سخنان بزرگان دانشمندان درباره حضرت خدیجه سلام الله علیها

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سخنان بزرگان، دانشمندان درباره حضرت خديجه سلام الله عليها

پدیدآورنده: واحد تحقیقات مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان

نوع: مقاله

تعداد صفحات: 8

منبع: دانشنامه حضرت خدیجه

اشاره

در صدد اين نيستيم كه با اين سخنان، منزلت ام المومنين سلام الله عليها را بالا ببريم، زيرا براي علو درجه، و رفعت مقام اين بانو، كافي است آن احاديثي كه از رسول گرامي صلي الله عليه و آله در فضيلت و بيان مقام والاي او روايت گرديده است را بخوانيم.

غرض از اين سخنان آن است كه، خواننده گرامي لمس كند كه دانشمندان و نويسندگان و مورخان، با گذشت ادوار ، واختلاف مذاهب و فرقه ها، در ستايش و مقدس شمردن اين بانو اتفاق نظر دارند. همه ي آنها خديجه را با كمال نيكي ياد كرده اند، براي آنكه در وجود او عقيده ي صادق و ايمان استوار و فداكاري و از خودگذشتگي در راه مبدأ مشاهده نموده اند، در حالي كه مي بينيم برخي از زنان پيغمبر را با طعن و انتقاد ياد مي كنند، و در آنها به موقعيتها و موضع گيري هايي اشاره مي نمايند، كه هيچ يك از آنها جاي رشك و حسد نيست و اين همان فرقها و امتيازاتي است كه ميان آنها و خديجه وجود دارد.

1-ام سلمه به پيغمبر صلي الله عليه و آله گفت:

تو از خديجه امري را ذكر نمي كني، مگر اينكه او آنچنان بود كه مي گويي. جز اينكه به سوي پروردگارش شتافت. پس خداوند اين را براي او گوارا كند، و ميان ما و او را در بهشت خود گرد آورد.(1)

2-زبير بن بكار گفته است:

خديجه در جاهليت طاهره خوانده مي شد.(2)

3-ابن اسحاق گفته است:

خديجه براي اسلام وزير صداقت بود.(3)

4-همو گويد:

خديجه زني دور انديش و شريف و خردمند بود، با آن كرامتي كه پروردگار آن را براي او خواسته بود.(4)


1) - اعيان الشيعه، ج 15، ص 79.

2) - سير اعلام النبلاء، ج2، ص82؛ اسدالغابه، ج5، ص 435؛ الاصابه، ج4، ص 273.

3) - اسدالغابه، ج5، ص 439.

4) - سيره ابن هشام، ج1، ص 200.

5-هشام بن محمد گفته است:

رسول الله صلي الله عليه و آله خديجه را دوست داشت، و به او احترام مي گذاشت، و در همه ي كارها با او مشورت مي كرد. او وزير صدق و راستي بود، و او نخستين كسي است كه به پيغمبر ايمان آورد، و پيغمبر تا زماني كه خديجه حيات داشت، هرگز همسر ديگري برنگزيد. همه ي فرزندان آن حضرت جز ابراهيم از خديجه اند.(1)

6-ابن هشام صاحب كتاب معروف «السيرۀ النبويۀ» مي نويسد:

خديجه صاحب نسب والا، داراي برترين شرافت، صاحب بيشترين ثروت و حريص ترين بانوان قريش به حفظ امانت و التزام به معيارهاي اخلاقي، عفت و كرامت انساني بود و لذا بلندترين قله ي شرف را به خود اختصاص داده بود.

7-ابن اثير گفته است:

خديجه زني دور انديش و خردمند و شريف بود، با آن همه بزرگواري و كرامتي كه پروردگار براي او اراده كرده بود. پس خديجه به نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله كس فرستاد و ازدواج خود را بر او پيشنهاد نمود. او شريف ترين زنان قريش از لحاظ نسب بود، و از همه ي آنها ثروتمندتر و شريف تر بود. همه ي قوم او بر ازدواج با او حريص بودند، اگر بدين امر قدرت داشتند.(2)

8-محمد بن احمد ذهبي، پيشتاز رجاليون عامه گفته است:

ام المؤمنيني و سرور زنان جهانيان زمان خويش است و او ام القاسم، دختر خويلد بن اسد بن عبدالعزي بن قصي بن كلاب قريش اسدي، و مادر فرزند رسول خدا صلي الله عليه و آله است. وي نخستين بانويي است كه اسلام آورد، و پيش از هر كس پيغمبر را تصديق نمود و به


1) تذكره الخواص، ص 312.

