ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور:فروغ مسجد 8 : مسجد و خانواده / [برگزارکننده] مرکز رسیدگی به امور مساجد.
مشخصات نشر:قم: مرکز رسیدگی به امور مساجد، اول مردادماه 1393
مشخصات ظاهری:[372] ص.
زبان: فارسی
موضوع: خانواده
موضوع: ازدواج
موضوع: مسجد و کارکردهای آن
وضعیت فهرست نویسی:در انتظار فهرستنویسی (اطلاعات ثبت)
یادداشت:چاپ اول.
فروغ مسجد 8 : مسجد و خانواده
عنوان و نام پدیدآور:فروغ مسجد 8 : مسجد و خانواده / [برگزارکننده] مرکز رسیدگی به امور مساجد.
مشخصات نشر:قم: مرکز رسیدگی به امور مساجد، اول مردادماه 1393
مشخصات ظاهری:[372] ص.
زبان: فارسی
موضوع: خانواده
موضوع: ازدواج
موضوع: مسجد و کارکردهای آن
وضعیت فهرست نویسی:در انتظار فهرستنویسی (اطلاعات ثبت)
یادداشت:چاپ اول.
تصویر
هو العلیم
فرمایشات رهبری عظیم الشأن انقلاب پیرامون مسجد در ساختار نظام جمهوری اسلامی، و جایگاه آن در شکلگیری تمدن نوین اسلامی نشان از آن است که مسجد وظیفه ای بسیار سنگین و همه جانبه در این زمینه دارد. وظایفی که هم حوزه فردی و هم حوزه اجتماعی حیات بشری را در بر میگیرد. در نگاه ایشان آنچه که دستیابی به تمدن اسلامی را میسر می-کند، پیوند میان حیات مادی و حیات معنوی زندگی بشری است و این مهم تنها و تنها در صورتی هادی و ثمربخش است که در فضای معنوی مسجد طراز اسلامی واقع شود و اساساً محور و بستر سبک زندگی اسلامی، مسجد است.
از طرفی مهم ترین و اصلی ترین واحد اجتماعی، که از ابتدای حیات تا لحظة مرگ، در تربیت انسان نقش دارد، خانواده است. چنانچه مقام معظم رهبری می فرمایند: « .. مسئله خانواده، مسئله بسیار مهمی است؛ پایه اصلی در جامعه است. سلول اصلی در جامعه است... به این معنا اگر سالم شد، یعنی بدن سالم است. بدن که غیر از سلولها چیز دیگری نیست. هر جهازی، مجموعة سلولهاست. اگر ما توانستیم سلولها را سالم کنیم، پس سلامت آن جهاز را داریم. مسئله اینقدر اهمیت دارد.» (سومین نشست اندیشه های راهبردی، 14/10/1390)
به اعتقاد همة دانشمندان علوم اجتماعی و روانشناسی اسلامی و غیراسلامی، تربیت اصلی فرد در حیات اجتماعی وی، در خانواده رخ میدهد. اهمیت این نهاد زمانی بیشتر درک میشود که نگاهی به هدفگیری دشمنان ایران اسلامی نسبت به خانواده، این بنیان شکلگیری تربیت دینی و اسلامی، بیندازیم. هجمة عظیم فرهنگی و نرم بر علیه زن و خانواده در نظام
اسلامی و تلاش برای بیمفهوم کردن و هویت زدایی از آن نشان از اهمیت این نهاد اجتماعی در مسیر حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی است. چنانچه بُعد نرم افزاری تمدن از نظر مقام معظم رهبری که بُعد فرهنگی است تنها در سایه خانواده رخ میدهد: «جامعة اسلامی بدون بهره مندی کشور از نهاد خانوادة سالم، سرزنده و با نشاط، اصلاً امکان ندارد پیشرفت کند، به خصوص در زمینه های فرهنگی ... .» (سومین نشست اندیشه های راهبردی، 14/10/1390)
در نتیجه پیوند میان خانواده و مسجد پیوندی حساس، راهبردی و مورد توجه در نظام اجتماعی و حتی نظام فردی تمدن اسلامی است.
مرکز رسیدگی به امور مساجد با عنایت به اهمیت این پیوند مقدس و آثار و برکات آن، سال 93 را با عنوان مسجد و خانواده نامگذاری نمود تا بهانه ای باشد برای توجه دادن اذهان دغدغهمندان و صاحب نظران و اثرگذاران جامعه به این موضوع.
کتاب حاضر نیز مجموعة مقالاتی است که به تبیین و ترسیم رابطه بین مسجد و خانواده و بایستهها و راهکارهای تحکیم این ارتباط میپردازد. امید است این کتاب مورد توجه فعالان مسجد و امامان جماعت مساجد قرار گرفته و در جهت دستیابی به جایگاه اصلی خانواده در مسیر حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی حرکتی مفید و مثمر ثمر باشد.
در کنار سایر اقدامات و برنامه های فرهنگی اجتماعی در این زمینه، از تلاش خالصانه نویسندگان ارجمند و همکاران گرامی در دفتر مطالعات و پژوهشها سپاسگزاری نموده و امیدواریم در نظر شما ائمه گرانقدر جمعه و جماعات مقبول افتد. مشتاقانه پذیرای پیشنهادات و نظرات سازندة أعزة جلیل القدر هستیم.
جعلنا الله من عامری مساجدالله
مرکز رسیدگی به امور مساجد
معاونت فرهنگی-اجتماعی
محمد ولی زاده (1)
1) . دانشجوی دکترای فقه و حقوق. :liamE valizadeh8612@gmail.com
نهاد مسجد و خانواده هر دو از اهمیت ویژهای در تربیت انسان برخوردارند طوریکه نهاد مسجد همواره مکمل نقش نهاد خانواده در تربیت دینی انسانها بوده است. لیکن امروز نهادهای همعرض متولی تربیت و یا مدعی تربیت، زیاد شدهاند و ابزارهای تربیتی که همان رسانهها باشند به شدت گسترش یافتهاند؛ از طرفی نیز سبک زندگی جدید (زندگی ماشینی و شهرنشینی) و فرهنگ منحط غرب، از طریق نفوذ در نهادها و ابزارهای رسانهای، بر نظام خانواده مؤثر واقع افتاده و علاوه بر مواجه ساختن کارکردهای آن با مشکل، آسیبهای فراوان بدان وارد نمودهاند. نتیجه آنکه نقش تأثیرگذار مسجد بر خانواده در تربیت، با چالش مواجه شده است.
این تحقیق کتابخانهای -که هدفش ارتقاء بینش متولیان مسجد از وضعیت خانواده و شناسائی راهحلهای برونرفت خانواده از وضع موجود از طریق نهاد مسجد است- سؤالش این است که، اولاً آسیبهای موجود نهاد خانواده به لحاظ کمی و کیفی چیست؟ درثانی؛ مسجد برای بازیافتن نقش و جایگاه پیشین خود، در شرایط کنونی چه نقش و چه رولی را بازی کند تا بتواند به موازات سایر نهادهای تربیتی و یک قدم جلوتر از آنها در این رقابت تنگاتنگ، با برقراری ارتباط وثیق با نهاد خانواده، ضمن کمک در تربیت دینی خانواده، آسیبهای آن را بزداید؟
نتایج این تحقیق تحلیلی حاکی است، باید ضمن واقعبینی از فرآیند آموزش در جامعه فعلی و عدم انکار نقش سایر نهادهای تربیتی، به بازتعریف نقش مسجد در فرآیند تربیت پرداخت و جایگاه شایسته و بایسته آن را تعیین نمود. برای این، لازم است چند رویکرد
اصلاحی کلان مورد توجه نهاد مسجد در جهتگیریهای اقدامی و برنامهای قرار گیرد و آنگاه حسب نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدهای هر کدام از مساجد، راهکارهای عملی از حیث یاری نمودن آنها برای نهاد خانواده تدوین شود.
کلیدواژهها: مسجد، خانواده، تربیت دینی، سبک زندگی، تهاجم فرهنگی.
با اینکه نهاد مسجد، والاترین و پاکترین پایگاه تربیت دینی انسانها بوده و خانواده، نخستین و مؤثرترین نهاد در بحث تربیت انسان است و وجود ارتباط معنوی بین مسجد و خانواده به منظور استفاده از جایگاه و پتانسیل همدیگر -که نقش مکملی برای همدیگر دارند- یک ضرورت است، ولی ارتباط فیمابین آنها در جامعه امروزی به نحو بیسابقهای کاهش یافته و دیگر نشانی از نقش پررنگ و تأثیرگذار نهاد مسجد در تربیت دینی نهاد خانواده نیست و نهاد خانواده با آسیبهای فراوان دست به گریبان است.
آنچه در اینجا به عنوان سؤالات اصلی تحقیق بشمار میرود آن است که:
چرا ارتباط این دو نهاد مقدس کمرنگ شده و مسجد همچون سابق نمیتواند به کمک نهاد خانواده در امر تعلیم و آموزش معارف دینی و سبک زندگی اسلامی بشتابد؟ دلایل محیطی و روانی این وضعیت چیست؟
در ساختار پیچیده نظام تربیت موجود - با تمام عناصر و ابزارهای تأثیرگذاری که دارد- جایگاه مطلوب مسجد جهت تأثیرگذاری بر نهاد خانواده در این چینش کجاست؟ نهاد مسجد برای بازیافتن آن ارتباط وثیق و تأثیرگذار پیشین، کدام جایگاه را و با کدام رویکردها و برنامهها بایستی مدنظر قرار دهد؟
طبیعتاً برای نیل به جواب این دو سؤال اصلی، ناگزیر از پرداختن به چند سؤال فرعی نیز خواهیم بود که عبارتند از:
آسیبهایی که نظام خانواده در شرایط حاضر با آنها دست به گریبان است به لحاظ کمی و کیفی کدامند؟
کارکردهای مسجد در مواجهه با نهاد خانواده چیست؟ نهاد مسجد چه ظرفیتهای بالقوهای در جهت به کمال رساندن انسانها از طریق نهاد خانواده دارد؟
فرضیه تحقیق بر آن است که هجوم ارزشهای منحط نظام غربی و تغییر در سبک زندگی خانواده، عوامل اصلی ورود آسیبهای فراوان بر پیکره نهاد خانواده هستند و متقابلا عدم هماهنگی مسجد با واقعیات زمانه و بدور ماندن از پویایی و نوآوری به موازات سایر نهادهای تأثیرگذار بر خانواده، سبب کمرنگ شدن ارتباطش با نهاد خانواده شده که برای برونرفت از این وضعیت لازم است در رویکردها و جهتگیریهایش بازنگری نماید و نوع نگاه خود را به مسئله تغییر دهد.
بر این اساس این تحقیق که در پی ارائه شناخت و بینش کافی به متولیان امور مساجد در خصوص وضعیت ارتباط این نهاد با خانواده است در چهار بخش و به شرح ذیل به بررسی موضوع مورد نظر خواهد پرداخت؛ در بخش اول به صورت مختصر، ضمن تبیین نقش و جایگاه والای خانواده، به کارکردهای آن در مقام تربیت دینی انسان پرداخته خواهد شد. در بخش بعدی، آسیبهای عمده نهاد خانواده و وضع موجود آنها به صورت مستند و حسب آمارها و دادههای معتبر و رسمی بیان میشود. در بخش سوم با ورود به مباحث اختصاصی مسجد، ضمن ترسیم دقیق و علمی از نحوه ارتباط مطلوب مسجد و خانواده، کارکردهای مسجد در این خصوص و در جهت یاری نهاد خانواده تبیین میشود و نهایتاً در بخش آخر راهکارها و به بیانی دیگر، رویکردهای اصلاحی مورد نیاز مسجد در شرایط موجود برای مواجهه فعال، پویا و تأثیرگذار بر نهاد خانواده مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
این تحقیق با ابعاد مورد نظر که برای آن ترسیم شد در نوع خود، تحقیقی تازه، نوآورانه و فاقد سابقه است؛ هر چند تحقیقات زیادی در حوزه مسجد و نیز در حوزه خانواده به صورت اختصاصی نگاشته شدهاند ولی از این حیث که تبیین دقیق و علمی از ارتباط فیمابین این دو، خصوصاً حسب اقتضائات زمانی و مکانی امروز، صورت بگیرد، حسب استقراء نگارنده وجود ندارد بماند که حتی آسیبهای نهاد خانواده به صورت کامل و جامع و همراه با مستندات آمار رسمی و معتبر در تحقیقات موجود، یافت نمیشود. لذا این تحقیق از جنبههای مختلف میتواند نوآورانه و بدیع باشد.
از منظر اسلام، ازدواج و تشکیل کانون گرم خانواده، فینفسه امر مطلوب و مورد سفارش است طوریکه یگانه راه زندگی سالم و سعادتمند در پیروی از همین مسیر تعریف شده و راههای انحرافی و غیر آن نه تنها مردود اعلام شده بلکه به شدت به مبارزه با آنها دستور داده شده است؛ از زوجیت و مسائل جنسی غیر نظاممند (غیرشرعی) گرفته تا فرزندی که از این طریق زاده میشود همه و همه تقبیح شده و اثرات زیانبار ملموس و غیر ملموس فراوان بر آنها برشمرده شده است پیامدهایی چون رخت بربستن صمیمیت، عاطفه، اعتماد و صداقت و پاکی از نهاد خانواده و بیسرپرست ماندن نوزادان نامشروع و مشکلات ارث و دیه آنها و ... و مضاف بر همه اینها، عواقب، مجازات و محرومیتهای سنگین اخروی برای آن در نظر گرفته شده است. (ر. ک: کلینی، کافی، ج5، ص320-574؛ حرعاملی، وسائل الشیعه، ج14؛ مجلسی، بحارالانوار، جلد 103)
لذا رویکرد اسلام در مواجهه با سنت ازدواج موجود در میان ابنای بشر، امضای صرف نبوده و مشمول قاعده منطقی «اثبات شیئی نفی ماعدا نمیکند» نبوده است بلکه علاوه بر تأیید و نظاممند ساختن آن و جعل شرایط ویژه برای تشکیل خانواده و ازدواج شرعی، بر حقانیت و صحت آن تاکید نموده و راهها و مسیرهای معادل و بدل را به شدت مورد نکوهش قرار داده و باطل اعلام نموده است. (همان) لذا جاهلیت مدرن هم که با نهاد خانواده در افتاده و مسیرهای جایگزین برای آن تعریف نموده است، بیراهههایش جدید و فاقد سابقه نیستند بلکه اصل آنها که همان ارتباط جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی است در
زمان شارع نیز بوده و اسلام آن را بشدت رد نموده است. هرچند جاهلیت مدرن تمهیداتی! برای بچههای بیسرپرست (برآمده از زنا یا متلاشی شدن نهاد خانواده)، زنان بیسرپرست (برآمده از طلاق زودرس) زنان و مردان تنهای کهنسال، اندیشیده است ولی اینها چیزی جز پاک کردن صورت مسئله و افزودن به مشکلات بشریت نیست، چرا که خروجی این سیستم هیچوقت شیرینی زندگی با آرامش و در کنار هم بودن توأم با سلامت روح و روان در دنیا و نیل به کمال و سعادتمندی در سرای آخرت را برای افرادش ارزانی نخواهد داشت و نهایتاً آن خواهد شد که مشکل تنهایی و انزوا و عدم اطمینان و اعتماد به همدیگر را بایستی در انسگیری با حیوانات و مانند آن جستجو نمایند و مدام از بیاعتمادی افراد جامعه، تحت عباراتی چون کاهش سرمایه اجتماعی و امثال آن شکوه نمایند.
تعالیم و آموزههای دین اسلام به ازدواج و تشکیل خانواده بسیار سفارش نمودهاند برخی از آنها چنین است:
خداوند متعال: «و أنکِحُوا الأیامی مِنکُم وَ الصّالِحیِنَ مِن عِبادِکُم و إمائِکُم إن یَکُونُوا فُقَراءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه وَ اللهُ واسِعٌ عَلیم» (نور/32) عَزَبهای خود و غلامان و کنیزان شایسته خود را همسر دهید. اگر تنگدست باشند خدا از فضل و کرم خویش توانگرشان کند که خدا وسعت بخش و داناست.
خداوند متعال: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»(روم/21) واز نشانه های او این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد. در این نشانههایی است برای گروهی که تفکر میکنند.
پیامبر صلی الله علیه و آله : «ما بنی فی الاسلام بناء اَحبّ الی اللَّه تعالی و اعزّ من التزویج؛ در اسلام هیچ نهادی محبوبتر و عزیرتر از تشکیل خانواده در نزد خداوند بنا نشده است». (صدوق، الهدایة، ص 257)
پیامبر صلی الله علیه و آله : «اَلنِکَاحُ سُنِتی فَمَنْ رَغَبَ عَنْ سُنَتی فَلَیْسَ مِنّیِ؛ ازدواج سنت من است؛ پس هر که از سنت من اعراض کند از من نیست» (مجلسی، بحارالانوار، ج 103، ص 220)
پیامبر صلی الله علیه و آله : «ان اللَّه عزّ و جلّ یحب البیت الذی فیه العرس، و یبغض البیت الذی فیه الطلاق؛ خداوند خانه ای را که در آن عطر دل انگیز عروس بوزد دوست می دارد، و خانه ای را که در
آن سخن غم انگیز طلاق سرداده شود دشمن می دارد.» (کلینی، کافی، ج 6، ص 54)
امام باقر علیه السلام : «رکعتان یصلّیهما رجل متزوج افضل من رجل اعزب یقوم لیله و یصوم نهاره؛ دو رکعت نماز مرد معیل افضل و بهتر از نماز مرد مجردی است که شب را به عبادت بایستد و روز را با روزه سپری کند.» (الحرالعاملی، وسائل الشیعه، ج14، ص7)
امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله : «مَنْ تَزَوَّجَ فَقَد اَحْرَزَ نِصَف دیِنِهِ فَلْیَتقِ اللَّهَ فیِ الْنِصْفِ الْباقیِ؛ هر که ازدوج کند نصف دین خود را حفظ کرده است. پس تقوای الهی را در نصف دیگر مراعات کند.» (مجلسی، بحارالانوار، ج 103، ص 219)
احکام اسلامی بر پایه مصالح و مفاسد واقعی جعل شدهاند و چنان نیست که توصیههای آن عاری از حکمت و مصلحت و نواهی آن فاقد مفسده واقعی و عقلی باشند. هرچند ممکن است عقل بشری به تمام آن مصالح و مفاسد پی نبرد. در موضوع تشکیل کانون گرم خانواده نیز، که این همه توصیه و تاکید آن را همراهی میکند علاوه بر اجر و پاداش اخروی بهدلیل امتثال امر الهی، در همین سرای دنیوی نیز دارای مصلحتهای فراوان و بسیار بزرگ در زندگی بشری است و مزایا و فواید بیشماری را به همراه دارد و متقابلاً عدم پیروی از این مسیر، مشکلات و مضرات بسیار سنگین در پی دارد. بر این اساس برخی کارکردهای عمده تشکیل کانون خانواده چنیناند:
خداوند میفرماید: «از نشانههای خداوند این است از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنها آرامش بیابید و در میان شما مودت و رحمت آفرید، در این نشانههایی است برای افرادی که تفکر میکنند.» (روم/21)
خداوند میفرماید: «اُحِلّ لَکُم لَیْلَة الصِیامِ اَلّرفَثُ اِلی نِسائِکُمْ هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ اَنتُم لِباسٌ لَهُنَّ؛ بر شما حلال شده است در شبهای رمضان نزدیکی نمودن با همسرانتان، زیرا آنها لباس شمایند و شما هم لباس آنها هستید.» (بقره/187) قرآن کریم با تعبیر کنایی «رفث»، هم بستر شدن با زن را که قبلاً حرام بوده است، تجویز و سپس حکمت آن را بیان میکند که
آنان به منزلة لباس شمایند و شما به منزله لباس آنها هستید. لباس چیزی است که بدن انسان را میپوشاند و آیه اشاره به این است که دو همسر مانع از کشیده شدن دیگری به فحشا و اشاعه آن بین جوامع انسانی میشوند. (طباطبایی، المیزان، ج 2، ص 44)
انسان مجرد، کمتر احساس مسئولیت کرده، و تمامی استعداد خود را برای کسب درآمد مشروع بسیج نمیکند، ولی پس از ازدواج به یک شخصیت اجتماعی تغییر یافته، در مقابل همسر و خانواده احساس مسئولیت میکند و از تمام هوش و استعداد خود بهره میگیرد و با صرفهجویی و ابتکار و با کمک همسر و فامیل بر مشکلات زندگی فائق میآید. (حسینی کوهساری، پژوهشی قرآنی در خصوص جایگاه خانواده در اسلام، مجله پژوهش های دینی، شماره 2، ص 155) در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: «الرِزْقُ مَعَ النِساءِ وَ الْعِیالِ؛ روزی همراه همسر و فرزند است.» (حرعاملی، وسائل الشیعة، ج 14، ص6)
در توحید مفضل میفرماید: «تفکر کن در افعال انسان از خوراک و خواب و هم بستر شدن و آنچه در آنها تدبیر شده است. پس خداوند برای هر یک از آنان محرکی از داخل آفرید که آنها به سوی آن میخوانند و تحریک میکنند ... شعلهور شدن آتش شهوت جنسی آمیزش را میطلبد که موجب تداوم نسل و بقای آن میشود و اگر چنین بود که آدمی به واسطه میل به فرزند آمیزش میکرد بعید نبود کاملاً این میل ضعیف شود به طوری که باعث کاهش یا قطع نسل شود؛ زیرا بعضی از انسانها به داشتن فرزند تمایلی ندارند. (مجلسی، بحارالانوار، ج61، ص 255).
امام رضا علیه السلام ضمن خطبهای می فرماید: «اگر هیچ دلیل روشنی از کتاب و سنت به اهمیت تشکیل خانواده وجود نداشت، آثار و برکاتی که به سبب این امر نصیب اجتماع می شود، تنها برای ترغیب و تشویق انسانها بر ایجاد کانون خانواده کافی بود.» (محمدی ریشهری، دانشنامه قرآن و حدیث، ج3، ص286)
بر اساس تحقیقات صورت گرفته در همه کشورهای دنیا، گسست خانواده مترادف با گسست فرد است و خانوادهای که از هم گسیخته یا نیمه گسسته باشد و تربیت فرد در آن به خوبی صورت نگیرد میتواند مولد بحرانهای پایدار در جامعه باشد. به عبارت بهتر تربیت فرد و جامعه از یکدیگر جدا نیست و آنچه در خانواده و در طول حیات فرد میگذرد تأثیر بهسزایی در استحکام پایههای تربیتی اجتماع دارد. (عالمی، حجاب، نشانه عظمت زن، روزنامه رسالت، شماره 7266، صفحه 7)
هرچند نهادهای دیگری نیز میتوانند نقش تربیت و آموزش فرزندان را ایفا نمایند ولی هیچکدام به سلامت و پاکی نهاد خانواده نیستند. خانواده سالمترین محیط برای شکل گیری شخصیت فرزند است و در انتقال ارزشهای اخلاقی بهترین نقش را ایفا میکند. دلیل آن نیز عبارت است از دلسوزی عمیق ونیز عاشقانه و خالصانه بودن تربیت از طریق نهاد خانواده که در نهادهای همعرض آن یا اصلا ًمشاهده نمیشود و صرفاً رویکرد مادی و سودآوری و امثال ذلک را دارند و یا بسیار کمرنگ است.
در ادامه محور قبلی، نهاد خانواده سالمترین، کمهزینهترین و مثمرثمرترین شکل ممکن در مراقبت و نگهداری از فرزندان و نیز پدر و مادر و یا همسر سالمند میباشد. خانواده ساخته و پرداخته شده با الگوی دینی نه تنها وجود آنها را برای خود هزینه مادی و زمانی و امثال ذلک به حساب نمیآورد بلکه مراقبت از فرزندان را با طیب خاطر پذیرفته و مراقبت از سالمندان را مایه برکت و قوام زندگی خود میداند. بماند که در نگاه عمیق و مبصرانه، آنکه بیش از همه سود میبرد خود خانواده و متولیان آن است که علاوه بر اخذ سعادت اخروی، در همین دنیا نیز شکلگیری بهترین نحوه گذران اوقات فراغت را با حضور فرزندان و پدر و مادر برای خود رقم میزنند و نیازهای عاطفی و روانی خود را به بهترین شکل ممکن و نه از طریق سگ و گربه و مانند آن ارضاء مینمایند.
این محور و محور قبلی در درون خود محورهای دیگری از کارکرد خانواده را به همراه دارند که از کارکردهای منحصر به فرد خانواده هستند و جایگاه آن را در مقایسه با سایر نهادهای تربیتی ممتاز مینمایند. این کارکردها عبارتند از:
(بهدلیل تحمل هزینههای مادی و صبر بر سختیهای تربیت کردن که کمالات انسانی را شکوفا مینمایند.)
(هر انسانی نیاز به محبت کردن و مورد محبت واقع شدن دارد که خانواده دینی بهترین شکل آن را فراهم میآورد.)
(والدین فرزندان را جزئی از وجود خود میدانند و خالصانه و بیمنت تجربیات را به آنها منتقل مینمایند طوریکه تا این وظیفه خود را انجام ندهند آرام و قرار ندارند.)
نکته: وجود خانواده شرط لازم برای موفقیت جامعه است نه کافی لذا آوردن مثالهای نقض از فرزندان ناموفق در برخی خانوادهها و مثال های موفق از تربیت در غیر خانواده کار درستی نیست چرا که اولاً باید کلیت یک جریان و مدل را بررسی و مقایسه نمود نه موردی و در ثانی خانواده نیز برای موفقیت بایستی یکسری وظایف را درست انجام دهد. آری اگر خانواده مطلوب و سالم، زیر بنای اصلی جامعه پایدار است متقابلا ًخانواده متأثر از فرهنگ مادی الحادی و ناآشنا با اخلاق دینی، جایگاه مناسبی جهت رشد جسمی و عاطفی زوجین و کودکان ندارد، چنین خانوادهای به جای آموزش عشق و محبت و همنوعدوستی به کودکان، آنها را با انواع عقده ها آشنا میسازد و خود عاملی میشود برای بروز بسیاری از آسیبها همچون فرار ازخانه، بزهکاری، روابط فرازناشوئی و ... .
دشمن برای متلاشی ساختن نهاد خانواده و کاهش گرایش به آن، با برنامه وارد شده است؛ با برنامه نظری که روی افکار و اندیشهها و تغییر آنها کار میکند و برنامه عملی که با ترویج و پیادهسازی سبک خاصی از زندگی، انسانهای خانوادهمحور را در تنگنا قرار داده و آنگاه برای خلاصی از مشکلاتاش، راهی جز لزوم بیتوجهی به نهاد خانواده و قوانین و سنتهای آن پیش پا نمیگذارد؛ البته بهدلیل برخورداری دشمن از ابزارهای مادی (علم و ثروت و ...) حتی اگر دشمن چنین نیاتی را نیز در سر نداشته باشد، خروجی تعامل با دنیایی
که در چنبره اندیشهها و سبک زندگی غربی است درصورتی که حواسها جمع نباشد و مواجهه آگاهانه با آن صورت نگیرد، باز، چیزی جز متلاشی شدن نهاد خانواده نخواهد بود.
بر این اساس در این مجال به بررسی برنامه نظری و عملی دشمن برای متلاشی ساختن نهاد خانواده به تفکیک و به تفصیل میپردازیم:
تغییر نگاه غربیها به هستی و زندگی و حذف خدا و انبیاء و معنویات از آن و در مقابل محور قرار دادن انسان و امیال نفسانی و لذتجویانه او بر نظام قوانین و تصمیمگیری، سر از بیقیدی و بیتعهدی نسبت به حفظ نهاد خانواده و متلاشی شدن آن در آورده است. چرا که حفظ نهاد خانواده با تعهد و فداکاری و وفاداری و نگاه به پاداش اخروی و در یک کلمه با عقلانیت و دینداری عجین شده است همان چیزی که در نگاه منفعتمدار مادی و لذتگرای دنیوی غربی، خبری از آن نیست.
تهاجم فرهنگ و ارزشهای منحط غربی، بر خانواده دینمدار ایرانی تأثیر گذارده تا جائی که به گزاف نخواهد بود اگر گفته شود پایه و زمینه بروز و ظهور بسیاری از رفتارهای آسیبی در حوزه خانواده متأثر از همین آسیب مبنایی یعنی رخنه فرهنگ غربی در ارزشها و نگرشهای اعضای خانواده است؛ اگر بحث از آسیبی تحت عنوان بیکاری میشود نامربوط با بحث تهاجم فرهنگی نیست بهدلیل آنکه فرهنگ فمینیستی غرب، اشتغال زنان را تحت هر شرایطی یک ارزش و خانهداری و مادری را یک عقبماندگی و ضدارزش برای زن معرفی میکند که این در جامعه ایرانی مؤثر واقع شده و نتیجه آن ورود خیل زنان در بازار کار و بیکار ماندن بخش عمدهای از مردان شده است که وظیفه تأمین معیشت خانواده را بر گردن دارند؛ یا بحث از افزایش طلاق (رسمی و عاطفی) و کاهش ازدواج و رو آوردن به ازدواج سفید و زندگی مجردی و نیز بحث از کاهش زاد و ولد و کوچکتر شدن بعد خانوار و قبحریزی از عمل غیرانسانی سقط عمدی جنین و یا بحث از روابط فرازناشوئی و رواج پدیده مانکنیسم، همه و همه متأثر از پاگرفتن و نفوذ ارزشها و نگرشهای مادی و انسانمحور غربی در جامعه است.
تهاجم فرهنگی غرب در بیشتر مواقع از طریق شبکههای ماهوارهای و فضای مجازی
اینترنت و پتانسیلهای موجود در آن صورت میگیرد و تحقیقات نشان میدهد که نگرش و ارزشهای افرادی که از تولیدات فرهنگی غربی در قالب ماهواره، اینترنت و بازیهای ویدئویی استفاده میکنند بشدت تحت تأثیر قرار گرفته است در نمونهای از این تحقیقات که توسط کارشناسان دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت گرفته، میزان تفاوتها و تغییرات بر روی نگرشهای بچههای دبیرستانی مورد بررسی قرار گرفته که اهم نتایج آن در جدول ذیل به اختصار آمده است:
مقایسه نگرش افراد کاربر و غیرکابر ماهواره، اینترنت و بازیهای ویدیویی
منبع: دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، طرح نگرشسنجی افراد کاربر و غیرکابر ماهواره،
اینترنت و بازیهای ویدیویی، ص 54
هماکنون بنابر دادههای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 71 درصد تهرانیها از ماهواره استفاده میکنند و در آینده نزدیک نیز دو هزار شبکه ماهوارهای از طریق موبایل قابل دریافت خواهد بود.
از سال 1960میلادی که ماهواره اختراع شد تاکنون حدود 20 هزار شبکه ماهوارهای در جهان فعال است که حدود 3000 شبکه در ایران از طریق دیش و ریسیورهای معمولی قابل دریافت هستند. در این مجال برای نمونه به تحلیل محتوای سریالهای یکی از شبکههای ماهوارهای فارسی زبان یعنی فارسیوان پرداخته شود؛ محورهای عمده مورد نظر در محتوای سریالهای این شبکه بشرح ذیل است:
ترغیب به داشتن روابط عاشقانه
متقاعدکردن زنان به رسیدگی بیشتر به تن و ظاهر خود برای جلب توجه مردان
برجسته کردن مسائل جنسی در زندگی
زیر سؤال بردن مستقیم و غیر مستقیم ازدواج و ایجاد تردید در مورد اهمیت و ارزش ازدواج
طرح سؤال و شبهه و تردید مکرر در مورد دیدگاههای افراد مقید به ازدواج و زندگی مشترک
نمایش مکرر مشروبخواری و یاوهگوییهای هنگام مستی و عادیسازی آوردن مشروب بر سر سفره
بیان راههای دوست شدن با جنس مخالف
عادیسازی رابطههای خارج از چهارچوب خانواده
خیانت و عدم وفاداری مردان و زنان متأهل به همسران خود که بعضاً با نیت انتقام صورت میگیرد. (نصرالهپور، تحلیل محتوای شبکه فارسی وان، خبرنامه رصد فرهنگ و علم، شماره 17، ص5)
هدف از تهیه و پخش این برنامهها این است که قبح این مسائل شکسته شود. ضمن اینکه نقش اول 87 درصد از فیلمها و سریالهای فارسیوان «زن» است!
تصویر
(همان)
بخش قابل توجه دیگری از تهاجم فرهنگی -چنانکه اشاره شد- از طریق فضای مجازی صورت میگیرد؛ حضور بیضابطه و غیر هدفمند اعضای خانواده در فضای مجازی یکی از آسیبهای خانواده است که هر روز نیز رو به فزونی میگذارد. شبکههای اجتماعی و چترومها از عمدهترین فضاهای مجازی آسیبزا در این زمینه هستند.
در این مجال به عنوان نمونه به بررسی وضعیت محتوای مباحث مطرح شده میان کاربران یکی از چترومها (چتروم آسیا) با رویکرد کنترل نامحسوس محتوی، پرداخته میشود. بدون آنکه مداخله فعالی در روند بحث های رد و بدل شده کاربران داشته باشند:
جدول فراوانی ساده حاصل از تحلیل محتوای مباحث رد و بدل شده در اتاقهای گپ اینترنتی کاربران ایرانی
منبع: بلقان آبادی، منطقی، تحلیل محتوای اتاقهای گپ اینترنتی
(چت رومهای) ایرانی، مجله علمی پژوهشی سلامت روانی، شماره 2، تابستان 1389ش
حسب این جدول، «دوستیابی (تبادل شماره تلفن)»، «ارتباطهای روزمره و تعاملهای معمولی» و «سکس (انحرافات جنسی، سکس چت، فحشا، صیغه)» به تریب با 9/33، 6/33و 8/21 درصد، بیشترین و تقاضای ازدواج، تبادل فیلترشکن و پرکردن اوقات فراغت به ترتیب با 38/0، 54/0 و 1 درصد کمترین محتوای رد و بدل شده بین چتبازان را تشکیل میدهند. (ر.ک: جدول و نمودار ذیل)
توجه به برخی کاربران خاص چترومها و اینکه عمق نفوذ این پدیده، در میان چه اقشاری از جامعه رسوخ کرده است واقعا جای تامل دارد:
تصویر
چت روم ها داشته و معمولا کامپیوتر آنلاین خود را رها کرده و کارهای منزل را نیز انجام داده و با حالت وسواس هر از چند گاه صفحه مانیتور را نگاه کرده که آیا پیامی برایش ارسال شده یا خیر؟
و دور از انتظار به شمار می رود. (دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، کاربران چترومها، خبرنامه رصد فرهنگ و علم، شماره 25، ص 6)
آخرین آمار اعلامشده از ضریب نفوذ اینترنت در کشور از سوی مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت -متما- حاکی است بالغ بر 61 درصد جمعیت کشور به اینترنت متصل میشوند. (۴۵ میلیون و ۸۸۴هزار) و براساس همین آمار (۸۶ درصد کاربران ایرانی عضو شبکههای اجتماعی) بوده و بعضی از آنها همزمان در چند شبکه عضویت دارند.
منبع: مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت - متما-
در پروسه تهاجم فرهنگی، بخش معظمی از ارزشها و نگرشهای القائی به ارزشها و نگرشهای فمینیستی تعلق دارد که بر اساس رویکردهای فمینیستی، خانواده نه تنها محور نیست، بلکه ساختاری ستمآلود است که باید دگرگون شود. دگرگونی در ساختار خانواده و سوق دادن زنان به مشاغل عمومی و تضعیف نقش ویژه مادران در نهاد خانواده، از اصول برنامههای بیشتر فمینیستهاست. به عقیده سیمون دوبوار (Simon de beauvoir) آنچه زن را در قید بندگی نگه میدارد، دو نهاد عمده ازدواج و مادری است. وی نظام خانواده را به عنوان رکنی برای حیات اجتماعی و پرورش انسانهای سالم به شدت مورد حمله
قرار میداد و ازدواج را نوعی «فحشای عمومی» و عامل بدبختی زنان میداند و با تولیدمثل و شکل رایج روابط جنسی به عنوان مسائل اساسی جنبش فمینیسم مخالفت میکند.(مؤسسه فرهنگی طه، نگاهی به فمینیسم، ص17)
فمینیستهای مارکسیست همچون کریستین دلفی (Christiane delphy) ازدواج را قراردادی کاری میداند که در آن شوهر، صاحبِ کارِ بدون مزد زن است، و این امر به شیوه تولید خانگی و یک شیوه استثمار مردسالارانه شکل میبخشد. (هام ترجمه احمدی خراسانی و دیگران، ص262) از نگاه فمینیستهای سوسیالیست نیز زنان نه تنها در حیطه سیاست و اقتصاد، بلکه در خانواده هم که مردانشان با آنها مثل برده رفتار میکنند، ستم میکشند. از نظر آنها، نهاد ازدواج تکامل معنوی، فرهنگی و روانی مردان و زنان را عقیم میگذارد و نیز سبب خودخواهی و بیکفایتی میگردد.(ویلفورد ترجمه قائد، ص361) فمینیستهای رادیکال نیز روی خوشی به نهاد خانواده نشان ندادهاند. در نگاه آنان، ازدواج نهادی است که انقیاد مستمر زنان را به لحاظ اقتصادی، مالی، حقوقی، سیاسی و عاطفی تضمین میکند. خانواده، هم علت و هم معلول کمارج کردن زنان است.(مشیرزاده، مقدّمهای بر مطالعات زنان، ص283)
دشمن بعد از ترویج باورها و ارزشهای منحط خود در مقام نظر، برای یکسره کردن کار و قرار دادن خانواده در وضعیت اضطرار و اجبار برای پذیرش ایده مورد نظر وی، دست به اقدام عملی زده و با پیادهسازی سبک زندگی غربی که در تضاد با استحکام داشتن نهاد خانواده است با موجودیت نهاد خانواده به دشمنی برخاسته است.
غرب بعد از حاکم ساختن نگاه فمینیستی و امانیستی بر زندگی، ساخارهای اجتماعی و سبک زندگی را به سمتی سوق داده است که در آن، زنان خانواده -که پایه اخلاق خانواده واجتماع و رکن تربیتی برای فرزندان و نیز ستون مستحکم عاطفه و محبت و آرامش برای شوهران خود هستند- بایستی از نهاد امن خانه بدون وجود ضرورتی عقلائی بیرون آمده و در جامعه حضور فیزیکی داشته باشند و لذا با برداشتن موانع (همچون: تاسیس نهاد مهد کودک برای نگهداری فرزندان که حضور آنها در خانه مانعی بشمار میرود، ایجاد نهاد سالمندان برای نگهداری از افراد مسن خانواده، توسعه شهرنشینی و آپارتماننشینی با رهآورد اتوماتیکوار فرزند کمتر، تاسیس نهادهای رسمی لازم برای سقط جنین عمدی و نیز
نهادهایی برای نگهداری از فرزندان بیسرپرست، دایر کردن مراکز رسمی فساد و روابط نامشروع و حتی
تعریف شغل تحت عنوان روسپیگری و اعطای مجوز فعالیت برای آن (البته فعلا در غرب)، ...) و ایجاد زمینهها و بسترهای لازم (مانند مصرفی کردن جوامع خصوصاً متناسب با روحیات و خواستههای زنان، صنعتی نمودن جوامع با توجه به نیاز شدید آنها به نیروی کار زیاد و ارزان زنان، توسعه شهرنشینی که معمولا همراه با کثیری از مهاجرتهای لجامگسیخته خانوادهها که با دور شدن از آشنایان و درنتیجه تنهایی دردآور زنان در خانه همراه است، ...) حضور بیتکلف و بیضابطه زنان در جامعه را مورد پذیرش ناخواسته قرار داده است.
خانواده ترویجی غربی تحت تأثیر اندیشهها و ارزشهای جدید که بخشی از آن تبیین شد و نیز حسب اجبار و الزامات زندگی شهری ماشینی، کار همزمان زن و مرد را خارج از منزل فارغ از توجه به سلامت اخلاقی محیطهای کاری، نه تنها به عنوان یک ارزش و هنجار بلکه به عنوان یک اجبار و اضطرار، در سبک زندگی جدید، ترسیم و عملی نموده است؛ ثمره چنین زندگیای طبیعتا در مرحله اول کاهش تعاملات عاطفی فیمابین زوجین و واگذاردن تربیت فرزندان به نهادهای اجتماعی و در قدم بعدی کاهش فرزندآوری بهدلیل مشکلات و هزینههای زیاد آن از حیث نیاز به وقت گذاشتن و نیز مزاحم دانستن آن برای خوشگذرانیهای زندگی مادی است. احیانا در قدمهای بعدی نیز، کاهش ازدواج، افزایش طلاق، سقط جنین عمدی و بدتر از همه کاهش تعاملات عاطفی و افزایش روابط فرازناشوئی خواهد بود.
همه اینها را اضافه کنید به ورود سرسامآور رسانهها به درون خانه و خصوصیترین حریم خانوادهها، که سبب شده تا همین ارتباط اندک باقیمانده خانوادهها نیز، روز به روز کمتر از هر زمانی شده و حتی نبودن یکی از افراد خانه کمتر احساس شود و این به معنای بحران عاطفی و تجزی شخصیتی است. (ساروخانی، جامعه شناسی خانواده، ص134) در چنین خانوادهای اعضای خانواده به هم چندان کاری ندارند. پدر یک جا مشغول، مادر یک جا مشغول؛ نه همدیگر را می بینند نه برای هم غذا می پزند نه برای هم محبتی و عاطفه ای نثار می کنند نه از هم دلجویی می کنند نه با هم کار واقعی دارند. آن وقت برای اینکه به سفارش روانشناسان امور کودکان عمل کرده باشند با هم قرار می گذارند یک ساعت معینی را پدر و مادر بیایند خانه و یک محفل خانوادگی داشته باشند. برای اینکه بتوانند این اجتماع
خانوادگی را که در یک خانواده سالم به طور طبیعی وجود دارد اینها به صورت تصنعی برای خود به وجود بیاورند.(حاج علی اکبری، مطلع عشق ص39)
لذا کانون خانواده گرم نیست و خانواده اصلا واقعیت ندارد. آن انسهای فراوان به هم اینکه مرد خودش را محتاج به زنش ببیند و زن خودش را محتاج به شوهرش ببیند اینها دیگر نیست. دو نفرند به صورت قرار دادی که فقط در یک خانهای زندگی می کنند!(همان ص40)
البته بایستی خاطر نشان کرد که آنچه گفته شد نهایت نقطه سیر خانواده مورد ترویج غرب است و چنان نیست که هر خانوادهای که مظاهری از این نشانهها را داشته باشد به تمام آنچه گفته شد گرفتار آمده باشد، آری هر خانوادهای به همان اندازه که به این سرطان مبتلا شده، به آثار و نتایج برآمده از آن نیز به همان اندازه گرفتار آمده است.
نهاد خانواده در ایران بهدلیل متاثر شدن از فرهنگ منحط غربی با آسیبهای فراوانی در حال دست و پنجه نرم کردن است که در این قسمت آسیبهای عمده خانواده حسب آمارهای رسمی کشور، مورد بحث و بررسی قرار میگیرد تا خوانندگان این مقاله و خصوصاً متولیان امر مسجد که وظیفه خطیری در خصوص حفظ و استحکامبخشی به نهاد خانواده بر گردن دارند به صورت دقیقتر و هر چه شفاف با وضع موجود نهاد خانواده در ایران آشنا شوند تا احیانا در برنامهریزیها و اولویتبندیها برای خانواده، آگاهانه عمل نمایند.
وضعیت آن تا حدودی در قسمتهای قبلی تبیین شد و نیز بخش قابل توجهی از آن مربوط به آسیبهایی است که متاثر از آن هستند و در محورهای بعدی ذکر خواهند شد لیکن در این محور به صورت اختصاصی به مواردی چند از رفتارهای آسیبی نهاد خانواده که متاثر از تهاجم فرهنگی است اشاره میشود:
به موازات ارزش شدن پدیده مانکنیسم، یکی از نمودهای توجه افراطی به تن و جسم در زنان، استفاده فراوان از روش سزارین در زایمان است. بر همین اساس گفتنی است، ایران در حالی رتبه دوم جهانی آمار سزارین را بنا بر دادههای وزارت بهداشت به خود اختصاص داده که؛ بنا بر سیاستهای جدید جمعیتی، افزایش موالید و جمعیت از سیاستهای کلان در حوزه
سلامت و بهداشت به شمار می رود چیزی که با زایمان غیر طبیعی یعنی سزارین تقریبا غیر مقدور خواهد بود.
حسب آمار رسمی وزارت بهداشت 46 درصد زایمانها (حدودا 23 درصد در بیمارستان های دولتی و 69 درصد در خصوصی) به روش سزارین صورت میگیرد که متوسط آمار سزارین در دنیا بین 15 تا 25 درصد است. این در حالی است که 75 درصد از آمار سزارینها، غیرضروری و به صورت انتخابی صورت میگیرد. گفتنی است آمار 40 درصد سزارین، مربوط به سال 1384 است و آمار غیر رسمی سزارین در حال حاضر بالاتر از این درصد است.
شیوع و افزایش تبلیغات استفاده از مواد مخدر شیشه برای لاغری در آرایشگاهها و باشگاههای بدن سازی از دیگر دلایلی است که باعث افزایش استفاده از این ماده مخدر شده است. مراکز لاغری با استفاده از مواد شیمیایی که مواد مخدر نیز در آنها دیده می شود، خانمها را تشویق به استفاده از داروهای لاغری و در بعضی مواقع به مصرف شیشه می کنند. (وضعیت پدیده مانکنیسم، خبرنامه رصد فرهنگ و علم، شماره 18، ص 8)
هنجار شدن اشتغال زنان عرصه کسب و کار را بیش از پیش بر مردان تنگ نموده است؛ هنجار شدن اشتغال برای زنان در حالی است که آمار دختران فارغالتحصیل جویای کار به شدت زیاد است و هیچ تناسبی با میزان اشتغال آفرینیهای دولتها ندارد در چنین شرایطی دو اتفاق ممکن است رخ دهد حالت اول کسب شرایط کار و احراز شغل مورد نظر است که زنان شاغل نوعا از روحیه تعاملی پایینی در زندگی مشترک برخوردارند مضاف بر اینکه اشتغال، احساس نیاز به ازدواج و تشکیل خانواده را در زنان پایین میآورد. اما حالت دوم آن است که نتوانند شغلی را احراز نمایند در چنین حالتی برخی زنان و دختران، بهخاطر هنجار بودن «اشتغال زنان» حاضر خواهند بود تحت هر شرایطی و در هر محیطی تن به هر شغلی بدهند تا صرفا آن مقبولیت و پذیرش اجتماعی را کسب نمایند و خود را شاغل و لایق نشان دهند.
از کلیدیترین بنیانبرافکنهای نظام خانواده ظهور پدیده شوم روابط فرازناشویی است که مولود نامیمون فرهنگ و سبک زندگی غربی است. روابط فرازناشویی به دو معنی در این تحقیق آمده است: اول روابط خارج از ضابطه همسران با بیگانگان (خیانت) و دوم زندگی مشترک دختر و پسر بدون ازدواج در کنار هم.
حسب آمار سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی، جرائم منافی عفت و اخلاق عمومی آمار بالائی دارد طوریکه تعداد پروندههای تشکیل شده برای آن در رتبه پنجم آمار جرائم قرار دارد. نیز دادههای مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضائیه در خصوص پرونده های قضائی مرتبط با مفاسد اخلاقی مربوط به سال 1391 وضعیت خوبی را نشان نمیدهد و آمار رشد آنها در مقایسه با سال قبل از آن تأملبرانگیز است.
همچنین «ازدواج سفید» از مصادیق روابط فرازناشویی است؛ «ازدواج سفید» زندگی مشترک زن و مرد بدون ازداوج رسمی است. یعنی به گونه ای که زن و مرد بدون اینکه خطبه عقد یا صیغه بینشان جاری شود برای زندگی زیر یک سقف میروند.
به علت اینکه جامعه ایران یک جامعه اسلامی است و چنین پدیدههایی در آن به
هیچ عنوان تعریف نشده به صورت مخفیانه انجام میشود. به همین منظور نیز آماری درخصوص تعداد این نوع ازدواجها در دست نیست هرچند شواهد و قرائن، دال بر جریان عادیسازی و رواج این امر و نیز افزایش کمی آن در جامعه دارد. (باقری، ازدواج روی هوا، نشریه ابتکار، شماره 5856 مورخ 16/2/1393)
سنجش آماری وضعیت موجود این پدیده حاکی از روند افزایشی این پدیده در جامعه ایرانی است. آمار سازمان ملی جوانان وقت در سال 1387 نشان داد در کلانشهرهای کشور یعنی تهران، اصفهان، مشهد، تبریز، شیراز و اهواز بیش از 25 درصد جوانان زندگی مجردی دارند. که در تهران 27 درصد از جوانان را تشکیل میداد. اما آمار وزارت ورزش و جوانان در سال 1389 نشان از رشد دوباره «زندگی مجردی»
داشت این وزارتخانه آمار زندگی مجردی جوانان در شش کلانشهر مذکور را30 درصد اعلام نمود. بر اساس این آمار؛ حدود ۲۵ درصد دختران در شهرهای مورد ذکر، در خانههای مجردی زندگی میکردند. (آمار منتشره وزارت ورزش و جوانان در سالهای 1387 و 1389)
منبع: سازمان ملی جوانان
همچنین بر اساس اظهارات وزیر سبق رفاه و تأمین اجتماعی خانوارهای مستقل تک نفره و مجرد از 2/5 درصد در سال 1385 به 1/7 درصد در سال 1390 افزایش یافته است. طبق این نتایج در 5 سال منتهی به 1390، تعداد کسانی که به تنهایی زندگی میکنند و خانواده محسوب میشوند حدود 2 درصد افزایش داشته است. چنانکه ملاحظه میشود این آمار نیز کلی و مجمل هستند.
منبع: سازمان ملی جوانان
رفتارهای خشونتآمیز از آسیبهای نهاد خانواده است که با سلب آرامش و امنیت از محیط خانه، در اولین وهله سبب برخی اقدامات نابهنجار مانند فرار از خانه و یا خودکشی و امثال ذلک میشود و در لایههای زیرین سبب سوق یافتن به کسب آرامشهای کاذب خارج از خانه توسط زوجین و یا فرزندان میگردد.
طرح ملی «خشونت خانگی علیه زنان» از طریق مرکز پژوهش وزارت کشور با مشارکت مرکز امور مشارکت زنان ریاستجمهوری و با همکاری جمعی از محققان، در 28 مرکز استان در سال 1383 به اتمام رسید که برخی نتایج این طرح جامع به شرح ذیل است:
یک سال اول ازدواج، دوران تنگنای مالی، پس از تولد فرزندان حداقل یک بار در ماه، میانسالی و دوران بارداری پرخشونتترین دورههای زندگی زنان هستند.
بهانهگیریهای پی در پی، داد و فریاد و بداخلاقی با زن (۴.۳۸ درصد)، قهر و صحبت نکردن شوهر با همسر و خودداری از ارائه بحث در مورد مسائل فیمابین (۹.۳۷ درصد)، به کاربردن کلمات رکیک و صحبتهای بیرون از نزاکت و دشنام (۸.۳۰ درصد)، محکم کوبیدن به در، به هم زدن سفره، انداختن میز ناهارخوری (۲۵ درصد)، سیلی زدن (۶.۲۲ درصد)، ایجاد فشارهای روحی روانی با رفتار آمرانه و تحکمآمیز (۷.۲۰ درصد)، منت نهادن مداوم از بابت تأمین معاش و عهدهداری زندگی و سرکوفتهای روانی پی در پی (۹.۱۷درصد)، تحقیر و خجالت زده کردن نظیر بیاحترامی، بیارزش تلقی کردن و بردن آبرو پیش دیگران (۵.۱۷ درصد)، کشیدن و هل دادن (۸.۱۶ درصد)، ممانعت از کاریابی و اشتغال در بیرون خانه و یا ادامه اشتغال (۸.۱۶ درصد)، ایجاد محدودیت در ارتباطات فامیلی (۶.۱۶ درصد)، ایجاد مداوم احساس درماندگی (۶.۱۵ درصد)، زدن با مشت و یا چیز دیگر (۵.۱۵ درصد)، لگد زدن ( ۳.۱۶ درصد)، از بین بردن کرامت انسانی و عزت نفس (۵.۱۲ درصد)، ایجاد محدودیت در ادامه تحصیل، مهارتآموزی و مشارکت در انجمنهای اجتماعی (۳.۱۱ درصد)، ۱۶ مورد از رایجترین انواع خشونتهایی است که پاسخگویان از اول زندگی مشترک تاکنون تجربه کردهاند.
مجبور کردن به انجام کارهای خلاف عرف و شرع و قانون (۱.۱ درصد)، کتککاری منجر به سقط جنین (۲.۱ درصد)، زدن تا حد نقص عضو (۳.۱ درصد)، زدن تا حدی که فک یا بینی شکسته است (۵.۱ درصد)، زدن تا حدی که پرده گوش پاره شده است (۵.۱ درصد)، از دست دادن دندان (۶.۱ درصد)، زدن تاحدی که دست و پا شکسته است (۲ درصد)، جلوگیری از نگهداری فرزندان در زمان متارکه (۲ درصد)، ازدواج مجدد شوهر بدون رضایت همسر (۲ درصد)، مجبور کردن به سقط جنین (۵.۲ درصد)، زدن تا حدی که دندانها لق شده است (۵.۲ درصد) و عدم مراعات بهداشت زناشویی (۶.۲ درصد) است.
تصویر
فرار از خانه به مانند بسیاری از آسیبهای دیگر نقش دوگانه علت و معلولی را باهم دربر دارد بدین معنی که هم معلول آسیبهای قبلی است و هم خود میتواند علت برای آسیبهای بعدی باشد.
عوامل مختلفی از جمله عوامل اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی در بروز این پدیده نقش دارند. احساس خشم و جریحه دار شدن شخصیت از سوی والدین می تواند از جمله عواملی باشد، که فرد را برای فرار از خانه تحریک میکند. در واقع اکثر نوجوانان از مشکلاتشان با خانواده، فرار میکنند. بعضی از آنها به دنبال مجادلههای وحشتناک با خانواده، فرار میکنند. با این تفاسیر شاید بتوان علت اصلی این پدیده را در رفتار اهل هر خانه جستجو کرد که معمولا ً، پدر، مادر یا نامادری، ناپدری و برادران و خواهران بزرگتر اعضای آن هستند. گاه رفتارهای نادرست و غیر
منطقی آنها در محیط خانواده به گونهای است که کودک و نوجوان را ناگزیر از چاره اندیشیاش میکند. اکثر نوجوانان برای جستجوی شهرت، خوش شانسی و ماجراجویی فرار نمیکنند، بلکه از آنچه احساس میکنند غیر قابل تحمل است و از وضعیت غیر قابل تحمل، میگریزند. آنها فرار میکنند، زیرا نمیدانند چه کار دیگری میتوانند انجام دهند. اما میدانند که مجبور به انجام بعضی کارها هستند. ابتدا فرار از خانه، شکل سده آن اتفاق میافتد و هدف کودک و نوجوان از اقدام به آن، معطوف نمودن توجه والدین به رفتار غلطشان وجلب محبت آنهاست؛ اما اگر نوجوان پس از بازگشت به خانه در رفتار آنها تغییری مشاهده نکند، بنابراین، فرار بعدی جدی تر خواهد بود. (وزارت آموزش و پرورش، فرار از منزل، دانشنامه رشد، 1393ش)
در سالهای اخیر کانون خانواده با مشکل اساسی و بنیانی کاهش نرخ ازدواج و نیز افزایش سن ازدواج که زمینهای برای ازدواج نکردن و یا باروری کمتر است، مواجه شده است؛ نگاهی به آمارهای زیر این مسئله را نشان مید هد: آمار میزان ازدواج در کل کشور نشان دهنده این واقعیت است که تا پیش از سال 1383 شیب مثبت نسبتاً زیادی داشته است اما بعد از سال 83 این شیب کندتر شده، به گونه ای که در سال 90 نسبت به 89 روند منفی به خود گرفته است و این نمودار همچنان شیب نزولی خود را در سال 91 ادامه داده است؛ ازدواج های ثبت شده در کل کشور در سال 91 به عدد 829968 رسیده است در حالی که این عدد در سال گذشته 874792 بوده است که نشان از کاهش نسبتاً زیادی نسبت به سال گذشته است. (ر. ک: نمودار ذیل)
مأخذ: سازمان ثبت احوال و اسناد کشور
تصویر
میزان ازدواج در سال 92 نیز نسبت به سال قبل از آن 7/6 درصد کاهش داشته است. همچنین سن ازدواج زنان و مردان در دو سه دهه اخیر بالا رفته طوریکه، سن ازدواج مردان از 1/24 در سال 1355 به 7/26 در سال 1390 رسیده و سن ازدواج زنان از 7/19 به 4/23 رسیده است.
تصویر
مأخذ - مرکز آمار ایران. (ر. پ). دفتر جمعیت، نیروی کار و سرشماری.
حسب دادههای سرشماری سال 1390سازمان ثبت احوال، تعداد آقایانی که 20 تا 34 سال دارند، اما هرگز ازدواج نکردهاند، پنج میلیون و570 هزار نفر است وتعداد خانمهایی نیز که
15 تا 29 سال دارند، ولی هرگز ازدواج نکردهاند، پنج میلیون و 670 هزار نفر است. بنابراین میتوان گفت در کل کشور 11 میلیون و 240 هزار نفر در سن متعارف ازدواج هستند، اما هنوز مجرد باقی ماندهاند. (در سال 92 ، 11 میلیون و 200 هزار نفر شدهاند.)
نمودار میزان طلاقهای ثبت شده در کشور نشان دهنده این واقعیت است که میزان طلاق با یک شیب نسبتاً بالا از سال 85 تاکنون سیر صعودی داشته است. میزان طلاق در سال 91 به عدد 150354 رسیده است در حالی که در سال 90 این عدد 142841 بوده است و این در حالی است که این آمار در سال 85 عدد 94039 بوده است.
(ر. ک: نمودار ذیل)
تصویر
مأخذ: سازمان ثبت احوال و اسناد کشور
حسب جدیدترین آمار سازمان ثبت احوال و اسناد کشور، در سال 92 نیز میزان طلاق ها 3.4 درصد نسبت به سال قبل آن از افزایش برخوردار بوده است. در سال 92 به طور متوسط در ازای هر 5 ازدواج یک طلاق به ثبت رسیده به طوری که در مقابل هر صد ازدواج 1/20 طلاق ثبت شده است این در حالی است که در مقابل هر صد ازدواج در سال قبل آن 18 طلاق ثبت شده بود. که البته در کل کشور، این شاخص متفاوت است به طوری که استانهای البرز از هر 3 ازدواج یک طلاق، تهران از هر 2/3 ازدواج یک طلاق و گیلان نیز از هر 9/3 ازدواج نیز یک طلاق را داشته اند و در مقابل آن در استان های سیستان و
بلوچستان از هر 13 ازدواج یک طلاق، ایلام از هر 11 ازدواج یک طلاق و خراسان جنوبی نیز از هر 9 ازدواج یک طلاق به ثبت رسیده است.
بر اساس آمارهای موجود سازمان ثبت احوال و اسناد کشور 2/14 درصد طلاق ها مربوط به سال اول زندگی و حدود 50 درصد طلاق ها نیز مربوط به 5 سال اول زندگی است.
فرزندان هم قربانیان مظلوم طلاق هستند که آسیبهای زیادی میبینند؛ با طلاق والدین، بچهها و فرزندان روی دست جامعه میمانند، فرزندان طلاق چه نزد پدر بزرگ شوند و چه در کنار مادر، از نظر روحی و عاطفی ضربه و آسیب جدی میبینند. درصد قابل توجهی از نوجوانان بزهکار، خانوادههای متشنج داشته و فرزند طلاق هستند. برخی از کودکان طلاق، به خاطر مشکلات مالی ـ خانوادگی وارد چرخه کار میشوند و در مواردی هم به خاطر تأثیر همسالان و دوستان خود به اعتیاد یا خرده فروشی مواد مخدر و ... کشیده میشوند.
طلاق عاطفی به سردی روابط میان زن و شوهر گفته می شود که در این رابطه ضعف ارتباط احساسی و عاطفی منجر به سردی تمام روابط یک زوج می شود. آمار دقیقی از طلاق عاطفی در دست نیست اما از دید روانشناسان اجتماعی طلاق عاطفی از طلاق رسمی بسیار خطرناک تر است چون در طلاق فیزیکی خانواده و فرزندان تکلیف خود را می دانند، اما در طلاق عاطفی چنین نیست.
در ایران طلاق توافقی زمانی رخ نمیدهد که زوجین به بن بست کامل برسند و هر دو به نفع مصالح بالاتر از حقوق خود بگذرند بلکه غالباً زنان هستند که بخاطر غیر قابل تحمل بودن زندگی (چه تقصیر از طرف خودشان باشد و چه زوج) از حقوق خود میگذرند تا زوج را راضی به طلاق کنند.
بر اساس آمارهای «مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضائیه»، درخواست طلاق توافقی در میان 10 مورد بالاترین خواستههای حقوقی، رتبه سوم و درخواست مهریه رتبه چهارم را به خود اختصاص دادهاند. و جالب آنکه درخواست طلاق توافقی در سال 91 به نسبت سال
90، حدود 63/6 درصد افزایش دارد و درخواست مهریه (متناسب با افزایش درخواست طلاق توافقی) چنانکه انتظار میرفت رشد منفی 37/3 درصدی را تجربه کرده است.
تصویر
منبع: مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضائیه
همچنین آمار درخواست الزام به تمکین و مطالبه نفقه رو به ازدیاد نهاده و بر اساس آمارهای «مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضائیه»، درخواست الزام به تمکین در میان 10 مورد بالاترین خواستههای حقوقی، رتبه هشتم و درخواست مطالبه نفقه رتبه نهم را به خود اختصاص دادهاند. جالب آنکه با رشد قابل توجه در سال 1391، درخواست الزام به تمکین نسبت به سال 1390، حدود 46/6 درصد و درخواست مطالبه نفقه نسبت به سال 1390، حدود 87/6 درصد افزایش را نشان میدهند.
تصویر
تصویر
منبع: مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضائیه
جمعیت ایران روند مناسبی را در طی سالهای گذشته طی نکرده است نرخ باروری کاهش یافته و بُعد خانوار ایرانی کوچک شده است.
تصویر
منبع: مرکز آمار ایران
چنانکه ملاحظه میشود بُعد خانوار ایرانی هر چند در بازه زمانی 1335 تا 1370 روند صعودی را داشته است ولی بعد ازآن کوچکتر شده و روند نزولی را طی کرده است و لذا از خانوار 2/5 نفری در سال 1370 به 5/3 نفری در سال 1390 تقلیل پیدا کرده است. تازه؛ این در حالی است که آمار و نمودار ذکر شده برای مجموع کشور است و چنین نیست که در همه جای کشور، بعد خانور در سال 90، 5/3 نفر باشد. لذا این بُعد خانوار چنانکه آمارها بر آن اذعان دارند و کارشناسان نیز میگویند در کلانشهرها کمتر از این مقدار است.
در همین راستا توجه به نمودار انواع خانوارها (بر حسب تعداد) قابل تامل است:
تصویر
مأخذ - مرکز آمار ایران. (ر. پ). دفتر جمعیت، نیروی کار و سرشماری.
نمودار بالا حاکی از آن است که بعد خانوار ایرانی به شدت در حال کوچکتر شدن است طوریکه؛ خانوارهای یکنفره تا چهارنفره در بازه زمانی مذکور، روند صعودی داشته اند.
در سال 65، 10 میلیون و 500 هزار زن در سن باروری (15 تا 49 سال) در کشور وجود داشت و دو میلیون موالید؛ اکنون جمعیت زنان بارور کشور دو برابر شده و به 23 میلیون و 300 هزار نفر رسیده است این در حالی است که تعداد موالید نصف سال 65 شده است.
از عوامل معارض با افزایش جمعیت خانوار، سقط جنینهای غیرقانونی و عمدی است. بماند که اغلب سقط جنینهای غیرقانونی در کلینیک های خصوصی و زیرزمینی انجام می
شود که ممکن است مادران باردار را در معرض عفونتهای حاد، خارج شدن رحم، بیماری های قلبی و حتی در خطر مرگ قرار دهد.
با اینکه آمار سقط جنینهای دارای مجوز و قانونی کمتر از ده هزار است (در سال 92 حدود 7 هزار حسب آمار پزشکی قانونی کشور) ولی آمار سقط جنینهای غیرقانونی به شدت بالاست و آمارهای رسمی وزارت بهداشت تعداد آن را در سال گذشته بین 150 تا 350 هزار تخمین زده است. هرچند اندکی این آمار محل تردید است و با نظر به اینکه تعداد کل باروری در سال گذشته در کشور حدود یک میلیون نفر بوده نیاز به راستیآزمائی و بررسیهایدقیقتردارد.
تصویر
منبع: وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
براساس اعلام سازمان پزشکی قانونی استان تهران درخواست سقط جنین در سال گذشته 8 درصد در استان رشد داشته است. در سال گذشته هزار و 818 نفر و درسال 91 هزار و 684 نفر برای دریافت مجوز سقط درمانی (جسمانی) به مراکز پزشکی قانونی استان تهران مراجعه کردند.
تصویر
منبع: ایمانی، سلطه «فرزند کمتر، زندگی بهتر» بر زندگی ایرانی، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری دام ظله
سرپرستی خانوار و تأمین اقتصادی آن بار سنگینی است که نوعاً زنان ازعهده آن نمیتوانند برآیند و در نتیجه سبب بروز آسیبهای عدیده اخلاقی و اجتماعی در زنان سرپرست خانوار و نیز فرزندانشان شده و در نتیجه نهاد خانواده با مشکل مواجه شده و نمیتواند کارکردهای خود را به منصه ظهور برساند.
بر اساس گزارش مرکز آمار ایران در سال 1355، 3/7 درصد خانوادهها توسط زنان سرپرستی میشدند. این آمار با رشد پنج درصدی در سال 90 به 1/12 درصد رسید که حدود سه درصد از این رشد در پنج سال اخیر رخ داده است. پیشبینی میشود تا سه سال آینده آمار زنان سرپرست خانوار به 15 درصد برسد.
تصویر
منبع: مرکز آمار ایران
در حال حاضر، چیزی حدود 2 میلیون و 533 هزار و 247 از خانوارها، سرپرستشان زنان هستند.
تصویر
منبع: مرکز آمار ایران
حدود 82 درصد زنان سرپرست خانوار یعنی 2 میلیون و 77 هزار و 271 سرپرست زن خانوار، بیکارند! که البته این نمیتواند دلیل قطعی بر مسئله بودن موضوع باشد چرا که بایستی این مورد را با توجه به سن زنان سرپرست خانوار بررسی نمود. ولی اگر اجمالاً زنان سرپرست
خانوار زیر 40 سال با توجه به شرایط سنیشان و شرایط جامعه، در نوک پیکان آسیب و یا «در معرض آسیب» در نظر گرفته شوند
باید گفت؛ حسب دادههای مرکز آمار ایران، تعداد زنان سرپرست خانوار زیر 40 سال به لحاظ کمّی، 80 هزار نفرند که با در نظر داشتن شرایط اجتماع، این تعدادِ هرچند نسبتاً کم، قابل توجه خواهد بود.
بررسی دقیقتر موضوع، برخی از طیفهای در معرض آسیب را بهتر نشان میدهد؛ چنانکه حسب دادههای مرکز آمار ایران، حدود 100 هزار نفر از زنان سرپرست خانوار زیر 40 سال، تنها زندگی میکنند و زندگی مجردی را برای خود برگزیدهاند؛ این آمار برای زنان سرپرست خانوار در این سنین، واقعاً قابل تأمل است خصوصاًً که آمار سال 1385 چیزی حدود 46 هزار نفر را نشان میدهد و حاکی از رشد بیش از 115 درصدی تعداد این افراد است.
تصویر
منبع: مرکز آمار ایران
اکثریت قریب به اتفاق زنان سرپرست خانوار زیر چهل سال را زنان تنها و یا دو نفره و سه نفره تشکیل میدهند و درواقع زنانی هستند که اغلب طلاق گرفتهاند و یک یا دو بچه به همراه دارند و زندگی مستقل را نیز برای خود برگزیدهاند.
ترکیب درصدی زنان سرپرست خانوار زیر چهل سال
تصویر
منبع: مرکز آمار ایران
نیز، تعداد «زنان بیهمسر بدلیل طلاق» طی سال های گذشته رشد شتابداری را تجربه نموده است و از 103 هزار در سال 1365 به 442 هزار در سال 1390 رسیده است (رشدی حدود 440 درصدی) در حالیکه رشد سایر آمارهای مربوط به زنان در این داده آماری مانند تعداد «زنان بی همسر بدلیل فوت همسر» همگی، رشد حدود 100 درصدی را در بازه زمانی گفته شده داشتهاند. (ر. ک: نمودار ذیل)
تصویر
مأخذ - مرکز آمار ایران.
بنابراین در شرایط موجود جامعه ایرانی، به موازات افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار، پدیده نامیمون افزایش زنان بیوه جوان نیز در حال وقوع است که بخش قابل ملاحظهای از این زنان بهدلیل نفوذ فرهنگ غربی، بهترین راه نجات خود را در کسب استقلال مادی و در نتیجه بدست آوردن شغل و کار و بیخیال شدن نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده (که احتمال آن در مورد آنان کم نیز هست) میدانند.
بیکاری از چند جهت سبب تضعیف نهاد خانواده شده و برای آن آسیب بهشمار میرود؛ جهت اول مربوط به افراد مجرد است که سبب خودداری آنها از ازدواج و یا به تأخیر انداختن آن میشود، جهت دوم مربوط به افراد متأهل سرپرست خانوار است که سبب طلاق و از هم پاشیدگی خانواده و یا ورود در برخی مشاغل کاذب و نامتعارف میگردد و جهت سوم مربوط به همه افراد بیکار است که بهدلیل خالی بودن وقتشان، زمینهساز ورود آنها در برخی آسیبهای اخلاقی جامعه میشود که بهطور غیر مستقیم نهاد خانواده را در معرض خطر قرار میدهد. بر همین اساس داریم:
تصویر
ماخذ: مرکز آمار ایران (نرخ بیکاری عبارت است:
از نسبت جمعیت بیکار به جمعیت فعال (شاغل و بیکار)، ضربدر 100)
توجه: حسب دادههای مرکز آمار ایران در زمستان 1392، تجمع اصلی بیکاران در فاصله سنی 15 تا 29 سال است.
روند سهم جوانان آسیبپذیر در کشور 1385-1390
تصویر
منبع: مرکز آمار ایران
شاخصی تحت عنوان جوانان آسیبپذیر توسط سازمان بینالمللی کار وضع شده که به طور مشخص بر جوانان در معرض خطر کشورها متمرکز است. این شاخص نسبت جوانان غیر شاغل غیر محصل را در نظر میگیرد یعنی جوانانی که یا بیکار هستند یا چنانچه خارج از نیروی کار تشخیص داده شدهاند، غیر محصل هستند؛ یعنی خانهدار، دارای درآمد بدون کار یا در سایر وضعیتهای غیر فعال هستند.
این گروه از جوانان، بهدلیل عدم اشتغال بهکار و یا تحصیل، در مقایسه با همسالان خود بیشتر در معرض آسیبهای فردی و اجتماعی هستند. لذا بررسی روند این شاخص در طول زمان و مقایسه آن در زیرگروههای خاص مثل جنس، از اهمیت خاصی برخوردار است. بهدلیل شرایط فرهنگی و اجتماعی خاص کشورمان، در محاسبه جوانان آسیبپذیر، زنان جوان دارای همسر از شمول تعریف جوانان آسیبپذیر خارج شدهاند. (جوادی و هرندی، جوانان آسیبپذیر، فصلنامه جمعیت، شماره 61 و 62، ص107-123)
در چند سال گذشته دغدغه غالب در جامعه، جذب دانشجو در دانشگاهها بود تا ایجاد شغل برای آنان و لذا امروز فارغ از جمعیت 5/3 میلیون نفری بیکاران، با 5/4 میلیون دانشجوی در انتظار شغل مواجه هستیم که با تأخیر، وارد بازار کار خواهند شد.
تصویر
منبع: وزارت کار و تعاون اجتماعی
این در حالی است که تنها 50 درصد متقاضیان کار دارای مهارت هستند و مابقی هنگام ورود به بازار کار مهارت لازم را ندارد در حالی که صنایع و بنگاههای تولیدی به نیروی ماهر نیاز دارند.
تصویر
منبع: وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی
از آسیبهای خانمانسوز جامعه ایرانی آسیب اعتیاد به مواد مخدر است طوریکه دادههای ستاد مبارزه با مواد مخدر نشان می دهد حدود 63 درصد از معتادین متأهلین هستند و با اینکه مجموع معتادین در ایران یک میلیون و خردهای است، ولی موادمخدر دغدغه بیش از 92 درصد مردم ایران است و بیش از 10 میلیون نفر از همسران و فرزندان معتادان، دغدغه روزمره اعتیاد را دارند.
تصویر
منبع: ستاد مبارزه با مواد مخدر
اعتیاد آسیبهای فراوانی را برای نظام خانواده به دنبال دارد چنانکه حسب دادههای ستاد مذکور 65 درصد همسرآزاریها با اعتیاد ارتباط مستقیم دارد. افراد معتاد همسران را مجبور به انجام کارهایی میکنند که غیراخلاقی و غیرانسانی است. همچنین 30 درصد کودکآزاریها و 25 درصد از قتل های عمد توسط معتادان انجام میشود. نیز، 23 درصد نزاعها و خشونتها در پی اعتیاد حاصل شده و بین 35 درصد تا 40 درصد سرقتها ناشی از اعتیاد به مواد مخدر است.
مطابق آمار ستاد در سال 1392، نرخ شیوع اعتیاد در ایران 65/2 درصد با آمار تقریبی یک میلیون و 325 هزار نفر معتاد است. این رقم در سال 89، یک میلیون 200 هزار نفر بود.
براساس اعلام دفتر مقابله با موادمخدر و جرم سازمان ملل متحد (unodc)؛ میانگین سنی مصرف کنندگان مواد در سال 2001 میلادی در جهان معادل 22/7 بوده که پس از 10 سال تا میانگین سنی 5/18 سال کاهش یافته است و به عبارتی طی 10سال اخیر سن شروع مصرف در جامعه جهانی 4 سال کاهش داشته است. ایران نیز از این موضوع مستثنی نیست به طوری که براساس نتایج تحقیق ارزیابی سوء مصرف در کشور در سال 83، میانگین سن شروع به مصرف موادمخدر به 23 سال رسیده و تقریبا در سال 1392 میانگین سن شروع مصرف موادمخدر، 15 سالگی است. البته موضوع کاهش سن اعتیاد در کشور آن هم به
صورت اغراق آمیز مورد تایید کارشناسان نبوده و نیازمند شیوع شناسی و رصد مستمر است.
تصویر
در این میان آنچه مهمتر است گرایش برخی زنان به مصرف مواد مخدر و افزایش تعداد آنها در سالهای اخیر است. دلیل اهمیت از آنجاست که مهمترین عارضه اجتماعی اعتیاد در زنان فروپاشی کانون خانواده است؛ اعتیاد زن، نه تنها خودش بلکه فرزندان و ارگان خانواده را نیز تحت تأثیر قرار میدهد؛ تمایل دختران به الگوپذیری از مادرانشان و در نتیجه انحراف آنها از نمونههای این تأثیرگذاری است.
مطابق آمارهای رسمی، در دو دهه قبل نسبت مردان معتاد به زنان معتاد 30 به یک بود، اکنون حدود 10 به یک شده است. ضمن اینکه در جامعه، مصرف مواد در زنان ناهنجارتر از مردان تلقی شده و در نتیجه زنان معتاد گرایش کمتری به رجوع به مراکز درمانی دارند و این نشان میدهد که چون بخشی از منابع آماری همین مراکز هستند پس نسبت زنان معتاد به مردان بیشتر از آماری است که در اختیار هست.
تصویر
منبع: نیروی انتظامی و ستاد مبارزه با مواد مخدر
بیشترین جرم زنان زندانی، جرایم مرتبط با مواد مخدر است از 7 هزار و 377 زن زندانی در کشور 60 درصد آنها به دلایل مرتبط با جرایم اعتیاد و مواد مخدر به زندان راه پیدا کردند که بیشتر آنها خود از این مواد مخدر استفاده می کردند.
عواقب اعتیاد زنان به مراتب بیشتر از مردان است، چرا که زن معتاد مجبور است با ابزار مختلف پول و یا مواد مخدر خود را تهیه کند و گاه در این میان دست به فعالیتهای نامشروع می زند. از سوی دیگر فرد معتاد نمی داند با فرزند آینده خود چگونه رفتار کند و در تربیت فرزندش دچار انحراف شود. حس انتقام از دیگر عواقب اعتیاد زنان است چرا که آنها دائماً فکر می کنند قربانی شرایط جامعه ای که در آن زندگی کرده، شدهاند و همواره در صدد گرفتن انتقام از جامعه هستند.
تصویر
منبع: ستاد مبارزه با مواد مخدر
تصویر
منبع: ستاد مبارزه با مواد مخدر
در برخی از بیمارستانهای دولتی، بخشهایی برای ترک اعتیاد نوزادان در نظر گرفته شده است، که هشدار میدهد تا نگران آمار زنان معتاد شد؛ زنان معتادی که درصد قابل توجهی از آنان مادر هستند و یا میشوند، کودکانی را به دنیا میآورند که از روز اول تولد، با درد خماری و عذاب ترک، مواجه هستند. نیز مصرف مخدر باعث میشود زنان باردار با زایمان زودرس روبهرو شوند. مشکلات ذهنی، گریز از جمع و تأخیر در تکامل از بیماریهای نوزادان متولد شده از مادران معتاد هستند.
آسیب ایدز عمدتاً زائیده انحرافات اخلاقی و اعتیاد است و غالباً سببساز یکی از سه امر ذیل میشود: 1. طلاق در صورت متأهل بودن و تشخیص آن بعد از ازدواج؛ 2. عدم امکان ازدواج و تشکیل کانون خانواده در صورت تشخیص قبل از ازدواج؛ 3. ختم اتوماتیکوار پرونده خانواده با مرگ شخص مبتلا به ایدز. لذا ایدز بسته به زمان تشخیص آن، از آسیبهای شکلگیری و یا تداوم نهاد خانواده است.
براساس آمار وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، تا اول تیر 1392 تعداد افراد آلوده به اچ، ای، وی درکشور ۲۶هزارو ۵۵۶ نفر است و تخمین زده می شود حدود ۹۰ هزار نفر مورد ابتلا به این عفونت نیز در کشور وجود داشته باشد.
تصویر
منبع: وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
براساس آمار موجود تا اول تیر 1392 ویروس این بیماری در مردان بیشتر بوده است طوریکه 89 درصد میزان ابتلا در مردان بوده است و شایع ترین گروه سنی مبتلا به ویروس اچی ای وی و ایدز نیز بین سنین ۲۵تا ۳۴ سال است.
تصویر
منبع: وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
درباره علل ابتلاء به ایدز، اعتیاد تزریقی 52 درصد، برقراری روابط جنسی 33 درصد و انتقال از مادر مبتلا به کودک 4/3درصد را تشکیل داده است. در 6/11درصد از موارد شناساییشده در این سال راه انتقال نامشخص بوده است. که البته اعلام این آمار و انتقال 33 درصدی ایدز از طریق روابط کنترلنشده جنسی نگرانیها برای پیشروی انتقال ایدز از طریق روابط جنسی را افزایش داده است. تا پیش از این مدل ابتلا به ایدز در ایران با کشورهای جهان متفاوت بود، بهطوریکه نگرانی در ایران ابتلا به ایدز از طریق مصرف سرنگهای آلوده بود، در حالی که کشورهای جهان به دلیل روابط جنسی کنترلنشده، نگرانیهایی برای افزایش ابتلا به ایدز داشتند.
تصویر
منبع: وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
در چند سال گذشته عمده زنان بی خانمان و کارتن خواب شهر تهران به زنان سالمند تعلق داشت اما رصد روند سنی زنان کارتن خواب و بی خانمان در سال های اخیر نشان از حضور زنان جوان در میان انان دارد . در جدید ترین امار سازمان رفاه ومشارکت اجنماعی شهر داری تهران درباره اسیب های حوزه زنان با اشاره به کاهش سن زنان کارتن خواب گفته شده که سن زنان کارتن خواب در تهران به 17 سال رسیده است.
تصویر
بر اساس آمارهای مراکز بازپروری سازمان بهزیستی 10 تا 12 درصد زنان خیابانی متأهل بوده و اغلب، در سنین ابتدای جوانی و بازه 20 تا 29 سال قرار دارند.
تصویر
طبق آمارهای سال 90 سازمان رفاه و مشارکت های اجتماعی شهرداری تهران، «فقر» مهمترین عامل و «تعارضات خانوادگی» دومین عامل مؤثر در بروز پدیده زنان خیابانی است.
تصویر
مسجد عبادتگاه عاشقان و بندگان صالح خداوند و بزرگترین و مهمترین پایگاه اسلام است. بسیاری از علما و دانشمندان که به مدارج عالی کمال دست یافتند در پرتو انس با مسجد و تعلیم و تربیت در آن بوده است. این پایگاه عظیم نقش عمده ای در تعالی و تحکیم بخشیدن کانون مقدس خانواده دارد. درواقع در نگاه کلان به جامعه اسلامی، مسجد، والاترین و پاکترین پایگاه تربیت دینی انسانها است و از سوی دیگر خانواده نخستین و مؤثرترین نهاد در بحث تربیت انسان است. لذا برقراری ارتباط معنوی بین مسجد و خانواده به منظور استفاده از جایگاه و پتانسیل همدیگر، نقش مکملی داشته و قطعاً ثمرات و آثار بسیار ارزشمندی بر جای خواهد گذاشت؛ فردی که در بستری تلفیق شده از فضای معنوی مسجد و فضای صمیمی خانواده تربیت شود، راه راست را پیدا کرده، در آن گام میگذارد.
بر همین اساس در قرآن و مبانی دینی ما بر ارتباط همیشگی با مسجد تأکید زیادی شده است و نباید خانوادهها حضور خود در مساجد را به مناسبتهای خاص محدود کنند و بر همین مبنا نیز نخستین اقدام وجود مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه احداث مسجد بود.
مسجد خانة خداست و قرارگاهی است که با نام و یاد خدا عجین شده است و لذا با حضور در مسجد و اقامه نماز یا شرکت در جلسات و مناسبت های آن، آرامش و نشاط در خانواده اهل مسجد مهیا می گردد. درواقع آنگاه که مؤمن وارد مسجد میشود، در فضایی آکنده از طهارت، سادگی و عاری از پیرایههای مادی قرار میگیرد؛ اما انباشته از جلوههای معنوی و
الهی. همصحبتی با مسجدیان نهتنها گرفتاری و پریشانی مسلمان را تخلیه میکند، بلکه وی را از موهبت همیاری فکری و عملی آنها بهرمند میکند؛ آن هم مسجدیانی که خود را دربرابر گرفتاریهای دیگران مسئول میدانند. از نگاه دیگر و بعد سلبی مسئله، ارتباط با مسجد و اهل مسجد، بهطور اتوماتیک وار انسان را تا حد زیادی از رذائل و آسیبها باز میدارد. بسیاری از متخلفان و بزهکاران اجتماعی که به نوعی امنیت اجتماعی را به خطر می اندازند کسانی هستند که اهل ارتباط با خدا و نماز و مسجد نیستند.
در بیان کارکردهای مسجد به صورت جزئیتر باید گفت که بر اساس تصویری که از ارتباط فیمابین مسجد و خانواده ترسیم شد و نقش مکملی آنها بیان گردید، مهمترین کارکرد مسجد در ارتباط با خانواده، همان تتمیم و به کمال رساندن تربیت دینی انسان و اعطای حیات طیبه واقعی برای اعضای خانواده است. در همین ارتباط، مسجد دو کارکرد و نقش کلیدی و اساسی را بر عهده دارد:
برای رسیدن به تکامل و قدم نهادن در وادی تربیت دینی، نخستین گام کسب «معرفت و آگاهی» از ماهیت و چیستی آموزههای آن است که مسجد به عنوان یک ابزار و بستر زمینهساز، نقش بهسزایی را در نیل بدین هدف میتواند داشته باشد. چنانچه مسجد که در عصر نبوی صلی الله علیه و آله و دورهی خلفای راشدین، مجمع نومسلمانانی شد در باب آشنایی با آموزههای اسلامی و استماع سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله در باب آیههای قرآن، تبلیغ دین و ابلاغ احکام شرع، و مسائلی از این قبیل. درواقع، «مسجد» کهنترین دانشگاه اسلامی و اساسیترین پایگاه تعلیم در
تاریخ اسلام است. و البته مسجد در طول تاریخ این کارکرد را همواره حفظ نموده است و عمدهترین و اصیلترین مرکز تعلیم معارف دینی بوده است.
البته در حال حاضر و حسب گسترش روز افزون ساختار نهادی جوامع، نهادهای زیادی شکل گرفتهاند که به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم از طریق رسانهها در امر تعلیم و آموزش معارف و مهارتهای مورد نیاز خانواده فعالیت میکنند که برخی از این نهادها نه تنها کمککننده به مسجد نیستند بلکه بهدلیل رویکردهای مادی و انحرافی از تعالیم دینی، حتی مشکلساز نیز شدهاند و خروجی آنها خانواده متعالی مورد پسند اسلام نیست و لذا بحث از جایگاه مسجد در معرفتبخشی به خانواده صرفاً جنبه ایجابی ندارد بلکه حسب ضرورت، جنبه سلبی نیز به خود گرفته است و در میدان رقابت سنگین موجود که رقبای
آن با تمام تلاش سعی در شکلدهی به خانواده به نحو دیگری دارند، مسجد وظیفه دارد علاوه بر اعطای معرفت اصیل، معارف بدلی را نیز شناسائی و خنثی نماید.
مسجد مکانی است برای تمرین خلقوخوی پسندیدة انسانی، زیرا خداوند میفرماید: «فیه رجالٌ یُحِبُّونَ أن یَتَطَهَّرُوا» (توبه/108) در مسجدی که براساس تقوا و پارسایی تأسیس شده باشد و برخی آسیبهای مبتلیبه نهاد مسجد را نداشته باشند، انسانهای پاکی در آن حضور دارند که دوست دارند از رذائل و بدیها بدور و پاکیزه باشند اینها افرادی هستند که اهتمام دارند ارزشهای دینی را حسب آنچه از قرآن و معصومینc صادر شده است، در رفتارهای عینی و عملی خود متبلور سازند و خود را متخلق به اخلاق دینی و مراعی سبک زندگی دینی نمایند و لذا طبیعتاً رفت و آمد با چنین انسانهای پاک و تقویپیشهای به عنوان بهترین الگوهای عملی برای خانوادة مرتبط با مسجد به شمار آمده و تأثیرات عمیق و سریعی بر رفتارهای خانواده خواهد گذارد.
بماند که اهل مسجد هرچند معصوم از گناه و خطا نیستند و ممکن است مرتکب برخی معاصی شوند ولی بر این امر اهتمام دارند تا در مسجد به گناه آلوده نشوند، سخنان ظالمانه بر زبان نیاورند، به آبروی دیگران تجاوز نکنند، در مسجد غیبت نکنند، سخنان لغو و بیفایده را کنار نهند و از گفتوگوهایی که بوی دنیاپرستی میدهد پرهیز نمایند. چون مسجد نهاد مقدسی است و جای هر رفتار و کردار و گفتاری نیست.
در پایان گفتنی است پیش فرض، چنانکه تلویحاً اشاره شد، ارتباط خانواده با مسجد فعال و پویایی است که نماز جماعت شاداب و فعالیتهای فرهنگی جذاب با حضور تمام اقشار سنی دارد نه مسجدی که فقط اسم آن را یدک میکشد و یا احیاناً مدیریت آن بر عهده انسانهای ناصالح است.
آنچه در بحث راهکار میخواهد مطرح شود درواقع استفاده از ظرفیتها و امکانات معنوی و مادی مسجد در جهت رفع مشکلات و آسیبهایی است که نهاد خانواده با آنها دست به گریبان است. لذا لازم است به صورت علمی و دقیق ابتدا مشخص شود که نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدهای مسجد در مواجهه با مشکلات خانواده چیست؟ و آنگاه حسب نگاه سیستمی SWOT به ارائه راهکارهای دقیق پرداخته شود. لیکن این امر در این مجال قابلیت عملیاتی شدن ندارد بهدلیل آنکه اولاً نیاز به تفصیل و گردآوری تمام جوانب کار دارد که در این موجز نمیگنجد و درثانی برنامه راهبردی SWOT، یک برنامه استراتژیک و راهبردی است که بهدلیل اختلاف ظرفیتها و پتانسیلهای هر کدام از مساجد با همدیگر، امکان نگارش آن و نسخهپیچی آن برای تمام مساجد بهصورت یکجا وجود ندارد و بلکه باید به صورت تکتک برای هر کدام از مساجد مورد بررسی قرار گیرد. در این مجال آنچه میخواهد بیان شود رویکردهای کلان و تأثیرگذاری هستند که نیاز هست تا حتماً اصلاح شوند. توجه به این رویکردها نقش بهسزایی در شناسایی واقعی نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدها خواهد داشت چون این رویکردها درواقع چشمانداز و رسالت غایی مسجد مطلوبی را که در زمان فعلی بتواند در رفع آسیبهای خانواده مؤثر واقع افتد و خانواده را در نیل به کمال و سعادت دنیوی و اخروی یاری رساند، ترسیم و تبیین مینمایند و نقشه راه اجمالی از مسیری هستند که بایستی پیموده شود. بر همین اساس، رویکردهای اصلاحی عمده بهشرح ذیل تشریح میگردد:
اولاً؛ هم مسجد و هم خانواده جایگاه تعلیمی و تربیتی سابق خود را در پروسه و فرآیند آموزش ندارند. با این توضیح که؛ نهادهای همعرض در حوزه تعلیم و تربیت به شکل فراوان بروز و ظهور داشتهاند و نهاد مسجد و خانواده به موازات پیشرفت رقبا، پیشرفت نکرده و خود را با شرایط جامعه خود وفق ندادهاند و نیز نتوانستهاند از ابزارها و پتانسیلهای موجود در جهت نقشآفرینی کارآمد بهره ببرند.
در سبک زندگی جدید، خانواده (شامل هر دوی والدین و فرزندان)، تعالیم آموزشی و تربیتی خود را منحصراً از نهاد مسجد نمیگیرد همچنانکه نقش تربیتی والدین برای فرزندان در داخل خانه چندان پررنگ نیست و خیلی نهادهای دیگر همچون مدرسه، دانشگاه، انواع سرسامآور رسانههای مکتوب و غیر مکتوب شامل صوتی و تصویری، تعاملی دیجیتالی و ... سایه سنگین خود را بر سر نهاد خانواده و مسجد گستردهاند و اختیارات و نفوذ آنها را به حداقل رساندهاند.
درثانی؛ مهمتر از اولی اینکه، نباید بدنبال بازیافتن جایگاه پیشین به شکل قبلی آن ـ که مسجد و خانه نقشهای تقریبا انحصاری در تعلیم و تربیت داشتندـ بود. بلکه بایستی حسب شرایط موجود و با پذیرش کلیت ساختار نظام آموزش موجود، با رویکرد رفرمی و اصلاحی و نه باژگونهای، طرحی نو در انداخت و جایگاه واقعی مسجد را شناسایی نمود.
لذا در رویکرد واقعبینی در وهله اول، فارغ از قضاوت ارزشی در مورد نهادهای همعرض، اصل وجود آنها و حتی ضرورت وجود آنها را بهدلیل سبک زندگی موجود در جامعه بشری و جامعه ایرانی باید به رسمیت شناخت و دنبال حذف تمام آنها نبود؛ چنانچه در سبک زندگی فعلی اگر نهاد تربیتی همعرضی همچون مدرسه وجود نداشته باشد، واقعاً خانواده با مشقت و حرج مواجه میشود و نهادهای همعرض دیگر همینطور؛ لذا مسجد و خانواده بایستی در ضمن مفروض دانستن وجود این پازل، جای مناسب خود را پیدا نمایند نه با مفروض گرفتن نبود آنها. آری در گام بعد که بسیار مهم است بایستی مسجد و خانواده به رویکرد مدیریت توجه داشته باشند که در رویکرد بعدی توضیح داده میشود.
در شرایط موجود هرچند مسجد نباید از نقش مستقیم خود در تربیت دینی خانواده غافل
شود و از همه امکانات و ظرفیتهای موجود در جهت تعلیم معارف دینی برای خانواده خصوصاًً به شکل حضوری و چهره به چهره که مؤثرترین روش تربیتی است بهره بگیرد، لیکن چنانکه گفته شد بخش اعظم نهادهای تأثیرگذار بر تربیت دینی خانواده و ابزارهای مؤثر بر خانواده خارج ازکانال و مسیر مسجد عمل میکنند، در چنین شرایطی مسجد که نمیتواند و نباید هم جلو همه آنها را بگیرد بایستی مواجهه فعال با این قضیه داشته باشد، به این صورت که مسجد، رویکرد مدیریت کانالهای تأثیرگذار بر تربیت خانواده را عهدهدار شود که در این مسیر طبیعتاً لازم است پس از شناخت دقیق از ماهیت نهادها و ابزارهای مزبور و وضعیت تأثیرگذاری آنها بر خانواده، با ارتباطی که با نهاد خانواده برقرار میکند وی را در جهت بهرهمندی از ابزارها و نهادهای سالم و صالح و نیز فاصله گرفتن از نهادها و ابزارهای ناسالم، راهنمایی نماید و حتی در قدمهای بعدی و عملیاتیتر، زمینه را برای رشد ابزارها و نهادهای سالم و زمینه ارتباط خانواده با اینها فراهم آورد و تسهیل سازد و متقابلاً به مقابله نظری و عملی با نهادهای ناسالم و دور نگهداشتن خانواده از اینها بپردازد. مسجد حتی میتواند در شکلی ایجابی اقدام به تأسیس و پایهگذاری نهادها و ابزارهای سالم نماید و یا تلاش در جهت تأثیرگذاری بر متولیان و محتوای ابزارها و نهادها نماید و با سالمسازی آنها فضا را برای استفاده نهاد خانواده از آنها فراهم آورد.
