ghaemiyeh.com
سرشناسه:همایش هفته جهانی مساجد ( دومین : ۱۳۸۳ : تهران)
عنوان و نام پدیدآور:فروغ مسجد(۲):مجموعه سخنرانیها و مقالات برگزیده دومین همایش هفته جهانی مساجد(مردادماه ۱۳۸۳- جمادیالثانی ۱۴۲۵)(آگوست ۲۰۰۴)/ [برگزارکننده] مرکز رسیدگی به امور مساجد.
مشخصات نشر:قم: موسسه فرهنگی ثقلین، ۱۳۸۴.
مشخصات ظاهری:۳۹۰ ص.: مصور، جدول.
فروست:موسسه فرهنگی ثقلین؛ ۳۰.
شابک:964-94842-6-4
وضعیت فهرست نویسی:فاپا
یادداشت:پشت جلد به انگلیسی: .The world resepect week of Musque
یادداشت:کتابنامه بهصورت زیرنویس.
عنوان دیگر:مجموعه سخنرانیها و مقالات برگزیده دومین همایش هفته جهانی مساجد(مردادماه ۱۳۸۳- جمادیالثانی ۱۴۲۵)(آگوست ۲۰۰۴).
موضوع:مسجدها-- کنگرهها
موضوع:Mosques-- Congresses
شناسه افزوده:مرکز رسیدگی به امور مساجد
رده بندی کنگره:BP۲۶۱/ه۸ ۱۳۸۳
رده بندی دیویی:۲۹۷/۷۵
شماره کتابشناسی ملی:۱۱۷۳۲۴۶
بسم الله الرحمن الرحیم
فـروغ مسجـد (2)
مجموعه سخنرانیها و مقالات برگزیده
دومین همایش هفته جهانی مساجد
(مرداد ماه 1383 ـ جمادیالثانی 1425)
(آگوست 2004)
مرکز رسیدگی به امور مساجد
سرشناسه:همایش هفته جهانی مساجد ( دومین : ۱۳۸۳ : تهران)
عنوان و نام پدیدآور:فروغ مسجد(۲):مجموعه سخنرانیها و مقالات برگزیده دومین همایش هفته جهانی مساجد(مردادماه ۱۳۸۳- جمادیالثانی ۱۴۲۵)(آگوست ۲۰۰۴)/ [برگزارکننده] مرکز رسیدگی به امور مساجد.
مشخصات نشر:قم: موسسه فرهنگی ثقلین، ۱۳۸۴.
مشخصات ظاهری:۳۹۰ ص.: مصور، جدول.
فروست:موسسه فرهنگی ثقلین؛ ۳۰.
شابک:964-94842-6-4
وضعیت فهرست نویسی:فاپا
یادداشت:پشت جلد به انگلیسی: .The world resepect week of Musque
یادداشت:کتابنامه بهصورت زیرنویس.
عنوان دیگر:مجموعه سخنرانیها و مقالات برگزیده دومین همایش هفته جهانی مساجد(مردادماه ۱۳۸۳- جمادیالثانی ۱۴۲۵)(آگوست ۲۰۰۴).
موضوع:مسجدها-- کنگرهها
موضوع:Mosques-- Congresses
شناسه افزوده:مرکز رسیدگی به امور مساجد
رده بندی کنگره :BP۲۶۱/ه۸ ۱۳۸۳
رده بندی دیویی :۲۹۷/۷۵
شماره کتابشناسی ملی:۱۱۷۳۲۴۶
حروفچینی و ناظر چاپ: عباس رحیمی
لیتوگرافی و چاپ: نینوا
قطع:
وزیری ـ 392 صفحه
تیراژ: چاپ اوّل ـ 5000 نسخه
تاریخ: فروردین ماه 1384
نشانی : دفتر مرکزی: تهران ـ تهرانپارس ـ بین فلکه دوم و سوم ـ خیابان 182 غربی ـ پلاک 6
تلفن 772312 ـ دورنویس 7881452
مرکز انتشارات: قم ـ خیابان انقلاب ـ چهارراه سجادیه ـ کوچه شماره 33 ـ پلاک 13
تلفن 7734467 ـ دورنویس 7732864
شماره شابک 4ـ6ـ94842ـ964
کلیه حقوق برای ناشر محفوظ است
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
بدون تردید مسجد اصلیترین پایگاه دین، اخلاق و معنویت و برترین مکان تقویت ایمان و عالیترین مرکز کسب آگاهی و بصیرت و والاترین کانون احیا و تقویت اندیشه و فرهنگ ناب اسلامی و زیباترین جایگاه تربیت و پرورش انسانهای وارسته و مهمترین مکان گسترش فعالیتهای علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی در جهان اسلام است.
آری مسجد، مقدسترین مکان برای عبادت، نیایش و یاد خداوند متعال، و هماره مشعل هدایت و سمبل توجه به ارزش های والای انسانی و طرد آلایشهای مادی و نشانگر هویت فرهنگ و هنر اسلامی و مرکز پیشگیری و کاهش بزهکاریهای اجتماعی است.
بدینسان مسجد قلب تپندهای است که در آن آسمان با هم پیوند میخورند و انسان به عنوان گل سرسبد نظام هستی در آن رشد و تکامل مییابد.
مؤسسه فرهنگی ثقلین در راستای تحقق رسالت اعتلای فرهنگ قرآن و اهلبیت«علیهمالسلام» و نشر معارف ناب اسلامی، جهت رفع چالشهای موجود و گام برداشتن برای احیای مساجد کشور، مجموعه حاضر را که محصول اندیشه و سخن شخصیتهای علمی سیاسی و فرهیختگان دلسوز و صدیق انقلاب اسلامی است، به حضور اندیشمندان و دانشوران متعهد جهان اسلام تقدیم مینماید.
مجموعهای که پیش رو دارید در دو بخش تنظیم و ارایه شده است؛ در بخش
نخست چکیده و متن سخنرانی شخصیتهای بزرگوار علمی، سیاسی کشور در دومین سلسله همایشهای بزرگداشت هفته جهانی مساجد است که در پایان این بخش نکات مطرح شده در سلسله همایشها جمعبندی، و چالشهای موجود و راهحلهای آن ارایه شده است و در بخش دوم، چکیده و متن مقالات برگزیده تقدیم شده است.
امید است با تبیین، تأمّل، چارهاندیشی و حل مشکلات مساجد، و افزایش جذب و حضور آحاد مختلف مردم، جامعه اسلامی ما همانند صدر اسلام، جامعهای مسجد محور شده، همه فعالیتهای علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادیش بر مدار و معیار تفکر مسجدی شکل گرفته، و توسعه یابد.
در پایان خداوند را میخوانیم که توفیق خدمتگزاری به ساحت مقدس قرآن، اهلبیت«علیهمالسلام» و مساجد را به ما عنایت فرماید.
مؤسسه فرهنگی ثقلین
«وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا»(1) مسجد در فرهنگ اصیل دینی و نگرش رهبران دین از جایگاه بسیار رفیع و ویژهای برخوردار است؛ بهگونهای که در حدیث قدسی آمده است: «ان بیوتی فی الارض المساجد؛ خانههای من در روز زمین مساجدند».(2) در بیان نبی مکرم اسلام صلواة اللّه و سلامه علیه نیز چنین آمده است: «المساجد انوار اللّه؛ مساجد انوار خدا هستند».(3)و در فراز دیگری از کلام نورانی آخرین سفیر الهی «خیر البقاع المساجد؛ بهترین زمینها، مساجد هستند».(4)ذکر شده و در بیانی دیگر «المساجد مجالس الانبیاء؛ جایگاه پیامبران مساجد است».(5)مطرح گردیده است.
در سیره پیشوایان معصوم علیهمالسلام، نیز مسجد محل مراجعت مردم، پایگاه عبادت، سنگر جهاد فکری و دانشگاه تعلیم و تعلم و مستحکمترین سنگر مبارزه با استبداد
و مرکز تبلور روح وحدت و یکپارچگی امت اسلامی به شمار آمده است.
مسجد در جوامع و ملل اسلامی نیز هماره از جایگاه مقدسی برخوردار بوده است؛ از این رو و با توجه به شرایط کنونی جهان اسلام که تهاجم فرهنگی و نظامی دشمنان را شاهد است، بر همهی فرزندان اسلام و دلسوز نظام اسلامی لازم است، با رویکرد جدید و ویژهای، مساجد این خاستگاه مهم انقلاب اسلامی و نقش عمیق و بنیادین آن را مورد توجه قرار داده، با حمایت بیدریغ و همه جانبه مادی و معنوی خود به منظور ساماندهی مطلوب این پایگاه مهم و استراتژیک و تهیه امکانات لازم جهت احیا و آبادانی و رونق بخشی به آن به صورت جدی و مسؤولانه اقدام نمایند و بر استحکام هر چه بیشتر این سنگرهای اصیل اسلامی بیفزایند.
در این راستا توجه همگان را به نکات ذیل جلب مینماید:
مساجد اکنون بیش از هر زمان دیگر، همچون گذشتهی درخشان تاریخی خود، خواستار ایفای نقش محوری در فصل جدید رویارویی اسلام و کفر جهانی به عنوان پایگاه توکّل به خدا، حضور مردم و مددرسانی صادقانه به مؤمنان است.
نقش مؤثر و بینظیر مساجد در دوران دفاع مقدس و پس از آن با اثبات کارآمدی آن در عرصههای نظامی، سیاسی و اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران به عنوان دست مایه غنی و ماندگار در معرض استفادهی همهی حقجویان و کفرستیزان جهان اسلام است.
مساجد به عنوان خانهی خدا ، در راه آگاهسازی انسانهای مسلمان به منظور توجّه داشتن همیشگی به هدف و گم نکردن آن، پشتکار و استقامت همواره باید نقش مهم خود را در پشتوانهی فرهنگی معنوی نظام اسلامی ایفا کند.
در ایران اسلامی، مساجد با ارایه خدمات ویژه و چند منظورهی خود در حوادث طبیعی، بحرانهای سیاسی داخلی و خارجی، اثبات نمودند که همگام با مردم و گوش
به فرمان مقام معظم ولایت از تمامی توان خود در خدمت اسلام و پاسداری از آرمانهای انقلاب اسلامی استفاده نموده و خواهند نمود.
مساجد، با ارایه خدمات متنوّع به مردم، نقشآفرینی در عرصههای مختلف آموزشی، علمی، حضور در صحنههای عدالتطلبی و مبارزه با مفاسد اجتماعی در راه گسترش عملی مطالبات رهبری از هیچ کوششی دریغ نکرده و نخواهند کرد.
با عنایت به نکات پیش گفته، تکریم و بزرگداشت مساجد، وظیفه همهی مسلمانان و حقجویان است؛ خوشبختانه در همین راستا، کنفرانس اسلامی، 21 اگوست سالروز آتش زدن مسجدالاقصی از سوی اسرائیل غاصب را روز آغازین هفتهی جهانی گرامیداشت مساجد برگزیده است.
مرکز رسیدگی به امور مساجد که از سوی مقام معظم رهبری مد ظله العالی به عنوان متولی ساماندهی امور مساجد معرفی شده است؛ ضمن ارج نهادن به این حرکت مقدس، برای دومین سال با همکاری نهادها و سازمانهای دیگر با تشکیل ستاد بزرگداشت هفتهی جهانی مساجد، برگزاری هر چه با شکوهتر این هفته را در دستور کار خویش قرار داده و با فراخون آثار و مقالات و مجموعه فعالیتهای مربوط به حوزهی مساجد، ضمن برپایی با شکوه نمایشگاه بزرگ توانمندیهای مساجد، مراسم مختلف گرامیداشت هفتهی جهانی را با حضور مسؤولین نظام، عالمان، فرهیختگان، ائمه محترم جماعات، هیأت امنا و فعالان فرهنگی مساجد برگزار نمود و در روز نخست با حضور در حرم مطهر امام خمینی بر لزوم تحقق منویات والا و آرمانهای بلند و الهی آن قافلهسالار سفر کرده، بویژه در مورد احیای مساجد، تأکید شد و در مراسمهای مختلف، از سوی سخنرانان و شرکتکنندگان، با تکیه بر جایگاه بیبدیل مساجد در فرهنگ اسلامی و لزوم استفاده از توانمندیهای آن، بر تعمیم و گسترش هر چه بیشتر کارکردهای مساجد بر طبق سنّت اسلامی با توجه به شرایط زمان، تأکید گردید.
در پایان از همه کسانی که در برگزاری مراسم مختلف بزرگداشت جهانی مساجد بویژه در برگزاری نیکوی سلسله همایشها در تهران و سراسر کشور و برپایی نمایشگاه توانمندیهای مساجد در تهران، صادقانه تلاش و همکاری نمودند، بویژه از اعضای محترم ستاد هفته گرامیداشت مساجد و بالاخص از مسؤولان محترم نظام که در سلسله همایشها حضور یافته و به ارایه رهنمود پرداختند، تشکر و قدردانی مینماییم و توجه شما را به سخنرانیها و مقالات ارایه شده از سوی اندیشمندان، در راستای شناخت چالشهای موجود و راهحلهای توسعه و کار آمد کردن مساجد جلب مینماییم.
کمیته علمی ستاد گرامیداشت هفته جهانی مساجد
روزهای مختلف هفته بزرگداشت جهانی مسجد برابر تصویب کمیته علمی ستاد بزرگداشت هفته جهانی مساجد با عناوین ذیل نام گرفت و متناسب با آن، برنامههای ویژهای در هر روز برگزار گردید.
چکیده 1 ـ توجه جهان اسلام به مسجد و تصویب هفته بزرگداشت جهانی مساجد از سوی وزاری خارجه کشورهای اسلامی.
2 ـ نقش امام خمینی قدسسره در احیاء دین و مسجد در دورانی که شرق و غرب بر علیه دین برپا خواسته بودند، یک نقش اساسی بود.
3 ـ نگرش امام یک نگرش جهانی بود و انقلاب و نهضت خود را جهانی بنا نهاد و هماکنون طلیعه فراگیر شدن نور فطری دین اسلام در جهان هویدا شده و در آینده همه جهان را فرا خواهد گرفت.
4 ـ باید نسبت به اقدامات دشمنان اسلام که تحت لوای دین صورت میپذیرد، هشیار باشیم.
5 ـ لزوم برخورداری خدمتگزاران مساجد از ایمان به خدا، توجه به مردم و شجاعت براساس آیه شریفه قرآن کریم.
6 ـ لزوم اصلاح ساختار مساجد براساس نیازهای جدید جامعه و آمادگی هرچه بیشتر ائمه جماعات برای پاسخگویی به شبهات نسل جوان.
«إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ »(1) ولادت با سعادت امام باقر «علیهالسلام»همانشخصیت ممتازی که در بین اهلبیت«علیهمالسلام»جایگاه خاص داشتند و بنیانگذار مکتب علمی بودند، را به همهی عزیزان تبریک میگویم.
براساس حدیثی از امام باقر«علیهالسلام»از پدران بزرگوارش و در نهایت از رسول خدا«صلیاللهعلیهوآله» و از جبرئیل که آن همه مواهب برای حضور در مسجد ارایه شده
1) . مساجد خدا را تنها کسانی آباد میکنند که به خدا و روز بازپسین ایمان آوردهاند؛ توبه، آیه 18.
است، اولین مصداق این روایت شریف، فعالان مساجد است که نزد خداوند متعال، محبوبترین افرادند.
وزرای خارجه کشورهای اسلامی به پیشنهاد ایران، ظاهرا در سال 1381، هفتهی بزرگداشت جهانی مساجد را تصویب کردند؛ که یک وسیلهای شد برای مطرح کردن مساجد و ما پیشنهاد کردیم به شورای انقلاب فرهنگی، این روز، یعنی روز 31 خرداد در تقویمها هم درج شده است و بحمداللّه والمنه فاز وسیعی پیدا شد.
نکتهای که میخواهم عرض کنم آن که خداوند خواسته این بیت و یا بیوت، دارای رفعت و منزلت عظیم و ارزش و اهمیت باشد، ما اهتمام داشته باشیم تا انشاءاللّه این جایگاه رفیع و منیع بیت الهی حفظ بشود.
امام، این انقلاب را وقتی به وجود آورد که در دنیا دو قطب متکبر وجود داشت: یکی غرب و یکی شرق و هر کدام در رابطه با دین، تفکر خود را داشتند؛ در غرب صرفا یک سری مراسم و مناسک و عبادت ویژهای در کلیسا برگزار میشد و به سیاست، جامعه و سرنوشت مردم کاری نداشت و موفق شده بودند و دین را از صحنه، خارج کرده بودند، دین در جامعه حضور نداشت.
شاه اگر چه در ایران اسلامی حکومت میکرد، در اینجا حاکم بود، ولی چون تحت سلطهی غربیها بود، آنچه در ایران هم واقع شده بود، این بود که دین را از صحنه جامعه حذف کرده بودند، حتی در ماه رمضان چند روز مانده، هیئت امناء، امام جماعت را به کلانتری میفرستاد، در کلانتری تعهد میگرفتند، حرف سیاسی نزنیم و ما هم بحمداللّه کم پیمانشکنی نکردیم! لذا مکرر تعهد دادیم، اما تکلیف شرعیمان را انجام دادیم! این وضعیت آن روز بود در کشور ما! در آن زمان که شرق آنطور و غرب اینطور، این عالم بزرگوار و شخصیت عظیمالشأن؛ امام والا مقام در برابر این دو جریان فکری شرق و غرب که علیه دین به وجود آمده بودند و داشتند عمل میکردند، امام با چه سبک و سیاقی وارد شد، و دو مرتبه دین را زنده کرد. آیا جای آن نیست که ما امروز به آن روح بلند درود بفرستیم در حقیقت امام محیی دین بود، احیا کنندهی دین بود، مردی که توانست یک تنه آن چنان زیبا در پیکر جامعه 36 میلیونی آن زمان بدمد و از اسکلتهای بیجان،
آتشفشانهای اسلامی درست بکند، این امام بود، کاری بزرگ انجام داد؛ سپس باید به نقش حوزههای علمیه، به عنوان نیروها و سربازها و ایثارگران مخلص و بیتوقع اشاره کرد.
امام همیشه تأکید داشت، و توصیه مینمود که چون انقلاب از مسجد به وجود آمد و در سنگر مسجد، مردم سینهی دشمن را هدف گرفتند، و بحمداللّه و المنه طاغوت را برای همیشه بساطش را جمع کردند، و جُل و پوستینش را از این کشور بیرون انداختند، امام میفرماید:
«این مساجد است که این بساط را درست کرد. این مساجد است که نهضت را درست کرد». بیان حضرت امام رضوان اللّه است. بعد میفرماید: «تکلیف است برای مسلمانها حفظ مساجد». دید امام یک دید جهانی است، دید امام دید انقلاب اسلامی است.
آری نهضت و انقلاب، جهانی است، روی این دو نکته حضرت امام تأکید داشتند. لذا فرمودند: «انقلاب ما انفجار نور بود.» خیلی این کلمات زیباست، انقلاب ما انفجار نور بود، نور در هیچ کجا حبس نمیشود، زندانی نمیشود، زندان ندارد، ادیسون برق را اختراع کرد، لامپها که در بعضی کشورها روشن شد، یک عده گفتند: این شیطان است! و لذا سنگ برداشتند و لامپها را شکستند ولی ادیسون و کسانی که او را درک میکردند، به شکستن لامپها خندیدند، گفتند: مگر میشود جلوی نور را گرفت؟ غرب دیر یا زود انشاءاللّه از نورانیت اسلام برخوردار خواهد شد؛ اسلام چیزی نیست که کسی او را نپذیرد.
«فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ »(1)دین به اعماق جان افراد خواهد رفت، این دست و پا زدن آمریکا در
1) . پس روی خود را با گرایش تمام به حق به سوی این دین کن، با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته است آفرینش خدای تغییر پذیر نیست این است همان دین پایدار ولی بیشتر مردم نمیدانند؛ روم، آیه 30 .
افغانستان یا در عراق این بیراهه رفتن است، اینها خواستند جلوی انقلاب را بگیرند، اما با دست خودشان مروّج انقلاب شدند، هیچ کس اسلام را اینطور نمیشناخت، هیچ کس تفکّر شیعی را نمیدانست، اما به دست خود اینها تفکّر اسلامی و شیعی در دنیا ترویج شد، مردم دنیا آشنا شدند، این همه دست و پا زدن به خاطر این است که آنها از کنار خانههای خودشان میترسند؛ و این آمریکا خواهد بود که میترسند که در دل آنها، خانههای مسلمانان بیرون بیاید! همان دیدی که پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» داشت، پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» در مدینه محاصره بود، داشت دور مدینه خندق میکند، کلنگ خورد به سنگ، از برخورد کلنگ به سنگ، برقی جهید، پیامبر«صلیاللهعلیهوآله»از خندق بیرون آمد و فرمود: مسلمانها! بشارت! گفتند: یا رسولاللّه چیست؟ فرمود: بشارت میدهم من در میان برقی که از اصطکاک کلنگ و سنگ پیدا شد، قصور شامات و ایران را مشاهده کردم؛ یعنی همه آنها، تحت حاکمیت اسلام در میآیند! مؤمنین امیدوار شدند، منافقان خندیدند، اما همان شد که رسول خدا«صلیاللهعلیهوآله»گفت. امروز هم همین اتفاق بهدست خود آمریکاییها دارد، میافتد؛ آمریکا ان شاءاللّه در اختیار اسلام قرار خواهد گرفت، مردم که مطیع بوش و امثال اینها نیستند، مردم فطرت دارند و فطرتها، ریشهاش به دست خالق است؛ آینده از آن ماست، منتها باید حواسمان جمع باشد، بدون کار و تلاش هیچ کس به جایی نمیرسد: «من طلب العلا سحّر اللیالی».(1) «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ ».(2)
«وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ».(1) براساس این گونه آیات و روایات راه مشخص شده است.
در سالروز ولادت امام باقر«علیهالسلام» در کنار مرقد مطهر امام خمینی به عنوان رهبری لایق و شایسته تفکر شیعی که برخواسته از مکتب ائمه معصومین«علیهمالسلام»است و خود امام تربیت شدهی اینمکتباست و هر چه داشت از اهلبیت«علیهمالسلام»داشت،حضور یافتهایم.
عملکرد امام در مقطعی که غرب این طور و شرق آن طور در نهایتِ مخالفت با دین بودند، اما امام و حرکت امام، دین را زنده کرد، پایگاه دین را مسجد قرار داد، امام با آنان که ظاهرا سنگ دین را به سینه میزدند، مبارزه کرد؛ همان کاری که در طول تاریخ کردند، با شعارحمایت ازرسولخدا«صلیاللهعلیهوآله» دختر رسولخدا را بین در و دیوار قرار دادند، با شعار حمایت از دین، فرزند رسول خدا را در کربلا کشتند، اسیر کردند و هر یک از آنها تکبیر میگفتند، این طوری نبود که یک مشت آدمهایی آمده باشند از غیر حریم دین تا دین را از بین ببرند! این دوره دروهی بینش، دورهی هشیاری، دورهی آگاهی، دورهی دیدِ تیز است هر کسی که به سمت ما میآید، مواظب باشید؛ حضرت علی «علیهالسلام» میفرماید: اگر دیدید در یک زمانه، مردم صادق هستند تا ناصالحی را ندیدید، افراد را به غیر صالح بودن متهم نکنید، اما اگر دیدید مکر و حیله بین جامعه است، دقت کن تا آدم صالح پیدا کنی، آن وقت اعتماد کن!(2) مواظب باشید، امروز جامعهی ما، جامعهای است که شیطان در آن زیاد است؛ مبادا بیاید از پشت یک لگد بزند، وقتی چشمهایتان را باز کنید که درون چاله افتاده باشید! این کارها از این به بعد هم با پول صورت میگیرد هم با تطمیع هم با تهدید! لذا علتی که این آیه را انتخاب کردم از روی عنایت است:
«إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَی الزَّکَاةَ
وَلَمْ یَخْشَ إِلَّا اللَّهَ ».(1) پنج تا قسمت دارد؛ دو تا ایمان:
1 . آمن باللّه .
2 . و الیوم الآخر .
3 . و اقام الصلاة .
4 . و آتی الزکاة .
5 . ولم یخش الا اللّه. از غیر خدا نباید بترسید.
با ایمان به خدا و روز قیامت، دستش در دست مردم است؛ خدا را دارد و مردم را هم دارد! بعلاوه کسانی که مسجد دارید، مردانگی هم میخواهد، مسجدداری، نترسی هم میخواهد، تهدید میکنند، تطمیع میکنند:
«الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکَفَی بِاللَّهِ حَسِیبًا (39)».(2)مبلغان رسالت الهی کسانی هستند که این خصلت برایشان بیان شده است.
لذا امیرالمؤمنین«علیهالسلام» مورد عنایت رسول خدا«صلیاللهعلیهوآله» بود؛ پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» آدم خیلی فرستاد، برای فتح خیبر، رفتند و برگشتند، فرمودند:
فردا صبح پرچم را به دست کسی میدهم که حملهکنندهای است که هیچ هراسی در وجود او راه ندارد، پرچم را به دست کسی میدهم که او خدا را دوست دارد و خدا هم او را دوست دارد.
یک عده آدمهای بزدل که آنجا وجود داشتند، گفتند: ممکن است یک معجزه اتفاق بیفتد و این افتخار نصیب ما بشود، همه آمدند به تظاهر برای آمادگی، پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» فرمود: علی کجاست؟ گفتند: درد چشم دارد! پیامبر«صلیاللهعلیهوآله»فرمود: هیچ وقت چشم تو
درد نکند، آنگاه آب دهان مالیدند به چشمان علی«علیهالسلام»، چشم خوب شد و تا آخر عمر هم نور چشم کم نشد، پرچم را که دادند، دستش! وقتی در خیبر را کند، آنها هم بر علی«علیهالسلام» سلام کردند.
امام فرمود: اگر عرب و عجم پشت به پشت هم کنند من از آنها نمیترسم و پشت نمیکنم! ما برای خدا حرکت کردیم و هر که بود، کشتیم، حتی اگر بستگان ما بودند! ما نیز تا مسجدداریم،جای حضرتزکریا«علیهالسلام» راگرفتهایم، جای حضرتابراهیم«علیهالسلام» را گرفتهایم. خداوند ما در زمرهی مسجدداران واقعی قراربدهد، این سنگرها را حفظ کنیم؛ امروز جوانهای ما دچار شبهات زیادی هستند، ائمه جماعات باید مسلط به همه رشتههای روز باشند، گر چه مساجد برای انقلاب و امروز ساخته نشدند، مساجد ما برای یک کشور سکولار ساخته شد، اما مسجد امروز باید همه چیز داشته باشد؛ فضا را با وسعت نظر بگیریم، عدهای مسجد میساختند؛ پیامبر«صلیاللهعلیهوآله»فرمود: با وسعت بسازید، وسیع الان یعنی؛ هم سالن، هم کلاس، هم شبستان، هم درمانگاه، هم امور خدماتی دیگر؛ حضرت امام فرمودند:
«مسجد باید همانند صدر اسلام در او بیماران درمان شود مشکلات مستضعفان حل شود مسجد محل مراجعه همهی درماندگان فکری و مالی شود».
والسلام علیکم و رحمهاللّه و برکاته
ریاست محترم مرکز رسیدگی به امور مساجد چکیده 1 ـ مساجد پایگاه گسترش تفکر و آموزش آموزه های دینی در کشور است.
2 ـ مساجد پایگاه عبادت، جهاد فکری، وحدت مسلمانان و محل همایش مبارزان در راه دین است.
3 ـ متأسفانه مساجد ما پاسخگوی نیازهای فعلی جامعه نیست.
4 ـ مساجد کشور برای دورانی ساخته شده اند که صرفا در آن نماز اقامه شود ولیکن نیازهای امروز جامعه با توجه به کارکردهای گسترده مساجد، فراتر از این اماکن است.
5 ـ برای به روز کردن کارکردهای مساجد در جامعه، امکانات به همراه آزادی عمل و حمایت جدی مسؤولان و کمک دولتمردان و اختصاص بخشی از بودجههای فرهنگی به احیای مساجد ضروری است.
6 ـ توجه مسؤولان به مساجد در مقایسه با سالهای گذشته بیشتر شده است و فضاسازی خوبی در این زمینه شکل گرفته است.
7 ـ تغییر و تحولات مرکز رسیدگی به امور مساجد و عملکرد و اقدامات جدید همانند حدود 800 مسجد در یک سال گذشته از سوی مرکز رسیدگی به امور مساجد، بازسازی شده است و به زودی صندوق قرضالحسنه برای فعالان مساجد تأسیس و راهاندازی میشود.
8 ـ وظایف و مسؤولیت مسجد و مسجدیان در بازسازی و تلطیف فرهنگ عمومی و تقویت ارتباطات اجتماعی و اشاعه علم و ارایه مشاوره و... .
9 ـ عدم انعکاس عملکرد و فعالیتهای مساجد و تأکید بر لزوم ارایه آن به جامعه اسلامی.
10 ـ مساجد بزرگترین، مهمترین، والاترین و منسجمترین تشکیلات جهان اسلام هستند که اگر قدرت و توان آنها به هم متصل و ساماندهی و مدیریت شوند، از بازدارندگی شگرفی در برابر دشمنان اسلام برخوردار هستند.
11 ـ لزوم فعال ساختن مساجد در زمینه امر به معروف و دقت در متد و روش انجام آن و حفظ شخصیت افراد.
12 ـ لزوم فرصتشناسی و استفاده از فرصتهای به دست آمده بر اثر پیروزی انقلاب اسلامی در ایران برای رسیدن به اهداف متعالی.
«إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ »(1) خیر مقدم خدمت همهی سروران، علماء، ائمه جماعات، شخصیتهای فرهنگی و فعالان مساجد.
در طی یک سال و اندی، تغییراتی در مرکز به وجود آمده و البته کارهایی هم قبلاً شده بود که تشکر میکنیم و از آقایان که اسباب آبروی مسجد را فراهم کردند و به نمایشگاه انتقال یافت، تشکر میکنیم.
1) . مساجد خدا را تنها کسانی آباد میکنند که به خدا و روز بازپسین ایمان آوردهاند؛ توبه، آیه 18 .
امیدواریم تحولی که به وجود آمده، به بار بنشیند، کار فرهنگی دیر به ثمر میرسد، در مساجد کارهای اساسی پایهریزی شده، در مرحلهی اول ساخت و ساز و تعمیر مساجد آغاز شد و 800 مسجد تجهیز شد، از شورای شهر و شهرداری کمک شد، مجمع خیّرین مسجدساز بر محوریت آیتاللّه غیوری تشکیل شد. صندوق قرضالحسنه فعالان مسجد به کمک مراجع عظام در حال تشکیل است. کلاسهای خوب برای ارتقای کمی و کیفی فعالان مساجد و همچنین جلسات حوزهها در مناطق.
یکی از کارهای پربرکت در مسجد مجد تشکیل شد و ائمه جماعات، دورهی فشردهای را طی میکنند، در قم هم مرکزی تشکیل شد که مطالعات مسجد انجام میشود، و صدها مقالهی علمی با موضوعات ساماندهی مسجد برای مرکز رسیده است.
تشکیل شورای جوانان که خواهران برای تشکیل آن فعالیت خوبی داشتند و از آنان نیز تشکر میشود.
اینک لازم است مسأله ساماندهی مساجد بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد؛ دو چیز را باید برای برای خودمان روشن کنیم:
اوّل. وضعیت فعلی را که میدانیم.
دوّم. وضعیت مطلوب را که آن را هم میدانیم.
براین اساس مطالب خود را در قالب تذکرات ذیل تقدیم میکنم:
1 . اولین نکته این است که اکنون ما کمک دولتمردان را میخواهیم تا به مطلوب برسیم؛ اگر بودجهای به مساجد داده شود، مظاهر فساد از بین میرود و قابل پیشگیری است، هر کجا مساجد، فعالیت کامل و با محوریت عمل کرده، نتایج خوبی داشته است.
از جناب آقای هاشمی رفسنجانی متشکریم در دولت ایشان آئیننامهی مساجد تصویب شد، که معتقدیم اگر دقیق عمل شده بود، مشکلات ما حل میشد، در نهایت به این نتیجه رسیدیم که برویم و حداقل دنبال اجرای مصوبه برق و گاز و آب رایگان بودیم، اگر همان هم عمل شود، خوب است.
مشکلات بیمه خدام که سازمان بیمه میگوید: باید سازمان برنامهریزی پول بدهد و استاندار محترم تهران، امسال را قبول کردند تا راه بیفتد، تا انشاءاللّه بعد حل بشود و در نهایت دولت توجه بیشتری به حوزهی دین داشته باشد، اگر مساجد محور قرارگیرد، دیگر کسی نمیتواند به حرم علیبن ابیطالب توهین کند، مساجد باید محلی باشد، برای تشکّل یک پارچه مسلمین، دولت نباید بیتفاوت باشد، قرآن میگوید:
«الذین ان مکنّاهم فی الارض اقام الصلاة...».(1) امام جماعت که امکاناتی ندارد، هرچه داریم امکانات مردمی است، دولت امکانات دارد، مخاطب این آیه دولت است، امام که توانست چنین نهضتی را سامان دهد، از مساجد شروع کرد، مساجد را پایگاه قرار داد.
چند لحظهای نکاتی را عرض میکنم: نکته اوّل اینکه فرصت گرانبهایی بهبرکت انقلاب عزیز و عظیم اسلامی به وجود آمده که خدای تبارک و تعالی اساس خوبی را برای انسانهای مؤمن مخلص فراهم نموده و این فرصت را ما انسانها نمیدانیم چقدرش به دست خود ماست؛ یعنی اگر خوب استفاده کردیم خوب بهرهبرداری کردیم و از این فرصتهای پیش آمده بهره لازم را بردیم طبعا خدای تبارک و تعالی به ما لطف میکند و یک نعمتی را که به نام انقلاب به ما عنایت کرده حفظ میکند و اگر قدردانی نکردیم مثل خیلی از گذشتگان فرصتهایی برایشان پیش آمده، از فرصت استفاده نشد، نعمتها از آنها سلب شد، لذا امروزه به ویژه برای خانمها فرصتی بود که بابهایی در حوزه دین پیش آمده، خوشبختانه بهبرکت نظام یک حرکتی است که اگر ما دارای برنامه باشیم، از ما حمایت میکند.
2 . باید بپذیریم که مساجد ما برای نیازهای فعلی نظام درست نشده، ما حقیقتا مشکل داریم؛ زیرا مساجد ما فقط یک شبستان دارد، فقط برای نماز! عمدتا فضای لازم
1) . همان کسانی که چون در زمین به آنان توانایی دهیم، نماز بر پا میدارند و زکات میدهند و به کارهای پسندیده وا میدارند و از کارهای ناپسند باز میدارند و فرجام همه کارها از آن خداست؛ حج، آیه 41 .
را برای کار در بخشی از مساجد داریم، اما در بخش زیادی ما این امکانات را نداریم و بایستی تلاش بکنیم با رویکردی که مردم و جامعه دارند، طبعا فضاهای فرهنگی، فضاهای خدماتی، فضاهای علمی آموزشی، فضاهای ارزندهای که بتواند مشکلات اجتماعی مردم را تا حدودی بتواند حل کند اینها چیزی است که جایش در مساجد تا حدودی خالی است؛ لذا باید تلاش کنیم اینها را ایجاد کنیم.
همه مساجد باید دارای صندوق قرضالحسنه بشوند، همه مساجد بایستی دارای تعاونیهای مصرفی که کالاهای ضروری مردم را با قیمت پایینتر به دست مردم برساند، این امکانات باشند. مساجد ما بتوانند به بینوایان کمک کنند به جوان چه دختر و چه پسر برای ازدواج و تهیه و فراهم کردن مقدمات زندگی آنها را فراهم کند، از نظر فکری و سیاسی مساجد ما باید ایفای نقش بکند، لذا کار سنگین است و مسؤولیت زیاد است.
خوشبختانه رویکرد مردم به مساجد، یک رویکرد زیبا و عالی است نسل جوان مشتاقانه به مسجد روی آوردهاند؛ ایام البیض همه معتکفین قریب به اتفاق جوانند چه دختر و چه پسر، این رویکرد مبارک هست، لکن لازم هست که در مساجد ما امکانات لازم را برای پذیرایی از معتکفین داشته باشیم، از آنهایی که به مسجد مراجعه میکنند، ما اسباب لازم را داشته باشیم که انشاءاللّه با این حرکتی که شروع شده، ما آینده را آینده خوبی میبینیم و اگر بخواهد مساجد در جهان اسلام بدرخشد، مسجد فقط جای نماز نیست، باید نماز اقامه شود، مسجد فقط جای دعا نیست، دعا هم باید خوانده شود، اما ظرفیت مسجد، هدف مسجد و آرمان پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» و اهلبیت«علیهمالسلام» و امام والامقام و مقام معظم رهبری این نیست که فقط یک نمازی خوانده شود، مسجد مرجع است، پایگاه است، مرکز است برای انجام همه امور مسلمین؛ همانطور که در صدر اسلام بوده، چند سال اول انقلاب این بخش در مساجد بود، ما باید دو مرتبه آن چه را از ما گرفتهاند، و در مساجد نیست، همه را به مساجد برگردانیم. ساخت فرهنگ عمومی وظیفه ما است، محبّت فکری جامعه از آنِ ماست حرکتهای فرهنگی گسترده برای ماست؛ بیان معارف دین مسؤولیت ماست، خلاصه اداره صحیحِ مرکزِ تصفیه و تهذیب
نفس کار ماست. تعلیم و تعلم از آنِ ماست دو مرتبه باید مساجد تبدیل شود به یک مرکز دینی به معنی عام یعنی همه امور باید از مساجد الهام بگیرد، دولت ما دولت مسجدی، نمایندگان ما مسجدی، مسؤولین اجرایی و قضایی همه و همه بایستی با الهامگیری از مسجد یعنی هر کاری میکنند، عبادت باشد و اگر بخواهند عبادت باشد، میفرمایند عملی که با قصد قربت باشد، برای خدا انجام بدهد، چه نماز، چه زکات، چه خمس، چه کمک به بینوایان، چه عیادت از مریضان، چه تشییع جنازه مؤمنین و مؤمنات، چه حضور در صحنههای فرهنگی، همه میشوند عبادت؛ چه عبادتی بالاتر از این که آدم بتواند زیر بغل یک درمانده را بگیرد؟ چه عبادتی بالاتر از این که بتواند مراکز مشاورهای در مساجد ایجاد شود؟ یک عده از مردم حقوقشان ضایع میشود، اما بلد نیستند استیفای حق بکنند، اینها را راهنمایی بکنند. چه عبادتی بالاتر از این که مسجد مکانی برای مشاوره خانوادهها باشد؟ چه عبادتی بالاتر از اینکه بچههای مؤمنین و عزیزان ما که الان نیاز به کلاس کنکور دارند، نیاز به کلاسهای تقویتی دارند و آموزشگاهها مطالبه پول زیادی را میکنند، در مساجد اینها برگزار شود تا بچه مسلمانها خوب درست بخوانند به دانشگاه راه پیدا کنند تا آینده از آن نیروهای مؤمن و مخلص باشد؟ از همه اینها عبادت هست و الان در بخشی از مساجد انجام میشود اینها بخش کوچکی از کارکرد مساجد است.
کارکرد و خدمات مساجد بیشتر از اینهاست. منتها ما زبان گزارشنویسی را هنوز در مساجد بلد نیستیم، برای انعکاس تلاشهایمان تمرین و آموزش لازم هست.
اینها را باید بلد باشیم، کاری که میکنند بتواند منعکس شود. این انعکاس قلب همه مؤمنین را شاد میکند و دل همه مخالفین را میلرزاند، لذا لازم است ما برای سالهای آینده در این قسمتها آموزش بدهیم که چگونه کارکردهای مساجد را منعکس کنیم، چگونه کارهای خوبی که در مساجد میشود به دیگران نشان بدهیم تا الگو شود، دیگران هم انجام بدهند.
انشاءاللّه این نمایشگاه تبدیل شود به نمایشگاهی که در آینده چندین کیلومتر را زیر پوشش خود قرار بدهد و طرف وقتی وارد نمایشگاه شود حیران شود که از چه غرفه و از چه کارهایی دیدن بکند، چون تنوّع کار در مساجد خیلی زیاد هست ولی انعکاس آن بسیار کم است؛ از سوی دیگر باید توجه داشت که برخی از امور مساجد را نمیتوان به خوبی انعکاس و گزارش نمود؛ چه کسی میتواند ارتباط عاطفی بین مسجد را با مسجد دیگر به صورت گزارش ارایه کند؟ چگونه کسی میتواند محبّت بین مسجدیها را منعکس کند؟ چه کسی میتواند برادری و خواهری که در مساجد حاکم است، این را به تصویر بکشد یا به رشته تحریر دربیاورد؟ قادر نیستند این طور چیزها را فقط خود مسجدیها میدانند، چه روابط خوبی و ارتباط ارزشمندی بین مسجدیها وجود دارد.
3 . لازم است توجه کنیم که مساجد به عنوان یک تشکل عظیم اسلامی، در سراسر جهان اسلام حضور دارند. ما از این تشکل مهم، بیشتر از هفتاد هزار یا صد هزار مسجد در سرتاسر کشور داریم، این مساجد ما همهاش دربش باز است، برق دارد، آب دارد، گاز دارد، تلفن دارد، خادم دارد، امام جماعت دارد، هیئت امنا دارد، اگر ما یک روزی بتوانیم هفتاد یا صد هزار مسجد را با هم گره بزنیم، اینها مراکز را با هم مرتبط بکنیم، این تشکّل را محکم بکنیم ضدانقلاب غلط میکند بخواهد در کشور ما نفس بکشد، اگر این تشکّل قوی شود، یعنی خانمهای مسجدی تشکلشان قوی شود، یعنی گسترش بدهند و یکدیگر را بشناسند، آقایان مسجدی هم تشکلشان را گسترش بدهند، یکدیگر را بشناسند؛ در هر مسجدی حداقل هیئت امنا 5 نفر هستند، این طوری شما صدهزار را ضرب در 5 کنید چند تا میشود 500 هزار، شما بیائید این 500 هزار را در بخش خواهران هم اضافه کنید، یک عدد چند میلیونی آن هم از انسانهایی که با یکدیگر ارتباط اعتقادی دارند، ارتباط دینی دارند، ارتباط عاطفی دارند، با چنین تشکّل منسجمی چه کسی میتواند مبارزه کند؟ اگر مساجد داخل، ارتباط دینیشان را محکم بکنند آن وقت مساجد همه کشورهای اسلامی نیز از طریق سازمان کنفرانس اسلامی که هفته گرامیداشت مساجد به تصویب آنان رسیده است اگر اینها با هم گره بخورند،
به نظر شما چه اتفاقی میافتد؟ چه کاری در جهان اسلام میشود؟ آن وقت دیگر کسی جرأت نمیکند به نجف حمله کند به حرم حضرت امیرالمؤمنین«علیهالسلام»حمله کند! کسی نمیتواند مسجدالاقصی را به آتش بکشد! اصلاً و ابدا همه آنها ساقط میشوند. امام عزیز فرمودند:
اگر مسلمانها با هم متحد شوند هر کدام یک سطل آب برداشته و بریزند تبدیل به یک سیل میشود که اسرائیل را آب میبرد.
اگر همه مساجد با هم شوند، هیچ حزبی هیچ تشکلی به اندازه این حزب بزرگ اسلامی که بنیانگذار آن خود خداست و رئیس این حزب هم خود خداست، قدرت و توانایی ندارد. حزبی که خود خدا بنیانگزارش باشد، شکست ندارد. خود خداوند این حزب را بنیانگذاری کرده، خود خدا این پایگاه را درست کرده، بعد هم از مرکز مکه،مسجدالنبی، مسجدالاقصی، مسجد کوفه، مساجد دیگر اینها را اگر با هم گره بزنیم، در نهایت سر رشته به دست مسجد بهعنوان مرکز علم و عمل باشد؛ یعنی مرکز ولایت اللّه، مرکز انوار حقّ الهی، شما فکر بکنید در عالم اسلام چه اتفاقی میافتد؟ همه مشکلات حل میشود.
وقتی هم که آقا امام زمان ظهور میکنند، طبق روایات ما مکه محل ظهور آقا امام زمان هست؛ شما سربازان امام زمان هستید، قدر خودتان را بدانید، این پایگاه را حفظ کنید، مقدس است، بمانید و تلاش کنید.
در زمان غیبت آقا امام زمان، نائب امام زمان، مقام معظم رهبری سردمدار است؛ اکنون همه رشتهها به مقام معظم رهبری وصل میشود، یعنی مرکز ولایت یعنی آنجایی که هر چیز به خدای تبارک و تعالی وصل هست.
4 . انجام امر به معروف و نهی از منکر از طریق مسجد است؛ امر به معروف و نهی از منکر، دو فریضهی الهی است که آن قدر اهمیت دارد که سایر معارف دینی به وسیلهی این دو امر مهم، اقامه میشود. اکنون پرسش مهم آن است که چه کنیم تا تأثیرگذار باشیم؟
چه کنیم تا سخن ما با عمل ما، روش ما، منش ما، و متد ما هماهنگ باشد؟ چگونه باشد که ما بتوانیم تأثیر بگذاریم؟ در باب تبلیغ که حرکتی در راستای امر به معروف و نهی از منکر است، میفرمایند: بهترین روش، روش ابلاغی است یعنی آدم، طرف مورد تذکّر را قانع کند؛ لذا میفرمایند: پیام تأثیرگذار پیامی است که هم استدلال لازم را با خودش داشته باشد و هم حامل آن پیام، بایستی شرایط لازم برای کسب محبوبیت اجتماعی از سوی مخاطب را داشته باشد؛ به طور مثال وقتی مرجع تقلید حرف میزند همه تسلیماند، یک عالم و فقیه که خود را تزکیه کرده، وقتی سخن میگوید، همه سخن او را میپذیرند، لذا علاوه بر استدلال لازم، محبوبیت هم شرط است.
روش دیگر روش غیرمستقیم است؛ امام صادق«علیهالسلام» یک فردی را میدانستند مشروب میخورد و او را در دربار منصور میبرند، چشمهایش کور شده بود، خوب چشمهایش نمیدید، منصور به همه هدایایی اهدا کرد، او هم میخواست هدیهاش را بگیرد، امام هدیهاش را گرفت، آورد و به دستش داد، بعد خواست امر به معروف و نهی از منکر کند این بیان را عنایت بکنید؛ امام صادق«علیهالسلام»چه کرد؟ فرمود:
«ان الحسن لکل احد حسن و منک احسن لمکانک منّا» پدر تو در خانواده ما بوده هر کس کار بد انجام دهد، بد است، اما از تو بدتر است! هر کس کار خوب بکند، خوب است، اما از تو خوبتر است؛ چون تو پیش ما آبرو داری، حیثیت داری!(1) میگویند: بعد از این تذکر، دیگر دیده نشد که او چنین عملی را انجام دهد. امام او را احترام کردند، شخصیت او را حفظ نمودند و نگفتند: چنین میکنی! با کنایه فرمودند؛ زیرا تبلیغ غیرمستقیم تأثیرش بیشتر است. حفظ شخصیت مردم بسیار مهم هست و سخن در آنها تأثیر میگذارد؛ لذا باید آنها را با این روش امر به معروف و نهی از منکر کرد؛
1) . بحار، ج 47 ، ص 349 .
شهید مطهری میفرمایند: امر به معروف و نهی از منکر دو قسم هست: یک قسم آن برای همه مردم به صورت عامه است، همه باید امر به معروف و نهی از منکر کنند. براساس فرمودهی مقام معظم رهبری یکی بگوید، دومی هم بگوید، سومی هم بگوید، دهمی هم بگوید، حتی خبر کند، همه بگویند، همه بگویند، این مهم هست! قسم دویم: امر به معروف ونهی از منکر خاص و ویژه است؛ یک جمعی در بین شما باشد و اینها امر به معروف و نهی از منکر کنند؛ از این مطلب میشود این نتیجه را گرفت که ما بایستی علاوه بر انجام کار خود، امر به معروف و نهی از منکر را تکثیر بکنیم، بعضی جاها خیلی جاها مردم تودهی مردم باید حضور یابند در برخی موارد کار تخصصی هست شبهاتی هست یا بحث کلامی است گاهی ممکن است مسایل تخصصی باشد، مثل مفاسد اقتصادی که الان در جامعه هست در برابر مفاسد اقتصادی کی الان میتواند امر به معروف و نهی از منکر کند؟ در مسایل سیاسی کی میتواند؟ کسی که سیاست را بفهمد، اقتصاد را بفهمد، مفاسد اداری را که الان وجود دارد، بسیار تخصصی است کار هر کسی نیست. لذا حتما اینها تخصصی است حضرت آیتاللّه شاهرودی ریاست محترم قوه قضائیه نقطه ظریفی را اینجا گفتند، فرمودند: در یکی از استانها در دادگستری برادران بسیج ائمه جمعه و جماعات یک هماهنگی شده یک روش را برای امر به معروف و نهی از منکر طراحی کردند، باید کار کرد.
قرآن میفرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ ».(1)
1) . به راستی ما پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به انصاف بر خیزند و آهن را که در آن برای مردم خطری سخت و سودهایی است پدید آوردیم تا خدا معلوم بدارد چه کسی در نهان او و پیامبرانش را یاری میکند. آری، خدا نیرومند شکست ناپذیر است؛ حدید، آیه 25 .
منتها برنامه میخواهد، حساب میخواهد، متد میخواهد، با یک روش منطقی و صحیح بروید بالا؛ یک جایی هم میرسد به قوه قهریه و الا امکان ندارد ما فقط بگوییم این کارها را نکن، نه که نمیکند.
یک بیانی هست دوست دارم این بیان را خدمت شما عرض کنم و ختم کلام کنم، حضرت فرمود: «فاعل الخیر خیر منه». خیلی زیباست امر به معروف خوب است اما آمر به معروف و ناهی از منکر، از خود امر به معروف و نهی از منکر مهمتر است! علم خیلی خوب است، اما عمل کننده به علم از عالم بالاتره و از خود علم هم بهتر است! زیبایی خوب است اما بیانگر زیبایی از خود زیبایی هم بهتر است! از شماهایی که این مسؤولیت را پذیرفتهاید، اگر امر به معروف و نهی از منکر دارای ارزشی هست، شماهایی که این کار را انجام میدهید، ارزش شماها از این کار بالاتر است. لذا قدر خودتان را بدانید.
در نهایت هم عرض میکنم متأسفانه حاکمیت ما، دولت ما در مقابل این مسایل بیتفاوت است، در حوزه دین، دولت و برنامهریزان ما بیتفاوت شدهاند؛ بودجههایی که در اختیار اینها هست همه جا خرج میکنند الا در حوزهی دین! من از بعضیشان سؤال کردم: شما این پولها را کجا خرج میکنید؟ جواب یکی از آنها که اگر اسم ببرم، خیلی رسوایی راه میافتد، این بود که آقای مثلاً صدمیلیارد تومانی یا دویست میلیارد تومانی! جالب این که یکی از اینها گفتند: ما میدهیم به ارشاد! گفتم:
دیگر بدتر، دیگر بدتر از این نمیشود، بودجه دولتیها رو آدم بدهد به ارشاد که این کار را بکن! حوزه دین ثقلش در مساجد است، ثقلش در حوزههای علمیه هست، ثقلش علمایی هستند که شب و روز کار دیگری انجام نمیدهند. اما از این بودجهها به هیچ وجه صرف مساجد و علما نمیشود! اشتباها به جاهای دیگر سرازیر است! اما آیا همیشه اشتباها به سمت و سوی جاهای دیگر سرازیر میشود؟ متأسفانه دولتمردان ما به این امر بیتفاوتند؛ اگر هم درد دین دارند، حداقل اگر هم در دل دارند، ما نمیفهمیم! اگر یک وقتی هم میآیند به سمت ما حواستان جمع باشد از وجود ما استفاده ابزاری نکنند! مواظب باشید تا به حال، قصد قربت را ما
ندیدهایم! دولتمردان ما برای خدا، قصد قربت کنند، حوزه دین را تقویت کنند، در حالی که همهاشان از پلکان دین بالا رفتهاند؛ همهشان به وسیله همین علمایی که در مساجد جمع شدهاند، همین ائمه جمعه، همین خطبا، همین گویندگان، همین ائمه جماعات، همین آدمهای بیتوقعی که دور و بر ما هستند، همین بسیجیها، آدمهای مخلصی که در مساجد جمع شدهاند، از راه این منش و رفتار اینها به مقامات رسیدهاند امّا وقتی رفتند، انصافا توقع داریم این آیه شریفه: «الذین ان مکنّاهم فی الارض اقام الصلاة و اتوالزکاه».(1)را اجرا کنند. مخاطب این آیه کیست؟ من امام جماعت؟! مخاطب کیست؟ خطاب به آنهایی است که «ان مکناهم ...» مکنّا چیست؟ پول، ثروت، دولت الذین مکناهم است. لااقل اگر برای ما خیر مادی نداشتهاید، زیر بغل ما را نگرفتهاید، دردی از ما درمان نکردید، لااقل درد سر هم درست نکنید؛ لذا در پایان، یک عبارت عرض کنم، انشاءاللّه در هفتهی دولت گزارشی به ما بدهند در بارهی خدماتی که به دین کردند.
خوشبختانه روز گرامیداشت جهانی مساجد امسال به نحو قویتر، گستردهتر و راحتتر از سال گذشته برگزار میشود. ما میبینیم خیلی از عزیزان، ما را تشویق میکنند؛ از این خدمات تقدیر میکنند؛ از ریاست مجلس گرفته تا سایر عزیزان، ریاست محترم قوهی قضائیه، مجمع تشخیص مصلحت نظام و سایر دلسوزان، همه تلاش میکنیم مشکلات را برطرف کنیم و مساجد موانع از سر راهش برداشته شود، خدا به همه توفیق بدهد، که در این راه گام برداریم.
تشکر از همه عزیزانی که شرکت کردند سخن گفتند، حضور خوب شما در نمایشگاه، حضور خوبتان در همه جلساتی که در این هفته برگزار شد، همه و همه قابل تقدیر است.
والسلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته
1) . همان کسانی که چون در زمین به آنان توانایی دهیم، نماز بر پا میدارند و زکات میدهند و به کارهای پسندیده وا میدارند و از کارهای ناپسند باز میدارند و فرجام همه کارها از آن خداست؛ حج، آیه 41 .
ریاست محترم قوه قضائیه چکیده 1 ـ مساجد پایگاه بسیار مقدسی است که در آن عبادت برای خدا که ارزشمندترین اعمال است، انجام میگیرد.
2 ـ یکیاز ویژگیهای نظام اسلامی، آمیختگی مسائل عبادی با مسائل دیگر است و این ویژگی باعث شده که تمامی اعمال و رفتار انسان رنگ و بوی الهی به خود بگیرد.
3 ـ تصمیمگیری در امور اجتماعی از سوی انبیاء«علیهمالسلام» در مساجد شکل میگرفته که این مسئله نشان از جایگاه محوری مساجد در فرهنگ اسلامی دارد.
4 ـ در تاریخ اسلام و سیره ائمه«علیهمالسلام» مساجد، جایگاه کارگزاری امت اسلامی و فعالیتهایی مانند قضاوت، اجرای حدود اسلامی و تصمیمگیریهایی که نیاز به مشورت دارند، بوده است.
5 ـ مسجد یک تشکّل اجتماعی است که بسیاری از حرکتهای سیاسی و اجتماعی از آن شروع شده است.
6 ـ نقش مساجد در فرهنگ اسلامی در تاریخ اسلام بسیار اساسی و محوری است.
7 ـ هماکنون نیز مساجد توانستهاند انتفاضه را شکل دهند.
8 ـ مساجد بستر مناسبی برای رسیدن به اهداف نظام اسلامی است.
9 ـ اگر بخواهیم اسلام ناب را در جامعه پیاده و احیاگر سیاستها و مبانی عمیق اسلامی باشیم، باید درباره نقش و جایگاه مساجد تحقیقات جدّیتری صورت گیرد.
10 ـ دولت باید در تصویب قوانین و لوایح، به نقش حرکت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مساجد توجه داشته باشد.
11 ـ مسؤولان به جای سرمایهگذاری و تکیه نمودن در در حرکتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بر احزاب، بهتر است که از مساجد در راستای اهداف انقلاب استفاده کنند.
12 ـ تشکیل شورای حل اختلاف در مساجد آغاز گردیده و موفقیت زیادی نیز داشته است و تشکیل ستادهای پیشگیری از وقوع جرم در جهت سالمسازی فضای جامعه از دیگر فعالیتهای دستگاه قضایی بوده که هسته اصلی تشکیل این ستاد به عنوان ستاد حفاظت اجتماعی در مساجد آغاز شد.
مسجد همه امور را در ارتباط با خدا قرار میدهد و سعی میکند سرمنشأ و سرچشمه عمل، خدایی و معنویت باشد. بهترین فضا، فضای مساجد است که در آنجا انسان، توجه به خدا دارد، عشق و محبت به خدا را ابراز میکند. در مسجد، ضمن بندگی، با خدا ارتباط برقرار میکند و از طریق همین ارتباط، آنچه را که خدا میخواهد انجام میدهد.
مسجد بهترین پایگاه برای مطلوبها و ارزشهای الهی است که ادیان از بشریت خواستهاند و لذا است که میبینیم مساجد در تاریخ اسلام و فرهنگ اسلامی نه تنها جای
عبادت است، بلکه جای هدایت هم هست؛ بیشترین نورافشانیها، تعلیم و تربیتها در تاریخ اسلام در مساجد شکل گرفته است. هدایت مردم، نشر تعالیم اسلامی در کانونها و پایگاه مساجد شکل گرفتهاست و میگیرد.
مسجد در اسلام پایگاه تشکیلات سیاسی هم بوده است و پایگاه و هسته اصلی حرکتهای اجتماعی، فکری و سیاسی در تاریخ اسلام، مساجد بوده است. چون مسجد است که حرکت سیاسی الهی را میتواند شکل دهد و از فضای ارزشی و معنوی و ارتباط با خداوند متعال در مساجد، استفاده میشود تا با آن حرکت، جامعه در ابعاد سیاسی، جنبه الهی و معنوی و شرعی داشته، مورد رضایت خداوند متعال باشد و در راستای ارزشها و اهداف معنوی قرار گیرد و ضامن صیانت حرکتهای سیاسی از لغزشها، انحرافات، ظلمها، خودکامگیها و ستمها و مادیگریها باشد.
مسجد پایگاه بسیجِ عمومی مردم و بسیج مقاومت مردم در مقابل دشمنان در طول تاریخ بودهاست، خوشبختانه در دوران نهضت و انقلاب ما و حتی پس از پیروزی انقلاب در دوران دفاع مقدس اینگونه بوده است. مسجد پایگاه جهاد و دعوت به جهاد است. بسیج نیروهای مسلح در تاریخ اسلام به وسیله مساجد شکل گرفته است، در حقیقت مساجد نقش پادگان را هم داشته است.
در تاریخ اسلام و سیره ائمه اطهار و سیره حکومتهای اسلامی گذشته میبینیم مساجد جای کارگزاری اسلامی هم بودهاست. برخی از فعالیتهایی که وظیفه حکومت است، در مسجد شکل گرفته است، بستر مناسبش و پایگاه اصلی آن مساجد بودهاست. کار قضاوت که یکی از وظایف و مسؤولیتهای حکومت و مدیریت اسلامی است، در زمان حضرت علی«علیهالسلام»در مساجد شکل میگرفته است. اجرای خیلی از احکام و حدود الهی در مساجد بوده است. خیلی از شوراها و شوراهای تصمیمگیری، مشورتگیریهایی که رهبریت نظام اسلامی نیازمند آن مشورتها و یا استشارههاست، در مساجد شکل میگرفته است. پیامبر اکرم«صلیاللهعلیهوآله» مشورتهای فی الامر را در مسجد انجام میداد. هر حادثهای، بحرانی که شکل میگرفت پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» به مسجد میرفت
و مردم را دعوت میکرد در آنجا تصمیمگیری و موضوع حل و فصل میشد.
در روایات آمده است که «المساجد مجالس الانبیا»(1)، مجالس انبیا در مساجد بوده است. یعنی کارهای انبیا که عبارت از هدایت، تصمیمگیری در امور اجتماعی و حکومت اسلامی در مساجد بوده است. انبیا که رهبران جامعه بشری هستند در مساجد رهبریت و مدیریت میکردند.
همه این نکات، ذهن انسان را به این مسئله متوجه میسازد که بحث مساجد در فرهنگ اسلام، بحثی سنگین و محوری است که متأسفانه کمتر به این نکته توجه شده است و با آمدن قالبها و تشکیلات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جدید از خارج به داخل کشورهای اسلامی، به تدریج این نقش از مساجد گرفته و یا کم شده است و به پایگاههای دیگری داده شده است.
احساس میشود انسان اگر بخواهد آن اسلام ناب را پیاده کند و احیاگر آن سیاستها و مبانی عمیق اسلام ناب باشد، میبایستی در رابطه با مسئله مساجد، تأملات و تحقیقاتی انجام گیرد و در رابطه با وظایف یک حکومت و مدیریت اسلامی، نقش و جایگاه مسجد در جامعه احیا شود.
مسجد یک هدف و مطلوب است، یک ارزش است و احکام خاصی در فقه دارد، آداب خاصی در فقه اسلامی برای مسجد هست. تقسیمبندیهای خاصی برای مساجد هست. حالت بندگی و ذکر خدا در مساجد، پر شدن مساجد برای انجام عبادت و ذکر خدا، ارزش بسیار بالایی دارد و مطلوب اوّلیه ادیان الهی است؛ از این رو مساجد باید در جامعه اسلامی توسعه پیدا کنند، تعمیر بشوند و احیا شوند.
نکته دیگر نقش مسجد در رسیدن به اهداف و مطلوبات دیگر نظام اسلامی است. ساز و کار و نقش ابزاری مسجد، باید تنظیم، تدوین و به جامعه و مسوولان و مردم معرفی شود؛ مسجد تنها یک مکان برای تجمع نیست، مسجد ابزار فیزیکی نیست؛ بلکه انسان
1) . مستدرک وسائل، ج 3 ، ص 363 .
این چنین استفاده میکند و میتواند استنباط کند که مسجد از نظر اسلام یک ساختار اجتماعی است، امروز در دنیا ساختار حرکتهای اجتماعی عبارت از همین تشکلهای حزبی و صنفی و امثال این است که به تدریج در جهان اسلام هم وارد شده است و کشورهای اسلامی و مردم هم از این تشکلها در دهههای اخیر استفاده کردهاند. شاید این که در تاریخ اسلام اندیشه تحزّب و احزاب و تشکّلهای سیاسی حزبی به شکل امروزی پانگرفته بود و از نوآوریهای خارج از جهان اسلام به جهان اسلام است، علتش این است که در فرهنگ اسلامی آنچه که شکل و قالب حرکت اجتماعی دارد مساجد بوده است لذا نیاز به تشکّلهای اجتماعی و سیاسی نبوده است. مساجد جامعترین و نهادینه شدهترین و در عین حال منسجمترین شکل و رویه و روش اجتماعی بوده است. در تاریخ اسلام مساجد همه نیازهای اجتماعی و سیاسی جامعه را پوشش میداده است، یعنی حرکتهای ضد ظلم، ضد طاغوت، ضد شاهان و سلاطین مستبّد، از مساجد شروع میشده است و نیازی نداشته است یک مصلحی بیاید یک حزبی تشکیل دهد، با وجود این بستر بسیار عظیم و بسیار مؤثر در مردم و انسانهای مسلمان و مؤمن از این تشکل استفاده میشده است. از مساجد حرکتهای اجتماعی شروع می شده است که ما میتوانیم تعبیر کنیم که مسجد گر چه یک مکان است، ولی یک تشکل اجتماعی هم هست و آن تشکل مورد قبول و بیشک و بیشبهه نظام و فرهنگ اسلامی در حرکتهای اجتماعی است. مصلحان و عالمان و پیروان انبیا وائمهاطهار«علیهمالسلام»، شکل حرکت اجتماعی و سیاسی خود را از مساجد شروع میکردند، چون انبیا هم همین کار را میکردند. پیامبر اکرم«صلیاللهعلیهوآله» وقتی آمدند مدینه و خواستند حرکت اجتماعی، سیاسی خود را شروع کنند، اولین کاری که کردند، مسجد ساختند و از مسجد و داخل مسجد و براساس فرهنگ مسجد، حرکت اجتماعی خودشان را شروع کردند. کانون و مرکز این کار را هم مسجد قراردادند و همه را هم دعوت میکردند که در آنجا جمع شوند.
امروز در جهان اسلام در دوران نهضت عمومی اسلامی در جهان و مخصوصا
نهضت انقلاب ما آنچه از تشکلهای حزبی و ساختارهای وارد شده از فرهنگهای دیگر در جهان اسلام موفقتر بوده، حرکت از مساجد است. پایگاه اصلی نهضت خودمان و قالبهایی که در آن شکل گرفت در مساجد بوسیله علما و ائمه مساجد و علمای دین بود. اگر بعد از انقلاب در مقابله با بحرانها و دشمنیها، جنگ تحمیلی و امثال اینها، نیاز به بسیج مردم بود، باز مساجد در طلیعه این حرکت و به عنوان کانون اصلی این حرکت بوده و بسیار موفق بودهاست. بایستی در رابطه با مساجد فکری کنیم. آیا درست است که ما از مساجد در حد همان هدف اول که جایگاه عبادت و عشق و پرستش به خداوند و توحید است استفاده کنیم؟ حرکت اجتماعی و سیاسی و فرهنگی خودمان را از راههای دیگر در جامعهمان سرمایهگذاری کنیم و بودجه از بیتالمال قرار بدهیم؟ آیا واقعا این صحیح است؟ تشکّلهای دیگری مانند خانه احزاب را تقویت کنیم و بودجهای برای احزاب قرار دهیم؟! ممکن است کسی بگوید اینها وسیله است، شکل و قالب است و هیچ اثری ندارد و عمده محتواست و محتوا را از مسائل دینی و مذهبی و سیاسی و انقلاب خودمان پر میکنیم ولی بنده عرض میکنم:
اولاً: اگر قالبی اصالت دارد در تاریخ و فرهنگ ما چرا انسان به این قالب توجه نکند؟.
ثانیا: اینطور نیست که قالبها و شکلها بیاثر باشد و این قالبها اثرات دیگری هم دارد، بارهای منفی هم در بردارد که بایستی واقعا مورد تحقیق قرار بگیرد. من تصورم این است که در این بخش کم بحث و بررسی شده است. با یک بررسی کاملتر و گستردهتر و کار کارشناسی خیلی از وظایف اصلی حکومت اسلامی و آن اهداف بلندی که در نظام اسلامی کارگزاران اسلامی مسؤولیت احیای آن اهداف و انجام آن وظایف را دارند و در قانون اساسی به آنها اشاره شده است خیلی راحتتر، سریعتر و سادهتر و با هزینههای کمتر به دست میآید.
مسؤولان ما، دولت ما، مجلس ما در تصویب قوانین و لوایح بایستی به این مسئله
توجه داشته باشند؛ شاید خیلی از این مسائل عوض شود. بحث تنها این نیست که یک بودجهای صرفا برای مساجد شکل بگیرد؛ بلکه بحث خیلی از این عمیقتر است. مساجد باید کانونهای اصلی و نماد تشکّلهای سیاسی اجتماعی باشد. در یک جامعه اسلامی و خیلی از خدمات و خیلی از سرویسدهیهای اجتماعی، سیاسی که وظایف مرکزیت و حاکمیت اسلامی است به وسیله این قالب (مساجد) باید شکل گیرد و انجام پذیرد، آن وقت است که مسجد، جایگاه اصلی خودش را پیدا خواهد کرد، هم در بعد اول و هم در بعد دوم و ما اگر بخواهیم حرکت خودمان را با حرکت انبیا تطبیق بدهیم، آغاز کار پیامبران از مساجد بود، این امر از باب مکان نبوده؛ بلکه قطعا دارای فلسفه و نکته بوده است و اثری داشته است. آنها مقیّد بودند که از مسجد شروع کنند و اول مسجد را بنا کنند. این همه در فرهنگ و فقه ما، عظمت برای مسجدالحرام وجود دارد و مسجدالاقصی در تاریخ ادیان و اسلام همواره مورد توجه بوده است که وقتی دشمنان اسلام حملهای میکردند، اولین جایی را که سعی میکردند، تخریب کنند، مساجد بوده است. معلوم میشود مساجد دارای نقش بسیار اساسی در حکومت اسلامی بوده است. مسجدالاقصی را که امروز مصادف با جنایات اسرائیلیهاست در این روز مسجدالاقصی را به آتش کشیدند و مسجد را تخریب کردند و دارند تخریب میکنند. چون این نماد و پایگاهی است که مردم را بسیج میکند و جامعه را به سوی هدفهای دین مبین اسلام رهنمون است. صلیبیها در جنگهای خود اولین جایی را که تخریب میکردند، مساجد بوده است و سعی میکردند هیکل سلیمان را احیا و آباد کنند. تاریخ اسلام و تاریخ بشریت گویای این است و ادبیات و منابع ما بر این موضوع تأکید دارند.
واقعیت بیداری اسلامی در جهان که مخصوصا پس از پیروزی انقلاب شدت گرفت و در جهان اسلام گسترش پیدا کرد، بهترین دلیل عملی، تجربی و عینی است برای این که واقعا این تشکل و روش و رویه حرکت اجتماعی و سیاسی از مساجد در جهان اسلام موفق است. حرکتهای حزبی و تشکلهای برگرفته شده از رنگهای دیگر که
برای جامعه ما وارداتی است، به جایی نرسیدند و نخواهند رسید؛ چون با آن اهداف تناسب ندارند. چرا از آنچه در جهان اسلام مؤثر است و ساخته فرهنگ دینی و ملی ما است، استفاده نکنیم؟ امیدواریم ان شاءاللّه با همت عزیزان مخصوصا مسؤولان این ستاد بسیار مبارک و مفیدی که تشکیل شده است، این بحثها واقعا بررسی شود، کارشناسی شود و از خلال این کارشناسیها، یک طرحهای بسیار مؤثر و مفیدی در بعد مردمی و هم در بعد دولتیاش و آنچه وظیفه حاکمیت است که استفاده کند از این رویه و تشکلِ بنا نهاده شده در ذات اسلام، در ذات فقه اسلامی و فرهنگ ناب اسلامی، طرحهای مناسبی آماده شود و داده شود.
