علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 80

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 80

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- قيامت

1- قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 9 - 1،3

1 - اذعان عالمان ژرفنگر ، به وقوع قيامت ، بر اساس وعده الهى

و الراسخون فى العلم . .. ربّنا انّك جامع النّاس ليوم لا ريب فيه انّ اللّه لايخلف

3 - اعتقاد به قيامت ، زمينه احساس نياز انسان به رحمت و هدايت الهى

ربّنا لا تزغ قلوبنا . .. ربّنا انّك جامع الناس

بنابراينكه «ربّنا انك جامع الناس»، بيانگر علّت طلب رحمت و استمرار هدايت خداوند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 56 - 6

6 - وجود ياوران ( شفيعان ) در قيامت

ما لهم من ناصرين

حصر مستفاد از تقديم «لهم» بر «ناصرين» گوياى اين معناست كه تنها كافران از ياور محروم هستند بنابراين وجود ياور و شفيع در قيامت فرض شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 57 - 4

4 - پاداش ها در قيامت نيتجه عمل خود انسان است . *

فيوفّيهم اجورهم

استعمال اجر و اجرت، معمولا در قبال عمل انسان به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 77 - 11،12،13،15،21،22،23

11 - سوداگران عهد الهى و پيمان شكنان ، مورد غضب الهى و محروم از سخن گفتن و توجه نمودن خداوند به آنان در آخرت

انّ الّذين يشترون . .. و لا يكلّمهم اللّه و لا ينظر اليهم يوم القيمة

12 - پايبندى به عهد الهى و پيمان هاى خود ، زمينه بهره مندى از سخن و نظر الهى در قيامت

انّ الّذين يشترون . .. و لا يكلّمهم اللّه و لا ينظر اليهم يوم القيمة

13 - سخن گفتن خداوند با مردم در قيامت

و لا يكلّمهم اللّه و لا ينظر اليهم يوم القيمة

15 - علماى اهل كتاب به لحاظ سوداگرى بر سر عهد الهى و پيمان شكنى ، مورد غضب خداوند ، و محروم از سخن و نظر او در قيامت و بى بهره از تزكيه او

و منهم من ان تأمنه بدينار . .. انّ الذين يشترون ... و لا يكلّمهم اللّه و لا ينظر

21 - تجلّى محبّت الهى نسبت به بندگان ، با تكلّم و نظر به آنها در قيامت و تزكيه آنها در دنيا

بلى من اوفى بعهده و اتقى فانّ اللّه يحبّ المتقين. انّ الذين يشترون ... و لا يزكي

از ارتباط آيه قبل با مفهوم اين آيه برداشت فوق استفاده شده است و چون جمله «لا يزكيهم» را مقيّد به «يوم القيمة» نكرده بر خلاف فرازهاى قبلى، مى توان گفت تزكيه مربوط به دنياست.

22 - دنياپرستى ، موجب محروميت از مواهب اخروى و سخن و نظر خدا در قيامت و مانع رشد يافتن و پاك گشتن

انّ الذين يشترون . .. ثمناً قليلا ... و لا يزكيهم

23 - نظر خداوند به مردم در قيامت ، رحمت او به آنان است .

و لا ينظر اليهم

اميرالمؤمنين (ع) درباره آيه «و لا ينظر اليهم يوم القيمة»، فرمود: فنظره اليهم رحمة منه لهم.


توحيد صدوق، ص 265، ح 5 ; تفسير برهان، ج 1، ص 293، ح 13.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 114 - 1،4،5،7،8،10

1 - ايمان به خدا و روز قيامت ، امر به معروف ، نهى از منكر و شتاب در كار هاى خير ، از ويژگى هاى برخى اهل كتاب

من اهل الكتب . .. يؤمنون باللّه و اليوم الاخر و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنك

4 - ايمان به خدا و روز واپسين ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب ورزيدن به كار هاى نيك ، ملاك ارزش و شايستگى ( صالح بودن )

يؤمنون . .. يسارعون فى الخيرات و اولئك من الصالحين

5 - ايمان به خدا و روز واپسين ، امر به معروف و نهى از منكر ، از اصول مشترك اعتقادى و عملى اديان الهى

من اهل الكتب . .. يؤمنون باللّه و اليوم الاخر و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنك

7 - گروهى از اهل كتاب كه مؤمن به خدا و روز واپسين و امركننده به معروف و نهى كننده از منكر و شتاب كنندگان به نيكى ها هستند ، از تبار صالحان هستند .

من اهل الكتب امة . .. يؤمنون باللّه ... و اولئك من الصالحين

8 - قيام به امر دين ( اطاعت خدا ) تلاوت آيات خدا ، سجده به درگاه او ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف و نهى از منكر و

شتاب در امور خير ، ويژگى امّت شايسته و صالح

امة قائمة . .. و اولئك من الصالحين

10 - صالح شدن انسان ها ، در گرو ايمان به خدا ، معاد ، امر به معروف و نهى از منكر ( اصلاح ديگران ) و شتاب در كار هاى نيك است .

يؤمنون باللّه . .. و اولئك من الصالحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 115 - 4،7،9

4 - قيام به طاعت خدا ، تلاوت آيات وى در شب هنگام در حال سجده ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف ، نهى از منكر و شتاب در نيكى ها ، از اعمال خير

من اهل الكتب امّة قائمة . .. و ما يفعلوا من خير

7 - قيام به امر خدا ، تلاوت آيات او ، سجده ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب در امر خير ، از ويژگى هاى تقواپيشگان

امّة قائمة يتلون ءايت اللّه . .. و اللّه عليم بالمتّقين

آيه، در صدد بيان پاداش كسانى است كه خصلتهاى مذكور را دارند، از آنها تعبير به متّقين كرده، پس آن خصلتها از آن متقين است.

9 - ايمان به خدا و روز واپسين و عمل صالح ، موجب نيل آدمى به تقواپيشگى *

امّة قائمة . .. يؤمنون باللّه و اليوم الاخر ... و اللّه عليم بالمتّقين

تعبير از مؤمنانِ آمر به معروف و . .. به متّقيان يا به جهت اين است كه دارندگان صفات ياد شده تقواپيشه هستند، و يا آن صفات موجب نيل آدمى به تقواپيشگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 8

8 - انديشه هاى جاهلانه درباره مرگ و حيات ( حاكميّت عوامل مادّى بر اراده خداوند ) ، موجب حسرت كفرپيشگان ، به هنگام قيامت

لو كانوا عندنا ما ماتوا و ما قتلوا ليجعل اللّه ذلك حسرة فى قلوبهم

برخى از مفسّران برآنند كه زمان حسرت مطرح شده در آيه، قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 158 - 3

3 - ايمان به حشر و بقاى آدمى پس از مرگ ، برانگيزنده وى براى حضور در ميدان كارزار عليه دشمنان دين

و لئن مُتّم او قُتلتم لالى اللّه تحشرون

خداوند با بيان اين معنا كه آدمى با مرگ و يا كشته شدن، چه در راه منافع دنيا و يا راه خدا، به سوى او محشور مى شود، او را به جهاد ترغيب و انگيزه پيكار در راه خدا را در او تقويت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 161 - 6،8،11،12،14،16

6 - روز رستاخيز ، عرصه حشر خيانتكاران به همراه آنچه ( اموال و . . . ) در آن خيانت كرده اند .

و من يغلل يأت بما غلّ يوم القيمة

در برداشت فوق، «باء» در «بما غلّ»، باء مصاحبت گرفته شده است.

8 - رسوايى و مجازات خيانتكاران در قيامت

و من يغلل يأت بما غلّ يوم القيمة ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت

11 - خيانتكاران ، دريافت كنندگان كامل ( بدون كم و زياد ) جزاى رفتار ناپسند خويش ، در روز رستاخيز

و من يغلل . .. ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لايظلمون

12 - در قيامت به حق هيچ كس ظلمى نخواهد شد .

و هم لا يظلمون

14 - ضرورت برپايى قيامت و معاد براى دريافت تمامى جزا ها و پاداش هاى اعمال *

و من يغلل يأت بما غلّ يوم القيمة ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لا يظلمون

جمله «و هم لا يظلمون» (عدالت الهى)، پس از جمله «توفّى كلّ نفس ما كسبت»، بيانگر اين است كه ستم نشدن بر انسانها در گرو دريافت كامل جزا و پاداش اعمال آنان مى باشد ; و اين معنا تنها در قيامت تحقق مى يابد.

16 - به مجازات رسيدن خيانتكاران در اموال امام در قيامت

و من يغلل يأت بما غلّ

امام صادق (ع): الغلول كلّ شىء غلّ عن الامام.


تفسير عياشى، ج 1، ص 205، ح 148 ; تفسير برهان، ج 1، ص 324، ح 2.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 12،13،18

12 - دارايى هاى بخيلان در قيامت ، به صورت طوقى به گردنشان آويخته خواهد شد .

سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة

13 - آويخته شدن دارايى هاى بخيلان در قيامت بر گردن آنان ، تبلور شرّ و زيان بخلورزى ايشان

بل هو شرّ لهم سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة

جمله «سيطوّقون ما بخلوا . .. »، تفسير كلمه «شرّ» است: يعنى به دوش كشى تمام داراييها در قيامت شرّى است كه دامنگير بخيلان خواهد شد. برداشت فوق بر اين اساس است كه معناى ظاهرى «سيطوّقون ... » مراد باشد.

18 - بخيلان در قيامت ، بار سنگين گناه بخل خويش را به دوش خواهند كشيد .

سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة

برخى برآنند كه معناى ظاهرى «سيطوّقون . .. » اراده نشده است، بلكه كلمه اى همانند وبال و گناه، قبل از «ما بخلوا» مقدّر است. يعنى وبال گناهِ بخل خويش را به دوش خواهند كشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 29،31

29 - اعتقاد به قيامت و كيفر و پاداش در آن ، پيامد اعتقاد به باطل نبودن و هدفدار بودن آفرينش

ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك فقنا عذاب النّار

كلمه «فا» در «فقنا . .. »، بيانگر اين معناست كه خردمندان با نفى بطلان در آفرينش و اعتقاد به هدفدارى جهان به اين نتيجه رسيده اند كه بايد قيامت و روز جزا و پاداشى باشد.

31 - اعتقاد به معاد و درخواست رهايى از آتش دوزخ ، نشانه خردمندى

لايات لاولى الالباب . .. فقنا عذاب النّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 9

9 - خردمندان ، مؤمن به خداوند ، رسالت تمامى انبيا و برپايى قيامت

ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 5

5 - قيامت ، از نام هاى جهان آخرت

يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 9

9 - قيامت ، از نام هاى جهان آخرت

يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 60 - 3

3 - قيامت ، از نام هاى جهان آخرت

يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 67 - 9

9 - قيامت ، از نام هاى جهان آخرت

يوم القيمة

2- آتش جهنم و مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 12 - 2

2 - آتش جهنم به هنگام ديدن تكذيب كنندگان قيامت از راه دور ، به جوش و خروش آمده و فرياد خشمگينانه سرخواهد داد .

إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا

3- آتش در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 1،2

1 - آتش گداخته و دود هاى متراكم ، مانعى جدى در برابر جن و انس براى گريز از صحنه قيامت

لاتنفذون إلاّ بسلطن . .. يرسل عليكما شواظ من نار

خطاب در «عليكما» و «لاتنتصران» متوجه جن و انس است.

2 - فرو ريختن شراره هاى آتش و دود غليظ ، بر فضاى محشر

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس

«شواظ» به معناى شراره خالص و بدون دود و «نحاس» به معناى دود خالص و بدون آتش است. نكره آمدن آنها بيانگر شدت و غلظت آن دو مى باشد.

4- آثار احتمال قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 27 - 3

3 - احتمال تحقّق قيامت ، كافى در ايجاد زمينه پرهيز از طغيان گرى در برابر خداوند

للطّ-غين . .. إنّهم كانوا لايرجون حسابًا

جمله «كانوا لايرجون. ..»، دلالت دارد كه طغيان گران به جهت اين كه حتى احتمال محاسبه اعمال را نيز منتفى مى دانستند، به طغيان گرى روى آورده و به عذاب آن گرفتار شدند. مفهوم اين جمله آن است كه براى پرهيز از طغيان و گناه، حتى احتمال قيامت نيز كافى است.

5- آثار استبعاد قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 57 - 4

4 - دور پنداشتن قيامت ، زمينه ساز روى گردانى از تعاليم پيامبران

أزفت الأزفة

تذكر به نزديك شدن قيامت، در پى آيات انذار و دور داشتن خلق از ظلم و طغيان، بيانگر مطلب بالا است.

6- آثار اندوهناكى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 17 - 3

3 - سختى و اندوه بارى روز محشر ، به گونه اى است كه اطفال را مو سفيد و پير مى سازد .

يومًا يجعل الولدن شيبًا

7- آثار اهوال قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 48 - 2

2 - غفلت و فراموشى مشركان از معبود هاى خويش ، در مواجهه با واقعيت هاى سهمگين قيامت

و ضلّ عنهم ما كانوا

بنابر اين كه «ضلّ عنهم» اشاره به اين باشد كه صحنه قيامت آن چنان براى مشركان وحشتناك و دهشت آور است كه خاطره بت ها از نظرشان محو و نابود خواهدشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 4 - 3،4

3 - سرمايه هاى مادى در صحنه هولناك برپايى قيامت ، جذابيت خود را از دست داده و مالكان ثروت ، رغبتى به نگه دارى آن نخواهند داشت .

و إذا العشار عطّلت

4 - ثروت ها ، هر چند گران بها و نفيس باشند ، در برطرف ساختن خطر ها و اضطراب انسان از حوادث آغازين قيامت ، هيچ گونه كارآيى نخواهند داشت .

و إذا العشار عطّلت

8- آثار ايمان به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 1،2،9،13

1 - مسلمانان ، يهوديان ، نصرانى ها و صابئان ، در صورت داشتن ايمان راستين به خدا و باور به قيامت و انجام عمل صالح ، از پاداشى گران قدر برخوردار خواهند شد .

إن الذين ءامنوا . .. فلهم أجرهم عند ربهم

مراد از «الذين ءامنوا» مسلمانان هستند. درباره آيين صابئى نظرات مختلفى ايراد شده است. علامه طباطبايى پس از بيان اقوال گوناگون، تأييد مى كنند كه آيين صابئى، آيينى ممزوج از دين يهود، مجوس و حرانيّه بوده است.

2 - ايمان واقعى به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح ، شرط دور ماندن مسلمانان ، يهوديان ، نصارا و صابئان از هرگونه ترس و اندوه

إن الذين ءامنوا . .. و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون

تكرار «ايمان» در «ان الذين آمنوا» و «من آمن» حكايت از آن دارد كه: مراد از ايمان در جمله «من آمن» ايمان واقعى و راستين است نه ايمان صورى و اسمى.

9 - رسيدن به پاداش هاى گران قدر الهى در گرو ايمان به خدا ، باور به قيامت و انجام اعمال صالح است .

من ءامن باللّه . .. فلهم أجرهم عند ربهم

مقيد كردن اجر و پاداش به اينكه نزد خداوند است، اشاره به گران سنگى پاداش دارد.

13 - رهايى يافتن يهود از خوارى و درماندگى و برطرف شدن غضب الهى از آنان ، در گرو ايمان واقعى ايشان به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح است .

ضربت عليهم الذلة و المسكنة . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً فلهم أج

در آيه قبل بيان شد كه يهود بر اثر كفر و گناه به خوارى، ذلت و غضب گرفتار شدند. آيه مورد بحث خصوصاً با توجه به اينكه از يهوديان نام برده (والذين هادوا) مى تواند اشاره به اين باشد كه: راه نجات يهود از آن سرنوشت شوم ايمان و عمل صالح است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 148 - 15

15 - باور به قيامت و حضور انسان ها در آن ، زمينه ساز گرايش آدمى به انجام كار هاى نيك است .

فاستبقوا الخيرت أين ما تكونوا يأت بكم اللّه جميعاً

يادآورى قيامت پس از فرمان به انجام كارهاى نيك، گوياى اين معناست كه: انسان در صورت باور به قيامت و توجه به آن، در انجام كارهاى خير سستى نخواهد ورزيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 18 - 9

9 - ايمان به خدا و روز رستاخيز ، اقامه نماز و پرداخت زكات و نترسيدن از غير خدا ، زمينه ساز ره يابى به صراط مستقيم و قرار گرفتن در زمره ره يافتگان

من ءامن باللّه و اليوم الأخر . .. فعسى أولئك أن يكونوا من المهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 7

7 - ايمان واقعى به خدا و قيامت ، موجب داشتن اخلاص در عمل و انفاق كردن با ميل و رغبت

و من الأعراب من يؤمن باللّه و اليوم الأخر و يتخذ ما ينفق قربت عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 4

4 - ايمان به روز رستاخيز و اميد ديدار با خدا ، مايه پيراستگى از دلخوش بودن به مظاهر فريبنده دنيا و آرامش يافتن به آن

إن الذين لا يرجون لقاءنا و رضوا بالحيوة الدنيا و اطمأنوا بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 2 - 9

9- ايمان راستين به خدا و قيامت ، ضامن پياده شدن كامل و قاطع حدود و كيفر هاى الهى در جامعه و مانع تأثير پذيرى از احساسات و عواطف به هنگام اجراى آنها

الزانية و الزانى فاجلدوا. .. و لاتأخذكم بهما رأفة فى دين اللّه إن كنتم تؤمنون با

پيام و مفهوم جمله «فاجلدوا. .. إن كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الآخر; تازيانه بزنيد... اگر به خدا و روز واپسين ايمان داريد» اين است كه: اگر ايمان راستين وجود داشته باشد، حدود الهى اجرا خواهد شد و هرگز احساسات و عواطف و تعلقات شخصى، جلوگير آنها نخواهد شد. گفتنى است جواب جمله شرطيه «إن كنتم...» جمله اى مقدر مانند: (فلاتأخذكم بهما رأفة) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 28 - 6

6 - نقش مؤثر ايمان به خدا و روز جزا در تضمين قرارداد ها و سلامت روابط اقتصادى و اجتماعى جامعه

و اللّه على ما نقول وكيل

مفسران بر اين باورند كه گواه گرفتن خداوند از سوى موسى(ع) در قرارداد خود با شعيب(ع) براى تأكيد بيشتر بر اين ميثاق و تضمين عمل به آن بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 17

17 - تقوا و ايمان به قيامت و وعده هاى خدا ، مانع فريفتگى انسان به زندگى دنيا است .

اتقوا ربّكم و اخشوا يومًا . .. إنّ وعد اللّه حقّ فلاتغرّنّكم الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 13 - 4

4 - ايمان به روز قيامت و ترس از عذاب بزرگ آن روز ، بازدارنده آدمى از هرگونه گناه و قانون شكنى است .

إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 62 - 2

2 - گرايش به عبادت و سجده در برابر خداوند ، نتيجه ضرورى ايمان به وحى و قيامت

أزفت الأزفة . .. أفمن هذا الحديث تعجبون ... فاسجدوا للّه و اعبدوا

«فاى تفريع» در آيه شريفه مى رساند كه سجده و عبادت براى خداوند، در پى باور داشتن قيامت و مفاهيم وحى، امرى ضرورى و اجتناب ناپذير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 22 - 2

2 - ايمان به خدا و روز بازپسين ، ناسازگار با دوستى ورزيدن با دشمنان خدا و رسول او

لاتجد قومًا يؤمنون . .. يوادّون من حادّ اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 6 - 6

6 - اميدوارى به رحمت خدا و باورمندى به قيامت ، زمينه ساز روآورى انسان به توكل ، انابه و نيايش

ربّنا عليك توكلنا . .. لقد كان لكم فيهم أسوة حسنة لمن كان يرجوا اللّه و اليوم ال

در صورتى كه الگو بودن، نظر به محتواى آيات پيشين داشته باشد - كه درباره توكل، توبه و نيايش بود - تعبير «لمن كان. ..» افاده مطلب بالا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 15 - 8

8 - ايمان به قيامت و پاداش و كيفر آن روز ، عامل رهايى انسان از دلبستگى به متاع هاى مادى و دنيوى و سبب رويكرد او به آرمان هاى بلند معنوى و اخروى

إنّما أمولكم و أولدكم فتنة و اللّه عنده أجر عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 2 - 9،11

9 - ايمان به خدا و روز قيامت ، مقتضى پذيرش موعظه هاى الهى و عمل به آنها است .

ذلكم يوعظ به من كان يؤمن باللّه و اليوم الأخر

توصيف موعظه شدگان، به ايمان آورندگان به خدا و روز قيامت، اشاره به مطلب ياد شده دارد.

11 - نقش سازنده ايمان به خدا و روز قيامت ، در ايجاد رابطه صحيح و شايسته ميان همسران و رعايت شدن حقوق متقابل بين آنان

إذا طلّقتم النساء . ..ذلكم يوعظ به من كان يؤمن باللّه و اليوم الأخر

يادآورى ايمان به خدا و روز قيامت - به دنبال موعظه هاى الهى در مسائل مربوط به همسران - مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 33 - 7

7 - آگاهى و ايمان به قيامت و عظمت عذاب و كيفر الهى در آن روز ، بازدارنده آدمى از گناه ( بخل ، محروم ساختن بينوايان از اموال خويش و . . . )

كذلك العذاب . .. لو كانوا يعلمون

خداوند، در پايان نقل ماجراى «اصحاب الجنّة»، مردم كافر را به عذاب و پيامد هلاكت بار دنيوى و اخروى تهديد كرد. از اين بيان، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 35 - 4

4 - انجام دادن دائم نماز ، اداى حق سائلان و محرومان جامعه ، تصديق روز جزا و هراس از عذاب الهى ، از موجبات ورود به بهشت

إلاّ المصلّين . .. و الذين فى أمولهم حقّ ... و الذين يصدّقون بيوم الدين ... أُول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 42 - 5

5 - زندگى من هاى دين و ايمان به خدا و قيامت ، پوچ و بى هدف و سرگرمى صرف است .

فذرهم يخوضوا و يلعبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 5 - 2

2 - ايمان به قيامت ، بازدارنده انسان از فسق و فجور

بل يريد الإنسن ليفجر أمامه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 4

4 - ايمان به قيامت و بيم از آن ، زمينه ساز گرايش و عامل انگيزش به نيكوكارى و نيك كردارى ( اخلاص ، ايثار ، انفاق و . . . )

و يطعمون الطعام . .. أسيرًا ... لانريد منكم جزاءً و لاشكورًا . إنّا نخاف من ربّن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 11 - 3،4

3 - مصونيت ابرار از شرور و گزند هاى قيامت و شادابى رخسار و سرور دل آنان ، به دليل ايمان آنان به قيامت و خوف آنان از آن روز است .

إنّا نخاف من ربّنا يومًا . .. فوقيهم اللّه شرّ ذلك اليوم

«فا» در «فوقاهم» براى تفريع اين آيه بر آيه قبل است; يعنى، مصونيت ابرار از شرور قيامت، به اين دليل است كه آنان، از احوال آن روز در هراس بودند; روزى كه چهره هاى كافران عبوس و دل هاى آنان محزون است.

4 - ايمان به قيامت و خوف از احوال آن روز ، موجب مصونيت از شرور روز قيامت و خرّمى رخسار و شادمانى دل

إنّا نخاف من ربّنا يومًا . .. فوقيهم اللّه شرّ ذلك اليوم و لقّيهم نضرة و سرورًا

9- آثار برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 73 - 10،11

10 - روز دميده شدن در صور، مالكيت مطلق و حاكميت انحصارى خداوند، ظهور خواهد يافت.

و له الملك يوم ينفخ فى الصور

«له الملك» بيانگر انحصار ملك در روز نفخ صور براى خداوند است. و چون اين مالكيت اكنون نيز وجود دارد، بنابراين مفاد حصر، ظهور اين مالكيت در آن روز به گونه اى كه جاى هيچ انكار براى كسى نماند، است.

11 - تمامى مالكيتها و حاكميتهاى اعتبارى در روز نفخ صور از ميان خواهد رفت.

و له الملك يوم ينفخ فى الصور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 4،5

4 - منكران قيامت با برپايى آن به درستى و راستى گفتار انبيا درباره معاد پى خواهند برد و بدان اعتراف خواهند كرد .

يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق

ضمير مفعولى در «نسوه» مى تواند به «كتب» در آيه قبل برگردد. بر اين مبنا «ال» در «الحق» جنسيه است و مراد از آن حقانيت رسالت انبياست. و نيز مى تواند آن ضمير به «يوم يأتى تأويله»، كه همان روز قيامت است، برگردانده شود. در اين صورت «ال» در «الحق» عهديه است و اشاره به حقانيت روز قيامت دارد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

5 - منكران حقانيت قرآن ، در روز قيامت و بروز حقايق قرآن ، به حقانيت رسالت پيامبران اعتراف خواهند كرد .

يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير مفعولى در «نسوه» به«كتب» در آيه قبل برگردانده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 52 - 8

8- دوران برزخ براى انسان ها ، پس از گام نهادن در صحنه قيامت ، كوتاه جلوه مى كند .

يوم يدعوكم . .. و تظنّون إن لبثتم إلاّ قليلاً

اين برداشت بنابراين احتمال است كه مراد از «إن لبثتم» درنگ در برزخ باشد; چنانكه مفسّران نيز گفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 36 - 2

2- به گمان مرد ثروت مند ، عاملى كه مى توانست باغ ها و كشت زار او را نابود ، كند قيامت بود .

ما أظنّ أن تبيد هذه أبدًا . و ما أظنّ الساعة قائمة

تناسب پايان آيه قبل و شروع اين آيه را مى توان اين گونه بيان كرد كه مرد ثروت مند، گمان نابودى اموال خود را نداشت. سخن از قطعى نبودن قيامت نيز، پاسخى از جانب او به اين سؤال است كه: «با قيامت چه خواهى كرد كه همه چيز را درهم مى ريزد؟» او براى پاسخ به اين مشكل مى گويد: «و ما أظنّ الساعة قائمة ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 10

10- عذاب الهى در دنيا و يا فرا رسيدن مرگ و قيامت ، پايان مهلت خداوند به گمراهان

حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة

«الساعة» در اغلب موارد استعمال در قرآن، به معناى «قيامت» است; ولى در اين آيه چون سخن از پايان مهلت است و پايان مهلت نيز همان مرگ است، مراد از «الساعة» قيامت با تمام مقدمات آن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 1،2،11

1- توبيخ كافران از سوى خداوند به خاطر عدم گرايش به ايمان ، مگر با فرارسيدن قيامت

فهل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم

2- تنها برپايى ناگهانى قيامت ، به هوش آورنده كافران لجوج هواپرست

اتّبعوا أهواءهم . .. فهل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم بغتة

از مضمون آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند، همه دلايل لازم را به كافران نمايانده و حتى نشانه هاى قيامت را نيز براى آنان محقق ساخته است. تنها چيزى كه باقى مانده برپايى خود قيامت است. اما آنان با مشاهده همه دلايل، ايمان نياورده و منتظراند تا آخرين مهلت نيز سپرى شود.

11- وقوع رستاخيز ، مايه به خود آمدن كافران ; اما بى ثمر به حال آنان

فأنّى لهم إذا جاءتهم ذكريهم

تعبير «ذكرى» مى رساند كه قيامت، مايه هشدار و بيدار شدن كافران است; اما اين بيدارى پس از پايان مهلت است و سودى به حال آنان ندارد (فأنّى لهم).

10- آثار بى ايمانى به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 53 - 3

3 - بى ايمانى و بى پروايى نسبت به روز جزا ، عامل مخالفت كافران با رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نپذيرفتن تعاليم قرآن

بل لايخافون الأخرة

11- آثار بى توجهى به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 8

8 - منكران معاد در قيامت بر سهل انگارى و بى توجهى خود در مورد قيامت بسيار حسرت و تأسف خواهند خورد.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

مرجع ضمير در «فرطنا فيها» مى تواند «الساعة» باشد. و مراد از «الساعة» ممكن است قيامت باشد، در اين صورت معنى جمله چنين مى شود «يا حسرتنا على ما فرطنا فى امر القيامة».

12- آثار ترس از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 8،11،12

8 - هراس از روزى كه در آن جز خداوند ياور و شفيعى نيست، زمينه پذيرش انذارهاى انبيا

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم ليس لهم من دونه ولى و لا شفيع

11 - سوق دادن بيمناكان از حشر و قيامت براى اجتناب از كفر و شرك از اهداف انذار است.

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم . .. لعلهم يتقون

«يتقون» در اين آيه به معناى تقواى اصطلاحى نيست، بلكه با توجه به آيات اين سوره - كه بحث از كفر و تكذيب بود - مراد، اجتناب از كفر و تكذيب و گناهانى از اين قبيل است.

12 - هراس از قيامت، زمينه ساز اجتناب از كفر و تكذيب آيات الهى است.

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا . .. لعلهم يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 61 - 1،6

1 - ترس از خدا و قيامت ، بر انگيزاننده انسان ها به انجام كار هاى نيك

إنّ الذين هم من خشية ربّهم مشفقون . .. أُولئك يسرعون فى الخيرت

«أُولئك» اشاره به موحدانى است كه وصفشان در آيات پيش بيان شد. «مسارعة» (مصدر «يسارعون») به معناى شتاب كردن است.

6 - خدا ترسى و بيمناك بودن از روز رستاخيز ، برانگيزاننده انسان به پيشتازى در انجام كار هاى نيك

و هم لها سبفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 38 - 16

16 - مردمانى كه همواره به ياد خدا هستند ، نماز به پا مى دارند ، زكات مى پردازند و از قيامت مى ترسند ، از روزى فراوان و بى شمار برخورداراند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا و يزيد

«حساب» به معناى شمارش است و «بغير حساب» (بى شمارش) مى تواند كنايه از كثرت و فراوانى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 19

19 - ياد قيامت و بيم از آن ، داراى نقش مؤثر در اصلاح و خود سازى انسان

و تنذر يوم الجمع

از اين كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مأمور به انذار از قيامت مى كند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 5

5 - وفاى به نذر و خوف از قيامت ، از عوامل ورود به بهشت و بهره مندى از موهبت هاى آن

إنّ الأبرار يشربون من كأس . .. يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «يوفون بالنذر. ..» جمله اى است بيانيه كه علت بهره مندى ابرار از مواهب بهشتى را بيان مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 3،4

3 - بيمناكى از قيامت ، عامل انگيزش ابرار به اطعام و انفاق خالصانه و بى چشمداشت

لانريد منكم جزاءً و لاشكورًا . إنّا نخاف من ربّنا يومًا عبوسًا قمطريرًا

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّا نخاف. ..» تعليل براى «لانريد منكم...» است; يعنى، به اين دليل از شما انتظار پاداش و سپاس گزارى نداريم كه چون از روز قيامت دل نگرانيم.

4 - ايمان به قيامت و بيم از آن ، زمينه ساز گرايش و عامل انگيزش به نيكوكارى و نيك كردارى ( اخلاص ، ايثار ، انفاق و . . . )

و يطعمون الطعام . .. أسيرًا ... لانريد منكم جزاءً و لاشكورًا . إنّا نخاف من ربّن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 11 - 3،4،5

3 - مصونيت ابرار از شرور و گزند هاى قيامت و شادابى رخسار و سرور دل آنان ، به دليل ايمان آنان به قيامت و خوف آنان از آن روز است .

إنّا نخاف من ربّنا يومًا . .. فوقيهم اللّه شرّ ذلك اليوم

«فا» در «فوقاهم» براى تفريع اين آيه بر آيه قبل است; يعنى، مصونيت ابرار از شرور قيامت، به اين دليل است كه آنان، از احوال آن روز در هراس بودند; روزى كه چهره هاى كافران عبوس و دل هاى آنان محزون است.

4 - ايمان به قيامت و خوف از احوال آن روز ، موجب مصونيت از شرور روز قيامت و خرّمى رخسار و شادمانى دل

إنّا نخاف من ربّنا يومًا . .. فوقيهم اللّه شرّ ذلك اليوم و لقّيهم نضرة و سرورًا

5 - وفاى به نذر ، ايثار و انفاق خالصانه به نيازمندان و بيم از روز قيامت ، موجب مصونيت از سختى هاى قيامت و شادمانى در

آخرت است .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّما نطعمكم لوجه اللّه ... فوقيهم اللّه ... و

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه ناظر به مجموع آيات مربوط به ابرار و ويژگى هاى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 12 - 3

3 - وفاى به نذر ، ايثار و انفاق به نيازمندان جامعه بدون چشمداشتى و خوف از قيامت ، از موجبات ورود به بهشت و بهره مندى از موهبت هاى آن است .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّما نطعمكم لوجه اللّه ... و جزيهم بما صبروا ج

از مصاديق مورد نظر صبر در اين آيه، موارد ياد شده است كه در آيات پيش در وصف ابرار آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 22 - 7

7 - وفاى به نذر ، خوف از قيامت و دستگيرى خالصانه از بينوايان ، يتيمان و اسيران ، موجب بهره مندى از پاداش هاى بهشتى و مورد ستايش و قدردانى خداوند

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّ هذا كان لكم جزاء و كان سعيكم مشكورًا

13- آثار ترسناكى زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 3،4

3- با مشاهده ترس و دهشت ناشى از زلزله زمين در آستانه برپايى قيامت ، تمامى مادران ، كودكان شيرخوارشان را بى اختيار در دامن خود ر ها ساخته و از ياد خواهند برد .

تذهل كلّ مرضعة عمّا أرضعت

«ذهول» (مصدر «تذهل») به فراموشى اى گفته مى شود كه از شدت دهشت بر انسان عارض شود. «مرضعة» نيز به زنى گفته مى شود كه در حال شير دادن باشد; يعنى، هر زن شير دهنده، به هنگام ديدن آن زلزله، از آن كسى كه به او شير مى دهد غافل خواهد شد.

4- زنان باردار با ديدن زلزله سهمگين زمين در آستانه برپايى قيامت ، از شدت بيم و اضطراب ، سقط جنين خواهند كرد .

و تضع كلّ ذات حمل حملها

«وضع» (مصدر «تضع») به معناى نهادن و «ذات حمل» به معناى باردار است; يعنى، هر زن باردارى به هنگام ديدن آن زلزله، بارش را خواهد نهاد (جنينش را سقط خواهد كرد).

14- آثار ترسناكى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 18 - 2

2 - آسمان از شدت هراس و هولناكى روز محشر ، شكافته و از هم گسسته خواهد شد .

يومًا . .. السماء منفطر به

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «با» در «به» سببيت باشد.

15- آثار ترسيم قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 5

5 - ترسيم صحنه هاى قيامت، از شيوه هاى قرآن در تربيت و هدايت است.

و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا

تكرار جمله «لوترى» و همچنين بيان ويژگيهاى قيامت در آيات متعدد گوياى نكته فوق است.

16- آثار تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 12

12 - كفر به خدا ، انكار قيامت و نداشتن عمل صالح ، موجب غلبه ترس و اندوه بر آدمى است .

من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً . .. و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون

مفهوم جمله «من آمن . ..» گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 45 - 8

8 - گروهى از انسان ها به خاطر نپذيرفتن قيامت ، دين خدا را دينى منحرف مى پندارند و از آن رويگردان مى شوند .

الذين يصدون عن سبيل اللّه و يبغونها عوجاً و هم بالأخرة كفرون

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «و هم بالأخرة كفرون» جمله حاليه و در مقام تعليل باشد كه در اصطلاح به آن حال معللّه گفته مى شود. بر اين مبنا آيه اشاره به اين معنا دارد كه: برخى انسانها به علت نپذيرفتن قيامت، مى پندارند دينى كه در آن زنده شدن مردگان مطرح باشد دينى بى اساس و داراى اعوجاج است و در نتيجه از آن رويگردان شده و ديگران را از آن بازمى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 7

7 - خداوند در روز قيامت كافران منكر قيامت را به فراموشى خواهد سپرد و اعتنايى به آنان نخواهد كرد .

فاليوم ننسيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 147 - 1،3

1 - تكذيب آيات الهى و انكار قيامت ، موجب تباه شدن همه اعمال نيك آدمى است .

و الذين كذبوا بايتنا و لقاء الأخرة حبطت أعملهم

«حبط» به معناى تباه شدن و هدر رفتن است و مراد از «اعمال»، كردار و رفتار نيك است. زيرا تباه شدن اعمال ناپسند موجب منفعت آدمى در دنيا و آخرت خواهد شد. چون «اعمال»، به صورت جمع آمده و به كلمه بعد اضافه شده، مفيد استغراق و شمول است. بنابراين «اعمالهم» يعنى تمام كارهاى نيك آنان

3 - اعمال نيك بنى اسرائيل در صورت تكذيب تورات و باور نداشتن قيامت براى آنان سودبخش نخواهد بود .

و الذين كذبوا . .. حبطت أعملهم

مصداق مورد نظر براى «الذين كذبوا . .. » با توجه به آيات پيشين، بنى اسرائيل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 3

3 - انكار جهان آخرت ، زمينه ساز دلبستگى به دنيا و فريفته شدن به زخارف و زينت هاى آن

إن الذين لا يرجون لقاءنا و رضوا بالحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 10

10 - انكار روز بازپسين ، زمينه ساز طغيان و سركشى

فنذر الذين لايرجون لقاءنا فى طغينهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 6،10

6- انكار قيامت ، هم طراز و مساوق انكار ربوبيت خداست .

أُولئك الذين كفروا بربهم

10- انكار قيامت ، معلول جهل و نادانى و مانع ترقى و تعالى انسان است .

أُولئك الأغلل فى أعناقهم

«اَغلال» (جمع غل) به معناى بندها و زنجيرهاست. مراد از آن مى تواند معناى حقيقى آن باشد كه در اين صورت جمله «اُولئك الأغلال فى أعناقهم» بيانگر كيفر و مجازات منكران ربوبيت خدا و منكران قيامت است و نيز مى تواند مراد از آن معناى مجازى (بندها و زنجيرهاى جهل و نادانى، خرافات، سنتهاى غلط و ...) باشد كه بر اين مبنا جمله «اُولئك ...» بيانگر ريشه و علت اعتقاد نداشتن به معاد و ربوبيت خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 11 - 1

1 - تكذيب قيامت ، عامل اصلى انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن كريم از سوى كافران و مشركان

و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك . .. و قالوا مالِ هذا الرسول ... بل كذّبوا ب

«بل» در «بل كذّبوا» براى اضراب انتقالى است و به قرينه مقام، انتقال از يك امر مهم و بزرگ به امرى بزرگ تر و مهم تر است; يعنى، انكار رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) به خاطر غذا خوردن و داد و ستد آن حضرت در بازار نيست (اينها همه بهانه بود); بلكه به خاطر قبول نداشتن اصل اعتقادى معاد است; اصلى كه پس از توحيد، محور دعوت هر پيامبرى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 11

11 - نادرست پنداشتن وعده الهى به برپايى قيامت و دروغگو دانستن پيامبران ، كفر و از نشانه هاى كافران است .

الذين كفروا . .. قالوا يويلنا ... هذا ما وعد الرحمن و صدق المرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 64 - 4

4 - انكار برپايى قيامت و دروغ پنداشتن آن ، سبب كفر است .

هذه جهنّم الّتى كنتم توعدون . اصلوها اليوم بما كنتم تكفرون

در اين آيه مفعول «تكفرون» ذكر نشده است; ولى به قرينه آيه قبل - كه درباره وعده به عذاب دوزخ است - مفعول آن برپايى قيامت و وجود دوزخ خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 77 - 7

7 - كفر و انكار قيامت ، خصومت و ستيزه جويى آشكار و روشن با خداوند است .

أوَلم ير الإنسن أنّا خلقنه من نطفة فإذا هو خصيم مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 48 - 10

10 - انكار قيامت و مؤاخذه انسان ها در آن روز ، از زمينه هاى ستم كارى و بدكردارى

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. للذين ظلموا ... و بدا لهم سيّئات ما كسبوا و حاق بهم

برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند، منكران روز قيامت و كيفر آن را، ستمكار (ظلموا) و بدكردار (سيئات ماكسبوا) معرفى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 21

21 - كفر به خدا و انكار روز رستاخيز ، موجب دوزخى شدن انسان ها است .

و لكن حقّت كلمة العذاب على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 27 - 10

10 - تكبر در برابر سخن حق و باور نداشتن به روز حساب ، از زمينه هاى فسادگرى و كشتار افراد بى گناه در جامعه

كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب

توصيف فرعون فاسد و سفاك به متكبر و منكر روز حساب، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 10 - 3

3 - انكار روز جزا ، زاينده پليدى ها و تهى كننده زندگى انسان از ارزش حيات

قتل الخرّصون

نفرين الهى در جايى صورت مى گيرد كه فرد حقيقتاً ارزش حيات را از دست داده و مستحق مرگ شده باشد از اين كه «خرّاصون» (ياوه سرايان منكر معاد) نفرين شده اند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 60 - 1

1 - نكوهش كافران ، به خاطر باورنداشتن به قيامت و جدى نگرفتن تهديد هاى الهى

و تضحكون و لاتبكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 7

7 - ناباورى قوم نوح ، نسبت به معاد و قيامت ، زمينه موضع گيرى خصمانه آنان در قبال نوح ( ع )

كذّبت قبلهم قوم نوح فكذّبوا عبدنا

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه مراد از «كذّبت» - به قرينه آيات پيشين - تكذيب قيامت باشد. كه در اين صورت «فاى تفريع» در «فكذّبوا عبدنا» مى رساند كه تكذيب پيامبران، ريشه در تكذيب معاد دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 43 - 3،4

3 - پيوستگى تنگاتنگ ميان انكار قيامت با اقدام به جرم و گناه

هذه جهنّم الّتى يكذّب بها المجرمون

از اين كه هر مجرمى به صورت مطلق تكذيب گر جهنم معرفى شده، مطلب بالا استفاده مى شود.

4 - تكذيب قيامت و كيفر آن ، از عوامل دوزخى شدن

هذه جهنّم الّتى يكذّب بها المجرمون

از اين كه دوزخ به تكذيب گران آن معرفى مى شود، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 5 - 2،3

2 - تكذيب قيامت ، عامل هلاكت قوم ثمود

كذّبت ثمود . .. فأُهلكوا بالطاغية

3 - تكذيب قيامت ، از موجبات هلاكت و نابودى

كذّبت ثمود . .. فأُهلكوا بالطاغية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 6 - 2،3

2 - تكذيب قيامت ، عامل هلاكت و نابودى عاديان

كذّبت ثمود و عاد . .. و أمّا عاد فأُهلكوا بريح صرصر عاتية

3 - تكذيب قيامت ، از موجبات هلاكت و نابودى

كذّبت . .. فأُهلكوا بريح صرصر عاتية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 46 - 1

1 - تكذيب روز جزا ، از عوامل دوزخى شدن

ما سلككم فى سقر . .. و كنّا نكذّب بيوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 48 - 1

1 - ترك فريضه نماز ، اطعام مساكين ، گذراندن عمر به بطالت و تكذيب روز جزا ، از عوامل محروميت انسان از شفاعت در قيامت

قالوا لم نك من المصلّين . .. و كنّا نكذّب بيوم الدين ... فما تنفعهم شفاعة الشفع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 15 - 3

3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى

ويل يومئذ للمكذّبين

از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 19 - 3

3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى

ويل يومئذ للمكذّبين

از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 24 - 3

3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى

ويل يومئذ للمكذّبين

از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 28 - 3

3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى

ويل يومئذ للمكذّبين

از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 29 - 2

2 - تكذيب روز جزا ، موجب گرفتارى به آتش دوزخ

انطلقوا إلى ما كنتم به تكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 34 - 3

3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى

ويل يومئذ للمكذّبين

از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 37 - 3

3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى

ويل يومئذ للمكذّبين

از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 40 - 3

3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى

ويل يومئذ للمكذّبين

از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 45 - 3

3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى

ويل يومئذ للمكذّبين

از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 47 - 3

3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى

ويل يومئذ للمكذّبين

از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 49 - 3

3 - تكذيب برپايى قيامت ، موجب عذاب دوزخ و هلاكت ابدى

ويل يومئذ للمكذّبين

از آن جا كه آيه شريفه، در ميان آيات مربوط به قيامت قرار دارد، استفاده مى شود كه مقصود از تكذيب در آن، تكذيب روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 11 - 2

2 - تكذيب قيامت و كيفر و پاداش الهى ، مايه گرفتارى به عذاب جهنم است .

ويل يومئذ للمكذّبين . الذين يكذّبون بيوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 7

7 - گناه ، طغيان گرى و تكذيب قرآن و قيامت ، مانع ملاقات و قرب خداوند در قيامت است .

ما يكذّب به إلاّكلّ معتد أثيم . .. إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 7 - 3

3 - تكذيب روز جزا ، انسان را از هر موجودِ پستى ، فرومايه تر مى سازد .

ثمّ رددنه أسفل سفلين . .. فما يكذّبك بعد بالدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 6 - 4

4 - تكذيب روز جزا ، زمينه ساز رياكارى در نماز

أرءيت الذى يكذّب بالدين . .. فويل للمصلّين ... الذين هم يراءون

17- آثار جهل به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 48 - 3

3 - مشخص نبودن زمان برپايى قيامت ، دستاويز كافران صدراسلام براى انكار آن

و يقولون متى هذا الوعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 2

2 - روشن نبودن زمان برپايى قيامت ، دستاويز كافران براى انكار آن

و يقولون متى هذا الوعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 44 - 4

4 - آگاه نساختن مردم - حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) - از زمان وقوع قيامت ، مؤثر در رشد و تربيت آنان

إلى ربّك منتهيها

واژه «ربّ»، گواه اين است كه هدف از مسكوت گذاشتن زمان قيامت، تربيت و رشد دادن است و چون پوشيده ماندن آن، تنها ويژه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبوده است; مى توان سودمندى آن را به همگان تعميم داد.

18- آثار حضور در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 52 - 9

9- انسان ها ، پس از حضور در قيامت ، درمى يابند كه زندگى دنيوى ، بسيار كوتاه بوده است .

يوم يدعوكم فتستجيبون . .. تظنّون إن لبثتم إلاّ قليلاً

بنابر اينكه مراد از «إن لبثتم» حيات دنيوى باشد كه تصور مى شد تا برپايى قيامت بسيار طولانى است، برداشت فوق به دست مى آيد.

19- آثار دومين زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 8 - 1

1 - هنگام پيدايش دومين لرزش در دوران برپايى قيامت ، قلب هاى فراوانى را لرزه و اضطرابى شديد فرا خواهد گرفت .

قلوب يومئذ واجفة

«قلب واجف»، به قلبى گفته مى شود كه اضطراب شديدى بر آن مستولى باشد (لسان العرب). «قلوب» نكره اى است كه بر تكثير دلالت دارد و به همين سبب - با آن كه نكره است - مبتدا قرار گرفته است.

20- آثار ذكر اهوال قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 16

16 - توجه و اعتقاد به صحنه هاى دشوار و سخت قيامت ، مقتضى ترس از آن روز است .

يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 8،9

8 - توجه به سختى هاى قيامت ، برانگيزاننده آدمى به تحصيل تقوا است .

اتّقوا ربّكم و اخشوا يومًا

فراخوانى به ترس از قيامت، پس از دعوت به تقوا، مى تواند به منظور اين نكته باشد كه ترس از قيامت، در كسب تقوا به عنوان توشه اى براى آخرت، تأثير دارد.

9 - توجه به دشوارى هاى قيامت ، باعث فراهم آوردن توشه مناسب براى آن روز مى شود .

اتّقوا ربّكم و اخشوا يومًا لايجزى والد عن ولده

مطرح كردن اين نكته كه در قيامت هر كس در قبال اعمالش كيفر مى شود، مى تواند اشعار به اين حقيقت داشته باشد كه هر كسى بايد براى خود چاره اى بينديشد و توشه اى فراهم آورد. گفتنى است كه دستور «اخشوا يوماً» پس از امر «اتّقوا» مى تواند مؤيد بر برداشت بالا باشد.

21- آثار ذكر حتميت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 11

11 - توجّه به وقوع حتمى قيامت و از دست رفتن فرصت ها ، زمينه پابندى انسان به دين است .

فأقم . .. من قبل أن يأتى يوم ... يومئذ يصّدّعون

يادآورى وقوع قيامت پس از سفارش به پابندى به دين، مى تواند به منظور ايجاد انگيزه در انسان براى عمل به آن فرمان باشد.

22- آثار ذكر حقانيت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 39 - 4

4 - توجّه به حقانيت قيامت ، زمينه ساز جهت دادن تلاش ها و حركت ها به سوى خداوند

فمن شاء اتّخذ إلى ربّه مابًا

«فاء» در «فمن شاء. ..» براى تفريع است. مفاد آيه شريفه اين است كه چون قيامت حق است، بنابراين بايد مقصد را به گونه اى برگزيد كه به سوى خدا باشد.

23- آثار ذكر ظهور حقايق در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 4 - 4

4 - توجّه به ظهور حقايق در قيامت ، بازدارنده انسان از تلاش براى پيروزى بر حريفان ، در مسابقه ثروت و مقام

ألهيكم التكاثر . .. ثمّ كلاّ سوف تعلمون

24- آثار ذكر قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 11

11 - توجه به قيامت و رخداد هاى مخاطرآميز آن ، زمينه ساز ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

من يكفر به فأولئك هم الخسرون . .. و اتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 10

10 - توجه به نبودن هيچ ياور و شفيعى جز خداوند در قيامت، موجب هرس از حشر

الذين يخافون . .. ليس لهم من دونه ولى و لا شفيع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 17

17- توجه و اعتقاد انسان به قيامت ، مانع پيمان شكنى وى خواهد شد .

و أوفوا بعهد الله . .. تتّخذون أيمنكم دخلاً بينكم ... و ليبيّننّ لكم يوم القيم

تذكر خداوند به تبيين حقايق در قيامت، پس از طرح مسأله پيمان و سوگندشكنى، مى تواند اشعار به مطلب فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 6

6- توجه به قيامت و ياد آن ، امرى لازم و داراى نقش سازنده و هدايتى

يوم تأتى كلّ نفس تجدل عن نفسها

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه نصب «يوم» به تقدير فعل «اذكر» يا «اذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 16 - 4

4 - توّجه انسان به چگونگى خلقت خويش و مرگ و رستاخيز ، زمينه ساز گرايش وى به ايمان و رو كردن به ارزش هاى دينى و الهى

ثمّ إنّكم يوم القيمة تبعثون

در آيات نخستين اين سوره، سخن از مؤمنان راستين و صفات ارزشى آنان بود. اكنون دراين آيات - كه سخن از خلقت شگفت انسان و مرگ و رستاخيز او است - مى تواند رهنمودى باشد به انسان ها براى گرويدن به راه مؤمنان راستين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 18

18 - ياد قيامت ، مؤثر در تصحيح رفتار و بازداشتن انسان از انحراف

أفمن يلقى فى النار خير أم من يأتى ءامنًا يوم القيمة . .. إنّه بما تعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 19

19 - ياد قيامت و بيم از آن ، داراى نقش مؤثر در اصلاح و خود سازى انسان

و تنذر يوم الجمع

از اين كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مأمور به انذار از قيامت مى كند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 17

17 - توجه به قيامت ، زمينه ساز گرايش انسان به حقانيت قرآن و موازين الهى

اللّه الذى أنزل الكتب بالحقّ . .. و ما يدريك لعلّ الساعة قريب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 34 - 5

5 - توجه انسان به روز جزا ، زمينه ساز برخوردارى او در قيامت از رحمت خدا

و قيل اليوم ننسيكم كما نسيتم لقاء يومكم هذا

از مفهوم «ننساكم كما نسيتم» استفاده مى شود كه اگر انسان، قيامت را از ياد نبرد، مورد بى اعتنايى حق در آخرت قرار نخواهد گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 60 - 2

2 - توجه به انذار هاى الهى و واقعيت قيامت ، مايه نگرانى انسان و پرهيز از سرخوشى ها

أفمن هذا الحديث تعجبون . و تضحكون و لاتبكون

لحن توبيخى آيه شريفه، مى رساند كه توجه به حقانيت معاد و مفاهيم وحى، مقتضى اين است كه آدمى، بر فرجام خويش گريان و اندوهناك باشد; نه سرمست و خندان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 19 - 2

2 - آگاهى از قيامت و سرگذشت انسان ها در آن روز ، زداينده غفلت ها و مايه يادآورى و بيدارى

إنّ هذه تذكرة

آيات گذشته، درباره قيامت و احوال انسان ها در آن روز بود; ازاين رو ممكن است، «هذه» اشاره به اين موضوع باشد.

25- آثار ذكر نزديكى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 63 - 12

12 - توجه به نزديك بودن زمان وقوع قيامت ، داراى نقشى مؤثر در رويكرد به خوبى ها است .

و مايدريك لعلّ الساعة تكون قريبًا

عدم اعلام صريح زمان وقوع قيامت و قريب الوقوع دانستن آن، چه بسا به منظور آماده ساختن مردم و هشدار به آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 18 - 9

9 - توجه به نزديكى قيامت ، عامل حساسيت فزون تر نسبت به اعمال خويش

و لتنظر نفس ما قدّمت لغد

از به كار گرفته شدن واژه «غد» به جاى قيامت، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 46 - 4

4 - توجه به نزديك بودن قيامت و اندك بودن فاصله آن با زندگانى دنيا ، افزايش دهنده ترس و نگرانى درباره گرفتارى هاى آن *

إنّما أنت منذر من يخشيها . كأنّهم يوم يرونها لم يلبثوا إلاّعشيّة أو ضحيها

26- آثار زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 2 - 3

3 - زلزله زمين در آستانه قيامت ، انفجارى داخلى و پراكنده سازنده مواد درونى آن است .

و أخرجت الأرض أثقالها

زلزله به طور معمول، آنچه را كه بر سطح زمين است، به كام آن فرو مى برد; ولى در زلزله واپسين، عكس اين صحنه اتفاق خواهد افتاد. عطف اين آيه بر آيه قبل - به قرينه سياق آيات - عطف مسبب بر سبب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 4 - 2،3

2 - زمين در قيامت ، پس از لرزش شديد و بيرون ريختن دفينه هاى خويش ، اطلاعات ذخيره شده خود را برملا خواهد ساخت .

يومئذ تحدّث أخبارها

3 - زمين پس از تحوّلاتى در سه مرحله ( « لرزش ويرانگر در پايان عمر دنيا » ، « اخراج مردگان از درون خود در آغاز قيامت » و « اظهار اطلاعات بايگانى شده در خود » ) ، مكان حسابرسى اعمال انسان ها خواهد شد .

إذا زلزلت . .. و أخرجت ... تحدّث أخبارها

آيات اين سوره مى تواند بيانگر حوادث آخرت باشد كه از پايان نظام موجود، شروع مى شود. تعبير «يومئذ» - در اين احتمال - نشانگر وقوع تمام آن حوادث، در يك زمان گسترده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 6 - 2

2 - زلزله زمين ، از مقدّمات حشر مردم و حسابرسى اعمال آنان در قيامت است .

إذا زلزلت الأرض . .. يومئذ يصدر الناس

27- آثار سختى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 17 - 3

3 - سختى و اندوه بارى روز محشر ، به گونه اى است كه اطفال را مو سفيد و پير مى سازد .

يومًا يجعل الولدن شيبًا

28- آثار سختيهاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 34 - 6

6 - شدّت گرفتارى مردم در قيامت ، مانع پرداختن آنان به حلّ مشكلات ديگران ; حتى خويشاوندان خويش

يوم يفرّ المرء من أخيه

جمله «لكلّ . .. شأن يغنيه» در آيات بعد، مى تواند قرينه بر انگيزه فرار در قيامت باشد; يعنى، هر كس آن قدر به خود مشغول است كه گوش و چشم خود را بر فرياد و زارى ديگران فرو مى بندد و از درگير ساختن خود با مسائل آنان مى گريزد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 37 - 1،3

1 - گرفتارى هاى هر كس در قيامت ، جايى براى رسيدگى او به ديگران باقى نگذاشته ، او را به خود مشغول خواهد ساخت .

لكلّ امرىء منهم يومئذ شأن يغنيه

به هر امرى از امور «شأن» گفته مى شود (قاموس); جز اين كه سياق آيه شريفه دلالت بر عظمت شأن مورد نظر دارد. فعل «اغنى» - چه با حرف «عن» و چه بدون آن باشد - به معناى «كفى» است (مفردات راغب). كفايت كردن شأن و كار، به معناى پر شدن فرصت ها است; به گونه اى كه براى كار ديگر امان ندهد. اكتفا به بيان وضعيت مردان با كلمه «امرىء»، به جهت وضوح هم سرنوشت بودن زنان با آنان است.

3 - شدايد قيامت ، ازميان برنده فرصت بهره رساندن خويشاوندان به يكديگر است .

يوم يفرّ المرء من أخيه . .. لكلّ امرىء منهم يومئذ شأن يغنيه

جمله «لكلّ امرىء . ..»، بيانگر علت فرار خويشاوندان از يكديگر است و نشان مى دهد كه در آن سرا گرچه عواطف خويشاوندى هم وجود داشته باشد; ولى سودى نخواهد داشت.

29- آثار شك به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 54 - 6

6 - شك و دودلى آميخته با بدگمانى مشركان پيشين ، به بعث و قيامت باعث گرفتار شدن آنان به عذاب

و حيل بينهم و بين ما يشتهون كما فعل بأشياعهم . .. إنّهم كانوا فى شكّ مريب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 22

22 - شك و ترديد نسبت به قيامت نشانه كفر است .

و ما أظنّ الساعة قائمة . .. الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 4،6

4 - ترديد در قيامت ، حجاب آدمى در ديدن آيات روشن توحيدى است .

سنريهم ءايتنا . .. ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه ضمير «أنّه الحقّ» در آيه قبل به خدا برگردد. در اين صورت مى توان گفت كه: عبارت «ألا إنّهم فى مرية» در مقام بيان اين است كه ترديد در قيامت، باعث شده است كه كافران نتوانند از آيات روشن توحيدى بهره ببرند.

6 - ترديد جدى نسبت به قيامت و حيات اخروى ، زمينه ساز بى اعتنايى انسان به اصول عقلى و ملاك هاى عقلايى و فطرى

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه . .. فى شقاق بعيد... ألا إنّهم فى مرية

ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در يك سياق قرار دارند - نشان مى دهد كه اگر آيات علمى و داورى هاى عقلى و فطرى نتواند كسى را در برابر حقانيت خدا و وحى متقاعد كند، ريشه آن را بايد در ناباورى او به استمرار حيات و مسؤوليت انسان جستوجو كرد.

30- آثار ظن به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 4 - 3

3 - اعتقاد به معاد ، حتى در حد گمان ، بازدارنده انسان از خيانت در سنجش كالاى ديگران

ألا يظنّ أُولئك أنّهم مبعوثون

31- آثار ظهور حقايق در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 52 - 6

6- ظهور حقايق در رستاخيز ، وادارنده انسان به ستايش خدا و بازدارنده او از گستاخى

يوم يدعوكم فتستجيبون بحمده

جمله «تستجيبون بحمده» مى رساند كه اين پاسخ گويى، همراه با زور و اكراه نيست; بلكه ممكن است به خاطر مشاهده حقايقى باشد كه انسان را به ستايش خدا وامى دارد.

32- آثار عقيده به اهوال قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 16

16 - توجه و اعتقاد به صحنه هاى دشوار و سخت قيامت ، مقتضى ترس از آن روز است .

يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و الأبصر

33- آثار عقيده به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 85 - 12

12- عقيده به قيامت و هدف دارى و حكمت آميز بودن جهان خلقت ، موجب آسانى تحمل مشكلات و مقتضى گذشت و ناديده گرفتن اذيت و آزار و آسيب هاى وارده از سوى دشمنان است .

و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ ... فاصفح الصفح الجميل

«فا» در «فاصفح» تفريع است و جمله «فاصفح . ..» را بر جمله «و ما خلقنا السموات ... إلاّ بالحق و إن الساعة لأتية» عطف كرده است. بنابراين، استفاده مى شود كه به حق آفريده شدن جهان اقتضا دارد تا انسانِ حق طلبى همچون رسول الله(صلی الله علیه و آله) در مسير حق بردبار باشد و تلاش خود را در برابر حق ناپذيرى كافران بيهوده نپندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 17

17- توجه و اعتقاد انسان به قيامت ، مانع پيمان شكنى وى خواهد شد .

و أوفوا بعهد الله . .. تتّخذون أيمنكم دخلاً بينكم ... و ليبيّننّ لكم يوم القيم

تذكر خداوند به تبيين حقايق در قيامت، پس از طرح مسأله پيمان و سوگندشكنى، مى تواند اشعار به مطلب فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 5

5- اعتقاد به قيامت و آگاهى از آتش دوزخ ، بازدارنده آدمى از گناه و حق ستيزى

متى هذا الوعد . .. لو يعلم الذين

از اين كه خداوند فرمود: اگر كافران مى دانستند كه آتش دوزخ و. .. با آنان چه مى كند، در نزول عذاب و برپايى قيامت عجله نمى كردند، به دست مى آيد كه ايمان به قيامت و آگاهى از احوال آن، آدمى را از كفر و حق ستيزى و هرگونه گناه بازمى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 16 - 13

13 - اعتقاد به قيامت و عذاب دوزخ ، سبب ترس از خدا و تقواپيشگى

لهم من فوقهم ظلل من النار . .. ذلك يخوّف اللّه به عباده يعباد فاتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 33 - 9

9 - اعتقاد به روز قيامت ، بازدارنده انسان از گناه و بزه كارى ( چون آدم كشى )

إنّى أخاف عليكم يوم التناد . يوم تولّون مدبرين ما لكم من اللّه من عاصم

از اين كه مؤمن آل فرعون براى بازداشتن فرعونيان از كشتن موسى(ع)، مسأله معاد و حسابرسى اعمال بندگان را مطرح ساخت، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 15 - 4،5

4 - تقوا ، تبلور ايمان و اعتقاد به قيامت

إنّ المتقين فى جنّ-ت و عيون

از اين كه براى اهل ايمان تنها وصف تقوا آورده شده است، روشن مى شود كه تقوا، تبلور ايمان به وحى و اعتقاد به قيامت است.

5 - پايبندى به ارزش ها و پرهيز از زشتى ها و پليدى ها ، تنها در گرو اعتقاد به قيامت

إنّ المتقين فى جنّ-ت و عيون

از تقابل ميان «متقين» و «منكران معاد» - كه در آيات پيشين مطرح شده است - به دست مى آيد كه تقوا در صورتى حاصل مى شود كه فرد، منكر قيامت نباشد; زيرا با انكار قيامت پايبندى به ارزش ها ميسر نخواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 9

9 - اعتقاد به قيامت و توجه داشتن به كيفر و پاداش الهى در آن ، موجب تقويت روح تقواپيشگى در انسان

و اتّقوا اللّه الذى إليه تحشرون

يادآورى حشر انسان ها در قيامت - پس از توصيه به تقوا - مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 26 - 2

2 - اعتقاد به روز جزا ، تعديل كننده غرايز و تأثيرگذار در خُلق و خوى بشر ( حرص ، بخل ، ناشكيبايى و . . . )

إنّ الإنسن خلق هلوعًا . .. إلاّ المصلّين ... و الذين يصدّقون بيوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 53 - 5

5 - وجود ارتباط وثيق و ناگسستنى ، ميان عقيده به روز جزا و ديگر عقايد دينى و معارف الهى

بل لايخافون الأخرة

برداشت ياد شده، به سبب اين نكته است كه با تكذيب قيامت از سوى كافران، ديگر عقايد دينى ناديده انگاشته مى شد.

34- آثار علم به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 19 - 2

2 - آگاهى از قيامت و سرگذشت انسان ها در آن روز ، زداينده غفلت ها و مايه يادآورى و بيدارى

إنّ هذه تذكرة

آيات گذشته، درباره قيامت و احوال انسان ها در آن روز بود; ازاين رو ممكن است، «هذه» اشاره به اين موضوع باشد.

35- آثار عمل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 108 - 1

1 - بيان آثار و نتايج رفتار انسان ها - مؤمن و كافر - در قيامت ، از آيات حق الهى

يوم تسودّ . .. تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق

36- آثار غفلت از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 39 - 13

13- غفلت از قيامت ، زمينه ساز كفرورزى و بى ايمانى است .

و أنذرهم يوم الحسرة . .. و هم فى غفلة و هم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 9

9- غفلت از قيامت ، زمينه ساز بى اعتنايى به وحى و بازيچه قراردادن دين است .

و هم فى غفلة معرضون . ما يأتيهم ... و هم يلعبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 8

8- اظهار حسرت كافران در قيامت ، به خاطر غفلت عميق و پيوسته خويش از روز قيامت

يويلنا قد كنّا فى غفلة من هذا

برداشت ياد شده از آمدن «فى» - كه براى ظرفيت است - استفاده مى شود. بدين صورت كه غفلت، ظرف و انسانِ غافل، مظروف قرار گرفته است و اين حكايت از غوطهور شدن و فرورفتن در عمق غفلت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 18

18 - غفلت از قيامت و دور پنداشتن آن ، از موانع مهم بى توجهى انسان به حقايق وحى و قوانين الهى

اللّه الذى أنزل الكتب . .. و ما يدريك لعلّ الساعة

از اين كه در مسأله قيامت، امكان نزديك بودن آن تخصيص به ذكر يافته، اهميت آن استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 47 - 5

5 - بى توجهى به روز قيامت و غفلت از پايان يافتن فرصت انجام تكاليف ، عامل اساسى در ترك دستورات الهى است .

استجيبوا لربّكم من قبل أن يأتى يوم لامردّ له

ذكر «من قبل أن يأتى» مى تواند اشاره به آن داشته باشد كه انسان ها، چنانچه به روز قيامت توجه كنند به اجابت دعوت الهى روى خواهند آورد.

37- آثار فراموشى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 26 - 21

21 - فراموشى روز قيامت ، عامل ابتلاى انسان به عذاب شديد الهى

لهم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب

«باء» در «بما نسوا. ..» براى سببيت است; يعنى، چون انسان ها روز حساب را فراموش كردند، به عذاب شديد محكوم شدند.

38- آثار قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 2

2- برپايى قيامت ، اندوه زا و همراه با وحشت و فزع و جزع بزرگ است .

لايحزنهم الفزع الأكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 102 - 5

5 - بازگشت به دنيا پس از برپايى قيامت ، ممكن نيست .

فلو أنّ لنا كرّة فنكون من المؤمنين

برداشت ياد شده با توجه به آمدن واژه «لو» است كه معمولاً در موارد غير ممكن به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 36 - 2

2 - معاد و برپايى قيامت ، نمودى از تدبير خداوند هستى و شايسته حمد و ستايش

إنّ وعد اللّه حقّ . .. و قيل اليوم ننسيكم ... فاليوم لايخرجون ... فللّه الحمد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 37 - 2

2 - برپايى قيامت ، نمودى از عظمت و كبريايى خداوند است .

أنّ وعد اللّه حقّ و أنّ الساعة لاريب فيها . .. و له الكبرياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 5 - 5

5 - شبهه افكنان در مورد معاد ، پاسخ خود را تنها با مشاهده قيامت خواهند يافت .

يتساءلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 4 - 1

1 - قيامت ، حادثه اى بزرگ كه هنگام برپايى آن ، شترداران با دل كندن از مرغوب ترين شتران خود ، آنها را به حال خود ر ها

خواهند كرد .

و إذا العشار عطّلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 5 - 1

1 - حيوانات غير اهلى با مشاهده حوادث برپايى قيامت ، پناهگاه هاى خود را ترك كرده ، گرد هم جمع خواهند شد .

و إذا الوحوش حشرت

«وحوش» جمع «وَحْش» است. به حيواناتى كه در خشكى زندگى مى كنند و با يكديگر الفت نمى گيرند، «وَحْش» و «وحشىّ» - كه گويا حرف ياء در آن براى تأكيد است - گفته مى شود (مصباح). «حشر»; يعنى، «جمع» (لسان العرب). راغب مى گويد: «حشر»; يعنى، بيرون آوردن گروهى از جايگاهشان و متوجّه ساختن آنان به جنگ و نظاير آن، بنابراين حشر حيوانات; يعنى، بيرون شدن آنها از پناهگاه خود و جمع گشتن آنها گرد يكديگر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 13 - 4

4 - آماده سازى بهشت و جهنم براى ورود اهل آن ، هم زمان با برپايى قيامت

و إذا الجحيم سعّرت . و إذا الجنّة أُزلفت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 14 - 2

2 - مشاهده كردار ها در عرصه قيامت ، در گرو پيدايش حوادثى تحوّل آفرين در نظام جهان و پديدار شدن رخدادهايى در صحنه قيامت

إذا الشمس . .. و إذا ... و إذا ... علمت نفس ما أحضرت

آيه شريفه، جواب حرف شرط «إذا» است كه از آغاز سوره تكرار شده است.

39- آثار كفر به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 3

3 - باور نداشتن قيامت زمينه پذيرش القائات و تبليغات شيطانى است.

و لتصغى إليه أفئدة الذين لايؤمنون بالأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 57 - 7

7 - ناباورى به قيامت ، در دنيا ، عاملِ بى حاصل شدنِ معذرت خواهى در روز قيامت است .

و لكنّكم كنتم لاتعلمون . فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم

«فاء» در «فيومئذ» عاطفه است و مى تواند براى سببيت باشد. بنابراين، مفاد آيه چنين مى شود: «كسانى كه به روز قيامت علم نداشتند، در آن روز معذرت خواهى شان سودى ندارد». علم نداشتن، ملازم با ناباورى و بى ايمانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 45 - 13

13 - ناباورى به قيامت ، عامل حق ناپذيرى و تأثير نداشتن عالى ترين پيام هاى ارزشى در روح انسان

فذكّر بالقرءان من يخاف وعيد

با توجه به اين كه آيات پيشين درباره معاد و رستاخيز بود; «من يخاف وعيد» مى تواند بيانگر مسأله قيامت و نظام كيفر و پاداش باشد. در اين صورت مفهوم آيه چنين خواهد بود: «قرآن در ناباوران به قيامت بى تأثير است».

40- آثار ناگهانى بودن قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 9

9- وقوع ناگهانى قيامت ، مجال هر گونه بازنگرى و توبه را براى كافران لجوج از ميان مى برد .

فقد جاء أشراطها فأنّى لهم إذا جاءتهم ذكريهم

41- آثار نظام جزايى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 20 - 4

4 - نظامِ كيفر و پاداش الهى در روز رستاخيز ، موجب تأسف و حسرت شديد منكران معاد خواهد شد .

و قالوا يويلنا هذا يوم الدين

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «هذا يوم الدين» استئنافيه و در مقام تعليل براى مفاد جمله قبل است.

42- آثار نگرانى از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 49 - 7

7- خداترسى و نگرانى از قيامت ، زمينه ساز بهره مندى انسان از وحى و هدايت الهى

و ذكرًا للمتّقين . الذين يخشون ربّهم بالغيب و هم من الساعة مشفقون

خداوند، در آيه قبل، تقواپيشگان را شايسته بهره مند شدن از نور و هدايت خود دانسته و در اين آيه اوصاف آنان را بيان كرده است. از ارتباط ميان دو آيه مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد.

43- آثار يقين به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 10

10 - اطاعت كامل از دستورات وحى ، تنها در پرتو باور و يقين به قيامت ميسّر خواهد بود .

و إنّه لعلم للساعة فلاتمترنّ بها و اتّبعون

ارتباط دو قسمت آيه شريفه (و إنّه لعلم للساعة فلاتمترنّ بها) و (اتّبعون) نشانگر آن است كه اعتقاد به قيامت، زمينه ساز پيروى كامل از دستورات خداوند است.

44- آرزو در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 7

7 - بدكاران در قيامت آرزو مى كنند كاش ميان آنان و عملشان ، زمان بى حدى فاصله بود .

و ما عملت من سوء تودّ لو اَنّ بينها و بينه امداً بعيدا

45- آرزوى فرار از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 10 - 1

1 - كافران در روز قيامت ، در آرزوى گريختن از صحنه محشر خواهند بود .

يقول الإنسن يومئذ أين المفرّ

«مفرّ» (مصدر ميمى از «فرّ») به معناى گريختن و استفهام در «أين المفرّ» براى «تمنّى» است. مقصود از «الإنسان» - به قرينه «أيحسب الإنسان...» - كافران اند.

46- آزادى بيان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 13

13- آزاد و بدون مانع بودن سخن گفتن براى برخى از افراد در قيامت

ثمّ يوم القيمة . .. قال الذين أُوتوا العلم

47- آسمان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 187 - 7

7 - لحظه برپايى قيامت ، لحظه اى دشوار و سنگين براى آسمان ها و زمين

ثقلت فى السموت و الأرض

متعدى شدن «ثقلت» با حرف «فى»، و نه حرف «على»، گوياى اين است كه آنچه در لحظه برپايى قيامت در آسمانها و زمين واقع مى شود، حوادثى عظيم است كه تحمل آن بر آسمانها و زمين دشوار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 7

7- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى معنى « الفزع الأكبر » : ان الناس يصاح بهم صيحة واحدة فلايبقى ميّت إلاّ نشر و لا حىّ إلاّ مات إلاّ ما شاء اللّه ثمّ يصاح بهم صيحة أخرى فينشر من مات و يصفون جميعاً و تنشقّ السماء و تهدّ الأرض و تخرّ الجبال و تزفر النيران و ترمى بمثل الجبال شرراً فلايبقى ذو روح إلاّ إنخلع قلبه و ذكر ذنبه و شغل بنفسه إلاّ ما شاء اللّه ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه در معناى «فزع أكبر» فرمود: به درستى كه يك صيحه بر مردم زده مى شود كه مرده اى نمى ماند، مگر اين كه زنده مى شود وزنده اى نمى ماند، مگر اين كه مى ميرد، جز آنچه را كه خدا بخواهد. سپس صيحه ديگرى بر آنان زده مى شود و آنان كه مرده اند زنده گشته و همگى به صف كشيده خواهند شد. و آسمان شكافته و زمين در هم كوبيده و كوه ها فرو ريخته و آتش شعله هايى چون كوه بركشد، پس هيچ صاحب روحى نماند، مگر اين كه [از هراس] دل او كنده شود و گناهان خود را يادآورد و هر كس به فكر خويش باشد، مگر آنچه را خدا بخواهد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 1،2

1- قيامت روزى است كه خداوند ، آسمان را هم چون پيچيدن طومارنامه ها ، در هم مى پيچد .

يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- «طىّ» به معناى پيچيدن است. 2- «سجلّ» يا به معناى «كاتب» مى باشد كه در اين صورت اضافه «طىّ» به «سجلّ» اضافه مصدر به فاعل است و «لام» در «للكتب» براى اختصاص و يا براى تقويت عامل «طىّ» است و يا به معناى هر چيزى است كه در آن نوشته باشند. در اين صورت اضافه «طىّ» اضافه به مفعول است و «لام» در «للكتب» به معناى «من أجل» است.

2- قيامت و در هم پيچيده شدن آسمان در آستانه آن ، از حوادث درس آموز و شايسته ياد و يادآوررى

يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «يوم» به عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 10 - 1

1 - زمين همچون آسمان ، دست خوش تحولات عظيم در آستانه قيامت

يوم تمور السّماء . .. و تسير الجبال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 37 - 1،2

1 - شكافته شدن آسمان و از هم پاشيدن آن ، در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء

«انشقاق» به معناى شكافته شدن و در مورد آسمان به معناى درهم ريختن نظم كنونى اجرام است.

2 - سرخ شدن آسمان و شباهت پيدا كردن آن به چرمى گلگون ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

«وردة» به معناى گل سرخ و «دهان» به معناى چرم قرمز است. بنابراين «كانت وردة كالدهان»; يعنى، همانند چرم گلگون سرخ خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 18 - 1

1 - شكافته شدن و از هم گسستن آسمان ، در آستانه برپايى قيامت

يومًا . .. السماء منفطر به

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «با» در «به» ظرفيه و به معناى «فى» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 9 - 1،3

1 - آسمان ، در آستانه برپايى قيامت ، از هم گسيخته شده و اجزاى آن مى گسلد .

و إذا السماء فرجت

«فرج»، به معناى شكاف است (قاموس المحيط).

3 - متلاشى شدن نظم كنونى آسمان ، در آستانه برپايى قيامت

و إذا السماء فرجت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 19 - 1

1 - آسمان در نخستين مراحل برپايى قيامت ، به فضايى باز و خالى از موانع عبور تبديل خواهد شد .

و فتحت السماء فكانت أبوبًا

مبالغه موجود در تعبير «فكانت أبواباً» در تعبير «فكانت ذات أبواب» نيست; زيرا در تعبير اول، گويا آسمان - به جهت فراوانى راه

عبور - چيزى جز همان درب ها نيست. جمله «فتحت السماء» عطف بر «ينفخ» و يا حال براى فاعل «تأتون» است. در هر دو صورت، حوادث آغازين قيامت را بيان مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 1 - 1

1 - آسمان در آستانه قيامت ، از هم گسيخته خواهد شد .

إذا السماء انفطرت

«انفطار»; يعنى، انشقاق (تاج العروس). به قرينه «و إذا القبور بعثرت» در آيات بعد، انفصال اجزاى آسمان از يكديگر، پيش از حادثه قيامت و در آستانه آن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 3 - 2

2 - ساختار زمين نيز مانند آسمان و ستارگان ، در آستانه قيامت به هم خورده و رخنه هاى فراوانى در پيكره آن پديدار خواهد شد .

إذا السماء . .. و إذا الكواكب ... و إذا البحار فجّرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 1 - 1

1 - آسمان در آستانه قيامت ، از هم گسيخته شده و اجزاى آن مى گسلد .

إذا السماء انشقّت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 48 - 13

13- « عن محمد بن مسلم قال : سمعت أباجعفر ( ع ) يقول : . . . لعلّكم ترون إنه إذا كان يوم القيامة . . . إن الله تبارك و تعالى لايعبد فى بلاده و لايخلق خلقاً يعبدونه . . . بلى و الله ليخلقنّ خلقاً من غير فحولة و لا إناث . . . و يخلق لهم أرضاً تحملهم و سماء تظلّهم أليس الله يقول : « يوم تبدّل الأرض غير الأرض و السماوات » . . . ;

محمد بن مسلم گويد: از امام باقر(ع) شنيدم كه مى فرمود: . .. شايد شما گمان كنيد هنگامى كه روز قيامت فرا رسد ... خداى تبارك و تعالى در بلاد خود عبادت نمى شود و خلقى را كه عبادت او ... كند، نمى آفريند؟ چنين نيست، به خدا سوگند! خدا خلقى را از غير نر و ماده مى آفريند و براى آنها زمينى كه آنان را حمل كند و آسمانى كه بر سر آنها سايه افكند، خلق مى كند. آيا خدا نفرموده است: يوم تبدّل الأرض غير الأرض و السماوات؟».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 67 - 5،12

5 - آسمان ها ، در روز قيامت پيچيده در دست قدرت خداوند است .

و السموت مطويّ-ت بيمينه

12 - « عن سليمان بن مهران ، قال سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ « و الأرض جميعاً قبضته يوم القيامة » فقال يعنى ملكه لايملكها معه أحد . . . « و السماوات مطويّات بيمينه » قال : اليمين اليد ، و اليد القدرة و القوّة يقول عزّوجلّ و السماوات مطويّات بقدرته و قوته سبحانه و تعالى عمّا يشركون ;

سليمان بن مهران گويد: از امام صادق(ع) از سخن خداوند عزّوجلّ كه مى فرمايد: «و الأرض جميعاً قبضته يوم القيامة» سؤال نمودم، حضرت فرمود: يعنى زمين ملك او است [در قيامت] و هيچ كس غير از او مالك زمين نيست. .. و درباره «و السماوات مطويّات بيمينه» فرمود: يمين همان يد است و مراد از آن قدرت و قوت است و خداوند عزّوجلّ فرمود: آسمان ها به قدرت و قوت خداوند به هم پيچيده مى شوند و او منزّه و برتر است از هرگونه شركى كه به او نسبت مى دهند».

48- آسمان هنگام قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 25 - 1،2،3،4

1 - شكافته شدن آسمان ، در آستانه برپايى قيامت و نزول فرشتگان از آن ، حادثه اى در خور تأمل و ياد و يادآورى

و يوم تشقّق السماء بالغمم و نزّل الملئكة تنزيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «يوم» متعلق به فعلى محذوف (همچون «اذكر») باشد.

2 - آسمان به همراه ابر ها ، در آستانه برپايى قيامت شكافته خواهد شد .

يوم تشقّق السماء بالغمم

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «با» در «بالغمام» براى ملابست باشد; مثل «ركب الامير بسلاحه; امير همراه سلاحش بر مركب خود سوار شد».

3 - آسمان ، در آستانه برپايى قيامت ، به وسيله ابر ها شكافته خواهد شد .

و يوم تشقّق السماء بالغمم

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «با» در «بالغمام» براى سببيت باشد.

4 - با شكافته شدن آسمان در آستانه بر پايى قيامت ، فرشتگان بر اهل زمين فرود خواهند آمد .

و يوم تشقّق السماء بالغمم و نزّل الملئكة تنزيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 8 - 1

1 - گداخته شدن آسمان ، همچون ذوب فلزات در آستانه برپايى قيامت

يوم تكون السماء كالمهل

«مهل» به هر فلز گداخته شده (همچون طلا، نقره، مس و. ..) گفته مى شود.

49- آسيب پذيرى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 8

8 - انسان در صحنه قيامت ، در معرض آسيب ها و نيازمند امنيت

أم من يأتى ءامنًا يوم القيمة

با توجه به اتصاف مؤمنان به وصف امنيت و آرامش، مطلب بالا برداشت مى شود.

50- آغاز برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 3

3 - حاضران در صحنه قيامت ، در آغاز برپايى آن جهنم را مشاهده نمى كنند . *

و جاْىء يومئذ بجهنّم

51- آغاز قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 14 - 15

15 - نبود فاصله زمانى بين مرگ تمامى انسان ها و آغاز قيامت

فاغرينا بينهم العداوة و البغضاء إلى يوم القيمة

بقاى مسيحيان تا روز قيامت، حاكى ازنبود فاصله بين قيامت و مرگ انسانهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 49 - 3

3 - انقراض نسل بشر در دنيا و آغاز قيامت ، غافل گيرانه و در حالى خواهد بود كه همگان سرگرم جدال و كشمكش روزانه اند .

ما ينظرون إلاّ صيحة وحدة تأخذهم و هم يخصّمون

«يخصّمون» (از ماده «خصومت» و «خصام») به معناى جدال و كشمكش است و جمله «و هم يخصمون»، حال براى ضمير مفعولى در «تأخذهم» است; يعنى، در حالى كه آنان سرگرم جدال و كشمكش بر سر زندگى مادى اند، ناگهان صيحه سهمگين آنان را فراخواهد گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 51 - 2

2 - جهان آخرت و رستاخيز انسان ها ، با نفخ صور آغاز خواهد شد .

و نفخ فى الصور فإذا هم من الأجداث إلى ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 8 - 1

1 - آغاز شدن رستاخيز انسان ها ، با دميده شدن در صور

فإذا نقر فى الناقور

«ناقور» به معناى «صور» است (قاموس المحيط و مفردات راغب).

52- آفرينش در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 4

4- برپايى قيامت به معناى نيستى محض و نابودى كامل جهان طبيعت و آفرينش دوباره آن نيست ; بلكه به معناى در هم پيچيده شدن نظم كنونى آن و تبديل به نظم نوين است .

يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب

با توجه به تشبيه درهم پيچيدگى آسمان به پيچيده شدن طومار - كه به معناى حفظ اصل و موجوديت آن همراه با از بين رفتن نظام حاكم بر آن است - مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 4

4- آكنده شدن فضا از دودى تيره و غليظ ، در آستانه برپايى قيامت

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

بنابراين كه آيه شريفه، در مورد علايم روز قيامت باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 4

4- تيرگى تمام جهان ، در آستانه قيامت *

يغشى الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 9 - 2

2 - تحولات شگفت و ناهنجار در نظام طبيعت ، در آستانه رستاخيز

يوم تمور السّماء مورًا

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «تمور» در معناى اضطراب و ناآرامى به كار رفته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 11 - 1

1 - برپايى قيامت ، در پى تحولات عظيم و دگرگونى نظام هستى

يوم تمور . .. و تسير الجبال ... فويل

تفريع «فويل» بر حوادث مطرح شده در آيات پيشين، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 8 - 2

2 - دگرگون شدن نظم كنونى منظومه شمسى ، در آستانه برپايى قيامت

فإذا النجوم طمست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 6 - 4

4 - عوالم هستى ، پس از برپايى قيامت نيز در حال رشد و تكامل خواهند بود . *

يوم يقوم الناس لربّ العلمين

توصيف خداوند به «ربّ العالمين» - حتى در قيامت - بيانگر تداوم تدبير و تربيت جهان هستى، در آن زمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 2 - 3

3 - جهان در آستانه قيامت ، به گونه اى شگفت آور درهم كوبيده خواهد شد .

ما القارعة

53- آگاهى از برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 187 - 2،4،10،11،13،14،15

2 - آگاهى به زمان برپايى قيامت ، دانشى در انحصار خداوند

قل إنما علمها عند ربى . .. قل إنما علمها عند اللّه

4 - خداوند تنها قدرتى است كه بر آشكارسازى قيامت تواناست .

لا يجليها لوقتها إلا هو

«تجليه» مصدر «يجلى» به معناى اظهار كردن و آشكار ساختن است.

10 - دانش بشر ناتوان از پيش بينى زمان برپايى قيامت ، حتى به صورت احتمال

لا تأتيكم إلا بغتة

در صورتى مى توان گفت چيزى ناگهانى و بى خبر تحقق يافت كه انسان زمان تحقق آن را، حتى به صورت احتمال و حدس، در ذهن خويش ترسيم نكرده باشد.

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر خلاف تصور مردم ، بر آگاه شدن به زمان تحقق قيامت اصرار نداشت و براى دستيابى به آن تلاش نكرد .

يسئلونك كأنك حفى عنها

«حفى به» يعنى كنجكاوى نمود و درباره آن زياد پرسش كرد. چون كلمه «حفى» در آيه شريفه با «عن» متعدى شده، معناى كشف كردن نيز در آن مندرج است. يعنى «كانك حفى بها مستكشفا عنها». گويا تو پرسش كرده اى و در صدد كشف آن برآمده اى.

13 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر خلاف تصور مردم ، به زمان برپايى قيامت آگاه نبود .

يسئلونك كأنك حفى عنها

«حفى عنها» كه دلالت بر پرسش زياد و تلاش براى كشف زمان قيامت دارد، به قرينه «يسئلونك»، كنايه از آگاهى نيز مى باشد. يعنى آنان گمان مى كنند كه تو از زمان قيامت پرسش كرده اى و در نتيجه بدان آگاه شده اى.

14 - عموم مردم نمى دانند كه آگاهى به زمان قيامت در انحصار خداوند است .

و لكن أكثر الناس لايعلمون

مفعول «لايعلمون» معنايى است كه از «انما علمها . .. » به دست مى آيد.

15 - انحصار دانش قيامت به خدا ، خود علم و معرفتى است كه تنها برخى از مردم آن را درخواهند يافت .

إنما علمها عند اللّه و لكن أكثر الناس لايعلمون

54- آگاهى از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 2 - 7

7 - تنها خداوند آگاه از زمان قيامت و حشر آدمى است.

و أجل مسمى عنده

مراد از «اجل مسمى» مى تواند زمان برپايى قيامت باشد كه پس از ذكر خلقت و عمر آدمى به عنوان آخرين منزل ذكر شده است.

55- آگاهى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 164 - 10

10 - خداوند آگاه كننده مردم به حقانيت معارف دين در قيامت

ثم إلى ربكم مرجعكم فينبئكم

56- آل فرعون در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 46 - 6

6 - به دوزخ افتادن خاندان فرعون در قيامت با فرمان الهى

و يوم تقوم الساعة أدخلوا ءال فرعون أشدّ العذاب

57- آمادگى براى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 34 - 2

2 - لازم است كه انسان ، براى حضور در صحنه قيامت ، هماره آماده باشد .

إنّ اللّه عنده علم الساعة . .. و ما تدرى نفس بأىّ أرض تموت

نامعلوم گذاشته شدن زمان برپايى قيامت، احتمال دارد به خاطر اين نكته باشد كه انسان، هماره براى آن، بايد آماده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 14

14 - لزوم آمادگى هميشگى انسان براى مواجهه با قيامت

و ما يدريك لعلّ الساعة قريب

خبر از نزديكى قيامت، مى تواند ناظر به مطلب ياد شده باشد.

58- آمرزش در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 41 - 1

1- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار آمرزش خود ، پدر و مادرش و مؤمنان در روز برپايى قيامت شد .

ربّنا اغفرلى و لولدىّ و للمؤمنين يوم يقوم الحساب

59- آمرزشهاى خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 4

4- جلوه و ظهور غفران و رحمت گسترده الهى در قيامت

إن ربّك . .. لغفور رحيم . يوم تأتى كلّ نفس تجدل عن نفسها

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «يوم» ظرف براى «لغفور رحيم» باشد.

60- آهسته گويى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 108 - 5،9

5 - مردم حاضر در صحنه قيامت ، گفتار خود را با صدايى آهسته به زبان خواهند آورد .

يومئذ . .. خشعت الأصوات للرحمن

«خشوع صوت» به معناى پايين آمدن صدا است (تاج العروس).

9 - روز قيامت ، هيچ صدايى از آدميان به جز صداى پنهان و زير لب و يا صداى آهسته گام ها ، شنيده نخواهد شد .

و خشعت الأصوات للرحمن فلاتسمع إلاّهمسًا

«همس»; يعنى، صداى پنهان و «همس الأقدام» به مخفيانه ترين قدم زدن گفته مى شود (معجم مقاييس اللغة) در اين آيه هر دو معنا محتمل است.

61- ابتلا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 13

13 - آدمى در قيامت گرفتار پيامدهاى اعمال خويش است.

و هم يحملون أوزارهم على ظهورهم

62- ابرار در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 14 - 4

4 - مردم در قيامت ، به دو گروه شاخص « ابرار » و « فجّار » تقسيم خواهند شد .

إنّ الأبرار لفى نعيم . و إنّ الفجّار لفى جحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 23 - 1

1 - نيكوكاران در قيامت ، بر تخت هاى تزيين شده آرميده و به تماشاى منظره ها خواهند پرداخت .

على الأرائك ينظرون

«أريكة» (مفرد «أرائك») به تختى گفته مى شود كه تزيين يافته و در خيمه يا خانه اى نهاده شود. هم چنين به جايگاه آرميدن و لميدن - اعم از تخت، يا تخت عروس و يا تخت خواب - اطلاق مى شود. (قاموس)

63- ابرها هنگام قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 25 - 2،3

2 - آسمان به همراه ابر ها ، در آستانه برپايى قيامت شكافته خواهد شد .

يوم تشقّق السماء بالغمم

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «با» در «بالغمام» براى ملابست باشد; مثل «ركب الامير بسلاحه; امير همراه سلاحش بر مركب خود سوار شد».

3 - آسمان ، در آستانه برپايى قيامت ، به وسيله ابر ها شكافته خواهد شد .

و يوم تشقّق السماء بالغمم

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «با» در «بالغمام» براى سببيت باشد.

64- ابليس در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 27

27- « قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : إذا جمع الله الأولين و الأخرين و قضى بينهم و فرغ من القضاء . . . الكافرون . . . يأتون إبليس فيقولون : . . . قم أنت فاشفع لنا فإنك أنت أضللتنا فيقوم إبليس . . . و يقول عند ذلك : « إن الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم فاخلفتكم . . . » ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: آن گاه كه خداوند اولين و آخرين انسانها را جمع كرد و ميان آنان حكم نمود و از حكم كردن فارغ شد . .. كافران ... نزد ابليس آيند و گويند:... تو برخيز و براى ما شفاعت كن; پس همانا تنها تو ما را گمراه كردى. پس ابليس مى ايستد ... و در اين هنگام مى گويد: «إن الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم فاخلفتكم...».

65- اجابت دعا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 41 - 10

10 - امكان استجابت دعا در قيامت

أو أتتكم الساعة . .. فيكشف ما تدعون إليه إن شاء

66- اجابت كنندگان خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 4

4- اجابت كنندگان دعوت خدا ، از حسابرسى روز قيامت رنجى نمى برند و بر آنان سخت گرفته نمى شود .

للذين استجابوا لربهم الحسنى

مقصود از«الحسنى» به قرينه مقابله آن - در ذيل آيه - با فرجام روى گردانان از دعوت خدا ، معنايى مقابل «سوء الحساب» و نيز مقابل «جهنم» است. بنابراين مراد از «الحسنى» حساب آسان و نيز بهشت مى باشد.

67- اجابت منادى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 108 - 2

2 - همه آدميان ، بدون هيچ تخلف و با انضباط كامل ، به نداى دعوت كننده روز قيامت پاسخ داده و از وى پيروى خواهند كرد .

يومئذ يتّبعون الداعى لاعوج له

ضمير «له» ممكن است به «اتباع» (مستفاد از «يتّبعون») برگردد. دراين صورت مفاد «لاعوج له» اين است كه در پيروى از داعى روز قيامت، هيچ تخلف و انحرافى صورت نخواهد گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 8 - 1

1 - شتاب آدميان در خروج از قبر ها ، براى اجابت منادى رستاخيز

يخرجون من الأجداث . .. مهطعين إلى الداع

68- اجتماع در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 9 - 4

4 - خداوند ، همه مردم را در قيامت جمع خواهد كرد .

ربّنا انّك جامع الناس ليوم لا ريب فيه

بنابراينكه «ليوم» به معناى «فى يوم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 87 - 2،3

2 - قيامت ، پايان گردآورى انسان ها از سوى خداوند

ليجمعنّكم الى يوم القيمة

3 - قيامت ، روز گردآورى تمامى انسانها

ليجمعنّكم الى يوم القيمة

بر اساس اين احتمال كه «الى» به معنى «فى» باشد ; چنانچه برخى از مفسران اظهار داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 1،3

1 - خداوند تمامى آدميان را در روز قيامت گرد مى آورد.

و يوم نحشرهم جميعا

3 - خداوند گردآورنده تمامى ستمگران (اهل كتاب و مشركان) در قيامت

إنه لايفلح الظلمون . .. و يوم نحشرهم جميعا

چون در آيات گذشته سخن از مشركان و اهل كتاب به ميان آمده بود، در برداشت اين دو گروه به عنوان مصاديقى بارز از ظالمان مشخص شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 72 - 7

7 - قيامت روز گرد آمدن تمامى آدميان در پيشگاه خداوند است.

و هو الذى إليه تحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 102 - 7

7 - قيامت ، روز اجتماع و گردآمدن انسان ها است .

نحشر المجرمين

«حشر» به معناى جمع كردن است (لسان العرب) و در آن، معناى سوق دادن نيز لحاظ مى شود (مقاييس اللغة).

69- اجتناب از تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 2 - 3

3 - تهديد منكران قيامت ، به دست برداشتن از انكار آن تا فرصت باقى مانده

ليس لوقعتها كاذبة

«كاذبة» مى تواند صفت براى موصوف مقدر باشد (نفس كاذبة). در اين صورت آيه شريفه نظر به كافران دارد كه تا وقت باقى است، دست از انكار قيامت بردارند; زيرا روزى كه قيامت واقع شود، آنان جز تسليم شدن در برابر واقعيت و گرفتار سرافكندگى شدن فرجامى ندارند.

70- اجرام آسمانى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 9 - 1

1 - حركت سريع و بى سابقه اجرام آسمانى ، در آستانه رخداد قيامت

يوم تمور السّماء مورًا

«مور» (مصدر «تمور») در معانى «حركت سريع» و «اضطراب و ناآرامى» به كار مى رود. برداشت بالا با توجه به معناى نخست آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 37 - 3

3 - ذوب شدن اجرام آسمانى چون روغن گداخته ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

برداشت ياد شده در صورتى است كه «دهان» به معناى روغنى باشد كه در نتيجه گداختن به رنگ گل سرخ در آمده است (چنان كه عده اى از مفسران برآنند) برداشت بالا استفاده مى شود.

71- احاطه منادى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 41 - 4

4 - همه انسان ها به هنگام رستاخيز ، در احاطه منادى حق به گونه اى همسان *

و استمع يوم يناد المناد من مكان قريب

تعبير «من مكان قريب» ممكن است بيانگر اين نكته باشد كه در قيامت، همه انسان ها در برابر مبدأ حاكميت و نداى حق، نسبتى همسان دارند و بعد مكانى وجود ندارد.

72- احتجاج در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 76 - 13

13 - يهوديان معتقد به برپايى قيامت ، بر قرارى صحنه هاى محاكمه در آن روز و احتجاج انسان ها عليه يكديگر در پيشگاه خدا

أتحدثونهم . .. ليحاجوكم به عند ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 29 - 2

2 - احتجاج الهى در قيامت با امت ها ، براساس مدرك و سند

هذا كتبنا

73- احزاب كافر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 1،2،3

1 - احزاب كفرپيشه و مستكبر داراى علامت و نشانهايى مخصوص به خود در قيامت

و نادى اصحب الاعراف رجالا يعرفونهم بسيمهم

2 - اصحاب اعراف در صحنه قيامت ، احزاب كفرپيشه و مستكبر را به وسيله علامتهايشان خواهند شناخت .

يعرفونهم بسيمهم

3 - اصحاب اعراف در صحنه قيامت ، احزاب كفرپيشه و مستكبر را مخاطب ساخته و از فاصله اى دور با آنان سخن مى گويند .

و نادى اصحب الاعراف رجالا

74- احزاب مستكبر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 1،2،3

1 - احزاب كفرپيشه و مستكبر داراى علامت و نشانهايى مخصوص به خود در قيامت

و نادى اصحب الاعراف رجالا يعرفونهم بسيمهم

2 - اصحاب اعراف در صحنه قيامت ، احزاب كفرپيشه و مستكبر را به وسيله علامتهايشان خواهند شناخت .

يعرفونهم بسيمهم

3 - اصحاب اعراف در صحنه قيامت ، احزاب كفرپيشه و مستكبر را مخاطب ساخته و از فاصله اى دور با آنان سخن مى گويند .

و نادى اصحب الاعراف رجالا

75- احساس خطر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 34 - 3

3 - قيامت ، روز احساس خطر ; حتى از نزديك ترين خويشاوندان خود *

يفرّ المرء من أخيه

فرار از برادر، حاكى از خطرى است كه باقى ماندن در كنار او، آن را محتمل مى سازد; چه خطرى باشد كه فرار از آن سودى نمى بخشد (نظير گذشت نكردن برادر از حقوقى كه برادرش آن را پايمال كرده است) و چه خطرى كه توهمى بيش نيست (نظير اين گمان كه اگر بماند به آتش او بسوزد).

76- احساسات در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 6

6 - وجود احساسات و حالات روانى براى انسان ها در قيامت

لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم كما تبرّءوا منا

77- احضار انسان ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 52 - 1

1- رستاخيز ، روز احضار انسان ها از سوى خداوند

يوم يدعوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 32 - 1

1 - تمامى انسان ها بدون استثنا ، در قيامت براى حساب رسى و كيفر و پاداش به پيشگاه خداوند احضار خواهند شد .

و إن كلّ لمّا جميع لدينا محضرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 53 - 3،4

3 - زنده شدن انسان ها و احضارشان به پيشگاه خداوند در قيامت ، تنها به مدت يك صيحه و بانگ زدن به طول مى انجامد .

إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم جميع لدينا محضرون

توصيف نفخ صور به اين كه آن تنها يك صيحه است، مى تواند براى بيان مدت زمان زنده شدن و احضار گشتن انسان ها به پيشگاه خداوند رحمان باشد.

4 - احضار انسان ها به پيشگاه خداوند در قيامت ، بسيار سريع و بى هيچ فاصله اى با نفخ صور انجام خواهد پذيرفت .

إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم جميع لدينا محضرون

برداشت ياد شده از آمدن «إذا»ى فجائيه - پس از ذكر نفخ صور - به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 4

4 - همه انسان ها در قيامت ، به پيشگاه خداوند احضار خواهند شد .

ثمّ إنّكم يوم القيمة عند ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 5 - 3

3 - احضار انسان ها در صحنه قيامت ، از اهداف محشور ساختن آنان است . *

مبعوثون . ليوم عظيم

لام در «ليوم» ممكن است بر تعليل دلالت كند; يعنى، حشر انسان ها به جهت روز قيامت و حضور در صحنه هاى آن است.

78- احضار مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 6

6- قيامت ، روز احضار و محاكمه مشركان و معبود هاى آنان

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

79- احضار معبودان مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 6

6- قيامت ، روز احضار و محاكمه مشركان و معبود هاى آنان

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

80- احضار هدايت ناپذيران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 61 - 9

9 - هدايت ناپذيران ، براى مؤاخذه و كيفر در روز رستاخيز احضار خواهند شد .

ثمّ هو يوم القيمة من المحضرين

81- احياى ذكر قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 21 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور موعظه و زنده نگه داشتن ياد قيامت در خاطره ها و توجّه دادن انسان ها ، به قدرت خداوند

فذكّر

«ذِكْر»، حالتى است در نفس انسان كه او را بر محافظت از معارفى كه فرا گرفته، توانا مى سازد. اين كلمه با «حفظ» به يك معنا است; جز اين كه اصل فراگيرى «حفظ» و در خاطر حاضر داشتن، «ذكر» خوانده مى شود (مفردات راغب); بنابراين «ذكّر»; يعنى، متوجّه ساز و به ذهن آنان بيفكن. اين واژه - چنانچه در قاموس آمده است - در معناى موعظه كردن نيز به كار مى رود.

82- احياى مردگان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 22 - 1

1 - زنده شدن مردگان در قيامت ، حتمى است .

ثمّ إذا شاء أنشره

«إنشار» (مصدر «أنشر») به معناى احيا است (لسان العرب). حرف شرط «إذا» در مواردى به كار مى رود كه وقوع كار، مسلّم گرفته شده است.

83- اخبار خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 105 - 8

8 - خداوند ، خبر دهنده تمامى اعمال دنيوى انسان ها به آنان ، در قيامت

و ستردون إلى علم الغيب و الشهدة فينبئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 6 - 5

5 - خداوند ، در روز قيامت تمامى اعمال كافران را به آنان خبر خواهد داد .

فينبّئهم بما عملوا

84- اختفاى حقايق در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 103 - 5

5 - در قيامت نيز برخى حقايق براى گروهى از مردم مخفى مى ماند .

يتخفتون بينهم إن لبثتم إلاّعشرًا

جمله «يتخافتون» دلالت مى كند كه مفاد «إن لبثتم إلاّ عشراً» محور صحبت مجرمان بوده است; نه اين كه بر آن اتفاق نظر داشته باشند و ارائه نظرهاى گوناگون، حاكى از مشخص نبودن حقيقت براى برخى از آنان است.

85- اختفاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 30 - 6

6 - زمان وقوع قيامت ، براى هيچ كس روشن نيست .

يقولون متى هذا الوعد . .. قل لكم ميعاد يوم

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، به سؤال درباره زمان وقوع پاسخ نداده و تنها به حتمى بودن وقوع آن بسنده كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 12

12 - زمان وقوع قيامت ، مخفى و پنهان حتى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما يدريك لعلّ الساعة قريب

86- اختفاى وقت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 22 - 5

5 - زمان قيامت ، نامعلوم است .

ثمّ إذا شاء أنشره

كارهايى كه در آيات پيشين به خداوند نسبت داده شد، گرچه مقيد به مشيت الهى است; ولى قيد «إذا شاء» تنها در مورد محشور شدن انسان ذكر شده است تا اين نكته را برساند كه هر چند براى آن افعال (خَلَقه، يسّره، أماته و أقبره) مى توان زمانى را حدس زد; ولى در مورد قيامت، تنها بايد به خواست خداوند نظر داشت.

87- اختلاط رنگ كوهها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 5 - 2

2 - كوبندگى حوادث قيامت ، تمام كوه ها را متلاشى كرده ، ذرّات رنگارنگ آنها را درهم خواهد آميخت .

ما القارعة . يوم ... تكون الجبال كالعهن المنفوش

88- اختلاف مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 14 - 1

1 - ميان مشركان به هنگام بر پايى قيامت تفرقه و جدايى مى افتد .

و يوم تقوم الساعة يومئذ يتفرّقون

برداشت فوق، بنابراين است كه مرجع ضمير فاعلى «يتفرّقون» مطابق آيه قبل، مشركان باشد.

89- اخراج مردگان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 4 - 3

3 - زمين پس از تحوّلاتى در سه مرحله ( « لرزش ويرانگر در پايان عمر دنيا » ، « اخراج مردگان از درون خود در آغاز قيامت » و « اظهار اطلاعات بايگانى شده در خود » ) ، مكان حسابرسى اعمال انسان ها خواهد شد .

إذا زلزلت . .. و أخرجت ... تحدّث أخبارها

آيات اين سوره مى تواند بيانگر حوادث آخرت باشد كه از پايان نظام موجود، شروع مى شود. تعبير «يومئذ» - در اين احتمال - نشانگر وقوع تمام آن حوادث، در يك زمان گسترده است.

90- ادراك دلايل قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 4

4- ناباوران به قيامت از درك دلالت عذاب هاى دنيوى ، بر قيامت و عذاب هاى اخروى ناتوانند .

إن فى ذلك لأية لمن خاف عذاب الأخرة

روشن است كه دلالت عذابهاى دنيوى بر حقانيت قيامت، اختصاص به گروهى خاص ندارد. بنابراين لام در «لمن خاف ...» لام انتفاع است و بيانگر اين نكته مى باشد كه: هر چند آيت بودن عذابها اختصاص به كسى ندارد; ولى ناباوران به قيامت از فهم آن محرومند.

91- ارزش ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 5

5 - ظهور ارزش احسان ، براى كافران و گنه كاران در قيامت

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

92- ارزشها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 13

13 - قيامت ، روز ظهور برترى تقواپيشگان بر كافران و روز ظهور ارزش هاى حقيقى

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

چون برترى مؤمنان تقواپيشه در دنيا نيز حتمى است ; بنابراين «يوم القيمة»، ظرف ظهور اين برترى خواهد بود.

93- استبعاد قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 4

4 - ترديد و استبعاد مشركان مكه ، در امكان وقوع قيامت

و إنّه لعلم للساعة فلاتمترنّ بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 59 - 4

4 - ناباورى بى جاى كافران نسبت به نزديك شدن لحظه به لحظه قيامت

أزفت الأزفة . .. أفمن هذا الحديث

در صورتى كه «هذا» اشاره باشد به آنچه در آيات پيشين درباره نزديكى قيامت و وعده ها و عيدهاى الهى بيان شده است، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 6 - 1

1 - كافران ، برپايى قيامت و عذاب آن را ، امرى بعيد و به دور از حقيقت مى دانند .

إنّهم يرونه بعيدًا

با توجّه به اين كه كافران، منكر معاد بودند، مقصود آنان از «بعيد»، بعيد زمانى نيست; بلكه مقصود دور بودن از دايره امكان است.

94- استماع حوادث قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 1 - 1

1 - خداوند ، هشداردهنده به انسان ها و تشويق كننده آنان به شنيدن حوادث قيامت

هل أتيك حديث الغشية

استفهام در «هل أتاك»، براى ترغيب به شنيدن پاسخ است و خطاب در آن، گرچه ممكن است به طور مستقيم متوجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; ولى به دليل سياق آيات، مراد عموم انسان ها است.

95- استمداد در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 91 - 5،7

5 - ايمان ، ارزشى فراتر از سنجش و مقايسه با تمامى ماديات

انّ الذين كفروا . .. فلن يقبل من احدهم مِلءُ الارض ذهباً

7 - وجود ياوران و شفيعان در قيامت *

و ما لهم من ناصرين

تقديم «لهم» بر «ناصرين» كه بيانگر حصر است، مى رساند كه ياوران و شفيعان در قيامت هستند; ولى تنها كافران از شفاعت آنان محرومند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 1،2

1- خداوند ، در قيامت ، به مشركان فرصت خواهد داد تا از معبود هاى پندارى خويش استمداد كنند .

نادوا شركاءى الذين زعمتم

2- مشركان ، در قيامت ، به پندار توان مندى معبودان شان بر يارى آنان ، عجولانه ، از آنان استمداد خواهند كرد .

و يوم يقول نادوا . .. فدعوهم

«فاى تعقيب» در «فدعوهم» بر بى درنگ بودن كار آنان دلالت مى كند. كاربرد فعل ماضى، براى كارى كه در قيامت انجام مى گيرد (دعوهم) نشانه آن است كه - به مجرد فرصت يافتن مشركان - بايد استمداد را انجام يافته تلقى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 32 - 4

4 - قيامت ، روز فرياد و استمداد خلايق

يوم التناد

«تناد» اگر مخفف «تنادى» باشد، از ندا، مشتق است; ولى اگر مخفف «تنادّ» باشد به معناى اختلاف و پراكندگى خواهد بود. بنابراين «يوم التناد»; يعنى، روز تفرّق و جدايى. گفتنى است برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.

96- استهزاگران قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 3 - 4

4 - كافران ، وقوع قيامت را امرى مسخره دانسته و آن را به استهزا مى گرفتند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة

تعبير به نيامدن قيامت (لاتأتينا) يا به جهت اين است كه قيامت از جمله امور زمانى است و يا به جهت به سخره و استهزا گرفتن آن مى باشد. برداشت ياد شده، براساس احتمال دوّم است.

97- استهزاهاى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 2

2- منكران ربوبيت خدا و كافران به قيامت از سر استهزا و ناباورى ، خواهان تعجيل در فرا رسيدن عذاب هاى موعود

يستعجلونك بالسيئة

«استعجال» (مصدر يستعجلون) به معناى درخواست عجله است. حرف «باء» در «بالسيئة» براى تعديه و «ال» در آن عهد ذهنى است ; يعنى، آن بدى و مراد از آن به قرينه «قد خلت من قبلهم المثلات» عذاب است. بنابراين «يستعجلونك بالسيئة» ; يعنى، از تو مى خواهند در آوردن آن عذاب وعده داده شده تعجيل كنى.

98- استهزاى اخروى استهزاگران قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 14 - 1

1 - استهزاكنندگان دين و قيامت ، مورد تحقير و تمسخر در آتش دوزخ

يسئلون أيّان يوم الدين . .. ذوقوا فتنتكم هذا الذى كنتم به تستعجلون

امر در «ذوقوا»، براى تهكم و استهزا است.

99- استهزاى اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 14 - 3

3 - تكذيب كنندگان قيامت ، علاوه بر گرفتارى به كيفر جسمانى ( سوختن ) ، به كيفر روانى ( تحقير و استهزا ) نيز مبتلا خواهند شد .

و إذا أُلقوا منها مكانًا ضيّقًا . .. لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا ك

جمله «لاتدعوا. ..» - به جاى جواب مناسب با «دعوا هنالك ثبوراً» - مى تواند براى تحقير و استهزاى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 15 - 1

1 - استهزا شدن تكذيب گران در آستانه دوزخ ، به وسيله يادآورى سخنان كفرآلودشان به ايشان

أفسحر هذا

استفهام در «أفسحر هذا» براى تهكم و استهزا است.

100- استهزاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 3

3 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز منكران معاد ، از زمان برپايى رستاخيز و مجازات كافران

لقد وعدنا هذا. .. و يقولون متى هذا الوعد

مراد از «الوعد» به قرينه آيات پيشين، مى تواند وعده رستاخيز باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 1

1 - درخواست تمسخرآميز مشركان عصر بعثت ، نسبت به برپايى هر چه زودتر قيامت

يستعجل بها الذين لايؤمنون بها

درخواست برپايى قيامت از سوى كسانى كه مؤمن به آن نيستند، نشانگر استهزاآميز بودن خواسته آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 12

12 - برخورد بازيگرانه و تمسخرآميز دين ناباوران با مسأله قيامت

فذرهم يخوضوا و يلعبوا حتّى يلقوا يومهم الذى يوعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 10

10 - موضع كافران در برابر پيامبران و وعده آنان به برپايى قيامت ، موضعى مستكبرانه و استهزاآميز

وإذا قيل . .. و الساعة لاريب فيها قلتم ما ندرى ... و ما نحن بمستيقنين

از سياق آيه، استفاده مى شود كه سخن كافران در «ما ندرى. ..» لحن استهزايى نيز داشته و آيه بعد مؤيد اين معنا است (كانوا به يستهزءون).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 12 - 1

1 - سؤال تمسخرآميز كافران درباره زمان برپايى روز جزا

يسئلون أيّان يوم الدّين

از آيات قبل و بعد، تمسخرآميز بودن سؤال كافران استفاده مى شود; زيرا آنان اصولاً در مقام فهم حق نبودند و با اين پرسش، مى خواستند راهى ديگر براى انكار معاد و وسيله اى براى تمسخر آن پيدا كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 1

1 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز كافران ، از زمان برپايى قيامت

و يقولون متى هذا الوعد

استفهام در «متى هذا الوعد» حقيقى نيست; بلكه از باب تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 38 - 2

2 - ادعاى استهزاآميز كافران ، به بهشتى بودن خود بر فرض برپايى قيامت

أيطمع كلّ امرىء منهم أن يدخل جنّة نعيم

مفسران اظهار داشته اند: كه كافران به هنگام شنيدن سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به استهزا مى گفتند: اگر آنچه پيامبر مى گويد درست باشد; ما زودتر از آنان به بهشت خواهيم رفت و از آنان سزاوارتريم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 6 - 1

1 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز كافران ، از زمان برپايى قيامت

يسئل أيّان يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 42 - 3

3 - طغيان گران دنياطلب ، با پرسش مكرر از زمان قيامت به استهزاى آن مى پرداختند .

يسئلونك عن الساعة أيّان مرسيها

فاعل «يسئلونك»، در برداشت ياد شده «من طغى. ..» دانسته شده است. اين برداشت، ناظر به احتمالى است كه به قرينه «إنّما أنت منذر من يخشاها» در آيات بعد استفاده مى شود; زيرا كسى كه از انذار قيامت هراسى ندارد، پرسش او از زمان وقوع آن استهزايى خواهد بود.

101- استهزاى مؤمنان به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 48 - 2

2 - كافران صدراسلام ، منكر برپايى قيامت بوده و عقيده به آن را مورد استهزا قرار مى دادند .

و يقولون متى هذا الوعد

استفهام در «متى هذا الوعد» - برابر نظر بيشتر مفسران - براى تهكم و استهزا است.

102- اشراف قوم نوح و قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 27 - 1

1- اشراف و سران قوم نوح ، پيامبرى آن حضرت را انكار كرده و به توحيد و برپايى قيامت كافر شدند .

فقال الملأ الذين كفروا من قومه

متعلق «كفروا» به قرينه آيه قبل توحيد ، نبوت نوح و برپايى قيامت است.

103- اصحاب اخدود در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 7 - 8

8 - نظاره گر بودن اصحاب اخدود بر جنايت هاى خويش درباره مؤمنان ، جايى براى انكار آن در قيامت باقى نمى گذارد .

و هم على ما يفعلون بالمؤمنين شهود

منظور از تحمل شهادت - كه آيه شريفه بر آن دلالت دارد - ممكن است اين باشد كه آزار دهندگان، از انكار آن در قيامت ناتوان خواهند بود; زيرا خود گواه كردار خويش بوده اند.

104- اصحاب اعراف در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 46 - 3،6

3 - اعرافيان ، مشرف و ناظر بر تمامى انسان هاى حاضر در صحنه قيامت

و على الاعراف رجال يعرفون كلاً بسيمهم

توصيف أصحاب اعراف به اينكه بر بلنداى حايل بين بهشتيان و دوزخيان مستقر هستند، بيانگر آن است كه آنان بر تمامى افراد موجود در صحنه قيامت اشراف دارند و بر ايشان نظارت مى كنند.

6 - اصحاب اعراف ، هر يك از امت ها و دسته هاى موجود در صحنه قيامت را با نشانه هاى مخصوصشان خواهند شناخت .

يعرفون كلاً بسيمهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 47 - 11

11 - اعرافيان با نگاهى ناخواسته منظره ناخوشايند دوزخيان را مشاهده خواهند كرد .

و إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از ضمير «ابصرهم» و «قالوا» اصحاب اعراف باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 2،3

2 - اصحاب اعراف در صحنه قيامت ، احزاب كفرپيشه و مستكبر را به وسيله علامتهايشان خواهند شناخت .

يعرفونهم بسيمهم

3 - اصحاب اعراف در صحنه قيامت ، احزاب كفرپيشه و مستكبر را مخاطب ساخته و از فاصله اى دور با آنان سخن مى گويند .

و نادى اصحب الاعراف رجالا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 49 - 5

5 - اصحاب اعراف در صحنه قيامت بشارت دهنده راهيان بهشت به زندگانى آكنده از امنيت و به دور از حزن

ادخلوا الجنة لا خوف عليكم و لا أنتم تحزنون

105- اصحاب شمال در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 41 - 2،3،4

2 - كسانى كه در قيامت نامه عملشان را در دست چپ داشته باشند ، اصحاب الشمال هستند .

و أصحب الشمال ما أصحب الشمال

3 - اصحاب الشمال ، انسان هايى شقى و بدبخت در قيامت

و أصحب المشمة . .. و أصحب الشمال

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه در آيات پيشين، از «اصحاب الشمال» به «اصحاب المشئمه» (مردم بدبخت) ياد شده بود.

4 - اصحاب الشمال در جهان آخرت ، داراى وضعيتى بسيار تكان دهنده و هولناك

و أصحب الشمال ما أصحب الشمال

استفهام تعجبى در «ما أصحاب الشمال» حاكى از آن است كه اين گروه از مردم، در قيامت در درجه اى از بدبختى قرار مى گيرند كه هر بيننده اى با ديدن آنها شگفت زده و حيران خواهد ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 92 - 1

1 - دسته ديگر از مردم در قيامت ، « اصحاب الشمال » هستند .

و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين

«مكذّبين» گروه ديگرى اند كه در آيات پيشين، از آنان به عنوان «اصحاب الشمال» نام برده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 2

2 - سمت چپ در آخرت ، جايگاه استقرار كسانى است كه به آيات الهى كفر ورزيده و از آزادسازى بردگان ، غذا دادن به يتيمان و مستمندان و توصيه يكديگر به صبر و ترحم ، امتناع كرده اند .

فكّ رقبة . .. و الذين كفروا بايتنا هم أصحب المشئمة

چنانچه «مشأمة» به معناى «سمت چپ» باشد - كه در «صحاح» از جمله معانى آن شمرده شده است - برداشت ياد شده استفاده مى شود. كلمه «أصحاب»، بيانگر حضور طولانى «اصحاب المشأمة» در سمت چپ است به گونه اى كه با آن مصاحبت داشته و از آن فاصله نمى گيرند.

106- اصحاب يمين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 11

11- برخى از انسان ها پس از حضور در قيامت ، نامه اعمال خود را با دست راست خويش دريافت مى كنند .

يوم ندعوا . .. فمن أُوتى كتبه بيمينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 27 - 1،2

1 - در قيامت ، نامه اعمال دسته اى از مردم در دست راستشان خواهد بود .

و أصحب اليمين ما أصحب اليمين

«يمين» در مقابل «شمال» و به معناى دست راست است با توجه به آيه 19 سوره «حاقه» (فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه. ..) بايد گفت: «أصحاب اليمين»; يعنى، آنان كه نامه عمل خود را در دست راست دارند.

2 - آنان كه در قيامت نامه عمل خود را در دست راست دارند ، « اصحاب اليمين » هستند .

و أصحب اليمين ما أصحب اليمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 90 - 1،2

1 - دسته اى از مردم در قيامت ، نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود .

و أمّا إن كان من أصحب اليمين

«اصحاب اليمين» (ياران دست راست) كسانى اند كه در سوره هاى «اسراء»، «حاقه» و «انشقاق» از آنان به «من اُتى كتابه بيمينه» (كسانى كه نامه اعمالشان را به دست راست آنان داده اند) تعبير شده است.

2 - به كسانى كه در قيامت ، نامه عمل خويش را در دست راست گيرند ، « اصحاب اليمين » گفته مى شود .

و أمّا إن كان من أصحب اليمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 39 - 2

2 - اصحاب اليمين ( خوبان و نيكان ) ، در قيامت از اسارت كردار خويش آزاد و از بازخواست الهى در امان خواهند بود .

إلاّ أصحب اليمين

مقصود از اصحاب اليمين - به قرينه آيات مشابه; مانند آيه 27 سوره «واقعه» - خوبان و نيكان اند كه بهشت، براى آنان مقرر شده است.

107- اضطراب در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 1 - 6

6- لرزش و اضطراب بسيار شديد مردم ، در عرصه قيامت

إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم

«ساعة»به معناى لحظه و هنگام است و «الساعة»; يعنى، آن هنگام. مقصود از «آن هنگام»، مى تواند هنگام برپايى قيامت و حضور مردم در عرصه محشر باشد. در اين صورت كلمه «زلزلة»استعاره از اضطراب شديد مردم است. هم چنين مى تواند زمان پايان يافتن عمر جهان كنونى و فرا رسيدن هنگام فروپاشى نظام آن باشد. در اين صورت مراد از «زلزلة»، لرزش شديدى است كه در آن لحظه، سراسر جهان را فرا مى گيرد و باعث فروپاشى آن مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 11

11- اضطراب مردم در عرصه قيامت ، به درجه اى است كه هر زن شير دهنده ، از شير دادن غافل خواهد شد و هر زن باردارى از شدت ترس ، سقط جنين خواهد كرد .

يوم ترونها. .. و تضع كلّ ذات حمل حملها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 30 - 4

4 - مؤمنان نيك كردار ، مشمول رحمت حق در پى مشاهده نگرانى هاى همگانى قيامت *

و ترى كلّ أمّة جاثية . .. فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيدخلهم

برداشت بالا بدان احتمال است كه «فأمّا الذين. ..» تفريع بر «ترى كلّ أمّة جاثية» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 10 - 4

4 - اهل محشر ، به شدّت دغدغه دار سرنوشت خود و گرفتار پيامد هاى كردار خويش

و لايسئل حميم حميمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 7 - 1

1 - در آستانه برپايى قيامت ، چشمان انسان ها از ترس و اضطراب ، به گردش در مى آيد .

فإذا برق البصر

فعل «بَرَقَ» وقتى به چشم نسبت داده شود، به معناى اضطراب و به گردش آمدن چشم از ترس است (مفردات راغب). گفتنى است آيه شريفه در مقام بيان حوادثى است كه در آستانه برپايى قيامت و لحظه هاى نخستين رستاخيز رخ خواهد داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 8 - 1

1 - هنگام پيدايش دومين لرزش در دوران برپايى قيامت ، قلب هاى فراوانى را لرزه و اضطرابى شديد فرا خواهد گرفت .

قلوب يومئذ واجفة

«قلب واجف»، به قلبى گفته مى شود كه اضطراب شديدى بر آن مستولى باشد (لسان العرب). «قلوب» نكره اى است كه بر تكثير دلالت دارد و به همين سبب - با آن كه نكره است - مبتدا قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 4 - 4

4 - ثروت ها ، هر چند گران بها و نفيس باشند ، در برطرف ساختن خطر ها و اضطراب انسان از حوادث آغازين قيامت ، هيچ گونه كارآيى نخواهند داشت .

و إذا العشار عطّلت

108- اضطراب شفيعان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 23 - 6

6 - شفاعت كنندگان قبل از دريافت امر خدا ، در حال هراس و اضطراب خواهند بود .

حتّى إذا فزّع عن قلوبهم قالوا ماذا قال ربكم

بنابراين كه مرجع ضمير «قلوبهم» شفاعت كنندگان باشد - كه از جمله آنان ملائكه اند - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

109- اعراض مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 6

6- مشركان و منكران روز قيامت و كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، روى گردانان از دعوت الهى اند .

والذين لم يستجيبوا له

آيات گذشته شاهد بر اين است كه مقصود از «الذين لم يستجيبوا له» مشركان و منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ناباوران به قيامت مى باشد.

110- اغواپذيران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 7

7 - قيامت ، عرصه رنگ باختن پندار هاى دروغين گمراهان و فريب خوردگان

و يحسبون أنّهم مهتدون . حتّى إذا جاءنا

111- افشاى رازها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 10 - 1،2

1 - اسرار سينه ها ( ملكات و صفات نفسانى ، علاقه ها ، نيت ها و افكار ) ، در قيامت بيرون ريخته و آشكار خواهد شد .

و حصّل ما فى الصدور

«تحصيل»، به معناى استخراج مغز از پوسته و پوشش آن است; مانند استخراج طلا از سنگ معدنى آن و اخراج گندم از كاه (مفردات). برخى آن را با تمييز، مرادف مى دانند و بر همين اساس آنچه را بيخته شود، «محصّل» مى گويند (كشاف). در اين صورت، مراد از آن، متمايز شدن اسرار نيك و بد خواهد بود.

2 - آشكار شدن اسرار درونى انسان در قيامت ، قهرى و بيرون از اختيار او است .

حصّل

مجهول بودن «حصّل»، دلالت بر نكته ياد شده دارد.

112- افشاى علايق در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 10 - 1

1 - اسرار سينه ها ( ملكات و صفات نفسانى ، علاقه ها ، نيت ها و افكار ) ، در قيامت بيرون ريخته و آشكار خواهد شد .

و حصّل ما فى الصدور

«تحصيل»، به معناى استخراج مغز از پوسته و پوشش آن است; مانند استخراج طلا از سنگ معدنى آن و اخراج گندم از كاه (مفردات). برخى آن را با تمييز، مرادف مى دانند و بر همين اساس آنچه را بيخته شود، «محصّل» مى گويند (كشاف). در اين صورت، مراد از آن، متمايز شدن اسرار نيك و بد خواهد بود.

113- افشاى نيات در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 10 - 1

1 - اسرار سينه ها ( ملكات و صفات نفسانى ، علاقه ها ، نيت ها و افكار ) ، در قيامت بيرون ريخته و آشكار خواهد شد .

و حصّل ما فى الصدور

«تحصيل»، به معناى استخراج مغز از پوسته و پوشش آن است; مانند استخراج طلا از سنگ معدنى آن و اخراج گندم از كاه

(مفردات). برخى آن را با تمييز، مرادف مى دانند و بر همين اساس آنچه را بيخته شود، «محصّل» مى گويند (كشاف). در اين صورت، مراد از آن، متمايز شدن اسرار نيك و بد خواهد بود.

114- اقرار به شرك در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 7

7 - مشركان در مرحله اى از قيامت منكر شرك خويش و در مرحله اى معترف به آن مى شوند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين . .. فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من

برداشت فوق از ارتباط آيه 23 و 27 به دست مى آيد كه مشركان در آنجا مشرك بودن خودشان را منكر شدند، ولى در اينجا اعتراف كردند كه آيات را تكذيب مى كردند و مؤمن نبودند.

115- اقرار به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 36 - 5

5- ابليس ، معترف به روز قيامت و برانگيخته شدن انسان ها در آن روز

قال ربّ فأنظرنى إلى يوم يبعثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 79 - 6

6 - ابليس ، معترف به قيامت و روز برانگيخته شدن انسان ها در آن روز

قال ربّ فأنظرنى إلى يوم يبعثون

116- اقرار به كفر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 14

14 - پيروان شيطانها در قيامت به كفرورزى خويش در دنيا اعتراف مى كنند.

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

117- اقرار به گمراهى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 18

18 - اعتراف گمراهان در قيامت به تبعيت از خواهشهاى نفسانى خويش تا آخرين لحظه عمر

ربنا استمتع بعضنا ببعض و بلغنا أجلنا الذى أجلت لنا

جمله «و بلغنا»، پس از «ربنا استمتع . .. »، بيان استمرار بهره گيرى گمراهان از تمتعات دنيا تا لحظه رسيدن اجل است. بنابراين عمر آنها در اين منظور صرف شده است.

118- اقرار در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 14

14 - پيروان شيطانها در قيامت به كفرورزى خويش در دنيا اعتراف مى كنند.

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 25

25- اعتراف به حق در قيامت ، رهايى بخش از عذاب نيست .

إنى كفرت بما أشركتمون من قبل إن الظلمين لهم عذاب أليم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إن الظالمين لهم عذاب أليم» كلام خداوند باشد. از اينكه خداوند ماجراى برخورد مستكبران و پيروانشان و نيز برخورد آنها با شيطان و اعتراف شيطان به خطاى خود در قيامت را بيان مى كند و آن گاه مى فرمايد كه براى ستمگران عذابى دردناك در نظر گرفته شده است، نكته فوق به دست مى آيد.

119- اقرار عليه خود در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 9

9 - كافران جن و انس در قيامت با اعتراف به آمدن رسولان الهى، عليه خود شهادت خواهند داد.

ألم يأتكم رسل منكم . .. قالوا شهدنا على أنفسنا

120- اقرار مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 4

4 - منكران قيامت با برپايى آن به درستى و راستى گفتار انبيا درباره معاد پى خواهند برد و بدان اعتراف خواهند كرد .

يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق

ضمير مفعولى در «نسوه» مى تواند به «كتب» در آيه قبل برگردد. بر اين مبنا «ال» در «الحق» جنسيه است و مراد از آن حقانيت رسالت انبياست. و نيز مى تواند آن ضمير به «يوم يأتى تأويله»، كه همان روز قيامت است، برگردانده شود. در اين صورت «ال» در «الحق» عهديه است و اشاره به حقانيت روز قيامت دارد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 15

15 - اعتقاد و اعتراف برخى از منكران قيامت به ربوبيت خداى يگانه

و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رجعت إلى ربّى

121- امت ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 14 - 20

20 - آگاه شدن امت ها از كرده هاى خويش در قيامت

إلى يوم القيمة و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 113 - 15

15 - قيامت ، صحنه داورى ميان امتهاست .

فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة

122- امتيازات دنيوى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 3

3- قيامت ، روز الغاى اعتبارات و امتيازات دنيوى انسان ها است . *

و عرضوا على ربّك صفًّا

چنان چه مراد از «صفّاً» اين باشد كه همگان در يك صف محشور خواهند شد جملهء «و عرضوا. ..» اشعار به اين مطلب خواهد

داشت كه با وجود آن كه اهل دنيا، امتيازات را به مال و منال و ديگر اعتبارات مادّى دنيا مى دانستند، ولى در صفى واحد محشور خواهند شد. اين نكته، با توجه به آيات مربوط به داستان مرد ثروت مند و هم صحبت او، بيشتر واضح مى گردد.

123- امداد در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 8

8 - در روز قيامت هيچ كس به دفاع از ديگرى برنخواهد خواست و او را يارى نخواهد كرد .

و لاهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 7

7 - در روز قيامت ، هيچ كس از دفاع و يارى ديگرى بهره مند نخواهد شد .

و لاهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 12

12 - تنها خداوند ، توانا بر نصرت مستكبران در قيامت

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

به قرينه فراز قبل «فيعذبهم عذاباً اليماً» مراد از اينكه مستكبران تنها خداوند را ياور خويش مى يابند، اين است كه تنها وى توانا بر ياورى آنهاست، نه اينكه خداوند ايشان را يارى خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 9

9 - خداوند تنها شفاعت و يارى كننده در قيامت است.

و أنذر . .. يخافون أن يحشروا إلى ربهم ليس لهم من دونه ولى و لا شفيع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 15

15- شيطان در قيامت به ناتوانى خويش و پيروانش براى يارى و فريادرسى يكديگر اعتراف مى كند .

و قال الشيطن . .. ما أنا بمصرخكم و ما أنتم بمصرخى

«صرخ» به معناى فرياد و «أصرخ» به معناى پاسخ گويى به آن است. بنابراين مراد از «مصرخ» فريادرس و نجات دهنده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 75 - 3،4

3 - معبود هاى ادعايى به روز رستاخيز ، در حالى كه همچون سپاهِ آماده به خدمت براى مشركان اند ، از هرگونه يارى رسانى به آنان ناتوان خواهند بود .

لايستطيعون نصرهم و هم لهم جند محضرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه ضمير «هم» به معبودها و ضمير «لهم» به مشركان بازگردد و اين جمله حال براى ضمير غايبى در«لايستطيعون» باشد. بر اين اساس، اين تركيب از باب مبالغه آمده است; زيرا متمركز كردن تمامى نيروها در قالب يك سپاهِ آماده به خدمت و در عين حال ناتوان بودن از يارى رسانى، نشان دهنده اوج ناتوانى معبودها مى باشد. گفتنى است بر اساس اين نظر، آيه شريفه ناظر به روز قيامت است.

4 - تنها خداوند ، توانا بر يارى رسانى به انسان ها در روز رستاخيز

و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون . .. و هم لهم جند محضرون

از تأكيد خداوند بر ناتوانى مطلق همه معبودها از يارى رسانى (به جز اللّه)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

124- امكانات مادى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 19

19- پوچى و بى اثرى امكانات دنيايى ، موقعيت هاى اجتماعى و گروه بندى ها ، در هنگام نزول عذاب و يا فرارسيدن مرگ و قيامت

فسيعلمون من هو شرّ مكانًا و أضعف جندًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 88 - 2

2 - قطع رابطه انسان با عوامل مادى تأثيرگذار در دنيا ، به روز رستاخيز

يوم لاينفع مال و لابنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 8

8- حقايق مادى در جهان آخرت ، داراى ماهيتى خالص ، ناب و فاسد نشدنى

أنهر من ماء غير ءاسن و أنهر من لبن لم يتغيّر طعمه و أنهر من خمر لذّة للشربين

در صورتى كه واژه «مثل» به معناى توصيف باشد و نهرهاى اخروى از نوع نهرهاى مادى و دنيوى باشد; تعابير «غيرآسن»، «لم يتغيّر طعمه» و «مصفّى» بيانگر ماهيت متفاوت آنها با امور دنيوى خواهد بود.

125- امنيت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 35 - 7

7 - تصديق كنندگان انبيا و تقواپيشگان راستكردار در قيامت ايمن از عقوبتهاى الهى و به دور از هر گونه اندوه هستند.

فمن اتقى و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

مراد از نبودن خوف (لا خوف) به دليل آيه بعد، ايمنى از گرفتار شدن به آتش دوزخ است.

126- امنيت مؤمنان به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 27 - 9

9 - معتقدان به قيامت ، به دور از باطل گرايى و ايمن از زيان اخروى

يومئذ يخسر المبطلون

برداشت بالا، با استفاده از مفهوم آيه صورت گرفته است.

127- امنيت هنگام قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 6

6- انسان در لحظه مرگ ( نظير زمان ولادت و هنگامه رستاخيز ) نيازمند سلامت و امنيتى ويژه از جانب خداوند

و سلم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيًّا

نكره بودن «سلام» بيانگر برجستگى آن است و مراد از سلامت هنگام مرگ، در امان بودن از مواجه شدن با امرى ناخوشايند، نظير وحشت و اضطراب و نوميدى و . .. است.

128- اميدوارى به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 41 - 1

1 - رهنمود خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در اميد بستن به قيامت براى جزاى كافران لجوج

فاصبر . .. و استمع يوم يناد المناد

آيات پيشين در زمينه مواجهه نارواى كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و لزوم شكيبايى آن حضرت در برابر آنان بود. اكنون در اين آيه، خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى فرمايد: گوش به زنگ منادى حق براى رستاخيز باش; كنايه از اين كه آن روز كافران، مجازات واقعى خود را

خواهند ديد.

129- اميدوارى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 82 - 1

1 - پروردگار جهانيان ، كسى است كه مى توان به غفران و بخشايش او در قيامت ، دل بست .

إلاّ ربّ العلمين . .. و الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين

130- انبيا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 159 - 7

7 - پيامبران ، شاهدان محكمه الهى در قيامت

و يوم القيمة يكون عليهم شهيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 109 - 1،2،11

1 - خداوند در قيامت مجمعى از تمامى پيامبران تشكيل خواهد داد .

يوم يجمع اللّه الرسل

2 - پرسش از برخورد امت ها با دعوت انبيا هدف از گردآورى پيامبران در عرصه قيامت

يوم يجمع اللّه الرسل فيقول ماذا اجبتم

11 - اظهار بى اطلاعى پيامبران در قيامت از چگونگى برخورد امت ها با دعوت آنان

فيقول ماذا اجبتم قالوا لاعلم لنا

امام باقر(ع) درباره آيه فوق فرمود: ان لهذا تأويلا يقول: ماذا اجبتم فى اوصيائكم الذين خلقتموهم على اممكم؟ فيقولون لا علم لنا بما فعلوا بعدنا.


كافى، ج 8، ص 338، ح 535; نورالثقلين، ج 1، ص 688، ح 427.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 4

4 - خداوند ، در روز قيامت و در مجمع پيامبران ، نعمت هاى ارزانى شده به عيسى و مادرش مريم رابه وى يادآورى خواهد كرد .

يوم يجمع اللّه الرسل فيقول . .. اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و عل

كلمه «اذ» در «اذ قال اللّه» بدل اشتمال براى كلمه «يوم . ..» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 1

1 - خداوند در قيامت و در حضور پيامبران از مسيح ( ع ) خواهد پرسيد كه آيا وى مردمان را به پرستش خويش و مادرش مريم فراخوانده است ؟

و اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم ءانت قلت للناس اتخذونى و امى الهين

با توجه به آيات بعد همانند «قال اللّه هذا يوم . ..» آيه 119 و توجه به اين حقيقت كه در زمان حضور مسيح(ع) در ميان امت خويش كسى معتقد به الوهيت وى و مريم(ع) نبوده است، معلوم مى شود اين پرسش و پاسخ در قيامت اتفاق خواهد افتاد. گفتنى است كه تعبير از آينده با فعل ماضى (قال) براى رساندن تحقق قطعى آن صحنه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 6 - 3

3 - تبليغ تعاليم دينى و آسمانى، محور بازجويى از پيامبران خدا در قيامت

فلنسئلن الذين أرسل إليهم و لنسئلن المرسلين

عنوان «مرسلين» در جمله «و لنسئلن المرسلين» بيانگر اين است كه سؤال از پيامبران درباره تبليغ رسالت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 7 - 2

2 - خداوند در قيامت سرگذشت پيامبران را در ابلاغ رسالت به گونه اى دقيق براى آنان بيان خواهد كرد.

و لنسئلن المرسلين. فلنقصن عليهم بعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 4

4 - تمامى خواسته هاى پيامبران و پيروان آنان در قيامت ، از پيش آماده شده و به آنان داده خواهد شد .

و الذى جاء بالصدق و صدّق به . .. لهم ما يشاءون عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 69 - 7

7 - حضور پيامبران در قيامت براى گواهى دادن بر اعمال بندگان ، هنگام عرضه اعمالشان

و جاىء بالنبيّين

مقصود از آوردن پيامبران در قيامت هنگام عرضه نامه اعمال بندگان - به قرينه آيه «فكيف إذا جئنا من كلّ اُمّة بشهيد و جئنابك على هؤلاء شهيداً (نساء(4)، 41) گواهى دادن آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 11 - 1

1 - قيامت ، وقت تعيين شده براى حضور پيامبران جهت گواهى بر امت هاى خويش

و إذا الرسل أُقّتت

مقصود و مفاد اين آيه - برابر نظر بيشتر مفسران - فرارسيدن زمان وعده الهى مبنى بر گواهى پيامبران بر امت هاى خويش در عرصه قيامت است; مانند «فلنسئلنّ الذين اُرسل إليهم و لنسئلنّ المرسلين» (اعراف، آيه 6).

131- انبيا و قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 16

16 - قيامت ، روزى عظيم در ديدگاه پيامبران ( ع )

إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

132- انتظار در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 68 - 10

10 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور ، در انتظار سرنوشت خود به سر خواهند برد .

ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون

«نظر» (مصدر «ينظرون») هم به معناى انتظار است و هم به معناى نظر متحيرانه و بهت آميز. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 6 - 2

2 - مردم در صحنه قيامت ، به حال ايستاده در انتظار فرجام نهايى خويش اند .

يوم يقوم الناس لربّ العلمين

133- انتقام جويى درقيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 5

5 - وجود حس انتقام جويى براى انسان ها در قيامت

فنتبرأ منهم كما تبرّءوا منا

134- اندوه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 112 - 7

7 - قيامت ، صحنه اى هراسناك و جايگاه حزن و اندوه است .

ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 10

10 - تباهى اعمال انجام شده براى غير خداوند و اندوه فراوان انجام دهنده آن در قيامت

ايودّ احدكم . .. فاحترقت

وجه تشبيه بين «اصابه الكبر» و انفاقهاى باطل، ناتوانى جبران گذشته و تأمين آينده است و فرض اين معنا در طرف مشبّه هنگام مرگ و قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 8

8 - انفاق كنندگان در راه خداوند ، ترس و اندوهى در رستاخيز نخواهند داشت .

و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه عدم «خوف» و «حزن» تنها مربوط به آخرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 277 - 10

10 - مؤمنان داراى عمل صالح ، ترس و اندوهى در رستاخيز ندارند .

انّ الّذين امنوا . .. و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه عدم «خوف» و «حزن» مربوط به آخرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 11

11 - قيامت ، روز اندوه و افسوس بدكاران

تودّ لو انّ بينها و بينه امداً بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 35 - 7

7 - تصديق كنندگان انبيا و تقواپيشگان راستكردار در قيامت ايمن از عقوبتهاى الهى و به دور از هر گونه اندوه هستند.

فمن اتقى و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

مراد از نبودن خوف (لا خوف) به دليل آيه بعد، ايمنى از گرفتار شدن به آتش دوزخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 7

7 - بدكارانِ دروغ انگارِ آيات الهى ، در روز قيامت ، نااميد و اندوه ناك اند .

ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى أن كذّبوا بأيت اللّه . .. و يوم تقوم الساعة ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 34 - 3،4

3 - اندوهگين بودن بهشتيان در عرصه قيامت پيش از ورود به بهشت

و قالوا الحمد للّه الذى أذهب عنّا الحزن

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه لازمه برطرف كردن حزن وجود آن از پيش است.

4 - قيامت ، عرصه حزن آور و اندوهگين حتى براى مؤمنان

و قالوا الحمد للّه الذى أذهب عنّا الحزن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 2

2 - وضعيت كافران در روز رستاخيز ، بسيار تأسف بار و حسرت آور خواهد بود .

قالوا يويلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 4 - 6

6 - روز قيامت ، روزى بس دشوار و اندوه بار براى خلايق

فى يوم كان مقداره خمسين ألف سنة

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه در زبان عرب، اوقات سخت و خزن آور را، به طولانى بودن آن و زمان هاى راحتى و شادمانى را به كوتاه بودن آن توصيف مى كنند.

135- اندوهناكى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 2

2- برپايى قيامت ، اندوه زا و همراه با وحشت و فزع و جزع بزرگ است .

لايحزنهم الفزع الأكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 17 - 1

1 - قيامت ، روزى است بسيار سخت و اندوه بار .

فكيف تتّقون إن كفرتم يومًا يجعل الولدن شيبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 2

2 - قيامت ، روزى است بسيار سخت و اندوه بار .

يومًا عبوسًا قمطريرًا

«عبوس»; يعنى، چهره در هم كشيده و «روز عبوس» كنايه از روز سخت و اندوه بار است. «قمطرير» نيز به معناى شديد است و در اين آيه هم مى تواند وصف براى «عبوس» باشد (يعنى شديد العبوس) و هم مى تواند صفت براى «يوم» باشد.

136- انذار از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 6،8

6 - بيان آيات الهى به مردم و بيم دادن به آنان در مورد قيامت، از وظايف مهم انبياست.

رسل منكم يقصون عليكم ءايتى و ينذرونكم لقاء يومكم هذا

8 - مطلع ساختن مردم از آيات الهى و مضامين آن، و انذار از قيامت دو وظيفه اساسى مبلغان دين است.

يقصون عليكم ءايتى و ينذرونكم لقاء يومكم هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 39 - 1

1- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) مأمور انذار و هشدار دادن به مردم در مورد حوادث حسرت آفرين قيامت

و أنذرهم يوم الحسرة

ضمير «هم» در «أنذرهم» شامل همه مردم مى شود. از اضافه شدن «يوم» به «الحسرة» معلوم مى شود كه در آن روز همگان برگذشته خويش تأسف مى خورند، به طورى كه آن روز «روز حسرت» ناميده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 17

17 - اخطار و انذار مردم درباره رستاخيز انسان ها ، از وظايف رسولان الهى

و ينذرونكم لقاء يومكم هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 15 - 10

10 - انذار و اخطار مردم درباره قيامت ، از وظايف اصلى پيامبران

يلقى الروح . .. على من يشاء من عباده لينذر يوم التلاق

در برداشت ياد شده، فاعل «لينذر»، ضميرى دانسته شده كه به «من» موصول باز مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور انذار و اخطار به مردم درباره روز قيامت

و أنذرهم يوم الأزفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 16

16 - انذار از قيامت ، از اهداف مهم وحى الهى

كذلك أوحينا إليك . .. و تنذر يوم الجمع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 3

3- هشدار خداوند ، به سر رسيدن ناگهانى قيامت و غافلگير شدن بشر

فهل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم بغتة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 11 - 3

3 - ترسيم رخداد هاى پراضطراب هستى در آستانه قيامت ، هشدارى به تكذيب كنندگان آن است .

يوم تمور . .. و تسير الجبال ... فويل يومئذ للمكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 57 - 2

2 - توجه دادن خلق به نزديكى قيامت ، از انذار هاى مهم پيامبران

هذا نذير من النذر . .. أزفت الأزفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 26 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها عهده دار انذار مردمان ، درباره برپايى قيامت بود ، نه مشخص ساختن زمان دقيق آن .

قل إنّما العلم عند اللّه و إنّما أنا نذير

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه حصر در «إنّما أنا نذير» حصر اضافى بوده و نسبت به علم به زمان برپايى قيامت سنجيده شده است; يعنى، من تنها انذارگر به وقوع قيامت هستم، نه بيش از آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 45 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هشدار دهنده و انذار كننده مردم درباره رخداد هاى قيامت

إنّماأنت منذر من يخشيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 1 - 4

4 - خداوند ، مردم را به روز جزا هشدار داده است .

أرءيت الذى يكذّب بالدين

تكذيب، نوعى واكنش در برابر پيام يا دعوت است. بنابراين در تعاليم الهى، درباره روز جزا، هشدارهايى داده شده بود كه مكذبان را، به تكذيب وادار ساخته است.

137- انذار مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 39 - 11

11- انذار غافلان و منكران قيامت و بيم دادن آنان از زمينه هاى حسرت در آن از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

و أنذرهم يوم الحسرة . .. و هم فى غفلة و هم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 11 - 3

3 - ترسيم رخداد هاى پراضطراب هستى در آستانه قيامت ، هشدارى به تكذيب كنندگان آن است .

يوم تمور . .. و تسير الجبال ... فويل يومئذ للمكذّبين

138- انسان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 1

1 - حضور انسانها در قيامت، مانند آفرينش نخستينشان، در دو گروه هدايت يافته و گمراه گشته

فريقا هدى

جمله «فريقا هدى . ..» حال براى فاعل «بدأكم» و بيانگر وجه مشابهت مطرح شده در جمله «كما بدأكم تعودون» است و حاصل معنى چنين مى شود: خداوند شما را آفريد در حالى كه شايستگان هدايت را هدايت كرد و مستحقان گمراهى را به گمراهى كشاند و به همين صورت (دو جناح بودن) به سوى او باز خواهيد گشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 10 - 1

1 - در قيامت ، انسان هيچ قدرتى در برابر خواست خداوند و كيفر هاى او ندارد .

فما له من قوّة

139- انسان ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 1

1 - انسان در آينده با روزى عظيم ( قيامت ) مواجه خواهد شد .

واتقوا يوماً

مراد از كلمه «يوماً» روز قيامت است و نكره آمدنش حكايت از عظمت آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 148 - 9،10

9 - خداوند همه انسان ها را - هر كجا كه باشند - در صحنه قيامت حاضر خواهد ساخت .

أين ما تكونوا يأت بكم اللّه جميعاً

10 - حضور يكپارچه انسان ها در صحنه قيامت

أين ما تكونوا يأت بكم اللّه جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 87 - 2،3

2 - قيامت ، پايان گردآورى انسان ها از سوى خداوند

ليجمعنّكم الى يوم القيمة

3 - قيامت ، روز گردآورى تمامى انسانها

ليجمعنّكم الى يوم القيمة

بر اساس اين احتمال كه «الى» به معنى «فى» باشد ; چنانچه برخى از مفسران اظهار داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 10

10 - خداوند، قطعاً و بدون ترديد، تمامى انسانها را در صحنه قيامت گرد خواهد آورد.

ليجمعنكم إلى يوم القيمة لا ريب فيه

مرجع ضمير «فيه» مى تواند مضمون جمله «ليجمعنكم» باشد، يعنى جمع كردن شما در قيامت بدون ترديد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 7

7 - خداوند مردگان را در قيامت برخواهد انگيخت.

و الموتى يبعثهم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 3

3 - گرد آمدن آدميان در پيشگاه خداوند در قيامت، مقتضاى ربوبيت اوست.

أن يحشروا إلى ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 60 - 14

14 - خداوند در قيامت آدميان را به كردارهاى دنيويشان آگاه مى كند.

ثم إليه مرجعكم ثم ينبئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 5

5 - جنيان و انسانها در قيامت مورد بازخواست مشترك قرار خواهند گرفت.

يمعشر الجن . .. و قال أولياؤهم من الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 132 - 1

1 - هر يك از افراد جن و انس در روز قيامت از مرتبه و درجه ويژه خود برخوردارند.

و لكل درجت مما عملوا

تنوين «و لكل» عوض محذوف است و به قرينه آيه 128 و 130، محذوف «جن و انس» است، يعنى: «لكل من الجن و الإنس . ..» و چون آيات پيشين ترسيم قيامت بوده، ظاهر آن است كه درجات مطرح شده در آيه مربوط به آن روز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 172 - 10

10 - هيچ انسانى در روز قيامت نمى تواند مدعى غفلت از ربوبيت خدا در حيات دنيوى خويش باشد .

أشهدهم على أنفسهم . .. أن تقولوا يوم القيمة إنا كنا هذا غفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 3

3- اختيار و انتخاب در روز قيامت ، از انسان ها سلب مى شود .

يوم يأت لاتكلم نفس إلاّ بإذنه

قرين بودن هر گونه سخن در قيامت با اذن خداوند، مى تواند به اين معنا باشد كه: صحنه قيامت مانند دنيا نيست كه انسانها با اراده خويش سخن بگويند و يا افعال ديگرى انجام دهند و احياناً كارى كنند كه مورد رضايت خدا نباشد; بلكه اختيار از آنها سلب مى شود و نمى توانند هر چه را مى خواهند بگويند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 1

1- همه انسان ها به صورت دسته جمعى در قيامت در پيشگاه خداوند حضور خواهند يافت .

و برزوا لله جميعًا

«جميعاً» حال براى ضمير «برزوا» است و مرجع ضمير آن مى تواند همه انسانها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 1،2

1- روز قيامت ، تمامى انسان ها - گرچه خود نخواهند - به پيشگاه پروردگار عرضه خواهند شد .

و عرضوا على ربّك صفًّا

مجهول بودن «عُرِضوا» نشانگر آن است كه انسان ها ناگريز از حاضر شدن نزد خداوند هستند و از خود اختيار ندارد.

2- حضور انسان ها در قيامت ، با صفوفى منظم و سازماندهى شده خواهد بود .

و عرضوا على ربّك صفًّا

«صفّاً» حال براى نايب فاعل «عرضوا» است (مصفوفين) يعنى، عرضه انسان ها، به صورت صف است كه حكايت از نظم و طبقه بندى آدميان دارد. البته به قرينه آيات ديگر، اين صف بندى به شكل مجموعه اى مختلط نيست، بلكه هر گروه و پيروان هر طريقه، در گروهى مجزاى از ديگرى، در صحنه قيامت حضور مى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 40 - 7

7- در قيامت ، رابطه انسان با مالكيت هاى اعتبارى او در دنيا ، به كلى بريده خواهد شد .

و أنذرهم يوم الحسرة . .. إنّا نحن نرث الأرض و من عليها و إلينا يرجعون

خداوند، هم زمين را ميراث خود دانسته و هم آدميان را; يعنى هم مالكان اعتبارى و هم ملك هاى اعتبارى; بنابراين در قيامت، اين دو تنها با مالك حقيقى خود مرتبط خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 108 - 5

5 - مردم حاضر در صحنه قيامت ، گفتار خود را با صدايى آهسته به زبان خواهند آورد .

يومئذ . .. خشعت الأصوات للرحمن

«خشوع صوت» به معناى پايين آمدن صدا است (تاج العروس).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 111 - 1

1 - نشانه هاى خضوع و تسليم در برابر خداوند ، بر چهره تمامى انسان ها ( در قيامت ) نقش خواهد بست .

. .. و عنت الوجوه للحىّ القيّوم

«عناء» به معناى خاضع شدن و مطيع گشتن است (لسان العرب). «وجه» به معناى صورت است و از آن جهت كه آثار خضوع و ذلت، بيش از همه جا در چهره آشكار مى گردد، اين واژه استفاده شده است. «ال» در «الوجوه» نيز محتمل است معناى استغراق داشته باشد و يا آن كه عوض مضاف اليه بوده و مراد از آن «وجوه المجرمين» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر اولين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 7

7- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى معنى « الفزع الأكبر » : ان الناس يصاح بهم صيحة واحدة فلايبقى ميّت إلاّ نشر و لا حىّ إلاّ مات إلاّ ما شاء اللّه ثمّ يصاح بهم صيحة أخرى فينشر من مات و يصفون جميعاً و تنشقّ السماء و تهدّ الأرض و تخرّ الجبال و تزفر النيران و ترمى بمثل الجبال شرراً فلايبقى ذو روح إلاّ إنخلع قلبه و ذكر ذنبه و شغل بنفسه إلاّ ما شاء اللّه ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه در معناى «فزع أكبر» فرمود: به درستى كه يك صيحه بر مردم زده مى شود كه مرده اى نمى ماند، مگر اين كه زنده مى شود وزنده اى نمى ماند، مگر اين كه مى ميرد، جز آنچه را كه خدا بخواهد. سپس صيحه ديگرى بر آنان زده مى شود و آنان كه مرده اند زنده گشته و همگى به صف كشيده خواهند شد. و آسمان شكافته و زمين در هم كوبيده و كوه ها فرو ريخته و آتش شعله هايى چون كوه بركشد، پس هيچ صاحب روحى نماند، مگر اين كه [از هراس] دل او كنده شود و گناهان خود را يادآورد و هر كس به فكر خويش باشد، مگر آنچه را خدا بخواهد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 89 - 4

4 - قيامت ، عرصه حضور انسان ها در پيشگاه خدا

إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 102 - 6

6 - توجه انسان ها در قيامت ، به عدم امكان بازگشت به دنيا و تدارك گذشته ها

فلو أنّ لنا كرّة فنكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 12،13

12 - روز قيامت ، روز تفكيك شدن كامل انسان هاى مؤمن از انسان هاى كافر است .

يومئذ يصّدّعون

احتمال دارد مراد از تفكيك شدن و جدايى در روز قيامت، تفكيك صفوف اهل بهشت از صفوف كسانى كه اهل جهنم اند باشد. آيه بعد، مؤيد اين برداشت است

13 - قيامت ، روز جدايى و پراكندگى كامل انسان ها است .

يومئذ يصّدّعون

«يصّدّعون» از ريشه «صدع» به معناى «جدا شدن و پارگى در اجسام سخت» است. احتمال دارد كه مراد از «يصّدّعون» جدايى صف سعادت مندان و شقاوت مندان باشد و احتمال دارد پراكندگى و جدا شدن انسان ها از هم باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 6

6 - حضور انسان در صحنه قيامت ، حضورى جسمانى است .

و لو ترى . .. ناكسوا رءوسهم

از سر به زير انداختن - كه علامت شرمسارى است - استفاده مى شود كه انسان ها در قيامت، با بدن مادى حضور پيدا مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 7 - 6

6 - سخن گفتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از بازآفرينى انسان ها در قيامت

رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 50 - 1،2،4

1 - با فرارسيدن زمان برپايى قيامت بر اثر صيحه و فرياد مرگ بار ، انسان ها از هرگونه توصيه و اندك سفارشى ، ناتوان خواهند شد .

صيحة وحدة تأخذهم . .. فلايستطيعون توصية

نكره آمدن «توصية» مى تواند براى تقليل باشد.

2 - با فرارسيدن زمان برپايى قيامت بر اثر صيحه و فرياد مرگ بار ، انسان ها از مراجعه به كسان خود ناتوان خواهند بود .

صيحة وحدة تأخذهم . .. فلايستطيعون توصية و لا إلى أهلهم يرجعون

4 - انسان ها به وقت شنيدن صيحه و فرياد سهمگين در آستانه برپايى قيامت ، از هرگونه تحرك و عملى ناتوان خواهند بود .

صيحة وحدة . .. فلايستطيعون توصية و لا إلى أهلهم يرجعون

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه ناتوانى انسان ها از توصيه و مراجعه به كسان خود، به عنوان مثال و مصداق آمده و مقصود اصلى بيان ناتوانى كامل بشر در برابر مشيت خداوند به برپايى قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 69 - 3،9

3 - تابش نور عدل و قسط الهى بر اهل زمين در قيامت

و أشرقت الأرض بنور ربّها

بسيارى از مفسران گفته اند: مقصود از نور در اين آيه، به قرينه جمله هاى بعدى - كه درباره نامه اعمال و داورى به حق خداوند سخن گفته است - نور عدل و قسط الهى است; چنان كه در فرهنگ عرب، به پادشاهى كه عادل باشد گفته مى شود (أشرقت الأفاق بعدلك و أضائت الدنيا بقسطك).

9 - احضار شاهدانى چند در عرصه قيامت براى گواهى دادن بر اعمال بندگان ، هنگام عرضه نامه اعمالشان

و الشهداء

«شهدا» جمع «شاهد» (گواه) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 3

3 - حضور انسان ها در قيامت ، جلوه اى از ربوبيت الهى است .

ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم

اضافه «لقاء» به وصف ربوبيت - و نه ديگر اوصاف و اسماى الهى - معناى بالا را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 22

22 - تقسيم انسان ها در قيامت ، به دو گروه بهشتى و دوزخى

فريق فى الجنّة و فريق فى السعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 5

5 - قيامت ، عرصه حضور انسان در پيشگاه الهى است .

حتّى إذا جاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 21 - 1،2،3

1- حضور يكايك انسان ها در صحنه قيامت ، همراه با دو مأمور پيش برنده و گواه

و جاءت كلّ نفس معها سائق و شهيد

2- حركت انسان در صحنه قيامت ، با راهنمايى و فرمان ملائكه

معها سائق

بنابراين كه «سائق» فرشته اى از فرشتگان باشد - و نه اعمال آدمى - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

3- هراس انسان در قيامت ، از حضور در دادگاه عدل الهى *

و جاءت كلّ نفس معها سائق

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «سائق» و مأمور پيش برنده، از آن جهت ياد شده باشد كه بى رغبتى و هراس انسان را، از حضور اختيارى در محكمه عدل الهى بنماياند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 7 - 5

5 - نگرانى و سردرگمى آدميان ، در لحظه هاى آغازين رستاخيز و خروج از قبرها

يخرجون من الأجداث كأنّهم جراد منتشر

تشبيه به «جراد منتشر»، بيانگر سردرگمى و حركت هاى نامنظم و حيرت زده آدميان، پس از خروج از قبرها در روز رستاخيز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 7 - 3

3 - برانگيخته شدن انسان ها در قيامت ، امرى قطعى است .

قل بلى و ربّى لتبعثنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 24 - 5

5 - حشر و برانگيخته شدن انسان ها به پيشگاه خداوند در قيامت

و إليه تحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 18 - 1

1 - قيامت ، روز عرضه شدن و به نمايش در آمدن انسان ها در پيشگاه خداوند و در محكمه عدل او

يومئذ تعرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 20 - 4

4 - تمامى انسان ها در قيامت ، با حساب رسى اعمال خويش روبه رو مى شوند .

إنّى ظننت أنّى ملق حسابيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 26 - 4

4 - تمامى انسان ها در قيامت ، با حساب رسى اعمال خويش روبه رو خواهند شد .

و لم أدر ما حسابيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 4 - 4

4 - برانگيخته شدن انسان ها در قيامت ، در قالب جسمى همانند جسم دنيايى آنان

قدرين على أن نسوّى بنانه

تصريح به درست كردن انگشتان، مى تواند اشاره به حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 12 - 1

1 - سرنوشت انسان در قيامت و تعيين جايگاه وى ( بهشت يا دوزخ ) ، تنها در اختيار خداوند است .

إلى ربّك يومئذ المستقرّ

كلمه «مستقرّ» مى تواند مصدر ميمى باشد; يعنى، «استقرار الإنسان يوم القيامة ينتهى إلى حكم ربّك و مشيئته» و نيز مى تواند به معناى مكان استقرار باشد; يعنى، تعيين قرارگاه انسان (بهشت يا جهنم) تنها به حكم و فرمان خدا بازمى گردد. گفتنى است تقديم «إلى ربّك» (خبر) بر «مستقر» (مبتدا) افاده حصر مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 14 - 1،2،3

1 - بصيرت و بينايى كامل انسان به خويشتن خويش در قيامت

إلى ربّك يومئذ المستقرّ . .. بل الإنسن على نفسه بصيرة

2 - هر انسانى در عرصه قيامت ، خود شاهد و گواه بر محكوميت خويش خواهد بود .

بل الإنسن على نفسه بصيرة

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «بصيرة» صفت براى موصوف محذوفى (مانند «حجّة») باشد. در اين صورت مفاد اين آيه مانند آيه 24 از سوره «نور» است (يوم تشهد عليهم ألسنتهم و أيديهم و أرجلهم بما كانوا يعملون).

3 - مجموعه رفتار ها و كردار هاى هر انسانى در قيامت ، براى او آن چنان روشن است كه نيازى به دليل و گواه ديگران نيست .

بل الإنسن على نفسه بصيرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 7 - 1

1 - انسان ها در قيامت ، به دسته هاى مختلف تقسيم خواهند شد .

و إذا النفوس زوّجت

سياق آيات، دلالت دارد كه آنچه پيش از اين آيه آمده بود، «اشراط الساعة» و حوادثى بود كه در آستانه قيامت رخ مى نمود. از اين آيه به بعد حوادثى آمده است كه در قيامت رخ خواهد داد. «زوج» در اصل به معناى صنف و نوع از هر چيز است. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 14 - 3

3 - حاضران صحنه قيامت ، داراى قدرت درك و شناخت

علمت نفس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 5 - 3

3 - حاضران صحنه قيامت ، داراى قدرت درك و شناخت

علمت نفس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 6 - 2

2 - مردم در صحنه قيامت ، به حال ايستاده در انتظار فرجام نهايى خويش اند .

يوم يقوم الناس لربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 2 - 2

2 - صحنه گريزناپذير قيامت ، براى برخى جز فروتنى و تسليم ذلّت بار چاره اى باقى نمى گذارد .

حديث الغشية . وجوه يومئذ خشعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 26 - 5

5 - وجود كارگزارانى چند ، براى حسابرسى اعمال مردم در قيامت

ثمّ إنّ علينا حسابهم

برداشت ياد شده، از ضمير «نا» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 22 - 1،2،6

1 - تجلّى حضور خداوند ، در تمام صحنه هاى قيامت براى همه مردم

و جاء ربّك

خداوند، همواره و در همه جا، در دنيا و آخرت، حضور دارد. بنابراين معناى «جاء»، ظهور همين حقيقت براى حاضران در صحنه قيامت است; چه آن كه آنان حضور خداوند را در همه امور، مشاهده خواهند كرد.

2 - انسان ها در قيامت ، خود را به طور كامل ، مقهور ربوبيت و تدبير خداوند خواهند ديد .

و جاء ربّك

اضافه «ربّ» به ضمير خطاب - كه به مخاطب خاصى نظر ندارد - بيانگر آن است كه آنچه براى همگان مشهود خواهد شد، جلوه

هاى ربوبيت خداوند در هر شخص است.

6 - رسيدگى به كار هاى انسان ها در قيامت ، داراى قسمت هاى گوناگون و تفكيك شده است .

صفًّا صفًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 6 - 3

3 - انسان ها در قيامت ، به گروه هايى گوناگون تقسيم خواهند شد .

يومئذ يصدر الناس أشتاتًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 8 - 2

2 - كار هاى ناروا ، هر چند به وزن مورچه ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .

و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 4 - 3

3 - تشبيه وضع انسان ها در قيامت ، به انبوه ملخ هاى پراكنده *

يوم يكون الناس كالفراش المبثوث

برداشت ياد شده، ناظر به اين احتمال است كه فَراش - چنان كه فرّاء گفته است - به معناى ملخ هايى باشد كه بر زمين گسترده شده، درهم مى لولند. گفتنى است كه اين معنا، تنها از فرّاء نقل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 6 - 1

1 - برخى از مردم در قيامت ، داراى كردارى سنگين و ارجمند در پيشگاه خداوند

فأمّا من ثقلت موزينه

به وزنه هايى كه با آن متاع را مى سنجند و نيز به ابزار سنجش هر چيز، «ميزان» گفته مى شود (برگرفته از لسان العرب). سنگينى وزنه ها در قيامت، بيانگر سنگينى اعمال است كه به تناسب ماهيت آنها، مراد ارج و بهاى فراوان آنها خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 8 - 1

1 - اعمال برخى از مردم در قيامت ، سبك وزن و بى ارزش است .

و أمّا من خفّت موزينه

«موازين» يا جمع «ميزان» و يا جمع «موزون» است. برداشت ياد شده، با هر دو مبنا سازگار است.

انسان ها و حوادث قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 1 - 1

1 - خداوند ، هشداردهنده به انسان ها و تشويق كننده آنان به شنيدن حوادث قيامت

هل أتيك حديث الغشية

استفهام در «هل أتاك»، براى ترغيب به شنيدن پاسخ است و خطاب در آن، گرچه ممكن است به طور مستقيم متوجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; ولى به دليل سياق آيات، مراد عموم انسان ها است.

140- انسان ها هنگام برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 48 - 12

12- « سأل حبر من اليهود ، رسول الله (صلی الله علیه و آله) فقال : أين الناس « يوم تبدّل الأرض غير الأرض ؟ » قال : هم فى الظلمة دون الجسر ;

دانشمند يهودى از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) [درباره آيه] «يوم تبدل الأرض غير الأرض» سؤال كرد كه [در آن هنگام ]مردم كجا هستند حضرت فرمود: آنان در تاريكى نزديك پل هستند».

141- انسان هاى پيرو در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 5

5- افراد عوام و تابع ، پس از حضور در پيشگاه خداوند در قيامت به رهبران مستكبر خويش اعتراض و از آنان درخواست كمك خواهند كرد .

و برزوا لله جميعًا فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغن

142- انسانها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 9

9 - اختيارى بودن اعمال انسان ، مورد پذيرش او در قيامت

تودّ لو انّ بينها و بينه امداً بعيداً

از اينكه انسان دوست دارد ميان او و عملش فاصله باشد و نمى گويد مجبور بودم، معلوم مى شود كه انسان مى پذيرد اعمالش،

اختيارى بوده است.

143- انكار شرك در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 7

7 - مشركان در مرحله اى از قيامت منكر شرك خويش و در مرحله اى معترف به آن مى شوند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين . .. فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من

برداشت فوق از ارتباط آيه 23 و 27 به دست مى آيد كه مشركان در آنجا مشرك بودن خودشان را منكر شدند، ولى در اينجا اعتراف كردند كه آيات را تكذيب مى كردند و مؤمن نبودند.

144- انهدام آفرينش در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 1 - 3

3 - جهان در آستانه قيامت ، درهم كوبيده و دگرگون خواهد شد .

القارعة

نام گذارى قيامت به «القارعة»، ممكن است ناظر به كوبندگى حوادثى از قبيل «انشقاق آسمان»، «اندكاك زمين و كوه ها» و «كدر شدن ستارگان» باشد كه - به تصريح آيات برخى از سوره هاى ديگر - در آستانه قيامت پديد خواهد آمد.

145- انهدام زمين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 21 - 2

2 - زمين ، هنگام برپايى قيامت ، به شدت كوبيده و سست و نرم خواهد شد .

كلاّ إذا دكّت الأرض دكًّا دكًّا

«دكّ»; يعنى، منهدم ساختن كوه و ديوار و مانند آن (لسان العرب). تكرار دو مصدر «دكّاً دكّاً» بر كثرت آن دلالت دارد; يعنى، كوبيدن هاى مكرر، يكى پس از ديگرى تحقق خواهد يافت.

146- انهدام كوهها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 14 - 2

2 - كوه ها ، در آستانه برپايى قيامت به صورت انبوهى از ريگ هاى روان درخواهد آمد .

و كانت الجبال كثيبًا مهيلاً

«كثيب» به معناى ريگ انباشته شده و «مهيل» (اسم مفعول از ماده «هيل») به معناى شىء روان است (صحاح اللغة).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 5 - 1،2

1 - كوه ها در قيامت ، مانند پشم هاى رنگارنگى خواهند شد كه حلاجى شده و از هم باز شده باشد .

و تكون الجبال كالعهن المنفوش

«عهن»، به معناى پشمى است كه با رنگ هاى گوناگون رنگ آميزى شده باشد. برخى گفته اند: به هر پشمى «عِهْن» گفته مى شود. «نَقْش»; يعنى، بازكردن و كشيدن پشم تا آن جا كه اجزاى آن از هم بگسلد. (لسان العرب)

2 - كوبندگى حوادث قيامت ، تمام كوه ها را متلاشى كرده ، ذرّات رنگارنگ آنها را درهم خواهد آميخت .

ما القارعة . يوم ... تكون الجبال كالعهن المنفوش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 6 - 5

5 - مرحله سنجش اعمال ، پس از تخريب كوه ها و گذشت دوران سرگردانى مردم در قيامت است .

يوم يكون الناس كالفراش . .. و تكون الجبال كالعهن المنفوش . فأمّا من ثقلت موزينه

حرف «فاء» در «فأمّا» بيانگر نكته ياد شده است.

147- اوامر خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 1

1 - خداوند در روز قيامت كافران را فرمان مى دهد تا در آتش درآيند و به جمع دوزخيان بپيوندند.

قال ادخلوا فى أمم . .. فى النار

148- اولياء الله در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 3 - 4

4 - « عن الزهرى قال : سمعت على بن الحسين ( ع ) يقول : . . . « إذا وقعت الواقعة » يعنى القيامة ليس لوقعتها كاذبة . « خافضة » خفضت و اللّه بأعداء اللّه إلى النار « رافعة » رفعت و اللّه أولياء اللّه إلى الجنّة . . . ;

زهرى گويد: از امام سجاد(ع) شنيدم كه با استناد به آيه «إذا وقعت الواقعة» مى فرمود: . ..يعنى، هرگاه قيامت واقع شود، كه در وقوع آن دروغ راه ندارد. [قيامت] «خافضة» است; به خداوند سوگند! دشمنان خدا را به زير مى كشد و به سوى جهنم [روانه مى كند] و «رافعة» است; به خدا سوگند اولياى خدا را بالا مى برد و به سوى بهشت [هدايت مى كند]...».

149- اولين زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 7 - 1،2

1 - در آستانه برپايى قيامت و در پى صيحه و لرزش نخستين ، صيحه و لرزشى دوباره پديدار خواهد شد .

تتبعها الرادفة

«رادفة»; يعنى، ملحق شونده و از پى در آينده. (مصباح) تطبيق آن بر نفخ صور دوم مفاد اين آيه و آيه قبل را نظير آيه 68 سوره زمر مى سازد.

2 - دومين زلزله در مراحل برپايى قيامت ، تابع اولين لرزش و فرع بر پيدايش آن است .

تتبعها الرادفة

150- اهتمام مؤمنان به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 10

10 - مسأله قيامت ، مهم ترين دغدغه اهل ايمان و عارفان است .

و يحذر الأخرة

«حذر» (مصدر «يحذر») به معناى احتراز و خويشتن را از چيز خطرناكى نگه داشتن و مراقبت كردن است. بر اين اساس مقصود از «يحذر الأخرة» دغدغه خاطرى است كه مؤمن از آخرت و وضعيت خود در آن جهان دارد.

151- اهل باطل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 21 - 1

1 - قيامت ، روز جدايى خوبان و بدان و حق مداران و باطل گرايان و داورى ميان آنان است .

هذا يوم الفصل

«فصل» به معناى فاصله و جدايى ميان دو شىء است و مقصود از آن در آيه شريفه، جدايى ميان خوبان و بدان و حق پويان و باطل گرايان و داورى ميان آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 40 - 3

3- قيامت ، روز جدايى حق از باطل و تمايز حق مداران از باطل گرايان

إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين

مراد از «فصل»، ممكن است جدا شدن صفوف حق و حق مداران، از باطل و باطل گرايان باشد.

152- اهل كتاب در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 14

14 - مسخ چهره انسانى گروهى از اهل كتاب ( سران و عالمان ) در قيامت *

من قبل ان نطمس وجوهاً فنردّها على ادبارها

نكره بودن «وجوه» حاكى از آن است كه اين عقوبت (مسخ چهره انسانى) براى تمامى مخاطبان نيست. لازم به ذكر است كه برخى از مفسران تحقق اين معنى را در قيامت مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 3

3 - خداوند گردآورنده تمامى ستمگران (اهل كتاب و مشركان) در قيامت

إنه لايفلح الظلمون . .. و يوم نحشرهم جميعا

چون در آيات گذشته سخن از مشركان و اهل كتاب به ميان آمده بود، در برداشت اين دو گروه به عنوان مصاديقى بارز از ظالمان مشخص شده اند.

153- اهميت آمادگى براى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 66 - 5

5 - لزوم توجه و آمادگى انسان ، براى رخداد قيامت

هل ينظرون

از لحن نكوهش آميز آيه شريفه، نسبت به غفلت كنندگان از قيامت، مطلب بالا استفاده مى شود.

154- اهميت اهوال قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 9 - 3

3 - خداوند در تأكيد بر وجود ترس و نگرانى در قيامت ، به فرشتگان سوگند ياد كرده است كه سريع و بانشاط براى تدبير امور و قبض ارواح از يكديگر سبقت مى گيرند .

و النازعات . .. قلوب يومئذ واجفة . أبصرها خشعة

اين آيه و آيه قبل، جواب قسم هايى است كه در نخستين آيات سوره آمده بود.

155- اهميت ايمان به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 154 - 9

9 - ضرورت ايمان به قيامت و ملاقات خداوند

لعلهم بلقاء ربهم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 2

2 - اهميت و ويژگى ايمان به خدا و قيامت ، در سلسله مفاهيم و معارف دينى

و من الأعراب من يؤمن باللّه و اليوم الأخر

بسنده كردن به ذكر ايمان به خدا و روز رستاخيز، بيانگر محور بودن آن دو در ميان سلسله مفاهيم و معارف الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 6

6- انكار قيامت ، هم طراز و مساوق انكار ربوبيت خداست .

أُولئك الذين كفروا بربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 2

2- موحّدان و مؤمنان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و باورداران به قيامت ، اجابت كنندگان دعوت الهى اند .

للذين استجابوا لربهم الحسنى

آيات گذشته بيانگر اين است كه مراد از «الذين استجابوا» موحدان و مؤمنان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و باورداران به قيامت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 3

3 - ايمان به قيامت ، از مهم ترين اركان عقيدتى آيين موسى ( ع ) است .

نودى يموسى . .. إنّ الساعة ءاتية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 8

8 - ايمان به قيامت و جزاى اعمال ، داراى اهميت و جايگاهى ويژه درعقيده دينى است .

الساعة ءاتية . .. فلايصدّنك عنها

156- اهميت برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 22 - 6

6 - برپايى قيامت ، بخشى از اهداف الهى در آفرينش جهان

بالحقّ و لتجزى كلّ نفس بما كسبت

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «و لتجزى» عطف بر محذوف باشد; يعنى، آفرينش به حق هستى اهداف متعددى را دنبال مى كند و از آن ميان، تنها يك مورد ذكر شده است كه جزاى عادلانه مردم است و قيامت صحنه اصلى بروز و ظهور آن مى باشد.

157- اهميت ترس از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 49 - 4

4- اهتمام به امر قيامت و ترس و نگرانى از آن ، از ويژگى هاى تقواپيشگان است .

و ذكرًا للمتّقين . .. و هم من الساعة مشفقون

واژه «اشفاق» از نظر بسيارى از مفسران و اهل لغت، به معناى ترس توأم با اعتنا و اهتمام است (مفردات راغب و. ..).

158- اهميت تفكر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 1 - 5

5- ياد قيامت و تفكر و تأمل در حقايق و رخداد هاى آن ، امرى لازم است و بايسته .

اقترب للناس حسابهم و هم فى غفلة معرضون

آيه شريفه، در مقامِ سرزنشِ كسانى است كه از قيامت و رخدادهاى آن غافل اند. اين سرزنش، حاكى از ضرورت انديشه و تأمل در

باره قيامت و احوال آن است.

159- اهميت حسابرسى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 109 - 5

5 - ضرورت و لزوم ياد قيامت و صحنه هاى حسابرسى آن براى اهل ايمان

يوم يجمع اللّه الرسل فيقول ماذا اجبتم

بدان احتمال كه «يوم» مفعول به براى فعل محذوف همانند «اذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 16 - 5

5 - حسابرسى از بندگان ، مهم ترين ويژگى قيامت است .

يوم الحساب

از نام گذارى روز قيامت به «روز حساب»، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

160- اهميت ذكر قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 109 - 5

5 - ضرورت و لزوم ياد قيامت و صحنه هاى حسابرسى آن براى اهل ايمان

يوم يجمع اللّه الرسل فيقول ماذا اجبتم

بدان احتمال كه «يوم» مفعول به براى فعل محذوف همانند «اذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 14

14 - تكيه بر موضوع قيامت و توجه دادن به مسائل آن، عنصرى اساسى و سازنده در تبليغ

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم . .. لعلهم يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 2

2 - به ياد سپردن روز محشر و دشوارى هاى آن ، توصيه اى است به اهل ايمان .

و يوم نحشرهم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «يوم» مفعول به براى فعل مقدر (اذكروا) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 45 - 1

1 - قيامت ، روزى است كه مردم بايد آن را به خاطر داشته باشند و يكديگر را به آن يادآورى كنند .

و يوم يحشرهم

«يوم» يا مفعول به است براى «اذكر» يا مفعول دوم است براى «ذكرهم» محذوف و يا ظرف است و متعلق به «قد خسر» مى باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول و دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 84 - 2

2- يادآورى از قيامت ، توصيه خداوند به انسانهاست .