2) الكامل في التاريخ، ج2، ص 14.

او پر دلي و شجاعت داد، واو را به نزد پسر عموي خويش ورقه برد.

مناقب خديجه فراوان است، و او از ميان زنان كسي است كه به مرحله ي كمال رسيده است. او خردمند و با جلال و متدين و پاكدامن و بزرگوار و از اهل بهشت بود. پيغمبر صلي الله عليه و آله او را ستايش مي كرد، و بر ديگر زنان مومنان برتري مي داد و او را بسيار بزرگ مي داشت، تا جايي كه عايشه مي گفت: به زني رشك نبردم آنچنان كه به خديجه حسد ورزيدم، زيرا كه پياكبر صلي الله عليه و آله او را بسيار ياد مي كرد.

دليل بر گرامي بودن خديجه نزد پيغمبر صلي الله عليه و آله آن است كه حضرت پيش از او با زني ازدواج ننمود. پيغمبر از او داراي فرزناني شد، و با وجود او همسر ديگري انتخاب نكرد، و كننيزي نگرفت، تا اينكه او عوت حق را لبيك گفت. پس پيامبر از فقدان او غمگين گشت، زيرا او بهترين خويشاوند بود. از مال خويش به پيامبر انفاق مي كرد، و پيغمبر صلي الله عليه و آله براي او تجارت مي نمود، و خداوند به او فرمان داد كه خديجه را به خانه اي زبرجدين در بهشت، كه در آن سر و صدايي، و رنج و اندوهي نباشد بشارت دهد.(1)

9-همو مي نويسد:

خديجه سرور بانوان بهشت، فرزانه ي قريش، از تيره ي اسد، جليل القدر، متدين، خويشتن دار، بزرگوار، از بانوان بهشتي و يكي از بانواني بود كه به قله ي كمال رسيده بودند.(2)

10-جمال الدين ابوالفرج، عبدالرحمن بن جوزي گفت است:

چون امر نبوت ظاهر شد، خديجه به اسلام گرويد. او


1) سير اعلام النبلاء، ج2، ص 81.

2) سير اعلام النبلاء، ج2، ص 109.

نخستين بانويي است كه به او ايمان آورد و پيغمبر هم با زن ديگر ازدواج ننمود، تا اينكه او از دنيا رفت. همه ي فرزندان آن حضرت جز ابراهيم از خديجه اند.(1)

11-عبدالملك بن هشام گفته است:

خديجه دختر خويلد به او ايمان آورد، و آن چه را كه از خداوند به پيغمبر آمده بود تصديق كرد. پس پرورگار بدين امر بار اندوه را از پيغمبرش سبك كرد، و پيغمبر جواني ناخوشايند و تكذيبي از براي رسالتش كه او را غمگين كند نشيند، مگر اينكه خداوند آن را به وجود خديجه بر طرف ساخت، هنگامي كه پيامبر به نزد او برگشت.(2)

12-حافظ عبدالعزيز جَنابِذي حنبلي در كتاب خود به نام (معالم العتره النبويه) گفته است:

خديجه سلام الله عليها زني دورانديش و خردمند و شريف بود. او در آن روز از لحاظ نسب پاكترين قريش و شريف ترين و ثروتمندترين آن ها بود. همه ي قومش سخت بر ازدواج با او حريص بودند، ولي او خودداري ورزيد، و ازدواج خود را بر پيغمبر صلي الله عليه و آله پيشنهاد كرد، و گفت: اي پسر عمويم من به تو ميل و رغبت دارم، به خاطر خويشاوندي تو از من، و شرف تو در قومت و امانتت نزد آنها و خوش اخلاقيت و راستي گفتارت.(3)

13-اشرف علي هندي گفته است:

خديجه از بهترين زنان پيغمبر و محبوبترين آنها بدو بود.و او در انتظار نبوت پيغمبر بود و اين امر را از پسر عمويش مي پرسيد، واز دلايلي كه آنها ار مي شناخت سئوال مي كرد، و اين را به او خبر مي داد و مي گفت: سوگند به پروردگار، او نبي منتظر است.