بحث امر به معروف و نهی از منکر در قانون اساسی که باقی مانده است و درست احیا نشده است، یکی از راههای احیا، بحث حرکت مساجد است که طرحی در این رابطه شکل بگیرد، ما در هر جا شورای حل اختلاف را در مساجد احیا کردیم و مسؤول آن شورا را روحانی مسجد و یا یکی از مسؤولین مساجد قرار دادیم، بسیار موفّق بوده است؛ سریعتر، بهتر و با آثار بسیار ارزندهتری از نظر روحی، روانی و اخلاقی و با برکات بیشتری، اختلافات حل و فصل شد. علت این است که فضای مسجد تسریع میکند و به طرفین دعوا آمادگی میدهد که صلح کنند بگذرند و سازش کنند و گذشتهها را فراموش کنند و سپس محبت، برادری و اخوت ایجاد میشود. تجربه جزیی دیگر ما در برخی از استانها، در ارتباط با مساجد، در امر پیشگیری از جرائم و سالمسازی محیط اجتماعی انجام گرفت. تشکلی از مساجد شروع به کار کرد که مدیر قضایی آن استان با همکاری علما و مؤمنان و بعضی برادران بسیج و سپاه و نیروهای انتظامی و چیزی تحت عنوان ستاد حفاظت اجتماعی تشکیل شد.
تشکیلاتی تحت عنوان ستاد حفاظت اجتماعی یا حفاظت مدنی جهت پیشگیری از جرم در سراسر مساجد بهوجود آمد؛ شروع کرد به هر مسجد و به مسؤول هر مسجد کارت داد و تشکیلاتی ایجاد شد و بعد افراد مؤمن متدین بخصوص جوانان به تدریج
وارد هستههای این ستاد و تشکیلات شدند. بعد هم از مساجد به دانشگاه، پایگاه بسیج و جاهای دیگر توسعه داده شد. در حقیقت حالت قداستی که مسجد دارد و ریشه فرهنگی و اسلامی دارد، گستردهتر و جامعتر شد. این هستهها وقتی میدیدند در یک جایی از شهر، مثلاً افرادی میخواهند یک سری بزهکاریها و خلافکاریها را شروع کنند، آن شخص را میخواستند و او را به مسجد میآوردند و با او صحبت میکردند. به او تذکر میدادند که از دادگستری هستند و حکم رسمی قضایی دارند. یک بار میبردند به یک شعبه ویژهای که آن شعبه تحت عنوان شعبه ارشاد قضایی بود که باز در آنجا قاضی آن شخص را از کارش متوجه میکرد. این کار غالبا هم اثرات فوقالعادهای داشت در اصلاح اوضاع محلههایی که نیروی انتظامی و نیروهای قضایی و امنیتی قبلاً به ستوه آمدهبودند با گرفتن و... نمیتوانستند این اصلاحات را انجام دهند، این تشکیلات مؤثر واقع شد و به سرعت بزهکاریها جمع شد و واقعا آن محیط سالمسازی شد.
نقش مساجد اگر درست ساماندهی، برنامهریزی و طراحی شود، خیلی مؤثر است. تحوّل این ابزار از یک مکان فیزیکی به یک تشکیلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، طرح و برنامهریزی میخواهد، امکانات و رسمیت میخواهد. بعد رسمیت آن به قوانین و مقررات ما و بودجه و امکانات و نیروهای شایسته و مناسب، مربوط میشود. عرض کردم این بحث بسیار مهمی است و زمینه بحث زیاد دارد و زمینه بررسی و تحلیل و برنامه و... زیاد دارد که اگر انشاءاللّه این انجام گیرد، ما مقدار زیادی از اهداف بلند نظام اسلامی خودمان را، آن مقاصد بلند فرهنگ اسلامی و ترویج آن و احیای خیلی از مسائل اسلامی را از این راه خیلی راحت در جوامع اسلامی میتوانیم دنبال کنیم.
امروز هم در جوامع اسلامی که در حال شکلگیری است، میبینید که در کشور عراق، در فلسطین، در لبنان و در جاهای دیگر فعالیتها غالبا مردمی و مسجدی میشود و اینهاست که حرکتهای بسیار گسترده،. سریعالتأثیر، جاذبهدار، مؤثر، فعال و مروّج
نیروها به طرف ایستادگی، مقاومت و ایثار و شهادتطلبی است. نیروهای حزبی سابق و روش و رویههای وارداتی امروز در جهان اسلام، عاجز مانده که بتواند کاری در مقابل دشمنان اسلام بکند؛ اوّلاً به آن حدّ از گستردگی نمیرسد و بعد هم از طرف خود آنهایی که این را از طرف آنها وارد کردند، به سرعت قابل نفوذ است. بنابراین مسئله مساجد در اندیشه و فکر اسلامی بسیار اساسی و محوری است که امیدواریم انشاءاللّه عزیزان این مرکز زمینه بررسیها و بحثهای کارشناسی شده را در حد وسیع، گسترده، عمیق و علمی با استفاده از نیروهای خوشفکر علما و فضلا و ائمه جماعات و جمعه و مسؤولان دلسوز و متعهد نظام شکل بگیرد و ما در این بخش بتوانیم شاکلههای صحیح و متناسب با فرهنگ فقهی و دینی را در جامعه اسلامی خودمان احیا کنیم و به عنوان الگو به جهان اسلام بدهیم.
خداوند انشاءاللّه این توفیق را به شما عزیزان و به ما بدهد. دستگاه قضایی هم در این رابطه آنچه که بتواند دریغ نخواهد کرد و خداوند انشاءاللّه روح بلند امام قدسسره را که بنیانگذار این حرکت عظیم اسلامی و احیاگر اسلام در این قرن بود و ارواح شهدا را با ارواح انبیای بزرگ الهی و ائمه اطهار محشور گرداند و ما را از پاسداران و رهروان صدیق آن بزرگواران قراردهد.
ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام چکیده 1 ـ مساجد مراکز الهام بخش بشریت هستند.
2 ـ مساجد محوری برای دستیابی به کمال پیشرفت و توسعه جامعه بشریت است.
3 ـ مساجد بهترین و امنترین پناهگاههای مبارزان در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی بود.
4 ـ حرکت جدید امت اسلامی در سراسر دنیا با محوریت مساجد شروع شده است.
5 ـ ما باید تلاش کنیم با محوریت مساجد جایگاه علم و دانش را در جهان اسلام تقویت نماییم.
6 ـ در سند چشمانداز بیست ساله نظام جایگاه ویژهای برای مساجد در زمینه فرهنگی در نظر گرفته شده است.
7 ـ مصلحت نظام در این است که مساجد را به بهترین شکل حفظ و نگهداری کنند.
8 ـ اگر مساجد با میلیونها عاشق به پایگاههای دینی و اجتماعی فعال تبدیل شوند،
نقش اوّل را در تحقق اهداف فرهنگی چشمانداز بیست ساله کشور ایفا خواهند کرد.
9 ـ دستگاههای دولتی هم باید به مساجد رسیدگی کنند و در حل مشکلات مالی و اعتباری آنها اقدام نمایند.
10 ـ مساجد باید در تمام ساعات روز فعال باشند و به عنوان مراکز انسانساز در خدمت جامعه قرار گیرند.
با تجربه و با منطق امروز برایمان روشن شدهاست که مساجد میتوانند محور درستی برای کمال و پیشرفت و توسعه جامع بشریت باشند. این طرّاحی خداوند متعال است، خداوند خالق جهان این چنین طراحی کرده که از این محور پاک و مقدّس
و الهامبخش، جامعه بتواند تکامل خودش را آغاز کند و در این محور بچرخد. طبیعی است که خالق جهان و مُبدع آفرینش، طراح کائنات، بهتر از هر کسی میتواند محور را تنظیم کند. همه طراحیهای ما و برنامهریزیهای ما با حدس، گمان، ظن و مطالعه است ولی طراحیهای الهی با علم و دانایی مطلق است. از بیتاللّه آغاز میشود. در اسلام ما مکلّف هستیم که حداقل در عمرمان یک بار برویم دور خانه خدا طواف کنیم که آن یک حکم شرعی است ولی میتواند نماد و منظرهای باشد از واقعیت مقررّات الهی که همه چیز بر محور مسجد و دور بیتاللّه عتیق میگردد. این طواف شاید بتواند نماد حرکت تاریخ و بشر باشد و بیتاللّه هم آن اوج عظمتش در مکّه است و همه مساجد دیگر هم بیوتاللّه هستند، البته با یک تفاوتی، اما حقیقتا همه یک حقیقت هستند و آن مرکزیتی است که خداوند برای حرکت بشر و دوران تکاملی انسانها قرار داده است.
هر مسجدی در روستا، محله و شهرهای بزرگ و... میتواند محوریت حوزه خود را به عهده بگیرد و این چیزی است که تاریخ اخیر ما به خوبی آن را نشان میدهد. جالب این است که دشمنان ما هم اخیرا به رمز این طرّاحی الهی پیبردهاند و فهمیدهاند که حرکت جدید امت اسلامی در سراسر جهان به محوریت مساجد دارد شکل میگیرد و دوام پیدا میکند. آن جایی که مسجد محور است شکستناپذیر هم هست. ممکن است فشارها و تهدیدها، لحظاتی کار مساجد را خاموش بکند ولی عمق مسجد، عمق طراحی الهی، کار خود را میکند و بعد از فراز و نشیب، بلافاصله به سمت جلو حرکت میکند.
رمز واقعی آن هم اینست که بالاخره همه چیز بر محور خداست و حقیقت خداست و سایر موجودات سایه و ظل هستند. خدا هم واقعیت را در پیام انبیا قرار داده که خواست خداوند، از طریق پیام انبیا در جامعه جریان پیدا میکند و راهکار به راه افتادن حرکت انبیاء هم در اسلام مسجد است.
پیروزی انقلاب اسلامی، نمونه خوبی است که بیشتر آن در مساجد اتفاق افتاد و از مساجد شروع شد. هنوز مبارزات ما شروع نشده بود، الجزایریها مجاهداتشان تمام شد و با یک مجاهدت بینظیر در تاریخ، فرانسه را شکست دادند. یکی از مجاهدان الجزایری بعد از پیروزیشان، آمده بود ایران بعد از پیروزیشان، ما خیلی جوان بودیم و در مسجد آیتاللّه طالقانی سخنرانی کرد و حرفی زد که خیلی برای ما آن موقع ارزش داشت و ما همیشه از آن حرف استفاده کردیم؛ گفت: در الجزایر همه امکانات را از ما گرفته بودند، جز مسجد را که نتوانسته بودند، ما فقط مسجد داشتیم و همه چیز از مسجد شروع شد و به مسجد ختم شد. انقلاب الجزایر حقیقتا انقلاب عظیمی بود، یک میلیون شهید داد و ارتش عظیم فرانسه را شکست داد و پیروز شد و من هم تجربه آن را در مساجد خودمان میبینم. ما جنگ مثل الجزایر نداشتیم اما مبارزهمان خیلی جدّی بود، بهترین، امنترین مرکز ما، پناهگاه ما و پشتیبان ما، مساجد بود.
من این نمایشگاه شما را که اولین نمایشگاه بود، عبور کردم از بین غرفهها، اولین برداشت من این بود که اگر این نمایشگاه تکمیل شود بخوبی میتواند محوریت مسجد را نشان بدهد، روح نمایشگاه نشان میدهد در همه امور، مساجد میتواند تأثیرگذار باشند و پشتیبان باشند و الهامبخش باشند. نمونههای خوبی در نمایشگاه جمع کردند، البته چون اوّلین نمایشگاه است، قاعدتا باید تجربه را تکمیل کنیم و بعدا آن را به صورت منسجم به مردم بگوییم. همه چیز در مساجد دیده میشود.
شاید تصادفی نباشد که آمریکاییها اینقدر دارند نجف را میکوبند. مسئله خیلی روشنی است، این احمقها دو هفته است که نجف را بمباران میکنند. جنگ واقعی است، هواپیمای اف 16 هست، هلیکوپترهای آپاچی هست، توپخانههای لیزری هست و همه ابزاری که در جنگ شهری به کار برده میشود، اینها دارند به کار میگیرند. فقط خشمشان را نشان میدهند، البته احمقی آنها را هم نشان میدهد، برای این که وقتی که دنیا میبیند که چند هفته یک شهر بیپناه را اینطوری میزنند و شکست میخورند و پیشرفت نمیکنند، خیلی معنا دارد. صدام با ارتش عظیمش در
یک حمله وسیع سقوط کرد، بغداد با یک حرکت همه جانبه جنگی سقوط کرد ولی نجف چطور؟ با یک تعداد مؤمن و مدافع، مقاومت میکند، این چه رمزی است؟ اسم مسجد نیست ولی اصل مسئله همین است که پایگاه خداست و حقائق پیام الهی در آنجا نهفته است.
دیروز دیدم مقالهای در انگلیس، در گاردین منتشر شده، که احمقانهترین کار بوش، جنگ با مردم نجف است. بعد سؤال میکند که شما در آنجا چه میخواهید؟ همه شهر را هم که ویران کنید این آدمها از یک جای دیگر سر در میآورند، بعد برای شما چه میماند؟ تاریخ به شما چه میگوید؟ شما کجا را ویران کردید؟ آنجایی که هزار سال است که آثار تاریخی اسلامی آنجا جمع و ضبط شده، شما هر گلولهای که میزنید یک اثر تاریخی و فرهنگی را از بین میبرید، این در تاریخ برای شما رسوایی است.
پیروزی شما شکست است و شکست شما شکست اندر شکست است و جالبتر اینکه مطبوعات امریکا یک اتحادیه دارند، مقاله تندی نوشته است که ما نمیفهمیم که امریکا به جنگ چه رفته است؟ زدن نجف و مدرسههای قدیمی یک شهر مقدس که در بین همه مسلمانان عزّت دارد، این چه دستاوردی میتواند داشته باشد؟ میگویند که شما آبروی دولت دستنشانده خودتان را هم از بین بردید، چون او را در مقابل مردم و احساسات دینی مردم قرار دادید. مسئله قابل توجه است و اهمیت دارد. وقتیبهجنگهای زمان پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» نگاهمیکنیممیبینیم مثلاً درغزوه تبوک پیامبراکرم«صلیاللهعلیهوآله»یکی از دستوراتشان این است که به معابد و کلیساها حمله نکنید. آنها مال دین دیگری هستند. مساجد و مبانی اسلامی به فطرت انسانها وابسته است، به ریشه جان ما وابسته است، خیلیها این فطرتشان را خرد کردند، ممکن است بروز نداشته باشد ولی وجود دارد و در شرایطی جوانه میزند و خودش را نشان میدهد. محور، سنگر و پایگاه و هر چه اسم آن را بگذاریم مراکز الهامبخش بشریت همین مساجد میتوانند باشند و برای اسلام اعتبار فراوانی دارد. خواستههایی که برادر گرانقدرمان حاج آقای ابراهیمی مطرح کردند، واقعا خواستههای زیاد و پرتوقعانهای
نیست. اصلاً مصلحت خود نظام این است که مساجدش را همچنان معمور واقعی نگه دارد. مساجد مرکز و پایگاه و محل رفتوآمد مردم به خصوص جوانها میباشد که بحمداللّهاین روزها مساجد ما توجه ویژهای به آنها کردهاند. در مورد چشمانداز 20 ساله، سابقه تاریخی آن در دولت بنده بود، ولی در عمل متوجه شدیم که این برنامههای 5 ساله باید در ظرف بزرگتری باشد، ما یک هدف دور و بلند مدتی داشته باشیم تا اینکه بتواند به آن نقطهای که انتخاب کردیم برسیم. آن هدف را باید اول انتخاب کنیم و ببینیم 20 سال آینده به کجا میتوانیم برسیم و باید برسیم و ما آن موقع اسمش را گذاشتیم تمدن بزرگ اسلامی و مقام معظم رهبری در یکی از ملاقاتها فرمودند که حیات طیّبه، یعنی آن تعبیری که قرآن دارد، آن زندگی که از هر جهت پسندیده باشد. ما آن موقع سال 1400 یعنی 25 سال گرفتیم و در سال 75 بود که در سال 1400 باید به آن برسیم. یعنی جایی را که میخواهیم معیّن کنیم. منتهی شیوه دولت ما یک جور دیگر بود و در مجمع یک طور دیگر عمل کردیم، در شیوه دولت چون دولت دست ما بود و همه امورکشور را میدانستیم، گفتیم از پایین شروع شود و مدیران ارشد کشور از دستگاههای پایینی خودشان بخواهند و هر بخشی اعم از نهادها و وزارتخانهها و مسؤولان هر بخشی ببینند در حال حاضر چه دارند و چه امکاناتی برای آینده دارند و چه اهدافی دارند و به کجا میتوانند برسند و چه نیازهایی از دولت میتوانند بگیرند؟ این کار شروع شد و اطلاعات خیلی خوبی جمع شد، انباری از اطلاعات جمعآوری شد، بنا بود اینها را ما در دولت جمعبندی کنیم و به صورت تمدن بزرگ اسلامی یا حیات طیّبه بگوییم که مثلاً ما میخواهیم به اینجا برسیم، هم وزارتخانهها و مسؤولان فرهنگی، اقتصادی و... خوب عمر دولت تمام شد و دولت بعد هم لازم ندید آن کار را ادامه دهد، ولی رهبری آن فکر را بعدا تعقیب کردند و از مجمع خواستند که ما یک چشماندازی برای 20 سال آینده مشخص کنیم. در مجمع ما با کمک دولت و سایر جاها، منابع را دوباره جمع کردیم و نوشتیم، کارهای زیادی شد که ما میخواهیم به کجا برسیم. بحثهای اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و سیاسی و اجتماعی، همه بخشها را مطالعه کردیم، امکانات را
مطالعه کردیم، راهکارها را مطالعه کردیم و مسیر را مطالعه کردیم، موانع را مطالعه کردیم و گفتیم ما برای 20 سال آینده چنین جامعهای را میخواهیم و این جامعه باید برای 20 سال آینده از طریق 4 برنامه 5 ساله ساخته شود. در چشمانداز برنامه نیست، در آن چشمانداز راهکار هم نیست، منتهی الزامات را دوباره مینویسیم و به دولت میدهیم. این برنامههای 5 ساله است که باید تنظیم کند، بودجههای سالانه هم آن ظرفهای کوچکتر را پر میکند و ما هم باید نظارت کنیم که این 20 سال پیشرفت را بسنجیم و ببینیم درست جلو میرویم یا نه؟ بخشی از آن فرهنگی است که برای شما میخوانم. در امور فرهنگی تقریبا اینها سیاست کلی است:
1 . تقویت روحیه ایمان و ایثار و عنصر فداکاری به عنوان عامل اصلی اقتدار، بحث مساجد را محور قرار دادیم به عنوان عامل اصلی اقتدار ملّی و تقویت مبانی ارزشی و تقویت اعتماد به نفس ملی که شما علما در ساختن این محور اساسی، نقش زیادی باید داشته باشید و مساجد باید حقیقتا نقش خودشان را ایفا کنند تا این ایمان و ایثار و روحیه ارزشی را حفظ کنند.
2 . ایجاد جامعهای سالم و اخلاقی و مبتنی بر ارزشهای اسلامی، فرهنگ مدار و شهروندانی آگاه، عزّتمند و برخوردار از ملاکهای درستکاری و احساس رضایتمندی. تحمیلی هم نباشد و واقعا راضی باشند از آنچه انتخاب میکنند.
3 . رشد و اعتلای فرهنگ ایران و اسلام که باز در اینجا مساجد یکی از نمادهای بسیار بسیار ارزشمند هنرها و هم مسائل معنوی است.
4 . پیشبرد راهبرد گفتگوی میان تمدنها و فرهنگها در سطوح ملّی، منطقهای و بینالمللی. باز ما فکر میکنیم که مساجد در ابعاد زیادی میتوانند اینجا میدانداری کنند و این هفته تکریم مساجد که شما دارید، اگر یک حالت جهانی به خود بگیرد و بتوانید این مسئله را جهانیتر عمل کنید. با ارتباط عمل کنید، فکر میکنیم یکی از مراکز خیلی خوب آن که شما میتوانید برای فرهنگهای جهان درست کنید.
5 . ارتقای نقش و جایگاه زنان در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و سیاسی کشور و تقویت نهاد خانواده. خانمها در این دوره اسلامی ثابت کردند که استعداهایشان اگر بیشتر از مردها نیست، کمتر هم نیست و بهترین نمونه آن همین مسابقات علمی کنکورهاست که منکر ندارد و مساجد خوشبختانه به نقش زنان توجّه کردهاند. این مسئله شکل سازمانی به خود گرفته و باید واقعا این مسائل را بیشتر از گذشته جدی بگیریم.
6 . نهادسازی در جهت تولید و ترویج علم و تحقیق و افزایش سطح کشور در تولیدات علمی جهان و گسترش تعمیق نهضت نرمافزاری و تأکید در رویکرد و خلاقیّت و نوآوری؛ شک نکنیم که در بسیاری از علوم غربیها از ما جلو هستند و شک نکنیم که استعدادهای دنیای اسلام زنده به گور شده و ما باید تلاش کنیم که آن جایگاه اسلامی علم را بتوانیم در دنیا به عنوان خدا، به عنوان آسمان و به عنوان پیام الهی و رسالت پیغمبر معرفی کنیم. خیلی زشت است که ببینیم که دنیای مسیحیت که آن روزها در جهل مطلق زندگی می کرد، امروز از ما جلو باشد و هست و ما واقعا باید روی این خیلی تکیه کنیم که باز مساجد هم به عنوان مروّج و هم علمایی که در مساجد هستند، میتوانند خیلی برای این زمینه کار کنند.
7 . توسعه علوم و فنآوریهای جدید شامل فنآوری زیستی، ریز فنآوری (نانو)، فنآوری فرهنگی، فنآوری زیست محیطی و فنآوریهای مواد جدید، اینها الان موتور حرکت دانش بشری هستند که زیاد به شما به عنوان مسجد مربوط نمیشود و به کل دستگاههای علمی کشور مربوط میشود.
8 . توسعه، توسعه ارتباطات، زیرساختهای ارتباطی و فنآوری اطلاعات مناسب با پیشرفتهای جهانی که البته مسجد خودش پایگاه اطلاعرسانی است و ابزار اطلاعرسانی را شما باید استخدام کنید که به تدریج استخدام میکنید تا ارتباط جهانی برقرارکنید.
این هشت بند در امور فرهنگی و علمی و آموزشی است و در بخشهای دیگر هم تعداد زیادی بند وجود دارد که لازم نمیدانم در جمع شما بخوانم چون شما خودتان
میتوانید این سند را پیدا کنید و مطالعه کنید. از این جهت میخواهم خدمت شما مطرح کنم که در بحث چشمانداز و ترسیم آینده 20 ساله کشورمان باید جایگاه عظیمی برای مساجد در نظر بگیریم، اگر بخواهیم این اهداف و این چشمانداز محقق شود، دهها هزار مسجد و دهها هزار علوم مسجد و میلیونها عشّاق مسجد که همراه قُدسیّت دینی و علمی در مسجد حضور پیدا میکنند، با تبدیل مسجد به پایگاه علمی، آموزشی و اطلاعیرسانی درست و پاک کردن آلودگیهای فردی و اجتماعی، نقش اول را میتوانند در اهداف چشمانداز 20 ساله تأمین کنند.
من خواهش میکنم از مرکز رسیدگی به امور مساجد در تهران و مساجد سایر شهرستانها که به دنبال برنامههای جامع بروند. ما در بسیاری از مساجد کشورمان، امام جماعت نداریم. در روستاها به خصوص مردم خَیّری آمدند مسجدی را ساختند، استفادهای از آن نمیشود. همین مساجدی هم که امام جماعت دارد در خیلی از ساعات روز بسته است و درش قفل است. ما نباید اینطور باشیم. درب مساجد باید باز باشند و برای هر ساعتی در مساجد باید برنامه باشد، برای طبقات مختلف جوانها، پیرها، کارمندها، کارگرها و آنهایی وقت فراغت بیشتری دارند، دانشمندان، انواع کارهای اجتماعی، فرهنگی و فنی و همان چیزهایی را که من بخشی از آنها را در نمایشگاه شما دیدم، ابتکارات خوبی هم دارید. حقیقتا از این ظرفیت عظیم به صورت شبکه عظیم الهی در کشور باید بتوانیم در تمام ساعات ممکن روز بهره بگیریم و اینها به صورت مراکز انسانساز در خدمت جامعه باشند؛ البته نظام، دولت، دستگاههای مدیریتی کشور باید بهای بیشتری به مسجد بدهند. من نمیخواهم بگویم همه مسؤولیت مساجد را دولت به عهده بگیرد و این خیلی خوب نیست، بهتر این است که مردم به عهده بگیرند و مردم خودشان را شریک بدانند، بهتر این است که مردم انفاق کنند. ولی دولت هم باید مواظب باشد که اگر یک جایی دست مردم نمیرسد و امکانات از قدرت مردم خارج است، دولت باید حضور داشته باشد. ما آن روزی که آییننامه مساجد را تهیه کردیم، دولت فکر میکرد این کافی است و خیلی فکر کردیم و مشورت کردیم با ائمه جماعات،
آن روز فکر کردیم کافی است، حالا ممکن است بعد از گذشت 10 سال معلوم شود که یک چیزهایی باید اصلاح شود. خوب شما پیشنهاد اصلاحی بدهید و پیگیری کنید و ما هم کمک میکنیم و از مقام معظم رهبری هم بخواهید که ایشان اشارهای بکنند. حداقل آن آییننامه باید در مورد مساجد اجرا شود، حداقل نیازهای مساجد را میتواند تأمین کند.
انشاءاللّه بتوانیم در 20 سال آینده مساجدمان را به عنوان نمونههای خوبی از خانههای خدا در روی زمین و مرکز ساخت انسان در نهایت 20 ساله آینده در چشمانداز ببینیم. دعا میکنیم این اجتماع شما خیر و برکت بیشتری برای جامعه ما داشته باشد و از شما التماس دعا داریم.
ریاست محترم مجلس شورای اسلامی چکیده 1 ـ ما به اسلامی تعلّق داریم که پیامبر بزرگ آن در روز هجرت از مکه به مدینه نخستین سنگ بنای حکومت اسلامی را با احداث مسجد بنیان نهاد و اداره جامعه را با تأسیس مسجد قرین کرد.
2 ـ مساجد نماد دینی مسلمین و نشانه حضور خداوند در زمین است و طول عمر آن با طول عمر تاریخ اسلام برابر است.
3 ـ گستره مساجد، در جغرافیای جهان برابر با قلمرو اسلام است.
4 ـ شناخت اسلام و فرهنگ و تمدّن اسلامی بدون شناخت مسجد، ممکن نیست و هر کس در آیینه مسجد نظر کند، میتواند اسلام را با تمام وجود در آن ببنید.
5 ـ مسجد با کلیسا قابل قیاس نیست و تفاوت آنها ناشی از تفاوت معنای دین در اسلام و مسحیت امروزی است.
6 ـ مسیحیان در کشورهای اروپایی یک روز به کلیسا میروند و عبادت میکنند ولی با خروج از آنجا رابطه مسیحیت با دنیای سیاست، اقتصاد و جنگ و صلح قطع میشود.
7 ـ رفتار امروز آمریکا، در عراق ناشی از در انزوا بودن کلیسا و عدم ارتباط بین سیاست و دین و اخلاق در دنیای غرب است.
8 ـ امروز کلیسا حق دخالت در امور حکومت را ندارد و پاپ که رهبری کلیسا را عهدهدار است در قلعه واتیکان شهر رم ساکن است. اما با وجود تشریفات ظاهری که حتی سفیر مبادله میکند اگر پارلمان ایتالیا قانونی را برخلاف مسیحیت تصویب کند، قدرت اعتراض ندارد.
9 ـ مسجد بهترین مکان برای مشارکت مسلمین در عرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است.
10 ـ انواع فعالیتهای فردی و جمعی مسلمین در مساجد شکل میگیرد.
11 ـ کسانی که مدعی مشارکت مردم در عرصههای مختلف کشور هستند، اما مساجد را فراموش کردهاند در اشتباه هستند.
12 ـ انقلاب اسلامی ما از مساجد آغاز شد و مساجد ستادهای عملیاتی و پشتیبانی انقلاب اسلامی بودند این نظام حیات خود را با وجود مساجد ادامه خواهد داد.
13 ـ امروز مساجد در جمهوری اسلامی متحول شده و جایگاه واقعی خود را پیدا کردهاند، اگر قبل از انقلاب اسلامی چند مسجد در شهرهای بزرگ فعال بودند، امروز در هر شهر دهها و صدها مسجد انواع خدمات ارائه داده و بهترین نوع مشارکت مردم در امور حکومتی راترسیم میکنند.
14 ـ مجلس شورای اسلامی و سایر ارگانهای نظام اسلامی باید با رفع خلاءهای قانونی در جهت تقویت مسجد و خادمان مساجد گام بردارند تا هر کجا که اثری از زندگی مسلمانان است مسجدی دعوت کننده دلپذیر و امید بخش وجود داشته باشد دشمن ازمسجدمیترسد و شما باید با حضور فعال در عرصه انتخابات ریاست جمهوری و حمایت از جمهوری اسلامی پایگاه اسلام را تقویت کنید تا عظمت اسلام و عزّت مسلمین تضمین شود.
مسجد از اسلام و مسلمین جدا نیست؛ مسجد نماد دینی ما مسلمانان است. علامت اجتماعی اسلام است. هرجا یک جمع مسلمانی زندگی میکنند، نشانه مسلمانی آنها، حضور در مسجد است. اگر شما در کشوری در جاده عبور کنید، در یک روستایی ببینید تعدادی خانه هست که نشانه زندگی یک عدّه مردم است، گلدستهای ببینید، مسجدی مشاهده کنید، آن مسجد به شما میگوید که این مردم مسلمان هستند. مسجد نشانه حضور خداوند در زمین است و به همین جهت است که با آن که همه چیز از آن خداست، خداوند میفرماید: «ان المساجد للّه».(1)
1) . و مساجد ویژه خداست پس هیچ کس را با خدا مخوانید؛ جن، آیه 18 .
طول عمر مسجد به عنوان مظهر زندگی معنوی اسلام، برابر با طول عمر خود اسلام است. امروز هم گستره مسجد در جغرافیای جهان، برابر با قلمرو جهانی اسلام است. مسجد مرکز انواع فعالیتهایی است که زندگی فردی و اجتماعی یک مسلمان را تشکیل میدهد. شناخت اسلام، فرهنگ و تمدّن اسلامی، بدون شناخت مسجد ممکن نیست. هر کسی در آیینه مسجد نظر کند میتواند اسلام را به تمام وجود در این آیینه مشاهده کند. ظاهر مسجد، معماری مسجد، هنر به کار رفته در مساجد اسلامی، همه حکایت از ابعاد فرهنگی اسلامی میکند.
نقش اجتماعی مسجد بسیار مهم است؛ مسجد با کلیسا قابل مقایسه نیست. تفاوت مسجد با کلیسا ناشی از تفاوت معنای دین در اسلام و مسیحیت امروزی است. در اروپا، در آمریکا و در دنیای غرب، دین را یک امر فردی میدانند. حوزه دین را صرفا اخلاق میدانند، یا عمدتا اخلاق میدانند و مخاطب دین را فقط قلب آدمی میدانند و میگویند افراد آزادند که با معبودی یا معشوقی راز و نیاز کنند. عبادت کنند.
دین پاسخگوی این نیاز است و کلیسا جای این عمل است.
در غرب برای دین نقش سیاسی و اجتماعی قائل نیستند. امروز بر دنیای غرب تفکر جدایی سیاست از دین حاکم است؛ در نتیجه کلیسا حق دخالت در سیاست ندارد. رهبری کلیسا با پاپ است. جایگاه پاپ واتیکان است. قلعه مانندی در دل شهر رم است. تشریفات ظاهری زیادی دارد. پاپ در واتیکان حکومت میکند. سفیر میپذیرد از دیگر کشورها و در کشورهای دیگر جهان سفیر دارد. اما با تمام این عرض و طول ظاهری اگر در پارلمان ایتالیا که ممکن است 2 یا 3 خیابان از واتیکان فاصله داشته باشد، قانونی صریحا برخلاف مسیحیت تصویب شود، پاپ آن اندازه قدرت ندارد که به این قانون اعتراض کند. پاپ نمیتواند حتی در قوانین مجلس ایتالیا که واتیکان در آن کشور است، اعتراض کند و یا دخالتی بکند. به طور کلّی کلیسا رابطهای با سیاست، جنگ، صلح و اقتصاد ندارد. این است که از دین و اخلاق در سیاست امروزی حاکمان غربی
خبری نیست. این که میبینید برای به دستآوردن نفت، برای تأمین انرژی و برای پر کردن جیب سرمایهداران، به کشورهای اسلامی مانند عراق حمله میکنند و بهانهتراشی میکنند و صدامی را که روزی خودشان به حکومت رسانیدند، از حکومت برکنار میکنند و به مقدّسات اسلامی توهین میکنند، به نجف اشرف تعرض و جسارت میکنند، همه اینها ناشی از آن است که این سیاست، کاری با دین و اخلاق ندارد. کلیسا در جامعه غرب منزوی و در حاشیه است.
اما ما به اسلامی تعلق داریم که پیامبر ما آن روز که از مکه به مدینه هجرت کرد نخستین سنگ بنای حکومت اسلامی را با احداث یک مسجد آغاز کرد. پیامبر در آغاز اداره جامعه مسجد تأسیس کرد و اسلام در طول تاریخ با مساجد زنده بوده و به برکت مساجد، اسلام ادامه حیات داده است. انقلاب اسلامی ما هم از درون مساجد آغاز شد. این مردم متدین بودند که از امام راحل اطاعت کردند و به صحنه آمدند، مبارزه کردند، شهید دادند. مساجد در انقلاب پشتیبان مردم بودند. مساجد در انقلاب، ستادهای پشتیبانی و عملیات بودند. مساجد مرکز تشکیلاتی انقلاب ما بوده است. انقلاب اسلامی با مسجد آغاز شده و با مسجد هم ادامه خواهد یافت. پدید آمدن این انقلاب به برکت نقش اجتماعی ـ سیاسی مساجد بوده و باقی ماندنش هم در گرو تقویت این نقش است. بنده بسیار خوشحالم که میبینم مساجد جامعه اسلامی ما، در جمهوری اسلامی متحوّل شدهاند. مساجد جایگاه واقعی خودشان را به تدریج پیدا میکنند. اگر قبل از انقلاب چند مسجد بود که فعالیتهای متنوع داشت امروز در هر شهری، صدها مسجد به انواع خدمات مشغولند و بهترین نوع مشارکت مردم در حکومت همین است.
اشتباه میکنند کسانی که دم از مشارکت میزنند و مساجد را فراموش میکنند. طبیعیترین شکل مشارکت مردم در اداره جامعه، سیاست و حکومت، حضور مردم در مساجد است. شما هر نقش اجتماعی که از مردم بخواهید با تقویت مساجد ممکن است. مساجد در انتخابات، در پشتیبانی از جبههها و جنگ، در رسیدگی به محرومان،
در تربیت اخلاقی جوانان، در تقویت درسهای دبیرستانی و دانشگاهی، در هدایت و حمایت از خانمها و در دهها فعالیت دیگر بحمداللّه فعالند و این جای تبریک دارد، جای تشکر دارد. امروز که از این نمایشگاه دیدن میکردم، گفتم جای کسانی که این آروزها را در سرداشتند ولی امروزه در میان ما نیستند تا ببینند چه تحوّلی در جامعه حاصل شده، خالی است. من به یاد شهید مطهری افتادم با آن اندیشههای مترقی که داشت. اگر مطهری زنده بود و میدید که مسجد صاحب کارکردهای اجتماعی و معنوی شده است، چقدر خوشحال میشد و میدید عمری که او و دیگران مانند او (شهید بهشتی، باهنر و رجایی) برای نشر اندیشههای صحیح اسلامی صرف کردند، به هدر نرفته و به برکت این انقلاب و به برکت مفهوم مقدس ولایت، این آرزوها و آمال تأمین شده است و باید بیش از این تأمین شود. ما در مجلس شورای اسلامی موظفیم موانع را از سر راه گسترش مساجد برداریم. اگر خلأ قانونی وجود دارد ما باید اقدام کنیم، همانطور که شما برای اداره مسجد اقدام میکنید، حکومت اسلامی هم وظیفه دارد، دولت هم وظیفه دارد، مجلس هم وظیفه دارد، قوه قضائیه هم وظیفه دارد.
در حوزهها باید برای تربیت امام جماعت برنامهریزی خاصی شود. آن روحانی که قرار است امام جماعت بشود، نمیتواند همان مسیری را برود که روحانی دیگری که میخواهد، مدرّس حوزه بشود یا در قوه قضائیه قاضی بشود. برنامه آموزشی کسانی که قراراست امام جماعت مساجد بشوند، باید با دیگر روحانیون متفاوت باشد. این یک بخش کار است.
از طرف دیگر در شهرسازی باید ما متناسب با حضور جمعیت، مسجد داشته باشیم، همچنان که درمانگاه برای درمان آلام جسمانی باید داشته باشیم، مسجد هم باید در جای جای شهرها و محلهها پیشبینی بشود و در طراحی مساجد باید نقش اجتماعی مساجد دیده بشود. در راهها، جادهها و هرجا که در جامعه اسلامی زندگی هست، باید آنجا مسجد وجود داشته باشد. این تحوّل نگرش مستلزم آن است که ما در قوانین،
تجدیدنظر بکنیم. مسجد باید جای دلپذیر، دعوت کننده و امیدبخش برای جامعه باشد و همه اینها تا اندازهای تأمین شده و انشاءاللّه به همت شما مسجدیان، به همت روحانیون ارجمندی که اداره امور مساجد را به عهده دارند، در آینده نیز بیشتر تأمین خواهد شد.
انشاءاللّه در پشتیبانی از انقلاب ایفای نقش خواهید کرد، آن چنان که در انتخابات مجلس هفتم ایفا کردید. بدانید که دشمنان از مسجد میترسند، شما این پایگاه را استحکام ببخشید که استحکامبخشی به این پایگاه، تقویت اسلام و عظمت اسلام و مسلمین است. جز عرض سپاسگزاری از حضور شما و همه آن زنان و مردان مؤمنی که به اداره مساجد کمک میکنند، سخن دیگری ندارم و توفیق همه شما را از خداوند بزرگ خواستارم.
مشاور محترم مقام معظم رهبری در امور بینالملل چکیده 1 ـ از جمله ویژگیهای جنبش موج بیداری، اسلامی نقش مساجد و حضور مسلمانان در صحنه است.
2 ـ در این جنبش که امام خمینی قدسسره معمار اصلی آن بوده است مردم مخاطب هستند.
آیا حکومت مسلمین باید یک حکومت سکولار باشد؟ و مسلمانان هم عبادات فردی خودشان را انجام بدهند؟ یا این که باید مسلمانان در سرنوشت خودشان دخالت داشته باشند؟ بسم الله الرحمن الرحیم دخالت مسلمانان در سرنوشت خویش یعنی دخالت آنها در سیاست؛ این که مسلمان در سرنوشت خود دخالت کند و اسلام را دخالت ندهد، همان میشود که در تعدادی از کشورهای اسلامی میگذرد! تمسک به ایدئولوژی بیگانه موجب رهایی
مسلمانها از قید سلطه بیگانگان و نیل آنها به سوی ترقی نخواهد شد. غیرممکن است که مسلمانان به غیر اسلام تمسک کنند و بتوانند در مقابل این هجوم عظیم بیگانگان به جهان اسلام ایستادگی کنند.
در طول 60 سال مبارزهای که فلسطینیها علیه صهیونیستها در فلسطین داشتند هیچ یک از مکاتب عاریتی نتوانست آنها را نجات دهد، مگر اینکه بالاخره موج انقلاب اسلامی به اینها رسید و فلسطینیان برای مبارزه خود، آرمان اسلامی را برگزیدند و کسانی که امروز در خط اول مبارزه در فلسطین هستند که به اسلام معتقدند و به اسلام عمل میکنند و بر این اساس است که زن و مرد و پیر و جوان، کوچک و بزرگ همه در میدان مبارزه جمعند و توانستهاند اسرائیل را وادار به عقبنشینی کنند. اولین آزمایش در جهان عرب با استفاده از این آرمان و تزی که توسط امام قدسسره در ایران آزمایش شد، در لبنان بود. در لبنان، شیعیان و محرومترین گروهها بودند. امام موسی صدر که
امیدواریم روزی آزادی ایشان را ببینیم، حرکتی در لبنان شروع کرد آن حرکت تحت تأثیر کاری که امام در ایران شروع کرده بود، قرار داشت و ایشان مرتبط بود با امام بهنام حرکت محرومین، یعنی شیعیان در لبنان مترادف با محرومین شد. این حرکت توانست در لبنان گروه سرافرازی را ایجاد کند که امروز حیات سیاسی لبنان و فلسطین و سوریه بستگی دارد به اینکه حزباللّه در صحنه است. حزباللّه موجب افتخار تمام کشورهای اسلامی در جهان است.
بیتردید عقبنشینی اسرائیلیها از جنوب لبنان و به دنبال آن عقبنشینی از غزه از نتایج موج جدید بیداری اسلامی است که از ایران شروع شده و امروز نوبت عراق است. آنچه که در عراق میگذرد در مرحله اوّل موجب تأثر همه ماست. خون مردمبیگناه ازشیعیان و پیروان اهلبیت«علیهمالسلام»در دفاع از ارزشها و عتبات متبرکه به دست آمریکاییهای سفاک و مزدورانشان بر زمین ریخته میشود و مردم همچنان مقاومت میکنند؛ آنچه که میگذرد باعث تأثر و نگرانی است؛ ولی قطعا طلیعهای برای پیروزی مردم است. آمریکاییها نمیتوانند در عراق تا ابد بمانند، اگر هر روز ما شاهد این هستیم که تعدادی از آمریکاییها در عراق کشته میشوند، مجروح میشوند و آثار آن در جامعه آمریکایی منعکس میشود، آقای بوش نمیتواند این سیاست را تا ابد ادامه بدهد، بلکه از همین حالا آثار منفی این دخالت غیرمشروع آمریکاییها در یک کشور اسلامی که باید گفت جزو حساسترین و مهمترین کشورهای اسلامی است و بیتردید سرنوشت عراق در سرنوشت همه خاورمیانه و در سرنوشت فلسطین و همه ما مؤثر است؛ لذا چه بخواهیم و چه نخواهیم سرنوشت خاورمیانه امروز در عراق بیش از هر جای دیگری رقم زده میشود. اگر مردم عراق به مقاومت خود ادامه میدهند، اشغالگران را از این کاری که دارند میکنند پشیمان کنند و آنها را مجبور کنند که به اهداف شیطانی خود دست نایافته، از عراق عقبنشینی کنند، سرمشقی خواهد شد برای سایر کشورهای عرب و مسلمان که بدانند با استقامت میتوان در مقابل مهمترین و بزرگترین ابرقدرت تاریخ معاصر که آمریکاییها باشند ایستاد و آنها را با ذلت بیرون کرد.
آنچه ما میبینیم از این موج جدید بیداری اسلامی که از ایران و از انقلاب اسلامی شروع شد و از زمانی که امام دعوت خود را شروع کرد و آن اعلامیه معروف انجمنهای ایالتی و ولایتی را صادر کرد، از همان آغاز هم فکر ایران و جهان اسلام ذهن ایشان را به خود مشغول کرده بود و لذا اگر به اعلامیهها و صحیفه امام مراجعه کنیم، میبینیم از همان آغاز نهضت امام، مسئله فلسطین را و موضوع اسرائیل را برای بیداری مردم ما و بیداری مردم جهان اسلام مطرح کرده بودند و همچنان که این نهضت فراگیر ایرانی اسلامی ادامه پیداکرد و امروز شاهدیم که هیچ نقطهای در جهان اسلام نیست که از این موج جدید بیداری اسلامی بیبهره باشد.
مشخصات این موج بیداری اسلامی که امام معمار آن است و آن را طراحی کرد در چند چیز است: اول اینکه همه مردم مخاطب امام بودند، نه تنها نخبگان و خواص و رمز پیروزی امام حضور همه مسلمانان در صحنه بود. نکته دیگر نقش مساجد در شکلدهی موج جدید بیداری اسلامی بود، بیداری اسلامی از مساجد و حسینیههای ایران پاگرفت و به خیابانها آمد. راهپیماییهایی که در ایران انجام میشد، هستههای اولیهاش در مساجد و حسینیهها بود. نماز عید فطر قیطریه که توسط شهید مفتح انجام شد و به دنبال آن مردم از قیطریه تا آزادی پیادهروی کردند اولین راهپیمایی عظیم با شکوه شکلدهنده آن فرم نهایی نهضت که موجب سرنگونی شاه شد را نشان داد که در نوع خود بینظیر بود و در تاریخ 200 ساله بیداری اسلامی چنین وضعی سابقه نداشت.
از زمانی که سید جمالالدین اسدآبادی شعار آزادی مسلمانها را از اسارت استعمار سرداد، تنها بود، در ایران مخاطبینی پیدا کرد. در مصر مخاطبین بیشتری پیدا کرد، در عثمانی هم همینطور، ولی مخاطبین او بیشتر از خواص بودند تا عوام.
در اینجا حق مرحوم شیرازی را نادیده نگیریم چرا که کسی که جرقههای حضور مردم را در مقابله با سلطه بیگانه مطرح کرد، مرحوم میرزای شیرازی بود. وقتی فتوای تحریم تنباکو را دادند، مخاطبش مردم بودند و مردم سیگار کشیدن را برای خود ممنوع
کردند. این نفوذ مرحوم شیرازی و انتخاب دقیق راه مبارزه با سیطره انحصارات بینالمللی که در حال شکلگیری بود. میرزای شیرازی اوّلین پایهگذار مقاومت منفی در بین ملل مستعمره و در برابر انحصارات بینالمللی بود برخلاف آنچه میگویند پایهگذار مقاومت منفی گاندی در هند بوده است، میرزا حق تقدم داشت، شاید نیم قرن قبل از گاندی این کار را کرد. اقدام گاندی در هند با درستکردن لباس از نخهای داخل و عدم استفاده از منسوجات انگلیس، موجب ورشکستگی بسیاری از کارخانههای نساجی انگلیس شد. در تاریخ بیداری اسلامی موفقترین آنها، حرکتهایی است که مخاطبینش عموم مردم هستند که قدم اول را مرحوم میرزا در این مورد خاص برداشت اما امام قدسسره همه برنامههایش را خواست از طریق مردم پیش ببرد و این نسخه امروز در جهان اسلام مصرف عام پیدا کرده است. شنیدید که آیت اللّه سیستانی بعد از معالجه که از انگلیس برگشتند این طور خواستند که از کویت به بصره بیایند و همگی حرکت کنند و به طرف نجف بروند و راهپیمایی کنند و نجف را نجات بدهند و این همان نسخه امام است.
بعضی اشخاص در جامعه ما هستند که ممکن است بگویند که ما آن طریقی از تشیع را قبول داریم که در آن به مسائل سیاسی کاری نداشته باشیم. مگر میشود به مسائل سیاسی کاری نداشت و مسلمان بود؟ مگر میتوان پیرو علی بن ابیطالب«علیهالسلام»بود و پیرو اباعبداللّه الحسین«علیهالسلام» بود و سیطره بیگانگان را بر کشورهای اسلامی تحمل کرد؟ میبینید که آمریکاییها هیچ حریمی را برای خود قائل نیستند! حرم عظیم امیرالمومنین«علیهالسلام»هم مانع نیست. مسلمان میتواند ساکت بنشیند در حالی که متجاوزان و اشغالگرانی یکی از مهمترین مکانهای جهانی اسلام یعنی کشور عزیز عراق زیر چکمههای آمریکاییها باشد و یکی از مهمترین مکانهای آن که حرم علی«علیهالسلام»باشد، اینطور مورد تجاوز باشد؟ مقابله کردن با آن، دخالت دین در سیاست و دخالت سیاست در دین است. مسلمان اگر از غیرت اسلامی برخوردار نباشد، مگر میتواند جلوی توپ آمریکاییها و بمبارانهای خوشهای بایستد؟ مگر امکان دارد؟ مسلمان که سلاحی در دست ندارد و مسلمان عراقی که به نان شب محتاج است چه سلاحی در اختیار دارد؟
حداکثر یک تفنگی دارد ولی آمریکایی با هواپیمای اف 16 میآید و بمبهای خوشهای روی سر اینها میریزد و تفنگ کلاش در مقابل بمب چه کار میکند؟ چه چیز باعث شده که مردم عراق در مقابل این تهاجم وحشیانه آمریکاییها بایستند؟ این تلفیق بین ایمان و سیاست است؛ اصلاً ایمان اسلامی بدون سیاست ناقص است و معنی ندارد. پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» به محض ورود به مدینه در آنجا حکومت تشکیل داد و اگر مدینه را با جنگ احزاب و جنگ بدر و احد حفاظت و حمایت نمیکرد، مگر میشد که احکام خداوند را پیاده کند؟ نمونه آن ایران است؛ زمانی که مردم متدین به اعتبار دینشان به این باور رسیدند که اگر در این راه کشته شوند، شهیدند و برایشان پیروزی است. غرض ادای تکلیف است نه دستیابی به نتیجه. مردم به این باور رسیدند و در ایران اسلام پیروز شد و در هر جای جهان اسلام، مردم به این باور رسیدند، پیروز شدند. اگر کسی به اسلام هم باور نداشته باشد، اما به وطن خود علاقه داشته باشد و به وطن خود ایمان داشته باشد، به دنبال وسیلهای میگردد که از وطن خود در برابر تهاجم بیگانگان حمایت و دفاع کند. همه سلاحها و همه آرمانها و همه ایدئولوژیهایی که در جهان سوم مردم داشتند و در آن چارچوب با بیگانهها مبارزه کردند، حتی مارکسیسم به شکست کشیده شده است. کشورهایی که نظام مارکسیسمی را برای خود برگزیدند، یکی پس از دیگری فرو پاشیدند و نتوانستند در برابر هجوم لیبرال دموکراسی آمریکا و غربیها مقاومت بکنند.
در کل جهان و جهان سوم کشورهای که موفق بودند تا ریشه استعمار و سلطه را از جان ملت خودشان بر کنند، کشورهای اسلامی بودند. اگر هم در جاهایی مثل چین یا هند هم موفق شدند در حقیقت بازگشت آن مردم به فرهنگ بومی خودشان بود و اعتقاداتی که برای حفظ کشورشان داشتند. اگر بخواهند هندی بمانند و یا چینی بمانند، باید در چارچوب آرمانهای بومی خودشان مبارزه کنند.
در جهان اسلام ایدئولوژی و آرمانی که کارایی خودش را در تاریخ 200 ساله بیداری اسلامی نشان داده، آرمان مبارزات اسلامی مردم عادی است که چند مشخصه دارد:
عموم مردم، عموم مسلمانها به این باور برسند که مبارزات در راه نجات سرزمین اسلام، حیات و نوامیس ملل مسلمان جزیی از دین است و اگر چنین شد، همان میشود که امام قدسسره گفتند. غیر ازاین امکان ندارد و دیدیم که نداشت.
این نهضت پایگاهی دارد یا پایگاههایی دارد. مساجد سنگر است و حفظ آن حفظ اسلام است.
نکته آخر در مورد نقش بانوان و زنان در مسأله بیداری اسلامی است. در این موج جدید شما دیدید که پابهپای مردان حتی جلوتر از مردان، خانمها در انقلاب اسلامی نقش داشتند. امام در به صحنه آوردن خانمها نقش اساسی داشت. بعد از انقلاب نقش خانمها در حفظ جبهه بسیار مهم، افتخارآفرین و انکارناپذیر است. مادرهایی که فرزندان خود را به جبهه میفرستادند. خانمهایی که شوهرانشان را میفرستادند. کارهای عظیمی که پشت جبهه انجام میدادند، امکان نداشت بدون حضور مؤثر خانمها در صحنه ما در جنگ عراق پیروز شویم. امروز در فلسطین هم همینطور است. در فلسطین برای مقابله با اسرائیلیها، زن و مرد به میدان آمدند و همین حضور همگانی در صحنه برای آزادی سرزمینشان است. حضور یکپارچه و یکسان زن و مرد در صحنه مبارزه یکی از مشخصات موج جدید بیداری اسلامی است. شما امروز هم برای سازندگی کشور، برای پیشبرد اهداف ملی و اسلامی ایران و اهداف ملتهای مسلمان حضور همه جانبه زن و مرد در این صحنه پرشور میبینید و باید پرشور بماند تا ما بتوانیم به اهداف نهایی خود دست پیدا کنیم. تا دنیا هست، زورگویی هست تا زورگویی هست؛ عدهای برای مقابله با زروگویی باید مبارزه کنند. پس تا دنیا هست مبارزه هست، و برای اینکه در این مبارزه بسیار حیاتی و نفسگیر ما پیروز شویم، چارهای جز حضور قدرتمندانه همگانی در این صحنه نداریم. فکر نکنیم که انقلاب شد، حکومت اسلامی تشکیل شد، نه اینطور نیست، این فراز و نشیبهایی که طی 25 سال گذشته در ایران و در جهان اسلام به وجود آمد، نشان داد که هر زمان ما غافل شدیم، دستاوردهای ما از بین خواهند رفت. نمیشود بگوییم قدم اوّل را برداشتیم و به هدف رسیدیم و حالا بر جای
خودمان بنشینیم. لذا جهاد و مبارزه در اسلام یک واجب همیشگی است. جهاد با نفس، جهاد با کفار و جهاد با غاصبین سرزمینهای اسلامی است. جهاد با متجاوزین به حقوق مسلمانان است. امکان ندارد که ما دست از مبارزه برداریم و بتوانیم دستاوردهای خودمان را حفظ کنیم. مبارزه جزء زندگی است. ضمن اینکه هر که هر کجا هست و زندگی میکند، متناسب با اینکه در چه زمانی هستیم، نوع مبارزه تعریف میشود. یک زمانی حضور سیاسی پرشور، قدرتمندانه، پررنگ و پرصلابت مردم در صحنه انقلاب را نجات میدهد و یک زمانی رفتن به مرزها و دفاع از مرزها، انقلاب را نجات میدهد.
وظیفه اسلامی ما ایجاب میکند به فکر کمک به فلسطین، عراق و افغانستان و لبنان باشیم. بعضی ممکن است تصور کنند که ما ایرانی هستیم، چه کار داریم به فلسطین؟ اولین نکته این است که مسلمانها پیکر واحدند و موقعی که یک عضوی از جهان اسلام، مجروح میشود، همه باید این درد را احساس کنند و نکته دوم اینکه امنیت جمهوری اسلامی بستگی دارد به اینکه در عراق، امریکاییها مسلط شوند و یا شکست بخورند. اگر آمریکا بر عراق مسلط شود، امنیت جمهوری اسلامی به خطر میافتد. اگر شکست بخورند که انشاءاللّه شکست خواهند خورد، این امری است در جهت تقویت امنیت جمهوری اسلامی؛ پس اگر کسی به فکر اسلام هم نباشد ولی بهفکر ایران باشد، حتما امنیت ایران فقط در داخل مرزها تعریف نمیشود و در خارج از مرزها هم تعریف میشود. چطور آمریکاییها در نیمکره غربی هستند و میگویند منافع ملی آمریکا ایجاب میکند که ما حضور نظامی در خلیج فارس داشته باشیم؟ ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران مگر میتوانیم امنیت خودمان را حفظ کنیم در حالی که کشورهای اطرافمان مورد تجاوز اشغال قرار گرفتهاند. امیدوارم که آنچه که بدست آمده که کم نبوده و آن هم بیداری مسلمانها بوده و بیداری امت اسلام بوده، بازگشت به اسلام بوده در بین امت اسلامی که زن و مرد یکسان در آن نقش داشتهاند.
با معماری که امام داشتند در موج جدید بیداری اسلامی حضور همگان اعم از
زن و مرد در صحنههای مبارزات مختلف (سیاسی، فرهنگی و اجتماعی) حکایت از این میکند که یک ضرورت است و در عین حال کارایی خودش را نشان داده است. امروز نماد مبارزه فکری اجتماعی و سیاسی مسلمانها در کشورهای غربی چیست؟ حجاب خانمهاست. در آلمان و انگلیس و فرانسه و در آمریکا و در جاهای دیگر آن چیزی که مسلمانها را مطرح میکند، اصراری است که مسلمانها در حفظ حجاب خودشان دارند. ما نمادی برجستهتر از این داریم که یک دختر 12 ساله میخواهد به مدرسه برود روسری سرش میکند. در حد رئیس جمهور فرانسه احساس خطر میکنند از اینکه مسلمانان آمدهاند در صحنه و سلاحشان، اعتقادشان است. احساس خطر میکنند، نسبت به سکولاریسم، نسبت به لیبرال دموکراسی احساس خطر میکنند و میگویند عجب این همه ما دویست سال تبلیغ کردیم که مردم از دین در صحنههای اجتماعی و سیاسی جدا شوند و حالا بعد از دویست سال میبینیم همین مسلمانها که مدتی مستعمره ما بودند و زیر سیطره شقاوتمندانه فرانسه بودند در شمال افریقا و... تحت تأثیر بمبارانهای مخرب فرهنگی بودند، بعد از گذشت 200 سال حالا نسل جدید مسلمانهایی که تابعه فرانسه هستند، دختران و خانمهایشان روسری سرشان میکنند. در حد بالاترین مقام فرانسه دخالت میکند و میگوید حق ندارند با روسری وارد مدرسه شوند. صرفنظر از اینکه این یک زورگویی است و تمسک به امری که حتما قابل دفاع نیست، اینهایی که میگویند مردم آزادند، در لباس پوشیدن، در حرف زدن و در قلمزدن، نمیتوانند تحمل کنند که یک دختر 12 ساله یک روسری سرش کند. آنها میخواهند به ما درس تحمّل افکار مخالف را بدهند. آنهایی که شاید سنشان بیشتر باشد یا شنیده باشند که در گذشته، خانوادههای مؤمن ما از اینکه دخترانشان به مدرسه میرفتند نگران بودند. انصافا آن کاری را که رضاخان در ایران کرد و به زور چادر را از سر زنها کشید، زمینه را برای همین بیحجابی فراهم کرد. در مدارس همه نوع امکانات فراهم کردند برای اینکه دخترها و خانمها بیحجاب باشند و جوانها از دین جدا باشند و به تدریج، ریشه دین را بزنند. در زمان رضاشاه بسیاری از مساجد را بستند و چادرها را
از سر خانمها کشیدند، همان چیزهایی که نماد دینداری و مسلمانی بود! پدران ما نگران بودند از اینکه بگذارند دخترها به مدرسهای که تحت تأثیر فرنگیها بنا شده، بروند.
آن زمان گذشت، مسلمانها یاد گرفتند که چکار کنند. بالاخره با حفظ حجاب، درس خواندند. جوامع اسلامی پیش رفت، امروز نه تنها در جوامع اسلامی، حجاب رعایت میشود؛ بلکه همین محجبهها رفتند در فرنگ و در مدارس فرنگی، با حجاب حاضر میشوند. آن روز پدران ما از ترس اینکه دخترانشان بیحجاب بشوند، دخترانشان را به دبیرستان نمیفرستادند، امروز در حد رئیس جمهور فرانسه، دختران محجبه ما را به مدرسه خودشان راه نمیدهند، یعنی آنها از موضع ابتکار خارج شده و به موضع انفعال رسیدند. ابتکار عمل در دست مسلمانها است. این حکایت از یک جهش میکند در جهت پیشرفت که امیدواریم بر همین نحو پیش برود و هر روز شاهد شکوفایی بیشتر اسلام و بیداری اسلامی در جهان باشیم.
چکیده 1 ـ تشکر از کارگزاران و خدمتگزاران مساجد و آمران به معروف.
2 ـ اظهار تأسف از عقبافتادگیهای جهان اسلام علیرغم برخورداری جهان اسلام و بویژه کشور اسلامی ایران از امکانات بسیار زیاد نیروی انسانی، علمی، اقتصادی، فرهنگی و... .
3 ـ ریشه همه مشکلات براساس آموزههای قرآن از خودمان «من انفسکم» و راه حل آن نیز اصلاح و تغییر خویشتن «حتی یغیروا ما بانفسهم» است.
4 ـ اولین گام اصلاح خویشتن، اقامه نماز با معنویت و حضور قلب است.
5 ـ لزوم مدنظر قرار دادن مساجد و اختصاص بودجه لازم به احیای آن برای توسعه فعالیتها و کارکردهای مساجد.
با تشکر از همهی عزیزانی که در راه امر به معروف و نهی از منکر و در راه احیای مساجد و بسیج کردن نیروها در مساجد، برای خدمت به بندگان خدا و قدردانی از مؤمنین و بنیانگذاران این طرح و هر کسی که در این راه گامی برمیدارد و وقت میگذارد و خدمت میکند.
مسائلی که ما میتوانیم داشته باشیم، خیلی زیاد است که این جلسه و این فرصت گنجایش همه مسائل را ندارد و به قاعده پیشین یک چند جملهای را هم باید خدمت شما عرض کنم با رعایت اختصار؛ ما مشکلات زیاد در کل جامعه اسلامی داریم، مشاهده میکنیم مشکلاتی که واقعا تأسفبار و وحشتآور بوده هم از جهات مظلومی
این مسلمانان در روی زمین با این همه امکانات نیروی انسانی و این همه امکانات اقتصادی و فرهنگی و امکانات خدادادی که مجموعهی جوامع انسانی دارند، الآن دچار فلاکت هستند، هم در بعد اقتصادی زیرا فقیر در جوامع اسلامی زیاد است در حالی که اسلام نمیتواند فقیر را تحمل کند، نمیتواند گرسنه را تحمل کند و هم در بعد فرهنگی و علمی عقبافتادهگیهای زیادی داریم فرهنگ ما، فرهنگهای رشد یافتهای نیست پیشرفتهای علمی بسیار ضعیف است و جوامع اسلامی در همین بعد مادی و مسائل علم و فنی و صنعتی و اینها حدود دویست سال عقبافتادگی دارند و در همین عقبافتادگی هم در جا میزنند و شاید هم عقبتر بروند و در بعد اخلاقی و معنوی هم فضایل انسانی هم رشد متناسبی ندارند و آن فضیلتهایی که اسلام برای آن تلاش میکند و میخواهد در جامعه خود پرورش دهد به چشم نمیخورد، نوادری هستند افراد نادر کم و بیش هستند، همه در کشورها از جمله کشور خودمان بیش از 4 تا 5 میلیون اما پیداست که اینها از یک گل بهار به وجود نمیآید، فسادهای اخلاقی کم نیست، بعضی در ظاهر و عمل است و بعضی در خفا و پنهان است و فسادهای گوناگونی که فکرش ضرورتی ندارد از لحاظ اسم در کشورهای دیگری است دیگر آنها از فرهنگ اهلبیت«علیهمالسلام» بیبهرهاند آنها علمایی مثل علمای ما که این همه شهید دادهاند، این همه آوارگی کشیدند، برای احیای دین، مظلومیتها را تحمل کردند و بالاخره بالای دارها رفتند را نداشتند یا خیلی کم داشتند و با وضع امروز ما که بسنجیم بیشتر آنها انقلاب اسلامی نداشتند و رهبری مثل امام قدسسرهنداشتند و روحانیت و مرجع و یاران امام و روحانیت شیعه در آنها نبود، این کمترین توجهی است که میشود برای این که آنها هم برنامهریزی دارند، از اسلام و از قدرت اسلامی و امروز وضعی که از همه بیشتر قابل توجه است وضع ما در جمهوری اسلامی یعنی ما با این که همهی اینها را داریم، نهجالبلاغه را داریم و آثار علی«علیهالسلام»فراوان در دست ما است روایات و احادیث ائمه«علیهمالسلام» در حد غنی در کتب تفسیرو روائی وحدیثی ماهست و فرهنگ عاشورا در این مملکت، فرهنگ حاکم است، آثار ائمه«علیهمالسلام» همه جا به چشم میخورد، تقویم کشور، ائمه«علیهمالسلام» را مطرح میکند،
روزهای وفات هست، شهادت هست، روزهای تولد هست، میبینید در هر مناسبت همهی اینها مطرح میشود، صدا و سیمای ما مطرح میکند، تاریخشان بیان میشود، احادیثشان بیان میشود و بزرگان ما اصولاً در این رهرو، علامه امینی، طباطبایی، مثل امام بزرگوار دستپرورده ائمه«علیهمالسلام» بودند و هستند و در آن فرهنگ بزرگ شدهاند و رشد کردهاند و این اعتبار به برکت، همان فرهنگ به وجود آمده است فرهنگ عاشورایی را به وجود آورد و توانست 25 سال تثبیت کند، مشکلاتی که دیگر کشورهای اسلامی درگیرش هستند، با این وضعیت ما هم کم و بیش دست به گریبانشان هستیم، این خیلی تأسفآور است چون آنها دسترسی به آب زیاد نداشتند یا کم داشتند که تشنه مردند؛ ما درچشمه نشستهایم وتشنگی میخوریم.
مشکلاتی هست، مشکلات اقتصادی قابل توجه است، به صورت بیکاری، به صورت انسانهای کمدرآمد و بیبضاعت، خانوادههای فقیر، خانوادههایی که سرپرست خود را از دست دادهاند، به عسرت زندگی میکنند، جوانهایی که میخواهند ازدواج بکنند، پسرها و دخترها، امکان ازدواج ندارند، در اثر فقر مالی کسانی که میخواهند یکسری کارهای علمی بکنند و امکان مالی به آنها اجازه نمیدهد.
در ابعاد اخلاقی، مشکلات اخلاقی روزافزون است از انجام گناهان بزرگ گرفته تا هر تظاهر به فسق و تجاهر به فسق و بدحجابی که از مسائل باعث تجاهر به فسق است، چه چیزهایی دیده میشود؟! زمینه برای رشدش، بیشتر از زمینه برای رشد حجاب فراهم است بر طبق چیزهایی که من نمیخواهم در اینجا مطرح بکنم، خیلی خوشایند نیست، نه آدم از شنیدنش خشنود میشود و نه از گفتنش، دلخوش میشود ولی این واقعیتهایی است که وجود دارد و در جهات دیگر مشکلات زیاد است واللّه ما که از قرآن سؤال کنیم که درد ما از کجا ناشی شده و دوایش چیست؟ چون به هر حال در روایات آمده که قرآن را استنطاق کنید، یعنی به زبانش بیاورید، حرف بکشید، سؤال کنید و از آن جواب بگیرید. این اصل روایات استنطاق حالا ما اگر از قرآن بخواهیم سؤال بکنیم که علت این مشکلات جوامع اسلامی و مشکلات ما بهعنوان یک جامعه
اسلامی، علتش چیست؟ یا دوایش چیست؟ و چگونه باید درمانش کرد؟ خیلی راحت جواب میدهد: «وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ »(1)، این یک سری گستردگی این آیه به این کوتاهی یک افق بسیار وسیعی را در جلوی آدم باز میکند که خیلی از چیزها را میفهمیم: «ما اصابکم بمصیبة»، هر مصیبتی به شما میرسد، استثنا ندارد، بدون استثنا است، در اثر کارهایی است که خودتان میکنید، یعنی خودتان، خودتان را مجبور میکنید، خودتان، خودتان را بیمار میکنید، خودتان، خودتان را در بستر مرگ میاندازید و به مرگ گرفتار میکنید. بنابراین در خارج از خودتان نروید فکر کنید، باران کم بوده، برف کم آمده، باران کم آمده، زمینها خشک است، نمیدانم تو خاک و تو آب و تو زمین و تو در و دیوار مشکل خود را در باغ و صحرا جستجو نکنید، مشکل خودتان را در وجود خودتان جستجو کنید، سر به گریبان خودتان بکنید و ببینید چه کار کردهاید که این جوری شده که کارتان به اینجا کشیده با افراد لاابالی نشسته و به اختیار خودش معتاد شده، به اختیار خودش رفته با این بیمارها نشست و برخاست کرده و او هم بیمار شده یا با مبتلای به ایدز نشست و برخاست کرده مبتلا شده، خوب حالا چه کنیم آیا به بن بست رسیدیم؟ مأیوس شویم و ناامید شویم و دست روی دست بگذاریم و بنشینیم و منتظر عواقب کار باشیم؟ منتظر عذابهای بیشتری برای آخرتمان باشیم یا راهی دارد؟ یا راه نجاتی هست؟ «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ »(2)که اگر میخواهید راهتان درست شود، اصلاح شود، مصیبتها همه چه مصیبتهای فردی در ملتها و چه مصیبتهای اجتماعی در جامعه، چه مصیبتهای سیاسی، ذلتها خفّتها و امثال اینها و هرگونه مصیبت دیگر که گرفتارش هستیم اگر که میخواهیم این مصیبتها برطرف
شود، «ان اللّه لایغیر ما بقوم حتی یغیّروا ما بانفسهم» باید خودمان را درست کنیم، خودتان رو باید درست کنید، خودت رو باید اصلاح بکنی، این زمین در اختیار شما، این آسمان در اختیار شما، این حرف در اختیار شما، این باغ در اختیار شما، همه چیز در اختیار شما، در خدمت شما، «ولو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض»(1)برکات از آسمان و زمین میبارد، برای شما یعنی ابر به موقع به آسمان میآید به موقع از آسمان میبارد به اندازه میبارد سرما در حد خودش، در حد لازم میآید بیش از آن نمیآید سرمای بیشتر آدم رو میکشه، گر ما به حد خودش میآید به حد لازم، حدّی که درختها باز بشود و میوهها برسد هر کدام برای خودش در حد خودش میآید و همه چیز را در سر جای خودش قرار میدهد. همه در خدمت شما انسانها میشود، آن وقت یک زندگی خوب پیدا میکنید که مصیبت در آن نباشد گرفتاری در آن نباشد، درد در آن نباشد، آن درد و این هم، دوا آن در دست، را با این درمان میکن، این توصیه قرآنی و مسئلهای که همه وارد هستید، احتیاج به توضیح برای شما نیست.
بعد ستاد امر به معروف و نهی از منکر و همه کسانی که در این مسیرها حرکت میکنند، باید برای این قضیهها، چاره اندیشی کنند و از خودمان باید چارهاندیشی کنیم، اینکه ما دیگر خودمان، درد را درمان نکنیم، چشم روی هم بگذاریم و برویم دنبال درمان دیگران، پس چرا درد خود را دوا ننمودی؟! تو خودت دکتر بودی، اگر درد خودت رو درمان میکردی، بعدش میرفتی سراغ بیمار، سراغ آن یکی دیگری و مگر میشود یک آدم بیمار، بیمار را درمان کند این نشدنی هست، اگر الان در پزشکی هم یک چیزهایی باشد، در امور معنوی نمیشود، میگویند: امکان ندارد، یک آدم فاسد یک آدم عادل بسازد، یک آدم ناصالح، یک آدم صالح بسازد. این نشدنی است؛
1) . و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند قطعا بر کسانی از آسمان و زمین برایشان میگشودیم؛ اعراف، آیه 96 .