يعرفون نعمت الله . .. و أكثرهم الكفرون

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه ظرف «يوم» متعلق به «اذكر» و يا «اذكروا» در تقدير باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 6

6- توجه به قيامت و ياد آن ، امرى لازم و داراى نقش سازنده و هدايتى

يوم تأتى كلّ نفس تجدل عن نفسها

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه نصب «يوم» به تقدير فعل «اذكر» يا «اذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 2

2- قيامت و احضار مردم و پيشوايانشان در آن هنگام ، روزى شايسته ياد و يادآورى و به خاطرسپارى است .

يوم ندعوا كلّ أُناس بإممهم

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه نصب «يوم» به جهت مفعول فعل محذوف «اذكر» باشد و «با» ى در «بإمامهم » مصاحبت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 47 - 1

1- يادآورى مسائل آخرت ، به منظور دل نبستن به زندگى ناپايدار دنيا ، لازم است .

المال و البنون زينة الحيوة الدنيا . .. و يوم نسيّر الجبال

«يوم» مفعول براى فعل مقدر «اُذكر» است; يعنى، «ياد كن روزى را كه. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 1 - 5

5- ياد قيامت و تفكر و تأمل در حقايق و رخداد هاى آن ، امرى لازم است و بايسته .

اقترب للناس حسابهم و هم فى غفلة معرضون

آيه شريفه، در مقامِ سرزنشِ كسانى است كه از قيامت و رخدادهاى آن غافل اند. اين سرزنش، حاكى از ضرورت انديشه و تأمل در باره قيامت و احوال آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 2

2- قيامت و در هم پيچيده شدن آسمان در آستانه آن ، از حوادث درس آموز و شايسته ياد و يادآوررى

يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «يوم» به عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 66 - 4

4 - لازم است كه روزى را كه در آن ، كافران با آتش جهنم ، به سختى عذاب و سوزانده مى شوند ، به خاطر داشت .

يوم تقلّب وجوههم فى النار

برداشت بنابراين احتمال است كه نصب «يوم» به جهت مفعولٌ به بودن اش باشد. كه بايد فعل «اُذكر» در تقدير باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 41 - 3

3 - مؤمن ، همواره در انديشه قيامت و مطمئن به تحقق وعده هاى الهى

و استمع يوم يناد المناد من مكان قريب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 1

1 - صحنه قيامت و مسائل مربوط به آن ، شايان ذكر و يادآورى است .

يوم يكشف عن ساق

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «يوم» متعلق به فعل مقدر «اُذكر» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 18 - 1

1 - لزوم توجّه به معاد و غفلت نداشتن از قيامت

ألا يظنّ أُولئك أنّهم مبعوثون . .. كلاّإنّ كتب الفجّار ... كلاّ إنّ كتب الأبر

حرف «كلاّ» در اين آيه، مفاد «كلاّ» در آيه مربوط به فاجران را تأكيد مى كند. مقابله «أبرار» با «فجّار» بيانگر اين ارتباط است.

161- اهميت عقيده به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 3 - 6

6 - اعتقاد به قيامت و محاسبه اعمال ، داراى نقشى بنيادين در مجموعه باور هاى دينى

و هم بالأخرة هم يوقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 18

18 - دعوت مردم به يكتاپرستى و اعتقاد به روز رستاخيز ، در رأس برنامه هاى فرستادگان الهى

يتلون عليكم ءايت ربّكم و ينذرونكم لقاء يومكم هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 13 - 2

2 - اصل اعتقاد به قيامت و جزاى عمل داراى اهميت است ; نه شناخت زمان آن .

يسئلون أيّان يوم الدّين . يوم هم على النار يفتنون

كافران از زمان وقوع قيامت سؤال كرده اند; ولى خداوند پاسخ آنان را با يادآورى اصل وقوع قيامت داده و زمانى را معين نكرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 53 - 4

4 - عقيده به قيامت و روز جزا ، از اركان مهم دين

بل لايخافون الأخرة

مطلب ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن انكار معاد از سوى كافران - از ميان ديگر انديشه ها و عقايد اسلامى - به دست مى آيد.

162- اهميت علم به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 63 - 4

4 - آگاهى از زمان وقوع قيامت ، امرى براى مردم بس مهم بود .

يسئلك الناس عن الساعة

163- اهميت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 6

6 - طرح مسأله قيامت و روز بازپسين ، رسالت مشترك تمامى پيامبران الهى

بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه . .. كذلك كذب الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 77 - 8

8- معاد و قيامت ، از مهم ترين موضوعات معرفت دينى پس از توحيد *

و ما أمر الساعة إلاّ كلمح البصر

برداشت فوق، با استفاده از ارتباط آيات و اينكه در آيات گذشته، محور اصلى موضوع توحيد و پرهيز از شرك بود و در اين آيه سخن از برپايى قيامت مى باشد به دست آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 5

5- زمان ولادت ، لحظه مرگ و روز رستاخيز ، سه مرحله حساس و سرنوشت ساز براى انسان

و سلم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 30 - 3

3 - روز قيامت ، روزى بس با عظمت و مهم

لكم ميعاد يوم

تنوين «يوم» بر تعظيم دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 67 - 2،3

2 - قيامت و احوال خوبان و بدان و بهشتيان و دوزخيان ، خبرى پرفايده و بزرگ

قل هو نبؤا عظيم

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ عظمت رسالت خويش و موضوع قيامت و توحيد الهى به مردم

قل هو نبؤا عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 6

6- لحظه برپايى قيامت ، لحظه اى بس مهم و متمايز از تمام تاريخ زندگانى بشر در دنيا *

فهل ينظرون إلاّالساعة

با اين كه همه لحظه هاى عمر بشر و تاريخ، مصداق «ساعة» است; نام نهادن روز قيامت و لحظه برپايى آن به عنوان «الساعة»، مى نماياند كه لحظه واقعى، سرنوشت ساز و قابل توجه، لحظه رستاخيز است و ديگر لحظه ها، در حقيقت قابل ذكرنيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 47 - 1

1 - ضرورت برپايى قيامت و خلقت دوباره آدميان ، در بينش الهى

و أنّ عليه النشأة الأُخرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 1 - 3

3 - برپايى قيامت ، لحظه اى مهم و مقطعى حساس در نظام جهان

اقتربت الساعة

از اين كه در اولين پيام سوره مسأله نزديكى قيامت با تعبيرى هشداردهنده و بى مقدمه ياد شده است; استفاده مى شود كه نزديكى آن لحظه بس مهم و وقوع قيامت، مقطعى حساس مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 7 - 3

3 - اهميت و جايگاه ويژه مسأله قيامت ، در سلسله معارف الهى

و المرسلت عرفًا . .. إنّما توعدون لوقع

پنچ بار سوگند الهى براى اثبات و قطعيت برپايى قيامت، بيانگر برداشت ياد شده است.

164- اهوال قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 2،3،4

2 - قيامت ، روزى پر مخاطره كه بايد براى مصونيت از آن ، وسيله كارسازى را تدارك ديد .

واتقوا يوماً

«اتقاء» يعنى، بر گرفتن و تدارك ديدن وسيله اى براى محافظت از چيزى خطر ساز و هولناك. بنابراين «اتقوا يوماً» دلالت مى كند كه: روز قيامت متضمن خطرهاى هولناكى است و آدمى بايد براى مصون ماندن از آنها وقايه اى (نگهدارنده اى) را تدارك ببيند.

3 - ايمان به قرآن ، پيروى از دستورات خدا و پرهيز از محرمات ، وسيله محافظت آدمى در برابر مخاطرات و عذاب هاى روز قيامت است .

ءامنوا بما أنزلت . .. واتقوا يوماً

فرمان به گرفتن وقايه (وسيله محافظت) - پس از دعوت به ايمان (آمنوا بما أنزلت) و ديگر تكليفهاى ياد شده در آيه - مى رساند

كه: وقايه آدمى در روز قيامت، همان ايمان به قرآن و . .. خواهد بود.

4 - برپايى نماز ، پرداخت زكات و شركت در نماز جماعت از جمله سبب هاى كارساز براى دور ماندن از عذاب ها و مخاطرات روز قيامت

و أقيموا الصلوة . .. واتقوا يوماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 112 - 7

7 - قيامت ، صحنه اى هراسناك و جايگاه حزن و اندوه است .

ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 2،3

2 - قيامت ، روزى پر مخاطره كه بايد براى مصونيت ازآن ، سببى كارساز تدارك ديد .

و اتقوا يوماً

«اتقاء» (مصدر إتقوا); يعنى، برگرفتن و تدارك ديدن وسيله اى براى محافظت از چيزى هولناك و خطرساز. بنابراين «إتقوا يوماً» دلالت مى كند كه: روز قيامت حاوى مخاطرات هولناك است و آدمى بايد براى مصون ماندن از آنها، وقايه (وسيله اى براى محافظت) فراهم آورد.

3 - ايمان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پرهيز از كفر ورزى به آنها ، وسيله محافظت در برابر مخاطرات و عذاب هاى روز قيامت است .

أولئك يؤمنون به و من يكفر به . .. و اتقوا يوماً

فرمان به گرفتن وقايه (وسيله محافظت)، پس از ترغيب به ايمان (أولئك يؤمنون به) و هشدار از كفرورزى (و من يكفر . ..) مى رساند كه: وقايه انسان در روز قيامت، ايمان به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) و پرهيز از كفرورزى به آن دو است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 16

16- روز قيامت ، روزى بزرگ و عذاب آن ، عذابى سهمگين است .

فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير

كلمه «كبير» در ظاهر صفت براى «يوم» است و در حقيقت بيانگر بزرگى عذاب آن روز مى باشد كه از آن در برداشت ، به سهمگينى عذاب تعبير گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 42 - 10

10- قيامت ، روز خيره شدن چشم ها از شدت ترس و هولناكى آن

ليوم تشخص فيه الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 43 - 1،2،3

1- ستمگران ، در قيامت ، شتابان و با ترس و ذلت سر برافراشته و چشم دوخته ، محشور خواهند شد .

و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم

«اهطاع» به معناى حركت سريع همراه با ترس است و «اقناع» به معناى سر برافراشتن و خيره شدن چشم به چيزى با حالت ذلت و خوارى است (لسان العرب).

2- ستمگران بر اثر وحشت روز قيامت ، از حركت پلك هاى چشم ناتوان و دلشان تهى از تدبير و چاره جويى خواهد بود .

يعمل الظلمون . .. لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء

3- شدت وحشت و اضطراب و بهت زدگى غير قابل توصيف ستمگران در قيامت

يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 50 - 4

4- كيفيت حضور مجرمان در قيامت ، منظره اى زشت و هولناك است .

و برزوا . .. و ترى المجرمين يومئذ مقرّنين فى الأصفاد . سرابيلهم من قطران و تغشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 100 - 2

2- عرضه جهنم بر كافران در قيامت ، براى آنان صحنه اى دشوار و دهشت زا است .

و عرضنا جهنّم يومئذ للكفرين عرضًا

«عرضاً» علاوه بر تأكيد سخن - به دليل نكره بودن - بر عظمت كار نيز دلالت دارد و عظمت عرضه جهنم، به هول انگيز بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 7

7- صحنه هاى شهادت عليه كافران در قيامت ، منظره هايى دشوار و هلاكت آفرين خواهد بود .

فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم

«مشهد» ممكن است اسم مكان به معناى محل شهادت باشد. حرف «مِنْ» دلالت دارد كه همان مكان شهادت منشأ «ويل» براى كافران است، بنابراين بايد گفت صحنه هاى شهادت عليه آنها، مرگ آفرين و عذاب ساز است، به گونه اى كه اگر در قيامت مرگ كسى امكان پذير بود، آنان جز هلاكت و ويل سرنوشتى نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 104 - 9

9 - دوران برزخ ، در برابر عظمت و سختى هاى قيامت ، بسيار اندك و ناچيز است .

إذ يقول أمثلهم طريقة إن لبثتم إلاّيومًا

كوتاه جلوه كردن فاصله مرگ تا قيامت، ظاهراً محصول نوعى مقايسه بين قيامت و برزخ است. منشأ اين قضاوت ممكن است

مشاهده سختى هاى قيامت و يا توجه به خلود و جاودانگى آن باشد. توصيف گوينده «إن لبثتم إلاّ يوماً» به اين كه او به حق نزديك تر است، گوياى تأكيد قرآن بر اصل كوتاه بودن زمان برزخ است; زيرا بين فاصله يك روز و فاصله ده روز، اولى را به حقيقت نزديك تر دانسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 108 - 8

8 - رحمانيت خداوند ، اميد و ملجأ تمامى مردم در صحنه دهشت زا و مخوف قيامت

و خشعت الأصوات للرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 7

7- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى معنى « الفزع الأكبر » : ان الناس يصاح بهم صيحة واحدة فلايبقى ميّت إلاّ نشر و لا حىّ إلاّ مات إلاّ ما شاء اللّه ثمّ يصاح بهم صيحة أخرى فينشر من مات و يصفون جميعاً و تنشقّ السماء و تهدّ الأرض و تخرّ الجبال و تزفر النيران و ترمى بمثل الجبال شرراً فلايبقى ذو روح إلاّ إنخلع قلبه و ذكر ذنبه و شغل بنفسه إلاّ ما شاء اللّه ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه در معناى «فزع أكبر» فرمود: به درستى كه يك صيحه بر مردم زده مى شود كه مرده اى نمى ماند، مگر اين كه زنده مى شود وزنده اى نمى ماند، مگر اين كه مى ميرد، جز آنچه را كه خدا بخواهد. سپس صيحه ديگرى بر آنان زده مى شود و آنان كه مرده اند زنده گشته و همگى به صف كشيده خواهند شد. و آسمان شكافته و زمين در هم كوبيده و كوه ها فرو ريخته و آتش شعله هايى چون كوه بركشد، پس هيچ صاحب روحى نماند، مگر اين كه [از هراس] دل او كنده شود و گناهان خود را يادآورد و هر كس به فكر خويش باشد، مگر آنچه را خدا بخواهد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 1 - 6

6- لرزش و اضطراب بسيار شديد مردم ، در عرصه قيامت

إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم

«ساعة»به معناى لحظه و هنگام است و «الساعة»; يعنى، آن هنگام. مقصود از «آن هنگام»، مى تواند هنگام برپايى قيامت و حضور مردم در عرصه محشر باشد. در اين صورت كلمه «زلزلة»استعاره از اضطراب شديد مردم است. هم چنين مى تواند زمان پايان يافتن عمر جهان كنونى و فرا رسيدن هنگام فروپاشى نظام آن باشد. در اين صورت مراد از «زلزلة»، لرزش شديدى است كه در آن لحظه، سراسر جهان را فرا مى گيرد و باعث فروپاشى آن مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 11،12،13

11- اضطراب مردم در عرصه قيامت ، به درجه اى است كه هر زن شير دهنده ، از شير دادن غافل خواهد شد و هر زن باردارى از شدت ترس ، سقط جنين خواهد كرد .

يوم ترونها. .. و تضع كلّ ذات حمل حملها

12- بيم و هراس مردم در عرصه محشر ، به اندازه اى است كه آنان هچون مردم مى خورده و مست ، عقل و هوش خود را از كف

خواهند داد .

و ترى الناس سكرى و ما هم بسكرى

13- هراس سخت و سهمگين مردم در عرصه رستاخيز ، جلوه اى از عذاب قهر خداوند

و لكنّ عذاب اللّه شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 14

14 - قيامت ، داراى صحنه هايى هراس آور و هولناك

يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 87 - 6

6 - رسوايى و شرمسارى در روز رستاخيز ، سخت ترين حالات روحى انسان در آن روز

و لاتخزنى يوم يبعثون

از اين كه حضرت ابراهيم(ع) از ميان انواع نگرانى ها و حالات ناخوشايند روحى در قيامت، تنها رسوايى و شرمسارى را مطرح ساخت، مى توان به مطلب ياد شده دست يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 87 - 5

5 - هراس و وحشت شديد موجودات آسمان ها و زمين ، در لحظه فروپاشى جهان و نيز روز رستاخيز

و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السموت و من فى الأرض

مراد از «ينفخ فى الصور» مى تواند مطلق نفخ صور و دربرگيرنده نفخه اوّلى - كه فروپاشى جهان و مرگ موجودات را در پى دارد - و نفخه ثانيه - كه منجر به برپايى رستاخيز مى شود - باشد. گفتنى است كه تعبير «فزع من فى السماوات و من فى الأرض» بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 2

2 - قيامت ، روزى سخت و هولناك است .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون

احتمال دارد كه اندوه و نااميدى مجرمان و يا قطع شدن عذرها و حجت هاى آنان در روز قيامت، به جهت نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 14 - 6

6 - روز برپايى قيامت ، روزى هول ناك و خوف آور است .

و يوم تقوم الساعة . .. و يوم تقوم الساعة

تكرار الفاظ «يوم» در دو آيه اى كه بسيار نزديك هم هستند، اشاره به نكته ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 6

6 - قيامت ، روزى هول انگيز است و شايسته است كه انسان ، از آن نگران باشد .

و اخشوا يومًا لايجزى والد عن ولده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 3

3 - وضعيت كافران در قيامت ، آن چنان وخيم و تأسف بار خواهد بود كه عالم قبر و برزخ را براى خود استراحت گاه خواهند دانست .

قالوا يويلنا من بعثنا من مرقدنا

«مرقد» اسم مكان از «رقاد» (خواب) به معناى خواب گاه است. تعبير كافران از قبرها به خوابگاه، مى تواند به اين جهت باشد كه آنان، وضعيت خود را در قيامت آن چنان سخت مى بينند كه عالم برزخ و قبر را در مقايسه با آن، خوابگاه و محل استراحت خويش مى خوانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 13 - 8،10

8 - قيامت ، روزى بزرگ و هولناك

عذاب يوم عظيم

10 - قيامت ، عرصه ظهور حقايق و رخداد هاى بس بزرگ و هولناك

عذاب يوم عظيم

توصيف روز قيامت به عظيم بودن، مى تواند به خاطر بزرگى رخدادها و عظمت حقايق آن روز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 16 - 3

3 - قيامت ، روزى سخت ، هولناك و هشدار دهنده براى انسان ها

لينذر . .. يوم هم برزون لايخفى على اللّه منهم شىء

تأكيد خداوند بر اين كه روز قيامت، روز بروز حقيقت انسان ها است به گونه اى كه چيزى از آنان بر خدا پوشيده نمى ماند و نيز انذار به چنين روزى، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 5،6،7

5 - به گلو رسيدن جان انسان ها ، از شدت غم و اندوه در قيامت

إذ القلوب لدى الحناجر

هرگاه انسان در تنگناهاى سخت قرار گيرد، احساس مى كند كه گويى قلبش از جا كنده مى شود. گاهى به اين مطلب گفته مى شود: «جانش به لب رسيد». در زبان عرب از اين حالت به «بلغت القلوب الحناجر» تعبير مى شود.

6 - قيامت ، داراى غم و اندوه كشنده و زجرآور ، به گونه اى كه كسى ناى سخن گفتن و فرياد زدن ندارد .

إذ القلوب لدى الحناجر كظمين

«كاظم» (مفرد «كاظمين») اسم فاعل از «كظم» به معناى فردى است كه نفسش در گلو حبس شده باشد. «كاظمين»; يعنى، كسانى كه ساكت اند و قادر به سخن گفتن نيستند.

7 - وجود شرايط و صحنه هاى سخت و اندوه بار براى انسان در قيامت

إذ القلوب لدى الحناجر كظمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 4

4 - قيامت ، صحنه بروز حوادث هول انگيز

و الذين ءامنوا مشفقون منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 5

5 - قيامت ، صحنه اى پر بيم و هول انگيز

يعباد لا خوف عليكم اليوم و لا أنتم تحزنون

از تأكيد خداوند بر نفى خوف و اندوه براى تقواپيشگان در قيامت، مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 28 - 1،10

1 - ناتوانى ، هراس و وحشت همه گروه ها و مجموعه ها ، در روز قيامت

و ترى كلّ أمّة جاثية

«جُثُوّ» (مصدر «جاثية») به معناى به زانو نشستن است و در اين جا مى تواند كنايه از هراس، دلهره و تسليم باشد.

10 - احضار امت ها براى حسابرسى ، مايه هراس و به زانو درآمدن آنان در صحنه قيامت *

و ترى كلّ أمّة جاثية كلّ أمّة تدعى إلى كتبها

برداشت بالا بدان احتمال است كه جمله «كلّ أمة تدعى إلى كتابها» درصدد بيان علت «كلّ اُمّة جاثية» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 11 - 3

3 - ترسيم رخداد هاى پراضطراب هستى در آستانه قيامت ، هشدارى به تكذيب كنندگان آن است .

يوم تمور . .. و تسير الجبال ... فويل يومئذ للمكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 58 - 2

2 - صحنه قيامت ، دربردارنده دشوارى ها و مشقت ها براى انسان

ليس لها من دون اللّه كاشفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 62 - 6

6 - اهل عبادت براى خداوند ، برخوردار از حمايت هاى او در مراحل هولناك قيامت

ليس لها من دون اللّه كاشفة . .. فاسجدوا للّه و اعبدوا

چنانچه «كاشفة» در آيات پيشين، به معناى گشاينده سختى ها باشد، از ارتباط اين آيه با «ليس لها. ..» مى توان به مطلب بالا پى برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 4

4 - فضاى محشر ، سخت داغ ، دودآلود و نفس گير

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 2،6

2 - قيامت ، روزى بسيار سخت و هولناك براى اهل محشر

يوم يكشف عن ساق

تعبير «يكشف عن ساق» (ساق ها برهنه مى شود) در زبان عرب، كنايه از شدت هول و هراس و وخامت اوضاع است.

6 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله عزّوجلّ : . . . « و يدعون إلى السجود فلايستطيعون » قال : أُفحِم القومُ و دخلتْهم الهيبةُ و شَخَصَتِ الأبصار ، و بلغتِ القلوبِ الحَناجِر ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و يدعون إلى السجود فلايستطيعون» فرمود: مهر سكوت بر دهان آنان زده مى شود، ترس تمام وجودشان را فرامى گيرد، چشمانشان خيره مى گردد، جان ها به حنجره ها مى رسد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 1

1 - ترس از احوال روز قيامت ، از ويژگى هاى ابرار

إنّا نخاف من ربّنا يومًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 9 - 2

2 - قيامت ، حادثه اى سنگين و با عظمت و صحنه سايه افكندن نگرانى و ترس بر منكران معاد

أبصرها خشعة

فروتنى و ذلّت منكران معاد در صحنه قيامت، حاكى از عظمت و هول آور بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 45 - 4

4 - حوادث قيامت ، هولناك و سزاوار ترس و نگرانى است .

من يخشيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 18 - 2

2 - قيامت روزى بس با عظمت است و بيان سختى حوادث آن ، امكان پذير نيست .

ثمّ ما أدريك ما يوم الدين

تكرار «ما أدراك» تأكيد بر عظمت و نبودن ابزار، براى آگاه سازى ديگران به حقيقت حوادث آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 6 - 9

9 - ايستادن در پيشگاه خداوند براى حسابرسى اعمال ، از صحنه هاى خوفناك و حوادث بزرگ روز قيامت است .

ليوم عظيم . يوم يقوم الناس لربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 10 - 5

5 - صحنه برملا شدن راز ها و نيت هاى پنهان ، هول انگيز و تهديدى براى ناسپاسان و مال دوستان

أفلايعلم إذا . .. و حصّل ما فى الصدور

165- ايستادن در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 6 - 2

2 - مردم در صحنه قيامت ، به حال ايستاده در انتظار فرجام نهايى خويش اند .

يوم يقوم الناس لربّ العلمين

166- ايفاى حق در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 34 - 5

5 - حاضران صحنه قيامت ، از مؤاخذه ديگران و گرفتن حقوق خود - حتى از نزديك ترين خويشاوندان - چشم پوشى نخواهند داشت . *

يوم يفرّ المرء من أخيه

فرار از برادر و ترس از روبه رو شدن با او، حاكى از واقع شدن در مؤاخذه شديد از سوى او است; به گونه اى كه شخص گمان مى كند كه اگر فرار نكند، گرفتار خواهد شد.

167- ايمان به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 22

22 - ايمان و اعتقاد حواريون به رستاخيز و حسابرسى در قيامت *

و اشهد بانّا مسلمون

چون شاهد گرفتن حواريون در دنيا ظاهراً ثمرى براى آنان ندارد، لذا اين استشهاد براى استفاده در آخرت خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 6 - 3

3 - قرآن بهترين راهنماى مردم براى ايمان به خدا و قيامت

إن الذين كفروا سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لايؤمنون

چنانچه مراد از «كفر» كفر به قرآن باشد، جمله «سواء عليهم» به اين حقيقت اشاره دارد كه اگر قرآن در انسانى تأثير نبخشد چگونه انتظار مى رود كه از سخن پيامبر(صلی الله علیه و آله) تأثير بپذيرد؟ و اين حاكى از آن است كه قرآن بهترين وسيله هدايت و ارائه كننده مؤثرترين انذارهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 8 - 3

3 - ايمان به خدا و روز قيامت ، از اركان اعتقادى دين اسلام

و من الناس من يقول ءامنا باللّه و باليوم الأخر

معمولا كسانى كه در صدد نفوذ در ميان طايفه و گروهى هستند، پايبندى خويش را به مهمترين اصول آن طايفه ابراز مى دارند. بنابراين از ديدگاه همگان، ايمان به خدا و قيامت از مهمترين اركان اعتقادى اسلام مى باشد و آدمى با اظهار ايمان به آن از زمره مسلمانان محسوب مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 5

5 - ايمان به خدا و قيامت و تصديق رسالت پيامبران ، از اصول مشترك اديان آسمانى است .

إن الذين ءامنوا و الذين هادوا . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر

ايمان به خدا و قيامت از «من آمن . ..» به دست مى آيد و ايمان به رسولان الهى از عنوانهاى مذكور در آيه (مسلمانان، يهوديان و ...) معلوم مى شود; زيرا اين ملتها همه معتقد به رسالت انبيا هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 6

6 - ايمان به خدا و روز قيامت از اركان اساسى مكتب انبيا ( ع )

من ءامن منهم باللّه و اليوم الأخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 17

17 - ايمان به خدا ، قيامت ، فرشتگان ، كتاب هاى آسمانى و پيامبران مشخصه نيكان

و لكن البر من ءامن باللّه . .. و النبيين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 228 - 5،6

5 - ايمان به خدا و روز قيامت ، ضامن انجام تكاليف الهى

و لا يحل لهنّ . .. ان كنّ يؤمنّ باللّه و اليوم الاخر

6 - عمل به تكاليف الهى ، لازمه ايمان به خدا و روز قيامت

و لا يحل لهنّ . .. ان كنّ يؤمنّ باللّه و اليوم الاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 232 - 9،10

9 - مؤمنان به خدا و قيامت از ازدواج زن مُطلّقه ، ممانعت نمى كنند .

فلا تعضلوهنّ ان ينكحن . .. ذلك يوعظ به من كان منكم يؤمن باللّه و اليوم الاخر

10 - ايمان به خدا و قيامت ، زمينه پذيرش احكام و مواعظ الهى

ذلك يوعظ به من كان منكم يؤمن باللّه و اليوم الاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 21،22،23

21 - معتقدان به لقاى خداوند ( روز رستاخيز ) در لشكر طالوت ، اميدواركنندگان دل هاى نگران

قال الّذين يظنّون انّهم ملاقوا اللّه كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرةً

22 - مؤمنان به روز رستاخيز ، معتقد به پايدارى در پيكار با دشمنان خدا ، على رغم كمبود نيرو

قال الّذين يظنّون . .. غلبت فئة كثيرة

23 - گمان به لقاءاللّه ( روز رستاخيز ) موجب پايدارى انسان در پيكار با دشمنان

قال الّذين يظنُون . .. غلبت فئة كثيرة

بنابراينكه «يظنّون» به معنى گمان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 285 - 20

20 - اعتقاد و يقين مؤمنان به معاد و بازگشت به سوى خداوند .

و اليك المصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 24 - 7

7 - اهل كتاب ، معتقد به رستاخيز و كيفر اعمال

لن تمسّنا النار الاّ اياماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 114 - 1،4،5،7،8،10

1 - ايمان به خدا و روز قيامت ، امر به معروف ، نهى از منكر و شتاب در كار هاى خير ، از ويژگى هاى برخى اهل كتاب

من اهل الكتب . .. يؤمنون باللّه و اليوم الاخر و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنك

4 - ايمان به خدا و روز واپسين ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب ورزيدن به كار هاى نيك ، ملاك ارزش و شايستگى ( صالح بودن )

يؤمنون . .. يسارعون فى الخيرات و اولئك من الصالحين

5 - ايمان به خدا و روز واپسين ، امر به معروف و نهى از منكر ، از اصول مشترك اعتقادى و عملى اديان الهى

من اهل الكتب . .. يؤمنون باللّه و اليوم الاخر و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنك

7 - گروهى از اهل كتاب كه مؤمن به خدا و روز واپسين و امركننده به معروف و نهى كننده از منكر و شتاب كنندگان به نيكى ها هستند ، از تبار صالحان هستند .

من اهل الكتب امة . .. يؤمنون باللّه ... و اولئك من الصالحين

8 - قيام به امر دين ( اطاعت خدا ) تلاوت آيات خدا ، سجده به درگاه او ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب در امور خير ، ويژگى امّت شايسته و صالح

امة قائمة . .. و اولئك من الصالحين

10 - صالح شدن انسان ها ، در گرو ايمان به خدا ، معاد ، امر به معروف و نهى از منكر ( اصلاح ديگران ) و شتاب در كار هاى نيك است .

يؤمنون باللّه . .. و اولئك من الصالحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 115 - 4،7،9

4 - قيام به طاعت خدا ، تلاوت آيات وى در شب هنگام در حال سجده ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف ، نهى از منكر و

شتاب در نيكى ها ، از اعمال خير

من اهل الكتب امّة قائمة . .. و ما يفعلوا من خير

7 - قيام به امر خدا ، تلاوت آيات او ، سجده ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب در امر خير ، از ويژگى هاى تقواپيشگان

امّة قائمة يتلون ءايت اللّه . .. و اللّه عليم بالمتّقين

آيه، در صدد بيان پاداش كسانى است كه خصلتهاى مذكور را دارند، از آنها تعبير به متّقين كرده، پس آن خصلتها از آن متقين است.

9 - ايمان به خدا و روز واپسين و عمل صالح ، موجب نيل آدمى به تقواپيشگى *

امّة قائمة . .. يؤمنون باللّه و اليوم الاخر ... و اللّه عليم بالمتّقين

تعبير از مؤمنانِ آمر به معروف و . .. به متّقيان يا به جهت اين است كه دارندگان صفات ياد شده تقواپيشه هستند، و يا آن صفات موجب نيل آدمى به تقواپيشگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 158 - 3

3 - ايمان به حشر و بقاى آدمى پس از مرگ ، برانگيزنده وى براى حضور در ميدان كارزار عليه دشمنان دين

و لئن مُتّم او قُتلتم لالى اللّه تحشرون

خداوند با بيان اين معنا كه آدمى با مرگ و يا كشته شدن، چه در راه منافع دنيا و يا راه خدا، به سوى او محشور مى شود، او را به جهاد ترغيب و انگيزه پيكار در راه خدا را در او تقويت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 29،31

29 - اعتقاد به قيامت و كيفر و پاداش در آن ، پيامد اعتقاد به باطل نبودن و هدفدار بودن آفرينش

ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك فقنا عذاب النّار

كلمه «فا» در «فقنا . .. »، بيانگر اين معناست كه خردمندان با نفى بطلان در آفرينش و اعتقاد به هدفدارى جهان به اين نتيجه رسيده اند كه بايد قيامت و روز جزا و پاداشى باشد.

31 - اعتقاد به معاد و درخواست رهايى از آتش دوزخ ، نشانه خردمندى

لايات لاولى الالباب . .. فقنا عذاب النّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 9

9 - خردمندان ، مؤمن به خداوند ، رسالت تمامى انبيا و برپايى قيامت

ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 10

10 - ناسازگارى تكبر و فخرفروشى با ايمان به خدا و قيامت

لا يحبّ من كان مختالا فخوراً . .. و الذين ... و لا يؤمنون باللّه و لا باليوم الا

برداشت فوق بر اين مبناست كه «الذين . .. لا يؤمنون» عطف بر «الذين يبخلون» و توصيفى براى «مختالا فخوراً» باشد. يعنى فخرفروشان و مُتكبران ايمان واقعى به خدا و قيامت ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 39 - 1،4

1 - ايمان به خدا و قيامت و انفاق ، هيچ خسارتى را براى آدمى در پى نخواهد داشت .

و ماذا عليهم لو امنوا باللّه و اليوم الاخر و انفقوا

4 - ارزشمندى انفاق ، مشروط به ايمان به خدا و قيامت است .

ماذا عليهم لو امنوا باللّه و اليوم الاخر و انفقوا

على رغم اينكه بحث آيات گذشته درباره انفاق و مسائل مربوط به آن بود، مطرح ساختن ايمان به خدا و قيامت پيش از امر به انفاق مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 17،20،21،24

17 - ارجاع اختلافات و كشمكش ها به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( قرآن و سنت ) ، از نشانه هاى@ايمان به خدا و قيامت

فان تنازعتم . .. ان كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الاخر

20 - اطاعت از خدا و رسول و اولواالامر ، نشانه ايمان واقعى به خدا و روز قيامت است .

اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول و اولى الامر . .. ان كنتم تؤمنون باللّه و اليوم ال

بنابر اينكه جمله «ان كنتم»، شرط براى جمله «اطيعوا اللّه» نيز باشد.

21 - ايمان به قيامت ، از اصول مهم اعتقادى اسلام

ان كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الاخر

يادكردن ايمان به قيامت در كنار ايمان به خداوند، دلالت بر اهميّت آن دارد.

24 - ايمان به خدا و قيامت ، پشتوانه اجرايى احكام اسلام و مايه پرهيز از نافرمانى خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

اطيعوا اللّه . .. ان كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 7،9

7 - ضرورت ايمان به فرشتگان ، پيامبران الهى و روز قيامت

و من يكفر باللّه و ملئكته و كتبه و رسله و اليوم الأخر

9 - اعتقاد به خدا ، پيامبران ، روز قيامت ، فرشتگان و كتب آسمانى ، اركان هدايت و شرط تحقق ايمان

يأيها الذين ءامنوا ءامنوا باللّه و رسوله . .. فقد ضل ضللا بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 162 - 11،12،16

11 - يهوديان مؤمن به خدا و قيامت ، به قرآن و ديگر كتب آسمانى ايمان مى آورند .

و لكن الرسخون فى العلم منهم . .. و المؤمنون باللّه و اليوم الاخر

بنابر اينكه «المؤمنون باللّه . ..» عطف باشد بر «الرسخون».

12 - مؤمنان به خدا ، قيامت و قرآن ، بر پا دارندگان نماز و پرداخت كنندگان زكات ، از پاداش بزرگ الهى ، برخوردار خواهند شد .

أولئك سنؤتيهم أجراً عظيماً

16 - ايمان به خدا و قيامت ، مستلزم ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، قرآن و ديگر كتب آسمانى

يؤمنون بما أنزل إليك و ما أنزل من قبلك . .. و المؤمنون باللّه و اليوم الاخر

كلمه «المؤمنون باللّه» عطف بر «الراسخون» است و در نتيجه «يؤمنون بما انزل . ..» خبر براى «المؤمنون باللّه» نيز مى باشد. گفتنى است كه لازمه ايمان به قرآن، ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و لذا در برداشت فوق ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز آورده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 11،13

11 - علم و ايمان حضرت عيسى ( ع ) و فرشتگان مقرب الهى به قيامت و محشور شدن به پيشگاه خداوند ، مانع استكبار آنان از بندگى خدا

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة . .. فسيحشرهم إليه جميعاً

جمله «و من . ..» جمله حاليه و بيان علت از جمله سابق است. يعنى امكان ندارد مسيح و فرشتگان از عبادت خدا امتناع كنند ; چون حشر انسان و ملائكه به سوى خدا حتمى است و مسيح و فرشتگان از آن آگاهند.

13 - علم و ايمان در قيامت و حضور در پيشگاه خداوند ، مانع از استكبار و بازماندن از عبادت خدا

لن يستنكف المسيح . .. و من يستنكف عن عبادته و يستكبر فسيحشرهم إليه جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 7

7 - ايمان به وحدانيت خدا و قيامت و انجام اعمال صالح ، نشانه عبوديت و بندگى خدا

و يستكبر فسيحشرهم إليه جميعاً. فاما الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

خداوند از كسانى كه استنكاف نمى كنند و او را عبادت مى كنند، به مؤمنان داراى اعمال صالح تعبير كرد. متعلق ايمان به دليل آيات گذشته، قيامت (فسيحشرهم) و وحدانيت خدا (انما اللّه اله واحد) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 69 - 1،2،4،8،9،10

1 - ايمان به خدا و قيامت و انجام عمل صالح ، شرط رهايى مسلمانان ، يهوديان ، صائبى ها و نصارا از هرگونه ترس و اندوه

إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. و لا هم يحزنون

«صابئى» كه مفرد «صابئون» است به كسى گفته مى شود كه آيين خويش را رها كرده و به آيينى ديگر گرويده باشد ; با توجه به اين معنا مى توان گفت مصداق مورد نظر از «الصبئون» در اين آيه - به قرينه وقوع آن بين «الذين ءامنوا و الذين هادوا» «و النصرى»، كسانى هستند كه با ترك اسلام و يا يهوديت پذيراى آيين نصارا شده باشند.

2 - مسلمانان ، يهوديان ، مسيحيان و صابئى ها ، سزاوارترين امت ها براى ايمان راستين به خدا و قيامت و انجام عمل صالح

إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون و النصرى من ءامن

نام بردن از ملتهاى مذكور - با اينكه ايمان راستين از هر امتى (من ءامن . ..) موجب رهايى از ترس و اندوه است -، مى تواند اشاره به اين باشد كه پيروان اين اديان از ديگران سزاوارتر و داراى زمينه بيشترى براى پذيرش ايمان حقيقى هستند.

4 - ايمان به خدا و قيامت و رسالت انبيا ، از اصول مشترك اديان آسمانى

إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون . .. من ءامن باللّه و اليوم الاخر

ايمان به رسولان الهى، از عناوين مذكور در آيه (الذين ءامنوا . .. النصرى) استفاده شده است.

8 - تنها انتساب به اديان الهى بدون ايمان واقعى به خدا و قيامت و انجام عمل صالح ، سعادت آفرين نخواهد بود .

إنّ الذين ءامنوا . .. من ءامن باللّه و اليوم الاخر و عمل صلحاً فلاخوف

با توجه به اينكه جمله «من ءامن . ..» خبر براى «الذين ءامنوا» است، تكرار ايمان در اين دو فراز و نبود ضمير در جمله خبرى مى رساند كه سعادت، در گرو ايمان حقيقى به خدا و قيامت و انجام عمل صالح مى باشد و در اين جهت ميان منتسبان به اديان آسمانى و غير آنان تفاوتى وجود ندارد.

9 - ايمان به خدا و قيامت و پيشه نمودن عمل صالح ، پايه هاى سعادت و رستگارى امتها

إنّ الذين ءامنوا . .. و اليوم الاخر و عمل صلحاً فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

10 - آرامش خاطر و ترس نداشتن از آينده ، در گرو ايمان به خدا و قيامت و عمل صالح

من ءامن باللّه و اليوم الاخر . .. فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 2

2 - ايمان به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح ، پيمان خداوند با بنى اسرائيل

من ءامن باللّه و اليوم الاخر و عمل صلحاً . .. لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل

به مقتضاى اين آيه با آيه قبل مى توان گفت مورد ميثاق ايمان به خدا و قيامت و انجام عمل صالح است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 94 - 11،12

11 - باور به قيامت و عذاب دردناك آن موجب ترس از خداوند وعمل به احكام او

ليعلم اللّه يخافه بالغيب

«باء» در بالغيب مى تواند سببيه باشد بر اين مبنا مراد از غيب امورى است كه از نظر شخص خائف و حواس وى پنهان مى باشد و از مصاديق بارز غيب و نهانى كه سبب خوف آدمى از خدا مى شود قيامت و عذاب آخرت است.

12 - هدف از آزمايش مؤمنان مشخص شدن صفوف باورداران به غيب ( قيامت و عذاب ) از غير آنان

ليبلونكم اللّه . .. ليعلم اللّه يخافه بالغيب

قيامت وعذاب آخرت زمانى موجب ترس از خداوند مى شود كه آدمى به آن باور داشته باشد بنابراين تمايز خداترسان در واقع تمايز باورداران قيامت از غير آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 19

19 - باور به قيامت و بازگشت به خدا و حسابرسى كردار ها زمينه ساز مراقبت بر ايمان و پرهيز از عوامل گمراهى

عليكم انفسكم . .. فينبئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 154 - 11،12

11 - ايمان به قيامت و ملاقات خدا، از اهداف نزول تورات است.

ثم ءاتينا موسى الكتب . .. لعلهم بلقاء ربهم يؤمنون

12 - توجه بنى اسرائيل به محتواى تورات، زمينه ساز ايمان آنان به قيامت و ملاقات خدا

ثم ءاتينا موسى الكتب . .. لعلهم بلقاء ربهم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 147 - 2

2 - تصديق آيات الهى و ايمان به روز قيامت از شرايط ارزشمندى اعمال نيك در پيشگاه خداوند است .

و الذين كذبوا بايتنا و لقاء الأخرة حبطت أعملهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 2 - 19

19- دقّت در موجودات هستى و نظام آنها ، درپى دارنده باور به قيامت است .

الله الذى رفع السموت . .. يفصل الأيت لعلكم بلقاء ربكم توقنون

برداشت فوق ، ناظر به اين معناست كه مراد از «الأيات» آيات تكوينى از قبيل برافراشته شدن آسمانها و . .. باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 3 - 11

11- تفكر در پديده هاى هستى ، زمينه ساز باور به لقاى خدا و برپايى قيامت است .

إن فى ذلك لأيت لقوم يتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 4 - 13

13- تفكر در پديده هاى هستى ، زمينه ساز باور به لقاى خدا و برپايى قيامت است .

إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلق «آيات» به قرينه جمله «لعلكم بلقاء ربكم توقنون» در آيات قبل ، لقاى خدا و برپايى قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 8

8- باور به ربوبيّت خدا بر انسان ها ، وادار كننده انسان به پذيرش قيامت و زنده شدن مردگان براى حضور در صحنه آخرت

أُولئك الذين كفروا بربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 74 - 2

2 - ايمان به معاد و روز جزا ، از شاخصه هاى انديشه اعتقادى اديان آسمانى

و إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة عن الصرط لنكبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 15 - 13

13 - واجدان روحيه تواضع ، با موعظه و يادآورى به خداوند و قيامت ايمان مى آورند .

نسيتم لقاء يومكم هذا . .. إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بها خرّوا سجّدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 52 - 4

4 - مشركان ، با تحقق حشر و بعث و مشاهده آن ، به آن اظهار ايمان مى كنند .

و لو ترى إذ فزعوا . .. قالوا ءامنّا به

در صورتى كه زمان فزع مشركان، حشر و قيامت باشد; مرجع ضمير «به» مى تواند «بعث» (مستفاد از «إذ فزعوا») باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 52 - 2

2 - تصديق و باور داشتن قيامت و زنده شدن انسان ها ، از ويژگى هاى بهشتيان و بندگان مخلَص خدا در دنيا است .

يقول أءنّك لمن المصدّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 41 - 6

6 - صبر بر ناگوارى ها ، عبادت در برابر پروردگار و ايمان به قيامت ، تكليف تمامى مؤمنان

فاصبر . .. و سب-ّح ... و استمع يوم يناد المناد

هر چند واژه هاى «اصبر»، «سبّح» و «استمع» ظاهراً خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى در حقيقت تكليفى است براى همگان و پيامبر(صلی الله علیه و آله) از آن جهت كه الگوى امت است، به تنهايى مخاطب قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 9 - 2

2 - انسان هاى عاقل و خردمند ، پذيراى حقانيت وعده هاى خداوند و تحقق روز جزا

يؤفك عنه من أُفك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 22 - 1

1 - اعتقاد به خداوند و روز بازپسين ، دو ركن اساسى اسلام و ايمان

لاتجد قومًا يؤمنون باللّه و اليوم الأخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 20 - 1،5

1 - نامه اعمال معتقدان به قيامت و حساب رسى ، به دست راست آنان داده خواهد شد .

فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. إنّى ظننت أنّى ملق حسابيه

5 - ايمان به قيامت و حساب رسى اعمال ، دليل شادمانى و رضايت مندى مؤمنان بهشتى ، هنگام مشاهده نامه اعمال خويش است .

فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه . إنّى ظننت أنّى ملق حسابيه

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّى ظننت. ..» در مقام تعليل براى جمله «فيقول هآؤُم ...» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 26 - 1

1 - تصديق روز جزا و اعتقاد به حساب رسى بندگان ، از ويژگى هاى مؤمنان و مسلمانان راستين

و الذين يصدّقون بيوم الدين

يكى از كاربردهاى واژه «دين»، جزا و حساب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 6

6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، مظهر بيم دارى از قيامت و ايمان به روز جزا

إنّا نخاف من ربّنا يومًا عبوسًا قمطريرًا

168- ايمان به نزديكى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 63 - 11

11 - همواره ، بايد وقوع قيامت را نزديك دانست .

و مايدريك لعلّ الساعة تكون قريبًا

169- ايمان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 210 - 8

8 - حصول ايمان و تسليم در قيامت ، سودى ندارد . *

و قضى الأمر

بنابراينكه مراد از آمدن عذاب و ملائكه، نزول آنها در قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 9

9- شناخت حقايق در قيامت و ايمان به آن ، موجب نجات نيست .

أسمع بهم و أبصر . .. لكن الظلمون اليوم فى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 8

8 - بى فايده بودن اظهار ايمان در روز وقوع عذاب استيصال و نيز در روز رستاخيز

حتّى تأتيهم الساعة بغتة أو يأتيهم عذاب يوم عقيم

170- ايمان يهود به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 6

6 - يهوديان ، مدعى اعتقاد به خدا ، قيامت و نعمت هاى اخروى هستند .

إن كانت لكم الدار الأخرة عند اللّه خالصة من دون الناس فتمنوا الموت

171- باطل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 13 - 1،2

1 - قيامت ، روز جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل است .

ليوم الفصل

«فصل» به حايل بين دو چيز و نيز به داورى ميان حق و باطل گفته مى شود(قاموس المحيط). روز قيامت - چنان كه مفسران

گفته اند - از اين رو «يوم الفصل» ناميده شده كه در آن روز، ميان خلايق جدايى ايجاد شده و حق از باطل تميز داده خواهد شد و مورد داورى قرار خواهد گرفت.

2 - جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل ، از مهم ترين خصيصه روز قيامت

ليوم الفصل

توصيف روز قيامت به «يوم الفصل»، در سلسله آيات مربوط به حوادث قبل و بعد از برپايى قيامت، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 14 - 1

1 - شناخت ژرفاى حقيقت و عظمت روز قيامت ( روز داورى ميان اهل حق و باطل ) ، بس دشوار و دست نايافتنى براى بشر

و ما أدريك ما يوم الفصل

از تعبير «و ما أدراك. ..»(چه چيز آگاه ساخت تو را...) استفاده مى شود: قيامت، حقيقتى بس بزرگ و عميق است كه كسى به درستى و شايستگى از آن آگاه نيست و تنها در پرتو وحى الهى، قابل شناخت است.

172- بت ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 8،10

8 - معبود ها ( بت ها ) در قيامت ، از مورد پرستش واقع شدن خود اظهار بى اطلاعى كرده و آن را انكار خواهند كرد .

و يوم نحشرهم جميعاً . .. و قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون

10 - بت ها ، در قيامت با مشركان سخن خواهند گفت .

ثم نقول للذين أشركوا . .. قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 29 - 1

1 - بت ها در قيامت ، خدا را شاهد مى گيرند كه از عبادت اهل شرك بى خبر بوده اند .

فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين

173- بتهاى مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 9

9 - بت هاى مورد پرستش اهل شرك در آخرت ، داراى شعور و توانا بر نطق

و يوم نحشرهم جميعاً . .. و قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون

174- بخيل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 12،13،18

12 - دارايى هاى بخيلان در قيامت ، به صورت طوقى به گردنشان آويخته خواهد شد .

سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة

13 - آويخته شدن دارايى هاى بخيلان در قيامت بر گردن آنان ، تبلور شرّ و زيان بخلورزى ايشان

بل هو شرّ لهم سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة

جمله «سيطوّقون ما بخلوا . .. »، تفسير كلمه «شرّ» است: يعنى به دوش كشى تمام داراييها در قيامت شرّى است كه دامنگير بخيلان خواهد شد. برداشت فوق بر اين اساس است كه معناى ظاهرى «سيطوّقون ... » مراد باشد.

18 - بخيلان در قيامت ، بار سنگين گناه بخل خويش را به دوش خواهند كشيد .

سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة

برخى برآنند كه معناى ظاهرى «سيطوّقون . .. » اراده نشده است، بلكه كلمه اى همانند وبال و گناه، قبل از «ما بخلوا» مقدّر است. يعنى وبال گناهِ بخل خويش را به دوش خواهند كشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 41 - 4

4 - رسوايى و وخامت حال بخيلان ، رياكاران و كافران به خدا و قيامت در صحنه قيامت

الذين يبخلون . .. فكيف اذا جئنا من كل امّة بشهيد

175- بدان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 21 - 1

1 - قيامت ، روز جدايى خوبان و بدان و حق مداران و باطل گرايان و داورى ميان آنان است .

هذا يوم الفصل

«فصل» به معناى فاصله و جدايى ميان دو شىء است و مقصود از آن در آيه شريفه، جدايى ميان خوبان و بدان و حق پويان و باطل گرايان و داورى ميان آنان است.

176- بدكاران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 36 - 4

4 - كردار بدكاران در قيامت ، به صورت كيفر براى آنان ظاهر خواهد شد . *

هل ثوّب الكفّار ما كانوا يفعلون

«ما» در «ما كانوا. ..» مفعول دوم براى «ثوّب» است; يعنى، كافران با همان كردار خود، كيفر داده شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 8 - 1

1 - بدكاران در قيامت ، كيفر ديده و با كردار نارواى خود ، روبه رو خواهند شد .

و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره

177- برپايى تدريجى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 38 - 7

7 - معاد و برپايى قيامت ، چونان شكل گيرى نخستين جهان روندى تدريجى خواهد داشت . *

و لقد خلقنا . .. فى ستّة أيّام و ما مسّنا من لغوب

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در ارتباط با معاد بود - مطرح كردن «ستّة أيّام» مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه اگر شكل گيرى جهان، به تدريج صورت گرفته، معاد نيز از روند تدريجى و قانونمند برخوردار است.

178- برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 4 - 3،4

3 - برپايى قيامت و قرار دادن روز جزا براى جهانيان ، جلوه اى از رحمت خداوند است .

الرحمن الرحيم. ملك يوم الدين

مطرح كردن مسأله قيامت پس از بيان رحمت الهى، اشاره به برداشت فوق دارد.

4 - بر پايى قيامت پرتوى از ربوبيت خدا بر جهان هستى است .

رب العلمين . .. ملك يوم الدين

برداشت فوق از ارتباط «مالك يوم الدين» با «رب العالمين»، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 148 - 13،14

13 - برپا كردن قيامت و آوردن همه انسان ها در آن ، مظهر قدرت همه جانبه خداوند است .

يأت بكم اللّه جميعاً إن اللّه على كل شىء قدير

14 - برپا كردن صحنه قيامت و آوردن انسان ها به آن صحنه ، درخور قادرى مطلق است .

يأت بكم اللّه جميعاً إن اللّه على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 9 - 9

9 - وقوع قيامت ، پرتويى از ربوبيّت الهى است .

ربّنا انّك جامع الناس ليوم لا ريب فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 15

15 - برپايى قيامت جلوه اى از رحمت الهى است.

كتب على نفسه الرحمة ليجمعنكم إلى يوم القيمة لا ريب فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 4

4 - برپايى قيامت، ناگهانى و غير قابل پيش بينى و غافلگيرانه است.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 73 - 8

8 - خداوند قيامت را با فرمانى پديدار خواهد كرد.

و هو الذى خلق السموت . .. و يوم يقول كن فيكون

«يوم»، عطف بر «السماوات» مى تواند باشد. لذا معنى جمله چنين مى شود: «خلق السماوات و خلق يوم». البته مراد از «يوم»، به قرينه جملات بعدى آيه، روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 164 - 9

9 - برپايى قيامت و بازگشت انسانها به خدا، پرتوى از ربوبيت خدا بر انسانها و براى تدبير امور آنان است.

ثم إلى ربكم مرجعكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 14

14 - تحقق روز قيامت از مهمترين آيات خدا *

كما نسوا لقاء يومهم هذا و ما كانوا بايتنا يجحدون

بديهى است كه معاد و برپايى قيامت از آيات الهى است. بنابراين ذكر به خصوص آن مى تواند به اين جهت باشد كه در بين ديگر آيات از اهميت خاصى برخوردار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 187 - 7،8،9

7 - لحظه برپايى قيامت ، لحظه اى دشوار و سنگين براى آسمان ها و زمين

ثقلت فى السموت و الأرض

متعدى شدن «ثقلت» با حرف «فى»، و نه حرف «على»، گوياى اين است كه آنچه در لحظه برپايى قيامت در آسمانها و زمين واقع مى شود، حوادثى عظيم است كه تحمل آن بر آسمانها و زمين دشوار است.

8 - برپايى قيامت از مهمترين رخداد هاى جهان آفرينش است .

ثقلت فى السموت و الأرض

9 - قيامت ، ناگهانى و در حال بى خبرى انسان ها تحقق خواهد يافت .

لا تأتيكم إلا بغتة

برداشت فوق با توجه به كلمه «بغتة» - كه به معناى هجوم ناگهانى و بدون اطلاع قبلى است - استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 7

7- اعلام برپايى روز قيامت و وجود عذابهايى دردناك در آن روز ، از رسالت هاى حضرت نوح ( ع )

إنى أخاف عليكم عذاب يوم أليم

مراد از «يوم» مى تواند روز قيامت باشد و مى تواند مقصود از آن زمان حادثه طوفان باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است. گفتنى است كه توصيف «يوم» به «أليم» به اعتبار عذاب آن روز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 77 - 6،10

6- برپايى قيامت ، از جمله امور غيبى آسمان ها و زمين است .

و لله غيب السموت و الأرض و ما أمر الساعة

.

10- برپايى قيامت ، جلوه اى از قدرت مطلقه الهى

و ما أمر الساعة إلاّ كلمح البصر . .. إن الله على كلّ شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 20

20- برپايى قيامت و نظام هاى آن ، جلوه اى از عدالت خداوند است .

و وضع الكتب . .. و لايظلم ربّك أحدًا

سخن از مبرّا بودن خداوند از ظلم، پس از ذكر آيات مربوط به قيامت، مى تواند اين نكته را نيز افاده كند كه اين نظام و صحنه ها، از آن رو است كه خداوند، به هيچ كس، ظلم و ستمى را روا نمى دارد و براى برقرارى عدالت، قيامت و صحنه هاى آن را برپا كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 99 - 6

6- قيامت ، با دميده شدن دوباره روح ها در اجساد و صورت هاى پيشين ، برپا مى شود . *

و نفخ فى الصور فجمعنهم جمعًا

برداشت بالا، بدان احتمال است كه «صور» جمع «صورة» باشد; يعنى: در «صورت ها (اجساد) روح، دميده مى شود. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 10

10- برپايى قيامت و حضور آدميان نزد خداوند ، لازمه يگانه معبود بودن او است .

أنّما إلهكم إله وحد فمن كان يرجوا لقاء ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 68 - 1

1 - موضع گيرى ناباورانه مشركان در قبال وعده برپايى قيامت

لقد وعدنا هذا . .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 13

13 - وعده الهى به برپايى قيامت ، وعده اى حق و تخلف ناپذير است .

و اخشوا يومًا . .. إنّ وعد اللّه حقّ

بنابراين كه متعلق «وعد»، واژه «يوماً» باشد، نكته ياد شده فهميده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 1

1 - برپا شدن قيامت پس از مرگ انسان و استمرار حيات بشر و جاودانگى او در عالم هستى

إنّهم ميّتون . ثمّ إنّكم يوم القيمة عند ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 58 - 5

5 - تحقق قيامت و علم به لحظه وقوع آن ، تنها در حيطه قدرت و علم الهى است .

ليس لها من دون اللّه كاشفة

برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «كاشفة»، پرده برداشتن از لحظه وقوع قيامت و تحقق ساختن و آشكار نمودن صحنه هاى آن است. برداشت بالا بر پايه اين احتمال مى باشد.

179- برگزيدگان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 11،12

11 - حضور گروهى از انسان هاى برتر در آخرت با عنوان صالحان و شايستگان

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

12 - بندگان خالص و برگزيده خدا در قيامت به گروه صالحان ملحق خواهند شد .

و لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

180- برگشتن سرها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 10 - 4

4 - برخى از مردم ، در مواقف قيامت روى برگشته ، با حوادث آن روز از پشت سر مواجه خواهند شد . *

أُوتى كتبه وراء ظهره

اين آيه را مى توان در راستاى آيه 47 سوره«نساء» دانست; در اين احتمال «ردّ صورت ها به پشت سر» - كه در آن آيه آمده است - مربوط به قيامت بوده و مراد برگرداندن حقيقى صورت ها است. و نامه عمل آنان، از پشت سر به آنها داده خواهد شد.

181- برهنگى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 12

12- « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : أيّها الناس إنّكم تحشرون إلى اللّه كما خلقتم حفاة عراة ، . . . ثمّ قرأ « كما بدأنا أوّل خلق نعيده وعداً علينا إنّا كنّا فاعلين » ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: اى مردم! شما همان گونه كه آفريده شده ايد پا برهنه و عريان به سوى خدا محشور خواهيد شد . .. سپس [اين آيه را ]قرائت فرمود: «كما بدأنا أوّل خلق نعيده ...»».

182- بشارت بهشت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 12 - 9

9 - قيامت ، روز دريافت بشارت بهشت براى مردان و زنان مؤمن

يوم ترى المؤمنين و المؤمنت . .. بشريكم اليوم جنّ-ت

183- بشارت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 98 - 20

20- نويد برپايى قيامت ، زمينه ساز تربيت هاى الهى است .

و كان وعد ربّى حقًّا

توجه به كلمه «ربّ» يادآور گفته بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 5

5- بشارت فرشتگان به مؤمنان راستين و بهشتيان در قيامت ، به فرا رسيدن روز موعود ( قيامت )

هذا يومكم الذى كنتم توعدون

184- بعث در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 9 - 1

1 - در قيامت ، مردگان از قبر ها برانگيخته و پراكنده خواهند شد .

بعثر ما فى القبور

«بَعْثَرَ» (معلوم «بُعْثرَ»); يعنى، بيرون كشيد; اجزا را زير و رو كرد; متفرق ساخت; آشكار كرد و برانگيخت (صحاح اللغة). صاحب «مفردات» بعيد نمى داند كه فعل «بُعْثِرَ»، مركّب از فعل هاى «بُعِثَ» و «اُثيرَ» باشد; زيرا معناى هر دو را دارد. مصداق بارز «ما فى القبور» - به قرينه ضمير جمع عاقل در جمله «إنّ ربّهم ...» (در آيات بعد) - انسان ها هستند.

185- بلندى روز قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 17 - 2

2 - قيامت و روز محشر ، روزى بسيار طولانى

يومًا يجعل الولدن شيبًا

پير شدن كودكان، ممكن است اشاره به طولانى بودن روز قيامت داشته باشد. البته طولانى بودن روز محشر نيز گوياى سختى آن روز است.

186- بندگان خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 11،12

11 - حضور گروهى از انسان هاى برتر در آخرت با عنوان صالحان و شايستگان

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

12 - بندگان خالص و برگزيده خدا در قيامت به گروه صالحان ملحق خواهند شد .

و لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

187- بنى اسرائيل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 13

13 - خداوند ، در قيامت نسبت به اختلافات بنى اسرائيل ، داورى خواهد كرد .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل . .. إن ربك يقضى بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 7،8

7- احضار دسته جمعى بنى اسرائيل در قيامت ، براى بازجويى از آنان درباره نعمت هاى خدادادى

اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الأخرة جئنا بكم لفيفًا

برداشت فوق بدان احتمال است كه احضار و حشر جمعى بنى اسرائيل در قيامت - به قرينه فراز پيش (اسكنوا الأرض) - از آن جهت باشد كه آنان پاسخگوى نعمت بزرگ خدادادى (اسكنوا الأرض) باشند.

8- احضار دسته جمعى بنى اسرائيل همراه با فرعونيان در قيامت براى مؤاخذه

جئنا بكم لفيفًا

بنابر اينكه مراد از «كم» بنى اسرائيل و نيز فرعونيان هلاك شده باشند، اين برداشت به دست مى آيد.

188- بهشت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 13 - 1

1 - بهشت در قيامت ، به جايگاهى نزديك مردم آورده خواهد شد .

و إذا الجنّة أُزلفت

«ازلاف» (مصدر «اُزلفت»); يعنى، نزديك آوردن.

189- بهشت قبل از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 13 - 3

3 - جايگاه بهشت پيش از برپايى قيامت ، در فاصله اى دور نسبت به جايگاه مردم است .

و إذا الجنّة أُزلفت

از آنجا كه ظاهر آيه شريفه نزديك آوردن بهشت است; نه نزديك ساختن مردم به آن، مى توان گفت: جايگاه بهشت در آغاز برپايى قيامت به عرصه محشر نزديك نيست.

190- بهشتيان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 47 - 3،5،7

3 - راهيان بهشت در صحنه قيامت منظره شوم و هول انگيز دوزخيان را مشاهده خواهند كرد .

و إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار قالوا ربنا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير «ابصرهم» و «قالوا» به «اصحب الجنة» در آيه قبل برگردانده شود.

5 - راهيان بهشت پس از مشاهده وضعيت نابهنجار دوزخيان و منظره هولناك دوزخ ، به دعا خواهند پرداخت

و إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار قالوا ربنا

7 - راهيان بهشت در عين اميدوارى براى ورود به بهشت ، نگران ملحق شدن به دوزخيان هستند .

ربنا لاتجعلنا مع القوم الظلمين

191- بى پناهى انسان ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 4 - 1

1 - مردم در قيامت ، مانند پروانه هاى ريز و پراكنده در هوا ، هراسان و بى سامان به هر طرف روى خواهند آورد .

يوم يكون الناس كالفراش المبثوث

«فَراشَة» (مفرد «فَراش»); يعنى، آنچه بال زده و در حرارت چراغ سقوط كرده و خود را مى سوزاند (تاج العروس) «فرّاء» آنها را ملخ هايى مى داند كه روى زمين گسترده و در هم مى لولند (مجمع البيان). تشبيه مردم در قيامت به آن حشرات، نشانگر سردرگمى، ترس و اضطرابى است كه انسان ها را به هر سو خواهد كشاند.

192- بى پناهى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 65 - 4

4 - قيامت ، روز بى پناهى و درماندگى كامل مرفهان كفرپيشه

لاتجئروا اليوم إنّكم منّا لاتنصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 47 - 8

8 - قيامت ، صحنه بى پناهى و بى ياورى انسان ها است .

ما لكم من ملجإ يومئذ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 8

8 - تنهايى و بى پناهى در قيامت ، هشدارى به مال اندوزان و قدرت مداران

و لايغنى عنهم ما كسبوا شي-ًا و لا ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء

193- بى پناهى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 67 - 2

2 - كافران و ناباوران به رستاخيز ، در زندگى فاقد تكيه گاه مطمئن بوده و در مواجهه با حوادث ، زود خود را مى بازند و دچار يأس و احساس حرمان مى شوند .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون . بل نحن محرومون

روى سخن در اين آيات، با كافران و كسانى است كه در برابر مسأله معاد، موضع گيرى ناباورانه دارند.

194- بى تأثيرى امكانات مادى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 80 - 4

4- امكانات مادى و مال و فرزند كافران ، آنان را از فقر و تنهايى در قيامت نجات نمى دهد .

و نرثه ما يقول و يأتينا فردًا

195- بى تأثيرى پسر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 36 - 4

4 - فرزندان ، حتى پسران ، در قيامت سودى به پدر و مادر نخواهند رساند .

و بنيه

«بنيه» گر چه تنها شامل پسران است; ولى ياد نكردن از دختران به دليل وضوح يكسانى آنها با پسران يا كمتر بودن انتظار يارى رسانى آنان است. فرار پدران از فرزندان، فرار مادر از آنان را نيز در مفهوم خود دارد. گفتنى است: در فرار پدر و مادر از فرزندان، سودمند نبودن هر يك براى ديگرى، نهفته است.

196- بى تأثيرى پشيمانى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 34 - 10

10- اعتراف و پشيمانى كافران در قيامت ، بى تأثير به حال ايشان

أليس هذا بالحقّ قالوا بلى و ربّنا قال فذوقوا

كافران با اين كه به حق اقرار مى كنند; باز هم به ايشان حكم مى شود كه: «فذوقوا العذاب». بنابراين اعتراف آنان سودى نمى بخشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 24 - 2

2 - در قيامت ، افسوس خوردن بر گذشته و اظهار پشيمانى از فراهم نكردن اندوخته هاى كارساز ، سودى نمى بخشد .

يليتنى قدّمت

197- بى تأثيرى تنبه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 24 - 10

10 - تذكر و بيدارى انسان در قيامت ، حاصلى جز پشيمانى و حسرت ندارد .

و أنّى له الذكرى . يقول يليتنى قدّمت لحياتى

198- بى تأثيرى خويشاوندى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 34 - 2

2 - رابطه خويشاوندى - هر چند قوى باشد - براى نجات از سختى هاى قيامت سودى ندارد .

يوم يفرّ المرء من أخيه

فرار از برادر، به معناى تنها گذاشتن او در شدايد قيامت است.

199- بى تأثيرى دفاع اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 35 - 2

2 - بى فايده بودن هر گونه سخن تكذيب گران ، در دفاع از خويش به روز رستاخيز

هذا يوم لاينطقون

مطابق نظر مفسران، سخن نگفتن تكذيب گران يا به دليل ترس شديد آنان و يا به خاطر بى فايده بودن سخن آنان، در دفاع از خويش است.

200- بى تأثيرى دفاع در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 9

9- دفاع انسان از كرده هاى خويش در قيامت ، هيچ تأثيرى در سرنوشت او ندارد .

يوم تأتى كلّ نفس تجدل عن نفسها و توفّى كلّ نفس ما عملت

خداوند، عمل انسان را ميزان تعيين كيفر و پاداش و مؤثر در سرنوشت او دانسته است (و توفّى كلّ نفس ما عملت) و اين قرينه است بر اين كه دفاع آدمى از خويشتن، با توجيه عملكرد خود، بى ثمر خواهد بود.

201- بى تأثيرى روابط خانوادگى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 35 - 2

2 - قيامت ، روز بى اثر بودن عواطف و روابط و جاذبه نداشتن پدر و مادر در چشم فرزندان

و أمّه و أبيه

202- بى تأثيرى عواطف در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 35 - 2

2 - قيامت ، روز بى اثر بودن عواطف و روابط و جاذبه نداشتن پدر و مادر در چشم فرزندان

و أمّه و أبيه

203- بى تأثيرى فرزند در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 36 - 4

4 - فرزندان ، حتى پسران ، در قيامت سودى به پدر و مادر نخواهند رساند .

و بنيه

«بنيه» گر چه تنها شامل پسران است; ولى ياد نكردن از دختران به دليل وضوح يكسانى آنها با پسران يا كمتر بودن انتظار يارى رسانى آنان است. فرار پدران از فرزندان، فرار مادر از آنان را نيز در مفهوم خود دارد. گفتنى است: در فرار پدر و مادر از فرزندان، سودمند نبودن هر يك براى ديگرى، نهفته است.

204- بى تقوايى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 44 - 8

8 - تكذيب گران روز جزا ، فاقد تقوا و روح احسان و نيكوكارى اند .

ويل يومئذ للمكذّبين . ..إنّ المتّقين ... إنّا كذلك نجزى المحسنين

از تقابل تكذيب گران با تقواپيشگان و محسنان در آيات مورد بحث، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

205- بى ثمرى تنبه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 11

11 - برطرف شدن غفلت ها در قيامت ، سودى به حال انسان ندارد .

و أنّى له الذكرى

به قرينه «يتذكّر الإنسان» - كه بر تذكّر يافتن انسان دلالت دارد - مراد از نفى تذكّر در «أنّى له الذكرى» نفى سودمند بودن آن است كه براى مبالغه در آن، اصل تذكرپذيرى منتفى دانسته شده است; زيرا تذكّرى كه سودمند نباشد، با نبود آن يكسان است.

206- بى ثمرى عبرت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 12

12 - در قيامت ، هيچ زمينه اى براى تأثير پند و موعظه وجود ندارد و شناخت حقيقت بى ثمر است .

و أنّى له الذكرى

«أنّى»; يعنى، «كيف» و «من أين» (چگونه و از كجا)، (العين). بنابراين استفهام انكارى در آيه شريفه متوجّه زمينه ها و عوامل است; يعنى، «چه عامل تأثيرگذارى وجود دارد كه تذكر را براى انسان مؤثّر سازد؟»

207- بى ثمرى قدرت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 4

4 - اصحاب اعراف با به رخ كشيدن بى ثمرى امكانات مادى و قدرت هاى دنيوى كافران ، آنان را ناكام خوانده و شماتت مى كنند .

قالوا ما أغنى عنكم جمعكم و ما كنتم تستكبرون

208- بى منطقى تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 5

5- انكار قيامت امرى شگفت و عارى از منطق و برهان

و إن تعجب فعجب قولهم

با توجه به اينكه متعلقى براى فعل «تعجب»ذكر نشده معناى «إن تعجب» اين است: اگر اهل تعجب هستى و چنين حالتى بر

تو عارض مى شود . ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 20

20 - انكار قيامت ، فاقد دليل و متكى بر گمان و پندار

و ما أظنّ الساعة قائمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 6 - 2

2 - كافران ، هيچ دليل قاطعى بر نفى قيامت ندارند ، بلكه تنها به گمانه زنى درباره آن مى پردازند .

إنّهم يرونه بعيدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 7 - 2

2 - تكذيب دين و روز جزا ، فاقد هرگونه برهان است .

فما يكذّبك بعد بالدين

«ما» ممكن است براى استفهام از عوامل تكذيب باشد. در اين صورت «ما يكذّبك؟»; يعنى، چه چيز تو را كاذب يا تكذيب گر مى سازد؟ مخاطب در اين فرض، هر انسانى است كه مصداق آيه قبل نباشد; يعنى، اى انسان بى ايمان! چه عاملى سبب شده است، درباره دين (اسلام يا كيفرهاى اخروى); كاذب شده، سخن نادرست گويى؟ يا چه عاملى تو را تكذيب كننده دين ساخته است؟

209- بى منطقى شك به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 59 - 3

3 - با وجود شواهد و دلايل اثباتگر برپايى قيامت ، شك و ترديد در آن ، امرى ناروا و نابه جا است .

إنّ الساعة لأتية لا ريب فيها

210- بى منطقى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 85 - 10

10- كافران و منكران برپايى قيامت ، فاقد توجيه و تفسير صحيح و حق مدارانه براى آفرينش جهانند و يا مردمى پوچ گرا مى باشند .

و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و إن الساعة لأتية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 3 - 3

3 - منكران قيامت ، فاقد دليل و برهان يقينى و اطمينان آور بر انكار آن

أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه

مطلب ياد شده با توجه به آمدن فعل «يحسب» (گمان مى كند)، استفاده مى شود.

211- بى نظيرى عذاب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 25 - 2

2 - ترك يتيم نوازى ، بى توجّهى به تغذيه فقيران ، تصاحب ارث ديگران و دلبستگى شديد به ثروت ، مايه گرفتارى به عذابى بى نظير در قيامت

فيومئذ لايعذّب عذابه أحد

ضمير «عذابه»، ممكن است به انسان برگردد كه در آيات پيشين ويژگى هاى او بيان شده بود. در اين صورت عذاب - كه اسم مصدر و به معناى تعذيب است - به مفعول خود اضافه شده است و مفاد آيه شريفه اين است كه عذاب كردن آن فرد، به گونه اى انجام مى گيرد كه كسى - جز خداوند - آن گونه عذاب نمى كند.

212- بى نظيرى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 1 - 3

3 - قيامت ، رخدادى بس عظيم و بى مانند

إذا وقعت الواقعة

نام گذارى قيامت به «الواقعة» - با توجه به اين كه اين كار نوعى اختصاص دادن لفظ به يك مسمّى است - بيانگر اين حقيقت است كه هر واقعه ديگرى در برابر آن، چيزى به حساب نمى آيد و تنها قيامت است كه بايد آن را واقعه ناميد. اين بيان، حكايت از عظمتى دارد كه واقعه هاى ديگر در مقابل آن، ناچيز است و در واقع، قيامت حادثه اى است كه مانند ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 15 - 2

2 - قيامت ، رخدادى بس عظيم و بى مانند

فيومئذ وقعت الواقعة

نام گذارى قيامت به «واقعة»، بيانگر اين حقيقت است كه هر واقعه ديگرى در جهان، در مقايسه با رخداد قيامت، بسيار ناچيز است و تنها قيامت، شايسته آن است كه حقيقتاً آن را «واقعه» ناميد.

213- بى ياورى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 33 - 2

2 - در قيامت هيچ عامل نجات دهنده اى براى كافران ، در برابر عذاب و قهر خداوند وجود ندارد .

يوم تولّون مدبرين ما لكم من اللّه من عاصم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 41 - 3،4،5

3- محروميت انسان در قيامت ، از حمايت و شفاعت ديگران

يوم لايغنى . .. و هم لاينصرون

4- تنهايى انسان در قيامت و جدايى او از ياران خويش ، نمودى از « يوم الفصل » بودن قيامت *

إنّ يوم الفصل . .. يوم لايغنى مولًى عن مولًى شي-ًا

5- انسان ها ، در اوج ازدحام و تجمع در قيامت ، تنها و بى ياور خواهند بود . *

ميقتهم أجمعين . .. يوم لايغنى مولًى عن مولًى شي-ًا

از ارتباط «لايغنى. ..» - كه تنهايى را مى رساند - با «ميقاتهم أجمعين» - كه تجمع را مى فهماند - مطلب ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 42 - 1

1- جز برخورداران از رحمت الهى ، همه انسان ها ، در قيامت بى پناه و بى ياوراند .

و لا هم ينصرون . إلاّ من رحم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 10 - 1،3

1 - در روز رستاخيز ، هيچ دوست صميمى و خويشاوندى ، از حال ديگرى جويا نمى شود .

و لايسئل حميم حميمًا

«حميم»به فردى مى گويند كه به انسان نزديك و دلسوز باشد. از مصاديق بارز آن، خويشاوندان و دوستان صميمى و دلسوز است.

3 - كارساز نبودن استمداد از ديگران ، حتى از خويشان و صميمى ترين دوستان ، براى رهايى از مشكلات و حوادث تلخ روز محشر

و لايسئل حميم حميمًا

درخواست و سؤال نكردن از يكديگر در قيامت، ممكن است به سبب بى فايده بودن آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 36 - 3

3 - قيامت ، روز محروميت از يارى همسران حتى علاقه مندترين آنان به انسان

و صحبته

فرار از همسرى كه مصاحبت و همراهى او در دنيا به ثبوت رسيده بود - تا چه رسد به همسر ناسازگار - نشانه سودمند نبودن آنان در قيامت است.

214- بى ياورى كافران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 20 - 1

1 - كافران در آخرت ، گرفتار آتشى مسلّط و فراگيرند ، كه تمام راه هاى گريز از آن بسته خواهد بود .

عليهم نار مؤصدة

«وَصيدَة»; يعنى، غرفه اى كه در كوهستان براى حفاظت از اموال ساخته شود و جمله «اوصدت الباب»; يعنى، درب را بسته و محكم كردم (مفردات راغب). بنابراين «مؤصدة»، به معناى بسته شده و محكم است مانند محفظه اى كه در دل كوه پديد آورند. حرف «على» در «عليهم»، بر سلطه كامل آتش و فراگير بودن آن دلالت دارد.

215- بيان كنندگان حق در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 17

17- خداوند در قيامت ، عالمان متعهد و بيان كنندگان حقايق و معارف كتاب هاى آسمانى را مورد لطف خويش قرار خواهد داد و با آنان سخن خواهد گفت .

إن الذين يكتمون . .. لايكلمهم اللّه

برداشت فوق از مفهوم جمله «إن الذين . .. لايكلمهم اللّه» استفاده شده است.

216- بيم داران از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 6

6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، وفاكنندگان به نذر خويش و بيم داران از قيامت بودند .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 6

6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، مظهر بيم دارى از قيامت و ايمان به روز جزا

إنّا نخاف من ربّنا يومًا عبوسًا قمطريرًا

217- بينش مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 45 - 8

8 - گروهى از انسان ها به خاطر نپذيرفتن قيامت ، دين خدا را دينى منحرف مى پندارند و از آن رويگردان مى شوند .

الذين يصدون عن سبيل اللّه و يبغونها عوجاً و هم بالأخرة كفرون

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «و هم بالأخرة كفرون» جمله حاليه و در مقام تعليل باشد كه در اصطلاح به آن حال معللّه گفته مى شود. بر اين مبنا آيه اشاره به اين معنا دارد كه: برخى انسانها به علت نپذيرفتن قيامت، مى پندارند دينى كه در آن زنده شدن مردگان مطرح باشد دينى بى اساس و داراى اعوجاج است و در نتيجه از آن رويگردان شده و ديگران را از آن بازمى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 3

3- منكران قيامت ، زنده شدن مردگان خاك گشته را امرى بس بعيد مى شمرند .

أءذا كنّا تربًا أءنا لفى خلق جديد

استفهام در جمله «أءذا . ..» استفهام انكارى است و تكرار آن دلالت بر شدت انكار و استبعاد دارد.

218- پاداش ترس از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 76 - 2

2 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، ترس از قيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دعا ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، موجب ورود به بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت نيكوى آن

الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين لايشهدون الزور ... أُولئك يجزون الغرفة

219- پاداش در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 4 - 5

5 - روز قيامت ، روز كيفر و پاداش است .

ملك يوم الدين

«دين» در اينجا به معناى جزا (كيفر و پاداش) و يا حساب است، و هر دو بازگشت به يك معنا دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 25 - 9،12

9 - دنيا ، محل اندوختن و كسب سرمايه ; و آخرت روز دريافت اندوخته هاست .

و وفّيت كل نفس ما كسبت

12 - پندار غلط برخى از اهل كتاب ، نسبت به محو اعمال ناشايست آنان در قيامت

لن تمسّنا النار . .. و وفّيت كل نفس ما كسبت

به نظر مى رسد جمله «وفّيت كل . .. »، اشاره به علّت پندارى است كه اهل كتاب داشتند: لن تمسّنا النار.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 35 - 5

5- قيامت ، روز كيفر و جزا و « يوم الدين » از نام هاى آن است .

يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 7

7 - جزا ديدن يكايك آدميان ، فلسفه برپايى قيامت

ءاتية . .. لتجزى كلّ نفس

«لتجزى»يا تعليل است براى «آتية» و جمله «أكاد أخفيها» معترضه است و يا تعليل است براى هر دو موضوع مطرح شده در آيه كه آمدن قيامت و وجود زمينه براى مخفى ماندن اخبار آن از سوى خداوند است و يا تنها بيانگر علت «أخفيها» است، برداشت مذكور، مبتنى بر دو احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 4

4 - قيامت ، روز ظهور اعمال دنيوى انسان است .

من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيمة وزرًا

«وزر»،به معناى بارسنگين است و به گناه از آن جهت كه بار سنگينى بر دوش گنه كار است، «وزر» اطلاق مى گردد (مفردات راغب). «حمل وزر» حاكى از آن است كه در قيامت، گناه به صورت بارى بر دوش گناهكار ظهور خواهد يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 56 - 8

8 - جهان آخرت ، جهان كيفر و پاداش

الملك يومئذ للّه يحكم بينهم . .. فى جنّ-ت النعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 69 - 4

4 - جهان آخرت ، جهان كيفر و پاداش

اللّه يحكم بينكم يوم القيمة

جمله «اللّه يحكم بينكم يوم القيامة»، متضمن نويد پاداش به مؤمنان و وعده مجازات و كيفر به مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 82 - 2

2 - قيامت ، روز محاسبه كردار آدميان و مجازات و پاداش در تعليمات ابراهيم

و الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 90 - 12

12 - قيامت ، صحنه پاداش و كيفر

من جاء بالحسنة فله خير منها. .. و من جاء بالسيّئة فكبّت وجوههم فى النّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 45 - 1،2

1 - خداوند پاداش دهنده مؤمنانِ داراى عمل صالح در قيامت

ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

2 - اعمالِ صالحِ مؤمنان فراهم آورنده زمينه ، براى دريافت پاداش از خداوند ، در قيامت است .

فلأنفسهم يمهدون . ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

«لام» در «ليجزى» تعليل براى «يمهدون» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 8

8 - قيامت ، عرصه مجازات و كيفر و پاداش

و لو يؤاخذ اللّه الناس . .. و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 20 - 3

3 - قيامت ، روز مجازات و كيفر و پاداش

هذا يوم الدين

«دين» در آيه شريفه، به معناى «جزا» و «حساب» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 53 - 4

4 - جزا و كيفر و پاداش ، فلسفه برپا شدن قيامت و رستاخيز انسان ها است .

أءنّا لمدينون

آمدن عبارت «مدينون» (جزا داده شدگان) به جاى «مبعثون» (مبعوث شدگان) و «محيون» (زنده شدگان)، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه اساس رستاخيز انسان ها، مسأله جزا است; نه صرف زنده شدن دوباره انسان ها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 15 - 13

13 - قيامت ، روز روبه رو شدن بندگان با كيفر و پاداش الهى

يوم التلاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 17 - 1،5

1 - نظام پاداش و كيفر الهى در قيامت ، فراگير همه انسان ها و شامل تمامى حركات انسان ها است .

اليوم تجزى كلّ نفس بما كسبت

«ما» در «بما كسبت» موصول بوده و افاده كننده معناى جنس است. بنابراين «ما كسبت»; يعنى، هر آنچه كه بشر انجام داده و هر حركتى كه از خود نشان دهد.

5 - در نظام كيفر و پاداش الهى در قيامت ، به كسى كمترين ستمى نخواهد شد .

لا ظلم اليوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 56 - 2

2 - « قيامت » روز كيفر و پاداش

يوم الدين

«دين» به معناى جزا است و «جزا» معادل سزا مى باشد كه هم شامل كيفر مى شود و هم پاداش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 6 - 1

1 - قيامت ، روز برانگيخته شدن انسان ها براى محاكمه و كيفر و پاداش

يوم يبعثهم اللّه جميعًا فينبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 12 - 3

3 - پاداش و كيفر اعمال در قيامت ، براساس نامه عمل و كردار انسان در دنيا است .

يعلمون ما تفعلون

220- پاسخ شبهات قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 30 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به پرسش مشركان درباره زمان وقوع قيامت

و يقولون متى هذا الوعد . .. قل لكم ميعاد يوم لاتستأخرون عنه ساعة

221- پاسخ شبهات مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 3 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به كافران درباره وقوع حتمى قيامت

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة قل بلى

222- پاكان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 37 - 1،3

1 - خداوند در پرتو گسيل كافران به سوى دوزخ ، ناپاكان را از پاكان جدا خواهد كرد .

إلى جهنم يحشرون. ليميز اللّه الخبيث من الطيب

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ليميز اللّه» متعلق به «يحشرون» باشد.

3 - قيامت ، زمينه اى مناسب براى متمايز شدن ناپاكان از پاكان

إلى جهنم يحشرون. ليميز اللّه الخبيث من الطيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 38 - 2

2 - انسان هاى پاك ، تذكّرپذير ، هدايت جو و خداترس ، در قيامت چهره اى نورانى خواهند داشت .

لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... وجوه يومئذ مسفرة

223- پاكى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 4 - 1،6

1 - خداوند ، مالك و فرمانرواى روز قيامت است .

ملك يوم الدين

«مِلْك» در «مالك يوم الدين» ملك حقيقى است ; يعنى، وابستگى وجودى كه لازمه آن تسلط كامل و همه جانبه مالك بر مملوك است. قابل ذكر است كه «يوم الدين» هم مى تواند مفعول براى «مالك» باشد و هم مى تواند ظرف براى آن گرفته شود و در صورت دوم مفعول، كلمه اى همانند «الامور» خواهد بود; يعنى: مالك الامور فى يوم الدين. به هر تقدير برداشت فوق از آن استفاده مى شود.

6 - مالكيت خدا بر روز جزا و فرمانروايى او در آن روز ، دليل اختصاص ستايش ها به اوست .

الحمد للّه . .. ملك يوم الدين

«مالك يوم الدين» نيز مانند اوصاف گذشته به منزله دليل براى «الحمد للّه» است.

224- پراكندگى انسان ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 9 - 1

1 - در قيامت ، مردگان از قبر ها برانگيخته و پراكنده خواهند شد .

بعثر ما فى القبور

«بَعْثَرَ» (معلوم «بُعْثرَ»); يعنى، بيرون كشيد; اجزا را زير و رو كرد; متفرق ساخت; آشكار كرد و برانگيخت (صحاح اللغة). صاحب «مفردات» بعيد نمى داند كه فعل «بُعْثِرَ»، مركّب از فعل هاى «بُعِثَ» و «اُثيرَ» باشد; زيرا معناى هر دو را دارد. مصداق بارز «ما فى القبور» - به قرينه ضمير جمع عاقل در جمله «إنّ ربّهم ...» (در آيات بعد) - انسان ها هستند.

225- پراكندگى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 13

13 - قيامت ، روز جدايى و پراكندگى كامل انسان ها است .

يومئذ يصّدّعون

«يصّدّعون» از ريشه «صدع» به معناى «جدا شدن و پارگى در اجسام سخت» است. احتمال دارد كه مراد از «يصّدّعون» جدايى صف سعادت مندان و شقاوت مندان باشد و احتمال دارد پراكندگى و جدا شدن انسان ها از هم باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 32 - 5

5 - قيامت ، روز پراكندگى و جدايى ميان خلايق

يوم التناد

226- پرسش از برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 187 - 1،12

1 - پرسش از زمان فرارسيدن قيامت ، سؤال مكرر مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يسئلونك عن الساعة أيان مرسيها

«مرسى» مصدر ميمى و يا اسم زمان از «ارساء» (مستقر كردن) است. «أيان» كلمه اى است براى پرسش از زمان و به معناى چه وقت. به كارگيرى فعل مضارع (يسئلون) حكايت از تكرار سؤال دارد.

12 - مردم عصر بعثت به گمان آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از زمان تحقق قيامت ، با سؤال هاى مكرر خواهان افشاى آن بودند .

يسئلونك كأنك حفى عنها

227- پرسش از زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 3 - 2

2 - عوامل زلزله شديد زمين در آستانه قيامت ، ناشناخته براى انسان ها و زمينه پرسش تحيّرآميز آنان از اهداف و علل آن

و قال الإنسن ما لها

«ما» براى استفهام از انگيزه و اهداف است.

228- پرسش از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 65 - 7

7 - پرسش كافران از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درباره لحظه برپايى قيامت

قل لايعلم . .. الغيب إلاّ اللّه و ما يشعرون أيّان يبعثون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه عبارت «قل. ..» در جواب پرسش كسانى باشد كه نسبت به وقوع قيامت شك داشته اند; زيرا ضماير در آيه بعد به اين دسته از كافران بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 3

3 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز منكران معاد ، از زمان برپايى رستاخيز و مجازات كافران

لقد وعدنا هذا. .. و يقولون متى هذا الوعد

مراد از «الوعد» به قرينه آيات پيشين، مى تواند وعده رستاخيز باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 63 - 1،5،9

1 - سؤال هاى پى در پى مردم ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره وقت وقوع قيامت

يسئلك الناس عن الساعة . .. لعلّ الساعة تكون قريبًا

«قريباً» قرينه است بر اين كه پرسش مردم از قيامت، درباره زمان وقوع آن بوده است.

5 - منافقان و بيماردلان مدينه ، با طرح پرسش هايى از امور غيبى ، مانند « زمان وقوع قيامت » ، در صدد استهزاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند .

لئن لم ينته المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. يسئلك الناس عن الساعة

بنابراين كه «ال» در «الناس» عهد ذكرى باشد و به منافقان و بيماردلان در آيه شصت برگردد، نكته بالا، قابل استفاده است.

9 - پاسخ خداوند به پرسش مردم درباره زمان قيامت ، اين است كه جز خدا ، كسى خبر ندارد .

يسئلك الناس عن الساعة قل إنّما علمها عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 29 - 1

1 - پرسش مداوم مشركان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان درباره زمان وقوع قيامت

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

مضارع آورده شدن «يقولون» دلالت بر استمرار دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 48 - 1

1 - كافران صدراسلام ، از مسلمانان درباره برپايى قيامت سؤال مى كردند .

قال الذين كفروا . .. و يقولون متى هذا الوعد

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «وعد»، برپايى قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 2

2 - قيامت و زمان برپايى آن ، مورد پرسش مشركان عصر بعثت

إليه يردّ علم الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 12 - 1

1 - سؤال تمسخرآميز كافران درباره زمان برپايى روز جزا

يسئلون أيّان يوم الدّين

از آيات قبل و بعد، تمسخرآميز بودن سؤال كافران استفاده مى شود; زيرا آنان اصولاً در مقام فهم حق نبودند و با اين پرسش، مى خواستند راهى ديگر براى انكار معاد و وسيله اى براى تمسخر آن پيدا كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 1،7

1 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز كافران ، از زمان برپايى قيامت

و يقولون متى هذا الوعد

استفهام در «متى هذا الوعد» حقيقى نيست; بلكه از باب تهكّم و استهزا است.

7 - پرسش بهانه جويانه كافران ، درباره زمان برپايى قيامت ، ناشى از خوى لجاجت ، استكبارى و حق گريزى آنان بوده است .

بل لجّوا فى عتوّ و نفور . .. و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 6 - 1

1 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز كافران ، از زمان برپايى قيامت

يسئل أيّان يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 42 - 1،3

1 - پرسش از زمان فرا رسيدن قيامت ، سؤال مكرر مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يسئلونك عن الساعة أيّان مرسيها

كلمه «مرسى»، به صورت هاى مصدر ميمى، اسم زمان، اسم مكان و اسم مفعول كاربرد دارد(مفردات راغب). اين كلمه در آيه شريفه - به قرينه «أيّان» كه سؤال از زمان است - مصدر ميمى مى باشد. در اين صورت «مرسى» به معناى وقوع و استقرار خواهد بود. مكرر بودن سؤال، از فعل مضارع «يسئلونك» استفاده شده است.

3 - طغيان گران دنياطلب ، با پرسش مكرر از زمان قيامت به استهزاى آن مى پرداختند .

يسئلونك عن الساعة أيّان مرسيها

فاعل «يسئلونك»، در برداشت ياد شده «من طغى. ..» دانسته شده است. اين برداشت، ناظر به احتمالى است كه به قرينه «إنّما أنت منذر من يخشاها» در آيات بعد استفاده مى شود; زيرا كسى كه از انذار قيامت هراسى ندارد، پرسش او از زمان وقوع آن استهزايى خواهد بود.

229- پرسش از نعمت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 7 - 9

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 9

9 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . يابن مسعود ! دع نعيم الدنيا و أكلها و حلاوت ها و حارّها و باردها و لينها و طيّبها و ألزم نفسك الصبر عنها فإنّك مسؤول عن ذلك كلّه قال اللّه تعالى : « ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) [به عبداللّه بن مسعود] فرمود: اى پسر مسعود! رها كن نعمت هاى دنيا و خوردنى هاى آن و شيرينى، گرم و سرد، نرم و گواراى آن را و نفس خود را وادار كن كه در برابر آنها، صبر پيشه كند زيرا تو از تمامى آنها، سؤال خواهى شد. خداى تعالى فرموده: «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم».

230- پرسش در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 109 - 2،4

2 - پرسش از برخورد امت ها با دعوت انبيا هدف از گردآورى پيامبران در عرصه قيامت

يوم يجمع اللّه الرسل فيقول ماذا اجبتم

4 - قيامت ، عرصه پرسش از عملكرد آدميان

يوم يجمع اللّه الرسل فيقول ماذا اجبتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 1،2

1 - خداوند در قيامت و در حضور پيامبران از مسيح ( ع ) خواهد پرسيد كه آيا وى مردمان را به پرستش خويش و مادرش مريم فراخوانده است ؟

و اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم ءانت قلت للناس اتخذونى و امى الهين

با توجه به آيات بعد همانند «قال اللّه هذا يوم . ..» آيه 119 و توجه به اين حقيقت كه در زمان حضور مسيح(ع) در ميان امت خويش كسى معتقد به الوهيت وى و مريم(ع) نبوده است، معلوم مى شود اين پرسش و پاسخ در قيامت اتفاق خواهد افتاد. گفتنى است كه تعبير از آينده با فعل ماضى (قال) براى رساندن تحقق قطعى آن صحنه است.

2 - خدا در قيامت پيامبران خويش را از چگونگى شكل گيرى گرايش هاى باطل امت ها مورد پرسش قرار مى دهد .

و اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم ءانت قلت للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 6 - 2

2 - پذيرش و عدم پذيرش رسالتهاى انبيا و نيز عمل به احكام دين، محور بازجويى خداوند از امتهاست.

فلنسئلن الذين أرسل إليهم

توصيف مردم با عنوان «أرسل إليهم» دلالت بر اين دارد كه بازجويى از امتها درباره چگونگى برخورد با رسالتهاى الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 19

19 - انسان ، در برابر تمامى رفتار و حركات خويش مسؤول بوده و در قيامت بايد پاسخگو باشد .

فينبئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 36 - 9

9- چشم ، گوش و قلب در قيامت ، مورد بازخواست و سؤال قرار خواهند گرفت .

إن السمع و البصر و الفؤاد كلّ أُولئك كان عنه مسئولاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه: اولاً، سؤال از موارد ياد شده حقيقى باشد و ثانياً، طبق همين مبنا - چون در دنيا از آنها سؤالى نخواهد شد - مراد از آن، بازخواست و سؤال در قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 4

4 - آدمى در قيامت ، مجاز به پرسش از پروردگار است .

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

ظاهر «قال» چنين افاده مى كند كه اين سؤال به لفظ در آمده و از سوى نابينايان در قيامت مطرح خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 40 - 3

3 - خداوند در روز قيامت ، از ملائكه خواهد پرسيد كه آيا از عبادت مشركان براى آنان ، رضايت داشته اند ؟

و يوم يحشرهم جميعًا ثمّ يقول للملئكة أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون

جوابى كه در آيه بعد از قول ملائكه نقل شده، حكايت از اين دارد كه سؤال از اصل عبادت نبوده است; زيرا عبادت مشركان در

اختيار ملائكه نبوده تا آنان دستور به انجام آن داده باشند; بلكه سؤال از رضايت ملائكه از اين كار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 24 - 2،3

2 - انسان ها ، در قبال عقايد و رفتار خود ، مسؤول بوده و در روز قيامت بازخواست خواهند شد .

وقفوهم إنّهم مسئولون

3 - وجود « موقف » و جايگاه سؤال و بازخواست از انسان ها ، در عرصه قيامت

وقفوهم إنّهم مسئولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 16 - 4

4 - پرسش از خلايق در روز قيامت ، درباره فرمان رواى حقيقى جهان در آن روز

لمن الملك اليوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 73 - 5

5 - انسان ها ، در برابر عقايد دينى خويش و انتخاب آن ، مسؤول بوده و در قيامت بايد پاسخگو باشند .

ثمّ قيل لهم أين ما كنتم تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 44 - 8

8 - پايبندى و استقامت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان در مسير وحى ، از مسائل مهم مورد سؤال در قيامت

فاستمسك بالذى أُوحى إليك . .. و سوف تسئلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 39 - 1

1 - گناهكاران جن و انس در صحنه قيامت ، داراى وضعيتى معلوم و بى نياز از محاكمه و سؤال

فيومئذ لايسئل عن ذنبه إنس و لاجانّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 8 - 4

4 - قيامت ، روز حسابرسى اعمال انسان ها و پرسش از رفتار آنان با يكديگر

و إذا الموءودة سئلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 10

10 - « قال الرضا ( ع ) و لقد حدثنى أبى عن أبيه أبى عبداللّه الصادق ( ع ) . . . قال : إنّ اللّه عزّوجلّ لايسئل عباده عمّا تفضّل عليهم و لايمنّ بذلك عليهم و الإمتنان بالإنعام مستقبح من المخلوقين فكيف يضاف إلى الخالق عزّوجلّ ما لايرضى المخلوق به و لكنّ النعيم حبّنا أهل البيت و موالاتنا يسئل اللّه عباده عنه بعد التوحيد و النبّوة لأنّ العبد إذا وفى بذلك ادّاه إلى نعيم الجنّة الذى لايزول ;

امام رضا(ع) فرمود: پدرم از پدر خويش از امام صادق(ع) براى من روايت كرده است كه فرمود: خداى عزّوجلّ درباره آنچه به بندگانش تفضل كرده است، از آنها بازخواست نمى كند و با اين كار بر آنان منّت نمى گذارد. منّت نهادن به جهت نعمت بخشيدن، از جانب مخلوق ها كار زشتى است; پس چگونه به خالق عزّوجلّ چيزى نسبت داده مى شود كه مخلوق از نسبت دادن آن ناخشنود است؟! ولى نعيم [در آيه «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم»] محبت ما اهل بيت و [پذيرش ]ولايت ما است كه خداوند همه بندگان را بعد از توحيد و نبّوت، از آن بازخواست خواهد كرد; زيرا بنده اگر به آن نعمت وفادار باشد، او را به نعمت هاى بهشت كه هرگز زايل نمى شود خواهد رساند».

231- پرسش و پاسخ در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 4

4 - پرسش مجرمان از خداوند و دريافت پاسخ از او ، از رخداد هاى صحنه قيامت

ربّ لم حشرتنى . .. قال كذلك أتتك ءايتنا

از ظاهر «قال كذلك» چنين برمى آيد كه پاسخ سؤال «لم حشرتنى» با لفظ بيان مى گردد - نه اين كه صرفاً حالتى در نفس باشد - گرچه اين پاسخ ممكن است به صورت مستقيم نباشد، بلكه با وساطت ملائكه يا غير آن، صورت گيرد.

232- پشيمانى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 4

4 - تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن در قيامت بر كفرورزيهاى خويش در دنيا تأسف مى خورند.

يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 12

12 - منكران قرآن ، در قيامت ، با پى بردن به زيانكارى خويش و واهى بودن افكار و عقايد خود ، از اعمال و رفتار گذشته خويش پشيمان خواهند شد .

نرد فنعمل غير الذى كنا نعمل قد خسروا أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جمله «قد خسروا . .. » و «ضل عنهم ... » به منزله تعليلى است براى «نرد فنعمل ... » يعنى آرزوى بازگشت به دنيا و تدارك گذشته ها بدان علت است كه كفرپيشگان خود را زيانكار مى بينند و باورهاى خويش را بر باد رفته مى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 14

14- پيروى از شيطان ، ملامت و پشيمانى اخروى در پى دارد .

دعوتكم فاستجبتم لى فلاتلومونى و لوموا أنفسكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 13 - 13

13 - توجه به حتميت كيفر اخروى و بى ثمرى ندامت در قيامت ، عامل پرهيز از كفر و گناه است .

و لو ترى إذ المجرمون . .. لأملأنّ جهنّم من الجِنّة و الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 24 - 10

10 - تذكر و بيدارى انسان در قيامت ، حاصلى جز پشيمانى و حسرت ندارد .

و أنّى له الذكرى . يقول يليتنى قدّمت لحياتى

233- پليدان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 37 - 1،3،6

1 - خداوند در پرتو گسيل كافران به سوى دوزخ ، ناپاكان را از پاكان جدا خواهد كرد .

إلى جهنم يحشرون. ليميز اللّه الخبيث من الطيب

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ليميز اللّه» متعلق به «يحشرون» باشد.

3 - قيامت ، زمينه اى مناسب براى متمايز شدن ناپاكان از پاكان

إلى جهنم يحشرون. ليميز اللّه الخبيث من الطيب

6 - خداوند در پى جداسازى ناپاكان از پاكان ، آنان را در قيامت انباشته مى كند و يكجا در جهنم فرومى افكند .

و يجعل الخبيث بعضه على بعض فيركمه جميعا فيجعله فى جهنم

ركم (مصدر يركم) به معناى جمع كردن چيزى و انباشته ساختن آن است.

234- پيادگى گناهكاران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 7

7- حضور تقواپيشگان در صحنه قيامت به صورت سواره ، و رانده شدن گنه پيشگان به سوى جهنم با پاى پياده خواهد بود .

نحشر المتّقين . .. و فدًا . و نسوق المجرمين ... وردًا

برخى از لغت دانان «وفد» را سوارانى ارجمند و «ورد» را پيادگانى تشنه كام معنا كرده اند (لسان العرب).

235- پيدايش مجدد آفرينش در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 7

7- چگونگى پيدايش مجدد جهان ، در آستانه برپايى قيامت ، مانند آفرينش نخستين آن است .

كما بدأنا أوّل خلق نعيده

236- پيروان اديان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 38 - 7

7 - سراى آخرت براى پيروان اديان الهى ، سرايى به دور از عوامل ترس آور و نگران كننده و ايمن از حادثه هاى حزن آور و اندوهبار

فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون

به دليل آيه بعد - كه جزاى اخروى كفرپيشگان را بيان مى دارد - مى توان گفت: آيه مورد بحث نيز بيانگر پاداش اخروى هدايت يافتگان است. بنابراين «لاخوف ...» مربوط به سراى آخرت خواهد بود.

237- پيروان انبيا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 4

4 - تمامى خواسته هاى پيامبران و پيروان آنان در قيامت ، از پيش آماده شده و به آنان داده خواهد شد .

و الذى جاء بالصدق و صدّق به . .. لهم ما يشاءون عند ربّهم

238- پيروان شياطين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 14،15

14 - پيروان شيطانها در قيامت به كفرورزى خويش در دنيا اعتراف مى كنند.

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

15 - گمراهان پيرو شيطانها در قيامت بر كفرورزى خويش در دنيا آگاهى مى يابند. *

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

«شاهد» عالمى است كه آنچه را دريافته بيان مى كند. (لسان العرب). لذا اگر «شهدوا» به معناى شهادت دادن باشد، لازمه آن آگاهى فرد است.

239- پيروان وحى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 15

15 - پيروان وحى ، بهره مند از نصرت و ولايت الهى در قيامت

و كذلك أوحينا . .. يدخل من يشاء فى رحمته... و الظلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

ستمگران (كسانى كه از پيام وحى سرپيچى كنند) از ولايت و نصرت الهى محروم خواهند بود و از آن جا كه مشمولان رحمت الهى (يدخل من يشاء فى رحمته) در برابر ستمگران قرارگرفته اند، مطلب بالا استفاده مى شود.

240- پيشگامان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 7 - 1

1 - مردم در آخرت سه دسته اند : اصحاب الميمنه ( نيك بختان ) اصحاب المشئمه ( نگون بختان ) و سابقون ( پيشتازان )

و كنتم أزوجًا ثلثة

بيان «أزواجاً ثلاثة» محذوف و تقدير آن چنين است: «و كنتم أزواجاً ثلاثة: اصحاب الميمنة و اصحاب المشئمة و السابقون». در آيات بعد به تفصيل وضعيت اين سه دسته تبيين شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 10 - 2

2 - كسانى كه در دنيا در انجام امور خير از ديگران سبقت مى گيرند ، در آخرت نيز پيش از ديگران مشمول رحمت ، پاداش و غفران الهى خواهند بود .

و السبقون السبقون

برخى از مفسران بر آنند كه مراد از سبقت در «السابقون» اول، سبقت در انجام امور خير در دنيا و مراد از سبقت در «السابقون» دوم، پيشى گرفتن از ديگران در آخرت در دريافت رحمت و پاداش الهى است.

241- تأثيرپذيرى مكذّبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 1

1 - منكران قيامت تحت تأثير تبليغات فريبنده شياطين جن و انس قرار مى گيرند.

و لتصغى إليه أفئدة الذين لايؤمنون بالأخرة

242- تأخير قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 104 - 2،3

2- برپايى قيامت از زمان تعيين شده آن ، به تأخير نخواهد افتاد .

و ما نؤخّره إلاّ لأجل معدود

در برداشت فوق ، حرف «لام» در «لأجل» به معناى «إلى» گرفته شده است.

3- براى تأخير قيامت ، دليل و علتى جز انتظار فرارسيدن زمان مخصوص آن وجود ندارد .

و ما نؤخّره إلاّ لأجل معدود

برداشت فوق ، بر اين مبناست كه لام در «لأجل» براى تعليل باشد.

243- تأمين خواسته ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 12

12 - قيامت ، تنها عرصه شايسته براى برآورده شدن تمامى خواسته هاى بشر

لهم ما يشاءون عند ربّهم

«عند ربّهم» به منزله قيد براى «لهم ما يشاءون» است. اين قيد مى رساند كه برآورده شدن خواسته هاى بشر در قيامت و در پيشگاه خداوند ميسر است نه در دنيا; چنان كه خداوند در جاى ديگر از قرآن مى فرمايد: «...و فيها ما تشتهيه الأنفس و تلذّ الأعين...; در آن جا (بهشت) هرچه دل ها خواهش و آرزو كند و چشم ها از ديدن آن لذت برد، وجود دارد. زخرف (43)، آيه (71).

244- تاركان حج در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 124 - 13

13 - « معاوية بن عمار عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : سألته عن رجل لم يحجّ قطّ و له مال قال : هو ممّن قال اللّه : « و نحشره يوم القيامة أعمى » قلت : سبحان اللّه أعمى ؟ قال : أعماه اللّه عن طريق الجنّة ;

معاوية بن عمار گويد: از امام صادق(ع) در باره كسى كه مالى داشته و به حج نرفته است سؤال كردم؟ فرمود: او در زمره كسانى است كه خداوند فرموده: «و نحشره يوم القيامة أعمى». گفتم سبحان اللّه نابينا؟ فرمود: خداوند او را از [ديدن ]راه بهشت نابينا كرده است».

245- تاركان نماز در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 10

10 - در قيامت براى متخلفان از دستورات الهى ( بر پايى نماز و پرداخت زكات ) و ارتكاب كنندگان محرمات ( دين فروشى ، حق پوشى و . . . ) راه نجاتى نيست .

لا تشتروا بأيتى . .. و أقيموا الصلوة ... واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس

246- تاريخ عقيده به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 68 - 3

3 - وعده رستاخيز ، داراى ديرينه در تاريخ بشر و تعاليم پيامبران

لقد وعدنا هذا نحن و ءاباؤنا من قبل

اقرار كافران به سابقه داشتن مسأله معاد، نشان مى دهد كه موضوع رستاخيز از ديرباز در ميان بشر مطرح بوده است. بديهى است كه طرح مسأله ياد شده جز از طريق پيامبران صورت نگرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 10

10 - عقيده به روز قيامت در تاريخ بشر ، سابقه اى ديرينه دارد .

و ما يكذّب به . .. قال أسطير الأوّلين

سخن منكران قيامت - كه معارف قرآن از جمله معاد را محصول انديشه پيشينيان مى دانستند - بيانگر آن است كه انديشه معاد، گذشته اى طولانى دارد و مردم عصر بعثت، به سابقه ديرينه اين اعتقاد آگاه بودند.

247- تاريكى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 13 - 1،2،5

1 - عرصه قيامت ، فرو رفته در ظلمت و تاريكى

يوم يقول المنفقون و المنفقت للذين ءامنوا انظرونا نقتبس من نوركم

آيه قبل در بيان اين معنا بود كه مؤمنان، در پيمودن مسير خود به بهشت از نور خودشان استفاده مى كنند. در اين آيه بيان مى دارد كه منافقان، براى پيمودن مسير خود در قيامت، فاقد نور بوده و دست به دامان مؤمنان مى زنند تا از نور آنان بهره گيرند. گفتنى است نياز به همراه داشتن نور، در صورتى صحيح است كه انسان در جاى تاريك قرار گرفته باشد.

2 - حركت در عرصه تاريك قيامت ، نيازمند داشتن نور و روشنايى از خود

يوم يقول المنفقون . .. انظرونا نقتبس من نوركم

5 - منافقان ، فاقد نور و روشنايى در ظلمت قيامت

يوم يقول المنفقون . .. انظرونا نقتبس من نوركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 28 - 10،11

10 - انسان ، براى گذار از ظلمات قيامت ، بايد از خود نورى داشته باشد كه راه را براى او روشن كند .

و يجعل لكم نورًا تمشون به

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «تمشون»، پيمودن راه در عرصه قيامت باشد.

11 - خداوند ، در قيامت به مؤمنان تقواپيشه نورى عطا خواهد كرد كه در پرتو آن از ظلمات قيامت گذر كنند .

و يجعل لكم نورًا تمشون به

248- تبليغ قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 2 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در سال هاى نخست رسالت ، معاد و حوادث جهان آخرت را به مردم مكه ابلاغ كرده بود .

عن النبأ العظيم

اطلاق «نبأ» بر معاد، گوياى اين حقيقت است كه حوادث آن، براى مردم گزارش شده بود و از نازل شدن اين سوره در مكه، دانسته مى شود كه خبر معاد، در نخستين سال هاى رسالت ابلاغ شده بود.

249- تبهكارترين مردم در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 3

3- كفرپيشگانى كه بر خدا دروغ مى بندند و مردم را از راه خدا باز مى دارند و قيامت را انكار مى كنند ، در سراى آخرت از ديگر كافران و گنهكاران ، تباه تر و زيانكارترند .

و من أظلم . .. الذين يصدون ... لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مقياس سنجش و تعيين زيانكار و زيانكارتر مراتب كفر باشد. براين مبنا آيه شريفه دلالت دارد براينكه: همه كافران در آخرت زيانكارند; ولى آنان كه بر خدا دروغ بستند و ... از ديگر كافران و گنهكاران، زيانكارتر مى باشند.

250- تبيين اختلافات در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 12

12- خداوند ، تحقيقاً حقايق مورد اختلاف انسان ها را در قيامت ، بيان خواهد كرد .

و ليبيّننّ لكم يوم القيمة ما كنتم فيه تختلفون

251- تبيين حوادث قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 14

14 - تشريح حوادث قيامت و آينده مجرمان ، زمينه ساز پيدايش تقوا و رفع غفلت از انسان

و كذلك أنزلنه . .. لعلّهم يتّقون أو يحدث لهم ذكرًا

حرف «كاف» در «كذلك» براى تشبيه است و آيات گذشته را نمونه اى از نزول آيات الهى براى ايجاد تقوا و تذكر، معرفى مى كند.

252- تجسم عمل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 110 - 10،11

10 - قيامت ، صحنه بروز و ظهور اعمال پسنديده اى است كه آدمى در دنيا انجام داده است .

و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عنداللّه

ضمير مفعولى در «تجدوه» (مى يابيد آن را) به كلمه «خير» بر مى گردد و مقتضايش آن است كه: آدمى با همان عمل نيكى كه انجام داده، روبه رو خواهد شد; يعنى، اعمال نيك آدمى در قيامت، به گونه اى بروز و ظهور دارند.

11 - تجسم اعمال آدمى در قيامت

و ما تقدموا . .. تجدوه عنداللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 8،11

8 - صحنه قيامت ، صحنه مشاهده اعمال دنيوى و ديدن نتايج آن است .

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت

فعل «يرى» مى تواند از رؤيت به معناى ديدن با چشم باشد. بر اين مبنا معناى جمله «كذلك ...» چنين مى شود: خداوند اعمال مشركان (و يا نتايج اعمالشان) را به آنان نشان خواهد داد.

11 - اعمال نارواى آدميان در قيامت ، به صورت حسرتى مجسم در پيش روى آنان قرار خواهد گرفت .

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه: «يرى» از رؤيت قلبى باشد. در اين صورت «حسرات» مفعول سوم براى «يرى» خواهد بود و معناى جمله چنين مى شود: خداوند اعمال مشركان را به صورت حسرتهايى، بر آنان جلوه گر خواهد ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 13

13- اَعمال انسان ها ، فانى نمى شود و در قيامت در برابر آنان حاضر و مجسم خواهد بود .

و وجدوا ما عملوا حاضرًا

ظاهر جمله «و وجدوا. ..» آن است كه تأسيس باشد، نه تأكيد; يعنى، مطلب جديدى را غير از آنچه كه در جملات قبل گفته شد، بيان مى كند و آن اين كه علاوه بر نوشته اَعمال خود آن نيز در برابر آدميان حاضر مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 4

4 - قيامت ، روز ظهور اعمال دنيوى انسان است .

من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيمة وزرًا

«وزر»،به معناى بارسنگين است و به گناه از آن جهت كه بار سنگينى بر دوش گنه كار است، «وزر» اطلاق مى گردد (مفردات راغب). «حمل وزر» حاكى از آن است كه در قيامت، گناه به صورت بارى بر دوش گناهكار ظهور خواهد يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 9

9 - قيامت ، روز تجسم اعمال و ظهور دست مايه ها و تلاش هاى انسان

يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه

253- تجسم گناه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 5

5 - بروز و ظهور گناهان در قيامت ، به صورت علامت و نشانه اى براى گناهكاران

و نادى اصحب الاعراف رجالا يعرفونهم بسيمهم

254- تجلى توحيد در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 48 - 11

11- قيامت ، روز تجلى يگانگى و قهّاريت خداوند

يوم تبدّل الأرض . .. و برزوا لله الوحد القهّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 3

3 - قيامت ، عرصه آشكار شدن بطلان شرك و تجلى كردن وحدت و يگانگى خداوند

و يوم يناديهم . .. قال الذين حقّ عليهم القول ربّنا

اعتراف پيشوايان شرك به ربوبيت خداوند بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 9

9 - برملا شدن حقانيت توحيد براى جوامع شرك پيشه در قيامت

فعلموا أنّ الحقّ للّه

255- تجلى خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 22 - 1

1 - تجلّى حضور خداوند ، در تمام صحنه هاى قيامت براى همه مردم

و جاء ربّك

خداوند، همواره و در همه جا، در دنيا و آخرت، حضور دارد. بنابراين معناى «جاء»، ظهور همين حقيقت براى حاضران در صحنه

قيامت است; چه آن كه آنان حضور خداوند را در همه امور، مشاهده خواهند كرد.

256- تجلى قاهريت خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 48 - 11

11- قيامت ، روز تجلى يگانگى و قهّاريت خداوند

يوم تبدّل الأرض . .. و برزوا لله الوحد القهّار

257- تجمع در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 5،8

5- سراى آخرت ، عرصه گرد آمدن همه انسانهاست .

ذلك يوم مجموع له الناس

«ذلك» اشاره به «الأخرة» است و به نظر مى رسد مذكرآوردن آن به لحاظ خبر (يوم) باشد.

8- « قال الصدوق روى : . . . و تقوم القيامة فى يوم الجمعة . . . قال الله عزوجل : « ذلك يوم مجموع له الناس و ذلك يوم مشهود » ;

صدوق گويد: روايت شده است كه . .. قيامت در روز جمعه برپا مى شود ... و خداى عزوجل فرمود: ذلك يوم مجموع ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 48 - 7

7- حضور همه انسان ها در پيشگاه خداوند در روز قيامت

و برزوا لله الوحد القهّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 47 - 4

4- همه انسان ها ، در قيامت ، به اراده الهى ، جمع شده و گرد آورى خواهند شد .

و حشرنهم

«حشر» جمع كردن مردم در روز قيامت است (لسان العرب). ماضى آوردن «حشرنا» براى دلالت بر قطعى بودن حشر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 99 - 5

5- خداوند ، همه انسان ها را در صحنه قيامت ، با دميده شدن در صور ، گرد خواهد آورد .

و نفخ فى الصور فجمعنهم جمعًا

«صور» محتمل است به يكى از دو معنا باشد: 1- به معناى «شاخ»; كه در اين صورت، مقصود، دميده شدن در بوق است; چرا كه در قديم، از شاخ حيوانات، بوق مى ساختند. 2- ممكن است «صور» جمع «صورة» باشد; در اين صورت، مقصود، دميده شدن در تمثال ها و پيكرهاى مردگان براى زنده ساختن آن ها است. بسيارى از اهل لغت، بر احتمال دوم، خرده گرفته اند و آن را با برخى از موارد استعمال كلمه «صور» در قرآن ناسازگار ديده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 5

5- قيامت ، روز حشر و اجتماع انسان ها

يوم نحشر

«حشر»; يعنى، جمع كردن به گونه اى كه با سوق دادن همراه باشد (مقاييس اللغه).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 74 - 5

5 - قيامت ، روز حضور همگان در پيشگاه خداوند

إنّه من يأت ربّه مجرمًا

به قرينه آيه بعد (و من يأته مؤمن اً)، حضور در قيامت همگانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 79 - 6

6 - تجمع نهايى همه انسان هاى پراكنده در روى زمين ، در پيشگاه خدا ، پس از گذر از زندگى دنيوى

و هو الذى . .. و إليه تحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 26 - 2

2 - ربوبيت خداوند ، مقتضى جمع انسان ها در قيامت و داورى نهايى بين جريان حق و باطل

قل يجمع بيننا ربّنا ثمّ يفتح بيننا بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 32 - 2

2 - احضار تمامى انسان ها به پيشگاه خداوند در قيامت ، به صورت دسته جمعى و يك جا خواهد بود .

و إن كلّ لمّا جميع لدينا محضرون

«جميع» فعيل به معناى مفعول (مجموع) و ضد متفرق است و مقصود از آن در آيه شريفه، اجتماع و انضمام تمامى افراد، از همه اقوام و جوامع بشرى در يك مكان (قيامت) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 18

18 - تجمع همگانى انسان ها در روز قيامت

و تنذر يوم الجمع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 41 - 5

5- انسان ها ، در اوج ازدحام و تجمع در قيامت ، تنها و بى ياور خواهند بود . *

ميقتهم أجمعين . .. يوم لايغنى مولًى عن مولًى شي-ًا

از ارتباط «لايغنى. ..» - كه تنهايى را مى رساند - با «ميقاتهم أجمعين» - كه تجمع را مى فهماند - مطلب ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 38 - 4،5

4 - قيامت ، روز اجتماع تمامى انسان هاى تاريخ

جمعنكم و الأوّلين

5 - داورى ميان حق و باطل در عرصه قيامت ، با حضور تمامى خلايق انجام خواهد پذيرفت .

هذا يوم الفصل جمعنكم و الأوّلين

258- تجمع مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 1

1 - گردآورى جوامع شرك پيشه در قيامت براى محاكمه

و نزعنا من كلّ أُمّة شهيدًا فقلنا هاتوا برهنكم

259- تحريفگران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 9

9 - تحريف گران آيات الهى و منحرفان از راه توحيد ، فاقد امنيت در برابر آسيب هاى صحنه قيامت

إنّ الذين يلحدون فى ءايتنا . .. أفمن يلقى فى النار خير أم من يأتى ءامنًا يوم ال

از تقابل دو گروه ياد شده در آيه، مطلب بالا قابل برداشت است.

260- تحقق نشانه هاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 4

4- نشانه هاى برپايى قيامت ، تحقق يافته و قابل رؤيت براى بشر

فقد جاء أشراطها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 14 - 2

2 - مشاهده كردار ها در عرصه قيامت ، در گرو پيدايش حوادثى تحوّل آفرين در نظام جهان و پديدار شدن رخدادهايى در صحنه قيامت

إذا الشمس . .. و إذا ... و إذا ... علمت نفس ما أحضرت

آيه شريفه، جواب حرف شرط «إذا» است كه از آغاز سوره تكرار شده است.

261- تحقير اخروى استهزاگران قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 14 - 1

1 - استهزاكنندگان دين و قيامت ، مورد تحقير و تمسخر در آتش دوزخ

يسئلون أيّان يوم الدين . .. ذوقوا فتنتكم هذا الذى كنتم به تستعجلون

امر در «ذوقوا»، براى تهكم و استهزا است.

262- تحقير اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 13 - 2

2 - افكنده شدن منكران قيامت به جهنم ، همراه با تحقير و اجبار است .

و إذا أُلقوا منها

واژه «أُلقوا» (به صيغه مجهول) به جاى «ادخلوا»، حاكى از اجبارى و تحقيرآميز بودن ورود به جهنم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 14 - 3

3 - تكذيب كنندگان قيامت ، علاوه بر گرفتارى به كيفر جسمانى ( سوختن ) ، به كيفر روانى ( تحقير و استهزا ) نيز مبتلا خواهند شد .

و إذا أُلقوا منها مكانًا ضيّقًا . .. لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا ك

جمله «لاتدعوا. ..» - به جاى جواب مناسب با «دعوا هنالك ثبوراً» - مى تواند براى تحقير و استهزاى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 39 - 2

2 - تحقير و عذاب روحى تكذيب گران روز جزا ، در قيامت از سوى خداوند

فإن كان لكم كيد فكيدون

امر در «فكيدون»، تعجيزى و مفيد سرزنش و تحقير است.

263- تحيت مؤمنان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 44 - 4

4 - تحيّت مؤمنان به هم ، هنگام لقاءاللّه ، با واژه « سلام » است .

تحيّتهم يوم يلقونه سلم

برداشت بالا، بنابراين است كه اضافه «تحيّت» به ضمير «هم»، اضافه مصدر به فاعل اش باشد.

264- تداوم عذاب مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 14 - 1

1 - استغاثه و درخواست تكذيب كنندگان قيامت براى رهايى از آتش جهنم نتيجه بخش نبوده و عذابشان ادامه خواهد يافت .

لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا كثيرًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از درخواست هلاكت، در حقيقت كنايه از نجات از وضع بسيار سخت دوزخ است; نه مرگ و نابودى واقعى.

265- تداوم نفاق در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 18 - 6

6 - ثابت ماندن روحيه نفاق براى منافقان در قيامت

يوم يبعثهم اللّه جميعًا فيحلفون له كما يحلفون لكم

266- تدبير برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 6 - 2

2 - ملائكه ، عهده دار تدبير مراحل پايانى و برپايى جهان آخرت

فالمدبّرت أمرًا . يوم ترجف الراجفة

برداشت ياد شده، براساس ظرف بودن «يوم» براى «المدبّرات» است. در اين تركيب، آيات پيشين گوياى حركت فرشتگان و شتاب و مسابقه آنان براى مديريت و تدبير مراحل پايانى دنيا و آغاز آخرت است.

267- تذكر افشاى رازها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 10 - 4

4 - توجّه به برملا شدن خصلت ها و علاقه ها در قيامت ، بازدارنده انسان از خوى ناسپاسى ، بخل و دل بستگى به ثروت

لكنود . .. أفلايعلم إذا ... و حصّل ما فى الصدور

268- تذكر به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 7 - 11

11- توجه دادن انسان ها به حيات پس از مرگ و برپايى قيامت ، از رسالت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لئن قلت إنكم مبعوثون من بعد الموت

269- تراكم دود در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 1

1 - آتش گداخته و دود هاى متراكم ، مانعى جدى در برابر جن و انس براى گريز از صحنه قيامت

لاتنفذون إلاّ بسلطن . .. يرسل عليكما شواظ من نار

خطاب در «عليكما» و «لاتنتصران» متوجه جن و انس است.

270- ترس اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 2

2 - منكران رستاخيز و دنيامداران ، هراسناك از دستاورد هاى خود ، در قيامت

ترى الظلمين

تعبير «الظالمين» در آيه شريفه، عنوانى است كه بر منكران معاد و دنيامداران مطرح درآيات پيشين اطلاق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 35 - 1

1 - تكذيب گران روز جزا ، در آن روز از شدت ترس دم برنخواهند آورد .

هذا يوم لاينطقون

271- ترس از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 281 - 8

8 - توجه به قيامت و خوف از آن ، بازدارنده آدمى از اعمال ناشايست ( ربا و . . . ) و ترغيب كننده او به اعمال شايسته ( انفاق ، صدقه و . . . )

يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا . .. و ان تصدقوا خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 109 - 7

7 - ضرورت ترس از قيامت و صحنه هاى حسابرسى در آن روز .

يوم يجمع اللّه الرسل

برداشت فوق بر اين است كه «يوم» بدل اشتمال براى «اللّه» در آيه قبل «اتقوا اللّه» گرفته شود و يا مفعول باشد. براى فعلى همانند: «اتقوا و يا احذروا و ... كه به قرينه «اتقوا اللّه» حذف شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 4

4 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به سرمايه گذارى بيشتر تبليغى براى بيمناكان از حشر و قيامت

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم

با اينكه انبيا بايد همه مردم را انذار دهند، ولى معرفى يك دسته براى انذار بيانگر عنايت بيشتر به آنان در امر تبليغ و انذار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 61 - 4

4 - موحدانِ بيمناك از پروردگار و روز قيامت ، پيشتاز در انجام كار هاى نيك

و هم لها سبفون

«لها» متعلق به «سابقون» است كه مفعول آن محذوف مى باشد. پس تقدير آن چنين مى شود: «و هم سابقون غيرهم لها». «سبق» به معناى پيشى گرفتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 1،15

1 - مردمان الهى و والا مقامى كه تجارت و داد و ستد ، آنان را از ذكر خدا ، اقامه نماز و پرداخت زكات باز نمى دارد ، همواره ترسان از روز قيامت اند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة يخافون يوم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «رجال» مبتدا و «يخافون» خبر آن باشد.

15 - مردان الهى ، همواره از قيامت ترسان اند .

رجال . .. يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 1،6

1 - خداوند ، فراخوان مردمان به تقوا و ترس از روز قيامت

يأيّها الناس اتّقوا ربّكم و اخشوا يومًا

6 - قيامت ، روزى هول انگيز است و شايسته است كه انسان ، از آن نگران باشد .

و اخشوا يومًا لايجزى والد عن ولده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 2

2 - عبادت شبانه با سجده و قيام ، دغدغه خاطر داشتن از روز قيامت و اميد به رحمت الهى ، از اوصاف و نشانه هاى مؤمنان راستين

أمّن هو قنت ءاناء الّيل ساجدًا و قائمًا يحذر الأخرة و يرجوا رحمة ربّه

آيه شريفه به قرينه مقابله با آيه قبل - كه درباره انسان هاى كافر بود - درصدد بيان اوصاف و نشانه هاى مؤمنان راستين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 3

3 - مؤمنان ، داراى بيم و نگرانى همراه با مراقبت ، نسبت به رستاخيز

و الذين ءامنوا مشفقون منها

«اشفاق» (مصدر «مشفقون») به معناى هراس داشتن توأم با عنايت و مراقبت نسبت به چيزى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 2

2 - خوف از قيامت ، از ويژگى هاى ابرار است .

و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 1

1 - ترس از احوال روز قيامت ، از ويژگى هاى ابرار

إنّا نخاف من ربّنا يومًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 45 - 4

4 - حوادث قيامت ، هولناك و سزاوار ترس و نگرانى است .

من يخشيها

272- ترس انسان ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 4 - 1

1 - مردم در قيامت ، مانند پروانه هاى ريز و پراكنده در هوا ، هراسان و بى سامان به هر طرف روى خواهند آورد .

يوم يكون الناس كالفراش المبثوث

«فَراشَة» (مفرد «فَراش»); يعنى، آنچه بال زده و در حرارت چراغ سقوط كرده و خود را مى سوزاند (تاج العروس) «فرّاء» آنها را ملخ هايى مى داند كه روى زمين گسترده و در هم مى لولند (مجمع البيان). تشبيه مردم در قيامت به آن حشرات، نشانگر سردرگمى، ترس و اضطرابى است كه انسان ها را به هر سو خواهد كشاند.

273- ترس در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 8

8 - انفاق كنندگان در راه خداوند ، ترس و اندوهى در رستاخيز نخواهند داشت .

و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه عدم «خوف» و «حزن» تنها مربوط به آخرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 277 - 10

10 - مؤمنان داراى عمل صالح ، ترس و اندوهى در رستاخيز ندارند .

انّ الّذين امنوا . .. و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه عدم «خوف» و «حزن» مربوط به آخرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 42 - 10

10- قيامت ، روز خيره شدن چشم ها از شدت ترس و هولناكى آن

ليوم تشخص فيه الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 7

7- نمود حالت ترس و وحشت انسان در ديدگان وى در قيامت

فإذا هى شخصة أبصر الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 13

13- هراس سخت و سهمگين مردم در عرصه رستاخيز ، جلوه اى از عذاب قهر خداوند

و لكنّ عذاب اللّه شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 7 - 1

1 - در آستانه برپايى قيامت ، چشمان انسان ها از ترس و اضطراب ، به گردش در مى آيد .

فإذا برق البصر

فعل «بَرَقَ» وقتى به چشم نسبت داده شود، به معناى اضطراب و به گردش آمدن چشم از ترس است (مفردات راغب). گفتنى است آيه شريفه در مقام بيان حوادثى است كه در آستانه برپايى قيامت و لحظه هاى نخستين رستاخيز رخ خواهد داد.

274- ترسناكى زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 1 - 7

7- وقوع زلزله بسيار بزرگ و هولناك در جهان طبيعت ( زمين و . . . ) ، در آستانه برپايى قيامت

إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 1،7

1- زلزله زمين در آستانه فروپاشى نظام طبيعت ، رخدادى بسيار سهمگين و دهشتناك

إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم. .. يوم ترونها... ترى الناس سكرى

7- شدت و هراس ناشى از زلزله زمين در آستانه برپايى رستاخيز ، هوش از سر تمامى مردم روى زمين خواهد ربود و آنان را مانند مى زدگان مست ، بى خود خواهد ساخت .

إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم. .. يوم ترونها... و ترى الناس سكرى

«سكارى» جمع «سكران» است. «سكران» نيز به كسى گفته مى شود كه در اثر خوردن شراب، عقلش را از دست بدهد (مست شود).

275- ترسناكى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 25

25 - قيامت ، روزى بزرگ و هراسناك

عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 10

10- « عن أبى الحسن الرضا ( ع ) : إنّ أوحش ما يكون هذا الخلق فى ثلاثة مواطن يوم يولد . . . و يوم يموت . . . و يوم يبعث . . . و قد سلّم اللّه - عزّوجلّ- على يحيى ( ع ) فى هذه الثلاثة المواطن و آمن روعته فقال : « و سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّاً . . . » ;

از امام رضا(ع) روايت شده است: همانا وحشتناك ترين مواقع براى اين خلق در سه موضع است: روزى كه متولد مى شود. .. و روزى كه مى ميرد... و روزى كه برانگيخته مى شود... و خداوند سلام فرستاده است بر يحيى(ع) در اين سه موضع و او را از وحشت آن مواضع ايمن ساخته و فرموده: «و سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّاً»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 49 - 6

6- قيامت ، حقيقتى خطير و بيم آفرين براى انسان ها

و هم من الساعة مشفقون

«اشفاق» به معناى عنايت همراه با خوف است و هرگاه به وسيله «من» متعدى شود، معناى ترس در آن بيشتر خواهد بود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 6

6- قيامت ، حادثه اى وحشت زا و دهشت آفرين براى كافران

و اقترب الوعد الحقّ فإذا هى شخصة أبصر الذين كفروا

خيره شدن ديدگان كافران و بهت زدگى آنان، ناشى از حوادث هولناك و دهشت آفرين قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 2

2- برپايى قيامت ، اندوه زا و همراه با وحشت و فزع و جزع بزرگ است .

لايحزنهم الفزع الأكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 4

4 - روز قيامت ، روزى سخت و هولناك است .

فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا

«هذا» مى تواند مفعول فعل «ذوقوا» باشد و مى تواند صفت باشد، برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است و ذكر آن به خاطر بيان هولناكى قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 16 - 3

3 - قيامت ، روزى سخت ، هولناك و هشدار دهنده براى انسان ها

لينذر . .. يوم هم برزون لايخفى على اللّه منهم شىء

تأكيد خداوند بر اين كه روز قيامت، روز بروز حقيقت انسان ها است به گونه اى كه چيزى از آنان بر خدا پوشيده نمى ماند و نيز انذار به چنين روزى، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 6

6 - قيامت ، داراى غم و اندوه كشنده و زجرآور ، به گونه اى كه كسى ناى سخن گفتن و فرياد زدن ندارد .

إذ القلوب لدى الحناجر كظمين

«كاظم» (مفرد «كاظمين») اسم فاعل از «كظم» به معناى فردى است كه نفسش در گلو حبس شده باشد. «كاظمين»; يعنى،

كسانى كه ساكت اند و قادر به سخن گفتن نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 16 - 1

1- قيامت ، روزى مهيب و پرصولت

يوم نبطش البطشة الكبرى

«بطش» (مصدر «نبطش») در اصل به معناى گرفتن با شدّت و صولت است و مراد از آن در آيه شريفه مؤاخذه و انتقام شديد و مهيب الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 2 - 1

1 - قيامت ، حادثه اى بس با عظمت و هولناك

ما الحاقّة

استفهام در «ما الحاقّة» به گفته مفسران - براى تهويل و تعظيم است; يعنى، چيست آن حادثه بزرگ و هولناك؟!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 4 - 2

2 - قيامت ، حادثه اى كوبنده و هولناك

بالقارعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 18 - 3

3 - روز محشر ، روزى است بس هولناك و وصف ناپذير .

يومًا . .. السماء منفطر به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 10 - 2

2 - قيامت ، روزى بس ناگوار و هولناك براى كافران

يقول الإنسن يومئذ أين المفرّ

فرار كافران، نشانه وجود صحنه هاى هولناك و شرايط دشوار در عرصه قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 12 - 2

2 - قيامت ، روزى بس سهمگين و عظيم

لأىّ يوم أُجّلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 14 - 2

2 - قيامت ، واقعه اى است بس سهمگين ، با عظمت و شگفت آور .

و ما أدريك ما يوم الفصل

«ما» در «ما أدراك ما. ..» براى استفهام و مفيد تعجيب و تهويل است; ضمن آن كه تكرار «يوم الفصل» به صورت اسم ظاهر - به جاى ضمير - تأييد كننده همين مطلب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 8 - 2

2 - صحنه برپايى قيامت براى منكران معاد ، صحنه اى هراس انگيز و اضطراب آور خواهد بود .

قلوب يومئذ واجفة

مراد از «قلوب» - به قرينه «يقولون أءنّا لمردودون فى الحافرة» در آيات بعد - قلب منكران معاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 1 - 1

1 - قيامت ، حادثه اى كوبنده و هولناك

القارعة

«قَرْع»، به معناى كوبيدن چيزى بر چيزى است (مفردات). آيات بعد، قرينه است كه مراد از «قارعة»، روز قيامت است. تناسب اين نام براى «قيامت»، يا به اين جهت است كه قيامت كوبنده و ترساننده قلب ها است و يا اشاره به عذاب كوبنده و هولناك كافران دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 4 - 2

2 - كوبندگى حوادث قيامت ، هول انگيز و دهشت آور است .

ما القارعة . يوم يكون الناس كالفراش المبثوث

«يوم» ظرف براى فعل محذوفى است كه وصف «القارعة» بر آن دلالت دارد; يعنى، «تقرع يوم. ..».

276- ترك احوال پرسى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 10 - 1

1 - در روز رستاخيز ، هيچ دوست صميمى و خويشاوندى ، از حال ديگرى جويا نمى شود .

و لايسئل حميم حميمًا

«حميم»به فردى مى گويند كه به انسان نزديك و دلسوز باشد. از مصاديق بارز آن، خويشاوندان و دوستان صميمى و دلسوز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 92

277- ترك استمداد در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 10 - 2

2 - در روز محشر ، هيچ خويشاوندى و دوست صميمى از يكديگر استمداد نمى كند .

و لايسئل حميم حميمًا

يكى از كاربردهاى واژه «سؤال»، طلب و درخواست (استمداد) است. برداشت ياد شده مبتنى بر اين معنا است.

278- تسليم در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 210 - 8

8 - حصول ايمان و تسليم در قيامت ، سودى ندارد . *

و قضى الأمر

بنابراينكه مراد از آمدن عذاب و ملائكه، نزول آنها در قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 28 - 2

2 - قيامت ، صحنه زانو زدن انسان و تسليم الزامى او در برابر حق

و ترى كلّ أمّة جاثية

279- تشبيه انسان ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 12

12- بيم و هراس مردم در عرصه محشر ، به اندازه اى است كه آنان هچون مردم مى خورده و مست ، عقل و هوش خود را از كف خواهند داد .

و ترى الناس سكرى و ما هم بسكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 7 - 4

4 - منظره رستاخيز آدميان ، همچون منظره ملخ هاى پراكنده بر پهنه زمين

يخرجون من الأجداث كأنّهم جراد منتشر

280- تعدد حسابرسى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 22 - 6

6 - رسيدگى به كار هاى انسان ها در قيامت ، داراى قسمت هاى گوناگون و تفكيك شده است .

صفًّا صفًّا

281- تعدد شفيعان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 48 - 5

5 - تعدّد شفاعت گران در قيامت

فما تنفعهم شفاعة الشفعين

282- تعدد ميزان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 47 - 3

3- ابزار سنجش اعمال ( ميزان ) در قيامت ، متعدد است .

و نضع الموزين القسط

«موازين» (جمع «ميزان») به معناى ترازوها است و جمع آمدن آن دليل بر تعدد است. هرچند ميان مفسران در باره چگونگى متعدد بودن ترازوهاى قسط و عدل اختلاف هست.

283- تعقل در فرجام مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 1

1 - انسان ، وظيفه دار سنجش ميان فرجام تقواپيشگان و تكذيب كنندگان قيامت و دو زندگى بهشت و جهنم ، با تفكر در رهنمود هاى قرآن

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

284- تعيين سرنوشت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 39 - 6

6- قيامت ، روز فيصله امور و تعيين سرنوشت قطعى انسان

إذ قضى الأمر

ممكن است مقصود از «الأمر» حكم قطعى و تعيين بهشتى و يا دوزخى بودن مردم باشد در اين صورت «قضى الأمر» ناظر به صدور احكام قطعى و گذشتن از آن مرحله است.

285- تعيين وقت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 104 - 1

1- خداوند براى برپايى قيامت ، زمان مشخصى را تعيين كرده است .

و ما نؤخّره إلاّ لأجل معدود

286- تفاوت صورتها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 40 - 6

6 - تفاوت چهره مؤمن و كافر در قيامت

وجوه . .. و وجوه

مراد از «وجوه» در اين آيه - به قرينه آخرين آيه سوره (أولئك هم الكفرة الفجرة) - چهره كافران است. در نتيجه مراد از «وجوه» در آيات پيشين، چهره مؤمنان خواهد بود.

287- تفاوت ميزان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 8 - 6

6 - كردار هاى ناروا ، هنگام حسابرسى در قيامت - با وجود تهى بودن همه آنها از وزن و ارزش - گوناگون بوده و ابزار سنجش آنها متفاوت است .

و أمّا من خفّت موزينه

جمع بودن «موازين»; بيانگر تعدد ميزان و موزون و تغاير آنها است.

288- تفكر در خبرهاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 68 - 3

3 - اخبار مربوط به توحيد ، قيامت و رسالت پيامبراسلام ، درخور تأمل و تفكر

هو نبؤا عظيم . أنتم عنه معرضون

محكوم كردن روى گردانى از اخبار بزرگ و سودمند مربوط به قيامت و. .. و بى اعتنايى به آنها، مى رساند كه انسان بايد به تأمل و انديشه در آنها بپردازد و از آنها روى گردانى نكند.

289- تقسيم انسان ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 4

4- انسان ها در قيامت ، به دو گروه تيره بختان و سعادتمندان تقسيم خواهند شد .

فمنهم شقى و سعيد

290- تكامل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 175 - 14

14 - مؤمنان ، برخوردار از تكامل و رشد معنوى ، در آخرت

و يهديهم إليه صرطاً مستقيماً

جمله فسيدخلهم با توجه به «سين» دلالت دارد بر اينكه رحمت و فضل در آخرت است، پس هدايت هم كه پس از آنها ذكر شده

است، در آخرت است و هدايت به سوى خدا، رشد و كمال معنوى است.

291- تكذيب عمل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 12

12- كسانى كه با ارتكاب اعمال زشت در دنيا به خود ستم كرده اند ، در قيامت منكر آن اعمال مى شوند .

الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم . .. ما كنّا نعمل من سوء

برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه مراد از «ظالمى أنفسهم» - به قرينه «ما كنّا نعمل من سوء» (ما مرتكب عمل زشت نمى شديم) - اعمال ناپسند و زشتى باشد كه مرتكبان آنها، آن را از خود نفى مى كنند.

292- تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 10

10 - انكار هر يك از حقايق ( خدا ، پيامبران ، فرشتگان ، كتب آسمانى و روز قيامت ) ، كفر و به منزله انكار تمامى آنهاست .

و من يكفر باللّه و ملئكته و كتبه و رسله و اليوم الأخر فقد ضل ضللا بعيداً

با توجه به صدر آيه كه ضرورت ايمان به تك تك معارف ياد شده را مطرح ساخت، معلوم مى شود ضلالت بعيد نتيجه انكار هر يك از معارف ياد شده است، نه نتيجه اى براى مجموع آنها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 12

12 - انكار قيامت و به فراموشى سپردن آن ، كفرپيشگى است .

إن اللّه حرمهما على الكفرين . .. فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 11

11 - در روز قيامت ، حقانيت وقوع آن روز ، و نادرستى انكار آن ، به رخ منكرانِ قيامت كشيده مى شود .

فهذا يوم البعث و لكنّكم كنتم لاتعلمون

عبارت توبيخى «فهذا يوم البعث» قرينه است بر اين كه متعلق «لاتعلمون» حقانيت وقوع قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 29 - 3

3 - مشركان ، وعده پيامبر (صلی الله علیه و آله) را درباره وقوع قيامت و معاد درست نمى دانستند .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 16 - 2

2 - برپايى قيامت و حيات مجدد انسان ها پس از مرگ و تبديل شدن به خاك و استخوان ، مورد انكار مشركان

أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمبعوثون

دو همزه به كار رفته در آيه شريفه، براى استفهام انكارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 27 - 9

9 - هواپرستى ، انكار روز قيامت ، باطل و بى هدف شمردن جهان آفرينش ، از اوصاف كافران است .

و لاتتّبع الهوى فيضلّك عن سبيل اللّه . .. بما نسوا يوم الحساب . و ما خلقنا السما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 9 - 3

3 - تأثيرپذيرى مردمان كم عقل و ضعيف الرأى ، از سخنان انكارآميز كافران مكه عليه موضوع رستاخيز و روز جزا

إنّكم لفى قول مختلف . يؤفك عنه من أُفك

ضمير در «عنه» مى تواند به «قول مختلف» بازگردد. در اين صورت «عن» تعليليه بوده و جمله «يؤفك...» صفت براى «قول» مى باشد; يعنى، «يؤفك بسببه...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 2 - 1

1 - انكار قيامت از سوى كافران ، تنها محدود به زندگى دنيا است و نه هنگام تحقق يافتن آن .

ليس لوقعتها كاذبة

«كاذبة» صفت براى موصوف محذوف است و تقدير آن «نفس كاذبة» مى باشد. «لام» در «لوقعتها» به معناى «عند» است; يعنى، وقتى قيامت واقع شود، هيچ كس نمى تواند به دروغ بگويد: «قيامت واقع شدنى نيست».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 7 - 2

2 - مؤمنان جن ، ديگران را از انكار قيامت و رستاخيز از سوى برخى از انسان ها آگاه ساختند .

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 10 - 4

4 - گناه ، تكذيب عملىِ قيامت است .

إنّ كتب الفجّار . .. ويل يومئذ للمكذّبين

تعبير «يومئذ» - به قرينه «إنّ كتاب الفجّار لفى سجّين» - بر روز برخورد فاجران با نامه عمل خويش منطبق است. بنابراين عنوان «مكذّبين» در برگيرنده «فجّار» خواهد بود كه با گناه خود، در عمل، تكذيب كننده قيامت اند.

293- تكذيب گناه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 47 - 9

9 - انكار و پرده پوشى گناهان در قيامت ، امكان ندارد .

و ما لكم من نكير

«نكير» - چنان كه برخى گفته اند - مصدر و به معناى «انكار» است.

294- تكلم بت ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 9

9 - بت هاى مورد پرستش اهل شرك در آخرت ، داراى شعور و توانا بر نطق

و يوم نحشرهم جميعاً . .. و قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 29 - 3

3 - بت هاى اهل شرك در جهان آخرت ، داراى شعور و آگاهى و توانا بر نطق

و قال شركاؤهم . .. فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين

295- تكلم خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 13،17،18

13 - خداوند در قيامت لطف خويش را از كتمان كنندگان احكام و معارف دين دريغ كرده و با آنان سخن نخواهد گفت .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه . .. لايكلمهم اللّه يوم القيمة

جمله «ولايكلمهم اللّه» كنايه از خشم خدا و دريغ كردن لطف و رحمت است.

17- خداوند در قيامت ، عالمان متعهد و بيان كنندگان حقايق و معارف كتاب هاى آسمانى را مورد لطف خويش قرار خواهد داد و با آنان سخن خواهد گفت .

إن الذين يكتمون . .. لايكلمهم اللّه

برداشت فوق از مفهوم جمله «إن الذين . .. لايكلمهم اللّه» استفاده شده است.

18 - عالمان متعهد از تزكيه الهى برخوردار شده و در قيامت با خداوند هم سخن خواهند بود .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه . .. لايكلمهم اللّه يوم القيمة و لايزكيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 2

2 - گفتگوى مستقيم خداوند با كافران در قيامت

قال اليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 62 - 3

3 - مكالمه خداوند با مردم در قيامت

و يوم يناديهم فيقول أين شركاءى

ضمير فاعل در «ينادى» و «يقول» به خداوند بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 65 - 3

3 - مكالمه خداوند با مردم در روز رستاخيز

و يوم يناديهم فيقول

ضمير فاعل در «ينادى» و «يقول» به خداوند باز مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 74 - 3

3 - سخن گفتن خداوند با مردم در روز رستاخيز

و يوم يناديهم فيقول

ضميرهاى فاعل در «ينادى» و «يقول» به خداوند بازمى گردد. مراد از «يوم» نيز روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 17

17 - گفتوگوى بى واسطه انسان ها با خداوند در قيامت

و يوم يناديهم أين شركاءى قالوا

296- تكلم در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 1

1- هيچ كس در قيامت جز به اذن و رخصت خداوند سخن نخواهد گفت .

يوم يأت لاتكلم نفس إلاّ بإذنه

ضمير در «يأت» به «يوم» در آيات قبل، باز مى گردد و «يوم» در «يوم يأت» به معناى حين و زمان است. بنابراين «يوم يأت ...»; يعنى، در آن هنگام كه روز قيامت برپا شود ... . قابل ذكر است كه «لاتكلم» در اصل «لاتتكلم» بوده كه بر اساس قواعد صرفى يك «تاء» از آن حذف شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 12

12 - در قيامت حتى براى مجرمان ، امكان تكلم و درخواست وجود دارد .

و لو ترى إذ المجرمون . .. ربّنا أبصرنا و سمعنا فارجعنا

فراز «ربّنا أبصرنا. ..» مقول قول مجرمان در روز قيامت و مفيد نكته بالا است.

297- تلاش مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 7 - 7

7 - منكران وقوع قيامت ، در صدد بودند تا با طرح عدم امكان بازآفرينى اجساد قطعه قطعه شده انسان ها پس از مرگ ، عقيده خود را توجيه كنند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة . .. و قال الذين كفروا هل ندلّكم على رجل ينبّئ

298- تمايز صفوف در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 26 - 4

4 - تحقق قيامت ، به منظور جدا شدن و شفاف گرديدن صفوف حق مداران از باطل گرايان است .

قل يجمع بيننا ربّنا ثمّ يفتح بيننا بالحقّ

299- تمايز گروه ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 14 - 3

3 - صفوف مؤمنان ، در روز قيامت ، از صف كافران جدا مى شود .

و يوم تقوم الساعة يومئذ يتفرّقون

در صورتى كه مرجع ضمير «يتفرّقون» واژه «الخلق» - در آيه يازده - باشد و به قرينه دو آيه بعد - كه درباره وضعيت مؤمنان و كافران است - نكته ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 12

12 - روز قيامت ، روز تفكيك شدن كامل انسان هاى مؤمن از انسان هاى كافر است .

يومئذ يصّدّعون

احتمال دارد مراد از تفكيك شدن و جدايى در روز قيامت، تفكيك صفوف اهل بهشت از صفوف كسانى كه اهل جهنم اند باشد. آيه بعد، مؤيد اين برداشت است

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 44 - 8

8 - در قيامت ، صفوف كافران و مؤمنان ، از هم جدا مى شود .

يومئذ يصّدّعون . من كفر فعليه كفره و من عمل صلحًا ... يمهدون

300- تمايز گروهها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 28 - 5

5 - انسان ها در قيامت ، متشكل در گروه هايى مشخّص و متمايز

و ترى كلّ أمّة جاثية كلّ أمّة تدعى

واژه «اُمّة»، مى نماياند كه حضور انسان ها در قيامت، در مجموعه ها و امت ها است; نه به صورت منفرد.

301- تمايلات مادى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 42 - 3

3 - وجود تمايلات مادى ، براى انسان ، در قيامت و ارضاى كامل آنها در بهشت

و فوكه ممّا يشتهون

302- تنهايى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 80 - 3

3- كافران در صحنه قيامت ، بدون سازوبرگ و تنها و بى كس ، حاضر خواهند شد .

نرثه ما يقول و يأتينا فردًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 95 - 2،3

2- تمامى موجودات شعورمند آفرينش در صحنه قيامت ، يكه و تنها و بدون ياور و همراه ، حاضر خواهند شد .

ءاتيه يوم القيمة فردًا

«فرداً» حال براى ضمير فاعلى «آتيه» مى باشد; يعنى، آمدن موجودات در قيامت در حال انفراد و تنهايى است.

3- معبود هاى باطل ( فرزند پنداشته شدگان خداوند ) و پرستندگان آنها ، همه يكه و تنها در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .

دعوا للرحمن ولدًا . .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا

«كلّهم» شامل تمامى موجودات ذى شعور آفرينش (من فى السموات والأرض) مى گردد و از جمله آنها كسانى اند كه برخى از مردم; آنان را فرزند خدا مى پنداشتند (مانند: ملائكه، حضرت عيسى و عزير(ع)).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 101 - 5

5 - بى پناهى و تنهايى شديد انسان ها در عرصه قيامت ، على رغم حضور در جمع

فلاأنساب بينهم يومئذ و لايتساءلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 41 - 4،5

4- تنهايى انسان در قيامت و جدايى او از ياران خويش ، نمودى از « يوم الفصل » بودن قيامت *

إنّ يوم الفصل . .. يوم لايغنى مولًى عن مولًى شي-ًا

5- انسان ها ، در اوج ازدحام و تجمع در قيامت ، تنها و بى ياور خواهند بود . *

ميقتهم أجمعين . .. يوم لايغنى مولًى عن مولًى شي-ًا

از ارتباط «لايغنى. ..» - كه تنهايى را مى رساند - با «ميقاتهم أجمعين» - كه تجمع را مى فهماند - مطلب ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 8

8 - تنهايى و بى پناهى در قيامت ، هشدارى به مال اندوزان و قدرت مداران

و لايغنى عنهم ما كسبوا شي-ًا و لا ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء

303- توجيه گرى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 7 - 7

7 - منكران وقوع قيامت ، در صدد بودند تا با طرح عدم امكان بازآفرينى اجساد قطعه قطعه شده انسان ها پس از مرگ ، عقيده خود را توجيه كنند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة . .. و قال الذين كفروا هل ندلّكم على رجل ينبّئ

304- توجيه ناپذيرى تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 18 - 3

3 - افسانه پنداشتن قرآن و تكذيب قيامت ، توجيه ناپذير است .

قال أسطير الأوّلين . .. هذا الذى كنتم به تكذّبون . كلاّ

حرف «كلاّ» ممكن است براى ردع و منع از توهّماتى باشد كه در آيات پيشين، كافران گرفتار آن دانسته شده بودند.

305- توحيد در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 11

11 - قيامت، روز ظهور حقانيت توحيد، حتى براى مشركان

ثم نقول للذين أشركوا أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

306- توصيه به مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 95 - 2

2 - ايمان آوردن به معاد و دست برداشتن از انكار و تكذيب آن ، توصيه أكيد الهى به همه كافران و تكذيب گران

و أمّا إن كان من المكذّبين . .. إنّ هذا لهو حقّ اليقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 8 - 2

2 - توصيه خداوند به كافران و منكران قيامت به ايمان به خدا ، پيامبر اسلام و قرآن

فامنوا باللّه و رسوله و النور الذى أنزلنا

بيشتر مفسّران مقصود از «نور» در اين آيه را قرآن كريم مى دانند.

307- تهديد مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 2 - 3

3 - تهديد منكران قيامت ، به دست برداشتن از انكار آن تا فرصت باقى مانده

ليس لوقعتها كاذبة

«كاذبة» مى تواند صفت براى موصوف مقدر باشد (نفس كاذبة). در اين صورت آيه شريفه نظر به كافران دارد كه تا وقت باقى است، دست از انكار قيامت بردارند; زيرا روزى كه قيامت واقع شود، آنان جز تسليم شدن در برابر واقعيت و گرفتار سرافكندگى شدن فرجامى ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 3

3 - تهديد تكذيب گران روز جزا ، به محروميت از موهبت هاى بهشتى

كلوا و تمتّعوا قليلاً

امر در «كلوا و تمتّعوا» در معناى تهديد و انذار به كار رفته است. در آيات گذشته، از مواهب بهشت و تأمين خواسته هاى تقواپيشگان در آن، سخن به ميان آمده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه اين تهديد، ناظر به محروميت از موهبت هاى بهشتى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 8 - 7

7 - حكم نافذ و قضاوت حكيمانه خداوند ، تهديدى براى تكذيب كنندگان دين و منكران قيامت

فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحكمين

308- تهمتهاى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 15 - 3

3 - اتهام سحر و ساحرى به پيامبران و وحى ، زشت ترين موضع گيرى تكذيب گران عليه آنان *

أفسحر هذه

اختصاص به ذكر يافتن موضوع «سحر»، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 3،5،11

3 - تكذيب كنندگان قيامت ، معارف قرآن را نوشته هايى بى اساس و ساخته و پرداخته پيشينيان مى دانند .

قال أسطير الأوّلين

(«أساطير» جمع «اُسطوره») به سخن هاى زيبا و نوشته شده اى گفته مى شود كه در محتوا، شبيه ياوه سرايى باشد (لسان العرب). مراد از استناد «أساطير» به «أوّلين» يا اين است كه اين اساطير، تراوش افكار آنان است و يا اين كه زندگانى آنان، در اين افسانه ها ترسيم شده است. برداشت ياد شده، ناظر به احتمال نخست است.

5 - منكران قيامت ، قرآن را مجموعه اى افسانه اى ، درباره نسل هاى انقراض يافته بشر مى دانند .

إذا تتلى عليه ءايتنا قال أسطير الأوّلين

ر. ك. توضيح 3

11 - منكران قيامت ، آن را خرافه اى ساخته و پرداخته افسانه پردازان پيشين مى دانند .

و ما يكذّب به إلاّ. .. قال أسطير الأوّلين

309- تيزبينى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 22 - 5

5- چشمان آدمى در قيامت ، سخت ژرف نگر و واقع بين

فبصرك اليوم حديد

310- ثبت تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 11 - 5

5 - تكذيب قيامت ، در نامه عمل تكذيب كنندگان ثبت شده و براساس آن كيفر خواهند ديد .

كتب مرقوم . ويل يومئذ للمكذّبين . الذين يكذّبون بيوم الدين

311- ثروت اندوزان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 35 - 1

1 - دفينه هاى زراندوزان در قيامت وبال گردن و ابزارى براى شكنجه و عذاب آنان ، خواهد گشت .

و الذين يكنزون الذهب و الفضة . .. يوم يحمى عليها فى نار جهنم فتكوى بها جباههم

312- جبر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 38 - 11

11 - قيامت ، روز سلب اختيار از انسان

يوم . .. لايتكلّمون إلاّ من أذن له الرحمن

313- جبرئيل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 4 - 2

2 - فرشتگان و جبرئيل ، كارگزاران الهى در عرصه قيامت

تعرج الملئكه و الروح إليه

314- جدايى انسان ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 38 - 1،2

1 - قيامت ، روز جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل است .

هذا يوم الفصل

«فصل»به حايل بين دو چيز و نيز به داورى ميان حق و باطل گفته مى شود (قاموس المحيط). روز قيامت، از اين رو «يوم الفصل» ناميده شده كه در آن روز، ميان خلايق جدايى خواهد افتاد و حق از باطل تميز داده شده و مورد داورى قرار خواهد گرفت.

2 - جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل ، از مهم ترين خصيصه روز قيامت

هذا يوم الفصل

توصيف روز قيامت به «يوم الفصل» در سلسله آيات مربوط به حوادث قبل و بعد از برپايى قيامت، گوياى برداشت ياد شده است.

315- جدايى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 13 - 1،2

1 - قيامت ، روز جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل است .

ليوم الفصل

«فصل» به حايل بين دو چيز و نيز به داورى ميان حق و باطل گفته مى شود(قاموس المحيط). روز قيامت - چنان كه مفسران گفته اند - از اين رو «يوم الفصل» ناميده شده كه در آن روز، ميان خلايق جدايى ايجاد شده و حق از باطل تميز داده خواهد شد و مورد داورى قرار خواهد گرفت.

2 - جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل ، از مهم ترين خصيصه روز قيامت

ليوم الفصل

توصيف روز قيامت به «يوم الفصل»، در سلسله آيات مربوط به حوادث قبل و بعد از برپايى قيامت، گوياى برداشت ياد شده است.

316- جرم تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 6

6 - تكذيب روز جزا ، جرمى نابخشودنى است و تكذيب گران مجرم اند .

ويل يومئذ للمكذّبين . .. كلوا و تمتّعوا قليلاً إنّكم مجرمون

مطلب ياد شده، از به كار رفتن عنوان «مجرمان» درباره «مكذّبان»، استفاده شده است.

317- جن در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 39 - 3

3 - حضور جن همچون آدميان ، در صحنه قيامت براى حسابرسى و كيفر و پاداش

فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ

318- جنيان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 5

5 - جنيان و انسانها در قيامت مورد بازخواست مشترك قرار خواهند گرفت.

يمعشر الجن . .. و قال أولياؤهم من الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 132 - 1

1 - هر يك از افراد جن و انس در روز قيامت از مرتبه و درجه ويژه خود برخوردارند.

و لكل درجت مما عملوا

تنوين «و لكل» عوض محذوف است و به قرينه آيه 128 و 130، محذوف «جن و انس» است، يعنى: «لكل من الجن و الإنس . ..» و چون آيات پيشين ترسيم قيامت بوده، ظاهر آن است كه درجات مطرح شده در آيه مربوط به آن روز باشد.

319- جنيان گناهكار در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 39 - 1

1 - گناهكاران جن و انس در صحنه قيامت ، داراى وضعيتى معلوم و بى نياز از محاكمه و سؤال

فيومئذ لايسئل عن ذنبه إنس و لاجانّ

320- جهل به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 65 - 6

6 - آگاهى نداشتن غيرخدا به لحظه برپايى رستاخيز ، دليل شايسته نبودن غير او براى پرستش

و ما يشعرون أيّان يبعثون

با توجه به اين كه معبودهاى دروغين مشركان، از مصاديق مورد نظر در «ما يشعرون» هستند، از ارتباط آن با صدر آيه استفاده مى شود كه موجوداتى كه زمان رستاخيز بر آنها مكشوف نباشد، اصولاً نمى توانند به عنوان معبود شناخته شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 12،13

12 - كافران ، از حقيقت روز قيامت و برانگيختگى مردگان در آن ، همواره ، در جهل و بى اطلاعى اند .

يقسم المجرمون . .. فهذا يوم البعث و لكنّكم كنتم لاتعلمون

13 - كافران ، از وقوع قيامت بى اطلاع اند و براى حضور در آن ، آماده نيستند .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة . .. و لكنّكم كنتم لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 26 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام بى اطلاعى خويش از زمان فرا رسيدن قيامت

قل إنّما العلم عند اللّه

پاسخ پيامبر(صلی الله علیه و آله) (علم به زمان برپايى قيامت تنها در انحصار خداوند است)، مى رساند كه خود آن حضرت نيز از آن آگاهى نداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 6 - 2

2 - آگاه نبودن از زمان برپايى قيامت ، بهانه كافران براى انكار آن

يسئل أيّان يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 43 - 1

1 - آگاهى به زمان وقوع قيامت - حتى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) - مقدور نيست .

فيم أنت من ذكريها

«ذكرى» به معناى ذكر فراوان است. اين كلمه نسبت به كلمه «ذكر»، مبالغه بيشترى دارد (مفردات راغب). مراد از استفهام انكارى در جمله «فيمَ أنت...» اين است كه اى پيامبر! تو منزلتى نيستى كه بتوانى هرگونه اطلاعى را درباره قيامت، به آنان ارائه كنى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 44 - 5

5 - انحصار تصميم گيرى درباره قيامت به خداوند ، دليل ناآگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از زمان وقوع آن است .

فيم أنت من ذكريها . إلى ربّك منتهيها

جمله «إلى ربّك. ..»، به منزله تعليل براى جمله قبل است.

321- جهل به وقت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 104 - 4

4- زمان برپايى قيامت براى انسان ها مجهول است و همچنان مجهول خواهد ماند .

و ما نؤخّره إلاّ لأجل معدود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 21 - 2،3

2- خدايانِ مشركان ، هيچ اطلاعى از زمان وقوع قيامت و رستاخيز خود ندارند .

و ما يشعرون أيّان يبعثون

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مرجع ضمير فاعلى در «يشعرون» و «يبعثون» معبودهاى باطل باشد كه در آيه قبل از آنها سخن به ميان آمده است.

3- معبود هاى مشركان ، بى اطلاع از زمان رستاخيز پرستش كنندگان خويش

و ما يشعرون أيّان يبعثون

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مرجع ضمير «يبعثون» پرستشگران اصنام باشد كه همان ضمير فاعلى «يدعون» است.

322- جهل مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 11 - 1

1 - منكران روز جزا ، فرومانده در گرداب جهالت و گرفتار غفلت و بى خبرى

الذين هم فى غمرة ساهون

«غمرة» به معناى فرو رفتن در جهل و نادانى و «ساهى» به معناى غافل و بى خبر است.

323- جهنميان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 47 - 1

1 - دوزخيان در صحنه قيامت داراى موقعيتى بسيار شوم و دشوار

و إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار قالوا ربنا

هدف از بيان ناخوشايندى بهشتيان از مشاهده دوزخيان و بيان دعاى آنان پس از مشاهده ناخواسته ترسيم موقعيت دشوار و شوم دوزخيان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 13

13- جهنّم يان در آخرت يكديگر را شناخته و حوادث دنيا را به خاطر خواهند آورد .

و برزوا لله جميعًا فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 113 - 4

4 - دوزخيان در قيامت ، به اشتباه خود در دل بستن به زندگى محدود دنيا پى خواهند برد .

قالوا لبثنا يومًا أو بعض يوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 44 - 2

2- وجود نياز هاى جسمانى براى دوزخيان در قيامت *

إنّ شجرت الزقّوم . طعام الأثيم

برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «طعام»، حاكى از نياز دوزخيان به غذا باشد; نه خوراندن اجبارى به آنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 3 - 1،3

1 - گرفتاران پستى و خوارى در قيامت ، براى رهايى خود تلاش كرده ، خويش را به سختى و زحمت خواهند انداخت .

عاملة ناصبة

مراد از «عمل» در قيامت - به قرينه آيه قبل - تلاش دوزخيان براى رهايى از مخمصه اى است كه آنان را به خشوع و ذلت افكنده است. «نَصَب» به معناى تعب است. (مفردات راغب)، بنابراين «ناصبة» به معناى كسانى است كه خود را به رنج و سختى مى اندازند. به قرينه «يومئذ» در آيه قبل مى توان گفت كه اين دو وصف مربوط به آخرت است.

3 - اهل دوزخ ، تلاش هاى پرمشقّت خود در دنيا را بى نتيجه ديده و براى رهايى از پستى و ذلّت در قيامت ، از آن بهره اى نخواهند برد .

وجوه يومئذ خشعة . عاملة ناصبة

چنانچه دو وصف «عاملة» و «ناصبة»، مربوط به تلاش و رنج در دنيا باشد; مراد اين خواهد بود كه صاحبان «وجوه خاشعة» تا زمانى كه در دنيا بودند، كارهاى پرزحمت انجام مى دادند; ولى اكنون در قيامت از آن بى بهره اند. گفتنى است كه جمله «لسعيها راضية» (در آيات بعد) - كه در وصف گروه مقابل اين افراد است - با اين احتمال سازگارتر است.

324- چشمهاى كافران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 44 - 1

1 - كافران حق ناپذير ، با چشمانى فروافتاده و فروتنانه در محكمه عدل الهى حاضر مى شوند .

خشة أبصارهم

325- حاكم قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 87 - 5

5 - خداوند يگانه ، تنها حاكم در عرصه قيامت

اللّه لا اله الّا هو ليجمعنّكم الى يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 62 - 5

5 - حكمرانى قيامت تنها از آن خداوند و در اختيار اوست.

ثم ردوا إلى الله موليهم الحق ألا له الحكم

از كلمه «ثم» استفاده مى شود كه انسانها در مرحله اى بعد از مردن به سوى خدا برگردانده مى شوند كه ظاهراً همان مرحله قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 103 - 3

3- خداوند به دليل حاكميّت بر رستاخيز و نظام كيفرى انسان ها ، تنها منبع آگاه از سود و زيان واقعى آنان است .

إنّا أعتدنا جهنّم . .. هل ننبّئكم بالأخسرين أعملاً

خداوند پس از اين كه موضع قيامت و كيفر كافران را در آيات قبل يادآور شده، در مقام اِخبار از سود و زيان واقعى انسان ها برآمده است. اين نكته نشانه آن است كه در شناخت سود و زيان، تنها، گفته هاى او ملاك است; چرا كه فرجام انسان ها را، او رقم مى زند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 95 - 5

5- فرمان روايى حاكميت مطلق در قيامت ، در انحصار خداوند است .

ءاتيه يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 109 - 5

5 - خداوند ، حاكم مطلق و بى چون و چراى روز قيامت

إلاّمن أذن له الرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 42 - 2

2 - تصميم گير و فرمان رواى قيامت ، خداوند است .

فاليوم لايملك بعضكم لبعض نفعًا و لا ضرًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 6 - 3

3 - خداوند ، حاكم روز جزا است .

يوم يبعثهم اللّه جميعًا فينبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 10

10 - خداوند ، فرمانروا و داور روز قيامت است .

و اتّقوا اللّه الذى إليه تحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 12 - 2

2 - خداوند ، تنها فرمانرواى روز قيامت

إلى ربّك يومئذ المستقرّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 10،11

10 - سيطره حاكميت خداوند بر تمام امور قيامت ، حقيقتى وصف ناپذير و تصوّر آن بيرون از طاقت علمى بشر است .

و ما أدريك . .. ثمّ ما أدريك ما يوم الدين ... و الأمر يومئذ للّه

بيان حاكميت مطلقه خداوند - پس از اشاره به فوق تصور بودن قيامت - نشانه آن است كه بشر، از درك حقيقت حاكميت اخروى خدا ناتوان است.

11 - ناتوانى انسان ها از يارى رسانى به يكديگر در قيامت ، جلوه اى از حاكميّت مطلقه خداوند بر رخداد هاى آن است .

يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا و الأمر يومئذ للّه

ارتباط صدر و ذيل آيه شريفه، گوياى برداشت ياد شده است.

326- حاكميت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 56 - 1

1 - فرمان روايى مطلق و بى همتا در روز قيامت ، مخصوص خداوند است .

الملك يومئذ للّه

327- حاكميتها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 73 - 11

11 - تمامى مالكيتها و حاكميتهاى اعتبارى در روز نفخ صور از ميان خواهد رفت.

و له الملك يوم ينفخ فى الصور

328- حالات اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 13 - 1،2

1 - تكذيب كنندگان قيامت در حالى كه به غل و زنجير بسته شده اند ، به جايگاهى تنگ در دوزخ افكنده خواهند شد .

و إذا أُلقوا منها مكانًا ضيّقًا مقرّنين

«قرن» (ريشه «مقرنين») در اصل به معناى ريسمانى است كه چند شتر را به هم ببندند; ولى به قرينه آيه 49 سوره ابراهيم (ترى المجرمين يومئذ مقرّنين فى الأصفاد) مى توان گفت: مقصود غل و زنجيرى است كه به وسيله آن، منكران معاد را به هم مى بندند. غل و زنجير است.

2 - افكنده شدن منكران قيامت به جهنم ، همراه با تحقير و اجبار است .

و إذا أُلقوا منها

واژه «أُلقوا» (به صيغه مجهول) به جاى «ادخلوا»، حاكى از اجبارى و تحقيرآميز بودن ورود به جهنم است.

329- حبط عمل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 16 - 3

3- اعمال نيك دلبستگان به دنيا و زيبايى هاى آن ، در آخرت حبط شده و در پيشگاه خداوند ارزشى نخواهد داشت .

أُولئك . .. و حبط ما صنعوا فيها

ضمير در «فيها» به «الحياة الدنيا» برمى گردد و ظرف «حبط» - به قرينه «فى الأخرة» در فراز قبل - جهان آخرت است; يعنى: و حبط فى الأخرة ما صنعوا فى الدنيا. با توجه به معناى صنيعة (عمل خير) به نظر مى رسد، مراد از «ما صنعوا» اعمال نيك، همانند دستگيرى از مستمندان و ... و مقصود از «ما كانوا يعملون» اعمال متعارف، همانند تجارت و ... باشد.

330- حتميت حشر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 18 - 2

2 - حضور مردم در پيشگاه خداوند در قيامت و حسابرسى اعمال آنان ، قطعى و ترديدناپذير است .

يوم يقوم الناس لربّ العلمين . كلاّإنّ كتب الفجّار ... كلاّإنّ كتب الأبرار

331- حتميت حضور در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 7 - 2

2 - حضور انسان ها در قيامت در سه دسته مختلف و دست يافتن آنها به سعادت و يا گرفتار شدن در شقاوت و بدبختى ، فرجامى قطعى و غير قابل ترديد

و كنتم أزوجًا ثلثة

تعبير «كنتم» به صيغه ماضى، بيانگر آن است كه حضور در رستاخيز، چنان حتمى و غيرقابل ترديد است كه گويا در گذشته محقق شده است.

332- حتميت رفع اختلاف در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 17 - 4

4 - برپايى قيامت و رفع اختلافات در آن ، حتمى و ترديدناپذير است .

إنّ يوم الفصل كان ميقتًا

مشخص بودن زمان برپايى قيامت - كه كلمه «ميقات» بر آن دلالت دارد - حاكى از قطعى بودن آن است.

333- حتميت رؤيت جهنم در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 6 - 2

2 - سوگند خداوند براى تأكيد بر حتمى بودن مشاهده جهنم در قيامت

لترونّ الجحيم

جمله «لترونّ. ..» يا جواب «لو» است و يا جواب قسم محذوف. برداشت ياد شده ناظر به احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 7 - 2

2 - سوگند مكرّر خداوند ، بر حتمى بودن مشاهده جهنم در قيامت و پيدايش يقين براى ناظران آن

ثمّ لترونّها عين اليقين

334- حتميت زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 1 - 2

2 - زلزله فراگير زمين ، حادثه اى قطعى و تخلّف ناپذير است .

إذا زلزلت الأرض زلزالها

حرف «إذا» بر فعلى داخل مى شود كه تحقّق آن در آينده، حتمى خواهد بود.

335- حتميت صيحه آسمانى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 42 - 2

2 - فرياد آسمانى در آستانه رستاخيز ، امرى حتمى و تخلف ناپذير

يوم يسمعون الصيحة بالحقّ

بنابراين كه «بالحقّ»، نشانگر حتميت و تخلف ناپذيرى باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

336- حتميت عذاب مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 39 - 1

1 - درماندگى تكذيب گران روز جزا در قيامت ، از هر گونه چاره انديشى براى رهايى خويش از عذاب الهى

فإن كان لكم كيد فكيدون

337- حتميت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 9 - 6

6 - قيامت ، روزى غير قابل ترديد

ربّنا انّك جامع الناس ليوم لا ريب فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 25 - 5

5 - قيامت ، روزى ترديدناپذير

ليوم لا ريب فيه

بنابراينكه «لا ريب فيه»، به معناى «لا ريب فى وقوعه» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 87 - 7،11

7 - روز قيامت ، حتمى و ترديدناپذير

ليجمعنّكم الى يوم القيمة لا ريب فيه

در برداشت فوق جمله «لا ريب فيه» به معناى «لا ريب فى وقوعه» گرفته شده است ; يعنى وقوع و تحقق چنين روزى حتمى و ترديدناپذير است.

11 - توجه به راستگويى مطلق خداوند ، برطرف كننده هر گونه ترديد در تحقق قيامت

ليجمعنّكم الى يوم القيمة لا ريب فيه و من اصدق من اللّه حديثا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 12

12 - ترديدناپذيرى تحقق قيامت

ليجمعنكم إلى يوم القيمة لا ريب فيه

«لا ريب فيه» نفى هر گونه ترديد درباره قيامت است، كه از بارزترين موارد ترديد درباره قيامت، ترديد در تحقق آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 4 - 5

5- قدرت مطلق خدا ، پشتوانه تحقق معاد و برپايى روز قيامت است .

فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير. إلى الله مرجعكم و هو على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 104 - 2

2- برپايى قيامت از زمان تعيين شده آن ، به تأخير نخواهد افتاد .

و ما نؤخّره إلاّ لأجل معدود

در برداشت فوق ، حرف «لام» در «لأجل» به معناى «إلى» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 2 - 17

17- برپايى قيامت ، اصلى كه بايد به آن يقين و اطمينان داشت .

لعلكم بلقاء ربكم توقنون

«لقاى پروردگار» كنايه از برپايى قيامت است ; زيرا در آن صحنه است كه ربوبيت خدا براى انسانها ملموس و محسوس مى شود و آن را به عين اليقين درمى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 3

3- قطعى بودن وقوع قيامت و حضور همه انسان ها در آن

و برزوا لله جميعًا

ماضى آوردن فعل «برزوا» براى بيان حادثه اى كه در آينده (قيامت) واقع خواهد شد، حكايت از قطعى بودن آن مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 85 - 5

5- برپايى قيامت ، امرى قطعى و تحقق پذير است .

و إن الساعة لأتية

«ساعة» در لغت، به معناى جزئى از اجزاى زمان و در آيه فوق كنايه از قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 40 - 9

9- قدرت مطلق خداوند ، ضامن تحقق وعده او در زنده كردن دوباره انسان ها و برپايى قيامت

و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت بلى وعدًا عليه ... إنما قولنا لشىء إذا أ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 62 - 9

9- رستاخيز ، امرى تعيين شده و قطعى در آغاز خلقت آدم ( ع ) و آگاهى ابليس از آن

قال . .. لئن أخّرتن إلى يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 8،16

8- برپايى قيامت ، حقيقتى ترديدناپذير است .

و أنّ الساعة لاريب فيها

جمله «لاريب فيها» جمله خبريه اى است كه از آن، مبالغه در نهى، اراده شده است; يعنى، نبايد در باره قيامت، ترديد كرد; چه اين كه در موضوع قيامت، جايى براى ترديد وجود ندارد!

16- معاد و برپايى قيامت ، وعده حق و تخلّف ناپذير الهى است .

ليعلموا أنّ وعد اللّه حقّ و أنّ الساعة لاريب فيها

عبارت «أنّ الساعة. ..» ممكن است تفسير كننده «أنّ وعد اللّه حقّ» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 98 - 18

18- برپايى قيامت ، وعده خداوند و تخلّف ناپذير است .

و كان وعد ربّى حقًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 1

1 - فرا رسيدن قيامت ، حتمى است .

إنّ الساعة ءاتية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 3

3- قيامت ، وعده راستين و تخلف ناپذير الهى

و اقترب الوعد الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 7 - 5

5 - فرا رسيدن لحظه برپايى قيامت حتمى است .

و أنّ الساعة ءاتية

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «الساعة» (آن هنگام) اشاره به زمان برپايى قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 90 - 1

1 - قيامت ، وعده اى راست و تخلف ناپذير

بل أتينهم بالحقّ

«إتيان» (مصدر «أتى») يك مفعولى و به معناى آمدن است و هر گاه همراه با «باء» تعديه بيايد - مانند آيه فوق - دو مفعولى و به معناى آوردن مى شود. «حقّ» به قرينه مقابله آن با «كذب» (إنّهم لكاذبون)، به معناى سخن راست است. گفتنى است كه مراد از سخن راست (حقّ)، مى تواند يكى از سه امر زير باشد: 1- وعده قيامت، 2- مسأله توحيد و يگانگى خدا، 3- قرآن كريم. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 5 - 8

8 - قيامت ، روزى تعيين شده از جانب خداوند ، و واقع شدن اش قطعى است .

فإنّ أجل اللّه لأت

جمله اسمى، حرف تأكيد «إنّ» و لام در «لأت» بر قطعيت، دلالت دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 9

9 - برپايى قيامت ، از ناحيه خداوند است و هيچ مانعى جلوى وقوع آن را نمى گيرد .

أن يأتى يوم لا مردّ له من اللّه

«من اللّه» احتمال دارد متعلق به «يأتى» باشد. يعنى: «روزى كه از سوى خداوند مى آيد، هيچ مانعى براى تحقق آن نيست.». لازم به ذكر است كه «مَرَدّ» (مصدر ميمى) و به معناى «دفع و رد كردن» است و مراد از «يوم» روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 28 - 5

5 - وعده وقوع حتمى قيامت ، از سوى مؤمنان به كافران داده شده بود .

و يقولون متى هذا الفتح إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 3 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به كافران درباره وقوع حتمى قيامت

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة قل بلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 30 - 5

5 - زمان وقوع قيامت ، تغيير ناپذير است .

قل لكم ميعاد يوم لاتستأخرون عنه ساعة و لاتستقدمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 59 - 1

1 - برپايى قيامت ، امرى حتمى است .

