آثار شناخت آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 39 - 6

6 - يافتن راه درست زندگى ، در گرو درك صحيح از حقيقت زندگى و آخرت

يقوم اتّبعون أهدكم سبيل الرشاد . .. إنّما هذه الحيوة الدنيا متع و إنّ الأخرة

برداشت ياد شده از آن جا است كه مؤمن آل فرعون در نخستين برنامه هدايتى خود (نشان دادن راه درست زندگى)، به مسأله حقيقت زندگى دنيايى و اخروى پرداخته است.

15- آثار ظن به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 3

3- آدمى حتى با احتمال وجود سراى آخرت ، از عذاب هاى استيصال عبرت مى گيرد و دلالت آنها را بر وجود سراى آخرت مى پذيرد .

إن فى ذلك لأية لمن خاف عذاب الأخرة

برداشت فوق ، از كلمه «خاف» - كه در آيه فوق متضمن معناى احتمال دادن است - استفاده مى شود.

16- آثار عملى ايمان به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 203 - 8،9

8 - توجه به قيامت و بازگشت به خدا ، زمينه ساز رعايت تقواى الهى

فاذا قضيتم مناسككم . .. و اتقوا اللّه و اعلموا انكم اليه تحشرون

9 - توجّه به قيامت ، زمينه ساز عمل به مناسك حج

و اعلموا انكم اليه تحشرون

با توجه به اينكه پس از بيان مناسك حج، مسأله قيامت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 281 - 8

8 - توجه به قيامت و خوف از آن ، بازدارنده آدمى از اعمال ناشايست ( ربا و . . . ) و ترغيب كننده او به اعمال شايسته ( انفاق ، صدقه و . . . )

يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا . .. و ان تصدقوا خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 - 19،20

19 - توجه انسان به بازگشت به خدا و اعتقاد به آن ، عامل مقاومت در برابر ولايت كافران

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و الى اللّه المصير

20 - اعتقاد به بازگشت انسان به سوى خداوند ، مقتضى پرهيز از قهر او

و يحذّركم اللّه نفسه و الى اللّه المصير

«الى اللّه المصير»، بيانگر احاطه قدرت خداوند بر انسان است; پس بايد از قهر خداوند پرهيز كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 12

12 - اعتقاد به حضور اعمال نيك و بد آدمى در قيامت ، عامل پرهيز از قهر خداوند

يوم تجد كلّ نفس . .. و يحذركم اللّه نفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 21

21 - پايدارى در نبرد ، وحدت و پيروى از تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانگر آخرت خواهى مؤمنان مجاهد

حتّى اذا فشلتم . .. منكم من يريد الاخرة

بنابر اينكه دنياطلبى (منكم من يريد الدّنيا)، دليل «اذا فشلتم . .. » باشد، صفات مقابل اينها ويژگى آخرت جويان خواهد بود; يعنى آخرت خواهان در نبرد نه سستى خواهند كرد و نه ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 31

31 - مسلمانان آخرت طلب و خداخواه احد ، مشتاقان شهادت و رهسپار به سوى قتلگاه خويش

قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم

على رغم اينكه آيه درباره توحيد افعالى است و بيان اين معنا كه امور به دست خداوند است، خروج براى شهادت را به خود مبارزان نسبت داد تا اشاره به اشتياق آنان به شهادت كند. كاربرد كلمه «مَضجع» (خوابگاه) به جاى قتلگاه، مؤيّد اين معناست.

17- آثار غفلت از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 107 - 4

4- گرفتارى به خشم الهى و عذاب اخروى ، معلول دلبستگى انسان به دنيا و ناديده گرفتن آخرت است .

فعليهم غضب . .. ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة

بنابر اينكه «ذلك» اشاره به «غضب من الله . ..» باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 24 - 2

2 - دل بستن به دنيا و غفلت از آخرت ، موجب اندوه شديد و گرفتگى چهره ها در قيامت

كلاّ بل تحبّون العاجلة . و تذرون الأخرة ... و وجوه يومئذ باسرة

18- آثار كفر به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 60 - 1،6

1- ايمان نداشتن به عالم آخرت ، زمينه ساز دختركشى مشركان عصر جاهلى

و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى . .. يتورى من القوم ... أم يدسّه فى التراب ... للذين ل

6- مشركان ، به خاطر عدم ايمان به عالم آخرت ، زشت خصلتند .

للذين لايؤمنون بالأخرة مثل السوء

قرار دادن موصول «الذين» به جاى اسم ظاهر، مشعر به اين مطلب است كه متصف شدن آنان به زشت صفتى، به خاطر كفرشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 8

8- افتادن حجاب نامرئى بر ديدگان كافران و محروم شدن آنان از شنيدن و درك وحى ، معلول تصميم آنها مبنى بر عدم ايمان به آخرت است .

بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا

تعبير «الذين لايؤمنون بالأخرة» - به صورت جمله وصفيه - و فعل مضارع به جاى «الكافرين» مى تواند به اين معنا باشد كه جعل حجاب از سوى خدا، به خاطر اين خصلت و گزينش از سوى كافران بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 4 - 2

2 - بى اعتقادى به جهان آخرت ، منشأ انحراف ها و موجب حيرت و سرگردانى

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. فهم يعمهون

«عَمَه» (مصدر «يعمهون») به معناى تحير و سرگردانى است. عبارت «فهم يعمهون» متفرع بر مطلب قبل است; يعنى، اين دسته از مردمان در نتيجه بى اعتقادى به جهان آخرت و مغرور شدن به اعمال خود، بى هدف و سرگردان اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 39 - 5

5 - بى ايمانى به جهان آخرت ، ريشه سركشى و بى عدالتى انسان ها است .

و استكبر هو . .. و ظنّوا أنّهم إلينا لايرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 10

10 - ايمان نياوردن به آخرت ، كيفر دارد و انسان را در وادى بس بى راهه قرار مى دهد .

الذين لايؤمنون بالأخرة فى العذاب و الضلل البعيد

آوردن موصول به جاى اسم ظاهر (الكافرون) دلالت مى كند كه ايمان نياوردن، علت گرفتارى در عذاب و واقع شدن در گمراهى دور و دراز است.

19- آثار يأس از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 13

13 - يأس يهود از سراى آخرت ، زمينه ساز حرصشان بر حيات دنيا و آرزوى عمر طولانى است . *

يود أحدهم لو يعمر الف سنة و ما هو بمزحزحه من العذاب أن يعمر

20- آثار يقين به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 3 - 2

2 - پايبندى به نماز و زكات و باور به آخرت ، شرط بهرهورى از هدايت و بشارت قرآن

هدًى و بشرى للمؤمنين . الذين يقيمون الصلوة... و هم بالأخرة هم يوقنون

فعل هاى «يقيمون» و «يؤتون» مضارع و مفيد استمرار است; يعنى، «هدًى و بشرى للذين يستمرون على اقامة الصلاة و إيتاء الزكاة».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 4 - 9

9 - برپايى كامل نماز و پرداخت مدام زكات و يقين به عالَم آخرت ، زمينه دستيابى به هدايت ويژه قرآن است .

هدًى . .. للمحسنين . الذين يقيمون الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 5 - 3،10

3 - يقين به آخرت و برپايى نماز و پرداخت زكات ، زمينه ساز بهره مندى از هدايت هاى افزون الهى است .

الذين يقيمون . .. و هم بالأخرة هم يوقنون . أُولئك على هدًى من ربّهم

10 - رستگارى ، تنها در پرتوِ اقامه نماز و پرداخت زكات و يقين به آخرت است .

الذين يقيمون الصلوة و . .. و أُولئك هم المفلحون

21- آخرت در اديان آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 7

7 - توحيد عبادى و در پى آخرت بودن ، دو امر اعتقادى مهم ، در تعاليم اديان آسمانى است .

يقوم اعبدوا اللّه و ارجوا اليوم الأخر

22- آخرت در تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 19

19 - خير و سعادت بودن آخرت و برترى آن بر دنيا ، از تعاليم تورات به يهوديان

ألم يؤخذ عليهم ميثق الكتب . .. و الدار الأخرة خير للذين يتقون

آخرت طلبان در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 10 - 1

1 - انسان هاى كوشا و آخرت طلب ، از بين مناطق گوناگون بهشت ، بوستانى ارجمند و عالى رتبه ، در اختيار خواهند داشت .

لسعيها راضية . فى جنّة عالية

«عالية»، ممكن است وصف توضيحى بوده و بهشت موعود را به علوّ رتبه توصيف كرده باشد. هم چنين مى تواند وصف احترازى باشد; حاكى از اين كه برخى از بوستان هاى بهشت، در مقايسه با ديگر بوستان هاى آن، رتبه برترى دارند. برداشت ياد شده، نظر به احتمال دوم دارد.

23- آخرت طلبى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 1

1 - آخرت انديشى و ياد مستمر قيامت ، از اوصاف ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام )

إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

«خالصة» موصوف براى صفت مقدر (چون خصلة) و يا صفت است. «باء» آن براى سببيت و عبارت «ذكرى الدار» نيز بيان براى «خالصة» مى باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين خواهد بود: ما با خصلت و صفت خالص و بى شائبه - كه عبارت است از آخرت انديشى - آنان را خالص ساختيم.

24- آخرت طلبى اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 1

1 - آخرت انديشى و ياد مستمر قيامت ، از اوصاف ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام )

إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

«خالصة» موصوف براى صفت مقدر (چون خصلة) و يا صفت است. «باء» آن براى سببيت و عبارت «ذكرى الدار» نيز بيان براى «خالصة» مى باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين خواهد بود: ما با خصلت و صفت خالص و بى شائبه - كه عبارت است از آخرت انديشى - آنان را خالص ساختيم.

25- آخرت طلبى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 11

11 - تلاش براى تأمين توشه و سعادت اخروى ، همراه با تأمين زندگى دنيايى ، از ويژگى مردان الهى است .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و ا

26- آخرت طلبى جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 72 - 14،17

14 - ساحران مؤمن با تحقير قدرت فرعون ، به او اعلام كردند كه بالاترين شكنجه هاى او ، تنها به زندگانى دنيايى آنان خاتمه مى دهد و به آخرتشان آسيبى نخواهد رسانيد .

فاقض ما أنت قاض إنّما تقضى هذه الحيوة الدنيا

چنانچه «هذه الحياة» مفعولٌ به براى «تقضى» باشد، مراد از «قضا»، منقضى ساختن خواهد بود. اهل لغت مى گويند: تمام معانى «قضا» به انقطاع يافتن و تمام شدن بازگشت دارد (لسان العرب). بنابراين مفاد آيه چنين مى شود: اى فرعون! با حكم خود به هرچه مى توانى فيصله بده و آن را تمام كن; زيرا تو فقط اين زندگانى دنيا را خاتمه مى دهى.

17 - ساحران مؤمن به موسى ( ع ) ، داراى ايمان و اعتقاد محكم به آخرت بودند .

فاقض . .. إنّما تقضى هذه الحيوة الدنيا

27- آخرت طلبى رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 4

4 - آخرت انديشى و دورى از دنياطلبى ، از خصوصيات رهبران الهى

إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

28- آخرت طلبى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 1

1 - متقين ، در دنيا همواره در انديشه آخرت و نگران از فرجام اخروى خويش

قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين

«اشفاق» در معناى «ترس و نگرانى» و «خير خواهى شديد» به كار مى رود (القاموس المحيط). در آيه شريفه اگر «فى أهلنا» متعلق به «كنّا» باشد، واژه «مشفقين» ظهور در معناى اول و اگر متعلق به «مشفقين» باشد، ظهور در معناى دوم دارد. برداشت بالا بر پايه احتمال اول است.

29- آخرت طلبى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 3

3 - آخرت انديشى و وارستگى از دل بستن به دنيا ، ويژگى مجاهدان در راه خدا

فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين يشرون الحيوة الدّنيا بالاخرة

30- آخرت طلبى مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 31،36

31 - مسلمانان آخرت طلب و خداخواه احد ، مشتاقان شهادت و رهسپار به سوى قتلگاه خويش

قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم

على رغم اينكه آيه درباره توحيد افعالى است و بيان اين معنا كه امور به دست خداوند است، خروج براى شهادت را به خود مبارزان نسبت داد تا اشاره به اشتياق آنان به شهادت كند. كاربرد كلمه «مَضجع» (خوابگاه) به جاى قتلگاه، مؤيّد اين معناست.

36 - حوادث تلخ پيكار احد ، موجب برملا شدن جناح دنياطلب و خودمحور ، از ميان مسلمانان آخرت طلب خداجو

و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم

31- آخرت طلبى و دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 201 - 4

4 - عدم تنافى ميان دنياخواهى و آخرت طلبى

و منهم من يقول ربّنا اتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة و قنا عذاب النّار

32- آخرت طلبى و نعمتهاى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 20 - 3

3- ايمان و آخرت طلبى ، با برخوردارى از نعمت هاى دنيوى ، منافاتى ندارد .

و من أراد الأخرة . .. كلاًّ نمدّ هؤلاء و هؤلاء من عطاء ربّك

از اينكه خداوند فرمود آخرت طلبان را از عطاى خود (بهره هاى دنيوى) بهره مند مى سازيم، استفاده مى شود كه آخرت طلب بودن و براى زندگى اخروى تلاش كردن با برخوردارى از متاعهاى دنيوى منافات ندارد.

33- آخرت طلبى يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 1

1 - آخرت انديشى و ياد مستمر قيامت ، از اوصاف ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام )

إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

«خالصة» موصوف براى صفت مقدر (چون خصلة) و يا صفت است. «باء» آن براى سببيت و عبارت «ذكرى الدار» نيز بيان براى «خالصة» مى باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين خواهد بود: ما با خصلت و صفت خالص و بى شائبه - كه عبارت است از آخرت انديشى - آنان را خالص ساختيم.

34- آخرت فروشى خطاكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 24 - 3

3 - خطاكاران ، زندگانى اخروى خويش را فاقد توشه هاى لازم ديده و در حسرت فرصت هاى برباد رفته بسر مى برند .

يليتنى قدّمت لحياتى

35- آخرت فروشى دنياپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 6

6 - دنياخواهان ، محروم از بهره هاى اخروى

و ماله فى الاخرة من خلاق

مراد از دنياخواهان - به قرينه آيه بعد - مردمى هستند كه نسبت به آخرت انگيزه اى ندارند و دنيا را - چه مورد رضايت خدا باشد و يا نباشد - طالبند.

36- آخرت فروشى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 1

1- كافران ، زندگى دنيوى را محبوب خود دانسته و آن را به جاى حيات اخروى برمى گزينند .

ويل للكفرين من عذاب شديد . الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة

برداشت فوق بنابراين اساس است كه «الذين يستحبّون الحياة . ..» جمله وصفى براى «للكافرين» باشد.

37- آخرت فروشى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 48

48 - ترجيح منافع دنيوى بر منافع اخروى ، در ديدگاه يهوديان ساحر

لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق و لبئس ماشروا به أنفسهم لو كانوا يعلم

كسى كه بداند با دستيابى به منافعى نامشروع، آخرت خويش را از دست داده است (لقد علموا . ..) ولى در عين حال به زيانبارى اين داد و ستد اعتقاد نداشته باشد (لو كانوا يعلمون)، معلوم مى شود وى منافع دنيوى را بر آخرت ترجيح مى دهد.

38- آخرت محل پاداش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 23 - 12

12 - دنيا ، سراى تلاش است و جهان پس از مرگ ، براى كيفر و پاداش مى باشد .

إذا هم يبغون . .. متع الحيوة الدنيا ثم إلينا مرجعكم فننبئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 1

1 - دنيا سراى تلاش و آخرت سراى كيفر و پاداش است .

للذين أحسنوا الحسنى . .. و الذين كسبوا السيئات جزاء سيئة بمثلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 10

10- دنيا ، ميدان عمل و آخرت صحنه دريافت پاداش و كيفر است .

يوم تأتى . .. و توفّى كلّ نفس ما عملت

39- آخرت محل كيفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 23 - 12

12 - دنيا ، سراى تلاش است و جهان پس از مرگ ، براى كيفر و پاداش مى باشد .

إذا هم يبغون . .. متع الحيوة الدنيا ثم إلينا مرجعكم فننبئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 1

1 - دنيا سراى تلاش و آخرت سراى كيفر و پاداش است .

للذين أحسنوا الحسنى . .. و الذين كسبوا السيئات جزاء سيئة بمثلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 10

10- دنيا ، ميدان عمل و آخرت صحنه دريافت پاداش و كيفر است .

يوم تأتى . .. و توفّى كلّ نفس ما عملت

40- آخرت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 4

4 - آخرت، سرايى خوب براى كسانى كه معاد را تكذيب نكرده و در انجام تكاليف كوتاهى نمى كنند.

و للدار الأخرة خير للذين يتقون

بنابراين كه «خير» صفت مشبهه باشد. يتقون» در اين آيه، به قرينه تقابلى كه با آيه قبل دارد و در آن آيه بحث از تكذيب لقاء اللّه و تفريط در دين و تكاليف الهى بود، به معناى تكذيب نكردن معاد و انجام تكاليف الهى است.

41- آخرت و دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 254 - 7

7 - دنيا ، عرصه تجارت سعادت و كسبِ توشه اخروى است ; نه قيامت .

انفقوا . .. من قبل ان يأتى يوم لا بيع فيه

42- آسمان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 107 - 3

3- سراى آخرت همچون دنيا ، داراى زمين و آسمان است .

مادامت السموت و الأرض

از آن جا كه آسمانها و زمين موجود به هنگام برپايى قيامت در هم فرو مى ريزد، معلوم مى شود مراد از «السماوات و الأرض» در اين آيه و آيه بعد، آسمانها و زمين سراى آخرت مى باشد. براين اساس «ال» در آن دو جانشين مضاف اليه است; يعنى: سماوات الأخرة و أرضها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 108 - 4

4- سراى آخرت همچون دنيا ، داراى زمين و آسمان است .

مادامت السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 48 - 4

4- وجود آسمان و زمين در آخرت ، در عين تبديل شدن نظم كنونى آنها در آستانه برپايى قيامت

يوم تبدّل الأرض غير الأرض و السموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 33 - 4

4 - جهان آخرت ، متشكل از آسمان و زمين *

أن تنفذوا من أقطار السموت و الأرض

برداشت بالا با توجه به اين است كه آيه شريفه در مورد قيامت باشد.

43- آغاز آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 81 - 4

4 - پايان عمر دنيا و آغاز جهان آخرت ، در نزد خداوند مشخص و معلوم است .

فأنظرنى إلى يوم يبعثون . قال فإنّك من المنظرين . إلى يوم الوقت المعلوم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه مقصود از «الوقت المعلوم» نفخه اولى و پايان عمر دنيا باشد.

44- آفرينش در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 6 - 10

10 - تعدد عوالم هستى در جهان آخرت

يوم يقوم الناس لربّ العلمين

45- آگاهى از عمل در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 23 - 11

11 - آگاهى يافتن انسان ها به تمامى اعمال خود ، در جهان پس از مرگ

ثم إلينا مرجعكم فننبئكم بما كنتم تعملون

46- ابرار در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 23 - 2

2 - چشم نيكوكاران در آخرت ، بى نياز از خواب است و حتى به هنگام آرميدن بر تختخواب ، نظاره گر زيبايى نعمت ها

است . *

على الأرائك ينظرون

«أرائك» (تخت خواب ها)، به معناى محل خوابيدن است كه در آيه شريفه محل نظاره گرى معرفى شده است. شايد اين تعبير، به نبود خواب در بهشت اشاره داشته باشد.

47- ابراهيم(ع) در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 8،10

8 - ابراهيم ( ع ) از برگزيدگان خدا در دنيا و از صالحان و شايستگان سراى آخرت

و لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

10 - اخلاص ابراهيم ( ع ) و گزينشش از سوى خداوند و نيز شايستگى او براى ملحق شدن به صالحان سراى آخرت ، دليل هاى لزوم پيروى از آيين اوست .

و من يرغب . .. لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

جمله هاى «لقد اصطفيناه» و «إنه فى الأخرة . ..» به منزله دليلى براى «و من يرغب ...» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 9

9 - تسليم بودن ابراهيم ( ع ) در برابر خدا ، دليل گزينش وى و شايستگى او براى ملحق شدن به صالحان سراى آخرت

لمن الصلحين. إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت

«إذ» در جمله «إذ قال . ..» حرف تعليل است، بيانگر علت گزينش ابراهيم و شايستگى او براى وارد شدن به جرگه صالحان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 27 - 8،9

8 - ابراهيم ( ع ) در آخرت ، در زمره صالحان و شايستگان است .

و إنّه فى الأخرة لمن الصلحين

9 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، در دنيا و آخرت مورد عنايت و توجه خاص خداوند بود .

و وهبنا له إسحق . .. و ءاتينه أجره فى الدنيا و إنّه فى الأخرة لمن الصلحين

48- احاطه بر آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 13 - 3

3 - بى ثمر بودن ثروت ، در نجات از هلاكت و سقوط ، برخاسته از سلطه كامل خداوند بر دنيا و آخرت است .

و ما يغنى عنه ماله إذا تردّى . .. و إنّ لنا للأخرة و الأُولى

49- ادعاى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 24 - 4

4- منكران معاد ، مدعيان روشنفكرى و بالا بودن سطح فكرى خويش

فالذين لايؤمنون بالأخرة . .. إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين

50- ارزش آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 10،11

10 - سراى دنيا و نعمت هاى آن در قياس با آخرت ، ناچيز و بى مقدار است .

إن كانت لكم الدار الأخرة . .. فتمنوا الموت

چنانچه نعمتهاى دنيا در برابر سراى آخرت ارزشى داشت، تمناى مرگ براى نيل به آن وجهى نداشت.

11 - سراى آخرت و نعمت هاى آن بسى ارجمند و گرانقدر است .

إن كانت لكم الدار الأخرة . .. فتمنوا الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 4،6،9،11

4 - آخرت، سرايى خوب براى كسانى كه معاد را تكذيب نكرده و در انجام تكاليف كوتاهى نمى كنند.

و للدار الأخرة خير للذين يتقون

بنابراين كه «خير» صفت مشبهه باشد. يتقون» در اين آيه، به قرينه تقابلى كه با آيه قبل دارد و در آن آيه بحث از تكذيب لقاء اللّه و تفريط در دين و تكاليف الهى بود، به معناى تكذيب نكردن معاد و انجام تكاليف الهى است.

6 - آخرت براى تقواپيشگان خير محض و خالى از شرور و ناگواريهاست.

و للدار الأخرة خير للذين يتقون

در صورتى كه «خير» صفت مشبهه باشد، نه فعل تفضيل. در اين صورت «الأخرة خير» يعنى آخرت همه اش خير است.

9 - نينديشيدن درباره حقيقت زندگى دنيا و آخرت و جايگاه و ارزش هر يك، مورد توبيخ خداوند

و ما الحيوة الدنيا . .. أفلا تعقلون

11 - انديشه و تعقل درباره دنيا و آخرت و ارزش و جايگاه هر يك، زمينه مصون ماندن از زيان و حسرت در قيامت

قد خسر الذين كذبوا . .. و ما الحيوة الدنيا إلا ... أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 10

10- سراى آخرت ، بسى بهتر از سراى دنياست .

و لدار الأخرة خير

51- ارزش آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 5

5 - آخرت انديشى و دورى از دنياطلبى ، از ارزش هاى بس والا و مهم

إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

52- ارزش ذكر آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 2

2 - ارزش توجه انسان به خداوند و آخرت و ترس داشتن از عاقبت كار خويش

قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين

53- ارزشگذارى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 4 - 4

4 - منكران جهان آخرت ، گرفتار ملاك هاى غلط در ميدان ارزش گذارى

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة زيّنّا لهم أعملهم

54- استكبار مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 3

3- آنان كه به عالم آخرت ايمان نمى آورند ، قلبهايى حق ناپذير و روشى مستكبرانه دارند .

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون

55- اطمينان بخشى اخبار از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 2 - 3

3 - گزارش حوادث جهان آخرت ، سودمند و اطمينان بخش است .

عن النبأ العظيم

«نبأ»، به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بزرگى باشد و به آن يقين يا گمان قوى پيدا شود. (مفردات راغب)

56- امداد در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 145 - 5

5 - امكان برخوردارى از يارى و شفاعت شفاعتگران ، در قيامت *

و لن تجد لهم نصيراً

تقديم «لهم» بر «نصيراً»، بيانگر آن است كه تنها براى منافقان ياور و شفيعى نيست. بنابراين ياور و شفيع براى نجات از آتش، فرض شده است.

57- اميدوارى به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 4

4 - نخستين پيام شعيب ( ع ) به مردم مدين ، دعوت به خداپرستى و اميدوارى به روزواپسين بود .

إلى مدين أخاهم شعيبًا فقال يقوم اعبدوا اللّه و ارجوا اليوم الأخر

58- انتفاع از عمل در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 8

8- كافران ، در آخرت قادر به بهره بردارى از اعمال نيك خويش نخواهند بود و از آن محروم خواهند شد .

أعملهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف لايقدرون ممّا كسبوا على شىء

59- انذار مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 3

3- هشدار خداوند به منكران عالم آخرت

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة . .. لاجرم أن الله يعلم ما يسرّون و ما يعلن

اعلام علم قطعى خداوند به همه نيات و رفتارهاى منكران آخرت، كنايه از تهديد و هشدار به آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 9 - 4

4 - هشدار خداوند به كافران به عالم آخرت ، مبنى بر اين كه آنان در احاطه كامل مأموران الهى اند .

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. أفلم يروا إلى ما بين أيديهم و ما خلفهم

«فا» در «أفلم يروا» تفريع بر «بل الذين لايؤمنون. ..» است. توجه دادن به اين كه پشت سرشان آسمان و زمين است، كنايه از احاطه مأموران الهى (آسمان - زمين) بر آنان است.

60- انسان ها در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 72 - 4

4- فرجام نيك و بد انسان ها در آخرت ، تابع عملكرد و بينش دنيوى آنان است .

و من كان فى هذه أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 21 - 1

1 - مردم در عالَم آخرت ، دو گروه اند : گروهى مشمول عذاب اند و گروهى مشمول رحمت .

ثمّ اللّه ينشئ النشأة الأخرة إنّ اللّه على كلّ شىء قدير . يعذّب من يشاء و يرحم م

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 16 - 5،6

5 - انسان ها ، در عالم آخرت ، حيات مجدد پيدا مى كنند .

الذين كفروا و كذّبوا بأيتنا و لقاىِ الأخرة

مراد از «لقاء الآخرة» مى تواند تحقق لقاى انسان ها با خدا در عالم آخرت باشد كه در اين صورت، مستلزم حيات مجدد آنها است.

6 - حضور در عالم آخرت ، فرجامى همگانى است .

و لقاىِ الأخرة

اضافه مصدر «لقاء» به مفعول خود (الأخرة) نشان دهنده اين است كه فاعل آن حذف شده است. و عبارت اين طور بوده است «لقائهم الأخرة»

61- انگيزه آخرت فروشى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 7

7 - يهوديان براى رسيدن به مزاياى دنيوى ، آخرت و نعمت هاى آن را از دست دادند .

أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

62- اهميت آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 85 - 9

9- جهان آخرت ، مقصد و مقصود از آفرينش جهان است .

و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و إن الساعة لأتية

جمله «و إن الساعة لأتية» - چنان كه برخى مفسّران احتمال داده اند - مى تواند تفسير «بالحق» باشد. بنابراين معناى «به حق آفريده شدن جهان» اين مى شود كه: جهان داراى مقصد و هدفى است و آن قيامت و آخرت است.

63- اهميت آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 19 - 6،8

6- حيات اخروى ، حياتى برتر از دنياست و دستيابى به آن ، بايد هدف همه مؤمنان باشد .

من كان يريد العاجلة . .. و من أراد الأخرة ... كان سعيهم مشكورًا

تشكر و قدردانى خداوند از تلاش و كوشش آخرت خواهان در مقابل دنياطلبان، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

8- تنها تلاش و كوششى داراى ارزش و شايسته ستايش است كه در مسير آخرت طلبى و كسب حيات برتر اخروى باشد .

من كان يريد العاجلة . .. و من أراد الأخرة ... كان سعيهم مشكورًا

از اينكه خداوند پس از ذكر دنياطلبى و آخرت خواهى انسانها، از سعى وتلاش آخرت خواهان تشكر و ستايش كرده است، استفاده مى شود كه تنها سعى و تلاشى كه در مسير كسب حيات برتر اخروى باشد، مورد قدردانى و ستايش است و نه هر تلاش و كوششى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 11

11 - بازداشتن مردم از تبهكارى و افساد در حد دعوت به توحيد عبادى و آخرت طلبى ، اهميت دارد .

يقوم اعبدوا اللّه و ارجوا اليوم الأخر و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

ذكر شدن نهى «لاتعثوا» در كنار دو امر مهم اعتقادى (توحيد و آخرت)، حاكى از اهميت آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 64 - 6

6 - سرگرم نشدن به دنيا و توجه به حيات اخروى ، امرى لازم است .

و ما هذه الحيوة الدنيا إلاّ لهو و لعب و إنّ الدار الأخرة لهى الحيوان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 29 - 7

7 - آخرت طلبى ، امرى بس برتر و مهم تر از دنياطلبى است .

إن كنتنّ تردن الحيوة الدنيا . .. أسرّحكنّ ... و إن كنتنّ تردن اللّه ... و الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 13،15

13 - دل نبستن به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و نيك كردارى ، بخشى از اهداف اديان الهى

إنّما هذه الحيوة الدنيا متع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صلحًا ... يرزقون ف

15 - رهايى از وابستگى به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح ، از نشانه هاى دستيابى به راه درست در زندگى

اتّبعون أهدكم سبيل الرشاد . .. إنّما هذه الحيوة الدنيا متع ... من عمل سيّئة ..

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه يادشدن مسأله زندگانى دنيا و آخرت، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح - پس از طرح مسأله هدايت به راه درست زندگى - مى تواند به عنوان مصداق و مظهر اين هدايت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 36 - 6

6 - لزوم انتخاب و ترجيح ارزش هاى اخروى به هنگام تعارض با مزايا و بهرهورى هاى زندگى دنيوى

فما أُوتيتم من شىء فمتع الحيوة الدنيا و ما عند اللّه خير و أبقى

رابطه دو قسمت آيه شريفه نشان مى دهد كه خداوند با طرح جاودانگى موهبت هاى اخروى، درصدد بيان اين مطلب است كه نبايد اعمال و ارزش هاى اخروى را فداى تمتعات محدود دنيوى كرد.

64- اهميت اميدوارى به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 21 - 7

7 - اميدوارى به خداوند و عالم آخرت و ذكر فراوان خدا ، امورى بس قابل توجه و با اهميت

لقد كان لكم فى رسول اللّه أُسوة حسنة لمن كان يرجوا اللّه و اليوم الأخر و ذكر الل

65- اهميت ايمان به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 4 - 6

6 - ضرورت باور به جهان آخرت و تحصيل يقين به آن

و بالأخرة هم يوقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 2

2 - يهود و نصارا محتواى اساسى دين را ( ايمان به خدا ، سراى آخرت و . . . ) به فراموشى سپرده و با مسلمانان بر سر قبله

، به بحث و مشاجره مى پرداختند .

ليس البر أن تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب

برداشت فوق با توجه به شأن نزولى كه درباره آيه مورد بحث آمده، استفاده مى شود. در مجمع البيان نقل شده است: «آن گاه كه قبله تغيير كرد، بحث و گفتگو پيرامون آن بسيار مى شد و يهود و نصارا در اين باره بسيار سخن مى گفتند. »

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 1

1 - واقعيت زندگى دنيا منهاى اعتقاد به آخرت، جز پوچى و بيهودگى نيست.

و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 13،14

13 - نقش محورى و اساسى ايمان به آخرت در گرايش به قرآن و اديان آسمانى

و هذا كتب . .. و الذين يؤمنون بالأخرة يؤمنون به

14 - تحكيم بنيانهاى عقيدتى مردم به قرآن و اسلام در پرتو تقويت ايمان آنان به آخرت ميسر است.

و الذين يؤمنون بالأخرة يؤمنون به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 18 - 6

6 - ايمان ( اعتقاد به خدا و روز بازپسين ) و عمل ( اقامه نماز و پرداخت زكات ) دو ركن اساسى و جدايى ناپذير دين الهى

إنما يعمر مسجد اللّه من ءامن باللّه و اليوم الأخر و أقام الصلوة و ءاتى الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 19 - 5

5 - اعمال صالح انسان ها ، تنها در سايه ايمان به خدا و روز بازپسين ، ارزش مى يابد .

أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 6

6- منكران عالم آخرت ، محروم از محبت خداوند

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون . .. إنه لايحبّ المستكبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 10 - 2

2- ايمان به آخرت ، داراى اهميتى ويژه در مجموعه مسائل اعتقادى است .

و أن الذين لايؤمنون بالأخرة

خداوند، بهره مندى مؤمنان از پاداش بزرگ را منوط به عمل صالح دانسته، ولى در مورد علت عذاب كافران، تنها انكار معاد را مطرح ساخته است. اين نكته حكايت از آن دارد كه ايمان به قيامت در ميان مجموعه مسائل دينى، از اهميت ويژه اى

برخوردار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 4 - 8

8 - باور به عالَم آخرت ، امرى ضرورى و بايسته است .

و هم بالأخرة هم يوقنون

66- اهميت ذكر آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 14 - 2

2 - لزوم يادآورى سفر آخرت ، هنگام مسافرت و سوار شدن بر مركب

و جعل لكم من الفلك و الأنعم . .. إذا استويتم عليه و تقولوا ... و إنّا إلى ربّنا

67- اهميت عقيده به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 7

7- اعتقاد به آخرت ، داراى جايگاهى اساسى و مهم در ميان اعتقادات دينى

و إذا قرأت القرءان جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا

اختصاص به ذكر «لايؤمنون بالأخرة» از ميان ساير اعتقادات براى مشركان، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

68- اهميت يقين به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 4 - 6

6 - ضرورت باور به جهان آخرت و تحصيل يقين به آن

و بالأخرة هم يوقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 4 - 5

5 - يقين به عالَم آخرت ، در ميان عقايد دينى ، داراى اهميتى ويژه است .

و هم بالأخرة هم يوقنون

ذكر آخرت، از ميان مجموعه اعتقادات، حاكى از اهميت آن است.

69- ايمان به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 4 - 7،8

7 - ايمان به غيب و رسالت انبياى الهى و يقين به آخرت ، زمينه دستيابى به هدايت هاى قرآن است .

هدًى للمتقين . .. الذين يؤمنون بما انزل إليك و ما انزل من قبلك و بالأخرة هم يوقن

8 - ايمان به خدا و رسالت انبيا و يقين به آخرت ، ركن هاى اعتقادى دين

الذين يؤمنون بالغيب . .. و ما انزل من قبلك و بالأخرة هم يوقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 50

50 - علم و ايمان به سراى آخرت ، بدون عمل به مقتضاى آن ، به منزله جهل و بى ايمانى است .

لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق . .. لو كانوا يعلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «لو كانوا يعلمون» در ارتباط با «لقد علموا . ..» مطرح باشد. بر اين مبنا مفعول «يعلمون» محروميت ساحر از سراى آخرت است. بر اساس اين معنا، خداوند از يكسو آنان را عالم مى داند (لقد علموا )و از سوى ديگر آنها را جاهل مى شمرد (لو كانوا يعلمون) تا به اين حقيقت اشاره كند كه: علم و ايمان بدون عمل به مقتضاى آن، به منزله جهل و بى ايمانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 5،7

5 - ايمان به خدا ، قيامت ، فرشتگان ، كتاب هاى آسمانى و پيامبران و پرداخت مال ( انفاق ) براى رفع نياز مستمندان و آزادى بردگان از مسائل اساسى دين است .

ليس البر أن تولوا وجوهكم . .. و لكن البر من ءامن باللّه ... و ءاتى المال على حبه

7 - ضرورت ايمان به خدا ، قيامت ، فرشتگان ، كتاب هاى آسمانى و تمامى پيامبران

و لكن البر من ءامن باللّه و اليوم الأخر و الملئكة و الكتب و النبيين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 44 - 3

3 - ايمان به خدا و اعتقاد به حيات اخروى ، زير بناى اعتقادى جهاد با مال و جان

لايستئذنك الذين يؤمنون باللّه و اليوم الأخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 14،15،22

14- پيروى نكردن يوسف ( ع ) از آيين مصريان و ايمانش به خدا و آخرت ، موجب دستيابى او به علم غيب و دانش تعبير رؤيا شد .

ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون

جمله «إنى تركت . ..» تعليل براى «علمنى ربى» مى باشد ; يعنى ، خداوند به خاطر اينكه من آيين كافران را وانهادم و پيروى نكردم ، چنين علمى را به من آموخت.

15- يوسف ( ع ) ، با بيان نقش ايمان به خدا و آخرت در دستيابى او به دانش هاى ويژه ، درصدد گرايش دادن هم بندان

خويش به آيين الهى بود .

مما علمنى ربى إنى تركت ملّة قوم . .. هم كفرون

22- ايمان به خدا و آخرت و اعراض از كفر حاكم بر جامعه ، زمينه ساز پديد آمدن علم و بصيرتى ويژه در آدمى

ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت ملّة قوم . .. هم كفرون

70- برپايى آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 34 - 6

6 - برپايى جهان آخرت در پى انقراض جهان كنونى است .

يبدؤا الخلق ثم يعيده

71- برترى آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 18،19

18 - جهان آخرت ، جهانى برتر و نعمت هاى آن ، بهتر از نعمت هاى دنياست .

و الدار الأخرة خير

در برداشت فوق كلمه «خير» افعل تفضيل گرفته شده است.

19 - خير و سعادت بودن آخرت و برترى آن بر دنيا ، از تعاليم تورات به يهوديان

ألم يؤخذ عليهم ميثق الكتب . .. و الدار الأخرة خير للذين يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 17 - 1

1 - جهان آخرت ، بهتر از زندگانى دنيا و سراسر خير است .

و الأخرة خير

كلمه «خير» - مانند كلمه «شرّ» - گاهى اسم و گاهى وصف تفضيلى است. در صورت اول; يعنى، آنچه همگان به آن رغبت مى كنند و در صورت دوم; يعنى، برتر (مفردات راغب). در اين آيه هر دو معنا احتمال مى رود; گر چه - به قرينه كلمه «أبقى» - معناى تفضيل مناسب تر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 19 - 3

3 - برترى آخرت بر زندگانى دنيا و توقف رستگارى بر تزكيه ، ياد نام خدا و اداى نماز ، از معارف ياد شده در كتاب هاى آسمانى ابراهيم و موسى ( ع )

قد أفلح . .. بل تؤثرون ... صحف إبرهيم و موسى

72- برترى آخرت بر دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 10

10- سراى آخرت ، بسى بهتر از سراى دنياست .

و لدار الأخرة خير

73- بى پناهى آخرت فروشان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 9

9 - كسانى كه به انگيزه دستيابى به دنيا ، آخرت خويش را تباه مى كنند ، براى رهايى از عذاب ، ياورى نخواهند داشت .

فلا يخفف عنهم العذاب و لاهم ينصرون

74- بى لياقتى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 20

20- مشركان ، كافران به خدا و ناباوران به قيامت ، فاقد صلاحيت براى ارائه برنامه و مقررات براى انسانها

إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون

75- بى ياورى در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 22 - 4

4 - در عالَم آخرت ، جز خداوند ، هيچ يار و مددكارى نيست .

و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

76- بينش آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 13

13 - قدرت و ثروت در نگاه مؤمنان آخرت جو ، ملاك ارزش و معيار اصلى بهره مندى و خوشبختى نيست .

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قرون إنّه لذو حظّ عظيم

تعبير «قال الذين يريدون الحياة الدنيا» مى رساند كه اين گفته، تنها مربوط به دنياطلبان سست ايمان است; نه مؤمنان آخرت جو.

77- بينش غلط مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 4 - 3

3 - بينش غلط منكران آخرت در تشخيص زشتى كردار خويش ، كيفرى الهى براى آنان

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة زيّنّا لهم أعملهم

تعبير «زيّنّا» (ما آراستيم) اشاره به اين حقيقت دارد كه بينش نادرست كافران در عرصه ارزش گذارى، نتيجه اى است كه خداوند در ازاى حق ناپذيرى آنان مقرر فرموده است.

78- پاداش آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 19 - 1

1- آخرت طلبان مؤمنى كه تلاشى جدى در راه اهداف اخروى خويش بكنند به نتايج ارزشمند تلاشهايشان دست خواهند يافت .

و من أراد الأخرة . .. كان سعيهم مشكورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 1

1 - آخرت جويان ، بهره مند از ثواب و پاداشى افزون تز از عملكرد خويش

من كان يريد حرث الأخره نزد له فى حرثه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 28 - 3

3 - تقرّب افزون تر به خداوند ، پاداش كسانى است كه براى آخرت خود پيشاپيش زاد و توشه ذخيره كرده اند .

يليتنى قدّمت لحياتى . .. ارجعى إلى ربّك

79- پاداش در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 10

10 - دنيا ، عرصه تلاش و كوشش و جهان آخرت ، عرصه اجر و پاداش

للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة

80- پليدى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 60 - 2

2- غير مؤمنان به عالم آخرت ، زشت صفت و بد سيرتند .

للذين لايؤمنون بالأخرة مثل السوء

مراد از «مثل السوء» - چنان كه نوع مفسّران گفته اند - صفت سوء و زشت است.

81- پيشگامان در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 88 - 2

2 - انسان هاى پيشتاز ( سابقون ) جزء مقربان درگاه خدا در جهان آخرت

فأمّا إن كان من المقرّبين

«مقربان» همان دسته اند كه در آيات آغازين اين سوره، از آنان به عنوان «السابقون» ياد شده است.

82- تبرى از مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 13

13- يوسف ( ع ) در زندان مصر ، پيروى نكردن خويش از آيين و شريعت مصريان كافر به خدا و ناباور به قيامت را ، ابراز داشت .

إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون

83- تحصيل توشه آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 47 - 4

4 - بهره گيرى از فرصت ها و امكانات دنيوى ، جهت تهيه ره توشه حيات اخروى ، امرى بايسته و ضرورى است .

استجيبوا لربّكم من قبل أن يأتى يوم لامردّ له

84- تحير مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 3

3 - سرگردانى و تحيّر در زندگى دنيايى ، عذابى جانكاه و رنجى طاقت فرسا براى منكران آخرت

فهم يعمهون . أُولئك الذين لهم سوء العذاب

جمله «أُولئك الذين. ..» مى تواند تفسير براى «عَمَه» در «فهم يعمهون» باشد.

85- تدبير آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 6 - 2

2 - ملائكه ، عهده دار تدبير مراحل پايانى و برپايى جهان آخرت

فالمدبّرت أمرًا . يوم ترجف الراجفة

برداشت ياد شده، براساس ظرف بودن «يوم» براى «المدبّرات» است. در اين تركيب، آيات پيشين گوياى حركت فرشتگان و شتاب و مسابقه آنان براى مديريت و تدبير مراحل پايانى دنيا و آغاز آخرت است.

86- ترجيح آخرت بر دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 10

10 - لزوم توجه به ارزش هاى حيات اخروى و ترجيح دادن آن بر زندگى دنيوى ، به هنگام ارزيابى اعمال و تصميم گيرى و انتخاب

أرضيتم بالحيوة الدنيا من الأخرة فما متع الحيوة الدنيا فى الأخرة إلا قليل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 17 - 5

5 - ترجيح آخرت بر زندگانى دنيا ، مايه رستگارى است .

قد أفلح . .. و الأخرة خير و أبقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 18 - 1

1 - جاودانگى جهان آخرت و برترى آن بر زندگانى دنيا ، در تمام كتاب هاى آسمانى مطرح شده است .

و الأخرة خير و أبقى . إنّ هذا لفى الصحف الأُولى

«الصحف»، جمع محلى به «ال» و مفيد عموم است. تصريح به بعضى از صحف در آيه بعد، تنها بر اهميت آنها دلالت دارد و عموم را از بين نمى برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 19 - 3

3 - برترى آخرت بر زندگانى دنيا و توقف رستگارى بر تزكيه ، ياد نام خدا و اداى نماز ، از معارف ياد شده در كتاب هاى آسمانى ابراهيم و موسى ( ع )

قد أفلح . .. بل تؤثرون ... صحف إبرهيم و موسى

87- ترجيح آخرت به دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 1

1- كافران ، زندگى دنيوى را محبوب خود دانسته و آن را به جاى حيات اخروى برمى گزينند .

ويل للكفرين من عذاب شديد . الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة

برداشت فوق بنابراين اساس است كه «الذين يستحبّون الحياة . ..» جمله وصفى براى «للكافرين» باشد.

88- ترجيح دنيا بر آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 9

9 - دلخوش كردن به زندگى دنيوى و ترجيح دادن آن بر حيات اخروى ، امرى است ناپسند و مورد نكوهش خداوند .

أرضيتم بالحيوة الدنيا من الأخرة فما متع الحيوة الدنيا فى الأخرة إلا قليل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 1،6،8،9،10

1- كافران ، زندگى دنيوى را محبوب خود دانسته و آن را به جاى حيات اخروى برمى گزينند .

ويل للكفرين من عذاب شديد . الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة

برداشت فوق بنابراين اساس است كه «الذين يستحبّون الحياة . ..» جمله وصفى براى «للكافرين» باشد.

6- ترجيح دهندگان دنيا بر آخرت و سد كنندگان راه خدا و كج جلوه دهندگان آن در نهايت گمراهى هستند .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجًا أُ

8- دلبستگى به دنيا و برگزيدن آن بر آخرت ، محكوم و ناپسند است .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة . .. أُولئك فى ضلل بعيد

9- دلبستگى به دنيا و ترجيح دادن آن بر آخرت ، زمينه ساز دين ستيزى و كفر است .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله

تقديم «يستحبّون الحياة الدنيا» بر جمله «و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجاً» احتمالاً بيانگر معناى ياد شده باشد.

10- ترجيح دادن همواره دنيا بر آخرت ، سد مدام راه خدا و كج جلوه دادن تعاليم الهى ، از نشانه هاى كفرپيشگى است .

ويل للكفرين . .. الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 107 - 1،4،6

1- ترجيح زندگى دنيا بر آخرت ، ريشه اصلى ارتداد و گرايش به كفر است .

من كفر بالله من بعد إيمنه . .. ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة

جمله «ذلك بأنهم . ..» در مقام تعليل براى آيه قبل است و نيز «ذلك» اشاره دارد به ارتداد و كفر پس از ايمان.

4- گرفتارى به خشم الهى و عذاب اخروى ، معلول دلبستگى انسان به دنيا و ناديده گرفتن آخرت است .

فعليهم غضب . .. ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة

بنابر اينكه «ذلك» اشاره به «غضب من الله . ..» باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

6- ترجيح دنيا بر آخرت - و نه صرف تأمين نياز هاى زندگى - امرى نكوهيده است .

فعليهم غضب من الله . .. ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 4

4- مهر شدن قلب و قواى شنوايى و بينايى ( محروميت از درك حقايق ) ، كيفر ترجيح دهندگان زندگى دنيا بر آخرت

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 109 - 5

5- ترجيح زندگى دنيا بر آخرت ، موجب زيان و ورشكستگى واقعى انسان در آخرت است .

ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة . .. لاجرم أنهم فى الأخرة هم الخسرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 26 - 1

1 - كسى كه سرانجامش مرگ است ، نبايد دنيا را بر آخرت ترجيح دهد و خود را دل بسته آن كند .

بل تحبّون العاجلة . .. كلاّ إذا بلغت التراقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 38 - 2،3

2 - طغيان گران ، دنيا طلبانى هستند كه آن را بر آخرت ترجيح مى دهند .

من طغى . و ءاثر الحيوة الدنيا

3 - علاقه شديد به دنيا و ترجيح آن بر آخرت ، پيامد طغيانگرى و سرپيچى از اطاعت خداوند است .

فأمّا من طغى . و ءاثر الحيوة الدنيا

ترتيبى كه آيه شريفه در ذكر طغيان و دنيا طلبى به كار برده، ممكن است برخاسته از ترتّب خارجى آن دو باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 39 - 3

3 - ترجيح دنيا بر آخرت ، مايه گرفتارى به آتش دوزخ

و ءاثر الحيوة الدنيا . فإنّ الجحيم هى المأوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 19

19 - ترجيح دهندگان دنيا بر آخرت ، پيروان هواى نفس خويش اند .

و ءاثر الحيوة الدنيا . .. و أمّا من ... نهى النفس عن الهوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 16 - 2،3

2 - مردم با گزينش دنيا به جاى آخرت ، خود را از تزكيه ، ياد خدا و اداى نماز دور نگه داشته ، از رستگارى محروم مى سازند .

قد أفلح . .. بل تؤثرون الحيوة الدنيا

3 - برتر ديدن زندگانى دنيا از آخرت ، ديدگاهى ناروا و مايه شقاوت و روى گردانى از تذكّرات قرآن و گرفتارى به آتش دوزخ است .

و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار ... بل تؤثرون الحيوة الدنيا

89- تشويق به آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 12

12 - مؤمن آل فرعون ، مردم را به دل نبستن به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح توأم با ايمان ، ترغيب مى كرد .

يقوم إنّما هذه الحيوة الدنيا متع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صلحًا ... ير

گفته هاى مؤمن آل فرعون با مردم و فرعونيان، در مقام دعوت و تبليغ بود; چنان كه آيه بعد (مالى أدعوكم إلى النجاة . ..) تأييدكننده همين مطلب است.

90- تضاد در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 19 - 10

10 - وجود سازگارى ميان عناصر طبايع متضاد در جهان آخرت

قطّعت لهم ثياب من نار يصبّ من فوق رءوسهم الحميم

وجود آتش و آب داغ در دوزخ بيانگر مطلب فوق است.

91- تعدد آسمان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 107 - 4

4- سراى آخرت ، داراى يك زمين است و آسمانهايى متعدد دارد .

مادامت السموت و الأرض

برداشت فوق ، از جمع آوردن «سماوات» و مفرد آوردن «أرض» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 108 - 5

5- سراى آخرت ، داراى يك زمين است و آسمانهايى متعدد دارد .

مادامت السموت و الأرض

92- تعقل در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 22

22 - دنيا و آخرت ، دامنه تفكر در جهان بينى الهى

لعلّكم تتفكرون. فى الدنيا و الاخرة

93- تعقل در حقيقت آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 9،11

9 - نينديشيدن درباره حقيقت زندگى دنيا و آخرت و جايگاه و ارزش هر يك، مورد توبيخ خداوند

و ما الحيوة الدنيا . .. أفلا تعقلون

11 - انديشه و تعقل درباره دنيا و آخرت و ارزش و جايگاه هر يك، زمينه مصون ماندن از زيان و حسرت در قيامت

قد خسر الذين كذبوا . .. و ما الحيوة الدنيا إلا ... أفلا تعقلون

94- تفاوت دنيا با آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 5 - 10

10 - آخرت و معيار سنجش زمان آن ، با دنيا و معيار هاى دنيوى ، متفاوت است .

فى يوم كان مقداره ألف سنة ممّا تعدّون

95- تفضل به آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 1

1 - آخرت جويان ، بهره مند از ثواب و پاداشى افزون تز از عملكرد خويش

من كان يريد حرث الأخره نزد له فى حرثه

96- تكبر مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 4 - 1

1 - انسان هاى ناباور به جهان آخرت ، مغرور و سرخوش از كردار هاى زشت خويش

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة زيّنّا لهم أعملهم

«تزيين» (مصدر «زيّنّا») به معناى آراستن و زيبا جلوه دادن است. عبارت «زيّنّا لهم أعمالهم»; يعنى، اعمال آنان را به گونه اى مى آراييم كه مجذوب آن شوند.

97- تكذيب آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 6

6 - انكار جهان آخرت ، از ويژگى هاى برجسته جامعه شرك پيشه دوران بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ويل للمشركين . .. و هم بالأخرة هم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 62 - 4

4 - انكار جهان آخرت - به رغم مشاهده قدرت خداوند در آفرينش نشأه نخستين ( جهان فعلى ) - نشانه غفلت و بى توجهى است .

و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذكّرون

98- تلاش براى آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 145 - 8

8 - تلاشگران براى پاداش هاى اخروى ، از مواهب آخرت بهره مند خواهند شد .

و من يرد ثواب الاخرة نؤته منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 19 - 3

3- ثمربخشى تلاش براى آخرت ، در گرو ايمان است .

و من أراد الأخرة و سعى لها سعيها و هو مؤمن فأُولئك كان سعيهم مشكورًا

جمله «و هو مؤمن» حال براى ضمير «و سعى» است و در واقع بيانگر شرط براى آخرت خواهى و سعى و تلاش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 2

2 - انسان ها ، بايد دنيا را ميدان مسابقه جهت دست يافتن به بهشت و آمرزش الهى قرار دهند .

و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور . سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

99- توشه آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 197 - 8،11

8 - حج ، ميدان انجام اعمال خير و كسب توشه براى آخرت

و ما تفعلوا من خير يعلمه اللّه و تزوّدوا

11 - لزوم تهيّه توشه ( كار هاى نيك و تقوا ) براى آخرت

و تزوّدوا فان خير الزاد التقوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 223 - 6،9

6 - لزوم از پيش فرستادن اعمال صالح و ذخيره كردن آن براى آخرت خويش

و قدّموا لانفسكم

9 - لزوم بهره گيرى از روابط زناشويى و خانوادگى ، در جهت ذخيره و تقديم اعمال خير براى آخرت

فاتوا حرثكم انى شئتم و قدّموا لانفسكم

از اينكه در پى سخن از «حرث» بودن زنان توصيه به پيش فرستادن اعمال خير شده است، به دست مى آيد كه زندگى از نظر قرآن بايد در مسير رسيدن به بهره هاى اخروى و انجام اعمال نيك قرار گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 254 - 6،7

6 - انفاق ، توشه اخروى مؤمنان

انفقوا . .. من قبل ان يأتى يوم لا بيع فيه

7 - دنيا ، عرصه تجارت سعادت و كسبِ توشه اخروى است ; نه قيامت .

انفقوا . .. من قبل ان يأتى يوم لا بيع فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 5 - 3

3 - اميدواران به لقاى الهى ، بايد توشه مناسب آن را فراهم كنند .

من كان يرجوا لقاء اللّه فإنّ أجل اللّه لأت

نفس بيان اين نكته كه «اميدواران به لقاءاللّه، مطمئن باشند كه آن، تحقق پيدا خواهد كرد. »، اشعار به اين دارد كه بايد آنان، در صدد انجام دادن عملى و تهيه توشه اى باشند كه نشانه صدق اميدشان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 44 - 9

9 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : « . . .إنّ عمل المؤمن يذهب فيمهد له فى الجنّة كما يرسل الرجل غلامه فيفرش له » . ثمّ تلا « و من عمل صالحاً فلأنفسهم يمهدون » ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: «. ..همانا، عمل مؤمن مى رود و جايگاه او را در بهشت آماده مى سازد، آن گونه كه انسان، غلام اش را مى فرستد و براى او منزلگاه اش را فرش مى كند.». سپس امام، اين آيه را تلاوت فرمود: و من عمل صالحاً فلأنفسهم يمهدون».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 15

15 - دنيا ، مجال تهيه توشه براى آخرت است .

فارجعنا نعمل صلحًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 66 - 6

6 - كافران ، در جهنم بر نيندوختن توشه اى براى آخرت خود ، حسرت مى خورند .

الكفرين . .. يوم تقلّب وجوههم فى النار يقولون يليتنا أطعنا اللّه و أطعنا الرسو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 3

3 - دنيا ، جايگاه تلاش و كوشش و مزرعه اى براى آخرت است .

من كان يريد حرث الأخرة نزد له فى حرثه

100- تهمتهاى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 24 - 1

1- منكران آخرت ، آيات قرآن را سخنانى ساختگى و قصه هاى نوشته شده پيشينيان قلمداد مى كردند .

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة . .. و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أس

«أساطير» (جمع اُسطوره) به معناى داستانهاى ساختگى و سخنان موهومى است كه به صورت مكتوب مى باشد.

101- جاودانگى آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 20

20 - جهان آخرت و نعمت هاى آن پايدار و زوال ناپذير است .

عرض هذا الأدنى . .. و الدار الأخرة خير

بيان برترى آخرت در مقابل توصيف متاع دنيا به زوال پذيرى، مى رساند كه از علل برترى آخرت بر دنيا هميشگى بودن نعمتهاى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 22 - 1

1 - جهان آخرت ، جهانى جاودان و فناناپذير

و جنت لهم فيها نعيم مقيم. خلدين فيها أبداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 26 - 8

8 - جهان آخرت ، سرايى است جاودان .

أولئك أصحب الجنة هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 13

13- سراى آخرت ، پايان ناپذير است و دوزخ و آتش آن جاويدان است .

هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 11 - 4

4 - جهان آخرت ، جهانى ابدى و زوال ناپذير

هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 39 - 2

2 - آخرت ، سراى پايدار و پاينده

و إنّ الأخرة هى دار القرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 17 - 2

2 - جهان آخرت طولانى تر و پاينده تر از دنيا است .

و الأخرة . .. أبقى

102- جاودانگى در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 14

14- انسان در آخرت فنا شدنى نيست و براى هميشه باقى مى ماند .

هم فيها خلدون

103- حالات مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 1 - 2

2 - تكذيب كنندگان آخرت ، داراى حالات و رفتارى شگفت آور و غيرقابل انتظار

أرءيت الذى يكذّب بالدين

استفهام با جمله «أرءيت» - آن هم در زمانى كه تكذيب گران معاد، فراوان و در ديد همگان اند - پرسش حقيقى از ديدن يا دانستن نيست; بلكه مجازى است كه براى بيان غير منتظره بودن حال آن افراد است. ادامه سوره، بيانگر اين است كه علت اين شگفتى، پيدايش آثارى است كه تكذيب معاد آنها را در پى دارد. مخاطب آيه شريفه، هر كسى است كه اين سخن به او مى رسد و مى توان گفت: خطاب به رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) است; امّا چون جنبه رسالت او مورد نظر نبوده، اختصاص به شخص آن حضرت ندارد و مفاد آيه، ديگران را نيز دربرمى گيرد.

104- حتميت پاداش آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 19 - 5

5- منافع اخروى آخرت طلبان ، برخلاف امكان شكست و ناكامى دنياطلبان در رسيدن به اهدافشان ، قطعى و تضمين شده است .

و من يريد العاجلة . .. ما نشاء لمن نريد ... و من أراد الأخرة ... كان سعيهم مشكور

105- حق ناپذيرى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 3

3- آنان كه به عالم آخرت ايمان نمى آورند ، قلبهايى حق ناپذير و روشى مستكبرانه دارند .

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون

106- حقيقت آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 9

9 - نينديشيدن درباره حقيقت زندگى دنيا و آخرت و جايگاه و ارزش هر يك، مورد توبيخ خداوند

و ما الحيوة الدنيا . .. أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 37 - 4

4 - آخرت ، عرصه عمل و محلِ تدارك از دست داده ها و تصحيح رفتار ها نيست .

ربّنا أخرجنا نعمل صلحًا غير الذى كنّا نعمل أوَلم نعمّركم ما يتذكّر فيه من تذكّر

برداشت ياد شده، از جواب منفى خداوند به درخواست كافران دوزخى به دست مى آيد.

107- حمد در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 1 - 5

5 - تمامى حمد ها و ستايش ها در آخرت ، از آنِ خداوند است .

و له الحمد فى الأخرة

108- خالق آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 34 - 8

8 - قدرت پديد آوردن جهان و توانايىِ برپا كردن جهان آخرت ، در انحصار خداوند است .

قل هل من شركائكم . .. قل اللّه يبدؤا الخلق ثم يعيده

109- ختم قلب مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 1

1- كسانى كه از موضع حق ناپذيرى ، به آخرت ايمان نمى آورند ، خداوند بر قلبهايشان پوششى قرار مى دهد كه قادر به فهم قرآن نباشند .

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه

110- خدا و مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 1

1- خداوند ، قطعاً به تمامى آنچه كه منكران آخرت پنهان مى سازند و يا علنى مى كنند ، آگاهى كامل دارد

لاجرم أن الله يعلم ما يسرّون و ما يعلنون

ضمير فاعلى در «ما يسرّون و ما يعلنون» به «الذين لايؤمنون بالأخرة» در آيه قبل برمى گردد.

111- خرافه پرستى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 28 - 4

4 - ناباوران نسبت به آخرت ، گرفتار توهمات و خرافات در معارف اعتقادى خويش

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و ما لهم به من علم إن يتّبعون إلاّ الظنّ

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «ظن» در آيه شريفه، مفهوم گسترده لغوى آن را دارد; كه حتى شامل توهمات و احتمالات ضعيف نيز مى شود.

112- خلقت آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 20 - 6

6 - خداوند ، آخرت را ، پس از دنيا ، پديد خواهد آورد .

ثمّ اللّه ينشئ النشأة الأخرة

113- خيال پردازى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 27 - 5

5 - پيروى از هوا و گمان و آرزوپردازى هاى بى حاصل ، از ويژگى هاى ناباوران به آخرت

إن هى إلاّ أسماء سمّيتموها . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس ... أم لل

ارتباط آيات، نشانگر اين است كه منكران آخرت، از ويژگى هاى ياد شده برخوردارند.

114- خير بودن آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 13

13- سراى آخرت براى تقواپيشگان و پرهيزكنندگان از شرك و مخالفت با پيامبران ، سرايى نيكوست .

و لدار الأخرة خير للذين اتقوا

متعلق «اتقوا» به قرينه آيات گذشته ، شرك و مخالفت با پيامبران است.

115- خيرخواهى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 3

3- منكران آخرت شرّ و بدى را بسان خير و خوبى خواستارند .

و أن الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از «الإنسان» مطلق انسانها نباشد - چنانكه برخى از مفسّران گفته اند -; بلكه الف و لام «الإنسان» براى عهد ذكرى است و اشاره به منكران معاد مى باشد كه در آيه قبل (الذين لايؤمنون بالأخرة. ..) آمده است.

116- خيريت آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 4،6

4 - آخرت، سرايى خوب براى كسانى كه معاد را تكذيب نكرده و در انجام تكاليف كوتاهى نمى كنند.

و للدار الأخرة خير للذين يتقون

بنابراين كه «خير» صفت مشبهه باشد. يتقون» در اين آيه، به قرينه تقابلى كه با آيه قبل دارد و در آن آيه بحث از تكذيب لقاء اللّه و تفريط در دين و تكاليف الهى بود، به معناى تكذيب نكردن معاد و انجام تكاليف الهى است.

6 - آخرت براى تقواپيشگان خير محض و خالى از شرور و ناگواريهاست.

و للدار الأخرة خير للذين يتقون

در صورتى كه «خير» صفت مشبهه باشد، نه فعل تفضيل. در اين صورت «الأخرة خير» يعنى آخرت همه اش خير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 17 - 1

1 - جهان آخرت ، بهتر از زندگانى دنيا و سراسر خير است .

و الأخرة خير

كلمه «خير» - مانند كلمه «شرّ» - گاهى اسم و گاهى وصف تفضيلى است. در صورت اول; يعنى، آنچه همگان به آن رغبت مى كنند و در صورت دوم; يعنى، برتر (مفردات راغب). در اين آيه هر دو معنا احتمال مى رود; گر چه - به قرينه كلمه «أبقى» - معناى تفضيل مناسب تر است.

117- دعوت به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 4

4 - نخستين پيام شعيب ( ع ) به مردم مدين ، دعوت به خداپرستى و اميدوارى به روزواپسين بود .

إلى مدين أخاهم شعيبًا فقال يقوم اعبدوا اللّه و ارجوا اليوم الأخر

118- دلايل اثبات آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 3

3- آدمى حتى با احتمال وجود سراى آخرت ، از عذاب هاى استيصال عبرت مى گيرد و دلالت آنها را بر وجود سراى آخرت مى پذيرد .

إن فى ذلك لأية لمن خاف عذاب الأخرة

برداشت فوق ، از كلمه «خاف» - كه در آيه فوق متضمن معناى احتمال دادن است - استفاده مى شود.

119- دلايل ايمان به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 4

4- دلايل اثبات كننده يگانگى خداوند ، دربردارنده ايمان به عالم آخرت نيز هست .

إلهكم إله وحد فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة

فاى «فالذين» در جايگاه نتيجه براى دلايل روشن ذكر شده براى اثبات يگانگى خداوند است. آمدن فاى نتيجه در اين آيه، به اين معناست كه آن دلايل، اثبات كننده عالم آخرت نيز مى باشد كه با توجه به آنها، بايد به عالم آخرت ايمان آورد و كسانى كه با توجه به آن دليلها ايمان نمى آورند، قلبهايى حق ناپذير دارند.

120- دلايل وجود آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 62 - 2

2 - آفرينش نشأه نخستين ( جهان فعلى ) ، نشانى روشن از توانايى خداوند بر آفرينش نشأه ديگر ( جهان آخرت )

و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذكّرون

121- دنيا و آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 10

10 - سراى دنيا و نعمت هاى آن در قياس با آخرت ، ناچيز و بى مقدار است .

إن كانت لكم الدار الأخرة . .. فتمنوا الموت

چنانچه نعمتهاى دنيا در برابر سراى آخرت ارزشى داشت، تمناى مرگ براى نيل به آن وجهى نداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 197 - 8،12

8 - حج ، ميدان انجام اعمال خير و كسب توشه براى آخرت

و ما تفعلوا من خير يعلمه اللّه و تزوّدوا

12 - انسان در دنيا ، همچون مسافر است .

و تزوّدوا فان خير الزاد التقوى

از به كار بردن «تزوّدوا» استفاده مى شود كه انسان تشبيه به مسافرى شده است كه نياز به توشه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 7

7 - جمع بين دنيا و آخرت و دستيابى به سعادت هر دو جهان امرى ممكن در ديدگاه اسلام و قرآن

فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 3

3 - آميختگى دنيا و آخرت (زينت و عبادت) در بينش اسلامى

يبنى ءادم خذوا زينتكم عند كل مسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 26 - 4

4- حيات دنيا در قياس با حيات اخروى جز توشه اى اندك نيست .

و ما الحيوة الدنيا فى الأخرة إلاّ متع

حرف «فى» در «فى الأخرة» به معناى مقايسه است. «متاع» به معناى كالا و هر آنچه در زندگى از آن بهره مى برند است. نكره آوردن آن براى رساندن قلّت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 30 - 4

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) محمّد بن علىّ الباقر ( ع ) أنّه سُئِل عن قول اللّه عزّوجلّ : « و قيل من راق » قال : ذاك قولُ ابن آدم إذا حضره الموتُ قال : هل مِن طبيب ، هل من راق ، قال : « و ظنّ أنّه الفراق » يعنى فراق الأهل و الأحِبّة ، عند ذلك قال : « و التفّت الساق بالساق » قال : التفّت الدنيا بالآخرة قال : « إلى ربّك يومئذ المساق » إلى ربّ العالمين يومئذ المصير ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه از آن حضرت درباره سخن خداى عزّوجلّ: «و قيل من راق» سؤال شد، فرمود: اين سخن فرزند آدم است كه وقتى مرگش فرا رسد، گويد: آيا طبيبى هست؟ آيا شفادهنده اى هست؟ مقصود از [جدايى در آيه «و

ظنّ أنّه الفراق» ]جدايى از اهل، عيال و دوستان است. از اين جا است كه خداوند مى فرمايد: «و التفّت الساق بالساق»; يعنى، دنيا به آخرت پيچيده است و نيز فرمود: «إلى ربّك يومئذ المساق»; يعنى، در اين روز بازگشت همه به سوى پروردگار عالميان است».

122- دوستى در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 16

16- عالم آخرت ، جاى هيچ گونه تلاش ، سوداگرى و پيوند دوستى نيست و براى انسان كارساز نخواهد بود .

يقيموا الصلوة و ينفقوا . .. من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلل

123- ذكر آثار تكذيب آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 3 - 7

7 - توجّه به تأثير انكار معاد در ترك يارى مستمندان ، حتى با زبان ، مايه پرهيز از تكذيب آخرت است .

أرءيت الذى يكذّب بالدين . .. و لايحضّ على طعام المسكين

124- ذكر آخرت طلبى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 7

7 - صفت آخرت انديشى و دنياگريزى ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) شايان ياد و يادآورى است .

و اذكر عبدنا . .. إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه جمله «إنّا أخلصناهم. ..» تعليل براى «اُذكر...» باشد; يعنى، سرگذشت ابراهيم(ع) و... را ياد كن; چون آنان را به آخرت انديشى خالص گردانيديم.

125- ذكر آخرت طلبى اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 7

7 - صفت آخرت انديشى و دنياگريزى ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) شايان ياد و يادآورى است .

و اذكر عبدنا . .. إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه جمله «إنّا أخلصناهم. ..» تعليل براى «اُذكر...» باشد; يعنى، سرگذشت ابراهيم(ع) و... را ياد كن; چون آنان را به آخرت انديشى خالص گردانيديم.

126- ذكر آخرت طلبى يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 7

7 - صفت آخرت انديشى و دنياگريزى ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) شايان ياد و يادآورى است .

و اذكر عبدنا . .. إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه جمله «إنّا أخلصناهم. ..» تعليل براى «اُذكر...» باشد; يعنى، سرگذشت ابراهيم(ع) و... را ياد كن; چون آنان را به آخرت انديشى خالص گردانيديم.

127- رابطه آخرت با دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 201 - 1

1 - تمجيد آن دسته از مردم كه پس از انجام مناسك حج ، خواهان نيكو هاى دنيا و آخرت و نجات از آتش هستند .

و منهم من يقول ربنا اتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة و قنا عذاب النّار

128- رابطه دنيا با آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 9 - 5

5 - هدف از گردآوردن انسان ها در دنيا ، حضور آنان در قيامت و دادن جزاى اعمال است . *

ربّنا انّك جامع الناس ليوم لا ريب فيه

بنابراينكه «لام» در «ليوم»، غايت باشد; نه به معناى «فى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 8

8 - دنيا ، فرصتى مناسب براى تهيه نيازمندى هاى آخرت و پيش فرستادن آن

ما قدّمت يداه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 6

6 - سرنوشت انسان در آخرت ، وابسته به كردار و خصلت هاى او در دنيا است .

و ءاثر الحيوة الدنيا . .. خاف مقام ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 24 - 5،6

5 - انجام دادن كار هاى سودمند براى آخرت ، تنها در دنيا امكان پذير است .

يليتنى قدّمت لحياتى

6 - پى بردن اهل محشر ، به نتيجه بخش بودن كار هاى دنيا در آخرت

يومئذ يتذكّر الإنسن . .. يقول يليتنى قدّمت لحياتى

جمله «يقول. ..» يا حال براى «الإنسان» و يا بدل اشتمال براى «يتذكّر» است. در هر دو صورت، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

129- رابطه دنيا و آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 145 - 10

10 - دنيا ، ميدان عمل براى آخرت

و من يرد ثواب الاخرة نؤته منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 12

12 - تناسب زندگى دنيوى انسان ، با حيات اخروى او

أم حسب الذين . .. سواء محياهم و مماتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 2

2 - انسان ها ، بايد دنيا را ميدان مسابقه جهت دست يافتن به بهشت و آمرزش الهى قرار دهند .

و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور . سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 15 - 8

8 - زندگى دنيوى ، گذرگاهى است براى عبور به عالم آخرت .

و إليه النشور

يادآورى نشر و رستاخيز انسان ها - پس از بيان آفرينش زمين و تأمين نيازمندى هاى بشر در آن - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

130- رازهاى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 1

1- خداوند ، قطعاً به تمامى آنچه كه منكران آخرت پنهان مى سازند و يا علنى مى كنند ، آگاهى كامل دارد

لاجرم أن الله يعلم ما يسرّون و ما يعلنون

ضمير فاعلى در «ما يسرّون و ما يعلنون» به «الذين لايؤمنون بالأخرة» در آيه قبل برمى گردد.

131- رستگارى اهل يقين به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 5 - 7

7 - تنها برپادارندگان نماز و پرداخت كنندگان زكات و اهل يقين به آخرت ، رستگارند .

الذين يقيمون الصلوة . .. و أُولئك هم المفلحون

132- رضايت مكذّبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 5

5 - القائات شيطانى و تبليغات دشمنان انبيا مورد رضايت و پسند منكران معاد قرار مى گيرد.

و لتصغى . .. و ليرضوه

133- رفع اختلاف در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 4 - 6

6 - جهان آخرت ، جايگاه كشف حقايق و رفع اختلافات است .

مختلفون . .. سيعلمون

134- زمان در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 5 - 10

10 - آخرت و معيار سنجش زمان آن ، با دنيا و معيار هاى دنيوى ، متفاوت است .

فى يوم كان مقداره ألف سنة ممّا تعدّون

135- زمين آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 107 - 3،4

3- سراى آخرت همچون دنيا ، داراى زمين و آسمان است .

مادامت السموت و الأرض

از آن جا كه آسمانها و زمين موجود به هنگام برپايى قيامت در هم فرو مى ريزد، معلوم مى شود مراد از «السماوات و الأرض» در اين آيه و آيه بعد، آسمانها و زمين سراى آخرت مى باشد. براين اساس «ال» در آن دو جانشين مضاف اليه است; يعنى: سماوات الأخرة و أرضها.

4- سراى آخرت ، داراى يك زمين است و آسمانهايى متعدد دارد .

مادامت السموت و الأرض

برداشت فوق ، از جمع آوردن «سماوات» و مفرد آوردن «أرض» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 108 - 4،5

4- سراى آخرت همچون دنيا ، داراى زمين و آسمان است .

مادامت السموت و الأرض

5- سراى آخرت ، داراى يك زمين است و آسمانهايى متعدد دارد .

مادامت السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 48 - 4

4- وجود آسمان و زمين در آخرت ، در عين تبديل شدن نظم كنونى آنها در آستانه برپايى قيامت

يوم تبدّل الأرض غير الأرض و السموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 33 - 4

4 - جهان آخرت ، متشكل از آسمان و زمين *

أن تنفذوا من أقطار السموت و الأرض

برداشت بالا با توجه به اين است كه آيه شريفه در مورد قيامت باشد.

136- زمينه آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 64 - 8

8 - انسان ها ، در صورت آگاهى و اطلاع از سرگرمى و بازى بودن دنيا و حيات واقعى بودن عالم آخرت ، از دنيا دست مى كشيدند و به آخرت روى مى آوردند .

و ما هذه الحيوة الدنيا إلاّ لهو . .. و إنّ الدار الأخرة لهى الحيوان لو كانوا يع

برداشت بالا بنابر محذوف بودن جواب «لو» است و آن، چيزى مانند اين فراز است: «لرغبوا فى الأخرة و زهدوا فى الدنيا».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 15 - 8

8 - ايمان به قيامت و پاداش و كيفر آن روز ، عامل رهايى انسان از دلبستگى به متاع هاى مادى و دنيوى و سبب رويكرد او به آرمان هاى بلند معنوى و اخروى

إنّما أمولكم و أولدكم فتنة و اللّه عنده أجر عظيم

137- زمينه ترجيح دنيا بر آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 6

6- كوتاه نگرى ، دون همتى و دنياطلبى ، ريشه گرايش انسان به شكستن پيمان هاى الهى و ترجيح دادن دنيا بر آخرت است .

و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً

138- زمينه تشخيص مؤمنان به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 21 - 6

6 - بازشناسى و جداسازى مؤمنان معتقد به آخرت ، از ترديد داران درباره آن ، فلسفه توانايى دادن به ابليس در گمراه كردن مردم

و ما كان له عليهم من سلطن إلاّ لنعلم من يؤمن بالأخرة ممّن هو منها فى شكّ

«نعلم» در اين آيه، متضمن معناى تشخيص و تمييز است.