پس از اول، باید از خودمان کار را شروع کنیم، اهل علم، کسانی که در لباس مقدس روحانیت هستند، از اولویت برخوردار هستند، باید به فکر خودمان باشیم، از جهات عبادی بین خود و خدا، از جهات خدماتی، بین خودمان و مردم، از جهات سیاسی بین خودمان و نظام جمهوری اسلام، در اینجاها خودمان را اصلاح بکنیم، رفع اشکال بکنیم، اگر نمازمان اشکال دارد، به فکر باشیم که نمازمان را اصلاح بکنیم مانعی نباشد که ظهر چند رکعت نماز درست بخوانیم.
باید یک نمازی باشد که معنویت داشته باشیم، یک حقیقت داشته باشد، موجب قرب الی اللّه بشود، کار از اینجا شروع میشود، آغاز کار و نقطه شروع اینجاست، من به شما عرض میکنم که نکته شروع کار در اصلاح نفس و بعدش اصلاح مردم و جامعه اینجاست و همین طوری که در روایات آمده است و از امام علی«علیهالسلام» هم در آن نوشتهاند که همه اعمال شما در گرو نماز شماست و اگر نماز قبول شد، بقیه هم قبول میشود و اگر نماز هم قبول نشد، بقیه هم قبول نمیشود، پس نقطه شروع باید اینجا باشد، پس باید از اینجا حرکت کرد! چه در اصلاح نفس چه در اصلاح غیر و بعد قدم به قدم آدم جلو برود اگر این گام اول را برداشتیم، راه باز شود، نقطه آغاز همین جاست، قسمت زیادی از درماندگی، درمان میشود. درمان در همین نقطه آغاز است و بعدش هم در مسائل اخلاقی، در برخورد اقتصادی باید با حداقل بسازیم، در برخورد با مسائل زندگی التزامی، باید به حداقل آنها بسازیم، من روحانیت را عرض میکنم؛ روحانیت همیشه در طول تاریخ تنها بود، همیشه با فقر و کمبود مادی سر به گریبان بودند، یک چیزهایی نقل میکنند در تاریخ از فقرهای مهلکی که علمای بزرگ دچار آن بودهاند. آیتاللّه ممقانی را میگویند وقتی یکی از علماء رفته بود به دیدنش گفت:
این چه وضعی است؟! گفت: چه کنم؟ گفتند: این صحافی چیست؟! گفت: ندارم! دزدی کنم؟ الان هم نظام جمهوری اسلامی آمده حکومتی که خوب اغلب، واقعیتی هم که دارد بالاخره حکومت روحانیت و علماء در رأسش ولایت فقیه الان هم اگر یکی از محرومترین قشر جامعه، طلاب هستند، یک واقعیت است مبالغه نکردند، شما از من شاید بهتر بدانید خیلی جاها آدم میرود با طلبه نزدیک میشود، میبیند اینها با این
حقوق طلبگی، ماه ده هزار تومان، بیست هزار تومان، گرفتاری دارند شهریه معیل بیست هزار تومان، این باید چه کار کند؟ بنابراین بالاخره بایستی به هر نحو بسازیم، هر کسی موظف است برای زندگی خودش و خانوادهاش تلاش کند، صابر باشیم، بسازیم، وقتی به جامعه میرویم باید فقر را تحمل کرد و باید فقیر نداشت اسلام فقر را قبول نمیکند، باید زکات داده شود، در راههای خودش صرف شود، ولی با همهی اینها، یک وضع معیشت بد و تنگدستی، مثل بعضی نباشیم، یک پول حقوقی میگیریم، مگر میشود، اجارهخانه داد، برای پسر، زن گرفت؟ حالا اگر کسی یک پولی به ما داد قبول کنیم، اجمالاً از خودمان شروع کنیم انشاءاللّه این طور حرفهایمان، اثر میکند این نفوذ کلمه امام که از قلبی پاک و چهرهی تابناک سرچشمه میگیرد، خیلی این حرفها را میزنند، اثر ندارد، حاج آقای ابراهیمی را خداوند حفظ میکند و عزیزانی که در مسجد خدمت میکنند، ما از همه تشکر میکنیم.
من یک مطلبی شنیدهام که چند استان پیشنهاد دادهاند به دولت برای هفتهی دولت بیش از یک میلیارد تومان برای برگزاری مراسم هفته دولت، نقل کردهاند،هزینه میشود، بودجه مصرف میشود، یک میلیارد و هشتصد هزار تومان؟! آن وقت برای مسجد، بودجه باز کنیم مسجد، مسجد میشود برای فعالیتهای فرهنگی در مساجد، در هفته جهانی، مساجد را معرفی کنیم، زنده کنیم، هر مشکل دارند در مسجد حل کنیم، و مساجد باید احیا شوند، مسجد باید مرکزی باشند همچنان گذشته که محل بسیجِ نیرو بود، اینها را دوباره بهوجود بیاوریم، مسجدی باید آمر بالمعروف و ناهی از منکر باشد، سفارش لقمان به پسرش این بود که گفت: امر به معروف بکن و نهی از منکر بکن، در مصیبت هم صبر کن، ممکن است از نهی از منکر دشمن پیدا کنی، پاپوش درست کنند، باید صبور باشی، نهی از منکر کن، عواقبش را هم باید تحمل کنی، خدایا به تقصیر خودمان در پیشگاه تو اعتراف میکنیم، از تو درخواست میکنیم، خدایا به محمّد و آل محمّد ما را ببخش.
وزیر محترم اطلاعات چکیده 1 . مساجد بزرگترین سازمان مدنی جهان اسلاماند.
2 . هنگامی که جمهوری اسلامی نوپا در ایران با دسیسههای مختلف مواجه شد، مساجد توانستند خلاءهای عظیم نهادهای نظامی و امنیتی را جبران کنند.
3 . مساجد با دریافت و هزینه کمترین بودجه، بیشترین خدمات را در زمینههای امنیت، دیانت، نظام خانواده و ثبات کشور ارایه میکنند.
بسم الله الرحمن الرحیم هفته دولت هست و فضای کشور معطر است به نور شهدایی مانند شهید رجایی و شهید باهنر، رئیس جمهور و نخست وزیر که به همین مناسبت هفته دولت آغاز شده و در هفته دولت، دولت جمهوری اسلامی برخی از خدماتی که برای مردم انجام داده به نمایش میگذارد و به عرض مردم میرساند. من مایل بودم از این فرصت استفاده کنم که شما را برگردانم به فضای اوایل انقلاب، چرا چنین فاجعهای اتفاق افتاد؟
شخصیتهای عظیمی مانند شهید رجایی، شهید باهنر، شهید مفتح، شهید مطهری، چرا ما این شخصیتها را از دست دادیم؟ آیا امکان داشت که جلوگیری میکردیم؟ در آن دوران، جمهوری اسلامی کشور نوپایی بود، کشوری بدون حاکمیت قوی، هنوز دولت، ارکانش شکل نگرفته بود، مجریان دولت، کارگزاران دولت، شخصیتهایی بودند کمتجربه و سابقه کار اجرایی نداشتند، همه دولتیان کسانی بودند که سابقه دولتی و کار اجرایی نداشتند و در آن دوران، همه قوای حاکمیتی مثل ارتش، سپاه، وزارت اطلاعات و دستگاه قضایی و همه سازمانهای حاکمیتی شکل و قوام نگرفته بودند. کشوری پر از دشمن و پر از فتنهگر و دنیایی پر از دشمنی نسبت به جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی کشوری نوپا و نوجوان با هزاران دسیسه و دشمنی در داخل و خارج مواجه بود. در آن دوران، کشور با یک خلاء عظیم نهادهای نظامی امنیتی روبرو بود، همه حاکمان و دولتیان خیلی ساده و بدون هیچ تشریفاتی جابجا میشدند،
خودشان سوار بر اتومبیل میشدند، گاهی فردی، گاهی دسته جمعی، حتی همه اعضای دولت سوار یک مینی بوس میشدند و میرفتند قم خدمت امام راحل.
فضای آن روز یک فضای بسیار اخلاقی بود؛ فضا بسیار فضای معصومانهای بود، همه نسبت به هم حسن ظن داشتند، همه نسبت به هم اعتماد داشتند، همه نسبت بههم احترام میگذاشتند. یک فضای اخلاقی انسانی در کشور حاکم بود. آن فضا فضای اخلاقی، فضای اعتماد، فضای شفافیت و فضای انسانیت بود. آن فضا، فضایی بود که شایسته ملت ایران بود و ملّت ایران یک ملت بزرگواری که انقلاب عظیمی را ترتیب داده بود، آن فضا باید ادامه پیدا میکرد ولی آن فضا را از ما گرفتند، آن فضا متأسفانه بدلیل شیطنتها و شرارتهایی که بود و تروریسم کوری که در کشور بوجود آمد و بعد از آن جنگی که به کشور تحمیل شد، آن فضای معصومانه و اخلاقی و انسانی و اسلامی رفتهرفته تبدیل به یک فضای دشمنی، سوء ظن، بدبینی، سختگیری نسبت به هم بود.
مردم یکبار ناگهان چشم گشودند، دیدند شخصیتی مانند شهید مطهری در میان خود ندارند، طولی نکشید عزیزان دیگری از دست دادند، هر روز مردم منتظر بودند چه اتفّاقی رخ میدهد؟ مردم به هم بدبین شدند، نفوذی منافقین در همه جا بود، جاسوسهای منافقین و دیگر گروههای تروریستی در همه جا وجود داشت، آن موقع وزارت اطلاعاتی نبود، سازمان امنیتی وجود نداشت، آنها هم از این فضا از این خلاء حداکثر سوء استفاده کردند، در همه جا نفوذ کردند، در دولت نفوذ کردند در دستگاه قضایی نفوذ کردند، در مجلس نفوذ کردند، در دادستانی نفوذ کردند، در همه جا نفوذ کردند، یادتان هست که بسیاری از بزرگان ما در اتاق کارشان، پشت میزکارشان به شهادت رسیدند؛ شهید قدوسی در دفتر کارش به شهادت رسید، شهید باهنر و رجایی در دفتر کارشان به شهادت رسیدند، آنقدر فضا مسموم شد و خطرناک شد که پدر به فرزند و فرزند به پدر شک میکرد. در همین اتوبان، منافقین جلوی مردم را میگرفتند، همینکه فردی ظواهر دینی داشت، نگاه می کردند، این ریش دارد، این ادبیات مذهبی دارد، همین کافی بود که او را از ماشین در میآورند و ترور میکردند، کمکم آن فضای
معصومیت، آن فضای لطافت آن فضای اخلاقی و انسانی، رفتهرفته تبدیل به فضای سوءظن شد، فضای بدبینی شد، فضای سختگیری شد و با کمال تأسف جنگ که آمد، این اخلاق غیرطبیعی کمکم ادامه پیدا کرد و به مرور زمان تبدیل شد به یک اخلاق اصلی، ما حدود تقریبا 15 سال، 12 تا 15 سال ما در فضای غیر طبیعی یعنی در فضای تروریسم، فضای جنگ، فضای تجزیه، فضای کودتا زندگی کردیم؛ رفته رفته این اخلاقِ شرایط اضطراری در ما شکل گرفت و حالتی طبیعی به خود گرفت و امروز با کمال تأسف این اخلاق همچنان در جامعه ما نفوذ کرده و رسوخ کرده و خیال میکنیم اصل همین است! یعنی ما به جای حسن ظن ، سوء ظن به هم داریم به جای اعتماد به هم، بدرفتاری میکنیم، تحملمان نسبت به هم کم است، نسبت به هم بدبین هستیم، سختگیری نسبت به هم داریم، رواج شایعات، رواج بدبینیها، رواج بدرفتاریها، در جامعه ما عادی شده است.
این اخلاق، اخلاق اسلامی نیست که در جامعه ما وجود دارد، این اخلاق، اخلاق غیراسلامی است که به مرور زمان در شرایط سخت تروریستی و جنگ در جامعه ما بوجود آمده و اگر کسی امروز در مسجد و منبر شروع به بدگویی کند، حرمتشکنی کند، افشاگری کند، همه برای او کف میزنند، همه او را تحسین و تشویق میکنند، در حالی که این غیراسلامی است و همه ما میدانیم این غیر اسلامی است. اسلام به ما اجازه نداده حرمت شکنی کنیم، آبروریزی کنیم، تحقیر کنیم، آبروی مردم را بریزیم پرونده مردم را افشا کنیم، اسلام ممنوع کرده ولی اگر کسی اینکار را بکند، متأسفانه ممکن است ما بگوییم این فرد انقلابی است و خیلی آدم خوبی است و او را تحسین میکنیم. این فرد یک فرد درستی است یک فرد انقلابی، خیلی وحشتناک است وقتی که آبروی مردم در روزنامهها برده می شود و کسی او را منع نمیکند این را بدانید که چه فاجعهای در جامعه ما شکل گرفته که معاصی به این بزرگی، حالت عادی به خودش گرفته، این اخلاق غیراسلامی ناشی از شرایط تروریستی و جنگ است و ما باید این اخلاق بد را برگردانیم به حالت طبیعیِ قبل از ترور شهید رجایی و شهید مطهری و سایر
فاجعههایی که در جامعه ما اتفاق افتاده، در آن موقعیت در آن شرایط که هنوز کشور نه ارتشی داشت، نه سپاه داشت، نه قوه قضائیهای داشت، نه اطلاعاتی داشت.
دو چیز سبب شد که کشور فروپاشی نشود؛ دو عامل مانع از آن شد که دشمنان به هدف خودشان برسند: یکی نفوذ عمیق امام، نفوذ بیرقیب امام راحل که آنچه را اراده میکرد، ملت ایران با شوق و رغبت و اشتیاق عمل میکرد، این عامل اصلی و بزرگترین عامل بود. عامل دوّم سازماندهی سنّتی که ما داشتیم به نام مساجد، تنها تشکیلاتی که از قدیم وجود داشت، سازماندهی به معنی مصطلح اداری نمیگویم یعنی یک جمعی همدیگر را در مسجد میشناختند، به هم اعتماد داشتند، اما میداشت و افرادی به آن امام اعتماد داشتند و مثل حالا نبود که به هم بدبین باشیم، مساجد، بزرگترین سازماندهی طبیعی، حزبی، اسلامی، مردمی بود. همین تشکیلات شاه را ساقط کرد و همین تشکیلات بود که از امام راحل به خوبی استقبال کرد، یادتان هست که تا مدتها مساجد مثل یک پادگان عمل میکرد. این را در اصطلاح سیاسی «اینجیو» میگویند. در اصطلاح سیاسی جامعه مدنی میگویند، جامعه مدنی تنها یک حزب نیست یک سازمان مردمی، یک تشکیلات مدنی است، مساجد ما بزرگترین تشکیلات مدنی بود که شاه نتوانست آن را از بین ببرد و سرانجام شاه در مقابل این تشکیلات، شکست خورد، این اعتراف را یکی از تئوریسینهای معروف رژیم شاه میگوید که من اسم کثیف او را نمیبرم: در یک کتابی نوشته است: مساجد در سراسر ایران است، از شهر تا روستا، در هر مسجد هم یک روحانی است، همه این روحانیون هم بالاخره ریشهاشان برمیگردد به قم یا حوزههای دیگر، اینها یک رأسی دارند، یک مرجعیتی و در آنجا هدایت میشود، اینقدر این تشکیلات عریض و طویل و سازمان یافته است و جمعیتی هستند که بدون هیچ چشمداشتی کار میکنند، در این جمعیت افرادی هم هستند که با بودجه مردم اداره میشوند و اینها نفوذ در دل مردم دارند، بهگونهای که یک طفل که متولّد میشود آنها همان روز اول، طفل را به نوعی به استخدام در میآورند و یک چیزی در گوشش میخوانند، معلوم نیست چه چیزی به او میگویند، از همان اوّل، بچّه تحت تلقین مسجد
و روحانی قرار میگیرد تا آن بابابزرگش که فوت میکند، میآید داخل قبر یک چیزی به او میگوید، یعنی معلوم است یک سازمان عریض و طویل است که حیات و ممات مردم را زیر نظر دارد؛ این تشکیلات، تشکیلاتی نیست که بشود از بین برد و هر حکومتی بخواهد با این تشکیلات در بیفتد، ور میافتد، این حرف آن تئوریسین رژیم شاه بود و همین تشکیلات، اساس و پایه جمهوری اسلامی بود.
این را بدانید و اگر چنانچه دولت و جمهوری اسلامی در جهت تقویت مساجد کار نمیکند، اشتباه میکند، مساجد کمترین بودجه را دارند و بالاترین خدمت را هم دارند، بیشترین خدمت را به امنیت مردم، به اخلاق مردم میکنند و بیشترین خدمت را به دیانت مردم، به خانواده مردم میکنند. اینها وظایف دولت است. در همه جای دنیا دولتها برای امنیت مردم، برای رفاه مردم، درست شدهاند. مساجد بدون اینکه از دولت کمکی بگیرند، این خدمات رایگان را به دولت میدهد و دولت باید بالاترین ممنونیت و سپاسگزاری را نسبت به مساجد داشته باشد؛ برای اینکه بیشترین خدمت را دارد. در آن دوران سخت مساجد به عنوان تشکیلات مردمی، امام به عنوان رهبر مانع شدند که گروهکها بههدفشان برسند.این یکبخش. بخشهای دیگر را بهصورت خلاصه عرض میکنم:
در شرایط فعلی کشور، کشور ما الان در این چند ماه اخیر وارد یک فاز جدید شده، وارد یک دوران جدید شده و این دوران، دوران مبارکی است از نظر ما، موقعیت ممتازی است از نظر ما، کشور الان در یک حال تعادل به سر میبرد و احزاب، جریانهای سیاسی، همه به این نتیجه رسیدند که باید با هم همکاری کنند و احزاب سیاسی بعد از درگیریها و تنازعات داخلی که داشتند، به این نتیجه رسیدند که باید اول خودشان را بسازند، خودشان را اصلاح کنند.
مرکز رسیدگی به امور مساجد چکیده 1 ـ عمران مساجد به آبادانی مادی و فیزیکی منحصر نمیشود بلکه آبادانی فرهنگی و معنوی را نیز شامل میگردد.
2 ـ قشر عظیم زنان در آبادانی و عمران نقش مهمی دارند و میتوانند در احیای مساجد تأثیرگذار باشند.
3 ـ انتقاد از برخورد جامعه جهانی با مسئله زن و حذف یا تحقیر نقش و جایگاه بلند و بیبدیل مادری و همسری و تأکید بر لزوم پیروی از دیدگاه امام خمینی قدسسره در مورد زن مبنی بر انسانسازی و مشارکت در امور.
4 ـ برنامهریزی معاونت خواهران مرکز رسیدگی به امور مساجد برای آموزش قرآن و معارف دینی در سطوح و سنین مختلف و تشکیل شورای جوانان مساجد و فعالیتهای تبلیغی.
الحمداللّه رب العالمین و صلی اللّه علی رسول اللّه و الائمه المعصومین «إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَی الزَّکَاةَ وَلَمْ یَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَی أُولَئِکَ أَنْ یَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِینَ ».(1) خیرمقدم و عرض میکنم خدمت عزیزان و شرکت کنندگان در همایش ویژهی زنان در هفتهی جهانی مساجد، به ویژه خدمت جناب آقای ولایتی مشاور عالی
1) . مساجد خدا را تنها کسانی آباد میکنند که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده ونماز بر پا داشته و زکات داده و جز از خدا نترسیدهاند؛ توبه، آیه 18 .
مقام معظم رهبری در امور بینالملل و همچنین حضرت حجتالاسلام جناب آقای تقوی مشاور محترم مقام معظم رهبری و رئیس شورای سیاستگذاری ائمهی جمعه و همچنین حجتالاسلام والمسلمین جناب آقای ابراهیمی، ریاست محترم مرکز رسیدگی به امور مساجد و از تشریف فرمایی همه تشکر میکنم و همچنین ولادت با سعادت امام محمد تقی«علیهالسلام» و همچنین هفتهی جهانی گرامیداشت مساجد را تبریک عرض میکنم در هفتهی دولت هستیم یاد و خاطره فرزندان مساجد شهید رجایی و شهید باهنر را گرامی میداریم.
مساجد معتبرترین و ارزشمندترین پایگاه تبلیغ دین هستند. در سیره نبی مکرم اسلام، مسجد علاوه براین که مکانی است برای عبادت و ابراز بندگی در پیشگاه خداوند متعال، مرکزی است برای تجمع مسلمین و رفع مشکلات مسلمانان و تبیین ارزشهای اسلامی و تربیت مجاهدان و مبارزان راه حق و در واقع مرکز و پایگاه دعوت به حق و دفاع از حق است.
بنابراین طبق آیه شریفهای که قرائت کردم، تنها کسانی اجازه دارند و حق دارند که به عمارت و عمران و آبادانی مساجد اقدام بکنند که مؤمن به خدا و روز قیامت باشند و اقامه صلاة کنند، نماز به پا دارند و زکات بدهند و از هیچ کس جز خدا نترسند، در انتها، آیه میفرماید: «فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین» این افراد امیدوار باشند که از هدایتیافتگان هستند.
پس عمران و آبادانی مساجد با توجه به مطالبی که عرض کردم، فقط عمران و آبادانی مادی و فیزیکی نیست، آبادانی فرهنگی و معنوی هم، جزو این عمران و آبادانی به حساب میآید. بنابراین همه کسانی که به نحوی از انحاء، متصدی امری از امور مساجد هستند، همه متولیان، بانیان و ادارهکنندگان، خدمتگزاران و مسؤولین فرهنگی از آبادکنندگان مساجد هستند که قشر عظیم زنان هم جزو آبادکنندگان مساجد خدا هستند.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی میدان وسیعی برای حضور زنان در همه عرصههای علمی، آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی گشوده شد زنان و به خوبی در همه صحنهها حاضر شدند و حضور با کیفیت در همه عرصهها داشتهاند، جایگاه ارزشی که برای زنان در جامعه خودمان مشاهده میکنیم و این حضور با کیفیت بالا، ریشه در تفکّر و نگرش اسلام نسبت به زن مسلمان دارد.
در طول تاریخ بشر، در مقاطعی از تاریخ، خداوند متعال عملاً سنتهای غلط و رسومات جاهلی را تصحیح فرمودهاند؛ یکی از آن موارد، ولادت حضرت مریم فرزند حضرت عمران است، حضرت عمران یکی از شخصیتهای برجسته بنیاسرائیل است که صاحب فرزند نمیشدند. از خدا میخواهند که فرزندی به آنها عطا کند، خداوند خواسته او را اجابت میکند، مادر حضرت مریم در زمان بارداری نذر میکند که فرزندش را خادم بیتالمقدس یعنی خانه خدا بکند، در آن زمان دختران اجازه نداشتند خادم خانه خدا شوند و حتی اجازه نداشتند که وارد بیتالمقدس شوند و نماز به جا بیاورند، خداوند متعال در این شرایط دختری به حضرت عمران عطا میکند که این دختر میشود خادم خانه خدا، یعنی خداوند عملاً این سنت غلط را تصحیح میکند و میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَی نِسَاءِ الْعَالَمِینَ (42)»(1)و خداوند میفرماید که: «مریم بدرستی که خداوند ترا برگزید و پاک گرداند و بر همه زنان عالم برتری داد» که البته حضرت مریم بدون اختیار همسر دارای فرزندی شد که آن فرزند، پیامبر اولوالعزم حضرت عیسی«علیهالسلام» بود.
در مورد ولادت حضرت زهرا«علیهاالسلام» هم همینطور است. در جامعه جاهلی آن زمان تصور مردم براین بود که تنها پسران ادامه دهنده راه پدران هستند و فقط برای پسران ارزش قائل بودند و فرزندان دختران خود را فرزند خود نمیدانستند. وقتی که
1) . ای مریم خداوند تو را برگزیده و پاک ساخته و تو را برزنان جهان برتری داده است؛ آل عمران، آیه 42.
فرزندان ذکور حضرت رسول اکرم«صلیاللهعلیهوآله» یکی بعد از دیگری از دنیا میرفتند، دشمنان اسلام خوشحال میشدند و تصور میکردند که دیگر پیامبر پشتیبانی ندارد و دینش نگهبانی ندارد و بعد از این که پیامبر از دنیا رفت، دین پیامبر هم بدون نگهبان و پشتیبان خواهد ماند و تداوم پیدا نخواهد کرد. رسول اکرم«صلیاللهعلیهوآله»آخرین پیامبر است و بنا نیست که دیگر بعد از او پیامبر دیگری مبعوث شود؛ ولی باید هدایت بشر ادامه پیدا بکند، مشیت خداوند متعال براین تعلّق میگیرد که دختری به پیامبر عطا بکند و به رسول اکرم میفرماید که ما به تو کوثر را عطا کردیم بهخاطر این عطایی که به تو کردیم، نماز بخوان و شتر قربانی کن و دشمنان تو، ابتر هستند. یعنی نسل نبوّت از دامن حضرت زهرا«علیهاالسلام» تداوم پیدا میکند. هدایت بشر از دامن حضرت زهرا«علیهاالسلام»ادامه پیدا میکند. این ارزشی است که اسلام برای زن قائل است.
متأسفانه امروزه در دنیای غرب، نظریهپردازان فمنیستی، این نقش را حذف کردهاند. نقش مادری و همسری را حذف کردند و شأن زن را در حدّ یک ابزار تنزّل دادهاند. در حال حاضر برای جهانیسازی، سه محور اساسی راهبردی را در نظر دارند؛ اقتصاد باز، دمکراسی و زنان! در واقع از زن بهعنوان ابزار برای رسیدن به اهداف نامشروع خود استفاده میکنند و فقط به بُعد اجتماعی اشتغال و مدیریتی و سیاسی زنان توجه دارند، در صورتی که در نگرش اسلامی، مقام همسری و مقام مادری، مهمترین و اولیهترین نقش و وظیفه زن است نقش زنان ما، در پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن نقشی اساسی و برجسته بوده است. سخنانی که بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی قدسسره در رابطه با زنان فرمودهاند، بسیار مسؤولیتآور است و رسالت زنان را بسیار سنگین میکند. نگرش امام خمینی قدسسره نشأت گرفته از مکتب وحی است. حضرت امام قدسسرهمیفرمایند: «قرآن انسانساز است»، «زنان نیز انسان ساز»، «از دامن زن مرد به معراج میرود»، «اولین مدرسهای که انسان دارد، دامن مادر
است»، «زن منشأ خیرات است»، «زنان، مردان شجاع را در دامن خود پرورش میدهند»، در عین حال میفرمایند: «زنان باید در همه امور دخالت کنند و مشارکت داشته باشند».
مقام معظم رهبری هم به همین مضامین مطالبی فرمودهاند که: «سعادت جامعه به سعادت زنان آن جامعه، بستگی دارد». بنابراین، این نقش مهمترین نقش است. ولی در همینجا محدود نمیشود؛ حضور با کیفیت زنان در انقلاب، جایگاه و نقشی که زنان ما، در جنگ هشت ساله داشتند، بر هیچ کس پوشیده نیست. در جنگ هشت ساله علاوه براین که فرزندان خود را تشویق میکردند برای حضور در جبهههای جنگ، آنها را بدرقه میکردند، در عین حال هم صبر میکردند و تحمل میکردند، بار زندگی را به دوش میکشیدند، وقتی هم که فرزندانشان شهید میشد، با صبر و تحمل بالا میگفتند: امانتی بود که در راه خدا دادیم! این زن مسلمانی است که در مسجد تربیت میشود. زن مسلمانی که تربیت شده مکتب اسلام است، اینگونه زنی است که در خانه فرزندانی شجاع تربیت میکند، در مسجد حضور دارد، در مدرسه، در دانشگاه و در همه عرصههای فرهنگی، علمی و سیاسی حضور دارد؛ حضوری پررنگ و فعال. این زنی است که مدنظر اسلام است. بنابراین در حال حاضر هم که میبینیم زنان ما در زمینه علمی، خیزش علمی داشتهاند. ما خیزش علمی را به زنان تبریک میگوییم. مقام معظم رهبری فرمودند که خانمها در زمینه علمی رقابت داشته باشند. در تمام مدارج بالای تخصصی و علمی، زنان از کمیت قابل ملاحظهای برخوردارند. در سایر عرصهها هم همینطور.
خانمهایی که ما امروز در خدمتشان هستیم، عزیزان ما در مساجد، در زمینههای مختلف فعالند، معاونت امور زنان با برنامههایی که پیشبینی کرده، سعی کرده که خلایی در فعالیتها وجود نداشته باشد. برای همه سنین فکر شده است. با توجه به مقتضیات
خاص هر سن، برای کودکان زیر دبستان، کلاسهای مهد قرآن، برای کودکان ابتدایی، نوجوانان، خانمهای بزرگسال، برای همه برنامهریزی شده و برنامهها در مساجد اجرا میشوند و خانمهایی که تشریف دارند، عدهای مربیان قرآن هستند که به تدریس قرآن کریم در سطوح مختلف مهد، روخوانی، روانخوانی، تجوید، صوت و لحن و مفاهیم مشغول هستند. تعدادی از حاضرین، خانمهای مبلّغه هستند که دروس حوزوی خواندهاند و در حال حاضر، برای بیان احکام و تفسیر قرآن کریم و سخنرانی به مناسبتهای مختلف به مساجد اعزام میشوند، تعدادی از خانمها، مسؤولین شوراهای فرهنگی مساجد هستند و مسؤولیت اجرائی فعالیتهای خواهران را به عهده دارند. تعدادی از خواهران، عزیزان جوان هستند که مسؤولین شورای جوانان مساجد هستند که ساماندهی و سازماندهی فعالیت جوانان در مساجد را بهعهده دارند. الحمدللّه همه موفقاند و همه با خلوص کار میکنند. در حالی که اصلاً در مساجد، برای فعالیت خواهران، امکاناتی وجود ندارد؛ یعنی خواهران ما در مساجد، با کمترین امکانات، بزرگترین کارها را انجام دادهاند. حتی در بسیاری از مساجد، مکان مناسب برای فعالیت خواهران وجود ندارد. اما آنقدر، کار چشمگیر است که اثرات آن کاملاً مشخص و عیان است و در عین بیامکاناتی، خانمها توانستهاند فعالیتهای شایسته و قابل توجهی داشته باشند. هرچند که نه بیان قادر به مطرح کردن است و نه هیچ قلمی میتواند به نوشته درآورد، نه هیچ دوربینی میتواند به تصویر بکشد، زحماتی که خانمها در مساجد میکشند، نشانگر این است که زنی که تربیت بشود، در همه زمینهها موفق است. مکان این تربیت هم مساجد است. بار زیادی از انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ایران بر دوش زنان بوده است. اما این زنان تربیت شده هستند که موفق هستند والحمداللّه از خانوادههای سالم و پایداری هم برخوردارند. فرزندانشان هم اکثرا در مدارج بالای علمی تحصیل میکنند. رتبههای خوب دانشگاه را آوردهاند. در مدارس از برترینها هستند که این موفقیت یک خانم را در همه صحنهها نشان میدهد و خانمی که در مسجد
با خلوص و برای رضایت خدا میکند، برکتش هم به خانوادهاش برمیگردد ما اگر بخواهیم که خانوادهای سالم و پایدار داشته باشیم و جامعه، جامعه سالم و پایداری باشد که زیربنای جامعه، خانواده است، باید زنانمان در مساجد تربیت شوند.
حضرت آیتاللّه مکارم شیرازی در یکی از بیاناتشان فرمودهاند که: «واجب است که زنان به مساجد بیایند. اجازه همسر هم نمیخواهد، بیایند با دینشان آشنا شوند. با احکام اسلامی آشنا شوند». الحمدللّه شما در این زمینه موفق هستید و انشاءاللّه خواهید بود، هفته جهانی مساجد هم زمینه و آغازی است برای فعالیت بیشتر همه کارگزاران و فعالان مساجد و امیدواریم همانطور که مساجد پایگاه حکومت حضرت رسول اکرم«صلیاللهعلیهوآله» و پایگاه انقلاب اسلامی ما بود، با وحدت مسلمین و ارتباط منظم و مستمر بین مسلمانان در سراسر جهان پایگاه حکومت حضرت مهدی «عج» باشد و حتما خواهد بود؛ حضرت مهدی «عج» از مسجدالحرام قیام میکنند. در مسجدالحرام ظهور میکنند که خداوند میفرماید: «ان اول بیت وضع للناس...»اولین خانهای که خداوند برای مردم قرار داد. بقیه خانهها همین مساجد هستند. پس پایگاه حکومت حضرت مهدی «عج» هم مساجد در سراسر جهان است و ما امیدواریم که هفته جهانی گرامیداشت مساجد که دومین سال است آن را برگزار میکنیم، انشاءاللّه آغازی باشد برای ارتباط سراسری همه مسلمانان جهان، با یک تشکیلات زنجیرهای و یک شبکه ارتباطی منسجم بتوانیم انشاءاللّه حکومت حضرت مهدی «عج» را پایهریزی کنیم، چرا که حدیثی است از امیرالمؤمنین«علیهالسلام»که میفرمایند: «در مسجد نشستن بهتر است از در بهشت نشستن. برای این که در مسجد برای خدا مینشینیم و در بهشت برای نفس خودمان مینشینیم». اما این نشستی است که ایجاد حرکت بکند و نشستنی که ایستادگی در برابر همه طواغیت و زورگویان عالم بکند اگر اینگونه مساجدی داشته باشیم (که در ایران داریم و باید فعالیتها از این گستردهتر شود و همه مساجد اینگونه مساجدی
بشوند). مشکل مسلمانان جهان از طریق خود مردم مسلمان حل خواهد شد. من مجددا تشکر میکنم از حضور با کیفیت شما در این جمع و از ریاست محترم مرکز که عنایت خاصی به فعالیت زنان در مساجد دارند، و برای اعتلای اسلام و احیای مساجد تلاش میکنند تشکر میکنم. انشاءاللّه همه ما به عنوان خدمتگزاران مساجد بتوانیم به نقش اصلی خودمان بپردازیم که ویژگیهای یک خدمتگزار در مسجد این است که اولاً چشمداشتی مادی نداشته باشد به کارش علاقه داشته باشد و هماهنگ با مدیران و مسؤولین مسجد، بهخصوص امام جماعت که مدیر مسجد است، باشند. فردی مسجدی، با خلوص و متدین باشد. مشهور به تدیّن و تعهد باشد که الحمدللّه خانمهای ما همینطور هستند و آرزوی توفیقات بیش از پیش برای همه عزیزان دارم. با عذر خواهی از تصدیع، همه شما را به خدا میسپارم.
والسلام علیکم و رحمهاللّه و برکاته
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی چکیده 1 ـ لزوم پیشگامی متولیان مساجد در اجرای اوامر الهی و اخلاص و پرهیز از نکات منفی با عنایت به شاخصههای ذکر شده در آیه مربوط به مسجد ضرار.
2 ـ توجه به جایگاه والای مسجد در صدر اسلام و کارکردهای مختلف آن و لزوم بازگشت به آن.
3 ـ مساجد باید مرکز اشاعه فرهنگ فاطمی و تحکیم کننده خانواده و کانون مقابله با تهاجم فرهنگی باشند.
4 ـ لزوم همکاری مجلس و مسؤولین محترم از خدمتگزاران مسجد برای انجام مسؤولیتهای خود و آمادگی مجلس برای همکاری.
الحمداللّه رب العالمین و صلیاللّه علی سیدنا محمّد نبیه و آله: «إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَی الزَّکَاةَ وَلَمْ یَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَی أُولَئِکَ أَنْ یَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِینَ (18)».(1) ضمن عرض سلام به پیشگاه ولی عصر عجل اللّه تعالی فرجه الشریف، روح مبارک امام قدسسره، شهدای گرانقدر اسلام به پیشگاه مقام معظم رهبری و تمامی
1) . مساجد خدا را تنها کسانی آباد میکنند که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده ونماز بر پا داشته و زکات داده و جز از خدا نترسیدهاند؛ توبه، آیه 18 .
بزرگوارانی که شرف حضور در محضرشان را پیدا کردم، اساتید گرانقدر بحمداللّه از صبح مطالبی که می بایست گفته بشود. گفته شد و همه به فیض کامل که رسیدیم و استفاده کردیم، از محضر بزرگواران، بنده خیلی مُصّدع اوقات نخواهم شد، فقط به عنوان کسی که به شرف خدمتگزاری ملت در مجلس شورای اسلامی نائل شدم، در جمع خواهران گرانقدری که سنگربانان اسلام هستند و در محضر اساتید بزرگوار شرکت کردم.
در آیه شریفهای که تلاوت شد، مطالبی نهفته است که خواهر عزیزمان به آن اشاره کردند، من به جنبههای دیگری میخواهم، اشاره کنم و برداشت دیگری دارم، یعنی اولاً ببینیم کسانی که میخواهند حافظ مساجد باشند، متولیان امور مساجد باشند، چه کسانی باید باشند؟ آیا هر کسی به این مقام والا میتواند دست پیدا کند یا باید ویژگیهایی داشته باشد؟ این آیه شریفه می فرماید: کسی که می خواهد عهدهدار این مقام والا باشد، کسی که میخواهد پاسدار و نگهبان خانه خدا باشد، باید رنگ خدایی داشته باشد، باید کسی باشد که خود در اجرای احکام الهی پیشتاز باشد یعنی در واقع، مصداق فرمایش معصومین«علیهمالسلام» باشد که «کونوا دعاة النّاس بغیر السنتکم»؛ کسی که ایمان به خدا دارد، کسی که اقامه نماز میکند، به قیامت عقیده دارد، خود او در مورد امور مالی، بویژه زکات به هر حال پیشگام است و تنها از خدا میترسد، چنین کسی که این شرایط را داشته باشد، باید امید داشته باشد که خداوند دست او را بگیرد و هدایت کند و به آنجایی برساند که انشاءاللّه او هم بتواند هدایتگر باشد.
در آیات دیگر میبینیم که حتی در ساخت مسجد، باید نیت خالص باشد، «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَی التَّقْوَی مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِیهِ فِیهِ رِجَالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرِینَ (108)»(1)، یعنی توکه پیامبر هستی با این مقام بالایی که داری،
1) . مسجدی که از روز نخستین بر پایه تقوا بنا شده سزاوارتر است که در آن به نماز ایستی و در آن مردانیاند که دوست دارند خود را پاک سازند و خدا کسانی را که خواهان پاکیاند دوست میدارد؛ توبه، آیه 108 .
در هر مسجد نباید وارد شوی و نباید در آنجا اقامه نماز داشته باشی در ساخت مسجد نیّت باید لحاظ شود؛ مسجدی که براساس تقوی ساخته شده باشد، آنجا صلاحیت این را دارد که انسان در آنجا حاضر شود، چرا؟ چون در اینگونه مساجد است که حاضران در آن، همه نیّت الهی دارند، کسانی هستند که رجالٌ یُحبّون اَن یتطهروا، کسانی که با نیت پاک شدن در آن حاضر میشوند، افراد شرکتکننده در این مساجد، هم با اخلاص آمدهاند. خوب در مقابل این یعنی در قبل از این آیه که در سوره مبارکه توبه آمده، ویژگی مساجدی که از جنبههای منفی برخور دارند، لحاظ شده است؛ مسجد ضرار بهترین نمونه «وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَکُفْرًا وَتَفْرِیقًا بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ (1)که خداوند آن ویژگیها را میفرماید؛ این مسجد میشود، مسجد ضرار، مسجدی که با نیت زیان زدن و آسیب رسانیدن به اسلام بنا شده یعنی نیت، نیت صحیحی در بنای مسجد نبوده، مسجدی بوده که در مقابل مسجد نبی، میخواسته ساخته شود، در مقابل مسجدی که پایگاه مسلمین بود، این مسجد صلاحیت ندارد که مسجد باشد، اگرچه که به اسم خانه خدا باشد، این مسجد، مسجدی است که سنگری و پناهگاهی شده برای کسانی که به جنگ با خدا و رسول برخاستند، این مسجد باعث اشاعه مطالبی است که به سود کفر است چنین مسجدی صلاحیت برپا بودن را ندارد و باید خراب شود که پیامبر فرمان دادند به امر خداوند که این مسجد باید از بین برود و سوزانیده بشود؛ این هست که ما امروز می بینیم کسانی که می خواهند متولی مسجد باشند، خواهران عزیز، بزرگوارانی که در خدمتشان هستم، بحمداللّه همه این ویژگی را دارند و به وظایف خود آگاه هستند و جای تذکّر نیست که واقعا باید همین طور باشد یعنی با هوشیاری، مساجدی داشته باشیم که تا حدودی هم همین است و انشاءاللّه باید
1) . آنهایی که مسجدی اختیار کردند که مایه زیان و کفر و پراکندگی میان مؤمنان است و نیز کمینگاهی است برای کسی که قبلاً با خدا و پیامبر او به جنگ برخاسته بود و سخت سوگند یاد میکنند که جز نیکی قصدی نداشتیم ولی خدا گواهی میدهد که آنان قطعا دروغگو هستند؛ توبه، آیه 107 .
ما در همان محدوده امکاناتی که میتوانیم داشته باشیم، حمایتی کنیم در مجلس شورای اسلامی، کمک کنیم که انشاءاللّه مشکلات مساجد رفع شود و به آن مرحله و جایگاهی که باید برسد.
جایگاهی که مساجد در صدر اسلام داشتند، یعنی کعبه آمال مردم بودند، پناهگاه مردم بودند، مکان اعزام رزمندگان اسلام بودند، مکان برآوردن حاجات محتاجان، نیازمندان و فقرا بودند، مکان آموزش و تعلیم و تعلم بودند، مکان حفظ قرآن و فراگیری آیات الهی بودند، ما میبینیم مساجد بسیاری در صدر اسلام هست که این مساجد جایی بودند که در جای جای آن، افراد زیادی، گروه گروه نشسته بودند به حفظ قرآن و به فراگیری احکام الهی میپرداختند. مساجد جای تعلیم و تعلم بود، مساجد جایِ دادن وام به فقرا و نیازمندان بود، مساجد جای قضاوت بود، حتی بهترین محل برای اجتماع مردم بود، هر زمان که مشکلی پیش میآمد، مردم همه با یک فراخوان خیلی عادی و ساده جمع میشدند و در آنجا میبینیم زهرا«علیهاالسلام» زیباترین، بلیغترین، آموزندهترین خطبهای که بیان شده از ایشان و نقل شده در مسجد بیان میکنند در مسجد است که ایشان حاضر میشوند در جمع تمام کسانی که بودند، کسانی که دست یاری از مقام ولایت و جانشینی پیامبر اکرم کشیده بودند، کنار کسانی که حاضر نشدند از مقام ولایت حمایت کنند، زهرا«علیهاالسلام» در بین اینها حاضر میشوند، ایشان یک زن هستند، ولی نقش خودشان را خوب شناختهاند، میدانند اینجا جایی هست که هرچند تمام مردان عاجز ماندند ولی ایشان که یک زن هستند باید آن وظیفهی خود را ایفا کنند، زهرا«علیهاالسلام»با آن همه آسیبهای روحی و جسمی که بر ایشان وارد شده بود؛ فقدان پیامبر، بیمهری مردم و در خطر قرار گرفتن ولایت، با همه این مشکلات، شجاعانه در مسجد حاضر میشوند و آن خطبه زیبا را بیان میکنند، خطبهای که باید سرمشق ما باشد، خطبهای که باید جزو سرفصلهای اصلی دروس دانشگاهی ما باشد و در جای دیگری حضرت زینب«علیهاالسلام» را میبینیم که در مسجد خطبهای دارند، سخنانی و در زمانهای دیگر هم همین طور، در زمان صادقین«علیهماالسلام» مساجد از دانشگاههای ما پربارتر بود،
یعنی اگر کسی چه مسلمان و چه غیرمسلمان از جای جای این کره خاکی خدمت امام میرسید و در محضر حضرت حاضر میشدند و از ایشان میخواستند که مثلاً از ملحدین، بودند میخواستند که به هر حال آنها را قانع کنند، آنها را میفرستادند، خدمت شاگردانشان، مردم دیگری که بودند میفرستادند، خدمت شاگردانشان اگر مسئله کلامی داشتند نزد یکی از شاگردان، یعنی مسجدها پاسخگو بودند، هر کسی میتوانست خواستهی خودش را درمساجد برطرف بکند و آن را بدست آورد، الان هم مساجد باید همین طور باشد؛ یعنی در واقع مساجد باید نیاز سنجی کنند، نیاز جامعه ما چی هست؟ مخصوصا خانمهای ما چون ما میدانیم نقش آنها در هدایتگری یک جامعه خیلی مهم است.
الان جامعه ما، جوانان ما، از یک بحران هویت رنج میبرند، یعنی تبلیغاتی که از یک طرف میشود امکاناتی در اختیار آنها هست ولی ازطرف دیگر ما تقریبا آن طور که باید و شاید به آنها چیزی ندادیم، مساجد باید جایی باشد که این جوان هر چقدر که از طرف بیگانگان، تحت القائاتی قرار گرفت از طریق رسانهها، تحت القائات باطل قرار گرفت در مساجد سئوالات خودش را بتواند جواب بگیرد، شبهاتش بتواند در مساجد برطرف شود. الان در بعضی مساجد این کارها انجام میگیرد، ولی واقعا باید طوری باشد که این جوان به عنوان یک پناهگاه از آسیب دشمنان بتواند فرار کند و به مساجد پناه ببرد، تمام شبهاتش در آنجا باید مطرح شود و حل بشود جواب بگیرد، همانطور که در زمان اهلبیت«علیهمالسلام» بود، ما می بینیم که مساجد، کلاسهایی دارند بحمداللّه از نمایشگاهی که در اینجا برگزار شده بود، به همت خواهران عزیز، نمایشگاه خیلی خوبی بود و دیدن کردیم و واقعا خوب بود، ولی جای دارد که هم ما حمایت بیشتری بتوانیم انشاءاللّه بکنیم، موانع را از سر راه مساجد برداریم و متولیان مساجد و هم بزرگواران دقت بیشتری داشته باشند، ببینید در فرهنگ ما حالا ما همه آمدیم برای رفع مشکلات، در فرهنگ جامعه ما طوری شده که اگر مشکلی از مشکلات خانمها حل میشود، فرض بفرمایید مشکل مهریه حل میشود به نحوی، که بتوانند آنها به مهریه خودشان برسند ولی چون
فرهنگسازی نشده، همین ابزاری میشود برای از هم پاشیدن خانوادهها، به نظر بنده یکی از بهترین مکانهایی که میتواند فرهنگسازی کند، یعنی به خانم بفهماند که شما اصلاً اگر مهریه برای شما قرار داده شده برای چیست؟ آیا برای این است رقابت با دیگران و اطرافیان کنید؟ آیا برای این است که به دیگران بگویید: به هر حال من خواهان گرفتن نیستم؟ فقط خواهان این عنوان هستم و جایی برای چشم و هم چشمی باشد یا اینکه این مهریه وسیلهای بشود که شما به اجرا بگذارید و همان روزهای اوّل زندگی، باعث فروپاشی این زندگیها بشود که ما در بازدیدی که از دادگاههایی داشتیم که در مورد خانواده بود، مشکلات آنها را که چه است، با آنها صحبت میکردیم، یا پروندههای آنها را که بررسی میکردیم، میدیدیم که متأسفانه خانمهای ما در خیلی از موارد، رشد کردند از برکت جمهوری اسلامی، ولی هنوز نسبت به حقوق خودشان و مسؤولیتهای خودشان آن آگاهی کامل را ندارند و من در همین جا خواهش دارم از خانمهای عزیزی که در خدمتشان هستیم، بزرگوارانی که این شرافت را خداوند نصیبشان کرده که توانستند بحمداللّه این مسؤولیت مهم را به عهده بگیرند، و در این راه هم موفق بودند این کار عظیم را هم بر عهده بگیرند، یعنی واقعا مساجد برای خانمها، اقلاً پایگاهی برای ترویج فرهنگ فاطمی باشد در مساجد، کلاسهایی برگزار میشود، حالا کلاسهای که برای پر کردن اوقات فراغت است یا کلاسهای دیگری که هست کلاسهای آموزش پیش از ازدواج، خانم بداند که اگر او ازدواج میکند، فاطمه الزهرا«علیهاالسلام» با چه شرایطی ازدواج کردند و این خانم کجا هست؟ و همه آرزو دارند که الگوی آنها حضرت فاطمه«علیهاالسلام»باشد ولی آیا در عمل هم همین کار را میکنند؟ آیا عمل ما عمل فاطمی است؟ مورد رضایت حضرت است؟ مورد رضایت فرزندش هست؟ فکر نمیکنم خیلی وقتها چنین چیزی باشد و این بیشتر نشأت میگیرد از اینکه ما آگاهی کامل را از زندگی اهلبیت«علیهمالسلام»نداریم، خیلی نمیدانیم که آنها چه کار میکردند و در ریز زندگی آنها وارد نشدیم و اگر هم وارد شدیم، فقط فکر کردیم آن مطالبی که میدانیم فقط فکر کردیم برای تاریخ هست، در حالی که الگو باید در مقابل ما
باشد در پیش روی ما باشد و ما باید هر گامی که برمیداریم، خودمان را با آنها بسنجیم، ببینیم که چقدر فاصله داریم و سعی کنیم فاصلهها کم بشود، ازدواجهای ساده باید از مساجد فرهنگسازی بشود، بزرگترها باید بالاخره امکاناتی را فراهم کنند که جوانان ما بتوانند راحتر ازدواج کنند، یک مقدار به قدیم برگردیم، نمیخواهیم بگوییم خیلی قدیمی بشویم ولی یک مقدار سعه صدر پیدا کنیم بزرگترها، جوانان را در کنار خودشان بپذیرند، جوانان ما فرهنگی پیدا کنند که بدانند آنطور استقلالی که باعث نابودی آنهاست، طالب آن نباشند، ما هر روز با مشکلات زیادی از طرف خانوادهها روبرو هستیم، بسیاری از خانوادهها به خاطر مشکلات اقتصادی، در حال از هم پاشیدن هستند، هر هفته در ملاقات مردمی در مجلس، اشکهای زیادی میبینیم و احساس میکنیم که اگر فرهنگ ما اصلاح شود، بسیاری از مشکلات ما حل میشود، اگر ما آموزش قبل از ازدواج داشته باشیم، آموزشی که خانم بداند چه مسؤولیتهایی دارد، الان در قبال همسر، در قبال این زندگی جدید، که میخواهد شروع کند، او چه وظایفی را دارد؟ در برابر جامعه خود چه وظایفی دارد؟ در برابر خداوند چه وظایفی دارد؟ از طرف دیگر چه قوانینی برای او هست؟ چه حقوقی به او داده شده؟ اگر حقی به عنوان مهریه به او داده شده، در گرفتن آن به چه قیمتی آن را بگیرد؟ پسران ما بدانند، وقتی می خواهند ازدواج بکنند، جوانهای ما بدانند که مهریه باید پرداخت شود و این را واقعا باید بدانند؛ این فرهنگسازی شود، ما میدانیم که در اسلام برای تمام لحظات زندگی یک فرد برنامهریزی شده است، پس چه بهتر که جوانهای ما در کلاسهای اوقات فراغتی که در مساجد گذاشته میشود، در کنار کلاسهای هنری، کلاسهای علمی و کلاسهای دیگر، کلاسهای آشنایی با فرهنگ و معارف اسلامی داشته باشند، این که یک وظیفه مادر چه هست؟ قبل از ازدواج و بعد از ازدواج و اینکه آنها بدانند مادری یک وظیفهای است که اگر بتوانند آنطور که خدا میخواهد و آنطور که زهرا«علیهاالسلام»به آن اهتمام داشتند، با افتخار بپذیرند این دوران را و به پایان برسانند،
آنها کسانی هستند که اصلاً گناهان آنها تماما آمرزیده شده است.
وقتی دختر جوان ما اینها را دید دیگر تحت تأثیر تبلیغاتی فمینیستی که در جامعه اسلامی ما متأسفانه کم هم مطرح نمیشود و کلاسهایی با عناوین مختلف در راه گسترش این فرهنگ فمینستی و دفاع از حقوق در واقع ناعادلانه خانمها هم کم برگزار نمیشود، تحت تأثیر اینها قرار نمیگیرد، فیلمساز جوان ما دیگر نمیآید کاری کند که در فیلمی که میگذارد، نقش زن ایرانی نقش کسی باشد که فقط یک زن پرخاشگر است و کسی است که اگر به او فرصتی داده بشود، حقوق همه را زیر پا میگذارد، نه میداند کجا باید برود، به هر حال اگر این کارها انجام گیرد، در واقع در رأس تعلیماتی که در مساجد ما هست، گسترش فرهنگ اهلبیت«علیهمالسلام» و انجام و برگزاری کلاسها اخلاق اسلامی، اخلاق عملی اینها باشد.
جامعه ما با این حال که جامعه پیشرفته و اسلامی است در بعضی موارد خلأهای زیادی در این مورد احساس میشود و جایی باشد برای گسترش کلام اهل بیت، ترویج کلام اهلبیت و از سوی دیگر مسجد ما مرکزی باشد برای سنجیدن و لیست کردن نیازهای مردم و تلاش برای رفع این نیازها، البته ما هم در کمیسیون فرهنگی به عنوان کسانی که به هر حال امور مساجد به نحوی بر عهده ما هست و بعضی از رفع مشکلات آنها درپی آن هستیم که انشاءاللّه تلاش کنیم و مطرح شده، همین مطالب که برای امام جماعات یک جایگاه ویژهای مطرح بشود، برای آقایی که خدمتگزار مسجد است، خدمتگزار مسجد، کم مقامی نیست؛ مقامی است که مادر مریم وقتی که در ابتدای بارداری است، نیت میکند که خداوند اگر فرزندی به او عطا کرد، او را خدمتگزار مسجد بگذارند این خدمتگزاران مسجد، هم باید بالاخره آن منافع آنها مورد حمایت باشد از طرف ما، کسانی که در مساجد زحمت میکشند، بهر حال وظیفه ماست که تا آنجایی که میتوانیم در رفع نقایصی که اگر در قانون هست، کوتاهیهایی که هست یا مشکلاتی که
هست، بکوشیم تا آن طوری که باید از این مراکز و از این سنگرهای انقلاب، حمایت بکنیم و خواهان این هستیم.
ان شاءاللّه مسؤولین محترم، بزرگواران، بیشتر با ما در ارتباط باشند، مشکلات را تا حدود زیادی درک میکنیم ولی بیشتر بیان بفرمایند و ما هم تلاش میکنیم که انشاءاللّه برطرف کنیم و همه دست به دست بدهیم، مساجد را ببریم به آن جایگاه والایی که باید داشته باشند که بحمداللّه تا آنجا فکر نمیکنم راه زیادی مانده باشد، جایی برای پاسخگویی به مشکلات مردم و پاسخگویی به شبهات جوانان ما و جایی برای رفع نیازها جامعه و سنجش نیازها. انشاءاللّه که خداوند این توفیق را بدهد تا این مساجد پایگاهایی باشند، زمینهسازان ظهور حضرت مهدی «عج» و حامیان ولایت در قبل از ظهور ایشان.
والسلام علیکم و رحمهاللّه وبرکاته
بسماللّه الرحمن الرحیم لازم به توضیح است که چون متن سخنرانی حجج اسلام آقایان تقوی، سعیدی و دعاگو بهصورت کامل در اختیار ما قرار نگرفت و در عین حال از نکات بسیار ارزشمندی برخوردار بود، چکیدهای از بیانات ایشان را آوردهایم.
رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه و عضو شورای سیاستگذاری مرکز رسیدگی به امور مساجد 1 ـ مساجد همواره مورد توجّه پیامبر، امامان معصوم و علمای جهان اسلام بوده است.
2 ـ دعوت به بندگی و عبادت خدا، تقویت تقوا، هدایت مردم، روشنگری مردم، ایجاد وحدت کلمه و افزایش مشارکتهای اجتماعی و سیاسی ملت از رسالتهای مساجد در نظام اسلامی است.
3 ـ تعلیم و تربیت اسلامی، مرکزیت شهر اسلامی، سیاستگذاری نظام اسلامی و ارتباط مردم با مسؤولان اسلامی ویژگیهای مهم مساجد میباشند.
4 ـ امام جماعت باید در همهی امور با برخورداری از تقوی، اخلاق نیک به مخاطبشناسی، نیازشناسی، زمانشناسی و مدیریت در اداره مسجد از مردم جلوتر باشد.
5 ـ سامان بخشیدن به وضع مساجد کشور، یک ضرورت اجتنابناپذیر است که این مهم در گرو مشخص شدن متولّی خاص است.
6 ـ رسیدگی به امور مساجد باید مردمی باشد و در این امر، دولت باید بهعنوان نظارت کننده مردم را یاری کند.
عضو شورای سیاستگذاری مرکز رسیدگی به امور مساجد 1 ـ ساماندهی امور مساجد، نیازمند کار مطالعاتی و ایجاد ساختار ویژهای است که مشکلات و چالشهای آن را شناسایی کرده و راهکار ارایه دهند.
2 ـ روشن شدن نقش و تعامل دولت و حاکمیت اسلامی در مساجد نیز یکی دیگر از مسائلی است که در بارهی آن باید به تعمق و بررسی پرداخت.
3 ـ پرهیز از دولتی شدن مساجد از یک سو و رفع مشکلات مالی و حمایت از مساجد از سوی دیگر باید در نظر گرفته شود.
4 ـ در حال حاضر 72% مساجد فاقد لوازم اولیه، 38% فاقد سرویس بهداشتی 64% فاقد آبدارخانه و 82% فاقد تجهیزات صوتی هستند.
5 ـ باید علاوه بر رفع آن مشکلات به فکر ایجاد تجهیزات جدید روز از جمله رایانه و اینترنت در مساجد نیز باشیم.
عضو شورای برنامهریزی مرکز رسیدگی به امور مساجد 1 ـ دشمنان میخواهند که نقش مساجد را کمرنگ کرده و دین را از زندگی مردم و نسل جوان دور میکنند.
2 ـ استکبار جهانی به خوبی میداند که مسجد به عنوان پایگاه دینی مانع دستیابی دشمنان به اهداف شومشان در غیر دینی کردن فضای جامعه اسلامی ایران هستند.
3 ـ رشد و شکوفایی هویت ملّی ما در گرو توجه ویژه به هویت دینی ما است که مسجد به عنوان یکی از سنگرهای مهم حفظ هویت دینی نقش برجستهای ایفا میکند.
4 ـ تکریم مساجد و احیای آنها در اداره روز آمد آن است.
5 ـ برای جذب جوانان به مسجد باید برنامههای جوانپسند داشت و با اجرای برنامههای متنوع علمی، آموزشی و تفریحی متناسب با روحیه جوانان حرکت کرد.
6 ـ نقش ائمه جماعات مساجد، در این مسیر مهم و راهبردی است.
7 ـ ائمه جمعه باید با برقراری ارتباط مطلوب و منطقی با شهروندان و به ویژه نسل جوان به تقویت جایگاه مساجد در کشور کمک کنند.
علی رضایی بیرجندی در طول برگزاری سلسله همایشها، نکات مختلفی از سوی شخصیتهای علمی سیاسی اجرایی و فرهیختگان حوزه و دانشگاه و شرکت کنندگان در مورد امور مختلف مساجد بویژه چالشهای موجود و راه حلهای توسعه و گسترش کارکردهای مساجد مطرح گردید که جمعبندی آنها در دو بخش تقدیم میگردد؛ امید است از سوی همگان و بویژه مسؤولین مورد توجه قرار گیرد:
الف. چالشهای موجود مساجد 1 ـ عدم تطابق کارکردهای فعلی مساجد با پیشینه تاریخی و فلسفهی وجودی آنها.
2 ـ عدم توجه قانونمند به این تشکل بزرگ اجتماعی در کشور و تعریف نشدن جایگاه آن در نظام.
3 ـ عدم وجود تحقیقات و پژوهشهای اساسی و بنیادین در ارتباط با نقش
و جایگاه مساجد و نیز عدم بررسی و شناخت مشکلات و چالشهای موجود در راه ساماندهی مساجد.
4 ـ عدم توجه دولت به نقش حرکت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مساجد در تصویب قوانین و لوایح و عدم تخصیص بودجه و اعتبار برای آنها.
5 ـ عدم سرمایهگذاری برای طبیعیترین و گستردهترین کانون سیاسی، اجتماعی کشور یعنی مساجد و صرف بودجههای هنگفت برای سرمایهگذاری در احزاب.
6 ـ بیتوجهی به نقش آموزشی مساجد و عدم استفادهی مناسب آموزشی از فضاهای موجود.
7 ـ ناهماهنگی وضع موجود مساجد با شرایط زمان و نیازهای انقلاب اسلامی.
8 ـ عدم وجود امکانات، آزادی عمل حمایت مسؤولان از ایجاد تغییرات بنیادین در به روز کردن کارکردهای مساجد.
9 ـ فعال نبودن مساجد در تمام ساعات روز به دلیل عدم وجود امکانات.
10 ـ بیتوجهی به نقش مساجد در تحقیق اهداف فرهنگی در سند چشمانداز بیست سالهی کشور با توجه به داشتن میلیونها عاشق.
11 ـ عدم توجه به نقش محوری مساجد، برای دستیابی به کمال پیشرفت و توسعه جامعه بشریت.
12 ـ عدم توجه به مصلحت نظام در جهت حفظ و نگهداری مساجد به بهترین شکل با توجه به نقش آنها در پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی در ایران و جهان بویژه در جنگ تحمیلی هشت سالهی ابرقدرتها علیه ایران.
13 ـ عدم توجه به جایگاه و فرصت آفرینیهای مساجد به عنوان مهمترین نماد دینی مسلمین و نشانهی حضور خداوند در زمین و بیتوجهی به این نکته که گستره مساجد در جغرافیای جهان برابر با گستره قلمرو اسلام است و سمبل عزّت و عظمت مسلمین و تجلیگاه هنر و ذوق اسلامی آنان است.
14 ـ بیتوجهی به نقش مساجد در معرفی و شناساندن اسلام و فرهنگ و تمدن اسلامی با عنایات به آن که مساجد آیینه تمام نمای حقیقت اسلاماند.
15 ـ ترویج اندیشه همانندی مسجد با کلیسا در کشورهای اسلامی و کپیبرداری از فرهنگ وارداتی غربی با توجه به نقش محدود کلیسا در آن کشورها بدون توجه به آن که مساجد مراکز شکلگیری انواع فعالیتهای فردی و جمعی و حضور و مشارکت مردمی هستند.
16 ـ تسلط دولتها بر مساجد به عنوان یکی از آفات تهدید کننده استقلال مساجد که موجب عدم حفظ اعتماد مردمی به این مکانهای مقدس میباشد.
17 ـ غفلت از ویژگی مساجد به عنوان مرکز تربیت اسلامی، مرکزیت شهر اسلامی و محل ارتباط مردم با مسؤولان اسلامی، کانونهای اصلی دعوت به بندگی و عبادت خدا، تقویت تقوی، هدایت مردم، روشنگری مردم، محل ایجاد وحدت کلمه و مکان مقدس افزایش مشارکتهای اجتماعی و سیاسی.
18 ـ غفلت نمودن از رعایت شؤون مساجد به عنوان کانونهای نور و معنویت در افزایش کارآمدی.
19 ـ عدم نگرش صحیح به مساجد به عنوان کانونهای گسترش و نشر دین و فرهنگ غنی اسلامی و پرورش جوانان و نوجوانان.
20 ـ عقبماندگی ایران در ساخت، تعمیر و تجهیز مساجد نسبت به سایر کشورهای اسلامی.
21 ـ اتکای کامل به مردم و عدم حمایت دولت در ساخت، تعمیر و تجهیز و نگهداری و اداره مساجد.
22 ـ فقدان مساجد در خور شأن در بسیاری از شهرها و روستاها.
23 ـ بیتوجهی به مسائل بهداشتی مساجد.
24 ـ بیتوجهی به زیبایی، نظافت و آراستگی مساجد.
25 ـ بیتوجهی به مساجد و متناسب نبودن آنها با شأن ملت ایران به عنوان ملتی شیعه و پیروان اهلبیت علیهمالسلام.
26 ـ دخالت نهادهای مختلف در مدیریت مساجد با عنایت به نبودن یک مدیریت منسجم و کارآمد برای مساجد در سطح کشور.
27 ـ بیتوجهی به برنامهریزی دشمنان در راستای محو و نابودی مساجد بهعنوان سنگرهای اسلام و عدم برنامهریزی برای مقابله با آنان در راستای حفظ و تقویت این سنگرها.
28 ـ بیتوجهی به هویت دینی و عدم مبارزه با عوامل زمینهساز تضعیف هویت ملی ایران از طریق مساجد.
29 ـ روزآمد نبودن برنامههای مساجد برای جذب جوانان و عدم اجرای برنامههای متنوع علمی، آموزشی، تفریحی متناسب با روحیه جوانان.
30 ـ بیتوجهی ائمه جمعه به برنامهریزی و ساماندهی مساجد شهر خود.
ب. راه حلهای توسعه و گسترش کارکردهای مساجد 1 ـ گسترش و افزایش کارکردهای مساجد با توجه به پیشینه تاریخی و فلسفه وجودی آنها در فرهنگ اسلامی و پیگیری سیره معصومین«علیهمالسلام»و برای انجام فعالیتهایی عبادی، سیاسی، اجتماعی، مشاوره و... در مساجد.
2 ـ توجه قانونمند به این تشکل سیاسی اجتماعی طبیعی موجود در سراسر کشور و برخوردار شدن آنها از حقوق اجتماعی.
3 ـ راهاندازی مرکز تحقیقاتی فعال در ارتباط با نقش و جایگاه مساجد و نیز بررسی و شناخت مشکلات و چالشهای موجود در راستای ساماندهی و بهبود وضعیت مساجد.
4 ـ توجه دولت به نقش سیاسی، اجتماعی، فرهنگی مساجد در تصویب قوانین
و لوایح و اختصاص بودجه و اعتبار برای آنها.
5 ـ سرمایهگذاری برای تشکّل سیاسی، اجتماعی مساجد به عنوان یک کانون سالم جهتبخش در مسائل سیاسی و اجتماعی.
6 ـ توجه به نقش آموزشی مساجد و استفادهی مناسب از فضاهای موجود و ایجاد فضاهای آموزشی، معنوی در کنار مساجد.
7 ـ هماهنگ ساختن وضع موجود مساجد با شرایط و زمان حاکمیت اسلام.
8 ـ تهیه امکانات، آزادی عمل و حمایت مسؤولین از ایجاد تغییرات اساسی در به روز کردن کارکردهای مساجد.
9 ـ فعال کردن مساجد در تمام ساعات روز به ویژه اقامهی نماز جماعت در سه وقت.
10 ـ توجه به نقش مساجد در تحقق اهداف فرهنگی در سند چشمانداز بیست ساله کشور.
11 ـ توجه به مصلحت نظام در جهت حفظ و نگهداری مساجد به بهترین شکل ممکن با توجه به نقش آنها در پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی در ایران و جهان.
12 ـ توجه همه جانبه به مساجد به عنوان نماد دینی مسلمانان و سمبل عزت و عظمت فرهنگ و تمدن اسلامی ـ ایرانی.
13 ـ توجه به مساجد به عنوان آیینهی تمام نمای اسلام و شناساندن معارف اسلام از طریق آن.
14 ـ تبلیغ در راستای محو اندیشه مسجد همانند کلیسا است و توجه به جایگاه سیاسی اجتماعی، آموزشی، علمی و معنوی مساجد در ساختار غیروارداتی نظام اسلامی و محو جنبههای مخالف با فرهنگ اسلامی در نظام فکری و حکومتی.
15 ـ توجه به مساجد به عنوان مراکز شکلگیری انواع فعالیتهای فردی و جمعی و بهترین جایگاه مشارکتهای مردمی.
16 ـ تسلط نیافتن دولتها و حکومتها بر مساجد و حفظ اعتماد عمومی و مردمی بودن مساجد.
17 ـ مرکزیت دادن به مساجد در ساخت و ساز شهرها و روستاها.
18 ـ رعایت شؤون مساجد به عنوان خانههای خدا در توسعه کشور و اجرای طرحهای افزایش کارآمدی مساجد.
19 ـ توجه به مساجد به عنوان کانونهای تعلیم و تربیت در نشر فرهنگ غنی اسلامی و پرورش جوانان و نوجوانان.
20 ـ جبران عقبماندگی ایران در ساخت و تعمیر و تجهیز مساجد نسبت به سایر کشورهای اسلامی.
21 ـ عدم اتکای کامل به مردم در ساخت و تعمیر و تجهیز و نگهداری مساجد و بهرهمندی از کمک و حمایتهای نظام اسلامی.
22 ـ ساخت و تعمیر مساجد روستایی به گونهای که در خور شأن آنان باشد.
23 ـ توجه به مسائل بهداشتی مساجد.
24 ـ توجه به زیبایی و آراستگی مساجد.
25 ـ رعایت شأن ملت ایران در ساخت، تعمیر و حفظ و نگهداری و مدیریت مساجد.
26 ـ عدم دخالت نهادهای مختلف در مدیریت مساجد و به رسمیت شناختن مدیریت واحد مرکز رسیدگی به امور مساجد در سراسر کشور.
27 ـ روزآمد کردن برنامههای مساجد در راستای جذب جوانان و نوجوانان.
بدون تردید کنکاش و تأمل پیرامون مسجد به عنوان موضوعی راهبردی در اهداف، سیاستگذاری و برنامهریزی کلان فرهنگی نظام جمهوری اسلامی یک ضرورت حیاتی است؛ بر این اساس شناختِ اهمیت، جایگاه، کارکردهای متنوع و مختلف، چالشها و راه حلهای برطرف ساختن مشکلات مساجد، یک فریضه دینی، سیاسی و اجتماعی دوران معاصر است.
به پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران و تصویب سازمان کنفرانس اسلامی روز 21 آگوست سالروز به آتش کشیدن مسجد الاقصی از سوی صهیونیسم که در کشور ما با سالگشت حمله رضا شاه به مسجد گوهرشاد نیز مصادف میباشد، به عنوان روز آغازین هفته بزرگداشت جهانی مساجد مقرر شده است.
این نامگزاری، تکریم و بزرگداشت، اُمت اسلامی را به اهمیت و جایگاه والا و کارکردهای بیبدیل مسجد در صدر اسلام متوجه ساخته، لزوم احیای مجدد این مراکز نور و نیایش را خاطرنشان میسازد.
مرکز رسیدگی به امور مساجد، برای دومین سال، سلسله همایشهای هفته جهانی مساجد را در مصلای بزرگ تهران برگزار نمود.
این همایشها با سخنرانی برخی از فرهیختگان و ارایه تعدادی از مقالات برگزیده ادامه یافت و در پایان قطعنامه همایش قرائت گردید.