إنّ الساعة لأتية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 39 - 16

16 - قدرت نامحدود الهى ، تضمين كننده تحقق قيامت است .

لمحى الموتى إنّه على كلّ شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 21

21 - قيامت ، واقعيتى حتمى و غير قابل ترديد

تنذر يوم الجمع لا ريب فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 6

6 - اهل ايمان ، آگاه به حقانيت رستاخيز و وقوع حتمى آن

و يعلمون أنّها الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 47 - 7

7 - اراده خداوند ، نسبت به برپايى قيامت ، قاطع و غيرقابل تجديد نظر است .

من قبل أن يأتى يوم لا مردّ له من اللّه

«لا» در «لامردّ له من اللّه» براى نفى جنس است. و «مردّ» مصدر ميمى و به معناى بازگرداندن مى باشد. منظور اين است كه برپايى قيامت، امرى قطعى و تجديد نظر در آن غير ممكن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 44 - 7

7 - قيامت ، رخدادى غير قابل تخلف و گريزناپذير

و سوف تسئلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 5

5 - قيامت ، رخدادى قطعى و ترديدناپذير

و إنّه لعلم للساعة فلاتمترنّ بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 6

6 - قيامت ، آينده اى محتوم و نه چندان دور

فسوف يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 26 - 5،6

5 - برپايى قيامت ، برنامه اى حتمى و تخلّف ناپذير

لاريب فيه

6 - حتمى بودن وقوع قيامت ، به رغم جهل و ناآگاهى بيشتر مردم نسبت به آن

لاريب فيه و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 2،3

2 - برپايى قيامت ، وعده اى به حق از جانب خداوند و رخدادى حتمى و تخلف ناپذير

إنّ وعد اللّه حقّ و الساعة لاريب فيها

عطف جمله «الساعة. ..» بر جمله «إنّ وعد اللّه حقّ»، مى تواند تفسيرى و يا از قبيل عطف خاص بر عام باشد. و در هر صورت، مطلب بالا را افاده مى كند.

3 - وعده برپايى حتمى قيامت ، از پيام ها و هشدار هاى مهم خداوند به انسان ها

ءايتى تتلى عليكم . .. و إذا قيل إنّ وعد اللّه حقّ و الساعة

از اين كه خداوند، پس از بيان كلى «آياتى تتلى عليكم» صرفاً به مسأله معاد - به عنوان يكى از آن آيات - تصريح كرده است، اهميت آن استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 16 - 9

9- علم الهى ، به زواياى وجود آدمى ، پشتوانه برپايى قيامت و حساب رسى و مؤاخذه انسان *

و نحن أقرب إليه من حبل الوريد

در آيات پيشين براى اقامه برهان معاد به دو نكته اشاره شده است: نخست قدرت خداوند و سپس علم او. اكنون دراين آيات، تعبير «أفعيينا...» به قدرت و «نعلم ما توسوس...» به علم الهى نظر دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 5 - 2

2 - وعده رستاخيز ، راست و غير قابل تخلّف است .

إنّما توعدون لصادق

تعبير «ما توعدون» گرچه عام و شامل همه وعده هاى الهى است; لكن ذكر مسأله قيامت و معاد در قسمت بعد، قرينه است بر اين كه مصداق مورد نظر از آن، وعده قيامت و حيات مجدد انسان ها پس از مرگ مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 6 - 1

1 - تحقق روز جزا و اجراى قانون الهى ، امرى حتمى و تخلف ناپذير

و إنّ الدين لوقع

واژه «دين» در معانى بسيارى به كار مى رود كه از جمله آنها «جزا» است. در آيه شريفه به مناسبت مورد، همين معنا اراده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 1 - 1

1 - لحظه قيامت ، بس نزديك و حتمى الوقوع

اقتربت الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 3 - 7

7 - صحنه هاى هول انگيز قيامت و مجازات دين ستيزان ، امرى حتمى و تخلف ناپذير

اقتربت الساعة . .. و كذّبوا ... و كلّ أمر مستقرّ

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «و كلّ أمر مستقرّ» در ارتباط با «اقتربت الساعة» باشد و نظر به تكذيب گران پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشته باشد كه قيامت نزديك شده و تهديدهاى الهى در مورد آنان محقق خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 4 - 2

2 - اِخبار قرآن از فرارسيدن قيامت ، هشدارى كافى براى دور شدن آدميان از كفر و گناه است .

اقترب الساعة . .. و لقد جاءهم ... ما فيه مزدجر

مراد از «الأنباء» به قرينه آيات پيشين، مى تواند مسأله نزديكى قيامت و مسائل مختلف آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 1 - 1

1 - قيامت ، امرى قطعى و ترديدناپذير

إذا وقعت الواقعة

علماى ادب در فرق ميان «إذا» و «إن» شرطيه گفته اند: «إذا» در مورد امور يقينى و «إن» در مورد امور محتمل الوقوع به كار مى رود. هم چنين فعل شرط در «إذا» به صورت ماضى مى آيد، تا دلالت كند كه تحقق آن به قدرى قطعى است كه گويا در زمانى پيش انجام يافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 2 - 2

2 - سخن الهى درباره وقوع قيامت و تخلف ناپذير بودن آن ، حق و مبرا از هرگونه كذب و دروغ

ليس لوقعتها كاذبة

«كاذبة» مى تواند مصدر باشد (نظير «عافية و عاقبة»). در اين صورت لام در «لوقعتها»، به معناى «فى» است; يعنى، درباره واقع شدن قيامت دروغى وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 3 - 4

4 - « عن الزهرى قال : سمعت على بن الحسين ( ع ) يقول : . . . « إذا وقعت الواقعة » يعنى القيامة ليس لوقعتها كاذبة . « خافضة » خفضت و اللّه بأعداء اللّه إلى النار « رافعة » رفعت و اللّه أولياء اللّه إلى الجنّة . . . ;

زهرى گويد: از امام سجاد(ع) شنيدم كه با استناد به آيه «إذا وقعت الواقعة» مى فرمود: . ..يعنى، هرگاه قيامت واقع شود، كه در وقوع آن دروغ راه ندارد. [قيامت] «خافضة» است; به خداوند سوگند! دشمنان خدا را به زير مى كشد و به سوى جهنم [روانه مى كند] و «رافعة» است; به خدا سوگند اولياى خدا را بالا مى برد و به سوى بهشت [هدايت مى كند]...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 50 - 1

1 - برپايى قيامت ، امرى قطعى و ترديد منكران درباره آن كاملاً بى مورد است .

إنّ الأوّلين و الأخرين . لمجموعون إلى ميقت يوم معلوم

روى سخن آيه شريفه، با منكران معاد است و آوردن جمله اسميه همراه با دو تأكيد (إنّ و لام)، بيانگر حتمى بودن وقوع رستاخيز و بى جا بودن ترديد درباره آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 95 - 1

1 - برپايى قيامت ، تقسيم شدن مردم به سه دسته ( مقربان ، اصحاب اليمين و اصحاب الشمال ) و فرجام نيك دو دسته اول و بدفرجامى دسته آخر ، امرى قطعى ، يقنى و غيرقابل ترديد است .

إنّ هذا لهو حقّ اليقين

«هذا» به آنچه در سوره واقعه مطرح شده اشاره دارد و محور آن مطالبى است كه در برداشت بالا آمده است. گفتنى است كه تعبير «حقّ اليقين» از باب اضافه صفت به موصوف است; يعنى، «اليقين الحقّ» و حق به معناى ثابت و استوار است. بنابراين «اليقين الحقّ»; يعنى، يقينى كه ثابت است و هرگز ترديد در آن راه ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 1 - 1

1 - قيامت ، واقعه اى حتمى و تخلف ناپذير

الحاقّة

«الحاقّة» مى تواند اسم فاعل از «حَقَّ» (به معناى ثَبَتَ و وَجَبَ) و صفت براى موصوف مقدر (مانند الواقعة، الساعة و. ..) باشد; يعنى، قيامت حادثه اى قطعى و داراى حقيقت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 2 - 2

2 - قيامت ، واقعه اى حتمى و تخلف ناپذير

ما الحاقّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 18 - 6

6 - برپايى قيامت و زندگى دشوار و طاقت فرساى محشر ، وعده اى است تخلف ناپذير و تحقق يافتنى از سوى خداوند به كافران .

كان وعده مفعولاً

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه ضمير «وعده» به «يوم» بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 7 - 2

2 - قيامت ، حقيقتى تحقق يافتنى و وعده اى تخلف ناپذير است .

إنّما توعدون لوقع

از آيات بعدى، استفاده مى شود كه مقصود از وعده در اين آيه، برپايى قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 17 - 4

4 - برپايى قيامت و رفع اختلافات در آن ، حتمى و ترديدناپذير است .

إنّ يوم الفصل كان ميقتًا

مشخص بودن زمان برپايى قيامت - كه كلمه «ميقات» بر آن دلالت دارد - حاكى از قطعى بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 39 - 2

2 - برپايى قيامت ، حتمى و صحنه هاى آن ، سراسر حق و منزّه از هر گونه باطل است .

ذلك اليوم الحقّ

درباره «حقّ»، معانى گوناگونى گفته شده است از جمله اين كه اين كلمه مصدر و به معناى لزوم و ثبوت است و نيز نقطه مقابل باطل را «حقّ» گويند (مصباح). هر گاه مصدرى صفت قرار گيرد، بر مبالغه دلالت دارد; بنابراين «روز حق»; يعنى، روزى سراسر حق.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 5 - 7

7 - ترديد ناپذير بودن قيامت

و النازعات . .. فالمدبّرت أمرًا

جواب قسم هايى كه از آغاز سوره تا اين آيه تكرار شده است در آيه هشتم و نهم آمده است. برخى آن را جمله اى نظير «ليبعثنّ» دانسته اند كه پيش از «يوم ترجف الراجفة» محذوف باشد. برداشت ياد شده براساس نظر دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 34 - 3

3 - وقوع قيامت ، حتمى و غير قابل انفكاك از آفرينش دنيا است .

فإذا جاءت

حرف شرط «إذا»، در مواردى به كار مى رود كه فعل شرط محقق خواهد شد. گفتنى است كه «فاء» بر ترتب آن بر آفرينش دنيا - كه آيات پيشين بيانگر آن بود - دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 33 - 3

3 - وقوع قيامت ، حتمى است و فاصله اى با پايان دنيا ندارد .

فإذا جاءت الصاخّة

حرف «إن» براى آنچه ممكن است تحقق يابد به كار رفته و حرف «إذا» در امور حتمى استعمال مى شود (مصباح به نقل از ثعلب). حرف «فاء» بر تعقيب و تأخرِ بدون فاصله قيامت از دنيا دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 1 - 3

3 - روز مجازات و حسابرسى ، حقيقتى است انكارناپذير و دروغ پنداشتن آن ، شگفت آور و توجيه ناپذير است .

أرءيت الذى يكذّب بالدين

338- حرام خواران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 8

8 - مال دوستان و حرام خواران ، در آخرت به ارزش حقيقى ثروت و لزوم مصرف آن در اطعام گرسنگان و فوايد بزرگداشت يتيمان ، پى خواهند برد .

لاتكرمون . .. و لاتحضّون ... تأكلون ... تحبّون ... كلاّ ... يومئذ يتذكّر الإنس-

339- حساب در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 25 - 8

8 - قيامت ، روزى كه هر كس اندوخته هاى خود را به تمام و كمال دريافت مى كند .

و وفّيت كل نفس ما كسبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 22

22 - ايمان و اعتقاد حواريون به رستاخيز و حسابرسى در قيامت *

و اشهد بانّا مسلمون

چون شاهد گرفتن حواريون در دنيا ظاهراً ثمرى براى آنان ندارد، لذا اين استشهاد براى استفاده در آخرت خواهد بود.

340- حسابرسى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 4 - 2،3

2 - حسابرسى در روز قيامت و كيفر و پاداش دهى در آن روز ، به دست خدا و در اختيار اوست .

ملك يوم الدين

3 - برپايى قيامت و قرار دادن روز جزا براى جهانيان ، جلوه اى از رحمت خداوند است .

الرحمن الرحيم. ملك يوم الدين

مطرح كردن مسأله قيامت پس از بيان رحمت الهى، اشاره به برداشت فوق دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 4

4 - محاسبه دقيق اعمال انسان و جزاى عادلانه آن در قيامت

و انّما توفّون اجوركم يوم القيمة

«توفّون» (اعطاى پاداش كامل و تمام در مقابل عمل)، حكايت از محاسبه دقيق اعمال دارد و نيز حاكى از عدالت در پرداخت پاداش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 87 - 4

4 - قيامت ، روز حسابرسى اعمال از سوى خداوند

انّ اللّه كان على كلّ شىء حسيبا . .. ليجمعنّكم الى يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 96 - 13

13 - صحراى محشر عرصه حسابرسى مردم براى تعيين ميزان پايبندى آنان به احكام الهى

احل لكم . .. حرم عليكم صيد البر ما دمتم حرماً و اتقوا اللّه الذى إليه تحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 109 - 3،6،7

3 - قيامت صحنه حسابرسى از امت ها و واكنش هاى آنان در برابر دعوت پيامبران

يوم يجمع اللّه الرسل فيقول ماذا اجبتم

6 - ياد قيامت و صحنه هاى بررسى اعمال در آن ، زمينه ساز رعايت تقوا و ترس از خداوند

و اتقوا اللّه . .. يوم يجمع اللّه الرسل

چنانچه «يوم» مفعول براى «اذكروا» باشد، جمله «اذكروا يوم . ..» پس از «اتقوا اللّه» مى تواند اشاره به علتى از علل لزوم تقوا و ترس از خدا داشته باشد.

7 - ضرورت ترس از قيامت و صحنه هاى حسابرسى در آن روز .

يوم يجمع اللّه الرسل

برداشت فوق بر اين است كه «يوم» بدل اشتمال براى «اللّه» در آيه قبل «اتقوا اللّه» گرفته شود و يا مفعول باشد. براى فعلى همانند: «اتقوا و يا احذروا و ... كه به قرينه «اتقوا اللّه» حذف شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 13 - 6

6 - شنوايى و دانايى خداوند، تضمين كننده حسابرسى از بندگان در روز قيامت

ليجمعنكم إلى يوم القيمة . .. و هو السميع العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 10

10 - قيامت روز رسيدگى به كار حق پذيران و حق ناپذيران و پاداش و مجازات آنهاست.

إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه ثم إليه يرجعون

جمله «ثمّ إليه يرجعون» ظاهراً تذليلى براى تمامى آيه است. يعنى هم پاسخ دهندگان و هم مرده دلان جملگى در قيامت مبعوث شده و به نتايج اعمال خود مى رسند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 60 - 14

14 - خداوند در قيامت آدميان را به كردارهاى دنيويشان آگاه مى كند.

ثم إليه مرجعكم ثم ينبئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 62 - 7

7 - سريعترين نظام محاسبه و رسيدگى به اعمال در قيامت استقرار دارد.

ثم ردوا . .. ألا له الحكم و هو أسرع الحسبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 2،5

2 - گمراهان براى حسابرسى و جزاى عملكردشان در روز قيامت برانگيخته خواهند شد.

و من يرد أن يضله . .. و يوم يحشرهم جميعا يمعشر الجن

5 - جنيان و انسانها در قيامت مورد بازخواست مشترك قرار خواهند گرفت.

يمعشر الجن . .. و قال أولياؤهم من الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 8 - 8

8 - عن اميرالمؤمنين(ع) . .. و اما قوله: « فمن ثقلت موزينه ...» فإنما يعنى الحساب ... و الحسنات ثقل الميزان ... .

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است: . .. مراد از آيه «فمن ثقلت موازينه»، حسابرسى (در قيامت) است ... و حسنات، موجب سنگينى ميزان است ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 9 - 6

6 - عن اميرالمؤمنين(ع): . .. و أما قوله: «... و من خفت موازينه» فإنما يعنى الحساب ... و السيئات خفة الميزان ... .

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است: مراد از آيه «و من خفت موازينه»، حسابرسى (در قيامت) است . .. و گناهان، موجب سبكى ميزان هستند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 105 - 9

9 - قيامت ، عرصه احضار انسان ها براى حسابرسى اعمالشان

و ستردون . .. فينبئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 3

3- پس از اتمام حسابرسى اعمال اهل جهنّم ، شيطان آنان را سرزنش مى كند و گمراهى آنان را معلول انديشه و عمل خود آنان معرفى خواهد كرد .

و قال الشيطن لمّا قضى الأمر إنّ الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم

مفسّران، از جمله احتمالاتى كه براى «قضى الأمر» برشمرده اند اين است كه وقتى به حسابهاى اهل قيامت رسيدگى شد، شيطان به اهل جهنّم چنين خطابى خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 41 - 8

8- قيامت روز حسابرسى است .

يوم يقوم الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 93 - 1،2

1- تمامى رفتار و اعمال آدميان ، مورد بازپرسى خداوند در قيامت قرار خواهد گرفت .

لنسئلنّهم . .. عمّا كانوا يعملون

2- تمامى رفتار و اعمال كافران و تجزيه كنندگان قرآن ، مورد بازپرسى خداوند در قيامت قرار خواهد گرفت .

المقتسمين . الذين جعلوا القرءان عضين . فوربّك لنسئلنّهم أجمعين . عمّا كانوا يعمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 13 - 9

9- « عن النبى قال : الكتب كلّها تحت العرش فإذا كان يوم القيامة بعث الله تبارك و تعالى ريحاً تطيرها بالأيمان و الشمائل أوّل حرفه : « إقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيباً » ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: تمام نامه ها زير عرش قرار دارند و آن گاه كه روز قيامت فرا رسد، خداوند - تبارك و تعالى - بادى را برمى انگيزد تا آنها را به پرواز درآورد و به دستهاى چپ و راست مردم برساند و اولين حرف آن كتاب اين است: إقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيباً».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 14 - 2

2- هر انسانى در قيامت ، با خواندن پرونده اعمال خويش ، خود حسابگر آنها خواهد بود .

اقرأ كتبك كفى بنفسك اليوم عليك حسيبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 19

19- حساب رسى و سنجش عادلانه اَعمال آدميان در قيامت ، لازمه ربوبيّت خدا است .

و وضع الكتب . .. و لايظلم ربّك أحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 11

11- قيامت ، روز سنجش و محاسبه اَعمال است .

فلانقيم لهم يوم القيمة وزنًا

از تعبير موجود در آيه، چنين برمى آيد كه در قيامت، براى سنجش اَعمال آدميان، معيارها و ميزان هايى به كار گرفته مى شود، لكن براى برخى، به جهت فقدان هرگونه عمل ارزشمند، هيچ محاسبه و ميزانى برقرار نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 1 - 4

4- حسابرسى ، از رخداد هاى مهم قيامت است .

اقترب للناس حسابهم

آغاز شدن سوره با طرح مسأله حسابرسى و بيان آن از ميان ديگر رخدادهاى قيامت، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 102 - 3،6

3 - وجود معيار ها و ميزان هاى متعدد در قيامت ، براى سنجش اعمال انسان ها

فمن ثقلت موزينه

«موازين» جمع «ميزان» است. به كارگيرى جمع، بيانگر اين معنا است كه هر نوع عمل فرد، داراى ميزان مخصوصى مى باشد.

6 - « عن أبى عبداللّه (صلی الله علیه و آله) ( فى قوله تعالى ) : « فمن ثقلت موازينه » قال : فمن رحج عمله . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه درمعناى قول خداى تعالى «فمن ثقلت موازينه» فرمود: كسى كه عمل او سنگين و با ارزش باشد. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 24 - 6

6 - وجود دادگاه و محاكمه براى انسان ها در قيامت

يوم تشهد عليهم ألسنتهم . .. بما كانوا يعملون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه شهادت و گواهى، حاكى از وجود نوعى دادگاه و محاكمه است; زيرا بدون دادگاه و محاكمه، شهادت و گواهى بى معنا خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 23 - 1

1 - خداوند ، تمامى اعمال و رفتار مجرمان و منكران معاد را ، در روز رستاخيز محاسبه و رسيدگى خواهد كرد .

و قدمنا إلى ما عملوا من عمل فجعلنه هباء منثورًا

فعل «قدمنا» در آيه شريفه - طبق نظر مفسران - به معناى «قصدنا» «عمدنا» (قصد آهنگ [كارى ]كرديم) است و مقصود از آن، پرداختن به حساب اعمال مجرمان حساب اعمال مجرمان و بررسى آنها مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 82 - 2

2 - قيامت ، روز محاسبه كردار آدميان و مجازات و پاداش در تعليمات ابراهيم

و الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 10

10 - مشركان مكه ، به بازخواست انسان ها از سوى خداوند ، پس از مرگ ، معتقد بودند .

و يوم تقوم الساعة . .. و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا

نفى شفاعت از معبودان مشركان، حكايت از اعتقاد آنان به شفاعت مى كند و ذكر آن به عنوان يكى از رخدادهاى قيامت، اين احتمال را تقويت مى كند كه آنان شفاعت معبودان را براى پس از مرگ خود مى خواسته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 16 - 2،10،12،15

2 - اعتقاد به محاسبه اعمال در عالم آخرت ، مهم ترين اصل عقيدتى پس از عقيده به يك تايى خداوند است .

لاتشرك باللّه . .. يبنىّ إنّها إن تك مثقال حبّة ... يأت بها اللّه

10 - حساب رسى خداوند از اَعمال انسان ها ، در قيامت ، نياز به شاهد ندارد .

إنّها إن تك مثقال حبّة . .. يأت بها اللّه

از اين كه به جاى «يعلمها اللّه» فرموده است «يأت بها اللّه» استفاده مى شود كه خداوند، خود ناظر بر اَعمال بوده و براساس آن، حكم خواهد كرد و نيازى به گواه ندارد. فعل مضارع «يأت» هم مى تواند به وقوع چنين عملى در آينده - كه همان قيامت است - دلالت داشته باشد.

12 - توجّه به محاسبه دقيق اَعمال در آخرت ، در گرايش انسان به صلاح ، نقش سازنده اى دارد .

يبنىّ إنّها إن تك مثقال حبّة . .. يأت بها اللّه

15 - علم دقيق و آگاهى عميق خداوند به امور ، پشتوانه قدرت او برگردآورى اَعمال انسان و بروز دادن آن در روز حساب

إن تك مثقال حبّة . .. يأت بها اللّه إنّ اللّه لطيف خبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 17

17 - كيفر و داورى خدا ، در روز قيامت ، متكّى به علم خويش به نيات و مقاصد محاكمه شوندگان است .

فننبّئهم بما عملوا إنّ اللّه عليم بذات الصدور

«إنّ اللّه عليم. ..» به منزله تعليل است براى مفاد «ننبّئهم...» كه مجازات است و حكايت از نكته ياد شده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 53 - 3

3 - انسان ها در قيامت ، مورد مجازات و پاداش الهى قرار خواهند گرفت .

أءنّا لمدينون

«دين» (مصدر «مدينون») به معناى جزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 16 - 3

3 - قيامت ، روز حسابرسى از بندگان

يوم الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 26 - 24،25

24 - قيامت ، روز حسابرسى از بندگان

بما نسوا يوم الحساب

25 - حسابرسى از بندگان ، مهم ترين ويژگى قيامت است .

يوم الحساب

از نام گذارى قيامت به روز حساب، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 27 - 6

6 - حق مدار و هدفمند بودن آفرينش جهان ، مستلزم برپايى قيامت و وجود حسابرسى براى بندگان است .

بما نسوا يوم الحساب . و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما بطلاً

ذكر حق مدار و هدفمند بودن جهان، پس از طرح مسأله حسابرسى قيامت، مى تواند بيانگر چنين ارتباطى ميان آن دو مسأله باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 1

1 - هدفمند بودن آفرينش جهان ، مقتضى برپايى قيامت به منظور كيفر بندگان و يا پاداش به آنان

و ما خلقنا السماء . .. بطلاً... أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

يادآورى برابر نبودن سرنوشت مؤمنان با مفسدان، پس از طرح مسأله بى هدف نبودن آفرينش جهان، مى رساند كه اگر مؤمنان و مفسدان يكسان باشند، لازم مى آيد كه جهان آفرينش بى هدف باشد و چون جهان آفرينش هدفمند است، پس بايد سرنوشت اين دو گروه يكسان نباشد. و از آن جايى كه در دنيا يكسان زندگى مى كنند، پس بايد جهان ديگرى (رستاخيز) باشد كه با آنان برخورد متفاوت و متناسب شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 53 - 4

4 - قيامت ، روز حسابرسى اعمال و پاداش و جزا

هذا ما توعدون ليوم الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 7 - 19

19 - حسابرسى اعمال بندگان از سوى خداوند در قيامت ، متكى به علم همه جانبه او است .

فينبّئكم بما كنتم تعملون إنّه عليم بذات الصدور

برداشت بالا از آن جا است كه جمله «إن-ّه عليم بذات الصدور» تعليل براى جمله «فينب-ّئكم بما كنتم تعملون» است; يعنى، چون خداوند به باطن افراد آگاه است، پس مى تواند آنان را به كردارشان آگاه سازد و به حسابرسى آنان بپردازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 68 - 10

10 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور ، در انتظار سرنوشت خود به سر خواهند برد .

ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون

«نظر» (مصدر «ينظرون») هم به معناى انتظار است و هم به معناى نظر متحيرانه و بهت آميز. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 17 - 7

7 - خداوند ، حسابرسى اعمال بندگان را در قيامت با سرعت انجام خواهد داد .

اليوم تجزى كلّ نفس بما كسبت . .. إنّ اللّه سريع الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 27 - 7،8،10،11،12

7 - فرعون فردى متكبر و منكر قيامت و روز حساب بود .

كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب

8 - مخالفان رسالت موسى ( ع ) ( فرعونيان ) ، گروهى متكبر و منكر قيامت و روز حساب بودند .

كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب

10 - تكبر در برابر سخن حق و باور نداشتن به روز حساب ، از زمينه هاى فسادگرى و كشتار افراد بى گناه در جامعه

كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب

توصيف فرعون فاسد و سفاك به متكبر و منكر روز حساب، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

11 - اعتقاد به روز حساب ، از اصول دعوت موسى ( ع )

لايؤمن بيوم الحساب

12 - قيامت ، روز حسابرسى اعمال بندگان

لايؤمن بيوم الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 44 - 9

9 - قيامت ، عرصه بازخواست و حسابرسى

و سوف تسئلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 40 - 2

2- قيامت ، روز داورى و حلّ و فصل نهايى امور و كشف حقيقت براى همگان

و لكنّ أكثرهم لايعلمون . إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 31 - 3

3 - بسيج تمامى امكانات هستى در نشأه آخرت ، براى حسابرسى نهايى خلق

سنفرغ لكم أيّه الثقلان

نسبت داده شدن «فراغ» به خداوند - با ضمير متكلم مع الغير - مى تواند كنايه از اين باشد كه او تمامى اسباب و عوامل را در جهت رسيدگى به حساب خلق، در قيامت قرار مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 8

8 - قيامت ، روز فراهم آمدن انسان ها براى محاكمه و كيفر و پاداش

و اتّقوا اللّه الذى إليه تحشرون

«حشر» (مصدر «تحشرون») به معناى جمع كردن و فراهم آوردن است. فراهم آمدن مردم در قيامت، براى محاكمه و تعيين كيفر و پاداش براى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 7 - 5

5 - تمامى رفتار ها و كرده هاى انسان ها در قيامت ، مورد حسابرسى دقيق قرار خواهد گرفت .

ثمّ لتنبّؤنّ بما عملتم

كلمه «ما» (آنچه) افاده عموم مى كند. با خبر كردن انسان ها از تمامى كرده هاى خويش در قيامت، اشاره به حسابرسى و كيفر و پاداش دادن به آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 1،2

1 - خداوند ، همه انسان ها را براى حسابرسى در روز قيامت گرد مى آورد .

يوم يجمعكم

2 - قيامت و گرد آمدن انسان ها در آن روز ، براى محاكمه و مجازات ، شايان ياد و يادآورى

يوم يجمعكم

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «يوم» متعلّق به فعل مقدّر «اذكر» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 18 - 2

2 - قيامت ، روز حساب رسى و عرضه شدن نيات ، انگيزه ها ، افكار و رفتار انسان ها به محكمه عدل الهى

يومئذ تعرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 46 - 2

2 - قيامت ، روز جزا و حسابرسى است .

بيوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 8 - 4،6

4 - قيامت ، روز حسابرسى اعمال انسان ها و پرسش از رفتار آنان با يكديگر

و إذا الموءودة سئلت

6 - حسابرسى قاتل در قيامت ، بر دادخواهى مقتول توقف ندارد .

و إذا الموءودة سئلت

مجهول آوردن «سئلت»، حاكى از اين است كه فرد يا افرادى غير از مقتول، پى گير محاكمه قاتل خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 7 - 3

3 - حاكميت نظمى خاص ، بر حسابرسى اعمال در قيامت

أُوتى كتبه بيمينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 9 - 1

1 - تمام اسرار و اعمال كتمان شده ، در قيامت ارزيابى گشته ، و مورد سنجش و شناسايى قرار خواهد گرفت .

يوم تبلى السرائر

«سرائر» جمع «سريرة» (آنچه كتمان شود) است (قاموس) و چون با حرف «ال» همراه است، بر عموم دلالت دارد. «ابلاء» (مصدر «تبلى») به معناى امتحان كردن است (مصباح). مراد از آزمودن سرائر، سنجش و محاسبه آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 10 - 3

3 - قيامت ، روز حسابرسى نيت ها ، خصلت ها و اسرار درونى است .

و حصّل ما فى الصدور

تهديد به ظهور اسرار درونى در قيامت، كنايه از تأثير آنها در فرجام اخروى است. بنابراين انسان ها، براساس رازهاى سينه خود نيز، محاسبه و كيفر خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 1

1 - قيامت ، زمان حسابرسى از نعمت ها است .

ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم

«نعيم»، به معناى نعمت فراوان است. (مفردات)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 4،8،9،13

4- اجابت كنندگان دعوت خدا ، از حسابرسى روز قيامت رنجى نمى برند و بر آنان سخت گرفته نمى شود .

للذين استجابوا لربهم الحسنى

مقصود از«الحسنى» به قرينه مقابله آن - در ذيل آيه - با فرجام روى گردانان از دعوت خدا ، معنايى مقابل «سوء الحساب» و نيز مقابل «جهنم» است. بنابراين مراد از «الحسنى» حساب آسان و نيز بهشت مى باشد.

8- روى گردانان از دعوت خدا ، در قيامت به حسابى سخت و ناگوار گرفتار خواهند بود .

و الذين لم يستجيبوا له . .. أُولئك لهم سوء الحساب

«سوء» به هر چيزى كه مايه ناراحتى و رنج باشد گفته مى شود. اضافه «سوء» به «الحساب» اضافه صفت به موصوف است. بنابراين «سوء الحساب» ; يعنى: «الحساب السوء».

9- قيامت صحنه حسابرسى از انسانهاست .

أُولئك لهم سوء الحساب

13- « فى مجمع البيان فى قوله : « أُولئك لهم سوء الحساب » . . . هو أن لايقبل لهم حسنة و لايغفر لهم سيئة . . . روى ذلك عن أبى عبدالله ( ع ) ;

در مجمع البيان درباره سخن خدا: «أُولئك لهم سوء الحساب». .. از امام صادق(ع) روايت شده: مراد از «سوء الحساب» اين است كه هيچ حسنه اى از آنان پذيرفته نمى شود و هيچ گناهى از آنان آمرزيده نمى گردد».

341- حسابرسى عمل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 12 - 3

3 - وجود جهنم ، پيش از حسابرسى كردار ها در قيامت

و إذا الجحيم سعّرت

برافروختن جهنم در قيامت، حاكى از وجود اصل آن پيش از قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 13 - 2

2 - وجود بهشت ، پيش از حسابرسى كردار ها در قيامت

و إذا الجنّة أُزلفت

342- حسابرسى نيات در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 10 - 3

3 - قيامت ، روز حسابرسى نيت ها ، خصلت ها و اسرار درونى است .

و حصّل ما فى الصدور

تهديد به ظهور اسرار درونى در قيامت، كنايه از تأثير آنها در فرجام اخروى است. بنابراين انسان ها، براساس رازهاى سينه خود نيز، محاسبه و كيفر خواهند شد.

343- حسابرى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 8 - 1

1 - در قيامت ، اعمال انسان ها حسابرسى خواهد شد .

فسوف يحاسب

344- حسرت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 7،11

7 - بدكاران در قيامت آرزو مى كنند كاش ميان آنان و عملشان ، زمان بى حدى فاصله بود .

و ما عملت من سوء تودّ لو اَنّ بينها و بينه امداً بعيدا

11 - قيامت ، روز اندوه و افسوس بدكاران

تودّ لو انّ بينها و بينه امداً بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 7،8

7 - منكران ملاقات پروردگار در قيامت بر تفريط و كوتاهيهاى خويش در دنيا تأسف و حسرت بسيار مى خورند.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

منادا قرار گرفتن حسرت گوياى شدت و عمق ندامت است. ضمناً مرجع ضمير «فيها»، «حيات دنيا» گرفته شده كه مرجعى معنوى است.

8 - منكران معاد در قيامت بر سهل انگارى و بى توجهى خود در مورد قيامت بسيار حسرت و تأسف خواهند خورد.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

مرجع ضمير در «فرطنا فيها» مى تواند «الساعة» باشد. و مراد از «الساعة» ممكن است قيامت باشد، در اين صورت معنى جمله

چنين مى شود «يا حسرتنا على ما فرطنا فى امر القيامة».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 39 - 1،2

1- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) مأمور انذار و هشدار دادن به مردم در مورد حوادث حسرت آفرين قيامت

و أنذرهم يوم الحسرة

ضمير «هم» در «أنذرهم» شامل همه مردم مى شود. از اضافه شدن «يوم» به «الحسرة» معلوم مى شود كه در آن روز همگان برگذشته خويش تأسف مى خورند، به طورى كه آن روز «روز حسرت» ناميده شده است.

2- قيامت ، روز حسرت و افسوس آدميان بر عملكرد خويش در دنيا است .

و أنذرهم يوم الحسرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 2

2 - وضعيت كافران در روز رستاخيز ، بسيار تأسف بار و حسرت آور خواهد بود .

قالوا يويلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 24 - 10

10 - تذكر و بيدارى انسان در قيامت ، حاصلى جز پشيمانى و حسرت ندارد .

و أنّى له الذكرى . يقول يليتنى قدّمت لحياتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 8

8 - انديشه هاى جاهلانه درباره مرگ و حيات ( حاكميّت عوامل مادّى بر اراده خداوند ) ، موجب حسرت كفرپيشگان ، به هنگام قيامت

لو كانوا عندنا ما ماتوا و ما قتلوا ليجعل اللّه ذلك حسرة فى قلوبهم

برخى از مفسّران برآنند كه زمان حسرت مطرح شده در آيه، قيامت است.

345- حشر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 9

9 - خداوند ، با به كارگيرى اسباب ، مردگان را براى حضور در قيامت زنده مى كند . *

فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

برداشت فوق بدان احتمال است كه «وجه شبه» ميان زنده شدن مقتول بنى اسرائيل و زنده شدن مردگان در قيامت، به كارگيرى اسباب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 115 - 19

19 - رهبر برگزيده هر كسى در دنيا ، در قيامت نيز رهبر او خواهد بود .

و يتبع غير سبيل المؤمنين نوله ما تولى

امير المؤمنين(ع) در مورد دو نفرى كه از باب استهزاء به سوسمارى خطاب يا اميرالمؤمنين كردند فرمود: دعهما فهو امامهما يوم القيامة، اما تسمع الى اللّه يقول: «نوله ما تولى».


تفسير عياشى، ج 1، ص 275، ح 273; نورالثقلين، ج 1، ص 551، ح 568.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 1

1 - خداوند در روز قيامت تمامى جن و انس را گرد مى آورد.

و يوم يحشرهم جميعا يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 147 - 4

4 - حضور در صحنه قيامت و برخورد با سزاى اعمال دنيوى ، فرجام همه انسانهاست .

لقاء الأخرة

كلمه «لقاء» (رسيدن و برخورد كردن) مصدرى است كه به مفعولش اضافه شده و فاعل آن محذوف است ; يعنى: «و لقائهم الأخرة».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 3

3 - قيامت ، روز حشر و گردآورى تمامى انسان ها ( نيكان و بدان ، و مؤمنان و مشركان )

للذين أحسنوا . .. و الذين كسبوا السيئات ... و يوم نحشرهم جميعاً

ضمير «هم» در «نحشرهم» به هر دو دسته نيكان و بدان برمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 36 - 6

6- قيامت ، روز برانگيخته شدن انسانها

قال ربّ فأنظرنى إلى يوم يبعثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 3

3- قيامت ، روز فراخوانى همه نسل ها و گروه هاى مردم ، همراه با پيشوايانشان

يوم ندعوا كلّ أناس بإممهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 102 - 2

2 - دميده شدن در صور ، و حشر در قيامت ، دو رخداد مرتبط با يكديگر

يوم ينفخ فى الصور و نحشر المجرمين

عطف «حشر» بر «نفخ صور» نشان از ارتباط آن دو با يكديگر در حادثه برپايى قيامت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 7

7- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى معنى « الفزع الأكبر » : ان الناس يصاح بهم صيحة واحدة فلايبقى ميّت إلاّ نشر و لا حىّ إلاّ مات إلاّ ما شاء اللّه ثمّ يصاح بهم صيحة أخرى فينشر من مات و يصفون جميعاً و تنشقّ السماء و تهدّ الأرض و تخرّ الجبال و تزفر النيران و ترمى بمثل الجبال شرراً فلايبقى ذو روح إلاّ إنخلع قلبه و ذكر ذنبه و شغل بنفسه إلاّ ما شاء اللّه ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه در معناى «فزع أكبر» فرمود: به درستى كه يك صيحه بر مردم زده مى شود كه مرده اى نمى ماند، مگر اين كه زنده مى شود وزنده اى نمى ماند، مگر اين كه مى ميرد، جز آنچه را كه خدا بخواهد. سپس صيحه ديگرى بر آنان زده مى شود و آنان كه مرده اند زنده گشته و همگى به صف كشيده خواهند شد. و آسمان شكافته و زمين در هم كوبيده و كوه ها فرو ريخته و آتش شعله هايى چون كوه بركشد، پس هيچ صاحب روحى نماند، مگر اين كه [از هراس] دل او كنده شود و گناهان خود را يادآورد و هر كس به فكر خويش باشد، مگر آنچه را خدا بخواهد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 79 - 6

6 - تجمع نهايى همه انسان هاى پراكنده در روى زمين ، در پيشگاه خدا ، پس از گذر از زندگى دنيوى

و هو الذى . .. و إليه تحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 8،9

8 - وعده الهى به گردآورى كافران هر امت ، براى محاكمه و مجازات در قيامت *

و يوم نحشر من كلّ أُمّة فوجًا ممّن يكذّب بايتنا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «حشر» مورد بحث در آيه مربوط به قيامت باشد.

9 - حشر گروهى از كافران هر امت در قيامت و رانده شدن آنان به سوى جايگاه محاكمه و مجازات *

و يوم نحشر من كلّ أُمّة فوجًا ممّن يكذّب بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 25 - 5،6،7،8

5 - خروج انسان ها از قبر در قيامت ، به خواست و دعوت خداوند است .

ثمّ إذا دعاكم دعوة من الأرض إذا أنتم تخرجون

بنابر اين كه «من الأرض» متعلق به «تخرجون» باشد، نكته ياد شده، استفاده مى شود.

6 - همه مردمان در روز قيامت ، با يك نداى خداوند ، به طور ناگهانى از دل خاك بيرون مى آيند .

ثمّ إذا دعاكم دعوة من الأرض إذا أنتم تخرجون

7 - مردگان ، در قيامت ، در پاسخ به نداى خداوند براى زنده شدن ، خود ، از قبر ها خارج مى شوند .

إذا دعاكم . .. إذا أنتم تخرجون

8 - معاد و حشر انسان ها در قيامت ، جسمانى است .

إذا دعاكم دعوة من الأرض إذا أنتم تخرجون

«من الأرض» متعلق به «دعاكم» است، در نتيجه آنچه در دل زمين قرار دارد و بيرون مى آيد، امرى جسمانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 26 - 6،7

6 - فرمان بردارىِ محضِ موجودات عالم از خداوند ، دليل اطاعت انسان ها از نداى او براى زنده شدن مجدد در قيامت است .

إذا دعاكم دعوة . .. إذا أنتم تخرجون . و له من فى السموت ... كلّ له قنتون

جمله «كلٌّ له قانتون» عطف به جمله «و له من فى . ..» است و جمله «و له من فى...» را مى توان به منزله دليلى براى آيه قبل تلقى كرد. بنابراين، معناى آيه چنين مى شود: به دليل اين كه همه، از جمله انسان ها تسليم محض خدايند، با صدور فرمان خداوند به برخاستن از قبر، زنده مى شوند.

7 - مالكيت مطلقِ خداوند بر تمامى هستى ، دليل توانايى وى بر حشر انسان ها درقيامت است .

ثمّ إذا دعاكم دعوة . .. إذا أنتم تخرجون . و له من فى السموت و الأرض

«و له من فى السماوات و. ..» مى تواند به منزله دليلى براى «ثمّ إذا دعاكم ... تخرجون» در آيه قبلى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 7

7 - روز قيامت ، روز برانگيخته شدن مردگان و احياى آنها است .

فهذا يوم البعث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 6 - 1

1 - قيامت ، روز برانگيخته شدن انسان ها براى محاكمه و كيفر و پاداش

يوم يبعثهم اللّه جميعًا فينبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 8

8 - قيامت ، روز فراهم آمدن انسان ها براى محاكمه و كيفر و پاداش

و اتّقوا اللّه الذى إليه تحشرون

«حشر» (مصدر «تحشرون») به معناى جمع كردن و فراهم آوردن است. فراهم آمدن مردم در قيامت، براى محاكمه و تعيين كيفر و پاداش براى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 18 - 1

1 - قيامت ، روز برانگيخته شدن انسان ها براى محاكمه

يوم يبعثهم اللّه جميعًا فيحلفون له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 3

3 - قيامت ، روز گرد هم آمدن همه انسان ها است .

ليوم الجمع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 24 - 5

5 - حشر و برانگيخته شدن انسان ها به پيشگاه خداوند در قيامت

و إليه تحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 18 - 1

1 - قيامت ، روز عرضه شدن و به نمايش در آمدن انسان ها در پيشگاه خداوند و در محكمه عدل او

يومئذ تعرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 4 - 1

1 - انسان ها ، در قيامت برانگيخته خواهند شد .

ألا يظنّ أُولئك أنّهم مبعوثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 3

3 - حاضران در صحنه قيامت ، در آغاز برپايى آن جهنم را مشاهده نمى كنند . *

و جاْىء يومئذ بجهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 6 - 4

4 - تمام مردم در قيامت ، با بيرون آورده شدن از زمين ، در صحنه محشر حضور خواهند يافت .

و أخرجت الأرض أثقالها . .. يومئذ يصدر الناس أشتاتًا

جمله «يصدر الناس»، ممكن است ناظر به رجوع مردم به حيات دوباره (معاد) باشد.

346- حضور انسان ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 52 - 5

5- حضور انسان ها در صحنهء قيامت ، همراه با ستايش خداوند است .

يوم يدعوكم فتستجيبون بحمده

«بحمده» حال براى ضمير «تستجيبون» است و معناى آن چنين است: شما دعوت خدا را اجابت مى كنيد در حالى كه خدا را حمد مى كنيد.

347- حضور در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 10

10 - كوبيده و نرم شدن زمين ، احساس حضور در پيشگاه خداوند و صفوف فرشتگان و مشاهده جهنم ، برطرف سازنده غفلت هاى انسان و احياگر حس پندپذيرى در او است .

إذا دكّت الأرض . .. يومئذ يتذكّر الإنسن

«يومئذ»، بدل براى «إذا» در «إذا دكّت الأرض. ..» و جمله «يتذكّر الإنسان» جزا براى آن است.

348- حق پذيرى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 28 - 2

2 - قيامت ، صحنه زانو زدن انسان و تسليم الزامى او در برابر حق

و ترى كلّ أمّة جاثية

349- حق پذيرى مؤمنان به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 27 - 9

9 - معتقدان به قيامت ، به دور از باطل گرايى و ايمن از زيان اخروى

يومئذ يخسر المبطلون

برداشت بالا، با استفاده از مفهوم آيه صورت گرفته است.

350- حق در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 8 - 2

2 - حق (نوع شايسته و بايسته رفتار و انديشه ها در پيشگاه خداوند)، وسيله سنجش اعمال و عقايد در قيامت است.

و الوزن يومئذ الحق

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «الحق» خبر براى «الوزن» باشد و كلمه «الوزن» به معناى ميزان (مقياس سنجش) باشد. مانند مثقال و كيلو كه مقياس سنجش و تعيين كننده سبكى و سنگينى اشياء است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 13 - 1،2

1 - قيامت ، روز جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل است .

ليوم الفصل

«فصل» به حايل بين دو چيز و نيز به داورى ميان حق و باطل گفته مى شود(قاموس المحيط). روز قيامت - چنان كه مفسران گفته اند - از اين رو «يوم الفصل» ناميده شده كه در آن روز، ميان خلايق جدايى ايجاد شده و حق از باطل تميز داده خواهد شد و مورد داورى قرار خواهد گرفت.

2 - جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل ، از مهم ترين خصيصه روز قيامت

ليوم الفصل

توصيف روز قيامت به «يوم الفصل»، در سلسله آيات مربوط به حوادث قبل و بعد از برپايى قيامت، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 14 - 1

1 - شناخت ژرفاى حقيقت و عظمت روز قيامت ( روز داورى ميان اهل حق و باطل ) ، بس دشوار و دست نايافتنى براى بشر

و ما أدريك ما يوم الفصل

از تعبير «و ما أدراك. ..»(چه چيز آگاه ساخت تو را...) استفاده مى شود: قيامت، حقيقتى بس بزرگ و عميق است كه كسى به

درستى و شايستگى از آن آگاه نيست و تنها در پرتو وحى الهى، قابل شناخت است.

351- حق ستيزان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 71 - 1،2،3

1 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، در روز قيامت غل به گردن خواهند داشت .

الذين يجدلون . .. إذ الأغلل فى أعنقهم

2 - كافران حق ستيز و ستيزه جو در قيامت ، با زنجير بر روى زمين كشان كشان برده مى شوند .

و السلسل يسحبون

«سلسلة» (مفرد «سلاسل») به معناى حلقه اى منظم از نظر طول است; يعنى، زنجير. «سحب» (مصدر «يسحبون») به معناى كشاندن چيزى بر سطح زمين است.

3 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، هنگام گرفتار شدن به عذاب الهى ، به عمق بطلان راه خود و پيامد رفتارشان آگاه خواهند شد .

فسوف يعلمون . إذ الأغلل فى أعنقهم و السلسل يسحبون

برداشت ياد شده، از آن جا است كه ظرف «إذ الأغلال . ..» متعلق به «يعلمون» مى باشد. «يسحبون» نيز حال از ضمير «هم» در «فى أعناقهم» است; يعنى، به زودى مى دانند آن گاه كه غل در گردن هايشان باشد و با زنجير كشان كشان برده مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 72 - 1

1 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، در قيامت به آب داغ و پر حرارت افكنده خواهند شد .

يسحبون . فى الحميم

يكى از معانى «حميم»، آب داغ و پر حرارت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 20 - 4

4- قيامت ، روز تحقّق هشدار ها و انذار هاى الهى براى كافران و حق ستيزان

و نفخ فى الصور ذلك يوم الوعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 26 - 5

5 - ظهور ماهيت زشت حق ستيزان منكر پيامبران ، در روز قيامت *

سيعلمون غدًا من الكذّاب الأشر

احتمال دارد «غداً» اشاره به روز قيامت داشته باشد.

352- حق طلبان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 26 - 4

4 - تحقق قيامت ، به منظور جدا شدن و شفاف گرديدن صفوف حق مداران از باطل گرايان است .

قل يجمع بيننا ربّنا ثمّ يفتح بيننا بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 21 - 1

1 - قيامت ، روز جدايى خوبان و بدان و حق مداران و باطل گرايان و داورى ميان آنان است .

هذا يوم الفصل

«فصل» به معناى فاصله و جدايى ميان دو شىء است و مقصود از آن در آيه شريفه، جدايى ميان خوبان و بدان و حق پويان و باطل گرايان و داورى ميان آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 40 - 3

3- قيامت ، روز جدايى حق از باطل و تمايز حق مداران از باطل گرايان

إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين

مراد از «فصل»، ممكن است جدا شدن صفوف حق و حق مداران، از باطل و باطل گرايان باشد.

353- حق گويى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 38 - 12

12 - آنان كه در قيامت ، رخصت سخن گفتن يافته اند ، سخنانى درست و به دور از هر گونه خطا خواهند گفت .

و قال صوابًا

«قال» در «قال صواباً» به جاى مضارع آمده است تا بر يقينى بودن آن دلالت كند. جمله «قال صواباً»، يا حاليه است و يا مستأنفه اى كه وضعيت پس از اذن را بيان مى كند.

354- حقانيت برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 73 - 9

9 - فرمان خداوند بر تحقق روز قيامت، فرمانى حق و به دور از بطلان و بيهودگى است.

و يوم يقول كن فيكون قوله الحق

355- حقانيت حسابرسى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 8 - 7

7 - سنجش اعمال در قيامت، حق و بر اساس عدل است.

و الوزن يومئذ الحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه «الوزن» به معناى مصدرى، يعنى سنجيدن باشد و «الحق» صفت براى خبر محذوف، كه تقدير آن چنين مى شود: «الوزن يومئذ الوزن الحق». يعنى: سنجيدن در آن روز، سنجشى حق و بر اساس عدل است.

356- حقانيت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 4

4 - منكران معاد در قيامت به حقانيت رستاخيز با سوگند اقرار مى كنند.

و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 8،16

8- برپايى قيامت ، حقيقتى ترديدناپذير است .

و أنّ الساعة لاريب فيها

جمله «لاريب فيها» جمله خبريه اى است كه از آن، مبالغه در نهى، اراده شده است; يعنى، نبايد در باره قيامت، ترديد كرد; چه اين كه در موضوع قيامت، جايى براى ترديد وجود ندارد!

16- معاد و برپايى قيامت ، وعده حق و تخلّف ناپذير الهى است .

ليعلموا أنّ وعد اللّه حقّ و أنّ الساعة لاريب فيها

عبارت «أنّ الساعة. ..» ممكن است تفسير كننده «أنّ وعد اللّه حقّ» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 11

11 - در روز قيامت ، حقانيت وقوع آن روز ، و نادرستى انكار آن ، به رخ منكرانِ قيامت كشيده مى شود .

فهذا يوم البعث و لكنّكم كنتم لاتعلمون

عبارت توبيخى «فهذا يوم البعث» قرينه است بر اين كه متعلق «لاتعلمون» حقانيت وقوع قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 6

6 - اهل ايمان ، آگاه به حقانيت رستاخيز و وقوع حتمى آن

و يعلمون أنّها الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 2،5

2 - برپايى قيامت ، وعده اى به حق از جانب خداوند و رخدادى حتمى و تخلف ناپذير

إنّ وعد اللّه حقّ و الساعة لاريب فيها

عطف جمله «الساعة. ..» بر جمله «إنّ وعد اللّه حقّ»، مى تواند تفسيرى و يا از قبيل عطف خاص بر عام باشد. و در هر صورت، مطلب بالا را افاده مى كند.

5 - صدور وعده قيامت ، از جانب خداوند ، خود كافى براى يقين به حقانيت آن

إنّ وعد اللّه حقّ و الساعة لاريب فيها

برداشت بالا بدان بدان احتمال است كه «إنّ وعد اللّه حقّ» تمهيد و زمينه چينى براى بيان شك ناپذيرى مسأله قيامت «لا ريب فيها» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 20 - 6

6- برپايى قيامت و تحقق هشدار هاى الهى ، از مصاديق حق

و جاءت سكرة الموت بالحقّ . .. ذلك يوم الوعيد

چنانچه «باء» در «بالحقّ» براى تعديه و مرگ و سكرات آن زمينه آشكار شدن حقايق باشد، نفخ صور و حيات مجدد اخروى و تحقق هشدارهاى الهى بى ترديد مصداقى از همان حقايق خواهد بود كه بر آدمى مكشوف مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 2 - 2

2 - سخن الهى درباره وقوع قيامت و تخلف ناپذير بودن آن ، حق و مبرا از هرگونه كذب و دروغ

ليس لوقعتها كاذبة

«كاذبة» مى تواند مصدر باشد (نظير «عافية و عاقبة»). در اين صورت لام در «لوقعتها»، به معناى «فى» است; يعنى، درباره واقع شدن قيامت دروغى وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 7 - 1

1 - برپايى قيامت و عذاب آن ، امرى است ممكن و داراى حقيقت .

و نريه قريبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 39 - 2

2 - برپايى قيامت ، حتمى و صحنه هاى آن ، سراسر حق و منزّه از هر گونه باطل است .

ذلك اليوم الحقّ

درباره «حقّ»، معانى گوناگونى گفته شده است از جمله اين كه اين كلمه مصدر و به معناى لزوم و ثبوت است و نيز نقطه مقابل باطل را «حقّ» گويند (مصباح). هر گاه مصدرى صفت قرار گيرد، بر مبالغه دلالت دارد; بنابراين «روز حق»; يعنى، روزى سراسر حق.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 2

2 - قيامت ، حقيقت دارد و نبايد آن را افسانه پنداشت .

الذين يكذّبون بيوم الدين . .. إذا تتلى عليه ءايتنا قال أسطير الأوّلين . كلاّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 1

1 - قيامت ، حقيقت دارد و نبايد آن را افسانه پنداشت .

الذين يكذّبون بيوم الدين . .. قال أسطير الأوّلين ...كلاّ

حرف «كلاّ» يا به معناى حقّا و يا براى «ردع» است و مخاطب را از پذيرش گفتار قبل، پرهيز مى دهد.

357- حقوق در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 161 - 12

12 - در قيامت به حق هيچ كس ظلمى نخواهد شد .

و هم لا يظلمون

358- حقيقت عمل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 17،19

17 - بازگشت همگان به سوى خداوند و آگاهى يافتن آنان از حقيقت كرده هاى خويش در قيامت، پرتوى از ربوبيت الهى است.

ثم إلى ربهم مرجعهم فينبئهم بما كانوا يعملون

19 - قيامت روز ظهور و برملاشدن اعمال آدمى و حقيقت آن است.

كذلك زينا لكل . .. فينبئهم بما كانوا يعملون

359- حقيقت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 49 - 6

6- قيامت ، حقيقتى خطير و بيم آفرين براى انسان ها

و هم من الساعة مشفقون

«اشفاق» به معناى عنايت همراه با خوف است و هرگاه به وسيله «من» متعدى شود، معناى ترس در آن بيشتر خواهد بود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 4

4- برپايى قيامت به معناى نيستى محض و نابودى كامل جهان طبيعت و آفرينش دوباره آن نيست ; بلكه به معناى در هم پيچيده شدن نظم كنونى آن و تبديل به نظم نوين است .

يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب

با توجه به تشبيه درهم پيچيدگى آسمان به پيچيده شدن طومار - كه به معناى حفظ اصل و موجوديت آن همراه با از بين رفتن نظام حاكم بر آن است - مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 144 - 4

4 - قيامت ، روز رستاخيز انسان ها

يوم يبعثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 68 - 3

3 - مرگ و رستاخيز ، حقيقتى عام و در برگيرنده تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين و نه مخصوص انسان ها

و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض . .. ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم ق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 85 - 11

11 - حقيقت قيامت ، بازگشت انسان ها به سوى خداوند است .

و عنده علم الساعة و إليه ترجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 3 - 3

3 - حقيقت قيامت و ژرفاى عظمت آن ، تنها از راه وحى قابل شناخت و دستيابى است .

و ما أدريك ما الحاقّة

آيات 13 تا 17 اين سوره، در جهت بيان بخشى از حقايق مربوط به قيامت است. از مجموع آنها مى توان استفاده كرد كه حقايق عميق قيامت، از طريق خود وحى براى انسان ها قابل شناخت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 14 - 1،3

1 - شناخت ژرفاى حقيقت و عظمت روز قيامت ( روز داورى ميان اهل حق و باطل ) ، بس دشوار و دست نايافتنى براى بشر

و ما أدريك ما يوم الفصل

از تعبير «و ما أدراك. ..»(چه چيز آگاه ساخت تو را...) استفاده مى شود: قيامت، حقيقتى بس بزرگ و عميق است كه كسى به درستى و شايستگى از آن آگاه نيست و تنها در پرتو وحى الهى، قابل شناخت است.

3 - حقيقت قيامت و ژرفاى عظمت آن ، تنها از راه وحى قابل شناخت و دستيابى است .

و ما أدريك ما يوم الفصل

از اين كه آيه مورد بحث، در ميان آيات مربوط به قيامت است قرار دارد، مى توان استفاده كرد كه حقايق عميق قيامت، تنها از طريق خود وحى براى بشر قابل شناخت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 17 - 1

1 - شناخت حقيقت قيامت ، براى همگان ميسّر نيست .

و ما أدريك ما يوم الدين

استفهام «ما أدراك» (چه چيز تو را دانا ساخت)، حاكى از محروميت عموم مردم از ابزار شناخت قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 18 - 1

1 - انسان ، فاقد ابزار شناخت براى تصور قيامت و پى بردن به حقيقت آن

ثمّ ما أدريك ما يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 6 - 8

8 - قيامت ، ميعاد ملاقات انسان با خداوند است .

فملقيه

360- حقيقت كوبندگى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 3 - 2

2 - شناخت ابعاد قيامت و حقيقت حوادث كوبنده آن ، براى همگان امكان پذير نيست .

و ما أدريك ما القارعة

361- حكمت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 39 - 1

1 - روز قيامت ، روزى عظيم و برپايى آن كارى حكيمانه است .

ذلك اليوم الحقّ

«ذلك» اشاره به دور است. به قرينه «عذاباً قريباً» - در آيه بعد - مراد از دورى قيامت، تأخير زمانى آن نيست; بلكه بيانگر عظمت والا و فراتر از حد تصور آن است. «حقّ» به چيزى گفته مى شود كه براساس حكمت پديد آمده باشد.

362- حل اختلاف در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 25 - 9

9 - قيامت ، روز پايان اختلافات و حل شدن نهايى آنها است .

إنّ ربّك هو يفصل بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 17

17 - قيامت ، روز پايان و فيصله يافتن اختلافات فكرى و عقيدتى بشر

إنّ اللّه يحكم بينهم فى ما هم فيه يختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 10 - 2

2 - قيامت ، صحنه روشن شدن حقايق و حل اختلافات انسان ها به وسيله خداوند

و ما اختلفتم فيه من شىء فحكمه إلى اللّه

برداشت ياد شده بنابر اين نكته است كه حكم الهى در «فحكمه» جنبه عينى و واقعى داشته باشد; يعنى، آشكاركردن حقايق در مورد اختلافات، با توجه به آيات پيشين - كه در زمينه قيامت بود - به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 17 - 1

1 - قيامت روز داورى بين مردم و رفع اختلافات آنان

يوم الفصل

«فصل»; يعنى، جداسازى دو چيز از يكديگر به گونه اى كه ميان آن دو فاصله افتد. اطلاق اين كلمه بر روز قيامت، به اعتبار روشن شدن حق از باطل و يا پايان دادن به اختلاف مردم و قضاوت در ميان آنان است. (مفردات راغب)

363- حوادث قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 1 - 4

4- حسابرسى ، از رخداد هاى مهم قيامت است .

اقترب للناس حسابهم

آغاز شدن سوره با طرح مسأله حسابرسى و بيان آن از ميان ديگر رخدادهاى قيامت، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 15 - 5

5 - طرح جزئيات حوادث قيامت در قرآن ، نشانه وحى بودن آن

فلاأُقسم

جمله «إنّه لقول رسول» در آيات بعد - كه سوگندهاى مكرر در اين آيات، مربوط به آن است - از انتساب قرآن به فرستاده الهى حكايت دارد. حرف «فاء» در آيه شريفه، مجموعه را بر آيات پيشين تفريع كرده است كه درباره حوادث قيامت بود; يعنى، حال كه رخدادهاى قيامت و آينده جهان را بيان كرديم، جاى آن دارد كه قرآن را به مبدأ وحى مربوط بدانيد.

364- حيوانات در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 38 - 9

9 - حيوانات داراى نوعى اراده، اختيار، شعور و تكليف و جزا و پاداش در قيامت

أمم أمثالكم . .. ثم إلى ربهم يحشرون

365- حيوانات وحشى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 5 - 1،2

1 - حيوانات غير اهلى با مشاهده حوادث برپايى قيامت ، پناهگاه هاى خود را ترك كرده ، گرد هم جمع خواهند شد .

و إذا الوحوش حشرت

«وحوش» جمع «وَحْش» است. به حيواناتى كه در خشكى زندگى مى كنند و با يكديگر الفت نمى گيرند، «وَحْش» و «وحشىّ» - كه گويا حرف ياء در آن براى تأكيد است - گفته مى شود (مصباح). «حشر»; يعنى، «جمع» (لسان العرب). راغب مى گويد: «حشر»; يعنى، بيرون آوردن گروهى از جايگاهشان و متوجّه ساختن آنان به جنگ و نظاير آن، بنابراين حشر حيوانات; يعنى، بيرون شدن آنها از پناهگاه خود و جمع گشتن آنها گرد يكديگر.

2 - شدت هول و هراس حيوانات از حوادث پايانى دنيا ، جايى براى فكر تهاجم به يكديگر در خيال آنان باقى نمى گذارد .

و إذا الوحوش حشرت

مراد از «حشر حيوانات» محشور شدن آنها در قيامت و يا اجتماعشان هنگام ترس از حوادث آغازين قيامت است. ذكر اين حادثه در ميان حوادث پايانى دنيا و تقارن آن با «رها شدن شتران آبستن» (و إذا العشار عطلّت)، شواهدى بر دومين احتمال است.

366- خائنان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 161 - 6،7،8،11،16

6 - روز رستاخيز ، عرصه حشر خيانتكاران به همراه آنچه ( اموال و . . . ) در آن خيانت كرده اند .

و من يغلل يأت بما غلّ يوم القيمة

در برداشت فوق، «باء» در «بما غلّ»، باء مصاحبت گرفته شده است.

7 - تجسم رفتار ناپسند خيانتكاران در روز رستاخيز

و من يغلل يأت بما غلّ يوم القيمة

برخى برآنند كه مراد از «ما غلّ»، آن مالى كه در دنيا مورد خيانت واقع شده، نيست ; بلكه گناه خيانتكارى در قيامت تجسّم مى يابد و خيانتكار همراه آن گناهِ مجسّم در صحنه قيامت حاضر مى شود.

8 - رسوايى و مجازات خيانتكاران در قيامت

و من يغلل يأت بما غلّ يوم القيمة ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت

11 - خيانتكاران ، دريافت كنندگان كامل ( بدون كم و زياد ) جزاى رفتار ناپسند خويش ، در روز رستاخيز

و من يغلل . .. ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لايظلمون

16 - به مجازات رسيدن خيانتكاران در اموال امام در قيامت

و من يغلل يأت بما غلّ

امام صادق (ع): الغلول كلّ شىء غلّ عن الامام.


تفسير عياشى، ج 1، ص 205، ح 148 ; تفسير برهان، ج 1، ص 324، ح 2.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 109 - 2،5،6

2 - در روز قيامت ، هيچكس توان دفاع از خائن را در برابر خداوند ندارد .

هأنتم هؤلاء جدلتم . .. فمن يجدل اللّه عنهم يوم القيمة

5 - دادخواهى خداوند از خيانت پيشگان در قيامت

فمن يجدل اللّه عنهم يوم القيمة

6 - در قيامت ، مانعى در برابر اجراى حكم الهى در مورد خائنان نخواهد بود .

فمن يجدل اللّه عنهم يوم القيمة ام من يكون عليهم وكيلا

367- خبر از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 67 - 4

4 - نقش حياتى و سازنده اخبار و اطلاعات مربوط به توحيد ، قيامت و رسالت پيامبراسلام براى بشر

قل هو نبؤا عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 68 - 1،3

1 - اخبار مهم و سودمند مربوط به توحيد ، قيامت و رسالت پيامبراسلام ، از سوى مشركان و كافران مورد بى اعتنايى و اعراض قرار مى گرفت .

قل هو نبؤا عظيم . أنتم عنه معرضون

3 - اخبار مربوط به توحيد ، قيامت و رسالت پيامبراسلام ، درخور تأمل و تفكر

هو نبؤا عظيم . أنتم عنه معرضون

محكوم كردن روى گردانى از اخبار بزرگ و سودمند مربوط به قيامت و. .. و بى اعتنايى به آنها، مى رساند كه انسان بايد به تأمل و انديشه در آنها بپردازد و از آنها روى گردانى نكند.

368- خجلت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 11

11 - سرافكندگى و شرمندگى ، از جمله عذاب هاى روز قيامت است .

و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم . .. فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا

«هذا» مى تواند مفعول فعل «ذوقوا» باشد و مشاراليه آن مضمون «ناكسوا رءوسهم. ..» باشد.

369- خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 4

4 - خداوند ، در روز قيامت و در مجمع پيامبران ، نعمت هاى ارزانى شده به عيسى و مادرش مريم رابه وى يادآورى خواهد كرد .

يوم يجمع اللّه الرسل فيقول . .. اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و عل

كلمه «اذ» در «اذ قال اللّه» بدل اشتمال براى كلمه «يوم . ..» مى باشد.

370- خداترسان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 1،2

1 - حاضران در قيامت ، به دو دسته متمايزِ طغيان گران و خداترسان دور از هوا و هوس ، تقسيم خواهند شد .

فأمّا من طغى . .. و أمّا من خاف مقام ربّه

در تركيب آيات حاضر، گفته شده است كه جمله «فإذا جاءت الطامّة الكبرى» حاوى ادات شرط و فعل شرط است و تقسيم حاضران به دو دسته - كه از جملات «فأمّا من طغى. .. و أمّا من خاف...» استفاده مى شود - جزاى آن است.

2 - خداترسان دور از هواپرستى با حضور در صحنه قيامت ، كردار خويش را به ياد آورده و جزاى آن را خواهند ديد .

يوم يتذكّر . .. و أمّا من خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 38 - 2

2 - انسان هاى پاك ، تذكّرپذير ، هدايت جو و خداترس ، در قيامت چهره اى نورانى خواهند داشت .

لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... وجوه يومئذ مسفرة

371- خرافه بودن قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 11

11 - منكران قيامت ، آن را خرافه اى ساخته و پرداخته افسانه پردازان پيشين مى دانند .

و ما يكذّب به إلاّ. .. قال أسطير الأوّلين

372- خزاين قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 17

17 - « فى الخبر النبوىّ (صلی الله علیه و آله) أنّه يُفتَح للعبد يوم القيامة على كلّ يوم من أيّام عمره أربعة و عشرون خزانةً . . . يُفتَح له خزانةٌ . . . فيراها فارغةً ليس فيها ما يسرّه و لا ما يسؤوه و هى الساعة التى نام فيها أو اشتغل فيها بشىء من مباحات الدنيا فيناله من الغبن و الأسف على فواتها . . . ما لايُوصَف و من هذا قوله تعالى : « ذلك يوم التغابن » ;

در روايتى از پيامبر(صلی الله علیه و آله) آمده كه براى بنده در قيامت، براى هر روز از ايام عمرش 24 خزانه باز مى شود . .. خزانه اى براى او بازمى گردد كه آن را خالى مى بيند و چيزى كه او را خوشحال يا ناراحت كند در آن نيست. اين همان ساعتى است كه در آن خوابيده و يا مشغول كارهاى مباح دنيا بوده است. پس غبن و تأسف بر از دست دادن آن ساعت، به او دست مى دهد ... به اندازه اى كه قابل توصيف نيست و در همين باره است سخن خداى تعالى: و ذلك يوم التغابن».

373- خصلتهاى انسان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 7

7 - قيامت، صحنه بروز ملكات و خصلتهاى تثبيت شده و پنهان آدمى

و اللّه ربنا ما كنا مشركين

مشركان در قيامت دروغ مى گويند، حال آنكه براى آنان فايده اى ندارد. دليل اين كار، به فرموده صاحب الميزان، رسوخ خصلت دروغگويى در آنهاست.

374- خضوع در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 111 - 6

6 - ظهور حيات حقيقى و فنا ناپذير خداوند و قيوميت او بر هستى در قيامت ، مايه خضوع و ذلت عميق آدميان در برابر او خواهد شد .

و عنت الوجوه للحىّ القيّوم

375- خطاكاران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 37 - 1

1 - « غسلين » ( خونابه و چرك ) ، غذاى مخصوص خطاپيشگان در قيامت

غسلين . لايأكله إلاّ الخط-ون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 6

6 - خطاكاران در قيامت با مشاهده جهنم ، فرصت هاى از دست رفته را به ياد آورده و متوجّه آثار و پيامد هاى كردار خويش مى گردند .

يومئذ يتذكّر الإنسن

«ال» در الإنسان»، ممكن است عهد ذكرى و اشاره به انسانى باشد كه در آيات پيشين، فريفته نعمت ها و شِكوه گزار تنگدستى ها معرفى شده است. هم چنين مى تواند براى استغراق باشد و تذكر يافتن را به همه انسان ها تعميم دهد. آيات بعد، احتمال نخست را تقويت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 24 - 1

1 - خطاكاران در قيامت ، فرورفته در حسرت و پشيمان از ترك ذخيره سازى توشه آخرت

و جاْىء يومئذ بجهنّم . .. يقول يليتنى قدّمت لحياتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 26 - 1

1 - خداوند در قيامت ، خطاكاران را چنان به بند مى كشد كه از هيچ كس ساخته نيست .

و لايوثق وثاقه أحد

ضمير «وثاقه» به «ربّك» در آيات پيشين برمى گردد. «وثاق» اسم مصدر براى «ايثاق» (به بند كشيدن) است; نظير عطا و اعطاء. اين كلمه به معناى آنچه چيزى را با آن ببندند، نيز آمده است (مفردات راغب)، ولى اين معنا با تركيب آيه شريفه سازگار نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 9 - 4

4 - تشبيه خطاپيشگان در قيامت ، به جان باختگانى كه تحمّل مرگ آنان براى مادرشان هلاكت آفرين است . *

فأُمّه هاوية

فعل «هوى» در معانى مختلفى - از جمله «سَقَطَ» و «مات» - به كار رفته است (قاموس). بنابر معناى دوم، كلمه «هاوية»، به معناى «هالكة» خواهد بود نسبت دادن هلاكت به مادر كسى كه ميزان اعمال او سبك است، كنايه از عظمت سختى هاى وارد بر وى است; به گونه اى كه در آن موارد، مادران تاب تحمّل چنين وضعى را براى فرزند خود نداشته و هلاك خواهند شد. در اين صورت مرجع ضمير «هى» در آيه بعد، عنوان «داهية» (مصيبت بزرگ) خواهد بود كه مفاد جمله «فأُمّه هاوية» است.

376- خطر غفلت از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 1

1 - خداوند در وادى طوى ، خطر منكران قيامت را در بازداشتن موسى ( ع ) از توجه به قيامت ، به او گوشزد كرد و او را از فريب كارى آنان برحذر داشت .

فاعبدنى . .. فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها

ضميرهاى «عنها» و «بها» به «الساعة» (در آيه قبل) برمى گردد.

377- خنده در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 43 - 5

5 - قيامت ، روز خنده و گريه خلايق *

ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى . .. و أنّه هو أضحك و أبكى

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه اين آيه - به قرينه آيات پيشين - در ارتباط با قيامت باشد.

378- خنده رويان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 39 - 1

1 - گروهى از مردم ، با چهره هاى خندان در صحنه قيامت حضور خواهند داشت .

ضاحكة

379- خواسته هاى اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 13 - 3

3 - تكذيب كنندگان قيامت ، به هنگام گرفتارى در تنگناى آتشين دوزخ ، مرگ و نابودى خويش را خواهند خواست .

و إذا أُلقوا منها مكانًا ضيّقًا مقرّنين دعوا هنالك ثبورًا

«ثبوراً» به معناى هلاكت است و «دعا» (ريشه «دعوا») به معناى خواندن با صداى بلند است و مقصود از «دعوا» اين است كه تكذيب كنندگان قيامت، فرياد مى كشند و مرگ را آرزو و طلب مى كنند.

380- خواسته هاى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 2

2- منكران ربوبيت خدا و كافران به قيامت از سر استهزا و ناباورى ، خواهان تعجيل در فرا رسيدن عذاب هاى موعود

يستعجلونك بالسيئة

«استعجال» (مصدر يستعجلون) به معناى درخواست عجله است. حرف «باء» در «بالسيئة» براى تعديه و «ال» در آن عهد ذهنى است ; يعنى، آن بدى و مراد از آن به قرينه «قد خلت من قبلهم المثلات» عذاب است. بنابراين «يستعجلونك بالسيئة» ; يعنى، از تو مى خواهند در آوردن آن عذاب وعده داده شده تعجيل كنى.

381- خوبان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 21 - 1

1 - قيامت ، روز جدايى خوبان و بدان و حق مداران و باطل گرايان و داورى ميان آنان است .

هذا يوم الفصل

«فصل» به معناى فاصله و جدايى ميان دو شىء است و مقصود از آن در آيه شريفه، جدايى ميان خوبان و بدان و حق پويان و باطل گرايان و داورى ميان آنان است.

382- خورشيد در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 1 - 1،5

1 - خورشيد در آستانه آخرت ، با چرخاندنى شديد در هم پيچانده شده و خاموش خواهد شد .

إذا الشمس كوّرت

«كَوْر» و «تكوير» به معناى پيچاندن است، جز اين كه «تكوير» بر مبالغه نيز دلالت دارد. مراد آيه شريفه اين است كه خورشيد، به شدت بهم پيچانده خواهد شد. برخى «تكوير شمس» را به معناى نابود ساختن خورشيد و گروهى ديگر به معناى از بين بردن نور آن دانسته اند. (لسان العرب)

5 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : الشمس و القمر مكوّران يوم القيامة ;

از پيامبر(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: خورشيد در روز قيامت به هم پيچانده شده و ماه نيز چنين خواهد شد».

383- خويشاوندان اصحاب يمين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 9 - 6

6 - « قاسم بن محمد عن علىّ قال : سمعت أباعبداللّه ( ع ) يقول : إنّ اللّه تبارك و تعالى إذا أراد أن يحاسب المؤمن أعطاه كتابه بيمينه و حاسبه . . . و هو قول اللّه عزّوجلّ « . . . و ينقلب إلى أهله مسروراً » قلت : أىُّ أهل ؟ قال : أهله فى الدنيا هم أهله فى الجنّة إن كانوا مؤمنين ;

قاسم بن محمد از على [بن ابى حمزه] روايت نموده كه گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: خداى تبارك و تعالى، زمانى كه بخواهد شخص مؤمن را محاسبه كند، نامه عملش را به دست راست او مى دهد و او را محاسبه مى كند . .. و اين است سخن خداى عزّوجلّ «... و ينقلب إلى أهله مسروراً». گفتم: مراد كدام اهل است؟ فرمود: آنان كه در دنيا اهل او بودند; اگر مؤمن باشند در آخرت نيز اهل او خواهند بود».

384- خويشاوندان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 18 - 4،5

4 - در قيامت ، حتى خويشاوندان هم از به دوش كشيدن بارگناه كسان خود ، سر باز مى زنند .

و إن تدع مثقلة إلى حملها لايحمل منه شىء و لو كان ذاقربى

5 - بى ياورى انسان در قيامت ، حتى از سوى خويشاوندان خود

و إن تدع مثقلة إلى حملها لايحمل منه شىء و لو كان ذاقربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 10 - 1،2

1 - در روز رستاخيز ، هيچ دوست صميمى و خويشاوندى ، از حال ديگرى جويا نمى شود .

و لايسئل حميم حميمًا

«حميم»به فردى مى گويند كه به انسان نزديك و دلسوز باشد. از مصاديق بارز آن، خويشاوندان و دوستان صميمى و دلسوز است.

2 - در روز محشر ، هيچ خويشاوندى و دوست صميمى از يكديگر استمداد نمى كند .

و لايسئل حميم حميمًا

يكى از كاربردهاى واژه «سؤال»، طلب و درخواست (استمداد) است. برداشت ياد شده مبتنى بر اين معنا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 2

2 - اهل محشر ، در عين ديدن و شناختن كامل خويشان و دوستان صميمى خود ، از حال آنان جويا نشده و از آنان استمداد نخواهند كرد .

و لايسئل حميم حميمًا . يبصّرونهم

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «يبصّرونهم»، حال براى جمله پيشين (لايسئل حميم حميمًا) باشد.

385- خويشاوندان مؤمنان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 9 - 6

6 - « قاسم بن محمد عن علىّ قال : سمعت أباعبداللّه ( ع ) يقول : إنّ اللّه تبارك و تعالى إذا أراد أن يحاسب المؤمن أعطاه كتابه بيمينه و حاسبه . . . و هو قول اللّه عزّوجلّ « . . . و ينقلب إلى أهله مسروراً » قلت : أىُّ أهل ؟ قال : أهله فى الدنيا هم أهله فى الجنّة إن كانوا مؤمنين ;

قاسم بن محمد از على [بن ابى حمزه] روايت نموده كه گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: خداى تبارك و تعالى، زمانى كه بخواهد شخص مؤمن را محاسبه كند، نامه عملش را به دست راست او مى دهد و او را محاسبه مى كند . .. و اين است سخن خداى عزّوجلّ «... و ينقلب إلى أهله مسروراً». گفتم: مراد كدام اهل است؟ فرمود: آنان كه در دنيا اهل او بودند; اگر مؤمن باشند در آخرت نيز اهل او خواهند بود».

386- خويشاوندى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 10

10 - خويشاوندى با پيامبران و از نسل ايشان بودن ، در قيامت كارساز نبوده و موجب رهايى از پيامد هاى اعمال نخواهد شد .

تلك أمة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم

بيان اين معنا كه پاداش عمل پيامبران براى ديگران سودمند نخواهد بود، در خطاب كسانى كه از نسل پيامبرانى چون ابراهيم، اسحاق و يعقوب هستند، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 10

10 - خويشاوندى با پيامبران و از نسل ايشان بودن ، در قيامت كارساز نبوده و موجب رهايى از پيامد هاى اعمال نخواهد شد .

تلك أمة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم

بيان اين معنا - كه پاداش عمل پيامبران براى ديگران سودمند نخواهد بود - در خطاب به كسانى كه از نسل پيامبرانى چون: ابراهيم، اسحاق و يعقوب هستند، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 3 - 1،6

1 - پيوند هاى خويشاوندى و خانوادگى ، بى ثمر در روز قيامت

لن تنفعكم أرحامكم

6 - قيامت روز گسسته شدن پيوند ها و جدايى خويشاوندان و فرزندان از والدين

لن تنفعكم . .. يوم القيمة يفصل بينكم

387- خيرگى چشم در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 42 - 6،10

6- خيره شدن چشمان ستمگران و مبهوت ماندن آنان از شدت ترس در روز قيامت

و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر

10- قيامت ، روز خيره شدن چشم ها از شدت ترس و هولناكى آن

ليوم تشخص فيه الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 43 - 1،2،3

1- ستمگران ، در قيامت ، شتابان و با ترس و ذلت سر برافراشته و چشم دوخته ، محشور خواهند شد .

و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم

«اهطاع» به معناى حركت سريع همراه با ترس است و «اقناع» به معناى سر برافراشتن و خيره شدن چشم به چيزى با حالت ذلت و خوارى است (لسان العرب).

2- ستمگران بر اثر وحشت روز قيامت ، از حركت پلك هاى چشم ناتوان و دلشان تهى از تدبير و چاره جويى خواهد بود .

يعمل الظلمون . .. لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء

3- شدت وحشت و اضطراب و بهت زدگى غير قابل توصيف ستمگران در قيامت

يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 102 - 4

4 - مجرمان در لحظه حضور در قيامت ، با نگرانى به فرجام خويش چشم دوخته و مات و حيرت زده خواهند بود .

و نحشر المجرمين يومئذ زرقًا

«زرقاً» حال براى «المجرمين» است و مفرد آن «أزرق» يا «زرقاء» به كسى گفته مى شود كه سفيدى چشم او سياهى آن را بپوشاند (لسان العرب). اين حالت نشانِ چشم دوختن و خيره شدن مجرمان است و از اضطراب شديد درونى آنان حكايت دارد. برخى گفته اند: سفيد شدن چشم، ملازم با كورى آن است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 4

4- خيرگى و بهت زدگى كافران هنگام برپايى قيامت

و اقترب الوعد الحقّ فإذا هى شخصة أبصر الذين كفروا

«شخوص» به معناى دوختن چشم به يك شىء، بدون تحرك است غالباً چنين حالتى براى افراد مبهوت پيش مى آيد.

388- در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 38 - 6

6 - پيروى كنندگان از رهنمود ها و هدايت هاى الهى ، هيچ ترس و اندوهى در قيامت نخواهند داشت .

فمن تبع هداى فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون

كلمه «خوف» (ترس و نگرانى) نكره است و چون پس از حرف نفى واقع شده، معناى شمول را مى رساند; يعنى: هيچ خوف و ترسى بر آنان نيست. همچنين فعل، آن گاه كه منفى شود، دلالت بر نبود همه مصداقها دارد. بنابراين «ولاهم يحزنون» يعنى هيچ حزن و اندوهى ندارند.

389- درجات قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 132 - 3

3 - قيامت، روز اعطاى درجات و يا سقوط به دركات است.

و لكل درجت مما عملوا

اگر چه در آيه شريفه تنها درجات مذكور شده است، ولى شامل دركات نيز مى گردد. چون درجات و دركات آميخته به يكديگرند.

390- درخشندگى صورت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 23 - 5

5 - « قال على بن موسى الرضا ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « وجوه يومئذ ناضرة . إلى ربّها ناظرة » يعنى مشرقة تنتظر ثوابَ ربّها ;

امام رضا(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ: «وجوه يومئذ ناضرة . إلى ربّها ناظرة» فرمود: يعنى (صورت هايى درآن روز) درخشيده است و در انتظار ثواب پروردگارشان اند».

391- درخواست برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 158 - 2

2 - تحقق برخى از آيات الهى (برخى از حقايق مطرح شده در قرآن، مانند قيامت) از شرايط مشركان تكذيب كننده قرآن براى ايمان به آن

هل ينظرون إلا أن . .. يأتى بعض ءايت ربك

مراد از «بعض آيات ربك»، به دليل «لا ينفع نفساً إيمانها»، آيتى است كه مشاهده آن، حتى منكران قرآن را به ايمان وامى دارد. بنابراين مى توان گفت مقصود، قيامت و مانند آن است. گفتنى است تكرار فعل «إتيان» (تأتيهم، يأتى ربك و يأتى بعض آيات) در آيه شريفه حكايت از تفاوت معناى اراده شده از هر يك دارد. «إتيان» در «يأتى بعض آيات» به معناى تحقق يافتن است.

392- درخواست تعجيل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 14 - 3

3 - كافران ، از روى ناباورى خواستار تعجيل در برپايى قيامت

يسئلون أيّان يوم الدين . .. هذا الذى كنتم به تستعجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 27 - 4

4 - كافران و منكران معاد ، خواستار تحقق سريع وعده برپايى قيامت

و يقولون متى هذا الوعد . .. و قيل هذا الذى كنتم به تدّعون

«تدّعون» مى تواند از ماده «دعا» باشد. در اين صورت به معناى «تطلبون» (درخواست مى كرديد) خواهد بود. برداشت ياد شده مبتنى بر اين معنا است.

393- دردناكى دود قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 3

3- تهديد مشركان حق ستيز مكه ، از سوى خداوند به عذابى دنيوى و تيره كننده زندگى

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «دخان مبين»، كنايه از تيره روزى و عذاب دنيوى باشد، چه اين كه برخى از مفسران اين آيه را پاسخى به دعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته اند كه از خداوند خواست تا براى بيدار شدن مشركان، آنان را به قحطى اى همچون دوران يوسف مبتلا كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 3

3- دود هاى متراكم قيامت ، شكنجه آور ، دردآفرين و در بر گيرنده تمامى كفرپيشگان

يغشى الناس هذا عذاب أليم

ممكن است اين آيات در مورد عذاب اخروى باشد.

394- درك حقايق در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 8،9

8- چشم هاى نابينا در برابر حق ، در قيامت ، شعله هاى آتش دوزخ را خواهد ديد .

و عرضنا جهنّم يومئذ للكفرين عرضًا . الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى

عرضه شدن جهنم بر كافران در قيامت و رويت آن، عقوبتى متناسب با بهره نبردن آنان از بينايى براى شناخت خداوند است، همانگونه كه گوش ناشنواى آنان نيز صداى جهنم را درخواهد يافت، زيرا، عرضه جهنم، محدود به عرضه بصرى نيست.

9- گوش هاى عاجز از دريافت پيام هاى خداوند ، در قيامت ، شنواى صداى دوزخ خواهد بود .

و عرضنا جهنّم . .. الذين ... كانوا لايستطيون سمعًا

395- درك عظمت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 14 - 1

1 - شناخت ژرفاى حقيقت و عظمت روز قيامت ( روز داورى ميان اهل حق و باطل ) ، بس دشوار و دست نايافتنى براى بشر

و ما أدريك ما يوم الفصل

از تعبير «و ما أدراك. ..»(چه چيز آگاه ساخت تو را...) استفاده مى شود: قيامت، حقيقتى بس بزرگ و عميق است كه كسى به درستى و شايستگى از آن آگاه نيست و تنها در پرتو وحى الهى، قابل شناخت است.

396- درك قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 3 - 2

2 - شناخت ابعاد قيامت و حقيقت حوادث كوبنده آن ، براى همگان امكان پذير نيست .

و ما أدريك ما القارعة

397- درك كمبودها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 5

5 - آدميان در قيامت ، كمبود ها و كاستى هاى خويش را درك و احساس خواهند كرد .

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

398- درك ويژگيهاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 3 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در شناخت ويژگى هاى قيامت ، نيازمند تعليم الهى است .

و ما أدريك ما القارعة

خطاب در آيه شريفه گرچه متوجه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيست; ولى چون آن حضرت خطاب را دريافت كرده است، او نيز از زمره مخاطبان خواهد بود.

399- دركات قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 132 - 3

3 - قيامت، روز اعطاى درجات و يا سقوط به دركات است.

و لكل درجت مما عملوا

اگر چه در آيه شريفه تنها درجات مذكور شده است، ولى شامل دركات نيز مى گردد. چون درجات و دركات آميخته به يكديگرند.

400- دروغ در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 1

1 - مشركان در قيامت به دروغ منكر شرك ورزى خويش در دنيا مى شوند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين. انظر كيف كذبوا على أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 11

11 - مشركان حتى در قيامت دروغ مى گويند.

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب . .. و إنهم لكذبون

401- دروغگويان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 16

16- قيامت ، روز تمايز مؤمنان راستين از مدعيان دروغين

بل نظنكم كذبين . .. إنهم ملقوا ربهم

402- دروغگويى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 19،20

19- كافران در قيامت ، در دفاع از خود به دروغ گويى خواهند پرداخت .

ما كنّا نعمل من سوء بلى إن الله عليم بما كنتم تعملون

20- امكان دروغ گويى در قيامت

ما كنّا نعمل من سوء بلى إن الله عليم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 11،12

11 - كافران ، در قيامت ، دروغ پردازى مى كنند .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا . .. كذلك كانوا يؤفكون

از جمله معناهاى «إفك»، انصراف از راستى در گفتار به دروغ گويى است (مفردات راغب).

12 - دروغ پردازى ، در قيامت ، ممكن است .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون . .. كذلك كانوا يؤفكون

403- درياها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 6 - 1،2

1 - دريا ها در آستانه قيامت ، لبريز شده و آب آن به اطراف سرازير خواهد گشت .

و إذا البحار سجّرت

«سَجَر» و «سَجَّر» به معناى «مَلأَ» (پر گردانيد) است. برخى «تسجير» را به معناى «تفجير» (روان ساختن) گرفته اند (لسان العرب). بنابراين «سجّرت» - كه تشديد آن براى مبالغه است - يعنى كاملاً لبريز و به اطراف سرازير گشت. فرّاء گفته است: «مسجر»; يعنى، آنچه آب آن فروكش كرده باشد (لسان العرب) و قاموس «مسجور» را شعلهور شده معنا كرده است. براساس اين دو معنا، آب درياها تبخير شده و نابود خواهد گشت.

2 - آب دريا ها ، هنگام پيدايش نشانه هاى قيامت ، به شدّت داغ و جوشان خواهد شد . *

و إذا البحار سجّرت

«مسجور»; يعنى، شعلهور شده (قاموس). اين احتمال كه «سجّرت»، ناظر به اين معنا باشد، منتفى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 3 - 1

1 - پيدايش شكاف هاى وسيع و فراوان در دريا ها و راه يافتن آب آنها به نقاط ديگر زمين ، در آستانه قيامت

و إذا البحار فجّرت

«فجر» به معناى ايجاد شكاف وسيع (مفردات راغب) و باز شدن راه (مقاييس اللغة) است. باب تفعيل اين كلمه، دلالت بر كثرت دارد. (تاج العروس)

404- دشمنان خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 19 - 2

2 - دشمنان خدا از پراكنده شدن و فرار در مسير حركت به طرف جهنم ، باز داشته مى شوند .

و يوم يحشر أعداء اللّه إلى النار فهم يوزعون

«وزع» (مصدر «يوزع») به معناى منع و باز داشتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 3 - 4

4 - « عن الزهرى قال : سمعت على بن الحسين ( ع ) يقول : . . . « إذا وقعت الواقعة » يعنى القيامة ليس لوقعتها كاذبة . « خافضة » خفضت و اللّه بأعداء اللّه إلى النار « رافعة » رفعت و اللّه أولياء اللّه إلى الجنّة . . . ;

زهرى گويد: از امام سجاد(ع) شنيدم كه با استناد به آيه «إذا وقعت الواقعة» مى فرمود: . ..يعنى، هرگاه قيامت واقع شود، كه در وقوع آن دروغ راه ندارد. [قيامت] «خافضة» است; به خداوند سوگند! دشمنان خدا را به زير مى كشد و به سوى جهنم [روانه مى كند] و «رافعة» است; به خدا سوگند اولياى خدا را بالا مى برد و به سوى بهشت [هدايت مى كند]...».

405- دشمنى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 27 - 2

2 - گفت و گوى اعتراض آميز و خصومت گونه مشركان فريب خورده با پيشوايان فريب كار خود بر سر راه دوزخ

و قفوهم . .. و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون

مقصود از «على بعض» - به قرينه سه آيه بعد (و ما كان لنا عليكم من سلطان و. ..) - پيشوايان فريب كاراند. بر اين اساس، گفت و گوى مشركان با پيشوايان شان از سر اعتراض و خصمانه خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 1

1 - تبديل شدن دوستى هاى غيرخدايى ، به عداوت و دشمنى در قيامت

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 1

1- موجودات مورد پرستش مشركان ، دشمن ايشان در صحنه رستاخيز

و إذا حشر الناس كانوا لهم أعداء

406- دشنام در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 14

14 - ناسزاگويى و لعن ديگران ، در روز قيامت ، امرى ممكن است .

ثمّ يوم القيمة يكفر بعضكم ببعض و يلعن بعضكم بعضًا

407- دفاع از خود در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 1،3

1- قيامت ، روز دفاع سرسختانه هر انسانى از خويش ( عقايد ، رفتار و انگيزه ها )

يوم تأتى كلّ نفس تجدل عن نفسها

3- تلاش و توجه هر فردى در قيامت ، تنها معطوف به دفاع از شخص خويش است .

يوم تأتى كلّ نفس تجدل عن نفسها

408- دگرگونى آفرينش در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 3 - 3

3 - قيامت ، روز دگرگونى و انقلاب در نظام طبيعت

خافضة رافعة

برداشت بالا، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه، اشاره به دگرگونى در طبيعت داشته باشد; چنان كه آيه بعد نيز در اين باره سخن مى گويد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 1 - 3

3 - جهان در آستانه قيامت ، درهم كوبيده و دگرگون خواهد شد .

القارعة

نام گذارى قيامت به «القارعة»، ممكن است ناظر به كوبندگى حوادثى از قبيل «انشقاق آسمان»، «اندكاك زمين و كوه ها» و «كدر شدن ستارگان» باشد كه - به تصريح آيات برخى از سوره هاى ديگر - در آستانه قيامت پديد خواهد آمد.

409- دگرگونى چشمها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 13

13 - قيامت ، روز زير و رو شدن و تب و تاب دل ها و ديده ها است .

يومًا تتقلّب فيه القلوب و الأبصر

410- دگرگونى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 3 - 1

1 - قيامت ، روز دگرگونى و زيرورو شدن طبقات مردم

خافضة رافعة

«خفض» به معناى فرود آوردن و به زير كشيدن و «رفع» به معناى بالا بردن و برافراشتن است; يعنى، واقعه قيامت، به زيرآورنده اقوامى و بالاآورنده اقوامى ديگر است.

411- دگرگونى صورتها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 42 - 2

2 - كفرپيشگى و ارتكاب گناه ، مايه تغييراتى ناخوشايند در چهره انسان ، هنگام حضور در صحنه قيامت

عليها غبرة . ترهقها قترة . أولئك هم الكفرة الفجرة

تعبير «عليها» و «ترهقها»، حاكى از عارض شدن تيرگى بر چهره كافران است; به گونه اى كه اگر كفر و گناه نبود، چهره اصلى انسان نمايان مى شد. اين چهره در آيات پيشين، به درخشان و خندان بودن توصيف شده بود.

412- دگرگونى قلبها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 13

13 - قيامت ، روز زير و رو شدن و تب و تاب دل ها و ديده ها است .

يومًا تتقلّب فيه القلوب و الأبصر

413- دلايل حتميت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 2 - 20

20- توان خداوند بر آفرينش هستى و تدبير امور آن ، دليل توانايى او بر ايجاد قيامت است .

الله الذى رفع السموت . .. يفصل الأيت لعلكم بلقاء ربكم توقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 2 - 5

5 - قدرت خداوند بر آفرينش آسمان و برج هاى آن ، نشانه صداقت او در وعده آمدن قيامت است . *

و السماء ذات البروج . و اليوم الموعود

ياد كردن قيامت - پس از ذكر آسمان و برج هاى آن - ممكن است به اين لحاظ باشد كه توجّه به آسمان، باور به قيامت را تقويت مى كند.

414- دلايل حقانيت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 1

1- عذاب هاى نازل شده بر امت هاى كفرپيشه و مشرك ، نشانه اى بزرگ بر وجود قيامت و عذاب هاى اخروى است .

إن فى ذلك لأية

«آية» به معناى نشانه است و متعلق آن - به قرينه «لمن خاف عذاب الأخرة» - حقانيت قيامت و عذابهاى آن است. نكره آوردن «آية» براى رساندن بزرگى و عظمت آن مى باشد. بنابراين «إن فى ذلك لأية»; يعنى، همانا در آن عذابهاى دنيوى، نشانه بزرگى است بر حقانيت قيامت و عذابهاى آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 33 - 3

3 - پديده حيات و احياى زمين مرده ، نشانه راستى قيامت و دليل توانايى خداوند بر احياى مردگان است .

و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينها و أخرجنا منها حبًّا

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه پس از طرح مسأله برانگيختن انسان ها - كه كافران آن را انكار مى كردند - آمده است. و در حقيقت، اين آيه درصدد اثبات قيامت و نشان دادن جلوه اى از قدرت خداوند است.

415- دلايل سهولت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 77 - 11

11- قدرت مطلق و بى پايان خداوند ، دليل سهولت برپايى قيامت براى اوست .

و ما أمر الساعة إلاّ كلمح البصر أو هو أقرب إن الله على كلّ شىء قدير

جمله «إن الله . ..» در مقام تعليل براى جمله «و ما أمر الساعة ...» است; يعنى، امر قيامت بر خدا آسان است; چون او بر انجام هر كارى تواناست.

416- دلايل قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 3 - 10

10- پديده هاى هستى حاوى نشانه هايى بر روز قيامت و رستاخيز انسانهاست .

إن فى ذلك لأيت لقوم يتفكرون

برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلق «آيات» به قرينه جمله «لعلكم بلقاء ربكم توقنون» در آيه قبل ، لقاى خدا و برپايى قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 85 - 7،8

7- حق بودن ( هدفدار و حكيمانه بودن ) نظام آفرينش ، مقتضى برپايى قيامت

و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و إن الساعة لأتية

جمله «إن الساعة لأتية» به منزله نتيجه استدلال به آيه «و ما خلقنا السموات . .. إلاّ بالحق» است; يعنى، چون جهان بر اساس حق آفريده شده است، قهراً برپايى قيامت قطعى خواهد بود.

8- آفرينش جهان بدون برپايى قيامت ، پوچ و عبث و به دور از حكمت و مقصودى صحيح است .

و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و إن الساعة لأتية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 7 - 6

6 - آفرينش انسان و انواع گياهان از بستر خاك مرده و بى جان ، يادآور رستاخيز و دليلى گويا بر قطعى بودن برپايى آن .

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «الساعة» به برپايى قيامت و «ذلك» در آيه قبل به خلقت انسان و ايجاد انواع گياهان: إن كنتم فى ريب من البعث فإنّا خلقناكم من تراب. .. فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزّت و ربت» اشاره داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 3 - 7

7 - تحقق روز قيامت ، مقتضاى ربوبيت خداوند است .

و ربّى لتأتينّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 77 - 5

5 - آفرينش انسان از نطفه ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر برپايى قيامت و زنده كردن انسان

أوَلم ير الإنسن أنّا خلقنه من نطفة

با توجه به آيات بعدى و نيز شأن نزول ها كه اين آيه و آيات بعدى را درباره فردى به نام «عاصب بنوائل» (از منكران معاد) دانسته است (مجمع البيان و ديگر تفاسير)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 79 - 7

7 - آگاهى خداوند بر آفرينش و پديد آوردن هر چيزى ، دليل و نشانه امكان برپايى قيامت و توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها

و هو بكلّ خلق عليم

جمله «و هو بكلّ خلق عليم» ادامه استدلال براى امكان معاد و رد شبهه منكران قيامت است; يعنى، بعيد شمردن برپايى قيامت، ممكن است ناشى از اين شبهه باشد كه چگونه اجزاى پوسيده و پراكنده بشر، شناسايى و جمع خواهد شد. خداوند در پاسخ آن، مسأله علم مطلق خويش بر آفرينش جهان هستى را يادآور شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 27 - 6

6 - حق مدار و هدفمند بودن آفرينش جهان ، مستلزم برپايى قيامت و وجود حسابرسى براى بندگان است .

بما نسوا يوم الحساب . و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما بطلاً

ذكر حق مدار و هدفمند بودن جهان، پس از طرح مسأله حسابرسى قيامت، مى تواند بيانگر چنين ارتباطى ميان آن دو مسأله باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 1

1 - هدفمند بودن آفرينش جهان ، مقتضى برپايى قيامت به منظور كيفر بندگان و يا پاداش به آنان

و ما خلقنا السماء . .. بطلاً... أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

يادآورى برابر نبودن سرنوشت مؤمنان با مفسدان، پس از طرح مسأله بى هدف نبودن آفرينش جهان، مى رساند كه اگر مؤمنان و مفسدان يكسان باشند، لازم مى آيد كه جهان آفرينش بى هدف باشد و چون جهان آفرينش هدفمند است، پس بايد سرنوشت اين دو گروه يكسان نباشد. و از آن جايى كه در دنيا يكسان زندگى مى كنند، پس بايد جهان ديگرى (رستاخيز) باشد كه با آنان برخورد متفاوت و متناسب شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 9 - 10

10 - قدرت نامحدود و بى كران خداوند ، دليل توان مندى او بر احياى مردگان و برپايى قيامت

و هو يحى الموتى و هو على كلّ شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 3

3 - آفرينش عيسى ( ع ) ، دليلى بس روشن و آشكار بر امكان برپايى قيامت

و لمّا ضرب ابن مريم . .. و إنّه لعلم للساعة

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مقصود از آيه شريفه اين باشد كه آفرينش شگفت عيسى(ع) به وسيله خداوند نشانگر قدرت و توانايى او بر برپايى قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 6 - 2

2 - برنامه و حساب دقيق حاكم بر هستى ، خود دليل ضرورت قيامت و محاسبه نهايى كردار آدميان *

و الذريت . .. و إنّ الدين لوقع

از مناسبت ميان مقسم به و جواب قسم، استفاده مى شود: همان طور كه تمام مظاهر طبيعت به گونه اى حساب شده در ارتباط باهم قرار دارند و هدفى را دنبال مى كنند; به طريق اولى حيات انسان بى فرجام نيست و بدون حساب پايان نمى پذيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 72 - 3

3 - آفرينش چوب آتش زنه ، نشانه اى از توانايى خداوند بر آفرينش مجدد انسان ها و برپايى قيامت

ءأنتم أنشأتم شجرتها أم نحن المنشون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 12 - 14

14 - آفرينش آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها ، نشانه تحقّق وعده هاى خداوند به برپايى قيامت و وجود بهشت و جهنّم است .

أعدّ اللّه لهم عذابًا شديدًا . .. جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر ... اللّه الذى خلق

يادآورى خلقت آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها - پس از ذكر دو گروه دوزخيان و بهشتيان در آيات گذشته - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 7 - 2

2 - وجود دلايل و شواهد اثبات گر و ممكن سازِ برپايى قيامت و عذاب آن

و نريه قريبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 40 - 2،3

2 - آفرينش آغازين انسان ، از نطفه و علقه به همراه ساختارى معتدل و هماهنگ ، دليل قدرت خداوند بر برپايى قيامت و احياى مردگان

ألم يك نطفة من منىّ يمنى . .. فخلق فسوّى ... أليس ذلك بقدر على أن يحيى الموتى

3 - هدف دارى آفرينش و زندگى انسان ، دليل وجود قيامت

أحسب الإنسن أن يترك سدًى . .. أليس ذلك بقدر على أن يحيى الموتى

يادآورى توانايى خداوند بر احياى مردگان - پس از طرح مسأله بى هدف نبودن زندگى انسان - مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه هدفدار بودن آفرينش و زندگى بشر، اقتضا دارد كه انسان ها دوباره زنده شوند و به كردار آنان رسيدگى شود; زيرا جز اين، آفرينش و زندگى بشر، پوچ و بى هدف خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 23 - 7

7 - آفرينش انسان ، از مايعى ناچيز و سير متوازن و تكاملى وى در رحم ، نشانه توانايى خداوند بر برپايى قيامت و احياى مردگان

ألم نخلقكم من ماء . .. فقدرنا فنعم القدرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين آيات تا آخر سوره، درصدد اثبات برپايى قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 27 - 7

7 - وجود كوه هاى استوار و بلند و آب هاى گوارا براى شرب انسان ها ، از نشانه هاى قدرت خداوند بر برپايى قيامت و احياى مردگان

و جعلنا فيها روسى شمخت و أسقينكم ماء فراتًا

417- دلايل مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 4

4- بعيد شمردن حيات دوباره انسانها ، دليل انكار سراى آخرت از سوى كافران به قيامت

أءذا كنّا تربًا أءنا لفى خلق جديد

418- دنياپرستان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 15

15 - جايگاه پست دنياپرستان و كافران در آخرت

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

419- دنياطلبان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 5

5- مشركان و دنياگرايان ، از منظر لطف و رحمت الهى ، در قيامت ، ساقط اند .

و عرضوا على ربّك صفًّا

در صورتى كه نايب فاعل «عرضوا» مشركان و دنياگرايان باشند - كه در آيات قبل، ياد آنان به ميان آمد - مجهول آمدن فعل و نيز به كار رفتن «ربّك» - كه خطاب پيامبر(صلی الله علیه و آله) است - به جاى «ربّهم» دال بر تحقير ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 38 - 1

1 - آنان كه زندگانى دنيا را برگزيده و آن را بر آخرت ترجيح دادند ، كردار خويش را در قيامت به ياد آورده ، جهنم را حاضر خواهند يافت .

يوم يتذكّر . ... و برّزت الجحيم ... و ءاثر الحيوة الدنيا

420- دود در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 10 - 5

5- نفوذ دود هاى غليظ به جو زمين از سمت آسمان ، در قيامت [ و يا در آستانه آن ]

يوم تأتى السماء بدخان مبين

در صورتى كه آيه شريفه مربوط به قيامت باشد; از تعبير «تأتى السماء» استفاده مى شود كه منشأ و خاستگاه آن دودها، فضا است; نه اين كه از دل زمين پديد آمده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 2،4

2 - فرو ريختن شراره هاى آتش و دود غليظ ، بر فضاى محشر

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس

«شواظ» به معناى شراره خالص و بدون دود و «نحاس» به معناى دود خالص و بدون آتش است. نكره آمدن آنها بيانگر شدت و غلظت آن دو مى باشد.

4 - فضاى محشر ، سخت داغ ، دودآلود و نفس گير

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس

421- دوستان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 101 - 2

2 - نياز انسان به دوستِ دلسوز ، حتى در قيامت

و لاصديق حميم

حسرت گمراهان بر نداشتن رفيق، نشانگر نياز و كمبود آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 1

1 - تبديل شدن دوستى هاى غيرخدايى ، به عداوت و دشمنى در قيامت

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 10 - 1،2

1 - در روز رستاخيز ، هيچ دوست صميمى و خويشاوندى ، از حال ديگرى جويا نمى شود .

و لايسئل حميم حميمًا

«حميم»به فردى مى گويند كه به انسان نزديك و دلسوز باشد. از مصاديق بارز آن، خويشاوندان و دوستان صميمى و دلسوز است.

2 - در روز محشر ، هيچ خويشاوندى و دوست صميمى از يكديگر استمداد نمى كند .

و لايسئل حميم حميمًا

يكى از كاربردهاى واژه «سؤال»، طلب و درخواست (استمداد) است. برداشت ياد شده مبتنى بر اين معنا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 2

2 - اهل محشر ، در عين ديدن و شناختن كامل خويشان و دوستان صميمى خود ، از حال آنان جويا نشده و از آنان استمداد نخواهند كرد .

و لايسئل حميم حميمًا . يبصّرونهم

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «يبصّرونهم»، حال براى جمله پيشين (لايسئل حميم حميمًا) باشد.

422- دوستى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 41 - 1

1- قيامت صحنه گسستگى و بى تأثيرى دوستى ها ، پيوند ها ، حمايت ها و ديگر روابط دنيايى

يوم لايغنى مولًى عن مولًى شي-ًا و لا هم ينصرون

«مولى» در لغت، از ماده «ولاء» به معناى ارتباط و پيوند دو چيز با يكديگر است و در مصاديق مختلفى; همچون دوست، سرور، خدمت گزار، بنده، مالك و. .. به كار مى رود.

423- دوستيها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 101 - 3

3 - آشكار گشتن پوچى دوستى هاى مبتنى بر جرم و گناه در قيامت

و ما أضلّنا إلاّ المجرمون . .. و لاصديق حميم

424- دومين زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 7 - 1،2

1 - در آستانه برپايى قيامت و در پى صيحه و لرزش نخستين ، صيحه و لرزشى دوباره پديدار خواهد شد .

تتبعها الرادفة

«رادفة»; يعنى، ملحق شونده و از پى در آينده. (مصباح) تطبيق آن بر نفخ صور دوم مفاد اين آيه و آيه قبل را نظير آيه 68 سوره زمر مى سازد.

2 - دومين زلزله در مراحل برپايى قيامت ، تابع اولين لرزش و فرع بر پيدايش آن است .

تتبعها الرادفة

425- دين ستيزان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 12 - 1

1 - تكذيب گران دين ستيز ، گرفتار قيد و بند هاى گران در عرصه قيامت

إنّ لدينا أنكالاً

«نِكْل» (مفرد «أنكال») به معناى «قيد شديد» است (قاموس المحيط).

426- دين فروشان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 10

10 - در قيامت براى متخلفان از دستورات الهى ( بر پايى نماز و پرداخت زكات ) و ارتكاب كنندگان محرمات ( دين فروشى ، حق پوشى و . . . ) راه نجاتى نيست .

لا تشتروا بأيتى . .. و أقيموا الصلوة ... واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس

427- ذكر اهوال قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 11

11 - توجه به قيامت و رخداد هاى مخاطرآميز آن ، زمينه ساز ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

من يكفر به فأولئك هم الخسرون . .. و اتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً

428- ذكر برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 25 - 1

1 - شكافته شدن آسمان ، در آستانه برپايى قيامت و نزول فرشتگان از آن ، حادثه اى در خور تأمل و ياد و يادآورى

و يوم تشقّق السماء بالغمم و نزّل الملئكة تنزيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «يوم» متعلق به فعلى محذوف (همچون «اذكر») باشد.

429- ذكر عمل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 37 - 1

1 - طغيان گران با حضور در صحنه قيامت ، كردار خويش را به ياد آورده و جهنم را حاضر خواهند يافت .

يوم يتذكّر . .. و برّزت الجحيم لمن يرى . فأمّا من طغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 38 - 1

1 - آنان كه زندگانى دنيا را برگزيده و آن را بر آخرت ترجيح دادند ، كردار خويش را در قيامت به ياد آورده ، جهنم را حاضر خواهند يافت .

يوم يتذكّر . ... و برّزت الجحيم ... و ءاثر الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 2

2 - خداترسان دور از هواپرستى با حضور در صحنه قيامت ، كردار خويش را به ياد آورده و جزاى آن را خواهند ديد .

يوم يتذكّر . .. و أمّا من خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى

430- ذكر قطع روابط در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 3 - 4

4 - توجه به گسسته شدن روابط خانوادگى در قيامت ، مانع از دست زدن انسان به كار هاى خلاف ، به انگيزه حمايت از خانواده و خويشان

لن تنفعكم أرحامكم و لا أولدكم يوم القيمة

431- ذكر قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 97 - 24

24 - توجه يافتن به مرگ و قبر و قيامت و آمادگى براى آنها ، فلسفه وجود حج و اختصاص آن به خداوند

و للّه على الناس حج البيت

امام صادق (ع): . .. و اعلم بانّ اللّه تعالى لم يفترض الحجّ و لم يخصّه من جميع الطاعات بالاضافة الى نفسه بقوله عزّ و جلّ «و للّه على النّاس حج البيت ... » ... الاّ للاستعداد و الاشارة الى الموت و القبر و البعث و القيامة ... .


مصباح الشريعه، ص 49 ; بحارالانوار، ج 99، ص 125، ح 1.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 203 - 10

10 - اجتماع حج گزاران ، يادآور جمع شدن انسان ها در قيامت

و اعلموا انكم اليه تحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 109 - 6

6 - ياد قيامت و صحنه هاى بررسى اعمال در آن ، زمينه ساز رعايت تقوا و ترس از خداوند

و اتقوا اللّه . .. يوم يجمع اللّه الرسل

چنانچه «يوم» مفعول براى «اذكروا» باشد، جمله «اذكروا يوم . ..» پس از «اتقوا اللّه» مى تواند اشاره به علتى از علل لزوم تقوا و ترس از خدا داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 2

2 - ياد آورى رخداد قيامت هشدارى به مشركان وافترا زنندگان به خداوند

و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 3

3 - يادآورى قيامت، از روشهاى قرآن براى انذار و تبليغ است.

كذلك يجعل الله الرجس على الذين لا يؤمنون . .. و يوم يحشرهم جميعا

«يوم»، ظرف و متعلق به فعلى محذوف مانند «اذكر» است. يعنى آن روز را به مردم يادآورى كن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 1

1 - آخرت انديشى و ياد مستمر قيامت ، از اوصاف ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام )

إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

«خالصة» موصوف براى صفت مقدر (چون خصلة) و يا صفت است. «باء» آن براى سببيت و عبارت «ذكرى الدار» نيز بيان براى «خالصة» مى باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين خواهد بود: ما با خصلت و صفت خالص و بى شائبه - كه عبارت است از آخرت انديشى - آنان را خالص ساختيم.

432- ذلت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 14

14- قيامت ، روزى سخت و خوار كننده است .

إن الخزى اليوم و السوء على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 4 - 1

1 - چشيدن آتش سوزان و گرفتارى به رنج و مشقت آن ، فرجام كسانى است كه حضورشان در صحنه قيامت ، همراه با خفّت و خوارى است .

وجوه يومئذ خشعة . .. تصلى نارًا حامية

«صلى النار»; يعنى، حرارت آتش را به سختى چشيد (قاموس).

433- ذلت دشمنان خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 19 - 7

7 - ضرورت يادآورى اوضاع خفت بار دشمنان خدا ، در عرصه قيامت براى كفرپيشگان

و يوم يحشر أعداء اللّه إلى النار فهم يوزعون

«يوم» مفعول به براى فعل محذوفى مانند «ذكّرهم» يا «أنذرهم» و امثال آن مى باشد.

434- رباخوار در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 275 - 19

19 - رباخوار در قيامت ، همچون ديوانگان محشور مى شود .

الذين يأكلون الرّبوا

رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): يأتى آكل الرّبا يوم القيامة مختبلا . ..


الدر المنثور، ج 2، ص 102.

435- ربوبيت خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 164 - 13

13 - قيامت ظرف ظهور و انكشاف ربوبيت مطلق خدا براى همگان

أغير الله أبغى ربا و هو رب كل شىء . .. فينبئكم بما كنتم فيه تختلفون

از مصاديق مورد نظر براى «ما كنتم فيه تختلفون»، به دليل «أغير الله أبغى ربا»، ربوبيت خداوند بر هستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 4

4 - ربوبيت خدا در قيامت ، براى مجرمان ، تجلى پيدا مى كند .

ناكسوا رءوسهم عند ربّهم . .. ربّنا أبصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 5

5- ربوبيت انكارناپذير الهى ، متجلّى براى همگان در قيامت

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

التجاى قرين كافران به ربوبيت عام الهى در روز قيامت، مى رساند كه ربوبيت خداوند در آن روز، چنان آشكار است كه هيچ كس، قادر به ناديده گرفتن آن نيست.

436- رحمت خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 4

4- جلوه و ظهور غفران و رحمت گسترده الهى در قيامت

إن ربّك . .. لغفور رحيم . يوم تأتى كلّ نفس تجدل عن نفسها

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «يوم» ظرف براى «لغفور رحيم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 42 - 2

2- رحمت خداوند ، تنها تكيه گاه و نقطه اميد براى انسان در قيامت

يوم لايغنى مولًى عن مولًى شي-ًا . .. إلاّ من رحم اللّه

437- ردّ خواسته هاى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 14 - 1،2

1 - استغاثه و درخواست تكذيب كنندگان قيامت براى رهايى از آتش جهنم نتيجه بخش نبوده و عذابشان ادامه خواهد يافت .

لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا كثيرًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از درخواست هلاكت، در حقيقت كنايه از نجات از وضع بسيار سخت دوزخ است; نه مرگ و نابودى واقعى.

2 - درخواست تكذيب كنندگان قيامت براى مرگ و هلاكت خويش ، بى نتيجه بوده و آنان براى هميشه در آتش خشمگين جهنم خواهند سوخت .

بل كذّبوا بالساعة . .. لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا كثيرًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مقصود از «و ادعوا ثبوراً كثيراً» كنايه از اين باشد كه چون درخواست كافران براى مرگ و يا نجات، پذيرفته نمى شود و بايد تا ابد در آتش بسوزند. از اين رو از روى استهزا به آنان گفته مى شود: بسيار درخواست هلاكت[و يا نجات] كنيد.

438- رد عذرخواهى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 36 - 3

3 - « عن حَمّاد بن عثمان ، قال : سمعت أباعبداللّه ( ع ) يقول : فى قول اللّه تبارك و تعالى : « و لايؤذن لهم فيعتذرون » فقال : اللّه أجلّ و أعدل [ و أعظم ] من أن يكون لعبده عُذرٌ ، لايَدَعُه يعتذر به ، و لكنّه فُلِج فلم يكن له عذر ;

از حمّاد بن عثمان روايت شده كه گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه درباره سخن خداوند تبارك و تعالى: «و لايؤذن لهم فيعتذرون» مى فرمود: خداوند بزرگوارتر و عادل تر [و بزرگ تر ]از آن است كه بنده اش عذرى داشته باشد و نگذارد عذر خود را بيان كند; لكن آن بنده در قيامت «هنگام احتجاج» مغلوب مى شود و عذرى ندارد».

439- رد عذرخواهى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 36 - 1،2

1 - تكذيب كنندگان روز جزا ، در آن روز اجازه عذرخواهى نخواهند داشت .

و لايؤذن لهم فيعتذرون

2 - عذر كافران تكذيب گر در روز رستاخيز ، پذيرفته نخواهد شد .

و لايؤذن لهم فيعتذرون

440- رستگارى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 8 - 3

3 - فلاح و رستگارى آدمى در قيامت در گرو داشتن اعمال و عقايد وزين و داراى ثقل است.

فمن ثقلت موزينه فأولئك هم المفلحون

كلمه «موازين» در برداشت فوق جمع موزون گرفته شده است. بنابراين مراد از «موازين» اعمال و عقايدى است كه در قيامت مورد توزين و سنجش قرار مى گيرد.

441- رضايت طلبى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 6

6 - كافران حق ستيز ، فاقد هر گونه مجال و فرصت براى عذرخواهى و رضايت طلبى از خداوند ، در روز قيامت

و لا هم يستعتبون

«إستعتاب» (مصدر «يستعتبون») به معناى درخواست عذرخواهى است. و در اين آيه مى تواند كنايه از اين باشد كه به كافران، مجالى براى عذرخواهى و طلب رضايت خداوند، داده نمى شود.

442- رفع اختلاف در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 5 - 3

3 - با وقوع معاد در آينده اى نزديك ، حقايق براى كافران كشف شده و اختلاف آنان درباره حوادث پس از مرگ ، برطرف خواهد شد .

الذى هم فيه مختلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون

443- رنجهاى روحى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 5

5 - وجود رنج هاى روحى در قيامت

من الكفّار يضحكون

444- روابط خانوادگى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 13 - 5

5 - خوش بختى هاى دنيايى و دل خوشى به پيوند هاى خانوادگى ، در قيامت كارساز نبوده و انسان را از آتش دوزخ رهايى نمى

بخشد .

و يصلى سعيرًا . إنّه كان فى أهله مسرورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 14 - 1

1 - اهل دوزخ در دنيا ، مى پنداشتند زندگى شاداب آنان دگرگون نشده و الفت هاى خانوادگى شان هرگز از هم نخواهد گسست .

إنّه ظنّ أن لن يحور

«حَور»، رجوع از چيزى و به چيزى مى باشد. اصل معناى آن بازگشت به كم بود است و با ضمّه «حاء» به معناى هلاكت خواهد بود (لسان العرب). فعل «يحور» از هر كدام مشتق باشد، برداشت ياد شده قابل استفاده است.

445- روابط خويشاوندى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 18 - 6

6 - روابط فاميلى و عاطفى ، هيچ تأثيرى در سرنوشت انسان در روز رستاخيز ندارد .

و إن تدع مثقلة إلى حملها لايحمل منه شىء و لو كان ذاقربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 13 - 3

3 - تأثير نداشتن پيوند خويشاوندى و روابط فاميلى ، در نجات انسان مجرم از عذاب الهى در قيامت

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه . .. و فصيلته الّتى تويه

446- روابط در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 4

4نزديكى ها و جدايى ها در صحنه قيامت ، بر اساسا سنخيت هاى فكرى و عملى خواهد بود .

لنحشرنّهم والشيطين ثمّ لنحضرنّهم

پيوستن منكران معاد به صف شياطين در قيامت، به جهت سنخيتى است كه در اين از نظر فكرى و عملى، در بين اين دو طائفه به وجود آمده است. ذكر شياطين در اين آيه، براى بيان همين سنخيت و نتيجه اى است كه از آن در صحنه قيامت بروز مى كند.

447- روابط عاطفى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 18 - 6

6 - روابط فاميلى و عاطفى ، هيچ تأثيرى در سرنوشت انسان در روز رستاخيز ندارد .

و إن تدع مثقلة إلى حملها لايحمل منه شىء و لو كان ذاقربى

448- روح(اسم) در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 38 - 1،4

1 - روح و فرشتگان الهى در قيامت ، ايستاده و صف بسته در آماده باش كامل قرار مى گيرند .

يوم يقوم الروح و الملئكة صفّ-ًا

«صفّاً» مصدر است و چون حال قرار گرفته، به معناى «صافّين» است. ايستادن و صف بستن، كنايه از مهيّا بودن براى انجام فرمان هاى الهى است.

4 - روح و ملائكه در قيامت از گفتن هر سخنى ، جز با رخصت داشتن از خداوند ناتوان اند .

لايتكلّمون إلاّ من أذن له الرحمن

449- روز قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 8

8- « قال الصدوق روى : . . . و تقوم القيامة فى يوم الجمعة . . . قال الله عزوجل : « ذلك يوم مجموع له الناس و ذلك يوم مشهود » ;

صدوق گويد: روايت شده است كه . .. قيامت در روز جمعه برپا مى شود ... و خداى عزوجل فرمود: ذلك يوم مجموع ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 19

19- عن مثنّى الحنّاط قال : سمعت أباجعفر ( ع ) يقول : أيام الله عزّوحلّ ثلاثة : يوم يقوم القائم ( ع ) و يوم الكرّة و يوم القيامة ;

مثنّى حنّاط گويد: از امام باقر(ع) شنيدم كه فرمود: ايام الله سه روز است روز قيام حضرت قائم(ع) و روز رجعت و روز قيامت.

450- روزى خائفان از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 38 - 16

16 - مردمانى كه همواره به ياد خدا هستند ، نماز به پا مى دارند ، زكات مى پردازند و از قيامت مى ترسند ، از روزى فراوان و بى شمار برخورداراند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا و يزيد

«حساب» به معناى شمارش است و «بغير حساب» (بى شمارش) مى تواند كنايه از كثرت و فراوانى باشد.

451- روسفيدان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 40 - 5

5 - انسان ها در قيامت ، با دو چهره مختلف - تابناك و تيره - حضور خواهند يافت و فرجام هر كس ، از آغاز حضور مشخص خواهد بود .

فإذا جاءت الصاخّة . .. وجوه ... و وجوه

تكرار «وجوه»، بيانگر جواب شرط در «إذا جاءت. ..» است; يعنى، «كان الناس صنفين».

452- روسياهان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 40 - 5

5 - انسان ها در قيامت ، با دو چهره مختلف - تابناك و تيره - حضور خواهند يافت و فرجام هر كس ، از آغاز حضور مشخص خواهد بود .

فإذا جاءت الصاخّة . .. وجوه ... و وجوه

تكرار «وجوه»، بيانگر جواب شرط در «إذا جاءت. ..» است; يعنى، «كان الناس صنفين».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 42 - 1

1 - كسانى در قيامت روسياه و تيره رخسارند كه كفرپيشه و منحرف بوده و بى باكانه در گناه پيش رفته اند .

أولئك هم الكفرة الفجرة

فعل «فجر»، در مورد كسى گفته مى شود كه سر خود را پايين انداخته و بى مبالات پيش مى رود; «فجور» در اصل به معناى انحراف از حق است و در معناى تاختن به سوى كارهاى غيرمجاز نيز استعمال مى شود. (لسان العرب)

453- رؤيت آتش جهنم در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 67 - 4

4 - كافران ، در قيامت ، با مشاهده آتش جهنم ، به ربوبيت خداوند اعتراف مى كنند .

يوم تقلّب وجوههم فى النار . .. و قالوا ربّنا

ماضى آوردن عبارت «قالوا ربّنا» در مقابل «يقولون ياليتنا» احتمال دارد كه مربوط به زمانى باشد كه هنوز در عذاب واقع نشده اند و تنها، آن را مشاهده كرده اند.

454- رؤيت بهشت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 31 - 2

2 - « متقين » ، قادر به مشاهده بهشت در صحنه قيامت *

الجنّة . .. غير بعيد

برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «غير بعيد» - از پى «أزلفت» - بيانگر اين معنا باشد كه بهشت آن قدر به متقين نزديك خواهد شد، كه در مرئى و منظر آنان قرار خواهد گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 13 - 5

5 - بهشت و جهنم ، براى مردم در قيامت قابل مشاهده است . *

و إذا الجحيم سعّرت . و إذا الجنّة أُزلفت

هدف از شعلهور كردن جهنم و نزديك نمودن بهشت ممكن است اين باشد كه همگان آنها را مشاهده كرده و به فرجام نيكان و بدان آگاه شوند.

455- رؤيت جهنم در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 1

1- مجرمان ، در صحنه قيامت ، ناظر شعله هاى آتش دوزخ اند .

و رءا المجرمون النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 100 - 3

3- مشاهده دوزخ ، براى مردم حاضر در صحنه قيامت ، امكان پذير است .

و عرضنا جهنّم يومئذ للكفرين عرضًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 8

8- چشم هاى نابينا در برابر حق ، در قيامت ، شعله هاى آتش دوزخ را خواهد ديد .

و عرضنا جهنّم يومئذ للكفرين عرضًا . الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى

عرضه شدن جهنم بر كافران در قيامت و رويت آن، عقوبتى متناسب با بهره نبردن آنان از بينايى براى شناخت خداوند است، همانگونه كه گوش ناشنواى آنان نيز صداى جهنم را درخواهد يافت، زيرا، عرضه جهنم، محدود به عرضه بصرى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 36 - 1

1 - جهنّم در قيامت ، بر همگان آشكار بوده و در معرض ديد تمام بينندگان قرار داده خواهد شد .

و برّزت الجحيم لمن يرى

مراد از «من يرى» (شخصى كه مى بيند)، هر كسى است كه توان ديدن داشته باشد. مفاد چنين تعبيرى، شدّت ظهور است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 37 - 1

1 - طغيان گران با حضور در صحنه قيامت ، كردار خويش را به ياد آورده و جهنم را حاضر خواهند يافت .

يوم يتذكّر . .. و برّزت الجحيم لمن يرى . فأمّا من طغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 38 - 1

1 - آنان كه زندگانى دنيا را برگزيده و آن را بر آخرت ترجيح دادند ، كردار خويش را در قيامت به ياد آورده ، جهنم را حاضر خواهند يافت .

يوم يتذكّر . ... و برّزت الجحيم ... و ءاثر الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 13 - 5

5 - بهشت و جهنم ، براى مردم در قيامت قابل مشاهده است . *

و إذا الجحيم سعّرت . و إذا الجنّة أُزلفت

هدف از شعلهور كردن جهنم و نزديك نمودن بهشت ممكن است اين باشد كه همگان آنها را مشاهده كرده و به فرجام نيكان و بدان آگاه شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 2،3،6

2 - جهنم ، قابل مشاهده براى تمام اهل محشر

و جاْىء يومئذ بجهنّم

3 - حاضران در صحنه قيامت ، در آغاز برپايى آن جهنم را مشاهده نمى كنند . *

و جاْىء يومئذ بجهنّم

6 - خطاكاران در قيامت با مشاهده جهنم ، فرصت هاى از دست رفته را به ياد آورده و متوجّه آثار و پيامد هاى كردار خويش مى گردند .

يومئذ يتذكّر الإنسن

«ال» در الإنسان»، ممكن است عهد ذكرى و اشاره به انسانى باشد كه در آيات پيشين، فريفته نعمت ها و شِكوه گزار تنگدستى ها معرفى شده است. هم چنين مى تواند براى استغراق باشد و تذكر يافتن را به همه انسان ها تعميم دهد. آيات بعد، احتمال نخست را تقويت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 6 - 1،5

1 - مشاهده دوزخ در قيامت و گرفتارى به عذاب آن ، تهديدى الهى و هشدارى ترديدناپذير براى دلبستگان به امتيازات دروغين

لترونّ الجحيم

چنانچه «لترونّ الجحيم» جمله مستقلى باشد; بيانگر قطعى بودن رؤيت جهنم براى مخاطبان «ألهيكم التكاثر» خواهد بود سياق آيه كه بر تهديد اهل تكاثر دلالت دارد، نشانگر آن است كه مراد از ديدن جهنم، گرفتارى به آن است; بنابر اين حرف «ثمّ» در آيه آخر (ثمّ لتسئلنّ . ..)، بر تراخى رتبى دلالت دارد; زيرا حسابرسى، پيش از گرفتارى به عذاب جهنّم است.

5 - مشاهده جهنم در قيامت ، موجب آگاهى از نادرست بودن تفاخر و زياده نمايى و سود نبخشيدن امتيازات مادى است .

سوف تعلمون . .. لترونّ الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 63 - 1

1 - جهنم ، در روز رستاخيز از نزديك به كافران و مجرمان نشان داده خواهد شد .

هذه جهنّم الّتى كنتم توعدون

«هذه» - كه به شىء نزديك اشاره دارد - مى رساند كه جهنم در نزديكى كافران و مجرمان قرار داشته و به آنان نشان داده خواهد شد.

456- رؤيت جهنميان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 47 - 3،4،5

3 - راهيان بهشت در صحنه قيامت منظره شوم و هول انگيز دوزخيان را مشاهده خواهند كرد .

و إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار قالوا ربنا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير «ابصرهم» و «قالوا» به «اصحب الجنة» در آيه قبل برگردانده شود.

4 - مشاهده دوزخيان از سوى بهشتيان ، مشاهده اى ناخواسته و بدون اختيار

و إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار

مجهول آوردن فعل «صرفت» حكايت از برداشت فوق دارد.

5 - راهيان بهشت پس از مشاهده وضعيت نابهنجار دوزخيان و منظره هولناك دوزخ ، به دعا خواهند پرداخت

و إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار قالوا ربنا

457- رؤيت حوادث قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 46 - 3

3 - صحنه قيامت ، آشكار و مكشوف در برابر ديدگان تمام انسان ها

كأنّهم يوم يرونها

458- رؤيت خويشاوندان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 1

1 - در عرصه قيامت ، خويشان و دوستان هر فردى ، به وى نشان داده خواهند شد .

حميمًا . يبصّرونهم

459- رؤيت دوستان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 1

1 - در عرصه قيامت ، خويشان و دوستان هر فردى ، به وى نشان داده خواهند شد .

حميمًا . يبصّرونهم

460- رؤيت شياطين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 9

9 - مشاهده شياطين در قيامت و همنشينى با آنان ، خود نوعى عذاب براى گمراهان است .

قال يليت بينى و بينك بعد المشرقين

461- رؤيت عرش در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 4،5

4 - قابل رؤيت بودن فرشتگان و عرش در قيامت براى انسان ها

و ترى الملئكة حافّين من حول العرش

فاعل و مخاطب فعل «ترى»، ممكن است همه انسان ها باشند و نيز ممكن است شخص پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

5 - قابل رؤيت بودن فرشتگان و عرش در قيامت ، براى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و ترى الملئكة حافّين من حول العرش

462- رؤيت عمل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 14 - 2

2 - مشاهده كردار ها در عرصه قيامت ، در گرو پيدايش حوادثى تحوّل آفرين در نظام جهان و پديدار شدن رخدادهايى در صحنه قيامت

إذا الشمس . .. و إذا ... و إذا ... علمت نفس ما أحضرت

آيه شريفه، جواب حرف شرط «إذا» است كه از آغاز سوره تكرار شده است.

463- رؤيت ملائكه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 3،5

3 - منكران معاد ، در روز رستاخيز ملائكه را مشاهده خواهند كرد .

و قال الذين لايرجون لقاءنا . .. يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين

5 - منكران معاد ، با مشاهده ملائكه در قيامت ، از آنان درخواست خواهند كرد كه متعرض ايشان نشده و اقدامى عليه آنان انجام ندهند .

يوم يرون الملئكة لابشرى . .. و يقولون حجرًا محجورًا

«حجراً محجوراً» سخنى است كه عرب به هنگام روبه رو شدن با دشمن و يا هجوم بلا و حوادث هولناك مى گويد و مقصود اصلى در اين كلام، امان خواستن و پناه بردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 4،5

4 - قابل رؤيت بودن فرشتگان و عرش در قيامت براى انسان ها

و ترى الملئكة حافّين من حول العرش

فاعل و مخاطب فعل «ترى»، ممكن است همه انسان ها باشند و نيز ممكن است شخص پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

5 - قابل رؤيت بودن فرشتگان و عرش در قيامت ، براى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و ترى الملئكة حافّين من حول العرش

464- رؤيت مواقف قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 7

7- صحنه هاى قيامت و موقف هاى آن علنى ، مشهود و در مرأى و منظر همگان است .

ذلك يوم مشهود

ظاهر اين است كه «مشهود» (مورد مشاهده) صفت براى متعلق موصوف است يعنى منظور مشاهده خود آن روز نيست بلكه مشاهده چيزهايى است كه در آن روز وجود دارد و در آن پديد مى آيد. از جمله آن هاست مواقف و صحنه هاى قيامت و يا انسانهاى موجود و گردآورى شده در آن صحنه و يا ... .

465- رهايى شتران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 4 - 1

1 - قيامت ، حادثه اى بزرگ كه هنگام برپايى آن ، شترداران با دل كندن از مرغوب ترين شتران خود ، آنها را به حال خود ر ها خواهند كرد .

و إذا العشار عطّلت

466- رهبران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 98 - 4

4- پيشوايان انسان ها در قيامت ، همان پيشوايان آنان در دنيا خواهند بود .

فاتبعوا أمر فرعون . .. يقدم قومه يوم القيمة

مطرح ساختن پيشوايى فرعون در صحنه آخرت (يقدم قومه) پس از بيان پيشوايى او در دنيا (فاتبعوا أمر فرعون)، اشاره به اين نكته دارد كه: انسانها در دنيا از هر كسى پيروى كنند در آخرت نيز همراه او بوده و در پى او حركت خواهند كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 11

11 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « و نزعنا من كلّ أُمّة شهيداً » يقول من كلّ فرقة من هذه الأُمّة إمامها . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «و نزعنا من كلّ أُمّة شهيداً» روايت شده كه خدا مى فرمايد: از هر فرقه اى از اين امت، امام آنها را برمى گزينيم».

467- رهبران شرك در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 1

1 - سران و پيشوايان شرك ، به هنگام بازخواست پيروانشان از سوى خداوند در قيامت حاضر خواهند شد .

و يوم يناديهم . .. قال الذين حقّ عليهم القول

مراد از «الذين حقّ عليهم القول» (آنان كه سخن خدا درباره آنان مصداق يافت)، پيشوايان گمراهى و شرك اند. گفتنى است كه برداشت ياد شده با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 27 - 1

1 - مشركانِ فريب خورده ، در عرصه قيامت رو در روى پيشوايان فريب كارِ خود قرار خواهند گرفت .

و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 30 - 6

6 - مشركان فريب خورده و پيشوايان شان در قيامت ، يكديگر را به دست داشتن در گمراهى و انحراف از مسير حق ، متهم خواهند كرد .

و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون . قالوا إنّكم كنتم تأتوننا ... قالوا ... و ما كان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 31 - 5

5 - اعتراف پيشوايان شرك به ربوبيت الهى در حضور مشركان در عرصه قيامت

فحقّ علينا قول ربّنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 4

4 - اعتراف سردمداران شرك در عرصه قيامت به گمراهى خود

إنّا كنّا غوين

468- رهبران كفر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 10

10 - جدا شدن سردمداران كفر از ميان هر امت در قيامت ، به صورت نظام يافته و تحت نظارت و كنترل مأموران الهى است . *

و يوم نحشر . .. فهم يوزعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 42 - 4

4 - پيشوايان كفر ، مورد تنفر و انزجار خلايق در روز قيامت

و يوم القيمة هم من المقبوحين

مفسران برآنند كه «مقبوح» از ريشه «قبح» (زشتى) مشتق شده است. بنابراين «مقبوح»; يعنى، كسى كه به خاطر زشتى، مورد نفرت ديگران بوده و از جانب آنان طرد شده است.

469- رهبران گمراهى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 11

11 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرموده اند : « اذا كان يوم القيامة . . . يأتى النداء من عنداللّه عز و جل ، ألا من تعلق بامام فى دار الدنيا فليتبعه الى حيث يذهب فحينئذ يتبرء الذين اتبعوا من الذين اتبعوا و رأوا العذاب و تقطعت بهم الاسباب . . . ;

وقتى قيامت بر پا شود . .. ندايى از نزد خداوند عز و جل مى آيد كه هر كس در دنيا دلبستگى به پيشوايى داشته بايد هر جا

پيشواى او مى رود او به دنبالش برود. و در اين هنگام است كه بيزارى مى جويند رهبران گمراه از پيروان گمراه خود و عذاب خدا را مشاهده مى كنند و دستشان از همه جا كوتاه مى شود ... ».

470- رهبران مستكبر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 5،6،14،15،16،17،19،22

5- افراد عوام و تابع ، پس از حضور در پيشگاه خداوند در قيامت به رهبران مستكبر خويش اعتراض و از آنان درخواست كمك خواهند كرد .

و برزوا لله جميعًا فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغن

6- درگيرى لفظى عوام كفار با رهبران مستكبر خود در قيامت

فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

14- رهبران مستكبر در جواب استمداد پيروانشان براى رهايى از عذاب ، به آنان وعده مى دهند كه در صورت نجات يافتن خود ، آنان را هم نجات خواهند داد .

قالوا لو هدينا الله لهدينكم

15- رهبران مستكبر در جواب استمداد پيروانشان در قيامت ، خود را ناتوان دانسته و كمك به آنان را تعليق به محال مى كنند .

فقال الضعفؤا . .. فهل أنتم مغنون عنّا ... قالوا لو هدينا الله لهدينكم

اينكه مستكبران در جواب استمداد پيروان خود در قيامت مى گويند: اگر خداوند ما را هدايت كرده بود ما هم شما را هدايت مى كرديم، در حالى كه خداوند هم چنين كارى را هرگز انجام نداده است، در واقع برآوردن خواسته آنان را تعليق به محال مى كند.

16- رهبران مستكبر ، در قيامت ، به گمراهى خود اعتراف خواهند كرد .

لو هدينا الله لهدينكم

17- رهبران مستكبر ، در قيامت ، در پى معرفى شدن به عنوان مسؤول گمراهى پيروان ، گمراهى خود و آنان را به خداوند نسبت خواهند داد .

فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا . .. قالوا لو هدينا الله لهدين

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از هدايت در آيه هدايت در برابر گمراهى است و نه احتمال ديگر كه به معناى راهنمايى براى نجات از عذاب باشد.

19- رهبران مستكبر حتى در قيامت هم از خوى استكبارى خويش دست برنخواهند داشت .

فقال الضعفؤا للذين استكبروا . .. قالوا لو هدينا الله لهدينكم

مفسران براى هدايت در اين آيه دو احتمال ذكر كرده اند: يكى هدايت در برابر گمراهى و ديگرى راهنمايى جهت نجات از عذاب. برداشت فوق با توجه به احتمال دوم است; به اضافه اينكه مستكبران به جاى اينكه نجات پيروان خود را به خدا موكول كنند، به آنان وعده مى دهند كه در صورت نجات خود آنها را نيز نجات خواهند داد.

22- اعلام رهبران مستكبر در قيامت به پيروان خويش مبنى بر قطعى بودن عذاب آنها و نبودن هيچ راه گريزى از آن

قالوا . .. سواء علينا أجزعنا أم صبرنا ما لنا من محيص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 1،2

1- پس از درگيرى لفظى رهبران مستكبر با پيروان خود در قيامت ، آنان با شيطان به منازعه مى پردازند .

فقال الضعفؤا للذين استكبروا . .. قالوا ... و قال الشيطن لمّا قضى الأمر

ذكر قصه شيطان و سخنان وى در قيامت با جهنّميان، پس از گفت و گوهاى رهبران مستكبر و پيروانشان، نشان دهنده ادامه ماجراى مستكبران و پيروان آنها با شيطان است.

2- رهبران مستكبر و پيروانشان ، سرانجام در قيامت شيطان را مسبب اصلى گمراهى خويش قلمداد مى كنند .

فقال الضعفؤا للذين استكبروا . .. قالوا ... و قال الشيطن لمّا قضى الأمر إنّ الل

ذكر سخنان شيطان در قيامت خطاب به گمراهان، پس از ذكر جريان مستكبران و پيروانشان، احتمال دارد از اين جهت باشد كه آنان گمراهى خويش را به شيطان نسبت مى دهند و او درصدد پاسخ گويى برمى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 69 - 4

4- سنخيت هاى قيامت براى پيشتازان و سردمداران استكبار ، دشوارتر و كيفر آنها سنگين تر از كيفر ديگران خواهد بود .

ثمّ لننزعنّ . .. أيّهم أشدّ على الرحمن عتيًّا

جداكردن پيشتازان و سردمداران استكبار، حكايت از رسوايى فزون تر و نيز عقوبت و حساب سنگين ترى دارد كه در انتظار آنان است.

471- رهبران مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 2،3،8

2 - مشركان ( سران شرك و پيروانشان ) به عذاب قيامت گرفتار خواهند شد .

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا و رأوا العذاب

ظاهر اين است كه ضمير فاعلى در «رأوا العذاب» به هر دو طايفه (سران و تابعان) باز گردد. از آيه قبل و نيز آيه بعد معلوم مى شود كه ظرف «تبرّى»، روز قيامت است. بنابراين مراد از «العذاب» عذاب قيامت مى باشد.

3 - سران شرك به هنگام مواجه شدن با عذاب قيامت ، از پيروانشان فاصله گرفته و از آنان بيزار مى شوند .

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا و رأوا العذاب

جمله «و رأوا العذاب» جمله حاليه است; يعنى، تبرّى و بيزارى سران شرك از پيروانشان در آن حال است كه با عذاب مواجه مى شوند.

8 - در قيامت تمامى سبب ها و وسايل پيوند و دوستى ميان سران شرك و پيروانشان از ميان خواهد رفت .

و تقطعت بهم الأسباب

برداشت فوق بر اين اساس است كه: مقصود از «الأسباب» مايه هاى پيوند ميان سران و پيروان باشد.

472- رياكار در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 41 - 4

4 - رسوايى و وخامت حال بخيلان ، رياكاران و كافران به خدا و قيامت در صحنه قيامت

الذين يبخلون . .. فكيف اذا جئنا من كل امّة بشهيد

473- زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 10

10- زلزله ويرانگر و نابود كننده زمين در آستانه برپايى قيامت ، جلوه اى از عذاب قهر خداوند

إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم. .. و ما هم بسكرى و لكنّ عذاب اللّه شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 4 - 1

1 - وقوع زلزله ، در سراسر زمين در آستانه قيامت

إذا وقعت الواقعة . .. إذا رجّت الأرض رجًّا

«رج» (مصدر مجهول «رجّت») به معناى به شدت لرزانده شدن است. مراد از «الأرض» تمام زمين - و نه منطقه اى خاص از آن - است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 14 - 1

1 - به لرزه درآمدن زمين و كوه ها ، در آستانه برپايى قيامت

يوم ترجف الأرض و الجبال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 6 - 1

1 - پيدايش زلزله اى عظيم ، در آستانه برپايى قيامت

يوم ترجف الراجفة

مراد از «يوم» - به قرينه آيه بعد - دورانى است كه شامل هر دو نفخه صور باشد; نفخه اول كه همگان مى ميرند و نفخه دوم كه رستاخيز برپا مى شود. «رجف»; يعنى، لرزش و اضطراب شديد. (مفردات راغب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 7 - 3

3 - قيامت ، به دنبال پيدايش زلزله اى بزرگ ، برپا خواهد شد .

يوم ترجف الراجفة . تتبعها الرادفة

ممكن است «رادفة»، ناظر بر زلزله اى ديگر نباشد; بلكه مفاد آيه شريفه اين باشد كه به دنبال زلزله اى كه در آيه قبل مطرح بود، پيامد آن (قيامت) به وجود خواهد آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 21 - 3

3 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « كلاّ إذا دكّت الأرض دكّاً دكّاً » قال : هى الزَلْزَلة ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «كلاّ إذا دكّت الأرض دكّاً دكّاً» روايت شده كه مراد زلزله است. »

474- زمان برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 3 - 12

12 - خبر وقوع قطعى قيامت ، خبرى غيبى و در اختيار خدا است .

قل بلى . .. لتأتينّكم علم الغيب

475- زمان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 33 - 3

3 - وقوع قيامت ، حتمى است و فاصله اى با پايان دنيا ندارد .

فإذا جاءت الصاخّة

حرف «إن» براى آنچه ممكن است تحقق يابد به كار رفته و حرف «إذا» در امور حتمى استعمال مى شود (مصباح به نقل از ثعلب). حرف «فاء» بر تعقيب و تأخرِ بدون فاصله قيامت از دنيا دلالت دارد.

476- زمان نگرانى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 37 - 4

4 - گرفتارى ها و دل نگرانى هاى انسان در قيامت ، از نخستين لحظات آن آغاز مى شود .

فإذا جاءت الصاخّة . .. لكلّ امرىء منهم يومئذ شأن يغنيه

جمله «لكلّ امرىء. ..» - به دليل «يومئذ» - دلالت دارد كه زمان پيدايش «صاخّة» (غرّش كركننده)، هنگام بروز گرفتارى ها است.

477- زمين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 187 - 7

7 - لحظه برپايى قيامت ، لحظه اى دشوار و سنگين براى آسمان ها و زمين

ثقلت فى السموت و الأرض

متعدى شدن «ثقلت» با حرف «فى»، و نه حرف «على»، گوياى اين است كه آنچه در لحظه برپايى قيامت در آسمانها و زمين واقع مى شود، حوادثى عظيم است كه تحمل آن بر آسمانها و زمين دشوار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 47 - 2،3

2- در آستانه بروز قيامت ، كوه ها جابه جا شده و صفحه زمين مسطّح مى شود .

و يوم نسيّر الجبال و ترى الأرض بارزة

«نسيّر» (از ماده سير) يعنى «حركت مى دهيم» و «بارزة» به معناى «ظاهر و آشكار» است. چون در قيامت، كوه ها، از جا كنده مى شوند و ناهموارى هاى زمين از بين مى رود، همه جاى آن ديده شده و هيچ مانعى در برابر ديد وجود ندارد.

3- در آستانه قيامت و حشر آدميان ، سيستم جغرافيايى و زيستى زمين ، تغيير مى كند .

و يوم نسيّر الجبال و ترى الأرض بارزة و حشرنهم

روشن است كه به حركت درآمدن كوه ها و هم سطح شدن پوسته زمين، شرايط جديدى را در زمين ايجاب خواهد كرد و شرايط كنونى از بين خواهد رفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 98 - 11

11- به هنگام برپايى قيامت ، تمامى استحكامات روى زمين با خاك يك سان خواهد شد .

فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء

آنچه ذوالقرنين درباره فرجام سدّ، بازگو كرد، سرچشمه در آگاهى او از انهدام جهان هنگام برپايى قيامت دارد، گرچه ممكن است در خصوص سد نيز از خداوند به او وعده خاصّى رسيده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 107 - 1

1 - روز قيامت ، كمترين پستى و بلندى در سطح زمين مشاهده نخواهد شد .

لاترى فيها عوجًا و لاأمتًا

«عوج» نقطه مقابل اعتدال است (مصباح) و «أمْت» به معناى مكان مرتفع مى باشد و به پستى و بلندى نيز اطلاق مى گردد (قاموس). مفاد «لاترى...» آن است كه به هنگام تحقق رستاخيز در زمين، هيچ ناهموارى و كجى به چشم نخواهند خورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 108 - 1

1 - با متلاشى شدن كوه ها و مسطح شدن زمين در قيامت ، دعوت كننده اى ، آدميان را به بيرون آمدن از قبر ها دعوت خواهد كرد .

يومئذ يتّبعون الداعى لاعوج له

ظاهراً مقصود از «داعى» - كه تمامى مردم از او تبعيت خواهند كرد و به نداى او پاسخ مثبت خواهند داد - كسى است كه آدميان را از قبرها براى حشر فرا مى خواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 7

7- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى معنى « الفزع الأكبر » : ان الناس يصاح بهم صيحة واحدة فلايبقى ميّت إلاّ نشر و لا حىّ إلاّ مات إلاّ ما شاء اللّه ثمّ يصاح بهم صيحة أخرى فينشر من مات و يصفون جميعاً و تنشقّ السماء و تهدّ الأرض و تخرّ الجبال و تزفر النيران و ترمى بمثل الجبال شرراً فلايبقى ذو روح إلاّ إنخلع قلبه و ذكر ذنبه و شغل بنفسه إلاّ ما شاء اللّه ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه در معناى «فزع أكبر» فرمود: به درستى كه يك صيحه بر مردم زده مى شود كه مرده اى نمى ماند، مگر اين كه زنده مى شود وزنده اى نمى ماند، مگر اين كه مى ميرد، جز آنچه را كه خدا بخواهد. سپس صيحه ديگرى بر آنان زده مى شود و آنان كه مرده اند زنده گشته و همگى به صف كشيده خواهند شد. و آسمان شكافته و زمين در هم كوبيده و كوه ها فرو ريخته و آتش شعله هايى چون كوه بركشد، پس هيچ صاحب روحى نماند، مگر اين كه [از هراس] دل او كنده شود و گناهان خود را يادآورد و هر كس به فكر خويش باشد، مگر آنچه را خدا بخواهد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 10 - 1

1 - زمين همچون آسمان ، دست خوش تحولات عظيم در آستانه قيامت

يوم تمور السّماء . .. و تسير الجبال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 4 - 2

2 - انهدام زمين در آستانه قيامت ، امرى قطعى و غيرقابل ترديد

إذا رجّت الأرض رجًّا

به كارگيرى «إذا»ى شرطيه - كه در امور قطعى به كار مى رود - بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 10 - 2

2 - دگرگونى اساسى در كره زمين ، در آستانه برپايى قيامت

فإذا النجوم طمست . و إذا السماء فرجت . و إذا الجبال نسفت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 3 - 2

2 - قيامت ، رخدادى بزرگ و همراه با به هم پاشيدن تمام زمين ، حتى سخت ترين نقطه هاى آن

و إذا الجبال سيّرت

خبر رانش كوه ها، در حقيقت خبر از متلاشى شدن زمين و بيانگر عظمت رخداد قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 3 - 2

2 - ساختار زمين نيز مانند آسمان و ستارگان ، در آستانه قيامت به هم خورده و رخنه هاى فراوانى در پيكره آن پديدار خواهد شد .

إذا السماء . .. و إذا الكواكب ... و إذا البحار فجّرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 3 - 1،2

1 - زمين در آستانه برپايى قيامت ، گسترده و مسطح شده و مساحت آن افزايش مى يابد .

و إذا الأرض مدّت

«مدّ» به معناى بسط دادن (قاموس)، كشاندن (مفردات) و افزايش دادن است. (مصباح)

2 - انبساط زمين در آستانه قيامت ، تحت تأثير عامل خارجى است .

و إذا الأرض مدّت

مجهول بودن فعل «مدّت»، نشان تأثيرپذيرى زمين از عامل انبساط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 4 - 1،2

1 - زمين در آستانه قيامت ، تمام آن چه را در دل خود جاى داده ، بيرون افكنده ، به كلى تخليه خواهد شد .

و ألقت ما فيها و تخلّت

باب تفعل، بر تكلّف دلالت دارد; بنابراين «تخلّت»; يعنى، در تخليه سخت كوشيد.

2 - انبساط يافتن زمين در آستانه قيامت ، زمينه تخليه كامل آن و اخراج بدن انسان ها از قبر و بيرون افكنده شدن اشياء از درون زمين است .

و إذا الأرض مدّت . و ألقت ما فيها و تخلّت

تقديم ذكرى، ممكن است بر تقدم رتبى و زمانى دلالت كند. بنابراين انبساط زمين، زمينه «القاء» و «تخليه» خواهد بود. به قرينه

آيات بعد - كه درباره قيامت انسان ها است - مى توان گفت: از عبارت «ألقت ما فيها» بيرون انداختن بدن ها از قبرها نيز اراده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 21 - 2

2 - زمين ، هنگام برپايى قيامت ، به شدت كوبيده و سست و نرم خواهد شد .

كلاّ إذا دكّت الأرض دكًّا دكًّا

«دكّ»; يعنى، منهدم ساختن كوه و ديوار و مانند آن (لسان العرب). تكرار دو مصدر «دكّاً دكّاً» بر كثرت آن دلالت دارد; يعنى، كوبيدن هاى مكرر، يكى پس از ديگرى تحقق خواهد يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 2 - 3

3 - زلزله زمين در آستانه قيامت ، انفجارى داخلى و پراكنده سازنده مواد درونى آن است .

و أخرجت الأرض أثقالها

زلزله به طور معمول، آنچه را كه بر سطح زمين است، به كام آن فرو مى برد; ولى در زلزله واپسين، عكس اين صحنه اتفاق خواهد افتاد. عطف اين آيه بر آيه قبل - به قرينه سياق آيات - عطف مسبب بر سبب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 3 - 1

1 - تحولات زمين هنگام برپايى قيامت ، براى انسان ها بى سابقه و شگفت آور است .

و قال الإنسن ما لها

استغراق - كه از حرف «ال» در «الإنسان» استفاده مى شود - استغراق عرفى است و اظهار شگفتى را به اكثريت قاطع انسان ها، نسبت مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 4 - 2،4،5،6

2 - زمين در قيامت ، پس از لرزش شديد و بيرون ريختن دفينه هاى خويش ، اطلاعات ذخيره شده خود را برملا خواهد ساخت .

يومئذ تحدّث أخبارها

4 - زمين گزارش هاى فراوانى را درباره انسان ها در خود ، بايگانى كرده ، در قيامت آنها را بازگو خواهد كرد .

يومئذ تحدّث أخبارها

اين آيه گرچه مصداق «أخبارها» را بيان نكرده است; ولى آيات بعد، مى تواند قرينه باشد كه مراد اخبار مربوط به انسان ها است.

5 - زمين در قيامت ، داراى شعور و كلام و گواه آنچه بر روى آن اتفاق افتاده است .

تحدّث

6 - « عن أبى هريرة قال قرء رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) هذه الآية « يومئذ تحدث أخبارها » قال : أتدرون ما إخبارها ؟ قالوا : اللّه و رسوله أعلم ، قال : فانّ إخبارَها أن تشهد على كلّ عبد أو أمة بما عمل على ظهرها ;

از ابوهريره روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آيه «يومئذ تحدث أخبارها» را قرائت كرد و فرمود: آيا مى دانيد خبردادن زمين چيست؟ گفتند خدا و رسولش آگاه تراند; فرمود: إخبار زمين گواهى دادن آن است بر هر مرد و زنى به آنچه بر روى آن انجام داده است. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 5 - 1

1 - خداوند در قيامت ، زمين را به ارائه اطلاعات بايگانى شده در آن ، فرمان خواهد داد .

بأنّ ربّك أوحى لها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 6 - 2

2 - زلزله زمين ، از مقدّمات حشر مردم و حسابرسى اعمال آنان در قيامت است .

إذا زلزلت الأرض . .. يومئذ يصدر الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 7 - 5

5 - زمين ، مشخّصات كردار هاىِ ريز و درشت انسان را در خود محفوظ داشته ، در قيامت آن را گزارش خواهد كرد .

يومئذ تحدّث أخبارها . .. فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 8 - 5

5 - زمين ، مشخصات كردار هاى ريز و درشت انسان ، اطلاعاتى را در خود محفوظ داشته ، در قيامت آن را گزارش خواهد كرد .

و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 48 - 13،14،16

13- « عن محمد بن مسلم قال : سمعت أباجعفر ( ع ) يقول : . . . لعلّكم ترون إنه إذا كان يوم القيامة . . . إن الله تبارك و تعالى لايعبد فى بلاده و لايخلق خلقاً يعبدونه . . . بلى و الله ليخلقنّ خلقاً من غير فحولة و لا إناث . . . و يخلق لهم أرضاً تحملهم و سماء تظلّهم أليس الله يقول : « يوم تبدّل الأرض غير الأرض و السماوات » . . . ;

محمد بن مسلم گويد: از امام باقر(ع) شنيدم كه مى فرمود: . .. شايد شما گمان كنيد هنگامى كه روز قيامت فرا رسد ... خداى تبارك و تعالى در بلاد خود عبادت نمى شود و خلقى را كه عبادت او ... كند، نمى آفريند؟ چنين نيست، به خدا سوگند! خدا خلقى را از غير نر و ماده مى آفريند و براى آنها زمينى كه آنان را حمل كند و آسمانى كه بر سر آنها سايه افكند، خلق مى كند. آيا خدا نفرموده است: يوم تبدّل الأرض غير الأرض و السماوات؟».

14- « عن على بن الحسين ( ع ) قال : « تبدّل الأرض غير الأرض » يعنى بأرض لم تكتسب عليها الذنوب بارزة ، ليست عليها جبال و لانبات كما دحاها أوّل مرّة ;

از امام على بن الحسين(ع) در باره سخن خداوند «تبدّل الأرض غير الأرض» روايت شده است كه فرمود: يعنى، به زمينى مبدل مى شود كه روى آن هيچ گناهى صورت نگرفته است. وسيع و باز است كه روى آن كوه و گياهى نيست، به آن سان كه خداوند اولين بار اين زمين را گسترده است».

16- « قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) فى قول الله : « يوم تبدّل الأرض غير الأرض » قال : أرض بيضاء كأنها فضة ، لم يسفك فيها دم حرام و لم يعمل فيها خطيئة ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: «يوم تبدّل الأرض غير الأرض» روايت شده است كه فرمود :[زمين تبديل مى شود] به زمينى سفيد مانند نقره كه در آن خونى به حرام نمى ريزد و كار خطايى صورت نمى گيرد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 67 - 4،12

4 - زمين ، در قيامت ، يكسره در قبضه قدرت خداوند است .

و الأرض جميعًا قبضته يوم القيمة

12 - « عن سليمان بن مهران ، قال سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ « و الأرض جميعاً قبضته يوم القيامة » فقال يعنى ملكه لايملكها معه أحد . . . « و السماوات مطويّات بيمينه » قال : اليمين اليد ، و اليد القدرة و القوّة يقول عزّوجلّ و السماوات مطويّات بقدرته و قوته سبحانه و تعالى عمّا يشركون ;

سليمان بن مهران گويد: از امام صادق(ع) از سخن خداوند عزّوجلّ كه مى فرمايد: «و الأرض جميعاً قبضته يوم القيامة» سؤال نمودم، حضرت فرمود: يعنى زمين ملك او است [در قيامت] و هيچ كس غير از او مالك زمين نيست. .. و درباره «و السماوات مطويّات بيمينه» فرمود: يمين همان يد است و مراد از آن قدرت و قوت است و خداوند عزّوجلّ فرمود: آسمان ها به قدرت و قوت خداوند به هم پيچيده مى شوند و او منزّه و برتر است از هرگونه شركى كه به او نسبت مى دهند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 69 - 1،2،4

1 - سراسر زمين در عرصه قيامت به نور الهى روشن خواهد شد .

و أشرقت الأرض بنور ربّها

«إشراق» (مصدر «أشرقت») به معناى اضائه (روشن شدن) است.

2 - زمين ، در قيامت عرصه روشن شدن حقايق الهى

و أشرقت الأرض بنور ربّها

برخى از مفسران بر اين عقيده اند كه چون خاصيت نور، روشن كردن هر چيزناپيد است. بنابراين مقصود از روشن شدن زمين به نور پروردگار، روشن شدن حقايق در عرصه قيامت است و اضافه نور به خداوند اضافه تشريفى و از باب تعظيم مى باشد.

4 - روشن شدن زمين و حقايق مربوط به اهل آن در قيامت ، جلوه ربوبيت الهى است .

و أشرقت الأرض بنور ربّها

478- زمين هنگام قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 105 - 1

1 - نظام زمين و جغرافياى آن در آستانه قيامت ، دچار دگرگونى عميقى خواهد شد .

و يس--َلونك عن الجبال فقل ينسفها ربّى

پرسش مردم از پيامبر(صلی الله علیه و آله) در باره سرنوشت كوه ها در قيامت، گواه آن است كه برهم خوردن نظام فعلى جهان، به صورت ارتكازى و يا با استفاده از آيات ديگر در اذهان مردم، امرى مسلّم فرض گرديده است; ولى عظمت كوه ها اين سؤال را براى آنان پديد آورده كه «سرنوشت آنها چگونه خواهد بود؟»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 106 - 2،3،4

2 - جغرافياى زمين در آستانه قيامت ، دچار دگرگونى هاى بزرگى خواهد شد .

الجبال . .. ينسفها ... قاعًا صفصفًا

از بين رفتن پستى ها و بلندى ها، نشان از تحولِ عظيم در روى زمين در آستانه قيامت دارد.

3 - سطح زمين در آستانه قيامت ، خالى از هرگونه گياه و روييدنى خواهد بود .

فيذرها قاعًا صفصفًا

4 - تبديل كوه ها به زمينى مسطح و هموار در آستانه قيامت ، كار خداوند و به فرمان او است .

ينسفها ربّى . .. فيذرها قاعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 9 - 2

2 - متلاشى شدن نظم كنونى زمين ، در آستانه برپايى قيامت

و تكون الجبال كالعهن

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه متلاشى شدن كوه ها، به معناى از بين رفت نقش آنها در زمين (ثبات و استقرار زمين) است و اين به متلاشى شدن زمين اشاره دارد.

479- زمينه اجابت آرزو ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 2

2 - انفاق همراه باتقوا و اخلاص ، مايه رسيدن به تمام خواسته ها و آرزو ها در قيامت است .

و لسوف يرضى

رسيدن به مرحله رضايت، به معناى دست يافتن به تمام امورى است كه شخص به آن رغبت دارد.

480- زمينه اجابت خواسته ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 2

2 - انفاق همراه باتقوا و اخلاص ، مايه رسيدن به تمام خواسته ها و آرزو ها در قيامت است .

و لسوف يرضى

رسيدن به مرحله رضايت، به معناى دست يافتن به تمام امورى است كه شخص به آن رغبت دارد.

481- زمينه ايمان به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 185 - 9

9 - توجه به مرگ و نزديك بودن پايان عمر ، زمينه ساز پرهيز آدمى از انكار حق و معارف دين ( توحيد ، نبوت و قيامت ) است .

إن هو إلا نذير مبين . .. و أن عسى أن يكون قد اقترب أجلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 12

12 - پى بردن به حقانيت رستاخيز ، داراى راه علمى است و منكران آن گرفتار گمراهى اند .

و يعلمون أنّها الحقّ ألا إنّ الذين يمارون فى الساعة لفى ضلل بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 8

8 - آيات قرآن ، بازدارنده انسان از طغيان گرى و گناه و راهنماى او براى ايمان به قيامت است .

و ما يكذّب به إلاّ. .. إذا تتلى عليه ءايتنا قال أسطير الأوّلين

482- زمينه برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 7

7- ربوبيّت خدا بر انسانها ، مقتضى تشكيل دادن قيامت و آفرينش مجدد انسان ها پس از مرگ است .

أُولئك الذين كفروا بربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 8

8 - رحمانيت خداوند ، مقتضى برپا كردن قيامت و حساب رسى از بندگان است .

هذا ما وعد الرحمن

برداشت ياد شده از ياد كردن خدا به صفت و نام «رحمان» - از ميان ديگر اوصاف و نام هاى الهى - به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 7 - 21

21 - ربوبيت الهى ، مقتضى برپايى قيامت و حسابرسى اعمال بندگان

ثمّ إلى ربّكم مرجعكم فينبّئكم بما كنتم تعملون إنّه عليم بذات الصدور

483- زمينه پرسش از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 6 - 3

3 - گرايش طبيعى انسان به فسق و فجور ، زمينه پرسش هاى انكارآميز او درباره قيامت .

بل يريد الإنسن ليفجر أمامه . يسئل أيّان يوم القيمة

جمله «يسئل أيّان. ..» استيناف بيانى و در مقام تعليل و تفسير «بل يريد الإنسان ليفجر...» است; يعنى، پرسش انكارآميز انسان، برخاسته از گرايش او به فسق و فجور است; چرا كه اگر قيامت را بپذيرد، نمى تواند به فسق و فجور متمايل گردد. ازاين رو براى ادامه راه فسق و فجور خويش، قيامت را انكار كرده و به تمسخر مى گيرد.

484- زمينه ترس از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 16

16 - توجه و اعتقاد به صحنه هاى دشوار و سخت قيامت ، مقتضى ترس از آن روز است .

يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و الأبصر

485- زمينه تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 12

12 - ظلم و بيدادگرى ، زمينه ساز انكار قيامت و تكذيب دين و پيامبران

بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه . .. فانظر كيف كان عقبة الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 68 - 5

5 - تحقق نيافتن قيامت پس از گذشت زمان ها و اعصار طولانى ، دستاويز كافران براى انكار آن

إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين

طرح پيشينه طولانى عقيده به معاد، ظاهراً تلاشى است از سوى كافران براى بيان اين كه اگر واقعاً وعده رستاخيز حق بود، بايد تاكنون محقق مى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 48 - 3

3 - مشخص نبودن زمان برپايى قيامت ، دستاويز كافران صدراسلام براى انكار آن

و يقولون متى هذا الوعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 27 - 8

8 - پوچ انگارى و باطل گرايى انسان ها ، داراى پيوند با شك و ناباورى آنان نسبت به قيامت

لاريب فيه و لكنّ . .. لايعلمون ... يومئذ يخسر المبطلون

در آيه قبل شك در معاد، معلول جهل دانسته شد و در اين آيه تعبير «مبطلون» منطبق بر همان جاهلانى است كه در آن جا ياد شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 2

2 - روشن نبودن زمان برپايى قيامت ، دستاويز كافران براى انكار آن

و يقولون متى هذا الوعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 6 - 3

3 - گرايش طبيعى انسان به فسق و فجور ، زمينه پرسش هاى انكارآميز او درباره قيامت .

بل يريد الإنسن ليفجر أمامه . يسئل أيّان يوم القيمة

جمله «يسئل أيّان. ..» استيناف بيانى و در مقام تعليل و تفسير «بل يريد الإنسان ليفجر...» است; يعنى، پرسش انكارآميز انسان، برخاسته از گرايش او به فسق و فجور است; چرا كه اگر قيامت را بپذيرد، نمى تواند به فسق و فجور متمايل گردد. ازاين رو براى ادامه راه فسق و فجور خويش، قيامت را انكار كرده و به تمسخر مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 11 - 4

4 - كم فروشى ، زمينه ساز آلودگى به گناه و گناه زمينه ساز تكذيب قيامت است .

ويل للمطفّفين . .. كلاّإنّ كتب الفجّار ... الذين يكذّبون بيوم الدين

ترتيب آيات، ممكن است برخاسته از ترتيب پيدايش اوصاف ذكر شده در آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 12 - 2

2 - آلودگى به گناه و شكستن حريم قوانين و وظايف الهى ، زمينه ساز انكار روز جزا است .

و ما يكذّب به إلاّكلّ معتد أثيم

486- زمينه درخواست تعجيل قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 6

6- خوى شتاب زدگى آدمى ، زمينه ساز درخواست كافران مكه براى تحقق وعده هاى الهى ( عذاب ، برپايى قيامت و . . . )

خلق الإنسن من عجل . .. يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه جمله «و يقولون متى . ..» عطف بر جمله «سأُوريكم...» باشد و اين دو جمله، با جمله «خلق الإنسان من عجل» - كه بيان گر خصلت عمومى انسان ها است - مرتبط باشند.

487- زمينه درك عظمت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 14 - 3

3 - حقيقت قيامت و ژرفاى عظمت آن ، تنها از راه وحى قابل شناخت و دستيابى است .

و ما أدريك ما يوم الفصل

از اين كه آيه مورد بحث، در ميان آيات مربوط به قيامت است قرار دارد، مى توان استفاده كرد كه حقايق عميق قيامت، تنها از طريق خود وحى براى بشر قابل شناخت است.

488- زمينه ذكر قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 73 - 3

3 - حكمت ايجاد درخت آتش زنه از سوى خداوند ، ياد آورى قدرت الهى ، تداعى كردن روز رستاخيز و بيرون آمدن انسان ها از قبر ها است .

نحن جعلنها تذكرة

ضمير «جعلناها» مى تواند به «نار» و يا به «شجرة» برگردد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال دوم است; يعنى، ما آن درخت را مايه تذكار قرار داديم تا انسان ها با ديدن آن، به ياد قدرت خداوند بيفتند و پى ببرند كسى كه از چوب آتش را بيرون مى آورد، قادر است كه مردگان را نيز بار ديگر از گورها بيرون آورد.

489- زمينه ذلت مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 67 - 2

2 - كافران و ناباوران به رستاخيز ، در زندگى فاقد تكيه گاه مطمئن بوده و در مواجهه با حوادث ، زود خود را مى بازند و دچار يأس و احساس حرمان مى شوند .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون . بل نحن محرومون

روى سخن در اين آيات، با كافران و كسانى است كه در برابر مسأله معاد، موضع گيرى ناباورانه دارند.

490- زمينه رضايت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 9 - 4

4 - اهتمام ورزيدن به كارهايى كه پاداش اخروى دارد ، مطلوب و مايه خرسندى در قيامت است .

لسعيها راضية

«سعى» به معناى راه رفتن سريع است كه در مورد «جديت در هر كار» نيز استعمال مى شود. (مفردات راغب)

491- زمينه سختيهاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 11 - 2

2 - گرفتن نامه عمل از پشت سر در قيامت ، سرآغاز گرفتارى در موقعيتى دشوار كه هر كس ، فرياد هلاكت خواهى و آرزوى مرگ سر خواهد داد .

فسوف يدعوا ثبورًا

«ثبور» به معناى هلاكت و تباهى است. (مفردات راغب)

492- زمينه شفاعت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 26 - 11

11 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و يزيدهم من فضله » الشفاعة لمن وجبت له النار ممن أحسن إليهم فى الدنيا ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه رسول خدا راجع به اين سخن خداوند «يزيدهم من فضله» (مراد از آنچه زايد بر اجابت دعاى مؤمنان، به آنان داده مى شود) حق شفاعت است كه شفاعت مى كنند براى كسانى كه آتش براى آنها واجب شده ولى در دنيا از كسانى بوده اند كه به آن مؤمنان نيكى كرده اند».

493- زمينه شك به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 10

10 - آسايش و سرخوشى ، زمينه ساز كفر و ترديد انسان نسبت به قيامت

و لئن أذقنه رحمة . .. ليقولن ... و ما أظنّ الساعة قائمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 50 - 3

3- پيوستگى گناه ، با ترديد و ناباورى نسبت به قيامت

طعام الأثيم . .. إنّ هذا ما كنتم به تمترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 27 - 8

8 - پوچ انگارى و باطل گرايى انسان ها ، داراى پيوند با شك و ناباورى آنان نسبت به قيامت

لاريب فيه و لكنّ . .. لايعلمون ... يومئذ يخسر المبطلون

در آيه قبل شك در معاد، معلول جهل دانسته شد و در اين آيه تعبير «مبطلون» منطبق بر همان جاهلانى است كه در آن جا ياد شده اند.

494- زمينه شك در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 36 - 1

1- غرور و دنياپرستى مرد رفاه مند ، به ترديد و تشكيك در برپايى قيامت و وقوع رستاخيز منتهى شد .

و ما أظنّ الساعة قائمة

495- زمينه عذاب مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 3

3 - منكران قيامت ، در آستانه سقوط در عذاب الهى و لبه پرتگاه آن

إنّا أنذرنكم عذابًا قريبًا

«قرب عذاب» - در اين برداشت - به معناى ارتباط نزديك آن به كافران گرفته شده است; يعنى، عذابى كه كافران به آن انذار شده اند، با آنان ارتباطى تنگاتنگ دارد. بيان وصف «قريباً» براى نفس عذاب - نه زمان آن - اين معنا را تقويت مى كند.

496- زمينه قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 15 - 9

9 - ربوبيت خداوند نسبت به انسان ها ، مقتضى بر پا ساختن قيامت و بازگرداندن آنان به سوى خويش

ثمّ إلى ربّكم ترجعون

كاربرد وصف «ربّ» در آيه شريفه، گوياى اين نكته است كه ربوبيت الهى نقشى عمده در رجعت آدميان و حيات اخروى آنان دارد; يعنى، از آن جهت كه خداوند، پروردگار و رشددهنده خلق است، مى بايست حيات را در جهان آخرت تداوم بخشد تا خلق به كمال خويش برسند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 20 - 7

7- تحقق لحظه هاى سخت قيامت ، در پى هشدار ها و اتمام حجت

ذلك يوم الوعيد

تعبير «وعيد» مى رساند كه قبلاً رخداد روز قيامت و دشوارى هاى آن از سوى خداوند به انسان ها تذكر داده شده است و پس از آن تذكرها است كه قيامت برپا مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 47 - 2

2 - عدل ، تدبير و قدرت الهى ، مقتضى برپا ساختن قيامت

ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى . .. و أنّ عليه النشأة الأُخرى

عبارت «و أنّ عليه. ..» عطف است بر آنچه در آيات گذشته از عدل و تدبير و قدرت خداوند بيان شده بود و در حكم نتيجه گيرى از آن مى باشد; يعنى، بايسته است خداوند با چنين صفاتى، قيامت را براى تحقق كامل عدل و اكمال آفرينش خويش برپا سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 5

5 - ربوبيت الهى ، مقتضى برپايى قيامت و حسابرسى اعمال

إنّا نخاف من ربّنا يومًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 5 - 2

2 - برپايى قيامت و پى بردن به كردار ها و بازتاب اخروى آن ، در گرو پيدايش حوادثى تحوّل آفرين در نظام جهان

إذا السماء . .. و إذا ... و إذا ... و إذا ... علمت نفس ما قدّمت و أخّرت

جمله «علمت نفس . ..» جزاى شرط هايى است كه در آيات پيشين تكرار شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 6 - 9

9 - ربوبيت خداوند ، مقتضى وجود يافتن قيامت و ملاقات انسان ها در آن ، با خداوند است .

إلى ربّك كدحًا فملقيه

497- زمينه كفر به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 6

6 - پيروى از هوا ها و اميال نفسانى ، در پى دارنده كفر و بى ايمانى به قيامت است .

من لايؤمن بها واتبع هويه

«اتبع» ماضى است و عطف بر «لايؤمن» كه مضارع است; بنابراين پيروى از هوس ها كه در زمان قبل انجام گرفته است، سبب بى ايمان در زمان بعد خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 10

10 - آسايش و سرخوشى ، زمينه ساز كفر و ترديد انسان نسبت به قيامت

و لئن أذقنه رحمة . .. ليقولن ... و ما أظنّ الساعة قائمة

498- زمينه نجات از سختيهاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 2 - 17

17 - « عن ابن عباس قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و من يتّق اللّه يجعل له مخرجاً » قال : من شبهات الدنيا و من غمرات الموت و من شدائد يوم القيامة ;

از ابن عباس نقل شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «و من يتّق اللّه يجعل له مخرجاً» فرمود:[خدا براى كسى كه تقواى الهى داشته باشد] راه نجاتى از شبهات دنيا، دشوارى هاى مرگ و سختى هاى قيامت قرار مى دهد».

499- زمينه يأس مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 67 - 2

2 - كافران و ناباوران به رستاخيز ، در زندگى فاقد تكيه گاه مطمئن بوده و در مواجهه با حوادث ، زود خود را مى بازند و دچار يأس و احساس حرمان مى شوند .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون . بل نحن محرومون

روى سخن در اين آيات، با كافران و كسانى است كه در برابر مسأله معاد، موضع گيرى ناباورانه دارند.

500- زناكار در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 10

10 - مشركان ، آدم كشان و زناكاران ، به روز رستاخيز با كيفر اعمالشان روبه رو خواهند شد .

والذين لايدعون مع اللّه إلهًا . .. و لايزنون و من يفعل ذلك يلق أثامًا

«ذلك» اشاره است به سه گناهى كه در جمله هاى قبل ياد شده است و «اثام» به معناى جزا و كيفر گناه مى باشد (لسان العرب).

501- زنان منافق در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 13 - 7

7 - زنان منافق چونان مردان نفاق پيشه ، فاقد نور و روشنايى در ظلمت قيامت

يوم . .. و المنفقت ... انظرونا نقتبس من نوركم

502- زنان مؤمن در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 12 - 9

9 - قيامت ، روز دريافت بشارت بهشت براى مردان و زنان مؤمن

يوم ترى المؤمنين و المؤمنت . .. بشريكم اليوم جنّ-ت

503- زنگار قلب مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 4

4 - قلب تكذيب كنندگان قرآن و قيامت ، هرگز از آلودگى هاى گناه پاك نخواهد شد .

ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون . كلاّ إنّهم ... محجوبون

جمله بعد از «كلاّ»، قرينه است بر اين كه آيه شريفه درصدد بيان تداوم يافتن نكته اى است كه آيه قبل درباره قلب تكذيب گران مطرح كرده بود.

504- زيان مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 27 - 9

9 - خطرساز بودن رهبران متكبر و منكر قيامت و روز حساب براى جامعه

كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب

پناه بردن موسى(ع) از شر متكبران منكر قيامت (چون فرعونيان)، گوياى مطلب ياد شده است.

505- زيانكاران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 6

6 - قيامت، هنگامه ظهور زيانكارى منكران معاد و ملاقات پروردگار است.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

منادا قرار گرفتن حسرت، گوياى مشهود و عيان بودن آن در صحنه قيامت است. به گونه اى كه مورد «نداء» قرار مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 9 - 1

1 - قيامت روز ظهور و بروز خسارت و زيانكارى تكذيب كنندگان آيات خداوند است.

و من خفت موزينه فأولئك الذين خسروا أنفسهم بما كانوا بأيتنا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 45 - 6

6 - مردمى كه بر انكار معاد پاى فشردند و از اين گمراهى دست برنداشتند ، در قيامت مردمى زيانكار و ورشكسته خواهند بود .

و يوم يحشرهم . .. قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 27 - 5

5 - روز قيامت ، هنگامه خسران و زيان ديدن باطل گرايان و منكران معاد

و يوم تقوم الساعة يومئذ يخسر المبطلون

«مبطلون»، به معناى واردشوندگان در باطل است.

506- زيانكارترين مردم در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 3

3- كفرپيشگانى كه بر خدا دروغ مى بندند و مردم را از راه خدا باز مى دارند و قيامت را انكار مى كنند ، در سراى آخرت از ديگر كافران و گنهكاران ، تباه تر و زيانكارترند .