139- زمينه ذكر آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 12

12 - مفتون نشدن به دنيا و توجه كردن به آخرت و معاد، مقتضاى خرد و انديشه است.

و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو . .. أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 7 - 6

6 - ژرف نگرى درباره حيات دنيوى ، زمينه توجّه به آخرت است .

يعلمون ظهرًا من الحيوة الدنيا و هم عن الأخرة هم غفلون

تقديم صفت سطحى نگرى درباره دنيا بر صفت غفلت از آخرت، احتمال دارد به خاطر اين واقعيت باشد كه سطحى نگرى درباره دنيا، غفلت از آخرت را در پى دارد. بنابراين، ژرف نگرى درباره دنيا و توجه به باطن آن، در رويكرد به آخرت مى تواند نقش داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 8 - 1

1 - ژرف نگرى درباره عالَم آفرينش ، زمينه توجّه انسان به آخرت و نگرش واقع بينانه به زندگى دنيا است .

يعلمون ظهرًا . .. أَوَلم يتفكّروا فى أنفسهم ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما ب

«فى أنفسهم» ظرف براى «أَوَلم يتفكّروا» است; يعنى: «تعجب است كه با خود نمى انديشند. » گفتنى است، از آن جايى كه جايگاهى براى انديشيدن، جز نفس آدمى نيست، قيد «فى أنفسهم» اشاره به تفكر عميق و ژرف دارد. همزه، براى تعجب است و دلالت مى كند بر اين كه «غافلانِ از عالم آخرت و سطحى نگران به دنيا چرا چنين هستند؟» اگر آنان، درباره عالم آخرت، به انديشه بنشينند، حقانيت آن را درخواهند يافت و با دريافت حقانيت آن به عالم آخرت توجه پيدا خواهند كرد.

140- زمينه عقيده به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 4

4 - عقيده به وجود خداى يكتا ، مستلزم عقيده به وجود جهان آخرت است .

و إذا ذكر اللّه وحده اشمأزّت قلوب الذين لايؤمنون بالأخرة

از اين كه خداوند مى فرمايد: كسانى كه ايمان به آخرت ندارند، از ياد خدا به تنهايى، تنفر دارند; به دست مى آيد كه اين تنفر به خاطر ايمان نداشتن به آخرت است و اگر آنان ايمان مى داشتند، چنين تنفرى به آنها دست نمى داد. بنابراين ميان ايمان به آخرت و ايمان خداوند يكتا، تلازم وجود دارد.

141- زمينه غفلت از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 10

10 - به كار نگرفتن عقل و انديشه زمينه توجه به دنيا و غفلت از آخرت

و ما الحيوة الدنيا إلا . .. أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 5،6

5- هشدار خداوند به بنى اسرائيل ، در غافل نشدن از آخرت پس از دستيابى به آرامش و حاكميت

اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الأخرة جئنا بكم لفيفًا

6- دستيابى به آرامش و قدرت اجتماعى ، زمينه غفلت انسان از جهان آخرت

اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الأخرة جئنا بكم لفيفًا

برداشت فوق بر اين اساس است كه خداوند پس از «اسكنوا الأرض» - كه كنايه حاكميت و قدرت است - مسأله قيامت و احضار انسانها را مطرح كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 6

6 - برخوردارى از امكانات و دارايى هاى زياد ، زمينه ساز دلبسته شدن انسان به دنيا و غافل شدن وى از سراى آخرت

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة

142- زمينه فراموشى آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 21 - 1

1 - دلبستگى به دنيا ، زمينه ر ها كردن و به فراموشى سپردن آخرت است .

كلاّ بل تحبّون العاجلة . و تذرون الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 3 - 3

3 - ثروت ، زمينه ساز فراموشى مرگ و آخرت

يحسب أنّ ماله أخلده

143- زمينه مقامات اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 122 - 5

5- كسب فضايل معنوى و كوشش خود انسان ، مؤثر در برخوردارى او از مواهب و نيكى ها در دنيا و مقامات عالى در آخرت

إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله . .. و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

144- زمينه يقين به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 3 - 4

4 - اقامه نماز و پرداخت زكات ، داراى پيوندى عميق با يقين به آخرت

الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم بالأخرة هم يوقنون

جمله «و هم بالأخرة. ..» حال معلله است; يعنى، يقين داشتن آنان به آخرت و كيفر و پاداش الهى، آنها را پايبند به اقامه نماز و پرداخت زكات مى كند.

145- زندگى دنيوى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 3

3 - سرگردانى و تحيّر در زندگى دنيايى ، عذابى جانكاه و رنجى طاقت فرسا براى منكران آخرت

فهم يعمهون . أُولئك الذين لهم سوء العذاب

جمله «أُولئك الذين. ..» مى تواند تفسير براى «عَمَه» در «فهم يعمهون» باشد.

146- زيان آخرت فروشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 47

47 - دستيابى به منافع دنيا در مقابل از دست دادن آخرت ، سودايى زيانبار است .

لبئس ماشروا به أنفسهم

147- زيانكارى اخروى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 3

3- كفرپيشگانى كه بر خدا دروغ مى بندند و مردم را از راه خدا باز مى دارند و قيامت را انكار مى كنند ، در سراى آخرت از ديگر كافران و گنهكاران ، تباه تر و زيانكارترند .

و من أظلم . .. الذين يصدون ... لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مقياس سنجش و تعيين زيانكار و زيانكارتر مراتب كفر باشد. براين مبنا آيه شريفه دلالت دارد براينكه: همه كافران در آخرت زيانكارند; ولى آنان كه بر خدا دروغ بستند و ... از ديگر كافران و گنهكاران، زيانكارتر مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 7

7 - مشركان و منكران قيامت ، زيان كارترين مردم در قيامت

و هم فى الأخرة هم الأخسرون

148- زيبايى طلبى در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 5 - 6

6 - لذّت جويى ها و زيبايى طلبى هاى انسان ، همراه با وى در جهان آخرت

ليدخل . .. جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها

نويد بودن «جنّات تجرى. ..»، متوقف بر وجود حسّ زيبايى پسندى و لذّت جويى در انسان اخروى است.

149- سرزنش ترجيح دنيا بر آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 18 - 3

3 - كتاب هاى آسمانى امت هاى گذشته ، رستگارى را در گرو تزكيه ، يادِ نام خدا و اداى نماز دانسته ، از ترجيح زندگانى دنيا بر آخرت نكوهش كرده اند .

قد أفلح . .. إنّ هذا لفى الصحف الأُولى

مشاراليه «هذا» مى تواند آيه قبل (و الآخرة خير و أبقى) باشد و ممكن است آن را اشاره به مفاد آيات «قد أفلح. ..» به بعد بدانيم. برداشت ياد شده، ناظر به احتمال دوم است.

150- سرزنش شبهه افكنى در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 2 - 4

4 - « سؤال برانگيز » جلوه دادن حوادث جهان آخرت ، كارى ناشايست است .

عمّ يتساءلون . عن النبأ العظيم

151- سرزنش غفلت از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 7

7 - علاقه به دنيا و توجّه به آبادانى حيات دنيوى ، در صورت بى اعتنايى به امر آخرت و حيات اخروى ، مورد نكوهش و محكوم در نگاه وحى

إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً

برداشت ياد شده با توجّه به اين نكته است كه آيه شريفه درصدد نكوهش و محكوم كردن كسانى است كه تنها به دنيا دلبسته و آخرت را رها كرده اند.

152- سرزنش مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 115 - 1

1 - توبيخ كافران از سوى خدا ، به خاطر بى فرجام شمردن زندگى دنيوى و انكار حيات اخروى

أفحسبتم أنّما خلقنكم . .. لاترجعون

استفهام در آيه ياد شده، براى انكار توبيخى است و مراد از ضميرهاى خطاب، كافران و منكران معاد مى باشد. «حِسبان» (مصدر «حسبتم») به معناى پنداشتن و «عبث» به معناى بى هدف است.

153- شرخواهى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 3

3- منكران آخرت شرّ و بدى را بسان خير و خوبى خواستارند .

و أن الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از «الإنسان» مطلق انسانها نباشد - چنانكه برخى از مفسّران گفته اند -; بلكه الف و لام «الإنسان» براى عهد ذكرى است و اشاره به منكران معاد مى باشد كه در آيه قبل (الذين لايؤمنون بالأخرة. ..) آمده است.

154- شرك و آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 4

4 - آيين شرك ، انديشه اى دنيامدار و فاقد گرايش به آخرت

من كان يريد حرث الدنيا . .. أم لهم شركؤا

155- شرور در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 6

6 - آخرت براى تقواپيشگان خير محض و خالى از شرور و ناگواريهاست.

و للدار الأخرة خير للذين يتقون

در صورتى كه «خير» صفت مشبهه باشد، نه فعل تفضيل. در اين صورت «الأخرة خير» يعنى آخرت همه اش خير است.

156- شك به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 4

4 - كافران ، گرفتار شك و ترديد درباره آخرت

بل هم فى شكّ منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 21 - 6

6 - بازشناسى و جداسازى مؤمنان معتقد به آخرت ، از ترديد داران درباره آن ، فلسفه توانايى دادن به ابليس در گمراه كردن مردم

و ما كان له عليهم من سلطن إلاّ لنعلم من يؤمن بالأخرة ممّن هو منها فى شكّ

«نعلم» در اين آيه، متضمن معناى تشخيص و تمييز است.

157- شياطين و مكذّبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 4،10

4 - تبليغات فريبنده شياطين (دشمنان انبيا) براى جذب دلهاى منكران آخرت و معاد است.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا . .. و لتصغى إليه أفئدة الذين لايؤمنون بالأخ

بنابراين كه «لتصغى» عطف به «غرورا» در آيه قبل، كه مفعول له است، باشد. «تصغى» از «صغى» يا «صغو» به معنى ميل پيدا نمود، است. (قاموس اللغة). لذا «لتصغى» يعنى براى جذب شدن و متمايل گشتن.

10 - هماهنگ شدن منكران آخرت با كردار شياطين، از اهداف تبليغات فريبنده شياطين است.

و ليقترفوا ما هم مقترفون

158- صالحان در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 11

11 - حضور گروهى از انسان هاى برتر در آخرت با عنوان صالحان و شايستگان

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 9،10

9 - تسليم بودن ابراهيم ( ع ) در برابر خدا ، دليل گزينش وى و شايستگى او براى ملحق شدن به صالحان سراى آخرت

لمن الصلحين. إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت

«إذ» در جمله «إذ قال . ..» حرف تعليل است، بيانگر علت گزينش ابراهيم و شايستگى او براى وارد شدن به جرگه صالحان مى باشد.

10 - درآمدن به جرگه صالحان سراى آخرت ، در گرو تسليم بودن و اطاعت كردن از خداوند است .

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين. إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 122 - 2

2- ابراهيم ( ع ) ، از جمله صالحان در آخرت است .

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 27 - 10

10 - صالحان ، در جهان آخرت ، مردمى ممتاز و برجسته اند .

و إنّه فى الأخرة لمن الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 15

15 - مؤمنان نيك كردار ، برخوردار از قرب خداوند و مورد عنايت ويژه او در جهان آخرت

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 8 - 11،12

11 - رضايت خداوند ، از مؤمنان شايسته كردار در جهان آخرت

رضى اللّه عنهم

12 - رضايت مؤمنان شايسته كردار ، از خداوند در آخرت

و رضوا عنه

159- صفات مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 3

3- منكران آخرت شرّ و بدى را بسان خير و خوبى خواستارند .

و أن الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از «الإنسان» مطلق انسانها نباشد - چنانكه برخى از مفسّران گفته اند -; بلكه الف و لام «الإنسان» براى عهد ذكرى است و اشاره به منكران معاد مى باشد كه در آيه قبل (الذين لايؤمنون بالأخرة. ..) آمده است.

160- ظالمان در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 23 - 9

9 - زيان بيدادگرى و خودكامگى ، گريبانگير خودكامگان و بيدادگران در جهان پس از مرگ

إنما بغيكم على أنفسكم . .. ثم إلينا مرجعكم

161- ظلم مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 7

7- منكران آخرت از ستمكارانند و در قيامت از رحمت خداوند ، محروم خواهند بود .

ألا لعنة الله على الظلمين. الذين ... هم بالأخرة هم كفرون

162- ظهور حقايق در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 109 - 6

6- جهان آخرت ، روز عيان شدن سود و زيان واقعى انسان

لاجرم أنهم فى الأخرة هم الخسرون

تذكر به خسران اخروى كافران و تأكيد بر آن، مى تواند ناظر به اين باشد كه دنيا مجال بروز همه خسرانها نيست و اين آخرت است كه زيان زيانكاران را حتماً نمايان خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 5

5 - جهان آخرت ، صحنه آشكار شدن سود و زيان انسان ها

و هم فى الأخرة هم الأخسرون

163- عجب مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 24 - 4

4- منكران معاد ، مدعيان روشنفكرى و بالا بودن سطح فكرى خويش

فالذين لايؤمنون بالأخرة . .. إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين

164- عذاب آخرت فروشان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 9

9 - كسانى كه به انگيزه دستيابى به دنيا ، آخرت خويش را تباه مى كنند ، براى رهايى از عذاب ، ياورى نخواهند داشت .

فلا يخفف عنهم العذاب و لاهم ينصرون

165- عذاب دنيوى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) منكران ربوبيت خدا و انكار كنندگان سراى آخرت را به عذاب هاى دنيوى هشدار مى داد .

و يستعجلونك بالسيئة

166- عذاب مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 4

4- كافران به قيامت و آنان كه براى منحرف نشان دادن راه خدا تلاش مى كنند ، در خطر گرفتارشدن به عذاب هاى دنيوى اند .

الذين . .. يبغونها عوجًا و هم بالأخرة هم كفرون. أُولئك لم يكونوا معجزين فى الأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 1،3

1 - عذاب سخت و رنج آور ، گريبانگير منكران قيامت

أُولئك الذين لهم سوء العذاب

«أُولئك» اشاره به منكران جهان آخرت دارد. «سوء العذاب» نيز از باب اضافه صفت به موصوف و به معناى «العذاب السوء» مى باشد; يعنى، اينان همان كسانى اند كه آن عذاب سخت و جانكاه برايشان مقدر شده است.

3 - سرگردانى و تحيّر در زندگى دنيايى ، عذابى جانكاه و رنجى طاقت فرسا براى منكران آخرت

فهم يعمهون . أُولئك الذين لهم سوء العذاب

جمله «أُولئك الذين. ..» مى تواند تفسير براى «عَمَه» در «فهم يعمهون» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 16 - 1،2

1 - كافران دروغ انگارِ آيات الهى و آخرت ، گرفتار عذابند .

و أمّا الذين كفروا و كذّبوا بأيتنا و لقاىِ الأخرة فأولئك فى العذاب محضرون

2 - ورود و ماندگارى كافران و تكذيب گران آيات خدا و لقاء اللّه ، به عذاب ، به صورت جبرى است .

و أمّا الذين كفروا . .. فى العذاب محضرون

به صورت مفعولى آورده شدن احضار افراد ياد شده به جهنم و يا حاضر بودن شان در آن، مى تواند اشاره به نكته فوق داشته

باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 8

8 - كسانى كه به آخرت ايمان نمى آورند ، گرفتار عذاب خواهند شد .

الذين لايؤمنون بالأخرة فى العذاب

167- عظمت آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 83 - 1

1 - خانه آخرت ، سرايى بس عظيم و ارجمند

تلك الدار الأخرة

تعبير «تلك الدار الأخرة» با به كارگيرى اسم اشاره بعيد (تلك) به جاى تعبير «الدار الأخرة نجعلها»، بيانگر عظمت و ارجمندى آن است.

168- عقيده به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 8،11

8 - اعتقاد به جهان آخرت ، از اركان و اصول آيين توحيدى است .

و ويل للمشركين . .. هم بالأخرة هم كفرون

11 - پرداخت زكات و انفاق مال در راه خدا ، از نمود هاى بارز اعتقاد به توحيد و جهان آخرت

و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة و هم بالأخرة هم كفرون

از مفهوم مخالف آيه، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

169- علم آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 15

15 - شب زنده داران عابد و آخرت جويان اميدوار به رحمت الهى ، عالمان راستين و آگاهان به حقايق هستى اند .

أمّن هو قنت ءاناء الّيل. .. و يرجوا رحمة ربّه قل هل يستوى الذين يعلمون و الذين

برداشت بالا مبتنى بر اين احتمال است كه «الذين يعلمون»، اشاره به كسانى داشته باشد كه در صدر آيه شريفه از آنان سخن به ميان آمده است.

170- علم به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 5 - 4

4 - لزوم تحصيل علم به آخرت و تلاش براى رساندن آن به مرحله يقين

كلاّ لو تعلمون علم اليقين

171- عمل ناپسند مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 4 - 1،3

1 - انسان هاى ناباور به جهان آخرت ، مغرور و سرخوش از كردار هاى زشت خويش

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة زيّنّا لهم أعملهم

«تزيين» (مصدر «زيّنّا») به معناى آراستن و زيبا جلوه دادن است. عبارت «زيّنّا لهم أعمالهم»; يعنى، اعمال آنان را به گونه اى مى آراييم كه مجذوب آن شوند.

3 - بينش غلط منكران آخرت در تشخيص زشتى كردار خويش ، كيفرى الهى براى آنان

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة زيّنّا لهم أعملهم

تعبير «زيّنّا» (ما آراستيم) اشاره به اين حقيقت دارد كه بينش نادرست كافران در عرصه ارزش گذارى، نتيجه اى است كه خداوند در ازاى حق ناپذيرى آنان مقرر فرموده است.

172- عوالم آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 10 - 11

11 - جهان آخرت ، داراى عالم هاى متعدد

رب العلمين

با توجه به اينكه ظرف سخن، جهان آخرت است و «رب العالمين» ظهور در فعليت تعدد عوالم دارد، برداشت فوق استفاده شده است.

173- عوامل آبادانى آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 2

2 - لزوم صرف كردن دارايى ها در راه تعمير و آبادانى سراى آخرت

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة

174- عوامل اعراض از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 112 - 2

2 - طولانى شمردن زندگى و نعمت هاى دنيا ، عامل مهم روى گردانى انسان از حيات اخروى

قل كم لبثتم فى الأرض عدد سنين

پرسش از مدت درنگ در دنيا، در حقيقت مقدمه براى اين است كه نادرستى پندارهاى دنيوى دوزخيان، به آنان نمايانده شود و روشن گردد كه عمر كوتاه دنيا، ارزش آن همه كفر و ناسپاسى را ندارد.

175- عوامل تكذيب آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 7

7- انكار آخرت ، نتيجه نقدطلبى و ناشكيبايى انسان است .

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و يدع الإنسن بالشرّ ... و كان الإنسن عجولاً

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه جمله «و يدع الإنسان . ..» براى بيان و تفسير «الذين لايؤمنون بالأخرة...» در آيه قبل بوده و الف و لام «الإنسان» براى عهد ذكرى و اشاره به افرادى باشد كه در همين جمله از آنان ياد شده است; يعنى، چون انسان عجول و ناشكيباست، به آخرت ايمان نمى آورد و به دنبال متاع نقد دنياست.

176- عوامل شك به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 6

6 - كور باطنى ، ريشه ترديد ها و حيرت كافران در مورد قيامت و مسائل آن

بل هم فى شكّ منها بل هم منها عمون

«عمون» نظر به چشم ظاهر ندارد; بلكه عدم بينش و بصيرت كافران را مى رساند كه در نتيجه آن، آنها گرفتار شك و ترديد و حيرت و سرگردانى اند.

177- عوامل غفلت از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 7

7 - اشتغال به دنيا و سرگرم شدن به آن، انسان را از آخرت باز مى دارد.

و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو و للدار الأخرة خير للذين يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 7 - 3

3 - سطحى نگرى و ظاهربينى نسبت به زندگى دنيا ، در غفلت از آخرت ، نقش دارد .

يعلمون ظهرًا من الحيوة الدنيا و هم عن الأخرة هم غفلون

مرجع ضمير «هم» واژه «الناس» با وصف سطحى نگرى درباره دنيا است. آوردن وصفى ديگر (غفلت از آخرت) پس از صفت سطحى نگرى، با تكرار ضمير «هم» مى تواند اشعارى به حقيقت ياد شده باشد.

178- عوامل مؤثر در درجات اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 19 - 10

10 - عمل ، در كسب مدارج اخروى ، داراى نقشى برتر و اساسى است .

فلهم جنّت المأوى . .. بما كانوا يعملون

با اين كه آيه، ايمان و عمل صالح را با هم آورده است اما در پايان، عمل را با ذكر «باء» سببى عامل ورود به بهشت معرفى مى كند. از اين مطلب استفاده مى شود كه عمل، عمل داراى نقش بيشترى در سعادت است.

179- غفلت از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 26 - 3

3- گروهى از انسان ها به زندگى دنيا دل خوش مى كنند و از سراى آخرت غافل مى مانند .

فرحوا بالحيوة الدنيا و ما الحيوة الدنيا فى الأخرة إلاّ متع

بيان ناچيزى دنيا در قياس با آخرت ، پس از مذمّت گروهى كه به دنيا دل خوش كرده اند (فرحوا بالحيوة الدنيا) ، مى رساند كه مراد از آن گروه ، مردمى هستند كه آخرت را نپذيرفته و يا از آن غفلت كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 7 - 2

2 - اكثريت انسان ها ، به جهان واپسين ، بى توجّه و از آن غافل اند .

و لكنّ أكثر الناس . .. و هم عن الأخرة هم غفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 22 - 1

1- انسان در دنيا ، گرفتار غفلت و بى خبرى نسبت به حقايق اخروى

لقد كنت فى غفلة من هذا

180- فرجام غفلت از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 9

9 - تباهى و هلاكت ، فرجام بى توجهى به آخرت و بى اعتنايى به جزاى اعمال است .

فلايصدّنك عنها . .. فتردى

«تردى» از «ردى» به معناى هلاكت مشتق است و پى آمد شبهه افكنى هاى منكران معاد را بيان مى كند.

181- فرصت تهيه توشه آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 8

8 - لزوم بهره گيرى كامل از فرصت هاى مناسب ، جهت تأمين آخرت خويش

فأقم . .. من قبل أن يأتى يوم

182- فروش آخرت به دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 28

28 - وابستگى به مال و منال گذراى دنيا به قيمت از دست دادن سراى جاودانه آخرت ، به دور از خرد و انديشه صحيح است .

يأخذون عرض هذا الأدنى . .. و الدار الأخرة خير للذين يتقون أفلا تعقلون

از امام صادق(ع) روايت شده است كه خداوند، بندگان خود را به دو آيه از كتاب خود، توجه مخصوص داده (تا دو مطلب را فراگيرند)، يكى اينكه چيزى را نگويند مگر اينكه به آن علم داشته باشند . .. سپس آيه «ألم يؤخذ عليهم ... » را تلاوت فرمود ... .

183- فضايل آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 10 - 1

1 - انسان هاى كوشا و آخرت طلب ، از بين مناطق گوناگون بهشت ، بوستانى ارجمند و عالى رتبه ، در اختيار خواهند داشت .

لسعيها راضية . فى جنّة عالية

«عالية»، ممكن است وصف توضيحى بوده و بهشت موعود را به علوّ رتبه توصيف كرده باشد. هم چنين مى تواند وصف احترازى باشد; حاكى از اين كه برخى از بوستان هاى بهشت، در مقايسه با ديگر بوستان هاى آن، رتبه برترى دارند. برداشت ياد شده، نظر به احتمال دوم دارد.

184- فضايل اهل يقين به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 5 - 6

6 - محسنان ، برپادارنده نماز و پرداخت كننده زكات و اهل يقين به عالم آخرت و برخوردار از عنايت خاص خداوندند .

للمحسنين . .. أُولئك على هدًى من ربّهم

اضافه «ربّ» به ضمير «هم» - كه مرجع آن، محسنان است - اشاره به نكته ياد شده مى كند.

185- فعليت عذاب مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 10 - 6

6- عذاب از هم اكنون براى منكران آخرت آماده است .

أعتدنا لهم عذابًا أليمًا

«أعتدنا» (با صيغه ماضى) اشاره به آماده بودن فعلى عذاب دارد.

186- فوايد اخبار از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 2 - 3

3 - گزارش حوادث جهان آخرت ، سودمند و اطمينان بخش است .

عن النبأ العظيم

«نبأ»، به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بزرگى باشد و به آن يقين يا گمان قوى پيدا شود. (مفردات راغب)

187- قطع روابط در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 16

16- عالم آخرت ، جاى هيچ گونه تلاش ، سوداگرى و پيوند دوستى نيست و براى انسان كارساز نخواهد بود .

يقيموا الصلوة و ينفقوا . .. من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلل

188- قياس دنيا با آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 21

21 - زندگانى دنيا ، در مقايسه با آخرت ، كالايى فريبنده بيش نيست .

و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور

189- كافران در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 12 - 4

4 - كافران در دنيا ، مغلوب مؤمنان و در آخرت ، مقهور خدا هستند . *

قل للّذين كفروا ستغلبون و تحشرون الى جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 7

7- كافران در جهان آخرت ، تهى دست از پاكيزگى ها و ارزش ها

أذهبتم طيّبتكم فى حياتكم الدنيا و استمتعتم بها

واژه «طيّبات» شامل ارزش هاى پاك و انسانى است كه كافران با لذّت جويى، آنها را فانى كرده و از كف داده اند.

190- كافران و آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 1،4

1 - دانش و معرفت درباره آخرت ، خارج از محدوده توان كافران

بل ادّرك علمهم فى الأخرة

«تدارُك» (مصدر «إدارك») عبارت است از پيوستن اجزاى شىء به آن شىء به گونه اى كه از آن اجزا، چيزى باقى نمانده باشد. «ادّارك علمهم فى الأخرة»; يعنى، آنها (كافران) دانششان مصروف جاى ديگرى شده و چيزى از آن باقى نمانده است تا بتوانند آن را درباره آخرت به كار برند. بنابراين آنان نه مجال آن را دارند كه با دلايل علمى، آخرت را رد كنند و نه مجال آن را دارند كه با برهان هاى يقينى آن را اثبات كنند.

4 - كافران ، گرفتار شك و ترديد درباره آخرت

بل هم فى شكّ منها

191- كافران و ايمان به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 2

2- آنان كه با تلاوت قرآن هدايت نشوند و به سراى آخرت ايمان نياورند ، حتى اگر مردگانى زنده شوند و حقايق آخرت را براى آنان بيان كنند ، هدايت نخواهند يافت .

و لو أن قرءانًا . .. كلّم به الموتى

هر يك از جمله هاى «سيّرت به الجبال» و «قطّعت به الأرض» و «كلّم به الموتى» حكايت از معجزات درخواستى

كفرپيشگان دارد كه به مناسبت مى توان گفت: جمله «كلّم به الموتى» حاكى است كه آنان براى باور به آخرت، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند تا مردگانى را زنده كند تا از آخرت و دنياى پس از مرگ براى آنان سخن بگويند.

192- كفر به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 29 - 1

1 - فرمان خدا به نبرد با اهل كتاب ، به دليل عدم ايمان آنان به خدا و آخرت و عدم پرهيزشان از محرمات الهى و پايبند نبودن به دين حق

قتلوا الذين لا يؤمنون . .. من الذين أوتوا الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 27 - 3

3 - بى اعتقادى مشركان صدراسلام ، نسبت به جهان واپسين

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة ليسمّون الملئكة

193- كوردلان در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 72 - 1،7،8

1- كوردلان در دنيا ، در آخرت نيز نابينا و راه گم كردگانند .

و من كان فى هذه أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً

7- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول الله عزّوجلّ : « و من كان فى هده أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً » قال : من لم يدلّه خلق السماوات و الأرض و اختلاف الليل و النهار و دوران الفلك و الشمس و القمر و الأيات العجيبات على أن وراء ذلك أمراً أعظم منه فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً قال : فهو عمّا لم يعين أعمى و أضلّ ;

از امام باقر(ع) در باره سخن خداوند عزّوجلّ «و من كان فى هذه أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً» روايت شده است كه فرمود: كسى كه آفرينش آسمانها و زمين و پى در پى درآمدن شب و روز و گردش فلك و خورشيد و ماه و نشانه هاى عجيب، او را به اين حقيقت راهنمايى نكند كه در پس اين آفرينش، حقيقتى بزرگ تر از آن وجود دارد; چنين شخص نابينا و گمراه، در آخرت نابيناتر و گمراه تر خواهد بود. [امام] فرمود: پس اين شخص نسبت به چيزى كه نديده و تجربه نكرده است، نابيناتر و گمراه تر است».

8- « عن أبى محمد ( ع ) . . . يا إسحاق ! انه من خرج من هذه الدنيا أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً يا إسحاق ليس تعمى الأبصار و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور . . . ;

از امام هادى(ع) روايت شده است كه آن حضرت به اسحاق نوشت: اى اسحاق! [مراد از ]كسى كه از اين دنيا نابينا بيرون رود، در آخرت نيز نابينا و گمراه تر است، يا اسحاق! نابينايى چشم نيست; بلكه كورى قلبهايى است كه در سينه ها جاى دارد».

194- كوردلى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 5

5 - منكران آخرت ، مردمى كور باطن و فاقد بصيرت

بل هم منها عمون

«عمى» (مفرد «عمون») يعنى كور، و مقصود از كورى در آيه، كورى دل است و نه كورى سر.

195- كيفر آخرت فروشان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 3

3 - برگزيدن دنيا در قبال از دست دادن آخرت ، در پى دارنده عذابى تخفيف ناپذير است .

أولئك . .. فلا يخفف عنهم العذاب

196- كيفر آخرت فروشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 3

3 - برگزيدن دنيا در قبال از دست دادن آخرت ، در پى دارنده عذابى تخفيف ناپذير است .

أولئك . .. فلا يخفف عنهم العذاب

197- كيفر كفر به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 10

10 - ايمان نياوردن به آخرت ، كيفر دارد و انسان را در وادى بس بى راهه قرار مى دهد .

الذين لايؤمنون بالأخرة فى العذاب و الضلل البعيد

آوردن موصول به جاى اسم ظاهر (الكافرون) دلالت مى كند كه ايمان نياوردن، علت گرفتارى در عذاب و واقع شدن در گمراهى دور و دراز است.

198- كيفر محرومان از توشه اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 106 - 3

3- دوزخ ، جزاى آنانى است كه در صحنه قيامت ، بى توشه و تهيدست اند .

فلانقيم لهم يوم القيمة وزنًا . ذلك جزاؤهم جهنّم

199- كيفر مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 4 - 3

3 - بينش غلط منكران آخرت در تشخيص زشتى كردار خويش ، كيفرى الهى براى آنان

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة زيّنّا لهم أعملهم

تعبير «زيّنّا» (ما آراستيم) اشاره به اين حقيقت دارد كه بينش نادرست كافران در عرصه ارزش گذارى، نتيجه اى است كه خداوند در ازاى حق ناپذيرى آنان مقرر فرموده است.

200- گرايشهاى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 3

3- منكران آخرت شرّ و بدى را بسان خير و خوبى خواستارند .

و أن الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از «الإنسان» مطلق انسانها نباشد - چنانكه برخى از مفسّران گفته اند -; بلكه الف و لام «الإنسان» براى عهد ذكرى است و اشاره به منكران معاد مى باشد كه در آيه قبل (الذين لايؤمنون بالأخرة. ..) آمده است.

201- گروهها در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 11

11 - حضور گروهى از انسان هاى برتر در آخرت با عنوان صالحان و شايستگان

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

202- گمراهان در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 72 - 3

3- گمراهان و راه نايافتگان دنيا ، در آخرت در گمراهى افزون ترى فرو مى روند .

و من كان فى هذه أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً

203- گمراهى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 9

9 - كسانى كه به عالم آخرت ايمان نمى آورند ، در گمراهى ژرف اند .

الذين لايؤمنون بالأخرة فى العذاب و الضلل البعيد

204- گناه يأس از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 7

7 - يأس از رحمت خدا و ثواب اخروى ، گناهى است بزرگ .

قومًا غضب اللّه عليهم قد يئسوا من الأخرة

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «قد يئسوا. ..»، به عنوان بارزترين ويژگى مغضوبين ياد شده است.

205- لذت طلبى در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 5 - 6

6 - لذّت جويى ها و زيبايى طلبى هاى انسان ، همراه با وى در جهان آخرت

ليدخل . .. جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها

نويد بودن «جنّات تجرى. ..»، متوقف بر وجود حسّ زيبايى پسندى و لذّت جويى در انسان اخروى است.

206- لذتهاى آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 15 - 3

3 - لذّت هاى اُخروى ( باغ هاى بهشتى و رضايت خدا و زنان پاكيزه ) ، برتر از خوشى ها و امكانات دنيا

بخير من ذلكم . .. جنات ... و ازواج مطهرة و رضوان من اللّه

207- لعن در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 57 - 1

1 - آزاردهندگان و اذيت كنندگان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مشمول لعن خدا در دنيا و آخرتند .

إنّ الذين يؤذون اللّه و رسوله لعنهم اللّه فى الدنيا و الأخرة

208- لقاءالله در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 16 - 4

4 - آخرت ، ظرف ملاقات انسان ها با خداوند است .

الذين . .. كذّبوا ... و لقاىِ الأخرة

تعبير از «تكذيب آخرت» به «تكذيب لقاى آخرت»، مى تواند به منظور بيان اين حقيقت باشد.

209- لياقت آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 2

2 - تنها آخرت طلبان وارسته از دنيا ، توان و لياقت نبرد در راه خدا را دارند .

فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين يشرون اليوة الدّنيا بالاخرة

210- مالك آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 15 - 2

2 - دنيا و آخرت ، تنها در اختيار خداوند

من كان يظنّ أن لن ينصره اللّه فى الدنيا و الأخرة. .. هل يذهبنّ كيده ما يغيظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 25 - 1

1 - ولايت و مالكيت مطلقه دنيا و آخرت ، از آن خداوند است .

فللّه الأخرة و الأُولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 13 - 1،2

1 - جهان آخرت و عالم دنيا ، مملوك خداوند و در اختيار او است .

و إنّ لنا للأخرة و الأُولى

2 - مالكيت خداوند بر دنيا و آخرت ، دليل سلطه كامل او بر فرجام انسان هاى نيك و بد

فسنيسّره لليسرى . .. للعسرى ... و إنّ لنا للأخرة و الأُولى

211- متقين در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 6

6 - آخرت براى تقواپيشگان خير محض و خالى از شرور و ناگواريهاست.

و للدار الأخرة خير للذين يتقون

در صورتى كه «خير» صفت مشبهه باشد، نه فعل تفضيل. در اين صورت «الأخرة خير» يعنى آخرت همه اش خير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 22

22 - جهان آخرت ، جهانى سراسر خير و سعادت براى تقواپيشگان است .

و الدار الأخرة خير للذين يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 13

13- سراى آخرت براى تقواپيشگان و پرهيزكنندگان از شرك و مخالفت با پيامبران ، سرايى نيكوست .

و لدار الأخرة خير للذين اتقوا

متعلق «اتقوا» به قرينه آيات گذشته ، شرك و مخالفت با پيامبران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 35 - 6

6 - مؤمنان تقواپيشه ، بهره مند از فيض حضور الهى در سراى جاودان *

عند ربّك للمتّقين

212- متقين و غفلت از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 8

8 - تقواپيشگان از لهو و لعب و غفلت از آخرت دور هستند.

و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو و للدار الأخرة خير للذين يتقون

213- محرومان از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 7

7- برخى از دنياطلبان هم از دنيا و هم از آخرت محرومند .

من كان يريد العاجلة عجّلنا له . .. لمن نريد ثمّ جعلنا له جهنّم

مرجع ضمير «له» در «جعلنا له جهنّم»، «من» در «من كان . ..» است; يعنى، هر كس به دنبال دنيا باشد جايگاهش دوزخ است، چه برخى از آنان با خواست خداوند به آرزوهاى دنيوى خود برسند و چه ناكام شوند. بنابراين عده اى هر چند كه به خواسته هاى دنيوى خويش نرسيده اند، در آخرت دوزخى اند و از دنيا و آخرت محروم خواهند بود.

214- محروميت مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 7

7- منكران آخرت از ستمكارانند و در قيامت از رحمت خداوند ، محروم خواهند بود .

ألا لعنة الله على الظلمين. الذين ... هم بالأخرة هم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 6

6- منكران عالم آخرت ، محروم از محبت خداوند

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون . .. إنه لايحبّ المستكبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 5

5- كافران به آخرت ، از درك پيام هاى وحى محرومند .

و إذا قرأت القرءان جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا

احتمال دارد مراد از جعل حجاب بين پيامبر(صلی الله علیه و آله) و كافران، اين باشد كه آنان در نتيجه ايمان نياوردن به آخرت از درك و فهم آيات قرآن محروم شدند.

215- مرگ در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 64 - 5

5 - آخرت ، سراسر حيات و زندگى است و مرگ و نيستى ، در آن راه ندارد .

و إنّ الدار الأخرة لهى الحيوان

تعبير «الحيوان» (عين حيات) نشان مى دهد كه آخرت، حيات محض است.

216- مستبدان در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 23 - 9

9 - زيان بيدادگرى و خودكامگى ، گريبانگير خودكامگان و بيدادگران در جهان پس از مرگ

إنما بغيكم على أنفسكم . .. ثم إلينا مرجعكم

217- مشركان در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 2

2 - مشركان ، در دنيا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافر بودند ; ولى در قيامت به آن حضرت اظهار ايمان مى كنند .

و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به ... و قد كفروا به من قبل

218- مشركان و آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 60 - 3

3- مشركان عصر جاهلى ، منكر عالم آخرت بودند .

للذين لايؤمنون بالأخرة

اين آيه، در سياق آياتى است كه در مذمت مشركان بود و اين خود قرينه اى است بر اينكه مراد از «الذين»، مشركانند.

219- مصريان باستان و آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 17

17- مصريان عصر يوسف ( ع ) ، به خداوند ايمان نداشتند و سراى آخرت را انكار مى كردند .

إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون

220- معاد در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 20 - 8

8 - معاد انسان ها در عالم آخرت ، تحقق پيدا خواهد كرد .

كيف بدأ الخلق ثمّ اللّه ينشئ النشأة الأخرة

221- معامله در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 16

16- عالم آخرت ، جاى هيچ گونه تلاش ، سوداگرى و پيوند دوستى نيست و براى انسان كارساز نخواهد بود .

يقيموا الصلوة و ينفقوا . .. من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلل

222- مقامات اخروى آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 8

8- آخرت طلبان مؤمن ، داراى مقامى بس ارجمند و برخوردار از درجات و مراتب بلند در روز رستاخيز

و من أراد الأخرة و سعى لها سعيها و هو مؤمن . .. و للأخرة أكبر درجت و أكبر تفضيل

223- مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 12

12 - مدعيان تحريمهاى بى اساس، تكذيب كننده آيات خداوند و منكران آخرت هستند.

قل هلم . .. و لا تتبع أهواء الذين كذبوا بأيتنا و الذين لا يؤمنون بالأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 17

17- مصريان عصر يوسف ( ع ) ، به خداوند ايمان نداشتند و سراى آخرت را انكار مى كردند .

إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 24 - 2

2- منكران عالم آخرت ، منكر نزول قرآن از جانب خداوند بودند .

فالذين لايؤمنون بالأخرة . .. إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين

رفع «أساطير» به خاطر خبر براى مبتداى محذوف بودن («المنزل» يا «الذى يسئل عنه») است كه مراد از آن قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 60 - 3

3- مشركان عصر جاهلى ، منكر عالم آخرت بودند .

للذين لايؤمنون بالأخرة

اين آيه، در سياق آياتى است كه در مذمت مشركان بود و اين خود قرينه اى است بر اينكه مراد از «الذين»، مشركانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 4 - 1

1 - انسان هاى ناباور به جهان آخرت ، مغرور و سرخوش از كردار هاى زشت خويش

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة زيّنّا لهم أعملهم

«تزيين» (مصدر «زيّنّا») به معناى آراستن و زيبا جلوه دادن است. عبارت «زيّنّا لهم أعمالهم»; يعنى، اعمال آنان را به گونه اى مى آراييم كه مجذوب آن شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 39 - 6

6 - فرعون و سپاهيان سركش وى ، عناصرى بى ايمان و بى اعتقاد به آخرت بودند .

و ظنّوا أنّهم إلينا لايرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 3

3 - ايمان نداشتن به جهان آخرت ، از اوصاف مهم و شناخته شده مشركان صدراسلام

الذين لايؤمنون بالأخرة

توصيف مشركان به ايمان نداشتن به آخرت و انتخاب اين وصف از ميان اوصاف ديگر آنان، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

224- ملائكه در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 17 - 7

7 - امور جهان آخرت ، به تدبير و كارگزارى فرشتگان انجام مى پذيرد .

و الملك على أرجائها و يحمل عرش ربّك فوقهم يومئذ ثمنية

225- ممنوعيت اطاعت از معرضان از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 11

11 - پيروى از دنياگرايان و آخرت گريزان ، ممنوع است .

و لاتطع منهم . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً

226- منشأ اعراض از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 20 - 2

2 - نقدطلبى و نداشتن دورانديشى ، ريشه دلبستگى به دنيا و ر ها كردن آخرت

كلاّ بل تحبّون العاجلة

كاربرد واژه «عاجلة» (از ماده «عجله») به جاى «الدنيا» مى رساند كه نقد بودن متاع دنيا و امكان دستيابى سريع تر به آن، نقش عمده اى در دنياخواهى و آخرت گريزى كافران دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 3

3 - نقد طلبى و نداشتن دورانديشى ، ريشه دلبستگى به دنيا و بى اعتنايى به حيات اخروى

إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً

به كارگيرى واژه «عاجلة» ( از ماده «عجله») جاى «الدنيا»، مى رساند كه نقد بودن متاع دنيا و امكان دستيابى سريع تر به آن، نقش عمده اى در دلبسته شدن انسان به دنيا دارد.

227- منشأ تدبير آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 17 - 7

7 - امور جهان آخرت ، به تدبير و كارگزارى فرشتگان انجام مى پذيرد .

و الملك على أرجائها و يحمل عرش ربّك فوقهم يومئذ ثمنية

228- منشأ غفلت از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 2

2- نقدطلبى ، شتابزدگى و نداشتن دورانديشى ، ريشه دنياخواهى و غفلت از آخرت است .

من كان يريد العاجلة

كاربرد واژه «عاجلة» از ماده «عجله» (چيزى را با عجله و شتاب خواستن) به جاى «الدنيا» مى رساند كه نقد بودن متاع دنيا و امكان دستيابى سريع تر به آن، نقش عمده اى در دنياخواهى دنياطلبان دارد.

229- موارد آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 11

11 - سركوب دشمنان دين در ميدان نبرد ، آخرت جويى و موجب رسيدن به منافع معنوى و مواهب اخروى است .

ما كان لنبى أن يكون له أسرى . .. و اللّه يريد الأخرة

230- موانع آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 21 - 3

3 - قابل جمع نبودن دلبستگى به دنيا و آخرت طلبى

بل تحبّون العاجلة . و تذرون الأخرة

در آيه شريفه علاقه به دنيا و رها كردن آخرت با هم ذكر شده است. از اين نكته استفاده مى شود كه ميان اين دو تلازم وجود دارد; يعنى، ممكن نيست كسى به دنيا دلبسته باشد; ولى به آخرت نيز علاقه مند باشد و آن را رها نسازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 17 - 3

3 - دنياگرايى مانع آخرت طلبى است .

بل تؤثرون الحيوة الدنيا . و الأخرة خير

231- موانع ايمان به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 5،6

5- قلب حق ناپذير ، مانع از ايمان آوردن به عالم آخرت است .

إلهكم إله وحد فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة

«فاء» در «فالذين» براى تفريع است و دلالت مى كند كه توحيد اثبات شده در آيات قبل، توحيد كاملى است كه اعتقاد به آخرت را نيز به همراه دارد. بنابراين كسانى كه به آخرت ايمان نمى آورند، موانعى همچون قلب حق ناپذير و استكبار دارد.

6- استكبار و خود برتربينى ، مانع از ايمان آوردن به عالم آخرت است .

فالذين لايؤمنون بالأخرة . .. و هم مستكبرون

232- موانع تكذيب آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 62 - 3

3 - با مشاهده نشأه نخستين ( جهان فعلى ) ، راهى براى انكار نشأه بعدى ( جهان آخرت ) باقى نمى ماند .

و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 1 - 5

5 - توجّه به خصلت هاى نارواى تكذيب گران آخرت ، بازدارنده انسان از تكذيب آن است .

أرءيت الذى يكذّب بالدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 2 - 5

5 - توجّه به سقوط اخلاقى منكران معاد ، تا حد خشونت با يتيمان ، مايه پرهيز از تكذيب آخرت است .

فذلك الذى يدعّ اليتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 3 - 7

7 - توجّه به تأثير انكار معاد در ترك يارى مستمندان ، حتى با زبان ، مايه پرهيز از تكذيب آخرت است .

أرءيت الذى يكذّب بالدين . .. و لايحضّ على طعام المسكين

233- مؤمنان به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 5 - 3

3 - مؤمنان به غيب ( خدا و . . . ) و معتقدان به رسالت و باورداران به آخرت ، هدايت يافتگانند .

الذين يؤمنون . ... أولئك على هدًى من ربهم

مشاراليه «أولئك» (اهل تقوا) ممكن است به صورت اجمالى ملاحظه شود. در اين صورت كلمه «المتقين» مشاراليه خواهد بود. و ممكن است جنبه تفصيلى آن در نظر گرفته شود; در اين لحاظ، صفات بيان شده براى «متقين» مشاراليه «أولئك» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 57 - 9

9- يوسف ( ع ) نمونه اى بارز از مؤمنان تقواپيشه و باورداران به سراى آخرت

و لأجر الأخرة خير للذين ءامنوا و كانوا يتقون

از مصداقهاى مورد نظر براى «الذين آمنوا . ..» به قرينه آيات قبل ، يوسف(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 72 - 14،17

14 - ساحران مؤمن با تحقير قدرت فرعون ، به او اعلام كردند كه بالاترين شكنجه هاى او ، تنها به زندگانى دنيايى آنان خاتمه مى دهد و به آخرتشان آسيبى نخواهد رسانيد .

فاقض ما أنت قاض إنّما تقضى هذه الحيوة الدنيا

چنانچه «هذه الحياة» مفعولٌ به براى «تقضى» باشد، مراد از «قضا»، منقضى ساختن خواهد بود. اهل لغت مى گويند: تمام معانى «قضا» به انقطاع يافتن و تمام شدن بازگشت دارد (لسان العرب). بنابراين مفاد آيه چنين مى شود: اى فرعون! با حكم خود به هرچه مى توانى فيصله بده و آن را تمام كن; زيرا تو فقط اين زندگانى دنيا را خاتمه مى دهى.

17 - ساحران مؤمن به موسى ( ع ) ، داراى ايمان و اعتقاد محكم به آخرت بودند .

فاقض . .. إنّما تقضى هذه الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 4 - 5

5 - مؤمنان به آخرت ، برخوردار از بينش درست نسبت به ارزش ها و ضد ارزش ها و به دور از تحيّر و سرگردانى در زندگى

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. فهم يعمهون

با استفاده از مفهوم آيه و نيز از تقابل ميان آن و آيه پيشين، مى توان گفت كه مؤمنان به آخرت (برخلاف كافران) نه گرفتار بينش غلط در ارزش گذارى اند و نه گرفتار حيرت و سرگردانى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 21 - 4

4 - باورداران به آخرت ، از ابليس تبعيت نمى كنند .

فاتّبعوه . .. و ما كان له عليهم من سلطن إلاّ لنعلم من يؤمن بالأخرة

234- مؤمنان در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 13

13 - استفاده از زينتها و روزيهاى پاكيزه در حيات آخرت در انحصار اهل ايمان خواهد بود.

قل هى للذين ءامنوا . .. خالصة يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 15

15 - مؤمنان نيك كردار ، برخوردار از قرب خداوند و مورد عنايت ويژه او در جهان آخرت

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 35 - 6

6 - مؤمنان تقواپيشه ، بهره مند از فيض حضور الهى در سراى جاودان *

عند ربّك للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 8 - 11،12

11 - رضايت خداوند ، از مؤمنان شايسته كردار در جهان آخرت

رضى اللّه عنهم

12 - رضايت مؤمنان شايسته كردار ، از خداوند در آخرت

و رضوا عنه

235- ناپسندى آخرت فروشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 8

8- دلبستگى به دنيا و برگزيدن آن بر آخرت ، محكوم و ناپسند است .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة . .. أُولئك فى ضلل بعيد

236- ناپسندى كفر به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 60 - 5

5- ايمان نياوردن به عالم آخرت زشت است ، نه دختر داشتن

للذين لايؤمنون بالأخرة مثل السوء

احتمال دارد كه آيه تعريض به مشركانى باشد كه «مثل السوء» را دختر داشتن مى دانستند و خداوند جواب مى دهد كه عدم ايمان به آخرت «مثل السوء» است.

237- نامهاى آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 5

5 - قيامت ، از نام هاى جهان آخرت

يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 9

9 - قيامت ، از نام هاى جهان آخرت

يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 60 - 3

3 - قيامت ، از نام هاى جهان آخرت

يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 67 - 9

9 - قيامت ، از نام هاى جهان آخرت

يوم القيمة

238- نشانه هاى آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 16

16 - احسان و بخشش ، مظهر آخرت خواهى و بهترين وسيله براى دستيابى به سعادت اخروى است .

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة . .. و أحسن

توصيه شدن قارون به احسان - پس از سفارش شدنش به آخرت خواهى - گوياى مطلب ياد شده است.

239- نشانه هاى كفر به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 9

9- دروغ بستن به خدا ، موجب بازدارى مردم از پيوستن به راه او و منحرف ساختن دين الهى و نشانه كفر به آخرت است .

و من أظلم ممن افترى . .. و هم بالأخرة هم كفرون

240- نعمتهاى آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 15 - 6،10

6 - نعمت هاى ويژه اخروى ، مخصوص متّقين است .

الّذين اتقوا عند ربّهم . .. و رضوان من اللّه

اختصاص به متّقين، مستفاد از تقديم خبر بر مبتدأ; و ويژگى نعمتها از «عند ربّهم» استفاده شده است.

10 - تشابه ظاهرى نعمت هاى اُخروى با نعمت هاى دنيوى

جنّات تجرى . .. و ازواج مطهرة

241- نعمتهاى آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 20 - 1

1- سنت الهى بر بهرهورى مستمر همه انسان ها ( دنياطلبان و آخرت طلبان ) از مزايا و نعمت هاى دنيوى است .

كلاًّ نمدّ هؤلاء و هؤلاء من عطاء ربّك

«امداد» (مصدر نمدّ) به معناى مدد و كمك رساندن است و فعل مضارع «نمدّ» دلالت بر استمرار دارد.

242- نعمتهاى اخروى آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 10 - 4

4 - بهشت برين ، از نعمت هاى الهى براى انسان هاى كوشا و آخرت طلب

ناعمة . .. فى جنّة عالية

243- نقش آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 10

10 - دنيا ، محل تلاش و آخرت جاى كيفر و پاداش و مواجه شدن با نتيجه تلاش است .

إنّ الساعة ءاتية . .. لتجزى كلّ نفس بما تسعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 70 - 10

10 - جهان آخرت ، عرصه بازگشت آدميان به سوى خداوند

له الحمد فى الاُولى و الأخرة . .. و إليه ترجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 5

5 - عالَم آخرت ، روز حضور بندگان در پيشگاه خداوند است .

ثمّ اللّه ينشئ النشأة الأخرة . .. و الذين كفروا بأيت اللّه و لقائه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 19 - 11

11- زندگى دنيا ، صحنه عمل و آخرت ميدان دريافت اعمال و نتايج آن *

و لكلّ درجت ممّا عملوا و ليوفّيهم أعملهم

بنابراين كه «حقّ عليهم القول» در آيه قبل، عذاب اخروى باشد; از اين آيه استفاده مى شود كه مراد از «درجات» درجه

هاى اخروى است و در آن جايگاه، نتايج اعمال استيفا مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 2 - 7

7 - دنيا ، عرصه آزمايش انسان ها و آخرت ، جايگاه پاداش و جايزه است .

ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً

روشن است كه براى هر آزمايش و مسابقه اى، پاداش و جايزه اى مقرر شده است و چون آزمايش و مسابقه بشر در تمام دوران حيات دنيوى است; بنابراين پاداش و جايزه او نيز بايد در ظرف حيات ديگرى مقرر شده باشد و اين حقيقت در بينش الهى، در آخرت محقق خواهد شد. گفتنى است اگر مقصود از «حيات» در اين آيه حيات اخروى باشد; مؤيد ديگرى براى اثبات مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 35 - 3

3 - دنيا ، محل تلاش و آخرت ، جاى بهره مندى از تلاش ها است .

فإذا جاءت الطامّة الكبرى . يوم يتذكّر الإنسن ما سعى

بيان «يادآورى اعمال در قيامت»، صرفاً به منظور خبر از آينده نيست; بلكه بشارت دادن و انذار انسان ها نسبت به فرجام اعمالشان است.

244- واقعيت آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 64 - 4

4 - سراى آخرت ، سراى راستين و واقعى است .

و إنّ الدار الأخرة لهى الحيوان

245- ولايت در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 22 - 5

5 - ولىّ مطلق ، در عالم آخرت ، فقط خداوند است .

و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

246- ويژگى باغهاى بهشت آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 10 - 1

1 - انسان هاى كوشا و آخرت طلب ، از بين مناطق گوناگون بهشت ، بوستانى ارجمند و عالى رتبه ، در اختيار خواهند داشت .

لسعيها راضية . فى جنّة عالية

«عالية»، ممكن است وصف توضيحى بوده و بهشت موعود را به علوّ رتبه توصيف كرده باشد. هم چنين مى تواند وصف احترازى باشد; حاكى از اين كه برخى از بوستان هاى بهشت، در مقايسه با ديگر بوستان هاى آن، رتبه برترى دارند. برداشت ياد شده، نظر به احتمال دوم دارد.

247- ويژگيهاى آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 6

6 - آخرت براى تقواپيشگان خير محض و خالى از شرور و ناگواريهاست.

و للدار الأخرة خير للذين يتقون

در صورتى كه «خير» صفت مشبهه باشد، نه فعل تفضيل. در اين صورت «الأخرة خير» يعنى آخرت همه اش خير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 22 - 1

1 - جهان آخرت ، جهانى جاودان و فناناپذير

و جنت لهم فيها نعيم مقيم. خلدين فيها أبداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 26 - 8

8 - جهان آخرت ، سرايى است جاودان .

أولئك أصحب الجنة هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 34 - 7

7 - جهان آخرت ، جهانى مثال و مانند جهان كنونى است .

يبدؤا الخلق ثم يعيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 14

14- انسان در آخرت فنا شدنى نيست و براى هميشه باقى مى ماند .

هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 16

16- عالم آخرت ، جاى هيچ گونه تلاش ، سوداگرى و پيوند دوستى نيست و براى انسان كارساز نخواهد بود .

يقيموا الصلوة و ينفقوا . .. من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 109 - 6

6- جهان آخرت ، روز عيان شدن سود و زيان واقعى انسان

لاجرم أنهم فى الأخرة هم الخسرون

تذكر به خسران اخروى كافران و تأكيد بر آن، مى تواند ناظر به اين باشد كه دنيا مجال بروز همه خسرانها نيست و اين آخرت است كه زيان زيانكاران را حتماً نمايان خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 19 - 10

10 - وجود سازگارى ميان عناصر طبايع متضاد در جهان آخرت

قطّعت لهم ثياب من نار يصبّ من فوق رءوسهم الحميم

وجود آتش و آب داغ در دوزخ بيانگر مطلب فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 5

5 - جهان آخرت ، صحنه آشكار شدن سود و زيان انسان ها

و هم فى الأخرة هم الأخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 39 - 2

2 - آخرت ، سراى پايدار و پاينده

و إنّ الأخرة هى دار القرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 17

17 - آخرت ، صحنه اعمال دقيق مجازات ها است ، نه دنيا .

إنّ الذين يمارون فى الساعة لفى ضلل بعيد . .. من كان يريد حرث الدنيا نؤته منها و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 33 - 4

4 - جهان آخرت ، متشكل از آسمان و زمين *

أن تنفذوا من أقطار السموت و الأرض

برداشت بالا با توجه به اين است كه آيه شريفه در مورد قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 15،18

15 - جهان آخرت ، جهان كيفر و پاداش الهى

و فى الأخرة عذاب شديد و مغفرة من اللّه و رضون

18 - جهان آخرت ، عرصه ظهور غفران و آمرزگارى خداوند ، نسبت به بندگان و جلوه گاه رضايت و خرسندى او از آنان

و فى الأخرة . .. و مغفرة من اللّه و رضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 4 - 6

6 - جهان آخرت ، جايگاه كشف حقايق و رفع اختلافات است .

مختلفون . .. سيعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 24 - 3

3 - جهان آخرت ، عرصه گرفتارى كافران حق گريز به بزرگ ترين عذاب هاى الهى است .

العذاب الأكبر

به قرينه آيه بعد، مراد از «العذاب الأكبر» عذابى است كه كافران در آخرت، به آن گرفتار خواهند شد.

248- ويژگيهاى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 27 - 5

5 - پيروى از هوا و گمان و آرزوپردازى هاى بى حاصل ، از ويژگى هاى ناباوران به آخرت

إن هى إلاّ أسماء سمّيتموها . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس ... أم لل

ارتباط آيات، نشانگر اين است كه منكران آخرت، از ويژگى هاى ياد شده برخوردارند.

249- هدايت اهل يقين به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 5 - 1

1 - تنها برپادارندگان نماز و پرداخت كنندگان زكات و اهل يقين به آخرت ، مشمول هدايت ويژه پروردگارِ خويش اند .

الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم بالأخرة هم يوقنون . أُولئك على هدًى من

250- هشدار به مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) منكران ربوبيت خدا و انكار كنندگان سراى آخرت را به عذاب هاى دنيوى هشدار مى داد .

و يستعجلونك بالسيئة

251- همانندى آخرت با دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 34 - 7

7 - جهان آخرت ، جهانى مثال و مانند جهان كنونى است .

يبدؤا الخلق ثم يعيده

252- هواپرستى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 27 - 5

5 - پيروى از هوا و گمان و آرزوپردازى هاى بى حاصل ، از ويژگى هاى ناباوران به آخرت

إن هى إلاّ أسماء سمّيتموها . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس ... أم لل

ارتباط آيات، نشانگر اين است كه منكران آخرت، از ويژگى هاى ياد شده برخوردارند.

253- يقين به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 4 - 5

5 - يقين به جهان آخرت از صفات اهل تقواست .

و بالأخرة هم يوقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 3 - 1

1 - اقامه نماز ، پرداخت زكات و يقين به آخرت از نشانه هاى مؤمنان راستين

هدًى و بشرى للمؤمنين . الذين يقيمون الصلوة... و هم بالأخرة هم يوقنون

«الذين» در برداشت ياد شده، وصف احترازى است; يعنى، آيات قرآن براى آن دسته از مؤمنان، هدايتگر و بشارت بخش است كه پايبند به اقامه نماز و پرداخت زكات باشند و به جهان آخرت نيز باور قطعى داشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 4 - 1،7

1 - اقامه همواره نماز ، و پرداخت مداوم زكات و يقين به آخرت ، از صفات محسنان است .

هدًى و رحمة للمحسنين . الذين يقيمون ... و هم بالأخرة هم يوقنون

فعل هاى مضارع «يقيمون» و «يؤتون» دلالت بر استمرار دارند. لازم به ذكر است كه «زكات» در اين آيه، به قرينه مكى بودن سوره، زكات اصطلاحى نيست، بلكه اِعانه هاى مالى است. گفتنى است در صورتى كه جمله «الذين يقيمون...» جمله وصفى و يا بدلى باشد، مفيد معناى ياد شده است.

7 - تنها محسنان ، به عالَم آخرت يقين دارند .

للمحسنين . .. و هم بالأخرة هم يوقنون

تقديم فاعل فعل «يوقنون» و تكرار ضمير «هم» بر اختصاص و انحصار، دلالت مى كند.

254- آخرت طلبان

آخرت طلبان در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 10 - 1

1 - انسان هاى كوشا و آخرت طلب ، از بين مناطق گوناگون بهشت ، بوستانى ارجمند و عالى رتبه ، در اختيار خواهند داشت .

لسعيها راضية . فى جنّة عالية

«عالية»، ممكن است وصف توضيحى بوده و بهشت موعود را به علوّ رتبه توصيف كرده باشد. هم چنين مى تواند وصف احترازى باشد; حاكى از اين كه برخى از بوستان هاى بهشت، در مقايسه با ديگر بوستان هاى آن، رتبه برترى دارند. برداشت ياد شده، نظر به احتمال دوم دارد.

255- بينش آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 13

13 - قدرت و ثروت در نگاه مؤمنان آخرت جو ، ملاك ارزش و معيار اصلى بهره مندى و خوشبختى نيست .

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قرون إنّه لذو حظّ عظيم

تعبير «قال الذين يريدون الحياة الدنيا» مى رساند كه اين گفته، تنها مربوط به دنياطلبان سست ايمان است; نه مؤمنان آخرت جو.

256- پاداش آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 19 - 1

1- آخرت طلبان مؤمنى كه تلاشى جدى در راه اهداف اخروى خويش بكنند به نتايج ارزشمند تلاشهايشان دست خواهند يافت .

و من أراد الأخرة . .. كان سعيهم مشكورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 1

1 - آخرت جويان ، بهره مند از ثواب و پاداشى افزون تز از عملكرد خويش

من كان يريد حرث الأخره نزد له فى حرثه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 28 - 3

3 - تقرّب افزون تر به خداوند ، پاداش كسانى است كه براى آخرت خود پيشاپيش زاد و توشه ذخيره كرده اند .

يليتنى قدّمت لحياتى . .. ارجعى إلى ربّك

257- تفضل به آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 1

1 - آخرت جويان ، بهره مند از ثواب و پاداشى افزون تز از عملكرد خويش

من كان يريد حرث الأخره نزد له فى حرثه

258- حتميت پاداش آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 19 - 5

5- منافع اخروى آخرت طلبان ، برخلاف امكان شكست و ناكامى دنياطلبان در رسيدن به اهدافشان ، قطعى و تضمين شده است .

و من يريد العاجلة . .. ما نشاء لمن نريد ... و من أراد الأخرة ... كان سعيهم مشكور

259- علم آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 15

15 - شب زنده داران عابد و آخرت جويان اميدوار به رحمت الهى ، عالمان راستين و آگاهان به حقايق هستى اند .

أمّن هو قنت ءاناء الّيل. .. و يرجوا رحمة ربّه قل هل يستوى الذين يعلمون و الذين

برداشت بالا مبتنى بر اين احتمال است كه «الذين يعلمون»، اشاره به كسانى داشته باشد كه در صدر آيه شريفه از آنان سخن به ميان آمده است.

260- فضايل آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 10 - 1

1 - انسان هاى كوشا و آخرت طلب ، از بين مناطق گوناگون بهشت ، بوستانى ارجمند و عالى رتبه ، در اختيار خواهند داشت .

لسعيها راضية . فى جنّة عالية

«عالية»، ممكن است وصف توضيحى بوده و بهشت موعود را به علوّ رتبه توصيف كرده باشد. هم چنين مى تواند وصف احترازى باشد; حاكى از اين كه برخى از بوستان هاى بهشت، در مقايسه با ديگر بوستان هاى آن، رتبه برترى دارند. برداشت ياد شده، نظر به احتمال دوم دارد.

261- لياقت آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 2

2 - تنها آخرت طلبان وارسته از دنيا ، توان و لياقت نبرد در راه خدا را دارند .

فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين يشرون اليوة الدّنيا بالاخرة

262- مقامات اخروى آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 8

8- آخرت طلبان مؤمن ، داراى مقامى بس ارجمند و برخوردار از درجات و مراتب بلند در روز رستاخيز

و من أراد الأخرة و سعى لها سعيها و هو مؤمن . .. و للأخرة أكبر درجت و أكبر تفضيل

263- نعمتهاى آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 20 - 1

1- سنت الهى بر بهرهورى مستمر همه انسان ها ( دنياطلبان و آخرت طلبان ) از مزايا و نعمت هاى دنيوى است .

كلاًّ نمدّ هؤلاء و هؤلاء من عطاء ربّك

«امداد» (مصدر نمدّ) به معناى مدد و كمك رساندن است و فعل مضارع «نمدّ» دلالت بر استمرار دارد.

264- نعمتهاى اخروى آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 10 - 4

4 - بهشت برين ، از نعمت هاى الهى براى انسان هاى كوشا و آخرت طلب

ناعمة . .. فى جنّة عالية

265- ويژگى باغهاى بهشت آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 10 - 1

1 - انسان هاى كوشا و آخرت طلب ، از بين مناطق گوناگون بهشت ، بوستانى ارجمند و عالى رتبه ، در اختيار خواهند داشت .

لسعيها راضية . فى جنّة عالية

«عالية»، ممكن است وصف توضيحى بوده و بهشت موعود را به علوّ رتبه توصيف كرده باشد. هم چنين مى تواند وصف احترازى باشد; حاكى از اين كه برخى از بوستان هاى بهشت، در مقايسه با ديگر بوستان هاى آن، رتبه برترى دارند. برداشت ياد شده، نظر به احتمال دوم دارد.

266- آخرت طلبى

{آخرت طلبى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 20،21،23

20 - جمعى از پيكارگران احد ، در پى دنيا و گردآورى غنائم و گروهى ديگر خواهان آخرت بودند .

منكم من يريد الدّنيا و منكم من يريد الاخرة

21 - پايدارى در نبرد ، وحدت و پيروى از تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانگر آخرت خواهى مؤمنان مجاهد

حتّى اذا فشلتم . .. منكم من يريد الاخرة

بنابر اينكه دنياطلبى (منكم من يريد الدّنيا)، دليل «اذا فشلتم . .. » باشد، صفات مقابل اينها ويژگى آخرت جويان خواهد بود; يعنى آخرت خواهان در نبرد نه سستى خواهند كرد و نه ...

23 - شكست ها ، آزمون مناسبى براى روشن شدن صفوف پايمردان آخرت طلب ، از سست عنصران دنياجو

منكم من يريد الدّنيا . .. ثمّ صرفكم عنهم ليبتليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 31،36

31 - مسلمانان آخرت طلب و خداخواه احد ، مشتاقان شهادت و رهسپار به سوى قتلگاه خويش

قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم

على رغم اينكه آيه درباره توحيد افعالى است و بيان اين معنا كه امور به دست خداوند است، خروج براى شهادت را به خود مبارزان نسبت داد تا اشاره به اشتياق آنان به شهادت كند. كاربرد كلمه «مَضجع» (خوابگاه) به جاى قتلگاه، مؤيّد اين معناست.

36 - حوادث تلخ پيكار احد ، موجب برملا شدن جناح دنياطلب و خودمحور ، از ميان مسلمانان آخرت طلب خداجو

و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم

267- آثار آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 7

7 - خداجويى و آخرت طلبى ، زمينه ساز ايجاد قابليّت براى بهره مندى از موهبت آرامش روحى

يغشى طائفة منكم و طائفة قد اهمّتهم انفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 10

10 - دل بستگى به ثواب اخروى به جاى دل باختگى به متاع دنيا ، نشانه دانش و فرزانگى

و قال الذين أُوتوا العلم ويلكم ثواب اللّه خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 29 - 1،2

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بود كه به همسران خود بگويد در صورتى كه آنان ، خداخواهى و آخرت طلبى را پيشه كنند ، خداوند آنان را پاداشى عظيم خواهد داد .

قل لأزوجك . .. و إن كنتنّ تردن اللّه و رسوله و الدار الأخرة فإنّ اللّه أعدّ للمح

2 - برخوردارى همسران پيامبر از پاداش عظيم خداوند ، مشروط به خداخواهى و در پى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودن و آخرت طلبى و نيكوكار بودنشان

و إن كنتنّ تردن اللّه و رسوله و الدار الأخرة فإنّ اللّه أعدّ للمحسنت منكنّ أجرً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 8

8 - آخرت انديشى و دنياگريزى ، موجب قدرت و توانايى و كمال بصيرت و روشن بينى است .

أُولى الأيدى و الأبصر . إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه جمله «إنّا أخلصناهم. ..» تعليل براى اوصافى باشد كه براى پيامبران ذكر شده است (أُولى الأيدى و الأبصار).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 2،14

2 - آخرت گرايى ، موجب افزايش آثار و بركات عمل انسان است .

من كان يريد حرث الأخرة نزد له فى حرثه

14 - آخرت طلبى ، موجب محروميت از نعمت هاى دنيوى نخواهد بود .

من كان يريد حرث الأخرة . .. حرث الدنيا نؤته منها و ما له فى الأخرة من نصيب

از اين كه آيه شريفه، براى دنياطلبان بهره اخروى را نفى كرده است، ولى نسبت به آخرت جويان اين نفى وجود ندارد، مى توان مطلب بالا را برداشت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 22 - 2

2 - آخرت طلبى و دل نبستن به دنيا ، موجب سرور و تابناكى چهره ها در قيامت

وجوه يومئذ ناضرة

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، بيانگر جايگاه اخروى كسانى است كه در قطب مخالف دلبستگان به دنيا قرار دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 9

9 - آخرت طلبى ، ناسازگار با گرايش به دنيا و دلبسته شدن به آن

إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 17 - 4

4 - آخرت گرايى ، زمينه ساز تزكيه ، ياد خدا و اداى نماز است .

من تزكّى . و ذكر اسم ربّه فصلّى ... و الأخرة خير و أبقى

268- آخرت طلبى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 1

1 - آخرت انديشى و ياد مستمر قيامت ، از اوصاف ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام )

إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

«خالصة» موصوف براى صفت مقدر (چون خصلة) و يا صفت است. «باء» آن براى سببيت و عبارت «ذكرى الدار» نيز بيان براى «خالصة» مى باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين خواهد بود: ما با خصلت و صفت خالص و بى شائبه - كه عبارت است از آخرت انديشى - آنان را خالص ساختيم.

269- آخرت طلبى اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 1

1 - آخرت انديشى و ياد مستمر قيامت ، از اوصاف ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام )

إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

«خالصة» موصوف براى صفت مقدر (چون خصلة) و يا صفت است. «باء» آن براى سببيت و عبارت «ذكرى الدار» نيز بيان براى «خالصة» مى باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين خواهد بود: ما با خصلت و صفت خالص و بى شائبه - كه عبارت است از آخرت انديشى - آنان را خالص ساختيم.

270- آخرت طلبى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 11

11 - تلاش براى تأمين توشه و سعادت اخروى ، همراه با تأمين زندگى دنيايى ، از ويژگى مردان الهى است .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و ا

271- آخرت طلبى جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 72 - 14،17

14 - ساحران مؤمن با تحقير قدرت فرعون ، به او اعلام كردند كه بالاترين شكنجه هاى او ، تنها به زندگانى دنيايى آنان خاتمه مى دهد و به آخرتشان آسيبى نخواهد رسانيد .

فاقض ما أنت قاض إنّما تقضى هذه الحيوة الدنيا

چنانچه «هذه الحياة» مفعولٌ به براى «تقضى» باشد، مراد از «قضا»، منقضى ساختن خواهد بود. اهل لغت مى گويند: تمام معانى «قضا» به انقطاع يافتن و تمام شدن بازگشت دارد (لسان العرب). بنابراين مفاد آيه چنين مى شود: اى فرعون! با حكم خود به هرچه مى توانى فيصله بده و آن را تمام كن; زيرا تو فقط اين زندگانى دنيا را خاتمه مى دهى.

17 - ساحران مؤمن به موسى ( ع ) ، داراى ايمان و اعتقاد محكم به آخرت بودند .

فاقض . .. إنّما تقضى هذه الحيوة الدنيا

272- آخرت طلبى رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 4

4 - آخرت انديشى و دورى از دنياطلبى ، از خصوصيات رهبران الهى

إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

273- آخرت طلبى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 1

1 - متقين ، در دنيا همواره در انديشه آخرت و نگران از فرجام اخروى خويش

قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين

«اشفاق» در معناى «ترس و نگرانى» و «خير خواهى شديد» به كار مى رود (القاموس المحيط). در آيه شريفه اگر «فى أهلنا» متعلق به «كنّا» باشد، واژه «مشفقين» ظهور در معناى اول و اگر متعلق به «مشفقين» باشد، ظهور در معناى دوم دارد. برداشت بالا بر پايه احتمال اول است.

274- آخرت طلبى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 3

3 - آخرت انديشى و وارستگى از دل بستن به دنيا ، ويژگى مجاهدان در راه خدا

فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين يشرون الحيوة الدّنيا بالاخرة

275- آخرت طلبى مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 31،36

31 - مسلمانان آخرت طلب و خداخواه احد ، مشتاقان شهادت و رهسپار به سوى قتلگاه خويش

قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم

على رغم اينكه آيه درباره توحيد افعالى است و بيان اين معنا كه امور به دست خداوند است، خروج براى شهادت را به خود مبارزان نسبت داد تا اشاره به اشتياق آنان به شهادت كند. كاربرد كلمه «مَضجع» (خوابگاه) به جاى قتلگاه، مؤيّد اين معناست.

36 - حوادث تلخ پيكار احد ، موجب برملا شدن جناح دنياطلب و خودمحور ، از ميان مسلمانان آخرت طلب خداجو

و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم

276- آخرت طلبى و دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 201 - 4

4 - عدم تنافى ميان دنياخواهى و آخرت طلبى

و منهم من يقول ربّنا اتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة و قنا عذاب النّار

277- آخرت طلبى و نعمتهاى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 20 - 3

3- ايمان و آخرت طلبى ، با برخوردارى از نعمت هاى دنيوى ، منافاتى ندارد .

و من أراد الأخرة . .. كلاًّ نمدّ هؤلاء و هؤلاء من عطاء ربّك

از اينكه خداوند فرمود آخرت طلبان را از عطاى خود (بهره هاى دنيوى) بهره مند مى سازيم، استفاده مى شود كه آخرت طلب بودن و براى زندگى اخروى تلاش كردن با برخوردارى از متاعهاى دنيوى منافات ندارد.

278- آخرت طلبى يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 1

1 - آخرت انديشى و ياد مستمر قيامت ، از اوصاف ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام )

إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

«خالصة» موصوف براى صفت مقدر (چون خصلة) و يا صفت است. «باء» آن براى سببيت و عبارت «ذكرى الدار» نيز بيان براى «خالصة» مى باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين خواهد بود: ما با خصلت و صفت خالص و بى شائبه - كه عبارت است از آخرت انديشى - آنان را خالص ساختيم.

279- ارزش آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 5

5 - آخرت انديشى و دورى از دنياطلبى ، از ارزش هاى بس والا و مهم

إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

280- اهميت آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 19 - 6،8

6- حيات اخروى ، حياتى برتر از دنياست و دستيابى به آن ، بايد هدف همه مؤمنان باشد .

من كان يريد العاجلة . .. و من أراد الأخرة ... كان سعيهم مشكورًا

تشكر و قدردانى خداوند از تلاش و كوشش آخرت خواهان در مقابل دنياطلبان، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

8- تنها تلاش و كوششى داراى ارزش و شايسته ستايش است كه در مسير آخرت طلبى و كسب حيات برتر اخروى باشد .

من كان يريد العاجلة . .. و من أراد الأخرة ... كان سعيهم مشكورًا

از اينكه خداوند پس از ذكر دنياطلبى و آخرت خواهى انسانها، از سعى وتلاش آخرت خواهان تشكر و ستايش كرده است، استفاده مى شود كه تنها سعى و تلاشى كه در مسير كسب حيات برتر اخروى باشد، مورد قدردانى و ستايش است و نه هر تلاش و كوششى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 11

11 - بازداشتن مردم از تبهكارى و افساد در حد دعوت به توحيد عبادى و آخرت طلبى ، اهميت دارد .