این رویکرد همچنین میخواهد بگوید که مسجد باید علاوه بر نقش فردی مستقیم، نقش «محور آسیاب» را نیز بر عهده داشته باشد و با جلب همکاری سایر نهادهای همفکر دغدغهمند، به عنوان محور جریان تربیت دینی، ظرفیتها و پتانسیل آنها را برای کمک به نهاد خانواده مدیریت نماید نهادهایی مانند حسینیهها، امامزادهها، مدارس معارف اسلامی، هیآت مذهبی و حتی برخی حوزههای علمیه و ... .
مسجد بایستی خانواده را نیز واقعبین نماید و در پروسه تربیت اعضا و فرزندان، به او بفهماند که زمان قدیم سپری شده و خانواده نقش مستقیم تربیتی و تام الاختیار را ندارد بلکه باید خانواده مدیریت توانمند و قوی داشته باشد تا به نحوه استفاده اعضای خود از آموزشهای نهادها و ابزارهای تربیتی جامعه، سمت و سو بدهد و با ارائه شناخت لازم به اعضاء، آنها را به سوی نهادهای سالم رهنمون سازد مسجد بایستی این واقعبینی و نحوه
مدیریت صحیح را از طریق مشاوره ها و ... به خانواده تزریق نماید و خود نیز به عنوان پشتیبان و ناظر، حضور پشت پرده داشته باشد.
همچنانکه ابزارها و نهادهای رقیب از آخرین روشها و جدیدترین مدلها و تکنولوژیها برای پیشبرد اهداف خود در امر تربیت بهرهبرداری مینمایند و از هیچ خلاقیت و نوآوری دریغ نمیورزند مسجد نیز نباید در این رقابت شدید و تنگاتنگ از این مسائل غافل شود و بایستی با فاصله گرفتن از نگاه رایج قدیمی، نگاه کاملا علمی ـ تخصصی و سیستماتیک به مسئله داشته باشد لذا لازم است اولاً؛ برای تمام تصمیماتش از عقبه علمی و پژوهشی قوی و استوار بهرمند باشد و تخصص و علم را چاشنی تمام برنامهها و تصمیماتش نماید و درثانی از مدیریت متخصص و کارآمد بهره بگیرد؛ مدیریت مسجد بایستی علاوه بر برخورداری از اخلاق حسنه و تقوای دینی، لزوماً شخصی آشنا با مبانی مدیریت سازمانی، اصول جذب مخاطبان (افراد و خانوادهها) و نگهداری آنها بوده و نیز با موضوع ابزار رسانه و نحوه مواجهه فعال با این پدیده بسیار تأثیرگذار و حاوی ظرفیت تبلیغی بالقوه فراوان، آشنا باشد. لذا نهاد مسجد بایستی فضا را برای کارها و تحقیقات علمی در موضوع مورد نظر و آنهم با رویکرد کاربردی و حسب شرایط جامعه مهیا نماید و حسب خروجی آنها گام بردارد.
مسجد باید به موضوع رسانه توجه ویژه داشته باشد و در جهت عملی سازی اهداف و رسالتهای خود در خصوص تربیت دینی خانواده و مواجهه با مشکلات آن، از حداکثر ظرفیت رسانهها حسب انواع مختلفی که دارند بهره ببرد همچنان که رقبایش و نهادهای همعرض، به نحو احسن از این ابزار استفاده میکنند و توانستهاند از این طریق، حتی خود را وارد خانهها نمایند و ذهن و فکر اعضای خانواده را حتی در ساعات اختصاصی درون خانه به خواستههای خود مشغول دارند. مسجد بایستی حتماً بخشی تحت عنوان رسانه داشته باشد که در این بخش به شناسایی ظرفیتهای موجود در رسانهها برای برقراری ارتباط هدفمند مسجد با خانواده بپردازد و راهکارهای آن را مشخص نموده و عملی سازد.
آنچه از رویکردها گفته شد نباید موجب غفلت از نقاط قوت نگاه سنتی در اداره مسجد شود خصوصاًً که اداره سنتی مساجد در سابق و به مقتضای زمان خود، مدیریت علمی و تخصصی بود. آری؛ مشکل آنجا بهوجود آمد که علیرغم تغییر زمان و اقتضائات آن و ابداع روشهای نوین و بوجود آمدن نهادهای حرفهای در حوزه تربیت و آموزش، مسجد متحول نشد و همچنان بر روش قبلی خود استوار ماند. حال آنچه در اینجا میخواهد گفته شود آن است که نگاه سنتی به اداره مسجد علیرغم تمام نارسائیهایی که در زمان حاضر دارد، از نقاط قوت بیشمار و بینظیری نیز بهرهمند است که نباید تحت هیچ شرایطی از آنها غافل شد و کماهمیت جلوه داد، نقاط قوتی همچون موج زدن اخلاص و معنویت در متولیان آن و احتراز از نگاه مادی صرف و نگاه سودآورانه شغلی به اداره مسجد و متقابلاً ایثار نمودن وقت و فرصتهای درآمدزایی خود در جهت مدیریت مسجد بدون هیچگونه چشمداشت و یا با رضایت به کمترینها. لذا بایستی نگاه متجددانه و به روز را که در رویکردهای قبلی ذکر شدند با رویکرد سنتی تلفیق نمود و مدیریتی توانمند از طریق بهرهگیری از نقاط قوت هر دو و پس زدن نقاط منفی هر دو، برای کمک مسجد برای تربیت دینی خانواده رقم زد.
یکی از رویکردهایی که قبلا بوده و جدیداً مغفول واقع شده است رویکرد توجه به برقراری ارتباط عاطفی متولیان مسجد خصوصاًً اخلاقمداران مسجد با مخاطبان است. تاریخ گویای این مطلب است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با تک تک مسجدیها و نمازگزاران ارتباط عاطفی عمیق برقرار میکرد، از حضور و عدم حضور یکایکشان مطلع بود و در صورت عدم حضور، سراغشان را میگرفت و احیاناً اگر مریض بودند به همراه سایر مسجدیها به عیادتشان تشریف میبردند. درواقع هر آنکس که در مسجد حضور مییافت به منزله عضوی از اعضای خانواده بزرگ مسجد بهشمار میآمد که کاملاً در جریانِ بودن و نبودنِ همدیگر و احیاناً بروز مشکلات عارض شده بر همدیگر بودند که اگر میتوانستند یاری میکردند.
آنچه در اینجا میخواهد ذکر شود آن است که مسجد باید یک متولی بینا و یک میزبان باحرارت و مملو از معنویت داشته باشد که میهمانان مسجد را و خانوادههای حاضر شده در مسجد را تحویل بگیرد و به آنها بفهماند که «ما دیدیم و فهمیدیم که شما تشریف آوردید
و
شما را درلیست خانواده خود وارد کردیم و از این پس بودن و نبودنتان برای ما یکی نیست ما به عنوان برادران دینی، ضمن برقراری ارتباط نزدیک و صمیمی با شما، از این پس، رصد حال شما را وظیفه خود میدانیم و چنانکه ببینیم مشکلی برای شما پیش آمده در رفع آن برادرانه خواهیم کوشید همچنانکه در شادیها در کنارتان خواهیم بود.»
این همان چیزی است که گمشده دنیای مدرن است یعنی فقدان و کمبود عاطفه و محبت و دلجوئی از همدیگر و یاری مخلصانه و برادرانه به همدیگر که متأسفانه مراتبی از آن در نهاد مسجد و مسجدیهای امروز نیز سرایت کرده است طوریکه فرد میآید و نماز خودش را به صورت فرادی و حتی به صورت نماز جماعت میخواند و میرود و کسی کاری به کارش ندارد؛ حتی ممکن است این حالت برای چندین سال تداوم پیدا کند و بودن و نبودن او برای هیچکس، مهم و مورد توجه نباشد چرا که کسی وی را رصد نکرده و تحویل نگرفته است.
حضرت علی علیه السلام در وصف پیامبر صلی الله علیه و آله میفرماید: «طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَی مَوَاسِمَهُ یَضَعُ ذَلِکَ حَیْثُ الْحَاجَةُ إِلَیْهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْیٍ وَ آذَانٍ صُمٍّ وَ أَلْسِنَةٍ بُکْمٍ مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَوَاطِنَ الْحَیْرَة» (نهج البلاغه، خ 108) «پیامبر صلی الله علیه و آله طبیبی است که برای درمان بیماران سیّار است. مرهمهای شفا بخش او آماده، و ابزار داغ کردن زخمها را گداخته. برای شفای قلبهای کور و گوشهای ناشنوا و زبانهای لال، آماده، و با داروی خود در پی یافتن بیماران فراموش شده و سرگردان است.»
امروز دیگر زمان آن نیست که نهاد مسجد بنشیند تا نهاد خانواده به سراغش بیاید و از وی خاضعانه و با التماس در جهت تربیت دینی استمداد نماید؛ چرا که اولاً دنیا، دنیای رقابتی شده و نهادهای همعرض دیگر با هزاران حیله و روش، خودشان به سراغ نهاد خانواده میروند تا او را در معرض آموزههای خود قرار دهند و لذا اگر در این رقابت، مسجد سرجای خود بنشیند و منتظر بماند، قافیه را باخته است و درثانی در اثر وجود نهادهای تربیتی مضلّ، نهاد خانواده مریض شده و بر پیکره آن آسیبهای فراوان وارد شده است طوریکه عزم و اراده لازم را برای حرکت خودجوش به سمت مسجد ندارد و لازم است که نهاد مسجد پیشقدم شود.
از جمله مهمترین الزامات این رویکرد، در دسترس بودن نهاد مسجد و آموزههای تربیتی
آن برای تمام افراد جامعه است؛ مسجد نباید صرفاً در اوقات نماز باز باشد و تمام؛ اگر هم مشکلی در این زمینه هست بایستی حل شود نه اینکه با تعطیل نمودن این شفاخانه صورت مسئله پاک شود؛ نیز مسجد باید در حداقل بازه زمانی در دسترس خانواده باشد، در زمانهای که میانگین زمان دسترسی به مواد مخدر و مشروبات الکی چندین دقیقه و از فرار از خانه تا افتادن به دام فساد و انحرافات اخلاقی، آناتی بیشتر طول نمیکشد، در دسترس نبودن فیزیکی مسجد امری باور نکردنی است. که البته بایستی مسجدی باشد که واقعاً نقش طبابت را بتواند برای نهاد خانواده ایفا نماید و دردش را علاج نماید و با حضور طبیب حاذقش نسخه شفابخش برایش بپیچد.
تعامل داشتن مسجد و خانواده پیشنیازها و ابزارهای ویژهای دارد که برخی از آنها بدین شرح است:
داشتن امام جماعتی با ویژگیهای: عالم فاضل، متقی، متعهد، دلسوز، روزآمد، دارای سلامت و آراستگی بدنی و ظاهری؛
داشتن شورای علمی و هیئت امنا با ترکیبی از مسجدیان کارآزموده، باتجربه، جوان و کارآمد ؛
داشتن اتاق فکر خانواده جهت گفتمان دربارة موضوعها و محورهای زندگی خانواده و چالشهای پیش رو؛
داشتن کمیتههای علمی و تخصصی درون هر مسجد، بهویژه کمیتة مشاوره و مهارت زندگی؛
برخورداری از صندوق مالی خانواده برای کمکرسانیهای مالی و اعطای قرضالحسنه برای کمک به زندگی، ازدواج، بیماری، ایجاد شغل، تحصیل و مانند آن؛
داشتن کمیته آموزش و پرورش مسجد برای برنامهریزی موضوعهای گوناگون، بهویژه تربیت دینی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و جنسی؛
داشتن شورای حکمیت و دادگاه خانوادة مسجد برای رویارویی با چالشها و اختلافهای خانوادگی، متشکل از ریشسفیدان و معتمدان محل؛
راهاندازی کتابخانههای عمومی و تخصصی مسجد، نمایشگاههای کتاب و نرمافزارها؛
داشتن سالن و زمین ورزش مسجد و تشکیل تیمهای ورزشی، بهویژه برای
جوانان و نوجوانان؛
برخورداری از کمیتهی اردوهای تفریحی، زیارتی، علمی و بینالمللی مسجد؛
داشتن کمیتهی هنر؛ مانند سینما، تئاتر، موسیقی، آواز، خطاطی، طراحی، نقاشی و ترویج هنرهای اصیل اسلامی.
طراحی و برنامهریزی برای نشستهای سالانهی امامان جمعه و جماعت؛ با هدف آسیبشناسی خانوادههای مسجدی و برنامهریزی برای دورهها و کارگاههای آموزشی مهارت زندگی خانوادهها. (شاملی و یوسفی، بازشناسی ظرفیتها و کارکردهای مسجد بویژه در حوزه خانواده، ص 19-20)؛
تشکیل کمیته رسانه به منظور بهرهگیری از تمام ظرفیتهای رسانه در جهت برقراری ارتباط عاطفی نزدیک با خانواده و تأثیرگذاری در امر تربیت دینی خانواده (ظرفیتهای رسانه همچون شبکههای اجتماعی اختصاصی برای تمام مسجدیها یا بخشی مشخص از آنها مثلا برای پدران مسجدی، ورزشکاران مسجدی و ...، یا بازیهای رایانهای با محتوای سالم و جهتدار، ...)؛
تشکیل کمیته شناسایی در جهت شناسایی و جذب گروههای مرجع و خانوادههای مستعد و شاخص در حوزه استحفاظی مسجد، به سبب تأثیر ویژه و خاصی که حضور آنها در جذب سایرین به مسجد دارد.
در همین راستا طرحی تحت عنوان طرح مسجد خانواده (به مثابه پزشک خانواده)، توسط یکی از صاحبنظران مطرح شده است با این توضیح که منش مسلمانان و دینمداران، در طول تاریخ، این بوده است که بانیان حکومتی و مردمی در همة شهرها و روستاها و به فراخور تراکم جمعیت، مساجد مورد نیاز را میساختند. این مسجدها نهتنها محل عبادت و نماز بلکه مرکزی برای آموزش، مشاورهگیری و دادگاه قضا و درواقع محلی برای رفع مشکلات زندگی شخصی و اجتماعی مردم بود. طرح مسجد خانواده به این معنی است که هر خانوادهی اسلامی در پی یک مسجد خانواده باشد و همانند طرح پزشک خانواده خود را زیر چتر حمایت یک مسجد قرار دهد. (همان، ص18-19)
نتیجه این تحقیق آن است که مسجد وخانواده حسب اهمیت و جایگاه و کارکردهای خاصی که در تربیت انسان دارند علیرغم اینکه لازم است تعامل و همکاری نزدیکی با همدیگر داشته باشند در شرایط موجود و حسب تهاجم فرهنگی غرب و نیز تغییر سبک زندگی، این ارتباط، بسیار کمرنگ شده و خانواده نیز عملاً با آسیبهای فراوان مواجه شده است.
برای برونرفت از وضعیت فعلی و نیل ارتباط مسجد و خانواده به وضعیت مطلوب، بایستی چند رویکرد اصلاحی عمده را مسجد و متولیان آن مورد توجه قرار دهند؛ رویکرد اول رویکرد واقعبینی است؛ مسجد باید اصل تغییرات جهان جدید را بپذیرد و بر نقش انحصاری خود در تربیت خانواده پافشاری نکند و وجود نهادهای تربیتی همعرض را به رسمیت بشناسند و آنگاه در ضمن مفروض دانستن وجود این پازل، جای مناسب خود را پیدا نمایند که عبارت است از توجه به رویکرد اصلاحی دوم یعنی رویکرد «مدیریت» تربیت و نگاه تخصصی بدان، بدین معنی که هرچند مسجد نباید از نقش مستقیم خود در تربیت دینی خانواده غافل شود لیکن رویکرد مدیریت کانالهای تأثیرگذار بر تربیت
خانواده را عهدهدار شود و با شناخت دقیق از ماهیت نهادها و ابزارهای مزبور و وضعیت تأثیرگذاری آنها بر خانواده، با ارتباطی که با نهاد خانواده پیدا میکند وی را در جهت بهرهمندی از ابزارها و نهادهای سالم و نیز فاصله گرفتن از نهادها و ابزارهای ناسالم، راهنمایی نماید و حتی در قدمهای بعدی و عملیاتیتر، زمینه را برای رشد ابزارها و نهادهای سالم و زمینه ارتباطگیری خانواده با اینها فراهم آورد و متقابلاً به مقابله با نهادهای ناسالم و دور نگهداشتن خانواده از اینها و احیاناً حذف برخی از آنها بپردازد. نیز مسجد بایستی با اتخاذ رویکرد علمی و تخصصی، همچنانکه ابزارها و نهادهای رقیب از آخرین روشها و جدیدترین مدلها و تکنولوژیها برای پیشبرد اهداف خود در امر تربیت بهرهبرداری مینمایند و از هیچ خلاقیت و نوآوری دریغ نمیورزند مسجد نیز در این رقابت شدید و تنگاتنگ از این مسائل غافل نشود و با فاصله گرفتن از نگاه رایج قدیمی، نگاه کاملاً علمی ـ تخصصی و سیستماتیک به مسئله تربیت دینی داشته باشد و برای این کار از مدیریت متخصص و کارآمد بهره بگیرد و البته نباید نسبت به نقاط قوت نگاه سنتی به اداره مسجد غافل شود از نقاط قوتی همچون اخلاص و معنویت متولیان آن و
احتراز از نگاه مادی سودآورانه به اداره مسجد و نهایتاً اینکه باید رویکرد عاطفی را مورد توجه ویژه قرار دهد بدین معنی که با فردی که در مسجد حاضر میشود ارتباط عاطفی عمیق برقرار نماید و با برقراری ارتباط دوستانه نزدیک، وی را ترغیب به حضور بیشتر در مسجد و برنامههای آن در کنار سایر دوستان نماید و البته مسجد برای جذب افراد بایستی خود پیشقدم شود و منتظر اقدام خانواده برای ارتباطگیری نباشد، بهدلیل آنکه نهاد خانواده در شرایط فعلی با مشکلات و آسیبهای عدیده مواجه شده و توان و رمق آن را ندارد که خود برای این کار اقدام نماید.
متولیان امور مساجد لازم است با اتخاذ این رویکردها به صورت مصداقی به وضعیتشناسی (نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدهای) هر کدام از مساجد از حیث ارتباط گیری با نهاد خانواده در حوزه استحفاظی مسجد مورد نظر بپردازند و آنگاه راهکارهای عملی برونرفت را تدوین نمایند. همان چیزی که جای خالی آن بسیار مشهود است و هر آنچه دیده میشود صرفاً تصمیمات و اقدامات روتین و کلاسیک است و از برخورد علمی و کارشناسانه با مسئله و اقدام متخصصانه از طریق بهرهگیری از نظرات کارشناسان و صاحبنظران این حوزه چندان نشانی دیده نمیشود.
مساجد در پائینترین نگاه و در حداقلیترین کارکرد، بایستی سازمان یافته و نظاممند باشند همانند سازمان حج و زیارت یا سازمان اوقاف و امور خیریه، هرچند آنها نیز در عمل با مشکلات فراوان دست به گریبان هستند و مشکلاتی که برای مسجد گفته شد آنها نیز از برخی از آنها بی نصیب نیستند ولی به هر حال بایستی بدین سمت حرکت کرد و از کارهای دیمی و بدون نظم و برنامه فاصله گرفت. حتی مسجد میتواند و میباید محور تربیت دینی باشد و با جلب همکاری سایر نهادهایی که در این زمینه فعالیت میکنند مانند برخی حسینیهها و امامزادهها و ... جلو برخی موازیکاریها و همپوشانیها را گرفته و به سمت کار منسجم و هدفمند با چشمانداز و رسالت دقیق و اهداف بلندمدت، کوتاهمدت و میانمدت مشخص، در جهت تأثیرگذاری بر نهاد خانواده قدم بردارد.
دفتر مقابله با موادمخدر و جرم سازمان ملل متحد (unodc).
سازمان بهزیستی.
سازمان پزشکی قانونی کشور.
سازمان ثبت احوال و اسناد کشور.
سازمان رفاه و مشارکت های اجتماعی شهرداری تهران.
سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی.
ستاد مبارزه با مواد مخدر.
مرکز آمار ایران.
مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضائیه.
مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت (متما).
نیروی انتظامی.
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
وزارت کار و تعاون اجتماعی.
وزارت ورزش و جوانان.
نهجالبلاغه امیرالمؤمنین علیه السلام .
ایمانی، سلطه «فرزند کمتر، زندگی بهتر» بر زندگی ایرانی، (مصاحبه)، نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبریF
http://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=24624 .
باقری، آزاده، ازدواج روی هوا، نشریه ابتکار، نسخه شماره، 5856، 1393ش.
بلقان آبادی، مصطفی و منطقی، مرتضی، تحلیل محتوای اتاقهای گپ اینترنتی (چت رومهای) ایرانی، نشریه سلامت روانی، دوره سوم، شماره دوم، تابستان 1389ش .
جوادی، مریم و هرندی، فاطمه، جوانان آسیبپذیر، فصلنامه جمعیت، شماره 61 و 62، 1386ش.
حاج علی اکبری، محمدجواد، مطلع عشق (گزیده رهنمودهای مقام معظم رهبری به زوجهای جوان)،
چاپ پانزدهم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1387ش.
حرالعاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، جلد 14، لبنان، دارالاحیاءالتراث لبنان، 1403ق.
حسینی، احمد، نگرشسنجی افراد کاربر و غیرکابر ماهواره، اینترنت و بازیهای ویدیویی، تهران، دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1385ش.
حسینی کوهساری، سیداسحاق، پژوهشی قرآنی در خصوص جایگاه خانواده در اسلام، مجله پژوهشهای دینی، شماره 2، تابستان و پاییز 1384ش.
دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، تحلیل محتوای شبکه فارسی وان، خبرنامه رصد فرهنگ و علم، شماره 17، آذر 1392ش.
دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، وضعیت پدیده مانکنیسم، خبرنامه رصد فرهنگ و علم، شماره 18، دی 1392ش.
ساروخانی، باقر، جامعه شناسی خانواده، تهران، انتشارات سروش، 1381ش.
شاملی، عباسعلی و یوسفی، ش، بازشناسی ظرفیتها و کارکردهای مسجد بویژه در حوزه خانواده، دفتر مطالعات و پژوهشهای مرکز رسیدگی به امورمساجد، بیتا.
صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الهدایة، چاپ اول، قم، مؤسسه امام هادی(ع)، 1418ق.
طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، چاپ پنجم، جلد 2، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1417ق.
عالمی، حسین، حجاب، نشانه عظمت زن، روزنامه رسالت، شماره 7266، مورخ 26/2/1390ش.
کلینی، محمّدبن یعقوب، الکافی، چاپ دوم، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ج5 و 6، 1388ق.
مؤسسه فرهنگی طه، نگاهی به فمینیسم، قم، معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی، 1377ش.
مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، چاپ دوم، بیروت - لبنان، دارالوفاء، ج103، ۱۴۰۳ ق.
محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه قرآن و حدیث، جلد 3، دارالحدیث، 1390ش.
مرکز پژوهش وزارت کشور با مشارکت مرکز امور مشارکت زنان ریاستجمهوری، طرح ملی «خشونت خانگی علیه زنان»، سال 1383ش.
مشیرزاده، حمیرا، مقدّمهای بر مطالعات زنان، تهران، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، دفتر برنامهریزی اجتماعی و مطالعات فرهنگی، 1383ش.
وزارت آموزش و پرورش (سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی - معاونت فن آوری ارتباطات و اطلاعات آموزشی)، فرار از منزل، دانشنامه اینترنتی رشد، 1393ش.
هام، مگی، فرهنگ نظریههای فمینیستی، ترجمه نوشین احمدی خراسانی و دیگران، تهران، نشر توسعه، 1382ش.
یان مکنزی و دیگران، مقدمه ای براید ئولوژی های سیاسی، ترجمه م، قائد، تهرا، نشر مرکز، 1375ش.
اغلب دانشمندان در بررسی تمدّن و عوامل آن، دین را از عوامل و عناصر تمدّنساز به شمار آوردهاند و این بدان جهت بوده است که تاثیر دین در جامعههای بشری یک واقعیت غیر قابل انکار است در دوران معاصر علیرغم تغییرات اساسی در جوامع و شکلگیری ساختارهای نوین اجتماعی، دین همچنان حضور مؤثر وپررنگی دارد. به همین دلیل نهادهای دینی که ساختار و قالب های حضور دین در جامعه را صورت بندی میکنند اهمیّت اساسی دارند. در این میان مساجد به عنوان یکی از مهمترین نهادهای دینی سهم اساسی را در تمدّن سازی و تربیت برعهده دارند. پژوهشهای تاریخی نشان میدهد که معبد با انسان همراه و همزاد بوده است و یکی از مهمترین مکآنها برای هویّتسازی مؤمنانه مردم بهشمار میرود. با توجه به اینکه انسان، اولین آموزشها را در خانواده میبیند، پایة هویّت دینی و اخلاق فردی و اولین مراحل اجتماعیشدن او در خانواده شکل میگیرد. خانوادهها گرایشهای مختلف، تربیتها و اخلاق و منش و سلوک زندگی خاصی را به فرزندان منتقل میکنند. در خانوادههای مذهبی آنچه که در مورد تربیت و پرورش فرزندان در کانون توجه قرار دارد مذهب و توجه به دستورات دینی درباره تربیت است. این نوع خانوادهها سعی میکنند نحوه رفتار و گفتار آنها به گونهای باشد که در اثر این تربیت در آینده، دین و اوامر و نواهی آن محور رفتار و نوع سلوک آنها در زندگیشان باشد. مسجد به عنوان مهمترین پایگاه دینی در اسلام جایگاه ویژهای در زندگی خانوادههای مذهبی دارد تا جایی که به سختی میتوان خانوادهای مذهبی را برکنار از مسجد تصور کرد و خانوادة مذهبی در واقع خانوادة مسجدی است. ارتباط با مسجد برای خانواده، ویژگیهایی در عرصة شناختی،گرایش و رفتاری به
وجود میآورد که شاخص و ممیز این خانوادهها از خانوادههای غیر مسجدی است. در این نوشتار تلاش شده است تا با نظر به اهمیّت مسجد در ایجاد هویّت دینی و سلوک مؤمنانه در افراد به روش تحلیل اکتشافی به کارکرد مسجد و خانواده و امتیازات و ویژگیهای خانوادة مسجدی بپردازد.
واژ های کلیدی: مسجد، خانوادة مسجدی، ویژگیهای خانواده مسجدی، امتیازات خانواده مذهبی.
مساجد یکی از مهمترین پایگاههای دینی هستند که به مثابه کانون جوشان فرهنگی در جوامع اسلامی عمل میکنند و با حراست از نظام ارزشی جامعه، مانع فراموش شدن ارزشها از یک سو و منجر به تقویت باورهای مذهبی از سوی دیگر می شوند. در متون اسلامی مساجد به عنوان خانههای خدا در زمین بسیار گرامی داشته شده است. (حر عاملی 1409ه ق، ج5، 297) و پاداش و فضیلت بسیار برای بنا نهادن مسجد، تعمیر، آبادانی و پر رونق نگاه داشتن مسجد و آمد و شد در آن وجود دارد.
به استناد این متون خداوند برای بناکنندة مسجد خانههایی در بهشت بنا میکند، (همان منبع،203) و آبادکنندة مسجد را با صفاتی مانند ایمان آورندگان به خدا و روز جزا و برپادارندگان نماز و پرداخت کنندگان زکات و کسانی که جز: از خدا خشیت ندارند ستوده اند. «اَجعلتم سقایة الحاجّ و عمارة المسجد الحرام امن ءَامن بالله و الیوم الخر و جاهد فی سبیل الله لایستوون عندالله و الله لایهدی القوم الظالمین» (توبه/18) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دوستداران خود و اهل بیت علیهم السلام خود و قرآن را دوستداران مسجد نامیده است، (نوری1414 ق، ج3، 355و 363) و امیرالمؤمنین علیه السلام نیز در سخنی هشت فایده برای رفتن به مسجد بر شمرده است که از آنجمله: پیوند با مؤمنان، فراگیری دانش سودمند و ترک گناه است. (صدوق،1362،ج1 ،40 و ج2، 483) اغلب دانشمندان نیز در بررسی تمدّن و عوامل آن، دین را از عوامل و عناصر تمدّنساز بهشمار آوردهاند، این بدان جهت بوده است که تأثیر دین در جوامع بشری یک واقعیت غیر قابل انکار است. در دوران معاصر علیرغم تغییرات اساسی در جوامع و شکلگیری ساختارهای نوین اجتماعی، دین همچنان حضور مؤثر و چشمگیری دارد. بدین صورت که نمادهای دینی که
ساختار و قالبهای حضور دین در جامعه را صورتبندی میکنند از اهمیّت اساسی برخوردار میباشند. مسجد به عنوان کانون ابلاغ پیام و رسالتهای الهی، مهمترین نهاد دینی است. قرآن کریم میفرماید: «الذین یبلّغون رسـالات اللّه و یخشونه و لایخشون أحدًا إلاّ اللّه...» (احزاب/39) و یا میفرماید: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک» ای رسول ما، آنچه از سوی خدا به تو وحی شده تبلیغ کن. به عبارتی تبلیغ، ابلاغ و رساندن یک فکر یا یک پیام به فکر و روح و خمیر و قلب کسی است. (مطهری 1361، ج 1، 210) به عبارتی تبلیغ یعنی جمیع اقدامات مؤثر در عقیده، تصور و تصمیم گیری انسان به گونهای که انسان مشتاقانه به سوی آن هدف کشانده شود و دگرگونی در بینش و رفتار او ایجاد گردد. (رهبر، 1371، 80) بر این اساس مسجد کانونی است برای انتشار و انتقال معارف دینی و ایجاد
باورهای عمیقی که منجر به ایجاد دگرگونی و تأثیر در روحیات، افکار و رفتارهای انسان شود. (خندان، 1374، 62) و با نظر به همین اهمیّت و جایگاه است که خداوند میفرماید: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعی فی خَرابِها أُولئِکَ ما کانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظیمٌ» (بقره/114)
بر این اساس مقالة حاضر در نظر دارد با شیوه تحلیل اکتشافی، تأثیر مسجد را بر خانواده مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. برای رسیدن به این هدف مقاله در دو بخش صورت بندی شده است. در ابتدا کارکرد مسجد در خانوادة مسجدی تحلیل شده است و در بخش نتیجهگیری هم ویژگیها و امتیازات خانوادة مسجد محور آمده است.
صیانت یعنی حفظ یک شیء از آنچه بدان آسیب میرساند. (باقری، 1379، ص57) در آموزههای دینی صیانت معادل تقوا گرفته شده است. تقوا عبارت است از اینکه نفس تحت محافظت قرار بگیرد تا به ارتکاب گناه یا خطا دچار نگردد. (صار التقوی فی تعارف الشرع حفظ النفس مما یوتر فی ذالک بترک المحضور و یتم ذلک بعض المباحات)(1)البتّه این محافظت دارای مراتبی است: در یک مرتبه فرد هنگام لغزش، قدرت محافظت ندارد بنابراین به لغزش تن میدهد. اما پس از آن بلافاصله خود را باز مییابد، استغفار میکند و بر لغزش خود اصرار نمیورزد. «وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلی ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ» (آل عمران /135) در مرتبة بالاتر صیانت هوشیارانهتر است و فرد به محض وسوسه لغزش به آن چیره میشود. «إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ» (اعراف/ 201) این حالت بههنگام فکر لغزش آشکار میشود. مرتبة بالاتر محافظتی است در حد بازبینی و اصلاح دستاوردهایی که فرد آن را توسط مراتب پیشین تقوا به دست آورده است. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ» (حشر/18) این مرتبه از صیانت ایجاب میکند که فرد با دقت در کیفیت اعمال صالح خویش به محاسبه بپردازد و آن را از حیث نقایص و عدم اخلاص مورد توجه قرار دهد و به اصلاح و جبران آن بپردازد. با توجه به این مراتب تقوا میتوان گفت، تقوا مبدا است نه مقصد. با این توضیح؛ تقوا تلاش
1) . مفردات راغب اصفهانی، ماده وقی
مستمری است که دستکم مستلزم سه مقدمه شناختی است: شناخت عوامل تهدیدکننده و زمینههای خطرخیز، شناخت ظرفیتها و امکانات اصلاحی و همچنین شناخت عوامل و روشهای بازداری یا پیشگیری از خطر. البته این سه مقدمه اگر چه برای شروع صیانت لازم است ولی برای استمرار آن کافی نیست. صیانت علاوه بر خودآگاهی نسبت به تهدیدها، فرصتها و روشهای اصلاحی و تدافعی در گرو عامل دیگری برای استمرار خود نیز است که عبارت است از: یاد داری موقعیت خطرناک و غفلت نکردن از آن. (علم الهدی، 1384، 273) براساس آنچه گفته شد توسعة تقوا به عنوان اساسیترین ارزش اخلاقی و دینی کانون توجه مساجد است. زیرا مساجد کانون ذکر الهی است چنانچه در سوره بقره آیه 114 میفرماید: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعی فی خَرابِها أُولئِکَ ما کانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظیمٌ...» ستمکارتر از اینها (قوم یهود) کیست که مانع میشود که در مساجد از اسم خدا یاد شود. اینجا اسم خدا مطرح است یعنی مساجد جای ذکر خدا است. و ذکر مستمر خداوند عامل اساسی در صیانت درونی و بیرونی است. در زیر به رابطة ذکر خدا و صیانت میپردازیم.
بر اساس آیات قرآن کریم تقوا و تذکر با یکدیگر همراه هستند. تقوا موجب تذکر است و البته تذکر نیز زمینه تقوا را فراهم میآورد. «إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ» (اعراف/ 201) «وَ إِذْ أَخَذْنا میثاقَکُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَیْناکُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْکُرُوا ما فیهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» (بقره/63) «وَ ما عَلَی الَّذینَ یَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ لکِنْ ذِکْری لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ» (انعام/69) شاید بتوان بر اساس این نوع آیات به نوعی همعرضی یا ارتباط ایجابی عمیق میان تذکر و تقوا معتقد شد. چنانکه توجه به آیه 164 سورة اعراف که عذاب عهدشکنان را با عبارت «لعلهم یتقون» تحلیل کرده است، همراه با آیه130 سوره اعراف که عذاب خاندان فرعون را با تعبیر «لعلهم یذکرون» تحلیل کرده است، نشان میدهد که دو مفهوم تذکر و تقوا کاربرد مشابهی دارند. البته مفهوم ذکر صرفاً
واژگان خاص یا تکرار آن واژگان خاص نیست. بلکه منظور از آن توجه کامل به موقعیت منحصر انسانی و یادداری عناصر ویژهای که در آن موقعیت است میباشد. منظور از یادداری، یادداری نعمتهای الهی اعم از طبیعی، اجتماعی است. بر این اساس آنچه که در سوره بقره 47 و 93 بر بنی اسرائیل گذشت یادداری نعمتها برای شکر و نعمتها برای پرهیز از عصیان در این موقعیتها و
پیشبینی خطر در موارد مشابه است. بنابراین ضرورت عقلی ایجاد میکند برای پیشگیری از ابتلای به نعمتهای اجتماعی مشابه، مانع از پیدایش عوامل و زمینههای آنان شوند. ولی یادداری نعمتهای اجتماعی موجب سپاس است و احتمالاً ذکر در این نوع آیات معنای شکر را افاده میکند. چنانکه مقایسه تعبیر«لعلکم تذکرون» (اعراف/57) با تعبیر «لقوم یشکرون» (اعراف/58) نشان میدهد که شکر خداوند روزی دهنده معطوف به یادداری نیاز مستمر انسان به روزیهای او در نتیجه اطاعت اوامر اوست و ذکر خداوند حیات بخش نیز با یادداری نیاز مستمر انسان به حیات بخشی او معطوف است که در نتیجه به اطاعت اوامر الهی منتهی میشود. (علم الهدی 1384، 92 و 231) از طرفی ذکر با برخی مفاهیم در تضاد است مثل تضاد ذکر با غفلت: «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِّ یُریدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَیْناکَ عَنْهُمْ تُریدُ زینَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ کانَ أَمْرُهُ فُرُطاً» (کهف/28) یا شقاوت و ذکر: «أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلی نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ أُولئِکَ فی ضَلالٍ مُبینٍ» (زمر/22) یا مفهوم اسراف: «أَ فَنَضْرِبُ عَنْکُمُ الذِّکْرَ صَفْحاً أَنْ کُنْتُمْ قَوْماً مُسْرِفِینَ» (زخرف/5) و یا فساد و با محبت غیر خدا (اعراف / 74)و نسیان: «فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّی إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ». (انعام/44) البته ذکر بیانگر آن است که باید آنچه را که به آن علم داریم برای ما باز گفته شود. زیرا دشواریهای انسان همزاد نادانی او نیست. پارهای زاده نادانی و پارهای دیگر زادة علم است و پارهای زادة نسیان؛ آنچه مایه هبوط انسان شد نادانی نبود. زیرا او همة علم را داشت؛ «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلائِکَةِ فَقالَ أَنْبِئُونی بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ» (بقره/31) آنچه نداشت ذکر بود و همین عاملِ وسوسه پذیری عزم او شد؛ «وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلی آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِیَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً» (طه/115) ما پیشتر با آدم عهد کردیم اما او فراموش کرد و او را عزمی نیافتیم. پس تذکر دو گونه ثمر دارد: علم فراموش شده را به یاد میآورد و علم فراموش نشده اما بیخاصیت را زنده میکند و بر میانگیزد: «وَ ذَرِ الَّذینَ اتَّخَذُوا دینَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا وَ ذَکِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما کَسَبَتْ لَیْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِیٌّ وَ لا شَفیعٌ وَ إِنْ تَعْدِلْ کُلَّ عَدْلٍ لا یُؤْخَذْ مِنْها أُولئِکَ الَّذینَ أُبْسِلُوا بِما کَسَبُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمیمٍ وَ عَذابٌ أَلیمٌ بِما کانُوا یَکْفُرُونَ» (انعام/70) و آنان را به قرآن تذکر ده مبادا که کسی به کردار ناپسند خویش در معرض هلاکت قرار گیرد. البته مهمترین مطلب در ذکر دریافت توحید حضوری است
یعنی دریافت این واقعیت که عالم محضر خداست. آگاهی نسبت به حضور خدا غفلت زدایی و به طور مستقیم حرمت نگه داشتن در محضر خدا را در پی دارد. نیل به توحید حضوری یا توجه یا یادداشتن موقعیت ویژه انسان در محضر خدا در گرو دو اقدام اساسی است که عبارت است از: «طرد استقلال جهان در سایة گسترش نگرش آیهای به جهان» و «طرد استقلال خویشتن در پرتو توسعه توجه به فقر ذاتی خود» البته باید توجه داشت که پایینترین مرتبه ذکر، ذکر لفظی است و بالاترین مرتبه آن ذکر قلبی که با طمأنینه در قلب انجام میشود و تحول در سلوک انسان به وجود میآورد.
خانوادة اهل مسجد با حضور در خانه خداوند و اقامه نماز نیرو و جان تازه میگیرد و خود را پیوسته در محضر خداوند مییابد و از این که در محضر الهی معصیت نماید شرمسار میگردد. در واقع انس با مسجد عامل بازدارنده از انحرافات در آنها میشود. چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «کسی که با مسجد انس گیرد، خدای تعالی نیز با او انس میگیرد.» خانواده مسجدی که خداوند را حاضر و ناظر بر اعمال خود میداند پیوسته اهل مراقبت از خویشتن است و به محاسبه نفس خود میپردازد و از زشتی ها و منکرات دوری میگزیند؛ در مقابل معاصی مقاومت میکند و رذیلتها و انحرافات چون آشفتگی، حرص و آز، تندی خشم و چیرگی حسد و ضعف شکیبایی و کمی قناعت و خواب غفلت و ترجیح باطل بر حق و اصرار بر شهوت و تند خویی و پیروی از هوای نفس و مخالفت با راه راست و اصرار بر گناه و کوچک شمردن معصیت در او تکانده میشود (صحیفه سجادیه، دعای هشتم) و از زشتی منکرات بهدورند: «اتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ» (عنکبوت/45) البته آن ذکری که باردار از فضیلت است، ذکر مستمرمیباشد.
ذکر مستمر ذکری است که فرد فکر و اندیشه خویشتن را متمرکز بر عالم قدسی جبروت کرده است. ذکر از حیث استمرار و تداوم آن درسورة انفال آیة 45 آمده است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا لَقیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَ اذْکُرُوا اللَّهَ کَثیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ.» ای کسانی که ایمان آورده
اید هر گاه با قوم دشمنی مواجه شدید پایداری کنید و خدا را پیوسته به یادآرید باشد که رستگار شوید. یا در سوره جمعه آیه 10 میفرماید: «فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْکُرُوا اللَّهَ کَثیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» پس آنگاه که نماز پایان یافت باز در پی کسب و کار خود روی
زمین منتشر شوید و از فضل و کرم خدا روزی طلبید و یاد خدا بسیار کنید تا مگر رستگار شوید و یا در اعراف آیه 205 میفرماید: «وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خیفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَکُنْ مِنَ الْغافِلینَ» همواره یاد خدا را در دل و نام او را بر لب آرام و آهسته در هر بامداد و شامگاه جاری کنید. این جمله کنایه از استمرار است بدین معنا که یاد مداوم خدا غفلت زدایی میکند و انسان را تطهیر مینماید، یک راه ذکر مستمر، موعظة حسنه است.
قرآن کریم در سورة نحل آیه 125 میفرماید: «ادْعُ إِلی سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدینَ.» مردم را با موعظة حسنه به راه هدایت دعوت کنید. این سؤال مطرح است که چه نوع موعظهای حسنه است و در چه صورتی در مخاطب اثر نافذ دارد. قرآن کریم در سوره فصّلت آیه 33 میفرماید: «وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَی اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ.» در این آیه ذکر شده است که دعوت دیگران به راه خدا هنگامی شایسته و خوب است که مبتنی بر عمل صالح و اعتقاد سالم باشد،(1)پس پند و موعظة دیگران هنگامی اثرگذار است گه گوینده خود عامل باشد و عمل او برخاسته از اعتقاد و التزام نسبت به حق باشد، اگر ویژگی نخست موجود نباشد موعظه لقلقهای بر زبان است و همچنان که تنها بر زبان گوینده لغزیده است، تنها بر قشر وجود شنونده میلغزد و نه بیش: «إن العالم إذا کمّ یعمل بعمله زلّت موعظته عن القلوب کما یزّل المطرعن الصفا » (الحیاه، ج1، 113) هرگاه عالم به علم خود عمل نکند موعظهاش از دلها فرو میچکد چنانکه باران بر سنگ صاف میلغزد. (باقری 1379، 147)
طهارت به معنی وسیع شامل اعتقادات، اخلاق و اعمال میگردد. به عبارتی استعمال واژههای طهارت و نجاست در قرآن از حد محسوسات فراتر رفته و همین معنی محسوس، برای امور معقول اعتبار شده است. بنابراین در اسلام، بر همه معارف و اصول اخلاقی و احکام مسئله طهارت و نجاست ناظر هستند. در اسلام اصل توحید، طهارت کبری معرفی شده است لذا طهارت یا حیات طیبه «فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً» (نحل/97) به معنای زندگی پاک
1) - در تفسیر المیزان آمده است که مقتضای سیاق آیه این است که « قال » در انتهای آیه به معنی رأی و اعتقاد گرفته شود.
است که جمیع شئون انسان را در بر میگیرد. از پاکی و طهارت جسمی گرفته تا فکریـ عقلی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی. به عبارت دیگر حیات طیبه نوعی زندگی است که انسان در ارتباط با خدا به آن دست مییابد و برای دست یافتن به آن در همه ابعاد وجود اعمّ از جسمی، اندیشه و اعتقاد، از پلیدی برکنار خواهد بود. انسان طیّب جسمش را از هر ناپاکی حفظ میکند و به سلامت و قوّت جسمی خود میپردازد. در عرصه اندیشه دارای اعتقاد صحیح و استوار است و از تصورات موهوم و شرک آمیز بهدور است، و به درک توحیدی از هستی نایل می آید، به خداوند ایمان دارد و در عرصة گرایشات از وسوسه که نوعی تحریک شیطانی است خود را بر حذر می دارد. (مائده/91) «إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ.»
در حقیقت کسانی که از خدا پروا دارند، تا وسوسهای از جانب شیطان به ایشان رسد خدا را به یاد میآورند و بیدرنگ بینا میشوند. به عبارتی گرایشات درونی خود را به صورت اخلاقی به قصد قربت ضبط و مهار مینمایند. در عرصة نیّت و اراده، در حیات طیّب، نیتها پاک و مطهر است چنانکه در قرآن آمده است: «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ» (قصص/83) آن سرای آخرت را برای کسانی قرار میدهیم که در زمین خواستار برتری و فساد نیستند و فرجام خوش از آن پرهیزگاران است. و در همة اعمال و رفتار اعمّ از فردی و جمعی از پلیدی دوری میجویند چنانکه در سوره مائده آیة90 میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» ای کسانی که ایمان آوردهاید، شراب و قمار و بتها، تیرهای قرعه پلیدند و از عمل شیطانند پس از آنها دوری گزینید، باشد که رستگار شوید. یا چنانکه در سوره نور،آیة 23 الی 26 میفرماید: «انَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُواْ فیِ الدُّنْیَا وَ الاْخِرَةِ وَ لهمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ(23) یَوْمَ تَشهَدُ عَلَیهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُم بِمَا کاَنُواْ یَعْمَلُونَ (24) یَوْمَئِذٍ یُوَفِّیهِمُ اللَّهُ دِینَهُمُ الْحَقَّ وَیَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِین (25) الخْبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ وَ الطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ أُوْلَئکَ مُبرَّءُونَ مِمَّا یَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ(26).» دامن خویش را از
زنا پاک میدارند، از فقر و فحشا، تعدّی، خشم و ستم بهدورند. به طور کلی میتوان گفت در این نوع از زندگی مبدأ و غایت حقیقی جهان را باز میشناسند و به او می گروند و در عرصة جسم به پاکی، سلامت و قوّت نائل میگردند. گرایشها و هیجانات خود را به صورت موجّه و مشروع تنظیم میکنند، اراده معطوف به خیر
مییابند و در عرصة فردی و جمعی عمل صالح انجام میدهند و غنا ، عفت ، عدالت و رأفت را در جامعه می گسترانند. (باقری 1380، 111) یک راه طهارت سکنا گزیدن در مسجد است.
سکنی گزیدن در مسجد انسان را از هر گونه آلودگی تطهیر میکند: «وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهیمَ مُصَلًّی وَ عَهِدْنا إِلی إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْعاکِفینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ» (بقره/125) به یاد آر هنگامی که ما خانه کعبه را مقام امن و مرجع امن دین خلق مقرر داشتیم و دستور داده شد که مقام ابراهیم را جایگاه پرستش خدا قرار دهیم و از ابراهیم و فرزندش اسماعیل پیمان گرفتیم که حرم خدا را از بت بزدایید و از هر پلیدی پاکیزه دارید برای اینکه اهل ایمان به طواف و اعتکاف حرم بیایند و در آن نماز و طاعت خدا به جای آورند. سکنی گزیدن در مسجد اثر دوسویه بر انسان دارد: از یک سو انسان طاهر وارد مسجد میشود «لاصلاة الا بطهور» (عاملی، 1104ق)یعنی نماز بدون طهارت تحقق نمییابد به عبارتی کسی که میخواهد وارد مسجد شود و عبادت نماید و نماز گذارد با طهارت وارد مسجد میشود. (عاملی، 1104ق، ج 10، ص 55) از سوی دیگر مسجد با اعطای معرفت و بینش و فراهمسازی فضای حشر و نشر با مؤمنین و صالحین انسان را طاهر میسازد. کسی که در مسجد معتکف است میآموزد که چگونه خود را در عرصه جسم و جان تطهیر نماید. سلوکی را میآموزد که برای طهارت و تعالی او مفید است. به عنوان مثال کسانی که در مسجد معتکف میشوند از لذایذ جنسی حلال و مانند آن پرهیز میکنند: «وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاکِفُونَ فِی الْمَساجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ آیاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ» (بقره/187) یقیناً از حرام نیز چشمپوشی میکنند. کسی که به فکر آن نیست تا غرایز خود را از هر راهی هر چند حلال ارضا کند. قهراً صفای ضمیر و طهارت روحی بهره او میشود. حضور در مسجد مایه تقرب است و تقرب به ذات احدیّت مایة طهارت است. حکمت عبادات آن است که عابد معبود را در ضمیر خود مشاهده کند برای اینکه به مرحله مشاهدة معبود wراه یابیم باید بر چشم و گوش و قلب خود کنترل داشته باشیم. (جوادی آملی، 183 ـ 192) به تعبیری دیگرمسجد جوانة محبّت به خدا و دست یافتن به طهارت را در دل انسان میشکافد. با این استدلال که در شناخت، ما همیشه واسطه و دلیلی میخواهیم ولی در شناخت خدا، ما خدا را با خودش میشناسیم و نه با واسطههایی «الهی بک عرفتک»، این شناخت در عبادات و در مسجد و با مانوس بودن با ادعیه اتفاق میافتد. در دعای ابوحمزه میخوانیم که خدایا
معرفت من دلیل من است به سوی تو و محبت من شفیع من است به سوی تو. یا در دعای کمیل می خوانیم: «الهی و قلبی بحبّک متیّما» بارالها قلب مرا به محبّت و دوستی خود بیقرار کن. یعنی از غیر خودت مرا وارسته ساز. یا در مناجات المحبین میخوانیم: خدا یا محبت تو را میخواهم و محبّت کسی را که تو را دوست داشته باشد. پس نتیجه می گیریم از آنجا که مسجد کانون دعا و نماز و عبادت است پس مسجد کانون طهارت و معرفت و محبت است.
در واقع خانه خدا انسان را از عمل پلید بدور میسازد. چنانکه حضرت آسیه میفرماید: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِندَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ» (تحریم/11) و باز خدا برای مؤمنان آسیه زن فرعون را مثل آورد هنگامیکه عرض کرد «بار الها تو خانهای برای من در بهشت نزد خودت بنا کن و مرا از شرّ فرعون و عملش و از قوم ستمکار نجات بخش.» از این آیه میتوان استنباط کرد که در خانه خدا و در جوار رحمت او بودن انسان را از هر نوع عمل ناشایست محافظت میکند.
بینش نوعی معرفت یا آگاهی عمیق و گستردهای است که آدمی را با واقعیت مورد نظر کاملاً پیوند میدهد و به معنای دگرگونی در تلقی افراد از امور و از جمله لوازم قطعی تغییر رفتارها و اعمال است. زیرا نوعی تلقی یا به عبارت دیگر نحوة ارزیابی امور یکی از مبانی موثر در نوع رفتارها و اعمال میباشد. بینش زمینة تغییر آفرینی در بسیاری از رفتارها و اعمال آدمی را فراهم میآورد. جاگرفتن بینش در ذهن انسان او را آماده به ظهور رساندن رفتار و اعمال تازه میکند. در آموزههای اسلامی بینش در مورد خدا، دنیا و انسان از عوامل مؤثر در ایجاد عمل صالح و توسعه فضایل شمار میرود. بینش انواعی دارد که عبارتند از:
2-2-1. بینش در مورد خدا
وقتی انسان در مورد خدا بینش پیدا میکند، با مبدأ گرفتن خدا، جهان را آنچنانکه هست بزرگ میبیند و همه را در معرض فیض فیّاض میبیند. بدین ترتیب از حسادتها و بخلها و حرصها میرهد و این چنین رفتارهایی جای رستن در انسان نمییابد. (با قری 1379، 79)
2-2-2. بینش در مورد دنیا
بینش در مورد دنیا بدین معناست که انسان بداند مرحلهای ابتدایی از هستی و قشری کم
مایه از آن است که محصور در ضیق آن زندگی میکند و با الم و امل در آمیخته است. یعنی دنیا سرای الم است از آن رو که آن را با بلا در پیچیدهاند «دارالبلا محفوفه». (نهج البلاغه، خطبه 226) دنیا گذرگاهی است که آن را در مسیر آتشفشان و سخرههای لرزان کشیدهاند. هیچکس از مؤمن و مشرک، بی بلا و دشواری از این گذرگاه نخواهد گذشت. اما بلای مؤمن از آن روست که او این گذرگاه صعب را برای رفتن به سوی خدا برگزیده است (مفّر)، و بلای مشرک از آن روست که او در این مسیر خانه گرفته است (مقّر). به همین دلیل بلا برای مؤمن امتحان است و او در امتحان صبر را بر خویش روا می بیند. اما برای مشرک «ادب» است: «ان البلا للظالم ادب و للمؤمن امتحان و للانبیاء ورجه وللاولیاء کرامه» (مجلسی، ج 64، 235)، و با فزع همراه چه او در جایی خفت که باید از آن میگریخت. (باقری 1379، 79) پس بلا را از دنیا نمیتوان برکند، بود و نبود بلا را نمیتوان برگزید اما نوع آن را میتوان. با چنین بینشی بلا در دنیا اصالت دارد و از صدفه بر نخاسته است.
درگیری با بلا حتمی است، پس باید خود را آماده کرد و به استقبال آن رفت و یا با غافلگیری به آن تن سپرد. در این میان مؤمن با بلا درگیرتر است. این قضای الهی است که مقرّبتران جام بلا بیشتر بستانند. قال ابو عبدالله: «لو انّ مؤمنا کان فی قلّه لبعت الله عز و جل الیه من یوذیه لیاجر علی ذلک». (مجلسی، ج64، 228) دنیا را سرای الم دیدن آمادگی برای پذیرش دشواریها و رنجها را در انسان بوجود میآورد و صبر در شدائد و قدرت رویارویی با مشکل را میسّر میگرداند: «وَلَا تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ ۖ إِن تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمُونَ ۖ وَتَرحونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یَرْجُونَ ۗ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا» (نساء/104) نیمة دیگر رخسار دنیا امل است و از این روست که خداوند دنیا را زینتکدهای ساخته است و زمین کانون حیات دنیا را با زینتها آراسته است: «إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَی الْأَرْضِ زینَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» (کهف/7) بهعلاوه شیطان نیز در این زینتکده ماذون است تا به تزیین بپردازد و زشتیها را زیبا جلوه دهد: «قال رب بما أغویتنی لأزیّنّن لهم فی الأرض ولأغوینهم أجمعین.» (حجر/39) حیات دنیا با چنین خصیصههایی املها را برمیانگیزد و در وسعت این آرزوهای بلند، چهرهای فربه از خویش بدست میدهد. اما قرآن میآموزد که دنیا چهرهای نحیف و نزار دارد: «قُلْ مَتَاعُ الدَّنْیَا قَلِیلٌ وَالآخِرَةُ خَیْرٌ لِّمَنِ اتَّقَی وَلاَ تُظْلَمُونَ فَتِیلاً» (نساء/77) بگو کالای دنیا اندک مایه است و آنچه آن را فربه میسازد آرزوهای آدمی است. قرآن با چنین بینشی در مورد دنیا زمینة دگرگونی و تحوّل را در انسان فراهم میآورد. بدین معنا که با دریافت اینکه دنیا سرای امل است و
کالای آن در زر ورقِ آرزو پیچیده شده است، انسان را در معامله هوشیار میکند تا برای آن بهایی گزاف نپردازد و جلوههای آن را جدی نگیرید و به گرفتن نصیب خویش کفایت کند: «وَ ابْتَغِ فیما آتاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنْیا وَ أَحْسِنْ کَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدینَ» (قصص/77) و به چیزی که بقا و صلاح در آن است یعنی عمل صالح دل ببندد. در این معنا است که دنیا مزرعة آخرت شمرده میشود و اگر کسی در آن بذر عمل صالح بپاشد ثمرة پایدار و باقی پیش رو خواهد داشت.
2-2-3. بینش در مورد حقیقت انسان
انسان هزار جلوه دارد در هر موقعیت به گونهای است و در هر زمان به رنگی، اما هرگاه انسان جلوة معینی از خویش را حقیقت خود بپندارد، این گمان با حالات، اعمال و رفتارهای معینی از او متناسب است. از همین جهت است که تصحیح بینش انسان درباره خویش مهم است. انسان ممکن است از خود بیگانه شود و به خویشتن وهمی برسد که به مدد خیال بر پا میشود. قرآن چنین انسانی را (مختال) مینامد یعنی انسانی پرداخته از خیال: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ مَنْ کَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا» (نساء/36) اما حقیقت انسان وجود محتاج اوست: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَی اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ» (فاطر/15) و باید به غیر خود تکیه کنید.
این بینش انسان را بصیر میکند که اگر آنچه بر دست و دل دارد در پیوند با خدا نبیند جزء این ناتوان میگردد. بر این اساس هر گاه انسان احساس بی نیازی یا استغناء کند یا احساس نیازمندی به غیر خدا کند از حقیقت خویش باز مانده است و از خدا و خویش مستور است و با خویشتن مجازی زندگی میکند. قرار و آرام پایدار انسان هنگامی جلوه میکند که او خود را در ارتباط با خدا ببیند: «الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد/28) مسجد جایی است که این بینش را به انسان میدهد زیرا یکی از کارکردهای آن غیر نماز خواندن و ذکر خداوند گفتن، بحث علمی کردن است. چنانکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: ای ابوذر در مسجد هر وقت نشستی بجزء
برای سه چیز بیهوده است:نماز خواندن، ذکر خدا گفتن و بحث علمی کردن. (بحار، ج 93، 370) البته باید این بینشها به باور درونی تبدیل شود تا منشاء اثر در عمل باشد.
2-2-4. تبدیل بینش به باور درونی یا ایمان
باور و اعتقادی که عمیقاً در وجود انسان رسوخ مییابد ایمان است. ایمان گره و عقد
قلبی است، گاه در احادیث گفته میشود که ایمان عبارت است از اعتقاد قلبی، اقرار به زبان و عمل با اعضا و جوارح. اقرار به زبان و عمل دلیل وعلامت ایمان هم تلقی میشود. ایمان ناگهانی و ندانسته و نخواسته در قلب جای نمیگیرد. خلق الساعه نیست، بلکه فعل ارادی و اختیاری است که هم دانسته است و هم خواسته. پس ایمان بر بستر بینشها و دانستهها میروید. برای ظهور ایمان در کسی باید بینشهای مورد نظر، در وی فراهم آید.
مثل تلقی او از هستی، زندگی دنیا، حقیقت وجود انسان، مرگ وپس از آن و مانند آن، علاوه بر این دانستهها باید عزمی در آدمی سر برآورد تا ایمان در قلب او نفوذ کند. بر این اساس با تکیه بر بینشها، جنبشی در عزم آدمی پدید آید و به این ترتیب بینشها به عقیده یا همان باور درونی تبدیل میشود. قرآن کریم این روش را مکرر مورد استفاده قرار داده است تا با تکیه بر عطای بینش، باوری درونی و ایمانی راسخ در افراد بوجود آورد. «آنانکه کفر میورزیدند چنین پنداشتند که هرگز مبعوث نخواهند شد. بگو چرا! سوگند به خدایم که بیتردید مبعوث خواهید شد. سپس به حتم به کردارهایتان آگاه خواهید شد و این بر خدا آسان است پس به خدا و رسول او و نوری که در آیات قرآن فرستادیم ایمان بیاورید و خدا بر آنچه میکنید آگاه است» (تغابن/ 9و 8) در این آیات با تکیه بر بینشهای مربوط به مرگ و پس از مرگ و احاطه علمی و عملی خداوند بر هستی در پی تحوّل باطنی یا ایمان و اعتقاد درونی است. به عبارتی ایمان در یک مرحله به قلب، «داخل» « قالت الاعراب امنّا قل لم تومنوا و لکن قولوا اسلمنا و لمّایدخل الایمان فی قلوبکم.....» (حجرات/14) ودر مرحله دیگر در آن «ثابت» میگردد: «لَا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُوْلَئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ وَأَیَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ...» (مجادله/22) «خداوند ایمان را در دلهای آنها ثابت کرد». در ایمان شما مرحله اول مورد نظر نیست، زیرا ایمانی که در قلب وارد میشود در معرض آن است که از آن خارج شود؛ «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازْدَادُوا کُفْرًا لَّمْ یَکُنِ اللَّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَلَا لِیَهْدِیَهُمْ سَبِیلًا». (النساء /137) از این رو برای ثابت کردن ایمان به روش های دیگری باید تمسّک جست:
تأثیر و تأثر پیوسته و مستمر اعمال و سلوک ظاهری و افکار و نیّت درونی حاصلی در انسان پدید میآورد که بتدریج در اعماق وجود نشست میکند و رفته رفته با رسوب بیشتر سخت و دیرپا میشود. بدین گونه لایة زیرین یا اعتقاد درونی در باطن انسان شکل میگیرد.
استمرار ناظر بر کمیّت رفتار است و محافظت و صیانت ناظر بر کیفیت عمل. یعنی همراهی توأمان، استمرار و محافظت بر عمل ضروری است. زیرا استمرار بدون محافظتِ سازنده، عادتی سطحی و خشک است و محافظت بدون مداومت و استمرار اصلاً سازنده نیست. چه «حالی» است که هر چند بسیار متعالی باشد زایل خواهد شد. قرآن کریم از نوسانپذیری انسان میگوید که در مواجهه با ناگواری، نالان و درمانده و در مواجهه با گوارائی خودخواه و انحصارگر میشود. مگر کسانی که بر نماز خود مداومت میورزند: «الَّذینَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ دائِمُونَ والذین فی صلاتهم یحافظون» (معارج/24-23). کسی که به خدا ایمان دارد از نیروی بالقوهای در درون خود برخوردار است که در حال سکون حتی از خود او نیز پنهان است، اما اگر این نیرو به جنبش در آید مظهر تحوّلات درونی عظیم و اقدامات چشمگیر خواهد شد. در پی چنین جنبشی است که حاصل آن احساس تکلیف و برانگیختگی عمیق درونی است که امکان ایستادگی در برابر فشارها و مقتضیات محیطی و بلکه حرکت در برابر آن را فراهم می آید. احساس تکلیف نه تنها مؤمن را قادر به انجام تکالیف دشوار میسازد، بلکه او را حتی بر مهار زدن به امواج خفیف درونی توانا میگرداند. احساس تکلیف و ایمان، توان بندزدن به طغیانهای بیمهار را فراهم میآورد. (باقری 1379، 108-109) توجه به عمل و تکرار برخی اعمال در شریعت اسلام، به خاطر اتّحادی است که نفس با حالات و صفاتی دارد که در نتیجه تداوم آن اعمال حاصل میشود. این اتّحاد سبب پیدایش صورتی متلائم با آن صفات در انسان میشود و تثبیت این صفات در نهایت، ذات انسان را حقیقتاً فرشته، شیطان یا حیوان و حتی انسان کامل میکند. (جوادی آملی، ص 359)
تداوم اعمال نیک با استمرار پرهیز از اعمال سخیف به خودی خود یک فرایند مستمر جهت کسب معرفت است. البته انجام فرایض و مستحبات یا پرهیز از معاصی در جریان تزکیه موجب انباشت صفات نیک در کنار یکدیگر نمیشود، بلکه نفس را که حقیقت متغیر و نامعینی است به صورت « لبس بعد لبس » دچار تحول میسازد. طی چنین تغییری اندیشه یا صفتی نو بر اندیشه یا صفت قبلی سوار شده و فعلیت با صورت نوعی جدیدی برای نفس بوجود میآورد و در نهایت فعلیت آخرین که حاوی عناصر فعلیتهای پیش است و مبتنی بر آنهاست، همان صورت نهایی فرد را تعیین میکند. (الاسفار الاربعه، ج 9، 61-60) بر همین اساس است که قرآن در آیة «فزادهم الله ایمانا»، فزونی را به جان مؤمن نه به ایمان او نسبت
میدهد؛ «فزادهم الله ایمانهم» یا اجر عظیم را به نفس نیک نه عمل نیک متعلق میداند. «وَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْکُنَّ أَجْراً عَظیماً» (احزاب/29) یعنی عمل صالح فارغ از نفس مؤمن سبب نجات از خسران یا جلب اجر عظیم نمیشود. آنچه زیادت یا نقصان مییابد نه عمل صالح است نه صفات صالح، بلکه حقیقت جان انسانی است. اعمال نیک مقدمه برای تکوین نفس نیک است. (علم الهدی 1384، 163-162)
البته یک راه تضمین استمرار و محافظت از عمل، فریضهسازی است. فریضه امری است که به هر حال باید انجام پذیرد «الزامی بودن» حکم و رعایت شرایط معینی که برای آن قرار داده شده مداومت و محافظت بر عمل را میسر میسازد. روش فریضهسازی در قرآن کریم متعدد بکار رفته است؛ «سورة انزلناها فرضناها...» (نور/14) توصیه شده است که همّتها مصروف حفظ فرایض شود و هرچه مایه آسیب به آنها باشد کنار گذاشته شود.
مسجد در سوق دادن افراد به سمت شناخت و معرفت عمیق دینی در پرتو عقلانیت به عنوان یک نهاد دینی سهم اساسی دارد. قبل از بیان نقش مسجد در توسعة معرفت دینی باید گفت معرفت انسان به خود شامل شناخت روح و جسم و تبع آن دریافت معنای غنا و تغییر و بقا و شرافت میشود. با آگاهی از موانع، دشمنان، ظرفیتهای انحرافی نفس، چگونگی برانگیختگی آنها، استعدادها و ظرفیتهای دانشی و گرایشی نفس موجبات تدبیر، زمینه یادگیری را از طریق تزکیه و تعلیم فراهم میآورد. همچنین معرفت نفس موجبات تدبیر ظرفیتهای گرایش و دانشی را از طریق تسلّط بر هوای نفسانی و توسعه ظرفیتهای هدایتی آن ( اخلاق و عبادات ) تدارک می بیند. حال آنکه جهل و نادانی نسبت به نفس سبب ابتلای به اعمال سوء و تکوین شاکله سوء و تن دادن به هوای نفس است؛ «أَ رَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَکُونُ عَلَیْهِ وَکیلاً» (فرقان/43) مسجد از طریق حذف عوامل و موانع درونی یعنی آن رشته عوامل و موانعی که به بینش، گرایش، توانایی و رفتار خود فرد باز میگردد مثل غفلت و عوامل بیرونی یعنی عوامل و موانعی که به واسطه ارتباطی که انسان با انسانهای دیگر یا با خداوند یا با طبیعت دارد در او اثر کند، نقش آفرینی مینماید.
مسجد مرکزی است برای آشنایی با مبانی فقهی و احکام دینی مبانی اعتقادی و
فرهنگ سازی دینی و زدودن انواع جاهلیتها از طریق مرتفع کردن نقایص معرفت دینی و اصلاح اختلالات احتمالی معرفتی و ارتقاء معرفتهای نوین و تعدیل دانش و گرایش. بدین معنا که فرد با شناخت حدود و قوانین شریعتِ حق و دستیافتن به شناخت درست نسبت به حلال و حرام و فضیلتها و رذیلتها میتواند معنویت را در خویش رشد دهد. زیرا هرکس از علم بیشتری برخوردار باشد در مقام شناخت امکان بیشتری برای عقل ورزی دارد. به عبارت دیگر: احاطه علمی و برخورداری از اطلاعات گسترده، این امکان را برای فرد فراهم میآورد که موارد بیشتری برای ترکیب و مقایسه مطالب در اختیار داشته باشد. بنابراین به شناخت عمیقتر یا بازشناسی دقیقتری دست یازد. اطلاعات و آگاهیهای گسترده، به عبارتی مانع از آن میشود که فرد به نتیجهگیریهای خام بپردازد.
انسان در بین موجودات هستی، تنها مخلوقی است که فعلیّت تمام عیار ندارد و قادر است صورتهای متفاوت و گوناگونی را بپذیرد، صدرالمتألهین میگوید: «بدان که در هیچ نوع از انواع موجودات اختلافی که در افراد بشریت یافت میشود وجود ندارد و این بدان سبب است که مادة انسانی به گونهای آفریده شده است که در آن استعداد انتقال به هر صورتی از صُوَر و اتصاف به هر صفتی از صفات تحقق دارد.» (شیروانی، 1377، 36) از سوی دیگر آدمی همزمان دارای هویّتهای طولی و عرضی، فردی و جمعی متعدد است که گاه در وضعیت
متعارض قرار میگیرند. هویّت فردی انسان برخاسته از فضای خصوصی و درونی او، دارای اقتضائات درونی و موقعیت آن استعدادها نسبت به فضای عمومی و به عنوان عضوی از گروه مذهب، قبیله، ملت و... بوده و دارای خواستههای جمعی متناسب با آن فضای و نحوه قرار گرفتن او در آن فضا و میزان تجلّی یافتن خواستههای آن فضا در اوست. (خیری، 214 و 219)
از طرفی طبق آموزههای اسلامی انسان بریده و مجزا از دیگران در نظر گرفته نشده است، بلکه رابطه او با جمع و امّتی که در آن زندگی میکند به منظرة وجهی اساسی از هویّت او در نظر گرفته شده است بدین معنا که شکلگیری هویّت او به نوع روابطی که با اطرافیان خود برقرار میکند بستگی اساسی دارد؛ از این رو راه و رسم جمعی که در آن زندگی میکند و با آنان حشر و نشر دارد اهمیّت مییابد؛ زیرا انسانها با شرکت در روابط معینی با یکدیگر هویّت جمعی خویش را میسازند از این رو در هر جمع و امتی قرار گیرد و در آن دوام
آورد و با آن همراه شود خود را در شبکه معینی از روابط متقابل قرار داده به این سبب هویّت جمعی در وی شکل میگیرد. چنانکه خداوند می فرمایند «وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فی حَدیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقینَ وَ الْکافِرینَ فی جَهَنَّمَ جَمیعاً» (نساء/140) «و البته (خدا) در کتاب (قرآن) بر شما نازل کرده که هرگاه شنیدید آیات خدا مورد انکار و ریشخند قرار میگیرد، با آنان منشینید تا به سخنی غیر از آن در آیند چرا که در این صورت شما هم مثل آنان خواهید بود، خداوند منافقان و کافران را همگی در دوزخ گرد خواهد آورد.» نتیجه میگیریم که انسان با قرار گرفتن در ارتباط متقابل با جمع و گروهی معین و دوام آوردن در این ارتباط، نفس خود را در معرض نوعی شکلگیری قرار میدهد که متناسب نوع ارتباط او با جمع مذکور خواهد بود.
از سویی انسان به سبب اتّحاد نفس و بدن در وضعیتهای مختلف محیطی در معرض حالتها، احساسها و افکار معینی قرار میگیرد. این امر در مورد شرایط زمانی و مکانی است. در مورد مکانها گاه مقارنت رخداد معیّنی با مکان معیّن ویژگی خواص به آن میبخشد و آن را منشاء آثار ویژهای میگرداند. فی المثل سرزمین حجاز نقطهای است که خداوند آن را برای بنای اولین خانة مردم جهت توجه و عبادت معین فرموده است و از این رو کعبه مکانی بس شریف است که خداوند آن را حرم امن نامید «أَوَلَمْ یَرَوْاْ أَنَّا جَعَلْنَا حَرَماً آمِناً وَیُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ یَکْفُرُونَ» (عنکبوت/67) و به آن سوگند خورد و گذشته از شرایط زمانی و مکانی از قدرت چشمگیری برخوردار است. در همین قدرت است که افراد همسنخ به هم میگرایند و از ناهمسنخ پرهیز میکنند و به سبب همین قدرت است که اگر فردی با جمعی معیّن محشور باشد رفته رفته به سنخ آنان در میآید. (نساء/140) در سخن حضرت امیر علیه السلام خواندهایم که نادر است فردی خود را به قومی شبیه سازد و از آنان نگردد. از این رو تشبیه به کفار حرام است و به ورطه کفر میانجامد و خداوند از نشستن با کفار بازداشته است و دربارة هر که به آن تن دهد حکم به همانندی کرده است.
بر اساس تأثیرپذیری انسان از شرایط مختلف محیطی اعم از شرایط زمانی و مکانی و اجتماعی ریشة برخی از افکار، نیّات و رفتارهای آدمی را باید در شرایط محیطی او جستجو کرد، زیرا حالات و اعمال آدمی در بستر شرایط و موقعیتها میروید و از آنها ارتزاق میکند. از این رو شرایط و موقعیّتهای مختلف حامل بالقوگیهای متفاوتی در شکل دهی حالات و اعمال انسانها هستند. انتخاب و تنظیم مناسب زمینهها و شرایط به مثابه عامل تسهیل کنندهای
است که امکان شکلگیریهای مطلوب را بالا میبرد. پس با توجه به تأثیر شرایط مکانی در انسان، هر نقطهای از هستی رنگ و بوی ویژهای دارد و انس با هر موقعیتی حال و هوای معینی در انسان پدید میآورد. روابط فرد با موقعیّتهای مکانی انسان را در معرض اندیشهها، افکار و حالات خاص قرار میدهد علاوه بر این شرایط مکانی دلیل مقارنت با امور و وقایع، خود مبدأآثاری ویژه است. به عنوان مثال خانة کعبه که یادآور حضرت ابراهیم، اسماعیل و هاجر و حوادثی است که بر آنان گذشته، محل الهامات خاصی است و کسی که در این مکان حاضر میشود ولو تماشاچی باشد در معرض تأثیرات معینی قرار میگیرد. چنانکه امام صادق علیه السلام فرمود: «ان الله تبارک و تعالی حوّل الی کعبه عشرین و مائه رحمه منها ستون للطائفین و اربعون للمصلّین و عشرون للناظرین» (کافی، کتاب حج، باب فضل النظر الی کعبه) «خداوند تبارک و تعالی و صد و بیست موج از رحمت خود را به سوی کعبه گسیل می دارد: شصت موج آن ویژة طوافکنندگان و چهل موج ویژة نمازگزاران و بیست موج ویژ کسانی است که دیده به کعبه بیاندازند.» نتیجة آن که حفظ و تحکیم روابط اجتماعی مؤمنانه بین افراد، ناراستیهای آنان را به نحو متقابل در معرض تغییر و اصلاح قرار میدهد و امکان رشد و تعالی مؤمنانه را برای آنان فراهم میآورد. امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند: «همنشیی با بدان، بدی بدنبال میآورد، همانگونه که باد بر چیز گندیده ای بوزد حامل بوی گند میشود» (تیمی درآمدی، ح 5849) و باز میفرماید: «همنشینی با هوا پرستان موجب فراموشی ایمان وحضور یافتن شیطان است». (نهج البلاغه، خطبه 85) امام صادق علیه السلام از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرد که فرمود: «با بدعت گذاران همراهی و همنشینی نکنید که نزد مردم از آنان خواهید بود». (مجلسی جلد 71 ، 201) یا از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرد که فرمود: «آدمی در آیین دوست و همنشین خود
است». (مجلسی، جلد 71 ، 201) یا امام صادق علیه السلام فرمودند: «به دیدار هم بروید تا دلهایتان نشاط گیرد و آنگاه سخنان و احادیث ما را یاد کنید. سخنان ما مایه مهربانی و صمیمیت شما خواهد گشت. اگر به این سخنان چنگ زنید به رشد و نجات میرسید و اگر آنها را واگذارید گمراه و نابود می شوید.» (شیخ کلینی 1379، 101)
بر اساس آنچه گفته شد مسجدی که بر پایه تقوا باشد به دلیل نوع و کیفیت تعاملاتی که صورت میدهد هویّت جمعی انسان را از دو وجه میسازد: یک وجه آن ناظر بر فراهم آوردن شرایط اولیهای است که احتمال بروز رفتارها و حالات مطلوب را بالا میبرد و دیگری ناظر بر جلوگیری از شرایط اولیهای است که احتمال بروز رفتارها و حالات نامطلوب را افزایش
میدهد. به عبارتی مسجد هر جا امکان لغزشی هست اعمّ از اخلاقی، اعتقادی، اجتماعی و... از آن پیشگیری میکند. حضور در مسجد، تلاوت قرآن، شرکت در مراسم عبادی، توجه به سخنان و نصایح امام جماعت و دیگر خطبا و فراهم سازی موقعیتی که مؤمنین یکدیگر را ملاقات نموده و احادیث اهل بیت علیهم السلام را ذکر نمایند، انسان اهل مسجد را دارای هویّت پایدار دینی نموده و اخلاق حمیده را در او توسعه میدهد. بهطوریکه به وضوح میتوان تفاوت سلوک مسجدی را با دیگر افرادی که ارتباطی با مسجد ندارند دریافت و همین نوع سلوک در زندگی فردی و اجتماعی او تجلی مییابد. رفتارش با پدر و مادر، با همسر و فرزندان رفتاری مؤمنانه مسئولانه به همان صورتی که از دستورات دینی آموخته همراه با عطوفت و مهربانی خواهد بود. چنانکه خداوند میفرماید: «وَ إِنْ جاهَداکَ عَلی أَنْ تُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِی الدُّنْیا مَعْرُوفاً وَ اتَّبِعْ سَبیلَ مَنْ أَنابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» (لقمان/15) به عبارت دیگر بندة مؤمن بر اهل بیت خود علم و ادب نیکو به ارمغان میآورد تا همة آنها را وارد بهشت کند تا جایی که ایشان کوچک، بزرگ، خدمتکار و همسایه از این امر بر کنار نمیماند. مسجد به اقتضای فضای هندسی و جایگاه فرهنگی قدسی در فرد ظرفیت برای دریافت پیام دینی ایجاد میکند و کسی که به مسجد قدم میگذارد پیشاپیش و داوطلبانه و ارادی خود را آماده دریافت پیامی دینی میکند. حضور در زمان و مکانی مقدس آدمی را از دنیای روزمره و غیر مقدس فراتر میبرد. (مجلسی 1348، 3) در مسجد همنشینان انسان را به یاد خدا و قیامت می اندازند و بر دانش انسان می افزایند. هنگامی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند که کدام همنشین بهتر است؟ فرمود: آنکه دیدنش شما را به یاد خدا بیاندازد. بر دانش شما بافزاید و رفتارش شما را به یاد قیامت وا دارد (من رسول الله صلی الله علیه و آله لمّا قیل له: یا رسول الله ای الجلساء خیر – من ذکرکم بالله رویته و زادکم فی علمکم منطقه و ذکّرتم بالآخره عمله) (الطوسی و الامامی، 157)، امیرالمؤمنین علیه السلام هم فرمودند: «با اهل نیکی همنشینی کن تا از آنان باشی و از اهل بدی دوری کن تا از آنان نباشی.» (نهج البلاغه، نامه 31)
به عبارتی دیگر مسجد با اسوهسازی نمونة سلوک مطلوب و مؤمنانه را عملاً در معرض دید مسجدی قرار میدهد بدینگونه موقعیت اجتماعی را فراهم میسازد تا فرد به پیروی از او بپردازد و حالت نیکویی، مطابق با آن عمل نمونه را در خویش پدید آورد.
چنانکه قرآن کریم میفرماید: «أُولئِکَ الَّذینَ هَدَی اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِکْری لِلْعالَمینَ» (انعام/90) آنان پیامبران کسانی بودند که خدا آنان را هدایت نمود
تو نیز به هدایت آنان اقتدا کن. بر همین اساس است که از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است که فرمود: «هر کس که به مسجد رفت و آمد داشته باشد به یکی از هشت ویژگی دست مییابد: برادری که در راه خدا از او سود برد، دانشی تازه، نشانهای محکم، رحمتی که مورد انتظار است، سختی که او را از هلاکت باز دارد، سخنی را بشنود که او را به هدایت راهنمایی کند، گناهی را از روی ترس یا از روی شرم ترک کند.» (الصدوق ، 368، ج16) مسجد که کانون عبادت و نماز است انسان را در مقابل بسیاری از رذیلتهای طمع، حرص، آز و مانند آن ایمن میسازد چنانکه قرآن کریم ابتدا مفاسد طبیعی انسان را تشریح میکند. آنگاه میفرماید نمازگزاران از این رذایل محفوظند: «أنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا (19) إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا (20) وَإِذَا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعًا (21) إِلَّا الْمُصَلِّینَ(22)» (معارج/ 22-19) نماز انسان را از این رذایل محفوظ میدارد و تطهیر میکند و بسیاری از فضایل را برای انسان تحصیل مینماید. قرآن میفرماید نماز بخوانید تا یاد مرا زنده کنید: «و اقم الصلوه لذکری» (طه/14) با یاد خدا دلها مطمئن و آرام میشود: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» (رعد/ 28) پس دل نمازگزار مطمئن است و هرگز از غیر خدا نمیترسد، هیچ دشمنی از درون و چه از بیرون نمیتواند موجب هراس او شود مسجد نوعی زیستن با آثار حیاتی ویژهای را به طرق زیر سامان میدهد.
مسجد مکانی است که افراد به راحتی به عاِلم دسترسی دارند و میتوانند عقاید و مسائل خویش را با او در میان بگذارند و از ظرفیتهای علمی و اعتقادی و اخلاقی او بهره فراوان ببرند. در زمان حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله مسجد سه مأموریت داشت: عبادت، پاسخ به سؤالات و برنامهریزی برای امور اجتماعی؛ که گفتگو و رجوع به عالِم یکی از مهمترین ماموریتهای آن است. در سیره اهل بیتC همچنین بوده
که ساعاتی در مسجد به مسائل مردم پاسخ میدادند. البته منظور از عالِم، عالِم ربّانیست یعنی عالِم عامل، چنانکه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: «مردم سه گروهند 1. عالم ربّانی ( عالم عامل). 2. متعلّم علی سبیل نجات. 3. همج رعایه یا سرگردان که عمدتاً دوگروه اخیر در مسائلشان به عالم ربانی رجوع میکنند»، در همة زمینهها وقتی عالم به آسانی در دسترس مردم باشد مردم به خود اجتهادی نمیپردازند و از عرفیگرایی بدورند. منظور از عرفی شدن بدین معناست که مردم دیگر اهل تقلید از مرجع نیستند. هر کس به اندازه فهم خود از دین بهره میبرد و بر اساس فهم خود هر چه از دین میفهمد عمل میکند و اهل احتیاط در دین هم نیستند و معتقدند
که امور دینی نیز لازم است مثل سایر امور اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و مانند آن بهروز گردد و هر زمان اقتصاء خود را دارد. در واقع مردم به سمت نوعی تساهل و تسامح دینی گرایش پیدا میکنند به گونهای که دیگر تکلیف برایشان از اهمیّت لازم برخوردار نمیگردد، بلکه به نیّات درونی و پاک بودن منفک از سلوک رضا میشوند. بر این اساس در مسجد بهدلیل اینکه مردم به عالم و فقیه متصلند و بیوقفه از فیض وجود او بهرهمند هستند، فرصت واکاوی عقاید را از طریق ابراز و اصلاح آن در محضر عالم مییابند و بدین طریق معرفت دینی آنها تقویت و تعالی مییابد و از عرفیگری بهدور میمانند. البته در همین بخش هم متوقف نمیماند و بهدلیل مواجه بودن با مدل عملیاتی از سلوک مؤمنانه معرفت دینی به باور درونی و اعتقاد تبدیل میگردد و سلوک آنان را سامان میدهد و به همین دلیل امیرالمؤمنین علیه السلام میفرمایند: «با دانشمندان همنشینی کن تا هم دانشت افزون گردد و هم ادبت نیکو شود.» (غرر الحکم، ح 4786)
منظور از تواصی به حق یعنی دعوت همگانی و عمومی به سوی حق به گونهای که همگان حق را از باطل به خوبی بشناسند و هرگز آن را فراموش نکنند و در مسیر زندگی از آن منحرف نگردد. در قرآن کریم آمده است: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی خُسْرٍ(2) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کانَ تَوَّاباً(3)» (عصر/ 3- 2) انسانها همه در زیانند مگر کسانی که ایمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند و یکدیگر را به حق سفارش کردهاند و یکدیگر را به شکیبایی و استقامت توصیه نمودهاند. «ان الانسان لفی خسر» یعنی بهطور مسلم همة انسانها در زیانند سرمایههای وجودی خود را چه بخواهند و چه نخواهند از دست میدهند. خسر (بر وزن عسر) و خسران چنان که راغی در مفردات میگوید به معنای کم شدن سرمایه است، گاه به انسان نسبت داده میشود و میگویند فلان کس زیان کرد و گاه به خود عمل نسبت داده میشود و گاه ناظر بر سرمایههای بیرونی مانند مال و مقام است و گاه ناظر بر سرمایههای درونی مانند صحّت و سلامت به عقل، ایمان و ثواب است.
این همان است که خداوند متعال به عنوان «خسران مبین» از آن یاد کرده است: «فَاعْبُدُوا ما شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَلا ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ» (زمر/15) زیانکاران واقعی کسانی هستند که سرمایة وجود خود و خانواده
خویش را در قیامت از دست میدهند، بدانید این خسران مبین همین است. راه جلوگیری از این خسران ایمان و عمل صالح و توصیة همدیگر به این دو است. در این آیه ایمان به طور مطلق ذکر شده است تا شامل ایمان به همه مقدسّات گردد و اعمال صالح نیز ناظر بر اعمال شایسته است. نه فقط عبادات بلکه هر کار شایستهای که وسیلة تکامل نفوس و پرورش اخلاق و قرب الهی و شریعت جامعه انسانی در همه زمینهها شود. قرآن در این آیه صالحات را به صورت جمع آورده جمعی که با الف و لام همراه است و معنی عمومی دارد البته در این آیه عمل صالح و ایمان با هم آمده به گونهای که لازم و ملزوم یکدیگرند. همچنین آمده است که: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ» (نحل/97) هر فرد از مرد یا زن عمل صالح انجام دهد در حالی که ایمان دارد ما آن را با حیات پاکیزهای زنده میکنیم، و در سوره مؤمنون آیه 100نیز اصرار به بازگشت به عمل صالح دارد: «رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت» از آنجا که ایمان و عمل صالح هرگز تداوم نمییابد مگر اینکه حرکتی در اجتماع برای دعوت به سوی حق و خواست و معرفت آن از یک سو و دعوت به استقامت و صبر در طریق انجام این دعوت از سوی دیگر صورت گیرد. «تواصوا» از ماده «تواصئ» در مفردات راغب به معنای آن است که بعضی، بعضی دیگر را سفارش به حق میکنند و حق به معنای واقعیت یا مطابقت با واقعیت است. تواصوا بالحق معنی بسیار وسیعی دارد که هم «امر به معروف و نهی از منکر» را و هم «تعلیم و ارشاد جاهل» را و «تنبیه غافل» و «تشویق و تبلیغ» به ایمان و عمل صالح را شامل میشود. ( مکارم شیرازی، 1372، 302)
بدیهی است که کسانی که یکدیگر را به حق سفارش میکنند خود باید طرفدار حق و عامل به آن باشند و ازآنجایی که بعد از مسئله شناخت و آگاهی هر کس در مسیر عمل در هر گام با موانعی روبه رو میشود اگر استقامت و صبر نداشته باشد هرگز نمیتواند احقاق حق کند و عمل صالح انجام دهد یا ایمان خود را حفظ نماید. صبر هم در این آیه به معنای عام به کار رفته که هم صبر بر اطاعت و هم بر
مصیبت و هم بر معصیت را شامل میشود بر اساس آنچه گفته شد مسجد که جامعة کوچک مؤمنین است توصیه به حق و تقویت آن از ماموریتهای محوریش محسوب میشود که در اثر تحقق آن مشکلات و آسیبهای مهم زندگی فردی و اجتماعی سامان مییابد. البته قابل ذکراست که توصیه به حق هم
از جهت بعد معرفتی آن مدنظر است و هم از جهت عملیاتی کردن آن.(1)در تشریح بحث معرفتی روایتی از حضرت امام صادق علیه السلام است که میفرمایند: علمی که مردم باید داشته باشند چهار چیز است: 1. علم به پروردگار و شناخت پروردگار تبارک و تعالی (بدان رب تو کیست). 2. چه چیزی در تو قرار داده است؟ 3. بفهمی که از تو چه میخواهد. 4. بدان که چه چیزی تو را از دین خارج میکند. بحث اینک بدانیم چه چیزی از تو میخواهد ناظر بر تکلیف شناسی است. مسجد کانون شناخت تکالیف و وظایف است اهل مسجد یگدیگر را به حق و صبر توصیه می نمایند. از این رو در مسجد هم معرفت عرضه میشود و هم استمرار میابد و این استمرار است که باعث شود معرفت به باور درونی پایدار تبدیل شود و منشا سلوک مؤمنانه و صالح گردد.
1) . مبحث تواصی به حق از تفسیر آیت الله مکارم استفاده شده است.
بر اساس مطالب پیشگفته خانواده مسجدی دارای ویژگیهای زیر است:
آراستگی ظاهری و جسمی: یکی از ویژگیهای افراد مسجدی آراستگی ظاهری و جسمی است. اهل مسجد علاوه بر آمادگی روحی و معنوی، از جهت ظاهری و جسمی نیز باید در رفتن به مسجد، خود را آماده و آراسته نماید. بنابراین، پوشیدن لباس نظیف و تمیز، خوش بو کردن لباس و بدن و اصلاح سر و صورت از جمله وظایف خانواده ها در رفتن به مساجد است.
معرفت دینی عمیق: برای رسیدن به تکامل، نخستین گام کسب «معرفت و بصیرت» یعنی نورانیّت دل و دیده است. اهل مسجد تحت تأثیر مداوم موعظه حسنه و تذکر و دسترسی آسان به عالم، شناخت عمیقی نسبت به خود، خداوند، وظایف و تکالیف خویش دارند معرفتی که آنان را به سوی تن دادن به سلوک مؤمنانه و متعهد شدن به آن یاری میکند.
روحیه تکلیف مداری: احساس تکلیف نه تنها مؤمن را قادر به انجام تکالیف دشوار میسازد، بلکه او را حتی بر مهار زدن به امواج خفیف درونی توانا میگرداند. احساس تکلیف و ایمان، توان بند زدن به طغیانهای بیمهار را فراهم میآور د و اهل عافیت و عرفیگری نیستند.
اهل طهارت همه جانبه: خانواده مسجدی گرایشات و هیجانات خود را به صورت موجه و مشروع تنظیم میکند و ارادة معطوف به خیر مییابد و در عرصه های فردی و اجتماعی عمل صالح انجام میدهد و غنا، عفت، عدالت و رافت در جامعه میگستراند و از پاکی و طهارت جسمی گرفته تا فکری–عقلی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی برخوردار است. جسمش را از هر ناپاکی حفظ میکند و به سلامت و قوّت جسمی خود میپردازد. در عرصة اندیشه دارای اعتقاد صحیح و استوار دارد. در اندیشه و اعتقاد از تصورات موهوم و شرک آمیز بدور است و به درکی توحیدی از هستی نایل می آید به خداوند ایمان دارد در عرصه گرایشات از وسوسه که نوعی تحریک شیطانی است خود را بر حذر می داند.
اهل تحمل بلا و رنج: با توجه به اینکه خانوادة مسجدی دنیا را سرای الم میداند و معتقد است که آن را با بلا در پیچیدهاند و هیچکس از مؤمن و مشرک بی بلا و دشواری از این گذرگاه نخواهد گذشت خود را آماده میکند و به استقبال آن میرود وآمادگی برای پذیرش دشواریها و رنجها و صبر در شدائد و قدرت رویارویی با مشکل را پیدا میکند.
اهل خیر خواهی: خانواده مسجدی وقتی در مورد خدا بینش پیدا میکند، با مبدأ گرفتن خدا، جهان را آنچنانکه هست بزرگ میبیند و همه را در معرض فیض فیّاض میبیند. بدین ترتیب از حسادتها و بخلها و حرصها میرهد و این چنین رفتارهایی جای رستن در او نمییابد.
اهل ذکر: منظور از ذکر، یادداری نعمتهای الهی اعم از طبیعی، اجتماعی و نعمتهای اجتماعی است. خانواده مسجدی از عصیان در این موقعیتها پرهیز و خطر در موارد مشابه را پیشبینی میکند و به سرنوشت مشابه توجه دارد. بنابراین برای پیشگیری از ابتلای به نعمتهای اجتماعی مشابه، مانع از پیدایش عوامل و زمینههای آنان میشود.
به دور از انحرافات: خانواده مسجدی تحث تأثیر بینش نسبت به نظارت مداوم پروردگار و بینش نسبت به دنیا، دامن خویش را از زنا پاک میدارد از فقر و فحشا، تعدّی و خشم و ستم بهدور است. گرایشها و هیجانات خود را به صورت موجه و مشروع تنظیم میکنند، اراده
معطوف به خیر مییابد و در عرصة فردی و جمعی عمل صالح انجام میدهد و غنا، عفت، عدالت و رأفت را در جامعه میگسترانند و در برابر فشارها و مقتضیات محیطی مقاومت میکنند و توان بندزدن به طغیان های بی مهار را دارند.
خانوادة مسجدی که خداوند را حاضر و ناظر بر اعمال خود میداند پیوسته اهل مراقبت از خویشتن است و به محاسبه نفس خود میپردازد و از زشتی ها و منکرات دوری میگزیند. در مقابل معاصی مقاومت میکند و رذیلتها و انحرافات چون آشفتگی، حرص و آز، تندی خشم و چیرگی حسد و ضعف شکیبایی و کمی قناعت و خواب غفلت و ترجیح باطل بر حق و اصرار بر شهوت و تند خویی و پیروی از هوای نفس و مخالفت با راه راست و اصرار بر گناه و کوچک شمردن معصیت در او تکانده میشود. امام علی علیه السلام فرمودند: «... همانا نماز، گناهان را چونان برگهای پاییزی فرو میریزد و غل و زنجیر گناهان را از گردنها می گشاید.» (نهجالبلاغه، خطبه 199)
9.عدم دلبستگی به دنیا: خانوادة مسجدی تحت تأثیر بینش منفی نسبت به دنیا و کم مایه دانستن آن در معامله با آن هوشیاری میکنند و برای آن بهایی گزاف نمیپردازند و جلوههای آن را جدّی نمیگیرند و به گرفتن نصیب خویش کفایت میکنند و به عمل صالح که ثمرة پایدار و باقی دارد دل می بندد و در مقابل شدائد آن مهیا است.