14-سيد عبدالحسين شرف الدين گفته است:

خديجه صديقه ي اين امت ، و از حيث ايمان به پروردگار، وتصديق كتاب او، و ياري رسول


1) صفوه الصفوه، ج2، ص 2.

2) السيره النبويه، ج1، ص 275.

3) الفصول المهمه، ص 133.

خدا صلي الله عليه و آله نخستين كس است. او مدت بيست و پنج سال با پيغمبر بي آنكه زني ديگر در زندگي او شريك باشد زندگي كرد، و اگر در حيات باقي مي ماند، پيغمبر باز هم سريك ديگري براي او انتخاب نمي كرد. او در تمام طول زندگاني زناشويي شريك درد و رنج پيغمبر بود. زيرا كه با مال خود به او نيرو مي بخشيد، و با تمام گفتار و كردار از او دفاع مي نمود، و به او آنچه را كه از عذاب و درد كافران در راه رسالت واداي آن نصيبش مي كردند تسلي مي داد. او با علي عليه السلام در غار حرا بود، هنگامي كه اولين بار وحي نازل شد.(1)

15-عبدالله علايلي گفته است:

خديجه از دردهاي مبارزه اي كه همنشين پيغمبر در آن وارد مي شد استقبال مي كرد، و در امواج اين مجاده و پيكار دوشادوش با او در كمال فعاليت و شكيبايي و قاطعيت و خداجويي غوطه ور مي گشت ، بي آنگه سست شود يا هراسي به دل راه دهد. بلكه از اين پل هاي غم و اندوه، و حوادث سنگين، با تبسمي از بزرگواري و عظمت عبور مي كرد، آن چنان كه نظير اين جز از سازندگان تاريخ سابقه نداشته است. او با سينه ي باز و گشاده و قامت شعله ور از ايمان، خود از طوفان حوادث استقبال مي كرد، بي آنكه احساسي از بازتابي ويرانگر، و يا اضطرابي چون صاعقه داشته باشد.(2)

16-عمر ابونصر گفته است:

به خديجه، دختر خويلد، بانوي جليل القدر عرب شرف نسب و كرامت گوهر، و سروري قبيله، و عزت عشيره، و فراواني مال ختم شده


1) عقيله الوحي، ص 20.

2) مثلهن الاعلي – خديجه بنت خويلد- ص 98.

است. به همين علت نياز تهيدست را برآورده مي كرد، و گرسنه را اطعام مي نمود، و برهنه را مي پوشانيد. پس خديجه در اخلاق ونسب و ثروتش ميان قوم خود و همگنانش يگانه و منحصر بود.(1)

17-دكتر علي ابراهيم حسن گفته است:

هرگاه بخواهيم نمونه اي از يك همسر با اخلاص و پاكدامن و زني با وقار و خردمند نشان دهيم، بهتر از خديجه ام المومنين ( مادر مومنان) نمي توانيم پيدا كنيم. اين بانوي بسيار خردمند، جاهليت و اسلام را درك كرد، و در هر دو دوره، از منزلتي ممتاز بهره داشت، تا جايي كه طاهره ناميده مي شد. پس او ميان مال و جمال و كمال را در يك جا جمع كرد، و اين صفات سه گانه هرگاه در يكجا جمع شوند، كه معمولاً كم اجتماع مي كنند، به زن آثاري از عظمت و بلندي مقام مي دهند، و حال خديجه اين چنين بود.

و او گفته است: همچنين خديجه سلام الله عليها نخستين بانويي بود كه به اسلام گرويد، و از همان زمان با همسرش نماز مي گزارد، و با تشويق و شجاعت دادن او را ياري مي نمود، و از روح خود او استواري و نيرو مي بخشيد. پيغمبر صلي الله عليه و آله بيرون مي رفت، تا اسلام را به قوم بشارت دهد، ولي از آنها جز تكذيب و اهانت به دست نمي آورد. پس غمگين و نااميد به خانه بر مي گشت، و اين خديجه بود كه غم را از چهره ي او مي زدود، و نا اميديش را به اميد مبدل مي ساخت، و كار را بر او آسان مي كرد.(2)

18-عمر رضا كحاله گفته است:

خديجه به


1) فاطمه بنت محمد، ص 6.