يقوم اعبدوا اللّه و ارجوا اليوم الأخر و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

ذكر شدن نهى «لاتعثوا» در كنار دو امر مهم اعتقادى (توحيد و آخرت)، حاكى از اهميت آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 64 - 6

6 - سرگرم نشدن به دنيا و توجه به حيات اخروى ، امرى لازم است .

و ما هذه الحيوة الدنيا إلاّ لهو و لعب و إنّ الدار الأخرة لهى الحيوان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 29 - 7

7 - آخرت طلبى ، امرى بس برتر و مهم تر از دنياطلبى است .

إن كنتنّ تردن الحيوة الدنيا . .. أسرّحكنّ ... و إن كنتنّ تردن اللّه ... و الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 13،15

13 - دل نبستن به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و نيك كردارى ، بخشى از اهداف اديان الهى

إنّما هذه الحيوة الدنيا متع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صلحًا ... يرزقون ف

15 - رهايى از وابستگى به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح ، از نشانه هاى دستيابى به راه درست در زندگى

اتّبعون أهدكم سبيل الرشاد . .. إنّما هذه الحيوة الدنيا متع ... من عمل سيّئة ..

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه يادشدن مسأله زندگانى دنيا و آخرت، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح - پس از طرح مسأله هدايت به راه درست زندگى - مى تواند به عنوان مصداق و مظهر اين هدايت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 36 - 6

6 - لزوم انتخاب و ترجيح ارزش هاى اخروى به هنگام تعارض با مزايا و بهرهورى هاى زندگى دنيوى

فما أُوتيتم من شىء فمتع الحيوة الدنيا و ما عند اللّه خير و أبقى

رابطه دو قسمت آيه شريفه نشان مى دهد كه خداوند با طرح جاودانگى موهبت هاى اخروى، درصدد بيان اين مطلب است كه نبايد اعمال و ارزش هاى اخروى را فداى تمتعات محدود دنيوى كرد.

281- تشويق به آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 12

12 - مؤمن آل فرعون ، مردم را به دل نبستن به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح توأم با ايمان ، ترغيب مى كرد .

يقوم إنّما هذه الحيوة الدنيا متع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صلحًا ... ير

گفته هاى مؤمن آل فرعون با مردم و فرعونيان، در مقام دعوت و تبليغ بود; چنان كه آيه بعد (مالى أدعوكم إلى النجاة . ..) تأييدكننده همين مطلب است.

282- ذكر آخرت طلبى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 7

7 - صفت آخرت انديشى و دنياگريزى ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) شايان ياد و يادآورى است .

و اذكر عبدنا . .. إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه جمله «إنّا أخلصناهم. ..» تعليل براى «اُذكر...» باشد; يعنى، سرگذشت ابراهيم(ع) و... را ياد كن; چون آنان را به آخرت انديشى خالص گردانيديم.

283- ذكر آخرت طلبى اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 7

7 - صفت آخرت انديشى و دنياگريزى ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) شايان ياد و يادآورى است .

و اذكر عبدنا . .. إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه جمله «إنّا أخلصناهم. ..» تعليل براى «اُذكر...» باشد; يعنى، سرگذشت ابراهيم(ع) و... را ياد كن; چون آنان را به آخرت انديشى خالص گردانيديم.

284- ذكر آخرت طلبى يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 7

7 - صفت آخرت انديشى و دنياگريزى ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) شايان ياد و يادآورى است .

و اذكر عبدنا . .. إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه جمله «إنّا أخلصناهم. ..» تعليل براى «اُذكر...» باشد; يعنى، سرگذشت ابراهيم(ع) و... را ياد كن; چون آنان را به آخرت انديشى خالص گردانيديم.

285- زمينه آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 64 - 8

8 - انسان ها ، در صورت آگاهى و اطلاع از سرگرمى و بازى بودن دنيا و حيات واقعى بودن عالم آخرت ، از دنيا دست مى كشيدند و به آخرت روى مى آوردند .

و ما هذه الحيوة الدنيا إلاّ لهو . .. و إنّ الدار الأخرة لهى الحيوان لو كانوا يع

برداشت بالا بنابر محذوف بودن جواب «لو» است و آن، چيزى مانند اين فراز است: «لرغبوا فى الأخرة و زهدوا فى الدنيا».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 15 - 8

8 - ايمان به قيامت و پاداش و كيفر آن روز ، عامل رهايى انسان از دلبستگى به متاع هاى مادى و دنيوى و سبب رويكرد او به آرمان هاى بلند معنوى و اخروى

إنّما أمولكم و أولدكم فتنة و اللّه عنده أجر عظيم

286- شرك و آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 4

4 - آيين شرك ، انديشه اى دنيامدار و فاقد گرايش به آخرت

من كان يريد حرث الدنيا . .. أم لهم شركؤا

287- موارد آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 11

11 - سركوب دشمنان دين در ميدان نبرد ، آخرت جويى و موجب رسيدن به منافع معنوى و مواهب اخروى است .

ما كان لنبى أن يكون له أسرى . .. و اللّه يريد الأخرة

288- موانع آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 21 - 3

3 - قابل جمع نبودن دلبستگى به دنيا و آخرت طلبى

بل تحبّون العاجلة . و تذرون الأخرة

در آيه شريفه علاقه به دنيا و رها كردن آخرت با هم ذكر شده است. از اين نكته استفاده مى شود كه ميان اين دو تلازم وجود دارد; يعنى، ممكن نيست كسى به دنيا دلبسته باشد; ولى به آخرت نيز علاقه مند باشد و آن را رها نسازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 17 - 3

3 - دنياگرايى مانع آخرت طلبى است .

بل تؤثرون الحيوة الدنيا . و الأخرة خير

289- نشانه هاى آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 16

16 - احسان و بخشش ، مظهر آخرت خواهى و بهترين وسيله براى دستيابى به سعادت اخروى است .

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة . .. و أحسن

توصيه شدن قارون به احسان - پس از سفارش شدنش به آخرت خواهى - گوياى مطلب ياد شده است.

آخرت فروشان

290- بى پناهى آخرت فروشان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 9

9 - كسانى كه به انگيزه دستيابى به دنيا ، آخرت خويش را تباه مى كنند ، براى رهايى از عذاب ، ياورى نخواهند داشت .

فلا يخفف عنهم العذاب و لاهم ينصرون

291- عذاب آخرت فروشان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 9

9 - كسانى كه به انگيزه دستيابى به دنيا ، آخرت خويش را تباه مى كنند ، براى رهايى از عذاب ، ياورى نخواهند داشت .

فلا يخفف عنهم العذاب و لاهم ينصرون

292- كيفر آخرت فروشان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 3

3 - برگزيدن دنيا در قبال از دست دادن آخرت ، در پى دارنده عذابى تخفيف ناپذير است .

أولئك . .. فلا يخفف عنهم العذاب

آخرت فروشى

293- آثار آخرت فروشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 10

10- ترجيح دادن همواره دنيا بر آخرت ، سد مدام راه خدا و كج جلوه دادن تعاليم الهى ، از نشانه هاى كفرپيشگى است .

ويل للكفرين . .. الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله

294- آخرت فروشى خطاكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 24 - 3

3 - خطاكاران ، زندگانى اخروى خويش را فاقد توشه هاى لازم ديده و در حسرت فرصت هاى برباد رفته بسر مى برند .

يليتنى قدّمت لحياتى

295- آخرت فروشى دنياپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 6

6 - دنياخواهان ، محروم از بهره هاى اخروى

و ماله فى الاخرة من خلاق

مراد از دنياخواهان - به قرينه آيه بعد - مردمى هستند كه نسبت به آخرت انگيزه اى ندارند و دنيا را - چه مورد رضايت خدا باشد و يا نباشد - طالبند.

296- آخرت فروشى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 1

1- كافران ، زندگى دنيوى را محبوب خود دانسته و آن را به جاى حيات اخروى برمى گزينند .

ويل للكفرين من عذاب شديد . الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة

برداشت فوق بنابراين اساس است كه «الذين يستحبّون الحياة . ..» جمله وصفى براى «للكافرين» باشد.

297- آخرت فروشى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 48

48 - ترجيح منافع دنيوى بر منافع اخروى ، در ديدگاه يهوديان ساحر

لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق و لبئس ماشروا به أنفسهم لو كانوا يعلم

كسى كه بداند با دستيابى به منافعى نامشروع، آخرت خويش را از دست داده است (لقد علموا . ..) ولى در عين حال به زيانبارى اين داد و ستد اعتقاد نداشته باشد (لو كانوا يعلمون)، معلوم مى شود وى منافع دنيوى را بر آخرت ترجيح مى دهد.

298- انگيزه آخرت فروشى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 7

7 - يهوديان براى رسيدن به مزاياى دنيوى ، آخرت و نعمت هاى آن را از دست دادند .

أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

299- زيان آخرت فروشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 47

47 - دستيابى به منافع دنيا در مقابل از دست دادن آخرت ، سودايى زيانبار است .

لبئس ماشروا به أنفسهم

300- كيفر آخرت فروشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 3

3 - برگزيدن دنيا در قبال از دست دادن آخرت ، در پى دارنده عذابى تخفيف ناپذير است .

أولئك . .. فلا يخفف عنهم العذاب

301- ناپسندى آخرت فروشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 8

8- دلبستگى به دنيا و برگزيدن آن بر آخرت ، محكوم و ناپسند است .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة . .. أُولئك فى ضلل بعيد

6- آداب

1- آداب آميزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 222 -

5،6،9،10،11،13،14،20

5 - حرمت آميزش با زنان حائض ، تا زمان پاك شدن آنان از حيض

فاعتزلوا النساء فى المحيض و لا تقربوهن حتى يطهرن

گر چه ظاهر جمله «فاعتزلوا النساء» مطلق معاشرت است ; ولى اباحه آميزش پس از گذشت ايام حيض و غسل كه جمله «حتى يطهرن فاذا تطهّرن فاتوهن من حيث» دلالت بر آن دارد، قرينه اى است كه آنچه مباح نبوده و اعتزال از آن واجب شده، تنها آميزش است، نه مطلق معاشرت; و گر نه مى فرمود «فاذا تطهرن فعاشروهن».

6 - حرمت وَطى در قُبُل ، در ايام حيض

فاعتزلوا النساء فى المحيض

كلمه «محيض» در صدر آيه مصدر است; امّا در جمله «فاعتزلوا النساء من المحيض» اسم مكان مى باشد به دليل تكرار لفظ در حال كه اگر هر دو به يك معنا بود، على القاعده بايد دوّمى به صورت ضمير آورده مى شد.

9 - زيانبار بودن آميزش در ايام حيض

و يسئلونك عن المحيض قل هو اذىً فاعتزلوا

بنابراينكه سؤال، از مقاربت در ايام حيض باشد; نه خود حيض و ماهيّت آن. بر اين مبنا كلمه «هو» به آميزش در ايام حيض برمى گردد; يعنى بگو اى پيامبر آميزش در ايام حيض زيانبار است.

10 - لزوم رعايت بهداشت در آميزش جنسى

و لا تقربوهنّ حتى يطهرن فاذا تطهّرن فأتوهنّ

با توجّه به اينكه جواز آميزش جنسى، وابسته به قطع خون و تحصيل طهارت شده است.

11 - جواز آميزش با زنان ، پس از پاكى آنان از حيض و تحصيل طهارت ( غسل )

و لا تقربوهنّ حتى يطهرن فاذا تطهّرن فأتوهنّ

گر چه مفهوم «حتى يطهرن» جواز آميزش به مجرد پاكى و قطع خون است ; ولى با تصريح به مشروط بودن آميزش به غُسل در جمله «فاذا تطهّرن» (آنگاه كه غسل كردند)، مفهوم «حتى يطهرن» مورد عنايت نيست.

13 - آميزش با زنان ، بايد از مجراى متعارف آن ( فرج ) باشد .

فاذا تطهرن فأتوهنّ من حيث امركم اللّه

14 - لزوم رعايت احكام و مقررات الهى ، در آميزش با زنان

فاذا تطهرن فأتوهنّ من حيث امركم اللّه

برخى برآنند كه «من حيث» در صدد بيان محلّ آميزش (فرج) نيست; و گر نه كلمه «فى» به كار مى رفت. بنابراين تذكر است به مراعات احكام شرعى و پرهيز از موارد ممنوع. مانند ايام روزه و ... .

20 - آميزش جنسى در ايّام حيض ، خلاف پاكيزگى است .

و يسئلونك عن المحيض . .. فاعتزلوا النساء فى المحيض ... ان اللّه يحب التوابين و ي

نهى از آميزش در ايام حيض و سپس اظهار محبّت به پاكيزگان، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 223 - 8،9،11

8 - لزوم دقّت در انتخاب همسر و مراعات آداب آميزش ، براى به وجود آمدن فرزندان صالح

نساؤكم حرث لكم . .. و قدّموا لانفسكم

دقّت كشاورز در انتخاب زمين مورد كشت و نيز سعى تمام در به وجود آوردن شرايطى براى به ثمر نشاندن محصولى عالى، از وجود مشابهت بين همسر و كشتزار است كه مى تواند مورد نظرآيه باشد.

9 - لزوم بهره گيرى از روابط زناشويى و خانوادگى ، در جهت ذخيره و تقديم اعمال خير براى آخرت

فاتوا حرثكم انى شئتم و قدّموا لانفسكم

از اينكه در پى سخن از «حرث» بودن زنان توصيه به پيش فرستادن اعمال خير شده است، به دست مى آيد كه زندگى از نظر قرآن بايد در مسير رسيدن به بهره هاى اخروى و انجام اعمال نيك قرار گيرد.

11 - لزوم رعايت تقواى الهى در روابط زناشويى

نساؤكم حرث لكم . .. و اتقوا اللّه

2- آداب احسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 22

22 - احسان به ديگران بايد در جهت اطاعت خداوند و دور از تكبر و فخرفروشى به ديگران باشد .

و بالوالدين احساناً . .. انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

جمله «انّ اللّه . .. » مى تواند هشدارى به پرستشگران و احسان كنندگان باشد كه مبادا عبادت و احسان خويش را با كبرورزى و فخرفروشى ضايع كنند و از جرگه محبوبان الهى خارج شوند.

3- آداب اداى زكات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 8

8 - حالت خضوع و فروتنى در پرداخت صدقه و زكات ، از شرايط لازم براى تصدى حكومت و ولايت بر اهل ايمان

انما وليكم اللّه . .. الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم ركعون

در برداشت فوق، ركوع به معناى لغوى آن (خضوع) گرفته شده است.

4- آداب ازدواج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 17

17 - قرار دادن مهريه براى زنان ، از آداب همسرى در ميان عرب قبل از اسلام

و ءاتوهم ما أنفقوا

بيشتر مفسران مسأله انفاق در آيه شريفه را، به «مهريه» تفسير كرده اند.

5- آداب استعاذه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 1 - 2،5

2 - لزوم به زبان جارى كردن استعاذه به خداوند

قل

فعل «قل» گرچه امر به رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) است; ولى وجود آن در قرآن، قرينه تعميم بر ديگران است. اين گونه خطاب، از باب استعمال لفظ، در دو مفاد است; بدين صورت كه خطاب به فرد معين و خطاب به فرد فرد مردم، هر دو مراد است.

5 - توصيف خداوند به « تدبيركننده صبحدم » ، از آداب استعاذه به خداوند

قل أعوذ بربّ الفلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 5 - 9

9 - به زبان آوردن آيات سوره « فلق » ، از آداب استعاذه به خداوند

قل أعوذ بربّ الفلق . .. و من شرّ حاسد إذا حسد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 2 - 4

4 - توصيف خداوند به فرمان رواى مردم ، از آداب استعاذه به درگاه او است .

قل أعوذ بربّ الناس . ملك الناس

6- آداب استعاذه به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 1 - 4

4 - توصيف خداوند ، به تدبيركننده امور مردم ، از آداب استعاذه به خداوند

قل أعوذ بربّ الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 3 - 5

5 - توصيف خداوند به معبود حقيقى و شايسته مردم ، از آداب استعاذه به درگاه او است .

قل أعوذ . .. إله الناس

7- آداب استغفار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 14

14 - براى استغفار از گناهان و توبه به درگاه خدا ، بايد به دستور ها و آداب تعيين شده از جانب خدا عمل كرد .

و قولوا حطة نغفر لكم خطيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 16 - 5

5 - اظهار ايمان قبل از دعا ، از آداب طلب غفران و نيايش

امنّا فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 23 - 6

6 - اعتراف به خطا و اظهار تذلل و عبوديت به درگاه خداوند، از آداب استغفار است.

ربنا ظلنا أنفسنا و إن لم تغفر لنا و ترحمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 17

17- توصيف خداوند به صفت رحمت بخشى ( مانند ارحم الراحمين ) از آداب استغفار و دعا براى آمرزش است .

يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 6

6- توجه به ربوبيّت خدا از آداب دعا و استغفار است .

سوف أستغفر لكم ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 17

17- توجه به ربوبيت خدا ، از آداب دعا و استغفار است .

سأستغفر لك ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 18 - 2

2 - سحرگاهان ، بهترين و مناسب ترين زمان براى راز و نياز با خداوند و طلب آمرزش از او

و بالأسحار هم يستغفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 28 - 7

7 - مقدم داشتن خويش بر پدر و مادر و آنان بر اعضاى خانواده و اينان بر ديگر زنان و مردان مؤمن در آمرزش خواهى از درگاه الهى ، كارى پسنديده و شايسته

ربّ اغفر لى و لولدىّ و لمن دخل بيتى مؤمنًا و للمؤمنين و المؤمنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 14

14 - ذكر صفات جلال و جمال خداوند ، پيش از درخواست از او ، از آداب دعا و استغفار

فسبّح بحمد ربّك و استغفره

فرمان «تسبيح»، بر ذكر صفات جلالى (سلبى) و فرمان «حمد» بر ذكر صفات جمالى (ثبوتى) دلالت دارد و تقديم آن دو بر فرمان استغفار، بيانگر برداشت ياد شده است.

8- آداب استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 17

17- سجده و گريه ، به هنگام استماع آيات الهى ، سزاوار و از آداب مواجه شدن با قرآن و آيات الهى است .

إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 1

1 - بندگان خالص خدا به هنگام شنيدن و يادآور شدن آيات الهى ، مانند كران و كوران ، با بى اعتنايى و ناخرسندى از آنها نمى گذرند .

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

فعل «خرّ» در معناى «سقط» به كار مى رود كه به معناى فرود از بالا به پايين است (لسان العرب) و «صمّاً» و «عمياناً» حال براى فاعل «يخرّوا» است. گفتنى است فعل «لم يخرّوا» در معناى كنايى به كار رفته است و مقصود از آن آن ناخرسندى و امتناع كردن است; زيرا انسان با فرود آوردن سر به طرف پايين، ناخرسندى خود را ابراز مى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 2

2 - اظهار و اقرار كردن ايمان خويش به قرآن به هنگام شنيدن آيات آن ، امرى پسنديده و بايسته در پيشگاه خداوند

و إذا يتلى عليهم قالوا ءامنّا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 7

7 - سجود و به خاك افتادن هنگام شنيدن آيات قرآن ، رفتارى شايسته و مطلوب است . *

و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون

كلمه «سجود» در برداشت ياد شده، به معناى اصطلاحى آن گرفته شده است. اين آيه هر چند از آياتى نيست كه سجده واجب دارند; ولى مفاد آن مندوب بودن سجده به هنگام شنيدن هر يك از آيات قرآن و يا خصوص آياتى است كه در آن فرمان سجود آمده است.

9- آداب اعلام تصميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 24 - 1

1- توجه به مشيّت خداوند و گفتن « إنْ شاء اللّه » به هنگام اعلان هرگونه وعده و تصميم ، لازم است .

و لاتقولنّ . .. إلاّ أن يشاء اللّه

«إلاّ أن يشاء اللّه» نياز به تقدير دارد; زيرا، بدون تقدير، نهى «لاتقولنّ. ..» توجيه پذير نيست. مناسب ترين تقديرى كه مفسّران بيان كرده اند، عبارت «إلاّ أن تقرنه بأن يشاء اللّه» است. در اين صورت، مفاد آيه، با توجه به آيه قبل، چنين مى شود: «در گفته خود، انجام هيچ كارى را براى زمان آينده، قطعى مساز، مگر آن را به مشيّت و خواست خداوند همراه سازى».

10- آداب اعلام وعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 24 - 1

1- توجه به مشيّت خداوند و گفتن « إنْ شاء اللّه » به هنگام اعلان هرگونه وعده و تصميم ، لازم است .

و لاتقولنّ . .. إلاّ أن يشاء اللّه

«إلاّ أن يشاء اللّه» نياز به تقدير دارد; زيرا، بدون تقدير، نهى «لاتقولنّ. ..» توجيه پذير نيست. مناسب ترين تقديرى كه مفسّران بيان كرده اند، عبارت «إلاّ أن تقرنه بأن يشاء اللّه» است. در اين صورت، مفاد آيه، با توجه به آيه قبل، چنين مى شود: «در گفته خود، انجام هيچ كارى را براى زمان آينده، قطعى مساز، مگر آن را به مشيّت و خواست خداوند همراه سازى».

11- آداب اماكن مقدس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 6

6 - مكان هاى مقدس و مخصوص عبادت را نبايد به سرگرمى ها و امورى لغو و بيهوده آلوده ساخت .

و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

12- آداب انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 21،24

21 - تقديم خويشاوندان نيازمند بر ديگر مستمندان ، از آداب انفاق است .

و ءاتى المال على حبه ذوى القربى و اليتمى و المسكين

تقديم كلمه «ذوى القربى» بر ديگران، گوياى اين است كه: اهل ايمان در مرحله نخست بايد در رفع نياز خويشاوندان خود بكوشند و سپس به ديگران بپردازند.

24 - با رغبت و طيب خاطر انفاق كردن ، از آداب انفاق است .

و ءاتى المال على حبه ذوى القربى و اليتمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 12

12 - اهل ايمان ، بايد اعمال و وظايف الهى خويش ( جهاد ، دفاع ، انفاق و . . . ) را به صورت نيكوى آن انجام دهند .

قتلوا فى سبيل اللّه . .. و أنفقوا فى سبيل اللّه ... و أحسنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 10

10 - انفاق ، بايد از چيز هاى پسنديده و مرغوب باشد .

قل ما انفقتم من خير

بنابراينكه «خير»، قيدى احترازى باشد و «من»، ابتدايى باشد نه بيانى ; يعنى آنچه انفاق مى شود، بايد خير باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 4

4 - مرغوبيت كالاى مورد انفاق و خلوص نيّت انفاق كننده ، دو عنصر لازم در انفاق

من ذا الذى يقرض اللّه قرضاً حسناً

نيكو بودن قرض «قرضاً حسناً»، عبارت است از حُسن فاعلى (خلوص در نيّت و . .. ) و حُسنِ فعلى (پرداخت كالاى مرغوب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 261 - 9

9 - پاداش هاى فراوان الهى به انفاق كننده ، منوط به انفاق مستمر

مثل الّذين ينفقون اموالهم

فعل مضارع «ينفقون» حكايت از استمرار انفاق دارد; يعنى پاداشهاى مذكور در آيه در صورتى است كه شخص به صورت مستمر انفاق كند; نه مثلا يكى - دو مرتبه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 262 - 1،2،3،5

1 - ارزش انفاق در گروِ در راه خدا بودن آن است .

الّذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللّه

2 - عارى بودن انفاق از هر گونه منّت و آزار - چه هنگام پرداخت و چه پس از آن - ، از شرايط ارزشمندى ، قبولى و پاداش در مقابل آن

الّذين ينفقون . .. ثمّ لا يتبعون ما انفقوا منّاً و لا اذىً

3 - توجّه اسلام به حفظ شخصيّت نيازمندان و دريافت كنندگان انفاق

الّذين ينفقون . .. لا يتبعون ما انفقوا منّاً و لا اذىً

5 - انفاق كنندگانِ بدون منّت و آزار ، بهره مند از پاداش هاى والا و ويژه الهى

لهم اجرهم عند ربّهم

كلمه «عند ربّهم»، دلالت بر ويژگى پاداش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 263 - 9،10،12،13

9 - بى نيازى خداوند از انفاق آدميان و بردبارى او در كيفر دادن به انفاق كنندگانِ آزاررسان

قول . .. و اللّه غنىّ حليم

10 - نبايد پس از انفاق ، با گفتارى ناصواب و يا آشكار ساختن فقر نيازمندان ، آنان را آزُرد .

قول معروف و مغفرة خير من صدقة يتبعها اذىً

12 - غناى الهى ، كفايت كننده نياز محرومان از انفاق هاى همراه با آزار و اذيّت

و اللّه غنىّ حليم

بكارگيرى صفت «غنى» بيانگر اين است كه نيازى به انفاق همراه با آزار محرومان نيست و خداوند با غناى خود روزى آنان را خواهد داد.

13 - لزوم بُردبارى توانگرانِ انفاق كننده ، در صورت برخورد ناصواب نيازمندان با آنان *

قول معروف و مغفرة . .. و اللّه غنىّ حليم

بكارگيرى صفت «حليم» ظاهراً براى توصيه به انفاق كنندگان است كه مانند خداوند بُردبار باشند تا خطاى نيازمندان آنان را خشمگين نسازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 264 - 1،5،9،10،11

1 - اهل ايمان نبايد صدقات خود را با منّت گذاردن و آزار رسانيدن ، باطل و بى اثر سازند .

يا ايّها الّذين امنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى

5 - همانندى انفاقِ توأم با منّت و آزار مؤمنان ، با انفاق همراه با رياىِ كافران

يا ايّها الّذين امنوا . .. كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس و لا يؤمن باللّه

انفاق مؤمنان آنگاه كه با منّتِ و آزار توأم شود، همانند انفاق كافرانى است كه با ريا باشد.

9 - مَثَل انفاق كنندگانِ از روى منّت و آزار و ريا ، همچون صَخره صافى است كه بر روى آن قشرِ خاكى باشد و بذرهايى در آن افشانده شود و ناگهان ، رگبارى تند بر آن رسد و همه خاك ها را بشويد و آن سنگ را كِشت ناپذير كند .

فمثله كمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فتركه صلداً لا يقدرون على شىءمما كسبوا

10 - بى ثمر بودن انفاق هاى همراه با منّت و آزار و يا ريا

فمثله كمثل صفوان . .. لا يقدرون على شىء مما كسبوا

11 - انفاق هاى آميخته با ريا و همراه با منّت و اذيّت ، نوعى كفر است .

يا ايّها الّذين امنوا . .. و اللّه لا يهدى القوم الكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 265 - 3

3 - لزوم تداومِ نيّت خالص در انفاق

و تثبيتاً من انفسهم

بنابراينكه «تثبيتاً» به معناى تثبيت بر نيّت خالص باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 4

4 - انفاق براى جلب رضايت الهى و ثبات نفس و به دور از منّت و آزار و ريا ، داراى نتايج و بهره هاى فراوان

ايودّ احدكم ان تكون له جنّة . .. فيها من كلّ الثّمرات

انفاق، تشبيه به بوستان شده كه هر گاه ريا و آزارى در پى داشته باشد، بسوزد و چنانچه براى رضاى الهى و خالى از ريا و آزار باشد، دربردارنده نتايج و بهره هاى فراوان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 267 - 1،2،5،6،13،15

1 - بايد انفاق از دستاورد هاى پاكيزه و مرغوب باشد .

انفقوا من طيّبات ما كسبتم

2 - مؤمنان ، موظّف به انفاق از دستاورد هاى پاكيزه و برداشت هاى خود از زمين هستند .

يا ايّها الّذين امنوا انفقوا من طيّبات ما كسبتم و ممّا اخرجنا لكم من الارض

5 - لزوم پرهيز مؤمنان از تمايل به چيز هاى نامرغوب و بى ارزش براى انفاق

و لا تيمّموا الخبيث منه تنفقون

«لا تيمّموا» از «تيمّم» به معناى قصد و تمايل است.

6 - وجود چيز هاى نامرغوب در بين اموال انفاق شده بدون تعمّد و قصد و نيّت نسبت به آن ، مانعى ندارد .

انفقوا من طيّبات ما كسبتم . .. و لا تيمّموا الخبيث

جمله «و لا تيمّموا . .. » علاوه بر اينكه خود حكم مستقلى است و ضرورت پرهيز از انفاق كالاى نامرغوب را بيان مى كند; به لحاظ اينكه متعلّق نهى، تمايل و قصد به نامرغوب است، مى تواند توضيحى باشد براى «من طيّبات». يعنى اگر در بين اموال انفاق شده كالاى نامرغوبى نيز يافت شود ولى شما قصد آنرا نداشتيد، از مصداق «انفقوا من طيّبات» خارج نشده ايد.

13 - توجه به غناى الهى و ستايش وى از انفاق كنندگان ، برانگيزنده آدمى به انفاق از اموال پاكيزه خويش

و اعلموا اَنّ اللّه غنىّ حميد

مقصود از توجه دادن مؤمنان به بى نيازى خداوند و نيز ستايش وى از انفاق كنندگان، ايجاد انگيزه انفاق صحيح در آنان است.

15 - انفاق از مال رَبَوى ، مصداقى براى انفاق از اموال خبيث و مورد نهى خداوند

و لا تيمّموا الخبيث

كان النّاس حين اسلموا عندهم مكاسب من الربا . .. فكان الرجل يتعمّدها من بين ماله فتصدّق بها فنهاهم اللّه عن ذلك ...


تفسير عياشى، ج 1، ص 149، ح 492 ; تفسير برهان، ج 1، ص 255، ح 6 و 7.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 1

1 - آگاهى خداوند به كميّت و كيفيت انفاق ها و نذر ها ، هر چند اندك باشد .

و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر فانّ اللّه يعلمه

تعهّد انسان بر عمل نيك را «نذر» گويند; يعنى شخص خود را متعهّد كند به انجام عمل نيك.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 271 - 1،2،3،10

1 - صدقه آشكار ، عملى نيك و ارزشمند

ان تبدوا الصّدقات فنعمّا هى

2 - سود افزونتر صدقه پنهانى براى شخص انفاق كننده ، نسبت به صدقه آشكار

ان تبدوا الصّدقات فنعمّا هى و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم

به نظر مى رسد كلمه «لكم» بيانگر اين معناست كه صدقه پنهانى براى شخص صدقه دهنده بهتر باشد; چون احتمال ريا و امثال آن كمتر است; نه اينكه به طور كلّى صدقه پنهانى ارزشمندتر از صدقه آشكار باشد.

3 - ارزش برتر صدقه پنهانى ، نسبت به صدقه آشكار

ان تبدوا . .. و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم

بنابراينكه كلمه «لكم» قرينه براى ارزشمندتر بودن صدقه پنهانى براى شخص صدقه دهنده نباشد و به اطلاق آيه نظر شود.

10 - پرهيز از ريا و منّت و آزار ، از حكمت هاى ارزش برتر صدقه پنهانى

لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس . .. و ان تخفوها

در آيات سابق، پاداش انفاق را در گرو «فى سبيل اللّه» بودن و پرهيز از ريا و منّت و آزار شمرد; چون صدقه پنهانى تأمين كننده اين معيار است، لذا داراى ارزش برتر خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 1،3،11،12

1 - وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اجبار مسلمانان بر انفاق بى آزار و منّت و ريا نيست .

ليس عليك هُديهم

با توجّه به ارتباط آيه با آيات قبل، «ليس عليك هديهم»، يعنى بر تو لازم نيست هدايت اجبارى مسلمانان به اينكه انفاق بدون آزار و منّت و ريا انجام دهند.

3 - دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رفع نگرانى و ناراحتى وى از انفاق آلوده به ريا و منّت و آزار برخى از مسلمانان

ليس عليك هديهم

11 - عدم جواز انفاق ، جز براى رضا و خشنودى خداوند

و ما تنفقون الاّ ابتغاء وجه اللّه

جمله «و ما تنفقون» جمله اى است انشايى به صورت جمله خبرى ; يعنى «و لا تنفقوا الا . .. » و يا جمله اى خبرى است به اين معنا كه مسلمانان براى غير رضاى خدا انفاق نمى كنند چرا كه از شأن آنان به دور است.

12 - ناسازگارى ايمان مؤمنان ، با انفاق براى غير رضا و خشنودى خدا

و ما تنفقون الاّ ابتغاء وجه اللّه

بنابراينكه جلمه «و ما تنفقون» جمله خبرى باشد; يعنى مؤمنان تا آنگاه كه مؤمنند براى غير رضاى خدا انفاق نخواهند كرد و آنگاه كه غير خدا را در نظر داشته باشند از روح ايمان تهى شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 1،2

1 - انفاق كنندگان پنهان و آشكار در شب و روز ( همه حال و همه وقت ) بهره مندان از پاداش هاى ويژه الهى

الّذين ينفقون اموالهم . .. فلهم اجرهم عند ربّهم

2 - ارجمندى و برترى انفاق هاى پنهانى و شبانه ، بر انفاق هاى آشكار و در روز *

الّذين ينفقون . .. سِراً و علانيّةً

چنانچه تقدم در ذكر دلالت بر تقدم در رتبه و فضيلت كند، انفاق از نظر وقت و حالت چهار قسم مى شود. چون از يك سو وقت (شب و روز) مقدّم بر حالت (پنهان و آشكار) شده و از سوى ديگر شب مقدّم بر روز و در حالت پنهانى مقدّم بر آشكار شده است، لذا اين چهار قسم به ترتيب فضيلت عبارتند از: 1 - شب و به صورت پنهانى 2 - روز و به صورت پنهانى 3 - شب به صورت آشكار 4 - روز به صورت آشكار.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 27

27 - توجّه به مالكيّت مطلق خداوند و توجّه به آگاهى او از اعمال آدمى ، آسان كننده انفاق و زمينه ساز پرهيز از بخلورزى

و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. و للّه ميراث السّموات و الارض و اللّه بما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 29 - 1،4

1- مؤمنان ، وظيفه دار رعايت اعتدال و ميانه روى در انفاق به ديگران و مصرف اموال و امكانات در زندگى شخصى

و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسطها كلّ البسط

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به رعايت اعتدال در انفاق و پرهيز از زياده روى در آن و توجه به زندگى شخصى خود است .

و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسطها كلّ البسط فتقعد ملومًا محسورًا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مخاطب آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، هر چند ديگران را نيز شامل مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 35 - 7

7 - لزوم رعايت اعتدال و ميانه روى در انفاق

و ممّا رزقنهم ينفقون

«من» در «ممّا رزقناهم» تبعيضيه است; يعنى، بخشى از مال خود را انفاق مى كنند. به كارگيرى آن در اين جا - كه اوصاف مؤمنان راستين بيان مى شود - دربردارنده توصيه اى است از سوى خداوند به آنان كه مبادا در انفاق زياده روى كنند و احياناً خود و كسانى را كه تحت تكفل آنانند به زحمت اندازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 6

6 - مرغوب بودن كالاى مورد انفاق و خلوص نيتِ انفاق كننده ، دو عنصر لازم در صدقه و انفاق

و أقرضوا اللّه قرضًا حسنًا

در صورتى كه وصف «حسناً» قيد تخصيصى باشد، ناظر به حسن فاعلى (خلوص نيت) و حسن فعلى (پرداخت كالاى مرغوب) خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 6 - 5

5 - « و فى رواية أبى الجارود يقول : لاتُعْطى العطيّةَ تلتمس أكثرَ منها ;

در روايت ابى الجارود [از امام باقر(ع) نقل شده كه در توضيح آيه «و لاتمنن تستكثر» فرمود:] خداوند مى فرمايد: بخششى مكن كه بيش از آن را درخواست داشته باشى».

13- آداب باردارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 189 - 11

11 - دوران جنينى كودك ، دوران توجه والدين به خدا براى درخواست فرزندى سالم و شايسته

فلما أثقلت دعوا اللّه ربهما لئن ءاتيتنا صلحاً

چنانچه مقصود از نفس واحده و همسرش، آدم(ع) و حوا باشد، بيان حقايق مطرح شده درباره آنها به عنوان پدر و مادر نخستين، جنبه داستانى و بيان سرگذشت ندارد و بلكه اشاره به طبيعت نوعى انسان است.

14- آداب برخورد با سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 156 - 3،6

3 - صابران كسانى هستند كه به هنگام مواجه شدن با مشكلات ، تسليم قضاى الهى بوده و همه شؤون خويش را از خدا دانسته و آن را ابراز مى كنند .

و بشر الصبرين. الذين ... قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون

6 - استرجاع ، شعار مؤمنان صبور به هنگام مواجه شدن با مصيبت ها و سختيهاست .

و بشر الصبرين. الذين إذا أصبتهم مصيبة قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون

«استرجاع» گفتنِ « إنا للّه و إنا إليه رجعون» است.

15- آداب برخورد با مصايب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 156 - 6

6 - استرجاع ، شعار مؤمنان صبور به هنگام مواجه شدن با مصيبت ها و سختيهاست .

و بشر الصبرين. الذين إذا أصبتهم مصيبة قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون

«استرجاع» گفتنِ « إنا للّه و إنا إليه رجعون» است.

16- آداب بيع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 10 - 5

5 - ذكر و ياد فراوان خدا ، به هنگام كسب و كار و خريد و فروش ، توصيه الهى به مؤمنان

و ابتغوا من فضل اللّه و اذكروا اللّه كثيرًا

17- آداب پاسخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 86 - 6

6 - لزوم پاسخگويى بهتر يا برابر به نيكى ديگران

و اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا باحسن منها او ردّوها

18- آداب پرداخت ديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 178 - 30

30 - حلبى مى گويد : از امام صادق ( ع ) . . . درباره سخن خداوند كه فرموده « فمن عفى له من أخيه شى فاتباع بالمعروف و أداء إليه بإحسان » سؤال كردم ، فرمود : « ينبغى للذى له الحق ان لايعسر أخاه إذا كان قد صالحه على دية و ينبغى للذى عليه الحق ان لايمطل أخاه إذا قدر على ما يعطيه و يؤدى إليه بإحسان قال : و سألته عن قول اللّه عز و جل « فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليم » فقال : هو الرجل يقبل الدية أو يعفو أو يصالح ثم يعتدى فيقتل فله عذاب أليم كما قال اللّه عز و جل ;

سزاوار است كسى كه صاحب حق خون است و توافق در ديه كرده اند، در گرفتن ديه سخت گيرى نكند و سزاوار است براى كسى كه بايد ديه بدهد اگر توانايى پرداخت آن را دارد كوتاهى نكند و با نيكويى پرداخت نمايد. حلبى گويد: از سخن خداوند كه فرموده: «فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليم» سؤال نمودم، امام فرمود: مراد كسى است كه ديه را پذيرفته يا عفو نموده و يا مصالحه كرده، سپس تجاوز نمايد و دست به قتل زند; پس همان طورى كه خداوند فرموده براى او عذاب دردناكى است».

19- آداب پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 23

23- ستايش خداوند پس از اظهار اميد به يارى و كمك او ، از آداب پسنديده و نيكوست .

عسى الله أن يأتينى بهم جميعًا إنه هو العليم الحكيم

20- آداب تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 59 - 7،8

7 - لزوم توجه و دقت در انتخاب زمان و مكان مناسب براى تبليغ دين

موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى

حسن انتخاب موسى(ع) در مورد روز مقابله و نيز مكان و ديگر شرايط، درسى است براى همه مبلغان، كه در تبليغ، بايد موقعيت زمانى و مكانى را به دقت سنجيده و بهترين شرايط را براى آن انتخاب كنند.

8 - توجه به شرايط روحى مردم و آمادگى آنان ، از ضرورت هاى كار تبليغ است .

موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 6

6 - لزوم برخوردى استوار و به دور از هرگونه ضعف و سستى ، در مقام تبليغ معارف دينى

فاستمسك بالذى أُوحى إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 15 - 4

4 - برانگيختن مخاطب ، به دقت در گفتار و تشويق او به شنيدن گزارش ، روشى مطلوب در شيوه اطلاع رسانى است .

هل ءاتيك حديث موسى

21- آداب تبيين ارزش ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 4

4- تفصيل و تأكيد در بيان نيكى ها و ارزش ها و اشاره و خلاصه گويى در بيان بدى ها و ضد ارزش ها ، امرى شايسته و روشى پسنديده است .

إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها

تعبير تفصيلى «إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم» در قبال تعبير خلاصه تر «و إن أسأتم فلها» مى تواند به مطلب فوق اشاره داشته باشد.

22- آداب تبيين بدى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 4

4- تفصيل و تأكيد در بيان نيكى ها و ارزش ها و اشاره و خلاصه گويى در بيان بدى ها و ضد ارزش ها ، امرى شايسته و روشى پسنديده است .

إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها

تعبير تفصيلى «إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم» در قبال تعبير خلاصه تر «و إن أسأتم فلها» مى تواند به مطلب فوق اشاره داشته باشد.

23- آداب تبيين ضد ارزش ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 4

4- تفصيل و تأكيد در بيان نيكى ها و ارزش ها و اشاره و خلاصه گويى در بيان بدى ها و ضد ارزش ها ، امرى شايسته و روشى پسنديده است .

إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها

تعبير تفصيلى «إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم» در قبال تعبير خلاصه تر «و إن أسأتم فلها» مى تواند به مطلب فوق اشاره داشته باشد.

24- آداب تبيين نيكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 4

4- تفصيل و تأكيد در بيان نيكى ها و ارزش ها و اشاره و خلاصه گويى در بيان بدى ها و ضد ارزش ها ، امرى شايسته و روشى پسنديده است .

إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها

تعبير تفصيلى «إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم» در قبال تعبير خلاصه تر «و إن أسأتم فلها» مى تواند به مطلب فوق اشاره داشته باشد.

25- آداب تذكر آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 1

1 - بندگان خالص خدا به هنگام شنيدن و يادآور شدن آيات الهى ، مانند كران و كوران ، با بى اعتنايى و ناخرسندى از آنها نمى گذرند .

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

فعل «خرّ» در معناى «سقط» به كار مى رود كه به معناى فرود از بالا به پايين است (لسان العرب) و «صمّاً» و «عمياناً» حال براى فاعل «يخرّوا» است. گفتنى است فعل «لم يخرّوا» در معناى كنايى به كار رفته است و مقصود از آن آن ناخرسندى و امتناع كردن است; زيرا انسان با فرود آوردن سر به طرف پايين، ناخرسندى خود را ابراز مى دارد.

26- آداب تسبيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 11،15

11 - امر خداوند به زكريا ، مبنى بر كثرت ياد و تسبيح او ، به هنگام صبح و شام

و اذكر ربّك كثيراً و سبّح بالعشىّ و الابكار

15 - سه روز روزه سكوت ( سخن نگفتن جز با رمز و اشاره ) ، كثرت ذكر خدا و تسبيح او ، دستورالعمل خدا به زكريا براى دستيابى به خواسته خويش ( فرزند صالح ) *

قال ايتك الاّ تكلّم . .. و اذكر ربّك كثيراً و سبّح

در برداشت فوق، فعل «الاّ تكلّم» كه به صيغه نفى است، به معناى نهى گرفته شده است; به قرينه فعل امر «اذكر» كه بر آن عطف شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 9 - 9

9 - آغاز و پايان هر روز ، مناسب ترين لحظات براى ياد خدا و تسبيح او

و تسبّحوه بكرة و أصيلاً

اختصاص يافتن «بكرة» و «أصيلاً» به ذكر، ممكن است كنايه از همه لحظات نباشد، بلكه تأكيدى بر اين دو مجال به حساب آيد.

27- آداب تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 13

13 - تسبيح خداوند همراه با ستايش ، روشى نيكو در تسبيح اوست .

و نحن نسبح بحمدك

«باء» در «بحمدك» به معناى مصاحبت بوده و نيز مى تواند براى استعانت باشد. برداشت فوق بر اساس وجه اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 8

8- تسبيح خداوند همراه ستايش او ، روشى نيكو در تسبيح خدا

و يسبّح الرعد بحمده والملئكة من خيفته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 108 - 3

3- مطلوبيت تسبيح پروردگار همراه با خضوع و سجده براى او ، با مشاهده آيات بحقّ او

إذا يتلى عليهم يخرّون للأذقان سجّدًا . و يقولون سبحن ربّنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 15

15- سپيده دم و پسين گاه ، زمان هاى مناسب براى تسبيح خداوند

أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 6،11،12،14،15،17

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، موظف به تسبيح و حمد پروردگار ، پيش از طلوع و غروب خورشيد

و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها

«باء» در «بحمد ربّك» يا براى مصاحبت است و يا استعانت. در هر صورت، فرمان به حمد و تسبيح با هم است. خطاب «سبّح» گرچه مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد، ولى آيات بعد، قرينه اى بر منحصر نبودن اين تكاليف به آن حضرت است.

11 - تسبيح و ستايش پروردگار ، پيش از طلوع و غروب آفتاب ، داراى ارزش و آثارى ويژه است .

و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها

12 - تسبيح و ستايش پروردگار ، در پاره هايى از شب و نزديك صبح و پس از غروب ، داراى آثار و ارزشى ويژه است .

و من ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

مراد از «اطراف روز» آغاز و پايان آن است و جمع آمدن آن، يا به خاطر توافق لفظى با «آناء الليل» است و يا براى شمول لحظات متعددى از اول و آخر روز است تا توسعه وقت را برساند; يعنى، ذكر و دعا در لحظه هاى اول و آخر روز، مخصوص اولين لحظه روز و آخرين لحظه آن نيست.

14 - تسبيح خداوند ( منزه دانستن او از هر نقص ) ، سزاوار است همواره با ستايش او و آراسته دانستن او به هر كمال همراه باشد .

و سبّح بحمد ربّك

چنانچه «بحمد ربّك» حال براى فاعل «سبح» باشد، مفاد جمله چنين مى شود: خدا را تسبيح كن، در حالى كه او را حمد و ستايش مى كنى.

15 - تسبيح خداوند به وسيله ستايش او بر صفات كمالى اش ، روشى نيكو در تسبيح است .

فسبّح بحمد ربّك

در برداشت ياد شده «باء» در «بحمد ربّك» براى استعانت گرفته شده است.

17 - تسبيح و تنزيه پروردگار ، بايد با ستايش هايى باشد كه او خود را با آنها ستوده است .

فسبّح بحمد ربّك

در باره اضافه «حمد» به «ربّ»، دو وجه ادبى احتمال مى رود: 1- حمد به فاعل خود اضافه شده باشد. 2- حمد به مفعول خود اضافه شده باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر وجه اول است و مفاد آن اين است كه خداى خويش را، با حمدى كه او خود

را به آن ستوده است تسبيح كن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 18 - 6

6 - شبانگاه و بامداد ، بهترين وقت براى تسبيح پروردگار جهان

يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه تصريح به شبانگاه و بامداد به خاطر خصوصيت ويژه اى باشد كه در آن دو زمان وجود دارد و قهراً اين خصوصيت مى تواند حاكى از برترى و امتياز آن دو وقت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 2

2 - قرين و همراه كردن تسبيح و تنزيه خداوند با حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده است .

يسبّحون بحمد ربّهم

«با» در «بحمد» براى مصاحبت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 2

2 - همراه ساختن تسبيح و تنزيه خداوند با حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده

يسبّحون بحمد ربّهم

«با» در «بحمد» براى مصاحبت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 13

13 - همراه كردن تسبيح خداوند با حمد و ستايش او ، توصيه الهى

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 26 - 10

10 - شب هنگام ، وقت مناسب براى عبادت ، تسبيح و ستايش خداوند

و من الّيل فاسجد له و سبّحه ليلاً طويلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 5

5 - لزومِ همراه ساختن تسبيح با حمد خداوند

فسبّح بحمد ربّك

«باء» در «بحمد ربّك» ممكن است براى مصاحبة باشد.

28- آداب تصميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 27 - 5

5 - لزوم تحقيق و بررسى و پرهيز از شتاب زدگى و تصميم عجولانه در مورد اخبار مهم

إنّى وجدت امرأة تملكهم . .. يسجدون للشمس... قال سننظر أصدقت

سليمان به عنوان يكى از پيامبران الهى در تصميم گيرى براى مواجهه با حاكمان سرزمين سبا، از شتاب زدگى خوددارى كرد و به تحقيق درباره آن پرداخت، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

29- آداب تصميم گيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 9

9 - لزوم پرهيز از تصميم گيرى و موضع گيرى به هنگام هيجانات و دغدغه ها

فلما ذهب عن إبرهيم الروع . .. يجدلنا فى قوم لوط

30- آداب تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 69 - 7

7- شكيبا بودن و اطاعت از معلم ، ادب و شرط تعلّم است .

و لا أعصى لك أمرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 70 - 6

6- شتاب زدگى در پرسش ، پيش از فرا رسيدن زمينه آگاهى ، دور از ادب تعلّم است .

فلاتسئلنى عن شىء حتّى أُحدث لك

31- آداب تعليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 21،22

21 - تعليم دهندگان علوم غريبه ، بايد ضرر هاى آن علوم را به متعلمان گوشزد كرده و آنان را از سوء استفاده بر حذر دارند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلاتكفر

22 - ضرورت تلاش براى ايجاد تعهد در متعلمان به هنگام آموزش علوم به آنان

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلاتكفر

32- آداب تغذيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 172 - 9

9 - لزوم شكرگزارى به درگاه خدا پس از تناول غذا و استفاده از مواهب الهى

كلوا من طيبت ما رزقنكم و اشكرواللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 21،23

21 - هريك از مسلمانان ، مى توانند با اعضاى خانواده خود و نيز خويشاوندان و دوستان خويش به صورت جمعى ( بر سر يك سفره ) و يا جداگانه ، غذا ميل كنند .

ليس على الأعمى حرج. ..و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أو

23 - غذا خوردن به صورت جمعى و بر سر يك سفره و يا به طور تنهايى و پراكنده ، جايز است .

ليس عليكم جناح أن تأكلوا جميعًا أو أشتاتًا

33- آداب تفسير نام خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 1 - 5

5 - لزوم پرهيز از حمل نام هاى خداوند ، بر معنايى كه زيبنده او نيست .

سبّح اسم ربّك

34- آداب تكبيرة الاحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 2 - 19

19 - لزوم بالابردن دست ها تا گلوگاه ، در آغاز نماز

فصلّ لربّك وانحر

در لغت آمده است: «نَحَرَ الرجلُ»;يعنى، براى نماز ايستاد و دست ها را در آن هنگام بالا برد (تاج العروس). ارتباط اين دو فرمان با يكديگر - كه اقتضا مى كند فرمان «نحر» نيز در رابطه با نماز باشد - معناى بالا را تقويت مى كند.

35- آداب تكلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 104 - 6،7

6 - ضرورت اجتناب و نيز بازداشتن مردم ، از به كارگيرى كلمات توهين آميز به مقدسات دين

لاتقولوا رعنا

7 - ضرورت پرهيز از سخنى كه گوياى اهانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استهزاى او باشد .

لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا

36- آداب تكلم با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 104 - 2،3،9

2 - خداوند ، اهل ايمان را از به كارگيرى كلمه « راعنا » در خطاب به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر حذر داشت .

يأيها الذين ءامنوا لاتقولوا رعنا

3 - به كارگيرى « انظرنا » به جاى « راعنا » فرمان خداوند به اهل ايمان در خطابشان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( براى درخواست مهلت )

لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا

«انظرنا» به معناى ما را مهلت ده، است. (مجمع البيان)

9 - ضرورت گوش سپارى به سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رعايت سكوت به هنگام سخن گفتن آن حضرت

لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا و اسمعوا

«سمع» (شنيدن) مى تواند به معناى گوش دادن باشد و نيز مى تواند به معناى فرمانبردارى باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

37- آداب تكلّم با والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 23 - 16

16- برخورد عاطفى و مؤدبانه ، با پدر و مادر و تكريم آنان به هنگام سخن گفتن با ايشان ، تكليفى برعهده فرزندان

فلاتقل لهما أُفّ . .. و قل لهما قولاً كريمًا

38- آداب تلاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 173 - 18

18 - لزوم همراهى تلاش با توكّلِ بر خداوند

الّذين استجابوا للّه . .. و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 174 - 6

6 - توكّل همراه با عمل ، موجب تبديل مشكلات سخت به نعمت و فضل الهى

و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكيل. فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل لم يمسسهم سوء

39- آداب تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 204 - 3

3 - تلاوت كننده قرآن ، هر كه باشد ، بايد به هنگام قرائت او خاموش ماند و به قرآن گوش داد .

و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا لعلكم ترحمون

برداشت فوق از مجهول بودن فعل «قرى» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 1

1- لزوم پناه بردن به خدا از شرّ شيطان ، به هنگام قراءت قرآن

فإذا قرأت القرءان فاستعذ بالله من الشيطن الرجيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 4 - 6

6 - لزوم توجه به معانى و مفاهيم آيات قرآن به هنگام قرائت

و رتّل القرءان ترتيلاً

برداشت ياد شده با توجه به اين حقيقت است كه قرائت قرآن با تأنّى و شمرده شمرده، در پى دارنده تفكّر و تأمّل در معانى و مفاهيم آيات آن است و شايد مقصود آيه شريفه، بيان اين حقيقت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 3،4،9

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور آغاز قرائت قرآن ، با نام خداوند

اقرأ باسم ربّك

حرف «باء» در «باسم»، به حال محذوفى نظير «مبتدءاً» يا «مفتتحاً» تعلق دارد.

4 - ذكر نام خداوند ، از آداب شروع تلاوت قرآن

اقرأ باسم ربّك

9 - لزوم توجه به صفات و نشانه هاى خداوند ، هنگام قرائت قرآن

اقرأ باسم ربّك

حرف «باء» در «باسم ربّك»، براى الصاق يا استعانت و يا مصاحبت است. و در صورت اخير مفاد آيه شريفه لزوم همراه ساختن تمام لحظات قرائت با ذكر اسم خداوند است. در حقيقت مراد توجّه به صفات و نشانه هايى است كه اين اسم، بيانگر آن است.

آداب تنزيه متهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 16 - 7

7 - آغاز به تنزيه خداوند ، به هنگام پاك دانستن دامن متهمى از آلودگى ، از آداب قرآنى است .

و لولا إذ سمعتموه قلتم . .. سبحنك

40- آداب توبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 37 - 2،7،9

2 - خداوند كلمات پر ارزشى را به آدم ( ع ) تلقين كرد تا با توسل به آنها ، در پيشگاه خداوند توبه كند .

فتلقى ءادم من ربه كلمت

«تلقى» (مصدر تلقى) به معناى: گرفتن و دريافت كردن است و معناى جمله «فتلقى . ..» چنين مى شود: آدم(ع) از جانب خداوند كلماتى را دريافت كرد. نكره آوردن «كلمات» دلالت بر عظمت و ارجمندى آن كلمات دارد.

7 - تلقين كلمات به آدم ( ع ) ( تعليم چگونه توبه كردن و به درگاه خدا نياز بردن ) جلوه اى از رحمت خداوند بر او بود .

فتلقى ءادم من ربه كلمت . .. إنه هو التواب الرحيم

در برداشت فوق، «الرحيم» در ارتباط با جمله «فتلقى . ..» معنا شده است و مقتضاى آن اين است كه: رحيميت خداوند موجب شد كه كلمات رابه آدم(ع) آموزش دهد.

9 - چگونگى توبه و واسطه هاى لازم براى آن را ، بايد از دين فرا گرفت .

فتلقى ءادم من ربه كلمت فتاب عليه

تفريع پذيرش توبه آدم(ع) (تاب عليه) به وسيله حرف «فاء» بر فراگيرى كلماتى از جانب خدا، حاكى از برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 14

14 - براى استغفار از گناهان و توبه به درگاه خدا ، بايد به دستور ها و آداب تعيين شده از جانب خدا عمل كرد .

و قولوا حطة نغفر لكم خطيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 29 - 6

6 - تسبيح خداوند و اعتراف به گناهكارى خويش ، از آداب توبه

قالوا سبحن ربّنا إنّا كنّا ظلمين

برداشت ياد شده، از آن جا است كه اين آيه، درصدد بيان چگونگى توبه و پشيمانى صاحبان باغ است كه با تسبيح خدا و اعتراف به ستم كارى خويش، انجام پذيرفت.

41- آداب توسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 53 - 2

2 - تمسك به ربوبيت خدا ، ادب دعا و نيايش

ربّنا امنا بما انزلت

42- آداب توصيف خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 116 - 5

5 - ضرورت تنزيه خداوند به هنگام توصيف شدنش به وصفى ناروا

و قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه

بيان تنزيه خدا با كلمه «سبحانه»، پس از يادآورى نسبت نارواى يهود و نصارابه خداوند، درسى است به همگان كه به هنگام شنيدن وصفى ناروا درباره خداوند يا وصفى كه مسلتزم عيب و نقصى براى اوست با كلمه «سبحانه» يا مانند آن، منزه بودن خداوند را از آن عيب و نقص، بيان دارند.

43- آداب تهجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 8،10،11

8 - هفتاد مرتبه استغفار در سحرگاهان ، شيوه تقواپيشگان .

للّذين اتقوا . .. و المستغفرين بالاسحار

امام صادق (ع): من قال فى و تره اذا أوتر «استغفر اللّه ربّى و اتوب اليه» سبعين مرّة . .. كتبه اللّه عنده من المستغفرين بالأسحار ... .


من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 309، ح 4 ; خصال صدوق ،ص 581، ح 3، باب السبعين ; نورالثقلين، ج 1، ص 321، ح 62.

10 - كسى كه يك سال در نماز وتر ، هفتاد بار « استغفر اللّه ربّى و اتوب اليه » بگويد ، از مستغفرين در سحرگاهان است .

و المستغفرين بالاسحار

امام صادق (ع): . .. من قال فى وتره اذا اوتر «استغفر اللّه ربّى و اتوب اليه» سبعين مرة و واظب على ذلك حتى تمضى له سنة، كتبه اللّه عنده من المستغفرين بالاسحار.


من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 309، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 321، ح 62 ; خصال صدوق، ج 2، ص 581، ح 3، باب السبعين.

11 - كسى كه چهل شب در آخر قنوت نماز وتر صد بار « استغفر اللّه و اتوب اليه » بگويد ، از مستغفرين در سحر است .

و المستغفرين بالاسحار

امام صادق (ع): من قال اخر قنوته فى الوتر «استغفر اللّه و اتوب اليه» مأة مرّة اربعين ليلة كتبه اللّه من المستغفرين بالاسحار.


بحار الانوار، ج 87، ص 224، ح 35 ; از جنّة الامان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 6 - 5

5 - لزوم پرداختن به تهّجد ، پس از استراحت

إنّ ناشئة الّيل هى أشدّ وط-ًا

برخى از اهل لغت «ناشئة الليل» را به برخاستن پس از خوابيدن (القومة بعد النومة) معنا كرده اند (قاموس المحيط).

44- آداب جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 4

4 - ضرورت رعايت حقوق دشمنان حتى در جنگ با آنان

و قتلوا فى سبيل اللّه الذين يقتلونكم و لاتعتدوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 1،3

1 - اطاعت از فرمان هاى خدا و رسول به هنگام رويارويى با دشمنان ، وظيفه اى ضرورى بر عهده مسلمانان

و أطيعوا اللّه و رسوله

3 - پرهيز از نزاع و اختلاف به هنگام رويارويى با دشمنان دين ، وظيفه اى ضرورى بر عهده مجاهدان

و لاتنزعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 1

1 - مجاهدان و نيرو هاى رزمى ، نبايد مانند سرمستان و رياكاران رهسپار ميدان هاى نبرد شوند .

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم بطرا و رئاء الناس و يصدون

«بَطرْ» به معناى نشاط و شادمانى بيش از حد و اندازه است كه مى توان از آن به سرمستى تعبير كرد. اين كلمه مصدر است و حال براى فاعلِ «خرجوا» مى باشد ; يعنى خرجوا من ديارهم بطرين. كلمه «رئاء» نيز مصدر و به معناى اسم فاعل (مرائين) يعنى رياكاران) است.

45- آداب جواب سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 86 - 2

2 - پاسخ به تحيّت و درود ديگران ، بايد بهتر از آن ، يا همانند آن باشد .

و اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا باحسن منها ااو ردّوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 8

8 - پاسخ تحيت ديگران به تحيتى بهتر و افزون تر ، پيروى از پيامبران و تأدب به آداب آنان است .

فقالوا سلمًا قال سلم

46- آداب جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 12

12 - اهل ايمان ، بايد اعمال و وظايف الهى خويش ( جهاد ، دفاع ، انفاق و . . . ) را به صورت نيكوى آن انجام دهند .

قتلوا فى سبيل اللّه . .. و أنفقوا فى سبيل اللّه ... و أحسنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 1

1 - مجاهدان نبايد در رويارويى و تعقيب دشمنان ، سستى نشان دهند .

و لاتهنوا فى ابتغاء القوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 3،4،15

3 - لزوم پديد آوردن زمينه آرامش روحى و تجديد قوا براى نيرو هاى رزمى ، قبل از ورود به صحنه كارزار

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

4 - لزوم حفظ آماده باش و عدم غفلت از دشمن در صحنه هاى نبرد ، حتى به هنگام استراحت

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

تصريح به اينكه خواب مجاهدان در آستانه نبرد، خوابى سبك و خفيف بود، براى اشاره به اين است كه مجاهدان اگر چه به استراحت پرداختند، ولى به گونه اى نبود كه از تحركات دشمن غافل شوند.

15 - تقويت روحيه مبارزان ، امرى لازم

و ليربط على قلوبكم و يثبت به الأقدام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 7

7 - ضرورت ايجاد ترس در دشمنان دين و سلب روحيه نبرد از ايشان

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 45 - 2

2 - لزوم زياد ياد كردن خدا به هنگام رويارويى با دشمنان دين و نبرد با آنان

إذا لقيتم فئة فاثبتوا و اذكروا اللّه كثيرا

«اذكروا اللّه» مى تواند عطف بر «اثبتوا» باشد كه در حقيقت جواب شرط «إذا لقيتم» خواهد بود. بر اين مبنا مقصود، زياد ياد كردن خدا به هنگام نبرد است. همچنين «اذكروا ... » مى تواند جمله مستانفه باشد. در اين صورت زياد ياد كردن خدا برنامه اى است براى تمامى مراحل زندگى كه از مصاديق آن هنگام رويارويى با دشمنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 4،11

4 - مجاهدان بدر پيش از غلبه كامل بر دشمن ، براى دستيابى به منافعى مادى ، به گرفتن اسير اقدام كردند .

ما كان لنبى . .. تريدون عرض الدنيا

11 - سركوب دشمنان دين در ميدان نبرد ، آخرت جويى و موجب رسيدن به منافع معنوى و مواهب اخروى است .

ما كان لنبى أن يكون له أسرى . .. و اللّه يريد الأخرة

47- آداب حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 27 - 9

9 - لزوم انجام مراسم حج با محوريت رهبر جامعه اسلامى

يأتوك رجالاً و على كلّ ضامر

اين كه خداوند مى فرمايد: «مردم از پياده و سواره بر تو (ابراهيم) وارد خواهند شد» مى تواند متضمن دستورى باشد به مردم كه بايد ابتدا به زيارت رهبر الهى بشتابند و با محوريت او مراسم حج را انجام دهند.

48- آداب حضور در خانه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 53 - 15

15 - ميهمانان پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از صرف غذا ، نبايد به انتظار گفت وگو با اهل خانه آن حضرت ، مجلس را طولانى مى كردند .

فانتشروا و لامستئنسين لحديث

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه سرگرم شدن به گفت وگو، مربوط به اهل خانه باشد و نه گفت وگو با هم. لازم به ذكر است كه فراز «و إذا سألتموهنّ...» مؤيد اين برداشت است.

49- آداب حمد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 14

14 - در ستايش خداوند ، بايد سخنى به كار رود ، يا معنايى در نظر گرفته شود كه مستلزم كمترين عيب و نقصى نباشد .

و نحن نسبح بحمدك

برداشت فوق مبتنى بر اين وجه است كه «با» براى استعانت باشد. بر اين مبنا، معناى «نسبح بحمدك» چنين مى شود: به وسيله حمد و ستايش، تو را تسبيح و تنزيه مى كنيم. روشن است كه حمد و ستايش، آن گاه در پى دارنده تسبيح و تنزيه است كه الفاظ انتخاب شده، يا معانى در نظر گرفته شده براى ستايش خدا، مستلزم هيچ گونه نقص و عيبى براى او نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 39 - 6

6- برشمردن و به زبان آوردن نعمت ها به هنگام حمد و ستايش خداوند ، امرى پسنديده و از آداب دعاست .

الحمد لله الذى وهب لى على الكبر إسمعيل و إسحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 6،11،12

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، موظف به تسبيح و حمد پروردگار ، پيش از طلوع و غروب خورشيد

و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها

«باء» در «بحمد ربّك» يا براى مصاحبت است و يا استعانت. در هر صورت، فرمان به حمد و تسبيح با هم است. خطاب «سبّح» گرچه مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد، ولى آيات بعد، قرينه اى بر منحصر نبودن اين تكاليف به آن حضرت است.

11 - تسبيح و ستايش پروردگار ، پيش از طلوع و غروب آفتاب ، داراى ارزش و آثارى ويژه است .

و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها

12 - تسبيح و ستايش پروردگار ، در پاره هايى از شب و نزديك صبح و پس از غروب ، داراى آثار و ارزشى ويژه است .

و من ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

مراد از «اطراف روز» آغاز و پايان آن است و جمع آمدن آن، يا به خاطر توافق لفظى با «آناء الليل» است و يا براى شمول لحظات متعددى از اول و آخر روز است تا توسعه وقت را برساند; يعنى، ذكر و دعا در لحظه هاى اول و آخر روز، مخصوص اولين لحظه روز و آخرين لحظه آن نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 6

6 - ستايشِ خداوند ، تنها با سخنى شايسته است كه كمترين شائبه عيب شمارى و تنقيص در آن نباشد .

فسبّح بحمد ربّك

حمد، زمانى مى تواند وسيله تسبيح باشد كه در الفاظ و عبارت هاى برگزيده آن، منزّه دانستن خداوند از عيب ها جلوه گر باشد.

50- آداب خواستگارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 3

3 - روا بودن خواستگارى ولىّ دختر ( پدر ، جد و . . . ) از پسر

قال إنّى أُريد أن أُنكحك إحدى ابنتىّ هتين

51- آداب دريافت وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 16 - 1،3

1 - تعليم ادب دريافت وحى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند

لاتحرّك به لسانك لتعجل به

3 - رعايت سكوت كامل در هنگام دريافت وحى تا پايان يافتن آن ، توصيه الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لاتحرّك به لسانك لتعجل به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 18 - 1

1 - رعايت سكوت كامل در هنگام نزول و دريافت وحى تا پايان آن ، توصيه الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإذا قرأنه فاتّبع قرءانه

52- آداب دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 36 - 7

7- ذكر صفت ربوبيت خدا در دعا ، امرى پسنديده و مطلوب است .

قال ربّ فأنظرنى إلى يوم يبعثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 6 - 3

3 - ستايش خدا و اظهار عبوديت به درگاه او از آداب دعاست .

الحمد للّه رب العلمين . .. إهدنا الصرط المستقيم

از اينكه دعا به درگاه خدا و درخواست از او (اهدنا الصراط المستقيم)، پس از حمد و ستايش الهى و اظهار عبوديت در پيشگاه وى ذكر شده، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 2

2 - التجا به مقام ربوبى خداوند ، از آداب دعا و درخواست نياز ها از درگاه اوست .

رب اجعل هذا بلداً ءامناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 6،9،13

6 - عمل نيك را در پيشگاه خداوند شايسته ذكر ندانستن ، امرى پسنديده است . *

ربنا تقبل منا

مفعول «تقبل» (بپذير) ساختن كعبه است. ابراهيم و اسماعيل (ع) با نياوردن مفعول; يعنى، ياد نكردن از عمل نيكشان، اين نكته را بيان مى دارند كه عملشان در پيشگاه خداوند شايسته ذكر نيست.

9 - التجا به مقام ربوبى خداوند ، از آداب دعا به درگاه اوست .

ربنا تقبل منا

13 - ستايش خداوند ، از آداب دعاست .

ربنا تقبل منا إنك أنت السميع العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 12

12 - ستايش خداوند در پايان دعا ، از آداب دعاست .

ربنا وابعث . .. إنك أنت العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 3

3 - توجّه به ربوبيّت الهى ، از آداب دعا

من يقول ربّنا اتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 201 - 1،2،3

1 - تمجيد آن دسته از مردم كه پس از انجام مناسك حج ، خواهان نيكو هاى دنيا و آخرت و نجات از آتش هستند .

و منهم من يقول ربنا اتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة و قنا عذاب النّار

2 - درخواست از مقام ربوبيّت خداوندى ، از آداب دعا

ربّنا اتنا

3 - تعليم چگونگى دعا و درخواست از خداوند

و منهم من يقول ربّنا اتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة و قنا عذاب النّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 8 - 14

14 - دعا به هنگام برخوردارى از نعمت هدايت الهى ، براى تداوم بخشيدن به آن ، شيوه راسخين در علم

و الرّاسخون فى العلم . .. ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 16 - 5،7،9

5 - اظهار ايمان قبل از دعا ، از آداب طلب غفران و نيايش

امنّا فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النار

7 - مطلوبيّت دعا و تعميم دادن آن نسبت به همگان

ربّنا . .. فاغفرلنا

9 - درخواست از مقام ربوبيّت حق و عدم اتّكاى به عمل صالح خويش ، ادب دعا

ربّنا انّنا امنّا

همواره در قرآن، ايمان و عمل صالح با هم ذكر مى شود; ولى در اينجا چون مقام دعاست، گوينده على رغم دارا بودن عمل صالح «تقوا»، يادى از آن نمى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 4،5

4 - سحرگاهان ، مناسبترين زمان براى استغفار و طلب آمرزش از درگاه خداوند

و المستغفرين بالاسحار

5 - مزيّت و برترى بعضى از زمان ها ، براى دعا و استجابت

و المستغفرين بالاسحار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 35 - 9،15،17

9 - درخواست از مقام ربوبيّت خدا ، ادب دعا

ربّ انّى نذرت لك

15 - اقرار به شنوايى و علم گسترده الهى ، ادب دعا

ربّ . .. انّك انت السميع العليم

17 - احساس حضور در پيشگاه پروردگار شنوا و دانا ، ادب دعا

ربّ . .. فتقبّل منّى انّك انت السميع العليم

«احساس حضور»، از ضماير خطاب استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 38 - 7

7 - درخواست از مقام « ربوبيت » خدا ، ادب دعا

قال ربّ هب لى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 2

2 - توجّه زكريا به ربوبيّت خدا ، در هنگام دعا

قال ربّ اجعل لى اية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 53 - 2

2 - تمسك به ربوبيت خدا ، ادب دعا و نيايش

ربّنا امنا بما انزلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 22

22 - ابتهال در دعا ، باز كردن و بالا بردن دست ها و ساعد ها به سوى آسمان است .

ثم نبتهل

امام صادق (ع): . .. و الابتهال تبسط يديك و ذراعيك الى السّماء.


كافى، ج 2، ص 480، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 350، ح 171.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 13،18

13 - توجّه به ربوبيّت خداوند ، از آداب دعا

ربّنا انّنا . .. ربّنا فاغفرلنا

18 - شريك ساختن همكيشان در دعا ، از آداب آن

ربّنا انّنا سمعنا . .. فامنّا ربّنا فاغفرلنا ... و كفّر عنّا ... و توفّنا مع الا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 18

18 - لزوم اميدوارى به فضل خداوند در دعا و تقاضا از او

و سئلوا اللّه من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 17

17 - توجه به ربوبيّت خدا ، از آداب دعا

ربّنا اخرجنا . .. و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك نصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 14

14 - توجه به ربوبيت خداوند از آداب دعا و نيايش

ربنا ءامنا فاكتبنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 4

4 - درخواست از مقام الوهيت و ربوبيت خداوند از آداب دعا و مؤثر در استجابت آن

قال عيسى ابن مريم اللّهم ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 3،4،5،8

3 - لزوم تضرع ( احساس ذلت و كوچكى ) در دعا به درگاه خداوند

ادعوا ربكم تضرعاً و خفية

«تضرع» (تذلل و اظهار كوچكى) مصدر است و در آيه به معناى اسم فاعل و حال براى فاعل «ادعوا» مى باشد ; يعنى: ادعوا ربكم متضرعين.

4 - دعا در نهان ، توصيه خداوند به بندگان

ادعوا ربكم تضرعاً و خفية

«خفية» (نهان كردن) مصدر است و در آيه به معناى اسم فاعل و حال براى فاعل «ادعوا» مى باشد ; يعنى: ادعوا ربكم مخفين دعاءكم.

5 - لزوم اخلاص در دعا

ادعوا ربكم تضرعاً و خفية

ترغيب به نهان ساختن دعاها مى تواند براى پيشگيرى از نفوذ ريا در دعا باشد.

8 - علنى ساختن دعا و نداشتن تضرع در آن ، تجاوز از آداب دعا به درگاه خداست .

ادعوا ربكم تضرعاً و خفية إنه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 56 - 5

5 - هراس از مقام ربوبى خدا و نقمت او و اميد داشتن به رحمت وى ، از آداب دعا و نيايش به درگاه خداوند است .

و ادعوه خوفاً و طمعاً

هر يك از «خوفاً» و «طمعاً» مصدرى است به معناى اسم فاعل و حال براى فاعل «ادعوه» مى باشد. يعنى «ادعوه خائفين و طامعين». متعلق «طمعاً» به قرينه فراز بعد رحمت خداست و در مقابل، متعلق «خوفاً» نقمت خدا و دورى از رحمت او خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 126 - 15

15 - توسل به ربوبيت خداوند از آداب دعا به درگاه اوست .

ربنا أفرغ علينا صبراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 151 - 6،10

6 - توجه و تمسك به ربوبيت خداوند ، از آداب دعا به درگاه اوست .

قال رب

10 - بيان « أرحم الراحمين » بودن خدا پس از درخواست آمرزش و رحمت ، از آداب دعا به درگاه ربوبى است .

و أنت أرحم الرحمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 8

8 - بنى اسرائيل ، در دعاى خود به صفت رحمت خداوند متوسل شدند .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 1

1 - اظهار خضوع و تذلل همراه توسل به ربوبيت خداوند و اعتراف مكرر به آن ، از آداب دعاست .

و قال موسى ربنا . .. ربنا ليضلوا ... ربنا اطمس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 45 - 2

2- التجا به مقام ربوبى ، از آداب دعاست .

و نادى نوح ربه فقال رب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 3

3- تمسك و توسل به ربوبيت خداوند ، از آداب دعاست .

قال رب . .. إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 17

17- توجه به ربوبيت خدا ، از آداب دعاست .

قال رب . .. و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 17

17- توصيف خداوند به صفت رحمت بخشى ( مانند ارحم الراحمين ) از آداب استغفار و دعا براى آمرزش است .

يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 6

6- توجه به ربوبيّت خدا از آداب دعا و استغفار است .

سوف أستغفر لكم ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 2،26

2- توجه به ربوبيّت خداوند از آداب دعا و نيايش است .

رب قد ءاتيتنى . .. توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصلحين

26- ياد كردن از نعمت هاى خداوند و ستايش كردن او با صفاتى شايسته ، از آداب دعا به درگاه اوست .

رب قد ءاتيتنى من الملك . .. فاطر السموت و الأرض ... توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 6

6- خواندن خداوند با اسم « ربّ » از آداب دعاست .

ربّ اجعل هذا البلد ءامنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 38 - 3،4

3- ذكر صفت هاى خداوند ( صفات كمال و جمال ) از آداب دعا به درگاه اوست .