اهالی مسجد که با خدا انس گرفتهاند به او توکل و اعتماد میکنند از این جهت خود را از غیر خدا بی نیاز میبینند.
اهل صیانت از خود و دیگران: اهل مسجد برخوردار از سلوک مؤمنانهاند و نسبت به ناموس نسبی خویش اهل غیرت، صیانت، محبت، عزت و کرامت هستند و به دلیل نگرشی که نسبت به خود و خدای خود و دیگران دارند، دیگران را ناموس دینی و یا اجتماعی خویش میپندارند و همان سلوکی که با ناموس نسبی خویش دارند نسبت به ناموس دینی و اجتماعی خویش دارند. یعنی به دیگرانی که یا در کیش با او همانندند یا در آئین همچون ناموس حقیقی خویش محبت و حمایت و صیانت و مراقبت میکنند، عزت و کرامت دیگران را ارج می نهد. و از سویی تحت تأثیر اخلاق مؤمنانه از خویش نیز مراقبت و صیانت میکنند که از مدار شرع و حق خارج نگردند و دیگران را طعمه خویش نپندارند. بهعبارتی اهل صیانت و بازداری مؤمنانه و عفیفانه در عرصههای مختلف و خود کنترلی درونی در برابر وسوسهها هستند.
اهل تواصی به حق: اهل مسجد یکدیگر را به حق و صبر دعوت میکنند.
قرآن کریم.
نهج البلاغه، ترجمه دشتی، محمد، قم، مؤسسه انتشارات حضور، 1381.
نهج البلاغه، صبحی صالح، چاپ بیروت، لبنان، بی تا.
ابوالقاسمی، محمد جواد و سیدمهدی سجادی، پژوهشی درچالش توسعه فرهنگ دینی، تهران، انتشارات عرش پژوه، 1383.
ابی جعفر محمد صدوق، علل الشرایع، جلد دوم، نجف، المکتبة الحیدریه، 1385 ق.
الویری، محسن و جواد نظریمقدم، «بررسی سیره زندگی اجتماعی امامان معصوم علیهم السلام با تأکید بر ابزارها و روشهای تبلیغی-ارتباطی»، دو فصلنامه الهیات اجتماعی، سال2، شماره3، 1389.
إلیاده، میرچا، رسالة در تاریخ ادیان، ترجمه جلال ستاری، تهران، انتشارات سروش، 1382.
بابانیا، محمد باقر، «در سایه سار مساجد»، ماهنامه کوثر، شماره 32، آبان 1378.
باقری، خسرو، «پژوهشی برای دستیابی به فلسفه آموزش و پرورش جمهوری اسلامی»، وزارت آموزش و پرورش، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، 1380.
باقری، خسرو، «نگاهی دوباره به تربیت اسلامی»، وزارت آموزش و پرورش، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، 1379.
تفسیر
نمونه، جمعی از نویسندگان زیر نظر آیت ا... مکارم شیرازی، چاپ مدرسه الامام امیرالمؤمنین علیه السلام ، قم، بیتا.
جوادی آملی، عبدا...، حکمت عبادات، قم، مرکز نشر اسراء، 1379.
جوادی آملی، عبدا...، فطرت در قرآن، قم، مرکز نشر اسراء، 1370.
حرعاملی، محمدبن الحسن، وسائل الشیعه، تهران، مکتبة الاسلامیه، 1403ق.
خندان،
محسن، تبلیغ اسلامی و دانش ارتباطات اجتماعی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1403 ق.
خیری، حسن، «مقایسه فضای تبلیغی تلویزیون و مسجد»، سال17، شماره 131، 1403ق.
طاهریان، مسجد، مسجدها و چند کلمه حرف حساب، مجله زائر، شماره70، تهران، 1370.
عزیزی، عباس، فضایل و آثار مسجد در آیینه قرآن و حدیث، قم، انتشارات نبوغ، 1376.
علم الهدی، جمیله، «مبانی تربیت اسلامی و برنامه ریزی برای فلسفه صدرا»، تهران، انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام ، 1384.
کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج1(ط ـ الإسلامیه)، مترجم: جواد مصطفوی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407ق.
گروه نویسنگان زیر نظر آیت ا... مصباح، فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی، وزارت آموزش و پرورش، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، 1390.
لقمانی، احمد، بهترین آرزوهای زندگی، قم، انتشارات بهشت بینش، 1385.
مجلسی، علامه محمد باقر، بحارالانوار، انتشارات مؤسسه الوفاء بیروت، 1404ق.
مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، قم، انتشارات صدرا، چاپ نهم، 1359.
مطهری، مرتضی، انسان کامل، قم، انتشارات صدرا، 1359.
مکارم شیرازی و جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، قم، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، چاپ هشتم، 1370.
نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، قم، موسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، 1414ق.
1) . دانشیار گروه مشاوره دانشگاه علامه طباطبایی.
امروز جهان در خطر فروپاشی خانواده، مضطرب و نگران است و در میانه دو راهی یک انتخاب بزرگ قرار دارد. در این نوشتار سعی بر این است که بهطور خلاصه دو مسیر متنافر از یکدیگر یعنی فرا قالب مبتنی برهستی شناسی غرب و هستی شناسی اسلامی تا حدودی معرفی و سپس دیدگاه این فراقالبها را در مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی مورد مقایسه قرار دهد. در بخش دیگری از این مقاله سعی شده است تعریف و کارکردهای خانواده با تأکید بر نقش زن از این دو دیدگاه مورد بحث قرار گیرد و در نهایت مسیر نقش گزاری مساجد در جهت دهی خانوادهها به سوی انتخاب فراقالب دینی بررسی شود.
واژگان کلیدی:عزب، خانواده، هستیشناسی غربی، هستیشناسی اسلامی، نقش زن.
خانواده به عنوان نهاد پرورش دهنده و محافظ ایدئولوژی حاکم بر جامعه همواره تحت مطالعه قدرتمندان قرار داشته است و صاحبان سرمایه و سودجویان اقتصادی، از تمام جریانات پیش آمده و یا جریان سازی به نفع طمع خود بهره گرفته اند تا با کنترل و شکل دهی به این نهاد، یا آن را در خدمت اهداف خود درآورند و یا حتی آن را از حیز انتفاع خارج سازند.
تاریخ جریانات سود جویانه نشان میدهد آنان که قصد فریب دارند همواره خود را در قالب اصل معرفی میکنند همچنانکه صاحبان قدرت جهانی تمام تلاش خود را میکنند تا از طریق مطالعات روان شناختی، مردم شناسی، زبان شناسی و ... دربارة انسان مسیرهای سلطه بر روح و جان انسانها را به دست آورند. آنها برای نیازهای فیزیولوژیک، احساس امنیت، دیده شدن و حتی گرایش به یک وجود برتر یا من برتر(1)یا تجربیات اوج (مازلو) و یا تفرد (یونگ) هم برنامه سازی کردهاند. خصوصیت ویژة طراحان سلطه جهانی این است که برنامه های خود رامطابق با نیازها تنظیم میکنند تا همراهی و اعتماد شکل بگیرد سپس اهداف خود را بر آن سوار میکنند. لذا تمام برنامه براساس این نیازها شکل داده میشود و اگر یک قدرت بتواند چگونگی پاسخ به نیازهای همگانی را رهبری کند در حقیقت سرچشمه، در تصرف اوست. امروز مؤسسات عظیمی که در سراسر دنیا در حال فعالیت هستند مثل بنیاد راکفلر(2)
با توجه به یافته های مرتبط با این نیازها به دستکاری این نیازها و جهت دهی و معنی دهی به شیوه های خاصی از زندگی می پردازند، تغییر در شیوه برآوردن نیازهای فیزیولوژیک به دلیل ملموس بودنش به وضوح قابل مشاهده است مثلاً در بحث خانواده ،
مؤسسات دریافته اند تغییر باورها و سبک های زندگی در خانوادههای منسجم و بسته در مقابل تغییرات محیطی بسیار مشکل است مخصوصاً اگر خانواده دارای روابط منظمی با کلیسا به عنوان یک نهاد دینی باشد. لذا از چند ناحیه حمله به این سیستم ها را آغاز کردند.
آلوده ساختن صاحبان کلیسا از طریق نیازهای فیزیولوژیک و یا یافتن خود آلوده شدگان به دلایل نفسانی.
سست ساختن اعتقاد و پیوند خانواده ها با کلیسا از طریق بر ملا کردن وضعیت آلوده شدگان به عنوان ایجاد جو عدم اعتماد.
ارائه معنویتِ بدون موضوع(1)به عنوان جایگزینی برای رفع نیاز فطری به وجود برتر.
جسمانی ساختن خدا در شطحیات:(2) برای مثال خدا دستم را گرفت. هر کجا رفتم او مرا دنبال می کرد. من در دستهای او احساس گرمی کردم و امثال این.
اینک که نهاد خانواده در معرض خطرات و حملات رنگارنگ قرار داردو دین پس از شکست انسان گرایی بدون خدا در جوامع غربی دوباره مورد توجه قرار گرفته، نهادهای دینی زمینه سازِ ساختار و قالب های حضور دین در جامعه از اهمیت ویژه ای برخوردارشدهاند. در حقیقت این نهاد ها هستند که مفاهیم و معانی دینی را باز تعریف کرده و در عرصه اجتماع معرفی می نماید، از مهمترین نهادهای شناخته شدۀ قابل
اعتماد برای مردم در جامعه ایرانی و اسلامی؛ مسجد است. مسجد که با ظهور اسلام به منظور گردهمایی و تجمعات دینی و سیاسی شکل گرفت، از مهمترین این نهادها است. مساجد در دورترین و مرکزیترین بخشهای کشور در روستاها و شهرها می توانند محل خیر و برکت باشند. مساجد در کشور ایران هرگز تنها به عنوان محل عبادت شناخته نشده اند بلکه محل تغذیة فکری، حل معضلات و مشکلات مسلمانان، آموزش روش زندگی دینی، محافظت از ایده های مذهبی و غنی سازی آن و مقابله با دستبردهای شیطانی و در نهایت خیزش حرکت های سیاسی بر علیه حکومت های جابر بوده است. تاریخ هرگز شکلگیری انقلابهای کوچک و بزرگ در مساجدی مانند قبا، ارک، گوهرشاد و امثال آن را فراموش نخواهد کرد. تاریخ، مبارزه آگاهانه اهالی بیدار مسجد علیه اندیشه های ستمگر و موذی را به خاطر خواهد سپرد.
در پاسخ به نیاز فطری انسان ها در داشتن توضیحی برای آنچه با آن در ارتباط هستند، یعنی هستی اعم از هستی خود، خدا یا هستیهای دیگر، در کل دو فضای کاملا متفاوت وجود دارد. هریک ازاین فراقالبها خود دارای شاخههای بسیارمتعددی هستند ولی این شاخه ها اصول و مبانی مشترکی دارند که در طبقه بندی جزئی آن فراقالب قرار میگیرد. بسیاری از مکاتب فکری انسان شناسی و روان شناختی معتقدند انسانها ذاتاً به دنبال یافتن معنای وقایع اطراف خود هستند. در حقیقت معانی پیوند دهندۀ اشیاء، وقایع و فاعل شناسا خواهد بود. (کلینگر، 1998، پیاژه، 1969) لذا معنا در حقیقت محصول هستی شناسی شخصی است و اهداف یا مقاصد هر کسی را می توان در دنیای معانی او شناسایی کرد. رویکرد تعامل گرایی نمادین این مطلب را چنین توضیح می دهد: شیوه ای که یک شخص چیزی را تعریف یا ادراک می کند (در واقع همان هستی شناسی وی) رفتارهای او را در رابطه با آن چیز هدایت می کند. (بلومر، 1969) لذا برای ورود به بحث خانواده بهطور اصولی و درک چرایی تفاوت در تعاریف در این حوزه، درک تحولات جاری و چگونگی نقش دیگر اندیشان در آن و در نهایت درک وظیفۀ هدایتی مساجد در مقابل آن، باید فراقالب هایی که این نحوه ارتباط را توضیح میدهند، مرور کرده و موضع خود در مقابل آنها را روشن ساخت. فراقالب هستی شناسی اسلامی و فراقالب هستی شناسی غربی.
در هستی شناسی اسلامی؛ نحوه نگاه به هستی، نحوه نگاه، به انسان به عنوان یک مخلوق و رابطه اش با خدا، ارزش گزاری او در ارتباط با هر واقعیت و جهت گیری ارتباطی با
آن را، برای فرد مشخص می نماید. با توجه به ارتباط بین حیطه های شناخت در می یابیم برای تعریف و معنای هر چیز از جمله تعریف خانواده به عنوان یکی از متغیرهای بحث حاضر از یک دیدگاه باید به هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی و سپس ارزش شناسی آن دیدگاه توجه نماییم.
هستیشناسی در حقیقت فلسفه و نگاه فرد نسبت به جهان و متعلقات آن است. در هستیشناسی اسلامی جهان آفریدۀ خداوند است. بخشی آشکار و قابل دریافت با حس و بخشی پنهان و غیرقابل شناخت با حس است. (بقره) این جهان با هدفی مشخص آفریده شده، تماماً قانونمند است. همة آن لحظه به لحظه در حال آفریدگی و تحول براساس قوانین لایتغیر است. همة اجزاء آن یکپارچه، هماهنگ و زوج است و در مسیر الی الله در حرکت و بازگشت به مبدأ است. انسان جزئی از این جهان و تحت تأثیر همة این قواعد است. انسان به واسطة قدرت تأله یعنی شناخت الوهیت حاکم بر هستی می تواند متفاوت از دیگر اجزاء هستی باشد و تأله در حلقه خواست بشر و توفیق الله صورت می بندد. خدای هستی هیچ نسبت خاصی با هیچ یک از اجزاء هستی ندارد، بی نیاز است، مولود نبوده و مولودی ندارد، یگانة الرحمن و الرحیم است. هستی در حال گستردن دائمی غیرقابل تصور و دارای بطونی بعد از بطون است و انسان می تواند به اذن الله حتی بر غیب آن هم شناخت پیدا کند وایمان و یقین بیابد. ارزش انسان ها تنها به تقوی آنهاست و هیچ مزیتی الا به تقوا برای هیچ انسانی در نظر گرفته نشده است. (حجرات / 11) پس به این ترتیب می توانیم خانواده را در فراقالب هستی شناسی اسلامی چنین تعریف کنیم. خانواده یک نهاد فطری است که با کشش فطری یک زن و مرد برای سهم گذاری به منظور ساختن سرنوشتی مشترک متولد می شود و طی فرایندهایی قانونمند و مسئولانه با نیازهای شخصی، اجتماعی، سیاسی و تاریخی زمان خود تعامل برقرار می کند.
در هستی شناسی اسلامی زوجیت یک قاعده کلی برای همه مخلوقات است.(1)پس خانواده به تبعیت از همه هستی وجودی واقعی، غایتمند، تابع قوانین و علیت، در حال تغییر،دارای مراتب ارتباطی، تابع اراده مشترک تشکیل دهندگان و مسئول تأثیر و تأثّر با خود،اجتماع،
حکومت، تاریخ و زمان مرتبط با خود است. این تعریف طبعاً ساختار و محتوی مشخصی دارد که به تابعان خود اجازه هر نوع عمل را نمی دهد. اینجا عمل مسئولانه است. مسئولیت در
1) . شعراء 7، لقمان 10، ق 7، الرحمن 52، رعد 3، زاریات 49، نجم 45، قیامت 29، یس 26، زخرف 12، طه 53.
این تعریف تنها رفع نیازهای شخصی یا حتی تحقق خود نیست. انسان فطرتاً مسئول آفریده شده است و باید در مقابل اجتماع، حکومت و تاریخ و زمان خود مسئولانه عمل کند.
در این نوع از انسان شناسی، انسان در مسیر تکامل، یا صعود می کند و یا سقوط، گزینه سومی به نام «سکون» وجود ندارد. (جوادی آملی، 1389) لذا مسئولیت اوست که بداند در حال صعود است یا بقول حضرت علی علیه السلام گرفتار ارتجاع «فلینظر ناظر؛ سائر هو ام راجع» در چنین بینشی انسان هم مسئول صیر(1)خود است و هم مسئول سیر(2)خود. و قرآن می پرسد «فاین تذهبون؟»(تکویر، 26)از این ویژگی نتیجه می شود که انسان در این فضا و بینش دارای اختیار است.(رعد/5) در این دیدگاه، انسان قابلیت بازگشت از اراده خود و اتخاذ اراده معکوس را هم دارد و البته بازگشت به صلاح را هم خداوند می پذیرد.(توبه)
از دل این انسانشناسی، ارزششناسی خاصی قابل درک است و آن اینکه ارزش انسانها تنها در نزد خالق آنها تعیین می شود و میزانِ لا یتغیرِ خالق هستی، برای محک انسانها، تقوی است و فقط تقوی. اینجا زن یا مرد بودن، از کدام طبقه اقتصادی و قبیله بودن، فرزند یا پدر و مادر چه کسی بودن، ارزش به حساب نمی آید.(3)تنها تقوی ملاک ارزشگذاری است و تقوی عبارت است از توان کنترل و تنظیم خود در صیر و سیر.
پس در تعریف خانواده از این منظر، ما با یک واقعیت روبرو هستیم که دارای آثار واقعی نیز هست. واقعیتی که ساختار مشخصی و کارکردهای معینی در قالب اهداف و وظایف دارد. ازدواج در اینجا تنها یک خواست شخصی نیست بلکه وظیفة اجتماعی و همراهی با هستی کل است.
و اختلال در آن یعنی عدم انجام تکالیف، عدم توجه به قواعد و هماهنگی با آنها، عدم رعایت حقوق خود، خدا یا انسانهای دیگر، عدم توجه به عهد و قرارداد اولیه با خود، خدا، یا همسر و فرزندان. و طبعاً رفع مشکلات هم با توبه از بد عهدی، زیاده خواهی، کم گذاری، خودخواهی و سهم خواهی میسر میشود.
هستی شناسی حاکم بر غرب معتقد است جهان محصول بازنمایی ها و تجلیاتی است که
افکار و اذهان انسان ها به وجود آورده است. به عبارت دیگر آنچه به عنوان امر واقعی تلقی می شود صرفاً به این دلیل واقعی است که براساس تصویر ما واقعی تعریف می شود. واقعیت چیزی است که انسان ها می سازند، می آموزند و آن را منتقل می کنند و دگرگون می سازند.(سایر،200)
با حذف واقعیت در بحث هستی شناسی، امکان معرفت عینی هم در معرفت شناسی غیر ممکن مینماید.(مجلسی،200) و در حیطه انسان شناسی، انسان، محور همه امور است. تحولات قالب فکری غرب چندان جدی به نظر نمیرسد. با نگاه به پیوستار و ریشه های این فراقالب روشن میشود غرب همواره انسان را محور همه امور میداند. در دوران سنت انسانهای خاص (صاحبان کلیسا) تعیین میکردند چه چیز درست و غلط است و شهروندان دست دوم یا تابع می شدند یا محکوم. در دوره مدرنیته آنچه انسانهای خاصی (دانشمندان) میتوانستند آن را از طریق اندازه گیری با ابزار و روشهای مورد تأیید خود اندازه بگیرند و تصدیق کنند واقعیت به حساب میآمد ولا غیر و در دوره پست مدرنیته هرچه که هر کس آن را واقعیت بداند واقعیت است. البته اصلاح آن زود صورت گرفت و آن اینکه هر چه گفتمان حاکم آنرا واقعیت بداند، آن واقعیت است یعنی باز هم انسانهایی خاص که همان صاحبان قدرت و گفتمان سازها باشند واقعیت را تعریف میکنند به تعبیر دیگر واقعیت ها ساخته می شوند نه کشف اما ساز و کارهایی که واقعیتها را می سازند اجتماعی است و قراردادی.(بینش،2000)
انسان در این قالب به همه چیز معنی و در حقیقت هستی می بخشد. انسان خالق همه چیز است پس میتواند هر طور میخواهد آن را تغییر دهد. با توجه به این نوع هستیشناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی، تکلیف سیستم ارزشگذاری روشن می شود. در اینجا ارزشها هیچ وجه
واقعیت ندارند بلکه به زمان و فاعل ارزشگذار و اجتماع و هر چیز دیگری می تواند بستگی داشته باشند و درست و غلطش مشخص نیست. همه چیز می تواند درست و یا در عین حال از منظری دیگر غلط باشد. در این صورت سیستم تشویق و تنبیه هم وضع روشنی نمیتواند داشته باشد. خانواده در اینجا مجموعة معانی است که دو نفر (نه لزوماً زن و مرد) آن را خلق و تجربه می کنند که احتمالاً بیشتر تحت تأثیر گفتمان حاکم است.
مشخصاً گفتمان حاکم همان قدرت حاکم است زیرا وقتی سیستم معنایی خلقی باشد و نه کشفی، کسانی که قدرت بیشتری دارند سیستم معنایی متناسب با اهداف خود را بر اجزاء
جامعه حاکم می سازند. از این منظر، اختلال معنایی ندارد. اینکه دو زن و یا دو مرد تصمیم بگیرند با هم ازدواج بکنند جالب است و خلق معنایی جدید، اگر بازار را تقویت کند حتی میشود آن را به نوعی همه گیر هم کرد. اینکه حتماً قاعده ای و قراردادی و اعلانی وجود داشته باشد مهم نیست، می شود هر کسی تا هر زمانی با هر کسی به هر دلیلی زندگی کند و یا در اصطلاح هم خانه باشد. در این صورت درمان خانواده هم بی معناست اگر مجموعه افرادی احساس کردند داستان زندگی شان جالب نیست می شود کمک کنیم داستان تازه ای خلق کنیم، هرطور که آنها بخواهند.
در هر صورت امروز جهان با دو قالب ذهنی برای خانواده روبروست. هر دوی این جریانات در کشور ما نیز وجود دارد، بیش و کمش مهم نیست، واقعیتی است که هست. در واقع جنگ جدید بین این دو نگاه آنچنان خاموش و خزنده پیش میرود که بسیاری از افراد حضور آن را در جامعه احساس نمیکنند، زیرا در این جنگ کسی پرچم خاصی برای شناخته شدن ندارد. وقتی زبان بر چگونگی درک افراد از واقعیت تأثیر می گذارد و یک تعامل دو جانبه بین زبان و فرهنگ برقرار است. وقتی زبان جهان بینی و شیوه تفکر ما را تحت تأثیر قرار می دهد. چه کسی می تواند بر ورود دنیاهای ناشناخته در دنیای انتخابی ما نگهبانی کند. اگر بپذیریم که عادات زبانی انتخابهای ما را می سازند، همان گونه که وورف و ساپیرو (1930) گفته اند و اگر انسان می تواند معانی را به هستی القا کند پس چگونه می توان انتخابهای آزادی داشت و مسئولیت آنها را پذیرفت.
جدول شماره یک نشان میدهدکه نگاه قالب بر گفتمان در فضای اسلامی و غربی چه تفاوت ریشهای درباره هستی، معرفت، انسان و دیگر ارزشها دارد. با این وصف انتقال اطلاعات از طریق رسانهها تداخل بسیار
نابود کنندهای بوجود آورده است و این، تکلیف مساجد را روشن میسازد.
در جدول زیر نگاهی تحلیلی بر مضامین حاکم بر این دو فراقالب خواهیم داشت:
جدول شماره 1: مقایسه مضامین مبتنی بر فراقالب هستیشناسی اسلامی و هستیشناسی غربی
فرا قالب هستی شناسی اسلامی
فراقالب هستی شناسی غربی
جهان
آفریده خداوند است
جهان
محصول بازنمایی ها و تجلیاتی است
که
حاصل افکار و اذهان انسان هاست.
واقعیت
امری عینی و حقیقی است
که
خداوند خالق آن است.
واقعیت
چیزی است که انسانها میسازند.
معرفت
امری عینی و بیرونی است.
معرفت
ذهنی است و معرفت عینی ممکن نیست.
خداوند
محور همه امور است.
انسان
محور همه امور است.
ارزش
انسان ها تنها در نزد خالق
آنها
تعیین می شود.
ارزشها
میتواند بستگی بهزمان و فاعل ارزشگذار
و
اجتماع و هر چیز دیگری داشته باشند.
میزان
لا یتغیر خالق هستی برای
محک
انسانها تقوی است انسان
میتواند
به اذن الله بر آن شناخت پیدا کند.
ارزشها
معیاری برای تشخیص درست
یا
غلط ندارند.
خانواده
یک نهاد فطری است که باسهمگذاری
یک
زن و مرد بهمنظور ساختن سرنوشتی مشترک
متولد
میشود و طی فرایندهایی قانونمند و
مسئولانه
با نیازهای شخصی، اجتماعی، سیاسی و
تاریخی
زمان خود تعامل برقرار می کند.
خانواده
در اینجا مجموعۀ معانی است
که
دو نفر (نه لزوماً زن و مرد) آن را خلق
و
تجربه می کنند که احتمالاً بیشتر تحت
تأثیر
گفتمان حاکم است.
اختلال
در خانواده یعنی عدم انجام تکالیف، عدم
توجه
بهقواعد و هماهنگی با آنها، عدم رعایتحقوق
خود،
خدا یا انسانهای دیگر. عدم توجه به عهد و
قرارداد
اولیه با خود، خدا یا همسر و فرزندان
خانواده
مختل و آسیب زا وجود ندارد.
در
خانواده ساختار مشخصی دارد
و
کارکردهای معینی در قالب اهداف و وظایف
هیچ
قاعده و قانون و قراردادی در ازدواج
و
خانواده وجود ندارد.
درمان خانواده یا تصحیح شرایط یعنی
توبه
از بد عهدی و زیاده خواهی
و
کم گذاری و خودخواهی و سهم خواهی
درمان
خانواده بی معناست و تغییر در واقع
خلق
داستان جدید است.
ازدواج
در اینجا تنها یک خواست شخصی
نیست
بلکه وظیفه ای اجتماعی
و
همراهی با هستی کل است.
ازدواج
یک خواست و تمایل شخصی
مبتنی
بر هیجان است. هیجانی که
آن
را عشق می نامند.
در ادامه این بحث لازم است موضع این دو فراقالب را در ارتباط با تعریف از زن به عنوان یکی از دورکن هسته اولیه خانواده بررسی شود.
ائمه جماعات باید توجه داشته باشند غرب برای کسب قدرت بیشتر از عنصر اساسی خانواده یعنی زن، چگونه بهره گرفته است و چگونه این نیمه جامعه را در تعارض با نیمه دیگر قرار داده است و از ایجاد این تعارض بهرههای فوق تصوری را برده است. ائمه محترم جماعات باید مبانی و سیر این جریان را به خوبی بشناسند تا در ارتباط با خانواده دچار خطای استراتژیک نشوند. ائمه محترم جماعات باید توجه داشته باشند که معرفی دقیق و اصیل قرآنی در ارتباط با نیمةآزرده خاطرخانواده یعنی زن که دائماً بوسیله رسانههای خارجی و البته داخلی برای ایجادتعارض در خانواده بسیج میشوند از اهمیت استراتژیک برخوردار است. از این روی بهطور بسیار خلاصه وکلی به توضیح این سیر میپردازیم.
در فرهنگ غرب قبل از میلاد، ارسطو زن را موجودی ناقص قلمداد میکرد. او معتقد بود زنان و بندگان از روی طبیعت محکوم به اسارت هستند و به هیچ وجه سزاوار شرکت در کارهای عمومی نیستند. یهودیان نیز بنا بر فرمان یهوه در آخرین بند از فرمانهای ده گانه، زنان در ردیف چهارپایان و اموال غیر منقول قرار دارند و دعای مردان در نمازشان این است که «خدایا از تو سپاسگزارم که مرا کافر و زن قرار ندادی». (بزرگ زاده ، بررسی رویکرد غرب به زنان در طرح خاورمیانه بزرگ، فصلنامه مطالعات فرهنگی ـ دفاعی زنان. 1384.) باز خوانی متون دینی مسیحی نیز منطبق با این نگاه تحقیر آمیز تعبیر و تفسیر شده و زمینههای بروز چالشهای سهم خواهانه زنان با سوگیری ضد مذهبی را فراهم آورد و مبارزات آنها را در قالب فمینیسم شکل داد. این جریان سالهاست در غرب در حال رشد و توسعه است جریانی که در مقابل زورمداری و بهر ه وری از زن در غرب ساخته شد و خود به دلیل عدم داشتن میزانی برای حقیقت جویی و بهره وری موج سواران اقتصادی، بلای دیگری شد برای انسانیت. این
جریان موجبات جنگ های خانگی، بی خانمانی، عدم آرامش و آسایش فرزندان را فراهم آورد و نه تنها نتوانست به حمایت از زنان کمکی کند بلکه منزلت زن را به شدت کاهش داد و گاه آنقدر تنزل یافت که دست آورد خود را راننده کامیون و تاکسی زنان اعلان نمود و در نهایت موجب شد مردان در خانه، خانه داری کنند و زنان در بازار به فروش بروند. البته این جریان مسیر پرپیچ و خم را پشت سر گذراند و به مدد پشتیبانی های فرماسونرها تا حد ساختن فلسفه و سیاست هم جای پایی برای خود باز کرده و امروز به یک نحلة دینی تبدیل شده است و متأسفانه شعارهای زیبا شده آن که اصولاً ضد دین است بدون توجه در جوامعی مثل جوامع اسلامی که بهطور زیربنایی درباره زن و مرد دیدگاه کاملاً متفاوتی دارد نیز نفوذ کرده است.(1)قابل توجه است که در
جامعه غربی زنان در متون مقدس با چه چیز روبرو شدند. چیزهایی که بوسیلة ارباب کلیسا با وسواس و جزئیات مطرح می شد با بیداری زنان این مباحث موجبات تحولاتی را فراهم آورد که هر چند در اصل خود سؤالهای به حقی بود اما همچون گذشته تاریخ به انحراف کشیده می شد و مورد سوء استفادة جماعت ماهیگیر قرار گرفت. اما آنچه مورد سؤال قرار گرفت عبارت بود از :
ادعای برتری مرد بر زن در خلقت؛ مسئول بودن زن در گناه ازلی؛ فدیه بودن پسر خدا برای آمرزش گناه زن؛ تحمل رنج بارداری به جبران گناهی که انجام داد؛ تمکین بی قید و
1) . رسوخ چنین نگرشی در جامعه ما را یاد این فرموده مولانا می اندازد: اشتری گُم کردهای ای مُعتمَد . . . . . . هر کسی ز اشتر نشانت میدهد/ تو نمیدانی که آن اشتر کجاست . . . . . . لیک دانی کین نشانیها خطاست/ وآن که اشتر گُم نکرد او از مِری. . . . . . . همچو آن گُم کرده جوید اُشتری / که بلی من هم شتر گُم کردهام. . . . . . هر که یابد اُجرتش آوردهام/ تا در اشتر با تو انبازی کند . . . . . بهر طمْعِ اشتر این بازی کند/ او نشان کَژ بنشناسد ز راست . . . . . . . لیک گفتت آن مُقلِّد را عَصاست / هرچه را گویی خطا بود آن نشان . . . . . . او به تقلید تو میگوید همان چون نشان راست گویند و شبیه . . . . . . . پس یقین گردد ترا لا رَیبَ فیه / آن شفایِ جانِ رنجورت شود . . . . . . رنگِ روی و صحّت و زورت شود/ چشم تو روشن شود پایت دوان . . . . . جسم تو جان گردد و جانت روان/ پس بگویی راست گفتی ای امین . . . . . . . این نشانیها بَلاغ آمد مُبین/ فیه آیاتٌ ثِقاتٌ بَیِّنات. . . . . . . این بَراتی باشد و قدرِ نجات/ این نشان چون داد، گویی پیش رو. . . . . . . وقت آهنگ است پیشآهنگ شو / پیرَویِّ تو کنم ای راستگو. . . . . . . بوی بُردی ز اشترم بنما که کو/ پیش آن کس که نه صاحب اشتریست. . . . . . . کو درین جُستِ شتر بهر مِریست،/ زین نشانِ راست نفزودش یقین. . . . . . جز ز عکس ناقهجوی راستین/ بوی بُرد از جِدّ و گرمیهای او . . . . . . . که گزافه نیست این هیهای او/ اندرین اشتر نبودش حق ولی. . . . . . . اشتری گم کرده است او هم بلی/ طمعِ ناقهی غیرْ روپوشش شده . . . . . . . آن چه ازو گُم شد فراموشش شده/ هر کجا او میدود این میدود . . . . . . . از طمع همَدردِ صاحب میشود/ کاذبی با صادقی چون شد روان. . . . . . . آن دروغش راستی شد ناگهان/ اندر آن صحرا که آن اشتر شتافت. . . . . . . اشتر خود نیز آن دیگر بیافت/ چون بدیدش یاد آورد آنِ خویش. . . . . . . بیطمع شد ز اشترِ آن یار و خویش/ آن مقلِّد شد مُحقِّق چون بدید . . . . . . . اشتر خود را که آنجا میچرید/ او طلبکار شتر آن لحظه گشت . . . . . . . مینجُستش تا ندید او را به دشت/ بعد از آن تنهارَوی آغاز کرد. . . . . . . چشم سوی ناقهی خود باز کرد/ گفت آن صادق مرا بگذاشتی؟. . . . . . . تا به اکنون پاسِ من میداشتی
شرط جنسی از همسر؛ عامل فریب بودن زن؛ لزوم حفظ پوشش بوسیله زنان؛ عدم تعلق زن به نوع بشر؛ عدم نیاز به یادگیری و درس خواندن؛ عدم وجود روح برای زنان.(1)
به این ترتیب در غرب این جریان موجب گوشه نشینی متدینین جامعه شد و زنان به حق خواهی برای برقراری حقوق انسانی شان روی آوردند اما دیری نپایید که فمینستهای انسان محور که برقراری عدالت ورفع تبعیض را دنبال میکردند به فمینیستهای زن محور که خواهان جابجایی جایگاه مرد وزن و تبعیض وارونه بودند تبدیل شدند.
سؤالهایی که جو تحریک آمیزی را بوجود آورده بود، دهان به دهان گشت و منجر به سؤالهای دیگری شد از جمله: «چرا یک زن نباید در روابط جنسی حق تصمیم گیری داشته باشد؟ چرا یک زن باید محکوم به باروری و تربیت فرزندان و اتلاف عمر خود برای دیگران باشد.»
و در نهایت به اینجا انجامید که: «روابط جنسی حق شخصی هر فرد است و هیچ کس اجازه ندارد در این مسئله افراد دخالت کند. حال باید دید جامعه ای که زنان و احتمالاً مردان آن مجاز باشند هر کاری در این زمینه میلشان بود انجام دهند چگونه جامعه ای خواهد بود!
گنهکار دانستن حوا در مسئله فریب شیطان در سفر پیدایش و تفسیر بعدی عالمان به گنهکار دانستن زنان یا نظر بعضی از علمای مسیحیت مبنی بر اینکه زن برای مرد آفریده شده است و زن برحسب طبیعتش پایین تر و زیر دست مرد است چون مرد از بصیرت و عقل بیشتری برخوردار است؛ (ریشه یابی بحران زنان در غرب با تکیه بر آموزه های کتاب مقدس، 1390.) به آتش تعارضات اجتماعی بیشتر دامن زد. پس از این تلقیها از زن، زنان به مخالفت با چنین بینشی برخواستند و عروسک گردانان واقعی در بازار، جهت بهرهوری از موقعیت، وارد صحنه شدند و پایه های لیبرالیسم جنسی را بنیان نهادند.
در میانه قرن هفدهم جورج فاکس(2)برای حل مسئله گناه حوا و تعدیل برابری زن و مرد اظهار داشت که می شود از مسیح پیروی کنیم به این ترتیب که به جای تبعیت زنان از مردان، هر دو از خدا تبعیت کنند. (کریمی، 1385) در سال 1905 به دلیل مخالفت مردم با طبقهبندیهای سلیقهای و علاقه ای از طرف حکومت دینی که از قرن چهارم شروع شده بود، رسماً جدایی کلیسا از امور سیاسی در قانون اساسی فرانسه اعلان شد. (جاوید، ص 40) و بالاخره در نیمه قرن بیستم فمینیسم تغییرات عمیقی در نگرشها و آداب و رسوم غربیان ایجاد کرد. انقلاب جنسی و آزادی به معنای رهایی روابط جنسی از قید و بندهای وابسته
به فضیلتهای سنتی مسیحیت تلقی شد. (لکنهاوزن، اسلام در رویارویی با فمینیسم) لذا ممنوعیت روابط جنسی برای زنان به جز با همسران خود، پوشاندن زیباییهای زنانه، انحصار روابط با جنس مخالف، نگهداری از خانه و فرزندان بوسیله زنان و مواردی مثل این با انتقاد جدی روبرو شد و منجر به یک اعتراض لجوجانه خانمان سوز شد.
همانطور که قابل پیشبینی بود؛ میل به بیبند و باری جنسی میدان سوء استفاده بازار قرار گرفت و هزارها هزار زمینه تولید و فروش که مجال بررسی آن در اینجا وجود ندارد بوجود آمد و زنان و مردان، جوانان و نوجوانان و حتی کودکان و متأسفانه حتی حیوانات هم در آتش این بی بند و باری کشیده شدند. نتیجه روانی آن بی اعتمادی، ناامیدی، افسردگی، خودکشی، بیمیلی جنسی؛ نتیجه اجتماعی آن از هم پاشی نهاد خانواده، از دست رفتن کارکردهای خانواده، احساس عدم نیاز به ازدواج و تشکیل خانواده و شکل گیری هم خانگی به جای ازدواج، ازدواج زنان با یکدیگر، مردان با یکدیگر و خروج از رفتارهای فطری، فرزندان بی پدر و مادر و سرگردان؛ نتیجه اقتصادی آن اما بسیار جالب است نیاز به تنوع، سیر نشدن و حرص دریافتن چیزهای جدید برای ارضاء و بالا رفتن تقاضا و طبعاً سود عرضه کنندگان کالای مورد نیاز و کنترل بر ذهن و رفتار مردم و تشکیل دین های جدید از جمله حتی معنویت گراییِ بدون موضوع.
معضلات ناشی از آزادی جنسی در جهان بالاخره به اوج خود رسیده و نهضتهای متعددی مانند TLW (1)در امریکا و سراسر جهان برای آموزش خویشتن داری جنسی مشغول برنامه نویسی شدند. تا آنجا که حتی دولت امریکا بودجۀ خاصی را برای این مؤسسات در نظر گرفت.
البته متأسفانه انسان خطاکرده، آنچنان مغرور و گم شده است که بازگشت به گذشته را برخود حرام کرده و نمی تواند خانواده سالم دین محور که پرورش دهنده انسان سالم رشد یابنده است را با ارتباطاتی که نتیجۀ آن جز سرگردانی، بیمعنایی، بیماریهای متعدد جسمی و روانی، فرزندان بیسرپرست و بیخانمانی، ثمری نداشته را مقایسه کند و به تعبیر قرآن آنها بر گوشهای خود مهر زده اند همچون متحجرین قبل از اسلام که گوش خود را میگرفتند تا صدای حقیقت را نشنوند. اما لازم است دیدگاه اسلام درباره این موضوعات را هم مورد بررسی قرار دهیم تا ببینیم آیا شتر گم شده ما شباهتی با شتر گم شدۀ غرب دارد یا مسیر ما از جای دیگری میگذرد.
قرآن کریم در باره جایگاه زن و مرد میفرماید: ما شما را از یک زن و مرد آفریدیم وبرای
1) . True love waits
اینکه یکدیگر را بشناسید قبیله قبیله ساختیم، گرامی ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است. (حجرات/13)
در توضیح گناه کار بودن زن یا مرد آیت الله جوادی آملی در کتاب زن در آیینه جمال وجلال می فرمایند: «هیچ یک از ارزشها و ضد ارزشها نه مذکر است و نه مونث، زیرا بدن موصوف این اوصاف نیست، یعنی بدن، مسلمان یا کافر؛ صادق یا کاذب؛ عالم یا جاهل؛ محق یا مبطل نمی شود. پس جنسیت نیست که مشمول این حالت ها می شود بلکه «عقل نظری»؛ علم و اندیشه؛ دل، کشف و شهود؛ جان، فجور و تقوا؛ عقل عملی، اراده و امور، آن را شامل می شود که هیچ یک نر یا ماده نیستند.
دربارهی بارداری زنان که آن را در متون کلیسایی جبران گناه حوا معرفی کردهاند پیامبراکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند: «هنگامی که زن باردار میشود همانند روزهدار شب زندهدار و مجاهدی است که با جان و مالش در راه خدا جهاد میکند و هنگامی که فارغ میشود، پاداشی دارد که نمیدانی عظمت آن چه قدر است.» (صدوق، 1380)
در بحث پوشش و عفاف درک این حقیقت ساده است که پوشش برای زن محدودیت و حصار نیست و برای راحتی مردان نیست، و حقی برای همسر یا پدر نیست که جواز رعایت یا عدم رعایت آن را صادر کنند. رعایت عفاف وحجاب حتی مربوط به خود او هم نیست. حرمت زن «حق الله» است یعنی حیثیت زن، حریم خداوند است زیرا که زن سرمایۀ عاطفه آفرینش است. زن معلم عاطفه است. قرآن دلیل مراقبت های ویژه برای زنان را وجود احتمالی افراد بیمار در جامعه معرفی می فرماید.(1)
در بحث تمکین هم که میتواند در واقع به عنوان یک ابزار در روابط زناشویی استفاده شود، از آنجا که قرآن هرگز اجازۀ سوءاستفاده از یک داشته را نمیدهد، بحث تمکین خاص را مطرح نموده است و البته این دستوری انسانی است که در کل به نفع خانواده است و برای آنکه نیازهای همسران به بیرون از مجموعه برده نشود و در نهایت سود آن به همة اعضاء خانواده برمیگردد در مورد تمکین عام در حقیقت بحث شرایط فرهنگ در هر زمان است که از محدوده این بحث خارج است. در جدول زیر به مقایسه متون کلیسایی در مقایسه با متون اسلامی در «موضوع محوری زن» خواهیم پرداخت.
1) . اقتباس از آیت الله جوادی آملی.
جدول شماره 2 : مقایسه متون کلیسایی در مقایسه با متوناسلامی
در«موضوع محوری زن»
متون کلیسایی
متون اسلامی
برتری مرد بر زن در خلقت
عدم تعلق زن به نوع بشر
عدم وجود روح برای زنان
ای مردم ما شما را از یک زن
و مرد آفریدیم. گرامیترین شما نزد خداوند با تقویترین شماست
تمکین بی قید و شرط جنسی از همسر، عامل
فریب بودن زن، مسئول بودن زن در گناه ازلی
تمکین با شرایطی صرفاً بخاطر
رفع نیازهای همسران در فضای سالم و اختصاصی
صورت می گیرد.
هیچ یک از ارزشها و ضد ارزشها
نه مذکر است و نه مؤنث زیرا بدن موصوف به این اوصاف نیست یعنی بدن، مسلمان یا کافر؛
صادق یا کاذب؛عالم یا جاهل؛ محق یا مبطل
نمیشود. پس جنسیت نیست که مشمول
این حالت ها می شود.
لزوم حفظ پوشش بوسیله زنان
عفاف حق الله است
فدیه بودن پسر خدا برای آمرزش گناه زن،
تحمل رنج بارداری به جبران گناهی که
انجام داد
زن باردار همچون مجاهد
فی سبیل الله است
عدم نیاز به یادگیری و درس
خواندن
آموزش به انسانها از جمله زنان
از دستورات اسلام بوده است
حال در مقابل آن می توانیم اثرات آزادی جنسی در غرب را شاهد باشیم که یک «جامعۀ آرنجی» یعنی با نوک تیز آرنج هایت بزن و برو جلو! بدون توجه به دیگران ! بوجود آمد. (کوادر و مایر(1)،2003) در واقع تنها راه پیشرفت در جامعه خودخواهی و رقابت و بیرون راندن
1) . Quader & Meier
دیگران با نوک تیز آرنج هاست. دوربریتز(1) مدیر پژوهش جمعیت شناختی آلمان دو عامل اصلی امتناع از فرزندآوری را میل به پیشرفت شغلی و ترس از مزاحمت فرزندان در لذت های زندگی و دردسر بودن آنها معرفی می کند.
اشنی ویند (2000) استاد روان شناسی مونیخ اختلالات روانی، رفتاری، بویژه سرپیچی، حرف ناشنوی، پرخاشگری و اضطراب کودکان را ناشی از آزادی و بی بندوباری معرفی میکند. برگردیم به اینکه چنین خودخواهی، رقابت جویی و بی بند و باری که جریان اجتماعی و تاریخی است ناشی از چه نوع هستی شناسی و انسان شناسی است.
داوکینز(2) درباره ژن های خودخواهی می گوید: «موجودات زنده در حقیقت ناقل و تسلیم ژن های خودخواهی هستند که سودایی ندارند غیر از تکثیر و نشر خود، لذا محیط خود را به نفع این منظور تغییر می دهند. ویژگی برجسته ای که ما در ژنهای موفق مشاهده خواهیم کرد فقط یک خودخواهی بی رحم است!
اما انسان اسلام به گونۀ دیگری است زیرا\
انتخابگر از بین موقعیت ها است و نه تنها سازگار؛
امنیتخواه است ولی نه به هر قیمت؛
جهتخواه است؛
میزان محور(3)است.
طبعاً وظیفۀ مسجدیان امروز با دیروز کمی و شاید زیادی هرچند نه در اصل بلکه در شکل اجرای برنامهها متفاوت شده است. مثلاً دیروز در مساجد احکام را می گفتند امروز تمام افراد از دورة ابتدایی و تا پایان دورة اول دبیرستان احکام مورد نیاز روزانه خود را در کتب درسی مدرسه تعلیم می گیرند و چنانچه مشکلی وجود داشته باشد با یک تلفن و یا بررسی اینترنتی آن مشکل را حل می کنند. دیروز هر چیزی در قالب مباحث مرتبط با دین مطرح می شد و به دلیل نداشتن معارض و ان قلت های وسوسه کننده به سادگی حل می شد و میزان سئوالکنندگی در ارتباط با آن بسیار پایین بود، لذا حرف زدن بالای منبر آسان بود چون آسان پذیرفته می شد و از آنجا که ذهن مردم بوسیله رسانه ها و جریانات تحریک نشده بود، تعاملات دینی به سادگی به نتیجه می رسید. درحالیکه امروز سخنان باید کاملاً دقیق و حساب شده باشد چون جمعیت مخاطب هرچند کاملاً علاقمند هستند ولی اذهان دست کاری شدهای دارند لذا سخنان باید کاملاً اقناع کننده و دقیق باشدو ابعاد گوناگون سؤالهای اجتماعی باید در نظر گرفته شوند.
صحبتها باید نشان دهندة آگاهی گوینده از موقعیت های جدید باشد. استدلالها در هر ارتباط بایستی متقن و راسخ باشد. در گذشته واژة حرام و حلال کافی بود تا مجموعه ای از رفتارها تصدیق و تعدادی از رفتارها تعطیل شود اما امروز واژة حلال و حرام تفاسیر متعددی می شود و با دهها سؤال روبرو می شود البته این سؤالها در کنار دهها سؤال دیگر قبلاً برای مجتهد طرح شده و پاسخ داده شده است ولی دیروز مردم عادی این سؤالها را مطرح نمیکردند و حال آنکه امروز اینها در ذهنشان پر رنگ شده و مُبلّغ خود باید به این مسائل اشراف داشته باشد و پاسخگو باشد. دیروز اگر به مردم می گفتیم سؤال درباره این موضوعات ذهن شما را پریشان می کند و به دلیل حسن نیتی که در مُبلّغ احساس
می کردند، قانع و ذهن خود را مشغول نمی کردند اما امروز حسن نیت احساس شده در گویندگان مذهبی به دلایلی مورد تردید قرار گرفته است که از مهمترین آنها می توان به ورود افراد ناصالح و غیر قابل اعتماد (هرچند به تعداد انگشت شمار ) به مساجد اشاره کرد که طبعاً با توجه به در بوق و کرنا کردن کوچکترین تخلفی، رسانه های بیگانه اذهان مردم و اعتماد عمومی را خدشه دار می کنند و البته در اینجا مطمئناً دشمن را نمی توان سرزنش کرد چراکه این ماهیت اوست که دشمنی کند بلکه باید از خود پرسید که چرا دقت کافی در انتخاب بعضی گردانندگان مسجد نشده است؟
مسجد در ساده ترین شکل خود بزرگترین پیام را برای انسانها دارد. مسجد حرف می زند، مبارزه می کند، فراقالب ایجاد می کند، فرهنگ می سازد. مسجد فقط با یک علامت و آن «قبله» به انسانها می گوید ای انسانها «قولوا لا اله الا الله» پس تنها یک خدا، تشتط ممنوع! دیگر پرستی ممنوع! خودپرستی ممنوع! قدرت پرستی! قبیله پرستی!جنسیت پرستی! اشرافیت ممنوع، سنت پرستی ممنوع ! مسجد یعنی غرور ممنوع! غیبت ممنوع! تهمت ممنوع! ببینید قبله یعنی به یک سو بروید! تفرق ممنوع! تکثر ممنوع و همه تنها در یک علامت ساده تجلی پیدا می کند. در جای بی آلایش که می نشینی تفکر و رهایی و یک سویی ممکن می شود. پس تفلحوا صورت میپذیرد؛ رها میشوی و این نیاز بشر دیروز، امروز و فردا است.
اما مسجد معنیگرهایی هم دارد و آن معنیگرها ؛ خطیبها، ائمه جماعات و صحنه گردانان مسجد هستند. اینکه آنها این فراقالب ها را بشناسند، در مقایسه قرار دهند، اهمیت اساسی دارد، جهاد امروز در یافتن شرایط جدیدی است که با آن روبرو هستیم. صحنه گردانان مسجد امروز باید درک کنند که در جهادی جدید قرار دارند و مقابله موفق آنها تنها از طریق مطالعه بیشتر و مردم داری و با دقت سخن گفتن است. صحنه گردانان مسجد امروز باید نقش حساس خود را در طرح مطالب با مردمی که در تعارض قرار داده شده اند را درک کنند.
مسجد می تواند در ساختن و تصحیح تفکرات و باورهای فراقالب یا بالا سری شرکت کنندگان برنامه ریزی کند و الویت بندی نماید مثلاً اگر خطیبی 40 دقیقه سخنرانی کند و هر 40 دقیقه آن یک سری وظایف کاری روزانه باشد حتماً به فضای ذهنی مخاطب خود توجه نداشته است. زمینه سازی ذهن برایش مهم نبوده است و داشتن یک قبله در کار و فعالیت خود را فراموش کرده است. مسجد معلم است.
امام علی علیه السلام درباره مسجد فرمودند: «هر که به مسجد رفت و آمد کند، یکی از هشت چیز را بدست آورد. برادری که در راه خدا از او بهره مند گردد، دانشی برگزیده، نشانه ای استوار، رحمتی مورد آشکار، سخنی که او را از تباهی بازدارد، سخنی که بشنود و او را به راه هدایت رهنمون شود و یا گناهی را به سبب بیم یا شرم ترک کند.» (صدوق، 1382) اگر دقت کنیم حضرت علی علیه السلام این مراحل را در فرمایش خود طرح نموده اند:
همدلی و همراهی و برادری
آگاهی یافتن
میزان شناسی
عقلانیت محوری
ارشاد شدن و تمایز از گنهکاری و باطل
هدایت یافتن
توبهپذیر شدن (مرور و تشخیص خطا و درست)
در حقیقت آنچه گردانندگان مسجد باید انجام دهند در اینجا روشن شده است و شگفت آور است که کل مسیر در یک بند کوتاه مشخص شده است. ابتدائاً همراهی و همدلی، پذیرش ورودکنندگان به گونه ای که احساس کنند برادری یافته اند و این اولین برادر باید خود امام جماعت باشد. بعد از ایجاد ارتباط، آگاهی دادن است. دانش برگزیده، یعنی دانشی که یک فراقالب کامل است و انسان را با تمام هستی و وظایف در مقابل آن آشنا می کند. سپس یافتن میزان و یافتن چیزی که می شود آن را انتظار داشت و بعد عمل کردن، ارشاد به حق و جدا شدن تدریجی از فراقالب های شیطانی و گمراه کننده. پس از آن هدایت یافتن است. اما از آنجا که انسان همواره ممکن است دچار خطا شود، چون آفرینش جان او همراه با فالهمها فجورها و تقواهاست. پس درهای توبه باز است و وظیفۀ انسان مرور دائمی و تشخیص خطاها
و تنظیم مجدد خود با میزان که این مسیر روشن یک زندگی سالم و با نشاط است. لذا ائمه جماعات باید توجه داشته باشند که دیروز در مساجد از وظایف زن و مرد از پرهیزهایی سخن گفته می شد که مناسب روزگار خود بود اما امروز سخن گفتن درباره این وظایف باید با توجه به موقعیت جدید باشد.
با توجه به اینکه یکی از کارکردهای مهم خانواده ایجاد، حفظ و یا حتی تغییر گفتمانهای دینی وغیر دینی در اعضای خود و در نتیجه جامعه است، وظیفه مبلغان و نگهبانان نگاه دینی که پایگاهشان مسجد است در هدایت خانواده ها از اهمیت ویژهای برخوردار است. باید دید امروز مسجدیان برای مقابله با غلبه آن فراقالب ذهنی که میرود کیان جامعه ما را فراگیرد و بالاخص بنیاد اصلیترین و عالیترین نهاد جامعه که پرورش دهنده فراقالب دینی و زندگی دینی است را از بین برده و در بستر جریان تخریب کننده، چه برنامه ای میتوانند داشته باشند. دین اسلام؛ دین متعلق و متوقف در یک کشور نیست پس وظایف صحنه گردانان عرصه آن نیز منحصر به یک کشور، یک موقعیت و یک زمان نمی شود.
هدف استراتژیک ما حفظ آن فراقالبی است که به خانواده به عنوان یک نهاد فطری مینگرد. نهادی که با قراردادی به نام خدا بین یک زن و مرد براساس ساختار وجودیشان شروع میشود و وظایف این نهاد تنها لذت بردن و رفع نیاز جنسی نیست که بتواند به شکلهای دیگری هم برآورده شود. فراقالب پیش رو، اما، که متأسفانه به فرهنگ ما نیز نفوذ یافته؛ معتقد است نهاد خانواده با یک قرارداد شروع می شود ولی نه صرفاً بین یک زن ومرد بلکه باهر دو نفری (مرد با مرد _ زن با زن) که تصمیم داشته باشند برای مدتی زیر یک سقف زندگی کنند. اینجا داستان کاملاً متفاوت است از آنچه بازار سرمایۀ غرب برای اداره و کنترل مشتریان خود پیش بینی کرده است تنها با شکستن تمام هستههایی میسرمیشودکه به نوعی کاهش دهنده میزان کنترل این بازار است و یا با شکستن اتصال به حلقه و ریسمان دینی که تحت کنترل قواعد و قوانینی باشد که انسان را به ساده زیستی، عدم مادیگرایی و تنوع مادی، عدم رقابت در دنیاخواهی و زر و زیور دنیوی که همه کالای این بازار است سوق میدهد مطمئناً دینسازان غربی مخالف تشکیل نهادی هستند که انسانها را به گونهای پرورش می دهد
که، جز از خدای واحد تبعیت نکنند و جز از قدرت او به هراس نیفتند و جز به خاطر او که خدای صلح و آرامش است نجنگند و ظلم نکنند و هماهنگ با هستی حرکت کنند و در این نهاد به پرورش خود و افرادی بپردازند که در جهت قدرت طلبی خود به تخریب جهان نپرداخته و در جهت خلاف جریان الهی حرکت نکند و آگاه باشند که دنیا مطاعی نیست که برای به دست آوردن آن باید همة ارزش ها را زیر سؤال برد
بلکه بدانند دنیا تنها محل سکونت موقتی است برای آزمودن و آزموده شدن، نه چسبیدن به آن و جنگیدن برای آن.
لذا ائمه جماعات باید توجه داشته باشند که دیروز در مساجد از وظایف زن و مرد و پرهیزهایی سخن گفته می شد که مناسب روزگار خود بود اما امروز سخن گفتن درباره این وظایف باید با توجه به موقعیت جدید همراه با استدلالهای مناسب با اشکالات طرح شده باشد.
یکی از هشدارآمیزترین موقعیتها در این زمینه، موضع بازارجهانی و تصمیمگیران سیاستهای جهانی دربارة ایران است. برای نمونه کشورهای گروه هشت مقرر میکنند در بخش طرح خاورمیانه بزرگ (مثلا) برای پرکردن شکاف اقتصادی در خاورمیانه از طریق سرمایهگذاری به ویژه با تأکید بر نوعی سرمایهگذاری به قصد سودآوری به خصوص در طرحهایی که زنان به انجام آن رو میآورند، مؤسسه اعطای وام با سود کم امکان اعطای وام 400 تا 500 میلیون دلاری را فراهم آورد و طی 5 سال به 2/1 میلیون فعال اقتصادی که حتما 750 هزار نفر آنها زنان باشند، داده شود تا از فقر رهایی یابند.»(روزنامه شرق، بهار 83)
از این لطف فراوان در مییابیم که دشمن نه یک کشور، بلکه یک ایده و یک فراقالب است که طی برنامههای بسیار مدون میرود که ساختارجامعه را از طریق برهم زدن ساختار خانواده تغییر دهد و محور اساسی تغییراتی که قصد دارد در جامعه انجام دهد زن است. موضوعِ موضع زنان یکی از اساسی ترین وکلیدی ترین مواضع به نفع فرا قالب توهم زایی در جامعه انسانی و بهره وری از منابع کشور است.
فراقالب غرب در تلاش است که فرا قالب هستی گرایی اسلامی را از طریق تشتط در جوامع اسلامی به لحاظ سیاسی، اقتصادی و مهمتر از همه فرهنگی مغلوب سازد. مهم ترین حرکت های غربی ها در جوامع اسلامی ایجاد نوعی آگاهی تعارض آمیز بین زنان بوده است. آنها به صورت خزنده ای به تغییر تعاریف و زبان ارتباطی اعضای خانواده با یکدیگر پرداخته اند. نقش و جایگاه زن را مورد سؤال اذهان زنان قرار داده است تا همان کاری که در خود غرب اتفاق افتاد و بنیاد خانواده را از بین برد و غرب و جامعة انسانی را با معضلات بسیار زیاد رویارو ساخت، در اینجا نیز رخ دهد، با این تفاوت که مبانی هستی شناسی و انسان شناسی غرب در هیچ دورهای واقعا پاسخگوی سؤالهای ذهن آزرده زنان نبود، حال آنکه در اصول و فرامین اسلامی چنین بی عدالتی وتحقیر جنسیتی وجود ندارد وزنان برای دست یابی به حقوق خود و خانواده میتوانند با طرح اصول و مبانی اسلامی دولت ها را به وظیفه خود
هدایت کنند و البته این یک حق نیست بلکه مسؤلیت همة زنان و مردان مسلمان است که همواره پاسدار حقوق خود و جامعه بر اساس مبانی و میزان الهی باشند. لذا امروز جایگاه مبلغان ومفسران دین برای نجات جامعه اساسی ترین نقش را ایفا می کنند. دقت در طرح مباحث فوق الذکر برای مخاطبان از اهمیت استراتژیک برخوردار است. آنچه می تواند ما را در مسیر بازگشت شده ی غرب قرار ندهد بازخوانی دقیق اصول و مبانی مرتبط با زن در قرآن کریم، احادیث و روایت ائمه معصومین و حذف تعابیر و تفاسیر شرایطی و غیر اصیل است. از آنجا که مساجد حلقه ارتباط مردم با مراجع دینی هستند، ائمه جماعت باید در خط مقدم با بهره مندی از زبان مشترک با جامعه امروز، روشن سازی شرایط، نقش ها و اثرات دو نوع فرا قالب موجود در جامعة فعلی به مدریت آحاد جامعه به سوی روش زندگی دینی بپردازند. البته با توجه به موقعیت باید؛ نوع تبلیغ، نوع روشن سازی و نوع برنامه ها در حلقههای مشاوره متشکل از متخصصان روان شناسی و جامعه شناسی با ائمه جماعات مورد بحث وبرنامه ریزی قرار گیرد. با توجه به مرور آنچه پیش روی ماست. برنامههای تعلیمی، ارشادی و تبلیغی مساجد باید حول محورهای زیر صورت گیرد:
تبیین نظر راستین قرآن مبین درباره انسان، خانواده و نقش زن در ارتباط با یکدیگر
ترغیب دوستی و مودت در خانواده
ترغیب احترام بین همسران و والدین و فرزندان
ترغیب به حفظ عدالت و انصاف بین اعضای خانواده
ترغیب به رعایت حقوق اعضای خانواده توسط یکدیگر
تبیین عظمت نقش مادری
ترغیب به حفظ و افزایش احترام ویژه در دوران بارداری به زنان و حمایت جدی همسران به عنوان یک واجب
تأکید بر اصل وفاداری و حفظ پاکدامنی بوسیله همسران
تأکید بر نقش خوش خلقی و خوشحال نگه داشتن همسران یکدیگر را
تأکید بر اصل سازگاری دو جانبه بایکدیگر و فرزندان
افتخاری، احمد علی، زن از دیدگاه ملت ها، ادیان و بزرگان جهان. تهران، انتشارات مهشاد (1375).
جاوید، محمد جواد، لائیسیته، مسیحیت و سیاست، تهران : انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، 1388.
جوادی آملی، جامعه در قرآن(تفسیر موضوعی قرآن کریم)، محقق حجه الاسلام مصطفی خلیلی، قم: انتشارات اسراء. چاپ سوم، 1389.
سبحانی، محمد تقی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام ( بررسی مقایسه ای دیدگاه اسلام و غرب)، تهران : انتشارات دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1392.
سبحانی، توفیق، زندگی نامه مولانا جلال الدین بلخی رومی، چ 2، تهران : قطره، 1386.
سومرز، خیانت زنان به هم نوعان خود.ترجمه و تلخیص: پریسا پورعلمداری. ناشر: دفتر نشر معارف، 1387.
سخایی، سیده مژگان، ریشه یابی بحران زنان در غرب با تکیه بر آموزه های کتاب مقدس، فصلنامه مطالعات راهبردی زنان، سال چهاردهم، شماره 53، 1390.
شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ترجمه صادق حسن زاده انتشارات ارمغان طوبی. تهران، 1382.
کریمی، فرشته، زن در طول تاریخ، شیراز: انتشارات نوین، 1385.
لگنهاوزن، محمد، اسلام در رویارویی با فمینیسم، ترجمه نرگس جواندل. بانوان شیعه، شماره 20، 1383.
بزرگ زاده، مهدی، زروندی، مهدی، بررسی رویکرد غرب به زنان در طرح خاورمیانه بزرگ، فصلنامه مطالعات فرهنگی دفاعی زنان سال اول شماره 1، 1384.
Blumer, H. (1969). Symbolic interactionism: perspectiveand method. Berkeley: university of California press
Fischer ,M. (1986). Anthropology as cultural critique , Chicago : university of Chicago press.
Hammersley , m. (2000). Taking sides in social research : essays on
partisanship and bias, London : routledge
Kerlinger, F. N. (1986). Foundations of behavioral research (3 Rd ed. ). New York: Harcourt Brace.
Piaget, J. (1969). The psychology of the child. New York: Basic Books.
Quader & Meier. (2003). Til death do us part: a study and guide to long-term marriage. New York: Harington park.
Wind, S, C. (2000). Focus on the family - abstracts from American journals. Social Work/MaatskapIike Werk 3(3): 146-150.
Worf. s & spiro. M. (2002). Subjective well-being: The Science of happiness and life satisfaction. In C. R. Snyder & S. J. Lopez (Eds. ), The handbook of positive psychology, (pp. 63-73). New York: Oxford university press.
1) . دانشآموختة حوزة علمیة قم و عضو هیئت علمیپژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
در دین مبین اسلام مسجد از چنان جایگاه رفیعی برخوردار است که به طور قطع میتوان اذعان کرد پس از کعبه، مقدسترین مکان محسوب میشود. این اهمیت از همان ابتدا به وسیله پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله به تمامیمسلمانان آموخته شده است.
از بدو تأسیس حکومت اسلامی درصدر اسلام، مهمترین مراکز تجمع، عبادت، آموزش معارف دینی و علمی، تصمیمگیری و حل مسائل مهم مسلمانان مساجد بودهاند. در جریان انقلاب اسلامی ایران، امامخمینیu کوشید مساجد را احیا نماید و آنها را به جایگاه اصلی خودشان برگرداند. به همین دلیل، پس از انقلاب، مساجد بیش از پیش مورد توجه قرار گرفتند و با گسترش خدمات و فعالیتهای آنها، در عرصههای گوناگون فردی و اجتماعی نقش آفرین شدند.
از سوی دیگر، خانواده به عنوان اصلیترین نهاد اجتماعی و سنگ بنای شکلگیری جامعه در همه ادیان و فرهنگها از اهمیت والایی برخوردار است. خانواده نهتنها به وجود نوع انسانی استمرار میبخشد، بلکه پایة زندگی سالم فردی و اجتماعی نیز هست.
بر این اساس، نوشتار حاضر در پی آن است تا کارکردها و ظرفیتهای مسجد را در تعالی و تحکیم بنیان خانواده بازنمایی کند. از این رو پس از نگاهی کوتاه به جایگاه مسجد در اسلام و راهبردهای جذب خانوادهها به مساجد، مهمترین کارکردهای مسجد در رشد و تعالی خانواده بدین شرح شمرده شدهاند: عبادت و معرفت، اخلاق و معنویت، آرامش و نشاط، نظم و انضباط، صبر و استقامت، حیا و عفاف، تقویت عواطف انسانی و بازداری از انحرافات و کجرویها.
در ادامه با بیان ظرفیتهای مسجد در حل مشکلات خانوادگی، به برخی از این ظرفیتها نظیر آموزش مهارتهای زندگی، مداخله در بحرانهای خانوادگی، سرکشی از خانوادههای آسیب دیده و ایجاد مراکز مشاوره خانواده در مساجد اشاره شده است. در پایان با توجه به جایگاه رفیع امام جماعت در مساجد و اعتمادی که اغلب مردم به آنها دارند، امام جماعت به مثابه مشاوری امین و دلسوز معرفی شده و خصوصیات رفتاری و اطلاعات مشاورهای مورد نیاز ایشان به اختصار ارائه شدهاند.
کلید واژه: کارکردهای مسجد، تحکیم خانواده، آسیبهای خانوادگی، مشاوره خانواده، امام جماعت مشاور.
مسجد همواره مهمترین پایگاه عبادت، معرفت، آرامش و خودسازی بوده است. نخستین خانهای که در زمین بنا شده، خانه خدا بوده(1)(سوره آل عمران، آیه 96) و اولین کاری که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله پس از هجرت به مدینه انجام داد، ساختن مسجد بود. (قرائتی، 1386) در طول تاریخ، مساجد برای جوامع اسلامیآثار و برکات ارزشمندی همچون پایگاه عبادت و دفاع از حاکمیت اسلامی، تعلیم و تربیت و آشنایی با مبانی اسلام و احکام شرعی، کانون وحدت، همدلی و انسجام در میان مسلمین، فرهنگ سازی معاشرت عمومی، زدودن جهالتها و خرافات از جامعه اسلامی، پایبندی به قوانین دینی و اجرای شریعت الهی، تحکیم بنیان نظام خانواده و ... را به ارمغان آوردهاند.
با نگاهی به تاریخ اسلام به خوبی روشن میشود که اکثر اجتماعات دینی، سیاسی، فرهنگی و علمیـ آموزشی در مساجد برگزار میشده و بسیاری از خطابههای انسانساز پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام و عالمان دینی در این اماکن مقدس ایراد شدهاند.
در منابع دینی بر حضور و توقف مؤمنین در مساجد بسیار تأکید شده است؛ تا جایی که امام علی علیه السلام میفرماید: «برای من نشستن در مسجد از نشستن در بهشت برتر است؛ زیرا نشستن در بهشت خشنودی نفسم را به دنبال دارد؛ ولی نشستن در مسجد مایه رضایت پروردگارم است.»(2)(حرالعاملی، 1416ق) در واقع مسجد پایگاه اصلی دین و کانون حیات معنوی انسان در جامعه اسلامی به حساب میآید. در احادیث آمده است فرشتگان برای
شخصی که از مسجد خارج میشود، دعا میکنند که سلامت باشد، خواستههایش برآورده شود و پاداش وی بهشت باشد. (توانایان فرد، 1377)
جایگاه رفیع و نقش سازنده و مؤثر این پایگاه دینی در انتقال آموزههای دینی و اعتلای تربیت اسلامیو حل مشکلات مردم سبب شده است که مسجد به عنوان مرکز فعالیتهای عبادی، آموزشی، فرهنگی، تربیتی و اخلاقی هر محله، شهر و روستایی شمرده شود.
این پایگاه مقدس در کنار سایر کارکردهای دینی و اجتماعی، میتواند نقش عمدهای در تعالی و تحکیم کانون مقدس خانواده ایفا کند. در واقع انس خانواده با مسجد و بهرهگیری از اثرات معنوی آن باعث میشود تربیت دینی و بصیرت معنوی در نظام خانواده حاکم گشته و خانواده تجلیگاه ارزشهای الهی شده و در نهایت زمینه سعادتمندی خانواده و اجتماع مهیا گردد. از این رو، میتوان گفت ارتباط خانوادهها با مساجد تأثیر زیادی در پویایی و شکوفایی معنوی و همچنین حل مشکلات فردی و خانوادگی آنان دارد. چون حضور در مساجد علاوه بر عبادت و تأمین نیازهای معنوی انسانها، زمینه تقویت روابط عاطفی و افزایش صمیمیت و مهرورزی توأم با معنویت را در میان والدین و فرزندان فراهم میسازد.
از سوی دیگر، خانواده به عنوان اصلیترین نهاد اجتماعی و سنگ بنای شکلگیری جامعه در همه ادیان و فرهنگها از اهمیت والایی برخوردار است. (ساروخانی، 1370)
خانواده نهتنها به وجود نوع انسانی استمرار میبخشد، بلکه پایة زندگی سالم فردی و اجتماعی نیز هست. نیازهای جسمی، روانی، اقتصادی، اجتماعی و معنوی آدمیدر سایه خانواده سالم برآورده میشود. به همین دلیل خانواده دارای ابعاد زیستی، عاطفی، اجتماعی و معنوی میباشد.
به جهت اهمیت این نهاد مقدس، در طول تاریخ همواره عالمان و مصلحان و نیز ادیان گوناگون، سعی در تحکیم آن نموده و قوانین و توصیههایی برای استحکام آن عرضه کردهاند. هرچند خانواده با تولد فرزندان گسترش مییابد، ولی در همه حال رکن اساسی آن زن و شوهر هستند. زن و مرد برای ارضای نیازهای جنسی، عاطفی، اجتماعی، اقتصادی و سایر نیازهای خود به ازدواج رو میآورند. تحقیقات روان شناسان نشان میدهد که افراد متأهل در مقایسه با افراد مجرد از احساس رضایتمندی و سلامت جسمانی و روانی بیشتری برخوردارند. (هاوکینز(1)و بوث(2)، 2005؛ هلمز(3)و بوهلر(4)، 2007؛ ویلیامز(5)، ساسلر(6)و نیکلسون(7)،
2008؛ نقل از پور محسنی، 1389) همچنین افراد متأهل از حمایت اجتماعی بیشتری برخوردارند و کمتر با مشکلات اقتصادی مواجه میگردند. (ویت(1)و گالاکر(2)، 2000)
دین اسلام مانند سایر ادیان، انسانها را به ازدواج توصیه کرده و خانواده را محبوبترین و عزیزترین نهاد بشری معرفی کرده است. (3)(مجلسی، 1412ق) قرآن کریم وجود دو جنس متفاوت و ایجاد صمیمیت و مهربانی بین آن دو را از نشانههای الهی شمرده و ازدواج را مایه
آرامش زن و مرد، دانسته است.(4)(سوره روم، آیه 21) پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله تشکیل خانواده را بخشی از سنت خود میداند و تأکید میکند هر کس آن را ترک کند، از روش پیامبر صلی الله علیه و آله فاصله گرفته است.(5)(مجلسی، 1412ق)
در قرآن و سنت معصومین علیهم السلام آیات و روایات فراوانی وجود دارد که در آنها بر آثار مثبت فردی و اجتماعی نهاد خانواده تأکید شده است که از جمله آنها میتوان به رشد فوق العاده دینداری(6)(حر العاملی، 1416ق) و کامل شدن شخصیت (مطهری، 1372) اشاره کرد.
روشن است که بیشتر آثار فردی و اجتماعی خانواده در پرتو برپایی خانواده سالم و موفق شکل خواهد گرفت. با این وجود، اکنون حفظ و استمرار خانواده سالم و بیمشکل در فرهنگها و جوامع مختلف دشوار شده است. (وایتمن(7)، مکهال(8)و کروتر(9)، 2007 و بیکر(10)و همکاران، 2009 نقل از پورمحسنی، 1389) رشد فزاینده آمار طلاق که معتبرترین شاخص برای آشفتگی خانوادگی است، نشانگر وجود آسیبهای جدی در بنیان نهاد خانواده است. (هال(11)، 2006 رزن گراندن(12)و همکاران، 2004)
در سالهای اخیر آمار طلاق در ایران رشد فزایندهای داشته است، به طوری که از 4/9%
1) . Waite, L.
2) . Gallagher, M.
3) . قَالَ رَسوُلُ الله صلی الله علیه و آله : مَا بُنِیَ فِی الْإِسْلَامِ بِنَاءٌ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ أَعَزُّ مِنَ التَّزْوِیجِ (بحارالانوار، جلد100، ص222).
4) . وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون.
5) . قَالَ رَسوُلُ الله صلی الله علیه و آله : النِّکَاحُ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی (بحارالانوار، ج100، ص220).
6) . قَالَ رَسوُلُ الله صلی الله علیه و آله : مَنْ تَزَوَّجَ اَحْرَزَ نَصفُ دینهِ؛ فَلْیَتَّقِ الله فی النَصّفَ الْاَخر (وسایل الشیعه، جلد20، ص17).
7) . Whiteman, S.
8) . McHale, S.
9) . Crouter, A.
10) . Baker, E.
11) . Hall, S.
12) . Rosen Grandon, J.
در سال1380 به حدود 20% در سال1392رسیده است.(1)(سایت سازمان ثبت احوال کشور، 1393) این آمار به جز خانوادههای آشفتهای است که زن و مرد به دلائل گوناگون از هم جدا نمیشوند.
به همین دلیل، در عصر حاضر تلاش برای حل تنشها و اختلافات خانوادهها بیشتر مورد توجه صاحبنظران و اندیشمندان حوزه مسائل رفتاری و اجتماعی قرار گرفته است. در قرن بیستم با توسعه دانش جدید روانشناسی به تدریج خانواده درمانی در اغلب کشورها گسترش یافت.
پس از چند دهه رشد خانواده درمانی، روان شناسان به جنبههای معنوی خانوادهها توجه نمودند و بدین ترتیب، درمانگران وارد فضای جدیدی از مداخلهها شدند که در آن، نهتنها به دینداری زوجها میپردازند، بلکه از آن برای حل سایر مشکلات و ناهنجاریهای خانوادگی نیز استفاده میکنند. (والش(2)، 2009) این امر سبب شد که در کشورهای اسلامی، آموزههای اسلامی در باب ازدواج و خانواده بیشتر مورد
توجه مشاوران خانواده قرار گیرد. این روند از آن جهت اهمیت دارد که در اسلام، توصیهها و روشهای بسیاری برای حل مشکلات خانوادگی ارائه شده است.
سلامت خانواده تأثیرات مهمی بر زوجین، فرزندان و کارآمدی فعالیتهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه دارد. نارضایتی و ناکامی در ارضای نیازهای عاطفیـروانی خانواده، جامعه را در معرض آسیبهای زیادی قرار میدهد که دامنه آن از افسردگی، پرخاشگری و وسواس تا استعمال مواد مخدّر و روابط نامشروع جنسی گسترده است. فرزندان چنین خانوادههایی نیز، اغلب سرنوشت شوم و ناخوشایندی در پیش دارند.
از آنجا که بسیاری از خانوادهها مؤمن و ملتزم به احکام و آموزههای اسلام هستند، مایلند مسائل خانوادگی خود را براساس مبانی اسلامیو در چارچوب احکام دینی تنظیم نموده و مشکلات احتمالی را نیز از طریق آن حل و فصل نمایند. به همین دلیل، در ایران قرنها آموزش امور خانوادگی و مشاوره اخلاقی و خانوادگی توسط روحانیون و معتمدین محل، انجام میشده است. معمولا ریشسفیدان و بزرگان فامیل به حل مشکلات جوانها میپرداختند. به علاوه وجود روابط خویشاوندی گسترده بسیاری از مسائل را حل میکرد. والدین زوجین نیز در حل مشکلات آنها نقش فعالی داشتند.
اما در دهههای اخیر به علت پیچیدگیهای عوامل اجتماعیـ فرهنگی، تخصصی شدن امور مشاورهای و تمایل خانوادهها به استفاده از روان شناسان و مشاوران، اغلب مردم مشکلات خانوادگی خود را از طریق مراکز مشاوره و مشاوران کارآمد حل و فصل میکنند. با این وجود بیشتر مردم ترکیبی از روشهای علمیو دینی را بر توصیههای صرفاً غربی که سازگاری چندانی با فرهنگ اسلامیندارند، ترجیح میدهند و به مشاورین روحانی، دین باور
و مذهبی بیشتر اعتماد میکنند. یافتههای تحقیقات متعدد نیز حاکی از آن است که استفاده کاربردی و نظاممند از آموزههای اسلامی، در کنار فنون روانشناسی مدرن باعث حل بهتر و مؤثرتر مشکلات زوجین و خانوادهها شده است. (به عنوان نمونه: سالاریفر، 1393 و 1385؛ دولتخواه، 1392؛ صفورایی، 1388؛ جدیری، 1389) در واقع، استفاده ترکیبی از آموزههای اسلامیو روانشناسی در مسائل خانواده بستر مناسبی برای تدوین خانواده درمانی اسلامی و حل مشکلات خانوادهها براساس آموزههای دینی و علمیایجاد کرده است.
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان کم رنگ شدن نقش مساجد از آنجا ناشی میشود که بیشتر متولیان مساجد با نیازهای روز جامعه آشنایی ندارند. از این رو، لازم است ائمه جماعات، هیئت امنا و سایر مسئولین و دستاندرکاران امور مساجد با استفاده از کارشناسان خبره، نیازهای خانوادهها را به صورت علمیمورد مطالعه قرار داده و برای برطرف کردن این نیازها برنامهریزی نمایند.
به عقیده نگارنده، برای جذب خانوادهها و حضور آنها در مسجد نخست باید موانع حضور آنان شناخته شود تا با حذف این موانع، زمینه حضور خانوادهها در مسجد فراهم گردد.
به نظر میرسد عدم حضور مردم به ویژه جوانان در مساجد علل متعددی دارد که از جمله آنها میتوان به این موارد اشاره کرد: غفلت از ارزش حضور در مسجد و نماز جماعت، بدرفتاری برخی نمازگزاران یا مسئولین مسجد، کثیفی و تمیز و مرتب نبودن برخی مساجد، کم سوادی یا معنوی و اخلاقی نبودن بعضی امامانجماعت، سیاسی کردن فعالیتهای مسجد، عیوب احتمالی برخی بستگان و نزدیکان امام جماعت، طولانی بودن نماز جماعت، رفتارهای نامناسب متولیان و دست اندرکاران مسجد، نداشتن فعالیتهای جنبی مورد نیاز مردم و ... .
علاوه بر موارد مذکور که بیشتر در مورد نمازخوانها است، پارهای از مردم هم که اساساً نماز نمیخوانند و به تبع آن رفت و آمدی به مسجد ندارند. بر اساس یک پژوهش میدانی بیش از 50% کسانی که مورد پرسش قرار گرفته بودند، نماز نمیخواندند. (به نقل از محمدی عراقی، 1376) نتیجه این تحقیق نشان میدهد بسیاری از خانوادهها اساساً با ارزش نماز و حضور در مساجد آشنا نیستند. از این رو، یکی از وظایف مهم ائمه جماعات و مسئولین فرهنگی کشور آشناسازی خانوادهها با ارزشها، فواید، اسرار و فلسفه نماز، به ویژه نماز جماعت و حضور در مسجد است.
با این وجود، به منظور جلب مشارکت خانوادهها در فعالیتهای دینی و ترغیب آنان به حضور در مساجد راهبردهای گوناگونی وجود دارد که متناسب با شرایط و امکانات هر منطقه میتوان از آنها بهره برد. از باب نمونه در اینجا به چند راهبرد اصلی اشاره میکنیم:
یکی از راههای جذب خانوادهها به مسجد، مشارکت دادن آنان در اداره امور مسجد و انجام فعالیتهای مسجد است. معمولاً، یک مسجد فعال و پویا دارای فعالیتهای متعدد و متنوعی میباشد که گاه دامنه آن از برنامههای عبادی تا فعالیتهای امدادی و تربیتی گسترده است. واگذار کردن بخشی از این فعالیتها به خانوادهها نقش مؤثری در جذب آنان به مسجد دارد.
به طور کلی مردم به مکانهای پاکیزه، زیبا، جذاب و دلپذیر بیشتر گرایش دارند. به همین دلیل، برای جذب آنان به مساجد باید این مکانها همیشه آراسته و پاکیزه باشند.
متأسفانه یکی از مشکلات برخی مساجد کمی بهداشت و تمیزی آنهاست. فرشها بو میدهند و پردهها از شدت کثیفی سیاه شدهاند؛ قرآنها، مفاتیحها، رسالهها و سایر کتب اغلب پاره و به صورت نامرتبی در قفسهها رها شدهاند؛ در و پنجره و قفسههای مسجد غبار گرفتهاند؛ حیاط مسجد هم غالباً پر از مصالح ساختمانی یا برگ درختان است. متولیان مسجد هم تنها به طهارت شرعی و پاک بودن مسجد توجه دارند، غافل از این که در دنیای امروزی تمیزی و زیبایی اهمیت زیادی دارد. به همین دلیل ما نباید در باب نظافت مساجد فقط در حد طهارت و مسائل فقهی اکتفا کنیم. چون آن چه در احکام شرعی آمده بیان حداقلهای نظافت است و ما نمیتوانیم انواع آلودگیها، کثیفیها و چیزهایی که مردم را متنفر میکند، ندیده بگیریم. (هاشمیرفسنجانی، 1376)
ابی بن کعب روایت میکند: «پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بر دیوار مسجد، آب دهانی دید که بر آن چسبیده بود. فورا آن حضرت با پارچهای آن را پاک و تمیز کرد و آن پارچه را به بیرون مسجد انداخت و جای آن را با عطر خوش بو نمود.» (نمیری، 1417ق)
اتفاقاً مسجد چون محل رفت و آمد دائمیمردم است، بیش از سایر مکانها نیاز به نظافت
و پاکیزگی دارد. در حدیثی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: «کسی که مسجد را نظیف و خاکروبههای آن را بیرون بریزد، مورد رحمت خداوند قرار خواهد گرفت.»(1)(ابن بابویه، 1413ق)
متصدیان مساجد توجه داشته باشند که حیاط و دیوارها، شبستانها و فضای درونی، درها و پنجرهها، پردهها، فرشها، سجادهها و هر چیزی که در مسجد مورد استفاده قرار میگیرد باید تمیز و پاکیزه باشند. نور، صدا و دما در حد مطلوب باشد و مسجد همواره معطر و خوشبو نگه داشته شود؛ نمازگزاران هم با لباس پاکیزه و بوی خوش وارد مسجد شوند. (انصاری راد، 1388)
زنان بخش عظیمیاز جامعه را تشکیل میدهند و حضور آنان در مساجد، فرصت مناسبی برای بهرهگیری معنوی از این جایگاه مقدس و آشنایی با معارف اسلامیفراهم میآورد.
با این وجود، یکی از مسائلی که در اغلب مساجد به چشم میخورد؛ نامناسب بودن قسمت خانمها است. متأسفانه محل اجتماع خانمها از نظر نور، تهویه، فرش، مسیر رفت و آمد و غیره به مراتب بدتر از قسمت آقایان است. مخصوصا اگر به این نکته توجه کنیم که خانمها اغلب همراه فرزندانشان وارد مسجد میشوند و اگر قسمت بانوان مطلوب و خوشایند نباشد، اثر منفی بر روی کودکان خواهد داشت و آنها را از مسجد بیزار خواهد کرد.
مطمئناً حضور بانوان در مساجد سهم به سزایی در جذب همسران و فرزندان آنها به مساجد خواهد داشت. به همین دلیل باید محل استقرار خانمها بیش از قسمت آقایان از جذابیت، راحتی و مطلوبیت برخوردار باشد.
درهای مسجد باید همیشه برای عبادت کنندگان باز و چراغهایش روشن باشد.پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دراینباره میفرماید: کسی که در مسجدی چراغی بیفروزد، تا زمانی که مسجد از نور آن روشن است فرشتگان و حاملان عرش برای او طلب آمرزش میکنند.(2)
(طوسی، 1412ق)
1) . قَالَ رَسوُلُ الله صلی الله علیه و آله : مَنْ کَنَسَ الْمَسْجِدَ یَوْمَ الْخَمیسِ، لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ فَاَخْرَجَ مِنَ التُّرابِ ما یَذُرُّ فِی الْعَیْن غَفَرَ اللَّهُ لَهُ (من لایحضره الفقیه، جلد1، ص233).
2) . قَالَ رَسوُلُ الله صلی الله علیه و آله : مَنْ اَسْرَجَ فِی مَسْجِدٍ مِنْ مَسَاجِدَ الله سَراجَاً لَمْ تَزَل المَلائِکَةُ وَ حَمَلَةُ العَرْشُ یسْتَغْفِرُونَ لَهُ مَا دَامَ فِی المَسْجِد ضُوءً مِنْ ذَلِکَ السَّرَاجِ (التهذیب، جلد3، ص261).
بیتردید منظور پیامبر از روشن کردن مسجد، مهیا داشتن آن برای عبادت و فعالیتهای دینی است. که در آن عصر نمونه برجسته آن روشن نگه داشتن مسجد بوده است. ولی امروزه، نیازهای دیگری مانند وسایل سرمازا و گرمازا، تلفن، آب، کتابخانه و حتی رایانه و خطوط اینترنتی نیز بدان افزوده شده است.
در میان تمام کسانی که به نوعی در اداره امور مسجد دخالت دارند، امام جماعت دارای نقشی ممتاز و ویژه است؛ به طوریکه صلاحیتها، شایستگیها، عملکرد، شخصیت و چگونگی برخورد او با مردم اثر شگرفی بر جذب یا دفع افراد به مسجد دارد. (نوبهار، 1375)
امام مسجد بایستی به عنوان یک الگوی اخلاقی و رفتاری تمام عیار مطرح باشد تا مردم، به ویژه جوانان در تمام امور فردی و اجتماعی به او تأسی نمایند. در واقع محتوای اخلاقی، معرفتی و دینی مسجد در امام جماعت خلاصه میشود. اگر وی با مسائل روز جامعه آشنا باشد و در زمینه کاری خود از آگاهی کامل برخوردار باشد، مطمئنا مسجد مورد توجه خانوادهها قرار خواهد گرفت.
پیشبرد امور مسجد و آبادانی آن، هم به لحاظ معنوی و هم به لحاظ مادی، اشتراک مساعی و همت والای هیئت امنای مسجد را میطلبد. آنان میتوانند با همفکری و همدلی، مسجدی فعال و با نشاط ایجاد کنند. مهمترین خصوصیاتی که این افراد بایستی واجد آن باشند، عبارتند از: داشتن روحیه کار جمعی و همکاری صمیمانه با یکدیگر، تقسیم کارها و داشتن شرح وظایف مشخص، علاقه به کارهای مسجد و جدی بودن در پیگیری امور، آشنایی با نیازهای جوانان و خانوادهها، اعتقاد به کار علمیو استفاده از تخصصهای گوناگون در فعالیتهای مسجد.
با نگاهی گذرا به تاریخ مساجد در مییابیم که مساجد علاوه بر نقش محوری خود که مکان عبادت پروردگار میباشد، کارکردهای گوناگون دیگری هم داشتهاند.
مدیریت مسجد نوعی مدیریت معنوی است که با قلمرو فعالیتهای متنوع آن سروکار دارد. از این رو، اداره امور آن مستلزم دانش و بینش عمیق در ابعاد مختلف میباشد. امام
جماعت و مسئولین مساجد در صورتی موفق خواهند بود که علاوه بر نقش عبادی مسجد که البته محوریترین کارکرد مسجد به شمار میآید، از سایر فعالیتهای مسجد غافل نباشد.
بنابراین، مسجدی مطلوب است که در کنار توجه به مسائل عبادی، برای جنبههای فرهنگی، تربیتی، آموزشی و امدادی خانوادهها نیز برنامه داشته باشند و به صورت جدی به این امور اهتمام ورزند. مساجد فعال میتوانند با انجام اقدامات مؤثر فوق گامیبزرگ در جهت تحکیم نهاد خانواده بردارند.
بررسیها نشان میدهد مساجدی که دارای محلی برای فعالیتهای ورزشی، فرهنگی، آموزشی و درمانی هستند، درجذب خانوادهها بسیار موفق بودهاند.
مساجد از آن خداوند است(1)(سوره جن، آیه 18) و به هیچ شخص، نهاد یا گروهی اختصاص ندارد. مسجد متعلق به عموم مردم است و همه افراد فارغ از وابستگیهای قومی، سیاسی، فرقهای و نژادی باید بتوانند آزادانه از آن استفاده نمایند. متأسفانه امروزه در اغلب مساجد، پارهای نهادهای جانبی نظیر کانونهای فرهنگی و پایگاههای مقاومت، برخی مساجد را به صورت پایگاه انحصاری جناح یا نهاد خاصی در آوردهاند و همین امر باعث دوری بسیاری از جوانان و خانوادهها از مساجد شده است.
1) . وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا.
این مکان شریف به سبب تقدس و معنویتی که دارد تأثیر زیادی بر رشد و تعالی افراد و خانوادهها میگذارد. کم نبودهاند کسانی که با رفتوآمد به مسجد، از ضلالت و گمراهی نجات یافته و راه سعادت و نیک بختی را پیدا کردهاند.
ظرفیتهای مسجد در بازسازی روح و روان مؤمنین به گونهای است که یک فرد یا خانواده مسجدی، تفاوت آشکاری با افراد یا خانوادههای غیرمسجدی دارند. افراد و خانوادههای مسجدی اغلب مؤمنتر، معنویتر، اخلاقیتر، مهربانتر، با نشاطتر، منظمتر، باحیاتر و در مسائل دینی آگاهترند. این امر به خاطر خصوصیات ویژه و منحصر به فردی است که مسجد واجد آن است و به تدریج در اشخاصی که با مسجد انس دارند، تجلی مییابد.
از این رو، هر قدر اعضای خانوادهها بیشتر در مساجد حضور یابند، امکان تعالی آنها بیشتر میشود و آرامش درون خانواده نیز افزایش مییابد. در اینجا به برخی از ویژگیهای تعالی بخش مسجد که آثار و نتایج آن در خانوادههای مسجدی مشهود است، اشاره میکنیم:
همانند هر عبادتگاه دیگری، مهمترین کارکرد مسجد، انجام عبادت و کسب معرفت است. مؤمنین با حضور در مسجد میکوشند زمینة ایمان افزایی و دانش اندوزی را در خود مهیا کنند. پیامبر صلی الله علیه و آله ضمن نصایحی به ابوذر فرمودند: ای ابوذر! جز برای سه چیز در مسجد حضور نداشته باش: نماز گزاردن، ذکر گفتن و بحث علمی کردن.(1)(مجلسی، 1412ق)
1) . قَالَ رَسوُلُ الله صلی الله علیه و آله : یا اَباذَر کل جُلُوسٍ فَی المَسجَد لَغوٌ اِلاّ ثَلاثه: قِرائة مُصَّلٍ اَو ذاکِرِ الله تَعالی اَو سائلٍ عن عَلمٍ (بحارالانوار، جلد80، ص370).
در واقع یکی از اهداف نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله از برپا نمودن مسجد این بود که به مردم تفهیم نماید در نظام الهی علم و ایمان همواره با یکدیگر توأم هستند و کانونهای توحید و عبادت مطلوبترین مکان برای افزایش شناخت و معرفت، علم و آگاهی، تزکیه و تعلیم و اصیلترین پایگاه برای بهسازی فکری، اخلاقی و رفتاری جامعه است.
بنابراین هر مسجدی باید هم کانون عبادت و نیایش خانواده و هم مرکز آموزش خودشناسی و خودسازی و آگاهی از اصول و مهارتهای حیات طیبه و زندگی سعادتمندانه و خانواده باشد.
همانگونه که قبلاً بیان شد مسجد علاوه بر مکانی برای عبادت و بندگی، مکانی برای فراگیری علوم قرآن و معارف و دستورات اسلام نیز هست. مساجد از دو جهت در رشد فضائل اخلاقی تأثیر میگذارند:
نفس حضور در فضای ملکوتی مسجد و رفت و آمد و نشستن در خانه خدا روح آدمیرا جلا میدهد و آن را از غبار زشتیها و نارواییها میپیراید. مساجد یکی از بهترین پایگاههای تأمل در خویشتن و تطهیر درون از رذائل و بدیهاست. مردم در مساجد با پروردگار خویش راز و نیاز کرده و روح و روان خویش را از آلودگیها تصفیه مینمایند و با استغفار و انابه راه تقرب الی الله را میپیمایند.