ستاد هفته جهانی گرامیداشت مساجد، پس از اعلام فراخوان و دریافت مقالات، با تشکیل کمیته علمی، مقالات ارسالی را مورد بررسی قرار داد.
آن چه هم اکنون در مقابل دیدگان شماست، برخی از مقالات واصله به کمیته علمی همایش است که پس از گزینش و ویرایش به حضور دوستداران اعتلای فرهنگ اسلامی تقدیم میگردد؛ هفت مقاله نخست بیشتر جنبه تئوریک داشته، و هفت مقاله پایانی، بیشتر به جنبه عملی و کاربردی توجه نموده، با اشاره به چالشهای موجود، پیشنهاداتی ارایه نمودهاند که مد نظر قرار دادن آنها، میتواند در احیای نقش و تأثیر مساجد مفید باشد.
در پایان از کلیه کسانی که در برپایی این همایش بزرگ، سهیم بودهاند؛ همچنین از کلیه نویسندگان گرانقدری که آثار خود را برای دبیرخانه ارسال نموده، نیز از عزیزانی که در ارزشیابی مقالات، ویرایش، آمادهسازی و نشر این مجموعه، همکاری و نقش داشتهاند، کمال تقدیر، تشکر و سپاسگزاری را داریم.
کمیته علمی هفته جهانی گرامیداشت مساجد
مرکز رسیدگی به امور مساجد به مناسبت هفته جهانی مساجد که در راستای مصوبه سازمان کنفرانس اسلامی، در 31 مرداد ماه سال جاری برگزار میگردد، با هدف معطوف ساختن افکار عمومی به ویژه نسل جوان و نوجوان به مساجد و ارتقاء کیفی و استفاده بهینه از این پایگاههای تجمع و وحدت مؤمنین، دومین اجلاس خود را با حضور اندیشمندان و دانشوران و فرهیختگان برگزار مینماید.
از همه اساتید و محققان و اندیشمندان و پژوهشگران حوزه و دانشگاه طلاب و دانشجویان، بویژه ائمه جمعه و جماعات اهل قلم درخواست میگردد با توجه به محورها و موضوعات ذیل آثار علمی، تحقیقی، پژوهشی، هنری خود را به دبیرخانه دایمی هفته جهانی مساجد ارسال فرمایند.
الف) مقالات 1 . جایگاه مسجد در فرهنگ اسلامی.
2 . مسجد از دیدگاه شخصیتها (امام خمینی ره و مقام معظم رهبری و...).
3 . نقش مسجد در پیشگیری از آسیبهای فکری و عقیدتی و اجتماعی.
4 . نقش مسجد در پیشگیری از تهاجم فرهنگی.
5 . نقش مسجد در رشد و ارتقاء فکری و هنری جامعه.
6 . مسجد و مشارکت جوانان.
7 . نقش مسجد در تأمین حقوق زن.
8 . مدیریت و ساماندهی مسجد.
9 . ظرفیتها و کارکردهای مسجد در گذشته و حال.
10 . نقش محوری مساجد در تأمین اهداف چند منظوره.
11 . مساجد و دفاع مقدس.
12 . نقش مساجد در شکلگیری انقلاب و پیروزی و تداوم آن.
13 . آسیبشناسی مساجد.
14 . عوامل و موانع جذب (علل اقبال و ادبار مردم به مساجد).
15 . تعامل دین و دولت در پایگاه مساجد.
16 . نقش مسجد در احیاء و توسعه فرهنگ قرآنی.
17 . مساجد نهضت خدمت رسانی و تعاون اجتماعی.
18 . نقش محوری مساجد در مبارزات ضد صهیونیستی و ضد استکباری.
19 . نقش مسجد در بیداری و وحدت و همگرایی مسلمین.
20 . مسجد، سنگر پاسداری از ارزشهای الهی.
21 . نقش مسجد در تأمین بهداشت و سلامت جامعه.
22 . مسجد الاقصی در گذر زمان (در بستر تاریخ).
23 . مسجد و امر به معروف و نهی از منکر.
24 . مسجد، نماز جمعه و تجدید میثاق با ولایت.
25 . مساجد، رویکرد جهانی و ساختار منطقهای.
26 . مسجد و بسیج.
ب) ادب و هنر 1 . شعر و متون ادبی.
2 . داستان.
3 . خوشنویسی.
4 . نقاشی.
5 . طراحی.
6 . عکس.
7 . هنرهای حجمی.
8 . فیلمنامه.
(آثار ادبی و هنری مرتبط با موضوع مسجد مورد نظر است).
ج) طرحهای تحقیقاتی 1 . پایان نامههای دانشجویی.
2 . کتب و مقالات منتشره با موضوع مسجد.
3 . هر موضوع و اثر مرتبط با موضوع مسجد.
مهدی سلطانیرنانی
مسجد از دو بعد معماری و ویژگیهای بنایی و معنوی (پرداختن به جمالشناسی معنوی) قابل التفات و مورد بحث است. در فرهنگ دینی و قرآنی نام مسجد یادآور بندگی و کرنش در پیشگاه خداوندمتعال است. حقیقت معنوی و جمال خدا پسندانه مسجد به عنوان خانه بزرگ الهی نیز همین است.
بعد زیباییشناسی معنوی مسجد همان انوار تابناک و بیآلایش پرستش معبود ازلی است که برای عرش نشینان پرتو افکنی میکند، آنسان که ستارگان آسمان برای ما خاک نشینان پرتو افشانی مینمایند. نقش اساسی مسجد در رشد و ارتقاء آرمانهای مورد نظر اسلام نیز از این دریچه پر نور سرچشمه میگیرد. لذا مومنان باید این بنای مقدس را از بنیه بر پایه استوار تقوا و خشنودی خداوند که مهمترین جنبههای جمال معنوی و ثبوتی آرمانی مساجد است پی ریزی کنند. این مقاله آن گاه اوصاف ثبوتی و آرمانی مسجد از دیدگاه قرآن را به دو بخش تقسیم میکند:
1 . کمالات علمی (نظری) مسجد: مبنی بر آن که اساس مسجد از ابتدا، باید بر پایه
تقوا و رضوان الهی گذاشته شود و آن که اهل مسجد باید دوست دار طهارت باشند.
2 . کمالات عملی مسجد: این که عبادت در مسجد باید خالصانه باشد. سپس بر تعلیم و تعلم در مسجد و لزوم پرداخت زکات از سوی مسجدیان و استفاده از لباسهای جمیل و نظیف تاکید نموده، در مورد اوصاف سلبی مساجد میگوید: عامران مساجد نباید مشرک باشند، مسجد نباید مایه اضرار و آسیب دیدن امت اسلامی باشد، مسجد نباید پایگاه کفر باشد، مسجد نباید مایه تفرقه مسمانان و ترصدی علیه خدا و رسول او باشد، مسجد نباید جایگاه منافق و منافقان باشد.
کلید واژهها: مسجد، قرآن کریم، معنوی، صفات ثبوتی، صفات سلبی، آرمانی.
از جمله طرق و راههای شناسایی و شناساندن هر موضوع یا مکانی، ذکر اوصاف، ویژگیها و شاخصههای آنهاست. اوصاف و ویژگیهای یک شیء یا مکان به دو دسته اصلی تقسیم میشود:
1 . اوصاف ثبوتی.(1) 2 . اوصاف سلبی.(2) برای معرفی یک مکان یا موضوع، گاه اوصاف ثبوتی آن را فقط ذکر مینمایند و زمانی تنها اوصاف سلبیاش را؛ ولی طریق اکمل و احسن آن است که هر دو دسته صفات مورد بررسی قرار گیرد و به هر دوی آنها توجّه جدّی شود.
افزون بر آن هر یک از اوصاف ثبوتی و سلبی اشیا و مکانها را نیز میتوان به دو دسته تقسیم نمود:
الف. اوصاف نظری یا تئوریک.(1) ب. اوصاف عملی یا عینی.(2) یکی از موضوعات مهمی که میتوان آن را از این طریق مورد بحث و بررسی قرار داد، مسجد است که خانه خداوند،(3)جایگاه پیامآوران بزرگ الهی(4)و منزلگه تقواپیشگان است.(5) مسجد را میتوان از دو بعد مطالعه نمود:
1 . از بعد بنا و ساختمان و ویژگیهای معماری.
2 . از بعد معنوی و زیبایی شناسی معنوی.
برای توصیف و شناخت مسجد این مأمن الهی، برترین راه آن است که به کلام صاحب آن یعنی به قرآن کریم گوش جان فرا دهیم و اوصاف و کمالات نظری و عملی آن را از زبان خداوند بشنویم.
در این نوشتار جنبههای جمال شناسی معنوی مساجد، مشخصات ثبوتی و آرمانی یک مسجد نمونه و مورد رضای خداوند، و خصوصیات سلبی آن به عنوان آفات و مضرات از دیدگاه قرآن مورد بررسی قرار گرفته است.
در قاموس فرهنگ دینی و قرآنی، هماره نام «مسجد» یاد آور بندگی و کرنش در
1) . ویژگیهایی که مربوط به اندیشه و اعتقاد است و به طور مستقیم با عمل ارتباط ندارد.
2) . ویژگیهایی که مربوط به عمل است و ارتباط مستقیم با کردار انسان دارد.
3) . سوره نور، آیه 36 .
4) . المساجد مجالس الانبیاء، مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، ج 3، ص 363، باب نهم از ابواب احکام المساجد، شماره 18 .
5) . المساجد بیوت المتقین، همان، ص 362 .
پیشگاه خداوند متعال است. مسجد به معنای جایگاه سجده و سجده، اوج عبادت و بندگی انسان برای خداست. بدینسان حقیقت معنوی و جمال خداپسندانه مسجد به عنوان خانه بزرگ الهی، همین است. بر اساس آموزههای وحیانی، مسجد متعلّق به ذات پاکی است که سرچشمه تمام بزرگیهاست. «وَ اَنَّ الْمَساجِدَ لِلّه فَلا تَدْعُوا مَعَ اللّهِ اَحَداً».(1) پروردگاری که خود مسجد را بزرگ داشته، به پاسداری از جمال و کمال معنوی و بزرگداشت آن نیز فرمان داده(2)و این مکان را مرکز پرستش خالصانه و توحید ناب قرار داده است.(3)بدین سبب است که مسجد را پایگاه عروج انسان از خاک به افلاک معرفی نموده است: «سُبْحانَ الَّذی اَسْری بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ اِلَی الْمَسْجِدِ الاَقْصی».(4)
سوره اسراء، آیه 1 .
بُعد زیباشناسی معنوی مسجد، همان انوار تابناک و بیآلایش پرستش معبود ازلی است که برای عرشنشینان پرتوافکنی میکند، آن سان که ستارگان آسمان برای ما خاکنشینان پرتو افشانی میکنند.نقش اساسی مسجد در رشد و ارتقاء آرمانهای مورد نظر اسلام نیز از این دریچه پر نور سرچشمه میگیرد؛ زیرا مسجد است که فراهم کردن زمینه عبادت پر حضور و خاشعانه برای آدمیان را بر عهده دارد تا آنها در این مکان مقدس، با پرداختن به نماز، ذکر و دعا، زنگارِ غفلت از دل و جان بشویند و با خداوند متعال اُنس بگیرند. بدین جهت است که ساختن، تعمیر کردن و آبادان نگاه داشتن آن جایگاهِ پر فروغ، افزون بر آن که
نشان ایمان محسوب میگردد، تنها در قلمرو صلاحیت مؤمنان خداجوی قرار گرفته است(1)تا ایشان با الهام از جوهر ایمان که خمیر مایه جانهای پاکشان گشته، این بنای مقدس را از بنیه، بر پایه استوار تقوا و خشنودی خداوند که مهمترین جنبه جمال معنوی، ثبوتی و آرمانی مساجد است پی ریزی کنند(2)و در نتیجه، دستان ناپاکی که با گفتار و کردار بر کفر، شرک و آلودگی خویش گواهی میدهند از عمارت آن کوتاه بماند.(3) حضور مؤمنان خداجوی در مسجد، حضوری عاشقانه و برخواسته از محبّت سرشار آنان نسبت به مسجد است،(4)که از یک عشق فطری و نیاز طبیعی سرچشمه میگیرد؛ همچون رفت و آمد پرندگان به آشیانه و پناهگاه خویش؛(5)آنان به فرمان «یا بَنی آدمَ خُذُوا زینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ»(6)خود را به زینت اخلاص و فرمانبرداری از حق که اساس کمالات علمی و عملی و صفات ثبوتی ـ آرمانی یک انسان شایسته در مسجدی نمونه است، میآرایند و برای سر دادن زمزمه عاشقانه با محبوب، ندای «وَادْعُوهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّین»(7)را با جان شنیده و با تمام وجود پاسخ میگویند. در نگاه آن بزرگواران راستین، این محبّت از عشق ورزیدن به دیگر مقدسات دینی جدایی ناپذیر است؛ زیرا عشق به مسجد و حضور در آن حلقهای از یک زنجیر است که از چند عشق ناگسستنی و به هم پیوسته ترکیب یافته است، یعنی عشق به آفریدگار جهان، عشق به کتاب آسمانی، عشق به پیام آور بزرگ او حضرت محمد«صلیاللهعلیهوآله»، عشق به
1) . سوره توبه، آیه 18 .
2) . سوره توبه، آیه 109 .
3) . سوره توبه، آیه 17 .
4) . وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 3، ص 482، باب 3 از ابواب احکام المساجد، روایت 4 .
5) . مستدرک الوسایل، میرزا حسین نوری، ج 3، ص 361، باب 3 ، روایت 14 .
6) . ای فرزندان آدم! زینتهای خویش را نزد هر مسجد برگیرید. سوره اعراف، آیه 31 .
7) . و خدا را در حالی که دین خویش را برای او خالص کردهاید، بخوانید. سوره اعراف، آیه 29 .
خاندان پاکش و عشق به مسجد! آری آنان مییابند که «مَنْ اَحَبَّ اللّهَ فَلْیُحِبُنی وَ مَنْ اَحَبَّنی فَلْیُحِبُّ الْمَساجِدَ ...».(1) بدین منظور است که قرآن مجید آنان که دینباوران و حقجویان را از ذکر و یاد خدا در مسجد باز میدارند و یا به هر گونه در راستای آن گام برمیدارند را از ستم پیشهترین انسانها معرفی نموده است:« وَ مَنْ اَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللّهِ اَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعی فی خَرابِها ...»(2)آنگاه کیفر این افراد را خِذلان و خواری دنیا و عذاب عظیم الهی در سرای جاودانه دانسته است.(3) پس بر ماست که در زمره پاسداران حقیقی مساجد بوده و با حضور همیشگی در آنها و به پای داشتن فریضه نماز در صفوفی منظّم، هم پیوستگی و همبستگی خویش را در برابر همه جهانیان به نمایش گذاریم و از این راه امیدهای واهی دشمنان پیدا و پنهان جامعه اسلامی را به یأس و ناامیدی مبدل سازیم و هم به قدر توان خویش در راستای آبادانی و رونق ظاهری و باطنی، مادی و معنوی این مکان مقدس مجدّانه تلاش نماییم تا تمام جمالات و کمالات معنوی و ثبوتیاش آشکار گشته و در سایهسار آن به سربلندی در این جهان و نیل به سعادت ابدی و فیوضات عظیم الهی در جهان آخرت دست یابیم. انشاءاللّه.
1) . هر کس خدا را دوست دارد پس به من نیز محبت میورزد و هر کس مرا دوست دارد پس باید مساجد را نیز دوست بدارد. مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، ج 3، ص 355، باب 1 از ابواب احکام المساجد، روایت 2 .
2) . و چه کسی ستمکارتر از آن که مردم را از ذکر نام خدا در مساجد منع میکند و در خرابی آن تلاش می کند. بقره، 114.
3) . سوره بقره، آیه 114 .
ویژگیهای ثبوتی یک مسجد نمونه از دیدگاه قرآن، گویای والاترین معنویت حاکم (جمال عظیم معنوی) بر این مکان مقدس میباشد. به عبارت دیگر خصوصیات ثبوتی مساجد، همان ابعاد جمال شناسی معنوی آنهاست که به عنوان اساسیترین بنیههای این خانه الهی محسوب میگردند و همان طور که ذکر گردید شامل دو دسته کمالات علمی ـ نظری و عملی میگردد.
از دیدگاه قرآن، کمالات علمی ـ نظری مسجد به شرح ذیل است:
مساجد خدا را فقط کسانی آباد میکنند که به مبدأ و معاد ایمان دارند؛ قرآن کریم میفرماید:
«اِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الاخِرِ وَ اَقامَ الصَّلوة وَ اتَی الزَّکاة وَ لَمْ یَخْشَ اِلاَّ اللّه ...»؛ مساجد الهی را فقط کسی آباد میکند که به خدا و روز قیامت ایمان آورد و نماز را به پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جر خدا نترسد.(1) براساس این آیه همه انسانهایی که با مساجد ارتباط دارند باید به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند؛ زیرا منظور از آباد ساختن مساجد در منظر قرآن، صرفا آبادی ساختمان نیست، بلکه به معنای اجتماع و شرکت در مسجد نیز میباشد. بنابراین مشرکان نه حق حضور در مساجد را دارند، نه حق تعمیر و بنای ساختمان آن را. پس عمران و آبادی مسجد به هر شکلی که باشد، باید به دست مسلمانان مؤمن انجام گیرد.
1) . سوره توبه، آیه 18 .
البته متولیان و پاسداران مساجد باید از بین پاکترین و بهترین افراد انتخاب شوند و دستهای ناپاک را باید از تمام امور این مراکز مقدس کوتاه کرد.
به تعبیر دیگر آبادانی مساجد فقط روی هم گذاشتن سنگ و آجر نیست که این کار را طاغوتیان نیز انجام میدهند، بلکه ساختنِ با اخلاص، رونق دادن آن با حضور و اجتماع نمازگزاران، زکات دادن و آن را محراب مبارزه با شیطانِ نفس و دشمنان خدا، قرار دادن مراد است.(1) عرفا نیز گفتهاند:
«مساجد = محلهای سجده، اعضای بنده است که به وقت سجود بر زمین نهاده، عمارتش آن که، آن را به ادب شرع دارند و به زیور حُرمت بیارایند و هرگز پیش مخلوق از بهر دنیا بر زمین ننهند و جز خدای عز و جل را استحقاق به خود ندانند».(2) بنابراین از آنجا که از دیدگاه قرآن و روایات، عمران و آبادی معنوی مساجد از عمران و آبادی ظاهری آن مهمتر است، باید مسجد کانون هر گونه حرکت و جنبش سازنده اسلامی، در زمینه آگاه و بیدار ساختن مردم، پاکسازی محیط و آماده ساختن مسلمانان برای دفاع از میراث اسلام باشد.
پرسشی که در این رابطه مطرح میشود، آن است که خداوند به دو شرط (توحید و معاد) برای عمران مساجد اشاره کرده که از اصول دین مقدس اسلام است! پس چرا قرآن به اصل سوم اعتقادی یعنی به ایمان به نبوت اشاره نکرده است؟ صاحب تفسیر نفیس کبیر، سه پاسخ برای این سؤال ذکر نموده است:
1 . مشرکان مدعی بودند که حضرت رسول«صلیاللهعلیهوآله» مسأله پیامبری را برای دستیابی به مقام و ریاست مطرح کرده است. در این جا قرآن به نبوت اشاره ننموده تا با این عمل بیان کند که هدف اصلی رسالت، این دو اصل است نه آن چه مشرکان میپنداشتند.
2 . در دنباله آیه به اقامه نماز اشاره شده است. در نماز، اذان، اقامه و تشهد داریم که بیانگر نبوت است.
3 . صلاة در قرآن با «ال» عهد ذکری بیان شده است. یعنی مقصود نماز شناخته شده میان مسلمانان است که پیامبر آن را تعلیم داده است که مؤید نبوت پیامبر گرامی اسلام«صلیاللهعلیهوآله» به شمار میرود.(1)
اساس مسجد از ابتدا، باید بر پایه تقوا و رضوان الهی گذاشته شود. قرآن کریم در این باره میفرماید:
«لَمَسْجِدٌ اُسِّسَ عَلَی التَّقْوی مِن اَوَّلِ یَوْمٍ اَحَقُّ اَنْ تَقُومَ فیهِ).(2) معمولاً در قرآن کریم هر جا سخن از مسجد به میان آمده، جنبههای عبادی آن جلوه بیشتری دارد(3)و در بین صفات عبادی، تقوای الهی، اصلیترین پایه و مهمترین نیرو در رشد و تقویت آن شمرده شده است، زیرا مسجد به مثابه این که جایگاه عبادت و یاد خداوند جل و علا شناخته شده است و ذکر خداوند بدون تقوی و توسعه آن در درون، معنای حقیقی نداشته، بلکه عبودیت آدمی را کمرنگ یا زایل مینماید، باید تقوای مورد رضای الهی در آن حاکمیت داشته باشد.
قابل ذکر است که مکاتب اخلاقی از یک نظر به دو دسته کلی تقسیم میگردند:
1 . مکاتب اخلاقی که به عمل توجّه دارند.
2 . مکاتبی که علاوه بر عمل، به نیت و انگیزه نیز توجّه دارند.
مکاتب نوع اول، تنها معیار نیکویی و روایی کردارها را حُسن فعلی میدانند؛ برابر پندار آنها تنها کاری با ارزشتر است که ثمره و نتیجه خوبی بر آن مترتّب باشد ولی مکاتب الهی علاوه بر حُسن عمل و نیکویی کردار، توجّه کاملی به انگیزه فاعل دارند. به نظر آنها جمال و کمال افعال فقط وابسته به زیبایی و نیکویی کردارها نیست، بلکه علاوه بر آن باید در نظر داشت که فاعل با چه انگیزهای به آن کار مبادرت میورزد. کردار معنوی و آرمانی، آن کرداری است که هم واجد حسن فعلی بوده و هم از حسن فاعلی برخوردار باشد.(1) در مورد مصداق آیه شریفه فوق که اصول کلی مسجد آرمانی را ترسیم نمود، میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد. عدهای آن را مسجد قبا و برخی آن را مسجدالنبی دانستهاند. برخی نیز گفتهاند که مراد، هر مسجدی است که حاوی این ویژگی بوده و بنیان آن برای اسلام و رضای خدا شناخته شود! اگر مراد قرآن، تفسیر سوم باشد که شیخ طبرسی آن را در مجمعالبیان ذکر نموده است، ارتباطش با بحث، بسیار واضح و روشن خواهد بود، اما اگر دو تفسیر پیشین مدنظر قرآن باشد، معنای آن این است که قرآن کریم میخواهد نمونه و مصداق واقعی را به عنوان الگو برای ما معرفی نماید. در واقع حکم منحصر به این دو مصداق نخواهد بود، بلکه هر مسجدی اگر خصوصیات این دو نمونه و الگو را داشته باشد، حکم درباره آنها نیز جریان خواهد داشت.(2) قرآن کریم برای تبیین فضیلت یک مسجد آرمانی بر مساجد دیگر، تمثیل بسیار زیبایی را نیز بیان نموده، میفرماید:
«اَفَمَنْ اَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلی تَقْوی مِنَ اللّهِ وَ رِضْوانٍ خَیْرٌ اَمْ مَنْ اَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلی
شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فی نارِ جَهَنَّم وَ اللّهُ لایَهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمین».(1) در این آیه «بنیان» مصدری است که اسم مفعول آن در اینجا مراد میباشد و به معنای بنا و ساختمان است. «شفا» به معنای لبه چیزی و «جرف» به مفهوم حاشیه نهر یا چاه است که آب زیر آن را خالی کرده باشد. «هار» نیز به معنای شخص یا ساختمانی است که در حال سقوط است.(2) استفهام انکاری آیه نیز در صدد بیان نکتهای جالب است: کسی که بنیان و اساس کار خود را بر تقوا و خشنودی الهی پایهگذاری کند، بهتر است از کسی که اساس کار خویش را بر جایی پایهگذاری نماید که سیل زیر آن را شسته و هر لحظه احتمال فرو ریختن آن است.
به بیان فخر رازی، قرآن در این آیه، حق و باطل را مورد مقایسه قرار داده، میفرماید: کسی که بنیان دینش را بر ستون محکمی که حق است، یعنی تقوی و رضوان الهی، گذاشته بر کسی که بر سستترین پایهها یعنی باطل گذاشته است، برتری دارد!(3)همچنین صاحب نور الثقلین به نقل از امالی شیخ الطائفه، اَفَمَنْ اَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلی تقوی را به کار دوستداران اهل بیت«علیهمالسلام» و اَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلی شَفا جُرُفٍ هارٍ را به کار دشمنان اهلبیت «علیهمالسلام» تفسیر نموده است.(4) بدینسان یکی از اوصاف ثبوتی و ویژگیهای معنوی ـ آرمانی مساجد آن است که بر اساس تقوی و رضایت الهی ساخته شده باشد و انگیزههای غیر الهی در آن دخالت نداشته باشد.
1) . آیا کسی که بنیان مسجدی را بر اساس تقوا و رضای خداوند بر نهاده است بهتر است یا کسی که بنایی بر پایه سستی در کنار سیل بسازد که او را ویران ساخته به آتش دوزخ بیفتد و خدا هرگز ستمکاران را هدایت نخواهد کرد. سوره توبه، آیه 109 .
2) . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 8 ، ص 141 .
3) . فخر رازی، تفسیر کبیر، ج 16 ، ص 197 .
4) . هویزی، نورالثقلین، ج 2 ، ص 268 .
قرآن کریم در معرفی اوصاف آرمانی مسجد، طهارت اهل آن را نیز از جمله ضروریات فردی و اجتماعی دانسته، چنین میفرماید:
« لاتَقُمْ فیهِ اَبَداً لَّمَسْجِدٌ اُسِّسَ عَلَی التَّقْوی مِنْ اَوَّلِ یَوْمٍ اَحَقُّ اَنْ تَقُومَ فیهِ فیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ اَنْ یَتَطَهَّرُوا وَ اللّهُ یُحِبُّ الْمُطَهَّرین».(1) «طهارت» رفع پلیدیها و زشتیهاست و پلیدیها به دو دسته برونی و درونی تقسیم میگردد؛ اکنون سؤال این است که مراد قران کدام دسته است؟ زمخشری آرای مختلف مفسران درباره تفسیر طهارت را چنین ذکر کرده است:
1 . انصار بعد از تخلّی برای پاکیزگی، از احجار سه گانه و سپس آب استفاده میکردند لذا این آیه وصف حال آنان است.
2 . در شب با حالت جنابت نمیخوابیدند.
3 . بعد از بول، از آب برای طهارت استفاده میکنند.
4 . مراد، طهارت از تمام نجاسات ظاهری است.
5 . مراد، طهارت از همه گناهان به وسیله توبه است.
6 . تطهیر، به معنای حالت پرهیز و اجتناب از گناهان(2)است.(3) فخر رازی نیز در تفسیر آیه فوق، سه نظریه را بیان میدارد:
1 . تطهیر از گناهان و معاصی.
2 . طهارت به وسیله آب بعد از استعمال سنگ 3. طهارت با معنای عامی که شامل هر دو قول قبلی میشود.(4)
به نظر میرسد حق با مفسرانی است که طهارت را به معنای عام گرفتهاند که شامل طهارت از همه پلیدیهای برونی و درونی میشود.
نکته مهمی که این آیه به ما میآموزد، این است که از نظر اسلام نه تنها در صحنه عمل، طاهر بودن عملی با ارزش و کرداری پسندیده است، بلکه حتی در عرصه نظر و اندیشه نیز، مسجد دوستداران طهارت را بر سایر مساجد ترجیح میدهد و این مطلب نهایت التفات دین مقدس اسلام را به عرصههای نظری نشان میدهد. همچنین، هشداری بلیغ برای تمام روشنفکران مسلمان است که از غوطهور شدن در منجلاب مکاتب عملگرا بپرهیزند، زیرا آن مکتبها بر این باورند که انسان فقط باید به جنبههای عملی توجّه کند و برای زمینههای نظری رفتار، ارزشی قایل نیستند.(1)
کمالات عملی مساجد را میتوان حول چند محور ذیل ارایه نمود:
در قرآن کریم مسجد به عنوان معبد و پرستشگاه مسلمانان مطرح است؛ از این سخن استفاده میشود که مسجد، جایگاه عبادت و پرستش خالصانه حق تعالی است، زیرا خداوند در ابتدا به انسان فرمان میدهد که در مسجد حضور یابد، آن گاه از او میخواهد که دعا و عبادت خویش را با اخلاص کامل انجام دهد:
« وَ اَقیمُوا وُجُوهَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینِ...».(2)
شیخ طبرسی پنج نظر در باره این آیه بدین شرح ذکر نموده است:
1 . در نماز به طور مستقیم به قبله هر مسجد باید توجّه شود.
2 . در نماز باید به کعبه توجّه نمود و مراد از مسجد، اوقات سجود است.(1) 3 . موقع نماز به هر مسجدی رسیدیم، باید نماز را خواند.
4 . در وقت نماز، برای اقامه جماعت باید به مسجد رفت.
5 . باید در طاعات، فقط خدا را در نظر گرفت و بتها را شریک او قرار نداد.(2) صاحب نورالثقلین اقامه وجه در آیه فوق را به نقل از عیاشی، به ائمه هدی«علیهمالسلام» تفسیر نموده است.(3) علامه بزرگوار و عارف باللّه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه، در تفسیر این آیه به نکتهای ظریف اشاره مینماید:
«وجه هر چیز، آن قسمتی است که با آن با چیزهای دیگر روبرو میشود؛ اقامه وجه در هنگام عبادات این است که خود را به گونهای سازد و آن چنان حواس خود را تمرکز دهد که بتواند آن امر را به طور کامل و شایسته و بدون هیچ نقصی، امتثال کند.
پس اقامه وجه در هنگام عبادت، به این است که انسان در زمان ادا و انجام آن، دلش چنان مشغول خدا باشد که از هر چیز جز او منقطع گردد».(4) به نظر میرسد سخن علامه از دقت بیشتری برخوردار است؛ زیرا اقامه وجه با این مفهوم، تمام مکانها در عبادت را شامل میشود و مساجد که خانههای خدا در زمین محسوب میگردند به این معنا سزاوارترند. به علاوه اصل عبادت خالصانه نیز به همین مضمون و معناست، زیرا ما موظفیم هر جزئی را که از جنس اخلاص نیست، در عبادات کنار نهاده و اصل یا ناب آن را که رضای خداوند و خشنودی اوست، در نظر گرفته و به کار بندیم.
قرآن کریم، صریحا مسجد را جایگاه ذکر و یاد خداوند متعال معرفی نموده، میفرماید:
« اُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِاَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ اَنَّ اللّهَ عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ اَلَّذینَ اُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیرِ حَقٍّ اِلاّ اَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللّهُ وَ لَو لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعٌ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدٌ یُذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللّهِ کَثیراً...».(1) در ارتباط با این آیات چند نکته در خور توجّه است:
1 . بر پایه سخن مفسران، این آیات اولین فرمانی است که در زمینه تشریع جهاد نازل گشته و اولین پیام آسمانی است که به مسلمانان اجازه میدهد در برابر تجاوز و آزارهای مشرکان قریش و هر متجاوز دیگری به دفاع از خویش برخیزند.(2) 2 . در فرمانی که از سوی سخنوری حکیم صادر میشود، چنان چه بنا باشد علت و راز صدور آن نیز تبیین میگردد و مهمترین انگیزهای که در صدور آن نقش داشته، مطرح خواهد شد.
خداوند متعال در آیات یاد شده، در بیان رمز و راز تشریع جهاد میفرماید: اگر در ادیان الهی جهاد و مبارزه تشریع نمیشد و مؤمنان چیره و دشمنان دین مغلوب نمیشدند، در آن صورت معابد و پرستشگاهها به ویرانی میگرایید.
3 . آرمان اساسی آنان که برای برپایی حکومت الهی تلاش و جهاد میکنند، آن است که مظاهر پرستش خداوند یعنی ذکر، یاد و تسبیح خدا در زمین یعنی مساجد، بر پا شود و خداوند در تبیین یکی از اوصاف مسجد در این آیه میفرماید:
در این مکان به فراوانی خداوند یاد میشود.(3)
این امر صریحا مشخص مینماید که نقش اولیه و بنیادین مسجد در اسلام آن است که جایگاه ذکر و یاد حق تعالی باشد و مؤمنان در آن جا با نامهای نیکوی خداوند، وی را بخوانند و در این جایگاه مقدس است که بشر بر اساس فطرت خود، توحید و یگانگی خداوند را درک میکند و با یاد او خود را از امواج دغدغهها و اضطرابها دور مینماید و به ساحل آرامش و اطمینان میرساند.
قرآن کریم در آیه «اِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الاخِرِ وَ اَقامَ الصَّلوة وَ اَتَی الزَّکاة» از برپایی نماز و پرداخت زکات به صورت توأمان سخن میگوید و تعبیر پر نغز اَقامَ الَّصلاة را و نه اِقرَا الصَّلاة را به کار میبرد. شاید معنایش این باشد که ذکر فقط زبانی نیست؛ بلکه باید نمازگزار با همه وجود در حال نماز باشد تا این نماز منشأ آثار مثبت و برکات بسیار در اعمال او شود که یکی از این آثار پر خیر پرداختن زکات است.
پژوهشهای تاریخی پیرامون جایگاه مسجد در میان مسلمانان نشان میدهد که مسجد در تاریخ اسلام و به ویژه در زمان پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» و ائمه طاهرین«علیهمالسلام»، مهمترین مرکز آموزش و تعلیم و تعلّم بوده است. پس از آن در برههای از زمان، مراکز آموزشی ویژهای در کنار مسجد به وجود آمد که به تعلیم و تعلم افراد میپرداختند.(1) با استناد به سخنان و سیره عملی پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» و اهلبیت«علیهمالسلام» که مسجد کانون آموزش و مرکز فعالیتهای تعلیمی و تربیتی بوده است، این عمل اگر خالصانه باشد،
1) . احمد چلبی، تاریخ التربیة الاسلامیة، ترجمه محمد حسین ساکت تاریخ آموزش در اسلام، ص 40 ـ 45 .
مظهر تسبیح خداوند است.
از نمودهای تعلیم و تعلّم در مسجد، برگزاری جلسههای پرسش و پاسخ دینی و علمی در این مکان مقدس است بدان جهت که در طول دوران اسلام، جلساتی بدین ترتیب که مسلمان بتوانند پرسشهای خود را با پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» و ائمه «علیهماالسلام» در میان بگذارند، در مسجد برگزار میشد.(1) صاحب تفسیر روض الجنان بر اساس حدیثی از پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» نقل میکند که: تعلیم و تعلیم نیز تسبیح خداوند است.(2) این امر بیانگر ارزش سترگی است که اسلام به تعلیم و تعلم داده است.
براساس آیات قرآن در تفسیر نور الثقلین و صافی، احادیث متعددی در ذیل آیه «یا بَنی آدَمَ خُذُوا زینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ»(3)ذکر شده است و مصادیق متعددی برای برداشتتن زینت ذکر گردیده است؛ پوشیدن لباس زیبا در نماز عیدین، نماز جمعه و هر نماز به صورت مطلق اعم از واجب و مستحب، همچنین برداشتتن زینت به ائمه«علیهمالسلام»نیز تفسیر شده است.(4) در هر دو تفسیر ذکر شده است که امام حسن«علیهالسلام» وقتی میخواستند اقامه نماز کنند، زیباترین لباسشان را میپوشیدند و میفرمودند: خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد. من خودم را برای پروردگارم زینت میدهم و چون خدا زیبایی را دوست
دارد، من هم دوست دارم زیباترین لباس را بپوشم.(1) بنابراین پوشیدن لباسهای نظیف و زیبا در صورتی که شکل تفاخر به خود نگیرد و از حد اعتدال خارج نشود به هنگام نماز، به ویژه در مساجد امری ستوده است و از اهمیت والایی برخوردار میباشد، زیرا اثر روانی مثبتی بر نمازگزاران میگذارد و مراعات نکردن این نکته ظریف قرآنی از جانب برخی نمازگزاران در مساجد، سبب دور شدن عدهای از این مکان مقدس میشود.
خرید و فروش یکی از ضروریترین نیازهای اجتماعی است. از آن جا که هر انسانی نمیتواند همه نیازهایش را بر آورده کند، یقینا نیاز به کار انسانهای دیگر دارد.
به این دلیل نیاز به داد و ستد کالاها پیش میآید و به علت جاذبههای مادی فراوان این عمل، فعالان بازاری و شاغلان حرفهای این امور، بیشتر از دیگران در معرض خطر غفلت از یاد حق هستند.
تأکید قرآن کریم بر این نکته آن است که خرید و فروش، نمازگزارانی که به جنبههای معنوی و آرمانی مسجد توجّه دارند را از یاد خدا غافل نمیکند.
این نکته که مسجد جایگاه حضور مؤمنان جهت ذکر و تسبیح خداوند است و خرید و فروش آنها را از این عمل پسندیده غافل نمیسازد، در دو آیه متوالی قرآن کریم ذکر شده است:
« فی بُیُوتٍ اَذِنَ اللّهُ اَنْ تُرْفَع وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الاصالِ رِجالٌ لاتُلْهیهِمْ تِجارَةُ وَ لابَیْعٌ عَنْ ذِکْرِاللّه».(2)
علامه بزرگوار سید محمد حسین طباطبایی در رابطه با تفسیر آیه فوق بیان زیبایی دارد:
1 . مقصود از رفع بالا بردن قدر و منزلت مسجد، در این آیه است.
2 . راز تعظیم مسجد، صفتی است که پس از کلمه مسجد ذکر گردیده و آن بردن نام خداوند در مسجد است.
3 . رسالت اولیه و اساسی مسجد در اسلام کانون عبادت، ذکر و تسبیح خداوند متعال بودن آن است و مؤمنینی که به این نکته توجّه دارند هیچ گاه اسباب مادی مانند خرید و فروش و تجارت آنها را از این وظیفه و رسالت مهم غافل نمیکند.(1)
صفات سلبی یک مسجد ایدهآل الهی و مورد نظر قرآنی نیز همچون صفات ثبوتی آن به دو بخش تقسیم میشود:
تنها صفت سلبی نظری مسجد این است که عامران مساجد نباید کافر یا مشرک باشند؛ زیرا:
اولاً: در همه دوران تاریخ ادیان، به ویژه دین مبین اسلام، مسجد خانه رفیع خداوند بوده و هست.
ثانیا: مسجد محل عبادت است، لذا بزرگداشت آن واجب است و کافران نباید در ساخت و برنامهریزی آن چه از لحاظ مادی، چه معنوی دخالت داشته باشند.
1) . طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان عربی، ج 15 ، ص 126 و 142 .
ثالثا: مشرک به حکم آیه شریفه«اِنَّمَا الْمُشْرِکون نَجَسٌ»(1)نجس است و مسجد باید از هر گونه نجاست و پلیدی پاکیزه نگه داشته شود.
رابعا: کافر و مشرک از نجاسات پرهیز نمیکند، لذا خود سبب تلویث مسجد و به ناچار منجر به بطلان عبادت مسلمانان میشوند.
خامسا: تعمیر مسجد به وسیله کفار، منّتی بر مسلمانان است، در صورتی که مسلمانان نباید رهین منّت کافران باشند.(2)
اوصاف سلبی عملی مسجد را باید با توجّه به آیه شریفه ذیل فهمید:
« وَالَّذینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ کُفْراً وَ تَفْریقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنینَ وَ اِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ...».(3) خداوند متعال در این آیه شریفه، چهار صفت سلبی برای مساجد ذکر نموده است و بسیاری از مفسران نیز بر اساس آن، این صفات را برشمردهاند:
مسجد نباید مایه اضرار و آسیب دیدن امت اسلامی باشد.
مسجد نباید پایگاه کفر باشد.
مسجد نباید مایه تفرقه مسلمانان و کمینگاه علیه خدا و رسول او باشد.
مسجد نباید جایگاه منافق و منافقان باشد.
1) . سوره توبه، آیه 28 .
2) . رازی، تفسیر کبیر، ج 16، ص 7 همچنین مقاله عین اللّه خادمی، مسجد آرمانی از منظر قرآن، دو ماهنامه دینی، فرهنگی اجتماعی مسجد، سال یازدهم، شماره 61، ص 40 ـ 41 .
3) . سوره توبه، آیه 107 ؛ جهت مطالعه شأن نزول رجوع کنید به: طوسی، تبیان، ج 5، ص 297 ـ 298، زمخشری، کشاف، ج 2، ص 309 ـ 310، میبدی، کشف الاسرار، ج 4، ص 210 ـ 211، فخر رازی، تفسیر کبیر، ج 16، ص 194 ـ 195، فیض کاشانی، صافی، ج 2، ص 374 ـ 378، مکارم شیرازی، ناصر، نمونه، ج 8، ص 134، طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان عربی، ج 9، ص 389 ـ 390 .
براساس مطالب پیشگفته، مسجد نمونه که تمام صفات ثبوتی و آرمانی را دارا و از صفات سلبی دور است، باید خانه توسعه و ترویج فرهنگ اسلام، منبع روشنایی و سراج منیر امت و شریعت اسلامی و جایگاه تبیین اصول ایمانی و فروع دینی باشد. همچنین باید مرکزی برای الفت و اُخوّت مسلمین قلمداد شود و از این طریق سنگری محکم برای سد کردن توطئههای دشمنان دین باشد.
آری مسلمانان زیرک و اهل نیکو خصلت آن، نباید فریفته و مسحور سخنان مقدس مآبانه منافقان گردند؛ بلکه گفتار بانیان، متولیان، اعضای سیاستگذار و اهل آن، با کردارشان باید همخوان و سازگار باشد، زیرا چنین افرادی میتوانند انسانهای بیشتری را به مسجد جذب نموده، اسباب هدایت و رفعت مقام معنوی ایشان را فراهم کنند و زمینهای ایجاد نمایند که اهل مسجد فقط از خدا بترسند تا مسجد برای همیشه به عنوان پایگاهی جهت اعتلای حق و حقیقت به شمار آید و مصون از سردمداران باطل که با حفظ ظواهرش، آن را فقط کانونی برای نیل به مطامع نامشروع خود قرار میدهند، باشد.
نتیجه کلی آن که مسجدی صاحب تمام صفات تکاملی و آرمانی است که خود و اهلش از صفات سلبی دوری گزینند و شرایط لازم برای عزت و سربلندی اسلام عزیز را هماره فراهم آورند.
چنین مسجدی فقط اختصاص به دوران پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» نداشته، بلکه در همه زمانها و مکانها امکان پذیر است.
عباس همتی
ماهیت مسجد به گونهای است که از یک سو سبب ایجاد ارتباط با خداوند و عالم غیب میشود و از طرف دیگر انسجام اجتماعی گروههای مختلف مردم را تفویت میکند. در نقش محوری مسجد در جوامع اسلامی همواره در این مکان مقدس، کلیه امور فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و علمی نیز صورت میگرفته و این امر نشان دهنده تاثیر شگرف مسجد در تداوم حیات اجتماعی جامعه مسلمانان است. از آنجا که مسجد محل امنی برای حفظ ثروت ملی بود، خزانه دولت یا بیت المال در مسجد جامع شهر نگهداری میشد. مسجد محل اجتماع فرماندهان سپاه، حضور مشاوران نظامی، تصمیمگیریهای مهم رزمی، صدور فرامین جنگی، بسیج رزمندگان، اعلان نتایج پیکارها، حفظ غنایم و رسیدگی به وضع آوارگان و اسیران بود. در نهضتهای صد ساله اخیر ایران، مساجد به عنوان کانونهای اصلی مبارزه علیه استبداد مورد توجه بود و نقش عمدهای را در به ثمر رسانیدن این نهضتها ایفا میکرد. مسجد در جامعه جدید ایران، یعنی در دوران منتهی به تاسیس جمهوری اسلامی، جایگاه و کاربردهای جدیدی یافت که در دو برهه انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، ظرفیت این نهاد اجتماعی آشکار
گردید. به طور کلی میتوان گفت که مسجد در تاریخ ایران در سه مرحله نقش مهمی در تحولات کشور داشته است. مرحله اول کارکرد فرهنگی فکری و هنری آن است که در معماری و ادبیات ایران جلوهگر شده است. در مرحله دوم کارکردهای اجتماعی مسجد بروز کرد و جنبشهای اجتماعی در اطراف آن سازمان یافتند و مرحله سوم به کار کردهای سیاسی مسجد اختصاص دارد که این مورد در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی ظاهر شد و خود را در مسایل سیاسی مثل مشارکت بسیج سیاسی، اعتراض سیاسی و دیگر وجوه رفتار سیاسی مردم (مثل بحثها و آموزشهای سیاسی، تبادل نظر، مشورت و شورا، تعیین سرنوشت و...) نشان داد. آیندهشناسی مسجد برای نظام جمهوری اسلامی ایران و دیگر جوامع اسلامی یکی از ضرورتهای مهم است که از منظر نهادمندی و نهاد سازی برای حکومت برجستهتر میشود. نگارنده سپس با تذکر این حقیقت که در عصر اوج ارتباطات هنوز بهترین و سالمترین و کارآمدترین رسانه، مسجد است. تقویت مساجد از نظر امکانات ظاهری، رسیدگی بیشتر به وضعیت ظاهری مسجد، تشکیل و تقویت کتابخانه مناسب برای مسجد، برگزاری مسابقات متنوع، به کارگیری هیئت امنای صاحب ابتکار و خلاقیت، طولانی نشدن نمازهای جماعت، دقت در انتخاب امام جماعت، انجام تبلیغات مناسب و منطقی، فعالیتهای کانون فرهنگی مستقر در مسجد، را جهت احیا و حفظ جایگاه مسجد، پیشنهاد نموده است.
مسجد در تأمین اهداف چند منظوره امت اسلامی نقشی بیبدیل دارد. این اهداف والا با ساختن بنایی هر چند کوچک نیز تحقق یافته است. اهداف چند منظوره اسلامی گر چه به ظاهر با یکدیگر متفاوند، ولی در مسجد چنان در هم تنیده شدهاند که آدمی را به شگفتی وا میدارد و اهمیت و جایگاه بینظیر مسجد را جلوهگر میسازد. اینک نقش آفرینی مختلف مسجد را با هم مرور میکنیم:
مسجد خداپرستان را نامی آشناست که در آن میتوان به آرامش قلبی رسید و از محراب عبادت به اوج سپهر کرامت پر کشید. مسجد خواستگاه نور تقوی است که صفای باطن به ارمغان آرد و چراغ معرفت را همواره روشن نگاه دارد.
مسجد تابشگه مهر توحید است که با حضور و فضای نورانیاش آدمی، جان تازه میگیرد و زندگی طراوت میپذیرد. مسجد کانون گرم ایمان است که بندگان را به زیور فضایل اخلاقی آراید و پاکدینان را مهر و محبت و صفا همی افزاید.
مسجد، مدرسه تکامل انسانهاست که با اعتکاف در آن، از دنیای فریبنده چشم پوشند و یکسر در راه قرب و کمال کوشند. مسجد خانه سبز امید است. روشن به نور خداوندِ قادر یکتا و شاداب از نسیم دل انگیز نماز و ذکر و دعا.
مسجد گلزار نوبهار را ماند، با شمیم بهشت که بس روح پرور و دلنواز است و درش به روی دینباوران خداجوی هماره باز است.
ماهیت مسجد به گونهای است که از یک سو سبب ایجاد ارتباط با خداوند و عالم غیب میشود و از طرف دیگر انسجام اجتماعی گروههای مختلف مردم را تقویت میکند.
نقش محوری مسجد در جوامع اسلامی به گونهای بوده است که همواره در کنار این مکانهای مقدس امور فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و علمی نیز صورت میگرفته واین امرنشان دهندهتأثیر شگرف مسجد درتداوم حیاتاجتماعی جامعه مسلمانان است.
بعلاوه دین مقدس اسلام، به مسلمانان، ایجاد اخوت اسلامی را سفارش و در
برجسته شدن دین برادری و اخوت تأکید دارد؛ «اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَة».(1)در بخشی از آیات تحقق این برادری و استواری را در تمسّک به حبلالله بیان نموده، میفرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعاً وَ لاتَفَرَّقُوا».(2) بدون شک این قبیل توصیههای قرآنی و حدیثی در فرهنگ دینی و مفاهیم مذهبی توجّه به ابزار و اسبابی که بتواند اخوت و اعتصام و مودت را به منصه بروز و ظهور برساند را مورد تأکید قرار میدهد.
از جمله مهمترین وسیلهای که میتواند وحدت امت اسلامی را تحقق بخشیده، تأثیر مهمی در استحکام پیوند جامعه اسلامی بر جای بگذارد، مسجد است؛ محلّی که میتواند تمامی مسلمانان را زیر یک سقف جمع کرده، مسایل لازم در تأمین مودت و اتحاد مسلمین را به آنان گوشزد و شیوههای علمی و عملی آن را تبیین و تعلیم نماید.
اگر به تاریخ مسجد و فلسفه ایجاد و تأسیس آن بنگریم، خواهیم دید که تبلور فکر اسلامی و اعتقادات صحیح دینی و استواری جامعه مسلمین در سایه حضور در مساجد و شنیدن انواع توضیحات و تعلیمات دینی میسّر شده است، یعنی مسجد علاوه بر مرکزیت عبادی، مرکز اجتماع نیز هست. این اجتماع هم برای عبادت است و هم برای یکپارچه ساختن اُمت و تمسک جمعی آنان به حبل اللّه .
تاریخ به خوبی نشان میدهد که مسجد از همان صدر اسلام کانون مهم آموزش و مرکز اصلی تربیت بوده و حلقههای درس و بحث در آن بر پا میشده است.
پیامبر اکرم«صلیاللهعلیهوآله» راه آموزش دین و دانش را در زمان خودشان آن چنان فرا روی مسلمانان هموار فرمود که با گذشت زمان، ارتباط مسجد و آموزش به نحو مطلوب
تا به امروز باقی مانده است اگر چه با توسعه علوم، آموزش صورت پیشرفتهتری به خود گرفت و مراکز خاص یافت.
پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» به ابوذر میفرماید:
«یا اَباذَر کُلُّ جُلُوسٍ فِی الْمَسْجِدِ لَغْوٌ اِلاّ لِثَلاثَة قِرائَة مُصَلٍّ اَوْ ذاکِر اللّهِ تَعالی اَوْ سَائِل عَنْ عِلْمٍ»؛ ای ابوذر! در مسجد هر نشستی به جز برای سه چیز بیهوده است:
1 . نمازگزاران.
2 . ذکر خدا گفتن.
3 . بحث علمی کردن.(1) همان طور که در صدر اسلام یکی از کارکردهای مهم مسجد امر تعلیم و تعلم بود، مسجد توانسته است این جایگاه را از صدر اسلام تا کنون حفظ کند و هم اکنون هم در حوزههای علمیه جلسات با شکوه بعضی از دروس خارج فقه و اصول در مساجد برگزار میشود و در اکثر مساجد آموزش قرآن و احکام و مسایل عقیدتی و سیاسی آموزش داده میشود.
همچنین امروزه نیز یکی از مهمترین عملکرد مسجد، ایراد خطابه و سخنرانی در آن است که گاه همین خطابه تنها جاذبهای است که به بعضی از مساجد رونق میبخشد. آری هر گاه خطیب توانایی در مسجد یافت نشود، رفته رفتنه آن مسجد شکوه و رونق خود را از دست میدهد.
هر چند مسجد در اصل کانونی توحیدی بود که مسلمانان در آن به عبادت و راز و نیاز میپرداختند و با کسب علم و معرفت، راه سیر و سلوک را پی میگرفتند، اما مرکزی
1) . میزان الحکمه، ج 4 ، ص 393 ، ح 8305 .
برای حل و فصل دعاوی نیز به شمار میرفت.
همچنین از آنجا که قضاوت یک عمل مقدس به حساب میآمد، مردم در اغلب اوقات از مساجد به عنوان دادگاه قضاوت نیز بهره میجستند.
افزون بر موارد فوق مردمان با گرد آمدن در مسجد برای رتق و فتق امور خود به مشورت مینشستند و جانانه به حق دل میبستند و از دام گرفتاریها و مشکلات میرستند.
با پیدایش مسجد، مدینه، نخستین مرکز مهم اجتماعی اسلام عینیت یافت و در آن امور دینی و دنیوی به هم در آمیخت و فعالیتهای مشاوره اجتماعی به موازات وظایف دینی در آن انجام میپذیرفت.
جماعتی از فقرای مهاجر هم که مأوایی نداشتند، در کنار مسجد مدینه، زیر سر پناه کوچکی به نام صُفّه زندگی میکردند. آوارگان جنگ و حوادث طبیعی نیز میتوانستند از مسجد به عنوان پناهگاه استفاده کنند.
بعلاوه مردم به هنگام بروز خشکسالی و بیماریهای مهلک برای دعا و نیایش، ناگزیر از روی آوردن به مسجد بودند.
نمایش رزمی و ارایه خدمات پزشکی و دارویی در مسجد نیز از جمله فعالیتهای اجتماعی این پایگاه ایمان و توحید و تعاون به شمار میرفت.
مسجد محل اجتماع فرماندهان سپاه، حضور مشاوران نظامی، تصمیم گیریهای
مهم رزمی، صدور فرامین جنگی، بسیج رزمندگان، اعلان نتایج پیکارها، حفظ غنایم و رسیدگی به وضع آوارگان و اسیران بود. آری مسجد مرکزی فعال برای پیشبرد اهداف نظامی و برنامهریزیهای دفاعی بود.
این مکان مقدس خصوصا مساجد جامع شهرها، شبیه مجالس و میدانهای عمومی بودند که در آنجا هم قاضیان، بر مسند قضاوت مینشستند و هم عالمان، جلسه درس تشکیل میدادند و هم لشکریان امور نظامی را پی میگرفتند.
با پیشرفت و گسترش روز افزون اسلام، مسجد اهمیت بیشتری پیدا کرد و بهعنوان کانون فعال امت اسلامی و مرکز عبادی ـ سیاسی جامعه نوین در آمد و بدینسان بسیاری از خدمات اداری، و کشوری نیز در مسجد ارایه میشد و حتی از آنجا که مسجد محل امنی برای حفظ ثروت ملی بود، خزانه دولت یا بیتالمال نیز در مسجد جامع شهر نگهداری میشد.
مسجد جز معنا بخشیدن به حیات دینی، نقش چشمگیری در صحنه سیاست ایفا کرده، ایمان و اعتقاد و اخلاص و ایثار را در خدمت به جامعه و توسعه سیاسی اسلام به کار گرفت.
چنین چشمانداز والا به عرصه سیاست، از ژرفبینی، ارزشگذاری و عنایت ویژه این آیین بزرگ آسمانی به زندگی فردی و اجتماعی انسان حکایت دارد.
باید توجّه داشت که در جریان نهضتهای بزرگ اسلامی نیز مساجد در جهت بیداری و آگاهی بخشیدن به تودههای وسیع و قشرهای مختلف مردم نقش بسیار بارزی را بر عهده داشتند.
در نهضتهای صد ساله اخیر ایران، مساجد، به عنوان کانونهای اصلی مبارزه علیه استبداد مورد توجّه بودند و نقش عمدهای را در به ثمر رسانیدن این نهضتها ایفا کردند؛ چنانکه در جنبش تحریم تنباکو که به رهبری میرزای بزرگ شیرازی، طی سالهای 1308 ـ 1309 هق و در مخالفت با امتیاز انحصار تنباکو به یک شرکت انگلیسی در ایران روی داد و منجر به شکست استعمار انگلیس گردید، مساجد در مخالف با استبداد ناصری و در پیروزی نهضت، نقشی سازنده به عهده گرفتند. در نهضت مشروطیت (1323 ـ 1325 هق) نیز که با قیام و رهبری روحانیت در ایران شکل گرفت مساجد کانونهای اصلی انقلاب بودند و فعالیتهای انقلابیون را در جهت پیروزی این نهضت نیرو و سرعت میبخشیدند.
این شکوه و عظمت و قداست و جاذبیت مساجد در جهت ایجاد وحدت و همبستگی در میان تودههای مردمی و بسیج قشرهای مختلف برای مقابله با ظلم و استبداد، بار دیگر در جریان انقلاب شکوهمند اسلامی نیز تجلّی کرد.
کلمه مسجد و اشباه آن پیش از اسلام نیز رواج داشته و قبل از این که رسول گرامی اسلام«صلیاللهعلیهوآله» مسجد مدینه را بنیان نهد، خداوند تعالی در سوره اسراء که مکی است، واژه مسجد را در مورد مسجدالحرام و مسجدالاقصی به کار برده است.
ولی در عین حال مسجد نخستین نهادی است که به هنگام ورود حضرت پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» به مدینه شکل گرفته است. این نکته حکایت از آن دارد که شکلگیری جامعه اسلامی بدون نقشآفرینی مساجد امکان پذیر نبوده است.
مساجد با کارکردهایی که داشت آن چنان در درون جامعه اسلامی نهادینه شد که مؤمنان آن را بر خانههای خودشان ترجیح میدادند؛ در واقع ویژگی اصلی مسجد این بود که همچون اسلام با همه شئون زندگی مردم سر و کار داشت و البته به همه شئون مردم
جهت الهی و دینی میداد و این برخاسته از روح اسلام بود، چرا که اسلام جوهره همه فعالیتهای مسلمین در جامعه اسلامی را عبودیت میدانست.
به طور کلی میتوان گفت که مسجد در طول تاریخ ایران با سه نوع کارکرد در مراحل مختلف، نقش مهمی در تحولات کشور داشته است:
اول؛ کارکرد فرهنگی ـ فکری ـ هنری: این کارکرد به خوبی در معماری و ادبیات ایران جلوهگر شده است.
دوم؛ کارکردهای اجتماعی مسجد: این کارکرد به گونهای است که میتوان گفت تمام جنبشهای اجتماعی در اطراف مسجد سازمان یافتهاند.
سوم؛ کارکردهای سیاسی مسجد: این کارکرد گر چه در گذشته نیز کم و بیش وجود داشته است، ولی در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی به اوج خود رسید و اعتراض سیاسی،مشارکت بسیج سیاسی ودیگر وجوهرفتار سیاسی مردم مثل بحثها و آموزشهای سیاسی، تبادل نظر، مشورت و شورا، تعیین سرنوشت و...، کارکردهای مسجد را در نمودهای فوق جلوهگر ساخت.
آری مسجد در جامعه جدید ایران؛ یعنی در دوران منتهی به تأسیس نظام جمهوری اسلامی، جایگاه و کاربردهای نخستین خود را باز یافت و در دو برهه از انقلاب اسلامی به ویژه در جنگ تحمیلی ظرفیت بینظیر این نهاد عبادی اجتماعی برای همگان آشکار گردید.
پس از پیروزی انقلاب و تأسیس نظام جمهوری اسلامی و فروکش کردن فضای انقلابی، کارکردهای جدیدتر مسجد در عرصههای دیگری تولد یافت. حتی در مدت یک ساله میان پیروزی انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی، این مسجد بود که به ویژه در روستاها، کارکردهای جدید آموزشی، ترویجی، بهداشتی و همکاری و تعاون را تجلّی
بخشید؛ جهاد سازندگی، سپاه پاسداران، کمیتههای انقلاب، آموزش و پرورش، وزارت بهداشت و درمان و دیگر سازمانها از طریق مسجد و با نمایش فیلمهای آموزشی وتشکیل کلاسهای آموزشی درسطوح مختلف، بر پایی نمایشگاه و حتی اهداف دولت مثلجامعهپذیری سیاسی،توسعه،خدماتبهداشتی وآموزش،افزایش آگاهی عمومی و تخصصی را محقق ساخت وروح همکاریهای جمعی را در میان مردم تقویت کرد.
با آغاز جنگ تحمیلی، رویکرد سیاسی مسجد در مسأله دفاع و امنیت ظاهر شد. اکثریت ارگانها و نهادها از طریق مسجد با مردم ارتباط برقرار کردند. اصولاً مسجد، منبر، تریبون و رسانهای بوده است که در جهت تعیین و تبلیغ ارزشها و احکام اسلامی به کار گرفته شده است.
امروزه نیز مسجد به صورت مرکز خدمات اجتماعی فعال و پویایی در آمده که نتایج سازنده آن در زمینههای گوناگون بر کسی پوشیده نیست.
همان گونه که مسجد در صدر اسلام و عصر رسول خدا«صلیاللهعلیهوآله»، تنها محل عبادت، اعتکاف، اقامه نماز جماعت، تعلیم و تعلم، سخنرانی و خطابه نبود، بلکه علاوه بر اینها، کارهای سیاسی اجتماعی و... نیز در آن انجام میگرفت، امروزه نیز از مسجد به عنوان کانون گرم سیاسی، اجتماعی و... استفاده میشود. بدینسان مسجد هماره محل نشر شریعت مقدس اسلام در همه ابعاد بوده و هست.
در تاریخ معاصر، نهضتهای اسلامی بالاخص انقلاب اسلامی در شکلگیری نهضت و تداوم آن، مسجد را به عنوان پایگاه اصلی خود قرار داده و هم اکنون نیز نیاز به مسجد محسوس است. بیجهت نیست که دشمن در سیاستهای استعماری جدید به جای تقویت نیروی نظامی خود، درصدد تضعیف و بیرونق شدن مساجد بر آمده است، امام راحل در بیانات خود میفرماید:
«از فانتومهای امریکا نترسید، از خالی شدن مساجد بترسید».
نکته مهم و قابل توجّه آن است که در جامعه دینی، مراکز و سازمانهای مختلف باید حول محور مسجد، سامان یابند؛ زیرا در آن صورت میتوان در مقابل آسیبهای یکسانسازی و نابودی فرهنگها در دنیای امروز مصون ماند.
از مباحث پیشین روشن شد که مسجد هماره سنگر دفاع از حریم مقدس اسلام و تجلّیگاه عشق و عبادت و خضوع و خشوع به درگاه پروردگار عالم بوده است و در طول تاریخ، بزرگانی همچون پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» و اصحاب با وفایش، سربازان مدافع آن بودهاند.
بدون شک یکی از عوامل مهم وجود و تداوم فرهنگ اسلامی در دنیای امروز، مساجد هستند؛ بدینسان بخش عظیمی از فرهنگ درخشان و تمدن والای اسلامی که امروز در دسترس ماست مرهون عملکردهای آموزشی، سیاسی و اجتماعی مساجد در طول تاریخ اسلام است.
با توجّه به شئونات مختلف یک جامعه اسلامی، هماره کارکرد مسجد از امور عادی فراتر رفته، ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را نیز در بر گرفته است. بعلاوه مساجد همیشه به عنوان کانون همگرایی مسلمانان مطرح بودهاند به همین دلیل هم این نهاد دینی اجتماعی با از بین رفتن یا جابجایی حکومتها، هیچگاه نقش محوری خود را از دست نداده است.
از آنجا که در اوج عصر ارتباطات نیز هنوز بهترین و سالمترین و کارآمدترین رسانه مسجد است، بدیهی است آیندهشناسی مسجد برای نظام جمهوری اسلامی ایران و دیگر جوامع اسلامی یکی از ضرورتهای مهمی است که از منظر نهادسازی و نهادمندی برای حکومت الزامی برجستهتر مییابد.
براین اساس باید با انجام تحقیقات گستردهتر در سیر تحولات سیاسی اجتماعی، مبتنی بر روشهای علمی و تخصصی به شناخت علمی و مبتنی بر واقعیات تاریخ اسلام از نهاد مسجد نایل گردیم.
از سوی دیگر دولت باید با حمایت از مجامع مردمی، بتواند ضمن حفظ هویت اسلامی مسجد، با توجّه به ساختار مناطق و محلهها مثل بازار، روستا و مراکر آموزشی با استفاده از تأسیسات و تجهیزات و ابزارهای جدید، نهاد مسجد را در راستای کارکردهای جدید و احیای توانمندیهای قدیم فعال نماید.
در این راستا باید تقویت مشارکت سیاسی مردم، تعمیق و توسعه، جامعهپذیری سیاسی و حل و فصل منازعات و چالشهای اجتماعی و تقویت روح مدنیت، نظم و قانونمندی در پرتو شرایط جدید مسجد متجلی گردد.
لازم به ذکر است احیا و حفظ جایگاه مسجد در جهانی که با دگرگونیهای شتابان در زمینههای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی رو بروست، به تلاشی سخت و پیگیر نیازمند است. امروز باید روی مسایل فرهنگی بیش از گذشته کار کرد؛ مساجد آن گاه خواهند توانست نقش تاریخی خود را در تربیت عبادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایفا نمایند که بتوانند مخاطبان خود را جذب و حفظ نمایند.
پیشنهادات ذیل میتواند تا حدودی ما را به هدف فوق نزدیکتر ساخته، در زمینه جذب راهگشا باشد.
1 . تقویت مساجد از نظر امکانات مانند رسیدگی به ساختمان مسجد، نظافت و تجهیز امکانات گرما و سرمازا با همکاری نهادهای مسئول.
2 . توجّه بیشتر به وضعیت ظاهری و زیباسازی مسجد، زیرا زیبایی و شکوه مساجد موجب جذب بیشتر قشر جوان و آبادی و ارزش محلهای و منطقهای آن میگردد.
3 . تشکیل و تقویت کتابخانه مناسب مسجد و در اختیار گذاشتن کتابهای مفید و متنوع به مراجعه کنندگان.
4 . برگزاری مسابقات متنوع از کتابهای مذهبی مناسب.
5 . دقت در انتخاب امام جماعت به خصوص از لحاظ ویژگیهای اخلاقی و عملکردی.
6 . توجّه بیشتر امامان محترم جماعت به طولانی نشدن نمازهای جماعت به خصوص با حضور نسل جوان.
7 . بهکارگیری هیئت امنای صاحب ابتکار و خلاقیت که در این صورت با برنامهریزیهای متنوع، خواهند توانست افراد را به مسجد جذب نمایند.
8 . انجام تبلیغات مناسب و منطقی و پرهیز از برخوردهای تند و خشن با نوجوانان.
9 . فعال ساختن کانون فرهنگی مستقر در مسجد و متنوع نمودن برنامههای آن.
10 . تلاش برای احیای کارکردهای مختلف مسجد با برنامهریزی کلان.
مرتضی رستگاری
انسان در طول دوره زندگانی خود مراحل گوناگونی را با شرایط ویژه و خاص میگذراند که هر کدام به نحوی در مراحل بعد مؤثر است. در این بین جونی از مهمترین دوران زندگی است که در سلامت یا خسارت دوران میانی و نهایی زندگی بشر تأثیر گسترده و عمیقی دارد. چرا که در این دوران پایهها و اصول شخصیت انسان شکل میگیرد.
در این مقاله به بحث در مورد موانع حضور جوانان در مسجد پرداخته شده و به علت آن به شرح ذیل اشاره است: 1 ـ بحران هویت دینی؛ 2 ـ تهاجم فرهنگی؛ 3 ـ روحیات و خواستههای جوان و فضای مسجد؛ 4 ـ ناهنجاریها؛ 5 ـ دین گریزی.
در پایان راههای جذب جوانان در مسجد ارائه شده که آن نیز به چند بخش تقسیم میشود: امام جماعت، خانواده و دوستان، امکانات و فعالیتهای مسجد، کلاسهای آموزشی، بها دادن به جوانان، تبلیغات، شکل ظاهری مسجد، بیان مباحث مورد نیاز جوانان، پیش نیازها ، تشویق، تقویت پایگاههای بسیج و... .
پژوهشهای تاریخی انجام شده پیرامون جایگاه مسجد در میان مسلمانان نشان از آن دارد که مسجد نخستین و مهمترین مرکز و نهاد در جامعه اسلامی بوده است. در این مقاله به اختصار ابعاد و کارکردهای عبادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی ونظامی مسجد در صدر اسلام یاد آوری شده است و نقش آن به صورت تطبیقی در پیروزی انقلاب اسلامی ایران بیان شده است.
مسجد نخستین و مهمترین مرکز و نهاد جامعه اسلامی و از صدر اسلام تاکنون دارای ابعاد و کارکردهای عبادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و نظامی به شرح ذیل بوده است:
براساس آن چه از قرآن کریم استفاده میشود یکی از اهداف آفرینش عالم و موجودات، «عبادت»(1)و «تقرب الی اللّه» است. در میان عبادات، سجده یکی از والاترین مظاهر عبادت و بندگی خداوند متعال است؛ زیرا سجدهکننده، نهایت خضوع و خشوع و تسلیم در برابر ذات احدیت را اظهار مینماید. شاید به همین جهت است که همه آفرینش و تمامی موجودات در پیشگاه خداوند متعالی سجده میکنند.(2) عبادت و پرستش در مورد انسان ـ این گل سر سبد هستی ـ دارای دو معنای عام
و خاص است؛ عبادت در معنای عام شامل هر گونه رفتار و کرداری میشود که رضایت و خشنودی خداوند در آن باشد و در معنای خاص؛ راز و نیاز با خداوند، ذکر و یاد خدا و نجوا و سخن گفتن با اوست که شامل عباداتی همچون دعا، ذکر، تلاوت قرآن و برپایی نماز میشود.
روشن است که هدف از عبادت، خسته کردن جسم و انجام حرکتهای خاص و لقلقه زبان نیست؛ بلکه روح و جان عبادت، «توجه قلبی» به معبود حقیقی یعنی خداوند است.
بدون شک در پیدایش توجّه قلبی، شرایط و عوامل فراوانی نقش دارند که از آن جمله «مکان عبادت» است.
مسجد با ویژگیها و شرایط مخصوص به خود، بهترین و مناسبترین مکان برای حضور در درگاه الهی و سپاس و شکرگذاری از اوست.
نخستین مسجد در نظام آفرینش، کعبه و مسجدالحرام است.(1)پیامبر گرامی اسلام«صلیاللهعلیهوآله» از نخستین روزهایی که دعوت به دین و آیین اسلام را به صورت آشکار در مکه شروع کرد، از مسجدالحرام به عنوان یک پایگاه اساسی بهره گرفتند. در این باره فقط به یک نمونه تاریخی که مورد اتفاق فریقین است، اشاره میشود:
ابناثیر در «اسد الغابه» و ابن حجر در «الاصابه» در بیان شرح حال «عفیف کندی» نقل میکنند که گفت:
«در روزگار جاهلیت وارد مکه شدم و میزبانم عباس بن عبدالمطلب بود. ما دو نفر در اطراف کعبه بودیم که ناگهان مردی آمد، در برابر کعبه ایستاد و سپس پسری را دیدم که آمد و در طرف راست او ایستاد. چیزی نگذشت زنی را دیدم که آمد و پشت سر آنها قرار گرفت و من مشاهده کردم که این دو نفر به پیروی از آن مرد رکوع و سجود میکنند.