ربّنا إنك تعلم ما نخفى و ما نعلن

4- حسن عرض حاجت كردن و بر زبان راندن نياز ها و مشكلات به درگاه خداوند به هنگام دعا

ربّ اجعل هذا البلد ءامناً . .. ربّنا إنى ... بواد غير ذى زرع ... ربّنا إنك تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 39 - 6

6- برشمردن و به زبان آوردن نعمت ها به هنگام حمد و ستايش خداوند ، امرى پسنديده و از آداب دعاست .

الحمد لله الذى وهب لى على الكبر إسمعيل و إسحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 40 - 8

8- دعا براى استجابت دعا ها ، از آداب دعاست .

ربّنا و تقبّل دعاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 41 - 10

10- هر دعا كننده اى لازم است خواسته هاى اساسى خويش را ، در دعا ، در اولويت قرار دهد . *

ربّنا اغفرلى و لولدىّ . .. يوم يقوم الحساب

اينكه حضرت ابراهيم(ع) در دعاها و مناجاتش، به ويژه در طلب آمرزش، خود را بر ديگران مقدم داشته است، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه هر فرد دعا كننده اى خواسته اساسى خود را در دعا بايد مقدم بدارد; هر چند كه نبايد ديگران را نيز از نظر دور داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 37 - 7

7- « قال أبوعبدالله ( ع ) : إن على بن الحسين ( ع ) . . . قال : . . . يا من استجاب لأبغض خلقه إليه إذ قال أنظرنى إلى يوم يبعثون ، إستجب لى . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: على بن الحسين(ع) فرمود: اى كسى كه [خواسته] مبغوض ترين خلق خود را اجابت كردى! آن گاه كه گفت: «أنظرنى إلى يوم يبعثون» خواسته مرا اجابت فرما. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 24 - 11

11- تمسك به ربوبيت الهى در مقام دعا و نيايش ، امرى پسنديده و نيكوست .

قل ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 2،4

2- التجا به ربوبيت خدا و خود را مربوب او دانستن ، از آداب دعا و نيايش

و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق

4- بر زبان آوردن خواسته ها در پيشگاه خدا ، از آداب دعا و نيايش

و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 110 - 1،4،6،11،14،20

1- جواز خواندن خدا به هر يك از نام ها و اوصاف متعدد او

ادعوا الله أو ادعوا الرحمن

4- توجه به ذات يكتاى پروردگار ، مقصود اصلى در خواندن او با نام ها و صفات متعدد

أيًّاما تدعوا فله الأسماء الحسنى

6- عدم جواز خواندن خدا به اسما و صفاتى كه داراى شايبه نقص ، كاستى و محدوديت است .

ادعوا الله أو ادعوا الرحمن أيًّاما تدعوا فله الأسماء الحسنى

11- لزوم رعايت اعتدال صوت در دعا و نيايش به درگاه خداوند

لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها

14- لزوم رعايت اعتدال و پرهيز از افراط و تفريط ، در نحوه انجام عبادات و نيايشها

و لاتجهر . .. و لاتخافت بها و ابتغ بين ذلك سبيلاً

احتمال دارد كه ذكر نماز و يا دعا به عنوان مظهر و مصداق اصلى عبادات و نيايشها آمده باشد و اين دو و نيز با آواز خواندن و يا با سكوت خواندن خصوصيتى نداشته باشد. بنابراين، از آيه رعايت اعتدال در نحوه انجام عبادتها قابل استفاده است.

20- « إن رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال : « و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها » إنما نزلت فى الدعاء . . . ;

همانا رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها» [اين آيه] فقط در مورد دعا نازل شده است . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 10 - 8

8- التجا به ربوبيّت الهى ، از آداب دعا و نيايش

فقالوا ربّنا ءاتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 24 - 26

26- اظهار اميدوارى به امداد هاى الهى ، از شيوه هاى دعا به درگاه خداوند و درخواست كمك از او است .

و قل عسى أن يهدين ربّى لأقرب من هذا رشدًا

به زبان آوردن اميد (گفتن «عسى أن . ..») انگيزه اى جز اظهار نياز و درخواست اجابت ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 9

9- توجه به ربوبيّت خداوند ، از آداب دعا است .

يدعون ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 3 - 5

5- پنهانى بودن دعا و دوربودن آن از انظار ، از آداب دعا است . *

نادى ربّه نداءً خفيًّا

يادكردن از دعاى پنهانى حضرت زكريا و نيز آيات بعدى كه استجابت دعاى او را مطرح ساخته، ممكن است به مطلوب بودن دعاى پنهانى و دور از انظار اشاره داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 4 - 3،6،12

3- توسل به ربوبيت الهى و تكرار آن ، از آداب دعا است .

قال ربّ . .. لم أكن بدعائك ربّ

6- برشمردن ضعف ها و كاستى ها و بيان ناتوانى خود از انجام خواسته ها و رفع نيازمندى ها ، از آداب دعا و نيايش است .

قال ربّ إنّى وهن العظم منّى واشتعل الرأس شيبًا

12- برشمردن لطف و عنايت هاى مكرر خداوند درگذشته عمر ، زمينه جلب رحمت و لطف الهى و از آداب دعا است .

قال ربّ . .. لم أكن بدعائك ربّ شقيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 6 - 17

17- توسل به نام مقدس « ربّ » از آداب دعا است .

واجعله ربّ رضيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 4

4- زكريا ( ع ) ، هنگام دعا ، به ربوبيت خداوند توجه داشت .

قال ربّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 17

17- توجه به ربوبيت خدا ، از آداب دعا و استغفار است .

سأستغفر لك ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 14،21

14- توجه به ربوبيت الهى و نام مقدس « ربّ » از آداب دعا است .

و أدعوا ربّى . .. بدعاء ربّى

21- « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : رحم اللّه عبداً طلب من اللّه - عزّوجلّ- حاجة فألحّ فى الدعاء استجيب له أو لم يستجب ( له ) و تلا هذه الأية : « و أدعوا ربّى عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيّاً » . . . ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: رحمت خداوند بر بنده اى كه از خداى - عزّوجلّ- چيزى بخواهد و بر خواسته خود پافشارى كند، خواه دعاى او مستجاب شود و خواه مستجاب نگردد. سپس پيامبر(صلی الله علیه و آله) اين آيه را كه نقل كلام ابراهيم(ع) است تلاوت كرد «و أدعوا ربّى عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيّاً»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 25 - 6

6 - ياد كرد ربوبيت الهى و به زبان آوردن نام مقدس « ربّ » ، از آداب دعاى به درگاه او است .

قال ربّ اشرح لى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 27

27 - ذكر نام « ربّ » در دعا ، از آداب آن است .

و قل ربّ زدنى علمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 5،12

5- خواندن خداوند با نام « ربّ » ، از آداب دعا و نيايش است .

و أيّوب إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الضرّ

12- التجاى انسان به صفت رحمت الهى ، به هنگام درخواست نياز و نيايش از آداب دعا است .

و أيّوب إذ نادى . .. و أنت أرحم الرحمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 19

19- تهليل و تنزيه خداوند و اعتراف به تقصير و گناه كارى خويش ، از آداب دعا و نيايش است .

فنادى فى الظلمت أن لاإله إلاّأنت سبحنك إنّى كنت من الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 88 - 3

3- نقش تهليل و تسبيح خدا و اقرار به ظلم به خويشتن ، در استجابت دعا و رهايى از غم ها

فنادى فى الظلمت أن لاإله إلاّأنت سبحنك إنّى كنت من الظلمين . فاستجبنا له و ن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 89 - 11،13

11- توجه به ربوبيت خداوند و ذكر آن به هنگام دعا ، از آداب دعا و نيايش

إذ نادى ربّه ربّ لاتذرنى

13- حسن ستايش خدا و يادكردن صفات و اسماى او به گونه اى مناسب با نياز ، به هنگام نيايش و دعا

و أنت خير الورثين

برداشت ياد شده به اين دليل است كه زكريا(ع) متناسب با نياز و خواسته اش (حفظ دستاوردهاى خود در پرتو فرزنددار شدن)، خدا را به «بهترين وارث بودن» ياد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 90 - 21

21- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : الرغبة أن تستقبل ببطن كفيك إلى السماء و الرهبة أن تجعل ظهر كفيك إلى السماء ;

از امام صادق(ع) روايت شده: «رغبت» (در دعا) اين است كه كف دست هاى خود را به طرف آسمان كنى و «رهبت» اين است كه پشت دست ها را به طرف آسمان قرار دهى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 29 - 2،3

2 - لزوم التجا به مقام ربوبيت و پروردگارى خدا به هنگام دعا و عرض نياز

و قل ربّ أنزلنى منزلاً مباركًا

به كارگيرى كلمه «ربّ» در مقام عرض حاجت به جاى كلمات ديگر، مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

3 - ثنا و ستايش خدا در دعا ، با ذكر صفاتى مطابق و متناسب با درخواست و عرض نياز ، امرى پسنديده

و قل ربّ أنزلنى منزلاً مباركًا و أنت خير المنزلين

«منزل» در اين جا، كنايه از سرزمينى است كه حضرت نوح(ع) خواستار فرود آمدن در آن بود. ذكر جمله «و أنت خير المنزلين» (و تو بهترين ميزبانان هستى) در پايان دعا و متناسب با عرض نياز، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 93 - 2

2 - التجا به پروردگار ، از آداب دعا و آموزه اى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل ربّ إمّا ترينّى ما يوعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 94 - 2

2 - التجا به ربوبيت خدا در دعا ، مؤثر در جلب رحمت او

قل ربّ. .. ربّ فلاتجعلنى فى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 97 - 3

3 - التجا به ربوبيت الهى در دعا ، از آداب توصيه شده از سوى خدا

و قل ربّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 9

9 - التجا به ربوبيت الهى و بر شمردن صفات رحمت آفرين او ، از آداب دعا و نيايش است .

يقولون ربّنا . .. و أنت خير الرحمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 118 - 7

7 - التجا به ربوبيت الهى و برشمردن صفات رحمت آفرين او ، از آداب دعا و نيايش

و قل ربّ اغفر و ارحم و أنت خير الرحمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 20

20 - توسل به اسم « ربّ » و ياد كرد ربوبيت خداوند ، از آداب دعا

و الذين يقولون ربّنا هب لنا . .. و اجعلنا للمتّقين إمامًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 88 - 3

3 - دعا و نيايش به درگاه خداوند ، از توصيه هاى او به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لاتدع مع اللّه إلهًا ءاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 2،3،5،11،14

2 - به زبان آوردن استغفار ، امرى پسنديده و از آداب دعا است .

قال ربّ اغفرلى

3 - توسل به ربوبيت خداوند ، از آداب دعا است .

قال ربّ اغفرلى

5 - استغفار ، پيش از دعا و اظهار حاجت به درگاه الهى ، زمينه ساز استجابت دعا و برآوردن حاجت است .

قال ربّ اغفرلى و هب لى ملكًا

برداشت ياد شده از استغفار سليمان(ع)، پيش از اظهار حاجت و درخواست پادشاهى از خداوند برمى آيد.

11 - برترى درخواست ها و نياز هاى معنوى و اخروى ، بر درخواست ها و نياز هاى مادى و دنيايى در دعا و عرض حاجت به درگاه الهى

قال ربّ اغفر لى و هب لى ملكًا

14 - ستايش خداوند ، از آداب دعا و عرض حاجت به درگاه او است .

ربّ اغفر لى و هب لى ملكًا . ..إنّك أنت الوهّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 79 - 7

7 - ذكر صفت ربوبيت خدا در دعا ، امرى پسنديده و مطلوب

قال ربّ فأنظرنى إلى يوم يبعثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 81 - 7

7 - انسان در هيچ حال نبايد از استجابت دعايش به درگاه الهى ، مأيوس شود .

قال ربّ فأنظرنى . .. قال فإنّك من المنظرين . إلى يوم الوقت المعلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 3،4،17

3 - ذكر « اللّهمّ » ، سرفصل دعا و نيايش مؤمنان با خداوند

قل اللّهمّ

4 - ذكر « اللّهمّ » در آغاز ، از آداب دعا به درگاه الهى

قل اللّهمّ

17 - ثناى خداوند و ذكر اوصاف او ، پيش از اظهار حاجت ، امرى شايسته و از آداب دعا است .

قل اللّهمّ فاطر السموت . .. علم ... أنت تحكم بين عبادك فى ما كانوا فيه يختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 16

16 - مناجات با خداوند و ذكر صفت ربوبيت او ، از آداب دعا و حاجت خواهى از او

ربّنا وسعت . .. فاغفر للذين تابوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 17 - 6

6 - شب هنگام ، وقت مناسب و شايسته براى عبادت و راز و نياز به درگاه الهى

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 19

19 - توسل به اسما و صفات الهى ، از آداب نيايش و زمينه اجابت دعا *

ربّنا إنّك رءوف رحيم

ذكر اوصاف متعدد خداوند (ربّ، رؤوف و رحيم) در اين آيه - كه رهنمودى است به دعا كنندگان - بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 8 - 9،11

9 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) : . . .قوله « و تبتّل إليه تبتيلاً » قال : الدّعاء بأصبع واحدة تشير بها . . . ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند: «و تبتّل إليه تبتيلاً» روايت شده كه فرمود: [مقصود] دعا كردن همراه با اشاره يك انگشت است. ..».

11 - « عن موسى بن جعفر ( ع ) قال : التبتّل أن تقلّب كفّيك فى الدّعاء إذا دعوت . . . ;

از امام كاظم(ع) روايت شده كه فرمود: «تبتّل» آن است كه هنگامى كه دعا مى كنى، كف دست هايت را برگردانى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 3،7

3 - براى توجّه به خدا و درخواست از او ، بايد نهايت تلاش را به كار برد .

فانصب

7 - « عن مَسْعدَة بن صَدَقَة قال : سمعت جعفراً يقول : كان أبى ( رضى اللّه عنه ) يقول : فى قول اللّه تبارك و تعالى « فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب » إذا قَضَيْتَ الصلاة بعد أن تُسَلِّم و أنت جالس فانصب فى الدّعاء من أمر الدنيا و الآخرة فإذا فرغت من الدعاء فارغب إلى اللّه تبارك و تعالى أن يتقبّل ها منك ;

از مسعدة بن صدقه روايت شده كه گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: پدرم - كه خداوند از او راضى باد - درباره سخن خداوند تبارك و تعالى «فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب» مى فرمود: زمانى كه نماز را بعد از سلام به پايان رساندى و هنوز نشسته اى، براى امر دنيا و آخرت در دعا بكوش پس هنگامى كه از دعا فارغ شدى، به درگاه خداى تبارك و تعالى تضرّع و زارى كن كه آن را از تو قبول كند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 8 - 6

6 - بهره مندان از نعمت هاى الهى ، بايد تنها به درگاه خداوند دعا كرده ، حاجت هاى خويش را از او طلب كنند .

ألم نشرح . .. و وضعنا ... و رفعنا ... و إلى ربّك فارغب

53- آداب دفاع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 12

12 - اهل ايمان ، بايد اعمال و وظايف الهى خويش ( جهاد ، دفاع ، انفاق و . . . ) را به صورت نيكوى آن انجام دهند .

قتلوا فى سبيل اللّه . .. و أنفقوا فى سبيل اللّه ... و أحسنوا

54- آداب ذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 239 - 7

7 - بايد آن گونه به ياد خدا بود كه او به انسان آموخته است .

فاذكروا اللّه كما علّمكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 15

15 - سه روز روزه سكوت ( سخن نگفتن جز با رمز و اشاره ) ، كثرت ذكر خدا و تسبيح او ، دستورالعمل خدا به زكريا براى

دستيابى به خواسته خويش ( فرزند صالح ) *

قال ايتك الاّ تكلّم . .. و اذكر ربّك كثيراً و سبّح

در برداشت فوق، فعل «الاّ تكلّم» كه به صيغه نفى است، به معناى نهى گرفته شده است; به قرينه فعل امر «اذكر» كه بر آن عطف شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 205 - 2

2 - خشوع در برابر خدا و هراس از مقام ربوبى او ، از آداب توجه به خدا و ياد كردن اوست .

و اذكر ربك فى نفسك تضرعا و خيفة

«تضرع» به معناى خشوع و اظهار كوچكى است و «خيفه» به معناى ترسيدن و هراس داشتن است. «تضرعا» و «خيفه» مصدر و در آيه شريفه به معناى اسم فاعل (متضرعا) و (خائفا) مى باشند. يعنى: ياد كن پروردگارت را با حالت خشوع و هراس.

55- آداب ذكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 98 - 4

4- قرين و همراه كردن تسبيح پروردگار با حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده در ذكر و عبادت

فسبّح بحمد ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 9 - 9

9 - آغاز و پايان هر روز ، مناسب ترين لحظات براى ياد خدا و تسبيح او

و تسبّحوه بكرة و أصيلاً

اختصاص يافتن «بكرة» و «أصيلاً» به ذكر، ممكن است كنايه از همه لحظات نباشد، بلكه تأكيدى بر اين دو مجال به حساب آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 9

9 - قبل از طلوع و غروب خورشيد ، لحظه هايى مناسب براى ياد خدا *

و سب-ّح بحمد رب-ّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 25 - 1،5

1 - ذكر نام پروردگار و ياد او در سپيده دم و پسين گاه ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و اذكر اسم ربّك بكرة و أصيلاً

«بكرة»، هم به فاصله ميان نماز صبح و طلوع خورشيد گفته مى شود (لسان العرب) و هم به آغاز روز (مفردات راغب).

«اصيلاً» به فاصله ميان عصر و مغرب گفته مى شود (صحاح اللغة) و نيز به معناى آخر روز آمده است (العين). «ذكر» هم دو نوع است: ذكر با قلب و ذكر با زبان. (مفردات راغب)

5 - سپيده دم و پسين گاه ، از اوقات مناسب براى ذكر و ياد خداوند

و اذكر اسم ربّك بكرة و أصيلاً

أصيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 15 - 4

4 - لزوم ذكر نام خدا پيش از نماز

ذكر اسم ربّه فصلّى

56- آداب ذكر نام خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 1 - 4

4 - نام خداوند ، هرگز نبايد با اثبات صفات ناشايست و سلب صفات بايسته ، همراه شود .

سبّح اسم ربّك

تسبيح و تقديس و تنزيه به يك معنا است (مصباح). مراد از تسبيح نام خداوند، پاك و دور از عيب معرفى كردن آن است كه مستلزم چند چيز است: 1. همراه نساختن نام خداوند با وصفى ناشايست; 2. حمل نكردن نام او بر معنايى نادرست; 3. سلب نكردن صفات نيكو از آن; 4. به كار نبردن نام هاى اختصاصى خداوند براى غير او; 5. پرهيز از بى احترامى به نام هاى او. برداشت ياد شده به برخى از امور ياد شده نظر دارد.

57- آداب ذكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 39 - 10

10- گفتن « ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه » به هنگام مشاهده نعمت ها ، كارى شايسته و لازم است .

و لولا إذ دخلت جنّتك قلت ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه

58- آداب راه رفتن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 2،14

2 - مشى و راه رفتن بندگان خالص خدا ، در كمال وقار و آرامى ، و به دور از سرعت و شتابزدگى است .

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

14 - « فى مجمع البيان فى قوله تعالى : « الذين يمشون على الأرض هوناً » . . . و قال أبوعبداللّه ( ع ) هو الرجال يمشى

بسجيته التى جبل عليها لايتكلف و لايتبختر ;

در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «الذين يمشون على الأرض هوناً». .. آمده است كه امام صادق(ع) فرمود: آن كسى است كه بر خلق و خوى فطرى خود - كه خدا او را به آن گونه آفريده است - بدون تكلف و تكبر راه ميرود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 4،14

4 - بايد از راه رفتن به صورت سرمست و شادمانه افراطى ، پرهيز كرد .

و لاتمش فى الأرض مرحًا

«مرح» در لغت به معناى «شدت خوش حالى» است و نصب آن، به خاطر حال بودن اش است.

14 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « و لاتمش فى الأرض مرحاً » أى بالعظمة ;

از امام باقر(ع) درباره آيه «و لاتمش فى الأرض مرحاً» روايت شده كه: يعنى، با جلال و جبروت در زمين راه نرو».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 19 - 1،11

1 - سفارش لقمان به پسر خويش ، براى رعايت اعتدال در راه رفتن

يبنىّ . .. و اقصد فى مشيك

«قصد» به معناى، حد ميانى بين افراط و تفريط است (مفردات راغب) و نيز به معناى «اعتدال» است و «مشى»، انتقال از جايى به جايى است (مفردات راغب) كه از آن، به «راه رفتن» تعبير مى شود.

11 - تعاليم دين ، حتى ساده ترين رفتار اخلاقى را - مانند كيفيت راه رفتن و سخن گفتن - دربردارد .

يبنىّ . .. و لاتصعّر خدّك للناس ... و اقصد فى مشيك و اغضض من صوتك

59- آداب زكات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 30

30 - زكات ، بايد به بهترين صورت و مناسب ترين چيز براى فقيران پرداخت شود .

و أقرضوا اللّه قرضًا حسنًا

60- آداب زندگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 35 - 12

12 - خداوند ، همواره بايد محور حركت ها و برنامه هاى مؤمنان باشد .

اتقوا اللّه و ابتغوا إليه الوسيلة و جهدوا فى سبيله

61- آداب زيارت مسجد الحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 14

14 - طواف ، قيام ، ركوع و سجود ( نماز ) از آداب زيارت مسجدالحرام

و طهّر بيتى للطّائفين و القائمين و الركّع السجود

ظاهر اين است كه مراد از «القائمين و الركع السجود» نمازگزاران است; يعنى، «خانه مرا براى طواف كنندگان و نمازگزاران آماده كن».

62- آداب سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 17

17 - لزوم اعتراف به ربوبيت خداوند به هنگام سجده

فأُلقى السحرة سجّدًا قالوا ءامنّا بربّ هرون و موسى

63- آداب سخن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 26

26 - جابر از امام باقر ( ع ) درباره « و قولوا للناس حسناً » روايت نموده كه فرموده است : « قولوا للناس أحسن ما تحبون أن يقال لكم . . . ;

بهتر از آن گونه كه مى خواهيد با شما سخن گفته شود با مردم سخن گوئيد . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 222 - 12

12 - حُسن رعايت عفّت كلام

و يسئلونك عن المحيض

از تصريح نكردن قرآن به كلماتى كه خلاف عفت است (مثل عدم آميزش كه از آن تعبير به اعتزال كرده و يا فرج كه از آن تعبير به محيض در جمله دوّم و نيز در «من حيث امركم اللّه» كرده)، حسن رعايت عفت كلام استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 236 - 5

5 - رعايت عفّت كلام ، از آداب بيان احكام

ما لم تمسّوهنّ

با توجه به اينكه از آميزش جنسى به «مسّ» (تماس گرفتن) تعبير كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 40 - 4،5

4 - ادب زكريا در مقام تكلّم با خداوند

و قد بلغنى الكبر

جمله «و قد بلغنى الكبر»، كنايه از ناتوانى بر آميزش جنسى است.

5 - لزوم رعايت ادب در گفتار با خداوند

و قد بلغنى الكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 9 - 11

11 - لزوم برخورد نيك و گفتار صواب و متين با يتيمان

و ليقولوا قولا سديداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 21 - 7

7 - پرهيز از صراحت گويى در بيان مسائل جنسى ، امرى نيكو و پسنديده

و قد افضى بعضكم الى بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 1،2،4

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ابلاغ اين پيام به بندگان كه آنان بايد بهترين گفتار را براى گفتن برگزينند .

و قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

2- مؤمنان ، موظف به انتخاب بهترين شيوه ها در گفتار و برخوردشان با مشركان و كافران

و قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

برداشت فوق، مبتنى بر شأن نزولى است كه در آن آمده است: مؤمنان در برابر اهانت و آزارهاى مشركان، تصميم به برخورد شديد گرفتند (مجمع البيان ج،6 ص 5) و خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را موظف فرمود كه به آنان اعلام كند: بهترين گفتار را انتخاب كنيد.

4- خداوند ، خواهان موضع گيرى شايسته و سخن نيك انسان ، در قبال گفتار و برخورد هاى ناشايست ديگران

قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

در آيات قبل، سخن نارواى كافران در مسحور خواندن پيامبر(صلی الله علیه و آله) ذكر شده است و در اين آيه مى فرمايد: «شما بهترين را بگوييد». از مجموع اين فرازها برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 24 - 7

7- كسانى كه گفتن « إن شاء اللّه » را فراموش كنند ، بايد - گرچه با تعبيرى ديگر - ذكر خدا را به زبان آورند .

إلاّ أن يشاء اللّه واذكّر ربّك إذا نسيت

متعلق نسيان -، به قرينه «إلاّ إن يشاء اللّه» -، مى تواند گفتنِ «إن شاء اللّه» باشد. جمله «اذكر ربّك» مطلق است، بنابراين، براى تدارك «إن شاء اللّه» انتخاب هر لفظى كه نشانِ توجه به خداوند و حاكميّت اراده او باشد، ثمربخش خواهد

بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 14 - 3

3 - معرفى خود به مخاطب در آغاز گفت وگو ، از آداب مكالمه و هم صحبت شدن با ديگران است .

يموسى . .. إنّنى أنا اللّه

خداوند با نداى «يا موسى» به او فهماند كه نام وى را مى داند، آن گاه در نخستين سخنان خود با موسى(ع)، خود را به او معرفى كرد تا گفت وگو با شناخت طرفين ادامه يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 20

20 - سلام در پايان سخن ، شعار موسى و هارون ( ع ) *

والسلم على من اتبع الهدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 11

11 - « فى مجمع البيان فى قوله تعالى : « و إذا مرّوا باللغو مرّوا كراماً » . . . و قيل هم الذين إذا أرادوا ذكر الفرج كنوا عنه عن أبى جعفر ( ع ) ;

امام باقر(ع) در باره سخن خداوند «و إذا مرّوا باللغو مرّوا كراماً» فرمود: آنان كسانى اند كه به هنگام نام بردن از عورت، با كنايه از آن نام مى برند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 30 - 5

5 - نام خداوند ، بهترين سرآغاز هر سخن و نامه و هر كار و برنامه

إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم. .. و إنّه بسم اللّه الرحمن الرحيم

با توجه به اين كه سليمان(ع) به عنوان پيامبر، نامه اش را با نام خدا آغاز كرده و خداوند آن را به عنوان يك ارزش ياد نموده است، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 55 - 5

5 - رعايت ادب در سخن گفتن و پرهيز از بيهوده گويى ، امرى ستوده و مورد توصيه خداوند

و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 19 - 4،8،11

4 - كاستن از طنين صدا ، از سفارش هاى لقمان به پسر خويش است .

و اغضض من صوتك

8 - تلاش در غلبه بر ديگران با فرياد ناهنجار و خشن ، تلاشى ابلهانه و به دور از منش انسانى است . *

و اغضض من صوتك إنّ أنكر الأصوت لصوت الحمير

آيه، مى تواند به واقعيت خارجى اشاره داشته باشد كه معمولاً افراد بى منطق با جنجال آفرينى و سر و صدا، در پى غلبه دادن نظر خود هستند.

11 - تعاليم دين ، حتى ساده ترين رفتار اخلاقى را - مانند كيفيت راه رفتن و سخن گفتن - دربردارد .

يبنىّ . .. و لاتصعّر خدّك للناس ... و اقصد فى مشيك و اغضض من صوتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 23

23 - شايسته است كه به هنگام سخن گفتن از مسايل جنسى ، به كنايه سخن گفته شود و ادب كلام ، مراعات گردد .

فلمّا قضى زيد منها وطرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 1 - 1

1 - مؤمنان ، مورد نهى الهى از سبقت جستن بر خدا و رسول ، در گفتار و رفتار

يأيّها الذين ءامنوا لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله

64- آداب سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 7،8

7 - «سلام عليكم»، هيئت سلام كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مؤمنان هنگام روبرو شدن با آنان

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم

8 - «سلام عليكم» روش تحيت و درود اسلامى به هنگام برخورد مسلمانان با يكديگر

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم

پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در چنين موارد خصوصيتى ندارد و مقصود تمام مسلمانان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 6

6- جواب سلام به وجهى نيكوتر از سلامِ سلام كننده ، امرى پسنديده و از سنت هاى پيامبران است .

قالوا سلمًا قال سلم

كلمه «سلاماً» مفعول براى فعلى مقدر همانند «نسلم» است و «سلام» مبتدا و خبر آن كلمه اى محذوف همانند «عليكم» مى باشد. بر اين اساس فرشتگان با جمله فعليه «نسلم سلاماً» به ابراهيم(ع) سلام كردند و ابراهيم(ع) با جمله اسميه «سلام عليكم» - كه دلالت بر ثبات و دوام دارد - پاسخ داد و بدين جهت پاسخ او نيكوتر از سلام فرشتگان مى باشد.

65- آداب سواركارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 33 - 5

5 - نوازش اسب هاى نجيب و تيزرو ، پس از استفاده از آنها ، كارى پسنديده و شايسته است .

ردّوها علىّ فطفق مسحًا بالسوق و الأعناق

66- آداب شورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 29

29 - لزوم توجّه به نقش تعيين كننده خداوند براى موفقيّت در امور ، حتّى پس از مشورت و تصميم گيرى نهايى بر انجام كارها

و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكّل على اللّه

67- آداب صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 271 - 11

11 - حسن پرداخت صدقات واجب ( زكات ) ، به صورت آشكار و پرداخت صدقات مستحب ، به صورت پنهان

ان تبدوا الصّدقات

امام باقر (ع) درباره آيه «ان تبدوا . .. » فرمود: هى يعنى الزكاة المفروضة. و در پاسخ سؤال از «و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء» فرمود: يعنى النافلة ...


كافى، ج 4، ص 60، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 289، ح 1145.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 6

6 - مرغوب بودن كالاى مورد انفاق و خلوص نيتِ انفاق كننده ، دو عنصر لازم در صدقه و انفاق

و أقرضوا اللّه قرضًا حسنًا

در صورتى كه وصف «حسناً» قيد تخصيصى باشد، ناظر به حسن فاعلى (خلوص نيت) و حسن فعلى (پرداخت كالاى مرغوب) خواهد بود.

68- آداب طعام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 62 - 8،10

8- بامداد و عصر ، وقت هايى مناسب براى غذا خوردن

و لهم رزقهم فيها بكرة و عشيًّا

10- « شهاب بن عبد ربّه قال : شكوت إلى أبى عبداللّه ( ع ) ما ألقى من الأوجاع والتخم فقال : تغدّ و تعشّ و لاتأكل بينهما شيئاً فإنّ فيه فساد البدن أما سمعت اللّه عزّوجلّ يقول : « لهم رزقهم فيها بكرة و عشيّاً » ;

شهاب بن عبد ربّه گفت: خدمت امام صادق(ع) از دردها و ترش كردن غذا در معده شكايت كردم، پس حضرت فرمود: صبح و پسين غذا بخور و بين آنها چيزى نخور; زيرا خوردن غذا بين اين دو وعده، موجب فساد بدن است. نشنيدى كه خداوند عزّوجلّ مى فرمايد: لهم رزقهم فيها بكرة و عشيّاً».

69- آداب طلاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 28 - 10

10 - شايسته است كه طلاق همسر ، با شايستگى و خوبى و به دور از خسارت و ضرر باشد .

أسرّحكنّ سراحًا جميلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 5 - 12

12 - طلاق زنان ، بايد پس از تلاش براى رفع نقص ها و ضعف هاى آنان و بى نتيجه ماندن آن باشد .

إن تتوبا إلى اللّه . .. عسى ربّه إن طلّقكنّ أن يبدّله أزوجًا خيرًا منكنّ ... ثيّ

برداشت ياد شده، از شيوه و مراحل برخورد خداوند با همسران رسول خدا، استفاده مى شود; زيرا در آغاز، آنان را به توبه و اصلاح رفتار خويش ترغيب فرمود و سپس آنان را به طلاق تهديد كرد.

70- آداب طواف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 29 - 2

2 - ورود به مسجدالحرام براى انجام طواف ، با سر و تن آلوده و نياراسته ، ممنوع است .

ثمّ ليقضوا تفثهم

71- آداب عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 5 - 6،8

6 - ناديده انگاشتن خويش در محضر خدا ، از آداب پرستش اوست .

إياك نعبد

به كارگيرى «ما» به جاى «من» گاهى براى اظهار عظمت است و گاهى براى پرهيز از انانيت و خودبينى. قرينه هاى كلامى

تعيين كننده مراد است و در اينجا به مناسبت عبوديت، پرهيز از انانيت و خودبينى مقصود است. لذا «نعبد» به صورت متكلم مع الغير آمده است.

8 - احساس حضور در پيشگاه خداوند از آداب عبادت است .

إياك نعبد

از جمله نكته هاى التفات از غيبت به خطاب در سوره حمد، بيان ادب عبادت و دعاست; يعنى، شايسته است انسان به هنگام پرستش و دعا احساس كند كه در پيشگاه خداوند حاضر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 142 - 12

12 - لزوم اخلاص در عبادت و ضرورت پرهيز از رياكارى

و إذا قاموا إلى الصّلوة قاموا كسالى يراءون الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 98 - 4

4- قرين و همراه كردن تسبيح پروردگار با حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده در ذكر و عبادت

فسبّح بحمد ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 110 - 14

14- لزوم رعايت اعتدال و پرهيز از افراط و تفريط ، در نحوه انجام عبادات و نيايشها

و لاتجهر . .. و لاتخافت بها و ابتغ بين ذلك سبيلاً

احتمال دارد كه ذكر نماز و يا دعا به عنوان مظهر و مصداق اصلى عبادات و نيايشها آمده باشد و اين دو و نيز با آواز خواندن و يا با سكوت خواندن خصوصيتى نداشته باشد. بنابراين، از آيه رعايت اعتدال در نحوه انجام عبادتها قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 16 - 6

6- در آيين مريم ( س ) ، شرقِ خانه و يا معبد ، مكانى مناسب تر براى عبادت بود . *

إذ انتبذت من أهلها مكانًا شرقيًّا

است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 17 - 6

6- پرهيز از بدن نمايى و اهتمام به مستور داشتن خويش به هنگام عبادت ، خصلتى ارزنده براى بانوان است .

فاتّخذت من دونهم حجابًا فأرسلنا إليها روحنا

حضرت مريم(س) به مكانى مى رود كه از انظار دور باشد و هنگام عبادت با نامحرمان برخوردى نداشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 2 - 5

5 - شب هنگام ، زمان مناسب براى عبادت و راز و نياز به درگاه الهى

قم الّيل إلاّ قليلاً

72- آداب عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 26 - 10

10 - شب هنگام ، وقت مناسب براى عبادت ، تسبيح و ستايش خداوند

و من الّيل فاسجد له و سبّحه ليلاً طويلاً

73- آداب عبادتگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 6

6 - مكان هاى مقدس و مخصوص عبادت را نبايد به سرگرمى ها و امورى لغو و بيهوده آلوده ساخت .

و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

74- آداب عصا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 69 - 4

4 - حمل عصا با دست راست ، از آداب عصا به دست گرفتن است .

و ألق ما فى يمينك

كارهاى پيامبران و سنت هاى آنان - جز در مواردى كه به شخص آنها مربوط مى شود- جملگى براى ما قابل پيروى است. بودن عصا در دست راست موسى(ع) و ذكر شدن آن در قرآن، نشانه برترى و مزيت اين عمل است.

75- آداب عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 238 - 8

8 - لزوم حركت براى خداوند ، توأم با خضوع و اطاعت در برابر وى

و قوموا للّه قانتين

چنانچه گذشت، «قنوت»، اطاعتى است همراه خضوع و خشوع.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 244 - 4

4 - در راه خدا بودنِ عمل ، ملاك ارزش آن

و قاتلوا فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 9

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تسبيح و حمد پروردگار ، هم زمان با آغاز هر تلاش

و سبّح بحمد ربّك حين تقوم

درباره «حين تقوم» چندين احتمال از سوى مفسران مطرح شده است. به نظر مى رسد ارتباط «و سبح» با «و اصبر لحكم ربّك» مى تواند قرينه باشد بر اين كه مراد، هنگام برخاستن پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى انجام تبليغ و رسالت است.

76- آداب عمل به تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 12،14

12 - اهل ايمان ، بايد اعمال و وظايف الهى خويش ( جهاد ، دفاع ، انفاق و . . . ) را به صورت نيكوى آن انجام دهند .

قتلوا فى سبيل اللّه . .. و أنفقوا فى سبيل اللّه ... و أحسنوا

14 - انجام كار ها و وظايف الهى به صورت نيكوى آن ، موجب جلب محبت خداوند است .

و أحسنوا إن اللّه يحب المحسنين

77- آداب عمل پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 12

12 - توجه به خداوند در انجام عمل نيك و دعا براى پذيرش آن به درگاه خدا ، از آداب عمل است .

إذ يرفع إبرهيم القواعد . .. ربنا تقبل منا إنك أنت السميع العليم

78- آداب عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 69 - 6

6- در تعهّد ها و تضمين انجام كارى در آينده ، همواره ، بايد متذكّر مشيّت الهى بود .

ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا

79- آداب قبول توبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 64 - 23

23 - پذيرش توبه خطاكاران ، بايد همراه مهر و محبّت به آنان باشد .

و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم . .. لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً

توصيف خداوند به «رحيماً»، پس از «تواباً»، مى رساند كه انسان نبايد آنگاه كه فردى را پذيرفت و از خطايش درگذشت، مهر و لطف خويش را از او دريغ دارد.

80- آداب قبول مسؤوليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 13 - 8

8 - بايد به هنگام پذيرش مسؤوليت هاى محوله ، تمامى مشكلات ، كاستى ها و پى آمد هاى آنها را با مقام بالاتر در ميان گذاشت .

و إذ نادى ربّك موسى أن ائت القوم الظلمين . . . قال ربّ إنّى أخاف أن يكذّبون . و يضيق صدرى و لاينطلق لسانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 34 - 10

10 - لزوم در ميان گذاشتن مشكلات ، كاستى ها و پى آمد هاى آن با مقام فرماندهى ، به هنگام پذيرش مسؤوليت هاى داده شده

نودى . .. يموسى ... إلى فرعون و ملإيْه ... قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا ... إنّ

81- آداب قربانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 37 - 6

6 - لزوم اظهار شكر و سپاس گزارى به پيشگاه خداوند ، در مراسم قربانى با شعار « اللّه أكبر على ما هدانا » .

كذلك سخّر لكم لتكبّروا اللّه على ما هديكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 2 - 9

9 - لزوم توجّه به ربوبيت خداوند ، هنگام قربانى كردن حيوانات

فصلّ لربّك وانحر

82- آداب قرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 17،18

17 - قرض به خدا ( انفاق ) ، بايد قرضى نيكو باشد .

و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً

بنابر اينكه «قرضاً» مفعول مطلق باشد. در اين صورت «حسناً» بيانگر چگونگى پرداخت انفاق است، يعنى انفاق را به نحو نيك پرداخت كنيد. مثلا منّت نگذاريد و ريا نكنيد و ... .

18 - قرض به خدا ( انفاق ) ، بايد از چيز هاى نيك باشد .

و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً

«قرض» وامى است كه به ديگرى پرداخت مى شود. (لسان العرب). بر اساس اين معنى، «قرضاً» مفعول به است و «حسناً» توصيف چيزى خواهد بود كه مورد انفاق قرار مى گيرد.

83- آداب قضاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 4

4- مشورت در امر قضاوت ، امرى است پسنديده و شايسته .

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث . .. و كنّا لحكمهم شهدين

84- آداب كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 3

3 - لزوم آغاز كردن كار ها با نام خدا و گفتن « بسم اللّه »

بسم اللّه

از آنجا كه قرآن كتاب هدايت است و سخن خويش را با «بسم اللّه» آغاز كرده اين نكته را به مخاطبانش القا مى كند كه كارهاى خود را با «بسم اللّه» شروع كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 29

29 - لزوم توجّه به نقش تعيين كننده خداوند براى موفقيّت در امور ، حتّى پس از مشورت و تصميم گيرى نهايى بر انجام كارها

و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكّل على اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 22

22 - ضرورت توأم بودن حركت و تلاش با توكل بر خدا

ادخلوا عليهم الباب . .. و على اللّه فتوكلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 35 - 12

12 - خداوند ، همواره بايد محور حركت ها و برنامه هاى مؤمنان باشد .

اتقوا اللّه و ابتغوا إليه الوسيلة و جهدوا فى سبيله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 78 - 2

2 - تبرك جستن به نام خداوند در همه امور ، امرى شايسته و پسنديده

تبرك اسم ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 10 - 5

5 - ذكر و ياد فراوان خدا ، به هنگام كسب و كار و خريد و فروش ، توصيه الهى به مؤمنان

و ابتغوا من فضل اللّه و اذكروا اللّه كثيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 8 - 2

2 - لزوم ذكر و يادكردن پروردگار در ضمن تلاش گسترده روزانه

إنّ لك فى النهار سبحًا طويلاً . و اذكر اسم ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 5

5 - آغاز كار ها با نام خدا ، شايسته و مطلوب است .

اقرأ باسم ربّك

توصيه به آغاز قرائت قرآن با نام خدا و مطرح شدن ذكر نام او در اولين خطاب الهى به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نشانگر اهميت آن است و اين نكته را به مخاطب القا مى كند كه نام خداوند، بايد سرآغاز هر كارى قرار گيرد.

85- آداب گفتگو با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 8 - 9،10

9- زكريا ( ع ) ، در مقام تكلم با خداوند به شيوه اى مؤدّبانه ، سخن مى گفت .

قد بلغت من الكبر عتيًّا

جمله «قد بلغت. ..» كنايه از ناتوانى بر آميزش جنسى است.

10- لزوم رعايت ادب در گفتار با خداوند

و قد بلغت من الكبر عتيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 18 - 2

2 - تسبيح و تنزيه خدا ، از آداب سخن گفتن با او

قالوا سبحنك

86- آداب گفتگو با رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 63 - 5

5 - نگه دارى حرمت رهبر جامعه اسلامى و رعايت ادب در گفتار با آنان ، امرى لازم و بايسته

لاتجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضًا

آيه شريفه، درباره پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است; ولى چون نام ايشان به عنوان ولّى امر مسلمين ياد شده است (و إذا كانوا معه على أمر جامع. .) مى توان آن را درباره تمامى رهبران جامعه اسلامى تسرى داد و شامل كسانى دانست كه ولايت امرى مسلمين را برعهده دارند.

87- آداب گفتگو با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 63 - 4،14

4 - مسلمانان صدراسلام به نگه دارى حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در گفتارشان موظف و از صدا زدن آن حضرت ، همچون صدا زدن ديگر مردمان ، ممنوع بودند .

لاتجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه اضافه «دعا» به «الرسول» اضافه مصدر به مفعول باشد; يعنى، دعوت و صدا زدن شما پيامبر(صلی الله علیه و آله) را. .. .

14 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « لاتجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضاً » يقول : لاتقولوا : يا محمّد (صلی الله علیه و آله) و لا يا أباالقاسم لكن قولوا يا نبى اللّه و يا رسول اللّه . . . ;

از امام باقر(ع) درباره قول خدا «لاتجعلوا دعاء الرسول كدعاء بعضكم بعضاً» روايت شده است كه [رسول خدا(صلی الله علیه و آله)] را با اسم و كنيه نخوانيد و نگوييد «يا محمد»، «يا أباالقاسم» ولكن [با احترام ]بگوييد: «يا نبى اللّه» و «يا رسول اللّه» . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 2 - 1،4

1 - نهى الهى ، از سخن گفتن مؤمنان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) با صدايى فراتر از صداى آن حضرت

يأيّها الذين ءامنوا لاترفعوا أصوتكم فوق صوت النبىّ

4 - نهى الهى از درشت گويى و بى پروا سخن گفتن ، در محضر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لاتجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 5 - 1

1 - ادب معاشرت در ملاقات پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مقتضى صدا نزدن آن حضرت و انتظار كشيدن و شكيبا بودن تا خروج ايشان از خانه

و لو أنّهم صبروا حتّى تخرج إليهم لكان خيرًا لهم

88- آداب گفتگو با همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 53 - 34

34 - مؤمنان ، در صورتى كه مى خواستند با همسران پيامبر گفت وگو كنند ، بايد از پشت پرده گفت وگو مى كرند .

و إذا سألتموهنّ متعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب

بنابراين كه سؤال، در آيه كنايه از سخن گفتن و چيزى پرسيدن باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

89- آداب گواهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 21

21 - ملاحظه فقر و غناى افراد در اداى شهادت ، هواپرستى است .

شهداء للّه . .. ان يكن غنياً او فقيراً فاللّه اولى بهما فلاتتبعوا الهوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 106 - 21

21 - ضرورت توجه شاهدان ، به آگاهى و شهود خداوند بر هر آنچه به آن شهادت مى دهند .

و لانكتم شهدة اللّه

90- آداب مباحثه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 19 - 14

14- لزوم پرهيز از مباحثات بى ثمر و احاله علم آن به خداوند

ربّكم أعلم بما لبثتم

91- آداب مجادله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 64 - 15

15 - لزوم قطع مناظره ، پس از اقامه برهان و استنكاف خصم از پذيرش آن

فان تولّوا فقولوا اشهدوا بانّا مسلمون

92- آداب مجلس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 11 - 1،6،8،10،11

1 - باز كردن جا براى ديگران در مجالس ، از آداب نيكوى معاشرت و روابط اجتماعى است .

يأيّها الذين ءامنوا إذا قيل لكم تفسّحوا فى المجلس فافسحوا

6 - برخاستن از مجالس و جاى خويش را به ديگران دادن ، از آداب نيكو در معاشرت و روابط اجتماعى

و إذا قيل انشزوا فانشزوا

8 - برخاستن از جاى خود و قرار دادن آن در اختيار ديگران ، داراى پاداشى متناسب در پيشگاه خداوند

و إذا قيل انشزوا فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم

برداشت ياد شده بدان سبب است كه خداوند، برخاستن از جاى خود را مايه بالا رفتن درجه و منزلت فرد قرار داده است.

10 - خداوند ، درجات اخروى مؤمنان ، به خصوص اهل علم را ، كه در مجالس - در صورت ازدحام جمعيت - از جاى خود برمى خيزند و آن را در اختيار ديگران قرار مى دهند ، بالا خواهد برد .

فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم و الذين أُوتوا العلم درجت

11 - برخاستن از جاى خويش در مجالس و قرار دادن آن در اختيار ديگران ، براى دانشمندان و فرهيختگان بسى زيبنده تر از ديگران است .

فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم و الذين أُوتوا العلم درجت

با اين كه تعبير «الذين آمنوا» شامل عالمان نيز مى شود، اختصاص به ذكر عالمان گوياى اين حقيقت است كه رعايت آداب معاشرت، از هر مؤمنى پسنديده است و از عالمان مؤمن پسنديده تر است.

93- آداب مسافرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 60 - 7

7- آگاه ساختن فرمانبران و همراهان از مقصد نهايى سفر و مشكلات احتمالى راه ، از آداب مسافرت است .

و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح حتّى أبلغ

موسى(ع) براى همراهِ خويش، مقصد مورد نظر و نيز مقدار همّت و عزمى را كه براى رسيدن به آن دارد، بيان كرده است و از آن جهت كه نقل كار پيامبران در قرآن جملگى، براى توصيه و تذكر است، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 84 - 11

11 - همراه بودن با هم سفران در مسافرت ، و جدا نشدن از آنان در مسير ، از آداب سفر است .

و ما أعجلك . .. قال هم أُوْلاء على أثرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 14 - 2

2 - لزوم يادآورى سفر آخرت ، هنگام مسافرت و سوار شدن بر مركب

و جعل لكم من الفلك و الأنعم . .. إذا استويتم عليه و تقولوا ... و إنّا إلى ربّنا

94- آداب مسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 4

4 - لزوم روى آورى خالصانه به خدا و انقطاع كامل از غير او به هنگام حضور در مساجد

و أقيموا وجوهكم عند كل مسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 1

1 - ضرورت آراسته ساختن خويش با زينتها، هنگام حضور در مساجد

يبنى ءادم خذوا زينتكم عند كل مسجد

95- آداب مسجد الحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 29 - 2

2 - ورود به مسجدالحرام براى انجام طواف ، با سر و تن آلوده و نياراسته ، ممنوع است .

ثمّ ليقضوا تفثهم

96- آداب مصرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 7

7 - آنچه خداوند حلال كرده پاكيزه و گواراست .

لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم

طيب به معناى چيزى است كه خوشايند آدمى باشد و اضافه طيبات به «ما احل اللّه»، اضافه بيانيه است يعنى «ما احل . .»

تفسيرى براى طيبات مى باشد. گويا سؤال مى شود طيبات چيست؟ در پاسخ گفته مى شود، آنچه خداوند حلال كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 88 - 3،4

3 - جواز بهره گيرى از روزى ها و امكانات مشروط به حلال و طيب بودن آنها است .

و كلوا مما رزقكم اللّه حللا طيباً

برداشت فوق بر اين اساس است كه «مما رزقكم . ..» مفعول براى «كلوا» و «حللا طيباً» حال براى «رزقكم اللّه» باشد يعنى از امكانات خدادادى استفاده كنيد در صورتى كه حلال و طيب باشد.

4 - ضرورت بهره گيرى از امكانات و روزى هاى الهى به شيوه حلال و پاكيزه ( در چارچوب احكام و قوانين الهى )

و كلوا مما رزقكم اللّه حللا طيباً

برداشت فوق بر اين اساس است كه «حللا طيباً» صفت براى مفعول مطلق محذوف «اكلا» باشد. بر اين مبنا بهره جستن و استفاده از امكانات خدادادى به دو گونه تقسيم مى شود يكى استفاده به گونه حلال و ديگر بهره ورى به شيوه حرام. هر چند خود امكانات حلال و طيب باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 47 - 7،17

7- لزوم صرفه جويى در مصرف محصولات هفت ساله ، پيامى نهفته در رؤياى ملك

فما حصدتم فذروه فى سنبله إلاّ قليلاً مما تأكلون

«حصاد» (مصدر حصدتم) به معناى درو كردن است و «ذروا» فعل امر و به معناى «رها سازيد» مى باشد. «من» در «مما» بيانيه و «إلاّ قليلاً» استثنا از «ما» در «ما حصدتم ...» است، بنابراين مفاد جمله «فما حصدتم ...» چنين مى شود: آنچه را درو مى كنيد در خوشه ها رها كنيد (آنها را نكوبيد و دانه ها را از خوشه ها جدا نسازيد) مگر مقدار اندكى كه به مصرف خوراكى مى رسانيد. تنها اين مقدار از برداشت را بكوبيد و از خوشه ها جدا سازيد.

17- ضرورت صرفه جويى در مصرف و آمادگى براى مقابله با شرايط بحرانى

فذروه فى سنبله إلاّ قليلاً مما تأكلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 29 - 1

1- مؤمنان ، وظيفه دار رعايت اعتدال و ميانه روى در انفاق به ديگران و مصرف اموال و امكانات در زندگى شخصى

و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسطها كلّ البسط

97- آداب معاشرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 4،6،16،18

4 - با مردمان به نيكى سخن گفتن و معاشرت نيكو داشتن ، از عهد ها و پيمان هاى خداوند با بنى اسرائيل

و قولوا للناس حسناً

«حسناً» مصدر است به معناى وصف (حَسَناً = نيكو) اين كلمه مى تواند صفت براى مفعول مطلق و جانشين آن باشد; يعنى:

«قولوا للناس قولا حسناً; با مردم سخن نيكو بگوييد». در الميزان آمده كه جمله مذكور كنايه از معاشرت نيك است.

6 - گفتار نيك و معاشرت نيكو با ساير اقوام و ملت ها ، ميثاق خدا با بنى اسرائيل

و قولوا للناس حسناً

مراد از «الناس» مى تواند همان اسرائيليان باشد و مى تواند اقوام و ملتهاى ديگر هم باشد. برداشت فوق مبتنى بر دومين احتمال است.

16 - معاشرت نيكو با همگان حتى با كافران ، از وظايف اهل ايمان است .

و قولوا للناس حسناً

مراد از «الناس» مى تواند افراد همان ملتى باشد كه مخاطب جمله «قولوا» است و مى تواند مراد از آن افراد ملتهاى ديگر باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.

18 - معاشرت نيكو با مردم اقامه نماز و اداى زكات ، از مصداق هاى اعمال شايسته است .

و عملوا الصلحت . .. و قولوا للناس حسناً و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 189 - 9،12

9 - ورود به خانه از پشت آن و پرهيز از راه هاى متعارف ، نه از آداب حج است و نه رفتار نيكو براى حاجيان

و ليس البر بأن تأتوا البيوت من ظهورها

12 - ترك سنت جاهلى و ورود به خانه هاى از راه هاى متعارف آن ، فرمان و توصيه خدا به مسلمانان

ليس البر . .. و أتوا البيوت من أبوبها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 220 - 11

11 - لزوم حفظ شخصيّت ايتام ، با رفتار و برخورد برادرانه با آنان

و ان تخالطوهم فاخوانكم

از اينكه خداوند به جاى هر معيار ديگرى در برخورد با ايتام، از برادرى سخن گفته است، احتمالا كنايه از پرهيز از رفتارهاى ترحم و يا تحقيرآميز باشد كه موجب از بين رفتن شخصيّت آنان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 24

24 - لزوم پرهيز از معاشرتهايى كه خطر كفر و انحراف دارد و مايه درآمدن به جهنّم است .

و لا تنكحوا . .. و لا تنكحوا ... اولئك يدعون الى النار

با توجّه به عموميّت تعليل: اولئك يدعون الى النار، و شمول آن نسبت به موارد غير ازدواج.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 263 - 1،2،5،7

1 - ارزش و برترى گفتار پسنديده و عفو و گذشت ، نسبت به بخششى كه آزار به دنبال دارد .

قول معروف و مغفرة خير من صدقة يتبعها اذىً

2 - لزوم رعايت برخورد نيكو با نيازمندان در گفتار و رفتار

قول معروف و مغفرة خير

5 - ارزشمندى سخن نيك با مردم و پرده پوشى اسرار آنان در برخورد هاى اجتماعى

قول معروف و مغفرة خير

7 - حفظ و پاسدارىِ شخصيّت انسان ها ، از ارزش هاى اساسى اسلام

قول معروف و مغفرة خير من صدقة يتبعها اذىً

با توجّه به ضرورت برخورد نيكو و پرده پوشى اسرار نيازمندان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 286 - 21

21 - عفو و عطوفت از وظايف مديران و واليان جامعه

و اعف عنّا و اغفر لنا و ارحمنا و انت مولينا

چون جمله «انت مولينا» به منزله علّت براى جمله سابق است، مى توان نتيجه گرفت كه هر كس نسبت به ديگرى نحوى از ولايت را به اذن خداوند دارا باشد، بايد عفو و . .. را نسبت به او اعمال كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 75 - 4

4 - لزوم برخورد واقع بينانه و منصفانه با مردم ( دوست و دشمن )

و من اهل الكتاب من ان تأمنه

قرآن، كافران اهل كتاب را در آنجا كه صفتى ممدوح داشته اند، ذكر كرده و آنان را ستوده، و اين درسى براى مؤمنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 134 - 9

9 - اهتمام اسلام به سالم سازى روابط متقابل افراد در جامعه

الّذين ينفقون فى السّرّآء و الضّرّآء و الكاظمين الغيظ و العافين عن النّاس و اللّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 5

5 - خُلق و خوى خوش و مداراى با مردم ، برخاسته از رحمت الهى

فبما رحمة من اللّه لنت لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 5،8

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 8 - 4

4 - لزوم رعايت ادب در گفتار

و قولوا لهم قولا معروفاً

«قول معروف»، به معناى گفتارى است كه در شرع و عرفِ مردم پسنديده باشد، كه از آن به گفتار مؤدبانه تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 9 - 11

11 - لزوم برخورد نيك و گفتار صواب و متين با يتيمان

و ليقولوا قولا سديداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 23

23 - لزوم حسن معاشرت در روابط اجتماعى

و بالوالدين احساناً . .. و ما ملكت ايمانكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 86 - 4،6

4 - اهميّت روابط عاطفى و اخلاقى و برخورد هاى نيكو در جامعه اسلامى

و اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا باحسن منها او ردّوها

توصيه خداوند به پاسخگويى بهتر در برابر درود و تحيت ديگران، براى ايجاد روابط عاطفى و اخلاقى در جامعه اسلامى است.

6 - لزوم پاسخگويى بهتر يا برابر به نيكى ديگران

و اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا باحسن منها او ردّوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 12

12 - لزوم قطع پيوند ، با كسانى كه رابطه دوستى با يهود و نصارا برقرار مى سازند .

لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء . .. و من يتولهم منكم فانه منهم

جمله «فانه منهم» مى رساند كه هر مسلمانى كه پذيراى ولايت يهود و نصارا باشد و يا با آنان روابط دوستانه برقرار كند، از زمره آنان خواهد بود و جمله «و لاتتخذوا . ..» دلالت مى كند كه نبايد با وى رابطه دوستى داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 7

7 - حرمت ايجاد روابط دوستى با كسانى كه حتى برخى از احكام و شعاير دين را به بازى گرفته و مورد تمسخر قرار مى دهند . *

لاتتخذوا الذين . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

تحريم دوستى با استهزا كنندگان نماز پس از تحريم دوستى با استهزاكنندگان دين، مى تواند گوياى اين نكته باشد كه تمسخر هر يك از احكام اسلام، مصداق استهزاى دين است و همان حكم (حرمت ايجاد روابط) را در پى خواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 5،9،14

5- سلام كردن ، از آداب معاشرت با مردم به هنگام وارد شدن بر آنان

و لقد جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى قالوا سلمًا

9- تهيه غذا براى مهمانان ، از آداب معاشرت و خصلتى نيكوست .

فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

14- استفسار نكردن از مهمان درباره تهيه غذا و نوع آن و درنگ نكردن در آماده كردن و آوردن آن ، از آداب مهمان نوازى است .

فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 12

12- گوش سپارى به فرمان ها و خواسته هاى پدران از وظايف فرزندان و از آداب معاشرت با ايشان

فأرسل معنا أخانا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 4

4- گوش سپارى به فرمان هاى پدران از وظايف فرزندان و از آداب معاشرت با ايشان

و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 99 - 2،3،5

2- يوسف ( ع ) براى استقبال از پدر و مادر ، برادران و ساير بستگانش ، از شهر مصر بيرون رفت .

فلما دخلوا على يوسف . .. قال ادخلوا مصر

جمله «ادخلوا مصر» (به مصر وارد شويد) گوياى اين است كه يوسف(ع) در خارج شهر با خاندان خويش ملاقات كرد و در بيرون مصر به استقبال آنان رفت.

3- به استقبال پدر ، مادر و بستگان رفتن و در خارج شهر به انتظار قدوم آنان ماندن ، رسمى نيكو و از آداب معاشرت است .

فلما دخلوا على يوسف . .. قال ادخلوا مصر

5- يوسف ( ع ) در بيرون شهر مصر ، جايگاهى را براى مراسم استقبال از خاندانش تدارك ديد .

فلما دخلوا على يوسف

جمله «آن گاه كه بر يوسف(ع) وارد شدند» (فلما دخلوا على يوسف) مى رساند كه يوسف(ع) در ساختمان و يا چادرهايى منزل گرفته بود. در غير اين صورت واژه ورود و دخول جايگاهى نداشت ; بلكه كلمه ملاقات و مانند آن مناسب مى نمود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 52 - 2

2- سلام كردن به هنگام ملاقات و وارد شدن بر يكديگر ، از آداب و اخلاق پسنديده

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . إذ دخلوا عليه فقالوا سلمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 68 - 6

6- تعرّض و اهانت به مهمان ديگران ، عملى ناپسند و ممنوع است .

قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 69 - 6

6- حفظ حرمت مهمان و دفاع از آن در برابر تجاوز ديگران ، تكليفى برعهده ميزبان

قال إن هؤلاء ضيفى . .. و اتقوا الله و لاتخزون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 7

7- رعايت ادب در برخورد با عقايد و مقدسات ديگران - هر چند باطل باشد - امرى پسنديده است .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

كاربرد كلمات «الذين» و «هم» - كه در ذوى العقول استعمال مى شوند - براى معبودهاى مشركان - كه معمولاً از سنگ، چوب و. .. بوده اند - مى تواند اشاره به نكته ياد شده داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 23 - 16

16- برخورد عاطفى و مؤدبانه ، با پدر و مادر و تكريم آنان به هنگام سخن گفتن با ايشان ، تكليفى برعهده فرزندان

فلاتقل لهما أُفّ . .. و قل لهما قولاً كريمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 24 - 10

10- انسان بايد از مربى خويش قدردانى و براى او از خداوند طلب رحمت كند .

ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 28 - 4

4- لزوم برخورد مناسب با خويشاوندان ، مسكينان و در راه ماندگان با بيانى نرم و دلپذير و معذرتى شايسته ، در صورت عدم امكان اداى حق ايشان

و ءات ذاالقربى . .. و إمّا تعرضنّ عنهم ... فقل لهم قولاً ميسورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 3،4

3- لازمه عبوديت انسان براى خدا ، داشتن برخورد نيك با ديگر بندگان اوست .

قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

ذكر وصف «عبادى» مى تواند اشاره به مطلب فوق باشد.

4- خداوند ، خواهان موضع گيرى شايسته و سخن نيك انسان ، در قبال گفتار و برخورد هاى ناشايست ديگران

قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

در آيات قبل، سخن نارواى كافران در مسحور خواندن پيامبر(صلی الله علیه و آله) ذكر شده است و در اين آيه مى فرمايد: «شما بهترين را بگوييد». از مجموع اين فرازها برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 22 - 9

9- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در برخورد مناسب با اختلاف آراى مردم ، تعليم مى دهد .

قل ربّى أعلم بعدتهم . .. فلاتمار فيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 62 - 8

8- همراه شدن با خدمت كاران در تناول غذا و مدِّ نظر داشتن تلاش و خستگى آنان ، لازم است .

قال لفتيه ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 5

5- تبريك و شادباش گفتن به مادر پس از تولد نوزاد ، كارى پسنديده است .

و قرّى عينًا

چشم روشنى گفتن به مريم(س) از هر ناحيه اى كه صورت گرفته باشد، نشان از و مطلوب بودن آن، در پى زايمان مادران و به دنياآوردن فرزند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 10

10- لزوم رعايت ادب و ملاطفت در گفتار با پدر ، اگر چه مشرك باشد . *

يأبت . .. يأبت إنّى أخاف أن يمسّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 13

13- خوش گفتارى ، برخورد نيك و سعه صدر با جاهلان ، بدگويان و مخالفان ، شيوه اى نيكو و روشى ابراهيمى است .

قال سلم عليك سأستغفر لك ربّى

بيان عمل و گفتار حضرت ابراهيم(ع) و امر به يادآورى آن، دلالت بر نيكويى آن عمل و روش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 14 - 3

3 - معرفى خود به مخاطب در آغاز گفت وگو ، از آداب مكالمه و هم صحبت شدن با ديگران است .

يموسى . .. إنّنى أنا اللّه

خداوند با نداى «يا موسى» به او فهماند كه نام وى را مى داند، آن گاه در نخستين سخنان خود با موسى(ع)، خود را به او معرفى كرد تا گفت وگو با شناخت طرفين ادامه يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 27 - 1،2،4،5،6،10

1 - ورود ناگهانى و بدون آشنايى دادن و انس قبلى ، به محل سكونت و خانه ديگران ، ممنوع است .

يأيّها الذين ءامنوا لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا

برداشت ياد شده، براساس اين مبنا است كه «استئناس» (مصدر «تستأنسوا») از ماده «انس» (در مقابل وحشت) باشد. بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: شخص وارد شونده در ابتدا بايد از راه اجازه خواستن و غيره با صاحب خانه مأنوس شود، آن گاه وارد خانه گردد تا موجب وحشت و اضطراب خود و ديگران نشود.

2 - ورود به خانه و محل سكونت ديگران ، بدون اطمينان از وجود صاحب آن و اجازه از او ، ممنوع است .

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا

برداشت فوق، بر اين مبنا است كه «استئناس» (مصدر «تستأنسوا») استفعال از «آنس إذا أبصر» و به معناى استعلام و استكشاف باشد. بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «وارد خانه كسى نشويد تا آن كه از وضعيت و احوال صاحب خانه باخبر شويد كه معمولاً اين استعلام همراه با استيذان (اجازه خواستن) است».

4 - ورود به محل سكونت و خانه ديگران پيش از سلام كردن به اهل آن ، ممنوع است .

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا و تسلّموا على أهلها

5 - اذن خواستن و سلام كردن ، از شرايط و آداب ورود به محل سكونت و خانه ديگران

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا و تسلّموا

6 - ورود به محل سكونت و خانه ديگران - هر چند با اجازه باشد - نبايد همراه با تكلف ، تحميل و احساس سنگينى براى صاحب آن باشد .

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا و تسلّموا على أهلها

برداشت ياد شده از تعبير «تستأنسوا» به جاى «تستأذنوا» و دستور به سلام كردن - كه پيام آور دوستى و صفا است - استفاده مى شود.

10 - ورود افراد به خانه و محل سكونت خودشان به طور ناگهانى جايز است .

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم. .. لعلّكم تذكّرون

از قيد «غير بيوتكم» استفاده مى شود كه شرايط ورود به خانه افراد (مثل اذن ورود گرفتن و سلام كردن) مربوط به خانه هاى ديگران است و خانه هاى شخصى افراد چنين شرايطى را ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 28 - 1،2،3،4،5،6،9

1 - ورود به خانه و محل سكونت ديگران با علم به اين كه كسى در آن نيست ، ممنوع است .

فإن لم تجدوا فيها أحدًا فلاتدخلوها

2 - ورود به خانه و محل سكونت ديگران به هنگام نيافتن كسى در آن ، با كسب مجوز شرعى يا قانونى ، جايز است .

فإن لم تجدوا فيها أحدًا فلاتدخلوها حتّى يؤذن لكم

مجهول آمدن فعل «يُؤذن» - بدون ذكر فاعل (اجازه دهنده) - مى تواند حاكى از اين نكته باشد كه براى ورود به خانه ديگران، يك نوع مجوزى لازم است; چه آن مجوز ناشى از قوانين متعارف باشد و چه از ناحيه شرع.

3 - مؤمنان در صورت مواجه شدن با بى ميلى صاحب خانه و درخواست مراجعت ، بايد عذر او را موجه دانسته و بازگردند .

فإن لم تجدوا فيها أحدًا فلاتدخلوها حتّى يؤذن لكم

4 - توقف در كنار درب خانه و محل سكونت ديگران ، به هنگام مواجه شدن با بى ميلى صاحب آن و درخواست مراجعت ، ممنوع است .

و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا

5 - نپذيرفتن ميهمان و اجازه ندادن به كسى براى ورود به خانه و محل سكونت خود ، جايز است .

و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا

6 - پذيرفتن عذر صاحب خانه و تحميل نكردن خود بر او و انصراف از ورود به خانه وى ، نشانه رشد و بالندگى است .

و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم

«زكاة» (مصدر «أزكى») هم به معناى «نمو و رشد» و هم به معناى «طهارت و پاكى» است. برداشت فوق، مبتنى بر معناى نخست است.

9 - رشد و طهارت ، ملاك هاى گزينش نحوه زندگى و اساس تنظيم آداب و روابط اجتماعى است .

و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم

جمله «هو أزكى لكم» براى تعليل احكام مربوط به آداب ورود به خانه هاى ديگران است; ولى اين تعليل از نوع تعليلى است كه موجب تعميم حكم مى شود. بنابراين هر رفتارى كه موجب رشد و پاكى انسان شود، امرى پسنديده و بايسته است كه بايد ملاك گزينش هر نوع رفتارى قرار گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 -

2،3،5،6،7،8،10،11،13،14،15،24

2 - بردگان ، بايد براى ورود به اتاق و محل استراحت صاحبان خود ، در سه وقت اذن بطلبند : 1- پيش از نماز بامداد ، 2- به وقت استراحت نيمروزى ( ظهر ) ، 3- پس از نماز عشا ( هنگام خواب شب ) .

ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم . .. ثلث مرّت من قبل صلوة الفجر و حين تضعون ثيابكم

3 - فرزندان نابالغ ، بايد براى ورود به اتاق و محل استراحت پدر و مادرشان به وقت برهنگى و خلوت آنان ، اجازه بگيرند .

ليستئذنكم . .. الذين لم يبلغوا الحلم منكم ثلث مرّت ... ثلث عورت لكم

5 - پدران و مادران ، حق ندارند با وضعيت و پوشش متناسب با خواب و خلوت ( چون برهنگى و . . . ) در انظار فرزندانشان ظاهر شوند .

ليستئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم و من بعد صلوة العشاء ثلث عورت لكم

از اين كه فرزندان ممنوع شدند كه بدون اذن، وارد اتاق و محل استراحت پدران و مادرانشان (در سه وقتى كه نوعاً والدين در حال برهنگى و خلوت و متناسب با وضعيت خواب قرار دارند) شوند، مى توان استفاده كرد كه والدين هم نبايد با چنين وضعيتى بر فرزندانشان وارد شوند. گفتنى است: مفهوم جمله «ليس عليكم و لا عليهم جناح; نه بر شما و نه بر آنان گناهى نيست» مؤيد برداشت ياد شده است; زيرا معلوم مى شود كه در اوقات سه گانه، جناح (گناه) خواهد بود.

6 - آگاه نشدن فرزندان از وضعيت متناسب با خواب و استراحت ( حالت برهنگى و خلوت ) پدران و مادران در اتاق هايشان ، فلسفه و حكمت تشريع حكم اذن گرفتن فرزندان براى ديدار با والدين است .

ليستئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ... و من بعد صلوة العشاء ثلث عورت لك

جمله «ثلاث عورات لكم» استينافيه بيانيه است و بيانگر علت تشريع حكم اذن گرفتن فرزندان براى ورود به اتاق و محل استراحت والدين خويش است.

7 - زنان و مردان مؤمن ، حق ندارند با وضعيت و پوشش متناسب با خواب و خلوت ، در انظار خدمت كاران خويش ظاهر شوند .

ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم . .. من قبل صلوة الفجر ... و من بعد صلوة العشاء ثلث

8 - آگاه نشدن خدمت كاران از وضعيت متناسب با خواب و استراحت ( برهنگى و خلوت ) صاحبان خود در اتاق هايشان ، فلسفه و حكمت تشريع حكم اذن گرفتن آنان براى ديدار با صاحبان خويش

ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم . .. من قبل صلوة الفجر ... و من بعد صلوة العشاء ثلث

10 - رفت و آمد خدمت كاران به اتاق صاحبان خود ، در غير از سه وقت پيش از طلوع فجر ، استراحت نيمروزى و هنگام خواب شب ، بدون اذن جايز است .

ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم . .. من قبل صلوة الفجر ... ليس عليكم و لا عليهم جنا

11 - رفت و آمد فرزندان به اتاق پدر و مادر ، در غير از سه وقت پيش از طلوع فجر ، وقت استراحت نيمروزى و پس از نماز عشا ، بدون اذن جايز است .

ليسئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ... من قبل صلوة الفجر ... ليس عليكم و

13 - هرگونه رفتارى كه موجب تحريك جنسى فرزندان نابالغ و مميز ( بلوغ زودرس ) شود ، ممنوع است .

ليستئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ... من قبل صلوة العشاء ... ليس عليكم

با توجه به فلسفه و حكمت اذن گرفتن فرزندان نابالغ، براى ورود به محل خواب و خلوت پدر و مادرشان و نيز لزوم پرهيز والدين از ظاهر شدن با چنين وضعيتى در انظار فرزندان خويش، مى توان گفت كه هرگونه تحريك جنسى فرزندان (بلوغ زودرس) ممنوع است و مورد آيه خصوصيتى ندارد.

14 - ضرورت معاشرت نزديك و تنگاتنگ فرزندان نابالغ با پدر و مادر خود و مشقت اجازه خواستن ، فلسفه و دليل عدم لزوم اذن خواستن از والدين ، براى رفت و آمد نزديك باآنان در غير از سه وقت مقرر است .

ليستئذنكم . .. ثلث عورت لكم ليس عليكم و لا عليهم جناح بعدهنّ طوّفون عليكم بعضكم

جمله «طوّافون عليكم. ..» جمله اى است تعليليه كه بيانگر علت و فلسفه جواز رفت و آمد نزديك فرزندان با پدر و مادرشان در اتاق ها و محل استراحت آنان است; يعنى، چون فرزندان بايد با پدر و مادرشان رفت و آمد نزديك داشته باشند و اجازه خواستن براى اين كار، براى فرزندان مشقت بار است، پس اذن طلبيدن لازم نيست.

15 - ضرورت معاشرت تنگاتنگ خدمت كاران با صاحبان خود و مشقت اجازه خواستن ، فلسفه و دليل لازم نبودن اذن خواستن براى رفت و آمد نزديك آنان در غير از سه وقت مقرر

ليستئذنكم . .. ثلث عورت لكم ليس عليكم و لا عليهم جناح بعدهنّ طوّفون عليكم بعضكم

24 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « الذين ملكت أيمانكم » قال هى خاصة فى الرجال دون النساء ;

امام صادق(ع) در باره سخن خداوند - عزّوجلّ - «. .. ليستئذنكم الذين ملكت أيمانكم...» فرمود: اين حكم براى غلامان است نه كنيزان».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 59 - 1،2

1 - كودكان ، به مجرد رسيدن به سن بلوغ ، بايد براى ورود به اتاق خلوت و خوابگاه پدر و مادرشان در همه اوقات ، اذن بگيرند .

ليستئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ثلث مرّت ... و إذا بلغ الأطفل منكم

2 - كودكان ، به مجرد رسيدن به سن بلوغ ، بايد براى ورود به اتاق و محل سكونت پدر و مادرشان از آنان اذن بگيرند .

و إذا بلغ الأطفل منكم الحلم فليستئذنوا كما استئذن الذين من قبلهم

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه مقصود از «الذين من قبلهم» افراد بالغى باشند كه تكليف آنان در آيه 27 و 28 ذكر شده است; يعنى، همان گونه كه بزرگسالان بايد براى ورود به اتاق و منزل مسكونى افراد اجازه بگيرند، اطفالى كه به سن بلوغ رسيده اند نيز، بايد اذن بطلبند; هر چند اهل خانه و ساكنان منازل، پدر و مادر آنان باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 19،24،25،36،39،40

19 - نابينايان ، لنگ ها و مريضان ، مى توانند با ديگر اعضاى خانواده خود و نيز باخويشاوندان و دوستان خويش باهم ( بر سر يك سفره ) و يا جداگانه ، غذا ميل كنند .

ليس على الأعمى حرج . ..و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أ

24 - سلام كردن به يكديگر به هنگام ورود به خانه ها ، توصيه خداوند به همه مسلمانان

فإذا دخلتم بيوتًا فسلّموا على أنفسكم

25 - سلام كردن ، از آداب معاشرت و رفت و آمد و مهمانى ميان مسلمانان

فإذا دخلتم بيوتًا فسلّموا على أنفسكم

36 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « أو ماملكتم مفاتحه » قال : الرجل يكون له وكيل يقوم فى ماله فيأكل بغير إذنه ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه در باره سخن خداى - عزّوجلّ - «أو ما ملكتم مفاتحه» فرمود: اين مانند آن است كه شخص، وكيلى دارد كه اداره مال او در دست وى است. او مى تواند بدون اجازه صاحب مال از آن بخورد».

39 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « أو ما ملكتم مفاتحه أو صديقكم » قال : هولاء الذين سمّى اللّه عزّوجلّ فى هذه الآية تأكل بغير إذنهم من التمر و المأدوم . . . فأمّا ما خلا ذالك من الطعام فلا ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداى - عزّوجلّ - «أو ما ملكتم مفاتحه أو صديقكم» فرمود: افرادى كه خداوند - عزّوجل - در اين آيه ذكر كرده است، بدون اجازه شان از خرما و نان خورشتشان بخوريد. .. و غير از آن، از بقيه طعام ها نمى توانيد بدون اجازه بخوريد».