مسلمین از طریق نشستن در پای منابر و استماع سخنان عالمان دینی که به بیان آموزههای اعتقادی و اخلاقی و احکام اسلام میپردازند، با اندیشه و روش تربیتی و اخلاقی اسلام آشنا میشوند. خانوادههای مسجدی با تأثیری که از این مباحث میپذیرند، فضایل اخلاقی را درونی ساخته و دستورات اسلام را در عمق روح و جان خود، نهادینه میکنند. به همین دلیل، سخنرانان در سخنرانیهای خود بیشتر به مسائل اخلاقی، تربیتی، آداب معاشرت، مسائل خانوادگی، فنون همسرداری، شیوههای فرزندپروری، سبک زندگی اسلامی، رفتار معصومین با همسر و فرزندان و همچنین الگوهای برتر اخلاقی بپردازند. همچنین توصیه میشود در صورت امکان جلسههای پرسش و پاسخ هم در پایان سخنرانیها انجام شود تا خانوادهها با میل و رغبت بیشتری در سخنرانیها و برنامههای مسجد شرکت کنند.
مسجد، جای عبادت و تفکر و اندیشیدن دربارة خود و خدای خود است و بدین جهت محیط آن سرشار از آرامش است. توصیه شده که برای حفظ آرامش و سکوت مسجد لازم است مؤمنان نماز، قرآن، دعا و مناجات را به طور آهسته انجام دهند تا مزاحمتی برای دیگران ایجاد نشود. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «در مساجد، صداهایتان بلند نشود و در آن به گفتگوهای بیهوده نپردازید.»(1)(مجلسی، 1412ق) امیرالمؤمنین علیه السلام : نیز تأکید میکند که همگان در مسجد باید آرامش و طمأنینه داشته باشند؛ چون مسجد خانه خدا و محبوبترین مکان در نزد پروردگار است.(2)(ابن بابویه، 1413ق)
روشن است که حضور خانوادهها در چنین محیط آرام و دلپذیری از یک سو باعث آرامش و نشاط خود آنان میشود و از سوی دیگر، به طور غیر مستقیم به آنها میآموزد که در خانه یا سایر مکانها نیز با ایجاد سر و صدا و همهمه زیاد موجب آزار و اذیت دیگران نشوند. به همین دلیل، حضور والدین و فرزندانشان در مسجد و شرکت در جلسات سخنرانی و سایر برنامههای دینی روحیه خانواده را شاداب و با نشاط میکند.
وقتی یک خانواده مقید میشود که نمازها را در اوقاتی معین و همراه با جماعت و حضور در مسجد به جا آورد، به تدریج آنها وقت شناس و منظم میشوند. در حقیقت خانواده مسجدی از طریق حضور در مسجد و اقامه نماز جماعت در اوقات معین، نظم و وقت شناسی در زندگی را نیز می آموزد و یاد میگیرد که در سایر کارهایش منظم باشد. شایان ذکر است که یکی از عمده ترین عوامل موفقیت در زندگی برنامه ریزی و نظم در امور است و حضور خانواده در مسجد زمینه را برای برنامه ریزی زندگی بر اساس ارزشهای دینی فراهم میآورد.
مؤمنین در هنگام رفتن به مسجد باید علاوه بر آمادگی روحی و معنوی، از جهت ظاهری و
1) . قَالَ رَسوُلُ الله صلی الله علیه و آله : لا تُرفَعُ فیها الأصواتُ، و لا یُخاضُ فیها بالباطِلِ (بحارالانوار، جلد80، ص370).
2) . قَالَ الْاِمام علی علیه السلام : مَنْ اَرَادَ دُخُولَ الْمَسْجِدِ فَلْیَدَخُلْ عَلی سُکُونٍ وَ وَقارٍ فَاِنَّ الْمَساجِدَ بُیُوتُ اللهِ وَ اَحَبُّ الْبقاع اِلَیْه (من لایحضره الفقیه، ج1، ص170).
جسمینیز خود را آماده و آراسته نمایند. در قرآن تأکید شده است که هنگام حضور در مساجد آراسته باشید.(1)(سوره اعراف، آیه 31)
امام مجتبی علیه السلام در هنگام نماز بهترین لباسهایش را میپوشید و میفرمود: «خداوند متعال زیبایی را دوست دارد، پس خود را برای پروردگارم میآرایم.(2)(نوری، 1408ق) از امام رضا علیه السلام نقل شده است که محل جلوس جدش امام صادق در مسجد از بوی عطر آن حضرت شناخته میشد. (طبرسی، 1408ق) امامصادق علیه السلام دو رکعت نماز با عطر را بهتر از هفتاد رکعت نماز بی عطر میدانست.(3)(کلینی، 1413ق)
همه موارد مذکور، نشانگر اهمیت نظافت و بهداشت فردی نمازگزار است. هنگام صحبت دهان نمازگزار بوی بد ندهد؛ لباس نمازگزار کثیف و بدبو نباشد و پا و بدن او بوی عرق ندهد.
هم چنین باید از استفاده چیزهایی که باعث ناراحتی دیگران میشود، مانند غذاهایی که بوی بد میدهند، استعمال دخانیات و سیگار و یا پوشیدن لباسهای زننده و امثال آن، پرهیز کرد.محمد بن مسلم میگوید: «از امام باقر علیه السلام در مورد خوردن سیر پرسیدم. امام فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله به خاطر بویش از خوردن آن اجتناب میکرد و توصیه میکرد پس از خوردن سیر به مسجد نروید.»(4)(همان)
وقتی فردی خود را موظف بداند که در هنگام رفتن به مسجد لباس تمیز و زیبا بپوشد؛ به خودش عطر بزند و بدنش را خوشبو نماید؛ و سر و صورتش را اصلاح کند، بیتردید کمکم به عادت پاکیزگی و آراستگی دائمیمزین میگردد.
نماز به انسان می آموزد چگونه در مقابل امیال ناروا از خود پایداری نشان دهد. خداوند متعال در قرآن به مؤمنین سفارش میکند از شکیبایی و نماز یاری بجویند(5)(سوره بقره، آیه 45) و با تقویت اراده خویش، از انواع تمنیات و هوسهای وسوسهانگیز نامشروع اجتناب کنند.
1) . یا بَنی آدَمَ خُذُوا زینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ.
2) . إِذَا قَامَ المجتبی إِلَی الصَّلَوةِ لَبِسَ أَجْوَدَ ثِیَابِهِ فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ تَلْبَسُ أَجْوَدَ ثِیَابِکَ فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی جَمِیلٌ یُحِبُّ الْجَمَالَ فَأَتَجَمَّلُ لِرَبِّی وَ هُوَ یَقُولُ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ فَأُحِبُّ أَنْ أَلْبَسَ أَجْوَدَ ثِیَابِی (مستدرک الوسایل، جلد3، ص226).
3) . قَالَ الْصّادِقُ علیه السلام : صَلاةُ مُتَطَیِّبٍ أَفضَلُ مِن سَبعینَ صَلاةً بِغَیرِ طیبٍ (فروع الکافی، جلد7، ص511).
4) . قَالَ الْباقِرُ علیه السلام : اِنَّما نَهی رَسوُلُ الله صلی الله علیه و آله عَنهُ لِریحهِ؛ فَقالَ: مَنْ اَکَل هذهِ البَقْلَةِ الْخَبیَةَ فَلا یَقْرِبْ مَسجِدْنا (فروع الکافی، جلد6، ص388).
5) . وَ اسْتَعینُوا بِالصّبْرِ وَ الصّلاةِ وَ إِنّها لَکَبیرَةٌ إِلاّ عَلَی الْخاشِعینَ.
خانواده مسجدی با حضور در مسجد، وجودشان سرشار از عشق الهی شده و با صبر و استقامت آموخته شده از نماز، با ثبات قدم در صراط مستقیم به حرکت خود ادامه می دهند. شایان ذکر است که صبر و بردباری و تحمل، بهترین زیور ایمان و شریفترین صفات انسان به حساب می آید؛ به گونه ای که نسبت صبر به ایمان همچون نسبت سر به بدن معرفی شده است.(1)(کلینی، 1411ق)
بیتردید هر انسانی علاقمند است از عزت و کرامت نفس برخوردار باشد. یکی از عوامل مؤثر برای دستیابی به کرامت و عزت نفس حیا است. حیا از جمله صفات زیبای الهی و انبیاء و امامان و بندگان صالح و شایسته حضرت حق میباشند. افراد مسجدی به خاطر احترام خاصی که برای این جایگاه مقدس قائلند، پیوسته مراقب خویش هستند که سخن بیهوده یا رفتار ناشایستی از آنها سر نزند. این مراقبت باعث تقویت حیا در آنان میشود.
زنان در هنگام نماز با پوشش کامل به نماز می ایستند. بانوان در مساجد بیشتر مراقب حجاب و عفاف خود هستند و پایبندی به دستورات الهی در خصوص حریم میان زن و مرد در افراد مسجدی بیشتر است.
تقویت حیا در اعضای خانواده، خود به خود بهبود وضع حجاب و عفاف را در پی دارد. همان طور که در مسجد مردان و زنان در دو قسمت جداگانه به نماز جماعت میایستند و حریم میان زن و مرد را رعایت میکنند، در خارج مسجد نیز این رفتار ارزشمند و خداپسندانه را رعایت کرده و به تدریج روحیه غیرت و عفاف بر جامعه حاکم میشود. بدیهی است که این امر بر خانوادهها تأثیر خواهد گذاشت و میزان وفاداری زن و شوهر نسبت به هم را بالا خواهد برد. افزون بر این، والدین مسجدی که با وقار و حجاب در جامعه حضور پیدا میکنند، این فرهنگ اسلامیرا به فرزندانشان منتقلکرده و آنان را با حیا و عفاف آشنا مینمایند.
با حضور در خانه خدا و انس با مسجد و انسانهای نیک سرشت، بستر مناسبی برای پرورش عواطف انسانی در خانواده اهل مسجد مهیا میگردد که نتایج ارزنده آن علاوه بر کانون خانواده، در سطح جامعه نیز تجلی مییابد.
1) . قال علی ابن الحسین علیه السلام : الصَبّرُ مِنَ الْایمان بِمَنزلةِ الرَّاسُ مِنَ الْجَسَد فَاِذا ذَهَب الرَأسُ، ذَهَب الْجَسدُ، کَذلِکَ اِذا ذَهَب اَلصُبر، ذَهَب الایمانُ (اصول کافی، جلد2، ص94).
از این رو، معمولاً در بین افراد مسجدی، محبت و عطوفت بیشتری وجود دارد. آنها اغلب خوش اخلاق بوده و با دیگران رفتار گرم و صمیمانهای دارند. به علاوه در اهالی مسجد روحیه جمعگرایی و همکاری بیشتر مشاهده میشود.
در واقع حضور در خانه خدا، زمینه را برای آراسته شدن به صفات خداگونهای همچون رحمت، عطوفت و شفقت فراهم میسازد. با رشد عواطف مثبت انسانی و صفات پسندیده الهی، اموری نظیر صداقت، صمیمیت، مهرورزی، عفو و گذشت، تعاون و همکاری در خانواده و جامعه گسترش پیدا میکند.
مساجد پناهگاهی مطمئن و مأمنی آرامش بخش برای مؤمنان و مسلمانان به حساب میآیند. به همین دلیل در گذشته هرگاه مسلمانان با فشارهای حکومت، مخالفان عقیدتی ویا افراد ناباب روبه رو میشوند، به مساجد پناه میبردند. از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است که هرگاه بلاها و گرفتاریها نازل شوند، اهل مسجد در عافیت و امنیت به سر خواهند برد.(1)(النوری، 1408ق)
بنابراین، مسجد مکانی امن برای خانوادههاست و خانه خدا زمینه امنیت خانوادگی و اجتماعی را مهیا میسازد. خانواده ای که پیوسته به مسجد رفت و آمد دارد و از برکات آن بهرهمند میشوند، خداوند را حاضر و ناظر اعمال خود می دانند و پیوسته مراقب رفتار خویش هستند. از این رو، جامعه از خانوادههایی که اهل مسجدند، بیشتر احساس امنیت خاطر میکند و اعتماد مردم نسبت به آنان بیش از دیگر افراد جامعه است.
مساجد نقش مهمیدر کاهش انحرافات و کجرویهای فردی و اجتماعی دارند. تحقیقات متعدد نشان داده است کسانی که اهل عبادت و حضور در معابد و مساجد هستند، بسیار کمتر در معرض بزهکاری قرار میگیرند. خداوند متعال در آیه 45 سوره عنکبوت یکی از آثار و برکات نماز را دوری از زشتیها و منکرات ذکر کرده است.(2)
امام علی علیه السلام میفرماید: «همانا نماز، گناهان را چون برگهای پاییزی فرو می ریزد و غل
و زنجیر معاصی را از گردنها میگشاید.»(1)(نهج البلاغه، خطبه 199)
اغلب بزهکاران از کسانی هستند که ارتباطی با خدا و نماز و مسجد ندارند و با ارزشهای اخلاقی بیگانهاند. این افراد از معنویت تهی بوده و احساس طرد شدن از درگاه الهی را دارند. امّا خانوادههای اهل مسجد با حضور در خانه خدا و اقامه نماز خود را پیوسته در محضر خدا می بینند و همین امر آنها را از پلیدیها و انحرافات باز میدارد.
حضور در مسجد علاوه بر آثار فوق، فواید فراوان دیگری مانند: تقویت اعتدال و ساده زیستی، مبارزه با تجملات و اسراف کاری، بخشندگی و کمک به نیازمندان، افزایش هدفمندی و معناداری زندگی، کم شدن احساس تنهایی و بی کسی، پر تحرکی و میل به فعالیتهای اجتماعی، یاریرسانی و خدمت به همنوعان، را نیز در بردارد.
با توجه به تقدس و حرمتی که مساجد در نزد مردم دارند، این مراکز میتوانند نقش برجسته و بی بدیلی در حل مشکلات خانوادگی مردم ایفا کنند. در صورتی که امام جماعت و متولیان مسجد، تحکیم نهاد خانواده را به مثابه وظیفهای دینی و اخلاقی تلقی نمایند و از ظرفیتها و امکانات مسجد برای تحقق این امر خدا پسندانه استفاده کنند، میتوانند اولاً با آموزش مهارتهای زندگی از بسیاری آشفتگیها و نابسامانیهای خانوادگی پیشگیری نمایند؛ ثانیا با مداخله به موقع و مؤثر در بحرانهای خانوادگی و سرکشی از خانوادههای آسیبدیده، در جهت کاهش آلام و رنجهای خانوادههای پیرامون مسجد، گام بردارند.
این فعالیتها که هدف آنها کمک به استحکام و پایداری خانوادههاست بسیار متنوعند و از تشکیل صندوق قرضالحسنه و کمک مالی به خانوادههای نیازمند یا ایجاد درمانگاه و تلاش برای درمان بیماریهای آنان گرفته تا برگزاری جلسات آموزش مهارتهای زندگی و سبک زندگی اسلامیو سرکشی از خانوادههای آسیب دیده را شامل میشود. در اینجا برای نمونه به چند مورد از این راهبردها که اجرای آنها در اکثر مساجد کشور به آسانی میسر است، اشاره میکنیم.
در آموزش مهارتهای زندگی سعی میشود هر رفتاری به اجزای کوچکتر تقسیم شود
1) . قَالَ علی علیه السلام : وَ اِنَّها لَتَحُتُّ الذُّنوُبَ حَتَّ الوَرَقِ و تُطلِقُها اِطلاقَ الرَّیَقِ.
تا افراد بتوانند به راحتی آنها را تمرین کنند. در این آموزشها علاوه بر یادگیری رفتارهای جدید، افراد میکوشند با شناخت خود، خدا، اطرافیان، جامعه و محیط زیست، شیوه تعامل بهینه با آنان را فرا گیرند. (شریفینیا، 1391)
آموزش مهارتهای زندگی به افراد خانواده کمک میکند تا در زندگی واقعی راحتتر بوده و از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار شوند و خودشان را صادقانهتر ابراز کنند و در نتیجه زندگی موفقتر و شادتری را تجربه نمایند.
مساجد میتوانند با استفاده از کارشناسان مجرب و متخصص در امور خانواده این کلاسها را برای بانوان، آقایان و حتی فرزندان برگزار نمایند. البته در برگزاری این کلاس باید نکاتی همچون تناسب زمانی، محیط آموزشی مناسب، سطح دانش فراگیران، نیازها و اولویتهای گروه هدف و تلفیق آموزههای دینی با فنون علمیمدرن به دقت رعایت شود.
یکی از مؤثرترین اقدامات برای مهار آسیبهای خانوادههای در معرض خطر، مداخله افراد آشنا به مسائل خانوادگی، با تجربه، خیرخواه، دلسوز و خوشبیان در درگیریهای خانوادگی و رویدادهای بحرانزای خانوادههاست. این نوع مداخلات باعث کنترل نسبی اوضاع و کاهش تنش و درگیری پیش آمده در خانواده است.
با توجه به این که اغلب اعضای هیئت امنای مساجد انسانهایی مؤمن، خیّر، خوش نام و مورد اعتماد مردم هستند، میتوانند با مداخله به موقع و مناسب خود در بحرانهای خانوادگی نقش برجستهای در پیشگیری از نزاعهای خانوادگی و احیانا طلاق و از هم پاشیدگی خانوادهها داشته باشند.
به دلایل مختلف بعضی خانوادهها دچار آسیب و پریشانی میشوند. حوادثی از قبیل ورشکستگی، تصادف، مرگ عزیزان، بیماری سخت و صعب العلاج، زندانی شدن یکی از اعضای خانواده، اعتیاد، از دست دادن شغل و اموری از این دست میتواند یک خانواده را با فاجعهای بزرگ
مواجه سازد. در چنین شرایطی انسانها بیش از هر چیزی نیاز به تسلی خاطر و حمایت اجتماعی دارند. اگر بعضی نمازگزاران سرشناس و موجه مسجد به همراه امام جماعت برنامهای منظم برای شناسایی و سرکشی از این نوع خانوادهها داشته باشند
و ضمن شنیدن درد دلها و مشکلاتشان، تا حد امکان کمکهایی به آنان ارائه دهند، بیتردید تأثیر شگرفی بر آرامش خانواده و کاهش اثرات آسیب خواهدداشت. پژوهشهای متعدد تأیید کردهاند که ارائه حمایتهای عاطفی و اجتماعی به میزان زیادی، تنش، تنهایی، اضطراب و سایر شرایط آسیبزا را کاهش داده و سلامت روانی دینداران را از طریق بهبود شرایط محیطی افزایش میدهد. (پولنر(1)، 1989؛ کیرک پاتریک(2)و هود(3)، 1990؛ آرگیل(4)، 2000) افزون بر این، روحانیون و مبلغان دینی میتوانند با ایجاد فضای حمایتی معنوی، بعضی از اختلالات خلقی مثل افسردگی، احساس تنهایی و کمرویی را درمان نمایند.
پژوهشهای انجام شده بیانگر آن است که حمایتهای اجتماعی باعث میشود که افراد کمتر دچار اعتیاد به مواد مخدر شوند. (گورساچ(5)، 1995)
ایجاد مراکز مشاوره خانواده در مساجد موضوع جدیدی است که میتواند به جذابیت مسجد بیفزاید. در شرایط کنونی زوجین و خانوادهها بیش از هر زمان دیگری نیازمند حمایت و راهنمایی هستند، به همین دلیل، ایجاد این گونه اماکن در مساجد که بیش از سایر مکانها مورد اعتماد خانوادهها و مردم قرار دارند، ضروری به نظر میرسد.
البته مراکز مشاوره مساجد باید کلیه معیارها و استانداردهای یک مرکز مشاوره خوب و قابل قبول را داشته باشند. این مراکز علاوه بر این که بایستی از سازمان نظام روانشناسی دارای مجوز رسمی باشند، لازم علاوه بر فراهم آوردن مکانی امن، آرامبخش و دلنشین برای مراجعان، از نیروهای روانشناس و مشاور توانمند و با تجربه استفاده نمایند.
حداقل استانداردهای لازم برای یک مرکز مشاوره قابل قبول عبارتند از:
از تجهیزات و لوازم اداری مانند رایانه، میز اداری، صندلی راحتی و کاناپه، فایل، قفسه کتاب، وسایل کمک آموزشی مثل اورهد و ... به مقدار کافی برخوردار باشد.
کلیه اتاقهای مرکز مشاوره با رنگهای روشن و آرام بخش مثل سبز روشن، سفید استخوانی، آبی کمرنگ، کرم ملایم و ... رنگآمیزی شوند، تا محیط برای مراجعین دلنشین و آرامبخش باشد.
محیط مشاوره باید با گلهای طبیعی یا مصنوعی و تصاویر زیبا از طبیعت تزئین گردد. دقت شود که در مراکز مشاوره عکس افراد یا شخصیتها وجود نداشته باشد؛ چون ممکن است نشان دهنده جهتگیری سیاسی مرکز بوده و برای پارهای افراد ناخوشایند باشد.
کلیه روان شناسان و مشاوران علاوه بر دارا بودن مدرک دکتری یا کارشناسی ارشد روانشناسی، مشاوره، یا علوم تربیتی باید از اطلاعات دینی خوبی هم برخوردار باشد و از آنها در مشاورههای خود استفاده نمایند.
در میان تمام کسانی که به نوعی در اداره امور مسجد دخالت دارند، امام جماعت دارای نقشی ممتاز و ویژه است؛ به طوری که صلاحیتها، شایستگیها، عملکرد، شخصیت و چگونگی برخورد او با مردم اثر شگرفی بر جذب یا دفع افراد به مسجد دارد. (نوبهار، 1375)
معمولا ائمه جماعات مساجد به عنوان الگوهای اخلاقی و معنوی بیش از دیگران مورد وثوق و اعتماد مردم هستند و بسیاری از خانوادههای مذهبی ترجیح میدهند مشکلاتشان را با امام جماعت در میان بگذارند و از آنها راهنمایی بخواهند.
اگر امام جماعت بخواهد مسئوولیت خود را به بهترین نحو انجام دهد، باید رابطه صمیمانهای با مردم برقرار کند. بدین منظور او باید واجد سه عنصر مقبولیت، محبوبیت و موفقیت باشد.
مقبولیت یعنی مردم او را واقعاً بپذیرند و به او اعتماد کنند. اگر امام جماعت مقبول نمازگزاران و اهل محل نباشد، کلام او تأثیری در مردم نخواهد داشت. از جمله عوامل مؤثر در مقبولیت امام جماعت این است که علاوه بر آگاهی کامل از مسائل دینی، فردی روشنفکر، آگاه و برخوردار از دانش روانشناسی و مسائل خانوادگی باشد.
محبوبیت به معنای آن است که علاوه بر پذیرش وی توسط مردم، آنها او را قلباً دوست بدارند و علاقمند به صحبت و ارتباط با وی باشند. مهربانی، خوشرویی، صداقت، گرمیو صمیمت در برخوردها، انعطاف پذیری، شوخ طبعی و فروتنی باعث محبوبیت فرد میشود.
موفقیت هم زمانی حاصل میشود که اولاً امام جماعت در برقراری ارتباط مؤثر و همدلانه با مردم موفق باشد و ثانیا با استفاده صحیح از تکنیکهای آموزشی و تربیتی بتواند آنان را به درستی راهنمایی کند.
رابطه امام جماعت با نمازگزاران باید صمیمانه و مبتنی بر احترام و محبت متقابل باشد. بدین منظور باید همواره با آنان گفتگو کند؛ از مشکلات شان آگاه باشد؛ موفقیتهایشان را تبریک بگوید و از ناراحتی و غمهایشان ابراز تأسف کند.
یک امام جماعت مشاور برای مشاوره دادن به خانوادهها، علاوه بر داشتن شرایط امام جماعت نظیر تقوا و عدالت، توانایی علمیو خصوصیات اخلاقی، باید از ویژگیهای زیر نیز برخوردار باشد:
دارای سلامت جسمیو روانی باشد.
باهوش باشد و توانایی توجیه و متقاعدسازی دیگران را داشته باشد.
به انسانها و حل مشکلات آنها علاقمند باشد.
انعطافپذیر باشد و کسی را به پیروی و اطاعت از خویش مجبور نکند.
رازدار باشد و هرگز اسرار مردم را فاش نسازد.
متقی؛ خوشنام و قابل اعتماد باشد.
به توانایی و محدودیتهایش آگاه باشد و در مسائلی که تخصص ندارد، مداخله نکند.
ضمن آشنایی با علم روانشناسی و تعلیم و تربیت، به فنون و روشهای مشاوره مسلط باشد.
ذهن فعال و پویایی داشته باشد و بتواند سؤالات دقیق و مناسب را به موقع مطرح سازد.
به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کند و از روابط اجتماعی خوبی برخوردار باشد.
از سعه صدر برخوردار باشد و توان شنیدن مطالبی را که با آنها موافق نیست داشته باشد.
انتقادپذیر باشد و خود را کامل و بدون عیب و نقص نداند.
دارای یکپارچگی درونی و انسجام شخصیتی باشد.
عفیف و پاکدامن باشد و در گفتگوی با زنان و دختران مسائل شرعی و اخلاقی را کاملاً رعایت نماید.
دارای اعتماد به نفس بوده و در ارائه راه حلها از خود خلاقیت و ابتکار نشان دهد.
دارای همدلی و خلوص بوده و درد و رنج مراجعین خود را درک نموده و با آنان همدلی نماید.
انسانها را با ارزش بداند و برای حل مشکلات آنها تمام توان خویش را به کار گیرد.
مثبت اندیش و امیدوار باشد و همواره دیگران را امیدوار و خوشبین به حل مشکلاتشان نماید.
خوش تیپ، خوش لباس و آراسته باشد. مواظب نظافت دهان و دندان و احیانا بوی بد دهان خود بوده، و هرگز از پاکیزگی لباس و بدن خود غافل نشود.
رفتارش با مراجعین توأم با احترام و تواضع باشد و از خودخواهی، تکبر، خشکی و تندخویی بپرهیزد.
کاری که یک مشاور خانواده باید برای مراجعینش انجام دهد دارای سه بعد شناختی، رفتاری و عاطفی است. در بعد شناختی مشاور باید کاری کند که مراجع، نخست به خودشناسی برسد و بعد دیگران را بشناسد و آنان را همان گونه که هستند، بپذیرد. در بعد رفتاری مشاور سعی میکند مراجع را از یک رفتار غیراخلاقی به یک رفتار اخلاقی سوق دهد. مثلا میکوشد یک فرد دروغگو را به جایی برساند که دیگر دروغ نگوید. در بعد عاطفی مشاور تلاش میکند روابط از هم پاشیده شده اعضای خانواده را تبدیل به روابط صمیمانه کند. مثلا فردی که وجودش پر از کینه و خشم است را به کسی تبدیل کند که وجودش پر از عشق و محبت است.
برای رسیدن به این اهداف لازم است مشاور تا حدودی با دانش خانواده و فنون مورد نیاز آشنا باشد. دامنه این دانشها و فنون بسیار گسترده است که در اینجا امکان پرداختن به همه آنها وجود ندارد. ولی سه مورد اساسی برای مداخله در مسائل خانوادگی عبارتند از: آشنایی با ویژگیهای خانواده سالم، آگاهی از مشکلات کنونی خانوادهها و اطلاع از فنون مداخله در مسائل خانوادگی. در ادامه هر یک از موارد فوق را به اختصار توضیح میدهیم.
بدون شناخت ویژگیهای خانواده سالم، نمیتوان درک درستی از آسیبها و مشکلات خانوادگی داشت. از این رو، در این قسمت برخی از مهمترین خصوصیات خانواده سالم را توضیح میدهیم.
از نظر روانشناسان خانواده سالم خانوادهای است که در رسیدن به اهداف و کارکردهای خود موفق باشد و اعضای آن احساس شادی و رضایت کنند. سلامت خانواده فرآیندی تعاملی است که با روابط و نتایج مثبت مرتبط است و به ساختار، کنشها و ثمرات آن بستگی دارد. از آنجا که اساس خانواده زن و شوهر میباشند، روابط سالم و رضایتبخش بین زوجین شاخص مهمی برای خانواده سالم محسوب میشود.
حسینی (1390) خانوادهای را متعادل و سالم میداند که نیازهای مادی، عاطفی و روانی اعضای آن تأمین میشود؛ علائم مرضی ندارد و در شرایط مطلوب به سر میبرد؛ اعضای خانواده شامل شوهر، زن و فرزندان با هم زندگی میکنند؛ پدر اقتصاد خانواده را اداره میکند و مادر به مدیریت داخلی منزل و همچنین تربیت فرزندان میپردازد؛ بین اعضای خانواده صمیمیت، پذیرش، توجه و رسیدگی نسبت به هم وجود دارد؛ والدین و فرزندان در روابط خود حدود شرعی و ارزشهای اخلاقی را رعایت میکنند؛ فرزندان به والدین احترام میگذارند و بین آنها مشارکت، صمیمت، عطوفت و همدلی وجود دارد.
بدین ترتیب میتوان گفت خانواده سالم خانوادهای است که دارای ویژگیهای زیر باشد:
اعضای خانواده دارای عقاید دینی و ارزشهای اخلاقی مشترکی هستند و خود را ملتزم و عامل بدان میدانند.
متناسب با توانایی، ظرفیت و رضایت زوجین و فرزندان، نقشها و وظایف هر یک از اعضای خانواده به طور واضح و شفاف مشخص و تعریف شده است و هرکس با انجام درست وظایفش، نقش خود را به خوبی ایفا میکند.
اعضای خانواده ضمن مراقبت، مشارکت و همدلی با همدیگر، به استقلال شخصیت هم احترام میگذارند و تفاوتهای فردی یکدیگر را میپذیرند.
برای اعضای خانواده مجال بروز طیف گسترده عواطف، از احساسات ملایم و محبتآمیز تا احساسات متعارض و غمگین وجود دارد و آنها میتوانند بدون نگرانی از عواقب آن، احساسات خود را بروز دهند.
اعضای خانواده نسبت به هم وفادار بوده و همگی برای رشد و بهزیستی سایر اعضای خانواده تلاش میکنند.
اعضای خانواده با عشق و احترام با هم رفتار کرده و قدردانی و تشکر قلبی خود را نسبت به سایر اعضا ابراز مینمایند.
اعضای خانواده درباره همه مسائل زندگی و مشکلات خانوادگی با آرامش با هم گفتگو
میکنند و به جای انکار یا سرکوبی مشکلات، آنها را با صمیمیت و تفاهم بررسی مینمایند.
اعضای خانواده از صرف کردن وقت با هم لذت میبرند و از نظر کمیو کیفی اوقات خوشی را با هم میگذرانند.
اعضای خانواده در مراحل مختلف زندگی به جای سرزنش و تحقیر، طرد و تمسخر، اجبار و تحمیل به یکدیگر، روش تعریف و تشکر، تأیید و پذیرش تشویق و پاداش و تأمین حق انتخاب و آزادیهای مشروع را به کار میگیرند.
در هنگام وقوع اختلافات بین فردی یا بحرانهای خانوادگی میکوشند از طریق گفتگو، شوخی و بذلهگویی و ابراز احساسات سازنده و مثبت نسبت به هم، مداخله بزرگترهای فامیل یا نزدیکان آگاه و دلسوز، و یا درخواست مشاوره از روان شناسان و متخصصان، مشکلات خود را حل نمایند.
به طور خلاصه میتوان گفت با تقویت روابط و مناسبات مطلوب در خانواده، رفتارهای خانواده سالم در جلوههای زیر ظاهر میشود: گفتگوی سالم و مؤثر، رفتار ارتباطی خوب، رفتارهای معنوی، رفتار مناسب با خویشان و سایر مردم و روشهای مؤثر برای حل اختلافات و تعارضها. (دلشاد تهرانی، 1388)
شکل یک ساختار پویای خانواده سالم از دیدگاه اسلام را نشان میدهد. هر گونه اختلال در این مراحل به آسیب و آشفتگی خانواده منجر میشود.
برای این که بتوانیم به خانوادهها کمک کنیم، بایستی عوامل آسیبزا و چگونگی مقابله با آنها را بشناسیم. در یک تقسیمبندی کلی میتوانیم مهمترین علل آسیبهای خانوادگی را به سه دسته عوامل اجتماعی، عوامل شخصی و عوامل ارتباطی تقسیم کنیم.
2-1. عوامل اجتماعی
شیوع گسترده اموری مانند احساس از خود بیگانگی فرهنگی، پیدایش شیوههای جدید زندگی جنسی، تغییر نقشهای زن و شوهر، آسان شدن جابجایی و مهاجرت، هستهای شدن خانوادهها، در هم آمیختگی فرهنگی، اشتغال زوجین، عادی شدن طلاق و سست شدن ارزشهای دینی و اخلاقی زمینه آسیبپذیری خانوادهها را افزایش داده است.
2-2. عوامل شخصی
مسائلی مثل برداشتها و انتظارات غیرواقعی از ازدواج، ناهمخوانی اهداف زوجین، تغییر نگرشها، سبکهای احساسی و رفتاری متفاوت، مشکلات رفتاری و شخصیتی افراد و حالات روانی کنونی همسران، از جمله اموری هستند که باعث آشفتگی خانوادهها میشوند.
2-3. عوامل ارتباطی
مجموعه مسائلی که به کیفیت روابط والدین و فرزندان مربوط میشود، در این حیطه قرار میگیرند. مشکلاتی نظیر کمبود ارتباط کلامیو عاطفی، پرخاشگریهای کلامی، رفتار ناخوشایند متقابل، الگوهای ارتباطی نامناسب، ناتوانی همسران در حل مشکلات بین فردیشان و روابط ناسالم فراخانوادگی از جمله عوامل آسیبزا به شمار میآیند.
این عوامل که منبع بسیاری از پریشانیها و ناهنجاریهای خانوادگی در عصر ماست، باعث بروز مشکلات عدیدهای در خانوادهها میشود که میتوان آنها را در 5 گروه اصلی مشکلات شناختی، رفتاری، کلامی، عاطفی و روانی جای داد.
عقاید خرافی، باورهای غلط، ارزشهای نادرست، نگرشهای معیوب و انتظارات نامعقول مهمترین مشکلات شناختی افراد خانواده را تشکیل میدهند معمولا افکار و باورهای نادرست، باعث انجام رفتارهای ناسالم و آسیبزا میشوند. این رفتارها نظیر پرخاشگری بیتفاوتی، کنارهجویی و ... خود منشأ بسیاری از مشکلات خانوادگی است که گاه فروپاشی بنیان خانواده را در پی دارند.
مشکلات کلامینیز سهم بزرگی در آشفتگی روابط زوجین و فرزندان دارند. بسیاری از
زوجها، و خانوادهها از نحوه ارتباط و گفتگوی با یکدیگر ناخشنود هستند. برخی بسیار ساکتند و به ندرت با هم صحبت میکنند؛ بعضی از لحن و نحوه گفتگو شکایت دارند و میگویند اغلب با لحن تحکمآمیز و غیرمؤدبانه با آنها صحبت میشود؛ پارهای هم نمیتوانند همدیگر را درک کنند و از حرفهای طرف مقابل برداشت منفی میکنند.
گاه وقتی یکی از اعضای خانواده با دیگری صحبت میکند، او متوجه نمیشود که گوینده درحال تلاش برای برقراری رابطه با اوست؛ در نتیجه پاسخ تند و ناامید کنندهای میدهد همین امر اختلاف بین آنها را تشدید میکند. بسیاری از زوجها از گفتگو و مشاجرههای رنجآور گله دارند و اظهار میدارند که اغلب سخنان طرف مقابل حاوی سرزنش کردن، حمله کردن، دفاع کردن، کنارهگیری کردن یا آمیزهای از اینهاست. برخی زوجها هم خبر میدهند که گفتگوهایشان با هم عمقی ندارد و برای همین احساس دوری و جدایی میکنند.
بخش دیگری از مشکلات خانوادهها ناشی از عواطف و احساساتی است که نسبت به هم ابراز میکنند. برخی شدیداً هیجانی هستند و نمیتوانند احساسات ناراحتکننده خود را مهار نمایند. این افراد با افراط در احساسات منفی، مدام بر ناراحتیها و مشکلاتی که به طور طبیعی در زندگی روزانه پدید میآید، انگشت میگذارند. گاهی تمرکز بر این هیجانهای منفی به اندازهای شدید میشود که همه ابعاد زندگیشان را تحت تأثیر قرار میدهد. آنان نمیتوانند حتی وقتی سرکار هستند یا در موقعیتهای لذتبخش به سر میبرند، فکرشان را از احساسات آشفته و ناراحت کننده رها سازند. گاهی این تمرکز افراطی بر احساسات منفی، به اندازهای اعضای خانواده را از نظر عاطفی خسته میکند که دائماً احساس ناراحتی و فشار روانی میکنند و نمیتوانند از جنبههای مثبت زندگیشان لذت ببرند.
و در نهایت گاهی مشکلات خانوادهها ناشی از اختلالات روانی و ناهنجاریهای رفتاری یک یا چند نفر از اعضای خانواده است. ابتلای به افسردگی، اختلالات اضطرابی، وسواس فکری و عملی، اختلال دوقطبی، بدکارکردیهای جنسی، مصرف مواد مخدر و الکل یا اسکیزوفرنی، تأثیرات شدیدی بر نابسامانیهای خانوادگی دارند. (اپشتاین و باکوم ، 2002)
نکته بسیار مهم در آسیبشناسی خانواده، ماهیت تعاملی آن است. یعنی در بیشتر مشکلات خانوادگی حتماً هر دو یا چند طرف نقش دارند. وقتی زن و شوهر در برابر مشکلی قرار میگیرند که نمیتوانند آن را بین خود حل و فصل نمایند، ممکن است به یکی از چهار الگوی تعاملی نامناسب زیر رو آورند:
حمله متقابل: در این الگوی رفتاری همسران به جای حل مشکلاتشان به رفتارهای پرخاشگرانه متقابل نظیر انتقاد از هم، تهدید یکدیگر و گاه بدرفتاریهای بدنی و عاطفی رو میآورند.
درخواست -کنارهگیری: در این سبک رفتاری یکی از همسران دیگری را اغلب به شیوه پرخاشگرانه و تهاجمیدنبال میکند تا توجه و پذیرش او را به دست آورد؛ اما طرف مقابل از او کنارهگیری میکند یا از توجه به او خودداری میکند.
کنارهگیری متقابل: در این حالت هر دو همسر با هم قهر کرده و از یکدیگر فاصله میگیرند تا درگیر تعاملهای تنفرآمیز نشوند.
جدایی متقابل یا یکطرفه: در این شیوه یکی از همسران یا هر دو علاقهای به طرف مقابل ندارد و حتی وقتی یکی از آنها به دیگری نزدیک میشود، او خود را کنار میکشد و از او دوری میکند.
به هر حال وقتی انتقادها و بیحرمتیهای یکی از همسران، عزت نفس دیگری را به مخاطره میافکند، این باعث گوشهگیری یا رفتار دفاعی طرف مقابل میشود. همسران اغلب رها کردن یک رابطه خصمانه را بر این که با کسی زندگی کنند که دائماً موجب ناراحتی و افسردگی شود، ترجیح میدهند.
براساس تحقیقات انجام شده در حال حاضر مهمترین علل اختلافات زناشویی در ایران ناسازگاری و عدمتفاهم، بیکاری و مشکلات اقتصادی، اعتیاد، دخالت خانوادههای زوجین، تعارض شدید با خانواده همسر، سوءظن و بدگمانی، اختلال دو قطبی، خشونت خانگی، خیانتهای زناشویی و روابط جنسی نامشروع میباشد. (حسینی، 1386، محسنزاده و همکاران،1390و هنریان و یونسی،1390)
بیتردید مشکلات فوق ریشه در مسائل تربیتی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه دارد و بدون توجه به آنها نمیتوان چندان امیدی به حل ریشهای مشکلات و تحکیم نهاد خانواده داشت. مشکلات فوق مسائلی همچون: تضعیف باورهای دینی در جامعه و خانوادهها، آشفتگی و جابجایی نقشهای زن و شوهر در خانواده، استقلال اقتصادی زنان و تجملی شدن زندگیها، کاهش نقش والدین و بزرگان فامیل در حمایت اجتماعی از زوجهای جوان، و در نهایت تغییر ارزشهای خانوادگی مانند کاهش قبح طلاق، بیصبری در مشکلات و کم اهمیت شدن حفظ خانواده را در پی داشته است. (قدسی، 1390؛ یونسی و بهرامی 1388)
مشاوره خانواده یک فعالیت تخصصی و حرفهای است که طی آن مشاور در یک رابطه چهره به چهره، از تکنیکها و فنون متنوعی برای حل مشکلات خانوادگی استفاده میکند. مهمترین کار یک مشاور این است که اعضای خانواده از علل مشکلاتشان درک بهتری پیدا کنند و برای حل آن به راهحلهای سازنده و مؤثری دست یابند؛ زیرا مشکل اساسی بسیاری از خانوادهها آن است که در عین رنج بردن، هیچگاه
مسئله خود را مورد تجزیه و تحلیل قرار نمیدهند و اغلب از عوامل ایجاد کننده آن آگاه نیستند. وظیفه مشاور این است که با استفاده از فنون مشاورهای آرام آرام مراجع را نسبت به ماهیت مشکل و راهحلهای آن آگاه سازد.
برای کمک به خانوادهها نخست باید با والدین یا فرزندان بزرگتر ارتباط برقرار کرد. مهمترین اهداف این رابطه آن است که اولاً مشاور را به عنوان شخصی بپذیرند که میتواند برای حل مشکلات آنها مفید و مؤثر باشد؛ ثانیاً مطمئن شوند که مشاور فردی امین، رازدار، دلسوز، اخلاقی و بیطرف است و از هیچ کس جانبداری نمیکند.
مشاور خانواده باید همواره به این نکته توجه داشته باشد که تمامیمشکلات و آشفتگیهای خانوادگی ماهیت زوجی و طرفینی دارد و در هر مشکلی حتما دو طرف در آن نقش دارند. به همین دلیل، برای موفقیتآمیز بودن هر نوع مداخلهای باید طرفین مشارکت داشته و مسئولیت خود در بروز مشکل و حل آن را بپذیرند. یکی از مؤثرترین شیوههای تأثیرگذاری یک زوج بر دیگری، تغییر دادن رفتار خودش است. البته اگر یکی از زوجین با مشارکت خود، رفتارش را تغییر دهد ولی از طرف مقابل پاسخ مناسبی دریافت نکند، ممکن است او خشمگین یا رنجیده شود و کوشش خود را کاهش دهد. بنابراین مشاور بایستی هر دو طرف را به مشارکت در فرایند تغییر رفتار مشکلزا ترغیب کند و مسئولیت هر یک از آنها را در انجام توصیههای مشاورهای گوشزد نماید. در واقع هر فرد باید به شیوهای رفتار کند که با معیارها یا نظام ارزشی او به عنوان یک همسر خوب مطابقت داشته باشد. بدین منظور هر شخص میتواند از خود بپرسد: آیا من شیوه رفتار خودم را میپسندم و با آن موافقم؟ آیا این همان شیوهای است که من دوست دارم همسرم نیز همان طور با من رفتار کند؟
بنابراین مشاور قبل از هر چیز باید بداند که آیا طرفین حاضرند در خود تغییر رفتاری انجام دهند؟ این موضوع خصوصاً زمانی که یک فرد نسبت به همسرش بدرفتاری میکند، بسیار اهمیت دارد. نظر به این که بسیاری از شکایات خانوادهها، مربوط به مشکلات ارتباطی
اعضای خانواده با یکدیگر میباشد، آموزش مهارتهای کلامیو شیوه گفتگوی والدین و فرزندان اهمیت مضاعف مییابد. معمولا گفتگوهای زوجین عمدتا یا برای تبادل افکار و احساسات است یا برای تصمیمگیری و حل مسئله. مشاور باید این دو نوع ارتباط کلامیرا به همسران و فرزندان آموزش دهد. به این مداخله مهارتآموزی میگویند. فرض این است که همسران فاقد این مهارتها، با آموزش آنها را به کار خواهند گرفت.
هدف مشاور آن است که اعضای خانواده افکار و احساسات خویش را به شیوه باز و محترمانه، مبادله کنند.
رهنمودها در مورد شیوه گفتگوی سالم و سازنده بایستی خلاصه و آسان باشد تا همه اعضای خانواده آن را به خوبی بفهمند و بتوانند براساس آن عمل نمایند. مشاور برای تشخیص مشکلات خانوادهها میتواند از سؤالات زیر استفاده نماید:
چقدر به همسر یا فرزندان ابراز محبت می کنید؟
هنگام اختلافات چگونه خشم خود را کنترل می کنید؟
آیا از روابط زناشویی خود راضی هستید؟
آیا به راحتی با هم صحبت می کنید و در هنگام گفتگو شنونده خوبی هستید و با دقت به حرفهای همسر یا فرزندتان گوش میدهید؟
چقدر به هم احترام می گذارید یا باعث تحقیر و آزار همدیگر میشوید؟
آیا با حقوق همسر و فرزندان و وظایف خود نسبت به آنها آشنایی دارید؟
در تصمیمگیریهای مربوط به خانواده و خود چقدر با هم مشورت میکنید؟
چقدر به رعایت حدود شرعی در روابط زن و مرد نامحرم مقید هستید؟
چقدر مشکلات و اختلافات خود را به خانوادههای اصلی انتقال میدهید؟
در خانه چقدر به احکام الهی توجه دارید و رضایت خداوند را در نظر میگیرید؟
مسجد مهمترین و عالیترین کانون الهی در جهت رشد و شکوفایی معنوی، علمی، اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی، خانوادهها در اعصار مختلف بوده است. این مکانهای مقدس علاوه بر نقش مهمی که در عبودیت و بندگی خداوند دارند، میتوانند زمینه تقویت همبستگی و تحکیم نهاد مقدس خانواده را نیز فراهم سازند. از این رو، اگر جوامع اسلامی خواستار نظام خانوادگی مطلوب و سرشار از معنویت و اخلاق هستند، باید به این کانونهای مقدس و بوستانهای الهی که در طول تاریخ مهبط عبادت، معرفت و ارزشهای اسلامی بودهاند، بیشتر توجه نمایند و با فراهم آوردن زمینه حضور خانوادهها در مساجد، نهاد خانواده را پایدار و مستحکم نموده و از این طریق با کاهش آسیبها و
مفاسد، به ایجاد جامعهای سالم و پویا کمک کنند. بدین منظور میتوان اقدامات و برنامههای زیر را در دستور کار فعالیتهای مساجد قرار داد:
امام جماعت، هیئت امنا و سایر مسئولان مساجد باید با برگزاری جلسات و نشستهای مشترک، طرحی جامع برای استفاده از تمامیظرفیتها و کارکردهای مسجد در جهت تحکیم بنیان خانواده تدوین نمایند. مسجد باید به درون خانوادهها برود و خانوادهها باید مسجد را پناهگاهی امن و مطمئن برای خود و فرزندانشان بدانند.
جلسات سخنرانی، بحث و گفتگو پیرامون مسائل خانوادگی در مساجد برگزار شود و در آنها نکات تربیتی مربوط به فنون همسرداری، شیوههای فرزندپروری مسائل اخلاقی و حقوق خانوادهها و هر آنچه به خانواده مربوط میشود، مطرح شود تا از آسیبهای فردی و اجتماعی خانوادهها و فرزندان کاسته شود. در این جلسات، باید از روان شناسان برجسته و کارشناسان تربیتی خبره استفاده شود تا بتوانند برای مسائل و مشکلات حاد و پیچیده امروزی که در بسیاری از خانوادهها و فرزندان پدید آمده است، راهحلهای مناسب و کاربردی ارائه دهند.
برای اوقات فراغت نوجوانان و جوانان برنامهریزیهای جامع و صحیح انجام گیرد. در ایام تعطیلات، بیشتر وقت کودکان و نوجوانان و جوانان به بطالت میگذرد. همین امر گاه زمینه ساز ناهنجاریهای رفتاری و اختلافات خانوادگی در خانوادهها میشود. از این رو، لازم
است مساجد با اجرای برنامههای متنوع، جذاب و شاداب این قشر عظیم را به سوی مسجد فرابخوانند. نوجوانان و جوانان به دلیل آمادگیهای معنوی، نداشتن وابستگی به امور مادی و آزاد بودن فکر و ذهنشان، بهتر مفاهیم و ارزشهای اخلاقی را درک میکنند و رفتارهای پسندیده زودتر در آنها شکل میگیرد.
مساجد فقط در ساعات نماز باز هستند و در بقیه اوقات بیاستفادهاند. متولیان میتوانند با اختصاص قسمتی از مسجد برای ارائه مشاوره و حل بحرانهای خانوادگی، از ظرفیتهای مسجد برای تحکیم نهاد خانواده استفاده کنند. البته، بهتر است این کار با حضور امام جماعت، معتمدان و افراد خوشنام و نیکوکار محله انجام شود.
در هر منطقه، افراد مسن نیکوکار و متخصصی هستند که مایلند از تجارب و دانش خود برای کمک به خانوادهها استفاده کنند. متولیان مساجد میتوانند با سازماندهی این افراد، از آنها برای اجرای برنامههای آموزش خانواده، حل تعارضات زوجین، شیوههای تربیت فرزند و همچنین حل مشکلات خانوادگی استفاده کنند تا علاوه بر بهره بردن از کمالات و تجارب گران قدرشان، زمینه آشنایی خانوادهها با این افراد نیز فراهم گردد.
قرآن کریم، ترجمه محمد مهد فولادوند، تهران و قم: دارالقرآن الکریم، 1373.
نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، تهران: انتشارات علمی، 1391.
ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، 4جلد، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1413.
انصـاریراد، علیاکبـر، راهـکارهـای جـذب جـوانان بـه مساجـد،، 1388. مقاله در پایگاه:
www.andishegom.com
پورمحسنی، فرشته، طراحی برنامه توانمند سازی زوجین بر مبنای الگوی رضایتمندی زناشویی و مقایسه آن با برنامه توانمندسازی انریچ، رساله دکتری تهران: دانشگاه تربیت مدرس، 1389.
توانایان فرد، حسن، چهل ابتکار برای مساجد، تهران: راهیان نور، 1377.
جدیری، جعفر، ساخت و اعتباریابی مقیاس رضامندی زناشویی، اسلامیدین و روانشناسی شماره 8، 1389.
حرالعاملی، محمدبن الحسن، تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه. 30 جلد، تحقیق موسسه آل البیت لاحیاء التراث. قم: موسسه آل البیت :.، 1416.
حسینی بیرجندی، سید مهدی، نظریهها و فنون خانواده درمانی، تهران: رشد، 1390.
حسینی، حسن، جامعه شناسی نظام گسیختگی خانواده و طلاق، نقل از بررسی مشکلات حقوقی زنان در دادگاهها توسط شورای فرهنگی اجتماعی زنان، تهران: سلمان، 1386.
دلشاد تهرانی، مصطفی، درسنامه اخلاق خانوادگی، تهران: دریا، 1388.
دولتخواه، محمد، کاربرد نظریه روان درمانگری چند وجهی لازاروس در حل مشکلات زوجین با نگرش به منابع اسلامی، رساله دکتری، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینیu ، 1392.
ساروخانی، باقر، مقدمه ای بر جامعه شناسی خانواده، تهران: سروش، 1370.
سالاری فر، محمدرضا، خانواده در نگرش اسلام و روان شناسی، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1385.
سالاری فر، محمدرضا، طراحی زوج درمانی شناختی رفتاری مبتنی بر متون اسلامیو مقایسه کارآمدی آن با زوج درمانی شناختی رفتاری توسعه یافته در افزایش رضایت زناشویی زوجها، رساله دکتری، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1393.
صفورایی، محمدمهدی، ساخت و اعتباریابی پرسشنامه سنجش کارآمدی خانواده از دیدگاه اسلام.
رساله دکتری، قم: موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، 1388.
طبرسی، فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، بیروت: دارالحوراء، 1408ق.
طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، لبنان: دارالمتعارف المطبوعات، 1412ق.
قدسی، علی محمد و همکاران، بازدارندهها و تسهیل کنندههای اقتصادی – اجتماعی طلاق، مطالعات راهبردی زنان، 1390.
قرائتی، محسن، اولین سرمایه داران دنیا، مجله رشد مدیریت مدرسه. شماره 7، 1386.
کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، فروع الکافی، لبنان: دارالتعارف للمطبوعات، 1413.
کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، اصول الکافی، تحقیق محمد جواد الفقیه، فهرست و تصحیح181، 1411ق.
مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت : موسسه الوفا، 1412ق.
محسن زاده، فرشاد، نظری، علی و مختار، عارفی، مطالعه کیفی عوامل نارضایتی زناشویی و اقدام به طلاق. مطالعات راهبردی زنان، 14(53گروه اجتماعی)، 1390.
مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت از نظر اسلام، قم و تهران: صدرا، 1372.
نمیری البصری، عمر بن شبه، تاریخ المدینة المنوره، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1417ق.
نوبهار، رحیم، مسجد نمونه، تهران: ستاد اقامه نماز، 1375.
نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل، بیروت: مؤسسة آلالبیت لإحیاء التراث، 1408 ق.
هاشمیرفسنجانی، علی اکبر، جایگاه نماز در حکومت، مجموعه سخنرانی و مقالات نماز راهی به سوی کامیابی، بی جا: ستاد اقامه نماز، 1376.
هنریان و یونسی، بررسی علل طلاق در دادگاههای خانواده تهران، مطالعات روان شناسی بالینی، 1390.
یونسی، سیدجلال و فاضل، بهرامی، پیشبینی رضایت زناشویی و تفکر قطعی نگر در زوجین، فصلنامه روانشناسان ایرانی، سال پنجم، شماره 19، 1388.
Argyle, M. (2000). Psychology and religion. London: Routledge.
Epstein,B.N. and Baucom,D.H. (2002). Enhanced Cognitive-Behavior Therapy for
Couples. Washington DC: APA.
Gorsuch, R. L. (1995). “Religious aspects of substance abuse and recovery”. Journal of Social Issues, 51(2), 65-83.
Hall,Scatt(2006).Marital meaning exploring young adults,behief system about marriage Journal of Family Issues. 27, 1458-1437.
Kirkpatrick, L. A., & Hood, R. W. (1990). “Instrinsic religious orientio: The boon or bane of contemporary psychology of religion”. Journal for the Scientific Study of Religion, 29, 442-462.
Pollner, M. (1989). “Divine relations, social relation, and well-being”. Journal of Health and Social Behavior, 30, 22-104.
Rosen Grandon ,J.R . Myers,J.E. & Hattie.J.A.(2004). The relationship between marital characteristics , marital interaction processes and marital satisfaction. Journal of Counseling & Development, 82(1), 58-68
Walsh, Froma (2009). Spiritual Resources in family Therapy.New York :The Guilford Press.
1) استادیار دانشگاه علامه طباطبایی.
با اعتقاد به اینکه محیط، تأثیر به سزایی در شکل گیری شخصیت هر فرد دارد، میتوان گفت کانون های عبادی و مذهبی نقش مهمی در فرآیند تربیتی انسان ایفا می کنند. چرا که بعد روحی انسان به جهت اینکه برخاسته از خاستگاه فطری و الهی است و به لحاظ انعطافپذیری در امر پذیرش آموزه های تربیتی و اعتقادی، در چنین محیطهایی بهتر قابل رشد و تربیت پذیری است. در بین کانونهای مذهبی، مسجد در صورت برخورداری از فضای مناسب از نظر علمی، معنوی، امکانات آموزشی، مدیریتی و اجرایی به عنوان امنترین و مأنوسترین مکان به لحاظ اقبال عمومی (یعنی حضور از هر گروه سنی و تحصیلی و با هر پایگاه اجتماعی و در هر سطح اعتقادی) در بین مسلمانان از جایگاه تربیتی ممتازی برخوردار است. هدف از نگارش این مقاله فراهم شدن فرصتی است برای آگاهی بیشتر از قابلیت های آموزشی و پرورشی مسجد و استمداد از آن در جهات گوناگون به خصوص در فراگیری آداب اجتماعی و نحوه تعامل فرزندان با جامعه در مسیر صحیح و کاربردی و متناسب با آموزههای دینی.
حاصل مباحث پرداخته شده در این نوشتار با این استدلال بیان می شود که در میان محیط های اجتماعی، مسجد با قابلیت باروری استعدادها و زمینه های بالفطره و بالقوه در کودکان و نوجوانان به جهت امتیاز دسترسی در همه ایام و با فضایی عامه پسند، برای تعامل خانواده و تربیت فرزندان در فرآیند کسب مهارتهای اجتماعی و آداب معاشرت در جامعه مسلمین از کارکرد بالایی برخوردار است.
واژگان کلیدی: تربیت، آداب اجتماعی، مسجد، سیره، تعامل.
در نظام خلقت ساختار روحی و روانی انسان به گونه ای طراحی شده است که از همان طفولیت و نوجوانی مهیای پذیرش و باروری است و به فرمودة امیرمؤمنان علی علیه السلام همچون زمینی کاشته نشده آماده پذیرش هر بذری است که در آن پاشیده شود. بعد از وراثت و خانواده، جامعه و محیط پیرامون، نقش انکار ناپذیری در قوام بخشی ساختار فکری و تربیتی انسان دارد. انسان برای حضور در محیط جدید نیاز به سطحی از آگاهی و شناخت دارد تا آمادگی لازم را جهت پذیرش آن محیط پیدا کند. برای ورود به عرصه اجتماع نیز فراگیری و کسب مهارت در ایجاد روابط صحیح تحت عنوان آداب معاشرت و نیز تعامل مداراگرانه به شرط حفظ استدلال و هویت شخصی تحت عنوان عزت نفس امری ضروری می نماید.
پرورش قابلیت ها و استعدادهای بالقوه توأمان با احساس ارزشمندی و شرافت نفس منشأ عزت نفس است. تحصیل این مرحله و دیگر مراحل عالی تربیتی نیازمند کسب یک سری آموزش ها و تجربیاتی است که اگر با ممارست همراه شود نتیجهای قابل قبول و مثمر ثمر به دنبال خواهد داشت.
انسان دانا نیز می تواند با بهره گیری از راه و روش تربیت یافتگان فرهنگ متعالی اسلام در الگوگیری از شخصیت های ممتازی چون پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام مقصد و مسیر مستقیم تربیتی خود و فرزندانش را بیابد و خردمندانه و با اطمینان خاطر در آن قدم بگذارد. در سیرة پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و معصومین علیهم السلام ، مسجد به عنوان مرکز حکومتی و نیز تربیتی کانون توجه ایشان بود و چنانکه سابقاً ذکر شد صرفا به عنوان مرکز عبادی محسوب نمی شد. در میان محیطهای اجتماعی، اماکن مذهبی از جمله مناسب ترین و مؤثرترین فضاهای رشد
و تربیت است که با پیاده کردن اصول صحیح و آموزه های دینی و اجرای مراسم و مناسک اسلامی مبتنی بر سیرة پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام از نتایج پرباری برخوردار است. بدین منظور در این مقاله به طور تفصیلی به کارکرد تربیتی و آموزشی مسجد در فرآیند بلوغ اجتماعی فرزندان با نقش آداب پذیری و رشد اجتماعی به طور کاربردی توجه خواهد شد.
در بین کانون های عبادی، مساجد به علت دعوت و فراخوان عمومی و منظم جهت اجرای مراسم مذهبی و عبادی هر روزه در چند نوبت از پرکارکردترین مراکز مذهبی هستند که از زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و معصومین علیهم السلام به غیر از امور عبادی در امور سیاسی، دفاعی و علمی نیز فعالیت داشته اند.
نظر به سیرة پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و معصومین علیهم السلام نشانگر این مطلب است که ایشان از مسجد به عنوان پایگاه تربیتی انسان ها بیشترین بهره برداری را می کردند. با درنگی بر آیات و روایات، اهمیت و فضلیت حضور در مسجد و جماعت مسلمین را به وضوح مشاهده میکنیم. از
جمله آیه 31 سوره مبارکه اعراف با این مضمون که: «ای فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازی برگیرید و بخورید و بیاشامید اما زیاده روی نکنید که او اسراف کاران را دوست ندارد.»
و در همین سوره: «بگو پرورگادرم به دادگری فرمان داده است و (اینکه) در هر مسجدی روی خود را مستقیم (به سوی قبله) کنید و در حالی که دین خود را برای او خالص گردانیدهاید وی را بخوانید همانگونه که شما را پدید آورد (به سوی او) بر می گردید.» (اعراف/32)و در سوره جن آمده است: «مساجد ویژه خداست پس هیچ کس را با خدا نخوانید.»(اعراف/ 18)و همچنین در روایات گوناگون بر این موضوع پرداخته شده است از جمله در روایتی در باب حرمت اهل مسجد آمده است: «زمانی که امراض مسری و آفات نازل شود، اهل مسجد از آن در امان اند.»(محدث نوری، 1408 .ق، ج 3، ص 356)
این همه تأکید دین بر حضور در جمع مسلمین گویا در بردارنده حکمت و حکمتهایی است که اهل دنیا از آن غافل اند و بارها و بارها معصومین علیهم السلام در مواضع مختلف بدان اشاره
کرده اند. در خطبه 127 نهج البلاغه امام علی علیه السلام مردم را به سمت اجتماع و جماعت بزرگتر سوق می دهند و این گونه استدلال می فرمایند: «همراه جماعت بزرگتر باشید زیرا دست خدا با جماعت است و از تفرقه حذر کنید زیرا کسانی که از جماعت کناره میگیرند طعمه شیطان اند، مانند گوسفندی که از گله جدا می افتد و گرگ او را می درد.»(شریف الرضی،1379)
غالب رفتارهای انسان بر اساس یادگیری استوار است و اولین و مهم ترین پایگاه یادگیری، کانون خانواده است. زیرا خمیر مایه شخصیت انسان در خانواده تکوین می یابد و نگرشها و رغبت ها و رفتارهای درست و نادرست نسبت به پدیده های مختلف، از خانه سرچشمه میگیرد. (فخار، مسجد و خانواده، 139، ج 1) رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: هر نوزادی با فطرت خدایی به دنیا می آید و پرورش می یابد مگر اینکه پدر و مادر، او را به سوی یهودی گری با مسیحی گری بکشانند. (مجلسی، 1364، ج 3، ص 281)
از مسائلی که خانواده ها نباید به آن بی توجهی کنند تربیت فرزندان از سنین نوجوانی است که هنوز بر صفحه دل او چیزی نوشته نشده و از رقت آن کاسته نشده است و به فرموده حضرت علی علیه السلام به فرزند گرامیشان امام حسن مجتبی علیه السلام در نوجوانی به تربیت و تأدیب ایشان اقدام کرده اند که هنوز قلب ایشان مثل زمین خالی از کشت و زرع است قبل از اینکه سخت شود (شخصیت نوجوان شکل بگیرد) و فکر و اندیشه شان مشغول گردد.(الشریف الرضی، 1379، نامه 31)
اقدام به تربیت در سنین بالاتر بهای سنگینی برای هر دو طرف (مربی و متربی) دارد از یک سو به جهت آمیختگی شخصیت فرزند با آن چه از بیرون از محیط خانه به او القاء شده است لجام گسیخته شده و رام کردن او به مهارت بالایی نیاز دارد و از جهت دیگر والدین باید به عنوان مربی با توان مضاعف و سعه صدری دو چندان به تربیت او همت گمارند که از تبعات آن زمان بری و شاید به خاطر درک کمتر شرایط درونی طرف مقابل ناامیدی از نتیجه تلاش باشد.
این نکته حائز اهمیت است که گاهی فرهنگ حاکم بر خانواده خود فراهم کننده شرایط نامساعد در مسیر تربیتی است که عملا فرزند را به سوی شخصیتی نامتعادل سوق می دهد. فقدان دانش کافی در راهنمایی و آموزش، حاکمیت فضای ناسالم و عدم اعتماد، سستی اعتقاد دینی و ضعف، دیگر از عوامل مؤثر در بد تربیتی و ایجاد فقدان امنیت روانی است که چنین فرزندی حکم همان سبزه مزبله را پیدا می کند.
بنابراین هر خانواده ای صلاحیت به عهده گرفتن امر مقدس تربیت را ندارد و بدین ترتیب خانواده ای که بیشتر با استانداردهای اسلامی انطباق دارد، خانواده برتر است. اسلام اهلبیت پیامبر صلی الله علیه و آله را برترین خانواده می شمارد و همگان را به الگوگیری از آن دعوت می کند . در صدر اسلام، مساجد صرفاً مراکز انجام دادن اعمال عبادی تلقی نمی شدند، بلکه همچنین مکان هایی برای انجام دادن فعالیت های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی جامعه مسلمان محسوب می شدند. برخلاف محراب که از قبل به صورتی در عبادت گاه ها رایج بود، منبر از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مساجد به کار گرفته شده پیامبر صلی الله علیه و آله از منبر برای انتشار و ابلاغ فرمان های مهم مانند اعلام حکم جهت شراب خوری، مقررات و احکام زندگی جمعی یا جهت سخنرانی عمومی استفاده می کردند. (ماهنامه مسجد، 1387، ص 45)
زمانی شرایط اقتضا می کرد تا حکومت در مساجد اداره شود اما در جامعه امروز می طلبد که مساجد به فعالیت های خاص خود پردازند. (همان) مساجد مرجع فکری جامعه هستند و پایگاه بسیج عمومی جهت پاسداری از ولایت و حریم دین مبین اسلام محسوب می شوند و هرچه جماعت مسجد عالم تر باشد، رونق مسجد نیز بیش تر است. از مهم ترین فواید حضور در مسجد نیز برپایی نماز جماعت، نمایش همبستگی و پیوستگی مسلمین است و نیز احیای روح برادری بین مسلمانان است. در مسجد همه همراه و همرنگ اند و هیچ ممنوعیتی
برای حضور طبقه ای از طبقات اجتماعی وجود ندارد و ثروتمندترین و قدرتمندترین فرد در کنار فقیرترین و ناتوان ترین فرد می ایستد.(فجری، 1389، ص 129)
از دیگر فعالیت های حضور در مسجد بیدار شدن فطرت ها است: یکی از کارهای شیطان تبدیل روح خداجوی انسان به روح هوس آلود است تا جایی که وعظ و تذکر برایش ملالت آور باشد. مشغولیت به ظواهر بعضی لذت های بی ارزش و انس با محیط های کاذب و خلأ آفرین و سرگرم شدن به تکنیک های روز دنیا در حد افراط، دیگر جایی برای استقبال از مکان ها و جلسات ارزشمند و ضروری علمی و مذهبی نمی گذارد در حدی که گاهی جوانان
مکلف از مسائل مبتلا به روزمره و مسائل اخلاقی و حلال و حرام چیزی نمی دانند و در کنار آن روحیه خیرخواهی و نصیحت پذیری خود را از دست داده اند.
یکی از مسائل مهم در سالم نگاه داشتن فطرت فرزندان و تقویت روحیه دینداری آن ها داشتن همنشین مناسب و سالم می باشد. از آن جا که انسان موجودی اجتماعی و انس پذیر است در روابط اجتماعی ناگریز از انتخاب دولت و همنشین می باشد. اهمیت همنشین صالح را در پیام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به اباذر بهتر می توان درک کرد که : «ای اباذر، همنشین خوب بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از همنیشین بد است.»(عاملی، 1389، ج 1،ص 121)
یکی از ارکان دوستی های صحیح و سالم مکان های مقدس مثل جمعه و جماعت است. گزینش چنین دوستانی عادتاً بر اساس تولی و تبری صورت میگیرد. از مهم ترین معیارهای دوست مناسب، ادب، علم و تقوا است. مجالست با این گروه دوستان موجب تقویت و بصیرت اندیشه و فضیلت های اخلاقی می شود و معمولا شرکتکنندگان در جماعات مقدس مثل مسجد از چنین روحیات و کنشهایی برخوردارند.
برای ورود به محیط اجتماعی یادگیری یکسری هنجارهای مناسب با آن جامعه لازم است که این اقدام باعث ایجاد نظم و انضباط در روابط جمعی می شود. از هنجارهای جامعه اسلامی اظهار دوستی بوسیله سلام است. در فضیلت این عمل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «شایسته ترین مردم نزد خدا و رسولش کسی است که سلام را آغاز کند.»(کلینی، 1369، ج 4، ص 460) تا جائی که حتی سفارش فرموده اند که به کسی که پیش از سلام کردن سخن آغاز کند پاسخ دهید.(همان، ص 459)
از آداب حضور در مکان های مذهبی و عبادتی تقدیم سلام به جمع حاضر است. کسی که به هنگام دیدار گروه هم سنخ خود در مکان مقدس ابلاغ سلام می کند یاد می گیرد در زمان حضور در اجتماعات دیگر که برای ورود به آن یقیناً در زمینه ای با آنان تجانس داشته ابتدا سلام کند خواه این زمینه عقیدتی باشد خواه وجه اقتصادی داشته باشد و خواه در زمینههای سیاسی و حکومتی و حتی به جهت ارتباط دوستانه و محافل خویشاوندی و رفاقت با دیگر اعضای گروه پیوندی داشته باشد.
از دیگر کارکردهای اعلان سلام در فضای مسجد عدم ملاحظات پایگاهی و طبقاتی است و این خصیصه در فرمایش حضرت رضا علیه السلام با این بیان آمده است که: «هر کس فقیر مسلمانی را ببیند و به گونه ای بر او سلام کند که با ثروتمند تفاوت داشته باشد در روز قیامت خدا را در حالتی دیدار می کند که بر وی خشمگین است.»(عالمی، 1389، ص 58)
از دیگر آداب اجتماعی که می توان از آن به عنوان تکمیل آداب سلام گفتن استفاده کرد رسم مصافحه یا همان دست دادن است به طوری که در روایات معصومین از آن برای رفع
کدورت ها و افزایش محبت یاد شده است. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «مصافحه کنید زیرا مصافحه کینه را از بین می برد.» (کلینی، 1369، ج 3، ص 264، ج 18) و حضرت امام باقر علیه السلام نیز در فضیلت این کار فرموده اند: «چون دو مؤمن به هم برسند و به یکدیگر دست دهند، خدا دستش را در میان دست آن ها گذارد و با آن که محبتش نسبت به رفیقش زیادتر است مصافحه کند.»(همان، ص 259، ج 2)
یکی دیگر از آداب حضور در محافل اجتماعی سکوت و بجا سخن گفتن است چه بسا در جمعی که فردی در حال ایراد سخن است، صحبت کردن مستمع را نوعی بی احترامی به خود خطاب کند. اما در باب سکوت و فضیلت آن روایاتی نقل شده بر ارزش آن نسبت به گفتار زیاد و نابجا تأکید شده است. از جمله امام صادق علیه السلام فرموده اند: «بنده مؤمن تا زمانی که خاموش است از نیکوکاران نوشته می شود و چون لب به سخن گشود نیکوکار یا بد کار نوشته شود (یعنی نیکی و بدی او بسته به کلامش است.»(کلینی، 1388، ج 3، ص 309)
در محیط مقدسی مثل مسجد باید به این نکته بیشتر بها داد و توجه کرد چرا که محلی برای عبادت و تفکر در کار خدا و مناجات با او محسوب می شود و سخن گفتن غیر ضروری و خارج از حوزه اعتقادات و معنویات حرمت مقام و جایگاه شریف مسجد را زایل می کند.
تربیت فرزند در جهت حفظ هنجارهای مسجد سبب تقلید او به این امر در محیط اجتماع می شود. کودک یاد می گیرد هنگام شرکت در مجالس وعظ سکوت اختیار کند و حق مجلس را ادا کند و در محافل غیر از این، از پرگویی و سخن پراکنی خودداری نماید و البته باید به او یاد داد که به هنگام نیاز و ضرورت سکوت را رها کند و آن چه را لازم است بیان نماید چنانکه در مضمون به نقل از امام صادق علیه السلام آمده است: «سخن گفتن در راه حق بهتر است از سکوت بر باطل» (ابنبابویه، 1413ق، ج 4، ص 396)
یکی از فواید مهم شرکت در جماعت مسلمین فراگیری آداب نظم و انضباط است. حضور به موقع برای اقامه نماز جماعت با اعلان اذان و تشکیل صفوف منظم نماز وسیله ای است برای آموزش نظم و انضباط اجتماعی که از رموز موفقیت در هرکاری شمرده شده و تأمین هدف زندگی به وجود آن بستگی دارد.
منابع دینی تأکید بسیاری بر این رفتار فردی و اجتماعی دارند و جایگاه آن را بعد از تقوای خدا دانستهاند. (أوصیکم بالتقوی و نظم امرکم)
تقسیم اوقات شبانه روز، دیدار اقوام و دوستان، انجام امور شخصی و اشتغالات، امور
بهداشتی و نظافتی، مخارج و هزینه های زندگی و ... با قرارگرفتن در دایره نظم از بهره وری لازم برخوردار می شود. در سیرة پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و اهلبیت علیهم السلام ایشان مشاهده می شود که چگونه ارزش این نکته اخلاقی صورت عملی به خود گرفته است از تقسیم کارهای خانه و بیرون از خانه تا تقسیم زمان بیتوته و همخوابگی بین همسران متعدد که به این نحو رنگ عدالت نیز به خود گرفته است که حکایت از رعایت نظم در تمام ارکان زندگی دارد.
سفارش به مدارا با مردم از توصیه های دیگر دین جهت حفظ آرامش و وحدت جامعه مسلمین است که در معاشرت های شخصی هم به آن تاکید شده است تا جائیکه از شرایط عقل شمرده می شود. امام صادق علیه السلام به نقل از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : «خداوند مرا به سازگاری با مردم دستور داد همان طور که به انجام واجبات امر فرمود.»(کلینی، 1369، ج 4، ص 355، ح 5) و در جایی دیگر امر فرموده اند: «مدارا کردن با مردم نصف ایمان و لطف کردن به آن ها نصف زندگی است. با نیکان به طور پنهانی و با بدان آشکارا معاشرت داشته باشید و بدان رغبت زیاد نشان ندهید که بر شما ستم می کنند.»(همان) در این روایت حدود و نحوه معاشرت با هر گروه از نیکان و بدان نیز مشخص گردیده است.
در یک جامعه انواع تفکرات و سلیقه ها و آداب و رسوم ناشی از فرهنگ منطقه ای وجود دارد که برای تداوم حضور در اجتماع پذیرفتن و سازگاری نشان دادن، در رأس ارتباطات است. همان طور که در محیط مسجد همه قشر از طبقات فرهنگی جامعه حضور مییابند، با نظر به اینکه حکومت انگیزه واحد در تجمع است افراد ناگریز از معاشرت صلح طلبانه هستند، در غیر این صورت هدف و مقصد اصلی را نیز از دست خواهند داد. حضرت علی علیه السلام نفسی را گرامی و کریم می دانند که نفاق و ناسازگاری و اختلاف و عدم موافقتش کم باشد.(همان، ج 4، ص 11)
به طور کامل آرامش و ثبات جامعه برآیند روحیه مسالمت آمیز افراد آن است، با این تفسیر مسلمانان در رعایت آن مسئولیت دو چندان دارند به طوری که باید در اوج کثرت بتوانند وحدت جامعه را حفظ کنند.
از دیگر کارکردهای مسجد کسب مهارت ابراز وجود است. برخورداری از روحیه متعادل و سالم در فرد نتیجه استقلال شخصیت و احساس قدرت و کارآمدی وی می باشد به گونهای که هر قدر در بروز و ظهور توانمندی ها ضعیف عمل شود انگیزه حضور در نقش های اجتماعی نیز کم رنگ تر می گردد. در این بین حمایت روانی فرزند در موقعیت هایی که وی نسبت به محبت و توجه اعلام نیاز می کند موجب تقویت حس تکریم نفس نزد او می
شود به این شیوه اعتماد به نفس وی را قوت بخشیده و زمینه ابراز وجود و بالندگی فرد را در صحنههای مختلف فراهم می سازد. خانواده ای که در امر تربیت فرزند از سیاست و کیاست برخوردار است سعی در فراهم نمودن فرصت هایی برای ابراز وجود فرزندش می نماید.
بهطور مثال گفتن اذان واقامه جهت فراخوان برای امر نماز قرائت اشعار مذهبی و مناسبتی یا سروده های خود فرد، قرائت قرآن مخصوصا با صوت و لحن، به عهده گرفتن اجرای مسابقات فرهنگی و اعطای جوایز توسط کودکان و نوجوانان به خصوص در مساجد محلات بستر مناسبی برای کسب تجربه است.
سیرة عملی امیرالمؤمنین علی علیه السلام در این رابطه مویّد این مطلب و همچنین نمونه ای کاربردی برای الگوگیری خانواده ها در شیوه صحیح تربیت قلمداد می شود. نقل شده است: روزی علی علیه السلام در هنگام سخنرانی در مسجد رو به مردم کرد و فرمود از من بپرسید پیش از آن که مرا از دست بدهید اما هیچ کس بلند نشد تا سؤالی نماید. آن گاه امام علی علیه السلام پس از به جای آوردن حمد و ستایش پروردگار و درود فرستادن بر پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله نگاهی به امام حسن مجتبی علیه السلام کرد و فرمود:
«فرزندم حسن برخیز بر منبر برو، سخنی بگو تا قریش پس از من تو را کوچک نشمارند و نگویند حسن چیزی نمی داند.» امام حسن علیه السلام فرمود: «پدر جان، چگونه بر منبر بروم و سخن بگویم، در حالی که شما در میان مردم نشسته ای و به سخنان من گوش فرا می دهی و مرا می بینی؟» علی علیه السلام فرمود: «پدر و مادرم فدای تو باد! من خود را پنهان ساخته به سخنان تو گوش می دهم و تو را در حال سخنرانی می بینم در حالی که تو مرا نخواهی دید و امام حسن علیه السلام به دستور پدر بزرگوارش به منبر رفت.»(مجلسی، 1364، ج 2، ص 117)
از این داستان نکاتی را می توان برداشت نمود، نکته اول اینکه حضرت به طور غیر مستقیم فرزندان را در موقعیت دیده شدن و ابراز وجود قرار دادند و استدلالشان برای وادار کردن در سخنرانی بر روی منبر، در امان ماندن آن ها از تحقیر در آینده و برچسب نادانی بود. ضمناً با این کار و در همین فرصت مقام و منزلت الهی و جایگاه حکومتی امام حسن و امام حسینC را برای آینده مسلمین ترسیم کردند که این نشان از درایت و دور اندیشی آن حضرت دارد. از نکات دیگر اینکه با توجه به اینکه قصد تربیت کردن و آموزش در میان بود بنا به درخواست امام حسن علیه السلام در اجرای خواسته شان شرایط احساس آرامش و رضایت خاطر ایشان را با پنهان کردن خود ضمن گوش فرادادن فراهم کردند.
باید اذعان کرد روحیه نصیحت پذیری و پندآموزی در جوان امر تربیتی را سهل تر جلوه می دهد، گاهی اندرزی آن قدر نقش سازنده دارد که اثر زحمات خانواده ها و مراکز آموزشی در برابر اثر گذاری آن هیچ انگاشته می شود. نیاز است که یک جوان در فرآیند تربیتی به خودآگاهی و خداشناسی رسیده باشد تا برای ادامه مسیر از غفلت و جهالت او سوء استفاده نشود. حصول این امر با رساندن آیات نورانی الهی و احکام شرعی در ایام کودکی و نوجوانی امکان پذیر است زیرا در این سنین طینت پاک او آلوده به غبارهای بدآموزی و شیطنت ورزی نگشته و در جستجوی هستی شناسی و خداشناسی است و از لجاجت در پذیرش حقیقت دور است. هر چقدر انسان در معرفت نسبت به خدا و هدف او
از آفرینش انسان از معلومات و شناخت کافی برخوردار باشد از نیاز او به یادآوری آن ها از طریق موعظه کم نمی گردد زیرا از خصوصیات زندگی دنیوی و رخدادهای آن و نیز از خصیصه های انسان تنوع حالات است. گاهی در خوشی و راحتی به سر می برد و گاهی با ناملایمات دست و پنجه نرم می کند.
بی صبری و کفرگویی؛ هر دو حالت نتیجه غفلت زدگی است. چنانچه انسان در شرایط قرار گرفتن در محیط های موعظه و تذکر باشد با یادآوری الطاف و موهبتهای پروردگار و اهداف او از خلقت انسان در پرتو محبت و عشق سعی در حفظ آرامش و تعادل خود دارد دراحادیث نیز آمده است که دل را با شنیدن موعظه زنده بدار و به پرهیزگاری و پارسایی بمیران و به یقین نیرومند گردان و به حکمت روشن ساز و به ذکر مرگ خوار ساز.(الشریف الرضی، 1379، نامه 41)
با این تفاسیر مسجد بهترین مکان برای شنیدن اندرز و زنده داشتن دل است. وقتی نوجوان در مکانی مقدس مثل مسجد در معرض تذکر و وعظ قرار می گیرد دل او با آن حکمت ها انس می گیرد و مستعد پذیرش می گردد. خانواده متعهدی که فرزند خود را با این فضا انس دهند نفس او را آماده می کنند تا در محیط های دیگر برای قبول تذکر و نصیحت در حالی که جنبه خیرخواهی دارد، مهیا گردد. این دسته از فرزندان هستند که امر به معروف و نهی از منکر در اجتماع را می پذیرند و حتی خود با هدف اصلاح معایب خویش خواهان نصیحت و راهنمایی می باشند. در روایتی از امیر مؤمنان علی علیه السلام میخوانیم: «پندپذیری انسان عاقل به وسیله ادب و تربیت است، چهارپایان و حیواناتند که تنها با ضرب و زدن تربیت می شوند.»(الحدیث، 1368، ج 1، ص 48)
به این ترتیب چه بهتر که والدین برای تربیت فرزندان از کانونی ترین محیط یعنی مسجد
بهره گیرند چرا که مرکز شنیدن وعظ و اندرز محسوب می شود و از نظر چنین مشخصه ای جنبه همگانی دارد طوری که با موعظه عموم از نصیحت و موعظه شخصی در جمع و به نوعی از سرزنش وتحقیر جلوگیری بهعمل میآید، به این نحو شأن و شخصیت انسانها نیز محترم می ماند. در فواید روحیه نصیحت پذیری و پندگیری حضرت علی علیه السلام میفرمایند: «کسی که اندرز و نصیحت را بپذیرد از رسوایی مصون خواهند ماند. » (تمیمی آمدی، 1410ق، ص 650)
با این تفاسیر روشن است که حفظ حرمت مسجد با شرکت در آن و رعایت آداب آن حاصل می شود و یکی از آداب آن استقبال از سخنان و حکمت های نورانی ازمنبع وحی و عترت و به عبارتی ثقلین می باشد که در سفارش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به آن تأکید شده است.
از ثمرات رفت و آمد در مساجد هشت مورد ذکر شده که از آنها آموختن سخنانی است که انسان را از لغزش و خطا باز می دارد و نیز یاد گرفتن راه های صحیح و هدایت بخش و ترک گناه از ترس خداوند و دوری از معصیت به خاطر شرم از مردم و ترس از رسوایی میباشدکه همه این نتایج از قبل روحیه اندرزپذیری و شنیدن نصایح و تذکرات دینی و اعتقادی به سرانجام می نشیند.
رعایت ادب، احترام و معاشرت صحیح در اجتماع از دیگر ثمرات و آموزه های حاصله از شرکت در مسجد است: رشد و شکوفایی خصلت های انسانی و شخصیت کمال یافته بدون شاخصه ادب قابل توجیه نیست و در اصل ارزش مقام علمی انسان و مرتبه انسانیت او با این خصیصه اعتبار می یابد و بار معرفتی آدمی با آن نشان داده می شود. یکی از مصادیق ادب، تواضع در برابر بزرگان به خصوص بزرگان دین و در رأس آنها ائمه اطهار علیهم السلام است. در رعایت ادب و احترام نسبت به بزرگترها از قول پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است: «کسیکه به کودکان ما رحم نکند و به بزرگان ما عزت و احترامی نگذارد از ما نیست.» (مجلسی، 1377، ص 316)
ایشان احترام به سالخوردگان را در مرتبه اول اهمیت و توجه بالاتری قرار می دهند و آن را از نشانه های تجلیل از خدای عز و جل می شمرند با این بیان که: یکی از صورت های تکریم و تعظیم ذات اقدس الهی احترام و تجلیل سالخوردگان مسلمان است (کلینی، 1388، ج 6، ص 551) و در جای دیگر نیز فرموده اند، کسی که پیر مسلمانی را توقیر (احترام) و تجلیل نماید خداوند او را از ترس روز قیامت ایمن می دارد.(ابنبابویه، 1372، ص 181)
جماعت شرکت کننده در مسجد را خردسال، نوجوان، جوان و کهنسال تشکیل می دهد. با توجه به فرمایشات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله توجه به جایگاه و ارزش قشر ضعیف (بحث کهولت سن
و ضعف جسمانی) و کهنسال باید بیشتر مد نظر قرار گیرد چرا که با طی کرن دوران تلاش و خدمت در ایام جوانی و نشاط اکنون با کسب تجارب در پناه سعه صدر و استقامت به صفت وقار و متانت آراسته شده و از کوچکترها و جوانان که هنوز به جایگاه آنها نرسیده اند انتظار احترام دارند. کودکان و نوجوانان در این بستر تربیتی آداب احترام و تواضع به بزرگترها و به خصوص سالخورگان را فرا می گیرند؛ در هنگام ورود به آنها سلام می گویند از رها کردن خود در حضور آنها و دراز کردن پاها خودداری می کنند و در پذیرایی، از آنها آغاز میکنند و در مواقع نیاز دست آنها را می گیرند و عصای آن ها می شوند و از نصیحت ها و تجربیات آن ها استفاده می کنند و این آموزش ها را در محیط بیرون از مسجد و در اجتماعات دیگر پیاده می کنند چون این آداب را قبلا مکرر در مسجد تمرین کرده اند و به آن خو گرفته اند و هر جا حضور آن ها به چشم بخورد با اعتقاد به برکت وجودشان و ضرورت حفظ حرمت مقام و منزلت آنها می دانند چگونه ادب کنند.
از دیگر مصادیق ادب سخن گفتن به نیکویی و صوت کوتاه با عبارات عاری از الفاظ ناپسند و سخیف می باشد. بر زبان آوردن کلمات زشت و سبک، نشاندهنده حقارت نفس است. از دستورات دین این است که اگر دیگری با شما به بدی سخن گفت شما به نیکی پاسخ او را بدهید. حضرت رسول صلی الله علیه و آله میفرمایند: «هیچ کس را ناسزا نگویید و هرگاه کسی شما را ناسزا گفت و رازی را از شما بر ملا ساخت، رازی را شما از او می دانید افشا نسازید.» (سهروردی، 1353، ص 35)
محیط آموزشی و تربیتی مسجد بستر مناسبی است برای مشاهده رفتارهای معاشرتی از نمازگزاران به کرات وشنیدن مواعظی در این رابطه و فراگیری آن ها و عادت به آن. این فرآیند کمک می کند تا خردسال و نوجوان آداب اسلامی و اجتماعی معاشرت را در کانون مسجد فراگیرد و در بیرون از محیط به آن عمل کند و یاد می گیرد که نسبت به هر احسان کننده ای از خانواده و والدین خود گرفته تا مربیان و مسئولان و دیگر همنوعان خدمتگزار قدرشناس و سپاسگزار باشد.
قابل اجرا ترین و تکرار پذیرترین و بایسته ترین و شایسته ترین شکل تشکر سر نهادن به خاک در برابر منعم ترین بی منت، خدای عز و جل است که از آداب هر نمازی است که در پایان آن به آن عمل شود.
از دیگر شاخه های ادب حفظ احترام والدین و اطاعت امر آنها است که در متون دینی
اعم از آیات و روایات به این موضوع تأکید فراوان شده چنانچه در سوره اسراء توصیه شده به پدر و مادر احسان کنید اگر یکی از آن دو و یا هر دو در کنار تو به، پیری رسند، به آن ها اف نگو و بر آن ها فریاد نزن و با آن ها کریمانه سخن بگو.
رعایت حال پدر و مادر به خصوص در ایام پیری، رعایت ادب و احترام و تواضع در هنگام حضورشان با مصادیق کوتاه بودن صدا نسبت به صدای ایشان، رها نکردن خود به هر نحوی در حضور آنها، راه رفتن و قدم برداشتن پشت سر یا در کنار ایشان، نیکو سخن گفتن و خود را بزرگ نشمردن در مرتبه علمی و معلومات ودیگر فضایل و ... در کنار اطاعت امر ایشان و برآوردن حاجاتشان در غیر موارد منع شده از آداب حفظ شأن و جایگاه والدین است. تربیت شدة مسجدی با سفارشات مؤکد دین از زبان امام جماعت و سخنران مدعو به این امر آشنا و مقید شده و در هر مکانی و هر محیطی به اجرای آن مبادرت می ورزد.
از کارکردهای اجتماعی مسجد ایجاد تقویت روحیه مشارکت اجتماعی و تعاون می باشد؛ معصومین خود در همکاری در کارهای پسندیده جامعه شرکت میکردند و مردم را یاری میکردند. حضرت امام سجاد علیه السلام به طور ناشناس در کاروانها شرکت میکرد و نیازهای کاروانیان
را برآورد می ساخت. (مجلسی، 1364، ج 16، ص 271) قرآن کریم به این موضوع بدین عبارت اشاره کرده است: «در نیکی و پرهیزکاری یکدیگر را یاری رسانید و در گناه و تجاوز یکدیگر را کمک نکنید.» (مائده / 2)
بدین ترتیب مسلمانان باید به هدف و ضرورت یاری و تعاون دقت و توجه کافی داشته باشد تا از هدف مقدس خدمت رسانی دور نیفتد. حضرت علی علیه السلام نیز تعاون و همکاری در امر خدمت رسانی را حق واجب خدا دانسته اند: «از حقوق واجب خدا بر بندگان، خیرخواهی به اندازه تعاون و یاری کردن یکدیگر برای برپایی حق در میان خود است.» (الشریف الرضی، 1379، خطبه 216) پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله مثل مؤمنان را در پیوند و دوستی و رحمت به هم (و اهمیت دادن به سرنوشت یکدیگر) مثل یک پیکر زنده می دانند اگر به درد آید دیگر اجزا پیکر با آن همدردی می کنند. (نوری طبری، 1408 ق، ج 12، باب 32، ص 424)
با در نظر گرفتن ویژگی های حیات دنیوی و احتیاج آدمی به هم نوع خود به جهت فقر ذاتی تربیت خصلت نیکوکاری و همکاری از توجه خاصی برخودار است. لازم است به این مهم در کانون خانواده بیشتر توجه شود و زمینه پرورش این خوی و خصلت اجتماعی ابتدا در محیط خانواده فراهم گردد تا فرزند با تمرین در محبت و احسان به دیگری خصیصه
خودخواهی را در خود ضعیف کرده و با تقویت روحیه تعاون در جامعه کاملا محو نماید.
نقش مسجد در فرآیند ایجاد و تقویت روحیه مشارکت در امور اجتماعی می تواند بسیار کارکردی و عملی باشد. مکان مسجد به علت برگزاری مراسم و مناسبت های مختلف و نبود نیروی رسمی در بهعهده گیری آن نیاز به همکاری و همدلی بیشتری دارد خانواده در تعامل با مسجد می تواند از این فرصت (همکاری و مشارکت) در راهنمایی و تربیت فرزندان بیشترین بهره را ببرد.
به عهده گرفتن مراسم از امور پذیرایی، امکانات صوتی، دکور، دعوت از سخنران و مداح، پخش اعلامیه و دیگر ملزومات آن و کارهایی از قبیل جمع آوری کمکهای مردمی، سازماندهی تشکیلات هیئت و در صورت وجود پایگاه بسیج همکاری با این نهاد قبول مسئولیت در آن، به عهده گرفتن امور نظافتی و انضباطی همه از زمینه های امکان همکاری فرزندان است که در حد سن و تجربه می توانند در آن فعالیت کنند. با فراهم شدن چنین زمینههایی برای همکاری فرزندان در محیط اجتماع از فواید آن در جامعه بهره مند خواهند شد به طوری که آثار این تجارب در محیط مسجد در محیط خانواده و اجتماع مشهود است.
از فواید این تجارب ایجاد روحیه نشاط در فرزندان در تعامل و همکاری با مسجد ونیز کسب تجارب فنی و تجربه روابط عمومی با امتیاز مصونیت از انحرافات دیگر محیط ها و تربیت افراد با شخصیتی فعال و پویا در اجتماعات دیگر می باشد. و چنانچه فرزندی دارای روحیه انزوا طلبی و یا ضعف اعتماد به نفس و کمرویی باشد به تعدیل آن کمک میکند تا حدی که در مشارکتهای سیاسی و نظرخواهیها و مثل انتخابات خود را صاحب سهم میداند.
از دیگر کارکردهای مؤثر و در عین حال ضروری مسجد بصیرت و آگاهی سیاسی اجتماعی و فرهنگی است. یکی از حقوق مسلمانان برگردن هم اطلاع از اوضاع و احوال یکدیگر است و از این حیث همه انسان ها مسئول هستند. پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله کسی را مسلمان می داند که با آغاز روز به امور مسلمین اهتمام ورزد. (کلینی، 1388، ج 2، ص 163، ح 1)برای اقدام به هرکار و خدمتی و انجام هر مسئولیتی باید از آگاهی و دانش کافی بهره مند بود. در غیر این صورت چه بسا به اشتباه عمل شود و عده ای را نیز به ورطه هلاکت بکشاند. بصیرت نسبت به زمان و اتفاقات پیرامون اعم از حوادث سیاسی، مسائل فرهنگی و اجتماعی از مصادیق دانایی می باشد در این خصوص پیامبر صلی الله علیه و آله میفرمایند: «خردمند باید به زمان خود بصیرت داشته باشد.» (ابن بابویه، 1382، ج 2، ص 297) عالم به زمان از امتیاز در امان ماندن
از فتنه ها برخوردار بوده و حق و باطل را بهتر تشخیص می دهد البته باید در نظر داشت علمی مفید تلقی می شود که با تعقل و سنجیدن بدست آید.