این منظره بیسابقه حس کنجکاوی مرا تحریک کرد که جریان را از عباس بپرسم.
1) . سوره آلعمران، آیه 96 .
او گفت: آن مرد، محمد بن عبداللّه«صلیاللهعلیهوآله» است و آن پسر، برادر زاده او و زنی که پشت سر آنهاست، همسر محمد«صلیاللهعلیهوآله» است...».(1) شواهد تاریخی گواه است که پیامبر گرامی اسلام«صلیاللهعلیهوآله» علاوه بر حضور در مسجد و اقامه عبادت در آن مکان مقدس، دیگر مسلمانان را ترغیب و تشویق میفرمودند تا به مسجد رفت و آمد کنند و از برگزاری نمازهای پنجگانه واجب در مساجد، بدون عذر تخلّف نورزند. در آیات و روایات پیامبر و ائمه معصومین«علیهمالسلام»، بر اقامه نماز و به ویژه نماز جماعت در مسجد، به فراوانی تأکید شده و برای آن فضایل بسیاری نقل شده است. این تأکیدات تا به آن حد است که خودداری از حضور در مساجد از روی بیاعتنایی در روایات، رویگردانی از سنت پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» به شمار آمده و باعث میشود نمازهای انسان مقبول درگاه الهی قرار نگیرد.(2) از سوی دیگر قرآن کریم از هر کسی که به نقش بنیادین مسجد یعنی «عبادت و پرستش» آسیب برساند، به عنوان ظالم یاد نموده، میفرماید:
«وَ مَنْ اَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللّهِ اَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعی فی خَرابِها» کیست ستمکارتر از آن کسی که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیری کرده و سعی در ویرانی آن مینماید.(3) در صدر اسلام، برپایی نمازهای جماعت که مظهر بندگی، شکوه، حیات و وحدت امت اسلامی بود، بیش از امروز مورد توجّه و اهتمام مسلمین بوده است. اما باید اذعان کرد که در طول تاریخ هزار و چهار صد ساله اسلام، کارکرد مساجد اگر چه
در زمینههای دیگر با فراز و نشیب بسیار همراه بوده است، اما در بعد عبادی، هرگز دچار افول و خاموشی کامل و مطلق نشده یا مثل برخی دیگر از کارکردها به فراموشی سپرده نشده است.
ویل دورانت مؤرّخ تمدننگار مشهور غربی در گزارشی از جوامع اسلامی چنین مینویسد:
«پیش از آفتاب و نیمه روز و پیشگاه و نزدیک غروب مؤذن بر گلدسته بالا میرود و به وسیله اذان، مسلمانان را به نماز میخواند! به راستی چه نیرومند است و شریف این دعوت که مردم را پیش از طلوع آفتاب، به بیداری دعوت میکند، چه خوب است که انسان به هنگام نیمروز از کار باز ایستد و چه بزرگ و با شکوه است که ضمیر انسان در سکوت شب به جانب خداوند جل جلاله توجّه کند».(1) کارکرد عبادی مسجد، گاه همانند اقامه نماز جمعه، جنبه سیاسی به خود گرفته، روند دیگری پیدا میکرد؛ زیرا از جمله کارکردهای عبادی مساجد، در صدر اسلام برگزاری نماز جمعه بود؛ پیامبر اکرم«صلیاللهعلیهوآله» هنگام هجرت و قبل از رسیدن به مدینه در فاصله پانصدمتری مسجد قبا، در محلی که اکنون مسجدی به نام مسجد جمعه بنا شده است، اولین نماز جمعه تاریخ اسلام و پس از ورود به مدینه، نماز جمعه را به صورت مرتب اقامه نمود، بدین ترتیب اقامه نماز عبادی و در عین حال سیاسی اجتماعی جمعه از مسجد جمعه در نزدیکی قبا آغاز و در مسجدالنبی تداوم یافت. روایات زیادی از حضور انبوه مردم و خطبههای رسول گرامی اسلام«صلیاللهعلیهوآله» در نماز جمعه در منابع دینی فریقین نقل شده است. این سنت حسنه در زمان خلفای ثلاثه و امام علی«علیهالسلام» و طبق برخی نقلها در زمان امام حسن مجتبی«علیهالسلام» رواج داشت و در مساجد جامع و مرکزی شهرها و بلاد اسلای نیز توسعه یافت. ولی پس از آن دوران به تدریج با انحراف از جایگاه
1) . تاریخ تمدن، ویل دورانت، ج 4، ص 273 تهران، آموزش انقلاب اسلامی، 1371.
واقعیاش روز به روز کمرنگتر شد.
در ایران هم تا قبل از انقلاب اسلامی هیچگاه نماز جمعه در همه جا و به صورت عمومی و مرتّب برگزار نشده است. ظاهرا اولین کسی که در دوران رژیم منحوس پهلوی، خواهان احیای نماز جمعه شده، شهید نواب صفوی در کتاب «رهنمای حقیقت» است. اما با ظهور انقلاب اسلامی این فریضه الهی با همان عظمت و شکوه و خصوصیاتی که در صدر اسلام داشت، مجددا احیا گردید.
پروفسور حامد الگار در مقالهای تحت عنوان «امام خمینی و احیای نماز جمعه» مینویسد:
«احیای واقعی نماز جمعه در ایران یکی از دستآوردهای عظیم انقلاب اسلامی ایران است و ما آن را مانند بسیاری از برکات، مدیون حضرت امام هستیم».(1) امام خمینی قدسسره همانند عدهای از فقها، جایگاه ویژهای برای اقامه نماز جمعه در عصر غیبت، قایل است. ایشان در تحریر الوسیله ضمن تبیین احکام نماز جمعه میفرماید:
«نماز جمعه و دو خطبه آن از جایگاه عظیم سیاسی مثل حج و عید قربان و فطر برای مسلمانان برخوردار است، ولی متأسفانه مسلمانان از این گونه وظایف سیاسی غفلت کردهاند.
اسلام در تمام شئونش دین سیاست است و کسی که کمترین تفکّر و تأمّلی در احکام حکومتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اسلام داشته باشد، این را میفهمد. و هر کس توهم کند که دین از سیاست جداست، نادانی است که نه اسلام را فهمیده
1) . امام خمینی واحیای نمازجمعه، حامدالگار، مجموعهمقالات کنگرهبینالمللیامامخمینیواحیا تفکّر دینی، ج 2 ، ص 433 .
و نه سیاست را».(1) امام خمینی در تبیین اهمیت نماز جمعه در یکی از بیاناتشان میفرمایند:
«یکیازمهمترین چیزهایی که دراینانقلاب حاصل شد،قضیّه نماز جمعه است... بحمداللّه در این نهضت، نماز جمعه با محتوای حقیقی آن تحقق یافت... مردم و نسلهای آینده به این مسئله، اهمیت بدهند که نماز جمعه در رأس همه امور است».(2) ایشان در سخنان دیگری در باره محتوای خطبهها فرمودهاند:
«در خطبه نماز جمعه، مقدّرات مملکت بیان بشود، مسایل سیاسی که در مملکت جریان پیدا میکند، مسایل اجتماعی که در مملکت باید جریان پیدا میکند، گرفتاریهای مسلمانها، اختلافات مسلمانها در آن خطبهها باید طرح بشود و رفع بشود».(3) یکی دیگر از کارکردهای عبادی مسجد، سنت اعتکاف است. اعتکاف اقامت در مسجد به قصد عبادت و تقرّب جستن به خداوند متعال است.
انبیای الهی در مراحل مختلف زندگی، اوقاتی را به گسستن از مردم و ایجاد ارتباط ویژه با خداوند اختصاص میدادند. پیامبر اکرم«صلیاللهعلیهوآله» با وجود آن همه عظمت روحی و کمالات انسانی، اهتمام خاصی نسبت به اعتکاف داشتند؛ در روایتی از امام صادق«علیهالسلام» میخوانیم:
«کانَ رَسوُلُ اللّهِ«صلیاللهعلیهوآله»اِذا کانَ الْعَشْرُ اْلاَواخِر اِعْتَکَفَ فِی الْمَسْجِدِ وَ ضُرِبَتْ لَهُ
1) . وَ بِالْجُمْلَةِ الْجُمُعَةُ وَ خُطْبَتاها مِنَ الْمَواقِفِ الْعَظیمَةِ لِلْمُسلِمینَ کَسائِرِ الْمَواقِفِ الْعَظیمَةِ مِثلَ الْحَجِّ وَ الْمَواقِفِ الَّتی فیهِ وَ الْعیدینِ وَ غَیْرِها وَ مَعَ الاَسَفِ اَغفَلَ المُسلِمُونَ عَنِ الْوَظائِفِ الْمُهِمَّةِ السَّیاسِیَّة فیها وَ فی غَیرِها مِنَ الْمَواقِفِ السَّیاسِیَّةِ الاِسْلامِیَّةِ؛ فَالاِسْلامُ دینُ السِیاسَةِ بِشُوؤُنِها یَظْهَرُ لِمَنْ اَدْنی تَدَبُّرٍ فی اَحْکامَةِ الْحُکُومِیَّةِ وَ السِّیاسِیَّةِ وَ الاِجْتِماعِیَّةِ وَ الاِقْتِصادِیَّةِ فَمَنْ تَوَهَّمَ اَنَّ الدّینَ مُنْفَکّ عَنِ السّیاسَةِ فَهُوَ جاهِلٌ لَمْیَعْرِفِ الاِسْلامَ وَ لاَالسّیاَسِة؛ تحریر الوسیله، امام خمینی، ج 1، ص 234، مسأله 9 قم، اسماعیلیان، 1408 ه ق .
2) . صحیفه نور، ج 18 ، ص 195 .
3) . صحیفه نور، ج 4، ص 447 .
قُبَةٌ مِنْ شَعْرٍ وَ شَمَّرَ الْمِئْزَرَ وَ حَلْوی فِراشَهُ»؛ رسول خدا«صلیاللهعلیهوآله» در دهه آخر (ماه رمضان) در مسجد معتکف میشد. برای آن حضرت خیمهای مویین در مسجد بر پا میشد. حضرت برای اعتکاف مهیا میشد و بستر خویش را جمع میکرد.(1) سنت اعتکاف پس از رسول گرامی اسلام«صلیاللهعلیهوآله» تا حدود زیادی به فراموشی سپرده شد و بحمداللّه پس از پیروزی انقلاب اسلامی خصوصا در سالهای اخیر، رونق فوقالعادهای پیدا کرده، به صورتی که در اکثر شهرها به دلیل کثرت استقبال، مشکل مکان به وجود میآید.
یکی از کارکردهای مسجد در صدر اسلام، استفادههای فرهنگی، آموزشی و تبلیغی از مسجد است. دینی که با امر به خواندن و آموزش و قلم و مبارزه با جهل و نادانی آغاز شود،(2)طبیعی است که برای رسیدن به این اهداف نیازمند به مرکز آموزش و تبلیغ است و چه جایگاهی مخصوصا با امکانات آن زمان، از مسجد والاتر و بهتر؟! شواهد و قراین تاریخی حاکی از آن است که پیامبر و یارانش، قبل و بعد از هجرت، از مسجد برای آموزش و تبلیغ استفاده مینمودند. آن حضرت پس از اعلان عمومی و تبلیغ رسمی دین اسلام، قبل از هجرت به مدینه تا آنجا که امکان داشت، از مسجد الحرام در راستای تبلیغ و ترویج دین و آموزههای اسلام بهره میگرفتند؛ از آنجا که کعبه و مسجدالحرام قبل از ظهور اسلام، جایگاه گرد همآیی مردم بوده، مشرکان برای پرستش بتها و طواف کعبه در آنجا گرد هم میآمدند، پیامبر و یارانش از
این فرصت، نهایت استفاده را میکردند.
گرویدن شماری از یاران پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» به اسلام در مکّه، ثمره چنین تبلیغاتی بوده است. به عنوان نمونه میتوان از طفیل بن عمرو نام برد؛ طفیل شاعر خردمندی بود که در میان قبیلهاش نفوذ کلمه داشت. وی وارد مکه شد. سران قریش و بازیگران عرصه سیاست از ترس اسلام آوردنش با جوّ سازی او را از حضور در نزد پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» و صحبت کردن با او و گوش کردن به سخنان آن حضرت بر حذر داشتند. طفیل میگوید:
«سخنان آنان به قدری در من مؤثّر افتاد که مقداری پنبه در گوشهایم کردم، صبح وارد مسجدالحرام شدم و ناخودآگاه کلامی بسیار شیرین و لذّتبخش به گوشم رسید! احساس مسرّت کردم. با خود گفتم: تو مرد سخنسرای خردمندی هستی، چه مانع دارد سخن این مرد را بشنوی؟ اگر نیک بود آن را بپذیری و اگر زشت بود آن را رد کنی! برای ملاقات پنهانی با آن حضرت، اندکی صبر کردم. حضرت به سوی منزل به راه افتاد. وقتی وارد خانه شد، اجازه ورود خواستم و جریان را برای حضرت توضیح دادم و خواستم آیین اسلام را برایم تشریح کند.
آن حضرت، آئین خود را عرضه داشت و مقداری قرآن برایم تلاوت کرد. به خدا سوگند کلامی زیباتر از آن نشنیده و آیینی معتدلتر از آن ندیده بودم!! آن را پذیرفتم! سپس به حضرت گفتم: در میان قبیله خود برای نشر آیین شما فعالیت خواهم نمود!».
ابن هشام مینویسد: «طفیل تا روز حادثه خیبر در میان قبیله خود بود و به نشر آیین اسلام اشتغال داشت و در همان حادثه با هفتاد یا هشتاد خانواده مسلمان به پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» پیوست و در اسلام خود پایدار بود تا این که پس از درگذشت پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» در عصر خلفا در جنگ یمامه شربت شهادت نوشید».(1) آیتاللّه سبحانی مینویسد: «تا آنجا که تاریخ نشان میدهد، ابوذر از یاران
1) . فروغ ابدیت ، ج 1 ، ص 336 ـ 337 به نقل از سیره ابنهشام .
پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» اولین کسی بوده است که در میان قریش و در مسجدالحرام، ندای اسلام را به گوش دگران رسانیده است و برای این کار، شکنجه بسیاری را تحمل کرده است».(1) بر پایه برخی از شواهد تاریخی، پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» در دورانی، یاران خویش را در مسجد الحرام گرد میآورد و برای آنان قرآن میخواند و واجبات و محرّمات الهی را به آنان آموزش میداد. چنین جلساتی در مسجد، گاه به مناظره و گفتگوهای طولانی و علمی با سران قریش نیز میانجامید و پیامبر(9) با استناد به آیات نورانی قرآن، به شبهههای گوناگونی که از سوی آنان مطرح میشد، پاسخ میگفتند.
نقش مسجد در فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و تبلیغی، پس از ورود پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» به مدینه، هرگز با قبل از آن قابل مقایسه نیست. با بنای مسجد النبی، در واقع نه تنها معبد و پرستشگاه خداوند متعال، ساخته شد بلکه دانشگاهی فعال و سرشار از شور و نشاط علمی نیز پی ریزی شد.
حضور منظّم و پیوسته مسلمانان در این مسجد به منظور بر پا داشتن نماز، بهترین فرصت را برای کارهای تبلیغی پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» فراهم میآورد؛ آن حضرت با توجّه به اوضاع و احوال و رعایت حال حاضرانِ در مسجد، از این فرصتها به خوبی بهرهبرداری میکردند.(2) بدین رو میتوان گفت مسجد در صدر اسلام شاخصترین ساحت فرهنگی و تربیت اسلامی را به خود اختصاص داده بود. در متون اسلامی، روایات بسیاری در خصوص نقش علمی و آموزشی مسجد در صدر اسلام وارد شده است؛ به عنوان نمونه به سه روایت اشاره میشود:
1 . شهید ثانی در منیة المرید نقل میکنند:
«پیامبر خدا«صلیاللهعلیهوآله» روزی خانه را به قصد مسجد ترک کرد؛ در مسجد با دو گروه
روبرو شد. گروهی به مباحثات علمی و معارف اسلامی مشغول بودند و گروهی به دعا و نیایش! حضرت فرمود: هر دو گروه در مسیر خیر و صلاح هستند، یک گروه خدا را میخوانند و گروه دیگر به آموزش علم و آگاهی میپردازند! این گروه علمی از فضیلت بیشتری، برخوردار است زیرا که من برای تعلیم فرستاده شدهام!! آنگاه در میان گروه علمی نشستند».(1) 2 . امام صادق«علیهالسلام» در روایتی میفرمایند:
«و هیچ گروهی در مسجد خداوند متعال، به منظور تلاوت قرآن و مباحثه علمی پیرامون آن ننشستند، مگر این که آرامش قلبی آنان را فرا گرفت و فرشتگان الهی آنان را (با بال و پر خویش) در بر گرفتند».(2) 3 . ابنعباس نقل میکند که از پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» شنیدم:
«هیچ گروهی در خانهای از خانههای من برای آموزش قرآن و بحث در باره آن اجتماع نکردند، مگر آن که به مهمانی خداوند تعالی در آمده، تا زمانی که در مسجد، به مباحثات علمی پیرامون قرآن مشغول هستند، ملائکه آنان را در بر خواهند گرفت. (آنان را مورد حمایت و حفاظت خود قرار میدهند)».(3) اختصاص روند آموزش و علمی منحصر به صدر اسلام نیست، بلکه در
1) . خَرَجَ رَسُولُ اللّهِ«صلیاللهعلیهوآله» فَاِذا فِی الْمَسْجِدِ مَجلِسانِ مَجلِسٌ یَتَفَقَّهُونَ وَ مَجْلِسٌ یَدْعُونَ اللّهَ وَ یَسْألُونَهُ فَقالَ: کِلاَ الَْمجْلِسَیْنِ اِلی خَیرٍ، اَمّا هؤُلاء فَیَدْعُونَ اللّهَ وَ هؤُلاء فَیَتَعَلَّمُونَ وَ یَفْقَهُونَ الْجاهِلَ، هؤُلاءِ اَفضَلُ بِالتَّعْلیمِ اُرسِلْتُ ثُمَّ قَعَدَ مَعَهُمْ، منیة المرید، ص 107 شهید ثانی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1409 ه ق .
2) . وَ ما جَلَسَ قَومٌ فی مَسْجِدٍ یَتْلُونَ کِتابَ اللّهِ وَ یَتَدارَسُونَهُ بَیْنَهُمْ اِلاّ نَزَلَتْ عَلَیْهِمُ السَّکینَةُ وَ حَفَّتْهُمُ الْمَلائِکَةُ؛ عوالی اللآلی، ج 1، ص 375 (ابن ابیالجمهور احسائی، قم، سید الشهداء، 1405ه ق) .
3) . ما جَلَسَ قَومٌ فی بَیتٍ مِنْ بُیُوتِ اللّهِ یَدْرُسُونَ کِتابَ اللّهِ وَ یَتَعامَلوُنَهُ بَینَهُمْ اِلاّ کانُوا اَضْیافُ اللّهِ تَعالی وَ اَظَلَّتْ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ بِاَجْنِحَتِها ما دامُوا فیهِ ....؛ مستدرک الوسائل، ج 3، ص 363 ـ 364 محدث نوری، قم، آلالبیت، 1408 ه ق.
دورههای بعد هم اندیشمندان، متخصصان و دانشپژوهان علوم و معارف اسلامی، جلسات بحث و درس خود را در مساجد بر پا میکردند؛ مجالس تفسیر و قرائت قرآن، مباحثکلامی، فقهی وحدیثی در عصرائمه«علیهمالسلام» درمساجد جهاناسلام وپسازآن نیز تا آنجا که تضادی با منافع حکومتهای وقت نداشته، در مساجد برگزار میشده است.
در دوران انقلاب اسلامی، مساجدی که از مدیریت قوی و ائمه جماعات فعال و انقلابی برخوردار بودند، کلاسهای مختلف در جهت آگاهی دادن به مردم در ابعاد و زمینههای مختلف برگزار میکردند. این گونه مساجد در بازگشت به خویش، خودشناسی و ارزیابی هویت فراموش شده ملّت ایران بسیار مؤثر بودند.
آری مردم از طریق مساجد هویت فراموش شده خویش را به خاطر آوردند و به فرهنگ اصیل، آرمانهای والا و ارزشهای انسانی و معارف اسلامی بازگشتند.(1) رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در مصاحبهای در ارتباط با نقش فرهنگی مساجد میگوید:
«به طور کلی فرهنگ مردم یک فرهنگ دینی بوده است، حتی قبل از ظهور و ورود اسلام به ایران، جامعه ایرانی، جامعهای با فرهنگ دینی بوده است. مثل مکتب زرتشت و ....به ویژه فرهنگ شیعی در ایران، فرهنگ مهمی بوده است، چرا که تشیع، پیوسته اعتراض به حکومتها بوده است و مکتب شیعه روحانیت معترض را تربیت کرده و روحانیت که خانه او مساجد بوده است...».(2) بدینسان بر اساس پژوهشها روشن میشود که مساجد در صدر اسلام، کانون و دانشگاه تبیین اسلام و مرکزی برای نشر و اشاعه معارف ناب آن بوده است و در انقلاب اسلامی ایران نیز مساجد، مردم را به هویت و فرهنگ اصیل و فراموش شده خود بازگردانده است؛ این بازگشت به گونهای بود که برای احیای مجدد آن هویت، جانفشانیهای بسیار کردند تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کردند.
یکی دیگر از کارکردهای مسجد در صدر اسلام، کارکرد سیاسی، اجتماعی مسجد بوده است. به جرأت و صراحت میتوان ادعا کرد که در کنار بُعد عبادی مسجد، وسیعترین و مهمترین کارکرد مسجد، کارکرد سیاسی و اجتماعی بوده است.
مسجد پایگاه و مرکز تمامی فعالیتهای سیاسی جامعه اسلامی، بلکه دارالحکومه آن بوده است. کلیّه ملاقاتهای عمومی در زمان پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» و پس از او در زمان خلفای نخستین و امام علی«علیهالسلام» در مسجد انجام میشده است و حتی نمایندگان خارجی نیز در مسجد به حضور پذیرفته میشدند.
مسجد محل بیعت و اعلام برنامههای حکومتی نیز بوده است. ابن ابیالحدید در شرح نهجالبلاغه مینویسد:
«وقتی مردم هجوم آوردند تا با امام علی«علیهالسلام» بیعت کنند، آن حضرت امتناع ورزید ولی اصرارها در حدی بود که حضرت چارهای نداشت. در این مرحله که مشروعیت الهی با مقبولیت عمومی همراه گشته و حجت بر آن حضرت تمام شد، امام حاکمیت را پذیرفت، ولی برای انجام بیعت، فرمودند:
اگر به ناچار قرار است با من بیعت کنید، پس در مسجد! زیرا بیعت با من نباید به طور مخفی و پنهان باشد، بلکه باید با خواست مسلمانان و در ملأ عام و محل اجتماع مسلمین انجام گیرد. پس حضرت بلند شدند در حالی که مردم در اطرافش حرکت میکردند تا داخل مسجد شدند، مردم از هر طرف بر سر حضرت ریختند و با ایشان بیعت کردند».(1) روشن است که امورزه بیعت به انتخابات تغییر نام یافته است و جالب این است که
1) . اِنْ کانَ لابُدَّ مِنْ ذلِکَ فَفِی الْمَسْجِدِ فَاِنَّ بَیْعَتی لاتَکُونُ مَخْفِیّاً وَ لاتَکُونُ اِلاّ عَنْ رِضَا الْمُسْلِمینِ وَ فی مَلَأٍ وَ جَماعَةٍ فَقامَ وَ النّاسُ حَوْلَهُ فَدَخَلَ الْمَسْجِدَ وَ انْثالَ عَلَیْهِ الْمُسْلِمُونَ فَبایِعُوهُ، شرح نهج البلاغه، ج 11، ص 9 عبدالحمید بن ابی الحدید معتزلی، قم، کتابخانه آیهالله مرعشی، 1404 ه ق.
این کارکرد سیاسی با پیروزی غرور آفرین انقلاب اسلامی، در طول 25 سال گذشته، درمساجد احیا شدهاست، بهگونهای کهدرتمامیانتخاباتگذشته،(که در واقع هر انتخاب، بیعتی جدید با نظام اسلامی است)، در مجامع عمومی و مساجد صورت گرفته است.
مسجد در صدر اسلام همواره مجلس مشورتی مسلمین در رویدادها نیز بوده است. پیامبر اکرم«صلیاللهعلیهوآله» بر اساس دستور قرآن کریم(1)در امور مختلف با کسانی که صلاحیتهای لازم راداشتند به مشاوره میپرداختند. مهمترین این مشورتها در حوزه نظامی و غزوات و تنظیم سیاستهای دفاعی صورت گرفته است که به ذکر یک نمونه از مشورتهای نبی مکرّم اسلام بسنده میشود:
در جنگ احد وقتی مسلمانان از تهدید قریش آگاه شدند، پیامبر در انجمن بزرگی که افسران ارتش اسلام در آنجا حضور داشتند فرمودند:
اَشیرُوا اِلَیَّ: افسران و سربازان! نظرات خود را در چگونگی دفاع از آیین یکتا پرستی بیان کنید! دو نظر مطرح شد. نظر اول دفاع در شهر و جنگ تن به تن بود و نظر دوم خروج از شهر و دفاع در بیرون شهر.
نظر دوم از اکثریت بیشتری برخوردار بود. پیامبر گرامی هم نظر اکثریت را قاطع دانست و برای خروج از شهر، خود و سربازان را آماده حرکت کرد.(2) در واقع پر رنگترین نقش مساجد در دورانهای انقلاب اسلامی محور سیاست بوده است. اگر چه در دوران رژیم پهلوی، مردم از هر صنف و طبقه بر حسب زندگی روزمره خویش، کم و بیش نابسامانی وضع فرهنگی را احساس میکردند و هر کس متناسب با آگاهی و دانستههای خویش، تحلیلی از وضعیت آن دوران داشت، ولی با فراگیر شدن انقلاب اسلامی، مسجدها، جایگاهی بسیار مؤثرتر در این زمینه یافتند.
سخنرانیهای روحانیون و دانشگاهیان در مساجد، حسینیهها و دیگر اماکن مذهبی، مردم را بیش از پیش با ابعاد فساد، ظلم، تبعیض و بیعدالتی ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور آشنا کرد.
مسجد به همان اندازه که در طرد رژیم طاغوت از سوی مردم اثر داشت، پس از تبعید امام خمینی قدسسره در سال 1343، که مبارزه فعّال سیاسی تقریبا فروکش کرد و مساجد رویکردی دیگر یافتند امام خمینی قدسسره معمار انقلاب اسلامی ایران در ارتباط با این نقش میفرمایند:
مسجد در اسلام و در صدر اسلام همیشه مرکز جنبش و حرکتهای اسلامی بوده و از مسجد تبلیغات اسلامی شروع میشده است و از مسجد حرکت قوای اسلامی برای سرکوبی کفار و وارد کردن آنها در زیر بیرق اسلام بوده است.(1) «این مساجد است که این بساط را درست کرد. این مساجد است که نهضت را درست کرد. در عهد رسولاللّه«صلیاللهعلیهوآله» هم و بعد از آن هم تا مدتها مسجد مرکز اجتماع سیاسی بود، مرکز تجیش جیوش بود».(2) اینگونه سخنان امام خمینی در واقع توجّه دادن به سوی فرهنگ اصیل اسلامی و ساماندهی حرکتهای اسلامی از مساجد است. مساجد به مثابه پایگاههای انقلاب به صورت سنگرهای مستحکم برای مبارزه انقلابیون در آمدند و بر این اساس است که ایشان با ژرفنگری خاص خود میفرماید:
«مساجد و محافل دینیه را که سنگرهای اسلامی در مقابل شیاطین است، هر چه بیشتر گرم و مجهز نگه دارید».(3) «مسجد یک سنگر اسلامی است و محراب محل جنگ است، محل حرب است،
این را میخواهند از دست شما بگیرند».(1) «محراب یعنی مکان حرب، مکان جنگ، هم جنگ با شیطان و هم جنگ با طاغوت، از محرابها باید جنگ پیدا شود، چنانچه پیشتر از محرابها پیدا میشد، از مسجدها پیدا میشد، ای ملت! مسجدهایتان راحفظ کنید... تا این نهضت به ثمر برسد!».(2) در پی تأکیدات رهبر کبیر انقلاب بر استفاده هر چه بشتر از مساجد و بازگشت آنها به نقشی که در صدر اسلام داشتند، یاران و شاگردان امام با افشاگری در مساجد، آتش مبارزات را روز به روز شدیدتر و رژیم منحوس پهلوی را ناکارآمدتر کردند:
پایههای اصلی و اولیه انقلاب را شاگردان و نزدیکان و معتمدین امام بنا کردند؛ همچون شهید عراقی و طرخانی، امام 400 شاگرد مخصوص تربیت کرده بودند و شما همه جا از آنها اثر میدیدید.
شرق تهران آیتاللّه امامی کاشانی، جنوب تهران با خدمات آقای ایروانی، جنوب شرقی آیتاللّه غیوری، شمیرانات، آیتاللّه ملکی در مسجد همت، مرکز تهران کانون توحید و مسجد پرچم، خدمات آیتاللّه شهید مطهری، در شمال تهران امام جمارانی و بالاخره در این مسجد شهید بزرگوار دکتر مفتح، شاگردان امام در تمامی نقاط تهران و شهرستانها به کار تبلیغی و سیاسی مشغول بودند».(3) «اصولاً در محور سیاسی، مساجد و نهادهای دینی، به واسطه عملکردشان و عملکرد مبارزاتیشان بر علیه حکومتها، مورد توجه خاص کارگزاران دولت بود. چه این که میدیدم مسئولین بلند مرتبه رژیم شاه، چه عکسالعملهای تندی در مقابل مسجد و مسجدیها ابراز میداشتند و اعمال میکردند. بیخود نبود که سپهبد رزمآرا
مهره حلقه به گوش شاه میگفت: مسجد را بر سر کاشانی و مجلس را بر سر مصدق خراب میکنیم، در اینجا اهمیت و حساسیت سیاسی بودن مساجد را بهتر درک میکنیم».(1) «در دوران انقلاب هم به طور طبیعی و بر اساس سابق تاریخی، مساجد ایران نقش خود را باز یافته و مرکز مبارزات ضد رژیم شاه بود. حمله به مسجد گوهرشاد در زمان رضا شاه و کشتار مردم، به توپ بستن حرم امام رضا«علیهالسلام» توسط روسها و همچنین حمله و به آتش کشیدن مسجد جامع کرمان و کشتار مردم، نشانگر اهمیت مسجد در مبارزات مزبور و استفاده از آن به عنوان سنگر مبارزه، نشان عنادی است که قدرت سیاسی نسبت به این مکان مقدس داشته است».(2) برگزاری مجالس ختم برای شهداء، همچنین تحصن در مساجد از دیگر کارکردهای سیاسی مسجد بود که در اوایل شکلگیری انقلاب میتوان به آن اشاره کرد. به گزارش ذیل توجّه فرمایید:
«در ساعت 19، 1/10/1357 حدود هفتصد نفر از طبقات مختلف و قشریون مذهبی به منظور اعتراض به حادثه روز 24/9/1357 کرمان که منجر به کشته شدن چهار نفر گردید و هم چنین آزادی چهار نفر از فرهنگیان این شهر که در زندان به سر میبردند و در حوادث و تظاهرات کرمان دستگیر شده بودند، در مسجد تحصن و قصد دارند تا عصر روز 2/10/57 به تحصن خود ادامه دهند».(3) مساجد در اوایل ظهور انقلاب، پایگاه ترغیب و تحریک مردم برای همکاری و همیاری در زمینههای مختلف بوده است. در مساجد بسیاری از مشکلات اجتماعی
جامعه با همکاری مردم حل میشد!! از کارهایی که صرفا جنبه اجتماعی داشتند، میتوان به کمکهای مردم در جریان زلزله طبس، کمک به خانوادههایی که سرپرست آنها در زندان یا بازداشت بودند، اشاره کرد؛ خاطرات یاران انقلاب در این خصوص بسیار است که به دو نمونه در ذیل اشاره میکنیم:
«1 ـ در جریان زلزله طبس در استان خراسان در سال 57، مساجد تبریز و ائمه جماعات بسیار فعال بودند و پس از جمع آوری کمکهای مردم مستقیما آنها را به منطقه زلزله زده حمل میکردند. نکتهای که قابل تأمل است، مخالفت رژیم با این امر مردمی بود، چرا که باعث تعاون، همکاری، همبستگی مردم میگردید که این هم خوشایند رژیم نبود.(1) 2 ـ در محور اجتماعی، کارکرد حقوقی و قضایی مساجد، یکی دیگر از عمده اموری بود که مردم بنا به اعتمادی که به ائمه جماعات مساجد داشتند، بسیار مؤثّر و کارساز بود... .
مساجد و ائمه جماعات نه تنها اختلافات مالی مردم را حل و فصل میکردند، بلکه اختلافات خانوادگی و حتی قومی و محلی افراد را فیصله میدادند، چرا که متدینین و مؤمنین مجاز به مراجعه به دادگستری و محاکم قضایی نبودند... در مورد طلاق هم وضع به همین صورت بود. چون مراجع، شرط صحت طلاق را وجود دو شاهد عادل برای جاری کردن صیغه طلاق میدانستند و دادگاههای زمان قبل از انقلاب، مصداق این شرط نبودند، لذا بسیاری از طلاقها و صیغه آن در سر نماز جماعت و با شاهد گرفتن از متدینین انجام میشد».(2) حجهالاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی در باره نقش مساجد در پیروزی
انقلاب اسلامی میگوید:
«پس از تصویب کاپیتولاسیون و... ایشان (امام) تصمیم به مبارزه گرفتند و ما هم ستادی برای اداره مسایل مبارزه در این مقطع جدید ایجاد کردیم. امام هم اعلامیه دادند و هم آن سخنرانی معروف (در فیضیه) را کردند و هم به علمای سراسر کشور پیامهایی فرستادند.
مسجد امام (شاه) هم پایگاهی مهم شده بود که در این مقطع هر شب یکی از چهرههای مشهور آنجا سخنرانی میکرد، گروهها در اداره قضایا فعالیت خوبی پیدا کرده بودند... (بنا شد) چندین هیئت، تشکل جدید ایجاد کنند. امام هم موافقت کردند و چند روحانی مورد اعتمادشان را هم چون آقایان مطهری، بهشتی و انواری برای پاسخگویی سؤالات و تغذیه فکریشان انتخاب کردند... افرادی هم بودند که میخواستند کارهای تندتری انجام دهند.
اوج تلاشهای مبارزین آن ماه، ترور منصور و بازداشت شاخه نظامی هیئت مؤتلفه بود. بعد از ترور منصور، مجلس مسجد جامع با تهاجم پلیس به هم خورد و ادامه پیدا نکرد».(1) همانگونه که ملاحظه فرمودید، سخنان فوق در واقع به احیا کارکرد نظامی مسجد در انقلاب اسلامی همچون دوران صدر اسلام اشاره میکند.
از دیگر کارکرد اجتماعی مسجد در صدر اسلام انجام امور درمانی در مواقع حساس بوده است:
«در مسجد پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» جایگاهی برای معالجه بیماران و مجروحین معین شده بود و پیامبر و یارانش در آنجا از بیماران عیادت میکردند».(2)
واقدی مینویسد: «در ماجرای جنگ احد مردم در مسجد چراغ و آتش بر افروخته بودند و خستگان و مجروحان را مداوا میکردند».(1) همچنین به دنبال زخمی شدن سعد بن مغاذ مینویسد: «پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» او را در خیمه کعیبه دختر سعد بن عتبه در مسجد پیامبر جای داد. این زن مجروحین را معالجه میکرد».(2) روشن است که انجام این امور در مساجد مربوط به صورت اضطرار و ناچاری است، همان گونه که در صدر اسلام طبق این شواهد تاریخی به دلیل نداشتن جا و مکان مناسب، از مساجد چنین استفادهای میشده است؛ زیرا معمولاً درمان جراحت و جراحتها با خونریزی همراه است و این با مسجد سازگاری ندارد.
در انقلاب اسلامی هم معمولاً افرادی که دارای جراحتهای مختصر بودند طبق گفته برخی از اصحاب انقلاب در برخی از مساجد مداوا میشدند، ولی نقش مساجد در انقلاب، در واقع ساماندهی درمان مجروحین و تشکیل تیمهای پزشکی برای مداوا در مکانهای دیگر غیر از مسجد بوده است.(3) به عنوان نمونه مسجد باب الحوائج و مسجد امام صادق«علیهالسلام» از جمله مساجد فعالی بودند که در تبریز فعالیتهای بهداشتی و درمانی نموده، برخی بیمارستانهای خیریه را اداره میکردند. حتی آسایشگاه جذامیان و هزینههای مربوط به آن را مسجدها، مسجدیها و افراد مؤمن و متموّل تقبّل میکردند و حتی قبوضی تهیه شده بود که اعانات مردم را برای این منظور جمع آوری میکردند.(4)
برخی از این نقش مساجد به عنوان عاملی برای جذب افراد به این مکان مقدس نام میبرند:
«برخی از اوقات این مراکز و افراد خیّر پا را از این فراتر گذاشته و علاوه بر ویزیت، نسخهپیچی و تزریقات رایگان، بیمار را با اعزام به مراکز دولتی و یا خصوصی، حق العلاج آنها را هم تقبّل کرده و کار را به انجام میرساندند. طبیعی بود که مساجد با چنین کارکردی به طور عملی بهترین نهاد جذب افراد به دین و باعث ترویج ارزشها و هنجارهای دینی شده و کارکردهای پنهان را عیان و آنها را توسعه میدادند».(1) بنابراین نقش مساجد در فعالیتهای خدماتی و بهداشتی و درمانی به صورت عمده، پشتیبانی و حمایتهای مالی در شرایط انقلاب از مجروحین و مداوای آنان بوده است.
حضور در نمازهای جمعه و جماعت به طور طبیعی مؤمنین را از حال و روز یکدیگر آگاه نموده، همیاری و همبستگی آنان را به دنبال دارد. در مساجد و جلسات مذهبی مؤمنین به رفع مشکلات یکدیگر و دیگر مؤمنین میپردازند.
اگر چه در بررسیها و تحقیقات نه چندان کاملی که انجام شد، شواهد و قرائن تاریخی که حاکی از انجام فعالیتهای اقتصادی مساجد در صدر اسلام باشد، صرف نظر از کمک کردن به سائلین و مستمندان در مسجد، مستند دیگری در دست نیست، ولی بدون شک از اقدامات بسیار مؤثر و کارآمد مساجد و جلسات مذهبی در قبل از انقلاب اسلامی، پشتیبانیهای مالی و اقتصادی از انقلاب و مبارزان بوده است.
1) . همان، ص 75 .
«در قبل از انقلاب بسیاری از مساجد، چنین تشکیلاتی اقتصادی داشتند ولی با توجّه به حساسیت رژیم که این نهادها را در مقابل بانک میدانست، اکثرا مخفی بود وافراد معتمد ونیکوکار که اکثرا ازقشر بازاری بودند، به صورت نهادینه امّا غیر محسوس، این کارها را انجام میدادند و اتفاقا بسیار هم مؤثر بود».(1) از نهادهای اقتصادی مؤثر قبل از انقلاب که رژیم هم نسبت به آن عکسالعمل نشان میداد، مؤسسه کاریابی رفاه یا بنیاد رفاه و تعاون اسلامی بود که به وسیله جمعی از دوستان وی یاران امام تأسیس شد:
«این بنیاد که در سال 1346 کار خود را آغاز کرد، هدفش بیشتر این بود که در پوشش خاص خود، مشکلات کسانی را که در جریان مبارزه آسیب میدیدند، حل کند... صندوقهای قرض الحسنه را هم تشویق کردیم که هم پوشش خوبی بود برای همان کارهای امدادی و سیاسی و هم راهی برای حضور بیشتر در مساجد (به این بهانه) و بهرهگیری بیشتر از آنها به عنوان پایگاه مبارزه».(2)
اگر بخواهیم نقش، جایگاه و کارکردهای مساجد از صدر اسلام تا انقلاب اسلامی را جمعبندی کنیم، باید همان سخن یار انقلاب را باز گو کنیم وقتی که از او پرسیده شد: اگر میتوانید در یک جمله کوتاه نقش مسجد را در پیروزی انقلاب اسلامی بیان کنید؟ در پاسخ گفت: اگر مسجد نبود، انقلاب هم نبود.(3)و به راستی چه زیبا فرمود!! نقش مسجد در پیروزی انقلاب اسلامی در حدی بود که نویسندگان مغربزمین
نیز آن را از جمله عناصر بسیار مهم و اساسی به شمار آوردند. حامد الگار اندیشمند امریکایی مینویسد:
«مسجد هسته اساسی تشکیلات انقلاب ایران بود. شاید این هم یکی از دیگر نکاتی است که در مجموعه نتیجهگیریهای خود باید به آن میپرداختیم.
یکی از عناصر مهم در پیروزی انقلاب، احیای مجدد مسجد و تمام ابعاد عملکردی آن بود. نقش مسجد دیگر نه گوشه عزلتنشینی و گریزگاهی از جامعه بود که مردم برای دوری جستن از دنیا، گرفتن وضو، انجام عبادات یا گوش دادن به صوت قرآن به آن پناه میبردند؛ بلکه بر عکس مسجد به یک کانون مبارزه و مرکز فرماندهی بدل گردید و به طور خلاصه مسجد تماما آن چیزی شد که در عصر پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» بود».(1) حضرت امام خمینی قدسسره در سخنان خود از مسجد به عنوان رمز پیروزی ملت ایران یاد کردند:
«رژیم اسلام این طور است که افرادش از مسجدند، از مسجد نهضت شروع میشد و از مسجد میرفتند به میدان، به میدان جنگها. در جمعهها که خطابه میخواندند یا غیر جمعه که میرفت آن سردارشان منبر وصیت میکرد، از آنجا راهشان میانداخت برای این که بروند مبارزه کنند و یک همچنین روحیه که از مسجد تحقیق پیدا میکند، این دیگر نمیترسد از این که حالا من بروم شاید چه بشود این مسجدی است. این الهی است. آدم الهی نمیترسد ...».(2) بدینسان همان گونه که مسجد در صدر اسلام نقش و جایگاه خاص خود در پیشرفت اسلام را ایفا نمود، در انقلاب اسلامی نیز نقش و تأثیر اساسی داشت.
متأسفانه علی رغم تمام برنامههای خوبی که در برخی مساجد کشور جاری است، در سالیان اخیر به مساجد توجّه لازم نمیشود و برخی از کارکردهای آن که در پیروزی
انقلاب اسلامی نقش داشته و به یقین در دوام و ثبات آن نیز نقش خواهد داشت، به دلیل پیدایش و تأسیس نهادها و مراکز دیگر کمرنگ و یا به فراموشی سپرده شده است. امری که امام خمینی قدسسره بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی نیز از آن نگران بود، خالی شدن مساجد و سلب کارکردهای مختلف آن بود:
«مساجد را خالی نگذارید، اینهایی که صحبت این را میکنند که حالا ما انقلاب کردهایم، برویم سراغ کارهای دیگر، خیر! انقلاب از مساجد پیدا میشود... مساجد را آباد کنید با مسجد رفتن خودتان».(1) «من امروز باید بگویم که تکلیف است برای مسلمانها، حفظ مساجد؛ امروز جزء اموری است که اسلام به او وابسته است ... مساجد را پر کنید، اگر این مسجد و مرکز ستاد اسلام قوی باشد ترس از فانتومها نداشته باشید، ترس از امریکا و شوروی و اینها نداشته باشید، آن روز باید ترسید که شما پشت بکنید به اسلام، پشت بکنید به مساجد».(2) «ما امیدواریم حالا هم مساجد ما برگردد به آن وقتی که مسجد محل حل و عقد امور باشد و مسجد محل نقشههای جنگ باشد، همه چیز باشد و مسجدیها باشند که بتوانند کارها را به خوبی انجام دهند».(3) امید است که خداوند متعال به دست اندرکاران همایش بزرگداشت هفته جهانی مساجد توفیق دهد تا بتوانند در جهت نیل به این هدف مقدس و افزایش روز افزون کارکردهای مسجد، جایگاه واقعی مساجد را به جامعه باز گردانند، ان شاءاللّه.
مرضیه عریان
مسجد النبی در واقع کهنترین دانشگاه اسلامی و پایگاه اساسیترین تعلیمات در تاریخ آموزش اسلامی بوده است. نشر دعوت اسلامی بزرگترین نقش و مهمترین تأثیر را در ایجاد نهضت علمی و آموزشی در جامعه عرب داشت مسجد تا پایان سده اول هجری کار کردهای فراوانی داشت و در آغاز قرن دوم هجری با افزایش چشمگیر دامنه فتوحات، آموزش زبان عربی برای درک معانی آیات قرآن در سرزمینهای فتح شده در مساجد نو بنیاد صورت میپذیرفت در عصر خلفای نخستین و پس از آن در دوره حکومت امویان در مساجد بززگ که عنوان جامع داشت علاوه بر مسائل دینی، مسائل علمی نیز مطرح میشد. بدینسان مسجد الحرام مسجد النبی، جامع بصره و کوفه و... از مراکز مشهور آموزش در آن دوره بودند فاصله زمانی سَده دوم تا پایان شده سوم را میتوان از درخشانترین دوره تعلیماتی مسجد یا به عبارت دیگر عصر فعالیت آموزشی این دانشگاههای عمومی دانست. خلفای نخست عباسی نیز به امر آموزش در مساجد توجه خاص نشان داده به عنوان نمونه منصور عباسی جامع منصور را در بغداد
بنیان نهاد همچنین جامع اموی دمشق به دستور ولید بن عبدالملک بنا گردید در مصر جامع ابنطولون در شهر قطائع و جامع الازهر یکی از مراکز مهم آموزشی جهان اسلام گردید با آن که مدرسه در قرن چهارم هجری پا به عرصه وجود گذاشت و آموزش به مدارس منتقل شد، اما همچنان مساجد نقش آموزشی خود را در طول قرنهای پس از آن نیز حفظ نمودهاند.
مسجد به عنوان نخستین مکانی که مسلمانان در آنجا به پرستش و نیایش و راز و نیاز با پروردگار خویش میپرداختند، شناخته میشود ولی از همان نخستین سالهای ظهور اسلام در این مکان مقدّس، امور زیادی از جمله مسایل علمی و آموزشی مطرح میشد و تشکیل حلقههای درس در آنجا امری طبیعی بود که از زمان رسول خدا«صلیاللهعلیهوآله» آغاز شده بود.
در طی تاریخ اسلام، مساجد و جوامع علمی بسیاری تأسیس شد که هر یک سرگذشتی جداگانه دارد، امّا برخی از آنها شهرت بسیار یافت و مهمترین شاخصه اشتهار آنها جنبههای علمی و آموزشی بود.
با وجود آن که پس از ظهور مدارس و دارالعلمها، بیشتر مساجد، نقش آموزشی و تعلیمی خود را از دست دادند، امّا برخی از آنها این وظیفه خطیر را تا قرن حاضر همچنان حفظ کردهاند و این بدان جهت است که مسجد همواره در تاریخ اسلامی، جایگاه اصلی آموزش بود.
برخی از این مساجد عبارتند از: مسجدالحرام، مسجدالنبی، جوامع بصره و کوفه، جامع دمشق، جامع ابن طولون، جامع الازهر، جامع زیتونه و جامع قرویین.
پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» با بنای مسجد قبا در سر راه خویش به مدینه(1)و ساخت مسجدالنبی هنگامی که به مدینه رسید و خود برای ایجاد آن با مهاجران و انصار همکاری کرد، اهمیت مسجد را روشن ساخت.
مسجدالنبی در واقع کهنترین دانشگاه اسلامی و پایگاه اساسیترین تعلیمات در تاریخ آموزش اسلامی بوده است. در آغاز هجرت، پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» به مسلمانان سواد خواندن و نوشتن را آموخت؛ بدین طریق که آن حضرت فرمان داد اسیران با سوادِ جنگ بدر، آنان که توانایی پرداخت سَر بَها را ندارند به شرطی آزاد شوند که هر یک، ده تن را خواندن و نوشتن بیاموزند.(2) نشر دعوت اسلامی، بزرگترین نقش و مهمترین تأثیر را در ایجاد نهضت علمی و آموزشی در جامعه عرب داشته است، زیرا که اسلام مردم را به شناخت عظمت دانش و فریضه دانشاندوزی برانگیخته است.
آیات قرآنی در این زمینه فراوان و همگی بر بلندی جایگاه دانش و برتری مقام علما و بزرگداشت مرتبه خرد و معرفت و بیارزشی نادانی و نادانان دلالت مینماید.
قرآن نادانی را با نابینایی یکی دانسته(3)و آن را به گمراهی و تاریکی محض تشبیه کرده است و تعلیم را از جمله وظایف پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» دانسته، میفرماید:
«رَبَّنا وَ ابْعَثْ فیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُزَکّیهِمْ اِنّکَ اَنْتَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ»؛ پروردگارا در میان آنها ( فرزندان ما) پیامبری از ایشان برگزین که آیات تو را بر آنان بخواند و به آنها دانش کتاب و حکمت
آموزد و وجودشان را از هر زشتی پاک و منزه دارد که تو بسیار توانا و دانایی.(1) اعراب در روزگار جاهلی خویش با این گونه اجتماعات که هدف آن دانشاندوزی بود، آشنایی نداشتند و تنها در بازارهای موسمی برای انشاد و استماع اشعار خود گرد میآمدند. پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» نخستین کسی بود که نومسلمانان عرب را برای کسب دانش در یک حلقه گرد آورد. بدین رو باید آن حضرت را نخستین آموزگار و مربی امت مسلمان و بنیانگذار واقعی دانشاندوزی و دانشآموزی در اسلام دانست.
مسجد تا پایان سده اول هجری به منزله مکانی برای وعظ و ارشاد و ادای فرائض دینی چون نماز و رسیدگی به نیازمندیها و حل و فصل امور قضایی مسلمین(2)به هنگام بروز مشکلات بود.
مسجد به عنوان زندان(3)، بیتالمال و دارالضرب(4)نیز مورد استفاده مسلمانان قرار میگرفت و تا زمان خلیفه دوم که مرزهای اسلامی از حدود جزیرة العرب فراتر نرفته بود، مراکز فعال تعلیمات اسلامی، مسجد النبی در مدینه و مسجدالحرام در مکه و گاه خانه اصحاب در آن سرزمین بود.
در آغاز قرن دوم هجری با افزایش چشمگیر دامنه فتوحات مسلمین، مرزهای اسلام از سوی شرق و غرب گسترش یافت و جمع کثیری به آیین اسلام گراییدند که در زبان و نژاد با اعراب مسلمان مغایرت داشتند. از این زمان آموزش زبان عربی برای درک معانی آیات قرآن و تعالیم اسلامی در سرزمین های فتح شده آغاز گردید و بدینگونه بود که برخی اصحاب پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» و تابعین ایشان در مساجد نو بنیاد نیز به آموزش نومسلمانان پرداختند. به همین دلیل مسلمانان هر کجا را که فتح میکردند، نخستین بنایی
که در آنجا میساختند مسجد بود.
در بصره و کوفه نخستین مساجد سرزمینهای فتح شده بنا شد(1)و پس از آن در سوریه و مصر، مساجدی بنیان نهاده شد.
گذشته از آن هر قبیله، موظّف بود تا برای خود مسجدی بنا نماید.
در عصر خلفای اولیه و پس از آن در دوره حکومت امویان، مساجد بزرگ که عنوان «مسجد جامع» داشت در مراکز بلاد اسلامی ساخته شد. در این مساجد علاوه بر مسایل دینی و سیاسی، مسایل علمی نیز مطرح میشد و هر جوینده علم و دانش میتوانست در این حلقههای درسی که در این مساجد تشکیل میشد شرکت کند و همان طور که پیشتر اشاره شد بسیاری از صحابه پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» و تابعین ایشان و نیز پیشوایان مذاهب اسلامی در این دانشگاههای عمومی اسلامی به تعلیم مبانی دین و نشر مذهب خود میپرداختند.
مسجدالحرام در مکه، مسجدالنبی در مدینه، دو جامع بصره و کوفه، جامع عمرو در فسطاط، مسجدالاقصی و قبه الصخره در بیت المقدس و جامع اُموی در دمشق از مراکز مشهور آموزش اسلامی در این دوره بودهاند.
بدین ترتیب در آغاز قرن دوم هجری، تحوّلی جدید، در حیات مسجد پدید آمد. تحوّل مزبور، متضمّن کوشش و گسترشی بود که در زمینه امور علمی و آموزشی مسجد به وجود آمد.
فاصله زمانی سده دوم تا پایان سده سوم هجری را به تقریب میتوان از درخشانترین دوره تعلیماتی مسجد یا به عبارت دیگر عصر فعالیت آموزشی این دانشگاههای عمومی دانست، زیرا دستاوردهای مسلمانان در مسایل مختلف علمی و پیشرفتهای فکری در این دوره از تاریخ اسلام و نیز آن قسمت از پیشرفتهای اقتصادی، اجتماعی، عمرانی که پس از استیلای عباسیان به وجود آمد، موجب تأثیر قابل
1) . بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، شرکة طبع الکتب العربیه، 1317 ق / 1900 م، ص 137 .
ملاحظهای در ایجاد هوشیاری و جنبش علما در مساجد گردید.
توجه دقیق به اجتماعات و تشکیل جلسات علمی در مساجد بزرگ و مشهور آن زمان و مجامع ممتاز و مناسبی که با شرکت علما و دانشمندان در آن مراکز به وجود آمد، همه دلایل کافی و آشکاری بر میزان پویایی و جنبش و باروری فکری و علمی قابل ملاحظهای در آن دوره از تاریخ اسلامی است.
شایان ذکر است که بسیاری از این مساجد، دارای کتابخانههای غنی بوده و چه بسیار علما و دانشمندانی که کتب خویش را وقف این مساجد کردهاند.(1) خلفای نخست عباسی به امر آموزش در مساجد، توجّه خاص نشان دادند. بهطور مثال منصور عباسی (137 ـ 159 هق)، جامع منصور را در سال 147 هق در بغداد بنیان نهاد که هزینه بنای آن 18 میلیون دینار برآورد شده است.(2)این مسجد در روزگار هارونالرشید (حک170 ـ 193 هق)بازسازیشد ودرزمانمعتضد (حک 279 ـ 289هق) گسترش یافت تا افراد بیشتری از مسلمانان را در خود جای دهد.(3)در این دوره شمار مساجد به ویژه در شهرهای بزرگ رو به افزایش نهاد به طوری که یعقوبی تعداد آنها را سی هزار مسجد گزارش کرده است.(4) پس از مسجدالنبی که حتی الامکان از سوی اهلبیت«علیهمالسلام» مورد استفاده آموزشی قرار میگرفت، جامع منصور برجستهترین مدرسه آرمانی و آرزویی بیشتر دانشوران آن عصر بود، به طوری که خطیب بغدادی از خداوند خواسته بود تا در آن
1) . ابن خلکان، شمس الدین، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، به کوشش احسان عباس، دارصادر، بیروت، ج 6، ص 139؛ متز، آدام، تمدن اسلامی در قرن 4 ق، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، مؤسسه امیرکبیر، تهران، 1364 ، ج 1، ص 201 .
2) . یاقوت، معجم البلدان، ج 2، ص 235 .
3) . خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، قاهره، 1349، ج 1، ص 103 .
4) . یعقوبی، احمد بن واضح، البلدان، لیدن، 1860م ، ص 250 .
مسجد، تدریس کند و به آرزوی خود نیز رسید.(1) کسایی؛ نحوی معرف در این مسجد درس میداد و کسانی چون فرّاء، احمد بن سعدان، احمر و اخفش در این مسجد از درس او استفاده میکردند.(2) جامع اموی دمشق، به دستور ولید بن عبدالملک (86 ـ 96 هق) بنا شد. این مسجد نیز یکی از مراکز آموزشی مشهور بود. به گفته ابنجبیر حلقههای تدریس بسیاری در این مسجد وجود داشتند و استادان آن نیز دارای حقوق خوبی بودند.(3) در مصر در سال 256 هق احمد بن طولون، جامع خود را در شهر قطائع بنا نهاد. در این جامع، علوم تفسیر، حدیث، فقه و ستاره شناسی تدریس میشد.(4) جامع الازهر نیز در سال 360 هق توسط جوهر صقلی بنا شد و به تدریج به یکی از مراکزمهمآموزشیجهاناسلامبدلگردید.اینجامعدرزمانعزیرفاطمی(365 ـ 386 هق) به صورت یک دانشگاه واقعی در آمد و برای آن برنامه آموزشی جامعی تنظیم گردید.(5) ابنجبیر (م 614 هق) شمارِ مساجد اسکندریه را 12 هزار ذکر کرده است.(6) مقریزی میگوید: در جامع عمرو چهل و اندی حلقه درسی و آموزشی تشکیل میشد که هیچگاه از کار نایستادند.(7) پس از این دوران، آموزش علوم در مساجد به تدریج جای خود را به آموزش در
مدارس داد. عامل و علت اصلی این انتقال را از یک سو افزایش دانشپژوهان و تشکیل حلقههای درسی بیشمار در مساجد که سبب اختلال انجام نیایش و پرستش و عبادت در این مکانهای مقدس شد، و از سوی دیگر ظهور موضوعات جدید در عرصه دانش و گسترش آموزش علوم و پدید آمدن مناظرهها و مجادلات تازهای دانستهاند که انجام آنها در مساجد که محل آرامش و عبادت بودند، غیر ممکن گردید.
در چنین شرایطی انتقال آموزش از مسجد به مدرسه، امری کاملاً طبیعی بهنظر میرسد. علاوه بر آن مدارس نوبنیاد، دارای ویژگیهای خاصی از جمله محل اسکان طلبهها و دانشجویان بود که در مسجد وجود نداشت.
با آن که مدرسه در قرن چهارم هجری پا به عرصه وجود نهاد، اما این مرکز علمی و آموزشی در حقیقت محصول فعالیتهایی بوده که پیش از آن در مساجد انجام شده بود که برخی از ویژگیهای آن در مدرسه ظهور یافت. آری مدارس نتیجه کوششهای بیشماری بود که برای ایجاد فعالیتهای آموزشی خارج از مساجد به دلایلی که پیشتر اشاره شد به عمل آمد و برخی از نواقصی که در مراکز پیش از مدرسه وجود داشت را تکمیل و به صورت مؤسساتی مخصوص نشر دانش و توجّه به حال دانشجویان در زمینه تامین مسکن برای ایشان و گسترش دامنه علم و رسیدگی به طلاب ایجاد گردید.
بدین ترتیب اگر چه آموزش به مدارس منتقل شد ولی این بدین معنا نبود که مساجد این نقش مهم را کاملاً از دست دادهاند؛ بلکه به طور مثال در مسجد الازهر مشاهده میشود که آنجا تقریباً به تدریس اختصاص یافت و جز نماز جمعه، نماز دیگری در آنجا برگزار نمیشد.
جامع زیتونه در تونس و جامع قرویین در فارس از مراکز مشهور آموزش اسلامی است که این نقش را قرنهای بعد نیز همچنان حفظ کرده است.
حسین کریمیان و سپیده سعیدی
معماری اسلامی در قلمرو گسترده اسلام اگر چه سبکهای متفاوتی را دنبال کرده، ولی روح مشترکی دارد که از وحدت دیدگاههای فلسفی و عرفانی و ایمان خاص هنرمندان سرچشمه میگیرد. این معماری بر فیض و برکت صادر شده از کلام وحی متکی است و هنرمندان مسلمان با بهرهگیری از عرفان عمیق اسلامی توانستهاند با شکوهترین آثار هنری را با الهام از معنویت دینی و بر اساس توحید و یگانگی ذات اقدس پروردگار بیافریند. هنرمند مسلمان به خاطر نتایج مادی کار یا ارضای حس زیباشناسی اثر هنری را خلق نمیکند، بلکه همواره میکوشد تا با راز رمز و کنایه متعالیترین حقایق خلقت را در قالبهای مادی به نمایش بگذارد. گر چه وحدت خود یک حقیقت کاملاً عینی است، به نظر انسان یک مفهوم ذهنی و انتزاعی جلوه میکند. دین اسلام مبتنی بر توحید است و وحدت را نمیتوان با هیچ تصویری نمودار ساخت و بیان کرد. اما هنر اسلامی در تمام جنبههای خود مبتنی بر حکمت اسلامی است و این یعنی درک این حقیقت که هر اثر هنری باید طبق قوانینی آشکار ساخته و پرداخته شود
و اینکه این حقایق کتمان نشود و در حجاب مستور نماند. بنابراین اصل توحید که پایه نظرگاه اسلامی است در تمام وجوه هنری و از جمله معماری مساجد عیان و مشهود است و هنر معنوی اسلامی که با تکیه بر اصل توحید، در پی وحدت بخشیدن بر پیکر عناصر گوناگون هنری است در معماری مساجد نیز تجلی کرده و روح وحدت را در معماری مساجد مختلف در سراسر جهان پهناور اسلامی به منصه ظهور میرساند. بنابراین مساجد اگر چه کثیرند، لیکن واحدند و اگر چه واحدند، لیکن کثیرند.
«ساختمان زیبا، جمال باطن سازنده آن را هویدا میسازد، و نماینده تقوا و معرفت حق است.»(1) معماری هنگامی به وجود میآید که انسان با ایجاد حجمها و سطوح و پرداختن روابط آن با محیط، و نیز با انتخاب صورت ظاهر سازه، چیزی فراتر از کاربرد اولیه آن بیان میکند.
معماری هنری است که معمار یا معماران در فرایند شکلدادن به فضا، به مقتضای سنّتها و ارزشها و فرهنگ مردمی به دست میدهند؛ پس معماری هر قوم و نژاد و فرهنگ و تمدنی در درجه اول به جهان بینی آن تمدن، متکی است. بنابراین معماری هنر، فن، دانش و خلاقیتی است که انسان بواسطه آن و با استفاده از مصالح در دسترسش (نظیر سنگ و خاک و چوب و غیره)، همزمان با رفع نیازهای مادی خود، به مفهوم سازی نیز میپردازد.
از آنجا که معماری علوم و فنون و عناصر فراوان دیگر را به کار میگیرد و از آنجا که در ساختن یک سازه، مهارتها و تخصصهای بیشماری دست دارند، از پیچیدهترین هنرهاست. از این روست که در هر رهیافت معمارانه زمینههای فرهنگی
1) . امام محمد غزالی.
و پیوند میان بنای ساخته شده با اعتقادات سازندگان آن جدا نشدنی است.(1) یک معمار به ناچار همواره سفارش گیرندهیی است که برای سفارش دهندگان خود و مطابق با خواستههای آنها فعالیت میکند، پس ناگزیر ذهن و مهارت خود را با توجّه به نیازها، سلیقهها و اعتقادات سفارش دهندگان تربیت میکند، اما از آنجا که سفارش دهنده واقعی، مجموعه افراد یک جامعه و اعتقادات آنهاست، لذا بهنظر میرسد در میان هنرها، معماری غیر شخصیترین و اجتماعیترین هنر باشد؛ زیرا بیش از هر هنر دیگری، نماینده هویت یک تمدّن است.
معماری اسلامی یک ویژگی واحد دارد که آن را از معماری فرهنگهای دیگر متمایز میکند. این ویژگی در درجه اول هماهنگی با طبیعت، تواضع و درون نگری و از همه مهمتر وحدت است.(2) به وضوح بیشترین جلوه این وحدت، در معماری مساجد اسلامی، تجلّی یافته است. الگ گرابار در باب سنت معماری مساجد در صدر اسلام میگوید:
«اصلاحات معماری یا تزیینی مورد استفاده در ساختن مسجد، هیچگاه ابداعات تازه نبود و حتی وقتی که اصلاحات صوری یا ساختمانی رخ داد، این عمدتا مندرج برصورتهای پیش از اسلام بوده، با این همه، تقریبا محال است که مسجد اسلامی را با بنای پیش از اسلام اشتباه کنیم، زیرا آنچه تغییر یافت، عناصر واجی یا تکواژی نبود، بلکه ساختار نحوی آن بود».(3) گرچه حکمت نخستین، در دوران شکلگیری هنر اسلام، وامدار میراث زرتشتی ایرانی و مسیحی روم شرقی بود، اما هنر اسلامی پس از تکوین، هویت کاملاً مستقّل خود را پیدا کرد.
از مهمترین خصیصههای هنر مسلمانان، این بود که ضمن برخورداری از وحدت و یکپارچگی، تنوّع و گوناگونی نیز داشت. به بیان بهتر میتوان گفت:
«وحدتِ محتوا، تنوّعِ شکل را که از گوناگونی سنن فرهنگی و هنری مردمان مختلف ناشی میشد، تحتالشعاعِ خود قرار میداد».(1) هنرمند مسلمان از یک منبع گرانقدر الهام میگیرد و آن قرآن کریم است. یکی از مفاهیم بسیار اساسی و پایهای قرآن، اصل توحید است که فطرت و عقل انسانی به آن گواهی میدهد. پس با توجّه به جهانبینی واحد و منبع الهام مشترک هنرمندان مسلمان، همبستگی هنر اسلامی مسألهای دور از انتظار نیست، چرا که منشأ فعالیت مسلمانان و مایه ربط هنرمند مسلمان با هنرش، توحید است.
در این پژوهش سعی بر آن است تا چگونگی و اهمیت تأثیر جهانبینی اسلامی برشکل و ماهیت معماری اسلامی و تجلّی یکی از اصلیترین مبانی فرهنگ غنی اسلامی یعنی وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت در سازمان معماری مساجد صدر اسلام بررسی شود.
توحید در لغت به معنای یکی بودن، یگانه بودن و یگانگی است. این واژه در فرهنگ اسلامی از دیدگاههای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است، و در هر اصطلاحی، معنای ویژهای دارد. به عنوان مثال، فلاسفه، وحدت را در مقابل کثرت دانستهاند براین اساس وحدت از اموری است در مقابله با کثرت، بهتر قابل تحدید و تعریف است.
حکیمان الهی، وحدت را از وجود جداییناپذیر میدانند، به این صورت که هر
1) . حاتم، مسجد جلوهگاه هنر اسلامی، ص 52 .
امری تا تشخّص نیابد، موجود نمیشود؛ بدینسان در هر موجود و امری که از ابهام به در میآید، وحدت هم شکل میگیرد و به این ترتیب هر چه وجود کاملتر باشد، وحدت او نیز کاملتر است و چون ذات مقدس باری تعالی، کاملترین وجود است، وحدت خداوند، تنها وحدت واقعی و حقیقی است و بالاترین مرتبه وحدت به او تعلّق دارد.(1) حکما در تعریف لفظی «واحد» آوردهاند که: «الواحد لا ینقسم». انقسام به معنی کثرت است پس در تعریف وحدت از مفهوم کثرت استفاده میکنیم. همچنین در تعریف کثرت نیز متقابلاً از مفهوم وحدت استفاده میکنیم زیرا که وحدت مبدأ کثرت است و وجود کثرت و ماهیت آن برگرفته از وحدت است. تعریف کثرت این است که «الکثرة هو المجتمع من الواحدات».(2) علامه حسنزاده آملی در کتاب وحدت از دیدگاه عارف و حکیم در باب توحید ذات حق تعالی میفرماید:
یکی: که واحد است، مبدأ و منشا جمیع اعداد است و ظهور این مبدأ که یک است به صورت اعدادِ متکثّرة و مخصوص شدن آن مبدأ که واحد است در هر مرتبه از این مراتب، به اسمی و صفتی و خصوصیتی است، چنان چه در مرتبه اولی که به صورت دیگر تجلّی مینماید.
دو: میخوانند و در مرتبه دیگر، سه مینامند.
این نموداری بر اسرار وجود مطلق و ظهور او در مراتب کثرات و تعینات مع بقائه علی الوحدة الحقیقه است. واحد عدد نیست، بلکه منشأ جمیع اعداد است و همه از او حاصل شدهاند و اوست که عین همه اعداد است و عدد به حقیقت اعتبار تکرار تجلّی واحد است و اگر فیالمثل یکی از هزار برداری، هزار نماند».(3)
وحدت چو بود قاهر و کثرت مقهور در هر چه نظر کنی بود حق منظور در مظهر کثرت است وحدت قاهر در مجمع وحدتست کثرت مقهور
هنگامی که اسلام، جهان متمدن قرن هفتم میلادی را فرا گرفت، ساختار فرهنگی بسیاری از کشورها دگرگون شد و با مسلمان شدن تدریجی این کشورها، نژادهای گوناگون، در ساختن تمدّن تازهای که تمدن اسلام، نام دارد، سهیم گشتند. علّت آن که چنین تمدّن و فرهنگی را فرهنگ اسلامی مینامیم، این است که در طول بیش از 600 سال، وحدتی سیاسی ـ به استقلال یا به تبعیت ـ بر این قلمرو وسیع حکم فرما بود. ملتهایی که در این قلمرو با هم همکاری فکری داشتند، نه از نژاد خاصی بودهاند و نه در اقلیمی محدود میزیستهاند. مرز فعالیت این فرهنگ از یک سو چین تا اسپانیا و از سوی دیگر جنوب آفریقا تا ورای قفقاز بوده است. پیداست که در این میان سهم همه ملتها یکسان نیست و تمدنهایی که دارای پیشینه غنی فرهنگی بودهاند، در ساختن شالوده فرهنگی تمدّن تازهپا، اثر بخشتر بودند.(1) آنچه در این کشورها باعث گسترش سریع فرهنگ میشد، بیتردید وحدت دینی یا به عبارت دیگر خدای واحد، رسول واحد، خط و زبان واحد، قبله واحد و آرمانهای واحد بود.
اشتراک در مذهب، باعث شد تا علایق معنوی و آداب و رسوم مردم کشورهای مختلف، با نژادهای متفاوت و میراث فرهنگی گوناگون، در مسیر واحدی قرار گیرد.
قرآن کریم بیش از سایر عوامل در این روند در جهت ایجاد وحدت تأثیرگذار بود. کتاب آسمانی قرآن و خط و زبان عربی، به عنوان مهمترین عامل پیوند
1) . حاتم، مسجد جلوهگاه هنر اسلامی، ص 29 .