40 - « أبى الصباح قال : سألت أبا جعفر ( ع ) ، عن قول اللّه عزّوجلّ : فإذا دخلتم بيوتاً فسلّموا على أنفسكم . . . » فقال : هو تسليم الرجل على أهل البيت حين يدخل ثمّ يردّون عليه ، فهو سلامكم على أنفسكم ;

ابوالصباح از امام باقر(ع) پرسيد: اين كه خداوند فرموده است: «فإذا دخلتم بيوتاً فسلّموا على أنفسكم» مراد چيست؟ فرمود: مراد اين است كه شخص، هرگاه وارد خانه شود، بر اهل خانه سلام كند. پس آنان جواب سلام او را مى دهند. پس آن سلام شما بر خودتان است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 63 - 4،5،14

4 - مسلمانان صدراسلام به نگه دارى حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در گفتارشان موظف و از صدا زدن آن حضرت ، همچون صدا زدن ديگر مردمان ، ممنوع بودند .

لاتجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه اضافه «دعا» به «الرسول» اضافه مصدر به مفعول باشد; يعنى، دعوت و صدا زدن شما پيامبر(صلی الله علیه و آله) را. .. .

5 - نگه دارى حرمت رهبر جامعه اسلامى و رعايت ادب در گفتار با آنان ، امرى لازم و بايسته

لاتجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضًا

آيه شريفه، درباره پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است; ولى چون نام ايشان به عنوان ولّى امر مسلمين ياد شده است (و إذا كانوا معه على أمر جامع. .) مى توان آن را درباره تمامى رهبران جامعه اسلامى تسرى داد و شامل كسانى دانست كه ولايت امرى مسلمين را برعهده دارند.

14 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « لاتجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضاً » يقول : لاتقولوا : يا محمّد (صلی الله علیه و آله) و لا يا أباالقاسم لكن قولوا يا نبى اللّه و يا رسول اللّه . . . ;

از امام باقر(ع) درباره قول خدا «لاتجعلوا دعاء الرسول كدعاء بعضكم بعضاً» روايت شده است كه [رسول خدا(صلی الله علیه و آله)] را با اسم و كنيه نخوانيد و نگوييد «يا محمد»، «يا أباالقاسم» ولكن [با احترام ]بگوييد: «يا نبى اللّه» و «يا رسول اللّه» . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 2،3،6

2 - سفارش لقمان به پرهيز از منش متكبرانه و گردن فرازى كردن ، جلوه اى از حكمت او است .

و لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال ... و لاتصعّر خدّك للناس

3 - مراعات و حقوق مردم ، در برخورد اخلاقى ، داراى اهميتى ويژه است .

و لاتصعّر خدّك للناس

«لام» در «للناس» براى تعليل است; يعنى، روى خود را متكبرانه به خاطر اعراض از مردم، برنگردان. چنين دستورى حكايت از آن دارد كه مردم، در برخورد اخلاقى، داراى حقوق لازم الرعايه اند.

6 - انسان ، نبايد حركت خويش را براساس خوشى و سرمستى سامان دهد .

و لاتمش فى الأرض مرحًا

بنابراين احتمال كه «مرح» مفعولٌ له براى فعل «تمش» باشد، معناى ياد شده را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 25 - 2

2 - ارزش مبادرت به سلام ، هنگام ورود بر ديگران

إذ دخلوا عليه فقالوا سلمًا

مطلب بالا، با توجه به اين نكته است كه خداوند، ابتدا وصف «مكرم» را براى ميهمانان ابراهيم(ع) آورده و سپس نخستين عمل آن ميهمانان شريف (سلام به هنگام ورود) را ياد كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 11 - 1،6،11

1 - باز كردن جا براى ديگران در مجالس ، از آداب نيكوى معاشرت و روابط اجتماعى است .

يأيّها الذين ءامنوا إذا قيل لكم تفسّحوا فى المجلس فافسحوا

6 - برخاستن از مجالس و جاى خويش را به ديگران دادن ، از آداب نيكو در معاشرت و روابط اجتماعى

و إذا قيل انشزوا فانشزوا

11 - برخاستن از جاى خويش در مجالس و قرار دادن آن در اختيار ديگران ، براى دانشمندان و فرهيختگان بسى زيبنده تر از ديگران است .

فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم و الذين أُوتوا العلم درجت

با اين كه تعبير «الذين آمنوا» شامل عالمان نيز مى شود، اختصاص به ذكر عالمان گوياى اين حقيقت است كه رعايت آداب معاشرت، از هر مؤمنى پسنديده است و از عالمان مؤمن پسنديده تر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 2 - 4

4 - آگاه نشدن شخص از اظهار انزجار و ناراحتى ديگران ، مجوّز چنين رفتارى با وى نيست و از زشتى آن نمى كاهد .

عبس و تولّى . أن جاءه الأعمى

با آن كه فرد نابينا، گرفتگى چهره را مشاهده نمى كرد; ولى آيه شريفه آن رفتار را نكوهيده خوانده و فاعل آن را مذمت كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 3

3 - ترجيح اشراف بر ديگران در تبليغ دين و برخورد دو گانه تبعيض آميز در معاشرت با مردم ، مذموم است .

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى ... فأنت عنه تلهّى

98- آداب ملاقات با رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 12

12 - عن أبى عبدالله(ع) فى قوله تعالى: « خذوا زينتكم عند كل مسجد» قال: الغسل عند لقاء كل إمام

از امام صادق(ع) درباره آيه «خذوا زينتكم . ..» روايت شده است: از مصاديق آيه، غسل كردن هنگام ملاقات هر پيشواست.

99- آداب ملاقات با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 5 - 1،2

1 - ادب معاشرت در ملاقات پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مقتضى صدا نزدن آن حضرت و انتظار كشيدن و شكيبا بودن تا خروج ايشان از خانه

و لو أنّهم صبروا حتّى تخرج إليهم لكان خيرًا لهم

2 - بى انضباطى و وقت نشناسى برخى از مسلمانان ، براى ملاقات پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لو أنّهم صبروا حتّى تخرج إليهم لكان خيرًا لهم

100- آداب مناجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 2

2 - رعايت ادب با ابراز خضوع و كاربرد تعابير شايسته از آداب نيايش به درگاه خداوند

قال عيسى ابن مريم اللّهم ربنا . .. و ارزقنا و انت خير الرزقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 10

10 - از آداب دعا توجه به ربوبيت خداوند در حال دعاست.

يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 180 - 4

4 - ضرورت نيايش به درگاه خدا با توصيف وى به كمالات مطلق و تنزيه او از هر نقص و عيب

و للّه الأسماء الحسنى فادعوه بها

101- آداب مناظره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 25 - 5،6

5 - سفارش خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى رعايت ادب در مناظره با مشركان

لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون

آوردن تعبير «أجرمنا» براى خود و «تعملون» براى مشركان، ناظر به رعايت ادب از جانب پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

6 - رعايت ادب در گفتار دينى با دشمنان ، امرى مطلوب و پسنديده است .

قل لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون

از سفارش خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر رعايت ادب مناظره با مشركان، نكته ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 18 - 12

12 - لزوم سعه صدر در گفت وگو هاى علمى و در عرصه تضارب افكار و بيان انديشه هاى گوناگون

الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه

102- آداب موعظه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 63 - 14

14 - موعظه بايد به گونه اى باشد كه در وجود شنونده كارگر اُفتد .

و قل لهم فى انفسهم قولا بليغاً

با توجّه به اين احتمال كه «فى انفسهم» متعلق به «بليغاً» باشد، معناى جمله چنين است: به آنان سخنى بگو كه مؤثر در جان آنان باشد.

103- آداب مهمان نوازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 9،11،14،15

9- تهيه غذا براى مهمانان ، از آداب معاشرت و خصلتى نيكوست .

فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

11- مباشرت حضرت ابراهيم ( ع ) در پذيرايى از ميهمانان خويش

فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

14- استفسار نكردن از مهمان درباره تهيه غذا و نوع آن و درنگ نكردن در آماده كردن و آوردن آن ، از آداب مهمان نوازى است .

فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

15- مباشرت ميزبان در پذيرايى از ميهمانان ، از خصلت هاى نيكو و پسنديده است .

فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 68 - 2

2- حفظ حرمت مهمان و دفاع از او در برابر هرگونه تعرض و تجاوز ، امرى لازم و بايسته است .

قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون

از اينكه حضرت لوط(ع) براى منصرف كردن قومش از تعرض به مهمانانش روى مهمان بودن آنان تكيه كرد، مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 27 - 3،4

3 - در دسترس قرار دادن غذا و تقاضا ار ميهمانان براى تناول آن ، كارى پسنديده و از آداب ميهمان نوازى است .

فقربّه إليهم قال ألاتأكلون

4 - مباشرت ميزبان در پذيرايى از ميهمانان - هر چند او در اوج موقعيت اجتماعى و معنوى قرار داشته باشد - عملى شايسته و از آداب مهمان نوازى است .

فقربّه إليهم قال ألاتأكلون

104- آداب مهمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 25

25 - سلام كردن ، از آداب معاشرت و رفت و آمد و مهمانى ميان مسلمانان

فإذا دخلتم بيوتًا فسلّموا على أنفسكم

105- آداب مهمانى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 53 -

6،10،11،12،14،15،24

6 - مؤمنان ، در صورتى كه وارد خانه پيامبر (صلی الله علیه و آله) شدند ، نبايد منتظر صرف غذا در آنجا باشند .

يأيّها الذين ءامنوا لاتدخلوا بيوت النبىّ إلاّ أن يؤذن لكم إلى طعام غير نظرين إ

«إناء» در لغت به معناى «وقت و ساعت» است (مفردات راغب). مراد از «غير ناظرين إناه» منتظر بودن براى فرارسيدن وقت غذا است.

10 - مؤمنان ، موظف بودند پس از صرف غذا در ميهمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از خانه آن حضرت پراكنده شوند .

فإذا طعمتم فانتشروا

11 - مؤمنان ، نبايد ميهمانى در خانه پيامبر (صلی الله علیه و آله) را طولانى مى كردند و به گفتوگو و مذاكره مى پرداختند .

فإذا طعمتم فانتشروا . .. و لامستئنسين لحديث

12 - حضور در ميهمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) آداب ويژه اى داشت كه بايد مؤمنان آن را رعايت مى كردند .

إلى طعام غير نظرين إنيه . .. إذا دعيتم فادخلوا فإذا طعمتم فانتشروا و لامستئنسين

14 - فلسفه فرمان به زود پراكنده شدن از ميهمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رفع زحمت و اذيت از آن حضرت است .

و لامستئنسين لحديث إنّ ذلكم كان يؤذى النبىّ

بنابراين كه مشاراليه «ذلكم» همين جمله «و لامستئنسين لحديث» باشد، نكته بالا، قابل استفاده است.

15 - ميهمانان پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از صرف غذا ، نبايد به انتظار گفت وگو با اهل خانه آن حضرت ، مجلس را طولانى مى كردند .

فانتشروا و لامستئنسين لحديث

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه سرگرم شدن به گفت وگو، مربوط به اهل خانه باشد و نه گفت وگو با هم. لازم به ذكر است كه فراز «و إذا سألتموهنّ...» مؤيد اين برداشت است.

24 - فرمان به خروج از خانه پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از صرف غذا ، سخن و فرمان حق است .

فإذا طعمتم فانتشروا و لامستئنسين لحديث إنّ ذلكم كان يؤذى النبىّ فيستحيى منكم و ا

106- آداب نامه نگارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 30 - 5

5 - نام خداوند ، بهترين سرآغاز هر سخن و نامه و هر كار و برنامه

إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم. .. و إنّه بسم اللّه الرحمن الرحيم

با توجه به اين كه سليمان(ع) به عنوان پيامبر، نامه اش را با نام خدا آغاز كرده و خداوند آن را به عنوان يك ارزش ياد نموده است، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

107- آداب نحر شتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 36 - 8،9

8 - لزوم به صف كردن شتران قربانى و نحر هم زمان آنها ، همراه ذكر نام خدا

فاذكروا اسم اللّه عليها صوافّ

«صوافّ» جمع «صافة» حال از ضمير «عليها» و از مصدر «صفّ» (گروهى را در كنار هم و در يك امتداد مستقيم به نظم در آوردن) مشتق شده است; يعنى، پس نام خدا را بر شتران (به هنگام نحر كردن آنها) در حالى كه در امتداد مستقيم به نظم درآمدند ببريد.

9 - لزوم بستن دست ها و پا هاى شتران قربانى ، به هنگام نحر كردن آنها

فاذكروا اسم اللّه عليها صوافّ

با توجه به اين كه هنگام نحر كردن شتر براى اين كه بر اثر وارد شدن فشار كارد فرار نكند، ابتدا دستها و پاهايش را كنار هم قرار مى دهند و دور آنها را طناب مى پيچند و سپس آن را نحر مى كنند «صوافّ» را مى توان چنين معنا كرد: در حالى كه

دستها و پاهايشان را كنار هم قرار داديد و با طناب بستيد آنها را نحر كنيد.

108- آداب نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 1

1 - آگاهى خداوند به كميّت و كيفيت انفاق ها و نذر ها ، هر چند اندك باشد .

و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر فانّ اللّه يعلمه

تعهّد انسان بر عمل نيك را «نذر» گويند; يعنى شخص خود را متعهّد كند به انجام عمل نيك.

109- آداب نقل قصه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 7

7- رعايت ادب ، توجه به درس آموزى و دورى از بدآموزى در نقل داستان هاى مربوط به امور جنسى و فساد اخلاقى ، امرى لازم و بايسته

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون ... قال هؤلاء بناتى إن

برداشت فوق با توجه به اين نكته است كه: خداوند داستان قوم لوط را - كه دچار انحراف جنسى و همجنس بازى بودند - به گونه اى نقل فرموده است كه نه تنها بدآموزى در آن وجود ندارد; بلكه آن را مايه پندگيرى و درس آموزى و نشانه عظمت خداوند دانسته است.

110- آداب نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 238 - 2

2 - لزوم محافظت و مراقبت بر نماز ها ( مراعات آداب ظاهرى و باطنى آن )

حافظوا على الصّلوات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 43 - 9،35

9 - برپايى نماز با حالت حضور قلب امرى بايسته و سزاوار

حتى تعلموا ما تقولون

ملاك حرمت نماز در حال مستى توجه نداشتن و آگاه نبودن به اذكار نماز است. و اين معنا به هنگام غفلت و فقدان حضور قلب نيز وجود دارد.

35 - لزوم پرهيز از ورود به نماز ، در حال خواب آلودگى

لا تقربوا الصلوة و انتم سكارى

امام صادق (ع) در مورد آيه فوق فرمود: سكر النوم.


كافى، ج 3، ص 371، ح 15 ; نورالثقلين، ج 1، ص 483، ح 260، 261، 262، 263، 264 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 242، ح 134، 137.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 142 - 10

10 - ضرورت برپايى نماز ، با ميل و نشاط و پرهيز از كسالت و خمودى در انجام آن

و إذا قاموا إلى الصّلوة قاموا كسالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 3

3- فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى دعا و نيايش همراه با نماز و نوافل

أقم الصلوة . .. فتهجّد به نافلة لك ... و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه عبارت «و قل رب» عطف به «فتهجّد. ..» بوده و ذكر خاص بعد از عام بيانگر يكى از اعمال باشد كه شايسته است در تهجّد و نماز شب انجام گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 2 - 6

6 - « عن جعفر بن محمد (صلی الله علیه و آله) إنّه قال فى قول اللّه عزّوجلّ : « الذين هم فى صلاتهم خاشعون » قال : الخشوع غضّ البصر فى الصلاة . . . ;

از امام صادق(ع) رايت شده است كه در باره سخن خداى -- عزّوجلّ - «الذين هم فى صلاتهم خاشعون» فرمود: مراد از خشوع، فرو نهادن چشم در نماز است»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 30 - 21

21 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه تعالى « فأقم وجهك للدين حنيفاً » قال : قم فى الصلاة و لاتلتفت يميناً و لا شمالاً ;

از امام صادق(ع) درباره اين سخن خداوند متعال «فأقم وجهك للدين حنيفاً» روايت شده است كه فرمود: در حال نماز، ايستاده باش و به راست و چپ توجه نكن».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 6

6 - نماز ، بايد همراه با خشوع و تذلل باشد .

ألم يأن . ..أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه

برخى از مفسران، «ذكر اللّه» را در آيه شريفه، كنايه از نماز دانسته اند. برداشت ياد شده براساس اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 8 - 10

10 - « عن أبى جعفر و أبى عبداللّه ( عليهماالسلام ) أنّ التبتّل هنا رفعُ اليدين فى الصلاة ;

از امام باقر و امام صادق(عليهماالسلام) روايت شده كه «تبتّل» در اين جا (در آيه «و تبتّل إليه تبتيلاً») بالا بردن دست ها در نماز است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 8

8 - [ « فى فقه الرّضا ( ع ) ] قال : لا صلاة إلاّ باسباغ الوضوء و احضار النيّة و خلوص اليقين و إفراغ القلب و ترك الأشغال و هو قوله « فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب » ;

[در كتاب «فقه الرضا(ع)» آمده كه] آن حضرت فرمود: نماز نيست; مگر با شاداب ساختن وضو و حاضر داشتن نيت و يقين خالص و خالى كردن قلب [از ياد غير خدا ]و ترك سرگرمى ها و اين است [معناى] سخن خدا [كه فرمود:] «فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 2 - 3،21،22

3 - توجّه به ربوبيت خداوند ، از آداب نماز

فصلّ لربّك

21 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) قال : لما نزلت هذه السورة قال النبىّ (صلی الله علیه و آله) لجبرئيل : ما هذه النَّحيرَةُ التى أمرنى بها ربّى قال : ليست بنَحيرة و لكنّه يأمرك إذا تحرّمت للصلاة أن ترفع يديك إذا كبّرت و إذا ركعت و إذارفعت رأسك من الركوع و إذا سجدت . . . و إنّ زينة الصلاة رفع الأيدى عند كلّ تكبيرة ;

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده كه فرمود: چون اين سوره (كوثر) نازل شد، پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جبرئيل فرمود: اين «نحيرة» (شتر قربانى شده يا شب اول هر ماه) كه پروردگارم مرا بدان امر فرموده، چيست؟ جبرئيل گفت: اين، «نحيرة» نيست، بلكه خداوند تو را امر مى كند هر گاه نماز را با «تكبيرة الاحرام» شروع كردى، هنگام تكبير و ركوع و زمانى كه از ركوع سر برداشتى و هنگام سجده [كه تكبير گفتى]، دست هاى خود را بالا ببرى . .. زينت نماز بالا بردن دست ها هنگام هر تكبير است».

22 - « عن حريز عن رجل عن أبى جعفر ( ع ) قال : قلت له « فصلّ لربّك و انحر » قال : النحر الإعتدال فى القيام أن يقيم صلبه و نحره ;

حَريز از مردى نقل كرده كه گفت: به امام باقر(ع) گفتم: [معناى]«فصلّ لربّك و انحر»[چيست؟]فرمود: «نحر» اعتدال در حال قيام است;[به اين كه]ستون فقرات و سينه خود را راست نگه دارد».

111- آداب نماز جماعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 43 - 5

5 - تقارن و همراهى نمازگزاران در افعال نماز ، از احكام و آداب نماز جماعت است .

و اركعوا مع الركعين

از اينكه در بيان فرمان به برپايى نماز جماعت گفته نشده «اركعوا جماعة» بلكه با كلمه «مع» همراهى را عنوان كرده، برداشت فوق به دست مى آيد.

112- آداب نماز جمعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 9 - 15،17

15 - « عن علىّ انّه سئل عن قول اللّه [ تعالى ] « يا أيّها الذين آمنوا إذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه » قال : ليس السعى الإشتداد ;

از امام على(ع) درباره سخن خداوند تعالى «يا أيّها الذين آمنوا إذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه» سؤال شد، آن حضرت فرمود: مراد از «سعى» شدت در راه رفتن (دويدن) نيست».

17 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « يا أيّها الذين آمنوا . . . فاسعوا إلى ذكر اللّه . . . » قال : اسعوا أى امضوا و يقال : اسعوا اعملوا لها و هو قصّ الشارب و نتف الإبط و تقليم الأظفار و الغسل و لبس أفضل ثيابك و تطيب للجمعة فهو السعى ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند، «فاسعوا إلى ذكراللّه. ..» روايت شده كه «اسعوا» به معناى «امضوا» است; يعنى، برويد و گفته مى شود «اسعوا اعملوا لها»; يعنى، بكوشيد تا براى آنها اعمالى انجام دهيد و آن اعمال كوتاه كردن موى شارب و ازاله مو از زير بغل، گرفتن ناخن، غسل، پوشيدن بهترين پيراهن ها و خوشبو كردن براى نماز جمعه است. پس اين اعمال سعى است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 10 - 11

11 - « روى عن أنس عن النبىّ (صلی الله علیه و آله) قال : فى قوله : « فإذا قضيت الصلاة فانتشروا . . . » ليس لطلب دنيا و لكن عيادة مريض و حضور جنازة و زيارة أخ فى اللّه . . . ;

اَنَس از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت نموده كه آن حضرت درباره سخن خداوند «فإذا قضيت الصلاة فانتشروا. ..» فرموده: [اين انتشار و پراكنده شدن در زمين] براى به دست آوردن دنيا نيست; بلكه براى عيادت بيمارى يا حضور بر جنازه اى و يا زيارت برادرى براى خداوند است...».

113- آداب نماز شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 9

9- لزوم درخواست توفيق و خلوص و صداقت كامل از خداوند در نوافل شب

و من الّيل فتهجّد به . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

از اينكه خداوند، در پى توصيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تهجّد، از او خواسته است كه براى اخلاص در هر كارى به درگاه او دعا كند، مى تواند مشعر به معناى فوق باشد.

114- آداب وِرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 205 - 4

4 - پرهيز از آواى بلند در ذكر زبانى ، از آداب لب گشودن به ذكر خداوند است .

و اذكر ربك . .. دون الجهر من القول

«دون» به معناى پايينتر و «جهر» به معناى آشكار كردن و علنى ساختن و «من القول» بيان براى «الجهر» است. بنابراين «الجهر من القول»، يعنى بلند كردن صدا و «دون الجهر من القول»، يعنى ادا كردن لفظ و سخن پايينتر از حد جهر.

115- آداب ورود به اتاق والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 - 1،3،11

1 - پدر و مادر ، وظيفه دارند كه آداب و چگونگى ورود به اتاق و محل استراحت خود را به فرزندان نابالغ خويش بياموزند .

يأيّها الذين ءامنوا ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ث

فعل امر «ليستئذنكم» هر چند در ظاهر متوجه بردگان و فرزندان نابالغ است; ولى به قرينه اين كه خطاب «يأيّها الذين آمنوا» متوجه پدران و مادران مؤمن است و نيز چون فرزندان نابالغ مكلف نيستند تا بشود به آنان امر و نهى كرد، از اين رو اين امر متوجه اولياى فرزندان خواهد بود كه آنان بايد محتواى اين دستور را به فرزندان خويش بياموزند.

3 - فرزندان نابالغ ، بايد براى ورود به اتاق و محل استراحت پدر و مادرشان به وقت برهنگى و خلوت آنان ، اجازه بگيرند .

ليستئذنكم . .. الذين لم يبلغوا الحلم منكم ثلث مرّت ... ثلث عورت لكم

11 - رفت و آمد فرزندان به اتاق پدر و مادر ، در غير از سه وقت پيش از طلوع فجر ، وقت استراحت نيمروزى و پس از نماز عشا ، بدون اذن جايز است .

ليسئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ... من قبل صلوة الفجر ... ليس عليكم و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 59 - 1،2

1 - كودكان ، به مجرد رسيدن به سن بلوغ ، بايد براى ورود به اتاق خلوت و خوابگاه پدر و مادرشان در همه اوقات ، اذن بگيرند .

ليستئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ثلث مرّت ... و إذا بلغ الأطفل منكم

2 - كودكان ، به مجرد رسيدن به سن بلوغ ، بايد براى ورود به اتاق و محل سكونت پدر و مادرشان از آنان اذن بگيرند .

و إذا بلغ الأطفل منكم الحلم فليستئذنوا كما استئذن الذين من قبلهم

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه مقصود از «الذين من قبلهم» افراد بالغى باشند كه تكليف آنان در آيه 27 و 28 ذكر شده است; يعنى، همان گونه كه بزرگسالان بايد براى ورود به اتاق و منزل مسكونى افراد اجازه بگيرند، اطفالى كه به سن بلوغ رسيده اند نيز، بايد اذن بطلبند; هر چند اهل خانه و ساكنان منازل، پدر و مادر آنان باشند.

116- آداب ورود به بيت المقدس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 154 - 6

6 - يهوديان عصر موسى ، مأمور ورود به بيت المقدس ، با حالتى خاضعانه

و قلنا لهم ادخلوا الباب سجداً

مراد از «الباب» بنابه گفته بسيارى از مفسران، دروازه شهر بيت المقدس است و «سجداً» جمع ساجد مى باشد و مراد از سجده مى تواند معناى لغوى آن (خضوع) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 6،7،9

6 - استغفار از گناهان به هنگام تصرف بيت المقدس ، فرمان خدا به بنى اسرائيل

و قولوا حطة

«حطة» خبر براى مبتدايى محذوف مانند «مسألتنا» است. اين كلمه اسم مصدر و به معناى نهادن و فرود آوردن مى باشد و مراد از آن به قرينه جمله بعد (نغفر لكم) برداشتن وزر گناهان و آمرزش آنهاست. بنابراين «قولوا حطة» يعنى بگوييد خدايا درخواست ما آمرزش گناهان است.

7 - اظهار خشوع و خضوع در برابر خدا به هنگام تصرف بيت المقدس از دستورات خدا به بنى اسرائيل

و ادخلوا الباب سجداً

كلمه «سجداً» جمع «ساجد» و حال براى فاعل «ادخلوا» است. از آن رو كه سجده در حال ورود با معناى اصطلاحى آن (پيشانى بر خاك ساييدن) سازگار نيست، مى توان گفت در اينجا معناى لغوى آن (خضوع و خشوع) اراده شده است.

9 - خداوند نويد بخش آمرزش گناهان بنى اسرائيل در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود و سكونتشان در بيت المقدس

اسكنوا . .. و ادخلوا الباب سجداً نغفر لكم خطيئتكم

ظاهر اين است كه «نغفر لكم» جواب براى همه اوامرى است كه در آيه مطرح شده. بنابراين تقدير چنين است: «إن تسكنوا و تأكلوا و تقولوا و تدخلوا الباب سجداً نغفر لكم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 162 - 5

5 - عذاب نازل شده بر متمردان بنى اسرائيل ، سزاى گناهان پيشين آنان و گناه رعايت نكردن آداب مقرر شده براى ورود به بيت المقدس

فبدل الذين ظلموا منهم . .. فأرسلنا عليهم رجزاً من السماء بما كانوا يظلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از ظلم و گناه در «بما كانوا يظلمون» غير از گناهى باشد كه جمله «فبدل . .. » بيانگر آن است. بنابراين تفريع «فأرسلنا ... » بر «فبدل ... » مى رساند كه عذاب به خاطر تبديل فرمان الهى بوده و «باء» سببيه در «بما كانوا... » مى رساند كه عذاب به سبب ظلم و گناه سابق بنى اسرائيل بوده است. يعنى گناهِ تبديل، به ضميمه گناهان سابق باعث ارسال عذاب بر آنان شد.

117- آداب ورود به خانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 189 - 7،8،12

7 - ورود از پشت خانه ها و نه از درب هاى ورودى ، از آداب حج در سنت هاى مردم عصر جاهلى

و ليس البر بأن تأتوا البيوت من ظهورها

بيان رسم جاهليت، مبنى بر وارد شدن به خانه از پشت آنها و نه از درب ورودى - پس از ذكر حج - دلالت بر اين دارد كه سنت ياد شده از آداب حج در زمان جاهليت بوده است.

8 - ورود حاجيان به خانه ، از پشت آن و پرهيز از راه هاى متعارف ، عملى نيكو در ديدگاه مردم عصر جاهليت

و ليس البر بأن تأتوا البيوت من ظهورها

نفى نيكى از رسم ياد شده (ليس البر)، دلالت مى كند كه آن رسم در نزد مردم جاهلى، رسمى نيكو و ارجمند بوده است.

12 - ترك سنت جاهلى و ورود به خانه هاى از راه هاى متعارف آن ، فرمان و توصيه خدا به مسلمانان

ليس البر . .. و أتوا البيوت من أبوبها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 27 - 10

10 - ورود افراد به خانه و محل سكونت خودشان به طور ناگهانى جايز است .

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم. .. لعلّكم تذكّرون

از قيد «غير بيوتكم» استفاده مى شود كه شرايط ورود به خانه افراد (مثل اذن ورود گرفتن و سلام كردن) مربوط به خانه هاى ديگران است و خانه هاى شخصى افراد چنين شرايطى را ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 24،37،40

24 - سلام كردن به يكديگر به هنگام ورود به خانه ها ، توصيه خداوند به همه مسلمانان

فإذا دخلتم بيوتًا فسلّموا على أنفسكم

37 - « عن أبى جعفر ( ع ) إذا دخل الرجل منكم بيته . . . إن لم يكن فيه أحد فليقل : السلام علينا من عند ربّنا يقول اللّه « تحيّة من عنداللّه مباركة طيّبة » ;

از امام باقر(ع) روايت شده است: هر گاه شخصى از شما وارد خانه خود شود. .. اگر كسى در آن خانه نبود، بگويد: «السلام علينا من عند ربّنا». خدا مى فرمايد: تحيّة من عنداللّه مباركة طيّبة».

40 - « أبى الصباح قال : سألت أبا جعفر ( ع ) ، عن قول اللّه عزّوجلّ : فإذا دخلتم بيوتاً فسلّموا على أنفسكم . . . » فقال : هو تسليم الرجل على أهل البيت حين يدخل ثمّ يردّون عليه ، فهو سلامكم على أنفسكم ;

ابوالصباح از امام باقر(ع) پرسيد: اين كه خداوند فرموده است: «فإذا دخلتم بيوتاً فسلّموا على أنفسكم» مراد چيست؟ فرمود: مراد اين است كه شخص، هرگاه وارد خانه شود، بر اهل خانه سلام كند. پس آنان جواب سلام او را مى دهند. پس آن سلام شما بر خودتان است».

118- آداب ورود به خانه ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 27 -

1،2،4،5،6،8،9،11،12،13

1 - ورود ناگهانى و بدون آشنايى دادن و انس قبلى ، به محل سكونت و خانه ديگران ، ممنوع است .

يأيّها الذين ءامنوا لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا

برداشت ياد شده، براساس اين مبنا است كه «استئناس» (مصدر «تستأنسوا») از ماده «انس» (در مقابل وحشت) باشد. بر

اين اساس معناى آيه چنين مى شود: شخص وارد شونده در ابتدا بايد از راه اجازه خواستن و غيره با صاحب خانه مأنوس شود، آن گاه وارد خانه گردد تا موجب وحشت و اضطراب خود و ديگران نشود.

2 - ورود به خانه و محل سكونت ديگران ، بدون اطمينان از وجود صاحب آن و اجازه از او ، ممنوع است .

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا

برداشت فوق، بر اين مبنا است كه «استئناس» (مصدر «تستأنسوا») استفعال از «آنس إذا أبصر» و به معناى استعلام و استكشاف باشد. بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «وارد خانه كسى نشويد تا آن كه از وضعيت و احوال صاحب خانه باخبر شويد كه معمولاً اين استعلام همراه با استيذان (اجازه خواستن) است».

4 - ورود به محل سكونت و خانه ديگران پيش از سلام كردن به اهل آن ، ممنوع است .

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا و تسلّموا على أهلها

5 - اذن خواستن و سلام كردن ، از شرايط و آداب ورود به محل سكونت و خانه ديگران

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا و تسلّموا

6 - ورود به محل سكونت و خانه ديگران - هر چند با اجازه باشد - نبايد همراه با تكلف ، تحميل و احساس سنگينى براى صاحب آن باشد .

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا و تسلّموا على أهلها

برداشت ياد شده از تعبير «تستأنسوا» به جاى «تستأذنوا» و دستور به سلام كردن - كه پيام آور دوستى و صفا است - استفاده مى شود.

8 - خوددارى از ورود به محل سكونت و خانه ديگران ، بدون اجازه و سلام كردن ، به خير و صلاح جامعه است .

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا . .. ذلكم خير لكم

9 - به ياد سپردن ، پند پذيرفتن و عمل كردن به آن ، فلسفه بيان آداب ورود به محل سكونت و خانه ديگران از سوى خداوند است .

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا . .. لعلّكم تذكّرون

جمله «لعلّكم تذكّرون» تعليل براى جمله اى محذوف مانند «أنزل عليكم هذا» و با «أرشدتم إلى ذلك» است; يعنى، آنچه از اين آيات نازل كرديم به منظور به ياد سپردن، پند پذيرفتن و به كار بستن آن بود.

11 - « عن أبى أيوب إنّ النبى (صلی الله علیه و آله) . قال الإستيناس أن تدعوا الخادم حتّى يستأنس أهل البيت . . . ;

از ابوايوب روايت شده است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: استيناس آن است كه خادم را بخوانى تا اهل خانه را براى ورود تو با خبر سازد. ..».

12 - « عن أبى أيوب الأنصارى قال : قلنا يا رسول اللّه ما الإستيناس ؟ قال : يتكلم الرجل بالتسبيحه والتحميدة و التكبيرة و يتنحنح على أهل البيت . . . ;

از ابوايوب انصارى روايت شده است كه گفت: به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) گفتيم: «استيناس» چيست؟ فرمود: اين است كه شخص با تكلم به تسبيح، تمجيد، تكبير و صدا از سينه در آوردن بر اهل خانه [آنان را با خبر سازد]».

13 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : الإستينانس ، وقع النعل و التسليم ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: استيناس كوبيدن كفش بر زمين و سلام كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 28 - 1،2،3

1 - ورود به خانه و محل سكونت ديگران با علم به اين كه كسى در آن نيست ، ممنوع است .

فإن لم تجدوا فيها أحدًا فلاتدخلوها

2 - ورود به خانه و محل سكونت ديگران به هنگام نيافتن كسى در آن ، با كسب مجوز شرعى يا قانونى ، جايز است .

فإن لم تجدوا فيها أحدًا فلاتدخلوها حتّى يؤذن لكم

مجهول آمدن فعل «يُؤذن» - بدون ذكر فاعل (اجازه دهنده) - مى تواند حاكى از اين نكته باشد كه براى ورود به خانه ديگران، يك نوع مجوزى لازم است; چه آن مجوز ناشى از قوانين متعارف باشد و چه از ناحيه شرع.

3 - مؤمنان در صورت مواجه شدن با بى ميلى صاحب خانه و درخواست مراجعت ، بايد عذر او را موجه دانسته و بازگردند .

فإن لم تجدوا فيها أحدًا فلاتدخلوها حتّى يؤذن لكم

119- آداب ورود به خانه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 53 - 3

3 - خانه هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) - از جهت وارد شدن در آنها - همانند خانه هاى ساير مردم نيست و آداب خاصى دارد .

لاتدخلوا بيوت النبىّ إلاّ أن يؤذن لكم

120- آداب همنشينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 16 - 3

3 - نشستن روبه روى همديگر ، از آداب نيكو در مجالس و رفتارى بهشتى گونه

متّكين عليها متقبلين

121- آداب همنشينى با اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 72 - 2

2- صبر و تحمّل در مصاحبت با اولياى خدا و برخورداران از علوم ويژه الهى ، شرطى ضرورى جهت بهره بردن از آنها است .

ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا

مسلم است كه حضرت موسى(ع) به جهت تعلّم، با خضر(ع) همراه گرديد و او نيز شرط لازم را صبر و شتاب نكردن در پرسش دانست. در اين آيه، مجدداً، بر آن شرط ضرورى تأكيد كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 75 - 5

5- صبر و شكيبايى ، شرط ضرورى جهت بهره بردن از مصاحبت اولياى خاص خداوند و برخورداران از علوم الهى است .

قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا

122- آداب همنشينى با علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 72 - 2

2- صبر و تحمّل در مصاحبت با اولياى خدا و برخورداران از علوم ويژه الهى ، شرطى ضرورى جهت بهره بردن از آنها است .

ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا

مسلم است كه حضرت موسى(ع) به جهت تعلّم، با خضر(ع) همراه گرديد و او نيز شرط لازم را صبر و شتاب نكردن در پرسش دانست. در اين آيه، مجدداً، بر آن شرط ضرورى تأكيد كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 75 - 5

5- صبر و شكيبايى ، شرط ضرورى جهت بهره بردن از مصاحبت اولياى خاص خداوند و برخورداران از علوم الهى است .

قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا

123- احترام به آداب زندگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 52 - 2

2 - احترام به آيين زندگى ترسيم شده از سوى خدا و پرهيز از ايجاد هر گونه تغيير و تبديل در آن ، توصيه خداوند به يكايك پيامبران

يأيّها الرسل كلوا من الطّيّبت . .. و ان هذه أُمّتكم أُمّة وحدة و أنا ربّكم

آيه فوق، ادامه آيه قبل و جزء توصيه اى است كه خداوند به يكايك پيامبران فرموده بود. بنابراين، با توجه به تأكيدهاى متعدد كه در آن است (حرف تأكيد «إنّ»، اسم اشاره نزديك «هذه»، جمله اسميه و قيد «أُمّة واحدة») معناى آن چنين مى شود: ما به پيامبران يادآورى كرديم كه اين روش، تنها روشى است كه بايد در زندگى رعايت كنند و هرگونه ايجاد تغيير در آن، يا اتخاذ روشى غير از آن، أكيداً ممنوع است و عذاب سختى در پى خواهد داشت (فاتقون).

124- اهميت آداب مجلس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 11 - 2،7،9

2 - خداوند به مؤمنان توصيه كرده كه « هرگاه از آنان خواسته شود در مجالس جا را براى واردين بازكنند » ، جا بازنموده و از آن دريغ نكنند .

إذا قيل لكم تفسّحوا فى المجلس فافسحوا

7 - توصيه الهى به مؤمنان اين است كه هرگاه در مجالس بر اثر كثرت ازدحام ، از آنان خواسته شود « از جاى خويش برخيزند » ، برخيزند ( از دادن جاى خود به تازه واردين دريغ نكنند ) .

و إذا قيل انشزوا فانشزوا

9 - برخاستن از جاى خويش و قرار دادن آن در اختيار ديگر مؤمنان ، مايه بالا رفتن درجات انسان و تقرب و نزديكى او به

خداوند است .

فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم . .. درجت

برخى از مفسران «ارتقاع درجات» را كنايه از تقرب به خداوند دانسته اند. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

125- اهميت آداب معاشرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 26

26 - پيوند خويشاوندى و دوستى و ارتباطات نزديك ، نبايد موجب سهل انگارى در رعايت ادب اسلامى و آداب معاشرتى ميان خويشاوندان و دوستان گردد .

ليس على الأعمى حرج . .. و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم ... أو صديقكم ... فإ

برداشت ياد شده به خاطر اين است كه غالباً پيوند دوستى و خويشاوندى، سبب سهل انگارى در رعايت ادب فيمابين مى شود. از اين رو مى توان گفت: خداوند توصيه فرمود كه مسلمانان به هنگام ملاقات با دوستان و خويشاوندان خود، سلام كنند و....

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 5 - 5

5 - اهميت آداب اجتماعى در نگاه دين

لاترفعوا أصوتكم . .. و لو أنّهم صبروا ... لكان خيرًا لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 11 - 9

9 - برخاستن از جاى خويش و قرار دادن آن در اختيار ديگر مؤمنان ، مايه بالا رفتن درجات انسان و تقرب و نزديكى او به خداوند است .

فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم . .. درجت

برخى از مفسران «ارتقاع درجات» را كنايه از تقرب به خداوند دانسته اند. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 1 - 3

3 - لزوم آگاهى از شيوه صحيح برخورد هاى اجتماعى و پرهيز از برخورد نامناسب با مردم

عبس و تولّى

126- تبيين آداب عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 128 - 7

7 - تشريح و تبيين طريقه عبادت خدا و چگونگى آداب آن ، از درخواست هاى ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از خداوند

و أرنا مناسكنا

مَنسَك (مفرد مناسك) به معناى طريقه عبادت است (لسان العرب). بنابراين «أرنا مناسكنا»; يعنى، خدايا! شيوه عبادت كردنت را به ما ارائه كن.

127- تعليم آداب معاشرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 - 1

1 - پدر و مادر ، وظيفه دارند كه آداب و چگونگى ورود به اتاق و محل استراحت خود را به فرزندان نابالغ خويش بياموزند .

يأيّها الذين ءامنوا ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ث

فعل امر «ليستئذنكم» هر چند در ظاهر متوجه بردگان و فرزندان نابالغ است; ولى به قرينه اين كه خطاب «يأيّها الذين آمنوا» متوجه پدران و مادران مؤمن است و نيز چون فرزندان نابالغ مكلف نيستند تا بشود به آنان امر و نهى كرد، از اين رو اين امر متوجه اولياى فرزندان خواهد بود كه آنان بايد محتواى اين دستور را به فرزندان خويش بياموزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 19 - 9

9 - آموزش اخلاق و آداب معاشرت ، از وظايف پدر درباره فرزند خويش است .

يبنىّ . .. و لاتصعّر خدّك للناس ... و اغضض من صوتك

128- تهديد تاركان آداب معاشرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 28 - 12

12 - كسانى كه در ورود به خانه و محل سكونت ديگران آداب مورد توصيه خدا را رعايت نكنند ، به مجازات الهى تهديد شده اند .

و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم و اللّه بما تعملون عليم

جمله «و اللّه بما تعملون عليم» - كه علم همه جانبه الهى را به بشر يادآور مى شود - هشدارى است به كسانى كه احكام ياد شده را رعايت نمى كنند.

129- خيريت آداب معاشرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 27 - 8

8 - خوددارى از ورود به محل سكونت و خانه ديگران ، بدون اجازه و سلام كردن ، به خير و صلاح جامعه است .

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا . .. ذلكم خير لكم

130- نقش آداب معاشرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 4 - 6

6 - رعايت ادب و حرمت افراد در روابط اجتماعى ، نشانگر ميزان انديشه و خرد انسان

إنّ الذين ينادونك من وراء الحجرت أكثرهم لايعقلون

از مفهوم «أكثرهم. ..»، استفاده مى شود كه هر جا انديشه باشد، آداب صحيحِ روابط اجتماعى نيز خواهد بود.

7- آزر

1- آثار شرك آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 13

13 - عدم تأثير استغفار ابراهيم ( ع ) براى پدرش به خاطر اصرار وى بر شرك

فلما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه

2- آزر از دشمنان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 2

2 - پدر ابراهيم ( ع ) ، از جمله مشركان و دشمنان قطعى خدا

فلمّا تبين له أنه عدو للّه

3- آزر از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 2

2 - پدر ابراهيم ( ع ) ، از جمله مشركان و دشمنان قطعى خدا

فلمّا تبين له أنه عدو للّه

4- آزر و ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 9

9- حضرت ابراهيم ( ع ) در خانه آزر و تحت سرپرستى او زندگى مى كرد .

واهجرنى مليًّا

5- ابراهيم(ع) و آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 6

6 - تلاش ابراهيم(ع) با استفاده از احتجاج و اعتراض براى بازداشتن آزر از بت پرستى

و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر أتتخذ أصناما ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 9،16

9 - بيزارى جستن ابراهيم ( ع ) از پدرش ، پس از يقين به هدايت ناپذيرى و عداوت او با خدا

فلما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه

16 - تبرّى ابراهيم ( ع ) از « آزر » ، على رغم داشتن خويشاوندى با وى ، تبلور خشوع عميق او در برابر خدا

أنه عدو للّه تبرأ منه إن إبرهيم لأوّه حليم

يكى از معانى كه اهل لغت براى «أوّاه» برشمرده اند، خضوع و خشوع شديد است. يعنى ابراهيم (ع)، در برابر خدا بسيار خاضع و خاشع بود. برداشت فوق بدان احتمال است كه جمله «إن إبراهيم لأوّاه» براى بيان علت تبرّى حضرت ابراهيم (ع) از آزر باشد.

6- ابراهيم(ع) و استغفار براى آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 1،3،4،6

1 - وعده ابراهيم ( ع ) به پدرش ، مبنى بر استغفار براى وى

و ما كان استغفار إبرهيم لأبيه إلا عن موعدة وعدها

3 - اقدام ابراهيم ( ع ) به استغفار براى پدرش ، تنها به دليل وعده اى بود كه به وى داده بود و نه به خاطر وجود پيوند پدر و فرزندى .

و لو كانوا أولى قربى . .. و ما كان استغفار إبرهيم لأبيه إلا عن موعدة وعدها أياه

4 - استغفار ابراهيم ( ع ) براى پدرش ، به دليل مشاهده نوعى گرايش به ايمان در او بود .

و ما كان استغفار . .. عن موعدة وعدها إياه

برداشت فوق، بر اين احتمال است كه ضمير فاعلى مستتر در «وعد» به «أب» و «إياه» به ابراهيم برگردد كه در اين صورت معنا چنين مى شود: پدر ابراهيم به او وعده داده بود كه ايمان خواهد آورد و ابراهيم (ع) بر اين اساس برايش استغفار كرد.

6 - وعده ابراهيم ( ع ) به استغفار براى پدرش ، قبل از يقين به بقاى وى بر شرك و به اميد متمايل ساختن او به ايمان بود .

إلا عن موعدة . .. فلما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه

7- استغفار براى آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 20

20- حضرت ابراهيم ( ع ) ، لطف و عنايت ويژه خداوند به خود را ، پشتوانه پذيرش استغفار خود مى دانست .

سأستغفر لك ربّى إنّه كان بى حفيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 86 - 1

1 - طلب آمرزش ابراهيم ( ع ) از درگاه خداوند ، براى پدرش

و اغفر لأبى

8- اقرار آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 14

14- آزر ، به رحمان بودن خداوند و ناروابودن سرپيچى از فرمان هاى او ، آگاه و معترف بود .

إنّ الشيطن كان للرحمن عصيًّا

تعليل بودن جمله «إنّ الشيطان. ..» براى نهى «لاتعبد» در گرو اعتراف آزر به نادرستى سركشى شيطان از فرمان خدا است.

9- انذار آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 1

1- ابراهيم ( ع ) در اندرز خود به آزر ، عذاب سخت الهى را در كمين پرستشگران بت ها خواند و وى را به آن هشدار داد .

إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن

نكره آوردن «عذاب» بر عظمت آن دلالت دارد. و «مسّ» (مصدر «يمسك») - چنانچه در مفردات راغب آمده است - در باره هرگونه آزارى كه به انسان برسد، استعمال مى شود.

10- بت پرستى آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 1،5،6

1 - پدر ابراهيم، آزر و قوم او مردمى بت پرست و گمراه بودند.

و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر أتتخذ أصناما

5 - بتهاى متعددى مورد پرستش آزر و قوم او بودند.

أتتخذ أصناما ءالهة إنى أريك و قومك

6 - تلاش ابراهيم(ع) با استفاده از احتجاج و اعتراض براى بازداشتن آزر از بت پرستى

و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر أتتخذ أصناما ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 1،2،5

1- حضرت ابراهيم ( ع ) ، به خاطر بت پرستى آزر با او به بحث و گفت وگو پرداخت .

إذ قال لأبيه يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

چنانچه در سوره انعام آمده است، نام مخاطب ابراهيم(ع) «آزر» بوده است.

2- آزر ( پدر يا عموى حضرت ابراهيم ( ع ) ) ، مشرك و بت پرست بوده است .

إذ قال لأبيه يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع

«آزر» يا پدر حضرت ابراهيم بوده است، چنانچه ظاهر برخى آيات چنين اقتضا دارد و برخى روايات نيز مؤيد آن است و يا اين كه مطابق برخى روايات ديگر عموى او بوده است. واژه «أب» در زبان عرب بر «عمو» نيز اطلاق مى گردد. در قرآن نيز در سوره بقره آيه صد و سى و سوم به همين معنا استعمال شده است (نعبد إلهك و إله آبائك إبراهيم و إسماعيل). دراين آيه لفظ «أب» در مورد «عمو» نيز به كار رفته، زيرا اسماعيل عموى يعقوب بوده است. گفتنى است كه برخى مفسران، آزر را جد مادرى ابراهيم دانسته اند.

5- آزر ، پرستشگر بت هايى فاقد شنوايى و بينايى و كارآيى و ناتوان از دفع آسيب ها

ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 43 - 12

12- آزر ، گرايش خويش به بت پرستى را گرايشى عالمانه مى پنداشت .

إنّى قد جاءنى من العلم ما لم يأتك

از تعبير «ما لم يأتك» معلوم مى شود كه ابراهيم(ع) در صدد بوده، آزر را به محروميت از علم واقف سازد، اين برخورد گوياى مواجه شدن ابراهيم(ع) با كسى است كه از جهل خويش بى خبر است و خود را آگاه مى پندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 7

7- آزر ، بت هاى متعددى را معبود خود مى دانست و آنها را عبادت مى كرد .

قال أراغب أنت عن ءالهتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 4

4- مردم شهر و ديار آزر ، هم كيش او بوده و بت ها و اشيايى جز خداوند را مى پرستيدند و به درگاه آنها دعا مى كردند .

و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 2

2- آزر و مردم شهر و ديار او ، پرستشگر بت ها و اشيايى جز خداوند

فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 52 - 2،6

2- حضرت ابراهيم ( ع ) بت و بت پرستى را به شدت تحقير كرد و پدر و قومش را به خاطر اين كار مورد سرزنش قرار داد .

إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل

اشاره كردن به بت ها با اسم اشاره نزديك (هذه) و نيز تعبير «تماثيل» (صورت ها و مجسمه هاى بى جان)، حاكى از تحقير بت و بت پرستى به وسيله ابراهيم(ع) است. گفتنى است استفهام در «ما هذه...» - به قرينه مقام - توبيخى است.

6- پدر حضرت ابراهيم مانند قومش ، بت و مجسمه هاى بى جان را مورد تقديس و عبادت قرار مى داد .

إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل التى أنتم لها عكفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 95 - 5

5 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) : أخذ ابراهيم القدوم فكسر الصنم الذى عمله ، ففزع أبوه من ذلك فزعاً شديداً ، فقال له : أىّ شىء عملت ؟ فقال له ابراهيم ( ع ) : و ما تصنعون به ؟ فقال آزر : نعبده ، فقال له ابراهيم : « أتعبدون ما تنحتون » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده: . .. ابراهيم(ع) تبر را برداشت و بتى را كه آزر ساخته بود شكست و آزر فرياد شديدى از روى ترس برآورد و به ابراهيم(ع) گفت: چه كارى كردى؟ ابراهيم(ع) در جواب گفت: با بت چه مى كنيد؟ آزر گفت: آن را مى پرستيم. ابراهيم(ع) در جواب گفت: «أتعبدون ما تنحتون; آنچه را خود مى تراشيد، مى پرستيد؟»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 26 - 3

3 - قوم ابراهيم ( ع ) و فردى كه آن حضرت وى را پدر خطاب مى كرد ، پيرو آيين شرك و بت پرستى بودند .

و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه إنّنى براء ممّا تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 27 - 4

4 - اعتقاد پدر و قوم ابراهيم ( ع ) به پرستش خداوند در كنار پرستش بت ها و عناصر بى جان

براء ممّا تعبدون . إلاّ الذى فطرنى

برداشت ياد شده، براين پايه استوار است كه «إلاّ» در استثناى متصل به كار رفته باشد.

11- بى منطقى آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 5،6

5- آزر با حضرت ابراهيم ( ع ) و عقايد توحيدى او ، على رغم دعوت منطقى ، مستدل و عاطفى آن حضرت ، برخوردى خشن و غير منطقى داشت .

لئن لم تنته لأرجمنّك

در كلام آزر هيچ استدلال و پاسخى وجود ندارد. تنها وجهه شاخص سخن او ارعاب و تهديد است و حتى در خطاب به او هم كمترين عطوفتى نظير «يابنىّ» در پاسخ «ياأبت» به كار نبرد.

6- آزر با تهديد ابراهيم ( ع ) به سنگسار كردن و نيز دور ساختن او از خود ، در صدد تحميل عقيده خويش بر ابراهيم ( ع ) و بازداشتن او از توحيد بود .

لئن لم تنته لأرجمنّك واهجرنى مليًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 1

1- ابراهيم ( ع ) پس از برخورد خشن و غير منطقى آزر ، به بحث و گفت وگو با او در باره توحيد و شرك پايان داد .

قال سلم عليك

از موارد كاربرد «سلام عليك» جايى است كه طرف بحث مى خواهد به بحث پايان دهد و ديگر آن را ادامه ندهد، مانند آنچه در آيه «إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً» آمده است. در گفت وگوى حضرت ابراهيم(ع) با آزر نيز ظاهراً «سلام» از همين نوع باشد.

12- بينش آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 43 - 12

12- آزر ، گرايش خويش به بت پرستى را گرايشى عالمانه مى پنداشت .

إنّى قد جاءنى من العلم ما لم يأتك

از تعبير «ما لم يأتك» معلوم مى شود كه ابراهيم(ع) در صدد بوده، آزر را به محروميت از علم واقف سازد، اين برخورد گوياى مواجه شدن ابراهيم(ع) با كسى است كه از جهل خويش بى خبر است و خود را آگاه مى پندارد.

13- پرسش از آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 52 - 3

3- ابراهيم ( ع ) ، از پدر و قومش در باره علت تقديس و عبادتشان در برابر مجسمه هاى بى جان ، توضيح خواست .

إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل التى أنتم لها عكفون

از پاسخ قوم ابراهيم، كه كارشان را به خاطر پيروى از اجداد خود معرفى كردند (قالوا وجدنا آبائنا لها عابدين)، به دست مى آيد كه سؤال ابراهيم(ع) مربوط به علت و چرايى تقديس و عبادتشان در برابر بت ها بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 70 - 1

1 - پرسش ابراهيم ( ع ) از پدر خود و قومش ، درباره آنچه مورد پرستش قرار داده بودند .

إذ قال لأبيه و قومه ما تعبدون

14- تبرى از آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 9،16

9 - بيزارى جستن ابراهيم ( ع ) از پدرش ، پس از يقين به هدايت ناپذيرى و عداوت او با خدا

فلما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه

16 - تبرّى ابراهيم ( ع ) از « آزر » ، على رغم داشتن خويشاوندى با وى ، تبلور خشوع عميق او در برابر خدا

أنه عدو للّه تبرأ منه إن إبرهيم لأوّه حليم

يكى از معانى كه اهل لغت براى «أوّاه» برشمرده اند، خضوع و خشوع شديد است. يعنى ابراهيم (ع)، در برابر خدا بسيار خاضع و خاشع بود. برداشت فوق بدان احتمال است كه جمله «إن إبراهيم لأوّاه» براى بيان علت تبرّى حضرت ابراهيم (ع) از آزر باشد.

15- ترك احتجاج با آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 1

1- ابراهيم ( ع ) پس از برخورد خشن و غير منطقى آزر ، به بحث و گفت وگو با او در باره توحيد و شرك پايان داد .

قال سلم عليك

از موارد كاربرد «سلام عليك» جايى است كه طرف بحث مى خواهد به بحث پايان دهد و ديگر آن را ادامه ندهد، مانند آنچه در آيه «إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً» آمده است. در گفت وگوى حضرت ابراهيم(ع) با آزر نيز ظاهراً «سلام» از همين نوع باشد.

16- تعجب آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 1

1- اظهار شگفتى و ناباورى نسبت به عقايد توحيدى حضرت ابراهيم ( ع ) ، پاسخ آزر به منطق توحيدى و بت ستيزى آن حضرت بود .

قال أراغب أنت عن ءالهتى يأبرهيم

همزه در «أراغب» براى استفهام توبيخى است كه تعجب نيز از آن فهميده مى شود.

تعدد معبود آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 7

7- آزر ، بت هاى متعددى را معبود خود مى دانست و آنها را عبادت مى كرد .

قال أراغب أنت عن ءالهتى

17- تقليد آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 54 - 2

2- مخالفت قاطع و صريح ابراهيم ( ع ) با شرك و تقليد كوركورانه پدر و قوم خويش

إذ قال لأبيه و قومه . .. لقد كنتم أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين

18- تهديدهاى آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 3

3- آزر ، ابراهيم ( ع ) را - در صورت دست نكشيدن از بت ستيزى - به سنگساركردن تهديد كرد .

لئن لم تنته لأرجمنّك

«رجم» كه در اصل به معناى كشتن به وسيله سنگسار بوده است، به هريك از انواع كشتن نيز اطلاق مى گردد. اين لغت، به معناى ناسزا گفتن نيز آمده است (لسان العرب). در آيه، همه اين معانى محتمل است و برداشت يادشده براساس اصل معناى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 2

2- حضرت ابراهيم ( ع ) با وجود برخورد خشن و تهديد هاى آزر ، با او گفتارى ملايم و برخوردى مهربانانه داشت .

قال سلم عليك سأستغفر لك ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 2

2- حضرت ابراهيم ( ع ) در پاسخ به تهديد هاى آزر ، تصميم خود را بر دورى گزيدن از بت پرستان و بت ها ، اعلام كرد .

و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه

19- جهل آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 2

2- آزر ، پيش از دعوت شدن به توحيد از سوى ابراهيم ( ع ) ، از عقايد توحيد آن حضرت بى خبر بود .

قال أراغب أنت عن ءالهتى

اظهار شگفتى و ناباورى آزر از عقايد توحيدى ابراهيم(ع)، دال براين است كه تا پيش از آن آزر او را در عقايد، همراه خود مى ديده و به همين خاطر است كه پس از اظهارات حضرت ابراهيم(ع)، وى دچار شگفتى و ناباورى مى شود.

20- خداپرستى آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 27 - 4

4 - اعتقاد پدر و قوم ابراهيم ( ع ) به پرستش خداوند در كنار پرستش بت ها و عناصر بى جان

براء ممّا تعبدون . إلاّ الذى فطرنى

برداشت ياد شده، براين پايه استوار است كه «إلاّ» در استثناى متصل به كار رفته باشد.

21- خشونت آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 5

5- آزر با حضرت ابراهيم ( ع ) و عقايد توحيدى او ، على رغم دعوت منطقى ، مستدل و عاطفى آن حضرت ، برخوردى خشن و غير منطقى داشت .

لئن لم تنته لأرجمنّك

در كلام آزر هيچ استدلال و پاسخى وجود ندارد. تنها وجهه شاخص سخن او ارعاب و تهديد است و حتى در خطاب به او هم كمترين عطوفتى نظير «يابنىّ» در پاسخ «ياأبت» به كار نبرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 1،2

1- ابراهيم ( ع ) پس از برخورد خشن و غير منطقى آزر ، به بحث و گفت وگو با او در باره توحيد و شرك پايان داد .

قال سلم عليك

از موارد كاربرد «سلام عليك» جايى است كه طرف بحث مى خواهد به بحث پايان دهد و ديگر آن را ادامه ندهد، مانند آنچه در آيه «إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً» آمده است. در گفت وگوى حضرت ابراهيم(ع) با آزر نيز ظاهراً «سلام» از همين نوع باشد.

2- حضرت ابراهيم ( ع ) با وجود برخورد خشن و تهديد هاى آزر ، با او گفتارى ملايم و برخوردى مهربانانه داشت .

قال سلم عليك سأستغفر لك ربّى

22- دشمنى آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 9

9 - بيزارى جستن ابراهيم ( ع ) از پدرش ، پس از يقين به هدايت ناپذيرى و عداوت او با خدا

فلما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه

23- دعوت از آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 43 - 2،4

2- آگاهى و دانش الهى حضرت ابراهيم ( ع ) ، مبنا و مجوّز او براى دعوت آزر به پيروى از خود

إنّى قد جاءنى من العلم ما لم يأتك فاتّبعنى

4- حضرت ابراهيم ( ع ) ، آزر را به رهاساختن شرك و پيروى از وى فرا خواند .

يأبت إنّى قد جاءنى من العلم ما لم يأتك فاتّبعنى

24- روش برخورد آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 5،6

5- آزر با حضرت ابراهيم ( ع ) و عقايد توحيدى او ، على رغم دعوت منطقى ، مستدل و عاطفى آن حضرت ، برخوردى خشن و غير منطقى داشت .

لئن لم تنته لأرجمنّك

در كلام آزر هيچ استدلال و پاسخى وجود ندارد. تنها وجهه شاخص سخن او ارعاب و تهديد است و حتى در خطاب به او هم كمترين عطوفتى نظير «يابنىّ» در پاسخ «ياأبت» به كار نبرد.

6- آزر با تهديد ابراهيم ( ع ) به سنگسار كردن و نيز دور ساختن او از خود ، در صدد تحميل عقيده خويش بر ابراهيم ( ع ) و بازداشتن او از توحيد بود .

لئن لم تنته لأرجمنّك واهجرنى مليًّا

25- زمينه ايمان آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 18

18 - سخن نرم و خالى از عداوت ابراهيم ( ع ) به آزر ، در راستاى گرايش دادن وى به ايمان *

حتّى تؤمنوا . .. إلاّ قول إبرهيم

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته زير است: 1- از تعبير «لأستغفرنّ»، عطوفت و محبت ابراهيم(ع) نسبت به آزر استفاده مى شود 2- واژه استغفار، تعريض به كجروى گذشته، آزر و زمينه سازى براى گرايش يافتن او به راه درست دارد.

26- زمينه هدايت آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 5

5- حضرت ابراهيم ( ع ) با وعده استغفار به آزر ، سعى در متمايل ساختن او به توحيد و درمان سرسختى او داشت .

قال سلم عليك سأستغفر لك ربّى

نرمى پاسخ ابراهيم(ع) و وعده استغفار به او، ممكن است به جهت متنبه ساختن و نرم كردن دل او براى دست برداشتن از بت پرستى باشد.

27- سرزنش آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 52 - 2

2- حضرت ابراهيم ( ع ) بت و بت پرستى را به شدت تحقير كرد و پدر و قومش را به خاطر اين كار مورد سرزنش قرار داد .

إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل

اشاره كردن به بت ها با اسم اشاره نزديك (هذه) و نيز تعبير «تماثيل» (صورت ها و مجسمه هاى بى جان)، حاكى از تحقير بت و بت پرستى به وسيله ابراهيم(ع) است. گفتنى است استفهام در «ما هذه...» - به قرينه مقام - توبيخى است.

28- سوگند آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 4

4- آزر ، با سوگند بر سنگساركردن ابراهيم ( ع ) ، در صورت ادامه مبارزه با بت پرستى ، او را براى مدتى طولانى از خانه اش بيرون كرد .

واهجرنى مليًّا

«مليّاً» به معناى مدت طولانى است (لسان العرب).

29- شخصيت آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 4

4 - آزر، فردى برجسته در ميان قوم خويش

و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر . .. إنى أريك و قومك

انتساب «قوم» به آزر بيانگر موقعيت برجسته وى در ميان مردم است.

30- شرك آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 2،3،5

2- آزر ( پدر يا عموى حضرت ابراهيم ( ع ) ) ، مشرك و بت پرست بوده است .

إذ قال لأبيه يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع

«آزر» يا پدر حضرت ابراهيم بوده است، چنانچه ظاهر برخى آيات چنين اقتضا دارد و برخى روايات نيز مؤيد آن است و يا اين كه مطابق برخى روايات ديگر عموى او بوده است. واژه «أب» در زبان عرب بر «عمو» نيز اطلاق مى گردد. در قرآن نيز در سوره بقره آيه صد و سى و سوم به همين معنا استعمال شده است (نعبد إلهك و إله آبائك إبراهيم و إسماعيل). دراين آيه لفظ «أب» در مورد «عمو» نيز به كار رفته، زيرا اسماعيل عموى يعقوب بوده است. گفتنى است كه برخى مفسران، آزر را جد مادرى ابراهيم دانسته اند.

3- برخورد منطقى و استدلالى حضرت ابراهيم با انحراف عقيدتى و شرك آزر

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر

5- آزر ، پرستشگر بت هايى فاقد شنوايى و بينايى و كارآيى و ناتوان از دفع آسيب ها

ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 86 - 1

1 - ابراهيم ( ع ) ، پدر و قومش را به سبب گرايش به معبودهايى جز اللّه ، مورد سرزنش قرار داد .

أئفكًا ءالهة دون اللّه تريدون

استفهام در «أئفكا» متضمن معناى توبيخ است و «إله» مفرد «ءالهة» به معناى معبود مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 26 - 3

3 - قوم ابراهيم ( ع ) و فردى كه آن حضرت وى را پدر خطاب مى كرد ، پيرو آيين شرك و بت پرستى بودند .

و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه إنّنى براء ممّا تعبدون

31- شرك عبادى آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 27 - 4

4 - اعتقاد پدر و قوم ابراهيم ( ع ) به پرستش خداوند در كنار پرستش بت ها و عناصر بى جان

براء ممّا تعبدون . إلاّ الذى فطرنى

برداشت ياد شده، براين پايه استوار است كه «إلاّ» در استثناى متصل به كار رفته باشد.

32- عقيده آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 27 - 4

4 - اعتقاد پدر و قوم ابراهيم ( ع ) به پرستش خداوند در كنار پرستش بت ها و عناصر بى جان

براء ممّا تعبدون . إلاّ الذى فطرنى

برداشت ياد شده، براين پايه استوار است كه «إلاّ» در استثناى متصل به كار رفته باشد.

33- فلسفه تهديدهاى آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 6

6- آزر با تهديد ابراهيم ( ع ) به سنگسار كردن و نيز دور ساختن او از خود ، در صدد تحميل عقيده خويش بر ابراهيم ( ع ) و بازداشتن او از توحيد بود .

لئن لم تنته لأرجمنّك واهجرنى مليًّا

34- فلسفه وعده استغفار به آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 5

5- حضرت ابراهيم ( ع ) با وعده استغفار به آزر ، سعى در متمايل ساختن او به توحيد و درمان سرسختى او داشت .

قال سلم عليك سأستغفر لك ربّى

نرمى پاسخ ابراهيم(ع) و وعده استغفار به او، ممكن است به جهت متنبه ساختن و نرم كردن دل او براى دست برداشتن از بت پرستى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 18

18 - سخن نرم و خالى از عداوت ابراهيم ( ع ) به آزر ، در راستاى گرايش دادن وى به ايمان *

حتّى تؤمنوا . .. إلاّ قول إبرهيم

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته زير است: 1- از تعبير «لأستغفرنّ»، عطوفت و محبت ابراهيم(ع) نسبت به آزر استفاده مى شود 2- واژه استغفار، تعريض به كجروى گذشته، آزر و زمينه سازى براى گرايش يافتن او به راه درست دارد.

35- گمراهى آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 1

1 - پدر ابراهيم، آزر و قوم او مردمى بت پرست و گمراه بودند.

و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر أتتخذ أصناما

36- مبارزه با آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 52 - 7

7- مخالفت با عقايد انحرافى پدر ، آغاز مبارزه ابراهيم ( ع )

إذ قال لأبيه و قومه

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه تقدم لفظى «أبيه» بر «قومه» دلالت بر تقدم زمانى داشته باشد.

37- معبود آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 70 - 1

1 - پرسش ابراهيم ( ع ) از پدر خود و قومش ، درباره آنچه مورد پرستش قرار داده بودند .

إذ قال لأبيه و قومه ما تعبدون

38- موقعيت اجتماعى آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 4

4 - آزر، فردى برجسته در ميان قوم خويش

و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر . .. إنى أريك و قومك

انتساب «قوم» به آزر بيانگر موقعيت برجسته وى در ميان مردم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 52 - 8

8- پدر حضرت ابراهيم ، موقعيت ممتاز و متشخصى در جهت دادن به عقايد جامعه خويش داشت .

إذ قال لأبيه و قومه

از اختصاص ذكر «أب» احتمالاً اين نكته استفاده مى شود كه پدر ابراهيم، نقش اساسى در گرايش هاى اعتقادى جامعه داشته است.

39- نجات آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 2

2- حضرت ابراهيم ( ع ) براى هدايت آزر به توحيد و نجات وى از عذاب الهى ، تلاشى دلسوزانه داشت .

يأبت إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن

40- نگرانى از گمراهى آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 86 - 2

2 - نگرانى ابراهيم ( ع ) از گمراهى ديرينه پدر خود

و اغفر لأبى إنّه كان من الضالّين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه دعاى ابراهيم(ع) در زمان حيات پدرش بوده باشد. بر اين اساس به كارگيرى «كان» در جمله «إنّه كان من الضالّين» بيانگر گمراهى ديرينه پدرش است.

41- نهى آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 1

1- حضرت ابراهيم ( ع ) ، آزر را از پرستش شيطان برحذر داشت .

يأبت لاتعبد الشيطن

42- وعده استغفار به آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 3

3- حضرت ابراهيم ( ع ) پس از پايان گفتوگو با آزر ، به او وعده داد كه آمرزش گناه شرك او را به زودى از خداوند خواهد خواست .

قال سلم عليك سأستغفر لك ربّى

ابراهيم(ع) به قرينه «أخاف» در آيات قبل، آزر را مشركى كه قابل بخشش نباشد و به تعبير برخى آيات «دشمن خدا» نمى دانست; بنابراين به بخشش گناه شرك او اميدوار بود، لذا نه عذاب او را قطعى دانست و نه به او وعده مغفرت حتمى داد، بلكه با اطمينان به مهرورزى خداوند به او، اظهار اميدوارى كرد كه استغفارش تأثير بخشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 16،17

16 - وعده ابراهيم ( ع ) به پدرش ( جد مادرى يا عمويش آزر ) ، در مورد استغفار براى او از درگاه خداوند

إلاّ قول إبرهيم لأبيه لأستغفرنّ لك

17 - عدم برقرارى رابطه ميان ابراهيم ( ع ) و قوم مشرك او ، مگر در وعده استغفار آن حضرت براى آزر

إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا منكم . .. إلاّ قول إبرهيم لأبيه

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه «إلاّ»، استثنا از برائت ابدى باشد كه از بخش پيشين آيه استفاده مى شود.

43- هدايت آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 2،8

2- حضرت ابراهيم ( ع ) براى هدايت آزر به توحيد و نجات وى از عذاب الهى ، تلاشى دلسوزانه داشت .

يأبت إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن

8- حضرت ابراهيم ( ع ) با برخوردى عاطفى و مؤدبانه سعى در ارشاد و هدايت آزر داشت .

يأبت إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن

خطاب «ياأبت» گوياى عطوفت ابراهيم(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 4

4- ابراهيم ( ع ) به هدايت شدن آزر ، در عين اصرار و تعصب او بر بت پرستى اميدوار بود .

سأستغفر لك ربّى

ممكن است مراد ابراهيم(ع) از طلب مغفرت، طلب مقدمات مغفرت (ترك بت پرستى) باشد، زيرا آن حضرت از هدايت يافتن آزر نااميد نشده بود و لذا سعى در رام كردن او از طريق برانگيختن احساسات وى داشت.

44- هدايت ناپذيرى آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 9

9 - بيزارى جستن ابراهيم ( ع ) از پدرش ، پس از يقين به هدايت ناپذيرى و عداوت او با خدا

فلما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه

8- آرامش

1- آثار آرامش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 1

1 - آرامش روحى مجاهدان پيش از جنگ بدر ، موجب فراگيرى خوابى سبك بر تمامى آنان

إذ تستغيثون . .. إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

«غشاوه» به معناى احاطه است و فعل «يغشيكم»، از باب تفعيل، دلالت بر كثرت احاطه دارد. مى توان گفت نمود آن كثرت، فراگيرى خواب بر تمامى افراد بوده است. كلمه «أمنة»، كه به معناى نبودن ترس است، مفعولٌ له حصولى براى «يغشيكم» است. يعنى به علت اينكه آرامش يافتيد، خواب شما را فراگرفت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 120 - 6

6- آرامش دل ، مايه استقامت ورزيدن در اهداف و آرمانهاست .

ما نثبت به فؤادك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 6

6- دستيابى به آرامش و قدرت اجتماعى ، زمينه غفلت انسان از جهان آخرت

اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الأخرة جئنا بكم لفيفًا

برداشت فوق بر اين اساس است كه خداوند پس از «اسكنوا الأرض» - كه كنايه حاكميت و قدرت است - مسأله قيامت و احضار انسانها را مطرح كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 5 - 2

2 - اطمينان و آرامش معنوى ، درپى دارنده كمال ايمان در دنيا و بهشت جاودان در آخرت

أنزل السكينة . .. ليزدادوا إيمنًا ... ليدخل المؤمنين و المؤمنت جنّ-ت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 18 - 16

16 - آرامش و اطمينان روحى ملت ها زمينه ساز دستيابى آنان به پيروزى

فأنزل السكينة عليهم و أثبهم فتحًا قريبًا

تقدم «أنزل السكينة» بر «أثابهم. ..» اشاره به تقدم معنوى و ملازمه بين آن دو دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 14،16

14 - آرامش و بردبارى ، سلاحى كارآمد و سازنده در رويارويى با خشم و تعصب جاهلانه

فى قلوبهم الحميّة . .. فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

از اين كه خداوند، در قبال لجاجت و خشم جاهلانه مشركان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را به سلاح آرامش و طمأنينه مجهز ساخته است; مطلب بالا استفاده مى شود.

16 - آرامش و اطمينان روحى ، زمينه پايبندى به اصل تقوا و خويشتن دارى *

فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين و ألزمهم كلمة التقوى

نزول سكينه ممكن است مقدمه برخوردارى از روح تقوا باشد و تقدم لفظى دلالت بر تقدم معنوى نمايد.

2- آثار آرامش اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 112 - 4

4- دستيابى جامعه به رشد اقتصادى و رفاه ، در پرتو امنيت و آرامش اجتماعى

قرية كانت ءامنة مطمئنّة يأتيها رزقها رغدًا من كلّ مكان

برداشت فوق، با توجه به آمدن «يأتيها رزقها» پس از «آمنة مطمئنّة» است. گفتنى است كه آمدن فعل «كانت» به صيغه ماضى در آغاز و «يأتيها» به صيغه مضارع پس از آن، مؤيد برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 23

23 - محيطى آرام و بى اضطراب و جامعه اى امن و خالى از ترس و بيم ناكى ، زمينه ساز روى كرد مردم و توفيق يافتن آنان براى عبادت خالصانه خداى يكتا

و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنًا يعبدوننى لايشركون بى شيئًا

3- آثار آرامش بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 5

5- هشدار خداوند به بنى اسرائيل ، در غافل نشدن از آخرت پس از دستيابى به آرامش و حاكميت

اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الأخرة جئنا بكم لفيفًا

4- آثار آرامش روحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 3

3 - آرامش روحى ، از مهمترين عوامل پيروزى در نبرد است .

ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

5- آثار آرامش زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 61 - 1

1 - آرامش زمين و آمادگى آن براى زندگى بشر ، جلوه اى ديگر از تدبير خداوند

أمّن جعل الأرض قرارًا

«قرار» مصدر به معناى اسم فاعل است; يعنى، «جعل الأرض قارة مستقرة; زمين را آرام و برقرار ساخته است تا انسان بتواند در آن زندگى كند نه مضطرب و لرزان». گفتنى است كه برخى از مفسران «قرار» را به معناى اسم مكان (يعنى قرارگاه) گرفته اند.

6- آثار آرامش مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 4 - 9

9 - اعطاى روح آرامش و اطمينان از سوى خدا به مؤمنان ، مايه فزونى ايمان ايشان

أنزل السكينة فى قلوب المؤمنين ليزدادوا إيمنًا مع إيمنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 5 - 1

1 - نزول آرامش از سوى خداوند بر مؤمنان ، مايه افزايش ايمان و زمينه ساز ورود آنان به بهشت

أنزل السكينة . .. ليزدادوا إيمنًا ... ليدخل المؤمنين و ... جنّ-ت

«ليدخل. ..» نتيجه اطمينان عطا شده از ناحيه خداوند و فزونى ايمان مؤمنان است كه در آيات پيشين طرح شد.

