ghaemiyeh.com
نام کتاب:امام علی علیهالسلام از زبان پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله در منابع شیعه و سنی
مؤلف:سید محمد شفیعی مازندرانی
ناشر:انتشارات مسجد مقدّس جمکران
تعداد صفحات: 64ص
زبان: فارسی
تاریخ نشر:تابستان 1386
نوبت چاپ:اوّل
چاپ:پاسدار اسلام
شمارگان:2000 جلد
قیمت:400 تومان
شابک:7 - 096 - 973 - 964 - 978
مرکز پخش:انتشارات مسجد مقدّس جمکران
فروشگاه بزرگ کتاب واقع در صحن مسجد مقدّس جمکران
تلفن و نمابر:7253700 ، 7253340 - 0251
قم - صندوق پستی:617
«حق چاپ مخصوص ناشر است»
در منابع (شیعه و سنی)
سیّد محمّد شفیعی مازندرانی
نام کتاب:امام علی علیهالسلام از زبان پیامبر صلیاللهعلیهوآله در منابع (شیعه و سنی)
مؤلف:سید محمد شفیعی مازندرانی
ناشر:انتشارات مسجد مقدّس جمکران
تاریخ نشر:تابستان 1386
نوبت چاپ:اوّل
چاپ:پاسدار اسلام
شمارگان:2000 جلد
قیمت:400 تومان
شابک:7 - 096 - 973 - 964 - 978
مرکز پخش:انتشارات مسجد مقدّس جمکران
فروشگاه بزرگ کتاب واقع در صحن مسجد مقدّس جمکران
تلفن و نمابر:7253700 ، 7253340 - 0251
قم - صندوق پستی:617
«حق چاپ مخصوص ناشر است»
اشاره:··· 11
یادگار خاتم النبیین و تبیین کننده قرآن··· 11
علی مترجم فرهنگ قرآنی··· 12
صدیق و فاروق··· 13
علی اوّلین مؤمن··· 13
علیٌ مِنِّی··· 15
جایگاه علی علیهالسلام نسبت به پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله··· 16
قلبی را که خدا آزمود و پذیرفت··· 16
مولای شماست··· 18
حجت بر خلق··· 19
خلیفه بعد از من است··· 20
علی علیهالسلام خلیفه من··· 20
آثار ولایت (اعجاز ولایت)··· 21
غفران الهی··· 25
علی علیهالسلام عامل عاقبت بخیر شدن··· 26
لعنت بر مخالفان··· 27
علی خروج از ایمان··· 28
کیفر انکار ولایت علی علیهالسلام··· 28
نشان کفر··· 29
تقاضای پیامبر صلیاللهعلیهوآله··· 31
اصل و فرع··· 32
حق با علی است··· 33
یک ضربت تاریخ ساز و یکتا··· 34
بهشت در اشتیاق دیدار چهار تن··· 35
میزان و معیار··· 36
نشانه محبت به رسول خدا صلیاللهعلیهوآله··· 37
ملاک حسب به پیامبر··· 37
موقعیت اهل بیت علیهمالسلام··· 38
علی علیهالسلام و مهدی علیهالسلام··· 39
ذوالفقار و جوانمرد روزگار··· 40
بهترین بشر··· 40
صراط مستقیم··· 41
همه خواهان اویند··· 41
حسادت نسبت به علی··· 42
منافقشناسی··· 43
اهل بیت شناسی··· 43
سه مسأله در حق علی علیهالسلام در شب معراج··· 44
هرکجا هستم تو هستی··· 45
زینت علی علیهالسلام از زبان پیامبر صلیاللهعلیهوآله··· 45
اعجاز ولایت علی··· 46
عامل قبولی عبادت··· 46
مودت به علی علیهالسلام عبادت است··· 48
ملاک سعادت و شقاوت··· 49
اعجاز حب علی علیهالسلام··· 50
عاقبت درگیری با علی علیهالسلام··· 53
کسی که در فضل علی علیهالسلام تردید میکند··· 54
به من دشنام داد و مرا آزرد··· 54
کسی که از بیعت با علی علیهالسلام بیرون رود··· 55
قاتل علی علیهالسلام··· 56
در عزای علی··· 57
فهرست منابع··· 59
علی علیهالسلام در کلام رسول خاتم صلیاللهعلیهوآله جایگاهی خاص و بیش از دیگران مطرح میباشد و این بسیار معنی دار است چرا که اگر این گونه توجّه از ناحیه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله برای کسی غیر از امیرمؤمنان علیهالسلام مطرح بود. بدون تردید، آن شخص در چشم انداز جامعه به عنوان:
الف) محبوب قلب پیامبر صلیاللهعلیهوآله
ب) فرد مورد نظر پیامبر صلیاللهعلیهوآله
ج) اسوه و الگوی امت پیامبر صلیاللهعلیهوآله و امام و پیشوای مسلمانان
د) وصی و جانشین پیامبر صلیاللهعلیهوآله
مطرح میشد و بدون تردید مجموعه آنچه در اینجا میخوانید و نیز آنچه در سایر منابع شیعه و سنی آمده است. در حق هیچ کسی جز امیرمؤمنان علیهالسلام مشاهده نمیشود و همین مسأله از موارد تمایز اساسی میان آن حضرت با سایرین میباشد.
خاطر نشان میکند تا بدانند که تفسیر چهره ربانی پیامبر صلیاللهعلیهوآله را باید در امیر مؤمنان علیهالسلام و سایر اهلبیت او بیابند.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله به عناوین مختلف به حقیقت مورد نظر خود یعنی معرفی علی علیهالسلام و توجه دادن امّت و فراخوان آنها به سوی اهل بیت علیهمالسلام میپرداخت.
راز اصلی این توجّه، سوق دادن جامعه به سوی اهل بیت علیهمالسلام و همواره بیان فضایل آنان است که جامعه به خود آید و بیندیشد که اگر شخصی یا جمعیتی مورد توجّه و ستایش پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله میباشد. بدون شک (آن کس یا آن جمعیت) لیاقت اسوه بودن و پیشوایی مردم را دارد و بر امت تکلیف است تا چنین فرد یا جمعی را به رهبری و اسوهگی خود برگزینند و با انتخاب چنین اسوهای، «حجت» بر انتخاب کننده تمام بوده و در پیشگاه خدا در قیامت با خاطری آسوده میتواند اظهار بدارد که خدایا من از کسی پیروی کردم که مورد ستایش پیامبر عظیم الشأن اسلام صلیاللهعلیهوآله بود.
آری! پیامبر اعظم به عناوین مختلف از جمله با عبارت یادگار خود، علی علیهالسلام را در کنار قرآن قرار داده است آنجا که فرمود:
من دو چیز گرانبها در بین شما مردم به امانت میگذارم، یکی کتاب خدا قرآن است و دیگری علی بن ابی طالب است که او را به امامت به شما
میسپارم؛ و علی برای شما از قرآن برتر است زیرا علی کسی است که معنای قرآن را بیان میکند و مفسر قرآن است.(1)
بدون شک رسول خاتم صلیاللهعلیهوآله درباره هر کسی که بفرماید: «و هو الصدیق الاکبر و هو الفاروق» آن کس مورد اقتداء جامعه قرار میگیرد و پیامبر صلیاللهعلیهوآله دوستان راستین وی را اسوه خود بر میگزیند و شکی نیست که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله تعبیرهای این گونه را فقط در ستایش امیرالمؤمنین به کار برده است. در حدیثی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آمده است:
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله با اشاره به حضرت علی علیهالسلام فرمود: این علی اوّلین کسی است که به من ایمان آورده است او اوّل کسی است که در روز قیامت با من روبوسی میکند. او همان راست کردار بزرگ است. او نقطه امتیاز حق و باطل است. او پیشوای بزرگ مؤمنان است و پول و ثروت پیشوای منافقان است.(2)
به زودی بعد از من فتنه و آشوب بهپا میگردد. در آن زمان علی را رها نکنید و به هر طرف که علی بایستد، با همان طرف باشید. زیرا علی در قیامت کسی است که مرا میبیند و اول کسی است که با من روبوسی میکند علی همان راست کردار بزرگ است. او نقطه امتیاز این امت است و به وسیله علی حق از باطل جدا میشود علی پیشوای بزرگ مؤمنان است در حالی که پول و ثروت همه چیز و پیشوای منافقین است».(1)
«وَ قَدْ رُوی مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدُاللّهِ بْنِ أَبِی رَافِعْ، عَنْ أبِیه، قال اتیت اباذر بالربذة اودعه، فلما اردت الانصراف، قال لی و لا ناس معی ستکون فتنة، فاتقوا اللّه، و علیکم بالشیخ علی بن أبی طالب، فاتبعوه، فانی سمعت رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله یقول (له انت اوّل من آمن بی، و اوّل من یصافحنی یوم القیامة، و انت الصدیق الاکبر، وانت الفاروق الّذی یفرق بین الحق و الباطل، و انت یعسوب المؤمنین، والمال یعسوب الکافرین، و انت اخی و وزیری، و خیر من اترک بعدی، تقضی دینی و تنجز موعدی».(2)
«أوّل من آمن بی و اوّل من یصافحنی یوم القیامة، و هذا الصدیق
الاکبر، و هذا فاروق هذه الامة یفرق بین الحق و الباطل و هذا یعسوب المؤمنین، والمال یعسوب الظالمین - قاله لعلی. (طب عن سلمان و أبی ذر معا، هق، عد- عن حذیفة».(1)
«عن علی قال: أنا یعسوب المؤمنین و المال یعسوب الظلمة (أبو نعیم) عن أبی مسعر قال: دخلت عَلی عَلیٍ و بین یدیه ذهب فقال: أنا یعسوب المؤمنین و هذا یعسوب المنافقین، و قال: بی یلوذ المؤمنون و بهذا یلوذ المنافقون (أبو نعیم)».(2)
بدون شک، تنها در حق «امیرمؤمنان» و بعضی از فرزندان و یاران ویژه اوست که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «علیّ منی» البته با «پسوندهای» مختلف از جمله: «علی منی و انا من علی -(3)، علی منی و انا منه - علی منی بمنزلة هارون... [و قابل ذکر است که از میان زنان، فاطمه زهرا علیهاالسلام تنها کسی است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در مورد ایشان فرمودند: «فاطمة منی»].(4)
حُسِین مِنِّی - حَسن مِنِّی - سَلمان مِنِّی - عَلی مِنِّی.(5)
1) . کنز العمال، ج 11، ص 616.