تریبون مسجد وسیله مطمئنی است برای افزایش بصیرت و شناخت حق از باطل، از این امکان غیر از مسائل فرهنگی و موضوعات تربیتی و اخلاقی باید در مسائل سیاسی و تاریخی و اجتماعی بهره گرفت. اگر امام جماعت مسجد خود از درایت و بصیرت نسبت به تاریخ اسلام و اهل بیت و شناخت دشمن و اتفاقات روز برخوردار باشد زمینه راهنمایی جماعت مسلمین در مسجد و تربیت سیاسی و فرهنگی آن ها را به خوبی فراهم خواهد ساخت و در غیر این صورت بهتر است از عالم با تقوا و خبره در علوم روز و آشنا به جامعه و سیاست و حقوق و وظایف مسلمین جهت تبیین معارف اجتماعی و سیاسی و نظامی دعوت بعمل آورد تا با روشنگری اذهان دشمن و توطئه های او را بشناساند.
بی تفاوتی نسبت به وقایع جامعه خود و جوامع دیگر و سر در لاک خود فرو بردن نتیجه ای جز استعمار و استثمار فکری و فرهنگی دشمن و قبول و تن دادن به خواسته های او ندارد. حضرت علی علیه السلام نیز در این رابطه هشدار می دهند آن که به خواب رود دشمن او نخوابیده
(شریف الرضی، 1379، نامه م92) و در جایی دیگر آمده است: «آنکه در برابر دشمنش به خواب غفلت فرو رود نیرنگ ها او را بیدار می کند.» (تمیمی آمدی، 1410ق، ح 284)
بنابراین خانواه ها ملزم هستند فرزندان نوجوان و جوان خود را برای حضور در مسجد وشنیدن معارف الهی تشویق کنند تا با کسب بصیرت کافی از هجمه فرهنگی دشمنان و توطئه های آنان در امان بمانند و اندیشه و عقاید شان نیز از کشیده شدن به این سو وآن سو حفظ گردد.
برای انسان شناخت عوامل غیر اختیاری در مسیر تربیت امکان پذیر نمی باشد و گاهی عوامل ژنتیک، تغذیه و ... . در این مسیر تداخل ایجاد کنند و یا اراده و انتخاب خود شخص علت انحراف او از مسیر حق گردد و یا دیرتر به مقصد برسد. مهم ایجاد بستر مناسب جهت رشد و هدایت فرزندان توسط خانواده است که با انجام وظیفه و استمداد از خداوند در تحقق این امر مسئولیت از دوش والدین برداشته می شود.
حضرت علی علیه السلام در انتهای نامه 31 خطاب به فرزندشان امام حسن مجتبی علیه السلام میفرمایند: «استودع الله دینک و دیناک ( دین و دنیای تو را به خدا می سپارم).» ایشان تمام تلاش خود را در ابلاغ معارف و احکام دین و همه همت خود را در آموزش و تربیت فرزندانشان به کار می گیرند اما نتیجه کار را به خدا واگذار می کنند.
دستاورد این بحث با این تفسیر قابل ذکر است که شاید بتوان گفت مراکز و کانونهای تربیتی فراوانی همچون مدرسه، دانشگاه، محافل مذهبی و حسینیه ها، جلسات قرآن و ادعیه خانگی یا صنفی، زیارتگاه ها و موسسات و کانون های قرآنی وجود دارد که می توان از فضای آموزشی و تربیتی آن ها جهت رشد و هدایت گری فرزندان بهره برد اما
با نظر به چند ویژگی امتیاز مسجد را بر سایر محیط های تربیتی ثابت میکنیم:
تقدس ویژه مکان مسجد تا جائیکه در لسان پروردگار به بیت الله شهرت دارد و به حفظ حرمت و جایگاه آن بسیار سفارش شده است.
پراکنده بودن مساجد در تمام نقاط شهر یا روستا و معمولا با فواصل کم و قابل دسترس بودن برای عموم از جهت مکانی.
امکان حضور همگان از طیف ها و صنف های مختلف.
برپایی روزانه و چند نوبته جهت تجمع مسلمین.
مشمولیت و دربرگیرندگی حوزه های مختلف (اعتقادی ودینی، اجتماعی، علمی، فرهنگی، سیاسی، نظامی و دفاعی).
امکان تشکیل نهاد بسیج محلات (که این موقعیت از کارائی و بازدهی خاص و بالائی در تربیت نسل نوجوان و جوان برخوردار است).
قرارگرفتن در شرایط اطمینان بخش و اعتمادآور به جهت سلوک دینی و مشی خیرخواهانه با تمرکز برگزینش ائمه جماعات و هیئت امنا معتمد و متعهد.
تایید به جهت عملکرد مثبت تربیتی و بصیرت افزائی در حوزه های مختلف.
با توجه به ویژگی های شمارش شده و شرایط منحصر به فرد مسجد این نتیجه حاصل می شود که مساجد در روند تعاملی خانواده با آن در صورت استمرار نقشی بی بدیل ایفا میکنند و والدین میتوانند با بهره گیری از فضای قابل اعتماد و معنوی مسجد در فرآیند تربیت اجتماعی فرزندانشان با منشأ دینی و با قابلیت جامعه پذیری و بلوغ اجتماعی از پشتوانه محکم و مناسبی برخوردار باشند.
در این میان نمی توان از نهاد مقدسی به نام بسیج بعنوان مبلغ خستگی ناپذیرارزشهای اسلامی غفلت کرد چرا که دغدغه اصلی این نهاد ارزشی تربیت دینی نسل جوان است
و در این راستا از یکطرف با صبغة اسلامی و انقلابی پای در میدان گذاشته و از سویی دارای بهترین موقعیت در هدایت و رشد اجتماعی فرزندان می باشد که این هدف با ایثار و گذشت واخلاص در عمل امتیاز ویژه ای را به خود اختصاص داده است. بدین منوال تعامل مساجد با نهاد بسیج در ایفای نقش تربیتی دستاورد بالایی را متوجه خود می سازد.
به این ترتیب پیشنهاد می شود مدیران نظام آموزشی دانشگاهها ومؤسسات آموزش عالی با همکاری اساتید علوم تربیتی و جامعه شناسی، مراکز حوزوی و امور مساجد با پژوهش بیشتر و تدوین کتب در تبلیغ نقش کارکردی و کاربردی مساجد در تلفیق با نهاد کارا و پویای بسیج و سیاست گذاری های آن در امر تربیت همت گمارده تا شأن و منزلت رفیع آن ناشناخته نماند و از موقعیت ممتاز آن بیشترین بهره برداری بهعمل آید.
قرآن کریم.
ابن بابویه، محمدبن علی، الخصال، ترجمه جعفری، قم نسیم کوثر، 1382.
ابن بابویه، محمدبن علی، عیون اخبارالرضا، ترجمه مستفید و غفاری، قم صدوق، 1372.
ابن بابویه، محمدبن علی، من لایحضره الفقیه، قم دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، 1413.
تمیمی آمدی، عبدالواحدبن محمد، غررالحکم و دررالکلم، قم دارالکتب الاسلامی، 1410.
چنارانی، محمدعلی، رفتار امامان شیعه با کودکان و نوجوانان، مشهد جلیل، 1382.
حکیمی، محمدرضا، محمد و علی، الحیاة، ترجمه اکرامی، تهران دفتر فرهنگ اسلامی، 1380.
داوری، محمود، حسینی زاده، سید علی، سیره تربیتی پیامبر صلی الله علیه و آله واهل بیت علیهم السلام ، قم پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1389.
شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه دشتی، قم، مشهور، 1379.
صادق زاده، قمصری علیرضا و حاجی آبادی محمد علی، مقالات برگزیده (همایش تربیت ودر سیره و کلام امام علی علیه السلام ، تربیت اسلامی، 1379.
طاهرزاده، اصغر، فرزندم اینچنین باید بود، اصفهان لب المیزان، 1383.
عاملی، شیخ حر، آداب معاشرت از دیدگاه معصومین علیهم السلام ، مشهد آستان قدس، 1389.
علامه سهروردی، نهج الهدایه، ترجمه خطیب، افتخاریان، 1353.
فجری، محمد مهدی، رواق پرواز، قم مهر امیرالمؤمنین علیه السلام ، 1389.
فلسفی، محمدتقی، الحدیث، دفتر نشر فرهنگ اسلامی،تهران، 1368.
فرید، مرتضی، الحدیث (روایات تربیتی از مکتب اهل بیت علیهم السلام ، تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1365.
کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، ترجمه مصطفوی، تهران کتابفروشی علمیه اسلامیه، 1369 وترجمه کمره ای، قم اسوه، 1375.
کلینی، محمدبن یعقوب، تحفة الاولیاء (ترجمه اصول کافی)، ترجمه اردکانی، قم دارالحدیث، 1388.
گروه پژوهشی علوم قرآن و حدیث، فرهنگ روابط اجتماعی در آموزه های اسلامی، مشهد دانشگاه علوم اسلامی رضوی، 1387.
ماهنامه مسجد، (مدیرمسؤل:سبحانی نیا حسین)، شماره127و49، تیر1387.
مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ترجمه موسوی همدانی، تهران کتابخانه مسجد ولیعصر، 1364.
مجلسی، محمدباقر، زندگانی حضرت زهرا (ترجمه جلد42 بحارالانوار)، ترجمه نجفی، قم اسلامیه، 1377.
محمدی ری شهری، غلامعلی احمد، حکمت نامه جوان، ترجمه مهریزی، قم دارالحدیث، 1384.
معاونت فرهنگ آموزش و پرورش، نماز، مسجد و خانواده (مقالات برگزیده)، ستاد اقامه نماز، 1390.
نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسایل و مستنبط الوسایل، قم موسسه آل البیت: لاحیاء التراث، 1408.
مقصود اصلی بهوجود آمدن مسجد، ایجاد مکانی برای عبادت و برگزاری نماز میباشد. امّا در طول تاریخ، این مکان، مرکزی برای اهداف نبوت و رسالت و رساندن پیامهای اجتماعی، سیاسی، آموزشی و تربیتی و فعالیتها و کارکردهای گستردهتری بوده است. از همان ابتدای ظهور اسلام مسجد پایگاهی برای آموزش خواندن و نوشتن، احکام و قرآن و حتی مکانی فرهنگی بوده است. همچنین مسجد مرکزی برای تبلیغ دین اسلام و مکانی برای همبستگی اجتماعی و سیاسی مسلمانان به شمار میآمده است. اما متأسفانه امروزه به دلایل مختلفی استفاده و تأثیرگذاری این مکان مهم کمرنگ شده و نیاز است با توجه به تغییرات اجتماعی عصر حاضر، عوامل جذابسازی مساجد برای حضور خانوادهها مطرح گردد و راهکارهای مناسب ارائه شود. بر این اساس و با وجود چنین اهمیتی پرداختن به عوامل مختلف در رابطه با مسجد میتواند تأثیر به سزایی در جذب خانوادهها به چنین مکان مقدسی داشته باشد. روش تحقیق در این مقاله توصیفی-تحلیلی میباشد. در این روش از نظر منطقی جزئیات مربوط به موضوع تحقیقی در قالب پاسخگویی به سؤالات تحقیق، بررسی شده و نتیجهگیری گردیده است. بنابراین سعی شده براساس آیات و روایات و نظر متخصصان و اندیشمندان، موضوع مورد نظر توصیف گردد و سپس با نگاهی تحلیلی به این عوامل پرداخته و در نهایت استنتاج به عمل آید. نتایج حاصل از بررسی یافتههای تحقیق نشان میدهد که عملکردها وشایستگیهای امام جماعت ومتولیان فرهنگی و همچنین عوامل پیرامونی مسجد مانند معماری، زیبایی، فضاآرایی وبهداشت در جذب خانوادهها
تأثیر بهسزایی دارد. در مجموع این مقاله با درک جایگاه مهم مسجد در جامعۀ اسلامی، ویژگیهای مسجد مورد توجه خانوادهها را مورد بحث و مطالعه قرار داده است.
کلیدواژهها: مسجد، جذابسازی مساجد، زیباییشناسی، معماری مسجد، امامان جماعت.
مسجد مهمترین بنایی است که رابطۀ نزدیکی با فرهنگ و آداب مذهبی دارد. مسجد به عنوان عبادتگاه مسلمین باید نسبت به دیگر بناها، ساختمانی مشخص داشته باشد. زیرا مردم در آن به پرستش مینشینند. (شفایی،1386،ص14)
به نظر میرسد به رغم جایگاه برجستۀ مسجد در آموزههای دین و نیز در تحولات تاریخی جوامع اسلامی، در عصر کنونی با ظهور فزاینده فناوریهای گوناگون اطلاعاتی و ارتباطی و افزایش ضریب نفوذ این فناوریها در عرصههای مختلف زندگی اجتماعی و نیز شکلگیری و گسترش نهادهای فرهنگی موازی و رقیب، تا حدودی جایگاه کانونی نهاد مسجد دستخوش تغییرات شده است. امروز در ایران، مسجد به عنوان اصلیترین پایگاه نشر دین، از جایگاه مورد انتظار برخوردار نیست. عدم اهتمام به ظرفیتهای مسجد برای پیشرفت جامعه و عدم بهرهگیری اقشار جامعه از ظرفیتهای ارتباطی و اجتماعی مسجد به عنوان اصلیترین شبکۀ ارتباطی و زمینهساز پیوند و اعتماد اجتماعی، سبب تنزل جایگاه و اهمیت این نهاد دینی در جامعه و بروز آسیبها و چالشهایی در این زمینه شده است.(کرم اللهی ،1391،ص31)
در دنیای پیچیده امروزی، اِحیا، حفظ و توسعۀ جایگاه مسجد که میبایست در زمینههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و ... دارای نقش باشد نیازمند تلاش علمی و تخصصی است. در این راستا مساجد باید تمام همت خود را به تجهیز مادی و معنوی معطوف نمایند و با به کارگیری تمامی امکانات و فناوری روز دنیا، همانند گذشته، استوار باقی بمانند. (میرزایی و پژمان، 1391،ص51)
بنابراین پرداختن به عوامل جذب خانواده ها یکی از با اهمیتترین مسائل جامعۀ ما میباشد. از این رو در این مقاله این عوامل در دو بخش امامان جماعت ومتولیان فرهنگی و زیباسازی مساجد مطرح شده است.
آن طور که تاریخ نشان میدهد، ساختمان مساجد در گذشته پاسخگوی روحانیِ نیازهای ماوراءالطبیعۀ انسانها و مرجع کسب اطلاع و اطلاعرسانی از اوضاع اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و هنری روزگار خود بوده است که انعکاس همۀ اینها را میتوان در این بنا جستوجو کرد. (شفایی،1386 ،ص14)
مسجد اصلیترین مرکز ارتباطی و اطلاعاتی بود که از تمامی اخبار و وقایع خبر میداد. زمانی که مؤذن اذان نابهنگام میگفت همگان میفهمیدند که حادثهای مهم اتفاق افتاده است و خود را به مسجد میرساندند تا از آن خبر مطلع گردند. (محراب بیگی ،1376،ص574)
امروزه مساجد، برخلاف بعضی از پرستش گاهها در ادیان مختلف، نه تنها دور از دسترس نیستند که عموماً در دل بازارها و مجموعههای پررفت و آمد بنا میشوند و با درهای باز و گشاده و بهرهمندی از زیباترین نمودهای معماری و هنری هر دوره، پذیرای نمازگزاران هستند. (محمدی و روزبهانی،1392،ص11)
امام خمینیw در زمینه مسجد میگوید: «مسجد در اسلام و در صدراسلام همیشه مرکز جنبش و حرکتهای اسلامی بوده، از مسجد تبلیغات اسلامی شروع میشده است و از مسجد حرکت قوای اسلامی برای سرکوبی کفار و وارد کردن آنها در زیر بیرق اسلام بوده است. همیشه در صدر اسلام مسجد مرکز حرکات و مرکز جنبشها بوده است.» (صحیفه امام، 1385، ج7، ص65)
مسجد مقدسترین، پاکترین، سرنوشتسازترین و اجتماعیترین مکان و موقعیت حضور مسلمانان است. (حرعاملی، وسائل الشیعه ج 5 ،ص241)
مولانا در سراسر مثنوی خویش به اهمیت جایگاه مسجد اشاره مینماید و در سطح تمثیلی، مسجد را دل پاک عارف قلمداد میکند که هر پدیدهای در آن به پرستش خداوند متعال مشغول است. تأکید بر نماز جماعت و فضیلت آن، پیراستگی مسجد از آسودگیهای صوری و معنوی نیز از نکات دیگری است که در داستانهای مثنوی بدان پرداخته شده است. (محمدی وروزبهانی ،1392)
مسجد محل سجود و خضوع و کرنش بندگان خدا در پیشگاه «الله» وجایی برای ایجاد
رابطه با پروردگار و اظهار عبودیت و کوچکی در برابر ربوبیت و عظمت خالق هستی است. قداست مسجد، در همین رابطۀ متقابل «عبودیت عبد و ربوبیت رب» نهفته است بنابراین عظمتش هم در معنویت آن است. (محدثی،1386،ص286)
با توجه به این اهمیت، ضرورت پرداختن به این بحث در عصر حاضر فراهم میگردد چرا که خانوادهها همچنان میبایست در ارتباط با این مرکز وپایگاه مهم قرار گیرند تا رسالت تبلیغ اسلام وتربیت اسلامی به معنای واقعی کلمه به وقوع بپیوندد.
در تحقیق حاضر به دنبال پاسخ گویی به این سؤالات هستیم:
امامان جماعت ومتولیان فرهنگی چه نقشی در جذب خانوادهها به مسجد دارند؟
عوامل پیرامونی مسجد، معماری، زیبایی ظاهری، فضاآرایی وبهداشت چه نقشی در جذب خانوادهها به مسجد دارند؟
راهکارهای جذابسازی مساجد برای حضور خانوادهها چه میباشد؟
مسجد جایگاه مؤمنان بوده و در دین مبین اسلام اهمیت والایی دارد. به طوری که کلمۀ «مسجد» در قرآن 22 بار و «مساجد» 6 بار تکرار شده است. (عبدالبلطی، المعجمالمفهرس)
واژه مسجد در قرآن به معنای پرستشگاه، مقام معبد اسلامی، پرستش خاص، مسجدالحرام و مسجدالاقصی به کار رفته است. در قاموسهای عربی نیز به معنای مکان مسجد، مواضع سجده و هر مکانی که در آن عمل پرستش انجام شود، مورد استفاده است. معنای ضریح، کلیسا، نیایشگاه و معبد، معادل مسجد در زبانهای سامی است و ریشۀ معنای عربی مسجد را که همان مزگت در فارسی است، از زبان آرامی دانستهاند، در نتیجه این واژه هر چه از سالهای صدراسلام فاصله میگیرد به صورت پررنگتری تنها یک پرستشگاه اسلامی را به ذهن متبادر میکند. (آذرنوش و مکنوی، 1389 ،ص5)
در اینجا نمونههایی از آیات قرآن در زمینۀ مسجد آورده میشود.
قرآن راجع به حرمت مسجد و آداب اخلاقی-فرهنگی آن میفرماید: «و اَن المساجد لله فلاتدعوا مع الله احداً» (سورۀ جن، آیه 18)
مسجدها ویژه خداست پس نباید با خدا احدی غیر او را پرستش کنید.
همچنین در مورد جایگاه مسجد میفرماید: «فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو الاصال» (سورۀ نور، آیه 36 )
در خانههایی که خدا رخصت داده که ]قدر و منزلت[ آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود، در آن [خانهها] هر بامداد و شامگاه او را نیایش میکنند.
همچنین در مورد جایگاه اجتماعی مسجد در نهضتهای دینی فرموده: «... و لولا دفع الله النّاس بعضهم ببعض لهدمت صوامع وبیع وصلوات ومساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا...» (سورۀ حج، آیه 40 )
اگر خدا دفع شر بعضی از مردم را به بعض دیگر نکند همانا صومعهها ودیرها ومساجدی که در آن ذکر خدا بسیار میشود همه خراب و ویران شود ... .
خداوند در قرآن در مورد ویژگی کسانی که به آبادی مسجدها همت میورزند میفرماید: «ما کان للمشرکین ان یعمروا مساجد الله شاهدین علی انفسهم بالکفر اولئک حبطت اعمالهم وفی النار هم خالدون» (سوره توبه، آیه17)
مشرکین را حق آن نیست که مساجد خدا را تعمیر کنند، با آن که خود شاهد بر کفر خویشتن هستند، چه ایشان اعمالشان بیاجر وباطل وخود در جهنم جاودانند.
«انما یعمر مساجد الله من آمن بالله والیوم الاخر و اقام الصلواه و آتی الزکاه ولم یخشی الله»
(سوره توبه آیه 18)
مسجدهای خدا را تنها کسی تعمیر میکند که به خدا وروز جزا ایمان داشته ونماز به پا دارد وزکات دهد وجز از خدا نترسد.
علامه طباطبایی در ذیل این آیات اشاره میکند که کلمۀ مسجد اسم مکانی است که سجده در آن انجام میشود. مانند خانهای که برای سجده برای خدا ساخته میشود. البته در این آیه مقصود از مساجد هر چند مطلق بناهایی است که برای عبادت خدا ساخته شده ولکن سیاق آیه دلالت دارد بر این که مقصود از آن عمارت مسجدالحرام است و در آیه بعدی حق تعمیر مسجد را برای مؤمنینی منحصر کرده که خداترس بوده ومعتقد به روز جزا، زکات و نماز باشند. (طباطبایی، 1370، تفسیرالمیزان، جلد9، ص302-305)
روزگاری مسجد، یگانه پایگاه مهم آموزشی در کشورهای اسلامی بوده است. در فرهنگ مردم ما، مسجد کارکرد آموزشی نیز دارد و این مسئله از چندین جهت قابل تأمل است. خطبههای نماز، تلاشهای آموزشی و مکتبها، کتابخانهها و حوزههای علمیه در مساجد خود دستآوردی آموزشی دارد.
جایگاه جلسات علمی و آموزشی در مسجد از نگاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به مراتب والاتر و ارجمندتر از جلسات دعا است؛ چنانکه در روایت است که روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به مسجد وارد شدند. در مسجد، دو مجلس جداگانه برپا بود. گروهی در حال یاد دادن و فراگرفتن دانش و جمعی نیز به دعا و راز و نیاز با خداوند مشغول بودند. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر دو گروه به سوی نیکی گام برمیدارند؛ دستهای خدا را میخوانند و گروهی نیز آموزش میبینند و نادانان را تعلیم می دهند؛ ولی این گروه (تعلیم و تعلم) کار برتری انجام می دهد. من نیز به منظور آموزش دادن مردم مبعوث شده ام. آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله در میان گروهی که سرگرم آموزش بودند، نشست.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله محیط مسجد را کاملاً فرهنگی می دانستند، تا جایی که در حضور آن حضرت و با اجازة ایشان برخی مسابقات برگزار می شد و حضرت ضمن ابراز خرسندی از این کار، با حوصله و بردباری کامل از چنین مسائلی استقبال می کردند. گرچه امروزه مراکز آموزشی و فرهنگی گسترش یافته است؛ اما نباید از این کارکرد مهم مسجد و بارور نمودن فرهنگی آن غافل شد. برگزاری جلسات شبی با قرآن، مسابقات کتابخوانی و… از جمله برنامههایی هستند که می توان اجرا نمود. همچنین حضور امام جماعت مدتی قبل و بعد از نماز در مسجد برای پرسش و پاسخ، مشاوره و… شرایط ویژه جهت رشد فرهنگی مردم را به وجود می آورد.
هدف از تبلیغ، رشد و افزایش معرفت دینی مردم و آشنا کردن آنان برای ادای وظایف دینی و اسلامی می باشد. شاید هیچ پایگاهی به اندازة «مساجد» در تبلیغ اسلامی ایفای نقش نکرده باشد؛ از زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله تاکنون اذان، نماز، وعظ و خطابه از مهمترین برنامههای مساجد بوده و می باشد.
اصولاً یکی از علل تأکید پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و ائمۀ معصومین علیهم السلام بر حضور در نماز جماعت به صورت صفوف فشرده و منسجم، ایجاد روحیۀ تعاون در میان نمازگزاران و افزایش بُعد اجتماعی مسلمانان در کنار انجام اعمال عبادی آنان میباشد. و این حضور میتواند از هرج و مرج و عنانگسیختگی که جامعه به مرور زمان دچار آن میشود، جلوگیری کند و تشکیل
این اجتماعات در مکان مقدس مسجد، باعث میشود تا مؤمنین تحت توجه و ارشاد عالمان و مبلغان دینی قرار گیرند.
یکی از کارکردهای مهم مسجد، کارکرد سیاسی است که از زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله بر آن تأکید شده و هم اکنون نیز اهمیت آن کاملاً مشخص است. بر همین اساس، آن حضرت پس از بنیانگذاری نظام اسلامی، مسجد را که مرکزی عمومی و محل تجمع مسلمانان برای ادای فرایض دینی بود، به عنوان پایگاه حکومت و نهاد سیاسی اسلام برگزید. در دورههای بعد نیز بیشتر امور سیاسی آن روز مانند معرفی خلیفه، مراسم بیعت با وی، عزل و نصب استانداران و کارگزاران و… در مسجد صورت میگرفت.
بررسی کتب تاریخی به خوبی روشنگر آن است که از ابتدای اسلام تمامی فعالیتها از جمله: گردآوری، تجهیز، ساماندهی و تجمع نیرو به هنگام احساس خطر و بیم از تعرض دشمن، در مسجد صورت گرفته است. مسجد نه تنها محل اعزام نیروها و طرح نقشه های جنگی بوده، بلکه رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور میدادند در صورت وجود مسجد، چادر فرماندهی ایشان را در کنار آن نصب کنند.
دین مبین اسلام از 1400 سال پیش، این نیاز را در نظر گرفته و مکانی به نام «مسجد» را به عنوان پایگاه ارتباطی بسیار مهم در افزایش پیوندهای انسانی و توسعۀ فرهنگی اسلام معرفی کرده است. به همین دلیل کارکرد رسانۀ ارتباط جمعی با همۀ تحولات تکنیکی، زمانی قرین توفیق قلمداد میشود که بتواند عمیقترین ارتباط و پیوند را با مخاطب برقرار سازد که این ویژگی فقط در مسجد یافت میشود. (فجری ،1388، ص69-77)
مدیریت مسجد در سه سطح کلان، میانه و فرد قابل بررسی است. در لایۀ کلانِ مدیریت مساجد، حاکمیت و رأسِ نظام و نیز دولت و مجلس قرار میگیرند. در سطح مدیریت میانۀ مسجد، نهادهای متولی امور فرهنگی و سازمانهای متولی امور مساجد جای میگیرند. مدیریت خرد مساجد نیز مدیریت بر لایۀ داخلی مسجد با محوریت امام جماعت است. در واقع، امام جماعت را مدیر مسجد میدانند. از این رو برای وضعیت مسجد در ایران میبایست به مدیریت ائمه جماعت بر مسجد توجه کرد. در توضیح لایههای مربوط به مدیریت باید گفت دولت اسلامی وظیفۀ آبادانی و ساخت مسجد را عهدهداراست. متولیان امور فرهنگی نیز در اموری نظیر تولید محتوی، زمینهسازی و فرهنگسازی برای حضور اقشار مختلف مردم در مسجد دخیلاند. متولیان مستقیمِ ادارۀ مسجد هم در جامعۀ ما و هم در لایۀ درونی مدیریت مسجد پرشمارند، در لایۀ درونی مدیریت مسجد نیز امام جماعت، هیأت امنا، خادم، بسیج، کانونهای فرهنگی-هنری، مأمومین و مخاطبان هم حضور دارند. (کرماللهی ،1391، ص38)
امام جماعت و یا «پیشنماز» به فردی اطلاق میشود که مردم در نماز جماعت، به او اقتدا میکنند. امام جماعت مدیر مجموعه مسجد است. به همین دلیل، محور اصلی ادارة مسجد محسوب میشود.
از دیگر عناصر لایة داخلی مدیریت مسجد، هیئت امنا است. هیئت امنا را میتوان شورای مدیریت مسجد نیز نامید. نظارت بر برنامهریزیها، حل مشکلات، برگزاری مراسم و برنامههای جانبی و مدیریت منابع مالی مسجد با همکاری امام جماعت به عهده این
شورا است .خادم نیز به شخص یا اشخاصی گفته میشود که در مساجد به امور نظافت، نگهداری، خدماترسانی به مراجعهکنندگان و مانند آن اشتغال دارند. سابقة حضور بسیج و شکلگیری پایگاههای بسیج در مسجد مقارن با آغاز پیروزی انقلاب اسلامی است. پس از پایان جنگ، پایگاههای بسیج بهعنوان نهادی تثبیتشده در کنار مساجد، به فعالیت خود ادامه دادند و بهتدریج به فعالیت سیاسی و فرهنگی پرداختند. کانونهای فرهنگی نیز در دهة اخیر به جمع عناصر دخیل در مدیریت مسجد پیوسته است. گروهی دیگر از سازمانها و نهادهای مرتبط با
مسجد، نهادهای متولی امور فرهنگی کشور هستند. این قبیل نهادها، بهرغم عدم دخالت مستقیم در ادارة مسجد، بهعنوان نهادهای زمینهساز حضور فعال، پویا و اثربخش مسجد در جامعه، نقش بهسزایی دارند. ضعف عملکرد متولیان امور فرهنگی میتواند برای مساجد آسیبزا باشند. این نهادها در اموری نظیر تولید محتوا، زمینهسازی و فرهنگسازی برای حضور اقشار مختلف مردم در مسجد و مانند آن دخالت دارند. حوزههای علمیه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، صدا و سیما از جملة این نهادها محسوب میشوند. در میان این نهادها، جایگاه حوزة علمیه به دلیل تربیت روحانیون و ائمه جماعت مساجد از اهمیت بیشتری برخوردار است. (کرماللهی، 1391، ص39-42)
ابعاد وجودی امام جماعت به دو بعد «شناختی» و «رفتاری» تقسیم میشود: بُعد شناختی، شامل دانش، آگاهی و اطلاعات دینی، اجتماعی و همچنین دانش مدیریت مسجد میشود. بعد رفتاری، شامل رفتار و اخلاق فردی و اخلاق و رفتار اجتماعی است. «رفتار فردی» یعنی آراستگی باطن و آراستگی ظاهر و «رفتار اجتماعی» یعنی توانایی تعامل و برخورد مناسب با اقشار گوناگون جامعه، اعم از مخاطبان و غیرمخاطبان مسجد. توانایی اعمال مدیریت بر مسجد نیز در بعد کنشی قرار میگیرد.
بعد شناختی: یکی از مهمترین ویژگیهای امام جماعت، بهرهمندی از دانش دینی و نیز دانش موردنیاز جهت مخاطبشناسی و برقراری تعامل سازنده و اثربخش با مخاطبان است. امام جماعت باید عالم به علوم و معارف دینی و نیز آشنای با مسائل مستحدثه و دانشهای زمانه باشد. از سوی دیگر، آشنایی با دانش مدیریت، امام جماعت را در مدیریت مسجد یاری میرساند.
بعد رفتاری: توصیههای اکید دین به این بُعد از ابعاد شخصیتی امامان جماعت که مهمترین مبلغان دین بهشمار میآیند نشان از اهمیت آن دارد. در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: «مردم را با غیرزبان و با عمل و کردار خود به دین حق دعوت کنید.» (کلینی، 1365، ج 2، ص 78) اخلاق فردی و اجتماعی امام جماعت در میزان اقبال مردم به مسجد نقش بهسزایی دارد. بعد رفتاری امام جماعت به نوبه خود، شامل مؤلفههای فردی و اجتماعی به شرح ذیل است:
کنش و رفتار فردی: رفتار فردی شامل دو مؤلفۀ آراستگی باطن و ظاهر است. مقصود از آراستگی باطن، بهرهمندی امام جماعت از فضایل و صفات نیک اخلاقی است و منظور از آراستگی ظاهر، اهتمام امام جماعت به پاکیزگی، نظم در فعالیتها، رعایت بهداشت فردی و مانند آن میباشد.
کنش و رفتار اجتماعی: این حوزه، چگونگی تعامل و برخورد امام جماعت با اقشار گوناگون جامعه، اعم از مخاطبان و غیر مخاطبان مسجد را شامل میشود. علاوه بر این، افراد پیرامون امام جماعت نیز در این حوزه قرار میگیرند. این افراد شامل خانواده، دوستان و آشنایان امام جماعت میشوند. چگونگی تعامل و رفتار امامان جماعت با افراد پیرامون و همچنین ویژگیهای ایشان در میزان جاذبه و توجه مردم به سمت مسجد تأثیرگذار است. توانایی عملی امام جماعت در مدیریت امور مسجد و برقراری توازن و انسجام میان عناصر مرتبط با مسجد نیز در این مقوله جای میگیرد. (کرم اللهی ،1391 ،ص40)
در این قسمت سعی میشود شایستگیهای اساسی مورد نیاز امام جماعت مطرح شود.
برابر نظر مرکز رسیدگی به امور مساجد، ویژگیهای امام جماعت به عنوان مدیر اسلامی عبارتند از: 1- ایمان و تقوا 2- عدالت و امانت داری 3- توانایی 4- اخلاق و برخورد نیکو و زیبا 5- سعۀ صدر و تسلط بر خود 6- خردورزی و دوراندیشی 7- تعادل 8- تواضع 9- جدیت و تلاش 10- صداقت و وفای به پیمان 11- خواهان دانش جدید و افقهای نوین فعالیت. مرکز یاد شده، ویژگیهای دیگر امام جماعت را چنین برمیشمارد: امام جماعت باید از نظر علمی با قرآن و تفسیر، روایات و سخنان ائمه علیهم السلام آشنا باشد و توان پاسخگویی به سؤالات فقهی و شبهات جدید کلامی را داشته باشد و از اخبار کشور و جهان آگاه باشد. از نظر گفتاری باید از پرحرفی و کلمات بیهوده، غیبت و بدگویی پرهیز کند. از نظر برخورد نیز
باید گشادهرو و خوشبرخورد باشد؛ شخصیت افراد را حفظ کند و از تحقیر و تمسخر و پوزخند پرهیز کند. امام جماعت دارای چهار وظیفۀ اساسی است: 1- اقامۀ نماز جماعت 2- تعلیم و تربیت و نشر معارف 3- رهبری و مدیریت مسجد 4- برقراری ارتباط. (مرکز رسیدگی به امور مساجد، 1386)
پیروی از سنت و سیرۀ پیامبر صلی الله علیه و آله برای موفقیت امام جماعت در مسئولیت خود بسیار خطیر و مهم است. برخی از اصول سیرۀ فردی و اجتماعی پیامبر صلی الله علیه و آله عبارتند از: نظافت، آراستگی ظاهر، معطر بودن، سلام کردن، مصافحه، گشادگی چهره، برقراری ارتباط صمیمانه و احترام و ادب. (طالقانی و همکاران، 1389، ص60)
همچنین بر اساس دیدگاه ائمۀ اطهار نیز میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
از طرف دیگر رضایت آنان نیز پاداش فراوانی را برای او به دنبال می آورد، چرا که آن حضرت فرمودند: «من ام قوما باذنهم و هم به راضون ... فله مثل اجر القوم و لاینقض من اجورهم شئ» (عاملی، 1403ه.ق، 8/349) یعنی هر کس امامت جمعی را با اجازه خودشان به عهده بگیرد و آنان به امامت او راضی باشند ... پس برای او مانند ثواب نماز همۀ مأمومین خواهد بود، بی آنکه از اجر آنان چیزی کاسته شود.
برخورداری از مراتب علم وتقوی: اگر امام جماعت بخواهد مسئولیت خود را به نحو احسن انجام دهد، باید روشنفکر، آگاه وبرخوردار از مراتب علم وتقوا باشد. علاوه بر آن باید دارای قرائتی صحیح باشد و احکام نماز را نیک بداند. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید: «ان سرکم ان تزکوا صلاتکم فقدموا خیارکم.» (عاملی، ج 5، ابواب صلاة الجماة، باب 26، حدیث 4. یعنی اگر پاکیزه نگهداشتن نماز شما را خوشحال میکند، پس بهترین خود را پیشوا قرار دهید.
آشنایی با شیوههای تبلیغ: از مهمترین ویژگیهای امام جماعت، نحوۀ آموزش وتبلیغی است که در پیش میگیرد. وی در این زمینه، اولاً باید مخاطب خود را بشناسد وثانیاً باید به آن چه میگوید عمل نماید. امام صادق علیه السلام در این مورد فرموده است: «اگر عالم و دانشمند
به علم خود عمل نکند، موعظه واندرز او از دلها میلغزد، آن چنان که باران از روی سنگ صاف ونشیبهای لغزنده کوه لغزان است.» (کلینی ،1382:1/8) (به نقل از مصطفوی نیا و همکاران، 1392، صص189-207)
امام جماعت علاوه بر مدیریت صحیح مسجد و اقامة نماز جماعت، لازم است مواردی را مدنظر قرار دهد:
1-3-1. مدیریت مسجد
یکی از مهمترین مسائل در مسجد مدیریت آن است؛ اما با توجه به اهمیت برنامهریزی در برنامههای دینی، فرهنگی و آموزشی مسجد، ضروری است که ائمة جماعات اولین برنامهریز باشند تا بتوانند اهل مساجد را هم به منظور تقویت بنیة دینی و مذهبی آنان و هم به منظور بهرهبرداری در مسائل سیاسی و اجتماعی و ارتقای میزان آگاهی آحاد مردم مهیا سازند. رسیدن به اهداف مذکور نیازمند برنامه ریزی، سازماندهی امکانات و نیروها و نهایتاً کنترل و نظارت بر اجرای برنامههاست. بنابراین آنچه مهم به نظر میرسد این است که ائمة جماعات با آگاهی کامل به مدیریت مسجد علاوه بر مشورت با نمازگزاران و هیئت امنای مسجد، تصمیم نهایی را خود اتخاذ و اعمال نمایند. اهمیت این موضوع تا آنجا است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله شخصاً مدیریت و امامت مسجد النبی را به عهده داشتند و در غیاب ایشان، مدیریت مسجد به عهدة کسانی بوده است که به تشخیص آن حضرت صلاحیت امامت را داشتهاند. (فجری، 1388، ص32)
1-3-2. مراعات اوقات نمازگزاران و حال ضعیفان
از جمله مهمترین مسائل قابل دقت در مسجد این است که نماز جماعت در اول وقت شرعی و بدون فوت وقت آغاز گردد. و برنامههایی مثل سخنرانیها و دعاهای طولانی، بعد از اتمام نماز صورت پذیرد. با کمال تأسف در برخی مساجد، مستحبات بین نماز به اندازهای طولانی میشود که عدهای نماز دوم را فرادی خوانده و گاه به همین دلیل اصلاً در مسجد حاضر نمیشوند و از فیض جماعت محروم میمانند. به یقین ثواب نماز جماعت با انجام حداقل مستحبات همراه با جمعیت بیشتر بسیار بهتر از نماز طولانی با انجام همة مستحبات
خواهد بود. آمار نشان میدهد آنچه که مردم را از مسجد گریزان میسازد، طولانی کردن نماز و فاصلة بین دو نماز است. (قرائتی، 1387، ص 79)
امام صادق علیه السلام میفرمایند: «إِذَا کُنْتَ إِمَاماً أَجْزَاَتْکَ تَکْبِیرَةٌ وَاحِدَةٌ لِأَنَّ مَعَکَ ذَا الْحَاجَةِ وَ الضَّعِیفَ وَ الْکَبِیر» (الکافی، ج3، ص310)؛ هر گاه امام جماعت بودی، یک الله اکبر برای تو کافی است؛ زیرا افرادی که کار دارند یا ضعیف و پیر هستند با تو میباشند.»
امیرالمؤمنین علیه السلام میفرمایند: «آخِرُ مَا فَارَقْتُ عَلَیْهِ حَبِیبَ قَلْبِی اَنْ قَالَ: یَا عَلِیُّ إِذَا صَلَّیْتَ فَصَلِّ صَلَاة أَضْعَفِ مَنْ خَلْفَکَ ...» (وسائل الشیعه، ج5، ص447)؛ آخرین سخنی که با آن از محبوب قلبم جدا شدم، این بود که فرمود: یا علی! به هنگام نماز [جماعت]، نمازی متناسب با حال ضعیفترین کسی که به تو اقتدا کرده است بخوان.
این حدیث شریف گویای آن است که یکی از راههای جلب و جذب مسلمانان به کانون مسجد و نماز جماعت، کوتاه برگزارنمودن نماز جماعت است.
در روایت دیگری رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمایند: «مَنْ أَمَّ قَوْماً فَلَمْ یَقْتَصِدْ بِهِمْ فِی حُضُورِهِ وَ قِرَاءَتِهِ وَ رُکُوعِهِ وَ سُجُودِهِ وَ قُعُودِهِ وَ قِیَامِهِ رُدَّتْ عَلَیْهِ صَلَاتُهُ وَ لَمْ تُجَاوِزْ تَرَاقِیَهُ وَ کَانَتْ مَنْزِلَتُهُ عِنْدَ اللَّهِ مَنْزِلَةَ أَمِیرٍ جَائِرٍ مُتَعَدٍّ لَمْ یَصْلُحْ لِرَعِیَّتِهِ وَ لَمْ یَقُمْ فِیهِمْ بِأَمْرِ اللَّهِ». (وسائل الشیعه، ج 8، ص 420)
کسی که امامت گروهی را به عهده گیرد و در حاضر شدن [برای نماز] و قرائت و رکوع و سجده و نشستن و برخاستن خود، راه اعتدال و میانه را در پیش نگیرد، نمازش مورد پذیرش نخواهد بود و از کتفهای او تجاوز نمیکند و جایگاه چنین امامی نزد خداوند همچون جایگاه سلطان ستمگر و تجاوزگری است که برای اصلاح رعیت خود تلاش ننموده و فرمان الهی را در میان آنان به پای نداشته است.
1-3-3. تعیین ساعتی مشخص برای حل مشکلات
اگرچه اجرای این برنامه در همة مساجد ضروری نمیباشد؛ اما مناسب است امام جماعت با توجه به نیاز محل، ساعتی را به صورت روزانه یا هفتگی در مسجد حضور یابد و به سؤالات پاسخ گفته و به رفع مشکلات فردی و اختلافات خانوادگی بپردازد و در صورت نیاز با مراکز حوزوی و متخصصین در تماس باشد تا سؤالات به خوبی پاسخ داده شود.
1-3-4. حفظ آرامش مسجد
امام جماعت موظف است از هرگونه برنامهای که نظم مسجد را برهم زده و یا در شأن
مسجد نمیباشد، جلوگیری نماید. همچنین لازم است از هرگونه سیاسیبازی و طرفداری از گروه خاص که باعث تشنج در مسجد و از بین رفتن فضای عبادت است جلوگیری کند.
1-3-5. ارائۀ برنامههایی که بر جذابیت مسجد بیافزاید
در برنامة سخنرانی مسجد، حتیالمقدور از افراد آگاه به مسائل سیاسی و روز، متعهد و جذّاب استفاده شود تا مردم علاوه بر تنوع و جذابیت، از اوضاع کشور و منطقة محل زندگی، مطلع شده، سؤالات خویش را مطرح نموده و جواب دریافت نمایند.
1-3-6. تشکیل هیئت امناء
هر امام جماعتی نیاز به افرادی دارد که در ادارۀ مسجد، او را یاری نمایند؛ اما مهم این است که این افراد چه با نام هیئت امناء (که از افراد مورد اطمینان محل میباشند) و چه با دادن مسئولیتهای مختلف به افراد دارای صلاحیت، مثل: مسئول واحد پشتیبانی-مالی، واحد عمرانی-خدماتی، واحد فرهنگی-هنری و ورزشی، واحد روابط عمومی و ... تحت نظارت و مدیریت امام جماعت برنامههای مسجد را پیگیری نمایند. همچنین برخی مساجد که هیئت امناء داشته و آنها مسئول دعوت از امام جماعت میباشند، لازم است به این مسئله واقف گردند که انتخاب امام جماعت، به معنای انتخاب مدیر در تمام فعالیتهای مسجد است و تمام برنامههای مسجد باید با موافقت و هماهنگی امام جماعت انجام گیرد. (فجری، 1388، ص32-33)
فعالان یا کارگزاران یک مسجد، علاوه بر انجام امور عملیاتی، هم چون بازو و معاون امام جماعت عمل میکنند. (خصوصاً اعضای هیئت امناء) از این رو، از یک سو ویژگیهای فردی این افراد مانند توانمندیهای آنها اهمیت پیدا میکنند و از سوی دیگر، ویژگیهای بین فردی
(گروهی) آنها حائز اهمیت است. در نتیجه، شایستگیهای فعالان طبق این توضیحات در دو مؤلفۀ ویژگیهای فردی و بینفردی طبقهبندی شده است. عناصر توانمندی شخصی، فضایل ایمانی-اخلاقی و انگیزش این افراد (شامل مهارت و دانش، شجاعت، صداقت و وفای به عهد، نیت خدمتگزاری، امانتداری و مسئولیتپذیری، سعۀ صدر و مدارا و تلاش و پشتکار در مسجد) در مؤلفۀ «ویژگیهای فردی» معرفی شدهاند. از آن جهت که این افراد، گروه یا تیمی از فعالان ادارۀ امور مسجد را شکل میدهند، برخی ویژگیهای اثرگذار بر
عملکرد گروه مانند همبستگی، برادری و انسجام، وجهه یا اعتبار محلی، احترام و اعتماد متقابل و الفت و محبت بین قلوب آنها به عنوان جمعی از مؤمنین در ویژگیهای بینفردی مطرح شدهاند. انسجام گروه، احساس ما بودن است که اعضای یک گروه را به یکدیگر پیوند میدهد. اعتماد و ایمان متقابل به رفتار و مقاصد دیگران نیز، از جمله عوامل مهم در رفتار یک گروه است. نیت خدمت به خانۀ خدا، از شاخصهای مهم این بخش است و ارزش کارها به نیت انجام آنهاست. در فضیلت خدمتگزاری به مسجد، اشاره به این حدیث، مناسب است: «هر کس مسجدی را جارو کند، خداوند برای او ثواب آزاد کردن یک بنده را بنویسد و هر کس مسجد را غبارروبی کند، خدای عزوجل وی را از رحمتش دوچندان برخوردار گرداند.» (طالقانی وهمکاران، 1389، ص61-62)
یکی از اهداف جذب خانوادهها به مسجد، پرورش شور وشوق افراد نسبت به مفاهیم اساسی دین هم چون تقوی، ایثار است و تنها ارائۀ مستقیم معارف الهی نیست. پس نقش اساسی مسجد رفتن، فراهم آوردن شرایطی است که فرد با تجربۀ واقعهای درونی به دین گرایش یابد. در واقع نمیتوان از طریق تبلیغ بدون ترغیب وتربیت بدون تمایل درونی، فردی را به دوست داشتن چیزی واداشت. متولیان فرهنگی وسازندگان مساجد میتوانند مایههای فطری درون خانوادهها را از طریق کششهای زیباییشناختی پرورش دهند. بنابراین هدایت احساسات وعواطف خانوادهها از طریق توجه به ابعاد زیباییشناختی وتأثیر روشهای مبتنی بر بعد زیبایی میسر میشود. زیبایی عشق را میآفریند وعشق حرکت و شور در عمل را ایجاد مینماید وبرای انتقال فرهنگ اسلامی از طریق مسجد نیازمند انسانهایی هستیم که در این ابعاد پرورش یافته باشند. (شریف زاده، 1389، ص105)
اساساً یکی از نیازهای فطری انسان میل به زیبایی وجمالدوستی است. در انسان گرایش به جمال و زیبایی وجود دارد، چه به معنای «زیباییدوستی» و چه به معنای «زیبایی آفرینی» که نامش هنر است. (مطهری، 1373)
در دین اسلام به عناصر زیباییشناسی اشاره شده است. اساساً آفرینش از نظر قرآن کریم با جمال و زیبایی آمیخته است. در قرآن میفرماید: «انا جعلنا ما علی الارض زینته لها» (سوره کهف، آیه7) یعنی ما آنچه از مناظر طبیعی که در روی زمین است به عنوان زینت زمین قرار دادیم وکرۀ زمین را بدان مزین ساختیم. در واقع ترغیب وتشویق به کار جمیل وزیبا در قرآن کریم بار ها مورد اشاره قرارگرفته است.
برای استفاده از نمادهای هنری در جذب خانوادهها به مسجد باید مفهوم زیبایی و تربیت هنری را بشناسیم، مفهوم نمادها، سطح و انواع آن را نیز شناسایی کنیم.
نماد در اصطلاح به معنای نشانه و حکایت از معنای ماورای خود است، با این تفاوت که نشانه مانند علائم راهنمائی به نحو اعتباری و قراردادی بر ورای خود دلالت میکند، اما نماد بر حسب نوع دلالت طبیعی، ورای خود را حکایت میکند. (قدردان قراملکی، 1381، ص65)
منظور از زبان نمادین این است که زبان، واژگان و گزارههای آن بر معنای ظاهری آن دلالت نمیکند. موضوع نماد از دو منظر قابل بررسی است؛ بیان نمادین و هستی شناسی نمادین. در نگاه نمادین که مرتبط با زیبایی هنری است، مفهوم نمادها و زبانها به هم نزدیک میشوند. در لغت نامه ورد رفرنس ( word reference،2006)، زیباییشناسی «درک زیبایی یا چیزهای زیبا» و «مطلوبیت چیزی از نظر زیبایی» تعریف شده است. (صابری ورضوانی، 1391، ص114)
ویژگیهای زیبایی شناسی دامنۀ متنوعی از حیطهها را دربر میگیرد. سیبلی (1959) فهرستی فراهم میکند که دامنۀ مفهوم زیباشناسی را نشان میدهد. این دامنه شامل حیطههای هماهنگی، آرامش، قدرتمندی، دلپذیری، پراحساسی، گیرایی و جلبکنندگی است. از نظر وی با دستیابی به این فهرست در هنر معماری، میتوان مفهوم کلی یک ویژگی زیباشناختی را در زندگی نشان داد. برای مثال، هماهنگی یک ویژگی صوری است. خشم (مانند آرامش) یک ویژگی عاطفی است، و قشنگی (همانند دلپذیری) یک ویژگی صوری و ارزشی است. اگر بتوان
این فهرست را چنین گسترش داد و ویژگیهای دیگر آثار هنری و معماری نظیر رنگ، شکل یا دوام را کنار گذاشت، میتوان ویژگیهای زیباییشناسی را از دیگر ویژگیها متمایز ساخت. (گلدمن، 1388، ص94)
زیبایی شناسیِ محیط یکی از حوزههای جدید زیبایی شناسی است که در نیمه دوم قرن بیستم ظهور کرده است. این نوع زیبایی شناسی بر مباحثی تأکید دارد که به درک زیباشناختی جهان نه تنها محیطهای طبیعی، بلکه فضاهایی که به دست انسان ساخته شده یا تحت تأثیر انسان بوده منجر میشود. (کارلسون، 1388، ص292)
بنابراین این موضوع در سه مقولۀ: زیبایی فضای مسجد؛ معماری و مهندسی مسجد و فضای فیزیکی و بهداشتی قابل پیگیری است.
مسجد، محل تجلی مجموعهای از هنرهایی است که مصداق مسلم هنر شهودی است. در مساجد نه تنها دین با هنر ملاقات میکند بلکه مهمترین نمود هنر اسلامی، معماری مساجد و ویژگی های بارز آن است. معماری مسجد به گونهای مسیر تحولات و تغییرات ایجاد شده در شیوۀ زندگی جوامع مسلمان را نشان میدهد و نمایانگر عمق برداشتهای فرهیختگان و سازندگان هر زمان از جوهرۀ ذهنیت و ایمان جامعه مسلمان معاصر آن است. بنای مسجد زمانی معنا می یابد که انسان مسلمان در آن پا نهاده و قدم به قدم فضاهای آن را طی میکند تا به فضای غایی آن برسد و در زیر سقفی مدور که نمادی از آسمان است رو در روی محراب بایستد. و اینها همه مقدمهاند، تا وی در این فضای مهیا شده برای عبادتش، آغازگر راز و نیازی شود که خود آداب و مراحلی منظم دارد. تمام نظم تجریدی هنر متعالی اسلامی، بازتابی است از محتوای عارفانهای که بر پایۀ ایدئولوژی اسلام بنا شده است. به یقین نمیتوان، مسائل عقلانی و انتزاعی را از ابعاد احساسی و عاطفی آن جدا دانست. تا این احساس برانگیخته نشود و وجدان و فطرت انسانی احیا نگردد ایمان، ریشه ندوانیده است. بنابراین میتوان مسجد را از آن حیث، جایگاه تجلی هنر و معماری اسلامی قلمداد کرد که هنرهای گوناگون، بر روی هم فضا و مکان خاصی را پدید میآورند، فضا و مکانی که برای ایجاد رابطۀ میان خدا و خلق او مناسب باشد و در عین شکوه و جلال، آراستگی و تزیین آن، ذهن انسان را به جای توجه به خداوند سبحان به خود مشغول نسازد.
نکتهای که در اینجا حائز اهمیت میباشد این است که مهندسان مسلمان باید به طراحی و اجرای مسجد نیز آشنا باشند. نکته مهم در ساخت مساجد این است که هنر و معماری ایران از دیرباز دارای چند اصل بوده است. این اصول چنین هستند: «مردم داری، پرهیز از بیهودگی، خودبسندگی و درونگرایی که مهندسان سازه برای ساخت و طراحی مساجد باید این اصول را محور توجه خود قرار دهند.» (پیرنیا، 1383)
«زیبایی معناداری که در معماری اجزاء و عناصر مسجد موج میزنند نه تنها انسان را از یاد خداوند غافل نمیسازد بلکه او را متوجه وزن اشکال و صور روحانی آن میکند. چرا که معمار به واسطۀ هنر و با استفاده از مصالح و ملزومات کار هنری، هم زمان با خلق یک بنای زیبا به مفهومسازی نیز میپردازند. به طوری که بنای ساخته شده با اعتقادات سازندگان آن پیوندی ناگسستنی دارد، در واقع ساختمان زیبا، جمال باطن پدید آورنده آن را هویدا
میسازند.» (مجموعه مقالات همایش معماری مسجد گذشته حال آینده، 1376، ص244)
تأثیر شکل و فرم در انتقال معانی و مفاهیم از دو منظر حس زیبایی شناختی و گرافیک محیطی قابل بررسی است.
حس زیبایی شناختی: یکی از نیازهای روانشناختی انسان، نیاز به حس زیباییشناختی است و زیباشناختی از آن جهت که کیفیت درونی و ناظر بر حالات درونی آدمی است، ارضاء آن میتواند مقدمهای برای رویکرد آدمی به معنویت و پرستش خداوند باشد.
گرافیک محیطی: در یک محیط، باید میان زیبایی و عملکرد ارتباط بر قرار نمود. طراحی محیطی برای زیبا ساختن محیط بصری، آگاه کردن و ارتباط برقرار کردن به عنوان یک اهرم پر قدرت عمل میکند. در گرافیک محیطی یا طراحی، برای ایجاد ارتباط بصری با مخاطبان، طراح باید پیامی به ایشان القاء نماید، پیامی هدفدار در جهت شناساندن و معرفی محیط، این پیام باید در وهلۀ اول، کاربردی بوده و بعد زیباشناسانۀ آن مراعات گردد. به عبارت دیگر، در جهت زیبایی و مطلوب نمودن محیط تلاش صورت پذیرد. نمادهای وحدت در اجزاء و عناصر مسجد نه تنها در یک قالب کلی و پیکرۀ ظاهری در محیط زندگی ما میتواند به عنوان مکانی وحدتآفرین محسوب گردد، بلکه تک تک عناصر و اجزاء متشکلۀ آن نیز در درون و ماهیت خود نمایی از مؤلفههای وحدت را آشکار میسازند. منتهی در این بخش استنباط مفاهیم وحدت به صورت زیرکانه، ماهرانه و به شیوهای هنرمندانه تجلی پیدا میکند که تنها اهل فن و متخصصان برجسته این رشته هستند که توانایی کشف راز و رمز و مصادیق این وحدت را دارا می باشند. برای نمونه، در اثبات این مدعا از چند مورد می توان نام برد. نخست این که مساجد اسلامی را می توان مجموعۀ
بینظیری از انواع و اقسام هنرهای اسلامی دانست. از طراحی بنا و معماری کلی ساختمان گرفته تا کاشیکاری و گچبری و آینهکاری و خوشنویسی و شعر و نجاری و منبتکاری و ... حتی فرشهای مساجد و این یعنی مجموعهای تمام عیار از آثار هنری. این هنرهای مختلف و گوناگون، در عین تکثری که دارند؛ باید نهایتاً اثر واحدی بنام مسجد را خلق کنند. نقش و نگارههای اسلیمی دیوارهها و خطوط کوفی و نستعلیق اطراف محراب و گنبد درونی و برجستگی و فرورفتگی مقرنس ها و نهایتاً قوس منحنی حاکم بر کلیت معماری مسجد، باید در کمال سازگاری و هماهنگی با یکدیگر قرار گیرند و اوج هماهنگی و وحدت میان اعتقادات و باورهای دینی مردم با مسجد، این پایگاه توحیدی را می توان در آثار هنری و معماری خاص بکار رفته در آن که نمود ظاهری پیدا کرده، مشاهده نمود.
رنگ و نور و آب سه گانۀ اعظم زیباییشناسی معماری اسلامیاند. نور جلوۀ « الله نور السموات و الارض » است که حضورش در معماری اسلامی، به ویژه در مسجد، تجلی نورالله است در کاستن از صعوبت و سختی و سردی سنگ و بنا. تأثیر رنگ در معماری اسلامی، انکارناشدنی است و از اهمیت و گستردگی معنایی زیادی برخوردار است و یکی از عوامل و مؤلفههای مهم در فضاسازی معنوی و روحانی مسجد میباشد. استفاده از رنگهای سبز، فیروزهای و آبی در معماری اسلامی بسیار معمول و فرا گیر می باشد. کاربرد رنگ آبی لاجوردی و آبی فیروزهای از عمدهترین رنگهای زمینهای دیوارها، کاشی ها، محراب و گنبد و صحن و شبستان و ... مساجد است. حضور جدی آب در معماری اسلامی به ویژه در مسجد، نه تنها آن را عاملی فیزیکی برای تطهیر عابدی قرار می دهد که برای عبادات خود به این تطهیر نیاز دارد، بلکه به بنا نیز صفت تطهیر عطا می کند، همچنین گنبد و مناره دو نماد اصلی در معماری خارجی مسجد، مهمترین نماد کالبدی مسجد از دور است، پوستهای که آسمان را خیمه زده و به درون برده است و سر در درون دارد، و در نقطة مقابل آن دستی از زمینی که بر آسمان برآمده و به گل نشسته است (گلدسته). گنبد رو به فضای درون و منار سر بر آسمان بیرون تمثیلی از دو سیر انسان، سیر در آفاق و سیر در انفس، و تمثیلی از فضایی مناسب برای خودسازی و خودآگاهی «شبستان» و فضایی مناسب پیامرسانی و جامعهسازی و تعهد در مقابل از قوّه به فعل درآوردن استعدادهای فطری فرد و مسئولیت در مقابل امت است. یکی از ویژگیهای بارز معماری مساجد، حیاط است، حیاط نخستین فضایی است که نمازگزار در هنگام ورود به مسجد به منظور وضو گرفتن و ورود به شبستان در آن قرار می گیرد. صحن مسجد به عنوان فضایی با معنا و هویتدهنده بر مسجد، از ویژگیهای معنوی و ابعاد عملکردی مهمی برخوردار است که در تفسیر فضای مسجد و شکل دادن به ساختار نظام فضایی آن مهمترین نقش را ایفا میکند. شبستان اصلیترین فضای تجمع، انسجام و تمرکز مسجد محسوب می گردد و در واقع نقطه گرانیگاه و اصلی تجمعات عبادی می باشد. در شبستان بسیاری از حرکتها و برنامههای وحدتآفرین شکل می گیرد و در واقع قلب تپندۀ حرکتهای وحدتزا و توحیدی به شمار می رود. محراب در واقع نقطۀ ارتباط معنوی بین عبد و معبود و نقطه وحدت و ارتباط بین عالم ظاهر با عالم معنا و اتصال این جهان
مادی به جهان ماورایی است. محراب نقطه پرواز و عروج و نقطۀ اتصال زمین و آسمان از بعد معنوی می باشد. محراب نمایانگر قلب مسجد و موقعیت دیوار سمت قبله است. (بررسی هنر وزیباسازی در طراحی مسجد، سایت مرکز رسیدگی به امور مساجد، 1391)
تشبیه: معادل «قرینه سازی» در معماری؛
استعاره: معادل «نمادگرایی» در معماری؛
کنایه: معادل «رمزگرایی» در معماری؛
تمثیل: معادل «آوردن نمونه و نشانه» در معماری؛
در همۀ اینها حرکت از مصداق به مفهوم برای بیان یک مفهوم به کار رفته که روش عامتری است.
رمزگرایی (وجودگرایی): مساجد نمونۀ بارزی از تلفیق فرمهای نمادین با باورهای عمیق اعتقادی میباشند و ارتباطات نمادین در این هنر بارز است.
درونگرایی و برونگرایی (درون و بیرون): درونگرایی در مسجد از دو جنبۀ فیزیکی و مفهومی مطرح است. «در این معماری هر فضای داخلی، خلوتگاه و محل توجه به باطن و هر فضای خارجی جلوهگاه و محل توجه به ظاهر است.» (شفایی، 1386، ص16)
پیروی از قوانین متعارف هندسی و نظم، تناسبات هندسی دقیقِ قوی و پرگاری، نسبت مشخص برای طول و عرض و ارتفاع در پلان و نما و تمامی اجزاء و ... در مسجد کاملاً مشهود است.
قرینهسازی در مسجد از بطن روحیه متعادل ایرانی اسلامی و فلسفه شرقی حاکم بر این ملت میباشد که در واقع تقارن را میتوان «آوردن چیزی برای شناخت و یادآوری چیز دیگر و در نهایت به معنای فراتری دانست. تقارن از نظر بصری یک تعادل و نظم را ایجاد میکند که کلیت یک سیستم و سازمان اجزاء آن سهل الدرک میشود و در نتیجه انسان خود را در فضای درک شدهاش پیدا میکند. «قرینهها حضور عبادت را در میان گرفته، محرم یکدیگرند و سازندۀ فضای محرم و آشنا میشوند. پنجرهها درگاهها و طاقنماها در دیوارها، قرینه نشسته و انعکاس نگاه تعالی طلب میباشند. نقش این طرف، طنین زیبایی
نقش آن طرف است.» (شفایی، ص20)
مساجد وقتی میتوانند نقش واقعی خود را در تربیت دینی عبادی اجتماعی فرهنگی و سیاسی ایفا کنند که بتوانند خانوادهها را جذب و حفظ نمایند. رسیدگی به بهداشت مساجد مانند تغییر در معماری امکانات گرمازا و سرمازا و وجود فعالیتهای فرهنگی مانند کتابخانه و ... از راهکارهای عملی جذب خانوادهها به مسجد میباشد.
نظافت و بهداشت مساجد تمیزی و پاک بودن از جمله عواملی به شمار می رود که باعث گرویدن خانوادهها به مسجد و نماز می شود، لذا مسئولان مسجد باید در خصوص غبارروبی، نظافت منظم روزانه یا هفتگی، شستن فرشها و عطرافشانی اقدام کنند. نظافت دستشویی، ایجاد امکانات بهداشتی نظیر صابون، مایع ضد عفونی کننده، آب گرم در زمستانها و شستشوی مرتب و منظم محیط دستشوییها و به کار بردن خوشبوکنندههای مناسب از ضروریات مساجد است.
وسایل صوتی و گرمازا و سرمازا مسائل ناخوشایندی مثل نامناسب بودن صدای بلندگوها، سرد یا گرمبودن بیش از حد مسجد، تنظیم نامناسب نور در مسجد و دیگر عواملی از این قبیل باعث ایجاد سابقۀ ذهنی منفی در اذهان افرادی که به مسجد می روند، شده و موجبات نارضایتی و گریز خانواده ها از مسجد است. رفع این مشکل مدیریت مدبرانه هیئت امنای مسجد و افراد اداره کنندۀ امورات و مناسبتهای مسجد را می طلبد.
نظر به این که در این مقاله مشخص گردید که ویژگیهای مثبت امامان جماعت ومتولیان فرهنگی و زیباسازی مساجد موجب جذب خانوادهها برای رفتن به مسجد می شود. بنابراین در این راستا میتوان با در نظر گرفتن کارکردهای مختلف مساجد، راه کارهای زیر را مطرح کرد:
در حوزۀ انتخاب امامان جماعت، از روحانیون شایسته وفعال استفاده شود، زیرا برای جذب خانوادهها مناسب است. از دیگر ویژگیهای مهم برای انتخاب امام جماعت، میتوان به این موارد اشاره کرد: محبوبیت و مقبولیت،آشنایی با کارکردهای مسجد، آشنایی با دانش مدیریت، توجه به وظائف امام جماعت، مراعات اوقات نمازگزاران و حال ضعیفان، تعیین ساعتی مشخص برای حل مشکلات، حفظ آرامش مسجد، ارائۀ برنامههایی خلاقانه (مانند تبدیل سخنرانیهای رسمی به کلاسهای صمیمی).
در حوزۀ فرهنگی میتوان گفت مسجد باید کانون انرژی و شور و هیجان باشد و فقط از ساختارهای سنتی استفاده نکند بلکه از ساختارهای به روز استفاده نماید. برای تقویت نقش فرهنگی مساجد میتوان با اقدام به تأسیس کتابخانه، عرضه وفروش کتاب با تخفیفهای مناسب، تأسیس مراکز توزیع فیلم و سی دی، کلاسهای آموزشی وفرهنگی، برگزاری جلسههای سخنرانی، نصب وراهاندازی خدمات رایانهای و اینترنتی زمینههای جذب خانوادههارا افزایش داد.
در حوزۀ زیباسازی مساجد باید به این نکتۀ مهم اشاره کرد که یکی از ویژگیها و جاذبههای مساجد ارضاء حس زیباییشناختی است تا از این طریق بتوان به پرورش دینی افراد کمک نمود. سوق دادن افراد به سمت خدا و متوجه ساختن ایشان به فرامین الهی اگر
چه از کارکردهای مساجد است اما این خود مستلزم توجه به زیباییشناسی است. اگر مسجد بتوانند احساس نیاز به پرستش کردن و فواید، اهمیت و ضرورت آن را بررسی و تبیین نماید و همچنین بتواند جنبههای زیباشناختی کارکردهای خود را به درستی به مردم نشان دهند، در واقع به میزان جاذبه خود افزوده است. در این مسیر در نظر گرفتن این موارد ضروری است: اهمیت دادن به زیبایی و شکوه مسجد در عین سادگی و پرهیز از اسراف و دنیاگرایی؛ تنظیم نور مسجد به اندازهای، که نه مصداق اسراف باشد، نه آن قدر کمنور و دلگیرکننده که بر روحیۀ اشخاص بازتاب منفی ایجاد کند؛ معماری در پی خلق فضایی باشد تا فرد بتواند حضور خدا را احساس نماید؛ نوآوری و ابتکار در عرصه ساخت و ساز
مسجد که هماهنگی با توصیههای دینی داشته و از مایههای سنتی الهام گرفته باشد مانند مسجدی که دارای صحن و حیاط و حوض و آبنما بوده و باعث ایجاد نشاط و سرزندگی و عامل معنوی مؤثری برای جذب افراد خواهد بود.
در پایان انتظار می رود براساس دستاوردهای این پژوهش، مسئولین وسازندگان مساجد در جهت بهبودی وضعیت این مکان مقدس برای دستیابی به هدف جذب خانواده ها برای حضور در مساجد اقدام کنند.
قرآن مجید.
آذرنوش، آزرتاش و مکوندی، محمود، «بررسی زبانشناختی واژۀ قرآنی مسجد»، دو فصلنامۀ تحقیقات علوم قرآنی و حدیث، شماره 13، 1389.
بختیار نصرآبادی، آمنه و بختیار نصرآبادی، حسنعلی و انصاری، مریم، تحلیلی بر مؤلفههای زیباییشناختی در معماری فضاهای آموزشی با توجه به رویکرد اسلامی، دو فصلنامه تربیت اسلامی، شماره 17، سال هشتم، 1392.
بررسی هنر وزیباسازی در طراحی مسجد، سایت مرکز رسیدگی به امور مساجد، 1391.
پیرنیا، محمدکریم، سبکشناسی معماری ایرانی، نشر معمار، 1383.
حرعاملی، محمد بن حسن، وسائلالشیعه، قم، موسسۀ آل البیت وسائل الشیعه، 1409 ق.
حرعاملی، محمد بن حسن، وسائلالشیعه، ترجمۀ محمدرضا ضمیری، قم، موسسه فرهنگی تبیان، 1387.
خمینی، روح الله، صحیفۀ نور، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینیu ، 1385.
رضی مصطفوینیا، سید محمد و همکاران، ویژگیهای امام جماعت موفق وشایسته، مجموعه مقالات نماز و نهضت مسجد سازی، موسسۀ فرهنگی انتشاراتی ستاد اقامه نماز، 1392.
شریفزاده، حکیمهالسادات و تسلیمیان، ناصر، نقش عنصر زیباییشناسی در تربیت دینی، فصلنامۀ کاوشهای دینی، شماره سوم، 1389.
شفائی، رضا، رابطۀ موسیقایی نماز و بنای مسجد: بازشناخت معماری مسجد، کتاب ماه هنر، فروردین و اردیبهشت 1386.
صابری، رضا و سعیدی رضوانی، محمود، کاربرد زیباگرایی و هنر در تربیت دینی، دو فصلنامۀ تربیت اسلامی 1391.
طالقانی، غلامرضاوهمکاران، مدیریت مسجد: تدوین الگوی شایستگی منابع انسانی، فصلنامۀ پژوهشهای مدیریت منابع انسانی، شماره 3و4، 1389.
طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسویهمدانی، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، 1370.
عبدالبلطی، محمدفؤاد، المعجم المفهرس الالفاظ القرآن کریم، مصر، مطبعه دارالکتب قاهره، انتشارات اسماعیلیان، 1354.
فجری، محمدمهدی، آشنایی با کارکردهای مسجد، مجلۀ مبلغان، شمارۀ120، 1388.
قدردان قراملکی، محمدحسن، زبان قرآن از منظر علامه طباطبایی، فصلنامۀ قبسات، شماره 25، 1381.
قرائتی، تقی، آیین امامت مسجد، مؤسسه مسجد، قم، چاپ اول، 1387.
کارلسون، آلن، زیباییشناسی محیط زیست، ترجمۀ کریم پورزبید، مجله نیمسالانه زیباشناخت، سال دهم، شماره20، 1388.
کرماللهی، نعمتالله و کاشانیزاده امیرمسلم، تبیین الگوی مفهومی آسیبشناسی وضعیت مسجد در ایران، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، سال سوم، شماره 11، تابستان 1391.
کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تصحیح محمد آخوندی وعلیاکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، بیتا.
گلدمن، آلن، امر زیباییشناختی، ترجمۀ ابوالفضل مسلمی، مجله نیمسالانه زیباشناخت، سال دهم، شماره20، 1388.
محراببیگی، محمدعلی، مسجد فرهنگ مردم، فصلنامه هنر و معماری، شماره 33، 1376.
محدثی، جواد، هنر دینی: وآکاوی هنر در قلمرو مکتب، قم، مؤسسه بوستان کتاب، 1386.
محمدی، علی و روزبهانی، علیرضا، مسجد در آئینۀ مثنوی، فصلنامه علمی پژوهشی زبان و ادب فارسی، سال چهارم، بهار1392.
مجموعه مقالات همایش معماری مسجد گذشته حال آینده، دانشگاه هنر پردیس اصفهان، انتشارات دانشگاه هنر، 1376.
مطهری، مرتضی، فطرت، تهران، انتشارات صدرا، 1373.
میرزایی، خلیل و پروین، پژمان، مسجد، خانواده، سلامت اجتماعی، فصلنامه علوم تربیتی، شماره128، 1391.
عصمت دانش
Email: esmat - Danesh@yahoo.com
در فرهنگ اسلامی، ازدواج و تشکیل خانوادة مقدس و خانواده به مثابه دژی استوار و اصلیترین نهاد اجتماع محسوب میشود که بیشترین مسئولیت را در تحوّل و شکوفایی شخصیت، تربیت و تعالی، پرورش مهارتهای اجتماعی و سعادت انسان، و نیز سلامت و اعتلای جوامع بشری برعهده دارد. در تعالی خانواده مسجد بهعنوان پایگاه اجتماعی قوی اسلام میتواند نقش چشمگیری در مسجدمحوری شدن خانوادهها و تربیت دینی جوانان برای ازدواج آسان و بههنگام و همچنین استحکام بنیان خانوادهها داشته باشد. هدف از این مقاله تحلیلی-پژوهشی، شناسایی و معرفی نقش مسجد، در فرهنگ سازی برای ازدواج و تشکیل خانوادهای پایدار در عصر پیچیده کنونی است. روش این پژوهش از یکسو توصیفی-تحلیلی و کتابخانهای و از سوی دیگر میدانی میباشد که با استفاده از یک پرسشنامه محقّق ساخته پدید آمده است. یافتهها نشان میدهد به رغم اهمیّتی که مساجد در صدر اسلام در همة ابعاد زندگی بشری و رفع مسائل و مشکلات مسلمانان از جمله مشکلات اقتصادی، فرهنگی، دینی و عبادی، آموزشی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی داشته است، در حال حاضر از این پایگاه امن، بیشتر برای مراسم عبادی و مجالس ختم و یادبود استفاده می شود. در این مقاله باآزمون سه فرضیة پژوهش، راهکارهای کاربردی اسلامی برای فرهنگسازی به منظور برجسته کردن نقش محوری مساجد در جامعه و پذیرش این نقش از سوی جوانان و خانوادهها برای ازدواج و تشکیل خانواده ارائه شده است.
کلیدواژه ها: ازدواج آسان، خانواده، فرهنگسازی، مسجد محوری.
ازدواج در فرهنگ اسلامی، پیوندی مقدّس و عاملی مؤثر در حفظ پاکدامنی و طهارت دل ها است که موجب حفظ دین، افزایش ثواب عبادات، بهوجودآورنده مودّت و رحمت میشود. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله میفرماید: هر کس میخواهد خدا را در حال پاکیزگی و طهارت ملاقات کند به وسیله ازدواج، عفّت پیشه سازد. (احمدپناهی، 1385، 36-35) ازدواج مهمترین و اصلیترین عامل ارتباطی میان انسانها است که صمیمیترین نوع رابطة بین زن و مرد و به تبع آن خانواده شکل میگیرد و کلیه نیازها اعمّ از جسمی، روانی، عاطفی و اجتماعی زن و شوهر با این پیوند مقدس برآورده میشود. (روزن-گراندن، مایر و هاتی 2004، 59)
همه مکاتب از اهمیّت ازدواج و تشکیل خانواده سخن گفتهاند، ولی ارزش واعتباری که اسلام برای ازدواج قائل شدهاست در هیچ مکتبی دیده نمیشود. بهگونهای که خداوند رحمان یکی از آیات و نشانههای قدرت خود را در ازدواج و آفریدن همسرانی از نوع خود انسان برای او می داند تا در کنار یکدیگر با دوستی و رحمتی که بین آنان قرار داده است به آرامش و سکون نایل آیند. (روم/ 21) البته چیزی که مایة سکون است همان مودّت و رحمت الهی است که جاذبهای معنوی بین زن و مرد ایجاد می کند، وگرنه شهوات نمی تواند نشانهای از نشانههای خدا باشد و موجب آرامش گردد. (جوادی آملی، 1371، 40-39) اسلام معتقد است هر اقدام نیکوکارانهای باید از خانواده آغاز شود و این سخن پیامبرگرامی ما است که فرمود: «اِبْدَأْبِماتَعُولُ» یعنی نخست از خانواده آغازکن. (قائمیامیری، 1392) اسلام بنا به اهمیّت موضوع، مُهر تأیید بر ازدواج و روابط زناشویی تمام اقوام و ملل زده است (مطهری،1392، 190) و میخواهد خواستهها و نیازهای طبیعی انسان در چارچوب قواعد
الهی برآورده شود، تا بیبندوباری و هرج ومرج در همة زمینهها، از جمله در اقناع غریزة جنسی، از جامعة اسلامی رخت بربندد. (قائمیامیری، 1392، 17)
بهخاطر تمامی این مزایا است که برای رشد همه جانبة شخصیت و سلامت جسمی و روانی انسان ازدواج امری اجتنابناپذیر است. نتایج پژوهشها نیز نشان میدهند ازدواج نقش مهمی در سلامت جسمی و روانی زوجین ایفا میکند؛ (وود،گیزلینگ و ایولر، 2007، 1) و بهطورکلی، افراد متأهل سالمتر از کسانی هستند که ازدواج نکردهاند؛ (شونبورن، 2004، 22) همچنین رابطة مثبتی بین ازدواج وآرامش روانی وجود دارد؛ (ویلسون و اسوالد، 2005، 91) و صرفنظر از جنس و سن، افراد متأهل نسبت به افراد مجرد به طورمعناداری سطح شادکامی و سطح کلّی سلامت جسمی و روانی بیشتر و نشانههای بدنی، علائم اضطراب، اختلال در خواب، میزان افسردگی و اختلال در کارکرد اجتماعی کمتری دارند. (دانش، 1389، 57)
اسلام به همان میزان که به تشکیل خانواده تأکید فراوان دارد، برای حفظ و تداوم آن ودور نگهداشتن آن از خطر تزلزل و از همپاشیدن نیز برنامههایی را پیشبینی وتهیّه کردهاست. از جمله آنکه ارضاء همة لذّات را درچارچوب نظام خانوادة مشروع میداند و زن و مرد را از حرکات و رفتارِ بدون رعایت نظام دین برحذر میدارد. این مراقبتها و رعایتها به دلایل مهم و به دلیل نقشهای سازنده و متعدّدی است که خانواده باید ایفاکنندة آنها باشد. (قائمیامیری، 1392، 18-17) پژوهشها نیز نشان دادهاند افرادی که تقیّدات مذهبی دارند بهتر از عهدة این مسئولیتها برمیآیند وسازگاری و تداوم زندگی زناشویی آنها بیشتر است. هانلر و گنکوز نیز (2005، 133) دریافتند تأثیر مثبت مذهب بر رضایت زناشویی و تداوم زندگی زوجین به لحاظ این است که مذهب نه تنها رهنمودهایی برای زندگی دارد بلکه ارائه دهندة نظام ارزشها و باورها است. پژوهش اورتینکال و ونستیوجن(2006، 498) نیز نشان داد افرادی که مذهبیترند در زندگی ثبات بیشتری دارند و از زندگی خود راضیترند.
از این رو با توجه به نقشی که تقیّدات مذهبی در رضایت از زندگی، سازگاری و تداوم زندگی زناشویی دارد، از یک سو فراهم آوردن بستر و زمینة تربیت و پرورش دختران و پسران مذهبی و با ایمان و آماده سازی آنها برای ازدواجی سنجیده و به هنگام بسیار ضروری بهنظر میرسد؛ و از سوی دیگر لازم است برای داشتن یک چنین ازدواجی از همان سالهای آغاز کودکی برنامهریزی کرد. در این راستا، درتعالی خانواده مسجد بهعنوان پایگاه اجتماعی قوی
اسلام میتواند در استحکام بنیان خانواده نقش شایان توجهی در جامعه داشته باشد. مسجد در فرهنگ اسلامی از جایگاه بسیار رفیع و والایی برخوردار است، بهگونهای که بهعنوان خانۀ خدا بر روی زمین معرفی شدهاست. (حر عاملی، 1414ه ق) این پایگاه اجتماعی در طول تاریخ اسلام نه فقط محل عبادت و مناجات، بلکه مرکز تصمیمگیریهای مهم سیاسی، اقتصادی، نظامی و نیز مکان نشر معارف دینی و کانون تربیت انسانهای متعهّد بهویژه جوانان؛ و همچنین جایگاه حل معضلات امّت اسلامی و محور وحدت مسلمانان و پشتوانۀ محکمی
برای حکومت اسلامی بودهاست. (امامخمینیe ، 1385، 65)
این پایگاه عظیم نقش عمدهای در تعالی و تحکیم کانون مقدس خانواده داشته و دارد. در واقع با انس خانواده با مسجد و بهرهگیری از اثرات ارزنده و نورانیّت معنوی مسجد است که تربیت دینی، بصیرت و معرفت والا در نظام خانواده حاکم و خانواده تجلّیگاه ارزشهای الهی
میشود و بهاین طریق زمینه سعادتمندی خانواده و اجتماع فراهم میآید. از اینرو با توجه به اهمیّت موضوع، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل «نقش مسجد در ازدواج آسان، بههنگام و پایدار» به اجرا درآمد که به این سؤال پاسخ دهد: «چه برنامهها و تدابیری توسط دانشمندان اسلامی، مسؤلین، روانشناسان و جامعهشناسان باید اتخاذ و انجام شود تا این پایگاه مقدس بتواند نقش الهی و محوری دیرینه خود را در ازدواج و تشکیل و تحکیم بنیان خانواده ایفا کند؟
ازدواج به عنوان سنگ بنای تشکیل خانواده با بستن پیمان زناشویی بین زن و مرد صورت میگیرد (دانش، 1384، 11) و در منطق قرآن کریم بهوجود آورندة مطمئنترین و آرامشبخشترین رابطهها و آغازگر زندگی همراه با طراوت، مودّت وایثار است. (احمدپناهی، 1385، 35) در اهمیّت ازدواج پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله نیز فرموده است: «در نزد خدای عزّوجلّ هیچچیز محبوبتر از خانهای نیست که با ازدواج آبادان شود.» (کلینی، 1388، 328) هر چند خانواده از نظر ظاهری کوچکترین، سادهترین و طبیعیترین نهاد اجتماعی است، ولی در ارزیابی واقعی یکی از مهمترین و پرارزشترین نهادهای هر جامعه است. این ادّعا به آن جهت است که به نظر جامعه شناسان و آسیب شناسان اجتماعی و روانی، پایه و اساس یک جامعه سالم یا فاسد و همچنین استواری یا ناپایداری جوامع، به خانواده بستگی دارد (قائمیامیری، 1392، 16) وچگونگی بافت، روابط اعضای خانواده با یکدیگر، روابط آنها با محیط اجتماعی و مناسبات خانوادگی و خویشاوندی بر ساختار جامعه تأثیر شایانی بجای میگذارد و متقابلاً این ساختارها، خانواده و کارکرد آن را تحت تأثیر قرار میدهد. (مهدوی و غنیمی، 1387، 78) در این میان نحوة روابط و چگونگی تعاملات زن و شوهراز همه مهمتر است؛ زیرا پایه و اساس نخستین سلول اجتماعی بهعنوان خانواده و تداوم آن، سلامت نسلهای آینده، انتقال ارزشها، اعتلای فرهنگ و پیشرفت هر جامعهای در گرو روابط منطقی و سازگارانه زن و شوهر نهفته است. (دانش، 1384، 11) بنابراین، سلامت و سعادت و بهروزی جامعه به سلامت و پویایی نظام خانواده وابسته است و سلامت و تعادل و تعالی نظام خانواده نیز به کیفیت روابط بین «زن» با «شوهر» و والدین با فرزندان بستگی
دارد. به بیان دیگر، تعالی هر خانواده در سایه تربیت و اخلاق اسلامی نمود پیدا میکند.
(پسندیده، 1384، 7)
اما به رغم نقش و تاثیر متقابلی که خانواده و جامعه بر یکدیگر دارند، پژوهشها نشان میدهند که در سالهای اخیر احساس امنیّت و آرامش و روابط صمیمانه میان زن و مرد به سستی گراییده و کانون خانواده دستخوش فرآیندهای ناخوشی شده است (حمید، عیدی بایگی و دهقانی، 1391، 86) و طلاق، نفرتانگیزترین کار حلال نزد خداوند (مجیدیخوانساری، 1385، 434) به میزان زیادی افزایش یافته است. همچنین بر اساس دادههای موجود، نرخ کلّی ازدواج افراد در میهن اسلامی ما کاهش یافته است. اکنون نسبت به ده سال قبل افراد کمتری مایل به ازدواج هستند. از سوی دیگر آمارها بیانگر آنند که میانگین سن ازدواج نیز در کشور ما افزایش یافته است. بنابراین با وجود خوشایند بودن پیوند ازدواج پژوهشها حکایت از آن دارند که رضایت زوجین به آسانی به دست نمیآید در نتیجه قویترین پیوند انسانی یعنی ازدواج در مستحکمترین قرارگاه آن یعنی سامانه خانواده در معرض خطر جدی قرار دارد.(دانش، 1389، 169) بدیهی است با سست شدن بنای خانواده و از همپاشیدن کانون خانوادهها، جامعه نیز متزلزل خواهد شد و در نتیجه جرایم و انحرافات در جای جای این کرة خاکی گسترش خواهد یافت. خانواده به علت حصاری که بر اطراف خود دارد، مانع بروز بسیاری از فجایع و جنایات است. هنگامی که این حصار شکسته یا برداشته شود، نابسامانی و آشفتگی بهوجود میآید و در نهایت زمینة بروز انحرافات و آسیبهای اجتماعی فراهم میشود. (قائمی امیری، 1392، 2) اکنون برای جلوگیری از سست و متزلزل شدن کانون خانواده و پیامدهای نامطلوب آن در جامعه، باید دید عوامل موثر در تحکیم ازدواج و خانواده چیست؟
پیشبینی میشود اعتقادات مذهبی یکی از عواملی است که نقش مهمی در تداوم زندگی زناشویی، حفظ و استمرار خانواده داشته باشد. پژوهش کال و هیتون (1997، 382) نشان داد رابطهای مثبت بین خودشناسی و سازگاری زناشویی وجود دارد، از سوی دیگر رابطة بین دو نهاد مذهب و خانواده نیز مثبت است چون هر دو ارزشهای مشابهی را مورد تأکید
قرار میدهند، بنابراین مذهب میتواند روابط و
سازگاری زناشویی را تقویت کند و استحکام بخشد. پژوهش دانش (1389، 167) نشان داد، مشاورة اسلامی با تأکید بر خودشناسی و استفاده از مجموعهای از آموزههای اسلامی روش مداخلهای مؤثری برای حلّ اختلافهای زناشویی و افزایش سازگاری در زوجین ناسازگار و تحکیم خانوادة آنها است. سولیوان (2001، 614) دریافت افرادی که در سطح بالاتری از مذهبی بودن قرار دارند نسبت به افراد دارای سطح مذهبی پائینتر، ثبات زناشویی بیشتری دارند و از ازدواج خود راضی ترند. احمدی نوده، فتحی آشتیانی و عرب نیا (1385، 55) نیز با بررسی 1320 نفر (660 زوج) ساکن استان تهران به این نتیجه دست یافتند که میزان سازگاری زناشویی در بین افرادی که تقیّدات مذهبی زیادی دارند بهطور معنیداری بیش از کسانی است که دارای تقیّدات مذهبی کم هستند. یافتههای پژوهش خدایاری فرد، شهابی و اکبری زردخانه (1386، 612) نشان داد رابطة سازگاری زناشویی و نگرش مذهبی مثبت و معنادار است، و از بین چهار خرده مقیاس سازگاری زناشویی، نگرش مذهبی بیشترین رابطه را با رضایت دو نفری دارد. به اعتقاد ماهونی (2005، 701) این که افراد ازدواج را به عنوان مسئولیتی برای تمام عمر، مهرورزی به یکدیگر، فراهم آوردن اسباب آرامش همدیگر و وفاداری و تعهّد به همسر، بر مبنای مذهب تفسیر می کنند، تأثیرپذیری روابط زناشویی از مذهب را نشان می دهد.
همچنین پژوهش مارش و دالاس (2001، 350) در مورد زوجهای رومی دارای مذهب کاتولیک نیز نشان داد اعتقادات و باورهای مذهبی اثر بالقوّهای بر کنترل خشم در وقایع استرسزای زندگی و تعارضات خانوادگی دارد و ارتباط با خدا فاصلهای را که بین زوجین وجود دارد پر میکند. در نتیجه ارتباطی بین روابط زناشویی و ارتباط با خدا وجود دارد. چندین مطالعه نشان داده است که مورد توجه قرار دادن باورهای مذهبی در طی درمان می تواند در بهبود روابط زن و شوهر ناسازگار مفید باشد. بدین صورت که هرگاه تعارض خانوادگی بر سر موضوعی خاص شکل میگیرد، مذهب میتواند از طریق مفاهیم معنوی و ارزشهای مذهبی مشترک، اختلاف نظر بین زوجین را تعدیل کند. از این رو درمانگران میتوانند نقش باورهای مذهبی و بُعد متعالی رابطة زناشویی را طی فرایند حل اختلافات زناشویی مورد توجه قرار دهند. (روس وستفیلد و انسلی، 2001 و پترسونز، های وورث، ترنر و رسگین، 2000)
عامل دیگر در ازدواج و استمرار خانواده توقعّات و انتظاراتی است که زن و شوهر از یکدیگر
دارند. در تمام روابط بین فردی از جمله در ازدواج، افراد با اعتقادات و انتظارات معینی وارد رابطه میشوند، که بر رفتار آنها به شیوهای مثبت یا منفی تأثیرگذار است. ریوز (2010) انتظارات را به عنوان تصویری از ازدواج تعریف کرده است که زن وشوهر در بافت ارتباط با یکدیگر برای خود خلق میکنند. عدّهای از پژوهشگران انتظارات زناشویی را معیارها، فرضیههای ذهنی، چارچوبهای از پیش تعیین شده و باید و نبایدهایی میدانند، که زنها و شوهرها درباره همسر و زندگی زناشویی خود دارند که ممکن است مبتنی بر واقعیت باشد و یا نباشد. (خمسه، 1382) پژوهش والر و مکلاناهان (2005، 65) نشان داد توقّعات غیرمنطقی و رویاپردازی غیر واقع بینانه زنها در اولین سالهای ازدواج، منجر به عدم رضایت از زندگی زناشویی و یا طلاق در سالهای بعد می شود. در همین راستا گالووی (2013) ارتباط بین دفعات مشاهدة فیلم عاشقانه وشکلگیری باورهای ناکارآمد در روابط عاشقانه را در 228 دانشجوی دانشگاه نوادا، لاس وگاس، بررسی کرد. نتایج او یافتههای پژوهش سرگین و نابی (2002، 260) را تأیید کرد؛ مبنی بر این که تماشای مکرر فیلمهای عاشقانه در تلویزیون باعث میشود باورهای اسطورهای و آرمانگرایانه درباره عشق تقویت شود و انتظارات غیرواقعی از رابطة جنسی، عشق و ازدواج شکلگیرد و در نتیجه اختلافات زناشویی بین زن و شوهر به وجود آید. انتظارات یکی از پنج پدیدة شناختی است که چنانچه نادرست و افراطی یا تحریف شود، منجر به آشفتگی و اختلاف در زندگی زناشویی میشود. پنج پدیدة شناختی شامل انتظارات، ادراکات، اِسنادها، معیارها و فرضیهها هستند که هریک از آنها به شدت بر باورها و رفتار انسان تأثیرگذارند. (شارپ و گاننگ ،2004، 72) به اعتقاد لورنس، نیلن و کاب (2007، 157) انتظارات به افراد اجازه میدهد که در مواجهه با موقعیتها و افراد جدید، براساس انتظارات خود رفتار و وقایع را درک، پیشبینی و کنترل کنند. عوامل مؤثر بر شکلگیری انتظارات شامل خانوادة مبدا، روند اجتماعی شدن، ساختار فرصتها، و فرهنگ است. (بخشوده و بهرامی احسان، 1391، 28)
عامل دیگری که پیشبینی میشود نقش چشمگیری در تداوم ازدواج و زندگی زناشویی داشته باشد، مهارتهای ارتباطی مؤثر برای مبادلات سالم بین زوجین است. با تشکیل خانواده زوجهای جوان با شماری از وظایف رو به رو می شوند، که طی این فرآیند روابط آنها براساس میزان مهارتهای ارتباطی و توانایی آنها در استفاده از این مهارتها شکل
میگیرد. درواقع کلید دستیابی به خانوادة
مطلوب، تعامل و روابط سالم بین زوجین است. در این زمینه نتایج پژوهش بخشوده و بهرامی احسان (1391، 42) نشان داد که از میان مولفههای «مبادلات سالم» و «انتظارات زناشویی» بالاخص ارتباط عاطفی و تأمین عاطفی میتواند به طور معناداری ابعاد «رضایت» و «توافق» را در مقیاس رضایت زناشویی تبیین کند و «سلامت جسم و روان» زوجین را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش کار (2002) نشان داد زوجهای آشفته که فاقد مهارت لازم برای زندگی زناشویی هستند از طریق تحقیر، سرزنش، انتقاد و بی تفاوتی با یکدیگر به تعامل میپردازند. این تعاملات منفی به احساس ترس، آسیب روانی و خشم منتهی می شود. این پژوهشگر با استفاده از معنادرمانیِ گروهیِ زوجین، به این نتیجه دست یافت که خودکنترلی و ارتباطات عاطفی زوجین با تغییر معنایی که به زندگی دادند، افزایش یافته است. مطالعات گاتمن (2003، 29) نشان داده است که زوجهای آشفته چون بیشتر امیال خود را دنبال می کنند به فکر امیال خود هستند، درنتیجه بیشتر درگیر تعاملهای منفی هستند تا مثبت.