7- آرامش آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 189 - 5

5 - خداوند حوا را آفريد تا آدم ( ع ) در كنار او آرامش يابد .

ليسكن اليها

ضمير در «اليها» به «زوج . .. » و ضمير در «ليسكن» به «نفس واحده» برمى گردد، ارجاع ضمير مذكر به «نفس واحده» به اعتبار معنا و مقصود از آن (آدم) است.

8- آرامش اخروى ابرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 13 - 2

2 - ابرار در بهشت ، برخوردار از آرامش و آسايش كامل

متّكئين فيها على الأرائك

تكيه زدن ابرار بر تخت هاى مزيّن، نشانه آرامش و آسايش كامل آنان است; زيرا فرد مضطرب و دغدغه دار، اين گونه بر جايگاهى قرار نمى گيرد.

9- آرامش اخروى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 7 - 3

3 - انفاق گرانِ متقى و مؤمن ، داراى آخرتى سرشار از آسايش

فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى

آيات بعد - كه از «عسرى» سخن گفته است - با جمله «و ما يغنى عنه ماله إذا تردّى» مصداق «عسرى» را زمان هلاكت شخص و بى فايده بودن مال معرفى كرده است كه بر جهان آخرت تطبيق مى كند. بنابراين مى توان گفت: «يسرى» - كه در مقابل آن است - نيز شامل آخرت مى باشد. آيه «و إنّ لنا لَلآخرة و الاُولى» نيز شاهد تعميم آن بر جهان آخرت است.

10- آرامش اخروى خداترسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 54 - 5

5 - بى قراران از خوف مقام پروردگار ، داراى آرامش و آسايش در نعمت هاى بهشت

و لمن خاف مقام ربّه جنّتان . .. متّكين على فرش ... و جنى الجنّتين دان

آرامش اخروى صاحبان نفس مطمئنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 27 - 1،2

1 - برخى از انسان ها در قيامت ، نفسى آرام و فارغ از دغدغه خاطر ، خواهند داشت .

يأيّتها النّفس المطمئنّة

اطمينان نفس، سكونت و آرامش و زوال وحشت آن است. (العين)

2 - خداوند ، با انسان هايى كه در قيامت روحى آرام و تسكين يافته دارند ، سخن خواهد گفت آنان را بر اين آرامش خواهد ستود .

يأيّتها النّفس المطمئنّة

خطابى كه در اين آيه وجود دارد، به قرينه آيات پيشين - كه ترسيم كننده صحنه قيامت بود - خطابى است كه در قيامت صادر خواهد شد. توصيف مخاطب به «مطمئن»، نشان مى دهد كه اطمينان در همان صحنه مورد نظر است.

11- آرامش اخروى عبرت پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 5

5 - درس آموزان از آيات الهى ، برخوردار از امنيت و آرامش در صحنه قيامت

إنّ الذين يلحدون . .. خير أم من يأتى ءامنًا يوم القيمة

12- آرامش اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 51 - 2

2 - آرامش كامل تقواپيشگان در باغ هاى بهشتى

متّكئين فيها

برداشت ياد شده بر اين فرض استوار است كه تعبير «متّكئين فيها» كنايه از آرامش كامل باشد; زيرا اين حالت مربوط به كسانى است كه در آرامش به سر مى برند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 7 - 3

3 - انفاق گرانِ متقى و مؤمن ، داراى آخرتى سرشار از آسايش

فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى

آيات بعد - كه از «عسرى» سخن گفته است - با جمله «و ما يغنى عنه ماله إذا تردّى» مصداق «عسرى» را زمان هلاكت شخص و بى فايده بودن مال معرفى كرده است كه بر جهان آخرت تطبيق مى كند. بنابراين مى توان گفت: «يسرى» - كه در مقابل آن است - نيز شامل آخرت مى باشد. آيه «و إنّ لنا لَلآخرة و الاُولى» نيز شاهد تعميم آن بر جهان آخرت است.

13- آرامش اخروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 100 - 16

16 - آسودگى مؤمنان از دغدغه زوال نعمت هاى بهشتى و زندگى در آن

خلدين فيها أبداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 7 - 3

3 - انفاق گرانِ متقى و مؤمن ، داراى آخرتى سرشار از آسايش

فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى

آيات بعد - كه از «عسرى» سخن گفته است - با جمله «و ما يغنى عنه ماله إذا تردّى» مصداق «عسرى» را زمان هلاكت شخص و بى فايده بودن مال معرفى كرده است كه بر جهان آخرت تطبيق مى كند. بنابراين مى توان گفت: «يسرى» - كه در مقابل آن است - نيز شامل آخرت مى باشد. آيه «و إنّ لنا لَلآخرة و الاُولى» نيز شاهد تعميم آن بر جهان آخرت است.

14- آرامش اصحاب اخدود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 6 - 2

2 - اصحاب اخدود ، از سوختن مؤمنان هيچ اضطرابى در خود احساس نكرده ، خاطرى آرام داشتند .

إذ هم عليها قعود

نشستن هنگام تماشاى سوختن مؤمنان، نشانگر آن است كه براى تماشاگران، اين حادثه اهميت چندانى نداشت و آنان را برآشفته نمى ساخت.

15- آرامش با همسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 189 - 6

6 - همسر مايه آرامش و راحتى انسان است .

جعل منها زوجها ليسكن اليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 21 - 4

4 - همسران ، مايه سكونت و آرامش هم اند .

لتسكنوا إليها

16- آرامش بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 56 - 2

2- بهشتيان ، فارغ از دغدغه مرگ و از دست دادن نعمت ها

لايذوقون فيها الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 15 - 2

2 - بهشت ، اقامتگاه نهايى و محلى راحت و آرام براى اهل آن است .

عندها جنّة المأوى

«مأوى» در لغت به جايى گفته مى شود كه حيوان، شبانگاه به آن بازمى گردد و استراحت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 76 - 2

2 - بهشتيان ، برخوردار از آرامش و آسودگى بسيار

متّكين على رفرف خضر و عبقرىّ حسان

تكيه زدن بهشتيان بر پشتى هاى زيبا و بى مانند، مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

17- آرامش در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 127 - 2

2 - بهشت، خانه اى داراى امنيت و آرامش كامل است.

لهم دارالسلم

چنانكه مفسران گفته اند مراد از دارالسلام مى تواند بهشت باشد كه از ويژگيهاى آن سلامت و امنيت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 25 - 1

1 - بهشت ، سرايى است سراسر سلامت ، امنيت و آرامش .

و اللّه يدعوا إلى دارالسلم

18- آرامش در خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 128 - 6

6 - اهميت حفظ آرامش و امنيت در خانواده و تقدم آن بر حقوق شخصى زن و شوهر

و إن امراة خافت . .. ان يصلحا بينهما صلحاً و الصلح خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 21 - 11

11 - آرامش خانواده و پايدارى آن در پرتو مودت و مهربانى است .

لتسكنوا إليها و جعل بينكم مودّة و رحمة

19- آرامش در خانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 80 - 1،2

1- خداوند ، خانه و منزل را ، مايه آرامش انسان قرار داد .

و الله جعل لكم من بيوتكم سكنًا

2- برخوردارى انسان از آرامش در خانه خود ، از نعمت هاى خداوندى

و الله جعل لكم من بيوتكم سكنًا

20- آرامش در زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 53 - 1

1 - قرار دادن زمين ، همانند گاهواره اى براى آرامش و آسايش انسان ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .

الذى جعل لكم الأرض مهدًا

«مهد» جايگاهى است كه براى طفل آماده مى كنند (گهواره)، در آيه شريفه، زمين به گهواره اى كه طفل در آن مى آرمد، تشبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 48 - 1،3

1 - گستردگى زمين و آمادگى آن براى آسايش بشر ، به تدبير و اراده خداوند

و الأرض فرشنها

«فرش» (مصدر «فرشنا») و «مهد» (مصدر «ماهدون») در اصل به معناى پهن كردن و گستردن چيزى براى نشستن بر آن و يا خوابيدن است; يعنى، «و الأرض بسطناها وسطحناها لتستقروا عليها و تسكنوها فنعم الباسطون نحن».

3 - مطالعه در گستردگى سطح زمين و آرامش آن ، راهگشاى انسان به تدبير بهينه خداى جهان

و الأرض فرشنها فنعم المهدون

تعبير «فنعم الماهدون»، انسان را به اين حقيقت توجه مى دهد كه در تدبير بهينه خداوند، بينديشد و نمود اين تدبير عالى را در گستردگى سطح زمين و آرامش آن، مطالعه كند.

21- آرامش در سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 13

13 - آرامش روحى در سختى ها ، نعمتى الهى و رمز موفقيت و پيروزى است .

فقد نصره اللّه . .. فأنزل اللّه سكينته عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 4 - 14

14 - نزول اطمينان و آرامش بر قلب مؤمنان در بحران ها ، نمودى از حاكميت خداوند بر قواى جهان

أنزل السكينة . .. و للّه جنود السموت و الأرض

بيان «للّه جنود. ..» - در پى «أنزل السكينة» - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه با وجود حاكميت خداوند بر قواى جهان، اطمينان بخشيدن به قلب مؤمنان، امرى سهل و آسان است.

22- آرامش در شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 60 - 9

9 - خداوند شب را زمان مناسب براى خواب و آرامش و روز را براى تلاش و كار قرار داده است.

هو الذى يتوفكم بالّيل و يعلم ما جرحتم بالنهار ثم يبعثكم فيه

اگر چه خواب و بيدارى اختصاصى به شب و روز ندارد، ولى اينكه ظرف «توفى» شب است و ظرف «جرحتم» روز است، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 96 - 2،5

2 - خداوند شب را هنگام آرامش و روز را زمان تلاش و كار قرار داده است.

فالق الإصباح و جعل الّيل سكنا

ذكر صبح قبل از بيان سكون بودن شب، اشاره اى لطيف به تفاوت روز و شب دارد، كه در حقيقت روز نقطه مقابل شب و براى كار و تلاش قرار داده شده است.

5 - شكافته شدن صبح، آرامش شب و نظم و حساب خورشيد و ماه، بر اساس برنامه ريزى خداوند عزيز و داناست.

فالق الإصباح . .. ذلك تقدير العزيز العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 67 - 9

9 - قرار دادن شب براى آرامش انسان ها و روشنايى روز براى تلاش آنان ، از نشانه هاى توحيد ربوبى است .

هو الذى جعل لكم الّيل . .. إن فى ذلك لأيت لقوم يسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 47 - 5،6

5 - گردش شب و روز و آرامش در شب و تلاش روزانه ، در راستاى تأمين نياز ها و منافع انسان ها و هماهنگ با آنها است .

و هو الذى جعل لكم الّيل لباسًا و النوم سباتًا و جعل النهار نشورًا

برداشت فوق، از لام «لكم» - كه براى انتفاع است - به دست مى آيد.

6 - گردش شب و روز و آرامش در شب و روز پر تلاش ، نشانه ربوبيت خداوند

ألم تر إلى ربّك . .. و هو الذى جعل لكم الّيل لباسًا و النوم سباتًا و جعل النهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 86 - 5

5 - آرامش بخشى شب به تن خسته آدميان ، از حكمت هاى الهى در پديد آوردن آن

جعلنا الّيل ليسكنوا فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 61 - 1،2

1 - خداوند ، شب را به منظور آرامش و آرميدن انسان ها آفريده است .

اللّه الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه

2 - شب ، زمانى مناسب براى آرميدن و آرامش يافتن

اللّه الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 2 - 3

3 - آرامش موجودات در شب ، نعمتى بزرگ و داراى عظمتى درخور سوگند خداوند

و الّيل إذا سجى

«آرامش يافتن» (يكى از معانى ذكر شده براى «سَجْو») در آيه شريفه به شب اسناد يافته است. اين اسناد يا حقيقى است; يعنى، با سيطره كامل تاريكى، گويا شب از پيشروى باز ايستاده است و يا اسناد مجازى است و شب آرام به معناى بى تحرّك بودن موجودات در شب است.

23- آرامش روحى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 3

3 - آرامش روحى ، از مهمترين عوامل پيروزى در نبرد است .

ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

24- آرامش رود نيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 2

2- عبور بنى اسرائيل از رود نيل ، در شرايط آرامش و حركت رهوار آب *

و اترك البحر رهوًا

احتمال دارد كه تعبير «رهوًا» اشاره به حركت آرام رود داشته باشد كه عبور را آسان مى سازد. بر خلاف حركت سيل آسا و پرخروشِ جريان رود در شرايط خاص جوى كه عبور را مشكل مى سازد.

25- آرامش زائو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 6

6- زن پس از زايمان ، نيازمندِ تغذيه مناسب و نيز آرامش روحى و تسلّى خاطر است .

فكلى و اشربى و قرّى عينًا

26- آرامش زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 88 - 6

6 - آرامش زمين با وجود حركت آن در فضا ، جلوه اى از صنع متقن و بهينه خداوند

و ترى الجبال تحسبها جامدة و هى تمرّ مرّ السحاب صنع اللّه الذى أتقن كلّ شىء

در صورتى كه عبارت «تمرُّ. ..» اشاره به حركت وضعى و انتقالى زمين داشته باشد، از ارتباط دو بخش آيه («ترى الجبال...» با «صنع اللّه...») مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 6 - 1

1 - خداوند ، زمين را جايگاه مناسب و بسترى آرام براى زندگانى بشر ، قرار داده است .

ألم نجعل الأرض مهدًا

«مهاد» به هرگونه زيرانداز گفته مى شود (مقاييس اللغة). زيرانداز بودن زمين، كنايه از مناسب بودن آن براى استقرار و زندگى است.

27- آرامش زمين از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 88 - 2

2 - آرامش سطح زمين و پيكر كوه ها ، با وجود حركت هاى وضعى و انتقالى آنها ، آيتى از آيات الهى

ألم يروا أنّا جعلنا الّيل . .. و ترى الجبال تحسبها جامدة و هى تمرّ مرّ السحاب

آيه ياد شده مانند آيه 86، در مقام بيان نشانه هاى توحيد است و «تمرُّ» اشاره به حركت هاى وضعى و انتقالى زمين دارد كه امروز، از نظر دانش بشر امرى پذيرفته شده و قطعى است. ذكر «جبال» نيز شايد از آن جهت باشد كه كوه ها در نظر آدميان، مظهر صلابت و ايستايى است و نيز حركت كوه ها مستلزم حركت زمين است.

28- آرامش قلب محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 120 - 3

3- آرامش خاطر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استوارى دل و قلب او ، هدف از بيان سرگذشت انبيا براى آن حضرت

و كلاًّ نقصّ عليك من أنباء الرسل ما نثبت به فؤادك

«تثبيت» (مصدر نثبت) به معناى مستقر كردن و استوار ساختن است و «فؤاد» به معناى قلب مى باشد. استوار ساختن قلب، به ايجاد يقين و طمأنينه در آن و رفع اضطراب و ترديد از آن است. عبارت «و ما نثبت ...» بدل براى «كُلاً» مى باشد و دلالت مى كند كه آن قسمتى از سرگذشت پيامبران بيان مى شود كه ايجاد يقين و اطمينان كند.

29- آرامش مادر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 7 - 10

10 - اطمينان بخشى خداوند به مادر موسى و وعده قطعى به بازگرداندن فرزندش به آغوش وى

إنّا رادّوه إليك

30- آرامش مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 1،2،3،5

1 - آرامش روحى مجاهدان پيش از جنگ بدر ، موجب فراگيرى خوابى سبك بر تمامى آنان

إذ تستغيثون . .. إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

«غشاوه» به معناى احاطه است و فعل «يغشيكم»، از باب تفعيل، دلالت بر كثرت احاطه دارد. مى توان گفت نمود آن كثرت، فراگيرى خواب بر تمامى افراد بوده است. كلمه «أمنة»، كه به معناى نبودن ترس است، مفعولٌ له حصولى براى «يغشيكم» است. يعنى به علت اينكه آرامش يافتيد، خواب شما را فراگرفت

2 - خداوند در آستانه جنگ بدر با رفع اضطراب از مجاهدان ، آنان را از آرامشى كامل بهره مند ساخت .

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

3 - لزوم پديد آوردن زمينه آرامش روحى و تجديد قوا براى نيرو هاى رزمى ، قبل از ورود به صحنه كارزار

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

5 - استراحت و آرامش روحى مجاهدان و فراگيرى خواب بر آنان در آستانه جنگ بدر ، نعمتى الهى بر ايشان و شايسته به ياد داشتن

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

31- آرامش محمد(صلی الله علیه و آله) در غار ثور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 12

12 - نصرت خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به وسيله آرامش بخشيدن به آن حضرت ( در غار ) و نيز تأييد او با سپاه غيبى ( فرشتگان )

فقد نصره اللّه . .. فأنزل اللّه سكينته عليه و أيّده بجنود لم تروها

32- آرامش موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 4

4 - تحير و درماندگى مشركان و آرامش و رضايت مندى موحدان در زندگى

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون و رجلاً سلمًا لرجل

بيشتر مفسران براين عقيده اند كه تشبيه شدن مشركِ داراى چند معبود، به برده اى كه چند مالك ناسازگار و سخت گير بر سر مالكيت و حاكميت او نزاع دارند; گوياى اين حقيت است كه همان طورى كه چنين برده اى چشم به راه فرمان هاى مختلف و متعدد مالكان خود است و متحير است كه چگونه رضايت آنان را جلب كند و در صورت متضاد بودن فرمان ها، كدام يك از آنها را به اجرا در آورد، مشركان نيز در زندگى دچار چنين سردرگمى و تحير و تزلزل معرفتى هستند.

33- آرامش موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 7 - 7

7 - آرامش موسى ( ع ) در شرايط سخت و بحرانى و تلاش وى جهت ايجاد اميد و اطمينان در خانواده خود .

إنّى ءانست نارًا سئاتيكم. .. لعلّكم تصطلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 32 - 4

4 - دعوت خداوند از موسى ( ع ) ، به حفظ آرامش و دور ساختن ترس از خود

و اضمم إليك جناحك من الرّهب

«جناح» كنايه از «بازو» يا «دست» است. «رهب» نيز معادل «خوف» و «ال» در آن براى عهد است و اشاره به ترسى دارد كه بر موسى(ع) در وادى طور، به خاطر مواجه شدن با چيزهاى ناگهانى و دور از انتظار، غلبه يافته بود. بنابراين «و اضمم إليك...»; يعنى، براى فائق آمدن بر اين ترسى كه بر تو مستولى شده، بازوانت را به خودت بچسبان.

34- آرامش مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 27 - 6

6- اعجاز قرآن ، در پيشگويى ورود حتمى مسلمانان به مسجدالحرام همراه با آرامش و امنيت

لتدخلنّ المسجدالحرام . .. ءامنين

با توجه به اين كه رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و وعده خداوند، دو سال پس از حديبيه به كامل ترين صورت تحقق يافت; مطلب بالا استفاده مى شود.

35- آرامش مؤمنان در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 4،9

4 - نزول آرامش روحى از سوى خداوند بر مؤمنان در جنگ حنين و محروميت منافقان از آن

ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

با توجه به اينكه در فراز قبل، مؤمنان به وسيله ضمير «كم» مخاطب قرار گرفتند و در اين آيه به جاى آن ضمير، كلمه «مؤمنين» آمده، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

9 - جبهه كفر در كارزار حنين ، در پى فرود آمدن نيرو هاى غيبى و نزول آرامش روحى بر مؤمنان از سوى خداوند ، گرفتار شكستى سخت و عذاب آور گرديد .

ثم أنزل اللّه سكينته . .. و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كفروا

36- آرامش مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 127 - 1

1 - هدايت يافتگان و يادكنندگان آيات و معارف الهى از جايگاهى آكنده از آرامش در نزد خداوند برخوردارند.

فمن يرد الله أن يهديه . .. قد فصلنا الأيت لقوم يذكرون. لهم دارالسلم عند ربهم

37- آرامش يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 26 - 6

6- طمأنينه و آرامش يوسف ( ع ) به هنگام دفاع از خويش

قال هى رودتنى عن نفسى

يوسف(ع) در بيان رفع اتهام از خويش ، در سخن خود (هى رودتنى عن نفسى) نه از ادات تأكيد استفاده كرد و نه جمله خويش را با قسم و مانند آن بيان داشت. اين كار نشان دهنده آرامش و اطمينان يوسف(ع) در آن عرصه سخت است.

38- اهميت آرامش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 80 - 3،4

3- اهميت آرامش ، در زندگى انسان

و الله جعل لكم من بيوتكم سكنًا

برداشت فوق، از دو نكته موجود در آيه استفاده گرديد:1- آيه در مقام امتنان و برشمردن نعمتهاى الهى است. 2- از ميان مجموعه فوايد منزل و خانه، تنها به آرامش و آسايش آن اشاره گرديد.

4- تأمين آرامش و آسايش ، فلسفه و حكمت ساختن خانه و منزل است .

و الله جعل لكم من بيوتكم سكنًا

39- اهميت آرامش رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 11

11 - نياز رهبرى به آرامش و عدم نگرانى در تصميم گيرى ها ، بيش از پيروان *

فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

تقدم «على رسوله» بر «على المؤمنين»، مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.

40- اهميت آرامش زائو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 7

7- زنان ، پس از زايمان - به ويژه در ساعات نخستين آن - نيازمند آب آشاميدنى ، آرامش روحى و روانى و نداشتن حزن و اندوه اند .

ألاّتحزنى قد جعل ربّك تحتك سريًّا

توصيه شدن مريم(س) به محزون نبودن و نيز فراهم ساختن آنچه او را شادمان مى كند، (آب روان) اشاره به ضرورى بودن آرامش و انبساط خاطر پس از زايمان زنان دارد.

41- اهميت آرامش يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 6 - 8

8 - يتيمان ، بايد از مأواى مناسب برخوردار و از سرگردانى رهانيده شوند .

ألم يجدك يتيمًا فاوى

آيه شريفه، گرچه در مقام امتنان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و مأوا بخشيدن به آن حضرت را در دوران يتيمى، امدادى الهى به او خوانده است; ولى نعمت شمردن اين عمل، تمجيد از آن و نشانگر مطلوب بودن چنين رفتارى است.

42- تضمين آرامش مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 27 - 12

12- تضمين الهى به مؤمنان ، در انجام تمامى اعمال « عمرة القضا » با امنيت و آرامش كامل

لتدخلنّ المسجد الحرام إن شاء اللّه ءامنين. .. لاتخافون

تعبير «آمنين» و تكرار آن در قالب «لاتخافون»، مى رساند كه ورود مسلمانان به مكه، همراه با امنيت بوده و پايان مراسم عمره نيز، آميخته با آرامش تضمين شده است.

43- درخواست آرامش از ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 53 - 1

1- مهمانان حضرت ابراهيم ( فرشتگان ) به او دلدارى داده و از وى خواستند كه از حضورشان مضطرب و هراسناك نشود .

قالوا لاتوجل إنا نبشّرك بغلم عليم

44- دعوت به آرامش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 32 - 4

4 - دعوت خداوند از موسى ( ع ) ، به حفظ آرامش و دور ساختن ترس از خود

و اضمم إليك جناحك من الرّهب

«جناح» كنايه از «بازو» يا «دست» است. «رهب» نيز معادل «خوف» و «ال» در آن براى عهد است و اشاره به ترسى دارد كه بر موسى(ع) در وادى طور، به خاطر مواجه شدن با چيزهاى ناگهانى و دور از انتظار، غلبه يافته بود. بنابراين «و اضمم إليك...»; يعنى، براى فائق آمدن بر اين ترسى كه بر تو مستولى شده، بازوانت را به خودت بچسبان.

45- زمينه آرامش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 7

7 - ايمان به انبيا، همراه با شايسته ساختن عمل، زمينه سلامت، تعادل و بهداشت روانى

فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

اندوه و ترس از ويژگيهاى افرادى است كه از سلامت و بهداشت روانى برخوردار نيستند. چون خداوند زمينه دور ماندن از اندوه را در اين آيات بيان فرموده است، مطلب فوق را مى توان برداشت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 14

14 - پديد آوردن حالت « خوف و رجا » ، « ترس و آرامش » و « بيم و اميد » در انسان ، از آثار قرآن است .

كتبًا . .. تقشعرّ منه جلود الذين يخشون ربّهم ثمّ تلين جلودهم و قلوبهم إلى ذكر ا

لرزش يا آرامش اندام و قلب، از آثار توجه به قرآن كريم است و اين دو نشانه وجود دو حالت خوف و رجا در انسان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 4 - 21

21 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « هو الذى أنزل السكينة فى قلوب المؤمنين » قال : هو الإيمان ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «هو الذى أنزل السكينة فى قلوب المؤمنين» روايت شده كه سكينه همان ايمان است». (ممكن است مراد از ايمان - كه در تفسير «سكينه» گفته شده - باور در پيروز شدن باشد).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 9 - 1

1 - خواب ، پايان دهنده كار و تلاش روزمرّه انسان و زمينه آرامش و راحتى او است .

و جعلنا نومكم سباتًا

«سباتاً» ; يعنى، از حركت باز ايستادن (لسان العرب از زجاج) و معناى اصلى آن، راحت است. (مصباح)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 7 - 2

2 - انفاق ، تقوا و ايمان به وعده هاى خداوند ، فراهم سازنده زمينه براى دستيابى به آينده اى آسوده و راحت

فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى

حرف «سين» در «سنيسّره»، براى تأكيد است و بعيد نيست كه براى استقبال و ناظر به اين باشد كه رسيدن به اين نتيجه، نيازمند گذشت زمان و تكرار اعمالى است كه آيات پيشين، بيانگر آن بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 4

4 - به زحمت افكندن خويش در اوقات فراغت ، براى دعا به درگاه خداوند ، تلاشى ثمربخش و درپى دارنده آسانى و آسودگى است .

إنّ مع العسر يسرًا . فإذا فرغت فانصب

حرف «فاء»، اين آيه را بر مفاد آيه قبل تفريع كرده است; يعنى، حال كه هر دشوارى، سهولت آفرين است; پس سختىِ تضرع و دعا را بر خود هموار ساز.

46- زمينه آرامش امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 18 - 15

15 - پيمان وفادارى با رهبرى الهى ، درپى دارنده آسايش روحى و پيروزى عملى براى امت *

يبايعونك . .. فأنزل السكينة عليهم و أثبهم فتحًا قريبًا

مى توان از مورد آيه، الغاى خصوصيت كرده و به موارد مشابه سرايت داد.

47- زمينه آرامش بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 34 - 7

7 - آسايش خاطر بهشتيان ، در پرتو اطمينان از زوال ناپذيرى نعمت ها

ادخلوها بسلم ذلك يوم الخلود

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «ذلك يوم. ..» در مقام تعليل براى «ادخلوها بسلام» باشد; يعنى، چون در بهشت جاودانه ايد، ديگر مجال هيچ اندوه نداريد و خاطرتان آسوده باد.

48- زمينه آرامش روانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 8

8 - ايمان و عمل شايسته و رسيدن به امنيت خاطر، دستاوردهاى رسالت انبيا

و ما نرسل المرسلين إلا . .. فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

49- زمينه آرامش محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 6 - 5

5 - فراهم آوردن سرپرست براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و برطرف ساختن دغدغه يتيمى از خاطر او ، نشانه دور بودن آن حضرت از قهر و خشم خداوند

ما ودّعك ربّك و ما قلى . .. ألم يجدك يتيمًا فاوى

50- زمينه آرامش مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 4 - 4،20

4 - صلح حديبيه ، زمينه نزول آرامش بر قلب مؤمنان *

إنّا فتحنا لك فتحًا . .. هو الذى أنزل السكينة

در صورتى كه اضطراب مؤمنان، مربوط به قبل از صلح باشد; از ارتباط «أنزل السكينة» با «إنّا فتحنا. ..» احتمال مطلب بالا مى رود.

20 - توجّه به قدرت ، علم و حكمت گسترده خداوند ، مايه اطمينان قلب مؤمنان در طريق ايمان .

أنزل السكينة . .. و للّه جنود السموت و الأرض و كان اللّه عليمًا حكيمًا

«للّه جنود. ..» دال بر حاكميت و قدرت خداوند است و اين كه خداوند در پايان آيه به قدرت مطلقه و علم و حكمت گسترده خود اشاره كرده است; مى تواند از آن جهت باشد كه نفس توجّه مؤمنان به اين حقيقت، خود وسيله ازدياد ايمان و آرامش قلب آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 36 - 8

8 - توجه مؤمنان به غلبه اراده خداوند بر قدرت كافران ، مايه اميد و تسلّى خاطر ايشان

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا فنقّبوا فى البلد هل من محيص

51- عوامل آرامش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 127 - 1

1 - هدايت يافتگان و يادكنندگان آيات و معارف الهى از جايگاهى آكنده از آرامش در نزد خداوند برخوردارند.

فمن يرد الله أن يهديه . .. قد فصلنا الأيت لقوم يذكرون. لهم دارالسلم عند ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 3

3 - باور به آسمانى بودن قرآن، از ميان برنده هرگونه نگرانى از نارسائى آن براى هدايت مردم

فلا يكن فى صدرك حرج منه

توصيف قرآن به «أنزل» و سپس نهى از نگرانى درباره آن (منه)، ممكن است ناظر به اين باشد كه قرآن براى انذار و تذكر كافى است و از اين ناحيه جايى براى نگرانى وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 189 - 6

6 - همسر مايه آرامش و راحتى انسان است .

جعل منها زوجها ليسكن اليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 6

6- انجام كار هاى شايسته و پيشه ساختن صبر ، آدمى را از روحيه اى مقاوم بهره مند خواهد ساخت و از تزلزل روحى و روانى نجات خواهد داد .

إنّه ليئوس كفور . .. إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

آيه نهم و دهم ، بيانگر اين بود كه: انسانها تحت تأثير كمترين رفاه و محنت متزلزل شده و خود باخته مى شوند و آيه مورد بحث ، صابرانى را كه اعمال شايسته انجام مى دهند ، از اين خصلت استثنا كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 120 - 9

9- حقايق پيراسته از هر گونه باطل ، استوار سازنده دل و آرامش دهنده خاطر است .

ما نثبت به فؤادك و جاءك فى هذه الحق

برداشت فوق، مقتضاى ارتباط ميان عبارت «ما نثبت به فؤادك» و جمله «جاءك فى هذه الحق» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 28 - 3

3- تنها ذكر خدا و به ياد او بودن ، سبب آرامش و اطمينان دلهاست .

ألا بذكر الله تطمئن القلوب

تقديم «بذكر الله» بر متعلَقش (تطمئن) براى رساندن حصر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 27 - 2

2- ايمان ، عامل آرامش و استوارى روح و ثبات قدمى انسان در زندگى و موجب رفع هرگونه تزلزل ، اضطراب و نگرانى است .

الذين ءامنوا بالقول الثابت فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 98 - 7

7- ذكر خدا و عبادت پروردگار چون نماز ، زداينده نگرانى ها و اندوه ها و تقويت كننده روحيه پايدارى و موجب آرامش خاطر است .

و لقد نعلم أنك يضيق صدرك . .. فسبّح بحمد ربّك و كن من السجدين

نوع مفسّران بر آنند كه مقصود از سجده در اين آيه، نماز است و مؤيد آن روايتى است كه مى گويد: «پيامبر(صلی الله علیه و آله) هر گاه محزون و دلتنگ مى شد، نماز مى خواند» (مجمع البيان، ذيل آيه فوق).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 80 - 1

1- خداوند ، خانه و منزل را ، مايه آرامش انسان قرار داد .

و الله جعل لكم من بيوتكم سكنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 4

4- فرزنددار شدن ، مايه روشنايى چشم و قرار دل مادر است .

و قرّى عينًا

جمله «قرّى عيناً» مى تواند مستقل از جملات قبل باشد; در اين صورت - به قرينه سياق - با اصل پيدايش فرزند، مرتبط خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 34 - 13

13 - ايمان راسخ به يگانگى خدا ، آرام بخش دل و جان آدمى است .

فإلهكم إله وحد. .. و بشّر المخبتين

«إخبات» (مصدر «مخبتين») مشتق از «خبت» است. «خَبت» نيز به زمين وسيع و هموارى گفته مى شود كه خالى از فراز و نشيب است. بنابراين «مخبت» به كسى گفته مى شود كه داراى دلى آرام و مطمئن و به دور از اضطراب و تشويش است. و مقصود از «مخبتين» در اين جا، مؤمنانى اند كه به يگانگى خدا اطمينان داشته و از هرگونه پندارهاى شرك آميز، مبرا هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 15

15 - ايمان و عمل صالح ، ( حاكميت دين ) موجب زدايش ترس و اضطراب و عامل امنيت و آرامش

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 47 - 3

3 - خواب ، مايه آرامش جسم و جان و تعادل يافتن روان آدمى است .

و النوم سباتًا

برخى از اهل لغت «سبت» (ريشه «سباتاً») را به معناى «راحت» دانسته اند (لسان العرب). برخى نيز آن را به معناى «قطع» گرفته اند (مفردات راغب). و بر مبناى معناى دوم، شب به اين خاطر به قطع توصيف شد كه چون در شب هنگام، تمامى فعاليت ها و تلاش هاى روزانه قطع مى شود و در نتيجه جسم و جان آدمى آرامش مى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 62 - 4

4 - توكل و اعتماد به خدا ، مايه آرامش و عدم يأس در بحران ها

قال كلاّإنّ معى ربّى سيهدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 21 - 4،6،14

4 - همسران ، مايه سكونت و آرامش هم اند .

لتسكنوا إليها

6 - ازدواج و تشكيل خانواده ، از عوامل رفع اضطراب و افسردگى است .

أن خلق لكم من أنفسكم أزوجًا لتسكنوا إليها

14 - آيه بودن پديده آرامش آفرينى ازدواج ، براى خردورزان قابل درك است .

أن خلق لكم من أنفسكم أزوجًا لتسكنوا إليها . .. إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 13

13 - ياد خدا ، آرام بخش جان ها و سرور قلب ها است .

ثمّ تلين جلودهم و قلوبهم إلى ذكر اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 9

9- توحيد ربوبى و اعتقاد به حاكميت يگانه خدا بر هستى ، آرامش بخش روح و انديشه مؤمنان راستين

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

به كار رفتن واژه «ربّ» به جاى ديگر اوصاف الهى و نيز ارتباط «قالو ربّنا اللّه» با «فلا خوف. ..»، مى رساند كه اعتقاد به توحيد ربوبى و اين كه امور تنها در پرتو تدبير او صورت مى گيرد، نقش اساسى در آرامش خاطر مؤمنان مقاوم دارد.

52- عوامل آرامش اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 6

6 - عبوديت و تقواى الهى ، موجب امنيت روحى و آرامش روانى انسان در قيامت

المتّقين . يعباد لا خوف عليكم اليوم و لا أنتم تحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 4

4 - ايمان و تسليم هميشگى در برابر اراده الهى ، موجب امنيت و آرامش روحى انسان در قيامت

يعباد لا خوف عليكم اليوم . .. و كانوا مسلمين

53- عوامل آرامش اخروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 112 - 1

1 - مؤمنان ى كه داراى اعمالى صالح باشند ، در قيامت از هرگونه تباهى و كاستى در ثمره كار خويش مصون خواهند بود .

و من يعمل من الصلحت و هو مؤمن فلايخاف ظلمًا و لاهضمًا

«هضم»; يعنى، ناقص كردن و كاستن (مصباح). بنابراين «لايخاف ظلماًو لاهضماً»; يعنى، نه كسى ستمى بر او روا مى دارد تا به ناحق او را مؤاخذه كند و نه نقصان و كاستى در جزاى عمل او پديد مى آيد.

54- عوامل آرامش بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 6 - 4

4- نماياندن جايگاه بهشتيان به آنان ، زداينده نگرانى ها از خاطر ايشان *

و يصلح بالهم . .. عرّفها لهم

ارتباط «يصلح بالهم» با «عرّفها لهم» ممكن است اين گونه باشد كه خداوند، با شناساندن جايگاه بهشتيان به آنان پس از شهادتشان، به همه نگرانى هاى آنان پايان داده و قلبشان را آرامش بخشيده و امورشان را اصلاح كرده باشد.

55- عوامل آرامش زكات دهنده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 14

14 - دعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حاكم اسلامى براى زكات دهندگان ، مايه آرامش روحى آنان است .

و صل عليهم إن صلوتك سكن لهم

56- عوامل آرامش زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 15 - 1

1- خداوند ، كوه ها را ثابت و استوار در زمين قرار داده است تا آن را چونان بسترى آرام براى انسان مهيا سازد .

و ألقى فى الأرض روسى أن تميدبكم

«رواسى» (جمع راسية) از ماده «رسو» بوده و به معناى ثبوت و استوارى است و مراد از آن كوههاست كه به خاطر وصف غالبشان به اين نام، نام گذارى شده اند و «القاء» وقتى با «فى» همراه باشد به معناى قرار دادن است.

57- عوامل آرامش مادر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 7 - 11

11 - برگزيدن موسى ( ع ) براى مقام رسالت ، وعده الهى به مادرش جهت آرام بخشيدن خاطر وى

و لاتخافى و لاتحزنى . .. و جاعلوه من المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 10 - 1،2

1 - تأثير ژرف و آرامش بخش وحى الهى در دل مادر موسى

و أوحينا إلى أُمّ موسى . .. و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغًا

«أصبح» معادل «صار» و «فارغاً» مرادف «خالياً» است. با توجه به ارتباط اين آيه با آيه هفتم، تقدير آن چنين مى شود: «و صار فؤاد أُمّ موسى بعد الوحى خالياً من الخوف و الحزن; دل مادر موسى بعد از وحى ما از ترس و اندوه خالى گشت».

2 - دل مادر موسى ، فارغ از ترس و اندوه نسبت به فرجام نوزادش پس از دريافت وحى الهى

و أوحينا إلى أُمّ موسى . .. أن لاتخافى ... و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغًا

58- عوامل آرامش محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 4

4 - اطمينان قلب و آرامش خاطر يافتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فلسفه تدريجى نازل شدن قرآن كريم

و قال الذين كفروا لولا نزّل عليه القرءان جملة وحدة كذلك لنثبّت به فؤادك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 6

6 - وعده رويارويى قهرآميز و سريع خداوند با كافران و گرفتار ساختن آنان در قبضه قدرت خود ، مايه آرامش و تسلاّى خاطر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

إنّ بطش ربّك لشديد

خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به هنگام بيان مؤاخذه كافران، بيانگر تأثير مثبت اين خبر در روحيه آن حضرت و پيروان ايشان است.

59- عوامل آرامش مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 9

9- توحيد ربوبى و اعتقاد به حاكميت يگانه خدا بر هستى ، آرامش بخش روح و انديشه مؤمنان راستين

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

به كار رفتن واژه «ربّ» به جاى ديگر اوصاف الهى و نيز ارتباط «قالو ربّنا اللّه» با «فلا خوف. ..»، مى رساند كه اعتقاد به توحيد ربوبى و اين كه امور تنها در پرتو تدبير او صورت مى گيرد، نقش اساسى در آرامش خاطر مؤمنان مقاوم دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 6

6 - وعده رويارويى قهرآميز و سريع خداوند با كافران و گرفتار ساختن آنان در قبضه قدرت خود ، مايه آرامش و تسلاّى خاطر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

إنّ بطش ربّك لشديد

خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به هنگام بيان مؤاخذه كافران، بيانگر تأثير مثبت اين خبر در روحيه آن حضرت و پيروان ايشان است.

60- عوامل تداوم آرامش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 21 - 11

11 - آرامش خانواده و پايدارى آن در پرتو مودت و مهربانى است .

لتسكنوا إليها و جعل بينكم مودّة و رحمة

61- عوامل سلب آرامش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 60 - 12

12 - شايعه پراكنان ، برهمزنان آرامش جامعه و آسيب رسان به آن اند .

لئن لم ينته المنفقون و . .. المرجفون فى المدينة لنغرينّك بهم

62- عوامل سلب آرامش موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 18 - 1

1 - به هم ريختن آرامش موسى در پى كشته شدن مرد قبطى به دست وى

فوكزه موسى فقضى عليه . .. فأصبح فى المدينة خائفًا يترقّب

63- عوامل مؤثر در آرامش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 61 - 3

3 - نقش سازنده تاريكى شب ، در آرامش يافتن انسان ها

اللّه الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه

در جمله «اللّه الذى جعل لكم الليل . ..» - به قرينه آمدن «مبصراً» در «والنهار مبصراً» - كلمه «مظلماً» محذوف است; يعنى، «جعل الليل مظلماً لتسكنوا». براين اساس گفتن اين نكته كه شب را تاريك قرار داديم - با آن كه اين نكته اى روشن است - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 7 - 7

7 - دستيابى انسان به فرجام آسوده و راحت ، در گرو كردار او است .

فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى

64- فاقدان آرامش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 15

15 - مرتد در كشمكش درونى و تحير و فاقد آرامش است.

كالذى استهوته الشيطين . .. حيران له أصحب يدعونه

65- گرايش به آرامش روانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 9

9 - گرايش فطرى انسان به تحصيل امنيت خاطر و آسايش روان

فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

تكيه بر دستاورد امنيت خاطر در رسالت پيامبران، گوياى ريشه دار بودن چنين خواسته اى در آدميان است.

66- محرومان از آرامش روحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 4

4 - نزول آرامش روحى از سوى خداوند بر مؤمنان در جنگ حنين و محروميت منافقان از آن

ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

با توجه به اينكه در فراز قبل، مؤمنان به وسيله ضمير «كم» مخاطب قرار گرفتند و در اين آيه به جاى آن ضمير، كلمه «مؤمنين» آمده، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

67- محل آرامش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 31 - 10

10 - « عن زيدبن وهب إنّ عليّاً ( ع ) قال : . . .و لكنّه جعل الدنيا دار الأعمال و جعل الأخرة دار الجزاء و القرار « ليجزى الذين أساؤا بما عملوا و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى » . . . ;

زيدبنوهب گويد: امام على(ع) فرمود: . ..خداوند دنيا را خانه عمل و آخرت را منزل جزا و آرامش قرار داده است تا بدكاران را به كيفر بدى هايشان برساند و نيكوكاران را پاداش نيك دهد»... .

68- منشأ آرامش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 120 - 5

5- آرامش دهنده دل ها و از ميان برنده اضطراب قلب ها ، خداوند است .

ما نثبت به فؤادك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 99 - 4

4- توقف درگيرى ها و برقرارى آرامش و امنيّت ميان انسان ها ، منوط به خواست خداوند است .

و تركنا بعضهم يومئذ يموج فى بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 4 - 7،16

7 - اطمينان و آرامش روحى ، موهبتى خداوندى است .

هو الذى أنزل السكينة

16 - آرامش و اطمينان روحى ، خود نيرويى از نيرو هاى الهى است . *

أنزل السكينة . .. و للّه جنود السموت و الأرض

بيان «للّه جنود» بعد از «أنزل السكينة»، مى تواند اشاره به اين باشد كه آرامش (السكينة) خود از جنود الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 18 - 12،14

12 - اطمينان و آرامش در طريق انجام دادن تكاليف الهى ، موهبتى خداوندى است .

رضى اللّه . .. يبايعونك ... فأنزل السكينة عليهم

14 - آرامش درونى ، و پيروزى صلح حديبيه و فتح خيبر ، نتيجه بيعت مهم مؤمنان با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إذ يبايعونك تحت الشجرة . .. فأنزل السكينة عليهم و أثبهم فتحًا قريبًا

عبارت «فتحاً قريباً» ممكن است اشاره به «فتحاً مبيناً» (صلح حديبيه) و يا فتح خيبر داشته باشد; چه اين كه هر دو فتح با فاصله اى نه چندان دور، صورت گرفته و اطلاق فتح قريب بر هر دو ممكن است.

69- منشأ آرامش زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 10 - 1

1 - خداوند زمين را - على رغم حركت پيوسته آن - گاهواره اى آرام براى انسان قرار داده است .

الذى جعل لكم الأرض مهدًا و جعل لكم فيها سبلاً

به كارگيرى عنوان «گاهواره» اشاره به حركت زمين دارد.

70- منشأ آرامش محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 7،21

7 - نزول آرامش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از سوى خدا ، در قبال تعصب ورزى جاهلانه مشركان در حديبيه

فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

21- ايجاد روح آرامش و تقوا در پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، به هنگام نياز آنان ، متكى به علم فراگير خداوند بر هستى

فأنزل اللّه . .. و ألزمهم كلمة التقوى ... و كان اللّه بكلّ شىء عليمًا

از ارتباط «و كان اللّه. ..» با عبارت قبل آيه (فأنزل اللّه...)، مطلب بالا استفاده مى شود.

71- منشأ آرامش مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 4 - 1

1 - امتنان خداوند بر مؤمنان صدراسلام به خاطر آرامش بخشيدن به قلب آنان در شرايط سخت و بحرانى

هو الذى أنزل السكينة فى قلوب المؤمنين

72- منشأ آرامش مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 16

16 - آرامش و امنيت يافتن مؤمنان به آيات خداوند، پرتويى از رحمت اوست.

فقل سلم عليكم كتب ربكم على نفسه الرحمة

جمله «كتب ربكم» به منزله تعليل براى «سلام عليكم» مى باشد. يعنى رحمت الهى عامل سلامت يافتن مؤمنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 4 - 6،9،14

6 - مؤمنان ، برخوردار از آرامش روحى به هنگام مشكلات و بحران ها ، در پرتو امداد الهى

هو الذى أنزل السكينة فى قلوب المؤمنين

9 - اعطاى روح آرامش و اطمينان از سوى خدا به مؤمنان ، مايه فزونى ايمان ايشان

أنزل السكينة فى قلوب المؤمنين ليزدادوا إيمنًا مع إيمنهم

14 - نزول اطمينان و آرامش بر قلب مؤمنان در بحران ها ، نمودى از حاكميت خداوند بر قواى جهان

أنزل السكينة . .. و للّه جنود السموت و الأرض

بيان «للّه جنود. ..» - در پى «أنزل السكينة» - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه با وجود حاكميت خداوند بر قواى جهان، اطمينان بخشيدن به قلب مؤمنان، امرى سهل و آسان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 5 - 1

1 - نزول آرامش از سوى خداوند بر مؤمنان ، مايه افزايش ايمان و زمينه ساز ورود آنان به بهشت

أنزل السكينة . .. ليزدادوا إيمنًا ... ليدخل المؤمنين و ... جنّ-ت

«ليدخل. ..» نتيجه اطمينان عطا شده از ناحيه خداوند و فزونى ايمان مؤمنان است كه در آيات پيشين طرح شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 18 - 9

9 - نزول آرامش از سوى خداوند بر قلب مؤمنان ، در شرايط نگران كننده قبل از صلح حديبيه

فعلم ما فى قلوبهم فأنزل السكينة عليهم

از تعبير «فأنزل السكينة» وجود نوعى نگرانى در آن شرايط حساس استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 7،21

7 - نزول آرامش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از سوى خدا ، در قبال تعصب ورزى جاهلانه مشركان در حديبيه

فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

21- ايجاد روح آرامش و تقوا در پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، به هنگام نياز آنان ، متكى به علم فراگير خداوند بر هستى

فأنزل اللّه . .. و ألزمهم كلمة التقوى ... و كان اللّه بكلّ شىء عليمًا

از ارتباط «و كان اللّه. ..» با عبارت قبل آيه (فأنزل اللّه...)، مطلب بالا استفاده مى شود.

73- نزول آرامش بر مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 1

1 - نزول آرامش روحى از جانب خداوند بر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در جنگ حنين ، پس از فرار مسلمانان

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

74- نزول آرامش بر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 1

1 - نزول آرامش روحى از جانب خداوند بر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در جنگ حنين ، پس از فرار مسلمانان

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

75- نزول آرامش بر مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 1

1 - نزول آرامش روحى از جانب خداوند بر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در جنگ حنين ، پس از فرار مسلمانان

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

76- نزول آرامش در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 1،4

1 - نزول آرامش روحى از جانب خداوند بر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در جنگ حنين ، پس از فرار مسلمانان

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

4 - نزول آرامش روحى از سوى خداوند بر مؤمنان در جنگ حنين و محروميت منافقان از آن

ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

با توجه به اينكه در فراز قبل، مؤمنان به وسيله ضمير «كم» مخاطب قرار گرفتند و در اين آيه به جاى آن ضمير، كلمه «مؤمنين» آمده، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

77- نزول آرامش روحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 1،4،9

1 - نزول آرامش روحى از جانب خداوند بر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در جنگ حنين ، پس از فرار مسلمانان

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

4 - نزول آرامش روحى از سوى خداوند بر مؤمنان در جنگ حنين و محروميت منافقان از آن

ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

با توجه به اينكه در فراز قبل، مؤمنان به وسيله ضمير «كم» مخاطب قرار گرفتند و در اين آيه به جاى آن ضمير، كلمه «مؤمنين» آمده، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

9 - جبهه كفر در كارزار حنين ، در پى فرود آمدن نيرو هاى غيبى و نزول آرامش روحى بر مؤمنان از سوى خداوند ، گرفتار شكستى سخت و عذاب آور گرديد .

ثم أنزل اللّه سكينته . .. و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كفروا

78- نعمت آرامش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 127 - 3

3 - امنيت و آرامش خاطر، نعمتهايى ارزنده

فمن يرد الله . .. لهم دارالسلم عند ربهم

ياد كردن از «دارالسلام» (خانه امن)، به عنوان پاداشى ويژه براى متذكران، بيانگر ويژگى اين نعمت و ارزش فوق العاده آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 13

13 - آرامش روحى در سختى ها ، نعمتى الهى و رمز موفقيت و پيروزى است .

فقد نصره اللّه . .. فأنزل اللّه سكينته عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 80 - 2

2- برخوردارى انسان از آرامش در خانه خود ، از نعمت هاى خداوندى

و الله جعل لكم من بيوتكم سكنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 56 - 2

2 - بودن در كنار همسران خود و برخوردارى از آرامش و موهبت هاى طبيعت ، از نعمت هاى الهى و دلپذير براى همگان

فى شغل فكهون . هم و أزوجهم فى ظلل على الأرائك متّكئون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه درصدد بيان نعمت هاى الهى براى اهل بهشت و تشويق مردم به ايمان براى برخوردار شدن از اين نعمت ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 51 - 3

3- امنيت و آرامش ، از نعمت هاى جهان آخرت

إنّ المتّقين فى مقام أمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 8

8- آرامش روحى و نگرانى نداشتن از حال و آينده ، نعمتى مهم و موهبتى الهى

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

خداوند در قبال دو عنصر مهم «ايمان» و «استقامت»، نبود خوف و حزن را به عنوان بازتاب و نتيجه ياد كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 8

8 - آرامش روحى و شكيبايى در بحران ها ، نعمتى الهى است .

فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

تعبير «سكينة» و انتساب آن به خداوند، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 2 - 3

3 - آرامش موجودات در شب ، نعمتى بزرگ و داراى عظمتى درخور سوگند خداوند

و الّيل إذا سجى

«آرامش يافتن» (يكى از معانى ذكر شده براى «سَجْو») در آيه شريفه به شب اسناد يافته است. اين اسناد يا حقيقى است; يعنى، با سيطره كامل تاريكى، گويا شب از پيشروى باز ايستاده است و يا اسناد مجازى است و شب آرام به معناى بى تحرّك بودن موجودات در شب است.

79- نعمت آرامش اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 112 - 2

2- امنيت و آرامش اجتماعى ، از نعمت هاى مهم الهى است .

قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. بأنعم الله

80- نياز به آرامش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 7

7- زنان ، پس از زايمان - به ويژه در ساعات نخستين آن - نيازمند آب آشاميدنى ، آرامش روحى و روانى و نداشتن حزن و اندوه اند .

ألاّتحزنى قد جعل ربّك تحتك سريًّا

توصيه شدن مريم(س) به محزون نبودن و نيز فراهم ساختن آنچه او را شادمان مى كند، (آب روان) اشاره به ضرورى بودن آرامش و انبساط خاطر پس از زايمان زنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 11،21

11 - نياز رهبرى به آرامش و عدم نگرانى در تصميم گيرى ها ، بيش از پيروان *

فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

تقدم «على رسوله» بر «على المؤمنين»، مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.

21- ايجاد روح آرامش و تقوا در پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، به هنگام نياز آنان ، متكى به علم فراگير خداوند بر هستى

فأنزل اللّه . .. و ألزمهم كلمة التقوى ... و كان اللّه بكلّ شىء عليمًا

از ارتباط «و كان اللّه. ..» با عبارت قبل آيه (فأنزل اللّه...)، مطلب بالا استفاده مى شود.

81- وعده آرامش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 14،16،19

14 - تبديل و جايگزين كردن ترس و اضطراب به امنيت و آرامش ، وعده خداوند به مؤمنان داراى عمل صالح

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً

16 - وعده خداوند به مؤمنان نيكوكار صدراسلام ، به تبديل و دگرگون كردن ترس و اضطراب آنان به امنيت و آرامش

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً

19 - خداوند ، به مؤمنان نيكوكار وعده داده است كه در كمال امنيت و آرامش و بى هيچ ترسى از دشمنان ديانت ، تنها خدا را عبادت كنند .

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه جمله «يعبدوننى. ..» استينافيه و بيانگر نتيجه و بازتاب تبديل ترس و اضطراب به امنيت و آرامش باشد; يعنى، مؤمنان آن چنان در امنيت و آرامش قرار مى گيرند كه بى هيچ ترس و اضطرابى از ناحيه دشمنان

ديانت، به عبادت خداى واحد مى پردازند.

82- وقت آرامش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 61 - 2

2 - شب ، زمانى مناسب براى آرميدن و آرامش يافتن

اللّه الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه

9- آرزو

1- آثار آرزو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 14

14 - آمال و آرزو ها ، زمينه اجراى خواسته هاى شيطان است .

و لامنينهم و لامرنهم فليبتكن . .. فليغيرن خلق اللّه

تقديم جمله «و لامنيهم» (آنان را به خيال گرائى وا مى دارم) بر جمله «لامرنهم» بيانگر آن است كه شيطان ابتدا انسان را به آرزوهاى توخالى وا مى دارد و سپس اوامر خويش را به او القا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 14

14- وعده دادن و آرزوپرورى ، از شگرد هاى شيطان در به دام افكندن انسان

و شاركهم . .. و عدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 18

18 - تأثير مثبت و سازنده دعا و آرزو كردن در نيل به مقامات والا و رشد و كمال معنوى

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 8

8 - آمال و آرزو هاى آدمى ، زمينه ساز وسوسه شياطين و هم نشينان بد

فزيّنوا لهم ما بين أيديهم و ما خلفهم

برداشت ياد شده بنابر اين احتمال است كه مراد از «ما بين أيديهم» وضعيت موجود و مقصود از «ما خلفهم» آينده اى باشد كه در پيش دارند.

2- آثار آرزوى باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 10

10- سرگرم شدن به آرزو هاى واهى ، مانع هدايت پذيرى و تسليم شدن در برابر حق است .

ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين . ذرهم ... و يلههم الأمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 25 - 8،9

8- وسوسه ، تزيين و القاى آرمان هاى دروغين ، ابزار شيطان در منحرف ساختن انسان ها

إنّ الذين ارتدّوا . .. الشيطن سوّل لهم و أملى لهم

مفهوم «أملى» ممكن است به معناى ايجاد آمال و آرزو باشد.

9- وسوسه ها و آرمان هاى شيطانى ، قفل انديشه و قلب آگاهان حق گريز *

أم على قلوب أقفالها . .. الشيطن سوّل لهم و أملى لهم

برداشت بالا بدان احتمال است كه «إنّ الذين ارتدّوا. ..» در مقام تبيين و توضيح ذيل آيه قبل باشد (أم على قلوب أقفالها). در اين صورت وسوسه ها و آمال شيطانى منطبق بر «أقفالها» مى شود.

3- آثار آرزوى ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 2

2 - آرزو هاى پوچ انسان ها - چه مسلمان و چه اهل كتاب - نقشى در پاداش و كيفر هاى الهى نخواهد داشت .

ليس بامانيكم و لا امانى أهل الكتب من يعمل سوءاً يجز به

«امانى»، جمع «امنية»، به معناى آرزو و خيالهاى موهوم است.

4- آرزو در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 7

7 - بدكاران در قيامت آرزو مى كنند كاش ميان آنان و عملشان ، زمان بى حدى فاصله بود .

و ما عملت من سوء تودّ لو اَنّ بينها و بينه امداً بعيدا

5- آرزو عمر طولانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 9،13

9 - علاقه به دنيا و آرزوى عمر طولانى به خاطر آن ، خويى ناپسند و نكوهيده است .

و لتجدنهم أحرص الناس على حيوة . .. يود أحدهم لو يعمر الف سنة

لحن آيه گوياى مذمت يهود به خاطر علاقه به دنيا و درخواست عمر طولانى به خاطر آن است.

13 - يأس يهود از سراى آخرت ، زمينه ساز حرصشان بر حيات دنيا و آرزوى عمر طولانى است . *

يود أحدهم لو يعمر الف سنة و ما هو بمزحزحه من العذاب أن يعمر

6- آرزو هاى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 7

7 - منكران قرآن پس از برپايى قيامت در آرزوى يافتن شفيعان نجات دهنده از عذاب و يا بازگشت به دنيا براى انجام اعمالى سعادت آفرين

يقول الذين نسوه . .. فيشفعوا لنا او نرد فنعمل غير الذين كنا نعمل

7- آرزو هاى پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 80 - 6

6- آرزوى برخوردار بودن از نيرو و امكانات براى مبارزه با تباهى ها و تبه كاران ، آرزويى روا و پسنديده است .

لو أن لى بكم قوّة أو ءاوى إلى ركن شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 89 - 5

5- آرزوى فرزنددار شدن ، آرزويى طبيعى براى انسان ها و اميدى پسنديده است .

ربّ لاتذرنى فردًا

8- آرزوى ارتداد مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 9

9 - آرزو و هدف نهايى كافران ، به كفر و ارتداد كشاندن مؤمنان است .

ودّوا لو تكفرون

9- آرزوى ارتداد مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 3

3 - آرزوى يهود و نصارا براى مرتد ساختن مسلمانان صدر اسلام آرزويى خام و تلاش آنان در اين زمينه ، تلاشى ناموفق بود .

ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم

به كارگيرى فعل ماضى «ودّ» (دوست داشتند) به جاى فعل مضارع (دوست مى دارند) اشاره به اين نكته دارد كه: تلاش آنان بى ثمر است، به گونه اى كه بايد علاقه و تلاش آنان را سپرى شده دانست.

10- آرزوى امكانات مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 28 - 6

6- مؤمن ، آرزومند داشتن امكانات ، براى رسيدگى به خويشاوندان و محرومان جامعه

و إمّا تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 21

21- آرزوى برخوردارى از زيبايى هاى دنيا ، ناسازگار با دلْ بستنِ به رضايت خداوند است .

يريدون وجهه . .. تريد زينة الحيوة الدنيا

11- آرزوى امكانات مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 80 - 6

6- آرزوى برخوردار بودن از نيرو و امكانات براى مبارزه با تباهى ها و تبه كاران ، آرزويى روا و پسنديده است .

لو أن لى بكم قوّة أو ءاوى إلى ركن شديد

12- آرزوى ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 102 - 1

1 - دوزخيان ، آرزومند بازگشت به دنيا ، حتى براى يك بار و قرار گرفتن در صف مؤمنان

فلو أنّ لنا كرّة فنكون من المؤمنين

حرف «لو» براى «تمنّى» به كار مى رود و «كرّة» به معناى (يك بار بازگشتن) است. بنابراين «لو أنّ لنا كرّة»; يعنى، اى كاش! براى ما هرچند براى يك بار هم كه شده، فرصت بازگشتى مى بود.

13- آرزوى بازگشت به دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 1،14

1 - بازگشت به دنيا براى تبرّى از سران شرك و مخالفت كردن با آنان ، آرزوى مشركان پيرو در صحنه قيامت

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

«كرّ» به معناى رجوع و «كرّة» به معناى يكبار رجوع كردن است و مراد از آن، بازگشت به دنيا مى باشد. بنابراين «لو أن لنا كرّة»; يعنى، اى كاش يكبار ديگر به دنيا باز مى گشتيم!

14 - آرزوى بازگشت از سراى قيامت به دنيا ، آرزويى پوچ كه هرگز تحقق نخواهد يافت .

لو أن لنا كرة . .. و ما هم بخرجين من النار

«و ما هم بخارجين . ..» در حقيقت پاسخى است به اظهار آرزوى مشركان مبنى بر بازگشت به دنيا. جمله مذكور بيان مى دارد كه آنان نه تنها به دنيا باز نمى گردند، بلكه از آتش دوزخ نيز رهايى نخواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 2

2 - كافران به هنگام روبرو شدن با آتش دوزخ در آرزوى بازگشت به دنيا، تكذيب نكردن آيات پروردگار و قرار گرفتن در زمره مؤمنان هستند.

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 1

1 - پديدار شدن عذابى كه مشركان آن را انكار مى كردند، موجب آرزوى بازگشت به دنيا، نه ايمان واقعى به خداوند و آيات

فقالوا يليتنا نرد . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

جمله «ياليتنا . .. و نكون من المؤمنين» در آيه قبل، بيان آرزوى مشركان براى بازگشت به دنيا و ايمان آوردن بود. حرف «بل» اضراب از آن مطالب است. يعنى نه اينكه آرزوى بازگشت براى ايمان باشد، بلكه به پندار رهايى از عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 95 - 2

2- جوامع هلاك شده ، آرزومند بازگشت به دنيا و تدارك اعمال خويش اند .

حرم على قرية أهلكنها أنّهم لايرجعون

اگر مراد از بازگشت، بازگشت به دنيا باشد; با توجه به تأكيد خداوند (حرام. .. أنّهم لايرجعون) چنين استفاده مى شود كه امت ها خواهان بازگشت بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 99 - 6،8

6 - ندامت كافران در هنگام مرگ و تمناى آنان از خدا ، براى بازگشت به دنيا

حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون

8 - « عن الصادق ( ع ) . . . إذا مات الكافر شيّعه سبعون ألفاً من الزبانية إلى قبره و انّه ليناشد حامليه بصوت يسمعه كلّ شىء إلاّ الثقلان . . . و يقول : « رّب ارجعون لعلّى أعمل صالحاً فيما تركت « فتجيبه الزبانية كلاَّ إنّها كلمة أنت قائلها ;

از امام صادق(ع) روايت شده است : هنگامى كه كافرى مى ميرد، هفتاد هزار فرشته عذاب او را به سوى قبرش مى برند و آن كافر با صداى بلند - كه تمام موجودات غير از انس و جن مى شنوند - تشييع كنندگان را قسم مى دهد . ..و مى گويد: «ربّ ارجعون لعلّى أعمل صالحاً فيما تركت». پس فرشتگان عذاب به او جواب مى دهند: هرگز! اين كلامى است كه تو گوينده آنى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 100 - 3،7

3 - آرزوى كافران در هنگام مرگ ، براى بازگشت به دنيا و استفاده از امكانات و اموال خود در راه خير *

قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صلحًا فيما تركت

برداشت فوق، بدان احتمال است كه مراد از «ما تركت» اموال و امكاناتى باشد كه فرد، پس از مرگ خويش بر جاى مى گذارد; نه فرصت هاى از دست رفته; چنان كه در برداشت پيشين بيان شد.

7 - تمناى كافران بر بازگشت به دنيا ، تمنايى مردود و غير قابل پذيرش

قال ربّ ارجعون . .. كلاَّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 102 - 1

1 - دوزخيان ، آرزومند بازگشت به دنيا ، حتى براى يك بار و قرار گرفتن در صف مؤمنان

فلو أنّ لنا كرّة فنكون من المؤمنين

حرف «لو» براى «تمنّى» به كار مى رود و «كرّة» به معناى (يك بار بازگشتن) است. بنابراين «لو أنّ لنا كرّة»; يعنى، اى كاش! براى ما هرچند براى يك بار هم كه شده، فرصت بازگشتى مى بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 1،2

1 - آرزوى كافران و گنه كاران ، هنگام مشاهده عذاب الهى ، به بازگشت دوباره به دنيا

أو تقول حين ترى العذاب لو أنّ لى كرّة

«لو» در آيه شريفه، براى تمنّى است.

2 - احسان ( نيك كردارى و نيكى كردن به ديگران ) ، هدف و فلسفه درخواست كافران از بازگشت دوباره به زندگى دنيايى

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

«إحسان» هم شامل نيكى به خود مى باشد و هم نيكى به ديگران (لسان العرب ). اين واژه در آيه شريفه ممكن است به هر دو معنا باشد.

14- آرزوى باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 14

14 - آرزوى بازگشت از سراى قيامت به دنيا ، آرزويى پوچ كه هرگز تحقق نخواهد يافت .

لو أن لنا كرة . .. و ما هم بخرجين من النار

«و ما هم بخارجين . ..» در حقيقت پاسخى است به اظهار آرزوى مشركان مبنى بر بازگشت به دنيا. جمله مذكور بيان مى دارد كه آنان نه تنها به دنيا باز نمى گردند، بلكه از آتش دوزخ نيز رهايى نخواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 21

21 - انحراف در تفكر و ايجاد آرزو هاى باطل و سپس تحت فرمان گرفتن ، راه و روش شيطان براى اغواى مردم و سرپرستى آنان

و لاضلنهم و لامنينهم . .. و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه و من يتخذ الشيطن ولياً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 15 - 1

1 - نجات مجرمان با پرداخت فديه از عذاب الهى در قيامت - هر چند بسيار و نامحدود - آرزويى واهى و ناممكن است .

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه . .. كلاّ

15- آرزوى بلا بر محمد (صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 6

6 - برخى از باديه نشينان ، در آرزوى رسيدن بلا و حوادث ناگوار به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان به منظور نجات يافتن از پرداخت ماليات ( انفاق )

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً و يتربّص بكم الدوائر

16- آرزوى بلا بر مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 6

6 - برخى از باديه نشينان ، در آرزوى رسيدن بلا و حوادث ناگوار به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان به منظور نجات يافتن از پرداخت ماليات ( انفاق )

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً و يتربّص بكم الدوائر

17- آرزوى بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 85 - 2

2 - چشمداشت به پاداش الهى ، آرزوى بهشت و درخواست نعمت هاى آن از خداوند ، امرى شايسته و بايسته براى اهل ايمان

و اجعلنى من ورثة جنّة النعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 87 - 8

8 - عزّت اخروى و بهشت پر نعمت ، والاترين آرزو و درخواست ابراهيم ( ع ) از خداوند

و اجعلنى من ورثة جنّة النعيم . .. و لاتخزنى يوم يبعثون

از اين كه دو مسأله ياد شده، به عنوان آخرين آرزو و درخواست ابراهيم(ع) بوده است، مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 26 - 5

5 - بهشت ، هدف اصلى و آرزوى نهايى مؤمنان مجاهد

قيل ادخل الجنّة

برخى از مفسران برآنند كه حذف «مقول له» (كسى كه سخن درباره او است; يعنى، مؤمن انطاكيه) و ذكر «مقولِ» تنها (آنچه كه درباره آن سخن به ميان آمده است; يعنى، بهشت) براى بيان اين حقيقت است كه آنچه اهميت دارد و بايد غرض اصلى و هدف نهايى باشد، بهشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 11 - 4

4 - بهشت و بودن در جوار لطف خداوند ، نهايت آرزو و آرمان معنوى همسر فرعون ( آسيه )

إذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 39 - 1

1 - ورود كافران به بهشت ، امرى ناممكن و آرزويى بى جا

أيطمع كلّ امرىء منهم أن يدخل جنّة نعيم . كلاّ

18- آرزوى بيجا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 77 - 9

9 - تمناى دوزخيان براى رهايى از عذاب ، تمنايى بى جا و غير قابل پذيرش

و نادوا . .. إنّكم مكثون

19- آرزوى پاداش عمل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 4

4 - كافران ، در آرزو و انتظار نتيجه اعمال نيك خويش اند .

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

اين برداشت، از تشبيه سراب به دست مى آيد; زيرا همان گونه كه فرد تشنه در انتظار آب به سر مى برد و هر چه تلاش مى كند، جز شبه آب (سراب) چيزى نمى بيند; كافران نيز در انتظار نتيجه اعمال خود به سر مى برند; هر چند به آن نخواهند رسيد.

20- آرزوى پاكى قلب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 11

11 - مؤمنان ، آرزومند پاك بودن قلب هايشان از كينه و عداوت نسبت به اهل ايمان

يقولون ربّنا . .. و لاتجعل فى قلوبنا غلاّ للذين ءامنوا

21- آرزوى پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 124 - 16

16 - تمناى آدمى بر نايل شدن فرزندانش به مقامات معنوى ، تمنايى شايسته و نيكوست .

و من ذرّيتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 24 - 13

13- آرمان رسيدن به رشد و هدايت برتر ، آرمانى الهى است .

و قل عسى أن يهدين ربّى لأقرب من هذا رشدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 40 - 9

9- آرزوى سلب نعمت از كافرانى كه بر مؤمنان فخرفروشى مى كنند ، آرزويى شايسته و مطلوب است .

فعسى ربّى أن . .. يرسل عليها حسبانًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 7،15،17

7 - آرزو و دعا كردن براى داشتن همسر و فرزند ، امرى پسنديده و شايسته

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين

15 - آرزوى بلند در امور معنوى ( رسيدن به اوج مرتبه كمال و مقامات معنوى ) ، امرى پسنديده و مورد تشويق خداوند

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

17 - آرزوى در دست گرفتن مديريت جامعه و رهبرى امت اسلامى ، امرى پسنديده و روا است .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 83 - 6

6 - آرزوى به دست گرفتن حكومت و مديريت جامعه ايمانى و درخواست آن از خداوند ، امرى پسنديده و شايسته

ربّ هب لى حكمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 84 - 2

2 - پسنديده بودن آرزوى انسان مبنى بر بقاى آوازه نيكو از او در ميان نسل ها

و اجعل لى لسان صدق فى الأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 28 - 8

8- آرمان غلبه قوانين حق ( دين اسلام ) بر ساير اديان و قوانين جهان ، آرمانى بس بزرگ

أرسل . .. ليظهره على الدين كلّه

از اين كه خداوند، غلبه اسلام بر ساير اديان را به عنوان هدف عالى فرستادن رسول بيان داشته است; مطلب بالا استفاده مى شود.

22- آرزوى پيروزى اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 28 - 8

8- آرمان غلبه قوانين حق ( دين اسلام ) بر ساير اديان و قوانين جهان ، آرمانى بس بزرگ

أرسل . .. ليظهره على الدين كلّه

از اين كه خداوند، غلبه اسلام بر ساير اديان را به عنوان هدف عالى فرستادن رسول بيان داشته است; مطلب بالا استفاده مى شود.

23- آرزوى تبديل به خاك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 15،17

15 - آفريده شدن به صورت خاك و محروميت از شعور و تكليف از آغاز پيدايش ، آرزوى كافران در قيامت

و يقول الكافر يليتنى كنت تربًا

17 - كافران در قيامت ، حيات اخروى را سرآغاز سختى ها ديده و باقى ماندن به صورت خاك را آرزو خواهند كرد .

يليتنى كنت تربًا

آرزوى خاك بودن، ممكن است به اين معنا باشد كه كاش دوباره زنده نشده بودم و به همان حالت پس از مرگ - كه خاك شده بودم - باقى مى ماندم.

24- آرزوى تخفيف عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 77 - 12

12 - « قال سيد بن طاوس ، اقول فى الحديث . إنّ أهل النار إذا دخلوها و رأوا أنكالها . . . فيومّلون . . . ليخفّ عنهم بعض العذاب . . . فإذا يئسوا من خزنة جهنم رجعوا إلى مالك مقدّم الخُزّان و أمّلوا أن يخلّصهم من ذلك الهوان كما قال جلّ جلاله « و نادوا يا مالك ليقض علينا ربّك » قال : فيحبس عنهم الجواب أربعين سنة ثمّ يجيبهم كما قال اللّه فى كتابه المكنون . « إنّكم ماكثون » . . . ;

سيدبن طاووس گويد: در حديث است كه دوزخيان زمانى كه داخل آتش شده و عذاب هاى آن جا را مى بينند . .. آرزو مى كنند ... تا مقدارى از عذاب از آنان برداشته شود و وقتى از مأموران جهنم مأيوس شدند، سراغ مالك دوزخ كه [رتبه] او بر همه مأموران مقدم است، رفته و آرزو مى كنند كه او آنها را از اين ذلت رهايى دهد; همان طور كه خداوند مى فرمايد: «و نادوا يا مالك ليقض علينا ربّك». جواب آنان چهل سال داده نمى شود; سپس همان گونه كه خدا در كتاب محفوظ خود فرموده چنين جواب مى دهد: إنّكم ماكثون»... .

25- آرزوى تداوم نسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 1 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، خواهان تداوم نسل خويش و در آرزوى داشتن ذريّه بود .

إنّا أعطينك الكوثر

لحن بشارت آميز آيه شريفه، بيانگر اشتياق پيامبر(صلی الله علیه و آله) به داشتن فرزند است.

26- آرزوى تكامل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 24 - 13

13- آرمان رسيدن به رشد و هدايت برتر ، آرمانى الهى است .

و قل عسى أن يهدين ربّى لأقرب من هذا رشدًا

27- آرزوى ثروت قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 11

11 - دستيابى به ثروتى هم چون ثروت قارون ، نهايت آرزوى دنياطلبان غافل قوم وى بود .

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قرون

28- آرزوى جاودانگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 59 - 3

3 - حيات جاودانه از خواسته ها و آرزو هاى انسان ها و دستيابى به آن ، مايه سرور و شادمانى آنان

أفما نحن بميّتين . إلاّ موتتنا الأُولى و ما نحن بمعذّبين

شگفتى از نمردن و جاودانه زيستن و اظهار سرور و خوشحالى كردن از دستيازى به حيات جاودانه، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد. گفتنى است آيه بعد كه در آن بهشتيان دستيابى به حيات ابدى را فوز بزرگ مى شمرند (إنّ هذا لهو الفوز العظيم); مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 39 - 10

10 - حيات جاويدان و سراى پايدار ، خواسته طبيعى انسان ها است .

و إنّ الأخرة هى دار القرار

تذكر به ناپايدارى زندگى دنيوى و جاودانگى حيات اخروى، خود گوياى مطلب ياد شده است.

29- آرزوى حكومت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 83 - 5

5 - ابراهيم ( ع ) آرزومند دريافت حكومت از جانب خدا ، براى هدايت و تدبيرامور مردم

ربّ هب لى حكمًا وألحقنى بالصلحين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «حكم» در آيه معادل «حكومة» (سرپرستى و تدبير امور خلق) باشد.

30- آرزوى حكومت بر مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 83 - 6

6 - آرزوى به دست گرفتن حكومت و مديريت جامعه ايمانى و درخواست آن از خداوند ، امرى پسنديده و شايسته

ربّ هب لى حكمًا

31- آرزوى خوشنامى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 84 - 1،2

1 - ابراهيم ( ع ) آرزومند باقى ماندن نام نيك او در ميان نسل هاى آينده و تقاضاكننده آن از خداوند

و اجعل لى لسان صدق فى الأخرين

مفسران، تعبير«لسان صدق» را كنايه از آوازه و نام نيك گرفته اند.

2 - پسنديده بودن آرزوى انسان مبنى بر بقاى آوازه نيكو از او در ميان نسل ها

و اجعل لى لسان صدق فى الأخرين

32- آرزوى رستگارى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 1 - 3

3 - اطمينان به رستگارى و سعادت اخروى ، آرزوى هر فرد مؤمن است0

قد أفلح المؤمنون

واژه «قد»، مقابل واژه «لمّا» است; يعنى، «قد» براى تثبيت چيزى است كه مورد توقع و انتظار مى باشد و «لمّا» براى نفى آن چيز است. بنابراين تركيب «قد أفلح المؤمنون»، بيانگر بشارت به اهل ايمان است كه نگران فرجام اخروى خود نباشند و مطمئن باشند كه زندگى اخروى آنان، سرشار از شادكامى و قرين سعادت و خوشبختى خواهد بود.