2) . کنز العمال، ج 13، ص 119.
3) . سنن الترمذی، ج 5، ص 44؛ «عن حبشی بن خباده قال: قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله: علی منی و انا من علی و لا یؤدی عنّی إلاّ اَنا او علیّ».
4) . وسائل الشیعه، ج 720، ص 232، ح 25510/3؛ صحیح بخاری، ج 4، ص 47، س 19.
5) . الاختصاص، ص 222، س 5.
علی از من است و من از علی هستم. دین و بدهیهای مرا کسی پرداخت نمیکند جز خودم و یا علی.(1)
جایگاه علی نسبت به من همانند جایگاه هارون نسبت به برادرش موسی است. به جز اینکه بعد از من پیامبری نمیآید وگرنه همان گونه که هارون بعد از موسی به مقام پیامبری رسید علی هم بعد از من به مقام پیامبری میرسید.(2)
ج 2، ص 382، ح 5945؛ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 43، ح 115؛ صحیح بخاری، ج 14، ص 245، ح 3470؛ صحیح مسلم، ج 15، ص 174 الی 176؛ مختصر تاریخ دمشق، ج 8، ص 323، ش 167؛ ج 23، ص 59، ش 92؛ کنز العمال، ج 11، ص 606، ش 32931 الی 32931؛ مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 215، ش 1467؛ ج 3، ص 39، ش 11278.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله
میان امت از قلب علی علیهالسلام سخن به میان آورد و اعلام کرد که قلب علی علیهالسلام از پس امتحانهای خدا برآمده و مورد قبول پروردگار متعال قرار گرفت و بدون شک پیامبر صلیاللهعلیهوآله سخنان فوق را در حق کسی میفرمود،
که بتواند مقتدا و اسوه اهل ایمان قرار گیرد و ایشان فقط در حقّ «علی»چنین سخنانی را بر زبان آورداند. در حدیثی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آمده است:
علی جان تو سرپرست حوض کوثری و پرچم رهبری امت اسلام به دست توست، تو همان انجام دهنده تعهداتی که من در مکه داشتهام هستی، تو وارث علم منی، تو امانتدار میراث پیامبرانی، تو امین خداوند در زمینی، تو حجت خدا بر بندگان خدایی، تو ستون اصلی ایمانی، تو چراغ هدایت در شب تاریک ابری هستی، تو برج دیدبانی هدایت بشری، تو همان پرچم بر افراشته برای پیشرفت و ترقی همه موجودات دنیایی. هرکس از او پیروی کرد نجات یافته است و هرکس از تو روی گردان شد هلاک گردید. تویی آن راه روشن و تویی آن صراط مستقیم به سوی پیشرفت. تو رهبر همه
الگوهای درخشندهای، تویی همان پیشوای دینی مردمان، تو مولا و سرپرست همه کسانی هستی که من مولی و سرپرست آنهایم و من هم مولی و سرپرست همه مردان مؤمن و زنان مؤمنه هستم. جز حلال زاده (یا کسی که در پاکی متولد شد) هیچ شخص دیگری تو را دوست نمیدارد و به جز حرام زاده هیچ کس دشمن تو نمیشود، آنگاه که به معراج به سوی آسمانها رفتم خداوند هیچ سخنی با من نگفت مگر در آن سخن از تو نامی میان آورد و فرمود: سلام مرا به علی برسان و برای مردم روشن کن و بگو که علی پیشوا و مهمترین دوستان خداست و روشنی بخش راه همه روندگان مسیر اطاعت پروردگار است. علی جان این عظمت و بزرگواری گوارایت باد.(1)
مولی و سرپرست او هستم علی نیز مولی و سرپرست اوست.(2)
1) . امالی شیخ صدوق، ص 252، ح 14، م 50؛ بشارة المصطفی، ص 95، ح 300؛ بحارالانوار، ج 38، ص 100، ح 20؛ ینابیع الموده، ج 1، ص 397.
2) . سنن ابن ماجه، ج 1، ص 45، ح 121؛ حلیة الاولیاء، ج 2، ص 26، ح 4643؛ الآغانی، ج 5، جزء 9، ص 181؛ انساب الاشراف، ج 2، ص 355؛ امالی صدوق، ص 81، م 20؛ س 7؛ سنن ترمذی، ج 5، ص 591، ح 3713؛ عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 97، ح 227؛ ص 112، ح 279؛ جواهر المطالب، ج 1، ص 83، ب 13؛ خصائص نسائی، ج 132، ح 81؛ فرائد السمطین، ج 1، ص 66، ح 32، ب 10؛ تذکرة الخواص، ص 64؛ مناقب خوارزمی، ص 182، ح 221؛ مستدرک حاکم، ج 2، ص 141، ح 2589؛ مختصر تاریخ دمشق، ج 8، ص 323، ش 167؛ کنز العمال، ج 13، ص 170، ش 36514 - 36515؛ مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 105، ح 643.
حِزْبِی حِزْبی، وَ حِزْبی حزبُ اللّهِ أعْدَائِهِمْ حِزْبُ الشَّیْطَان»؛
هرکس مایل است به کشتی نجات سوار شود و به دستاویز مطمئن الهی چنگ زند و دست بر ریسمان استوار الهی دراز کند، پس ولایت علی را بپذیرد و با دشمنان علی به دشمنی برخیزد و امامت پیشوایان یازده گانه از فرزندان او را پذیرا شود. زیرا آنان جانشینان و اوصیاء من هستند و بعد از من حجت خدا بر مردمند و سروران امت من هستند و رهبران و راهنمایان پرهیزگاران به سوی بهشتند. حزب آنان حزب و گروه من است و حزب من حزب اللّه و حزب و گروه دشمنان آنان حزب الشیطان هستند.(1)
1) . حلیهالابرار، ج 2، ص 440، ح 5؛ ینابیع الموده، ج 2، ص 316.
چنانکه اشاره شد، رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به عناوین مختلف امیرمؤمنان را معرفی میکرد تا امت پس از ارتحال آن خورشید بدانند که باید به کدام سمت دست دراز کنند لذا از علی علیهالسلام به عنوان خلیفه پس از خود یاد کرد. آن حضرت فرمود: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَتَمَسَّکَ بِدِینِی وَ یَرْکَبَ سَفِینةَ النَجاة بَعْدِی فَلْیَقْتَدِ بِعَلِیّ بْنِ أبِی طَالِبِ وَلْیعادِ عَدوّهُ وَلْیُوالِ وَلِیَّهُ فَاِنَّهُ وَصِیّی وَ خَلِیفَتِی عَلَی اُمَّتِی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ وَفَاتِی وَ هُوَ إمَامُ کُلِّ مُسْلِم وَ أمیِرُ کُلِّ مُؤمِنٍ بَعْدِی قَولُهُ قَوْلِی وَ أمْرُهُ أمْرِی وَ نَهْیَهُ نَهْیِی وَ تَابِعَهُ تَابِعی وَ نَاصِرُهُ ناصِرِی وَ خَاذِلُهُ خَاذِلی»؛
هرکس مایل است متوسل به دین شود و مرا سند و حجت خود قرار دهد و بعد از من بر کشتی نجات سوار شود، باید پیرو علی بن ابی طالب علیهالسلامباشد و با دشمن علی دشمنی کند و با دوستان علی، دوست باشد زیرا علی چه در زمان حیات من و چه بعد از من وصی و جانشین من در ولایت بر مردم است. او پیشوای همه مسلمانان است و بعد از من فرمانده هر مؤمنی است. گفتار علی، گفتار من است، امر و نهی علی، امر و نهی من است، پیرو علی پیرو من است، یاری دهنده به علی، یاری دهنده به من است خوار کننده و ضربه زننده به علی خوار کننده من است.(1)
1) . کمال الدین، ص 260، ح 6؛ بحارالانوار، ج 39، ص 254، ح 75.
حُجَّتِی وَ بَابُ اللّه و بَابِی وَ صَفِیّ اللّهِ وَ صَفِیّی وَ حَبِیبُ اللّه وَ حَبِیبِی وَ خَلِیلُ اللّهِ وَ خَلِیلِی وَ سَیْفُ اللّهِ وَ سَیْفِی وَ هُوَ أَخِی وَ صَاحِبِی وَ وَزِیرِی وَ وَصِیِّی مُحِبَّهُ مُحِبِّی وَ مُبْغِضَهُ مُبْغِضِی وَ وَلِیُّهُ وَلِیِّی وَ عَدُوُّهُ عَدُوِّی وَ حَرْبُهُ حَرْبِی وَ سِلْمُهُ سِلْمِی وَ قَوْلُهُ قَوْلِی وَ أمْرُهُ أمْرِی و زَوجَتُهُ اِبْنَتِی وَ وُلْدُهُ وَلْدِی وَ هُوَ سَیدُ الوَصیین وَ خَیْرُ اُمتی أجمعین»؛
علی بن ابی طالب جانشین خدا در زمین و جانشین من است و حجت خدا در زمین و حجت من بر روی زمین است و دروازه ارتباط با خدا و دروازه ارتباط با من است و برگزیده خداوند و برگزیده من است. و دوست خداوند دوست من است و یار مهربان و صادق (دوست ویژه) خداوند و یار مهربان و صادق (دوست ویژه) من است و شمشیر خدا و شمشیر برنده من است او برادر من و ملازم و همراه من، و وزیر و وصی من است. دوستدار او دوستدار من است، کینه دار از او کینه دار از من است و مددکار و یاری دهنده او مددکار و یاری دهنده من است. جنگ با او جنگ با من است و صلح با او صلح با من است و گفتار او گفتار من است و دستورش دستور من است و همسرش دختر عزیز من است و فرزندان او فرزندان من هستند و او سرور بزرگ همه جانشینان من است و از همه امت من بهتر است.(1)
ولایت اهل بیت علیهمالسلام اعجاز میکند و در سرنوشت انسانها جدا
1) . امالی شیخ صدوق، ص 169، ح 17، م 36؛ کنز الفوائد، ص 185، س 27؛ بحارالانوار، ج 26، ص 263، ح 47؛ بشارة المصطفی، ص 60، ح 44؛ ینابیع الموده، ج 1، ص 369.