در مقابل زمانی که خانواده از الگوهای ارتباطی مؤثر استفاده میکند، بدیهی است که انتقال و درک واضحی از محتوا به قصد هر پیام اتفاق می افتد؛ در این صورت نیازهای روانی زوجین و اعضای خانواده ارضا میشود و ارتباط زوجها بایکدیگر و شرکت آنها در اجتماع تداوم می یابد. به عبارت دیگر ارتباطات پویا، حس ایمنی را برای زوجین در ارتباطات صمیمی به ارمغان می آورد. (استانلی، مارکمن و ویتون، 2002، 662) به همین جهت است که خانوادة درمانگران و زوج درمانگران، اغلب به درمان نقص مهارتهای ارتباطی می پردازند و با بهبود بخشیدن ارتباط میان زوجین بسیاری از مسائل آنها را حل می کنند. بهعنوان مثال دانش (1389، 388) در پژوهش خود با استفاده از روش درمانگری تحلیل ارتباط محاورهای (T.A) به زوجهای ناسازگار مهارتهای ارتباطی مؤثر را آموزش داد و آنها توانستند با کاربرد این مهارتها، مشکلات ارتباطی خود را با استفاده از انواع نوازشِ کارآمد ازجمله گوش دادنِ فعّال و پرهیز از سرزنش حل کنند. همچنین زوجها توانستند با ماندن در وضعیت «من خوبم، تو خوبی» مانع بازیهای نقش قربانی و نجاتدهنده یا منفعت طلبی یک جانبه و زجردهنده شوند، و از طریق مهارتهای حل مسئله و انتقادهای سازنده، توانستند به رفع مشکلات ارتباطی خود بپردازند و با بهبود عملکرد «بالغانة» خود، حس سودمندی و ارزشمندی یعنی حرمت نفس را در خود ایجاد و تقویت کنند. لیدرر (2006، 10) معتقد است زن و شوهرهای
خشنود و سازگار نه تنها یکدیگر را سرزنش نمی کنند، بلکه به دنبال عواملی هستند که تأثیر مثبتی بر روابط آنها بر جای بگذارد. راگ و برادبوری (2003، 330) نیز با بررسی 56 زوج تازه ازدواج کرده به این نتیجه دست یافتند که 68 درصد ازدواجها را می توان بر اساس متغیرهای ارتباط و پرخاشگری و پیامدهای آن طبقهبندی کرد؛ به علاوه، عدم مهارتهای ارتباطی و پرخاشگری متمایزکنندة زوجهای جداشده یا طلاق گرفته از زوجهایی است که متاهل باقی مانده بودند. بدین ترتیب این پژوهشگران پیشنهاد میکنند تمرکز بر هر دو عامل در درمان و تلاشهای مربوط به استحکام زناشویی و جلوگیری از طلاق ضرورت دارد. لاوی و بن آری (2004، 213) با پژوهش خود نشان دادند تعاملات بینفردی با تظاهرات هیجانی رابطه دارد. تعاملات مبتنی بر خودشناسی و هشیاری به رفتار، به صمیمیت و اعتماد و هیجانهای مثبت منتهی می شود و تعاملات مبتنی بر رفتارهای دفاعی و ناآگاهانه به تحقیر و بدبینی و هیجانهای منفی منجر می گردد. تامپسون، ویفن و بلاین (2005، 103) نیز دریافتند هیجانهای منفی با ناسازگاری زناشویی رابطه دارد.
پژوهشها نشان میدهند آموزش مهارتهای ارتباطی دینمحور تاثیر چشمگیری بر رضایت و سازگاری زناشویی و تداوم آن داشته است. بهعنوان مثال خدایاری فرد، غباری بناب، فقیهی و وحدت (1381، 39) در مطالعه موردی خود با آموزش عفو و گذشت مبتنی بر رویکرد اسلامی توانستند سازگاری زناشویی آزمودنی خود را افزایش دهند. دانش (1389، 179) با آموزش خودشناسی و ده اصل و روش ایمانی مبتنی بر رویکرد اسلامی از جمله رعایت اعتدال در زندگی، عفو و گذشت، دلبستگی به یکدیگر، سکوت بهجا، احترام متقابل و جز آن، توانست زوجین را ترغیب کند به هدف از آفرینش فکر کنند و پاسخها و رفتارهای خود را با این معانی تطبیق دهند. این پژوهشگر با این آموزشها توانست سطح سازگاری زناشویی زوجها را به طور معنیداری افزایش دهد و به آنها بیاموزد به منظور مهار کردن رفتار خود برخلاف امیال غیرمنطقی خود عمل کنند.
بنابر آنچه گفته شد به نظر می رسد از بدو تولّد کلیة آموزهها، الگوها، رسانهها، دیدهها و شنیدهها بر اعتقادات، انتظارات و مهارتها و رفتار و شخصیت انسان تأثیرگذار است و آنها را شکل می دهد. مهمترین متون دینی ما یعنی قرآن و کلمات پیامبر صلی الله علیه و آله و معصومین علیهم السلام سرشار از توصیههای کارآمد و متناسب با عصر حاضر است که در مورد اساسیترین تا
جزییترین موارد تربیتی، آموزههای کاربردی دارد. مجموعة تعالیم اسلامی درباره خانواده، ما را به نظام و ساختاری رهنمون میکند که پاسخگوی همه نیازهای مادی، روانی، معنوی و ارتباطی
خانواده است. خانواده به این دلیل در اسلام اهمیّت فراوانی دارد که وجود آدمی از درون خانواده ریشه میگیرد و در آن تکوین مییابد. درواقع، آثار خلقت انسان با خانواده شروع شده است. آیا چنین ویژگیای سّر این نیست که خانواده رکن عالم هستی است و به کلّ هستی جهت میدهد؟ خانواده سنگ بنای اجتماع است و اگر خانوادهها سالم و متعالی و استوار باشند، میتوان به داشتن جامعهای سالم و متعالی و استوار امیدوار بود. هرقدر روابط همسران بهتر، سالمتر و پرجاذبهتر باشد، زندگی شیرینتر، باصفاتر و بهداشت روانی فردی و خانوادگی بیشتر میشود و در نتیجه فرزندانی پرنشاط و موفقتر تربیت میشوند. البته، عکس این قضیه نیز صادق است. بهطورکلی سلامت و استحکام و اقتدار عاطفی و منطقی خانواده و برخورداری پدران و مادران از بصیرت و بینش اجتماعی و نیز آگاهیهای مستمر آنها ، ضامن رشد مطلوب ابعاد مختلف شخصیت در کودکان و نوجوانان است و پیشگیری از تعارضات، تضادها، کجرویها و اختلالات روانی و اجتماعی نیز در گرو سلامت خانواده است.
در این راستا، درتعالی خانواده مسجد بهعنوان پایگاه اجتماعی قوی اسلام میتواند در استحکام بنیان خانواده نقش چشمگیری داشته باشد. با نگاهی حتّی اجمالی به دوران زندگی پر بار وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در می یابیم که نخستین اقدام ایشان در مدینه احداث مسجد بود. ایشان همّت زیادی برای ساخت مسجد داشتند وحتّی خود بیش از دیگران زحمت می کشیدند و مسجد را خانه عموم مسلمانان می دانستند. در زمان ایشان در مسجد تمام مشکلات اقتصادی، اجتماعی، زناشویی و جنسی و روانی، دفاعی و پزشکی مردم مطرح می شد و پیامبر صلی الله علیه و آله با تدبیر خاص خود مشکلات را حل می کردند و با انجام این امور، تعالیم و سنّت زیبای دین اسلام را به نمایش می گذاشتند. به طوری که خیلی از مردم با دیدن رفتار و منش و خلق وخوی پیامبر مسلمان شدند و قرآن هم البتّه این خلق وخوی رفتاری پیامبر را تأیید می کند و می فرماید: «اگر این خلق وخو ورفتار نیک تو نبود مردم از دور تو پراکنده می شدند.» (قلم/ 4) پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در مورد مسجد و اهمیّت و جایگاه آن میفرماید: «محبوبترین جای شهرها نزد خدا مسجدها است.» (نهج الفصاحه، حدیث شماره 71) از سوی دیگر در اهمیّت ازدواج فرموده اند: «هیچ بنیانی محبوبتر از بنیان ازدواج
و تشکیل خانواده نیست.» (وسائل الشیعه، جلد 14، 30) اکنون باید دانست چه اقداماتی باید صورت گیرد که محبوبترین کار نزد خدا «ازدواج» در محبوبترین مکان نزد خدا «مسجد» انجام شود؟ از این دیدگاه نوآوری این پژوهش و ضرورت انجام آن برای کشف راهکارهایی مقبول و کاربردپذیر در جامعة کنونی برجسته می شود.
بنابر آنچه تا کنون ذکر شد در پژوهش حاضر فرضیههای زیر طرح شد تا با آزمون آنها از طریق بررسی کتابخانهای و میدانی مشخص شود برای ازدواج آسان، به هنگام و پایدار چه اقداماتی باید انجام شود تا خانواده، مسجدمحور و مسجد، بستری برای نهضت خانوادهسازی گردد.
انس خانواده با مسجد باعث بهرهگیری خانواده از اثرات ارزنده و نورانیّت معنوی مسجد، ازدواج آسان و بههنگام جوانان میشود.
وجود جاذبههایی در مسجد باعث حضور مسلمانان بهویژه جوانان در مسجد، تقویت بُعد فردی و شکلگیری دوستیهای ایمانی بین آنها و ازدواج آسان می شود.
با تغییر طرحواره های ذهنی مردم، آنها میپذیرند برای ازدواج آسان مراسم عقدشان در این مکان مقدس انجام شود.
روش این پژوهش از یک سو توصیفی-تحلیلی و کتابخانهای است؛ که با استفاده از آیههای قرآن کریم، سخنان انبیاء، معصومین، اولیاء، دانشمندان اسلامی و روانشناسان و نیز تجربیات بالینی و مطالعات نگارنده تدوین شده است. از سوی دیگر این تحقیق یک پژوهش میدانی است که با استفاده از یک پرسشنامه محقّق ساخته، و انتخاب50 نفر از اهالی شهر محمدیّه قزوین با روش نمونهگیری در دسترس دیدگاههای آنها نسبت به مسجد و کارکردهای مسجد در حال حاضر ارزیابی شده است.
فرضیة اول پژوهش این بود: «انس خانواده با مسجد باعث بهره گیری خانواده از اثرات ارزنده و نورانّیت معنوی مسجد، ازدواج آسان و به هنگام جوانان می شود.»
انس خانواده و افراد با مساجد نیاز به رفت و آمد به مسجد و حضور مداوم در مسجد دارد. به همین جهت در بیان فضیلت پاداش رفت و آمد به مسجد سخنان ارزندهای از معصومین علیهم السلام ذکر شده که ضرورت فرهنگ سازی برای ارتباط مردم با مساجد را به عنوان یک فریضه ارزشمند و عامل عمده در پویایی و شکوفایی معنوی آنان و تقرب به خداوند نشان میدهد. حضور در مساجد مورد تأکید قرآن و معصومین علیهم السلام است. زیرا نه تنها زمینه کسب علم و دانش را فراهم می سازد بلکه منجر به تعالی و تحکیم بنیان خانواده میشود و زمینة ایجاد روابط عاطفی و سرشار از صمیمیّت، مهرورزی، صلح و صفا توأم با معنویّت را در میان والدین و فرزندان در کانون خانواده مهیّا میسازد و باعث رشد و بالندگی جامعه اسلامی می شود. در حدیثی از رسول خدا نقل شده است: «هرکس بامدادان به مسجد برود و هدفی جز این نداشته باشد که کار خوبی را یاد بگیرد یا به دیگری یاد بدهد، اجر به جایآورندة عمرة کامل را دارد و کسی که در شب به مسجد برود و هدفی جز این نداشته باشد که کار خوبی را فراگیرد یا به دیگری آموزد، پاداش یک حجّ کامل برای او است.» (بحارالانوار ، ج1، 185)
از دید نگارندة این مقاله معانی زیادی در این حدیث زیبا نهفته است. اول آن که به رفت و آمد مسلمانان در بامدادان و شامگاهان اشاره میکند که موجب عادت به مسجد رفتن و انس و الفت با مسجد می شود. دوم آن که هدف و قصد از رفتن به مسجد نه تنها برگزاری فرایض دینی بلکه یادگرفتن کاری خوب و یاددادن آن به دیگری است، که این به خودسازی خود و دیگران و نیز برقراری ارتباط و دوستی با دیگران اشاره دارد. سوم آن که مسجد رفتن در بامدادان ثواب حجّ عمره و در شامگاهان پاداش یک حجّ کامل دارد، که نشان میدهد حضور
در مسجد در شامگاهان بعد از کار روزانه و تعارضات ناشی از تعاملات گوناگون با افراد مختلف، تاثیر بیشتری در رفع خستگی، خودسازی، یادگیری و یاددهی و تقویت روحیة انسان دارد.
پیامبر برای ترغیب مردم به حضور در مسجد و مسجد محور شدن فرموده است: «به آنها که در ظلمات شب به سوی مساجد میروند بشارت ده که در روز رستاخیز، روشنی کامل دارند.» (نهج الفصاحه، حدیث 3009: 416) و در ذمّ نرفتن به مسجد فرموده است: «نماز کسی که صدای اذان را بشنود و بی دلیل در نماز جماعت شرکت نکند، ارزش ندارد.» (تفسیر نمونه، ج7، 209) امام علی علیه السلام بارها می فرمود: «هر که به مسجد رفت و آمد کند، یکی از هشت چیز را به دست آورد؛ برادری که در راه خدا از او بهرهمند گردد، دانشی برگزیده، نشانهای استوار، رحمتی مورد انتظار، سخنی که او را از تباهی باز دارد، سخنی که بشنود و او را بر راه هدایت رهنمون شود و یا گناهی را به سبب بیم یا آرزم ترک کند.» (شیخ صدوق، 1382، 75) امام حسن علیه السلام همواره می فرمود: «اهل مسجد زائران خدایند و بر میزبان سزاوار است که به دیدار کنندهاش هدیه بدهد.» (نهج الحیاه، ج5، 508) امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام روایت نموده که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: «هر که قرآن گفتارش و مسجد خانهاش باشد خداوند خانههایی برای او در بهشت بنا نهد» و نیز فرمود: «هر که پیاده سوی مسجدها می رود پای خویش را بر هیچ خشک و تری ننهد، جز آنکه این زمین تا زمین هفتم برای او خدا را تسبیح گویند و به پاکی یاد کنند.» (شیخ صدوق، 1382، 75) در خصوص پاداش نماز جماعت امام صادق علیه السلام فرمود: «نماز جماعت بر نماز فرادا بیست و چهار درجه برتری دارد و معادل بیست و پنج نماز فرادا به شمار میآید.» (محمدی ری شهری، 1386، ج 5)
بدیهی است این همه تأکید و ترغیب معصومین برای حضور در مسجد یقیناً مزایای زیادی برای انسان دارد از جمله اینکه از بُعد فردی، حضور افراد خانواده در مسجد برای خواندن نمازهای یومیّه که توصیه شده در اوقاتی معین و اول وقت همراه با جماعت خوانده شود، ضمن ثواب و پاداش فراوان که از ناحیة حق تعالی به آنان وعده داده شده است و عنایت میگردد، زمینة وقتشناسی و نظم در زندگی را بر اساس معیار دینی به آنان میآموزد؛ که عمدهترین عامل موفقیّت در همة ابعاد زندگی از جمله
زندگی زناشویی است. بهگونهای که امام علی علیه السلام تقوی و نظم را هم ردیف هم قرار داده و فرموده است: «اوصیکم به تقوی الله و نظم امرکم.» (نهج البلاغه، ۴۲۱) این حدیث نشان میدهد که جایگاه نظم در زندگی چقدر والاست؛ به حدی که پس از امر به تقوی، به نظم در امور توصیه شده است. بدیهی است تمرین و استمرار حضور
فرزندان با پدر و مادر در مسجد در اوقات معین، هم تقوی و نظم و هماهنگی رفتاری و موقعیت شناسی را به افراد خانواده میآموزد و هم انس والفت بین افراد خانواده با یکدیگر بیشتر میشود. از بُعد اجتماعی انس با مسجد زمینه آشنایی خانوادههای مسجدمحور را با یکدیگر فراهم میکند که باعث میشود بزرگترها و افراد خانوادهها به روحیات، شخصیت، اعتقادات، وضعیت اقتصادی واجتماعی یکدیگر پیببرند، که این امر می تواند در انتخاب همسر همکفو و تسهیل ازدواج آسان و به هنگام فرزندان آنها و جوانان نقش داشته باشد.
کفو در لغت به معنای شبیه و مانند است. (طریحی، 1375، ج1، 359) در قرآن کریم و روایات ائمه معصومین علیهم السلام در مورد تناسب بین زوجین و سنخیت دختر و پسر سفارش زیادی شده و دینداری مهمترین تناسب و سنخیت یا همکفوی است که بین دختر و پسر باید لحاظ شود. خداوند میفرماید: «زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند و مردان ناپاک نیز به زنان ناپاک تعلّق دارند، و زنان پاک ازآن مردان پاک، و مردان پاک از آن زنان پاکند.» (نور/ 26) رسول اکرم صلی الله علیه و آله
درباره همکفوی دختر و پسر میفرماید: «کسانی را که همتا و همشأن یکدیگر هستند، ازدواج دهید و از کسانی که همتا و همشأن شما هستند همسر بگیرید تا برای فرزندانتان مادر مناسبی باشد.» (بحارالانوار، ج103) «مرد مؤمن همشأن زن مؤمن و مرد مسلمان نیز همشأن زن مسلمان است.» (وسائل الشیعه، ج۱۴، ۴۴) حدیثی از علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام نقل شده است که: «خداوند با اسلام هر پستی را از میان برداشته و هر نقصانی را کامل نموده و انسانهای مورد ملامت را کرامت بخشیده است. پس بر مسلمان ملامتی نیست و به راستی که ملامتها، ملامتهای جاهلی است.» (الکافی، ج5، 345) امام صادق علیه السلام میفرماید: «کفو در ازدواج مردی است که پاکدامن و قادر بر نفقه باشد.» (الکافی، ج5، 347) دین مقدس اسلام، پسر معتقد و مسلمان را کفو دختر مسلمان می داند نه امتیازات و ملاکهای دیگر از جمله مال و ثروت و نظایر آن را. البته دختر و پسر از آنجا که با همدیگر ترکیب می شوند بهتر است نه تنها از جهت دینداری و تدین و اخلاق نیکو، بلکه از نظر تحصیلات علمی و از حیث فکری و فرهنگی و مسائل جسمانی و تناسب سنّی و زیبایی و شرافت خانوادگی و ظاهر و قیافه نیز کفو هم باشند. بنابراین فرضیه اول پژوهش تأیید میشود؛ زیرا انس با مسجد منتهی به دینداری و تربیت دینی جوانان میشود و میتواند به ازدواجی سنجیده و آسان با افرادی هم کفو منتهی شود.
اما آنچه باید بیش از پیش برای انس مردم با مسجد به آن توجه کرد این است که هر
چند حضور در مسجد نشان از تعهد اخلاقی و پایبندی اهل خانواده به معتقدات و دستورات الهی و شریعت مبین دارد و با حضور والدین و فرزندانشان در مسجد که خانة خدا و قرارگاهی است که با نام و یاد خدا آرامش بر قلوب و اهل خانواده حاکم می شود، و با اقامه نماز یا شرکت در جلسات و مناسبتهای دینی، سخنرانی، عزاداری و اعیاد اسلامی، روحیه نشاط و آرامش و شادابی در خانواده اهل مسجد و آشنایی آنها با یکدیگر ایجاد میشود؛ اما طبق اصل اقتصاد روانی، نزدیکی راه و تجهیزات و فضای مناسب و در دسترس در مسجد برای وضو و آماده شدن برای اقامة نماز، میتواند عامل مهمی برای ترغیب افراد خانواده برای حضور باهم در مسجد باشد و موجب استمرار این حضور و انس با مسجد شود.
بررسیهای این پژوهشگر نشان داد که تعداد مساجد در روستاها، شهرها و استانهای ایران اسلامی به اندازه کافی نیست. در این پژوهش نیز برای جمع آوری اطلاعات در زمینه وجود تعداد کافی مساجد در محل زندگی افراد، که نقش مهمی در حضور مستمر افراد در مسجد دارد، از یک پرسشنامه محققساخته استفاده شد که توسط 50 نفر(40 زن و 10 مرد) در شهر محمدیه استان قزوین تکمیل گردید. ویژگیهای جمعیت شناختی آنها در جدول 1 آمده است.
جدول 1 ویژگیهای جمعیت شناختی آزمودنی ها
همانطور که جدول 1 نشان می دهد 64 در صد آزمودنیها از لحاظ سن در دهه 20 سال؛ 24 در صد در دهه 30 سال و 12 درصد آنها در دهه 40 سال قرار دارند. بنابراین می توان گفت اکثر آزمودنیهای این پژوهش جوان هستند. از نظر وضع تأهل 52 درصد یعنی اکثرشان مجردند و از نظر تحصیلات نیز اکثرشان یعنی 56 درصد مدرک دیپلم دارند.
آزمودنی های این پژوهش به این سؤال که آیا در محلهتان مسجد است؟ 38 درصد (19 نفر) پاسخ آری و 62 درصد (31 نفر) پاسخ خیر دادند؛ و علت عدم حضور یا حضور گاهگاهی خود را نبود مسجد در محله شان ذکر کردند. بدیهی است این امر مانع رفت و آمد و انس خانواده با مسجد و برخورداری از مزایایی میشود که پیشتر به آنها اشاره شد. همخوان با این یافته پژوهش حاضر، فرماندة ناحیه مقاومت بسیج سپاه امام صادق علیه السلام اصفهان در گفت و گو با خبرنگار صاحب نیوز مطرح کرده است که در اصفهان با کمبود مسجد مواجهند و در آنجا هم تعداد مساجد با تعداد جمعیت از لحاظ پراکندگی هماهنگی ندارد و در مناطقی با حدود ۱۲ هزار نفر جمعیت هنوز یک مسجد در محل احداث نشده است. همچنین وی عنوان کرده است که مساجد موجود نیز پویایی و نشاط لازم را برای جذب مردم به مسجد ندارند. (مقواساز، 20/3/1393)
بیجهت نیست که در بیان فضیلت اهمیّت بنا و آبادانی مساجد پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرموده است: «هرکه مسجدی بسازد گرچه بهاندازة جایی باشد که شترمرغ در آن تخم بگذارد، خداوند برای او خانهای در بهشت میسازد» (نهجالفصاحه، حدیث 3011، 416؛ وسائلالشیعه، باب 8، از ابواب احکام مساجد) و فرمود: «خداوند وقتی مرضی را از آسمان بر مردم فرود آورد آن را از بانیان مساجد دور میگرداند» (نهجالفصاحه، حدیث 3008، 416) و نیز فرمود: «کسی که چراغی در مسجدی برافروزد فرشتگان و حاملان عرش الهی مادام که نور آن چراغ در مسجد میتابد برای او استغفار میکنند.» (تفسیر نمونه، ج7، 318)
یکی از نکات قابل تأمل در مطالعة منابع قرآنی و روایتی مربوط به مساجد، توجّه خاص خداوند متعال به ساخت مساجد و آبادانی آنها است. ساخت مساجد به عنوان مرکز نشر معارف دینی و شکلگیری حرکتهای اجتماعی، از بنیادیترین پیشنهادهای اسلام برای ترمیم فرهنگ جامعه و تربیت دینی یک اجتماع است. آیات و روایات مختلفی که مؤمنان در آن به ساختن مساجد و رسیدگی به امور آن توصیه، تشویق و ترغیب شدهاند، به دلیل رابطة مستقیم میان آبادی مراکز دینی و استحکام خانواده و نیرومندی جنبشهای فرهنگی و اجتماعی
است. به عنوان نمونهای بارز، میتوان فرهنگ سکولار را پس از کنارهگیری کلیسا از جامعه مسیحیت مدّ نظر قرار داد. به بیانی واضحتر میتوان گفت که تعطیلی یک مرکز مذهبی باعث شد تا دین از صحنة زندگی اجتماعی کناره گیرد .(قلیزاده، 1392)
در همین راستا آگاهی و درایت پیامبر عظیم الشّان اسلام صلی الله علیه و آله
از آثار و برکات ارزشمند انس مردم با مسجد، پیامدها و آثار مطلوب آن در انسان سازی، اتّحاد افراد خانواده و مسلمانان بود که باعث شد نخستین اقدامشان به محض ورود به مدینه، تهیه و تدارک احداث مسجد باشد. این اقدام موهبتهایی به ارمغان آورد، که از آن میان میتوان به ایجاد مرکزیت عبادی، تعلیم و تربیت و علم و دانشآموزی، آشنایی با مبانی فقهی و احکام دینی، وحدت، همدلی و انسجام در میان آحاد مختلف جامعة مسلمین، و نیز تحکیم مبانی اعتقادی و فرهنگ سازی دینی در معاشرت با مردم، زدودن انواع و اقسام جاهلیتها، پایبندی به قوانین دینی، اجرای شریعت الهی، تحکیم بنیان نظام خانواده و مهمتر از همه انس با مسجد اشاره کرد. مقام معظم رهبری نیز می فرمایند: اگر مسجد محور باشد، آسیبها و تهدیدهای اجتماعی ما کم میشود. (حر، 1390، 27)
اما در مورد احداث مساجد و برخورداری افراد خانواده از آثار و برکات انس با مسجد، طبق دستورات خداوند متعال توجّه به نکاتی ضروری است و اهمیّت دارد؛ زیرا در قرآن کریم مساجد بهعنوان مرکز شکلگیری و سرچشمة فعالیتهای فرهنگی ـ اجتماعی، از دو بُعد و منظر مورد توجه قرارگرفته است. منظر اول، توجه ویژه به ساخت و تلاش در جهت آبادانی مساجد؛ و منظر دوم، توجه به روح معنوی و مذهبی مساجد با مراقبت بر ابعاد باطنی آن است. (قلیزاده، 1392) خداوند در قرآن، به وضوح صفات کسانی را که سازندگان مساجد هستند بیان میکند و میفرماید: «مساجد الهی را تنها کسانی می توانند آباد کنند که ایمان به خدا و روز قیامت دارند و نماز برپا می دارند و زکات میپردازند و از چیزی جز خدا نمی ترسد، پس امید است که اینان از راهیافتگان باشند. »(توبه/ 18) توجه به هر دو منظر میتواند نقش مهمی در حضور مردم، خانوادهها و بهویژه جوانان در مسجد داشته باشد. زیرا مسجد در روایات حضرت محمّد صلی الله علیه و آله خانة مؤمن است و تنها جایگاه عبادت نیست بلکه خانة حاجات مؤمن وحلقة اتّصال مؤمن با خالق یکتا و بی نیاز است.
در زمان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مساجد به همّت و به دست مبارک پیامبر و یاران مؤمن ایشان احداث میشد. بنابراین جایگاهی بسیار عزیز و مقدّس بود و بهعلاوه بقیة مسلمانان هم به
قدر وسع جسمی و مالی خود به پیامبر یاری می رساندند. این همکاری و سرمایه
گذاری باعث میشد که مسلمانان مسجد را خانة خود بدانند. همچنین یکی از درخشانترین دوران مسجد در تاریخ اسلامی، دوران حکومت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در مسجد کوفه بود که نمادی از نیرومندی مسجد به عنوان یک مرکز مذهبی در مبارزه با فسادهای فرهنگی، اجتماعی و برقراری عدالت برای جذب مردم و خانوادهها و جوانان به مسجد بود. (حر 1390، 27) در مورد تأکید خدای سبحان بر حفظ روح مذهبی و توجه به باطن افراد و جریانات در ساخت مسجد، می توان استدلال کرد که گاهی ممکن است افراد و جریانهای منحرف که از قدرت مسجد در اثرگذاری فرهنگی در اجتماع مطلعاند، از مسجد بهعنوان وسیلهای برای ایجاد و ترویج افکار انحرافی و نادرست خود استفاده کنند. چنانکه در زمان پیامبر عّدهای از اهل مدینه برای محو آثار پیامبر در جامعه و مبارزه با مؤمنان، دست به تأسیس مسجدی در کنار مسجد قبا زدند تا به واسطة آن و با کمک ابیعامر راهب که از محاربان بود، بتوانند پیامبر اکرم را از مدینه بیرون کنند. خداوند نیز در آیات ١٠٧ تا ١١١ سورة توبه، مسجدی را که منافقان برای اهداف شوم خود بنا کرده بودند، مسجد ضرار نامید و آن را در مقایسه با مسجد قبا که اساس آن بر تقوا و پیراسته بودن از زینتها و حجابهای معنوی بود، فاقد هرگونه ارزشی دانست. آیات و روایات مربوط به این داستان که حکایت از آتش زدن این مسجد به دستور پیامبر خدا دارد، بیانگر این مطلب است که مسلمان نه تنها نباید در حمایت جنبشهای فرهنگی و اجتماعی منحرف قد علم کند، بلکه باید تمام قد در جهت مبارزه با آن بکوشد. (قلیزاده، 1392)
بنابراین هنگامی این مراکز مقدس اسلامی به صورت کانونهای انسانسازی و کلاسهای عالی تربیت در میآیند که بنیانگزاران و پاسداران شجاع داشته باشند، که از هیچکس جز خدا نترسند، و تحت تاثیر هیچ مقام و قدرتی قرار نگیرند، و برنامهای جز برنامههای الهی در آن پیاده نکنند. (تفسیر نمونه، ج7، 317) مسجد، خانة خدا و مکان مقدّسی است که قلب جامعه است و باید توسط مؤمنین احداث شود. چنین مسجدی روزی پنج نوبت مسلمانان را از مجموعهها و اجزاء شهر در خود جمع می کند و ایمان آنان را تازه میسازد. همچنین اقامة نماز جمعه وسیلهای برای گردهمایی مسلمانان در روز تعطیل و طرح مسائل مهم اجتماعی و بحث و گفتگو درباره مسائل خانواده، بهداشت، مسکن و تصمیمگیریهای سیاسی، آشنایی و انس خانوادههای مسجدمحور بایکدیگر است. از این رو مسجد از جهات مختلف در به کمال رساندن افراد و جامعه نقش دارد.
روژه گارودی فیلسوف مسلمان فرانسوی در کتاب خود مسجد آئینة اسلام مینویسد: «در دوران عظمت اسلام تمام زندگی شهر در مسجد جریان داشت، در آنجا بود که قراردادهای تجاری بسته میشد، زیرا اسلام تمایزی میان مقدس و نامقدس نمیشناسد، اجرای شریعت بیش از هر چیز به این معنی بوده است که انسان 24 ساعت شبانه روز در محضر خداوند بهسر میبرد و هر عملی در زیر نگاه او انجام می شود، بنابراین هر عملی که توام با تقوی باشد یک بُعد قدسی دارد و نماز درنگی است در سلسلة لحظات گوناگون، درنگی که به سایر لحظات معنی میدهد. بنابراین نماز از بقیة اعمال جدا نیست.» ( بیآزار شیرازی 1377، 86)
برای رسیدن به تکامل و آماده شدن برای یک ازدواج پایدار، نخستین گام کسب «معرفت و بصیرت» یعنی نورانیّت دل و دیده است؛ که بخش عمدهای از آن را میتوان در مسجد و اقامه نماز جماعت به دست آورد. شناخت و معرفتی که به فهم مقام والای پروردگار، شناخت دین برگزیدة آن یعنی اسلام و شناخت نسبت به دستورات ارزنده آن بیانجامد؛ سرمنشأِ این معرفت و رسیدن به کمال یعنی قرب الی الله است. در ارتباط با اهمیّت بصیرت و معرفت در قرآن آمده است: «آیات الهی و کتاب آسمانی که سبب بصیرت شما است البته از طرف خدا آمده است، پس هر که بصیرت یافت خود به سعادت رسید و هر کس کور بماند خود در زیان افتاد و من نگهبان شما از عذاب نیستم.» (انعام/ 104)
فرضیة دوم این بود: «وجود جاذبههایی در مسجد باعث حضور مسلمانان بهویژه جوانان در مسجد، تقویت بُعد فردی و شکل گیری دوستیهای ایمانی بین آنها و ازدواج آسان میشود.»
در راستای بررسی فرضیة دوم باید گفت؛ «هر چند موضوعیت مکانهایی همچون مسجد در ایجاد تجمّعات و به راه انداختن حرکتهای گروهی است، اما در عین حال نباید از اهمیّت و توانایی مسجد در تقویت بُعد فردی افراد مسلمان نیز غافل شد. مسجد بهعنوان مرکز عبادی مسلمانان، محل رویارویی انسان با حقیقت نفس شیطانی خود است. نمود این جنبة کارایی مسجد را میتوان در اعمالی عبادی چون اعتکاف به نظاره نشست که فرد با عزلتگزینی از اجتماع و با خلوت با خدای خویش، درصدد ارتقای سطح فکری و اخلاقی خود است. همین اعمال از آن جهت که ضامن سلامت روحانی تکتک افراد جامعه است، باعث جریانسازی فرهنگی در سطح وسیعی از اجتماع خواهد شد.» (قلیزاده، 1392)
افزون بر این کارکرد پر جاذبهای که به آن اشاره شد، جاذبه و رسالت مهم دیگر مسجد از بدو شروع خود، تقویت بُعد اجتماعی و شکلگیری دوستیهای ایمانی و نیز حفظ خانه و خانواده و تلاش برای رفع مشکلات خانوادگی و اجتماعی مسلمانان بوده است. در مساجد تمام مشکلات شخصی، خانوادگی و اجتماعی مردم اعم از فقر، بیماری و نظایر آن اطلاع رسانی و رفع می شد. رسول خدا صلی الله علیه و آله مسجد را جایگاه تعالی روح وجسم قرار داده بود و آن را خانه و حریم مأمنی کرده بود و مسلمانان با روح و جسمشان پیامبر را در پیشبرد اهداف الهی یاری می نمودند. (قرائتی، 1381) در دوران بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز مسجد پایگاه حل مشکلات اجتماعی و خانوادگی مردم بود. (قرائتی، 1372)
جاذبة دیگر مسجد، مشورت مسلمانان با پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله بود که مشورت در تمام مراحل زندگی پر افتخار پیامبر خدا حضرت محمّد صلی الله علیه و آله جایگاه خاصّی داشت و مساجدی که رسول خدا صلی الله علیه و آله با همکاری مؤمنین میساختند، پایگاه رسمی برای مشاورههای سلامت جسمی و روانی، ازدواج، حفظ خانواده، مشاوره اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی بود؛ بهگونهای که افراد گوناگون بدون محدودیّت نزد رسول خدا میآمدند و پس از مشاوره برای اجرای راهکارهای پیشنهادی رسول خدا از او جدا می شدند و پس از موفقیّت در اجرا و یا احتمالاً ناهمواری در اجرا دوباره نزد رسول خدا بازمیگشتند و از پیشرفت ها ویا احتمالاً چرایی ناتوانی خود میگفتند تا رسول خدا با بینش الهی خود راهکار دیگری را برای موفقیّتشان تعیین کند. (نوبهار، 1378)
در این پژوهش نیز برای جمعآوری اطلاعاتی در مورد میزان جاذبة مساجد، انواع فعالیّتهای مساجد و میزان جاذبة آنها از سوی آزمودنیهای این پژوهش ارزیابی و در جدول 2 ارائه شده است.
جدول 2. فراوانی و درصد انواع فعالیّتهای مسجد و میزان جاذبه آنها برای آزمودنیها
جدول 2 نشان میدهد فعالیّت دینی مسجد با رقم 76 بیشترین درصد را درمیان دیگر فعالیّتها؛ و فعالیّت فرهنگی رقم 6 درصد را به خود اختصاص داده است. بهعلاوه هیچ برنامهای برای فعالیتهای سرگرم کننده یا ارائه خدمات مشاورهای برای جذب جوانان در نظر گرفته نشده و مهمتر این که فقط 10 در صد از فعالیتهای فرهنگی از نظر افراد اهل مسجدی جذاب بوده است. کیفیت برگزاری جشنها و اعیاد مذهبی در مسجد وضعیت بهتری نسبت به فعالیتهای فرهنگی دارد، زیرا 24 درصد افراد آن را جذاب اعلام کرده اند و این درحالی است که 76 درصد آن را خسته کننده و غیرجذاب اعلام کرده اند. بدیهی است اگر مسجد برای خانوادهها و جوانان جاذبه نداشته باشد، در مسجد حضور پیدا نمیکنند و نه تنها از نظر بُعد فردی رشد پیدا نمیکنند بلکه باهم آشنا نمیشوند و روابط دوستانه نیز در آنها شکل نمیگیرد.
حال آن که مسجد جایگاه ویژهای در روابط اجتماعی و سطح جامعه دارد، تجربیات نشان داده است بسیاری از دوستیها و برادریهای اصیل و مؤثر در همین فضای مسجد شکل میگیرد. مؤلفههای مختلفی در جذّابیت مسجد و شکلگیری روابط دوستی بین جوانان و خانواده ها نقش دارد؛ مثلاً می توان از میان آنها به فضای مسجد، امام جماعت، برنامههای جنبی مسجد، افرادی که به مسجد رفت و آمد میکنند و گروهها و حلقههایی که در مسجد شکل میگیرد اشاره کرد. (دبیری، 1392)
از میان مؤلفهها امام جماعت مسجد، نقش بسیار مهمیدر ایجاد و هدایت رابط دوستی جوانان و انس و الفت خانوادهها با یکدیگر دارد. در درجه اول، توان یک امام جماعت در چنین امر مهمی به شخصیت فردی خود او و در درجه دوم به مهارتهای اجتماعی او بستگی دارد. در بعد شخصیت فردی رفتار امام جماعت در فضای مسجد در شکلگیری فضای غالب در مسجد بسیار مؤثر است. امامی که ذاتاً فردی
خوش برخورد، گرم و موفق در روابط اجتماعی باشد، به تبع او چنین فضایی در مسجد نیز شکل میگیرد. مسئلة لطافت روحی و سلامت و صافی روحی در ایجاد فضای دوستی و جذب جوانان و خانوادهها به مسجد بسیار مؤثر است. قرآن کریم خطاب به پیامبر میفرماید: «و لوکنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک؛ اگر با آنها درشت خوی و سنگدل بودی قطعاً از گرد تو پراکنده میشدند.» (آل عمران/159)
در تاریخ صدر اسلام آنجا که درباره شخصیت پیامبر صلی الله علیه و آله صحبت میشود به تواتر به مسئلة خوش برخوردی و جذّابیت شخصیت ایشان اشاره شده است. در علم کلام آنجا که از اوصاف انبیای الهی بحث میشود نظر متکلّمان اسلامی و بهخصوص شیعه درباره ویژگیهای شخصیتی انبیا آن است که طبق قاعدة لطف هر صفتی که در امر ابلاغ و ترویج وحی الهی مؤثر باشد، در شخصیت نبی هر عصر موجود است؛ از جمله آن کمالات شخصیتی، رابطه با مردم است. موارد بسیاری در زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که صرف برخورد کریمانه و اخلاق متعالی ایشان باعث جذب و هدایت افراد به سوی دین اسلام شده است. بیجهت نیست که در روایات مختلف در مورد شخصیت امام جماعت و ویژگیهای مختلف او حساسیتهای ویژهای نشان داده شده و حتی در برخی نظریات فقهی خوشچهره بودن پس از تقوا و فضیلت از مرجحات امام جماعت برشمرده شده است. (دبیری، 1392)
مهارتهای اجتماعی امام جماعت نیز نقش به سزایی در تحکیم فضای روابط دوستی اسلامی در مسجد دارد. امام جماعتی که فاقد مهارتهای اجتماعی باشد، و فقط به رفت و آمد ساده به مسجد و اقامه نماز اکتفا کند، نه خود در ایجاد رابطه با دیگران اقدام میکند و نه سعی دارد با ایجاد فضای مناسب دیگران را به روابط محکم دوستی ایمانی تشویق کند؛ که در نتیجه این امام جماعت فاصله بسیاری با امام جماعت از دیدگاه اسلام دارد. امام جماعت میتواند در سخنرانیها و متناسب با مجالس، مسئلة دوستی و اهمیّت آن را در سعادت آینده هر فرد از منظر اسلام تبیین کند؛ چراکه آگاهی از معارف دینی در این امر مهم، بالاترین وسیله برای ایجاد انگیزه در افراد برای مشارکت در ایجاد روابط دوستی ایمانی است.
بنابراین فرضیه دوم پژوهش حاضر تایید میشود ؛ زیرا با ایجاد جاذبه هایی در مسجد برای حضور مسلمانان به ویژه جوانان در مسجد، نه تنها بستر رشد فردی، بلکه زمینه رشد اجتماعی و مهارتهای ارتباطی نیز برای آنان فراهم میشود؛ و دوستیهای ایمانی بین آنها
و خانوادههایشان شکل میگیرد و زمینة ازدواج آسان، سنجیده و منطقی افراد با ایمان با یکدیگر مهیا میگردد. آثار و پیامدهای حضور در مسجد برای تعالی وآمادگی دختران و پسران جوان برای ازدواجی سنجیده و به هنگام و نیز تحکیم بنیان خانواده متعدد است که در زیر به چند مورد از آنها اشاره می شود.
دوری از گناه و جرم. انس با مسجد عامل بازدارنده از انحرافات است. رسول خدا صلی الله علیه و آله در این راستا فرمود: «کسی که با مسجد انس گیرد خدای تعالی نیز با او انس گیرد.» (عزیزی، 1376، 50) در واقع خانوادة اهل مسجد با حضور در خانة خدا و اقامه نماز نیرو و جان تازه می گیرند و خود را پیوسته در محضر خداوند می بینند و از اینکه در محضر الهی معصیت نمایند، شرمسار می شوند. امام علی علیه السلام فرمودند: «... همانا نماز، گناهان را چون برگهای پاییزی فرو میریزد و غل و زنجیر گناهان را از گردنها میگشاید»؛ و نیز فرمود رسول خدا پس از بشارت به بهشت، خود را در نماز خواندن به زحمت میانداخت زیرا خداوند به او فرمود: «خانوادة خود را به نماز فرمان ده و بر انجام آن شکیبا باش، پس پیامبر صلی الله علیه و آله پی در پی خانواده خود را به نماز فرمان میداد و خود نیز در انجام نماز شکیبا بود.» (نهج البلاغه، خطبه 199، 307)
با مراجعه به آمار جرایم در کشور و بررسی مجرمان، این نکته به خوبی مشخص میشود که کسانی که مرتکب جرائم میشوند، با مسجد بیگانه هستند. اهل مسجد حتّی اگر مجازاتی هم برای قانونشکنان وجود نداشته باشد، در بیشتر موارد به دلیل رعایت حق الناس و ترس از عذاب اخروی، قانون را زیر پا نمیگذارند؛ و خود را موظف به رعایت قانون میدانند. در حالیکه در پیشرفتهترین کشورها هنگامی که ابزارهای کنترل از میان برداشته میشود، افراد خود را رها مییابند و قانون را زیر پا میگذارند. اما انسانهای دیندار برای قانون ارزشی الهی قائل هستند به نحوی که هیچگاه حاضر نیستند پا را از محدودة آن فراتر بگذارند (مغانلو، 1392) و این از موهبتهای مسجد محور شدن در تقویت بُعد فردی و الهی انسان است.
امنیت فردی. یکی از آثار و برکات عمدة نماز همانطور که خداوند میفرماید: «دوری از زشتیها و منکرات است.» (عنکبوت/ 45) به علاوه مهار نفس برای دوری از گناه منجر به افزایش عزّت نفس و اطمینان نفس در فرد میشود و آرامشی وصف ناشدنی را در او به وجود می آورد که رضایت خدا و رضایت فرد در آن جاری است. خداوند میفرماید « ای نفس قدسی و دل آرام به یاد خدا، امروز به حضور پروردگارت بازآی که تو خشنود و او راضی از تو است.» ( بلد/ 27 و 28 )
امنیت اجتماعی. خداوند میفرماید «آنان که به خدای یکتا ایمان آوردند و نیکوکار شدند، آنها به حقیقت بهترین اهل عالمند.» (زلزله/7) خانوادههای مسجد محور نه تنها از گناهان دوری میکنند بلکه نیکوکار نیز هستند. از این رو جامعه به خانوادة اهل مسجد اعتماد بیشتری نسبت به بقیه افراد جامعه دارد و از مجاورت و مجالست با آنها امنیت خاطر بیشتری احساس میکند. اکثر مجرمان و بزهکاران که به نوعی امنیت اجتماعی و خانوادگی را به خطر می اندازند اهل ارتباط با خدا و نماز و مسجد نبوده اند. پس مسجد و نماز باعث دوری از گناه و ایجاد امنیّت در جامعه و حیطه اجتماعی می شود.
صبر و بردباری. صبر و تحمّل و شکیبایی بهترین زیور ایمان و شریفترین صفات انسان به حساب میآید. به گونهای که صبر نصف ایمان و یقین تمامی ایمان معرفی شده است. امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند: «با صبر پرتوان و یقین نیکو و پرنشاط، غمها و غصههای خویش را دور نما.» (لقمانی، 1385، 121) خانوادة اهل مسجد که انس حضور در مسجد، تمامی وجودشان را مملو از عشق به خدا نموده از صبر و نماز در زندگی کمک میگیرند.
حیا. «حیا» از صفات زیبای الهی و انبیاء و معصومین علیهم السلام و بندگان صالح و شایسته خدا است. با حضور در مسجد و احترام خاص به این جایگاه مقدس و مراقبه در مورد دوری از سخنان بیهوده یا حرکات ناشایست، زمینه حیا از خداوند فراهم میشود. امام علی علیه السلام در خصوص احترام و حرمت مسجد می فرمایند: «هر کس حرمت مسجد را حفظ کند خدا را در روز قیامت با چهرهای خندان و شادمان ملاقات میکند و خداوند نامهاش را به دست راستش میدهد.» (زینالی، 1372، 45) این مراقبه در زمینههای دیگر زندگی از جمله
«حیا در خانواده» را به ویژه برای دختران و پسران جوان که در حال حاضر بسیارکمرنگ شده است، به ارمغان می آورد.
حجاب. زنان در هنگام نماز باید «تمام بدن» حتی سر و موی خود را بپوشانند (مکارم
شیرازی 1391، مسئله 727، 143) و با پوشش صحیح و کامل به نماز بایستند. این دستور ارزندة الهی یعنی رعایت «حجاب» در مساجد و مراقبت بر آن، پایبندی به دستورات الهی در خصوص حریم میان زن و مرد، وقار و حجاب و عفاف را برای زنان و مردان به ارمغان می آورد و آنها را قادر می سازد این فرهنگ و ارزش متعالی اسلام را در کانون خانواده به فرزندانشان منتقل نمایند.
رشد عاطفی. نماز این توانمندی را دارد که بخاطر پشتوانة عظیم معارف اسلامی از انسانهای عادی نمونههای فضیلت، تقوا و شیفتگان کرامت انسانی و رهیافتگان به شاخة طوبی را تربیت کند. (سعیدتهرانی 1387، 108) با حضور در مسجد و آگاهی از مشکلات همنوعان در زمینههای مختلف خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و مسائل مربوط به بیماری و تلاش برای رفع آنها از یکسو صفات پسندیدة الهی و عواطف انسانی در وجود انسان رشد میکند. از طرف دیگر رشد عواطف انسانی، باعث میشود کانون خانوادة مسجدی، محل آرامش و صداقت، صمیمیت، مهرورزی، عفو و گذشت، تعاون و همکاری شود و بهاین طریق زمینه برای شکوفایی استعدادها و نبوغ و خلاقیت، نوآوری و مهارتهای ارتباطی افراد خانواده فراهم شود.
قانونگرایی. مسجد مکانی است که ضمن آشنایی مردم با قوانین، اهمیّت رعایت آن نیز گوشزد میشود. نماز جماعت عبادتی است که افراد در آن به صورت غیرمستقیم، آموزش قانونگرایی را میبینند. متابعت از امام جماعت، مثال بسیار بارز این ادعاست. کم یا زیاد کردن یک رکن در نماز، باعث ابطال آن میشود. در نماز جماعت، تبعیّت از امام جماعت چنان مهم است که اضافه کردن عمدی یک رکن آن را باطل نمیکند؛ مثلاً اگر کسی به گمان این که امام جماعت سر از رکوع برداشته، سر از رکوع بردارد و متوجه شود که امام جماعت هنوز در حال رکوع است، باید به رکوع بازگردد. فرد در اینجا میآموزد که تبعیت از امام جماعت بر همه چیز اولویت دارد. این فرد در جامعه نیز میآموزد که قانون بر تمام مصالح فردی اولویت دارد. حس پذیرش این واقعیت در این فرد، با حضور در نماز جماعت تقویت میشود. مساجد به صورت دیگری نیز به قانونگرایی و قانونپذیری آحاد جامعه کمک می کنند و آن آموزش احکام و فقه است که شاید در ابتدا رابطة بین فقهمدار بودن و قانونگرا بودن مشخص نباشد. فقه همانند قانون مجموعهای از بایدها و نبایدها است و درواقع، خود قانون است؛ منتها قانون دین.
لذا کسانی که دستورهای دینی را اجرا میکنند و به مسجد رفت و آمد دارند، راحتتر، تن به قانون میدهند. این افراد در مسجد آموزش رعایت و احترام به قانون را دیدهاند. کسانی که به مساجد رفت و آمد دارند، بهطور طبیعی از دیگران قانونمدارترند و برای قانون ارزش بیشتری قائل هستند. (مغانلو 1392)
فضایل و کمالات. با حضور در خانه خدا و انس با مسجد و نماز انواع کمالات برای خانوادة اهل مسجد مهیا میشود که نتایج ارزندة آن علاوه بر کانون خانواده در جامعه نیز بروز میکند چند نمونه از این فضایل عبارتد از: شخصیت رشد یافته، اعتماد به نفس، عزت نفس، رعایت اعتدال و عدالت، نظم و انضباط در امور، پایبندی به اصل مهم مشورت، اعتدال و ساده زیستی و مبارزه با تجملات و اسراف، تربیت
دینی توأم با عقلانیّت، نورانی شدن دل و شکوفایی فکر و اندیشه، هدفمند بودن و امید داشتن و پر تحرک و علاقهمندی به خدمت به همنوعان، پایبندی به دانش و حقیقتطلبی، طهارت جسم و جان. (حر، 1390، 34)
بنابر آنچه گفته شد فرضیه دوم پژوهش نیز تایید می شود. زیرا جذب مردم به مسجد باعث بلوغ و پختگی نظام خانواده میگردد. خانوادة مسجدی خانوادهای مطلوب و سرشار از معنویت، اخلاق و شکوفایی و پویایی است، و همه این سجایای اخلاقی نقش به سزایی در ازدواج آسان و به هنگام جوانان و تحکیم خانواده دارد. طبق بررسیهای به عمل آمده در این پژوهش که پیشتر به آن اشاره شد مساجد کنونی برای مردم جاذبه ندارند. از این رو باید به این کانونهای مقدس و بوستانهای الهی و بهشتی یعنی «مسجد» که در طول تاریخ کانونهای بیداری و معرفت و بصیرت اسلامی نیز بوده اند، بیشتر توجه و جاذبههایی در مسجد ایجاد شود که ارتباط مردم به ویژه جوان نسل امروز با مساجد را حفظ کند و استمرار بخشد.
فرضیة سوم این بود: « با تغییر طرحواره های ذهنی مردم، آنها می پذیرند برای ازدواج آسان مراسم عقدشان در این مکان مقدس انجام شود.» برای آزمون فرضیه سوم نظرات مردم در مورد کارکردهای کنونی مسجد در برگزاری مراسم عقد ارزیابی و در جدول 3 ارائه شد.
جدول 3. فراوانی و درصد نگرش آزمودنیها نسبت به برگزاری مراسم عقد در مسجد
همانطور که جدول 3 نشان می دهد، فقط 4 درصد افراد مراسم عقدشان در مسجد برگزار شده است و 36 درصد از افراد تا کنون راجع به برگزاری مراسم عقد در مسجد فکر نکرده اند و 58 درصد افراد حاضر نیستند مراسم عقدشان در مسجد برگزار شود. ولی خوشبختانه 32 در صد با برگزاری مراسم عقد در مسجد موافقند و 42 درصد نیز حاضرند مراسم عقدشان در مسجد برگزار شود.
دلایل مخالفت آزمودنیهای این پژوهش با برگزاری مراسم عقد در مسجد با طرح سؤالاتی بررسی شد که نتیجة آن در زیر آمده است. 80 درصد آزمودنیها فعالیّتهای مذهبی و فرهنگی مسجد را در جهت ترغیب جوانان و خانواده ها برای ازدواج و حتّی برگزاری عقد در مساجد کافی نمیدانند و حتی بسیار اندک می دانند. این افراد معتقدند برای حفظ حرمت مسجد باید مردم آموزش ببیند زیرا تاکنون چنین برنامههای آموزشی در مساجد اجرا نشده است. 75 درصد آنها گزارش دادند که عمده فعالیت مسجد محلشان برای نماز و نیز مراسم عزاداری، ختم و یادبود است، بنابراین برگزاری مراسم عقد در مسجد دور از ذهنیت مردم و با طرحواره های ذهنی آنها ناسازگار است. 65 درصد آنها پیشنهاد کردند برای ترغیب جوانان به ازدواج آسان، باید کلاسهای آموزشی و مشاوره فردی و گروهی و نیز تسهیلاتی ولو اندک
برای کمک به برگزاری مراسم ازدواج ایجاد شود. این یافته ها نشان می دهد که برای برگزاری مراسم عقد در مسجد و احیای سنّت دیرینه اسلام نیاز به فرهنگ سازی، آموزش برای حفظ حرمت مسجد و نیز تجهیز مسجد به فضاها و وسایل مناسب است.
مسجد با فرهنگ سازی میتواند جایگاهی شایسته برای برگزاری مراسم عقد ازدواج باشد، پیامبر اکرم، مراسم عقد ازدواج فاطمه زهرا علیها السلام و علی علیه السلام را در مسجد برگزار کردند (بحارالانوار، ج43، 120) و به دستور آن حضرت، سفره وسیعی در مسجد گستردند و بسیاری از مردان و زنان مسلمان اطعام شدند (همان، 114) و آنگاه عروس و داماد را به مسجد فراخواندند و دست فاطمه را در دست علی علیه السلام گذاشتند و برای آن دو دعا کردند. (همان ،116) به پیروی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بعضی از مساجد مانند مسجد مالزی و اندونزی نیز بخشی فعالیّتهای خود را به برگزاری مراسم عقد اختصاص دادهاند. (بی آزار شیرازی، 1377، 89) در چنین مراسمی، اجتماع مسلمانان گره میخورد و سبب استحکام خانواده نیز میشود. زن و شوهر با برگزاری این مراسم میتوانند از نظر اخلاقی متعهد شوند که یاور خوبی برای یکدیگر باشند و برگزاری مراسم آنان در مسجد سبب تقویت روحیه دینی، باقی ماندن محبّت و آرامش بین آنان و باعث میشود بنیان خانوادهشان با رعایت عفاف و عدم بیبندوباری جنسی محکم شود. بیبندوباری در اسلام و برای کسی که مسجدی است، صحیح نیست. این روحیه میتواند استحکام بیشتری به زندگی بدهد. به علاوه برگزاری مراسم عقد در مسجد برای زوجین این تعهد مذهبی را ایجاد می کند که به جامعه و محیط اسلامی وابستهاند. (علویمهر، 19/11/1391)
مشخص شد که زوجیّت بنیادی است که خلقت الهی مبتنی برآن و قانونی است عمومی که گسترة هستی را در بر گرفته است. از سوی دیگر بررسیها نشان داد که امروزه این امر مقدس و حیاتی تحتالشعاع اندیشهها و ارزشهای مادی و غیرانسانی قرارگرفته و این نیاز فطری بشر در حصار قواعدی سخت، محبوس و زندانی شده است؛ تا آنجا که جوانان برای گریز از قواعد انسانی، به ارضای غریزه جنسی در خارج از چارچوب ازدواج اقدام و بهاین وسیله نهاد خانواده را متزلزل میکنند و در نتیجه سلامت اخلاقی و آرامش روانی خود و جامعه را به خطر میاندازند. همچنین بیان شد با توجه به نقشی که ازدواج درتنظیم روابط جنسی و جلوگیری از فساد و ناهنجاریهای اجتماعی دارد و نیز ارزش والایی که دین اسلام به این امر مقدّس داده است و باتوجه به اینکه در حال حاضر کانون بسیاری از خانوادهها به سستی گراییده و سن ازدواج نیز در جامعة اسلامی ما رو به افزایش است؛ ضروری است مسئولان مملکتی، دانشمندان و روانشناسان اسلامی و دست اندرکاران امور فرهنگی، تدابیری مناسب اتخاذ کنند.
همچنین با تأیید فرضیههای این پژوهش مشخص شد از جمله تدابیر و اقدامهای موثری که میتواند در ازدواج ساده و آسان، کم هزینه اما با دوام نقش داشته باشد، تربیت دینی جوانان اعم از دختر یا پسر است و بهترین و کارآمدترین شیوه تربیت جوانها در گذشته، حال و آینده که تجربة موفّقی هم بوده است، هدایت جوانهای جامعه به سوی مساجد است. در این زمینه بیان شد مساجد به عنوان مهمترین پایگاه تربیتی لازم است به برنامهها و وسایلی مجهز شوند؛ و با آموزش خانوادهها زمینة رشد فردی، اجتماعی، تقوا و تعهّد را در افراد فراهم کنند تا گامی مؤثر در جهت رفع موانع ازدواج آسان و به هنگام جوانان برداشته شود. بیان شد جوان چه دختر یا پسر در فضای روحانی مسجد، اتکای به کلمه الله و این که به ظواهر دنیایی کم توجه باشد را میآموزد. در عین آنکه می آموزد از زیباییهای دنیوی که خداوند آفریده است باید به درستی و به اندازه بهره بگیرد؛ و یاد میگیرد که ازدواجی آسان و بعد از آن یک زندگی زناشویی ساده و کم هزینه اما آرامشبخش در کنار همسری همکفو خود طلب کند و عرصه را بر خود و خانواده و نزدیکان دشوار و گاه غیرممکن نسازد. بزرگترها نیز در همین فضای خوب وساده میآموزند که در انتخاب عروس یا داماد برای خانواده، دینداری را ملاک قرار دهند و به دور از نگرانیهای معمول، سخت نگیرند اما دقیق باشند.
بنابراین نتیجهگیری میشود تربیت انسان در همه ابعاد زیستی، روانی و اجتماعی از همان بدو تولد باید بر اساس قوانین الهی و تربیت دینی باشد که این خود متضمن راهکارهای زیربنایی دیگری است، که با برنامهریزی حسابشده از سوی مسئولین واجرای آن توسط اسلامشناسان، روانشناسان، مشاوران و مربّیان، که در زیر به تعدادی از آنها اشاره میشود، به اجرا در آید.
در هر کوی و محلهای مسجدی با فضایی پویا و پر نشاط با یاری مردم همان محله ساخته شود، تا مردم و خانوادهها بتوانند به آسانی در آن حضور یابند، مسجد را از آن خود بدانند و با مسجد انس بگیرند.
فضای داخلی مسجد، لوازم و همچنین فضای بیرونی مسجد باید به گونهای باشد که همه بتوانند از آن استفاده نمایند؛ برای مثال باید چیدمان مهر و قرآن و سایر کتابهای دعا به نحوی باشد که هم کودکان و هم بزرگسالان بتوانند از آن استفاده نمایند.
یکی از راهکارهای مهم، ایجاد زمینه برای حضور پررنگ بانوان در برنامههای عبادی و آموزشی است. زیرا بانوان به عنوان همسر، خواهر، دختر و بهویژه مادر، میتوانند نقش مستقیم و غیرمستقیمی در انس افراد خانواده با مسجد داشته باشند. مدیران مساجد باید توجه
داشته باشند که برای حضور بانوان در مساجد مهمترین نکته ایجاد محیطی امن و بدون استرس، چه در مسیر مسجد و چه در داخل مسجد است. فضایی را که در مساجد برای خانمها در نظر میگیرند، میتوان با استفاده از ابزار و دیوارههایی که قابلیت باز و بسته شدن دارند در مواقع لزوم افزایش یا کاهش داد و دلنشین کرد. تا بانوان بیشتر بتوانند از سخنرانی و دیگر برنامههای آموزنده مسجد استفاده کنند. تشکیل کلاسهای آموزشی و مهارتی در زمینههای اخلاقی، قرآنی، مهارتهای زناشویی، تربیت فرزند و نظایر آن میتواند در ایجاد انگیزه برای حضور بانوان در مسجد مؤثر واقع شود.
آموزشی مناسب با سن کودکان و نوجوانان و اداره صحیح و اصولی به طوری که دلزدگی در آنها ایجاد نکند و نیز آموزش قرآن و احکام در لابهلای آموزشها علاوه بر اینکه سبب رفع خستگی میشود (بحارالأنوار، ج ٧٥، ١٣٧) میتواند درایجاد انگیزة آنها نیز مؤثر باشد.
فرمودند: «برکت با سالمندان شما قرین است» (محمدی ری شهری 1386، حدیث ٩٩٢٧)، و نیز میفرمایند: « احترام به فرد سالخورده از امّت من، احترام به من است.» (محدث نوری طبرسی، ج٣، ٤٤٦) بنابراین لازم است حضور کهنسالان در مجامع و جلسات و خانهها مغتنم و موجب برکت شمرده شود و مهندسی ساختمان مسجد با در نظر گرفتن همه مخاطبان به ویژه این قشر انجام شود. مثل کوتاه کردن پلّهها، سرویسهای بهداشتی در دسترس و توالت فرنگی، ایجاد جایگاه مناسب برای نشستن آنها و تهیة وسایل و تجهیزات مورد نیاز آن دسته از کهنسالانی که دچار بیماری هستند جهت تسهیل در انجام عبادات مثل صندلیهایی که برای این منظور تهیه شده است در کنار حفظ کرامت و منزلت آنان میتواند در این امر بسیار مؤثر باشد. (بانشی 1392) پس برای حضور و انس خانواده با مسجد نه تنها باید مسجد به اندازة کافی در تمام مناطق احداث شود، بلکه ساختمان و تجهیزات آن باید مناسب همه اقشار و بهگونهای باشد که در آنجا افراد حتّی بیشتر از خانه خود احساس راحتی، آرامش و امنیت کنند.
برای جذب مردم به سوی مسجد امام جماعت باید فردی باشد که علاوه بر تأثیر مستقیم بر دوستیهای ایمانی بین مردم، بتواند راهکارهای تأثیر هوشمندانه و غیرمستقیم را هم در نظر بگیرد و بسیاری از دوستیها و برادریها را در قالب گروهها و همکاریهای گروهی شکل دهد. برای تنظیم کارهای مسجد با کمک بزرگان و هیئت امنای مسجد گروههایی را بهخصوص از جوانان برای انجام و مدیریت کارها انتخاب کند. امام جماعت باید مردم و جوانان را به مشارکت و فعالیّتهای روزانه و هفتگی مسجد تشویق کند؛ مثلاً فعالیّتهای مسجد را برای برگزاری مجالس و مناسبتها به گروههایی از جوانان مستعد و علاقهمند اهل مسجد بسپارد.
فعالیّتهای مسجد در زمینه کتابخانه، سالن مطالعه مجهز به فناوریهای جدید وکامپیوتر، ورزش، کارگاههای آموزشی معارف دینی، صندوقهای مالی جهت فعالیت در
امور خیریه و نظایر آن همگی فعالیتهایی است که امام جماعت باید با مدیریتی هوشمندانه، بسیاری از مردم و جوانانی را که به مسجد رفت و آمد دارند به مشارکت و دخالت مستقیم به این امور تشویق کند. این مهم علاوه بر این که در افراد این حس اصیل را ایجاد میکند که مسجد از آن خودشان است و خودشان در شکلگیری و فرآیند امور مسجدشان مستقیماً دخیلند، به تشکیل روابط مستحکم بین فردی در قالب گردهمایی مشارکت کننده منتهی می شود. تجربه نشان داده است که دوستیهایی که در چنین فضاهای مقدسی شکل میگیرد بسیار اصیل، طولانی و تأثیرگذار در شخصیت و آیندة فرد است و مَثَل اعلای اخوت اسلامی و برادری ایمانی است و موجب جذب افراد به سوی مسجد می شود.
امام جماعت میتواند با حمایتهای مردمی مراکز مشاوره را در مسجد خود در فضا و موقعیت مناسب دایر کند و از بهترین متخصصان متعهّد در حیطه روانشناسی، مشاوره، روانپزشکی، پزشکی و جز آن دعوت کند تا این متخصصان با ارائه خدمات در زمینه استرسهای کاریابی، ازدواج، تحصیلات، پدیدههای نظیر اعتیاد، طلاق، خودکشی، زندان، بزه های انفرادی و جمعی، اختلالهای رفتاری و روانی به حل و درمان مشکلات مردم بپردازند و با برگزاری کارگاههای آموزشی بتوانند مهارتهای زندگی، مهارتهای ارتباطی، مهارتهای زناشویی را به جوانان و به خانوادهها آموزش دهند.
برای این که افراد کم درآمد نیز بتوانند از خدمات مشاوره در زمینههای گوناگون استفاده کنند لازم است امام جماعت برنامهریزی کند تا این افراد با حداقل پول و یا رایگان بتوانند از منابع مالی که مسجد در اختیار دارد و نیز ازکمکهای مردم خیّر استفاده کنند. نیاز به مشاوره
در این دوره از زمان بیش از بیش احساس میشود و چون اکثر مردم توان پرداخت هزینههای مشاوره خصوصی را ندارند، ممکن است دست به رفتارهای ناهنجار بزنند. برای پیشگیری از ناهنجاریهای رفتاری و عواقب شوم آن، باید مساجد به عنوان پایگاه فکری اسلام سنّت دیرینه خود را احیاء کنند. با مشاوره تخصصی و به هنگام دیگر ناهنجاریهای اجتماعی در این حدّ نخواهد بود. قرائتی (1372) عنوان کرده است زندانیانی که در زندان خدمات مشاوره دریافت کرده اند همگی ادعا کرده اند که اگر در بیرون از زندان جایگاهی برای مشورت داشتند هرگز پایشان به زندان کشیده نمی شد و هرگز دچار لغزش واشتباه نمی شدند.
سال ـ به ویژه در ایام تابستان و اوقات فراغت ـ کلاسهای متنوع آموزشی و غیرآموزشی و پژوهشی تشکیل داد و روحیة پژوهش و تحقیق و تفکّر در زمینههای مختلف را در نوجوانان و جوانان تقویت کرد، و آنها را ترغیب نمود برای پاسخ به سؤالات و کنجکاویهای خودبه ویژه در زمینه اعتقادی و معنوی به تحقیق و تفحص بپردازند. برای آموزش میتوان از استادان متعهّد و مجرب محل و حتی خود دانشآموزان و دانشجویان در زمینههای علمی، پژوهشی و هنری مانند خط، نقاشی، طراحی، آشپزی، خیاطی و غیره استفاده کرد. این کار علاوه بر پر کردن وقتهای مرده و جلوگیری از هدر رفتن وقت، زمینه ارتباط و جذب مردم به ویژه جوانان را به مسجد ایجاد میکند. از سوی دیگر به این طریق میتوان عدّهای از جوانان را مشغول به کار و صاحب درآمدکرد و برجاذبة مسجد افزود.
برای نفوذ مسجد در خانوادهها میتوان واحدهای ویژه برای افراد گوناگون خانواده تأسیس کرد. تشکیل واحد یا کمیتة ویژه جوانان، زنان، سالمندان، کودکان، نوجوانان و نظایر آن که این کار موجب آشنایی افراد خانواده، با مسجد و تألیف قلوب و جذبشان به این نهاد اجتماعی می شود.
تشکیل کمیته حل اختلافات خانوادگی و محلی در مسجد قبل از مراجعه به مراکز قضایی و حلّ و فصل آن توسط کارشناسان خبره در مسجد و یا تشکیل انجمن مسجد و مدرسه محل، تشکیل انجمن رفع گرفتاریهای مردم در زمینه مشکلات تحصیلی، اداری، بیماری و به ویژه تأسیس مرکز ازدواج جهت شناسایی و معرفی افراد مناسب به یکدیگر توسط متخصصان متعهّد، اعطای وام مناسب، اجرای مسابقههای گوناگون ونظایر آن میتواند زمینه جذب و ارتباط فعال میان خانه و مدرسه و مسجد را فراهم سازد.
طبق یافتههای این پژوهش مشخص شد اکنون برای مساجد یکسری کارکردهای حداقلی تعریف شده و طرحوارههای ذهنی مردم این است که مسجد غیر از برگزاری نمازهای یومیّه، مناسبتهای مذهبی و مجالس ختم درگذشتگان کاربرد دیگری ندارد. این درحالی است که مسجد توانایی بالقوه آن را دارد که از آن در امور مختلف اقتصادی، فرهنگی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، ازدواج و غیره، به عنوان یک پایگاه امن در جامعه استفاده شود.
همه ما انسانها از طریق «ارتباط» به «یادگیری» میپردازیم. در صورتی که با
ارائه روشهای گوناگون و ابتکاری به ارتباط بین مسجد و خانه دستیابیم، یادگیری در زمینههای مذهبی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و روابط زناشویی به صورت مناسب صورت خواهد گرفت و ارتباط دو سویه بین خانواده و مسجد بسیاری از مشکلات را برطرف خواهد کرد. بنابراین از طریق برنامههای متنوع خانوادگی، ورزشی، علمی و دینی باید پویایی و نشاط در مساجد به وجود آید و مساجد بتوانند از عهدة کارکردهایی که در گذشته داشتند برآیند تا جوان امروز و خانوادهها به سمت آمدن به مساجد سوق پیدا کنند و به مساجد وصل شوند و نگرش و ذهنیت درستی نسبت به ظرفیتها وکارکردهای این مکان مقدس پیدا کنند.
با اجرای راهکارهایی که ذکر شد، وقتی خانواده مسجد محور شود، به ازدواج به عنوان یک امر ارزشی دارای جایگاه اساسی در اخلاق جنسی مینگرد و به عنوان یک سنّت حسنه در کلام الله، آن را به وجود آورندة مطمئنترین و آرا مبخشترین رابطه و آغازگر زندگی همراه با طراوت، مودّت و ایثار میبیند. از این رو چه برای خانوادهها و چه برای دختران و پسران جوان مهمترین معیار در انتخاب همسر ایمان و اخلاق اسلامی و معیار برای برگزاری مراسم عقد و ازدواج در این مکان مقدس، دوری از تجمّلات بیهوده، اسراف و بیبندوباری میشود.
برای مثبت کردن طرحوارههای ذهنی مردم نسبت به کارکردهای مسجد، میتوان با رعایت شئونات اسلامی فیلمهای متعدّد و جذابی از زندگی معصومین علیهم السلام تهیه کرد، و روش و سیره آنها را در مراحل مختلف تشکیل خانواده اعم از خواستگاری، مراسم عقد، مراسم عروسی، تهیّه جهیزیه و حتّی نحوه ارتباطات آنها در زندگی زناشویی به تصویر کشید. در این زمینه میتوان از مراسم عقد کشورهای مسلمانی چون اندونزی و
مالزی که در مسجد برگزار میشود، فیلم تهیه کرد. به علاوه می توان از تجربیات این کشورها برای پیشگیری از مشکلاتی که ممکن است در زمینه اقتصادی، اجتماعی و اعتقادی و حرمت مسجد به وجود آید استفاده کرد.
از آنجا که رفتار و کردار پیامبر صلی الله علیه و آله الگو است، برای تغییر ذهنیت مردم برای برگزاری مراسم عقد در مسجد و در ضمن حفظ حرمت مسجد، لازم است ابتدا روحانیون شاخص، امام جماعت، افراد مؤمن، و نیز ثروتمندان معتقد به اسلام، مراسم عقد خود یا فرزندانشان را در مسجد برگزار کنند. نوع پوشش، رفتار، گفتار، نوع خوردنیها و آشامیدنی آنها در برگزاری این جشن و سرور اسلامی می تواند الگوی مطلوبی برای برگزاری مراسم عقد دیگر خانوادههای مسجدی در مسجد باشد.
برگزاری مراسم عقد در مسجد محاسن بسیاری دارد. همین که مدعوین در کارت دعوت بخوانند که مکان مراسم در مسجد است، سعی خواهند کرد از پوشیدن لباسهای نامناسب و آرایشهای خاص اجتناب کنند و با ظاهری مناسب وارد عروسی شوند. در نظر برخی از مردم، مسجد جای عزا است و صوت قرآن هم فقط آنها را یاد مردگان و مراسم فاتحهخوانی میاندازد. با نهادینه شدن مراسم ازدواج و عروسی در مساجد چنین تفکر غلطی کمرنگ خواهد شد.
رسانهها به ویژه صدا و سیما می تواند نقش حائز اهمیّتی در مثبت کردن ذهنیت مردم داشته باشد. به عنوان مثال با فیلم برداری از برگزاری مراسم عقد و عروسی در مسجد به ویژه روحانیون شاخص و پخش این فیلمها و دادن جلوههای ویژه به آن می توان ازدواج معنوی، آسان، به هنگام و به دور از اسراف و بی بندوباریها را در اذهان عمومی جا انداخت .
برای مثبت کردن ذهنیت مردم به مسجد مسئولین باید در ایام تعطیلات مناسبتهای مذهبی تجدید نظر کنند. در حال حاضر بیشتر، ایام وفات ائمة معصومین علیهم السلام تعطیل است؛ و مساجد و رسانه ها در این ایام به نوحه خوانی و مرثیه سرایی می پردازندکه در نتیجه مسجد به عنوان جایگاهی برای عزاداری در طرحواره ذهنی مردم تثبیت می شود. میتوان با ایجاد توازن بین ایام وفات و تولّد ائمة معصومین علیهم السلام برای تعطیلات، و با برگزاری مناسب مراسم جشن و سرور در مسجد و رسانه ها این ذهنیت را که مسجد جای جشن و سرور نیز میتواند باشد پرورش داد. به علاوه هم اکنون مساجد و شبکههای صدا و سیما در سالگرد تولد یا ازدواج ائمه معصومین علیهم السلام نوحه میخوانند و گاهی سینه می زنند که در این مورد نیاز به آموزش و برنامهریزی حس می شود.
با ارتباط هیئت امناء مساجد با معاونت پژوهشی دانشگاهها می توان پژوهشهای مقطعی و طولی با پرداخت کمک هزینة پژوهشی به دانشجویان
ترتیب داد و دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا را به سمت انجام پژوهشهایی برای مقایسه سلامت زندگی، صمیمت، پایداری ازدواج، مسایل اقتصادی و سایر مفاهیم ارزشی در ازدواج مسجدیها و غیرمسجدیها ترغیب کرد و با انتشار نتایج این پژوهشها، ذهنیّت مردم را به سمت مسجدمحوری و دینداری سوق داد.
قرآن مجید، ترجمه عبدالمحمدآیتی، تهران، سروش، واحد احیای هنرهای اسلامی، 1374.
قرآن مجید، ترجمه مهدی الهی قمشه ای، قم، اَجود، پخش و نشر کتاب جواد الائمه، 1390.
امام علی بن ابیطالب علیه السلام ، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، نشر جمال، 1385.
خمینی، روح الله، صحیفه نور، جلد 7، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینیu، 1385.
احمدپناهی، علی، ازدواج در اسلام با نگاهی به کارکردهای تربیتی و روان شناختی، ماهنامه معرفت، مرداد 1385.
احمدی نوده، خدابخش و علی فتحی آشتیانی و علیرضا عربنیا، بررسی رابطه بین تقیّدات مذهبی و سازگاری زناشوی، فصلنامه خانواده پژوهی 2، 1385.
بانشی، علی، نقش متولیان در مرکز شدن یک مسجد، خانهای برای همه، 1392. سایت مسجد:
http://www.masjed.ir/fa/article/750
بخشوده، اسماء و هادی بهرامی احسان، نقش «انتظارات زناشویی» و «مبادلات سالم» در پیشبینی «رضایت زناشویی زوجین»، دو فصلنامه مطالعات اسلام و روان شناسی، بهار و تابستان 1391.
بی آزار شیرازی، عبدالکریم، مسجد قلب جامعه اسلامی، نشریه فرهنگ کوثر، 1377.
پسندیده، عباس، رضایت از زندگی، قم، دار الحدیث، ١٣٨٤.
جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1371.
جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال، مرکز نشر فرهنگی رجاء، 1371.
حر، سید حسین، نقش مسجد در تعالی و تحکیم بنیان خانواده، فصلنامۀ قرآنی کوثر، 1390.
حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، موسسه آل البیت دار احیاء التراث، بیروت، 1414 ق.
حمید، نجمه و مجید عیدی بایگی و مصطفی دهقانی، اثربخشی «روان درمانی شناختی-رفتاری مذهب محور» بر «سازگاری زناشویی»، دوفصلنامۀ مطالعات اسلام و روان شناسی، بهار و تابستان1391.
خدایاری فرد، محمد و روح الله شهابی و سعید اکبری زردخانه، رابطة نگرش مذهبی با رضایت زناشویی در دانشجویان متأهل، فصلنامه خانواده پژوهی، 1386.
خدایاری فرد، محمد و باقر غباری بناب و علی نقی فقیهی و شادی وحدت، روش درمانی عفو و گذشت با تأکید بر دیدگاه اسلامی، بررسی یک مطالعه موردی، فصلنامه اندیشه و رفتار، 1381.
خمسه، اکرم، آموزش قبل از ازدواج، تهران دانشگاه الزهرا، پژوهشکده زنان، 1382.
دانش، عصمت، نقش خودشناسی در درمان اختلافات زناشویی، انتشارات گلشن اندیشه، 1384.
دانش، عصمت، افزایش سازگاری زناشویی زوجهای ناسازگار با مشاوره از چشماندازی اسلامی، فصلنامه مطالعات روانشناختی، تابستان 1389.
دانش، عصمت، بررسی اثربخشی روش ارتباط محاوره ای در افزایش سازگاری زناشویی زوج های ناسازگار، فصلنامه خانواده پژوهی، پاییز 1389.
دانش، عصمت، مقایسۀ سطح شادکامی و سلامت جسمی و روانی دانشجویان دختر و پسر متأهل و مجرد دانشگاه، فصلنامه روانشناسی کاربردی، زمستان1389.
دبیری، حمیدرضا، راهکارها و ظرفیتهای پیشروی امام جماعت در مسجد برای ایجاد فضای دوستی و برادری، 1392. سایت مسجد:
http://www.masjed.ir/fa/article
زینالی، حسین، چهل حدیث مسجد، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1373.
سعیدتهرانی، جواد، فروغ نیایش، نشر شارق، تهران، 1387.
شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ترجمه صادق حسن زاده، انتشارات ارمغان طوبی، تهران، 1382.
طریحی، فخر الدین بن محمد، مجمع البحرین، محقق احمد حسینی اشکوری، ناشرمرتضوی، تهران، ١٣٧۵.
طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام(تحقیق خرسان)، جلد 2 مصحح حسن خرسان، چاپ سوم، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۴.
عزیزی، عباس، فضایل و آثار مسجد در آیینه قرآن و حدیث، قم، انتشارات نبوغ، 1376.
علوی مهر، حسین، نقش مساجد در تأمین بهداشت روان انسان، سایت مسجد، 1391.
قائمی امیری، علی، خانواده در اسلام، وزارت آموزش و پرورش، سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی، تهران، شرکت چاپ و نشر کتابهای درسی ایران، 1392.
قرائتی، محسن، تفسیر سوره اسراء، ناشر مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران، 1381.
قرائتی، محسن، پرتوی از اسرار نماز، ناشر طرح اقامه نماز، قم، 1372.
قلیزاده، مهدی، نقش مسجد در دگرگونیهای فرهنگی، سایت مسجد، ۱۳۹۲.
کلینی، محمد بن یعقوب، فروع کافی، ترجم، گروه مترجمان اشراف رحیمیان، محمدحسی، قم، ناشرقدس، 1388.
لقمانی، احمد، بهترین آرزوهای زندگی، قم، انتشارات بهشت بینش، 1385.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1362.
مجیدیخوانساری، غلامحسین، نهج الفصاحه، چاپ دوم، قم، انتشارات انصاریان، 1385، 434، حدیث 2306.
محدث نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، تحقیقات و نشر معارف اهل البیت:، منبع الکترونیکی.
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، چاپ هفتم، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث قم، 1386.
مغانلو، علیرضا، نقش حیاتی و حمایتی مسجد در قانونگرایی و قانونپذیری افراد جامعه، سایت مسجد، 1392.
مقوا ساز، علی، فعالیتهای محلی «مسجد محور» شود/ مناطقی با حدود ۱۲ هزار نفر جمعیت هنوز یک مسجد در محل ندارند، 1393. سایت خبرنگار صاحب نیوز:http://sahebnews.ir
مکارم شیرازی، ناصر، رساله توضیح المسائل، چاپ پنجاه و نهم، تهران، نشر فکربرتر، 1391.
مطهری، مرتضی، داستان راستان، جلد اول، چاپ هفتادو سوم، قم، انتشارات صدرا، 1392.
مهدوی، محمد صادق و حسن غنیمتی، بررسی آثار و نتایج ازدواج دانشجویی در ابعاد فردی، اجتماعی، اقتصادی وسیاسی، مجله علوم اجتماعی، جامعه شناسی، فروردین 1387.
نهج الحیاه، ج 5، ترجمه محمددشتی، فرهنگ سخنان امام حسن علیه السلام ، قم، نشر محدث، 1382.
نهج الفصاحه، تنظیم محمد امین شریعتی و عبدالرسول پیمانی، اصفهان، انتشارات خاتم الانبیاء، 1386.
نوبهار، رحیم، ویژگیهای مسجد نمونه، دفتر مطالعات و پژوهشهای مرکز رسیدگی به امورمساجد، سایت اندیشه قم، 1378.
Call, V. R. A., & Heaton, T. B. Religious influence on marital stability، Journal for the Scientific Study of Religion, 1997, 36, 382-392.
Carr, A. Family Therapy: Concepts, process and practice, New York, Wiley، 2002.
De Vaus, D، Marriage and Mental Health Family Matters, winter 2002, 62: 26-32
Galloway, L، Does Movie Viewing Cultivate Unrealistic Expectations about Love and Marriage? (April 15, 2013)، Graduate Research Symposium (GCUA)، Paper 11، http://digitalscholarship.unlv.edu/grad_symposium/2013/april_15/11
Gottman, J، The role of conflict engagement, escalation and avoidance in marital interaction، Journal of Counseling and Clinical Psychology، 2003, 76, 26-32.
Hu¨nler, O, S. & Genc¸o¨z, T. I. The effect of religiousness on marital satisfaction, Testing the mediator role of marital problem solving between religiousness and marital satisfaction، Contemporary Family Therapy, 2005, 27(1), 123-136.
Lawrence, E., Nylen, K., & Cobb, R.J، Prenatal Expectation and Marital Satisfaction over the Transition to Parenthood، Journal of Family Psychology, (2007), 21(2), 155-164.
Lederer, W، The mirage of marriage، New York, Norton Co، 2006.
Lavee, Y., & Ben-Ari, A، Emotional expressiveness and neuroticism: Do they predict marital quality، Journal of Family Psychology، 2004, 48(3), 206-217.
Mahoney, A، Religion and conflict in marital and parent child relationship, Journal 0f Social Issues, 2005, 61(4), 689-706.
Marsh, R, & Dallos, R, Roman Catholic couples: wrath and religion, Family Process, Fall 2001, 40(3), 343-60.
Orathinkal, J. & Vansteewegen, A, Religiosity and Marital Satisfaction, Contemporary Family Therapy, 2006, 28, 497-504.
Patterson, J., Hayworth, M., Turner, C., & Raskin, M. Spiritual issues in family therapy: A graduate-level course, Journal of Marital and Family Therapy, 2000, 26,199-210.
Rose, E. M., Westefeild, J. S., & Ansley, T. N. Spiritual issues in counseling, Client’s beliefs and preference, Journal of Counseling Psychology, 2001, 48, 67-71.
Rios, C. M, The Relationship between Premarital Advice, Expectations and Marital Satisfaction, unpublished Master Thesis, University of Logan, 2010, [On-Line], Available: www.proquest.com.
Rogge, R.D., & Bradbury, T. N. Till Violence do us part: The differing roles of communication and aggression in predicating adverse marital outcomes, Journal of consulting and Clinical psychology, 2003, 77(2), 320-335.
Rosen-Grandon, J. R., Myers, J. E. & Hattie J. A, The Relationship between Marital Characteristics, Marital Interaction Processes, and Marital Satisfaction, Journal of Counseling & Development, 2004, 82, 58-68.
Schoenborn, Ch. A. Marital Status and Health, United States, 1999-2002, Advance Data, 2004, 351, 1-33.
Stanley, S. M., Markman H. J., & Whitton, S. W, Communication, Conflict, and Commitment: Insights on the Foundations of Relationship Success from a National Survey, Family Process, 2002, 41, 659-675.
Sharp, E. A., & Ganeng, L. H, Raising Awereness about Marital Expectation, Are Unrealistic Beliefs by Integrative Teaching? Family Relations, 2004, 49(1), 71-76.
Segrin, C., & Nabi, R. L, Does television viewing cultivate unrealistic expectations about marriage? Journal of Communication, 2002, 52(2), 247-263.
Sullivan, T, Understanding the relationship between religiosity and marriage: An investigation of the immediate and longitudinal effects of religiosity on newlywed couples, Journal of Family Psychology, 2001, 15: 610-628.
Thompson, J. M., Wiffen, V. E., & Blain, M. D, Depressive symptoms, sex and perceptions of intimate relationships, Journal of Social and Personal Relationship, 2005, 37, 102-109.
Waller, M R. & McLanahan S. S, His and her marriage expectations, Determinants and consequences,Journal of Marriage and Family, February 2005, 67(1), 53-67.
Wilson, Ch. M., & Oswald, A.J, How Does Marriage Affect Physical and Psychological Health? A Survey of the Longitudinal Evidence, University of East Anglia, UK, University of Warwick, UK, and Harvard University, 2005.
Wood, R. G., Goesling, B., & Avellar, S, The Effects of Marriage on Health, A Synthesis of Recent Research Evidence, Washington, DC, U.S. Department of Health and Human Services, Office of the Assistant Secretary for Planning and Evaluation, Office of Human Services Policy, 2007, p. 1.
1) . استادیار گروه معارف اسلامی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران.
رسالت مساجد که مظهر تجلّی اسم ربّ ودود و مربیگریِ الهی است و در تداوم مسیر تزکیه و تعلیم انبیاء به نقشآفرینی میپردازد بیش از هر زمان در بحرانها و تهاجمات علیه اسلام از صدر اسلام مشهود است، به نحوی که آغاز و انجام هر غزوه و دفاع پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمین از مسجد بوده و به مسجد ختم شده است، امروز که این رسالت به عهدة علمای عظام و روحانیّت معزز و اولیاء خدوم مساجد است، ضرورت اهتمام به امور مسلمین و پیشگیری از خطراتی که جامعة اسلامی و حرث و نسل را تهدید میکند بیش از پیش احساس میشود، از مهمترین این مسائل تهاجم دشمن یا جنگ نرم تدارک دیده شدة آنها به سبک زندگی و فرهنگ اسلامی ماست که با تغییر نگرش خانواده و به ویژه زنان سعی در تغییر سبک زندگی، برنامهها و اولویتهای مادران از توجه به خانواده و تربیت نیروی انسانی صالح و سالم و شاداب به حضور اجتماعی و شغل و تحصیل است و آن را به عنوان اولویت تربیت و رشد خود مطرح میکنند و در این عرصه وساوس شیطانی حتّی مؤمنین متوکّل ما را هم هدف قرار داده است و آنها تأکید میکنند که میدانیم که رزق و روزی انسانها با خداست و فرزند برکت میآورد اما تربیت او برای ما مهم است، لذا از اولویتهای اساسی مساجد، آشنا کردن با آیات و روایات در تشخیص دقیق وظایف مؤمنین است که در دو بخش به بررسی آثار تکثیر نسل در آیات و روایات میپردازیم.
در قرآن یکی از اهداف تزویج به آرامش رسیدن مرد و زن در کنار هم میباشد. «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا»(روم/ 21)و از نشانههای قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید تا به ایشان آرامش یابید.
از آنجا که ادامة این پیوند در میان همسران خصوصاً، و در میان همة انسانها به صورت عموم، نیاز به یک جاذبه و کشش قلبی و روحانی دارد به دنبال آن اضافه میکند: و میان شما دوستی و مهربانی نهاد. «وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً» و در آیة دیگر میفرماید: «فاطر السموات و الارض جعل لکم من انفسکم ازواجا و من الانعام ازواجاً یذرؤکم فیه لیس کمثله شیء و هو السمیع البصیر»(شوری/ 11)«او آفرینندة آسمانها و زمین است و از جنس شما همسرانی برای شما قرار داد و جفتهایی از چهارپایان آفرید و شما را به وسیله همسران تکثیر میکند، همانند او چیزی نیست و او شنوا و بیناست.»
طبق آیة فوق هدف دیگر تزویج، تکثیر نسل (فرزنددار شدن میباشد) که خود از لوازم تحقّق هدف اولی یعنی به آرامش رسیدن همسران نیز هست، چنانچه میدانیم که زن و مرد بالفطره علاقمند به فرزنددار شدن میباشند، یعنی یکی از خصوصیّات طبیعی و غریزی انسانی در دنیا، گرایش به فرزند است که مسلماً ارضاء این نیاز فطری موجب آرامش آنها در زندگی خواهد بود و عدم وجود آن در برخی اوقات موجب سردی و حتی سست شدن پایههای زندگی خواهد شد. لذا همانطور که ازدواج در اسلام امر مقدسی قلمداد شده و به انجام آن در آیات و روایات تأکید و توصیة فراوان شده است، به فرزنددار شدن نیز که از لوازم پایداری و
بنای زندگی است سفارش بسیار گردیده، چنانچه در روایاتی مشهور در ترغیب به سنّت حسنة ازدواج پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «النّکاح سنّتی فمن رغب سنّتی فلیس منّی»(مجلسی، 1362، ج 23، ص 220، ح 103)«ازدواج سنّت من است پس هرکه از سنّت من روی گرداند از من نیست» و در روایتی دیگر ایشان صلی الله علیه و آله فرمود: «تزوّجوا فانی مکاثر بکم الامم و لاتکونوا کرهبانیه النصاری»(پاییز، 1374، ح 1144؛مجلسی، 1362، ج 82)«ازدواج کنید که من به زیادی جمعیّت شما مسلمانان بر ملل دیگر افتخار میکنم و مانند مسیحیان راه رهبانیّت پیش مگیرید.» و باز میفرمایند: «تزوّجوا الودود الولود، فانّی مکاثر بکم الانبیاء»(پاییز، 1374، ح 1144؛ نوری, 1414ق، ص 178) «با زنِ مهربان و بچهآور ازدواج کنید زیرا من به کثرت جمعیّت شما مسلمانان بر سایر پیغمبران افتخار میکنم.»
در هیچیک از این آیات و روایات قید فرزند صالح شرط فرزندآوری قرار نگرفته چرا که چنین شرطی محال است زیرا انسانی که به دنیا نیامده صالح یا غیرصالح بودنش معلوم نمیشود؛ ضمن اینکه توصیه به فرزند زیاد آوردن و توصیه به تربیت نیکو و صالح نیز با هم منافاتی ندارد و قاعدتاً از خانوادة مؤمن که رعایت موازین اسلامی و اخلاقی را میکند انتظار پرورش فرزند صالح وجود دارد مگر در موارد استثناء.
وسعت وگشایش روزی از وعدههایی است که خداوند همراه با آوردن فرزند داده است. در ادامة آیة قبل میگوید: «مقالید السموات و الارض یبسط الرّزق لمن یّشاء و یقدر انّه بکل شیء علیم.»(شوری، 12)«کلیدهای آسمان و زمین از آن اوست، روزی را برای هر کس بخواهد گسترش میدهد و برای هر کس بخواهد محدود میسازد، او از همه چیز آگاه است.»
به نظر میرسد این آیه نتیجهای برای آیة قبل «فاطر السموات و الارض جعل لکم من انفسکم ازواجا» باشد چنانچه میفرماید آفرینندة آسمان و زمین خداست و کلیدهای آسمان و زمین (خزائن عالم) نیز دست اوست، تمام رزق و روزیها نیز در قبضة قدرت خداوند است و بر طبق مشیّتش که از حکمت او سرچشمه میگیرد و مصالح بندگان در آن ملحوظ است آنرا تقسیم میکند و از آنجا که بهرهمند ساختن همة موجودات زنده از روزیها نیاز به علم و آگاهی از مقدار احتیاجات و محل و سایر خصوصیات آن دارد؛ در آخرین توصیف اضافه میکند او به همه چیز داناست. «انّه بکل شیء علیم»
این آیه به قرینه آیة قبل و با توجه به آیاتی که دلالت بر آن میکند که از ترس فقر فرزندانتان را نکشید «و لا تقتلوا اولادکم خشیة املاق نحن نرزقکم و ایّاهم»(اسراء، 31)که خداوند روزی آنها را میدهد. بیانگر آن است که استنباط عوام از آنکه آوردن فرزند که موجب ازدیاد مخارج خانواده میشود ممکن است آنها را به فقر بکشاند غلط است، چرا که طبق آیة شریفة خداوند وعده میدهد که هر فرزندی را که به شما میدهد روزی آنرا نیز جلوتر از آن که حتی به دنیا بیاید میفرستد چنانچه هنگام به دنیا آمدن نوزاد روزیاش را جلوتر در سینه مادر قرار داده است بنابراین افزایش فرزندان با افزایش روزی رابطه مستقیم دارد؛ بلکه قرآن فراتر از آنچه شما نگران آن هستید (روزی فرزند به دنیا آمده)، به روزی شما هم اشاره میکند و میفرماید: «و ایّاهم» روزی شما هم به دست ما است، (پس از چه هراس دارید؟) لذا میتوان نتیجه گرفت که نه تنها اینکه فرزند بار مضاعف بر دوش خانواده نمیباشد بلکه به مجرد آمدن فرزند درآمد خانواده وسعت و برکت نیز مییابد.