امت اسلامی، نقشی مهم در آفرینش انواع آثار هنری بر عهده گرفت. زبان و خط عربی قبل از اسلام منحصر به شبه جزیره عربستان بود و توسعه آن با انتشار دین اسلام انجام گرفت و به واسطه آن که زبان رسول اکرم«صلیاللهعلیهوآله» و قرآن شریف بود، مسلمانان صدر اسلام آن را مقدّس شمرده و به رواج آن همّت گماشتند. خط عربی به تبعیت دین اسلام در ممالک دور و نزدیک نفوذ کرد، تا جایی که ناحیه وسیعی از جهان، یعنی آن قسمت که میان رود فرات از مشرق و سواحل اقیانوس اطلس از مغرب و سواحل شمالی مدیترانه از شمال و خط استوا از جنوب واقع است، با این زبان تکلّم کرده و به آن خط کتابت کردند.(1) مسأله منشأ هنر اسلامی و سرشت نیروها و اصولی را که ایجادکننده این هنر بودهاند، را میتوان با جهانبینی اسلام مرتبط دانست. یکی از جلوههای آن، بی واسطه، هنر قدسی اسلام و با واسطه، هنر اسلامی در کلیت خویش است.
افزون بر آن، ارتباط ارگانیک میان هنر و پرستش اسلامی، میان تفکّر و تعمّق در باره خداوند به صورتی که در قرآن توصیه شده و سرشت تفکرآمیز این هنر، بین «ذکر اللّه» که هدف غایی تمام اعمال و شعائر مذهبی در اسلام است و نقشی که هنرهای تجسمی و شنیداری در زندگی هر مسلمان به طور خاص و امت اسلامی به طور عام ایفا میکند، مؤیّد رابطه علّی میان وحی و هنر اسلامی است.(2) در باره شکلگیری هنر اسلامی و تأثیرپذیری آن از عناصر پیشین بیزانسی، ایرانی، هند و مغولی، مطالب بسیارنوشتهاند، اما به ماهیت نیرویی که این عناصر مختلف را در ترکیبی بینظیر، متشکّل میساخت، کمتر اشاره شده است.
یگانگی هنر اسلامی را در زمان و مکان نمیتوان نفی نمود. چه این یگانگی بیش از اندازه آشکار و بدیهی مینماید. اثر هنری مورد نظر چه مسجد قرطبه باشد،
که در غربیترین محدوده قلمرو اسلامی واقع است، چه مدرسه بزرگ سمرقند، که در شرق این قلمرو وسیع جای دارد، گویی نوری واحد از آن متجلی میشود. حقیقت این یگانگی را در چه باید جستجو کرد؟ «شریعت اسلام، فرم هنری خاصی را توصیه نمیکند؛ تنها محدوده بیانی فرمها را تعیین و تحدید میسازد و این محدودیت فی نفسه به خلاقیّت منجر نمیشود. از سویی بس خطاست، اگر این یگانگی را، چنان که غالبا ادعا میشود، فقط به احساس مذهبی نسبت دهیم. احساس هر قدر هم شدید باشد نمیتواند جهانی از اَشکال را به هماهنگی و وحدتی رهنمون سازد که در عین غنا، ساده باشند و در عین فراگیری، دقیق!! تصادفی نیست که وحدت و نظم هنر اسلامی، قانونی حاکم بر بلورها را تداعی میکند. در اینجا چیزی فراتر از نیروی احساس محض وجود دارد؛ چیزی که ذاتا مبهم و همواره در حال دگرگونی است.
ما آنچه را که در ذات هنر اسلامی نهفته است، «شهود عقلی» مینامیم و مرادمان از عقل، معنای اصلی آن یعنی قوهای است که از تعقّل و استدلال بس فرا گیرتر و متمنتر شهود حقایق ازلی و جاودانه است. این همان معنای عقل در سنت اسلامی است که ایمان جز در پرتو اشراق آن به کمال نمیرسد و تنها اوست که میتواند آثار و نتایج توحید، یعنی اصل یگانگی خداوند را دریابد و بس! هنر اسلامی نیز به نحوی مشابه، زیبایی خود را از حکمت اخذ میکند».(1) گروهی از هنرشناسان معتقدند که هنر اسلامی بر مبنای اصولی استوار گردیده این مبانی عبارتند از: توحید الهی، وحدت، کثرت، علم، زیبایی و نظم و در مجموعه این اصول، وحدت جایگاه خاصی دارد تا مبیّن توحید الهی در اسلام باشد. به عنوان مثل بورکهارت در این باره میگوید:
1) . بورکهارت، همانجا، ص 13 .
«از نظر اسلام، هنر الهی(1)پیش از هر چیز، تجلّی وحدت الهی در جمال و نظم عالم است. وحدت در هماهنگی و انسجام عالم کثرت، در نظم و توازن، انعکاس مییابد، جمال بالنفسه حاوی همه این جهات است و استنتاج وحدت از جمال عالم، عین حکمت است. بدین جهت تفکّر اسلامی میان هنر و حکمت، ضرورتا پیوندی میبیند. از دیدگاه اسلام، هنر اساسا بر حکمت یا علم مبتنی است و علم چیزی جز ودیعه صورت بسته و بیان شده حکمت نیست».(2) او همچنین معتقد است که هنر اسلامی تجربهای زیباشناختی و غیر شخصی از وحدت و کثرتهای جهان است که در این تجربه کلیه کثرتها در حوزه نظمی بدیع به وحدت تبدیل میشوند. در این تعریف، هنر اسلامی به نحوی است که میتواند جهان را روشنایی و صفا بخشد و به انسانها یاری رساند که از تشویش کثرتها بگریزند و بگذرند و به آرامش روشن و مصفای وحدت بیکران باز گردند.
هنر اسلامی، نتیجه تجلّی وحدت در ساحت کثرت است. این هنر به شیوهای خیره کننده، وحدت اصلی الهی، وابستگی همه چیز به خدای یگانه، فناپذیری جهان و کیفیات مثبت وجود عالم هستی یا آفرینش را نشان میدهد. خلقتی که قرآن در باره آن میفرماید:
«رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً» پروردگارا این دستگاه با عظمت را بیهوده نیافریدی».(3) این هنر حقایق واکنشهای مثالی را در قالب نظام مادی، که حواس انسان بیواسطه قادر به درک آن است، آشکار میکند و لذا نردبانی است برای سفر روح از عرصه جهان دیدنی و شنیدنی به عالم غیب که خاموشی ورای تمام اصوات نیز هست.
هنر اسلامی مبتنی بر معرفتی است که خود سرشت روحانی دارد؛ معرفتی که استادان سنتی هنر اسلامی، آن را «حکمت» نام نهادهاند؛ زیرا در سنت اسلامی، با صبغه عرفانی و روحانی آن، خردمندی و روحانیت از هم جدایی ناپذیرند و وجوه مختلف یک حقیقت به حساب میآیند. حکمتی که هنر اسلامی بر آن استوار است، چیزی جز جنبه خردمندانه خود روحانیت اسلامی نیست. این قول مشهور توماس قدیس که «هنر بدون حکمت هیچ است»، بیتردید و به عیانترین وجه در مورد هنر اسلامی صدق میکند.(1) معماری در هنر اسلامی، جایگاه بلندی دارد، به جرأت میتوان گفت که معماری اسلامی، استفاده از رموز و نشانههای سمبولیک در چگونگی ساختمان و تزیینات بناها را از ملل گوناگون مسلمان اقتباس کرده است. معماری اسلامی، حکم آمیزه و ملقمهای را دارد که از عناصر گوناگون سازمان یافته است.(2) معماران مسلمان کوشیدهاند تا با نیّت قرب به حضرت حق، روح معنویت اسلامی را در آثار خود به ویژه مساجد جاری سازند و لطیفترین حقایق الهی را در قالبهای مادی تجسم بخشند. فضا در معماری اسلامی هرگز مستقل از فرم فرض نمیشود. این فضا، فضای انتزاعی اقلیدسی نیست که صورت خارجی پذیرفته و چهارچوبی برای استقرار فرمها آورده باشد. فضا به واسطه فرمهای درون خود جنبه کیفی پیدا میکند. به عنوان مثال کعبه یک مکان مقدس و قطبی است که فضای اطراف را گرد خود متمرکز میسازد.(3)
قرآن همه مسلمانان را به امری مکلف ساخته که در احداث معماری مسجد، حایز اهمیت اساسی است و آن تکلیف به ادای نماز به صورت جمعی است. اگر چه ادای نماز، کاری شخصی و خصوصی است، و در روایات اسلامی تمام روی زمین، مسجد و سجده گاه انسان است، چنان که رسول اکرم«صلیاللهعلیهوآله»فرمودند: «جُعِلَتْ لِیَ الاَرْضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً»؛ زمین برای من سجدهگاه و پاککننده قرار داده شده است(1)، ولی نماز، عمل دسته جمعی تمام امت نیز هست. گزاردن نماز با حرکات منطقی و در ردیفهای یکسان، میبایست در مکان معیّنی و با تقسیمبندی مشخّص انجام شود.
مسجد قبا و مسجد النبی نقاط آغازین معماری اسلامی هستند و منزل پیامبر بهعنوان یکی از مراکز تجمع مسلمانان در کنار مسجد ساخته شد. در قسمت شمال و جنوب سرپناه بسیار سادهای ساخته بودند که در آن تنه درختان خرما را برای نگهداشتن سقف که از برگهای خرما و پوشش گل ساخته شده بود، به عنوان ستون استفاده کرده بودند.(2) اندکی بعد (به سال 21 هـ.ق) در کوفه از سبک ستوندار مسجد مدینه، تقلید شد. سعد بن ابیوقاص، ساختمان مسجد کوفه را با پلان مستطیل شکل، در مجاورت دارالاماره قرار داد و در ساخت آن از ستونهای سنگی استوانهای شکل و قطور بهره برد.(3) ستونهای صحن جانب قبله (شبستان) این مسجد، دارای تراکم بیشتر بودند، در حالی که رواقهای جانبی فقط دو ردیف ستون داشتند. حیاط مرکزی، وسیع و فاقد
هرگونه پوششی بود.(1) پس از آن، خلیفه اموی، جامع دمشق را در فاصله سالهای 87 تا 96 هق بنا کرد. در این مسجد محراب، منبر، مناره و مقصوره نیز به عنوان اجزایی از مسجد شناخته شده، بعدها در دیگر مساجد به کار رفتند.(2) عبدالملک اموی (89 ـ 92 ه ق) از این سبک به شیوهای التقاطی با معماری بیزانسی در ساخت قبهالصخره بهره جست(3)و در زمان جانشین او ولید بن عبد الملک، مسجدالاقصی نیز با سبک ستوندار در نزدیکی قبة الصخرة بناگردید.
عبدالرحمن، مؤسس سلسله امویان اسپانیا در سال 157 هـ. ق مسجد قرطبه را با همان سبک ستوندار بنا کرد. این مسجد تاریخی پیچیده دارد(4)و هر کدام از فرمانروایان اموی، تغییراتی در آن به وجود آوردند. مسجد قرطبه امروز نیز همچنان باقی است و اضافات متعدد مسیحی، هویت اسلامی آن را از بین نبرده است.
با روی کار آمدن عباسیان و انتقال مقر حکومت به بغداد، نفوذ چشمگیر هنر ایرانی در آثار جدید هویدا شد، اما مساجد همچنان به سبک ستوندار ساخته میشدند. از جمله این مساجد، مسجدی بود که در کنار قصر منصور(5)در بغداد احداث گشت و نیز مسجد بزرگ متوکل(6)در سامرا.
1) . کریمیان، اقدامات عملی فرمانروایان سلجوقی در دگرگونی سبک معماری مساجد، ص 45 .
2) . بوکهارت، هنر اسلامی، زبان و بیان، ص 34 و 35 .
3) . بورکهارت، هنر اسلامی زبان و بیان، ص 26 .
4) . عبدالرحمن دوم 8 فرشانداز به طرف جنوب ایجاد کرد، عبد الرحمن سوم صحن را بزرگتر و منارهها را بنا کرد و منصور با توسعه شبستان در جهت شرق، ساخت آن را به کمال رسانید.
5) . قصر منصور به گنبد سبز و دروازه طلایی شهرت داشت و منصور آن را مانند دارالاماره کوفه در کنار مسجد شهر بنا کرد.
6) . این مسجد بزرگترین مسجد ساخته شده در سرزمینهای اسلامی است که در ابعاد 253×153 با استفاده از آجر ساخته شده و امروزه نیز بقایایی از آن و مناره مارپیچ آن در شهر سامراء عراق باقی است.
احمد بن طولون(1)نیز، در فاصله سالهای 263 تا 266 هجری قمری با تقلید درست از اسلوب ساخت مسجد متوکل در سامراء، نمونهای زیبا و ارزشمند، از مساجد سبک ستون دار در قاهره به اجرا در آورد.(2) همچنین فاطمیان مصر(3)با ساخت جامع الازهر به سال 356 هجری قمری و کاربرد انبوهی از ستونهای دو قلو در شبستان و رواقهای جانبی حیاط مرکزی، نمونه شایان توجّه دیگری از سبک مساجد ستوندار به اجرا در آوردند.
سبک ستوندار مسجد مدینه که در مدت سه قرن و نیم در تمام شبه جزیرهعربستان، بین النهرین، شامات، مصر، و اسپانیا به صورتی کاملا واحد به اجرا در آمد، با ساخت مسجد بزرگ قیروان در سال 222 هجری قمری به دیگر سرزمینهای آفریقایی نیز راه یافت. مسجد جامع قیروان بر جای مسجدی که عقبة بن نافع ساخته بود، احداث گردید. اگر چه این مسجد، بارها بازسازی و مرمت شد، ولی طرح ستوندار خود را حفظ کرد.(4) در قرون اولیّه اسلامی تا قرن سوّم هجری قمری در ایران نیز در شهرهای اصفهان، شوشتر، شیراز، دامغان، اردستان، دماوند، نایین، فهرج یزد و قزوین، مساجدی مرکّباز یک شبستان ستوندار با حیاطی که گرداگرد آن، رواقی وجود داشت، ساخته شد. در واقع تمام این مساجد، متأثّر از سبک ستوندار مسجد کوفهاند که این مسجد نیز به نوبه خود ترکیب شبستان ستوندار و صحن مرکزی را از مسجد مدینه اخذ
1) . پسر یکی از غلامان ترک خلیفه مامون عباسی که بر مصر فرمانروایی میکرد.
2) . مارتن، سبکشناسی هنر معماری، 39 .
3) . این سلسله که خود را از اعقاب حضرت علی«علیهالسلام» میدانستند از 696 تا 1171 هجری قمری بر مصر فرمانروایی کردند و در رقابت با خلفای عباسی بناهای ارزشمندی را در مدینه و قاهره احداث کردند.
4) . کریمیان، اقدامات عملی فرمانروایان سلجوقی در دگرگونی سبک معماری مساجد، ص 46 .
کرده بود.
بررسی مساجد ساخته شده قرون اولیّه اسلامی، در سرزمینهای خاوری قلمرو اسلامی، همانند مسجد قوتالاسلام در دهلی و مسجد اجمر (عجمر) در ایالت راجستان، نشان میدهد که سبک ستوندار، در شرقیترین محدودههای قلمرو اسلامی نیز به اجرا در آمده است.(1) نخستین مسجدی که به دست پیامبر بزرگوار«صلیاللهعلیهوآله»، با همکاری یارانش در مدینه ساخته شد، هماره الگوی مسجدهای بیشمار و گوناگونی بوده است که به دست هنرمندان تردست ما در سراسر ایرانزمین بنیاد شده است.(2) بدینسان علی رغم بهرهگیری از سبکها، تکنیکها و مصالح متفاوت در ساخت مساجد، که باعث بروز تفاوتهایی ده است، اسلام بر مبنای مبادی معنوی واحد، در سرزمینهای متفاوت، از اشکال و عناصر موجود آن سرزمینها در راستای بیان ارزشهای خود سود برده است.
از آنجایی که تمام مساجد براساس تفکّر توحیدی اسلام بنا شدهاند، در احداث آنهااز اصول واحدیپیروی گردیده، آنچه تفاوتهای اندک ظاهری را به وجود آورده، عوامل اقلیمی، قومی، آداب و سنن ملی و غیره بوده است، اما این تفاوتها هرگز موجب اخلال در اصول وحدت بخش مساجد از غربیترین سرزمینهای اسلامی تا شرقیترین آنها نشده است.
مساجد اسلامی به نوعی تجلّی معمارانه نماز هستند. نماز، راز و نیاز بنده با خدا و دارای مفاهیم عمیق ولی عبادتی ساده است. بنابراین معماری مسجد، باید صورتی بیافریند در خور معنای آن و روح معنوی دمیده در کالبد مادی! مسلمانان هر جا که باشند، به هنگام نماز رو به سوی کعبه میکنند. تمام مساجد نیز در جهت همان سیر و شعاع رو
به سمت قبله واحد دارند و همین مسأله، موجب وحدتی جهانشمول بین همه مساجد دنیای اسلام و عبادتگران آن میشود.
در معماری اسلامی، تقدّسبخشی بیش از هر چیز به مدد قطبیکردن فضا براساس حضور خانه کعبه شکل میگیرد. خانه کعبه توسط خداوند به عنوان سمت و سوی نماز یا قبله مسلمانان برگزیده شده است. چون جهتها را معیّن داشته و قطبی میکند و مجموعهای نامرئی از خطوط متمرکز پدید میآورد که تمام نقاط پیرامونی را به سوی مرکز فرا میخواند، حضوری همهجایی و فراگیر دارد.(1) در سراسر جهان، عموم مسلمانان، همچنان که ذرّات آهن، به سوی آهنربا جذب میگردد، به سوی این مرکز مقدّس روی مینمایند.(2) از دیدگاه روایات اسلامی، مرکز عالم خاکی نقطهای است که «محور» آسمان آن را قطع میکند. خصوصیات «محوری» کعبه در یکی از روایات معروف اسلامی تأیید شده است که بر طبق آن کعبه در منتهی الیه تحتانی محوری که همه افلاک را قطع میکند، قرار گرفته و در مقطع هر عالم سماوی، مکان مقدّس دیگری که محل آمد و شد فرشتگان است، همان محور را قطع میکند.(3) حقیقت توجّه به نقطهای یگانه در نماز که فینفسه درک ناشدنی است، ولی آن نقطه یگانه، بر روی زمین قرار دارد و در یگانگی خویش، همانند مرکز یکی از عوالم است، این نکته، مبیّن وحدتِ اراده انسان با اراده کلّی عالم است، این وحدت در قرآن، بدینگونه بیان شده است:
«وَ اِلَی اللّهِ تُرْجَعُ الاُمُورِ»؛ بازگشت همه چیز به سوی خداست.(4)(5)
همانطور که میدانیم، تمام مساجد، مکان ذکرِ الفاظ واحد، از جمله اذان و نماز و نیز انجام حرکات واحد و عبادات مشترک و دستهجمعی مسلمانان مانند وضو و نماز است.
به دلیل کاربری یکسان مساجد، شباهت زیادی بین پلان و نیز اجزای ساختمانی همه آنها وجود دارد. تقریبا تمام مساجد (با وجود داشتن تفاوتهای ظاهری)، در تقسیم فضاها به دو فضای بدون سقف (صحن) و مسقف (شبستان یا رواق)، همانند یکدیگر هستند. پلان مستطیل شکل شبستانها معمولاً در جهت عرضی، فرم یافتهاند و این یادگاری است از شبستان ابتدایی مسجد مدینه و پاسخی عملی به رسم مسلمانان که در ردیفهای دراز و شانه به شانه یکدیگر رو به قبله عبادت میکنند.
عامل دیگری که بر جهت شبستان تأکید میکند، نحوه قرار گرفتن قوسها است. شبستان مسجد مدینه بدون قوس بود و مسجد کوفه نیز در ابتدا چنین وضعی داشت، اما بعد از چندی، سقف مساجد به وسیله قوسهایی بر روی چند ستون یا پایه حمل شد. معمولاً جهت این قوسها به موازات دیوارهای طویل مستطیل و دیوار موازی با قبله است.(1) صحن یا حیاط مساجد نیز، که یادگاری از حیاط مسجد النبی در مدینه هستد، از عناصر اصلی معماری و وحدت بخش مساجد است که غالبا در میان آن حوضی به صورت نمادین یا با کاربرد مشخص جهت تطهیر پیش از ورود به مسجد قرار دارد.
یکی از عناصر جدا نشدنی تمام مساجد، محراب است. مسجد دارای یک مرکز برای مراسم آیینی نیست، بلکه سازمان فضایی آن چنان است که حضور خداوند را در جمیع جهات و محیط بر انسان خاطرنشان میسازد.(2)محراب نشاندهنده جهت قبله
است و نیز مطابق نخستین نمونه که به سال 706 میلادی در مسجد مدینه ساخته شد، به نمادی تبدیل گشته که نشانگر حضور شخص پیامبر اکرم«صلیاللهعلیهوآله» در مسجد است.
نمادی که معنای تزیینات کاملاً استثنایی محراب را در تمام مساجد بیان میکند.(1) یکی از نوآوریهایی که در همین زمان در مسجد النبی انجام گرفت ساختن چهار برج در چهار گوشه مسجد بود. صاحب نظران تاریخ معماری را اعتقاد بر آن است که احداث این برجها تقلیدی از مسجد جامع دمشق بود که بر جای معبد باستانی ژوپیتر و کلیسای «یحیی تعمید دهنده» ساخته و برجهای چهار گانه معبد رومی آن توسط مسیحیان و بعد مسلمانان حفظ شده بود. برجهایی که به این ترتیب وارد مدینه شد، اندک اندک به صورت مناره و یکی از اجزای مهم مسجد در آمده و با وجود تفاوتهای فراوانی که در نوع معماری آنان در نقاط مختلف جهان اسلام وجود دارد، همگی از ساختاری یگانه برخوردارند و اصل وحدت در کثرت را به منصه ظهور میرسانند.(2) گنبدها نیز، که بعدها به عنصری اساسی در معماری مساجد تبدیل شدند، از مظاهر وحدتبخش مساجد اسلامی است. گنبدها که معمولاً بر فراز محراب قرار میگیرند ـ مانند گنبد نخستین سقف چوبی مسجد مدینه ـ تأکید بیشتری بر قداست این مکان هستند.(3)زیرا دایره نمایانگر فلک آسمان و ابدیت است. با افزایش تعداد مربعها در دایره، فرم عمومی مربعها به دایره، یعنی زمین به آسمان متمایل میشود.(4)در این سبک، تمام ابعاد یک بنا از دایره به دست میآید که رمز واضح وحدت وجود است که تمام امکانات هستی را در بر دارد.(5)
در واقع مساجد اسلامی علی رغم تنوعشان، همگی در روحی واحد (پرستش خدای یکتا) به جهتی واحد (قبله) و با سبکی یکسان (ستون دار) نمایان شدهاند و نمود زیبایی از اصل وحدت در کثرت و کثرت در وحدت اسلامی را به ظهور رساندهاند.(1) در حقیقت باید، همانند مثال حکما در باب اصل وحدت در کثرت، مسجد مدینه را عدد یک، که مبدأ و منشأ همه اعداد دیگر است، به حساب آورد و بقیه مساجد اسلام را همچون اعداد تکثیر شده از این مبدأ واحد دانست.
گذشته از وحدت و یگانگی کلّی مساجد، هر مسجد خود دارای اجزای گوناگون معماری و تزیینی است که همگی از اصول واحد و هماهنگی یگانهای برخوردارند. تناوب بیکران قوسها و ستونها، فضای پیوسته را چنان به تکههای همسان، بخش میکند که ایجاد حالت معنوی خاصی را تسهیل مینماید.
در تزیینات نیز این خصیصه هست که بیننده را به جنب و جوش و عمل وا نمیدارد و بر عکس در ذهن وی زمینهای برای کشف و شهود و درونبینی مهیا میسازد. سیر و سیاحت در جهان پر نقش و نگار تزیینات مسجد و کتیبهها که بیشتر به منظور ایجاد و تلقین نوعی محیط معنوی نوشته شدهاند، بیننده را در عوامل روحانی غرق مینماید و ایمان به وحدت خداوند را در دل وی راسخ میسازد.(2) سید حسین نصر در مقاله خود تحت عنوان «سنت اسلامی در معماری ایرانی» میگوید:
«حضور الهی در معماری اسلامی یا به صورت مساجد یک دست سپیده و ساده نخستین که فقر و سادگیشان یاد آور غنای مطلق است، جلوهگر میشود یا در قالب نماها، طاقها و گنبدهایی که ماهرانه رنگآمیزی شدهاند و در توازن و هماهنگی خود،
گویی تجلّی وحدت در کثرت و بازگشت کثرت به وحدت را بازگو میکنند».(1) هنرمند مسلمان با مبنا قرار دادن اصل توحید در هنر خود، میکوشد تا این حقیقت بزرگ را در آثار خود متجلّی سازد. چنان که در معماری، به ویژه در معماری مساجد، با هماهنگی تمام اجرای وحدت در کثرت و کثرت در وحدت به عنوان مهمترین عامل در اصول هنر اسلامی در نظر گرفته میشود. در نتیجه، معماری اسلامی علاوه بر داشتن استحکام و زیبایی، جلوهگاه یک تفکر فلسفی ـ الهی عمیق نیز هست.
به کارگیری فضاهای هندسی کاملاً مشخص، نسبتهای ریاضی بسیار دقیق، خطوط و احجام معیّن مرتبط با اصول دقیق ریاضی، ابزاری است که به واسطه آن فضای معماری اسلامی و نیز سطوح خارجی آن شکل گرفته و انسجام پیدا میکند. به این ترتیب اصل وحدت در معماری عیانتر میشود.(2) همچنین در تزیینات مساجد نیز توحید و تلقی توحیدی باعث میشود تا هنرمند مسلمان از کثرت بگذرد تا به وحدت نایل آید، انتخاب نقوش هندسی و اسلیمی و خطایی و وحدت این نقوش در یک نقطه و کمترین استفاده از نقوش انسانی تأکیدی بر همین مبنا است.
شریعت اسلام، قرار دادن مجسمه یا طرح و یا هرگونه تصویری که در آن صورت طبیعی موجودات جاندار اعم از حیوانات و گیاهان آورده شده باشد، را در مسجد جایز نمیشمارد.(3) وجود نداشتن تصاویر در مساجد در مرتبه اول به معنای از میان برداشتن هرگونه «حضوری» است که ممکن است در مقابل «حضور نامرئی» خداوند جلوه کند و باعث اشتباه و خطا شود و در مرتبه دوم تأکید بر جنبه تنزیه باری تعالی است. به این معنی که
ذات مقدس او را نمیتوان با هیچ چیز سنجید.(1) طرحهای هندسی، که به نحو بارزی، وحدت در کثرت و کثرت در وحدت را نشان میدهند، همراه با نقوش اسلیمی، که ظاهری گیاهی دارند، ولی آن قدر از طبیعت دور شدهاند که ثبات را در تغییر نشان میدهند، فضای معنوی خاصی را به وجود میآورند که سفر انسان فانی را به عالم توحید و بقا ممکن میسازند.(2) مرکز یک طرح اسلیمی همه جا هست و هیچ جا نیست. در پی هر اثباتی، سلبی است و به دنبال هر سلبی، اثباتی، دو نوع خاص طرح اسلیمی وجود دارد: اولی از به هم بافتن و درهم پیچیدن تعداد کثیری ستاره هندسی تشکیل شده که شعاعهایشان به هم میپیوندد و نقش بغرنج و بیانتها را پدید میآورد. این طرح نماد شگفتانگیزی از مرتبهای از تفکّر و مراقبه است که طی آن آدمی اصل وحدت را در مییابد. در واقع هیچ تمثیل و رمزی درجهان مشهودات برای پیچیدگی درونی وحدت و انتقال از وحدت تقسیم و تکثیرناپذیر به «وحدت در کثرت» و یا «کثرت در وحدت» بهتر از سلسله طرحهای هندسی در یک دایره یا کثیر السطوحها در یک کره نیست.(3) نوع دیگر که عموما عنوان طرح اسلیمی به آن اطلاق میشود، از موتیفهای گیاهی که کمتر به شکل طبیعی خود هستند، تشکیل شده و از نظر تاریخی، اسلیمی به صورت گیاه گویا از تصویر تاک یا درخت زندگی در پیش از اسلام سرچشمه گرفته و به همین دلیل، اسلیمی یاد آور درخت زندگی است. نقش و سمبل نشانوار رویش نباتات که به عنوان «درخت زندگی» در سنت ایران باستان و درخت ذات انواط» در میان اعراب جاهلیت وجود داشته است، در دوره اسلامی به جایش درختی پربارتر و پر ثمرتر چون «سدرة المنتهی» نقش گردیده که مفهوم سمبلیک «درخت پر ثمر علم و دانش»
است که در بهشت عدن آن را میتوان یافت و تجسّم کمال مطلق انسانی است.(1) نقش اسلیمی گر چه مطابقتی با گیاه ندارد، ولی جلوهای است کامل از هماهنگی و تعادل؛ حتی میتوان گفت: پیچاپیچی اسلیمی اشاره آشکاری است به اندیشه یگانگی خداوند و وحدت و یگانگی زمینه و پایه گوناگونیهای بیکران جهان است، وحدت الوهیت در ورای همه مظاهر است، که همه افراد را در بر میگیرد.
از زوایهای دیگر میتوان گفت که از طریق هماهنگی تابیده بر جهان است که وحدت الوهیت در جهان نمودار میشود و هماهنگی چیزی نیست جز وحدت در کثرت یا کثرت در وحدت، یعنی آن که جهان از عامل واحدی پیریزی شده است.(2) علاوه بر اسلیمیها به عنوان نمادی برای انتقال مفهوم وحدت، خوشنویسی یکی دیگر از زمینه هایی است که هنرمند مسلمان میکوشد تا از طریق آن معانی و مفاهیم الهی را در مقابل دیدگان انسانها قرار دهد. در واقع در اسلام، خطاطی که گویی تجسّم مرئی کلمه الهی است، جای شمایل نگاری را گرفته است.(3) خط عربی با ظهور اسلام قداست یافت؛ زیرا خطی بود که خداوند آن را برگزید تا پیام خویش را با آن به تمامی انسانها ابلاغ کند. نیاز به ثبت قرآن و عرضه وسیلهای گرانبها برای پیام رسانی، نقش اساسی در تکامل این خط ایفا کرد و موجب شد این خط به صورتی روشن و خوانا و در عین حال، زیبا در آید. از این نظر، آن خط صرفا برای نوشتن نبود، بلکه به وسیله کاتبان هنرمند و ورزیده، جنبه خوشنویسی نیز پیدا کرد.(4) کتیبهنگاری با جنبه بیانیهای، اِخباری و آگاهانندگی، وسیله ویژهای برای انتقال
مفاهیم و کاربردهای معماری بود.(1) در حقیقت استفاده از اسلیمیها و کتیبهها یکی از بارزترین ویژگیهای تزیینی مشترک در همه مساجد است.
معماری اسلامی که در قلمرو گسترده اسلام، سبکهای متفاوتی را دنبال کرده، روح مشترکی دارد که از وحدت دیدگاههای فلسفی و عرفانی، و ایمان خاص هنرمندان مسلمان سرچشمه میگیرد. این معماری بر فیض و برکتِ صادر شده از کلام وحی متّکی است و هنرمند مسلمان با بهرهگیری از عرفان عمیق اسلامی، توانسته با شکوهترین آثار هنری را با الهام از معنویت دینی و بر اساس توحید و یگانگی ذات اقدس پروردگار بیافریند.
هنرمند مسلمان به خاطر نتایج مادی کار یا ارضای حس زیباشناسی، اثر هنری را خلق نمیکند، بلکه همواره میکوشد تا با راز و رمز و کنایه، متعالیترین حقایق خلقت را در قالبهای مادی به نمایش بگذارد.
گرچه وحدت خود یک حقیقت کاملاً عینی است، به نظر انسان یک مفهوم ذهنی و انتزاعی جلوه میکند. دین اسلام مبتنی بر توحید است و وحدت را نمیتوان با هیچ تصویری نمودار ساخت و بیان کرد.(2)اما هنر اسلامی در تمام جنبههای خود مبتنی بر حکمت اسلامی است و این یعنی درک این حقیقت که هر اثر هنری باید طبق قوانینی آشکار ساخته و پرداخته شود و این که این حقایق کتمان نشود و در حجاب مستور نماند.(3)بنابراین اصل توحید که پایه نظرگاه اسلامی است در تمام وجوه هنری و از جمله
معماری مساجد، عیان و مشهود است و هنر معنوی اسلامی، که با تکیه بر اصل توحید، در پی وحدت بخشیدن بر پیکر عناصر گوناگون هنری است، در معماری مساجد نیز تجلّی کرده و روح وحدت را در معماری مساجد مختلف در سراسر جهان پهناور اسلام به منصه ظهور رسانده است. بنابراین مساجد اگر چه کثیرند، واحدند و اگر چه واحدند، کثیرند.
1 ـ آزادی ور، هوشنگ، بدیهه سازی شیوه بیان هنری در فرهنگ سنتی ایرانی و اسلامی، تهران، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، 1379 .
2 ـ ابو هاجر، محمد السعید بن بسیونی زعلول، موسوعه اطراف الحدیث النبوی الشریف، دارالفکر، بیروت 1410 هـ . ق .
3 ـ احمدی، ملکی، رحمان فرمها و نقشهای نمادین در مساجد ایران، مجموعه مقالات همایش معماری مسجد، دانشگاه هنر، 1378 .
4 ـ بورکهارت، تیتوس، ارزشهای جاودان در هنر اسلامی، مجموعه مقالات جاودانگی و هنر، ترجمه محمد آوینی، تهران، انتشارات برگ، 1370 .
5 ـ بورکهارت، تیتوس، روح هنر اسلامی، ترجمه دکتر سید حسین نصر، مبانی هنر معنوی، مجموعه مقالات به کوشش دفتر مطالعات دینی هنر، زیر نظر علی تاج الدینی، تهران، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1372 .
6 ـ بورکهارت، تیتوس مدخلی بر اصول و روش هنر دینی، ترجمه جلال ستاری، مبانی هنر معنوی، مجموعه مقالات به کوشش دفتر مطالعات دینی هنر، زیر نظر علی تاج الدینی، تهران، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1372 .
7 ـ بورکهارت، تیتوس، نظری به اصول و فلسفه هنر اسلامی، ترجمه غلامرضا اعوانی، مبانی هنر معنوی مجموعه مقالات به کوشش دفتر مطالعات دینی هنر، زیر نظر علی تاج الدینی، تهران حوزه هنری تبلیغات اسلامی، 1372 .
8 ـ بورکهارت، تیتوس، هنر اسلامی زبان و بیان، ترجمه مسعود رجب نیا، تهران،
انتشارات سروش، 1365 .
9 ـ بیانی، سوسن، باستانشناسی و هنر صدر اسلام، جزوه کلاسی، چاپ نشده، 1380 .
10 ـ پاپادوپلو، الکساندر، معماری اسلامی، ترجمه دکتر حشمت جزنی، تهران، مرکز نشر فرهنگی رجاء، 1368 .
11 ـ پیرنیا، محمد کریم، معماری اسلامی ایران به کوشش غلام حسین معماریان، تهران، انتشارات دانشگاه علم و صنعت، چاپ سوم، 1374 .
12 ـ حاتم، غلامعلی، مسجد جلوه گاه هنر اسلامی، مجله مسجد، سال هفتم، شماره 42، بهمن و اسفند 1377، صص 49 تا 55 .
13 ـ حسن زاده آملی، حسن، رساله وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، تهران، انتشارات فجر، 1362 .
14 ـ خمینی، روح اللّه الموسوی، رساله توضیح المسائل، قم، موسسه مکتب امیرالمومنین، چاپ دوم، 1415 هـ. ق.
15 ـ رهنورد، زهرا، حکمت هنر اسلامی، تهران، انتشارات سمت، 1378 .
16 ـ فضائلی، حبیب اللّه، اطلس خط، اصفهان، چاپ شهریار اصفهان 1350 .
17 ـ کریمیان،حسن،اقدامات عملی فرمانروایان سلجوقی در دگرگونی سبک معماری مساجد، مجله مسجد، شماره 50، سال نهم، خرداد و تیر 1379، صص 44 تا 51 .
18 ـ کیانی، محمد یوسف، معماری اسلامی ایران، انتشارات سمت، 1379 .
19 ـ گرابار، الگ، مسجد نمونه هنر دینی در اسلام، مجله مسجد، شماره 29 ،سال چهارم، خردادوتیر1374، صص44 تا54 و شماره 20، سال چهارم مرداد و شهریور، 1374، صص 58 تا 67 .
20 ـ گرابار، الگ، واتینگهازن، ریچارد، هنر و معماری اسلامی، ترجمه یعقوب آژند، انتشارات سمت، 1378 .
21 ـ مارتن هنری، سبکشناسی هنر معماری، ترجمه پرویز و رجاوند، انتشارات علمی و فرهنگی، 1375 .
22 ـ مجلسی دوم، محمد باقر بن محمد تقی، بحارالانوار، تهران، چاپ آخوندی اسلامیه، بیتاریخ.
23 ـ میشل، جرج، معماری جهان اسلام ترجمه یعقوب آژند، انتشارات مولی، 1380 .
24 ـ نصر، سید حسین، اصل وحدت در معماری قدسی، مجموعه مقالات هنر و معنویت اسلامی ترجمه رحیم قاسمیان، تهران، دفتر مطالعات دینی هنر، 1375 .
25 ـ نصر، سید حسین، سنت اسلامی در معماری ایرانی، مجموعه مقالات جاودانگی و هنر، ترجمه محمد آوینی، تهران، انتشارات برگ، 1370 .
26 ـ ویلسون، اوا، طرحهای اسلامی، ترجمه محمد رضا ریاضی، انتشارات سمت، 1377 .
27 ـ هوگ، ج، سبکشناسی هنرمعماری در سرزمینهای اسلامی، ترجمه پرویز ورجاوند، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1376 .
28 - Creswell, K.A.G, Early Muslim Architecture , Penguin Books, 1958
عزتاللّه واعظی
در این مقاله با ذکر مقدمهای به کارآمدی اسلام به عنوان مکتب پویا و پر تحرک در همه عرصههای زندگی، اشاره و با تاکید بر مستدل و منطقی بودن آن در جنبههای نظری و عملی به گرایش نسل معاصر به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و رویکرد به معنویت و مکتب برتر از یکسو و حساسیت و سخنان اسلام و حجم وسیع توطئهها علیه انقلاب و ناکار آمدی نظام اسلامی از سوی دیگر و ورود اندیشههای بیگانه در حوزه فرهنگ و اندیشه مسلمین و دامن زدن به شبهات توسط غربزدگان بیاطلاع از اسلام، دشمنان را به تلاش برای کاستن جاذبه اسلام و سوق دادن اذهان اندیشهها به سمت اهداف مورد نظرشان واداشت.
پیروزی انقلاب اسلامی نیز از ابعاد مختلف، نگرانیهایی را برای قدرتها و مکتبها به وجود آورد و به برخوردهای خصمانه واداشت که هجوم اندیشههای وارداتی لیبرالیستی و سکولاریسم و پلورالیسم و... نمادی از آن است.
مقوله دین دولتی و دولت دینی یکی از شبهات است که مقاله به بررسی و پاسخ
آن همت گماشته و پیرامون دین و دولت و ضرورت و رابطه آن دو و زمینههای رشد جامعه در پرتو تعامل بین آن دو نهاد، به بحث پرداخته و در ادامه با توجه به جایگاه مسجد و کارکردهای آن در فرهنگ اسلام به وظیفه دولت در قبال مساجد و مراکز دینی و نقش مساجد در پیروزی و تداوم انقلاب و رشد فکری و فرهنگی جامعه و مقاله با هجمههای دشمنان اشاره نموده است.
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، کارآمدی اسلام به عنوان مکتب پویا و پر تحرک در همه عرصههای زندگی و مستدل و منطقی بودن معارف آن در جنبههای نظری و عملی را برای همه جهانیان آشکار ساخت و طلیعه تحقق اَلاِسْلامُ یَعْلُوا وَ لایُعْلی عَلَیْهِ(1)را به نمایش گذاشت.
حق آن است که اسلام، دین دنیا و آخرت و محیط بر مسایل مختلف انسان و مُشرِف بر همه حوایج و نیازها و خواستههای معقول و ناظر به همه جنبهها و استعدادهای مختلف آدمیان است.
آری در دوران معاصر نه تنها به اثبات مستدلانه ایدئولوگهای اسلامی؛ بلکه به اعتراف بسیاری از مستشرقین(2)، اسلام برترین دین و قرآن بهترین، کاملترین و جامعترین کتاب آسمانی و حاوی زیباترین دستور العملهای سعادت آفرینی است که میتواند در دو بعد اندیشه و عمل، راهنمای انسانها قرار گیرد.
گرایش و رویکرد مشتاقانه به اسلام و معنویت و گسترش روز افزون مطالعات
پژوهشگرانه نسبت به اسلام از سوی تشنگان حقیقت و جویندگان مکبت برتر، حساسیت دشمنان اسلام را بر انگیخت و حجم وسیع توطئهها علیه اسلام و انقلاب را رقم زد و سردمداران معاند و عوامل فرهنگی استکبار را بر آن داشت تا در قالبهای گوناگون و در اشکال مختلف و با ترفندهای متنوع و در عین حال جذاب! سعی در دستکاری دانایی و باورها و طرز تفکر و تلقی مردم، به ویژه جهان اسلام داشته باشند و از این رهگذر از جاذبه و مقبولیت اسلامِ ناب بکاهند و افکار و اذهان جستجوگران را به سمتی که خود میپسندند، سوق دهند. چنان که این شیوهها، شگرد همه تاریکاندیشان باطلگرا در طول تاریخ از صدر اسلام تا به امروز بوده است! القاء ناکار آمدی نظام اسلامی، ورود اندیشههای بیگانه در حوزه فرهنگ و اندیشه مسلمین، دامن زدن به شبهات و افکار الحادی توسط صاحبان اندیشههای علیل و بیاطلاع، یا لااقل کم اطلاع از حقیقت اسلام و معارف ناب آن، نمادی از تلاش گسترده دستگاههای متخصص فرهنگسازی و شکلدهی اندیشههای مخالف است ولی باید به آنان گفت: « یُریدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللّهِ بِاَفْواهِهِمْ وَ اللّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ».(1)
تردیدی نیست که پیروزی انقلاب در ایران بر اساس تفکر اسلامی، از ابعاد و زوایای مختلف، نگرانیها و دل مشغولیهایی را برای مخالفین و معاندین اسلام پدید آورد.
با یک نگاه کلی به روشنی در مییابیم که پیروزی انقلاب و تأسیس حکومت اسلامی، از ابعاد مختلی، دشمنان داخلی و خارجی را به وحشت انداخته است.
1 . ازنظراعتقادی مکاتب و ادیان را تحت الشعاع قرار داد و جاذبه کاذب مکتبها
1) . سوره صف، آیه 8 .
و ادیان تحریف شده را علی رغم شعارهای فریبنده و تبلیغات گسترده آنها از افکار واذهان سطحی اندیشان خوش باور، زدود و ذهنهای جستجوگر و حقیقتطلب را به سمت خویش معطوف ساخت. بدین جهت متولیان آنها را به واکنش واداشت. در این راستا اندیشه جدایی دین از حکومت و سیاست، ناکارآمدی نظام اسلامی در عصر مدرنیته،(1)و پست مدرنیسم،(2)تضاد و تقابل دین و دموکراسی،(3)ناسازگاری قضای اسلامی با اصول و مبانی حقوق بشر، کفایت عقل و علم و بینیازی از دین، ترویج تفکر لیبرالیسم،(4)سکولاریسم،(5)پلورالیسم دینی، الحاد و التقاط، قرائتهای گوناگون از دین، تبلیغ فرهنگ اباحیگری وابتذال،(6)نمادی روشن ازآن واکنشهای عاجزانه است.
2 . از نقطهنظر سیاسی قدرتها را مضطرب ساخت و احساس شکست و رعب و وحشت در دل آنها پدید آورد و دکترین سیاسی ابرقدرتها را زیر سؤال برد و پیروزی خون بر شمشیر و غلبه ایمان بر سلاحهای مدرن و پیشرفته نظامی را به نمایش گذارد و بذر خودباوری و ایمان و اعتماد به نفس و توکل به خدا را دلها کاشت و به رویش واداشت.
3 . از نقطه نظر تدبیر امور جامعه و تشکیلات اداری کشور، احزاب و گروههای مختلف و قدرتطلبان و سودجویان منحرف و وابستگان به بیگانگان خارجی را مأیوس ساخت! همانها که به تعبیر امیرالمؤمنین«علیهالسلام»: «زَرَعُوا الْفُجُورَ وَ سَقَوُهُ الْغُرُورَ وَ حَصَدُوا الثُّبُور»؛ بذر گناه و فسق و فجور افشاندند و با آب غرور و فریب، آبیاری
و بالندهاش کردند و محصول آن را که نکبت و بدبختی برای جامعه و خود آنها بود، درو نمودند!(1)
از این روی، از همان آغاز پیروزی انقلاب اسلامی به ویژه در دهه دوم انقلاب تا به امروز، پیوسته با موضعگیریهای خصمانه و ترفندها و توطئهها و شگردهای مختلف خصوصا در جبهه اعتقادی و فکری و فرهنگی، مورد خشم و قهر دشمنان خشمگین و عنود بود و در طول سالهای گذشته، پیوسته کوشیدند نظام اسلامی را سرنگون یا لااقل دچار انحراف سازند و از جاذبه دین و ایمان و معنویت، به ویژه اسلام ناب بکاهند و با شبههافکنی و دامن زدن به تفکرات سکولاریستی، نسلی مسخ شده و منحرف، دارای اندیشه التقاطی و رفتاری مبتذل، بپرورند تا آنها همسو با فرهنگ غرب و منافع قدرتهای استعماری، وارثان انقلاب و مدیران آینده کشور گردند.
از جمله شبهاتی که مولّدان اندیشههای بیمار و بدخواه، ایجاد کرده و در اذهان ساده لوحان و سطحی اندیشانی که هنوز شاکله فکری آنها شکل نیافته، با القاء و تلقین وارد ساختند، طرح پرسش تأمل برانگیز دین دولتی یا دولت دینی است که حقیقت و واقعیت کنونی انقلاب و نظام اسلامی چیست؟ دین دولتی یا دولت دینی؟
گفتنی است شورای روابط خارجی امریکا در گزارش خود از رویکرد ایران در سالهای اخیر به سکولاریسم ابراز خرسند میکند! و آن را دارای چهار ویژگی به شرح ذیل میداند:
1) . نهج البلاغه، خ 2 .
1 . تفکّر جدایی دین از سیاست که به تدریج در جامعه اسلامی ایران رواج یافته و قوت میگیرد! 2 . بسیاری از افراد، تعارض احکام اسلام با دموکراسی و حقوق بشر را پذیرفتهاند! 3 . با ترویج اندیشه سکولاریستی، جایگاه ولایت فقیه متزلزل و نفوذ و موقعیت روحانیت تضعیف میشود و از قداست میافتند و همچنان به عنوان تنها «مفسّر و ایدئولوگ اسلامی» مطرح نخواهند بود، بلکه حوزههای فکری دیگری نیز در کنار روحانیت به عنوان اسلام شناس و مفسر دین مطرح میشوند!! 4 . ترویج و قبول و پذیرش اندیشهئ سکولاریسم، تدریجا سبب عادیسازی رابطه با غرب و امریکا میگردد.
وی با تأکید بر ادامه و گسترش این رویکرد جدید، اظهار میدارد:
«این حرکت در مجموع به نفع امریکاست و باید از جانب امریکا قویا مورد حمایت و پشتیبانی قرار گیرد!!».(1) این قبیل گزارشات، وظیفه عالمان دین را سنگینتر میکند که بیتفاوت و ساکت ننشسته و به دفاع از مبانی دین و تبیین اندیشههایی که در تقابل و تعارض با دین هستند، بپردازند و با تکیه بر منطق و استدلال، با سخنان حکیمانه و موعظه خیرخواهانه و جدال احسن(2)به نقد و بررسی اندیشهها و پاسخ به شبهات، همت گمارند و عرصه را برای جولان سراباندیشان یکسو نگر خالی نگذارند تا متاع فکری سرابگون و بیارج خویش را به سادهلوحان جاهل و غافل و نامتمیزان سطحیاندیش به قیمتی گزاف نفروشند و اندیشههای پاک و زلال و حقیقت ناب را در مسلخ مطامع غیر انسانی خویش ذبح نسازند.
لازم است در این رابطه به اختصار با دین، تفکّر سکولاریستی، خاستگاه و برآیند آن، همچنین ارتباط دین و دولت آشنا شویم:
برای دین تعاریف متنوعی ذکر شده که ارایه و بررسی آنها خود نیازمند یک مقاله جداگانه است. بدین رو به ذکر سه تعریف برگزیده بسنده میکنیم:
«دین، مجموعهای از گزارههای حقیقی و واقعنما در باره انسان و جهان و نیز مجموعهای از آموزههای دستوری و ارزشی که جهت تنظیم مناسبات انسان با جهان و انسانهای دیگر، از طریق پیامبران از سوی خدا تنزیل یا به تنفیذ وحی توسط عقل سلیم آدمی دریافت میشود».(1) به بیانی دیگر:
«دین مجموعهای است مشتمل بر قوانین اجتماعی و احکام حقوقی که با در نظر گرفتن نیازهای مادی و معنوی، برای سعادت و بهروزی انسانها از سوی خدا آمده و توسط پیامبر به انسانها ابلاغ شده است».
بنابراین دین و به ویژه اسلام که آخرین و کاملترین آن است در زمینههای مختلف فردی، خانوادگی، اجتماعی، بینالمللی و حقوقی دارای قوانین، دستور العمل و احکام و مقررات خاص است.
در بینش اسلامی بالاترین ارزش این است که انسان تابع اراده خدا و بنده خالص او باشد و او را صاحب اختیار مطلق بداند.
به عبارت روشنتر:
«دین مجموعهای از باورهای قلبی و ارزشهای اخلاقی و رفتارهای عملی متناسب با آن
1) . کتاب نقد، ج 9 و 10 .
باورهاست».
مراد از باورها، اعتقاد به یگانگی خدا و صفات جلال و جمال او و اعتقاد به نبوت و معاد است که از آن به اصول دین یا اصول عقاید تعبیر میشود. مراد از ارزشهای اخلاقی، اخلاقیات و مراد از رفتارها نیز کلیه رفتارهای متناسب با آن باورهاست که بر حسب اوامر و نواهی الهی و به منظور پرستش و بندگی خدای متعال انجام میگیرد که از آن به فروع دین یاد میشود.(1) در تعریف اسلام به عنوان یگانه دین حق و تنها نسخه کامل دین الهیِ معتبر و مقبول در دوران معاصر میتوان گفت:
«اسلام عبارت است از مجموعهای از باورهای قلبی که بر آمده از امور فطری و استدلالهای عقلی و نقلی است».
و نیز مجموعه تکالیف دینی که از سوی خداوند بر پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» به منظور تأمین سعادت دنیوی و اخروی بشر نازل شده است.
این تکالیف تمامی اموری که به نحوی در سعادت دنیا و آخرت انسان نقش دارد را در بر میگیرد.(2)
واژه سکولاریسم از ریشه لاتینی سکولام(3)به معنی این جهانی و امور دنیایی گرفته شده است. این مکتب معتقد است که دنیا، سیاست و اداره امور اجتماعی بشر از دین و آخرت جداست.
خاستگاه سکولاریسم، مغربزمین است و میتوان گفت سکولاریسم بازتاب طبیعی حوادث قبل از رنسانس یعنی عکسالعمل دوران قرون وسطی است که در آن مذهب کاتولیک با همه نواقصش در سایه اقتدار و تبلیغات، در جوامع اروپایی، از جانب متولیّان مکتب مسیحیت، نمونه یک دین کامل معرفی شد و عملکرد سوء اربابان کلیسا، نمونه پایبندی کامل به دین تلقی گردید!! مخالفت شدید کلیسا با هر گونه نوآوری و اظهار نظرهای علمی مخالف با تعالیم انجیل آن هم بدون هیچ استدلال معقول و منطقی، تعارض میان دین و علم را برانگیخت و یافتههای جدید علمی، شجره ممنوعه تلقی شد که ابراز و پافشاری بر آن، مکافات مرگ را در پی داشت! برخوردهای سخت و خشونت آمیز اربابان کلیسا سبب بدبینی رویگردانی در جوامع مسیحی، به ویژه از سوی قشر تحصیلکرده شد و به تدریج به استناد انجیل تحریف شده، نوعی تقسیم کار بین کلیسا و قیصر مقبول افتاد که کار مسیح و کلیسا را به کلیسا و کار قیصر را به قیصر باید سپرد.(1) بدینسان زمینه اصلی بروز و رشد سکولاریسم، آموزههای غیر عقلانی و عملکرد خشن پیروان مکتب مسیحیت است. آری اندیشه سکولاریسم که در حقیقت واکنشی به عقاید و سوء رفتار و عملکرد کلیسا بود در قرن 19 میلادی توسط رابرت اون(2)فیلسوف انگلیسی به صورت مکتب شکل مدون و منسجمی یافت. بدین روی اساس سکولاریسم بر دینگریزی نهاده شد و این باور که با پیشرفت علم و در اختیار داشتن عقل، در اداره جامعه نیازی به دین نیست، ترویج گردید.
گفتنی است سکولاریسم با دیگر اندیشههای فلسفی، سیاسی و اجتماعی:
1 . راسیونالیسم(1)یا عقل گرایی و خردمداری محض.
2 . پوزیتویسم(2)یا اثبات گرایی، تحقق گرایی، اعتقاد به اصالت حس و نسبیت.
3 . لیبرالیسم(3)یا اصالت دادن به آزادیهای مطلق فردی در کلیه شئون.
4 . مدرنیسم(4)یا تجدد گرایی.
5 . اومانیسم(5)یا بشرگرایی و اعتقاد به اصالت انسان.
6 . آتئیسم(6)یا انکار قدرتهای مافوق طبیعی و تقدس ستیزی.
7 . سیانتیسم(7)یا علم گرایی محض و علم محوری به معنی اخص، از نظر مبانی، خاستگاه، دیدگاه و برآیند، نقاط اشتراک بسیار؛ بلکه در پارهای از امور با آنها وحدت دارد.
بررسی جوامع بشری نشان میدهد، پدیده سکولاریسم در جوامع مختلف، پیامدهای ذیل را در پی داشته است:
الف: الیناسیون(8)یا از خود بیگانگی و بیهویتی.
ب: تزلزل عقاید دینی و ترویج هرهری مذهبی.
ج: نهلیسم یا پوچگرایی.
د: ابتذال و تسلیم.
بداهت این ادعا و آشکار بودن آن ما را از ذکر نمونههای فراوان عملی در کشورهای جهان سوم، به ویژه دنیای غرب بینیاز میسازد.
مفهوم دولت(1)از واژههای پر مناقشه در مباحث سیاسی است که تعاریف مختلفی برای آن ارایه شده است و همین خود گویای چندگانگی نظریاتی است که آن تعریفها از آنها برخاستهاند.
تعریف عمومی دولت، عبارت است از:
«تشکیلات حکومتی یا مجموعه قوای سه گانه مقننه و قضاییه و مجریه».
برخی از اندیشمندان عرصه سیاست، دولت را این گونه تعریف میکنند:
«دولت، اجتماع انسانهای کم و بیش زیادی است که سرزمینی را در تصرف دایمی خود داشته و حکومت سازمان یافته دارند و بیشتر ساکنان آن سرزمین به طور عادت و یا مشروعیتی که برای آن قایلند، از آن حمایت میکنند».(2) رابرت دال هم گفته است:
«به نظام سیاسی متشکل از ساکنان یک سرزمین و حکومت آن سرزمین دولت گفته میشود».(3)
در نهایت میتوان گفت:
«دولت آن واحدی است که ویژگیهای زیر را دارد: جمعیت، حکومت، سرزمین، حاکمیت (انحصار قدرت)».
در هر سرزمینی که مردم آن بنای همزیستی(1)و مدنیت داشته باشند، به ناچار باید به حکومت و امارت تن در دهند. این ضرورت و احساس نیاز اصلی عقلانی و مورد قبول عموم انسانهاست. بر این اساس با توجّه به خصوصیات انسان و ضرورت زندگی جمعی، لزوم دولت و قانون آنچنان بدیهی و مبرهن است که مستغنی از هر گونه استدلال میباشد؛ زیرا حکومت، زعامت و ولایت از اساسیترین اصول تشکل هر جامعه و نیاز جمعی است و با نبود آن، اجتماع و مدنیت شکل نمیگیرد. اگر انسان موجودی مدنی بالطبع است، بلاشک نیاز به حکومت و قبول زعامت و ولایت نیز در طبع او نهفته است؛ زیرا التزام به یک امر، التزام به لوازم آن نیز خواهد بود. بنابراین همزیستی و التزام به مدنیت، مستلزم پذیرش حکومت و ولایت است.
کلام نورانی امیرالمؤمنین«علیهالسلام» ناظر به همین حقیقت است که میفرماید:
«لابُدَّ لِلنّاسِ مِنْ اَمیرٍ بَرٍّ اَوْ فاجِرٍ»؛ بیتردید مردم به زمامداری نیک یا بد نیازمندند.(2)
جدایی دین از دولت، یکی از مشخصههای نگره سکولاریسم است که همواره برجدایی قلمرو دین از سیاست تأکید دارد.
در اندیشه سکولاریستی، دین امری فردی قلمداد شده و رسالت آن تنها ایجاد
رابطه میان فرد و خداوند است که در آن سیاست هیچ دخالتی ندارد و دین هم نمیتواند در رقم زدن سرنوشت اجتماعی بشر و اداره امور جامعه نقشی داشته باشد.
تفکیک دین از دنیا، جدایی دین از حکومت و سیاسیت که هم اکنون مورد اتفاق کلیسا و اربابان اندیشه سکولاریسم است، محصول القائات و آموزههای توافقی متولیان مکتب مسیحیت تحریف شده در قرون وسطی و روشنفکران است که امروز به وسیله پیشرفت ارتباطات و به دلیل اغراض و اهداف خاصی، دامنه یافته و به صورت ابزاری در خدمت نئوکلنیالیسم(1)یا استعمار جدید قرار گرفته و به منظور دستیابی به اهداف خاصی بدان دامن زده میشود و متأسفانه، باورها و ارزشها و حقایق مهمی را در جهان اسلام با واژگان و تعابیر مذهبی مصطلح، دستکاری بلکه مثله نموده است.
در اندیشه توحیدی، مالکیت و حاکمیت حقیقی همه منظومه هستی از آن خداست؛ «لِلّهِ ما فِی السَّموتِ وَ ما فِی الاَرْضِ».(2) بر این اساس همچنان که ربوبیت تکوینی برای او ثابت است، ربوبیت تشریعی و حق امر و نهی و حکومت بر انسان نیز اولاً و بالذّات از آن خداست؛ «اِنِ الْحُکْمُ اِلاّ لِلّهِ اَمَرَ اَلاّ تَعْبُدُوا اِلاّ اِیّاهُ».(3) به راستی اگر خدا آفریدگار و رب و رازق انسانهاست، چرا حق امر و نهی، دستور دادن و حکم کردن نداشته باشد؟ به ویژه آن که معتقدین به خدا، بر این باورند که احکام الهی به سود خدا نیست! بلکه در جهت مصالح مردم است و احکام عادلانه، مطابق با ارزشهای اخلاقی است، چنان که امیرالمؤمنین میفرماید:
«اِنَّ اللّهَ اِذا خَلَقَ الْخَلْقَ غَنِیّاً عَنْ طاعَتِهِمْ وَ امِناً مِنْ مَعْصِیَتِهِمْ ِلاَنَّهُ لاتَضُرُّهُ مَعْصِیَةُ مَنْ عَصاهُ وَ لاتَنْفَعُهُ طاعَةُ مَنْ اَطاعَهُ»؛ خداوند هنگامی که مخلوقات را آفرید، از اطاعت آنان بینیاز بود و از معصیت آنان در امان زیرا گناه هر کس که او را گناه کرد، ضرری به او نرساند و اطاعت کسی که او را اطاعت میکند، نفعی برای او ندارد.(1) بنابراین اگر خدا حکم کند اطاعت آن به حکم عقل، نه تنها بیاشکال بلکه لازم و ضروری است.
بدینسان ثانیا و بالعرض افراد خاصی از انسانها حق حکومت و امر و نهی دارند که از جانب خداوند مأذون باشند، در غیر این صورت هیچ انسانی حق ندارد بر دیگر انسانها حکم براند و هیچ کس مجاز نیست، عبودیت غیر خدا را بپذیرد چنان که امیر المؤمنین«علیهالسلام» فرمود:
«وَ لاتَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَ قَدْ جَعَلَکَ اللّهُ حُرّاً».(2) براساس اندیشه توحیدی انسان نه خودی در برابر خدا میبیند و نه به داشتهها و یافتههای خود (عقل و علم) بسنده و تکیه میکند. به ویژه آن که هم چراغ عقل آدمی کم سو است و هم انسان مبتلا به فقر علمی است و هم دانش و معرفت بشری مصون از خطا و خرافه و اوهام نخواهد بود! اما این که رابطه دین و دولت چگونه است؟ در پاسخ باید گفت:
در جامعهای که تفکر سکولاریستی حاکم است، پیداست که دولتمردان تفاهم و آشتیای بین خود و دین احساس نمیکنند. در جوامع اسلامی هم اگر دولتمردان دارای
روحیه دینباوری نباشند یا روشنفکران بیمار و غربزدگانُ متأثر از اندیشه سکولار، زمام امور را در دست داشته باشند، دولت اصل و محور قرار خواهد گرفت و دین ابزاری برای توجیه عملکرد دولتمردان و وسیلهای برای فریب و جلب اعتماد و حمایت مردم خواهد شد که در خدمت دولت قرار میگیرد! نظیر آنچه در عربستان سعودی و ترکیه و برخی کشورهای اسلامی مستعمره و لائیک، شاهد آن هستیم.
ترویج و تبلیغ تفکر جبرگرایانه توسط بنی امیه در صدر اسلام و در ادامه توسط بنیعباس... تفسیر آیه اُولِی الاَمْر و وجوب اطاعت از امیر حاکم (هر کس که باشد)... باوراندن شعار اَلْحَقُّ لِمَنْ غَلَبَ! تفسیر انحرافی و دلخواه از مفاهیم بلند اسلامی همچون زهد، صبر، بیاعتنایی به زخارف دنیا، توجّه به آخرت، تقوا، انتظار، قداست و معنویت و... به منظور ایجاد روحیه بیتفاوتی و بیمسؤولیتی و سکوت و تسلیم و... در مردم!! همه و همه در راستای اهداف حکومتهای نامشروع و مقاصد پلید دولتهای مستبد و حکومتهای انحرافی است.
چنان که در صدر اسلام تفسیر کعب الاحبار یهودی از آیه کنز(1)، تأویل و تطبیق آیهشریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِاللّهِ...»(2)توسطسمرهبنجندب به درخواست معاویه و مطابق میل او!، جعل و تقطیع حدیث توسط ابو هریره و... همه و همه ناظر به همین حقیقت است که آنان میپنداشتند دین باید در خدمت حکومت و سیاست حاکم باشد و الا باید با آن به مقابله برخواست!!! چنین دینی، دین دولتی است که امام خمینی قدسسره از آن به اسلام امریکایی تعبیر فرمودند.(3)
در جامعهای که ارزشهای دینی حاکم و مردم براستی پیرو دیناند و دین نزد آنان عزیز و به عنوان یک حقیقت در متن زندگی آنها جاری است و حضور دارد و دولت برخاسته از میان مردم است و دولتمردان به نوبه خود و به معنای واقعی کلمه متدیناند، دین اصل و محور است و دولت مبلّغ و مروّج و مُجری احکام دین است و پیگیری اهداف والای دین و تحقق آرمانهای بلند دینی را وظیفه خود میداند.
در دولت دینی، سیاستگذاری دولت، تدبیر امور جامعه، برنامهریزی و جهتگیریهای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، تنظیم روابط با سایر دول همه و همه بر محور دین و بر اساس ارزشهای دینی خواهد بود.
دولتمردان خود را متدیّن به دین، بندگان خدا، مطیع اوامر و دستورات الهی و موظّف به اجرای فرامین الهی و احکام دینی میدانند.
سیمای دولت دینی را در آیینه منشور حکومتی امیرالمؤمنین«علیهالسلام» (عهدنامه علی«علیهالسلام» به مالک اشتر) میتوان به تماشا نشست و در نامههای امیرالمؤمنین«علیهالسلام» به ولات و کارگزاران حکومتش به خوبی میتوان نظاره کرد، چنان که در سیره عملی و رفتار حکومتی آن بزرگوار نیز به خوبی مشهود است.
امیرالمؤمنین«علیهالسلام» در نامههایش به والیان و کارگزاران، به ویژه در عهدنامهاش به مالک اشتر! نظم، امنیت، رفاه و رونق اقتصادی، آزادی، ایجاد مهر و الفت در جامعه، رعایت حقوق اقلیتها، اجرای قانون و حدود الهی، فراگیری علوم و فنون، زمینهسازی رشد و ارتقاء معنوی مردم و ... را از وظایف دولت دینی بر میشمارد و قویا بر اجرا و رعایت آن تأکید و اصرار میورزد.(1)
1) . نهجالبلاغه، نامه 53 .
یکی از اهداف مهم دولت دینی رشد و ارتقای جامعه است؛ رشد مادی و معنوی و ارتقای فراگیر جامعه، مرهون مقدمات و زمینهسازیهایی است که بدون فراهم آوردن آنها، حصول رشد ناممکن است.
در ذیل به برخی از آنها اشاره میشود:
یکی از بسترهای مناسب رشد جامعه، دادن آموزشهای صحیح و به موقع و تربیت جامعه بر پایه ارزشهای الهی و انسانی است. امیرالمؤمنین«علیهالسلام» میفرماید:
«اَیُّهَا النّاسُ! اِنَّ لی عَلَیْکُمْ حَقّاً وَ لَکُمْ عَلَیَّ حَقٌ فَاَمّا حَقُّکُمْ عَلَیَّ النَّصیحَةُ لَکُمْ وَ تَوْفیرُ فَیْئِکُمْ وَ تَعْلیمُکُمْ کَیْلا تَجْهَلُوا وَ تَأْدیبُکُمْ کَیْما تَعْلَمُوا»؛ ای مردم! مرا بر شما و شما را بر من حقوقی واجب است، حق شما بر من این است که از نصیحت خیرخواهانه به شما دریغ نورزم و به توزیع عادلانه ثروت کشور در میان شما بپردازم و در امر آموزش شما همت گمارم تا نادان و در ظلمت جهل نمانید و شما را تربیت کنم تا شیوه صحیح زندگی را فرا گیرید.(1) امام علی«علیهالسلام» در خطبه 238 نهج البلاغه، ضمن نکوهش و سرزنش شامیان که آنان را به دلیل سیاست خشن و مزورانه و استثمارگرانه معاویه و حزب او، درشت خویانی پست و بردگانی فرومایه، توصیف میکند، میفرماید:
«مِمَّنْ یَنْبَغی اَنْ یُفَقَّهَ وَ یُؤَدِّبَ وَ یُعَلِّمَ وَ یُدَرِّبَ وَ یُوَلِّیَ عَلَیْهِ وَ یُؤْخَذَ عَلی یَدَیْهِ...»؛ شامیان، مردمی که سزاوار بودند اسلام و احکام دین را به خوبی بیاموزند و تربیت صحیح شوند و دانش را فراگیرند و کار آزموده گردند و الگو داشته باشند و
1) . نهجالبلاغه، خ 34 .
رهبری خیر خواه و دلسوز، دستشان را بگیرد و آنها را به کار مفید وا دارد... .(1) حضرت در این فراز نورانی در حقیقت با اندوه به وظایف و رسالت دولت دینی و دولتمردان متعهد و خیرخواه اشاره میکند، اما وضع و سرنوشت شامیان آن چنان که در نگاه علی«علیهالسلام» توصیف شدهاند، محصول حاکمیت دولتی بود که از دین، استفاده ابزاری میکرد و برای فریب و اغفال و استحمار و استثمار تودهها، دین را به استخدام خویش در آورده بود!!
در نگاه اندیشه دینی، در جامعه، باید اختلاف طبقاتی و تبعیض و بیعدالتی رخت بر بندد و در همه سطوح، عدالت اجرا شود، پس باید دولت قیام به قسط کند، تا مردم در سایه آموزش و تربیت صحیح، قائم به قسط شوند و در اقامه و بسط آن بکوشند و فرمان خدا (قیام مردم به قسط) تحقق یابد و مطلوب همگان (عدالت اجتماعی)، چنان که دستور خدا و رسالت پیامآوران الهی و ایدهآل همه انسانهای آزاده و حق طلب بوده و هست، حاصل شود.
بر اساس آیه شریفه:«لَقَدْ اَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ اَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النّاس بِالْقِسْطِ وَ اَنْزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنّاسِ وَ لِیَعْلَمَ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ اِنَّ اللّهَ قَوِیٌّ عَزیزٌ»؛ همانا ما پیامبران خود را با ادلّه و معجزات فرستادیم و برایشان کتاب و میزان عدل نازل کردیم تا مردم را به راستی و عدالت بر انگیزانند و آهن را که در آن هم سختی کار و زار و هم منافع بسیار برای مردم است، آفریدیم تا معلوم شود چه کسی خدا و رسولش را در پنهان (با ایمان قلبی) یاری خواهد کرد همانا خدا بسیار قوی و مقتدر است.(2)باید دولت دینی برای تحقق عدالت
تلاش کند، در آن صورت مردم با آغوش باز پذیرای حکومت عدل خواهند بود و حکومت دینی را بر هر سیستم سیاسی و اداری ترجیح خواهند داد و حقوق متقابل دولت اسلامی را رعایت خواهند کرد و در تقویت و نگهداری آن خواهند کوشید و برای حفظ و بقای آن تا سر حد جان، فداکاری خواهد نمود و تحت تأثیر تبلیغات بدخواهان قرار نگرفته و به خدعه معاویههای هر عصری، تن در نخواهند داد و آمال و آرزوها و آرمانهای انسانی و الهی خویش را در سایه تلاش و خدمات صادقانه دولت کریمه، تدریجا محقق خواهند یافت.
امیر المؤمنین«علیهالسلام» در فرازی از خطبه 216 نهج البلاغه میفرماید:
«فَاِذا اَدَّتِ الرَّعِیَّةُ اِلَی الْوالی حَقَّهُ وَ اَدّی الْوالی اِلَیْها حَقَّها عَزَّ الْحَقُّ بَیْنَهُمْ وَ قامَتْ مَناهِجَ الدّینِ وَ اعْتَدَلَتْ مَعالِمَ الْعَدْلِ وَ جَرَتْ عَلی اِذْلالِها السُّنَنِ فَصَلُحَ بِذلِکَ الزَّمان وَ طمَعَ فی بَقاءِ الدُّولَةِ وَ یَئِسَتْ مَطامِعَ الاَعْداءِ»؛ پس آنگاه که مردم حقوق دولت و حکومت را رعایت کنند و دولت نیز متقابلاً حقوق مردم را مراعات نماید، حق در میانشان قوی و نیرومند خواهد شد و جادههای دین صاف و بیدست انداز میگردد! علائم و نشانههای عدالت اعتدال میپذیرد و راه و رسمها، درست در مجرای خویش به کار میافتد. بدین ترتیب جامعه اصلاح میشود و امور مردم سامان میپذیرد و مردم در حفظ و بقای دولت خواهند کوشید و دشمنان مأیوس میگردند.(1)
سومین بستر مناسب رشد همه جانبه، بالا بردن سطح افکار عمومی جامعه و وسعت افق دید و ایجاد بینش عمیق و ارتقای فکری جامعه است که مردم با مسایل و قضایا، لب نگرانه و ژرف اندیشانه برخورد کنند و واقعبینانه به تحلیل حوادث و رخدادها بپردازند و
1) . نهجالبلاغه، خ 216 .