تأثیرگذار است که برخی از جلوههای اعجاز آن عبارتاند از:
حلال زادگی افرادی که ولایت را نپذیرند بچههایشان «خبیث الولادهاند» و لذا حلالزادگی را از طریق قبول ولایت میتوان کشف کرد.
پذیرفته شدن ایمان آدمی در بارگاه الهی
دستیابی به حکمت
دستیابی به سعادت و گریز از شقاوت
تجارت از مهالک
مبتلا نشدن به خسرانها
دستیابی به غفران الهی (مورد عفو قرار گرفتن برخی از گناهان)
عاقبت به خیر شدن و خشنود گشتن
قال صلیاللهعلیهوآله: «اَلنَّظَرُ إِلی علی بن أبی طالب علیهالسلام عِبَادَةُ وَ ذِکْرُهُ عِبَادَةُ وَ لاَ یُقْبَلُ إیمانُ عبدٍ إلاّ بِوِلاَیَتِهِ وَ البَرائَةِ مِنْ أعْدائِهِ»؛
نگاه به چهره علی بن ابی طالب عبادت است و بر زبان آوردن نام او عبادت است، و بدون پذیرش ولایت علی و بیزاری جستن از دشمنان علی، خداوند ایمان هیچ کس را نمیپذیرد.(1)
1) . المناقب، ص 32، ح 2؛ کفایة الطالب، ص 252.
رُوحِکَ مِنْ رُوحِی، وَ سَرِیرَتِکَ سَرِیرَتِی وَ عَلاَنِیَتُکَ مِنْ عَلاَنِیَتِی، وَ أَنْتَ إِمَامُ اُمَّتِی، وَ خَلِیفَتِی عَلَیْهَا بَعْدِی، سَعِدَ مَنْ أطاعَکَ وَ شَقِیَ مِنْ عَصَاکَ وَ رَبِحَ مَنْ تَوَلاّکَ وَ خَسِرَ مَنْ عَادَاک، وَ فَازَ مَنْ لَزِمَک، وَ هَلَکَ مِنْ فَارَقَکَ مَثَلَکَ وَ مَثَلُ الأَئِمَةِ مِنْ وُلْدِکَ بَعْدِی مَثَلُ سَفِینَةِ نُوحِ مَن رَکِبَها نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرَقَ وَ مَثَلَکُمْ مَثَلُ النُّجُومَ کُلَّمَا غَابَ نَجْمُ طَلَعَ نَجْمُ إِلَی یَوْمَ القِیَامَةِ»؛
علی جان من شهر دانش و حکمت هستم و تو دروازه ورود به آن شهری و هرگز نمیتوان وارد شهر شد مگر با عبور از دروازه شهر. دروغگوست کسی که نسبت به تو کینه دارد امّا مدعی است دوستدار من است. زیرا تو از من میباشی و من از تو هستم. گوشت و خون تو از گوشت و خون من است و روح تو از روح من است و پنهانیهای تو (در ارتباط با خدا) همانند رفتار علنی من است تو پیشوای امت من هستی و جانشین من بعد از من در بین امت من هستی. خوشبخت است کسی که مطیع فرمان تو باشد و بدبخت است کسی که از فرمان تو سرپیچی کند، آن کس که ولایت تو را پذیرفت سود کرده است و آن کس که با تو دشمنی کند زیان برده است. هرکس که همواره ملازم رکاب و همراه تو باشد رستگار است. و هر کس از تو جدا شود هلاک شده است. جایگاه تو و امامان یازدهگانه از فرزندانت بعد از من...».(1)
1) . فرائد السمطین، ج 2، ص 243، ح 517، ب 47؛ کافی، ج 2، ص 239، ح 27؛ امالی شیخ صدوق، ص 22، ح 18، م 25؛ حلیة الاولیاء، ج 1، ص 103، ح 193؛ مختصر تاریخ دمشق، ج 18، ص 16.
آیا مایلید شما را بر چیزی راهنمایی کنم که اگر به آن برسید هرگز گمراه و هلاک نمیگردید. اصحاب عرض کردند: آری ای پیامبر خدا.
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله فرمود: امام و پیشوای شما علی بن ابی طالب است پس در کنارش باشید و به او کمک کنید و او را تصدیق کنید (یا به او خیانت نکنید) البته که برادرم جبرئیل به من دستور داده است این سفارش را به شما داشته باشم.(1)
هنگامی که قیامت فرا برسد تو را در حالی بر مرکبی از نور سوار وارد
1) . امالی شیخ صدوق، ص 386، ح 22، م 72؛ بحارالانوار، ج 38، ص 104، ح 28.
محشر میکنند و تاجی چهار پهلو روی سر، که بر پهلوی آن سه جمله نوشته است. (خدایی جز خدای یکتا نیست، محمد پیامبر خداست، علی ولیّ خداست) و کلیدهای بهشت را به دست تو میدهند سپس تخت و جایگاهی که به جایگاه کرامت معروف است برایت آماده میکنند و تو بر آن جایگاه مستقر میشوی و همه مخلوقات را در یک سطح و به صورت مساوی در برابرت حاضر میکنند و تو دستور میدهی که شیعیانت به سوی بهشت راهنمایی شوند و دشمنانت را به سوی آتش جهنم برانند. علی جان تو تقسیم کننده بهشت و جهنمی، هرکس که ولایت تو را بپذیرد رستگار شده است و هرکس که با تو دشمنی کند زیان دیده است. در آن روز تو از طرف خداوند امین بر همگان و حجت روشن خداوندی. و درود بر محمد و آل پاکش باد.(1)
1) . امالی، شیخ صدوق، ص 533، ح 10، م 95؛ بحارالانوار، ج 7، ص 339، ح 30؛ ینابیع الموده، ج 1، ص 249.
وَ مَنْ نَظَرَ إلی کِتَابَةٍ مِنْ فَضَائِلِهِ غَفَرَ اللّهُ لَهُ الذُّنُوبَ الَّتِی اِکْتَسَبَها بِالنَّظَرِ»؛
خداوند نیکو و بلند مرتبه برای برادرم علی بن ابی طالب خصلتها وفضیلتهای فراوانی قرار داده است که جز خدا کسی توان مشخص کردن شمارگان آن را ندارد. و هرکس با اعتقاد و اقرار یک فضیلت از فضیلتهای حضرت علی علیهالسلام را برای دیگران بیان کند خداوند گناهان و آینده او را میآمرزد گرچه گناهانش در مقیاس، برابر همه زمین و آسمان باشد و هرکس یک فضیلت از فضایل حضرت علی بن ابی طالب علیهالسلام را بنویسد خداوند فرشتگان را مأمور میکند تا آن نوشته باقی است برای نویسنده آن طلب مغفرت کنند.
هرکس به بیان یک فضیلت از فضیلتهای حضرت علی علیهالسلام گوش فرا دهد خداوند همه گناهانی را که او از طریق گوش انجام داده است میآمرزد. هرکس به نوشتهای که در آن یک فضیلت از فضائل علی بن ابی طالب مکتوب باشد نگاه کند، خداوند همه گناهانی که او از طریق چشم انجام داده است را میآمرزد.(1)
هرکس دوست دارد زندگیاش همانند زندگی من و مردنش همچون
1) . امالی شیخ صدوق، ص 119، ح 9، م 28؛ روضة الواعظین، ص 114، س 14؛ حلیة الابرار، ج 2، ص 122، ح 10؛ بحارالانوار، ج 26، ص 229، ح 10.
مردن من باشد و در بهشت «عدن» که پروردگارم آماده کرده است ساکن شود، باید بعد از من ولایت و سرپرستی علی را بپذیرد.(1)
چنانکه در شمارههای پیش اشاره شد رسول خاتم به عناوین مختلف امیرمؤمنان را معرفی میکرد تا امت بدانند پس از ارتحال آن حضرت به کدام «بیت» روی بیاورند و در کنار آن مخالفان اهل بیت و دشمنان ولایت را مورد نفرین خود قرار میداد تا کسی جرأت مخالفت با اهل بیت علیهالسلام در سر نپروراند و باعث ضلالت امت نگردد و در احادیث فراوانی از آن حضرت آمده است:
علی از من است و من از علی هستم کسانی که با علی نبرد کنند، خداوند با آنان به مبارزه بر میخیزد. خدا لعنت کند کسی را که با علی مخالفت کند علی پیشوای همه جانشینان و امامان بعد از من است. هرکس خود را بیشتر و برتر از علی بداند همانند این است که خود را از من برتر دانسته است.
1) . امالی شیخ طوسی، ص 578، ح 1195/1؛ تاریخ دمشق ترجمه امام علی علیهالسلام، ج 2، ص 98، ح 603 الی 605؛ مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام، ج 1، ص 426، ح 332؛ حلیة الاولیاء، ج 1، ص 127، ح 264؛ مستدرک حاکم، ج 3، ص 130، ج 4642.