و من أظلم . .. الذين يصدون ... لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مقياس سنجش و تعيين زيانكار و زيانكارتر مراتب كفر باشد. براين مبنا آيه شريفه دلالت دارد براينكه: همه كافران در آخرت زيانكارند; ولى آنان كه بر خدا دروغ بستند و ... از ديگر كافران و گنهكاران، زيانكارتر مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 7

7 - مشركان و منكران قيامت ، زيان كارترين مردم در قيامت

و هم فى الأخرة هم الأخسرون

507- زيانكارى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 1

1- كافرانِ به آيات پروردگار و منكرانِ قيامت ، زيانكارترين مردم اند .

الأخسرين أعملاً . .. أُولئك الذين كفروا بأيت ربّهم و لقائه

كفر به لقاى پروردگار، تعبيرى ديگر از كفر به قيامت است، از آن جهت كه ملاقات با پروردگار (با حساب و جزا و پاداش او) در قيامت صورت مى گيرد.

508- زيبارويان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 38 - 1

1 - در قيامت ، چهره گروهى از مردم زيبا و درخشان خواهد بود .

وجوه يومئذ مسفرة

«وجه مسفر» چهره اى است كه به جهت شادمانى، درخشان شده باشد (مقاييس اللغة) و يا زيبايى آن را فرا گرفته باشد. (مصباح)

509- سبكى عمل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 8 - 1

1 - اعمال برخى از مردم در قيامت ، سبك وزن و بى ارزش است .

و أمّا من خفّت موزينه

«موازين» يا جمع «ميزان» و يا جمع «موزون» است. برداشت ياد شده، با هر دو مبنا سازگار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 9 - 1

1 - صاحبان اعمال بىوزن و ارزش ، در قيامت گرفتار جهنم و سقوط كننده در پرتگاه عميق آن

فأُمّه هاوية

«هاوية» - كه در اين آيه بر «جهنم» تطبيق يافته است - به معناى هر درّه و يا حفره اى است كه عمق آن معلوم نباشد. (لسان

العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 9 - 2

2 - سبكى و بىوزنى اعمال آدمى در قيامت نشانه زيانكارى است.

و من خفت موزينه فأولئك الذين خسروا أنفسهم

510- سبكى ميزان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 103 - 1

1 - سبكى كفّه ترازوى عمل ، نشان خسران و زيان كارى واقعى انسان در قيامت

و من خفّت موزينه فأُولئك الذين خسروا أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 8 - 2

2 - وزنه هاى محاسبه اعمال در قيامت ، متناسب با آنها و سنگين يا سبك خواهد بود .

فأمّا من ثقلت موزينه . .. و أمّا من خفّت موزينه

چنانچه كلمه «موازين» جمع «ميزان» (وزنه اى كه با آن متاع را مى سنجند)، باشد، نكته ياد شده استفاده مى شود.

511- ستارگان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 2 - 1،3

1 - در آستانه قيامت ، تمام ستارگان تيره و بى فروغ خواهند شد .

و إذا النجوم انكدرت

كدورت هر چيز، به معناى از بين رفتن صافى و شفافيت آن است (مصباح) و نتيجه ايجاد «كدورة» را «انكدار» مى گويند. بنابراين ستارگان تحت تأثير عواملى كدركننده، قرار گرفته و صفا و جلاى خود را از دست داده، تاريك خواهند شد.

3 - ستارگان ، در آستانه قيامت به سرعت فرود آمده و ساقط خواهند شد .

و إذا النجوم انكدرت

از معانى «انكدار»، سرعت گرفتن و فرودآمدن است. (قاموس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 2 - 1،3

1 - تمامى ستارگان در آستانه قيامت ، افشانده و پراكنده خواهند شد .

و إذا الكواكب انتثرت

«انتثار» به معناى تفرق يا پاشيده شدن است. (تاج العروس)

3 - متلاشى شدن نظم حاكم بر ستارگان در آستانه قيامت

و إذا الكواكب انتثرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 3 - 2

2 - ساختار زمين نيز مانند آسمان و ستارگان ، در آستانه قيامت به هم خورده و رخنه هاى فراوانى در پيكره آن پديدار خواهد شد .

إذا السماء . .. و إذا الكواكب ... و إذا البحار فجّرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 8 - 1

1 - بى فروغ شدن ستارگان ، در آستانه برپايى قيامت

فإذا النجوم طمست

«طمس» به معناى از بين رفتن اثر شىء است و هرگاه اين واژه در مورد ستارگان، ماه و چشم به كار رود، به معناى از بين رفتن نور آنها خواهد بود (تاج العروس).

512- سجده در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 5،6

5 - « عن أبى الحسن ( ع ) فى قوله عزّوجلّ : « يوم يكشف عن ساق » قال : حجابٌ من نور يُكْشَف ، فيقع المؤمنون سُجَّداً و تُدمَج أصلابُ المنافقين فلايستطيعون السجود ;

از امام رضا(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ: «يوم يكشف عن ساق» روايت شده كه فرمود: [در آن روز ]پرده اى از نور برداشته مى شود و مؤمنان به حالت سجده مى افتند و استخوان هاى پشت منافقان سخت و بى انعطاف مى گردد و قدرت سجده ندارند».

6 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله عزّوجلّ : . . . « و يدعون إلى السجود فلايستطيعون » قال : أُفحِم القومُ و دخلتْهم الهيبةُ و شَخَصَتِ الأبصار ، و بلغتِ القلوبِ الحَناجِر ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و يدعون إلى السجود فلايستطيعون» فرمود: مهر سكوت بر دهان آنان زده مى شود، ترس تمام وجودشان را فرامى گيرد، چشمانشان خيره مى گردد، جان ها به حنجره ها مى رسد».

513- سختى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 69 - 4

4- سنخيت هاى قيامت براى پيشتازان و سردمداران استكبار ، دشوارتر و كيفر آنها سنگين تر از كيفر ديگران خواهد بود .

ثمّ لننزعنّ . .. أيّهم أشدّ على الرحمن عتيًّا

جداكردن پيشتازان و سردمداران استكبار، حكايت از رسوايى فزون تر و نيز عقوبت و حساب سنگين ترى دارد كه در انتظار آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 5

5 - تقواپيشگان ، از هر بدى و رنجى در قيامت در امان خواهند بود .

الذين اتّقوا . .. لايمسّهم السوء

514- سختى فهم قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 3 - 2

2 - شناخت ژرفاى حقيقت و عظمت قيامت ، بس دشوار و دست نايافتنى براى بشر

و ما أدريك ما الحاقّة

515- سختى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 14

14- قيامت ، روزى سخت و خوار كننده است .

إن الخزى اليوم و السوء على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 3

3- قيامت ، روزى سخت و هلاكت بار براى كفرورزان به عيسى ( ع ) و گفته هاى او

فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم

«ويل»، يعنى عذاب و هلاكت (لسان العرب). هلاكت بار بودن قيامت كنايه از شدت عذاب است، در حدى كه اگر در قيامت نيز مرگ وجود مى داشت گرفتاران به عذاب، زنده نمى ماندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 26 - 5

5 - قيامت ، روزى سخت و ناگوار بر كافران

و كان يومًا على الكفرين عسيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 16 - 3

3 - قيامت ، روزى سخت ، هولناك و هشدار دهنده براى انسان ها

لينذر . .. يوم هم برزون لايخفى على اللّه منهم شىء

تأكيد خداوند بر اين كه روز قيامت، روز بروز حقيقت انسان ها است به گونه اى كه چيزى از آنان بر خدا پوشيده نمى ماند و نيز انذار به چنين روزى، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 65 - 4

4 - قيامت ، روزى بس سخت و دشوار براى ستمگران

من عذاب يوم أليم

بنابراين كه «أليم» صفت «يوم» باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 20 - 7

7- تحقق لحظه هاى سخت قيامت ، در پى هشدار ها و اتمام حجت

ذلك يوم الوعيد

تعبير «وعيد» مى رساند كه قبلاً رخداد روز قيامت و دشوارى هاى آن از سوى خداوند به انسان ها تذكر داده شده است و پس از آن تذكرها است كه قيامت برپا مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 2

2 - قيامت ، روزى بسيار سخت و هولناك براى اهل محشر

يوم يكشف عن ساق

تعبير «يكشف عن ساق» (ساق ها برهنه مى شود) در زبان عرب، كنايه از شدت هول و هراس و وخامت اوضاع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 4 - 6

6 - روز قيامت ، روزى بس دشوار و اندوه بار براى خلايق

فى يوم كان مقداره خمسين ألف سنة

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه در زبان عرب، اوقات سخت و خزن آور را، به طولانى بودن آن و زمان هاى راحتى و شادمانى را به كوتاه بودن آن توصيف مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 17 - 1

1 - قيامت ، روزى است بسيار سخت و اندوه بار .

فكيف تتّقون إن كفرتم يومًا يجعل الولدن شيبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 18 - 6

6 - برپايى قيامت و زندگى دشوار و طاقت فرساى محشر ، وعده اى است تخلف ناپذير و تحقق يافتنى از سوى خداوند به كافران .

كان وعده مفعولاً

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه ضمير «وعده» به «يوم» بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 2

2 - قيامت ، روزى است بسيار سخت و اندوه بار .

يومًا عبوسًا قمطريرًا

«عبوس»; يعنى، چهره در هم كشيده و «روز عبوس» كنايه از روز سخت و اندوه بار است. «قمطرير» نيز به معناى شديد است و در اين آيه هم مى تواند وصف براى «عبوس» باشد (يعنى شديد العبوس) و هم مى تواند صفت براى «يوم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 5

5 - قيامت ، روزى بس سنگين و دشوار

و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً

516- سختيهاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 11 - 2

2 - قيامت ، روزى بس سخت و ناگوار ، براى تكذيب كنندگان آن

فويل يومئذ للمكذّبين

مراد از «مكذّبين» - به قرينه آيه 14 - تكذيب كنندگان قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 8 - 3

3 - قيامت ، روزى دشوار براى كافران

يقول الكفرون هذا يوم عسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 36 - 1

1 - سختى هاى محشر و ناتوانى مجرمان جن و انس ، در گريز از صحنه آخرت ، نعمتى الهى در خدمت اجراى عدالت

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

از اطلاق «ءالآء» بر مفاد آيه قبل، مطلب ياد شده قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 9 - 1،2

1 - قيامت ، روزى سخت و دشوار

فذلك يومئذ يوم عسير

2 - لحظه دميده شدن صور در روز رستاخيز ، آغاز سختى ها و ناگوارى ها براى اهل محشر

فإذا نقر فى الناقور . فذلك يومئذ يوم عسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 34 - 4

4 - ناتوانى همگان ، از مقاومت در برابر سختى هاى قيامت

يوم يفرّ المرء

فرار مردان - با توجّه به اين كه ترجيح فرار بر قرار به ويژه براى مرد تحمل نوعى زبونى و حقارت است - نشانگر سنگينى مشكلات قيامت و ناتوانى همه انسان ها از تحمّل آن است.

517- سخن در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 38 - 5،9

5 - هيچ كس در آخرت جز به اذن خداوند توان سخن گفتن ندارد .

لايتكلّمون إلاّ من أذن له الرحمن

ضمير فاعلى «لايتكلمون» اگر مخصوص روح و ملائكه باشد، ديگران به طريق اولى از سخن گفتن عاجزاند و اگر به فاعل «لايملكون منه خطاباً» نيز نظر داشته باشد، همه موجودات را به صراحت شامل مى شود.

9 - رخصت يافتن از جانب خداوند براى سخن گفتن در قيامت ، نشانگر برخوردارى از رحمت گسترده او است .

من أذن له الرحمن

518- سرزنش در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 14

14- پيروى از شيطان ، ملامت و پشيمانى اخروى در پى دارد .

دعوتكم فاستجبتم لى فلاتلومونى و لوموا أنفسكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 9

9 - كافران ، در قيامت ، از سوى مؤمنان عالِم ، سرزنش مى شوند .

و قال الذين أوتوا العلم . .. فهذا يوم البعث

«فاء» در «فهذا» فصيحه است و دلالت بر جمله اى مقدر مى كند كه مى تواند چنين باشد: «اگر شما، منكر قيامت بوديد، اين هم قيامت!». «هذا» در اين بيان - طبق گفته مفسران - براى توبيخ و سرزنش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 57 - 5

5 - ظالمان ، در روز قيامت ، راهى براى رهايى از وضعيّت رقّت بار و مذمت آلود خويش ندارند .

الذين ظلموا. .. و لاهم يستعتبون

«إستعتاب» - مصدر «يستعتبون» - به معناى اين است كه از شخص خاطى، خواسته شود كه وى از خطايش بازگردد (مفردات راغب) و نيز به معناى طلب رضايت آمده است (المنجد).

519- سرزنش كوهها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 14 - 1

1 - به لرزه درآمدن زمين و كوه ها ، در آستانه برپايى قيامت

يوم ترجف الأرض و الجبال

520- سرزنش مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 16 - 1

1 - فرمان ملامت بار خداوند به تكذيب كنندگان قيامت ، براى چشيدن حرارت دوزخ و تحمّل رنج آن

اصلوها

«صَلْىُ النار»; يعنى، چشيدن حرارت آتش و تحمل رنج آن. عبارت «اصلوها» (نظير آيه قبل) مى تواند كلام خداوند و يا سخن مأموران الهى باشد. در برداشت بالا، احتمال اول مورد نظر است.

521- سرزنشهاى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 52 - 3

3 - سرزنش شدن بندگان خالص خدا و باورداران به قيامت ، از سوى منكران آن

يقول أءنّك لمن المصدّقين

در برداشت ياد شده، استفهام «أءنّك» استفهام توبيخى دانسته شده است.

522- سرگردانى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 109 - 8

8 - گمراهى و سرگردانى فاسقان در قيامت *

و اللّه لايهدى القوم الفسقين. يوم يجمع اللّه الرسل

برداشت فوق بر اين اساس است كه «يوم» ظرف براى «لايهدى . ..» در آيه قبل باشد.

523- سستى زمين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 21 - 2

2 - زمين ، هنگام برپايى قيامت ، به شدت كوبيده و سست و نرم خواهد شد .

كلاّ إذا دكّت الأرض دكًّا دكًّا

«دكّ»; يعنى، منهدم ساختن كوه و ديوار و مانند آن (لسان العرب). تكرار دو مصدر «دكّاً دكّاً» بر كثرت آن دلالت دارد; يعنى، كوبيدن هاى مكرر، يكى پس از ديگرى تحقق خواهد يافت.

524- سعادت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 55 - 5

5 - قيامت ، محل اصلى تجلى خوب و بد سرنوشت و سعادت و شقاوت انسان ها

إنّ للمتّقين لحسن مئاب . .. هذا و إنّ للطغين لشرّ مئاب

از اين كه خدا نيك فرجامى و بدفرجامى را در رابطه با آخرت و معاد انسان ها مطرح ساخته است، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

525- سعادتمندان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 4

4- انسان ها در قيامت ، به دو گروه تيره بختان و سعادتمندان تقسيم خواهند شد .

فمنهم شقى و سعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 13

13- سعادتمندان ، نامه اعمال خويش را در قيامت ، خود مورد مطالعه قرار مى دهند .

فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 7 - 1،2

1 - مردم در آخرت سه دسته اند : اصحاب الميمنه ( نيك بختان ) اصحاب المشئمه ( نگون بختان ) و سابقون ( پيشتازان )

و كنتم أزوجًا ثلثة

بيان «أزواجاً ثلاثة» محذوف و تقدير آن چنين است: «و كنتم أزواجاً ثلاثة: اصحاب الميمنة و اصحاب المشئمة و السابقون». در آيات بعد به تفصيل وضعيت اين سه دسته تبيين شده است.

2 - حضور انسان ها در قيامت در سه دسته مختلف و دست يافتن آنها به سعادت و يا گرفتار شدن در شقاوت و بدبختى ، فرجامى قطعى و غير قابل ترديد

و كنتم أزوجًا ثلثة

تعبير «كنتم» به صيغه ماضى، بيانگر آن است كه حضور در رستاخيز، چنان حتمى و غيرقابل ترديد است كه گويا در گذشته محقق شده است.

526- سفيدرويان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 106 - 1،3،12،16

1 - كيفر سخت پويندگان راه اختلاف و تفرقه ، در روزى خواهد بود كه چهره هايى سفيد و چهره هايى سياه مى شود .

و اولئك لهم عذاب عظيم. يوم تبيضّ وجوه و تسودّ وجوه

«يوم تبيضّ»، متعلق به «لهم عذاب عظيم» است.

3 - اعتصام به ريسمان الهى ، دعوت به نيكى ها ، امر به معروف و نهى از منكر ، موجب روسفيدى در قيامت

و اعتصموا بحبل اللّه . .. و لتكن منكم امّة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ي

به مقتضاى ارتباط با آيات قبل، سفيدرويى مى تواند پاداش نيكيهاى مذكور در آيات قبل باشد.

12 - سپاسگزارى و شكر نعمت هاى الهى ، موجب روسفيدى در قيامت *

و اذكروا نعمت اللّه . .. يوم تبيضّ وجوه

روسياهى در قيامت، ناشى از كفران نعمت است بنابراين، سفيدرويى ناشى از سپاسگزارى است.

16 - در قيامت عمل كنندگان به سنّت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ، روسفيد و بدعتگزاران روسياهند .

يوم تبيضّ وجوه و تسودّ وجوه

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره آيه «يوم تبيضّ وجوه . .. »، فرمود: تبيضّ وجوه اهل السّنة و تسودّ وجوه اهل البدع


الدّر المنثور، ج 2، ص 291.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 107 - 1،4،5

1 - روسفيدان در قيامت ، غرق در رحمت جاودانه الهى

و اما الذين ابيضّت وجوهُهم ففى رحمة اللّه هم فيها خالدون

4 - تمسك كنندگان به ريسمان الهى و دعوت گران به خير ، امركنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر ، روسفيدان در قيامت و مستغرق در رحمت جاودانه الهى

و اعتصموا بحبل اللّه . .. يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف ... اما الذين ابيضّت

مستفاد از ارتباط ميان اين آيه و آيات قبل.

5 - تداوم بر ايمان ، موجب روسفيدى و جاودانگى در رحمت الهى

اكفرتم بعد ايمانكم . .. اما الذين ابيضّت وجوههم

علت سيه رويى به مقتضاى «اكفرتم بعد ايمانكم»، ارتداد است. و به قرينه مقابله، علت روسفيدى، تداوم بر ايمان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 108 - 5

5 - عذاب سيه رويان ( اهل كفر ) و استغراق سفيدرويان در رحمت الهى ، از آيات بحق خداوند

فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون . .. ففى رحمة اللّه ... تلك ايات اللّه

بنابراينكه مشاراليه «تلك»، مطالب مذكور در دو آيه قبل باشد.

527- سقط جنين در زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 4

4- زنان باردار با ديدن زلزله سهمگين زمين در آستانه برپايى قيامت ، از شدت بيم و اضطراب ، سقط جنين خواهند كرد .

و تضع كلّ ذات حمل حملها

«وضع» (مصدر «تضع») به معناى نهادن و «ذات حمل» به معناى باردار است; يعنى، هر زن باردارى به هنگام ديدن آن زلزله، بارش را خواهد نهاد (جنينش را سقط خواهد كرد).

528- سقط جنين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 11

11- اضطراب مردم در عرصه قيامت ، به درجه اى است كه هر زن شير دهنده ، از شير دادن غافل خواهد شد و هر زن باردارى از شدت ترس ، سقط جنين خواهد كرد .

يوم ترونها. .. و تضع كلّ ذات حمل حملها

529- سكوت اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 35 - 1

1 - تكذيب گران روز جزا ، در آن روز از شدت ترس دم برنخواهند آورد .

هذا يوم لاينطقون

530- سلام مؤمنان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 44 - 4

4 - تحيّت مؤمنان به هم ، هنگام لقاءاللّه ، با واژه « سلام » است .

تحيّتهم يوم يلقونه سلم

برداشت بالا، بنابراين است كه اضافه «تحيّت» به ضمير «هم»، اضافه مصدر به فاعل اش باشد.

531- سلامتى هنگام قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 6

6- انسان در لحظه مرگ ( نظير زمان ولادت و هنگامه رستاخيز ) نيازمند سلامت و امنيتى ويژه از جانب خداوند

و سلم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيًّا

نكره بودن «سلام» بيانگر برجستگى آن است و مراد از سلامت هنگام مرگ، در امان بودن از مواجه شدن با امرى ناخوشايند، نظير وحشت و اضطراب و نوميدى و . .. است.

532- سلب اختيار در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 3

3- اختيار و انتخاب در روز قيامت ، از انسان ها سلب مى شود .

يوم يأت لاتكلم نفس إلاّ بإذنه

قرين بودن هر گونه سخن در قيامت با اذن خداوند، مى تواند به اين معنا باشد كه: صحنه قيامت مانند دنيا نيست كه انسانها با اراده خويش سخن بگويند و يا افعال ديگرى انجام دهند و احياناً كارى كنند كه مورد رضايت خدا نباشد; بلكه اختيار از آنها سلب مى شود و نمى توانند هر چه را مى خواهند بگويند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 2

2 - قيامت ، روز سلب مالكيت و اختيار از همه انسان ها است .

يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا

533- سلب مالكيت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 2

2 - قيامت ، روز سلب مالكيت و اختيار از همه انسان ها است .

يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا

534- سنگينى عمل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 6 - 1

1 - برخى از مردم در قيامت ، داراى كردارى سنگين و ارجمند در پيشگاه خداوند

فأمّا من ثقلت موزينه

به وزنه هايى كه با آن متاع را مى سنجند و نيز به ابزار سنجش هر چيز، «ميزان» گفته مى شود (برگرفته از لسان العرب). سنگينى وزنه ها در قيامت، بيانگر سنگينى اعمال است كه به تناسب ماهيت آنها، مراد ارج و بهاى فراوان آنها خواهد بود.

535- سنگينى ميزان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 102 - 1

1 - سنگينى كفه ترازوى اعمال خود انسان ، تنها عامل مؤثر در سرنوشت وى در قيامت

فمن ثقلت موزينه فأُولئك هم المفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 8 - 2

2 - وزنه هاى محاسبه اعمال در قيامت ، متناسب با آنها و سنگين يا سبك خواهد بود .

فأمّا من ثقلت موزينه . .. و أمّا من خفّت موزينه

چنانچه كلمه «موازين» جمع «ميزان» (وزنه اى كه با آن متاع را مى سنجند)، باشد، نكته ياد شده استفاده مى شود.

536- سوارى متقين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 9

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 7

7- حضور تقواپيشگان در صحنه قيامت به صورت سواره ، و رانده شدن گنه پيشگان به سوى جهنم با پاى پياده خواهد بود .

نحشر المتّقين . .. و فدًا . و نسوق المجرمين ... وردًا

برخى از لغت دانان «وفد» را سوارانى ارجمند و «ورد» را پيادگانى تشنه كام معنا كرده اند (لسان العرب).

537- سوگند بر حتميت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 3 - 6

6 - سوگند پيامبر (صلی الله علیه و آله) به پروردگار ، مبنى بر آمدن و تحقق قطعى روز قيامت

قل بلى و ربّى لتأتينّكم

538- سوگند به حوادث قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 3 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، به ناظران و امور مشهود در قيامت

و شاهد و مشهود

شهادة; يعنى، حاضر بودن همراه با مشاهده بصرى يا بصيرتى و گاه به حضور بدون آن نيز گفته مى شود (مفردات راغب). لفظ «شاهد و مشهود» - به قرينه سوگند بر آنها- نكره هايى اند كه از آنها عموم اراده شده است تا سوگند به آن بيهوده نباشد و بعيد نيست كه عظمت آن دو نيز استفاده شود. در اين صورت مراد عظمت شهادت مربوط به آنها است تا بر احتمالات گوناگونى كه درباره مصداق آن دو گفته شده است، قابل تطبيق باشد.

2 - ناظران صحنه قيامت و حوادث آن روز ، داراى عظمتى در خور سوگند خداوند

و شاهد و مشهود

539- سوگند به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 1 - 1

1 - سوگند أكيد خداوند ، به روز قيامت

لاأُقسم بيوم القيمة

مفسّران درباره «لا» در «لااُقسم» و امثال آن، توجيهات چندى ذكر كرده اند; از جمله اين كه «لا» زايد و براى تأكيد «اُقسم» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 2 - 3

3 - سوگند خداوند ، به روز قيامت

و اليوم الموعود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 3 - 8،10

8 - « عن محمّد بن هاشم عمن روى عن أبى جعفر ( ع ) قال : سأله الأبرش الكلبى عن قول اللّه عزّوجلّ « و شاهد و مشهود » فقال أبوجعفر ( ع ) : ما قيل لك ؟ فقال : قالوا : الشاهد يوم الجمعة و المشهود يوم عرفة ، فقال أبوجعفر ( ع ) : ليس كما قيل ، الشاهد يوم عرفة و المشهود يوم القيامة أما تقرأ القرآن ؟ قال اللّه عزّوجلّ : « ذلك يوم مجموع له الناس و ذلك يوم مشهود ;

محمد بن هاشم از كسى كه از امام باقر(ع) روايت كرده، نقل مى كند: ابرش كلبى از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و شاهد و مشهود» سؤال كرد، حضرت فرمود: [در اين باره] براى تو چه گفته شده؟ عرض كرد: گفته اند: «شاهد» روز جمعه و «مشهود» روز عرفه است. حضرت فرمود: اين چنين كه براى تو گفته شده است نيست; بلكه «شاهد» روز عرفه و مشهود روز قيامت است. مگر قرآن نخوانده اى كه خداى عزّوجلّ فرموده است: ذلك يوم مجموع له الناس و ذلك يوم مشهود».

10 - « روى عن الحسن بن على ( ع ) و هو يُحِدِّثُ عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فقيل له أخبرنى عن « شاهد و مشهود » فقال : أمّا الشاهد فمحمّد و أما المشهود فيوم القيامة . أما سمعته سبحانه يقول : « يا أيّها النبى إنّا أرسلناك شاهدًا و مبشّرًا و نذيرًا » و قال : « ذلك يوم مجموع له الناس ذلك يوم مشهود ;

از امام حسن(ع) روايت شده كه از رسول خدا نقل حديث مى كرد، به او عرض شد: مرا از [تفسير] شاهد و مشهود خبر ده، حضرت فرمود: امّا شاهد محمّد(صلی الله علیه و آله) است و امّا مشهود روز قيامت است. آيا كلام خداى سبحان را نشنيده اى كه مى فرمايد: «يا أيّها النبى إنّا أرسلناك شاهداً و مبشّراً و نذيراً» و فرموده: ذلك يوم مجموع له الناس و ذلك يوم مشهود».

540- سوگند به گواهى گواهان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 3 - 6

6 - سوگند خداوند ، به مضمون گواهى شاهدان در قيامت

و مشهود

چنانچه شهادت به معناى گواهى دادن باشد; نه مشاهده و نظارت، كلمه «مشهود» نياز به متعلق محذوفى خواهد داشت كه مى توان گفت: مراد «مشهود به» است.

541- سوگند به ناظران قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 3 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، به ناظران و امور مشهود در قيامت

و شاهد و مشهود

شهادة; يعنى، حاضر بودن همراه با مشاهده بصرى يا بصيرتى و گاه به حضور بدون آن نيز گفته مى شود (مفردات راغب). لفظ «شاهد و مشهود» - به قرينه سوگند بر آنها- نكره هايى اند كه از آنها عموم اراده شده است تا سوگند به آن بيهوده نباشد و بعيد نيست كه عظمت آن دو نيز استفاده شود. در اين صورت مراد عظمت شهادت مربوط به آنها است تا بر احتمالات گوناگونى كه درباره مصداق آن دو گفته شده است، قابل تطبيق باشد.

2 - ناظران صحنه قيامت و حوادث آن روز ، داراى عظمتى در خور سوگند خداوند

و شاهد و مشهود

542- سوگند در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 11

11 - كافران در قيامت براى اثبات گفته هاى خويش مكرر سوگند مى خورند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين . .. قالوا بلى و ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 1

1 - مجرمان ، در قيامت ، بر اندك بودن مدت درنگ شان در برزخ ، سوگند ياد مى كنند .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة

از اين كه مكان درنگ و اقامت مجرمان، كجا مى تواند باشد، مفسران احتمال هاى گوناگونى را ذكر كرده اند. از جمله آنها، عالَم قبر و برزخ است. لازم به ذكر است كه آيه پيش كه مراحل عمر انسان ها را تا دوران پيرى ذكر كرد و بعد فرمود «يخلق ما يشاء» كه با توجه به آيه پنجاه، مى تواند درباره معاد و قيامت باشد، قرينه است بر اين كه مكان افراد ياد شده، جايى است كه پس از مرگ، در آن قرار مى گيرند و آن، عالَم برزخ است.

543- سوگند دروغ در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 3

3 - سوگند دروغ مشركان در قيامت بر مشرك نبودنشان در دنيا

و اللّه ربنا ما كنا مشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 18 - 5

5 - توسل جستن منافقان ، به سوگند دروغ در پيشگاه خداوند در قيامت

فيحلفون له

544- سهولت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 77 - 4

4- برپايى قيامت با همه گستردگى و عظمت ، امرى آسان براى خداوند

و ما أمر الساعة إلاّ كلمح البصر أو هو أقرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 29 - 13

13 - برپايى قيامت براى آفريننده هستى ، امرى سهل و آسان است .

و من ءايته . .. و هو على جمعهم إذا يشاء قدير

545- سياه رويان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 106 - 1،4،5،6،9،10،11،15،16

1 - كيفر سخت پويندگان راه اختلاف و تفرقه ، در روزى خواهد بود كه چهره هايى سفيد و چهره هايى سياه مى شود .

و اولئك لهم عذاب عظيم. يوم تبيضّ وجوه و تسودّ وجوه

«يوم تبيضّ»، متعلق به «لهم عذاب عظيم» است.

4 - دعوت نكردن به خير و ترك امر به معروف و نهى از منكر ، موجب روسياهى در قيامت

يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر . .. و تسودّ وجوه

به مقتضاى ارتباط با آيات قبل، روسياهى مى تواند كيفر گناهان مذكور در آن آيات باشد.

5 - روسياهى و عذاب مرتدّان در قيامت

فاما الذين اسودّت وجوههم اكفرتم بعد ايمانكم فذوقوا العذاب

6 - كفر و ارتداد ، عامل روسياهى و عذاب در قيامت

فاما الذين اسودّت وجوههم اكفرتم بعد ايمانكم فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون

9 - اختلاف و تفرقه در جامعه ايمانى ، مستلزم روسياهى و عذاب در قيامت

و لا تكونوا كالذين تفرقوا . .. فاما الذين اسودّت وجوههم ... فذوقوا العذاب

10 - كفران و ناسپاسى نعمت هاى الهى ، موجب روسياهى در قيامت *

و اذكروا نعمت اللّه . .. فاما الذين اسودّت وجوههم اكفرتم بعد ايمانكم

بنابراينكه «اكفرتم» به معناى كفران نعمت باشد. و به مقتضاى ارتباط با آيات قبل مراد از نعمتهاى كفران شده همان نعمتهايى است كه در آيات قبل آمده است.

11 - مرتدّانِ روسياه ، مورد بازخواست و سرزنش در قيامت

فاما الذين اسودّت وجوههم اكفرتم بعد ايمانكم

15 - هواپرستان و بدعتگزاران در جامعه اسلامى ، روسياهان در قيامت

فامّا الّذين اسودّت وجوههم

اميرالمؤمنين (ع): «فامّا الّذين اسودّت وجوههم . .. »، انهم اهل البدع و الاهواء من هذه الامة.


مجمع البيان، ج 2، ص 809 ; نورالثقلين، ج 1، ص 382، ح 325.

16 - در قيامت عمل كنندگان به سنّت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ، روسفيد و بدعتگزاران روسياهند .

يوم تبيضّ وجوه و تسودّ وجوه

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره آيه «يوم تبيضّ وجوه . .. »، فرمود: تبيضّ وجوه اهل السّنة و تسودّ وجوه اهل البدع


الدّر المنثور، ج 2، ص 291.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 108 - 5،8

5 - عذاب سيه رويان ( اهل كفر ) و استغراق سفيدرويان در رحمت الهى ، از آيات بحق خداوند

فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون . .. ففى رحمة اللّه ... تلك ايات اللّه

بنابراينكه مشاراليه «تلك»، مطالب مذكور در دو آيه قبل باشد.

8 - عذاب سيه رويان ( كافران ) ، ناشى از اعمال ناپسند ( تفرقه و پراكندگى و كفر ) خود آنان است و نه از ناحيه خداوند

فاما الذين اسودّت وجوههم . .. و ما اللّه يريد ظلماً للعالمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 8

8 - چهره مردمان زشت كار در قيامت ، مانند پاره اى از شب ديجور ، سياه خواهد بود .

و الذين كسبوا السيئات . .. كأنما أغشيت وجوههم قطعاً من الّيل مظلماً

546- سيماى گناهكاران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 8

8 - چهره مردمان زشت كار در قيامت ، مانند پاره اى از شب ديجور ، سياه خواهد بود .

و الذين كسبوا السيئات . .. كأنما أغشيت وجوههم قطعاً من الّيل مظلماً

547- شبهه افكنان معاد در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 5 - 5

5 - شبهه افكنان در مورد معاد ، پاسخ خود را تنها با مشاهده قيامت خواهند يافت .

يتساءلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون

548- شبهه افكنى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 8

8 - تشكيك در برپايى قيامت ، نشانگر گمراهى عميق انسان

ألا إنّ الذين يمارون فى الساعة لفى ضلل بعيد

549- شدت اندوه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 5،6،7

5 - به گلو رسيدن جان انسان ها ، از شدت غم و اندوه در قيامت

إذ القلوب لدى الحناجر

هرگاه انسان در تنگناهاى سخت قرار گيرد، احساس مى كند كه گويى قلبش از جا كنده مى شود. گاهى به اين مطلب گفته مى شود: «جانش به لب رسيد». در زبان عرب از اين حالت به «بلغت القلوب الحناجر» تعبير مى شود.

6 - قيامت ، داراى غم و اندوه كشنده و زجرآور ، به گونه اى كه كسى ناى سخن گفتن و فرياد زدن ندارد .

إذ القلوب لدى الحناجر كظمين

«كاظم» (مفرد «كاظمين») اسم فاعل از «كظم» به معناى فردى است كه نفسش در گلو حبس شده باشد. «كاظمين»; يعنى، كسانى كه ساكت اند و قادر به سخن گفتن نيستند.

7 - وجود شرايط و صحنه هاى سخت و اندوه بار براى انسان در قيامت

إذ القلوب لدى الحناجر كظمين

550- شدت زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 4

4- زنان باردار با ديدن زلزله سهمگين زمين در آستانه برپايى قيامت ، از شدت بيم و اضطراب ، سقط جنين خواهند كرد .

و تضع كلّ ذات حمل حملها

«وضع» (مصدر «تضع») به معناى نهادن و «ذات حمل» به معناى باردار است; يعنى، هر زن باردارى به هنگام ديدن آن زلزله، بارش را خواهد نهاد (جنينش را سقط خواهد كرد).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 5 - 1،2

1 - حركت و رانش كوه ها ، در آستانه قيامت بر اثر زلزله شديد

إذا رجّت الأرض رجًّا . و بسّت الجبال بسًّا

«بسّ» در دو معنا به كار مى رود: 1- به حركت واداشتن (القاموس المحيط); 2- خرد و ريز ريز كردن (المصباح المنير). برداشت بالا بر پايه معناى اول است.

2 - ذره ذره شدن كوه ها ، بر اثر زلزله شديد زمين در آستانه قيامت

إذا رجّت الأرض . .. و بسّت الجبال بسًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 14 - 3

3 - لرزش زمين و كوه ها در آستانه برپايى قيامت ، بسيار شديد و كوبنده است .

و كانت الجبال كثيبًا مهيلاً

تبديل شدن كوه هاى استوار به انبوهى از ريگ هاى روان، شدت و گوبندگى زمين لرزه را، در آستانه برپايى قيامت مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 1 - 1

1 - لرزشى شديد در آينده ، تمام زمين را فراخواهد گرفت .

إذا زلزلت الأرض زلزالها

اضافه «زلزال» به ضمير «الأرض»، بيانگر شدت آن است; زيرا از طرفى آن را به تمام زمين ارتباط مى دهد و از طرفى ديگر، به اين نكته اشاره دارد كه ابعاد آن حادثه، به قدرى بزرگ است كه ويژگى هاى آن را نمى توان بر شمرد; بلكه در بيان آن تنها بايد گفت: «زلزله زمين».

551- شرايط ايمان به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 2 - 11

11- عمل به قوانين و دستورات خداوند ، شرط ايمان راستين به خدا و روز قيامت

الزانية و الزانى فاجلدوا. .. إن كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الأخر

برداشت ياد شده، از جمله شرطيه «إن كنتم تؤمنون باللّه. ..» استفاده شده است.

552- شرايط تأثير سخن در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 109 - 10

10 - رضايت خداوند ، شرط ثمربخشى گفتار انسان ها در قيامت

و رضى له قولاً

553- شرايط شفاعت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 87 - 4

4- تنها كسانى در قيامت حق شفاعت دارند كه عهدى و اذنى از جانب خداوند داشته باشند .

لايملكون الشفعة إلاّ من اتّخذ عند الرحمن عهدًا

از جمله معانى «عهد» ميثاق و پيمان است. مقصود از گرفتن پيمان نزد خداوند، قرار و قانونى است كه خداوند آن را بيان كرده و وعده داده باشد.

554- شرايط قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 8

8- برپايى قيامت و نظام كيفر و پاداش منوط به آمدن پيامبر و قوانين روشنگر *

فقد جاء أشراطها

اگر اين احتمال را بپذيريم كه مراد از «أشراط»، بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن است و در صورتى كه «أشراط» را شرط بدانيم - و نه صرفاً نشانه - از آيه شريفه استفاده مى شود كه آمدن پيامبر و قرآن، شرط كيفر و پاداش است; زيرا تا اتمام حجت نشود، مجازات معنا ندارد.

555- شعور بت ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 9

9 - بت هاى مورد پرستش اهل شرك در آخرت ، داراى شعور و توانا بر نطق

و يوم نحشرهم جميعاً . .. و قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 29 - 3

3 - بت هاى اهل شرك در جهان آخرت ، داراى شعور و آگاهى و توانا بر نطق

و قال شركاؤهم . .. فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين

556- شفاعت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 6،11،12

6 - در روز قيامت ، شفاعت هيچ كس درباره ديگرى پذيرفته نخواهد شد .

و لايقبل منها شفعة

ضمير در «منها» مى تواند به «نفس» دوم برگردد; يعنى، اگر فرد مورد مؤاخذه شفيعى، بياورد شفاعتش قبول نمى شود و همچنين مى تواند به «نفس» اول كه مراد از آن دوستان و نزديكان و . .. هستند، ارجاع شود; يعنى، آن دوستان (در ضمن اينكه عذاب دوست خويش را بر عهده نمى گيرند) اگر شفاعتى نيز درباره او بكنند، شفاعتشان پذيرفته نمى شود.

11 - توهم وجود يارانى كه آدمى را از عذاب قيامت نجات دهند و يا گناه او را بر عهده بگيرند ، از پندار هاى باطل بنى اسرائيل

واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً . .. و لاهم ينصرون

12 - گناه كردن به خيال پذيرش شفاعت و يا پذيرفته شدن عوض و بدل براى رهايى از عذاب قيامت ، از پندار هاى باطل بنى اسرائيل

واتقوا يوماً . .. ولا يقبل منها شفعة و لايؤخذ منها عدل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 6،7،9

6 - در روز قيامت شفاعت هيچ كس از ديگرى ، سودبخش نخواهد بود .

و لاتنفعها شفعة

ضمير «ها» در «تنفعها» به «نفس» دوم در «لاتجزى نفس عن نفس» بر مى گردد.

7 - در روز قيامت ، هيچ كس از دفاع و يارى ديگرى بهره مند نخواهد شد .

و لاهم ينصرون

9 - توهم سودبخشى شفاعت از گنهكاران و يا پذيرفته شدن عوض و بدل براى رهايى از عذاب قيامت ، از پندار هاى بنى اسرائيل است .

يبنى إسرءيل . .. و لايقبل منها عدل و لاتنفعها شفعة

فعل «اتقوا» به قرينه آيات پيشين، خطاب به بنى اسرئيل است. اين خطاب خود قرينه وجود چنين افكارى در بين آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 254 - 8

8 - در قيامت ، هيچگونه داد و ستد ، دوستى و شفاعت نيست .

يوم لا بيع فيه و لا خُلّة و لا شفاعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 91 - 7

7 - وجود ياوران و شفيعان در قيامت *

و ما لهم من ناصرين

تقديم «لهم» بر «ناصرين» كه بيانگر حصر است، مى رساند كه ياوران و شفيعان در قيامت هستند; ولى تنها كافران از شفاعت آنان محرومند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 145 - 4،5

4 - منافقان ، براى رهايى از عذاب اخروى ، هيچ ياور و شفيعى نخواهند داشت .

إنّ المنفقين فى الدرك الاسفل من النار و لن تجد لهم نصيراً

5 - امكان برخوردارى از يارى و شفاعت شفاعتگران ، در قيامت *

و لن تجد لهم نصيراً

تقديم «لهم» بر «نصيراً»، بيانگر آن است كه تنها براى منافقان ياور و شفيعى نيست. بنابراين ياور و شفيع براى نجات از آتش، فرض شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 15،19

15 - وجود شفاعت كنندگان براى يارى مردمان در قيامت

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

تقديم «لهم» بر «نصيراً» دلالت مى كند كه در قيامت ياورانى هستند ; ولى مستكبران از ياورى آنان محرومند.

19 - مؤمنان داراى عمل صالح ، بهره مند از نعمت بهشت و داراى حق شفاعت براى كسانى كه در دنيا به ايشان نيكى كرده اند .

فيوفيهم أجورهم و يزيدهم من فضله

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره «اجورهم» در آيه فوق فرمود: يدخلهم الجنة و درباره «يزيدهم من فضله» فرمود: الشفاعة فيمن وجبت لهم النار ممن صنع اليهم المعروف فى الدنيا.


الدر المنثور، ج 2، ص 752.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 26

26 - وجود شفاعت كنندگانى در قيامت

و ما للظلمين من انصار

تقديم «للظلمين» كه دلالت بر حصر دارد، حاكى از آن است كه در قيامت ياوران و شفاعت كنندگانى هستند و تنها ظالمان از يارى آنان بى بهره اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 9،10

9 - خداوند تنها شفاعت و يارى كننده در قيامت است.

و أنذر . .. يخافون أن يحشروا إلى ربهم ليس لهم من دونه ولى و لا شفيع

10 - توجه به نبودن هيچ ياور و شفيعى جز خداوند در قيامت، موجب هرس از حشر

الذين يخافون . .. ليس لهم من دونه ولى و لا شفيع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 87 - 1،6،9

1- هيچ كس در قيامت خودسرانه ، حق شفاعت كردن و قدرت آن را ندارد .

المتّقين . .. المجرمين ... لايملكون الشفعة

در مورد مرجع ضمير فاعلى «لايملكون» احتمالاتى هست; از جمله آن كه مرجع ضمير، از مجموع «متقين» و «مجرمين» (در آيات پيشين) انتزاع شود; دراين صورت مقصود، همه مردم خواهدبود. درباره معناى «الشفاعة» نيز دو وجه محتمل است: 1- به معناى شفاعت كردن (مصدر معلوم)، 2- به معناى شفاعت شدن. اين برداشت و چند برداشت بعد، مبتنى بر وجه اول است.

6- اعطاى حق شفاعت در قيامت به برخى از افراد ، جلوه اى از رحمت گسترده ( رحمانيت ) خداوند

لايملكون الشفعة إلاّ من اتّخذ عند الرحمن عهدًا

9- تنها كسانى در قيامت مشمول شفاعت مى شوند كه در باره آن عهدى از جانب خداوند داشته باشند .

لايملكون الشفعة إلاّ من اتّخذ عند الرحمن عهدًا

دراين برداشت «الشفاعة»، مصدر مجهول معنا شده است; از اين رو «لايملكون الشفاعة»; يعنى، مالك شفاعت شدن نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 109 - 1،2،7

1 - شفاعت ، در صحنه قامت ، عنصرى كارساز خواهد بود .

يومئذ لاتنفع الشفعة إلاّ

سخن از سودمند نبودن شفاعت جز براى مأذونان، بيانگر مسلّم بودن اصل شفاعت است.

2 - شفاعت ، امرى قانون مند ، حساب شده و داراى محدوده معين است .

يومئذ لاتنفع الشفعة إلاّمن أذن

7 - وجود شفاعت در قيامت و اثربخشى آن در محدوده معين ، نشأت گرفته از رحمانيت خداوند است .

لاتنفع الشفعة إلاّمن أذن له الرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 110 - 4،8

4 - آگاهى گسترده و محيط خداوند بر احوال و اعمال بندگان ، پشتوانه قانون مندى شفاعت در قيامت و صدور يا عدم صدور اجازه بر آن

لاتنفع الشفعة إلاّمن أذن . .. يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم

8 - در قيامت راهى براى تزوير و استفاده نادرست از شفاعت وجود ندارد .

لاتنفع الشفعة إلاّمن أذن له . .. يعلم ... و لايحيطون به علمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 111 - 11

11 - ستم گران ( در قيامت ) از اذن خداوند براى شفاعت شدن و شفاعت كردن ، محروم خواهند بود .

يومئذ لاتنفع الشفعة . .. و قد خاب من حمل ظلمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 100 - 1،3،4

1 - شرك به خدا ، مايه محروميت از شفاعت شفيعان در قيامت

إذ نسوّيكم بربّ العلمين . .. فما لنا من شفعين

3 - وجود شفاعت و كارايى آن در قيامت

فما لنا من شفعين

حسرت دوزخيان بر محروميت خود از شفاعت، در صورتى معنا دارد كه آنان شاهد وجود شفاعت و برخوردارى ديگران از آن باشند.

4 - چشمداشت آدميان در قيامت ، به شفاعت شفيعان الهى

فما لنا من شفعين

تمناى برخوردارى از شفاعت و حسرت مشركان بر محروميت از آن، منوط به اين است كه دستِ كم عده قابل توجهى، از آن برخوردار شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 102 - 4

4 - قرار گرفتن در زمره مؤمنان ، زمينه ساز برخوردارى از شفاعت و مودّت دوستان در قيامت

فما لنا من شفعين . و لا صديق حميم . فلو أنّ لنا كرّة فنكون من المؤمنين

آرزوى دوزخيان مبنى بر بازگشت به دنيا و قرار گرفتن شان در زمره مؤمنان، بدان جهت است كه اين امر باعث مى شود آنان با برخوردار شدن از شفاعت شافعان و مودّت دوستان، از حسرت كنونى بيرون آيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 1،11

1 - معبودان مشركان ، در روز قيامت توان شفاعت مشركان را ندارند .

و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا و كانوا بشركائهم كفرين

11 - شفاعت در قيامت ، اصلى پذيرفته شده است .

و يوم تقوم الساعة . .. و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا

از اين كه آيه، به جاى نفى اصل شفاعت، شفاعتِ خدايان مشركان را مورد انكار قرار داده است، استفاده مى شود كه شفاعت، پذيرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 23 - 4

4 - وجود شفيعانى چند در قيامت و امكان شفاعت كردن آنان از ديگران با اذن خداوند

و لاتنفع الشفعة عنده إلاّ لمن أذن له

از اين كه خداوند فرمود بدون اذن من شفاعت مفيد نيست، مى توان استفاده كرد كه اصل شفاعت در قيامت مسلم است; منتها تأثير آن تنها با اذن الهى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 9،10

9 - محروميت ستمكاران در قيامت ، از يارى دوست و نزديكان دلسوز و شفاعت شفيعان

ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع

«حميم» در لغت به معناى دوست (العين) و به «القريب المشفق» (نزديك دلسوز) معنا شده است (مفردات راغب).

10 - وجود شفاعت در قيامت و پذيرفته شدن آن از سوى خداوند ، براى برخى از شفيعان

و لا شفيع يطاع

قيد «يطاع» براى «شفيع» مى رساند كه در قيامت، شفاعت كنندگانى وجود دارد كه مورد اطاعت قرارگيرند (سخنشان درباره ديگران پذيرفته شود); ولى ظالمان از چنين شفيعانى محروم اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 86 - 3

3 - اهل حق و حقيقت ، قادر به شفاعت ديگران در قيامت

و لايملك . .. الشفعة إلاّ من شهد بالحقّ و هم يعلمون

«من شهد بالحقّ» وصف براى شافع است; نه شفاعت شونده.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 42 - 9

9- وجود اصل شفاعت در قيامت ، نمود رحمت گسترده خداوند است .

يوم لايغنى . .. إلاّ من رحم اللّه إنّه هو العزيز الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 51 - 5

5- تقواپيشگان ، برخوردار از رحمت الهى و شفاعت شفيعان در قيامت

و لا هم ينصرون . .. إلاّ من رحم اللّه ... إنّ المتّقين فى مقام أمين

در آيات پيشين، محرومان و نيز برخورداران از شفاعت، نخست به اجمال ياد شده اند. سپس «إنّ شجرت الزقّوم...» به تفصيل در باره محرومان از شفاعت سخن گفته و «إنّ المتّقين...» توضيحى در باره برخورداران از رحمت و شفاعت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 48 - 3

3 - وجود قانون شفاعت براى بشر در قيامت

فما تنفعهم شفاعة الشفعين

از اين كه خداوند، سودمند بودن شفاعت را براى كافران رد فرموده، استفاده مى شود كه در قيامت، اصل شفاعت وجود دارد و عده اى هم شفاعت خواهند كرد; منتها اين شفاعت ها براى كافران و مجرمان، سودمند نخواهد بود.

557- شفيعان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 7

7 - منكران قرآن پس از برپايى قيامت در آرزوى يافتن شفيعان نجات دهنده از عذاب و يا بازگشت به دنيا براى انجام اعمالى سعادت آفرين

يقول الذين نسوه . .. فيشفعوا لنا او نرد فنعمل غير الذين كنا نعمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 15

15 - وجود شفاعت كنندگان براى يارى مردمان در قيامت

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

تقديم «لهم» بر «نصيراً» دلالت مى كند كه در قيامت ياورانى هستند ; ولى مستكبران از ياورى آنان محرومند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 26

26 - وجود شفاعت كنندگانى در قيامت

و ما للظلمين من انصار

تقديم «للظلمين» كه دلالت بر حصر دارد، حاكى از آن است كه در قيامت ياوران و شفاعت كنندگانى هستند و تنها ظالمان از يارى آنان بى بهره اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 18

18 - در مجمع البيان آمده است : « قيل إن معنى قدم صدق شفاعة محمد (صلی الله علیه و آله) لهم يوم القيامة . . . و هو المروى عن ابى عبداللّه ( ع ) ;

گفته شده كه معناى «قدم صدق» شفاعت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) براى مؤمنان در روز قيامت مى باشد . .. و اين معنا از امام صادق(ع) روايت شده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 87 - 3،4

3- در قيامت ، برخى حق شفاعت كردن از ديگران را دارا خواهند بود .

لايملكون الشفعة إلاّ من اتّخذ . .. عهدًا

«شفاعة»; يعنى، خود را در كنار كسى قراردادن، به منظور يارى رسانى و يا مطرح ساختن خواسته اى از جانب او . و بيشتر در مواردى به كار مى رود كه اين شخص از احترام و رتبه اى برتر برخوردار باشد (مفردات راغب). استثناى «إلاّ من اتخذ...» گرچه فعليت يافتن شفاعت را نمى فهماند; ولى بر ثبوت حق شفاعت دلالت دارد.

4- تنها كسانى در قيامت حق شفاعت دارند كه عهدى و اذنى از جانب خداوند داشته باشند .

لايملكون الشفعة إلاّ من اتّخذ عند الرحمن عهدًا

از جمله معانى «عهد» ميثاق و پيمان است. مقصود از گرفتن پيمان نزد خداوند، قرار و قانونى است كه خداوند آن را بيان كرده و وعده داده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 110 - 2

2 - خداوند داناى مطلق به نهان و آشكار است .

يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم

«روبه رو» و «پشت سر» ممكن است كنايه از آشكار و نهان باشد، زيرابه طور معمول آنچه در برابر ديدگان انسان نباشد، از او نهان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 23 - 4

4 - وجود شفيعانى چند در قيامت و امكان شفاعت كردن آنان از ديگران با اذن خداوند

و لاتنفع الشفعة عنده إلاّ لمن أذن له

از اين كه خداوند فرمود بدون اذن من شفاعت مفيد نيست، مى توان استفاده كرد كه اصل شفاعت در قيامت مسلم است; منتها تأثير آن تنها با اذن الهى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 42 - 5

5- مقام شفاعت و شفاعت گرى ، تنها از آنِ برخورداران از رحمت الهى *

إلاّ من رحم اللّه

چنانچه «إلاّ من رحم» استثناى از «مولى» «لايغنى مولًى» باشد، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

558- شقاوت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 55 - 5

5 - قيامت ، محل اصلى تجلى خوب و بد سرنوشت و سعادت و شقاوت انسان ها

إنّ للمتّقين لحسن مئاب . .. هذا و إنّ للطغين لشرّ مئاب

از اين كه خدا نيك فرجامى و بدفرجامى را در رابطه با آخرت و معاد انسان ها مطرح ساخته است، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

559- شقاوتمندان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 4،5

4- انسان ها در قيامت ، به دو گروه تيره بختان و سعادتمندان تقسيم خواهند شد .

فمنهم شقى و سعيد

5- مشركان و منكران رسالت پيامبران ، تشكيل دهنده گروهِ تيره بختان در سراى آخرتند .

و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم . .. فمنهم شقى

آيات پيشين كه سخن از شركورزى و انكار رسالت پيامبران داشت ، قرينه بر اين است كه مشركان و منكران رسالت ، مصداق بارزى از شقاوتمندانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 7 - 1،2

1 - مردم در آخرت سه دسته اند : اصحاب الميمنه ( نيك بختان ) اصحاب المشئمه ( نگون بختان ) و سابقون ( پيشتازان )

و كنتم أزوجًا ثلثة

بيان «أزواجاً ثلاثة» محذوف و تقدير آن چنين است: «و كنتم أزواجاً ثلاثة: اصحاب الميمنة و اصحاب المشئمة و السابقون». در آيات بعد به تفصيل وضعيت اين سه دسته تبيين شده است.

2 - حضور انسان ها در قيامت در سه دسته مختلف و دست يافتن آنها به سعادت و يا گرفتار شدن در شقاوت و بدبختى ، فرجامى قطعى و غير قابل ترديد

و كنتم أزوجًا ثلثة

تعبير «كنتم» به صيغه ماضى، بيانگر آن است كه حضور در رستاخيز، چنان حتمى و غيرقابل ترديد است كه گويا در گذشته محقق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 41 - 3

3 - اصحاب الشمال ، انسان هايى شقى و بدبخت در قيامت

و أصحب المشمة . .. و أصحب الشمال

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه در آيات پيشين، از «اصحاب الشمال» به «اصحاب المشئمه» (مردم بدبخت) ياد شده بود.

560- شك به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 68 - 1

1 - موضع گيرى ناباورانه مشركان در قبال وعده برپايى قيامت

لقد وعدنا هذا . .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 1

1 - ترديد و شك كافران مكه ، نسبت به برپايى قيامت

ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 50 - 1

1- غوطهوران در گناه ، گرفتار ترديد در وقوع قيامت و وجود دوزخ

إنّ هذا ما كنتم به تمترون

561- شك در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 4،7

4 - ترديد و استبعاد مشركان مكه ، در امكان وقوع قيامت

و إنّه لعلم للساعة فلاتمترنّ بها

7 - ترديد در رخداد قيامت ، نشانگر عدم شناخت قدرت كامل خداوند است .

و إنّه لعلم للساعة فلاتمترنّ بها

آفرينش شگرف عيسى(ع)، نشانه اى بر قدرت خداوند است و از آن جا كه اين آفرينش دليل بر امكان معاد شمرده شده، مى توان استفاده كرد كه ترديد در مورد قيامت، ناشى از غفلت نسبت به قدرت بى همتاى خداوند است.

562- شك ناپذيرى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 21

21 - قيامت ، واقعيتى حتمى و غير قابل ترديد

تنذر يوم الجمع لا ريب فيه

563- شكنجه جسمانى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 43 - 2

2 - تكذيب گران قيامت ، مبتلا به شكنجه روحى و جسمى در آخرت

هذه جهنّم الّتى يكذّب بها المجرمون

با اين كه مجرمان سرانجام به دوزخ افكنده مى شوند; ولى با يادآورى تكذيب هايشان مورد شكنجه روحى نيز قرار مى گيرند.

564- شكنجه روحى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 43 - 2

2 - تكذيب گران قيامت ، مبتلا به شكنجه روحى و جسمى در آخرت

هذه جهنّم الّتى يكذّب بها المجرمون

با اين كه مجرمان سرانجام به دوزخ افكنده مى شوند; ولى با يادآورى تكذيب هايشان مورد شكنجه روحى نيز قرار مى گيرند.

565- شگفتى تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 5

5- انكار قيامت امرى شگفت و عارى از منطق و برهان

و إن تعجب فعجب قولهم

با توجه به اينكه متعلقى براى فعل «تعجب»ذكر نشده معناى «إن تعجب» اين است: اگر اهل تعجب هستى و چنين حالتى بر تو عارض مى شود . ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 7 - 1

1 - تكذيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در تعاليم دينى و حقايق روز جزا ، توجيه ناپذير و شگفت آور است .

فما يكذّبك بعد بالدين

«ما» براى استفهام تعجّبى است. اين كلمه گرچه براى غيرعاقل به كار مى رود; ولى در آيه شريفه بر تكذيب كنندگان اطلاق شده است تا نشانگر بى خردى آنان باشد. خطاب در اين آيه، متوجّه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و كلمه «دين»، به معناى شريعت و يا جزا است. مفاد آيه شريفه، اين است كه بعد از آنچه در مورد تقسيم مردم به دو گروه گفته شد; چه كسى تو را اى پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جهت دينى كه آوردى و يا كيفر و پاداش روز جزا كه بيان داشتى، تكذيب مى كند؟! آيا نبايد دينى باشد تا مردم را جزء گروه اول (الذين آمنوا و عملوا الصالحات) سازد؟ و آيا نبايد كيفر و پاداشى باشد، تا هر گروه سزاى كار خود را ببيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 1 - 3

3 - روز مجازات و حسابرسى ، حقيقتى است انكارناپذير و دروغ پنداشتن آن ، شگفت آور و توجيه ناپذير است .

أرءيت الذى يكذّب بالدين

566- شگفتى حالات كافران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 14

14 - وضعيت كافران به قرآن در قيامت ، رقّت بار و شگفت آور است .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّ

جواب «لو» محذوف است و عبارت مى تواند چيزى همانند و لو ترى . .. لرأيت أمراً عجباً باشد.

567- شگفتى حوادث قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 1 - 3

3 - قيامت ، روزى بزرگ و هنگامه حوادث و رخداد هاى شگفت است .

حديث الغشية

«غاشية» به معناى داهيه (كار بزرگ) است (نهايه ابن اثير) و همان گونه كه در موارد بد و ناخوشايند به كار مى رود، در موارد خوب نيز استعمال مى شود و قيامت به همين مناسبت «غاشية» ناميده شده است. استفهام از شنيدن خبر قيامت، نشانگر اين است كه در آن روز، حادثه هايى قابل توجّه و سزاوار بازگو كردن و شنيدن به وقوع خواهد پيوست.

568- شگفتى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 2 - 4

4 - روز قيامت ، روزى بزرگ و شگفت

و اليوم الموعود

متعلّق قسم هاى خداوند، از عظمتى خاص برخوردار است كه آن را شايسته قسم او ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 2 - 1

1 - قيامت ، حادثه اى كوبنده و رخدادى بس شگفت

ما القارعة

«ما»، استفهام تعجبى است و بر شگفتى «قارعة» و عظمت و هول انگيز بودن آن دلالت دارد. - با آن كه اين آيه خبر براى آيه قبل است - و در آن اكتفا به ضمير ممكن بود، مى توان گفت: تكرار لفظ «قارعة» تأكيد بر عظمت آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 3 - 1

1 - قيامت ، واقعه اى سهمگين و شگفت و داراى عظمتى فراتر از حد تصور و بيان

و ما أدريك ما القارعة

569- شگفتى هاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 25 - 6

6 - فرود ملائكه از آسمان به زمين در آستانه قيامت ، فرودى به دور از انتظار و شگفت آور

و نزّل الملئكة تنزيلاً

«تنزيلاً» مفعول مطلق براى «نزل» و به منظور بيان نزولى خاص و شگفت آور مى باشد.

570- شناخت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 3 - 2

2 - شناخت ابعاد قيامت و حقيقت حوادث كوبنده آن ، براى همگان امكان پذير نيست .

و ما أدريك ما القارعة

571- شياطين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 13

13- شياطين و ديگر معبودان دروغين مشركان ، در صحنه قيامت حضور خواهند داشت .

نادوا شركاءى . .. و جعلنا بينهم موبقًا

به قرينه آيات قبل، مراد از «شركاء» همان ابليس و ذريه او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 2

2- منكران معاد ، با شياطين در صحنه قيامت ، همراه و هم دوش خواهند بود .

لنحشرنّهم والشيطين ثمّ لنحضرنّهم

واو در «والشياطين« مى تواند عاطفه و يا به معناى «مع» باشد. در هر دو صورت برداشت ياد شده به دست مى آيد.

572- شيطان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 12،13،15،17،18،22

12- شيطان در قيامت به پيروان خود اعلام مى كند كه آنان به جاى سرزنش او بايد خود را به سبب اطاعت بى دليل از وى سرزنش كنند .

و قال الشيطن . .. فلاتلومونى و لوموا أنفسكم

13- شيطان در قيامت مورد سرزنش و ملامت پيروان خود قرار خواهد گرفت .

فلاتلومونى و لوموا أنفسكم

15- شيطان در قيامت به ناتوانى خويش و پيروانش براى يارى و فريادرسى يكديگر اعتراف مى كند .

و قال الشيطن . .. ما أنا بمصرخكم و ما أنتم بمصرخى

«صرخ» به معناى فرياد و «أصرخ» به معناى پاسخ گويى به آن است. بنابراين مراد از «مصرخ» فريادرس و نجات دهنده است.

17- شيطان در قيامت به پيروان خود اعلام خواهد كرد كه وى در دنيا عقيده آنان را در شريك قرار دادن او براى خدا ، قبول نداشته است .

و قال الشيطن . .. إنى كفرت بما أشركتمون من قبل

برداشت مبتنى بر اين احتمال است كه «ما» در آيه مصدرى باشد و «أشركتم» را به تأويل مصدر ببرد و مفعول آن ضمير منفصل محذوف باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: من شريك قرار داده شدن خودم را براى خدا از جانب شما قبول نداشتم و به آن كافر بودم.

18- شيطان در قيامت اظهار مى دارد كه وى قبل از شرك پيروانش ، به خداوند كافر شده بود . *

إنى كفرت بما أشركتمون من قبل

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «ما» در «بما أشركتمون» موصول و به معناى «من» باشد و ضمير صله هم محذوف و «من قبل» نيز متعلق به «كفرت» باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: من پيش از آنكه شما مرا شريك خدا قرار دهيد (در عهد آدم) به او كافر شدم.

22- شيطان در قيامت پيروان خود را از عذابى بس دردناك خبر خواهد داد .

ما أنا بمصرخكم . .. إنى كفرت بما أشركتمون من قبل إن الظلمين لهم عذاب أليم

«إن الظالمين لهم عذاب أليم» به قرينه وحدت سياق مى تواند ادامه كلام شيطان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 23 - 5

5- شيطان مسلّط بر فرد كافر ، همراه با او تا لحظه حضور در دادگاه قيامت *

و قال قرينه هذا ما لدىّ عتيد

برداشت بالا بنابر اين نكته است كه مراد از «قرين» در اين آيه «شيطان» باشد كه بر منكران معاد تسلّط دارد و آنان را - آن گونه كه مى خواهد - منحرف ساخته و تا دادگاه قيامت وى را همراهى مى كند و در آن جا به مخاصمه با او برمى خيزد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 4

4- تمسّك شيطان به ربوبيت الهى در دادگاه اخروى ، براى مبرّا جلوه دادن خود از گناهان مشركان *

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 1

1- مخاصمه شيطان و مشركان با يكديگر ، در محكمه عدل الهى

قال قرينه ربّنا ما أطغيته . .. قال لاتختصموا لدىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 17 - 2

2 - اظهار خداترسى و نيز تبرّى شيطان در قيامت از پيروان خويش ، بى ثمر در نجات او از كيفر اخروى

قال إنّى برىء منك إنّى أخاف اللّه . .. فكان عقبتهما أنّهما فى النار

573- صابران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 111 - 3

3 - مؤمنان صابر ، تنها گروه رستگار در قيامت

أنّهم هم الفائزون

ذكر ضمير فصل (هم)، بيانگر حصر است.

574- صادقان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 1،13

1 - راستگويان و راستكرداران ، بهره مند از آثار صدق خويش ، در قيامت

قال اللّه هذا يوم ينفع الصدقين صدقهم

13 - رستگارى و پيروزى بزرگ در قيامت ، ويژه راستگويان و راستكرداران

هذا يوم ينفع الصدقين . .. ذلك الفوز العظيم

575- صالحان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 11

11 - مؤمنان به خدا و قيامت و دارندگان عمل صالح ، در قيامت هيچ ترس و اندوهى نخواهند داشت .

من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً . .. و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون

به قرينه «فلهم أجرهم عند ربهم» مى توان گفت: ظرف «لاخوف عليهم . ..» قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 12

12 - بندگان خالص و برگزيده خدا در قيامت به گروه صالحان ملحق خواهند شد .

و لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 1

1 - راستگويان و راستكرداران ، بهره مند از آثار صدق خويش ، در قيامت

قال اللّه هذا يوم ينفع الصدقين صدقهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 5

5- خداوند ، مؤمنان نيك كردار را در صحنه قيامت از رنج تنهايى نجات خواهد داد .

و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا . إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سيجعل

چنان كه برخى از مفسران گفته اند، اين آيه مى تواند در ارتباط با مضمون آيه قبل و مربوط به صحنه قيامت باشد; زيرا همگان در صحنه قيامت تنها و بى ياورند (و كلّهم ءاتيه يوم القيامة فرداً). اين آيه بشارتى است براى مؤمنان كه خداوند آنان را در آن روز، تنها نخواهد گذاشت و به زودى آنان را از انس و محبت ديگران برخوردار خواهد ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 89 - 4

4 - نيك كرداران ، ايمن از هراس و وحشت روز رستاخيز

و هم من فزع يومئذ ءامنون

نكره آمدن «فزع» بيانگر بزرگ بودن وحشت آن روز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 9 - 4

4 - نجات مؤمنان و صالحان از بدى ها و ناراحتى هاى روز قيامت ، برخاسته از رحمت و لطف الهى است ; نه از استحقاق آنان .

و من تق السيّئات يومئذ فقد رحمته

يادآورى و تصريح فرشتگان به اين كه حفظ مؤمنان از ناراحتى هاى قيامت نشانگر اين است كه آنان مورد رحمت و لطف الهى قرار گرفته اند; مى تواند حكايت از حقيقت ياد شده داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 2 - 6

6 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . يابن مسعود أَكثِر من الصالحات و البرّ فإنّ المُحسنَ و المُسىء يندمان ، يقول المحسن : يا ليتنى ازْدَدْتُ من المحسنات و يقول المسىء : قصرتُ ، و تصديق ذلك قوله تعالى : « و لااُقسم بالنفس اللوّامة » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: . ..اى پسر مسعود! اعمال صالح و كارهاى نيك را افزون انجام بده كه در [قيامت ]نيكوكار و بدكار هر دو پشيمان مى شوند. انسان نيكوكار مى گويد: اى كاش كارهاى نيك را زيادتر كرده بودم و انسان بدكار مى گويد: كوتاهى و تقصير كردم. و گواه اين مطلب سخن خداوند است كه فرمود: «و لا أقسم بالنفس اللوّامة».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 7 - 1

1 - صاحبان كردار گران قدر ، پس از سنجش اعمال در قيامت ، از زندگانى رضايت مندى برخوردار خواهند شد .

فهو فى عيشة راضية

«عيشة»; يعنى، نوعى زندگانى (لسان العرب). توصيف آن به «راضية» (برخوردار از رضايت)، به اعتبار وجود رضايت كامل در آن است. چنين وصفى در حقيقت، با «مرضية» به يك معنا است.

576- صفات قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 37 - 3

3 - قيامت ، زمينه اى مناسب براى متمايز شدن ناپاكان از پاكان

إلى جهنم يحشرون. ليميز اللّه الخبيث من الطيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 13

13- جهنّم يان در آخرت يكديگر را شناخته و حوادث دنيا را به خاطر خواهند آورد .

و برزوا لله جميعًا فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 6

6- قيامت ، روز بروز و ظهور حقيقتها

و برزوا لله جميعًا . .. سواء علينا أجزعنا أم صبرنا ... إنّ الله وعدكم وعد الحق و

577- صفات مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 44 - 8

8 - تكذيب گران روز جزا ، فاقد تقوا و روح احسان و نيكوكارى اند .

ويل يومئذ للمكذّبين . ..إنّ المتّقين ... إنّا كذلك نجزى المحسنين

از تقابل تكذيب گران با تقواپيشگان و محسنان در آيات مورد بحث، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

578- صفوف ملائكه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 22 - 4،9

4 - فرشتگان در قيامت ، در صف هايى منظّم ، حضور يافته ، به اجراى رسالت خويش خواهند پرداخت .

و الملك صفًّا صفًّا

كلمه هاى «صفّاً صفّاً» - به تأويل «مصطفّين» (در صفوف منظم قرار گرفته) - حال براى «المَلَك» است. «مَلَك» اسم جنس بوده و حرف «ال» در آن، براى استغراق است. برخى آن را مفرد «ملائكه» دانسته اند (مصباح) و برخى آن را از ريشه «مِلْك» و به معناى سياست گذار دانسته و گفته اند: شخص سياست گذار، اگر انسان باشد «مَلِك» و اگر فرشته باشد، «مَلَك» ناميده مى شود. اين كلمه در اصل «مأْلَك» و به معناى «رسالت» بوده است. (مفردات راغب)

9 - « على بن الحسن بن على بن فضّال عن أبيه قال : سألت الرضا ( ع ) . . . عن قول اللّه عزّوجلّ « و جاء ربّك و الملك صفّاً صفّاً » فقال : إنّ اللّه تعالى لايوصف بالمجىء و الذهاب تعالى عن الإنتقال إنّما يعنى بذلك و جاء أمر ربّك و الملك صفّاً صفّاً ;

على بن الحسن از پدرش روايت كرده كه گفت: از امام رضا(ع)، درباره سخن خداوند «و جاء ربّك و الملك صفّاً صفّاً» پرسيدم، فرمود: خداوند متعال به آمدن و رفتن توصيف نمى شود. او والاتر از انتقال يافتن است. مقصود اين است كه امر پروردگارت، فرارسد و فرشتگان صف اندر صف حاضر شوند».

579- صورت انسان ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 20 - 2

2- حيات مجدد انسان ها در قيامت ، با دميده شدن در صورت هاى آنان *

و نفخ فى الصور

«صور» در احتمالى ضعيف به معناى صورت ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 24 - 3

3 - چهره هاى انسان ها در قيامت ، بيانگر فرجام آنها است .

وجوه يومئذ ناضرة . .. و وجوه يومئذ باسرة

580- صورتهاى غبارآلود در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 40 - 1

1 - گروهى از مردم در قيامت ، چهره اى كدر و غبارآلود خواهند داشت .

و وجوه يومئذ عليها غبرة

«غَبَرة» و «غُبار»، به يك معنا است و برخى گَرد پراكنده و جابه جا شده را «غبرة» و گرد برخاسته را «غبار» مى نامند. (لسان العرب)

581- صيحه آسمانى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 42 - 1،3

1 - رستاخيز و لحظه خروج آدميان از خاك ، هنگام شنود فرياد آسمانى بهوسيله همگان

يوم يسمعون الصيحة بالحقّ ذلك يوم الخروج

3 - فرياد آسمانى در آستانه رستاخيز ، امرى بايسته در روند تجديد حيات ، و نه گزاف و بيهوده

يسمعون الصيحة بالحقّ

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «بالحقّ» اشاره به بايستگى و نقش ضرورى صيحه آسمانى براى رخداد رستاخيز داشته باشد; تا گمان نرود كه صيحه صرفاً پديده اى تشريفاتى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 6 - 3

3 - پيدايش صيحه اى رعدآسا ، در آستانه قيامت

يوم ترجف الراجفة

«رَجَفَ الرَّعْد»; يعنى، صداى رعد در ابرها پيچيد (قاموس). اطلاق «رجف» - كه «مفردات» آن را لرزش و اضطراب شديد معنا كرده است - بر صداهاى شديد، به سبب شباهت آن به زلزله است. اين آيه مى تواند اشاره به اوّلين نفخ صور باشد كه اهل آسمان ها و زمين را مدهوش مى سازد.

582- طعن مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 2 - 8

8- « عن جابربن عبدالله قال : قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : إن ناساً من أمتى يعذبون بذنوبهم فيكونون فى النار ما شاء الله أن يكونوا ، ثم يعيرهم أهل الشرك فيقولون : ما نرى ما كنتم فيه من تصديقكم نفعكم . فلايبقى موحّد إلاّ أخرجه الله تعالى من النار ثم قرأرسول الله (صلی الله علیه و آله) : « ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسليمين » ;

جابربن عبدالله روايت كرده است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله)فرمود: هماناگروهى از امت من به سبب گناهانشان عذاب مى شوند. پس مدتى كه خدا مى خواهد در آتش هستند; سپس اهل شرك آنان را سرزنش مى كنند و مى گويند: نمى بينيم كه ايمان شما برايتان سودى داشته است. پس هيچ موحدى نمى ماند مگر اينكه خدا او را از آتش بيرون مى آورد; سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اين آيه را قراءت فرمود: «ربما يود الذين كفروا لو كانوا مسلمين».

583- طغيانگران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 63 - 3

3 - ترديد طاغيان ، در علل و چرايى پيدا نكردن مؤمنان و آگاه نشدن از وضعيت آنان در قيامت

أتّخذنهم سخريًّا أم زاغت عنهم الأبصر

«أم» در جمله «أم زاغت. ..» عاطفه و متصله است و اين جمله مى تواند عطف بر «ما لنا لانرى...» باشد. در اين صورت مفاد آن مربوط به قيامت بوده و معناى آيه چنين مى شود: آيا مسخره شان مى كرديم [و اهل بهشت اند ]يا[_در جهنم اند و] چشمان ما به آنان نمى افتد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 37 - 1

1 - طغيان گران با حضور در صحنه قيامت ، كردار خويش را به ياد آورده و جهنم را حاضر خواهند يافت .

يوم يتذكّر . .. و برّزت الجحيم لمن يرى . فأمّا من طغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 1

1 - حاضران در قيامت ، به دو دسته متمايزِ طغيان گران و خداترسان دور از هوا و هوس ، تقسيم خواهند شد .

فأمّا من طغى . .. و أمّا من خاف مقام ربّه

در تركيب آيات حاضر، گفته شده است كه جمله «فإذا جاءت الطامّة الكبرى» حاوى ادات شرط و فعل شرط است و تقسيم حاضران به دو دسته - كه از جملات «فأمّا من طغى. .. و أمّا من خاف...» استفاده مى شود - جزاى آن است.

584- ظالمان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 192 - 6،10

6 - ستمكاران محروم از هر گونه ياور در قيامت

و ما للظّالمين من انصار

«انصار»، جمع ناصر (به معناى ياور) است و «مِنْ» زايده، تأكيد بر نبودن ياور در آن روز است.

10 - محروميّت ستمگران در قيامت از يارى امامانى كه آنها را يارى كنند .

و ما للظّالمين من انصار

امام باقر (ع) در تفسير آيه فوق فرمود: ما لهم من ائمّة يسمّونهم باسمائهم.


تفسير عياشى، ج 1، ص 211، ح 175 ; تفسير برهان، ج 1، ص 333، ح 8.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 3

3 - خداوند گردآورنده تمامى ستمگران (اهل كتاب و مشركان) در قيامت

إنه لايفلح الظلمون . .. و يوم نحشرهم جميعا

چون در آيات گذشته سخن از مشركان و اهل كتاب به ميان آمده بود، در برداشت اين دو گروه به عنوان مصاديقى بارز از ظالمان مشخص شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 134 - 2

2 - احضار ظالمان در قيامت و بازخواست و كيفر ايشان از وعده هاى تخلف ناپذير خداوند

و ينذرونكم لقاء يومكم هذا . .. إن ما توعدون لأت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 44 - 7

7 - ندا دهنده اى در قيامت مأمور اعلام گرفتارى ظالمان به لعنت خداوند است .

فاذن مؤذن بينهم أن لعنة اللّه على الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 45 - 4

4 - آنانكه در پى ناهنجار كردن و منحرف ساختن راه خدايند ، از زمره ستمكارانند و در قيامت مورد لعنت خدا قرار خواهند گرفت .

أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين ... يبغونها عوجاً

برداشت فوق بر اساس دومين مصداقى است كه در توضيح برداشت قبل براى پى جويى اعوجاج در دين بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 27 - 18

18- « عن أبى عبدالله جعفربن محمد ( ع ) قال : . . . ان الله تبارك و تعالى يضلّ الظالمين يوم القيامة عن دار كرامته . . . كما قال عزّوحلّ : « و يضلّ الله الظالمين و يفعل الله ما يشاء » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: همانا خداوند - تبارك و تعالى - ستمگران را در روز قيامت از سراى كرامت خويش گمراه مى كند . .. چنان چه مى فرمايد: «يضلّ الله الظالمين...» ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 42 - 6،7

6- خيره شدن چشمان ستمگران و مبهوت ماندن آنان از شدت ترس در روز قيامت

و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر

7- تأخير كيفر ستمگران از سوى خداوند تا روز قيامت ، جهت تشديد مجازات آنان است .

و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر

از اينكه خداوند متعال كيفر ستمگران را تا روزى سخت و هولناك به تأخير انداخت، حكايت از شدت مجازات آنان دارد; چون اگر آن مجازات در دنيا اتفاق مى افتاد به اين مقدار سخت نبود. بنابراين، تأخير كيفر ظالمان به نفع آنان نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 43 - 1،2،3

1- ستمگران ، در قيامت ، شتابان و با ترس و ذلت سر برافراشته و چشم دوخته ، محشور خواهند شد .

و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم

«اهطاع» به معناى حركت سريع همراه با ترس است و «اقناع» به معناى سر برافراشتن و خيره شدن چشم به چيزى با حالت ذلت و خوارى است (لسان العرب).

2- ستمگران بر اثر وحشت روز قيامت ، از حركت پلك هاى چشم ناتوان و دلشان تهى از تدبير و چاره جويى خواهد بود .

يعمل الظلمون . .. لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء

3- شدت وحشت و اضطراب و بهت زدگى غير قابل توصيف ستمگران در قيامت

يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 44 - 4

4- ظالمان به وقت مشاهده عذاب در قيامت خواستار مهلتى كوتاه براى بازگشت به دنيا جهت پاسخ گويى به دعوت خداوند و پيروى از رسولان الهى مى شوند . *

يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا ربّنا أخّرنا إلى أجل قريب نجب دعوتك و نتّبع

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از «يوم يأتيهم العذاب» روز قيامت باشد، نه عذاب استيصال.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 48 - 8

8- قيامت ، روز احضار ستمگران و انتقام خداوند از آنان

و أنذر الناس . .. الذين ظلموا ... إن الله عزيز ذو انتقام . يوم تبدّل الأرض ... و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 12

12- كسانى كه با ارتكاب اعمال زشت در دنيا به خود ستم كرده اند ، در قيامت منكر آن اعمال مى شوند .

الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم . .. ما كنّا نعمل من سوء

برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه مراد از «ظالمى أنفسهم» - به قرينه «ما كنّا نعمل من سوء» (ما مرتكب عمل زشت نمى شديم) - اعمال ناپسند و زشتى باشد كه مرتكبان آنها، آن را از خود نفى مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 87 - 9

9- آخرت ، زمان بازگردانده شدن ستم گران و كافران و افراد ناصالح به پيش گاه خداوند و حساب رسى كردار آنها است .

ثمّ يردّ إلى ربّه فيعذّبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 27 - 1،2

1 - ستم گران در قيامت ، از عملكرد خويش به شدت پشيمان خواهند بود .

و يوم يعضّ الظالم على يديه

جمله «يعضّ الظالم على يديه; ستم كار دو دست خويش به دندان گزد» از كنايات است و به قرينه سياق آيه، اين جمله كنايه از پشيمانى و ندامت مى باشد. گفتنى است تعديه فعل «يعضّ» به وسيله «على» - با آن كه خود از افعال متعدى است - براى تأكيد مضمون آن فعل است; يعنى، پشيمانى آنان بسيار شديد خواهد بود.

2 - وضعيت تأسف بار ظالمان در قيامت و واكنش آنان در آن روز ، شايان ياد و يادآورى

و يوم يعضّ الظالم على يديه

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «يوم» متعلق به فعلى محذوف مانند «اذكر» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 57 - 2،5

2 - عذرخواهى ستم پيشگان ، در روز قيامت ، سودى ندارد .

فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم

5 - ظالمان ، در روز قيامت ، راهى براى رهايى از وضعيّت رقّت بار و مذمت آلود خويش ندارند .

الذين ظلموا. .. و لاهم يستعتبون

«إستعتاب» - مصدر «يستعتبون» - به معناى اين است كه از شخص خاطى، خواسته شود كه وى از خطايش بازگردد (مفردات

راغب) و نيز به معناى طلب رضايت آمده است (المنجد).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 10

10 - مؤاخذه شدن ظالمان در پيشگاه پروردگار در قيامت

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم يرجع بعضهم إلى بعض القول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 10

10 - ستمگران با ديدن عذاب الهى در قيامت ، از انتخاب عقيده كفرآلود ، پشيمان شده و آن را مخفى خواهند كرد .

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 37 - 13

13 - ستمگران در قيامت ، محروم از هرگونه نصرت و يارى

فما للظلمين من نصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 1

1 - فرمان خداوند در قيامت ، مبنى بر راندن مشركان ستم پيشه و هم فكران و معبود هاى آنان به راه دوزخ

احشروا الذين . .. يعبدون . من دون اللّه فاهدوهم إلى صرط الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 1،2،3،7

1 - ستمگران در قيامت ، براى رهايى خود از عذاب سخت الهى ، حاضراند دو چندان ثروت ها و دارايى هاى زمين را فدا كنند .

و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض جميعًا و مثله معه لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم

2 - عذاب ستمگران در قيامت ، بسيار سخت و غير قابل تحمل براى آنان

و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض . .. لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم القيمة

فدا كردن دو برابر ثروت هاى موجود در كره زمين براى نجات خود از عذاب الهى، بيانگر مطلب ياد شده است.

3 - كيفر عذاب سخت براى ستمگران در قيامت ، قطعى و غيرقابل گريز است .

و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض . .. لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم القيمة

7 - عذاب مشركان و ستمگران در قيامت ، بسيار بزرگ و فراتر از تصورشان است .

و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون

«إحتساب» (مصدر «يحتسبون») مبالغه در حساب و به معناى «ظن» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 48 - 2

2 - عذاب سخت و فوق تصور ستمگران در قيامت ، بازتاب كردار و رفتار خود آنان است .

و بدا لهم سيّئات ما كسبوا

آمدن ماده «كسب» به جاى ماده «فعل»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 9

9 - محروميت ستمكاران در قيامت ، از يارى دوست و نزديكان دلسوز و شفاعت شفيعان

ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع

«حميم» در لغت به معناى دوست (العين) و به «القريب المشفق» (نزديك دلسوز) معنا شده است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 1

1 - عذرخواهى ستمگران در قيامت ، بى نتيجه بوده و سودى به حال آنان نخواهد داشت .

يوم لاينفع الظلمين معذرتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 16

16 - نابود شدن دوستى ها و پيوند هاى ظالمان با يكديگر در قيامت

و الظلمون ما لهم من ولىّ و لانصير

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «ولىّ» و «نصير»، دوست و ياور دنيايى ظالمان باشد كه در آخرت آن دوستى ها و يارى ها وجود نخواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 1

1 - ستم پيشگان ، هراسناك از عملكرد خويش در صحنه قيامت

ترى الظلمين مشفقين ممّا كسبوا و هو واقع بهم

به قرينه ذيل اين آيه - كه در مورد قيامت است - به دست مى آيد كه صدر آيه ترسيم كننده صحنه اى از قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 11

11 - عجز و پشيمانى ستمكاران در قيامت ، آشكار و نمايان است .

و ترى الظلمين . .. يقولون

از واژه هاى «ترى» و «يقولون»، استفاده مى شود كه ظالمان ندامت و آرزوى بازگشت را پنهان نمى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 2،3،4،5،9،12،23

2 - گردن فرازان ستمگر ، خاشع و سرافكنده در صحنه قيامت

و تريهم . .. خشعين من الذلّ

3 - خشوع و فروتنى ظالمان در قيامت ، خشوعى ذليلانه و از سر ترس و هراس

و تريهم . .. خشعين من الذلّ ينظرون من طرف خفىّ

4 - پشيمانى ستمكاران در صحنه قيامت و پس از مشاهده عذاب ، بى تأثير به حال آنان

يقولون هل إلى مردّ من سبيل . و تريهم يعرضون عليها

5 - ذلت و خوارى ظالمان در قيامت ، پيامد خوى تجاوزگرى و توسعه طلبى آنان است .

إنّما السبيل على الذين يظلمون . .. و تريهم يعرضون عليها خشعين من الذلّ

9 - گمراهان ستمكار ، در روز قيامت ، مورد سرزنش اهل ايمان خواهند بود .

و قال الذين ءامنوا إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم

12 - قيامت ، روز ظهور خسران و زيان كارى عميق ستم پيشگان و گمراهان

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

23 - سرنوشت شوم ستمگران در قيامت ، هشدارى براى متجاوزان به حقوق مردم است .

ألا إنّ الظلمين فى عذاب مقيم

كلمه «ألا» - كه براى هشدار است - رساننده مطلب بالا مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 65 - 4،5

4 - قيامت ، روزى بس سخت و دشوار براى ستمگران

من عذاب يوم أليم

بنابراين كه «أليم» صفت «يوم» باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

5 - ستم پيشگان ، گرفتار عذابى دردناك در قيامت

فويل للذين ظلموا من عذاب يوم أليم

585- ظلم تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 45 - 6

6 - منكران قيامت از زمره ستمكارانند و در قيامت از رحمت خدا محروم خواهند بود .

أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين ... و هم بالأخرة كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 63 - 3

3 - انكار قيامت ، ظلم است و منكران قيامت ظالم اند .

أءنّك لمن المصدّقين . .. إنّا جعلنها فتنة للظلمين

آيه شريفه در سلسله آيات مربوط به منكران قيامت قرار دارد كه آنان را به رنج و عذاب تهديد مى كند. تعبير كردن از آنها به خصوصيت ستم كار بودن، گوياى برداشت ياد شده است.

586- ظلم در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 281 - 9

9 - در قيامت به كسى ستم نمى شود . ( نه از ثواب او كاسته و نه بر عقاب او افزوده مى گردد . )

توفّى كل نفس ما كسبت و هم لا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 161 - 12

12 - در قيامت به حق هيچ كس ظلمى نخواهد شد .

و هم لا يظلمون

587- ظلم مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 6

6 - منكران قيامت ، از زمره ستمگران اند .

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و لو أنّ للذين ظلموا

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، از منكران قيامت تعبير به ظالم كرده است.

588- ظن مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 7 - 3،4

3 - انكار قيامت از سوى جن و انس ، مبتنى بر ظن و گمان است ; نه علم و يقين .

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

از به كار رفتن ماده «ظن» در اين آيه و آيات مشابه، در مورد نفى و انكار قيامت، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

4 - هيچ كس در انكار قيامت ، علم و يقين ندارد .

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

589- ظهور حقايق در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 113 - 19

19 - حقايق ، در پرتو داورى خداوند در قيامت ، بر همگان آشكار مى شود .

فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 24

24 - قيامت ، روز ظهور و بروز قدرت مطلق خدا و آگاهى همگان به نبود قدرت براى غير اوست .

إذ يرون العذاب أن القوة للّه جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 5

5 - قيامت ، روز آگاهى مشركان تابع و دنباله رو از گمراهى پيشوايان و بزرگان خويش

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 8

8 - صحنه قيامت ، صحنه مشاهده اعمال دنيوى و ديدن نتايج آن است .

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت

فعل «يرى» مى تواند از رؤيت به معناى ديدن با چشم باشد. بر اين مبنا معناى جمله «كذلك ...» چنين مى شود: خداوند اعمال مشركان (و يا نتايج اعمالشان) را به آنان نشان خواهد داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 13

13 - قيامت ، روز ظهور برترى تقواپيشگان بر كافران و روز ظهور ارزش هاى حقيقى

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

چون برترى مؤمنان تقواپيشه در دنيا نيز حتمى است ; بنابراين «يوم القيمة»، ظرف ظهور اين برترى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 9 - 7

7 - قيامت ، روز رسيدن همگان به يقين و برچيده شدن هر گونه ترديد

ليوم لا ريب فيه

مراد از جمله «لا ريب فيه» مى تواند اين معنا باشد كه در آن روز شكى وجود ندارد و آن روز، روز يقين است. نه اينكه در وقوع و تحقق روز قيامت شكى نيست چنانچه در برداشت قبلى آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 25 - 6،7

6 - قيامت ، روز رسيدن همگان به يقين و برچيده شدن هر گونه ترديد

ليوم لا ريب فيه

مراد از جمله «لا ريب فيه» مى تواند اين معنا باشد كه در آن روز شكى وجود ندارد و آن روز، روز يقين است; نه اينكه در وقوع و تحقق روز قيامت شكى نيست، چنانچه در برداشت قبل آمده است.

7 - همه حقايق در قيامت ، مكشوف و يقينى است .

ليوم لا ريب فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 1

1 - تجلى علم و قدرت حق ، در روزى كه هر كس كردار خويش را حاضر مى يابد .

قل ان تخفوا . .. يعلمه اللّه ... و اللّه على كل شىء قدير. يوم تجد كل نفس ما عملت

بنابراينكه «يوم تجد»، ظرف براى «يعلمه اللّه» و «قدير» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 85 - 8

8 - آخرت ، عرصه ظهور واقعى نتايج عقايد و اعمال

و من يبتغ . .. و هو فى الاخرة من الخاسرين

قيد «فى الاخرة»، نفى زيان در دنيا نيست; لذا حمل بر ظهور زيان در آخرت مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 106 - 2

2 - قيامت ، عرصه آشكار شدن اعمال انسان ها در چهره هاى آنان

يوم تبيضّ وجوه و تسودّ وجوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 161 - 7

7 - تجسم رفتار ناپسند خيانتكاران در روز رستاخيز

و من يغلل يأت بما غلّ يوم القيمة

برخى برآنند كه مراد از «ما غلّ»، آن مالى كه در دنيا مورد خيانت واقع شده، نيست ; بلكه گناه خيانتكارى در قيامت تجسّم مى يابد و خيانتكار همراه آن گناهِ مجسّم در صحنه قيامت حاضر مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 19،29

19 - قيامت ، صحنه ظهور خير و شرّ واقعى

و لا يحسبنّ . .. هو شرّ خيراً لهم بل هو شرّ سيطوّقون ... يوم القيمة

29 - آويخته شدن اموال مانعان زكات به گردنشان در قيامت ، به صورت اژدهايى از آتش

سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة

از امام صادق (ع) درباره «سيطوّقون ما بخلوا به . .. » سؤال شد، آن حضرت فرمود: ما من احد يمنع من زكاة ماله شيئاً الّا جعل اللّه عزّوجلّ ذلك يوم القيمة ثعباناً من نار مطوّقاً فى عنقه.


كافى، ج 3، ص 502، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 414، ح 449 و 452.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 42 - 1،9،10

1 - نيستى و نابودى ، آرزوى كافران و عصيانگران بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قيامت

يومئذ يودّ الذين كفروا و عصوا الرسول لو تسوّى بهم الارض

«لو» در «لو تسوّى» به معناى ليت (اى كاش) است، و جمله «لو تسوّى . .. » كنايه از هيچ و پوچ شدن است.

9 - مردم در قيامت ، هيچ حقيقتى را از خداوند پنهان نخواهند ساخت .

و لا يكتمون اللّه حديثاً

بنابر اينكه جمله «و لا يكتمون» عطف بر «يودّ» باشد، نه عطف بر «تسوّى».

10 - قيامت ، روز بروز نهفته هاى درونى انسان

و لا يكتمون اللّه حديثاً

بر اين مبنا كه جمله «و لا يكتمون» عطف بر «يودّ» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 14 - 20

20 - آگاه شدن امت ها از كرده هاى خويش در قيامت

إلى يوم القيمة و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 36 - 4

4 - قيامت ، صحنه بروز كارساز نبودن ثروت دنيا براى زراندوزان بى ايمان

إنّ الذين كفروا لو أنَّ لهم ما فى الارض جميعاً و مثله معه . .. ما تقبل منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 96 - 13

13 - صحراى محشر عرصه حسابرسى مردم براى تعيين ميزان پايبندى آنان به احكام الهى

احل لكم . .. حرم عليكم صيد البر ما دمتم حرماً و اتقوا اللّه الذى إليه تحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 13

13 - قيامت، روز ظهور حقايق و از بين رفتن هر گونه ترديد

ليجمعنكم إلى يوم القيمة لا ريب فيه

مرجع ضمير «فيه» مى تواند «يوم القيامة» باشد، يعنى قيامت ظرف ترديد نيست و در آن روز ترديد از آدمى رخت بر مى بندد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 7،11

7 - قيامت، روز استهزاى مشركان و نماياندن ناتوانى و بطلان خدايان دروغين آنهاست.

و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

11 - قيامت، روز ظهور حقانيت توحيد، حتى براى مشركان

ثم نقول للذين أشركوا أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 4،7

4 - قيامت، روز رسوايى مشركان و آشكار شدن بطلان عقايد شرك آلود آنان

ثم لم تكن فتنتهم . .. و اللّه ربنا ما كنا مشركين

7 - قيامت، صحنه بروز ملكات و خصلتهاى تثبيت شده و پنهان آدمى

و اللّه ربنا ما كنا مشركين

مشركان در قيامت دروغ مى گويند، حال آنكه براى آنان فايده اى ندارد. دليل اين كار، به فرموده صاحب الميزان، رسوخ خصلت دروغگويى در آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 3،4،6

3 - ظهور بطلان شرك و پوچى معبودهاى دروغين در قيامت

و ضل عنهم ما كانوا يفترون

از كاربردهاى فعل «ضل» جايى است كه چيزى از بين رفته است و باطل شود. در لسان العرب آمده است: «ضل الشىء إذا ضاع»

4 - ظهور بى پايگى و پوچى عقيده شرك در قيامت، صحنه اى در خور تأمل و درس آموز

انظر كيف كذبوا على أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

6 - قيامت، روز تجلى حقايق و از ميان رفتن پرده هاى اوهام است.

و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 6

6 - قيامت، هنگامه ظهور زيانكارى منكران معاد و ملاقات پروردگار است.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

منادا قرار گرفتن حسرت، گوياى مشهود و عيان بودن آن در صحنه قيامت است. به گونه اى كه مورد «نداء» قرار مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 8

8 - تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، حقانيت آن حضرت و دعوت او را در قيامت درمى يابند.

إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه

مراد از «الموتى» در آيه، به قرينه جملات قبل، كسانى هستند كه به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پاسخ مثبت نمى دهند، جمله «يبعثهم اللّه»، گذشته از اينكه خبر بعثت قيامت است، كنايه از اين مطلب است كه خداوند اين مرده دلان را برخواهد انگيخت تا حقانيت دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و وعده هاى آن حضرت را دريابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 60 - 14،16

14 - خداوند در قيامت آدميان را به كردارهاى دنيويشان آگاه مى كند.

ثم إليه مرجعكم ثم ينبئكم بما كنتم تعملون

16 - قيامت، روزِ بُروز حقيقت اعمال دنيوى آدميان است.

ثم إليه مرجعكم ثم ينبئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 73 - 10،11

10 - روز دميده شدن در صور، مالكيت مطلق و حاكميت انحصارى خداوند، ظهور خواهد يافت.

و له الملك يوم ينفخ فى الصور

«له الملك» بيانگر انحصار ملك در روز نفخ صور براى خداوند است. و چون اين مالكيت اكنون نيز وجود دارد، بنابراين مفاد حصر، ظهور اين مالكيت در آن روز به گونه اى كه جاى هيچ انكار براى كسى نماند، است.

11 - تمامى مالكيتها و حاكميتهاى اعتبارى در روز نفخ صور از ميان خواهد رفت.

و له الملك يوم ينفخ فى الصور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 17،19

17 - بازگشت همگان به سوى خداوند و آگاهى يافتن آنان از حقيقت كرده هاى خويش در قيامت، پرتوى از ربوبيت الهى است.

ثم إلى ربهم مرجعهم فينبئهم بما كانوا يعملون

19 - قيامت روز ظهور و برملاشدن اعمال آدمى و حقيقت آن است.

كذلك زينا لكل . .. فينبئهم بما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 15

15 - گمراهان پيرو شيطانها در قيامت بر كفرورزى خويش در دنيا آگاهى مى يابند. *

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

«شاهد» عالمى است كه آنچه را دريافته بيان مى كند. (لسان العرب). لذا اگر «شهدوا» به معناى شهادت دادن باشد، لازمه آن آگاهى فرد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 135 - 4

4 - كافران در روز قيامت در خواهند يافت كه فرجام نيك از آن مؤمنان است.

فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 159 - 10

10 - خداوند در قيامت خلافكاران را به اعمال ناپسندشان آگاه خواهد ساخت.

ثم ينبئهم بما كانوا يفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 164 - 10،11،12،13

10 - خداوند آگاه كننده مردم به حقانيت معارف دين در قيامت

ثم إلى ربكم مرجعكم فينبئكم

11 - قيامت روز آگاهى عينى همگان به حقيقت معارف دين*

فينبئكم بما كنتم فيه تختلفون

روشن است كه خداوند در دنيا حقانيت مسائل مورد اختلاف ميان اهل ايمان و شرك را بيان كرده است. بنابراين مى توان گفت خبر دادن «فينبئكم»، كنايه از كيفر دهى است، و يا مراد از آن آگاهى ويژه، يعنى آگاهى عينى و ملموس است. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.

12 - مشركان در قيامت به حقانيت معارفى كه بر سر آن با اهل ايمان اختلاف داشتند، پى خواهند برد.

فينبئكم بما كنتم فيه تختلفون

13 - قيامت ظرف ظهور و انكشاف ربوبيت مطلق خدا براى همگان

أغير الله أبغى ربا و هو رب كل شىء . .. فينبئكم بما كنتم فيه تختلفون

از مصاديق مورد نظر براى «ما كنتم فيه تختلفون»، به دليل «أغير الله أبغى ربا»، ربوبيت خداوند بر هستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 9 - 1

1 - قيامت روز ظهور و بروز خسارت و زيانكارى تكذيب كنندگان آيات خداوند است.

و من خفت موزينه فأولئك الذين خسروا أنفسهم بما كانوا بأيتنا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 2،3،4،5،11

2 - قيامت ، روز تأويل و بروز حقايق مطرح شده در قرآن

هل ينظرون إلا تأويله يوم يأتى تأويله

مراد از «يوم» به دليل فرازهاى بعد روز قيامت است.

3 - كافران مورد سرزنش خداوند به خاطر باور نكردن حقانيت قرآن جز با آمدن قيامت

هل ينظرون إلا تأويله يوم يأتى تأويله

4 - منكران قيامت با برپايى آن به درستى و راستى گفتار انبيا درباره معاد پى خواهند برد و بدان اعتراف خواهند كرد .

يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق

ضمير مفعولى در «نسوه» مى تواند به «كتب» در آيه قبل برگردد. بر اين مبنا «ال» در «الحق» جنسيه است و مراد از آن حقانيت رسالت انبياست. و نيز مى تواند آن ضمير به «يوم يأتى تأويله»، كه همان روز قيامت است، برگردانده شود. در اين صورت «ال» در «الحق» عهديه است و اشاره به حقانيت روز قيامت دارد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

5 - منكران حقانيت قرآن ، در روز قيامت و بروز حقايق قرآن ، به حقانيت رسالت پيامبران اعتراف خواهند كرد .

يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير مفعولى در «نسوه» به«كتب» در آيه قبل برگردانده شود.

11 - كافران به قرآن ، در قيامت ، انديشه ها و باور هاى خودبافته و مخالف تعاليم دين را سرابى بر باد رفته خواهند ديد .

ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 172 - 14

14 - آدمى در قيامت به علم حضورى درمى يابد كه خداوند پروردگار اوست .

إنا كنا هذا غفلين

اشاره به ربوبيت خدا با كلمه «هذا» گوياى آن است كه انسان در قيامت خود را در پيشگاه خداوند حاضر مى يابد. يعنى علم حضورى و شهودى به او پيدا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 21

21 - قيامت ، روز حضور انسان در برابر خدا و آگاه شدن او از تمامى كرده هايش و نيز روز محاكمه و تعيين سرنوشت

ثم تردون إلى علم الغيب و الشهدة فينبئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 105 - 10

10 - باخبر شدن انسان ها در قيامت از حقيقت و بازتاب اعمال دنيوى خويش

فينبئكم بما كنتم تعملون

مراد از «ما كنتم تعملون» مى تواند ظاهر اعمال نباشد ; چه اينكه انسانها از ظاهر اعمال خويش باخبرند و آنچه را نمى دانند، حقيقت اعمالشان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 30 - 9

9 - قيامت ، روز ظهور مولويت و مالكيت به حق و پروردگارى بى همتاى خداوند و بر ملا شدن بطلان انديشه مولويت و ربوبيت غير او براى شرك پيشگان

و يوم نحشر هم جميعاً . .. و ردوا إلى اللّه موليهم الحق و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 16

16- قيامت ، روز تمايز مؤمنان راستين از مدعيان دروغين

بل نظنكم كذبين . .. إنهم ملقوا ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 2

2- روز قيامت ، روز بروز و ظهور حاكميت مطلق خداوند بر بندگان

يوم يأت لاتكلم نفس إلاّ بإذنه

از آن جا كه در دنيا هيچ فعل و انفعالى صادر نمى شود مگر اينكه اذن خدا را همراه دارد ، مى توان گفت مقصود از «لاتكلم نفس إلاّ بإذنه» اين است كه: در آخرت اين حقيقت براى همگان مكشوف مى شود و انسانها آن را لمس خواهند كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 5،6

5- در قيامت ، حقانيت وعده خداوند در حتميت وقوع آن و كذب بودن وعده شيطان در عدم وقوع آن آشكار خواهد شد .

و برزوا لله جميعًا فقال الضعفؤا . .. قال الشيطن ... إنّ الله وعدكم وعد الحق و

6- قيامت ، روز بروز و ظهور حقيقتها

و برزوا لله جميعًا . .. سواء علينا أجزعنا أم صبرنا ... إنّ الله وعدكم وعد الحق و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 48 - 9

9- ظهور و بروز حقيقت انسان و نهان و آشكار وى به هنگام حضور در پيشگاه خداوند در روز رستاخيز

يوم تبدّل الأرض . .. و برزوا لله الوحد القهّار

يكى از معانى «بروز» كشف و ظهور حقيقتى است كه قبلاً پنهان و در خفا بوده است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 51 - 7

7- كيفر دادن خداوند در قيامت ، عينيت يافتن رفتار خود آدمى و آينه تمام نماى آن است .

ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت

آمدن جمله «ما كسبت» به جاى «بما كسبت» (در مقابل كسب و تلاش)، مى تواند مشعر به اين حقيقت باشد كه ميان كيفرهاى الهى و رفتار آدمى وحدت كامل وجود داد و بلكه مى توان گفت كه عين يكديگرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 96 - 4

4- قيامت ، روز كشف حقايق و روشن شدن حق و باطل است .

الذين يجعلون مع الله إلهًا ءاخر فسوف يعلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه زمان «دانستن»، روز قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 8

8- در قيامت ، پوچى و بطلان خدايان مشركان برملا مى شود .

يقول أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم

از اينكه خداوند در قيامت در مؤاخذه مشركان، از آنها مى پرسد: خدايان ادعايى تان كجاست؟ و آنان جوابى نمى دهند، حكايت از آشكار شدن پوچى معبودهاى مشركان مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 13

13- كافران پس از مرگ ، به حقايقى دست مى يابند و از اعمال گذشته خود نگران مى شوند .

الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم ... ما كنّا نعمل من سوء

از اينكه كافران پس از مرگ، بى آنكه حرفى زده شود، به دفاع از خود مى پردازند و منكر كارهاى زشت خود مى شوند، به دست مى آيد كه آنان به چيزهايى از جمله به وضعيت بد خود و اينكه كردارشان باعث گرفتار شدن آنان به عذاب مى شود، دست مى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 39 - 1،2،3،8

1- خداوند ، انسان ها را پس از مرگ زنده مى كند تا حقايق را براى آنان تبيين نمايد .

بلى وعدًا عليه حقًّا . .. ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه

2- ظهور حقيقت امور اختلافى ، از دلايل زنده شدن انسان ها در قيامت است .

بلى وعدًا عليه حقًّا . .. ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه

3- قيامت ، روز ظهور حقايق

بلى وعدًا عليه حقًّا . .. ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه

8- آگاهى يافتن كافران بر دروغ گويى خويش ، از جمله دلايل احياى مجدد انسان ها در قيامت

بلى وعدًا عليه حقًّا . .. و ليعلم الذين كفروا أنهم كانوا كذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 84 - 5

5- قيامت ، روز آشكار شدن اعمال ، انگيزه ها و ماهيت همه انسانها

و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا

برداشت فوق از آن جاست كه با گواهى دادن گواهان، پرده از تمامى اعمال، انگيزها و . .. انسانها - كه تا روز قيامت از منظرها پنهان بود - برداشته خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 2

2- لزوم توجه انسان ها ، به حقايقى كه ناگزير در قيامت با آن رو به رو خواهند شد .

و يوم نبعث فى كلّ أُمّة شهيدًا

مقصود از «يوم» روز قيامت است،توصيه خداوند به يادآورى اين روز كه از امر«اذكر» مقدر به دست مى آيد، حاكى از مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 12

12- خداوند ، تحقيقاً حقايق مورد اختلاف انسان ها را در قيامت ، بيان خواهد كرد .

و ليبيّننّ لكم يوم القيمة ما كنتم فيه تختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 12

12- منكران معاد ، با مشاهده حضور خود در صحنه قيامت ، به عمق نادرستى پندار خويش پى مى برند .

بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا

تعبير «بل زعمتم. ..» در حقيقت، بازگو كننده حال كسى است كه على رغم باور خويش، خود را در صحنه قيامت مى بيند و از اين جهت شرمسار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 9

9- در قيامت ، كارامد نبودن معبودان مشركان و بطلان شرك ، آشكار خواهد شد .

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 4

4- قيامت ، روز فرو افتادن همه حجاب ها و يقين آدميان به خداوند يكتا است .

أعينهم فى غطاء . .. كفروا بأيت ربّهم و لقائه

مقصود از لقاى پروردگار، مسلّماً برخورد حسى نيست (لاتدركه الأبصار) بلكه مقصود، آن است كه آدمى، در قيامت، به حقّانيّت يكتايى خداوند پى خواهد برد، گرچه كافران، چنين ملاقاتى را منكر باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 11

11- قيامت ، روز لقاى پروردگار و مشاهده نمود هاى روشن وى است .

فمن كان يرجو لقاء ربّه

مسلّم است كه مراد از لقاى پروردگار، برخوردى حسّى با او نيست; چون، چنين امرى هم از نظر عقل و هم از نظر متون دينى، محال است (لاتدركه الأبصار). بنابراين، به قرينه «فليعمل عملاً صالحاً»، مراد از لقاى پروردگار، مواجه شدن با رضايت و پاداش هاى او در روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 6

6- در قيامت ، گواهانى بر بطلان پندار فرزندى عيسى ( ع ) براى خداوند شهادت خواهند داد .

فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 2،4

2- قيامت ، روز ظهور و بروز حقايق است .

أسمع بهم و أبصر يوم يأتوتنا

4- روبه رو شدن با حقايق و درك و لمس آن ، از جمله عذاب هاى كافران در روز قيامت است .

فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم . أسمع بهم و أبصر يوم يأتوننا

در آيه قبل، دشوارى و سنگينى روز قيامت براى كافران مطرح گرديد. دراين آيه يكى از عوامل آن دشوارى ها مطرح گرديده كه

همان درك و فهم حقايق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 20

20- قيامت ، روز ظهور حقايق

و إمّا الساعة فسيعلمون من هو شرّ مكانًا و أضعف جندًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 2،7

2- معبود هاى مشركان در قيامت ، بطلان و بيهودگى عبادت هاى مشركان را برملا كرده و از آن برائت خواهند جست .

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

در مورد ضميرهاى موجود در آيه، احتمالاتى ذكر شده است; از جمله آن كه ضمير «يكفرون» و «يكونون» به «ءالهة» بازمى گردد و ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» به مشركان. برداشت ياد شده مبتنى براين وجه است. گفتنى است كه «كفر» در معانى مختلفى از جمله انكار و برائت استعمال شده است (لسان العرب). در اين آيه نيز به قرينه «و يكونون عليهم ضدّاً» به معناى برائت جستن و سلب مسؤوليت است.

7- قيامت ، روز ظهور حقايق و بطلان شركورزى و بروز ناتوانى معبود هاى ساختگى مشركان از عزت بخشيدن به آنها

ليكونوا لهم عزًّا . .. سيكفرون بعبادتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 4

4- قيامت ، روز ظهور تفاوت وضعيت مجرمان و متقين

يوم نحشر . .. و نسوق المجرمين إلى جهنّم وردًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 4

4 - قيامت ، روز ظهور اعمال دنيوى انسان است .

من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيمة وزرًا

«وزر»،به معناى بارسنگين است و به گناه از آن جهت كه بار سنگينى بر دوش گنه كار است، «وزر» اطلاق مى گردد (مفردات راغب). «حمل وزر» حاكى از آن است كه در قيامت، گناه به صورت بارى بر دوش گناهكار ظهور خواهد يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 104 - 7

7 - ملكات و تفاوت هاى انسان ها ، در قيامت نيز بروز و ظهور خواهند داشت .

إذ يقول أمثلهم طريقة

«أمثلهم طريقة» بيانگر خصلت شخصى است كه نظريه «يك روز» را مطرح ساخته است. حدوث اين خصلت براى وى در آخرت

بعيد به نظر مى رسد. بنابراين بايد گفت اين ويژگى، بروز و ظهور ملكاتى است كه در دنيا براى او تحصيل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 108 - 4،7

4 - ظهور حاكميت مطلق خداوند ، در قيامت

يومئذ يتّبعون الداعى

7 - قيامت ، روز تجلى و ظهور رحمانيت خداوند

و خشعت الأصوات للرحمن

«رحمان»; يعنى، داراى رحمت گسترده و فراگير.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 124 - 7

7 - حقايق در قيامت ، آشكار خواهد شد .

و نحشره يوم القيمة أعمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 5،10

5 - آدميان در قيامت ، كمبود ها و كاستى هاى خويش را درك و احساس خواهند كرد .

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

10 - انسان در قيامت ، به خاطرات زندگانى خود در دنيا و ويژگى هاى جسمى خويش در آن دوران آگاه خواهد بود .

قال ربّ لم حشرتنى أعمى و قد كنت بصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 47 - 7

7- اعمال آدميان - حتى خُردترين آنها - در روز قيامت ، حضور و بروز پيدا خواهند كرد .

و إن كان مثقال حبّة من خردل أتينا بها

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه از عبارت «أتينا بها» معناى ظاهرى آن اراده شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 17 - 5

5 - قيامت ، روز داورى و تميز حق از باطل و سره از ناسره

إنّ اللّه يفصل بينهم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 113 - 4

4 - دوزخيان در قيامت ، به اشتباه خود در دل بستن به زندگى محدود دنيا پى خواهند برد .

قالوا لبثنا يومًا أو بعض يوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 114 - 4

4 - پى بردن دوزخيان در قيامت به ناچيزى زندگى دنيوى ، امرى بى ثمر به حال آنان

إن لبثتم إلاّ قليلاً لو أنّكم كنتم تعلمون

«لو» در عبارت «لو أنّكم كنتم تعلمون» براى تمنى است; يعنى، اى كاش! اين حقيقت را از پيش مى دانستيد تا كارتان به دوزخ نمى كشيد; اما اكنون كه در دوزخ هستيد، اين اعتراف ثمرى براى شما ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 24 - 5،7،9

5 - تمامى رفتار و گفته هاى آدمى در دنيا ، در روز رستاخيز آشكار و بر ملا خواهد شد .

يوم تشهد عليهم ألسنتهم . .. بما كانوا يعملون

با شهادت و گواهى اعضا و جوارح انسان بر گفته ها و رفتارهاى او، تمامى آنها در روز قيامت برملا و آشكار خواهد شد.

7 - جهان آخرت ، جهان عينيت يافتن شعور و آگاهى برخى از پديده ها و آشكار شدن حقايق ناشناخته دنيا

يوم تشهد عليهم ألسنتهم . .. بما كانوا يعملون

از آيه شريفه، چنين استفاده مى شود كه اعضا و جوارح، داراى نوعى شعوراند و اعمال آدمى را درك كرده و با خود نگه مى دارند. البته اين حقيقت در عالم دنيا، براى همگان عينيت ندارد و تنها در جهان آخرت، همگان شاهد تحقق عينى اين معنا خواهند بود.

9 - تهديد شدن سازندگان « افك » به محاكمه اى سخت در قيامت و آشكار شدن توطئه هاى پنهانى آنان با شهادت غير قابل انكار اعضا و جوارح خود آنها

إنّ الذين يرمون المحصنت . .. يوم تشهد عليهم ألسنتهم ... بما كانوا يعملون

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه اين آيه از جمله آيات مربوط به ماجراى «افك» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 25 - 9

9 - ظهور كامل حقانيت « اللّه » در قيامت براى همگان

يومئذ . .. يعلمون أنّ اللّه هو الحقّ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 12،13

12 - كافران ، به هنگام اطلاع از پوچى اعمالشان در قيامت ، به حقانيت خداوند پى خواهند برد .

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا و

13 - قيامت ، روز ظهور و بروز حقايقى همانند حقانيت خداوند و پوچى اعمال كافران

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة . .. حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 64 - 9،10

9 - خداوند ، انسان را از نتيجه و حقيقت كارهايى كه در دنيا انجام مى دهد آگاه خواهد ساخت .

و يوم يرجعون إليه فينبّئهم بما عملوا

10 - قيامت ، روز آگاه شدن انسان از حقيقت و نتيجه اعمال خويش

و يوم يرجعون إليه فينبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 26 - 1،2،3

1 - قيامت ، روز ظهور و بروز حقانيت حاكميت مطلق خداوند رحمان

الملك يومئذ الحقّ للرحمن

«الحق» صفت براى «الملك» است و اين كلمه، يا به معناى ثابت است; زيرا در روز قيامت، همه حاكميت ها از بين خواهد رفت و تنها حاكميت و پادشاهى خدا پايدار خواهد ماند و يا در برابر باطل قرار دارد و به معناى شىء حقيقت دار و مطابق واقع است; چرا كه در روز رستاخيز، روشن خواهد شد كه پادشاهى و حاكميت حقيقى از آنِ خدا است. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال دوم است.

2 - قيامت ، عرصه ظهور حاكميت پايدار خداى رحمان

الملك يومئذ الحقّ للرحمن

3 - قيامت ، روز جلوه رحمانيت خداوند

الملك يومئذ الحقّ للرحمن

برداشت فوق، از اختصاص به ذكر يافتن وصف «رحمان» براى خداوند در عرصه قيامت به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 87 - 5

5 - قرار گرفتن خصوصيات هر فرد در معرض ديد همگان در روز رستاخيز

و لاتخزنى يوم يبعثون

فرض رسوايى و شرمسارى، در صورتى صحيح است كه ديگران از خصوصيات آدمى با خبر شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 90 - 3

3 - ظهور ارزش تقوا و مقام متقين در رستاخيز

و أُزلفت الجنّة للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 91 - 1،2

1 - قيامت روز نمودار شدن دوزخ براى گمراهان

و برّزت الجحيم للغاوين

2 - عيان شدن وعده ها و وعيد هاى الهى براى مردمان در قيامت

و أُزلفت الجنّة للمتّقين . و برّزت الجحيم للغاوين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 93 - 2

2 - آشكار گشتن پوچى عقايد شرك آلود ، براى مشركان در قيامت

و قيل لهم أين ما كنتم . .. هل ينصرونكم أو ينتصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 101 - 3

3 - آشكار گشتن پوچى دوستى هاى مبتنى بر جرم و گناه در قيامت

و ما أضلّنا إلاّ المجرمون . .. و لاصديق حميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 102 - 3

3 - ظهور ارزش واقعى ايمان و مؤمنان در صحنه قيامت

فلو أنّ لنا كرّة فنكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 90 - 9

9 - قيامت ، روز تجسم اعمال آدميان

هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

از اين كه نفس عمل آدمى به عنوان جزا معرفى شده، مطلب بالا قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 3

3 - قيامت ، عرصه آشكار شدن بطلان شرك و تجلى كردن وحدت و يگانگى خداوند

و يوم يناديهم . .. قال الذين حقّ عليهم القول ربّنا

اعتراف پيشوايان شرك به ربوبيت خداوند بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 9

9 - برملا شدن حقانيت توحيد براى جوامع شرك پيشه در قيامت

فعلموا أنّ الحقّ للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 9

9 - قيامت ، روز ظهور و تجلى حقايق است .

و يوم تقوم الساعة . .. و كانوا بشركائهم كفرين

ذكر كفر مشركان به معبودان خويش در قيامت، به عنوان يكى از رخدادهاى آن، مى تواند به جهت نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 12

12 - روز قيامت ، روز تفكيك شدن كامل انسان هاى مؤمن از انسان هاى كافر است .

يومئذ يصّدّعون

احتمال دارد مراد از تفكيك شدن و جدايى در روز قيامت، تفكيك صفوف اهل بهشت از صفوف كسانى كه اهل جهنم اند باشد. آيه بعد، مؤيد اين برداشت است

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 7

7 - خصلت هاى تثبيت شده انسان ها ، در روز قيامت بروز مى كند .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة كذلك كانوا يؤفكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 11

11 - در روز قيامت ، حقانيت وقوع آن روز ، و نادرستى انكار آن ، به رخ منكرانِ قيامت كشيده مى شود .

فهذا يوم البعث و لكنّكم كنتم لاتعلمون

عبارت توبيخى «فهذا يوم البعث» قرينه است بر اين كه متعلق «لاتعلمون» حقانيت وقوع قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 11،16،17،18

11 - همه حقايق و وعده هاى الهى ، در قيامت براى مجرمان به گونه اى ملموس آشكار مى شود .

و لو ترى إذ المجرمون . .. ربّنا أبصرنا و سمعنا

16 - در قيامت ، اهميت عمل صالح براى همه انسان ها ، آشكار مى شود .

فارجعنا نعمل صلحًا

17 - مجرمان در قيامت ، به حقانيت وعده هاى خداوند درباره معاد ، زبان مى گشايند .

ربّنا أبصرنا و سمعنا . .. إنّا موقنون

18 - قيامت ، عرصه كشف و بروز حقايق است .

ناكسوا رءوسهم عند ربّهم ربّنا أبصرنا و سمعنا فارجعنا نعمل صلحًا إنّا موقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 68 - 3

3 - كافران در قيامت ، در مى يابند كه منشأ عذاب ، خداوند است .

ربّنا ءاتهم ضعفين من العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 26 - 4

4 - تحقق قيامت ، به منظور جدا شدن و شفاف گرديدن صفوف حق مداران از باطل گرايان است .

قل يجمع بيننا ربّنا ثمّ يفتح بيننا بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 18

18 - قيامت ، روز آشكار شدن حقايق بر انسان ها

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم يرجع بعضهم إلى بعض القول . .. لولا أنتم لك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 40 - 1

1 - در روز قيامت ، همه مشركان به منظور مؤاخذه و روشن شدن حقايق گردآورى خواهند شد .

و يوم يحشرهم جميعًا ثمّ يقول للملئكة أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 5،9

5 - كافران در قيامت ، به درستى وعده هاى خداوند رحمان پى برده و به آن اعتراف خواهند كرد .

هذا ما وعد الرحمن

9 - كافران در قيامت ، به صراحت و راست گفتارى رسولان الهى پى برده و به آن اعتراف خواهند كرد .

قالوا يويلنا . .. و صدق المرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 59 - 3

3 - قيامت ، روز جدايى صف اهل حق و باطل است .

و امتزوا اليوم أيّها المجرمون

برداشت فوق از آن جا است كه جدا شدن صف مجرمان از مؤمنان به دليل باطل و حق بودن آن دو صف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 21 - 2

2 - قيامت ، روز شناخته شدن حق و باطل و خوب و بد و گروندگان به آنان

هذا يوم الفصل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 55 - 5

5 - قيامت ، محل اصلى تجلى خوب و بد سرنوشت و سعادت و شقاوت انسان ها

إنّ للمتّقين لحسن مئاب . .. هذا و إنّ للطغين لشرّ مئاب

از اين كه خدا نيك فرجامى و بدفرجامى را در رابطه با آخرت و معاد انسان ها مطرح ساخته است، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 62 - 6

6 - پى بردن طغيان گران در دوزخ ، به نادرستى پندار خود نسبت به مؤمنان در دنيا

و قالوا ما لنا لانرى رجالاً كنّا نعدّهم من الأشرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 13 - 10

10 - قيامت ، عرصه ظهور حقايق و رخداد هاى بس بزرگ و هولناك

عذاب يوم عظيم

توصيف روز قيامت به عظيم بودن، مى تواند به خاطر بزرگى رخدادها و عظمت حقايق آن روز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 3،10

3 - مشركان و كافران در عرصه قيامت ، سرمايه عمر خود را تباه شده مى بينند و خويش را از حمايت خانواده شان ، محروم مى يابند .

قل إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

مقصود از «أنفس» سرمايه هاى عمر و مراد از «أهل» خانواده مى باشد. بر اين اساس خسارت نفس، به معناى تباه ساختن و بهره كافى نگرفتن از سرمايه عمر است. خسارت اهل نيز به معناى از كف دادن حمايت خانواده و بهره نجستن از آنان مى باشد. گفتنى است برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مخاطبان آيه شريفه كافران و مشركان هستند.

10 - قيامت ، صحنه بروز و ظهور سعادت واقعى و سودبخشى و يا خسارت آفرينى عمر آدمى

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة ألا ذلك هو الخسران المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 26 - 9

9 - نتيجه و پيامد اصلى عقايد باطل و رفتار زشت انسان ، در قيامت ظهور و بروز پيدا خواهد كرد .

و لعذاب الأخرة أكبر لو كانوا يعلمون

«عذاب» نتيجه طبيعى عقايد باطل و كردار ناپسند انسان است. بر اين اساس بزرگ تر بودن عذاب اخروى در مقايسه با عذاب دنيايى، بيانگر اين حقيقت است كه نتيجه اصلى عقايد و رفتار زشت، در آخرت ظاهر خواهد شد و آنچه در دنيا مشاهده مى شود تنها ظهور بخشى از آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 5

5 - پى بردن مشركان و ظالمان به بى ارزشى دنيا ، هنگام روبه رو شدن با عذاب قيامت

و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض . .. لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم القيمة

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه مشركان و ستمگران، بيشتر براى تقويت دنياى خود از آخرت روى گردان هستند و در صورت مشاهده عذاب الهى حاضر مى شوند تمامى دنيا را فداى نجات خود كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 48 - 1،3

1 - ظهور و بروز تمامى اعمال و دستاورد هاى بد و زشت ستمگران در قيامت

و بدا لهم سيّئات ما كسبوا

3 - تمامى كردار و رفتار آدميان در روز رستاخير ، در نظر آنان مجسم و ظاهر خواهد شد .

و بدا لهم سيّئات ما كسبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 57 - 1

1 - ظهور ارزش تقوا و نقش هدايت الهى ( قرآن ) ، هنگام عذاب و در قيامت براى كافران و گنه كاران

أو تقول لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 5

5 - ظهور ارزش احسان ، براى كافران و گنه كاران در قيامت

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 67 - 6

6 - ظهور و بروز قدرت مطلقه خداوند بر جهان در قيامت

و الأرض جميعًا قبضته يوم القيمة و السموت مطويّ-ت بيمينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 69 - 2،4،6

2 - زمين ، در قيامت عرصه روشن شدن حقايق الهى

و أشرقت الأرض بنور ربّها

برخى از مفسران بر اين عقيده اند كه چون خاصيت نور، روشن كردن هر چيزناپيد است. بنابراين مقصود از روشن شدن زمين به نور پروردگار، روشن شدن حقايق در عرصه قيامت است و اضافه نور به خداوند اضافه تشريفى و از باب تعظيم مى باشد.

4 - روشن شدن زمين و حقايق مربوط به اهل آن در قيامت ، جلوه ربوبيت الهى است .

و أشرقت الأرض بنور ربّها

6 - تمامى اعمال بندگان ثبت و درج شده و در قيامت به صورت نوشته اى ظاهر خواهد شد .

و وضع الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 16 - 1

1 - قيامت ، روز بروز و ظهور حقيقت و باطن انسان ها و نمايان شدن اسرار آنان

يوم هم برزون

طبق نظر بيشتر مفسران مقصود از نمايان شدن انسان ها، بروز و ظهور حقيقت و باطن آنان و كشف اسرار ايشان است; نه ظاهر شدن جسم آنان; مانند مفاد آيه «يوم تبلى السرائر»، (سوره طارق (86) آيه 9).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 70 - 5

5 - قيامت ، روز كشف حقايق

فسوف يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 71 - 3

3 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، هنگام گرفتار شدن به عذاب الهى ، به عمق بطلان راه خود و پيامد رفتارشان آگاه خواهند شد .

فسوف يعلمون . إذ الأغلل فى أعنقهم و السلسل يسحبون

برداشت ياد شده، از آن جا است كه ظرف «إذ الأغلال . ..» متعلق به «يعلمون» مى باشد. «يسحبون» نيز حال از ضمير «هم» در «فى أعناقهم» است; يعنى، به زودى مى دانند آن گاه كه غل در گردن هايشان باشد و با زنجير كشان كشان برده مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 74 - 4

4 - قيامت ، روز كشف حقايق و روشن شدن عقايد « درست و نادرست » و « حق و باطل »

قالوا ضلّوا عنّا بل لم نكن ندعوا من قبل شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 78 - 12

12 - قيامت ، روز كشف زيان كارى اهل باطل

و خسر هنالك المبطلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 19 - 7

7 - ضرورت يادآورى اوضاع خفت بار دشمنان خدا ، در عرصه قيامت براى كفرپيشگان

و يوم يحشر أعداء اللّه إلى النار فهم يوزعون

«يوم» مفعول به براى فعل محذوفى مانند «ذكّرهم» يا «أنذرهم» و امثال آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 21 - 7

7 - آخرت ، صحنه بروز و ظهور حيات و شعور موجودات *

قالوا أنطقنا اللّه الذى أنطق كلّ شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 2

2 - كشف و ظهور ربوبيت بى همتاى الهى در قيامت ، براى كافران

و قال الذين كفروا ربّنا

از اقرار كافران به ربوبيت الهى (ربّنا)، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 20

20 - قيامت ، صحنه كشف حقايق جهان هستى است .

و يوم يناديهم أين شركاءى قالوا ءاذنّ-ك ما منّا من شهيد

بنابراين كه جمله «آذنّاك» براى انشا و ايجاد اعلام باشد (اعلام مى كنيم) مى توان استفاده كرد كه اين اعلام براساس كشف حقايق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 48 - 4

4 - قيامت ، صحنه آشكار شدن بطلان شرك و باور هاى شرك آلود

و ضلّ عنهم ما كانوا يدعون من قبل

بنابراين كه مراد از «ما» آرا و ادعاهايى باشد كه مشركان در ارتباط با خدايانشان مطرح مى كردند، مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 18

18 - كشف حقيقت و باطن اعمال ، براى انسان در آخرت

فلننبّئنّ الذين كفروا بما عملوا

بنابراين كه «ما» در «ما عملوا» ماى حقيقيه باشد - با الغاى خصوصيت از كافران - استفاده مى شود كه انسان ها، از حقيقت اعمال خويش بى اطلاع اند و در روز قيامت براى آنان آشكار خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 10 - 2

2 - قيامت ، صحنه روشن شدن حقايق و حل اختلافات انسان ها به وسيله خداوند

و ما اختلفتم فيه من شىء فحكمه إلى اللّه

برداشت ياد شده بنابر اين نكته است كه حكم الهى در «فحكمه» جنبه عينى و واقعى داشته باشد; يعنى، آشكاركردن حقايق در مورد اختلافات، با توجه به آيات پيشين - كه در زمينه قيامت بود - به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 16

16 - ظهور قدرت و شكست ناپذيرى خداوند براى كافران ، در جهان آخرت

و هو القوىّ العزيز . .. و ما له فى الأخرة من نصيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 10

10 - قيامت ، « كلمه فصل » الهى و صحنه نهايى جداسازى حق و باطل

الذين يمارون فى الساعة . .. و ما له فى الأخرة من نصيب ... و لولا كلمة الفصل لقضى

از آن جا كه محور اين چند آيه، مسأله ايمان به قيامت و محاسبه آن در معادلات رفتارى و اعتقادى است، عنوان «كلمة الفصل» بر اين معنا منطبق است; يعنى، اگر قيامتى نبود مى بايست دنيامداران در همين دنيا به كيفر كفرشان مى رسيدند; ولى چون قيامت هست، عذاب دردناك آنان به آخرت وانهاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 8

8 - تجسم اعمال انسان در قيامت

ممّا كسبوا و هو واقع بهم

بنابراين كه مراد از «ما» عمل باشد و «هو» به آن باز گردد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 11

11 - عجز و پشيمانى ستمكاران در قيامت ، آشكار و نمايان است .

و ترى الظلمين . .. يقولون

از واژه هاى «ترى» و «يقولون»، استفاده مى شود كه ظالمان ندامت و آرزوى بازگشت را پنهان نمى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 12

12 - قيامت ، روز ظهور خسران و زيان كارى عميق ستم پيشگان و گمراهان

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 46 - 3

3 - قيامت ، صحنه بروز ولايت مطلقه الهى است .

و ما كان لهم من أولياء ينصرونهم من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 47 - 9

9 - انكار و پرده پوشى گناهان در قيامت ، امكان ندارد .

و ما لكم من نكير

«نكير» - چنان كه برخى گفته اند - مصدر و به معناى «انكار» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 6،7

6 - قيامت ، عرصه ظهور حقايق ، براى انسان ها

و يحسبون . .. حتّى إذا جاءنا قال يليت

7 - قيامت ، عرصه رنگ باختن پندار هاى دروغين گمراهان و فريب خوردگان

و يحسبون أنّهم مهتدون . حتّى إذا جاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 4

4 - آشكار شدن آثار زيانبار دوستى و مودّت بى تقوايان در روز قيامت

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

دوستانى كه دوستى خويش را بر غير تقوا بنا نهاده اند، در قيامت خواهند فهميد كه چه اثرات شومى را به واسطه آن متحمل شده اند و در نتيجه با يكديگر دشمن خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 8

8 - قيامت ، صحنه حقيقت و واقعيت است ; نه بازيگرى و هوسرانى .

فذرهم يخوضوا و يلعبوا حتّى يلقوا يومهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 12 - 4

4- پايان يافتن ترديد ها و سست انگارى هاى منكران وحى ، با تحقق وعده هاى الهى در قيامت

بل هم فى شكّ . .. فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين ... إنّا مؤمنون

بنابراين كه آيات پيشين در رابطه با قيامت باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 40 - 2،3

2- قيامت ، روز داورى و حلّ و فصل نهايى امور و كشف حقيقت براى همگان

و لكنّ أكثرهم لايعلمون . إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين

3- قيامت ، روز جدايى حق از باطل و تمايز حق مداران از باطل گرايان

إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين

مراد از «فصل»، ممكن است جدا شدن صفوف حق و حق مداران، از باطل و باطل گرايان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 50 - 2

2- شهود حسى دوزخيان در قيامت ، نسبت به حقايق مورد تشكيك خود در دنيا

إنّ هذا ما كنتم به تمترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 28 - 3،4

3 - ظهور حاكميت و قدرت يگانه خداوند براى آدميان در قيامت

و للّه ملك السموت و الأرض . .. و ترى كلّ أمّة جاثية ... اليوم تجزون

با توجه به آيه قبل - كه سخن از مالكيت و حاكميت مطلق خدا به ميان آورد - به زانو نشستن امت ها در قيامت - كه در اين آيه مطرح شده - مى تواند نشانگر ظهورِ قدرت و حاكميت خداوند در آن روز باشد.

4 - اضطرار و ناتوانى همه امت ها در روز قيامت ، امرى نمايان و قابل مشاهده

و ترى كلّ أمّة جاثية

تعبير «ترى» مشهود بودن آن صحنه را افاده مى كند و «جاثية» مى تواند كنايه از اضطرار و ناتوانى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 30 - 5

5 - قيامت ، صحنه نمود حاكميت اراده خداوند

فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيدخلهم ربّهم

تعبير به «يدخلهم» گوياى اين حقيقت است كه بهره مند ساختن مردم از رحمت اخروى، كار خدا و وابسته به او است. در غير اين صورت، مى فرمود: «يدخلون فى رحمته ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 33 - 1،3

1 - آشكار گشتن زشتى هاى اعمال كافران ، براى آنان در قيامت

و بدا لهم سيّئات ما عملوا

3 - قيامت ، صحنه ظهور عواقب گناه و بدكارى

و بدا لهم سيّئات ما عملوا

چنانچه قبل از «سيّئات» مضاف حذف شده و تقدير آن «جزاء يا عقوبة سيّئات. ..» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 20 - 4

4- قيامت ، روز تحقّق هشدار ها و انذار هاى الهى براى كافران و حق ستيزان

و نفخ فى الصور ذلك يوم الوعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 5

5- ربوبيت انكارناپذير الهى ، متجلّى براى همگان در قيامت

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

التجاى قرين كافران به ربوبيت عام الهى در روز قيامت، مى رساند كه ربوبيت خداوند در آن روز، چنان آشكار است كه هيچ كس، قادر به ناديده گرفتن آن نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 1

1 - مواجه گشتن تكذيب گران ، با حقايق مورد انكار خويش در قيامت

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 46 - 3

3 - تجلى توحيد و ظهور حاكميت يگانه حق ، در صحنه قيامت

يوم لايغنى عنهم كيدهم شيئًا و لا هم ينصرون

برداشت ياد شده با توجه به دو مطلب زير به دست مى آيد: 1- «يوم لايغنى. ..» نظر به قيامت داشته باشد 2- اين كه هيچ نيرويى در قبال نيروى حق، كارساز نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 58 - 4

4 - قيامت ، روز ظهور حاكميت مطلقه خداوند و بروز ناتوانى غير او

ليس لها من دون اللّه كاشفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 26 - 5

5 - ظهور ماهيت زشت حق ستيزان منكر پيامبران ، در روز قيامت *

سيعلمون غدًا من الكذّاب الأشر

احتمال دارد «غداً» اشاره به روز قيامت داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 33 - 1

1 - ظهور حاكميت الهى بر جن و انس ، به هنگام برپايى قيامت

يمعشر الجنّ و . .. لاتنفذون

مفاد آيه - به قرينه سياق و ارتباط آيات قبل و بعد - درباره قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 6

6 - ظهور و تجلى اقتدار الهى بر خلق ، در صحنه قيامت

يرسل عليكما . .. فلاتنتصران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 1،2،3

1 - شناخته شدن مجرمان به وسيله علامت هاى چهره آنان در قيامت

يعرف المجرمون بسيمهم

«سيما» به معناى مطلق علامت است. مراد از آن در آيه شريفه علامتى است كه در چهره مجرمان ديده مى شود.

2 - مشخص و محرز بودن گناهان جن و انس در قيامت ، بدون بازجويى

فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ . .. يعرف المجرمون بسيمهم

3 - قيامت ، روز آشكار شدن اسرار و عيان گشتن نهان ها

يعرف المجرمون بسيمهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 3 - 1

1 - قيامت ، روز دگرگونى و زيرورو شدن طبقات مردم

خافضة رافعة

«خفض» به معناى فرود آوردن و به زير كشيدن و «رفع» به معناى بالا بردن و برافراشتن است; يعنى، واقعه قيامت، به زيرآورنده اقوامى و بالاآورنده اقوامى ديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 13 - 13

13 - قيامت ، روز جلوه گر شدن حقيقت نورانى ايمان و عمل صالح

قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 6 - 6

6 - تك تك اعمال انسان - با وجود اين كه خود وى آنها را فراموش مى كند - در نزد خداوند محفوظ بوده و در قيامت به او ارائه خواهد شد .

فينبّئهم بما عملوا أحصيه اللّه و نسوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 3 - 6

6 - قيامت روز گسسته شدن پيوند ها و جدايى خويشاوندان و فرزندان از والدين

لن تنفعكم . .. يوم القيمة يفصل بينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 8 - 8

8 - آگاهى يافتن انسان در دادگاه الهى در قيامت ، به تمامى اعمال گذشته خويش

فينبّئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 5

5 - قيامت ، روز ظهور و بروز غبن و خسارت كافران

ذلك يوم التغابن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 1

1 - ظهور و بروز ذلّت و ترس ، در ديدگان كافران و مشركان در عرصه قيامت

خشعة أبصرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 18 - 3،4

3 - قيامت ، روز كشف حقايق و بروز و ظهور تمامى ابعاد وجودى انسان ها ( نيات ، انگيزه ها ، افكار و رفتار ها )

لاتخفى منكم خافية

4 - بروز و به نمايش در آمدن شخصيت حقيقى و واقعى انسان ها ( نقص و كمال و خوبى و بدى آدميان )

لاتخفى منكم خافية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 47 - 3

3 - لحظه مرگ و جهان پس از آن ، زمان كشف حقايق الهى براى بشر

حتّى أتينا اليقين

برداشت ياد شده، براساس اين احتمال است كه نام گذارى مرگ به «يقين»، ممكن است به اين لحاظ باشد كه پس از مرگ، حقايق بسيارى - از جمله وجود معاد و. .. - براى بشر روشن و عينى خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 13 - 1

1 - آگاه شدن انسان ها در قيامت ، از تمامى كرده هاى خويش در دنيا ، از نخستين تا آخرين آنها

ينبّؤا الإنسن يومئذ بما قدّم و أخّر

مفسران در تبيين «بما قدّم و أخّر» سه احتمال بيان كرده اند: 1- مقصود از«بما قدّم» اعمالى است كه در آغاز زندگى انجام داده نشده و مراد از «أخّر»انجام دادن عمل در پايان عمر است. 2- مراد از «بما قدّم» اعمالى است كه در دنيا پايان مى پذيرد (مانند نماز) و مقصود از «أخّر» اعمالى است كه ثواب آنها پايان ندارد (مانند صدقه جاريه و سنت حسنه). 3- مقصود از «بما قدّم» اقدام به عمل و مراد از «أخّر» به تأخير انداختن و انجام ندادن آن است. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 14 - 3

3 - مجموعه رفتار ها و كردار هاى هر انسانى در قيامت ، براى او آن چنان روشن است كه نيازى به دليل و گواه ديگران نيست .

بل الإنسن على نفسه بصيرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 39 - 3

3 - ظهور ناتوانى كامل بشر ، در برابر خداوند در عرصه قيامت

فإن كان لكم كيد فكيدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 4 - 3،6

3 - منكران معاد ، در قيامت به خطاى خود واقف شده و حقانيت معاد را درخواهند يافت .

كلاّ سيعلمون

6 - جهان آخرت ، جايگاه كشف حقايق و رفع اختلافات است .

مختلفون . .. سيعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 5 - 3،4،5

3 - با وقوع معاد در آينده اى نزديك ، حقايق براى كافران كشف شده و اختلاف آنان درباره حوادث پس از مرگ ، برطرف خواهد شد .

الذى هم فيه مختلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون

4 - منكران معاد ، در آخرت به حقانيت آن پى خواهند برد .

عمّ يتساءلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون

5 - شبهه افكنان در مورد معاد ، پاسخ خود را تنها با مشاهده قيامت خواهند يافت .

يتساءلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 38 - 10

10 - ظهور سلطه كامل خداوند بر تمام موجودات ، در قيامت

لايتكلّمون إلاّ من أذن له الرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 9،10،13،16

9 - قيامت ، روز تجسم اعمال و ظهور دست مايه ها و تلاش هاى انسان

يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه

10 - انسان ، خود ناظر دسترنج خويش در قيامت

يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه

13 - كافران در قيامت با مشاهده كردار خويش ، عذاب خود را حتمى خواهند دانست .

عذابًا قريبًا يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه و يقول الكافر يليتنى كنت تربًا

از آن جايى كه كافران با نگاه به اعمال خويش، آرزوى خاك بودن مى كنند; مى توان پى برد كه آنان، گرفتارى به عذاب را بر خود قطعى ديده اند.

16 - كافران در قيامت ، به پستى خود و شرافت خاك بر آنان ، پى خواهند برد .

و يقول الكافر يليتنى كنت تربًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 12 - 3

3 - منكران معاد در قيامت ، زيان كارى خود را مشاهده كرده و به يكديگر بازگو خواهند كرد .

قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة

برداشت ياد شده، ناظر به احتمال صدور سخن منكران معاد در قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 35 - 1

1 - تمام انسان ها ، در صحنه قيامت حاضر شده ; كردار هاى فراموش گشته خويش و اهداف آن تلاش ها را به خاطر خواهند آورد .

يوم يتذكّر الإنسن ما سعى

«ما» در «ما سعى» موصول و عائد آن حذف شده است; يعنى، «ما سعى له». اين تعبير بر اهدافى منطبق است كه سعى انسان، براى دستيابى به آن بوده است. ممكن است «ما» مصدريه باشد; يعنى، «سعيه». در اين صورت آنچه به ياد انسان خواهد آمد، نفس سعى و تلاش او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 46 - 3

3 - صحنه قيامت ، آشكار و مكشوف در برابر ديدگان تمام انسان ها

كأنّهم يوم يرونها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 14 - 1

1 - قيامت ، روز آگاهى انسان ها به كردار دنيايى خويش و آثار و نتايج آن

علمت نفس ما أحضرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 7

7 - قيامت ، روز ظهور حقايق و برملا شدن خطاى كافران در گمراه دانستن مؤمنان

قالوا إنّ هؤلاء لضالّون . .. فاليوم الذين ءامنوا من الكفّار يضحكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 36 - 4

4 - كردار بدكاران در قيامت ، به صورت كيفر براى آنان ظاهر خواهد شد . *

هل ثوّب الكفّار ما كانوا يفعلون

«ما» در «ما كانوا. ..» مفعول دوم براى «ثوّب» است; يعنى، كافران با همان كردار خود، كيفر داده شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 9 - 4

4 - حقايق كتمان شده ، در قيامت آشكار خواهد شد و مخفى نگه داشتن آن امكان پذير نيست .

يوم تبلى السرائر

گرچه «ابلاء» به معناى آشكار ساختن نيست; ولى لازمه اختبار و آزمايش سريره ها، بر ملا شدن ويژگى هاى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 9،10

9 - قيامت ، روز آشكار شدن حقايق براى همگان

يومئذ يتذكّر الإنسن

10 - كوبيده و نرم شدن زمين ، احساس حضور در پيشگاه خداوند و صفوف فرشتگان و مشاهده جهنم ، برطرف سازنده غفلت هاى انسان و احياگر حس پندپذيرى در او است .

إذا دكّت الأرض . .. يومئذ يتذكّر الإنسن

«يومئذ»، بدل براى «إذا» در «إذا دكّت الأرض. ..» و جمله «يتذكّر الإنسان» جزا براى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 3 - 6

6 - قيامت ، زمان ظهور حقايق و پى بردن انسان ها به نيك و بد اعمال خويش

كلاّ سوف تعلمون

وعده «سوف تعلمون» - به قرينه «لتسئلنّ يومئذ عن النعيم» - ناظر به زمان برپايى قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 4 - 3

3 - خداوند ، با تهديد رقابت كنندگان در امتيازات مادى ، بر ظهور حقيقت و مواجه شدن آنان با كيفر اخروى تأكيد كرده است .

ثمّ كلاّ سوف تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 6 - 5

5 - مشاهده جهنم در قيامت ، موجب آگاهى از نادرست بودن تفاخر و زياده نمايى و سود نبخشيدن امتيازات مادى است .

سوف تعلمون . .. لترونّ الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 6 - 2

2 - دوزخيان در قيامت ، به حاكميت اراده خداوند بر آتش جهنم ، به روشنى پى خواهند برد .

نار اللّه

استناد «نار» به «اللّه»، بيانگر آن است كه، استناد آتش جهنم به خداوند، بر كسى پوشيده نخواهد ماند، گرچه درباره آتش هاى دنيا، اين حقيقت مخفى مانده و استناد آن به اسباب و علل مادى، انسان را از آن غافل ساخته باشد.

590- ظهور عمل صالح در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 110 - 10

10 - قيامت ، صحنه بروز و ظهور اعمال پسنديده اى است كه آدمى در دنيا انجام داده است .

و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عنداللّه

ضمير مفعولى در «تجدوه» (مى يابيد آن را) به كلمه «خير» بر مى گردد و مقتضايش آن است كه: آدمى با همان عمل نيكى كه انجام داده، روبه رو خواهد شد; يعنى، اعمال نيك آدمى در قيامت، به گونه اى بروز و ظهور دارند.

591- عابدان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 9

9 - حضور تماى انسان ها - مستكبران و عبادت كنندگان - به پيشگاه خداوند در قيامت

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه . .. و يستكبر فسيحشرهم إليه جميعاً

كلمه «اما» در آيه بعد تفصيل و توضيح «فسيحشرهم . ..» مى باشد. بنابراين ضمير «هم» شامل هر دو گروه عبادت كنندگان و كسانى كه از عبادت خدا استنكاف دارند مى شود.

592- عبادت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 4

4 - ممكن نبودن عبادت و جبران كوتاهى ها و تقصير ها ، در جهان آخرت

و يدعون إلى السجود فلايستطيعون

يادآورى شدّت هولناكى عرصه قيامت و ناتوانى كافران براى سجده و خضوع در برابر پروردگار، مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه هيچ كس نمى تواند كوتاهى هاى گذشته خود را، در آخرت جبران كند.

593- عبرت از نشانه هاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 10

10- لزوم متذكر گشتن از نشانه هاى قيامت ، قبل از فرارسيدن آن و پايان يافتن مهلت

فهل ينظرون إلاّالساعة . .. فقد جاء أشراطها فأنّى لهم إذا جاءتهم ذكريهم

از اين كه خداوند، تذكّر را به هنگام برپايى قيامت بى فايده دانسته است، مطلب بالا استفاده مى شود.

594- عجز اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 15 - 2

2 - تكذيب كنندگان قيامت ، ناتوان از توجيه تكذيب گرى هاى خود به هنگام مشاهده آتش دوزخ

أفسحر هذا أم أنتم لاتبصرون

595- عجز از امداد در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 11

11 - ناتوانى انسان ها از يارى رسانى به يكديگر در قيامت ، جلوه اى از حاكميّت مطلقه خداوند بر رخداد هاى آن است .

يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا و الأمر يومئذ للّه

ارتباط صدر و ذيل آيه شريفه، گوياى برداشت ياد شده است.

596- عجز از تكلم در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 6

6 - قيامت ، داراى غم و اندوه كشنده و زجرآور ، به گونه اى كه كسى ناى سخن گفتن و فرياد زدن ندارد .

إذ القلوب لدى الحناجر كظمين

«كاظم» (مفرد «كاظمين») اسم فاعل از «كظم» به معناى فردى است كه نفسش در گلو حبس شده باشد. «كاظمين»; يعنى، كسانى كه ساكت اند و قادر به سخن گفتن نيستند.

597- عجز از توصيف قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 17 - 1

1 - شناخت حقيقت قيامت ، براى همگان ميسّر نيست .

و ما أدريك ما يوم الدين

استفهام «ما أدراك» (چه چيز تو را دانا ساخت)، حاكى از محروميت عموم مردم از ابزار شناخت قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 18 - 1

1 - انسان ، فاقد ابزار شناخت براى تصور قيامت و پى بردن به حقيقت آن

ثمّ ما أدريك ما يوم الدين

598- عجز از فهم قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 8

8 - انكار قيامت ، برخاسته از قلب سياه و درك ناتوان است .

الذين يكذّبون بيوم الدين . .. كلاّ بل ران على قلوبهم

599- عجز مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 4

4- ناباوران به قيامت از درك دلالت عذاب هاى دنيوى ، بر قيامت و عذاب هاى اخروى ناتوانند .

إن فى ذلك لأية لمن خاف عذاب الأخرة

روشن است كه دلالت عذابهاى دنيوى بر حقانيت قيامت، اختصاص به گروهى خاص ندارد. بنابراين لام در «لمن خاف ...» لام انتفاع است و بيانگر اين نكته مى باشد كه: هر چند آيت بودن عذابها اختصاص به كسى ندارد; ولى ناباوران به قيامت از فهم آن محرومند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 8

8 - منكران قيامت ، ناتوان از ارائه دليلى قطعى بر نفى معاد و معترف به امكان وقوع آن

قلتم ما ندرى ما الساعة . .. و ما نحن بمستيقنين

از آيه شريفه استفاده مى شود كه منكران معاد، با ادعاى «ما ندرى» و «إن نظنّ. ..» درصدد انكار معاداند; ليكن براين دعوى هيچ دليل اثباتى و قطعى ندارند; بلكه به گونه ضمنى امكان آن را معترف اند (و ما نحن بمستيقنين).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 39 - 1

1 - درماندگى تكذيب گران روز جزا در قيامت ، از هر گونه چاره انديشى براى رهايى خويش از عذاب الهى

فإن كان لكم كيد فكيدون

600- عدالت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 281 - 9

9 - در قيامت به كسى ستم نمى شود . ( نه از ثواب او كاسته و نه بر عقاب او افزوده مى گردد . )

توفّى كل نفس ما كسبت و هم لا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 24 - 8

8 - گروهى از اهل كتاب ، قائل به وجود تبعيض در رستاخيز و كيفر هاى الهى بودند . *

لن تمسّنا النار الاّ اياماً

زيرا نسبت به خودشان عذاب اندكى را باور داشتند، ولى نسبت به ديگران چنين پندارى را نداشتند; يعنى تبعيض در رستاخيز و كيفرهاى آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 25 - 13

13 - قيامت روزى كه به انسان ظلم نخواهد شد .

و هم لا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 12

12- هيچ انسانى در قيامت نسبت به كيفر و پاداش اعمال خويش ، ظلم و بى عدالتى نخواهد ديد .

يوم . .. توفّى كلّ نفس ما عملت و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 112 - 5

5 - پاداش اعمال در قيامت ، عادلانه و به دور از هرگونه نقص و كاستى است .

و من يعمل . .. فلايخاف ظلمًا و لاهضمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 103 - 5

5 - بازتاب عادلانه عملكرد دنيوى انسان ها در آخرت

فمن ثقلت موزينه فأُولئك هم المفلحون . و من خفّت موزينه ... فى جهنّم خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 19 - 6،9

6- روا نشدن ظلم به انسان ها ، در جهان آخرت

و هم لايظلمون

9- برخوردارى هر فرد ، از نتايج اعمال خويش و برقرارى عدالت كامل ، از اهداف معاد و برپايى قيامت

و لكلّ درجت ممّا عملوا و ليوفّيهم أعملهم و هم لايظلمون

لام در «ليوفّيهم»، بيانگر غايت و هدف است و اين كه با «واو» آمده است (و ليوفّيهم) نشان مى دهد كه اهداف چندى براى وجود معاد در كار است كه به ذكر يكى از آنها اكتفا شده است و آن نفى ظلم در نظام پاداش و كيفر و برخوردارى انسان ها از نتايج اعمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 161 - 12،13،14

12 - در قيامت به حق هيچ كس ظلمى نخواهد شد .

و هم لا يظلمون

13 - پاداش و جزاىِ كردار آدمى در قيامت بر اساس عدل

ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لا يظلمون

14 - ضرورت برپايى قيامت و معاد براى دريافت تمامى جزا ها و پاداش هاى اعمال *

و من يغلل يأت بما غلّ يوم القيمة ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لا يظلمون

جمله «و هم لا يظلمون» (عدالت الهى)، پس از جمله «توفّى كلّ نفس ما كسبت»، بيانگر اين است كه ستم نشدن بر انسانها در گرو دريافت كامل جزا و پاداش اعمال آنان مى باشد ; و اين معنا تنها در قيامت تحقق مى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 4

4 - محاسبه دقيق اعمال انسان و جزاى عادلانه آن در قيامت

و انّما توفّون اجوركم يوم القيمة

«توفّون» (اعطاى پاداش كامل و تمام در مقابل عمل)، حكايت از محاسبه دقيق اعمال دارد و نيز حاكى از عدالت در پرداخت پاداش است.

601- عدم تفكر در نشانه هاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 1 - 7

7- انسان ها ، از درنگ و تفكر در نشانه هاى قيامت و دلايل اثبات آن ، روى گردان هستند .

اقترب للناس حسابهم و هم فى غفلة معرضون

متعلق «غفلت» و «إعراض» دو چيز است; زيرا غفلت، نشانگر بى توجهى به مسأله و اعراض، علامت توجه به آن است و معقول نيست كه يك چيز هم مورد توجه باشد و هم عدم توجه. بنابراين مقصود از اعراض، روى گردانى از دلايل روشن بر اثبات معاد و عدم تأمل و تفكر درباره قيامت است.

602- عذاب اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 43 - 2

2 - تكذيب گران قيامت ، مبتلا به شكنجه روحى و جسمى در آخرت

هذه جهنّم الّتى يكذّب بها المجرمون

با اين كه مجرمان سرانجام به دوزخ افكنده مى شوند; ولى با يادآورى تكذيب هايشان مورد شكنجه روحى نيز قرار مى گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 39 - 2

2 - تحقير و عذاب روحى تكذيب گران روز جزا ، در قيامت از سوى خداوند

فإن كان لكم كيد فكيدون

امر در «فكيدون»، تعجيزى و مفيد سرزنش و تحقير است.

603- عذاب جسمى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 7 - 5

5 - باطن و روح انسان نيز در قيامت ، از آتش جهنم در عذاب خواهد بود .

الّتى تطّلع على الأفئدة

ممكن است در دنيا بدن كسى بسوزد; ولى روح او رنج نبيند و از شكنجه در راه عقيده شادمان باشد; اما اين آيه، آتش جهنم را براى جان انسان - كه قلب كنايه از آن است - نيز سوزاننده معرفى كرده است.

604- عذاب روحى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 7 - 5

5 - باطن و روح انسان نيز در قيامت ، از آتش جهنم در عذاب خواهد بود .

الّتى تطّلع على الأفئدة

ممكن است در دنيا بدن كسى بسوزد; ولى روح او رنج نبيند و از شكنجه در راه عقيده شادمان باشد; اما اين آيه، آتش جهنم را براى جان انسان - كه قلب كنايه از آن است - نيز سوزاننده معرفى كرده است.

605- عذاب روحى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 14 - 3

3 - تكذيب كنندگان قيامت ، علاوه بر گرفتارى به كيفر جسمانى ( سوختن ) ، به كيفر روانى ( تحقير و استهزا ) نيز مبتلا خواهند شد .

و إذا أُلقوا منها مكانًا ضيّقًا . .. لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا ك

جمله «لاتدعوا. ..» - به جاى جواب مناسب با «دعوا هنالك ثبوراً» - مى تواند براى تحقير و استهزاى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 39 - 2

2 - تحقير و عذاب روحى تكذيب گران روز جزا ، در قيامت از سوى خداوند

فإن كان لكم كيد فكيدون

امر در «فكيدون»، تعجيزى و مفيد سرزنش و تحقير است.

606- عذاب فراموشكاران قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 10

10 - عذاب فراموش كاران قيامت ، عذابى بس سخت و شديد است .

فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا . .. و ذوقوا عذاب الخلد

تكرار «ذوقوا» و مبهم گذاشتن آن و چيزى كه شخص گناهكار، امر به چشيدن آن شده است - در «ذوقوا» ى نخست - حكايت از سختى و شدت آن مى كند.

607- عذاب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 17

17 - عذاب روز قيامت ، عذابى بس بزرگ و هولناك

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

توصيف روز قيامت به عظمت و بزرگى مى تواند به اعتبار بزرگى عذاب آن باشد. يعنى در حقيقت «عظيم» توصيف عذاب است.

608- عذاب مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 12 - 4

4 - كيفر و عذاب تكذيب كنندگان قيامت ، بسيار شديد و هولناك خواهد بود .

سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا

صداى خشمگينانه و پرخروش آتش جهنم، با ديدن منكران معاد از راه دور، حاكى از شدت و هولناكى عذاب و كيفر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 13 - 4

4 - آتش دوزخ براى منكران قيامت ، بسيار زجرآور و طاقت فرسا خواهد بود .

دعوا هنالك ثبورًا

درخواست هلاكت و مرگ در آتش دوزخ، حاكى از شدت دردناكى و طاقت سوزى آن آتش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 14 - 3،5

3 - تكذيب كنندگان قيامت ، علاوه بر گرفتارى به كيفر جسمانى ( سوختن ) ، به كيفر روانى ( تحقير و استهزا ) نيز مبتلا خواهند شد .

و إذا أُلقوا منها مكانًا ضيّقًا . .. لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا ك

جمله «لاتدعوا. ..» - به جاى جواب مناسب با «دعوا هنالك ثبوراً» - مى تواند براى تحقير و استهزاى آنان باشد.

5 - جهنم ، داراى انواع عذاب هلاكت بار براى تكذيب كنندگان قيامت

لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا كثيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 6

6 - مجرمان و منكران قيامت ، به عذاب ابدى و پايان ناپذير گرفتار خواهند شد .

و لو ترى إذ المجرمون . .. و ذوقوا عذاب الخلد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 10 - 1

1 - تكذيب كنندگان قيامت در آن روز ، گرفتار جهنم و عذاب الهى خواهند بود .

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل» به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب). برخى آن را نام يكى از درب ها، يا درّه اى از جهنم مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 16 - 1

1 - تكذيب كنندگان قرآن و قيامت و گناه كارانِ متجاوز ، به حرارت شديد جهنّم گرفتار شده و در آن خواهند سوخت .

ثمّ إنّهم لصالوا الجحيم

«صالوا» - كه قبل از اضافه به «جهيم»، «صالون» (جمع «صال) بوده است -; يعنى، كسانى كه با رنج و مشقت حرارت آتش را مى چشند و در آن مى سوزند. در لسان العرب آمده است: صَلِى بالنار و صَلِيَها صَلْياً قاسى حرّها (حرارت آتش را با رنج و مشقت چشيد) و صَلِىَ فلانٌ بالنار يَصْلى صُلِيّاً احترق (سوخت).

609- عذابهاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 22

22 - يهوديانى كه همكيشان خود را كشتند يا آنان را آواره ساختند ، به شديدترين عذاب هاى قيامت ، كيفر خواهند شد .

تقتلون أنفسكم . .. و يوم القيمة يردون إلى أشد العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 11،12

11 - سرافكندگى و شرمندگى ، از جمله عذاب هاى روز قيامت است .

و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم . .. فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا

«هذا» مى تواند مفعول فعل «ذوقوا» باشد و مشاراليه آن مضمون «ناكسوا رءوسهم. ..» باشد.

12 - منسىِّ خدا شدن ، يكى از عذاب هاى روز قيامت است .

فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا إنّا نسينكم

«إنّا نسيناكم» به منزله مقابله با «نسيتم» است; يعنى، چون شما روز قيامت را فراموش كرديد، ما هم شما را فراموش كرديم. از آن جايى كه آيه، در صدد بيان مجازات فراموش كاران قيامت است عبارت «إنّا نسيناكم» هم مى تواند مجازات تلقى شود.

610- عذر بر فراموشى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 7

7 - انسان ها با نزول قرآن و دريافت آن هيچ عذر و توجيهى براى گرايش به كفر ، به فراموشى سپردن قيامت ، فريب خوردن به حيات دنيا و انكار آيات الهى ندارند .

الذين اتخذوا دينهم لهواً و لعباً . .. و لقد جئنهم بكتب

آيه مورد بحث در پى بيان گرفتارى كافران به آتش دوزخ و بيان عامل دوزخى شدن آنان، اشاره به اتمام حجت الهى براى همگان دارد. يعنى با نزول قرآن و معارف آن بهانه اى براى روى آورى به عقايد و اعمالى كه در آيه قبل علل گرفتارى به دوزخ معرفى شده، وجود ندارد.

611- عذرخواهى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 57 - 6،7

6 - در روز قيامت ، حتى براى كافران ، امكان عذرخواهى هست .

فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم

اين كه فرموده است: «عذرخواهى، سودى ندارد» حكايت مى كند كه عذرخواهى، ممكن است، اگرچه پذيرفته نمى شود.

7 - ناباورى به قيامت ، در دنيا ، عاملِ بى حاصل شدنِ معذرت خواهى در روز قيامت است .

و لكنّكم كنتم لاتعلمون . فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم

«فاء» در «فيومئذ» عاطفه است و مى تواند براى سببيت باشد. بنابراين، مفاد آيه چنين مى شود: «كسانى كه به روز قيامت علم نداشتند، در آن روز معذرت خواهى شان سودى ندارد». علم نداشتن، ملازم با ناباورى و بى ايمانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 6

6 - كافران حق ستيز ، فاقد هر گونه مجال و فرصت براى عذرخواهى و رضايت طلبى از خداوند ، در روز قيامت

و لا هم يستعتبون

«إستعتاب» (مصدر «يستعتبون») به معناى درخواست عذرخواهى است. و در اين آيه مى تواند كنايه از اين باشد كه به كافران، مجالى براى عذرخواهى و طلب رضايت خداوند، داده نمى شود.

612- عرش در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 17 - 5

5 - مسند قضاى الهى در قيامت ، بر فراز خلايق و در منظر همگان

و يحمل عرش ربّك فوقهم

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مرجع ضمير «فوقهم»، خلايق در محشر باشد.

613- عرضه جهنم در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 1،4،13

1 - روز قيامت ، زمان عرضه جهنم بر حاضران

و جاْىء يومئذ بجهنّم

مراد از «آوردن جهنم به صحنه قيامت»، ممكن است انتقال آن به محشر و يا اظهار آن براى اهل محشر باشد. گفتنى است كه در سوره هاى ديگر از نوع دوم سخن به ميان آمده است.

4 - جهنم ، مقهور كارگزاران صحنه قيامت و عرضه آن بر اهل محشر بر عهده آنان است .

و جاْىء

مجهول آوردن فعل «جىء»، بر وجود مأمور براى آوردن جهنم دلالت دارد.

13 - « [ عن رسول اللّه فى قوله تعالى « و جىء يومئذ بجهنم » انّه ] قال : يجىء بها سبعون ألف ملك يقودونها بسبعين ألف زمام ;

[از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره قول خداى تعالى «و جىء يومئذ بجهنم» روايت شده كه ]فرمود: هفتاد هزار فرشته، جهنم را با هفتاد هزار بند مى كشند و مى آورند».

614- عصيان مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 48 - 1

1 - سرپيچى تكذيب گران روز جزا ، از فرمان ركوع و فروتنى در مقابل خداوند

و إذا قيل لهم اركعوا لايركعون

615- عصيانگر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 42 - 1،4

1 - نيستى و نابودى ، آرزوى كافران و عصيانگران بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قيامت

يومئذ يودّ الذين كفروا و عصوا الرسول لو تسوّى بهم الارض

«لو» در «لو تسوّى» به معناى ليت (اى كاش) است، و جمله «لو تسوّى . .. » كنايه از هيچ و پوچ شدن است.

4 - عصيان از فرمان هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موجب سرافكندگى و شرمسارى مرگبار در قيامت

و عصوا الرسول لو تسوّى بهم الارض

616- عصيانگران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 10

10 - در قيامت براى متخلفان از دستورات الهى ( بر پايى نماز و پرداخت زكات ) و ارتكاب كنندگان محرمات ( دين فروشى ، حق پوشى و . . . ) راه نجاتى نيست .

لا تشتروا بأيتى . .. و أقيموا الصلوة ... واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 69 - 2

2- از بين هر گروه و مسلك در قيامت ، تجاوزكارترين و مستكبرترين افراد بيرون كشيده خواهند شد .

ثمّ لننزعنّ . .. على الرحمن عتيًّا

«عتيّاً» مصدر و به معناى استكبار و تجاوز از حد است (لسان العرب). «عُتوّ» نيز به معناى دور شدن از طاعت مى باشد (مفردات راغب).

617- عظمت برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 12 - 2

2 - برپا ساختن رستاخيز و زنده كردن مردگان ، كارى بزرگ و باعظمت است ; اما در برابر عظمت قدرت خداوند ناچيز مى باشد .

إنّا نحن نحى الموتى

برداشت ياد شده، از آمدن دو ضميرِ جمعِ (إنّا و نحن) استفاده شده است.

618- عظمت حوادث قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 1 - 3

3 - قيامت ، روزى بزرگ و هنگامه حوادث و رخداد هاى شگفت است .

حديث الغشية

«غاشية» به معناى داهيه (كار بزرگ) است (نهايه ابن اثير) و همان گونه كه در موارد بد و ناخوشايند به كار مى رود، در موارد خوب نيز استعمال مى شود و قيامت به همين مناسبت «غاشية» ناميده شده است. استفهام از شنيدن خبر قيامت، نشانگر اين است كه در آن روز، حادثه هايى قابل توجّه و سزاوار بازگو كردن و شنيدن به وقوع خواهد پيوست.

619- عظمت زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 1 - 7

7- وقوع زلزله بسيار بزرگ و هولناك در جهان طبيعت ( زمين و . . . ) ، در آستانه برپايى قيامت

إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 4 - 3

3 - زلزله زمين در آستانه قيامت ، بسيار عظيم و غيرقابل توصيف

إذا رجّت الأرض رجًّا

ذكر «رجّاً» به صورت نكره، بيانگر آن است كه حركت و لرزشى كه بر زمين وارد مى شود، چنان عظيم است كه نمى توان هيچ وصفى را براى آن بيان كرد.

620- عظمت صيحه آسمانى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 53 - 2

2 - همه انسان ها در قيامت ، تنها با يك صيحه عظيم زنده و به پيشگاه پروردگارشان حاضر خواهند شد .

إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم جميع لدينا محضرون

621- عظمت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 1

1 - قيامت ، روزى با عظمت كه همگان با آن مواجه خواهند شد .

و اتقوا يوماً

مراد از «يوماً» روز قيامت است. نكره آوردن آن، حكايت از عظمت آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 15 - 11

11 - قيامت روزى بزرگ و با عظمت است.

عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 16

16 - قيامت ، روزى عظيم در ديدگاه پيامبران ( ع )

إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 16

16- روز قيامت ، روزى بزرگ و عذاب آن ، عذابى سهمگين است .

فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير

كلمه «كبير» در ظاهر صفت براى «يوم» است و در حقيقت بيانگر بزرگى عذاب آن روز مى باشد كه از آن در برداشت ، به سهمگينى عذاب تعبير گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 8

8- روز قيامت ، روزى عظيم و جايگاه حضور و گواهى است .

من مشهد يوم عظيم

«مشهد» چنانچه اسم مكان باشد، به معناى محل حضور و شهادت است. و مى تواند مصدر ميمى و به معناى شهود و حضور در روز قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 108 - 6

6 - عظمت رخداد قيامت و چشم دوختن به رحمت خداوند در آن روز ، صدا ها را در سينه ها حبس و طنين آن را خواهد گرفت .

يومئذ . .. و خشعت الأصوات للرحمن

پايين آوردن صدا در قيامت، برخاسته از خشوع قلب است كه نتيجه مشاهدات انسان از صحنه هاى آن روز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 135 - 4

4 - قيامت ، روزى بزرگ و بسيار دشوار

عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 30 - 3

3 - روز قيامت ، روزى بس با عظمت و مهم

لكم ميعاد يوم

تنوين «يوم» بر تعظيم دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 13 - 8

8 - قيامت ، روزى بزرگ و هولناك

عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 22

22- روز قيامت و كيفر دهى كافران ، روزى بس بزرگ و توصيف ناپذير *

إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 1 - 3

3 - قيامت ، رخدادى بس عظيم و بى مانند

إذا وقعت الواقعة

نام گذارى قيامت به «الواقعة» - با توجه به اين كه اين كار نوعى اختصاص دادن لفظ به يك مسمّى است - بيانگر اين حقيقت است كه هر واقعه ديگرى در برابر آن، چيزى به حساب نمى آيد و تنها قيامت است كه بايد آن را واقعه ناميد. اين بيان، حكايت از عظمتى دارد كه واقعه هاى ديگر در مقابل آن، ناچيز است و در واقع، قيامت حادثه اى است كه مانند ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 2 - 1

1 - قيامت ، حادثه اى بس با عظمت و هولناك

ما الحاقّة

استفهام در «ما الحاقّة» به گفته مفسران - براى تهويل و تعظيم است; يعنى، چيست آن حادثه بزرگ و هولناك؟!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 3 - 1،2،3

1 - قيامت ، واقعه اى بس سهمگين و عظيم

و ما أدريك ما الحاقّة

از تعبير «و ما أدراك ما الحاقة» (چه چيز آگاه كرد تو را . ..) استفاده مى شود: قيامت، حقيقتى بس بزرگ و عميق است كه كسى از آن به درستى و شايستگى آگاهى ندارد و تنها در پرتو وحى الهى قابل شناخت است.

2 - شناخت ژرفاى حقيقت و عظمت قيامت ، بس دشوار و دست نايافتنى براى بشر

و ما أدريك ما الحاقّة

3 - حقيقت قيامت و ژرفاى عظمت آن ، تنها از راه وحى قابل شناخت و دستيابى است .

و ما أدريك ما الحاقّة

آيات 13 تا 17 اين سوره، در جهت بيان بخشى از حقايق مربوط به قيامت است. از مجموع آنها مى توان استفاده كرد كه حقايق عميق قيامت، از طريق خود وحى براى انسان ها قابل شناخت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 15 - 2

2 - قيامت ، رخدادى بس عظيم و بى مانند

فيومئذ وقعت الواقعة

نام گذارى قيامت به «واقعة»، بيانگر اين حقيقت است كه هر واقعه ديگرى در جهان، در مقايسه با رخداد قيامت، بسيار ناچيز است و تنها قيامت، شايسته آن است كه حقيقتاً آن را «واقعه» ناميد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 1 - 2

2 - قيامت ، روزى است بس بزرگ و با عظمت .

لاأُقسم بيوم القيمة

مطلب ياد شده، با توجه به اين نكته است كه سوگند به هر چيزى، نشانه عظمت آن چيز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 12 - 2

2 - قيامت ، روزى بس سهمگين و عظيم

لأىّ يوم أُجّلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 14 - 2

2 - قيامت ، واقعه اى است بس سهمگين ، با عظمت و شگفت آور .

و ما أدريك ما يوم الفصل

«ما» در «ما أدراك ما. ..» براى استفهام و مفيد تعجيب و تهويل است; ضمن آن كه تكرار «يوم الفصل» به صورت اسم ظاهر - به جاى ضمير - تأييد كننده همين مطلب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 39 - 1

1 - روز قيامت ، روزى عظيم و برپايى آن كارى حكيمانه است .

ذلك اليوم الحقّ

«ذلك» اشاره به دور است. به قرينه «عذاباً قريباً» - در آيه بعد - مراد از دورى قيامت، تأخير زمانى آن نيست; بلكه بيانگر عظمت والا و فراتر از حد تصور آن است. «حقّ» به چيزى گفته مى شود كه براساس حكمت پديد آمده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 9 - 2

2 - قيامت ، حادثه اى سنگين و با عظمت و صحنه سايه افكندن نگرانى و ترس بر منكران معاد

أبصرها خشعة

فروتنى و ذلّت منكران معاد در صحنه قيامت، حاكى از عظمت و هول آور بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 34 - 1،4

1 - رخداد قيامت ، برترين حادثه ناگوارى كه حوادث ديگر را تحت الشعاع خود قرار خواهد داد .

الطامّة الكبرى

«طامّة»; يعنى، رخدادِ مصيبت بارى كه بر هر رخداد ديگر غالب آيد (لسان العرب).

4 - پيدايش آسمان ، زمين ، شب ، روز ، آب ، گياه و كوه ، حوادثى نابرابر با حادثه بزرگ قيامت

الطامّة الكبرى

«كبرى» اسم تفضيل است و قيامت را - در برابر آنچه در آيات پيشين ذكر شد - برترين و بزرگ ترين حادثه معرفى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 46 - 2

2 - فاصله قيامت و دنيا - هرچند طولانى باشد - در برابر عظمت حوادث قيامت ناچيز و بسان گذشت نيمروز از عمر دنيا است .

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحيها

مفاد «يرونها» ممكن است در ناچيز ديدن دوران گذشته، دخيل باشد; يعنى، ديدن قيامت و رخدادهاى آن، اين ذهنيت را در انسان ايجاد مى كند كه فاصله طولانى دنيا و برزخ، در نظر او اندك آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 33 - 5

5 - قيامت ، رخدادى بزرگ و صحنه فرياد هاى گوش خراش مردم

فإذا جاءت الصاخّة

«صاخّة»; يعنى، فرياد شديدى كه گوش ها را كر كند و به حادثه بزرگ نيز اطلاق مى گردد (قاموس). در كشاف آمده است كه توصيف قيامت به اين وصف، به اعتبار فرياد كشيدن حاضرانِ در قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 3 - 2

2 - قيامت ، رخدادى بزرگ و همراه با به هم پاشيدن تمام زمين ، حتى سخت ترين نقطه هاى آن

و إذا الجبال سيّرت

خبر رانش كوه ها، در حقيقت خبر از متلاشى شدن زمين و بيانگر عظمت رخداد قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 4 - 1

1 - قيامت ، حادثه اى بزرگ كه هنگام برپايى آن ، شترداران با دل كندن از مرغوب ترين شتران خود ، آنها را به حال خود ر ها خواهند كرد .

و إذا العشار عطّلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 17 - 2

2 - قيامت ، روزى سهمگين و داراى عظمتى فراتر از تصور است .

و ما أدريك ما يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 18 - 2

2 - قيامت روزى بس با عظمت است و بيان سختى حوادث آن ، امكان پذير نيست .

ثمّ ما أدريك ما يوم الدين

تكرار «ما أدراك» تأكيد بر عظمت و نبودن ابزار، براى آگاه سازى ديگران به حقيقت حوادث آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 10

10 - سيطره حاكميت خداوند بر تمام امور قيامت ، حقيقتى وصف ناپذير و تصوّر آن بيرون از طاقت علمى بشر است .

و ما أدريك . .. ثمّ ما أدريك ما يوم الدين ... و الأمر يومئذ للّه

بيان حاكميت مطلقه خداوند - پس از اشاره به فوق تصور بودن قيامت - نشانه آن است كه بشر، از درك حقيقت حاكميت اخروى خدا ناتوان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 5 - 1

1 - قيامت ، روزى با عظمت و سزاوار نگران بودن از دشوارى هاى آن

ليوم عظيم

عظمت روز قيامت، به سهمگين بودن حوادث و مراحل آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 6 - 9

9 - ايستادن در پيشگاه خداوند براى حسابرسى اعمال ، از صحنه هاى خوفناك و حوادث بزرگ روز قيامت است .

ليوم عظيم . يوم يقوم الناس لربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 2 - 4

4 - روز قيامت ، روزى بزرگ و شگفت

و اليوم الموعود

متعلّق قسم هاى خداوند، از عظمتى خاص برخوردار است كه آن را شايسته قسم او ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 1 - 1

1 - خداوند ، هشداردهنده به انسان ها و تشويق كننده آنان به شنيدن حوادث قيامت

هل أتيك حديث الغشية

استفهام در «هل أتاك»، براى ترغيب به شنيدن پاسخ است و خطاب در آن، گرچه ممكن است به طور مستقيم متوجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; ولى به دليل سياق آيات، مراد عموم انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 3 - 1

1 - قيامت ، واقعه اى سهمگين و شگفت و داراى عظمتى فراتر از حد تصور و بيان

و ما أدريك ما القارعة

622- عظمت ناظران قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 3 - 2

2 - ناظران صحنه قيامت و حوادث آن روز ، داراى عظمتى در خور سوگند خداوند

و شاهد و مشهود

623- عقيده باطل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 4

4 - قيامت، روز رسوايى مشركان و آشكار شدن بطلان عقايد شرك آلود آنان

ثم لم تكن فتنتهم . .. و اللّه ربنا ما كنا مشركين

624- عقيده به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 76 - 13

13 - يهوديان معتقد به برپايى قيامت ، بر قرارى صحنه هاى محاكمه در آن روز و احتجاج انسان ها عليه يكديگر در پيشگاه خدا

أتحدثونهم . .. ليحاجوكم به عند ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 14

14 - زندگى منهاى دين و اعتقاد به قيامت زيانبار و تباهگر سرمايه عمر آدمى است.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. يحسرتنا على ما فرطنا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 7

7 - اعتقاد به قيامت اصلى مسلم در همه اديان الهى است.

رسل منكم . .. ينذرونكم لقاء يومكم هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 6

6 - دست شستن از گرايش هاى شرك آلود و روى كردن به تعاليم پيامبران ( همچون يگانه پرستى ) و عقيده به قيامت ، در

ديدگاه اهل شرك ، گمراهى و انحراف است .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 10

10 - عقيده به برپايى قيامت و حساب رسى از بندگان ، از موضوعات دعوت رسولان الهى

من بعثنا من مرقدنا هذا ما وعد الرحمن و صدق المرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 27 - 11

11 - اعتقاد به روز حساب ، از اصول دعوت موسى ( ع )

لايؤمن بيوم الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 7 - 6

6 - قيامت و رستاخيز ، از اصول اعتقادى مشترك ميان انسان و جن

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

625- عقيده مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 5

5 - يادآورى مواضع انكارآميز تكذيب كنندگان قيامت از سوى مأموران الهى ، به هنگام مواجهه آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

626- عقيده يهود به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 80 - 5

5 - يهوديان ، معتقد به قيامت و گرفتار شدن گنهكاران به آتش دوزخ

و قالوا لن تمسنا النار إلا أياماً معدودة

627- علم به عمل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 15

15 - آگاهى يافتن بر اَعمال دنيوى و ديدن نتايج آن ، از اهداف معاد است .

إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 28 - 9

9 - دليل اين كه خداوند ، در قيامت ، مردم را از اَعمال دنيويشان خبر مى هد ، آگاهى او است .

فننبّئهم بما عملوا . .. إنّ اللّه سميع بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 8 - 8

8 - آگاهى يافتن انسان در دادگاه الهى در قيامت ، به تمامى اعمال گذشته خويش

فينبّئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 7 - 4

4 - انسان ها ، از تمامى كرده هاى خويش در قيامت آگاه مى شوند .

ثمّ لتنبّؤنّ بما عملتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 13 - 1،2،3،6

1 - آگاه شدن انسان ها در قيامت ، از تمامى كرده هاى خويش در دنيا ، از نخستين تا آخرين آنها

ينبّؤا الإنسن يومئذ بما قدّم و أخّر

مفسران در تبيين «بما قدّم و أخّر» سه احتمال بيان كرده اند: 1- مقصود از«بما قدّم» اعمالى است كه در آغاز زندگى انجام داده نشده و مراد از «أخّر»انجام دادن عمل در پايان عمر است. 2- مراد از «بما قدّم» اعمالى است كه در دنيا پايان مى پذيرد (مانند نماز) و مقصود از «أخّر» اعمالى است كه ثواب آنها پايان ندارد (مانند صدقه جاريه و سنت حسنه). 3- مقصود از «بما قدّم» اقدام به عمل و مراد از «أخّر» به تأخير انداختن و انجام ندادن آن است. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

2 - اطلاع يافتن انسان در قيامت ، از تمامى اعمال خود در طول عمرش و اثر آنها پس از مرگ خويش ( مانند صدقه جاريه و سنت حسنه يا سيئه )

ينبّؤا الإنسن يومئذ بما قدّم و أخّر

3 - آگاه شدن انسان ها در قيامت ، از تمامى تكاليفى كه انجام داده و يا وظايفى كه ترك كرده اند .

ينبّؤا الإنسن يومئذ بما قدّم و أخّر

6 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « ينبّؤا الإنسان يومئذ بما قدّم و أخّر » بما قدّم من خير و شرّ و ما أخّر ممّا سَنَّ من سُنّة

ليَسْتَنَّ بها مَن بعده فإن كان شرّاً كان عليه مثل وِزْرِهم و لايَنْقُصُ من وزرهم شىءٌ و ان كان خيراً كان له مثل اُجورهم و لاينقص من اُجورهم شىء ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند: «ينبّؤا الإنسان يومئذ بما قدّم و أخّر» روايت شده كه فرمود: [انسان آگاه مى شود] به آنچه از خوبى و بدى از پيش فرستاده و آنچه در پس خود نهاده و برخاسته از سنت هايى بوده كه بنيان گذارى كرده است تا افراد بعد از او به آن عمل كنند. اگر آن سنت ها بد بوده به اندازه گناه عمل كنندگان براى سنت گذار گناه هست، بدون اين كه از گناه عمل كنندگان كاسته شود و اگر خير بوده، براى او مثل پاداش عمل كنندگان هست; در عين حال كه از پاداش آنان هيچ كاسته نخواهد شد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 10 - 2

2 - قيامت ، روز باز شدن نامه عمل انسان و آگاهى او بر محتواى آن

و إذا الصحف نشرت

«نشر»، مخالف پيچيدن است (لسان العرب). براساس اين معنا، فعل «نشرت»، دلالت دارد كه نامه اعمال پيش از نشر، به شكل طومار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 14 - 1

1 - قيامت ، روز آگاهى انسان ها به كردار دنيايى خويش و آثار و نتايج آن

علمت نفس ما أحضرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 5 - 1،2

1 - قيامت روز آگاهى هر انسان ، به كردار دنيايى و آثار به جاى مانده از خويش

علمت نفس ما قدّمت و أخّرت

«ماقدّمت» - در يك احتمال - ناظر به كردارى است كه انسان خود، آن را انجام داده است. در مقابل مراد از «ماأخّرت» سنت هاى روا و ناروايى است كه انسان پس از خود، به جاى گذاشته و آثار و تبعات آن براى او ثبت شده است و در روز قيامت با آن مواجه خواهد شد.

2 - برپايى قيامت و پى بردن به كردار ها و بازتاب اخروى آن ، در گرو پيدايش حوادثى تحوّل آفرين در نظام جهان

إذا السماء . .. و إذا ... و إذا ... و إذا ... علمت نفس ما قدّمت و أخّرت

جمله «علمت نفس . ..» جزاى شرط هايى است كه در آيات پيشين تكرار شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 7 - 6

6 - انسان ها هنگام حضور در پيشگاه خداوند نامه هاى اعمال خود را در اختيار داشته و به كردار خويش آگاهى يافته اند .

فملقيه . فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه

«فاء» در «فأمّا» بيانگر ارتباط مفاد اين آيه با ملاقات خداوند است كه در آيه قبل مطرح شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 11 - 1

1 - مشاهده نامه اعمال در قيامت ، مايه آگاهى به كردار ها و پيش بينى كيفر ها است .

و أمّا من أُوتى . .. فسوف يدعوا ثبورًا

628- علم به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 77 - 7

7- عدم امكان راهيابى انسان ، به حقيقت و كيفيت و لحظه وقوع قيامت مگر از طريق وحى

و لله غيب السموت و الأرض و ما أمر الساعة

بيان «أمر الساعة. ..» پس از «لله غيب السماوات» ممكن است از باب ذكر خاص بعد از عام باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 17

17- مشركان ، انتظار داشتند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به زمان وقوع قيامت آگاه باشد .

و يقولون متى هو قل عسى أن يكون قريبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 4

4 - زمان برپايى قيامت ، زمانى است مشخص در پيشگاه خداوند .

حتّى تأتيهم الساعة بغتة

به كارگيرى «ساعة» با الف و لام عهد بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 64 - 8

8 - مالكيت خداوند بر جهان هستى ، نشان آگاهى او از زمان رجعت و بازگردانيده شدن انسان به سوى او ( زمان رستاخيز ) است .

ألا إنّ للّه ما فى السموت و الأرض قد يعلم ما أنتم عليه و يوم يرجعون إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 65 - 5

5 - زمان برپايى قيامت ، از امور غيبى و علم آن تنها در اختيار خداوند

قل لايعلم . .. الغيب إلاّاللّه و ما يشعرون أيّان يبعثون

از ارتباط «أيّان يبعثون» با «الغيب» استفاده مى شود كه رستاخيز، خود مصداق و نمونه اى از امور غيبى است كه دانش آن تنها در اختيار خدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 34 - 1،9

1 - آگاهى به زمان برپايى قيامت ، در انحصار خداوند است .

إنّ اللّه عنده علم الساعة

9 - آگاهى خدا به لحظه قيامت ، و حقايق مربوط به جنين و آينده هر انسان ، نمودى از علم گسترده وى است .

إنّ اللّه عنده علم الساعة . .. إنّ اللّه عليم خبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 79 - 8

8 - ابليس ، آگاه به پيدايش نسل هايى از آدم و وجود رستاخيز براى آنان

قال ربّ فأنظرنى إلى يوم يبعثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 1،3

1 - آگاهى به زمان برپايى قيامت ، در انحصار خداوند است .

إليه يردّ علم الساعة

تقديم «إليه» بر «يردّ» مفيد حصر است.

3 - آگاهى خداوند از زمان برپايى قيامت ، لازمه ربوبيت او است .

و ما ربّك بظلّ-م . .. إليه يردّ علم الساعة

با توجه به رجوع ضمير «إليه» به «ربّك» در آيه قبل، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 85 - 5

5 - آگاهى به زمان برپايى قيامت مختص خداوند است .

له ملك السموت و الأرض . .. و عنده علم الساعة

از تقدم خبر بر مبتدا، حصر استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 26 - 2

2 - آگاهى از زمان دقيق برپايى قيامت ، تنها در انحصار خداوند است و هيچ كس از آن باخبر نيست .

و يقولون متى هذا الوعد . .. قل إنّما العلم عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 25 - 3

3 - محدوديت قلمرو علم پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به عالم آخرت ، من هاى وحى الهى به ايشان

قل إن أدرى أقريب ما توعدون أم يجعل له ربّى أمدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 26 - 2

2 - زمان نزول عذاب ، شكست كافران و برپايى قيامت ، از امور غيبى و تنها در اختيار خداوند است .

حتّى اذا اوا ما يوعدون. ..اقريب ما توعدون... علم الغيب

تعريف «الغيب» براى استغراق است; يعنى، تمامى امور و حقايق غيبى و «عالم الغيب» خبر براى مبتداى محذوف (هو) است. تعريف مسند و مسنداليه، مفيد قصر مى باشد; يعنى، تنها خداوند عالم به امور غيبى است. گفتنى است از مصاديق مورد نظر در امور غيبى - به قرينه آيات پيشين - مسأله برپايى قيامت، شكست كافران و نزول عذاب بر آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 27 - 3

3 - امكان آگاهى رسولان الهى از زمان برپايى قيامت و نزول عذاب بر كافران ، به وسيله وحى و الهام خداوند

قل إن أدرى أقريب ما توعدون . .. إلاّ من ارتضى من رسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 44 - 1

1 - تنها خداوند ، خصوصيات قيامت و زمان وقوع آن را مى داند .

إلى ربّك منتهيها

«منتهاها» - به قرينه سياق آيات پيشين - به معناى منتهاى علم به قيامت و شناخت خصوصيات و زمان آن است. تقديم «إلى ربّك» بيانگر حصر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 45 - 5

5 - دانستن زمان وقوع قيامت ، خطر گرفتارى به كيفر هاى موجود در آن را كاهش نمى دهد .

يسئلونك . .. من يخشيها

جمله «إنّما أنت منذر . ..» در مقام بيان اين نكته است كه آنچه درباره قيامت داراى اهميت است، توجه به گرفتارى هاى آن و نگرانى و ترس از خطرات آن است و زمان آن - چه معلوم باشد و چه مجهول - تأثيرى در آن جهت ندارد.

629- علم به وقت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 21 - 4

4- داشتن حيات و مطلع بودن از زمان وقوع قيامت ، از شرايط الوهيت

أموت غير أحياء و ما يشعرون أيّان يبعثون

از اينكه خداوند در مقام رد الوهيت معبودهاى مشركان، از آنها به عنوان مردگانى فاقد هرگونه حيات و شعور نام مى برد، مى توان استفاده كرد كه خدا بايد داراى حيات و علم باشد.

630- علم حضورى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 172 - 14

14 - آدمى در قيامت به علم حضورى درمى يابد كه خداوند پروردگار اوست .

إنا كنا هذا غفلين

اشاره به ربوبيت خدا با كلمه «هذا» گوياى آن است كه انسان در قيامت خود را در پيشگاه خداوند حاضر مى يابد. يعنى علم حضورى و شهودى به او پيدا مى كند.

631- علما در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 10

10- برخورداران از علم در روز قيامت ، ذلت كافران را در آن روز ، به آنان اعلام خواهند نمود .

قال الذين أُوتوا العلم إن الخزى اليوم و السوء على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 1،8

1 - برخورداران از علم و ايمان ، در قيامت ، در مقابل اِعلام نظر كافران درباره درنگ كوتاه مدت شان در برزخ ، اظهار مى دارند كه درنگ شان ، از روز مرگ تا برپايى قيامت بوده است .

و يوم تقوم الساعة . .. ما لبثوا غير ساعة ... و قال الذين أوتوا العلم ... لقد لبث

8 - صاحبان علم و ايمان ، در قيامت ، به پاسخگويى سخنان نادرست و خلاف واقع اقدام مى كنند .

يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة . .. قال الذين أوتوا العلم و الإيمن لقد لبثتم .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 5

5 - اظهارات مجرمان ، در قيامت درباره كم بودن مدّت حضورشان در برزخ و پاسخ صاحبان علم و ايمان به آنان ، بيانى تمثيلى از رخداد هاى قيامت است .

يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون . .. و قال الذين أوتوا العلم و الإيمن ... و لقد ض

ذكر اين آيه، پس از بيان حادثه اى از حوادث قيامت - كه مربوط به مجرمان و برخورد صاحبان علم و ايمان با آنان بود - مى تواند اشاره به اين حقيقت داشته باشد كه چنين گفت و گوهايى، نمونه و بيان تمثيلى از آن حوادث است.

632- علماى متعهد در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 17،18

17- خداوند در قيامت ، عالمان متعهد و بيان كنندگان حقايق و معارف كتاب هاى آسمانى را مورد لطف خويش قرار خواهد داد و با آنان سخن خواهد گفت .

إن الذين يكتمون . .. لايكلمهم اللّه

برداشت فوق از مفهوم جمله «إن الذين . .. لايكلمهم اللّه» استفاده شده است.

18 - عالمان متعهد از تزكيه الهى برخوردار شده و در قيامت با خداوند هم سخن خواهند بود .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه . .. لايكلمهم اللّه يوم القيمة و لايزكيهم

633- عمل انسان ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 10

10 - خداوند ، ارائه كننده اعمال دنيوى انسان ها به ايشان در صحنه قيامت

كذلك يريهم اللّه أعملهم

634- عمل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 8 - 12

12 - خداوند ، انسان ها را ، پس از حضور در پيشگاه خود ، از همه اعمال شان آگاه خواهد ساخت .

إلىّ مرجعكم فأنبّئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 14

14 - در قيامت ، مجال عمل صالح ، فراهم نيست .

ربّنا. .. فارجعنا نعمل صلحًا

635- عموميت اندوه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 10

10 - نگرانى و هراس انسان ها حتى يكتاپرستان در قيامت

تتنزّل عليهم الملئكة ألاّتخافوا و لاتحزنوا

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه شريفه مربوط به قيامت بوده و نگرانى موحدان از ناحيه سرنوشت و دشوارى هاى مراحل بعد پديد آمده باشد.

636- عموميت ترس در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 10

10 - نگرانى و هراس انسان ها حتى يكتاپرستان در قيامت

تتنزّل عليهم الملئكة ألاّتخافوا و لاتحزنوا

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه شريفه مربوط به قيامت بوده و نگرانى موحدان از ناحيه سرنوشت و دشوارى هاى مراحل بعد پديد آمده باشد.

637- عموميت حسابرسى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 6 - 1

1 - تمامى امتها و پيامبران مورد بازجويى خداوند در قيامت قرار مى گيرند.

فلنسئلن الذين أرسل إليهم و لنسئلن المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 92 - 6

6- همه انسان ها بدون استثنا ، در قيامت مورد بازپرسى خداوند قرار خواهند گرفت .

فوربّك لنسئلنّهم أجمعين

برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه مرجع ضمير «هم» - به قرينه «إنى أنا النذير المبين» - همه انسانها باشد. به دليل اينكه «نذير» بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى همه انسانهاست.

638- عموميت دود قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 3

3- تهديد مشركان حق ستيز مكه ، از سوى خداوند به عذابى دنيوى و تيره كننده زندگى

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «دخان مبين»، كنايه از تيره روزى و عذاب دنيوى باشد، چه اين كه برخى از مفسران اين آيه را پاسخى به دعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته اند كه از خداوند خواست تا براى بيدار شدن مشركان، آنان را به قحطى اى همچون دوران يوسف مبتلا كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 3

3- دود هاى متراكم قيامت ، شكنجه آور ، دردآفرين و در بر گيرنده تمامى كفرپيشگان

يغشى الناس هذا عذاب أليم

ممكن است اين آيات در مورد عذاب اخروى باشد.

639- عموميت نگرانى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 37 - 2

2 - تمام انسان ها در قيامت ، نگران وضعيت خود و در تلاش براى رفع گرفتارى هاى خويش اند .

لكلّ امرىء منهم يومئذ شأن يغنيه

640- عوامل آهسته گويى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 108 - 6

6 - عظمت رخداد قيامت و چشم دوختن به رحمت خداوند در آن روز ، صدا ها را در سينه ها حبس و طنين آن را خواهد گرفت .

يومئذ . .. و خشعت الأصوات للرحمن

پايين آوردن صدا در قيامت، برخاسته از خشوع قلب است كه نتيجه مشاهدات انسان از صحنه هاى آن روز مى باشد.

641- عوامل اطمينان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 27 - 3

3 - كردارى كه ذخيره آخرت باشد ، در قيامت اطمينان آور و مايه آرامش خاطر انسان خواهد بود .

يليتنى قدّمت لحياتى . .. يأيّتها النّفس المطمئنّة

تقابل دو دسته اى كه در اين مجموعه آيات از آنان ياد شده است، بيانگر برداشت ياد شده است.

642- عوامل اندوه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 7،9،12

7 - قيامت صحنه حسرت و اندوه مشركان پيرو ، از شركورزى و پيروى از سران شرك

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

9 - اعمال ناشايست آدمى در دنيا ، مايه حسرت و اندوه او در قيامت خواهد شد .

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

12 - شركورزى ، محبت به سران شرك و پيروى از آنان ، عمل هاى حسرت آفرين و اندوهبار در سراى آخرت براى مشركان پيرو

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

643- عوامل ايمان به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 185 - 11،13

11 - قرآن و پيام هاى آن بهترين وسيله براى ايمان به معارف الهى ( توحيد ، قيامت و . . . . ) است .

فبأى حديث بعده يؤمنون

در برداشت فوق ضمير «بعده» به قرآن و «باء» در فبأىّ» سببيه گرفته شده است. قابل ذكر است كه در اين صورت متعلق «يؤمنون» معارف الهى خواهد بود. يعنى اگر به وسيله قرآن به توحيد و مانند آن ايمان نياورند، پس به سبب چه چيز ديگرى ايمان خواهند آورد؟

13 - دقت و تفكر در ملكوت آسمان ها و زمين و ديگر آفريده ها ، بهترين وسيله براى ايمان به خداى يگانه و روز قيامت

فبأى حديث بعده يؤمنون

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «بعده» به استدلالى كه از «أو لم ينظروا» فهميده مى شود، برگردانده شود. بر اين مبنا «باء» در «بأىّ» سببيه است. يعنى اگر جهان آفرينش از آن جهت كه نيازمند آفريننده است نتواند آدمى را به خداى يگانه مؤمن كند، كدامين دليل توان اثبات آن را دارد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 4 - 6

6- توجه و باور به قدرت مطلق خدا ، زداينده هرگونه شبهه درباره معاد و برپايى قيامت

إلى الله مرجعكم و هو على كل شىء قدير

هدف از بيان قدرت خداوند ، پس از طرح مسأله معاد و روز قيامت ، اين است كه انسانها را متوجه قدرت همه جانبه خدا كند تا مبادا در تحقق يافتن قيامت - كه پذيرش آن براى نوع انسانها مشكل است - ترديد كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 30

30 - مطالعه در چگونگى رويش و رشد گياهان گوناگون بر زمين هاى مرده ، زايل كننده هر گونه شك و ترديد در امكان برپايى رستاخيز و قدرت خدا بر احياى دوباره مردگان

يأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث . .. و ترى الأرض هامدة ... من كلّ زوج بهيج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 78 - 2

2 - دقت و انديشه در چگونگى پيدايش انسان ، زمينه ساز ممكن دانستن برپايى قيامت و حيات مجدد انسان ها

أوَلم ير الإنسن . .. و ضرب لنا مثلاً و نسى خلقه

644- عوامل پيرى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 17 - 3

3 - سختى و اندوه بارى روز محشر ، به گونه اى است كه اطفال را مو سفيد و پير مى سازد .

يومًا يجعل الولدن شيبًا

645- عوامل ترس از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 46 - 4

4 - توجه به نزديك بودن قيامت و اندك بودن فاصله آن با زندگانى دنيا ، افزايش دهنده ترس و نگرانى درباره گرفتارى هاى آن *

إنّما أنت منذر من يخشيها . كأنّهم يوم يرونها لم يلبثوا إلاّعشيّة أو ضحيها

646- عوامل ترشرويى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 24 - 2

2 - دل بستن به دنيا و غفلت از آخرت ، موجب اندوه شديد و گرفتگى چهره ها در قيامت

كلاّ بل تحبّون العاجلة . و تذرون الأخرة ... و وجوه يومئذ باسرة

647- عوامل تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 10

10- انكار قيامت ، معلول جهل و نادانى و مانع ترقى و تعالى انسان است .

أُولئك الأغلل فى أعناقهم

«اَغلال» (جمع غل) به معناى بندها و زنجيرهاست. مراد از آن مى تواند معناى حقيقى آن باشد كه در اين صورت جمله «اُولئك الأغلال فى أعناقهم» بيانگر كيفر و مجازات منكران ربوبيت خدا و منكران قيامت است و نيز مى تواند مراد از آن معناى مجازى (بندها و زنجيرهاى جهل و نادانى، خرافات، سنتهاى غلط و ...) باشد كه بر اين مبنا جمله «اُولئك ...» بيانگر ريشه و علت اعتقاد نداشتن به معاد و ربوبيت خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 78 - 1

1 - فراموشى و بى توجهى به مبدأ پيدايش انسان ، عامل دور شمردن برپايى قيامت و حيات مجدد انسان ها

و ضرب لنا مثلاً و نسى خلقه

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عبارت «و نسى خلقه» حال براى فاعلِ «ضرب» است; يعنى، در حالى كه آفرينش خود را فراموش كرد، مَثَلى در رد عقيده به قيامت براى ما آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 72 - 6

6 - كفر به خدا و انكار رستاخيز - در عين شناخت آيات الهى - برخاسته از تكبر و غرور است .

ألم يأتكم رسل منكم يتلون عليكم ءايت ربّكم . .. فبئس مثوًى المتكبّرين

توصيف شدن كافران و منكران قيامت به متكبر، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 9

9 - انكار قيامت و اظهار ناباورى به آن ، به رغم پيام هاى مكرر وحى ، معلول استكبار و جرم پيشگى است . *

فاستكبرتم و كنتم قومًا مجرمين . .. قلتم ما ندرى ما الساعة

برداشت بالا با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل و اين نكته است كه «قلتم ما ندرى. ..» به عنوان نمودى از استكبار و جرم پيشگى كافران ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 12 - 2

2 - باطل گرايى و سرگرم شدن به پوچى ها ، عامل اصلى تكذيب وحى و قيامت

الذين هم فى خوض يلعبون

از اين كه «الذين هم. ..» به عنوان تنها وصف «المكذّبين» آمده است; نقش اصلى آن در تكذيب حق استفاده مى شود.

648- عوامل حسرت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 7،9،11،12

7 - قيامت صحنه حسرت و اندوه مشركان پيرو ، از شركورزى و پيروى از سران شرك

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

9 - اعمال ناشايست آدمى در دنيا ، مايه حسرت و اندوه او در قيامت خواهد شد .

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

11 - اعمال نارواى آدميان در قيامت ، به صورت حسرتى مجسم در پيش روى آنان قرار خواهد گرفت .

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه: «يرى» از رؤيت قلبى باشد. در اين صورت «حسرات» مفعول سوم براى «يرى» خواهد بود و معناى جمله چنين مى شود: خداوند اعمال مشركان را به صورت حسرتهايى، بر آنان جلوه گر خواهد ساخت.

12 - شركورزى ، محبت به سران شرك و پيروى از آنان ، عمل هاى حسرت آفرين و اندوهبار در سراى آخرت براى مشركان پيرو

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 7 - 6

6 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « فمن يعمل مثقال ذرّة خيراً يره » يقول إن كان من أهل النار و كان قد عمل فى الدنيا مثقال ذرّة خيراً يره يوم القيامة حسرةً انه كان عمله لغيراللّه » ;

از امام باقر(ع)، درباره سخن خداوند «فمن يعمل مثقال ذرّة خيراً يره» روايت شده كه خداوند [مى فرمايد]: اگر[بنده اى]از اهل آتش بوده و در دنيا به اندازه وزن يك ذره، كار خوب انجام داده باشد، در قيامت آن را مى بيند تا حسرت بخورد كه چرا اين عمل را براى غير خدا انجام داده بود».

649- عوامل خنده رويى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 39 - 3،4

3 - پاكى ، تذكّرپذيرى ، هدايت جويى و خداترسى ، چهره انسان را در قيامت خندان و شادمان خواهد ساخت .

لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... ضاحكة مستبشرة

4 - ايمان و دورى از گناه ، مايه بشّاش و خندان بودن چهره مؤمنان در قيامت

وجوه . .. ضاحكة مستبشرة

به قرينه آخرين آيه اين سوره (أولئك هم الكفرة الفجرة)، مراد از «وجوه» در اين آيات، چهره هاى كسانى است كه كافر نبوده و از فسق و فجور پاك و منزه اند.

650- عوامل دشمنى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 2،5

2- پيوند هاى باطل و شرك آلود دنيوى ، مايه عناد و ستيز در صحنه قيامت *

يدعوا من دون اللّه . .. و إذا حشر الناس كانوا لهم أعداء

موجوداتى را كه انسان در دنيا به غلط تكريم نموده و با آنان پيوند عبوديت و پرستش برقرار كرده; در قيامت اين پيوند به خصومت منتهى خواهد شد.

5- توجه به تبديل پيوند هاى شرك آلود به روابط خصمانه در آخرت ، مايه پرهيز انسان از شرك

و إذا حشر الناس كانوا لهم أعداء

آيه شريفه، با تذكر دادن به عداوت اخروى معبودهاى دروغين با عبادت گران خويش، درصدد دور نمودن انسان ها از شرك و روى آورى به غير خدا است.

651- عوامل ذكر قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 7 - 6

6 - آفرينش انسان و انواع گياهان از بستر خاك مرده و بى جان ، يادآور رستاخيز و دليلى گويا بر قطعى بودن برپايى آن .

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «الساعة» به برپايى قيامت و «ذلك» در آيه قبل به خلقت انسان و ايجاد انواع گياهان: إن كنتم فى ريب من البعث فإنّا خلقناكم من تراب. .. فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزّت و ربت» اشاره داشته باشد.

652- عوامل رفع اضطراب در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 23 - 5،6،7

5 - با صدور امر خداوند درباره شفاعت ، قلب هاى مضطرب و در هراس ، از هراس خالى مى شود .

حتّى إذا فزّع عن قلوبهم قالوا ماذا قال ربكّم

«فزع عن» به معناى زوال فزع و هراس است (مفردات راغب).

6 - شفاعت كنندگان قبل از دريافت امر خدا ، در حال هراس و اضطراب خواهند بود .

حتّى إذا فزّع عن قلوبهم قالوا ماذا قال ربكم

بنابراين كه مرجع ضمير «قلوبهم» شفاعت كنندگان باشد - كه از جمله آنان ملائكه اند - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

7 - با صدور فرمان خداوند درباره شفاعت ، اضطراب شفاعت كنندگان برطرف مى شود .

حتّى إذا فزّع عن قلوبهم قالوا ماذا قال ربّكم

653- عوامل روسياهى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 40 - 2

2 - احساس بى نيازى از تعاليم دين ، مايه روسياهى در قيامت

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى ... و وجوه يومئذ عليها غبرة

ارائه دو ترسيم از حاضران صحنه قيامت در ذيل سوره، ممكن است اشاره به تقسيمى باشد كه در آغاز سوره انجام گرفته بود كه در يك طرف ابن ام مكتوم و در طرف ديگر اشراف قرار داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 41 - 2

2 - روسياهى در قيامت ، فرجام بى نياز ديدن خود از پند و اندرز قرآن

أمّا من استغنى . .. كلاّ إنّها تذكرة ... ترهقها قترة

ارتباط اين آيه با آيات آغاز سوره، گوياى برداشت ياد شده است.

654- عوامل زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 3 - 2

2 - عوامل زلزله شديد زمين در آستانه قيامت ، ناشناخته براى انسان ها و زمينه پرسش تحيّرآميز آنان از اهداف و علل آن

و قال الإنسن ما لها

«ما» براى استفهام از انگيزه و اهداف است.

655- عوامل سبكى ميزان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 9 - 6

6 - عن اميرالمؤمنين(ع): . .. و أما قوله: «... و من خفت موازينه» فإنما يعنى الحساب ... و السيئات خفة الميزان ... .

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است: مراد از آيه «و من خفت موازينه»، حسابرسى (در قيامت) است . .. و گناهان، موجب سبكى ميزان هستند ... .

656- عوامل سختى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 26 - 6

6 - كفر ، عامل سختى و تنگنايى در جهان آخرت

كان يومًا على الكفرين عسيرًا

657- عوامل سرور در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 55 - 3

3 - بهشت و نعمت ها و خوشى هاى آن ، نتيجه و پاداش كردار انسان ها در دنيا است .

و لاتجزون إلاّ ما كنتم تعملون . إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون

از ارتباط ميان اين آيه - كه سخن از بهشت و نعمت هاى آن است - و آيه پيش - كه درباره پاداش مطابق رفتار و كردار بود -

برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 39 - 3

3 - پاكى ، تذكّرپذيرى ، هدايت جويى و خداترسى ، چهره انسان را در قيامت خندان و شادمان خواهد ساخت .

لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... ضاحكة مستبشرة

658- عوامل سنگينى ميزان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 8 - 8

8 - عن اميرالمؤمنين(ع) . .. و اما قوله: « فمن ثقلت موزينه ...» فإنما يعنى الحساب ... و الحسنات ثقل الميزان ... .

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است: . .. مراد از آيه «فمن ثقلت موازينه»، حسابرسى (در قيامت) است ... و حسنات، موجب سنگينى ميزان است ... .

659- عوامل شك در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 36 - 3

3- غفلت از معاد و ترديد در آن ، معلول دل بستگى شديد به دنيا است .

أنا أكثر منك مالاً . .. قال ما أظنّ أن تبيد هذه أبدًا . و ما أظنّ الساعة قائمة

660- عوامل غفلت از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 16،19

16 - زندگى دنيا ، فريبنده و مايه غفلت انسان از خدا و قيامت است .

اتّقوا ربّكم و اخشوا يومًا . .. فلاتغرّنّكم الحيوة الدنيا

19 - رحمانيت خدا ، مورد سوء استفاده اغواكنندگان ، در غافل ساختن انسان از قيامت و كيفر اَعمال است .

و لايغرّنّكم باللّه الغرور

«باء» در «باللّه» سببى است و مراد از آن، اين است كه شيطان و يا هر موجود فريبنده اى، به وسيله ذكر خدا و برخى از اوصاف او، همانند رحمانيت و يا غفاريت، چه بسا انسان را مغرور كند.

661- عوامل غفلت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 37 - 1

1 - گرفتارى هاى هر كس در قيامت ، جايى براى رسيدگى او به ديگران باقى نگذاشته ، او را به خود مشغول خواهد ساخت .

لكلّ امرىء منهم يومئذ شأن يغنيه

به هر امرى از امور «شأن» گفته مى شود (قاموس); جز اين كه سياق آيه شريفه دلالت بر عظمت شأن مورد نظر دارد. فعل «اغنى» - چه با حرف «عن» و چه بدون آن باشد - به معناى «كفى» است (مفردات راغب). كفايت كردن شأن و كار، به معناى پر شدن فرصت ها است; به گونه اى كه براى كار ديگر امان ندهد. اكتفا به بيان وضعيت مردان با كلمه «امرىء»، به جهت وضوح هم سرنوشت بودن زنان با آنان است.

662- عوامل فراموشى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 9

9 - فريفته شدن به زندگانى دنيا و سرگرم شدن به آن ، عامل فراموشى روز قيامت و آتش دوزخ است .

و غرتهم الحيوة الدنيا فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا

«كما نسوا . .. » مى رساند كه از علل بى اعتنايى خداوند به دوزخيان اين است كه آنان روز قيامت را فراموش كردند و چون جمله «اليوم ننسيهم ... » به وسيله فاء بر «غرتهم الحيوة الدنيا» تفريع شده، معلوم مى شود كه از ريشه هاى فراموشى قيامت، فريفته شدن به زندگانى دنياست.

663- عوامل كفر به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 20 - 1

1 - علاقه و دلبستگى به دنيا ، از علت هاى كفر به قيامت و پرسش هاى انكارآميز كافران درباره معاد

بل يريد الإنسن ليفجر أمامه . يسئل أيّان يوم القيمة ... كلاّ بل تحبّون العاجلة

برداشت ياد شده، بر اين اساس استوار است كه آيه شريفه مرتبط با آيه 5 و 6 همين سوره (بل يريد الإنسان ليفجر أمامه . يسئل أيّان يوم القيامة) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 36 - 6

6 - پوچ انگارى خلقت انسان و بى هدف دانستن زندگى او ، تأثيرگذار در انكار كردن معاد و ايمان نياوردن به روز قيامت

أيحسب الإنسن أن يترك سدًى

آيه شريفه در سلسله آيات مربوط به تكذيب معاد از سوى كافران قرار دارد. از اين رو مى تواند درصدد بيان علل تكذيب روز قيامت باشد; هم چنان كه مى تواند بيانگر نشانه هاى تحقّق چنين روزى باشد.

664- عوامل كورى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 124 - 10

10 - زندگانى دشوار ، اثر طبيعى روى گردانى از ياد خدا و نابينايى در قيامت ، مجازات و كيفر الهى آن است .

فإنّ له معيشة ضنكًا و نحشره يوم القيمة أعمى

تفاوت در تعبير «فإنّ له. ..» و «نحشره ...» - كه دومى به خداوند نسبت داده شده است و اولى بر نفسِ عمل متفرع گرديده- ممكن است به مطلب ياد شده اشاره داشته باشد.

665- عوامل مصونيت از اهوال قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 9 - 3،4،5

3 - رحمت الهى ، مايه نجات انسان از بدى ها و ناراحتى هاى روز قيامت

و من تق السيّئات يومئذ فقد رحمته

4 - نجات مؤمنان و صالحان از بدى ها و ناراحتى هاى روز قيامت ، برخاسته از رحمت و لطف الهى است ; نه از استحقاق آنان .

و من تق السيّئات يومئذ فقد رحمته

يادآورى و تصريح فرشتگان به اين كه حفظ مؤمنان از ناراحتى هاى قيامت نشانگر اين است كه آنان مورد رحمت و لطف الهى قرار گرفته اند; مى تواند حكايت از حقيقت ياد شده داشته باشد.

5 - رهايى از ناراحتى هاى روز قيامت و بهره مندى از رحمت خداوند ، نشانه رستگارى و كاميابى است .

و من تق السيّئات يومئذ فقد رحمته و ذلك هو الفوز العظيم

666- عوامل مؤثر در درجات قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 132 - 6

6 - لزوم مراقبت بر اعمال و توجه به نقش تعيين كننده آن در تعيين درجات و دركات آخرت

و لكل درجت مما عملوا و ما ربك بغفل عما يعملون

667- عوامل مؤثر در دركات قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 132 - 6

6 - لزوم مراقبت بر اعمال و توجه به نقش تعيين كننده آن در تعيين درجات و دركات آخرت

و لكل درجت مما عملوا و ما ربك بغفل عما يعملون

668- عوامل نجات در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 7

7 - رعايت تقواى الهى ، مايه نجات انسان در روز حشر

و اتّقوا اللّه الذى إليه تحشرون

669- عوامل نگرانى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 21

21 - وجود قيامت ، دغدغه جدى انسان ، حتى براى آنان كه ظاهراً منكر آن هستند .

و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رجعت إلى ربّى

670- عهدشكنان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 21 - 10

10- شكستن پيمان ها و پايبند نبودن به عهدها ، در پى دارنده حساب سخت و ناگوار قيامت است .

الذين يوفون بعهد الله و لاينقضون الميثق . .. و يخافون سوء الحساب

671- عيسى(ع) در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 159 - 6

6 - گواهى حضرت عيسى ( ع ) بر اهل كتاب در روز قيامت

و يوم القيمة يكون عليهم شهيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 4

4 - خداوند ، در روز قيامت و در مجمع پيامبران ، نعمت هاى ارزانى شده به عيسى و مادرش مريم رابه وى يادآورى خواهد كرد .

يوم يجمع اللّه الرسل فيقول . .. اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و عل

كلمه «اذ» در «اذ قال اللّه» بدل اشتمال براى كلمه «يوم . ..» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 1،9

1 - خداوند در قيامت و در حضور پيامبران از مسيح ( ع ) خواهد پرسيد كه آيا وى مردمان را به پرستش خويش و مادرش مريم فراخوانده است ؟

و اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم ءانت قلت للناس اتخذونى و امى الهين

با توجه به آيات بعد همانند «قال اللّه هذا يوم . ..» آيه 119 و توجه به اين حقيقت كه در زمان حضور مسيح(ع) در ميان امت خويش كسى معتقد به الوهيت وى و مريم(ع) نبوده است، معلوم مى شود اين پرسش و پاسخ در قيامت اتفاق خواهد افتاد. گفتنى است كه تعبير از آينده با فعل ماضى (قال) براى رساندن تحقق قطعى آن صحنه است.

9 - عيسى ( ع ) در قيامت منكر ادعاى گزاف الوهيت براى خود و مادرش مريم

ما يكون لى ان اقول ما ليس لى بحق

672- غافلان از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 10

10- غفلت از رستاخيز و تصوّر عدم برپايى قيامت ، آفت فراگير مشركان است .

بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 11

11 - سرپيچى كنندگان از پيام وحى و روى گردانان از ياد قيامت ، ظالم و ستمگرند .

و كذلك أوحينا . .. و تنذر يوم الجمع ... و الظلمون ما لهم من ولىّ و لانصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 66 - 4

4 - ستم پيشگان و دين ستيزان ، غفلت زدگان از ياد قيامت اند .

فويل للذين ظلموا . .. هل ينظرون إلاّ الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 23 - 2

2 - كافران ، بى اعتنا به مرگ ، قبر و قيامت خود و بى توجّه به نشانه هاى خدا در خلقت خويش

كلاّ

«كلاّ» مى تواند براى ردع و باز داشتن از توهّمى باشد كه آيات پيشين، زمينه ساز پيدايش آن بود و آن اين كه با وجود زمينه هاى توجّه به خداوند در آفرينش انسان از نطفه تا زمان مرگ و دفن او، ممكن نيست كسى در كفر بماند. «كلاّ» دلالت دارد كه نبايد چنين پنداشت، زيرا افرادى با وجود تمام اين نشانه ها، بر كفر خود اصرار ورزيدند.

673- غرش در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 33 - 1

1 - وقوع قيامت با غرش هايى كر كننده و ناشى از اصطكاك موجودات ، همراه است .

فإذا جاءت الصاخّة

هر صدايى كه از برخورد صخره با صخره اى ديگر يا مانند آن پديد آيد صَخّ و صَخيخ ناميده مى شود و «صاخّة» غرشى است كه گوش را بكوبد و بر اثر شدت صدا آن را كر سازد(لسان العرب).

674- غضب مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 2 - 5

5 - توجّه به سقوط اخلاقى منكران معاد ، تا حد خشونت با يتيمان ، مايه پرهيز از تكذيب آخرت است .

فذلك الذى يدعّ اليتيم

675- غفلت از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 1 - 1

1- انسان ها از حسابرسى قيامت - در عين نزديك بودن آن - در غفلت شديد به سر مى برند .

اقترب للناس حسابهم و هم فى غفلة معرضون

كلمه «فى» در «فى غفلة» براى ظرفيت مجازى است و دلالت بر شدتِ وصف مى كند; يعنى، غفلت مردم از حسابرسى قيامت بسيار شديد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 64 - 6

6 - خوشگذرانان غفلت زده و بى خبر از روز جزا ، هم سنگ ددان و وحوش بيابان در بينش الهى

إذا هم يجئرون

چنان كه گفته شد «جوار» به زوزه سگ، روباه و گرگ گفته مى شود. تعبير زوزه براى فرياد استغاثه كافران، بيانگر مطلب فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 30 - 3

3 - غفلت شديد كافران و مشركان ، از مرگ و حيات پس از آن ( قيامت )

إنّك ميّت و إنّهم ميّتون

ضمير «إنّهم» به مشركان و كافران باز مى گردد. طرح مسأله رحلت آنان - كه با تأكيد همراه است (إنّك و إنّهم)- و غير قابل انكاربودن اين حقيقت، مى تواند گوياى غفلت شديد مشركان و كافران از مسأله مرگ باشد; گو اين كه آنان منكر حقيقت ياد شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 47 - 6

6 - انسان ها ، در معرض غفلت نسبت به روز قيامت

من قبل أن يأتى يوم لامردّ له من اللّه

تأكيد خداوند، درباره حقيقت روز قيامت، مى تواند از آن جهت باشد كه بسيارى از مردم نسبت به اين امر مهم غافل اند.

676- غفلت از نوزادان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 11

11- اضطراب مردم در عرصه قيامت ، به درجه اى است كه هر زن شير دهنده ، از شير دادن غافل خواهد شد و هر زن باردارى از

شدت ترس ، سقط جنين خواهد كرد .

يوم ترونها. .. و تضع كلّ ذات حمل حملها

677- غفلت مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 11 - 1

1 - منكران روز جزا ، فرومانده در گرداب جهالت و گرفتار غفلت و بى خبرى

الذين هم فى غمرة ساهون

«غمرة» به معناى فرو رفتن در جهل و نادانى و «ساهى» به معناى غافل و بى خبر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 12 - 1

1 - تكذيب كنندگان قيامت ، عناصرى فرو رفته در باطل و سرگرم هوسرانى

للمكذّبين . الذين هم فى خوض يلعبون

«خوض» به معناى وارد شدن در كارهاى بيهوده و باطل و «لعب» (مصدر «يلعبون») به معناى سرگرمى و هوسرانى است.

678- فاسدان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 87 - 9

9- آخرت ، زمان بازگردانده شدن ستم گران و كافران و افراد ناصالح به پيش گاه خداوند و حساب رسى كردار آنها است .

ثمّ يردّ إلى ربّه فيعذّبه

679- فاسقان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 109 - 8

8 - گمراهى و سرگردانى فاسقان در قيامت *

و اللّه لايهدى القوم الفسقين. يوم يجمع اللّه الرسل

برداشت فوق بر اين اساس است كه «يوم» ظرف براى «لايهدى . ..» در آيه قبل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 14 - 4

4 - مردم در قيامت ، به دو گروه شاخص « ابرار » و « فجّار » تقسيم خواهند شد .

إنّ الأبرار لفى نعيم . و إنّ الفجّار لفى جحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 4

4 - فاسقان در قيامت ، محروم از يارى ديگران براى رهايى از آتش دوزخ

و إنّ الفجّار لفى جحيم . .. يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا

680- فاسقان و تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 20 - 10

10 - فاسقان ، قيامت و نظام كيفرى خدا را تكذيب مى كردند .

و أمّا الذين فسقوا . .. ذوقوا عذاب النار الذى كنتم به تكذّبون

681- فاصله مرگ با قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 16 - 3

3 - وجود فاصله ميان مرگ تا رستاخيز انسان

ثمّ إنّكم يوم القيمة تبعثون

به كارگيرى «ثمّ» در آيه فوق - كه براى تراخى و فاصله زمانى است - بيانگر اين برداشت مى باشد.

682- فاصله مرگ تا قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 103 - 4

4 - فاصله مرگ تا روز قيامت ، فاصله اى اندك و ناچيز در ديدگاه حاضران صحنه قيامت

يتخفتون بينهم إن لبثتم إلاّعشرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 22 - 6

6 - وجود فاصله ، بين مرگ انسان ها و برپايى قيامت

فأقبره . ثمّ إذا شاء أنشره

حرف «ثمّ»، بيانگر برداشت ياد شده است.

683- فاقدان نور در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 13 - 5،7،9

5 - منافقان ، فاقد نور و روشنايى در ظلمت قيامت

يوم يقول المنفقون . .. انظرونا نقتبس من نوركم

7 - زنان منافق چونان مردان نفاق پيشه ، فاقد نور و روشنايى در ظلمت قيامت

يوم . .. و المنفقت ... انظرونا نقتبس من نوركم

9 - كسب كردن نور از ديگران در قيامت ، در صورتى كه انسان نور نداشته باشد ، ممكن نيست .

يوم يقول المنفقون . .. قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا

684- فديه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 7،12

7 - در روز قيامت از هيچ كس عِدل و عوضى - كه خويشتن را با آن باز خرد - گرفته نخواهد شد .

و لايؤخذ منها عدل

كلمه «عَدْل» به معناى: فديه و عوض است كه شخص براى آزادى خود يا ديگرى مى پردازد، تا از اسارت و مانند آن آزاد شود.

12 - گناه كردن به خيال پذيرش شفاعت و يا پذيرفته شدن عوض و بدل براى رهايى از عذاب قيامت ، از پندار هاى باطل بنى اسرائيل

واتقوا يوماً . .. ولا يقبل منها شفعة و لايؤخذ منها عدل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 5،9

5 - در روز قيامت ، از هيچ كس فديه و عوضى كه خويشتن را با آن باز خرد ، پذيرفته نمى شود .

و لايقبل منها عدل

«عدل» به معناى فديه و عوضى است كه شخص براى آزادى خود يا ديگرى مى پردازد تا از اسارت و مانند آن آزاد شود.

9 - توهم سودبخشى شفاعت از گنهكاران و يا پذيرفته شدن عوض و بدل براى رهايى از عذاب قيامت ، از پندار هاى بنى اسرائيل است .

يبنى إسرءيل . .. و لايقبل منها عدل و لاتنفعها شفعة

فعل «اتقوا» به قرينه آيات پيشين، خطاب به بنى اسرئيل است. اين خطاب خود قرينه وجود چنين افكارى در بين آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 91 - 1،2

1 - كسى كه در حال كفر بميرد ، اگر به اندازه تمامى زمين براى رهايى خود طلا فديه دهد ، پذيرفته نخواهد شد .

انّ الذين كفروا . .. و لو افتدى به

2 - هيچ فديه اى در قيامت براى رهايى كافران از عذاب ، پذيرفته نخواهد شد .

انّ الذين كفروا . .. و لو افتدى به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 7،12

7- مشركان و كافران ، در روز قيامت حاضرند در صورت دارا بودن حتى دو برابر ثروت زمين ، آن را براى رهيدن از عذاب فديه دهند .

والذين لم يستجيبوا له لو أن لهم ما فى الأرض جميعًا و مثله معه لافتدوا به

«إفتداء» (مصدر افتدوا) به معناى بخشيدن چيزى است براى رها شدن و خلاصى يافتن از اسارت.

12- در قيامت هيچ گونه فديه اى از مستحقان عذاب پذيرفته نمى شود .

لو أن لهم ما فى الأرض . .. لافتدوا به أُولئك لهم سوء الحساب و مأويهم جهنم و بئس

بيان فرجام روى گردانان از دعوت خدا (اُولئك لهم . ..) پس از جمله «لو أن لهم ... لافتدوا به» مى رساند كه آن فديه بر فرض وجودش از آنان پذيرفته نخواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 1،4

1 - ستمگران در قيامت ، براى رهايى خود از عذاب سخت الهى ، حاضراند دو چندان ثروت ها و دارايى هاى زمين را فدا كنند .

و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض جميعًا و مثله معه لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم

4 - ناچيز و بى ارزش بودن ثروت ها و خوشى هاى دنيا ، در مقابل رهايى از عذاب قيامت

و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض . .. لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 15 - 2

2 - در قيامت ، از منافقان و كافران فديه پذيرفته نمى شود .

فاليوم لايؤخذ منكم فدية و لا من الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 43

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 12 - 1،2

1 - مجرمان در قيامت ، براى رهايى خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همسران خويش اند .

و صحبته

2 - مجرمان در عرصه محشر ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن برادران خويش اند .

و أخيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 13 - 1

1 - مجرمان در قيامت ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن بستگان نزديك خويش اند .

و فصيلته الّتى تويه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 14 - 1،2

1 - مجرمان در قيامت ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همه انسان هاى كره زمين اند .

و من فى الأرض جميعًا

2 - مجرمان در قيامت ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همه محبوب ها و خلايق زمينى اند ( انس ، جن و . . . ) .

و من فى الأرض جميعًا ثمّ ينجيه

«مَن» براى مطلق موجودات شعورمند وضع شده است و برداشت ياد شده، مبتنى بر همين وضع اصلى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 15 - 1

1 - نجات مجرمان با پرداخت فديه از عذاب الهى در قيامت - هر چند بسيار و نامحدود - آرزويى واهى و ناممكن است .

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه . .. كلاّ

685- فرار از برادر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 34 - 1

1 - قيامت ، روز فرار هر انسانى از برادر خويش است .

يوم يفرّ المرء من أخيه

686- فرار از پدر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 35 - 1

1 - قيامت ، صحنه گريزان بودن انسان ; حتى از پدر و مادر خويش

و أمّه و أبيه

687- فرار از پسر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 36 - 2

2 - پدران در قيامت ، با فرار از پسران خويش ، خود را از آنها دور ساخته ، آنان را تنها خواهند گذاشت .

و بنيه

688- فرار از مادر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 35 - 1

1 - قيامت ، صحنه گريزان بودن انسان ; حتى از پدر و مادر خويش

و أمّه و أبيه

689- فرار از همسر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 36 - 1

1 - شوهران ، پيوند الفت و همراهى با همسران خويش را در قيامت ناديده گرفته و از آنان متوارى خواهند شد .

يوم يفرّ المرء من . .. و صحبته

«صاحبة» همسرى است كه با شوهر خويش ملازمت و معاشرت داشته باشد. اين تعبير حاكى از شدت حوادث قيامت است; به گونه اى كه انسان، حتى همسرى را كه در دنيا با او سازگار و همراه بود، نيز رها خواهد كرد.

690- فرار پدر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 36 - 2

2 - پدران در قيامت ، با فرار از پسران خويش ، خود را از آنها دور ساخته ، آنان را تنها خواهند گذاشت .

و بنيه

691- فرار در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 36 - 1،2

1 - سختى هاى محشر و ناتوانى مجرمان جن و انس ، در گريز از صحنه آخرت ، نعمتى الهى در خدمت اجراى عدالت

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

از اطلاق «ءالآء» بر مفاد آيه قبل، مطلب ياد شده قابل برداشت است.

2 - ربوبيت الهى در حق خلق ، مستلزم مسدود ساختن راه هرگونه فرار از كيفر كردارشان در قيامت

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

از به كار رفتن وصف «ربّكما» و ارتباط آن با مفاد آيه قبل - كه بيانگر ناتوانى فرار از صحنه قيامت بود - مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 11 - 1

1 - در عرصه قيامت ، هيچ راه فرار از نگرانى ها و سختى ها ، براى كافران وجود ندارد .

يقول الإنسن يومئذ أين المفرّ . كلاّ

692- فرار شوهر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 36 - 1

1 - شوهران ، پيوند الفت و همراهى با همسران خويش را در قيامت ناديده گرفته و از آنان متوارى خواهند شد .

يوم يفرّ المرء من . .. و صحبته

«صاحبة» همسرى است كه با شوهر خويش ملازمت و معاشرت داشته باشد. اين تعبير حاكى از شدت حوادث قيامت است; به گونه اى كه انسان، حتى همسرى را كه در دنيا با او سازگار و همراه بود، نيز رها خواهد كرد.

693- فرار فرزند در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 35 - 1

1 - قيامت ، صحنه گريزان بودن انسان ; حتى از پدر و مادر خويش

و أمّه و أبيه

694- فراموشى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 12

12 - انكار قيامت و به فراموشى سپردن آن ، كفرپيشگى است .

إن اللّه حرمهما على الكفرين . .. فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا

695- فراموشى نوزادان در زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 3

3- با مشاهده ترس و دهشت ناشى از زلزله زمين در آستانه برپايى قيامت ، تمامى مادران ، كودكان شيرخوارشان را بى اختيار در دامن خود ر ها ساخته و از ياد خواهند برد .

تذهل كلّ مرضعة عمّا أرضعت

«ذهول» (مصدر «تذهل») به فراموشى اى گفته مى شود كه از شدت دهشت بر انسان عارض شود. «مرضعة» نيز به زنى گفته مى شود كه در حال شير دادن باشد; يعنى، هر زن شير دهنده، به هنگام ديدن آن زلزله، از آن كسى كه به او شير مى دهد غافل خواهد شد.

696- فرزندان مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 7

7- « عن عبدالله بن سلام مولى رسول الله (صلی الله علیه و آله) انه قال : سألت رسول الله (صلی الله علیه و آله) فقلت : . . . فأولاد المشركين فى الجنة أم فى النار ؟ فقال : . . . انه إذا كان يوم القيامة . . . فيأمرالله عزوجل ناراً . . . ثم يأمرالله تبارك و تعالى أطفال المشركين أن يلقوا أنفسهم فى تلك النار فمن سبق له فى علم الله عزوجل أن يكون سعيداً ألقى نفسه فيها . . . و من سبق له فى علم الله عزوجل أن يكون شقياً إمتنع فلم يلق نفسه فى النار . . . و ذلك قول الله عزوجل : « فمنهم شقىّ و سعيد » . . . ;

از عبدالله بن سلام نقل شده است كه گفت: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پرسيدم: . .. آيا فرزندان مشركان [كه در كودكى مرده اند] بهشتى هستند يا جهنمى؟ فرمود: ... هنگامى كه قيامت فرا رسد ... خداوند به آتش فرمان حضور مى دهد ... سپس به كودكان مشركان دستور مى دهد تا خود را در آن آتش درافكنند. پس هر كدام از آن كودكان كه در علم خداى عزوجل سعادتمنديش رقم خورده است خود را در آن آتش مى افكند ... و آنان كه در علم خداى عزوجل برايشان شقاوتمندى رقم خورده، از پذيرش فرمان خدا امتناع نموده و خود را در آتش نمى اندازند ... و اين سخن خداوند عزوجل است كه فرمود: فمنهم شقى و سعيد »...».

697- فرعون در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 98 - 1

1- فرعون در روز قيامت ، پيشاپيش پيروانش به سوى دوزخ روانه خواهد شد .

يقدم قومه يوم القيمة فأوردهم النار

قدوم (مصدر يقدم) به معناى سبقت گرفتن و در پيشاپيش حركت كردن است.

698- فرعونيان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 98 - 1

1- فرعون در روز قيامت ، پيشاپيش پيروانش به سوى دوزخ روانه خواهد شد .

يقدم قومه يوم القيمة فأوردهم النار

قدوم (مصدر يقدم) به معناى سبقت گرفتن و در پيشاپيش حركت كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 8

8- احضار دسته جمعى بنى اسرائيل همراه با فرعونيان در قيامت براى مؤاخذه

جئنا بكم لفيفًا

بنابر اينكه مراد از «كم» بنى اسرائيل و نيز فرعونيان هلاك شده باشند، اين برداشت به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 42 - 3

3 - فرعونيان ، از زمره مطرودان در روز رستاخيزاند .

و يوم القيمة هم من المقبوحين

«قبح» (مصدر «مقبوحين») به معناى طرد كردن است. بنابراين «مقبوح»; يعنى، طرد شده.

699- فرقه هاى مذهبى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 25 - 1

1 - خداوند ، تنها داورى كننده در قيامت ، در ميان مذاهب گوناگون در مسائل مورد اختلاف آنان است .

إنّ ربّك هو يفصل بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

«فصل» (مصدر فعل «يفصل») به معناى جدا كردن دو چيز از هم است، به گونه اى كه ميان آنها فاصله بيفتد (مفردات راغب). و مراد از آن داورى و حل اختلاف كردن است. لازم به ذكر است كه ضمير جمع «بينهم» و «كانوا فيه يختلفون» بر اين دلالت مى كند كه داورى خداوند ميان افراد و گروه هاى متعدد است.

700- فرياد در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 33 - 5

5 - قيامت ، رخدادى بزرگ و صحنه فرياد هاى گوش خراش مردم

فإذا جاءت الصاخّة

«صاخّة»; يعنى، فرياد شديدى كه گوش ها را كر كند و به حادثه بزرگ نيز اطلاق مى گردد (قاموس). در كشاف آمده است كه توصيف قيامت به اين وصف، به اعتبار فرياد كشيدن حاضرانِ در قيامت است.

701- فشار جهنم بر مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 13 - 6

6 - « إن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) سئل عن قول اللّه « و إذا أُلقوا منها مكاناً ضيّقاً مقرّنين » قال : و الذى نفسى بيده انّهم ليستكرهون فى النار كما يستكره الوتد فى الحائط .

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در باره قول خدا «إذا أُلقوا منها مكاناً ضيّقاً. ..» سؤال شد؟ فرمود: قسم به كسى كه جانم در دست او است آنان با اكراه و فشار در جهنم جاى داده مى شوند; همان گونه كه ميخ با فشار در ديوار كوبيده مى شود.

702- فضايل مؤمنان به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 27 - 9

9 - معتقدان به قيامت ، به دور از باطل گرايى و ايمن از زيان اخروى

يومئذ يخسر المبطلون

برداشت بالا، با استفاده از مفهوم آيه صورت گرفته است.

703- فعليت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 187 - 5

5 - وجود بالفعل قيامت در صحنه هستى *

لا يجليها لوقتها إلا هو

برداشت فوق با توجه به (يجليها، يعنى آشكار مى سازد) استفاده شده است. كلمه «مرسها» مى تواند مؤيد اين برداشت باشد ; زيرا «مرسى» به معناى مستقر شدن و يا زمان استقرار است، نه تحقق يافتن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 14 - 3

3 - عرصه قيامت ، مكانى مشخص و از پيش تعيين شده است .

فإذا هم بالساهرة

حرف «ال» در «الساهرة»، گوياى اين است كه جايگاه حضور مردم در قيامت، از پيش مشخص شده است.

704- فلسفه اختفاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 8

8 - آگاه نبودن انسان ها به زمان برپايى قيامت ، زمينه ساز مداومت آنان بركار هاى خويش و به وجود آمدن استحقاق پاداش و كيفر است .

أكاد أُخفيها لتجزى كلّ نفس بما تسعى

لام در «لتجزى» - در برداشت فوق - تعليل براى «أكاد أخفيها» گرفته شده است; دراين معنا، تركيب جمله در اصل «لتسعى كلّ نفس فتجزى بما تسعى» خواهد بود و حاصل معنى اين كه اراده كردم قيامت را مخفى بدارم تا همه به تلاش خود ادامه دهند و نتايج كردار خود را ببينند; اين سخن ناظر به حالت روانى انسان ها است كه اگر زمان مرگ خود و نابودى جهان را بدانند، بسيارى از تلاش هاى خود را رها خواهند كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 30 - 7

7 - مصلحت در پنهان ماندن زمان وقوع قيامت است .

و يقولون متى هذا الوعد . .. قل لكم ميعاد يوم

از اين كه خداوند به جاى پرداختن به جواب سؤال و روشن كردن وقت وقوع قيامت، تأكيد مى كند كه وقوع آن قطعى است و تقديم و تأخير ندارد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

705- فلسفه برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 7

7 - جزا ديدن يكايك آدميان ، فلسفه برپايى قيامت

ءاتية . .. لتجزى كلّ نفس

«لتجزى»يا تعليل است براى «آتية» و جمله «أكاد أخفيها» معترضه است و يا تعليل است براى هر دو موضوع مطرح شده در آيه كه آمدن قيامت و وجود زمينه براى مخفى ماندن اخبار آن از سوى خداوند است و يا تنها بيانگر علت «أخفيها» است، برداشت مذكور، مبتنى بر دو احتمال اول است.

706- فلسفه تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 5 - 1

1 - انكار و زير سؤال بردن برپايى قيامت ، بهانه كافران براى انجام هرگونه فسق و فجور

أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه . .. بل يريد الإنسن ليفجر أمامه

«فجور» (مصدر «يفجر») به معناى فسق (صحاح اللغة) و لام در «ليفجر» براى تعليل است. «أمام» اسم مكان و در اين آيه مجازاً در زمان مستقبل - كه مفيد استمرار است - استعمال شده است. بنابراين مفاد آيه چنين مى شود: «بلكه انسان مى خواهد تا راه فسق و فجور، براى هميشه به روى او باز باشد و آن را ادامه دهد و همين سبب انكار معاد از جانب او است».

707- فلسفه حشر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 6

6- گذر از موقف هاى قيامت ( حسابرسى ، كيفر ، پاداش و . . . ) غرض از گردآورى همگان در صحنه قيامت است .

ذلك يوم مجموع له الناس

برداشت فوق ، مبتنى براين نكته است كه «لام» در «له» براى بيان غايت و غرض باشد. بر اين اساس مفاد جمله «ذلك يوم ...» چنين مى شود: روز قيامت روزى است كه خداوند ، همگان را براى گذر از موقفهاى آن روز گردآورى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 6 - 5

5 - مشاهده كردار و مواجه شدن با پاداش و كيفر آن ، از اهداف حشر انسان ها در قيامت

يصدر الناس أشتاتًا ليروا أعملهم

حرف «لام» در «ليروا»، بيانگر برداشت ياد شده است. مشاهده اعمال، يا به معناى مشاهده پاداش و كيفر آنها است و يا ناظر به تجّسم اعمال و مشهود بودن آن در قيامت است.

708- فلسفه زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 3 - 2

2 - عوامل زلزله شديد زمين در آستانه قيامت ، ناشناخته براى انسان ها و زمينه پرسش تحيّرآميز آنان از اهداف و علل آن

و قال الإنسن ما لها

«ما» براى استفهام از انگيزه و اهداف است.

709- فلسفه زندگى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 2

2 - خورد و خوراك و بهره ناچيز از لذت هاى مادى ، هدف زندگى كافران و منكران قيامت

كلوا و تمتّعوا قليلاً

از اين كه به كافران گفته مى شود: بخوريد و بهره گيريد، مى توان به اين حقيقت دست يافت كه آنان جز همين كار، هدف ديگرى در زندگى ندارند و گرنه به آن فراخوانده مى شدند.

710- فلسفه قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 14

14 - برخوردارى مردم از رحمت خداوند، از فلسفه هاى برپايى قيامت

كتب على نفسه الرحمة ليجمعنكم إلى يوم القيمة لا ريب فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 47 - 2

2- حسابرسى اعمال بندگان بر مبناى قسط و عدل ، از فلسفه هاى برپايى قيامت

و نضع الموزين القسط ليوم القيمة

برداشت ياد شده بر مبناى اين است كه لام در «ليوم القيامة» براى تعليل باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: ترازوهاى قسط و داد را به خاطر برپايى قيامت، بنا مى نهيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 4 - 1

1 - فلسفه برپايى قيامت ، پاداش دادن به مؤمنان داراى عمل صالح است .

لتأتينّكم . .. ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

«ل» در «ليجزى»، تعليل براى فعل «تأتى» در آيه قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 5 - 1

1 - فلسفه وقوع قيامت ، كيفر دادن به كسانى است كه بر ضد آيات خدا تلاش مى كنند .

لتأتينّكم . .. ليجزى الذين ... و الذين سَعَوْ فى ءايتنا معجزين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 26 - 4

4 - تحقق قيامت ، به منظور جدا شدن و شفاف گرديدن صفوف حق مداران از باطل گرايان است .

قل يجمع بيننا ربّنا ثمّ يفتح بيننا بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 53 - 4

4 - جزا و كيفر و پاداش ، فلسفه برپا شدن قيامت و رستاخيز انسان ها است .

أءنّا لمدينون

آمدن عبارت «مدينون» (جزا داده شدگان) به جاى «مبعثون» (مبعوث شدگان) و «محيون» (زنده شدگان)، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه اساس رستاخيز انسان ها، مسأله جزا است; نه صرف زنده شدن دوباره انسان ها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 1

1 - هدفمند بودن آفرينش جهان ، مقتضى برپايى قيامت به منظور كيفر بندگان و يا پاداش به آنان

و ما خلقنا السماء . .. بطلاً... أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

يادآورى برابر نبودن سرنوشت مؤمنان با مفسدان، پس از طرح مسأله بى هدف نبودن آفرينش جهان، مى رساند كه اگر مؤمنان و مفسدان يكسان باشند، لازم مى آيد كه جهان آفرينش بى هدف باشد و چون جهان آفرينش هدفمند است، پس بايد سرنوشت اين دو گروه يكسان نباشد. و از آن جايى كه در دنيا يكسان زندگى مى كنند، پس بايد جهان ديگرى (رستاخيز) باشد كه با آنان برخورد متفاوت و متناسب شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 19 - 9

9- برخوردارى هر فرد ، از نتايج اعمال خويش و برقرارى عدالت كامل ، از اهداف معاد و برپايى قيامت

و لكلّ درجت ممّا عملوا و ليوفّيهم أعملهم و هم لايظلمون

لام در «ليوفّيهم»، بيانگر غايت و هدف است و اين كه با «واو» آمده است (و ليوفّيهم) نشان مى دهد كه اهداف چندى براى وجود معاد در كار است كه به ذكر يكى از آنها اكتفا شده است و آن نفى ظلم در نظام پاداش و كيفر و برخوردارى انسان ها از نتايج اعمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 96 - 2

2 - برپا ساختن قيامت براى كيفر و پاداش ، نمودى از كمال خداوند و مبرّا بودن ساحت او از هر نقص و كاستى

فسبّح باسم ربّك العظيم

تفريع «فسبّح باسم ربّك» بر مطالب پيشين (فأمّا إن كان من المقرّبين. ..) حاكى از مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 20 - 3

3 - حساب رسى اعمال ، مهم ترين ويژگى قيامت و فلسفه برپايى آن

إنّى ظننت أنّى ملق حسابيه

از اين كه از ميان مجموعه مسائل قيامت، مسأله حساب رسى مورد توجه مؤمنان قرار گرفته است; مى توان به حقيقت ياد شده پى برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 26 - 3

3 - حساب رسى و كيفر و پاداش بندگان ، مهم ترين خصوصيت معاد و فلسفه برپايى قيامت

و الذين يصدّقون بيوم الدين

مطلب ياد شده، از تعبير «يوم الدين» درباره قيامت، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 17 - 2

2 - متمايز شدن حق از باطل ، فلسفه برپايى قيامت

يوم الفصل

711- فلسفه گواهى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 41 - 10

10 - خداوند در قيامت - با وجود آگاهى بر اعمال - گواهانى را براى نشان دادن اتقان در حسابرسى ، فراخواهد خواند .

كان اللّه بهم عليماً . .. فكيف اذا جئنا ... و جئنا بك على هؤلاء شهيداً

712- قاتل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 10

10 - مشركان ، آدم كشان و زناكاران ، به روز رستاخيز با كيفر اعمالشان روبه رو خواهند شد .

والذين لايدعون مع اللّه إلهًا . .. و لايزنون و من يفعل ذلك يلق أثامًا

«ذلك» اشاره است به سه گناهى كه در جمله هاى قبل ياد شده است و «اثام» به معناى جزا و كيفر گناه مى باشد (لسان العرب).

713- قاضى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 113 - 16

16 - خداوند ، داور و حاكم در صحنه قيامت است .

فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة

714- قانونمندى مواقف قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 71 - 5

5- مراحل و مواقف قيامت ، داراى برنامه ريزى و اجراى بسيار دقيق

لنحشرنّهم . .. ثمّ لننزعنّ ... إن منكم ... حتمًا مقضيًّا

715- قبرها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 4 - 1

1 - قبر ها هنگام برپايى قيامت ، زير و رو شده و هر چه در آن است بيرون ريخته خواهد شد .

و إذا القبور بعثرت

معناى «بعثرت»، اين است كه خاك قبرها زير و رو شود و هر آنچه در آن است، پراكنده گردد. از آن جا كه فعل «بعثر» متضمن معناى «بُعِثَ» و «اُثيرَ» است، بعيد نيست اين فعل مركب از آن دو فعل باشد. (مفردات راغب)

716- قبول گواهى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 84 - 11

11- شهادت گواهان در قيامت ، خدشه ناپذير و غير قابل ردّ است .

و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا ثمّ لايؤذن للذين كفروا

717- قدرت خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 6

6 - ظهور و تجلى اقتدار الهى بر خلق ، در صحنه قيامت

يرسل عليكما . .. فلاتنتصران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 25 - 3

3 - ظهور قدرت مطلق خداوند در قيامت و سيطره فرشتگان بر صحنه هاى آن ، دليل بى نظير بودن عذاب هاى او است .

فيومئذ لايعذّب عذابه أحد

حرف «فاء» در «فيومئذ»، آيه شريفه را بر مطالبى كه در آيات پيشين بيان شد (از جمله آيه «و جاء ربّك و الملك صفّاً صفّاً») تفريع كرده است.

718- قضاوت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 113 - 15،16،17

15 - قيامت ، صحنه داورى ميان امتهاست .

فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة

16 - خداوند ، داور و حاكم در صحنه قيامت است .

فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة

17 - خداوند ، در قيامت ميان يهود ، نصارا و مشركان داورى كرده آنان را بسزاى گفته ها و اتهام هاى ناروايشان خواهد رساند .

فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

مراد از حكومت و داورى خدا در قيامت، مجرد بيان حق نيست; زيرا خداوند حقايق را با نازل كردن قرآن بيان داشته و آيه مورد بحث نيز پندار باطل يهود و نصارا را روشن ساخته است. بنابراين، مقصود از «يحكم ...» به كيفر رساندن متخلفان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 109 - 7

7 - در دادگاه قيامت ، قضاوت بر اساس علم همه جانبه خداوند است و جايى براى وكيل مدافع نيست .

و كان اللّه بما يعملون محيطاً . .. فمن يجدل اللّه عنهم يوم القيمة ام من يكون علي

«وكيل» به كسى گفته مى شود كه كارهاى ديگرى را بر عهده مى گيرد و امور وى را تدبير مى كند و مراد از آن در آيه وكالت در دفاع خواهد بود كه از آن به وكيل مدافع تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 11

11 - داورى خداوند در روز قيامت ، ميان مؤمنان و منافقان

الذين يتربّصون بكم . .. فاللّه يحكم بينكم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 62 - 8

8 - قضاوت و صدور حكم در قيامت، بر اساس محاسبه و سنجش اعمال آدميان است.

ثم ردوا . .. ألا له الحكم و هو أسرع الحسبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 9

9 - قيامت ، روز داورى ميان موحدان و مشركان

و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم فيما فيه يختلفون

از اينكه خداوند فرمود: دنيا جاى داورى ميان اهل شرك و توحيد نيست، معلوم مى شود محل داورى ميان آنان، جهانى ديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 6

6 - قيامت ، عرصه داورى خدا ميان انسانها

و يوم نحشرهم جميعاً ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم فزيلنا بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 124 - 5،6

5- خداوند در قيامت ، نسبت به اختلافات و انحرافات يهود ، داورى خواهد كرد .

و إن ربّك ليحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

6- قيامت ، روز داورى خداوند در زمينه اختلافات و انحرافات بشر

و إن ربّك ليحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 17 - 4

4 - داورى ميان مردم در روز بازپسين ، در اختيار خداوند است .

إنّ اللّه يفصل بينهم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 56 - 2،3،6

2 - قيامت ، روز داورى ميان جبهه كفر و ايمان

يحكم بينهم

3 - خدا ، حاكم و داور روز قيامت

الملك يومئذ للّه يحكم بينهم

6 - ورود اهل ايمان به بهشت پس از پايان داورى خدا ميان آنان و كافران

يحكم بينهم فالذين ءامنوا . .. فى جنّ-ت النعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 1

1 - كفر و ايمان ، مبناى داورى خدا ميان انسان ها در قيامت

يحكم بينهم فالذين ءامنوا . .. و الذين كفروا ... عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 69 - 2،3

2 - خدا ، داور روز قيامت

اللّه يحكم بينكم يوم القيمة

3 - داورى خدا در قيامت ، بر اساس علم كامل او به كردار آدميان است .

اللّه أعلم بما تعملون . اللّه يحكم بينكم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 90 - 13

13 - اعمال آدمى ، تنها معيار ارزش و داورى در قيامت

هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 20

20 - نيات و انگيزه هاى پنهان اَعمال ، مدرك و ميزان داورى در روز قيامت است .

إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا إنّ اللّه عليم بذات الصدور

تعبير «عليم بذات الصدور» در حقيقت، تأكيدى است بر اين نكته كه آنچه در اندرون سينه ها مى گذرد، داراى نقشى اساسى در ارزش گذارى و بررسى اَعمال آدمى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 21 - 1

1 - قيامت ، روز جدايى خوبان و بدان و حق مداران و باطل گرايان و داورى ميان آنان است .

هذا يوم الفصل

«فصل» به معناى فاصله و جدايى ميان دو شىء است و مقصود از آن در آيه شريفه، جدايى ميان خوبان و بدان و حق پويان و باطل گرايان و داورى ميان آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 69 - 14

14 - داورى خداوند ميان بندگان در قيامت ، بر پايه مستندات پرونده اعمال ، گواهى پيامبران و گواهانى چند خواهد بود .

و وضع الكتب و جاىء بالنبيّين و الشهداء و قضى بينهم بالحقّ و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 5

5 - همه داورى ها در قيامت ، از آنِ خدا است .

فالحكم للّه

الف و لام در «الحكم» براى جنس و مفيد استغراق و شمول مى باشد; يعنى، «كلّ حكم للّه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 42 - 8

8- داورى نافذ الهى در قيامت و ناتوانى همه نيرو ها در قبال آن ، نمود عزت و اقتدار يگانه او است .

إنّ يوم الفصل . .. يوم لايغنى ... إنّه هو العزيز الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 7،9،10

7 - داورى حتمى خداوند در قيامت ، نسبت به اختلاف هاى ناروا و تجاوزگرانه بنى اسرائيل

إنّ ربّك يقضى بينهم يوم القيمة

9 - داورى پروردگار در قيامت ميان انسان ها ، پايانى بر همه خصومت ها و اختلاف هاى آنان خواهد بود .

إنّ ربّك يقضى بينهم يوم القيمة

10 - داورى پروردگار ميان انسان ها و فيصله دادن به همه خصومت هاى آنان ، جلوه اى از ربوبيت او است .

إنّ ربّك يقضى بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 10

10 - خداوند ، فرمانروا و داور روز قيامت است .

و اتّقوا اللّه الذى إليه تحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 13 - 1،2

1 - قيامت ، روز جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل است .

ليوم الفصل

«فصل» به حايل بين دو چيز و نيز به داورى ميان حق و باطل گفته مى شود(قاموس المحيط). روز قيامت - چنان كه مفسران گفته اند - از اين رو «يوم الفصل» ناميده شده كه در آن روز، ميان خلايق جدايى ايجاد شده و حق از باطل تميز داده خواهد شد و مورد داورى قرار خواهد گرفت.

2 - جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل ، از مهم ترين خصيصه روز قيامت

ليوم الفصل

توصيف روز قيامت به «يوم الفصل»، در سلسله آيات مربوط به حوادث قبل و بعد از برپايى قيامت، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 14 - 1

1 - شناخت ژرفاى حقيقت و عظمت روز قيامت ( روز داورى ميان اهل حق و باطل ) ، بس دشوار و دست نايافتنى براى بشر

و ما أدريك ما يوم الفصل

از تعبير «و ما أدراك. ..»(چه چيز آگاه ساخت تو را...) استفاده مى شود: قيامت، حقيقتى بس بزرگ و عميق است كه كسى به درستى و شايستگى از آن آگاه نيست و تنها در پرتو وحى الهى، قابل شناخت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 38 - 1،2

1 - قيامت ، روز جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل است .

هذا يوم الفصل

«فصل»به حايل بين دو چيز و نيز به داورى ميان حق و باطل گفته مى شود (قاموس المحيط). روز قيامت، از اين رو «يوم الفصل» ناميده شده كه در آن روز، ميان خلايق جدايى خواهد افتاد و حق از باطل تميز داده شده و مورد داورى قرار خواهد گرفت.

2 - جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل ، از مهم ترين خصيصه روز قيامت

هذا يوم الفصل

توصيف روز قيامت به «يوم الفصل» در سلسله آيات مربوط به حوادث قبل و بعد از برپايى قيامت، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 17 - 1،6

1 - قيامت روز داورى بين مردم و رفع اختلافات آنان

يوم الفصل

«فصل»; يعنى، جداسازى دو چيز از يكديگر به گونه اى كه ميان آن دو فاصله افتد. اطلاق اين كلمه بر روز قيامت، به اعتبار روشن شدن حق از باطل و يا پايان دادن به اختلاف مردم و قضاوت در ميان آنان است. (مفردات راغب)

6 - صحنه داورى در قيامت ، تهديدى گريزناپذير براى منكران معاد و شبهه افكنان در حقانيّت آن

عمّ يتساءلون . .. إنّ يوم الفصل كان ميقتًا

719- قطع اسباب در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 8

8 - در قيامت تمامى سبب ها و وسايل پيوند و دوستى ميان سران شرك و پيروانشان از ميان خواهد رفت .

و تقطعت بهم الأسباب

برداشت فوق بر اين اساس است كه: مقصود از «الأسباب» مايه هاى پيوند ميان سران و پيروان باشد.

720- قطع دوستى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 14 - 2

2 - قيامت ، روز پايان دوستى ها و پيوند هاى غير الهى است .

و يوم تقوم الساعة يومئذ يتفرّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 16

16 - نابود شدن دوستى ها و پيوند هاى ظالمان با يكديگر در قيامت

و الظلمون ما لهم من ولىّ و لانصير

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «ولىّ» و «نصير»، دوست و ياور دنيايى ظالمان باشد كه در آخرت آن دوستى ها و يارى ها وجود نخواهد داشت.

721- قطع روابط خويشاوندى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 101 - 3

3 - گسستن روابط خويشاوندى ميان انسان ها ، در روز رستاخيز

فإذا نفخ فى الصور فلاأنساب بينهم يومئذ

722- قطع روابط در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 8

8 - در قيامت تمامى سبب ها و وسايل پيوند و دوستى ميان سران شرك و پيروانشان از ميان خواهد رفت .

و تقطعت بهم الأسباب

برداشت فوق بر اين اساس است كه: مقصود از «الأسباب» مايه هاى پيوند ميان سران و پيروان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 12

12- خداوند ، در قيامت ، بين مشركان و معبودان شان وادى هلاكت بارى را قرار خواهد داد و هرگونه ارتباط ميان آنها را ناممكن خواهد ساخت .

و جعلنا بينهم موبقًا

«وبوق» به معناى «هلاك شدن» است و «موبق» اسم مكان به معناى «مكان هلاكت» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 4

4نزديكى ها و جدايى ها در صحنه قيامت ، بر اساسا سنخيت هاى فكرى و عملى خواهد بود .

لنحشرنّهم والشيطين ثمّ لنحضرنّهم

پيوستن منكران معاد به صف شياطين در قيامت، به جهت سنخيتى است كه در اين از نظر فكرى و عملى، در بين اين دو طائفه به وجود آمده است. ذكر شياطين در اين آيه، براى بيان همين سنخيت و نتيجه اى است كه از آن در صحنه قيامت بروز مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 19

19- پوچى و بى اثرى امكانات دنيايى ، موقعيت هاى اجتماعى و گروه بندى ها ، در هنگام نزول عذاب و يا فرارسيدن مرگ و قيامت

فسيعلمون من هو شرّ مكانًا و أضعف جندًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 101 - 5،6

5 - بى پناهى و تنهايى شديد انسان ها در عرصه قيامت ، على رغم حضور در جمع

فلاأنساب بينهم يومئذ و لايتساءلون

6 - نسب ها و تفاخر به نياكان ، امرى اعتبارى و فاقد كمترين اثر در قيامت

فإذا نفخ فى الصور فلاأنساب بينهم يومئذ

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «فلاأنساب بينهم. ..» به تقدير «لاأنساب بينهم يتفاخرون بها» باشد; يعنى، در آن روز نسبى نيست تا به آن تفاخر كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 88 - 2

2 - قطع رابطه انسان با عوامل مادى تأثيرگذار در دنيا ، به روز رستاخيز

يوم لاينفع مال و لابنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 14 - 2

2 - قيامت ، روز پايان دوستى ها و پيوند هاى غير الهى است .

و يوم تقوم الساعة يومئذ يتفرّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 18 - 6

6 - روابط فاميلى و عاطفى ، هيچ تأثيرى در سرنوشت انسان در روز رستاخيز ندارد .

و إن تدع مثقلة إلى حملها لايحمل منه شىء و لو كان ذاقربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 16

16 - نابود شدن دوستى ها و پيوند هاى ظالمان با يكديگر در قيامت

و الظلمون ما لهم من ولىّ و لانصير

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «ولىّ» و «نصير»، دوست و ياور دنيايى ظالمان باشد كه در آخرت آن دوستى ها و يارى ها وجود نخواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 41 - 1

1- قيامت صحنه گسستگى و بى تأثيرى دوستى ها ، پيوند ها ، حمايت ها و ديگر روابط دنيايى

يوم لايغنى مولًى عن مولًى شي-ًا و لا هم ينصرون

«مولى» در لغت، از ماده «ولاء» به معناى ارتباط و پيوند دو چيز با يكديگر است و در مصاديق مختلفى; همچون دوست، سرور، خدمت گزار، بنده، مالك و. .. به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 3 - 6

6 - قيامت روز گسسته شدن پيوند ها و جدايى خويشاوندان و فرزندان از والدين

لن تنفعكم . .. يوم القيمة يفصل بينكم

723- قطع عذر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 4

4 - اقدام خداوند به بستن راه هرگونه عذر و بهانه بر روى اهل شرك ، با برگزيدن افراد خبره آن جوامع جهت پاسخ گويى به سؤالات خود در قيامت

و نزعنا من كلّ أُمّة شهيدًا

برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند به جاى اين كه مستقيماً از مردم مطالبه دليل كند، افراد خبره اى را از ميان آنان بيرون مى آورد و در حضور آن جوامع، از آن افراد مى خواهد كه برهان خود را براى شرك بيان كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 5

5 - عذر ها و حجت هاى مجرمان و تبهكاران ، در روز قيامت ، قطع مى شود .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون

گفته شده كه معناى «إبلاس»، سكوت و قطع شدن حجت است (مفردات راغب).

724- قطع علايق در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 8

8 - در قيامت تمامى سبب ها و وسايل پيوند و دوستى ميان سران شرك و پيروانشان از ميان خواهد رفت .

و تقطعت بهم الأسباب

برداشت فوق بر اين اساس است كه: مقصود از «الأسباب» مايه هاى پيوند ميان سران و پيروان باشد.

725- قوم ابراهيم در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 10،12،13،15

10 - در قيامت ، قوم ابراهيم - به رغم دوستى در دنيا- از هم برائت مى جويند .

ثمّ يوم القيمة يكفر بعضكم ببعض

«يكفر» در اين آيه، احتمال دارد به معناى رايج آن، يعنى «كفر ورزيدن» باشد، و احتمال هم دارد به معناى «بى زارى جستن» باشد. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

12 - قوم ابراهيم ، در قيامت ، معبودان خود را مورد انكار و كفر قرار مى دهند .

ثمّ يوم القيمة يكفر بعضكم ببعض

برداشت بالا بنابراين اساس است كه «يكفر» به همان معناى رايج اش بوده و مفعول آن «ببعض» باشد كه مراد از آن معبودان مشركان است.

13 - قوم ابراهيم ، در قيامت همديگر را لعن مى كنند .

ثمّ يوم القيمة . .. و يلعن بعضكم بعضًا

15 - حضرت ابراهيم ( ع ) وضعيت قوم اش را در قيامت ، براى آنان تشريح كرد .

و قال إنّما . .. ثمّ يوم القيمة يكفر بعضكم ببعض و يلعن بعضكم بعضًاو مأويكم الن

726- قيامت در اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 7

7 - اعتقاد به قيامت اصلى مسلم در همه اديان الهى است.

رسل منكم . .. ينذرونكم لقاء يومكم هذا

727- قيامت در جمعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 8

8- « قال الصدوق روى : . . . و تقوم القيامة فى يوم الجمعة . . . قال الله عزوجل : « ذلك يوم مجموع له الناس و ذلك يوم مشهود » ;

صدوق گويد: روايت شده است كه . .. قيامت در روز جمعه برپا مى شود ... و خداى عزوجل فرمود: ذلك يوم مجموع ...».

728- كارگزاران خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 4

4 - جهنم ، مقهور كارگزاران صحنه قيامت و عرضه آن بر اهل محشر بر عهده آنان است .

و جاْىء

مجهول آوردن فعل «جىء»، بر وجود مأمور براى آوردن جهنم دلالت دارد.

729- كارگزاران خدا و مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 5

5 - يادآورى مواضع انكارآميز تكذيب كنندگان قيامت از سوى مأموران الهى ، به هنگام مواجهه آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

730- كارگزاران قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 49 - 9

9 - اصحاب اعراف داراى مرتبه اى والا در پيشگاه خداوند و از كارگزاران صحنه قيامت هستند .

قالوا . .. ادخلوا الجنة لا خوف عليكم و لا أنتم تحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 18 - 13

13- گواهان اعمال ، از كارگزاران صحنه قيامتند .

و يقول الأشهد . .. ألا لعنة الله على الظلمين

731- كافران به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 8 - 1

1- كافران به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قيامت ، مستحق عذاب دنيوى اندو به آن تهديد شده اند .

و لئن أخّرنا عنهم العذاب

جمله «ما يحبسه» (چه چيز مانع نزول آن عذاب است؟) مى رساند كه مراد از «العذاب» عذاب دنيوى است و نيز حكايت از اين دارد كه كفرپيشگان ، به آن عذاب تهديد شده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 5 - 5

5 - موضع گيرى ناباورانه مشركان صدراسلام ، درباره وعده قيامت

إنّما توعدون لصادق

732- كافران پيرو در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 6،7،8،12

6- درگيرى لفظى عوام كفار با رهبران مستكبر خود در قيامت

فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

7- كافرانِ پيرو ، در قيامت با اعتراف به پيروى كوركورانه از رهبران خويش ، آنان را مسؤول بدفرجامى خود معرفى خواهند كرد .

فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

8- كافرانِ پيرو از رهبران مستكبر خويش ، در قيامت درخواست مى كنند كه در صورت امكان ، اندكى از عذاب خدا را از آنان بكاهند .

فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

تنوين «شىء» تنوين تنكير و براى كم بودن است.

12- عذاب كافرانِ پيرو در قيامت به قدرى شديد است كه آنان را به دريوزگى مى كشاند .

فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 1،2

1- پس از درگيرى لفظى رهبران مستكبر با پيروان خود در قيامت ، آنان با شيطان به منازعه مى پردازند .

فقال الضعفؤا للذين استكبروا . .. قالوا ... و قال الشيطن لمّا قضى الأمر

ذكر قصه شيطان و سخنان وى در قيامت با جهنّميان، پس از گفت و گوهاى رهبران مستكبر و پيروانشان، نشان دهنده ادامه ماجراى مستكبران و پيروان آنها با شيطان است.

2- رهبران مستكبر و پيروانشان ، سرانجام در قيامت شيطان را مسبب اصلى گمراهى خويش قلمداد مى كنند .

فقال الضعفؤا للذين استكبروا . .. قالوا ... و قال الشيطن لمّا قضى الأمر إنّ الل

ذكر سخنان شيطان در قيامت خطاب به گمراهان، پس از ذكر جريان مستكبران و پيروانشان، احتمال دارد از اين جهت باشد كه آنان گمراهى خويش را به شيطان نسبت مى دهند و او درصدد پاسخ گويى برمى آيد.

733- كافران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 12،13،15،17

12 - جايگاه بلند مؤمنان تقوا پيشه نسبت به كافران ، در روز قيامت

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

13 - قيامت ، روز ظهور برترى تقواپيشگان بر كافران و روز ظهور ارزش هاى حقيقى

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

چون برترى مؤمنان تقواپيشه در دنيا نيز حتمى است ; بنابراين «يوم القيمة»، ظرف ظهور اين برترى خواهد بود.

15 - جايگاه پست دنياپرستان و كافران در آخرت

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

17 - وعده الهى به مؤمنان نسبت به برترى آنان در قيامت ، عامل تسلّى و مقاومت آنان در برابر استهزاى كافران

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

به نظر مى رسد جمله «و الذين اتّقوا . ..»، پس از عنوان كردن تمسخر تقواپيشگان از سوى كافران، به منظور تسلّى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 91 - 1،5،6

1 - كسى كه در حال كفر بميرد ، اگر به اندازه تمامى زمين براى رهايى خود طلا فديه دهد ، پذيرفته نخواهد شد .

انّ الذين كفروا . .. و لو افتدى به

5 - ايمان ، ارزشى فراتر از سنجش و مقايسه با تمامى ماديات

انّ الذين كفروا . .. فلن يقبل من احدهم مِلءُ الارض ذهباً

6 - كافران ، محروم از هر گونه يار و ياور در قيامت

و ما لهم من ناصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 9

9 - در قيامت ، راه نجاتى براى كافران به قرآن وجود نخواهد داشت .

ءامنوا بما أنزلت . .. واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس

هدف از توصيف قيامت به اينكه: فديه و عوضى گرفته نمى شود و . ..، مأيوس كردن مستحقان عذاب است از اينكه مبادا راه نجاتى براى خود - جز ايمان و ... - توهم كرده و به اعتبار آن دلخوش باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 9

9 - خداوند در قيامت نظر رحمتى بر كفرپيشگان و كتمان كنندگان حقايق دينى ، نخواهد داشت .

و لاهم ينظرون

در برداشت فوق فعل مجهول «ينظرون» از (نظر) به معناى رؤيت گرفته شده است. بر اين مبنا «ولاهم ينظرون»; يعنى، نظر رحمتى به آنان نخواهد شد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 57 - 3

3 - در قيامت ، كافران از اعمال صالح خويش ، بهره اى نمى برند .

و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات فيوفيهم اجورهم

چون پاداش الهى مشروط به توأم بودن ايمان و عمل صالح است، بنابراين عمل صالح بدون ايمان، پاداش الهى را در پى نخواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 41 - 4

4 - رسوايى و وخامت حال بخيلان ، رياكاران و كافران به خدا و قيامت در صحنه قيامت

الذين يبخلون . .. فكيف اذا جئنا من كل امّة بشهيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 42 - 1،2،3،8،11

1 - نيستى و نابودى ، آرزوى كافران و عصيانگران بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قيامت

يومئذ يودّ الذين كفروا و عصوا الرسول لو تسوّى بهم الارض

«لو» در «لو تسوّى» به معناى ليت (اى كاش) است، و جمله «لو تسوّى . .. » كنايه از هيچ و پوچ شدن است.

2 - شرمسارى و رسوايى بى اندازه كافران به خدا و منكران معاد در قيامت

ماذا عليهم لو امنوا . .. يومئذ يودّ الذين كفروا ... لو تسوّى بهم الارض

به دليل آيات گذشته، مراد از كفر، كفر به خدا و معاد است.

3 - صحنه شهادت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قيامت ، موجب شرم و تأسف بى اندازه كافران

و جئنا بك على هؤلاء شهيداً. يومئذ يودّ الذين كفروا ... لو تسوّى بهم الارض

«يومئذ» متعلق به «شهيداً» است. يعنى آن روز كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اعمال گواهى دهد.

8 - پشيمانى و تأسف شديد كافران در قيامت از كتمان كردن حقايق در دنيا

يومئذ يودّ الذين كفروا و عصوا الرسول . .. و لا يكتمون اللّه حديثاً

بنابر اينكه «لا يكتمون» عطف بر جمله «تسوّى» باشد.

11 - شرمسارى و پشيمانى كافران در قيامت ، از كتمان حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و عصوا الرسول . .. و لا يكتمون اللّه حديثاً

مصداق مورد نظر از كتمان حديث در آيه شريفه، به دليل «كفروا و عصوا الرسول»، كتمان حقّانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 17

17 - كافران ، در قيامت هيچ سلطه و يا حجتى عليه مؤمنان نخواهند داشت .

فاللّه يحكم بينكم يوم القيمة و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

برخى از مفسران به قرينه «فاللّه يحكم بينكم يوم القيمة»، معتقدند كه نفى هرگونه سلطه از سوى كافران بر مؤمنان، مربوط به روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 169 - 1

1 - خداوند در قيامت كافران ظالم را جز به راه جهنم هدايت نخواهد كرد .

و لاليهديهم طريقاً. الا طريق جهنم

در برداشت فوق ظرف و زمان هدايت در جمله «و لاليهديهم . ..» روز قيامت گرفته شده است ; يعنى خداوند در آن روز كافران را تنها به سوى جهنم رهنمون خواهد ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 8

8 - كافران با مشاهده مقام و جايگاه مؤمنان در قيامت به آن حسرت مى خورند.

يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 7،8

7 - وعده دروغين برخى كفار مبنى بر اصلاح خويش و تكذيب نكردن آيات الهى در صورت بازگشت به دنيا

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب . .. و إنهم لكذبون

8 - كافران تكذيب كننده آيات الهى حتى در صورت بازگشت به دنيا ايمان نمى آورند.

فقالوا يليتنا نرد . .. و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 11

11 - كافران در قيامت براى اثبات گفته هاى خويش مكرر سوگند مى خورند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين . .. قالوا بلى و ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 135 - 4

4 - كافران در روز قيامت در خواهند يافت كه فرجام نيك از آن مؤمنان است.

فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 1

1 - خداوند در روز قيامت كافران را فرمان مى دهد تا در آتش درآيند و به جمع دوزخيان بپيوندند.

قال ادخلوا فى أمم . .. فى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 4

4 - پيروان شرك و كفر، در قيامت، خواهند فهميد كه گناهى كمتر از سرانشان بر دوش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

چون جمله «فما كان . ..» نتيجه پاسخ خداوند است كه فرمود «لكل ضعف و لكن ...» معلوم مى شود هر دو گروه (سران و پيروان) از آن جمله مى فهمند كه به گناهى همسان گرفتار هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 1،4

1 - احزاب كفرپيشه و مستكبر داراى علامت و نشانهايى مخصوص به خود در قيامت

و نادى اصحب الاعراف رجالا يعرفونهم بسيمهم

4 - اصحاب اعراف با به رخ كشيدن بى ثمرى امكانات مادى و قدرت هاى دنيوى كافران ، آنان را ناكام خوانده و شماتت مى كنند .

قالوا ما أغنى عنكم جمعكم و ما كنتم تستكبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 7

7 - خداوند در روز قيامت كافران منكر قيامت را به فراموشى خواهد سپرد و اعتنايى به آنان نخواهد كرد .

فاليوم ننسيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 11،13

11 - كافران به قرآن ، در قيامت ، انديشه ها و باور هاى خودبافته و مخالف تعاليم دين را سرابى بر باد رفته خواهند ديد .

ضل عنهم ما كانوا يفترون

13 - كافران در قيامت هيچ اثرى از معبودان دروغين خويش نخواهند يافت .

و ضل عنهم ما كانوا يفترون

با توجه به زمان نزول قرآن كه مخالفان اسلام مشركان و بت پرستان بودند و آنان معبودان دروغين خويش را منشأ اثر در سرنوشت انسانها مى پنداشتند، مى توان گفت از مصاديق مورد نظر براى «ما كانوا يفترون» معبودان ساختگى و دروغين كفرپيشگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 7

7- مشركان و كافران ، در روز قيامت حاضرند در صورت دارا بودن حتى دو برابر ثروت زمين ، آن را براى رهيدن از عذاب فديه دهند .

والذين لم يستجيبوا له لو أن لهم ما فى الأرض جميعًا و مثله معه لافتدوا به

«إفتداء» (مصدر افتدوا) به معناى بخشيدن چيزى است براى رها شدن و خلاصى يافتن از اسارت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 2

2- همه كافران به صورت دسته جمعى در پيشگاه خداوند حضور خواهند يافت .

و برزوا لله جميعًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مرجع ضمير «برزوا» كافرانى باشد كه در آيات قبل از آنان بحث شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 17

17- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « ليحملوا اوزارهم كاملة يوم القيامة » يعنى ليستكملوا الكفر يوم القيامة « و من اوزار الذين يضلّونهم بغير علم » يعنى كفر الذين يتولّونهم ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه در باره قول خدا «ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيامة» فرمود: مقصود اين است كه كفر خود را در قيامت كامل كنند و درباره «و من اوزار الذين يضلّونهم بغير علم» فرمود: مقصود اين است كه كفر پيروان خويش را [بر دوش بگيرند]. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 10

10- برخورداران از علم در روز قيامت ، ذلت كافران را در آن روز ، به آنان اعلام خواهند نمود .

قال الذين أُوتوا العلم إن الخزى اليوم و السوء على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 19

19- كافران در قيامت ، در دفاع از خود به دروغ گويى خواهند پرداخت .

ما كنّا نعمل من سوء بلى إن الله عليم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 84 - 12

12- كافران در روز قيامت ، هيچ راهى براى جلب رضايت خداوند نمى يابند .

ثمّ لايؤذن للذين كفروا و لا هم يستعتبون

«إستيعاب» (مصدر يستعتبون) به معناى درخواست از بدى كننده براى بازگشت از بدكارى و جلب رضايت كسى كه به او بدى شده است، مى باشد. بنابراين معناى جمله «و لا هم يستعتبون» چنين خواهد بود: از آنان نخواهند كه عذرخواهى كنند و يا كارى كنند كه خدا از ايشان راضى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 87 - 9

9- آخرت ، زمان بازگردانده شدن ستم گران و كافران و افراد ناصالح به پيش گاه خداوند و حساب رسى كردار آنها است .

ثمّ يردّ إلى ربّه فيعذّبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 100 - 1،2

1- خداوند ، جهنم را در صحنه قيامت بر كافران عرضه خواهد كرد .

و عرضنا جهنّم يومئذ للكفرين عرضًا

2- عرضه جهنم بر كافران در قيامت ، براى آنان صحنه اى دشوار و دهشت زا است .

و عرضنا جهنّم يومئذ للكفرين عرضًا

«عرضاً» علاوه بر تأكيد سخن - به دليل نكره بودن - بر عظمت كار نيز دلالت دارد و عظمت عرضه جهنم، به هول انگيز بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 9

9- كافران ، به رغم كار و تلاش در دنيا ، در روز قيامت و ملاقات پروردگار ، تهيدست و بى توشه اند .

الذين كفروا . .. فحبطت أعملهم فلانقيم لهم يوم القيمة وزنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 1

1- كافران در قيامت و به هنگام حضور در پيشگاه خداوند ، شنوايى و بينايى اعجاب برانگيزى برخوردار خواهند بود .

أسمع بهم و أبصر يوم يأتوننا

«أسمع بهم» و «أبصر» صيغه هاى تعجب هستند، يعنى چقدر شنوا و بينا هستند!؟.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 1

1- كافران ، در روز رستاخيز در احاطه آتشى فراگير بوده و از دفع آن از چهره و قفاى خود ناتوان خواهند بود .

لو يعلم الذين كفروا حين لايكفّون عن وجوههم النار و لا عن ظهورهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 1

1- كافران ، در روز رستاخيز به طور ناگهانى با آتش فراگير روبه رو خواهند شد .

لايكفّون عن وجوههم النار . .. بل تأتيهم بغتة

«بغت» به معناى امر ناگهانى و به دور از محاسبه و پيش بينى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 4،6،8،11

4- خيرگى و بهت زدگى كافران هنگام برپايى قيامت

و اقترب الوعد الحقّ فإذا هى شخصة أبصر الذين كفروا

«شخوص» به معناى دوختن چشم به يك شىء، بدون تحرك است غالباً چنين حالتى براى افراد مبهوت پيش مى آيد.

6- قيامت ، حادثه اى وحشت زا و دهشت آفرين براى كافران

و اقترب الوعد الحقّ فإذا هى شخصة أبصر الذين كفروا

خيره شدن ديدگان كافران و بهت زدگى آنان، ناشى از حوادث هولناك و دهشت آفرين قيامت است.

8- اظهار حسرت كافران در قيامت ، به خاطر غفلت عميق و پيوسته خويش از روز قيامت

يويلنا قد كنّا فى غفلة من هذا

برداشت ياد شده از آمدن «فى» - كه براى ظرفيت است - استفاده مى شود. بدين صورت كه غفلت، ظرف و انسانِ غافل، مظروف قرار گرفته است و اين حكايت از غوطهور شدن و فرورفتن در عمق غفلت دارد.

11- اعتراف كافران در قيامت ، به ظلم و ستم پيشگى خويش در دنيا

بل كنّا ظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 11،12

11 - كافران ، در روز رستاخيز به جاى نيل به ثمره اعمال نيك خويش ، با خدا و كيفر او مواجه خواهند شد .

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة . .. حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا و وجد اللّه ع

12 - كافران ، به هنگام اطلاع از پوچى اعمالشان در قيامت ، به حقانيت خداوند پى خواهند برد .

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 26 - 5

5 - قيامت ، روزى سخت و ناگوار بر كافران

و كان يومًا على الكفرين عسيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 1،7،8

1 - كافرانى كه در اغواى مسلمانان فعال بودند ، علاوه بر گناه خود ، گناهان فريب خوردگان شان را نيز در قيامت ، بر دوش خواهند كشيد .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم و أثقالاً مع أثقالهم

7 - بازخواست كافران ، در قيامت ، به خاطر تلاش همواره آنان در افترا زدن است .

و ليسئلنّ يوم القيمة عمّا كانوا يفترون

8 - بازخواست كافران ، در قيامت ، بازخواستى ناخواسته و همراه با بى اعتنايى است .

و ليسئلنّ يوم القيمة عمّا كانوا يفترون

مجهول آورده شدن فعل «يُسئلنّ» - كه ضمير نايب فاعلى آن، به «كافران» باز مى گردد - حكايت از حقيقت ياد شده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 14 - 3

3 - صفوف مؤمنان ، در روز قيامت ، از صف كافران جدا مى شود .

و يوم تقوم الساعة يومئذ يتفرّقون

در صورتى كه مرجع ضمير «يتفرّقون» واژه «الخلق» - در آيه يازده - باشد و به قرينه دو آيه بعد - كه درباره وضعيت مؤمنان و كافران است - نكته ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 12

12 - روز قيامت ، روز تفكيك شدن كامل انسان هاى مؤمن از انسان هاى كافر است .

يومئذ يصّدّعون

احتمال دارد مراد از تفكيك شدن و جدايى در روز قيامت، تفكيك صفوف اهل بهشت از صفوف كسانى كه اهل جهنم اند باشد. آيه بعد، مؤيد اين برداشت است

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 44 - 2،8

2 - پيامد هاى ناگوار كفر كافران ، در قيامت تنها ، متوجّه خود آنان است .

يومئذ يصّدّعون . من كفر فعليه كفره

8 - در قيامت ، صفوف كافران و مؤمنان ، از هم جدا مى شود .

يومئذ يصّدّعون . من كفر فعليه كفره و من عمل صلحًا ... يمهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 5،8،11

5 - كافران ، زنده شدن خود را در قيامت ، معلول فاصله زياد نداشتن مرگ شان تاروز قيامت مى دانند . *

و يوم . .. يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة

احتمال دارد قسم خوردن كافران بر طولانى نبودن حضورشان در برزخ و نيز جواب صاحبان علم و ايمان به آنان، براى طولانى بودن آن مدت، به خاطر ذكر اين نكته باشد كه كافران، با چنين ادعايى، در پى اثبات اين امر باشند كه بدن شان، هنوز آمادگى حيات داشته است.

8 - كافران ، در قيامت بهانه مى آورند كه در دنيا ، فرصت لازم را براى ايمان آوردن نداشته اند . *

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه مكانى كه كافران مجرم، از آن سخن مى گويند، دنيا باشد و مرادشان از بيان چنين نكته اى، با ذكر قسم، به قرينه آيه پنجاه و هفت «فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم» عذرخواهى و يا بهانه تراشى باشد.

11 - كافران ، در قيامت ، دروغ پردازى مى كنند .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا . .. كذلك كانوا يؤفكون

از جمله معناهاى «إفك»، انصراف از راستى در گفتار به دروغ گويى است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 1،9

1 - برخورداران از علم و ايمان ، در قيامت ، در مقابل اِعلام نظر كافران درباره درنگ كوتاه مدت شان در برزخ ، اظهار مى دارند كه درنگ شان ، از روز مرگ تا برپايى قيامت بوده است .

و يوم تقوم الساعة . .. ما لبثوا غير ساعة ... و قال الذين أوتوا العلم ... لقد لبث

9 - كافران ، در قيامت ، از سوى مؤمنان عالِم ، سرزنش مى شوند .

و قال الذين أوتوا العلم . .. فهذا يوم البعث

«فاء» در «فهذا» فصيحه است و دلالت بر جمله اى مقدر مى كند كه مى تواند چنين باشد: «اگر شما، منكر قيامت بوديد، اين هم قيامت!». «هذا» در اين بيان - طبق گفته مفسران - براى توبيخ و سرزنش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 12،13

12 - مجازات كافران و بدكاران در قيامت ، همراه با آگاه شدن از جرم شان است .

إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا

13 - كافران ، از تمامى اَعمال دنيوى خويش ، در قيامت ، از سوى خداوند آگاه مى شوند .

إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 24 - 7

7 - كافران در قيامت ، وادار مى شوند كه در عذابى سخت ، وارد شوند .

نمتّعهم قليلاً ثمّ نضطرّهم إلى عذاب غليظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 29 - 3،7

3 - ايمان كافران ، در قيامت ، ايمانى بى حاصل و غير سودمند به حال آنان است .

يوم الفتح لاينفع الذين كفروا إيمنهم

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه مراد از «يوم الفتح» روز قيامت است.

7 - كافران در قيامت ، براى انجام دادن هيچ كارى ، فرصت نخواهند داشت .

يوم الفتح . .. و لا هم ينظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 66 - 1،2

1 - در روز بى يار و ياورى كافران ، صورت هاى آنان ، در آتش از اين رو به آن رو ، چرخانده مى شود ، تا خوب بسوزد .

لايجدون وليًّا . .. يوم تقلّب وجوههم فى النار

بنابراين كه «يوم» ظرف براى «لايجدون»باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

2 - در روز قيامت ، صورت هاى كافران ، در آتش ، بر اثر شدت حرارت ، منقلب شده ، به رنگ هاى گوناگون در مى آيد .

يوم تقلّب وجوههم

احتمال دارد كه «تقلّب» به معناى «از اين رو به آن رو شدن» باشد و احتمال دارد كه به معناى « تحوّل و تغيير حالت كيفى» باشد كه گاهى سياه و گاهى زرد و . .. مى شود. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 67 - 6

6 - كافران ، با مشاهده عذاب الهى ، در قيامت ، به درگاه خداوند ، اظهار تضرّع مى كنند .

و قالوا ربّنا

اقرار به ربوبيت خداوند با واژه «ربّنا» براى اظهار تضرّع است. لازم به ذكر است كه اين گفته، به قرينه ماضى آورده شدن «قالوا» در كنار «يقولون» احتمال دارد مربوط به زمانى باشد كه كافران، هنوز وارد آتش نشده اند و تنها، آن را مشاهده مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 68 - 2،3

2 - كافرانِ پيرو در قيامت ، به ربوبيت خداوند اعتراف مى كنند .

و قالوا . .. ربّنا

3 - كافران در قيامت ، در مى يابند كه منشأ عذاب ، خداوند است .

ربّنا ءاتهم ضعفين من العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 13

13 - كافران به قرآن ، در قيامت مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 17

17 - اظهار پشيمانى مستكبران و مستضعفان كافر در قيامت ، با مشاهده عذاب

و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب

«أسرّ» از لغت هايى است كه معناى متضاد دارد (مفردات راغب) و به معناى آشكار كردن و پنهان كردن است كه آنان پشيمانى خود را اظهار خواهند كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 2،3،4

2 - وضعيت كافران در روز رستاخيز ، بسيار تأسف بار و حسرت آور خواهد بود .

قالوا يويلنا

3 - وضعيت كافران در قيامت ، آن چنان وخيم و تأسف بار خواهد بود كه عالم قبر و برزخ را براى خود استراحت گاه خواهند دانست .

قالوا يويلنا من بعثنا من مرقدنا

«مرقد» اسم مكان از «رقاد» (خواب) به معناى خواب گاه است. تعبير كافران از قبرها به خوابگاه، مى تواند به اين جهت باشد كه آنان، وضعيت خود را در قيامت آن چنان سخت مى بينند كه عالم برزخ و قبر را در مقايسه با آن، خوابگاه و محل استراحت خويش مى خوانند.

4 - كافران در قيامت ، از زنده شدن و بيرون آمدن شان از قبر ها ، بسيار شگفت زده خواهند شد .

قالوا يويلنا من بعثنا من مرقدنا

برداشت ياد شده از آن جا است كه استفهام (من) در آيه شريفه، براى تعجب استعمال شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 63 - 1

1 - جهنم ، در روز رستاخيز از نزديك به كافران و مجرمان نشان داده خواهد شد .

هذه جهنّم الّتى كنتم توعدون

«هذه» - كه به شىء نزديك اشاره دارد - مى رساند كه جهنم در نزديكى كافران و مجرمان قرار داشته و به آنان نشان داده خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 65 - 1،2

1 - در قيامت بر دهان كافران مهر زده شده و آنان از هرگونه سخن گفتن ناتوان خواهند شد .

اليوم نختم على أفوههم

مقصود از مهر خوردن دهان كافران، ناتوان شدن آنان از هر گونه سخن گفتن است.

2 - كافران در قيامت ، از هرگونه دفاع از خود در برابر محكوميتشان به دوزخ ، ناتوان خواهند بود .

هذه جهنّم الّتى كنتم توعدون . .. اليوم نختم على أفوههم

مهر خوردن دهان كافران، به قرينه آيه قبل - كه سخن از محكوميت آنان به دوزخى شدن بود - مى تواند كنايه از ناتوانى آنان در دفاع از خود، در برابر دوزخى شدن خويش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 27 - 10

10 - كافران ، در ناگوارترين وضعيت و محكوم به آتش دوزخ در روز رستاخيز

فويل للذين كفروا من النار

كلمه «ويل» دلالت بر شدت بدى احوال مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 3

3 - مشركان و كافران در عرصه قيامت ، سرمايه عمر خود را تباه شده مى بينند و خويش را از حمايت خانواده شان ، محروم مى يابند .

قل إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

مقصود از «أنفس» سرمايه هاى عمر و مراد از «أهل» خانواده مى باشد. بر اين اساس خسارت نفس، به معناى تباه ساختن و بهره كافى نگرفتن از سرمايه عمر است. خسارت اهل نيز به معناى از كف دادن حمايت خانواده و بهره نجستن از آنان مى باشد. گفتنى است برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مخاطبان آيه شريفه كافران و مشركان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 57 - 1،3

1 - ظهور ارزش تقوا و نقش هدايت الهى ( قرآن ) ، هنگام عذاب و در قيامت براى كافران و گنه كاران

أو تقول لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

3 - غبطه و حسرت كافران و گنه كاران ، به حال تقواپيشگان در قيامت

أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 5،6

5 - ظهور ارزش احسان ، براى كافران و گنه كاران در قيامت

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

6 - غبطه و حسرت كافران و گنه كاران به حال محسنان در قيامت

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 3،19

3 - وجود فاصله ميان موقف كافران ، در محشر و دوزخ

و سيق الذين كفروا إلى جهنّم زمرًا

«سوق» (مصدر «سيق») به معناى راندن و تحريك كردن به رفتن است. آمدن اين واژه با حرف «إلى»، نشانگر وجود مسيرى براى سوق دادن و راندن دوزخيان به سوى مقصدى است.

19 - عذاب شدن كافران در قيامت ، امرى قطعى و سنت تغييرناپذير الهى است .

و لكن حقّت كلمة العذاب على الكفرين

«حَقَّ» به معناى «ثَبَتَ» و «وَجَبَ» (ثابت و واجب شد) است و «كلمة» در آيه شريفه به معناى وعده و يا فرمان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 6 - 1

1 - عذاب شدن كافران در قيامت ، امرى قطعى و سنت تغييرناپذير الهى

و كذلك حقّت كلمت ربّك على الذين كفروا

«حق»; يعنى، «ثَبَتَ» و «وَجَبَ» (ثابت و واجب شد) است. و مراد از كلمه در «كلمة ربّك» وعده فرمان عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 3

3 - عذرخواهى كافران و مشركان ستيزه جو در قيامت ، پذيرفته نشده و سودى به حال آنان نخواهد داشت .

يوم لاينفع الظلمين معذرتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 71 - 1،2،3

1 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، در روز قيامت غل به گردن خواهند داشت .

الذين يجدلون . .. إذ الأغلل فى أعنقهم

2 - كافران حق ستيز و ستيزه جو در قيامت ، با زنجير بر روى زمين كشان كشان برده مى شوند .

و السلسل يسحبون

«سلسلة» (مفرد «سلاسل») به معناى حلقه اى منظم از نظر طول است; يعنى، زنجير. «سحب» (مصدر «يسحبون») به معناى كشاندن چيزى بر سطح زمين است.

3 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، هنگام گرفتار شدن به عذاب الهى ، به عمق بطلان راه خود و پيامد رفتارشان آگاه خواهند شد .

فسوف يعلمون . إذ الأغلل فى أعنقهم و السلسل يسحبون

برداشت ياد شده، از آن جا است كه ظرف «إذ الأغلال . ..» متعلق به «يعلمون» مى باشد. «يسحبون» نيز حال از ضمير «هم» در «فى أعناقهم» است; يعنى، به زودى مى دانند آن گاه كه غل در گردن هايشان باشد و با زنجير كشان كشان برده مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 72 - 1

1 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، در قيامت به آب داغ و پر حرارت افكنده خواهند شد .

يسحبون . فى الحميم

يكى از معانى «حميم»، آب داغ و پر حرارت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 2

2 - كشف و ظهور ربوبيت بى همتاى الهى در قيامت ، براى كافران

و قال الذين كفروا ربّنا

از اقرار كافران به ربوبيت الهى (ربّنا)، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 16

16 - آگاهى قطعى كافران به وسيله خداوند ، از مجموعه عملكرد ناشايست خويش در قيامت

فلننبّئنّ الذين كفروا بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 4

4 - امكانات مادى كافران مستكبر ، فاقد كمترين كارايى و گره گشايى براى ايشان در روز جزا

و لايغنى عنهم ما كسبوا شي-ًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 33 - 1،2

1 - آشكار گشتن زشتى هاى اعمال كافران ، براى آنان در قيامت

و بدا لهم سيّئات ما عملوا

2 - تجسّم اعمال زشت كافران ، براى آنان در قيامت

و بدا لهم سيّئات ما عملوا

اضافه «سيّئات» به «ما عملوا» ممكن است اضافه بيانيه باشد. در آن صورت مى توان گفت: آشكار گشتن اعمال به معناى تجسّم آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 34 - 2،3،6

2 - كافران ، محروم از كمترين لطف و عنايت خداوند در قيامت

و قيل اليوم ننسيكم

3 - محروميت كافران در قيامت از لطف و توجه حق ، نتيجه بى توجهى آنان به معاد است .

و قيل اليوم ننسيكم كما نسيتم لقاء يومكم هذا

برداشت بالا، بر اين مبنا است كه «كما» در «كما نسيتم» براى تعليل باشد.

6 - آتش ، تنها پناهگاه و گريزگاه كافران در قيامت

و مأويكم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 34 - 2،3،8

2- روز قيامت ، روز عرضه شدن كافران بر آتش دوزخ

و يوم يعرض الذين كفروا على النار

3- آتش جهنم ، مهياى پذيرش كافران در رستاخيز *

و يوم يعرض الذين كفروا على النار

از واژه «يعرض»، نوعى تقاضا و آمادگى، از طرف مقابل استفاده مى شود.

8- كافران ، چشنده عذاب الهى در قيامت ، پس از اقرارشان به مجرميت خويش

أليس هذا بالحقّ قالوا بلى و ربّنا قال فذوقوا العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 13

13- مجال زندگى دنيا و عالم برزخ ، درنگى كوتاه در نظر كافران حضور يافته در صحنه قيامت

كأنّهم يوم يرون ما يوعدون لم يلبثوا إلاّ ساعة من نهار

با توجه به اين كه آنچه كافران در قيامت پشت سر خود مى بينند زندگى دنيا و عالم برزخ است; «لم يلبثوا» مى تواند ناظر به هر دو باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 1 - 5

5- اعمال به ظاهر نيك كافران دين ستيز ، محكوم به پوچى و بطلان در آخرت *

الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه أضلّ أعملهم

«أضلّ» ممكن است مربوط به جهان آخرت باشد و مراد از «أعمالهم»، كردار به ظاهر نيك كافران در حيات دنيا باشد كه در آخرت حبط خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 20 - 4

4- قيامت ، روز تحقّق هشدار ها و انذار هاى الهى براى كافران و حق ستيزان

و نفخ فى الصور ذلك يوم الوعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 23 - 5

5- شيطان مسلّط بر فرد كافر ، همراه با او تا لحظه حضور در دادگاه قيامت *

و قال قرينه هذا ما لدىّ عتيد

برداشت بالا بنابر اين نكته است كه مراد از «قرين» در اين آيه «شيطان» باشد كه بر منكران معاد تسلّط دارد و آنان را - آن گونه كه مى خواهد - منحرف ساخته و تا دادگاه قيامت وى را همراهى مى كند و در آن جا به مخاصمه با او برمى خيزد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 6

6- تلاش كافران در قيامت ، براى افكندن جرم خود برعهده ديگران ( شيطان )

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

از اين كه قرين مشركان و كافران (شيطان) در مقام نفى مسؤوليت از خويش بر آمده، استفاده مى شود كه قبلاً اين اتّهام، از سوى مشركان بر وى وارد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 13 - 1

1 - قيامت ، روز گداخته شدن كافران در آتش دوزخ

يوم هم على النار يفتنون

«فتنة» در اصل به عمل گداختن طلا و نقره در آتش براى خالص شدن خوب از بد گفته مى شود. در اين جا مقصود بيان شدت عذاب كافران است و اين كه آنان چونان طلا و نقره در آتش دوزخ گداخته خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 46 - 4

4 - نبودن كمترين ياور و شفيع ، براى كافران در قيامت

و لا هم ينصرون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «يوم لايغنى. ..» نظر به قيامت داشته باشد. در اين صورت تعبير «و لا هم ينصرون» حكايت از نفى شفيع مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 6 - 4

4 - قيامت ، روز فراخوانى كافران هواپرست به فرجامى بس ناخوشايند براى ايشان

يوم يدع الداع إلى شىء نكر

«نكر» به امر سخت ناخوشايند و مشقت بار گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 7 - 1

1 - آثار ذلت و نگرانى ، نمايان در چشم كافران ، به هنگام خروج از قبر ها در رستاخيز

خشّعًا أبصرهم يخرجون من الأجداث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 8 - 3

3 - قيامت ، روزى دشوار براى كافران

يقول الكفرون هذا يوم عسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 46 - 3

3 - قيامت ، قرارگاه اصلى براى مؤاخذه و مجازات كافران

سيهزم الجمع . .. و الساعة أدهى و أمرّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 3 - 2

2 - كافران و مستكبران ، مردمى زبون و دون پايه و مؤمنان و مستضعفان انسان هايى شريف و صاحب منزلت در روز رستاخيز

إذا وقعت الواقعة . .. خافضة رافعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 6 - 5

5 - خداوند ، در روز قيامت تمامى اعمال كافران را به آنان خبر خواهد داد .

فينبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 5

5 - قيامت ، روز ظهور و بروز غبن و خسارت كافران

ذلك يوم التغابن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 7 - 3

3 - توبه كافران در قيامت پذيرفته نمى شود .

لاتعتذروا اليوم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اعتذار كافران، در حقيقت براى اظهار پشيمانى و توبه است كه پذيرفتنى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 27 - 2،3

2 - ناراحتى و اضطراب شديد كافران و منكران معاد ، در لحظه ديدن عذاب قيامت

فلمّا رأوه زلفة سيئت وجوه الذين كفروا

زشت و كريه شدن كافران، به هنگام مشاهده قيامت، بيانگر ناراحتى و اضطراب شديد آنان در آن هنگام است.

3 - سرزنش شدن كافران و منكران معاد ، به هنگام برپايى قيامت

و قيل هذا الذى كنتم به تدّعون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه عبارت «و قيل هذا الذى. ..» به انگيزه توبيخ به كافران گفته شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 3

3 - كافران و مشركان در عرصه قيامت به سجده فرا خوانده مى شوند ; ولى آنان از اين كار ناتوان اند .

و يدعون إلى السجود فلايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 1،2

1 - ظهور و بروز ذلّت و ترس ، در ديدگان كافران و مشركان در عرصه قيامت

خشعة أبصرهم

2 - ذلّت و خوارى ، تمامى وجود كافران و مشركان را در قيامت فرا مى گيرد .

ترهقهم ذلّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 25 - 2،4،5

2 - نامه اعمال كافران دوزخى در قيامت ، به دست چپ آنان داده مى شود .

و أمّا من أُوتى كتبه بشماله

از اوصاف ياد شده براى اين گروه در آيات بعدى، استفاده مى شود كه آنان كافران دوزخى و از همان گروهى اند كه در آيه 41 سوره «واقعه» از آنان به «أصحاب الشمال» ياد شده است.

4 - كافران دوزخى ، از عرضه شدن نامه اعمالشان اظهار ناخورسندى مى كنند .

فيقول يليتنى لم أُوت كتبيه

5 - ناراحتى و اندوه شديد كافران دوزخى ، از نامه اعمال و كارنامه خويش در عرصه قيامت

فيقول يليتنى لم أُوت كتبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 26 - 1،2،3

1 - كافران دوزخى ، از آگاه شدنشان نسبت به حساب و محتواى پرونده اعمال خود اظهار ناخرسندى مى كنند .

فيقول يليتنى . .. و لم أدر ما حسابيه

2 - كافران دوزخى ، پس از دريافت نامه اعمال خود ، از محتوا و حكم نهايى آن درباره خويش آگاه خواهند شد .

و لم أدر ما حسابيه

3 - حساب و نتيجه اعمال كافران دوزخى ، در نامه اعمالشان درج شده و روشن است .

و لم أدر ما حسابيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 27 - 1،2

1 - كافران دوزخى در قيامت ، از زنده شدن مجدد خود به شدت ناخرسند بوده و آرزوى مرگ مى كنند .

يليتها كانت القاضية

مرجع ضمير «ياليتها» امرى مقدر است كه از سياق آيه شريفه به دست مى آيد(مانند «الموتة»). «قاضية» نيز به معناى «قاطعة» است. بر اين اساس معنا و پيام آيه چنين مى شود: اى كاش مرگ نخستين پايان بخش حياتم مى بود و ديگر بار زنده نمى شدم!

2 - كافران دوزخى در قيامت ، داراى وضعيت و شرايطى بسيار سخت و غير قابل تحمّل

يليتها كانت القاضية

تقاضاى مرگ ابدى از سوى كسانى كه در دنيا به شدت از آن گريزان بودند، حكايت از اين حقيقت دارد كه وضعيت و شرايط قيامت، آن قدر بر كافران دوزخى سخت و غير قابل تحمل خواهد بود كه مرگ ابدى را بر آن ترجيح مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 28 - 4

4 - تأسف و حسرت شديد كافران دوزخى ، از بهره مناسب نبردن از اموال و ثروت خويش و ذخيره نكردن آن براى سعادت اخروى

ما أغنى عنّى ماليه

لحن و سياق اين آيه، مى رساند كه كافران اين سخن را، از روى تأسف و حسرت به زبان مى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 29 - 4

4 - تأسف و حسرت شديد كافران دوزخى ، از بهره مناسب نبردن از قدرت و توانمندى خويش و ذخيره نكردن آن براى سعادت اخروى

هلك عنّى سلطنيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 30 - 1،2،4

1 - فرمان دستگيرى كافران دوزخى ( صاحبان زر و زور ) در قيامت

ما أغنى عنّى ماليه . .. خذوه

2 - فرمان به غل و زنجير كشيدن كافران دوزخى ( صاحبان زر و زور ) در قيامت

فغلّوه

4 - خفّت و خوارى كافران دوزخى ( صاحبان زر و زور ) در قيامت

خذوه فغلّوه

دستگيرى و به غل و زنجير كشيدن كافران - با آن كه هيچ راه گريزى از عذاب الهى ندارد - مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 31 - 1

1 - كافران صاحب زر و زور در قيامت ، به وسيله آتش پرحرارت و شعلهور سوازنده خواهند شد .

ثمّ الجحيم صلّوه

«جحيم» (از ماده «جحمه») به معناى آتش شعلهور و پرحرارت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 32 - 1

1 - كافران صاحب زر و زور در دوزخ ، در زنجيرى بلند به طول هفتاد زراع به بند كشيده خواهند شد .

ثمّ فى سلسلة ذرعها سبعون ذراعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 35 - 1

1 - كافران صاحب زر و زور ( اصحاب الشمال ) ، محروم از حمايت نزديكان و دوستانِ دلسوز در قيامت

فليس له اليوم ههنا حميم

«حميم» به فردى مى گويند كه به انسان نزديك و دلسوز باشد. از مصاديق بارز آن خويشاوندان و دوستان صميمى و دلسوز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 50 - 1،3

1 - كافران در روز قيامت ، پشيمان از مواضع انكارآميز گذشته خويش در برابر قرآن

و إنّه لحسرة على الكفرين

3 - احساس خسارت و زيانبارى كافران در قيامت ، به سبب بهره نگرفتن از تعاليم قرآن در زندگى

و إنّه لحسرة على الكفرين

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «حسرت» به معناى اندوه براى آنچه از دست رفته است، مى باشد (لسان العرب). اين در جايى است كه انسان از آن چيز، بهره لازم نبرده و نسبت به آن احساس خسارت كرده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 17 - 5

5 - هيچ پناهگاه و راه گريزى از سختى ها و اندوه هاى روز محشر براى كافران نيست .

فكيف تتّقون إن كفرتم يومًا يجعل الولدن شيبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 10 - 1،2

1 - كافران ، به روز رستاخيز در شرايطى بسيار سخت و ناگوار بسر خواهند برد .

يوم عسير . على الكفرين

2 - لحظه اى آسودگى و راحتى براى كافران ، در قيامت نخواهد بود .

على الكفرين غير يسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 10 - 1،2

1 - كافران در روز قيامت ، در آرزوى گريختن از صحنه محشر خواهند بود .

يقول الإنسن يومئذ أين المفرّ

«مفرّ» (مصدر ميمى از «فرّ») به معناى گريختن و استفهام در «أين المفرّ» براى «تمنّى» است. مقصود از «الإنسان» - به قرينه «أيحسب الإنسان...» - كافران اند.

2 - قيامت ، روزى بس ناگوار و هولناك براى كافران

يقول الإنسن يومئذ أين المفرّ

فرار كافران، نشانه وجود صحنه هاى هولناك و شرايط دشوار در عرصه قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 11 - 1،2

1 - در عرصه قيامت ، هيچ راه فرار از نگرانى ها و سختى ها ، براى كافران وجود ندارد .

يقول الإنسن يومئذ أين المفرّ . كلاّ

2 - در عرصه قيامت ، هيچ ملجأ و پناهگاهى براى كافران نخواهد داشت .

لاوزر

«وزر» به معناى ملجأ و پناهنگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 15 - 1،3

1 - كافران در روز قيامت ، براى اعمال ناپسند خود عذر خواهند آورد .

و لو ألقى معاذيره

3 - بى نتيجه بودن توجيه و عذرتراشى انسان ها ، نسبت به رفتار خويش در قيامت

و لو ألقى معاذيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 24 - 1

1 - كافران ، داراى چهره اى گرفته و عبوس در قيامت

و وجوه يومئذ باسرة

«بسر» (مصدر «باسرة») به معناى گرفتگى چهره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 25 - 1،2

1 - علم و باور كافران به هنگام زنده شدنشان در قيامت ، به روبه رو شدن با مصيبتى بزرگ و كمرشكن

تظنّ أن يفعل بها فاقرة

«فاقرة» به معناى مصيبت بزرگ و كمرشكن است (العين). «ظنّ» به معناى گمان راجح است و گاهى نيز به جاى علم و يقين به كار مى رود. در اين آيه - مطابق نظر بيشتر مفسران - معناى اخير مراد است.

2 - كافران در قيامت ، دچار مصيبتى بزرگ و كمرشكن

تظنّ أن يفعل بها فاقرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 6

6 - گناه پيشگان و كافران ، در قيامت با سختى ها و مشكلات سنگين و طاقت فرسا روبه رو خواهند شد .

و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 5 - 3

3 - با وقوع معاد در آينده اى نزديك ، حقايق براى كافران كشف شده و اختلاف آنان درباره حوادث پس از مرگ ، برطرف خواهد شد .

الذى هم فيه مختلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 13،16،17

13 - كافران در قيامت با مشاهده كردار خويش ، عذاب خود را حتمى خواهند دانست .

عذابًا قريبًا يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه و يقول الكافر يليتنى كنت تربًا

از آن جايى كه كافران با نگاه به اعمال خويش، آرزوى خاك بودن مى كنند; مى توان پى برد كه آنان، گرفتارى به عذاب را بر خود قطعى ديده اند.

16 - كافران در قيامت ، به پستى خود و شرافت خاك بر آنان ، پى خواهند برد .

و يقول الكافر يليتنى كنت تربًا

17 - كافران در قيامت ، حيات اخروى را سرآغاز سختى ها ديده و باقى ماندن به صورت خاك را آرزو خواهند كرد .

يليتنى كنت تربًا

آرزوى خاك بودن، ممكن است به اين معنا باشد كه كاش دوباره زنده نشده بودم و به همان حالت پس از مرگ - كه خاك شده بودم - باقى مى ماندم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 40 - 6

6 - تفاوت چهره مؤمن و كافر در قيامت

وجوه . .. و وجوه

مراد از «وجوه» در اين آيه - به قرينه آخرين آيه سوره (أولئك هم الكفرة الفجرة) - چهره كافران است. در نتيجه مراد از «وجوه» در آيات پيشين، چهره مؤمنان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 42 - 1

1 - كسانى در قيامت روسياه و تيره رخسارند كه كفرپيشه و منحرف بوده و بى باكانه در گناه پيش رفته اند .

أولئك هم الكفرة الفجرة

فعل «فجر»، در مورد كسى گفته مى شود كه سر خود را پايين انداخته و بى مبالات پيش مى رود; «فجور» در اصل به معناى انحراف از حق است و در معناى تاختن به سوى كارهاى غيرمجاز نيز استعمال مى شود. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 2،4،9

2 - مؤمنان در قيامت ، همسان برخوردى كه در دنيا از كافران ديده اند ، با آنان رفتار خواهند كرد .

إنّ الذين أجرموا كانوا من الذين ءامنوا يضحكون . .. فاليوم الذين ءامنوا من الكفّا

4 - استهزا شدن از سوى مؤمنان در قيامت ، براى كافران دشوار و رنج آور خواهد بود .

فاليوم الذين ءامنوا من الكفّار يضحكون

9 - در قيامت ، مؤمنان و كافران از حال هم آگاه شده ، رفتار يكديگر را مشاهده خواهند كرد .

فاليوم الذين ءامنوا من الكفّار يضحكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 35 - 1

1 - مؤمنان ، در حالى كافران حاضر در صحنه قيامت را مسخره مى كنند كه خود بر تخت هاى تزيين يافته ، لميده و ناظر كيفر كافران اند .

على الأرائك ينظرون

«أريكة» (مفرد «أرائك») به تخت تزيين يافته اى گفته مى شود كه در خيمه يا خانه اى نهاده شده باشد. هم چنين به جايگاه آرميدن و لميدن - اعم از تخت، يا تخت عروس و يا تخت خواب - اطلاق مى شود (قاموس). متعلق «ينظرون» - به قرينه آيات قبل و بعد - وضعيت كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 36 - 1،2،3

1 - عذاب هاى كافران در قيامت ، كيفر مداومت آنان بر كردار زشت خويش در دنيا است .

هل ثوّب الكفّار ما كانوا يفعلون

«ثواب»; يعنى، جزا و «تثويب» به معناى جزا دادن است (قاموس). فعل «كانوا» - كه بر مضارع داخل شده است - بر استمرار دلالت دارد.

2 - بى پاسخ نماندن تمسخر هاى كافران و گرفتارى آنان به نتايج كردار خويش ، امرى طرفه و جالب توجّه است .

هل ثوّب الكفّار ما كانوا يفعلون

استفهام در آيه شريفه براى تقرير و تعجيب است; يعنى، كافران چنين حالتى را گمان نداشته و پيش بينى نمى كردند.

3 - كافران در قيامت ، مورد تمسخر خداوند قرار خواهند گرفت . *

هل ثوّب

«ثواب» در مورد خير و شرّ هر دو كاربرد دارد; ولى به خير و خوبى اختصاص بيشترى دارد و در آن فراوان تر استعمال مى شود (نهايه ابن اثير). بنابراين ممكن است گفته شود: تعبير «ثوّب» - كه در قرآن تنها در مورد امر ناخوشايند استعمال شده (مفردات) - بيانگر آن است كه خداوند، كيفر كافران را از روى تمسخر پاداش ناميده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 26 - 2

2 - حسابرسى اعمال در قيامت براى كافران ، از حضور در پيشگاه خداوند دشوارتر است .

ثمّ إنّ علينا حسابهم

حرف «ثمّ»، بر تراخى رتبى دلالت دارد و بيانگر آن است كه مرحله حسابرسى، سخت تر از مرحله رجوع به خداوند است; هر چند هر دو هم زمان باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 4،5

4 - كافران در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست چپ ، دريافت خواهند كرد .

هم أصحب المشئمة

«سمت چپ و راست» در قيامت، ممكن است به معناى حقيقى آن نباشد تا از وجود جايگاهى حكايت كند كه داراى سمت چپ و راست است; بلكه كنايه از مطلبى باشد كه در آيات ديگر قرآن، با صراحت آمده است. بدين صورت كه برخى نامه عمل خود را با دست راست و برخى با دست چپ دريافت مى كنند; در نتيجه دسته اول به «اصحاب اليمين» و «اصحاب الميمنة» نام گذارى شده و دسته دوم «اصحاب الشمال» و «اصحاب المشأمة»نام گرفته اند.

5 - جايگاه مؤمنان در آخرت ، نشانه عزّت و كرامت آنان و جايگاه كافران ، پست و ذلّت آفرين است .

هم أصحب المشئمة

راست و چپ، كنايه از عظمت و پستى جايگاه است; زيرا در جوامع انسانى، مرسوم است كه سمت راست، نشانه كرامت و سمت چپ رمز شوم بودن است; وگرنه راست و چپ حقيقى، وابسته به اعتبارات و با در نظر گرفتن مركزيتى خاص است كه در اين آيات، از آن سخنى به ميان نيامده است.

734- كافران مكه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 12

12 - كفرپيشگان مكه در قيامت گردآورى و به سوى جهنم رانده خواهند شد .

و الذين كفروا إلى جهنم يحشرون

735- كافران و قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 7 - 12

12- كفرپيشگان ، قيامت را امرى گزاف و طرح آن را از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) چون سحر ، نيرنگى روشن قلمداد مى كردند .

إن هذا إلاّ سحر مبين

«هذا» به گفتار پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر زنده شدن مردگان و برپايى قيامت اشاره دارد. اطلاق «سحر» بر اين گفتار و ادعا، از باب تشبيه است و وجه شبه آن بطلان و نيرنگ مى باشد; يعنى، اين سخن ظاهرى فريبنده و باطنى پوچ و بى اساس دارد و در بطلان و نيرنگ بازى، همانند سحر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 28 - 7

7 - كافران ، در پى تحقق قابل مشاهده قيامت بودند .

و يقولون متى هذا الفتح

«فتح» مى تواند به معناى «فصل» باشد. در اين صورت، به قرينه آيه بيست و پنج و آيه بعد، مراد از «هذا الفتح» مى تواند قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 4

4 - كافران مستكبر ، مدعى نامفهوم بودن قيامت براى ايشان

قلتم ما ندرى ما الساعة

736- كتمان كنندگان حق در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 10

10 - در قيامت براى متخلفان از دستورات الهى ( بر پايى نماز و پرداخت زكات ) و ارتكاب كنندگان محرمات ( دين فروشى ، حق پوشى و . . . ) راه نجاتى نيست .

لا تشتروا بأيتى . .. و أقيموا الصلوة ... واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 9

9 - خداوند در قيامت نظر رحمتى بر كفرپيشگان و كتمان كنندگان حقايق دينى ، نخواهد داشت .

و لاهم ينظرون

در برداشت فوق فعل مجهول «ينظرون» از (نظر) به معناى رؤيت گرفته شده است. بر اين مبنا «ولاهم ينظرون»; يعنى، نظر رحمتى به آنان نخواهد شد».

737- كسب نور در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 13 - 9

9 - كسب كردن نور از ديگران در قيامت ، در صورتى كه انسان نور نداشته باشد ، ممكن نيست .

يوم يقول المنفقون . .. قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا

738- كفر بنى اسرائيل به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 154 - 13

13 - ناباورى بنى اسرائيل به قيامت و ملاقات خدا پيش از نزول تورات

ثم ءاتينا موسى الكتب . .. لعلهم بلقاء ربهم يؤمنون

739- كفر به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 6 - 2

2 - منكران قرآن ، به خدا و قيامت ايمان نخواهند آورد .

إن الذين كفروا . .. لايؤمنون

متعلَّق «لايؤمنون» به دليل آيه هشت و نيز آيات قبل، خدا و قيامت است; يعنى: لايؤمنون باللّه و لاباليوم الآخر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 264 - 6،7،8

6 - عدم ايمانِ انفاق كنندگان رياكار به خداوند و روز رستاخيز

كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس و لا يؤمن باللّه و اليوم الاخر

بنابراينكه جمله «و لا يؤمن . .. »، توضيح و تفسيرى براى جمله «ينفق ماله رئاء» باشد.

7 - ريا ، اثر و نشانه عدم ايمان به خداوند و قيامت

كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس و لا يؤمن باللّه و اليوم الاخر

بنابراينكه جمله «و لا يؤمن . .. »، تفسيرى براى جمله قبل باشد.

8 - ريا و كفرِ به خدا و قيامت ، موجب بطلان صدقات و اعمال خير

لا تبطلوا . .. كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس و لا يؤمن باللّه و اليوم الاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 7،8،9،13

7 - رياكاران ، ايمان واقعى به خدا و قيامت ندارند .

و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس و لا يؤمنون باللّه و لا باليوم الاخر

جمله «و لا يؤمنون» مى تواند تفسير و توضيح جمله «ينفقون . .. » باشد ; تكرار نشدن «الذين» مى تواند اين معنا را تأييد كند.

8 - عذاب خواركننده ، كيفر ايمان نداشتن به خدا و قيامت

اعتدنا للكافرين عذاباً مهيناً. و الذين ... لا يؤمنون باللّه و لا باليوم الاخر

9 - ايمان نداشتن به وعده هاى الهى و قيامت ، منشأ رياكارى

رئاء النّاس و لا يؤمنون باللّه و لا باليوم الاخر

بدان احتمال كه جمله «الذين لا يؤمنون» بيانگر علت و ريشه انفاقهاى ريايى باشد.

13 - دل هاى تهى از ايمان به خدا و قيامت ، جايگاه شيطان

لا يؤمنون باللّه و لا باليوم الاخر و من يكن الشيطان له قريناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 39 - 3

3 - بخل و رياكارى ، نشانه كفر به خدا و قيامت است .

الذين يبخلون . .. و ماذا عليهم لو امنوا باللّه و اليوم الاخر و انفقوا

ضمير در «عليهم» به «الذين يبخلون» برمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 41 - 4

4 - رسوايى و وخامت حال بخيلان ، رياكاران و كافران به خدا و قيامت در صحنه قيامت

الذين يبخلون . .. فكيف اذا جئنا من كل امّة بشهيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 8

8 - كافرانِ به خدا ، ملائكه ، كتب آسمانى ، پيامبران الهى و روز قيامت ، در گمراهى ژرف

و من يكفر باللّه و ملئكته و كتبه و رسله و اليوم الأخر فقد ضل ضللا بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 69 - 11

11 - كفر به خدا و قيامت و نداشتن عمل صالح ، موجب غلبه ترس و اندوه بر آدمى

من ءامن باللّه و اليوم الاخر و عمل صلحاً فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 16

16 - بى اعتقادى منافقان به قيامت و عدم درك آن نسبت به حوادث و حقايق آن ، مايه تخلف آنان از جهاد

لو كانوا يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 11

11 - طغيان و سركشى ، نشانه بى ايمانى به روز رستاخيز

فنذر الذين لايرجون لقاءنا فى طغينهم يعمهون

740- كم فروشان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 7 - 2

2 - احضار كم فروشان در صحنه قيامت و حسابرسى اعمال آنان ، قطعى و ترديدناپذير است .

ويل للمطفّفين . .. ألا يظنّ أُولئك ... كلاّ

741- كمك در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 192 - 6،8،10

6 - ستمكاران محروم از هر گونه ياور در قيامت

و ما للظّالمين من انصار

«انصار»، جمع ناصر (به معناى ياور) است و «مِنْ» زايده، تأكيد بر نبودن ياور در آن روز است.

8 - ستمكارى ، موجب ورود آدمى به آتش دوزخ و بى ياورى وى در قيامت

ربّنا انّك من تدخل النّار فقد اخزيته و ما للظّالمين من انصار

مراد از كلمه «للظّالمين» همان دوزخيان هستند. بنابراين به كارگيرى اسم ظاهر به جاى ضميرِ «ما لهم» براى رساندن اين معناست كه ستمكارى علّت شده كه خداوند آنان را به آتش كشاند و از يارى ياوران محروم باشند.

10 - محروميّت ستمگران در قيامت از يارى امامانى كه آنها را يارى كنند .

و ما للظّالمين من انصار

امام باقر (ع) در تفسير آيه فوق فرمود: ما لهم من ائمّة يسمّونهم باسمائهم.


تفسير عياشى، ج 1، ص 211، ح 175 ; تفسير برهان، ج 1، ص 333، ح 8.

742- كوبندگى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 4 - 2

2 - قيامت ، حادثه اى كوبنده و هولناك

بالقارعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 1 - 1

1 - قيامت ، حادثه اى كوبنده و هولناك

القارعة

«قَرْع»، به معناى كوبيدن چيزى بر چيزى است (مفردات). آيات بعد، قرينه است كه مراد از «قارعة»، روز قيامت است. تناسب اين نام براى «قيامت»، يا به اين جهت است كه قيامت كوبنده و ترساننده قلب ها است و يا اشاره به عذاب كوبنده و هولناك كافران دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 2 - 1

1 - قيامت ، حادثه اى كوبنده و رخدادى بس شگفت

ما القارعة

«ما»، استفهام تعجبى است و بر شگفتى «قارعة» و عظمت و هول انگيز بودن آن دلالت دارد. - با آن كه اين آيه خبر براى آيه قبل است - و در آن اكتفا به ضمير ممكن بود، مى توان گفت: تكرار لفظ «قارعة» تأكيد بر عظمت آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 4 - 2

2 - كوبندگى حوادث قيامت ، هول انگيز و دهشت آور است .

ما القارعة . يوم يكون الناس كالفراش المبثوث

«يوم» ظرف براى فعل محذوفى است كه وصف «القارعة» بر آن دلالت دارد; يعنى، «تقرع يوم. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 5 - 2

2 - كوبندگى حوادث قيامت ، تمام كوه ها را متلاشى كرده ، ذرّات رنگارنگ آنها را درهم خواهد آميخت .

ما القارعة . يوم ... تكون الجبال كالعهن المنفوش

743- كورى درقيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 124 - 11

11 - زندگانى پر دردسر در دنيا و محشور شدن با چشمانى نابينا در قيامت ، ازجلوه هاى گمراهى و شقاوت آدمى است .

فمن اتبع هداى فلايضلّ و لايشقى . و من أعرض عن ذكرى فإنّ له معيشة ضنكًا و نحشره ي

برداشت ياد شده، لازمه تقابل بين گروه هدايت يافتگان و غافلان است كه مجموع دو آيه، بيانگر آن است.

744- كوهها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 47 - 2

2- در آستانه بروز قيامت ، كوه ها جابه جا شده و صفحه زمين مسطّح مى شود .

و يوم نسيّر الجبال و ترى الأرض بارزة

«نسيّر» (از ماده سير) يعنى «حركت مى دهيم» و «بارزة» به معناى «ظاهر و آشكار» است. چون در قيامت، كوه ها، از جا كنده مى شوند و ناهموارى هاى زمين از بين مى رود، همه جاى آن ديده شده و هيچ مانعى در برابر ديد وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 10 - 2،3

2 - به حركت در آمدن كوه ها ، در آستانه رستاخيز

و تسير الجبال سيرًا

3 - حركت كوه هاى زمين در آستانه رستاخيز ، حركتى عجيب و نامعهود

و تسير الجبال سيرًا

مفعول مطلق «سيراً»، مى تواند اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 5 - 1،2،3

1 - حركت و رانش كوه ها ، در آستانه قيامت بر اثر زلزله شديد

إذا رجّت الأرض رجًّا . و بسّت الجبال بسًّا

«بسّ» در دو معنا به كار مى رود: 1- به حركت واداشتن (القاموس المحيط); 2- خرد و ريز ريز كردن (المصباح المنير). برداشت بالا بر پايه معناى اول است.

2 - ذره ذره شدن كوه ها ، بر اثر زلزله شديد زمين در آستانه قيامت

إذا رجّت الأرض . .. و بسّت الجبال بسًّا

3 - رانش و از هم پاشيدگى كوه ها در آستانه برپايى قيامت ، بسيار عظيم و غيرقابل توصيف

و بسّت الجبال بسًّا

ذكر «بسّاً» به صورت نكره، بيانگر عظمت و غيرقابل توصيف بودن مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 6 - 1

1 - پاشيده شدن كوه هاى زمين و تبديل شدن آنها ، به غبار پراكنده در هوا در آستانه برپايى قيامت

فكانت هباء منبثًّا

«هباء» به خاك نرم مانند آرد گفته مى شود و «منبث» به معناى پراكنده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 10 - 1

1 - كوه ها در آستانه برپايى قيامت ، از جا كنده و متلاشى خواهد شد .

و إذا الجبال نسفت

«نسف»، به معناى كندن از ريشه و بن است (قاموس المحيط).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 20 - 1،2،3

1 - كوه ها در آغاز برپايى قيامت ، از جا كنده و حركت داده خواهند شد .

و سيّرت الجبال

2 - حركت كوه ها در قيامت ، آنها را به توده غبارى شبيه كوه ، تبديل خواهد كرد .

و سيّرت الجبال فكانت سرابًا

تشبيه كوه به سراب، بيانگر آن است كه پس از حركت كوه ها در قيامت، آنچه ديده مى شود كوه نيست; ولى بيننده آن را كوه خواهد ديد.

3 - كوه ها در قيامت ، نابود گشته و با زمين هم سطح خواهند شد .

فكانت سرابًا

«سراب» درخششى است در بيابان كه مانند آب به چشم مى آيد (مفردات راغب). در اطلاق «سراب» گستردگى بر سطح زمين ملحوظ است (لسان العرب). بنابراين مى توان گفت: كوه ها، با زمين هم سطح خواهند شد هر چند غبارهاى باقى مانده از آن به صورت شبحى از كوه نمايان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 3 - 1

1 - در آستانه قيامت ، كوه ها از جا كنده و حركت داده خواهند شد .

و إذا الجبال سيّرت

745- كوهها هنگام قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 105 - 3،4،5

3 - تعدادى از مردم صدراسلام در باره سرنوشت كوه ها در هنگامه رستاخيز ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) توضيح مى خواستند .

و يس--َلونك عن الجبال

4 - تمامى كوه هاى زمين ، در آستانه قيامت ريشه كن و متلاشى خواهند شد .

و يس--َلونك عن الجبال فقل ينسفها ربّى نسفًا

«نسف» به معناى ريشه كن كردن و از هم پاشيدن است (مصباح).

5 - متلاشى شدن كوه ها در قيامت ، جلوه اى از ربوبيت خداوند و به فرمان او است .

فقل ينسفها ربّى نسفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 106 - 1

1 - كوه ها در قيامت ، به زمين هموار و مسطح تبديل خواهند شد .

عن الجبال . .. فيذرها قاعًا صفصفًا

«قاع» به معناى زمين صاف و مسطحى است كه در آن درخت نرويد و «صفصف» به معناى زمين هموارى است كه امكان روييدن هيچ گياهى در آن نباشد (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 9 - 1

1 - متلاشى و ذره ذره شدن كوه ها ، همچون پشم رنگين و پراكنده شده ، در آستانه برپايى قيامت

و تكون الجبال كالعهن

«عهن» به معناى پشم رنگ شده است. در آيه پنجم از سوره «قارعه» چنين آمده است: «و تكون الجبال كالعهن المنفوش»; (و كوه ها مانند پشم رنگين زده شده خواهند شد).

746- كيفر تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 8

8 - بى اعتنايى خداوند به كافران و به فراموشى سپردن آنان در آخرت ، سزاى غفلت آنان از قيامت و انكار آيات الهى است .

فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا و ما كانوا بايتنا يجحدون

حرف «كاف» در «كما نسوا» تعليليه است و «ما» مصدريه ; يعنى «لنسيانهم». همچنين «ما» در «ما كانوا» مصدريه است و عطف بر «ما نسوا»، يعنى: لكونهم باياتنا يجحدون.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 147 - 7

7 - تباه شدن اعمال نيك ، جزايى مناسب براى تكذيب آيات الهى و روز قيامت است .

حبطت أعملهم هل يجزون إلا ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 98 - 2

2- آتش همواره شعلهور حهنّم ، كيفر كفر به آيات الهى و انكار روز رستاخيز

كلّما خبت زدنهم سعيرًا . ذلك جزاؤهم بأنهم كفروا بأيتنا و قالوا أءذا كنّا عظمً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 20 - 11

11 - تكذيب همواره قيامت و جهنم ، موجب عذابى سخت است .

ذوقوا عذاب النار الذى كنتم به تكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 43 - 4

4 - تكذيب قيامت و كيفر آن ، از عوامل دوزخى شدن

هذه جهنّم الّتى يكذّب بها المجرمون

از اين كه دوزخ به تكذيب گران آن معرفى مى شود، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

747- كيفر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 4 - 5

5 - روز قيامت ، روز كيفر و پاداش است .

ملك يوم الدين

«دين» در اينجا به معناى جزا (كيفر و پاداش) و يا حساب است، و هر دو بازگشت به يك معنا دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 35 - 5

5- قيامت ، روز كيفر و جزا و « يوم الدين » از نام هاى آن است .

يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 7

7 - جزا ديدن يكايك آدميان ، فلسفه برپايى قيامت

ءاتية . .. لتجزى كلّ نفس

«لتجزى»يا تعليل است براى «آتية» و جمله «أكاد أخفيها» معترضه است و يا تعليل است براى هر دو موضوع مطرح شده در آيه كه آمدن قيامت و وجود زمينه براى مخفى ماندن اخبار آن از سوى خداوند است و يا تنها بيانگر علت «أخفيها» است، برداشت مذكور، مبتنى بر دو احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 4

4 - قيامت ، روز ظهور اعمال دنيوى انسان است .

من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيمة وزرًا

«وزر»،به معناى بارسنگين است و به گناه از آن جهت كه بار سنگينى بر دوش گنه كار است، «وزر» اطلاق مى گردد (مفردات راغب). «حمل وزر» حاكى از آن است كه در قيامت، گناه به صورت بارى بر دوش گناهكار ظهور خواهد يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 56 - 8

8 - جهان آخرت ، جهان كيفر و پاداش

الملك يومئذ للّه يحكم بينهم . .. فى جنّ-ت النعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 69 - 4

4 - جهان آخرت ، جهان كيفر و پاداش

اللّه يحكم بينكم يوم القيمة

جمله «اللّه يحكم بينكم يوم القيامة»، متضمن نويد پاداش به مؤمنان و وعده مجازات و كيفر به مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 82 - 2

2 - قيامت ، روز محاسبه كردار آدميان و مجازات و پاداش در تعليمات ابراهيم

و الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 90 - 12

12 - قيامت ، صحنه پاداش و كيفر

من جاء بالحسنة فله خير منها. .. و من جاء بالسيّئة فكبّت وجوههم فى النّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 10،11،12

10 - هيچ پدر و فرزندى ، در قيامت به جاى هم حتى اندك كيفرى نمى شوند .

لايجزى والد عن ولده و لامولود هو جاز عن والده شيئًا

11 - در قيامت ، بار عمل هر كس ، تنها بر دوش خود او است .

لايجزى والد عن ولده و لامولود هو جاز عن والده شيئًا

12 - در قيامت ، برعهده گرفتن بخشى از كيفر پدر از ناحيه فرزند ، به خاطر سنگين بودن حق وى بر فرزند ، امرى متوقع است . *

و لامولود هو جاز عن والده

درباره مجازات نشدن پدر به جاى فرزند، از فعل «يجزى» استفاده شده است و درباره نفى مجازات فرزند به جاى پدر از «جاز» كه حالت صفتى و تأكيد بيشترى دارد. چنين تأكيدى، مى تواند به خاطر توقعى باشد كه از ناحيه پدران هست. و نيز مى تواند به خاطر اين باشد كه او، از حيث عاطفه و مهر، به مراتب كم تر از پدر است. برداشت بالا بر اساس احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 8

8 - قيامت ، عرصه مجازات و كيفر و پاداش

و لو يؤاخذ اللّه الناس . .. و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 20 - 3

3 - قيامت ، روز مجازات و كيفر و پاداش

هذا يوم الدين

«دين» در آيه شريفه، به معناى «جزا» و «حساب» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 53 - 4

4 - جزا و كيفر و پاداش ، فلسفه برپا شدن قيامت و رستاخيز انسان ها است .

أءنّا لمدينون

آمدن عبارت «مدينون» (جزا داده شدگان) به جاى «مبعثون» (مبعوث شدگان) و «محيون» (زنده شدگان)، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه اساس رستاخيز انسان ها، مسأله جزا است; نه صرف زنده شدن دوباره انسان ها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 15 - 13

13 - قيامت ، روز روبه رو شدن بندگان با كيفر و پاداش الهى

يوم التلاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 17 - 1،5

1 - نظام پاداش و كيفر الهى در قيامت ، فراگير همه انسان ها و شامل تمامى حركات انسان ها است .

اليوم تجزى كلّ نفس بما كسبت

«ما» در «بما كسبت» موصول بوده و افاده كننده معناى جنس است. بنابراين «ما كسبت»; يعنى، هر آنچه كه بشر انجام داده و هر حركتى كه از خود نشان دهد.

5 - در نظام كيفر و پاداش الهى در قيامت ، به كسى كمترين ستمى نخواهد شد .

لا ظلم اليوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 56 - 2

2 - « قيامت » روز كيفر و پاداش

يوم الدين

«دين» به معناى جزا است و «جزا» معادل سزا مى باشد كه هم شامل كيفر مى شود و هم پاداش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 6 - 1

1 - قيامت ، روز برانگيخته شدن انسان ها براى محاكمه و كيفر و پاداش

يوم يبعثهم اللّه جميعًا فينبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 2

2 - قيامت و گرد آمدن انسان ها در آن روز ، براى محاكمه و مجازات ، شايان ياد و يادآورى

يوم يجمعكم

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «يوم» متعلّق به فعل مقدّر «اذكر» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 46 - 2

2 - قيامت ، روز جزا و حسابرسى است .

بيوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 12 - 3

3 - پاداش و كيفر اعمال در قيامت ، براساس نامه عمل و كردار انسان در دنيا است .

يعلمون ما تفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 17 - 4

4 - قيامت ، روز جزا و رسيدگى به اعمال است .

يوم الدين

«دين» به معناى شريعت، طاعت و جزا است و از آن جا كه دين به معناى «شريعت»، در قيامت مورد ندارد، «يوم الدين»، به معناى روز جزا خواهد بود و لازمه جزا دادن به بندگان، رسيدگى و محاسبه اعمال آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 18 - 4

4 - قيامت ، روز كيفر دادن اعمال است .

يوم الدين

748- كيفر فراموشكاران قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 2

2 - كيفر حتمى فراموش كاران روز قيامت ، چشيدن عذاب است .

فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا

749- كيفر فراموشى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 67 - 23

23 - عبدالعزيز بن مسلم گويد : از امام رضا ( ع ) درباره سخن خدا كه مى فرمايد : « نسوا اللّه فنسيهم » سؤال كردم فرمود : « ان اللّه تعالى لا ينسى و لا يسهو . . . و انما يجازى من نسيه و نسى لقاء يومه بان ينسيهم أنفسهم . . . ;

خداى تعالى نه فراموشى دارد و نه اشتباه . .. همانا خداوند كسانى را كه او و ديدار قيامت را فراموش كرده اند به اين صورت مجازات مى كند كه خودشان را از يادشان ببرد ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 3،5

3 - فراموش كردن قيامت ، گرفتارى به عذاب را در پى دارد .

فذوقوا بما نسيتم

«باء» در «بما» سببيه و «ما» مصدريه است. بنابراين، معنا چنين مى شود: «به خاطر فراموشى تان روز قيامت را بچشيد...!».

5 - وانهاده شدن انسان به حال خود ، در قيامت ، كيفر فراموش كردن قيامت در عالم دنيا است .

فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا إنّا نسينكم

«إنّا نسيناكم» براى مقابله با «بما نسيتم» است; يعنى، شما قيامت را فراموش كرديد و ما هم، در مقابل، شما را به حال خود وانهاديم.

750- كيفر كفر به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 18

18 - آنان كه به خدا و روز قيامت كافر شوند ، راهى جز ورود به آتش دوزخ نخواهند داشت .

و من كفر . .. ثم أضطره إلى عذاب النار

اضطرار; يعنى، مجبور ساختن كسى به انجام كارى. پس «ثم اضطره ...» چنين معنا مى شود: آن گاه كه كافران حيات دنيا را سپرى كردند، آنان را براى ورود به آتش دوزخ مجبور مى كنم.

751- كيفر مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 8 - 1

1 - دوزخ ، جايگاه ابدى مشركان و منكران رستاخيز

إن الذين لايرجون لقاءنا . .. و الذين هم عن ءايتنا غفلون. أولئك مأويهم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 2،3،7

2 - مجازات كفار و منكران قيامت ( از ميان برداشتن ايشان ) منجر به انقراض نسل بشر خواهد شد .

و لو يعجل اللّه للناس الشر . .. لقضى إليهم أجلهم

«ال» در «الناس» ال جنسيه و مفيد استغراق است; يعنى، اگر سنت الهى درباره جوامع بشرى اين بود كه هر انسان كفرپيشه را در دنيا بى درنگ مجازات كند، هر آينه تا كنون زمين از وجود انسان تهى شده و نسل بشر منقرض گشته بود. در حالى كه اين با فلسفه آفرينش انسان (و لكم فى الأرض مستقر و متاع إلى حين. بقره / 36) ناسازگار است.

3 - مجازات كفرپيشگان و منكران قيامت ( از ميان برداشتنشان ) ناسازگار با فلسفه آفرينش انسان

و لو يعجل اللّه للناس الشر . .. لقضى إليهم أجلهم

7 - منكران قيامت ، مستحق كيفر و عذاب الهى در دنيا هستند .

و لو يعجل اللّه . .. لقضى إليهم أجلهم فنذر الذين لايرجون لقاءنا

از آيه شريفه استفاده مى شود كه: اگر مجازات منكران قيامت منجر به مرگ آنان نمى شد، خدا بدون مهلت آنان را سركوب مى كرد; يعنى، آنان استحقاق كيفر را دارند لكن مانع وجود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 11 - 3،6

3 - آتش بر افروخته و پرالتهاب دوزخ ، كيفر تكذيب قيامت

و أعتدنا لمن كذّب بالساعة سعيرًا

«سعير»، به معناى آتش پرالتهاب و برافروخته است.

6 - آتش جهنم ، هم اكنون ( پيش از برپايى قيامت ) براى تكذيب كنندگان قيامت ، آماده و مهيّا است .

و أعتدنا لمن كذّب بالساعة سعيرًا

آمدن فعل «أعتدنا» (آماده كرديم) به صورت فعل ماضى، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 12 - 4

4 - كيفر و عذاب تكذيب كنندگان قيامت ، بسيار شديد و هولناك خواهد بود .

سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا

صداى خشمگينانه و پرخروش آتش جهنم، با ديدن منكران معاد از راه دور، حاكى از شدت و هولناكى عذاب و كيفر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 55 - 3

3 - منكران قيامت ، در وسط دوزخ جاى خواهند داشت .

فرءاه فى سواء الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 11 - 5

5 - تكذيب قيامت ، در نامه عمل تكذيب كنندگان ثبت شده و براساس آن كيفر خواهند ديد .

كتب مرقوم . ويل يومئذ للمكذّبين . الذين يكذّبون بيوم الدين

752- كيفيت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 19 - 1

1 - برپايى قيامت و احياى مجدد انسان ها ، تنها با يك صيحه و فرياد سخت خواهد بود .

فإنّما هى زجرة وحدة

«زجرة» به معناى «صيحه» است و آمدن آن بر وزن «فعلة»، بر «مرّة» دلالت مى كند. آمدن «واحدة» نيز براى تأكيد مفاد آن است. پس «فانّما هى زجرة...»; يعنى، تنها يك صيحه و فرياد سخت.

753- گردش چشمها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 7 - 1

1 - در آستانه برپايى قيامت ، چشمان انسان ها از ترس و اضطراب ، به گردش در مى آيد .

فإذا برق البصر

فعل «بَرَقَ» وقتى به چشم نسبت داده شود، به معناى اضطراب و به گردش آمدن چشم از ترس است (مفردات راغب). گفتنى است آيه شريفه در مقام بيان حوادثى است كه در آستانه برپايى قيامت و لحظه هاى نخستين رستاخيز رخ خواهد داد.

754- گرفتارى كافران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 8

8 - در قيامت ، هيچ راه نجاتى براى كافرانِ به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) وجود نخواهد داشت .

أولئك يؤمنون به و من يكفر به . .. و اتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً

هدف از توصيف قيامت، به اينكه فديه اى گرفته نمى شود و . ..; مأيوس كردن مستحقان عذاب است از اينكه راه نجاتى - جز ايمان به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) - براى خويش توهم كرده و به اعتبار آن دل خوش كنند.

755- گرما در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 4

4 - فضاى محشر ، سخت داغ ، دودآلود و نفس گير

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس

756- گروه ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 5

5 - رو در رويى گروه هاى مختلف انسان ها ، در روز قيامت ، امرى ممكن است .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون . .. و قال الذين أوتوا العلم و الإيمن لقد لبثتم

757- گروهبندى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 69 - 8

8- خداوند با سوگند به ربوبيت خود ، بر تحقق حتمى طبقه بندى عاصيان در قيامت ، تأكيد كرده است .

فوربّك . .. ثمّ لننزعنّ من كلّ شيعة ... عتيّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 14 - 4

4 - مردم در قيامت ، به دو گروه شاخص « ابرار » و « فجّار » تقسيم خواهند شد .

إنّ الأبرار لفى نعيم . و إنّ الفجّار لفى جحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 6 - 3

3 - انسان ها در قيامت ، به گروه هايى گوناگون تقسيم خواهند شد .

يومئذ يصدر الناس أشتاتًا

758- گروهها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 8 - 3

3 - مردم در عرصه قيامت ، در دو گروه متفاوت قرار خواهند گرفت : يا خوار و ذليل خواهند بود و يا در ناز و نعمت . *

وجوه يومئذ خشعة . .. وجوه يومئذ ناعمة

تكرار كلمه «وجوه»، ممكن است به منظور استقصاى تمام انواع مردم باشد. در اين صورت، كسى خارج از دو گروه ياد شده نخواهد بود. عطف نشدن «وجوه» (در اين آيه) بر «وجوه» در آيات پيشين، بر شدّت انفصال دلالت دارد، به گونه اى كه اين دو گروه هيچ نقطه اشتراكى نخواهند داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 6 - 1

1 - مردم ، در قالب گروه هايى متفاوت ، صحنه قيامت را به سوى سرنوشت مخصوص خويش ، ترك خواهند كرد .

يومئذ يصدر الناس أشتاتًا ليروا أعملهم

«يصدر»; يعنى، منصرف مى شود و بازمى گردد (مفردات و صحاح اللغة). «أشتاتاً» (جمع «شتّ») به معناى «تفرق يافتگان» است (صحاح اللغة). مفاد آيه شريفه ناظر به مرحله پس از حسابرسى است كه مردم از آن برمى گردند و به سوى بهشت و جهنم مى روند. فعل «يصدر» و نيز مشاهده اعمال (يا پاداش و كيفر آن)، با اين معنا سازگارتر است; گرچه اين احتمال نيز منتفى نيست كه مراد، رجوع انسان ها به حيات دوباره باشد; ولى فعل «يصدر» و نيز مشاهده اعمال (يا پاداش و كيفر آن)، با احتمال نخست، سازگارتر است.

759- گروههاى ملائكه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 22 - 7

7 - فرشتگان در قيامت ، در رده هاى مختلف دسته بندى شده و هر دسته مأموريتى ويژه دارند .

صفًّا صفًّا

760- گريه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 43 - 5

5 - قيامت ، روز خنده و گريه خلايق *

ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى . .. و أنّه هو أضحك و أبكى

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه اين آيه - به قرينه آيات پيشين - در ارتباط با قيامت باشد.

761- گفتگو با خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 37 - 11

11 - ناتوانى همگان ، از گفتوگوى خودسرانه با خداوند در قيامت

لايملكون منه خطابًا

مرجع ضمير فاعلى «لايملكون»، موجودات عاقلى است كه از «ما بينهما» دانسته مى شود. «منه» حال براى «خطاباً» و حرف «من» براى اتصال و ارتباط است. مفاد آيه اين است كه در رابطه با خداوند، هيچ سخنى براى آنان مقدور نيست. به قرينه آيه بعد، مى توان گفت: مراد كلام نادرست و شفاعت غير مأذون است.

762- گفتگو در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 21

21 - امكان گفتوگو و مذاكره مردم در صحنه قيامت

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم يرجع بعضهم إلى بعض القول يقول الذين استضع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 32 - 6

6 - امكان گفت وگو و مذاكره در دادگاه الهى در قيامت

يقول الذين استضعفوا . .. قال الذين استكبروا

763- گمراهان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 18

18 - اعتراف گمراهان در قيامت به تبعيت از خواهشهاى نفسانى خويش تا آخرين لحظه عمر

ربنا استمتع بعضنا ببعض و بلغنا أجلنا الذى أجلت لنا

جمله «و بلغنا»، پس از «ربنا استمتع . .. »، بيان استمرار بهره گيرى گمراهان از تمتعات دنيا تا لحظه رسيدن اجل است. بنابراين عمر آنها در اين منظور صرف شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 15

15 - گمراهان پيرو شيطانها در قيامت بر كفرورزى خويش در دنيا آگاهى مى يابند. *

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

«شاهد» عالمى است كه آنچه را دريافته بيان مى كند. (لسان العرب). لذا اگر «شهدوا» به معناى شهادت دادن باشد، لازمه آن آگاهى فرد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 1

1 - حضور انسانها در قيامت، مانند آفرينش نخستينشان، در دو گروه هدايت يافته و گمراه گشته

فريقا هدى

جمله «فريقا هدى . ..» حال براى فاعل «بدأكم» و بيانگر وجه مشابهت مطرح شده در جمله «كما بدأكم تعودون» است و حاصل معنى چنين مى شود: خداوند شما را آفريد در حالى كه شايستگان هدايت را هدايت كرد و مستحقان گمراهى را به گمراهى كشاند و به همين صورت (دو جناح بودن) به سوى او باز خواهيد گشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 8

8- ذلت و به خاك در افتادن چهره گمراهان در قيامت

و نحشرهم يوم القيمة على وجوههم عميًا و بكمًا و صمًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 16

16 - مستضعفان گمراه شده از سوى مستكبران ، با مشاهده عذاب در قيامت ، از كرده خود پشيمان خواهند شد .

و قال الذين استضعفوا . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب

بنابراين كه ضمير فاعلى «أسرّوا» به «استضعفوا»برگردد، نكته ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 9،12

9 - گمراهان ستمكار ، در روز قيامت ، مورد سرزنش اهل ايمان خواهند بود .

و قال الذين ءامنوا إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم

12 - قيامت ، روز ظهور خسران و زيان كارى عميق ستم پيشگان و گمراهان

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 2،3،4،7

2 - حضور انسان هاى گمراه و عوامل شيطانى گمراه كننده آنان ، در قيامت و در محضر خداوند

حتّى إذا جاءنا

3 - رويارويى گمراهان و عوامل شيطانى گمراه كننده آنان ، در قيامت

قال يليت بينى و بينك بعد

تعبير «بينى و بينك» خطاب رو در رو را مى رساند.

4 - اظهار نفرت گمراهان ، از شياطين و وسوسه گران خويش ، در صحنه قيامت و هنگام حضور در پيشگاه خداوند

حتّى إذا جاءنا قال يليت بينى و بينك بعد المشرقين فبئس القرين

7 - قيامت ، عرصه رنگ باختن پندار هاى دروغين گمراهان و فريب خوردگان

و يحسبون أنّهم مهتدون . حتّى إذا جاءنا

764- گمراهگران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 12

12 - مستكبران گمراهگر در قيامت ، با ديدن عذاب الهى ، از كار خود پشيمان شده و آن را پنهان خواهند كرد .

و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا بل مكر الّيل و النهار إذ تأمروننا أن نكفر با

برداشت ياد شده بنابراين اساس است كه مرجع ضمير فاعلى «أسرّوا»، «استكبروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 2

2 - حضور انسان هاى گمراه و عوامل شيطانى گمراه كننده آنان ، در قيامت و در محضر خداوند

حتّى إذا جاءنا

765- گمراهى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 8

8 - ناسپاسى در برابر لطف و رحمت الهى و سوء استفاده از آن ، نمودى از انحراف و گمراهى منكران قيامت

و إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و لو رحمنهم ... فى طغينهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 12

12 - پى بردن به حقانيت رستاخيز ، داراى راه علمى است و منكران آن گرفتار گمراهى اند .

و يعلمون أنّها الحقّ ألا إنّ الذين يمارون فى الساعة لفى ضلل بعيد

766- گناه تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 11 - 2،4

2 - انكار و تكذيب معاد ، بزرگ ترين جرم و گناه كافران و مشركان صدراسلام

قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . .. قالوا مالِ هذا الرسول ... بل كذّبو

برداشت ياد شده، به خاطر دو نكته است: 1- «بل» براى اضراب انتقالى است. 2- وعده عذاب دوزخ به كافران و مشركان به خاطر تكذيب قيامت بود; نه دروغ پردازى و بهانه جويى هاى آنان.

4 - انكار معاد ، گناهى بزرگ و نابخشودنى

و أعتدنا لمن كذّب بالساعة سعيرًا

برداشت فوق، از وعده عذاب دوزخ به تكذيب كنندگان قيامت استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 11 - 4

4 - تكذيب قيامت ، بزرگ ترين جرم محكومان دادگاه رستاخيز

فويل يومئذ للمكذّبين

از اين كه تنها وصفى كه براى محكومان روز قيامت آورده شده، عنوان «تكذيب قيامت» است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 46 - 3

3 - تكذيب روز جزا ، جرمى بزرگ و نابخشودنى است .

عن المجرمين . .. و كنّا نكذّب بيوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 6

6 - تكذيب روز جزا ، جرمى نابخشودنى است و تكذيب گران مجرم اند .

ويل يومئذ للمكذّبين . .. كلوا و تمتّعوا قليلاً إنّكم مجرمون

مطلب ياد شده، از به كار رفتن عنوان «مجرمان» درباره «مكذّبان»، استفاده شده است.

767- گناهكار در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 14 - 11

11 - مداومت بر نافرمانى خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، مايه گرفتارى به عذاب هاى جسمى و روحى در قيامت

و من يعص اللّه . .. يدخله ناراً ... و له عذاب مهين

دخول در آتش، عذاب جسمى آنان و عذاب خواركننده، شكنجه روحى ايشان.

768- گناهكاران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 7،8،11

7 - بدكاران در قيامت آرزو مى كنند كاش ميان آنان و عملشان ، زمان بى حدى فاصله بود .

و ما عملت من سوء تودّ لو اَنّ بينها و بينه امداً بعيدا

8 - بيزارى شديد بدكاران ، از كردار خويش در قيامت

تودّ لو انّ بينها و بينه امداً بعيداً

11 - قيامت ، روز اندوه و افسوس بدكاران

تودّ لو انّ بينها و بينه امداً بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 159 - 10

10 - خداوند در قيامت خلافكاران را به اعمال ناپسندشان آگاه خواهد ساخت.

ثم ينبئهم بما كانوا يفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 160 - 5

5 - در قيامت به گنهكاران ستم نخواهد شد.

و هم لا يظلمون

ذيل آيه قبل (ثم ينبئهم . .. ) بيانگر اين است كه ظرف پاداش و جزاى مطرح شده در اين آيه روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 3،6

3 - بدكاران در قيامت ، گرفتار كيفر اعمال بد خويش خواهند شد .

و الذين كسبوا السيئات جزاء سيئة بمثلها

6 - مردمان زشت كردار در سراى آخرت ، گرفتار خشم و عذاب الهى خواهند بود .

و الذين كسبوا السيئات . .. ما لهم من اللّه من عاصم

مراد از جمله «ما لهم من اللّه من عاصم»، «ما لهم من عذاب اللّه من عاصم» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 49 - 1،2

1- وضعيت مجرمان در قيامت براى همگان قابل رؤيت خواهد بود .

و ترى المجرمين يومئذ مقرّنين فى الأصفاد

مخاطب «ترى المجرمين» (مجرمان را مى بينى) نوع انسان است. بنابراين مى توان استفاده كرد كه وضعيت مجرمان براى همگان قابل رؤيت است.

2- در قيامت انبوه مجرمان ( همانند اسيران ) با غل و زنجير به هم بسته مى شوند و همراه يكديگر حاضر و محشور خواهند شد .

و ترى المجرمين يومئذ مقرّنين فى الأصفاد

«أصفاد» جمع «صفد» و به معناى ريسمان و يا وسيله اى است كه اشيا و يا افرادى مانند اسيران را به هم بسته باشند و «مقرّنين» از مصدر «قران» به معناى بستن شديد و محكم چند چيز و يا چند فرد با هم است (لسان العرب). ضمناً آمدن «مقرّنين»، از باب تفعيل، معناى تكثير را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 50 - 1،2

1- مجرمان در قيامت داراى پيراهنى از ماده اى سياه ، بد بو ، داغ و قابل اشتعال ( مانند قير )

و ترى المجرمين . .. سرابيلهم من قطران

«قطران» به معناى ماده اى است سياه، بد بو و چسبنده (روغن) كه آن را بر بدن شتر مى مالند (مجمع البيان). اينكه خداوند فرمود: لباس دوزخيان از قطران است، ممكن است براى بيان مبالغه و كثرت شعلهورى و سوزندگى آتش جهنّم به بدن انسان دوزخى باشد و نيز بيانگر قابل اشتعال بودن ماده قطران باشد (لسان العرب).

2- چهره مجرمان در روز قيامت در پوششى از آتش است .

و ترى المجرمين . .. و تغشى وجوههم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 3،5

3- در قيامت مجرمان ، هنگام مشاهده نامه عمل ، از كردار خود وحشت و دلهره پيدا مى كنند .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

5- مجرمانِ رفاه مند و بى باك دنيا ، بيم ناكان وحشت زده صحنه قيامت اند .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

با توجه به اين كه آيات قبل در مورد رفاه مندان مغرور بود، مصداق بارز «مجرمان هراسناك» در اين آيات، همان دنياپرستان مغرور خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 1،3

1- مجرمان ، در صحنه قيامت ، ناظر شعله هاى آتش دوزخ اند .

و رءا المجرمون النار

3- مجرمان ، در قيامت ، به دوزخى بودن خود و نداشتن راه گريزى از آن ، پى خواهند برد .

فظنّوا انّهم مواقعوها و لم يجدوا عنها مصرفًا

بيان ديدگاه مشركان در مورد ورود به جهنم با فعل «ظنّ»، حكايت از آن دارد كه آنان، در آن شرايط، خود را دوزخى مى بينند، ولى هنوز اميدهايى - هر چند واهى - به نجات دارند. ولى به زودى درمى يابند كه گريزگاهى براى آنان نيست. «مصرفاً» اسم مكان به معناى مكانى است كه به آن روى آورند. جمله «لم يجدوا...» يعنى جايى را كه بتوانند با پناه بردن به آن، از آتش رها شوند، نمى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 69 - 7

7- تقسيم گنه كاران در قيامت براساس مراتب عصيان گرى آنها ، از شؤون ربوبيت الهى است .

فوربّك . .. ثمّ لننزعنّ من كلّ شيعة أيّهم أشدّ على الرحمن عتيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 4

4- قيامت ، روز ظهور تفاوت وضعيت مجرمان و متقين

يوم نحشر . .. و نسوق المجرمين إلى جهنّم وردًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 24 - 1

1 - شهادت و گواهى زبان ، دست و پاى گنه كاران عليه آنان در قيامت

يوم تشهد عليهم ألسنتهم و أيديهم و أرجلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 6

6 - وحشت مجرمان از ملائكه به هنگام رو در رويى با آنها ، به هنگام مرگ و روز رستاخيز

يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 1،5

1 - مجرمان ، در روز برپايى قيامت ، اندوهگين و نااميدند .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون

«إبلاس» در لغت، اندوهِ ناشى از شدت سختى (مفردات راغب) و نيز به معناى يأس است (لسان العرب).

5 - عذر ها و حجت هاى مجرمان و تبهكاران ، در روز قيامت ، قطع مى شود .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون

گفته شده كه معناى «إبلاس»، سكوت و قطع شدن حجت است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 1

1 - مجرمان ، در قيامت ، بر اندك بودن مدت درنگ شان در برزخ ، سوگند ياد مى كنند .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة

از اين كه مكان درنگ و اقامت مجرمان، كجا مى تواند باشد، مفسران احتمال هاى گوناگونى را ذكر كرده اند. از جمله آنها، عالَم قبر و برزخ است. لازم به ذكر است كه آيه پيش كه مراحل عمر انسان ها را تا دوران پيرى ذكر كرد و بعد فرمود «يخلق ما يشاء» كه با توجه به آيه پنجاه، مى تواند درباره معاد و قيامت باشد، قرينه است بر اين كه مكان افراد ياد شده، جايى است كه پس از مرگ، در آن قرار مى گيرند و آن، عالَم برزخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 57 - 1

1 - مجرمان در روز قيامت ، بهانه جويى مى كنند .

يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون . .. فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم

مراد از «الذين ظلموا» مى تواند «المجرمون» باشد كه در آيه پنجاه و پنج گذشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 5

5 - اظهارات مجرمان ، در قيامت درباره كم بودن مدّت حضورشان در برزخ و پاسخ صاحبان علم و ايمان به آنان ، بيانى تمثيلى از رخداد هاى قيامت است .

يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون . .. و قال الذين أوتوا العلم و الإيمن ... و لقد ض

ذكر اين آيه، پس از بيان حادثه اى از حوادث قيامت - كه مربوط به مجرمان و برخورد صاحبان علم و ايمان با آنان بود - مى تواند اشاره به اين حقيقت داشته باشد كه چنين گفت و گوهايى، نمونه و بيان تمثيلى از آن حوادث است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 1،4،5،11،12،17

1 - ندامت و سرافكندگى مجرمان ، در صحنه قيامت ، منظره اى بس ديدنى و عبرت انگيز است .

و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم

«نكس الرأس» به معناى «پايين انداختن سر از شرمندگى و خجالت» است. لازم به گفتن است كه جواب «لو» محذوف بوده و آن، چيزى شبيه «لرأيتَ شيئاً عجيباً و هو...» است.

4 - ربوبيت خدا در قيامت ، براى مجرمان ، تجلى پيدا مى كند .

ناكسوا رءوسهم عند ربّهم . .. ربّنا أبصرنا

5 - مجرمان پس از حسابرسى شدن در قيامت ، به تبه كارى خويش در دنيا ، پى مى برند .

و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم ربّنا أبصرنا

«عند ربّهم» مى تواند كنايه از حسابرسى شدن باشد. اعتراف با «أبصرنا و سمعنا» پس از آن، نشان دهنده اين است كه آنان، به جرم و تبه كارى خود پى مى برند.

11 - همه حقايق و وعده هاى الهى ، در قيامت براى مجرمان به گونه اى ملموس آشكار مى شود .

و لو ترى إذ المجرمون . .. ربّنا أبصرنا و سمعنا

12 - در قيامت حتى براى مجرمان ، امكان تكلم و درخواست وجود دارد .

و لو ترى إذ المجرمون . .. ربّنا أبصرنا و سمعنا فارجعنا

فراز «ربّنا أبصرنا. ..» مقول قول مجرمان در روز قيامت و مفيد نكته بالا است.

17 - مجرمان در قيامت ، به حقانيت وعده هاى خداوند درباره معاد ، زبان مى گشايند .

ربّنا أبصرنا و سمعنا . .. إنّا موقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 57 - 1،3

1 - ظهور ارزش تقوا و نقش هدايت الهى ( قرآن ) ، هنگام عذاب و در قيامت براى كافران و گنه كاران

أو تقول لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

3 - غبطه و حسرت كافران و گنه كاران ، به حال تقواپيشگان در قيامت

أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 5،6

5 - ظهور ارزش احسان ، براى كافران و گنه كاران در قيامت

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

6 - غبطه و حسرت كافران و گنه كاران به حال محسنان در قيامت

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 40 - 1

1- روز قيامت ، ميعاد و وعده گاه تمامى مجرمان و منكران معاد

إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مرجع ضمير در «ميقاتهم» مجرمان و منكران معاد باشد; همچون قوم «تبّع» كه در آيات پيشين به آنها اشاره شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 44 - 3

3- « درخت زقّوم » ، تجسّم گناهان جرم پيشگان در قيامت *

إنّ شجرت الزقّوم . طعام الأثيم

تعبير «شجرت الزقّوم» و ارتباط ميان دو آيه، ممكن است كنايه از اين باشد كه اين بذر گناه است كه در آخرت «زقّوم» مى روياند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 4

4- جدال مجرمان در قيامت ، بى تأثير براى تبرئه ايشان ، با وجود اتمام حجت الهى بر آنان در دنيا

قال لاتختصموا لدىّ و قد قدّمت إليكم بالوعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 29 - 2

2- تلاش محكومان دادگاه قيامت براى تغيير حكم الهى ، تلاشى بى فرجام

ما يبدّل القول لدىّ

در آيات پيشين، حكم مجرمان با فرمان «ألقيا فى جهنّم . ..» از سوى خداوند صادر مى گردد. مجرمان با جدال و تخاصم، درصدد تبرئه خويش برمى آيند تا مگر حكم الهى را در حق خود تغيير دهند; ولى «ما يبدّل القول...» بى فرجام بودن تلاش آنان را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 39 - 1

1 - گناهكاران جن و انس در صحنه قيامت ، داراى وضعيتى معلوم و بى نياز از محاكمه و سؤال

فيومئذ لايسئل عن ذنبه إنس و لاجانّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 1،2،5

1 - شناخته شدن مجرمان به وسيله علامت هاى چهره آنان در قيامت

يعرف المجرمون بسيمهم

«سيما» به معناى مطلق علامت است. مراد از آن در آيه شريفه علامتى است كه در چهره مجرمان ديده مى شود.

2 - مشخص و محرز بودن گناهان جن و انس در قيامت ، بدون بازجويى

فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ . .. يعرف المجرمون بسيمهم

5 - مجرمان گردن فراز دنيا ، داراى وضعى خفت بار و ذليلانه در قيامت

فيوخذ بالنوصى و الأقدام

گرفتار شدن كافران با موهاى سر و با پاهايشان، حكايت از مقهور بون كامل آنان و ذلت ايشان در قيامت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 4

4 - مجرمان براى نجات خويش از عذاب الهى در قيامت ، آماده اند تا فرزندان خود را فدا كنند .

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 12 - 1،2

1 - مجرمان در قيامت ، براى رهايى خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همسران خويش اند .

و صحبته

2 - مجرمان در عرصه محشر ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن برادران خويش اند .

و أخيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 13 - 1

1 - مجرمان در قيامت ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن بستگان نزديك خويش اند .

و فصيلته الّتى تويه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 14 - 1،2

1 - مجرمان در قيامت ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همه انسان هاى كره زمين اند .

و من فى الأرض جميعًا

2 - مجرمان در قيامت ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همه محبوب ها و خلايق زمينى اند ( انس ، جن و . . . ) .

و من فى الأرض جميعًا ثمّ ينجيه

«مَن» براى مطلق موجودات شعورمند وضع شده است و برداشت ياد شده، مبتنى بر همين وضع اصلى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 41 - 1

1 - پرسوجوى اصحاب اليمين در بهشت ، از وضعيت مجرمان در قيامت

عن المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 2 - 6

6 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . يابن مسعود أَكثِر من الصالحات و البرّ فإنّ المُحسنَ و المُسىء يندمان ، يقول المحسن : يا ليتنى ازْدَدْتُ من المحسنات و يقول المسىء : قصرتُ ، و تصديق ذلك قوله تعالى : « و لااُقسم بالنفس اللوّامة » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: . ..اى پسر مسعود! اعمال صالح و كارهاى نيك را افزون انجام بده كه در [قيامت ]نيكوكار و بدكار هر دو پشيمان مى شوند. انسان نيكوكار مى گويد: اى كاش كارهاى نيك را زيادتر كرده بودم و انسان بدكار مى گويد: كوتاهى و تقصير كردم. و گواه اين مطلب سخن خداوند است كه فرمود: «و لا أقسم بالنفس اللوّامة».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 6

6 - گناه پيشگان و كافران ، در قيامت با سختى ها و مشكلات سنگين و طاقت فرسا روبه رو خواهند شد .

و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 12 - 4

4 - گنه كاران و تكذيب كنندگان كيفر هاى اخروى ، در قيامت به كيفر گناه و تكذيب خود گرفتار خواهند شد .

بل تكذّبون بالدين . .. يعلمون ما تفعلون

مطرح ساختن كتابت و علم كاتبان - به قرينه «بل تكذّبون بالدين» - هشدارى به تكذيب گران است كه عمل آنان بى كيفر نخواهد ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 3

3 - گنه پيشگان كافر در قيامت ، وضعى ناهنجار و خنده آور خواهند داشت .

فاليوم الذين ءامنوا من الكفّار يضحكون

769- گناهكارى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 4

4 - قلب تكذيب كنندگان قرآن و قيامت ، هرگز از آلودگى هاى گناه پاك نخواهد شد .

ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون . كلاّ إنّهم ... محجوبون

جمله بعد از «كلاّ»، قرينه است بر اين كه آيه شريفه درصدد بيان تداوم يافتن نكته اى است كه آيه قبل درباره قلب تكذيب گران

مطرح كرده بود.

770- گواهان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 23،24

23 - اعتقاد حواريون به مفيد بودن شهادت انبياى الهى در رستاخيز *

و اشهد بانّا مسلمون

24 - رهبران الهى ، گواهان امت خويش در قيامت *

و اشهد بانّا مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 53 - 8

8 - منزلت والاى كسانى كه در قيامت ، بر اعمال امّت ها گواهى مى دهند .

فاكتبنا مع الشاهدين

درخواست حواريون از خداوند به اينكه آنان را با گواهان قرار دهد، بيانگر آن است كه آنان داراى مقامى والا هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 18 - 7،12،13

7- در قيامت ، گواهانى متعدد بر ستمگرى ستمكاران و دروغ بافى افترازنندگان به خدا ، شهادت خواهند داد .

و يقول الأشهد هؤلاء الذين كذبوا على ربهم

«أشهاد» جمع شاهد و به معناى گواهان است.

12- گواهان اعمال در قيامت ، دورى ستمگران از رحمت الهى را به همگان اعلام مى كنند .

ألا لعنة الله على الظلمين

13- گواهان اعمال ، از كارگزاران صحنه قيامتند .

و يقول الأشهد . .. ألا لعنة الله على الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 84 - 1،3،6،8،9

1- در قيامت از ميان هر امت ، فردى به عنوان گواه و شاهد برانگيخته مى شود .

و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا

3- از ميان هر امتى در تمامى عصر ها ، فردى به عنوان شاهد و گواه در قيامت حضور پيدا مى كند .

و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا

حضور يافتن گواه هر امتى، ممكن است بدين صورت باشد كه از ميان تمامى امتها فردى از هر عصر و نسلى به عنوان گواهى دادن

در قيامت حضور يابد. بنابراين به تعداد عصرها و نسلها، گواهانى به گواهى خواهند پرداخت.

6- كسانى كه در قيامت بر اعمال امت خويش گواهى مى دهند ، جزء نخبگان و بهترين هاى امت خويشند .

و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا

انتخاب شاهد و گواه از ميان هر امتى، بيانگر آن است كه آنان از نخبگان و خوبان امت خويشند; زيرا اگر آنان هم از افراد گناهكار باشند و بر كار آنان نيز گروه ديگرى شاهد و گواه باشد، انتخابشان براى دادن گواهى لغو و بيهوده خواهد بود.

8- رخصت نيافتن كافران براى سخن گفتن و معذرت خواهى به هنگام حضور شاهدان و گواهان امت ها ، در قيامت

و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا ثمّ لايؤذن للذين كفروا

9- برانگيخته شدن شاهدان در قيامت ، پايان فرصت كافران براى دفاع از خويش است . *

و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا ثمّ لايؤذن للذين كفروا

واژه «ثمّ» كه براى ترتيب است، ممكن است بدين نكته اشاره داشته باشد كه پس از اقامه شهود - و نه قبل از آن - ديگر كافران رخصت نمى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 4،8

4- كسانى كه در قيامت بر اعمال امت خويش گواهى مى دهند ، جزء نخبگان و بهترين هاى امت خويشند .

و يوم نبعث فى كلّ أُمّة شهيدًا عليهم من أنفسهم

انتخاب شاهد و گواه از ميان هر امتى، بيانگر آن است كه آنان از نخبگان و خوبان امتند; زيرا اگر آنان هم از افراد گناهكار باشند و بر كار آنان گروه ديگرى شاهد و گواه باشند، انتخاب آنان براى گواهى، لغو و بيهوده خواهد بود.

8- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناظر اعمال امت خويش و گواه آنان در قيامت است .

و جئنابك شهيدًا على هؤلاء

برداشت فوق با توجه به دو نكته در آيه است: الف) بنابر اينكه منظور از امت در «فى كلّ أمة» مردم هر عصرى نباشد; بلكه امت هر پيامبرى باشد. ب) «هؤلاء» اشاره باشد به كل امت پيامبر(صلی الله علیه و آله) تا روز قيامت و نه تنها مردم عصر آن حضرت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 6

6- در قيامت ، گواهانى بر بطلان پندار فرزندى عيسى ( ع ) براى خداوند شهادت خواهند داد .

فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 11

11 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « و نزعنا من كلّ أُمّة شهيداً » يقول من كلّ فرقة من هذه الأُمّة إمامها . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «و نزعنا من كلّ أُمّة شهيداً» روايت شده كه خدا مى فرمايد: از هر فرقه اى از اين امت، امام آنها را برمى گزينيم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 65 - 3

3 - دست ها و پا هاى كافران ، در قيامت عليه آنان به سخن آمده و بر دستاوردهايشان ، گواهى خواهند داد .

تكلّمنا أيديهم و تشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 69 - 7،14

7 - حضور پيامبران در قيامت براى گواهى دادن بر اعمال بندگان ، هنگام عرضه اعمالشان

و جاىء بالنبيّين

مقصود از آوردن پيامبران در قيامت هنگام عرضه نامه اعمال بندگان - به قرينه آيه «فكيف إذا جئنا من كلّ اُمّة بشهيد و جئنابك على هؤلاء شهيداً (نساء(4)، 41) گواهى دادن آنان است.

14 - داورى خداوند ميان بندگان در قيامت ، بر پايه مستندات پرونده اعمال ، گواهى پيامبران و گواهانى چند خواهد بود .

و وضع الكتب و جاىء بالنبيّين و الشهداء و قضى بينهم بالحقّ و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 8

8 - قيامت ، روز برپا خاستن گواهان براى شهادت و گواهى

يوم يقوم الأشهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 41 - 2،6،8،10

2 - خداوند گواهان و ناظران امت ها را در قيامت به گواهى فرامى خواند .

فكيف اذا جئنا من كل امّة بشهيد

6 - خداوند در قيامت ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را براى گواهى بر امت خويش فرامى خواند .

و جئنا بك على هؤلاء شهيداً

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گواهى بر شاهدان امت ها در قيامت

فكيف اذا . .. و جئنا بك على هؤلاء شهيداً

و لذا اسم اشاره با صيغه جمع (هؤلاء) آمده است.

10 - خداوند در قيامت - با وجود آگاهى بر اعمال - گواهانى را براى نشان دادن اتقان در حسابرسى ، فراخواهد خواند .

كان اللّه بهم عليماً . .. فكيف اذا جئنا ... و جئنا بك على هؤلاء شهيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 42 - 3

3 - صحنه شهادت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قيامت ، موجب شرم و تأسف بى اندازه كافران

و جئنا بك على هؤلاء شهيداً. يومئذ يودّ الذين كفروا ... لو تسوّى بهم الارض

«يومئذ» متعلق به «شهيداً» است. يعنى آن روز كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اعمال گواهى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 24 - 9

9 - تهديد شدن سازندگان « افك » به محاكمه اى سخت در قيامت و آشكار شدن توطئه هاى پنهانى آنان با شهادت غير قابل انكار اعضا و جوارح خود آنها

إنّ الذين يرمون المحصنت . .. يوم تشهد عليهم ألسنتهم ... بما كانوا يعملون

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه اين آيه از جمله آيات مربوط به ماجراى «افك» باشد.

771- گواهان عمل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 3 - 3،4

3 - قيامت ، روز حضور گواهان اعمال و شهادت دادن آنها است .

و شاهد

راغب پس از آن كه شهادت را به معناى حضور با مشاهده آورده است، معناى گواهى را براى آن ذكر كرده و مى گويد: شهادت، گفتارى است كه از روى علم سرزده باشد. (مفردات راغب)

4 - سوگند خداوند ، به گواهان اعمال انسان ها در قيامت

و شاهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 7 - 9

9 - اصحاب اخدود در قيامت ، بر كردار خويش شهادت خواهند داد .

و هم على ما يفعلون بالمؤمنين شهود

آيات «و اليوم الموعود» و «و شاهد و مشهود» در آغاز سوره، مى تواند قرينه بر نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 15 - 1

1 - گواهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر تمامى حركات و رفتار هاى امت خويش در قيامت

إنّا أرسلنا إليكم رسولاً شهدًا عليكم

772- گواهان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 159 - 7

7 - پيامبران ، شاهدان محكمه الهى در قيامت

و يوم القيمة يكون عليهم شهيداً

773- گواهى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 41 - 11

11 - پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، گواه و شاهد بر همه رسولان الهى در روز رستاخيز

فكيف اذا جئنا . .. و جئنا بك على هؤلاء شهيداً

اميرالمؤمنين (ع) پس از تلاوت آيه فوق فرمود: و هو [محمد (صلی الله علیه و آله) ]الشهيد على الشهداء و الشهداء هم الرسل (ع).


تفسير عياشى، ج 1، ص 242، ح 132 ; تفسير برهان، ج 1، ص 370، ح 4.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 159 - 6

6 - گواهى حضرت عيسى ( ع ) بر اهل كتاب در روز قيامت

و يوم القيمة يكون عليهم شهيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 84 - 10

10- محكوميت كافران در محكمه قيامت ، با شهادت شاهدان همراه است .

و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا ثمّ لايؤذن للذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 3

3- قيامت ، روز برانگيخته شدن گواهانى از ميان هر امت براى شهادت دادن بر آنان

و يوم نبعث فى كلّ أُمّة شهيدًا عليهم من أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 36 - 8

8- شهادت خواهى از چشم ، گوش و قلب در قيامت ، درباره انسان

إن السمع و البصر و الفؤاد كلّ أُولئك كان عنه مسئولاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه سؤال از گوش، چشم و قلب، حقيقى و در قيامت باشد. بنابراين، منظور از مورد سؤال قرار

گرفتن اعضاى ياد شده ممكن است براى نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 8

8- روز قيامت ، روزى عظيم و جايگاه حضور و گواهى است .

من مشهد يوم عظيم

«مشهد» چنانچه اسم مكان باشد، به معناى محل حضور و شهادت است. و مى تواند مصدر ميمى و به معناى شهود و حضور در روز قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 24 - 1،2،3

1 - شهادت و گواهى زبان ، دست و پاى گنه كاران عليه آنان در قيامت

يوم تشهد عليهم ألسنتهم و أيديهم و أرجلهم

2 - اعضا و جوارح ( زبان ، دست و پاى ) گنه كاران ، تمامى گفته ها و كرده هاى آنان را بازگفته و از هيچ عمل خلافى ، فروگذار نخواهند كرد .

يوم تشهد عليهم ألسنتهم . .. بما كانوا يعملون

3 - شهادت و گواهى زبان ، دست و پاى قذف كنندگان و تهمت زنندگان به زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ، بر اعمال ناروايشان در قيامت

إنّ الذين يرمون المحصنت . .. يوم تشهد عليهم ألسنتهم ... بما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 3 - 3

3 - قيامت ، روز حضور گواهان اعمال و شهادت دادن آنها است .

و شاهد

راغب پس از آن كه شهادت را به معناى حضور با مشاهده آورده است، معناى گواهى را براى آن ذكر كرده و مى گويد: شهادت، گفتارى است كه از روى علم سرزده باشد. (مفردات راغب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 4 - 6

6 - « عن أبى هريرة قال قرء رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) هذه الآية « يومئذ تحدث أخبارها » قال : أتدرون ما إخبارها ؟ قالوا : اللّه و رسوله أعلم ، قال : فانّ إخبارَها أن تشهد على كلّ عبد أو أمة بما عمل على ظهرها ;

از ابوهريره روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آيه «يومئذ تحدث أخبارها» را قرائت كرد و فرمود: آيا مى دانيد خبردادن زمين چيست؟ گفتند خدا و رسولش آگاه تراند; فرمود: إخبار زمين گواهى دادن آن است بر هر مرد و زنى به آنچه بر روى آن انجام داده است. ».

774- لجاجت مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 2

2 - پافشارى مستمر تكذيب گران در دنيا ، بر انكار قيامت و عذاب دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جمله «كنتم بها تكذّبون» ماضى استمرارى و بيانگر آن است كه كافران تكذيب گر; هرگز حاضر نشده اند حقايق مربوط به جهان آخرت را بپذيرند; بلكه مصرانه آن را انكار مى كنند.

775- لذت گرايى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 2

2 - خورد و خوراك و بهره ناچيز از لذت هاى مادى ، هدف زندگى كافران و منكران قيامت

كلوا و تمتّعوا قليلاً

از اين كه به كافران گفته مى شود: بخوريد و بهره گيريد، مى توان به اين حقيقت دست يافت كه آنان جز همين كار، هدف ديگرى در زندگى ندارند و گرنه به آن فراخوانده مى شدند.

776- لرزش در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 1 - 6

6- لرزش و اضطراب بسيار شديد مردم ، در عرصه قيامت

إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم

«ساعة»به معناى لحظه و هنگام است و «الساعة»; يعنى، آن هنگام. مقصود از «آن هنگام»، مى تواند هنگام برپايى قيامت و حضور مردم در عرصه محشر باشد. در اين صورت كلمه «زلزلة»استعاره از اضطراب شديد مردم است. هم چنين مى تواند زمان پايان يافتن عمر جهان كنونى و فرا رسيدن هنگام فروپاشى نظام آن باشد. در اين صورت مراد از «زلزلة»، لرزش شديدى است كه در آن لحظه، سراسر جهان را فرا مى گيرد و باعث فروپاشى آن مى شود.

777- لرزش كوهها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 14 - 3

3 - لرزش زمين و كوه ها در آستانه برپايى قيامت ، بسيار شديد و كوبنده است .

و كانت الجبال كثيبًا مهيلاً

تبديل شدن كوه هاى استوار به انبوهى از ريگ هاى روان، شدت و گوبندگى زمين لرزه را، در آستانه برپايى قيامت مى رساند.

778- لعن در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 14

14 - امتهاى مشرك و گمراه به خاطر فراهم سازى زمينه هاى ضلالت براى نسلهاى بعد، در قيامت مورد لعن و نفرين آنان قرار مى گيرند.

لعنت أختها . .. قالت أخريهم لأوليهم ربنا هؤلاء أضلونا

چنانچه مخاطب «ادخلوا» به قرينه آيه 35 همه بنى آدم باشد، مراد از «أمم قد خلت . ..» انسانها و جنيان مشركى خواهد بود كه پيش از نسل بنى آدم مى زيسته اند. و اگر مخاطب آن انسانهايى باشد كه پس از نزول قرآن به وجود آمده و مى آيند، مقصود از «أمم» امتهاى مشرك و كافرى از نسل بنى آدم است كه پس از امت مشرك پيشين به صحنه زندگى مى آيند. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است. گفتنى است كه بر اين فرض مراد از «امت أولى» نسل قبل و مراد از «امت أخرى» نسل بعدى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 14

14 - ناسزاگويى و لعن ديگران ، در روز قيامت ، امرى ممكن است .

ثمّ يوم القيمة يكفر بعضكم ببعض و يلعن بعضكم بعضًا

779- لقاء الله در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 154 - 10

10 - روز قيامت، زمان ملاقات انسان با خداوند است.

لعلهم بلقاء ربهم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 1

1 - قيامت ، روز ديدار با خداست .

إن الذين لا يرجون لقاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 8

8 - قيامت ، روز ديدار با خداوند است .

الذين لايرجون لقاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 5

5 - قيامت ، روز ديدار با خداوند

قال الذين لا يرجون لقاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 45 - 7

7 - قيامت ، روز ملاقات با خداوند است .

و يوم يحشرهم . .. قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 11

11- قيامت ، روز لقاى پروردگار و مشاهده نمود هاى روشن وى است .

فمن كان يرجو لقاء ربّه

مسلّم است كه مراد از لقاى پروردگار، برخوردى حسّى با او نيست; چون، چنين امرى هم از نظر عقل و هم از نظر متون دينى، محال است (لاتدركه الأبصار). بنابراين، به قرينه «فليعمل عملاً صالحاً»، مراد از لقاى پروردگار، مواجه شدن با رضايت و پاداش هاى او در روز قيامت است.

780- لقاءالله در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 2

2 - قيامت صحنه ملاقات همگان با خداوند است.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه حتى إذا جاءتهم الساعة

«الساعة» از اسامى قيامت است و منظور از ملاقات، برخورد جسمانى نيست، زيرا چنين امرى محال است. لذا مراد از آن شهود حاكميت و قدرت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 15

15- قيامت ، روز ملاقات انسان با خداوند

إنهم ملقوا ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 3

3 - قيامت ، روز ملاقات انسان ها با خدا

لايرجون لقاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 5 - 4

4 - قيامت ، ظرف تحقق لقاءاللّه و حضور در پيشگاه خداوند است .

من كان يرجوا لقاء اللّه فإنّ أجل اللّه لأت

«لقاءاللّه» عبارت است از اين كه انسان، در جايى قرار بگيرد كه ميان او و خداوند، هيچ حجابى نباشد و اين، همانا، روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 8 - 15

15 - ربوبيت الهى ، مقتضى برپايى قيامت و حضور انسان ها در پيشگاه خداوند است .

و إنّ كثيرًا من الناس بلقاى ربّهم لكفرون

ذكر وصف ربوبيت در مورد لقاءاللّه مى تواند ناظر به برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 10 - 11

11 - معاد ، عرصه رجوع و حضور در محضر خدا است .

أءنّا لفى خلق جديد بل هم بلقاء ربّهم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 2،3

2 - قيامت ، روز ملاقات و ديدار با پروردگار

ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم

3 - حضور انسان ها در قيامت ، جلوه اى از ربوبيت الهى است .

ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم

اضافه «لقاء» به وصف ربوبيت - و نه ديگر اوصاف و اسماى الهى - معناى بالا را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 5

5 - تكذيب كنندگان قيامت و منكران قرآن ، از ملاقات خداوند و ديدار رحمت او در قيامت محروم اند .

إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون

محجوب بودن از خداوند، نمى تواند به معناى نديدن با چشم باشد; زيرا اين امر به كافران اختصاص ندارد. بنابراين مراد، رانده شدن از درگاه الهى و محروميت از ديدار جلوه هاى خداوند (از قبيل رحمت و ثواب الهى و يا نظاير آن) است.

781- مال دوستان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 8

8 - مال دوستان و حرام خواران ، در آخرت به ارزش حقيقى ثروت و لزوم مصرف آن در اطعام گرسنگان و فوايد بزرگداشت يتيمان ، پى خواهند برد .

لاتكرمون . .. و لاتحضّون ... تأكلون ... تحبّون ... كلاّ ... يومئذ يتذكّر الإنس-

782- مالك قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 4 - 1،6

1 - خداوند ، مالك و فرمانرواى روز قيامت است .

ملك يوم الدين

«مِلْك» در «مالك يوم الدين» ملك حقيقى است ; يعنى، وابستگى وجودى كه لازمه آن تسلط كامل و همه جانبه مالك بر مملوك است. قابل ذكر است كه «يوم الدين» هم مى تواند مفعول براى «مالك» باشد و هم مى تواند ظرف براى آن گرفته شود و در صورت دوم مفعول، كلمه اى همانند «الامور» خواهد بود; يعنى: مالك الامور فى يوم الدين. به هر تقدير برداشت فوق از آن استفاده مى شود.

6 - مالكيت خدا بر روز جزا و فرمانروايى او در آن روز ، دليل اختصاص ستايش ها به اوست .

الحمد للّه . .. ملك يوم الدين

«مالك يوم الدين» نيز مانند اوصاف گذشته به منزله دليل براى «الحمد للّه» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 5 - 2،17

2 - ربوبيت خدا بر هستى ، رحمانيت و رحيميت او و مالكيتش بر روز قيامت ، دليل شايستگى او براى پرستش

رب العلمين. الرحمن الرحيم. ملك يوم الدين. إياك نعبد

17 - شناخت ربوبيت خدا بر تمام هستى و باور به رحمانيت و رحيميت او و مالكيتش بر روز جزا ، تنها با امداد الهى امكان پذير است .

الحمد للّه رب العلمين . .. إياك نستعين

شناخت ربوبيت خدا و . .. از تكاليفى است كه مى توان آن را از سوره حمد برداشت كرد. لذا آنها نيز متعلق «نستعين» مى باشند; يعنى: نستعينك على ان نعرف ربوبيتك و ... .

783- مالكيت دنيوى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 40 - 7

7- در قيامت ، رابطه انسان با مالكيت هاى اعتبارى او در دنيا ، به كلى بريده خواهد شد .

و أنذرهم يوم الحسرة . .. إنّا نحن نرث الأرض و من عليها و إلينا يرجعون

خداوند، هم زمين را ميراث خود دانسته و هم آدميان را; يعنى هم مالكان اعتبارى و هم ملك هاى اعتبارى; بنابراين در قيامت، اين دو تنها با مالك حقيقى خود مرتبط خواهند شد.

784- مالكيتها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 73 - 11

11 - تمامى مالكيتها و حاكميتهاى اعتبارى در روز نفخ صور از ميان خواهد رفت.

و له الملك يوم ينفخ فى الصور

785- ماه(قمر) در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 1 - 5

5 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : الشمس و القمر مكوّران يوم القيامة ;

از پيامبر(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: خورشيد در روز قيامت به هم پيچانده شده و ماه نيز چنين خواهد شد».

786- متجاوزان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 12

12 - تجاوزگران به حقوق مردم ، حيران و سرگردان در صحنه قيامت

يظلمون الناس و يبغون فى الأرض بغير الحقّ . .. و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يق

787- متقين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 12،13،16،18

12 - جايگاه بلند مؤمنان تقوا پيشه نسبت به كافران ، در روز قيامت

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

13 - قيامت ، روز ظهور برترى تقواپيشگان بر كافران و روز ظهور ارزش هاى حقيقى

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

چون برترى مؤمنان تقواپيشه در دنيا نيز حتمى است ; بنابراين «يوم القيمة»، ظرف ظهور اين برترى خواهد بود.

16 - تقوا ، عامل دستيابى به مقام بلند در قيامت

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيامة

18 - همراهى ايمان و تقوا ، عامل برترى در قيامت

و يسخرون من الذين امنوا و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

تبديل «الذين امنوا» به «الذين اتقوا»، براى تفهيم اين معناست كه بايد ايمان، همراه تقوا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 7

7- پرهيز كنندگان از جرم و گناه ، به هنگام مشاهده نامه اَعمال خود در قيامت ، بيم و هراس نخواهند داشت .

و وضع الكتب فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

جمله «وضع الكتاب» وضع و مشاهده كتاب را به مجرمان اختصاص نداده است، ولى جمله «فترى المجرمين. ..» تنها، از ترس مجرمان سخن گفته است، بنابراين، ديگران، با مشاهده كتابِ خود، اضطرابى نخواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 1،2،3،7

1- تقوا پيشگان در روز قيامت ، با اكرام و تجليل بر خداى رحمان وارد خواهند شد .

يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن وفدًا

«وفد» جمع يا اسم جمع است و به هيأت هايى گفته مى شود كه جهت ديدار يا كمك خواهى، به نزد دولتمردان مى روند (لسان العرب). توصيف متقين هنگام حضور در صحنه قيامت به «وفداً»، حكايت از ويژگى حضور آنان و احترام و موقعيت خاصى دارد كه

براى آنها در قيامت وجود خواهد داشت. اين كلمه ممكن است مصدر و بيانگر نوع محشور شدن متقين باشد.

2- متقين ، داراى منزلت و تشخص ويژه در صحنه قيامت

يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن وفدًا

3- خداى رحمان ، در قيامت ميزبان تقواپيشگان ( موحدان ) خواهد بود .

يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن وفدًا

«وفداً» چه مصدر و بيان كننده نوع حشر باشد و چه به معناى «وافدين» گرفته شود، بر ميهمان بودن متقين دلالت دارد; با اين تفاوت كه در صورت دوم، مى رساند كه حضور آنان در صحنه قيامت فردى نبوده; بلكه به صورت گروهى خواهد بود. دراين صورت بايد گفت: «وفداً» حال مقدره است; يعنى، زمان گروهى بودن از زمان حشر متأخر است; زيرا آيات بعد به حضور فردى همگان تصريح دارد.

7- برانگيختن تقواپيشگان در قيامت - با اكرام و احترام ويژه - نمودى از رحمانيت خداوند و عزّت بخشى او است .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهةً ليكونوا لهم عزًّا. .. يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 4

4- قيامت ، روز ظهور تفاوت وضعيت مجرمان و متقين

يوم نحشر . .. و نسوق المجرمين إلى جهنّم وردًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 90 - 1

1 - رستاخيز ، روز استقبالِ شايانِ بهشت از قدوم تقواپيشگان

و أُزلفت الجنّة للمتّقين

«إزلاف» (مصدر مجهول «أُزلفت») به معناى نزديك آورده شدن است. بنابراين از مفاد آيه استفاده مى شود كه بهشت را براى استقبال و خوش آمدگويى به تقواپيشگان، نزديك مى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 5

5 - تأمين تمامى خواسته هاى تقواپيشگان در آخرت ، مقتضاى ربوبيت پروردگار است .

هم المتّقون . لهم ما يشاءون عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 5،6

5 - تقواپيشگان ، از هر بدى و رنجى در قيامت در امان خواهند بود .

الذين اتّقوا . .. لايمسّهم السوء

6 - تقواپيشگان ، به هيچ حزن و اندوهى در قيامت گرفتار نخواهند شد .

الذين اتّقوا. .. و لا هم يحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 3

3 - وجود فاصله ميان موقف تقواپيشگان در محشر و بهشت

و سيق الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة زمرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 2

2 - مودّت و دوستى تقواپيشگان ، پابرجا و مستحكم حتى در قيامت

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 2،4

2 - گفتوگوى مستقيم و بىواسطه الهى ، با تقواپيشگان در قيامت

يعباد

4 - بشارت خداوند به تقواپيشگان ، مبنى بر مصونيت آنان از هرگونه خوف و اندوه در قيامت

يعباد لا خوف عليكم اليوم و لا أنتم تحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 31 - 2،4

2 - « متقين » ، قادر به مشاهده بهشت در صحنه قيامت *

الجنّة . .. غير بعيد

برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «غير بعيد» - از پى «أزلفت» - بيانگر اين معنا باشد كه بهشت آن قدر به متقين نزديك خواهد شد، كه در مرئى و منظر آنان قرار خواهد گرفت.

4 - « متقين » ، مورد اجلال و تكريم الهى در قيامت

و أُزلفت الجنّة للمتّقين

تعبير «أزلفت» و اين كه بهشت به متقين نزديك مى شود و آنان حتى زحمت حركت به سوى بهشت را احساس نمى كنند; كرامت و ارجمندى آنان را نزد خداوند مى رساند.

788- متكبران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 76 - 6

6 - جايگاه متكبران در قيامت ، جايگاهى بد و ناگوار خواهد بود .

فبئس مثوَى المتكبّرين

789- متنعمان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 8 - 4

4 - كسانى كه در قيامت در ناز و نعمت اند ، هول و هراس آن روز را احساس نخواهند كرد .

وجوه يومئذ ناعمة

مى توان گفت: وصف «الغاشية» براى قيامت - كه بيانگر بسته بودن راه فرار است - تنها به بدكاران نظر دارد; جز اين كه به صورت استطراد از نيكان نيز سخن به ميان آمده است. در اين موارد گفته مى شود: بيان حالت دسته دوم، در حقيقت توضيحى اضافه است تا آنچه كه مخاطب طالب شنيدن آن است، تكميل شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 9 - 1،3

1 - بهره مندان از ناز و نعمت آخرت ، از تلاش هاى خويش در دنيا ، به وجد آمده و نسبت به آن احساس رضايت خواهند كرد .

لسعيها راضية

3 - افرادى كه در قيامت ، در رفاه و خوش گذرانى به سر مى برند ، دستيابى به آن را مرهون تلاش هاى دنيايى خود مى بينند .

ناعمة . لسعيها راضية

790- مجادله در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 1

1- مخاصمه شيطان و مشركان با يكديگر ، در محكمه عدل الهى

قال قرينه ربّنا ما أطغيته . .. قال لاتختصموا لدىّ

791- مجادله درباره قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 7

7 - مجادله و تشكيك مستمر مشركان ، نسبت به برپايى قيامت

إنّ الذين يمارون فى الساعة لفى ضلل بعيد

«ممارات» (مصدر «يمارون») به معناى اصرار بر جدال است.

792- مجازات مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 7

7 - منكران قيامت ، مستحق كيفر و عذاب الهى در دنيا هستند .

و لو يعجل اللّه . .. لقضى إليهم أجلهم فنذر الذين لايرجون لقاءنا

از آيه شريفه استفاده مى شود كه: اگر مجازات منكران قيامت منجر به مرگ آنان نمى شد، خدا بدون مهلت آنان را سركوب مى كرد; يعنى، آنان استحقاق كيفر را دارند لكن مانع وجود دارد.

793- مجرمان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 59 - 1،2

1 - مجرمان ، در روز رستاخيز از صف مؤمنان جدا خواهند شد .

و امتزوا اليوم أيّها المجرمون

2 - مجرمان ، در روز رستاخيز از يكديگر جدا شده و به درد فراق مبتلا خواهند بود .

و امتزوا اليوم أيّها المجرمون

برداشت ياد شده بر اين اساس قرار دارد كه مقصود از جدايى مجرمان، جدايى آنان از يكديگر و ابتلا به درد فراق باشد كه اين خود عذاب و درد بزرگ روحى و روانى براى آنان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 63 - 1

1 - جهنم ، در روز رستاخيز از نزديك به كافران و مجرمان نشان داده خواهد شد .

هذه جهنّم الّتى كنتم توعدون

«هذه» - كه به شىء نزديك اشاره دارد - مى رساند كه جهنم در نزديكى كافران و مجرمان قرار داشته و به آنان نشان داده خواهد شد.

794- محدوده پرسش در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 6 - 4

4 - چگونگى رفتار امتها و برخورد آنان با رسالت انبيا، پرسش خداوند از رسولان خويش در قيامت *

فلنسئلن الذين أرسل إليهم و لنسئلن المرسلين

بدان احتمال كه مورد سؤال از پيامبران، رفتار امتهايشان باشد; چه اينكه محور آيات پيشين فرمان به پذيرش آيات الهى و تهديد مخالفان انبيا بوده است.

795- محرومان از شفاعت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 48 - 2

2 - جرم پيشگان ، محروم از شفاعت در قيامت

عن المجرمين . .. فما تنفعهم شفاعة الشفعين

796- محروميت مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 10

10 - خداوند ، منكران قيامت را از بهشت و مواهب آن محروم خواهد كرد .

إن اللّه حرمهما على الكفرين . .. فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا

از مصاديق كلمه «الكفرين» به دليل «كما نسوا لقاء يومهم هذا»، منكران قيامت هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 3

3 - تهديد تكذيب گران روز جزا ، به محروميت از موهبت هاى بهشتى

كلوا و تمتّعوا قليلاً

امر در «كلوا و تمتّعوا» در معناى تهديد و انذار به كار رفته است. در آيات گذشته، از مواهب بهشت و تأمين خواسته هاى تقواپيشگان در آن، سخن به ميان آمده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه اين تهديد، ناظر به محروميت از موهبت هاى بهشتى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 5

5 - تكذيب كنندگان قيامت و منكران قرآن ، از ملاقات خداوند و ديدار رحمت او در قيامت محروم اند .

إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون

محجوب بودن از خداوند، نمى تواند به معناى نديدن با چشم باشد; زيرا اين امر به كافران اختصاص ندارد. بنابراين مراد، رانده شدن از درگاه الهى و محروميت از ديدار جلوه هاى خداوند (از قبيل رحمت و ثواب الهى و يا نظاير آن) است.

797- محروميت منكران قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 45 - 6

6 - منكران قيامت از زمره ستمكارانند و در قيامت از رحمت خدا محروم خواهند بود .

أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين ... و هم بالأخرة كفرون

798- محسنان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 6

6 - برآورده شدن تمامى خواسته هاى احسان كنندگان در قيامت ، به صرف اراده كردن آنان

لهم ما يشاءون عند ربّهم ذلك جزاء المحسنين

«احسان» هم شامل نيكى به خود مى باشد - كه در اين صورت مقصود نيك كردارى است - و هم شامل نيكى به ديگران مى شود (لسان العرب). اين واژه در آيه شريفه، ممكن است در هر دو معنابه كار رفته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 35 - 10

10 - فراهم شدن تمامى خواسته هاى محسنان در قيامت ، پاداشى است بر مبناى بهترين عمل آنان .

لهم ما يشاءون عند ربّهم . .. و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «يجزيهم. ..» مى تواند توضيح و بيان براى جمله «لهم ما يشاءون...» باشد; يعنى، برآورده شدن خواسته هاى محسنان در قيامت، همان پاداش مطابق با بهترين عمل ها است كه خداوند براى آنان مقرر داشته است.

799- محمد(صلی الله علیه و آله) در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 8

8- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناظر اعمال امت خويش و گواه آنان در قيامت است .

و جئنابك شهيدًا على هؤلاء

برداشت فوق با توجه به دو نكته در آيه است: الف) بنابر اينكه منظور از امت در «فى كلّ أمة» مردم هر عصرى نباشد; بلكه امت هر پيامبرى باشد. ب) «هؤلاء» اشاره باشد به كل امت پيامبر(صلی الله علیه و آله) تا روز قيامت و نه تنها مردم عصر آن حضرت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 17،20

17- تجلى مقام ستايش انگيز پيامبر (صلی الله علیه و آله) در رستاخيز *

عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

برداشت فوق بدان احتمال است كه واژه «يبعثك» اشاره به بعث در قيامت و رستاخيز داشته باشد و «مقاماً» مصدر ميمى و مفعول مطلق براى «أن يبعثك» باشد كه در اين صورت تركيب آيه چنين مى شود: «عسى أن يبعثك ربك بعثاً محموداً; خداوند تو را به شكل پسنديده اى در قيامت مبعوث مى سازد».

20- « قال على بن أبى طالب ( ع ) : . . . ثمّ يجتمعون فى موطن آخر يكون فيه مقام محمد (صلی الله علیه و آله) و هو المقام المحمود فيثنى على الله تبارك و تعالى بما لم يثن عليه أحد قبله ثمّ يثنى على الملائكة كلّهم . . . ثمّ يثنى على الرسل . . . ثمّ يثنى على كلّ مؤمن و مؤمنة . . . فذلك قوله : « عسى أن يبعثك ربك مقاماً محموداً . . . و هذا كلّه قبل الحساب . . . ;

حضرت على بن ابى طالب فرمود:. .. سپس خداوند[در قيامت]مردم را در موضعى جمع مى كند كه مقام محمد(صلی الله علیه و آله) در آن جاست و آن مقام محمود است. پس پيامبر(صلی الله علیه و آله) ثناى خداى - تبارك و تعالى - مى گويد، به گونه اى كه احدى قبل از او چنين ثنايى نگفته است; سپس به [ترتيب]بر تمامى فرشتگان ... و رسولان ... و تمامى مردان و زنان مؤمن درود مى فرستد ... و اين همان سخن خداست كه: «عسى أن يبعثك ربك مقاماً محموداً...» و تمام اين امور پيش از حسابرسى است...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 23 - 7

7 - ملاقات پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) با حضرت موسى ( ع ) ، در شب معراج و يا در قيامت ، قطعى است .

و لقد ءاتينا موسى الكتب فلاتكن فى مرية من لقائه

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه مرجع ضمير در «لقائه» موسى(ع) باشد. لازم به ذكر است كه اين نكته، مورد تأييد روايت نيز هست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 91 - 3

3 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، در خير و سلامتى از ناحيه اصحاب اليمين در جهان آخرت

فسلم لك من أصحب اليمين

800- محمد(صلی الله علیه و آله) و برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 187 - 11،13

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر خلاف تصور مردم ، بر آگاه شدن به زمان تحقق قيامت اصرار نداشت و براى دستيابى به آن تلاش نكرد .

يسئلونك كأنك حفى عنها

«حفى به» يعنى كنجكاوى نمود و درباره آن زياد پرسش كرد. چون كلمه «حفى» در آيه شريفه با «عن» متعدى شده، معناى كشف كردن نيز در آن مندرج است. يعنى «كانك حفى بها مستكشفا عنها». گويا تو پرسش كرده اى و در صدد كشف آن برآمده اى.

13 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر خلاف تصور مردم ، به زمان برپايى قيامت آگاه نبود .

يسئلونك كأنك حفى عنها

«حفى عنها» كه دلالت بر پرسش زياد و تلاش براى كشف زمان قيامت دارد، به قرينه «يسئلونك»، كنايه از آگاهى نيز مى باشد. يعنى آنان گمان مى كنند كه تو از زمان قيامت پرسش كرده اى و در نتيجه بدان آگاه شده اى.

801- محور حسابرسى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 6 - 2،3،4

2 - پذيرش و عدم پذيرش رسالتهاى انبيا و نيز عمل به احكام دين، محور بازجويى خداوند از امتهاست.

فلنسئلن الذين أرسل إليهم

توصيف مردم با عنوان «أرسل إليهم» دلالت بر اين دارد كه بازجويى از امتها درباره چگونگى برخورد با رسالتهاى الهى است.

3 - تبليغ تعاليم دينى و آسمانى، محور بازجويى از پيامبران خدا در قيامت

فلنسئلن الذين أرسل إليهم و لنسئلن المرسلين

عنوان «مرسلين» در جمله «و لنسئلن المرسلين» بيانگر اين است كه سؤال از پيامبران درباره تبليغ رسالت است.

4 - چگونگى رفتار امتها و برخورد آنان با رسالت انبيا، پرسش خداوند از رسولان خويش در قيامت *

فلنسئلن الذين أرسل إليهم و لنسئلن المرسلين

بدان احتمال كه مورد سؤال از پيامبران، رفتار امتهايشان باشد; چه اينكه محور آيات پيشين فرمان به پذيرش آيات الهى و تهديد مخالفان انبيا بوده است.

802- مخلصان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 12

12 - بندگان خالص و برگزيده خدا در قيامت به گروه صالحان ملحق خواهند شد .

و لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

803- مدت اولين روز قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 5 - 9

9 - نخستين روز پس از پايانِ عمرِ جهان هستى ، برابر با هزار سال دنيوى است .

ثمّ يعرج إليه فى يوم كان مقداره ألف سنة ممّا تعدّون

احتمال دارد مراد از «يوم» روز قيامت باشد كه در اين صورت، معنا و مفهوم آيه چنين مى شود: «خداوند، امور عالم را تدبير مى كند و آن گاه در روزى كه پايان عمر عالم است و هزار سال دنيوى زمان آن است، امر، به خداوند بازمى گردد و عالم بر چيده مى شود».

804- مدت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 4 - 9

9 - « عن حفص بن غياث القاضى قال : سمعت أباعبداللّه جعفر بن محمّد ( ع ) يقول : . . . فإنّ للقيامة خمسين موقِفاً كلّ موقف مقام ألف سنة ثمّ تلا هذه الآية : « فى يوم كان مقداره خمسين ألف سنة » ;

از حفص بن غياث روايت شده كه گفت: شنيدم كه امام صادق(ع) مى فرمود: براى قيامت پنجاه موقف (ايستگاه) است كه هر كدام از آنها هزار سال طول مى كشد. سپس امام(ع) اين آيه را تلاوت فرمود: (فى يوم كان مقداره خمسين ألف سنة).

805- مدح بيم داران از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 4

4 - ستايش و تمجيد خداوند ، از وفاكنندگان به نذر و بيم داران از قيامت

يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

806- مرتد در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 106 - 5

5 - روسياهى و عذاب مرتدّان در قيامت

فاما الذين اسودّت وجوههم اكفرتم بعد ايمانكم فذوقوا العذاب

807- مردان بنى اسرائيل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 3

3 - هفتاد مرد گزينش شده براى حضور در ميعادگاه مناجات ، بهترين و لايقترين مردم بنى اسرائيل در ديدگاه موسى ( ع )

و اختار موسى

«اختيار» به معناى انتخاب و گزينش خير است. بنابراين «اختار موسى» يعنى موسى بهترينها را انتخاب كرد.

808- مردگان هنگام قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 4 - 2

2 - انبساط يافتن زمين در آستانه قيامت ، زمينه تخليه كامل آن و اخراج بدن انسان ها از قبر و بيرون افكنده شدن اشياء از درون زمين است .

و إذا الأرض مدّت . و ألقت ما فيها و تخلّت

تقديم ذكرى، ممكن است بر تقدم رتبى و زمانى دلالت كند. بنابراين انبساط زمين، زمينه «القاء» و «تخليه» خواهد بود. به قرينه آيات بعد - كه درباره قيامت انسان ها است - مى توان گفت: از عبارت «ألقت ما فيها» بيرون انداختن بدن ها از قبرها نيز اراده شده است.

809- مرفهان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 0

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 7

7 - رفاه زدگان و ذلّت پنداران فقر ، تنها به هنگام مواجه شدن با حوادث قيامت ، به خطاى خويش پى برده ، حقيقت را در خواهند يافت .

فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه . .. يومئذ يتذكّر الإنسن

810- مرفهان كافر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 65 - 4

4 - قيامت ، روز بى پناهى و درماندگى كامل مرفهان كفرپيشه

لاتجئروا اليوم إنّكم منّا لاتنصرون

811- مرفهان و حوادث قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 7

7 - رفاه زدگان و ذلّت پنداران فقر ، تنها به هنگام مواجه شدن با حوادث قيامت ، به خطاى خويش پى برده ، حقيقت را در خواهند يافت .

فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه . .. يومئذ يتذكّر الإنسن

812- مريم(س) در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 4

4 - خداوند ، در روز قيامت و در مجمع پيامبران ، نعمت هاى ارزانى شده به عيسى و مادرش مريم رابه وى يادآورى خواهد كرد .

يوم يجمع اللّه الرسل فيقول . .. اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و عل

كلمه «اذ» در «اذ قال اللّه» بدل اشتمال براى كلمه «يوم . ..» مى باشد.

813- مستضعفان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 16

16 - اعتراض مستضعفان به مستكبران در قيامت ، به اين كه آنان مانع ايمانشان گرديدند .

يقول الذين استضعفوا للذين استكبروا لولا أنتم لكنّا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 32 - 1،2،3

1 - مستكبران در قيامت ، در رد نظر مستضعفان ، خود آنان را مردمانى مجرم معرّفى خواهند كرد .

و قال الذين استكبروا للذين استضعفوا أنحن صددنكم عن الهدى . .. بل كنتم مجرمين

2 - مستكبران در قيامت ، اعتراض مستضعفان را در ايجاد گمراهى با قاطعيت تمام رد خواهند كرد .

يقول الذين استضعفوا للذين استكبروا لولا أنتم لكنّا مؤمنين . قال الذين استكبروا ل

استفهام در «أنحن» انكارى است.

3 - مستكبران ، در قيامت ، خود را مانع حق پذيرى مستضعفان در دنيا نخواهند دانست .

قال الذين استكبروا للذين استضعفوا أنحن صددنكم عن الهدى بعد إذ جاءكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 1،3،5،6،16

1 - مستضعفان در قيامت ، بى گناه دانستن مستكبران را در گمراه كردن ديگران ، مردود شمرده و آنان را عامل اصلى آن معرفى خواهند كرد .

بل كنتم مجرمين . و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا بل مكر الّيل و النهار إذ تأ

3 - مستضعفان در قيامت ، تلاش مكّارانه و شبانه روزى مستكبران را ، مانع ايمانشان معرفى خواهند كرد .

لولا أنتم لكنّا مؤمنين . قال الذين استكبروا ... بل كنتم مجرمين . و قال الذين است

5 - مستضعان در قيامت ، مستكبران را عامل اصلى شريك گرفتن براى خدا معرفى خواهند كرد .

و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا . .. تأمروننا أن نكفر باللّه و نجعل له أنداد

6 - مستضعفان در قيامت ، انتخاب كفر و بى دينى را تحميلى از سوى مستكبران معرفى خواهند كرد .

إذ تأمروننا أن نكفر باللّه و نجعل له أندادًا

كاربرد فعل «تأمروننا» (از ماده «أمر» و به معناى فرمان و دستور) دلالت مى كند كه مستكبران به صورت دستور آمرانه، مستضعفان را وادار به پذيرش عقيده اى مى كرده اند.

16 - مستضعفان گمراه شده از سوى مستكبران ، با مشاهده عذاب در قيامت ، از كرده خود پشيمان خواهند شد .

و قال الذين استضعفوا . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب

بنابراين كه ضمير فاعلى «أسرّوا» به «استضعفوا»برگردد، نكته ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 3 - 2

2 - كافران و مستكبران ، مردمى زبون و دون پايه و مؤمنان و مستضعفان انسان هايى شريف و صاحب منزلت در روز رستاخيز

إذا وقعت الواقعة . .. خافضة رافعة

814- مستكبران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 9

9 - حضور تماى انسان ها - مستكبران و عبادت كنندگان - به پيشگاه خداوند در قيامت

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه . .. و يستكبر فسيحشرهم إليه جميعاً

كلمه «اما» در آيه بعد تفصيل و توضيح «فسيحشرهم . ..» مى باشد. بنابراين ضمير «هم» شامل هر دو گروه عبادت كنندگان و كسانى كه از عبادت خدا استنكاف دارند مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 12،13

12 - تنها خداوند ، توانا بر نصرت مستكبران در قيامت

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

به قرينه فراز قبل «فيعذبهم عذاباً اليماً» مراد از اينكه مستكبران تنها خداوند را ياور خويش مى يابند، اين است كه تنها وى توانا بر ياورى آنهاست، نه اينكه خداوند ايشان را يارى خواهد كرد.

13 - خداوند ، هرگز مستكبران رويگردان از عبادت را ، در قيامت يارى نخواهد كرد .

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 18

18- مستكبران ، در قيامت ، گمراهى خود را جبرى و معلول خواست خداوند معرفى مى كنند .

قالوا لو هدينا الله لهدينكم

«لو» حرف شرط امتناعى است و مقدم قضيه را ممتنع مى كند. بنابراين مفهوم عبارت چنين مى شود اگر خداوند ما را هدايت مى كرد و محال است كه چنين بكند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 69 - 2

2- از بين هر گروه و مسلك در قيامت ، تجاوزكارترين و مستكبرترين افراد بيرون كشيده خواهند شد .

ثمّ لننزعنّ . .. على الرحمن عتيًّا

«عتيّاً» مصدر و به معناى استكبار و تجاوز از حد است (لسان العرب). «عُتوّ» نيز به معناى دور شدن از طاعت مى باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 16

16 - اعتراض مستضعفان به مستكبران در قيامت ، به اين كه آنان مانع ايمانشان گرديدند .

يقول الذين استضعفوا للذين استكبروا لولا أنتم لكنّا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 32 - 1،2،3

1 - مستكبران در قيامت ، در رد نظر مستضعفان ، خود آنان را مردمانى مجرم معرّفى خواهند كرد .

و قال الذين استكبروا للذين استضعفوا أنحن صددنكم عن الهدى . .. بل كنتم مجرمين

2 - مستكبران در قيامت ، اعتراض مستضعفان را در ايجاد گمراهى با قاطعيت تمام رد خواهند كرد .

يقول الذين استضعفوا للذين استكبروا لولا أنتم لكنّا مؤمنين . قال الذين استكبروا ل

استفهام در «أنحن» انكارى است.

3 - مستكبران ، در قيامت ، خود را مانع حق پذيرى مستضعفان در دنيا نخواهند دانست .

قال الذين استكبروا للذين استضعفوا أنحن صددنكم عن الهدى بعد إذ جاءكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 4

4 - امكانات مادى كافران مستكبر ، فاقد كمترين كارايى و گره گشايى براى ايشان در روز جزا

و لايغنى عنهم ما كسبوا شي-ًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 3 - 2

2 - كافران و مستكبران ، مردمى زبون و دون پايه و مؤمنان و مستضعفان انسان هايى شريف و صاحب منزلت در روز رستاخيز

إذا وقعت الواقعة . .. خافضة رافعة

815- مستكبران و قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 4

4 - كافران مستكبر ، مدعى نامفهوم بودن قيامت براى ايشان

قلتم ما ندرى ما الساعة

816- مسخ در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 14

14 - مسخ چهره انسانى گروهى از اهل كتاب ( سران و عالمان ) در قيامت *

من قبل ان نطمس وجوهاً فنردّها على ادبارها

نكره بودن «وجوه» حاكى از آن است كه اين عقوبت (مسخ چهره انسانى) براى تمامى مخاطبان نيست. لازم به ذكر است كه برخى از مفسران تحقق اين معنى را در قيامت مى دانند.

817- مسلمانان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 157 - 2

2 - رحمت خاص الهى در قيامت از آن پيروان پيامبر اسلام خواهد بود .

فسأكتبها . .. الذين يتبعون الرسول

برداشت فوق بر اين اساس است كه «فسأكتبها» بيان تحقق رحمت الهى در سراى آخرت باشد.

818- مسيحيان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 113 - 17

17 - خداوند ، در قيامت ميان يهود ، نصارا و مشركان داورى كرده آنان را بسزاى گفته ها و اتهام هاى ناروايشان خواهد رساند .

فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

مراد از حكومت و داورى خدا در قيامت، مجرد بيان حق نيست; زيرا خداوند حقايق را با نازل كردن قرآن بيان داشته و آيه مورد بحث نيز پندار باطل يهود و نصارا را روشن ساخته است. بنابراين، مقصود از «يحكم ...» به كيفر رساندن متخلفان است.

819- مشركان پيرو در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 2،5،8

2 - مشركان ( سران شرك و پيروانشان ) به عذاب قيامت گرفتار خواهند شد .

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا و رأوا العذاب

ظاهر اين است كه ضمير فاعلى در «رأوا العذاب» به هر دو طايفه (سران و تابعان) باز گردد. از آيه قبل و نيز آيه بعد معلوم مى شود كه ظرف «تبرّى»، روز قيامت است. بنابراين مراد از «العذاب» عذاب قيامت مى باشد.

5 - قيامت ، روز آگاهى مشركان تابع و دنباله رو از گمراهى پيشوايان و بزرگان خويش

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا

8 - در قيامت تمامى سبب ها و وسايل پيوند و دوستى ميان سران شرك و پيروانشان از ميان خواهد رفت .

و تقطعت بهم الأسباب

برداشت فوق بر اين اساس است كه: مقصود از «الأسباب» مايه هاى پيوند ميان سران و پيروان باشد.

820- مشركان جاهليت و قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 2،3

2 - شرك پيشگان عرب جاهلى ، مردمانى ناآشنا به جهان آخرت و حقايق روز بازپسين

بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه و لما يأتهم تأويله

مراد از «ما لم يحيطوا بعلمه» به قرينه جمله بعد (و لما يأتهم تأويله) مى تواند قيامت باشد. در اين صورت، جمله «لم يحيطوا ... » بيانگر اين است كه: موضوع قيامت براى مشركان عرب جاهلى موضوعى بى سابقه و نوى بود و آنان در گذشته نسبت به آن در بى خبرى محض به سر مى بردند.

3 - قيامت و روز بازپسين ، مورد انكار شرك پيشگان عصر بعثت

بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه

821- مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 113 - 17

17 - خداوند ، در قيامت ميان يهود ، نصارا و مشركان داورى كرده آنان را بسزاى گفته ها و اتهام هاى ناروايشان خواهد رساند .

فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

مراد از حكومت و داورى خدا در قيامت، مجرد بيان حق نيست; زيرا خداوند حقايق را با نازل كردن قرآن بيان داشته و آيه مورد بحث نيز پندار باطل يهود و نصارا را روشن ساخته است. بنابراين، مقصود از «يحكم ...» به كيفر رساندن متخلفان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 118 - 6

6 - عذاب و نيز آمرزش مشركان در قيامت در اختيار خداوند و به دست اوست

ان تعذبهم . .. و إن تغفر لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 3،7،8

3 - خداوند گردآورنده تمامى ستمگران (اهل كتاب و مشركان) در قيامت

إنه لايفلح الظلمون . .. و يوم نحشرهم جميعا

چون در آيات گذشته سخن از مشركان و اهل كتاب به ميان آمده بود، در برداشت اين دو گروه به عنوان مصاديقى بارز از ظالمان مشخص شده اند.

7 - قيامت، روز استهزاى مشركان و نماياندن ناتوانى و بطلان خدايان دروغين آنهاست.

و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

8 - مشركان، غوطهور در پندارهاى بى اساس خويش و اميدوار به كمكهاى خدايان دروغين در قيامت

أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 1،2،3،4،5،6،8

1 - مشركان در قيامت براى شرك خويش چاره اى جز انكار آن ندارند.

ثم لم تكن فتنتهم إلا أن قالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين

از جمله معانى فتنه، اعتذار است كه در اين آيه به معنى راهى براى گريز و نجات است.

2 - بى پناهى مشركان در قيامت و ناتوانى معبودهاى آنان از كمك رساندن به آنها

أين شركاؤكم . .. ثم لم تكن فتنتهم إلا أن قالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين

اين آيه و آيه پيش ترسيمى از چهره مشركان در قيامت است. در آيه پيش خطاب به مشركان شده كه: «أين شركاؤكم» ؟ و در اين آيه درماندگى و بيچارگى و عجز آنان از پاسخ و دفاع را بيان داشته است.

3 - سوگند دروغ مشركان در قيامت بر مشرك نبودنشان در دنيا

و اللّه ربنا ما كنا مشركين

4 - قيامت، روز رسوايى مشركان و آشكار شدن بطلان عقايد شرك آلود آنان

ثم لم تكن فتنتهم . .. و اللّه ربنا ما كنا مشركين

5 - تلاش مشركان در قيامت براى توجيه شرك خويش و گريز از پيامدهاى آن

و اللّه ربنا ما كنا مشركين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مشركان اين جمله را به دروغ به قصد نفى شرك خويش نگفته باشند، بلكه مقصودشان توجيه باشد كه هدف ما حق بوده و بتها را مظهر حق مى دانستيم، نه شريك خدا

6 - اعتراف مشركان در قيامت به الوهيت و ربوبيت خداوند

و اللّه ربنا ما كنا مشركين

8 - المروى عن أبى عبداللّه(ع): ان المراد من «فتنتهم» معذرتهم.

از امام صادق(ع) روايت شده كه مراد از «فتنتهم» در آيه «ثم لم تكن فتنتهم . ..»، معذرت خواهى مشركان (در قيامت) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 1،5،9

1 - مشركان در قيامت به دروغ منكر شرك ورزى خويش در دنيا مى شوند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين. انظر كيف كذبوا على أنفسهم

5 - مشركان، على رغم اصرار بر شرك خويش در دنيا، در آخرت به شدت آنان را انكار مى كنند.

قالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين . .. و ضل عنهم ما كانوا يفترون

مفاد جمله «ما كانوا يفترون» ماضى استمرارى است كه دلالت بر تداوم و اصرار مشركان بر عقايد خويش در دنيا دارد.

9 - دروغپردازى مشركان، حتى در قيامت

انظر كيف كذبوا على أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 7

7 - مشركان در مرحله اى از قيامت منكر شرك خويش و در مرحله اى معترف به آن مى شوند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين . .. فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من

برداشت فوق از ارتباط آيه 23 و 27 به دست مى آيد كه مشركان در آنجا مشرك بودن خودشان را منكر شدند، ولى در اينجا اعتراف كردند كه آيات را تكذيب مى كردند و مؤمن نبودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 1،4،9

1 - پديدار شدن عذابى كه مشركان آن را انكار مى كردند، موجب آرزوى بازگشت به دنيا، نه ايمان واقعى به خداوند و آيات

فقالوا يليتنا نرد . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

جمله «ياليتنا . .. و نكون من المؤمنين» در آيه قبل، بيان آرزوى مشركان براى بازگشت به دنيا و ايمان آوردن بود. حرف «بل» اضراب از آن مطالب است. يعنى نه اينكه آرزوى بازگشت براى ايمان باشد، بلكه به پندار رهايى از عذاب است.

4 - مشاهده عذاب قيامت زمينه آگاهى و وقوف مشركان بر شرك خويش

ما كنا مشركين . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

مراد از جمله «ما كانوا يخفون»، به قرينه آيت پيشين ( . .. و اللّه ربنا ما كنا مشركين) مى تواند شرك و اختفاى آن از سوى مشركان در برخى از مواقف قيامت باشد. «من قبل» اشاره به آن موقف است.

9 - لجاجت پيشگان مشرك، پس از ديدن جهنم نيز اگر دنيا بازگردند اصلاح نمى شوند.

و لو ترى إذ وقفوا على النار . .. و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 164 - 12

12 - مشركان در قيامت به حقانيت معارفى كه بر سر آن با اهل ايمان اختلاف داشتند، پى خواهند برد.

فينبئكم بما كنتم فيه تختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 4

4 - پيروان شرك و كفر، در قيامت، خواهند فهميد كه گناهى كمتر از سرانشان بر دوش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

چون جمله «فما كان . ..» نتيجه پاسخ خداوند است كه فرمود «لكل ضعف و لكن ...» معلوم مى شود هر دو گروه (سران و پيروان) از آن جمله مى فهمند كه به گناهى همسان گرفتار هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 9

9 - قيامت ، روز داورى ميان موحدان و مشركان

و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم فيما فيه يختلفون

از اينكه خداوند فرمود: دنيا جاى داورى ميان اهل شرك و توحيد نيست، معلوم مى شود محل داورى ميان آنان، جهانى ديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 5،7

5 - حشر مشركان در قيامت ، به همراه معبود هاى مورد پرستش آنان خواهد بود .

ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم

7 - خداوند ، پس از توقيف مشركان و معبودهايشان در عرصه محشر ، نخست آنان را از هم جدا كرده و سپس به بازجويى و محاكمه آنان خواهد پرداخت .

ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم فزيلنا بينهم . .. ما كنتم إيانا تعبدو

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «بينهم» به اهل شرك و معبودهايشان بازگردد. گفتنى است كه «تزييل» (مصدر زيلنا) به معناى دور كردن دو چيز از يكديگر و جدايى افكندن ميان آن دو است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 7

7- مشركان و كافران ، در روز قيامت حاضرند در صورت دارا بودن حتى دو برابر ثروت زمين ، آن را براى رهيدن از عذاب فديه دهند .

والذين لم يستجيبوا له لو أن لهم ما فى الأرض جميعًا و مثله معه لافتدوا به

«إفتداء» (مصدر افتدوا) به معناى بخشيدن چيزى است براى رها شدن و خلاصى يافتن از اسارت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 7

7- مشركان در قيامت ، جوابى در برابر بازخواست خداوند نخواهند داشت .

أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم قال الذين أُوتوا العلم

از اينكه در آيه به جاى پرداختن به جواب مشركان، سخن اشخاص ديگرى را به ميان آورده است، به دست مى آيد كه مشركان در برابر مؤاخذه خداوند جوابى براى گفتن نخواهند داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 5،6

5- تلاش مشركان در قيامت براى دخيل شمردن معبود هاى دروغينشان در گمراهى خويش *

و إذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا الذين كنّا ندعوا من دو

برداشت فوق، بر اين احتمال استوار است كه غرض مشركان از نماياندن معبودهاى دروغين خويش، كاستن از بار گناه خويش و نهاندن آن بر دوش معبودها باشد.

6- ادعاى مشركان در قيامت مبنى بر شريك بودن معبود ها براى خدا ، از سوى خود معبود ها تكذيب خواهد شد .

فألقوا إليهم القول إنكم لكذبون

شكوائيه مشركان از معبودهايشان در قيامت (قالوا هؤلاء . ..)، ممكن است به اين خاطر باشد كه آنان معبودها را عامل گمراهى

خود قلمداد مى كنند. از اين رو تكذيب معبودها مى تواند مربوط به همين ادعا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 87 - 1،2

1- مشركان ، مراتب تسليم بودن خود را به پيشگاه خداوند ، در قيامت ابراز مى دارند .

و إذا رءا الذين أشركوا . .. و ألقوا إلى الله يومئذ السلم

2- مشركان ، تنها در قيامت و پس از ناگزيرى ، تسليم مى شوند .

و ألقوا إلى الله يومئذ السلم

ناگفته پيداست كه مشركان در دنيا هرگز تسليم حق و فرمان خدا نبوده اند (يعرفون نعمت الله ثمّ ينكرونها . ..). بنابراين ابراز تسليم با قيد «يومئذ» (در آن روز) گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 52 - 2

2- خداوند ، به هنگام برپايى قيامت ، مشركان را به حيات مجدد فرا مى خواند و آنان بى هيچ درنگ و تأملى ، به او پاسخ گفته و با ستودن او زنده خواهند شد .

يوم يدعوكم فتستجيبون بحمده

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مرجع ضمير «كم» منكران معاد و مشركان باشد كه از زمان وقوع قيامت سؤال مى كردند و نيز «يوم» بدل براى «قريباً» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 5،6

5- مشركان و دنياگرايان ، از منظر لطف و رحمت الهى ، در قيامت ، ساقط اند .

و عرضوا على ربّك صفًّا

در صورتى كه نايب فاعل «عرضوا» مشركان و دنياگرايان باشند - كه در آيات قبل، ياد آنان به ميان آمد - مجهول آمدن فعل و نيز به كار رفتن «ربّك» - كه خطاب پيامبر(صلی الله علیه و آله) است - به جاى «ربّهم» دال بر تحقير ايشان است.

6- گزارش خداوند از صحنه قيامت و حشر مشركان ، تسليت و دل جويى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر انكار ها و دنياپرستى آنان است .

و البقيت الصلحت خير عند ربّك . .. و ترى الأرض ... على ربّك

خطاب در «ربّك» و «ترى» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است اين گونه خطاب در دل آياتِ مربوط به قيامت مشركان، نوعى تسلى دادن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر انكار آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 1،3،5،6،7،12

1- خداوند ، در قيامت ، به مشركان فرصت خواهد داد تا از معبود هاى پندارى خويش استمداد كنند .

نادوا شركاءى الذين زعمتم

3- معبودان و شركاى پندارى مشركان ، در قيامت ، هيچ پاسخى به كمك خواهى آنان نخواهند داد .

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

5- صحنه بيهوده بودن استمداد مشركان از معبود هاى خود در قيامت ، صحنه اى شايان فراگيرى و به خاطر سپردن است .

و يوم يقول نادوا شركاءى . .. فلم يستجيبوا لهم

«يوم» مفعول براى فعل مقدرى مانند «اُذكروا» است ;يعنى، «به ياد آن روز باشيد كه . ..».

6- در قيامت ، مشركان ، از معبودان پندارى خويش جدا و دوراند .

و يوم يقول نادوا شركاءى

«نداء» به معناى «بلند كردن آواز و آشكار ساختن آن» است (مفردات راغب) و فعل «نادوا» نشانه زياد بودن فاصله مشركان و معبودان است.

7- مشركان ، حتى در قيامت هم دل بسته يارى معبودان شان اند .

فدعوهم

12- خداوند ، در قيامت ، بين مشركان و معبودان شان وادى هلاكت بارى را قرار خواهد داد و هرگونه ارتباط ميان آنها را ناممكن خواهد ساخت .

و جعلنا بينهم موبقًا

«وبوق» به معناى «هلاك شدن» است و «موبق» اسم مكان به معناى «مكان هلاكت» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 2،5

2- مكان هلاكت بارى كه بين مشركان و معبودان پندارى آنها فاصله مى شود ، آتش دوزخ است .

و جعلنا بينهم موبقًا . و رءا المجرمون النار

5- مشركان ، در قيامت ، در پى يافتن راهى براى نجات خويش از آتش دوزخ اند .

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم . .. و لم يجدوا عنها مصرفًا

در آيه قبل، بيان شد كه مشركان، با خواندن معبودان پندارى شان، در صدد نجات خود برخواهند آمد و اين آيه، خبر از نافرجامى تلاش آنان داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 8

8- مشركان در قيامت ، پرستش و بندگى معبود هاى ساختگى را انكار كرده و با آنها به ستيز و دشمنى خواهند پرداخت .

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

در برداشت ياد شده، مرجع ضمير «يكفرون» و «يكونون» مشركان و مرجع ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» الهه دانسته شده و كفر نيز به معناى انكار گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 19 - 3

3 - مشركان در قيامت ، ناتوان از دفاع از خويش در برابر عذاب الهى و يافتن هرگونه يار و ناصرى براى خود

فما تستطيعون صرفًا و لانصرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 10

10 - مشركان ، آدم كشان و زناكاران ، به روز رستاخيز با كيفر اعمالشان روبه رو خواهند شد .

والذين لايدعون مع اللّه إلهًا . .. و لايزنون و من يفعل ذلك يلق أثامًا

«ذلك» اشاره است به سه گناهى كه در جمله هاى قبل ياد شده است و «اثام» به معناى جزا و كيفر گناه مى باشد (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 93 - 2

2 - آشكار گشتن پوچى عقايد شرك آلود ، براى مشركان در قيامت

و قيل لهم أين ما كنتم . .. هل ينصرونكم أو ينتصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 101 - 1

1 - حسرت مشركان ، بر نداشتن كمترين دوست دلسوز در قيامت

و لاصديق حميم

«حميم» به معناى نزديك است و «صديق حميم» (دوست نزديك) مى تواند كنايه از فرد مشفق، مهربان و دلسوز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 62 - 1،4

1 - صحنه روبه رو شدن اهل شرك با مؤاخذه خداوند در روز رستاخيز ، صحنه اى شايان توجه و يادآورى

و يوم يناديهم فيقول أين شركاءى

«يوم» در «يوم يناديهم» مفعول براى فعل محذوف «اذكر» است; يعنى، «اذكر يوم يناديهم. ..».

4 - پرسش تحقيرآميز خداوند از مشركان ، درباره معبود هاى آنان در قيامت

فيقول أين شركاءى

استفهام در «أين شركاءى» براى تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 3،7

3 - فراخواندن مشركان از سوى خداوند ، براى يارى خواستن از معبودهايشان در قيامت .

و قيل ادعوا شركاءكم

7 - روبه رو شدن مشركان با عذاب الهى در قيامت ، همراه با يأس كامل آنان از وجود يارى دهنده اى براى خود

قيل ادعوا شركاءكم . .. فلم يستجيبوا لهم و رأوا العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 65 - 1،4

1 - مواجه شدن اهل شرك با بازخواست خداوند در روز رستاخيز ، امرى قابل توجه و شايان يادآورى

و يوم يناديهم

«يوم» در «يوم يناديهم» مفعول براى «اذكر» محذوف است; يعنى، «و اذكر يوم يناديهم. ..».

4 - پرسش خداوند از مشركان در قيامت ، درباره چگونگى پاسخ آنان به دعوت پيامبران

فيقول ماذا أجبتم المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 66 - 2

2 - تحير و درماندگى اهل شرك در روز رستاخيز

فعميت عليهم الأنباء يومئذ

برداشت ياد شده بدين جهت است كه ميان بسته شدن همه راه هاى خبر بر انسان و سرگردانى وى، تلازم وجود دارد. بنابراين جمله «عميت عليهم الأنباء» مى تواند كنايه از حيرت و سردرگمى مشركان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 74 - 1

1 - صحنه روبه رو شدن اهل شرك با مؤاخذه خداوند در روز رستاخيز ، صحنه اى شايان توجه و يادآورى

و يوم يناديهم فيقول أين شركاءى

«يوم» در «يوم يناديهم» مفعول براى فعل محذوف «اذكر» است; يعنى، «اذكر يوم يناديهم. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 9

9 - برملا شدن حقانيت توحيد براى جوامع شرك پيشه در قيامت

فعلموا أنّ الحقّ للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 7

7 - مشركان ، در قيامت ، الوهيت معبودان خويش را انكار مى كنند .

و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا و كانوا بشركائهم كفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 7،9

7 - مشركان ، در قيامت خطا هاى خود را به يكديگر نسبت خواهند داد .

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم يرجع بعضهم إلى بعض القول

9 - مؤاخذه شدن مشركان در پيشگاه خداوند در قيامت

و قال الذين كفروا . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 11

11 - مشركان ، به خاطر انتخاب عقيده شرك آلود ، در قيامت پشيمان شده و آن را پنهان خواهند كرد .

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 42 - 3

3 - در روز قيامت ، از ملائكه هيچ كارى براى عبادت كنندگان ادعايى شان ساخته نيست .

فاليوم لايملك بعضكم لبعض نفعًا و لا ضرًّا

به قرينه اين كه مخاطبان در آيات پيشين، ملائكه بودند و خداوند با آنان درباره عبادت مشركان گفتوگو مى كرد; مخاطب «كم» در «بعضكم» مى تواند ملائكه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 51 - 3

3 - فزع و گرفتارى مشركان در قيامت ، مسلّم و قطعى است .

و لو ترى إذ فزعوا فلافوت و أُخذوا

يادآورى وضعيت مشركان با فعل هاى ماضى «فزعوا» و «اُخذوا»، حكايت از قطعيّت ناراحتى و گرفتارى آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 52 - 6

6 - ايمان مشركان در قيامت ، سودى براى آنان ندارد .

و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به و أنّى لهم التناوش

«تناوش» (از ريشه «نوش») به معناى تناول و رسيدن است; يعنى، آنان چگونه مى توانند به ايمان نايل آيند؟ و مراد از آن بى فايده بودن ايمان در غير زمان و فرصت لازم خودش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 4

4 - حضور معبود ها در قيامت و انكار و تبرّى آنان از شركورزى مشركان

و يوم القيمة يكفرون بشرككم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 19 - 4

4 - مشركان و منكران معاد ، خود را به طور ناگهانى در قيامت يافته و بر حال زار خود نظاره گر خواهندبود .

فإذا هم ينظرون

«إذا» براى مفاجات است كه حاكى از ناگهانى انجام شدن مفاد آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 1

1 - فرمان خداوند در قيامت ، مبنى بر راندن مشركان ستم پيشه و هم فكران و معبود هاى آنان به راه دوزخ

احشروا الذين . .. يعبدون . من دون اللّه فاهدوهم إلى صرط الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 24 - 1

1 - فرمان خداوند به توقف مشركان بر سر راه دوزخ به منظور بازخواست از آنان

وقفوهم إنّهم مسئولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 26 - 1،2

1 - تسليم و انقياد كامل مشركان به پيشگاه عدل الهى در عرصه قيامت

بل هم اليوم مستسلمون

آمدن «مستسلمون» از باب استفعال، بيانگر مبالغه در تسليم است.

2 - مشركان در عرصه قيامت ، يكديگر را تسليم كيفر الهى كرده و به خذلان هم خواهند پرداخت . *

بل هم اليوم مستسلمون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «مستسلمون» - به قرينه «لاتناصرون» - به معناى تسليم كنندگان باشد. گفتنى است كلمه «بل» - كه براى اضراب انتقالى است - مؤيد همين برداشت است. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: مشركان نه تنها به يارى هم نمى شتابند; بلكه با تسليم كردن يكديگر، به خذلان هم خواهند پرداخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 27 - 1

1 - مشركانِ فريب خورده ، در عرصه قيامت رو در روى پيشوايان فريب كارِ خود قرار خواهند گرفت .

و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 28 - 2

2 - مشركان فريب خورده ، پيشوايان خود را مسؤول گمراهى خويش در قيامت معرفى خواهند كرد .

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 30 - 6

6 - مشركان فريب خورده و پيشوايان شان در قيامت ، يكديگر را به دست داشتن در گمراهى و انحراف از مسير حق ، متهم خواهند كرد .

و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون . قالوا إنّكم كنتم تأتوننا ... قالوا ... و ما كان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 31 - 5

5 - اعتراف پيشوايان شرك به ربوبيت الهى در حضور مشركان در عرصه قيامت

فحقّ علينا قول ربّنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 3

3 - مشركان و كافران در عرصه قيامت ، سرمايه عمر خود را تباه شده مى بينند و خويش را از حمايت خانواده شان ، محروم مى يابند .

قل إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

مقصود از «أنفس» سرمايه هاى عمر و مراد از «أهل» خانواده مى باشد. بر اين اساس خسارت نفس، به معناى تباه ساختن و بهره كافى نگرفتن از سرمايه عمر است. خسارت اهل نيز به معناى از كف دادن حمايت خانواده و بهره نجستن از آنان مى باشد. گفتنى است برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مخاطبان آيه شريفه كافران و مشركان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 7

7 - عذاب مشركان و ستمگران در قيامت ، بسيار بزرگ و فراتر از تصورشان است .

و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون

«إحتساب» (مصدر «يحتسبون») مبالغه در حساب و به معناى «ظن» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 3

3 - عذرخواهى كافران و مشركان ستيزه جو در قيامت ، پذيرفته نشده و سودى به حال آنان نخواهد داشت .

يوم لاينفع الظلمين معذرتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 11،12

11 - قيامت ، صحنه محاكمه مشركان به خاطر عقايد شرك آميز آنان

و يوم يناديهم أين شركاءى

12 - مشركان در قيامت مورد سخره و تحقير الهى قرار مى گيرند .

و يوم يناديهم أين شركاءى

لحن آيه و نحوه خطاب در آن («أين شركائى» و «يناديهم») مى تواند مفيد برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 1

1- مخاصمه شيطان و مشركان با يكديگر ، در محكمه عدل الهى

قال قرينه ربّنا ما أطغيته . .. قال لاتختصموا لدىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 3

3 - كافران و مشركان در عرصه قيامت به سجده فرا خوانده مى شوند ; ولى آنان از اين كار ناتوان اند .

و يدعون إلى السجود فلايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 1،2

1 - ظهور و بروز ذلّت و ترس ، در ديدگان كافران و مشركان در عرصه قيامت

خشعة أبصرهم

2 - ذلّت و خوارى ، تمامى وجود كافران و مشركان را در قيامت فرا مى گيرد .

ترهقهم ذلّة

822- مشركان صدر اسلام و قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 4

4 - مشركان عصر بعثت ، منكر روز بازپسين بودند .

قال الذين لا يرجون لقاءنا

823- مشركان و تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 1

1- تكذيب پيامبر از سوى مشركان به خاطر مطرح كردن قيامت و نيز پيشنهاد هاى نابه جاى ايشان ، آن حضرت را در خطر ترك و

عدم ابلاغ برخى از آيات قرار داده بود .

فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك و ضائق به صدرك أن يقولوا لولا أُنزل عليه كنز

روشن است كه خوف و شكى كه «لعلّ» دلالت بر آن مى كند به لحاظ متكلم (خداوند) نيست; بلكه حاكى از خوف و ترديد مخاطب (پيامبر) و يا موقعيت خاصى است كه هر انسانى احتمال ترك برخى از آيات را دور از انتظار نمى بيند. بنابراين «لعلك تارك ...» مى رساند كه پيامبر در شرايطى بود كه اين خوف و احتمال وجود داشت كه در ابلاغ برخى از آيات به ترديد بيفتد و مصلحت ببيند كه آنها را موقتاً ابلاغ نكند تا شرايط و جو پيشامده تغيير كند. «أن يقولوا ...» به تقدير «لام» و «لا» ى نافيه (لأن لايقولوا...) بيانگر علت و ريشه پديد آمدن زمينه و شرايط آن خوف و احتمال است. تفريع «لعلّك تارك...» بر آيه هفتم مى رساند كه تكذيب قيامت نيز مى توانست در پديد آمدن آن شرايط مؤثر باشد.

824- مشركان و قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 5

5 - تكذيب و انكار قيامت ، موضع گيرى مشترك همه شرك پيشگان تاريخ

بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه . .. كذلك كذب الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 9

9 - حدس و تخمين مشركان درباره حشر و قيامت ، بسيار دور از واقعيت بوده است .

و قد كفروا به من قبل و يقذفون بالغيب من مكان بعيد

825- مشركانپيرو در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 1،2،3،7

1 - بازگشت به دنيا براى تبرّى از سران شرك و مخالفت كردن با آنان ، آرزوى مشركان پيرو در صحنه قيامت

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

«كرّ» به معناى رجوع و «كرّة» به معناى يكبار رجوع كردن است و مراد از آن، بازگشت به دنيا مى باشد. بنابراين «لو أن لنا كرّة»; يعنى، اى كاش يكبار ديگر به دنيا باز مى گشتيم!

2 - اظهار پشيمانى مشركان پيرو در صحنه قيامت ، از دوستى با سران شرك و اطاعت از ايشان در دنيا

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

3 - ندامت مشركان پيرو در قيامت از شركورزى و پشيمانى آنان از اطاعت سران ، ثمرى نداشته و موجب نجات آنان نخواهد شد .

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

چنانچه ندامت از شرك و . .. در قيامت براى نجاتشان مؤثر مى بود، مشركان آرزوى بازگشت به دنيا را نمى كردند.

7 - قيامت صحنه حسرت و اندوه مشركان پيرو ، از شركورزى و پيروى از سران شرك

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

826- مصونيت از اندوه قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 9 - 1

1 - نگه داشتن مؤمنان تائب و صالحان ، از بدى ها و ناراحتى هاى روز قيامت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش الهى از خداوند

و قهم السيّئات

الف و لام جنس در «السيّئات» مفيد استغراق و عموم است و مقصود از آن در آيه شريفه، بدى ها و ناراحتى هايى است كه يا بر اثر گناهان و لغزش هاى خود انسان و يا به خاطر شرايط سخت روز قيامت براى آدمى پديد مى آيد.

827- مصونيت از اهوال قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 1

1- بهشتيان و مؤمنان راستين ، از ناله و اندوه بزرگ قيامت در امان بوده و غمگين نخواهند شد .

إنّ الذين سبقت لهم منّا الحسنى . .. لايحزنهم الفزغ الأكبر

«فزع» به معناى انقباض و گرفتگى ناشى از شىء ترسناك و از جنس «جزع» (ناله و افغان) است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 89 - 5،6

5 - تعلق مشيت الهى بر ايمن بودن برخى انسان ها از وحشت روز رستاخيز ، داراى ملاك و مبتنى بر كردار خود آنان

ففزع من فى السموت و من فى الأرض إلاّمن شاء اللّه. .. و هم من فزع يومئذ ءامنون

از ارتباط اين آيه با قبل مى توان استفاده كرد كه عبارت «و هم من فزع يومئذ آمنون» تفسير و تبيين مشيتى است كه در آيه 87 بدان اشاره شده است.

6 - ايمنى از وحشت روز جزا ، مهم ترين پاداش الهى به نيك كرداران

من جاء بالحسنة فله خير منها و هم من فزع يومئذ ءامنون

اختصاص به ذكر يافتن «و هم من فزع يومئذ آمنون» - با اين كه «له خير منها» دربرگيرنده آن نيز هست - نشان مى دهد كه ايمنى از وحشت روز رستاخيز، مهم ترين لطف و عنايت الهى در حق نيك كرداران است.

828- مصونيت از سختيهاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 8 - 5

5 - مؤمنان ، ايمن از دشوارى هاى قيامت

يقول الكفرون هذا يوم عسر

با توجه به مفهوم آيه شريفه و اين كه تنها كافران مى گويند: «هذا يوم عسر»، استفاده مى شود كه مؤمنان چنين برداشتى ندارند.

829- مصونيت از شرور قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 11 - 1،3

1 - خداوند ، ابرار را از تمامى شرور و گزند هاى روز قيامت حفظ خواهد كرد .

فوقيهم اللّه شرّ ذلك اليوم

3 - مصونيت ابرار از شرور و گزند هاى قيامت و شادابى رخسار و سرور دل آنان ، به دليل ايمان آنان به قيامت و خوف آنان از آن روز است .

إنّا نخاف من ربّنا يومًا . .. فوقيهم اللّه شرّ ذلك اليوم

«فا» در «فوقاهم» براى تفريع اين آيه بر آيه قبل است; يعنى، مصونيت ابرار از شرور قيامت، به اين دليل است كه آنان، از احوال آن روز در هراس بودند; روزى كه چهره هاى كافران عبوس و دل هاى آنان محزون است.

830- مصونيت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 2،3

2 - قيامت ، روزى پر مخاطره كه بايد براى مصونيت ازآن ، سببى كارساز تدارك ديد .

و اتقوا يوماً

«اتقاء» (مصدر إتقوا); يعنى، برگرفتن و تدارك ديدن وسيله اى براى محافظت از چيزى هولناك و خطرساز. بنابراين «إتقوا يوماً» دلالت مى كند كه: روز قيامت حاوى مخاطرات هولناك است و آدمى بايد براى مصون ماندن از آنها، وقايه (وسيله اى براى محافظت) فراهم آورد.

3 - ايمان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پرهيز از كفر ورزى به آنها ، وسيله محافظت در برابر مخاطرات و عذاب هاى روز قيامت است .

أولئك يؤمنون به و من يكفر به . .. و اتقوا يوماً

فرمان به گرفتن وقايه (وسيله محافظت)، پس از ترغيب به ايمان (أولئك يؤمنون به) و هشدار از كفرورزى (و من يكفر . ..) مى رساند كه: وقايه انسان در روز قيامت، ايمان به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) و پرهيز از كفرورزى به آن دو است.

831- مظلومان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 41 - 3

3 - ستمديدگان ، به خاطر گرفتن انتقام خود از ستمگران ، در قيامت عقوبت نخواهند ديد .

فأولئك ما عليهم من سبيل

جمله «فأولئك ما عليهم من سبيل» به قرينه ذيل آيه بعد (أولئك لهم عذاب أليم)، مى تواند اشاره به برداشت بالا داشته باشد.

832- معاد قبل از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 99 - 8

8- تحقق نيافتن معاد انسان قبل از قيامت ، معلول حاكميت نظم و برنامه در كار آفرينش است نه ناشى از عدم قدرت خداوند

قادر على أن يخلق مثلهم و جعل لهم أجلاً

تذكر «جعل لهم أجلاً» پس از «قادر على أن يخلق مثلهم» در واقع پاسخ گويى اين سؤال مقدّر است كه اگر خدا قادر بر خلقت دوباره انسانهاست، پس چرا از هم اكنون اين كار را نمى كند.

833- معامله در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 5،9

5 - در روز قيامت ، از هيچ كس فديه و عوضى كه خويشتن را با آن باز خرد ، پذيرفته نمى شود .

و لايقبل منها عدل

«عدل» به معناى فديه و عوضى است كه شخص براى آزادى خود يا ديگرى مى پردازد تا از اسارت و مانند آن آزاد شود.

9 - توهم سودبخشى شفاعت از گنهكاران و يا پذيرفته شدن عوض و بدل براى رهايى از عذاب قيامت ، از پندار هاى بنى اسرائيل است .

يبنى إسرءيل . .. و لايقبل منها عدل و لاتنفعها شفعة

فعل «اتقوا» به قرينه آيات پيشين، خطاب به بنى اسرئيل است. اين خطاب خود قرينه وجود چنين افكارى در بين آنان است.

834- معبودان باطل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 7

7 - قيامت، روز استهزاى مشركان و نماياندن ناتوانى و بطلان خدايان دروغين آنهاست.

و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 2

2 - بى پناهى مشركان در قيامت و ناتوانى معبودهاى آنان از كمك رساندن به آنها

أين شركاؤكم . .. ثم لم تكن فتنتهم إلا أن قالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين

اين آيه و آيه پيش ترسيمى از چهره مشركان در قيامت است. در آيه پيش خطاب به مشركان شده كه: «أين شركاؤكم» ؟ و در اين آيه درماندگى و بيچارگى و عجز آنان از پاسخ و دفاع را بيان داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 3

3 - ظهور بطلان شرك و پوچى معبودهاى دروغين در قيامت

و ضل عنهم ما كانوا يفترون

از كاربردهاى فعل «ضل» جايى است كه چيزى از بين رفته است و باطل شود. در لسان العرب آمده است: «ضل الشىء إذا ضاع»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 13

13 - كافران در قيامت هيچ اثرى از معبودان دروغين خويش نخواهند يافت .

و ضل عنهم ما كانوا يفترون

با توجه به زمان نزول قرآن كه مخالفان اسلام مشركان و بت پرستان بودند و آنان معبودان دروغين خويش را منشأ اثر در سرنوشت انسانها مى پنداشتند، مى توان گفت از مصاديق مورد نظر براى «ما كانوا يفترون» معبودان ساختگى و دروغين كفرپيشگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 5

5 - حشر مشركان در قيامت ، به همراه معبود هاى مورد پرستش آنان خواهد بود .

ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 6،9،12،13

6- در قيامت ، مشركان ، از معبودان پندارى خويش جدا و دوراند .

و يوم يقول نادوا شركاءى

«نداء» به معناى «بلند كردن آواز و آشكار ساختن آن» است (مفردات راغب) و فعل «نادوا» نشانه زياد بودن فاصله مشركان و معبودان است.

9- در قيامت ، كارامد نبودن معبودان مشركان و بطلان شرك ، آشكار خواهد شد .

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

12- خداوند ، در قيامت ، بين مشركان و معبودان شان وادى هلاكت بارى را قرار خواهد داد و هرگونه ارتباط ميان آنها را ناممكن خواهد ساخت .

و جعلنا بينهم موبقًا

«وبوق» به معناى «هلاك شدن» است و «موبق» اسم مكان به معناى «مكان هلاكت» است.

13- شياطين و ديگر معبودان دروغين مشركان ، در صحنه قيامت حضور خواهند داشت .

نادوا شركاءى . .. و جعلنا بينهم موبقًا

به قرينه آيات قبل، مراد از «شركاء» همان ابليس و ذريه او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 2

2- مكان هلاكت بارى كه بين مشركان و معبودان پندارى آنها فاصله مى شود ، آتش دوزخ است .

و جعلنا بينهم موبقًا . و رءا المجرمون النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 3

3- معبود هاى مشركان در قيامت ، به ستيز و دشمنى با پرستشگران خود خواهند پداخت .

و يكونون عليهم ضدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 87 - 2

2- معبود هاى پندارى مشركان ، از شفاعت در قيامت ناتوانند .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهةً . .. لايملكون الشفعة

چنان كه برخى از مفسران گفته اند، مرجع ضمير در «لايملكون» مى تواند «الهه» در آيات پيشين باشد. دراين صورت ردِ پندار شفاعتى است كه مشركان آن را از معبودهاى خود توقع داشتند. دراين وجه استثنا منقطع و مفاد آن چنين خواهد بود: هر كس به عهدى نزد خداوند دست يافته باشد، توان شفاعت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 18 - 1،3،4،5

1 - اعتراف معبود هاى مشركان به روز رستاخيز و در پيشگاه خداوند ، به منزه بودن او از داشتن هر گونه شريك

و يوم يحشرهم و ما يعبدون من دون اللّه . .. قالوا سبحنك

3 - معبود هاى مشركان در روز رستاخيز ، اظهار مى دارند كه حقِ برگفتن سرپرستانى جز خدا را نداشته و سزاوار اين كار نبوده

اند .

قالوا سبحنك ما كان ينبغى لنا أن نتّخذ من دونك من أولياء

«أولياء» مى تواند از «وَلايت» (به فتح «واو») به معناى سرپرست باشد و هم مى تواند از وِلايت (به كسر «واو») به معناى «نصرت» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى اول است.

4 - معبود هاى مشركان در قيامت ، خود را از داشتن هر گونه نقشى در گمراهى مشركان ، تبرئه كرده و آن را تكذيب خواهند كرد .

ءأنتم أضللتم عبادى . .. قالوا سبحنك ما كان ينبغى لنا أن نتّخذ من دونك من أولياء

5 - اظهار شگفتى و اعلام انزجار معبو هاى مشركان در قيامت ، از معبود قرار گرفتن خودشان از سوى مشركان و يا نقش داشتن آنان در گمراهى ديگران

فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء . .. قالوا سبحنك

جمله «سبحانك» و يا «سبحان اللّه» در دو مورد به كار مى رود: 1- آن گاه كه سخن شگفت آورى شنيده شود و شنونده بخواهد اظهار شگفتى كند. 2- آن گاه كه سخنى بسيار زشت و ناروايى شنيده شود و شنونده بخواهد از آن اعلان برائت و اظهار انزجار كند و واكنش منفى از خود نشان دهد (برگرفته از لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 19 - 1،2

1 - ادعاى مشركان در باره وجود معبودهايى جز خداوند ، مورد تكذيب شديد خود معبود هاى آنها در قيامت

فقد كذّبوكم بما تقولون

برداشت فوق با توجه به دو نكته است: 1- فاعل «كذّبوا» معبودها و مخاطب «كم» مشركان اند. 2- آنچه مشركان ادعاى آن را دارند - كه مورد تكذيب معبودهايشان قرار خواهد گرفت - ممكن است دو چيز باشد: 1- وجود معبودهاى متعدد، به جز خداوند. 2- گمراه شدن آنان به دست معبودهايشان كه از سؤال و پاسخ خدا و معبودها - كه در آيات قبل آمد - به دست مى آيد.

2 - ادعاى مشركان در باره نقش داشتن معبودهايشان در گمراهى آنان ، مورد تكذيب همان معبود ها در قيامت

فقد كذّبوكم بما تقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 92 - 2

2 - دست مشركان در قيامت ، كوتاه از معبود هاى خيالى خود

و قيل لهم أين ما كنتم تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 93 - 3

3 - عناصر مورد اتكاى مشركان ، خود گرفتار در قيامت و ناتوان از يارى رساندن به ديگران و دفاع از خويش

هل ينصرونكم أو ينتصرون

«نصر» (مصدر «ينصرون») براى دفاع از ديگران و«انتصار» (مصدر «ينتصرون») به معناى دفاع از خود به كار مى رود. ضميرهاى فاعل در دو فعل ياد شده، به معبودها بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 4

4 - حضور معبود ها در قيامت و انكار و تبرّى آنان از شركورزى مشركان

و يوم القيمة يكفرون بشرككم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 73 - 4

4 - در قيامت ، اثرى از معبود هاى ادعايى مشركان نخواهد بود .

ثمّ قيل لهم أين ما كنتم تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 14

14 - مشركان ، از حمايت معبود هاى خويش در قيامت محروم خواهند بود .

و يوم يناديهم أين شركاءى قالوا ءاذنّ-ك ما منّا من شهيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 4

4- بيزارى معبود هاى باطل در قيامت ، از پرستش عبادت گران خود

و كانوا بعبادتهم كفرين

ضمير «كانوا» به معبودها و ضمير «بعبادتهم» به عبادت گران مشرك بازمى گردد.

835- معرضان از آيات خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 6

6 - خداوند در روز قيامت ، از افراد بى اعتنا به آيات و معارف الهى ، روى برگردانده و به آنان بى اعتنا خواهد بود .

أتتك ءايتنا فنسيتها و كذلك اليوم تنسى

در فعل «تنسى» گرچه فاعل، مجهول است; ولى به قرينه «ربّ لم حشرتنى» (در آيه قبل) مى توان گفت كه فاعل، خداوند است. نسيان، مشترك بين دو معنا است: 1- ترك از روى غفلت; 2- ترك از روى عمد (مصباح). در اين آيه به قرينه آيات پيشين، معناى دوم مراد است.

836- معرضان از عتق برده در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 2

2 - سمت چپ در آخرت ، جايگاه استقرار كسانى است كه به آيات الهى كفر ورزيده و از آزادسازى بردگان ، غذا دادن به يتيمان و مستمندان و توصيه يكديگر به صبر و ترحم ، امتناع كرده اند .

فكّ رقبة . .. و الذين كفروا بايتنا هم أصحب المشئمة

چنانچه «مشأمة» به معناى «سمت چپ» باشد - كه در «صحاح» از جمله معانى آن شمرده شده است - برداشت ياد شده استفاده مى شود. كلمه «أصحاب»، بيانگر حضور طولانى «اصحاب المشأمة» در سمت چپ است به گونه اى كه با آن مصاحبت داشته و از آن فاصله نمى گيرند.

837- معرضان از قرآن در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 1

1 - روى گردانندگان از قرآن و تذكار هاى آن ، در قيامت بارى سنگين از گناه را به دوش خواهند كشيد .

من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيمة وزرًا

نكره بودن «وزراً» بر گران بارى و سنگينى آن دلالت دارد.

838- معرضان از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 1 - 3،7

3- مشركان صدراسلام ، از مسأله حسابرسى قيامت ، به طور كلى غافل مانده و از تأمل و انديشه در نشانه ها و دلايل روشن آن ، روى گردان بودند .

اقترب للناس حسابهم و هم فى غفلة معرضون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين سوره، مكى است و مخاطب و مصداق اوّلى «الناس»، مردم مشرك اند.

7- انسان ها ، از درنگ و تفكر در نشانه هاى قيامت و دلايل اثبات آن ، روى گردان هستند .

اقترب للناس حسابهم و هم فى غفلة معرضون

متعلق «غفلت» و «إعراض» دو چيز است; زيرا غفلت، نشانگر بى توجهى به مسأله و اعراض، علامت توجه به آن است و معقول نيست كه يك چيز هم مورد توجه باشد و هم عدم توجه. بنابراين مقصود از اعراض، روى گردانى از دلايل روشن بر اثبات معاد و عدم تأمل و تفكر درباره قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 68 - 1

1 - اخبار مهم و سودمند مربوط به توحيد ، قيامت و رسالت پيامبراسلام ، از سوى مشركان و كافران مورد بى اعتنايى و اعراض قرار مى گرفت .

قل هو نبؤا عظيم . أنتم عنه معرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 1

1 - محبت و دلبستگى به دنيا و بى اعتنايى به قيامت و حيات اخروى ، از نشانه هاى كافران و گناه پيشگان است .

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

839- معرضان از محمد(صلی الله علیه و آله) در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 6 - 5

5 - روى گردانان از دعوت به حق پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناگزير از اجابت دعوت الهى در قيامت براى حسابرسى و مجازات

فما تغن النذر . .. يوم يدع الداع إلى شىء نكر

840- معرضان از مساكين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 2

2 - سمت چپ در آخرت ، جايگاه استقرار كسانى است كه به آيات الهى كفر ورزيده و از آزادسازى بردگان ، غذا دادن به يتيمان و مستمندان و توصيه يكديگر به صبر و ترحم ، امتناع كرده اند .

فكّ رقبة . .. و الذين كفروا بايتنا هم أصحب المشئمة

چنانچه «مشأمة» به معناى «سمت چپ» باشد - كه در «صحاح» از جمله معانى آن شمرده شده است - برداشت ياد شده استفاده مى شود. كلمه «أصحاب»، بيانگر حضور طولانى «اصحاب المشأمة» در سمت چپ است به گونه اى كه با آن مصاحبت داشته و از آن فاصله نمى گيرند.

841- معرضان از يتيم در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 2

2 - سمت چپ در آخرت ، جايگاه استقرار كسانى است كه به آيات الهى كفر ورزيده و از آزادسازى بردگان ، غذا دادن به يتيمان و مستمندان و توصيه يكديگر به صبر و ترحم ، امتناع كرده اند .

فكّ رقبة . .. و الذين كفروا بايتنا هم أصحب المشئمة

چنانچه «مشأمة» به معناى «سمت چپ» باشد - كه در «صحاح» از جمله معانى آن شمرده شده است - برداشت ياد شده استفاده مى شود. كلمه «أصحاب»، بيانگر حضور طولانى «اصحاب المشأمة» در سمت چپ است به گونه اى كه با آن مصاحبت داشته و از آن فاصله نمى گيرند.

842- مفتريان بر خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 18 - 4

4- آنان كه به خدا دروغ بسته اند ، در قيامت به پيشگاه او احضار مى شوند .

أُولئك يعرضون على ربهم

843- مفتريان به خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 60 - 1،2

1 - كسانى كه برخدا دروغ بسته اند ، در قيامت با چهره سياه برانگيخته خواهند شد .

و يوم القيمة ترى الذين كذبوا على اللّه وجوههم مسودّة

2 - كسانى كه بر خدا دروغ مى بندند ، در روز قيامت ، با ذلت و خوارى ظاهر خواهند شد .

و يوم القيمة ترى الذين كذبوا على اللّه وجوههم مسودّة

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه از جمله «وجوههم مسودّة» معناى كنايى اراده شده است; يعنى، دروغ زنندگان به خدا، روسياه و شرمسار خواهند بود.

844- مفسدان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 10

10 - قيامت ، روز باخواست از تبهكاران است .

و ليسئلنّ يوم القيمة

845- مقامات گواهان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 3 - 5

5 - گواهان صحنه قيامت ، داراى مقامى ارجمنداند .

و شاهد

846- مقربان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 88 - 1

1 - دسته اى از انسان ها در جهان آخرت ، جزء مقربان درگاه خداوند هستند .

فأمّا إن كان من المقرّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 28 - 4

4 - ميهمانان قرب خداوند در آخرت ، به همه خواسته هاى خود دست يافته ، از پاداش خويش خشنود خواهند بود .

راضية

847- مكان حسابرسى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 43 - 2

2 - وجود نقطه اى مشخص ، براى محاكمه و حساب رسى كافران در قيامت

كأنّهم إلى نصب يوفضون

848- مكان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 107 - 2

2 - زمين ، محل رخداد قيامت و حشر انسان ها *

فيذرها قاعًا صفصفًا . لاترى فيها عوجًا و لاأمتًا

مسطح شدن زمين ممكن است جهت آماده سازى آن براى برانگيختن مردم باشد. بنابراين قيامت و صحنه رعب انگيز آن، بر روى همين زمين اتفاق خواهد افتاد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 14 - 3

3 - عرصه قيامت ، مكانى مشخص و از پيش تعيين شده است .

فإذا هم بالساهرة

حرف «ال» در «الساهرة»، گوياى اين است كه جايگاه حضور مردم در قيامت، از پيش مشخص شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 5 - 3

3 - كره زمين ، عرصه برپايى قيامت

يوم . .. و تكون الجبال

849- مكذبان آيات خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 7

7 - بدكارانِ دروغ انگارِ آيات الهى ، در روز قيامت ، نااميد و اندوه ناك اند .

ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى أن كذّبوا بأيت اللّه . .. و يوم تقوم الساعة ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 2

2 - سمت چپ در آخرت ، جايگاه استقرار كسانى است كه به آيات الهى كفر ورزيده و از آزادسازى بردگان ، غذا دادن به يتيمان و مستمندان و توصيه يكديگر به صبر و ترحم ، امتناع كرده اند .

فكّ رقبة . .. و الذين كفروا بايتنا هم أصحب المشئمة

چنانچه «مشأمة» به معناى «سمت چپ» باشد - كه در «صحاح» از جمله معانى آن شمرده شده است - برداشت ياد شده استفاده مى شود. كلمه «أصحاب»، بيانگر حضور طولانى «اصحاب المشأمة» در سمت چپ است به گونه اى كه با آن مصاحبت داشته و از آن فاصله نمى گيرند.

850- مكذبان انبيا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 26 - 5

5 - ظهور ماهيت زشت حق ستيزان منكر پيامبران ، در روز قيامت *

سيعلمون غدًا من الكذّاب الأشر

احتمال دارد «غداً» اشاره به روز قيامت داشته باشد.

851- مكذبان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 11 - 2

2 - قيامت ، روزى بس سخت و ناگوار ، براى تكذيب كنندگان آن

فويل يومئذ للمكذّبين

مراد از «مكذّبين» - به قرينه آيه 14 - تكذيب كنندگان قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 1

1 - مواجه گشتن تكذيب گران ، با حقايق مورد انكار خويش در قيامت

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 12 - 1

1 - تكذيب گران دين ستيز ، گرفتار قيد و بند هاى گران در عرصه قيامت

إنّ لدينا أنكالاً

«نِكْل» (مفرد «أنكال») به معناى «قيد شديد» است (قاموس المحيط).

852- مكذبان عيسى(ع) در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 3

3- قيامت ، روزى سخت و هلاكت بار براى كفرورزان به عيسى ( ع ) و گفته هاى او

فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم

«ويل»، يعنى عذاب و هلاكت (لسان العرب). هلاكت بار بودن قيامت كنايه از شدت عذاب است، در حدى كه اگر در قيامت نيز مرگ وجود مى داشت گرفتاران به عذاب، زنده نمى ماندند.

853- مكذبان قرآن در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 4

4 - تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن در قيامت بر كفرورزيهاى خويش در دنيا تأسف مى خورند.

يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 5،7،12

5 - منكران حقانيت قرآن ، در روز قيامت و بروز حقايق قرآن ، به حقانيت رسالت پيامبران اعتراف خواهند كرد .

يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير مفعولى در «نسوه» به«كتب» در آيه قبل برگردانده شود.

7 - منكران قرآن پس از برپايى قيامت در آرزوى يافتن شفيعان نجات دهنده از عذاب و يا بازگشت به دنيا براى انجام اعمالى سعادت آفرين

يقول الذين نسوه . .. فيشفعوا لنا او نرد فنعمل غير الذين كنا نعمل

12 - منكران قرآن ، در قيامت ، با پى بردن به زيانكارى خويش و واهى بودن افكار و عقايد خود ، از اعمال و رفتار گذشته خويش پشيمان خواهند شد .

نرد فنعمل غير الذى كنا نعمل قد خسروا أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جمله «قد خسروا . .. » و «ضل عنهم ... » به منزله تعليلى است براى «نرد فنعمل ... » يعنى آرزوى بازگشت به دنيا و تدارك گذشته ها بدان علت است كه كفرپيشگان خود را زيانكار مى بينند و باورهاى خويش را بر باد رفته مى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 1

1- تكذيب كنندگان حقانيت قرآن ، سرانجام تمامى گناهان عمل خويش را در قيامت بر دوش خواهند كشيد .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم ال

لام «ليحملوا» لام عاقبت است و «أوزار» (جمع وزر) به معناى ثقل و سنگينى و كنايه از گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 13

13 - كافران به قرآن ، در قيامت مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّ

854- مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 17

17 - آنان كه سرمايه جان را به خسارت از كف داده اند، منكر قيامت هستند.

ليجمعنكم إلى يوم القيمة . .. الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون

متعلق «لا يؤمنون»، با توجه به جمله «ليجمعنكم إلى يوم القيامة» قيامت مى تواند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 29 - 1،3

1 - مشركان لجاجت پيشه مكه، منكر قيامت و هر گونه زندگى جز زندگانى دنيا بودند.

و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا

3 - برخى كافران، حتى در صورت بازگشت به دنيا، زندگى را منحصر به دنيا دانسته و قيامت را انكار مى كنند.

و لو ردوا لعادوا . .. و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا

جمله «و قالوا» مى تواند عطف بر جمله «لعادوا» باشد. يعنى اگر به دنيا بازگردند، به همان روش باطل خودروى آورده و باز هم معاد را انكار مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 2

2 - شرك پيشگان عصر بعثت ، منكر روز بازپسين بودند .

إن الذين لا يرجون لقاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 4

4 - مشركان عصر بعثت ، منكر روز بازپسين بودند .

قال الذين لا يرجون لقاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 3،5

3 - قيامت و روز بازپسين ، مورد انكار شرك پيشگان عصر بعثت

بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه

5 - تكذيب و انكار قيامت ، موضع گيرى مشترك همه شرك پيشگان تاريخ

بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه . .. كذلك كذب الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 7 - 12

12- كفرپيشگان ، قيامت را امرى گزاف و طرح آن را از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) چون سحر ، نيرنگى روشن قلمداد مى كردند .

إن هذا إلاّ سحر مبين

«هذا» به گفتار پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر زنده شدن مردگان و برپايى قيامت اشاره دارد. اطلاق «سحر» بر اين گفتار و ادعا، از باب تشبيه است و وجه شبه آن بطلان و نيرنگ مى باشد; يعنى، اين سخن ظاهرى فريبنده و باطنى پوچ و بى اساس دارد و در بطلان و نيرنگ بازى، همانند سحر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 27 - 1

1- اشراف و سران قوم نوح ، پيامبرى آن حضرت را انكار كرده و به توحيد و برپايى قيامت كافر شدند .

فقال الملأ الذين كفروا من قومه

متعلق «كفروا» به قرينه آيه قبل توحيد ، نبوت نوح و برپايى قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 3

3- كافران مكه ، منكر قيامت و عذاب هاى اخروى بودند .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 83 - 5

5 - تحقق نيافتن وعده رستاخيز ، پس از گذشت زمانى دراز ، دليل بى اساس بودن آن در پندار كافران

لقد وعدنا نحن . .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين

مقصود كافران از عبارت «لقد وعدنا. .. من قبل» مى تواند اين باشد كه اگر قيامتى هست تا كنون بايستى تحقق مى يافت. بنابراين عدم تحقق آن تاكنون، دليل بى اساس بودن و واقعيت نداشتن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 7

7 - مشركان ، هيچ اعتقادى به روز رستاخيز و انتظار كيفر و پاداش الهى در آن روز را نداشته اند .

بل كانوا لايرجون نشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 20 - 10

10 - فاسقان ، قيامت و نظام كيفرى خدا را تكذيب مى كردند .

و أمّا الذين فسقوا . .. ذوقوا عذاب النار الذى كنتم به تكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 3 - 1،2،4

1 - كافران ، مدعى تحقق پيدا نكردن روز قيامت اند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة

2 - كافران ، وعده تحقق روز قيامت را وعده اى نادرست مى دانستند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة

لازمه انكار قيامت از سوى كافران، اين است كه به آنان وعده اى مبنى بر وقوع قيامت داده شده باشد.

4 - كافران ، وقوع قيامت را امرى مسخره دانسته و آن را به استهزا مى گرفتند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة

تعبير به نيامدن قيامت (لاتأتينا) يا به جهت اين است كه قيامت از جمله امور زمانى است و يا به جهت به سخره و استهزا گرفتن آن مى باشد. برداشت ياد شده، براساس احتمال دوّم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 7 - 5

5 - كافران ، به دليل امكان نداشتن بازآفرينى انسان ها ، وقوع قيامت را منكر بودند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة . .. و قال الذين كفروا ... إذا مزّقتم كلّ ممزّ

اين آيه عطف به آيه «و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة. ..» است و به منزله اقامه دليل براى آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 29 - 4

4 - بيشتر مشركان ، وعده پيامبر (صلی الله علیه و آله) را درباره وقوع قيامت باور نداشتند .

و لكنّ أكثر الناس لايعلمون . و يقولون متى هذا الوعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 5

5 - مشركان ، بدون اين كه درباره قيامت و حشر آگاهى داشته باشند ، آن را انكار مى كنند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة . .. و يقذفون بالغيب

متعلق «يقذفون بالغيب» ذكر نشده و به قرينه مقام مى تواند حشر، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن باشد. برداشت ياد شده بنابر احتمال اول است. گفتنى است كه مراد از «يقذفون بالغيب» و براساس تخمين و ناآگاهانه اظهار نظر كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 48 - 2،5

2 - كافران صدراسلام ، منكر برپايى قيامت بوده و عقيده به آن را مورد استهزا قرار مى دادند .

و يقولون متى هذا الوعد

استفهام در «متى هذا الوعد» - برابر نظر بيشتر مفسران - براى تهكم و استهزا است.

5 - كافران صدراسلام ، مؤمنان را دروغگو دانسته و عقيده آنان به برپايى قيامت را بى اساس مى پنداشتند .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 81 - 7

7 - مشركان و كافران در عصر بعثت - على رغم انكار قيامت و تجديد حيات انسان ها - به آفرينش آسمان ها و زمين به وسيله خدا و نيز به عظمت اين آفرينش اعتقاد داشتند .

أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم

برداشت ياد شده با توجه به اين حقيقت است كه استدلال خداوند بر اثبات معاد، از راه آفرينش نخستين جهان طبيعت، مبتنى بر اين حقيقت است كه كافران، جهان طبيعت را جلوه اى از خالقيت و قدرت خدا بدانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 52 - 1

1 - كافران ، منكر قيامت و زنده شدن انسان ها هستند .

يقول أءنّك لمن المصدّقين

برداشت ياد شده از آن جا است كه گوينده، فرد كافر بوده و استفهام او از باب انكار مى باشد. گفتنى است كه مقصود از تصديق - به قرينه آيه بعد كه مربوط به قيامت است - تصديق به قيامت و رستاخيز انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 68 - 2

2 - مشركان و كافران ، منكر توحيد ، قيامت و رسالت پيامبراسلام بودند .

أنتم عنه معرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 48 - 9

9 - مشركان ، منكر برپايى قيامت و عذاب الهى در آن روز

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در توصيف مشركان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 11 - 5

5 - انكار قدرت خداوند بر حيات مجدد انسان ها و برپايى قيامت از سوى كافران

قالوا ربّنا أمتّنا اثنتين و أحييتنا اثنتين فاعترفنا بذنوبنا

اعتراف كافران در روز قيامت به دو بار مردن و زنده شدن و نيز گنه كار بودن شان، نشانگر آن است كه آنان در دنيا منكر توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها بودند. از اين رو به خطاكار بودن شان اعتراف مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 27 - 7،8

7 - فرعون فردى متكبر و منكر قيامت و روز حساب بود .

كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب

8 - مخالفان رسالت موسى ( ع ) ( فرعونيان ) ، گروهى متكبر و منكر قيامت و روز حساب بودند .

كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 9

9 - معتقدان به آخرت - اما مأيوس از ثواب اخروى - مانند كافران ، بى اعتقاد به رستاخيزاند .

قد يئسوا من الأخرة كما يئس الكفّار من أصحب القبور

در صورتى كه مقدر آيه چنين باشد: «قد يئسوا من ثواب الآخرة. ..»; استفاده مى شود كه معتقدان به معاد - ولى نااميد از ثواب اخروى - همچون كافرانى اند كه اصولاً از زنده شدن دوباره مأيوس اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 4

4 - مشركان و كافران صدراسلام ، منكر برپايى قيامت بوده و آن را دروغ مى پنداشتند .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 4 - 1

1 - تكذيب قيامت از سوى قوم ثمود و عاد

كذّبت ثمود و عاد بالقارعة

«القارعة» اسم فاعل از «قَرْع» (كوبيدن) و صفت براى موصوف مقدر (مانند الواقعة، الساعة و. ..) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 7 - 1

1 - گروهى از جن ، منكر قيامت و رستاخيزاند .

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 47 - 1

1 - دوزخيان ، در سراسر عمرشان ، هرگز به تكليف نماز و اطعام مساكين نپرداخته اند و عمر خود را به بطالت و تكذيب روز جزا گذرانده اند .

قالوا لم نك من المصلّين . .. و كنّا نكذّب بيوم الدين . حتّى أتينا اليقين

مقصود از«يقين» مرگ است كه حقيقتى يقينى و ترديدناپذير براى تمامى انسان ها است. آمدن فعل هاى «لم نك»، «نخوض» و «نكذّب» - به صورت فعل مضارع - اشعار دارد كه اين اعمال از سوى دوزخيان، امرى مستمر و مكرر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 12 - 1

1 - تنها تجاوزگران و فرورفتگان در گناه ، به انكار قيامت كشانده مى شوند .

و ما يكذّب به إلاّكلّ معتد أثيم

مراد از «اعتداء» (تجاوزگرى) ناديده گرفتن حدود الهى است. «أثيم» مبالغه در «آثم» است (مصباح); يعنى، كسى كه در گناه زياده روى مى كند.

855- مكذبان قيامت در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 8 - 1

1 - دوزخ ، جايگاه ابدى مشركان و منكران رستاخيز

إن الذين لايرجون لقاءنا . .. و الذين هم عن ءايتنا غفلون. أولئك مأويهم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 13 - 1،2،4،5

1 - تكذيب كنندگان قيامت در حالى كه به غل و زنجير بسته شده اند ، به جايگاهى تنگ در دوزخ افكنده خواهند شد .

و إذا أُلقوا منها مكانًا ضيّقًا مقرّنين

«قرن» (ريشه «مقرنين») در اصل به معناى ريسمانى است كه چند شتر را به هم ببندند; ولى به قرينه آيه 49 سوره ابراهيم (ترى المجرمين يومئذ مقرّنين فى الأصفاد) مى توان گفت: مقصود غل و زنجيرى است كه به وسيله آن، منكران معاد را به هم مى بندند. غل و زنجير است.

2 - افكنده شدن منكران قيامت به جهنم ، همراه با تحقير و اجبار است .

و إذا أُلقوا منها

واژه «أُلقوا» (به صيغه مجهول) به جاى «ادخلوا»، حاكى از اجبارى و تحقيرآميز بودن ورود به جهنم است.

4 - آتش دوزخ براى منكران قيامت ، بسيار زجرآور و طاقت فرسا خواهد بود .

دعوا هنالك ثبورًا

درخواست هلاكت و مرگ در آتش دوزخ، حاكى از شدت دردناكى و طاقت سوزى آن آتش است.

5 - تكذيب كنندگان قيامت ، در اعماق دوزخ و در دورترين مكان آتشين جاى دارند .

دعوا هنالك ثبورًا

برداشت ياد شده، از اسم اشاره «هنالك» - كه براى اشاره به مكان دور وضع شده است - استفاده گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 14 - 1،4،5

1 - استغاثه و درخواست تكذيب كنندگان قيامت براى رهايى از آتش جهنم نتيجه بخش نبوده و عذابشان ادامه خواهد يافت .

لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا كثيرًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از درخواست هلاكت، در حقيقت كنايه از نجات از وضع بسيار سخت دوزخ است; نه مرگ و نابودى واقعى.

4 - تكذيب كنند قيامت ، در آتش دوزخ همواره در حال مرگ و زندگى بوده و به دفعات بى شمار مى ميرند و زنده مى شوند .

لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا كثيرًا

از ديدگاه مفسران، اين كه به كافران گفته مى شود: «درخواست هلاكت بار خود را بسيار تكرار كنند» يا به خاطر اين است كه آنان به دفعات زنده مى شوند، و باز مى ميرند. پس بايد براى هر بار زنده شدن و عذاب شدن، درخواست مرگ كنند و يا به اين سبب است كه عذاب الهى كافران متعدد و گوناگون است. پس بايد آنان براى هر يك از آنها، درخواست مرگ كنند. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است.

5 - جهنم ، داراى انواع عذاب هلاكت بار براى تكذيب كنندگان قيامت

لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا كثيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 55 - 2،4

2 - بهشتيان ، هم نشينان كافر دنيايى خود را ، در وسط دوزخ مشاهده خواهند كرد .

فرءاه فى سواء الجحيم

«سواء» به معناى وسط است.

4 - دوزخ ، مجازات منكران قيامت

أءنّا لمدينون . .. فاطّلع فرءاه فى سواء الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 5

5 - يادآورى مواضع انكارآميز تكذيب كنندگان قيامت از سوى مأموران الهى ، به هنگام مواجهه آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 15 - 2

2 - تكذيب كنندگان قيامت ، ناتوان از توجيه تكذيب گرى هاى خود به هنگام مشاهده آتش دوزخ

أفسحر هذا أم أنتم لاتبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 16 - 1

1 - فرمان ملامت بار خداوند به تكذيب كنندگان قيامت ، براى چشيدن حرارت دوزخ و تحمّل رنج آن

اصلوها

«صَلْىُ النار»; يعنى، چشيدن حرارت آتش و تحمل رنج آن. عبارت «اصلوها» (نظير آيه قبل) مى تواند كلام خداوند و يا سخن مأموران الهى باشد. در برداشت بالا، احتمال اول مورد نظر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 29 - 1

1 - حركت تكذيب گران روز جزا به سوى دوزخ ، به فرمان الهى

انطلقوا إلى ما كنتم به تكذّبون

طبق گفته مفسران، مقصود از تكذيب در اين آيه، تكذيب دوزخ است. گفتنى است كه در روز قيامت، به كافران فرمان داده مى شود كه به سوى آن حركت كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 30 - 3

3 - احاطه همه جانبه دود برخاسته از آتش ، بر تكذيب گران روز جزا و نبودن هيچ راه گريزى از آن

انطلقوا إلى ظلّ ذى ثلث شعب

تعبير «ثلاث شعب» به گفته مفسران - مى تواند اشاره به فراگير و همه جانبه بودن دود برخاسته از آتش و گريزناپذير بودن آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 10 - 1

1 - تكذيب كنندگان قيامت در آن روز ، گرفتار جهنم و عذاب الهى خواهند بود .

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل» به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب). برخى آن را نام يكى از درب ها، يا درّه اى از جهنم مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 16 - 1

1 - تكذيب كنندگان قرآن و قيامت و گناه كارانِ متجاوز ، به حرارت شديد جهنّم گرفتار شده و در آن خواهند سوخت .

ثمّ إنّهم لصالوا الجحيم

«صالوا» - كه قبل از اضافه به «جهيم»، «صالون» (جمع «صال) بوده است -; يعنى، كسانى كه با رنج و مشقت حرارت آتش را مى چشند و در آن مى سوزند. در لسان العرب آمده است: صَلِى بالنار و صَلِيَها صَلْياً قاسى حرّها (حرارت آتش را با رنج و مشقت چشيد) و صَلِىَ فلانٌ بالنار يَصْلى صُلِيّاً احترق (سوخت).

856- مكذبان قيامت در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 59 - 4

4 - بيشتر مردم صدر اسلام با وجود شواهد و دلايل اثباتگر قيامت ، به اين حقيقت ايمان نياوردند .

إنّ الساعة لأتية . .. و لكنّ أكثر الناس لايؤمنون

857- مكذبان قيامت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 12 - 1

1 - تكذيب كنندگان قيامت ، آواى خشمگين و جوش و خروش آتش جهنم را از دور در قيامت خواهند شنيد .

إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا

«تغيظ»، به معناى شدت غضب و خشم و «زفير» به معناى گرفتن سينه از شدت غم و به جوش و خروش افتادن است (برگرفته از لسان العرب و مفردات راغب).

858- مكذبان قيامت و احياى مردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 3

3- منكران قيامت ، زنده شدن مردگان خاك گشته را امرى بس بعيد مى شمرند .

أءذا كنّا تربًا أءنا لفى خلق جديد

استفهام در جمله «أءذا . ..» استفهام انكارى است و تكرار آن دلالت بر شدت انكار و استبعاد دارد.

859- مكذبان قيامت و حوادث طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 67 - 2

2 - كافران و ناباوران به رستاخيز ، در زندگى فاقد تكيه گاه مطمئن بوده و در مواجهه با حوادث ، زود خود را مى بازند و دچار يأس و احساس حرمان مى شوند .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون . بل نحن محرومون

روى سخن در اين آيات، با كافران و كسانى است كه در برابر مسأله معاد، موضع گيرى ناباورانه دارند.

860- مكذبان قيامت و دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 45 - 8

8 - گروهى از انسان ها به خاطر نپذيرفتن قيامت ، دين خدا را دينى منحرف مى پندارند و از آن رويگردان مى شوند .

الذين يصدون عن سبيل اللّه و يبغونها عوجاً و هم بالأخرة كفرون

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «و هم بالأخرة كفرون» جمله حاليه و در مقام تعليل باشد كه در اصطلاح به آن حال معللّه گفته مى شود. بر اين مبنا آيه اشاره به اين معنا دارد كه: برخى انسانها به علت نپذيرفتن قيامت، مى پندارند دينى كه در آن زنده شدن مردگان مطرح باشد دينى بى اساس و داراى اعوجاج است و در نتيجه از آن رويگردان شده و ديگران را از آن بازمى دارند.

861- مكذبان كيفر هاى اخروى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 12 - 4

4 - گنه كاران و تكذيب كنندگان كيفر هاى اخروى ، در قيامت به كيفر گناه و تكذيب خود گرفتار خواهند شد .

بل تكذّبون بالدين . .. يعلمون ما تفعلون

مطرح ساختن كتابت و علم كاتبان - به قرينه «بل تكذّبون بالدين» - هشدارى به تكذيب گران است كه عمل آنان بى كيفر نخواهد ماند.

862- مكذبان لقاءالله در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 6،7

6 - قيامت، هنگامه ظهور زيانكارى منكران معاد و ملاقات پروردگار است.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

منادا قرار گرفتن حسرت، گوياى مشهود و عيان بودن آن در صحنه قيامت است. به گونه اى كه مورد «نداء» قرار مى گيرد.

7 - منكران ملاقات پروردگار در قيامت بر تفريط و كوتاهيهاى خويش در دنيا تأسف و حسرت بسيار مى خورند.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

منادا قرار گرفتن حسرت گوياى شدت و عمق ندامت است. ضمناً مرجع ضمير «فيها»، «حيات دنيا» گرفته شده كه مرجعى معنوى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 3

3 - منكران لقاء اللّه در قيامت ، مردمانى سرافكنده و شرمسارند .

بل هم بلقاء ربّهم كفرون . .. و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم

863- مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله) در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 4

4 - تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن در قيامت بر كفرورزيهاى خويش در دنيا تأسف مى خورند.

يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 8

8 - تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، حقانيت آن حضرت و دعوت او را در قيامت درمى يابند.

إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه

مراد از «الموتى» در آيه، به قرينه جملات قبل، كسانى هستند كه به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پاسخ مثبت نمى دهند، جمله «يبعثهم اللّه»، گذشته از اينكه خبر بعثت قيامت است، كنايه از اين مطلب است كه خداوند اين مرده دلان را برخواهد انگيخت تا حقانيت دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و وعده هاى آن حضرت را دريابند.

864- مكذبان معاد در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 1،4

1 - آوردن ذلتبار منكران به پيشگاه پروردگار در قيامت، صحنه اى عجيب و دهشتزا

و لو ترى إذ وقفوا على ربهم

4 - منكران معاد در قيامت به حقانيت رستاخيز با سوگند اقرار مى كنند.

و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 6،8،12

6 - قيامت، هنگامه ظهور زيانكارى منكران معاد و ملاقات پروردگار است.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

منادا قرار گرفتن حسرت، گوياى مشهود و عيان بودن آن در صحنه قيامت است. به گونه اى كه مورد «نداء» قرار مى گيرد.

8 - منكران معاد در قيامت بر سهل انگارى و بى توجهى خود در مورد قيامت بسيار حسرت و تأسف خواهند خورد.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

مرجع ضمير در «فرطنا فيها» مى تواند «الساعة» باشد. و مراد از «الساعة» ممكن است قيامت باشد، در اين صورت معنى جمله چنين مى شود «يا حسرتنا على ما فرطنا فى امر القيامة».

12 - منكران معاد در قيامت با بار سنگين گناهان خويش حضور مى يابند.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. و هم يحملون أوزارهم على ظهورهم

«أوزار»، جمع «وزر»، به معنى سنگينى است و مقصود از «أوزار» در آيه سنگينى گناهان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 12

12- منكران معاد ، با مشاهده حضور خود در صحنه قيامت ، به عمق نادرستى پندار خويش پى مى برند .

بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا

تعبير «بل زعمتم. ..» در حقيقت، بازگو كننده حال كسى است كه على رغم باور خويش، خود را در صحنه قيامت مى بيند و از اين جهت شرمسار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 2

2- منكران معاد ، با شياطين در صحنه قيامت ، همراه و هم دوش خواهند بود .

لنحشرنّهم والشيطين ثمّ لنحضرنّهم

واو در «والشياطين« مى تواند عاطفه و يا به معناى «مع» باشد. در هر دو صورت برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 3

3 - منكران معاد ، در روز رستاخيز ملائكه را مشاهده خواهند كرد .

و قال الذين لايرجون لقاءنا . .. يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 19 - 4

4 - مشركان و منكران معاد ، خود را به طور ناگهانى در قيامت يافته و بر حال زار خود نظاره گر خواهندبود .

فإذا هم ينظرون

«إذا» براى مفاجات است كه حاكى از ناگهانى انجام شدن مفاد آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 20 - 5

5 - منكران معاد ، پيش از برپايى قيامت و روبه رو شدن با مجازات الهى ، درباره آن آگاهى و سابقه ذهنى دارند .

و قالوا يويلنا هذا يوم الدين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه جمله «هذا يوم الدين» ادامه سخنان منكران معاد باشد. در اين صورت سخن گفتن از روز جزا با اسم اشاره «هذا»، مى تواند حاكى از مطلب بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 40 - 1

1- روز قيامت ، ميعاد و وعده گاه تمامى مجرمان و منكران معاد

إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مرجع ضمير در «ميقاتهم» مجرمان و منكران معاد باشد; همچون قوم «تبّع» كه در آيات پيشين به آنها اشاره شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 27 - 2،3

2 - ناراحتى و اضطراب شديد كافران و منكران معاد ، در لحظه ديدن عذاب قيامت

فلمّا رأوه زلفة سيئت وجوه الذين كفروا

زشت و كريه شدن كافران، به هنگام مشاهده قيامت، بيانگر ناراحتى و اضطراب شديد آنان در آن هنگام است.

3 - سرزنش شدن كافران و منكران معاد ، به هنگام برپايى قيامت

و قيل هذا الذى كنتم به تدّعون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه عبارت «و قيل هذا الذى. ..» به انگيزه توبيخ به كافران گفته شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 4 - 3

3 - منكران معاد ، در قيامت به خطاى خود واقف شده و حقانيت معاد را درخواهند يافت .

كلاّ سيعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 5 - 4

4 - منكران معاد ، در آخرت به حقانيت آن پى خواهند برد .

عمّ يتساءلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 9 - 1

1 - منكران معاد ، با چشمانى فروافتاده و در نهايت خوارى و ذلّت ، در صحنه قيامت ظاهر خواهند شد .

أبصرها خشعة

«خاشع» به شخصى گفته مى شود كه به زمين چشم دوخته باشد (لسان العرب). توصيف «أبصار القلوب» به آن، مجاز و حاكى از شدت ضعف و ذلّت شخص است; تا آنجا كه گويا قلب او كه موجودى مستقل فرض شده است، داراى چشمانى است كه خشوع و فروتنى، در آن جايگير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 12 - 3

3 - منكران معاد در قيامت ، زيان كارى خود را مشاهده كرده و به يكديگر بازگو خواهند كرد .

قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة

برداشت ياد شده، ناظر به احتمال صدور سخن منكران معاد در قيامت است.

865- مكر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 110 - 8

8 - در قيامت راهى براى تزوير و استفاده نادرست از شفاعت وجود ندارد .

لاتنفع الشفعة إلاّمن أذن له . .. يعلم ... و لايحيطون به علمًا

866- مكر مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 1

1 - خداوند در وادى طوى ، خطر منكران قيامت را در بازداشتن موسى ( ع ) از توجه به قيامت ، به او گوشزد كرد و او را از فريب كارى آنان برحذر داشت .

فاعبدنى . .. فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها

ضميرهاى «عنها» و «بها» به «الساعة» (در آيه قبل) برمى گردد.

867- ملاقات در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 15 - 12،15

12 - قيامت ، روز به هم رسيدن بندگان و آشنا شدن آنان از حال يكديگر

يوم التلاق

«تلاق» به معناى التقا و به هم رسيدن است. مقصود از آن در آيه شريفه، به هم رسيدن بندگان در روز قيامت است و يا ملاقات بندگان با خدا است كه در اين صورت معناى مجازى آن (روبه رو شدن با كيفر و پاداش الهى) مراد است.

15 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : « يوم التلاق » يوم يلتقى أهل السماء و أهل الأرض . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه: «يوم التلاق» روزى است كه اهل آسمان و زمين با يكديگر ملاقات مى كنند. ..».

868- ملاك ارزيابى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 8 - 2،5

2 - حق (نوع شايسته و بايسته رفتار و انديشه ها در پيشگاه خداوند)، وسيله سنجش اعمال و عقايد در قيامت است.

و الوزن يومئذ الحق

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «الحق» خبر براى «الوزن» باشد و كلمه «الوزن» به معناى ميزان (مقياس سنجش) باشد. مانند مثقال و كيلو كه مقياس سنجش و تعيين كننده سبكى و سنگينى اشياء است.

5 - هر يك از رفتارها و عقايد آدمى داراى مقياسى مخصوص براى ارزيابى آنها در قيامت است.

و الوزن يومئذ الحق فمن ثقلت موزينه

كلمه «موازين» (جمع موزون) مى رساند كه هر يك از اعمال و عقايد آدمى مورد سنجش قرار مى گيرد و چون اعمال و عقايد مختلف است، مقياس و وسيله سنجش آن نيز متفاوت خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 6 - 3

3 - هر يك از رفتار هاى انسان ، داراى مقياسى مخصوص براى ارزيابى در قيامت

فأمّا من ثقلت موزينه

«موازين» يا جمع «ميزان» است و يا جمع «موزون» (كشّاف). در صورت اول، ناظر به تفاوتِ ميزان هر عمل با ميزان ديگر اعمال و عقايد است. برخى آن را ناظر به افرادى دانسته اند كه مورد محاسبه قرار خواهند گرفت. (مفردات راغب)

869- ملاك حسابرسى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 93 - 5

5- اعمال و رفتار انسان ، معيار بازپرسى و محاسبه و تعيين كننده سرنوشت او در قيامت

لنسئلنّهم . .. عمّا كانوا يعملون

870- ملاك قضاوت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 69 - 11،12

11 - داورى ميان مردم در قيامت ، بر پايه حق خواهد بود .

و قضى بينهم بالحقّ

12 - داورى ميان مردم در قيامت ، عادلانه بوده و به كسى ستم نخواهد شد .

و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 15

15 - قرآن و قانون الهى ، ابزار سنجش و داورى در قيامت

اللّه الذى . .. و ما يدريك لعلّ الساعة قريب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 4

4 - توحيد ربوبى و انقياد در برابر خدا ، ملاك داورى خداوند ميان انسان ها در قيامت

إنّ اللّه يفصل بينهم يوم القيمة . .. ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و م

ارتباط اين آيه با آيه پيشين، اين معنا را مى رساند كه ملاك ارزيابى خداوند در داورى ميان فرقه هاى گوناگون مردم در قيامت، اصل «توحيد ربوبى و خضوع و انقياد در برابر او» خواهد بود.

871- ملاك گروهبندى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 4

4- دسته بندى انسان ها در قيامت ، بر اساس رهبران آنان خواهد بود .

يوم ندعوا كلّ أُناس بإممهم

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال در آيه است كه مراد از «ندعوا كل أناس بإمامهم» فراخوانى مردم به نام رهبرانشان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 69 - 1

1- مردم در صحنه قيامت ، براساس مسلك ها و عقيده ها ، به دسته هاى مختلف تقسيم و از يكديگر جدا خواهند شد .

ثمّ لننزعنّ من كلّ شيعة

«شيعة» به پيروان و ياوران شخص گفته مى شود و هم چنين هر گروهى كه بر مسلكى اتفاق نمايند، شيعه ناميده مى شوند. اين لفظ براى مفرد، تثنيه، جمع، مذكر و مؤنث به كار مى رود (لسان العرب). «كلّ شيعة» در آيه دال بر آن است كه تابعان هر نحله و

مسلك، به صورتى مجزّا از يكديگر در صحنه قيامت حضور خواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 28 - 12

12 - گروه بندى امت ها در قيامت ، براساس كتاب آسمانى ويژه آنان خواهد بود . *

و ترى كلّ أمّة جاثية كلّ أمّة تدعى إلى كتبها

در صورتى كه مراد از «كتاب» كتاب آسمانى باشد; از فراخوانده شدن هر امت به كتاب خويش، استفاده مى شود كه انسان ها براساس كتاب آسمانى خويش، در قيامت گروه گروه خواهند شد.

872- ملاك همنشينى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 7 - 2

2 - هر انسانى در قيامت ، براساس كردار دنيوى خود ، هم نشينى مناسب خواهد يافت .

و إذا النفوس زوّجت

از جمله معانى «زوج» فردى است كه داراى قرين باشد (لسان العرب). تناسب حكم و موضوع در اين مورد، گوياى آن است كه انسان مؤمن، هم نشينى نظير حورالعين خواهد يافت و غير مؤمن، با شيطان هاى هم رديف خود همراه خواهد شد.

873- ملاكهاى سكونت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 3

3 - جايگاه استقرار مردم در آخرت ، براساس كردارشان ، به آنان اختصاص خواهد يافت .

أُولئك أصحب الميمنة . .. هم أصحب المشئمة

874- ملائكه ثبت عمل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 21 - 5

5- دو فرشته ثبت كننده اعمال آدمى در دنيا ، همراهان وى در قيامت *

إذ يتلقّى المتلقّيان . .. و جاءت كلّ نفس معها سائق و شهيد

در آيات پيشين، سخن از فرشتگانى بود كه مأمور ضبط كردار آدميان بودند; اكنون در اين آيه ممكن است تعبير «سائق»، نظر به

يكى از آن دو و تعبير «شهيد» ناظر به ديگرى باشد.

875- ملائكه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 1

1 - فرشتگان به روز قيامت ، در اطراف عرش به تسبيح و تنزيه خداوند همراه با ستايش او خواهند پرداخت .

و ترى الملئكة حافّين من حول العرش يسبّحون بحمد ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 17 - 1،2،4

1 - فرشتگان هنگام برپا شدن قيامت ، در اطراف آسمان استقرار خواهند يافت .

و الملك على أرجائها

«أرجاء» به معناى نواحى و اطراف است.

2 - هشت فرشته در روز قيامت ، عرش الهى را حمل خواهند كرد .

و يحمل عرش ربّك فوقهم يومئذ ثمنية

در اين كه مقصود از «ثمانية» هشت تن از فرشتگان است يا هشت گروه از آنان، ميان مفسران اختلاف هست. براى انتخاب و تعيين هر يك از آنها، دليل روشن و قاطعى وجود ندارد.

4 - فرشتگان هشتگانه ، حاملان تخت داورى خداوند در قيامت

و الملك على أرجائها و يحمل عرش ربّك فوقهم

در صورتى كه مقصود از «عرش» در اين آيه، تخت قضاوت و داورى باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 4 - 1،2

1 - عروج و صعود ملائكه و جبرئيل به سوى خدا ( به صعودگاه ها و جايگاه هاى بلند مرتبه ) در قيامت براى دريافت فرامين الهى و اجراى آن

تعرج الملئكة و الروح إليه

مقصود از «روح» روح الامين و جبرئيل است. ضمير در «إليه» به «اللّه» بازمى گردد; به اين اعتبار كه خداوند كه صاحب معارج است. بر اين اساس مقصود آيه شريفه، اين حقيقت است كه فرشتگان براى دريافت فرمان هاى الهى، به صعودگاه و جايگاه دريافت آنها عروج مى كنند و چون خداوند صاحب اين جايگاه ها و صعودگاه ها است، فرشتگان در حقيقت به سوى او عروج خواهند كرد.

2 - فرشتگان و جبرئيل ، كارگزاران الهى در عرصه قيامت

تعرج الملئكه و الروح إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 38 - 1،4

1 - روح و فرشتگان الهى در قيامت ، ايستاده و صف بسته در آماده باش كامل قرار مى گيرند .

يوم يقوم الروح و الملئكة صفّ-ًا

«صفّاً» مصدر است و چون حال قرار گرفته، به معناى «صافّين» است. ايستادن و صف بستن، كنايه از مهيّا بودن براى انجام فرمان هاى الهى است.

4 - روح و ملائكه در قيامت از گفتن هر سخنى ، جز با رخصت داشتن از خداوند ناتوان اند .

لايتكلّمون إلاّ من أذن له الرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 22 - 8

8 - فرشتگان در قيامت ، به فرمان خداوند و با نظارت كامل او ، انجام وظيفه مى كنند .

و جاء ربّك و الملك

آمدن خداوند، كنايه از حضور كامل او است و عطف «ملك» بر «ربّك»، بيانگر آن است كه حضور فرشتگان، مستقل از حضور خداوند نيست; بلكه در راستاى آن و بخشى از يك برنامه منسجم است.

876- منادى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 108 - 1

1 - با متلاشى شدن كوه ها و مسطح شدن زمين در قيامت ، دعوت كننده اى ، آدميان را به بيرون آمدن از قبر ها دعوت خواهد كرد .

يومئذ يتّبعون الداعى لاعوج له

ظاهراً مقصود از «داعى» - كه تمامى مردم از او تبعيت خواهند كرد و به نداى او پاسخ مثبت خواهند داد - كسى است كه آدميان را از قبرها براى حشر فرا مى خواند.

877- منافقان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 11

11 - داورى خداوند در روز قيامت ، ميان مؤمنان و منافقان

الذين يتربّصون بكم . .. فاللّه يحكم بينكم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 13 - 5،7،14،16،18

5 - منافقان ، فاقد نور و روشنايى در ظلمت قيامت

يوم يقول المنفقون . .. انظرونا نقتبس من نوركم

7 - زنان منافق چونان مردان نفاق پيشه ، فاقد نور و روشنايى در ظلمت قيامت

يوم . .. و المنفقت ... انظرونا نقتبس من نوركم

14 - كشيده شدن حصار بلند و ضخيم ، ميان مؤمنان و منافقان در قيامت

فضرب بينهم بسور

«سور» به ديوار شهر گفته مى شود. نكره آمدن «سور» مى تواند بيانگر بلندى و ضخامت آن باشد.

16 - مؤمنان در قيامت ، در داخل حصار ( حصار ميان آنان و منافقان ) قرار مى گيرند و منافقان در بيرون آن .

فضرب بينهم بسور له باب

18 - مؤمنان در قيامت ، مشمول رحمت خداوند و منافقان محكوم به عذاب الهى اند .

يوم يقول المنفقون . .. باطنه فيه الرحمة و ظهره من قبله العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 4

4 - جدا شدن منافقان از جمع مؤمنان ، در قيامت و محكوم شدن آنان به عذاب الهى ، نتيجه و محصول انگيزه هاى منافقانه آنان است .

ينادونهم ألم نكن معكم قالوا بلى و لكنّكم فتنتم أنفسكم

مؤمنان در پاسخ منافقان مى گويند: درست است كه شما با ما در اعمال و تكاليف دينى شركت مى كرديد; لكن انگيزه هاى شما با ما يكى نبود. انگيزه هاى شما همواره خدعه و فريب، ريشخند و استهزا و ... بوده است و اينها شما را به اين روز هوناك انداخته است. گفتنى است كه معناى «فتون» (مصدر «فتنتم»)، در بلا و عذاب انداختن است. «فتنتم أنفسكم»; يعنى، خود را در گرفتارى عذاب انداختيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 18 - 5،8

5 - توسل جستن منافقان ، به سوگند دروغ در پيشگاه خداوند در قيامت

فيحلفون له

8 - منافقان مى پندارند ، در قيامت نيز مى توان از سوگند دروغ بهره جست و خود را از مهلكه نجات داد .

فيحلفون له . .. و يحسبون أنّهم على شىء

كلمه «شىء» در «أنّهم على شىء» موصوف صفت محذوف است و تقدير آن «على شىء نافع» مى باشد; يعنى، منافقان مى پندارند كه چيز مفيدى در اختيار دارند (مقصود سوگند دروغ است).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 5

5 - « عن أبى الحسن ( ع ) فى قوله عزّوجلّ : « يوم يكشف عن ساق » قال : حجابٌ من نور يُكْشَف ، فيقع المؤمنون سُجَّداً و

تُدمَج أصلابُ المنافقين فلايستطيعون السجود ;

از امام رضا(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ: «يوم يكشف عن ساق» روايت شده كه فرمود: [در آن روز ]پرده اى از نور برداشته مى شود و مؤمنان به حالت سجده مى افتند و استخوان هاى پشت منافقان سخت و بى انعطاف مى گردد و قدرت سجده ندارند».

878- منحرفان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 42 - 1

1 - كسانى در قيامت روسياه و تيره رخسارند كه كفرپيشه و منحرف بوده و بى باكانه در گناه پيش رفته اند .

أولئك هم الكفرة الفجرة

فعل «فجر»، در مورد كسى گفته مى شود كه سر خود را پايين انداخته و بى مبالات پيش مى رود; «فجور» در اصل به معناى انحراف از حق است و در معناى تاختن به سوى كارهاى غيرمجاز نيز استعمال مى شود. (لسان العرب)

879- منسى خدا شدن در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 5،12

5 - وانهاده شدن انسان به حال خود ، در قيامت ، كيفر فراموش كردن قيامت در عالم دنيا است .

فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا إنّا نسينكم

«إنّا نسيناكم» براى مقابله با «بما نسيتم» است; يعنى، شما قيامت را فراموش كرديد و ما هم، در مقابل، شما را به حال خود وانهاديم.

12 - منسىِّ خدا شدن ، يكى از عذاب هاى روز قيامت است .

فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا إنّا نسينكم

«إنّا نسيناكم» به منزله مقابله با «نسيتم» است; يعنى، چون شما روز قيامت را فراموش كرديد، ما هم شما را فراموش كرديم. از آن جايى كه آيه، در صدد بيان مجازات فراموش كاران قيامت است عبارت «إنّا نسيناكم» هم مى تواند مجازات تلقى شود.

880- منشأ اختفاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 5

5 - خداوند به اراده خويش ، زمان برپايى قيامت را از انسان ها مخفى نگه داشته است .

أكاد أُخفيها

در قاموس آمده است كه «أكاد» (در اين آيه) به معناى «أريد» است و «أكاد أخفيها»; يعنى، اراده مى كنم كه آن را مخفى نگه دارم، براين اساس مراد از اخفاى قيامت، پنهان داشتن زمان وقوع آن خواهد بود، نه اصل وقوع آن.

881- منشأ امور انسان ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 8

8 - زمام همه امور انسان ها در قيامت ، در دست خداوند است .

و الأمر يومئذ للّه

ممكن است «أمر» مفرد «اُمور» و به معناى كار و شأن باشد.

882- منشأ برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 15

15- برپايى قيامت به دست خداوند و اراده او است .

بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 102 - 8

8 - برپايى قيامت و احضار مجرمان در آن ، به دست خداوند و اراده او است .

نحشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 124 - 9

9 - برپايى قيامت و احضار غافلان از ياد خدا در آن ، به دست خداوند و اراده او است .

و نحشره يوم القيمة أعمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 21 - 5

5- زنده كردن مردگان و برپايى قيامت ، تنها در توانايى خداوند است .

له من فى السموت والأرض . .. أم اتّخذوا ءالهة من الأرض هم ينشرون

خداوند با اثبات مالكيت و قدرت مطلق خود بر جهان هستى (له من فى السماوات. ..) و نفى توانايى خدايان ادعايى بر احياى

مردگان، در صدد بيان اين نكته است كه زنده كردن آنها، تنها در قلمرو قدرت خدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 8 - 15

15 - ربوبيت الهى ، مقتضى برپايى قيامت و حضور انسان ها در پيشگاه خداوند است .

و إنّ كثيرًا من الناس بلقاى ربّهم لكفرون

ذكر وصف ربوبيت در مورد لقاءاللّه مى تواند ناظر به برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 21 - 13

13 - آفريدگار جهان و برپادارنده قيامت ، قادر به ايجاد نطق و شعور در اعضا و جوارح انسان

قالوا أنطقنا اللّه . .. و هو خلقكم أوّل مرّة و إليه ترجعون

جمله «و هو خلقكم» به منزله دليلى بر قدرت خداوند در ايجاد نطق و سخن در اعضا و جوارح است.

883- منشأ تعيين قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 44 - 2،3،5

2 - هرگونه تصميم گيرى درباره زمان و ديگر خصوصيات قيامت ، با خداوند است .

إلى ربّك منتهيها

«منتهى»; يعنى، زمان انتها. مراد از «منتهاى قيامت» ممكن است منتهاى امور آن و تعيين نهايى ويژگى هاى آن باشد، بنابراين مراد اين است كه تنها خداوند، وضعيت نهايى امور قيامت را مشخص مى سازد.

3 - تصميم گيرى درباره امور قيامت و تعيين زمان آن ، از شؤون ربوبيت خداوند است .

إلى ربّك منتهيها

5 - انحصار تصميم گيرى درباره قيامت به خداوند ، دليل ناآگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از زمان وقوع آن است .

فيم أنت من ذكريها . إلى ربّك منتهيها

جمله «إلى ربّك. ..»، به منزله تعليل براى جمله قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 45 - 2

2 - تعيين زمان وقوع قيامت ، از محدوده وظايف و اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بيرون است .

إنّماأنت منذر

حصر «إنّما»، حصر اضافى و در رابطه با انتظارى است كه پرسش كنندگان زمان وقوع قيامت، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشتند.

884- منشأ تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 3 - 1

1 - انكار قيامت ، برخاسته از پندار كافران به ناتوان بودن خداوند بر گردآورى استخوان هاى مردگان و احياى مجدد آنها

أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه

مقصود از انسان در اين آيه - برابر نظر مفسران و به قرينه مقام - انسان كافر است; نه همه انسان ها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 10 - 3

3 - كم فروشى و خيانت در معامله ، تكذيب عملى روز قيامت است .

ويل للمطفّفين . .. ويل يومئذ للمكذّبين

آيات مورد بحث درباره «مطفّفين» است و آنان را با عناوين «فجّار» و «مكذّبين» تهديد به عذاب الهى مى كند. مراد از «يومئذ» همان «يوم يقوم الناس...» است كه در آيات پيشين گذشت. تكذيب مى تواند، شامل تكذيب عملى و قولى باشد; بنابراين آيه اختصاص به كافران ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 8

8 - انكار قيامت ، برخاسته از قلب سياه و درك ناتوان است .

الذين يكذّبون بيوم الدين . .. كلاّ بل ران على قلوبهم

885- منشأ زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 1 - 4

4 - لرزش زمين در آستانه قيامت ، وابسته به عواملى زمينى و بازتاب تحولات درونى آن است .

إذا زلزلت الأرض زلزالها

مجهول بودن فعل «زلزلت»، بيانگر نقش عاملى در پيدايش زلزله است. اضافه شدن «زلزال» به ضميرى كه به زمين برمى گردد، آن حوادث را به خود زمين مربوط مى داند.

886- منشأ سختيهاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 58 - 1

1 - تنها خداوند ، قادر به رفع دشوارى ها و مشقت هاى صحنه قيامت است .

ليس لها من دون اللّه كاشفة

«كشف» (مصدر «كاشفة») به معناى ازاله و برطرف كردن است. برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد برطرف كردن سختى ها و مشقت هاى عرصه محشر باشد.

887- منشأ شفاعت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 38 - 6

6 - شفاعت در قيامت ، منوط به اذن خداوند است .

لايتكلّمون إلاّ من أذن له الرحمن

سخن گفتن ملائكه در پيشگاه خداوند، به دليل عصمت شان، از قبيل اعتراض به كارهاى او نيست. بنابراين مصداق بارز آن - به قرينه آيات مشابه اين آيه - شفاعت است.

888- منشأ شك به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 62 - 2

2 - تلاش شيطان ، براى ايجاد شك و ترديد در اعتقاد به قيامت

فلاتمترنّ بها . .. و لايصدّنّكم الشيطن

889- منشأ ظهور حقايق در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 22 - 3

3- كنار رفتن پرده هاى غفلت از برابر چشمان آدمى ، به اراده الهى در قيامت

فكشفنا عنك غطاءك

890- منشأ علم به عمل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 14 - 7

7 - اطلاع بر پرونده اعمال ، راهى براى آگاهى انسان در قيامت بر كردار خويش

و إذا الصحف نشرت . .. علمت نفس ما أحضرت

891- منشأ علم به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 4

4 - تنها راه پى بردن به قيامت و خصوصيات آن ، اطلاعات رسيده از جانب خداوند است .

أكاد أُخفيها

اسناد «أخفيها» به خداوند، گوياى اين است كه اگر او از قيامت سخن نگفته بود، براى پى بردن به آن راهى وجود نداشت.

892- منشأ فهم قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 3 - 3

3 - حقيقت قيامت و ژرفاى عظمت آن ، تنها از راه وحى قابل شناخت و دستيابى است .

و ما أدريك ما الحاقّة

آيات 13 تا 17 اين سوره، در جهت بيان بخشى از حقايق مربوط به قيامت است. از مجموع آنها مى توان استفاده كرد كه حقايق عميق قيامت، از طريق خود وحى براى انسان ها قابل شناخت است.

893- منشأ قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 5 - 8

8 - قيامت ، روزى تعيين شده از جانب خداوند ، و واقع شدن اش قطعى است .

فإنّ أجل اللّه لأت

جمله اسمى، حرف تأكيد «إنّ» و لام در «لأت» بر قطعيت، دلالت دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 9

9 - برپايى قيامت ، از ناحيه خداوند است و هيچ مانعى جلوى وقوع آن را نمى گيرد .

أن يأتى يوم لا مردّ له من اللّه

«من اللّه» احتمال دارد متعلق به «يأتى» باشد. يعنى: «روزى كه از سوى خداوند مى آيد، هيچ مانعى براى تحقق آن نيست.». لازم به ذكر است كه «مَرَدّ» (مصدر ميمى) و به معناى «دفع و رد كردن» است و مراد از «يوم» روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 50 - 5

5 - برپايى قيامت ، تنها با صدور يك فرمان از جانب خداوند *

و ما أمرنا إلاّ وحدة كلمح بالبصر

مراد از «أمرنا»، احتمال دارد فرمان بر پايى قيامت باشد كه در آيات پيشين (بل الساعة موعدهم. ..) مورد هشدار قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 22 - 2

2 - فرا رسيدن زمان پيدايش قيامت و محشور شدن انسان ها در آن ، در گرو خواست خداوند است .

ثمّ إذا شاء أنشره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 23 - 1

1 - كفر به خداوند ، با آن كه هدايت و مرگ و قيامت انسان به دست او است ، توجيه ناپذير و مطرود است .

قتل الإنسن ماأكفره . .. كلاّ

حرف «كلاّ»، يا به معناى «حقّا» و تأكيد ما بعد است و يا براى ردع و زجر از چيزى است كه در جملات قبلى، از آن سخن به ميان آمده بود، در صورت دوم مفاد آن در اين آيه، باز داشتن از كفرورزى است.

894- مواقف قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 8

8 - مؤاخذه كافران به توحيد، نبوت و معاد در مواقف قيامت

و يوم نحشر هم جمعياً . .. و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق

«أين شركاؤكم» (در آيه 22) مؤاخذه درباره توحيد، «لاتكذب بآيات ربنا» (در آيه 27) مؤاخذه درباره نبوت، «أليس هذا بالحق» (در آيه 30) مؤاخذه درباره قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 6

6- گذر از موقف هاى قيامت ( حسابرسى ، كيفر ، پاداش و . . . ) غرض از گردآورى همگان در صحنه قيامت است .

ذلك يوم مجموع له الناس

برداشت فوق ، مبتنى براين نكته است كه «لام» در «له» براى بيان غايت و غرض باشد. بر اين اساس مفاد جمله «ذلك يوم ...» چنين مى شود: روز قيامت روزى است كه خداوند ، همگان را براى گذر از موقفهاى آن روز گردآورى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 9

9- قيامت صحنه حسابرسى از انسانهاست .

أُولئك لهم سوء الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 21 - 5

5- انسان ها در قيامت مورد حسابرسى قرار مى گيرند .

و يخافون سوء الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 24 - 1،2،3

1 - فرمان خداوند به توقف مشركان بر سر راه دوزخ به منظور بازخواست از آنان

وقفوهم إنّهم مسئولون

2 - انسان ها ، در قبال عقايد و رفتار خود ، مسؤول بوده و در روز قيامت بازخواست خواهند شد .

وقفوهم إنّهم مسئولون

3 - وجود « موقف » و جايگاه سؤال و بازخواست از انسان ها ، در عرصه قيامت

وقفوهم إنّهم مسئولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 3

3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان

ما لكم لاتناصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 3

3 - وجود فاصله ميان موقف كافران ، در محشر و دوزخ

و سيق الذين كفروا إلى جهنّم زمرًا

«سوق» (مصدر «سيق») به معناى راندن و تحريك كردن به رفتن است. آمدن اين واژه با حرف «إلى»، نشانگر وجود مسيرى براى سوق دادن و راندن دوزخيان به سوى مقصدى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 3

3 - وجود فاصله ميان موقف تقواپيشگان در محشر و بهشت

و سيق الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة زمرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 41 - 6

6 - روز قيامت ، داراى مراحل و مواقف متعدد

سوف يرى . ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى

از حرف «ثمّ» استفاده مى شود كه مرحله شهود اعمال در قيامت با مرحله جزا، متفاوت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 4 - 9

9 - « عن حفص بن غياث القاضى قال : سمعت أباعبداللّه جعفر بن محمّد ( ع ) يقول : . . . فإنّ للقيامة خمسين موقِفاً كلّ موقف مقام ألف سنة ثمّ تلا هذه الآية : « فى يوم كان مقداره خمسين ألف سنة » ;

از حفص بن غياث روايت شده كه گفت: شنيدم كه امام صادق(ع) مى فرمود: براى قيامت پنجاه موقف (ايستگاه) است كه هر كدام از آنها هزار سال طول مى كشد. سپس امام(ع) اين آيه را تلاوت فرمود: (فى يوم كان مقداره خمسين ألف سنة).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 6،7

6 - قيامت ، داراى مراحلى گوناگون و ترتيب يافته است .

لترونّ . .. ثمّ لترونّها ... ثمّ لتسئلنّ

7 - حسابرسى از نعمت ها ، مرحله اى پس از مشاهده دوزخ و يقين به آن است .

ثمّ لترونّها . .. ثمّ لتسئلنّ

895- موانع امداد در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 37 - 3

3 - شدايد قيامت ، ازميان برنده فرصت بهره رساندن خويشاوندان به يكديگر است .

يوم يفرّ المرء من أخيه . .. لكلّ امرىء منهم يومئذ شأن يغنيه

جمله «لكلّ امرىء . ..»، بيانگر علت فرار خويشاوندان از يكديگر است و نشان مى دهد كه در آن سرا گرچه عواطف خويشاوندى هم وجود داشته باشد; ولى سودى نخواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 42 - 3

3 - گرفتارى به آثار كفر و گناه در قيامت ، فرصت هرگونه يارى رسانى به ديگران - حتى نزديك ترين خويشاوندان - را از كافران و گنه كاران سلب خواهد كرد .

يوم يفرّ المرء . .. لكلّ امرىء منهم يومئذ شأن يغنيه ... أولئك هم الكفرة الفجرة

896- موانع رفع مشكلات در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 34 - 6

6 - شدّت گرفتارى مردم در قيامت ، مانع پرداختن آنان به حلّ مشكلات ديگران ; حتى خويشاوندان خويش

يوم يفرّ المرء من أخيه

جمله «لكلّ . .. شأن يغنيه» در آيات بعد، مى تواند قرينه بر انگيزه فرار در قيامت باشد; يعنى، هر كس آن قدر به خود مشغول است كه گوش و چشم خود را بر فرياد و زارى ديگران فرو مى بندد و از درگير ساختن خود با مسائل آنان مى گريزد.

897- موانع شك به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 8

8 - توجه به احاطه همه جانبه خداوند بر موجودات ، موجب از بين رفتن هر گونه ترديد در مورد حقانيت رستاخيز است .

ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم ألا إنّه بكلّ شىء محيط

انكار قيامت و رستاخيز مردگان از سوى مشركان، مبنى بر اين پندار نادرست است كه آنها جمع شدن اجزاء پراكنده و از بين رفته موجودات را بعيد مى دانستند. خداوند با بيان اين حقيقت كه او بر همه چيز احاطه دارد و هيچ چيز از حيطه علم و قدرت او ناپديد نمى شود، اين پندار را ابطال مى كند.

898- موانع فرار در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 1

1 - آتش گداخته و دود هاى متراكم ، مانعى جدى در برابر جن و انس براى گريز از صحنه قيامت

لاتنفذون إلاّ بسلطن . .. يرسل عليكما شواظ من نار

خطاب در «عليكما» و «لاتنتصران» متوجه جن و انس است.

899- موانع لقاءالله در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 7

7 - گناه ، طغيان گرى و تكذيب قرآن و قيامت ، مانع ملاقات و قرب خداوند در قيامت است .

ما يكذّب به إلاّكلّ معتد أثيم . .. إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون

900- موجبات نجات از سختيهاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 7

7 - رهايى انسان از گرفتارى هاى روز قيامت ، تنها در پرتو ولايت خداوند و اطاعت از او است .

و لايغنى عنهم . .. و لا ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء

901- موجودات در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 9،11

9 - همه خلايق در قيامت به حمد و ستايش خداوند خواهندپرداخت .

و قيل الحمد للّه ربّ العلمين

11 - « الحمد للّه ربّ العالمين » ، ثنا و آخرين سخن خلايق در قيامت است .

و قيل الحمد للّه ربّ العلمين

902- موحدان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 9

9 - قيامت ، روز داورى ميان موحدان و مشركان

و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم فيما فيه يختلفون

از اينكه خداوند فرمود: دنيا جاى داورى ميان اهل شرك و توحيد نيست، معلوم مى شود محل داورى ميان آنان، جهانى ديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 3

3- خداى رحمان ، در قيامت ميزبان تقواپيشگان ( موحدان ) خواهد بود .

يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن وفدًا

«وفداً» چه مصدر و بيان كننده نوع حشر باشد و چه به معناى «وافدين» گرفته شود، بر ميهمان بودن متقين دلالت دارد; با اين تفاوت كه در صورت دوم، مى رساند كه حضور آنان در صحنه قيامت فردى نبوده; بلكه به صورت گروهى خواهد بود. دراين صورت بايد گفت: «وفداً» حال مقدره است; يعنى، زمان گروهى بودن از زمان حشر متأخر است; زيرا آيات بعد به حضور فردى همگان تصريح دارد.

903- موسى(ع) در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 23 - 7

7 - ملاقات پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) با حضرت موسى ( ع ) ، در شب معراج و يا در قيامت ، قطعى است .

و لقد ءاتينا موسى الكتب فلاتكن فى مرية من لقائه

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه مرجع ضمير در «لقائه» موسى(ع) باشد. لازم به ذكر است كه اين نكته، مورد تأييد روايت نيز هست.

904- موعظه پذيران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 38 - 2

2 - انسان هاى پاك ، تذكّرپذير ، هدايت جو و خداترس ، در قيامت چهره اى نورانى خواهند داشت .

لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... وجوه يومئذ مسفرة

905- موقعيت اجتماعى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 19

19- پوچى و بى اثرى امكانات دنيايى ، موقعيت هاى اجتماعى و گروه بندى ها ، در هنگام نزول عذاب و يا فرارسيدن مرگ و قيامت

فسيعلمون من هو شرّ مكانًا و أضعف جندًا

906- مؤاخذه جمعى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 1

1 - گمراهان جن و انس در قيامت به صورت جمعى موردبازخواست و توبيخ قرار خواهند گرفت.

يمعشر الجن و الإنس ألم يأتكم رسل

907- مؤاخذه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 76 - 13

13 - يهوديان معتقد به برپايى قيامت ، بر قرارى صحنه هاى محاكمه در آن روز و احتجاج انسان ها عليه يكديگر در پيشگاه خدا

أتحدثونهم . .. ليحاجوكم به عند ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 4،5،6

4 - بازخواست و محاكمه مشركان در قيامت به سبب شريك پنداشتن براى خداوند

أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

5 - پرسش از موقعيت و جايگاه معبودهاى پندارى مشركان، از صحنه هاى محاكمه آنان در قيامت

ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

6 - بازخواست ذلتبار مشركان و ستمگران در روز قيامت، نشانگر محروميت آنها از سعادت و رستگارى است.

إنه لايفلح الظلمون. و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 3،8

3 - خداوند در قيامت از منكران معاد بازخواست مى كند.

و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا و ما نحن بمبعوثين. و لو ترى إذ ... أليس هذا بالح

8 - مؤاخذه كافران به توحيد، نبوت و معاد در مواقف قيامت

و يوم نحشر هم جمعياً . .. و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق

«أين شركاؤكم» (در آيه 22) مؤاخذه درباره توحيد، «لاتكذب بآيات ربنا» (در آيه 27) مؤاخذه درباره نبوت، «أليس هذا بالحق» (در آيه 30) مؤاخذه درباره قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 134 - 2

2 - احضار ظالمان در قيامت و بازخواست و كيفر ايشان از وعده هاى تخلف ناپذير خداوند

و ينذرونكم لقاء يومكم هذا . .. إن ما توعدون لأت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 149 - 10

10 - عن جعفر بن محمّد(ع) و قد سئل عن قوله تعالى «فلله الحجة البالغة» فقال: إن الله تعالى يقول للعبد يوم القيامة: عبدى اكنت عالما؟ فان قال نعم. قال له: افلا عملت بما علمت؟ و إن قال: كنت جاهلا. قال له: أفلا تعلمت حتى تعمل فيخصمه فتلك الحجة البالغة.

از امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از آيه «فلله الحجة البالغة»، روايت شده است: خداوند متعال در قيامت به بنده اش مى فرمايد: آيا ]به وظايف خويش [آگاه بودى؟ اگر بگويد آرى، مى فرمايد چرا عمل نكردى؟ و اگر بگويد آگاه نبودم، به او مى فرمايد چرا ياد نگرفتى؟ و ]به اين گونه[ او را محكوم مى كند. و اين است حجت بالغه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 172 - 13

13 - قيامت روز مؤاخذه منكران ربوبيت خداست .

أن تقولوا يوم القيمة إنا كنا هذا غفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 2،3

2- مشركان ، به خاطر عقيده شرك آلود خود ، در قيامت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت .

ثمّ يوم القيمة . .. و يقول أين شركاءى

3- خداوند ، خود بازخواست كننده مشركان در قيامت

و يقول أين شركاءى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 1

1- همه انسان ها در قيامت درباره رفتار و اعمالشان مورد بازخواست قرار خواهند گرفت .

يوم ندعوا كلّ أُناس بإممهم

از اينكه خداوند فرموده است: «همه انسانها با پيشوايان خود در قيامت خوانده مى شوند» و نيز فرموده است: «هر كس كه كتابش در دست راستش باشد» به دست مى آيد كه همه، مورد بازخواست قرار مى گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 40 - 7

7 - مؤاخذه در روز قيامت ، صرفاً بر اساس آگاهى هاى پيشين خداوند نخواهد بود ; بلكه ممكن است با حضور طرف هاى ماجرا باشد .

و يوم يحشرهم . .. ثمّ يقول للملئكة أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 7

7 - قيامت ، روز بازخواست و محاكمه انسان ها و داورى ميان آنان است .

ثمّ إنّكم يوم القيمة عند ربّكم تختصمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 44 - 9

9 - قيامت ، عرصه بازخواست و حسابرسى

و سوف تسئلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 2

2 - مشخص و محرز بودن گناهان جن و انس در قيامت ، بدون بازجويى

فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ . .. يعرف المجرمون بسيمهم

908- مؤاخذه مشركان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 173 - 6

6 - خداوند مشركان را در قيامت مؤاخذه مى كند و كيفر مى دهد .

أفتهلكنا بما فعل المبطلون

909- مؤمنان به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 95 - 6

6 - گريز باور داران به قيامت از مرگ و ناپسند شمردن آن ، به خاطر ارتكاب گناهان و ترس از عذاب اخروى است .

و لن يتمنوه أبداً بما قدمت أيديهم

«باء» در «بما قدمت» سببيه است. بنابراين جمله «لن يتمنوه ...» گوياى اين حقيقت است كه گناهان از عوامل ترس از مرگ است. گفتنى است كه چون جمله فوق درباره باورداران به خدا و قيامت است، علت ياد شده مخصوص آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 1

1 - وجود مؤمنان واقعى به خدا و قيامت در ميان باديه نشينان صدر اسلام ، على رغم كفر و نفاق شديد عده اى ديگر از آنان

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً . .. و من الأعراب من يؤمن باللّه و اليوم الأخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 2

2- موحّدان و مؤمنان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و باورداران به قيامت ، اجابت كنندگان دعوت الهى اند .

للذين استجابوا لربهم الحسنى

آيات گذشته بيانگر اين است كه مراد از «الذين استجابوا» موحدان و مؤمنان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و باورداران به قيامت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 107 - 1

1- بوستان هاى فردوس ، منزل گاهى تضمين شده براى نيك كردارانِ مؤمنِ به آيات الهى و قيامت است .

إنّ الذين ءامنوا . .. نزلاً

متعلق ايمان در «آمنوا» به قرينه آيات قبل - كه درباره كفر به آيات و لقاى پروردگار بود - ايمان به آيات و قيامت است. «فردوس» يعنى «وادى سرسبز». برخى از زبان شناسان، آن را كلمه اى رومى مى دانند كه به زبان عرب وارد شده است (تاج العروس) كلمه «نزل» در معانى «منزل» و «وسايل پذيرايى» و... استعمال مى شود. برداشت ياد شده، براساس معناى نخست است. فعل ماضى (كانت) درباره حوادث آينده، بر وقوع حتمى و تضمين شده آن حوادث دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 6

6 - اهل ايمان ، آگاه به حقانيت رستاخيز و وقوع حتمى آن

و يعلمون أنّها الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 6 - 4

4 - اميدواران به لطف خدا و معتقدان به روز جزا ، بهره مند از الگو هاى شايسته و الهى

لقد كان لكم فيهم . .. لمن كان يرجوا اللّه

910- مؤمنان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 12،17،18،19

12 - جايگاه بلند مؤمنان تقوا پيشه نسبت به كافران ، در روز قيامت

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

17 - وعده الهى به مؤمنان نسبت به برترى آنان در قيامت ، عامل تسلّى و مقاومت آنان در برابر استهزاى كافران

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

به نظر مى رسد جمله «و الذين اتّقوا . ..»، پس از عنوان كردن تمسخر تقواپيشگان از سوى كافران، به منظور تسلّى آنان باشد.

18 - همراهى ايمان و تقوا ، عامل برترى در قيامت

و يسخرون من الذين امنوا و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

تبديل «الذين امنوا» به «الذين اتقوا»، براى تفهيم اين معناست كه بايد ايمان، همراه تقوا باشد.

19 - بهره مندى مؤمنان باتقوا از رزق بى پايان خداوند در قيامت

و الذين اتقوا . .. و اللّه يرزق من يشاء بغير حساب

كلمه «بغير حساب»، مى تواند كنايه از فراوانى و بى پايانى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 277 - 10

10 - مؤمنان داراى عمل صالح ، ترس و اندوهى در رستاخيز ندارند .

انّ الّذين امنوا . .. و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه عدم «خوف» و «حزن» مربوط به آخرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 11

11 - مؤمنان به خدا و قيامت و دارندگان عمل صالح ، در قيامت هيچ ترس و اندوهى نخواهند داشت .

من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً . .. و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون

به قرينه «فلهم أجرهم عند ربهم» مى توان گفت: ظرف «لاخوف عليهم . ..» قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 11

11 - داورى خداوند در روز قيامت ، ميان مؤمنان و منافقان

الذين يتربّصون بكم . .. فاللّه يحكم بينكم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 46 - 7،8

7 - اصحاب اعراف با فريادى رسا بر مؤمنانى كه در انتظار ورود به بهشتند ، درود مى فرستند .

و نادوا اصحب الجنة أن سلم عليكم

جمله «سلم عليكم» مى تواند جمله اى انشايى باشد و مى تواند اخبار از وجود امنيت و سلامت براى مؤمنان گرفته شود. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

8 - اصحاب اعراف با فريادى رسا سلامت و امنيت كامل را به مؤمنان راهى بهشت مژده مى دهند .

و نادوا اصحب الجنة أن سلم عليكم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «سلم عليكم» جمله اى اخبارى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 16

16- قيامت ، روز تمايز مؤمنان راستين از مدعيان دروغين

بل نظنكم كذبين . .. إنهم ملقوا ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 5

5- خداوند ، مؤمنان نيك كردار را در صحنه قيامت از رنج تنهايى نجات خواهد داد .

و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا . إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سيجعل

چنان كه برخى از مفسران گفته اند، اين آيه مى تواند در ارتباط با مضمون آيه قبل و مربوط به صحنه قيامت باشد; زيرا همگان در صحنه قيامت تنها و بى ياورند (و كلّهم ءاتيه يوم القيامة فرداً). اين آيه بشارتى است براى مؤمنان كه خداوند آنان را در آن روز، تنها نخواهد گذاشت و به زودى آنان را از انس و محبت ديگران برخوردار خواهد ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 101 - 4

4- مؤمنان راستين ، با فضيلت و مقرب الهى ، در قيامت در مكانى به دور از آتش دوزخ قرار خواهند گرفت .

إنّ الذين سبقت لهم منّا الحسنى أولئك عنها مبعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 3،4

3- بهشتيان و مؤمنان راستين ، به هنگام برپايى قيامت مورد استقبال فرشتگان قرار خواهند گرفت .

و تتلقيهم الملئكة

4- بهشتيان و مؤمنان راستين ، برخوردار از مقام و منزلتى والا در روز رستاخيز

و تتلقّيهم الملئكة

استقبال فرشتگان از مؤمنان و بهشتيان، حاكى از منزلت و مقام والاى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 111 - 3

3 - مؤمنان صابر ، تنها گروه رستگار در قيامت

أنّهم هم الفائزون

ذكر ضمير فصل (هم)، بيانگر حصر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 14 - 3

3 - صفوف مؤمنان ، در روز قيامت ، از صف كافران جدا مى شود .

و يوم تقوم الساعة يومئذ يتفرّقون

در صورتى كه مرجع ضمير «يتفرّقون» واژه «الخلق» - در آيه يازده - باشد و به قرينه دو آيه بعد - كه درباره وضعيت مؤمنان و كافران است - نكته ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 12

12 - روز قيامت ، روز تفكيك شدن كامل انسان هاى مؤمن از انسان هاى كافر است .

يومئذ يصّدّعون

احتمال دارد مراد از تفكيك شدن و جدايى در روز قيامت، تفكيك صفوف اهل بهشت از صفوف كسانى كه اهل جهنم اند باشد. آيه بعد، مؤيد اين برداشت است

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 44 - 8

8 - در قيامت ، صفوف كافران و مؤمنان ، از هم جدا مى شود .

يومئذ يصّدّعون . من كفر فعليه كفره و من عمل صلحًا ... يمهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 1،8

1 - برخورداران از علم و ايمان ، در قيامت ، در مقابل اِعلام نظر كافران درباره درنگ كوتاه مدت شان در برزخ ، اظهار مى دارند كه درنگ شان ، از روز مرگ تا برپايى قيامت بوده است .

و يوم تقوم الساعة . .. ما لبثوا غير ساعة ... و قال الذين أوتوا العلم ... لقد لبث

8 - صاحبان علم و ايمان ، در قيامت ، به پاسخگويى سخنان نادرست و خلاف واقع اقدام مى كنند .

يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة . .. قال الذين أوتوا العلم و الإيمن لقد لبثتم .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 5

5 - اظهارات مجرمان ، در قيامت درباره كم بودن مدّت حضورشان در برزخ و پاسخ صاحبان علم و ايمان به آنان ، بيانى تمثيلى از رخداد هاى قيامت است .

يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون . .. و قال الذين أوتوا العلم و الإيمن ... و لقد ض

ذكر اين آيه، پس از بيان حادثه اى از حوادث قيامت - كه مربوط به مجرمان و برخورد صاحبان علم و ايمان با آنان بود - مى تواند اشاره به اين حقيقت داشته باشد كه چنين گفت و گوهايى، نمونه و بيان تمثيلى از آن حوادث است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 59 - 1

1 - مجرمان ، در روز رستاخيز از صف مؤمنان جدا خواهند شد .

و امتزوا اليوم أيّها المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 9 - 4

4 - نجات مؤمنان و صالحان از بدى ها و ناراحتى هاى روز قيامت ، برخاسته از رحمت و لطف الهى است ; نه از استحقاق آنان .