بدانند که بر خلاف شعارهای فریبنده سیاستبازان کاسبکار، انسان برای خداست، چنان که خداوند، جهان هستی را برای انسان آفریده و آن را مسخّر او قرار داده است، انسان باید در خدمت دین خدا باشد، چنان که دین نیز برای هدایت و تنظیم امور مادی و معنوی انسان تشریع شده است. نه آن که به صورت یک طرفه، خدا و دین برای انسان و ابزاری در خدمت ارضای غرایز او باشند. چنان که امیرالمومنین«علیهالسلام» به برخی از اصحاب خود فرمود:
«من خود و شما را برای خدا میخواهم ولی شما مرا برای خود میخواهید».(1) امام خمینی قدسسره نیز میفرماید:
«مقصد را مقصد الهی کنید، برای خدا قدم بردارید».(2) «در اسلام معیار، رضایت خداست و نه شخصیتها... ما معیارها را باید معیارهای الهی قرار بدهیم».(3) «ما باید بنده خدا باشیم و همه چیز را از خدا بدانیم... و باید در راه خدمت به او باشیم».(4)
مهرههای واجد شرایط و نیروهای کارآمد و مفید برای اشغال مناصب و پستها و قبول مسئولیت، شناسایی و تربیت شوند که دارای دو خصیصه برجسته ذُوالاَیْدی وَ الاَبْصار باشند. بر این اساس، کارگزاران دولت دینی باید دارای دو ویژگی بصیرت و قدرت باشند.
اول) بصیرت: مدیران و کارگزاران لایق باید بصیر و واقعبین و موقعیتشناس بوده و تنگ نظر و ظاهر بین نباشند تا در مقام عمل و اجرا به افراط یاتفریط کشیده نشوند.
ضرورت تفقّه در دین و مطالعه در تاریخ معاصر و گذشته و اطلاع از سرنوشت گذشتگان، بررسی اوضاع جهان معاصر و... برای پیدایش اکسیر بصیرت در فرد است.
شاید بتوان ادعا کرد مهمترین ویژگی امام خمینی و رمز اصلی موفقیت او همین تفقه در دین بود، نه اجتهاد و تفقّه در احکام فرعی فقط.
دوم) دارا بودن قدرت، شهامت و جرأت: تا بتوانند تصمیمات مهم اتخاذ کرده و کارهای بزرگ را به انجام رسانند، چنان که قرآن مجید حضرت یوسف را با همین ویژگیها ستوده، میفرماید:
«وَ قالَ الْمَلِکُ ائْتُونی بِهِ اَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسی فَلَمّا کَلَّمَهُ قالَ اِنَّکَ الْیَوْمَ لَدَیْنا مَکینٌ اَمینٌ قالَ اجْعَلْنی عَلی خَزائِنِ الاَرْضِ اِنّی حَفیظٌ عَلیمٌ»؛ پادشاه گفت: یوسف را نزد من آورید تا او را از خاصان خود گردانم، چون او را ملاقات کرد به او گفت: تو امروز نزد ما امین و قدرتمند خواهی بود. یوسف گفت: مرا به خزانهداری منصوب کن که من قادر بر حفظ آن و دانا و بصیرم.(1)
از آن جا که مراکز دینی به ویژه مساجد از همان آغاز یعنی از زمان پیامبر اکرم«صلیاللهعلیهوآله» و تأسیس اوّلین مسجد تا به امروز، بهترین و مناسبترین مدرسه تربیت انسانها و مستحکمترین سنگر گسترش دین و انقلاب اسلامی بوده و هست، بر دولت دینی فرض است که در حفظ و تقویت و رونق مساجد بکوشد و از هرگونه مساعدت و معاضدت نسبت به ساماندهی امور مختلف آن دریغ نورزد.
1) . سوره یوسف، آیات 54 و 55 .
پیامبر گرامی اسلام«صلیاللهعلیهوآله» وقتی از مکه به مدینه هجرت فرمود، در اوّلین اقدام دست به تأسیس مسجد زد و بنیانگذاری اولین حکومت اسلامی را با پی نهادن مسجد آغاز کرد و مسجد را معبد، مرکز حکومت، مجلس شور و مشورت، مرکز سازماندهی نیروها، محل ملاقاتها، کانون تعلیم و تربیت، مصلای جمعه، مرکز قضاوت و رتق و فتق امور مردم و دفتر کار خود قرار داد و از آن بهرهبرداری چند منظوره نمود.
در طول تاریخ نیز علی رغم حاکمیت حکّام غاصب در بلاد اسلامی، مساجد، مرکز ثقل اجتماع جوانان و کانون نشر فرهنگ و معارف اسلام و محل تعلیم و تربیت و وعظ و خطابه و اندرز بوده است.
انقلاب بیبدیل اسلامی ما نیز از مساجد شروع و در مساجد بالنده شد و تکامل یافت و با پشتیبانی مساجد پیروز گردید و به حیاتش ادامه داد.
تمام انتخابات در طول سالیان گذشته پس از پیروزی انقلاب و تعیین سرنوشت کشور با انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان، ریاست جمهور و شوراهای اسلامی و ... در مساجد بوده است.
در هشت سال دفاع مقدس که ویرانگرترین جنگها توسط حزب کافر بعث عراق و صدام سفاک، با حمایت مستقیم و غیر مستقیم 33 کشور به سرکردگی شیطان بزرگ، امریکای جنایتکار به جمهوری اسلامی نو پای ما تحمیل شده بود، اصلیترین نقش در اداره جنگ و تأمین امکانات و سازماندهی نیروها و پشتیبانی همهجانبه از رزمندگان جان بر کف را مراکز دینی و مصلاهای جمعه، به ویژه مساجد ایفا میکردند.
مردم فداکار و ایثارگر ما کمکهای نقدی، غذا، لباس و دیگر اقلام کمکی خود را به تناسب ایام سال و با در نظر گرفتن 1200 کیلومتر خطوط جنگی، برای ارسال به جبههها به مساجد تحویل میدادند. خواهران پر شور و حماسهآفرین و زینبگون ما با حضور در مساجد، به صورت گروهی در طول روز، به بستهبندی خشکبار و بافتن پوشاک گرم و دوختن لباس رزم و البسه مورد نیاز رزمندگان همت میگماردند و زحمت میکشیدند.
بیسبب نیست که یکی از تئوریسنهای برجسته امریکایی در نطقش، خطاب به سردمداران امریکا با تلخی، زبان به اعتراف میگشاید و اظهار میدارد:
«امریکا علی رغم تجارب جاسوسی و اطلاعاتی سازمان دویست ساله CIAدر شناخت انقلاب اسلامی ایران، اشتباه کرده و از دو اهرم نیرومند محراب و منبر غفلت نموده است!!».
و این دو در پایگاهی عظیمی به نام مسجد قرار دارد که در شبانه روز به تناسب ایام، اقشار مختلف مدرم و خیل جستجوگران حقیقت و تشنگان معارف قرآن و شیفتگان رهآورد وحی و دانش اهل بیت«علیهمالسلام» را صف اندر صف، پشت سر امام جماعت در مسجد فرا میخواند و پای منبر وعظ و خطابه گرد میآورد.
گر چه امروز با تأسیس فرهنگسراها و مراکز متعدد فرهنگی و تعدد کانالهای مختلف تلویزیونی و ماهواره و اینترنت و اینترانت و... و تعدد و تنوع برنامههای آموزشی و پرورشی، سرگرمیهای متنوع و برنامههای ورزشی و تفریحی با سرمایهگذاریهای کلان و جذب امکانات فرهنگی به منظور اجرای طرحهای گوناگون، بسیاری از جوانان، جذب آن مراکز و امکانات شدهاند.
و همین خود یکی از عوامل خلوت شدن برخی از مساجد از حضور جوانان است که در آسیبشناسی مساجد و مراکز دینی میتوان از آن نام برد، به ویژه اگر نسل جوان ما از نقطه نظر علوم و معارف اسلامی، دیانت و معنویت در آن قبیل مراکز اشباع نشوند و از آموزههای صحیح تأثیر نپذیرند ولی در عین حال اگر بخواهیم نسل نوخاسته و جوانان عزیز، این سرمایههای عظیم و ثمین که آیندهسازان جامعه و وارثان خون و حماسه و ایثارند، در عصر انفجار تبلیغات و اطلاعات و سهل الوصول بودن شبکههای ارتباطی کامپیوتر، ماهواره، اینترنت و هجوم بیرحمانه، بلکه به تعبیر رساتر رهبر معظم انقلاب
شبیخون فرهنگی و اعتیاد و انحرافات اخلاقی و ابتذال فرهنگی و ناهنجاریهای رفتاری بیمه کنیم، باید زمینههای سلامت روانی و بستر رشد اخلاقی و معنوی آنها را هموار و مهیا سازیم که یکی از بهترین زمینهها و سالمترین بسترهای تأمین سلامت نسل جوان و نوجوان کشور و بستر مناسب رشد دینی آنها، مساجد و سایر مراکز دینی است.
از این روی بر دولت کریمه فرض است که در سیاستگذاری بودجه فرهنگی کشور تجدید نظر کرده و با فراهم آوردن امکانات و حل مشکلات و معضلات و ارایه خدمات، در تقویت و رونق این نهاد عظیم فرهنگی و این پایگاه مهم سیاسی ـ اجتماعی، دلسوزانه همّت گمارد و از هیچ تلاشی فرو گذار نکند. و این به معنی دخالت دولت در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای مساجد نیست؛ در آن صورت، مساجد به سمت دولتی شدن پیش نمیروند، بلکه همچنان که مساجد نقطه شروع انقلاب و ضامن بقای آن تا کنون بوده و خود را موظّف به حفظ و صیانت از خون بهای شهیدان و دستاوردهای انقلاب و حاصل زحمات معمار بزرگ انقلاب دانسته و میدانند و حفظ نظام اسلامی را بر خود، اوجب واجبات و اعظم فرائض تلّقی میکنند، بر دولت خدمتگزار و متولیان نظام اسلامی نیز فرض است که در حفظ و تقویت و رشد و گسترش کمی و کیفی این مهمترین مرکز عبادی و معنوی و مستحکمترین سنگر نگاهبانی از انقلاب و بهترین پایگاههای سیاسی ـ اجتماعی و برترین نهاد فرهنگی کشور بکوشند و در تقویت و رشد و اعتلای آن از هیچ گونه حمایت و همکاری دریغ نورزند.
مهدی روحانی
از آنجا که مسجد الاقصی، قبله اوّل مسلمین بوده است، پرداختن به آن از اهمیت خاصی برخوردار است. در این مقاله عناوین؛ مسجدالاقصی و ادیان آسمانی، اهمیت وویژگیهای سرزمینفلسطین،بنایمسجدالاقصی در گذر تاریخ، جایگاه مسجدالاقصی از دیدگاه قرآن و روایات، حوادث و اتفاقات ناگوار در مسجدالاقصی، اهداف و اغراض شوم دشمنان در مسجدالاقصی مورد بحث قرار گرفته است و در پایان چند راهکار عملی به عنوان نتیجهگیری بیان شده است.
مسجدالاقصی قبله اوّل مسلمین جهان و مرکز توجّه خاص عالم اسلام، از ابعاد گوناگونی حائز اهمیت و ارزش است، زیرا از یک سو بررسی تاریخ پر فراز و نشیب این مکان مقدس که افتخار پذیرایی قدوم مبارک انبیای عظام را داشته است، و محل صعود بزرگترین برگزیده خداوند حضرت محمد«صلیاللهعلیهوآله» به معراج است، توجّه خاص و ویژهای را به این مسجد و مکان مقدس میطلبد و از سوی دیگر این مکان مقدس هم از نظر
پیشینه تاریخی، مهّم و هم اکنون از جنبه سیاسی و اجتماعی نیز به دلیل تعرض نااهلان و دشمنان، اهمیت بیشتری یافته، باید مورد بررسی عمیقتر قرار گیرد.
پرداختن به مسأله مسجدالاقصی، طرح دوباره اوّلین مسأله جهان اسلام و بیان ظلمها و ستمهایی است که بر این سرزمین رنج کشیده رفته است و هماکنون نیز متأسفانه در زیر چکمههای آغشته به خون جوانان آزاده آن مرز و بوم لگد مال میگردد و آن فضای متبرّک از عطر وجود مقدس پیغمبر«صلیاللهعلیهوآله»، اکنون با سفیر گلولهها و انفجار بمبها آلوده گشته است و اینها همه جزیی از آن رنجها و ستمهایی است که این سرزمین به خود دیده و میبیند. شهود این فجایع، برای تک تک مسلمین مسئولیت میآفریند که به هر راه و روش که میتوانند باید دِین خود را به این پاره تن اسلام ادا نمایند، زیرا سکوت و یا کم توجهی مسلمین به خطر صهیونیسم که تمام جهان اسلام را تهدید میکند، میتواند اثرات جبران ناپذیری در پی داشته باشد که نسلهای آینده باید بهای سنگین آن را بپردازند. همان طوری که نسل امروز فلسطین در دفاع از قدس شریف باید بهای بیتوجهیهای گذشتگان خود را با خون بهترین جوانان خود بپردازند.
از این رو نمیتوان از مسأله فلسطین و حوادث و تاریخ مسجدالاقصی به آسانی گذشت، زیرا یکی از مقدسترین اماکن عالم اسلام، اکنون به دست کثیفترین و وحشیترین و معاندترین دشمنان اسلام در طول تاریخ افتاده است. یهود بیشترین آزار و اذیت را به پیامبر«صلیاللهعلیهوآله»، و یاران آن حضرت رسانده، به گونهای که خداوند در قرآن میفرماید:
«لَتَجِدَنَّ اَشَدَّ النّاسِ عِداوَةً لِلَّذینَ امَنُوا الْیَهُودَ ...».(1) اکنون که این دشمن دیرین، در قلب جهان اسلام لانه کرده است و سعی در فرو کردن هرچه بیشتر چنگالهای خون آشام خود در پیکره مسلمین را دارد، مسؤولیت مسلمین جهان، صد چندان شده است! بدینسان نباید لحظهای از فکر رهایی قدس شریف و آزاد کردن مسجدالاقصی از دست اشغالگران غاصب غافل باشیم.
1) . سوره مائده، آیه 81 .
در متونی که پیرامون مسجدالاقصی و قدس شریف نگاشته شده است میتوان سه نام رسمی برای قدس یافت: در عربی به «القدس» و در عبری به آن «یروشالایم» و در لاتین «اورشلیم» گفته میشود. یهودیها به این شهر بیت همیقداش نیز میگویند که همان بیتالمقدس است. در وجه نامگذاری آن به مسجدالاقصی در کتاب «فتح الباری»، سه نکته بیان شده است:
1 . بعد مسافت بین مسجدالاقصی و کعبه.
2 . به دلیل آن که پس از او موضعی برای عبادت وجود ندارد.
3 . به دلیل پاکی، تقدس و دوری آن از نجاستها و ناپاکیها: «قیلَ لَهُ الاَقْصی لِبُعْدِ الْمَسافَةِ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْکَعْبَةِ وَ قیلَ ِلاَنَّهُ لَمْیَکُنْ وَرائَهُ مَوضِعُ عِبادَةٍ وَ قیلَ لِبُعْدِهِ عَنِ الاَقْذارِ وَ الْخَبائِث وَ الْمُقَدَّسُ الْمُطَهَّرُ عَنْ ذلِکْ».(1) این شهر در طول تاریخ ده هزار ساله خود، دست کم بیست بار تحت محاصره شدید واقع شده، دو بار مهاجمان آن را به کلی ویران و شخم زدهاند، هیجده بار تجدید ساختمان شده و سه بار بعد از آن، بازسازی و مرمت گردیده است. مردمش شش بار وادار به تغییر دین و مذهب خود شدهاند و سی و هفت بار، رژیمهای حاکم بر این شهر تغییر پیدا کرده است.
در داخل محوطه حرم شریف آن، مسجد صخره و سایر بناهای متبرکه قرار گرفته است. گفته میشود، صخره مقدس یا قبة الصخره، همان جایی است که حضرت ابراهیم«علیهالسلام»، پسرش را برای قربانی به آن جا برد و نیز معروف است که حضرت محمد«صلیاللهعلیهوآله» از این صخره به معراج رفت.
قدس از دیدگاه مسیحیان، محلی است که در آن مسیح به صلیب کشیده شد و از
1) . فتحالباری، ج 6، ص 29 .
آنجا نیز به معراج رفت. در مورد پیشینه دینی این شهر باید گفت مردم این شهر در سال 15 هق به اسلام گرویدند.
تاریخ بیت المقدس را در دو دوره میتوان مورد بررسی قرار داد:
1 . از سال 1917 م تا 1296 م تا تأسیس دولت اسراییل در سال 1948 م.
2 . پس از تأسیس رژیم صهیونیستی تا زمان کنونی.
از اقدامات رژیم صهیونیستی در تغییر ساختار سیاسی بیت المقدس در این دوران میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
ـ تغییر پایتخت از تل آویو به قدس.
ـ تشکیل گروههای افراطی.
ـ افزایش فعالیت شهرکسازی.
قبل از بررسی تاریخچه مسجدالاقصی لازم است به بیان مطالبی پیرامون سرزمین فلسطین بپردازیم. سرزمین فلسطین که در قدیم کنعان نام داشت، دارای 25000 کیلومتر مربع مساحت و در ساحل شرقی دریای مدیترانه و در مجاورت کشورهای مصر، سوریه، اردن و لبنان قرار داد. این منطقه، محل ظهور پیامبران بزرگی چون حضرت عیسی، حضرت موسی و محل عبور و زندگی حضرت ابراهیم«علیهالسلام» بوده است.
شهر بیتالمقدس یا اورشلیم بر فراز تپههایی بنا گردیده که با معبد یهوه بر بالای کوه موریا قرار دارند. با ورود بنی اسراییل و قوم یهود به فلسطین در 480 سال قبل از بنای قدس، تقریبا 1300 (ق.م) به رهبری یوشع بن نون، این سرزمین روی خوش ندید.
در زمان خسرو دوم پادشاه ساسانی، جنگ میان امپراطوری ایران و روم از 603 م تا 604 م به وقوع پیوست که سپاهیان ایران، روم را شکست داده و با راهنمایی یهودیانی که با ایران همکاری میکردند، فلسطین یا اورشلیم را فتح کردند. اما پس از مرگ
خسرو پرویز، این سرزمین دوباره به دست مسیحیان افتاد.
بعد از بعثت پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» در 13 سال اول که آن حضرت در مکه زندگی میکردند، مسجدالاقصی، قبله اوّل مسلمین بود که پس از مهاجرت به مدینه در سال دوّم در مسجد بنیسلمه در شهر مدینه به دستور خداوند تبارک و تعالی، حضرت در بین نماز قبله را به سوی کعبه تغییر داد.
موضوع انتظار مسیح در طول تاریخ چندین هزار ساله یهودیان همواره مطرح بوده است، اما چنین انتظاری پس از رانده شدن آنان از بیت المقدس در سال 70 م از سوی رومیان شدت گرفت. در آن سال رومیان معبد حضرت سلیمان را برای بار دوم تخریب کردند که امروزه از آن فقط دیواری باقی مانده که به پاس گرامیداشت آن به دیوار ندبه مشهور است.
منتظران مسیح براین عقیدهاند که با ظهور مسیح، این معبد بار دیگر بازسازی و احیا گردیده، مسیح از آنجا بر جهان حکم خواهد راند. این نظریه تا قرن 19 م یک نظریه آرمانی و خیالی بیش نبود، اما همزمان با پیدایش صهیونیسم سیاسی، به تعبیر کوک رهبر صهیونیستهای متدین: «روندی که با تلاش انسانی (صهیونیسم سیاسی) آغاز شده است با یک رویکرد الهی، یعنی ظهور مسیح ادامه خواهد یافت!!؟».
به گفته وی در این راستا باید یهودیان به سه رسالت عمده گردن نهند:
1 . اسکان عده کثیری از یهودیان در اراضی مقدس.
2 . فتح بیتالمقدس.
3 . احیای مجدد معبد.
اصل اول از آغاز قرن بیستم به طور کامل در حال اجراست و اصل دوم نیز در سال 1967 م پس از فتح بیت المقدس در جنگ شش روزه اعراب و اسراییل محقق شد که در سال 1980 م بیت المقدس پایتخت ابدی اسراییل غاصب اعلام گردید.
اما اصل سوم، آرمان بزرگ پنهانی جناح راست اسراییل به سرکردگی افرادی
چون بگین، شامیر و شارون بود که برای نیل به این هدف باید مسجدالاقصی و قبهالصخره ویران میگشت. طرحی تهیه گردید و ساختار فیزیکی معماری مسجد، مورد مطالعه قرار گرفت سپس از یک قرارگاه نظامی در تپههای جولان مقدار متنابهی مواد منفجره به سرقت رفت که قرار بود در 28 نقطه مسجد مواد منفجره کار گذاشته شود، اما این عملیات به وسیله کانونهای قدرت اسراییل متوقف گردید که میتوان از علل توقف آن، ترس از اثرات انعکاس پیشبینی نشده این عمل در جهان اسلام بر ضد صهیونیسم نام برد.
در سال 1985 م درست یک سال پس از ظهور سازمان «ماختریت یهودیت» دولت اسراییل به فعالیتهای حفاری خود در زیر مسجدالاقصی شتاب بیشتری بخشید تا با خالی کردن زیر مسجد، این بنا با یک لرزش و لو جزیی خود به خود در هم بریزد.(1)
مسجدالاقصی با داشتن یک پیشینه پر فراز و نشیب در طول تاریخ بارها مورد ترمیم و دستکاری واقع شده است و متأسفانه از وضعیت اوّلیه مسجد آثار کمی باقی مانده است.
در مورد ساخت مسجدالاقصی میتوان به استناد شواهد تاریخی، آن را به قبل از سال 96 (ه ق) نسبت داد که در این مورد ابتدا به متنی از «المقدسی» اشاره میشود:
«راجع به مسجدالاقصی... پایه ریزی آن توسط داود«علیهالسلام» انجام گرفته است... روی این پایهریزیهاست که عبدالملک دستور داد، مسجد را با سنگهای زیبا با ابعاد کوچک و کنگرهدار بسازند».(2) مسجدالاقصی در سال 130 هق در اثر یک زلزله شدید، تقریبا ویران شد.
«المقدسی» در مورد این زمینلرزه مینویسد:
«تالار سرپوشیده مسجد به جز قسمتهای اطراف محراب فرو ریخت».
وی اضافه میکند: «هنگامی که خلیفه، این خبر را شنید و وقتی از عمق فاجعه با خبر شد گفت: خزانه دولت اسلامی جوابگوی آن نخواهد بود که همه چیز را به حالت اوّل برگرداند».(1) قسمتهای قدیمی مسجد در بنا باقی مانده است. این بخش تا ردیف ستونهای مرمری ادامه دارد و بقیه ستونهایی که با گچ بر روی آن کار شده است، مربوط به بازسازی بعد از زلزله میباشد.
المقدسی مسجدالاقصی را پس از بازسازی چنین توصیف میکند:
«تالار سرپوشیده دارای 26 در است دری که رو به روی محراب است در بزرگ مِسی نام دارد، در سمت راست هفت در بزرگ مشاهده میشود همین ترتیب را در سمت چپ نیز میتوان مشاهده نمود و در سمت شرق یازده در وجود دارد که تزیینی ندارد».
بیشتر مؤرخان جدید، تاریخ بازسازی و ترمیم مسجد را سال 163 هق اعلام میکنند و آن رابه «المهدی» منسوب مینمایند ولی جای تعجب است که عملیات بازسازی مسجدی با این شهرت، بیش از سیسال متوقف بماند تا نوبت به خلفای عباسی برسد. البته اگر منظور از الخلیفه را در متن المقدسی المنصور بدانیم نه المهدی، تنها شش سال فاصله میباشد و یا این که منظور از زلزله، زلزلهای باشد که در سال 160 هق زمان خلافت المهدی اتفاق افتاد.
به هر حال مسجد جدید مجددا با زلزله سال 407 هق متحمل خسارات زیادی شد.(2)کارهای عملیات بازسازی در عهد خلیفه عباسی فاطمی الظاهر در سال 426 هق
از سر گرفته شد، چگونگی عملیات فوق در کتیبه خاتم کاری شدهای بر روی گنبد ذکر شده است. گرچه در سالهای قبل، این کتیبه از بین رفته، اما توسط هروندی خوانده شده است.(1) نویسندهای به نام وان برشام به تفصیل در مورد متن ذکر شده توسط هروی صحبت کرده است. وی اشاره میکند که محقق عرب دیگری نیز به نام ابن شداد این متن را تأیید کرده است.(2) در تاریخ 901 ه ق مجیرالدین توصیف نسبتا مفصل خود از مسجدالاقصی را چنین ارایه میکند:
«مسجد جامع که در انتهای حرم نزدیک قبله محل برگزاری نماز جمعه قرار گرفته، عمارت بزرگی دارد که دارای گنبد زیبایی با نگینهای رنگین است، زیر گنبد منبر و محراب قرارگرفتهاست. طبق اندازهرسمی بهجز قسمت تورفتگی محراب و رواقهایی که در خارج از درهای شمالی واقع شدهاند، دقیقا صد زراع است و عرض آن طبق اندازه رسمی 72 زراع است».(3) مطلب فوق این فرض را تقویت میکند که از قرن 15 م به بعد عملاً مسجد تغییری نکرده است و تنها تعدادی عملیات استحکامی بر روی آن انجام گرفته است که مهمترین آنها:
1 . عملیات سال 1114 ه ق در عهد خلافت مصطفی.
2 . عملیات سال 1233 هق در عهد خلافت محمد دوم میباشد.
از مطالعه و بررسی متون پیرامون ساختمان مسجدالاقصی میتوان به مطالب ذیل نیز اشاره کرد:
1 . ساخت مسجد توسط عمر با تخته و تیرک در محل تقریبا مشخص.
2 . ساخت مسجد توسط ولید فرزند عبدالملک در محل فعلی مسجد.
3 . بازسازی و ترمیم در دوره عباسی در عهد خلافت المهدی سال 163 هق.
4 . اصلاحات و تغییرات بسیار مهم در دوران اشغال صلیبیها.
5 . ترمیم و بازسازی توسط ایوبیان.
نخست باید به اولین آیه سوره اسراء که در آن، نام مسجدالاقصی ذکر گردیده است، اشاره کرد:
«سُبْحانَ الَّذی اَسْری بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ اِلَی الْمَسْجِدِالاَقْصَی الَّذی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُریَهُ مِنْ ایاتِنا اِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ».(1) براساس این آیه شریفه، مسجدالاقصی موضوع بحث و بررسی مفصل مفسرین قرآن قرار گرفته است؛ چون یکی از بزرگترین و مهمترین حوادث طول تاریخ از این مکان مقدس آغاز شده است، سفری که تنها برای یک مسافر در طول تاریخ رخ داده است، مسافری که به یُمن وجود او عالم آفریده شد. به همین جهت این مکان از ویژگی و خصوصیت خاصی در جهان برخوردار است که برای هیچ نقطه دیگر از عالم این افتخار وجود ندارد.
اما از نظر روایات به جهت رعایت اختصار به تعداد معدودی اشاره میشود:
1 . رسول خدا«صلیاللهعلیهوآله» فرمود: «...اِنَّ الصَّلاةَ فی مَسْجِدی هذا اَفْضَلُ مِن اَلْفِ صَلاةٍ فیما سِواهُ اِلاَّ الْمَسْجِدَ الْحَرام وَ الْمَسْجِدَالاَقْصی».(2)
2 . اُم سلمه میگوید: از پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» شنیدم:« مَن اَهَلَّ بِحَجَّةٍ اَوْ عُمْرَةٍ مِنَ الْمَسْجِدِ الاَقْصی اِلَی الْمَسْجِدِ الْحَرام غُفِرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ».(1) 3 . رسول خدا«صلیاللهعلیهوآله» فرمود: «لاتَشُّدُ الرَّحال اِلاّ اِلی ثَلاثَةِ مَساجِدٍ مَسْجِدِ الْحَرامِ وَ مَسْجِدِ الاَقْصی وَ مَسْجدِی هذا».(2) 4 . امام باقر«علیهالسلام» میفرماید: «ثُمَّ المَساجِدُ مَعَ اِشْتِراکِها فی مُطْلَقِ الْفَضیلَةِ تَخْتَلِفُ بِحَسَبِ مِقْدارِها فَبَعْضُها اَفْضَلُ مِنْ بَعْضٍ فَمَسْجِدُالْحَرام اَفْضَلُ مِنْ غَیْرِهِ ... ثُمَّ مَسْجِدُالنَّبِیِّ ثُمَّ مَسْجِدُالاَقْصی...».(3) 5 . ابوالمعالی مشرف روایت میکند:« مَنْ حَجَّ وَ صَلّی فی مَسْجِدِ الْمَدینَةِ وَ مَسْجِدِ الاَقْصی فی عامٍ واحِد خَرَجَ مِن ذُنُوبِهِ کَیَومٍ وَلَدَتْهُ اُمُّه».(4) از جمع بندی آیات و روایات و بررسی منابع روایی و تفسیری این مطلب ثابت میشود که اهمیت و منزلت این مسجد به گونهای است که در برخی از موارد معادل مسجدالحرام ذکر گردیده و از همان درجه و اعتبار برخوردار شده است! علاوه بر این که
1) . هر کس از مسجدالاقصی برای انجام حج یا عمره به سوی مسجدالحرام حرکت کند، تمام گناهان گذشتهاش بخشیده خواهد شد؛ تاریخ کبیر، ج 1، ص 161 .
2) . بار سفر جز به سوی سه مسجد نبندند، مسجدالحرام و مسجدالاقصی و مسجد نبوی؛ مسند احمد، ج 3، ص 34 .
3) . مساجد با آن که در مطلق فضیلت با هم مشترکاند اما در میزان فضیلت با یکدیگر اختلاف دارند، برخی از آنان از بعض دیگر با فضیلتترند، بر این اساس مسجدالحرام از دیگر مساجد برتر است سپس مسجدالنبی و سپس مسجدالاقصی...؛ ذخیرهالمعاد، ج 2 ، ص 246 .
4) . کسی که حج بگذارد و در مسجد مدینه و مسجدالاقصی در یک سال نماز بخواند از همه گناهانش بیرون خواهد رفت همانند روزی که مادر او را زاده است؛ سبل الهدی و الرشاد، ج 3، ص 111 .
مسجدالاقصی در دوران صدر اسلام، عنوان قبله اول مسلمین را داشته است از این رو از قداست و معنویت ویژهای برخوردار است.
متأسفانه این مکان مقدس با این ارزش و منزلت در طول تاریخ دچار حوادث و کینهجوییهای دشمنان اسلام گردیده است، گر چه حوادث طبیعی نیز کم نبوده است.
مهمترین حادثهای که مسجد دچار آن گردید، آتش زدن مسجد الاقصی در 30 مرداد 1348 توسط یک یهودی متعصب استرالیاییتبار به نام دنیس روهان است که در همان روزآتش سوزی شهرداری رژیم صهیونیستی دستور قطع آب مسجد الاقصی را صادر کرده بود و ماشینهای آتش نشانی رژیم صهیونیستی هم پس از خاموش شدن آتش آمدند. در این حادثه به قبة الصخره واقع در قسمت دو ستون اصلی به همراه طاق سنگی بزرگ که در زیر گنبد مسجد قرار داشت و نیز گنبد چوبی داخل محراب با کاشیهای رنگی دیواره جنوبی و تمام مرمرهای رنگی نصب شده بر روی آن وهمچنین 48 پنجرهآسیب جدی وارد گردید. به علاوه منبر و محراب صلاحالدین ایوبی نیز به آتش کشیده شد.
حادثه ناگوار بعد، در جریان جنگ اول اعراب و اسراییل و نیز جنگ شش روزه رژیم صهیونیستی علیه کشورهای اسلامی رخ داد که طی آن چندین بار شهر بیتالمقدس توسط هواپیماهای آن رژیم بمباران شد و در یکی از حملات هوایی، دروازه مرکزی مسجدالاقصی و سقف مسجد و یکی از منارههای آن خسارت فراوان دید.
از دیگر جنایات صهیونیستها، گشودن درهای مسجد بر روی جهانگردان پس از اشغال این شهر است که با سگها و لباسهای خلاف عفت عمومی داخل اماکن مقدسه شده و باعث هتک حرمت این اماکن مقدس میشوند.
از مطالب ذکر شده و بررسی وضع موجود در مسجدالاقصی، این گونه برمیآید که یکی از اهداف فعلی رژیم صهیونیستی که به طور جدی آن را دنبال میکند، تخریب مسجد الاقصی است و آثار آن کمکم آشکار گردیده است. در این رابطه میتوان به حادثهای که در بامداد روز یکشنبه 26 بهمن 82 رخ داد اشاره نمود:
«در آن روز جاده منتهی به یکی از اصلیترین دروازههای مسجد الاقصی موسوم به «باب المغاربه» به سبب حفاریهای مقامات اشغالگر و ممانعت صهیونیستها از ترمیم قسمتهای سست مسجدالاقصی، فرو ریخت».
در ماه سپتامبر گذشته نیز بخشی از دیوار غربی ساختمان موزه اسلامی که در نزدیکی منطقه باب المغاربه قرار دارد تخریب شد.
تخریب خائنانهترین نقشهای است که تا کنون اشغالگران قدس طراحی و به اجرا گذاشتهاند؛ زیرا بعد از پی بردن به حساسیت مسلمانان نسبت به مسجدالاقصی، حفاریهای غیرمجاز در پوشش جستجوی آثار تاریخی را با هدف شوم سست کردن پایهها و ستونهای مسجد، شروع کردند تا با لرزش ساختگی، خود به خود مسجد درهم فرو ریزد.
مؤسسه الاقصی در بیانیهای متذکر میشود که خطرات بزرگی مسجدالاقصی را تهدید میکند و تجاوزات مکرری به آن صورت گرفته است.
همچنین شیخ تیسیر تمیمی قاضی القضات فلسطین و رییس شورای عالی قضات فلسطین، رژیم صهیونیستی را مسئول مستقیم فرو ریختن جاده منتهی به باب المغاربه دانست.
از بررسی تاریخ مسجدالاقصی و حوادث پیرامون آن و نظر به اهمیتی که این مکان مقدس برای مسلمین جهان، بالاخص مردم مظلوم فلسطین دارد، اهتمام به موارد ذیل از اهمیت حیاتی نسبت به وجود و ادامه بقای این مکان مقدس برخوردار است:
1 . ضرورت اتحاد و یکپارچگی تمام مسلمین در نجات مسجدالاقصی و قدس شریف از چنگال صهیونیسم خوش آشام که این اولین دغدغه امام راحلمان بود. همان گونه که به مناسبتهای گوناگون در سخنرانیهای خود خطر وجود اسراییل را متذکّر میشدند و همیشه به اتحاد جهان اسلام در مقابل این غدّه سرطانی سفارش میکردند.
2 . جلوگیری از گسترش اسراییل به دیگر کشورهای اسلامی چرا که آن رژیم، نفوذ در دیگر ممالک اسلامی را جز سیاستهای اصلی خود قرار داده است.
3 . آگاه بودن کلیه مسلمین جهان نسبت به توطئه شوم رژیم غاصب در ارتباط با حفّاریهای غیر مجاز در زیر ستونها و پایههای اصلی مسجدالاقصی به منظور تخریب آن به صورت تدریجی و غیر محسوس.
4 . قرار دادن مسئله فلسطین در دستور کار اجلاس کنفرانس اسلامی.
به امید روزی که با بیداری تمام مسلمانان جهان و اتحاد آنها در مقابل متجاوزان به حریم دین و کشورشان پرچم اسلام را در اقصی نقاط عالم به اهتزاز در آورند و قبله اول مسلمین جهان را از لوث وجود اشغالگران پاک نمایند. ان شاء اللّه.
محمد علی موظف رستمی
این نوشتار پس از استقبال از نامگذاری و همایش هفته جهانی مساجد، مهمترین گام اولیه را بازشناسی و باز آفرینی نقش و کارکرد مساجد در کشور و تبیین جایگاه واقعی آن دانسته، آنگاه چالشهای مساجد را در حوزههای مدیریت و منابع نیروی انسانی، حوزه نرمافزاری و سختافزاری، کم و کیف و چگونگی انجام فعالیتها و اجرای برنامهها و نیز مشخص نبودن حدود و ثغور فعالان و نهادهای ذیربط امر مسجد و چگونگی دخالت یا عدم دخالت دولت در مساجد، مطرح و در ادامه عدم برنامهریزی مناسب جهت نهایت استفاده مطلوب و بهینه از مساجد کشور، چگونگی و نحوه (دخالت) دولت در مساجد، عدم ساماندهی مناسب منابع نیروی انسانی مساجد، تعدد مراکز دخیل در امر مسجد(نهادها و سازمانهای دولتی و غیر دولتی) عدم اجرای برنامههای تبلیغی و فرهنگی مناسب جهت فرهنگ سازی و اطلاع رسانی صحیح در خصوص خدمت به مساجد، اجرای نامناسب و غیر کاربردی پروژههای تحقیقاتی و پژوهشی، عدم استفاده از تجهیزات فرهنگی و هنری رایانهای و نرمافزاری روز، عدم تقویت و غنی سازی کتابخانههای مساجد کشور نبود امکانات مناسب فرهنگی
و رفاهی تاسیساتی و... در سطح مساجد کشور، ساخت مراکز متعدد فرهنگی هنری به جای تقویت و گسترش فضای فرهنگی و هنری مساجد، عدم استفاده از ابزار و زبان هنر در برنامههای اجرایی در سطح مساجد، عدم وجود گروه کارشناسی قوی و کاردان جهت باز آفرینی نقشها و کارکردهای مساجد و به روز کردن آن، عدم وجود یک مرکز قوی پژوهشی و تحقیقاتی، مختص مسجد، نبود اطلاعات جامع از وضعیت مساجد کشور، عدم تشکیل و راه اندازی یک نهاد غیر دولتی و مدنی منسجم و کار آمد و فراگیر از نیروهای مساجد عدم تغذیه فکری منابع نیروی انسانی را مهمترین چالشهای فرا روی مساجد در کشور نام برده است.
یکی از پیشنهادهای ارزندهای که توسط جمهوری اسلامی ایران به سازمان کنفرانس اسلامی ارایه شده، نامگزاری هفته جهانی مسجد از 30 مرداد تا 5 شهریور (21 تا 28 آگوست) و اختصاص اولین روز این هفته به نام روز جهانی مسجد است که مصادف با به آتش کشیده شدن مسجد الاقصی توسط صهیونیستهای افراطی میباشد.
تصویب این پیشنهاد در اجلاس سیام وزرای امور خارجه کشورهای اسلامی در تهران، نشان از اهمیت و توجّه جدیتر به مقوله مسجد با نگاه فراکشوری و جهان اسلامی میباشد.
در قطعنامهای که به این مناسب از سوی سازمان کنفرانس اسلامی صادر شد، از کشورهای عضو خواسته شده است تا در راستای تحکیم مساجد، در توسعه فرهنگ و ارزشهای اسلامی در جهت تکریم و بزرگداشت هفته مذکور تلاش نمایند. آنچه که در این میان وظیفه جمهوری اسلامی را بیش از پیش سنگینتر میکند، لزوم پرداختن عمیقتر و اهتمام ویژه به این امر بنا به دلایل زیر میباشد:
1 . این پیشنهاد توسط ایران ارایه شده است با عنایت به جایگاه کشورمان بهعنوان
ریاست اجلاس سیام وزرای امور خارجه کشورهای اسلامی.
2 . داعیهداری رهبری جهان اسلام و ام القرای کشورهای اسلامی توسط کشورمان.
3 . نقش محوری مساجد در تشکیل نظام اسلامی.
4 . وجود صدها اماکن مقدس بیبدیل و بینظیر در گستره کشور که هر یک به تنهایی نمادی از هنر و معماری و نیز تاریخ گویای فرهنگ و تمدن اسلامی میباشند.
با ملاحظه و عنایت به مطالب مطروحه فوق، قبل از هر چیز لازم است در کنار پیشنهاد نامگزاری هفته جهانی مسجد راهکارهای عملی و طرحهای هدفمند جهت تقویت و پشتیبانی از این ایده از طریق کاوشهای علمی و پژوهشی و تحقیقاتی در نظر گرفته شود، تا جنبه کاربردی و اجرایی گرفته و در نهایت پایداری و استمرار داشته باشد.
مهمترین گام اولیه در این مسیر بازشناسی و باز آفرینی نقش و کارکرد مساجد در کشور و تبیین جایگاه واقعی آن میباشد. قبل از پرداختن به مقوله جهانی مسجد، ضروری است رویکردی به وضعیت مساجد کشور و سیر تطور آن در ادوار گذشته به خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی داشته باشیم؛ زیرا تا جایگاه و شأن مساجد، آن چنان که باید باشد (نه آن گونه که در حال حاضر است) به طور دقیق و کارشناسانه در داخل کشور تبیین و روشن نگردد، امید بستن به کسب موفقیت در این راه بسیار بعید و دور از ذهن و عقل به نظر میرسد.
به علاوه به دنبال هر پیشنهاد، جهت دستیابی به اهداف عالیه آن، ارایه راهکارهای عملی و پروسههای اجرایی با ملاحظه جمیع شرایط و امکانات و بسترهای موجود لازم میباشد.
از سوی دیگر امروزه کشورهای اسلامی منتظر اقدام بعدی ما به دنبال این پیشنهاد مبارک هستند، ولی با کمال تأسف تا کنون نتوانستهایم این انتظار به حق را بر آورده سازیم. شاید مهمترین دلیل آن عدم وجودسیاسیت مستقل، مدون، جامع الاطراف و در
برگیرنده تمامی مسایل مبتلا به مساجد در داخل کشور بوده است، آری تا در داخل کشور نتوانیم در خصوص مسجد به اتفاق نظر برسیم و تمامی شرایط و ابزار لازم جهت اعتلاء جایگاه مساجد را فراهم سازیم، نقصان و کاستیها را چه در حوزه سختافزاری مساجد و چه در حوزه نرمافزاری آن رفع ننماییم و روز به روز به ارتقای سطح کمی و کیفی این پایگاه مقدس نپردازیم، نمیتوانیم برای استفاده مناسب از مسجد، الگوسازی نموده، به دیگر کشورها الگو ارایه کنیم.
در حال حاضر چالشهای زیادی در فرآروی مساجد وجود دارد و همین امر موجب شده است تا مساجد از جایگاه واقعی خود فاصله داشته باشند.
مهمترین چالشها در بحث مدیریت و منابع نیروی انسانی و حوزه نرم افزاری و سخت افزاری و نیز کم و کیف و چگونگی انجام فعالیتها و اجرای برنامهها و نیز مشخص نبودن حدود و ثغور فعالان و نهادهای ذیربط امر مسجد و چگونگی دخالت یا عدم دخالت دولت در مساجد میباشد. در این نوشتار به طور مختصر به مهمترین چالشهای موجود پرداخته شود.
طبق آمار رسمی موجود، مساجد با دارا بودن زیر بنایی حدود 17 میلیون متر مربع و زمینی حدود 36 میلیون متر مربع که با احتساب قیمت زمین، حداقل سرمایهای به ارزش تقریبی چهل هزار میلیارد تومان (بر اساس آمار سال 1375) بر آورد میشود و با حدود 70 هزار مسجد یعنی تقریبا برای هر 1000 نفر یک مسجد، بزرگترین و گستردهترین پایگاه تبلیغی و فرهنگی در سطح کشور میباشد.
آمایش و نحوه استقرار آن در سراسر کشور به گونهای است که هر جا جمعیت
سکونت و تجمع پیدا کردهاند، این پایگاه نیز در آنجا استقرار یافته است. با وجود این متأسفانه در حال حاضر تنها کمتر از 50% از این مراکز دینی به طور نسبی استفاده میشود.
حدود نیمی از این مساجد به صورت نیمهفعال و یا بدون فعالیت هستند و اگر فعالیتی هم در آنها انجام میپذیرد، در مواقع خاص و در مناسبتهای مذهبی میباشد، در صورتی که بر اساس آموزههای دینی، مساجد باید در پنج نوبت جهت بر پایی نماز مهیا گردد.
دلایل و عوامل مختلفی در عدم استفاده مطلوب از مساجد دخیل میباشند که هر یک نیاز به کاوش و بررسی مستقل و جداگانه دارد و در این مقال نیز فرصت پرداختن عمیقتر و دقیقتر آن وجود ندارد.
در ارتباط با چگونگی حضور یا عدم حضور دولت در مساجد دو نظریه کاملاً متفاوت وجود دارد:
1 . عدهای معتقد بر عدم دخالت دولت در امر مسجد میباشند و این حضور را زمینه روگردانی و کاهش استقبال مردم در مدیریت و مشارکت فعال در مساجد میدانند.
دلایلی را که این گروه برای صحت و تأیید نظرات خویش میآورند، به طور خلاصه میتوان چنین برشمرد:
مسجد یک نهاد مدنی و غیر دولتی است و غالب مساجد کشور از صدر اسلام تا کنون توسط توسط مردم با شکلدهی کمکهای نقدی و جنسی و جاری ساختن سنت حسنه وقف بنا شده است.
به علاوه در ادوار گذشته، این همه مساجد در نهایت زیبایی و ظرافت ساخت شده است. مردم تمامی ذوق و سلیقههای خود را در مساجد به کار بردهاند و دولتها نقشی در ایجاد یا کمک به آن نداشتهاند و این ناشی از اهمیت و جایگاهی بود که مسجد در بین مردم دارا بود. (اگر چه مساجدی که در قالب مساجد سلطانیه یا ارگ و... مشهور
بودهاند و توسط دولتها ساخته شدهاند و شاهان خواستند از طریق ساخت مساجد وانمود به تدین و دینداری و استفاده از احساسات عام مردم نمایند).
وقتی مردم خودشان هزینه ساخت و نگهداشت مساجد را میپردازند تمایلی ندارند که در زمان بهرهبرداری، نهادهای دولتی و ... در مدیریت و اداره آن و چگونگی انتخاب ائمه جماعات و فعالیت و اجرای برنامههایش دخالت نماید، زیرا دخالت دولت موجب کممیلی و عدمرغبت در ساخت و تجهیز مساجد میشود.
2 . عدهای که موافق حضور دولت هستند، اعتقاد دارند مساجد با توجّه به گستردگی و وسعتی که در سطح کشور دارند، با توجّه به شرایط معیشتی و وضع اقتصادی موجود، در توان مردم نیست که بتوانند این حجم عظیم را ساخت و تجهیز و بازسازی نمایند؛ به همین خاطر ضروری است دولت به کمک مساجد بشتابد.
به اعتقاد این گروه، مردمی اداره شدن مساجد، یعنی همه چیز مساجد یله و رها باشد، که در آن صورت، دولت نباید هیچ گونه کمکی به این پایگاههای معنویت و انسانسازی بنماید.
به نظر میرسد این دیدگاه اخیر نگرشی درست و عمیق به مقوله مسجد نیست. مگر دفاع مقدس ما مردمی نبود، آیا دولت نقشی در آن نداشت؟ مگر کشاورزی ما که مورد حمایت دولت است، مردمی نیست؟ همین دیدگاه سبب شده تا برخی شرکتهای دولتی با مساجد، معامله تجارتی کرده و پول آب و برق آن را هم به قیمت تجاری محاسبه کنند. شاید جمع آوری کمکهای نقدی روزانه در مساجد، آنها را به یاد تجارتخانه انداخته است؟!؟! با عنایت به دو نظریه فوق، آن چه که در این میان بیش از همه لازم و ضروری به نظر میرسد، تعیین حدود و ثغور دخالت دولت در مساجد است. دولت نباید در حوزه مدیریت مسجد وارد شود و مدیریت و اداره مسجد باید به عهده خود مردم و از طریق مدیریت نمایندگان آنها که در هیئت امنای مسجد، تجلّی پیدا میکنند، باشد.
دولت باید از طریق پشتیبانی غیر مستقیم در این حوزه وارد شود؛ دولت به جای کمک مستقیم که بحث دخالت را تداعی میکند، میتواند از طریق تقبّل بعضی از هزینههای جاری مسجد، به طور غیر مستقیم، کمک و پشتیبانی لازم را از مساجد به عمل آورد، مثلاً در خصوص دریافت پول آب، برق، گاز و ... با پرداخت وجه به شرکتهای خدماتی مورد نظر، امکان فراغ بیشتر برای پرداختن به دیگر امور مسجد توسط هیئت امنا و مدیران آن را فراهم سازد یا طی یک بخشنامه رسمی با بخشودگی کامل، این معضل را حل کند یا از طریق شهرداریها که بخشی از بودجه آنها توسط دولت تأمین میگردد، مساجد را همانند مکانهای دیگر عمومی مثل بوستانها، فرهنگسراها، ترمینالها و ... در نظر گرفته، با گماردن افرادی خدماتی نسبت به نظافت و بهداشت آنها حداقل برای مساجد خیلی فعال همت گمارد.
با توجّه به این که یکی از معضلات کنونی مساجد، عدم رسیدگی جدی به بهداشت و نظافت آن میباشد، این اقدام میتواند گامی مهم در راستای افزایش انگیزه حضور اقشار جامعه در مساجد باشد.
از دیگر زمینههای دخالت غیر مستقیم دولت، ساماندهی و تفکیک وظایف نهادها و دستگاههای درگیر در امر مساجد میباشد که از این راهها میتوان ضمن تعیین کانال مشخص کمکهای بلاعوض، از تعدد ورودیها به مساجد جلوگیری به عمل آورد.
از وظایف مسلّم دولت است که اعتبارهایی خاص جهت برنامههای زیربنایی و ساخت و ساز آموزش نیروی انسانی و امکانات و تسهیلات لازم برای شهروندان متدین و دین باور فراهم آورد؛ این امر و نیز چگونگی انجام این امر نیاز به ساز و کار مناسب و مدون شده دارد که فرصت پرداختن به آن در این بحث نیست.
تذکّر این نکته لازم است که نوع کمک به مساجد باید از طریق نمایندگان واقعی مسجد باشد، به طوری که شائبه دولتی بودن را در اذهان به وجود نیاورد.
وجود بیش از ده نهاد و سازمان دینی که به صورت پراکنده و منفک از هم و بدون هیچ هماهنگی در امر مسجد فعال میباشند و این سازمانها متأسفانه بدون داشتن منابع مالی غنی و نیز پشتوانههای پژوهشی و تحقیقی کاملاً علمی و شیوههای اجرایی کارآمد که قدرت جذب جوانان و نوجوانان را در حد انتظار داشته باشند، موجب شده است که نه تنها قدمهایی اساسی و مثبت در جهت ارتقاء جایگاه مسجد برداشته نشود، بلکه کاملاً با تداخل برنامههای غیر هماهنگ و تشابه فعالیتها، اسباب دلزدگی مردم را به وجود آوردهاند.
امام جماعت به عنوان نفر اول مسجد، از جایگاه ویژهای برخوردار است و حضور او موجب روشنایی محفل مسجد و گرما بخشیدن به حضور دیگر اقشار جامعه میشود.
متأسفانه در حال حاضر بیش از نیمی از مساجد کشور، فاقد امام جماعت میباشند. این معضل موجب شده است که با عدم حضور یک نفر روحانی، مسجد کم رونق و از جمعیت خالی شود؛ زیرا یکی از مهمترین دلایل حضور مردم در مسجد، اقامه نماز جماعت میباشد. وقتی امامی نیست، جماعتی نیز نخواهد بود، تا مردم به وی اقتدا کنند! عدم توزیع و آمایش صحیح ائمه جماعات از دیگر معضلات در این زمینه میباشد. در یک مسجد، امام جماعت با تعداد حداکثر 5 تا 10 نفر نماز اقامه میکند، در حالی که در محلههای پر جمعیت دیگر در صورت حضور آن امام جماعت در آن جا
تعداد مأمومین، بر 100 نفر نیز بالغ خواهد شد.(1) مهمترین بحث در ساماندهی منابع نیروی انسانی توجّه به وضعیت شغلی و معیشتی نیروی انسانی مساجد بویژه ائمه جماعات و خادمان مساجد، بهخصوص وضعیت بیمه آنان است زیرا نسبت به دیگر افراد، در مسجد، حضور بیشتری دارند.
نبود شرح وظایف مشخص و تعیین حدود و مسئولیت منابع انسانی از دیگر مسایل و مشکلات در این زمینه میباشد.
یکی دیگر از موضوعات ساماندهی مساجد، توجّه جدّی به بحث آموزش نیروهای انسانی؛ ائمه جماعات، خادمان، مدیران، و هیئت امنا میباشد. در این راستا باید ضمن به روز کردن اطلاعات و دانش این افراد، زمنیه بهرهوری و استفاده مطلوبتر از آنان را در سطح مساجد فراهم نماییم.
بحث ساماندهی منابع نیروی انسانی از مهمترین مباحثی است که ضروری است مورد عنایت جدی قرار گیرد. هدف ساماندهی، نظم بخشیدن به امور و استفاده مطلوب از امکانات موجود با نظارت مستمر و دائم به نحوه عملکرد و وظایف میباشد. عدم ساماندهی موجب تشتت در آرا و تصمیم گیری نادرست درخصوص فعالیتهای مسجد و استقرار نامناسب نیروها در جایگاههای اصلی میباشد.
با ساماندهی مساجد میتوانیم استفاده لازم رااز نیروهای مسجدی ببریم. با ترغیب و تشویق، زمینه لازم را فراهم نماییم تا این عزیزان با تلاش مضاعف و دلگرمی بیشتر، امور محوله را به نحو احسن به انجام رسانند. مهمترین منابع نیروی انسانی در مساجد که به ترتیب اولویت باید ساماندهی شوند عبارتند از:
الف) امامان جماعت مسجد: شکلدهی به وضعیت شغلی و معیشتی، بیمه،
1) . بعضی از مساجد به دلیل دارا بودن متولیان خاص و نیز سرمایه غیر منقول و وقف با وجود این که از فضای نسبتا مناسبی برخوردارند و ائمه جماعات خوبی را نیز جذب نمودهاند، به دلایل شرایط جغرافیایی و محیطی، کمتر شاهد حضور پر شور مردم هستند.
ارتقای سطح آگاهیها از طریق آموزش مستقیم و غیر مستقیم و... .
ب) خادمان مسجد: نحوه استقرار آنان در مساجد، بیمه، حق الزحمه، آموزش، بهداشت، کارت سلامتی و... .
ج) هیئت امنای مسجد: نحوه انتخاب، مدت مسئولیت، وظایف و... .
د) مدیریت مسجد: چگونگی انتخاب، حدود و توانایی انجام کارها، تعیین جایگاه آن در مسجد و... .
ه: ساماندهی رابطین فعّال فرهنگی مساجد.
مهمترین کارهایی که میتوان در ساماندهی مساجد انجام داد، به قرار زیر میباشند:
1 . ساماندهی ائمه جماعات مسجد.
الف: با عنایت به آن که وظیفه امام جماعت، تنها اقامه نماز جماعت نیست، بلکه رسیدگی به امور نمازگزاران، برگزاری جلسات، کلاسهای آموزشی و دیگر امور مربوط به مساجد نیز میباشد، مشکل روحانیونی که به دلیل کهولت سن و ناراحتی، قادر به انجام وظیفه سنگین هدایت مسجد نیستند، را با گماردن یک طلبه جوان در کنار ایشان که کارهای فرهنگی و برنامهریزی و ... را انجام دهد، میتوان حل نمود.
ب: برنامه ریزی جهت انتخاب امام جماعت برای کلیه مساجد غیر فعال یا نیمه فعال کشور.
2 . به کارگیری خادمان تماموقت برای کلیه مساجد فعال و تأمین حداقل هزینههای زندگی این عزیزان و جذب خادمان افتخاری برای خدمتگزاری در مساجد؛ سعی گردد خادمانی به کار گرفته شوند که از حسن برخورد و معاشرت نیکو با مراجعان به ویژه جوانان و نوجوانان برخوردار باشند.
استفاده از افراد پیر و عصبی از مشکلاتی است که بعضی از مساجد با آنان مواجه میباشند. در صورت تهیه ساز و کار مناسب در زمینه معیشت خادمان، جوانان علاقمند
زیادی وجود دارند که میتوان آنها را جهت این امر جذب نمود.
3 . تعیین شرح وظایف یکسان برای کلیه نیروهای فعال مساجد همچون هیئت امنا، مدیر، خادمان و... در کشور.
این امر ضمن تقسیم نمودن کارها، موجب خواهد شد حدود و شرح دقیق وظایف هر یک به روشنی تعیین که با عمل نمودن به آن، بهرهوری و راندمان کار افزایش یابد.
4 . تعیین مدیر مسجد که وظیفه اجرایی کلیّه امور مسجد را به عهده داشته، در کنار هیئت امنا و امام جماعت مسجد که نقش مشورتی و راهگشایی دارند، و تبیین جایگاه آن لازم و ضروری است.
5 . اتخاذ ساز و کار مناسب جهت چگونگی انتخاب و نوع مسئولیت و نحوه فعالیت هیئت امنای مساجد کشور.
انجام این مهم میتواند بخشی از خلا موجود را که هیئت امنا مسجد با آن درگیر میباشند، را رفع نماید.
یکی از افتخارات مسلمانان در ادوار گذشته، توجّه جدی به ساخت، تعمیر، مرمّت و تجهیز و زیبایی و ظرافت مساجد بوده است. این امر بدون هیچ تحکّم و اجبار، بلکه با عشق و علاقه از روی اعتقادات و آموزههای دینی صورت میگرفته است.
امروزه متأسفانه علی رغم کمکهای فراوان مردمی و مشارکت آنان در انجام این مهم، باز آن چنان که انتظار میرود و شایسته و بایسته است توجّه و اهتمام جدی به مساجد صورت نمیگیرد.
اگر زمینهسازی لازم در افکار و اذهان جامعه، به ویژه برای قشر متمولین و خیّرین
صورت پذیرد و کمک مستمر و دایمی به مساجد چه قبل از ساخت و چه بعد از ساخت و در اجرای برنامهها و فعالیتهای روزانه نهادینه شود و ثواب و اجر و پاداشی که در این خصوص از سوی خدای متعالی در نظر گرفته شده برای آبادکنندگان مساجد تببین شود، البته با استناد به آیات و روایات به خصوص آیه شریفه «اِنَّما یَعْمُر مَساجِدَ اللّهِ ....» شاهد افزایش کمکهای مردمی خواهیم بود.
هر چند اعتباراتی که در زمینه مطالعات و پژوهشها در راستای اعتلای مساجد در نظر گرفته شده، بسیار اندک و جزیی میباشد، ولی استفاده از همین مبالغ اندک پژوهشی نیز به صورت مناسب و اصولی نمیباشد و این امر موجب شده است تا دهها پروژه انجام شده در سطح کشور به دلیل عدم جوابگویی به مطالبات و نیازهای واقعی، در کنج قفسهها و اتاقهای بایگانی، خاکاندود شود.
مهمترین دلایل در این خصوص عبارتند از:
1 . عدم استفاده از محققان و کارشناسان برجسته در حوزه دین.
2 . عدم استفاده از پژوهشگران و مصاحبهگران کار آمد و کاردان که حداقل صلاحیتها و تجارب لازم را در این زمینه داشته باشند، و استفاده از دانشجویان و افراد کماطلاع به جهت کاهش هزینه در اجرای پروژه و افزایش در آمد حاصله.
3 . نفوذ انگیزههای مادی در طراحی و اجرای پروژههای کلان.
4 . عدم تعمقبخشی و عمیقنگری به پژوهشها و تحقیقات اجرایی در حوزه دین.
5 . غالب بودن نگاه سطحی و آنی در هر چه سریعتر تمام کردن پروژهها برای دستیابی به منابع مالی قرار دادها.
6 . عدم برخورداری از نگاه آسیب شناسانه در برخورد با معضلات و مشکلات موجود.
7 . غیر علمی و کاربردی بودن غالب پروژههای انجام شده.
با وجود گسترش روزافزون تکنولوژی اطلاعات در جامعه جهانی و بسط و گسترش این پدیده، ما نتوانستهایم یکی از کارکردهای مهم مساجد را از گذشتههای دور که اطلاعرسانی بوده است،(1)بازسازی و بازیابی کنیم.
ایجاد سازگاری مناسب جهت احیای این کارکرد مهم میتواند زمینهساز اطلاع سانی دقیق از برنامهها و فعالیتهای دینی در ارتباط و تعامل بین مساجد کشور باشد.
اگرچه درحال حاضر طرحتجهیز هزار مسجد از مساجد کشور به رایانه و اینترنت، در حال انجام است، ولی با توجّه به گستردگی مساجد تسریع و بسط طرحهای مشابه و حتی کاملتر از آن لازم میباشد.
با توجّه به این که یکی از وظایف مساجد، تبلیغ و اطلاعرسانی امور دینی میباشد، استفاده از تجهیزات نوین و فنآوری روز جهت کاربردی کردن این مهم ضروری به نظر میرسد.
یکی از راههای جذب اقشار تحصیلکرده و با سواد جامعه به سمت مساجد، غنیسازی کتابخانههای مساجد با کتب تازه نشر یافته و متنوع میباشد.
تنوّع در انتخاب کتاب، زمینهساز جذب افراد با تنوع آرا و نظرات میشود. متأسفانه در حال حاضر تنها زیر 5 درصد از مساجد کشور، دارای کتابخانه میباشند و حدود 95 درصد مساجد فاقد آن میباشند و همین تعداد اندک 5 درصد نیز از داشتن کتابهای جدید و متنّوع خالی میباشند.
اکثر کتابهای موجود در مساجد، قدیمی، مستعمل و پاره و غیر جذّاب و غیرجوانپسند هستند، در حالی که اگر به صدر اسلام توجّه نماییم، درمییابیم که
1) . وجود مناره و مؤذن و گلدسته، مؤیّد این ادعاست.
کتابخانهها، ابتدا در مسجد شکل یافت و اولین کتابی که به کتابخانه مساجد وارد شد، قرآن کریم بوده است.
تهیّه جزوات کنکور دانشگاهی که از تنوع خاصی نیز برخوردار است، موجب حضور جوانان داوطلب کنکور و دبیرستانی میشود که در واقع این کتابخانهّ نقش ارتباطی بین جامعه و مسجد را ایفا خواهد نمود.
از تعداد قریب به هفتاد هزار مسجد کشور تنها تعداد اندکی و تقریبا 3% دارای امکانات فوق میباشند. اکثریت قریب به اتفاق مساجد تنها دارای یک شبستان کوچک و سیستم نظافت و آبدارخانه میباشند.
اگر نگاهی به آمار مراجعان به مساجدی که دارای امکانات فرهنگی، کتابخانه، سالن مطالعه، کانون فرهنگی و پارکینگ و سالن جلسات و کلاسهای آموزشی و ...
و دیگر مساجدی که فاقد آن باشند بیاندازیم، در خواهیم یافت که به طور قطع و یقین، مساجد فاقد امکانات، از استقبال کمتری برخوردار میباشند و به همین دلیل شایسته است در طراحی جدید برای ساخت مساجد، امکانات جنبی مد نظر قرار گیرد.
اگر نگاهی به عملکرد مسجد در صدر اسلام بیاندازیم، درمیبابیم که پیامبر گرامی اسلامی«صلیاللهعلیهوآله»، مسجد را محور بسیاری از کارهای تبلیغی، فرهنگی، آموزشی، قضایی و... قرار داده بود. این اقدام به دلیل بیان اهمیت و نشان دادن جایگاه مسجد در بین مسلمانان بوده است. پیامبر«صلیاللهعلیهوآله»، مسجد را تنها به عنوان پدیده جغرافیایی و مکانی نمینگریست، بلکه اندیشهای بسیار فراتر و بالاتر به آن داشت.
در حال حاضر توسط نهادها و دستگاههای اجرایی، مراکز متعددی از پایگاههای
فرهنگی و دینی در سطح کشور راهاندازی شده است که توجّه بسیاری از جوانان را به خود جلب نموده است. نمونه بارز آن فرهنگسراها، مجتمعهای فرهنگی و هنری و... است.
این مراکز به جای آن که در حواشی و فضای جنبی مساجد خلاصه شوند و وابسته به آن باشند یا در دل مساجد تعبیه و ساخته شوند، مساجد در داخل این اماکن، تعبیه و استقرار یافته است. بدین جهت این مراکز را رقیبی برای مسجد نموده است!!! این مراکز با توجّه به امکانات و اعتبارات و نیروهای انسانی آموزش دیدهای که دارند به راحتی جای مساجد را گرفتهاند.
در گذشته مراکز فرهنگی و آموزشی مثل کتابخانه، مدرسه، مکتب خانه، دانشگاه و... اول در مسجد شکل گرفته و ساماندهی میشد. به محض این که مسجد بنا به دلایلی چون افزایش جمعیت و بیشتر شدن متقاضیان گنجایش آن را نیافت، در کنار مسجد به طور مستقل این مراکز فرهنگی و آموزشی ایجاد شد. در واقع مسجد پیشقراول و پیشتاز در تأسیس و راه اندازی مراکز فرهنگی و هنری جدید بوده است و تمامی این مراکز مکمّل و اجزا و عناصر وابسته به مسجد محسوب میشدند، نه این که مثل مراکز فرهنگی فعلی، مساجد وابسته به آن باشد.
اگر نگاهی به سیر تطور و شکلگیری مساجد بیاندازیم، مشاهده خواهیم کرد، هنر با مسجد توأم و عجین بوده است.
بسیاری از قالبهای هنری همچون خط، خوشنویسی، تذهیب، نقاشی، معماری و... در مسجد شکل و نمو یافته است و مهمترین آثار هنری ادوار گذشته که بیانگر تاریخ و تمدن و فرهنگ اقوام و ملل گذشته است، در مسجد به وجود آمده است.
استفاده از هنر باعث لطیفتر و جذابتر شدن آموزههای دینی خواهد شد و عمق بخشی به مبانی دینی و اعتقادی از طریق هنر امکانپذیر میباشد.
علی رغم اذعان و اعتقاد به این مهم در حال حاضر کمتر از مقوله هنر در برنامهها و فعالیتهای تدارک دیده شده، برای مساجد استفاده میشود و یکی از عوامل گریز از فعالیتها و برنامههای مساجد را در بین قشر جوان و نوجوان، عدم استفاده از فن هنر، چه در خطابه و وعظ، طراحی، نقاشی، خوشنویسی و .... میتوان دانست.
به فرمایش مقام معظم رهبری: «هیچ تفکری در تاریخ ثبت نخواهد شد مگر آن که با هنر آمیخته شود».
بر این اساس تنها راه پایانی آموزههای دینی و تعمیق افکار و اندیشههای معرفتی، در هم آمیختن آن با فعالیتهای هنری میباشد.
بزرگترین و گستردهترین پایگاه فرهنگی و دینی در گستره کشور اسلامی ما مساجد میباشند و هر روزه شاهد برگزاری هزاران همایش معنوی و روحانی با حضور نماز گزاران در این اماکن مقدس میباشیم.
از طرف دیگر بستر و زیر بنای انجام فعالیتهای دینی و تبلیغی نیز همین مساجد میباشند. حضور میلیونها نفر از اقشار جامعه جهت اعمال عبادی، سیاسی و... که دارای آرا و افکار و اندیشههای متفاوت و متنوع میباشند (ولی در کلمه توحید و یگانگی خداوند اشتراک نظر دارند)، چنین اقتضا میکند که یک مرکز غنی و قوی از اندیشمندان و فرهیختگان و پژوهشگران گرد هم آیند تا ضمن ملحوظ داشتن آرا و افکار مختلف و توجّه به اقشار مختلف صنفی و شغلی و نیز در نظر گرفتن تحصیلات و... برنامههای هدفمند و فراگیر و جامع الاطراف برای مساجد طراحی و برنامهریزی نمایند.
این پژوهشکده وظیفه تولید، ارزیابی فعالیتها و ارایه راهکارهای عملی و اجرایی جهت هر چه با شکوهتر کردن برنامههای مساجد را بر عهده خواهد داشت.
همچنان که ذکر شد، مسجد در ادوار گذشته به خصوص عصر حضرت رسول اکرم«صلیاللهعلیهوآله» علی رغم عدم گستردگی دانش و تکنولوژی و عدم پیوستگی ارتباطات و محدود بودن رفت و آمدهای بین المللی به دلیل نبود وسایل نقلیه ماشینی و استفاده از حیوانات، دامنه فعالیت و کارکرد و نقشی که داشته، بسیار فراگیرتر و بیشتر از عصر حاضر بوده است. (کارکردهای عبادی، تبلیغی، فرهنگی و هنری، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی، ارزشی، تربیتی، علمی، آموزشی، گفتمان و مشاوره، قضایی، بهداشتی، درمانی، نظامی، حکومتی و...).
با مطالعه در سیر نقشآفرینی مسجد در گذشته روشن میشود، در هر دورهای که به مساجد توجّه و عنایت ویژهای شده، نقشها و کارکردهای آن ضمن به روز شدن ارتقا یافته و هر دورهای که توجّه کمتری به آن صورت گرفته است، شاهد کاهش نقشها بودهایم.
در حال حاضر با وجود همسویی اعتقادات دینی عامه مردم با نظام و نیز گستردگی و پیشرفت روز افزون در تمام زمینههای حیات بشری در بسیاری از این کارکردها از توان مساجد استفاده نمیشود.
بنا براین، بسیار ضروری است که گروهی از کارشناسان قوی و مجرب جهت بازشناسی و بازآفرینی کارکردهای مساجد و به روز کردن آنها اقدام نمایند.
اگر ما بتوانیم دوباره بسیاری از این کارکردها را در مساجد احیا کنیم میتوانیم شاهد افزایش روز افزون و گسترده توجّه اقشار جامعه به مساجد و فراگیرتر شدن برنامههای مساجد در کشور خود باشیم.
یکی از لوازم ضروری در برنامهریزی زیربنایی و اصولی جهت شناخت دقیق وضعیت نیروی انسانی و امکانات مساجد کشور، داشتن اطلاعات جامع و کامل از آن میباشد.