هرکس از علی جدا شود همانند این است که از من جدا شده است. هرکس خود را بر علی ترجیح دهد و خود را از علی بهتر بداند همانند این است که خود را بر من ترجیح دهد و بهتر بداند. من در صلح و آرامشم با کسی که با علی در صلح و آرامش باشد و میجنگم با کسی که با علی در جنگ باشد و دوستدار کسی هستم که ولایت علی را بپذیرد و دشمنی دارم با کسی که دشمن علی باشد.(1)
خارج شدن از دین، گاهی ظاهری است و گاهی ناپیدا و باطنی است. آدم مرتد ظاهراً از اسلام روی بر میتابد و خارج میگردد لکن آدم «ضد ولایت» در عرصهای نا آشکار و ناپیدا از اسلام خارج گشته است لذا در کلامی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میخوانیم:
کسی که ولایت علی را نپذیرد و فضیلت علی را انکار کنند و با دشمنان علی روابط دوستانه داشته باشند و بر همین حالات از دنیا بروند خارج از اسلام از دنیا رفتهاند.(2)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله تلاش میکرد تا امت از اندیشه و فکر مخالفتورزی در برابر جانشین راستین او منصرف گردد و چنین اندیشهای را در سر نپروراند لذا میفرمود کسی که پس از من ولایت علی را نپذیرد و با او به جنگ برخیزد کافر است. در حدیثی از آن حضرت آمده است:
علی بن ابی طالب هرگز ستمکار نیست و برای ستم کردن آفریده نشد ولایت و سرپرستی مردم بعد از من با علی است و حکم و دستور واجب الاجراء بعد از من دستور علی است و تنها سخن نهایی تعیین کننده سخن علی است. و جز شخص کافر هیچ کس از ولایت علی سر نمیتابد و از گفتار و دستورش سرباز نمیزند و جز شخص مؤمن هیچ کس این توفیق را ندارد که سرپرستی و گفتار و دستورات علی را بپذیرد.(1)
وقتی قیامت بپا شود منادیان با هفت اسم علی را صدا میزنند
1) . کافی، ج 7، ص 352، ح 8؛ امالی شیخ صدوق، ص 428، س آخر؛ وسائل الشیعه، ج 29، ص 257، ح 35577/1؛ بحارالانوار، ج 21، ص 362، ح 5.
و میگویند ای دوست ؛ ای راهنما؛ ای عبادت کننده، ای هدایتگر، ای هدایت شده، ای جوان، (و در نهایت) ای علی؛ هم اکنون تو و پیروانت بدون اینکه برای حسابرسی معطل شوند به سوی بهشت حرکت کنید.(1)
و لولا أنْ یَکُونَ دَاودَ خطیباً فی الجَنان، لاَُعْطِیَ مَثلُ صَوْتِهِ، وَ إِنَّ عَلِیاً أَوَّلَ مَنْ یَشْرَبُ مِنَ السَّلسبیل وَ الزَّنْجَبِیل لا یَجوزُ لِعَلِیٍّ قدمُ عَلَی
الصِّرَاط إلاّ وَثْبَتَتْ لَهُ مَکَانِهَا اُخْری، وَ إِنَّ لِعَلیٍّ وَ شِیعَتِهِ مِنَ اللّهِ مکاناً یَغْبَطَهُ بِهِ الْأَوَّلُون و الآخرون»؛
وقتی قیامت بر پا شود خداوند قدرتی همانند قدرت جبرئیل به حضرت علی علیهالسلام عنایت میکند و نوری همچون نور ساطع از چهره حضرت آدم به علی علیهالسلام میدهد و بردباری و حلمی همانند حلم فرشته رضوان به علی علیهالسلام میدهد و زیباییای همچون زیبایی حضرت یوسف به حضرت علی علیهالسلام میدهد و از صوت خوش صدایی نزدیک به زیبایی صدا و صوت حضرت داوود به حضرت علی علیهالسلام میدهد. (البته اینکه صدایش در درجه مساوی با صوت حضرت داوود نیست به این دلیل است که بهشت برای اشتباه نشدن دو صدا، حضرت علی یک درجه با صوت داوود تفاوت دارد). علی علیهالسلام اول
1) . مناقب خوارزمی، ص 319، ح 323.
کسی است که از آب سلسبیل(1)
و زنجیل مینوشد هیچ جای پایی از علی بر پل صراط از بین نمیرود مگر اینکه در عوض آن جای پای دیگری آماده میشود. برای علی و شیعیانش در قیامت جایگاهی است که به خاطر آن جایگاه همه مخلوقات از اولین و آخرین آرزو میکنند کهای کاش مقامی همطراز مقام علی بن ابی طالب داشتند.(2)
پنج خواهش و خواسته رسول خدا را خداوند متعال در مورد امام علی علیهالسلام برآورده ساخته است و این «پنج خواسته» عبارتاند از:
التُّرابَ عَن رأسی وَ أنْتَ مَعی فَأعْطَانی.
وَ أَما الثانیة: فَسَأَلْتُ رَبِّی أَنْ یُوقِفَنِی عِنْدَ کَفَةِ المیزان وَ أَنْتَ مَعِی فَأَعْطَانی.
وَ أَما الثالثة: فَسَأَلْتُ رَبِّی أَنْ یَجْعَلْکَ حَامِلُ لَوَائِی وَ هُوَ لَواءُ اللّهِ عزوجل الأکبر، عَلَیْهِ المُفْلِحونَ وَالفَائِزُونَ فِی الْجَنَّةِ فَأعطانی.
وَ أَما الرابعة: فَسَأَلْتُ رَبِّی أَنْ تُسْقِی أمتی مِنْ حَوضِی فَأعْطَانِی.
وَ أَما الخامسة: فَسَأَلْتُ رَبِّی أَنْ یَجْعَلْکَ قَائِدَ أمَّتِی إلی الجنة فأعطانی»؛
من در مورد تو ویژگیهایی را از خدا خواستم و به من عنایت کرد.
از خداوند خواستم هنگام صور اسرافیل و برخاستن از خاک در حالی زمین بشکافد و من خاک را از رویم پاک کنم و در محشر حاضر شوم که تو همراه من باشی و خداوند این درخواستم را پذیرفت.
از خداوند خواستم در حالی در پای میزان عمل برای حساب پس دادن حاضر شوم که تو همراه من باشی، و خداوند در خواستم را پذیرفت.
از خداوند خواستم پرچم من که همان پرچم بزرگ خداست و در بهشت همه رستگاران و نجات یافتهها زیرا آن پرچم جمع میشوند را در دست با کفایت علی قرار دهد و خداوند درخواستم را پذیرفت.
از خداوند درخواست کردم که در کنار حوض من، حوض کوثر برای آب دادن به امت من، علی ساقی باشد و خداوند درخواست مرا پذیرفت.
از خداوند خواستم که راهنما و ساربان امت من به سوی بهشت علی باشد و خداوند درخواستم را پذیرفت. خدای را ستایش میکنم از اینکه بر من منت نهاد و این درخواستها را پذیرفت.(1)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله راجع به راهنماییهای امت برای روزگار پس از خود چیزی را فروگذار نکرد و همواره آنان را به سوی «اصل و فرع» فراخوانده است که کنایه است از اطاعت از رسول و وصی که راه صحیح و مطمئن از
1) . فرائد السمطین، ج 1، ص 106، ح 76، ب 19؛ مناقب خوارزمی، ص 293، ح 280؛ خصال، ص 314، ح 93- 94.
این طریق و کانال میباشد و جز این راهی نیست. آن حضرت فرمود:
خداوند همه مردمان را از شجرهها و نسلهای گوناگون آفرید ولی من و تو را از یک شجره و ریشه خلق کرد. به گونهای که من اصل آن درختم و تو شاخه آن درختی. پس خوشا به حال کسی که به اهل درخت ایمان بیاورد و از میوههای شاخه درخت بهره ببرد.(1)
خوارزمی، ص 143، ح 165؛ خصال صدوق، ص 21، ح 72؛ مختصر تاریخ دمشق، ج 17، ص 317.
در روزگار اختلافها کسی را باید در کنار خود داشت تا راه حق از باطل مشخص شود و معلوم شود که «حق» با کیست لذا رسول خدا صلیاللهعلیهوآله علی را به عنوان «تجلّی حق» معرفی کرد تا امت به آسانی، راه خدا را دریابند و دچار مشکل نگردند. آن حضرت میفرمود:
علی فرمانده آزاد مردان است علی نابود کننده فاسدان است، هرکس که
1) . امالی شیخ طوسی، ص 610، ح 1261؛ شواهد التنزیل، ج 1، ص 375، ح 395؛ مناقب
علی را یاری کند یاری شده و پیروز است و هرکس که خوار کند خوار شده و ذلیل است، آگاه باشید که حق همیشه و پیوسته با علی و همراه علی است، آگاه باشید که نه تنها حق همراه علی است بلکه حق تابع علی یعنی معیار تشخیص حق است، آگاه باشید و به علی تمایل نشان دهید و به طرف علی بروید.(1)
موقعیتهای حساس و سرنوشت ساز را نمیتوان با سایر موقعیتها مقایسه کرد لذا در فرهنگ اسلامی از چنین موقعیتها به عنوان «ایام اللّه» یاد میشود و حوادث خاص این ایّام را هرگز نمیتوان با حوادث دیگر مقایسه نمود.
جنگ خندق که یک جنگ غیر متعارف و نا برابر میان کفار و مسلمانان بود در آن نبرد ده هزار مهاجم مسلح با تجهیزات کامل به مسلمانان که مجموعا هزار و ششصد نیروی رزمی داشتند حمله کردند جنگی بسیار سرنوشت ساز که پیروزی هر یک از طرفین زمینه نابودی و شکست طرف دیگر را رقم میزد جنگی که رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهفرمود: «بَرَز الاسلام کُلُّهُ علی الکفر کلِّهِ» همه هستی اسلام در برابر همه هستی کفر قرار گرفت (یا همه مدافعات اسلام در برابر همه مدافعات کفر صف کشیدند) در چنین موقعیتی حساس، قهرمان بزرگ لشکر کفر عمرو بن عبدود توسط امیرالمؤمنین علی علیهالسلام کشته شد و شاخ فتنه مشرکان شکسته شد.
1) . مناقب خوارزمی، ص 177، ح 215؛ مستدرک حاکم، ج 3، ص 140، ح 4644؛ امالی شیخ طوسی، ج 3، ص 483، س 5؛ بحارالانوار، ج 38، ص 35، س اواسط.
و در پی آن روحیه سربازان کفر آسیبپذیر گشت بهگونهای که ابوسفیان رهبر فتنه جویان فرمان عقب نشینی را صادر نمود و با ذلت از مدینه راهی مکه گشتند و دیگر نتوانستند آرایش رزمی تهاجمی بگیرند. این پیروزی باعث شد که اسلام نجات یابد و مسلمانان تا روز قیامت مدیون فداکاری امیرمؤمنان میباشند و رسول اعظم اسلام صلیاللهعلیهوآله درباره این
ضربت تاریخساز فرمود:
نبرد علی با عمرو بن عبدود در روز جنگ خندق فضیلت و عظمتش از عبادت همه امت من (که تا روز قیامت عبادت کنند) برتر و بالاتر است.(1)
خوارزمی، ص 107، ح 112؛ مستدرک حاکم، ج 3، ص 34، ح 4327.