33- آرزوى رفاه جاويدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 14 - 2

2- برخوردارى از نعمت و رفاه جاودان ، آرمانى اصيل و تحقق پذير براى موحدانِ راستين در قيامت

أُولئك أصحب الجنّة خلدين فيها

با توجه به اين كه آرمان بقا و جاودانگى در موجود زنده، به صورت فطرى وجود دارد; خداوند اين آرمان را در مورد انسان مؤمن محقق شدنى و دست يافتنى اعلام كرده است.

34- آرزوى رفع دشمنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 11

11 - مؤمنان ، آرزومند پاك بودن قلب هايشان از كينه و عداوت نسبت به اهل ايمان

يقولون ربّنا . .. و لاتجعل فى قلوبنا غلاّ للذين ءامنوا

35- آرزوى رفع كينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 11

11 - مؤمنان ، آرزومند پاك بودن قلب هايشان از كينه و عداوت نسبت به اهل ايمان

يقولون ربّنا . .. و لاتجعل فى قلوبنا غلاّ للذين ءامنوا

36- آرزوى رهبرى جامعه اسلامى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 17

17 - آرزوى در دست گرفتن مديريت جامعه و رهبرى امت اسلامى ، امرى پسنديده و روا است .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

37- آرزوى زيان براى دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 1 - 7

7 - آرزوى مرگ و زيان كارى براى دشمن دين و نفرين بر او ، كارى پسنديده است .

تبّت يدا أبى لهب و تبّ

38- آرزوى سعادت انسانها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 84 - 4

4 - مردان الهى ، آرزومند هدايت و سعادت براى تمامى نسل هاى بشر

و اجعل لى لسان صدق فى الأخرين

39- آرزوى سلام خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 58 - 2

2 - دريافت سلام و تحيت از جانب پروردگار ، آرزو و خواسته بهشتيان است .

و لهم ما يدّعون . سلم قولاً من ربّ

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «سلام» بدل از «ما يدّعون» باشد.

40- آرزوى سلب نعمت از فخرفروشان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 40 - 9

9- آرزوى سلب نعمت از كافرانى كه بر مؤمنان فخرفروشى مى كنند ، آرزويى شايسته و مطلوب است .

فعسى ربّى أن . .. يرسل عليها حسبانًا

41- آرزوى سلب نعمت از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 40 - 9

9- آرزوى سلب نعمت از كافرانى كه بر مؤمنان فخرفروشى مى كنند ، آرزويى شايسته و مطلوب است .

فعسى ربّى أن . .. يرسل عليها حسبانًا

42- آرزوى شكست اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 3

3 - كافران ، در آرزوى مرگ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و شكست اسلام به سر مى بردند .

قل أرءيتم إن أهلكنى اللّه و من معى

مفسران (صاحب مجمع البيان، تفسير كبير و. ..) نوشته اند: اين آيه و آيات مشابه آن (مانند آيه 30 سوره «طور» و آيه 12 سوره «فتح»)، اشاره به اين حقيقت تاريخى دارد كه كافران و مشركان، پيوسته در آرزوى مرگ پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و در نتيجه شكست كامل اسلام، به سر مى بردند.

43- آرزوى شكست محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 3

3 - كافران ، در آرزوى نابودى و شكست پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سر مى بردند .

الذين كفروا ليزلقونك بأبصرهم لمّا سمعوا الذكر

44- آرزوى شكست مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 6،19

6 - آرزوى ناكامى براى جامعه ايمانى ، عامل بدبختى اخروى منافقان

و تربّصتم

19 - آرزوى ناكامى براى جامعه ايمانى ، ترديد در باور هاى دينى ، فريفتگى به آرزو هاى باطل و مظاهر دنيا و غفلت از خداوند ، از اوصاف منافقان و از نشانه هاى نفاق

و غرّكم باللّه الغرور

45- آرزوى شهادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 11 - 6

6 - همسر فرعون ، در آرزوى شهادت به سر مى برد .

إذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة

با توجه به اين حقيقت كه آسيه، از سوى فرعون به شدت تحت شكنجه و آزار بود; مى توان استنباط كرد كه دعاى او درباره بنا شدن خانه اى در بهشت، اشاره به نائل شدن وى به فيض بزرگ شهادت است.

46- آرزوى شيطانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 5

5 - ناپسندى آرزو هاى پوچ و شيطانى

و لامنينهم

47- آرزوى ضعف مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 39

39كافران ، آرزومند ضعف و وابستگى امت اسلامى و نگران از قدرت و استقلال آنان

كزرع أخرج . .. ليغيظ بهم الكفّار

48- آرزوى عدم همنشينى با گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 1

1 - انسان گمراه و غفلت زده ، در روز قيامت گرفتار حسرت و آرزومند عدم همنشينى با عناصر شيطانى گمراه كننده

حتّى إذا جاءنا قال يليت بينى و بينك بعد المشرقين

49- آرزوى عزت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 87 - 8

8 - عزّت اخروى و بهشت پر نعمت ، والاترين آرزو و درخواست ابراهيم ( ع ) از خداوند

و اجعلنى من ورثة جنّة النعيم . .. و لاتخزنى يوم يبعثون

از اين كه دو مسأله ياد شده، به عنوان آخرين آرزو و درخواست ابراهيم(ع) بوده است، مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد.

50- آرزوى فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 1 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مشتاق آزادسازى و فتح مكه و در انتظار نصرت و امداد هاى الهى

إذا جاء نصر اللّه و الفتح

مفسران، اين سوره را ناظر به فتح مكه مى دانند. مژده پيشاپيش آن به رسول اكرم(صلی الله علیه و آله)، نشانگر اشتياق آن حضرت به تحقق آن است.

51- آرزوى فرار از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 10 - 1

1 - كافران در روز قيامت ، در آرزوى گريختن از صحنه محشر خواهند بود .

يقول الإنسن يومئذ أين المفرّ

«مفرّ» (مصدر ميمى از «فرّ») به معناى گريختن و استفهام در «أين المفرّ» براى «تمنّى» است. مقصود از «الإنسان» - به قرينه «أيحسب الإنسان...» - كافران اند.

52- آرزوى فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 89 - 5

5- آرزوى فرزنددار شدن ، آرزويى طبيعى براى انسان ها و اميدى پسنديده است .

ربّ لاتذرنى فردًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 7

7 - آرزو و دعا كردن براى داشتن همسر و فرزند ، امرى پسنديده و شايسته

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين

53- آرزوى قدرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 80 - 2،6

2- آرزوى لوط ( ع ) به داشتن نيرويى براى مقابله با تبه كاران و دفاع از مهمانان خويش در برابر آنان

قال لو أن لى بكم قوّة

«لو» در جمله فوق ، حرف تمنّا و به معناى ليت (اى كاش) است.

6- آرزوى برخوردار بودن از نيرو و امكانات براى مبارزه با تباهى ها و تبه كاران ، آرزويى روا و پسنديده است .

لو أن لى بكم قوّة أو ءاوى إلى ركن شديد

54- آرزوى كفر مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 8 - 9

9 - قدرتمندان كافر ، به چيزى جز كافر شدن مؤمنان ، رضايت نمى دهند .

أصحب الأُخدود . .. و ما نقموا منهم إلاّ أن يؤمنوا باللّه

55- آرزوى محروميت از تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 15

15 - آفريده شدن به صورت خاك و محروميت از شعور و تكليف از آغاز پيدايش ، آرزوى كافران در قيامت

و يقول الكافر يليتنى كنت تربًا

56- آرزوى محروميت از شعور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 15

15 - آفريده شدن به صورت خاك و محروميت از شعور و تكليف از آغاز پيدايش ، آرزوى كافران در قيامت

و يقول الكافر يليتنى كنت تربًا

57- آرزوى مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 9

9 - آنان كه به بهشتى بودن خويش اطمينان دارند ، از مرگ استقبال كرده و در تمناى آن هستند .

إن كانت لكم الدار الأخرة . .. فتمنوا الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 95 - 1،2

1 - يهوديان ، هرگز - به خاطر يأس از سعادت اخروى - خواهان مرگ نبوده و هيچ گاه از آن استقبال نخواهند كرد .

و لن يتمنوه أبداً

2 - گريز يهود از آرزوى مرگ ، نشانه نادرستى ادعاى آنان ( بهشتى بودنشان ) است .

فتمنوا الموت إن كنتم صدقين. و لن يتمنوه أبداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 10

10 - اندوه موسى ( ع ) بر هلاكت همراهانش در ميقات ، موجب شكوه او به درگاه خدا و آرزوى مرگ خويش و همراهانش پيش از حضور در ميعادگاه مناجات

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل و إيّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 11

11- مجرمان ، هنگام مشاهده كتاب اَعمال شان آرزومند مرگ خويش اند . *

و يقولون يويلتنا مال هذا الكتب

«ويلة» و «ويل» به معناى «هلاكت» است و مؤنث بودن «ويلة» مفيد مبالغه است. منادا قرار گرفتن «ويل» از سوى مجرمان، گوياى اين است كه آنان، با مشاهده نامه عمل خود، راهى جز هلاك و عذاب براى خود نديده، لذا آن را منادا قرار داده و آمدن اش را مى طلبند و يا اين كه به قدرى حال خود را وخيم مى بينند كه مرگ و هلاكت را، تنها راه رهايى خود از آن وضعيّت مى پندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 23 - 5،14،15

5- حضرت مريم ( س ) به هنگام زايمان آرزو كرد : كاش قبل از باردارشدن مرده بود و به كلّى از ياد ها رفته بود .

فأجاءها المخاض . .. قالت يليتنى متّ قبل هذا و كنت نسيًا منسيًّا

جمله «و كنت نسياً منسيّاً» قرينه است بر اين كه انگيزه مريم از آرزوى مرگ، رهايى از زخم زبان مردم بوده است، گرچه به قرينه «ألاّتحزنى قد جعل. ..» تنهايى و بى آب و غذايى، نيز او را اندوهناك ساخته بود، ولى اين همه، تبعاتِ همان گريز از زخم زبان است; يعنى كاش پيش از حاملگى مرده بودم، كه براى فرار از نيشتر مردم مجبور به تحمل اين آوارگى نباشم.

14- « روى عن الصادق ( ع ) فى قول مريم « ياليتنى متّ قبل هذا » : لأنّها لم تر فى قومها رشيداً ذا فراسة ينزهها من السوء ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه در باره قوم مريم كه هنگام تولد عيسى(ع) آرزوى مرگ كرد، فرمود: اين بدان جهت بود كه در قوم خودش فرد فرزانه هوشمندى را نمى يافت كه او را از تهمت زنا تبرئه كند».

15- « عن الصادق ( ع ) [ فى قصة مريم ] : إنّ زكريا و خالتها أقبلا يقصان أثرها حتى هجما على ها و قد وضعت ما فى بطنها و هى تقول : « ياليتنى متّ قبل هذا و كنت نسياً منسيّاً » ;

از امام صادق(ع) [در داستان مريم] روايت شده كه زكريا و خاله مريم به جست وجوى او برآمدند تا اين كه به طور ناگهانى به او برخوردند، در حالى كه فرزندش (عيسى) را به دنيا آورده بود و مى گفت: «ياليتنى متّ قبل هذا. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 77 - 3،4

3 - دوزخيان ، عاجزانه در تمناى مرگ و نابودى ، براى رهايى يافتن از عذاب

كانوا هم الظلمين . و نادوا يملك ليقض علينا ربّك

4 - استقبال مجرمان از مرگ در جهنم ، نمايانگر شدت عذاب اخروى ايشان است .

و نادوا يملك ليقض علينا ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 27 - 1

1 - كافران دوزخى در قيامت ، از زنده شدن مجدد خود به شدت ناخرسند بوده و آرزوى مرگ مى كنند .

يليتها كانت القاضية

مرجع ضمير «ياليتها» امرى مقدر است كه از سياق آيه شريفه به دست مى آيد(مانند «الموتة»). «قاضية» نيز به معناى «قاطعة» است. بر اين اساس معنا و پيام آيه چنين مى شود: اى كاش مرگ نخستين پايان بخش حياتم مى بود و ديگر بار زنده نمى شدم!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 11 - 2

2 - گرفتن نامه عمل از پشت سر در قيامت ، سرآغاز گرفتارى در موقعيتى دشوار كه هر كس ، فرياد هلاكت خواهى و آرزوى مرگ سر خواهد داد .

فسوف يدعوا ثبورًا

«ثبور» به معناى هلاكت و تباهى است. (مفردات راغب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 13 - 1

1 - جهنميان ، كه در آرزوى هلاكت ناله سر مى دهند ، روزگارى در كنار خويشاوندان خود ، دنيايى شاد و زندگى خرّمى داشتند .

يدعوا ثبورًا . .. إنّه كان فى أهله مسرورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 14 - 5

5 - اعطاى نامه عمل از پشت سر ، فرياد هلاكت خواهى در قيامت و گرفتارى به آتش جهنم ، برخاسته از استبعاد معاد است .

و أمّا من أُوتى . .. إنّه ظنّ أن لن يحور

اين آيه، مى تواند بيانگر علت براى مطالب قبل باشد كه از جمله آنها «اُوتى كتابه وراء ظهره» بود.

58- آرزوى مرگ براى دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 1 - 7

7 - آرزوى مرگ و زيان كارى براى دشمن دين و نفرين بر او ، كارى پسنديده است .

تبّت يدا أبى لهب و تبّ

59- آرزوى مرگ جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 13 - 2

2 - براى اهل دوزخ ، مرگ مطلوب تر از وضع موجود آنان است .

ثمّ لايموت فيها

60- آرزوى مرگ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 41 - 1

1 - گمراهان و مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در آرزوى فقدان و رحلت آن حضرت

فإمّا نذهبنّ بك

آيه شريفه گويا درصدد پاسخ گويى به نكته اى مقدر است; يعنى، كافران و منكران در آرزوى فقدان پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند; با اين گمان كه با درگذشت آن حضرت، آنان قادر به پيشبرد اهداف خويش خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 30 - 3

3 - كافران ، آرزومند مرگ پيامبر (صلی الله علیه و آله) يا حادثه اى ناگوار كه آن حضرت را زمين گير كرده و از دعوت باز دارد .

أم يقولون . .. نتربّص به ريب المنون

«تربّص» (مصدر «نتربص») به معناى انتظار كشيدن و «ريب» به معناى حادثه است. «منون» در معناى روزگار و مرگ بد، به كار مى رود. بنابراين «ريب المنون» يا به معناى حوادث روزگار است و يا به معناى حادثه مرگ.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 3

3 - كافران ، در آرزوى مرگ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و شكست اسلام به سر مى بردند .

قل أرءيتم إن أهلكنى اللّه و من معى

مفسران (صاحب مجمع البيان، تفسير كبير و. ..) نوشته اند: اين آيه و آيات مشابه آن (مانند آيه 30 سوره «طور» و آيه 12 سوره «فتح»)، اشاره به اين حقيقت تاريخى دارد كه كافران و مشركان، پيوسته در آرزوى مرگ پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و در نتيجه شكست كامل اسلام، به سر مى بردند.

61- آرزوى مرگ مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 3

3 - كافران ، در آرزوى مرگ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و شكست اسلام به سر مى بردند .

قل أرءيتم إن أهلكنى اللّه و من معى

مفسران (صاحب مجمع البيان، تفسير كبير و. ..) نوشته اند: اين آيه و آيات مشابه آن (مانند آيه 30 سوره «طور» و آيه 12 سوره «فتح»)، اشاره به اين حقيقت تاريخى دارد كه كافران و مشركان، پيوسته در آرزوى مرگ پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و در نتيجه شكست كامل اسلام، به سر مى بردند.

62- آرزوى مسلمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 2 - 1،2،7،8

1- آرزو و علاقه فراوان كافران به مسلمان بودن ، آن گاه كه فرصتِ اسلام آوردن را از دست بدهند .

ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين

مراد از «يودّ» به قرينه فعل ماضى «كانوا» مطلق دوست داشتن نيست، بلكه به معناى تمنا و آرزوست. و «ربما» در آيه به معناى تكثير استعمال شده است.

2- آرزوى عميق كافران به تسليم شدن در برابر قرآن ، به هنگام مواجهه با عذاب الهى يا مرگ

تلك ءايت الكتب و قرءان مبين . ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين

محتمل است كه متعلق «كفروا» قرآن باشد كه در آيه قبل آمده است و آرزوى كفار به تسليم بودن، بنابر قاعده، بايد پس از مواجهه با حادثه اى باشد كه رهايى از آن ممكن نيست و آن همانا عذاب مى باشد.

7- « عن عبدالله بن عطاء المكى قال : سألت أباجعفر ( ع ) عن قول الله : « ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين » قال : ينادى مناد يوم القيامة يسمع الخلائق : انه لايدخل الجنة إلاّ مسلم ثمَّ يودّ سائر الخلق أنهم كانوا مسلمين ;

عبدالله عطاء مكى گويد:از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «ربمايودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين »سؤال كردم، حضرت فرمود: منادى در روز قيامت به گونه اى كه همه خلايق بشنوند ندا مى كند: همانا داخل بهشت نمى شود مگر مسلمان، آن جاست كه ساير خلق آرزو مى كنند كه اى كاش مسلمان مى بودند».

8- « عن جابربن عبدالله قال : قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : إن ناساً من أمتى يعذبون بذنوبهم فيكونون فى النار ما شاء الله أن يكونوا ، ثم يعيرهم أهل الشرك فيقولون : ما نرى ما كنتم فيه من تصديقكم نفعكم . فلايبقى موحّد إلاّ أخرجه الله تعالى من النار ثم قرأرسول الله (صلی الله علیه و آله) : « ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسليمين » ;

جابربن عبدالله روايت كرده است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله)فرمود: هماناگروهى از امت من به سبب گناهانشان عذاب مى شوند. پس مدتى كه خدا مى خواهد در آتش هستند; سپس اهل شرك آنان را سرزنش مى كنند و مى گويند: نمى بينيم كه ايمان شما برايتان سودى داشته است. پس هيچ موحدى نمى ماند مگر اينكه خدا او را از آتش بيرون مى آورد; سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اين آيه را قراءت فرمود: «ربما يود الذين كفروا لو كانوا مسلمين».

63- آرزوى مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 15

15 - آرزوى بلند در امور معنوى ( رسيدن به اوج مرتبه كمال و مقامات معنوى ) ، امرى پسنديده و مورد تشويق خداوند

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

64- آرزوى منفى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 27

27 - مرد ، وظيفه دار پرهيز از دلدادگى به همسر و دختر ديگران و آرزوى داشتن آنها

و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض

امام صادق (ع) در پاسخ به سؤال از آيه فوق فرمود: لا يتمنّى الرّجل امرأة الرجل و لا ابنته . .. .


تفسير عياشى، ج 1، ص 239، ح 115 ; تفسير برهان، ج 1، ص 366، ح 2.

65- آرزوى نابودى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 3

3 - كافران ، در آرزوى نابودى و شكست پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سر مى بردند .

الذين كفروا ليزلقونك بأبصرهم لمّا سمعوا الذكر

66- آرزوى ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 9

9 - علاقه به دنيا و آرزوى عمر طولانى به خاطر آن ، خويى ناپسند و نكوهيده است .

و لتجدنهم أحرص الناس على حيوة . .. يود أحدهم لو يعمر الف سنة

لحن آيه گوياى مذمت يهود به خاطر علاقه به دنيا و درخواست عمر طولانى به خاطر آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 2،5،6

2 - لزوم خوددارى از طمعورزى و آرزوى دستيابى به نعمت هاى خدادادى ديگران

و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض

5 - چشمداشت و آرزوى دستيابى به نعمت هاى ديگران ، زمينه ارتكاب گناه

ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه . .. و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه

نهى از آرزوى دستيابى به نعمتهاى ديگران، پس از ترغيب به اجتناب گناهان، مى تواند اشاره به ريشه برخى گناهان كبيره و ارشاد به راه مبارزه با آن باشد.

6 - چشمداشت و آرزوى دستيابى به نعمت هاى خدادادى ديگران ، زمينه حرامخوارى و ناهنجارى هاى اقتصادى

لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض

نهى از آرزوى دستيابى به نعمتهاى ديگران، پس از بيان حكم تصرفات ناروا در اموال مردم، مى تواند بيانگر اين باشد كه تملك اموال ديگران از راه باطل، ريشه در طمعورزى به نعمتهاى ديگران دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 3

3 - آرزوى همراهى با مجاهدان پس از مشاهده پيروزى ، و خوشحالى از ترك جهاد پس از شكست ، روحيه و منشى ناشايست

فان اصابتكم مصيبة . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ... يا ليتنى كنت معهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 2،3،6،13

2 - سوگند و عزم راسخ شيطان بر سر گرم كردن مردم به آرزو هاى پوچ

و لامنينهم

«امنين» از مصدر «تمنية» به معناى القاى آرزوهاى موهوم و خيالى است.

3 - تمايلات و آرزو هاى پوچ و بيجا ، نشانه تسلط شيطان بر انسان

و لامنينهم

6 - گمراه ساختن ، اسير آرزو ها نمودن و تحت فرمان گرفتن ، هدف شيطان از گزينش گروهى از مردم

و قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً. و لاضلنهم و لامنينهم و لامرنهم

13 - انسان هاى گمراه و در بند آرزو ها ، فرمانبرانى گوش به فرمان شيطان

و لاضلنهم و لامنينهم و لامرنهم فليبتكن . .. فليغيرن

با توجه به ترتيب ذكر شده در آيه، معلوم مى شود كه انسان پس از ضلالت و دلبستگى به آمال و آرزوهاى توخالى، مطيع خوبى براى شيطان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 120 - 1،5

1 - وعده هاى دروغين و ايجاد آرزو هاى موهوم ، از روش هاى شيطان براى گمراه ساختن مردم

و لاضلنهم . .. يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطن الا غروراً

5 - دلخوشى به وعده ها و آرزو هاى شيطانى ، زيانى آشكار

فقد خسر خسراناً مبيناً. يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطن الا غروراً

جمله «يعدهم و يمنيهم» دليل براى جمله «فقد خسر خسراناً مبيناً» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 121 - 4

4 - آرزو هاى شيطانى ، تحريم حلال هاى الهى و تغيير در آفرينش طبيعى و اوليه موجودات ، از عوامل ورود به جهنم

لامنينهم و الامرنهم فليبتكن ءإذان الانعم . .. أولئك ماويهم جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 6

6 - آرزوى پيروزى بدون كوشش و تلاش ، نابجا و به دور از خرد

إنّا لن ندخلها ابداً ما داموا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 8

8- متمركز كردن تمامى همّ و تلاش بر بهرهورى هر چه بيشتر از تمتعات و لذت هاى دنيوى و دل بستن به آرزو هاى واهى ، امرى ناپسند و محكوم است .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا و يلههم

آيه، تعريض است به اينكه: كافرانِ هدايت ناپذير، تمام همّشان تمتعات دنيوى است; لذا بايد آنان را به حال خود رها كرد و اين حاكى از ناخرسندى خداوند از آنهاست.

67- آرزوى نجات از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 107 - 3

3 - دوزخيان ، آرزومند رهايى از دوزخ و متعهد به صلاح و ايمان ، در صورت بازگشت به دنيا

ربّنا أخرجنا منها فإن عدنا فإنّا ظلمون

68- آرزوى نجات از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 77 - 3،9

3 - دوزخيان ، عاجزانه در تمناى مرگ و نابودى ، براى رهايى يافتن از عذاب

كانوا هم الظلمين . و نادوا يملك ليقض علينا ربّك

9 - تمناى دوزخيان براى رهايى از عذاب ، تمنايى بى جا و غير قابل پذيرش

و نادوا . .. إنّكم مكثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 3

3 - مجرمان در روز محشر ، آرزومند نجات خويش از عذاب الهى با پرداخت فديه

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 15 - 1

1 - نجات مجرمان با پرداخت فديه از عذاب الهى در قيامت - هر چند بسيار و نامحدود - آرزويى واهى و ناممكن است .

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه . .. كلاّ

69- آرزوى نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 40 - 1

1- مرد مؤمن ، با اظهار اميدبه پروردگار خويش ، نعمتى برتر از بوستان ثروت مند مغرور را آرزو كرد .

فعسى ربّى أن يؤتين خيرًا من جنّتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 22

22- منافات نداشتن عبادت خالصانه ، با تمناى نعمت از درگاه خداوند

تريهم ركّعًا سجّدًا يبتغون فضلاً من اللّه

تعبير «ركعّاً سجّداً»، اشاره به عبادت و خضوع مؤمنان و تعبير «يبتغون فضلاً» بيانگر تمناى نعمت ها از درگاه الهى است.

70- آرزوى نعمت جاويدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 14 - 2

2- برخوردارى از نعمت و رفاه جاودان ، آرمانى اصيل و تحقق پذير براى موحدانِ راستين در قيامت

أُولئك أصحب الجنّة خلدين فيها

با توجه به اين كه آرمان بقا و جاودانگى در موجود زنده، به صورت فطرى وجود دارد; خداوند اين آرمان را در مورد انسان مؤمن محقق شدنى و دست يافتنى اعلام كرده است.

71- آرزوى نعمتهاى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 87 - 8

8 - عزّت اخروى و بهشت پر نعمت ، والاترين آرزو و درخواست ابراهيم ( ع ) از خداوند

و اجعلنى من ورثة جنّة النعيم . .. و لاتخزنى يوم يبعثون

از اين كه دو مسأله ياد شده، به عنوان آخرين آرزو و درخواست ابراهيم(ع) بوده است، مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد.

72- آرزوى هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 24 - 13

13- آرمان رسيدن به رشد و هدايت برتر ، آرمانى الهى است .

و قل عسى أن يهدين ربّى لأقرب من هذا رشدًا

73- آرزوى هدايت انسانها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 84 - 4

4 - مردان الهى ، آرزومند هدايت و سعادت براى تمامى نسل هاى بشر

و اجعل لى لسان صدق فى الأخرين

74- آرزوى همسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 7

7 - آرزو و دعا كردن براى داشتن همسر و فرزند ، امرى پسنديده و شايسته

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين

75- ارزش آرزو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 4

4 - منزلت و جايگاه اخروى انسان ها ، در گرو اعمال ايشان است ، نه ادّعا ها و آرزو هاى خيالى آنان !

ليس بامانيكم و لا امانى أهل الكتب من يعمل سوءاً يجز به

76- ارزش آرزوى جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 10

10 - اشتياق به جهاد و آرزوى شركت در آن ، ارزشى والا براى مؤمنان

و لا على الذين إذا ما أتوك لتحملهم قلت لا أجد ما أحملكم عليه

برداشت فوق با توجه به اين است كه خداوند، اين گروه را به خاطر اشتياق شديدشان به جهاد، اختصاص به ذكر داده است.

77- جواز آرزوى مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 23 - 9

9- تقاضاى مرگ در بعضى از شرايط جايز و مطلوب است .

يليتنى متّ قبل هذا

78- زمينه آرزوى ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 120 - 3

3 - وعده هاى دروغين شيطان ، زمينه برانگيختن آرزو هاى پوچ در انسان

يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطن الا غروراً

79- زمينه اجابت آرزو ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 2

2 - انفاق همراه باتقوا و اخلاص ، مايه رسيدن به تمام خواسته ها و آرزو ها در قيامت است .

و لسوف يرضى

رسيدن به مرحله رضايت، به معناى دست يافتن به تمام امورى است كه شخص به آن رغبت دارد.

80- زمينه تحقق آرزو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 62 - 10

10- دستيابى به آرمان ها ، نيازمند تلاش ، حتى براى پيامبران است .

لقد لقينا من سفرنا هذا نصبا

81- زمينه واقع بينى در آرزو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 25 - 5

5 - توجه به حاكميت مطلقه الهى بر حيات ، گرايش دهنده انسان به واقع نگرى در آرزوها *

أم للإنسن ما تمنّى . فللّه الأخرة و الأُولى

يادكرد حاكميت مطلقه خداوند بر هستى - در پى ذكر تمنيات و آروزهاى انسان - مى رساند كه ايمان به ولايت الهى بر دو گيتى، با آرزوپرورى و خيال پردازى انسان مخالفت كرده و او را به واقع نگرى سوق مى دهد.

82- سرزنش آرزوى ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 5

5 - ناپسندى آرزو هاى پوچ و شيطانى

و لامنينهم

83- عجز از تحقق آرزو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 24 - 1

1 - عجز و ناتوانى انسان ، در دستيابى به تمامى تمنيات و آرزو هاى خويش

أم للإنسن ما تمنّى

استفهام در عبارت «أم للإنسان» انكارى است; يعنى، «ليس للإنسان ماتمنّى».

84- عوامل تحقق آرزو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 25 - 2

2 - فرجام يافتن آرزو ها ، وابسته به اراده و مشيت الهى است .

أم للإنسن ما تمنّى . فللّه الأخرة و الأُولى

فاء تفريع در «فللّه» مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه انسان، به آرزوهاى خويش جز از طريق خداوند - كه مالك هر دو جهان است - نخواهد رسيد.

85- منشأ تحقق آرزو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 19

19 - دستيابى به هر مطلوبى در گرو خواست و مشيت خدا است .

ستجدنى إن شاء اللّه من الصلحين

86- نقش آرزو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 3

3- رسيدن آدمى به بهره هاى دنيوى ، به ميزان تلاش اوست نه آرزو ها و خواسته هاى وى

من كان يريد . .. نوفّ إليهم أعملهم

از اينكه قرآن نفرمود: «هر كس دنيا را بخواهد به او مى دهيم»; بلكه با تصريح به كلمه «اعمالهم» بيان كرد كه: خداوند به طالبان دنيا [نتيجه] اعمالشان را اعطا مى كند، از اين نكته معلوم مى شود كه: آنچه در رسيدن به دنيا كارساز است، تلاش آدمى است نه آرزوها و خواسته هاى او.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 46 - 9

9- استفاده از انگيزه اميد و آرزو ، از روش هاى قرآن براى هدايت و تربيت است .

و البقيت الصلحت خير عند ربّك ثوابًا و خير أملاً

«أمل» به معناى «آرزو و اميد» است و «أملاً» تميز براى «خير» است; يعنى، «الباقيات الصالحات» از نظر اميد داشتن به نتيجه آن، از دل بستن و اميد داشتن به حيات دنيا و زينت هاى آن، بهتر است.

87- آرزوهاى مثبت

{آرزوهاى مثبت}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 53 - 10

10 - مصاحبت و همنشينى با انبيا ، آرمان مؤمنان راستين

و اشهد بانّا مسلمون. ربّنا امنا ... و اتبعنا الرسول فاكتبنا مع الشاهدين

آرزوى

88- آرزوى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 83 - 5

5 - ابراهيم ( ع ) آرزومند دريافت حكومت از جانب خدا ، براى هدايت و تدبيرامور مردم

ربّ هب لى حكمًا وألحقنى بالصلحين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «حكم» در آيه معادل «حكومة» (سرپرستى و تدبير امور خلق) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 84 - 1

1 - ابراهيم ( ع ) آرزومند باقى ماندن نام نيك او در ميان نسل هاى آينده و تقاضاكننده آن از خداوند

و اجعل لى لسان صدق فى الأخرين

مفسران، تعبير«لسان صدق» را كنايه از آوازه و نام نيك گرفته اند.

89- آرزوى ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 17 - 6

6 - ناسپاسى آدميان در برابر خدا آرزوى ابليس در اغواگريهاى خويش

ثم لأتينهم . .. و لاتجد أكثرهم شكرين

90- آرزوى اخروى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 11 - 2

2 - گرفتن نامه عمل از پشت سر در قيامت ، سرآغاز گرفتارى در موقعيتى دشوار كه هر كس ، فرياد هلاكت خواهى و آرزوى مرگ سر خواهد داد .

فسوف يدعوا ثبورًا

«ثبور» به معناى هلاكت و تباهى است. (مفردات راغب)

91- آرزوى اخروى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 1

1 - انسان گمراه و غفلت زده ، در روز قيامت گرفتار حسرت و آرزومند عدم همنشينى با عناصر شيطانى گمراه كننده

حتّى إذا جاءنا قال يليت بينى و بينك بعد المشرقين

92- آرزوى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 2

2 - كافران به هنگام روبرو شدن با آتش دوزخ در آرزوى بازگشت به دنيا، تكذيب نكردن آيات پروردگار و قرار گرفتن در زمره مؤمنان هستند.

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 2 - 7

7- « عن عبدالله بن عطاء المكى قال : سألت أباجعفر ( ع ) عن قول الله : « ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين » قال : ينادى مناد يوم القيامة يسمع الخلائق : انه لايدخل الجنة إلاّ مسلم ثمَّ يودّ سائر الخلق أنهم كانوا مسلمين ;

عبدالله عطاء مكى گويد:از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «ربمايودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين »سؤال كردم، حضرت فرمود: منادى در روز قيامت به گونه اى كه همه خلايق بشنوند ندا مى كند: همانا داخل بهشت نمى شود مگر مسلمان، آن جاست كه ساير خلق آرزو مى كنند كه اى كاش مسلمان مى بودند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 10 - 1

1 - كافران در روز قيامت ، در آرزوى گريختن از صحنه محشر خواهند بود .

يقول الإنسن يومئذ أين المفرّ

«مفرّ» (مصدر ميمى از «فرّ») به معناى گريختن و استفهام در «أين المفرّ» براى «تمنّى» است. مقصود از «الإنسان» - به قرينه «أيحسب الإنسان...» - كافران اند.

93- آرزوى اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 1

1 - انسان گمراه و غفلت زده ، در روز قيامت گرفتار حسرت و آرزومند عدم همنشينى با عناصر شيطانى گمراه كننده

حتّى إذا جاءنا قال يليت بينى و بينك بعد المشرقين

94- آرزوى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 11

11- مجرمان ، هنگام مشاهده كتاب اَعمال شان آرزومند مرگ خويش اند . *

و يقولون يويلتنا مال هذا الكتب

«ويلة» و «ويل» به معناى «هلاكت» است و مؤنث بودن «ويلة» مفيد مبالغه است. منادا قرار گرفتن «ويل» از سوى مجرمان، گوياى اين است كه آنان، با مشاهده نامه عمل خود، راهى جز هلاك و عذاب براى خود نديده، لذا آن را منادا قرار داده و آمدن اش را مى طلبند و يا اين كه به قدرى حال خود را وخيم مى بينند كه مرگ و هلاكت را، تنها راه رهايى خود از آن وضعيّت مى پندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 3

3 - مجرمان در روز محشر ، آرزومند نجات خويش از عذاب الهى با پرداخت فديه

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 15 - 1

1 - نجات مجرمان با پرداخت فديه از عذاب الهى در قيامت - هر چند بسيار و نامحدود - آرزويى واهى و ناممكن است .

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه . .. كلاّ

95- آرزوى اخروى مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 77 - 4

4 - استقبال مجرمان از مرگ در جهنم ، نمايانگر شدت عذاب اخروى ايشان است .

و نادوا يملك ليقض علينا ربّك

96- آرزوى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 1

1 - بازگشت به دنيا براى تبرّى از سران شرك و مخالفت كردن با آنان ، آرزوى مشركان پيرو در صحنه قيامت

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

«كرّ» به معناى رجوع و «كرّة» به معناى يكبار رجوع كردن است و مراد از آن، بازگشت به دنيا مى باشد. بنابراين «لو أن لنا كرّة»; يعنى، اى كاش يكبار ديگر به دنيا باز مى گشتيم!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 1

1 - پديدار شدن عذابى كه مشركان آن را انكار مى كردند، موجب آرزوى بازگشت به دنيا، نه ايمان واقعى به خداوند و آيات

فقالوا يليتنا نرد . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

جمله «ياليتنا . .. و نكون من المؤمنين» در آيه قبل، بيان آرزوى مشركان براى بازگشت به دنيا و ايمان آوردن بود. حرف «بل» اضراب از آن مطالب است. يعنى نه اينكه آرزوى بازگشت براى ايمان باشد، بلكه به پندار رهايى از عذاب است.

97- آرزوى اخروى موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 14 - 2

2- برخوردارى از نعمت و رفاه جاودان ، آرمانى اصيل و تحقق پذير براى موحدانِ راستين در قيامت

أُولئك أصحب الجنّة خلدين فيها

با توجه به اين كه آرمان بقا و جاودانگى در موجود زنده، به صورت فطرى وجود دارد; خداوند اين آرمان را در مورد انسان مؤمن محقق شدنى و دست يافتنى اعلام كرده است.

98- آرزوى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 62 - 10

10- دستيابى به آرمان ها ، نيازمند تلاش ، حتى براى پيامبران است .

لقد لقينا من سفرنا هذا نصبا

99- آرزوى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 25

25 - آگاهى كامل خداوند به آرزو ها و حالات درونى انسانها

و لا تتمنّوا . .. انّ اللّه كان بكل شىء عليماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 10 - 5

5 - عزت و سرافرازى ، آرزو و آرمان انسان ها

من كان يريد العزّة فللّه العزّة جميعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 59 - 3

3 - حيات جاودانه از خواسته ها و آرزو هاى انسان ها و دستيابى به آن ، مايه سرور و شادمانى آنان

أفما نحن بميّتين . إلاّ موتتنا الأُولى و ما نحن بمعذّبين

شگفتى از نمردن و جاودانه زيستن و اظهار سرور و خوشحالى كردن از دستيازى به حيات جاودانه، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد. گفتنى است آيه بعد كه در آن بهشتيان دستيابى به حيات ابدى را فوز بزرگ مى شمرند (إنّ هذا لهو الفوز العظيم); مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 1

1 - هدف و آرمان انسان ، بايد دستيابى به سعادت و نيكبختى اخروى باشد ; نه مظاهر فريبنده دنيا .

و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور . سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

100- آرزوى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 61 - 3

3 - بودن در صراط مستقيم ، خواسته و آرمان انسان ها است .

و أن اعبدونى هذا صرط مستقيم

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه جمله «هذا صراط مستقيم»، تعليل براى امر به عبادت (أن اعبدونى) باشد و چون تعليل بايد به امرى مسلّم و روشن انجام گيرد. پس بودن در صراط مستقيم براى آدمى، امرى مسلّم و پذيرفته شده است.

101- آرزوى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 15

15 - جلب رضا و خشنودى خدا ، آرمان مردان الهى

و أن أعمل صلحًا ترضه

102- آرزوى اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 10

10 - برخى از مسلمانان و گروهى از اهل كتاب ، به گزاف آرزومند معاف بودن از جزاى اعمال زشت خويش

ليس بامانيكم . .. من يعمل سوءاً يجز به

103- آرزوى باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 6

6 - برخى از باديه نشينان ، در آرزوى رسيدن بلا و حوادث ناگوار به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان به منظور نجات يافتن از پرداخت ماليات ( انفاق )

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً و يتربّص بكم الدوائر

104- آرزوى باطل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 5

5- خوردن ، لذت بردن و برخوردار شدن از متاع ها و لذت هاى دنيوى و غوطهور شدن در آرزو هاى واهى ، هدف و مقصد اعلاى كافران است .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا و يلههم الأمل

105- آرزوى باطل كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 9

9- كافرانِ هدايت ناپذير صدراسلام ، سرگرم آرزو هاى واهى بودند .

ذرهم . .. و يلههم الأمل

106- آرزوى بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 62 - 4

4- گفتار بهشتيان با يكديگر ، عارى از ياوه و بيهودگى و سرشار از سلامت خواهى و آرزوى امنيت خواهد بود .

لايسمعون فيها لغوًا إلاّ سلمًا

استثنا در «إلاّ سلاماً» منقطع است; يعنى، «لكن يسمعون سلاماً» و يا «كلاماً سالماً». برخى از مفسران آن را استثناى متصل دانسته و گفته اند: «سلام» - كه دعاى به سلامتى از آفات است - براى بهشتيان جز اكرام و گرامى داشت مفهومى ندارد; زيرا در بهشت آفتى نيست تا دعا به سلامتى از آن لغو نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 58 - 2

2 - دريافت سلام و تحيت از جانب پروردگار ، آرزو و خواسته بهشتيان است .

و لهم ما يدّعون . سلم قولاً من ربّ

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «سلام» بدل از «ما يدّعون» باشد.

107- آرزوى بيجاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 39 - 1

1 - ورود كافران به بهشت ، امرى ناممكن و آرزويى بى جا

أيطمع كلّ امرىء منهم أن يدخل جنّة نعيم . كلاّ

108- آرزوى جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 37 - 2

2 - دوزخيان ، همواره در پى خروج از آتش و در آرزوى رهايى از آن

يريدون ان يخرجوا من النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 102 - 1

1 - دوزخيان ، آرزومند بازگشت به دنيا ، حتى براى يك بار و قرار گرفتن در صف مؤمنان

فلو أنّ لنا كرّة فنكون من المؤمنين

حرف «لو» براى «تمنّى» به كار مى رود و «كرّة» به معناى (يك بار بازگشتن) است. بنابراين «لو أنّ لنا كرّة»; يعنى، اى كاش! براى ما هرچند براى يك بار هم كه شده، فرصت بازگشتى مى بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 77 - 3،4،9،12

3 - دوزخيان ، عاجزانه در تمناى مرگ و نابودى ، براى رهايى يافتن از عذاب

كانوا هم الظلمين . و نادوا يملك ليقض علينا ربّك

4 - استقبال مجرمان از مرگ در جهنم ، نمايانگر شدت عذاب اخروى ايشان است .

و نادوا يملك ليقض علينا ربّك

9 - تمناى دوزخيان براى رهايى از عذاب ، تمنايى بى جا و غير قابل پذيرش

و نادوا . .. إنّكم مكثون

12 - « قال سيد بن طاوس ، اقول فى الحديث . إنّ أهل النار إذا دخلوها و رأوا أنكالها . . . فيومّلون . . . ليخفّ عنهم بعض العذاب . . . فإذا يئسوا من خزنة جهنم رجعوا إلى مالك مقدّم الخُزّان و أمّلوا أن يخلّصهم من ذلك الهوان كما قال جلّ جلاله « و نادوا يا مالك ليقض علينا ربّك » قال : فيحبس عنهم الجواب أربعين سنة ثمّ يجيبهم كما قال اللّه فى كتابه المكنون . « إنّكم

ماكثون » . . . ;

سيدبن طاووس گويد: در حديث است كه دوزخيان زمانى كه داخل آتش شده و عذاب هاى آن جا را مى بينند . .. آرزو مى كنند ... تا مقدارى از عذاب از آنان برداشته شود و وقتى از مأموران جهنم مأيوس شدند، سراغ مالك دوزخ كه [رتبه] او بر همه مأموران مقدم است، رفته و آرزو مى كنند كه او آنها را از اين ذلت رهايى دهد; همان طور كه خداوند مى فرمايد: «و نادوا يا مالك ليقض علينا ربّك». جواب آنان چهل سال داده نمى شود; سپس همان گونه كه خدا در كتاب محفوظ خود فرموده چنين جواب مى دهد: إنّكم ماكثون»... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 13 - 1

1 - جهنميان ، كه در آرزوى هلاكت ناله سر مى دهند ، روزگارى در كنار خويشاوندان خود ، دنيايى شاد و زندگى خرّمى داشتند .

يدعوا ثبورًا . .. إنّه كان فى أهله مسرورًا

109- آرزوى حبيب نجار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 26 - 9

9 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، پس از به شهادت رسيدنش ، از آگاه نبودن مردم از جايگاه بهشتى خود ، اظهار تأسف كرده و آرزو نمود كه اى كاش آنان آگاه مى شدند .

يليت قومى يعلمون

جمله «يا ليت قومى. ..» براى استئناف بيانى است; يعنى، بيانگر امرى است كه پس از ورود به بهشت [برزخى] اتفاق افتاده است.

110- آرزوى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 11

11 - دستيابى به ثروتى هم چون ثروت قارون ، نهايت آرزوى دنياطلبان غافل قوم وى بود .

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قرون

111- آرزوى زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 6 - 1

1- زكريا ( ع ) ، از درگاه خداوند ، براى خويش و خاندان حضرت يعقوب ، وارثى تمنا مى كرد .

يرثنى و يرث من ءال يعقوب

گرچه «يعقوب» را، برخى بر «يعقوب بن ماثان» عموى همسر زكريا و حضرت مريم(س) تطبيق داده اند; ولى بيشتر مفسران وى را همان «يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم» مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 89 - 4

4- زكريا ( ع ) از تنهايى در رنج بود و آرزوى فرزنددار شدن داشت .

إذ نادى ربّه ربّ لاتذرنى فردًا

ترديدى نيست كه انسان آن چه را در دعاها از خداوند مى خواهد، مورد علاقه و آرزوى او است و فقدان آن موجب رنج او; به ويژه اگر دعا كننده فرد بزرگى چون پيامبر الهى باشد. بنابراين دعاى زكريا(ع) براى فرزند دار شدنش، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

112- آرزوى شكست محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 3

3 - كافران ، در آرزوى نابودى و شكست پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سر مى بردند .

الذين كفروا ليزلقونك بأبصرهم لمّا سمعوا الذكر

113- آرزوى عصيانگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 42 - 1

1 - نيستى و نابودى ، آرزوى كافران و عصيانگران بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قيامت

يومئذ يودّ الذين كفروا و عصوا الرسول لو تسوّى بهم الارض

«لو» در «لو تسوّى» به معناى ليت (اى كاش) است، و جمله «لو تسوّى . .. » كنايه از هيچ و پوچ شدن است.

114- آرزوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 42 - 1

1 - نيستى و نابودى ، آرزوى كافران و عصيانگران بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قيامت

يومئذ يودّ الذين كفروا و عصوا الرسول لو تسوّى بهم الارض

«لو» در «لو تسوّى» به معناى ليت (اى كاش) است، و جمله «لو تسوّى . .. » كنايه از هيچ و پوچ شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 2 - 1،2،3

1- آرزو و علاقه فراوان كافران به مسلمان بودن ، آن گاه كه فرصتِ اسلام آوردن را از دست بدهند .

ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين

مراد از «يودّ» به قرينه فعل ماضى «كانوا» مطلق دوست داشتن نيست، بلكه به معناى تمنا و آرزوست. و «ربما» در آيه به معناى تكثير استعمال شده است.

2- آرزوى عميق كافران به تسليم شدن در برابر قرآن ، به هنگام مواجهه با عذاب الهى يا مرگ

تلك ءايت الكتب و قرءان مبين . ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين

محتمل است كه متعلق «كفروا» قرآن باشد كه در آيه قبل آمده است و آرزوى كفار به تسليم بودن، بنابر قاعده، بايد پس از مواجهه با حادثه اى باشد كه رهايى از آن ممكن نيست و آن همانا عذاب مى باشد.

3- آرزوى كافران براى پذيرش اسلام ، بسيار كم است . *

ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «ربما» - همان گونه كه رايج است - در قلّت و «يودّ» در همان معناى خودش (يحبّ) استعمال شود. آيه بعد (ذرهم يأكلوا و يتمتعوا ...) قرينه و تأييدى است بر برداشت فوق.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 99 - 6،8

6 - ندامت كافران در هنگام مرگ و تمناى آنان از خدا ، براى بازگشت به دنيا

حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون

8 - « عن الصادق ( ع ) . . . إذا مات الكافر شيّعه سبعون ألفاً من الزبانية إلى قبره و انّه ليناشد حامليه بصوت يسمعه كلّ شىء إلاّ الثقلان . . . و يقول : « رّب ارجعون لعلّى أعمل صالحاً فيما تركت « فتجيبه الزبانية كلاَّ إنّها كلمة أنت قائلها ;

از امام صادق(ع) روايت شده است : هنگامى كه كافرى مى ميرد، هفتاد هزار فرشته عذاب او را به سوى قبرش مى برند و آن كافر با صداى بلند - كه تمام موجودات غير از انس و جن مى شنوند - تشييع كنندگان را قسم مى دهد . ..و مى گويد: «ربّ ارجعون لعلّى أعمل صالحاً فيما تركت». پس فرشتگان عذاب به او جواب مى دهند: هرگز! اين كلامى است كه تو گوينده آنى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 100 - 2،3

2 - كافران در هنگام مرگ ، آرزومند يافتن فرصتى دو باره ، براى تدارك فرصت هاى از دست رفته و جبران بدى هاى گذشته خود ، با انجام اعمال نيك

قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صلحًا فيما تركت

3 - آرزوى كافران در هنگام مرگ ، براى بازگشت به دنيا و استفاده از امكانات و اموال خود در راه خير *

قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صلحًا فيما تركت

برداشت فوق، بدان احتمال است كه مراد از «ما تركت» اموال و امكاناتى باشد كه فرد، پس از مرگ خويش بر جاى مى گذارد; نه فرصت هاى از دست رفته; چنان كه در برداشت پيشين بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 4،7

4 - كافران ، در آرزو و انتظار نتيجه اعمال نيك خويش اند .

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

اين برداشت، از تشبيه سراب به دست مى آيد; زيرا همان گونه كه فرد تشنه در انتظار آب به سر مى برد و هر چه تلاش مى

كند، جز شبه آب (سراب) چيزى نمى بيند; كافران نيز در انتظار نتيجه اعمال خود به سر مى برند; هر چند به آن نخواهند رسيد.

7 - يأس و نا اميدى كافران از دستيابى به اهداف و آرمان هاى خود

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه جمله «يحسبه الظمأن. ..لم يجده شيئاً» مربوط به دنيا باشد; يعنى، در همين دنيا است كه كافران همچون تشنگان، به نتيجه اعمال خود و در پى نيل به اهداف خويش اند; ولى به آن دست نخواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 3

3 - كافران ، در آرزوى مرگ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و شكست اسلام به سر مى بردند .

قل أرءيتم إن أهلكنى اللّه و من معى

مفسران (صاحب مجمع البيان، تفسير كبير و. ..) نوشته اند: اين آيه و آيات مشابه آن (مانند آيه 30 سوره «طور» و آيه 12 سوره «فتح»)، اشاره به اين حقيقت تاريخى دارد كه كافران و مشركان، پيوسته در آرزوى مرگ پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و در نتيجه شكست كامل اسلام، به سر مى بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 8 - 9

9 - قدرتمندان كافر ، به چيزى جز كافر شدن مؤمنان ، رضايت نمى دهند .

أصحب الأُخدود . .. و ما نقموا منهم إلاّ أن يؤمنوا باللّه

115- آرزوى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 41 - 1

1 - گمراهان و مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در آرزوى فقدان و رحلت آن حضرت

فإمّا نذهبنّ بك

آيه شريفه گويا درصدد پاسخ گويى به نكته اى مقدر است; يعنى، كافران و منكران در آرزوى فقدان پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند; با اين گمان كه با درگذشت آن حضرت، آنان قادر به پيشبرد اهداف خويش خواهند بود.

116- آرزوى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 7

7 - بدكاران در قيامت آرزو مى كنند كاش ميان آنان و عملشان ، زمان بى حدى فاصله بود .

و ما عملت من سوء تودّ لو اَنّ بينها و بينه امداً بعيدا

117- آرزوى لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 80 - 2،3

2- آرزوى لوط ( ع ) به داشتن نيرويى براى مقابله با تبه كاران و دفاع از مهمانان خويش در برابر آنان

قال لو أن لى بكم قوّة

«لو» در جمله فوق ، حرف تمنّا و به معناى ليت (اى كاش) است.

3- آرزوى لوط ( ع ) به داشتن پناهگاهى مطمئن كه بتواند مهمانانش را در پناه آن ، از تعرض تبه كاران برهاند .

قال لو . .. أو ءاوى إلى ركن شديد

118- آرزوى متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 50 - 2

2 - بهانه جويان متخلف از جنگ ، آرزومند عدم موفقيت سپاه اسلام و نگران از پيروزى آنان .

إن تصبك حسنة تسؤهم

119- آرزوى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 26 - 5

5 - بهشت ، هدف اصلى و آرزوى نهايى مؤمنان مجاهد

قيل ادخل الجنّة

برخى از مفسران برآنند كه حذف «مقول له» (كسى كه سخن درباره او است; يعنى، مؤمن انطاكيه) و ذكر «مقولِ» تنها (آنچه كه درباره آن سخن به ميان آمده است; يعنى، بهشت) براى بيان اين حقيقت است كه آنچه اهميت دارد و بايد غرض اصلى و هدف نهايى باشد، بهشت است.

120- آرزوى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 1 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مشتاق آزادسازى و فتح مكه و در انتظار نصرت و امداد هاى الهى

إذا جاء نصر اللّه و الفتح

مفسران، اين سوره را ناظر به فتح مكه مى دانند. مژده پيشاپيش آن به رسول اكرم(صلی الله علیه و آله)، نشانگر اشتياق آن حضرت به تحقق آن است.

121- آرزوى مخالفان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 41 - 1

1 - گمراهان و مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در آرزوى فقدان و رحلت آن حضرت

فإمّا نذهبنّ بك

آيه شريفه گويا درصدد پاسخ گويى به نكته اى مقدر است; يعنى، كافران و منكران در آرزوى فقدان پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند; با اين گمان كه با درگذشت آن حضرت، آنان قادر به پيشبرد اهداف خويش خواهند بود.

122- آرزوى مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 23 - 5،15

5- حضرت مريم ( س ) به هنگام زايمان آرزو كرد : كاش قبل از باردارشدن مرده بود و به كلّى از ياد ها رفته بود .

فأجاءها المخاض . .. قالت يليتنى متّ قبل هذا و كنت نسيًا منسيًّا

جمله «و كنت نسياً منسيّاً» قرينه است بر اين كه انگيزه مريم از آرزوى مرگ، رهايى از زخم زبان مردم بوده است، گرچه به قرينه «ألاّتحزنى قد جعل. ..» تنهايى و بى آب و غذايى، نيز او را اندوهناك ساخته بود، ولى اين همه، تبعاتِ همان گريز از زخم زبان است; يعنى كاش پيش از حاملگى مرده بودم، كه براى فرار از نيشتر مردم مجبور به تحمل اين آوارگى نباشم.

15- « عن الصادق ( ع ) [ فى قصة مريم ] : إنّ زكريا و خالتها أقبلا يقصان أثرها حتى هجما على ها و قد وضعت ما فى بطنها و هى تقول : « ياليتنى متّ قبل هذا و كنت نسياً منسيّاً » ;

از امام صادق(ع) [در داستان مريم] روايت شده كه زكريا و خاله مريم به جست وجوى او برآمدند تا اين كه به طور ناگهانى به او برخوردند، در حالى كه فرزندش (عيسى) را به دنيا آورده بود و مى گفت: «ياليتنى متّ قبل هذا. ..».

123- آرزوى مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 10

10 - برخى از مسلمانان و گروهى از اهل كتاب ، به گزاف آرزومند معاف بودن از جزاى اعمال زشت خويش

ليس بامانيكم . .. من يعمل سوءاً يجز به

124- آرزوى مسيحيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 84 - 4

4 - مسيحيان مؤمن به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) آرزومند همراهى با صالحان در بهشت

و نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين

برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول حذف شده از «يدخلنا» به قرينه مقام و نيز آيه بعد «الجنة» باشد يعنى «نطمع ان يدخلنا الجنة مع القوم الصالحين».

125- آرزوى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 7

7 - منكران قرآن پس از برپايى قيامت در آرزوى يافتن شفيعان نجات دهنده از عذاب و يا بازگشت به دنيا براى انجام اعمالى سعادت آفرين

يقول الذين نسوه . .. فيشفعوا لنا او نرد فنعمل غير الذين كنا نعمل

126- آرزوى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 10

10 - اندوه موسى ( ع ) بر هلاكت همراهانش در ميقات ، موجب شكوه او به درگاه خدا و آرزوى مرگ خويش و همراهانش پيش از حضور در ميعادگاه مناجات

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل و إيّى

127- آرزوى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 28 - 6

6- مؤمن ، آرزومند داشتن امكانات ، براى رسيدگى به خويشاوندان و محرومان جامعه

و إمّا تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 26 - 5

5 - بهشت ، هدف اصلى و آرزوى نهايى مؤمنان مجاهد

قيل ادخل الجنّة

برخى از مفسران برآنند كه حذف «مقول له» (كسى كه سخن درباره او است; يعنى، مؤمن انطاكيه) و ذكر «مقولِ» تنها (آنچه كه درباره آن سخن به ميان آمده است; يعنى، بهشت) براى بيان اين حقيقت است كه آنچه اهميت دارد و بايد غرض اصلى و هدف نهايى باشد، بهشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 8

8 - مؤمنان ، اميدوار به « أيّام اللّه » و آرزومند تحقق و فرارسيدن آن

قل للذين ءامنوا يغفروا للذين لايرجون أيّام اللّه

از تقابل ميان «الذين آمنوا» با «الذين لايرجون. ..»، استفاده مى شود كه مؤمنان برخلاف كافران اميدوار به «أيّام اللّه» بوده و آرزومند تحقق آن مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 11

11 - مؤمنان ، آرزومند پاك بودن قلب هايشان از كينه و عداوت نسبت به اهل ايمان

يقولون ربّنا . .. و لاتجعل فى قلوبنا غلاّ للذين ءامنوا

128- آرزوى نابودى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 3

3 - كافران ، در آرزوى نابودى و شكست پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سر مى بردند .

الذين كفروا ليزلقونك بأبصرهم لمّا سمعوا الذكر

129- آرزوى همسر فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 11 - 4،6

4 - بهشت و بودن در جوار لطف خداوند ، نهايت آرزو و آرمان معنوى همسر فرعون ( آسيه )

إذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة

6 - همسر فرعون ، در آرزوى شهادت به سر مى برد .

إذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة

با توجه به اين حقيقت كه آسيه، از سوى فرعون به شدت تحت شكنجه و آزار بود; مى توان استنباط كرد كه دعاى او درباره بنا شدن خانه اى در بهشت، اشاره به نائل شدن وى به فيض بزرگ شهادت است.

130- اجابت آرزوى بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 58 - 3

3 - بهشتيان ، آنچه بخواهند و آرزويش كنند ، به طور سالم و خالص دريافت خواهند كرد .

سلم قولاً من ربّ رحيم

برداشت ياد شده بر اين مبنا استوار است كه «سلام» خبر براى «ما يدّعون» باشد. ازاين رو «سلام» به معناى سالم و خالص خواهد بود.

131- بهترين آرزوى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 87 - 8

8 - عزّت اخروى و بهشت پر نعمت ، والاترين آرزو و درخواست ابراهيم ( ع ) از خداوند

و اجعلنى من ورثة جنّة النعيم . .. و لاتخزنى يوم يبعثون

از اين كه دو مسأله ياد شده، به عنوان آخرين آرزو و درخواست ابراهيم(ع) بوده است، مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد.

132- پوچى آرزوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 79 - 1

1- آنان كه كفر را وسيله و راهى براى رسيدن به مال و فرزند قرار داده اند ، هيچ تضمينى براى رسيدن به آرزوى خود ندارند .

كلاّ

«كلاّ» حرف ردع است و بر بى پايگى پندارهايى كه قبل از آن مطرح بوده، دلالت دارد.

133- تحقق آرزوى همنشين باغدار متكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 42 - 3

3- اميد و آرزوى مرد مؤمن ، با زوال امكانات ثروت مند مغرور ، تحقق يافت .

فعسى ربّى أن . .. و أُحيط بثمره

134- رد آرزوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 100 - 7

7 - تمناى كافران بر بازگشت به دنيا ، تمنايى مردود و غير قابل پذيرش

قال ربّ ارجعون . .. كلاَّ

135- رد آرزوى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 24 - 2

2 - ناكامى مشركان ، در برآمدن آرزو ها و خواسته هاى شان از بت ها

أفرءيتم اللّ-ت و العزّى . .. أم للإنسن ما تمنّى

از ارتباط اين آيه با آيات پيشين، چنين استفاده مى شود كه مشركان، از بت ها انتظارات و توقعاتى داشتند و در اين آيه از نافرجامى آن تمنيات سخن به ميان آمده است.

136- فلسفه آرزوى مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 23 - 14

14- « روى عن الصادق ( ع ) فى قول مريم « ياليتنى متّ قبل هذا » : لأنّها لم تر فى قومها رشيداً ذا فراسة ينزهها من السوء ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه در باره قوم مريم كه هنگام تولد عيسى(ع) آرزوى مرگ كرد، فرمود: اين بدان جهت بود كه در قوم خودش فرد فرزانه هوشمندى را نمى يافت كه او را از تهمت زنا تبرئه كند».

137- منشأ تحقق آرزوى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 3

3 - خداوند ، تضمين كننده پاداش انفاق گرانِ باتقوا و برآورنده آرزوى آنان در رسيدن به مقام قرب الهى است .

إلاّ ابتغاء وجه ربّه الأعلى . و لسوف يرضى

138- يهود و آرزوى مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 7

7 - ادعاى يهوديان ( يقين به بهشتى بودن ) آن گاه صادقانه و برخاسته از باور آنان است كه تمناى مرگ كرده و از آن استقبال كنند .

قل إن كانت لكم الدار الأخرة . .. فتمنوا الموت

آرمان

139- آرمان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 285 - 10

10 - وحدت عقيدتى و آرمانى همه انبياى الهى از ديدگاه مؤمنان

و المؤمنون كل امن باللّه . .. و كتبه و رسله لا نفرّق بين احد من رسله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 33 - 8

8 - ايمان به هدف و پايبندى به آرمان هاى خويش ، از خصوصيات پيامبران است .

و الذى جاء بالصدق و صدّق به

140- آرمان پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 84 - 5

5 - همنشينى و همراهى با صالحان آرمانى مقدس و ارزشمند

و نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين

141- آرمان جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 4

4 - جامعه اى كه داراى يك ايده و آرمان باشد ، به منزله يك پيكر است .

ان يمسسكم قرح فقد مسّ القوم قرح مثله

چون خداوند جراحتهاى وارد شده به گروهى از مسلمانان و يا كافران را به تمام آنها نسبت داده است، با اينكه قطعاً يكايك افراد مجروح نشدند، معلوم مى شود كه از نظر قرآن هر جامعه اى كه داراى آرمانى واحد باشد، به منزله يك پيكر است.

142- آرمان جامعه اسلامى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 110 - 12

12 - اصلاح جوامع بشرى ، هدف مشترك جامعه آرمانى اسلام

كنتم خير أمّة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر

با توجه به واژه «امّة» كه در لغت به معناى گروه داراى هدف و مقصد مشترك است، مطلب فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 12

12 - پيروزى بر دشمنان دين ، خواسته و آرمان جامعه ايمانى

من بعد ما اريكم ما تحبّون

مراد از «ما تحبّون» (آنچه آرزوى شما بود)، پيروزى بر دشمن است.

143- آرمان موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 5 - 12،21

12 - يكتا پرستى همگان ، آرمان موحدان است .

إياك نعبد

آوردن «نعبد» (ما عبادت مى كنيم» به جاى «أعبد» (من عبادت مى كنم) مى تواند اشاره به خواسته هر انسان موحدى باشد; يعنى، او با گفتن جمله «ما عبادت مى كنيم» بيان مى دارد كه خواهان يكتا پرستى همگان است.

21 - باور همگان به توحيد افعالى ، آرمان موحدان است .

إياك نستعين

به كارگيرى «نستعين» (استعانت مى جوييم) به جاى «أستعين» (استعانت مى جويم)، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 6 - 9

9 - هدايت همگان به صراط مستقيم ، آرمان انسان موحد است .

إهدنا الصرط المستقيم

به كارگيرى «اهدنا» (ما را هدايت كن) به جاى «اهدنى» (مرا هدايت كن) حاوى نكته اى است كه در برداشت فوق آمده است.

144- آرمان مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 53 - 10

10 - مصاحبت و همنشينى با انبيا ، آرمان مؤمنان راستين

و اشهد بانّا مسلمون. ربّنا امنا ... و اتبعنا الرسول فاكتبنا مع الشاهدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 9

9 - دستيابى به مرتبه صادقين ، آرمانى ارزشمند براى مؤمنان

اتقوا اللّه و كونوا مع الصدقين

145- پاسداران آرمان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 12

12 - خداوند در هر زمان مردمانى را براى حمايت و حراست از آرمان پيامبران برگماشته است.

فإن يكفر بها هؤلاء فقد و كلنا بها قوما ليسوا بها بكفرين

10- آزادي

1- آزادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 64 - 10

10 - مأموريّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر دعوت اهل كتاب به آزادانديشى و داشتن شخصيّت مستقل انسانى

تعالوا . .. و لا يتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 31

31 - لزوم تمسّك به قرآن كريم ، كه ريسمان الهى است .

و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً و لا تفرّقوا

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره «حبل اللّه» در آيه فوق فرمود: انّه كتاب اللّه.


تفسير تبيان، ج 2، ص 545 ; تفسير قرطبى، ج 4، ص 159.

2- آثار آزادى برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 25،26

25 - پرداخت خونب ها ، آزاد كردن برده مؤمن و يا گرفتن روزه ، در قتل خطائى ، زمينه پذيرش توبه قاتل از جانب خداوند

و من قتل مؤمناً خطا . .. توبة من اللّه

«توبه»، مفعول له است و بيانگر فلسفه احكام بيان شده در قتل خطائى. يعنى بنده اى را آزاد كنيد يا روزه بگيريد و خونبها هم بدهيد، تا خداوند رحمتش را شامل حال شما كند و توبه شما را بپذيرد.

26 - پرداخت خونب ها و آزادسازى برده مؤمن و گرفتن روزه ، برطرف كننده آثار نامطلوب قتل خطائى است .

فتحرير رقبة مؤمنة و دية مسلّمة الى اهله . .. فصيام شهرين متتابعين توبة من اللّه

3- آثار آزادى در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 118 - 4،7

4- انتخاب دين از سر آزادى و اختيار ، مايه رشد و تعالى انسانهاست .

و لو شاء ربك لجعل الناس أُمة وحدة

از اينكه عدم اجبار در گزينش دين به «رب» استناد يافته است و «رب» به معناى مدبر و مربى است ، مى توان به برداشت فوق دست يافت; يعنى ، تدبير و تربيت انسانها اقتضا مى كند كه دين را از روى اختيار بپذيرند.

7- اختيار انسان ها و برخوردارى آنان از آزادى در گزينش دين ، زمينه بروز اختلافات دينى و مذهبى در ميان ايشان است .

و لو شاء ربك لجعل الناس أُمة وحدة و لايزالون مختلفين

مراد از اختلاف به قرينه «إلاّ من رحم» اختلافات دينى و مذهبى است و جمله «لايزالون . ..» (پيوسته با يكديگر اختلاف داريد) به منزله نتيجه اى براى مفهوم «لو شاء ...» مى باشد; يعنى، چون نخواسته كه شما را مجبور كند - بلكه خواسته كه مختار باشيد - پيوسته اختلاف داريد.

4- آزادى اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 22

22 - نظام اسلامى ، نظامى مردمى و دور از استبداد رهبران است .

و شاورهم فى الامر

5- آزادى اسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 13

13 - دريافت فديه از اسيران همكيش براى آزادى آنان ، از محرمات آيين يهود

و إن يأتوكم أسرى تفدوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 69 - 2

2 - فديه هاى گرفته شده در قبال آزادى اسيران ، از جمله غنايم و استفاده از آنها حلال است .

فلكوا مما غنمتم حللا طيبا و اتقوا اللّه

از مصاديق مورد نظر براى «ما غنمتم» به دليل آيات گذشته كه درباره اسيران جنگى بود، فديه هايى است كه در برابر آزادى آنان گرفته مى شود. عطف جمله «فكلوا» به وسيله حرف فاء به جمله سابق اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 1

1 - مسلمانان در كارزار بدر گروهى از دشمن را اسير كرده و با گرفتن فديه آنان را آزاد كردند .

يأيها النبى قل لمن فى أيديكم من الأسرى إن يعلم اللّه فى قلوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 71 - 1،4

1 - اطمينان بخشى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به ايمنى دين الهى از ناحيه اسيران جنگى آزاد شده

و إن يريدوا خيانتك فقد خانوا اللّه من قبل

4 - احتمال ادامه خيانت از سوى اسيران نبايد مانعى براى رهاسازى آنان محسوب شود .

و إن يريدوا خيانتك

اين احتمال همواره وجود دارد كه اسيران پس از آزاد شدن بار ديگر به حمايت از ساير مشركان برآمده و عليه نظام اسلامى تلاش كنند. اين احتمال ممكن است رهبران نظام اسلامى را از آزادسازى اسيران بازدارد. گويا آيه شريفه «و إن يريدوا ... » در صدد رفع اين نگرانى است. يعنى اگر مصلحت بر آزادسازى باشد، اين نگرانى شما را از آزاد كردن اسيران بازندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 14

14 - قرار دادن هر شرطى براى آزادى اسيران و رفع حصر از محاصره شدگان به دست قواى اسلام ، غير از شرط پذيرش اسلام ، ممنوع است .

فإن تابوا . .. فخلّوا سبيلهم

آيه شريفه در مقام بيان شرايط آزادى اسيران و رفع حصر از محاصره شدگان است و چون هيچ شرطى جز توبه و اقامه نماز و پرداخت زكات (كه همان توبه عملى است) بيان نفرمود، مى تواند بيانگر ممنوعيت شرط ديگر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 12

12- حكم خداوند در مورد اسيران : آزادى بلاعوض و يا ر ها ساختن آنان در قبال فديه

فإمّا منّا بعد و إمّا فداء

6- آزادى اسيران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 9،12

9 - بنى اسرائيل براى آزادى اسيران همكيش خود ، هر چند كه خود با آنان نبرد كرده و يا از ديارشان بيرون رانده بودند ، فديه مى دادند .

و إن يأتوكم أسرى تفدوهم

ضمير در «يأتوا» به «فريقاً» بر مى گردد. «مفادات» (مصدر تفادوا) به معناى پرداخت فديه براى آزادسازى اسير و مانند آن است. بنابراين جمله «إن يأتوكم أسارى ...» چنين معنا مى شود: اگر همان طايفه - كه از خانه هايشان بيرون رانديد - اسير دشمن مى شدند با پرداخت فديه آنان را آزاد مى كرديد.

12 - بنى اسرائيل ، پس از به اسارت درآمدن همكيشانشان ، براى آزاد كردنشان از آنان فديه دريافت مى كردند .

و إن يأتوكم أسرى تفدوهم

برخى از اهل لغت «تفادوا» را به معناى «فديه مى گرفتيد» نيز دانسته اند. بر اين اساس جمله «و إن يأتوكم ...»; يعنى، و اگر همكيشان شما به عنوان اسير در نزد شما مى آمدند، براى آزاد كردنشان از آنان فديه مى گرفتيد.

7- آزادى انتخاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 10 - 5

5 - انسان ، موجودى مختار و توانا بر حركت در راه خير يا شر و داراى ابزار لازم آن

ألم نجعل له . .. و هدينه النجدين

بيان برخوردارى انسان از چشم و زبان - پيش از اشاره به آشناسازى او با راه هاى خير و شرّ - به منظور اتمام حجت بر او است كه براى شناخت راه صحيح و انتخاب آن، ابزار لازم در اختيار او نهاده شده است.

8- آزادى انتخاب مسكن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 56 - 8

8 - زمين ، از آن خدا است و بندگان خدا ، مى توانند در هر نقطه مناسبى مسكن بگيرند .

إنّ أرضى وسعة فإيّ-ى فاعبدون

9- آزادى انديشه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 64 - 10

10 - مأموريّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر دعوت اهل كتاب به آزادانديشى و داشتن شخصيّت مستقل انسانى

تعالوا . .. و لا يتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون اللّه

10- آزادى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 253 - 12،13،15،20

12 - سُنّت خداوندى ، على رغم ارسال انبيا ، براى دعوت به ايمان و رفع اختلاف ، اجبار آدميان به ايمان و عدم اختلاف و كشتار نيست .

و لو شاء اللّه ما اقتتل الّذين . .. و لكن اختلفوا

13 - آزادى انسان ها در انتخاب كفر و ايمان به رسالت انبيا ، سُنّت الهى

و لو شاء اللّه ما اقتتل . .. و لكن اختلفوا فمنهم من امن و منهم من كفر

15 - اختلافات و كشمكش هاى اجتماعى ، برخاسته از اختيار و آزادى انسان

و لكن اختلفوا فمنهم من امن و منهم من كفر

20 - اختيار و آزادى انسان ، پرتويى از مشيّت و اراده الهى

و لو شاء اللّه ما اقتتل . .. و لكن اختلفوا ... و لكنّ اللّه يفعل ما يريد

جمله «و لو شاء اللّه ما اقتتل»، دلالت بر اختيار آدمى دارد; و جمله «و لكنّ اللّه» دلالت بر اين دارد كه هيچ چيز از اراده و خواست خدا خارج نيست. بنابراين اختيار آدمى نيز به اراده و خواست خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 256 - 1،3،4،12

1 - تحميل و اجبارى در پذيرش دين نيست .

لا اكراه فى الدّين

3 - غير مسلمانان را نبايد مجبور به پذيرش اسلام كرد .

لا اكراه فى الدّين

بنابراينكه «لا اكراه» در مقام تشريع باشد; يعنى تحميل عقايد و اوامر و نواهى دين بر كسانى كه خارج از اسلام هستند، جايز نيست.

4 - آزادى و اختيارِ آدمى در پذيرش ايمان و كفر

لا اكراه فى الدّين قد تبيّن الرّشد من الغىّ

12 - اسلام ، با بيان راه رُشد و آگاهى ، انسان را در مقام انتخاب قرار مى دهد .

لا اكراه فى الدّين قد تبيّن الرّشد من الغىّ فمن يكفر بالطّاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 257 - 7

7 - انسان ، همواره بر سر دوراهى نور و ظلمت

يخرجهم من الظّلمات الى النّور . .. يخرجونهم من النّور الى الظّلمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 13

13 - انسان ، موجودى آزاد و مختار و مسؤول هدايت و گمراهى خويش

فمن اهتدى فلنفسه و من ضلّ فإنّما يضلّ عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 48 - 5

5 - خداوند ، خواهان آگاهى انسان ها و نقش خود آنان در انتخاب مسير و فرجام خويش

فما أرسلنك عليهم حفيظًا إن عليك إلاّ البلغ

11- آزادى اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 5،6

5 - رهايى اهل كتاب ( يهود ) از ذلت ، در گرو گرايش آنان به اسلام و يا بستن پيمان نامه اى با جامعه اسلامى ( پذيرش حاكميت جامعه اسلامى و شرايط ذمّه )

ضُربت عليهم الذّلّة . .. الّا بحبل من اللّه و حبل من الناس

بنابر اينكه «حبل من الناس»، رابطه و تعهّد با جامعه اسلامى باشد; به قرينه اينكه در سياق «حبل من اللّه» قرار گرفته است.

6 - مسلمانان موظّف به رعايت حقوق اهل كتاب ( احترام به حقوق آنان ) ، در صورت گرايش آنان به اسلام و يا پذيرش عهدنامه با جامعه اسلامى

ضُربت عليهم الذّلّة أين ما ثقفوا الّا بحبل من اللّه و حبل من الناس

بنابر اينكه «ضربت» در مقام تشريع باشد و «الّا»، دو مورد را استثنا كند: گرايش به اسلام; و پذيرش پيمان نامه با مسلمين.

12- آزادى برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 6،12،15،18

6 - كفّاره كشتن مؤمن از روى خطا ، آزاد كردن يك برده با ايمان است .

و من قتل مؤمنا خطاً فتحرير رقبة مؤمنة

12 - در قتل خطائى ، اگر مقتول ، مؤمن باشد ، ولى خانواده اش از دشمنان مسلمانان ، كفّاره اش تنها آزادسازى برده اى با ايمان است .

فان كان من قوم عدوّلكم و هو مؤمن فتحرير رقبة مؤمنة

15 - در قتل خطائى ، اگر مقتول ، مؤمن و خانواده اش از كافران همپيمان با مسلمانان باشند ، كفّاره آن آزادسازى يك برده با ايمان است .