و من تق السيّئات يومئذ فقد رحمته

يادآورى و تصريح فرشتگان به اين كه حفظ مؤمنان از ناراحتى هاى قيامت نشانگر اين است كه آنان مورد رحمت و لطف الهى قرار گرفته اند; مى تواند حكايت از حقيقت ياد شده داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 15

15 - مؤمنان رنجيده از ستم گمراهان ، سرافراز و مقتدر ، در صحنه قيامت

و قال الذين ءامنوا إنّ الخسرين الذين خسروا. .. يوم القيمة

از ملامت و سرزنش مؤمنان نسبت به كافران، اقتدار و سربلندى مؤمنان استفاده مى شود; آنانى كه مصداق «لمن صبر و غفر» هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 3 - 2

2 - كافران و مستكبران ، مردمى زبون و دون پايه و مؤمنان و مستضعفان انسان هايى شريف و صاحب منزلت در روز رستاخيز

إذا وقعت الواقعة . .. خافضة رافعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 12 - 9

9 - قيامت ، روز دريافت بشارت بهشت براى مردان و زنان مؤمن

يوم ترى المؤمنين و المؤمنت . .. بشريكم اليوم جنّ-ت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 13 - 3،14،16،18

3 - مؤمنان ، برخوردار از نور و روشنايى در صحنه تاريك قيامت

يوم يقول المنفقون . .. انظرونا نقتبس من نوركم

14 - كشيده شدن حصار بلند و ضخيم ، ميان مؤمنان و منافقان در قيامت

فضرب بينهم بسور

«سور» به ديوار شهر گفته مى شود. نكره آمدن «سور» مى تواند بيانگر بلندى و ضخامت آن باشد.

16 - مؤمنان در قيامت ، در داخل حصار ( حصار ميان آنان و منافقان ) قرار مى گيرند و منافقان در بيرون آن .

فضرب بينهم بسور له باب

18 - مؤمنان در قيامت ، مشمول رحمت خداوند و منافقان محكوم به عذاب الهى اند .

يوم يقول المنفقون . .. باطنه فيه الرحمة و ظهره من قبله العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 4

4 - جدا شدن منافقان از جمع مؤمنان ، در قيامت و محكوم شدن آنان به عذاب الهى ، نتيجه و محصول انگيزه هاى منافقانه آنان است .

ينادونهم ألم نكن معكم قالوا بلى و لكنّكم فتنتم أنفسكم

مؤمنان در پاسخ منافقان مى گويند: درست است كه شما با ما در اعمال و تكاليف دينى شركت مى كرديد; لكن انگيزه هاى شما با ما يكى نبود. انگيزه هاى شما همواره خدعه و فريب، ريشخند و استهزا و ... بوده است و اينها شما را به اين روز هوناك انداخته است. گفتنى است كه معناى «فتون» (مصدر «فتنتم»)، در بلا و عذاب انداختن است. «فتنتم أنفسكم»; يعنى، خود را در گرفتارى عذاب انداختيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 15

15 - تنها مؤمنان داراى عمل صالح ، از خسارت عرصه قيامت در امان خواهند بود .

و من يؤمن باللّه و يعمل صلحًا يكفّر عنه سيّئاته . .. ذلك الفوز العظيم

برداشت ياد شده، از آن جا است كه خداوند، روز قيامت را روز خسارت بار نام گذاشته است; ولى تنها گروهى كه داراى ايمان و عمل صالح باشند از اين قاعده مستثنا شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 8 - 12،13،15

12 - حضور مؤمنان در عرصه قيامت ، با درخشش نور از وجود آنان

نورهم يسعى بين أيديهم و بأيمنهم

13 - مؤمنان در عرصه قيامت ، از خداوند خواستار اتمام و ازدياد نور خويش اند .

يقولون ربّنا أتمم لنا نورنا

15 - مؤمنان در عرصه قيامت ، خواستار آمرزش الهى اند .

و اغفرلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 5

5 - « عن أبى الحسن ( ع ) فى قوله عزّوجلّ : « يوم يكشف عن ساق » قال : حجابٌ من نور يُكْشَف ، فيقع المؤمنون سُجَّداً و تُدمَج أصلابُ المنافقين فلايستطيعون السجود ;

از امام رضا(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ: «يوم يكشف عن ساق» روايت شده كه فرمود: [در آن روز ]پرده اى از نور برداشته مى شود و مؤمنان به حالت سجده مى افتند و استخوان هاى پشت منافقان سخت و بى انعطاف مى گردد و قدرت سجده ندارند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 10 - 3

3 - مؤمنان آسوده از سختى هاى روز محشر

يوم عسير . على الكفرين غير يسير

قيد «على الكافرين»، بيانگر آن است كه دشوارى هاى قيامت اختصاص به كافران دارد نه مؤمنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 22 - 1

1 - مؤمنان ، داراى چهره هايى شاداب و زيبا در عرصه قيامت

وجوه يومئذ ناضرة

«نضرة»در معانى زيبايى و نعمت به كار مى رود (قاموس المحيط). «ناضرة» (مؤنث «ناضر») به معناى زيبا و برخوردار از نعمت است و مقصود از آن - به قرينه مقام - شادابى و درخشندگى چهره هاى مؤمنان در عرصه قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 23 - 1،2،3

1 - چهره تابناك مؤمنان در روز قيامت ، تنها متوجه خدا بوده و آنان مجذوب جمال اويند .

وجوه يومئذ ناضرة . إلى ربّها ناظرة

تقديم «إلى ربّها» مى تواند براى افاده حصر باشد.

2 - مؤمنان در روز قيامت ، تنها به لطف و ثواب الهى چشم دوخته اند .

إلى ربّها ناظرة

برداشت ياده شده، مبتنى بر حذف مضاف است و تقدير آن چنين مى باشد: «إلى ثواب ربّها ناظرة».

3 - چشم اميد مؤمنان در قيامت تنها به خداوند است .

إلى ربّها ناظرة

برخى از مفسران گفته اند: عبارت «إلى ربّها ناظرة» مى تواند تعبير كنايى باشد. در اين صورت مقصود از آن، توقع و اميد است; مانند آن كه گفته مى شود: «أنا إلى فلان ناظر ما يصنع بى» (من به فلانى چشم دوخته ام تا با من چه خواهد كرد).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 40 - 6

6 - تفاوت چهره مؤمن و كافر در قيامت

وجوه . .. و وجوه

مراد از «وجوه» در اين آيه - به قرينه آخرين آيه سوره (أولئك هم الكفرة الفجرة) - چهره كافران است. در نتيجه مراد از «وجوه» در آيات پيشين، چهره مؤمنان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 2،4،9

2 - مؤمنان در قيامت ، همسان برخوردى كه در دنيا از كافران ديده اند ، با آنان رفتار خواهند كرد .

إنّ الذين أجرموا كانوا من الذين ءامنوا يضحكون . .. فاليوم الذين ءامنوا من الكفّا

4 - استهزا شدن از سوى مؤمنان در قيامت ، براى كافران دشوار و رنج آور خواهد بود .

فاليوم الذين ءامنوا من الكفّار يضحكون

9 - در قيامت ، مؤمنان و كافران از حال هم آگاه شده ، رفتار يكديگر را مشاهده خواهند كرد .

فاليوم الذين ءامنوا من الكفّار يضحكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 35 - 1،2،3

1 - مؤمنان ، در حالى كافران حاضر در صحنه قيامت را مسخره مى كنند كه خود بر تخت هاى تزيين يافته ، لميده و ناظر كيفر كافران اند .

على الأرائك ينظرون

«أريكة» (مفرد «أرائك») به تخت تزيين يافته اى گفته مى شود كه در خيمه يا خانه اى نهاده شده باشد. هم چنين به جايگاه آرميدن و لميدن - اعم از تخت، يا تخت عروس و يا تخت خواب - اطلاق مى شود (قاموس). متعلق «ينظرون» - به قرينه آيات قبل و بعد - وضعيت كافران است.

2 - تماشاى كيفر هاى كافران در قيامت ، براى مؤمنان لذت بخش است .

على الأرائك ينظرون

3 - صحنه قيامت ، در چشم انداز مؤمنان آرميده برتخت هاى بهشتى است .

فاليوم . .. على الأرائك ينظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 3،4

3 - گروه سمت راست در آخرت ، مجموعه اى سامان يافته از مؤمنانى كه حامى بردگان و يتيمان و مسكينان بوده و مردم را به صبر و ترّحم ترغيب كرده اند .

و ما أدريك ما العقبة . .. أُولئك أصحب الميمنة

«أيْمَن» و «ميمنة»، نقطه مقابل «أيْسَر» و «مَيْسَرة» (سمت چپ) است (صحاح اللغة). تقابل اين دسته با «أصحاب المشأمة» - با توجه به اين كه «مشأمة» در يك احتمال به معناى «مَيْسَرة» است (صحاح) - بيانگر آن است كه قرار گرفتن در سمت راست يا چپ در آخرت، نشانگر فرجام افراد است.

4 - مؤمنان در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست راست ، دريافت خواهند كرد .

أُولئك أصحب الميمنة

اين احتمال وجود دارد كه اصحاب الميمنه بودن كنايه از گرفتن نامه اعمال با دست راست (يمين) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 5

5 - جايگاه مؤمنان در آخرت ، نشانه عزّت و كرامت آنان و جايگاه كافران ، پست و ذلّت آفرين است .

هم أصحب المشئمة

راست و چپ، كنايه از عظمت و پستى جايگاه است; زيرا در جوامع انسانى، مرسوم است كه سمت راست، نشانه كرامت و سمت چپ رمز شوم بودن است; وگرنه راست و چپ حقيقى، وابسته به اعتبارات و با در نظر گرفتن مركزيتى خاص است كه در اين آيات، از آن سخنى به ميان نيامده است.

911- مؤمنان و قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 109 - 5

5 - ضرورت و لزوم ياد قيامت و صحنه هاى حسابرسى آن براى اهل ايمان

يوم يجمع اللّه الرسل فيقول ماذا اجبتم

بدان احتمال كه «يوم» مفعول به براى فعل محذوف همانند «اذكروا» باشد.

912- مهتدين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 1

1 - حضور انسانها در قيامت، مانند آفرينش نخستينشان، در دو گروه هدايت يافته و گمراه گشته

فريقا هدى

جمله «فريقا هدى . ..» حال براى فاعل «بدأكم» و بيانگر وجه مشابهت مطرح شده در جمله «كما بدأكم تعودون» است و حاصل معنى چنين مى شود: خداوند شما را آفريد در حالى كه شايستگان هدايت را هدايت كرد و مستحقان گمراهى را به گمراهى كشاند و به همين صورت (دو جناح بودن) به سوى او باز خواهيد گشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 38 - 2

2 - انسان هاى پاك ، تذكّرپذير ، هدايت جو و خداترس ، در قيامت چهره اى نورانى خواهند داشت .

لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... وجوه يومئذ مسفرة

913- مهلت به مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 11

11 - طغيان و سركشى ، نشانه بى ايمانى به روز رستاخيز

فنذر الذين لايرجون لقاءنا فى طغينهم يعمهون

914- مهمترين ويژگيهاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 38 - 2

2 - جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل ، از مهم ترين خصيصه روز قيامت

هذا يوم الفصل

توصيف روز قيامت به «يوم الفصل» در سلسله آيات مربوط به حوادث قبل و بعد از برپايى قيامت، گوياى برداشت ياد شده است.

915- ميزان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 161 - 13

13 - پاداش و جزاىِ كردار آدمى در قيامت بر اساس عدل

ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 8 - 2،5

2 - حق (نوع شايسته و بايسته رفتار و انديشه ها در پيشگاه خداوند)، وسيله سنجش اعمال و عقايد در قيامت است.

و الوزن يومئذ الحق

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «الحق» خبر براى «الوزن» باشد و كلمه «الوزن» به معناى ميزان (مقياس سنجش) باشد.

مانند مثقال و كيلو كه مقياس سنجش و تعيين كننده سبكى و سنگينى اشياء است.

5 - هر يك از رفتارها و عقايد آدمى داراى مقياسى مخصوص براى ارزيابى آنها در قيامت است.

و الوزن يومئذ الحق فمن ثقلت موزينه

كلمه «موازين» (جمع موزون) مى رساند كه هر يك از اعمال و عقايد آدمى مورد سنجش قرار مى گيرد و چون اعمال و عقايد مختلف است، مقياس و وسيله سنجش آن نيز متفاوت خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 47 - 1،11

1- حسابرسى مردم در قيامت بر ميزان قسط و عدالت است .

و نضع الموزين القسط ليوم القيمة

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه لام در «ليوم القيامة» براى ظرفيت و به معناى «فى»، يا «عند» باشد.

11- « عن هشام بن سالم قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « ونضع الموازين القسط ليوم القيامة فلاتظلم نفس شيئاً » قال : هم الأنبياء و الأوصيا ( ع ) ;

از هشام بن سالم نقل شده كه گفت: از امام صادق(ع) در باره قول خداى عزّوجلّ «ونضع الموازين القسط ليوم القيامة. ..» پرسيدم فرمود: موازين قسط، پيامبران و اوصيا هستند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 102 - 2،3،4

2 - تنها عقايد درست و اعمال صالح ، داراى وزن و مقدار در قيامت

فمن ثقلت موزينه فأُولئك هم المفلحون

با توجه به اين كه فلاح و رستگارى در نتيجه ايمان و عمل صالح به دست مى آيد و در اين آيه، تنها كسانى رستگار دانسته شده اند كه از ميزانى سنگين برخوردار باشند، برداشت بالا استفاده مى شود.

3 - وجود معيار ها و ميزان هاى متعدد در قيامت ، براى سنجش اعمال انسان ها

فمن ثقلت موزينه

«موازين» جمع «ميزان» است. به كارگيرى جمع، بيانگر اين معنا است كه هر نوع عمل فرد، داراى ميزان مخصوصى مى باشد.

4 - هر نوع عمل انسان ، داراى معيار و ميزانى مخصوص در قيامت

فمن ثقلت موزينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 15

15 - قرآن و قانون الهى ، ابزار سنجش و داورى در قيامت

اللّه الذى . .. و ما يدريك لعلّ الساعة قريب

916- ناگهانى بودن قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 4

4 - برپايى قيامت، ناگهانى و غير قابل پيش بينى و غافلگيرانه است.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 187 - 9

9 - قيامت ، ناگهانى و در حال بى خبرى انسان ها تحقق خواهد يافت .

لا تأتيكم إلا بغتة

برداشت فوق با توجه به كلمه «بغتة» - كه به معناى هجوم ناگهانى و بدون اطلاع قبلى است - استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 6

6- قيامت ، ناگهانى و در حال بى خبرى انسان ها تحقق مى يابد .

أو تأتيهم الساعة بغتة و هم لايشعرون

«بغتة» به معناى هجوم ناگهانى و بدون اطلاع قبلى است. جمله «و هم لايشعرون» حال مؤكده است ; زيرا توجه نداشتن از «بغتة» معلوم مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 77 - 3

3- رخ نمودن لحظه قيامت ، در يك چشم به هم زدن يا كمتر از آن

و ما أمر الساعة إلاّ كلمح البصر أو هو أقرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 6

6 - وقوع قيامت ، ناگهانى است .

أكاد أُخفيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 5

5- قيامت ، واقعه اى غافل گيرانه و ناگهانى است .

و اقترب الوعد الحقّ فإذا هى شخصة

برداشت ياد شده از «إذا»ى فجائيه، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 3

3 - برپايى قيامت و حضور مردم در عرصه محشر ، رخدادى ناگهانى و غافلگير كننده

حتّى تأتيهم الساعة بغتة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 10

10 - مواجه شدن كافران با برپايى قيامت ، ناگهانى و غافل گيرانه است .

يقسم المجرمون . .. فهذا يوم البعث

«فاء» در «فهذا» فصيحه است و حكايت از شرط مقدر مى كند و مفيد معناى مفاجات و ناگهانى بودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 49 - 3

3 - انقراض نسل بشر در دنيا و آغاز قيامت ، غافل گيرانه و در حالى خواهد بود كه همگان سرگرم جدال و كشمكش روزانه اند .

ما ينظرون إلاّ صيحة وحدة تأخذهم و هم يخصّمون

«يخصّمون» (از ماده «خصومت» و «خصام») به معناى جدال و كشمكش است و جمله «و هم يخصمون»، حال براى ضمير مفعولى در «تأخذهم» است; يعنى، در حالى كه آنان سرگرم جدال و كشمكش بر سر زندگى مادى اند، ناگهان صيحه سهمگين آنان را فراخواهد گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 66 - 1،2

1 - هشدار الهى به ستم پيشگان غافل ، از وقوع ناگهانى قيامت

هل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم بغتة و هم لايشعرون

2 - وقوع قيامت ، امرى ناگهانى و بدون اطلاع مردمان

هل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم بغتة و هم لايشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 3

3- هشدار خداوند ، به سر رسيدن ناگهانى قيامت و غافلگير شدن بشر

فهل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم بغتة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 8 - 2

2 - رستاخيز انسان ها ، يكباره و ناگهانى است . *

فإذا نقر فى الناقور

از اين كه رستاخيز انسان ها، با دميده شدن در صور صورت مى گيرد، مى توان حقيقت ياد شده را به دست آورد.

917- نامه عمل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 7 - 1،2

1 - خداوند در قيامت رفتار و عقايد آدميان را به گونه اى دقيق و عالمانه براى آنان بيان خواهد كرد.

فلنقصن عليهم بعلم و ما كنا غائبين

حرف «باء» به معناى مصاحبت و ملابست است; يعنى: «فلنقصن عليهم مصاحبين و متلبسين بعلم. و نكره بودن «علم» دلالت بر عظمت آن علم دارد كه از آن به «دقيق بودن» تعبير شد.

2 - خداوند در قيامت سرگذشت پيامبران را در ابلاغ رسالت به گونه اى دقيق براى آنان بيان خواهد كرد.

و لنسئلن المرسلين. فلنقصن عليهم بعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 27 - 1

1 - در قيامت ، نامه اعمال دسته اى از مردم در دست راستشان خواهد بود .

و أصحب اليمين ما أصحب اليمين

«يمين» در مقابل «شمال» و به معناى دست راست است با توجه به آيه 19 سوره «حاقه» (فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه. ..) بايد گفت: «أصحاب اليمين»; يعنى، آنان كه نامه عمل خود را در دست راست دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 41 - 1

1 - در قيامت دسته اى از مردم ، نامه عملشان را در دست چپ خواهند داشت .

و أصحب الشمال ما أصحب الشمال

«شمال» (در مقابل «يمين») به معناى دست چپ است. طبق آيه 25 سوره «حاقه» (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول ياليتنى لم اُوت كتابيه) اصحاب الشمال، كسانى اند كه نامه عملشان در دست چپ آنان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 19 - 3،5

3 - هر انسانى ، داراى كارنامه و پرونده اى مستقل در محكمه عدل الهى

فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه

5 - شادمانى و رضايت مندى كامل مؤمنان بهشتى ، از نامه اعمال و كارنامه خويش در عرصه قيامت

فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 25 - 1،3،6

1 - نامه اعمال گروهى از اهل محشر ، به دست چپ آنان داده مى شود .

و أمّا من أُوتى كتبه بشماله

3 - هر انسانى ، داراى كارنامه و پرونده اى مستقل در محكمه عدل الهى

و أمّا من أُوتى كتبه بشماله

6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . و أنزل فى الحاقّة ، « و أمّا من أُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه . . . » فهذا مشرك ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..خداوند در سوره «الحاقّه» مى فرمايد: (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه...) اين [كسى كه كتابش را به دست چپش مى دهند ]مشرك است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 10 - 4،5

4 - بسته ماندن و باز شدن نامه اعمال انسان در قيامت ، در اختيار او نيست .

و إذا الصحف نشرت

مجهول بودن «نشرت»، گوياى برداشت ياد شده است.

5 - نامه هاى اعمال در قيامت ، بر اهل محشر پراكنده و پخش خواهد شد .

و إذا الصحف نشرت

«نشر» به معناى تفريق (پراكنده ساختن) آمده است (تاج العروس). مراد از «نُشرت»، در اين معنا پراكنده شدن نامه ها بر صاحبان آن و رسيدن نامه عمل هر كس به دست او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 12 - 3

3 - پاداش و كيفر اعمال در قيامت ، براساس نامه عمل و كردار انسان در دنيا است .

يعلمون ما تفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 7 - 1

1 - براى هر انسان ، نامه عملى است كه در قيامت آن را دريافت خواهد كرد .

فأمّا من أُوتى كتبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 10 - 3

3 - نامه عمل برخى از انسان ها در قيامت ، از پشت سرشان به آنان واگذار خواهد شد .

و أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره

از ضميمه اين آيه با آيه اى كه از گرفتن نامه عمل با دست چپ سخن گفته است (الحاقه، آيه 25)، به دست مى آيد كه اين گروه، نامه عمل خود را با دست چپ از پشت سر خود تحويل خواهند گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 11 - 3

3 - دريافت نامه عمل از پشت سر ، رمز و نشانه محكوميت در عرصه حسابرسى است .

فسوف يحاسب . .. فسوف يدعوا ثبورًا

تقابل دو گروه دريافت كننده نامه عمل، بيانگر اين است كه هر دو حسابرسى خواهند شد; ولى نتيجه آن در مورد آنان متفاوت است. بنابراين گرچه «فسوف يحاسب» تنها در مورد يك دسته آمده است; ولى دسته ديگر نيز به قرينه حرف «سوف» - كه بين گرفتن نامه عمل از پشت سر و فرياد واويلاى شخص، فاصله اى را مفروض گرفته - مورد محاسبه قرار خواهند گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 4

4 - كافران در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست چپ ، دريافت خواهند كرد .

هم أصحب المشئمة

«سمت چپ و راست» در قيامت، ممكن است به معناى حقيقى آن نباشد تا از وجود جايگاهى حكايت كند كه داراى سمت چپ و راست است; بلكه كنايه از مطلبى باشد كه در آيات ديگر قرآن، با صراحت آمده است. بدين صورت كه برخى نامه عمل خود را با دست راست و برخى با دست چپ دريافت مى كنند; در نتيجه دسته اول به «اصحاب اليمين» و «اصحاب الميمنة» نام گذارى شده و دسته دوم «اصحاب الشمال» و «اصحاب المشأمة»نام گرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 13 - 4،9

4- خداوند اعمال انسان را در دنيا ثبت كرده و در قيامت ، به صورت كتابى گشوده در برابر او ظاهر خواهد ساخت .

و نخرج له يوم القيمة كتبًا يلقه منشورًا

9- « عن النبى قال : الكتب كلّها تحت العرش فإذا كان يوم القيامة بعث الله تبارك و تعالى ريحاً تطيرها بالأيمان و الشمائل أوّل حرفه : « إقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيباً » ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: تمام نامه ها زير عرش قرار دارند و آن گاه كه روز قيامت فرا رسد، خداوند - تبارك و تعالى - بادى را برمى انگيزد تا آنها را به پرواز درآورد و به دستهاى چپ و راست مردم برساند و اولين حرف آن كتاب اين است: إقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيباً».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 14 - 1،3،5

1- خداوند ، فراخوان انسان ها در قيامت ، به خواندن نامه عمل خويش

و نخرج له يوم القيمة كتبًا . .. اقرأ كتبك

3- حساب انسان در پرونده عمل وى در قيامت ، روشن و آشكار است .

كفى بنفسك اليوم عليك حسيبًا

از اينكه خداوند فرموده است: «خودت براى حسابرسى عمل خود كافى هستى» نشان مى دهد كه اعمال و حسابرسى آنها روشن و آشكار است و نياز به تبيين از سوى كسى ندارد.

5- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله : « اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم » قال : يذكر بالعبد جميع ما عمل و ما كتب عليه حتى كأنه فعله تلك الساعة فلذلك قالوا : يا ويلتنا ما لهذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة إلاّ أحصاها » ;

از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم» روايت شده است كه فرمود: همه اعمالى كه بنده انجام داده و بر او نوشته شده است به يادش مى آورند; به گونه اى كه گويى همان لحظه انجام داده است. پس بدين جهت گويند: يا ويلتنا ما لهذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة إلاّ أحصاها».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 9،10،11،12،22

9- انسان ها ، عملكرد دنيوى خويش را در قيامت ، به صورت مجموعه اى ثبت شده و مكتوب دريافت مى كنند .

فمن أُوتى كتبه بيمينه

10- محاكمه انسان ها در قيامت ، بر اساس دلايل و اسناد مكتوب است .

ندعوا . .. فمن أُوتى كتبه بيمينه

11- برخى از انسان ها پس از حضور در قيامت ، نامه اعمال خود را با دست راست خويش دريافت مى كنند .

يوم ندعوا . .. فمن أُوتى كتبه بيمينه

12- در دست راست داشتن نامه عمل در قيامت ، نشانه سعادت و نيك فرجامى است .

فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم و لايظلمون فتيلاً

22- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . أما المؤمن فيعطى كتابه بيمينه قال الله عزّوجلّ : . . . « من أُوتى كتابه بيمينه فأُولئك يقرؤن كتابهم . . . » . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. اما مؤمن كتاب او به دست راستش داده مى شود. خداوند عزّوجلّ مى فرمايد:... «من أوتى كتابه بيمينه فأُولئك يقرؤن كتابهم...»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 1

1- در قيامت ، نامه عمل هر فرد ، در برابر ديدگان او نهاده شده ، آن را مشاهده خواهد كرد .

و وضع الكتب . .. و يقولون يويلتنا مال هذا الكتب

مقصود از «الكتاب» به قرينه جملات بعدى، نوشته هايى است كه در آن، همه اَعمال آدميان، ثبت و ضبط شده است. حرف «ال» در «وضع الكتاب»، براى استغراق اَفراد است، يعنى «كلّ كتاب». در نتيجه، مراد اين است كه همه كتاب ها را در برابر ديدگان آحاد انسان ها قرار خواهند داد و هر فرد، كتاب خودش را ملاحظه خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 69 - 5،6،9،14

5 - نامه اعمال همه بندگان در قيامت ، عرضه خواهد شد .

و وضع الكتب

«وضع» به معناى نهادن است و در اين جا كنايه از عرضه شدن مى باشد. «كتاب» در آيه شريفه به معناى نامه اعمال است.

6 - تمامى اعمال بندگان ثبت و درج شده و در قيامت به صورت نوشته اى ظاهر خواهد شد .

و وضع الكتب

9 - احضار شاهدانى چند در عرصه قيامت براى گواهى دادن بر اعمال بندگان ، هنگام عرضه نامه اعمالشان

و الشهداء

«شهدا» جمع «شاهد» (گواه) است.

14 - داورى خداوند ميان بندگان در قيامت ، بر پايه مستندات پرونده اعمال ، گواهى پيامبران و گواهانى چند خواهد بود .

و وضع الكتب و جاىء بالنبيّين و الشهداء و قضى بينهم بالحقّ و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 28 - 9

9 - هر امّت ، داراى نامه عملى ويژه و گروهى ، در قيامت

كلّ أمّة تدعى إلى كتبها

بازگشت ضمير «كتابها» به امت، ظهور در اين معنا دارد كه هر جامعه و امت - به عنوان يك جمع و گروه - كتاب و پرونده اى ويژه و مخصوص به خود دارد.

918- نامه عمل مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 11 - 5

5 - تكذيب قيامت ، در نامه عمل تكذيب كنندگان ثبت شده و براساس آن كيفر خواهند ديد .

كتب مرقوم . ويل يومئذ للمكذّبين . الذين يكذّبون بيوم الدين

919- نامهاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 9 - 4

4 - خداوند ، همه مردم را در قيامت جمع خواهد كرد .

ربّنا انّك جامع الناس ليوم لا ريب فيه

بنابراينكه «ليوم» به معناى «فى يوم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 25 - 4

4 - قيامت ، يوم الجمع است .

فكيف اذا جمعناهم ليوم لا ريب فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 9

9 - « يوم القيمة » ، از اسامى روز جزاى اعمال

و انّما توفّون اجوركم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 77 - 14

14 - از على ( ع ) روايت شده كه : « و اما قوله تعالى : . . . » إلى يوم يلقونه بما أخلفوا اللّه ما وعدوه . . . يعنى البعث فسمّاه اللّه عز و جل لقائه ;

مراد از «يوم يلقونه» در آيه شريفه، روز رستاخيز است كه خداى عز و جل آن را روز لقاى خود ناميده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 35 - 5

5- قيامت ، روز كيفر و جزا و « يوم الدين » از نام هاى آن است .

يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 85 - 6

6- « الساعة » از نام هاى قيامت

و إن الساعة لأتية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 36 - 7

7- « الساعه » از نام هاى قيامت است .

و ما أظنّ الساعة قائمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 39 - 3

3 - « يوم الحسرة » ( روز افسوس و دريغ ) ، از اوصاف و نام هاى قيامت است .

و أنذرهم يوم الحسرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 11

11- « الساعة » ، از نام هاى قيامت است .

إمّا العذاب و إمّا الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 2

2 - « ساعة » از اسامى قيامت است .

إنّ الساعة ءاتية

«ساعة»، يعنى پاره اى از زمان. در بسيارى از آيات از قيامت با عنوان «ساعة» ياد شده است، به گونه اى كه به صورت نام هاى مشهور قيامت در آمده است; اين نام گذارى يا به خاطر اين است كه همه خلق در يك زمان محشور مى شوند و يا به اين جهت كه زمان برپايى قيامت لحظه اى اندك است (اقتباس از لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 49 - 5

5- ساعت ، از اسامى قيامت است .

و هم من الساعة مشفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 11 - 5

5 - ساعت ، از نام هاى قيامت است .

كذّب بالساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 82 - 6

6 - « يوم الدين » از نام هاى قيامت

أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 4

4 - « الساعة » از نام هاى قيامت است .

و يوم تقوم الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 14 - 5

5 - « الساعة » از نام هاى قيامت است .

و يوم تقوم الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 4

4 - « الساعة » از نام هاى قيامت

و يوم تقوم الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 6

6 - « يوم البعث » از نام هاى قيامت است .

إلى يوم البعث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 29 - 9

9 - « يوم الفتح » ، از نام هاى قيامت است . *

قل يوم الفتح لاينفع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 63 - 8

8 - « الساعة » از نام هاى روز قيامت است .

يسئلك الناس عن الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 3 - 3

3 - « الساعة » ، از نام هاى قيامت است .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 20 - 6

6 - « يوم الدين » از نام هاى قيامت

هذا يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 21 - 3

3 - « يوم الفصل » از نام هاى قيامت

هذا يوم الفصل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 16 - 4

4 - « يوم الحساب » از نام هاى قيامت

يوم الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 26 - 23

23 - « يوم الحساب » از نام هاى قيامت

بما نسوا يوم الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 53 - 5

5 - يوم الحساب ، از نام هاى قيامت

ليوم الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 78 - 6

6 - يوم الدين ، از نام هاى قيامت

يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 15 - 14

14 - « يوم التلاق » از نام هاى قيامت

يوم التلاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 3

3 - « يوم الآزفة » از نام هاى قيامت

يوم الأزفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 27 - 13

13 - « يوم الحساب » ، از نام هاى قيامت

لايؤمن بيوم الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 32 - 6،7

6 - « يوم التناد » از نام هاى قيامت

يوم التناد

7 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . . « يوم التناد » يوم ينادى أهل النار أهل الجنّة أن أفيضوا علينا من الماء أو ممّا رزقكم اللّه . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده فرمود: «يوم التناد» روزى است كه دوزخيان بهشتيان را صدامى زنند كه از فيض آب ها يا آنچه را خدا به شما عطافرموده ما را مستفيض كنيد. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 46 - 11

11 - « الساعة » ، از نام هاى قيامت

يوم تقوم الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 59 - 5

5 - « الساعة » ، از نام هاى قيامت

الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 4

4 - « الساعة » ، از نام هاى قيامت

إليه يردّ علم الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 9

9 - « الساعة » از اسامى قيامت

و ما أظنّ الساعة قائمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 17

17 - « يوم الجمع » از نام هاى قيامت است .

و تنذر يوم الجمع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 13

13 - « الساعة » ، از نام هاى قيامت است .

لعلّ الساعة قريب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 10

10 - « الساعة » از نام هاى قيامت است .

يمارون فى الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 6

6 - « ساعت » ، نامى از نام هاى قيامت

و إنّه لعلم للساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 66 - 3

3 - ساعت ، نامى از نام هاى قيامت

هل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم بغتة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 85 - 6

6 - « ساعة » ، نامى از نام هاى قيامت

و عنده علم الساعة و إليه ترجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 40 - 5

5- « يوم الفصل » ، از نام هاى روز قيامت است .

إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 27 - 6

6 - « الساعة » ، از نام هاى قيامت

و يوم تقوم الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 6

6 - « الساعة » ، از نام هاى قيامت

و الساعة لاريب فيها . .. ما ندرى ما الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 5

5- « الساعة » از نام هاى قيامت

فهل ينظرون إلاّ الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 20 - 5

5- « يوم الوعيد » از نام هاى قيامت

و نفخ فى الصور ذلك يوم الوعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 57 - 3

3 - « آزفة » از نام هاى قيامت

أزفت الأزفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 1 - 4

4 - « الساعة » از نام هاى قيامت

اقتربت الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 1 - 2

2 - « واقعه » ، از نام هاى قيامت

إذا وقعت الواقعة

در آيه شريفه، كلمه «الواقعة» به صورت مطلق و بدون ذكر موصوف يا تقدير آن آورده شده است. اين گونه تعبير نشان مى دهد كه اين واژه در قرآن عَلَم براى قيامت است; مانند واژه هاى ديگرى كه به همين صورت ذكر شده اند (نظير الحاقة، القارعة و القاشية».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 56 - 4

4 - « يوم الدين » ، از نام هاى قيامت

هذا نزلهم يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 4،6

4 - « يوم الجمع » ، از نام هاى قيامت

ليوم الجمع

6 - « يوم التغابن » ، از نام هاى قيامت

ذلك يوم التغابن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 1 - 2

2 - « الحاقّه » ، از نام هاى قيامت

الحاقّة

مراد از «الحاقّة» - به گفته تمامى مفسران - قيامت و از نام هاى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 2 - 3

3 - « الحاقة » ، از نام هاى قيامت

ما الحاقّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 4 - 4

4 - « القارعة » ، از نام هاى قيامت

بالقارعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 15 - 3

3 - « واقعة » ، از نام هاى قيامت

فيومئذ وقعت الواقعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 26 - 4

4 - « يوم الدين » ، از نام هاى قيامت

بيوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 46 - 4

4 - « يوم الدين » ، از نام هاى قيامت

بيوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 13 - 3

3 - « يوم الفصل » ، از نام هاى قيامت

ليوم الفصل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 38 - 3

3 - « يوم الفصل » ، از نام هاى قيامت

هذا يوم الفصل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 17 - 3

3 - « يوم الفصل » از نام هاى قيامت

إنّ يوم الفصل كان ميقتًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 34 - 2

2 - « الطامّة الكبرى » ، از اسامى قيامت

الطامّة الكبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 42 - 2

2 - « الساعة » ، از نام هاى قيامت

يسئلونك عن الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 33 - 4

4 - « صاخّه » ، از نام هاى قيامت است .

فإذا جاءت الصاخّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 14 - 3

3 - « جحيم » ، از نام هاى جهنم است . *

لفى جحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 15 - 3

3 - « يوم الدين » ، از نام هاى قيامت است .

يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 17 - 3

3 - « يوم الدين » ، از نام هاى قيامت است .

و ما أدريك ما يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 18 - 3

3 - « يوم الدين » ، از نام هاى قيامت است .

ثمّ ما أدريك ما يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 11 - 6

6 - « يوم الدين » ، از نام هاى قيامت است .

بيوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 2 - 2

2 - « اليوم الموعود » ، از نام هاى قيامت

و اليوم الموعود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 1 - 5

5 - « غاشيه » از نام هاى قيامت

الغشية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 1 - 2

2 - « القارعة » ، از نام هاى قيامت

القارعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 2 - 2

2 - « القارعة » ، از نام هاى قيامت

ما القارعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 3 - 4

4 - « القارعة » ، از نام هاى قيامت

و ما أدريك ما القارعة

920- نجات از اندوه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 112 - 8

8 - نجات آدمى از ترس و اندوه صحنه قيامت ، در گرو تسليم شدن در برابر خدا و انجام دادن اعمال نيك در دنياست .

من أسلم . .. ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون

921- نجات از اهوال قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 10 - 3

3 - كارساز نبودن استمداد از ديگران ، حتى از خويشان و صميمى ترين دوستان ، براى رهايى از مشكلات و حوادث تلخ روز محشر

و لايسئل حميم حميمًا

درخواست و سؤال نكردن از يكديگر در قيامت، ممكن است به سبب بى فايده بودن آن باشد.

922- نجات از ترس در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 112 - 8

8 - نجات آدمى از ترس و اندوه صحنه قيامت ، در گرو تسليم شدن در برابر خدا و انجام دادن اعمال نيك در دنياست .

من أسلم . .. ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون

923- نجواكنندگان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 7 - 9،10

9 - نجواكنندگان ، در برابر نجواهايشان مسؤول بوده و در قيامت بايد در برابر خداوند پاسخگو باشند .

ما يكون من نجوى . .. ثمّ ينبّئهم بما عملوا يوم القيمة

10 - خداوند ، گفتوگو هاى محرمانه نجواكنندگان را ، در قيامت به آنان خبر خواهد داد .

ثمّ ينبّئهم بما عملوا يوم القيمة

924- ندا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 44 - 7

7 - ندا دهنده اى در قيامت مأمور اعلام گرفتارى ظالمان به لعنت خداوند است .

فاذن مؤذن بينهم أن لعنة اللّه على الظلمين

925- نداى منادى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 41 - 2

2 - قيامت ، روز نداى منادى حق ، از مكانى نزديك به آدميان

يوم يناد المناد من مكان قريب

926- نزديكى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 104 - 5

5- تا برپايى قيامت ، تنها زمانى اندك باقى مانده است .

و ما نؤخّره إلاّ لأجل معدود

كلمه «معدود» (شمارش دار) به اندك بودن تعداد اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 77 - 5

5- نزديكى برپايى قيامت در نظر خداوند ، على رغم دور جلوه كردن آن در چشم آدميان

و ما أمر الساعة إلاّ كلمح البصر أو هو أقرب

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «أمر الساعة» رخداد قيامت باشد نه فرمان برپايى آن; كه در اين صورت آيه مى تواند به بينش آدميان نسبت به دور بودن قيامت اشاره داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 21

21- زمان وقوع قيامت ، نزديك است .

و يقولون متى هو قل عسى أن يكون قريبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 1

1- تحقق وعده راستين خداوند به برپايى قيامت ، نزديك است .

و اقترب الوعد الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 46 - 17

17 - قيامت ، نزديك است .

إن هو إلاّ نذير لكم بين يدى عذاب شديد

نفس انذار و صفت «شديد»، مى رساند كه مراد از «عذاب» در آيه عذاب قيامت است و «بين يدى» به معناى قبل با وصف نزديك بودن بعد آن است; بنابراين، معنا چنين مى شود: انذار كننده از عذابى شديد قبل از وقوع آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 2

2 - قيامت ، روزى است قريب الوقوع .

يوم الأزفة

«الآزفة» اسم فاعل از فعل «أزِفَ به معناى «قَرُبَ» مى باشد. «يوم الآزفة»; يعنى، روز نزديك شونده.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 6

6 - قيامت ، آينده اى محتوم و نه چندان دور

فسوف يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 57 - 1،2

1 - قيامت ، لحظه اى نزديك و هماره در حال نزديك تر شدن

أزفت الأزفة

«آزفة» به معناى نزديك شونده است. بنابراين «أزفت الأزفة»; يعنى، آن نزديك شونده، نزديك شد.

2 - توجه دادن خلق به نزديكى قيامت ، از انذار هاى مهم پيامبران

هذا نذير من النذر . .. أزفت الأزفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 1 - 1

1 - لحظه قيامت ، بس نزديك و حتمى الوقوع

اقتربت الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 31 - 1

1 - هشدار الهى ، به دور نبودن لحظه حسابرسى خلق و برپايى قيامت

سنفرغ لكم أيّه الثقلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 18 - 8

8 - روز برخوردارى انسان از نتايج اعمال خويش ( قيامت ) ، چون فردا نزديك است .

و لتنظر نفس ما قدّمت لغد

كاربرد واژه «غد» براى «قيامت»، بيان كننده معناى ياد شده است; چرا كه نزديك ترين روز به انسان «فردا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 3 - 3

3 - قيامت ، نزديك و گرفتارى ثروتمندان مخالف دين به آتش دوزخ ، حتمى است .

سيصلى

حرف «سين» در «سيصلى» در تهديد به كار رفته و بر حتمى بودن دلالت دارد (كشاف). در تفاوت «سين» و «سوف» گفته شده است: «سين» بر استقبال نزديك دلالت دارد.

927- نزول ملائكه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 25 - 1،4،6

1 - شكافته شدن آسمان ، در آستانه برپايى قيامت و نزول فرشتگان از آن ، حادثه اى در خور تأمل و ياد و يادآورى

و يوم تشقّق السماء بالغمم و نزّل الملئكة تنزيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «يوم» متعلق به فعلى محذوف (همچون «اذكر») باشد.

4 - با شكافته شدن آسمان در آستانه بر پايى قيامت ، فرشتگان بر اهل زمين فرود خواهند آمد .

و يوم تشقّق السماء بالغمم و نزّل الملئكة تنزيلاً

6 - فرود ملائكه از آسمان به زمين در آستانه قيامت ، فرودى به دور از انتظار و شگفت آور

و نزّل الملئكة تنزيلاً

«تنزيلاً» مفعول مطلق براى «نزل» و به منظور بيان نزولى خاص و شگفت آور مى باشد.

928- نشانه هاى امت ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 46 - 5،6

5 - امت ها و گروه هاى موجود در صحنه قيامت ، چه بهشتى و چه دوزخى ، هر كدام داراى علايمى مخصوص به خويش

و على الاعراف رجال يعرفون كلاً بسيمهم

كلمه «سيما» به معناى علامت و نشانه است.

6 - اصحاب اعراف ، هر يك از امت ها و دسته هاى موجود در صحنه قيامت را با نشانه هاى مخصوصشان خواهند شناخت .

يعرفون كلاً بسيمهم

929- نشانه هاى ايمان به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 2 - 10

10 - پذيرش موعظه هاى الهى و عمل به آنها ، نشانه ايمان به خدا و روز قيامت است .

ذلكم يوعظ به من كان يؤمن باللّه و اليوم الأخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 2 - 6

6 - يتيم نوازى ، لازمه پذيرش روز جزا و نشانه كام يابى در آن است .

يكذّب بالدين . فذلك الذى يدعّ اليتيم

930- نشانه هاى تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 48 - 3

3 - ترك نماز ( ركوع و فروتنى در برابر خداوند ) ، نشانه كفر و تكذيب روز جزا

و إذا قيل لهم اركعوا لايركعون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين آيه، درصدد بيان ويژگى هاى تكذيب گران است و در اين راستا، نماز نگزاردن آنان را مطرح كرده است.

931- نشانه هاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 48 - 2،5

2- دگرگونى اساسى آسمان و زمين و تبديل نظام كنونى آنها به نظامى ديگر ، در آستانه برپايى قيامت

يوم تبدّل الأرض غير الأرض و السموت و برزوا لله

5- تبديل نظام كنونى جهان ( آسمان و زمين ) به نظامى متناسب با حيات جاودانه اخروى انسان در آستانه برپايى قيامت

يوم تبدل الأرض غير الأرض و السموت

السموات) ممكن است پاسخ اين سؤال باشد كه: چگونه ممكن است انسان در آخرت حيات جاودانه اى داشته باشد و مواجه با مرگ نشود؟ قرآن پاسخ مى دهد: نظام كنونى جهان متناسب با شرايط زندگى جاودانه دگرگون مى شود و به نظامى كاملاً متفاوت تغيير مى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 1 - 11

11- « قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . قبل الساعة سحابة سوداء . . . ثم ينادى مناد : أيّها الناس « أتى أمر الله فلاتستعجلوه » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: . .. قبل از روز قيامت ابر سياهى ظاهر مى شود ... سپس مناديى ندا مى كند: اى مردم! أتى أمر الله فلاتستعجلوه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 58 - 1،2،3،4

1- تمامى شهر ها و تمدن ها و جوامع بشرى ، قبل از قيامت ، توسط خداوند يا به كلى نابود و يا به وسيله عذابى ، به ويرانى كشيده خواهد شد .

و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها قبل يوم القيمة

«قرية» در لغت به معناى مجتمع و محل سكونت است و بر اعم از روستا و شهر اطلاق مى شود (برگرفته از لسان العرب).

2- سرنوشت همه انسان ها ، قبل از فرا رسيدن قيامت ، مرگ و مير است .

و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها قبل يوم القيمة أو معذّبوها عذابًا شديدًا

هلاكت و عذاب الهى، هر دو كنايه از مرگ است و بيان اين حقيقت، شايد از اين جهت باشد كه همه انسانها قبل از قيامت مى ميرند منتهى صالحان با مرگ طبيعى و كافران با عذاب خواهند مرد.

3- گرفتارى به عذاب استيصال پيش از فرا رسيدن قيامت ، سرنوشت محتوم همه اقوام و جوامع كافر و مشرك حق ستيز است .

و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها قبل يوم القيمة

اينكه آيه مى فرمايد: همه جوامع بشرى قبل از قيامت يا هلاك مى شوند و يا دچار عذاب مى شوند احتمال دارد كه مراد از «مهلكوها» هلاكت انسانهاى معمولى و مراد از «معذّبوها» عذاب كافران و مشركان باشد.

4- ويرانى شهر ها و مرگ و مير همه مردمان قبل از قيامت ، امرى حتمى ، غير قابل تغيير و نوشته شده در كتاب تقدير الهى است .

كان ذلك فى الكتب مسطورًا

«ال» در «الكتاب» براى معرفه و عهد است و مراد از آن، لوح محفوظ و كتاب تقدير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 47 - 2،3

2- در آستانه بروز قيامت ، كوه ها جابه جا شده و صفحه زمين مسطّح مى شود .

و يوم نسيّر الجبال و ترى الأرض بارزة

«نسيّر» (از ماده سير) يعنى «حركت مى دهيم» و «بارزة» به معناى «ظاهر و آشكار» است. چون در قيامت، كوه ها، از جا كنده مى شوند و ناهموارى هاى زمين از بين مى رود، همه جاى آن ديده شده و هيچ مانعى در برابر ديد وجود ندارد.

3- در آستانه قيامت و حشر آدميان ، سيستم جغرافيايى و زيستى زمين ، تغيير مى كند .

و يوم نسيّر الجبال و ترى الأرض بارزة و حشرنهم

روشن است كه به حركت درآمدن كوه ها و هم سطح شدن پوسته زمين، شرايط جديدى را در زمين ايجاب خواهد كرد و شرايط كنونى از بين خواهد رفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 98 - 9،11

9- موانع هجوم يأجوج و مأجوج به همسايگان خود ، در آستانه قيامت ، منهدم خواهد شد .

فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء

11- به هنگام برپايى قيامت ، تمامى استحكامات روى زمين با خاك يك سان خواهد شد .

فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء

آنچه ذوالقرنين درباره فرجام سدّ، بازگو كرد، سرچشمه در آگاهى او از انهدام جهان هنگام برپايى قيامت دارد، گرچه ممكن است در خصوص سد نيز از خداوند به او وعده خاصّى رسيده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 99 - 1،2،7

1- خداوند در آستانه قيامت ، مردم را به حال خود ر ها خواهد كرد و آنان با يورش هاى سيل آسا به هم ، به جنگى جهانى مبتلا خواهند شد .

و تركنا بعضهم يومئذ يموج فى بعض

«تركنا» عطف بر «جعله دكّاء» است. بنابراين، مضمون «و تركنا» نيز مربوط به حوادث قبل از قيامت است و «يومئذ» نيز بر اين مبنا، روزهاى نزديك به قيامت خواهد بود. ضمير «بعضهم» به مرجعى معنوى، مانند «الناس» باز مى گردد و مراد از «يموج فى بعض» داخل شدن برخى بر برخى ديگر است كه شايد اشاره به هجوم و تجاوزگرى گروهى از انسان ها به گروهى ديگر باشد.

2- يأجوج و مأجوج ، در آستانه قيامت ( آخرالزمان ) به حمله و هجوم عليه ديگر انسان ها خواهند پرداخت .

و تركنا بعضهم يومئذ يموج فى بعض

ممكن است اين آيات، در صدد پيش گويى برخى حوادث آخرالزمان و اشراط الساعه باشد. عبارت هاى «إذا جاء وعد ربّى» و «نفخ فى الصور» جملگى، قرائن اين معنا هستند. لذا جمله «تركنا...» بيان كننده برخى از همان اشراط الساعه خواهد بود; يعنى، در آن هنگام (و در پى متلاشى شدن سد ذوالقرنين) برخى مردم، موجب اضطراب برخى ديگر مى شوند. و با توجه به اين كه سد، در برابر يأجوج و مأجوج بوده است، محتمل است، اين اضطراب، از ناحيه هجوم و حمله آنان باشد.

7- ويرانى سدّ ذوالقرنين ، از علايم نزديكى قيامت است . *

فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء . .. و نفخ فى الصور فجمعنهم جمعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 105 - 1،4

1 - نظام زمين و جغرافياى آن در آستانه قيامت ، دچار دگرگونى عميقى خواهد شد .

و يس--َلونك عن الجبال فقل ينسفها ربّى

پرسش مردم از پيامبر(صلی الله علیه و آله) در باره سرنوشت كوه ها در قيامت، گواه آن است كه برهم خوردن نظام فعلى جهان، به صورت ارتكازى و يا با استفاده از آيات ديگر در اذهان مردم، امرى مسلّم فرض گرديده است; ولى عظمت كوه ها اين سؤال را براى آنان پديد آورده كه «سرنوشت آنها چگونه خواهد بود؟»

4 - تمامى كوه هاى زمين ، در آستانه قيامت ريشه كن و متلاشى خواهند شد .

و يس--َلونك عن الجبال فقل ينسفها ربّى نسفًا

«نسف» به معناى ريشه كن كردن و از هم پاشيدن است (مصباح).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 106 - 1،2،3

1 - كوه ها در قيامت ، به زمين هموار و مسطح تبديل خواهند شد .

عن الجبال . .. فيذرها قاعًا صفصفًا

«قاع» به معناى زمين صاف و مسطحى است كه در آن درخت نرويد و «صفصف» به معناى زمين هموارى است كه امكان روييدن هيچ گياهى در آن نباشد (لسان العرب).

2 - جغرافياى زمين در آستانه قيامت ، دچار دگرگونى هاى بزرگى خواهد شد .

الجبال . .. ينسفها ... قاعًا صفصفًا

از بين رفتن پستى ها و بلندى ها، نشان از تحولِ عظيم در روى زمين در آستانه قيامت دارد.

3 - سطح زمين در آستانه قيامت ، خالى از هرگونه گياه و روييدنى خواهد بود .

فيذرها قاعًا صفصفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 2

2- هجوم يأجوج و مأجوج ، از علايم نزديكى برپايى قيامت است .

حتّى إذا فتحت يأجوج . .. و اقترب الوعد الحقّ

ماجراى يأجوج و مأجوج مربوط به دوره آخرالزمان است. بنابراين ذكر مسأله برپايى قيامت پس از اين ماجرا، بيانگر اين است كه اين ماجرا از علايم برپايى قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 3

3- فروپاشى نظام كنونى طبيعت ، در آستانه برپايى قيامت

يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب

با در هم پيچيده شدن آسمان، نظم كنونى آن هم در هم پيچيده خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 1 - 7

7- وقوع زلزله بسيار بزرگ و هولناك در جهان طبيعت ( زمين و . . . ) ، در آستانه برپايى قيامت

إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 10

10- زلزله ويرانگر و نابود كننده زمين در آستانه برپايى قيامت ، جلوه اى از عذاب قهر خداوند

إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم. .. و ما هم بسكرى و لكنّ عذاب اللّه شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 7 - 10

10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : إذا أراد اللّه عزّوجلّ أن يبعث الخلق أمطر السماء على الأرض أربعين صباحاً فاجتمعت الأوصال

و نبتت اللحوم ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه زمانى كه خداى عزّوجلّ اراده كند كه خلق را برانگيزد (زنده كند)، چهل روز از آسمان باران مى باراند. پس اندام ها جمع مى شود و گوشت ها[ بر آنها ]مى رويد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 25 - 1،2،4

1 - شكافته شدن آسمان ، در آستانه برپايى قيامت و نزول فرشتگان از آن ، حادثه اى در خور تأمل و ياد و يادآورى

و يوم تشقّق السماء بالغمم و نزّل الملئكة تنزيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «يوم» متعلق به فعلى محذوف (همچون «اذكر») باشد.

2 - آسمان به همراه ابر ها ، در آستانه برپايى قيامت شكافته خواهد شد .

يوم تشقّق السماء بالغمم

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «با» در «بالغمام» براى ملابست باشد; مثل «ركب الامير بسلاحه; امير همراه سلاحش بر مركب خود سوار شد».

4 - با شكافته شدن آسمان در آستانه بر پايى قيامت ، فرشتگان بر اهل زمين فرود خواهند آمد .

و يوم تشقّق السماء بالغمم و نزّل الملئكة تنزيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 88 - 13،14،15،16

13 - از هم پاشيده شدن نظام طبيعت ، در آستانه برپايى قيامت

و ترى الجبال تحسبها جامدة و هى تمرّ مرّ السحاب

با توجه به اين كه كوه ها، مظهر صلابت و پايدارى اند، مطرح شدن حركت آنها در فضا، مى تواند نمادى براى بيان فروپاشى نظام طبيعت و كره خاكى باشد.

14 - فروپاشى نظام طبيعت در آستانه قيامت ، امرى حساب شده و قانونمند و نه اتفاقى و بدون دليل

و هى تمرّ مرّ السحاب صنع اللّه الذى أتقن كلّ شىء

بنابراين فرض كه آيه بالا، اشاره به حوادث بعد از نفخ صور داشته باشد، از ارتباط «و ترى الجبال. ..» با «صنع اللّه...» مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.

15 - ويرانى نظام عالم در آستانه قيامت ، مقدمه شكل گيرى جديد و متقن آن

و يوم ينفخ فى الصور . .. و ترى الجبال ... صنع اللّه الذى أتقن كلّ شىء

در صورتى كه آيه بالا نظر به حوادث پايانى جهان داشته باشد; در پى آمدن «صنع اللّه الذى أتقن كلّ شىء» مى تواند از آن جهت باشد كه كسى گمان نكند كه فروپاشى جهان، پايان كار است و هستى به پوچى مى انجامد; بلكه بايد بداند كه اين ويرانى، خزانى است براى بهارى ديگر.

16 - رخداد هاى جهان بر اثر نفخ صور ، زمينه ساز برپايى قيامت و حسابرسى آدميان ، براساس علم دقيق خداوند به اعمال آنان

و يوم ينفخ فى الصور. .. و ترى الجبال... إنّه خبير بما تفعلون

برداشت ياد شده بنابراين فرض است كه «ترى الجبال. ..» ادامه «يوم ينفخ فى الصور...» و بيانگر حوادث جهان در پى دميده شدن در صور باشد. بنابراين جمله پايانى آيه (إنّه خبير بما تفعلون) مى رساند كه قيامت، براى حسابرسى است و اين كار متكى به

علم دقيق الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 25 - 10

10 - آسمان و زمين ( هستى ) ، قبل از برپايى قيامت ، فرو مى ريزند .

تقوم السماء و الأرض بأمره ثمّ . .. إذا أنتم تخرجون

«ثمّ» براى تراخى است و آورده شدن آن بين دو جمله اى كه يكى درباره ثبات عالم و ديگرى احياى مردگان در قيامت است، نشان مى دهد كه بايد حادثه اى پس از قوام و ثبات عالم رخ بدهد و آنگاه فرمان حيات صادر شود. آن حادثه، به تناسب مقام، مى تواند فروپاشى عالم باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 49 - 2

2 - برپايى قيامت ، پس از يك صيحه و فرياد مرگ بار آغاز مى شود .

و يقولون متى هذا الوعد . .. ما ينظرون إلاّ صيحة وحدة تأخذهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 53 - 1،2

1 - نفخ صور در قيامت ، تنها يك صيحه عظيم و صداى سهمگين است .

و نفخ فى الصور . .. إن كانت إلاّ صيحة وحدة

اسم «كانت» به قرينه مقام - كه در دو آيه پيش سخن از نفخ صور بود - «نفخة» مى باشد.

2 - همه انسان ها در قيامت ، تنها با يك صيحه عظيم زنده و به پيشگاه پروردگارشان حاضر خواهند شد .

إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم جميع لدينا محضرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 2

2 - ظهور عيسى ( ع ) ، نشانه قطعى بر وقوع قيامت

و إنّه لعلم للساعة

برداشت بالا بدين احتمال است كه آيه ناظر به حضور مجدد عيسى(ع) در آخرالزمان بر روى زمين باشد. كه در اين صورت مفاد آيه شريفه اين خواهد بود كه ظهور عيسى(ع) از «اشراط الساعه» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 10 - 4،5،7

4- آكنده شدن فضا از دودى تيره و غليظ ، در آستانه برپايى قيامت

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

بنابراين كه آيه شريفه، در مورد علايم روز قيامت باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

5- نفوذ دود هاى غليظ به جو زمين از سمت آسمان ، در قيامت [ و يا در آستانه آن ]

يوم تأتى السماء بدخان مبين

در صورتى كه آيه شريفه مربوط به قيامت باشد; از تعبير «تأتى السماء» استفاده مى شود كه منشأ و خاستگاه آن دودها، فضا است; نه اين كه از دل زمين پديد آمده باشد.

7- « و اختلف فى الدخان ، فقيل ، إنّه دخان تأتى من السماء قبل قيام الساعة يدخل فى أسماع الكفرة حتّى يكون رأس الواحد كالرأس الحنيذ و يعترى المؤمن منه كهيئة الزكام و تكون الأرض كلّها كبيت أوقد فيه ليس فيه خصاص يمدّ ذلك أربعين يوماً روى ذلك عن على ( ع ) . . . ;

از امام على(ع) درباره پيدايش دود آشكار در قيامت روايت شده است: اين دود در آسمان قبل از برپايى قيامت آشكار مى شود و در گوش هاى كافران فرومى رود; به طورى كه سر آنان مثل سر كباب شده (سوخته شده) خواهد شد. ولى اين دود مؤمنان را به حالت زكام درمى آورد و زمين در آن روز مثل خانه اى مى گردد كه در آن، آتش افروخته اند و در آن روزنه اى نيست و آن دود چهل روز طول مى كشد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 4

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 4

4- تيرگى تمام جهان ، در آستانه قيامت *

يغشى الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 7،12

7- بعثت پيامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن ، از نشانه هاى تحقق حتمى قيامت *

فقد جاء أشراطها

به قرينه آيات پيشين و به ميان آمدن نام پيامبر(صلی الله علیه و آله) و استماع كلمات وحى از آن حضرت (من يستمع إليك. ..)، احتمال دارد مراد از شرايط قيامت، آمدن پيامبرخاتم(صلی الله علیه و آله) و قرآن باشد.

12- « عن عبداللّه بن عباس قال حججنا مع رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) حجة الوداع . . . فقال : ألا أخبركم بأشراط الساعة ؟ و كان أدنى الناس منه يومئذ سلمان - ره - فقال بلى يا رسول اللّه ! فقال (صلی الله علیه و آله) : إنّ من أشراط القيامة إضاعة الصلوات و اتّباع الشهوات و الميل إلى الأهواء و تعظيم أصحاب المال و بيع الدين بالدنيا . . . ;

عبداللّه بن عباس مى گويد: در آخرين حج رسول خدا(صلی الله علیه و آله) همراه ايشان حج گذارديم . .. آن حضرت فرمود: آيا شما را از نشانه هاى قيامت آگاه نسازم؟ نزديك ترين مردم به آن حضرت، در آن روز سلمان(ره) بود، كه گفت: آرى اى رسول خدا! حضرت فرمود: از نشانه هاى قيامت بى توجهى به نماز، پيروى از شهوات، توجه به خواسته هاى نفسانى، ارزش گذاشتن به صاحبان مال، فروختن دين به دنيا و... است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 20 - 1

1- دميده شدن در « صور » سرآغاز شكل گيرى رستاخيز

و نفخ فى الصور ذلك يوم الوعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 9 - 1،2

1 - حركت سريع و بى سابقه اجرام آسمانى ، در آستانه رخداد قيامت

يوم تمور السّماء مورًا

«مور» (مصدر «تمور») در معانى «حركت سريع» و «اضطراب و ناآرامى» به كار مى رود. برداشت بالا با توجه به معناى نخست آن است.

2 - تحولات شگفت و ناهنجار در نظام طبيعت ، در آستانه رستاخيز

يوم تمور السّماء مورًا

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «تمور» در معناى اضطراب و ناآرامى به كار رفته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 10 - 2،3

2 - به حركت در آمدن كوه ها ، در آستانه رستاخيز

و تسير الجبال سيرًا

3 - حركت كوه هاى زمين در آستانه رستاخيز ، حركتى عجيب و نامعهود

و تسير الجبال سيرًا

مفعول مطلق «سيراً»، مى تواند اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 11 - 1

1 - برپايى قيامت ، در پى تحولات عظيم و دگرگونى نظام هستى

يوم تمور . .. و تسير الجبال ... فويل

تفريع «فويل» بر حوادث مطرح شده در آيات پيشين، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 1 - 7،8،9

7 - « شق القمر » ، از نشانه هاى نزديكى هر چه بيشتر وقوع قيامت

اقتربت الساعة و انشقّ القمر

8 - بعثت پيامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) ، نشانى از نزديكى رخداد قيامت

اقتربت الساعة و انشقّ القمر

«شق القمر» از معجزات ويژه پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) است. در حقيقت خداوند، معجزه آن حضرت را - كه حاكى از حقانيت رسالت

پيامبر(صلی الله علیه و آله) و تحقق عصر خاتميت است - نشان نزديكى قيامت معرفى كرده است.

9 - رخداد « شق القمر » ، نمودى از تحولات مهم جهان در آستانه قيامت *

اقتربت الساعة و انشقّ القمر

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «انشقّ القمر» از آن جهت در پى «اقتربت الساعة» ياد شده باشد كه انسان ها بدانند همان گونه كه در عصر پيامبر «شق القمر» صورت گرفت، اين گونه تحولات عظيم در آستانه قيامت نيز رخ خواهد داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 37 - 1،2،3

1 - شكافته شدن آسمان و از هم پاشيدن آن ، در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء

«انشقاق» به معناى شكافته شدن و در مورد آسمان به معناى درهم ريختن نظم كنونى اجرام است.

2 - سرخ شدن آسمان و شباهت پيدا كردن آن به چرمى گلگون ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

«وردة» به معناى گل سرخ و «دهان» به معناى چرم قرمز است. بنابراين «كانت وردة كالدهان»; يعنى، همانند چرم گلگون سرخ خواهد شد.

3 - ذوب شدن اجرام آسمانى چون روغن گداخته ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

برداشت ياد شده در صورتى است كه «دهان» به معناى روغنى باشد كه در نتيجه گداختن به رنگ گل سرخ در آمده است (چنان كه عده اى از مفسران برآنند) برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 39 - 2

2 - برپايى قيامت ، پس از تحوّلات عظيم در نظام طبيعت و فروپاشى آن خواهد بود .

فإذا انشقّت السّماء . .. فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ

تفريع «يومئذ» بر «إذا انشقّت السّماء» - با «فاء» - نشانگر آن است كه پس از فروپاشى نظام طبيعت، طولى نمى كشد كه قيامت برپا مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 4 - 1،2،3

1 - وقوع زلزله ، در سراسر زمين در آستانه قيامت

إذا وقعت الواقعة . .. إذا رجّت الأرض رجًّا

«رج» (مصدر مجهول «رجّت») به معناى به شدت لرزانده شدن است. مراد از «الأرض» تمام زمين - و نه منطقه اى خاص از آن - است.

2 - انهدام زمين در آستانه قيامت ، امرى قطعى و غيرقابل ترديد

إذا رجّت الأرض رجًّا

به كارگيرى «إذا»ى شرطيه - كه در امور قطعى به كار مى رود - بيانگر مطلب بالا است.

3 - زلزله زمين در آستانه قيامت ، بسيار عظيم و غيرقابل توصيف

إذا رجّت الأرض رجًّا

ذكر «رجّاً» به صورت نكره، بيانگر آن است كه حركت و لرزشى كه بر زمين وارد مى شود، چنان عظيم است كه نمى توان هيچ وصفى را براى آن بيان كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 5 - 1،2

1 - حركت و رانش كوه ها ، در آستانه قيامت بر اثر زلزله شديد

إذا رجّت الأرض رجًّا . و بسّت الجبال بسًّا

«بسّ» در دو معنا به كار مى رود: 1- به حركت واداشتن (القاموس المحيط); 2- خرد و ريز ريز كردن (المصباح المنير). برداشت بالا بر پايه معناى اول است.

2 - ذره ذره شدن كوه ها ، بر اثر زلزله شديد زمين در آستانه قيامت

إذا رجّت الأرض . .. و بسّت الجبال بسًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 6 - 1

1 - پاشيده شدن كوه هاى زمين و تبديل شدن آنها ، به غبار پراكنده در هوا در آستانه برپايى قيامت

فكانت هباء منبثًّا

«هباء» به خاك نرم مانند آرد گفته مى شود و «منبث» به معناى پراكنده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 4 - 3

3 - جهان ، در آستانه برپايى قيامت ، روبه رو با حادثه اى كوبنده و دگرگون كننده

بالقارعة

برخى از مفسران برآنند كه مقصود از «القارعة»، حوادث كوبنده و هولناكى است كه پيش از برپايى قيامت با اولين نفخه صور رخ مى دهد. البته در آيات 13 تا 15 همين سوره بدان تصريح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 13 - 1،2

1 - دميده شدن يك بار در صور ، در آستانه برپايى قيامت

فإذا نفخ فى الصور نفخة وحدة

مقصود از نفخ صور در اين آيه - به گفته مفسران - نفخ صور نخست است كه نظم موجود جهان را به هم مى ريزد. سپس قيامت با نفخ صور دوم برپا مى شود.

2 - از هم پاشيده شدن نظم كنونى جهان ، پيش از برپايى قيامت ، با كيفيت و سرعت شگفت انگيزى خواهد بود .

فإذا نفخ فى الصور نفخة وحدة

مطلب ياد شده، از توصيف «نفخة» به «واحدة» به دست مى آيد; زيرا به هم ريختن نظم استوار كنونى جهان - آن هم تنها با يك دميدن در صور - نشانه سرعت و عظمت شگفت انگيز فروپاشى نظام دنيا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 14 - 1،2،3

1 - زمين و كوه ها در آستانه برپايى قيامت ، از جايگاه و مدار خود خارج خواهند شد .

و حملت الأرض و الجبال

2 - زمين و كوه ها در آستانه برپايى قيامت ، به شدت و سرعت در هم كوبيده و ويران خواهند شد .

فدكّتا دكّة وحدة

«دكّ» به معناى خرد كردن و ويران نمودن است (لسان العرب).

3 - نظم كنونى كره زمين و شكل استقرار كوه ها ، در آستانه برپايى قيامت از هم پاشيده مى شود .

و حملت الأرض و الجبال فدكّتا دكّة وحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 15 - 1

1 - به هنگام دميده شدن در صور و متلاشى شدن نظم كنونى زمين و كوه ها ، واقعه قيامت رخ مى دهد .

فإذا نفخ فى الصور . .. و حملت الأرض ... فيومئذ وقعت الواقعة

به گفته مفسران، واژه «واقعة» همانند واژه هاى «حاقة»، «قارعة»، «غاشية» و. .. در قرآن - كه بدون موصوف و يا به تقدير آن آمده است - عَلَم براى قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 16 - 1،2،3

1 - از هم شكافته شدن آسمان در آستانه برپايى قيامت

و انشقّت السماء

2 - آسمان پس از شكافته شدن در آستانه برپايى قيامت ، سست و نااستوار خواهد شد .

فهى يومئذ واهية

«وهى» (ماده «واهية») به چيزى گفته مى شود كه رسته اش سست شده باشد.

3 - متلاشى شدن نظم كنونى آسمان ، در آستانه برپايى قيامت

و انشقّت السماء فهى يومئذ واهية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 8 - 1،3

1 - گداخته شدن آسمان ، همچون ذوب فلزات در آستانه برپايى قيامت

يوم تكون السماء كالمهل

«مهل» به هر فلز گداخته شده (همچون طلا، نقره، مس و. ..) گفته مى شود.

3 - متلاشى شدن نظم كنونى جهان طبيعت ، در آستانه برپايى قيامت

يوم تكون السماء كالمهل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 9 - 1،2

1 - متلاشى و ذره ذره شدن كوه ها ، همچون پشم رنگين و پراكنده شده ، در آستانه برپايى قيامت

و تكون الجبال كالعهن

«عهن» به معناى پشم رنگ شده است. در آيه پنجم از سوره «قارعه» چنين آمده است: «و تكون الجبال كالعهن المنفوش»; (و كوه ها مانند پشم رنگين زده شده خواهند شد).

2 - متلاشى شدن نظم كنونى زمين ، در آستانه برپايى قيامت

و تكون الجبال كالعهن

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه متلاشى شدن كوه ها، به معناى از بين رفت نقش آنها در زمين (ثبات و استقرار زمين) است و اين به متلاشى شدن زمين اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 14 - 1،4

1 - به لرزه درآمدن زمين و كوه ها ، در آستانه برپايى قيامت

يوم ترجف الأرض و الجبال

4 - دگرگونى نظم كنونى طبيعت ، در آستانه برپايى قيامت

يوم ترجف الأرض و الجبال و كانت الجبال كثيبًا مهيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 18 - 1

1 - شكافته شدن و از هم گسستن آسمان ، در آستانه برپايى قيامت

يومًا . .. السماء منفطر به

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «با» در «به» ظرفيه و به معناى «فى» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 7 - 1،2

1 - در آستانه برپايى قيامت ، چشمان انسان ها از ترس و اضطراب ، به گردش در مى آيد .

فإذا برق البصر

فعل «بَرَقَ» وقتى به چشم نسبت داده شود، به معناى اضطراب و به گردش آمدن چشم از ترس است (مفردات راغب). گفتنى است آيه شريفه در مقام بيان حوادثى است كه در آستانه برپايى قيامت و لحظه هاى نخستين رستاخيز رخ خواهد داد.

2 - روى دادن حوادث دهشتناك و اضطراب آور ، در آستانه برپايى قيامت

فإذا برق البصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 8 - 1،2

1 - بى فروغ شدن ماه ، در آستانه برپايى قيامت

و خسف القمر

2 - تابندگى خورشيد ، تا آستانه برپايى قيامت

و خسف القمر

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه نور ماه، بازتاب نور خورشيد است و بى فروغ شدن ماه در آستانه برپايى قيامت، به سبب بى فروغ شدن خورشيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 9 - 1،2

1 - در آستانه برپايى قيامت ، كره ماه بهوسيله خورشيد جذب و بلعيده خواهد شد .

و جمع الشمس و القمر

2 - فروپاشى نظام منظومه شمسى ، در آستانه برپايى قيامت

و خسف القمر . و جمع الشمس و القمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 36 - 5

5 - آفرينش انسان و هدفمندى زندگى او ، نشانه برپايى قيامت

و تذرون الأخرة . وجوه يومئذ ناضرة ... أيحسب الإنسن أن يترك سدًى

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين آيه، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره معاد و اثبات برپايى قيامت براى كيفر و پاداش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 8 - 1،2

1 - بى فروغ شدن ستارگان ، در آستانه برپايى قيامت

فإذا النجوم طمست

«طمس» به معناى از بين رفتن اثر شىء است و هرگاه اين واژه در مورد ستارگان، ماه و چشم به كار رود، به معناى از بين رفتن نور آنها خواهد بود (تاج العروس).

2 - دگرگون شدن نظم كنونى منظومه شمسى ، در آستانه برپايى قيامت

فإذا النجوم طمست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 9 - 1،3

1 - آسمان ، در آستانه برپايى قيامت ، از هم گسيخته شده و اجزاى آن مى گسلد .

و إذا السماء فرجت

«فرج»، به معناى شكاف است (قاموس المحيط).

3 - متلاشى شدن نظم كنونى آسمان ، در آستانه برپايى قيامت

و إذا السماء فرجت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 10 - 1،2

1 - كوه ها در آستانه برپايى قيامت ، از جا كنده و متلاشى خواهد شد .

و إذا الجبال نسفت

«نسف»، به معناى كندن از ريشه و بن است (قاموس المحيط).

2 - دگرگونى اساسى در كره زمين ، در آستانه برپايى قيامت

فإذا النجوم طمست . و إذا السماء فرجت . و إذا الجبال نسفت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 18 - 1

1 - دميده شدن در صور ، پيش درآمدى براى حضور مردم در صحنه قيامت است .

يوم ينفخ فى الصور فتأتون أفواجًا

«صور»; به معناى، شاخى است كه در آن دميده مى شود(قاموس). صحنه قيامت و گرد آورى مردم در آن - به هر وسيله اى باشد - به صحنه اى تشبيه شده است كه در آن جا در بوق دميده مى شود تا همگان حاضر گردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 20 - 1،2،3

1 - كوه ها در آغاز برپايى قيامت ، از جا كنده و حركت داده خواهند شد .

و سيّرت الجبال

2 - حركت كوه ها در قيامت ، آنها را به توده غبارى شبيه كوه ، تبديل خواهد كرد .

و سيّرت الجبال فكانت سرابًا

تشبيه كوه به سراب، بيانگر آن است كه پس از حركت كوه ها در قيامت، آنچه ديده مى شود كوه نيست; ولى بيننده آن را كوه خواهد ديد.

3 - كوه ها در قيامت ، نابود گشته و با زمين هم سطح خواهند شد .

فكانت سرابًا

«سراب» درخششى است در بيابان كه مانند آب به چشم مى آيد (مفردات راغب). در اطلاق «سراب» گستردگى بر سطح زمين ملحوظ است (لسان العرب). بنابراين مى توان گفت: كوه ها، با زمين هم سطح خواهند شد هر چند غبارهاى باقى مانده از آن به صورت شبحى از كوه نمايان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 6 - 1،3

1 - پيدايش زلزله اى عظيم ، در آستانه برپايى قيامت

يوم ترجف الراجفة

مراد از «يوم» - به قرينه آيه بعد - دورانى است كه شامل هر دو نفخه صور باشد; نفخه اول كه همگان مى ميرند و نفخه دوم كه رستاخيز برپا مى شود. «رجف»; يعنى، لرزش و اضطراب شديد. (مفردات راغب)

3 - پيدايش صيحه اى رعدآسا ، در آستانه قيامت

يوم ترجف الراجفة

«رَجَفَ الرَّعْد»; يعنى، صداى رعد در ابرها پيچيد (قاموس). اطلاق «رجف» - كه «مفردات» آن را لرزش و اضطراب شديد معنا كرده است - بر صداهاى شديد، به سبب شباهت آن به زلزله است. اين آيه مى تواند اشاره به اوّلين نفخ صور باشد كه اهل آسمان ها و زمين را مدهوش مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 7 - 1،2،3

1 - در آستانه برپايى قيامت و در پى صيحه و لرزش نخستين ، صيحه و لرزشى دوباره پديدار خواهد شد .

تتبعها الرادفة

«رادفة»; يعنى، ملحق شونده و از پى در آينده. (مصباح) تطبيق آن بر نفخ صور دوم مفاد اين آيه و آيه قبل را نظير آيه 68 سوره زمر مى سازد.

2 - دومين زلزله در مراحل برپايى قيامت ، تابع اولين لرزش و فرع بر پيدايش آن است .

تتبعها الرادفة

3 - قيامت ، به دنبال پيدايش زلزله اى بزرگ ، برپا خواهد شد .

يوم ترجف الراجفة . تتبعها الرادفة

ممكن است «رادفة»، ناظر بر زلزله اى ديگر نباشد; بلكه مفاد آيه شريفه اين باشد كه به دنبال زلزله اى كه در آيه قبل مطرح بود، پيامد آن (قيامت) به وجود خواهد آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 8 - 1

1 - هنگام پيدايش دومين لرزش در دوران برپايى قيامت ، قلب هاى فراوانى را لرزه و اضطرابى شديد فرا خواهد گرفت .

قلوب يومئذ واجفة

«قلب واجف»، به قلبى گفته مى شود كه اضطراب شديدى بر آن مستولى باشد (لسان العرب). «قلوب» نكره اى است كه بر تكثير دلالت دارد و به همين سبب - با آن كه نكره است - مبتدا قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 33 - 1،2

1 - وقوع قيامت با غرش هايى كر كننده و ناشى از اصطكاك موجودات ، همراه است .

فإذا جاءت الصاخّة

هر صدايى كه از برخورد صخره با صخره اى ديگر يا مانند آن پديد آيد صَخّ و صَخيخ ناميده مى شود و «صاخّة» غرشى است كه گوش را بكوبد و بر اثر شدت صدا آن را كر سازد(لسان العرب).

2 - برپايى قيامت ، همراه با نفخ صور است . *

فإذا جاءت الصاخّة

تطبيق «صاخّة» بر قيامت، ممكن است به اعتبار غرشى باشد كه از آن در بعضى از آيات ديگر، به نفخ صور ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 1 - 1

1 - خورشيد در آستانه آخرت ، با چرخاندنى شديد در هم پيچانده شده و خاموش خواهد شد .

إذا الشمس كوّرت

«كَوْر» و «تكوير» به معناى پيچاندن است، جز اين كه «تكوير» بر مبالغه نيز دلالت دارد. مراد آيه شريفه اين است كه خورشيد، به شدت بهم پيچانده خواهد شد. برخى «تكوير شمس» را به معناى نابود ساختن خورشيد و گروهى ديگر به معناى از بين بردن نور آن دانسته اند. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 2 - 1،3

1 - در آستانه قيامت ، تمام ستارگان تيره و بى فروغ خواهند شد .

و إذا النجوم انكدرت

كدورت هر چيز، به معناى از بين رفتن صافى و شفافيت آن است (مصباح) و نتيجه ايجاد «كدورة» را «انكدار» مى گويند. بنابراين ستارگان تحت تأثير عواملى كدركننده، قرار گرفته و صفا و جلاى خود را از دست داده، تاريك خواهند شد.

3 - ستارگان ، در آستانه قيامت به سرعت فرود آمده و ساقط خواهند شد .

و إذا النجوم انكدرت

از معانى «انكدار»، سرعت گرفتن و فرودآمدن است. (قاموس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 3 - 1،2

1 - در آستانه قيامت ، كوه ها از جا كنده و حركت داده خواهند شد .

و إذا الجبال سيّرت

2 - قيامت ، رخدادى بزرگ و همراه با به هم پاشيدن تمام زمين ، حتى سخت ترين نقطه هاى آن

و إذا الجبال سيّرت

خبر رانش كوه ها، در حقيقت خبر از متلاشى شدن زمين و بيانگر عظمت رخداد قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 6 - 1،2

1 - دريا ها در آستانه قيامت ، لبريز شده و آب آن به اطراف سرازير خواهد گشت .

و إذا البحار سجّرت

«سَجَر» و «سَجَّر» به معناى «مَلأَ» (پر گردانيد) است. برخى «تسجير» را به معناى «تفجير» (روان ساختن) گرفته اند (لسان العرب). بنابراين «سجّرت» - كه تشديد آن براى مبالغه است - يعنى كاملاً لبريز و به اطراف سرازير گشت. فرّاء گفته است: «مسجر»; يعنى، آنچه آب آن فروكش كرده باشد (لسان العرب) و قاموس «مسجور» را شعلهور شده معنا كرده است. براساس اين دو معنا، آب درياها تبخير شده و نابود خواهد گشت.

2 - آب دريا ها ، هنگام پيدايش نشانه هاى قيامت ، به شدّت داغ و جوشان خواهد شد . *

و إذا البحار سجّرت

«مسجور»; يعنى، شعلهور شده (قاموس). اين احتمال كه «سجّرت»، ناظر به اين معنا باشد، منتفى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 11 - 1

1 - آسمان در قيامت بركنده و برچيده خواهد شد .

و إذا السماء كشطت

«كَشْط» (مصدر «كشطت») به معناى برداشتن پوشش از چيزى است; همان گونه كه پوست حيوان هنگام سلاّخى از آن برچيده گردد و همان گونه كه سقف از جاى كنده مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 1 - 1

1 - آسمان در آستانه قيامت ، از هم گسيخته خواهد شد .

إذا السماء انفطرت

«انفطار»; يعنى، انشقاق (تاج العروس). به قرينه «و إذا القبور بعثرت» در آيات بعد، انفصال اجزاى آسمان از يكديگر، پيش از حادثه قيامت و در آستانه آن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 2 - 1،3

1 - تمامى ستارگان در آستانه قيامت ، افشانده و پراكنده خواهند شد .

و إذا الكواكب انتثرت

«انتثار» به معناى تفرق يا پاشيده شدن است. (تاج العروس)

3 - متلاشى شدن نظم حاكم بر ستارگان در آستانه قيامت

و إذا الكواكب انتثرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 3 - 1

1 - پيدايش شكاف هاى وسيع و فراوان در دريا ها و راه يافتن آب آنها به نقاط ديگر زمين ، در آستانه قيامت

و إذا البحار فجّرت

«فجر» به معناى ايجاد شكاف وسيع (مفردات راغب) و باز شدن راه (مقاييس اللغة) است. باب تفعيل اين كلمه، دلالت بر كثرت دارد. (تاج العروس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 4 - 1،2

1 - قبر ها هنگام برپايى قيامت ، زير و رو شده و هر چه در آن است بيرون ريخته خواهد شد .

و إذا القبور بعثرت

معناى «بعثرت»، اين است كه خاك قبرها زير و رو شود و هر آنچه در آن است، پراكنده گردد. از آن جا كه فعل «بعثر» متضمن معناى «بُعِثَ» و «اُثيرَ» است، بعيد نيست اين فعل مركب از آن دو فعل باشد. (مفردات راغب)

2 - دفن آخرين نسل انسان در زمين با به هم ريختن آسمان و ستارگان و زمين ، فاصله چندانى نخواهد داشت . *

و إذا القبور بعثرت

تعبير «قبر» و زير و رو شدن خاك آن، ممكن است حاكى از اين باشد كه هنگام پايان يافتن دنيا و آغاز آخرت، بقاياى جسم برخى از انسان ها در قبرها باقى خواهد ماند. كلمه «القبور» - به دليل داشتن «ال» استغراق - همه قبرهاى موجود در آن زمان را شامل مى شود. در نتيجه بايد گفت اين آيه، درباره ساير انسان ها - كه چيزى از جسمشان باقى نمانده باشد - سخنى نگفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 1 - 1

1 - آسمان در آستانه قيامت ، از هم گسيخته شده و اجزاى آن مى گسلد .

إذا السماء انشقّت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 3 - 1،4،5

1 - زمين در آستانه برپايى قيامت ، گسترده و مسطح شده و مساحت آن افزايش مى يابد .

و إذا الأرض مدّت

«مدّ» به معناى بسط دادن (قاموس)، كشاندن (مفردات) و افزايش دادن است. (مصباح)

4 - مرحله شكافته شدن آسمان - در مراحل مقدماتى قيامت - مقدم بر مرحله انبساط زمين و مؤثر در آن خواهد بود . *

إذا السماء انشقّت . .. و إذا الأرض مدّت

تقديم «إذا السماء. ..» بر «إذا الأرض ...»، ممكن است ناظر به تقدم زمانى آن باشد. ذكر اين دو رخداد در كنار يكديگر، مى تواند نشانگر ارتباط آن دو باشد.

5 - « عن جابر عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : تمدّ الأرض يوم القيامة مدّ الأديم ، ثمّ لايكون لإبن آدم منها إلاّ موضع قدميه ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرموده: زمين روز قيامت، مانند پوست دباغى شده پهن و گسترده مى شود; در عين حال بر اثر كثرت جمعيت از اين زمين پهناور، براى هر كدام از فرزندان آدم جز جاى دو قدم نمى ماند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 4 - 1

1 - زمين در آستانه قيامت ، تمام آن چه را در دل خود جاى داده ، بيرون افكنده ، به كلى تخليه خواهد شد .

و ألقت ما فيها و تخلّت

باب تفعل، بر تكلّف دلالت دارد; بنابراين «تخلّت»; يعنى، در تخليه سخت كوشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 5 - 3

3 - گسترش و افزايش مساحت زمين در آستانه قيامت و خالى شدن درون آن ، جلوه اى از ربوبيت خداوند و در راستاى تكامل يافتن زمين است .

و أذنت لربّها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 21 - 2

2 - زمين ، هنگام برپايى قيامت ، به شدت كوبيده و سست و نرم خواهد شد .

كلاّ إذا دكّت الأرض دكًّا دكًّا

«دكّ»; يعنى، منهدم ساختن كوه و ديوار و مانند آن (لسان العرب). تكرار دو مصدر «دكّاً دكّاً» بر كثرت آن دلالت دارد; يعنى، كوبيدن هاى مكرر، يكى پس از ديگرى تحقق خواهد يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 1 - 3،4

3 - لرزش گسترده زمين ، از مقدّمات برپايى قيامت

إذا زلزلت الأرض زلزالها

به قرينه جمله «يومئذ يصدر الناس أشتاتاً» (در آيات بعد)، زلزله زمين در آستانه قيامت خواهد بود.

4 - لرزش زمين در آستانه قيامت ، وابسته به عواملى زمينى و بازتاب تحولات درونى آن است .

إذا زلزلت الأرض زلزالها

مجهول بودن فعل «زلزلت»، بيانگر نقش عاملى در پيدايش زلزله است. اضافه شدن «زلزال» به ضميرى كه به زمين برمى گردد، آن حوادث را به خود زمين مربوط مى داند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 2 - 2،3

2 - تمام ذخاير زمين ، در آستانه قيامت آشكار شده ، از اعماق آن بيرون خواهد ريخت .

و أخرجت الأرض أثقالها

3 - زلزله زمين در آستانه قيامت ، انفجارى داخلى و پراكنده سازنده مواد درونى آن است .

و أخرجت الأرض أثقالها

زلزله به طور معمول، آنچه را كه بر سطح زمين است، به كام آن فرو مى برد; ولى در زلزله واپسين، عكس اين صحنه اتفاق خواهد افتاد. عطف اين آيه بر آيه قبل - به قرينه سياق آيات - عطف مسبب بر سبب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 1 - 3

3 - جهان در آستانه قيامت ، درهم كوبيده و دگرگون خواهد شد .

القارعة

نام گذارى قيامت به «القارعة»، ممكن است ناظر به كوبندگى حوادثى از قبيل «انشقاق آسمان»، «اندكاك زمين و كوه ها» و «كدر شدن ستارگان» باشد كه - به تصريح آيات برخى از سوره هاى ديگر - در آستانه قيامت پديد خواهد آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 2 - 3

3 - جهان در آستانه قيامت ، به گونه اى شگفت آور درهم كوبيده خواهد شد .

ما القارعة

932- نصرت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 11،13

11 - خداوند ، در قيامت ولى ( سرپرست ) و نصير ( يارى دهنده ) است .

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

13 - خداوند ، هرگز مستكبران رويگردان از عبادت را ، در قيامت يارى نخواهد كرد .

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

933- نظام جزايى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 51 - 3،4،6

3- نظام پاداش و كيفر الهى در قيامت ، فراگير همه انسان ها در برابر تمامى حركات انسان است .

ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت

«ما» در «ما كسبت» موصوله است و معناى جنس را افاده مى كند. بنابراين «ما كسبت»; يعنى، هر آنچه بشر انجام دهد و هر حركتى كه از خود نشان دهد.

4- كيفر و پاداش الهى به انسان ها در قيامت ، كاملاً مطابق و متناسب با كم و كيف رفتار آدمى است .

ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت

6- رفتار انسان و استحقاق وى براى كيفر و پاداش ، اساس و مبناى جزاى الهى در آخرت است .

ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت

از اينكه خداوند در پاداش و كيفر مسأله كسب و تلاش انسان را مطرح ساخت (ما كسبت)، استفاده مى شود كه همين اساس پاداش و كيفر آدميان است نه چيز ديگر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 12

12- هيچ انسانى در قيامت نسبت به كيفر و پاداش اعمال خويش ، ظلم و بى عدالتى نخواهد ديد .

يوم . .. توفّى كلّ نفس ما عملت و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 15

15- توجه به حاكميت عدل بر نظام كيفر و پاداش اخروى ، گرايش دهنده انسان ها به انجام اعمال و رفتار خوب و داراى پاداش

فمن أوتى كتبه بيمينه . .. و لايظلمون فتيلاً

از اينكه خداوند، نظام پاداش دهى خود را در قيامت، براى مردم تشريح مى كند، مى تواند به منظور تشويق انسانها به انجام اعمالى باشد كه پاداش الهى را در پى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 20 - 7

7 - وجود نظام كيفر و پاداش براى انسان ها ، مهم ترين مشخصه و ويژگى قيامت

هذا يوم الدين

توصيف قيامت به روز جزا از سوى منكران معاد، به مجرد زنده شدن و بازيافتن خود و ديدن صحنه هاى قيامت (فإذاهم ينظرون)، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 6 - 5

5 - در قيامت ، هر انسانى با كردار خويش ، مواجه شده و سزاى آن را خواهد ديد . *

كدحًا فملقيه

ضمير مفعولى در «فملاقيه» ممكن است به «كدحاً» برگردد; در اين صورت احتمال مى رود مراد ملاقات جزاى عمل بوده و از باب مبالغه، به ملاقاتِ خود عمل، تعبير شده باشد.

934- نظام كيفرى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 5،6،7،8

5 - هيچ كس در روز قيامت ، ذره اى از عذاب ديگرى را بر عهده نمى گيرد و متحمل نمى شود .

واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً

6 - در روز قيامت ، شفاعت هيچ كس درباره ديگرى پذيرفته نخواهد شد .

و لايقبل منها شفعة

ضمير در «منها» مى تواند به «نفس» دوم برگردد; يعنى، اگر فرد مورد مؤاخذه شفيعى، بياورد شفاعتش قبول نمى شود و همچنين مى تواند به «نفس» اول كه مراد از آن دوستان و نزديكان و . .. هستند، ارجاع شود; يعنى، آن دوستان (در ضمن اينكه عذاب دوست خويش را بر عهده نمى گيرند) اگر شفاعتى نيز درباره او بكنند، شفاعتشان پذيرفته نمى شود.

7 - در روز قيامت از هيچ كس عِدل و عوضى - كه خويشتن را با آن باز خرد - گرفته نخواهد شد .

و لايؤخذ منها عدل

كلمه «عَدْل» به معناى: فديه و عوض است كه شخص براى آزادى خود يا ديگرى مى پردازد، تا از اسارت و مانند آن آزاد شود.

8 - در روز قيامت هيچ كس به دفاع از ديگرى برنخواهد خواست و او را يارى نخواهد كرد .

و لاهم ينصرون

935- نظم ملائكه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 22 - 4

4 - فرشتگان در قيامت ، در صف هايى منظّم ، حضور يافته ، به اجراى رسالت خويش خواهند پرداخت .

و الملك صفًّا صفًّا

كلمه هاى «صفّاً صفّاً» - به تأويل «مصطفّين» (در صفوف منظم قرار گرفته) - حال براى «المَلَك» است. «مَلَك» اسم جنس بوده و حرف «ال» در آن، براى استغراق است. برخى آن را مفرد «ملائكه» دانسته اند (مصباح) و برخى آن را از ريشه «مِلْك» و به معناى سياست گذار دانسته و گفته اند: شخص سياست گذار، اگر انسان باشد «مَلِك» و اگر فرشته باشد، «مَلَك» ناميده مى شود. اين كلمه در اصل «مأْلَك» و به معناى «رسالت» بوده است. (مفردات راغب)

936- نفخ روح در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 18 - 2

2 - قيامت ، روز دميده شدن جان در پيكر ها است . *

يوم ينفخ فى الصور

برخى «صور» را جمع «صورة» دانسته و مى گويند: خداوند، ابتدا كالبدها را صورت دهى كرده به آنها شكل مى دهد; آن گاه در آنها جان مى دمد. اين معنا براى نفخ صور در قيامت قابل تصور است; ولى در نفخ صورى كه براى پايان دنيا و ميراندن انسان ها است، مورد ندارد.

937- نفخ صور در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 73 - 10،11

10 - روز دميده شدن در صور، مالكيت مطلق و حاكميت انحصارى خداوند، ظهور خواهد يافت.

و له الملك يوم ينفخ فى الصور

«له الملك» بيانگر انحصار ملك در روز نفخ صور براى خداوند است. و چون اين مالكيت اكنون نيز وجود دارد، بنابراين مفاد حصر، ظهور اين مالكيت در آن روز به گونه اى كه جاى هيچ انكار براى كسى نماند، است.

11 - تمامى مالكيتها و حاكميتهاى اعتبارى در روز نفخ صور از ميان خواهد رفت.

و له الملك يوم ينفخ فى الصور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 38 - 4

4- « يحيى بن أبى العلاء . . . ان رجلاً دخل على أبى عبدالله ( ع ) فقال : أخبرنى عن قول الله عزّوحلّ لأبليس « فإنك من المنظرين إلى يوم الوقت المعلوم » قال : . . . و يوم الوقت المعلوم يوم ينفخ فى الصور نفخة واحدة فيموت ابليس ما بين النفخة الأولى و الثانية ;

يحيى بن أبى العلاء روايت كرده است : شخصى وارد بر امام صادق(ع) شد و گفت : مرا از سخن خداى عزّ و جلّ كه به ابليس فرمود : «فإنك من المنظرين إلى يوم الوقت المعلوم» خبر ده، حضرت فرمود: مراد از روز وقت معلوم، روزى است كه [هنوز فقط] يك بار در صور دميده شده; پس ابليس بين دميدن اول و دوم مى ميرد. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 99 - 5

5- خداوند ، همه انسان ها را در صحنه قيامت ، با دميده شدن در صور ، گرد خواهد آورد .

و نفخ فى الصور فجمعنهم جمعًا

«صور» محتمل است به يكى از دو معنا باشد: 1- به معناى «شاخ»; كه در اين صورت، مقصود، دميده شدن در بوق است; چرا كه در قديم، از شاخ حيوانات، بوق مى ساختند. 2- ممكن است «صور» جمع «صورة» باشد; در اين صورت، مقصود، دميده شدن در تمثال ها و پيكرهاى مردگان براى زنده ساختن آن ها است. بسيارى از اهل لغت، بر احتمال دوم، خرده گرفته اند و آن را با برخى از موارد استعمال كلمه «صور» در قرآن ناسازگار ديده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 102 - 1،2

1 - دميده شدن در صور ( بوق و يا صورت و تمثال ها ) ، از رخداد هاى روز قيامت

يوم ينفخ فى الصور

«صور» محتمل است به يكى از دو معنا باشد: 1- به معناى شاخ، كه در اين صورت مقصود دميده شدن در بوق خواهد بود; چرا كه در قديم، با سوراخ كردن شاخ حيوانات از آن بوق مى ساختند. 2- ممكن است «صور» جمع صورة باشد. براين اساس، مقصود دميده شدن در تمثال ها و پيكرهاى مردگان براى زنده شدن خواهد بود. بعضى از آياتى كه در آن كلمه «صور» آمده است، با معناى دوم سازگار نيست.

2 - دميده شدن در صور ، و حشر در قيامت ، دو رخداد مرتبط با يكديگر

يوم ينفخ فى الصور و نحشر المجرمين

عطف «حشر» بر «نفخ صور» نشان از ارتباط آن دو با يكديگر در حادثه برپايى قيامت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 7

7- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى معنى « الفزع الأكبر » : ان الناس يصاح بهم صيحة واحدة فلايبقى ميّت إلاّ نشر و لا حىّ إلاّ مات إلاّ ما شاء اللّه ثمّ يصاح بهم صيحة أخرى فينشر من مات و يصفون جميعاً و تنشقّ السماء و تهدّ الأرض و تخرّ الجبال و تزفر النيران و ترمى بمثل الجبال شرراً فلايبقى ذو روح إلاّ إنخلع قلبه و ذكر ذنبه و شغل بنفسه إلاّ ما شاء اللّه ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه در معناى «فزع أكبر» فرمود: به درستى كه يك صيحه بر مردم زده مى شود كه مرده اى نمى ماند، مگر اين كه زنده مى شود وزنده اى نمى ماند، مگر اين كه مى ميرد، جز آنچه را كه خدا بخواهد. سپس صيحه ديگرى بر آنان زده مى شود و آنان كه مرده اند زنده گشته و همگى به صف كشيده خواهند شد. و آسمان شكافته و زمين در هم كوبيده و كوه ها فرو ريخته و آتش شعله هايى چون كوه بركشد، پس هيچ صاحب روحى نماند، مگر اين كه [از هراس] دل او كنده شود و گناهان خود را يادآورد و هر كس به فكر خويش باشد، مگر آنچه را خدا بخواهد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 53 - 1

1 - نفخ صور در قيامت ، تنها يك صيحه عظيم و صداى سهمگين است .

و نفخ فى الصور . .. إن كانت إلاّ صيحة وحدة

اسم «كانت» به قرينه مقام - كه در دو آيه پيش سخن از نفخ صور بود - «نفخة» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 68 - 8،9،10،11،12

8 - وجود فاصله ميان دو نفخ صور ( زمان مرگ همه موجودات جهان و زنده شدن دوباره آنها در قيامت )

و نفخ فى الصور فصعق . .. ثمّ نفخ فيه أُخرى

برداشت ياد شده از كلمه «ثمّ» - كه مى تواند بر تراخى زمانى دلالت كند - به دست مى آيد.

9 - به پاخاستن ناگهانى موجودات آسمان ها و زمين ، پس از دومين نفخ صور در قيامت

ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام

«إذا» براى مفاجات و مفيد معناى ناگهانى است و «قيام»، جمع «قائم») (به پاخاسته) است.

10 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور ، در انتظار سرنوشت خود به سر خواهند برد .

ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون

«نظر» (مصدر «ينظرون») هم به معناى انتظار است و هم به معناى نظر متحيرانه و بهت آميز. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.

11 - نگاه متحيرانه و بهت آميز موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور در قيامت

ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون

12 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : « و نفخ فى الصور فصعق من فى السماوات و من فى الأرض إلاّ من شاء اللّه » قالوا : يا رسول اللّه من هؤلاء الذين استثنى اللّه ، قال : جبرئيل و ميكائيل و ملك الموت و اسرائيل و حملة العرش . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: «و نفخ فى الصور. .. إلاّ من شاء اللّه». [اصحاب] گفتند: اى رسول خدا! اين كسانى كه استثنا شده اند چه كسانى هستند؟ فرمود: جبرئيل، ميكائيل، ملك الموت، اسرائيل و حاملان عرش هستند...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 13 - 1

1 - دميده شدن يك بار در صور ، در آستانه برپايى قيامت

فإذا نفخ فى الصور نفخة وحدة

مقصود از نفخ صور در اين آيه - به گفته مفسران - نفخ صور نخست است كه نظم موجود جهان را به هم مى ريزد. سپس قيامت با نفخ صور دوم برپا مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 15 - 1

1 - به هنگام دميده شدن در صور و متلاشى شدن نظم كنونى زمين و كوه ها ، واقعه قيامت رخ مى دهد .

فإذا نفخ فى الصور . .. و حملت الأرض ... فيومئذ وقعت الواقعة

به گفته مفسران، واژه «واقعة» همانند واژه هاى «حاقة»، «قارعة»، «غاشية» و. .. در قرآن - كه بدون موصوف و يا به تقدير آن آمده است - عَلَم براى قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 8 - 1

1 - آغاز شدن رستاخيز انسان ها ، با دميده شدن در صور

فإذا نقر فى الناقور

«ناقور» به معناى «صور» است (قاموس المحيط و مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 9 - 2

2 - لحظه دميده شدن صور در روز رستاخيز ، آغاز سختى ها و ناگوارى ها براى اهل محشر

فإذا نقر فى الناقور . فذلك يومئذ يوم عسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 33 - 2

2 - برپايى قيامت ، همراه با نفخ صور است . *

فإذا جاءت الصاخّة

تطبيق «صاخّة» بر قيامت، ممكن است به اعتبار غرشى باشد كه از آن در بعضى از آيات ديگر، به نفخ صور ياد شده است.

938- نفى ظلم در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 160 - 5

5 - در قيامت به گنهكاران ستم نخواهد شد.

و هم لا يظلمون

ذيل آيه قبل (ثم ينبئهم . .. ) بيانگر اين است كه ظرف پاداش و جزاى مطرح شده در اين آيه روز قيامت است.

939- نقش جهل به وقت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 24

24- مشخص نبودن زمان وقوع قيامت و نزديك شمردن آن ، داراى نقش تربيتى و هدايتى براى انسان

قل عسى أن يكون قريبًا

مشخص نكردن زمان دقيق وقوع قيامت از سويى و يادآورى قريب الوقوع بودن آن از سوى ديگر، مى تواند براى توجه دادن انسانها به آن باشد تا آنان خود را همواره براى وقوع قيامت آماده كنند.

940- نقش صورت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 38 - 3

3 - چهره انسان در قيامت ، نمايانگر فرجام او است .

وجوه يومئذ مسفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 40 - 4

4 - چهره انسان در قيامت ، نمايشگر فرجام او است .

و وجوه يومئذ عليها غبرة

941- نقش علم به وقت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 23

23- بى نيازى انسان از دانستن زمان دقيق وقوع رستاخيز و تأثير نداشتن آن در هدايت و كمال او

قل عسى أن يكون قريبًا

از اصرار قرآن در اثبات اصل معاد و از عدم تعيين وقت مشخص براى آن، استفاده مى شود كه انسان براى راه يابى به صلاح و هدايت و ايمان به قيامت، نيازى به دانستن زمان دقيق معاد ندارد.

942- نقش قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 14

14 - قيامت ، عرصه بازگشت آدميان به سوى خداست .

إلى اللّه مرجعكم جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 7 - 13

13- آزمون انسان ها از ناحيه خداوند ، در پرتو معاد و برپايى قيامت ، توجيه پذير است .

خلق السموت و الأرض . .. ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً و لئن قلت إنكم مبعوثون

طرح مسأله قيامت ، پس از بيان آزمودن انسانها ، حاوى اين نكته است كه بدون برپايى قيامت ، آزمون انسانها و مشخص شدن نيكوكاران از غيرشان ، ثمره و نتيجه مطلوب را نخواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 8

8 - رخداد عظيم قيامت و دگرگونى هاى عمده در جهان ، و نظام دقيق و عادلانه آن ، جلوه هايى از مرتبت والا و فرمان روايى مطلق خداوند و منزه بودن او از هرگونه باطل

فتعلى اللّه الملك الحقّ

ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه از حوادث نزديك به قيامت و رخدادهاى آن روز سخن گفته بود - گوياى نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 93 - 4

4- قيامت و بازگشتن تمامى انسان ها به پروردگار واحد ، مقتضى پرهيز از اختلاف و پراكندگى در دين است .

أُمّة وحدة و أنا ربّكم فاعبدون . و تقطّعوا أمرهم بينهم كلٌّ إلينا رجعون

جمله «كلٌّ إلينا راجعون» مستأنفه بيانى است; يعنى، بيانگر پاسخ سؤال مقدر است كه عاقبت اين پراكندگى چيست؟ تذكر و يادآورى اين نكته مى تواند هشدار و تعريضى باشد به غافلان از قيامت كه به اختلاف در دين پرداخته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 16 - 1،2

1 - قيامت ، روز زنده شدن مجدد انسان ها پس از مرگ

ثمّ إنّكم يوم القيمة تبعثون

«بعث» (مصدر مجهول «تبعثون») به معناى برانگيخته شدن است.

2 - رستاخيز و حيات اخروى ، آخرين حلقه در سير تحولى آفرينش انسان

ثمّ إنّكم يوم القيمة تبعثون

اين بخش از آيات، در مقام بيان سير تكامل آفرينش انسان است. بنابراين مسأله رستاخيز، مى تواند نه به عنوان صرفاً يك هشدار; بلكه به عنوان آخرين حلقه متصل به حلقه هاى پيشين باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 8 - 14

14 - قيامت ، جايگاه ملاقات مردم با خداوند است .

و إنّ كثيرًا من الناس بلقاى ربّهم لكفرون

مراد از «لقاء ربّهم» برپايى قيامت است. اطلاق «لقاء ربّ» براى قيامت، از باب اطلاق فعل بر ظرفِ تحقق آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 15 - 20

20 - قيامت ، عرصه بازگشت انسان ها به سوى خداوند است .

ثمّ إلىّ مرجعكم فأُنبّئكم بما كنتم تعملون

مراد از بازگشت به خداوند، و آن گاه آگاه شدن از كردار خويش، حضور در صحنه قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 13 - 9

9 - قيامت ، مكان اصلى مجازات عصيانگران و گناه كاران است .

إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم

پيامبر(صلی الله علیه و آله) ترس و هراس خود را تنها در پيامدهاى اخروى عصيان و نافرمانى اظهار كرده اند. اين نكته مى توان بيانگر برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 47 - 3

3 - تحقق هدف الهى از آفرينش انسان ، منوط به برپايى قيامت *

و أنّه خلق . .. و أن عليه النشأة الأُخرى

از متفرع شدن «عليه النشأة الأخرى» بر «خلق الزوجين»، مى توان نتيجه گرفت كه خلقت دنيوى مرد و زن، به تنهايى كافى نيست و براى تحقق هدف الهى، در خلقت اخروى آنان ضرورى است.

943- نقش گواهان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 6

6- حكم و داورى خداوند ميان انسان ها در قيامت ، بر اساس حجت و گواه شاهدان است .

و يوم نبعث فى كلّ أُمّة شهيدًا عليهم من أنفسهم

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه برانگيختن شاهدان در راستاى صدور حكم و داورى است و نيز به منظور اتمام حجت صورت مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 11

11 - كيفر و پاداش انسان ها در قيامت ، مستند به گواهى شاهدان است .

يوم يقوم الأشهد

944- نگرانى از سختيهاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 5 - 1

1 - قيامت ، روزى با عظمت و سزاوار نگران بودن از دشوارى هاى آن

ليوم عظيم

عظمت روز قيامت، به سهمگين بودن حوادث و مراحل آن است.

945- نگرانى از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 21

21 - وجود قيامت ، دغدغه جدى انسان ، حتى براى آنان كه ظاهراً منكر آن هستند .

و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رجعت إلى ربّى

946- نياز به امداد در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 3

3 - نياز انسان ها به يارى يكديگر در قيامت

يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا

بيان سلب قدرت از يارى رسان، گوياى آن است كه نياز به كمك وجود دارد; ولى از كسى ساخته نيست.

947- نيكان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 1،13

1 - راستگويان و راستكرداران ، بهره مند از آثار صدق خويش ، در قيامت

قال اللّه هذا يوم ينفع الصدقين صدقهم

13 - رستگارى و پيروزى بزرگ در قيامت ، ويژه راستگويان و راستكرداران

هذا يوم ينفع الصدقين . .. ذلك الفوز العظيم

948- وادى مهلك در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 12

12- خداوند ، در قيامت ، بين مشركان و معبودان شان وادى هلاكت بارى را قرار خواهد داد و هرگونه ارتباط ميان آنها را ناممكن خواهد ساخت .

و جعلنا بينهم موبقًا

«وبوق» به معناى «هلاك شدن» است و «موبق» اسم مكان به معناى «مكان هلاكت» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 2

2- مكان هلاكت بارى كه بين مشركان و معبودان پندارى آنها فاصله مى شود ، آتش دوزخ است .

و جعلنا بينهم موبقًا . و رءا المجرمون النار

949- واقع بينى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 22 - 5

5- چشمان آدمى در قيامت ، سخت ژرف نگر و واقع بين

فبصرك اليوم حديد

950- وحشت زدگان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 5

5- مجرمانِ رفاه مند و بى باك دنيا ، بيم ناكان وحشت زده صحنه قيامت اند .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

با توجه به اين كه آيات قبل در مورد رفاه مندان مغرور بود، مصداق بارز «مجرمان هراسناك» در اين آيات، همان دنياپرستان مغرور خواهد بود.

951- ورود مكذبان قيامت به جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 30 - 1

1 - فرمان حركت به تكذيب كنندگان روز جزا ، به سوى ستون هاى دود برخاسته از آتش دوزخ

انطلقوا إلى ظلّ

بنا به گفته مفسران، مقصود از «ظلّ»(سايه)، دود غليظ برخاسته از آتش دوزخ است كه به صورت سايه نمايان مى شود; مانند: «و ظلّ من يحموم; و سايه اى از دودى سخت سياه». (واقعه، آيه 43)

952- وسعت زلزله قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 2 - 1

1 - زمين ، بر اثر زلزله فراگير خود همه مردگان را ، بيرون خواهد ريخت .

و أخرجت الأرض أثقالها

«أثقال» جمع «ثِقْل» و «ثَقَل» است; نظير «أمثال» كه جمع «مِثْل» و «مَثَل» مى باشد. «ثِقْل» به معناى بار سنگين است. «ثَقَل» نيز به همان معنا و يا به معناى «شىء نفيس» است (لسان العرب). «بارهاى سنگين زمين»، كنايه از ذخاير آن و نيز اجساد مردگان است. برداشت ياد شده، به مصداق دوم نظر دارد.

953- وسعت سختيهاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 3

3 - مشكلات و سختى هاى روز قيامت ، گسترده و فراگير است .

يومًا كان شرّه مستطيرًا

مقصود از «شرّ»، شدايد و مشكلاتى است كه در روز قيامت به انسان ها روى مى آورد. «مستطير» از باب استفعال از فعل «طار» (پرواز كرد) است و در اين آيه، به انتشار و گسترش شرور و سختى ها در عرصه قيامت، همچون انتشار طيور در فضا و جو، اشاره دارد.

954- وسعت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 68 - 3

3 - مرگ و رستاخيز ، حقيقتى عام و در برگيرنده تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين و نه مخصوص انسان ها

و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض . .. ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم ق

955- وضوح دلايل قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 59 - 2،3،4

2 - برپايى قيامت ، داراى شواهد و دلايل ترديدناپذير است .

إنّ الساعة لأتية لا ريب فيها

با توجه به آيات پيشين - كه درصدد اثبات معاد انسان است - تعبير «لا ريب فيها»، مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه قيامت آن چنان از شواهد و دلايل متقن برخوردار است كه توجه به آن، زداينده هرگونه ترديد از انسان در برپايى آن است.

3 - با وجود شواهد و دلايل اثباتگر برپايى قيامت ، شك و ترديد در آن ، امرى ناروا و نابه جا است .

إنّ الساعة لأتية لا ريب فيها

4 - بيشتر مردم صدر اسلام با وجود شواهد و دلايل اثباتگر قيامت ، به اين حقيقت ايمان نياوردند .

إنّ الساعة لأتية . .. و لكنّ أكثر الناس لايؤمنون

956- وعده برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 28 - 5

5 - وعده وقوع حتمى قيامت ، از سوى مؤمنان به كافران داده شده بود .

و يقولون متى هذا الفتح إن كنتم صدقين

957- وعده قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 2

2- برپايى قيامت و كيفر كافران دين ستيز ، وعده الهى است .

و يقولون متى هذا الوعد

برداشت يادشده براين اساس است كه «ال» در «الوعد» عهد حضورى بوده و مقصود از آن، برپايى قيامت و عذاب كافران باشد كه همواره تمامى پيامبران به امت خويش وعده مى دادند و اين وعده در خاطر امت ها وجود داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 1

1- تحقق وعده راستين خداوند به برپايى قيامت ، نزديك است .

و اقترب الوعد الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 6

6- قيامت ( بهشت ) ، وعده پيشين خداوند به مؤمنان راستين

هذا يومكم الذى كنتم توعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 8

8- برپايى قيامت با آفرينش و سازماندهى دوباره جهان ، وعده قطعى خداوند است .

وعدًا علينا إنّا كنّا فعلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 68 - 1

1 - موضع گيرى ناباورانه مشركان در قبال وعده برپايى قيامت

لقد وعدنا هذا . .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 29 - 2

2 - وعده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مشركان مبنى بر وقوع قيامت در آينده

و يقولون متى هذا الوعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 48 - 4

4 - برپايى قيامت ، وعده اى الهى به انسان ها است .

متى هذا الوعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 6

6 - برپايى قيامت و حسابرسى از بندگان ، وعده الهى به انسان ها

هذا ما وعد الرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 11

11 - منتهى شدن نظام دنيا به جهان آخرت و قيامت ، وعده مكرر خداوند به خلق

يومهم الذى يوعدون

از فعل مضارع «يوعدون» - كه دلالت بر استمرار مى كند - مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 3

3 - وعده برپايى حتمى قيامت ، از پيام ها و هشدار هاى مهم خداوند به انسان ها

ءايتى تتلى عليكم . .. و إذا قيل إنّ وعد اللّه حقّ و الساعة

از اين كه خداوند، پس از بيان كلى «آياتى تتلى عليكم» صرفاً به مسأله معاد - به عنوان يكى از آن آيات - تصريح كرده است، اهميت آن استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 3

3 - برپايى قيامت ، وعده اعلام شده خداوند به انسان ها

و يقولون متى هذا الوعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 42 - 6

6 - برپايى قيامت و كيفر و پاداش آن روز ، وعده الهى به همگان

حتّى يلقوا يومهم الذى يوعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 7 - 2

2 - قيامت ، حقيقتى تحقق يافتنى و وعده اى تخلف ناپذير است .

إنّما توعدون لوقع

از آيات بعدى، استفاده مى شود كه مقصود از وعده در اين آيه، برپايى قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 2 - 1

1 - خداوند ، به مردم وقوع قيامت را وعده داده است .

و اليوم الموعود

مفسران اتفاق نظر دارند كه مراد از «اليوم الموعود» قيامت است.

958- وقت برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 187 - 3،6،10

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به اعلام عدم آگاهى خويش به لحظه فرارسيدن قيامت

قل إنما علمها عند ربى

6 - برپايى و ظهور قيامت داراى وقتى مشخص

لا يجليها لوقتها إلا هو

10 - دانش بشر ناتوان از پيش بينى زمان برپايى قيامت ، حتى به صورت احتمال

لا تأتيكم إلا بغتة

در صورتى مى توان گفت چيزى ناگهانى و بى خبر تحقق يافت كه انسان زمان تحقق آن را، حتى به صورت احتمال و حدس، در ذهن خويش ترسيم نكرده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 188 - 14

14 - زمان برپايى قيامت از امور غيبى است .

لو كنت أعلم الغيب لاستكثرت من الخير

پيامبر(صلی الله علیه و آله) در پاسخ كسانى كه مى پنداشتند او به زمان برپايى قيامت آگاهى دارد، با جمله «لو كنت أعلم الغيب . .. » بيان مى دارد كه من عالم به غيب نيستم ; يعنى زمان برپايى قيامت از امور غيبى جهان است.

959- وقت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 104 - 1،3،5

1- خداوند براى برپايى قيامت ، زمان مشخصى را تعيين كرده است .

و ما نؤخّره إلاّ لأجل معدود

3- براى تأخير قيامت ، دليل و علتى جز انتظار فرارسيدن زمان مخصوص آن وجود ندارد .

و ما نؤخّره إلاّ لأجل معدود

برداشت فوق ، بر اين مبناست كه لام در «لأجل» براى تعليل باشد.

5- تا برپايى قيامت ، تنها زمانى اندك باقى مانده است .

و ما نؤخّره إلاّ لأجل معدود

كلمه «معدود» (شمارش دار) به اندك بودن تعداد اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 7

7- دانش بشر ناتوان از پيش بينى زمان برپايى قيامت حتى به صورت احتمال

أو تأتيهم الساعة بغتة و هم لايشعرون

در صورتى مى توان گفت چيزى ناگهانى و بى خبر تحقق يافت كه آدمى زمان تحقق آن را حتى به صورت احتمال و حدس تعيين نكرده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 38 - 2

2- روز قيامت و زمان دقيق برپايى آن ، مشخص و معلوم در نزد خداوند

فأنظرنى إلى يوم يبعثون . قال فإنك من المنظرين . إلى يوم الوقت المعلوم

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مقصود از «الوقت المعلوم» روز رستاخيز و قيامت باشد و نام گذارى آن روز به «وقت معلوم» براى اين است كه تنها خدا، زمان دقيق آن را مى داند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 77 - 5

5- نزديكى برپايى قيامت در نظر خداوند ، على رغم دور جلوه كردن آن در چشم آدميان

و ما أمر الساعة إلاّ كلمح البصر أو هو أقرب

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «أمر الساعة» رخداد قيامت باشد نه فرمان برپايى آن; كه در اين صورت آيه مى تواند به بينش آدميان نسبت به دور بودن قيامت اشاره داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 17،20،21

17- مشركان ، انتظار داشتند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به زمان وقوع قيامت آگاه باشد .

و يقولون متى هو قل عسى أن يكون قريبًا

20- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به پاسخ دادن سؤال مشركان درباره زمان وقوع قيامت به اينكه اميد است به زودى تحقق يابد .

متى هو قل عسى أن يكون قريبًا

21- زمان وقوع قيامت ، نزديك است .

و يقولون متى هو قل عسى أن يكون قريبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 5

5 - خداوند به اراده خويش ، زمان برپايى قيامت را از انسان ها مخفى نگه داشته است .

أكاد أُخفيها

در قاموس آمده است كه «أكاد» (در اين آيه) به معناى «أريد» است و «أكاد أخفيها»; يعنى، اراده مى كنم كه آن را مخفى نگه دارم، براين اساس مراد از اخفاى قيامت، پنهان داشتن زمان وقوع آن خواهد بود، نه اصل وقوع آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 1 - 9

9- زمان فروپاشى نظام طبيعت و برپايى قيامت ، زمانى معين در نزد خداوند

إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم

«ال» در «الساعة» براى عهد است. بنابراين «الساعة» - آن هنگام - اشاره به زمانى مشخص و معين دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 4

4 - زمان برپايى قيامت ، زمانى است مشخص در پيشگاه خداوند .

حتّى تأتيهم الساعة بغتة

به كارگيرى «ساعة» با الف و لام عهد بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 64 - 7،8

7 - خداوند ، آگاه به زمان بازگشت انسان به سوى او ( زمان رستاخيز ) است .

قد يعلم ما أنتم عليه و يوم يرجعون إليه

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «و يوم. ..» عطف بر «ما أنتم...» باشد.

8 - مالكيت خداوند بر جهان هستى ، نشان آگاهى او از زمان رجعت و بازگردانيده شدن انسان به سوى او ( زمان رستاخيز ) است .

ألا إنّ للّه ما فى السموت و الأرض قد يعلم ما أنتم عليه و يوم يرجعون إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 65 - 5،6

5 - زمان برپايى قيامت ، از امور غيبى و علم آن تنها در اختيار خداوند

قل لايعلم . .. الغيب إلاّاللّه و ما يشعرون أيّان يبعثون

از ارتباط «أيّان يبعثون» با «الغيب» استفاده مى شود كه رستاخيز، خود مصداق و نمونه اى از امور غيبى است كه دانش آن تنها در اختيار خدا است.

6 - آگاهى نداشتن غيرخدا به لحظه برپايى رستاخيز ، دليل شايسته نبودن غير او براى پرستش

و ما يشعرون أيّان يبعثون

با توجه به اين كه معبودهاى دروغين مشركان، از مصاديق مورد نظر در «ما يشعرون» هستند، از ارتباط آن با صدر آيه استفاده مى شود كه موجوداتى كه زمان رستاخيز بر آنها مكشوف نباشد، اصولاً نمى توانند به عنوان معبود شناخته شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 3

3 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز منكران معاد ، از زمان برپايى رستاخيز و مجازات كافران

لقد وعدنا هذا. .. و يقولون متى هذا الوعد

مراد از «الوعد» به قرينه آيات پيشين، مى تواند وعده رستاخيز باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 6

6 - زمان برپايى قيامت ، در آخرين لحظه هاى پايانى دنيا است . *

و يوم تقوم الساعة

ناميده شدن قيامت به «الساعة» ممكن است به جهت اين باشد كه قيامت، در آخرين دقيقه ها و لحظه هاى عمر دنيا رخ مى دهد و ازاين رو، مى توان نكته ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 12

12 - كافران ، از حقيقت روز قيامت و برانگيختگى مردگان در آن ، همواره ، در جهل و بى اطلاعى اند .

يقسم المجرمون . .. فهذا يوم البعث و لكنّكم كنتم لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 34 - 1

1 - آگاهى به زمان برپايى قيامت ، در انحصار خداوند است .

إنّ اللّه عنده علم الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 63 - 1،4،5،6،7،9،10

1 - سؤال هاى پى در پى مردم ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره وقت وقوع قيامت

يسئلك الناس عن الساعة . .. لعلّ الساعة تكون قريبًا

«قريباً» قرينه است بر اين كه پرسش مردم از قيامت، درباره زمان وقوع آن بوده است.

4 - آگاهى از زمان وقوع قيامت ، امرى براى مردم بس مهم بود .

يسئلك الناس عن الساعة

5 - منافقان و بيماردلان مدينه ، با طرح پرسش هايى از امور غيبى ، مانند « زمان وقوع قيامت » ، در صدد استهزاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند .

لئن لم ينته المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. يسئلك الناس عن الساعة

بنابراين كه «ال» در «الناس» عهد ذكرى باشد و به منافقان و بيماردلان در آيه شصت برگردد، نكته بالا، قابل استفاده است.

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز از زمان وقوع قيامت بى اطلاع بود .

يسئلك الناس عن الساعة . .. و مايدريك لعلّ الساعة تكون قريبًا

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) هيچ راهى براى آگاهى از زمان وقوع قيامت ندارد .

و مايدريك لعلّ الساعة تكون قريبًا

«ما» در «مايدريك» استفهاميه و مبتدا، و جمله بعدى، خبر آن است و معناى عبارت چنين است: چه چيزى تو را آگاه مى كند از وقت وقوع قيامت؟

9 - پاسخ خداوند به پرسش مردم درباره زمان قيامت ، اين است كه جز خدا ، كسى خبر ندارد .

يسئلك الناس عن الساعة قل إنّما علمها عند اللّه

10 - زمان وقوع قيامت ، از اخبار غيبى است .

قل إنّما علمها عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 30 - 1،5،6

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به پرسش مشركان درباره زمان وقوع قيامت

و يقولون متى هذا الوعد . .. قل لكم ميعاد يوم لاتستأخرون عنه ساعة

5 - زمان وقوع قيامت ، تغيير ناپذير است .

قل لكم ميعاد يوم لاتستأخرون عنه ساعة و لاتستقدمون

6 - زمان وقوع قيامت ، براى هيچ كس روشن نيست .

يقولون متى هذا الوعد . .. قل لكم ميعاد يوم

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، به سؤال درباره زمان وقوع پاسخ نداده و تنها به حتمى بودن وقوع آن بسنده كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 2

2 - قيامت ، روزى است قريب الوقوع .

يوم الأزفة

«الآزفة» اسم فاعل از فعل «أزِفَ به معناى «قَرُبَ» مى باشد. «يوم الآزفة»; يعنى، روز نزديك شونده.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 1،2،3

1 - آگاهى به زمان برپايى قيامت ، در انحصار خداوند است .

إليه يردّ علم الساعة

تقديم «إليه» بر «يردّ» مفيد حصر است.

2 - قيامت و زمان برپايى آن ، مورد پرسش مشركان عصر بعثت

إليه يردّ علم الساعة

3 - آگاهى خداوند از زمان برپايى قيامت ، لازمه ربوبيت او است .

و ما ربّك بظلّ-م . .. إليه يردّ علم الساعة

با توجه به رجوع ضمير «إليه» به «ربّك» در آيه قبل، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 11،12

11 - امكان برپايى قيامت ، در هر لحظه از زمان

و ما يدريك لعلّ الساعة قريب

12 - زمان وقوع قيامت ، مخفى و پنهان حتى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما يدريك لعلّ الساعة قريب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 29 - 9

9 - تعيين زمان برپايى قيامت ، در اختيار خداوند و در گرو مشيت او است .

و هو على جمعهم إذا يشاء قدير

با توجه به اين كه زمان جمع آورى موجودات روز قيامت است، از آيه شريفه استفاده مى شود كه تعيين زمان آن وابسته به اراده و مشيت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 85 - 5

5 - آگاهى به زمان برپايى قيامت مختص خداوند است .

له ملك السموت و الأرض . .. و عنده علم الساعة

از تقدم خبر بر مبتدا، حصر استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 12 - 1

1 - سؤال تمسخرآميز كافران درباره زمان برپايى روز جزا

يسئلون أيّان يوم الدّين

از آيات قبل و بعد، تمسخرآميز بودن سؤال كافران استفاده مى شود; زيرا آنان اصولاً در مقام فهم حق نبودند و با اين پرسش، مى خواستند راهى ديگر براى انكار معاد و وسيله اى براى تمسخر آن پيدا كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 50 - 4

4 - زمان برپايى قيامت ، معلوم و مشخص نزد خداوند

إلى ميقت يوم معلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 61 - 4

4 - زمان برپايى رستاخيز ، خارج از قلمرو دانش بشر

و ننشئكم فى ما لاتعلمون

«ما»ى موصوله در «فيما»، مى تواند كنايه از كيفيت خلقت اخروى و يا كنايه از زمان حيات مجدد يافتن انسان در آخرت باشد. برداشت بالا بر پايه احتمال دوم است; يعنى، ما مرگ را بر اين اساس مقدر كرديم كه در زمانى كه نمى دانيد، شما را بار ديگر ايجاد كنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 1،7

1 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز كافران ، از زمان برپايى قيامت

و يقولون متى هذا الوعد

استفهام در «متى هذا الوعد» حقيقى نيست; بلكه از باب تهكّم و استهزا است.

7 - پرسش بهانه جويانه كافران ، درباره زمان برپايى قيامت ، ناشى از خوى لجاجت ، استكبارى و حق گريزى آنان بوده است .

بل لجّوا فى عتوّ و نفور . .. و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 26 - 2،3،5

2 - آگاهى از زمان دقيق برپايى قيامت ، تنها در انحصار خداوند است و هيچ كس از آن باخبر نيست .

و يقولون متى هذا الوعد . .. قل إنّما العلم عند اللّه

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام بى اطلاعى خويش از زمان فرا رسيدن قيامت

قل إنّما العلم عند اللّه

پاسخ پيامبر(صلی الله علیه و آله) (علم به زمان برپايى قيامت تنها در انحصار خداوند است)، مى رساند كه خود آن حضرت نيز از آن آگاهى نداشت.

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها عهده دار انذار مردمان ، درباره برپايى قيامت بود ، نه مشخص ساختن زمان دقيق آن .

قل إنّما العلم عند اللّه و إنّما أنا نذير

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه حصر در «إنّما أنا نذير» حصر اضافى بوده و نسبت به علم به زمان برپايى قيامت سنجيده شده است; يعنى، من تنها انذارگر به وقوع قيامت هستم، نه بيش از آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 26 - 2

2 - زمان نزول عذاب ، شكست كافران و برپايى قيامت ، از امور غيبى و تنها در اختيار خداوند است .

حتّى اذا اوا ما يوعدون. ..اقريب ما توعدون... علم الغيب

تعريف «الغيب» براى استغراق است; يعنى، تمامى امور و حقايق غيبى و «عالم الغيب» خبر براى مبتداى محذوف (هو) است. تعريف مسند و مسنداليه، مفيد قصر مى باشد; يعنى، تنها خداوند عالم به امور غيبى است. گفتنى است از مصاديق مورد نظر در امور غيبى - به قرينه آيات پيشين - مسأله برپايى قيامت، شكست كافران و نزول عذاب بر آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 27 - 3

3 - امكان آگاهى رسولان الهى از زمان برپايى قيامت و نزول عذاب بر كافران ، به وسيله وحى و الهام خداوند

قل إن أدرى أقريب ما توعدون . .. إلاّ من ارتضى من رسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 6 - 1،2

1 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز كافران ، از زمان برپايى قيامت

يسئل أيّان يوم القيمة

2 - آگاه نبودن از زمان برپايى قيامت ، بهانه كافران براى انكار آن

يسئل أيّان يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 17 - 5

5 - قيامت ، از دير زمان و در علم خداوند ، داراى زمانى مشخص بوده است .

إنّ يوم الفصل كان ميقتًا

فعل «كان» دلالت دارد كه وقت قيامت از پيش مشخص بوده است. «ميقات» گر چه اسم آلت است; ولى معناى «وقت» دارد; نظير ميعاد و ميلاد كه از اسم آلت بودن خارج شده و به معناى مصدر خود استعمال شده اند. متعلق ميقات - به قرينه سياق كلام - محشور شدن و مجازات ديدن است; يعنى، قيامت وقت مشخص شده براى اين حوادث است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 44 - 1

1 - تنها خداوند ، خصوصيات قيامت و زمان وقوع آن را مى داند .

إلى ربّك منتهيها

«منتهاها» - به قرينه سياق آيات پيشين - به معناى منتهاى علم به قيامت و شناخت خصوصيات و زمان آن است. تقديم «إلى ربّك» بيانگر حصر است.

960- وكالت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 109 - 7

7 - در دادگاه قيامت ، قضاوت بر اساس علم همه جانبه خداوند است و جايى براى وكيل مدافع نيست .

و كان اللّه بما يعملون محيطاً . .. فمن يجدل اللّه عنهم يوم القيمة ام من يكون علي

«وكيل» به كسى گفته مى شود كه كارهاى ديگرى را بر عهده مى گيرد و امور وى را تدبير مى كند و مراد از آن در آيه وكالت در دفاع خواهد بود كه از آن به وكيل مدافع تعبير مى شود.

961- ولايت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 11

11 - خداوند ، در قيامت ولى ( سرپرست ) و نصير ( يارى دهنده ) است .

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

962- ويژگى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 254 - 7،8

7 - دنيا ، عرصه تجارت سعادت و كسبِ توشه اخروى است ; نه قيامت .

انفقوا . .. من قبل ان يأتى يوم لا بيع فيه

8 - در قيامت ، هيچگونه داد و ستد ، دوستى و شفاعت نيست .

يوم لا بيع فيه و لا خُلّة و لا شفاعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 281 - 2،3،5،9

2 - قيامت ، هنگامه اى عظيم و دهشتناك براى نابكاران

و اتّقوا يوماً ترجعون فيه الى اللّه

آوردن «يوماً» به صورت نكره، اشاره به عظمت آن روز دارد.

3 - قيامت ، روز بازگشت انسان ها به سوى خداوند .

و اتّقوا يوماً ترجعون فيه الى اللّه

5 - قيامت ، روز دريافت كامل نتيجه اعمال ( كيفر و پاداش )

ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت

«توفّى» به معناى دريافت كامل است.

9 - در قيامت به كسى ستم نمى شود . ( نه از ثواب او كاسته و نه بر عقاب او افزوده مى گردد . )

توفّى كل نفس ما كسبت و هم لا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 9 - 7

7 - قيامت ، روز رسيدن همگان به يقين و برچيده شدن هر گونه ترديد

ليوم لا ريب فيه

مراد از جمله «لا ريب فيه» مى تواند اين معنا باشد كه در آن روز شكى وجود ندارد و آن روز، روز يقين است. نه اينكه در وقوع و تحقق روز قيامت شكى نيست چنانچه در برداشت قبلى آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 42 - 10

10 - قيامت ، روز بروز نهفته هاى درونى انسان

و لا يكتمون اللّه حديثاً

بر اين مبنا كه جمله «و لا يكتمون» عطف بر «يودّ» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 87 - 2،3

2 - قيامت ، پايان گردآورى انسان ها از سوى خداوند

ليجمعنّكم الى يوم القيمة

3 - قيامت ، روز گردآورى تمامى انسانها

ليجمعنّكم الى يوم القيمة

بر اساس اين احتمال كه «الى» به معنى «فى» باشد ; چنانچه برخى از مفسران اظهار داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 13

13 - قيامت، روز ظهور حقايق و از بين رفتن هر گونه ترديد

ليجمعنكم إلى يوم القيمة لا ريب فيه

مرجع ضمير «فيه» مى تواند «يوم القيامة» باشد، يعنى قيامت ظرف ترديد نيست و در آن روز ترديد از آدمى رخت بر مى بندد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 10

10 - قيامت روز رسيدگى به كار حق پذيران و حق ناپذيران و پاداش و مجازات آنهاست.

إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه ثم إليه يرجعون

جمله «ثمّ إليه يرجعون» ظاهراً تذليلى براى تمامى آيه است. يعنى هم پاسخ دهندگان و هم مرده دلان جملگى در قيامت مبعوث شده و به نتايج اعمال خود مى رسند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 38 - 8

8 - تمامى جنبندگان زمين و پرندگان آسمان، مانند انسان، در قيامت برانگيخته مى شوند.

ثم إلى ربهم يحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 8

8 - هراس از روزى كه در آن جز خداوند ياور و شفيعى نيست، زمينه پذيرش انذارهاى انبيا

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم ليس لهم من دونه ولى و لا شفيع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 60 - 16

16 - قيامت، روزِ بُروز حقيقت اعمال دنيوى آدميان است.

ثم إليه مرجعكم ثم ينبئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 72 - 7

7 - قيامت روز گرد آمدن تمامى آدميان در پيشگاه خداوند است.

و هو الذى إليه تحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 154 - 10

10 - روز قيامت، زمان ملاقات انسان با خداوند است.

لعلهم بلقاء ربهم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 164 - 11،13

11 - قيامت روز آگاهى عينى همگان به حقيقت معارف دين*

فينبئكم بما كنتم فيه تختلفون

روشن است كه خداوند در دنيا حقانيت مسائل مورد اختلاف ميان اهل ايمان و شرك را بيان كرده است. بنابراين مى توان گفت خبر دادن «فينبئكم»، كنايه از كيفر دهى است، و يا مراد از آن آگاهى ويژه، يعنى آگاهى عينى و ملموس است. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.

13 - قيامت ظرف ظهور و انكشاف ربوبيت مطلق خدا براى همگان

أغير الله أبغى ربا و هو رب كل شىء . .. فينبئكم بما كنتم فيه تختلفون

از مصاديق مورد نظر براى «ما كنتم فيه تختلفون»، به دليل «أغير الله أبغى ربا»، ربوبيت خداوند بر هستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 8 - 1

1 - قيامت روز سنجش و ارزيابى اعمال و عقايد آدميان است.

و الوزن يومئذ الحق

963- ويژگيهاى احضار انسان ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 32 - 2

2 - احضار تمامى انسان ها به پيشگاه خداوند در قيامت ، به صورت دسته جمعى و يك جا خواهد بود .

و إن كلّ لمّا جميع لدينا محضرون

«جميع» فعيل به معناى مفعول (مجموع) و ضد متفرق است و مقصود از آن در آيه شريفه، اجتماع و انضمام تمامى افراد، از همه اقوام و جوامع بشرى در يك مكان (قيامت) است.

964- ويژگيهاى برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 6

6- قيامت ، ناگهانى و در حال بى خبرى انسان ها تحقق مى يابد .

أو تأتيهم الساعة بغتة و هم لايشعرون

«بغتة» به معناى هجوم ناگهانى و بدون اطلاع قبلى است. جمله «و هم لايشعرون» حال مؤكده است ; زيرا توجه نداشتن از «بغتة» معلوم مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 108 - 4

4 - عدم امكان بازگشت انسان به دنيا ، پس از برپايى قيامت

ربّنا أخرجنا منها . .. قال اخسئوا فيها و لاتكلّمون

965- ويژگيهاى دود قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 3

3- تهديد مشركان حق ستيز مكه ، از سوى خداوند به عذابى دنيوى و تيره كننده زندگى

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «دخان مبين»، كنايه از تيره روزى و عذاب دنيوى باشد، چه اين كه برخى از مفسران اين آيه را پاسخى به دعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته اند كه از خداوند خواست تا براى بيدار شدن مشركان، آنان را به قحطى اى همچون دوران يوسف مبتلا كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 3

3- دود هاى متراكم قيامت ، شكنجه آور ، دردآفرين و در بر گيرنده تمامى كفرپيشگان

يغشى الناس هذا عذاب أليم

ممكن است اين آيات در مورد عذاب اخروى باشد.

966- ويژگيهاى قضاوت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 38 - 5

5 - داورى ميان حق و باطل در عرصه قيامت ، با حضور تمامى خلايق انجام خواهد پذيرفت .

هذا يوم الفصل جمعنكم و الأوّلين

967- ويژگيهاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 4 - 5،6

5 - روز قيامت ، روز كيفر و پاداش است .

ملك يوم الدين

«دين» در اينجا به معناى جزا (كيفر و پاداش) و يا حساب است، و هر دو بازگشت به يك معنا دارند.

6 - مالكيت خدا بر روز جزا و فرمانروايى او در آن روز ، دليل اختصاص ستايش ها به اوست .

الحمد للّه . .. ملك يوم الدين

«مالك يوم الدين» نيز مانند اوصاف گذشته به منزله دليل براى «الحمد للّه» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 2،7،8

2 - قيامت ، روزى پر مخاطره كه بايد براى مصونيت از آن ، وسيله كارسازى را تدارك ديد .

واتقوا يوماً

«اتقاء» يعنى، بر گرفتن و تدارك ديدن وسيله اى براى محافظت از چيزى خطر ساز و هولناك. بنابراين «اتقوا يوماً» دلالت مى كند كه: روز قيامت متضمن خطرهاى هولناكى است و آدمى بايد براى مصون ماندن از آنها وقايه اى (نگهدارنده اى) را تدارك ببيند.

7 - در روز قيامت از هيچ كس عِدل و عوضى - كه خويشتن را با آن باز خرد - گرفته نخواهد شد .

و لايؤخذ منها عدل

كلمه «عَدْل» به معناى: فديه و عوض است كه شخص براى آزادى خود يا ديگرى مى پردازد، تا از اسارت و مانند آن آزاد شود.

8 - در روز قيامت هيچ كس به دفاع از ديگرى برنخواهد خواست و او را يارى نخواهد كرد .

و لاهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 110 - 10

10 - قيامت ، صحنه بروز و ظهور اعمال پسنديده اى است كه آدمى در دنيا انجام داده است .

و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عنداللّه

ضمير مفعولى در «تجدوه» (مى يابيد آن را) به كلمه «خير» بر مى گردد و مقتضايش آن است كه: آدمى با همان عمل نيكى كه انجام داده، روبه رو خواهد شد; يعنى، اعمال نيك آدمى در قيامت، به گونه اى بروز و ظهور دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 112 - 7

7 - قيامت ، صحنه اى هراسناك و جايگاه حزن و اندوه است .

ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 113 - 15

15 - قيامت ، صحنه داورى ميان امتهاست .

فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 1،2،4،5،6،7،8

1 - قيامت ، روزى با عظمت كه همگان با آن مواجه خواهند شد .

و اتقوا يوماً

مراد از «يوماً» روز قيامت است. نكره آوردن آن، حكايت از عظمت آن دارد.

2 - قيامت ، روزى پر مخاطره كه بايد براى مصونيت ازآن ، سببى كارساز تدارك ديد .

و اتقوا يوماً

«اتقاء» (مصدر إتقوا); يعنى، برگرفتن و تدارك ديدن وسيله اى براى محافظت از چيزى هولناك و خطرساز. بنابراين «إتقوا يوماً» دلالت مى كند كه: روز قيامت حاوى مخاطرات هولناك است و آدمى بايد براى مصون ماندن از آنها، وقايه (وسيله اى براى محافظت) فراهم آورد.

4 - هيچ كس در روز قيامت ، ذره اى از عذاب ديگرى را بر عهد نمى گيرد و متحمل آن نمى شود .

و اتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً

5 - در روز قيامت ، از هيچ كس فديه و عوضى كه خويشتن را با آن باز خرد ، پذيرفته نمى شود .

و لايقبل منها عدل

«عدل» به معناى فديه و عوضى است كه شخص براى آزادى خود يا ديگرى مى پردازد تا از اسارت و مانند آن آزاد شود.

6 - در روز قيامت شفاعت هيچ كس از ديگرى ، سودبخش نخواهد بود .

و لاتنفعها شفعة

ضمير «ها» در «تنفعها» به «نفس» دوم در «لاتجزى نفس عن نفس» بر مى گردد.

7 - در روز قيامت ، هيچ كس از دفاع و يارى ديگرى بهره مند نخواهد شد .

و لاهم ينصرون

8 - در قيامت ، هيچ راه نجاتى براى كافرانِ به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) وجود نخواهد داشت .

أولئك يؤمنون به و من يكفر به . .. و اتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً

هدف از توصيف قيامت، به اينكه فديه اى گرفته نمى شود و . ..; مأيوس كردن مستحقان عذاب است از اينكه راه نجاتى - جز ايمان به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) - براى خويش توهم كرده و به اعتبار آن دل خوش كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 148 - 11

11 - قيامت زمان برداشت و پاداش اعمال نيك است .

فاستبقوا الخيرت أين ما تكونوا يأت بكم اللّه جميعاً

جمله «أين ما تكونوا . ..» تعليل جمله قبل است; يعنى، چون قيامتى بر شما هست بايد در دنيا به انجام كارهاى نيك بپردازيد. اين تعليل بيانگر آن است كه: سعادت انسان در آخرت، به اعمال نيك او در دنيا بستگى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 8

8 - صحنه قيامت ، صحنه مشاهده اعمال دنيوى و ديدن نتايج آن است .

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت

فعل «يرى» مى تواند از رؤيت به معناى ديدن با چشم باشد. بر اين مبنا معناى جمله «كذلك ...» چنين مى شود: خداوند اعمال مشركان (و يا نتايج اعمالشان) را به آنان نشان خواهد داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 25 - 6،7،8،10،13

6 - قيامت ، روز رسيدن همگان به يقين و برچيده شدن هر گونه ترديد

ليوم لا ريب فيه

مراد از جمله «لا ريب فيه» مى تواند اين معنا باشد كه در آن روز شكى وجود ندارد و آن روز، روز يقين است; نه اينكه در وقوع و تحقق روز قيامت شكى نيست، چنانچه در برداشت قبل آمده است.

7 - همه حقايق در قيامت ، مكشوف و يقينى است .

ليوم لا ريب فيه

8 - قيامت ، روزى كه هر كس اندوخته هاى خود را به تمام و كمال دريافت مى كند .

و وفّيت كل نفس ما كسبت

10 - حضور و نمود اعمال دنيوى انسان در قيامت

و وفّيت كل نفس ما كسبت

زيرا «وفّيت» به «ما كسبت» نسبت داده شده ; نه به نتيجه آن.

13 - قيامت روزى كه به انسان ظلم نخواهد شد .

و هم لا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 3،5،6

3 - قيامت ، روز تحقق عقاب و قهر الهى و يافتن اعمال خير و شر

و يحذّركم اللّه نفسه . .. يوم تجد كل نفس ما عملت من خير ... من سوء

5 - قيامت ، روز حضور نفس اعمال نيك و بد آدمى در پيش او

يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضراً . .. من سوء

چون اسناد احضار به خود اعمال (ما عملت) است ; نه به پاداش و جزاى آن.

6 - قيامت ، روز دريافتِ كيفر و پاداشِ اعمال نيك و بد *

يوم تجد كل نفس ما عملت من خير . .. من سوء

بنابراينكه «ما عملت»، به معناى «جزاء ما عملت» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 19

19 - قيامت ، جايگاه حلّ نهايى اختلافات

ثمّ الىّ مرجعكم فاحكم بينكم فيما كنتم فيه تختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 6

6 - بازگشت به دنيا پس از حشر در قيامت ممكن نيست.

و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه

«لو» غالباً در مواردى به كار مى رود كه شرط آن كارى ممتنع و غير عملى باشد. لذا جمله «ردوا» كه شرط براى «لو» مى باشد امرى غير عملى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 2،3

2 - قيامت صحنه ملاقات همگان با خداوند است.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه حتى إذا جاءتهم الساعة

«الساعة» از اسامى قيامت است و منظور از ملاقات، برخورد جسمانى نيست، زيرا چنين امرى محال است. لذا مراد از آن شهود حاكميت و قدرت خداوند است.

3 - قدرت و حاكميت خداوند در قيامت تجلى مى يابد.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة

مراد از «لقاء اللّه» نمى تواند ملاقات و برخورد، به معنى متعارف، باشد. لذا مراد از لقاء خداوند، ملموس شدن حاكميت و رضايت و غضب اوست، به گونه اى كه گويا آدميان با خود خداوند ملاقات كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 20

20 - قيامت روز پاداش و كيفر اعمال است.

و كذلك زينا لكل أمة عملهم . .. فينبئهم بما كانوا يعملون

مطلع ساختن آدميان بر اعمالشان در قيامت، كنايه از مجازات و يا پاداش آنان مى تواند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 132 - 3

3 - قيامت، روز اعطاى درجات و يا سقوط به دركات است.

و لكل درجت مما عملوا

اگر چه در آيه شريفه تنها درجات مذكور شده است، ولى شامل دركات نيز مى گردد. چون درجات و دركات آميخته به يكديگرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 77 - 6

6 - قيامت ، روز ملاقات انسان با خدا

يوم يلقونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 21

21 - قيامت ، روز حضور انسان در برابر خدا و آگاه شدن او از تمامى كرده هايش و نيز روز محاكمه و تعيين سرنوشت

ثم تردون إلى علم الغيب و الشهدة فينبئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 105 - 9،10

9 - قيامت ، عرصه احضار انسان ها براى حسابرسى اعمالشان

و ستردون . .. فينبئكم بما كنتم تعملون

10 - باخبر شدن انسان ها در قيامت از حقيقت و بازتاب اعمال دنيوى خويش

فينبئكم بما كنتم تعملون

مراد از «ما كنتم تعملون» مى تواند ظاهر اعمال نباشد ; چه اينكه انسانها از ظاهر اعمال خويش باخبرند و آنچه را نمى دانند، حقيقت اعمالشان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 1

1 - قيامت ، روز ديدار با خداست .

إن الذين لا يرجون لقاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 8

8 - قيامت ، روز ديدار با خداوند است .

الذين لايرجون لقاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 5،25

5 - قيامت ، روز ديدار با خداوند

قال الذين لا يرجون لقاءنا

25 - قيامت ، روزى بزرگ و هراسناك

عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 9

9 - قيامت ، روز داورى ميان موحدان و مشركان

و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم فيما فيه يختلفون

از اينكه خداوند فرمود: دنيا جاى داورى ميان اهل شرك و توحيد نيست، معلوم مى شود محل داورى ميان آنان، جهانى ديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 7

7 - جهان آخرت ، سراى تنهايى و محروميت از هر گونه شفاعت براى زشت كرداران

و الذين كسبوا السيئات . .. ما لهم من اللّه من عاصم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 3،6،9

3 - قيامت ، روز حشر و گردآورى تمامى انسان ها ( نيكان و بدان ، و مؤمنان و مشركان )

للذين أحسنوا . .. و الذين كسبوا السيئات ... و يوم نحشرهم جميعاً

ضمير «هم» در «نحشرهم» به هر دو دسته نيكان و بدان برمى گردد.

6 - قيامت ، عرصه داورى خدا ميان انسانها

و يوم نحشرهم جميعاً ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم فزيلنا بينهم

9 - بت هاى مورد پرستش اهل شرك در آخرت ، داراى شعور و توانا بر نطق

و يوم نحشرهم جميعاً . .. و قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 30 - 8،9

8 - قيامت ، روز رجوع و بازگشت همه انسان ها به خداوند است .

و ردوا إلى اللّه موليهم الحق

9 - قيامت ، روز ظهور مولويت و مالكيت به حق و پروردگارى بى همتاى خداوند و بر ملا شدن بطلان انديشه مولويت و ربوبيت غير او براى شرك پيشگان

و يوم نحشر هم جميعاً . .. و ردوا إلى اللّه موليهم الحق و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 45 - 3،4،5،7

3 - مردم در قيامت ، زمان درنگ خود در دنيا را بسيار كوتاه و به اندازه لحظاتى كه چند تن همديگر را ببينند و بشناسند ، احساس مى كنند .

و يوم يحشرهم كأن لم يلبثوا إلا ساعة من النهار يتعارفون بينهم

«ساعة» در لغت به معناى جزيى از اجزاى زمان، است (كوتاه باشد يا بلند). برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ظرف متعلق به «لم يلبثوا»، دنيا باشد; يعنى: «كأن لم يلبثوا فى الدنيا ...».

4 - مردم در قيامت ، زمان درنگ خود در برزخ را بسيار كوتاه احساس مى كنند .

و يوم يحشرهم كأن لم يلبثوا إلا ساعة من النهار

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ظرف متعلق به «لم يلبثوا»، زمان پس از مرگ باشد.

5 - مردم در قيامت ، زمان درنگ خود در دو عالم ( دنيا و برزخ ) را بسيار كوتاه احساس مى كنند .

و يوم يحشرهم كأن لم يلبثوا إلا ساعة من النهار

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ظرف متعلق به «لم يلبثوا»، دنيا و زمان پس از مرگ باشد; يعنى: «كأن لم يلبثوا فى الدنيا و بعد الموت».

7 - قيامت ، روز ملاقات با خداوند است .

و يوم يحشرهم . .. قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 60 - 3

3 - قيامت ، روزى است كه در آن ، عاقبت كار انسان ها مشخص مى شود .

و ما ظن الذين يفترون . .. يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 14

14 - قيامت ، روز داورى خداوند است .

إن ربك يقضى بينهم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 16

16- روز قيامت ، روزى بزرگ و عذاب آن ، عذابى سهمگين است .

فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير

كلمه «كبير» در ظاهر صفت براى «يوم» است و در حقيقت بيانگر بزرگى عذاب آن روز مى باشد كه از آن در برداشت ، به سهمگينى عذاب تعبير گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 4 - 2

2- روز قيامت ، روز بازگشت انسان ها به خداوند است .

فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير. إلى الله مرجعكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 15،16

15- قيامت ، روز ملاقات انسان با خداوند

إنهم ملقوا ربهم

16- قيامت ، روز تمايز مؤمنان راستين از مدعيان دروغين

بل نظنكم كذبين . .. إنهم ملقوا ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 5،7

5- سراى آخرت ، عرصه گرد آمدن همه انسانهاست .

ذلك يوم مجموع له الناس

«ذلك» اشاره به «الأخرة» است و به نظر مى رسد مذكرآوردن آن به لحاظ خبر (يوم) باشد.

7- صحنه هاى قيامت و موقف هاى آن علنى ، مشهود و در مرأى و منظر همگان است .

ذلك يوم مشهود

ظاهر اين است كه «مشهود» (مورد مشاهده) صفت براى متعلق موصوف است يعنى منظور مشاهده خود آن روز نيست بلكه مشاهده چيزهايى است كه در آن روز وجود دارد و در آن پديد مى آيد. از جمله آن هاست مواقف و صحنه هاى قيامت و يا انسانهاى موجود و گردآورى شده در آن صحنه و يا ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 1،2،3

1- هيچ كس در قيامت جز به اذن و رخصت خداوند سخن نخواهد گفت .

يوم يأت لاتكلم نفس إلاّ بإذنه

ضمير در «يأت» به «يوم» در آيات قبل، باز مى گردد و «يوم» در «يوم يأت» به معناى حين و زمان است. بنابراين «يوم يأت ...»; يعنى، در آن هنگام كه روز قيامت برپا شود ... . قابل ذكر است كه «لاتكلم» در اصل «لاتتكلم» بوده كه بر اساس قواعد صرفى يك «تاء» از آن حذف شده است.

2- روز قيامت ، روز بروز و ظهور حاكميت مطلق خداوند بر بندگان

يوم يأت لاتكلم نفس إلاّ بإذنه

از آن جا كه در دنيا هيچ فعل و انفعالى صادر نمى شود مگر اينكه اذن خدا را همراه دارد ، مى توان گفت مقصود از «لاتكلم نفس إلاّ بإذنه» اين است كه: در آخرت اين حقيقت براى همگان مكشوف مى شود و انسانها آن را لمس خواهند كرد.

3- اختيار و انتخاب در روز قيامت ، از انسان ها سلب مى شود .

يوم يأت لاتكلم نفس إلاّ بإذنه

قرين بودن هر گونه سخن در قيامت با اذن خداوند، مى تواند به اين معنا باشد كه: صحنه قيامت مانند دنيا نيست كه انسانها با اراده خويش سخن بگويند و يا افعال ديگرى انجام دهند و احياناً كارى كنند كه مورد رضايت خدا نباشد; بلكه اختيار از آنها سلب مى شود و نمى توانند هر چه را مى خواهند بگويند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 41 - 8

8- قيامت روز حسابرسى است .

يوم يقوم الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 42 - 10

10- قيامت ، روز خيره شدن چشم ها از شدت ترس و هولناكى آن

ليوم تشخص فيه الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 35 - 5

5- قيامت ، روز كيفر و جزا و « يوم الدين » از نام هاى آن است .

يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 92 - 5

5- قيامت ، روز بازخواست از مجرمان و تجزيه كنندگان آيات قرآن

لنسئلنّهم أجمعين

آورده شدن فعل مضارع «نسئل» براى بازخواست، مى تواند اشاره به آينده و روز قيامت داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 96 - 4

4- قيامت ، روز كشف حقايق و روشن شدن حق و باطل است .

الذين يجعلون مع الله إلهًا ءاخر فسوف يعلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه زمان «دانستن»، روز قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 17

17- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « ليحملوا اوزارهم كاملة يوم القيامة » يعنى ليستكملوا الكفر يوم القيامة « و من اوزار الذين يضلّونهم بغير علم » يعنى كفر الذين يتولّونهم ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه در باره قول خدا «ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيامة» فرمود: مقصود اين است كه كفر خود را در قيامت كامل كنند و درباره «و من اوزار الذين يضلّونهم بغير علم» فرمود: مقصود اين است كه كفر پيروان خويش را [بر دوش بگيرند]. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 14

14- قيامت ، روزى سخت و خوار كننده است .

إن الخزى اليوم و السوء على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 39 - 3

3- قيامت ، روز ظهور حقايق

بلى وعدًا عليه حقًّا . .. ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 77 - 3

3- رخ نمودن لحظه قيامت ، در يك چشم به هم زدن يا كمتر از آن

و ما أمر الساعة إلاّ كلمح البصر أو هو أقرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 84 - 5

5- قيامت ، روز آشكار شدن اعمال ، انگيزه ها و ماهيت همه انسانها

و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا

برداشت فوق از آن جاست كه با گواهى دادن گواهان، پرده از تمامى اعمال، انگيزها و . .. انسانها - كه تا روز قيامت از منظرها پنهان بود - برداشته خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 3

3- قيامت ، روز برانگيخته شدن گواهانى از ميان هر امت براى شهادت دادن بر آنان

و يوم نبعث فى كلّ أُمّة شهيدًا عليهم من أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 1،3،7

1- قيامت ، روز دفاع سرسختانه هر انسانى از خويش ( عقايد ، رفتار و انگيزه ها )

يوم تأتى كلّ نفس تجدل عن نفسها

3- تلاش و توجه هر فردى در قيامت ، تنها معطوف به دفاع از شخص خويش است .

يوم تأتى كلّ نفس تجدل عن نفسها

7- همه انسان ها ، سزاى اعمال خويش را در قيامت ، به طور كامل دريافت خواهند كرد .

يوم . .. و توفّى كلّ نفس ما عملت

«توفّى» (از ماده توفية) به معناى پرداخت و دريافت كامل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 124 - 6

6- قيامت ، روز داورى خداوند در زمينه اختلافات و انحرافات بشر

و إن ربّك ليحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 52 - 1،7

1- رستاخيز ، روز احضار انسان ها از سوى خداوند

يوم يدعوكم

7- كفر و ناسپاسى ، محدود به دنياست و در آخرت حتى كافران ، ثناگوى خداوند خواهند بود .

يوم يدعوكم فتستجيبون بحمده

بنابر اينكه مخاطب «يدعوكم» منكران قيامت باشد، استفاده مى شود كه آنان تنها در دنيا مجال كفر و كفران داشتند، ولى در آخرت حمد و ثنا خواهند گفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 2،3،9

2- قيامت و احضار مردم و پيشوايانشان در آن هنگام ، روزى شايسته ياد و يادآورى و به خاطرسپارى است .

يوم ندعوا كلّ أُناس بإممهم

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه نصب «يوم» به جهت مفعول فعل محذوف «اذكر» باشد و «با» ى در «بإمامهم » مصاحبت باشد.

3- قيامت ، روز فراخوانى همه نسل ها و گروه هاى مردم ، همراه با پيشوايانشان

يوم ندعوا كلّ أناس بإممهم

9- انسان ها ، عملكرد دنيوى خويش را در قيامت ، به صورت مجموعه اى ثبت شده و مكتوب دريافت مى كنند .

فمن أُوتى كتبه بيمينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 3،14

3- قيامت ، روز الغاى اعتبارات و امتيازات دنيوى انسان ها است . *

و عرضوا على ربّك صفًّا

چنان چه مراد از «صفّاً» اين باشد كه همگان در يك صف محشور خواهند شد جملهء «و عرضوا. ..» اشعار به اين مطلب خواهد داشت كه با وجود آن كه اهل دنيا، امتيازات را به مال و منال و ديگر اعتبارات مادّى دنيا مى دانستند، ولى در صفى واحد محشور خواهند شد. اين نكته، با توجه به آيات مربوط به داستان مرد ثروت مند و هم صحبت او، بيشتر واضح مى گردد.

14- قيامت ، زمان به وقوع پيوستن وعده هاى الهى است .

بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 1،4،7

1- در قيامت ، نامه عمل هر فرد ، در برابر ديدگان او نهاده شده ، آن را مشاهده خواهد كرد .

و وضع الكتب . .. و يقولون يويلتنا مال هذا الكتب

مقصود از «الكتاب» به قرينه جملات بعدى، نوشته هايى است كه در آن، همه اَعمال آدميان، ثبت و ضبط شده است. حرف «ال» در «وضع الكتاب»، براى استغراق اَفراد است، يعنى «كلّ كتاب». در نتيجه، مراد اين است كه همه كتاب ها را در برابر ديدگان آحاد انسان ها قرار خواهند داد و هر فرد، كتاب خودش را ملاحظه خواهد كرد.

4- روز قيامت ، بيم و هراس و تأثّر ، در چهره مجرمان ، ملموس و نمايان است .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

«اشفاق» توجه و عنايتى است كه آميخته به ترس باشد و در صورتى كه با «من» متعدى شود، معناى بيم و دلهره در آن آشكارتر است (مفردات راغب). پس عبارت «مشفقين ممّا فيه» دلالت دارد كه مجرمان، از آنچه در نامه اَعمال مشاهده مى كنند، خائف و هراسناك اند و اين ترس - به قرينه فعل «ترى» - در چهره آنان قابل مشاهده و رؤيت است.

7- پرهيز كنندگان از جرم و گناه ، به هنگام مشاهده نامه اَعمال خود در قيامت ، بيم و هراس نخواهند داشت .

و وضع الكتب فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

جمله «وضع الكتاب» وضع و مشاهده كتاب را به مجرمان اختصاص نداده است، ولى جمله «فترى المجرمين. ..» تنها، از ترس مجرمان سخن گفته است، بنابراين، ديگران، با مشاهده كتابِ خود، اضطرابى نخواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 8،9

8- چشم هاى نابينا در برابر حق ، در قيامت ، شعله هاى آتش دوزخ را خواهد ديد .

و عرضنا جهنّم يومئذ للكفرين عرضًا . الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى

عرضه شدن جهنم بر كافران در قيامت و رويت آن، عقوبتى متناسب با بهره نبردن آنان از بينايى براى شناخت خداوند است، همانگونه كه گوش ناشنواى آنان نيز صداى جهنم را درخواهد يافت، زيرا، عرضه جهنم، محدود به عرضه بصرى نيست.

9- گوش هاى عاجز از دريافت پيام هاى خداوند ، در قيامت ، شنواى صداى دوزخ خواهد بود .

و عرضنا جهنّم . .. الذين ... كانوا لايستطيون سمعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 4،11

4- قيامت ، روز فرو افتادن همه حجاب ها و يقين آدميان به خداوند يكتا است .

أعينهم فى غطاء . .. كفروا بأيت ربّهم و لقائه

مقصود از لقاى پروردگار، مسلّماً برخورد حسى نيست (لاتدركه الأبصار) بلكه مقصود، آن است كه آدمى، در قيامت، به حقّانيّت يكتايى خداوند پى خواهد برد، گرچه كافران، چنين ملاقاتى را منكر باشند.

11- قيامت ، روز سنجش و محاسبه اَعمال است .

فلانقيم لهم يوم القيمة وزنًا

از تعبير موجود در آيه، چنين برمى آيد كه در قيامت، براى سنجش اَعمال آدميان، معيارها و ميزان هايى به كار گرفته مى شود، لكن براى برخى، به جهت فقدان هرگونه عمل ارزشمند، هيچ محاسبه و ميزانى برقرار نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 11

11- قيامت ، روز لقاى پروردگار و مشاهده نمود هاى روشن وى است .

فمن كان يرجو لقاء ربّه

مسلّم است كه مراد از لقاى پروردگار، برخوردى حسّى با او نيست; چون، چنين امرى هم از نظر عقل و هم از نظر متون دينى، محال است (لاتدركه الأبصار). بنابراين، به قرينه «فليعمل عملاً صالحاً»، مراد از لقاى پروردگار، مواجه شدن با رضايت و پاداش هاى او در روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 2،3

2- قيامت ، روز ظهور و بروز حقايق است .

أسمع بهم و أبصر يوم يأتوتنا

3- قيامت ، روز حضور مردم در پيشگاه خداوند است .

يوم يأتوننا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 39 - 2،4،6

2- قيامت ، روز حسرت و افسوس آدميان بر عملكرد خويش در دنيا است .

و أنذرهم يوم الحسرة

4- قيامت ، روز پايان فرصت ها و جبران ناپذيرى خطا ها و انحرافات است .

و أنذرهم يوم الحسرة إذ قضى الأمر

مراد از «الأمر» به قرينه «يوم الحسرة» فرصت هايى است كه از كف دادن آن موجب حسرت شده است و «قضى» از «قضاء»به معناى فيصله دادن و به پايان رساندن است، به گونه اى كه مورد آن جبران پذير نباشد (مفردات راغب).

6- قيامت ، روز فيصله امور و تعيين سرنوشت قطعى انسان

إذ قضى الأمر

ممكن است مقصود از «الأمر» حكم قطعى و تعيين بهشتى و يا دوزخى بودن مردم باشد در اين صورت «قضى الأمر» ناظر به صدور احكام قطعى و گذشتن از آن مرحله است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 40 - 7

7- در قيامت ، رابطه انسان با مالكيت هاى اعتبارى او در دنيا ، به كلى بريده خواهد شد .

و أنذرهم يوم الحسرة . .. إنّا نحن نرث الأرض و من عليها و إلينا يرجعون

خداوند، هم زمين را ميراث خود دانسته و هم آدميان را; يعنى هم مالكان اعتبارى و هم ملك هاى اعتبارى; بنابراين در قيامت، اين دو تنها با مالك حقيقى خود مرتبط خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 20

20- قيامت ، روز ظهور حقايق

و إمّا الساعة فسيعلمون من هو شرّ مكانًا و أضعف جندًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 80 - 2

2- قيامت ، روز حضور همگان در پيشگاه خداوند

و يأتينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 7،10

7- قيامت ، روز ظهور حقايق و بطلان شركورزى و بروز ناتوانى معبود هاى ساختگى مشركان از عزت بخشيدن به آنها

ليكونوا لهم عزًّا . .. سيكفرون بعبادتهم

10- « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله : « . . . كلاّ سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدّاً » يوم القيامة . . . ثمّ قال : ليست العبادة هى السجود و لا الركوع و إنّما هى طاعة الرجال من أطاع مخلوقاً فى معصية الخالق فقد عبده ;

از امام صادق(ع) در باره سخن خدا « . .. كلاّ سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدّاً» روايت شده كه فرمود: [اين ضديّت] روز قيامت است... سپس امام فرمود: عبادت [در اين جا] سجود و ركوع نيست; بلكه [مراد ]اطاعت از مردم است; هر كس مخلوقى را در معصيت خالق اطاعت كند، او را عبادت كرده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 5

5- قيامت ، روز حشر و اجتماع انسان ها

يوم نحشر

«حشر»; يعنى، جمع كردن به گونه اى كه با سوق دادن همراه باشد (مقاييس اللغه).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 4

4- قيامت ، روز ظهور تفاوت وضعيت مجرمان و متقين

يوم نحشر . .. و نسوق المجرمين إلى جهنّم وردًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 74 - 5

5 - قيامت ، روز حضور همگان در پيشگاه خداوند

إنّه من يأت ربّه مجرمًا

به قرينه آيه بعد (و من يأته مؤمن اً)، حضور در قيامت همگانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 4

4 - قيامت ، روز ظهور اعمال دنيوى انسان است .

من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيمة وزرًا

«وزر»،به معناى بارسنگين است و به گناه از آن جهت كه بار سنگينى بر دوش گنه كار است، «وزر» اطلاق مى گردد (مفردات راغب). «حمل وزر» حاكى از آن است كه در قيامت، گناه به صورت بارى بر دوش گناهكار ظهور خواهد يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 101 - 5

5 - قيامت ، روز مجازات و كيفر گنه پيشگان

و ساء لهم يوم القيمة حملاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 102 - 1،3،7

1 - دميده شدن در صور ( بوق و يا صورت و تمثال ها ) ، از رخداد هاى روز قيامت

يوم ينفخ فى الصور

«صور» محتمل است به يكى از دو معنا باشد: 1- به معناى شاخ، كه در اين صورت مقصود دميده شدن در بوق خواهد بود; چرا كه در قديم، با سوراخ كردن شاخ حيوانات از آن بوق مى ساختند. 2- ممكن است «صور» جمع صورة باشد. براين اساس، مقصود دميده شدن در تمثال ها و پيكرهاى مردگان براى زنده شدن خواهد بود. بعضى از آياتى كه در آن كلمه «صور» آمده است، با معناى دوم سازگار نيست.

3 - قيامت ، روز دميده شدن دوباره روح ها در اجساد و صورت هاى مردگان *

يوم ينفخ فى الصور

برداشت ياد شده بر اساس احتمالى در معناى «صور» است كه جمع «صورت» و به معناى «تمثال ها و پيكرها» باشد.

7 - قيامت ، روز اجتماع و گردآمدن انسان ها است .

نحشر المجرمين

«حشر» به معناى جمع كردن است (لسان العرب) و در آن، معناى سوق دادن نيز لحاظ مى شود (مقاييس اللغة).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 104 - 7

7 - ملكات و تفاوت هاى انسان ها ، در قيامت نيز بروز و ظهور خواهند داشت .

إذ يقول أمثلهم طريقة

«أمثلهم طريقة» بيانگر خصلت شخصى است كه نظريه «يك روز» را مطرح ساخته است. حدوث اين خصلت براى وى در آخرت بعيد به نظر مى رسد. بنابراين بايد گفت اين ويژگى، بروز و ظهور ملكاتى است كه در دنيا براى او تحصيل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 107 - 1

1 - روز قيامت ، كمترين پستى و بلندى در سطح زمين مشاهده نخواهد شد .

لاترى فيها عوجًا و لاأمتًا

«عوج» نقطه مقابل اعتدال است (مصباح) و «أمْت» به معناى مكان مرتفع مى باشد و به پستى و بلندى نيز اطلاق مى گردد (قاموس). مفاد «لاترى...» آن است كه به هنگام تحقق رستاخيز در زمين، هيچ ناهموارى و كجى به چشم نخواهند خورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 108 - 6،7،9

6 - عظمت رخداد قيامت و چشم دوختن به رحمت خداوند در آن روز ، صدا ها را در سينه ها حبس و طنين آن را خواهد گرفت .

يومئذ . .. و خشعت الأصوات للرحمن

پايين آوردن صدا در قيامت، برخاسته از خشوع قلب است كه نتيجه مشاهدات انسان از صحنه هاى آن روز مى باشد.

7 - قيامت ، روز تجلى و ظهور رحمانيت خداوند

و خشعت الأصوات للرحمن

«رحمان»; يعنى، داراى رحمت گسترده و فراگير.

9 - روز قيامت ، هيچ صدايى از آدميان به جز صداى پنهان و زير لب و يا صداى آهسته گام ها ، شنيده نخواهد شد .

و خشعت الأصوات للرحمن فلاتسمع إلاّهمسًا

«همس»; يعنى، صداى پنهان و «همس الأقدام» به مخفيانه ترين قدم زدن گفته مى شود (معجم مقاييس اللغة) در اين آيه هر دو معنا محتمل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 110 - 8

8 - در قيامت راهى براى تزوير و استفاده نادرست از شفاعت وجود ندارد .

لاتنفع الشفعة إلاّمن أذن له . .. يعلم ... و لايحيطون به علمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 4

4 - پرسش مجرمان از خداوند و دريافت پاسخ از او ، از رخداد هاى صحنه قيامت

ربّ لم حشرتنى . .. قال كذلك أتتك ءايتنا

از ظاهر «قال كذلك» چنين برمى آيد كه پاسخ سؤال «لم حشرتنى» با لفظ بيان مى گردد - نه اين كه صرفاً حالتى در نفس باشد - گرچه اين پاسخ ممكن است به صورت مستقيم نباشد، بلكه با وساطت ملائكه يا غير آن، صورت گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 1 - 4

4- حسابرسى ، از رخداد هاى مهم قيامت است .

اقترب للناس حسابهم

آغاز شدن سوره با طرح مسأله حسابرسى و بيان آن از ميان ديگر رخدادهاى قيامت، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 5

5- قيامت ، واقعه اى غافل گيرانه و ناگهانى است .

و اقترب الوعد الحقّ فإذا هى شخصة

برداشت ياد شده از «إذا»ى فجائيه، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 5،6

5- خداوند ، مخلوقات نابود شده در آستانه قيامت را ، بسان آفرينش نخستين آنها باز خواهد آفريد .

كما بدأنا أوّل خلق نعيده

6- آسمان بسان خلقت نخستين خود ، پس از در هم پيچيده شدن مجدداً شكل خواهد گرفت .

كما بدأنا أوّل خلق نعيده

برداشت برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «نعيده» اشاره به آفرينش آسمان پس از در هم پيچيده شدن آن باشد و نه تمامى مخلوقات.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 7 - 9

9 - در قيامت همه مردگان زنده مى شوند و هيچ كس در گور خود باقى نمى ماند .

أنّ اللّه يبعث من فى القبور

با توجه به، به كارگيرى كلمه «من» و «القبور» (جمع با الف و لام) - كه هر دو كلمه مفيد عموم است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 15

15 - قيامت ، روز مجازات و كيفر كفرپيشگان و حق ستيزان

و نذيقه يوم القيمة عذاب الحريق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 17 - 5

5 - قيامت ، روز داورى و تميز حق از باطل و سره از ناسره

إنّ اللّه يفصل بينهم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 3

3 - برپايى قيامت و حضور مردم در عرصه محشر ، رخدادى ناگهانى و غافلگير كننده

حتّى تأتيهم الساعة بغتة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 56 - 2،8

2 - قيامت ، روز داورى ميان جبهه كفر و ايمان

يحكم بينهم

8 - جهان آخرت ، جهان كيفر و پاداش

الملك يومئذ للّه يحكم بينهم . .. فى جنّ-ت النعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 69 - 1،4

1 - قيامت ، روز داورى ميان مؤمنان و مشركان

اللّه يحكم بينكم يوم القيمة

خطاب در آيه ياد شده از جانب خدا به عموم مؤمنان و مشركان است. «حكم» (مصدر «يحكم») به معناى قضاوت و داورى كردن است; يعنى، «خدا در قيامت، ميان شما مؤمنان و مشركان داورى خواهد كرد...».

4 - جهان آخرت ، جهان كيفر و پاداش

اللّه يحكم بينكم يوم القيمة

جمله «اللّه يحكم بينكم يوم القيامة»، متضمن نويد پاداش به مؤمنان و وعده مجازات و كيفر به مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 70 - 6

6 - رسيدگى به همه گفته ها و كرده هاى آدميان در روز رستاخيز

اللّه أعلم بما تعملون . اللّه يحكم بينكم يوم القيمة... إنّ ذلك فى كتب إنّ ذلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 101 - 3،4،6

3 - گسستن روابط خويشاوندى ميان انسان ها ، در روز رستاخيز

فإذا نفخ فى الصور فلاأنساب بينهم يومئذ

4 - شدت نگرانى و گرفتارى انسان ها در قيامت ، مشغول دارنده آنان به خويشتن و بازدارنده آنها از پرسش و پاسخ و گفتوگو با يكديگر

فإذا نفخ فى الصور فلاأنساب بينهم يومئذ و لايتساءلون

6 - نسب ها و تفاخر به نياكان ، امرى اعتبارى و فاقد كمترين اثر در قيامت

فإذا نفخ فى الصور فلاأنساب بينهم يومئذ

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «فلاأنساب بينهم. ..» به تقدير «لاأنساب بينهم يتفاخرون بها» باشد; يعنى، در آن روز نسبى نيست تا به آن تفاخر كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 102 - 4

4 - هر نوع عمل انسان ، داراى معيار و ميزانى مخصوص در قيامت

فمن ثقلت موزينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 24 - 7

7 - جهان آخرت ، جهان عينيت يافتن شعور و آگاهى برخى از پديده ها و آشكار شدن حقايق ناشناخته دنيا

يوم تشهد عليهم ألسنتهم . .. بما كانوا يعملون

از آيه شريفه، چنين استفاده مى شود كه اعضا و جوارح، داراى نوعى شعوراند و اعمال آدمى را درك كرده و با خود نگه مى دارند. البته اين حقيقت در عالم دنيا، براى همگان عينيت ندارد و تنها در جهان آخرت، همگان شاهد تحقق عينى اين معنا خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 13،14

13 - قيامت ، روز زير و رو شدن و تب و تاب دل ها و ديده ها است .

يومًا تتقلّب فيه القلوب و الأبصر

14 - قيامت ، داراى صحنه هايى هراس آور و هولناك

يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 13

13 - قيامت ، روز ظهور و بروز حقايقى همانند حقانيت خداوند و پوچى اعمال كافران

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة . .. حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 64 - 10

10 - قيامت ، روز آگاه شدن انسان از حقيقت و نتيجه اعمال خويش

و يوم يرجعون إليه فينبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 3

3 - قيامت ، روز ملاقات انسان ها با خدا

لايرجون لقاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 26 - 1،2،3،5

1 - قيامت ، روز ظهور و بروز حقانيت حاكميت مطلق خداوند رحمان

الملك يومئذ الحقّ للرحمن

«الحق» صفت براى «الملك» است و اين كلمه، يا به معناى ثابت است; زيرا در روز قيامت، همه حاكميت ها از بين خواهد رفت و تنها حاكميت و پادشاهى خدا پايدار خواهد ماند و يا در برابر باطل قرار دارد و به معناى شىء حقيقت دار و مطابق واقع است; چرا كه در روز رستاخيز، روشن خواهد شد كه پادشاهى و حاكميت حقيقى از آنِ خدا است. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال دوم است.

2 - قيامت ، عرصه ظهور حاكميت پايدار خداى رحمان

الملك يومئذ الحقّ للرحمن

3 - قيامت ، روز جلوه رحمانيت خداوند

الملك يومئذ الحقّ للرحمن

برداشت فوق، از اختصاص به ذكر يافتن وصف «رحمان» براى خداوند در عرصه قيامت به دست مى آيد.

5 - قيامت ، روزى سخت و ناگوار بر كافران

و كان يومًا على الكفرين عسيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 82 - 2

2 - قيامت ، روز محاسبه كردار آدميان و مجازات و پاداش در تعليمات ابراهيم

و الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 87 - 2،5،6

2 - روز رستاخيز ، روز رسوايى و شرمسارى شرك پيشگان گمراه

إنّه كان من الضالّين . و لاتخزنى يوم يبعثون

5 - قرار گرفتن خصوصيات هر فرد در معرض ديد همگان در روز رستاخيز

و لاتخزنى يوم يبعثون

فرض رسوايى و شرمسارى، در صورتى صحيح است كه ديگران از خصوصيات آدمى با خبر شوند.

6 - رسوايى و شرمسارى در روز رستاخيز ، سخت ترين حالات روحى انسان در آن روز

و لاتخزنى يوم يبعثون

از اين كه حضرت ابراهيم(ع) از ميان انواع نگرانى ها و حالات ناخوشايند روحى در قيامت، تنها رسوايى و شرمسارى را مطرح ساخت، مى توان به مطلب ياد شده دست يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 88 - 2

2 - قطع رابطه انسان با عوامل مادى تأثيرگذار در دنيا ، به روز رستاخيز

يوم لاينفع مال و لابنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 89 - 4

4 - قيامت ، عرصه حضور انسان ها در پيشگاه خدا

إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 90 - 1

1 - رستاخيز ، روز استقبالِ شايانِ بهشت از قدوم تقواپيشگان

و أُزلفت الجنّة للمتّقين

«إزلاف» (مصدر مجهول «أُزلفت») به معناى نزديك آورده شدن است. بنابراين از مفاد آيه استفاده مى شود كه بهشت را براى استقبال و خوش آمدگويى به تقواپيشگان، نزديك مى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 91 - 1

1 - قيامت روز نمودار شدن دوزخ براى گمراهان

و برّزت الجحيم للغاوين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 101 - 3

3 - آشكار گشتن پوچى دوستى هاى مبتنى بر جرم و گناه در قيامت

و ما أضلّنا إلاّ المجرمون . .. و لاصديق حميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 135 - 4

4 - قيامت ، روزى بزرگ و بسيار دشوار

عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 10

10 - جدا شدن سردمداران كفر از ميان هر امت در قيامت ، به صورت نظام يافته و تحت نظارت و كنترل مأموران الهى است . *

و يوم نحشر . .. فهم يوزعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 87 - 10

10 - قيامت روز ذلت كافران و پايان بخشيدن به گردن فرازى گردنگشان دنيا

أكذّبتم بايتى . .. و كلّ أتوه دخرين

هرچند تعبير «كلّ أتوه» شامل همه مؤمنان و كافران مى شود; اما با توجه به اصل تناسب و ارتباط آيات، مى توان گفت كه نظر عمده، متوجه تكذيب كنندگان آيات الهى است. مبنى بر اين كه آنان گرچه در دنيا ظالمانه كفر ورزيده اند; اما بايد بدانند كه در آخرت، مجال گستاخى براى هيچ يك از آنان نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 90 - 9،12

9 - قيامت ، روز تجسم اعمال آدميان

هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

از اين كه نفس عمل آدمى به عنوان جزا معرفى شده، مطلب بالا قابل استفاده است.