در برخی از احادیث آمده است که: «ضربة علی یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین».(2)
بعضی از مؤمنان در سایه برخی از خصلتها و اعمال است که در تاریخ زبانزد شده و چهرهای دیگر پیدا میکنند حتّی در جهان دیگر (در بهشت) نیز موقعیت ویژهای خواهند داشت آن چنانکه بهشت مشتاق حضور آنها است چنانکه درباره چهار تن از رجال برجسته اسلامی آمده
است که بهشت مشتاق دیدار و چشم انتظار آنها است. در حدیثی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آمده است:
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله جهت نجات امت از ضلالتها و انتخاب صحیح بر سر دو راهیها - علی علیهالسلام را به عنوان علامت حق و نشانه انتخاب صحیح معرفی کرد یعنی اگر در تصمیمهای شما راهی که مورد خشنودی علی است بدانید که آن تصمیم مورد رضای خداوند است وگرنه، باید گفت: سرانجام آن تصمیم ضلالت است و عاقبتی جز گمراهی و غضب الهی ندارد. بر این اساس رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بارها فرمود:
علی همواره همراه حق و حقیقت است و حق و حقیقت همواره همراه علی است این دو (علی و حق) هرگز از یکدیگر جدا نمیشوند تا اینکه در کنار حوض کوثر در روز قیامت با من ملاقات کنند.(2)
محبت به رسول خدا اعجاز بزرگ زندگی ماست و در سایه این محبت است که سعادتمندی انسانها رقم میخورد و الطاف الهی در همین راستا بر مخلوقات ارزانی میگردد.
کسی چه میداند که محبت او به رسول خدا صلیاللهعلیهوآله همان محبت مورد نظر خدا و رسول او میباشد یا خیر؟
در پاسخ این پرسش باید گفت: پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: هرکس که مرا
دوست دارد، علی را هم دوست دارد و بداند این محبت، محبت راستین است ولی اگر مرا دوست دارد و علی را دوست ندارد بداند که محبت او نسبت به من پنداری بیش نیست و دردی را دوا نمیکند و اعجازی از آن سر نمیزد. آن حضرت فرمود:
هرکس گمان کند که دوستدار من است، بدون اینکه (علی) را دوست بدارد دروغگو است (او مرا هم دوست ندارد).(1)
دوست داشتن پیغمبر هنر است ولی هنرمندانهتر آن است که بفهمیم از
1) . بحارالانوار، ج 27، ص 79، ح 17؛ عیون اخبار الرضا، ج 24: ص 98، ح 231؛ لسان المیزان، ج 5، ص 206.
کانال کدام حبّ است که میتوان به حبّ پیامبر رسید و از کانال کدام دشمنی است که از حبّ پیامبر محروم میشویم؟ در حدیثی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میخوانیم:
هرکس علی را دوست بدارد مرا دوست داشته است و هرکس نسبت به علی کینه داشته باشد همانند این است که نسبت به من کینه ورزیده است.(1)
موقعیت اهل بیت علیهمالسلام همان موقعیت «کشتی نوح» است هر کسی که به داخل آن قدم نهاده رستگار میشود. وگرنه به ضلالت گرفتار خواهد شد و نجات، در سایهسار محبّت و پیروی از اهل بیت علیهمالسلام است و هلاکت بر اثر دشمنی آنها میباشد در کلامی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آمده است:
علی جان وجود شما در بین مردم همانند وجود کشتی نوح است که هرکس سوار آن شد نجات پیدا کرد و هرکس به سویش نرفت در طوفان
1) . کشف الیقین، ص 227؛ تحف العقول، ص 459؛ جواهر المطالب، ج 1، ص 63، و ص 247، ب 40؛ مستدرک حاکم، ج 3، ص 141، ح 4648؛ اسد الغابه، ج 4، ص 411، ش 4970.
غرق شد، علی جان هرکس دوستدار شما بود نجات پیدا کرد و هرکس نسبت به شما کینه داشت و دوستی شما را رها کرد در آتش جهنم فرو افتاد.(1)
چنانکه در حدیث «ضربة علیّ یوم الخندق افضل من عبادة
الثقلین»(2)
اشاره کردیم مسلمانان تا قیام قیامت، سر سفره همت و فتح و پیروزی تابناک علی علیهالسلام در جنگهای با کفار، نشستهاند و در روزگار تفسیر از سنت و حقیقت دین نیز باید گفت: دین را «علی علیهالسلام» برای جویندگان زلال معارف آن تبیین خواهد کرد وقتی که او به شهادت رسید دشمنان در فرهنگ اسلامی «دخل و تصرفهایی» کردند و انحرافاتی در جامعه، پدید آوردند و کسی نمیتواند این انحرافات را به گونهای کامل از جامعه بزداید مگر (فرزندم) مهدی موعود چنانکه در حدیث نبوی میخوانیم:
خداوند این دین (دین اسلام) را به وسیله علی بن ابی طالب پیروز کرد و اگر علی به شهادت برسد فساد در امور دین وارد میشود و به هیچ وجه قابل اصلاح نیست مگر اینکه مهدی (قائم آل محمد) ظهور کند.(3)
مردی که در زبان پیامبر خاتم صلیاللهعلیهوآله «جوانمرد» معرفی شود برای مردم بلکه برای همه جهانیان، «اسوه» است، خط و اندیشه و رفتار او برای همگان، «حجت» است در فرهنگ اسلامی برخی ابزار دارای حرمت خاصی میباشد و از این قبیل شمشیر ذوالفقار است که در دستان مبارک امام علی علیهالسلام همواره در راه پیشبرد اهداف متعالی مکتب اسلام به کار گرفته شد. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در این مورد میفرمود:
شخصیتی مثل پیامبر خاتم اگر کسی را «خیر البشر» معرفی کند بدیهی است که برای همه دوستداران پیامبر صلیاللهعلیهوآله و جهانیان، اسوه و الگو است و البته رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از میان مسلمانان تنها در حقّ «علی علیهالسلام» این تعبیر را به کار برده است بدون شک، این عمل، بسیار حساب شده صورت گرفت تا امّت بدانند که «مرید» و «پیرو» کدام انسان باشد و زیباتر این که آن
1) . واقعه صفین، ص 478؛ کافی، ج 8، ص 110، ح 90؛ جواهر المطالب، ج 1، ص 189، ب 28؛ فرائد السمطین، ج 1، ص 252، ح 194، ب 48؛ مناقب خوارزمی، ص 167، ح 200؛ أمالی شیخ صدوق، ص 167، ح 10، م 36.
حضرت فرمود: هرکس علی را بهترین انسان بداند و این مسأله را نپذیرد کافر خواهد بود.
علی بهترین افراد از نسل بشر است و هرکس این را انکار کند کافر گردیده است.(1)
هنگامی که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در حق کسی بگوید: «انت الصراط
المستقیم» بدون تردید، همه پیامبر باوران تا ابد الدهر، آن کس را اسوه خود برخواهند گزید و آن حضرت تنها در حق علی علیهالسلام فرمود:
بدون تردید وقتی جهان بداند که زمین، آسمان، بهشت، بهشتیان به ویژه همه پیغمبران خواهان دیدار کسی هستند، مردم به سوی آن کس میگرایند و او را به عنوان اسوه برای خود بر میگزینند و نیز بدون تردید در
حق هیچ کسی جز «علی بن ابی طالب علیهالسلام» چنین مطلبی از زبان رسول خدا صلیاللهعلیهوآله جاری نشده است و رسول اعظم صلیاللهعلیهوآلهاین خبر را بسیار حساب شده به امت داد تا در زندگی خود پیرو چه کسی باشند آن حضرت فرمود:
بن أبِی طَالِب علیهالسلام»؛
در هنگامی که به معراج رفتم در هیچ آسمانی گشت نزدم، مگر اینکه یافتم همه اهل آن آسمان مشتاقانه در انتظار دیدار علی هستند و در بهشت هیچ پیامبری را ندیدم مگر اینکه احوال علی را میپرسید و مشتاقانه در انتظار دیدار علی بود.(1)
رسول خاتم صلیاللهعلیهوآله در مورد حسادت ورزیدن نسبت به امام علی علیهالسلام فرمود: هرکس نسبت به او جسارت روا بدارد نسبت به من جسارت نموده است یا هرکسی نسبت به او حسادت بورزد نسبت به من حسادت ورزیده است و در روایت دیگری رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
العمال، ج 11، ص 626، ح 33050.
کافرشناسی آسان است چون آدم کافر راهی جدا دارد و مؤمنشناسی نیز آسان است زیرا آدم مؤمن سیرهای ویژه دارد ولی: منافقشناسی کاری آسان نیست [آنچه در جامعه خطرآفرین میباشد همین منافق است] لذا رسول خدا «محک» و میزان لازم را معرفی کرد که هرکس با دل و جان پیرو علی علیهالسلام باشد مؤمن است ولی آن کس که با زبان، پیرو او و با عمل مخالف اوست باید به او لقب منافق داد.
آن حضرت فرمود:
علی بن ابی طالب سنگ محک سنجش بشر است. به وسیله علی خداوند تفاوت منافق و مؤمن را مشخص میکند».(1)
محبّت به اهلبیت علیهمالسلام و ذرّیه رسول اعظم صلیاللهعلیهوآله در زندگی دنیوی و اخروی، اعجاز میکند و جدا دست ما را میگیرد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله دختران و دامادهای متعدد داشت لذا جای این سؤال است که آیا همه وابستگان به آن حضرت را میتوان «اهل بیت علیهمالسلام» خواند؟ در پاسخ به همین مسأله آن حضرت فرمود:
1) . امالی شیخ طوسی، ص 363، ح 761/12، م 13؛ بحارالانوار، ج 38، ص 39، ح 15.
أنَّ اللّه تعالی - جَعَلَ ذُرّیّة مُحَمَّدٍ مِنْ صَلْبِ عَلِیٍّ»؛
خداوند فرزندان (نوهها و نبیرهها) هر پیامبری را از نسل و صلب خودشان قرار داده بود اما فرزندان (نوه و نبیرهها) محمد را از صلب و نسل علی و فاطمه قرار داده است.(1)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در ضمن گزارش سفر آسمانی خود در شب معراج فرمود: سه مسأله در باب معرفی علی بن ابی طالب به من وحی شده است.