و ان كان من قوم بينكم و بينهم ميثاق فدية مسلّمة الى اهله و تحرير رقبة مؤمنة

ظاهراً مراد از ضمير در «كان»، مقتول است، شرط ايمان در برده اى كه بايد آزاد شود، اين معنا را تقويت مى كند.

18 - لزوم پرداخت خونب ها و نيز آزادسازى يك برده مؤمن در صورت كشتن كافرى از كافران همپيمان *

و ان كان من قوم بينكم و بينهم ميثاق فدية مسلّمة الى اهله و تحرير رقبة مؤمنة

بنابر اينكه مراد از ضمير در «كان»، مقتول باشد ; بدون وصف ايمان. به قرينه فرض سابق كه در آنجا به قيد ايمان تصريح كرد و فرمود: «فان كان ... و هو مؤمن»، ولى در اين فرض «و هو مؤمن» را نياورد.

13- آزادى برده مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 32،34

32 - آزاد كردن بنده مؤمن در قتل خطائى ، اداى حق خداوند و پرداخت ديه آن ، اداى حقّ اولياى مقتول است .

و من قتل مؤمناً خطاً فتحرير رقبة مؤمنة و دية مسلّمة الى اهله

امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: اما تحرير رقبةً مؤمنة ففيما بينه و بين اللّه و امّا الدّية المسلّمة الى اولياء المقتول. ..


تفسير عياشى، ج 1، ص 262، ح 217 ; نورالثقلين، ج 1، ص 530، ح 473.

34 - امام ، عهده دار آزادسازى برده اى مؤمن به عنوان كفاره قتل خطائى مسلمانى كه در سرزمين شرك به دست مسلمين كشته شود .

فان كان من قوم عدوّلكم و هو مؤمن فتحرير رقبة مؤمنة

امام صادق (ع) در مورد وظيفه امام نسبت به مسلمانى كه در سرزمين شرك به دست مسلمين كشته شده، فرمود: يُعتق مكانه رقبة مؤمنة و ذلك قول اللّه عزّ و جل: «فان كان من قوم عدوّلكم . .. ».


من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 110، ح 1، ب 36 مسلسل 373 ; نورالثقلين، ج 1، ص 532، ح 485.

14- آزادى بزرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 11 - 9

9 - برخوردارى از بوستان هاى آب خيز بهشت ، دستاوردى عظيم و آزادى بزرگ است .

ذلك الفوز الكبير

«فاز به»; يعنى، به آن دست يافت و «فاز منه»; يعنى، از آن نجات پيدا كرد (قاموس). در اين موارد - كه حرف ربط آن ذكر نشده است - هر دو معنا مى تواند، مراد باشد.

15- آزادى بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 22 - 4

4 - نبود محدوديت براى بهشتيان ، در رسيدن به مشتهيات و خواسته هاى خويش

و أمددنهم بفكهة و لحم ممّا يشتهون

16- آزادى بيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 168 - 10

10 - آزادى بيان مسلمانان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در عقايد و موضعگيرى هاى خويش

لو اطاعونا ما قتلوا

17- آزادى بيان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 34 - 9

9 - پيامبران الهى ، مجاز به اظهار نظر در پيشگاه خدا درباره رسالت خويش

قال ربّ . .. و أخى هرون ... إنّى أخاف أن يكذّبون

18- آزادى بيان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 13

13- آزاد و بدون مانع بودن سخن گفتن براى برخى از افراد در قيامت

ثمّ يوم القيمة . .. قال الذين أُوتوا العلم

19- آزادى بيان متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 12 - 5

5 - كسى كه فرمان به تقواپيشگى در گفتار او نمودار يا محتمل است ، هرگز نبايد او را به سكوت وادار كرد .

أرءيت الذى ينهى . .. أرءيت إن ... أمر بالتّقوى

حرف «إن»، براى شرط و بيانگر كافى بودن احتمال در اين موارد است.

20- آزادى بيان مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 14 - 6

6 - كسانى كه خداوند را ناظر خويش مى دانند ، از تبليغات هدايت پيشگان و دعوت كنندگان به تقوا جلوگيرى نمى كنند .

أرءيت إن كان على الهدى . أو أمر بالتّقوى ... ألم يعلم بأنّ اللّه يرى

21- آزادى تفكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 55 - 2

2 - انسان ، موجودى مختار و با اراده ، در عقيده ، انديشه و رفتار

فمن شاء ذكره

22- آزادى در خانواده شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 26 - 2

2 - وجود رابطه صميمى و فضاى آزاد براى گفت وگو ميان شعيب ( ع ) و دختران وى

قالت إحديهما يأبت استئجره . .. القوىّ الأمين

از اين كه دختر شعيب پيشنهاد خودش را بدون هيچ تكلفى با پدر در ميان گذاشت و آزادانه به ستايش موسى(ع) پرداخت مطلب بالا استفاده مى شود.

23- آزادى در دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 9

9 - آزادى ابراز عقيده و بيان انديشه در جامعه دينى عصر موسى

أتتخذنا هزواً

24- آزادى در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 5

5 - انسان ، در انتخاب دين ، داراى اختيار تكوينى است .

فمن شاء ذكره

25- آزادى در شريعت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 86 - 6

6- شعيب ( ع ) ، به مردم مدين ابلاغ كرد كه هرگز درصدد اجبار آنان به پذيرش تعاليمش نخواهد بود .

و ما أنا عليكم بحفيظ

«حفيظ» به معناى مراقب و نگهبان است و چون به «على» متعدى شده، معناى تسلط نيز در آن اشراب شده است. بنابراين «و ما أنا...»; يعنى، من موظف نيستم از سر جبر شما را از اعمال ناروا باز دارم و به اعمال شايسته سوق دهم.

26- آزادى در عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 15

15 - هيچ كس حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) حق تحميل عقيده و دين خويش بر ديگران - هر چند بر حق باشد - ندارد .

قد جاءكم الحق . .. فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه ... و ما أنا عليكم بوكيل

27- آزادى در مالكيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 11،12

11- آزادى مطلق و بى قيد و شرط مالكان در تصرف اموال خويش ، امرى نادرست از نظر اديان الهى

أصلوتك تأمرك أن نترك . .. أن نفعل فى أمولنا مانشؤا

12- آزادى بى قيد و شرط مالكان در تصرف اموال خويش ، زمينه ساز رعايت نكردن قسط و عدالت در مبادلات است .

أوفوا المكيال و الميزان بالقسط . .. أو أن نفعل فى أمولنا مانشؤا

28- آزادى دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 20

20 - جلوگيرى نكردن از ستيز دشمنان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مظاهر ربوبيت الهى و موجب رشد و تربيت است.

و لو شاء ربك ما فعلوه

29- آزادى دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 4

4 - انسان در انتخاب دين و تعيين سرنوشت خويش ، داراى اختيار است .

فريق فى الجنّة و فريق فى السعير . و لو شاء اللّه ... يدخل من يشاء ... و الظلمون

از اين كه خداوند نخواسته همگان به اجبار آيين واحدى داشته باشند، مى توان استفاده كرد كه انتخاب آيين و سرنوشت، به اختيار انسان واگذار شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 45 - 4

4 - دين ، امرى متكى به اختيار و انتخاب خود آدمى است .

و ما أنت عليهم بجبّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 8

8 - انسان ، موجودى انتخابگر و توانمند بر پذيرش يا ردّ دين

لمن شاء منكم أن يستقيم

30- آزادى دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 27 - 9

9 - انسان در انتخاب راه و روش زندگى و عقيده و ديانت ، مختار است .

يليتنى اتّخذت مع الرسول سبيلاً

اين كه ظالمان عمل نپيمودن راه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به خود نسبت مى دهند (اتخذت. ..) و از اين كار اظهار پشيمانى و تأسف مى كنند، حاكى از مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 57 - 9،10

9 - انسان در انتخاب دين ، آزاد و مختار است .

إلاّ من شاء أن يتّخذ إلى ربّه سبيلاً

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها مأمور فراخواندن مردم به راه خدا و دين الهى بود و نه مجبور ساختن آنان به پذيرش آن .

و ما أرسلنك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا . .. إلاّ من شاء أن يتّخذ إلى ربّه سبيلاً

از اين كه خداوند در آيه قبل رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را، منحصر به انذار و بشارت دانست و در آيه مورد بحث، انسان را در انتخاب راه الهى آزاد گذاشت، مى توان استفاده كرد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) حق نداشت مردم را به پذيرش دين مجبور كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 4 - 2

2 - خداوند ، خواهان ايمان اختيارى مردم است ، نه گرايش جبرى آنان به دين .

إن نشأ ننزّل عليهم . .. فظلّت أعنقهم

31- آزادى زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 234 - 8،11

8 - پس از عدّه وفات ، زن در گرفتن هر تصميم شايسته براى خويش آزاد است .

فاذا بلغن اجلهنّ فلا جناح عليكم فيما فعلن فى انفسهن بالمعروف

11 - پس از عدّه وفات ، زن در انتخاب شوهرى شايسته آزاد است .

فلا جناح عليكم فيما فعلن فى انفسهنّ

مراد از «فيما فعلن»، به قرينه جمله «يتربّصن» كه ممنوعيت ازدواج در زمان عدّه است، انتخاب شوهر خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 83 - 8

8 - زن از ديدگاه اديان الهى داراى هويت مستقل فكرى و عقيدتى و مسؤول در برابر اعمال خويش است .

إلا امرأته كانت من الغبرين

32- آزادى زن در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 1 - 4

4 - آزادى زنان براى ملاقات با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و نيز گفتوگو و در ميان گذاشتن مشكلات خويش با آن حضرت

قد سمع اللّه قول الّتى تجدلك فى زوجها

33- آزادى شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 9

9- آزادى ناقه صالح براى چريدن ، در تضاد با منافع قوم ثمود

فذروها تأكل فى أرض الله و لاتمسوها بسوء

تهديد شدن قوم ثمود به عذاب در صورت بازدارى ناقه از چريدن، نشان مى دهد كه سلامتى ناقه ازسوى آنان، درخطر بود وآنها آزادى ناقه را براى چرا، به سودخويش نمى ديدند.

34- آزادى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 18

18 - مشيت خداوند بر بازداشتن تكوينى شياطين از دشمنى با پيامبران و تبليغات فريبنده آنها نيست.

و لو شاء ربك ما فعلوه

35- آزادى شياطين انسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 19

19 - شياطين جن و انس برخوردار از آزادى و اختيارند.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

36- آزادى شياطين جنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 19

19 - شياطين جن و انس برخوردار از آزادى و اختيارند.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

37- آزادى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 52 - 8

8 - آزاد گذاشتن شيطان براى ايجاد شبهه پيرامون آيات وحى از يك سو و زدودن شبهه و تثبيت آيات از سوى ديگر ، جلوه اى از علم و حكمت خداوند

ألقى الشيطن . .. و اللّه عليم حكيم

38- آزادى عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 256 - 1،2،3،4

1 - تحميل و اجبارى در پذيرش دين نيست .

لا اكراه فى الدّين

2 - عقيده و مرام ، جبربردار نيست .

لا اكراه فى الدّين

نفى «اكراه» در دين و عقيده به صورت مطلق، اين مطلب را مى رساند كه سنخ مسائل عقيدتى كه با قلب و فكر انسان سر و كار دارد، قابل تحميل نيست.

3 - غير مسلمانان را نبايد مجبور به پذيرش اسلام كرد .

لا اكراه فى الدّين

بنابراينكه «لا اكراه» در مقام تشريع باشد; يعنى تحميل عقايد و اوامر و نواهى دين بر كسانى كه خارج از اسلام هستند، جايز نيست.

4 - آزادى و اختيارِ آدمى در پذيرش ايمان و كفر

لا اكراه فى الدّين قد تبيّن الرّشد من الغىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 84 - 4

4 - مسؤوليّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تبليغ و ارشاد مردم است ، نه وادار كردن آنان به عمل .

لا تكلّف الّا نفسك و حرّض المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 7

7 - وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر قرآن انذار و تذكر است، نه اجبار مردم به هدايت

لتنذر به ذكرى للمؤمنين

برداشت فوق بر اين مبناست كه جمله «فلايكن . ..» تفريع بر «لتنذر ...» باشد. يعنى قرآن تنها براى انذار و تذكر نازل شده است، بنابراين جايى براى نگرانى از اعراض مشركان وجود ندارد. زيرا اجبار آنان بر هدايت از اهداف نزول قرآن نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 28 - 10

10- ايمان به پيامبران و باور به معارف الهى ، غير قابل اجبار و اكراه

أنلزمكموها و أنتم لها كرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 13

13- انكار حقانيت كتاب هاى آسمانى ، چيزى بود كه خود منكران آن را برگزيدند و خداوند آنان را بر آن وادار نكرد .

كذلك فعل الذين من قبلهم و ما ظلمهم الله و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

اين برداشت، مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از ظلم به نفس، انحراف از مسير حق باشد كه خداوند آن را به منحرفان اسناد مى دهد و نقش خود را نفى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 105 - 9

9- هيچ كس حق تحميل عقيده و دين خويش بر مردم را ندارد ، هر چند بر حق باشد .

و بالحقّ نزل و ما أرسلنك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا

وقتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) حق تحميل اسلام را - كه دين حق است - بر مردم نداشت و تنها عهده دار بشارت و انذار مردمان بود، ديگران به طريق اولى چنين حقى ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 27 - 9

9 - انسان در انتخاب راه و روش زندگى و عقيده و ديانت ، مختار است .

يليتنى اتّخذت مع الرسول سبيلاً

اين كه ظالمان عمل نپيمودن راه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به خود نسبت مى دهند (اتخذت. ..) و از اين كار اظهار پشيمانى و تأسف مى كنند، حاكى از مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 9

9 - اقدام آزادانه پيروان شرك به پرستش پيشوايان خود

ما كانوا إيّانا يعبدون

با توجه به بخش هاى قبلى آيه، مفاد جمله «ما كانوا. ..» نفى پرستش نيست; بلكه نفى اجبار به پرستش است. بنابراين تقدير جمله ياد شده چنين است: «ما كانوا إيّانا يعبدون بإلجاء منّا»; يعنى، آنها از روى اجبار ما را عبادت نمى كردند; بلكه اين عملى بود كه خودشان آزادانه به آن مبادرت مىورزيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 18 - 5

5 - آزادى و اختيار انسان ، در عرضه افكار و عقايد و انتخاب صحيح آنها

الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته كه لازمه شنيدن سخنان، وجود افكار و عقايد گوناگون و آزادى در بيان آنها است و لازمه گزينش بهترين سخنان و پيروى از آنها، وجود آزادى انتخاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 12،18

12 - خدا ، تنها فراهم آورنده وسايل و زمينه هاى هدايت به قرآن است و مردم در پذيرش و عدم پذيرش آن آزاد و مختاراند .

إنّا أنزلنا عليك الكتب . .. فمن اهتدى فلنفسه و من ضلّ فإنّما يضلّ عليها

18 - هيچ كس حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) حق ندارد عقيده و دين خويش را - هر چند بر حق باشد - بر ديگران تحميل كند .

إنّا أنزلنا عليك الكتب للناس بالحقّ . .. و ما أنت عليهم بوكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 48 - 4

4 - آزادى در انتخاب راه و عقيده ، حق مسلم هر انسان است .

فما أرسلنك عليهم حفيظًا

اين كه حتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه اى جز تبليغ دين ندارد و در فرض روى گردانى بايد مشركان را به حال خود واگذارد، نشان مى دهد كه انسان در انتخاب عقيده آزاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 4

4 - انسان در گرايش به كفر ، داراى آزادى و اختيارات بوده و وسوس هاى شيطان ، فقط در حد دعوت و انگيزش است .

إذ قال للإنسن اكفر فلمّا كفر

امر «اُكفر»، نشانگر نقش شيطان در انگيزش انسان است و معناى «كفر» با انتساب آن به خود انسان، بيانگر اختيار آدمى در انتخاب راه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 12 - 7

7 - در جامعه اسلامى ، كافران در پذيرش اسلام ، آزاد و مختاراند و كسى حق تحميل و اجبار آن را بر آنان ندارد .

فإن تولّيتم فإنّما على رسولنا البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 55 - 2

2 - انسان ، موجودى مختار و با اراده ، در عقيده ، انديشه و رفتار

فمن شاء ذكره

39- آزادى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 16 - 2

2- فراهم بودن زمينه هاى حضور آزادانه كافران در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى استماع وحى

و منهم من يستمع إليك حتّى إذا خرجوا من عندك

40- آزادى متقين در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 46 - 2

2- تقواپيشگان ، مجاز به ورود به هر قسمتى از باغ هاى بهشتند . *

ادخلوها بسلم ءامنين

ذكر جمله «ادخلوها»، پس از آنكه گفته شد «متقين در بهشت قرار خواهند داشت»، ممكن است از اين جهت باشد كه

آنان، در آزاد بودن در بخشهاى مختلف ترديد داشته باشند كه به آنها گفته مى شود: «با سلامت و امنيت وارد هر بخشى مى توانند بشوند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 74 - 7

7 - تقواپيشگان ، در انتخاب جايگاه و منزل خود در بهشت آزاد خواهند بود .

و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة حيث نشاء

«تَبَوّأ» (مصدر «نتبوّأ») به معناى سكنى و منزل گرفتن است.

41- آزادى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 5

5 - اعطاى آزادى سير و سياحت به مشركان پيمان شكن ، در چهار ماه حرام از سال ( ذيقعده ، ذيحجه ، محرم و رجب )

فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

توصيف «أربعة أشهر» به «الاشهر الحرم» (در آيه 5) مى تواند قرينه باشد بر اين كه: مراد از «أربعة أشهر» همان چهار ماه حرام معروف (ذيقعده، ذيحجه، محرم و رجب) است ; يعنى با الغاى اعتبار پيمان صلح و برداشته شدن امان از مشركان، آنان تنها در ماههاى حرام، آزادى رفت و آمد و سير و سياحت خواهند داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 7

7 - دستور آزادى مشركان ( آنانى كه به خاطر تخلف از فرمان منع سير و سياحت در غير ماه هاى حرام اسير مى شدند ) در صورت پذيرش توحيد و گرايش آنان به اسلام

و خذوهم . .. فإن تابوا و أقاموا الصلوة ... فخلّوا سبيلهم

42- آزادى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 4

4 - اعطاى آزادى رفت و آمد و سير و سياحت به مشركان صدر اسلام ، در ظرف مهلت چهار ماهه

فسيحوا فى الارض أربعة أشهر

«سَيْح» و «سياحت» (مصدر سيحوا) به معناى سير كردن است و امر در «سيحوا» به معناى اباحه و اعطاى آزادى سير و سياحت مى باشد.

43- آزادى منافقان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 1 - 2

2 - آزادى منافقان ، براى ملاقات با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و گفتوگوى مستقيم با آن حضرت

إذا جاءك المنفقون قالوا

44- آزادى موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 5

5 - مشركان در اسارت اوهام شرك آلود ، و موحدان رهيده از آن

بعد إذ نجنا اللّه منها

به كارگيرى واژه «نجات» (نجينا اللّه)، براى دست كشيدن از آيينى و روى آورى به آيينى ديگر، اشاره به اين دارد كه آيين نخست مايه اسارت و گرفتارى بوده و آيين جديد فرحبخش و باعث آزادى است.

45- ارزش آزادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 21

21 - آزادى ، همسان با حيات و زندگى

و من قتل . . فتحرير رقبة

46- ارزش آزادى برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 19،20

19 - ارزش آزادسازى بردگان با ايمان و اهتمام اسلام به آن

فتحرير رقبة مؤمنة . .. فتحرير رقبة مؤمنة ... و تحرير رقبة مؤمنة

20 - آزادسازى بردگان ، همسان با زنده كردن آنان *

و من قتل . . فتحرير رقبة مؤمنة

47- انبيا و آزادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 64 - 10

10 - مأموريّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر دعوت اهل كتاب به آزادانديشى و داشتن شخصيّت مستقل انسانى

تعالوا . .. و لا يتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون اللّه

48- اهميت آزادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 48 - 5

5 - خداوند ، خواهان آگاهى انسان ها و نقش خود آنان در انتخاب مسير و فرجام خويش

فما أرسلنك عليهم حفيظًا إن عليك إلاّ البلغ

49- اهميت آزادى اسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 10

10 - تلاش براى آزاد سازى اسيران بنى اسرائيل ، از فرمان هاى كتب آسمانى آنان

و إن يأتوكم أسرى تفدوهم . .. فتؤمنون ببعض الكتب

جمله «أفتؤمنون ببعض الكتاب» دلالت بر اين معنا دارد كه: انگيزه يهوديان در آزاد سازى اسيران يهودى، عمل كردن به تورات بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 13

13- اهتمام اسلام ، به آزادى نيرو هاى به اسارت درآمده از دشمن

فشدّوا الوثاق فإمّا منّا بعد و إمّا فداء

پس از «فشدّوا الوثاق» - كه دستور اسير گرفتن دشمن را مى رساند - خداوند، نخست به آزادى بلاعوض و سپس به آزادى آنان در قبال فديه اشاره كرده است. از اين ترتيب، مى توان به نكته ياد شده دست يافت.

50- تاريخ آزادى بيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 9

9 - آزادى ابراز عقيده و بيان انديشه در جامعه دينى عصر موسى

أتتخذنا هزواً

51- تاريخ آزادى عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 9

9 - آزادى ابراز عقيده و بيان انديشه در جامعه دينى عصر موسى

أتتخذنا هزواً

52- تعيين محدوده آزادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 7

7- اصلاح عقايد و رفتار انسان ها و نيز تعيين حد و مرز اختيار و آزادى آنان ، رسالتى الهى برعهده پيامبران

أصلوتك تأمرك أن نترك . .. قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى

53- درخواست آزادى بيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 21 - 1

1- درخواست آزادى بيان ، پيشنهاد موسى ( ع ) به فرعونيان پس از يأس از ايمان آوردن آنان

و إن لم تؤمنوا لى فاعتزلون

«فاعتزلون»، كنايه از اين است كه اگر خود اهل ايمان نيستيد، لااقل متعرض من نباشيد تا آزادانه پيامم را به مردم برسانم.

54- دلايل آزادى شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 8

8- مالكيت خداوند بر چراگاهها ، دليل صالح ( ع ) بر لزوم آزاد گذاشتن ناقه براى چريدن در هر كجاى زمين

هذه ناقة الله . .. فذروها تأكل فى أرض الله

تعبيرهاى «ناقه خدا» و «زمين خدا» در حقيقت استدلال صالح(ع) بر لزوم آزادگذارى ناقه براى چريدن بود; يعنى ، چون ناقه از آنِ خداست و زمين نيز از آنِ اوست ، روا نيست ناقه را از چريدن باز داريد.

55- شرايط آزادى اسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 12،14

12 - آزاد كردن اسير در صورت توبه و پذيرفتن اسلام ، واجب است .

و خذوهم . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم

14 - قرار دادن هر شرطى براى آزادى اسيران و رفع حصر از محاصره شدگان به دست قواى اسلام ، غير از شرط پذيرش اسلام ، ممنوع است .

فإن تابوا . .. فخلّوا سبيلهم

آيه شريفه در مقام بيان شرايط آزادى اسيران و رفع حصر از محاصره شدگان است و چون هيچ شرطى جز توبه و اقامه نماز و پرداخت زكات (كه همان توبه عملى است) بيان نفرمود، مى تواند بيانگر ممنوعيت شرط ديگر باشد.

56- شرايط محدوديت آزادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 8

8- حكومت ها در شرايط بحرانى كشور ، مى توانند آزادى مردم را در تصرّف اموال و املاك خويش محدود ساخته ، آنان را به سمت مصالح همگانى سوق دهند .

اجعلنى على خزائن الأرض . .. كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض يتبوّأ منها حيث يشاء

57- عوامل آزادى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 8

8 - فرمان رفع حصر از مشركان محاصره شده ( آنان كه به علت نقض فرمان منع رفت و آمد در غير ماه هاى حرام محاصره مى شدند ) در صورت قبول اسلام و ترك شرك

و احصروهم . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم

58- فرعون و آزادى عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 123 - 2

2 - فرعون ، مردم را در گزينش دين و آيين ، نيازمند رخصت دهى خويش مى دانست و آن را حقى براى خود مى شمرد .

قال فرعون ءامنتم به قبل أن ءاذن لكم

59- فلسفه آزادى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 53 - 1

1 - حكمت آزاد گذاشته شدن شيطان از سوى خداوند ، براى القاى شبهات پيرامون آيات الهى ، اين بود كه افراد بيمار دل و قسى القلب گمراه شوند و گرفتار دام فتنه هاى شيطان گردند .

و ما أرسلنا من قبلك . .. ألقى الشيطن فى أُمنيّته ... ليجعل ... و القاسية قلوبهم

«فتنة» براى بيان چند معنا به كار مى رود: يكى از معانى آن - كه در آيه فوق به همان معنا به كار رفته است - اضلال و گمراه كردن است. بنابراين معناى جمله فوق چنين مى شود: «تا خدا آنچه را كه شيطان القا مى كند، براى كسانى كه در دل هايشان بيمارى است و نيز براى كسانى كه سنگدل اند، مايه گمراهى قرار دهد». گفتنى است كه از آيهء پيش دو مطلب استفاده مى شود: 1- خداوند اجازه مى داد تا شيطان درآيات وحى - كه توسط پيامبران تلاوت مى شد - القاى شبهه كند. 2- خداوند شبه هاى شيطان را محو مى كرد و از چهره آياتش مى زدود. آيه مورد، بحث تعليل براى مطلب اول است; يعنى، خداوند بدان جهت اذن مى داد كه شيطان در تلاوت آيات شبهه آفرينى كند تا آنها را مايه ضلالت و گمراهى بيماردلان و سنگ دلان قرار دهد.

60- محدوده آزادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 149 - 5

5 - مجاز نبودن انسان در آشكار ساختن بدى هاى مردم و مخير بودن او در اظهار و مخفى كردن خوبى هاى آنان

لايحب اللّه الجهر بالسوء . .. إن تبدوا خيراً أو تخفوه

با توجه به آيه قبل كه درباره حرمت افشا و ابراز كارهاى بد ديگران بود، مى توان گفت اين آيه نيز درباره ابراز و اخفاى كارهاى نيك ديگران است. البته بر اين مبنا جواب شرط بايد جمله اى همانند «فلاجناح عليكم» در تقدير باشد.

61- ملاك محدوديت آزادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 6

6- محدود كردن آزادى انسان ها و فروپاشاندن عقايد و رسوم آنان ، بايد متكى به دليل و برهانى روشن باشد .

أصلوتك تأمرك . .. قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى

62- ممانعت از آزادى عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 71 - 5

5 - وجود خفقان فكرى و سلب شدن آزادى عقيده در نظام حكومت فرعونى

ءامنتم له قبل أن ءاذن لكم

نياز داشتن «اعتقاد» به اجازه فرعون، نشان از استبداد و خفقان كامل فكرى در حكومت فرعون دارد.

63- ممنوعيت سلب آزادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 4 - 5

5 - سلب آزادى و اختيار از مردم ، در بينش الهى ممنوع است .

إنّ فرعون علا فى الأرض و جعل أهلها شيعًا

64- منشأ آزادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 8

8- آزادى و استقلال در تمامى شؤون زندگى ، رزق و روزى خدادادى و از نعمت هاى روشن و برجسته الهى است .

فما الذين فضّلوا برادّى رزقهم على ما ملكت أيمنهم فهم فيه سواء أفبنعمة الله يجحد

65- موانع آزادى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 46 - 4

4 - حاكميت سركوبگر فرعون ، مانع از آزادى مردم و روى آوردن موسى به هدايت آنان ، در مرحله نخست

ثمّ أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و ملإيه

با توجه به اين كه در آيات پيشين، وقتى سخن از «انبيا» به ميان مى آمد، رسالت آنان به سوى توده هاى مردم مد نظر بود; ولى در مورد موسى(ع) سخن از رسالت او به سوى فرعون به ميان آمده است، مى توان گفت كه حركت حضرت موسى به سوى فرعون، بدان جهت بود كه نظام فرعونى، مانع از آزادى مردم و گرايش آنان به موسى - و به عبارت ديگر - سدى ميان او و مردم بوده است.

66- نعمت آزادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 8

8- آزادى و استقلال در تمامى شؤون زندگى ، رزق و روزى خدادادى و از نعمت هاى روشن و برجسته الهى است .

فما الذين فضّلوا برادّى رزقهم على ما ملكت أيمنهم فهم فيه سواء أفبنعمة الله يجحد

آزادى بيان

67- آزادى بيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 168 - 10

10 - آزادى بيان مسلمانان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در عقايد و موضعگيرى هاى خويش

لو اطاعونا ما قتلوا

68- آزادى بيان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 34 - 9

9 - پيامبران الهى ، مجاز به اظهار نظر در پيشگاه خدا درباره رسالت خويش

قال ربّ . .. و أخى هرون ... إنّى أخاف أن يكذّبون

69- آزادى بيان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 13

13- آزاد و بدون مانع بودن سخن گفتن براى برخى از افراد در قيامت

ثمّ يوم القيمة . .. قال الذين أُوتوا العلم

70- آزادى بيان متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 12 - 5

5 - كسى كه فرمان به تقواپيشگى در گفتار او نمودار يا محتمل است ، هرگز نبايد او را به سكوت وادار كرد .

أرءيت الذى ينهى . .. أرءيت إن ... أمر بالتّقوى

حرف «إن»، براى شرط و بيانگر كافى بودن احتمال در اين موارد است.

71- آزادى بيان مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 14 - 6

6 - كسانى كه خداوند را ناظر خويش مى دانند ، از تبليغات هدايت پيشگان و دعوت كنندگان به تقوا جلوگيرى نمى كنند .

أرءيت إن كان على الهدى . أو أمر بالتّقوى ... ألم يعلم بأنّ اللّه يرى

72- تاريخ آزادى بيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 9

9 - آزادى ابراز عقيده و بيان انديشه در جامعه دينى عصر موسى

أتتخذنا هزواً

73- درخواست آزادى بيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 21 - 1

1- درخواست آزادى بيان ، پيشنهاد موسى ( ع ) به فرعونيان پس از يأس از ايمان آوردن آنان

و إن لم تؤمنوا لى فاعتزلون

«فاعتزلون»، كنايه از اين است كه اگر خود اهل ايمان نيستيد، لااقل متعرض من نباشيد تا آزادانه پيامم را به مردم برسانم.

74- آزادى خواهى

{آزادى خواهى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 19

19 - مبارزه اهل ايمان با متجاوزان و كسب آزادى از اسارت و رفع ظلم و تجاوز ، از مصاديق پيكار در راه خدا

و ما لنا اَلاّ نقاتل فى سبيل اللّه و قد اُخرجنا من ديارنا و ابنائنا

آزادگان

75- انفاق آزادگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 7

7- حرّ واقعى ، آزاد از بندگى مال و منال و انفاق كننده ثروت خويش در پنهان و آشكار است . *

عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء و من رزقنه منّا رزقًا حسنًا فهو ينفق منه سرًّا و ج

برداشت فوق بر اين اساس است كه خداوند انسان توانمند انفاقگر را در مقابل بردگان فاقد قدرت قرار داده است; يعنى، هر

كس توانمند باشد و انفاق نمايد برده نيست، بلكه حرّ و آزاد است.

76- ويژگى آزادگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 7

7- حرّ واقعى ، آزاد از بندگى مال و منال و انفاق كننده ثروت خويش در پنهان و آشكار است . *

عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء و من رزقنه منّا رزقًا حسنًا فهو ينفق منه سرًّا و ج

برداشت فوق بر اين اساس است كه خداوند انسان توانمند انفاقگر را در مقابل بردگان فاقد قدرت قرار داده است; يعنى، هر كس توانمند باشد و انفاق نمايد برده نيست، بلكه حرّ و آزاد است.

11- آسايش

1- آثار آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 40 - 6

6 - آسايش و رفاه از زمينه هاى پوشيده شدن فطرت توحيدى

قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه أو أتيكم الساعة

چون در آيه شريفه سختى و تنگناها را عامل بيدارى فطرت توحيدى دانسته است، بنابراين حالت مقابل آن - كه رفاه و آسايش است - مى تواند به عنوان سببى براى پرده پوشى فطرت مطرح باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 5،9

5 - تكذيب كنندگان انبياى پيشين بر اثر برخوردارى از رفاه و آسايش جمعيتشان افزايش يافت .

حتى عفوا

از معانى «عفو» زياد شدن است. در لسان العرب آمده: «عفا القوم: كثروا».

9 - رفاه و آسايش فراوان ، زمينه ساز غفلت از ياد خدا و پيدايش بينش هاى غير الهى است .

ثم بدلنا . .. حتى عفوا و قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 67 - 8

8- آسايش و احساس امنيت ، زمينه گرايش انسان به كفران نعمت

فلمّا نج-ّكم إلى البرّ أعرضتم و كان الإنسن كفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 12،16،19

12 - رفاه و آسايش بسيار و بركنار بودن از گرفتارى ها و مصيبت هاى روزگار ، زمينه غفلت از ياد خداوند است .

ثمّ إذا خوّله نعمة منه نسى ما كان يدعوا إليه من قبل

16 - رهايى از گرفتارى و برخوردارى از نعمت آسودگى ، زمينه شركورزى و مؤثر دانستن غير خدا در وضعيت خويش

إذا خوّله نعمة منه . .. و جعل للّه أندادًا

19 - حالت « رفاه و خوشى » و « سختى و محروميت » ، عرصه بروز و ظهور شخصيت و باطن انسان ها

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه . .. ثمّ إذا خوّله نعمة منه ... و جعل للّه أندادً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 49 - 12،16

12 - آسودگى از گرفتارى ها به همراه برخوردارى از نعمت ها ، زمينه غرور انسان و غفلت وى از نقش خداوند در عرصه تحولات زندگى

ثمّ إذا خوّلنه نعمة منّا قال إنّما أُوتيته على علم

16 - آسودگى ها و نعمت ها ، عرصه شناخت سپاس گزاران و ناسپاسان

فإذا مسّ الإنسن ضرّ . .. ثمّ إذا خوّلنه نعمة ... بل هى فتنة

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه هر نعمتى، اقتضاى شكر وسپاس گزارى دارد. بنابراين آزمايش بودن نعمت هاى الهى، مى تواند در ارتباط با همين مسأله باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 50 - 2

2 - آسودگى و برخوردارى از نعمت ها ، همواره در طول تاريخ موجب غرور انسان و غفلت وى از نقش خداوند در عرصه تحولات زندگى بوده است .

قال إنّما أُوتيته على علم . .. قد قالها الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 10

10 - آسايش و سرخوشى ، زمينه ساز كفر و ترديد انسان نسبت به قيامت

و لئن أذقنه رحمة . .. ليقولن ... و ما أظنّ الساعة قائمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 50 - 9

9 - خداگرايى انسان ، به هنگام سختى ها و شدايد و خداگريزى وى در شرايط رفاه و آسايش

و أخذنهم بالعذاب . .. ادع لنا ربّك ... إنّنا لمهتدون . فلمّا كشفنا عنهم العذاب

2- آسايش اخروى ابرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 13 - 2،3

2 - ابرار در بهشت ، برخوردار از آرامش و آسايش كامل

متّكئين فيها على الأرائك

تكيه زدن ابرار بر تخت هاى مزيّن، نشانه آرامش و آسايش كامل آنان است; زيرا فرد مضطرب و دغدغه دار، اين گونه بر جايگاهى قرار نمى گيرد.

3 - ابرار در بهشت ، آسوده از گرما و سرماى آزاردهنده و برخوردار از هواى مطبوع و معتدل در بهشت

لايرون فيها شمسًا و لازمهريرًا

«زمهرير»به معناى سرماى شديد است. مقصود از نديدن خورشيد و سرما، روبه رو نشدن با گرما و سرماى آزاردهنده و برخوردارى از هواى مطبوع و معتدل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 14 - 1

1 - ابرار در بهشت ، از سايه هاى دل انگيز و دامن كشيده بر فراز آنان برخوردار بوده و در كمال آسايش به سر مى برند .

و دانية عليهم ظللها

3- آسايش اخروى بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 54 - 6

6 - راه نداشتن كمترين ملال و زحمت ، در زندگى اخروى بهشتيان

متّكين . .. و جنى الجنّتين دان

از اين كه خداوند با تعابير «متّكئين على فرش» و «دان»، نهايت آسايش بهشتيان را ترسيم كرده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

4- آسايش اخروى پيشگامان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 89 - 1

1 - ره يافتگان به مقام قرب الهى در جهان آخرت ( پيشتازان ) ، در اوج راحتى و آسايش

فأمّا إن كان من المقرّبين . فروح

«روح» در معانى راحت (آسايش) و رحمت به كار مى رود (القاموس المحيط). برداشت ياد شده بر پايه معناى اول است. گفتنى است كه نكره آمدن «روح»، نشان دهنده كمال آسايش مقربان در سراى آخرت است.

5- آسايش اخروى خداترسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 54 - 4،5

4 - شكوه ، جلال ، آسايش و تنعم ، جملگى جمع در بهشت خائفان از مقام پروردگار

و لمن خاف مقام . .. متّكين على فرش ... و جنى الجنّتين دان

5 - بى قراران از خوف مقام پروردگار ، داراى آرامش و آسايش در نعمت هاى بهشت

و لمن خاف مقام ربّه جنّتان . .. متّكين على فرش ... و جنى الجنّتين دان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 55 - 2

2 - آسايش ، تنعم و بهرهورى هاى خائفان مقام پروردگار در بهشت ، جلوه اى از ربوبيت عالى خداوند و نعمتى غير قابل انكار و تكذيب

متّكين . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

6- آسايش اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 11

11- متقين ، پس از مرگ پيوسته در آسايش و سلامتى اند .

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون سلم عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 41 - 3

3 - زندگى تقواپيشگان در بهشت ، در اوج آسودگى و شادابى است .

إنّ المتّقين فى ظلل و عيون

زندگى در زير سايه ها و در كنار چشمه سارها، بيانگر برداشت ياد شده است.

7- آسايش اخروى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 89 - 1

1 - ره يافتگان به مقام قرب الهى در جهان آخرت ( پيشتازان ) ، در اوج راحتى و آسايش

فأمّا إن كان من المقرّبين . فروح

«روح» در معانى راحت (آسايش) و رحمت به كار مى رود (القاموس المحيط). برداشت ياد شده بر پايه معناى اول است. گفتنى است كه نكره آمدن «روح»، نشان دهنده كمال آسايش مقربان در سراى آخرت است.

8- آسايش اخروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 108 - 4

4- عالى ترين نعمت ها و آرمانى ترين ارزش و آسايش براى مؤمنان در بهشت برين ، وجود دارد .

لايبغون عنها حولاً

درخواست تغيير، نوعاً، در پى تصوّر چيزى بهتر و بالاتر پديد مى آيد. اين كه بهشتيان، خواهان تغييرى در وضع خود نيستند، مى تواند بدين جهت باشد كه چيزى فوق آنچه آنان در بهشت برخوردارند، به ذهن شان نمى رسد تا آن را آرزو كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 10 - 3

3 - مؤمنان آسوده از سختى هاى روز محشر

يوم عسير . على الكفرين غير يسير

قيد «على الكافرين»، بيانگر آن است كه دشوارى هاى قيامت اختصاص به كافران دارد نه مؤمنان.

9- آسايش بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 47 - 6

6- متقين ، در بهشت در حالى كه روبه روى يكديگر قرار دارند ، بر تخت ها مى آرامند .

إن المتقين فى جنّ-ت . .. على سرر متقبلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 48 - 1،5

1- متقين در بهشت ، دچار هيچ گونه سختى و رنجى نخواهند شد .

لايمسّهم فيها نصب

«نصب» در لغت به معناى سختى و رنج است.

5- متقين در بهشت ، در رفاه مادى و آسايش فكرى كامل هستند .

إن المتقين فى جنّ-ت و عيون . ادخلوها بسلم ءامنين ... على سرر متقبلين . لايمسّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 108 - 4

4- عالى ترين نعمت ها و آرمانى ترين ارزش و آسايش براى مؤمنان در بهشت برين ، وجود دارد .

لايبغون عنها حولاً

درخواست تغيير، نوعاً، در پى تصوّر چيزى بهتر و بالاتر پديد مى آيد. اين كه بهشتيان، خواهان تغييرى در وضع خود نيستند، مى تواند بدين جهت باشد كه چيزى فوق آنچه آنان در بهشت برخوردارند، به ذهن شان نمى رسد تا آن را آرزو كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 34 - 2

2 - بهشتيان ، در كمال آسودگى و به دور از هرگونه حزن و اندوه

و قالوا الحمد للّه الذى أذهب عنّا الحزن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 35 - 4

4 - اعطاى بهشت و سراى پايدار و بى رنج و افسردگى ، فضل و لطف خداوند به بندگان

لايمسّنا فيها نصب و لايمسّنا فيها لغوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 71 - 4

4 - دسترسى بهشتيان به طعام و نوشيدنى بدون هيچ گونه رنج و تلاش

يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب

از مجهول آمدن «يُطاف» استفاده مى شود كه ظرف هاى غذا و جام هاى نوشيدنى، بدون تلاش بهشتيان در اختيار آنان قرار مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 54 - 4

4 - شكوه ، جلال ، آسايش و تنعم ، جملگى جمع در بهشت خائفان از مقام پروردگار

و لمن خاف مقام . .. متّكين على فرش ... و جنى الجنّتين دان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 23 - 2

2 - بهشتيان ، در اوج رفاه و راحتى به سر مى برند .

قطوفها دانية

وجود ميوه هاى آماده و در دسترس براى بهشتيان، حاكى از برخوردارى آنان از رفاه و راحتى بسيار است.

10- آسايش در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 31 - 9

9- بهشت ، مكانى بس آسايش آفرين ، و نعمت هاى آن ، پاداشى بس نيك براى مؤمنان است .

نعم الثّواب و حسنت مرتفقًا

«مرتفق» اسم مكان به معناى «متكا» (تكيگاه) است و چون هنگام استراحت، نوعاً، مرفق خود را روى زمين مى گذارند، به محل استراحت و لميدن «مرتفق» گفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 108 - 4

4- عالى ترين نعمت ها و آرمانى ترين ارزش و آسايش براى مؤمنان در بهشت برين ، وجود دارد .

لايبغون عنها حولاً

درخواست تغيير، نوعاً، در پى تصوّر چيزى بهتر و بالاتر پديد مى آيد. اين كه بهشتيان، خواهان تغييرى در وضع خود نيستند،

مى تواند بدين جهت باشد كه چيزى فوق آنچه آنان در بهشت برخوردارند، به ذهن شان نمى رسد تا آن را آرزو كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 61 - 2

2- بهشت ، جايگاه ماندن و استقرار و سرشار از امنيت و آسايش

جنّت عدن

برخى «عدن» را مصدر و به معناى اقامت كردن مى دانند و برخى ديگر آن را علَم براى زمين بهشت دانسته و گفته اند: اين نام بدان جهت بر بهشت نهاده شده كه جايگاه اقامت و استقرار است (كشاف، ج 3). در هر صورت اين كلمه بر اين كه بهشت محل استقرار است، دلالت دارد. لازم به ذكر است محل استقرار - در مقام تمجيد - به جايى گفته مى شود كه همه شرايط اقامت را دارا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 76 - 1

1 - بهشت ، جايگاهى سرشار از امن و آسايش و از هر جهت آماده براى ماندن و استقرار بهشتيان است .

جنّت عدن

در باره اين كه مراد از «عدن» چيست، نظرياتى از سوى مفسران ابراز گرديده است. برخى آن را نام يكى از بهشت هاى هشت گانه دانسته اند، و برخى ديگر معناى لغوى آن را لحاظ نموده و آن را به «اقامت كردن» معنا كرده اند. در اين صورت «عدن» قيدى توضيحى براى «جنّات» خواهد بود نه قيد احترازى. گروهى ديگر «عدن» را اسم خاص براى زمين بهشت مى دانند و مى گويند جايگاه اقامت بودن بهشت، باعث اين نام گذارى است. گفتنى است كه «محل اقامت» در مقام تمجيد به جايى گفته مى شود كه همه شرايط آسايش در آن فراهم باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 35 - 3

3 - بهشت ، سراى آسودگى و به دور از رنج و افسردگى

لايمسّنا فيها نصب و لايمسّنا فيها لغوب

«نصب» به معناى تعب و رنج و «لغوب» به معناى عجز و ناتوانى است كه غالباً به سبب تعب و مشقت به وجود مى آيد. گفتنى است كه در برداشت ياد شده از آن به افسردگى تعبير شده است.

11- آسايش در بهشت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 117 - 5

5 - بهشت مسكونى آدم و حوا ، جايگاهى آماده براى آسايش و راحتى و به دور از هرگونه مشقت و سختى

فلايخرجنّكما من الجنّة فتشقى

12- آسايش در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 36 - 5

5 - محروميت كافران از هرگونه راحتى و آسودگى در دوزخ

لهم نار جهنّم لايقضى عليهم فيموتوا و لايخفف عنهم من عذابها

از اين كه كافران دوزخى، هرگز نمى ميرند تا درد و رنج عذاب را درك نكنند و نيز از عذاب آنان كاسته نمى شود، مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.

13- آسايش در زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 53 - 1

1 - قرار دادن زمين ، همانند گاهواره اى براى آرامش و آسايش انسان ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .

الذى جعل لكم الأرض مهدًا

«مهد» جايگاهى است كه براى طفل آماده مى كنند (گهواره)، در آيه شريفه، زمين به گهواره اى كه طفل در آن مى آرمد، تشبيه شده است.

14- آسايش در شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 72 - 10،15

10 - خداوند ، شب را براى آسايش و استراحت قرار داده است .

من إله غير اللّه يأتيكم بليل تسكنون فيه

15 - روشنايى روز و آسايش يافتن در تاريكى شب ، از نعمت هاى بزرگ و درخور شكر و سپاس الهى

قل أرءيتم إن جعل اللّه عليكم الّيل سرمدًا. .. إن جعل اللّه عليكم النهار سرمدًا .

توحيد ربوبى و برشمرنده نعمت هاى الهى و شكرگزارى از آنها است. ذيل آيه بعد (لعلّكم تشكرون) مؤيد اين مطلب است.

15- آسايش در مسافرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 80 - 7

7- عوامل رفاه و آسايش انسان ، در سفر و حضر از جانب خداوند تدارك شده است .

و الله . .. و جعل لكم ... تستخفّونها يوم ظعنكم و يوم إقامتكم

16- آسايش دنيوى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 10

10 - برخوردارى حضرت عيسى و مريم ( ع ) ، از امكانات و آسايش زندگى

و ءاوينهما إلى ربوة ذات قرار و معين

17- آسايش دنيوى مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 10

10 - برخوردارى حضرت عيسى و مريم ( ع ) ، از امكانات و آسايش زندگى

و ءاوينهما إلى ربوة ذات قرار و معين

18- آسايش شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 125 - 4

4 - ساحران مؤمن به موسى ، معتقد به دستيابى كشته شدگان راه خدا به موهبتهايى برتر از نعمت ها و آسايش هاى دنيوى

إنا إلى ربنا منقلبون

19- آسايش طلبى در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 3

3 - عبادت خدا با انگيزه برخوردارى از رفاه و آسايش دنيوى ، عبادتى بى ارزش و مردود است .

و من الناس من يعبد اللّه على حرف فإن أصابه خير اطمأنّ

«خير» به هرچيزى كه در آن براى انسان منفعت و سود باشد و نيز مايه صلاح و بهبود حال و وضع وى گردد گفته مى شود. بنابراين كلمه «فتنة» كه در آيه فوق در مقابل «خير» قرار داده شده به معناى هر چيزى است كه براى انسان زيان آور و يا مايه بدى حال و روز وى باشد.

20- آسايش طلبى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 15

15 - فرعون و مردمانش در طول حكومتشان ، همواره در پى ساختن كاخ ها و خوش نشين هاى سايه افكن بودند .

و دمرنا ما كان يصنع فرعون و قومه و ما كانوا يعرشون

«ما» در «ما كانوا» موصول است و مراد از آن به دليل «يعرشون»، عرش و عريش (سايبان) است. بنابراين «ما كانوا يعرشون» يعنى سايبانهايى كه آنها را ساخته بودند. فعل «يصنع» و «يعرشون» كه به همراه «كان» و «كانوا» آمده، دلالت مى كند كه فرعونيان پيوسته كاخ و سايبان مى ساختند ; يعنى داراى كاخها و خوش نشينهاى فراوان بودند.

21- آسايش طلبى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 15

15 - فرعون و مردمانش در طول حكومتشان ، همواره در پى ساختن كاخ ها و خوش نشين هاى سايه افكن بودند .

و دمرنا ما كان يصنع فرعون و قومه و ما كانوا يعرشون

«ما» در «ما كانوا» موصول است و مراد از آن به دليل «يعرشون»، عرش و عريش (سايبان) است. بنابراين «ما كانوا يعرشون» يعنى سايبانهايى كه آنها را ساخته بودند. فعل «يصنع» و «يعرشون» كه به همراه «كان» و «كانوا» آمده، دلالت مى كند كه فرعونيان پيوسته كاخ و سايبان مى ساختند ; يعنى داراى كاخها و خوش نشينهاى فراوان بودند.

22- آسايش طلبى كفران كنندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 4

4- حق ناسپاسان ، انسانهايى لحظه نگر و فريفته آرامش و امنيتند .

أفأمنتم أن يخسف بكم . .. أم أمنتم أن يعيدكم فيه

برداشت فوق بر اين اساس است كه حق ناسپاسان به صِرف نجات يافتن از امواج دريا، به آرامش مقطعى خويش دلخوشند و در نتيجه از ياد خدا غافل مى شوند.

23- آسايش طلبى متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 1

1 - افشاگرى خداوند نسبت به روحيه مادى و آسايش طلب متخلفان از جنگ تبوك

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك

24- آسايش طلبى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 9

9 - در ديدگاه مشركان ، گمراهى توأم با امنيت و آسايش ، برتر از هدايت همراه با ناامنى و اضطراب است .

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا

25- آسايش طلبى منافقان مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 20 - 9

9 - منافقان مدينه ، افرادى راحت طلب بودند .

فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم . .. و إن يأت الأحزاب يودّوا لو أن

26- آسايش غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 44 - 9

9 - عذاب ناگهانى غافلان از خداوند و هشدارهاى او، در اوج شادمانى و رفاه و آسايش

فلما نسوا ما ذكروا به . .. أخذنهم بغتة

27- آسايش فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 131 - 3

3 - بلا ها و مصيبت هاى فرعونيان در مقابل نعمت ها و آسايش هاى آنان اندك و ناچيز بود .

فإذا جاءتهم الحسنة . .. إن تصبهم سيئة

معرفه آوردن «الحسنة» مى تواند اشاره به اين باشد كه زندگى فرعونيان همواره قرين رفاه و آسايش بوده و لذا «حسنة» براى آنان امرى شناخته شده بود، به خلاف مشكلات عمومى كه گويا در ميان آنها نبود و يا بندرت اتفاق افتاده بود ; به گونه اى كه «سيئة» براى آنان ناشناخته بود. آوردن «إذا» در مورد «حسنة» كه گوياى حصول اطمينان به شرط است و آوردن «إن» در مورد «سيئة» كه حاكى از مشكوك بودن شرط است، نيز دلالت بر برداشت فوق دارد.

28- آسايش مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 66 - 4

4 - مشركان ، به رغم كفران نعمت هاى خداوند ، از امكانات و وسايل آسايش در دنيا ، بهره مندند .

هم يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم و ليتمتّعوا

29- آسايش مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 182 - 2

2 - خداوند با عواملى خام كننده و خالى از هشدار ( رفاه ها و آسايش ها . . . ) تكذيب كنندگان آيات را به سير در راه سقوط وامى دارد .

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

30- آسايش منكران انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 8

8 - تحليل سختى هاى بيداركننده و هدفدار به حوادثى برخاسته از عوامل طبيعى و بدون هدف ، تحليل نادرست منكران رسالت پس از رسيدن به رفاه و آسايش

قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء

31- آسايش يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 168 - 4

4 - خداوند امت هاى يهود را گاهى با اعطاى نعمت ها و آسايش ها و زمانى با گرفتار ساختن به سختى ها و ناخوشايندى ها آزمود .

و بلونهم بالحسنت و السيئات

مراد از ضمير مفعولى در «بلوناهم» مى تواند همه يهود، صالحان و ناصالحان، باشد و مى تواند مراد از آن تنها ناصالحان ايشان باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

32- ارزش آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 7

7 - مطلوبيت برخوردارى از امكانات و آسايش زندگى

و ءاوينهما إلى ربوة ذات قرار و معين

33- امتحان با آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 49 - 15،18

15 - آسودگى از گرفتارى و برخوردارى از نعمت ها ، وسيله آزمايش الهى براى بشر است .

ثمّ إذا خوّلنه نعمة منّا . .. بل هى فتنة

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «فتنة» به معناى امتحان و آزمايش باشد.

18 - جهل و بى خبرى بيشتر انسان ها نسبت به آزمايش بودن نعمت ها و آسودگى ها براى انسان

بل هى فتنة و لكنّ أكثرهم لايعلمون

برداشت بالا مبتنى بر اين احتمال است كه متعلق علم در «لايعلمون»، فتنه بودن نعمت باشد.

34- انسان ها هنگام آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 54 - 5

5- انسان ها در برخورد با آسايش و رفع ناگوارى ها ، يكسان نيستند .

ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا فريق منكم بربّهم يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 13

13 - انسان ها هنگام رهايى از مشكلات و دستيابى به آسودگى ، موقعيت گذشته خود را فراموش كرده و ناسپاس مى شوند .

و إذا مسّ الإنسن ضرّ . .. ثمّ إذا خوّله نعمة منه نسى ما كان يدعوا إليه من قبل

35- انسان هنگام آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 10 - 2

2- احساس مصونيت از ابتلا به سختى ها ومحنتها ، از حالت هاى انسان به هنگام رفاه و آسايش

و لئن أذقنه نعماء بعد ضرّاء مسته ليقولنّ ذهب السيئات عنّى

«لئن أذقناه . ..» دلالت بر برطرف شدن سختيها دارد. از اين رو جمله «ذهب السيئات عنّى» (رنجها از من دور شد) - كه انسان به خاطر گفتن و اعتقاد به آن مذمت شده است - مفهومى ديگر دارد و آن پندار عدم ابتلاى دوباره به رنجها و ناملايمات است.

36- انگيزه آسايش طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 6

6 - برخوردار شدن از رفاه و آسايش دنيوى ، شرط و انگيزه برخى از انسان ها براى عبادت خداوند

و من الناس من يعبد اللّه على حرف

37- اهميت آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 80 - 4

4- تأمين آرامش و آسايش ، فلسفه و حكمت ساختن خانه و منزل است .

و الله جعل لكم من بيوتكم سكنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 2

2 - نعمت ، وسعت و آسايش ، از مظاهر رحمت الهى است .

و لئن أذقنه رحمة منّا من بعد ضرّاء مسّته

38- اهميت آسايش در خانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 27 - 3

3 - اهتمام اسلام به حفظ امنيت و آسايش محيط خانه و پرهيز كردن از ايجاد مزاحمت و نا امنى در آن

لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا

39- اهميت آسايش دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 9

9 - توجه اديان الهى ، به امكانات رفاهى و آسايش در زندگى دنيوى

و ءاوينهما إلى ربوة ذات قرار و معين

40- اهميت صبر در آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 4

4- ضرورت صبر و شكيبايى ، به هنگام روى آوردن مشكلات و ناملايمات و نيز به گاه رفاه و آسايش

لئن أذقنا الإنسن منا رحمة . .. إلاّ الذين صبروا

41- بهترين آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 108 - 4

4- عالى ترين نعمت ها و آرمانى ترين ارزش و آسايش براى مؤمنان در بهشت برين ، وجود دارد .

لايبغون عنها حولاً

درخواست تغيير، نوعاً، در پى تصوّر چيزى بهتر و بالاتر پديد مى آيد. اين كه بهشتيان، خواهان تغييرى در وضع خود نيستند، مى تواند بدين جهت باشد كه چيزى فوق آنچه آنان در بهشت برخوردارند، به ذهن شان نمى رسد تا آن را آرزو كنند.

42- بهترين وقت آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 72 - 9

9 - شب ، بهترين و مناسب ترين زمان براى استراحت و آسايش

يأتيكم بليل تسكنون فيه

تصريح خداوند به اين كه شب را براى آسايش و استراحت بشر قرار داده است، مى تواند حاكى از برداشت ياد شده باشد.

43- تحليل نادرست آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 6،7

6 - روى آوردن رفاه و آسايش بر كافران مبتلا به سختى ها و محنت ها ، در پى دارنده تحليلهايى نادرست درباره پيدايش شدايد و اسباب رفاه و آسايش

ثم بدلنا . .. حتى عفوا و قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء

7 - منكران رسالت انبيا با استناد به وجود سختى ها و آسايش ها در تاريخ نياكان خويش ، دشوارى هاى بيداركننده زندگى خود را پديده اى عادى و خالى از هر گونه هدف و پيام مى پنداشتند .

ثم بدلنا . .. قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء

44- ترك آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 2

2 - ايمان حقيقى ، مستلزم چشم پوشى از آسايش و ترك خواب است .

إنّما يؤمن بأيتنا . .. تتجافى جنوبهم عن المضاجع

45- توحيد در آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 13

13 - رويكرد به خداوند و اجتناب از شرك ، در وضعيّت آسايش ، مانند وضعيت سختى و ناگوارى امرى بايسته و لازم است .

و إذا مسّ الناس ضرّ . .. ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة ... يشركون

از آن جايى كه آيه، درصدد سرزنش كسانى است كه به هنگام مواجهه با سختى ها، به خداوند روى مى آورند، اما همين كه از آن مى رهند، شرك مىورزند، نكته ياد شده به دست مى آيد.

46- دعا در آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 10

10 - انسان بايد در حال آسايش و سختى ، متوجه خدا بوده و تنها به درگاه او نيايش داشته باشد .

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه . .. ثمّ إذا خوّله نعمة منه نسى ما كان يدعوا إليه

47- ذكر خدا در آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 4

4 - لزوم روى آوردن به درگاه خدا در سختى و آسايش

ثم بدلنا مكان السيئة الحسنة

48- زمينه آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 49 - 14

14 - علم و آگاهى ، زمينه توسعه اقتصادى و برخوردارى از رفاه و آسايش

ثمّ إذا خوّلنه نعمة منّا قال إنّما أُوتيته على علم

از آهنگ اين آيه استفاده مى شود كه آنچه محكوم و مردود است، ناديده گرفتن نقش خدا به عنوان منشأ اصلى نعمت ها و تكيه كردن بر تلاش و دانش خود است; نه اين كه آيه شريفه درصدد نفى نقش دانش و تلاش بشر در توسعه اقتصادى و رفاه است.

49- زمينه آسايش طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 5

5 - ثروت و توانمندى ، زمينه راحت طلبى ، ذلت پذيرى و روى گردانى انسان از جهاد *

يستئذنونك و هم أغنياء

50- شرك در آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 14

14 - رويكرد افراد رهيده از سختى ها و ناملايمات به شرك ، به رغم توجّه شان به خداوند ، به هنگام ابتلا ، امرى غير منتظره و ناشايست است .

ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة إذا فريق منهم بربّهم يشركون

«إذا» در عبارت «إذا فريق. ..» فجاييه است. كاربرد آن، در جايى است كه حادثه اى به صورت غيرمنتظره رخ بدهد. تكرار «ربّهم» با اين بيان كه ذكر «ربّهم» اِشعار به اين نكته دارد كه آنان به رغم اين كه خداوند، پروردگارشان است، چنان كردند، مؤيد اين مطلب است.

51- صابران هنگام آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 3

3- صابرانِ داراى اعمال صالح ، به هنگام رفاه و آسايش و برخوردارى از موهبت هاى دنيا ، هرگز تكبر نكرده و فخرفروشى و شادمانى نمى كنند .

إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

52- صالحان هنگام آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 3

3- صابرانِ داراى اعمال صالح ، به هنگام رفاه و آسايش و برخوردارى از موهبت هاى دنيا ، هرگز تكبر نكرده و فخرفروشى و شادمانى نمى كنند .

إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

53- عبادت آسايش طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 6

6 - برخوردار شدن از رفاه و آسايش دنيوى ، شرط و انگيزه برخى از انسان ها براى عبادت خداوند

و من الناس من يعبد اللّه على حرف

54- عمل صالح در آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 5

5- ضرورت انجام كار هاى نيك ، به هنگام رفاه و آسايش و نيز در زمان گرفتار شدن به محنت و رنج

لئن أذقنا الإنسن منا رحمة ثم نزعنها منه إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و

55- عوامل آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 23

23 - روزه ، موجب نيل انسان ها به معيشتى سهل و راحت و رهايى يافتن از تنگنا هاى دنيا و آخرت *

يريد اللّه بكم اليسر و لايريد بكم العسر

برداشت فوق بر اين اساس است كه «يريد اللّه» ناظر به وجوب روزه باشد. بر اين اساس جمله «يريداللّه» اشاره به اين دارد كه: خداوند روزه را بر شما واجب كرد تا بر اثر آن به معيشتى سهل نايل شويد و به مشكلات گرفتار نگرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 1،2،3،5،6

1 - فروفرستادن خوابى آرام بخش از سوى خداوند بر پيكارگران احد ، به دنبال اندوههايى كه در آن كارزار بر ايشان گذشت .

ثمّ انزل عليكم من بعد الغمّ امنة نعاساً

«امنة» (آرامش خاطر)، مفعول براى «انزل» است و «نعاساً» به معناى خواب، عطف بيان و يا بدل از «امنة» است.

2 - خواب آرامش بخش به دنبال هجوم پى در پى اندوه ها ، موهبتى الهى به بندگان

ثمّ انزل عليكم من بعد الغمّ امنة نعاساً

3 - خواب از عوامل آرام بخش انسان هاى اندوهگين و حاضر در كوران مشكلات

ثمّ انزل عليكم من بعد الغمّ امنة نعاساً

بنابر اينكه «امنةً» مفعول له براى «نعاساً» باشد.

5 - خواب آرام بخش ، تنها پيكارگران خداجوى نبرد احد را فراگرفت .

ثمّ انزل . .. امنة نعاساً يغشى طائفة منكم

به قرينه «طائفة قد اهمّتهم . .. »، طائفه اوّل حمل بر كسانى مى شود كه همّتشان دين و خدا بود.

6 - آنانكه در نبرد احد تنها به فكر خويش بودند ( خودگزينان ) ، غرق در اضطراب و دلهره و محروم از خواب آسوده و آرام

بخش

ثمّ انزل . .. يغشى طائفة منكم و طائفة قد اهمّتهم انفسهم

56- عوامل آسايش اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 37 - 6

6 - انجام اعمال صالح ، شرط نجات از دوزخ و آسودگى در آخرت است .

ربّنا أخرجنا نعمل صلحًا غير الذى كنّا نعمل أوَلم نعمّركم ما يتذكّر فيه من تذكّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 41 - 4

4 - تقواپيشگى ، عامل آسودگى و شادابى در آخرت

إنّ المتّقين فى ظلل و عيون

57- عوامل آسايش در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 34 - 4

4 - آرميدن متقين در سايه بوستان ها و مى گسارى آنان ، در برابر محروميت جهنميان از خنكى و نوشيدنى ، انعكاسى از تقابل آثار طغيان گرى و تقوا است .

لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا . .. حدائق و أعنبًا ... و كأسًا دهاقًا

58- عوامل بقاى آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 114 - 8

8- تداوم رفاه و آسايش و حيات اقتصادى جوامع ، در پرتو بهره گيرى از روزى هاى حلال و استفاده بهينه از آنها و اجتناب از كفران است .

و ضرب الله مثلاً قرية . .. فكفرت بأنعم الله ... فكلوا ممّا رزقكم الله حللاً طيب

«فاء» در «فكلوا. ..» براى تفريع اين جمله به آيات پيشين است; يعنى، از روزيهاى حلال و دلپذير استفاده كنيد و شكر نعمت خدا را به جا آوريد تا گرفتار سرنوشت مردمى نشويد كه آنان در اوج رفاه و آسايش بودند; ولى در اثر كفران نعمت، دچار عذاب شدند.

59- غفلت هنگام آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 49 - 17

17 - برخوردارى از آسودگى ها و نعمت ها به همراه غفلت از ياد خدا و ناشكرى ، محنت زا و بلاآفرين است .

ثمّ إذا خوّلنه نعمة منّا قال إنّما أُوتيته على علم بل هى فتنة

يكى از موارد كاربرد «فتنة»، محنت و بلا است و برداشت بالا مبتنى بر اين معنا است. بر اين اساس مى توان گفت: برخوردارى از آسودگى و نعمت ها، به همراه اين تصور كه آنها ناشى از دانش بشرى است نه لطف الهى، نه تنها براى بشر نعمت نيست; بلكه در دنيا و آخرت نقمت و بلا خواهد بود. گفتنى است آيه بعد - كه از روبه رو شدن مرفهان بى خبر از خدا با عذاب و بدبختى و كارساز نبودن برخوردارى هاى آنان، سخن مى گويد - مؤيد همين برداشت است.

60- فلسفه آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 168 - 5،7

5 - سختى ها و آسايش ها ، امورى هدفدار و زمينه آزمون انسان ها از سوى خداوند است .

و بلونهم بالحسنت و السيئات

7 - تغيير و تحول در زندگى انسان ها ، با روى آورى سختى ها و آسايش ها ، امرى هشداردهنده و زمينه ساز روى آورى آنان به صواب و صلاح است .

و بلونهم بالحسنت و السيئات لعلهم يرجعون

61- فلسفه آسايش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 3

3 - سختى ها و آسايش ها در زندگانى جوامع كفرپيشه داراى هدف و پيامى ويژه و برخاسته از اراده خداوند است .

و ما أرسلنا فى قرية من نبى إلا أخذنا . .. ثم بدلنا مكان السيئة الحسنة

62- فلسفه آسايش يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 168 - 6

6 - بازگشت ناصالحان يهود به صلاح و صواب ، از اهداف آزمون آنان با ايجاد سختى ها و آسايش ها در زندگانى ايشان بود .

و بلونهم بالحسنت و السيئات لعلهم يرجعون

چنانچه ضمير در «بلوناهم» به ناصالحان برگردد، ارجاع ضمير «لعلهم» به آنان طبيعى و روشن است. و اگر ضمير در «بلوناهم» به همگان، صالح و ناصالح، برگردد، مرجع ضمير «لعلهم» به طريقه استخدام، ناصالحان است.

63- كافران و آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 7

7 - منكران رسالت انبيا با استناد به وجود سختى ها و آسايش ها در تاريخ نياكان خويش ، دشوارى هاى بيداركننده زندگى خود را پديده اى عادى و خالى از هر گونه هدف و پيام مى پنداشتند .

ثم بدلنا . .. قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء

64- محرومان از آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 36 - 5

5 - محروميت كافران از هرگونه راحتى و آسودگى در دوزخ

لهم نار جهنّم لايقضى عليهم فيموتوا و لايخفف عنهم من عذابها

از اين كه كافران دوزخى، هرگز نمى ميرند تا درد و رنج عذاب را درك نكنند و نيز از عذاب آنان كاسته نمى شود، مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.

65- محرومان از آسايش اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 13 - 3

3 - مرفهان تكذيب گر و دين ستيز ، از هرگونه آسايش و راحتى يا لذت و كام جويى در قيامت ، محروم خواهند بود .

و ذرنى و المكذّبين أُولى النعمة . .. و طعامًا ذا غصّة و عذابًا أليمًا

تأكيد خداوند بر گلوگير و دردآور بودن كيفر صاحبان ثروت و رفاه، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 4 - 4

4 - كافران ، از هر گونه راحتى و آسايش در دوزخ محروم اند .

إنّا أعتدنا للكفرين سلسلاَْ و أغللاً و سعيرًا

از كيفيت عذاب شدن كافران ناسپاس (غل و زنجير شدن آنان در دوزخ)، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

66- منشأ آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 80 - 7

7- عوامل رفاه و آسايش انسان ، در سفر و حضر از جانب خداوند تدارك شده است .

و الله . .. و جعل لكم ... تستخفّونها يوم ظعنكم و يوم إقامتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 2

2 - رفاه و آسايش ، جلوه رحمت خداوند

و لو رحمنهم و كشفنا ما بهم من ضرّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 49 - 11،19

11 - انسان ها ، آسودگى و برخوردارى از نعمت ها را ، نتيجه دانش و تلاش خود مى دانند .

ثمّ إذا خوّلنه نعمة منّا قال إنّما أُوتيته على علم

19 - بيشتر انسان ها از منشأ اصلى نعمت ها و آسودگى ها ( خدايى بودن آنها ) و مقدار تأثير دانش بشرى در پديد آمدن آنها ، بى خبر و ناآگاه اند .

قال إنّما أُوتيته على علم بل هى فتنة و لكنّ أكثرهم لايعلمون

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه متعلق علم در «لايعلمون»، مطلبى باشد كه از جمله «قال إنّما أُوتيته. ..» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 50 - 1

1 - دادن نقش اصلى به دانش و تلاش بشرى در برخوردارى از آسودگى ها و نعمت ها و ناديده گرفتن نقش خداوند در عرصه زندگى ، تفكر همه مرفهان و برخورداران در طول تاريخ

قال إنّما أُوتيته على علم . .. قد قالها الذين من قبلهم

67- مؤمنان هنگام آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 8

8 - مؤمنان ، برخلاف كافران ، تنها در گرفتارى به ياد خدا نيستند ; بلكه در همه حال ( خوشى و ناخوشى ) رو به خدا مى آورند .

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه . .. أمّن هو قنت ءاناء الّيل ساجدًا ... و يرجوا

برداشت بالا از ارتباط ميان آيه شريفه با آيه پيش به دست مى آيد.

68- ناپايدارى آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 10 - 5

5- ناپايدارى مشكلات و ناملايمات و نيز رفاه ها و آسايش ها در زندگى آدميان

و لئن أذقنه نعماء بعد ضرّاء مسته

«ضراء» به معناى سختى و رنج است. به كارگيرى واژه «مسّ» (لمس كردن و تماس گرفتن) براى گرفتار شدن به سختيها اشاره به اين نكته دارد كه: رنجها و سختيها معمولاً دايمى و پايدار نيستند و تعبير «چشاندن» در مورد اعطاى نعمتها، حاكى از زودگذرى آنهاست.

69- نعمت آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 14

14 - آسايش و آسودگى از گرفتارى ها و رنج ها ، نعمتى است الهى .

و إذا مسّ الإنسن ضرّ . .. ثمّ إذا خوّله نعمة منه

برداشت ياد شده از تعبير نعمت درباره آسودگى و رفع گرفتارى، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 49 - 10

10 - آسايش و دور ماندن از گرفتارى ها و رنج ها ، نعمتى است الهى .

فإذا مسّ الإنسن ضرّ . .. ثمّ إذا خوّلنه نعمة منّا

70- نعمت آسايش اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 52 - 2

2- امنيت و آسايش ، مهم ترين نعمت در كنار زيبايى ها و طراوت هاى بهشت

فى مقام أمين . فى جنّ-ت و عيون

برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه قرآن، در مقام ذكر نعمت هاى اخروى متقين، از امنيت به عنوان نعمتى مهم و حتى مقدم بر ديگر نعمت ها نام برده است.

71- نياز به آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 72 - 7

7 - نياز بشر به استراحت و آرامش ، پس از تلاش هاى روزانه

من إله غير اللّه يأتيكم بليل تسكنون فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 73 - 3

3 - تأمين نياز انسان ( نياز وى به آسايش ، پس از تلاش هاى روزانه ) هدف الهى از برقرار ساختن شب

جعل لكم الّيل . .. لتسكنوا فيه

72- وقت آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 73 - 2

2 - شب ، بسترى مناسب براى سكون و آرامش انسان

جعل لكم الّيل . .. لتسكنوا فيه

آسايش طلبان

73- انگيزه آسايش طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 6

6 - برخوردار شدن از رفاه و آسايش دنيوى ، شرط و انگيزه برخى از انسان ها براى عبادت خداوند

و من الناس من يعبد اللّه على حرف

74- عبادت آسايش طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 6

6 - برخوردار شدن از رفاه و آسايش دنيوى ، شرط و انگيزه برخى از انسان ها براى عبادت خداوند

و من الناس من يعبد اللّه على حرف

آسايش طلبى

75- آسايش طلبى در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 3

3 - عبادت خدا با انگيزه برخوردارى از رفاه و آسايش دنيوى ، عبادتى بى ارزش و مردود است .

و من الناس من يعبد اللّه على حرف فإن أصابه خير اطمأنّ

«خير» به هرچيزى كه در آن براى انسان منفعت و سود باشد و نيز مايه صلاح و بهبود حال و وضع وى گردد گفته مى شود.

بنابراين كلمه «فتنة» كه در آيه فوق در مقابل «خير» قرار داده شده به معناى هر چيزى است كه براى انسان زيان آور و يا مايه بدى حال و روز وى باشد.

76- آسايش طلبى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 15

15 - فرعون و مردمانش در طول حكومتشان ، همواره در پى ساختن كاخ ها و خوش نشين هاى سايه افكن بودند .

و دمرنا ما كان يصنع فرعون و قومه و ما كانوا يعرشون

«ما» در «ما كانوا» موصول است و مراد از آن به دليل «يعرشون»، عرش و عريش (سايبان) است. بنابراين «ما كانوا يعرشون» يعنى سايبانهايى كه آنها را ساخته بودند. فعل «يصنع» و «يعرشون» كه به همراه «كان» و «كانوا» آمده، دلالت مى كند كه فرعونيان پيوسته كاخ و سايبان مى ساختند ; يعنى داراى كاخها و خوش نشينهاى فراوان بودند.

77- آسايش طلبى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 15

15 - فرعون و مردمانش در طول حكومتشان ، همواره در پى ساختن كاخ ها و خوش نشين هاى سايه افكن بودند .

و دمرنا ما كان يصنع فرعون و قومه و ما كانوا يعرشون

«ما» در «ما كانوا» موصول است و مراد از آن به دليل «يعرشون»، عرش و عريش (سايبان) است. بنابراين «ما كانوا يعرشون» يعنى سايبانهايى كه آنها را ساخته بودند. فعل «يصنع» و «يعرشون» كه به همراه «كان» و «كانوا» آمده، دلالت مى كند كه فرعونيان پيوسته كاخ و سايبان مى ساختند ; يعنى داراى كاخها و خوش نشينهاى فراوان بودند.

78- آسايش طلبى كفران كنندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 4

4- حق ناسپاسان ، انسانهايى لحظه نگر و فريفته آرامش و امنيتند .

أفأمنتم أن يخسف بكم . .. أم أمنتم أن يعيدكم فيه

برداشت فوق بر اين اساس است كه حق ناسپاسان به صِرف نجات يافتن از امواج دريا، به آرامش مقطعى خويش دلخوشند و در نتيجه از ياد خدا غافل مى شوند.

79- آسايش طلبى متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 1

1 - افشاگرى خداوند نسبت به روحيه مادى و آسايش طلب متخلفان از جنگ تبوك

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك

80- آسايش طلبى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 9

9 - در ديدگاه مشركان ، گمراهى توأم با امنيت و آسايش ، برتر از هدايت همراه با ناامنى و اضطراب است .

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا

81- آسايش طلبى منافقان مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 20 - 9

9 - منافقان مدينه ، افرادى راحت طلب بودند .

فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم . .. و إن يأت الأحزاب يودّوا لو أن

82- زمينه آسايش طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 5

5 - ثروت و توانمندى ، زمينه راحت طلبى ، ذلت پذيرى و روى گردانى انسان از جهاد *

يستئذنونك و هم أغنياء