علم و اراده خداوند بر کل هستی و جهان حاکم است و فرزنددار شدن به علم و اراده اوست چنانچه میفرمایند: «ان الله یخفی علیه شی فی الارض و لا فی السماء هو الّذی یصوّرکم فی الارحام کیف یشاء لا اله الا هو العزیز الحکیم» «بی گمان هیچ چیز نه در زمین و نه در آسمان بر خدا پوشیده نیست. اوست که شما را در رحمها هر گونه که بخواهد صورتگری میکند. خدایی جز او نیست که شکستناپذیر حکیم است.» (آل عمران، 5 و 6) «والله خلقکم من تراب ثم من نطفه ثم جعلکم ازواجاً و ما تحمل من انثی و لا تضع الّا بعلمه و لاینقص من عمره الّا فی کتاب انّ ذلک علی الله یسیر»(فاطر، 11) «و خداوند شما را از خاکی آفرید، سپس نطفهای، آنگاه شما را زوجها گردانید و هیچ زنی باردار نمیشود و بار نمینهد مگر به علم او، هیچ کهن سالی عمر طولانی نمیکند و یا از عمرش کاسته نمیشود مگر آنکه در کتابی [مسطور] است. بی شک این [کار] بر خدا آسان است.» آیات قرآن در جای دیگر نیز به علم خداوند در فرزنددار شدن انسان اینگونه اشاره میکند که: «افرءیتم ما تمنون. أانتم تخلقونه ام نحن الخالقون» (واقعه / 58 و 59)؛آیا از نطفهای که در رحم میریزید آگاهید؟ آیا شما آنرا آفرینش میدهید یا ما آفرینندهایم.
آیا یقین دارید که این نطفه به جنین و فرزند تبدیل شود و آیا شما مراحل آفرینش آنرا در رحم و شکمهایتان بهعهده دارید یا به دست پرقدرت خداوند این کار صورت میگیرد.
این آیات بیانگر آن است که فرزنددار شدن انسان به علم و اراده خداوند است، و نه خواست و اراده انسان به تنهایی. از این آیات و آیة قبل که وعده خداوند در دادن روزی فرزند است نتیجه میگیریم که خداوند که با علم و آگاهی و اراده خود فرزندی را عطا میکند روزی آنرا هم حتماً عطا میکند. شاید اگر فرزنددار شدن تنها به خواست و اراده انسان بود و خداوند هم به روزی آن وعده نداده بود مشیّت عطاء روزی توسط خداوند،گاهی بر خواست ما تعلق نمیگرفت؛ حال آنکه خداوند، خلقت و روزی نه تنها انسان، بلکه تمام موجودات را نیز از آن خود میداند و میفرماید: «هیچ جنبندهای در روی زمین نیست مگر اینکه رزق و روزی آن بر خداست، و قرارگاه او را میداند، و از نقاطی که از قرارگاهش به آن منتقل میشود (نیز) باخبر است و در هر جا باشد روزیش را به او میرساند. «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَی اللَّهِ رِزْقُها وَ یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها؛ تمام این حقایق (با همة حدود و مرزهایش) در کتاب مبین و لوح محفوظ علم خداوند ثبت است.» «کُلٌّ فِی کِتابٍ مُبِینٍ»(هود / 6)
طرز روزی رساندن خداوند به موجوداتِ مختلف، بسیار حیرت انگیز است، از جنینی که در شکم مادر قرار گرفته تا حشرات گوناگونی که در اعماق تاریک زمین و لانههای پر پیچ و خم و در لابلای درختان و بر فراز کوهها و در قعر درّهها زندگی دارند، از دیدگاه علم او هرگز مخفی و پنهان نیستند، و همانگونه که قرآن میگوید خداوند، هم جایگاه و «آدرس اصلی» آنها را میداند و هم محل سیّار آنان را، و در هر جا باشند روزیشان را به آنان حواله میکند.(مکارم شیرازی، 1382،ج 2، ص 326)
و در پاسخ این سؤال که آیا روزی هر کس از آغاز تا پایان عمر تعیین شده، و خواه ناخواه به او میرسد؟ باید بگوییم درست است که روزی هر کس مقدّر و ثابت است، ولی در عین حال مشروط به سعی و تلاش و کوشش میباشد، و هرگاه این شرط حاصل نشود مشروط نیز از میان خواهد رفت.
نکته مهم این است که آیات و روایات مربوط به معین بودن روزی در واقع ترمزی است روی افکار مردم حریص و دنیاپرست که برای تأمین زندگی به هر در میزنند، و هر ظلم و جنایتی را مرتکب میشوند، به گمان این که اگر چنین نکنند زندگیشان تأمین نمیشود.
آیات قرآن و احادیث اسلامی به این گونه افراد هشدار میدهد که بیهوده دست و پا نزنند، همین اندازه که آنها در طریق مشروع گام بگذارند و تلاش و کوشش کنند، مطمئن باشند خداوند از این راه همة نیازمندیهای آنها را تأمین میکند. چرا که طبق آیات، خداوند عالم
است و توانا، عالم است بر نیاز موجودی که خلق کرده و تواناست بر خلق او و عطاء روزی (رفع نیازش) چنانکه وعده کرده است، صادِقاً لا یُخْلِفُ(قمی، بیتا، جوشن کبیر، فراز 100)یعنی راست وعدهای است که خلاف وعده نمیکند.
همانطور که در قبل اشاره کردیم که عطاء فرزند به علم و اراده خداوند است چگونگی و زمان آفرینش آن نیز براساس حکمت و اراده خداوند است، لذا هر زمان که صلاح بداند و برای هر کس که بخواهد و مشیّت او تعلق بگیرد فرزند عطا میکند. زودهنگام و یا در کهنسالی، چنانچه در آیات قرآن اشاره میکند که اسحاق و اسماعیل را براساس حکمت خود در پیری به ابراهیم علیه السلام بخشیدیم.
«الحمد لله الذی وهب لی علی للکبر اسمعیل و اسحق ان ربی لسمیع الدعا» (ابراهیم/ 39)؛ستایش خدای را که در وقت پیری، اسماعیل و اسحاق را به من عطا کرد. به راستی پروردگار من شنونده دعاست.
این آیات نشانگر آن است که خداوند چقدر حکیمانه فرزند عطا میکند که زمان آن هم براساس حکمت اوست. چگونه خداوندی که علاوه بر اصل آفرینش، زمان آفرینش را نیز حکیمانه تقدیر میکند نیازها و ملزومات بقاء و زندگی آفریده و مخلوق خود را در نظر نداشته باشد و روزی او را حکیمانه تقدیر ننماید؟! او که چگونگی خلقت انسان را نیزحکیمانه تقدیر میکند. چنانچه دربارة شیوة بارداری حضرت مریم و تولّد حضرت عیسی میفرماید: «اذکر فی الکتاب مریم اذ انتبذت من اهلها مکانا شرقیاً فاتّخذت من دونهم حجاباً...» (مریم / 21 - 15)«و در این کتاب از مریم یاد کن، آنگاه که از کسان خود در ناحیه شرقی [بیت المقدس] خلوت گزید و میان خود و آنها پردهای افکند [برای عبادت] پس روح خود را به سوی او فرستادیم تا به شکل بشری خوش اندام بر او نمایان شد. مریم گفت: من از تو به خدای رحمان پناه میبرم اگر پرهیزکار باشی. گفت: من فقط فرستاده پروردگار توام بر این که به تو پسری پاکیزه ببخشم. گفت چگونه مرا پسری باشد با آن که دست بشری به من نرسیده و بدکاره هم نبودهام. گفت: اینگونه پروردگار تو فرمود: آن بر من آسان است و برای این است که او را آیتی برای مردم قرار دهیم و رحمتی از جانب ما باشد و این امری حتمی است.» البته لازم به ذکر است که خداوند همة آنچه را که برای ما تقدیر میکند براساس اسباب و لوازم آن محقّق
میشود نه به معنای این که خداوند قادر نیست بدون اسباب و علل کاری انجام دهد، بلکه استثنائاتی است که از آن تعبیر به معجزه میشود که آن هم برای معرفی حجّت خداست و قدرت آن نیز در دست اوست؛ اما مشیّت او نیست که همة کارها به این نحو انجام شود.لذا داشتن فرزند در هر سنّی به مشییت پروردگار امکان پذیر است.
1-5-1. توسّل و توکّل به خدا
همانطور که گفتیم داشتن فرزند از مواهب بزرگ و نیاز فطری و غریزی انسان است که موجب آرامش، استحکام و بقاء خانواده میباشد و اسلام هم به آوردن آن توصیه میکند. اما زمان و چگونگی اعطاء آن براساس علم و حکمت خداوند است، یکی از حکمتهای تأخیر در اعطاء این موهبت این است که بنده به واسطه دعا و درخواست از خداوند به او تقّرب بیشتری پیدا میکند. قرآن به استجابت دعای حضرت زکریا و حضرت ابراهیم اشاره میکند. «و زکریا اذ نادی ربّه رب لا تذرنی فردا و انت خیر الوارثین فاستجبنا له و وهبنا له یحیی و اصلحنا له زوجه انهم کانوا یسارعون فی الخیرات و یدعوننا رغبا و رهبا و کانوا لنا خاشعین»؛ (انبیاء/ 90 - 89) و زکریا را هنگامی که پروردگار خود را خواند: پروردگارا مرا تنها [بی فرزند] مگذار و تو بهترین وارثانی. پس دعای او را اجابت نمودیم و یحیی را بدو بخشیدیم و [نازایی] همسرش را برای او اصلاح کردیم به راستی آنها را در کارهای نیک پیشقدم بودند و ما را از روی امید و بیم میخواندند، وپیوسته در برابر ما فروتن بودند و البته آزمایشی است برای بندگان خدا که آیا از رحمت خداوند مأیوس میشوند یا به او توکل و اعتماد دارند. «و یدعوننا رغباً و رهباً و کانوا لنا خاشعین»(مریم/2)«و با بیم و امید ما را میخواندند و در برابر ما خاشع بودند.» و تأکید بر این نکته که فرزنددار شدن به امر و اراده خداوند است و نه فقط خواست و ارادة انسان یعنی اگر خواست خداوند بر اعطاء آن باشد مسلماً بر خواست بنده غالب خواهد شد و مسلماً از خواست او هیچ مفرّ و گریزی وجود ندارد. «وکان امرا مقضیا» «واین امری حتمی است» «فاجاء ها المخاض الی جذع النخله قالت یا لیتنی مت قبل هذا وکنت نسیا منسیا» (مریم/ 23)؛ آنگاه درد زایمان او (حضرت مریم) را بسوی تنه نخلی کشاند. گفت: ای کاش پیش از این مرده و یکسره فراموش شده بودم!»(انبیاء / 90) «پس (به ناگاه فرزندش) از زیر (پای) او، وی را ندا داد که اندوه مخور، همانا خداوند در زیر پایت جویی روان قرار داده است...»(مریم/24) واینگونه خداوند به وی آرامش داد.
2-5-1. نیکی کردن
از دیگر عوامل نزدیکی به خداوند نیکی کردن به بندگان اوست، خصوصاً کسانیکه بر گردن ما حقی دارند:
«و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا»؛(اسراء/ 23) و خدای تو حکم فرموده که جز او هیچکس را نپرستید و درباره پدر و مادر نیکویی کنید. امام صادق علیه السلام میفرمایند: «بر الرجل بولده بره بوالدیه» «نیکی مرد به فرزندش، نیکی اوست به پدر و مادرش.»(طبرسی، 1370، 1 / 475 / 163)
یکی از مصادیق نیکی به دیگران دعای خیر درباره آنهاست از آنجا که در قرآن به والدین و فرزند هر دو سوگند یاد شده که به نوعی اهمیّت هر یک را میتوان نتیجه گرفت «و والد و ما ولد» (بلد/3) در دعای متقابل والدین و فرزندان در حقّ یکدیگر، دعای والدین تأثیر بسزایی دارد، لذا توصیه شده که والدین علاوه بر انجام تکالیف و وظایف خود در قبال فرزندانشان، در حقّ آنان و برای اصلاح و عاقبت بهخیری آنها دعا کنند و زمینة باقیات الصالحات را برای خود فراهم کنند.
حضرت رسول صلی الله علیه و آله میفرمایند: «رحم الله من اعان ولده علی بره وهو ان یعفو عن سیئته ویدعو له فیما بینه بینالله ؛ خدا رحمت کند کسی را که فرزندش را بر نیکی کردن به خود یاری رساند، بدین گونه که از گناه و خطای او درگذرد و به درگاه خدا برایش دعا کند.» (مجلسی، 1362، ج 70، ص 98،ح 104)
و البته این محقق نمیشود مگر اینکه ما صاحب فرزند باشیم و مسلماً کثرت فرزندان با کثرت دعا و کثرت نیکی میتواند رابطه مستقیم داشته باشد.
1-6-1.پاداش سختی
برخی با استناد به روایتی ضعیف که« قلّت عیال» را « احدا لیسارین» عنوان میکند سعی در اثبات ضرورت کنترل جمعیت دارند و این مطلب را توصیه به کم فرزندی تفسیر میکنند در حالیکه اگر از ضعف روایت صرفنظر کنیم آیا هدف از زندگی راحتطلبی است و آیا برای تحصیل و تربیت به سختی نمیافتند و آیا معنی روایت توصیفی است یا تکلیفی و تعیین
مسیر زندگی؟ پس معنی لقد خلقناه الانسان فی کبد چیست؟ آیا راه رشد از میان سختیها عبور کردن نیست؟
در آیات و روایات بسیاری آمده که هر سختی که به مؤمن وارد شود باعث مغفرت و بخشش گناهان اوست.
طبق فرمودة حضرت رسول صلی الله علیه و آله : «هیچ درد و رنج و اندوه و حزن و غمی به مسلمان نمیرسد، حتّی تیغی که به پای او میرود، مگر این که خداوند متعال، گناهان وی را به خاطر آن میآمرزد.» (مجلسی، 1362، ج 77، ص 144) لذا رنج و مشقّت دوران بارداری و شیرخواری برای مادر اجر و ثوابی بسیار داشته موجب مغفرت وی میباشد، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «ما من مرض او وجع یصیب الومن الاکفارة لذنبه. هیچ بیماری یا دردی نیست که به مؤمن برسد، مگر این که کفارة گناه او باشد.» (ترمذی، 1357ق، ص 2648) همچنین تحمّل سختی کار و تلاش پدر برای ادارة زندگی و تهیة ملزومات و مایحتاج فرزندان و رفع نیازهای مادی و معنوی آنها نیز اجر و ثوابی بسیار دارد و موجب مغفرت
وی است؛ جای دیگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله آورده؛ «من بات کالّاً فی طلب الحلال بات مغفورا له»؛هرکه برای کسب درآمد حلال، خود را به رنج افکند، آمرزیده است. (متقی هندی، 1409ق، ص 9215)
به همین دلیل در آیات قرآن به حقّ پدر و مادر سفارش شده است. «و وصیّنا الانسان بوالدیه حملته امّه وهناً علی وهن و فصاله فی عامین ان اشکرلی و لوالدیک الی المصیر» (لقمان/ 14)«و ما به انسان در حق پدر و مادرش سفارش کردیم، مادرش او را با ضعف روزافزون حمل کرد و دوران شیرخوارگی او در دو سال است که شکرگذار من و پدر و مادرت باش که به سوی من است بازگشت.»
2-6-1. خدمت به خانواده
از عوامل دیگر مغفرت، خدمت به خانواده است؛ چنانچه اجر کسب روزی حلال، بیشتر ازجهاد فی سبیل الله بیان شده است. «ان الذی یطلب من فضل یکف به عیاله اعظم اجرا من المجاهد فی سبیل الله»(مجلسی، 1362، ج 29، ص 339، ح 78) کسی که برای تأمین مخارج خانوادهاش در طلب روزی خدا بر آید پاداشش بیشتر از کسی است که در راه خدا جهاد میکند و در جای دیگر کفّاره گناهان بزرگ شمرده شده؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند: «خدمةالعیال کفارة للکبائر وتطفئَ غضب الرّب» «خدمت کردن به خانواده، کفارة گناهان بزرگ است و خشم پروردگار را فرو مینشاند.» (شهیدی، 1363، ص 751، ح 276)
در آیات و روایات فوق وجود فرزند وسیلهای برای مغفرت و آمرزش والدین ذکر شده است. عکس این حقیقت نیز در آیات قرآن وجود دارد که مغفرت و بخشش خداوند موجب نزول رحمت و برکت میشود و یکی از این رحمتها اعطاء فرزند است. چنانچه میفرماید: «فقلت استغفروا ربکم انه کان غفاراً »(نوح/10) «از پروردگار خویش طلب آمرزش کنید که او بسیار آمرزنده است و شما را میبخشاید.» «یرسل السماء علیکم مدرارا و یمددکم باموال و بنین و یجعل لکم جنات و یجعل لکم انهارا» (نوح / 12)«خدا از آسمان بارانهای پر خیر و برکت را پیاپی میباراند. [و اینگونه زمینه را برای افزایش دارایی شما فراهم کرده و شما را کمک میکند] و با اعطاء فرزند شما را یاری میکند.»
از جمع آیات و روایات این بخش نتیجه میگیریم که فرزند رابطه مستقیمی با بخشش و مغفرت خداوند دارد یعنی نسبت آنها سبب و مسبب میباشند، چنانچه رنج و سختی حاصل از رشد و تربیت فرزند موجب مغفرت والدین است، یکی از پاداشهای مغفرت و بخشش انسان نیز اعطاء فرزند است.
البته گاهی اوقات سختیها و رنج و مصائبی که به انسان مؤمن، خصوصاً اولیاء خدا و پیامبران میرسد بخاطر آزمایش و عُلوّ مقام آنها میباشد، اما نتیجه یکسان میباشد چنانچه حضرت ایوب نتیجة آزمایش و صبر خود را بر مصائب و بلایا زنده شدن دوبارة فرزندان و دو برابر شدن آنها مشاهده نمود. «فاستجبنا له فکشفنا ما به من ضرّ و ءاتیناه اهله و مثلهم معهم رحمه من عندنا و ذکری للعابدین» (انبیاء/84)«پس دعای او را اجابت نمودیم و آسیب وارد شده بر او را برطرف کردیم و خانوادة او و نظیرشان را همراه با آنان مجدداً به وی عطا کردیم تا رحمتی از جانب ما و تذکری برای خداپرستان باشد.»
3-6-1. درخواست مغفرت
یکی دیگر از عوامل آمرزش، دعا و درخواست مغفرت برای درگذشتگان است، خصوصاً دعای متقابل والدین و فرزندان نسبت به هم، به سبب علاقه و حقوقی که بین آنهاست. «یلزم الوالد من الحقوق لولده مایلزم الولد من الحقوق لوالده» (متقی هندی، 1409.ق، 45344) «همچنانکه پدر بر فرزند حقوقی دارد، فرزند را نیز بر پدر حقوقی است.»
لذا، دعای فرزندان نیز در حقّ والدین خویش و طلب آمرزش برای آنها نیز مؤثر و نزدیک به اجابت است، از همین روی توصیه شده که فرزندان برای والدین خود در زمان حیات
ایشان و چه پس از مرگ ایشان دعا کنند چنانچه در قرآن فرموده : «و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا.»(اسراء/24)«بار پروردگارا پدر و مادر مرا مشمول رحمت خویش قرار ده (رحم کن) همانگونه که در کودکی مرا تربیت کردهاند.»
از دیدگاه علّامه طباطبایی: آیه بیش از این دلالت ندارد که دعای فرزند در مظنه اجابت است و همچنین دعائی بیخاصیت نیست. زیرا هم گفتیم که ممکن است به اجابت برسد و هم اینکه ادبی است دینی که فرزند از آن استفاده میبرد، ولو در موردی مستجاب نشود و پدر و مادر از آن بهرهمند نگردند.(موسوی همدانی، 1374، ش 111/13)
و طبرسی نیز گفته است: این آیه دلالت دارد بر این که دعای فرزند برای پدر و مادرش که از دنیا رفتهاند مسموع است، زیرا اگر مسموع نبود و برای آنها اثری نداشت معنا نداشت که در این آیه امر به دعا کند. (طبرسی، 1415ق، 61246)
در موارد فراوانی از قرآن از زبان پیامبران برای والدین ایشان طلب مغفرت شده «ربنا اغفرلی و لوالدی و للمؤمنین یوم یقوم الحساب» (ابراهیم/ 41)«ای پرودگار من روزی که حساب برپا میشود، مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را بیامرز.» البته طلب مغفرت پیامبران برای خویش و پدران و مادرانشان که در قرآن به طور مکرر بیان شده با عصمت پیامبران منافات ندارد زیرا طلب مغفرت برای ترک اولی بوده است و یا اینکه ایشان بخاطر آنکه به نظر خودشان، حقّ خدا یا عبادت خدا را ادا نکرده بودند طلب مغفرت میکردند.
1-7-1. اولاد صالح
همانطور که میدانیم و در متون دینی هم اشاره شده، با مرگ پروندة اعمال انسان کاملاً بسته نمیشود؛ بلکه اثرات برخی از اعمال انسان در هنگام حیات تا مدّتها و شاید ابد باقی بماند و لذا اثرات و نتیجة آن مستوجب پاداش و عقوبت برای بنیانگذار و عامل آن شود. یکی از این اعمال تربیت صحیح فرزند (فرزند صالح) است که بعد از مرگ والدین میتواند موجب باقیات الصالحات پدر و مادر شود یا بالعکس. لذا میفرماید: «آن جا (بود که) زکریا پرودگارش را خواند وگفت: پروردگارا، از جانب خود فرزندی پاک و پسندیده به من عطا کن، که تو شنونده دعایی» و «ابراهیم عرضه داشت، ای پرودگار من مرا (فرزندی) از شایستگان بخش.» «رب هب لی من الصالحین» (صافات/ 100) «ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قرة اعین و
اجعلنا للمتقین اماما» (فرقان/ 74)«پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان روشنی چشم عطا کن و ما را پیشوای پرهیزکاران گردان.»
روایتی است از امام صادق علیه السلام : فلانی- حضرت نام این مرد را برد- گفت: من علاقههای به داشتن فرزند نداشتم تا این که روزی در عرفه جوانی را در کنار خود دیدم که دعا میکرد میگریست و میگفت: خدایا، پدر و مادرم، پدر و مادرم. از آن موقع که این را شنیدم به داشتن فرزند علاقهمند شدم. (کلینی، 1375، ص 3 / 5)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز در اینباره میفرماید: «الولد الصالح ریحانه من الله، قسمها بین عباده» «فرزند شایسته دسته گلی است از جانب خداوند که میان بندگانش قسمت میکند.» (کلینی، 1375، ص 1 و 2) از آنجا که کثرت دعا کنندگان در استجابت آن مؤثر است لذا کثرت فرزندان صالح به مؤمنین توصیه میگردد.
2-7-1. نیکنامی
یکی دیگر از مظاهر باقیات الصالحات به نیکی یاد کردن انسان است پس از مرگ او. حضرت علی علیه السلام در اینباره میفرمایند: «الولد الصالح اجمل الذکرین» «فرزند صالح، زیباترین نام نیک است.» (مجلسی، 1362، ج 85، ص 101، ح 104)
امام صادق علیه السلام از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «میراث خداوند عزّوجل از بنده مؤمن خود فرزندی است که، پس از مرگ او، خدا را عبادت کند.» حضرت صادق علیه السلام سپس آیة زکریا را تلاوت کرد: «از جانب خود به من ولی (و جانشینی) ببخش که از من ارث برد و از خاندان یعقوب ارث برد.» (مجلسی، 1362، ج 85، ص 101، ح 104)
3-7-1. صدقه جاریه
فرزندان صالحی که باعث نیکنامی والدین خود میشوند؛ اعمال و کردار خوب آنها نیز صدقة جاریة والدین، موجب آمرزش آنهاست. روایتی دیگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «عیسی بن مریم بر گوری گذشت که صاحب آن عذاب میکشید سال بعد نیز از همان گور گذشت و دید دیگر عذاب نمیشود. عرض کرد پروردگارا پارسال از این گور عبور کردم و صاحبش عذاب میشد و امسال که از آن میگذرم دیگر عذاب نمیکشد؟ خداوند جل جلاله به او وحی فرمود: ای روح الله فرزند صالحی از او بزرگ شد و راهی را درست کرد و یتیمی را سرپرستی نمود و من بخاطر این کارهای فرزندش او را آمرزیدم.»(حرالعاملی، 1403ق، ج 2، ص 560، ح 11)
از آنجا که وزر و گناه فرزندان در صورت عدم مشارکت والدین بر عهدة آنها نیست و بلعکس هر عمل خوب آنها که مستوجب پاداش است بعنوان خیرات برای والدین صالح ایشان ثبت میگردد، لذا عقل نیز حکم میکند که قصاص قبل از جنایت نکرده و به گفته برخی عوام از ترس اینکه فرزندان ما ناشایست و غیر صالح شوند از آوردن فرزند اعراض نکنیم. چنانچه فحوی روایات و آیات نیز این را میرساند که باید لوازم صلاح و تربیت صحیح آنها را فراهم کنیم و ضمن دعا و توکل بر خدا نتیجه را به خدا بسپاریم و در این صورت نتیجه هر چه شود ما مأجوریم همانطور که حضرت نوح نیز بخاطر داشتن فرزندی ناخلف مورد عقاب واقع نشد.
از فحوای آیات و روایات در مییابیم کثرت فرزندان صالح؛ موجب کثرت دعا گویان، صدقات جاریه، نیکنامی و در نتیجه باقیات الصالحات والدین است.
از آنجا که ارزشهای یک جامعه فرهنگ آن جامعه را تشکیل میدهد و فرهنگ هویت یک ملت است، بنابراین هجوم فرهنگی، بهترین راه انحطاط ارزشهاست. یکی از ارزشهای اسلامی و دینی ساده زیستی و قناعت همراه با صمیمیت و همدلی است و توکل به خداوند و مأیوس نشدن از رحمت واسعة او و اعتماد به آنچه خداوند وعده داده است.
با همین توکل است که انسان میتواند در برابر شدائد و سختیها ایستادگی کند و از وسوسهها و تهدیدهای دشمن در امان بماند. «التوکّل علی الله نجاه من کل سوئ، وحرز من کل عدو» (مجلسی، 1362، ج 56، ص 79، ح 78)«توکّل برخداوند مایه نجات از هر بدی و محفوظ ماندن از هر دشمنی است.» چنانچه از صدر اسلام تاکنون از شعب ابی طالب تا تحریم اقتصادی ایران پیروان اسلام با توکّل به خدا، به مقاومت و ایستادگی پرداختند و بهترین الگو و سرمشق کشورها بودند و هستند.
ترس از فقر از جمله اموری است که همة جوامع در همة اعصار و در هر طبقه از آن گریزان بودند؛ اما برای مؤمنینی که ضمن تلاش و کار به خدا توکل داشته و از او مدد میجویند معنی و مفهوم ندارد. اما نگرش اینکه تعریف فقر و رفاه چیست چنانچه امام هادی علیه السلام میفرمایند: «الفقر شرّة النفس وشدّة القنوط؛ فقر، سیری ناپذیری نفس است و نومیدی شدید»(مجلسی، 1362، ج 3، ص 368، ح 78)و نگرش سبک و چگونگی زندگی مرفه، چیزی است که
دشمنان برای رسیدن به هدف خود به وسیلة آن به فرهنگ ما هجوم آوردند و برای رسیدن به اهداف خود از هیچ عملی مضایقه ننمودند، چنانچه امام علی علیه السلام میفرمایند: «ضرر الفقرأحمد من أشر الغنی (تمیمی آمدی، 1410، ص 5904)؛زیان فقر، پسندیدهتر از سرمستی توانگری است.» و «افقر الناس من قتّر علی نفسه مع الغنی السعه، و خلّفه لغیره (تمیمی آمدی، 1410، 3342)؛ فقیر ترین، مردم کسی است که با وجود توانگری و برخورداری، زندگی را بر خود تنگ گیرد و مالش را برای دیگری باقی گذارد.»
خودداری از آوردن فرزند به بهانه ترس از فقر و سختی زندگی یکی از دسیسههای شیطانی است، چرا که خداوند در آیات متعدّد فرزند را موجب نزول رحمت و برکت دانسته و روزی وی را خود وعده داده است. «و لا تقتلوا اولادکم خشیه املق نحن نرزقکم و ایّاکم ان قتلهم کان خطئا کبیر (اسراء/ 31)؛ فرزندان خود را از بیم تنگدستی نکشید این ما هستیم که آنان و شما را روزی میدهیم. یقیناً کشتن آنان گناهی است بزرگ!»
آیة فوق مربوط است به رسوم دوران جاهلیت، زمانیکه اعراب بجای توکل بر خدا و پرستش او بتها را شریک خداوند قرار داده و بر شیطان تأسی مینمودند و گمان میکردند که خود روزی ده آنها هستند و چون خود را ناتوان میدیدند و از شریکانشان (بتها) هم کاری ساخته نبود و آنها را در زندگیشان مؤثر نمییافتند فرزندان خود را زنده به گور میکردند و یا قربانی بتها مینمودند. در حالیکه خداوند میفرماید: «انّ ربی یبسط الرزق لمن یشاء من عباده و یقدر له؛ (سبا/ 39)وسعت رزق دست خداوند است که برای هر کس از بندگان که بخواهد وسعت ایجاد میکند و برای هر کس نخواهد تنگ میگرداند.»
نکتة جالب اینکه طبق آیه میفرماید: نه تنها رزق فرزندانتان دست خداست و فرزند عامل فقر نیست بلکه گاهی رزق و روزی ما در سایة روزی فرزندان است. «نحن نرزقهم و ایّاکم»
پس کثرت فرزندان موجب فقر نیست؛ چنانچه در روایات بسیاری به عوامل فقر و تنگدستی اشاره شده است، از آنجمله؛ دم از ناداری زدن، حرص زدن، از فضل خداوند نطلبیدن، خیانت در امانت، کاهلی و ناتوانی، سرکیسه کردن مردم و نفرین فرزند؛ (محمدیریشهری، 1375، باب فقر،قسم عوامل فقر) امام صادق علیه السلام میفرمایند: «أیّما رجل دعا علی ولده أورثه الفقر (مجلسی، 1362، ج 77، ص 99، ح 104)؛ هر مردی که فرزند خود را نفرین کند فقر برایش به ارث گذارد.»
البته مسلماً این منافاتی با این قضیه ندارد که لوازم و اسباب ترقی و زندگی بهتر و دارای امکانات بیشتر را انسان باید با ساماندهی و برنامهریزی فرصتها و البته با
توکل و حسن ظن به خداوند بدست بگیرد، چنانچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سعی میکردند برای نیازمندان به جای برطرف کردن نیاز آنیِ آنها کار و سرمایه ایجاد کنند؛ مثلاً با دادن طیور زنده به آنها که منجر به تولیدمثل و افزایش آن میشد زمینة کار و سرمایه را برای آنها فراهم مینمودند. مانند مثل معروف که میگوید بجای دادن ماهی، ماهیگیری
را یاد دهید. اما متأسفانه تغییر نگرش در فرهنگ مردم از قناعت و توکّل به سمت کسب حداکثر رفاه و امکانات؛ تسهیلاتی،که شاید بیشتر آنها در بیشتر اوقات و به دلایل متعدّد از جمله نداشتن وقت، همدلی، صمیمیت و... نه تنها به آسایش و راحتی آنها کمک نمیکند، بلکه اضطراب ناشی از، از دست رفتن آن نیز دغدغهای بر مشکلات فکری و روحی آنها میافزاید.
در واقع دشمنان اسلام با تغییر سبک زندگی وتغییر فرهنگ ونگرش مسلمانان برنامههای بلند مدّت قطع نسل مسلمین را دنبال میکنند.
یکی از دسیسههای شریکانی که مشرکین برای خداوند برگزیدند این است که اعمال حرام و گناه را در نظرشان زینت دهند یعنی بعد از قدم اول که تغییر نگرش و فرهنگ یعنی عدم توکل به خدا و شریک قرار دادن و مؤثر دانستن غیر اوست؛ پا را فراتر میگذارند و گناهان و اعمال حرام را که دست مایه نگرشهای غلط است در نظرشان جلوه میدهد.
همانطور که در روایات هم آمده، انسانی که از راه صراط خارج شده ابتدا ذهن و نگرش او دچار تردید و شُبهه و خطا میگردد و سپس این نگرش و افکار موجب نزدیکی او به گناه و ارتکاب عمل حرام میشود و این گناهان کم کم قلب او را سیاه میکند؛ چنانچه توبه نکند و بر گناه اصرار ورزد اعمال زشت ملکه او شده، تردید و ترس از گناه در او از بین برود و تا حدی پیش میرود که اعمال خود را بر حق میبیند و برایش زیبا جلوه میکند.
«من کثر فکره فی المعاصی دعته إلیها (تمیمی آمدی،1410، ج 5، ص 321)؛ کسی که در مورد گناهان زیاد فکر میکند، گناهان او را به سوی خود میکشند.»
«لازیننّ لهم فی الارض و لاغوینهم اجمعین(حجر/ 39)؛ [شیطان گفت] من هم [باطل را] در روی زمین حتماً برایشان میآرایم (زینت میدهم) و همه را گمراه میسازم.»
و باز میفرماید،کشتن فرزند فعل حرام است. «قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلَّا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ (انعام / 151)؛ بیائید آنچه پروردگارتان بر شما حرام
کرده بخوانم و آن اینکه چیزی را شریک او قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از بیم فقر نکشید.»
همان چیزی که در نظرشان زینت داده بودند: «و کذلک زیّن لکثیر من المشرکین قتل اولادهم شرکاؤهم» (انعام / 137) در این آیه میفرماید: «همچنین برای بسیاری از مشرکین، شریکانشان کشتن فرزند [یعنی همان فعل حرام] را زینت داده بودند.»
حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمدند: «دلِ بنده همیشه پذیرای بیم وامید است، تا آنگاه که خونی را به نا حق بریزد؛ پس چون خون ریخت دلش واژگون شود و بر اثر گناه کوره آهنگری تفتیده و سیاه شود و دیگر نه کار خوب را، خوب داند ونه کار بد را، زشت شمارد.» (متقی هندی، 1409ق، 3995)
چنانچه گفتیم در ادامة آیة قبل خداوند میفرماید «قتل اولادهم شرکائهم (انعام / 137)؛ کشتن فرزندان را زینت داده بودند که آنها را هلاک کنند.» یعنی کشتن فرزندان موجب هلاکت میشود که میتوان دو نتیجه از آن گرفت. یکی اینکه به دلیل انجام حرام (قربانی کردن فرزندان خود برای بتها و یا زنده به گور کردن آنها) به دلالت قرآن، هلاک میشدند و دوم آنکه تعداد نفرات آنها که به دلالت آیات متعدد که (فرزند را) موجب قوّت و قدرت میداند رو به کاهش و سستی میرود.
«یمددکم باموال و بنین (نوح / 12)؛ و شما را به اموال و پسران مدد کند.»
و نیز میفرماید:
«کالذین من قبلکم کانوا اشد منک قوه و اکثر اموالا و اولادا فاستمتعوا بخلاقهم و خضتم کالذی خاضوا اولئک حبطت اعمالهم فی الدنیا و الاخره و اولئک هم الخاسرون (توبه / 69)؛ (شما منافقان) که همانند کسانی هستید که قبل از شما بودند (و راه انفاق پوئیدند) و آنها از شما نیرومندتر و اموال و فرزندانشان فزونتر بود، آنها از بهرة خود (در دنیا در راه هوسها و گناه) استفاده کردند، شما نیز از بهره خود در این راه استفاده کردید و اعمالشان در دنیا و آخرت نابود شد و آنها زیانکارانند.»
از فحوی آیات میتوان استفاده کرد که یکی از بهرههایی که نصیب انسان میشود اموال و فرزندان است که موجب قدرت و قوت انسان میگردد. لکن به واسطة انجام گناهان
و پرداختن به هوسها و کارهای باطل این نعمت از انسان گرفته میشود و هنگامیکه این نعمت که موجب قدرت و نیروی ما بوده با معاصی از بین برود هلاکت ما امری حتمی است.
در ادامة همان آیه میفرماید «لیردوهم و لیلبسوا علیهم (انعام / 137)؛ و دینشان را بر آنان مشوش و مشتبه سازند. [و یگانه پرستی را با خرافات بیامیزند]» حضرت علی علیه السلام میفرمایند: «اشبهه علی اربع شعب: اعجاب بالزینه و تسویل النفس، و تاوّل العوج، و لبس الحق بالباطل؛ شبهه چهار شاخه دارد: دل باختن در برابر زیور (دنیا)، وسوسه نفس، توجیه کردن کجیها و آمیختن حق به باطل.»(کلینی، 1375، ج 1، ص 393، ح 2)
عشق به بتها کار را به جایی رسانده بود که این عمل زشت از نظر آنها زیبا جلوه میکرد و حتّی به آن افتخار میکردند؛ این آداب و رسوم غلط باعث شد تا کم کم آئین حقّ ابراهیمی تحریف و دگرگون گشته و خرافات بهعنوان عبادت تلقی شود. کاری که مایة هلاکت نسل آنان میگردید. از قسمت قبل آیه پی بردیم که گناه باعث هلاکت انسان میشود و بدتر از آن توجیه و تزئین آن گناه است که علاوه بر آنکه عامل سقوط و هلاکت انسان است، دین آنها را هم مشتبه ساخته و با خرافات آمیخته میکند. اینچنین طبق آیة قرآن، حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال جلوه میدهند. «قل أرءیتم ما انزل الله لکم من رزق فجعلتم منه حراماً و حلالاً قل و الله أدن لکم ام علی الله تفکرون(یونس/59)؛ آن روزیهایی که خدا برای شما نازل کرده و شما برخی از آنها را حرام و برخی را حلال قرار دادهاید. آیا خدا به شما اجازه داده است یا بر خدا دروغ میبندید.
لذا دشمنان اسلام که بزرگترین خطر را افراد دیندار میدانند ضمن اینکه برای هلاکت آنها از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنند پیوسته در صدد هستند تا دین آنها را مشتبه ساخته با انواع خرافات بیامیزند.
و برای خداوند شریک قائل میشدند. «و ما یتبع الذین یدعون من دون الله شرکاء إن یتبعون الا الظن وان هم الا یخرصون(یونس/66)؛ و کسانیکه غیر از خدا شریکانی (برای او) میخوانند، از چه پیروی میکنند آنها صرفاً از پندار پیروی میکنند و جز دروغ نمیگویند.»
و قربانی کردن فرزندانشان را برای بتها مایة تقرب خود به خدا میدانند. «قتل اولادهم شرکائهم» بخاطر شرکائشان (بتها) گاهی فرزندان خود را قربانی میکردند و یا نذر مینمودند که اگر فرزندی نصیب آنها شد آن را برای بت قربانی کنند و اینگونه حرام خداوند را حلال مینمودند.
چنانچه گفتیم اموال و اولاد مایه قوّت و قدرت است، در قرآن آیات متعددی وجود دارد که نشانگر افتخار و برتریجویی کفار بر مسلمین به دلیل کثرت اولاد و فرزندان و یا تعداد نفرات و سربازان بیشتر میباشد. «و قالوا نحن اکثر اموالا و اولادا و ما نحن لیعذّبین(سباء/34)؛ و گفتند اموال و اولاد ما بیشتر است [این آستانه تقرّب ما به خداست] و ما عذاب نخواهیم شد.»
و باز میفرماید: «اعلموا انما الحیوة الدنیا لعب و لهو و زینة و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد؛(حدید/20) بدانید که زندگی دنیا بازی و سرگرمی و زینت و فخرفروشی شما به یکدیگر و فزون خواهی در اموال و اولاد و فرزندان است.»
خداوند پیامبر خود را هشدار میدهد که مبادا فکر کنی چرا اموال و اولاد که مایه قدرت و قوت است خداوند به کافران و مشرکان عطا نموده است، چرا که ما همین نعمت اولاد و ثروت را برای کفار و کسانیکه گناهکارند و از کفر خویش برنمیگردند، از آنجا که خود فکر نمیکنند مایه عذاب و نقمت قرار میدهیم.
«فلا تعجبک اموالهم انما یرید الله لیعذّبهم بها فی الحیوة الدنیا و تزهق انفسهم و هم کافرون(توبه/56)؛ پس مبادا اموال و اولاد آنها تو را به شگفت آورد، جز این نیست که خدا میخواهد در زندگی دنیا با اینها عذابشان کند و جانشان در حال کفر برآید.»
اکنون نیز دشمنان اسلام با تلاش برای کاهش جمعیّت کشورهای دیگر و برنامهریزی دقیقی برای افزایش جمعیت و توان خود تلاش میکنند تا اهداف سلطهگرانه خود را با هزینه کمتری پیگیری کنند.
تنظیم خانواده که همواره مورد توجه و حمایت سازمان ملل و قدرتهای بزرگ جهان از جمله آمریکا بوده است، از نوعی سلطهطلبی و برتری طلبی قدرتهای بزرگ جهانی آغاز و با گذشت زمان، رنگ و لعاب کمکهای بشر دوستانه و رفاهی و توسعهای به خود گرفته است.
(1)این شعار بشر دوستانه پوششی است برای اجرای مخفیانه و مکارانه برنامههای سیاسی آنها، جهت تقطیع نسل مسلمین و هلاکت آنها و دست یافتن بر منابع و امکانات حداکثری و با هدف قرار گرفتن در قلّه اقتدار جهانی و سلطه بر سایر کشورها.
1) . resalat-news 16/05/1391
فرازی ازدعای امام در صحیفه سجادیه
«بار خداوندا تحیت و درود بر محمد و آل او بفرست و با مقام عزت خود سرحدهای کشور مسلمین را محفوظ بدار! و مرزداران و نگهبانان آن را به قوت خودت تأیید فرما! و از ثروت و هدیههای خود عطایشان را گوارا بنما (تا آن که عرض میکند.) خداوندا بدین جهت، دشمنانشان راسست گردان... و در جمعیّت و تعدادشان کاهش بده و قلوبشان را از ترس و وحشت سرشار نما و دستشان را از گشادگی ببند!»
تا آنکه عرض میکند: «بار خداوندا! رحم زنهایشان را عقیم کن و اصلاب مردانشان را از نطفه خشک نما.... بار خداوندا به واسطه آن اهل اسلام را قدرت بخش و خانههایشان را مصون بدار و اموالشان را بدان بارور و با ثمر کن و آنان را از جنگ و نبرد با آنها فارغ گردان تا به عبادت تو پردازند و از کارزار و منازعه با آنها آسوده کن تا با تو خلوت نمایند تا به جایی برسد که در هیچ نقطه از بسیط خاک غیر تو پرستیده نشود!(اشعرانی، 1386، ص 94 تا 96)
قرآن کریم.
آمُدی، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الکلم، تصحیح سید مهدی رجایی، قم، دارالکتاب الاسلامی، چاپ دوم، 1410ق.
پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، مجموعه کلمات قصار پیامبر صلی الله علیه و آله با ترجمه فارسی، تهران، انتشارات جاویدان، چاپ اول، 1374ش.
ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1357ق.
حرالعاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، جلد 14، لبنان، دارالاحیاءالتراث لبنان، 1403ق.
شعیری، تاج الدین محمد بن محمد، جامع الاخبار، انتشارات شریف رضی، قم، 1363.
صحیفیه کامله سجادیه، ترجمه و شرح : علامة آیت الله میرزا ابو الحسن شعرانی، انتشارات قائم آل محمد، 1386.
طبرسی، امین الاسلام ابوعلی فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، انتشارات شریف رضی، قم، 1370.
قمی، عباس، سفینه البحار، انتشارات اسوه، قم، 1414ق.
قمی، عباس، مفاتیح الجنان.
کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، تحقیق و تعلیق علی اکبر غفاری، بیروت، دارالأضواء، چاپ سوم، 1405ق. میزان الحکمة، ویراش جدید، قم، دارالحدیث، چاپ اول، 1375.
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، ویراش جدید، قم، دارالحدیث، چاپ اول، 1375.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تحقیق و تعلیق: سید جواد علوی، ناشر: دارالکتب اسلامیة، تهران، 1362 ق.
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیه، 1382.
متقی هندی، علاء الدین علی بن حسام، کنز العمّال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1409ق.
نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، قم، موسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، 1414ق.
مقالۀ حاضر در صدد تبیین حضور بانوان در مسجد، از منظر تاریخ و فقه پویای اسلامی است. نویسنده با استناد به شواهد تاریخی و آیات و روایاتی که جواز یا عدم جواز حضور زنان در مسجد را بیان میکند، به تبیین این موضوع پرداخته است. مقاله در پنج گفتار تنظیم شده است:
در گفتار اوّل، تاریخچۀ حضور زنان در مسجد مورد بررسی قرار گرفت. شواهد تاریخی دالّ بر حضور در قبل اسلام و بعد از ظهور اسلام و عصر ائمۀ اطهار: تشریح شد.
در گفتار دوم، حضور زنان در مسجد از نگاه فقه و فقها مورد بررسی قرار گرفت. در این راستا، ادلّۀ فقها و دانشمندان قائل به افضلیت نماز برای زنان در خانه و قائلین به جواز و استحباب حضور زنان در مسجد مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
در گفتار سوم، به تبیین و تشریح شرایط لازم برای حضور زنان در مسجد و دیگر عرصههای اجتماعی پرداخته شد.
در گفتار چهارم، به نقش برجستۀ زنان و مادران مسجدی در تربیت نسل و شاخصههای زنان و مادران مسجدی پرداخته شد.
در گفتار آخر (پنجم)، نقش مسجد در غنیسازی اوقات فراغت زنان و خانوادهها مورد بررسی قرار گرفت.
واژگان کلیدی: مسجد، زنان، تاریخچۀ حضور زنان در مسجد، عدم جواز حضور، شرایط حضور، نقش برجسته زنان و مادران مسجدی، غنیسازی اوقات فراغت زنان و خانواده.
تربیت نفوس انسانی و رسیدن به کمال، از مهمترین اهداف ارسال رسل و احکام ادیان الهی است. اسلام برای تربیت الهی مردان و زنان، دستورها و راهکارهایی در نظر گرفته است که از جمله مهمترین آنها حضور در مسجد، اماکن و معابد مذهبی است.
زنان به عنوان نیمی از پیکر جامعۀ انسانی، همانند مردان در مشارکت عمومی، پایگاه و جایگاه مناسب دارند و نمیتوان از نقش سازندۀ آنان چشم پوشید.
اسلام، با حضور بانوان در عرصههای مختلف اجتماعی مخالف نیست و آن را منع نکرده است؛ بلکه وظیفۀ اصلی وی را مادری، تربیّت و پرورش انسانهای بزرگ و وارسته میداند؛ البته در کنار آن نیز به آنان اجازه داده تا با حفظ حریم، عفّت و پاکدامنی خود، در اجتماع حضور یابند و برای رشد و ترقّی خود و جامعه گام بردارند. تاریخ اسلام سرشار از صحنههایی است که زنان آفریدگار آن بودند. در این نوشتار برآنیم تا با مطالعه و بررسی تاریخ اسلام، (شواهد تاریخی) منابع فقهی و روایی اسلام به جواز حضور زنان در مسجد و نقش زنان و مادران مسجدی در تربیت نسل بپردازیم.
با بررسی تاریخچۀ حضور زنان در مسجد از منظر قرآن و روایات، به روشنی درمییابیم که حضور زنان در مساجد و معابد (همزمان با حضور مردان) در ادیان الهی گذشته امری مشروع و عادی بوده است و هیچ گونه منعی در این مورد وجود نداشته است؛ چنان که مستندات قرآنی زیادی بر این مدّعا وجود دارد که در ذیل به آن اشاره میکنیم:
خداوند پیش از ولادت حضرت مریم علیها السلام به پدرش «عمران بن أشهم» که از نوادگان حضرت سلیمان بود، وحی کرد که فرزندی به او عطا خواهد کرد که به اذن خدا بیماران را شفا خواهد داد و مردگان را زنده خواهد کرد و او را به سوی بنیاسرائیل مبعوث خواهد کرد. وی این مطلب را برای همسرش «حنّه» بازگو کرد. (عیاشی1380ق، ج1، 171) پس از اینکه حنّه باردار شد، به تصوّر اینکه، این جنین همان فرزند موعود خواهد بود، او را نذر معبد کرد. (مجلسی 1404ق، ج14، 203) تا در آنجا به عبادتکنندگان خدمت کند. (عیاشی 1380ق، ج1، 170) پس از ولادت حضرت مریم و فهمیدن آنکه این مولود دختر است، تعجب کرد که چگونه این دختر، همان پیامبر موعود خواهد بود. (قمی
1404ق، ج1، 101) نگرانی مادر حضرت مریم علیها السلام جهت ایّام حیض وی بود، نه از جهت اصل حضور وی. او با این که زن بود، معاف نشد بلکه مشکل حضور دائمش برداشته شد و احتمال دارد خداوند حضرت مریم علیها السلام را از مشکلاتی که زنان را از حضور در مسجد منع میکند پاک کرده باشد. پیامبر صلی الله علیه و آله در نامهای
که به نجّاشی مینویسد از حضرت مریم علیها السلام با صفت طیّبۀ «بتول» یاد میکند. (ابن خلدون 1363،434) واژه «بتول»، در اینجا به زنی گفته میشود که خون حیض نبیند. شیخ صدوق از امام علی علیه السلام روایت کرده که از پیامبر صلی الله علیه و آله سؤال شد: ای رسول خدا! «بتول» یعنی چه؟ از شما شنیدهایم که گفتهاید مریم و فاطمه هر دو بتول هستند. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: بتول آن زنی را میگویند که حیض نمیشود؛ زیرا حیض برای دختران انبیا ناپسند است. (صدوق، 1385ق، ج1، 181، ح144)
در روایت آمده است محرابی اختصاصی برای حضرت مریم علیها السلام در معبد ساخته شد. خداوند به حضرت مریم علیها السلام دستور داد همراه مردان به عبادت پروردگار بپردازد. حضرت مریم علیها السلام در محراب به عبادت خداوند میپرداخت. «هر وقت که زکریا، (که شوهر خالهاش بود) به محراب نزد او میرفت، پیش او خوراکی مییافت.» (آل عمران/37)
قرآن کریم در آیۀ 43 سورۀ آل عمران میفرماید: «ای مریم! پروردگارت را خاضعانه فرمانبردار باش و سجده کن و با رکوع کنندگان رکوع بگزار.» از عبارت «با رکوع کنندگان رکوع بگزار» استفاده میشود که حضور زن در نماز جماعت همراه مردان در مسجد، جایز است.
همچنین خروج آن حضرت هنگام وضع حمل از مسجد که نشاندهنده جواز حضور او در مسجد است، چون ابتدا باید وارد شده باشد تا سپس جهت وضع حمل خارج شود.
بعد از ظهور اسلام و عصر پیامبر صلی الله علیه و آله نیز به مواردی برمیخوریم که نه تنها نشان دهندۀ جواز حضور زنان در مسجد، بلکه بیانگر اهمیّت حضور آنان و اهتمام و رغبت آن حضرت به این امر است. پس از ظهور اسلام، زنان جایگاه ممتازی در جامعه پیدا کردند. اسلام بسیاری
از آداب، رسوم و باورهای غلط دربارة زنان را رد و ابطال نمود. در ذیل به نمونههایی از حضور زنان در مسجد اشاره میکنیم:
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرمؤمنان علی علیه السلام و حضرت خدیجه علیها السلام تنها مسلمانان روی زمین بودند، نماز را به جماعت میخواندند. عفیف کندی میگوید: من تاجر بودم، سالی به مکه آمدم، امر بس شگفتی را مشاهده نمودم، دیدم همۀ مردم به بتهای چوبی و فلزی و سنگی در کعبه متوجه هستند، در این میان فقط سه نفر به سوی شام (مسجد الاقصی) عبادت میکنند.
عباس بن عبدالمطلب نزد من بود از او پرسیدم: اینها چه کسانی هستند و چه میکنند؟ گفت: آن مرد که جلو ایستاده برادرزادهام «محمد» است و پسری که سمت راست او ایستاده، برادرزادۀ دیگرم «علی» است و زنی که با آنها نماز میگذارد، «خدیجه» همسر «محمد» است. پرسیدم: آیا مردم هم به دین و آیین او آمدهاند!؟ جواب داد: «به خدا سوگند، که به کران تا کران این زمین پهناور، جز این سه تن و انسان توحیدگرا، کس دیگری را بر این دین نمیشناسم.» (ابن اثیر، ج3، 414)
بیعت در لغت به معنای عهد و پیمان و در اصطلاح به معنای پذیرش ریاست و حکومت کسیاست. (لسان العرب، 1413ق، ج1، 557، «بیع») بیعت از سنّتهای عصر جاهلی است که به دوره اسلامی منتقل شده و مورد تأیید دین اسلام نیز قرارگرفته است. افزون بر مردان، زنان نیز در موارد متعدّد با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کردهاند که از میان آنها بیعت زنان پس از فتح مکّه به «بیعت نساء» مشهور شده است.
پیامبر صلی الله علیه و آله با فتح مکه پس از بیعت مردان با ایشان، زنان را نیز به بیعت فراخواند که در آیه 12 سورۀ «ممتحنه»، مواد بیعت اینگونه طرح شده و فاقد هرگونه تعهّد سیاسی است: «ایپیامبر! چون زنان باایمان نزد تو آیند که با تو بیعت کنند [با این شرط] که چیزی را شریک خدا قرار ندهند، دزدی و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند، دروغی را که در میان دست و پایشان بربافته باشند پیش نیاورند، [فرزند دیگران را به شوهران خود نسبت ندهند]
و در هیچ کار شایستهای مخالفت فرمان تو نکنند، با آنها بیعت کن و برای آنها از خداوند آمرزش بطلب که خداوند آمرزنده و مهربان است.»
زنان هنگام تغییر قبله در مسجد ذوقبلتین حضور داشتند. یکی از زنان مسجدی عصر پیامبر صلی الله علیه و آله «نولة بنت اسلیم» است که در روز تغییر قبله، در نماز جماعت مسجد بنیحارثه شرکت داشت و ماجرای آن روز را چنین تعریف میکند: دو رکعت از نماز ظهر یا عصر را در مسجد بنیحارثه رو به قبله بیتالمقدس خوانده بودیم، که شخصی خبر آورد: پیامبر صلی الله علیه و آله به طرف بیت اللهالحرام روی کرده است؛ بلافاصله مردان به مکان زنان و زنان به مکان مردان تغییر محل دادند و چرخیدند و دو رکعت دیگر را رو به بیت الله الحرام گزاردیم. (اسدالغابه، ج5، 557)
روایت است که روزی پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون مسجد بودند و دیدند مردان و زنان با هم از مسجد بیرون میآیند، ایشان رو به زنان کردند و فرمودند: بهتر است صبر کنید ابتدا مردان بروند، سپس شما. (ابوداود، ج2، 533، ح 5272)
به طوری که باب مخصوص داشتند. اگر بنا بود زنان به مسجد نیایند، «بابالنّساء» مفهومی نداشت. در روایت آمده است که روزی پیامبر صلی الله علیه و آله به یکی از درهای مسجد اشاره کردند و فرمودند: خوب است این در را به بانوان اختصاص دهیم. (ابوداود، ج2، 533، ح 5272)
امام صادق علیه السلام فرمودهاند: «اعتکاف یا در مسجدالحرام یا مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله یا مسجد جامع هر شهری منعقد میشود و سزاوار نیست معتکف از مسجد خارج شود؛ مگر اینکه ضرورت باشد و وقتی کارش را انجام داد، بدون اینکه بنشیند برگردد، و زنان مثل مردان هستند.» (کلینی، 1405ق، ج4، 176، ح2 و 177، ح 1) بنابراین، معلوم میشود زنان هم میتوانند به مسجد بیایند و معتکف شوند. در روایتی آمده است: زنان پیامبر صلی الله علیه و آله گاه با آن حضرت در مسجد معتکف میشدند. (ابوداود، ج1، 523، ح 2476) قرآن کریم هم میفرماید: «با زنان هنگام
اعتکاف در مساجد مباشرت نکنید.» (بقره/187) بنابراین روایت، اگر زنان بیرون از مسجد باشند، این سخن خداوند در قرآن معنا ندارد؛ از اینرو یا معتکفان با زنانشان معتکف بودند یا زنان در مسجد به دیدار مردان میآمدند. در روایتی آمده است:
«امام صادق علیه السلام فرمود: اگر زنی که در حال اعتکاف است، [به واسطه حیض] از نماز باز ماند و از مسجد بیرون رود و دوباره پاک شود، شایسته نیست همسرش با او نزدیکی کند تا اینکه زن به مسجد بیاید و اعتکاف خود را به پایان برساند.» (طوسی، 1406ق، ج1، 398، ح1240)
ابوسعید میگوید: زنی سیاهچرده، که مسجد را جارو میکرد، شبی وفات کرد. هنگامیکه صبح شد، پیامبر صلی الله علیه و آله را از مرگش با خبر کردند. ایشان فرمودند: چرا مرا از مرگ او آگاه نکردید؟ آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله با اصحابش بر قبر او حاضر شدند، آن حضرت کنار قبر ایستاد و تکبیر گفت
و در حالی که مردم نیز پشت سرش بودند، بر او نماز گزاردند و برای او دعا کردند. (بخاری، 1419ق، ج1، 119 و 116، ج2، 92) طبق برخی روایات، حضرت فرمود: اینک او را در بهشت میبینم. (اسدالغابه، ج5، 617)
در تاریخ نقل شده است که در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله جایگاهی برای معالجه بیماران و مجروحان معیّن شده بود و پیامبر صلی الله علیه و آله و یارانش در آنجا از بیماران عیادت میکردند. واقدی مینویسد:
«در ماجرای جنگ اُحُد مردم در مسجد، چراغ و آتش برافروخته بودند و خستگان و مجروحان را زخمبندی میکردند. به دنبال زخمیشدن سعد بن معاذ، پیامبر صلی الله علیه و آله ایشان را در خیمه «کُعیبه»، دختر سعد بن عتبه در مسجد پیامبر، جای داد. این زن زخمیها را معالجه مینمود و از اشیاء گمشده و پراکنده نگهداری میکرد.» (سباعی مکّی، 1373ش، 47)
نقل شده است: روزی امام علی علیه السلام وارد منزل میشود و همسرش، فاطمه علیها السلام را نمییابد؛ از منزل خارج میشود و به سوی مسجد روانه میگردد، در مسجد نماز میخواند و سپس مقداری شن در مسجد جمع میکند و به آن تکیه میدهد. پیامبر صلی الله علیه و آله و فاطمه علیها السلام در حالی که
حسنین علیهم السلام را در آغوش داشتند و دست امّ کلثوم را در دست گرفته بودند به مسجد میآیند. در مسجد میبینند که امام علی علیه السلام همانگونه که بر شنها تکیه داده بود خوابش برده است. در این هنگام پیامبر صلی الله علیه و آله پای مبارکش را روی پای مبارک امام علی علیه السلام میگذارد و مقداری فشار میدهد و میگوید: «قُمْ یَا أَبَا تُرَابٍ» (بلند شو ای ابوتراب.) در این حدیث مشاهده میشود که حضرت فاطمه زهرا علیها السلام به مسجد تشریف بردهاند، در حالی که ضرورتی هم نبوده است. (واقدی مغازی، 1361ش، ج1، ص386 و 180)
شواهد نشان میدهد که تعلّم در مساجد، خاصّ مردان نبوده است. زنان مسلمان نیز مجاز بودند به مساجد بروند و به سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله گوش دهند و گاهی از آن حضرت سؤال کنند. اگر احساس میشد زنان، به هر دلیل، سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله را نشنیدهاند، پیامبر صلی الله علیه و آله آنان را دوباره موعظه و نصیحت میکرد. (ابوداود، ج1، ص137، ح517)
حضرت رسول صلی الله علیه و آله وارد محراب امام جماعتی شد و چون محراب به آب دهان آلوده شده بود، با امام جماعت برخورد کرد. همسر امام جماعت از علت برخورد با شوهرش با خبر شد و آب دهان را از محراب پاک کرد. حضرت فرمودند: شوهر را به علت همسرش بخشیدم. (نوری، 1408ق، ج3، 376، ح3821) به نظر میآید این زن در مسجد بوده است که مطّلع شده است یا بعد از اطّلاع، به مسجد آمده است و در محراب حاضر شده است و پیامبر صلی الله علیه و آله به این حضور اعتراض نکردهاند.
امام صادق علیه السلام از پدر گرامیش نقل میکند که فرمود: «پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام خواندن نماز جماعت، صدای گریه طفلی را شنید که مادرش او را با خود به مسجد آورده بود. آن حضرت نماز را کوتاه کرد تا مبادا نگرانی در مادرش پیدا شود.» (حرّ عاملی، 1409ق، ج5، 470)
در منابع اهل سنّت نقل شده است: پیامبر صلی الله علیه و آله نماز صبح را در تاریکی میخواندند و زنان
مؤمن پس از نماز، در همان تاریکی به منزل برمیگشتند. به علّت تاریکی، دیگران آنها را، و حتّی خودشان یکدیگر را نمیشناختند. (بخاری جعفی 1419ق، ج1، ص211)
او که زنی پارسا بود به مسجد آمده بود، در صورتی که اگر منع بود، نمیآمد و در این مورد کسی ایشان را سرزنش نکرد بلکه سند افتخار هم شد.
در منابع اصیل اهل سنّت آمده است: فاطمه بنت قیس میگوید: «چون زمان عدهّام سپری شد، صدای منادی نماز جمعه را شنیدم، و به همراه دیگر مردمان که میرفتند، روانه شدم و در صف اوّل صفوف زنان که به دنبال صفوف مردان بود، ایستادم.» (قشیری نیشابوری، ج2، 32-33؛ بخاری 1419ق، ج1، 439 و ج3، 119)
در زمان خلیفۀ دوّم (عمر)، زنان به امامت شخصی به نام «سلیمان بن ابیخثیمه» انصاری در رحبه مسجد، نماز جماعت میخواندند چنانکه مردان به امامت ابیّبن کعب نماز جماعت برگزار میکردند. (ابن سعد، ج5، 27ـ26)
در روایتی آمده است: «زنی قریشی به نام «عاتکة بن زید» پیوسته در نماز جماعت مسجدالنّبی حاضر میشد، عمربن خطّاب از او خواستگاری کرد؛ وی به این شرط که او را از نماز جماعت در مسجد منع نکند، پذیرفت با عمر ازدواج کند؛ عمر نیز با نارضایتی پذیرفت؛ بعد از مرگ عمر، وقتی زبیر از او خواستگاری کرد باز همین شرط را مطرح نمود، زبیر هم به ناچار پذیرفت، و او به نماز جماعت مسجد میرفت...» (احمد حنبل، ج1،40)
در تاریخ آمده است که: خلیفۀ سوم (عثمان) مردان و زنان را در نماز جماعت مسجد در یک جا جمع کرد، ولی امیرالمؤمنین علیه السلام در زمان خلافتش دوباره زنان را از مردان جدا کرد و شخصی به نام «عرفجه» با زنان نماز میخواند. (ابن سعد، ج5، 27-26)
در برخی روایات نبوی صلی الله علیه و آله آمده است که هرگاه زنان اذن حضور در مسجد را در شب هنگام
خواستند، اجازه دهید؛ «هنگام شب به زنان برای رفتن به مساجد اذن دهید.» (حسام الدّین هندی، 1409ق، ج11، 677، ح20872)
پیامبر صلی الله علیه و آله در دو بیان جداگانه می فرماید: «لاتَمْنَعُوا نِسَائکُمْ مِنَ الخُروجِ الِی المَساجِد بِالَّلیْلِ» (همان، ج7، 677، ح20872) و نیز فرمود: «شب هنگام که زنانتان برای رفتن به مسجد اجازه میخواهند، رخصت دهید.» (حسام الدّین هندی، 1409ق، ج11، ص677، ح20872) در شب که خوفِ بیشتر برای زنان است میفرماید: اجازه دهید، پس در روز أولی است که به مسجد بروند.
چنانکه ابن عباس دربارة پیامبر صلی الله علیه و آله و عملکرد ایشان چنین میگوید: «پیامبر صلی الله علیه و آله دختران و زنان خود را برای اقامة جماعت در نمازهای عیدین به خارج خانه میبردند.» (ابن جوزی 1417ق، 201)
امام علی علیه السلام دربارة حضور زنان در نماز جماعت مسجد، در روزهای آغازین رسالت نبوی صلی الله علیه و آله چنین میفرماید: «زنان در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله نماز را با پیامبر صلی الله علیه و آله به جای میآوردند. به زنان دستور داده شده بود که چون لباس مردان کوتاه بود، قبل از مردان سر از سجده برندارند.» (صدوق 1405ق، ج1، 396 و قشیری نیشابوری، ج4، ص161) بنابراین، حتّی در منابع اهلسنّت نیز روایات و شواهد تاریخی فراوانی وجود دارد که بیانگر حضور زنان در مسجد و جماعات است.
با توجّه به مطالب یادشده، به خوبی درمییابیم که حضور زنان در مسجد و جماعتها در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله ، از نظر تاریخی امر ثابت و مسّلم است.
روایتی از عایشه نقل شده است: «لَوْ أَدْرَکَ رَسُولُ صلی الله علیه و آله مَا أَحْدَثَ النِّسَاءُ لَمَنَعَهُنَّ من الخروج» این گفته نشاندهنده حضور زنان در مسجد در زمان امام علی علیه السلام است.
در تاریخ آمده است که حضرت زهرا علیها السلام برای دفاع از حق خود (فدک) و دفاع از امام علی علیه السلام به مسجد آمدند، (ابن ابی الحدید، ج16، 211 و اربلی 1405ق، 102) (البته با حفظ کامل حجاب) و سخنرانی مشهور خود (خطبة فدکیه) را در محاجّه با ابوبکر عنوان کردند. (قشیری نیشابوری، ج4، 162) به طوری که ابوبکر مجبور شد قبالة فدک را به او برگرداند. (هرچند توسط عمر پس گرفته شد.)
سخنان نخست فاطمه علیها السلام در مسجدالنّبی، سینای صلابت و خطبة خدایی آن حضرت بود که تا روز رستاخیز همگان را از گنجینه معارف و حقایق بهرهمند ساخت و دایرةالمعارفی از نابترین آموزههای آسمانی را ارائه نمود. (صدوق، 1405ق، ج3، 567)
خطبة کوبنده سفیر کربلا در مسجد اموی، چنان اوضاع مجلس آراستة یزید و او را آشفته کرد که یزید دچار سردرگمی شد و ترسید با افشاگریهای دختر علیبنابیطالب علیه السلام پایههای حکومتش دچار تزلزل شود. ترس زمانی بیشتر شد که حضرت زینب علیها السلام در مسجد شام هنگامی که امام سجاد علیه السلام مشغول ایراد خطبة افشاگرانه خود بود، با فریادهای رسا آن امام را یاری کرد.
در سیرة رفتاری آن بانوی بزرگوار ثبت است: برای این که نامحرمی ایشان را نبیند، شبانه به زیارت قبر جدّش، رسول الله صلی الله علیه و آله میرفت، با وجود این مشاهده میکنیم وقتی که اسلام در خطر میافتد، همراه برادر به میدان کربلا آمد و آن گونه در بازار کوفه، آتشین سخنرانی کرد یا در مسجد اموی شام و مجلس یزید آنگونه در میان نامحرمان سخنرانی نمود و از اسلام و امام سجاد علیه السلام دفاع کرد. (أبومخنف الازدی، 205 و 226)
دستهای از روایات، مسجدِ زن را خانه و منزل مسکونی وی دانسته است، و دستهای از روایات، بیانگر جواز حضور بانوان در مسجد است. فقها و اندیشمندان شیعه با توجّه به این دو دسته از روایات و نیز دسته دیگری از روایات که بیانگر ترغیب و تشویق بر رفت و آمد به مسجد برای انسان ـ اعم از زن و مرد ـ است، نسبت به حضور زنان در مسجد، اختلاف نظر دارند.
عدّهای همچون، علّامه حلّی حضور بانوان را در مساجد مکروه دانستهاند. (حلّی، 1414ق، ج1، 90)
عدّة زیادی از فقها گرچه حکم به کراهت ندادهاند، ولی خواندن نماز در خانه را برای زن افضل شمردهاند؛ دلیل این دو دسته، برخی آیات و روایات است که در ذیل به تشریح آن میپردازیم.
برخی از فقهای عظام شیعه نه تنها جواز، بلکه استحباب را در حضور زنان در مساجد دانستهاند.
خداوند در قرآن کریم به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله دستورهای خاصّی داده است تا ارزش و احترام آنان محفوظ بماند. از جمله:
1-1-1. «ای زنان پیامبر! اگر تقواپیشه کنید، مانند هیچ یک از زنان نیستید؛ پس در گفتار، نرمی نکنید تا آن که بیمار دل است، طمع کند و سخن پسندیده بگویید.» (احزاب/32)
علّامه طباطبایی در ذیل آیة شریفه: «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ...» مینویسد: «خداوند آنها را از خضوع در گفتار که همان نازک و نرم ساختن کلام با مردان به گونهای هوسانگیز
و شهوتزاست، نهی کرده است؛ تا آنان که بیماردلند، یعنی از ایمان قوی و بازدارنده از میل به فحشا برخوردار نیستند، به طمع خام نیفتند.» و در ذیل جمله «وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» میفرماید: «سخن معمولی و درست و استوار که مورد
قبول دین و عرف اسلامی است بگویید. یعنی سخنی که آهنگ آن به بیش از مدلول و معنای آن اشاره نداشته و از اشاره به فساد و هوس و شهوت خالی باشد.» (طباطبائی1392ق، ج16، 174)
در تفسیر نمونه آمده است: بلکه هنگام سخن گفتن، جدّی و خشک و به طور معمولی سخن بگوئید؛ نه همچون زنان کمشخصیت که سعی دارند با تعبیرات تحریک کننده که گاه توآم با اداء و اطوار مخصوصی است که افراد شهوتران را به فکر گناه میافکند سخن بگوئید. (مکارم شیرازی و دیگران 1368ش، ج17، 289)
«خضوع در قول (گفتار)»، حالت خاصی از گویش، همراه با نرمی در گفتار و نازکی صدا در ادای کلمات است؛ نظیر سخن گفتن زن با همسر خود در موارد خاص یا حرف زدن مادر با کودک خردسال خود در مواقعی که میخواهد توجه او را به خود جلب کند. ویژگی این نوع گویش آن است که احساس ویژهای در مخاطب ایجاد کرده، و دل او را به گوینده جلب میکند. قرآن کریم در این آیه شریفه از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله خواسته است که در ارتباط گفتاری خود با مردان، اینگونه سخن نگویند؛ زیرا این امر سبب طمع مردان ضعیفالایمان در آنان میشود. بنابراین، معنای آیه این است: هنگام سخن گفتن با مردان اجنبی، صدای خود را نازک نکنید و کلمات و جملات را نرم و دلربا ادا نکنید؛ زیرا اینگونه سخن گفتن آنان را (نسبت به مسائل جنسی) به طمع میاندازد. (مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج8، 155و تفسیر صافی، ج4، 186)
گرچه آیه شریفه در ردیف آیاتی است که زنان پیامبر صلی الله علیه و آله را مورد خطاب قرار داده و نهی در آن با «فاء» بر جمله «یَا نِسَاء النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَیْتُنَّ» (احزاب/32) که خطاب به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله تفریع و بر آن مترتّب شده و ظاهرش این است که دستوری که در آیه بیان شده ویژة زنان پیامبر صلی الله علیه و آله است و آنان را از خضوع در گفتار نهی کرده، امّا روشن است که رعایت این ادب برای همة زنان است و به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله اختصاص ندارد؛ زیرا اولاً، نزول آیه در مورد همسران پیامبر صلی الله علیه و آله دلیل بر اختصاصی بودن حکم آیه به آنان نیست. ثانیاً، «فاء» در «فیطمع»، سببیّه است و به علّیت و سببیّت اینگونه سخن گفتن در تحریک و تهییج مرد و تمایل او به زن اشاره دارد و چون این علّت در کیفیت گویش جنس زن وجود دارد و مربوط به
طبیعت زن است، پس عمومیّت دارد و مختصّ همسران پیامبر صلی الله علیه و آله نیست. در نتیجه، رعایت این ادب مخصوص زنان پیامبر صلی الله علیه و آله نبوده، همة زنان را شامل میشود. (موسوی خوئی 1410ق، ج1، 103) گرچه از فاء تفریع فهمیده میشود که رعایت این ادب برای زنان پیامبر شایستهتر است. (طباطبائی 1392ق، ج16، 308)
پس از آنکه آیه زنان را از کیفیت نامطلوب ارتباط گفتاری نهی کرد، به بیان کیفیت صحیح اشاره کرده و فرموده است: «وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً».
این قسمت از آیه شریفه پاسخی به این پرسش است که زن در ارتباط گفتاری خود با مردان، به چهطرزی و با چه کیفیّتی سخن بگوید. جوابی که آیه داده این است که زن باید به گونة معروف و به شیوة پسندیده سخن بگوید.
قول معروف چیست؟ جملة «وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» در این آیه، در مقابل «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ» قرار گرفته است. ازاینرو، به قرینة مقابله فهمیده میشود «قول معروف» چیزی در مقابل «خضوع در قول» است. بنابراین، «قول معروف» گفتاری است که در طرز ادای آن ناز و کرشمه، ادا و اطوار و نازکی صدا و هر چیزی که مخاطب را به طمع بیندازد و دل او را به زن جلب کند وجود نداشته نباشد. (طباطبائی 1392ق، ج16، 308 )
نکته شایان توجه این که، زن به خاطر جاذبة طبیعی خود، در همة جنبههای رفتاریش میتواند بر مردان تأثیر بگذارد؛ مثلاً هنگام سخن گفتن، با نرم و نازک کردن صدایش و استفاده از لحن فریبنده، حرکات لب و دهان و شوخیها، میتواند تأثیر زیادی در قلب افرادی که بیمار دل هستند و ایمانی ندارند تا در برابر تحریکها مقاومت کنند، بگذارد.
1-1-2. «وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الأُولَی» در خانههای خود بمانید و همچون دوران جاهلّیت نخستین در میان مردم ظاهر نشوید. (احزاب/33)
واژه «قرن» از وقرـ یقر به معنای استقر، مستقر شدن و بر جای ماندن است. «سیّد قطب» با توجّه به این معنا، نوشته است: «قرن، تعبیر لطیفی است؛ یعنی: خانه، پایگاه زن است؛ ازاینرو، زن به قدر نیاز و حاجت میتواند از منزل خارج شود.» (سید قطب، ج5، 2859)
در تفسیر«فرقان» نیز آمده است: قرن از قرّ یقرّ، امر آن: «اقررن» است. آیة شریفه، زنان را به قرار گرفتن در خانه امر میکند و اینکه بدون حاجت از منزل خارج نشوند. (صادقی تهرانی، ج22، 105)
«تبرّج» به معنای خودنمایی و جلوهگری است. در کهنترین متن لغوی یعنی کتاب «العین» آمده است: آنگاه که زن زیبائیهای گریبان و چهره را بنمایاند، گفته میشود: تبرّج کرده است. (فراهیدی 1409ق، ج6، 115)
صاحب مصباح المنیر نیز جلوهگری و عرضة زیبائیها را مفهوم تبرّج دانسته و نوشته است: «تبرجت المرئة؛ یعنی: زن، زیبائیها و زینتهایش را در مقابل نامحرم، آشکار سازد.» (فیومی، ج1، 238)
صاحب کتاب «التحقیق فی کلمات القرآن» پس از آن که اقوال مختلف را نقل کرده، نتیجه گرفته است: ماده برج، به معنای ظهور و آشکار ساختن است. ازاین رو، بر قصر مرتفع، ساختمان بلند و... همچنین بر زنی که زیبائیهایش را در مقابل نامحرم ظاهر میسازد، اطلاق میشود.
همچنین در تفسیر المیزان در تعریف تبرّج آمده است: «کلمه تبرّج به معنای ظاهر شدن در برابر مردم است. همان طور که برج قلعه برای همه هویداست... »
(طباطبائی 1392ق، ج16، 462)
در تفسیر نمونه، ذیل آیه «لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی...» آمده است: همچون جاهلیّت نخستین، در میان جمعیّت ظاهر نشوید و اندام و وسایل زینتی خود را در معرض تماشای دیگران قرار ندهید... تبرّج بهمعنی آشکار شدن در برابر مردم است.... (مکارم شیرازی و جمعی از نویسندگان 1368ش، ج17، 287)
این آیة شریفه، بیانگر اهمیّت حجاب اسلامی و نهی از خودنمایی است که به زنان مسلمان دستور میدهد همانند زنان عصر جاهلّیت نخستین، برای حضور در اجتماع، از خودنمایی و خودآرایی بپرهیزند. روشن است که مراد، محصور و محبوس نمودن زن در خانه و بریدن او با اجتماع نیست؛ زیرا مخاطبان آیه، یعنی زنان پیامبر صلی الله علیه و آله به شهادت تاریخ همراه آن حضرت به مسافرت رفته، در جنگها شرکت جسته و پیامبر صلی الله علیه و آله نیز منعی نفرموده است.
1-1-3. «ای پیامبر! به زنان و دختران خود و به زنان و مؤمنان بگو که چادر خود را بر خود فرو پوشند. این مناسبتر است، تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند.» (احزاب/59)
این آیة شریفه، فلسفه پوشش زنان را با تعبیر«ذَلِکَ أَدْنَی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ» بیان کرده است: یعنی پوشش، نزدیکترین راه است که زنان به ستر و عفاف شناخته شوند و نااهلان
و فاسدان در مقام تعقیب آنان برنیایند و به آنها اذیّت و بی احترامی نکنند و نگاه هوسآلود و پرتمنّا به آنان نداشته باشند. (طبرسی، 1423ق، ج20، 177)
زینت زن اگر برای خود و محرمش حفظ شود، پاداشی ارزنده نزد خدا برای وی در نظر گرفته شده و زنان باید بکوشند تا با خویشتنداری به آن پاداش دست یابند و خدا خواسته تا ارجمند باشند و جایگاه آنان بر جا باشد. به هر صورت، این دستورات فقط برای همسران و اهلبیت پیامبر صلی الله علیه و آله نیست. وقتی زنان پیامبر صلی الله علیه و آله باید در خانه بمانند تا حرمت آنان خدشهدار نشود، دیگر زنان هم چنین هستند این سفارش به خودداری از بیرون آمدن از خانه، به دلیل حفظ شئون اسلامی است. (طبرسی، 1423ق، ج4، ص370؛ علی بن ابراهیم قمی، ج2، ص196؛ العروسی الحویزی، 1412ق، ج4، ص307)
همچنین قائلین به افضلیّت نماز برای بانوان در خانه، به برخی از احادیث وارده از معصومان: که بر افضلیّت نماز زنان در خانه دلالت دارد، تمسّک جستهاند. جهت اختصار به نمونههایی از این روایات از منابع شیعه و سنّی، اشاره میکنیم:
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «به تنهایی و در خانه نماز خواندن زن، مثل نماز در جمع است در حالی که بیست و پنج درجه فضیلت دارد.» (حرّ عاملی 1409ق، ج5، 237 و مجلسی 1405ق، ج80، 371)
همچنین فرمودند: «بهترین مسجد زنان، خانه است؛ و نماز در خانه برتر از نماز او در ایوان است؛ و نماز او در ایوان برتر از نمازش در حیاط خانهاش است؛ و نماز او در حیاط خانه، برتر از نمازش بر پشت بام خانه است.» (صدوق 1405ق، ج1، 374، ح1088)
در «نهج الفصاحه» نیز از آن حضرت چنین نقل شده است: «بهترین مسجد زنان، کنج خانه آنها است.» (پاینده، 1374ش، 474، ح 1532)
«نمازی که زن، در تاریکترین گوشه خانه خود بجا میآورد، از همة نمازهای او نزد خدا محبوبتر است.» (همان، 690، ح2588)
امام صادق علیه السلام در اینباره فرمودند: «بهترین مساجد برای زنان شما خانهها است.» (صدوق 1405، ج1، 238 و مجلسی 1405ق، ج80، 371)
همچنین فرمودند: «نماز زن در اطاق عقبی (پستو)، برتر از نماز او در اطاق جلویی است و نماز او در اطاق نشیمن، برتر از نمازش در خانهاش است.» (صدوق 1405ق، ج1، 397 و حرّ عاملی 1409ق، ج5، 236)
یکی از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله از آن حضرت نقل میکند که فرمودند: «بهترین مساجد برای زنان، اطاقهای عقب خانههای آنان است.» (زرکشی 1403ق، 309)
همانند این روایات، در منابع اهلسنّت نیز از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است. (ابوداود، ج1، 137، ح57)
پیامبر صلی الله علیه و آله به امام علی علیه السلام فرمود: «ای علی! بر زنان نماز جمعه و جماعت و اذان و اقامه واجب نیست.» (مجلسی 1405ق، ج81، 115)
از نظر فقهی، در فقه شیعه و سنّی در این مسئله تقریباً نظریه واحدی وجود دارد و آن این که ادلّه وجوب نماز جمعه به چند دسته ترخیص داده است؛ یک دسته از آنها زنان هستند. نماز جمعه یک تکلیف واجب است که در زمان حضور معصوم علیه السلام واجب تعیینی بود. چند گروه از این حضور معاف بودند؛ بنابراین، بیان و لسان ادلّه، رفع کلفت و الزام است، نه ایجاد ممانعت؛ به عبارت دیگر، وجوب نماز جمعه منوط به مذکّر بودن است، نه جواز آن. بر همین اساس، فتوای اکثر قریب به اتّفاق فقهای عظام این است که در صورت حضور، نماز جمعة زنان صحیح و کفایت از نماز ظهر آنان میکند. حتّی برخی از این هم فراتر رفته و فرمودهاند: زنان در صورت عدم حضور، تکلیفی نسبت به نماز جمعه ندارند؛ ولی اگر در جماعت حضور پیدا کردند، بر آنها واجب میشود. مانند صاحب سرائر که مینویسد: در صورت عدم حضور، نماز جمعه جایز و گرنه واجب است. (مروارید، 1413ق، ج4، ص 718)
شهید اول، در «دروس الشرعیّه» میگوید: «و مع الحضور، تجب.» (همان، ج28، 647)
برخی از علما، فتوای فوق را دربارة باقی معذورین غیر از زنان؛ مانند بیماران، صحیح میدانند، ولی در زنان صحیح نمیدانند. چنانکه محقق اردبیلی با این نظر مخالفت نمودند. وی گرچه نماز جمعه زنان را فقط مجزی دانسته، نه واجب؛ ولی برای فرق میان زنان و سایر معذورین؛ چه از نظر اجزاء و عدم اجزاء و چه از حیث وجوب و عدم وجوب، ادلّه وارده را تمام نمیداند، بلکه میفرماید:
«فهو رخصة(1)منوطة بالعلّة فعلی تقدیر عدمها لایسقط...لأنّ الساقط هو السعی والشهود... و سقوط الشهود لایستلزم سقوط الصلاة مطلقاً...» بعد میفرماید تمام ادلّه در مورد زنان هم جاری هستند؛ «فالفرق بینها و بین غیرها محل تأمّل.» (محقق اردبیلی 1409ق، ج2، 345)
امام خمینیu نیز نماز جمعه برای زنان را جایز و مجزی از نماز ظهرشان میدانند. (امام خمینی، ج1، کتاب الصلاة، فیمن تجب علیه صلاة الجمعه، 237)
1) - البته خود ایشان در ادامه بحث احتمال هم میدهند که رفع وجوب، رخصتی نباشد، بلکه عزیمتی باشد، مثل نماز مسافر.
به هر حال، حکم فقهی مسئله در کلمات فقهای عظام موجود است و غرض از این توضیح، ارائة گزارشی از جواز حضور زنان در نماز جمعه، سنّت بودن آن در کتابهای روایی و فقهی بود. مبنی بر اینکه فتوای مشهور فقهای عظام، جواز و اجزای نماز جمعه زنان است.
همچنین منابع روایی اهلسنّت نیز روایاتی که رجحان نماز در خانه را بر نماز جماعت زنان ثابت میکنند، وجود دارد؛ از جمله، روایت ذیل که ابوداود و حاکم نقل کردهاند: «نماز زن در خانهاش، از نماز در مسجد برتر است؛ البته در کتاب «تحریر المرأة فی عصر الرساله» در صحّت این روایت خدشه شده است.» (ابوشقه 1411ق، ج13، ص220)
در کتابهای فقهی معاصر فقهای اهلسنّت، مسئلة خروج زنان برای اقامة جماعت، منوط به ایمنی از وقوع در فتنه، عدم ازدحام مردان در خیابانها و بازارهای منتهی به مساجد ذکر شده است. برخی نیز برای جمع میان هر دو فضیلت؛ یعنی جماعت زنان و عدم حضور در میان مردان، نماز جماعت زنان در خانه را پیشنهاد دادهاند. (العک – الشیخ- خالد- موسوعة فقه المرأة المسلمه من الکتاب والسنه)
به نظر میرسد با وجود روایات فراوانی که در کتابهای روایی اهلسنت وجود دارد که هم ترغیب پیامبر صلی الله علیه و آله به شرکت زنان در جماعت را میرساند و هم سیرة متشرعین عصر رسالت را بیان میکند، منع تنزیهی علمای اهلسنّت از شرکت زنان در جماعت کمی عجیب میباشد.
بسیاری از فقهای عظام نیز با توجّه به اهمیّت حفظ حجاب، از روایات «منع خروج زنان از خانه،» همین معنا (افضلیّت نماز در خانه) را استنباط کردهاند.
در کتاب «روضة المتقین» در شرح روایت امام صادق علیه السلام که فرمود: «خَیْرُ مَساجِدِ نِسائِکُمْ الْبُیوتُ» (صدوق 1405ق، ج1، ص238، ح718؛ حرّ عاملی 1409ق، ج5، ص237، ح6432 و 6434؛ مجلسی 1405ق، ج80، ص371، ح32) آمده است: «لأنّها أقْربُ إلی عِصْمَتِهِنَّ وَ سترهِنَّ؛ نماز خواندن زنان در خانه به عصمت و عفاف آنان نزدیکتر است.» (مجلسی، محمدتقی، ج2، ص107)
صاحب مفتاح الکرامه در جمعآوری اقوال در اینباره آورده است: «هل شرعیه إتیان المساجد للرّجال خاصّة أو لهم و للنّساء؟ فی نهایة الأحکام و کشف الإلتباس، هذا الحکم یعنی: إتیان المساجد مختصٌّ بالرّجال دون النِّساء لأنَّهُنَّ اَمرهُ بالإستتار و فی (حاشیه المیسی): إنَّما تستحبّ الفریضة فی المسجد فی حقّ الرّجال امّا النّساء فبیوتهن مطلقاً. و فی مجمع البرهان خبر یونس بن ضبیان یدلّ علی اختصاص
فضیلة المسجد بالرّجال کما هو المذکور فی الکتب والمشهور بینهم و فی التذکرة یکره للنساء الإتیان الی المساجد و فی (الدروس) للنّساء الاختلاف الیها کالرّجال و إن کان البیت افضلُ و خصوصاً لذوات الهیئات و فی (النفلیه) صلوة المرأة فی دارها فی (الذکری) الاقرب شرعیة اتیان المساجد للنساء و فی موضع آخر من کشف الالتباس انّ صلوة الْمَرأةِ فی بِیْتِها أفْضلُ مِنْ صَلاتِها فی المسجد و فی (اللمعة والرّوضة) الافضل المسجد لغیر المرأة أو مطلقاً بناءً علی اطلاق المسجد علی بیتها و قالا ایضاً: و مسجد المرأة بیتها بمعنی انّ صلاتها فیه افضلُ من خروجها الی المسجد أو بمعنی کون صلاتها فیه کالمسجد فی الفضیلة فلاتفتقرُ الی طلبها بالخروج و هل هو کمسجد مطلق أو هو کما ترید الخروج الیه، فتخلف بحسبه الظاهر الثانی قلت: و مَن تتبّع مباحث الجماعة و الأوقات و مباحث الحیض و الاستحاضة و غیرها، ظهر له انّ الاصحاب قائلون بشرعیة اتیان المساجد للنساء فینبغی التأمّل فی محلِ النّزاع؛ آیا رفتن به مسجد فقط برای مردان مشروع است یا برای زنان نیز جایز است؟
در «نهایة الأحکام» و «کشف الإلتباس» این امر مختص مردان شمرده شده است، نه زنان؛ زیرا به زنان دستور پوشش و پنهان شدن داده شده است.
در حاشیة «میسی» آمده است: خواندن نماز در مسجد برای مردان مستحب است، امّا استحباب نماز در خانه برای زنان به طور مطلق ثابت است.
و در «مجمع البرهان» در خبر یونس بن ضبیان آمده: فضیلت رفتن به مسجد برای مردان ثابت است، نه برای زنان.
همان طور که مشهور بین فقها هم همین است.
و علّامه حلّی در «تذکره» مینویسد: رفتن زنان به مسجد مکروه است.
و در «نفلیه» آمده است: نماز زن باید در خانهاش برپا شود.
و علّامه در «ذکری» میگوید: نماز زن در خانهاش افضل از مسجد است.
و شهید اول و دوم در «لمعه» و «روضه» میگویند: بهتر این است که بگوییم مسجد برای غیر زنان است یا این حکم به طور مطلق جاری است. بنابراین که خانه برای زنان در حکم مسجد است.
و شهید اول و ثانی نیز در معنای «مسجد المرأة بیتها» گفتهاند: یعنی نماز خواندن زنان در خانه افضل از رفتن آنها به مسجد است یا به این معنا است که فضیلت نماز زنان در خانه مثل مسجد است و نیازی به رفتن به مسجد نیست. البته صاحب «مفتاح الکرامه» بعد از نقل اقوال میگوید: «کسی که مباحث احکام جماعت، اوقات، مباحث حیض، استحاضه و غیر
آنها را تتبّع کند، برایش روشن میشود که اصحاب، قائل به شرعیت رفتن زنان به مسجد هستند. بنابراین، سزاوار است در خصوص این موضوع دقت شود.» (حسینی عاملی، 1416ق، ج2، ص228- 229)
شهید ثانی؛ در «شرح لمعه» میگوید: «بهتر آن است که بگوییم رفتن به مسجد برای غیر زنان است یا این که بگوییم: خانه به طور مطلق «مسجد» زن است. ناگفته نماند معنای این که مسجد زن، خانه اوست، این است که نماز زن در خانهاش از رفتن او به مسجد برتر است یا به این معنا که اقامة نماز در خانه در فضیلت، مثل مسجد است و نیازی به رفتن او به مسجد نیست.» (شهیدثانی، 1410ق، ج1، ص63)
در کتاب «عروة الوثقی» آمده است: «صَلاةُ الْمَرأةِ فی بِیْتِها أفْضلُ مِنْ صَلاتِها فی المسجد؛ نماز زن در خانه بهتر از نماز او در مسجد است.» (طباطبایی یزدی، 1409ق، ج1، ص426)
امام خمینیu در تحریرالوسیله آورده است: «برای زنها نماز خواندن در خانه، بلکه در صندوق خانه و اطاق عقب بهتراست.» (موسوی الخمینی، ج1، ص152) بنابراین از مجموع دلائل یادشده (آیات و روایات) میتوان اینگونه استفاده کرد که خواندن نماز در خانه نسبت به مسجد برای زنان بهتر است. امّا با تأمّلی در روایات یادشده، درمییابیم که معمولاً تلاش شده تا به نحوی به مسئلة حجاب و پوشش اسلامی اهمیّت بدهند و به همین دلیل هم به نماز در خانه فضیلت دادهاند.
بدون تردید، اندام زن به ویژه اگر با آرایهها و پیرایههایی، آراسته گردد، هیجانانگیز و هوسآفرین است. از سوی دیگر زن، نیمی از پیکره جامعه انسانی را تشکیل میدهد و در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی میتواند نقشآفرینی داشته باشد.
اسلام با طرح پوشش زن در حقیقت جواز حضور وی در عرصههای مختلف اجتماعی را رقم زده است و با دستورات حکیمانهای که در چگونگی منش و روش او ارائه داده، از یک سو این نیروی عظیم را از تباه شدن و در گوشهای بی هدف و بیاثر ماندن نجات داده و از سوی دیگر جلوی فسادگری و ناهنجاریهای ناشی از اختلاط زن و مرد را گرفته است. از این رو، وجود عدم امنیّت در جامعه و اهمیّت و لزوم مصونیّت زن از هرگونه تجاوز، شریعت اسلام دستور به حفظ حجاب و پوشش داده است.
اگر زنی بتواند خود را از دید نامحرم بپوشاند و یا دیدگان خویش را از نگاه بیگانه فرو بندد، حضور او در مسجد منعی ندارد. چنان که در مباحث گذشته گفته شد، زنان در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله با حفظ حجاب و پوشش اسلامی به نماز جماعت در مسجد حضور پیدا میکردند، بنابراین حضور زنان در مسجد با حفظ شئونات اسلامی و فوائد فراوانی که بر این حضور مترتب است، امری مستحب و نیکوست و توصیة به بجا آوردن نماز در خانه، از باب احتیاط در حجاب و پوشیده بودن آنهاست. برهمین اساس، صاحب «دروس» فرموده است: «رفتن به مسجد برای زن مستحب است مانند مردان، گر چه خانه بهتر است.» (حسینی عاملی، 1416ق، ج2، ص228- 229)
همچنین فقهای معاصر نیز این دیدگاه را تأیید کردهاند؛ امام خمینیu در این باره فرموده است: «اگر (زنان) بتوانند کاملاً خود را از نامحرم حفظ کنند، بهتر است در مسجد نماز بخوانند.» (موسوی الخمینی، مسئله 893)
همچنین حضرت آیت الله مکارم شیرازی می فرماید: «برای زنها بهتر آن است که نماز را در خانه بخوانند، ولی اگر خود را از نامحرم به خوبی حفظ کنند، بهتر است در مسجد بخوانند.» (مکارم شیرازی، مسئله817) بنابراین، اگر کسی بگوید چون برای زن بهتر است که در خانه نماز بخواند و روایات و آیات و نیز دیدگاههای دانشمندان بزرگ اسلامی هم گواه بر این است، دلیل استواری نخواهد بود؛ از این رو که، این برتری در روایات نمیتواند مانعی باشد برای ارزش نمازی که زن میتواند در مسجد به دست آورد.
اگر نماز در خانه برای زن سزاوارتر باشد، به همین اندازه نیز خواندن نماز در مسجد یا شرکت در دعاها و دیگر مراسمهای معنوی، سفارش شده و اهمیّت هر کدام در جای خود محفوظ است.