در شب معراج وقتی به نزدیکترین مقام سیر الی اللّه رسیدم خداوند چند ویژگی در مورد علی بن ابی طالب به من وحی کرد.
علی آقای مسلمانان است.
علی مولی و سرپرست پرهیزکاران است.
علی برترین درخشندگی عرصه پاکی است.
علی پیشوای دینی مردم است.(2)
شیخ مفید، ص 173، ح 3، م 22؛ أمالی شیخ صدوق، ص 385، ح 17، م 72؛ ص 491، ح 9، م 89؛ مستدرک حاکم، ج 3، ص 148، ح 3، ص 148، ح 4668؛ اسد الغابه، ج 1، ص 97، ش 92؛ مختصر تاریخ دمشق، ج 17، ص 375؛ کنز العمال، ج 11، ص 620، ح 33011.
اگر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به کسی بگوید: تو در بهشت هر جا که من هستم تو نیز خواهی بود این سخن جایگاه و هدف خاصی را نشان میدهد او را به عنوان اسوه و الگو مشخص میکند. تردیدی نیست که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در حق امیرمؤمنان فرمود:
روز قیامت دست تو در دست من است هرجا که من میروم تو همراه من خواهی بود.(1)
علی آرایه جهان آفرینش است و اگر چیزی برای خود آن حضرت آرایه و زینت به حساب آید باید همه چشمها را بخود معطوف بدارد. در سخنی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهآمده است که:
زهد راستین
علاقمندی به مستمندان
به عنوان زینت امیرمؤمنان و نیز زینت ابرار، معرفی شده است در این حدیث آمده است:
1) . مختصر تاریخ دمشق، ج 17، ص 383؛ مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام، ج 2، ص 581، ح 1092.
بِزینَةِ أَحَبُّ إِلَی تعالی مِنها، هِیَ زِینَةُ الأبْرار عنداللّه عزوجل الزُّهدُ فِی الدُّنْیَا فَجَعَلَکَ لاَ تَرْزَأُ مِنْهَا شیئا وَ لاَ تَرْزَأُ الدُّنیا مِنْکَ شَیْئا وَ وَهَبَ لَکَ حُبَّ الْمَساکین فَجَعَلَکَ تَرْضی بِهِمْ أَتْبَاعَاً وَ یَرْضَونَ بِکَ إمَاما»؛
خداوند به تو زینتی داد که دوست داشتنیتر از این زینت را به هیچ یک از بندگانش نداد و آن همان زینت خوبان در نزد پروردگار؛ یعنی زهد و پارسایی در دنیا است. علی جان خداوند تو را آنگونه قرار داد که هیچ چشم داشتی به مال دنیا ندادی و دنیا هم نمیتواند ذرهّای از وجود تو را به خودش متعلق کند، خداوند به تو علاقه و محبت به مستمندان را عنایت کرد و تو را آنگونه قرار داد که پیروانت از تو و تو از آنها راضی هستی و آنان هم به داشتن پیشوایی چون تو خشنودند.(1)
[اوّلین کسانی که علی علیهالسلام را به عنوان برادر برگزیدهاند]
عبادت راستین عبادتی است که مقبول درگاه حق واقع گردد که شرط اصلی این مسأله دارا بودن «ولایت» است که اگر این شرط حاصل نگردد، عبادت نیز قبول نشود. به قول شاعر:
1) . حلیة الاولیاء، ج 1، ص 113، ح 223؛ اسد الغابة، ج 3، ص 597؛ امالی شیخ طوسی، ص 181، ح 303/5.
ولای مرتضی علی، چهها کند چهها کند
در جنان بسته را به روی خلق وا کند
نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو
به دشمن علی بگو، نماز خود قضا کند
در حدیثی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میخوانیم:
اولین فرشتگان آسمانی که علی بن ابی طالب را به عنوان برادر خود انتخاب کردند حاملان عرش خدا بودند. پس از آنان رضوان خزانهدار بهشت، علی را به عنوان برادر خود انتخاب کرد و پس از آن ملک الموت عزرائیل، علی را به عنوان برادر خود انتخاب کرد. البته عزرائیل با دوستان علی در هنگام جان کندن با ترحم برخورد میکند. او جان پیامبران الهی را نیز با ترحم میستاند. و اگر بندهای از بندگان خدا هزار سال ما بین رکن و مقام ابراهیم نماز بخواند و دوباره همان هزار سال را در همان مکان تکرار کند و بعد در حالی که نسبت به علی کینه در دل دارد بمیرد روز قیامت
خداوند او را با کشیدن سوراخ بینی در آتش جهنم خواهد افکند.(1)
هر کس علی را دوست بدارد خداوند نماز و روزه و عبادات شبانه (نافله شب) او را قبول میکند و دعاهایش را مستجاب مینماید.(2)
مودت به علی علیهالسلام نه تنها موجب پذیرفته شدن عبادت است بلکه «خود عبادت» است در حدیثی از رسول اعظم صلیاللهعلیهوآله آمده است:
علی دروازه دانش و راهنماییهای من است. علی کسی است که بعد از من همه آنچه که من به خاطر آن به رسالت مبعوث شدهام را برای مردم تفسیر و بیان میکند. علاقه و محبت به علی عین ایمان است و کینه ورزی نسبت به علی مظهر نفاق است. نگاه به چهره علی نگاه به مهربانیها است و دوستی با علی عبادت است.(3)
1) . ارشاد القلوب، ج 2، ص 82، س 7؛ کشف الغمه، ج 1، ص 101، س 16؛ بحارالانوار، ج 39، ص 110، ح 17؛ مناقب خوارزمی، ص 72، ح 49.
2) . فرائد السمطین، ج 2، ص 258، ح 536، ب 50؛ مناقب خوارزمی، ص 72، ح 51.
3) . کشف الیقین، ص 225؛ کنز العمال، ج 11، 614، ح 32981؛ کنز الفوائد، ص 215، س 18؛بحارالانوار، ج 40، ص 76، س 18.
[اعجاز حبّ علی علیهالسلام]
سعادت حقیقی، حبّ علی است و ملاک شقاوت دشمنیورزی و بغض به علی علیهالسلام است. در حدیثی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آمده است:
تبارک و تعالی بَاهی بِکُمْ وَ غَفَرَ لَکُمْ عامةً وَ لِعَلِیٍ خَاصَةً وَ إنِّی رسولُ
اللّهِ إلیکم غَیرُ مُحَابٍ لِقَرابَتی هذا جبرئیل یُخْبِرُنی أَنَّ السَعیدَ کُلَّ السعیدِ حق السعیدِ مَنْ أَحَبَّ عَلِیّاً فی حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ وَ إِنَّ الشَّقِّیَ کُلَ الشقِّیِ مَن أبْغَضَ عَلِیّاً فِی حَیَاتِهِ وَ بَعْدَ وَفاتِه»؛
خداوند به طور عموم به وجود شما بندگانش افتخار میکند و همه شما را میآمرزد و به وجود علی بن ابی طالب به نحو ویژهای افتخار میکند من پیامبر خدایم و میدانید که هیچ تعصبی نسبت به قبیله و فامیل خودم ندارم امّا جبرئیل به من خبر داد و گفت: خوشبختترین خوشبتیها و آنکه همه خوشبختی را جمع کرده باشد کسی است که چه در حیات علی و چه بعد از شهادت او، دوستدار علی باشد. و بدبختترین بدبختها و آنکه همه بدبختیها را در خود جمع کرده است کسی است که در زمان حیات علی یا بعد از شهادت علی نسبت به او کینه داشته باشد.(1)
1) . امالی شیخ صدوق، ص 153، ح 8، م 34؛ امالی شیخ مفید، ص 161، ح 3، م 20؛ مناقب أمیر المؤمنین علیهالسلام، ج 1، ص 207، ح 127؛ ذخایر العقبی، ص 92؛ شرج نهجالبلاغه، ج 9، ص 168.
حبّ علی علیهالسلام یعنی عشق به امیرمؤمنان در دنیا و آخرت، اعجاز میکند. حبّ علی علیهالسلام زمینهساز دست کشیدن از کفر و موجب دخول جنت است. حب علی موجب رهایی از نار و جهنم است. حبّ علی علیهالسلام زمینه ساز دست یابی به ایمان راستین است. حبّ علی علیهالسلام از بین برنده سیئات
و افزاینده حسنات است و در این باره احادیث فراوانی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در دست است که به ذکر برخی از آنها میپردازیم:
دوستی با علی عبادت است و کینهورزی نسبت به علی کفر است.(1)
هرکس دوست میدارد دستش به شاخه یاقوت سرخی که خداوند با دست قدرت خود آن را برای پیامبران در بهشت خلد کاشته است برسد؛ باید دست نیاز به دوستی با علی بن ابی طالب دراز کند.(2)
1) . نثر الدر، ج 1، ص 364؛ خصال شیخ صدوق، ص 496، ح 5؛ بحارالانوار، ج 38، ص 95، ح 11؛ ینابیع الموده، ج 1، ص 173.
2) . تاریخ دمشق ابن عاکر، ترجمه امام علی علیهالسلام ج 2، ص 100 الی 102، ح 606 الی 609؛ کفایة الطالب، ص 323، ب 91؛ المسترشد، ص 289، ح 104؛ جواهر المطالب، ج 1، ص 252، ب 40، س 1؛ فرائد السمطین، ج 1، ص 186، ح 148، ب 39؛ مناقب خوارزمی، ص 76، ح 58.