12 - قيامت ، صحنه پاداش و كيفر

من جاء بالحسنة فله خير منها. .. و من جاء بالسيّئة فكبّت وجوههم فى النّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 66 - 1

1 - بسته شدن همه راه هاى خبر بر مشركان ، در روز قيامت

فعميت عليهم الأنباء يومئذ

فعل «عميت» متضمن معناى «خفيت» است. «الأنباء» (جمع «نبأ» (خبر)، همراه با «ال») مفيد استغراق است. بنابراين «عميت عليهم الأنباء»; يعنى، «خفيت عليهم كلّ نبأ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 84 - 1

1 - جهان آخرت ، سراى كيفر و پاداش است .

من جاء بالحسنة فله خير منها و من جاء بالسيّئة فلايجزى . .. إلاّ ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 2

2 - قيامت ، روزى سخت و هولناك است .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون

احتمال دارد كه اندوه و نااميدى مجرمان و يا قطع شدن عذرها و حجت هاى آنان در روز قيامت، به جهت نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 14 - 2

2 - قيامت ، روز پايان دوستى ها و پيوند هاى غير الهى است .

و يوم تقوم الساعة يومئذ يتفرّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 12،13

12 - روز قيامت ، روز تفكيك شدن كامل انسان هاى مؤمن از انسان هاى كافر است .

يومئذ يصّدّعون

احتمال دارد مراد از تفكيك شدن و جدايى در روز قيامت، تفكيك صفوف اهل بهشت از صفوف كسانى كه اهل جهنم اند باشد. آيه بعد، مؤيد اين برداشت است

13 - قيامت ، روز جدايى و پراكندگى كامل انسان ها است .

يومئذ يصّدّعون

«يصّدّعون» از ريشه «صدع» به معناى «جدا شدن و پارگى در اجسام سخت» است. احتمال دارد كه مراد از «يصّدّعون» جدايى صف سعادت مندان و شقاوت مندان باشد و احتمال دارد پراكندگى و جدا شدن انسان ها از هم باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 7

7 - روز قيامت ، روز برانگيخته شدن مردگان و احياى آنها است .

فهذا يوم البعث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 57 - 8

8 - فرصت توبه ، محدود به عالم دنيا است و در قيامت ، جايگاهى ندارد .

فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم و لا هم يستعتبون

«يستعتبون» به معناى «طلب رضايت و انجام كارى جهت رفع سرزنش» است. طبق اين معنا، «يستعتبون»، مى تواند كنايه از توبه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 14

14 - در قيامت ، مجال عمل صالح ، فراهم نيست .

ربّنا. .. فارجعنا نعمل صلحًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 4

4 - روز قيامت ، روزى سخت و هولناك است .

فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا

«هذا» مى تواند مفعول فعل «ذوقوا» باشد و مى تواند صفت باشد، برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است و ذكر آن به خاطر بيان هولناكى قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 25 - 9

9 - قيامت ، روز پايان اختلافات و حل شدن نهايى آنها است .

إنّ ربّك هو يفصل بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 28 - 6

6 - قيامت ، روز فتح و پيروزى ايمان بر كفر است .

و يقولون متى هذا الفتح

در صورتى كه مراد از «الفتح» روز قيامت باشد، نكته ياد شده، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 21

21 - امكان گفتوگو و مذاكره مردم در صحنه قيامت

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم يرجع بعضهم إلى بعض القول يقول الذين استضع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 32 - 6

6 - امكان گفت وگو و مذاكره در دادگاه الهى در قيامت

يقول الذين استضعفوا . .. قال الذين استكبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 7،18

7 - امكان گفت وگوى مجرمان با يكديگر ، در صحنه دادگاه الهى در قيامت

إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا

18 - قيامت ، روز آشكار شدن حقايق بر انسان ها

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم يرجع بعضهم إلى بعض القول . .. لولا أنتم لك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 34 - 4

4 - قيامت ، عرصه حزن آور و اندوهگين حتى براى مؤمنان

و قالوا الحمد للّه الذى أذهب عنّا الحزن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 8

8 - قيامت ، عرصه مجازات و كيفر و پاداش

و لو يؤاخذ اللّه الناس . .. و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 49 - 3

3 - انقراض نسل بشر در دنيا و آغاز قيامت ، غافل گيرانه و در حالى خواهد بود كه همگان سرگرم جدال و كشمكش روزانه اند .

ما ينظرون إلاّ صيحة وحدة تأخذهم و هم يخصّمون

«يخصّمون» (از ماده «خصومت» و «خصام») به معناى جدال و كشمكش است و جمله «و هم يخصمون»، حال براى ضمير مفعولى در «تأخذهم» است; يعنى، در حالى كه آنان سرگرم جدال و كشمكش بر سر زندگى مادى اند، ناگهان صيحه سهمگين آنان را فراخواهد گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 53 - 3

3 - زنده شدن انسان ها و احضارشان به پيشگاه خداوند در قيامت ، تنها به مدت يك صيحه و بانگ زدن به طول مى انجامد .

إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم جميع لدينا محضرون

توصيف نفخ صور به اين كه آن تنها يك صيحه است، مى تواند براى بيان مدت زمان زنده شدن و احضار گشتن انسان ها به پيشگاه خداوند رحمان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 54 - 1

1 - قيامت ، روز حساب رسى از تمام رفتار و كردار هاى بندگان

فإذا هم جميع لدينا محضرون . فاليوم لاتظلم نفس شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 59 - 3

3 - قيامت ، روز جدايى صف اهل حق و باطل است .

و امتزوا اليوم أيّها المجرمون

برداشت فوق از آن جا است كه جدا شدن صف مجرمان از مؤمنان به دليل باطل و حق بودن آن دو صف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 65 - 5

5 - اعضاى بدن انسان ( پا ، دست و . . . ) در قيامت به قدرت خدا ، به سخن در خواهند آمد .

تكلّمنا أيديهم و تشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 20 - 3،7

3 - قيامت ، روز مجازات و كيفر و پاداش

هذا يوم الدين

«دين» در آيه شريفه، به معناى «جزا» و «حساب» است.

7 - وجود نظام كيفر و پاداش براى انسان ها ، مهم ترين مشخصه و ويژگى قيامت

هذا يوم الدين

توصيف قيامت به روز جزا از سوى منكران معاد، به مجرد زنده شدن و بازيافتن خود و ديدن صحنه هاى قيامت (فإذاهم ينظرون)، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 21 - 1،2،4

1 - قيامت ، روز جدايى خوبان و بدان و حق مداران و باطل گرايان و داورى ميان آنان است .

هذا يوم الفصل

«فصل» به معناى فاصله و جدايى ميان دو شىء است و مقصود از آن در آيه شريفه، جدايى ميان خوبان و بدان و حق پويان و

باطل گرايان و داورى ميان آنان است.

2 - قيامت ، روز شناخته شدن حق و باطل و خوب و بد و گروندگان به آنان

هذا يوم الفصل

4 - تكذيب نظام كيفر و پاداش و جدايى حق و باطل ، از ويژگى هاى مشركان

هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 16 - 3،5

3 - قيامت ، روز حسابرسى از بندگان

يوم الحساب

5 - حسابرسى از بندگان ، مهم ترين ويژگى قيامت است .

يوم الحساب

از نام گذارى روز قيامت به «روز حساب»، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 26 - 24،25

24 - قيامت ، روز حسابرسى از بندگان

بما نسوا يوم الحساب

25 - حسابرسى از بندگان ، مهم ترين ويژگى قيامت است .

يوم الحساب

از نام گذارى قيامت به روز حساب، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 53 - 4

4 - قيامت ، روز حسابرسى اعمال و پاداش و جزا

هذا ما توعدون ليوم الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 55 - 5

5 - قيامت ، محل اصلى تجلى خوب و بد سرنوشت و سعادت و شقاوت انسان ها

إنّ للمتّقين لحسن مئاب . .. هذا و إنّ للطغين لشرّ مئاب

از اين كه خدا نيك فرجامى و بدفرجامى را در رابطه با آخرت و معاد انسان ها مطرح ساخته است، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 78 - 5

5 - قيامت ، روز جزا و كيفر و پاداش الهى است .

يوم الدين

«دين» در آيه بالا به معناى حساب و جزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 79 - 5

5 - قيامت ، روز برانگيخته شدن انسان ها

يوم يبعثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 17

17 - قيامت ، روز پايان و فيصله يافتن اختلافات فكرى و عقيدتى بشر

إنّ اللّه يحكم بينهم فى ما هم فيه يختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 7 - 15

15 - قيامت ، روز بازگشت انسان ها به خدا و فرجام سير آنان

ثمّ إلى ربّكم مرجعكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 13 - 6،8

6 - نظام كيفر و جزاى الهى در قيامت ، برپايه عدل و به دور از تبعيض و نابرابرى است .

إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم

8 - قيامت ، روزى بزرگ و هولناك

عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 10

10 - قيامت ، صحنه بروز و ظهور سعادت واقعى و سودبخشى و يا خسارت آفرينى عمر آدمى

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة ألا ذلك هو الخسران المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 7

7 - قيامت ، روز بازخواست و محاكمه انسان ها و داورى ميان آنان است .

ثمّ إنّكم يوم القيمة عند ربّكم تختصمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 12

12 - قيامت ، تنها عرصه شايسته براى برآورده شدن تمامى خواسته هاى بشر

لهم ما يشاءون عند ربّهم

«عند ربّهم» به منزله قيد براى «لهم ما يشاءون» است. اين قيد مى رساند كه برآورده شدن خواسته هاى بشر در قيامت و در پيشگاه خداوند ميسر است نه در دنيا; چنان كه خداوند در جاى ديگر از قرآن مى فرمايد: «...و فيها ما تشتهيه الأنفس و تلذّ الأعين...; در آن جا (بهشت) هرچه دل ها خواهش و آرزو كند و چشم ها از ديدن آن لذت برد، وجود دارد. زخرف (43)، آيه (71).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 48 - 3

3 - تمامى كردار و رفتار آدميان در روز رستاخير ، در نظر آنان مجسم و ظاهر خواهد شد .

و بدا لهم سيّئات ما كسبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 7

7 - در قيامت ، راهى براى جبران گذشته ها و انجام هيچ عملى نيست .

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

از اين كه كافران و گنه كاران براى جبران كوتاهى هاى خود، تقاضاى بازگشت به دنيا را دارند، مى توان به اين حقيقت رسيد كه قيامت روز عمل و تلاش نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 69 - 1،3،4،5،6،11،12

1 - سراسر زمين در عرصه قيامت به نور الهى روشن خواهد شد .

و أشرقت الأرض بنور ربّها

«إشراق» (مصدر «أشرقت») به معناى اضائه (روشن شدن) است.

3 - تابش نور عدل و قسط الهى بر اهل زمين در قيامت

و أشرقت الأرض بنور ربّها

بسيارى از مفسران گفته اند: مقصود از نور در اين آيه، به قرينه جمله هاى بعدى - كه درباره نامه اعمال و داورى به حق خداوند سخن گفته است - نور عدل و قسط الهى است; چنان كه در فرهنگ عرب، به پادشاهى كه عادل باشد گفته مى شود (أشرقت الأفاق بعدلك و أضائت الدنيا بقسطك).

4 - روشن شدن زمين و حقايق مربوط به اهل آن در قيامت ، جلوه ربوبيت الهى است .

و أشرقت الأرض بنور ربّها

5 - نامه اعمال همه بندگان در قيامت ، عرضه خواهد شد .

و وضع الكتب

«وضع» به معناى نهادن است و در اين جا كنايه از عرضه شدن مى باشد. «كتاب» در آيه شريفه به معناى نامه اعمال است.

6 - تمامى اعمال بندگان ثبت و درج شده و در قيامت به صورت نوشته اى ظاهر خواهد شد .

و وضع الكتب

11 - داورى ميان مردم در قيامت ، بر پايه حق خواهد بود .

و قضى بينهم بالحقّ

12 - داورى ميان مردم در قيامت ، عادلانه بوده و به كسى ستم نخواهد شد .

و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 70 - 1

1 - هركس جزاى اعمال خويش را در قيامت به طور كامل و بى كم و كاست ، دريافت خواهد كرد .

و وفّيت كلّ نفس ما عملت

«توفية» (مصدر «وفّيت») به معناى دادن كامل و بى كم و كاست چيزى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 1

1 - تقواپيشگان ، پس از حسابرسى اعمالشان ، دسته دسته و گروه گروه به سوى بهشت هدايت خواهند شد .

و وضع الكتب . .. و قضى بينهم بالحقّ ... و سيق الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 15 - 12،13،15

12 - قيامت ، روز به هم رسيدن بندگان و آشنا شدن آنان از حال يكديگر

يوم التلاق

«تلاق» به معناى التقا و به هم رسيدن است. مقصود از آن در آيه شريفه، به هم رسيدن بندگان در روز قيامت است و يا ملاقات بندگان با خدا است كه در اين صورت معناى مجازى آن (روبه رو شدن با كيفر و پاداش الهى) مراد است.

13 - قيامت ، روز روبه رو شدن بندگان با كيفر و پاداش الهى

يوم التلاق

15 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : « يوم التلاق » يوم يلتقى أهل السماء و أهل الأرض . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه: «يوم التلاق» روزى است كه اهل آسمان و زمين با يكديگر ملاقات مى كنند. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 16 - 1،2،3،4

1 - قيامت ، روز بروز و ظهور حقيقت و باطن انسان ها و نمايان شدن اسرار آنان

يوم هم برزون

طبق نظر بيشتر مفسران مقصود از نمايان شدن انسان ها، بروز و ظهور حقيقت و باطن آنان و كشف اسرار ايشان است; نه ظاهر شدن جسم آنان; مانند مفاد آيه «يوم تبلى السرائر»، (سوره طارق (86) آيه 9).

2 - همه چيز انسان ( گفتار ، رفتار و انگيزه هاى او ) در قيامت ، در قلمرو علم و آگاهى خداوند قرار دارد .

لايخفى على اللّه منهم شىء

3 - قيامت ، روزى سخت ، هولناك و هشدار دهنده براى انسان ها

لينذر . .. يوم هم برزون لايخفى على اللّه منهم شىء

تأكيد خداوند بر اين كه روز قيامت، روز بروز حقيقت انسان ها است به گونه اى كه چيزى از آنان بر خدا پوشيده نمى ماند و نيز انذار به چنين روزى، بيانگر مطلب ياد شده است.

4 - پرسش از خلايق در روز قيامت ، درباره فرمان رواى حقيقى جهان در آن روز

لمن الملك اليوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 17 - 1

1 - نظام پاداش و كيفر الهى در قيامت ، فراگير همه انسان ها و شامل تمامى حركات انسان ها است .

اليوم تجزى كلّ نفس بما كسبت

«ما» در «بما كسبت» موصول بوده و افاده كننده معناى جنس است. بنابراين «ما كسبت»; يعنى، هر آنچه كه بشر انجام داده و هر حركتى كه از خود نشان دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 5،6،7،9

5 - به گلو رسيدن جان انسان ها ، از شدت غم و اندوه در قيامت

إذ القلوب لدى الحناجر

هرگاه انسان در تنگناهاى سخت قرار گيرد، احساس مى كند كه گويى قلبش از جا كنده مى شود. گاهى به اين مطلب گفته مى شود: «جانش به لب رسيد». در زبان عرب از اين حالت به «بلغت القلوب الحناجر» تعبير مى شود.

6 - قيامت ، داراى غم و اندوه كشنده و زجرآور ، به گونه اى كه كسى ناى سخن گفتن و فرياد زدن ندارد .

إذ القلوب لدى الحناجر كظمين

«كاظم» (مفرد «كاظمين») اسم فاعل از «كظم» به معناى فردى است كه نفسش در گلو حبس شده باشد. «كاظمين»; يعنى، كسانى كه ساكت اند و قادر به سخن گفتن نيستند.

7 - وجود شرايط و صحنه هاى سخت و اندوه بار براى انسان در قيامت

إذ القلوب لدى الحناجر كظمين

9 - محروميت ستمكاران در قيامت ، از يارى دوست و نزديكان دلسوز و شفاعت شفيعان

ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع

«حميم» در لغت به معناى دوست (العين) و به «القريب المشفق» (نزديك دلسوز) معنا شده است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 27 - 12

12 - قيامت ، روز حسابرسى اعمال بندگان

لايؤمن بيوم الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 32 - 4،5

4 - قيامت ، روز فرياد و استمداد خلايق

يوم التناد

«تناد» اگر مخفف «تنادى» باشد، از ندا، مشتق است; ولى اگر مخفف «تنادّ» باشد به معناى اختلاف و پراكندگى خواهد بود. بنابراين «يوم التناد»; يعنى، روز تفرّق و جدايى. گفتنى است برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.

5 - قيامت ، روز پراكندگى و جدايى ميان خلايق

يوم التناد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 48 - 5

5 - قيامت ، روز داورى و حاكميت مطلق خداوند در ميان بندگان

إنّ اللّه قد حكم بين العباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 8،10

8 - قيامت ، روز برپا خاستن گواهان براى شهادت و گواهى

يوم يقوم الأشهد

10 - بازخواست و محاسبه شدن رفتار و كردار انسان ها در قيامت

يوم يقوم الأشهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 70 - 5

5 - قيامت ، روز كشف حقايق

فسوف يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 74 - 4

4 - قيامت ، روز كشف حقايق و روشن شدن عقايد « درست و نادرست » و « حق و باطل »

قالوا ضلّوا عنّا بل لم نكن ندعوا من قبل شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 78 - 9،12

9 - قيامت ، روز داورى خداوند ميان خلايق است .

فإذا جاء أمر اللّه قضى بالحقّ

12 - قيامت ، روز كشف زيان كارى اهل باطل

و خسر هنالك المبطلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 21 - 1،6،7

1 - گفتوگوى آدمى با اعضا و جوارح خويش ، در قيامت

و قالوا لجلودهم . .. قالوا أنطقنا اللّه

6 - برخوردارى تمام موجودات در قيامت ، از قدرت نطق و سخن گويى

قالوا أنطقنا اللّه الذى أنطق كلّ شىء

برداشت بالا بر اين پايه است كه ظرف «نطق» در «أنطق كلّ شىء» قيامت باشد.

7 - آخرت ، صحنه بروز و ظهور حيات و شعور موجودات *

قالوا أنطقنا اللّه الذى أنطق كلّ شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 8

8 - انسان در صحنه قيامت ، در معرض آسيب ها و نيازمند امنيت

أم من يأتى ءامنًا يوم القيمة

با توجه به اتصاف مؤمنان به وصف امنيت و آرامش، مطلب بالا برداشت مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 11،17،20

11 - قيامت ، صحنه محاكمه مشركان به خاطر عقايد شرك آميز آنان

و يوم يناديهم أين شركاءى

17 - گفتوگوى بى واسطه انسان ها با خداوند در قيامت

و يوم يناديهم أين شركاءى قالوا

20 - قيامت ، صحنه كشف حقايق جهان هستى است .

و يوم يناديهم أين شركاءى قالوا ءاذنّ-ك ما منّا من شهيد

بنابراين كه جمله «آذنّاك» براى انشا و ايجاد اعلام باشد (اعلام مى كنيم) مى توان استفاده كرد كه اين اعلام براساس كشف حقايق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 48 - 4

4 - قيامت ، صحنه آشكار شدن بطلان شرك و باور هاى شرك آلود

و ضلّ عنهم ما كانوا يدعون من قبل

بنابراين كه مراد از «ما» آرا و ادعاهايى باشد كه مشركان در ارتباط با خدايانشان مطرح مى كردند، مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 18

18 - كشف حقيقت و باطن اعمال ، براى انسان در آخرت

فلننبّئنّ الذين كفروا بما عملوا

بنابراين كه «ما» در «ما عملوا» ماى حقيقيه باشد - با الغاى خصوصيت از كافران - استفاده مى شود كه انسان ها، از حقيقت اعمال خويش بى اطلاع اند و در روز قيامت براى آنان آشكار خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 2

2 - قيامت ، روز ملاقات و ديدار با پروردگار

ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 18

18 - تجمع همگانى انسان ها در روز قيامت

و تنذر يوم الجمع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 10 - 2

2 - قيامت ، صحنه روشن شدن حقايق و حل اختلافات انسان ها به وسيله خداوند

و ما اختلفتم فيه من شىء فحكمه إلى اللّه

برداشت ياد شده بنابر اين نكته است كه حكم الهى در «فحكمه» جنبه عينى و واقعى داشته باشد; يعنى، آشكاركردن حقايق در مورد اختلافات، با توجه به آيات پيشين - كه در زمينه قيامت بود - به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 16

16 - قيامت ، صحنه سنجش و محاسبه اعمال و رفتار آدمى است .

اللّه الذى . .. الميزان و ما يدريك لعلّ الساعة قريب

از ارتباط دو قسمت از آيه مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 4

4 - قيامت ، صحنه بروز حوادث هول انگيز

و الذين ءامنوا مشفقون منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 10

10 - قيامت ، « كلمه فصل » الهى و صحنه نهايى جداسازى حق و باطل

الذين يمارون فى الساعة . .. و ما له فى الأخرة من نصيب ... و لولا كلمة الفصل لقضى

از آن جا كه محور اين چند آيه، مسأله ايمان به قيامت و محاسبه آن در معادلات رفتارى و اعتقادى است، عنوان «كلمة الفصل» بر اين معنا منطبق است; يعنى، اگر قيامتى نبود مى بايست دنيامداران در همين دنيا به كيفر كفرشان مى رسيدند; ولى چون قيامت هست، عذاب دردناك آنان به آخرت وانهاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 8

8 - تجسم اعمال انسان در قيامت

ممّا كسبوا و هو واقع بهم

بنابراين كه مراد از «ما» عمل باشد و «هو» به آن باز گردد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 29 - 11

11 - تمامى موجودات زنده در قيامت ، محشور خواهند شد .

و هو على جمعهم إذا يشاء قدير

با توجه به ضمير «هم» در «جمعهم» - كه به همه موجودات (ما بثّ فيهما) بر مى گردد - مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 12

12 - قيامت ، روز ظهور خسران و زيان كارى عميق ستم پيشگان و گمراهان

إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 46 - 3

3 - قيامت ، صحنه بروز ولايت مطلقه الهى است .

و ما كان لهم من أولياء ينصرونهم من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 47 - 8،9

8 - قيامت ، صحنه بى پناهى و بى ياورى انسان ها است .

ما لكم من ملجإ يومئذ

9 - انكار و پرده پوشى گناهان در قيامت ، امكان ندارد .

و ما لكم من نكير

«نكير» - چنان كه برخى گفته اند - مصدر و به معناى «انكار» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 5،6،7

5 - قيامت ، عرصه حضور انسان در پيشگاه الهى است .

حتّى إذا جاءنا

6 - قيامت ، عرصه ظهور حقايق ، براى انسان ها

و يحسبون . .. حتّى إذا جاءنا قال يليت

7 - قيامت ، عرصه رنگ باختن پندار هاى دروغين گمراهان و فريب خوردگان

و يحسبون أنّهم مهتدون . حتّى إذا جاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 44 - 9

9 - قيامت ، عرصه بازخواست و حسابرسى

و سوف تسئلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 1،4

1 - تبديل شدن دوستى هاى غيرخدايى ، به عداوت و دشمنى در قيامت

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

4 - آشكار شدن آثار زيانبار دوستى و مودّت بى تقوايان در روز قيامت

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

دوستانى كه دوستى خويش را بر غير تقوا بنا نهاده اند، در قيامت خواهند فهميد كه چه اثرات شومى را به واسطه آن متحمل شده اند و در نتيجه با يكديگر دشمن خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 5

5 - قيامت ، صحنه اى پر بيم و هول انگيز

يعباد لا خوف عليكم اليوم و لا أنتم تحزنون

از تأكيد خداوند بر نفى خوف و اندوه براى تقواپيشگان در قيامت، مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 7،8،9،10

7 - قيامت ، پايان بازيگرى و بيهوده گرايى هاى كافران حق ستيز

يخوضوا و يلعبوا حتّى يلقوا يومهم الذى يوعدون

بنابراين كه مراد از «يومهم. ..» روز قيامت باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

8 - قيامت ، صحنه حقيقت و واقعيت است ; نه بازيگرى و هوسرانى .

فذرهم يخوضوا و يلعبوا حتّى يلقوا يومهم

9 - قيامت ، روز كيفر مشركان به خاطر ستيزه گرى هاى آنان با پيام حق

حتّى يلقوا يومهم الذى يوعدون

10 - قيامت ، روز انسان و محصول تلاش و عملكرد او است .

حتّى يلقوا يومهم الذى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 16 - 1

1- قيامت ، روزى مهيب و پرصولت

يوم نبطش البطشة الكبرى

«بطش» (مصدر «نبطش») در اصل به معناى گرفتن با شدّت و صولت است و مراد از آن در آيه شريفه مؤاخذه و انتقام شديد و مهيب الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 40 - 1،2،3

1- روز قيامت ، ميعاد و وعده گاه تمامى مجرمان و منكران معاد

إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مرجع ضمير در «ميقاتهم» مجرمان و منكران معاد باشد; همچون قوم «تبّع» كه در آيات پيشين به آنها اشاره شد.

2- قيامت ، روز داورى و حلّ و فصل نهايى امور و كشف حقيقت براى همگان

و لكنّ أكثرهم لايعلمون . إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين

3- قيامت ، روز جدايى حق از باطل و تمايز حق مداران از باطل گرايان

إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين

مراد از «فصل»، ممكن است جدا شدن صفوف حق و حق مداران، از باطل و باطل گرايان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 41 - 1،3،4،5

1- قيامت صحنه گسستگى و بى تأثيرى دوستى ها ، پيوند ها ، حمايت ها و ديگر روابط دنيايى

يوم لايغنى مولًى عن مولًى شي-ًا و لا هم ينصرون

«مولى» در لغت، از ماده «ولاء» به معناى ارتباط و پيوند دو چيز با يكديگر است و در مصاديق مختلفى; همچون دوست، سرور، خدمت گزار، بنده، مالك و. .. به كار مى رود.

3- محروميت انسان در قيامت ، از حمايت و شفاعت ديگران

يوم لايغنى . .. و هم لاينصرون

4- تنهايى انسان در قيامت و جدايى او از ياران خويش ، نمودى از « يوم الفصل » بودن قيامت *

إنّ يوم الفصل . .. يوم لايغنى مولًى عن مولًى شي-ًا

5- انسان ها ، در اوج ازدحام و تجمع در قيامت ، تنها و بى ياور خواهند بود . *

ميقتهم أجمعين . .. يوم لايغنى مولًى عن مولًى شي-ًا

از ارتباط «لايغنى. ..» - كه تنهايى را مى رساند - با «ميقاتهم أجمعين» - كه تجمع را مى فهماند - مطلب ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 27 - 5

5 - روز قيامت ، هنگامه خسران و زيان ديدن باطل گرايان و منكران معاد

و يوم تقوم الساعة يومئذ يخسر المبطلون

«مبطلون»، به معناى واردشوندگان در باطل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 28 - 1،2،4،10

1 - ناتوانى ، هراس و وحشت همه گروه ها و مجموعه ها ، در روز قيامت

و ترى كلّ أمّة جاثية

«جُثُوّ» (مصدر «جاثية») به معناى به زانو نشستن است و در اين جا مى تواند كنايه از هراس، دلهره و تسليم باشد.

2 - قيامت ، صحنه زانو زدن انسان و تسليم الزامى او در برابر حق

و ترى كلّ أمّة جاثية

4 - اضطرار و ناتوانى همه امت ها در روز قيامت ، امرى نمايان و قابل مشاهده

و ترى كلّ أمّة جاثية

تعبير «ترى» مشهود بودن آن صحنه را افاده مى كند و «جاثية» مى تواند كنايه از اضطرار و ناتوانى باشد.

10 - احضار امت ها براى حسابرسى ، مايه هراس و به زانو درآمدن آنان در صحنه قيامت *

و ترى كلّ أمّة جاثية كلّ أمّة تدعى إلى كتبها

برداشت بالا بدان احتمال است كه جمله «كلّ أمة تدعى إلى كتابها» درصدد بيان علت «كلّ اُمّة جاثية» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 30 - 5

5 - قيامت ، صحنه نمود حاكميت اراده خداوند

فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيدخلهم ربّهم

تعبير به «يدخلهم» گوياى اين حقيقت است كه بهره مند ساختن مردم از رحمت اخروى، كار خدا و وابسته به او است. در غير اين صورت، مى فرمود: «يدخلون فى رحمته ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 33 - 3،6

3 - قيامت ، صحنه ظهور عواقب گناه و بدكارى

و بدا لهم سيّئات ما عملوا

چنانچه قبل از «سيّئات» مضاف حذف شده و تقدير آن «جزاء يا عقوبة سيّئات. ..» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

6 - نبودن كمترين گريزگاه در قيامت براى منكران معاد

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

مفاد «حاق بهم» (نزول و احاطه بر كافران) مى تواند كنايه از اين باشد كه آنچه در قيامت بر كافران اتفاق مى افتد گريزناپذير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 19 - 12

12- تجسم اعمال نيك و بد ، در قيامت *

و ليوفّيهم أعملهم

دريافت كامل اعمال، اگر به معناى ظاهرى آن حمل شود، مستلزم تجسم عمل خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 8

8- قيامت ، روز مجازات كافران با عذابى خواركننده و ذلّت بار

فاليوم تجزون عذاب الهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 22

22- روز قيامت و كيفر دهى كافران ، روزى بس بزرگ و توصيف ناپذير *

إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 34 - 2

2- روز قيامت ، روز عرضه شدن كافران بر آتش دوزخ

و يوم يعرض الذين كفروا على النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 8

8- حقايق مادى در جهان آخرت ، داراى ماهيتى خالص ، ناب و فاسد نشدنى

أنهر من ماء غير ءاسن و أنهر من لبن لم يتغيّر طعمه و أنهر من خمر لذّة للشربين

در صورتى كه واژه «مثل» به معناى توصيف باشد و نهرهاى اخروى از نوع نهرهاى مادى و دنيوى باشد; تعابير «غيرآسن»، «لم يتغيّر طعمه» و «مصفّى» بيانگر ماهيت متفاوت آنها با امور دنيوى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 20 - 4

4- قيامت ، روز تحقّق هشدار ها و انذار هاى الهى براى كافران و حق ستيزان

و نفخ فى الصور ذلك يوم الوعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 21 - 1

1- حضور يكايك انسان ها در صحنه قيامت ، همراه با دو مأمور پيش برنده و گواه

و جاءت كلّ نفس معها سائق و شهيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 22 - 3

3- كنار رفتن پرده هاى غفلت از برابر چشمان آدمى ، به اراده الهى در قيامت

فكشفنا عنك غطاءك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 41 - 2،5

2 - قيامت ، روز نداى منادى حق ، از مكانى نزديك به آدميان

يوم يناد المناد من مكان قريب

5 - قوانين حاكم بر نظام هستى در آستانه رستاخيز ، متفاوت با نظام موجود در جهان *

يوم يناد المناد من مكان قريب

از اين كه انسان ها در پهنه زمين پراكنده اند و با همه پراكندگى نداى الهى نسبت به همه نزديك معرفى شده است; استفاده مى شود كه در آستانه رستاخيز، قوانين فعلى حاكم بر ماده تغيير مى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 42 - 1

1 - رستاخيز و لحظه خروج آدميان از خاك ، هنگام شنود فرياد آسمانى بهوسيله همگان

يوم يسمعون الصيحة بالحقّ ذلك يوم الخروج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 44 - 1

1 - قيامت ، روز شكافتن زمين و خروج سريع آدميان از دل خاك

يوم تشقّق الأرض عنهم سراعًا

مطلب بالا، بر اين اساس است كه «سراعاً» اشاره به خروج سريع داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 12 - 3

3 - قيامت ، روز حاكميت قانون و جزاى اعمال

أيّان يوم الدّين

«دين» به معناى جزا و «يوم الدّين» به معناى روز جزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 60 - 3

3 - قيامت ، روزِ سختِ كيفر الهى ، براى كافران ستم پيشه

للذين ظلموا . .. فويل للذين كفروا من يومهم الذى يوعدون

مراد از «يومهم. ..»، مى تواند روز قيامت و يا روز نزول عذاب بر كافران در دنيا باشد. برداشت بالا بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 13 - 1

1 - قيامت روز رانده شدن تكذيب گران ، با شدت و خشونت به سوى آتش دوزخ

يوم يدعّون إلى نار جهنّم دعًّا

«دعّ» (مصدر مجهول «يدعّون») به معناى رانده شدن همراه با تندى و خشونت است و ضمير «يدعّون» به «مكذّبين» بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 41 - 5،6،8

5 - آخرت ، تنها زمان كيفر كامل و مجازات مناسب

ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى

به كار رفتن عبارت «الجزاء الأوفى» براى جزاى اخروى، نشانگر آن است كه گرچه در دنيا امكان مجازات وجود دارد; اما جزاى كامل تنها در آخرت تحقق خواهد يافت.

6 - روز قيامت ، داراى مراحل و مواقف متعدد

سوف يرى . ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى

از حرف «ثمّ» استفاده مى شود كه مرحله شهود اعمال در قيامت با مرحله جزا، متفاوت است.

8 - توجه انسان به نظام عادلانه مجازات الهى ، تشويق كننده او در جديت و تلاش

و أن ليس للإنسن إلاّ ما سعى . و أنّ سعيه سوف يرى . ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى

يادكرد مجازات الهى پس از تأكيد بر اصل مسؤوليت فردى انسان در برابر عمل خويش، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 43 - 5

5 - قيامت ، روز خنده و گريه خلايق *

ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى . .. و أنّه هو أضحك و أبكى

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه اين آيه - به قرينه آيات پيشين - در ارتباط با قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 58 - 2،4

2 - صحنه قيامت ، دربردارنده دشوارى ها و مشقت ها براى انسان

ليس لها من دون اللّه كاشفة

4 - قيامت ، روز ظهور حاكميت مطلقه خداوند و بروز ناتوانى غير او

ليس لها من دون اللّه كاشفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 6 - 4

4 - قيامت ، روز فراخوانى كافران هواپرست به فرجامى بس ناخوشايند براى ايشان

يوم يدع الداع إلى شىء نكر

«نكر» به امر سخت ناخوشايند و مشقت بار گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 7 - 4

4 - منظره رستاخيز آدميان ، همچون منظره ملخ هاى پراكنده بر پهنه زمين

يخرجون من الأجداث كأنّهم جراد منتشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 46 - 3

3 - قيامت ، قرارگاه اصلى براى مؤاخذه و مجازات كافران

سيهزم الجمع . .. و الساعة أدهى و أمرّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 33 - 3

3 - آدميان و جنيان ، فاقد هرگونه توانايى و قدرت در گريز از عذاب الهى در روز رستاخيز

لاتنفذون إلاّ بسلطن

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «لاتنفذون . ..» تأكيد فراز اول آيه باشد; بدان معنا كه گريز از مجازات الهى نيازمند قدرت و توان است و شما فاقد هرگونه قدرتيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 1،2،3،4

1 - آتش گداخته و دود هاى متراكم ، مانعى جدى در برابر جن و انس براى گريز از صحنه قيامت

لاتنفذون إلاّ بسلطن . .. يرسل عليكما شواظ من نار

خطاب در «عليكما» و «لاتنتصران» متوجه جن و انس است.

2 - فرو ريختن شراره هاى آتش و دود غليظ ، بر فضاى محشر

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس

«شواظ» به معناى شراره خالص و بدون دود و «نحاس» به معناى دود خالص و بدون آتش است. نكره آمدن آنها بيانگر شدت و غلظت آن دو مى باشد.

3 - خلق ، ناتوان از يارى رسانى به يكديگر و عاجز از عكس العمل دفاعى در مقابل سختى هاى محشر

يرسل عليكما . .. فلاتنتصران

4 - فضاى محشر ، سخت داغ ، دودآلود و نفس گير

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 1،2،3

1 - شناخته شدن مجرمان به وسيله علامت هاى چهره آنان در قيامت

يعرف المجرمون بسيمهم

«سيما» به معناى مطلق علامت است. مراد از آن در آيه شريفه علامتى است كه در چهره مجرمان ديده مى شود.

2 - مشخص و محرز بودن گناهان جن و انس در قيامت ، بدون بازجويى

فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ . .. يعرف المجرمون بسيمهم

3 - قيامت ، روز آشكار شدن اسرار و عيان گشتن نهان ها

يعرف المجرمون بسيمهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 1 - 3

3 - قيامت ، رخدادى بس عظيم و بى مانند

إذا وقعت الواقعة

نام گذارى قيامت به «الواقعة» - با توجه به اين كه اين كار نوعى اختصاص دادن لفظ به يك مسمّى است - بيانگر اين حقيقت

است كه هر واقعه ديگرى در برابر آن، چيزى به حساب نمى آيد و تنها قيامت است كه بايد آن را واقعه ناميد. اين بيان، حكايت از عظمتى دارد كه واقعه هاى ديگر در مقابل آن، ناچيز است و در واقع، قيامت حادثه اى است كه مانند ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 3 - 1،3

1 - قيامت ، روز دگرگونى و زيرورو شدن طبقات مردم

خافضة رافعة

«خفض» به معناى فرود آوردن و به زير كشيدن و «رفع» به معناى بالا بردن و برافراشتن است; يعنى، واقعه قيامت، به زيرآورنده اقوامى و بالاآورنده اقوامى ديگر است.

3 - قيامت ، روز دگرگونى و انقلاب در نظام طبيعت

خافضة رافعة

برداشت بالا، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه، اشاره به دگرگونى در طبيعت داشته باشد; چنان كه آيه بعد نيز در اين باره سخن مى گويد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 56 - 2

2 - « قيامت » روز كيفر و پاداش

يوم الدين

«دين» به معناى جزا است و «جزا» معادل سزا مى باشد كه هم شامل كيفر مى شود و هم پاداش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 12 - 1،9

1 - قيامت ، روز پاداش دهى خداوند به وام دهندگان خود ( كسانى كه با انفاق در راه خدا به او قرض الحسنه دادند ) .

من ذا الذى يقرض اللّه . .. و له أجر كريم . يوم ترى المؤمنين

«يوم» در «يوم ترى»، مربوط به «له أجر كريم» در آيه پيش است; يعنى، خداوند، پاداش نفيس خود را به وام دهندگان خويش در روزى مى دهد كه. .. . گفتنى است كه مراد از «يوم ترى» روز قيامت است.

9 - قيامت ، روز دريافت بشارت بهشت براى مردان و زنان مؤمن

يوم ترى المؤمنين و المؤمنت . .. بشريكم اليوم جنّ-ت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 13 - 13

13 - قيامت ، روز جلوه گر شدن حقيقت نورانى ايمان و عمل صالح

قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 6 - 1

1 - قيامت ، روز برانگيخته شدن انسان ها براى محاكمه و كيفر و پاداش

يوم يبعثهم اللّه جميعًا فينبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 8

8 - قيامت ، روز فراهم آمدن انسان ها براى محاكمه و كيفر و پاداش

و اتّقوا اللّه الذى إليه تحشرون

«حشر» (مصدر «تحشرون») به معناى جمع كردن و فراهم آوردن است. فراهم آمدن مردم در قيامت، براى محاكمه و تعيين كيفر و پاداش براى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 18 - 1،4

1 - قيامت ، روز برانگيخته شدن انسان ها براى محاكمه

يوم يبعثهم اللّه جميعًا فيحلفون له

4 - برانگيخته شدن جمعى منافقان و احضار يك جاى آنان ، براى محاكمه در قيامت

يوم يبعثهم اللّه جميعًا فيحلفون له

برداشت ياد شده در صورتى به دست مى آيد كه جمله «جميعاً» حال براى ضمير «هم» در «يبعثهم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 18 - 7

7 - قيامت ، روز دريافت نتايج اعمال دنيوى است .

و لتنظر نفس ما قدّمت لغد

واژه «غد»، اشاره به قيامت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 3،5

3 - قيامت ، روز گرد هم آمدن همه انسان ها است .

ليوم الجمع

5 - قيامت ، روز ظهور و بروز غبن و خسارت كافران

ذلك يوم التغابن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 2،4

2 - قيامت ، روزى بسيار سخت و هولناك براى اهل محشر

يوم يكشف عن ساق

تعبير «يكشف عن ساق» (ساق ها برهنه مى شود) در زبان عرب، كنايه از شدت هول و هراس و وخامت اوضاع است.

4 - ممكن نبودن عبادت و جبران كوتاهى ها و تقصير ها ، در جهان آخرت

و يدعون إلى السجود فلايستطيعون

يادآورى شدّت هولناكى عرصه قيامت و ناتوانى كافران براى سجده و خضوع در برابر پروردگار، مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه هيچ كس نمى تواند كوتاهى هاى گذشته خود را، در آخرت جبران كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 4 - 2

2 - قيامت ، حادثه اى كوبنده و هولناك

بالقارعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 15 - 2

2 - قيامت ، رخدادى بس عظيم و بى مانند

فيومئذ وقعت الواقعة

نام گذارى قيامت به «واقعة»، بيانگر اين حقيقت است كه هر واقعه ديگرى در جهان، در مقايسه با رخداد قيامت، بسيار ناچيز است و تنها قيامت، شايسته آن است كه حقيقتاً آن را «واقعه» ناميد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 18 - 1،2،3

1 - قيامت ، روز عرضه شدن و به نمايش در آمدن انسان ها در پيشگاه خداوند و در محكمه عدل او

يومئذ تعرضون

2 - قيامت ، روز حساب رسى و عرضه شدن نيات ، انگيزه ها ، افكار و رفتار انسان ها به محكمه عدل الهى

يومئذ تعرضون

3 - قيامت ، روز كشف حقايق و بروز و ظهور تمامى ابعاد وجودى انسان ها ( نيات ، انگيزه ها ، افكار و رفتار ها )

لاتخفى منكم خافية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 4 - 5،6،9

5 - عرصه محشر و حساب رسى خلايق در آن ، بسيار طولانى است .

فى يوم كان مقداره خمسين ألف سنة

برداشت ياد شده، بنابراين احتمال است كه عدد ياد شده در آيه شريفه، صرفاً براى بيان كثرت است.

6 - روز قيامت ، روزى بس دشوار و اندوه بار براى خلايق

فى يوم كان مقداره خمسين ألف سنة

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه در زبان عرب، اوقات سخت و خزن آور را، به طولانى بودن آن و زمان هاى راحتى و شادمانى را به كوتاه بودن آن توصيف مى كنند.

9 - « عن حفص بن غياث القاضى قال : سمعت أباعبداللّه جعفر بن محمّد ( ع ) يقول : . . . فإنّ للقيامة خمسين موقِفاً كلّ موقف مقام ألف سنة ثمّ تلا هذه الآية : « فى يوم كان مقداره خمسين ألف سنة » ;

از حفص بن غياث روايت شده كه گفت: شنيدم كه امام صادق(ع) مى فرمود: براى قيامت پنجاه موقف (ايستگاه) است كه هر كدام از آنها هزار سال طول مى كشد. سپس امام(ع) اين آيه را تلاوت فرمود: (فى يوم كان مقداره خمسين ألف سنة).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 10 - 1،2،3،4

1 - در روز رستاخيز ، هيچ دوست صميمى و خويشاوندى ، از حال ديگرى جويا نمى شود .

و لايسئل حميم حميمًا

«حميم»به فردى مى گويند كه به انسان نزديك و دلسوز باشد. از مصاديق بارز آن، خويشاوندان و دوستان صميمى و دلسوز است.

2 - در روز محشر ، هيچ خويشاوندى و دوست صميمى از يكديگر استمداد نمى كند .

و لايسئل حميم حميمًا

يكى از كاربردهاى واژه «سؤال»، طلب و درخواست (استمداد) است. برداشت ياد شده مبتنى بر اين معنا است.

3 - كارساز نبودن استمداد از ديگران ، حتى از خويشان و صميمى ترين دوستان ، براى رهايى از مشكلات و حوادث تلخ روز محشر

و لايسئل حميم حميمًا

درخواست و سؤال نكردن از يكديگر در قيامت، ممكن است به سبب بى فايده بودن آن باشد.

4 - اهل محشر ، به شدّت دغدغه دار سرنوشت خود و گرفتار پيامد هاى كردار خويش

و لايسئل حميم حميمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 21

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 17 - 1،2،3

1 - قيامت ، روزى است بسيار سخت و اندوه بار .

فكيف تتّقون إن كفرتم يومًا يجعل الولدن شيبًا

2 - قيامت و روز محشر ، روزى بسيار طولانى

يومًا يجعل الولدن شيبًا

پير شدن كودكان، ممكن است اشاره به طولانى بودن روز قيامت داشته باشد. البته طولانى بودن روز محشر نيز گوياى سختى آن روز است.

3 - سختى و اندوه بارى روز محشر ، به گونه اى است كه اطفال را مو سفيد و پير مى سازد .

يومًا يجعل الولدن شيبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 18 - 3

3 - روز محشر ، روزى است بس هولناك و وصف ناپذير .

يومًا . .. السماء منفطر به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 46 - 2

2 - قيامت ، روز جزا و حسابرسى است .

بيوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 2

2 - قيامت ، روزى است بسيار سخت و اندوه بار .

يومًا عبوسًا قمطريرًا

«عبوس»; يعنى، چهره در هم كشيده و «روز عبوس» كنايه از روز سخت و اندوه بار است. «قمطرير» نيز به معناى شديد است و در اين آيه هم مى تواند وصف براى «عبوس» باشد (يعنى شديد العبوس) و هم مى تواند صفت براى «يوم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 5

5 - قيامت ، روزى بس سنگين و دشوار

و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 11 - 1

1 - قيامت ، وقت تعيين شده براى حضور پيامبران جهت گواهى بر امت هاى خويش

و إذا الرسل أُقّتت

مقصود و مفاد اين آيه - برابر نظر بيشتر مفسران - فرارسيدن زمان وعده الهى مبنى بر گواهى پيامبران بر امت هاى خويش در عرصه قيامت است; مانند «فلنسئلنّ الذين اُرسل إليهم و لنسئلنّ المرسلين» (اعراف، آيه 6).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 12 - 1

1 - گواهى پيامبران بر امت هاى خويش ، داراى وقتى معيّن در عرصه قيامت

و إذا الرسل أُقّتت . لأىّ يوم أُجّلت

«أىّ» اسم استفهام و يا موصوله و مفيد تعظيم و تهويل است. «اُجّلت» به معناى «أخّرت» است. در اين برداشت مرجع ضمير فاعلى «اُجّلت»، ميقات و گواهى پيامبران (قابل استفاده از آيه قبل) دانسته شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 13 - 1،2

1 - قيامت ، روز جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل است .

ليوم الفصل

«فصل» به حايل بين دو چيز و نيز به داورى ميان حق و باطل گفته مى شود(قاموس المحيط). روز قيامت - چنان كه مفسران گفته اند - از اين رو «يوم الفصل» ناميده شده كه در آن روز، ميان خلايق جدايى ايجاد شده و حق از باطل تميز داده خواهد شد و مورد داورى قرار خواهد گرفت.

2 - جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل ، از مهم ترين خصيصه روز قيامت

ليوم الفصل

توصيف روز قيامت به «يوم الفصل»، در سلسله آيات مربوط به حوادث قبل و بعد از برپايى قيامت، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 14 - 1،2

1 - شناخت ژرفاى حقيقت و عظمت روز قيامت ( روز داورى ميان اهل حق و باطل ) ، بس دشوار و دست نايافتنى براى بشر

و ما أدريك ما يوم الفصل

از تعبير «و ما أدراك. ..»(چه چيز آگاه ساخت تو را...) استفاده مى شود: قيامت، حقيقتى بس بزرگ و عميق است كه كسى به درستى و شايستگى از آن آگاه نيست و تنها در پرتو وحى الهى، قابل شناخت است.

2 - قيامت ، واقعه اى است بس سهمگين ، با عظمت و شگفت آور .

و ما أدريك ما يوم الفصل

«ما» در «ما أدراك ما. ..» براى استفهام و مفيد تعجيب و تهويل است; ضمن آن كه تكرار «يوم الفصل» به صورت اسم ظاهر - به جاى ضمير - تأييد كننده همين مطلب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 35 - 1

1 - تكذيب گران روز جزا ، در آن روز از شدت ترس دم برنخواهند آورد .

هذا يوم لاينطقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 38 - 1،4

1 - قيامت ، روز جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل است .

هذا يوم الفصل

«فصل»به حايل بين دو چيز و نيز به داورى ميان حق و باطل گفته مى شود (قاموس المحيط). روز قيامت، از اين رو «يوم الفصل» ناميده شده كه در آن روز، ميان خلايق جدايى خواهد افتاد و حق از باطل تميز داده شده و مورد داورى قرار خواهد گرفت.

4 - قيامت ، روز اجتماع تمامى انسان هاى تاريخ

جمعنكم و الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 17 - 1

1 - قيامت روز داورى بين مردم و رفع اختلافات آنان

يوم الفصل

«فصل»; يعنى، جداسازى دو چيز از يكديگر به گونه اى كه ميان آن دو فاصله افتد. اطلاق اين كلمه بر روز قيامت، به اعتبار روشن شدن حق از باطل و يا پايان دادن به اختلاف مردم و قضاوت در ميان آنان است. (مفردات راغب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 18 - 2،3

2 - قيامت ، روز دميده شدن جان در پيكر ها است . *

يوم ينفخ فى الصور

برخى «صور» را جمع «صورة» دانسته و مى گويند: خداوند، ابتدا كالبدها را صورت دهى كرده به آنها شكل مى دهد; آن گاه در آنها جان مى دمد. اين معنا براى نفخ صور در قيامت قابل تصور است; ولى در نفخ صورى كه براى پايان دنيا و ميراندن انسان ها است، مورد ندارد.

3 - حضور انسان ها در صحنه قيامت ، به صورت گروهى و دسته دسته است .

فتأتون أفواجًا

«فوج» (مفرد «أفواج») به معناى جماعتى از مردم است. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 27 - 1

1 - قيامت ، صحنه حسابرسى انسان ها است .

إنّهم كانوا لايرجون حسابًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 38 - 1،11،12

1 - روح و فرشتگان الهى در قيامت ، ايستاده و صف بسته در آماده باش كامل قرار مى گيرند .

يوم يقوم الروح و الملئكة صفّ-ًا

«صفّاً» مصدر است و چون حال قرار گرفته، به معناى «صافّين» است. ايستادن و صف بستن، كنايه از مهيّا بودن براى انجام فرمان هاى الهى است.

11 - قيامت ، روز سلب اختيار از انسان

يوم . .. لايتكلّمون إلاّ من أذن له الرحمن

12 - آنان كه در قيامت ، رخصت سخن گفتن يافته اند ، سخنانى درست و به دور از هر گونه خطا خواهند گفت .

و قال صوابًا

«قال» در «قال صواباً» به جاى مضارع آمده است تا بر يقينى بودن آن دلالت كند. جمله «قال صواباً»، يا حاليه است و يا مستأنفه اى كه وضعيت پس از اذن را بيان مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 39 - 1

1 - روز قيامت ، روزى عظيم و برپايى آن كارى حكيمانه است .

ذلك اليوم الحقّ

«ذلك» اشاره به دور است. به قرينه «عذاباً قريباً» - در آيه بعد - مراد از دورى قيامت، تأخير زمانى آن نيست; بلكه بيانگر عظمت والا و فراتر از حد تصور آن است. «حقّ» به چيزى گفته مى شود كه براساس حكمت پديد آمده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 9

9 - قيامت ، روز تجسم اعمال و ظهور دست مايه ها و تلاش هاى انسان

يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 14 - 3

3 - عرصه قيامت ، مكانى مشخص و از پيش تعيين شده است .

فإذا هم بالساهرة

حرف «ال» در «الساهرة»، گوياى اين است كه جايگاه حضور مردم در قيامت، از پيش مشخص شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 33 - 5

5 - قيامت ، رخدادى بزرگ و صحنه فرياد هاى گوش خراش مردم

فإذا جاءت الصاخّة

«صاخّة»; يعنى، فرياد شديدى كه گوش ها را كر كند و به حادثه بزرگ نيز اطلاق مى گردد (قاموس). در كشاف آمده است كه توصيف قيامت به اين وصف، به اعتبار فرياد كشيدن حاضرانِ در قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 34 - 1،2،3،4،5

1 - قيامت ، روز فرار هر انسانى از برادر خويش است .

يوم يفرّ المرء من أخيه

2 - رابطه خويشاوندى - هر چند قوى باشد - براى نجات از سختى هاى قيامت سودى ندارد .

يوم يفرّ المرء من أخيه

فرار از برادر، به معناى تنها گذاشتن او در شدايد قيامت است.

3 - قيامت ، روز احساس خطر ; حتى از نزديك ترين خويشاوندان خود *

يفرّ المرء من أخيه

فرار از برادر، حاكى از خطرى است كه باقى ماندن در كنار او، آن را محتمل مى سازد; چه خطرى باشد كه فرار از آن سودى نمى بخشد (نظير گذشت نكردن برادر از حقوقى كه برادرش آن را پايمال كرده است) و چه خطرى كه توهمى بيش نيست (نظير اين گمان كه اگر بماند به آتش او بسوزد).

4 - ناتوانى همگان ، از مقاومت در برابر سختى هاى قيامت

يوم يفرّ المرء

فرار مردان - با توجّه به اين كه ترجيح فرار بر قرار به ويژه براى مرد تحمل نوعى زبونى و حقارت است - نشانگر سنگينى مشكلات قيامت و ناتوانى همه انسان ها از تحمّل آن است.

5 - حاضران صحنه قيامت ، از مؤاخذه ديگران و گرفتن حقوق خود - حتى از نزديك ترين خويشاوندان - چشم پوشى نخواهند داشت . *

يوم يفرّ المرء من أخيه

فرار از برادر و ترس از روبه رو شدن با او، حاكى از واقع شدن در مؤاخذه شديد از سوى او است; به گونه اى كه شخص گمان مى كند كه اگر فرار نكند، گرفتار خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 35 - 1،2

1 - قيامت ، صحنه گريزان بودن انسان ; حتى از پدر و مادر خويش

و أمّه و أبيه

2 - قيامت ، روز بى اثر بودن عواطف و روابط و جاذبه نداشتن پدر و مادر در چشم فرزندان

و أمّه و أبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 36 - 1،2،3،4

1 - شوهران ، پيوند الفت و همراهى با همسران خويش را در قيامت ناديده گرفته و از آنان متوارى خواهند شد .

يوم يفرّ المرء من . .. و صحبته

«صاحبة» همسرى است كه با شوهر خويش ملازمت و معاشرت داشته باشد. اين تعبير حاكى از شدت حوادث قيامت است; به گونه اى كه انسان، حتى همسرى را كه در دنيا با او سازگار و همراه بود، نيز رها خواهد كرد.

2 - پدران در قيامت ، با فرار از پسران خويش ، خود را از آنها دور ساخته ، آنان را تنها خواهند گذاشت .

و بنيه

3 - قيامت ، روز محروميت از يارى همسران حتى علاقه مندترين آنان به انسان

و صحبته

فرار از همسرى كه مصاحبت و همراهى او در دنيا به ثبوت رسيده بود - تا چه رسد به همسر ناسازگار - نشانه سودمند نبودن آنان در قيامت است.

4 - فرزندان ، حتى پسران ، در قيامت سودى به پدر و مادر نخواهند رساند .

و بنيه

«بنيه» گر چه تنها شامل پسران است; ولى ياد نكردن از دختران به دليل وضوح يكسانى آنها با پسران يا كمتر بودن انتظار يارى رسانى آنان است. فرار پدران از فرزندان، فرار مادر از آنان را نيز در مفهوم خود دارد. گفتنى است: در فرار پدر و مادر از فرزندان، سودمند نبودن هر يك براى ديگرى، نهفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 37 - 1،2،4

1 - گرفتارى هاى هر كس در قيامت ، جايى براى رسيدگى او به ديگران باقى نگذاشته ، او را به خود مشغول خواهد ساخت .

لكلّ امرىء منهم يومئذ شأن يغنيه

به هر امرى از امور «شأن» گفته مى شود (قاموس); جز اين كه سياق آيه شريفه دلالت بر عظمت شأن مورد نظر دارد. فعل «اغنى» - چه با حرف «عن» و چه بدون آن باشد - به معناى «كفى» است (مفردات راغب). كفايت كردن شأن و كار، به معناى پر شدن فرصت ها است; به گونه اى كه براى كار ديگر امان ندهد. اكتفا به بيان وضعيت مردان با كلمه «امرىء»، به جهت وضوح هم سرنوشت بودن زنان با آنان است.

2 - تمام انسان ها در قيامت ، نگران وضعيت خود و در تلاش براى رفع گرفتارى هاى خويش اند .

لكلّ امرىء منهم يومئذ شأن يغنيه

4 - گرفتارى ها و دل نگرانى هاى انسان در قيامت ، از نخستين لحظات آن آغاز مى شود .

فإذا جاءت الصاخّة . .. لكلّ امرىء منهم يومئذ شأن يغنيه

جمله «لكلّ امرىء. ..» - به دليل «يومئذ» - دلالت دارد كه زمان پيدايش «صاخّة» (غرّش كركننده)، هنگام بروز گرفتارى ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 38 - 1

1 - در قيامت ، چهره گروهى از مردم زيبا و درخشان خواهد بود .

وجوه يومئذ مسفرة

«وجه مسفر» چهره اى است كه به جهت شادمانى، درخشان شده باشد (مقاييس اللغة) و يا زيبايى آن را فرا گرفته باشد. (مصباح)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 39 - 1

1 - گروهى از مردم ، با چهره هاى خندان در صحنه قيامت حضور خواهند داشت .

ضاحكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 40 - 1،5،6

1 - گروهى از مردم در قيامت ، چهره اى كدر و غبارآلود خواهند داشت .

و وجوه يومئذ عليها غبرة

«غَبَرة» و «غُبار»، به يك معنا است و برخى گَرد پراكنده و جابه جا شده را «غبرة» و گرد برخاسته را «غبار» مى نامند. (لسان العرب)

5 - انسان ها در قيامت ، با دو چهره مختلف - تابناك و تيره - حضور خواهند يافت و فرجام هر كس ، از آغاز حضور مشخص خواهد بود .

فإذا جاءت الصاخّة . .. وجوه ... و وجوه

تكرار «وجوه»، بيانگر جواب شرط در «إذا جاءت. ..» است; يعنى، «كان الناس صنفين».

6 - تفاوت چهره مؤمن و كافر در قيامت

وجوه . .. و وجوه

مراد از «وجوه» در اين آيه - به قرينه آخرين آيه سوره (أولئك هم الكفرة الفجرة) - چهره كافران است. در نتيجه مراد از «وجوه» در آيات پيشين، چهره مؤمنان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 41 - 1

1 - چهره برخى از اهل محشر ، در غبارى سياه و دودآسا فرو رفته ، آثار افسردگى و اندوه از سر و روى آنان خواهد باريد .

ترهقها قترة

«رَهق»; يعنى، فراگرفتن و پوشاندن و «قَتَرة» غبارى است كه مانند دود، سياه فام باشد (لسان العرب). هم چنين به هر اندوهى كه رخسار انسان را فرا گيرد «قَتَر» گفته مى شود. (مقاييس اللغة)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 8 - 4

4 - قيامت ، روز حسابرسى اعمال انسان ها و پرسش از رفتار آنان با يكديگر

و إذا الموءودة سئلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 10 - 2،5

2 - قيامت ، روز باز شدن نامه عمل انسان و آگاهى او بر محتواى آن

و إذا الصحف نشرت

«نشر»، مخالف پيچيدن است (لسان العرب). براساس اين معنا، فعل «نشرت»، دلالت دارد كه نامه اعمال پيش از نشر، به شكل طومار است.

5 - نامه هاى اعمال در قيامت ، بر اهل محشر پراكنده و پخش خواهد شد .

و إذا الصحف نشرت

«نشر» به معناى تفريق (پراكنده ساختن) آمده است (تاج العروس). مراد از «نُشرت»، در اين معنا پراكنده شدن نامه ها بر صاحبان آن و رسيدن نامه عمل هر كس به دست او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 12 - 1

1 - قيامت ، روز شعلهور شدن شديد جهنم

و إذا الجحيم سعّرت

«جحيم» (كه بر اثر استعمال مكرر درباره جهنم، نام ديگرى براى آن شده است، در اصل) آتشى است كه به شدت افروخته شده باشد و به آتش عظيمى كه در حفره اى عميق افروخته شود «جحيم» گفته مى شود. سعرالنار و سعّرها[ به يك معنا است]; يعنى، آتش را شعلهور ساخت و تشديد[ در باب تفعيل] براى مبالغه است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 14 - 1

1 - قيامت ، روز آگاهى انسان ها به كردار دنيايى خويش و آثار و نتايج آن

علمت نفس ما أحضرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 4 - 4

4 - قيامت ، روز زنده شدن مردگان

و إذا القبور بعثرت

بيرون ريخته شدن آنچه در قبرها هست، كنايه از زنده شدن مردگان در قيامت است. تعبير «قبر» در اين آيه، ممكن است هر نقطه اى از جهان را - كه از بقاياى انسان در آن اثرى باشد - شامل گردد. بنابراين، آيه شريفه، شامل تمامى انسان ها خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 5 - 1،8

1 - قيامت روز آگاهى هر انسان ، به كردار دنيايى و آثار به جاى مانده از خويش

علمت نفس ما قدّمت و أخّرت

«ماقدّمت» - در يك احتمال - ناظر به كردارى است كه انسان خود، آن را انجام داده است. در مقابل مراد از «ماأخّرت» سنت هاى روا و ناروايى است كه انسان پس از خود، به جاى گذاشته و آثار و تبعات آن براى او ثبت شده است و در روز قيامت با آن مواجه خواهد شد.

8 - قيامت ، روز توجّه انسان به توانمندى ها و فرصت هاى از دست رفته خويش

علمت نفس ما . .. أخّرت

«ما . .. أخّرت» - در يك احتمال - ناظر به كردارى است كه انسان، آن را با امروز و فردا كردن، به تأخير مى اندازد و فرصت را از دست مى دهد. او در قيامت متوجه چنين خسارت هايى شده، بر آن افسوس خواهد خورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 15 - 1،2

1 - قيامت ، روز گرفتارى طاقت فرساى فاسقان در آتش جهنم

يصلونها يوم الدين

«يصلونها»; يعنى، با رنج و مشقّت، حرارت آن را مى چشند. (برگرفته از قاموس)

2 - قيامت ، روز مواجه شدن با سزاى اعمال است .

يوم الدين

«دين»; يعنى، جزا و به معناى طاعت نيز آمده است (مفردات راغب) و چون معناى اول با قيامت تناسب دارد، در آيه شريفه به معناى جزا مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 17 - 2،4

2 - قيامت ، روزى سهمگين و داراى عظمتى فراتر از تصور است .

و ما أدريك ما يوم الدين

4 - قيامت ، روز جزا و رسيدگى به اعمال است .

يوم الدين

«دين» به معناى شريعت، طاعت و جزا است و از آن جا كه دين به معناى «شريعت»، در قيامت مورد ندارد، «يوم الدين»، به معناى روز جزا خواهد بود و لازمه جزا دادن به بندگان، رسيدگى و محاسبه اعمال آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 18 - 2،4

2 - قيامت روزى بس با عظمت است و بيان سختى حوادث آن ، امكان پذير نيست .

ثمّ ما أدريك ما يوم الدين

تكرار «ما أدراك» تأكيد بر عظمت و نبودن ابزار، براى آگاه سازى ديگران به حقيقت حوادث آن است.

4 - قيامت ، روز كيفر دادن اعمال است .

يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 2،5،7

2 - قيامت ، روز سلب مالكيت و اختيار از همه انسان ها است .

يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا

5 - ناتوانى انسان ها از يارى رسانى به يكديگر ، از حوادث بزرگ و وصف ناپذير قيامت

و ما أدريك . .. ثمّ ما أدريك ما يوم الدين . يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا

7 - قيامت روز تخلّف ناپذير بودن فرمان هاى خداوند

و الأمر يومئذ للّه

اختصاص «أمر» به خداوند، كنايه از اين است كه تنها دستور مطاع در قيامت، فرمان او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 4 - 2

2 - قيامت ، روز كيفر ديدن كم فروشان

ألا يظنّ أُولئك أنّهم مبعوثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 6 - 1

1 - قيامت ، روز حضور همه انسان ها در برابر خداوند

يوم يقوم الناس لربّ العلمين

كلمه «يوم» ظرف براى «مبعوثون» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 11 - 1

1 - قيامت ، روز جزاى اعمال است .

الذين يكذّبون بيوم الدين

«دين» در معانى «طاعت» و «جزاء» استعمال مى شود و معناى مجازى آن «شريعت» است (مفردات راغب). تناسب معناى «جزاء» با قيامت، دليل برگزيدن اين معنا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 7

7 - قيامت ، روز ظهور حقايق و برملا شدن خطاى كافران در گمراه دانستن مؤمنان

قالوا إنّ هؤلاء لضالّون . .. فاليوم الذين ءامنوا من الكفّار يضحكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 7 - 1

1 - براى هر انسان ، نامه عملى است كه در قيامت آن را دريافت خواهد كرد .

فأمّا من أُوتى كتبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 3 - 3

3 - قيامت ، روز حضور گواهان اعمال و شهادت دادن آنها است .

و شاهد

راغب پس از آن كه شهادت را به معناى حضور با مشاهده آورده است، معناى گواهى را براى آن ذكر كرده و مى گويد: شهادت، گفتارى است كه از روى علم سرزده باشد. (مفردات راغب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 10 - 2،3

2 - قيامت ، روز محروميت انسان از هرگونه يار و ياور در برابر كيفر هاى الهى است .

فما له من . .. و لا ناصر

3 - قيامت روز بى ثمر ماندن نيرو هاى درونى و بيرونى انسان ، در برابر حسابرسى كار هاى پنهانى او است .

فما له من قوّة و لا ناصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 1 - 2،3

2 - قيامت ، انسان ها را در ميان گرفته و راه گريز را بر آنها خواهد بست .

هل أتيك حديث الغشية

«غشاء» و «غطاء» (پوشاننده) به يك معنا است و قيامت، از آن جهت «غاشية» ناميده مى شود كه با حوادث سهمگين خود، خلق را احاطه مى كند. (مقاييس اللغة)

3 - قيامت ، روزى بزرگ و هنگامه حوادث و رخداد هاى شگفت است .

حديث الغشية

«غاشية» به معناى داهيه (كار بزرگ) است (نهايه ابن اثير) و همان گونه كه در موارد بد و ناخوشايند به كار مى رود، در موارد خوب نيز استعمال مى شود و قيامت به همين مناسبت «غاشية» ناميده شده است. استفهام از شنيدن خبر قيامت، نشانگر اين است كه در آن روز، حادثه هايى قابل توجّه و سزاوار بازگو كردن و شنيدن به وقوع خواهد پيوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 2 - 3

3 - چهره حاضران صحنه قيامت ، نمايانگر فرجام كار آنان است .

وجوه يومئذ خشعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 3 - 2

2 - تلاش بى حاصل و رنج و زحمت بيهوده ، نمونه اى از گرفتارى هاى قيامت براى برخى از مردم

حديث الغشية . .. عاملة ناصبة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 8 - 2

2 - چهره حاضران در صحنه قيامت ، نمايانگر فرجام آنان است .

وجوه يومئذ ناعمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 1،2،9،10

1 - روز قيامت ، زمان عرضه جهنم بر حاضران

و جاْىء يومئذ بجهنّم

مراد از «آوردن جهنم به صحنه قيامت»، ممكن است انتقال آن به محشر و يا اظهار آن براى اهل محشر باشد. گفتنى است كه در سوره هاى ديگر از نوع دوم سخن به ميان آمده است.

2 - جهنم ، قابل مشاهده براى تمام اهل محشر

و جاْىء يومئذ بجهنّم

9 - قيامت ، روز آشكار شدن حقايق براى همگان

يومئذ يتذكّر الإنسن

10 - كوبيده و نرم شدن زمين ، احساس حضور در پيشگاه خداوند و صفوف فرشتگان و مشاهده جهنم ، برطرف سازنده غفلت هاى انسان و احياگر حس پندپذيرى در او است .

إذا دكّت الأرض . .. يومئذ يتذكّر الإنسن

«يومئذ»، بدل براى «إذا» در «إذا دكّت الأرض. ..» و جمله «يتذكّر الإنسان» جزا براى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 9 - 2

2 - قيامت ، روز زنده شدن مردگان

بعثر ما فى القبور

بيرون ريخته شدن آنچه در قبرها هست، كنايه از زنده شدن مردگان در قيامت است. تعبير «قبر» - در اين آيه - ممكن است هر نقطه اى از جهان را كه از بقاياى انسان در آن اثرى باشد، شامل گردد; بنابر اين، آيه شريفه شامل تمامى انسان ها خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 10 - 1،2،3،4،5

1 - اسرار سينه ها ( ملكات و صفات نفسانى ، علاقه ها ، نيت ها و افكار ) ، در قيامت بيرون ريخته و آشكار خواهد شد .

و حصّل ما فى الصدور

«تحصيل»، به معناى استخراج مغز از پوسته و پوشش آن است; مانند استخراج طلا از سنگ معدنى آن و اخراج گندم از كاه (مفردات). برخى آن را با تمييز، مرادف مى دانند و بر همين اساس آنچه را بيخته شود، «محصّل» مى گويند (كشاف). در اين صورت، مراد از آن، متمايز شدن اسرار نيك و بد خواهد بود.

2 - آشكار شدن اسرار درونى انسان در قيامت ، قهرى و بيرون از اختيار او است .

حصّل

مجهول بودن «حصّل»، دلالت بر نكته ياد شده دارد.

3 - قيامت ، روز حسابرسى نيت ها ، خصلت ها و اسرار درونى است .

و حصّل ما فى الصدور

تهديد به ظهور اسرار درونى در قيامت، كنايه از تأثير آنها در فرجام اخروى است. بنابراين انسان ها، براساس رازهاى سينه خود نيز، محاسبه و كيفر خواهند شد.

4 - توجّه به برملا شدن خصلت ها و علاقه ها در قيامت ، بازدارنده انسان از خوى ناسپاسى ، بخل و دل بستگى به ثروت

لكنود . .. أفلايعلم إذا ... و حصّل ما فى الصدور

5 - صحنه برملا شدن راز ها و نيت هاى پنهان ، هول انگيز و تهديدى براى ناسپاسان و مال دوستان

أفلايعلم إذا . .. و حصّل ما فى الصدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 11 - 2

2 - قيامت ، روز پى بردن همگان به آگاهى دقيق خداوند از اسرار درونى ايشان

يومئذ

تعبير «يومئذ» قيامت را زمان علم خداوند، قرار داده و درباره علم او در دنيا، بيانى ندارد و از آن جا كه علم الهى ازلى و ابدى است، اختصاص يافتن آن به قيامت، ناظر به قابل انكار نبودن آن است; يعنى، گرچه در دنيا برخى به علم او معترف نيستند; ولى در قيامت، آنان نيز به اين حقيقت پى خواهند برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 1 - 1

1 - قيامت ، حادثه اى كوبنده و هولناك

القارعة

«قَرْع»، به معناى كوبيدن چيزى بر چيزى است (مفردات). آيات بعد، قرينه است كه مراد از «قارعة»، روز قيامت است. تناسب اين نام براى «قيامت»، يا به اين جهت است كه قيامت كوبنده و ترساننده قلب ها است و يا اشاره به عذاب كوبنده و هولناك كافران دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 2 - 1

1 - قيامت ، حادثه اى كوبنده و رخدادى بس شگفت

ما القارعة

«ما»، استفهام تعجبى است و بر شگفتى «قارعة» و عظمت و هول انگيز بودن آن دلالت دارد. - با آن كه اين آيه خبر براى آيه قبل است - و در آن اكتفا به ضمير ممكن بود، مى توان گفت: تكرار لفظ «قارعة» تأكيد بر عظمت آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 4 - 2،4

2 - كوبندگى حوادث قيامت ، هول انگيز و دهشت آور است .

ما القارعة . يوم يكون الناس كالفراش المبثوث

«يوم» ظرف براى فعل محذوفى است كه وصف «القارعة» بر آن دلالت دارد; يعنى، «تقرع يوم. ..».

4 - مردم در نخستين مراحل رستاخيز ، سردرگم و حيرت زده خواهند بود .

كالفراش المبثوث

«مبثوث»، به معناى منتشر و متفرق است. «بَثَّ الغُبارَ»; يعنى، غبار را برانگيخت (قاموس). پراكندگى و افشانده بودن، نشانگر

آشفتگى و پريشان حالى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 6 - 2

2 - اعمال نيك انسان ، در قيامت سنجيده خواهد شد .

فأمّا من ثقلت موزينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 3 - 2،6

2 - همه انسان ها ، در آينده هنگام حسابرسى نعمت ها ، به پوچى افتخارات مادى پى خواهند برد .

سوف تعلمون

زمان مورد نظر در «سوف تعلمون» - به قرينه «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم» - هنگام حسابرسى نعمت ها است.

6 - قيامت ، زمان ظهور حقايق و پى بردن انسان ها به نيك و بد اعمال خويش

كلاّ سوف تعلمون

وعده «سوف تعلمون» - به قرينه «لتسئلنّ يومئذ عن النعيم» - ناظر به زمان برپايى قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 1،6،7

1 - قيامت ، زمان حسابرسى از نعمت ها است .

ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم

«نعيم»، به معناى نعمت فراوان است. (مفردات)

6 - قيامت ، داراى مراحلى گوناگون و ترتيب يافته است .

لترونّ . .. ثمّ لترونّها ... ثمّ لتسئلنّ

7 - حسابرسى از نعمت ها ، مرحله اى پس از مشاهده دوزخ و يقين به آن است .

ثمّ لترونّها . .. ثمّ لتسئلنّ

968- ويژگيهاى گواهى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 84 - 11

11- شهادت گواهان در قيامت ، خدشه ناپذير و غير قابل ردّ است .

و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا ثمّ لايؤذن للذين كفروا

969- هشدار از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 7 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دعوت كننده مردم به دين و هشداردهنده آنان ، به روز جزا است .

فما يكذّبك بعد بالدين

برداشت ياد شده، بر دو پيش فرض استوار است: 1. مخاطب آيه شريفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; 2. كلمه «دين» در هر دو معناى «شريعت» و «جزا» استعمال شده باشد.

970- هلاكت جوامع قبل از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 58 - 1

1- تمامى شهر ها و تمدن ها و جوامع بشرى ، قبل از قيامت ، توسط خداوند يا به كلى نابود و يا به وسيله عذابى ، به ويرانى كشيده خواهد شد .

و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها قبل يوم القيمة

«قرية» در لغت به معناى مجتمع و محل سكونت است و بر اعم از روستا و شهر اطلاق مى شود (برگرفته از لسان العرب).

971- همنشينى با شياطين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 9

9 - مشاهده شياطين در قيامت و همنشينى با آنان ، خود نوعى عذاب براى گمراهان است .

قال يليت بينى و بينك بعد المشرقين

972- هواپرستان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 7 - 2

2 - تكذيب گران هواپرست ، گرفتار ذلت و خوارى در رستاخيز

و كذّبوا و اتّبعوا أهواءهم . .. خشّعًا أبصرهم يخرجون من الأجداث

973- هواپرستى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 12 - 1

1 - تكذيب كنندگان قيامت ، عناصرى فرو رفته در باطل و سرگرم هوسرانى

للمكذّبين . الذين هم فى خوض يلعبون

«خوض» به معناى وارد شدن در كارهاى بيهوده و باطل و «لعب» (مصدر «يلعبون») به معناى سرگرمى و هوسرانى است.

974- يأس در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 3،7

3 - جرم و گناه ، عامل نااميدى انسان ، در قيامت است .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون

7 - بدكارانِ دروغ انگارِ آيات الهى ، در روز قيامت ، نااميد و اندوه ناك اند .

ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى أن كذّبوا بأيت اللّه . .. و يوم تقوم الساعة ي

975- يحيى(ع) در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 1،3،10

1- حضرت يحيى ( ع ) ، مشمول سلام ويژه خداوند به هنگام تولد ، مرگ و رستاخيز خود

و سلم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّاً

3- يحيى ( ع ) به هنگام مرگ و در روز رستاخيز ، مصون از هرگونه رنج و عذاب

و سلم عليه . .. يوم يموت و يوم يبعث حيًّا

«ولد» فعل ماضى و «يموت» مضارع است. اين تغيير سياق نشان مى دهد كه مفاد آيه، زمان حيات يحيى را منعكس مى كند كه خداوند در آن زمان از سلامتى او در ميلاد خبر داده و سلامتى مرگ و رستاخيز او را تضمين كرده و نويد مى دهد.

10- « عن أبى الحسن الرضا ( ع ) : إنّ أوحش ما يكون هذا الخلق فى ثلاثة مواطن يوم يولد . . . و يوم يموت . . . و يوم يبعث . . . و قد سلّم اللّه - عزّوجلّ- على يحيى ( ع ) فى هذه الثلاثة المواطن و آمن روعته فقال : « و سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّاً . . . » ;

از امام رضا(ع) روايت شده است: همانا وحشتناك ترين مواقع براى اين خلق در سه موضع است: روزى كه متولد مى شود. .. و روزى كه مى ميرد... و روزى كه برانگيخته مى شود... و خداوند سلام فرستاده است بر يحيى(ع) در اين سه موضع و او را از وحشت آن مواضع ايمن ساخته و فرموده: «و سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّاً»...».

976- يقين به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 2 - 17

17- برپايى قيامت ، اصلى كه بايد به آن يقين و اطمينان داشت .

لعلكم بلقاء ربكم توقنون

«لقاى پروردگار» كنايه از برپايى قيامت است ; زيرا در آن صحنه است كه ربوبيت خدا براى انسانها ملموس و محسوس مى شود و آن را به عين اليقين درمى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 25 - 1

1 - علم و باور كافران به هنگام زنده شدنشان در قيامت ، به روبه رو شدن با مصيبتى بزرگ و كمرشكن

تظنّ أن يفعل بها فاقرة

«فاقرة» به معناى مصيبت بزرگ و كمرشكن است (العين). «ظنّ» به معناى گمان راجح است و گاهى نيز به جاى علم و يقين به كار مى رود. در اين آيه - مطابق نظر بيشتر مفسران - معناى اخير مراد است.

977- يقين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 13

13 - قيامت، روز ظهور حقايق و از بين رفتن هر گونه ترديد

ليجمعنكم إلى يوم القيمة لا ريب فيه

مرجع ضمير «فيه» مى تواند «يوم القيامة» باشد، يعنى قيامت ظرف ترديد نيست و در آن روز ترديد از آدمى رخت بر مى بندد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 6

6 - قيامت، روز تجلى حقايق و از ميان رفتن پرده هاى اوهام است.

و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 4

4- قيامت ، روز فرو افتادن همه حجاب ها و يقين آدميان به خداوند يكتا است .

أعينهم فى غطاء . .. كفروا بأيت ربّهم و لقائه

مقصود از لقاى پروردگار، مسلّماً برخورد حسى نيست (لاتدركه الأبصار) بلكه مقصود، آن است كه آدمى، در قيامت، به حقّانيّت يكتايى خداوند پى خواهد برد، گرچه كافران، چنين ملاقاتى را منكر باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 17،19

17 - مجرمان در قيامت ، به حقانيت وعده هاى خداوند درباره معاد ، زبان مى گشايند .

ربّنا أبصرنا و سمعنا . .. إنّا موقنون

19 - به يقين رسيدن مجرمان درباره معاد ، در قيامت دليل درخواست شان از خدا جهت بازگشت به دنيا است .

فارجعنا نعمل صلحًا إنّا موقنون

«إنّا موقنون» به منزله تعليل براى درخواست است.

978- يهود در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 22

22 - يهوديانى كه همكيشان خود را كشتند يا آنان را آواره ساختند ، به شديدترين عذاب هاى قيامت ، كيفر خواهند شد .

تقتلون أنفسكم . .. و يوم القيمة يردون إلى أشد العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 113 - 17

17 - خداوند ، در قيامت ميان يهود ، نصارا و مشركان داورى كرده آنان را بسزاى گفته ها و اتهام هاى ناروايشان خواهد رساند .

فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

مراد از حكومت و داورى خدا در قيامت، مجرد بيان حق نيست; زيرا خداوند حقايق را با نازل كردن قرآن بيان داشته و آيه مورد بحث نيز پندار باطل يهود و نصارا را روشن ساخته است. بنابراين، مقصود از «يحكم ...» به كيفر رساندن متخلفان است.

2- كاتب

1- خيانت كاتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 45،49

45 - حرمت زيان رساندن و خيانت نويسنده و گواه مبادلات ، بر طرفين قرارداد

و لا يضارّ كاتب و لا شهيد

در صورتى كه «لا يضارّ» معلوم باشد و نه مجهول، متعلّق آن، متعاملين خواهند بود. يعنى: لا يضارّ كاتب ولا شهيد المتبايعين.

49 - خيانت نويسنده و گواه مبادلات ، فسق و انحراف از حق است .

و لا يضارّ كاتب و لا شهيد و ان تفعلوا فانّه فسوق بكم

بر مبناى معلوم بودن «لا يضار»

2- شرايط كاتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 53

53 - لزوم رعايت تقواى الهى از جانب نويسنده ، گواهان و طرفين قرارداد ها و مبادلات

اذا تداينتم . .. و لا يأب كاتب ... و استشهدوا شهيدين ... و اتّقوا اللّه

متعاملين، كاتب و گواه در مبادلات، از مصاديق مورد نظر در خطاب «و اتقوا اللّه» مى باشند.

3- مسؤوليت كاتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 53

53 - لزوم رعايت تقواى الهى از جانب نويسنده ، گواهان و طرفين قرارداد ها و مبادلات

اذا تداينتم . .. و لا يأب كاتب ... و استشهدوا شهيدين ... و اتّقوا اللّه

متعاملين، كاتب و گواه در مبادلات، از مصاديق مورد نظر در خطاب «و اتقوا اللّه» مى باشند.

4- نقش ملائكه كاتب عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 21 - 15،16

15 - اعمال انسان ها توسط فرشتگان مراقب ، ثبت مى شود .

إن رسلنا يكتبون ما تمكرون

16 - فرشتگان مراقب اعمالِ مردمان ، از نوشتن هيچ عملى - هر چند كه كوچك و اندك باشد - فروگذارى نمى كنند .

إن رسلنا يكتبون ما تمكرون

كلمه «ما» در «ما تمكرون» افاده عموم مى كند.

3- كاخ

1- احضار دايه ها به كاخ فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 12 - 1

1 - احضار دايگان به كاخ فرعون ، براى شير دادن به موسى ( ع )

و حرّمنا عليه المراضع من قبل فقالت هل أدلّكم على أهل بيت يكفلونه لكم

2- ارزش كاخ هاى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 10 - 7

7 - باغ ها و قصر هاى بهشتى در قيامت ، بهتر از نوع دنيايى آنها است .

إن شاء جعل لك خيرًا من ذلك جنّ-ت . .. و يجعل لك قصورًا

3- ارزش كاخ هاى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 10 - 7

7 - باغ ها و قصر هاى بهشتى در قيامت ، بهتر از نوع دنيايى آنها است .

إن شاء جعل لك خيرًا من ذلك جنّ-ت . .. و يجعل لك قصورًا

4- امكان كاخ براى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 10 - 5

5 - خداوند ، توانا بر مهيّا ساختن قصرهايى با عظمت براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مراتب بهتر از آنچه كه مشركان توقع آن را براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) داشتند .

تبارك الذى إن شاء . .. يجعل لك قصورًا

5- بيهودگى كاخ سازى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 128 - 2،3

2 - برج هاى برپا شده بر بلندى ها به وسيله قوم عاد ، كارى بيهوده و خارج از نياز آنان بود .

أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون

فعل «تبعثون» از ريشه «عبث» (بيهوده كارى)، حال از ضمير فاعل «تبنون» است; يعنى، شما در حالى به ساختن برج ها مى پردازيد كه به آن نياز نداريد و در نتيجه كارى عبث و بيهوده انجام مى دهيد.

3 - سرزنش عاديان توسط هود ( ع ) به خاطر ساختن بناهايى بى فايده و بازيگرانه

أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون

استفهام در «أتنبون» براى توبيخ و سرزنش است.

6- ترك كاخ فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 18 - 2

2 - موسى ( ع ) ، پس از حادثه قتل مرد قبطى به كاخ فرعون بازنگشت .

فأصبح فى المدينة

7- تعدد درهاى كاخ يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 3

3- دربار يوسف ( ع ) ، داراى دربهايى متعدد براى ورود و خروج مراجعه كنندگان *

لاتدخلوا من باب وحد وادخلوا من أبوب متفرقة

در اينكه مراد از مفعول «ادخلوا» چيست ، آيا مصر است و يا بارگاه يوسف؟ دو نظر ابراز شده است. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است. قابل ذكر است كه تكرار «لما دخلوا» در آيه 69 مؤيد احتمال اول مى باشد.

8- دربهاى كاخ زليخا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 6،7

6- زليخا براى كام جويى از يوسف ( ع ) و رسيدن به وصال او ، درب هاى قصرش را قفل كرد و او را به سوى خويش فرا خواند .

رودته . .. و غلّقت الأبوب و قالت هيت لك

«تغليق» (مصدر غلّقت) به معناى قفل كردن است. «هيت لك» اسم فعل امر و به معناى «بيا» مى باشد.

7- قصر زليخا ، قصرى مجلل و داراى درب هاى فراوان و متعدد بود .

و غلّقت الأبوب

به كارگيرى باب تفعيل ، براى بيان قفل زدن دربها (غلّقت الأبواب) مى تواند حاكى از شدت مبالغه باشد ; يعنى ، دربها را با قفلها و پشت بندها محكم بست ، و مى تواند بر كثرت دربها دلالت داشته باشد. برداشت فوق ، ناظر به دومين معناست.

9- شيشه هاى كاخ سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 3،4،6

3 - قصر سليمان ، قصرى مجلل و با شكوه ، با صحنى مفروش از آبگينه هاى آب نما

قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

«ممرّد» معادل صاف و «قارورة» (مفرد «قوارير») مرادف شيشه و آبگينه است; يعنى، اين صحن از آبگينه صاف، مفروش شده است.

4 - بلقيس ، براى عبور از آبگينه هاى آب نما ، دامن بركشيد و ساق هاى پايش نمايان شد .

فلمّا رأته حسبته لجّة و كشفت عن ساقيها

6 - اقدام سليمان ( ع ) به تصحيح خطاى ديد بلقيس در آب پنداشتن شيشه هاى مفروش

حسبته لجّة . .. قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

10- عظمت كاخ سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 3

3 - قصر سليمان ، قصرى مجلل و با شكوه ، با صحنى مفروش از آبگينه هاى آب نما

قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

«ممرّد» معادل صاف و «قارورة» (مفرد «قوارير») مرادف شيشه و آبگينه است; يعنى، اين صحن از آبگينه صاف، مفروش شده است.

11- عوامل كاخ سازى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 129 - 5

5 - غفلت از مرگ و پندار جاودانگى در دنيا ، عامل روى آورى عاديان به كاخ سازى ، تجمل گرايى و بيهودگى

أتبنون . .. تعبثون . و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون

تعبير «لعلّكم تخلدون» بيانگر اين معنا است كه: كار شما طورى است كه گويا از مرگ و ناپايدارى زندگى دنيوى، غافل شده ايد و مى پنداريد كه هميشه در اين دنيا خواهيد ماند.

12- كاخ بلورين سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 2،8

2 - جلوه نمودن صحن بلورين قصر سليمان به شكل آبگيرى ژرف در نظر بلقيس

فلمّا رأته حسبته لجّة

«لجّة» معادل بركه، آبگير و استخرى است كه آب زيادى در آن ايستاده باشد. بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: چون نگاه بلقيس به صحن افتاد، گمان كرد كه آبگيرى است پر از آب.

8 - صحن شيشه اى آب نما ، يكى ديگر از نشانه هاى شگفت سليمان ( ع ) براى بلقيس

قيل لها ادخلى الصرح . .. و كشفت عن ساقيها قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

13- كاخ سازى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 2

2 - جنّيان براى سليمان ( ع ) ، طبق خواست او قصرهايى مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من محريب

«محاريب» جمع «محراب» (از ريشه «حرب») است و آن به جايى گفته مى شود كه محل جنگ با دشمن است. اين واژه، به قصرهايى اطلاق مى شده كه بر بالاى آنها، جايگاه مخصوصى براى دفاع ساخته مى شده است.

14- كاخ سازى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 15

15 - فرعون و مردمانش در طول حكومتشان ، همواره در پى ساختن كاخ ها و خوش نشين هاى سايه افكن بودند .

و دمرنا ما كان يصنع فرعون و قومه و ما كانوا يعرشون

«ما» در «ما كانوا» موصول است و مراد از آن به دليل «يعرشون»، عرش و عريش (سايبان) است. بنابراين «ما كانوا يعرشون» يعنى سايبانهايى كه آنها را ساخته بودند. فعل «يصنع» و «يعرشون» كه به همراه «كان» و «كانوا» آمده، دلالت مى كند كه فرعونيان پيوسته كاخ و سايبان مى ساختند ; يعنى داراى كاخها و خوش نشينهاى فراوان بودند.

15- كاخ سازى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 15

15 - فرعون و مردمانش در طول حكومتشان ، همواره در پى ساختن كاخ ها و خوش نشين هاى سايه افكن بودند .

و دمرنا ما كان يصنع فرعون و قومه و ما كانوا يعرشون

«ما» در «ما كانوا» موصول است و مراد از آن به دليل «يعرشون»، عرش و عريش (سايبان) است. بنابراين «ما كانوا يعرشون» يعنى سايبانهايى كه آنها را ساخته بودند. فعل «يصنع» و «يعرشون» كه به همراه «كان» و «كانوا» آمده، دلالت مى كند كه فرعونيان پيوسته كاخ و سايبان مى ساختند ; يعنى داراى كاخها و خوش نشينهاى فراوان بودند.

16- كاخ سازى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 128 - 1

1 - قوم عاد ، برپا كننده برج هاى عظيم بر فراز بلندى ها و ارتفاعات

أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون

«بناء» (مصدر «تبنون») مقابل «هدم» (خراب كردن) است; يعنى، درست كردن و ساختن. «با» در «بكلّ ريع» مرادف «على» (بر روى) مى باشد. «ريع» به هر جاى بلند و مرتفع (تپه) گفته مى شود. «آية» در اصل به معناى نشانه است و نكره آمدنش براى بيان عظمت آن است و در اين جا مراد از آن به قرينه «أتبنون...»، برج هاى عظيم و بلند است.

17- كاخ نشينى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 129 - 4

4 - سرزنش عاديان از سوى هود ( ع ) ، به خاطر احداث قصر ها و روحيه كاخ نشينى آنان

و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 137 - 4

4 - عاديان شيوه زندگى خويش ( برج سازى ، كاخ نشينى و . . . ) را ، سنتى برجاى مانده از پيشنيان خود اعلام كردند .

إن هذا إلاّ خلق الأوّلين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه كلمه «هذا» اشاره به رفتار عاديان داشته باشد. بر اين اساس مراد از «خلق الأوّلين»، شيوه نياكان خود آنان است.

18- محمد(صلی الله علیه و آله) و كاخ نشينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 10 - 8،9

8 - تعلق نگرفتن مشيت خداوند بر برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از زندگى مرفه و كاخ نشينى

تبارك الذى إن شاء جعل لك خيرًا من ذلك جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر و يجعل لك قصور

9 - زندگى مرفه و كاخ نشينى ، دور از شأن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و برخلاف مصلحت او بود .

تبارك الذى إن شاء جعل لك خيرًا من ذلك جنّ-ت . .. و يجعل لك قصورًا

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه خداوند با آن كه فرمود: من قادر به اعطاى بوستان هاى آباد و كاخ هاى متعدد به پيامبر(صلی الله علیه و آله) هستم در عين حال به آن حضرت اعطا نفرمود و اين مى رساند كه چنين كارى درخور شأن پيامبر(صلی الله علیه و آله) - آن گونه كه مشركان و كافران فكر مى كردند - و يا به مصلحت آن حضرت نبود.

19- ملكه سبأ در كاخ سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 1

1 - ورود ملكه سبا به بارگاه سليمان

فلمّا جاءت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 1،2،4،5

1 - اذن يافتن ملكه سبا براى ورود به صحن و سراى قصر سليمان

قيل لها ادخلى الصرح

«صرح» به معناى قصر و نيز به معناى صحن و ساحت مى آيد. در آيه ياد شده به قرينه جمله بعد (حسبته لجّة) معناى دوم (صحن) مراد است; زيرا اطلاق «لجّة» بر قصر درست نمى نمايد.

2 - جلوه نمودن صحن بلورين قصر سليمان به شكل آبگيرى ژرف در نظر بلقيس

فلمّا رأته حسبته لجّة

«لجّة» معادل بركه، آبگير و استخرى است كه آب زيادى در آن ايستاده باشد. بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: چون نگاه بلقيس به صحن افتاد، گمان كرد كه آبگيرى است پر از آب.

4 - بلقيس ، براى عبور از آبگينه هاى آب نما ، دامن بركشيد و ساق هاى پايش نمايان شد .

فلمّا رأته حسبته لجّة و كشفت عن ساقيها

5 - سليمان ( ع ) ، ناظر عكس العمل بلقيس ، در مواجهه با آبگينه هاى آب نما

و كشفت عن ساقيها قال إنّه صرح

مراد از ضمير فاعل در «قال» سليمان(ع) مى باشد.

20- موانع كاخ نشينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 129 - 6

6 - گرايش به كاخ نشينى ، ناسازگار با اعتقاد دينى و پيروى از مكتب پيامبران

و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون

21- موسى(ع) در كاخ فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 15 - 2

2 - واقع شدن كاخ فرعون و محل زندگى موسى ( ع ) در نقطه اى خارج از شهر مصر

و دخل المدينة

با توجه به اين كه موسى(ع) در آن زمان پيش فرعون و در كاخ وى زندگى مى كرد، تعبير «دخل المدينة» نشان مى دهد كه قصر فرعون در محلى بيرون از شهر مصر واقع شده بود.

22- موقعيت جغرافيايى كاخ فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 51 - 10

10 - كاخ فرعون ، مشرف و مسلط بر جريان رود نيل *

و هذه الأنهر تجرى من تحتى

23- موقعيت كاخ فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 15 - 2

2 - واقع شدن كاخ فرعون و محل زندگى موسى ( ع ) در نقطه اى خارج از شهر مصر

و دخل المدينة

با توجه به اين كه موسى(ع) در آن زمان پيش فرعون و در كاخ وى زندگى مى كرد، تعبير «دخل المدينة» نشان مى دهد كه قصر فرعون در محلى بيرون از شهر مصر واقع شده بود.

24- ويرانى كاخ فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 16

16 - خداوند پس از هلاكت فرعونيان ، كاخ ها و خوش نشين هاى آنان را بكلى ويران كرد .

و دمرنا ما كان يصنع فرعون و قومه و ما كانوا يعرشون

«تدمير» (مصدر دمرنا) به معناى نابودن كردن است.

25- ويژگيهاى كاخ زليخا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 7

7- قصر زليخا ، قصرى مجلل و داراى درب هاى فراوان و متعدد بود .

و غلّقت الأبوب

به كارگيرى باب تفعيل ، براى بيان قفل زدن دربها (غلّقت الأبواب) مى تواند حاكى از شدت مبالغه باشد ; يعنى ، دربها را با قفلها و

پشت بندها محكم بست ، و مى تواند بر كثرت دربها دلالت داشته باشد. برداشت فوق ، ناظر به دومين معناست.

26- ويژگيهاى كاخ سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 3

3 - قصر سليمان ، قصرى مجلل و با شكوه ، با صحنى مفروش از آبگينه هاى آب نما

قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

«ممرّد» معادل صاف و «قارورة» (مفرد «قوارير») مرادف شيشه و آبگينه است; يعنى، اين صحن از آبگينه صاف، مفروش شده است.

27- ويژگيهاى كاخ فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 51 - 9،10

9 - آب هاى زراعى و آشاميدنى مردم مصر ، از قصر و اراضى فرعون عبور مى كرده است . *

و هذه الأنهر تجرى من تحتى أفلاتبصرون

10 - كاخ فرعون ، مشرف و مسلط بر جريان رود نيل *

و هذه الأنهر تجرى من تحتى

28- ويژگيهاى كاخ يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 3

3- دربار يوسف ( ع ) ، داراى دربهايى متعدد براى ورود و خروج مراجعه كنندگان *

لاتدخلوا من باب وحد وادخلوا من أبوب متفرقة

در اينكه مراد از مفعول «ادخلوا» چيست ، آيا مصر است و يا بارگاه يوسف؟ دو نظر ابراز شده است. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است. قابل ذكر است كه تكرار «لما دخلوا» در آيه 69 مؤيد احتمال اول مى باشد.

كاخ نشينى

29- كاخ نشينى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 129 - 4

4 - سرزنش عاديان از سوى هود ( ع ) ، به خاطر احداث قصر ها و روحيه كاخ نشينى آنان

و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 137 - 4

4 - عاديان شيوه زندگى خويش ( برج سازى ، كاخ نشينى و . . . ) را ، سنتى برجاى مانده از پيشنيان خود اعلام كردند .

إن هذا إلاّ خلق الأوّلين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه كلمه «هذا» اشاره به رفتار عاديان داشته باشد. بر اين اساس مراد از «خلق الأوّلين»، شيوه نياكان خود آنان است.

30- محمد(صلی الله علیه و آله) و كاخ نشينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 10 - 8،9

8 - تعلق نگرفتن مشيت خداوند بر برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از زندگى مرفه و كاخ نشينى

تبارك الذى إن شاء جعل لك خيرًا من ذلك جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر و يجعل لك قصور

9 - زندگى مرفه و كاخ نشينى ، دور از شأن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و برخلاف مصلحت او بود .

تبارك الذى إن شاء جعل لك خيرًا من ذلك جنّ-ت . .. و يجعل لك قصورًا

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه خداوند با آن كه فرمود: من قادر به اعطاى بوستان هاى آباد و كاخ هاى متعدد به پيامبر(صلی الله علیه و آله) هستم در عين حال به آن حضرت اعطا نفرمود و اين مى رساند كه چنين كارى درخور شأن پيامبر(صلی الله علیه و آله) - آن گونه كه مشركان و كافران فكر مى كردند - و يا به مصلحت آن حضرت نبود.

31- موانع كاخ نشينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 129 - 6

6 - گرايش به كاخ نشينى ، ناسازگار با اعتقاد دينى و پيروى از مكتب پيامبران

و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون

4- كار

1- آثار بسمله در كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 8

8 - انجام كار ها با نام خدا ، مايه جلب رحمت اوست .

بسم اللّه الرحمن الرحيم

توصيه به انجام دادن كارها با نام خدا و تذكر به رحمانيت و رحيميت او به عنوان حكمت اين توصيه، گوياى اين است كه نام خدا در كارها، موجب جلب رحمت الهى و در نتيجه به كمال رسيدن آن كارهاست.

2- آثار تقسيم كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 4 - 2

2 - سامان يافتن نظام جهان ، در پرتو تقسيم و دسته بندى امور ، به دست كارگزاران الهى ( فرشتگان )

فالمقسّمت أمرًا

3- آثار كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 10 - 6

6 - وجود خطر غافل شدن از ياد خدا ، در كسب و كار و خريد و فروش

و ابتغوا من فضل اللّه و اذكروا اللّه كثيرًا

4- آداب كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 3

3 - لزوم آغاز كردن كار ها با نام خدا و گفتن « بسم اللّه »

بسم اللّه

از آنجا كه قرآن كتاب هدايت است و سخن خويش را با «بسم اللّه» آغاز كرده اين نكته را به مخاطبانش القا مى كند كه كارهاى خود را با «بسم اللّه» شروع كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 29

29 - لزوم توجّه به نقش تعيين كننده خداوند براى موفقيّت در امور ، حتّى پس از مشورت و تصميم گيرى نهايى بر انجام كارها

و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكّل على اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 22

22 - ضرورت توأم بودن حركت و تلاش با توكل بر خدا

ادخلوا عليهم الباب . .. و على اللّه فتوكلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 35 - 12

12 - خداوند ، همواره بايد محور حركت ها و برنامه هاى مؤمنان باشد .

اتقوا اللّه و ابتغوا إليه الوسيلة و جهدوا فى سبيله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 78 - 2

2 - تبرك جستن به نام خداوند در همه امور ، امرى شايسته و پسنديده

تبرك اسم ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 10 - 5

5 - ذكر و ياد فراوان خدا ، به هنگام كسب و كار و خريد و فروش ، توصيه الهى به مؤمنان

و ابتغوا من فضل اللّه و اذكروا اللّه كثيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 8 - 2

2 - لزوم ذكر و يادكردن پروردگار در ضمن تلاش گسترده روزانه

إنّ لك فى النهار سبحًا طويلاً . و اذكر اسم ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 5

5 - آغاز كار ها با نام خدا ، شايسته و مطلوب است .

اقرأ باسم ربّك

توصيه به آغاز قرائت قرآن با نام خدا و مطرح شدن ذكر نام او در اولين خطاب الهى به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نشانگر اهميت آن است و اين نكته را به مخاطب القا مى كند كه نام خداوند، بايد سرآغاز هر كارى قرار گيرد.

5- اجرت كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 17

17 - عرف ، ميزانى در تعيين مقدار مزد كارها

اتوهُنّ اجورهنّ بالمعروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 124 - 9

9 - كاستن از اجر و مزد كار ديگران ، حتى به كمترين مقدار ستم است .

و من يعمل من الصلحت . .. يدخلون الجنة و لايظلمون نقيراً

خداوند، كاستن از پاداش را هر چند بسيار اندك باشد، ظلم دانسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 19

19 - پرداخت مزد كار ها به كمتر از مقدار استحقاق ، ستمكارى است .

يوف إليكم و أنتم لاتظلمون

«توفية» مصدر «يوف» به معناى پرداخت كامل و تمام است و جمله «أنتم لاتظلمون» حال براى ضمير در «إليكم» است. مفهوم اين دو جمله همان است كه در برداشت فوق آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 10،11

10 - كارگزاران حكومت و ارائه كنندگان خدمات به جامعه اسلامى ، داراى استحقاق دريافت اجرت در قبال عمل خويش

إنما الصدقت للفقراء . .. و العملين عليها

برداشت فوق بدين احتمال است كه استحقاق اجرت در برابر كار، اختصاص به كار جمع آورى صدقات نداشته باشد ; بلكه تمامى كارگزاران حكومت، مستحق دريافت اجرت باشند.

11 - كار ، داراى بها و ارزش است و كاركنان مستحق مزد در برابر كار خويشند .

و العملين عليها

با توجه به اينكه براى كارگزاران امور صدقات، سهمى از آن قرار داده شده و اين سهم در برابر كار آنان است - چه نيازمند باشند چه بى نياز - برداشت فوق استفاده مى شود.

6- ارزش كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 198 - 3

3 - ارزش و اهميّت كسب و كار

ان تبتغوا فضلا من ربكم

به كار بردن كلمه «فضلا من ربكم» براى سود كسب و كار، حاكى از اهميّت و ارزش آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 121 - 3

3 - ارزش اقدام به فعاليت هاى روزانه از آغاز صبح *

و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 6 - 13

13 - اعتبار عرف ، در تعيين مقدار ارزش كار

فلياكل بالمعروف

كلمه «بالمعروف»، يعنى متعارف و مورد پسند مردم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 11

11 - كار ، داراى بها و ارزش است و كاركنان مستحق مزد در برابر كار خويشند .

و العملين عليها

با توجه به اينكه براى كارگزاران امور صدقات، سهمى از آن قرار داده شده و اين سهم در برابر كار آنان است - چه نيازمند باشند چه بى نياز - برداشت فوق استفاده مى شود.

7- اميدوارى در كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 21

21 - ضرورت اميدوارى به فضل خدا ، در كنار كار و كوشش

للرّجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب . .. و سئلوا اللّه من فضله

جمله «للرجال . .. » تعليل جمله سابق است ; يعنى آرزوى نعمت ديگران نكنيد، بكله خود در به دست آوردن مال و منال تلاش كرده و به فضل خدا نيز اميدوار باشيد.

8- اهميت تقسيم كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 122 - 5

5 - لزوم تقسيم كار و مسؤوليت ها در جامعه

و ما كان المؤمنون لينفروا كافة فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين

9- اهميت مزد كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 10

10- لزوم پرداخت دستمزد و ثمره كار افراد ، بدون هيچ كم و كاست

نوفّ إليهم أعملهم و هم فيها لايبخسون

جمله حاليه «و هم فيها لايبخسون» بيانگر علت التزام خداوند بر اعطاى كامل ثمره كارها و تلاشهاست; يعنى ، چون روا نيست كه در اعطاى حق ديگران كم و كاست شود ، خداوند نتيجه اعمال انسانها را به طور كامل به آنها ادا مى كند.

10- بسمله در كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 3

3 - لزوم آغاز كردن كار ها با نام خدا و گفتن « بسم اللّه »

بسم اللّه

از آنجا كه قرآن كتاب هدايت است و سخن خويش را با «بسم اللّه» آغاز كرده اين نكته را به مخاطبانش القا مى كند كه كارهاى خود را با «بسم اللّه» شروع كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 78 - 2

2 - تبرك جستن به نام خداوند در همه امور ، امرى شايسته و پسنديده

تبرك اسم ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 5

5 - آغاز كار ها با نام خدا ، شايسته و مطلوب است .

اقرأ باسم ربّك

توصيه به آغاز قرائت قرآن با نام خدا و مطرح شدن ذكر نام او در اولين خطاب الهى به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نشانگر اهميت آن است و اين نكته را به مخاطب القا مى كند كه نام خداوند، بايد سرآغاز هر كارى قرار گيرد.

11- تشويق به كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 21

21 - تلاش براى تجارت و امرار معاش ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند

يبتغون فضلا من ربهم

از اينكه تجارت و به دست آوردن درآمدهاى مادى در رديف جلب رضايت الهى قرار گرفته است، برداشت فوق به دست مى آيد.

12- حرمت كار در شنبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 1

1 - كار و فعاليت در روز شنبه براى بنى اسرائيل حرام بود .

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

«سبت» به معناى قطع عمل، سكون و استراحت است كه از آن به تعطيلى تعبير مى كنيم. «اعتداء» (مصدر اعتدوا) به معناى تجاوز و تخلف مى باشد.

13- زمينه ذكر بسمله در كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 14

14 - توجّه به خالقيت خداوند و ربوبيت او ، برانگيزاننده انسان به همراه ساختن كار ها با ذكر نام او است .

اقرأ باسم ربّك الذى خلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 2 - 4

4 - آگاهى از قدرت خداوند بر آفرينش انسان از خون لخته ، زمينه ساز توجه به او در آغاز هر كار است .

اقرأ باسم ربّك . .. خلق الإنسن من علق

14- فلسفه بسمله در كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 7

7 - رحمت گسترده خداوند و مهربانى او به بندگان ، دليل لزوم انجام كار ها با نام او

بسم اللّه الرحمن الرحيم

توصيف «اللّه» به رحمان و رحيم پس از اشاره به لزوم انجام كارها با نام خدا، گوياى حكمت اين دستور است ; يعنى، چون خدا رحمان و رحيم است، كارها را با نام او آغاز كنيد.

15- كار انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 4

4 - كار و تبليغ ، آميخته به يكديگر در زندگى پيامبران

أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه حضرت نوح(ع) شخصاً مأمور ساختن كشتى شد.

16- كار در حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 198 - 1

1 - جواز كسب و كار ، در هنگام انجام مناسك حج

الحج اشهر معلومات . .. ليس عليكم جناح ان تبتغوا فضلا

جمله «ليس عليكم . ..»، ناظر به كسب و كار در حج و هنگام انجام مناسك است ; به دليل وقوع آن در بين احكام حج. علاوه بر اينكه كسب و كار در زمانهاى ديگر، محل شبهه نيست تا نفى و يا اثبات شود.

17- مالك كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 39 - 4

4 - انسان ، مالك عمل و دستاورد تلاش خويش *

و أن ليس للإنسن إلاّ ما سعى

لام در «للإنسان» براى ملكيت است و «سعى» تمامى فعاليت هاى آدمى را شامل مى شود.

18- مزد كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 77 - 15،16

15- تعيين مقدار اجرت ، پس از انجام كار صحيح و نافذ است .

لو شئت لتّخذت عليه أجرًا

16- دريافت اجرت در برابر كارى كه بدون درخواست كارفرما انجام گيرد ، جايز است .

لو شئت لتّخذت عليه أجرًا

19- مزد كار در دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 77 - 14

14- نظام كارمزدى ، در زمان موسى ( ع ) وجود داشته است .

قال لو شئت لتّخذت عليه أجرًا

20- مقدار كار در جعاله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 13

13- در صحت جعاله ، معين بودن مقدار عملياتى كه براى انجام كار مورد جعاله لازم است ، شرط نيست .

و لمن جاء به حمل بعير

از آن جا كه مشخص نبود پيدا كردن جام مفقود شده چه مقدار كار خواهد برد ، مى توان گفت: در قرارداد «جعاله» جهل به مقدار كار به صحت آن ضرر نمى زند.

21- وقت كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 7 - 1

1 - شب ، فرصتى مناسب براى عبادت و راز و نياز به درگاه الهى و روز ، زمانى شايسته براى تلاش و رسيدگى به امور زندگى

إنّ لك فى النهار سبحًا طويلاً

«سبح» در معانى متعددى به كار مى رود; از جمله سعى و تلاش براى معاش (قاموس المحيط). جمله «إنّ لك فى النهار»، تعليل ديگرى براى «قم الليل»است; يعنى، چون در روز به خاطر تلاش طولانى براى معاش، فرصت و فراغت براى مناجات و عبادت نيست، شب را براى اين كار اختصاص بده.

كسب

22- احكام كسب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 19

19 - كسب در آمد از راه هاى نامشروع ، حرام و موجب عذاب الهى است .

و يشترون به ثمناً قليلا أولئك . .. لايكلمهم اللّه ... و لهم عذاب اليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 69 - 8

8 - حرمت روش كسب مال ، همواره ملازم حرمت تصرف در مال به دست آمده نيست . *

ما كان لنبى أن يكون له أسرى . .. فلكوا مما غنمتم حللا طيبا

برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت قبل به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 22،23

22 - سود و درآمد به دست آمده از راه واداشتن كنيزان به فحشا و خودفروشى ، حرام است .

ولاتكرهوا فتيتكم على البغاء إن أردن تحصّنًا لتبتغوا عرض الحيوة الدنيا

نهى از واداشتن كنيزان به فحشا براى به دست آوردن سود و متاع دنيوى، دليل حرمت چنين سودى است.

23 - سود و درآمد به دست آمده از راه اشاعه فحشا و خودفروشى ، حرام است .

و لاتكرهوا فتيتكم على البغاء إن أردن تحصّنًا لتبتغوا عرض الحيوة الدنيا

برداشت ياد شده از انتزاع از مورد آيه (كنيزان) به دست مى آيد; زيرا از ظاهر آيه شريفه چنين به دست مى آيد كه مورد آن خصوصيتى ندارد.

23- ارزش كسب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 9 - 8

8 - شركت در نماز جمعه و پرداختن به ذكر خدا ، بسى ارزشمندتر از كسب مال و ساير منافع دنيوى

فاسعوا إلى ذكر اللّه و ذروا البيع ذلكم خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 11 - 8

8 - ثواب نماز جمعه ، بسى برتر و بالاتر از درآمد هاى مادى و لذت هاى دنيوى است .

قل ما عند اللّه خير من اللهو و من التجرة

24- حرمت كسب نامشروع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 19

19 - كسب در آمد از راه هاى نامشروع ، حرام و موجب عذاب الهى است .

و يشترون به ثمناً قليلا أولئك . .. لايكلمهم اللّه ... و لهم عذاب اليم

25- راههاى كسب در جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 24

24 - واداشتن كنيزان به فحشا و خودفروشى جهت كسب در آمد و رفاه بيشتر ، امرى رايج در جاهليت

و لاتكرهوا فتيتكم على البغاء . .. لتبتغوا عرض الحيوة الدنيا

26- زمينه كسب قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 1 - 8

8 - كعبه وسيله اتحاد ، امنيت ، اعتبار و تحصيل مال قريش

لإيلف قريش

اگر «ايلاف» در اين آيه، عام و در آيه بعد خاص باشد; مى توان گفت كه در اين آيه، ائتلاف قريش با يكديگر نيز مورد نظر بوده است.

27- كسب با بدعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 11،12

11 - درآمد هاى به دست آمده از راه دين سازى و بدعتگذارى ، حرام و موجب عذاب الهى خواهد شد .

و ويل لهم مما يكسبون

مراد از «ما»ى موصوله در «مما يكسبون» مى تواند درآمدهايى باشد كه عبارت «ليشتروا به ثمناً قليلا» آن را بيان داشت و نيز مى تواند منظور از آن مطلق اعمال و رفتار ناپسند باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

12 - هر درآمدى كه از طريق بدعتگذارى و دين سازى به دست آيد - هر چند فراوان باشد - ناچيز و بى ارزش است .

ليشتروا به ثمناً قليلا

ظاهر اين است كه «قليلا» صفت توضيحى براى «ثمناً» باشد. بنابراين «ثمناً قليلا» به اين معناست كه: هر ثمنى در قبال دين سازى گرفته شود، ناچيز است هر چند به ظاهر فراوان باشد.

28- كسب با دروغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 188 - 15

15 - « روى عن ابى جعفر ( ع ) انه يعنى بالباطل اليمين الكاذبة يقتطع بها الأموال ;

از امام باقر(ع) درباره «باطل» در آيه فوق روايت شده كه: مراد، سوگند دروغ است كه موجب به دست آوردن مال مى شود (يعنى تحصيل مال باقسم دروغ اكل مال به باطل است)».

29- كسب با دين سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 11،12

11 - درآمد هاى به دست آمده از راه دين سازى و بدعتگذارى ، حرام و موجب عذاب الهى خواهد شد .

و ويل لهم مما يكسبون

مراد از «ما»ى موصوله در «مما يكسبون» مى تواند درآمدهايى باشد كه عبارت «ليشتروا به ثمناً قليلا» آن را بيان داشت و نيز مى تواند منظور از آن مطلق اعمال و رفتار ناپسند باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

12 - هر درآمدى كه از طريق بدعتگذارى و دين سازى به دست آيد - هر چند فراوان باشد - ناچيز و بى ارزش است .

ليشتروا به ثمناً قليلا

ظاهر اين است كه «قليلا» صفت توضيحى براى «ثمناً» باشد. بنابراين «ثمناً قليلا» به اين معناست كه: هر ثمنى در قبال دين سازى گرفته شود، ناچيز است هر چند به ظاهر فراوان باشد.

30- كسب با زنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 23

23 - سود و درآمد به دست آمده از راه اشاعه فحشا و خودفروشى ، حرام است .

و لاتكرهوا فتيتكم على البغاء إن أردن تحصّنًا لتبتغوا عرض الحيوة الدنيا

برداشت ياد شده از انتزاع از مورد آيه (كنيزان) به دست مى آيد; زيرا از ظاهر آيه شريفه چنين به دست مى آيد كه مورد آن خصوصيتى ندارد.

31- كسب با محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 14

14 - حرمت درآمد ها و اموال به دست آمده در مقابل انجام كار هاى حرام

و ويل لهم مما يكسبون

32- كسب بى ارزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 12

12 - هر درآمدى كه از طريق بدعتگذارى و دين سازى به دست آيد - هر چند فراوان باشد - ناچيز و بى ارزش است .

ليشتروا به ثمناً قليلا

ظاهر اين است كه «قليلا» صفت توضيحى براى «ثمناً» باشد. بنابراين «ثمناً قليلا» به اين معناست كه: هر ثمنى در قبال دين سازى گرفته شود، ناچيز است هر چند به ظاهر فراوان باشد.

33- كسب حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 11،14

11 - درآمد هاى به دست آمده از راه دين سازى و بدعتگذارى ، حرام و موجب عذاب الهى خواهد شد .

و ويل لهم مما يكسبون

مراد از «ما»ى موصوله در «مما يكسبون» مى تواند درآمدهايى باشد كه عبارت «ليشتروا به ثمناً قليلا» آن را بيان داشت و نيز مى تواند منظور از آن مطلق اعمال و رفتار ناپسند باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

14 - حرمت درآمد ها و اموال به دست آمده در مقابل انجام كار هاى حرام

و ويل لهم مما يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 161 - 6

6 - حرمت به دست آوردن مال با اسباب باطل و غير مشروع

و أكلهم أمول الناس بالبطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 69 - 8

8 - حرمت روش كسب مال ، همواره ملازم حرمت تصرف در مال به دست آمده نيست . *

ما كان لنبى أن يكون له أسرى . .. فلكوا مما غنمتم حللا طيبا

برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت قبل به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 22،23

22 - سود و درآمد به دست آمده از راه واداشتن كنيزان به فحشا و خودفروشى ، حرام است .

ولاتكرهوا فتيتكم على البغاء إن أردن تحصّنًا لتبتغوا عرض الحيوة الدنيا

نهى از واداشتن كنيزان به فحشا براى به دست آوردن سود و متاع دنيوى، دليل حرمت چنين سودى است.

23 - سود و درآمد به دست آمده از راه اشاعه فحشا و خودفروشى ، حرام است .

و لاتكرهوا فتيتكم على البغاء إن أردن تحصّنًا لتبتغوا عرض الحيوة الدنيا

برداشت ياد شده از انتزاع از مورد آيه (كنيزان) به دست مى آيد; زيرا از ظاهر آيه شريفه چنين به دست مى آيد كه مورد آن خصوصيتى ندارد.

34- كسب روزى حلال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 16

16 - قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . يابن مسعود قول اللّه . . . « و لنبلونكم بشىء من الخوف . . . و بشر الصابرين » قلنا يا رسول اللّه فمن الصابرون ؟ قال : الذين يصبرون على طاعة اللّه واجتنبوا معصية ، الذين كسبوا طيباً و انفقوا قصداً و قدموا فضلا فافلحوا . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده . .. كه فرمود: اى پسر مسعود ... سخن خداوند است: «و لنبلونكم بشىء من الخوف ... و بشر الصابرين»، به آن حضرت عرض كرديم: صابران چه كسانى هستند؟ فرمود: كسانى كه بر اطاعت خدا صبر مى نمايند و از گناهان دورى كرده اند، كسانى كه روزى پاكيزه كسب كرده و در انفاق ميانه رو هستند و زيادى درآمد خود را انفاق نموده اند، پس آنان رستگار گشته اند.

35- كسب مال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 15،17

15 - كسب مال و تجارت به هنگام سفر بسوى خانه خدا ، امرى مشروع و مجاز بر حاجيان و معتمران

ءآمين البيت الحرام يبتغون فضلا من ربهم

چنانچه مراد از «فضلا» رزق و روزى و درآمدهاى مادى باشد، ابتغاء فضل به معناى كسب درآمد به وسيله تجارت و مانند آن است.

17 - دستيابى مردم به روزى و درآمد هاى مادى ، پرتوى از ربوبيت خداوند نسبت به آنان

يبتغون فضلا من ربهم

36- كسب مال حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 2،3،4

2 - دنياگرايان يهود ، على رغم ادعاى اعتقاد به تورات و دسترسى به آن ، از راه هاى نامشروع به مال و منال دنيا چنگ مى زدند .

ورثوا الكتب يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا

جمله «ورثوا الكتب» (تورات را به ارث بردند) اشاره به دو معنا دارد كه هر دو در سرزنش دنياگرايان يهود دخيل است: دسترسى به تورات داشتند ; مدعى اعتقاد به آن بودند.

3 - دنياگرايان يهود خود به گناه دنياگرايى و كسب مال و منال از راه هاى ناروا معترف بودند .

يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا

جمله «سيغفر لنا» (آمرزيده خواهيم شد)، اعتراف يهوديان دنياگرا به گنهكارى خويش و بيانگر اين است كه جمله «يأخذون . .. » ناظر به كسب مال از راههاى نامشروع است.

4 - دنياگرايان يهود به گناه خويش ( دستيابى به مال و منال دنيا از راه هاى نامشروع ) ، اصرار مىورزيدند .

و إن يأتهم عرض مثله يأخذوه

جمله «و إن يأتهم . .. » (اگر مال و منال دنيا در مرتبه و زمانى ديگر به آنان روى مى آورد از گرفتن آن دريغ نداشتند)، اشاره به اصرار يهوديان دنياگرا به گناه كسب درآمدهاى نامشروع دارد.

37- كسب نور در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 13 - 9

9 - كسب كردن نور از ديگران در قيامت ، در صورتى كه انسان نور نداشته باشد ، ممكن نيست .

يوم يقول المنفقون . .. قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا

38- كيفر كسب نامشروع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 19

19 - كسب در آمد از راه هاى نامشروع ، حرام و موجب عذاب الهى است .

و يشترون به ثمناً قليلا أولئك . .. لايكلمهم اللّه ... و لهم عذاب اليم

39- منابع كسب در دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 3

3- كشتى و حمل و نقل دريايى ، در زمان حضرت موسى ( ع ) از منابع درامد بود .

فكانت لمسكين يعملون فى البحر

40- منابع كسب مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 32 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت

متعًا لكم و لأنعمكم

5- كارگر

1- امانتدارى كارگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 26 - 8

8 - لزوم معيار قرار دادن توانايى و امانت در گزينش و استخدام كارگران ، مديران و كارگزاران

إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين

جمله «إنّ خير من استئجرت. ..» تعليل براى «استأجره» مى باشد و با توجه به اين كه تعليل مفيد تعميم است، مطلب ياد شده از آن استفاده مى شود.

2- پرداخت مزد كارگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 10

10- لزوم پرداخت دستمزد و ثمره كار افراد ، بدون هيچ كم و كاست

نوفّ إليهم أعملهم و هم فيها لايبخسون

جمله حاليه «و هم فيها لايبخسون» بيانگر علت التزام خداوند بر اعطاى كامل ثمره كارها و تلاشهاست; يعنى ، چون روا نيست كه در اعطاى حق ديگران كم و كاست شود ، خداوند نتيجه اعمال انسانها را به طور كامل به آنها ادا مى كند.

3- حقوق كارگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 57 - 15

15 - ندادن اجر كامل در برابر عمل ، ظلم است .

و اللّه لا يحبّ الظالمين

بنابراينكه جمله «و اللّه لا يحب الظالمين»، تعليل براى جمله «فيوفّيهم اجورهم» باشد.

4- روش برخورد با كارگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 14

14 - لزوم مدارا كردن با اجير و پرهيز از سخت گرفتن بر وى در كار

و ما أُريد أن أشقّ عليك

5- شرايط استخدام كارگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 26 - 8

8 - لزوم معيار قرار دادن توانايى و امانت در گزينش و استخدام كارگران ، مديران و كارگزاران

إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين

جمله «إنّ خير من استئجرت. ..» تعليل براى «استأجره» مى باشد و با توجه به اين كه تعليل مفيد تعميم است، مطلب ياد شده از آن استفاده مى شود.

6- قدرت كارگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 26 - 8

8 - لزوم معيار قرار دادن توانايى و امانت در گزينش و استخدام كارگران ، مديران و كارگزاران

إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين

جمله «إنّ خير من استئجرت. ..» تعليل براى «استأجره» مى باشد و با توجه به اين كه تعليل مفيد تعميم است، مطلب ياد شده از آن استفاده مى شود.

7- مدارا با كارگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 14

14 - لزوم مدارا كردن با اجير و پرهيز از سخت گرفتن بر وى در كار

و ما أُريد أن أشقّ عليك

كارگران

8- اجرت كارگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 11

11 - كار ، داراى بها و ارزش است و كاركنان مستحق مزد در برابر كار خويشند .

و العملين عليها

با توجه به اينكه براى كارگزاران امور صدقات، سهمى از آن قرار داده شده و اين سهم در برابر كار آنان است - چه نيازمند باشند چه بى نياز - برداشت فوق استفاده مى شود.

6- كارگزاران

1- اجرت كارگزاران جامعه اسلامى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 10

10 - كارگزاران حكومت و ارائه كنندگان خدمات به جامعه اسلامى ، داراى استحقاق دريافت اجرت در قبال عمل خويش

إنما الصدقت للفقراء . .. و العملين عليها

برداشت فوق بدين احتمال است كه استحقاق اجرت در برابر كار، اختصاص به كار جمع آورى صدقات نداشته باشد ; بلكه تمامى كارگزاران حكومت، مستحق دريافت اجرت باشند.

2- اذيتهاى كارگزاران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 11 - 11

11 - همسر فرعون ، افزون بر آزار ديدن از او ، از سوى كارگزاران نظام وى نيز تحت آزار و شكنجه قرار داشت .

نجّنى من فرعون و عمله و نجّنى من القوم الظلمين

تكرار درخواست نجات (و نجّنى) درباره قوم ستمگر، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

3- استقامت كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 2

2 - مخالفان نماز و تكذيب گران دين ، هر چند فراوان و سازمان يافته باشند ، از مقاومت در برابر مأموران الهى عاجزاند .

ينهى . عبدًا إذا صلّى ... كذّب و تولّى ... فليدع ناديه. سندع الزبانية

4- استهزاهاى اخروى كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 3

3 - سخن ملامت بار و استهزاآميز مأموران الهى نسبت به تكذيب گران ، به هنگام روبه رو شدن آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جمله «هذه النار. ..»، مى تواند گفتار الهى و يا سخن مأموران خداوند (همانان كه تكذيب گران را به عنف و قهر به سوى دوزخ رانده اند) باشد. برداشت بالا بر پايه احتمال دوم است.

5- امانتدارى كارگزاران حكومت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 54 - 11

11- واگذار كننده منصب ، بايد توانمندى و امانت دارىِ منصب پذير را احراز كند .

قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى . .. مكين أمين

6- بازديد از كارگزاران حكومت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 20 - 8

8 - بازديد از نيرو هاى تحت فرمان و كارگزاران ، جستوجو از احوال آنان ، نظارت دقيق بر كارهايشان و خويشتن دارى در برخورد با آنها ، از اوصاف و وظايف فرماندهان سپاه و رهبران جامعه اسلامى .

و تفقّد الطير فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين

7- برادران يوسف و كارگزاران يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 1

1- فرزندان يعقوب در حضور يوسف ( ع ) و كارگزارانش ، بر منزه بودنشان از سرقت و نداشتن قصد فسادگرى و خرابكارى در مصر

، سوگند ياد كردند .

تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سرقين

گرچه مقسم عليه (آنچه بر انجام آن سوگند ياد مى شود) در آيه شريفه «لقد علمتم» است ; ولى در حقيقت «ما جئنا . ..» مقسم عليه مى باشد. بنابراين معناى جمله چنين مى شود: به خدا سوگند كه ما براى فساد به مصر نيامده ايم و هرگز سارق نبوده ايم و شما اين حقيقت را به خوبى دانستيد.

8- برخورد اخروى كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 4

4 - دروغ گويان و گنه كاران ، در آخرت با برخورد شديد مأموران الهى مواجه شده و به سوى جهنم رانده خواهند شد .

ناصية كذبة خاطئة . .. سندع الزبانية

9- بى شمارى كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 20

20 - خداوند ، داراى لشكريان و كارگزارانى بى شمار

و ما يعلم جنود ربّك إلاّ هو

برداشت ياد شده، با توجه به اين احتمال است كه ندانستن لشكريان خداوند، به تعداد بى شمار آنان اشاره داشته باشد; يعنى، بر اثر كثرت تعداد آنان، قابل شناخت براى كسى نيست.

10- پرسش از كارگزاران يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 71 - 2

2- فرزندان يعقوب از كارگزاران يوسف پرسيدند : كالاى مفقود شده تان چيست ؟

قالوا . .. ماذا تفقدون

11- تحليل كارگزاران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 110 - 1

1 - به قدرت رساندن بنى اسرائيل براى برچيدن نظام فرعونى ، تحليل اشراف دربار از پيشنهاد موسى ( رهاسازى بنى اسرائيل )

فأرسل معى بنى إسراءيل . .. يريد أن يخرجكم من أرضكم

12- تصميم كارگزاران عزيز مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 35 - 2

2- تصميم قاطع دولت مردان مصر بر زندانى ساختن يوسف ( ع ) ، جهت رهايى از بحران و حفظ حيثيت دربار

ثم بدا لهم . .. ليسجننه

13- تعداد كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 19

19 - شمار لشكريان و كارگزاران پروردگار و ويژگى هاى آنان را ، كسى جز خدا نمى داند .

و ما يعلم جنود ربّك إلاّ هو

مقصود از «جنود» - مطابق نظر مفسران - فرشتگان اند كه نقش كارگزارى و امر برى نسبت به خدا را دارند.

14- تكريمهاى كارگزاران نامه عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 10 - 5

5 - واگذاركنندگان نامه عمل به انسان ها در قيامت ، برخى را محترم شمرده و با گروهى ديگر برخوردى تحقيرآميز و خفّت بار خواهند داشت .

فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. و أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره

15- تهمتهاى كارگزاران يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 70 - 5،6

5- كارگزاران يوسف ( ع ) بر اثر نيافتن آبخورى مخصوص ، فرزندان يعقوب را به دزديدن آن متهم كردند .

جعل السقاية فى رحل أخيه ثم أذّن مؤذّن أيّتها العير إنكم لسرقون

6- يكى از كارگزاران يوسف با مخاطب قرار دادن قافله فرزندان يعقوب ، اتهام سرقت را به آنان اعلام كرد .

ثم أذّن مؤذّن أيّتها العير إنكم لسرقون

«عير» به مجموعه افراد قافله و شترانى كه بار و بنه آنان را حمل مى كنند، گفته مى شود. اين كلمه مرادف كاروان و قافله در فارسى است. «اذان» به معناى اعلام كردن است و «تأذين» مصدر «أذّن» به معناى كثرت اعلام مى باشد. بنابراين «أذّن مؤذّن ...» ; يعنى، اعلام كننده اى چندين بار اعلام كرد.

16- خواسته هاى كارگزاران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 111 - 5

5 - سران دربار فرعون از وى خواستند با تأخير مجازات موسى و هارون موافقت كرده و ساحران زبردست و كاردان را از اطراف و اكناف احضار كند .

و أرسل فى المدائن حشرين

«حشرين» به معناى جمع كنندگان و كوچ دهندگان است و مفعول آن به قرينه آيه قبل و بعد «ساحرين» مى باشد و خود «حشرين» مفعول براى «أرسل» است. بنابراين جمله «أرسل ... » يعنى: نيروهايى را براى جمع آورى و گسيل ساحران بسيج كن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 112 - 3

3 - احضار همه ساحران زبردست براى مبارزه با موسى ( ع ) ، درخواست اشرافيان دربار فرعون از فرعون

يأتوك بكل سحر عليم

17- خواسته هاى كارگزاران يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 74 - 2

2- كارگزاران يوسف از متهمان ( فرزندان يعقوب ) خواستند ، تا خودشان كيفر سارق جام پادشاه را تعيين كنند .

قالوا فما جزؤه إن كنتم كذبين

ضمير در «جزاؤه» به سارق جامى شاهى ، كه از جمله هاى قبل استفاده مى شود ، برمى گردد.

18- درخواست نجات از كارگزاران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 11 - 10

10 - همسر فرعون ، از خداوند خواستار نجات خود از شرّ مردم ستمگر ( قبطيان و كارگزاران فرعون )

و نجّنى من القوم الظلمين

19- دشمنى كارگزاران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 6

6 - رؤسا و اشرافِ قوم موسى ، دشمنان او و وابسته به حكومت فرعون بودند .

على خوف من فرعون و ملإيهم

20- روش برخورد با كارگزاران حكومت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 20 - 8

8 - بازديد از نيرو هاى تحت فرمان و كارگزاران ، جستوجو از احوال آنان ، نظارت دقيق بر كارهايشان و خويشتن دارى در برخورد با آنها ، از اوصاف و وظايف فرماندهان سپاه و رهبران جامعه اسلامى .

و تفقّد الطير فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين

21- روش برخورد كارگزاران نامه عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 10 - 5

5 - واگذاركنندگان نامه عمل به انسان ها در قيامت ، برخى را محترم شمرده و با گروهى ديگر برخوردى تحقيرآميز و خفّت بار خواهند داشت .

فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. و أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره

22- سخت كوشى كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 1

1 - خداوند ، داراى مأمورانى سرسخت براى خنثى ساختن تلاش مخالفان دين و راندن آنها به سوى جهنم

سندع الزبانية

«زِبْنِيَة» (مفرد «زبانية» از ريشه «زَبْن» به معناى «دفع»); به معناى «شديد» و «پليس» (ياور سلطان) است (قاموس). اطلاق «زبانية» بر مأموران الهى، به اين جهت است كه آنها اهل آتش را به سوى آن سوق مى دهند. (مصباح)

23- سرزنشهاى كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 3

3 - سخن ملامت بار و استهزاآميز مأموران الهى نسبت به تكذيب گران ، به هنگام روبه رو شدن آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جمله «هذه النار. ..»، مى تواند گفتار الهى و يا سخن مأموران خداوند (همانان كه تكذيب گران را به عنف و قهر به سوى دوزخ رانده اند) باشد. برداشت بالا بر پايه احتمال دوم است.

24- سرزنشهاى كارگزاران خدا خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 17 - 2

2 - مأموران الهى ، با به رخ كشيدن تكذيب گرى ها و ناباورى هاى جهنميان ، آنان را بر آن موضع گيرى ، سرزنش خواهند كرد .

ثمّ يقال هذا الذى كنتم به تكذّبون

25- سرزنشهاى كارگزاران نامه عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 10 - 5

5 - واگذاركنندگان نامه عمل به انسان ها در قيامت ، برخى را محترم شمرده و با گروهى ديگر برخوردى تحقيرآميز و خفّت بار خواهند داشت .

فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. و أمّا من أُوتى كتبه وراء ظهره

26- شرايط گزينش كارگزاران حكومت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 54 - 11

11- واگذار كننده منصب ، بايد توانمندى و امانت دارىِ منصب پذير را احراز كند .

قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى . .. مكين أمين

27- شكنجه هاى كارگزاران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 11 - 11

11 - همسر فرعون ، افزون بر آزار ديدن از او ، از سوى كارگزاران نظام وى نيز تحت آزار و شكنجه قرار داشت .

نجّنى من فرعون و عمله و نجّنى من القوم الظلمين

تكرار درخواست نجات (و نجّنى) درباره قوم ستمگر، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

28- شوراى كارگزاران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 110 - 5

5 - انتخاب روش مبارزه با موسى پس از تصميم به ساحر خواندن وى و تحليل اهداف او ( برچيدن حكومت فرعونى ) ، از مسائل مطرح شده در جلسه مشورتى بزرگان دربار فرعون

فماذا تأمرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 111 - 1،2،4

1 - مجازات موسى ( ع ) و برادرش هارون از پيشنهاد هاى ارائه شده در جلسه مشورتى اشراف و سران حكومت فرعونى

قالوا أرجه و أخاه

پيشنهاد تأخير در مجازات موسى و هارون حكايت از آن دارد كه فرعون و يا برخى از اشراف دربار مجازات موسى و هارون را مطرح كرده بودند.

2 - تأخير در مجازات موسى ( ع ) و برادرش هارون از مصوبات جلسه مشورتى سران و بزرگان دربار فرعون

قالوا أرجه و أخاه

«ه» در «أرجه» ضميرى است كه به صورت ساكن قرائت شده و مفعول «ارجِ» مى باشد. «ارجِ» فعل امر از مصدر «ارجاء» (به

تأخير انداختن) است. مشتقات كلمه «ارجاء» گاهى با همزه استعمال مى گردد و گاهى همزه آن تبديل به ياء مى شود. گفته مى شود: اَرْجأ يُرْجى يُرْجى. قابل ذكر است كه مراد از تأخير انداختن، تأخير در مجازات است.

4 - خنثى سازى معجزه موسى ( ع ) با استمداد از ساحران زبردست ، از آراى تصويب شده از جلسه سران و بزرگان حكومت فرعونيان

و أرسل فى المدائن حشرين

29- ظلم كارگزاران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 11 - 12

12 - قبطيان و كارگزاران فرعون ، مردمى ستمگر بودند .

و نجّنى من القوم الظلمين

30- غضب كارگزاران جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 22 - 4

4 - مأموران دورخ ، آكنده از خشم و نفرت نسبت به دوزخيان

كلّما أرادوا . .. و ذوقوا عذاب الحريق

31- فرعون و كارگزاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 13

13 - فرعون به اشراف دربارش اطمينان داد كه نظامش از تسلط كامل بر موسى ( ع ) و قومش برخوردار است .

إنا فوقهم قهرون

«قاهر» به معناى غالب است و كلمه «فوقهم» متعلق به «قهرون» مى باشد. يعنى ما از جهت بالا بر آنها مسلط هستيم. و اين كنايه از سلطه كامل است.

32- قدرت كارگزاران حكومت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 54 - 11

11- واگذار كننده منصب ، بايد توانمندى و امانت دارىِ منصب پذير را احراز كند .

قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى . .. مكين أمين

33- كارگزاران جبرئيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 21 - 2

2 - جبرئيل در ابلاغ قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها نبود و مأمورانى فرمان پذير در اختيار داشت .

لقول رسول . .. مطاع

34- كارگزاران جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 22 - 3

3 - وجود مأمورانى با گرز هاى آهنين در دوزخ

و لهم مقمع من حديد . كلّما أرادوا... أُعيدوا فيها

«اعيدوا» فعل مجهول و فاعل آن محذوف است و تقدير آن با توجه به آيه پيش (لهم مقامع من حديد) چنين مى شود: «كلّما أرادوا أن يرجوا. .. اعادتهم الخزنة بالمقامع فيها; اهل دوزخ هر وقت خواستند از دوزخ بيرون آيند مأموران دوزخ با گرزهاى آهنين، آنان را به داخل دوزخ بازمى گردانند».

35- كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 61 - 10

10 - ملائكه، مجريان دقيق اراده قاهر خداوند هستند.

و يرسل عليكم حفظة . .. توفته رسلنا و هم لا يفرطون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 14

14 - گروهى از فرشتگان، كارگزاران خداوند در گرفتن جان آدميان هستند.

و لو ترى إذ الظلمون فى غمرت الموت و الملئكة باسطوا أيديهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 57 - 5

5- برخى از ملائكه ، پيام آوران و مجريان فرمان خداوندند .

فما خطبكم أيّها المرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 58 - 2

2- اجراى فرمان هاى خداوند از وظايف و مسؤوليت هاى فرشتگان

قالوا إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 59 - 2

2- مأموران الهى ، خاندان لوط ( ع ) را از عذاب نازل شده بر قوم وى نجات دادند .

إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 60 - 6

6- فرشتگان ، مجريان و كارگزاران اوامر و مقدرات الهى اند .

إلاّ امرأته قدّرنا إنها لمن الغبرين

با آنكه بى ترديد مقدرات امور به دست خداست، در عين حال خداوند آن را به فرشتگان نسبت داد (قالوا . .. قدّرنا) و اين مى رساند كه فرشتگان كارگزاران و مجريان اوامر و مقدّرات الهى اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 63 - 2،6

2- فرشتگان وارد شده بر لوط ( ع ) در پى اظهار وى بر ناشناخته بودن آنان ، خود را مأموران الهى معرفى كردند .

قال إنكم قوم منكرون . قالوا بل جئنك بما كانوا

6- فرشتگان ، مجريان عذاب الهى بر قوم لوط بودند .

قالوا بل جئنك بما كانوا فيه يمترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 64 - 2

2- فرشتگان وارد شده بر حضرت لوط ( ع ) ، حامل پيام حق و دستورى تحقق يافتنى بودند .

و أتينك بالحقّ و إنا لصدقون

مراد از «بالحق» به قرينه ذيل آيه كه تأكيد بر راستگويى است مى تواند خبر و پيام حق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 5

5- فرشتگان ، كارگزاران خداوند هستند .

و هم بأمره يعملون

نظر به اين كه بسيارى از كارهاى خداوند به وسيله فرشتگان انجام مى گيرد (مانند قبض روح، عذاب، ابلاغ وحى به پيامبران و. ..) مى توان گفت كه مراد از «أمره» در رابطه با چنين كارهايى مى باشد.

36- كارگزاران خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 4

4 - جهنم ، مقهور كارگزاران صحنه قيامت و عرضه آن بر اهل محشر بر عهده آنان است .

و جاْىء

مجهول آوردن فعل «جىء»، بر وجود مأمور براى آوردن جهنم دلالت دارد.

37- كارگزاران خدا و مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 5

5 - يادآورى مواضع انكارآميز تكذيب كنندگان قيامت از سوى مأموران الهى ، به هنگام مواجهه آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

38- كارگزاران شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 12

12 - افترا زنندگان به خدا ، پيروان شيطان و كارگزاران او هستند .

لاتتبعوا خطوت الشيطن . .. إنما يأمركم ... أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون

39- كارگزاران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 111 - 6

6 - بسيج نيرو هاى حكومتى به تمامى شهر هاى تحت نفوذ فرعون ، طرح كارگزاران دربار براى گردآورى و احضار ساحران زبردست

و أرسل فى المدائن حشرين

«ال» در «المدائن» عهد ذهنى است و اشاره به شهرهاى تحت نفوذ حكومت فرعون دارد. زيرا معهود بين فرعون و اشراف دربار همان شهرهاى كشور خودشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 80 - 1

1 - مأموران حكومت ، پس از دستور فرعون ، تمام ساحران چيره دست و ماهر را از اطراف و اكناف كشور فراخوانده و در پايتخت گرد آوردند .

و قال فرعون ائتونى بكل سحر عليم. فلما جاء السحرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 36 - 3

3 - هامان ، از كارگزاران و دستياران اصلى دربار فرعون بود .

و قال فرعون يه-من ابن لى صرحًا

فرمان فرعون به هامان و انتخاب كردن او براى امر مهمى چون احداث بناى بلند و يا رصدخانه، مى تواند حاكى از مطلب ياد شده باشد.

40- كارگزاران قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 49 - 9

9 - اصحاب اعراف داراى مرتبه اى والا در پيشگاه خداوند و از كارگزاران صحنه قيامت هستند .

قالوا . .. ادخلوا الجنة لا خوف عليكم و لا أنتم تحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 18 - 13

13- گواهان اعمال ، از كارگزاران صحنه قيامتند .

و يقول الأشهد . .. ألا لعنة الله على الظلمين

41- كارگزاران يوسف و تدبير يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 70 - 4

4- بى اطلاعى كارگزاران يوسف ( ع ) از طرح و نقشه وى ( جاسازى كردن پيمانه در محموله بنيامين ) براى جلوگيرى از بازگشت بنيامين

جعل السقاية فى رحل أخيه ثم أذّن مؤذّن

چنان چه كارگزاران يوسف(ع) از نقشه وى مطلع بودند، به سارق بودن فرزندان يعقوب تصريح و تأكيد نمى كردند (إنكم لسارقون). همچنين از اينكه يوسف(ع) خود جام را در محموله بنيامين قرار داد، اين معنا استفاده مى شود كه او نمى خواست ديگران از نقشه وى مطلع باشند.

42- كارگزاران يوسف(ع) و برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 3

3- فرزندان يعقوب نزد كارگزاران يوسف به حسن سابقه و منزه بودن از فساد و سرقت شناخته شده بودند .

تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سرقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 74 - 1،2

1- كارگزاران يوسف به فرزندان يعقوب اعلام كردند كه در صورت شناسايى سارق ، وى را مجازات خواهند كرد .

قالوا فما جزؤه إن كنتم كذبين

2- كارگزاران يوسف از متهمان ( فرزندان يعقوب ) خواستند ، تا خودشان كيفر سارق جام پادشاه را تعيين كنند .

قالوا فما جزؤه إن كنتم كذبين

ضمير در «جزاؤه» به سارق جامى شاهى ، كه از جمله هاى قبل استفاده مى شود ، برمى گردد.

43- كارگزاران يوسف(ع) و ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 79 - 10

10- يوسف ( ع ) و كارگزارانش به هنگام اقتدار و حكومت در مصر ، از هر گونه ظلم و ستم اجتناب مى كردند .

قال معاذ الله ان . .. إنا إذًا لظلمون

مقصود يوسف از ضميرهاى متكلم مع الغير «نا» و «نحن» در حقايقى كه مطرح كرد (أن نأخذ . .. إنا إذًا لظالمون) خود او و كارگزارانش مى باشد.

44- گفتگوى كارگزاران خدا با مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 3

3 - سخن ملامت بار و استهزاآميز مأموران الهى نسبت به تكذيب گران ، به هنگام روبه رو شدن آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جمله «هذه النار. ..»، مى تواند گفتار الهى و يا سخن مأموران خداوند (همانان كه تكذيب گران را به عنف و قهر به سوى دوزخ رانده اند) باشد. برداشت بالا بر پايه احتمال دوم است.

45- مسوول عمل كارگزاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 12

12 - فرمان روايان ، مسؤول كردار زيردستان خود هستند .

لاتعذّبهم

ترديدى نيست كه فرعون، در شكنجه كردن بنى اسرائيل مباشرت نداشته است; ولى در عين حال خداوند عذاب كردن بنى اسرائيل را به او نسبت داده است; زيرا فرعون سردمدار حكومت بوده و فرمان شكنجه را صادر مى كرده است.

46- مسؤوليت كارگزاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 11

11 - مجريان احكام الهى ، در صورت زياده روى از حد عدالت و مقابله به مثل ، خود ستمگر و محروم از محبت خدا خواهند بود .

جزؤا سيّئة سيّئة مثلها . .. إنّه لايحبّ الظلمين

ممكن است «إنّه لايحبّ الظالمين» ناظر به قانون مقابله به مثل باشد.

47- مسؤوليت كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 4

4 - جهنم ، مقهور كارگزاران صحنه قيامت و عرضه آن بر اهل محشر بر عهده آنان است .

و جاْىء

مجهول آوردن فعل «جىء»، بر وجود مأمور براى آوردن جهنم دلالت دارد.

48- مشاوره كارگزاران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 109 - 3

3 - اشراف و بزرگان قوم فرعون پس از تبادل نظر در جلسه مشورتى به اين نتيجه رسيدند كه موسى ( ع ) بدون هيچ ترديد ساحرى زبردست و معجزه وى سحر است .

قال الملأ من قوم فرعون إن هذا لسحر عليم

برداشت فوق بر اساس اولين احتمالى است كه در توضيح فيش قبل درباره جمله «إن هذا . .. » بيان شد.

49- مغضوبان كارگزاران جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 22 - 4

4 - مأموران دورخ ، آكنده از خشم و نفرت نسبت به دوزخيان

كلّما أرادوا . .. و ذوقوا عذاب الحريق

50- نظارت بر كارگزاران حكومت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 20 - 8

8 - بازديد از نيرو هاى تحت فرمان و كارگزاران ، جستوجو از احوال آنان ، نظارت دقيق بر كارهايشان و خويشتن دارى در برخورد با آنها ، از اوصاف و وظايف فرماندهان سپاه و رهبران جامعه اسلامى .

و تفقّد الطير فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين

51- نظارت كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 2،10

2 - دسته هاى بازگردانده شده به دنيا ، تحت نظارت و كنترل مأموران الهى

و يوم نحشر. .. فهم يوزعون

«وزع» (مصدر مجهول «يوزعون») به معناى ممنوع شدن است. بنابراين عبارت «فهم يوزعون» اشاره دارد به اين كه: گروه هاى محشور شده، نمى توانند به ميل خود هر طور خواستند عمل كنند. مأموران آنان را از متفرق شدن بازمى دارند.

10 - جدا شدن سردمداران كفر از ميان هر امت در قيامت ، به صورت نظام يافته و تحت نظارت و كنترل مأموران الهى است . *

و يوم نحشر . .. فهم يوزعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 80 - 6،7

6 - رفتار پنهان و آشكار دين ستيزان ، تحت نظارت مستقيم خداوند و نيز در نظرگاه كاتبان و مأموران الهى

أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم بلى و رسلنا لديهم يكتبون

7 - مأموران الهى براى ثبت اعمال ، هميشه در كنار انسان و ناظر بر اعمال او

بلى و رسلنا لديهم يكتبون

52- نقش كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 80 - 8

8 - ثبت اعمال خلق ، به وسيله مأموران الهى

بلى و رسلنا لديهم يكتبون

با الغاى خصوصيت از مورد آيه شريفه، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 29 - 9

9 - نقش كارگزاران الهى ، در ثبت و ضبط اعمال آدميان *

كتبنا . .. إنّا كنّا نستنسخ

ضماير متكلم مع الغير در اين آيه، ممكن است از آن جهت به كار رفته باشد كه خداوند، برنامه هاى خويش را در نظام تكوين، از طريق عوامل و كارگزارانش عملى مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 13 - 5

5 - نقش عوامل الهى ، در مهيّا شدن دوزخ براى كافران *

فإنّا أعتدنا للكفرين سعيرًا

ضمير متكلم مع الغير، در «إنّا» و «أعتدنا» را مى توان بيانگر نقش عوامل و كارگزاران الهى در تحقّق اراده او دانست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 4 - 2

2 - سامان يافتن نظام جهان ، در پرتو تقسيم و دسته بندى امور ، به دست كارگزاران الهى ( فرشتگان )

فالمقسّمت أمرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 10 - 2

2 - كردار هر انسان ، به وسيله مأموران الهى نگه دارى مى شود .

و إنّ عليكم لحفظين

مراد از «حفاظت» - به قرينه آيات بعد - نگهدارى اعمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 1

1 - خداوند ، داراى مأمورانى سرسخت براى خنثى ساختن تلاش مخالفان دين و راندن آنها به سوى جهنم

سندع الزبانية

«زِبْنِيَة» (مفرد «زبانية» از ريشه «زَبْن» به معناى «دفع»); به معناى «شديد» و «پليس» (ياور سلطان) است (قاموس). اطلاق «زبانية» بر مأموران الهى، به اين جهت است كه آنها اهل آتش را به سوى آن سوق مى دهند. (مصباح)

53- نقش كارگزاران يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 62 - 4

4- غلامان و كارگزارانى فراوان در استخدام يوسف ( ع ) براى توزين و توزيع آذوقه ها و دريافت بهاى آنها

و قال لفتينه اجعلوا بضعتهم فى رحالهم

«فتيان» جمع فتى و به معناى غلامان و جوانان است.

54- كارگزاران خدا

{كارگزاران خدا}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 14 - 4

4 - جنگاوران مؤمن ، در عرصه نبرد ، مجارى تحقق اراده خدا ( پيروزى قواى اسلام و مرگ و ذلت دشمنان ) هستند .

يعذبهم اللّه بأيديكم و يخزهم و ينصركم عليهم

خداوند پس از فرمان جنگ با دشمنان، نابودى و شكست آنان و پيروزى مؤمنان را به خود نسبت داد - با آنكه همه آنها نتيجه همان جنگ بود - از اين مطلب استفاده مى شود كه اراده خدا در مورد انسانها، از راه افعال خود آنان تحقق مى پذيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 52 - 5

5 - نيرو و قدرت مؤمنان ، وسيله تحقق اراده الهى در نابودى و عذاب منافقان

أن يصيبكم اللّه بعذاب من عنده أو بأيدينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 14

14 - وجود وسايط و عوامل ( شفيعان ) براى خدا در تدبير امور نظام هستى

يدبر الأمر ما من شفيع إلا من بعد إذنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 14

14- فرشتگان ، از عوامل و وسايط خداوند در تحقق خواست ها و مشيت هاى او در عالم طبيعتند .

و لقد جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى. .. فبشّرنها

ظاهر آن است كه فرشتگان به همسر ابراهيم خبر دادند كه: وى داراى فرزند خواهد شد; ولى خداوند با جمله «فبشرناها» (ما به وى بشارت داديم) آن را به خود نسبت مى دهد تا به اين نكته اشاره كند كه: اولاً، كار فرشتگان در حقيقت كار خداست و ثانياً، خداوند از طريق عوامل و وسايط، مشيتهاى خويش را در جهان عملى مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 5 - 1

1- انتقام خداوند از بنى اسرائيل ، به وسيله نيروهايى توانمند و جنگاور ، در پى نخستين فسادانگيزى آنان

فإذا جاء وعد أُولهما بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد

«بأس» در لغت به معناى شدت در جنگ است و «أُولى بأس» توانمندى و جنگاورى را معنا مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 5

5- باد هاى كوبنده و درهم شكننده ، از عوامل خداوند در كيفر اعراض كنندگان از او

يعيدكم . .. فيرسل عليكم قاصفًا من الريح فيغرقكم بما كفرتم

«قاصف» از مصدر «قصف» به معناى شكننده است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 80 - 8

8- خضر ( ع ) كارگزار اوامر الهى بود و نه مجرى خواسته هاى شخصى خود .

فخشينا أن يرهقهما

ضمير «نا» در «خشينا» مى تواند اشاره به مطلب بالا داشته باشد. جمله «و ما فعلته عن أمرى» در آيات بعد نيز بر اين نكته تصريح كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 99 - 7

7 - پى بردن انسان در هنگام مرگ ، به دست اندركارى عوامل و كارگزاران الهى ( ملائكه ) در مرگ و حيات او

حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون

كلمه «ارجعون» مى تواند خطاب به خداوند بوده و جمع آمدن آن از باب تعظيم باشد. هم چنين مى تواند بدان جهت باشد كه انسان، در آن لحظه حضور ملائكه و كارآيى آنان را مشاهده مى كند و با التجا به خدا، از آنان مى خواهد كه او را به دنيا بازگردانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 9 - 4

4 - هشدار خداوند به كافران به عالم آخرت ، مبنى بر اين كه آنان در احاطه كامل مأموران الهى اند .

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. أفلم يروا إلى ما بين أيديهم و ما خلفهم

«فا» در «أفلم يروا» تفريع بر «بل الذين لايؤمنون. ..» است. توجه دادن به اين كه پشت سرشان آسمان و زمين است، كنايه از احاطه مأموران الهى (آسمان - زمين) بر آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 1 - 8

8 - ملائكه ، رسولان و كارگزاران خداوند در امور تكوين و تشريع جهان اند .

جاعل الملئكة رسلاً

اطلاق كلمه «رُسلاً» مى رساند كه قلمرو رسالت فرشتگان، شامل تمامى امور تكوين و تشريع مى شود و اختصاص به امور تشريعى (همچون ابلاغ وحى و دين به پيامبران) ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 42 - 2

2 - تنها خداوند جان ستان حقيقى انسان ها است و عوامل ديگر ( چون عزرائيل ) واسطه و مأمور او هستند .

اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها

تقدم اسم جلاله (اللّه) بر خبر فعلى مقيد، تخصيص مضمون خبر است. بنابراين اختصاص جان ستاندن به خداوند - در حالى كه در آيات ديگر اين عمل به فرشته مخصوص (ملك الموت) نسبت داده شده - گوياى حقيقت بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 5

5 - برخى از فرشتگان ، كارگزاران الهى در جهان اند .

الذين يحملون العرش

عرش در آيه شريفه، به معناى مركز اداره و فرمان روايى خدا بر جهان هستى است. بنابر اين حمل اين مركز از سوى فرشتگان، مى تواند به معناى كارگزارى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 71 - 6

6 - مأموران الهى ، خدمت گذاران اهل تقوا و همسران آنان در بهشت

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم . .. يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: الف) به قرينه آيه قبلى مى توان استفاده كرد كه مرجع ضمير «عليهم» پرهيزگاران و همسران آنانند. ب) از صيغه مجهول «يُطاف» مى توان استفاده كرد كه خدمت گذاران بهشتيان، مأموران الهى اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 4 - 16،19

16 - آرامش و اطمينان روحى ، خود نيرويى از نيرو هاى الهى است . *

أنزل السكينة . .. و للّه جنود السموت و الأرض

بيان «للّه جنود» بعد از «أنزل السكينة»، مى تواند اشاره به اين باشد كه آرامش (السكينة) خود از جنود الهى است.

19 - علم و حكمت ازلى خداوند ، پشتوانه آفرينش قواى هستى و به كارگيرى بهينه آن

و للّه جنود السموت و الأرض و كان اللّه عليمًا حكيمًا

تعبير «و كان اللّه عليماً حكيماً» در پايان آيه شريفه، مى رساند كه فتح مؤمنان و انزال سكينه بر آنان و بهره گيرى از جنود آسمان ها و زمين، در پرتو علم و حكمت ازلى صورت مى گيرد; زيرا نفس تكوّن جنود و نيز بهره گيرى از آنها در موارد مختلف، نيازمند علم و حكمت گسترده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 33 - 3

3 - فرشتگان ، مجريان اراده الهى در تحولات تاريخ

لنرسل عليهم حجارة من طين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 16 - 3

3 - فرشتگان ، كارگزاران الهى در آسمان براى اجراى فرمان هاى الهى نسبت به انسان ها

ءأمنتم من فى السماء أن يخسف بكم الأرض

برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه مقصود از «من فى السماء»، فرشتگان است كه در آسمان ها قرار دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 17 - 3

3 - فرشتگان ، كارگزاران الهى در آسمان ، آماده براى اجراى فرمان هاى الهى نسبت به انسان ها

أم أمنتم من فى السماء أن يرسل عليكم حاصبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 17 - 6

6 - فرشتگان ، كارگزاران الهى در جهان هستى

و الملك على أرجائها و يحمل عرش ربّك فوقهم يومئذ ثمنية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 4 - 1،2

1 - عروج و صعود ملائكه و جبرئيل به سوى خدا ( به صعودگاه ها و جايگاه هاى بلند مرتبه ) در قيامت براى دريافت فرامين الهى و اجراى آن

تعرج الملئكة و الروح إليه

مقصود از «روح» روح الامين و جبرئيل است. ضمير در «إليه» به «اللّه» بازمى گردد; به اين اعتبار كه خداوند كه صاحب معارج است. بر اين اساس مقصود آيه شريفه، اين حقيقت است كه فرشتگان براى دريافت فرمان هاى الهى، به صعودگاه و جايگاه دريافت آنها عروج مى كنند و چون خداوند صاحب اين جايگاه ها و صعودگاه ها است، فرشتگان در حقيقت به سوى او عروج خواهند كرد.

2 - فرشتگان و جبرئيل ، كارگزاران الهى در عرصه قيامت

تعرج الملئكه و الروح إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 27 - 5

5 - خداوند ، براى حفاظت از وحى ، نگهبانانى را در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) گماشته است .

فإنّه يسلك من بين يديه و من خلفه رصدًا

«رصد» اسم جمع «راصد» (مراقب و نگهبان) است و مقصود از آن در اين آيه، فرشتگانى است كه خداوند بعد از نزول وحى، به آنها دستور داده بود پيامبرش را از هر سو احاطه كنند و آن حضرت از شرّ شياطين جن و انس و وسوسه هاى آنها و آنچه اصالت وحى را خدشه دار مى كند، محافظت و پاسدارى نمايند; تا پيام الهى بى كم و زياد و بدون كمترين خدشه اى به بندگان ابلاغ گردد. اين خود يكى از دلايل معصوم بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) در امر رسالت و مصونيت وحى از دستبرد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 14 - 4

4 - عملكرد عوامل طبيعى ، مستند به خداوند است .

و أنزلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 38 - 3

3 - روح و فرشتگان ، كارگزاران رسيدگى به كيفر و پاداش بندگان در قيامت

يوم يقوم الروح و الملئكة صفّ-ًا

صفّ بستن «روح» و «ملائكه»، حاكى از آمادگى آنان براى اجراى دستورات است. به قرينه آيات پيشين - كه سخن از كيفر و پاداش بندگان بود - محدوده مأموريت آنان، رسيدگى به امور بهشتيان و دوزخيان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 2 - 4

4 - فرشتگانِ عازم به اجراى فرمان هاى الهى و ترك كننده مقر خود براى تدبير امور جهان ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

و النشطت نشطًا

«ناشط»، ممكن است به معناى چيزى باشد كه از مكانى خارج و به مكان ديگر انتقال پيدا مى كند (قاموس). سوگند خداوند به فرشتگان «ناشط»، نشانه تحسين خروج و انتقال آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 3 - 3

3 - فرشتگان پى گير فرمان هاى الهى ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

و السبحت سبحًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 5 - 8

8 - « عن على بن أبى طالب ( ع ) انّ ابن الكوّاء سأله عن « و المدبرات أمراً » قال : الملائكة يدبّرون ذكر الرحمن و أمره ;

از على بن ابى طالب(ع) روايت شده كه در پاسخ ابن كوّاء - كه از او درباره «فالمدبّرات أمراً» سؤال كرده بود - فرمود: مراد فرشتگانى اند كه ذكر خداى رحمان و فرمان او را تدبير مى كنند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 10 - 1

1 - مأموران الهى ، انسان ها را زير نظر داشته ، و مراقب كردار اويند .

و إنّ عليكم لحفظين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 25 - 4

4 - وجود كارگزارانى چند ، در مرحله حضور مردم در پيشگاه خداوند در قيامت *

إنّ إلينا إيابهم

ضمير جمع (نا) در «إلينا»، مى تواند بيانگر رجوع مردم به مجموعه اى از كارگزاران صحنه قيامت باشد كه به فرمان خداوند در آن مقام قرار گرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 26 - 5

5 - وجود كارگزارانى چند ، براى حسابرسى اعمال مردم در قيامت

ثمّ إنّ علينا حسابهم

برداشت ياد شده، از ضمير «نا» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 4 - 7

7 - فرشتگان و روح ، تسليم خداونداند و كار هاى آنان به اذن او انجام مى گيرد .

تنزّل الملئكة و الروح فيها بإذن ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 6 - 6

6 - وجود مأمورانى الهى ، براى برافروختن آتش جهنم

الموقدة

«موقدة» اسم مفعول و حاكى از وجود فاعلى است كه آتش را شعلهور ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 3 - 2

2 - پرندگان ، مطيع فرمان خداوند و در خدمت اهداف او هستند .

و أرسل عليهم طيرًا أبابيل

55- استقامت كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 2

2 - مخالفان نماز و تكذيب گران دين ، هر چند فراوان و سازمان يافته باشند ، از مقاومت در برابر مأموران الهى عاجزاند .

ينهى . عبدًا إذا صلّى ... كذّب و تولّى ... فليدع ناديه. سندع الزبانية

56- استهزاهاى اخروى كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 3

3 - سخن ملامت بار و استهزاآميز مأموران الهى نسبت به تكذيب گران ، به هنگام روبه رو شدن آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جمله «هذه النار. ..»، مى تواند گفتار الهى و يا سخن مأموران خداوند (همانان كه تكذيب گران را به عنف و قهر به سوى دوزخ رانده اند) باشد. برداشت بالا بر پايه احتمال دوم است.

57- برخورد اخروى كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 4

4 - دروغ گويان و گنه كاران ، در آخرت با برخورد شديد مأموران الهى مواجه شده و به سوى جهنم رانده خواهند شد .

ناصية كذبة خاطئة . .. سندع الزبانية

58- بى شمارى كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 20

20 - خداوند ، داراى لشكريان و كارگزارانى بى شمار

و ما يعلم جنود ربّك إلاّ هو

برداشت ياد شده، با توجه به اين احتمال است كه ندانستن لشكريان خداوند، به تعداد بى شمار آنان اشاره داشته باشد; يعنى، بر اثر كثرت تعداد آنان، قابل شناخت براى كسى نيست.

59- تعداد كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 19

19 - شمار لشكريان و كارگزاران پروردگار و ويژگى هاى آنان را ، كسى جز خدا نمى داند .

و ما يعلم جنود ربّك إلاّ هو

مقصود از «جنود» - مطابق نظر مفسران - فرشتگان اند كه نقش كارگزارى و امر برى نسبت به خدا را دارند.

60- سخت كوشى كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 1

1 - خداوند ، داراى مأمورانى سرسخت براى خنثى ساختن تلاش مخالفان دين و راندن آنها به سوى جهنم

سندع الزبانية

«زِبْنِيَة» (مفرد «زبانية» از ريشه «زَبْن» به معناى «دفع»); به معناى «شديد» و «پليس» (ياور سلطان) است (قاموس). اطلاق «زبانية» بر مأموران الهى، به اين جهت است كه آنها اهل آتش را به سوى آن سوق مى دهند. (مصباح)

61- سرزنشهاى كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 3

3 - سخن ملامت بار و استهزاآميز مأموران الهى نسبت به تكذيب گران ، به هنگام روبه رو شدن آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جمله «هذه النار. ..»، مى تواند گفتار الهى و يا سخن مأموران خداوند (همانان كه تكذيب گران را به عنف و قهر به سوى دوزخ رانده اند) باشد. برداشت بالا بر پايه احتمال دوم است.

62- سرزنشهاى كارگزاران خدا خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 17 - 2

2 - مأموران الهى ، با به رخ كشيدن تكذيب گرى ها و ناباورى هاى جهنميان ، آنان را بر آن موضع گيرى ، سرزنش خواهند كرد .

ثمّ يقال هذا الذى كنتم به تكذّبون

63- كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 61 - 10

10 - ملائكه، مجريان دقيق اراده قاهر خداوند هستند.

و يرسل عليكم حفظة . .. توفته رسلنا و هم لا يفرطون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 14

14 - گروهى از فرشتگان، كارگزاران خداوند در گرفتن جان آدميان هستند.

و لو ترى إذ الظلمون فى غمرت الموت و الملئكة باسطوا أيديهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 57 - 5

5- برخى از ملائكه ، پيام آوران و مجريان فرمان خداوندند .

فما خطبكم أيّها المرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 58 - 2

2- اجراى فرمان هاى خداوند از وظايف و مسؤوليت هاى فرشتگان

قالوا إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 59 - 2

2- مأموران الهى ، خاندان لوط ( ع ) را از عذاب نازل شده بر قوم وى نجات دادند .

إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 60 - 6

6- فرشتگان ، مجريان و كارگزاران اوامر و مقدرات الهى اند .

إلاّ امرأته قدّرنا إنها لمن الغبرين

با آنكه بى ترديد مقدرات امور به دست خداست، در عين حال خداوند آن را به فرشتگان نسبت داد (قالوا . .. قدّرنا) و اين مى رساند كه فرشتگان كارگزاران و مجريان اوامر و مقدّرات الهى اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 63 - 2،6

2- فرشتگان وارد شده بر لوط ( ع ) در پى اظهار وى بر ناشناخته بودن آنان ، خود را مأموران الهى معرفى كردند .

قال إنكم قوم منكرون . قالوا بل جئنك بما كانوا

6- فرشتگان ، مجريان عذاب الهى بر قوم لوط بودند .

قالوا بل جئنك بما كانوا فيه يمترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 64 - 2

2- فرشتگان وارد شده بر حضرت لوط ( ع ) ، حامل پيام حق و دستورى تحقق يافتنى بودند .

و أتينك بالحقّ و إنا لصدقون

مراد از «بالحق» به قرينه ذيل آيه كه تأكيد بر راستگويى است مى تواند خبر و پيام حق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 5

5- فرشتگان ، كارگزاران خداوند هستند .

و هم بأمره يعملون

نظر به اين كه بسيارى از كارهاى خداوند به وسيله فرشتگان انجام مى گيرد (مانند قبض روح، عذاب، ابلاغ وحى به پيامبران و. ..) مى توان گفت كه مراد از «أمره» در رابطه با چنين كارهايى مى باشد.

64- كارگزاران خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 4

4 - جهنم ، مقهور كارگزاران صحنه قيامت و عرضه آن بر اهل محشر بر عهده آنان است .

و جاْىء

مجهول آوردن فعل «جىء»، بر وجود مأمور براى آوردن جهنم دلالت دارد.

65- كارگزاران خدا و مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 5

5 - يادآورى مواضع انكارآميز تكذيب كنندگان قيامت از سوى مأموران الهى ، به هنگام مواجهه آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

66- گفتگوى كارگزاران خدا با مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 3

3 - سخن ملامت بار و استهزاآميز مأموران الهى نسبت به تكذيب گران ، به هنگام روبه رو شدن آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جمله «هذه النار. ..»، مى تواند گفتار الهى و يا سخن مأموران خداوند (همانان كه تكذيب گران را به عنف و قهر به سوى دوزخ رانده اند) باشد. برداشت بالا بر پايه احتمال دوم است.

67- مسؤوليت كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 4

4 - جهنم ، مقهور كارگزاران صحنه قيامت و عرضه آن بر اهل محشر بر عهده آنان است .

و جاْىء

مجهول آوردن فعل «جىء»، بر وجود مأمور براى آوردن جهنم دلالت دارد.

68- نظارت كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 2،10

2 - دسته هاى بازگردانده شده به دنيا ، تحت نظارت و كنترل مأموران الهى

و يوم نحشر. .. فهم يوزعون

«وزع» (مصدر مجهول «يوزعون») به معناى ممنوع شدن است. بنابراين عبارت «فهم يوزعون» اشاره دارد به اين كه: گروه هاى محشور شده، نمى توانند به ميل خود هر طور خواستند عمل كنند. مأموران آنان را از متفرق شدن بازمى دارند.

10 - جدا شدن سردمداران كفر از ميان هر امت در قيامت ، به صورت نظام يافته و تحت نظارت و كنترل مأموران الهى است . *

و يوم نحشر . .. فهم يوزعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 80 - 6،7

6 - رفتار پنهان و آشكار دين ستيزان ، تحت نظارت مستقيم خداوند و نيز در نظرگاه كاتبان و مأموران الهى

أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم بلى و رسلنا لديهم يكتبون

7 - مأموران الهى براى ثبت اعمال ، هميشه در كنار انسان و ناظر بر اعمال او

بلى و رسلنا لديهم يكتبون

69- نقش كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 80 - 8

8 - ثبت اعمال خلق ، به وسيله مأموران الهى

بلى و رسلنا لديهم يكتبون

با الغاى خصوصيت از مورد آيه شريفه، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 29 - 9

9 - نقش كارگزاران الهى ، در ثبت و ضبط اعمال آدميان *

كتبنا . .. إنّا كنّا نستنسخ

ضماير متكلم مع الغير در اين آيه، ممكن است از آن جهت به كار رفته باشد كه خداوند، برنامه هاى خويش را در نظام تكوين، از طريق عوامل و كارگزارانش عملى مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 13 - 5

5 - نقش عوامل الهى ، در مهيّا شدن دوزخ براى كافران *

فإنّا أعتدنا للكفرين سعيرًا

ضمير متكلم مع الغير، در «إنّا» و «أعتدنا» را مى توان بيانگر نقش عوامل و كارگزاران الهى در تحقّق اراده او دانست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 4 - 2

2 - سامان يافتن نظام جهان ، در پرتو تقسيم و دسته بندى امور ، به دست كارگزاران الهى ( فرشتگان )

فالمقسّمت أمرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 10 - 2

2 - كردار هر انسان ، به وسيله مأموران الهى نگه دارى مى شود .

و إنّ عليكم لحفظين

مراد از «حفاظت» - به قرينه آيات بعد - نگهدارى اعمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 1

1 - خداوند ، داراى مأمورانى سرسخت براى خنثى ساختن تلاش مخالفان دين و راندن آنها به سوى جهنم

سندع الزبانية

«زِبْنِيَة» (مفرد «زبانية» از ريشه «زَبْن» به معناى «دفع»); به معناى «شديد» و «پليس» (ياور سلطان) است (قاموس). اطلاق «زبانية» بر مأموران الهى، به اين جهت است كه آنها اهل آتش را به سوى آن سوق مى دهند. (مصباح)

7- كاروان

1- اُتراق كاروان يابنده يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 13

13- اتراق كاروانيان در اطراف چاه كنعان ، نجات دادن يوسف ( ع ) از آن چاه و به همراه خويش بردن او ، به تقدير خداوند و تحت نظارت دقيق او انجام مى گرفت .

و جاءت سيّارة . .. والله عليم بما يعملون

مراد از «ما» در «ما يعملون» مى تواند كالا قرار دادن يوسف(ع) باشد (أسرّوه بضاعة). و نيز محتمل است همه داستان كاروان، در رابطه با يوسف(ع) باشد. بنابر فرض نخست، علم خدا به رفتار آنان (كالا قرار دادن) كنايه از كيفردهى است و بنابر فرض دوم، علم خدا كنايه از تقدير و تدبير اوست ; يعنى، تمام مقدماتى كه مايه نجات يوسف(ع) از چاه شد (گذر كردن كاروان در اطراف كنعان، منزل كردن در اطراف چاه و ...) همه به نظارت خدا و تدبير او بود.

2- ادعاى كاروان يابنده يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 20 - 2

2- همه اهل كاروان ، خود را نسبت به يوسف ( ع ) ذى نفع مى پنداشتند و خويشتن را مالك او مى شمردند .

أسرّوه بضعة . .. و شروه بثمن

از آن جايى كه كالا قرار دادن و نيز فروختن يوسف(ع) به كاروان نسبت داده شده است ، برداشت فوق استفاده مى شود.

3- بشارت به كاروان يابنده يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 4

4- آب آور كاروان ، از يافتن يوسف ( ع ) شادمان و شگفت زده شد و آن را به همسفران خويش بشارت داد .

قال يبشرى هذا غلم

4- بشارت ساقى كاروان يابنده يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 4

4- آب آور كاروان ، از يافتن يوسف ( ع ) شادمان و شگفت زده شد و آن را به همسفران خويش بشارت داد .

قال يبشرى هذا غلم

5- بينش كاروان يابنده يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 10

10- كاروانيان بردن يوسف ( ع ) را به بردگى ، كارى نامشروع و غيرقانونى مى دانستند .

و أسرّوه بضعة والله عليم بما يعملون

چنان چه برده قرار دادن و فروش كودكى كه پيدا شده امرى مجاز و قانونى بود ، مخفى ساختن يوسف(ع) (أسرّوه بضاعة) وجهى نداشت.

6- ساقى كاروان يابنده يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 1

1- كاروانى در اطراف چاهى كه يوسف ( ع ) در آن بود ، منزل گزيدند و مأمور تهيه آب را به سوى آن چاه روانه كردند .

و جاءت سيّارة فأرسلوا واردهم

«وارد» به كسى كه براى تهيه آب بر سر چاه ، نهر و مانند آن مى رود ، گفته مى شود.

7- سرور ساقى كاروان يابنده يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 4

4- آب آور كاروان ، از يافتن يوسف ( ع ) شادمان و شگفت زده شد و آن را به همسفران خويش بشارت داد .

قال يبشرى هذا غلم

8- كاروان يابنده يوسف و يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 5،6،10،11

5- كاروانِ يابنده يوسف ( ع ) ، او را به عنوان كالاى تجارى به همراه خود بردند .

و أسرّوه بضعة

«بضاعة» به مال و كالايى اطلاق مى شود كه براى تجارت قرار داده شده است.

6- كاروانِ يابنده يوسف ( ع ) به منظور كالاى تجارتى قرار دادن او ، سعى در مخفى ساختن وى داشتند .

و أسرّوه بضعة

در فعل «أسرّوا» (پنهان ساختند) معناى جعل و قرار دادن اشراب شده است ; از اين رو «بضاعة» را به عنوان مفعول دوم نصب داده است. معناى جمله نيز چنين مى شود: يوسف(ع) را كالاى تجارتى قرار دادند و او را پنهان ساختند.

10- كاروانيان بردن يوسف ( ع ) را به بردگى ، كارى نامشروع و غيرقانونى مى دانستند .

و أسرّوه بضعة والله عليم بما يعملون

چنان چه برده قرار دادن و فروش كودكى كه پيدا شده امرى مجاز و قانونى بود ، مخفى ساختن يوسف(ع) (أسرّوه بضاعة) وجهى نداشت.

11- كاروان يابنده يوسف ( ع ) به خاطر كالا قرار دادن او ، گنه كار و مستحق كيفر الهى شدند .

و أسرّوه بضعة والله عليم بما يعملون

يادآورى علم خدا به اعمال بندگان ، مى تواند كنايه از كيفردهى او باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 20 - 1،2،3،4

1- كاروانيان ، يوسف ( ع ) را به درهمهايى اندك و بهايى ناچيز فروختند .

و شروه بثمن بخس درهم معدودة

«شراء» (مصدر شروا) به معناى فروختن است و ضمير فاعلى در «شروه» به «سيّارة» باز مى گردد. «بخس» مصدر به معناى اسم مفعول (مبخوس =ناقص و كم ارزش) مى باشد. «ثمن بخس» ; يعنى، بهايى كه نسبت به چيز خريدارى شده كم ارزش تر باشد. «معدودة» به معناى شمرده شده و كنايه از اندك بودن است.

2- همه اهل كاروان ، خود را نسبت به يوسف ( ع ) ذى نفع مى پنداشتند و خويشتن را مالك او مى شمردند .

أسرّوه بضعة . .. و شروه بثمن

از آن جايى كه كالا قرار دادن و نيز فروختن يوسف(ع) به كاروان نسبت داده شده است ، برداشت فوق استفاده مى شود.

3- كاروانيان يابنده يوسف ( ع ) ، به نگه داشتن او در نزد خويش ، رغبتى نداشتند .

شروه . .. و كانوا فيه من الزهدين

«زهد» رغبت نداشتن به چيزى به خاطر بى مقدار دانستن آن است. به نظر مى رسد كاروانيان ، بيم آن داشتند كه كار ناروايشان - يعنى برده ساختن انسان يافت شده - فاش شود. ازاين رو قيمتى ارزان براى او تعيين كردند ، تا هرچه زودتر به فروش رسد.

4- تعجيل كاروانيان در فروش يوسف ( ع ) و بى رغبتى آنان در نگه داشتن وى ، دليل فروختن او به بهايى ناچيز

و شروه بثمن بخس . .. و كانوا فيه من الزهدين

جمله «و كانوا . ..» به منزله تعليل براى «شروه بثمن بخس» است ; يعنى ، چون رغبتى به [نگه دارى ]يوسف(ع) نداشتند ، او را به بهايى ناچيز فروختند.

9- كيفر كاروان يابنده يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 11

11- كاروان يابنده يوسف ( ع ) به خاطر كالا قرار دادن او ، گنه كار و مستحق كيفر الهى شدند .

و أسرّوه بضعة والله عليم بما يعملون

يادآورى علم خدا به اعمال بندگان ، مى تواند كنايه از كيفردهى او باشد.