2) نساءٌ لهنّ في التاريخ الاسلامي نصيب، ص 21- 23.

سال 68 هجري از خانه ي مجد و سروري متولد شد، و بر اخلاق پسنديده پرورش يافت، و به دور انديشي و خرد، و پاكدامني متصف گرديد، تا اينكه قومش او را در جاهليت طاهره ناميدند.(1)

19-بودلي، در كتاب خود به نام ( رسول) گفته است:

اطمينان خديجه به مردي كه او را دوست مي داشت،و تصديق او، و ايمان به او، تا واپسين دم، افزاينده ي جو اعتمادي است كه درنخستين مراحل عقيده وجود داشت، آن مراحلي كه امروز هر يك نفر از شش نفر ساكنان عالم مديون آن است.(2)

20-سليمان كتاني گفته است:

خديجه دوستي خود را به همسرش بخشيد، و حال آنكه احساس بخشش نمي كرد، بلكه احساس مي كرد محبت و دوستي از او مي گيرد، و همه ي سعادت را از او كسب ي كند. پروتش را به او بخشيد و حال آنكه احساس نداشت كه مي بخشد، بلكه اين احساس داشت، كه از او هدايت را كه بر همه ي گنجهاي روي زمين برتري دارد كسب مي نمايد. پيغمبر به نوبه ي خود به او دوستي و قدرشناسي داد، :ه همين امر او را به عاليترين درجه رسانيد، و او هخم احساس نمي كرد كه آن را به خديجه داده است، بلكه مي گفت: « ما قام الاسلام الا بسيف علي ثروه خديجه»؛ ( اسلام جز به شمشير علي، و ثروت خديجه بر پا نشد). پيغمبر عمر و بهترين دوره ي جواني خود را به او بخشيد ، و به جاي او همسر ديگري هم انتخاب نكرد، تا اينكه او روي در نقاب خاك كشيد، و پيغمبر باز هم اين احساس را نداشت، كه آن را به او بخشيده است، بلكه مي گفت:


1) اعلام النساء، ج1، ص 326.

2) بطله كربلاء، ص 14.

نه، سوگند، پروردگار مرا بهتر از او عوض نداده است. او به من ايمان آورد، هنگامي كه مردم مرا تكذيب كردند، و با مال خويش مرا ياري نمود. هنگامي كه ديگران مرا محروم كرده اند.(1)

21-سهيلي گويد:

خديجه صاحب خانه ي اسلام بود. و آن گاه كه او ايمان آورد، خانه ي اسلام بر روي زمين جز خانه ي او نبود.(2)

22-همو گويد:

حضرت خديجه سرور بانوان قريش بود، در جاهليت و اسلام به «طاهره» ملقّب بود.(3)

23-ابن حجر گويد:

سر منشأ اهل البيت خديجه است نه جز او. زيرا حسنين از فاطمه اند و فاطمه دختر اوست. و علي هم در خانه ي خديجه بزرگ شد و سپس با دختر او ازدواج كرد.(4)

24-همو گويد:

خديجه بر اين حريص بود كه رضايت پيامبر را به هر شكل ممكن جلب نمايد. و هرگز از او چيزي ديده نشد كه موجب خشم و غضب آن حضرت شود، چنانكه از ديگران ديده شد.(5)

25-همو گويد:

خديجه در نخستين لحظات بعثت، رسالت آن حضرت را تصديق نمود، اعتقاد راسخ و ثبات قدم او نشانگر يقين كامل ، عقل وافر و عزم راسخ او بود.(6)


1) فاطمه الزهراء و ترفي غمد، ص 112.

2) روض الانف، ج2 ، ص 426.

3) - الروض الانف، ج1،ص 215.

4) فتح الباري، ج8، ص 138.

5) همان، ص 138.

6) فتح الباري، ج8، ص 134.