قال: «نَعَم، قُلت: وَ ما هُوَ؟ قال: حُبّ علیّ بن أَبِی طالِب»؛
ابن عباس گوید از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله پرسیدم آیا هیچ گونه جواز آزادی از آتش جهنم برای گناهکاران وجود دارد؟ پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله فرمود: بلی، عرض کردم آن جواز آزادی چیست؟ پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآلهفرمود: دوستی علی بن ابی طالب جواز آزادی از آتش جهنم است.(1)
دوستی با علی بن ابی طالب گناهان را نابود میکند و از بین میبرد همان گونه که آتش هیزم را نابود کرده و به خاکستر تبدیل میکند.(2)
وَالأرضِ السَّابِعَةِ السُّفْلی و مَا بَیْن ذلک. هُمْ أَهْلَ الیَقِینِ وَالْوَرَعِ،
وَالسَّمْتِ الحَسَنِ وَالتَّوَاضُعِ للّهِِ تعالی خَاشِعَةً أبْصارُهُم وَجِلَةً قُلُوبُهُمْ
لِذِکْرِ اللّهِ، وَقَدْ عَرَفُوا حَقَّ وِلاَیَتِکَ، وَأَلْسِنَتُهُمْ ناطِقَةٌ بِفَضْلِکَ وَأَعْیُنهُم ساکِبَةٌ تَحَنُّنا عَلَیْکَ وَ عَلی الأَئمة مِنْ وُلْدِکَ، یَدِینُونَ اللّهَ بِمَا أَمْرَهُمْ بِهِ فِی کِتَابِهِ وَجَاءَهُمْ بِهِ الْبُرْهَانِ مِنْ سُنَّةِ نَبِیِّه، عَامِلُونَ بِمَا یَأْمُرُهُمْ بِهِ اُولُو
1) . تاریخ دمشق، ج 2، ص 104، ح 611؛ کفایة الطالب، ص 325، ب 91، س آخر؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 7، س 16؛ بحارالانوار، ج 39، ص 202، س 11.
2) . تاریخ دمشق، ج 2، ص 103، ح 610؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 198؛ طرائف ابن طاووس، ص 200؛ کفایة الطالب، ص 325، ب 91، س 10؛ ذخائر العقبی، ص 91، س آخر؛ جواهر المطالب، ج 1، ص 252، ب 40؛ کنز العمال، ج 11، ص 621، ح 33021.
ألأمْرِ مِنْهُمْ، مُتَواصِلُونَ غَیْرَ مُتَقَاطِعِینَ، مُتَحَابّون غیرُ مُتَباغِضِینِ إنّ المَلاَئِکَةَ لِتَصَلِّی علَیَهْمِ وَتُؤَمِّنُ عَلی دُعَائِهِمْ وَتَسْتَغْفِرُ لِلمُذْنِبِ مِنْهم،
وَتَشْهَدُ حَضْرَتَهُ وَ تَسْتَوْحِشُ لِفَقْدِهِ إِلی یَوْمِ القِیامَةِ»؛
خوشا به حال کسی که تو را دوست بدارد و تو را تصدیق کند و وای به حال کسی که از تو کینه در دل داشته باشد و تو را تکذیب کند علی جان دوستداران تو در آسمان هفتم و در طبقه هفتم زیرین زمین و ما بین این طبقات به خوبی و دوستی با تو شناخته شدهاند آنان اهل یقین به خدا و اهل پارسایی هستند. در مسیر دین، راه و رسم نیکو دارند و در برابر خدا فروتن و متواضع هستند و چشمانشان از ترس اشکبار است و دلهایشان از عظمت خدا هراسان برای ذکر خداست آنان آنگونه که شایسته است حق سرپرستی تو را شناختند، و زبانهای آنان همواره در حال بیان فضایل توست و چشمانشان از عشق به تو و امامان بعد از تو اشک شوق دارد. همانگونه خداوند در قرآن به آنان دستور داده است از سنت پیامبرشان به آنان رسیده است دینداری میکند به همه دستورات اولو الامر و امامان معصوم و پیشوایان به نحو شایسته عمل میکنند همواره در صدد وصل و اتحاد و اتفاقند و از تفرقه و اختلاف گریزانند. اهل دوستی هستند و از کینهورزی دوری میکنند. فرشتگان بر آنان درود میفرستند و هرگاه آنان در درگاه خداوند دست به دعا بردارند فرشتگان آمین میگویند و فرشتگان همواره برای آن دسته از دوستدارانت که اهل گناه و معصیت باشند
استغفار میکنند و از خدا برای آنان طلب آمرزش مینمایند. در تشییع جنازه آنان حاضر میشوند و تا قیامت از فقدان هر یک از دوستدارانت در دلهره و هراسند.(1)
اگر همه افراد بشر دوستدار علی بن ابی طالب میشدند، خداوند هرگز آتش جهنم را نمیآفرید.(2)
خلافت پس از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله طبق نص قرآن و سنت از آن علی علیهالسلام است و در این باره احادیث نبوی فراوانی داریم و نیز هشدارهای فراوانی در این رابطه، از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله روایت شده است و از آن جمله است:
هر کس در جریان خلافت بعد از من با علی دشمنی کند و بخواهد خلافت را از علی غصب کند کافر است و عملش مثل کسی است که با خدا و پیامبرش به جنگ برخاسته است و هرکس در حقانیت علی شک کند کافر است.(3)
1) . فرائد السمطین، ج 1، ص 310، ح 248، ب 57؛ بشارة المصطفی، ص 254، ح 534؛ طرائف ابن طاووس، ص 199؛ جواهر المطالب، ج 1، ص 253، ب 40؛ مستدرک حاکم، ج 3، ص 145، ح 4657.
2) . المناقب خوارزمی، ص 67، ح 39؛ عوالی اللئالی، ج 4، ص 86، ح 101؛ بحارالانوار، ج 39، ص 249، ح 10.
3) . ارشاد القلوب، ج2، ص52؛ طرائف ابن طاووس، ص69؛ بحارالانوار، ج27، ص233، ح44.
برتری علی علیهالسلام بر سایرین به گونهای است که آن را نمیتوان انکار کرد بر این اساس کسی با چنین وضعیتی آن را انکار کند در قیامت کیفر ویژهای خواهد داشت و با وضعیت خاصی محشور خواهد گشت. در حدیثی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آمده است:
شیطانٌ یَکْلَحُ فِی وَجْهِهِ وَ یَتْفُلُ فِیهِ»؛
کسی که در فضیلت علی بن ابی طالب علیهالسلام تردید کند، روز قیامت در حالی از قبرش محشور میشود و بر میخیزد که برگردنش طوق و دایرهای از آتش آویزان است که سیصد شاخه و شعاع دارد و بر هر شاخه و شعاعی یک شیطان نشسته است که به تُرشرویی و عصبانیّت در چهرهاش مینگرد و به صورتش تُف میاندازد.(1)
دشمنان به علی علیهالسلام، دشنام به پیامبر صلیاللهعلیهوآله است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله این سخن را در حق علی علیهالسلام فرمود: تا دیگران بدانند که به علی علیهالسلام نباید جسارت روا داشت و نباید او را آزرد؛ زیرا او با توجه به حدیث «علی منی» نفس رسول خدا صلیاللهعلیهوآله
است «و انفسنا» باب مباهله قرآن گواه بر این مدعاست. آن حضرت میفرمود:
1) . أمالی شیخ مفید، ص 144، ح 3، م 18؛ بحارالانوار، ج 7، ص 192، ح 53.
علی جان، هرکس به تو دشنام دهد، همانند این است که به من دشنام داده است و هرکس به من دشنام دهد، همانند این است که به خداوند ناسزا بگوید و دشنام دهد و هرکس به خداوند ناسزا بگوید و دشنام دهد، خداوند او را به صورت و بینی در آتش جهنم میافکند.(1)
ای گروه مردمان هرکس به علی آزار برساند، خداوند او را در روز قیامت در صف یهودی یا نصرانی (مسیحی) محشور خواهد کرد».(2)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به عناوین مختلف مردم را به سوی علی علیهالسلام فرا میخواند و نسبت به کسانی که از علی علیهالسلام گریزان شوند و به بیعت شکنان روزگار آن حضرت پیشاپیش هشدار میداد. آن حضرت میفرمود:
1) . امالی شیخ طوسی، ص 86، ح 130/39، م 3 با اختلاف؛ امالی شیخ صدوق، ص 87، ح 2، م 21؛ کشف الیقین، ص 232؛ جامع الاخبار، ص 457، ح 1286/6، با اختلاف؛ عیون اخبار الرضا علیهالسلام، ج 2، ص 121، ح 309، ب 31؛ مروج الذهب، ج 2، ص 423؛ خصائص نسائی، ص 145، ح 92؛ فرائد السمطین، ج 1، ص 302، ح 241، ب 56؛ مناقب خوارزمی، ص 137، ح 154؛ مستدرک حاکم، ج 3، ص 131، ح 4616؛ مختصر تاریخ دمشق، ج 17، ص 366.
2) . طرائف ابن طاووس، ص 201؛ مناقب امیرالمؤمنین، ج 1، ص 548، ح 117؛ بحارالانوار، ج 31، ص 654، ح 198؛ شواهد التنزیل، ج 2، ص 145.
کَافِرٌ فِی النَّارِ»؛ خداوند به من وعده و تعهّد داده است که هرکس بر علیه علی علیهالسلام قیام کند و بر او بشورد، کافر محسوب شده و جایگاهش در آتش جهنم باشد.(1)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از جسارت کنندگان به علی علیهالسلام و نیز از قاتل آن حضرت به عنوان «شقّی» و «اشقی» یاد مینمود. در سخنی از آن حضرت آمده است:
شقی و بدبخت قسی القلب جهان کیست؟ حضرت علی علیهالسلام عرض کرد: کسی که ناقه صالح را پی کرد و کشت. پیامبراعظم صلیاللهعلیهوآله پرسید: پس آخرین
شقی و بدبخت قسی القلب کیست؟ حضرت علی علیهالسلامعرض کرد: نمیدانم. پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله فرمود: آخرین شقی عالم کسی است که بر پیشانی تو ضربت بزند. راوی میگوید پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآلهفرمود: به اینجای تو ضربت وارد کند و با دست به پیشانی علی علیهالسلام اشاره کرد.(2)
1) . ینابیع الموده، ج 2، ص 275، ح 789؛ طرائف ابن طاووس، ص 439.
2) . فرائد السمطین، ج 1، ص 385، ح 317، ب 70؛ تاریخ دمشق، ج 3، ص 342، ح 1389؛ شواهد التنزیل، ج 2، ص 434، ح 1096 الی 1098؛ و ص 444، ح 1108؛ کفایة الطالب، ص 463؛ ذخائر العقبی، ص 115 و 116؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 309؛ سیره نبویه، ج 2، ص 600؛ تذکرة الخواص، ص 158، ب 7.