و نیز به همین مقدار که کراهت رفتن زنان به مساجد در روایات اشاره شده، در برابر، روایات بسیاری هم وجود دارد که حضور بانوان در مسجد را جائز میداند. به جهت اختصار به برخی از روایات، اشاره میکنیم:
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «همسرانتان را از رفتن به مساجد خدا منع نکنید. البته باید موقع بیرون رفتن بوی خوش (عطر) استعمال نکنند.» (ابوداود، ج1، ص155، ح565 و 566 و567)
همچنین در روایتی دیگر نیز از آن حضرت آمده است: «هنگام شب به زنان برای رفتن به مساجد اذن دهید.» (همان، ح568)
در کتاب کنزالعمال نیز در باب «حکم اذن زنان»، از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است: «شب هنگام که زنانتان برای رفتن به مسجد اجازه میخواهند، رخصت دهید.» (حسام الدین هندی، 1409ق، ج11، ص677، ح20872)
همچنین آن حضرت میفرماید: «وقتی که زنان شما برای رفتن به مسجد جهت اقامة نماز اجازه میخواهند، منع نکنید.» (همان، ح20873) در منابع معتبر اهلسنّت، روایاتی از پیامبر صلی الله علیه و آله به همین تعبیر آمده است: «همسر یکی از شما برای رفتن به مسجد اذن خواست، مانع نشوید.» (بخاری، 1419ق، ج2، ص406، باب555و 558؛ قشیری النیشابوری،
ج4، ص161؛ شعیب النّسائی، 1348ق، ج2، ص42) همچنین آن حضرت می فرماید: «باز ندارید زنان را از فیض مسجد، آن هنگام که از شما اجازه میخواهند.» (قشیری نیشابوری، ج4، ص161)
برخی از روایات مزبور علاوه بر تصریح در جواز خروج زنان برای اقامة جماعت در مسجد، حاکی از این است که بحث حضور زنان برای اقامة جماعت عشاء یا صبح که مستلزم خروج در تاریکی بوده، برای مردان مشکل به نظر میرسیده و حضرت با کلام فوق میخواهد که مردان رفع ممانعت نمایند. بنابراین، چنانچه زنان بتوانند حجاب اسلامی و شئون زن مسلمان و پاکدامنی خود را حفظ کنند، افضل بودن نماز
در مسجد برای زنان همچون مردان است و جای هیچگونه تردیدی نیست و طبق این روایات نباید آنان را از فضایل و آثار معنوی مسجد محروم کرد.
در اینجا، به بعضی از افرادی که دیدگاه مخالفی نسبت به حضور اجتماعی زنان دارند و آموزههای دینی و قرآن کریم را به عنوان پشتیبانی برای حبس کردن زن به چهار چوب خانه میدانند، میگوییم: آیا به راستی آموزههای اصیل دینی و قرآنی با حضور اجتماعی زنان مخالف است و یا این مقوله نیز همچون بسیاری از موارد دیگر، نظر متحجرّانهای است که با نام دین در جوامع اسلامی و حتّی جوامع غربی شیوع پیدا کرده است؟
قرآن کریم دربارة حضور زنان در اجتماع، مؤمنان راستین را چنین معرّفی میفرماید: «مؤمنان راستین کسانی هستند که هم از نظر عقیده، به خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله معتقدند و هم از نظر درک مسائل اجتماعی و هوش جمعی، جامعه را خوب میشناسند و در مسائل جمعی حضور دارند. آنها منزوی نیستند در فعالیّتهای اجتماعی حضور دارند.» (نور/62)
«أَمْرٍ جَامِعٍ»، در این آیة شریفه همان مسائل جمعی یک نظام است. این حضور میتواند
اَشکال مختلفی پیدا کند، مثل حضور در مسجد برای نماز جماعت و فراگیری احکام و دستورات دینی، انتخابات، نماز جمعه، و سایر فعالیّتهای سیاسی و اجتماعی که در سرنوشت افراد جامعه تأثیرگذار است که این شمول هم شامل مردان میشود و هم شامل زنان.
ملاحظه میکنیم اطلاق آیة شریفه به گونهای است که این حکم برای زن و مرد (هر دو) قابل اجرا است.
روایات یادشده نیز گذشته از خلل در اسناد آنها، از جهت دلالت نیز مورد تأمّلاند.
گذشته از دلایلی که تا کنون بدان استناد شد، روایات زیادی (روایات عام) از طریق ائمه معصومان: به ما رسیده است، مبنی بر این که مسجد متعلّق به تمام مردم، اعم از زن و مرد است و اختصاص به گروهی ندارد. (حسام الدین هندی، 1409ق، ج7، ص650؛ نوری مازندرانی، 1408ق، ج3، ص359، 554)
علاوه بر اینها، حضور زنان و مردان در مسجد، زنده نگه داشتن شعائر الهی است؛ چنانکه ائمه اطهار: تأکید و تشویق فوق العادهای نسبت به رفت و آمد به مساجد و حضور مستمر در آن کردهاند؛ زیرا بزرگداشت شعائر آسمانی و گرامیداشتن آیین دینی، نشانه دینداری و پایبندی به مقدّسات آن است. این مطلبی است که شامل بسیاری از باورهای دینی میشود که از آن دسته است: مسجد و روزهداری و روزهای ویژهای مانند عیدها، که امام خمینیu آنها را «یوم الله» میخواندند: امام خمینیu کرامت و برتری این اماکن را اینگونه بیان مینمودند: «در شرع مقدّس اسلام بسیار سفارش شده است که نماز را در مسجد بخوانند و بهتر از همة مسجدها، مسجدالحرام است و بعد از آن مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله و بعد مسجد کوفه و بعد از آن مسجد بیت المقدّس و بعد مسجد جامع هر شهر و بعد از آن مسجد محلّه، بعد مسجد بازار است.» (موسوی الخمینی، مسئله 893)
مسجد که به فرمودة پیامبر صلی الله علیه و آله خانة خدا (حرّ عاملی 1409ق، ج1، ص268)، انوار الهی (نوری مازندرانی، 1408ق، ج3، ص447)، جایگاه پیامبران (همان، ص313 و359) و نیز بوستان بهشتی شمرده شده است، بهترین مصادیق شعائر الهی است. ارج نهادن به این شعائر به فرمودة قرآن کریم، نشاندهنده پرهیزکاری است: «و هرکس شعائر الهی را بزرگ دارد، این کار نشانه تقوای دلهاست.» (حج/32) بر این اساس، حضور زنان در مساجد برای انجام فرایض دینی مصداق تعظیم و بزرگداشت مساجد است و محروم کردن آنان از این فیض بزرگ، یکی از اقسام هتک و بیاحترامی است که خود ستمی بس بزرگ است.
عدّهای از فقهای عظام شیعه معتقدند که نه تنها حضور بانوان در مسجد مانند دیگر عرصههای اجتماعی (البته با رعایت شئون اسلامی) جائز است، بلکه امری نیکو و مستحبّ میباشد. (محقق اردبیلی، 1409ق، ج2، ص159؛ شهید اول، 1412ق، ج1، ص155) حتّی بعضی از فقهای معاصر می فرماید: برای زنان در صورتی که خود را از نامحرم به خوبی حفظ کنند، بهتر است نماز را در مسجد بخوانند و اگر راهی برای یادگرفتن مسائل اسلامی جز از طریق رفتن به مسجد وجود ندارد، واجب است به مسجد بروند. (مکارم شیرازی، مسئله817)
ادلّه قائلین به جواز و استحباب حضور زنان در مسجد، عمومات و اطلاقات روایاتی است که بیانگر ترغیب و تشویق بر رفت و آمد به مساجد و بهرهمندی از فضائل مسجد بر انسان، قطع نظر از جنسیّت است. این عدّه که اکثریّت علما را تشکیل میدهند بر این مدّعای خود به برخی از شواهد تاریخی نیز تمسّک نمودند.
در منابع روایی اسلام، روایات زیادی وجود دارد که همگی بیانگر این است که مساجد متعلّق به تمام مردم، اعم از زن و مرد است. با اندکی دقّت در این روایات، به روشنی درمییابیم که میان مرد و زن هیچگونه تفاوتی وجود ندارد؛ زیرا واژههایی مانند، «انسان های با تقوا، مؤمن، متّقین، اهل مسجد، منع نکردن و جز آن،» اختصاص به گروهی ندارد و برای عموم مسلمانان است.
در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمودند: «هنگامی که دیدید شخصی بر رفت و آمد به مسجد مداومت دارد، او را مؤمن بدانید؛ زیرا مسجد خانه انسانهای با تقوا و صالح است.» (نوری مازندرانی، 1408ق، ج3، ص362)
همچنین در روایتی دیگر فرمودند: «مسجد خانة هر مؤمنی است.» (حسام الدین هندی، 1409ق، ج7، ص650؛ نوری مازندرانی، 1408ق، ج3، ص359، 554) آن حضرت در بیانی دیگر مسجد را خانة همة متّقیان و پرهیزکاران دانستهاند. (حسام الدین هندی، 1409ق، ج7، ص659، ح20785؛ پاینده، 1374ق، ص596، ح3083)
و نیز فرمودند: «هر کس خانهاش مسجد باشد، خداوند کارش را با رحمت و شادی قرار داده، و اجازه عبور از صراط به سوی بهشت را به او خواهد داد.» (نوری مازندرانی، 1408ق، ج7، ص659)
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: «اهل مسجد، زائر خدا هستند و بر صاحبخانه است که بر
زائرش هدیهای بدهد.» (حرّ عاملی 1409ق، ج5،ص201، صدوق، 1363ش، ص291)
همچنین روایات متعدّدی که در آنها واژه «مَشی» و «مَن أسَرج» آمده است. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «کسی که به مسجدی از مساجد خدا برود، برای هر گامی که برمیدارد تا به منزل برگردد، ده حسنه برایش نوشته میشود و ده گناه از او برداشته و ده درجه ترفیع مییابد.» (حرّ عاملی 1409ق، ج5، ص201؛ صدوق، 1363ش، ص291)
و همچنین در روایتی دیگر فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله : «خداوند فرمود: آگاه باش که خانههای من در زمین مساجد هستند و برای اهل آسمانها همچون ستارگان برای اهل زمین میدرخشند؛ آگاه باش، خوشا بحال کسی که مساجد خانههای اوست [بیشتر وقتها در مساجد، نمازهایش را میخواند]؛ آگاه باش، خوشا به حال بندهای که در خانهاش وضو بگیرد، سپس مرا در خانهام زیارت کند؛ آگاه باش، بر زیارت شده واجب است که زائرش را تکریم کند؛ آگاه باش، به کسانی که در تاریکیها به مساجد میروند بشارت بده به نور ساطع در روز قیامت.» (حرّ عاملی 1409ق، ج1، ص382؛ ابن ماجه، ج1، ص257، ح781)
امام صادق علیه السلام نیز میفرماید: «هرکس به طرف مسجد برود، پایش را بر هیچ تر و خشکی نمیگذارد، مگر اینکه زمین تا طبقات هفتگانهاش برای او تسبیح میگویند.» (صدوق 1405ق، ج1، ص233؛ مجلسی، 1405ق، ج84، ص13)
امام علی علیه السلام در مورد همسایة مسجد فرموده است: «نماز همسایة مسجد ـ در خانه ـ نماز کامل نیست؛ جز اینکه عذری داشته باشد. از آن حضرت سؤال شد که همسایة مسجد چه کسی است؟ فرمود: کسی که صدای اذان را بشنود.» (مجلسی، 1405ق، ج83، ص379؛ نوری مازندرانی، 1408ق، ج3، ص356؛ تمیمی مغربی، 1385ق، ج1، ص148)
همچنین آن حضرت علیه السلام فرمودند: «همسایه مسجد اگر مانعی برایش نبوده و سالم باشد و در این حال برای نماز واجب در مسجد حاضر نشود، نمازش مقبول درگاه الهی نخواهد بود.» (حرّ عاملی 1409ق، ج3، ص 479، روایت5) حتّی رسول خدا صلی الله علیه و آله در مقام تأکید بر این امر میفرمایند: «لاصَلَاةَ لِجَارِ الْمَسْجِدِ إِلاّ فِی مَسْجِدِه؛ یعنی همسایه مسجد نمازش مقبول نیست، مگر در مسجد. (همان، ص478، روایت 1) این احادیث و دهها روایت دیگر همه دلالت بر این دارد که نماز خواندن همسایه مسجد بدون عذر در غیر از مسجد کراهت دارد، و سیره و فتاوای فقهای ما نیز رد طول تاریخ برگرفته از همین تأکیدها میباشد.
در روایتی دیگر آمده است: «امام علی علیه السلام در جواب عدّهای که به حضرت گفتند: عدّهای
از همسایگان مسجد در نماز جماعت حاضر نمیشوند، فرمود: باید در نماز جماعت ما حضور یابند، یا اینکه از ما دوری گزینند و همسایة ما نشوند و ما هم همسایة آنها نشویم.» (حرّ عاملی 1409ق، ج3، ص479) ازاینرو، روایاتی که با کلمات: «مَن»، «مَن مَشی»، «مَن أسَرج» «متّقین»، «مؤمن» و «اهل المسجد، جارالمسجد» و امثال این واژهها شروع شده، دلالت بر عموم میکند.
همچنین دیگر روایاتی که به طور عام، (اعمّ از زن و مرد) مورد تأکید و تشویق بسیاری به رفت و آمد به مساجد و حضور مستمر در آن و روشنایی بخشیدن به مساجد شده است. (صدوق 1405ق، ج1، ص238، ح716؛ طوسی، 1414ق، ص139)
به طور کلّی در شریعت اسلام برای حضور بانوان در عرصههای مختلف اجتماع، مانند شرکت در مساجد و جماعات، دستوراتی ارائه شده است که به مهمترین آنها اشاره میشود:
از روایات بسیاری که دربارة وظایف و چگونگی روابط اجتماعی زنان از حضرات معصومان: صادر شده است، به خوبی استفاده میشود که یکی از مسائل مهمّی که زنان در هنگام حضور در صحنههای اجتماعی باید رعایت کنند، حفظ حجاب و عفت و به طور کلّی حفظ جامعه از ایجاد فساد و فحشا و منکرات است.
وجوب رعایت حجاب (پوشش) در زنان، حکم ضروری دین و از امور بدیهی قرآن کریم است. چنانکه قرآن کریم میفرماید: «به زنان با ایمان بگو: چشمهای خود را (از نگاه هوسآلود) فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خویش را ـ جز آن مقدار که قهراً نمایان میشود ـ بر بیگانه آشکار نسازند، جز برای شوهران، و گوشههای روسری خویش را بر سینه افکنند. (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)» (نور/31)
این آیة شریفه بیانگر این است که مسلمان، چه مرد و چه زن، باید از چشمچرانی و نگاههای هوسآلود دوری کند و شخصی پاکدامن و منزّه باشد. این آیة شریفه نه تنها زنان را به نحوة رفتارشان آشنا میکند، بلکه مردان را نیز به وظایفی که در برخورد با بانوان دارند، تنبّه میدهد.
قرآن کریم، از اهل ایمان میخواهد که برای حفظ عفّت و پاکدامنی خود و جامعه، نگاهشان را مهار سازند: «به مؤمنین بگو: دیدگان خویش را از نگاه به زنان اجنبی بازگیرند و فرجهای خویش را نگهدارند؛ این برای ایشان پاکیزهتر است که خدا از کارهایی که میکنید آگاه است.» (نور/30)
در روایات اسلامی، جملاتی مشاهده میشود که بیانگر عقوبت و آثار مخرّب نگاه حرام (ر.ک: اسلامپور کریمی، ش١٤٢ مجله پیام زن، ص٦٨ و پاسدار اسلام، ش٢٧٩ و ٢٨٠ اسفند و فروردین ١٣٨٣و ش٢٨١، سال١٣٨٤ش)در دنیا و آخرت است.
امام صادق علیه السلام میفرماید: «نگاه پیاپی، بذر شهوت را در دل میافشاند و همین امر برای هلاکت بینندهاش کافی است.» (حرّ عاملی 1409ق، ج14، ص139، ابواب مقدمات النکاح، باب104، ح7)
نگاه حرام، قدرت تصمیمگیری صحیح و استفاده از عقل را از انسان سلب میکند، و بیشتر انحرافات جنسی و خلاف اخلاق اسلامی، از یک نگاه آغاز شده است.
ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند، دل کند یاد
شایان ذکر است آنچه گذشت، ویژه نگاه مرد به زن نیست؛ بلکه نگاه معنادار (حرام) زن به مرد نیز همین آثار را در پی دارد. از اینکه میبینیم در آموزههای دینی در خصوص زنان دربارة رعایت حجاب و پوشش اهتمام بیشتری شده، به این دلیل است که در زنان زمینه بیشتری برای خودنمایی وجود دارد.
پس زنان باید پوشش مناسبی داشته باشند و آرایش و زیور خود را آشکار نسازند و در صدد تحریک و جلب توجّه مردان برنیایند. بنابراین، پوشش اسلامی برای زنان در همه حال امری واجب است و باید به دستور قرآن کریم و حضرات معصومان: رفتار کنند. اصولاً زیبایی انسانها به ویژه زنان، برای خود آنان یا شوهرانشان است و اگر در رفت و آمدها به نمایش درآید، موجب خشم خدا میشود و کارهایی هم که سبب جلب توجّه نامحرم میگردد پسندیده نیست. اگر نحوة راه رفتن و یا سخن گفتن، توجّه دیگران را جلب نماید، سبب میشود که از فضیلتهائی که برای رفتن به مسجد ذکر شده است، به گناه تبدیل شود و گاه ممکن است با بیتوجّهی، به جای خشنودی خداوند، خشم غضب خداوند برای او ثبت شود.
در منابع اسلامی، برای حفظ حرمت مسجد، آدابی ذکر شده است که رعایت آنها مستحب و ترک آنها با جایگاه مساجد منافات دارد. یکی از آن آداب زینت کردن به هنگام رفتن به مسجد است.
خداوند متعال به عنوان یک قانون همیشگی که شامل تمام اعصار و قرون میشود،
دستور میدهد: «ای فرزند آدم! زینت خود را هنگام رفتن به مسجد با خود داشته باشید.» (اعراف/31)
زینت این در آیة شریفه هم شامل «زینتهای جسمانی» است که عبارت از پوشیدن لباسهای مرتّب و پاک و تمیز، و شانهزدن موها، و به کار بردن عطر و مانند آن میشود، و هم شامل «زینتهای معنوی» یعنی صفات انسانی و ملکات اخلاقی و پاکی نیّت و اخلاص. (علیبابائی، 1382ش، ج٢، ص40)
طبق احادیث و کتابهای تفسیری، مقصود از زینت در آیة شریفه، پوشیدن لباس پاکیزه و فاخر، شانه زدن موی، در دست کردن انگشتر فاخر، عطر زدن و... است. (حرّ عاملی 1409ق، ج١، ص٤٢٦)
در روایات رسیده، استفاده از بوی خوش از اخلاق پیامبران و سیرة آنان شمرده شده و تأکید گردیده است که: مردان نباید از استعمال بوی خوش غافل باشند. صاحب کتاب «عروة الوثقی» میگوید: «مستحب است به هنگام رفتن به مسجد از بوی خوش و لباسهای تازه استفاده کند.» (طباطبایی یزدی، 1409ق، ج1، ص٤٢٦)
در سیرة پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است: «پیامبر صلی الله علیه و آله در زندگی خویش، برای خرید عطر بیشتر از خوراک هزینه میکرد.» (طبرسی، 1376ش، ص43؛ مجلسی 1405ق، ج١٦، ص٢٤٨) آن حضرت صلی الله علیه و آله به پیروان خویش توصیه میفرماید: «از شایستگی مرد آن است که در هر روز به خویش عطر بزند و اگر ممکن نیست، هر دو روز یکبار و اگر این هم ممکن نیست، پس در هر جمعه آن را ترک نکند.» (مجلسی 1405ق، ج١٦، ص٢٤٨؛ کلینی، 1405، ج6، ص510، ح4) در سیرة امام حسن علیه السلام آمده است: «خیثمة بن ابی خثیمه گفت: امام حسن علیه السلام هنگامی که به نماز برمیخاست، بهترین لباسهایش را میپوشید. به او گفتند: ای فرزند رسول خدا، چرا بهترین لباسهایت را میپوشی؟ فرمود: خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و من نیز خود را برای پروردگارم میآرایم، چنانکه خدای تعالی میفرماید: زینت خود را به هنگام عبادت در مسجد برگیرید. بنابراین، دوست دارم که بهترین لباسم را بپوشم.» (نوری مازندرانی، 1408ق، ج3، ص226؛ تفسیر مجمع البیان، ج١، ص٤١٢) بنابر مطالب یادشده درمییابیم که استفاده از لباسهای تازه و بوی خوش و زینت دادن سر و صورت به هنگام رفتن به مسجد، یکی از مصادیق «زینت» در آیة شریفه است که امری مطلوب و نیکو شمرده شده است. امّا همین امر مستحب که این قدر تأکید شده است در مورد زنان روا
نیست؛ زیرا تزیّن (آرایش) زنان باید برای شوهرانشان باشد و بیرون از خانه سبب تحریک دیگران میگردد که از نظر شرع مقدّس ممنوع است. بر این اساس، در منابع روایی اسلام تأکید شده است که حضور زنان در مسجد باید بدون استفاده از عطر و بوی خوش باشد؛ چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله میفرماید: «زنان هنگام حضور در مسجد، از بوی خوش استفاده نکنند.» (النووی، 1407ق، ج4، ص199؛ قشیری نیشابوری، ج2، ص33)
و در روایت دیگر نبوی صلی الله علیه و آله آمده است: «هرگاه زنی خود را خوشبو کند، سپس به مسجد برود، نمازش قبول نمیشود، تا آنکه آن بوی خوش را از خود برطرف کند.» (ابن ماجه، ج2، ص1326، ح4002)
و همچنین آن حضرت در روایتی دیگر چنین می فرماید: «پیامبر صلی الله علیه و آله میفرماید: زنان را از مسجد منع نکنید و آنها نیز نباید با خوشبویی از خانه خارج شوند و به مسجد روند؛ همچنین امام علی علیه السلام میفرماید: وقتی زنان با بوی خوش و زینت کرده بیرون روند، خداوند را نافرمانی (معصیت) میکنند؛ زیرا بر خلاف دستورات او عمل کردهاند، در این صورت جایز نیست که اجازه داده شود.» (ابن حزم اندلسی، ج4، ص198)
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «اگر زنی خود را معطر کند و بر گروهی (مردانی) بگذرد که بوی او را دریابند، زناکار است.» (پاینده، 1374ق، ص٣٤، ح١٧٧) در حدیث دیگر از آن حضرت آمده است: «هرگاه زنی برای غیر شوهرش خود را معطر نماید، سپس از خانهاش بیرون رود، تا زمانی که به منزلش برمیگردد، مورد لعنت خداوند است.» (حرّ عاملی 1409ق، ج١٤، ص١١٤؛ مجلسی 1405ق، ج 100، ص247) بر این اساس، آن حضرت صلی الله علیه و آله دربارة شرط خروج بانوان از منزل و حضور در مسجد میفرماید: «هنگامی که یکی از شما (زنان) قصد مسجد کرد، نباید از بوی خوش استفاده نماید.» (النووی، 1407ق، ج4، ص199؛ قشیری نیشابوری، ج2، ص33)
همانگونه که عطر زدن و استعمال بوی خوش در مقابل نامحرم مفسده دارد. تزیّن و آرایش نیز به لحاظ فسادانگیز بودن، به شدّت منع شده است.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در این باره فرمود:«حکایت زنی که دامن کشان و آمیخته به زینت در بیرون خانه راه میرود، چون ظلمتی است در روز قیامت که از خود نور ندارد.» (پاینده، 1374ق، ص٥٦٢، ح٢٧٢)
فلسفه این امر نیز روشن است و آن این که شریعت اسلام برای عفّت و پاکزیستی
اهمیّت فوقالعاده قائل است، به هیچ وجه از بیعفّتی و بدحجابی که مقدّمه آلوده شدن و ارتکاب حرام و فرورفتن در محرّمات جنسی است، چشمپوشی نمیکند. بنابراین، دربارة حضور زنان برای عبادت در مسجد چون در انظار مردان نامحرم قرار میگیرند و معطّر بودن آنان، موجب التهاب مردان و تحریک غریزه جنسی آنان میشود، عبادتی که باید سازنده باشد و آثار مفیدی برای پاکی و پرهیزگاری داشته باشد، منشأ گناه و ارتکاب حرام میگردد. برای اینکه از چنین پیامدهای ناسالم جلوگیری شود، اسلام دستور میدهد که زنان بدون زینت و خوشبوئی به مسجد بروند.
افزون بر این، ممکن است در صورت تعطّر و تزیّن زنان برای رفتن به مسجد، در مسیر راه مورد آزار و اذیّت افراد هرزه و بیبندوبار قرار گیرند. از این رو، ضرورت ایجاب میکند که زنان خداجو حضورشان برای عبادات در بهترین مکانها بدون زینت و خوشبوئی باشد؛ زیرا این
کار به تقوا و پاکزیستی نزدیکتر و ارزندهتر است. در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است: «زنان را با سادهپوشی عادت و یاری دهید؛ زیرا اگر یکی ازآنان با لباس تجمّلی و زیورهای نیکو بیرون رود، در نظر بینندگان خوش آید. (باعث هیجان شهوت و فتنه میشود)» (نوری مازندرانی، 1408ق، ج14، ص182؛ حسام الدین هندی، 1409ق، ج16، ص372؛ ابن ابی الحدید، ج12، ص69)
نکته در خور توجّه این که گفته شد شایسته نیست زنان از بوی خوش استفاده کنند یا خود را بیارایند، بدین منظور است که اسباب وسوسة نامحرمان و مورد ملعبه بیماردلان قرار نگیرند؛ و گرنه اگر در مکانی تنها زنان باشند و یا مسجدی فقط برای زنان باشد و راه رفت و آمدشان ویژه زنان در نظر گرفته شده باشد، روشن است که کسی آن را ناروا نخواهد دانست و یا اگر زن در خانه تنها برای خرسندی شوهرش خود را بیاراید، نه تنها منعی ندارد، بلکه مستحب است. چنانکه فقها گفتهاند: «...استعمال بوی خوش، پوشیدن لباسهای زیبا و اظهار زیور (برای شوهر) ظاهراً از مستحبّات مؤکّد است.» (بحرانی، ج٢٣، ص١١٩)
بر اساس اصل برائت و اباحه اعمال، در راستای آزادی و کرامت زن و برابری انسانها، خروج زن از منزل برای حضور عرصههای اجتماعی و معاشرت وی بدون آنکه مفسدهای داشته باشد، باید عملی روا و جائز تلّقی شود؛ امّا با توجّه به حقوق شوهر و تکالیف متقابل زن، به خصوص تمکین او در برابر استمتاع شوهر و نیز با در نظر گرفتن مصالح خانواده و
مسئولیّت شوهر در حفظ و صیانت زن، این حقّ زن با اشکالات و ابهاماتی مواجه شده است. در اینجا ـ با توجه به تناسب مطلب ـ به اختصار به تشریح آن میپردازیم.
در منابع روایی اصیل اسلامی، احادیث و روایات متعددّی بر این مطلب تصریح دارد و فقهای عظام نیز بدان فتوا دادهاند. به جهت اختصار، به ذکر چند روایت (به عنوان نمونه) بسنده میکنیم:
3-1. علی بن جعفر میگوید: از برادرم، موسی بن جعفر علیه السلام ، پرسیدم، آیا زن میتواند بدون اذن شوهر از خانه خارج شود؟ حضرت فرمود: خیر...» (حرّ عاملی، 1409ق، ج١٤، باب٧٩، ص١١٣، ح٥)
3-2. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «هر زنی که بدون اجازه شوهرش از منزل خارج گردد، نفقه او بر شوهر واجب نیست تا آنکه بازگردد.» (کلینی، 1405، ج۵، ص۵۰۶)
3ـ3. پیامبر صلی الله علیه و آله از بیرون رفتن زن بدون اجازه شوهر منع کرد؛ اگر چنین کند تمام فرشتگان آسمان و هر جن و انسی که بر او گذر کند او را نفرین کند تا به خانه برگردد.» (حرّ عاملی، 1409ق، ج14، ص154، ب117، ح5)
3-4. در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که: «زنی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و عرض کرد: ای رسول خدا! حق شوهر چیست؟ حضرت فرمودند: بیش از آن است که تصوّر شود. گفت: برخی از آن را بیان فرما. حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: زن نمی تواند بدون اذن شوهر روزه مستحبی بگیرد و نمی تواند بدون اذن از خانه خارج شود...» (همان، ج١٤، باب ٧٩، ص١١٢، ح٢)
3-5. در روایتی معتبر از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: زنی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: ای رسول خدا! حق شوهر بر زنش چیست؟ حضرت فرمود: اینکه از شوهر اطاعت کند و نافرمانی نکند... و بدون اذن او از خانه خارج نشود و اگر بدون رضایت شوهر از خانه بیرون رود، فرشتگان آسمان و زمین و ملائکه غضب و رحمت او را لعنت و نفرین میکنند، تا زمانی که برگردد. (همان، ج١٤، ص١١٢ـ١١١)
در فقه پویای امامیّه، نظریة مشهور فقهای عظام بر این است که زن برای خروج از منزل شوهر، لازم است رضایت شوهر را جلب نماید. فقهای عظام شوهر را محق میدانند که از بیرون رفتن زن منع کنند. جهت تبیین مطلب به کلام برخی از فقیهان اشاره میکنیم:
شیخ طوسیu فرمود: «مرد حق دارد زن را از بیرون رفتن منع کند؛ زیرا، شوهر در تمام شبانه روز مستحق استمتاع و بهرهوری از زن است؛ و چون این حق را دارد، میتواند از همراهی
جنازه پدر، مادر و فرزندش جلوگیری کند و...؛ زیرا اطاعت شوهر واجب است و حضور در این مراسم مباح است یا استحباب دارد، و امر واجب (امر شوهر) بر آنها مقدّم است.» (طوسی، 1388ق، ج٤، ص٣٣١) همچنین شهید ثانیu در «مسالک الافهام» مینویسد: «از جمله تکالیف زن در برابر شوهر این است که از منزل بدون اذن او خارج نشود؛ حتّی اگر برای دیدن بیماران و حضور در مراسم فوت یکی از اقوامش باشد.» (شهید ثانی، 1416ق، ج8، ص308)
مرحوم محمد باقر سبزواری(سبزواری، کفایة الاحکام، ص١٨٦) و مرحوم صاحب جواهر(نجفی، 1392ق، ج٣١، ص٣٠٦) نیز چنین عقیدهای داشتهاند.
همچنین امام خمینیu در «تحریرالوسیله» فرموده است: «هر یک از زن و شوهر حقّی بر دیگری دارد که باید بدان قیام کند؛ گرچه حقّ شوهر عظیمتر است؛ از جمله حقوق مرد آن است که زن از وی اطاعت کرده و نافرمانی ننماید، از خانهاش بدون اجازه او خارج نشود، اگرچه
برای ملاقات یا عیادت پدر و بستگانش؛ حتّی در مراسم عزای آنان بدون اذن شرکت نکند.» (موسوی الخمینی، ج٢، ص٣٠٣) آیت ا... خوئیu نیز در این باره فرمود: «زن نمیتواند بدون اذن شوهر از خانه بیرون رود؛ در صورتی که بیرون رفتن وی با حقّ استمتاع شوهر منافات داشته باشد؛ البتّه احتیاط مستحب آن است که مطلقاً بدون اذن نرود. خروج بدون اذن، سبب نشوز است. انجام سایر کارها بدون اذن شوهر بر زن حرام نیست؛ مگر اینکه با حقّ استمتاع شوهر منافات داشته باشد.» (موسوی خوئی، 1410ق، ج٢، ص٢٨٩)
بعضی از حقوقدانان نیز متأثر از چنین باور غالبی، گفتهاند: «از نظر فقهی، اصولاً خروج از خانه به هر منظور که باشد، باید با موافقت شوهر انجام پذیرد.» (حائری(شاهباغ)، 1379ش، ص٩٦٤؛ محقق داماد، 1372 ش، ص٣١٦)
به هر حال، مبانی این باور میتواند از یک سو، اعتقاد به لزوم اطاعت زن از شوهر به صورت مطلق باشد. (نجفی، 1392ق، ج٣١، ص١٤٧)
و از سوی دیگر میتوان اساس نظریه ذکر شده را بر این ادّعا قرار داد که حقّ کامجویی شوهر مطلق است و هیچ قید و شرطی آن را محدود نمیسازد. از این رو، زن باید برای خروج از منزل که زمینة بهرهجویی مرد را از میان میبرد، اجازه بگیرد. (همان، ج١٧، ص٣٣٣) البته در اثبات این نظریه برخی به آیة ٣٣ سورة احزاب استناد کردهاند.» (مشکینی، علی، ص٢٢٦)
با ملاحظه مطالب ذکر شده درمییابیم که نظریة «منع خروج زن از منزل» بدون اذن شوهر هم از جهت ادلّه و هم از جهت قائل از وجاهت به ظاهر مناسبی برخوردار است؛ امّا
با این وجود، جمعی از فقها و اندیشمندان به مخالفت با این نظریه و ردّ مبانی آن اهتمام ورزیدهاند و حقّ منع شوهر برای خروج زن را به حقّ کامجویی وی که حقّ مسلّم و اصلی شوهر در زندگی خانوادگی است، مربوط دانستهاند. (شمس الدّین، محمد مهدی، 1996م، ص112)
آیت ا... خوئیu نیز به رغم آنکه در نهایت از باب احتیاط، مطابق نظر مشهور فتوا داده است، خروج زن از منزل را از توابع حقّ استمتاع شوهر دانستهاند. (موسوی خوئی، 1410ق، ص٢٨٩)
به نظر نگارنده، با توجّه به در نظر گرفتن اصل اولی و اباحه اعمال و ملاحظه نظام حقوق و تکالیف متقابل ناشی از زندگی خانوادگی زناشوئی و با بررسی و امعان نظر در ادلّه قول مشهور، پذیرش و تأیید دیدگاه اخیر از ارجحیت ویژهای برخوردار است.
امّا دربارة استناد به آیة 33 سورة مبارکه احزاب، باید گفت: که این آیة شریفه در خطاب به همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و اصولاً در مقام توصیه و سفارش به حفظ عفّت و حجاب نازل شده است، که به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله و دیگر زنان مؤمنه دستور میدهد که در خانههای خود بمانند و همچون جاهلّیت نخستین ظاهر نشوند و خودنمائی نکنند؛ چون واژه «تبرّج» که در آیة شریفه آمده، به معنای خودنمائی و خودآرائی و نمودن زیبائیها در مقابل دیگران است. (زبیدی، ج٥، صص٤١٧ و ٤١٨)
پس روشن است که این آیة شریفه، به ممنوعیّت خروج زن از منزل بدون اذن شوهر، هیچ ارتباطی ندارد.
نکته شایان توجّه دربارة روایات این است که این روایات، در مقام منع خروج زنی است که از انجام وظیفهاش سر باز زده و با بیاعتنائی به حقّ مسلّم شوهر (حق استمتاع)، خانه و خانواده را رها کرده است. بدینسان، روایات ذکر شده هیچگونه منافاتی با بیرون رفتن متعارف و معقول بانوی خانه به گونهای که با حقوق شوهر موافق باشد، ندارد؛ مؤیّد این تحلیل، هماهنگی میان عمل ناپسند ترک شوهر و بیرون رفتن زن از خانه، با کیفری که در روایات آمده (نفرین فرشتگان و لعن جن و انس) است که بدون تردید باید گفت: این کیفر برای زنان سازگار نیکوکاری که برای اموری چون، حضور در مسجد برای انجام عبادت و یادگیری احکام اسلامی و صلة رحم از خانه خارج میشوند، پنداشتی است که با انبوه آموزههای دینی و اخلاقی و نظر علمای اسلام ناهماهنگ و در تضاد است. بنابراین، روایات ذکر شده هیچگاه در مقام ممنوعیّت بی قید و شرط بیرون رفتن زن از خانه شوهر نیست؛ بلکه تنها به ملاحظة حقّ شوهر در کامجوئی از همسرش، خروج زن از منزل شوهر محدود میشود.
ناگفته نماند که منع خروج زن از منزل، تنها در صورت منافات با حقّ استمتاع شوهر، خلاصه نمیشود؛ بلکه معیار مهم دیگری نیز وجود دارد که کمتر مورد توجّه فقهای عظام واقع شده است؛ این معیار که در مورد رفت و آمدها و معاشرتهای زن بسیار تعیین کننده میباشد، موقعیّت ریاست شوهر و مدیریّت وی در خانواده است.
بر اساس ریاست شوهر و مقام سرپرستی او بر خانواده و اعضای آن که مسئولیّتی برای حفظ و رعایت مصالح خانواده و پاسداری از حرمت و حیثیّت آن است، این اختیار برای او وجود دارد که برای حفظ نظام خانواده و حراست از ناموس و عفّت آن، معاشرتها و رفت و آمدهای زن را تحت کنترل و نظارت خویش قرار داده و حتّی در صورت اقتضای اوضاع و احوال محیطی و...، محدودیتهایی را برای وی در نظر بگیرد؛ چنانکه متفکّر شهید استاد مطهریu با درک همین واقعیّت، گفته است: «مصلحت خانواده ایجاب میکند که خارج شدن زن از
خانه توأم با حلّیت رضایت شوهر و مصلحتاندیشی باشد؛ البته مرد هم باید در حدود مصالح زندگی نظر بدهد، نه بیشتر.» (مطهری، 1367ش، ص88)
بنابراین، شوهر به عنوان رئیس خانواده میتواند با تشخیص مصلحت، رفت و آمد و معاشرتهای همسرش، حتّی رفتن او به مسجد را با محدودیّت مواجه سازد؛ مثلاً در مواقعی که خوف تعرّض یا اختلاطهای ناشایست و معاشرتهای بی بندوبار میرود و یا زمانی که شوهر بیرون رفتن زن را خطر و آسیبی برای کانون گرم خانواده میبیند، حقّ دارد از خروج او ممانعت نماید؛ البته در مواردی که مفسده و منع شرعی وجود نداشته باشد، محدودیّت شوهر مستندی ندارد. به عنوان مثال هنگامی که زن برای استیفای حقوق قانونی خویش مانند، شرکت در انتخابات، اقامة دعوا در دادگاه و...، یا انجام فرائض دینی، (انجام حجّ، ادای خمس و...) و یا عیادت و مراقبت از والدین خود از منزل خارج میشود، نیازی به موافقت شوهر ندارد و او نیز نمیتواند مانع شود.
با توجّه به این مطالب، اگر زن برای رفتن به مسجد اجازه خواست و شوهر مفسدهای در این حضور وی نمیبیند، شایسته است که منع نکند. پیامبر صلی الله علیه و آله در این باره فرمودند: «هنگامی که زنان از شما اجازه رفتن به مسجد میخواهند، آنان را از بهره و نصیبشان از مسجد محروم نکنید و اجازه دهید.» (قشیری نیشابوری، ج٢، ص٣٣)
بدون شکّ، یکی از عوامل شیوع فساد که دامنگیر جهان امروز، به ویژه کشورهای
غربی شده است، برداشتن حائل و حریم میان زن و مرد در ادارات، کارخانهها و دیگر اماکن و محافل عمومی است. در این برخوردها معمولاً بذر فساد و گناه افشانده میشود و روز به روز ریشه میدواند.
قرآن کریم نیز بر این مطلب، تأکید کرده است؛ به این آیات الهی به دقّت بنگریم: «هرگاه از ایشان (زنان پیامبر) چیزی خواستید، از پشت پرده و حائل طلب نمائید؛ این برای دلهای شما و آنها، به طهارت نزدیکتر است...» (احزاب/53)
صراحت آیة شریفه در عدم اختلاط زنان و مردان، قابل انکار نیست. گرچه شأن نزول این آیة شریفه، ویژة زنان پیامبر صلی الله علیه و آله است، امّا روشن است که مورد نمیتواند شمول مفهومی آیه را محدود و به اصلاح علمی «مورد نمیتواند مخصّص باشد.» بنابراین، این آیة شریفه در منع اختلاط زن و مرد و حفظ زنان از محرکات شهوانی، وارد شده است.
علّامه شهید مطهری قدس سره در تفسیر آیة شریفه مزبور مینویسد: «... طبق این دستور، مرد نباید وارد جایگاه زنان شود، بلکه اگر چیزی میخواهد و مورد احتیاج اوست باید از پشت دیوار (حائل) صدا بزند....»
جملة: «ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنّ...؛ این برای دلهای شما و آنها، به طهارت نزدیکتر است(احزاب/53)؛ مانند جمله: «وَأَن یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَّهُنَّ...» که در آیة60 سورة نور آمده است، دلالت میکند که هر اندازه مرد و زن، جانب ستر و پوشش و ترک برخوردهایی که مستلزم نظر است را رعایت نمایند، این عمل به تقوا و پاکی نزدیکتر است. چنانکه گفتیم: رخصتهای تسهیلی و ارفاقی که به حکم ضرورت داده شده است، نباید رجحان اخلاقی ستر و پوشش و ترک نظر را از یاد ببرد. (مطهری، 1367ش، ص154)
همچنین این متفکّر اسلامی دربارة زیانهای اختلاط در این عصر ارتباطات و دهکده جهانی مینویسد: «جامعه امروزی، زیانهای اختلاط زن و مرد را به چشم خود میبیند؛ چه لزومی دارد که زنان، فعالیّتهای اجتماعی خویش را به اصطلاح دوشادوش مردان انجام دهند؟! آیا اگر در دو صف جداگانه انجام دهند، نقصی در فعالیت کاری آنان رخ میدهد؟ از جمله اثر بارز این دوشادوشیها این است که هر دو همدوش را از کار و فعالیّت مثبت بازمیدارد و هر یک را به جای توجّه و دقّت به کار خود، متوجّه «همدوش» میکند، تا آنجا که غالباً این همدوشیها به هم آغوشیها منتهی میگردد.» (همان، ص٢٣٧)
شریعت حیاتبخش اسلام در عین این که به زنان، اجازه میدهد که در امور عبادی
مسجد و سایر فعالیّتهای سیاسی و اجتماعی شرکت کنند، از اختلاط نهی فرموده است تا مبادا روزی بستر آلودگیهای اخلاقی فراهم آید.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: « میان مردان و زنان نامحرم فاصله اندازید؛ زیرا، بر اثر ملاقات و اختلاط، گرفتار درد و بلایی میشوید که دوا ندارد. بر شما باد که از اختلاط با زنان اجتناب نمایید.» (نوری مازندرانی، 1408ق، ج 14، ص 264؛ ادهمی مصری، ص١٤٠) بر همین اساس آن حضرت در زمان رسالتش برای جلوگیری از اختلاط زن و مرد در مسجد، دستور داد که برای زنان؛ درِ جداگانهای به مسجدالنّبی بسازند. (ابوداود، ج١، ص١٠٩) که هنوز هم به نام «بابُ النّساء» وجود دارد.
مولوی میگوید:
هیچکس را با زنان محرم مدار
که مثال این دو پنبه است و شرار (مولوی، دفتر پنجم، بیت 3872)
در روایت آمده است روزی پیامبر صلی الله علیه و آله در بیرون مسجد بودند، دیدند مردان و زنان با هم از مسجد بیرون میآیند؛ حضرت خطاب به زنان فرموند: «بهتر است صبر کنید ابتدا مردان بروند، سپس شما» (ابوداود، ج٢، ص٥٣٣)
همچنین دربارة خروج زنان و مردان از مسجد و رفت و آمد در کوچهها فرمود: «شب هنگام پس از اتمام نماز، ابتدا زنها و سپس مردها از مساجد خارج شوند و در مسیر کوچه و خیابان، مردان از وسط و زنان از کنار کوچه یا خیابان بروند.» (کلینی، 1405ق، ج٥، ص٥١٨)
امام علی علیه السلام در بیانی به مردم عراق که به این امر (لزوم عدم اختلاط) توجّه نمیکردند، با اعتراض میفرماید: «ای اهل عراق! با خبر شدهام که زنان شما در راه (کوچه و خیابان) با مردان برخورد میکنند. (به هم تنه میزنند) آیا حیا و شرم نمیکنید؟ و در حدیث دیگر فرمود: آیا حیا نمیکنید و غیرت نمیورزید که زنانتان به بازار میروند و با افراد بی ایمان مواجه میشوند؟» (حرّ عاملی 1409ق، ج١٤، ص١٧٤)
به هر حال اهمیّت مسئله تا بدانجاست که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در هنگام بیعت با زنان، به عدم اختلاط آنان با مردان تأکید نموده است. «پیامبر صلی الله علیه و آله از زنان پیمان گرفت که دوست نداشته باشند، در خلوت با مردان بنشینند.» (همان)
تعلیم و تربیت نقش شگفتانگیزی در زندگی انسان دارد. شکوفایی استعدادها و ارزشهای والا مبتنی بر تعلیم و تربیت است و انسان شدن انسان و وصولش به کمال نهایی همه مرهون تعلیم و تربیت صحیح است.
انسان نه تنها تربیتپذیر است بلکه تنها مخلوقی است که به تعلیم و تربیت نیازمند است و اگر این فرصت را از دست دهد، چیز ارزندهای را برای همیشه از دست خواهد داد.
تعلیم و تربیت میتواند به رشد و ارتقای جسمی و روحانی انسان یاری کند و نیازهای فردی و اجتماعی، اقتصادی و... انسان را تأمین کند. به عبارتی تمام امور زندگی بشر با امر تعلیم و تربیت ارتباط دارد. از نظر اسلام کسی که از تعلیم و تربیت بیبهره است همچون کسی است که در بیابان خشکی سرگردان و متحیّر است و نمیداند از کدام راه برود تا به سر منزل مقصود برسد.
خداوند در قرآن کریم فرموده است: «پیامبران برای تزکیه و تعلیم بشر برانگیخته شدهاند که آیات خدا و کتاب و حکمت را به آنان تعلیم دهند.» (جمعه/2)
در تعالیم اسلامی عالیترین نوع توجه در مورد کودک سفارش شده است. همچنین مجاهدت و تلاش پدر و مادر و مربیان در راه تربیت و حسن ادارة زندگی و ایجاد رفاه و آسایش و تأمین نیازهای فرزندان توصیه شده است. یکی از حقوق فرزند بر پدر و مادر اهتمام در «تربیت» است.
از مسائل بسیار مهم در زندگی هر انسانی، احساس مسئولیت در برابر فرزندان و اهتمام در ادب آموزی آنهاست. امام کاظم علیه السلام میفرماید: «مردی به حضور پیامبر رسید و عرض کرد: ای پیامبر خدا! حق این فرزند بر من چیست؟ پیامبر فرمود: نامی نیک برای او انتخاب کنی
و تربیتش را نیکو گردانی و او را در جایگاه خوبی قرار دهی.» (حرّ عاملی 1409ق، ج21، 479)
امام صادق علیه السلام نیز در روایتی زیبا میفرماید: «حق فرزند بر پدر سه چیز است: دایه و مربی خوبی برایش انتخاب کند، نام خوبی برایش بگذارد و در تربیتش بکوشد.» (مجلسی 1404ق، ج75، 236)
پیامبر صلی الله علیه و آله مهمترین وظیفه پدر و مادر را تربیت نیکوی فرزندان میشمارد و می فرماید: «بیتردید، اگر مرد به تربیت فرزند خود بپردازد، برای او نیکو تر از آن است که هر روز نیم صاع [گندم، جو و مانند آن] در راه خدا صدقه بدهد.» (نوری 1408ق، ج15، 166)
آن سرچشمة آفرینش، بهترین هدیة پدر و مادر را تربیت شایسته فرزندان میداند و در حدیثی زیبا میفرماید: «هیچ هدیهای از طرف پدر به پسر، بهتر از تربیت نیکو نیست.» (همان، 165) درحقیقت، همانگونه که امام علی علیه السلام اشاره فرمود: «ادب، بهترین میراث برای فرزندان است.» (حسام الدّین هندی 1409ق، ج16، 456)
خمیرمایة مولفههای اصلی شخصیت متعادل و پویا یا متزلزل و آسیبپذیر فرزندان در کانون خانواده و در سایة تعامل مطلوب با والدین، به ویژه مادر، شکل میگیرد.
با متولد شدن کودک و پاگذاشتن او در محیط خانواده رسالت تربیتی پدر و مادر دربارة فرزند به طور عینی و با جدیّت شروع میشود و بهخصوص نقش مادر بسیار نمایان است. نقش مادر تنها مربوط به جنبههای روانی و اجتماعی مخصوص نیست، بلکه مادر در آشنا ساختن کودک با جامعه، هدایت، رهبری و جهت دادن به افکار کودک با زندگی جمعی نقش اساسی دارد؛ کودک به علّت زودباوری و تقلیدِ مطلق در سالهای اول زندگی از مادر این افکار را به راحتی میپذیرد و بعد مادر در صدد دفاع از آن برمیآید و به خاطر همین است که رهبری مادر در سعادت و پروش کودک نقش اساسی دارد.
مادر، اوّلین مربی کودک و مؤثرترین فرد بر کودک در تمامی مراحل رشد است. این تأثیرات، در واقع قبل از تولّد و حتّی از زمان انعقاد نطفه وجود دارد. زیرا هرگونه خلق و خوی مادر و حالتهای روحی او در شکلگیری شخصیت جنین مؤثر است.
مادر مبدأ پیدایش فرزندانی است که هر کدام به دیگری وابسته است؛ نه مانند میوههای یک درخت و نه مانند بچههای یک حیوان مادّه. او بین اعضای نَسَبی یک خانواده ایجاد
رحامت میکند و بین خانوادۀ خود و بستگان سَببی هم ایجاد عطوفت کرده و دو خانواده را به منزلۀ یک خانواده قرار میدهد.
قرآن کریم از زحمات مادر جداگانه و به طور مستقل سخن میگوید: «و انسان را نسبت به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم. مادرش با تحمّل رنج به او باردار شد و با تحمّل رنج، او را به دنیا آورد و بارداری و از شیر گرفتن او سی ماه است.» (احقاف/15)
واژه «اُمّ» به معنای ریشه و سرچشمه است. به علّت اینکه کودک حداقل شش ماه و حداکثر نه ماه در رحم زن است و در این مدت تمام نیازهای جسمی و روحی او از مایههای وجود زن تأمین میشود از وجود مادر نسبت به کودک تعبیر به «امّ» شده است.
پیامبر صلی الله علیه و آله دربارة عظمت مقام مادر فرمودند: «الجَنَّةُ تَحتَ أقدامِ الاُمَّهاتِ؛ بهشت، زیر پای مادران است.» (حسام الدّین هندی 1409ق، ج16، 261، شماره 45439)
همچنین امام صادق علیه السلام می فرماید: «مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: ای رسول خدا، به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: به مادرت. عرض کرد: سپس به چه کسی؟ فرمود: به مادرت. عرض کرد: بعد از او به چه کسی؟ فرمود: به مادرت. عرض کرد: سپس به چه کسی؟ فرمود: به پدرت.» (کلینی، ج2، 159، ح9)
خداوند هم در مقابل زحمات زن از بارداری و وضع حمل و شیر دادن تا تربیت فرزند و خانهداری و شوهرداری، پاداش و ثوابهایی برای او قرار داده که با پاداش جهادِ مردان برابری میکند. در مقابل، مادر باید توجّه کند که ابعاد شخصیّت فرزندش در دامن او شکل میگیرد و فرزند سرمایة اصلی شخصیّت خود را از مادرش دریافت میکند. امام خمینیu دربارة نقش مادر در تربیت صحیح نسل میفرمایند: «اول مدرسهای که کودک دارد، دامن مادر است. مادر خوب، بچّة خوب تربیت میکند و خدای نخواسته اگر مادر منحرف باشد، بچّه از همان دامن مادر منحرف بیرون میآید و چون بچّهها آن علاقهای که به مادر دارند به هیچکس ندارند و در دامن مادر که هستند تمام چیزهایی که دارند و آرزوهایی که دارند خلاصه میشود در پدر و مادر، همه چیز را در مادر میبینند. حرف مادر، خُلق مادر، عمل مادر در بچهها اثر دارد...». (فراهانی 1378ش، 292)
کودک انعکاسی از واقعیّت جسمی و روحی و میوهای از آن شجرة مبارکه است. (انصاریان 1378ش، 433، با تلخیص)
مادری، فضیلتی ملکوتی ناشی از عالم قدس است که در وجود انسان خاکی تجلّی میکند
و در آن صراحت و صداقت، مهر و صفا، عدل و تقوی به عالیترین وجه خود عیان میشود و جامعه را به سمت کمال سوق میدهد.
مادرانی که اهل مسجد و محراب هستند و خود متخلّق به اخلاق حسنه هستند در تربیت نسل جدید، بسیار موفقند. زنان و مادران مسجدی با داشتن ویژگیهایی که در ذیل به آنها میپردازیم، در تربیت فرزندانی صالح نقش اساسی دارند.
مادر مسجدی، سرشار از محبّت، صمیمیّت و مهربانی است و از حیث عاطفی و آرامش روحی روانی اسوه و الگویی برای سایر زنان و مادران است. کودک میخواهد والدین، به ویژه مادر بیش از حدّ او را دوست بدارند و به او اظهار علاقه کنند. فرزند چندان توجّهی ندارد که خانوادهاش در کاخ زندگی میکند یا در کوخ، یا لباس و خوراکش خیلی اعلاست یا نه؛ امّا به این موضوع کاملاً توجّه دارد که آیا دوستشدارند یا نه. این احساس درونی را چیزی جز محبّت و نوازش مادران که کانون عطوفت و مهربانی هستند، ارضا نمیکند.
اخلاق و شخصیّت آیندة فرزندان در همین اظهار محبّتها شکل میگیرد. همین آغوش گرم مادرِ اهل نماز و نیایش و نوازشهای مخلصانه پدرِ اهل مسجد است که روح بشردوستی و علاقة به همنوع را در فرزند میدمد و برای اظهار همدردی و کمک به دیگران آماده
اش میکند؛ همچنین او را از گوشهگیری و انزوا نجات میدهد. به واسطه محبّت مادران اهل مسجد است که فرزند احساس شخصیّت میکند و خود را لایق دوستی میداند.
همین استعداد عاطفی در انسان، همراه با تضعیف خودخواهی و سوق دادن به سوی دیگران، سبب رشد بسیاری از فضایل در او میشود. این فضایل که در مسجد پایهریزی و نهادینه میشود، همة کمالات را شامل میشود؛ از قبیل محبّت، دوستی، فداکاری، گذشت، بخشش، همکاری، دلسوزی و به طور کلّی تقدّم غیر بر خود. در همة این موارد، انسان برخلاف اقتضای خودخواه بودنش از دایره تنگ «خود» قدم فراتر میگذارد و گامی به سوی غیر برمیدارد. انسان با مقدّم داشتن دیگری بر خود و در دلگرفتن مهر و علاقه او، از فردیّت خویش خارج میشود. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودهاند: «آگاه باشید که مودّت و دوستی مؤمن از بزرگترین عوامل ایمان است.» (مجلسی 1404ق، ج74، 281) همچنین در جایی دیگر فرمودهاند: «سوگند به آن که جانم به دست اوست، وارد بهشت نمیشوید، مگر اینکه ایمان بیاورید و ایمان نمیآورید، مگر اینکه یکدیگر را دوست بدارید.» (حسام الدّین هندی 1409ق، ج3، 467)
روانشناسان میگویند تربیت کننده باید شخصیّت کودک را پرورش دهد و اعتماد به نفس را به او تلقین کند؛ همچنین او را بزرگوار و باشخصیّت بار بیاورد. مادرانی که به فرزندان احترام نمیگذارند، آنها را کوچک میکنند و شخصیّتشان را خرد میکنند، به طور طبیعی آنها را فرزندانی ترسو و بیشخصیّت بار میآورند که خود را زبون و بیارزش میپندارند. هنگامی که این فرزندان بزرگ شوند، خود را کوچکتر از آن میدانند که به کارهای بزرگ دست بزنند. چنین افرادی در اجتماع، منشأ هیچ اثری واقع نخواهند شد و بهآسانی زیر بار ذلّت خواهند رفت. امّا اگر فردی در خانوادهای اهل مسجد، رشد کند، خودش را بزرگ و با شخصیّت میبیند؛ بنابراین به کارهای پست تن نمیدهد و زیر بار خواری و ذلّت نمیرود. مادران مسجدی و اهل نماز برای پرورش شخصیّت انسانیِ فرزندشان، صفات خوب او را یادآوری میکنند و از او در حضور خودش و دیگران توصیف و تعریف میکنند و بزرگی نفس را به او تلقین مینمایند.
همچنین، مادر مسجدی و اهل نماز، کودک خود را دوست دارد؛ زیرا محبّت داشتن اساسِ عزّت است. از سویی، اعتماد به نفس، انسان را در شناخت و انتخاب هدف عالی رهنمون میکند. برای توفیق در کارها هیچ چیز به اندازة اعتقاد و ایمان به توانستن مؤثر نیست. اگر انسان از اجرای کاری بترسد و فکر کند که قادر نیست آن را انجام دهد، امکان ندارد آن کار را به نحو مطلوب انجام دهد. ترس، نیروی محرّکه ماشین را، که باید بازده مطلوب و کافی داشته باشد، از کار میاندازد و نقش ترمز را ایفا میکند. در مقابل، اعتماد و ایمان به توانستن و خواستن، شتاب چنین ماشینی را افزایش میدهد و بر کارایی آن میافزاید.
در خانوادة اهل مسجد، اساس تربیت، متّکی بر «تربیت دینی» است. مادر مسجدی و اهل نماز، از آنجا که جهان مادّی را با همة نعمتها و موهبتهایش همواره در حدّ «وسیله» مینگرد و سعادت و نیکبختی خود و خانوادهاش را هرگز در گرو عوامل مادی نمیداند، نه تنها ناملایمات و ناکامیها روحیهاش را تضعیف نمیکند، بلکه در نظر او همین مشکلات و ناملایمات در حکم وسیلهای هستند که مانع آرامش روحی آنان میشود و جلوی هرگونه سستی حاصل از خوگرفتن به زندگی بیدغدغه را میگیرد.
جهان سرد ماشینی و بیروحی که در بینش مادی وجود دارد، برای خانوادة مسجدی، به
جهانی زنده، هوشیار، آگاه و سرشار از روح و معنا تبدیل میشود که به زندگی روح، معنا و هدف میبخشد. در سایة تربیت دینی و مکتب مسجد، مجموعة جهان و به خصوص زندگی انسان، که از علم و حکمت مطلق خداوند سرچشمه گرفته است، تقدّس مییابد و ارزشمند میشود. تجربه تاریخی نشان میدهد که هر جا ایمان واقعی تجلّی پیدا کند، عالیترین جلوههای انسانی را با خود به همراه میآورد. «ایمان به خدا» نه تنها به زندگی معنا میبخشد و آدمی را از «پوچی و بیهودگی» و «تنهایی و غربت» رها میکند، بلکه به زندگی روح و صفا میبخشد و شوق و حرکت میآفریند.
مادر مسجدی و اهل نماز، سلامت جسمانی و روانی دارد؛ زیرا آلودگیِ هر یک از این دو، (جسم و روان) انسان را از تعادل خارج میکند و او را در مسیری ناشایست قرار میدهد. در اسلام، نظافت و طهارت به اندازهای اهمیّت دارد که یکی از هدفهای دین و جزئی از ایمان شمرده شده است. در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است که پاکیزگی جزء ایمان است. (مجلسی 1404ق، ج62، کتاب طب النّبی صلی الله علیه و آله ، باب89، 291) امام باقر علیه السلام فرمودند: «کَنسُ البُیوتِ یَنفِی الفَقرَ؛ جارو کردن اتاقها فقر را از بین میبرد.» (حرّ عاملی 1409ق، ج3، 571، ح2)
همچنین، امام صادق علیه السلام فرمودند: «در مسواک زدن دوازده فایده وجود دارد: 1. از سنّت پیامبر است؛ 2. دهان را پاکیزه میکند؛ 3. نور چشم را زیاد میکند؛ 4. باعث خشنودی خداوند است؛ 5. دندانها را سفید میکند؛ 6. پوسیدگی آنها را از بین میبرد؛ 7. لثه را محکم میسازد؛ 8. اشتهاآور است؛ 9. بلغم را میبرد؛ 10. حافظه را زیاد میکند؛ 11. حسنات دو چندان میشوند؛ 12. فرشتگان شاد میگردند.» (صدوق 1403ق، 481)
خانه پیامبر صلی الله علیه و آله که الگویی برای همة خانوادههای اهل مسجد است، با همة سادگی همیشه پاکیزه بود. پیامبر صلی الله علیه و آله میفرمودند: محوّطه جلوی خانه خود را جارو بزنید و تمیز کنید. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «نگذارید خاکروبه و آشغال، شب در خانه شما بماند، زیرا آنجا جایگاه شیطان است.» (طبرسی، 490)
همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «فضای مقابل خانة خود را، جارو بزنید و تمیز کنید و مانند یهودیان کثیف نباشید.» (طبرسی، 145)
آن بزرگوار مردم را از نَشُسته رهاکردن ظرفهای غذا و همچنین بدون سرپوشگذاشتن ظرف آب و غذا نهی میکردند. پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داده بودند آبها را مطلقاً آلوده نکنند و موقع
شست و شوی بدن، داخل نهرها نشوند. زنان و مادر مسجدی و اهل نماز، با تأسّی از سیره و دستورهای پیشوایان دین و پیروی از کلام خداوند، به پاکیزگی جسم و روان توجه بیشتری میکنند. به دیگرسخن، سلامت جسم و جان، آغاز تکامل اعضای خانوادة اهل مسجد است.
از جمله ویژگیهای مادران مسجدی و به طور کلّی خانوادة مسجدی، رعایت نظم، انضباط و وقتشناسی است. همچنان که انضباط و وقتشناسی از ارکان زندگانی نمازگزار است. هر یک از افراد خانواده مسجدی باید برای رعایت حال دیگر اعضا، کارهای خود را منظّم کنند و در وقت مخصوص انجام دهند. در خانوادهای که نظم حاکم است، آرامش و صفا و صمیمیّت برقرار است و همة افراد بدون نگرانی، ناراحتی و ایجاد مزاحمت برای دیگران کارهای خود را انجام میدهند.
امام علی علیه السلام به دو فرزند عزیزش، امام حسن و امام حسین علیهم السلام ، می فرماید: «شما (حسن و حسین) تمام فرزندان و خاندانم و هر کس را که نامهام به او میرسد، به تقوای الهی و نظم در امور سفارش میکنم.» (سید رضی، نامه 47)
از جمله نکات مهم و برجسته در زندگی مردان بزرگ، نظم و وقتشناسی آنان است. دربارة امام خمینیu نوشتهاند: امام در عین پرکاری و تلاش مداوم، بسیار منظّم بودند. در واقع، یکی از اساسیترین رموز موفّقیّت امام در زندگی، نظم ایشان بود. اطرافیان امام زندگی ایشان را به صورت ساعت خودکار درک کرده بودند و از این رو دستور کار خود را از روی کار امام منظّم میکردند.
خلّاقیّت و ابتکار عمل، ثمره شایسته خانوادة مسجدی است؛ زیرا در چنین خانوادهای بستر رشد همة استعدادها فراهم است. لازمه خلّاقیّت، داشتن نگرش مثبت به فکر نو و کارهای نو است. به طور کلّی، ویژگیهای تفکّر خلاّق را، که در خانوادههای متدیّن و مسجدی بروز میکند، میتوان اینگونه بیان کرد:
والدین مسجدی، عدالت را در همة مراحل زندگی و امور رعایت میکنند؛ زیرا خانوادة فاقد عدالت، از حالت تعادل خارج میشود و نمیتواند پرورشدهندة انسانهای بزرگ در آینده باشد. سعادتمندی هر خانواده در گرو تعادل در مهر و محبّت بین اعضا و فرزندان است؛ زیرا در فرزندان تمایلات و استعدادهای گوناگون و حتّی متناقضی وجود دارد و اگر والدین، به ویژه مادران عدالت و مساوات را رعایت نکنند و فرزندی یا عضوی را بر دیگری ترجیح دهند، قطعاً دشواریهایی ایجاد میشود و چه بسا آرامش خانواده در خطر میافتد. گاهی سرچشمه کینهتوزیها و بدبینیها را باید در همین جا پیدا کرد. بنابراین، برخوردهای تبعیضآمیز یا تفاوت گذاشتنهای بدون دلیل، از جمله مواردی است که ممکن است فضای حسادت، درگیری یا انتقام را در بین فرزندان ایجاد کند. امام علی علیه السلام میفرمایند: «انصاف و عدالت اختلافات را از بین میبرد و همدلی میآورد.» (آمُدی 1410ق، ص88)
در حدیث دیگری پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند: «با فرزندانتان با عدالت رفتار کنید، همان گونه که دوست دارید با شما در نیکی و لطف کردن، با عدالت رفتار شود.» (طبرسی، ص252)
«اگر پدر و مادر در مورد همة فرزندان رفتار کاملاً عادلانهای داشته باشند و هیچکدام را بر دیگری ترجیح ندهند... حسادت کودکان تحریک نمیشود و ممکن است به تدریج از میان برود. هیچگاه در حضور فرزندان خویش، از یکی از آنها تعریف و تمجید نکنید و کارهایش را به رخ دیگران نکشید. آنها را با یکدیگر مقایسه نکرده و خوبی بعضی را به رخ دیگران نکشید. بعضی از پدران و مادران برای تعلیم و تربیت و تشویق و به کار گرفتن کودکان خویش از روش مقایسه استفاده میکنند. این پدران و مادران به خیال خود میخواهند بدین وسیله فرزند خویش را تربیت نمایند، در صورتی که کمتر اتفاق میافتد که با این کار نتیجه مطلوب را به دست آورند. بر عکس، نتیجهای که میگیرند این است که تخم حسادت و کینهتوزی را در دل کودک بیگناه میپاشند و او را برای حسدورزی و دشمنی آماده میکنند.» (امینی 1381ش، 215-216)
بیعدالتیها و تبعیضها سه خطر را متوجّه خانوادهها میکند:
فرزند به خواهران و برادران محبوبتر از خود بدبین میشود و کینه به دل میگیرد؛
در برابر والدین احساس خشم و کینه میکند؛
بیاعتنایی و تبعیض شخصیّت، طفل را ضعیف میکند و موجب میشود تا وی در همة مراحل زندگی احساس حقارت کند.
والدین اهل مسجد و نماز، در توزیع توجّه، محبّت و نگاه به فرزندان بر اساس آموزههای پیشوایان دین و با نهایت عدالت و انصاف رفتار میکنند. والدین مسجدی به فرزندان خود مستقلّ از جنسیت، سن، زیبایی و هوش محبّت میکنند و از مقایسة فرزندان خود که موجب ناراحتی و آزردگی آنان میشود، پرهیز میکنند.
بیکاری و فراغت، مقولهای است که به واسطه آن بیشتر مردم به انحراف کشیده میشوند. چنان که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «دو خصوصیت است که بسیاری از مردم در آنها فریب میخورند: سلامتی و فراغت.» (مجلسی 1405ق، ج78، 170)
غنیسازی بهینة اوقات فراغت شاخصی مناسب برای ارتقای سلامت جسمی و روانی و استحکام ساختار تربیتی جامعه است. بنابراین بهرهبرداری شایسته از اوقات فراغت، جامعه را به سوی سازندگی اخلاقی، شکوفایی استعدادها، خلّاقیتها و توسعه فکری رهنمون میکند. یکی از مراکزی که در برگزاری برنامههای اوقات فراغت اقدامات و فعّالیت چشمگیر دارد، مساجد و ستاد عالی کانونهای مساجد کشور است.
در واقع در این زمان، هنر مسجدیها و متولّیان فرهنگی مساجد این است که بتوانند برای اوقات فراغت غیر از برنامههای تبلیغی و عبادی برنامههای جذابی را برای تمام اقشار جامعه طراحی کنند. مردم به مسجد اعتماد و اطمینان دارند به همین منظور اگر برنامهها از استاندارد و تنوّع لازم برخوردار باشند با استقبال جدّی آنان مواجه میشود. فضای مسجد فضای مناسبی برای تأمین اوقات عبادی و فراغت اقشار مختلف است.
واژه «فراغت» به معنای آسایش، آرامی و استراحت و ضد گرفتاری از کار و شغل است. (حسن عمید، فرهنگ عمید، ذیل واژه «فراغت»)
برخی از صاحبنظران آن را «فعّالیت برای خود» یا «زمان آزاد» یا «زمان فروخته نشدهای که متعلّق به فرد است» و «زمانی که فرد به میل خود از آن استفاده میکند» توصیف نمودهاند. (علیاکبر دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه «فراغت»)
به نظر «اوژه»، منظور از فراغت، تفریحات و سرگرمیهایی است که افراد به هنگام
آسودگی از کار با شوق و رغبت به سوی آن روی میآورند. (کرباسی و وکیلیان، مسائل نوجوانان و جوانان، 119)
مفهوم اوقات فراغت در لغت را میتوان به طور خلاصه؛ زمانها، مواقع و ساعاتی دانست، که فرد در آسایش، استراحت و آرامش بهسر میبرد. (کوهستانی و دیگران 1378، 48)
دومازیه جامعهشناس فرانسوی و مؤلف کتاب «به سوی یک تمدن فراغت»، معتقد است که اوقات فراغت، عبارت از مجموعه فعالیّتهایی است، که شخص، پس از ارزشیابی تعهدات و تکالیف شغلی، خانوادگی و اجتماعی، با میل و اشتیاق به آن میپردازد و غرضش استراحت، تفریح، توسعه دانش، به کمال رساندن شخصیت خویش، به ظهور رساندن استعدادها و خلّاقیّتها و یا مشارکت آزادانه در اجتماع است. (یوسفی 1374ش، 77)
بنابراین، میتوان اوقات فراغت را زمانهایی دانست که یک فرد ورای انجام وظایف فردی و اجتماعی خویش دارد و میتواند آن را با میل خود در امور مختلف صرف کند و بسته به این که چگونه و با چه وسیلهای این اوقات پر شود، میتواند پربارترین و شوقانگیزترین لحظات و یا برعکس ملالآورترین، بیبارترین و حتّی مفسده انگیزترین دقایق باشد.
در آموزههای اسلامی به مسئلة «وقت» توجه زیادی شده، تا جایی که خداوند در قرآن کریم به مفردات و اجزاء وقت و زمان از جمله به «شب»، «روز»، «فجر»، «صبح»، «نیم روز» و «عصر» قسم یاد کرده است. قسم یاد کردن خداوند به یکی از این اجزاء و مفردات زمان، نشانة عظمت و اهمّیت آن است؛ یعنی خداوند بدین وسیله میخواهد فوائد و آثار و اهمّیت زمان را به انسان متذکر شود.
حضرات معصومان: دربارة بهرهگیری بهینه از اوقات فراغت و چگونگی گذراندن اوقات شبانهروز، دستورالعملهای خاصی ارائه فرمودهاند؛ چنان که امام رضا علیه السلام در اینباره میفرمایند: «سعی کنید اوقات خود را به 4 بخش تقسیم کنید؛ ساعتی را برای مناجات و ارتباط با معبود قرار دهید، ساعتی را برای امرار معاش و کسب روزی اختصاص دهید و ساعتی را برای ارتباط و معاشرت با برادران و افراد مورد اعتماد و وثوق خود صرف کنید. [یعنی کسانی که کژیها و عیوبتان را به شما تذکر میدهند و در باطن به شما علاقهمند هستند] و ساعتی را نیز برای لذّت بردن از امور حلال و غیر حرام خالی نگه دارید. [گذران اوقات فراغت] در پرتو وجود بخش چهارم از اوقات است که میتوانید به 3 بخش دیگر ساعات زندگی نایل آیید و بهره لازم را ببرید.»
این کلام گهربار امام علیه السلام حکایت از این دارد که رهبران دین و ائمه معصومین: به مسئلة اوقات فراغت انسان اهمّیت زیادی دادهاند؛ تا جایی که امکان بهرهبرداری کامل و مناسب از 3 بخش دیگر زندگی و توجه به امر معاد و معاش را نیز مشروط به اختصاص دادن ساعتی از زمان به بهرهمندی لذایذ مشروع و مواهب مادّی خدادادی دانستهاند.
امام باقر علیه السلام می فرماید: «در نصایح لقمان به پسرش این بود که: توبه را در دلت تازه کن، و پیش از آن که کارَت فرارسد و قضایت قطعی شود و بین تو و آنچه میخواهی، فاصله بیفتد، در ایّام فراغتت، [برای توبه] شتاب کن.» (کلینی، ج2، 135، ح20)
همچنین امام صادق علیه السلام میفرماید: «لقمان در سفارش به پسرش، گفت: «ای پسرم! بدان که [متاع] دنیا ناچیز است و عمر تو اندکی از آن ناچیز است، و از آن اندک نیز اندکی مانده است.» (طبرسی 1423ق، 461، ح1537)
در برنامهریزی برای پر نمودن بهینة اوقات فراغت نوجوانان و جوانان در تابستان، حتّیالمقدور باید به گرایشها، تمایلات و نیازهای نوجوانان و جوانان توجّه نمود و مشارکت خود آنان را در برنامهریزیها جلب کرد و نیز وضعیت اقتصادی، فرهنگی و تحصیلی خانوادهها را در برنامهریزیها نباید از نظر دور داشت. با این حال، اگر در پر نمودن بهینة اوقات فراغت دانشآموزان در فصل تابستان به شیوههای صحیح تربیتی توفیق حاصل ننماییم بیشک، زمینة انحرافات را در بین دانشآموزان فراهم ساخته و در نتیجه، با عواقب زیانباری مواجه خواهیم شد. (عصاره1374، شماره10، 109)
اگر این اوقات به خوبی برنامهریزی شود با استفاده از پتانسیلهای جوانان میتواند جامعه را به سمت پویایی و نوآوری سوق داد و علاوه بر آن زمینه برای بروز خلاقیت و استعدادهای جوانان فراهم میشود.
اگر این اوقات به صورت بهینه استفاده نشود از سویی موجب سستی، خستگی، ناآرامی و کسالت میشود و از سوی دیگر پنهان ماندن استعدادها و تواناییهای افراد ضربات سنگین و گاه جبرانناپذیری را به بدنه جامعه و رشد و پیشرفت آن وارد خواهد کرد. با توجه به تنوع درخواستها و تمایلات افراد برداشتهای مردم از اوقات فراغت نیز بسیار متفاوت است و باید با توجه به نیاز جامعه، جنسیت و مخاطبان مبادرت به برنامهریزی و فراهمکردن اسباب فراغت افراد کرد. با برنامهریزی صحیح در اوقات فراغت محیطی سالم و پویا برای جوانان میتوان زمینه را برای مسئولیت پذیری و ورود آنان به اجتماع فراهم کرد.
طبق روایات اسلامی از بیکاری نهی شده است تا جایی که زمانی که پیامبر میشنید شخصی بیکار است میفرمود: «سَقَطَ مِن عَینی» یعنی از چشمم افتاد. اگر برنامهریزی درستی برای اوقات فراغت انجام نشود چه بسا موجب بروز بسیاری از آسیبهای اجتماعی و ناهنجاریها در جامعه بشود.
با توجه به تنوع درخواستها و تمایلات افراد برداشتهای مردم از اوقات فراغت نیز بسیار متفاوت است و باید با توجه به نیاز جامعه، جنسیّت و مخاطبان مبادرت به برنامهریزی و فراهمکردن اسباب فراغت افراد کرد. با برنامهریزی صحیح در اوقات فراغت محیطی سالم و پویا برای جوانان میتوان زمینه را برای مسئولیّتپذیری و ورود آنان به اجتماع فراهم کرد.
بسیاری از استعدادها و نبوغ افراد در اوقات فراغت شناخته میشود و اگر از این اوقات استفاده بهینه شود، میتواند بر عملکرد یک جامعه تاثیرگذار باشد. و از آنجا که اوقات فراغت زمانی کاملا شخصی است و فرد در آن به اعمالی که دوست دارد مبادرت میورزد، بنابراین با رضایت و لذّت انجام میدهد و در این صورت است که تاثیر آن، دو چندان میشود. در این میان مهمترین عامل جلوگیری از انحرافات و برنامهریزی صحیح برای اوقات فراغت افراد، مساجد و سایر مراکز فرهنگی و تربیتی است. حال اگر این برنامهریزیها مطابق با جنسیت و فضای فرهنگی حاکم بر جامعه باشد، نتایج سودمندتر و بهتری در بر خواهد داشت. همچنین میتوان با برنامهریزی و سیاستگذاری صحیح
در مساجد، دورههای آموزشی متناسب با خصوصیات اخلاقی و رفتاری زنان و فعالیّتهای مرتبط با آنان در نظر گرفت تا علاوه بر کمک به اقتصاد خانواده زنان جامعه را به سمت مشاغل زنانه و متناسب با روحیات آنان هدایت کرد.
از این رو با توجه به خصوصیات دختران و تفاوتهای جنسیتی، جسمی و روحی آنان، باید اوقات فراغتشان نیز متفاوت از جنس مذکر باشد و بیشتر متناسب با مسائل روحی و روانی آنان برنامهریزی کرد. در این میان، باید خانوادهها با مساجد همکاری کنند و در شناسایی علایق و روحیات فرزندان، مساجد را یاری دهند. والدین میتوانند با توجه به خصوصیات شخصیتی، امیال و نقاط ضعف و قوت فرزند خود نحوة گذران اوقات فراغت او را مدیریت کنند.
آمار نشان میدهد میزان افسردگی زنان در جامعه بیش از مردان است. شاید یکی از دلایل بروز افسردگی عدم مدیریت صحیح اوقات فراغت زنان و دختران است. دختران به دلیل شرایط خاص فرهنگی و سنتی جامعه و فعّالیت کمتر نسبت به پسران و یا کمبود مراکز
تفریحی، رفاهی و ورزشی مناسب، بیشتر در معرض افسردگی قرار دارند.
اهمیت توجه به اوقات فراغت دختران در آنجا بیشتر به چشم میخورد که اگر به درستی برنامهریزی و هدایت شود، دختران که در آینده قرار است نقش مادری، همسری و نقشهای مختلف اجتماعی را ایفا کنند، میتوانند بر اجتماع تأثیرات مهم و اساسی بگذارند. با ایجاد فضاهای فرهنگی، خلّاقانه و متناسب با روحیات دختران در مساجد و دیگر مراکز فرهنگی و تربیتی میتوان سلامت روحی و روانی جامعه را نیز تأمین کرد.
بدون تردید در جامعة امروز ما، ارتباطات و گردهماییهای سنّتی زنان، از جمله اجتماعات مذهبی و مناسکی منعقد در مساجد و حسینیّهها و مانند آن اهمّیت و کارکرد گذشته خود را همچنان حفظ کردهاند؛ زیرا براساس ارتباط میانفردی چهره به چهره، گروهی و صمیمانه و همدلانه شکل گرفته و تداوم مییابد و از آنجا که زنان در چنین فضایی با دریافت آنی عکس العمل و یا بازخورد دیگران نسبت به رفتارخویش مواجهاند، به عنوان مؤثرترین بستر و زمینه اجتماعی در ایجاد تعامل و ارتباط سازنده میان آنان میتواند مورد توجّه قرار گیرد.
به هر حال، اماکن مذهبی، مانند مساجد و حسینهها، به دلیل ماهیت مذهبی و شکل خود جوش و مردی خود توانایی جذب افراد بسیاری را دارند؛ محدودیتهای جنسیتی زنان درمورد حضور یافتن در اجتماع و انجام فعالیّتهای مذهبی و فرهنگی را نیز از میان برمیدارند و میتوانند به عنوان
کانونهایی بالقوه مدّ نظر و توجه قرار بگیرند و با برنامهریزیهای منسجم و هدفمند تقویت شوند. زیرا کارکردهای مثبت زیادی از جمله بالا بردن سطح آگاهی زنان شرکت کننده و حداقل آگاهیهای مذهبی و تربیتی، حضور در محیطی دوستانه که منجر به حل برخی مشکلات شخصی و روانی میگردد. انجام فعالیت در امور خیریه و عام المنفعه، پر کردن اوقات فراغت، ایجاد شالودهای برای رسوم اخلاقی جامعه؛ کنترل اجتماعی و راهنمایی و اشاعه ارزشها. جهت دادن به نذورات و انفاقات، ایجاد احساس اطمینان و خودباوری در زنان، مبادلة اطّلاعات و برانگیختن حس مشارکت داوطلبانه و تأثیرات روانشناختی برروی زنان را به دنبال دارد.
حضور زنان در جامعه و تلاش و مجاهدت آنان در عرصههای مختلف اجتماعی از موضوعات و مسائل مهمّی است که همواره از مباحث بنیادین بوده است.
از دیدگاه تعالیم مقدس اسلام، زنان از کلّیّه حقوق اجتماعی بهرهمند میباشند و هیچ مانع و حصاری نمیتواند راههای حضور فعّال آنان در جامعه را سدّ نماید و این انسان خلاّق را که نیمی از پیکر جامعه انسانی است، از بهرهرسانی به اجتماع محروم گرداند.
آنچه مهم است، اینکه اسلام در عین این که از حضور زن در عرصههای اجتماع، مانند حضور در مسجد و... جلوگیری نکرده، چارچوب را نیز در نظر گرفته تا هم برای به بار نشستن اهداف اسلام بکوشند و هم حیثیّت انسانی آنان دستخوش طمع دشمنان قرار نگیرد و پاکدامنیشان نیز حفظ شود؛ ازاینرو، زنان را تا جایی که حضورشان به فساد آلوده نشود، از شرکت در اجتماع نهی نمیکند، بلکه در بعضی موارد شرکت آنها را واجب میکند؛ مانند حجّ که بر مرد و زن به یک اندازه واجب است و حتّی شوهر هم حقّ ممانعت از همسر خود ندارد. گفتار قائلین به افضلیّت نماز زن در خانه نیز ناظر به اهمیّت به حجاب و پوشش زن است.
اگر زنی بتواند خود را از دید نامحرم بپوشاند و یا دیدگان خویش را از نگاه بیگانه فرو بندد، حضور او در مسجد منعی ندارد.
همانطور که در زمان رسول خداJ و دیگر حضرات معصومان علیهم السلام زنها با حفظ حجاب و پوشش اسلامی، در نماز جماعت مسجد حضور پیدا میکردند.
امام خمینی قدس سره در این باره فرموده است: «اگر (زنان) بتوانند کاملاً خود را از نامحرم حفظ کنند، بهتر است در مسجد نماز بخوانند». (موسوی الخمینی، مسئله، ٨٩٣)
همچنین حضرت آیت ا... مکارم شیرازی میفرمایند: «برای زنها بهتر آن است که نماز را در خانه بخوانند، ولی اگر خود را از نامحرم به خوبی حفظ کنند، بهتر است در مسجد بخوانند، و اگر راهی برای یاد گرفتن مسائل اسلامی، جز از طریق رفتن به مسجد وجود ندارد، واجب است به مسجد بروند». (مکارم شیرازی، مسئله ٨١٧)
حضور زن در مسجد بسیار حائز اهمیت است؛ چون او مربّی و پرورش دهنده نسلهاست. امام خمینی قدس سره دراین باره میفرماید: «زن مربّی جامعه است، از دامن زن انسانها پیدا میشوند، مرحله اوّل مرد و زن صحیح، از دامن زن است... زن با تربیت صحیح خود، انسان
درست میکند و با تربیت صحیح خود کشور را آباد میکند». (در جستجوی راه از کلام امام، دفتر سوم، ص١١١)
آری؛ بانوان محجّبه با حضور در مساجد و اماکن مذهبی، برای انجام عبادات، کسب دانشهای اجتماعی و اخلاقی و سیاسی و... و خلاصه متخلّق شدن به اخلاق الهی میتوانند در برابر هجمههای فرهنگی دشمنان مبارزه نمایند و در پرتو کسب این آگاهیها از کانون مساجد و اماکن مذهبی، در ایفای نقش خانوادگی و در تربیت نسل شایسته و کارآمد، بسیار موفّق و نسلی متفکّر و سیاستمدار و مؤمن و متعبّد و تلاشگر به جامعه انسانی تقدیم نمایند.
به هر حال باید به هوش باشیم که، در این برهه از زمان حفظ نظام جمهوری اسلامی و تحکیم پایههای اقتدار آن از مهمترین وظایف مسلمانان است که اصولاً جنسیّت بردار نیست؛ یعنی مهمترین وظایفی است که هرکس به دلیل مسلمانی برعهده دارد؛ وظیفهای که بر اساس قانون تزاحم مصالح، بر تمام احکام فردی و اجتماعی اولویّت دارد. بنابراین، در این راستا چه زنان و چه مردان، میبایست حضوری فعّال داشته و نشاط سیاسی جامعه اسلامی را همواره با تقویت روح دینداری و عابدانه خود حفظ کنند.
قرآن کریم.
نهج البلاغه سید رضی.
آلوسی البغدادی، ابی الفضل شهاب الدین السید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، بیروت، داراحیاء التراث، چاپ چهارم، 1405 ق.
آمُدی، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الکلم، تصحیح سید مهدی رجایی، قم، دارالکتاب الاسلامی، چاپ دوم، 1410ق.
ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قم، مکتبة آیة الله المرعشی، بیتا.
ابن أبی الفتح الإربلی، کشف الغمة، الطبعة الثانیة، بیروت، دارالاضواء، 1405ق.
ابن اثیر، اسدالغابة، تهران، انتشارات اسماعیلیان.
ابن جوزی، عبدالرحمنبن علی، احکام النّساء، تحقیق عبدالمجید طعمه الحلبی، بیروت، دارالمعرفه، 1417ق.
ابن جوزی، عبد الرحمن بن علی، زاد المسیر فی علم التفسیر، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1407ق.
ابن حزم اندلسی، علی بن احمد، 384 - 456ق، المحلّی فی شرح المجلی بالحجج والآثار، تحقیق: احمد محمد شاکر، بیروت، دار الفکر.
ابن خلدون، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالحمید آیتی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1363ش.
ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دارالصّادر.
ابن ماجه، محمدبن الحسین بن علی البیهقی، سنن ابن ماجه، بیروت، دارالفکر.
ابن منظور، لسان العرب، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1413ق.
ابوداود سلیمانبن اشعث السّجستانی، سنن ابیداود، بیروت، داراحیاء النّبویه.
ادهمی مصری، شیخ محمد کمال الدّین، مرآت النّساء.
اسلامپور کریمی، عسکری، مجلة پیام زن، نگاه آلوده و پیامدهای ناگوار آن، ش١٤٢، ص٦٨.
مجلة پاسدار اسلام، نقش عفاف و پاکدامنی در زندگی انسان، ش٢٧٩ و ٢٨٠ اسفند و فروردین ١٣٨٣و ش٢٨١، سال١٣٨٤.
الامام احمد حنبل، مسند احمد، بیروت، دارالفکر.
العک، الشّیخ خالد، موسوعة فقه المرأة المسلمه من الکتاب والسّنه.
النووی، محی الدّینبن شرف، المجموع، بیروت، دارالفکر، 1407ق.
امینی، ابراهیم، تربیت، قم، مؤسسه بوستان کتاب قم، چاپ اول، 1381ش.
انصاریان، حسین، نظام خانواده در اسلام، قم، انتشارات امابیها، چاپ یازدهم، 1378ش.
بحرانی، یوسف بن احمد، حدائق النّاضره، قم، مؤسسة النّشر الاسلامی، بیتا.
بخاری جعفی، محمّدبن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1419ق.
پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، مجموعه کلمات قصار پیامبر صلی الله علیه و آله با ترجمه فارسی، تهران، انتشارات جاویدان، چاپ اول، 1374ش.
حائری (شاهباغ)، سید علی، شرح قانون مدنی ایران، تهران، کتابخانه گنج دانش، 1379 ش.
حرّ عاملی، محمدبن حسن، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ پنجم، 1409ق.
حسام الدّین هندی، کنز العمّال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1409ق.
حسینی عاملی، سید محمدجواد، مفتاح الکرامه، بیروت، مؤسسة الأعلمی، 1416 ق.
حلّی، علّامه حسن بن یوسف، تذکرةالفقهاء، قم، مؤسسه آلالبیت علیهم السلام لاحیاءالتراث، 1414 ق
رازی، فخرالدین محمدبن عمر، التفسیرالکبیر (مفاتیح الغیب)، تحقیق عبدالرّحمن محمّد، مصر، قاهره، 1357 ق.
زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، المکتبة الحیاة.
زرکشی، محمدبن عبدالله، اعلام المساجد باحکام المساجد، تحقیق ابو الوفاء مصطفی المراغی، دارالکتب المصریة، قاهره، 1403 ق.
سباعی مکّی، محمد، تاریخ کتابخانههای مساجد، محمدمکی السباعی، محمد عباسپور و محمدجواد مهدوی، مشهد، آستان قدس رضوی، 1373 ش.
سبزواری، محمدباقر، کفایة الاحکام، اصفهان، مدرسه مهدوی، بیتا.
سید قطب، فی ضلال القرآن، ترجمه مصطفی خرّم دل، تهران، نشر احسان، 1378ق.
شعیب النّسائی، احمد، سنن النسّائی، بیروت، دارالفکر، 1348ق/1930م.
شهید الأول، دروس الشرعیة، قم، مؤسسه نشرالاسلامی، 1412 ق.
شهیدثانی (الجبعی العاملی)، زین الدّین بن علی، الروضة البهیه فی شرح المعه الدمشقّیه، قم، انتشارات داوری، چاپ اوّل، 1410ق.
شهید ثانی، مسالک الافهام الی تنقیح الشراع الاسلام، مؤسسة المعارف الاسلامیة، 1416ق.
شیخ صدوق، الخصال، قم، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 1403ق.
صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن، قم، انتشارات فرهنگ اسلامی، 1408 ق.
صدوق، ابو جعفر محمّد بن علی، علل الشرایع، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1385ق.
صدوق، ابیجعفر، محمدبن علی بن حسین بن باویه قمی، من لایحضره الفقیه، بیروت، دارالاضواء، چاپ ششم، 1405ق.
طباطبای، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران، مؤسسه انتشاراتی اسماعلیان، چاپ سوم، 1392 ق.
طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروةالوثقی، بیروت، مؤسسة الأعلمی، 1409 ق.
طبرسی، ابوالفضل علی بن حسن بن فضل، مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاءالتراث، 1423ق.
طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، تصحیح علاء الدین علوی طالقانی، مؤسسة اعلمی، نجف اشرف.
طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تصحیح وتعلیق سیدهاشم رسولی محلاتی، تهران، مکتبة العلمیة الاسلامیه، چاپ اوّل.
طوسی، شیخ الطائفه، ابیجعفر محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، بیروت، دارالاضواء، چاپ سوم، 1406ق.
طوسی، محمدبن حسن، المبسوط فی فقه الامامیة، تهران، مکتبة مرتضویّة، 1388ق.
طوسی، محمد بن حسن، الأمالی، قم، دارالثّقافة، 1414ق.
طوسی، محمّدحسن، التبیان فی تفسیر القرآن، تحقیق احمد حبیب قصیر العاملی، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی.
عبد الحلیم ابوشقه، تحریر المرأة فی عصر الرّسالة، کویت، دارالعلم، 1411 ق.
عبد علی بن جمعه العروسی الحویزی، تفسیر نورالثّقلین، قم، اسماعیلیان، چاپ چهارم، 1412 ق.
عصاره، علیرضا، «برنامهریزی برای اوقات فراغت»، مجله تربیت، شماره10، 1374ش.
علیبابائی، احمد، برگزیده تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1382ش.
عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، تهران، چاپخانه علمیه، 1380ق.
فراهانی، مجتبی، تعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینیu ، تبیان، دفتر18، معاونت پژوهشی مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینیu ، 1378، چاپ دوم، ص292.
فراهیدی، عبدالرّحمن الخلیل بن احمد، کتاب العین، طبع الثّانیة، مؤسسة دارالهجرة، 1409 ق.
فیض کاشانی، مولی محسن، تفسیر صافی، تحقیق حسین اعلمی، قم، الهادی، چاپ دوم، 1416ق.
فیّومی، احمدبن محمد، «المصباح المنیر»، قم، دارالهجرة، 1409ق.
قائمی، علی، اقامة نماز در دوران کودکی و نوجوانی، تهران، انتشارات ستاد اقامة نماز، 1375ش.
قشیری النیشابوری، ابی الحسن مسلمبن حجاج، صحیح مسلم، بیروت، دارالإحیاء التّراث العربی.
قمی، علی، تفسیر القمی، قم، دار الکتاب، 1404ق.
کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، تحقیق و تعلیق علی اکبر غفاری، بیروت، دارالأضواء، چاپ سوم، 1405ق.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفا، 1404ق.
مجلسی، محمدتقی، روضة المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه.
محقق
اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1409 ق.
محقق داماد، سید مصطفی، بررسی فقهی حقوق خانواده نکاح و انحلال آن، تهران، نشر علوم اسلامی، 1372 ش.
مطهری، مرتضی، مسئلة حجاب، تهران، انتشارات صدرا، چاپ اوّل، 1367ش.
مشکینی، علی، الزّواج فی اسلام، قم، نشر مؤلّف، بیتا.
مکارم شیرازی، ناصر و جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، قم، دارالکتب الاسلامیه، چاپ پنجم، 1368ش.
موسوی خوئی، سید ابوالقاسم، منهاج الصّالحین(المعاملات)، قم، نشر مدینة العلم، چاپ بیست و هشتم، 1410 ق.
موسوی الخمینی، سیدروح الله، تحریر الوسیله، قم، اسماعیلیان.
مولوی، جلال الدّین بلخی، مثنوی معنوی، تهران، انتشارات پژوهش.
نجفی، محمد حسن، جواهرالکلام، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1392ق.
نعمانبن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، مصر، دارالمعاف، 1385ق.
نوری مازندرانی، حاج میرزاحسین، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، چاپ اول، 1408ق.
واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، دانشگاه تهران، 1361ش.
یوسفی، باقر، «چگونگی گذران اوقات فراغت»، مدیریت درآموزش و پرورش، شماره 13، تابستان 1374، 77ـ87.