آسمان و زمین در مظلومیت و عزای علی علیهالسلام آشفته خاطرند و در این رابطه در سخنی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آمده است: «إنَّ السَّماءَ وَالأرْضَ لَتَبْکی
عَلَی المُؤمن اِذَا مَاتَ اَرْبَعِینَ صَبَاحاً وَ إِنَّهَا لَتَبْکِی عَلَی الْعَالِمُ اَرْبَعِینَ شَهراً وَ إِنَّ السَّماءِ وَالأرض لَیَبکیان عَلَی الرَّسُول أَرْبَعِینَ سَنَةٍ وَ إِنَّ السَّمَاءِ و الأرض لیبکیان علیک یَا عَلِی إذا قُتِلْتَ أَرْبَعینَ سَنةٍ»؛
اگر مؤمنی از دنیا برود، آسمان و زمین چهل روز بر او گریه میکنند، اگر عالم و دانشمند دینی از دنیا برود آسمان و زمین چهل ماه بر او گریه میکنند، اگر پیامبر اسلام (محمد صلیاللهعلیهوآله) از دنیا برود آسمان و زمین چهل سال بر او گریه میکنند و اگر تو ای علی به شهادت برسی آسمان و زمین نیز چهل سال در غم شهادت تو گریه میکند.(1)
1) . مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 346، س 13؛ بحارالانوار، ج 42، ص 308، ح 9.
الاختصاص: شیخ مفید، محمد بن محمد بن النعمان، (413 ه.ق)، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
اختیار معرفة الرجال، شیخ طوسی، (460 ه.ق)، مؤسسه آل البیت علیهمالسلام، قم، 1404 ه.ق.
ارشاد القلوب: الحسن بن محمد دیلمی، (711 ه)، مؤسسة الاعلمی، بیروت، چاپ چهارم، 1398 ه.ق.
اسدالغابة، محمد بن عبدالکریم شیبانی معروف به ابن الأثیر، (630 ه.ق) انتشارات اسماعیلیات، تهران.
الأغانی، أبو الفرج اصفهانی (356 ه).
الأمالی، شیخصدوق، (381هق)، بنیادبعثت، قم، چاپاوّل، 1417ه.ق.
الأمالی، شیخ طوسی، (460 ه)، بنیاد بعثت، قم، چاپ اوّل، 1414 ه.ق.
الامألی، شیخ طوسی، (460 ه)، بنیاد بعثت، قم، چاپ اوّل، 1414 ه.ق.
انساب الاشراف، احمد بن یحیی بن جابر بلاذری، (قرن سوم ه.ق). مؤسسه الاعلمی، بیروت، چاپ أوّل، 1394 ه.ق.
بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، (1111 ه)، مؤسسة الوفاء، بیروت، چاپ دوم، 1403 ه.ق.
بشارة المصطفی، عماد الدین محمد بن علی طبری، (525 ه)، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، چاپ أوّل، 1420 ه.ق.
تاریخ بغداد: خطیب بغدادی، (643 ه)، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اوّل، 1417 ه.ق.
تحف العقول: ابن شعبة حرّانی، (قرن 4 هجری)، موسسة النشر الاسلامی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 1404 ه.ق.
تذکرة الخواص، سبط ابن الجوزی، مکتبة نینوی الحدیثة، تهران.
ترجمة الامام العلی علیهالسلام من تاریخ دمشق، ابوالقاسم علی بن الحسن بن هبة اللّه شافعی معروف به ابن عساکر، (571 ه.ق) مؤسسة المحمودی، بیروت، چاپ اوّل.
تفسیر البرهان، سید هاشم بحرانی، (1107 ه.ق)، بنیاد بعثت، قم.
تفسیر الدر المنثور، جلال الدین سیوطی (911 ه.ق) دارالمعرفة، بیروت، چاپ أوّل، 1365 ه.ق.
تفسیر العیاشی: محمد بن مسعود عیاشی، (320 ه.ق)، المکتبة الاسلامیة، تهران.
جامع الاخبار: محمد بن محمد شعیری سبزواری، (قرن 7 ه.ق)، مؤسسه آل البیت علیهمالسلام، قم، چاپ اول، 1414 ه.ق.
جواهر المطالب، محمد بن أحمد دمشقی باعونی (871 ه.ق) مجمع إحیاء الثقافة الاسلامیة، قم، چاپ أوّل، 1415 ه.ق.
حلیة الابرار، سید هاشم بحرانی، (1107 ه.ق)، بنیاد معارف اسلامی، قم، چاپ أوّل، 1411 ه.ق.
حلیة الأولیاء، أبو نعیم اصفهانی، (430 ه.ق).
خصائص الائمة، شریف رضی، (406 ه.ق)، مجمع البحوث الاسلامیة، مشهد، 1406 ه.ق.
خصائص أمیر المؤمنین علیهالسلام، أحمد بن شعیب نسائی، (303 ه.ق)، مکتبة نینوی الحدیثه، تهران.
الخصال، شیخ صدوق، (381 ه.ق)، جامعه مدرسین حوزه علمیه، قم، 1403 ه.ق.
ذخائر العقبی، محب الدین طبری، (694 ه.ق) مکتبة القدسی، مصر، 1356 ه.ق.
سنن ابن ماجه، محمد بن یزید قزوینی، (275 ه.ق)، دارالفکر، بیروت.
سنن الترمذی: محمّد بن عیسی بن سوره ترمذی، (279 ه.ق)، دارالفکر، بیروت، 1403 ه.ق.
السیرة النبویة، عبدالملک بن هشام بن ایوب حمیری، (218 ه.ق)، مکتبة محمد علی صبیح، مصر، 1383 ه.ق.
شرح نهجالبلاغه: ابن ابی الحدید معتزلی، (656 ه.ق)، داراحیاء الکتب العربیة، بیروت، چاپ اوّل، 1378 ه.ق.
شواهد التنزیل، عبیداللّه بن أحمد، معروف به حاکم حسکانی، (قرن پنجم ه.ق)، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، تهران، چاپ اوّل، 1411 ه.ق.
صحیح البخاری، محمد بن اسماعیل بخاری، (256 ه.ق)، دارالفکر، بیروت، 1401 ه.ق.
صحیح مسلم، مسلم بن الحجاج نیشابوری، (261 ه.ق) دارالفکر، بیروت.
الطرائف، سید ابن طاووس، (664 ه.ق)، مطبعة الخیام، قم، چاپ اوّل، 1371 ه.ش.
عوالی اللئالی: ابن ابی جمهور احسائی، (880 ه.ق)، مطبعة سید الشهداء علیهالسلام، قم، چاپ اوّل، 1403 ه.ق.
عیون اخبار الرضا علیهالسلام: شیخ صدوق، (381 ه.ق)، مؤسسة الاعلمی، بیروت، چاپ اوّل، 1404 ه.ق.
فرائد السمطین، ابراهیم بن محمد بن المؤید حموینی، (722 ه.ق) مؤسسة المحمودی، بیروت، چاپ أوّل.
الکافی: محمد بن یعقوب کلینی رازی، (329 ه)، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ سوم، 1388 ه.ق.
کشف الغمة: علی بن عیسی اربلی، (687 ه.ق)، دار الکتاب الاسلامی، بیروت، چاپ اوّل، 1401 ه.ق.
کشف الیقین، الحسن بن یوسف بن المطهر، علاّمه حلی، (726 ه.ق) تحقیق حسین درگاهی، 1411 ه.ق تهران.
کفایة الطالب، محمد بن یوسف قرشی گنجی، (658 ه.ق) المکتبة الحیدریة، نجف أشرف.
کمال الدین، شیخ صدوق، (381 ه.ق) مؤسسه النشر الاسلامی، قم، 1405 ه.ق.
کنزالعمال، متقیهندی، (975ه.ق) مؤسسهالرسالة، بیروت، 1409ه.ق.
کنز الفوائد، ابوالفتح محمد بن علی کراجکی، (449 ه.ق) مکتبة المصطفوی، قم، چاپ دوم، 1410 ه.ق.
لسان المیزان، ابن حجر عسقلانی، (852 ه.ق)، مؤسسة الاعلمی، بیروت، چاپ دوم، 1390 ه.ق.
المحاسن، احمد بن محمد بن خالد برقی، (274 ه.ق)، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
مختصر تاریخ دمشق، ابوالفضل جمال الدین محمد بن مکرم ابن منظور افریقی، (711 ه.ق) دار الفکر، بیروت، 1414 ه.ق.
مروج الذهب، علی بن الحسین بن علی مسعودی، (345 ه.ق)، دارالهجرة، قم.
مستدرک علیالصحیحین، محمدبن محمدحاکم نیشابوری، (405ه.ق) دارالمعرفة، بیروت، 1406 ه.ق.
المسترشد، محمد بن جریر بن رستم طبری، (310 ه.ق)، مؤسسه الثقافه الاسلامیه، قم، چاپ اوّل.
مسند أحمد، أحمد بن حنبل، (241 ه.ق) دار صادر، بیروت.
المعیار والموازنة، ابو جعفر محمد بن عبداللّه اسکافی، (220 ه.ق) تحقیق شیخ محمّد باقر محمودی، قم.
المناقب، الموفق بن أحمد بن محمد مکی خوارزمی، (568 ه.ق) مؤسسة النشر الاسلامی، قم، چاپ دوم، 1411 ه.ق.
مناقب ابن شهر آشوب، محمد بن علی بن شهر آشوب، (588 ه.ق) المطبعة الحیدریة، نجف اشرف، 1376 ه.ق.
نهایهالعقول
وسائل الشیعة: حرّ عاملی، (1104 ه.ق)، مؤسسه آل البیت علیهمالسلام، قم، چاپ دوم، 1414 ه.ق.
واقعه صفین، نصر بن مزاحم منقری، (212 ه.ق)، المؤسسة العربیة الحدیثه، بیروت، چاپ دوم، 1382 ه.ق.
ینابیع المودة، سلیمان بن ابراهیم قندوری حنفی، (1294 ه.ق)، داراسوه، چاپ اوّل، 1416 ه.ق.