از این رو باید ضمن تهیه شناسنامه کامل از کل مساجد کشور، تمامی محورهایی را که در هر برنامهریزی در اولویت قرار دارد، شناسایی کنیم. قبل از انجام هر نیازسنجی، باید به امکان سنجی پرداخت. آنگاه در صورت کمی و کاستی در امکانات موجود، بر اساس نیازهای ضروری به تهیه امکانات و طرحها پرداخت.
تشکیل بانک اطلاعات مساجد، این امکان را به ما میدهد تا امکانسنجی دقیقی از مساجد کشور داشته باشیم.
اگر اطلاعات جامعی از پراکندگی مساجد در تمامی شهرها و روستاهای کشور وجود داشت، امروز ما شاهد عدم استقرار حتی یک مسجد در منطقه وسیعی در شهرهای بزرگ مثل تهران و... و در یک منطقه دیگر مسجد به تعداد بیشتر از نیاز نبودیم.
شناسایی، جمعآوری و تنظیم آمار دقیق و اطلاعات مربوط به مساجد موجب خواهد شد ضمن بهرهگیری از تکنولوژی و ابزار نوین روز جهت برنامهریزی فعالیتهای هدفمند، بسترهای لازم را جهت توسعه و بسط مساجد فراهم آوریم.
ضروریترین و بدیهیترین کار در این ارتباط، جمعآوری و پردازش دادههای مربوط به وضعیت کنونی مساجد کشور میباشد. متأسفانه در حال حاضر به دلیل فقدان چنین بانکی، تصمیمگیری و برنامهریزی با هدف استفاده بهینه از امکانات مربوطه در مساجد در تمامی حوزههای فرهنگی و هنری، تبلیغی، مذهبی، هنری، اجتماعی و... دچارمشکلشدهاست واینامر موجبکاهش بهرهگیری از این مکان مقدس شده است.
میدانیم که مسجد یک نهاد غیر دولتی است و توسط مردم مدیریت و اداره میشود. با این وجود، نهاد مساجد به این گستردگی، فاقد انسجام و تشکل خاصِ مرکزی جهت سازماندهی و ساماندهی مساجد میباشد تا از طریق آن نظم و انضباط بر فعالیتها و برنامههای مساجد سراسر کشور حاکم شود.
با کمال تأسف امروز ما شاهد پراکندگی و تشتت آرا و عدم انسجام در اجرای برنامههای متنوع مساجد میباشیم.
تأسیس نهاد مرکزی مساجد میتواند کانال ورودی دیگر نهادهای ذیربط دولتی و غیر دولتی بوده و از طریق این تشکل، ارتباط لازم صورت پذیرد. در صورت راهاندازی و تشکیل نهاد مرکزی مردمی مساجد انتظار میرود که کارها از نظم و عمقنگری بیشتری برخوردار گردد. حضرت علی«علیهالسلام» میفرماید:
«اُوصیکُما وَ جَمیعَ ولَدی بِتَقْوَی اللّهِ وَ نَظْمِ اَمْرِکُمْ...».(1) میبینیم که حضرت در کنار توصیه به تقوی الهی که پیش درآمد و از ضروریات کار افراد مسجد میباشد، نظم بخشیدن به امور را سفارش میکند.
یکی از چالشهای جدی که مساجد با آن مواجه میباشند، عدم توجّه جدی و نپرداختن به مقوله تغذیه و تقویت فکری نیروهای انسانی مساجد میباشد.
این کمتوجهی موجب شده است تا بسیاری از ائمه جماعات مساجد که در درجه اول منابع نیروی انسانی مساجد محسوب میشوند، کاملاً در جریان مسایل روز جامعه نبوده و اطلاعات و اخبار و دانش ایشان بروز نباشد. همین مشکل در خصوص دیگر
1) . نهجالبلاغه، نامه 47 .
نیروهای انسانی مساجد نیز کاملاً مشهود است.
به هر میزان ارتقای سطح آگاهیهای منابع انسانی مساجد را فراهم نماییم، مساجد از توان پاسخگویی بالاتری نسبت به سؤالات مطروحه اقشار مختلف جامعه به خصوص نسل جوان برخوردار خواهند بود. این امر زمینهساز حضور گستردهتر و استقبال بیشتر جامعه به سمت مساجد خواهد شد.
مهمترین جنبههای آموزشی جهت منابع نیروی انسانی مساجد که مورد نیاز و لازم میباشد را میتوان در موارد مشروحه ذیل بر شمرد:
1 . ائمه جماعات:
الف) غیر مستقیم: ارسال جزوات آموزشی، دروس حوزوی، گزیده اخبار و رویدادهای سیاسی روز همراه با تحلیل و تجزیه جامع، مجلات تخصصی فرهنگی دینی، و... کتابهای مؤثر و مفید تازه نشر یافته، آموزش روشهای علمی استنباط احکام و فقه، متون و کتابهای روانشناسی و رفتارشناسی و تربیتی.
ب) مستقیم: برگزاری دورههای آموزشی کوتاهمدت و بلندمدت تخصصی با حضور اساتید و مدرسان مجرب حوزه و دانشگاه.
2 . هیئت امنا:
ارسال جزوات و متون آموزشی و تخصصی ویژه هیئت امنا با هدف جهتدهی و ارایه راهکارهای عملی و برنامههای نوین قابل اجرا با هدف بهبودبخشی مناسبات و تعاملات موجود در بین آنها.
3 . مدیر مسجد:
الف) آموزش غیر مستقیم: ارسال مجلات و متون و کتاب ویژه مدیریت فرهنگی و تبلیغی و ارایه برنامهها و راهکارهای جدید قابل بهرهبرداری و اجرا در مساجد. (سعی گردد جزوه آموزشی بیشتر در مباحث مدیریت و تبلیغ و فرهنگ باشد).
ب) آموزش مستقیم: برگزاری دورههای آموزشی کوتاهمدت و بلندمدت
با هدف ارتقای سطح دانش مدیریتی و فرهنگی و تبلیغی با حضور اساتید مجرب و کاردان دانشگاه و حوزه.
4 . خدام:
با عنایت به این که بیشتر خدام مساجد از سطح سواد پایینی برخوردار میباشند، برگزاری آموزشهای حضوری و عملی به ویژه در زمینه بهداشت، برگزاری کلاسهای اخلاق، رفتارشناسی و تربیتی از سوی مدرسان روانشناسی و اخلاق ضروری است، زیرا خادمان نسبت به همه نیروهای انسانی مساجد، بیشترین حضور را در مساجد دارند و به همین لحاظ بیشترین تماس با مردم از سوی آنها انجام میگیرد. به همین دلیل برگزاری کلاس مردمداری و برخورد صحیح و جذاب با جوانان و نوجوانان لازم به نظر میرسد.
بر طبق یافتهها و تحقیقات به عمل آمده در خصوص علّت عدم استقبال نوجوانان از مساجد، در صدی از این رویگردانی به برخورد نامناسب خدام بر میگردد، به همین جهت لازم است با آموزشهای ویژه و کاربردی این معضل نیز رفع گردد.
محسن محمدی
به نظر میرسد مهمترین عامل قوت مساجد، گستردگی فعالیتهای آنهاست مساجدی موفق هستند و میتوانند تعالیم و فرهنگ دینی و انقلابی را ترویج دهند که در زمینههای مختلف فعالیت کنند و هر کدام از افراد جامعه را در ردههای سنی و شخصیتی مختلف به نحوی به مسجد مربوط کنند و به این ترتیب زمینه رونق و شکوفایی مسجد ایجاد میشود و افراد مسجدی افزایش پیدا میکنند.
نگارنده در ادامه مقاله انواع فعالیتهای مسجد را در زمینههای مختلف بررسی کرده است.
مسجدیکیازمهمترینپایگاههایدینیاستکه در عرصههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نقش دارد؛ لذا ضعف و قوت مسجد بر مسایل مختلف جامعه اثر میگذارد.
به ویژه در شرایط فعلی که دشمنان انقلاب اسلامی میکوشند تا ماهیت
و ارزشهای انقلاب را تضعیف کنند، مساجد به عنوان پایگاه ترویج و تعمیق تفکر اسلامی و انقلابی از اهمیت ویژهای برخوردارند و ضعف و قوت آنها در آینده انقلاب مؤثر است.
مقالهای که پیش رو دارید معیارها و مولفههای ضعف یا قوت مساجد را با توجّه به شرایط و نیازهای فعلی جامعه بررسی میکند و در انتها به ویژگیهای مسجد نمونه اشارت مینماید. البته با توجّه به گوناگونی فرهنگها و موقعیت اجتماعی و اقتصادی، وضعیت مساجد در تمام نقاط کشور یکسان نیست. مثلا بررسیها نشان میدهد که اقامه نماز جماعت در مساجد در شهرستانها به مراتب بیش از تهران رواج دارد.(1)
عوامل و مولفههای قوت مساجد به شرح ذیل است:
به نظر میرسد مهمترین عامل قوت مساجد، گستردگی فعالیتهای آنهاست. مساجدی موفق هستند و میتوانند تعالیم و فرهنگ دینی و انقلابی را ترویج دهند که در زمینههای مختلف فعالیت کنند و هر کدام از افراد جامعه را در ردههای سنی و شخصیتی مختلف به نحوی به مسجد مربوط کنند. به این ترتیب زمینه رونق و شکوفایی مسجد فراهم شده، افراد مسجدی افزایش پیدا میکنند.
1) . در تهران در پاسخ به این پرسش که تا چه حد برای انجام نماز جماعت به مسجد میروید؟ 16% اظهار کردند که زیاد میروند، 6/23% گاهی، 8/24% به ندرت، 6/34% اظهار داشتهاند که هرگز به مسجد نمیروند. جهت مطالعه بیشتر مراجعه کنید به بررسی آگاهیها، نگرشها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی در تهران، دکتر منوچهر محسنی، ص 633 .
1 / 1 ـ عبادی:
مسجد ابعاد گوناگوی دارد که بعد عبادی آن مهمترین است. مسجد بهعنوان مکانی برای عبادت در تقویت جنبههای عبادی جامعه اسلام مؤثر است. از این رو یکی از مهمترین فعالیتهای مسجد که در تقویت مسجد بسیار کار آمد است، فعالیتهای عبادی به شرح ذیل است:
الف) نماز جماعت:
نماز از مهمترین عبادات است که قبول شدن سایر اعمال به قبول آن بستگی دارد و با ارزشترین آن در شکل نماز جماعت ظهور دارد.
برگزاری نماز جماعت و پخش اذان، حداقل در دو نوبت ظهر و عصر و مغرب و عشاء از بارزترین فعالیتهای مسجد است که در تقویت آن و افزایش افراد مسجدی بسیار مؤثر است. به این ترتیب بر پویایی مسجد افزوده میشود.
ب) نیایش:
نیاش و نجوای با خداوند یکی از مهمترین جنبههای شخصیتی انسان مومناست و مسجد به عنوان مکانی برای عبادت میبایست در مورد نیایش نیز فعالیت داشته باشد. برگزاری مراسم دعای توسل، کمیل، ندبه و سمات در طول هفته و زیارت عاشورا در محرم و دعای عرفه در روز عرفه، علاوه بر این که روحیه نیایش را در افراد مسجدی افزایش میدهد، سبب رونق مسجد و جلب افراد به مسجد میشود.
البته در برگزاری مراسم نیایش، باید مسایلی از قبیل طولانی نشدن مجلس، عدم مزاحمت صوتی برای همسایگان مسجد و برگزاری نیایش با حال و هوای معنوی، مورد توجّه قرار گیرد، تا اثرات منفی ایجاد نگردد و برگزاری مراسم دعا و نیایش به نقطه ضعف مسجد تبدیل نگردد.
ج) گرامی داشتن مناسبات مذهبی:
تقویم عبادی، روزهایی را در بر دارد که گرامی داشتن آنها سبب گسترش فضایل
اخلاقی و تربیت دینی میشود. مسجد نیز به عنوان مکانی جهت تربیت دینی و اخلاقی، میبایست مناسبتهای دینی را گرامی داشته و با تعظیم شعائر الهی، از این فرصت برای بیان مفاهیم و معارف دینی استفاده نماید.
این امر نیز سبب قوت و شکوفایی مسجد شده و در جلب افراد مختلف به مسجد مؤثر است.
تولد و شهادت ائمه«علیهمالسلام»، ماه مبارک رمضان، مبعث و اعیاد اسلامی مثل اعیاد فطر، قربان و غدیر از مناسبتهای مذهبی هستند که مسجد باید با اجرای برنامههای مناسب و متعدد، آنها را گرامی بدارد.
سخنرانی دینی، بیان احکام فقهی، مدیحهسرایی، برگزاری جلسه قرآن نیز از فعالیتهای عبادی مسجد محسوب میشوند که انجام آنها در مناسبتهای مذهبی در گرایش افراد جامعه به مسجد مؤثرند.
2 / 1 ـ اقتصادی:
مسجد پایگاه اجتماع مسلمانان است که ابعاد اقتصادی نیز دارد، ولی بسیاری از افراد جامعه با دیدی صرفا عبادی به مسجد مینگرند و فکر میکنند مسجد فقط برای نماز، نیاش و اعتکاف است و تنها افراد خشکمقدس و زاهدمسلکی در مسجد رفت و آمد میکنند که با دنیای روز فاصله زیادی دارند، لذا فعالیتهای اقتصادی مسجد علاوه بر این که میتواند این نگرش غلط و منفی را از بین ببرد، در جلب افراد مختلف جامعه به مسجد بسیار مؤثر است.
باید این حقیقت را پذیرفت که دینداری همه افراد جامعه یکسان نیست و انگیزههای معنوی برخی از افراد جامعه در حدی عمیق و قوی نیست که به تمامی اعمال و شعائر دینی به طور کامل احترام بگذارند. از این جهت فعالیتهای اقتصادی مسجد بسیار قابل توجّه است.
یکی از جنبههای اقتصادی مسجد، امکانات مادی و رفاهی آن است. مساجدی
که از لحاظ اقتصادی قوی هستند و امکانات متعددی را تهیه میکنند که بعضا برخی از آنها را در اختیار مردم نیز میتوانند قرار دهند، مساجدی موفق و قویتر هستند و در جذب و تربیت دینی مردم مؤثر و موفق هستند.
امکاناتی از قبیل فرش، جانماز (سجاده)، عبا، پشتی، آب سردکن، گلدان، تابلوی نقاشی طبیعت، ظروف آشپزی، امکانات ورزشی، کولر، بخاری و امکانات صوتی از نقاط قوت مساجد محسوب میشوند.
ایجاد صندوق قرض الحسنه و اعطای وام به نیازمندان، جمعآوری کمکهای نقدی و جنسی جهت کمک به نیازمندان و محرومان، ایجاد فروشگاه و شرکت تعاونی مصرف در مسجد از سایر فعالیتهای اقتصادی است که از نقاط قوت مساجد در جامعه امروز محسوب میشود.
مسجد در صورتی میتواند در تمامی ابعاد اثر گذار باشد که در صحنه زندگی باشد و جزیی از زندگی مردم به حساب آید و مشخص است که مسائل اقتصادی از مهمترین مسائل زندگی است.(1) البته نباید فعالیتهای اقتصادی مسجد به سمتی سوق پیدا کند که افراد جامعه فقط با انگیزههای اقتصادی به مسجد بیایند و جنبههای عبادی مسجد تضعیف گردد، بلکه برعکس باید انگیزههای اقتصادی، زمینهای را فراهم آورد که افراد به تدریج در سایه تعالیم عبادی مسجد، انگیزههای الهی برای حضور آنان در مسجد افزایش یابد.
در صورتی که فعالیتهای اقتصادی مسجد به خوبی هدایت شود، میتوان از بهره و سود آن، سایر جنبههای مسجد را تقویت نمود، به شکلی که این فعالیتها، منبع درآمدی برای مسجد باشد که با سرمایه اولیه مردم ایجاد شدهاند.
1) . البته لازم نیست همه این موارد در مسجد انجام شود، بلکه میتوان برنامهریزی و هماهنگی لازم را در مسجد انجام داد و در مکان دیگر اقدام به تشکیل فروشگاه و صندوق نمود.
3 / 1 ـ فعالیتهای فرهنگی:
مسجد علاوه بر جنبههای عبادی، از لحاظ فرهنگی نیز قابل توجّه است. با توجّه به نظام ارزشی جامعه امروز و فرهنگ نوین اجتماعی، فعالیتهای فرهنگی در افکار عمومی از وجهه مناسبی برخوردار است. این فعالیتها میتواند به خوبی نگرش قشر تحصیلکرده و جوان جامعه را در مورد مسجد تغییر داده و آنها را به مسجد جذب کند.
ایجاد کانون فرهنگی، تهیّه و تنظیم مجلّه محلی، برگزاری مراسم شبی با شهداء یا شبی با قرآن، برگزاری مسابقات ورزشی و مذهبی و فرهنگی، سفرهای زیارتی و سیاحتی، تبلیغات دینی هدفمند و جهتدار، تهیه پلاکارت با محتوای دینی به روش هنری و نصب آن در مکانهای مختلف و برگزاری کلاسهایی از قبیل نویسندگی، قصهنویسی، فیلمنامهنویسی و هنرهای دستی، برخی از فعالیتهای فرهنگی مسجد هستد که از نقاط مثبت آن محسوب میشود.
4 / 1 ـ فعالیتهای آموزشی:
از ابتدای ایجاد مسجد، جنبههای آموزشی آن چهرهای برجستهتر داشته است. در جهان امروز نیز آموزش یکی از مهمترین مراتب فرایند توسعه و رشد اجتماعی است. با توجّه به دیدگاهها و رویکرد افکار عمومی، میتوان گفت، یکی از نقاط قوت مساجد که در افزایش افراد مسجدی مؤثر است، گسترش فعالیتهای آموزشی مسجد در کنار فعالیتهای عبادی آن است. ایجاد سالن مطالعه و کتابخانهای که کتب کمک آموزشی نیز ارایه میکند، برگزاری کلاسهای کمک درسی(1)برگزاری دورههای
1) . مثلاً امام جماعت میتواند کلاسهای کمک آموزشی عربی، معارف اسلامی و قرآن برگزار کند. این کلاسها علاوه بر تقویت جنبه آموزشی مسجد در ایجاد ارتباط امام جماعت با جوانان و اهالی محل بسیار مؤثر است و با توجّه به نقش مؤثر و منحصر به فرد امام جماعت در تقویت مسجد، برگزاری کلاسها در پویایی مسجد بسیار مؤثرند. هم چنین در صورتی که برخی از نمازگزاران معلم باشند، میتوان کلاسهای متعدد کمک آموزشی را در ردههای سنی و تحصیلی مختلف برگزار کرد.
آموزشی و ورزشی، برگزاری کلاشهای آموزش کامپیوتر و زبان خارجی، کلاس آموزش مداحی و هنرهای سنتی مثل خطاطی از جمله فعالیتهای آموزشی مسجد است که در جلب جوانان مؤثر است.
لازم به ذکر است که نیاز نیست، تمامی این کلاسها در مسجد برگزار شود، بلکه میتوان کلاسهایی را که به امکانات کمتری نیاز دارد، مثل آموزش خطاطی در مسجد برگزار کرد و سایر کلاسها که به امکانات بیشتری نیاز دارند، مثل آموزش کامپیوتر، در خارج از مسجد برگزار شود، ولی برنامهریزی و ثبت نام آن از طرف مسجد باشد.
در مورد فعالیتهای آموزشی، ارتباط مسجد و مدرسه قابل توجّه است. معلمان و مدیران میتوانند برخی کلاسهای جبرانی را که خارج از وقت آموزشی است، در مسجد محل برگزار کنند.
5 / 1 ـ فعالیتهای سیاسی:
مسجد پایگاهی دینی است که در جنبههای سیاسی نیز فعالیت دارد. در صدر اسلام نیز فعالیتهای مسجد در ابعاد عبادی و حتی آموزشی محدود نبود و فعالیتهای سیاسی از قبیل سخنرانی، تبلیغات، اعزام مبلغ، گفتگو با گروههای گوناگون و تجهیز و آماده سازی نیرو جهت جنگ و جهاد با کفار در کارکرد مسجد وجود داشت.
امروزه اقدامات سیاسی دولتهای استعمارگر جهت مبارزه با دین و مظاهر آن بسیار گسترده است به طوری که دفاع از ماهیت دین و تلاش در راه گسترش آن، بدون توجّه به فضای سیاسی حاکم در فرهنگها و ملل گوناگون بسیار مشکل است؛ به گونهای که سیاست، به شکل واضحی در حوزه دین وارد شده است و اکنون بسیاری از جریانات سیاسی، دینی است و مسجد نیز در این میان نقش خاصی بر عهده گرفته است؛ برخی از نهضتهای انقلابی در سایه عدالتخواهی و روشنگری مسجد علیه حکومتهای ضد دینی رخ داده است.
در جامعه کنونی ما، با توجّه به طرز تفکر و افزایش سطح درک و شعور سیاسی افکار عمومی، فعالیتهای سیاسی مسجد، سبب میشود مردم مسجد را پایگاه دینی کارآمد و مطابق روز در نظر بگیرند و از بسیاری از شبهاتی که به سنتها و مظاهر دینی اشکال میگیرند، صرف نظر نمایند. به این ترتیب فعالیتهای سیاسی در افزایش افراد مسجدی مؤثر است و از نقاط مثبت مسجد محسوب میشود.
برخی از فعالیتهای سیاسی مسجد عبارتند از: سخنرانی شخصیتهای سیاسی در مسجد، تبلیغات سیاسی و دینی، سازماندهی نیروها برای شرکت در فعالیتهای سیاسی مثل نماز جمعه و راهپیمایی روز قدس و قرار دادن روزنامه در تابلو اعلانات.
یکی از مهمترین مؤلفهها در تعیین نقاط ضعف و قوت مساجد، مسایل مدیریتی است. هیئت امنا و امام جماعت دو عنصر حساس و مؤثری هستند که در مدیریت فعالیتهای مسجد و ایجاد و چگونگی نگرش اهل محل نسبت به آن، نقش ویژهای ایفا میکنند.
امام جماعت آگاه و مدبّر که در برقراری ارتباط با نمازگزاران و اهالی محل مهارت دارد و با مخاطبشناسی دقیق، به وسیله عمل، مردم را به مسجد فرا میخواند، در افزایش افراد مسجدی مؤثر است.
هیئت امنا نیز با برنامهریزی فعالیتهای عبادی، سیاسی، آموزشی و فرهنگی و اقتصادی در جذب مردم به مسجد بسیار مؤثر است.
جوانان مهمترین قشر اثرگذار در آینده جامعه هستند که گرایش آنها به مسجد در تقویت هویت دینی و تربیت مذهبی نسل آینده انقلاب بسیار مؤثر است.
به عبارت دیگر، مسجد در مورد استقرار و گسترش دین و معنویت، رسالت ویژهای بر دوش دارد که با جذب جوانان به خوبی میتواند آن را انجام دهد. متأسفانه در حال حاضر، مسجد، در اجرای این رسالت عظیم با موانعی رو به روست که سبب شده در برخی موارد به جز چند پیرمرد، فردی در مسجد حضور نداشته باشد: جو خاص فرهنگی، بینش ارتجاعگونه افکار عمومی به مقدسات و نمادهای دینی، روحیات خاص جوانی و وضعیت نامناسب مساجد، برخی از علل عدم حضور جوانان در مسجد هستند.
با این بیان مشخص شد که حضور جوانان در مسجد یکی از مهمترین نقاط قوت مساجد است که در تحقق رسالت عظیم دینی این پایگاه مذهبی بسیار مؤثر است.
یکی از نقاط قوت مساجد که نوعی تبلیغات محسوب میشود و در افزایش تعداد نمازگزاران بسیار مؤثر است، معماری و طرز ساخت مساجد است. شکوه و وقار معماری مساجد در برانگیختن شوق مذهبی بسیار مؤثر است.
موقعیت جغرافیایی مسجد، فضای سبز، رنگ و پاکیزگی از شاخصههای مهم در معماری مسجد هستند که به کارگیری آنها در تقویت ابعاد گوناگون مسجد نقش به سزایی دارد.
در جامعه کنونی ما بینش بسیاری از افکار عمومی در مورد دینداری تغییر کرده و علاقه به نمادهای فرهنگی افزایش یافته است. با توجّه به این نکته بهتر مشخص میشود که چگونه معماری مسجد از نقاط قوت آن محسوب میشود.
یکی از نقاط قوت مساجد، رعایت مسایل بهداشتی است که در استقبال مردم به مسجد بیتأثیر نیست.
وضوخانه، حیاط و فضای داخلی مسجد، باید کاملاً تمیز باشد تا فضایی آرام و مناسب جهت عبادت فراهم آید و زمینه آرامش روح فراهم گردد.
متأسفانه در برخی مساجد، مسایل بهداشتی به طور کامل رعایت نمیشود که یکی از علل آن مشکلات اقتصادی است.
در اسلام به بهداشت و نظافت توجّه خاصی شده و مسجد به عنوان خانه خدا به پاکیزگی و طهارت از هر مکان دیگر شایستهتر است، لذا در روایات ثواب زیادی برای نظافت مسجد بیان شده است.
پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» در این باره میفرماید: «کسی که مسجدی را جاروب کند خداوند برای او پاداش آزاد کردن بندهای را منظور میکند».(1) با توجّه به ارتقای فرهنگ عمومی و سطح بهداشت در جامعه، در تمام فعالیتها و ابعاد مسجد باید بهداشت رعایت شود.
در توالت و وضوخانه، صحن و شبستان، آبدارخانه و سفره پذیرایی باید بهداشت رعایت گردد و نمازگزاران نیز باید نسبت به بهداشت شخصی و رعایت آداب حضور در مسجد توجّه نمایند. چنان که در روایات توصیه شده مومنین هنگام ورود به مسجد، مراقبت لازم را به عمل آورند تا به هیچ عنوان آلودگیهای محیط خارج مسجد را به داخل مسجد منتقل ننماید.(2) در این راستا جهت تحقق هر چه بیشتر بهداشت، خوشبو کردن مساجد در هنگام نماز پیشنهاد میشود.
با ذکر نقاط قوت، فقدان هر یک از موارد فوق، نقطه ضعف میباشد، بدینسان عدم گستردگی فعالیتها، فقدان مدیریت کارآمد، عدم حضور جوانان، فقدان زیبایی ظاهر و نما و عدم رعایت مسایل بهداشتی از نقاط ضعف مساجد محسوب میشوند.
پس از بیان شاخصهها و نقاط ضعف و قوت مساجد، ویژگیهای مسجد نمونه را در ابعاد گوناگون روشن میشود:
در بعد عبادی: مسجدی نمونه است که زمینه را برای عبادت پر حضور و خالصانه آماده نماید تا مؤمنان در آنجا با پرداختن به نماز و ذکر دعا، زنگار غفلت از دل و جان بشویند و با خداوند متعال به معنای واقعی کلمه انس بگیرند.
در بعد تربیتی: مسجدی نمونه است که با ایجاد فضای معنوی و تقویت ارتباط با خدا، به آرامش روح و روان انسان کمک کند و مکانی جهت تمرین توجّه به خدا گردد و با ایجاد ارتباط و دوستی بین نمازگزاران، نقش دوست خوب را در شکلدهی شخصیت انسان تقویت نماید.
ایجاد و تقویت تعهد و دردمندی، پرورش روح جمعگرایی و تواضع و فروتنی، از دیگر ویژگیهای مسجد نمونه در بعد تربیتی است.
در بعد فرهنگی و آموزشی: برگزاری جلسات پرسش و پاسخ، ایجاد کتابخانه و سالن مطالعه، طرح دانشهای گوناگون به خصوص علوم قرآنی، ایجاد پایگاه فرهنگی، مسابقات و سرگرمیهای مختلف مذهبی، برگزاری کلاسهای آموزشی، برقراری نمایشگاه در مناسبتهای گوناگون، مسافرتهای زیارتی و تفریحی و دعوت از شخصیتهای علمی و فرهنگی از ویژگیهای مسجد نمونه و ایدهآل است.
در بعد اجتماعی: تقویت فرهنگ مشورت و رایزنی، ایجاد روحیه تعاون
اجتماعی، احیای ارزشها، استقرار وحدت اجتماعی، ظلم ستیزی و عدالت پروری، تقویت حکومت اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر از کارکردهای مسجد نمونه است.
در پایان لازم به ذکر است که جهت نمونه شدن مسجد عوامل گوناگونی مؤثرند که اجتماع، همکاری و هماهنگی آنها با هم، به ایجاد مسجد نمونه منجر میگردد و بهطور اجمال میتوان گفت:
بنیانگزاران مسجد، امام جماعت، اداره کنندگان آن، هیئت امنا، خدمتگزاران و نمازگزاران نقش مهمی در شایستگی، اصلاح و نمونه شدن مسجد دارند.
سید ابوالفضل جعفرینژاد
تحقیقات امروز وجود ارتباط تنگاتنگ بین اعتقادات مذهبی و بهداشت روانی را در افراد گزارش میدهد. اگر جوانان بدانند که دین چگونه به نیازهای آنان پاسخ میدهد، با دلبستگی بیشتری به آن پایبند میگردند. جوان، در پی دست یافتن به بینشی پویا متحول و جدید نسبت به زندگی بوده و برای دستیابی بدان هر تلاشی را پذیرا میشود، لذا اگر در مسیر زندگیاش با رویکردی این چنین مواجه شود، به طور منطقی آن را میپذیرد و درونی میسازد. از آن جا که محیطی که بتواند جوان احساسات معنوی خود را در آن بروز دهد همانا مسجد میباشد، پیوند خانه، مسجد و مدرسه، تأمین نمازخانه در مدرسه به شرط استمرار و پیوند با مسجد تشویق خانواده در شرکت جوانان در مساجد البته توام با همدلی و درک ذهن و ضمیر جوان انعطاف و صبوری استفاده از ائمه جماعت جوان، جلوگیری از طولانی شدن نماز، اهمیت به زیبایی و جوانپسند بودن و آراستگی مساجد از همان سر درب تا درون مسجد (صحن، محراب، فضای دیوارها و...) باشد و استفاده از جاذبههای هنری، تابلوها و نوشتههای زیبا و جذاب در مساجد، پاکیزگی، طراوت و زیبایی مسجد و تنوع بخشیدن به فعالیتهای مسجد چون امکانات هنری، ورزشی، نمایشی، کتابخانه با شیوههای نو نقش مهمی در جذب جوانان دارد.
پژوهشهای روانشناختی، ارتباط تنگاتنگ بین اعتقادات مذهبی و بهداشت روانی در افراد را ثابت نموده است.
از طرف دیگر سرگردانی، تزلزل روحی و انحطاط اخلاقی به عنوان ویژگی بارز جوامع انسانی، خصوصا جوامع صنعتی، درد و بیماری شناخته شدهای است که سالها ذهن اندیشمندان و مصلحان جوامع انسانی را به خود مشغول ساخته است.
اما دردناکتر از آن مشاهده مسایل و مشکلاتی است که در جوامع معتقد به ادیان و مکاتب الهی در زمینه گرایش نسل نو به اماکن مقدس مذهبی مانند کلیساها، مساجد و...
وجود دارد.
دو مؤلفه احساس همنوایی با جهان (در تسبیح پروردگار) و احساس عبودیت در پیشگاه خداوند، همچون داربست محکمی است که تعادل آدمی را در برابر دنیای پر تلاطم حفظ و برقرار میکند.
جوان، در پی دست یافتن به بینشی پویا، متحول و جدید نسبت به زندگی بوده و برای دستیابی بدان هر تلاشی را پذیرا میشود، لذا اگر در مسیر زندگیاش با رویکردی اینچنین مواجه شود به طور منطقی آن را میپذیرد و درونی میسازد.
آری اگر جوانان بدانند که دین چگونه به نیازهای آنان پاسخ میدهد، با دلبستگی بیشتری به آن پایبند میگردند؛ زیرا انسان علاقمند است نسبت خویش و جهان هستی را بداند و آن را تعریف و تبیین کند که به تبع آن الفت و انس با مجموعه هستی برایش حاصل میشود. احساس همدمی، همدلی و همصحبتی با جهان بیرون از وجود آدمی، جوان را ارضا میکند. در غیر این صورت احساس غربت، گمگشتگی و تنهایی، درونش را میفشارد و او را میآزارد.
جوان در محیطی که قرار میگیرد بر حسب خواست فطری خود، الگوهایی میبیند و با توجّه به شرایط و عامل یا جو غالب، الگویی را انتخاب مینماید و از آن تأثیر
میپذیرد. به همین جهت، درک مکتب و آشنایی با تأثیرات آن بیش از سایر دورهها در زندگی انسان، برای وی ضرورت دارد و او که به عنوان یک کار شخصی اعلام وجود میکند و یا به گفته بهتر به عنوان یک نیاز اساسی خود را وارد صحنه ایمان و عقیده میکند، نیازمند عرصهای مهیا در این زمینه است. برترین و بهترین محیطی که بتواند جوان احساسات معنوی خود را در آن بروز دهد، همانا مسجد میباشد. مقالهای که پیش رو دارید میکوشد عوامل و راههای جذب جوانان به مساجد و اهمیت آن در تربیت دینی نسل جوان را مورد بررسی قرار دهد.
با توجّه به این که خانه و مدرسه، دو مکانی هستند که دانش آموزان اکثر اوقات جوانیشان را در آن میگذرانند، ولی چون شرایط مدرسه و خانه برای دانش آموز هم از لحاط سنی و هم مکانی دستخوش تغییر است، لذا باید حلقهای بین این دو مکان باشد که بتواند برای عزیزان و آینده سازان مملکت اسلامی، روحیهای قوی و با ثبات ایجاد کند، به گونهای که آنان بتوانند در شرایط مختلف، استوار و بر هدایت باقی بمانند.
در حقیقت مکانی که متضمن پیوند خانه و مدرسه است و در تمامی دوران و شرایط زایل کننده انحرافات و موجب هدایت و سعادت میشود، مسجد است.
پیوند مبارک خانه، مسجد و مدرسه در واقع پیوند استوانههای منطقی تربیت صحیح است که باید در جوامع اسلامی بدان توجهی در خور مبذول شود. در آن صورت همه فضاها شکل سالم به خود میگیرند.
امروزه همان اندازه که رابطه خانه با مسجد ضرورت دارد، پیوند مدرسه با مسجد نیز ضروری است. نه خانه بدون مسجد الگوی سالم ارایه میدهد و نه مدرسه بدون ارتباط با مسجد! مسجد محل سجدهگاه و مرکز عبادت و نماز، سازنده و نگهدارنده روح سالم
است؛ بدین رو ارتباط خانه و مدرسه با مسجد در واقع ارتباط با نماز، قرآن، انسانیت و تمام ارزشهای انسانی است. با این ارتباط شعاع انوار دین و معنویت و اخلاص و فهم و شعور از مسجد به خانه و مدرسه منتقل میشود.
بدون تردید تأسیس نمازخانه در مدرسه که در راستای این ارتباط به انجام میرسد،بخشی ازفعالیتهای لازم در انتقال ارزشهای مقدس و انسان ساز مسجد است ولی کافی نیست، بلکه باید مدرسه، علاقه حقیقی و باطنی را در دانش آموزان با حضور مستمر در درون مساجد دنبال نماید. نمازخانهها هیچگاه جای مسجد را نمیگیرند و اگر ملاک قرار گیرند و همه چیز به آنها ختم شود، تأثیر مطلوبی بر جای نمیگذارند و هیچ گاه به هدف پیوند مسجد با مدرسه نخواهیم رسید.
البته نمازخانههای مدرسهها گام بلند و ارزشمندی در جهت رسیدن به مسجد و مقدسات والای آن هستند، ولی تلاش مدیران کل و جزء دستگاه تعلیم و تربیت باید این باشد تا پیوند حقیقی ـ نه ظاهری ـ بین مسجد و مدرسه برقرار شود.
بنابراین اگر پیوند خانه و مدرسه و مسجد، در خانه با مدیریت والدین و در مدرسه با تدبیر و اندیشه مدیران و مربیان حاصل گردد، پیوند خانه و مدرسه نیز در بعد تربیتی محقق خواهد شد و وقتی خانه و مدرسه با حلقه مسجد به هم پیوست و مستحکم شد، هم خانه از فضای اسلام و ارزشهای معنوی آکنده میگردد و هم مدرسه از نتیجه الگو یا بیسالم و سازنده و هدایتگر برخوردار خواهد شد و چون فضای معنوی حاکم و اصول ارزشهای موجود در مدرسه و خانه، یکسان و مشترک میگردد، در آن صورت با کاهش اصطکاک الگوها مواجه خواهیم بود!
امروز افراد بسیاری در سخنرانیهای خود از فاصله و گسست بین نسل جدید و قدیم سخن میگویند! این نگرانیها بیجا نیست، اما بیان نگرانی و اضطراب صرف
و احیانا ایجاد یأس و ناامیدی کافی نیست؛ بلکه بیان این سخنان، باید حساسیتها را بیشتر از گذشته کند و اهتمام و جدیت در برنامهریزی و چاره اندیشیها را افزایش دهد و عزم راسخ و جدی به ویژه در مسئولان هدایت و راهبری نسل جوان ایجاد کند.
اکنون این پرسش مهم مطرح میشود که چه افرادی باید برنامهریزی و چارهاندیشی کنند؟ وقتی از دین گریزی نسل جوان سخن گفته میشود، آیا کسی جز معلمان، مربیان، مسئولان و علمای دینی که کار هدایتگری نسل جوان را بر عهده دارند، باید برنامهریزی نمایند؟ بایستی فضاهای مساعد برای پرورش حس دینی جوانان را مورد تحلیل قرار داد تا از این مسیر، موقعیتی فراهم آید که متربیان، تحت بالاترین تأثیرات محیط، برای پرورش دین باوری و تقیّد به احکام قرار گیرند و زمینه مطلوب برای هدایت آنان فراهم آید. از مهمترین این فضاها مسجد است.
مسجد از آن جهت که مکان پرورش فطرت و روح مذهبی جوانان است، بهعنوان محیطیمناسب برای پرورش حسدینیجوانان، حائز اهمیت است. اهمیت ویژه این مکان از آن جهت است که در موقعیت تفکّر عینی جوان، به تقویت احساس و تمایلات و گرایشهای مذهبی آنها توجّه میشود و گرایشهای مذهبی مناسبی را در آنان متجلّی میسازد.
برابر سنت و توصیههای الهی و پیشوایان دینی ما، تعلیم دین و مذهب در همه مراحل سنی صورت خواهد گرفت و در هیچ زمانی، تعطیل و متوقف نخواهد شد، لذا باید به بهترین وجه ممکن، علاقه آدمی را به دین، الگو و شخصیتهای دینی ترغیب نمود. اینجاست که نقش مسجد، برجسته میشود؛ زیرا در چنین محفلی است که صحنههای حقیقی دین آشکار شده، وابستگی و گرایش انسانها به مرزهای عقیدتی
تذکّر داده میشود. حلقه بندگی دوست، آگاهانه به دست میآید و در این مسیر پر از رنج و دشوار حرمان، مقاومت، ایثار و پایمردی شناخته میشود و نمودهای عالی انسانی که در ورای شخصیت مذهبی الگوها وجود دارد در اندیشه و باور آدمیان تجلّی مییابد.
پس مسجد از آن جهت فضای مساعد برای پرورش حس دینی است که:
1 . روح تواضع را جلا میدهد، کبر و غرور را میزداید و برابری و برادری را در عین توانمندی و تمکّن برجسته میسازد.
2 . انس و علاقه مسلمین نسبت به یکدیگر را برانگیخته و زمینه بازدید روزانه مؤمنین را از یکدیگر فراهم میکند.
3 . جدیدترین اطلاعات علمی، مذهبی و سیاسی و اجتماعی با محوریت اتحاد حاضرین در مساجد به ظهور میرسد.
4 . انسان کفور و فراموشکار را به لزوم عبودیت و بندگی تذکّر داده و او را تحت ضابطهای قرار میدهد که تحت رهبری فردی آگاه و توانمند در مسیر کمال حرکت نماید.
5 . اسوههای دین، دیانت و دینباوری در چنین محیطهایی، نمایان و برجسته خواهند شد و الگوی رفتاری مناسبی برای مؤمنین فراهم خواهد آمد.
6 . در آن موقعیت معنوی، توانمندیها، علم، اخلاص و قدرت عمل انسانها مشخص شده و جایگاه رفیع چنین خصایصی مورد توجّه قرار خواهد گرفت.
7 . محل تمرین عمل مؤمنین است تا بتوانند در آزمایشگاه دین، عمل خود را بر پایه اخلاص بسنجند و مرزهای ایثار و فداکاری خود را مشخص نمایند.
مساجد، سنگرهای درمان و گلستان روحافزای عاشقان اللّه هستند که اطمینان و آرامش قلب را برای انسان به ارمغان میآورند، زیرا عابد در حلقه حضور دوست،
اتکا به پشتوانهای قوی و توانمند را باور میکند و از طرفی انعکاس واقعیتهای هستی، میتواند انسان را به رهرویی در مسیر خوبی، دوستی، نجات از پستی و علاج نادرستی ترغیب نماید و درمان را از این مسیر امکانپذیر نماید.
مساجد علاوه بر آن که پرورش دهنده حس دینی انسانها هستند، از قداست لازم و کافی نیز برخوردارند، زیرا در چنین مکانهایی موقعیتهای هدایتی زیر به وجود میآید:
1 . حضور قلب و تمرکز فکر و توجّه عمیق انسان به خدا و فراموش نمودن آنچه غیر خداست.
2 . دریافت لطایف الهی و افزایش قدرت انسان برای حرکت تکاملی.
3 . عبرت و آگاهی، تنبیه و بیداری، با شناخت دقیق ائمه از جهت هدف قیام و شهادت، چنین شناختی الهامبخش معنویت و حرکت در مسیر تکامل روحی انسان خواهد بود.
4 . اعتقاد به مسأله معاد و عالم پس از مرگ در مسجد تقویت خواهد شد و توجّه به حیات واقعی و جاوید زمینهساز فهم و ایجاد آمادگی برای این سفر عظیم خواهد شد.
5 . کاسته شدن از حلاوت و شیرینی کالاهای دنیوی در این مکانها میسّر خواهد شد.
6 . فرهنگ ارزشمند دینی در مسجد، گسترش یافته و تربیت جوانان عزیز را به دنبال خواهد داشت.
7 . امیدواری به کرم و لطف خداوند، به واسطه شفاعت شهدا، با اعتقاد به نظارت ویژه خداوند نسبت به اعمال انسان عجین خواهد شد و چنین زمینهای، سبب کنترل رفتارهای آدمی میگردد.
شایان ذکر است اگر چه وضعیت دینداری از جمله مفاهیم نگران کننده جهانی بوده ولی در چند دهه اخیر دستخوش تغییر و تحول جدی گردیده است، به نحوی که هم
اکنون گرایش به مسایل دینی محسوس میباشد و بسیاری، این تحولات را به پیروزی انقلاب اسلامی منتسب میکنند.
خوشبختانه تمام تلاشها و برنامههای آموزشی متولیان و سرپرستان نظام تربیتی، برای این است که نسل جوان امروز کشور را به سوی امور مذهبی هدایت نمایند تا به بُروز و ظهور رفتاری منطبق با ارزشها و هنجارهای پذیرفته شده در اجتماع منجر گردد و در نهایت وصول به کمال مطلوب و سعادت و رستگاری را برای افراد محقق سازد.
اگر در برنامههای پرورشی و تربیتی خواهان اصلاح رفتار و مشاهده عمل صالح و منطبق با ارزشهای پذیرفته شده جامعه دینی از جوانان هستیم، باید از یک سو به اصلاح منشأ رفتار آنان و از سوی دیگر به عوامل تأثیرگذار و سازنده هویت و افکار و اندیشه قشر جوان بپردازیم.
باید هماره به یاد داشته باشیم که جوانان آن گونه عمل میکنند که از طریق مختلف آموختهاند.
آن چهامروز بهصورتهای گوناگون،ازبیاعتنایی به سنتها، آداب و ارزشهای خودی، بیهویتی، گرایش به ابتذال، الگوپذیری از الگوهای بیگانه و... مشاهده میکنیم، در واقع عملی است که بر اساس یک سلسله افکار و اندیشههای پوچ بیگانه و مادی غرب و با استفاده از شرایط سنی و روحی نسل جوان عینیت یافته و اصلاح این نمودهای عینی و ذهنی، تنها باهدایت آنان به مساجد که در آن فطرتهای حق گرا و کمالطلب به یک باور درونی میرسند، امکان پذیر است و هر گونه تلاش برای از بین بردن ناهنجاریها و سنت شکنیها بدون توجّه به نقش اساسی مساجد، تنها یک اصلاح ظاهری و غفلت از پاک نمودن سرچشمه جوشان آدمی است.
با دقت در منشأ و خواستگاه رفتار انسانی و به ویژه غریزه و فطرت به خوبی میتوان دریافت که دریچه و روزنههای رخنه و نفوذ استکبار و شبیخون فرهنگی در شخصیت و درون نسل جوان بیش از هر چیز غریزه جنسی و بعد نفسانی و شهوانی از
یک سو و خاموش نمودن فطرت خداجوی آنان با گناه و هرزگی از سوی دیگر میباشد.
استعمار و استکبار با توسّل به شیوههای گوناگون براندازی انقلابها نظیر: جنگ، فشارهای اقتصادی، اختلافات قومی، نژادی و منطقهای و حرکتهای خزنده دیگر، آزمون ناموفق و بیثمری را در طول حیات پربار انقلاب اسلامی پشت سر گذاشت و سرانجام با رویکردی نوین، تجربههای موفّق و مؤثّر در استعمار الجزایر و سقوط اندلس را در مورد ایران اسلامی و نسل سوم انقلاب، به عنوان پشتوانههای نیرومند انقلاب، در قالب تهاجم فرهنگی در رأس برنامهها و سیاستهای شوم خویش قرار داد.
آن چه بیش از هر چیز دیگر در جنگ و هجوم فرهنگی دشمن خودنمایی میکند، سوق دادن جوانان به سوی ابتذال، هرزگی و بیهویتی است؛ تحریک غرایز حیوانی و شهوانی، آن هم در حساسترین دوران جوانی (دوره بلوغ و رشد) و خشکانیدن ریشههای کمال جویی و خداپرستی (فطرت)، تنها نقطه امیدی است که دشمنان برای انحراف و در نهایت سقوط انقلاب ارزشی اسلام بدان چشم امید دوختهاند.
برای مقابله با جنگ فرهنگی غرب و نجات نسل سوم انقلاب از آفات و اثرات ویرانگر تمدّن غرب، راهکارها و نظرات گوناگونی از سوی نویسندگان، روشنفکران و دلسوزان انقلاب همچون پر کردن اوقات فراغت جوانان، آشنایی نسل جوان با فرهنگ و تمدن اسلامی ایرانی و بازگشت به خویشتن خویش، برنامهریزی و ایجاد تنوّع و جذّابیت در برنامههای فرهنگی و هنری، استفاده از ابزارهای هنری، تربیت سیاسی نسل جوان و... ارایه و پیشنهاد شده است.
اگرچه به طور قطع، نمیتوان تأثیرگذاری راهکارهای پیشنهاد شده را به کلی انکار کرد و آنها را نادیده گرفت، ولی با دقت و امعان نظر در تجربههای حاصله از امور یاد شده و مقایسه آن با وضعیت کنونی نسل جوان و گرایش روزافزون دختران و پسران به فرهنگ مبتذل غرب و بیاعتنایی به فرهنگ خودی، علی رغم تلاشهای برنامهریزان و مبلّغان امور دینی، در مییابیم که اینها تنها مُسکِّنی بودهاند که به دردها، آرامش موقّت
و زودگذر بخشیده و هرگز ریشه دردها را نخشکانیدهاند.
ساختن انسانهایی خدا ترس، متقی و تسلیم در برابر رضای حق و معبود واقعی (خدا) در سایه تربیت دینی و مذهبی که هم مقتضای فطرت است و هم کنترل کننده غریزه و هوای نفسانی، از مؤثرترین روشهایی است که تنها در مسجد میتواند در مقابل سیل بنیانکن و ویرانگر فرهنگ فاسد غرب بایستد و مقابله کند؛ زیرا مقابله با تحریک غرایز و هوای نفسانی که از طرق مختلف همانند فیلمها، نوارهای مبتذل، تصاویر مستهجن، بدحجابی و... به آن دامن زده میشود و نجات نسل جوان از خطر سقوط در منجلاب گناه و آلودگیهای ناشی از تحریک غریزه جنسی، تنها با حاکم کردن نیروی بازدارنده و کنترل کنندهای چون مسجد امکانپذیر است.
آری تنها این مسجد است که میتواند عفت و پاکدامنی را برای جامعه به ارمغان بیاورد در صورتی که از آن به خوبی بهرهبرداری شود.
مسجد، محل انس و مؤانست مسلمین، جایگاه بازدید روزانه آنان، موقعیت مناسبی برای اطلاعگیری و اطلاعرسانی به عموم و زمینهای برای پند و اندرز، وعظ و خطابه و نهایتا محل دلسپاری به خداوند و دل کندن از اغیار است.
مسجد، محلی است که روح را متواضع میسازد، کبر و غرور را فرو میریزد و همه را از هر طبقه و مکانی در صفوفی مساوی و متحد تحت رهبری امامی قرار میدهد که ردای دین و دیانت به تن نموده و اسوه تعبد، تقوا و بندگی به شمار میآید.
چه مکان با صفا و ارزشمندی که به اکثر نیازهای آدمی توجّه میشود و موقعیتی را به وجود میآورد که روح و حس مذهبی مؤمنین و متدینین را سر لوحه اجتماع و پیوند با دیگران قرار میدهد و در یک کلام، مسجد، اجتماعی است با هدف مقدس؛ برای سالم بودن، بهتر شدن و بندگی حق نمودن؛ مسیری است برای رهپویی در راه خیر؛
مکانی است برای احترام گذاری به کسانی که از نظر علمی و عملی بزرگتر انسانها به شمار میروند.
از مهمترین آثار اجتماعی حضور در مسجد توجّه به موقعیتهای زندگی یکدیگر در محیطی مأنوس و سالم است. بدینسان به محض عدم حضور، علت غیبت و مشکلات احتمالی هر فرد فورا مشخص شده، دلهای مشتاقی برای حل مشکل برادر و همکیش خود بسیج خواهند شد تا در آن موقعیت و مشکل، فرد تنها و بدون پشتوانه نماند.
براین اساس جایگاه مسجد به حدی ارزشمند است که توصیه اکید پیشوایان دین به حضور حتمی مؤمنین در مساجد و تکایا میباشد.(1)و عدم حضور مؤمنین در مساجد را باعث انزوا و شکایت این مکان مقدس از آنان معرفی نمودهاند.(2)
عدم آشنایی به وظایف خود در عرصههای فردی و اجتماعی که معمولاً در سنین جوانی به دلیل شرایط سنی خاص این دوران بیشتر از سایر دورههاست و بر هم زدن نظم اجتماعی و قانون شکنی به شیوههای مختلف توسط جوانان، از اموری است که همواره دلمشغولی و نگرانی متولیان نظام سیاسی و تعلیم و تربیت را فراهم مینماید.
بدون تردید مهمترین و بهترین چاره و درمان آن، اهمیت دادن به مساجد است؛ تبلیغ و زمینهسازی برای جذب افراد جامعه، به خصوص قشر جوان به مساجد و تداوم بخشیدن به حضور و تقویت جنبههای فطری و معنوی آنان، در دورن مسجد گرچه هماره مهم و ضروری بوده، ولی در دوران معاصر و برای نسل حاضر، ضروریتر و از اهمیت بیشتری برخوردار است زیرا:
1 . جرایم در جهان طبق آمار رسمی تنها در کشور امریکا در پنجاه سال اخیر، 1760 برابر شده است و در کشورهای دیگر نیز وضع از آن بهتر نیست، هچنان در حال توسعه و گسترش است.
2 . اعتیاد به صور مختلف همچون استعمال هرویین، مورفین، حشیش و... که برخلاف این همه مراقبتها و کنترل در کشورها و حتی در مملکت ما، خطری همچنان رو به گسترش است.
3 . تبلیغات وسیع دشمن در عرصه جهانی برای فاسد کردن نسل جوان در تلاش دشمن برای بیریشه کردن جوانان از طریق سرکوبی اسلام و به ویژه تشیع به صورت روز افزون با استفاده از ابزار هنری همچنان رو به تصاعد است.
4 . سوء استفاده از مذهبپذیری مردم و القائات وارونه از طریق مکتبها و فلسفههای خطر آفرین ساختگی گسترش یافته است.
5 . وجود دو راهیها و شک و تردید در زمینه مذهب که از خصایص دوران جوانی است، زمینه مناسبی را برای انحراف پدید میآورد.
6 . وجود زمینه برای دستیابی به بیقیدیها و احساس رهایی در جوان که میتواند وسیلهای برای سوء استفاده دشمنان باشد.
7 . تعدیل خودپرستیها، خودمداریها و خودمحوریها که در سنین پایان کودکی و نوجوانی بروز نمودهاند، ایجاد قید و بند و کنترل برای اعمال هوای نفس، شرور و مطامع در همه مراحل حیات به ویژه در دوران جوانی که از اشتغال بیشتری برخوردار است، یک نیاز و ضرورت اساسی است.
8 . سادگی، زود باوری و بیتجربگی نسل جوان در مواردی موجب افتادن در گرداب شرارت را فراهم میسازد.
9 . توجّه اساسی به این نکته که شعله غرایز، چونان آتش است اگر در جای خود قرار گیرد، گرم میکند ولی اگر در محل نامناسب قرار گیرد، آتش بر پا میکند و خرمن
هستی فردی و اجتماعی را در کام خود میسوزاند.
10 . نسل جوان به پناهگاهی امن و مطمئن که در تنگناها و تصادمات روانی، عاطفی و حتی اجتماعی بدان تمسک جوید و در آن قرار گیرد، نیازمند است.
در پایان ذکر این نکته ضروری است که هنوز خانواده نقش بسیار مهمی در تشویق جوانان به مساجد دارد و میتواند نقش بسیار مؤثری قبل از هر چیز نسبت به فرزندان به خصوص در تبلیغ ارزشهای اسلامی داشته باشد. با فرزندان باید طوری در خانواده برخورد شود که قوانین و هنجارهای خانوادگی و دینی را از آنِ خود بدانند و در رفتن به مسجد، تلاش فراوان داشته باشند.
باید والدین بکوشند تا به جای تحکّم و مجبور ساختن جوانان به پذیرش ارزشهای دینی و جامعه اسلامی، آنها را با مسجد آشنا سازند. البته خانواده با وقوف بر این نقش حساس خود و با اطلاع از برنامههای مساجد، باید به صورتی عمل کند که بین فعالیتهای اجتماعی و تربیت دینی و معنایی جوان، هماهنگی دقیق بر قرار شود.
ما معمولاً در هدایت کردن، نصیحت کردن و گشودن باب موعظههای کشدار و طولانی قهرمانیم، اما در همدلی نه؛ و به همین دلیل خیلی زود پلهای ارتباطی را تخریب و توان تأثیرگذاری را به حداقل میرسانیم. وقتی جوان احساس کند در موضع موعظه نشستهایم و تنها از او «گوش» انتظار داریم، چیزی به نام «پذیرش و تسلیم» اتفاق نمیافتد.
برای توفیق در ارتباط باید به «همدلی» رسید و همدلی نیازمند چند مسأله است:
درک موقعیت روحی و روانی جوان و شرایطی که جوان در آن به سر میبرد،
به همراه انعطاف یا به بیان قرآنی «تنزّل» از دنیای خویش به دنیای جوان و صبوری در مقابل رفتار و گفتار او، شرایطی فراهم خواهد ساخت که جوان قلبش را به ما بسپارد و در پی آن ذهن و اندیشه وی نیز کاملاً تسلیم ما میشود.
همه این نکات را در این نذکار قرآنی میتوان خلاصه کرد که خداوند به پیامبرش فرمود: «اگر تند و خشن بودی همه از دور و برت پراکنده میشدند».(1) جوان از جوان بهتر و زودتر میپذیرد. با لحن جوان، هیئت جوان، برخورد جوان و مهمتر از هر چیز به دلیل نزدیک بودن جهان احساسی، عاطفی، و رویّه دو جوان، تفهیم و تفاهم سریعتر اتفاق میافتد. ائمه جماعت بسیاری از مساجد پیرند و با دنیای جوان بیگانه. هر چند در این میان، پیران خوشاندیش و خوشرو و توانایی میتوان یافت، اما اگر به نوعی جوانگرایی دست بزنیم، کارا و گره گشا خواهد بود؛ مثلاً تفاوت نسلها، کندی رفتار و طولانی کردن نماز، طرح مسایلی بیگانه با فضای امروز، میان مخاطب و گوینده فاصله میافکند.
برخی جوانان، طولانی شدن نماز و عدم امکان ارتباط با ائمه جماعات سالمند را دلیل اجتناب از نماز جماعت دانستهاند. زیبایی ظاهری و آراستگی نیز در این میانه بیتأثیر نیست.
همین جا طرح و تذکر این نکته لازم است که ائمه جماعات باید با مسایل تربیتی و روانی نسل جوان آشنا شوند.
بهرهگیری از زمانهایی خاص برای ارتباط عاطفی میان مدرسه و مسجد از یک سو و ارتباط خانه و مسجد از سویی دیگر در جذب و جلب خانوادهها و بهویژه
1) . سوره آلعمران، آیه 159 .
جوانان مؤثّر است.
از این گذشته مساجد جدید را باید به گونهای ساخت که بتواند کانون همه فعالیتها باشد. انحصار مسجد به نماز، خلاف سنت و سیره اسلامی است. مطالعه عصر پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» نشان میدهد که مسجد مرکز همه چیز است؛ عبادت، فرهنگ، سیاست و پایگاه تصمیمگیری امور اجتماعی، نظامی و.... باید هر مسجد یک مجتمع باشد؛ امکانات هنری، ورزشی، نمایشی، کتابخانه با شیوههای نو باید در کنار مسجد بهعنوان جزیی از پیکره مسجد محسوب شود.
پاکیزگی، طراوت و زیبایی مسجد نیز مسأله مهمی است؛ مساجد از همان سر در تا درون مسجد؛ صحن، محراب، فضای دیوارها و... باید آراسته، پیراسته و جوانپسند باشد.
ازجاذبههای هنری، تابلوها و نوشتههای زیبا و جذاب نیز در مساجد استفاده شود.
تذکر این نکته لازم است که جوانان حساس و زود شکن هستند. رؤیت فاصله میان گفتن و بودن در جامعه، زمینه رمیدن جوانان است. آنها کمتر میتوانند به تحلیل عمیق بپردازند و مرز میان رهروان حقیقی و منتسبان به «راه» را در یابند. بر این اساس خیانت هیچ کس به اندازه آنان نیست که منتسب به دین و انقلابند ولی با کجروی و عملکرد بد، جوانان را بدبین میکنند.
اسلام در پی آن گونه دینداری است که مدافع مکتب بسازد و به تعبیر آن روایت مشهور، انسان را «زینت» دین و رهبران آن کند، نه موجب «شین و سرافکندگی» دین و رهبرانش.(1)
1) . قال الصادق «علیهالسلام» : «کونوا لنا زینا و لاتکونوا علینا شینا»؛ بحار، ج 86 ، ص 151 .
ـ جزوه درسی انسانشناسی در اسلام، دکتر سیدعلیاکبر حسینی، نشر بعثت، چاپ اول، تهران، 1370.
ـ تعلیم و تربیت اسلامی، علی شریعتمداری، نشر نهضت زنان مسلمان، تهران، 1364 .
ـ رویکردی نمادین به تربیت دینی، عبدالعظیم کریمی، نشر قدیانی، تهران، 1374 .
محسن محمدی
در این مقاله به بحث در مورد موانع حضور جوانان در مسجد پرداخته شده که علت آن به شرح ذیل است:
بحران هویت دینی، تهاجم فرهنگی، روحیات و خواستههای جوان و فضای مسجد، ناهنجاریها، دینگریزی و در پایان به راههای جذب جوانان به مسجد اشاره شده که آن نیز به امام جماعت، خانواده و دوستان، امکانات و فعالیتهای مسجد، کلاسهای آموزشی، بهادادن به جوانان، تبلیغات، شکل ظاهری مسجد، بیان مباحث مورد نیاز جوانان، پیش نیازها، تشویق، تقویت پایگاههای بسیج بستگی دارد.
انسان در طول دوره زندگانی خود مراحل گوناگونی را با شرایط ویژه و خاص میگذراند که هر کدام به نحوی در مراحل بعد مؤثر است. در این بین، جوانی از مهمترین دوران زندگی است که در سلامت یا خسارت دوران میانی و نهایی زندگی بشر تأثیر گسترده و عمیقی دارد. چرا که در این دوران، پایهها و اصول شخصیت انسان شکل میگیرد.
با این بیان اهمیت و حساسیت دینداری در دوره جوانی مشخص میشود بهخصوص که در این دوران حساس، طوفان غرائز سرکش، زمینه انحراف جوان و غفلت او از یاد خدا را فراهم میکند. تهاجم فرهنگی نیز که به طور جدی جوانان را مدنظر دارد با تهییج غرائز، شرایطی را مهیّا میکند که تصمیمگیری جهت حرکت در مسیر خیر و صلاح برای جوانان مشکل میشود، به عبارت دیگر برخی موانع در دینداری جوانان وجود دارد که تقیّد آنها را به دین به طور جدی دچار آسیب میکند.
علاوه براین، نقش جوان در آیندهسازی یک ملت و حرکت کشور به سمت پیشرفت و توسعه بر اهمیت مشارکت جوانان در مسجد میافزاید.
افزون بر موانع و علل عمومی حضور، با توجّه به ویژگیهای خاص شخصیتی جوان و حساسیت و تأثیر رفتار جوانان در آینده انقلاب در این نوشته، موانع حضور جوانان در مسجد و علل آن بررسی میشود.
مهمترین موانع حضور جوانان در مسجد به شرح ذیل است:
بحران هویت از سالهای نوجوانی آغاز میشود و بخشی از سالهای اولیه جوانی را نیز در بر میگیرد. هویتی که نوجوان درصدد است تا به طور روشن با آن مواجه شود این است که او کیست؟ نقشی که باید در جامعه ایفا کند، چیست؟ آیا او علیرغم نژاد، مذهب یا زمینههای ملّی که او را از نظر مردم، کمارزش جلوه میدهد، احساس اعتماد به نفس دارد؟(1)
1) . برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به: دنیای نوجوان، محمد رضا شرفی، انتشارات تربیت، ص 55 .
بحران هویت واژهای است که برای توصیف عدم توانایی نوجوان در قبول نقشی که جامعه از او انتظار دارد، به کار میرود(1)و به سبب مشغولیت بیهدف، هیجانات جانشینناپذیر و ایجاد شخصیت منفعل در جوان میشود.(2) با توجّه به گستردگی مفهوم هویت، هر فرد هویتهای گوناگونی دارد که هویت دینی یکی از آنهاست. هر انسانی به هویت دینی نیاز دارد، چون گرایش به پرستش از نیازهای فطری اوست! به این معنا که فرد، مستقّل از هر گونه یادگیری، در درونش تمایل به عبادت و بندگی خدا را احساس میکند. تجلّی چنین احساس و تمایلی، در اعمال و رفتار دینی، آشکار میشود.(3) هویت دینی، رابطه بین آدمی و دین را تبیین میکند. تدوین آن هویت، احساس تعهّد و مسؤولیت در قبال ارزشها و باورهای آن مکتب را در پی دارد. برخی صاحبنظران، تعهّد را به عنوان سنگِ بنای هویت دینی، تلقّی نمودهاند.(4) با توجّه به آن چه هویت دینی به نسل جوان میدهد(5)، اختلال و آشفتگی هویت
1) . برای مطالعه بیشتر در این مورد مراجعه کنید به: روان شناسان بزرگ، گروه نویسندگان، مترجمان، دکتر احمد به پژوه و دکتر رمضان دولتی، ص 64، موسسه انتشارات تربیت، چاپ دوم.
2) . برای مطالعه بیشتر در این مورد مراجعه کنید به: جوان و بحران هویت، محمد رضا شرفی، ص 20 تا ص 24، سروش 1380، تهران، چاپ دوم.
3) . ابنطفیل اندلسی حکیم و فیلسوف نامدار مسلمان در اثر ارزنده و کلاسیک فلسفی اش به نام «زنده بیدار» این گرایش فطری را به زیبایی هر چه تمامتر به تصویر میکشد.
4) . برای مطالعه بیشتر در این مورد مراجعه کنید به: مکاتب و نظریهها در روانشناسی شخصیت، ص 69، انتشارات رشد آموزش و پرورش برای آینده، کارشناسان یونسکو، ص 122، مرکز تحقیقات آموزشی، چاپ اول، 1370 .
5) . آنچه هویت دینی به نسل جوان میدهد عبارتند از: پاسخ به پرسشهای بنیادین، جهت بخشیدن به زندگی رویکرد مثبت به آینده، وحدت اعتقادی، زمینه سازی هویت تمدنی، مقبولیت اجتماعی، شان و منزلت جوانی و معنا بخشیدن به جهان (جوان و بحران هویت، محمد رضا شرفی، ص 96 تا 102 .
دینی، سببِ ضعف دینداری در بین جوانان میگردد، زیرا تعهد و مسؤولیتپذیری فرد را در قبال گزارههای دینی کاهش میدهد و بدین ترتیب، ضمانت اجرایی احکام دینی کاهش مییابد.
اختلال در هویت دینی سبب میشود، فرد نه بتواند ارزشهای دینی گذشته خود را ارزیابی نماید و نه صاحب ارزشهایی میشود که به کمک آنها بتواند آزادانه برای آینده، طرحریزی کند.(1) از دیدگاه جوان، پس از در هم ریختگی نظام ارزشی دینی، امر مثبت و خوبی در دین وجود ندارد، تا انگیزهای برای انجام آن داشته باشد، لذا دچار بیتفاوتی و بیمسؤولیتی میگردد. بلکه تخریب نظام ارزشی دینی، سبب میشود، بسیاری از افراد که دچار بحران هویت دینی میشوند، به دنبال هویت منفی بگردند و هویتی برخلاف آن چه اولیای دین در نظر گرفتهاند برگزینند.
بسیاری از رفتارهای ضد اجتماعی و ناسازگاری نوجوانان را میتوان از این منظر تبیین نمود. مسئولیتگریزی، دلزدگی و بیتفاوتی هر کدام از آثار فقدان هویت هستند(2)که در عرصه دینی در قالب بیتوجهی به اوامر و نواهی الهی، بیعلاقگی نسبت به شعایر، گزارهها، اماکن، مراسم و نمادهای دینی بروز میکند.
با بیان این مطالب، مشخّص شد که بحران هویت دینی، سبب تضعیف باورهای دینی، اختلال نظام ارزشی مذهبی و عدم تقیّد به احکام دینی میشود.
مسجد از مهمترین نمادها، شعایر و گزارههای دینی است که بحران هویت دینی جوان در مورد آن سبب پایین آمدن اعتقاد و ضعف گرایش به حضور در جمع نمازگزاران میگردد.
فرهنگ ملّی ایران با علقههای مذهبی به گونهای ممزوج شده است که مذهب، جزء جداییناپذیر هویت مردم ایران شده است. دشمنان انقلاب و اسلام جهت دستیابی به اهداف خود به فرهنگ و هویت ما تهاجمی همهجانبه را برنامهریزی و پشتیبانی کردهاند.
از آنجا که جوانان، مهمترین قشر اثرگذار در شکوفایی آینده نظام هستند، در تهاجم فرهنگی آنان بیشتر از سایر اقشار مردم، مورد تهاجم قرار گرفتهاند. دشمن در این مسیر سعی دارد جوانان را از فرهنگ غنی و کهن خود بیگانه سازد و ارزشهای دینی را نزد آنها واژگونه جلوه دهد.
در تهاجم فرهنگی، پایگاههای دینی مثل مساجد با شدت زیاد ولی بهصورت غیرمحسوس، مورد حمله قرار گرفته است. دشمن سعی میکند فرهنگ سست و ضدارزشی غرب را در بین جوانان گسترش دهد و آنها را نسبت به مفاهیم و احکام دینی ضعیف و بیعقیده کند.
تربیت دستآموزها، فسادِ اخلاقی، تولید جانشینهایی برای امور عبادی مثل نوار و سیدیهای مبتذل و برنامههای ماهوارهای، که با روحیات و غرایز جوان نیز تناسب دارد، ترویج الگوهای غربی، تضعیف باورهای دینی، تخریب و ترور شخصیتهای خودی، دور کردن مردم از هویت ملی ـ اسلامی و ترویج فرقههای ساختگی، از شیوههای به کار گرفته شده دشمن است.
از سوی دیگر توجّه به این نکته نیز ضروری است که مسجد پایگاهی فرهنگی است که در راه مبارزه با تهاجم فرهنگی بسیار مؤثر است. لذا در صورتی که در این جدال نابرابر فرهنگی، «مسجد» جوانان را جذب کند، قدم بزرگی در راه مبارزه با تهاجم فرهنگی برداشته شده است.
جوانان، روحیات و خواستههایی دارند که از روحیات و ویژگیهای جوانی آنها نشأت میگیرد و فضای مسجد با برخی از آنها همگون و هماهنگ نیست.
جوانان روحیهای پر شور و نشاط دارند؛ آنان از نظر جسمی، قوی، پر تحرّک اهلجنب و جوش و تلاطم میباشند، ولی مسجد، فضای آرام و سکون است که عبادت و نیایش بدون تحرک جسمی شدید و زیاد، به آرامی در گوشهای از مسجد انجام میشود، به همین دلیل جوانان در برخی مراسمهای دینی که شور و هیجان بیشتری دارد، حضور چشمگیرتری دارند. مثلاً مراسم سینهزنی، زنجیرزنی و دستهجات عزاداری که از این ویژگی برخوردارند، جوانان در آن حضور بیشتری دارند.
جوان خواستار تعّلق به گروه بیغمی، اِبراز خود، جلب توجّه و... است که در مسجد، زمینه مساعدی برای آنها فراهم نمیشود. علاوه بر شور، نشاط و هیجان، هجوم، تهوّر، افراطگری، احراز تفوّق، مقاومت، حاکمیت، تضاد و تعارض با سالمندان از ویژگیهای جوان است که با فضای مسجد چندان تناسبی ندارد.(1) البته این به معنای تعارض و اختلاف ذاتی مسجد، با تمام روحیات و خواستههای جوان نیست؛ بلکه میتوان فضای پر شور و نشاطی را در مسجد ایجاد کرد که با روحیات جوان سازگار باشد و بسیاری از روحیات جوان با فضای مسجد تطابق کامل پیدا کند.
جوانان روحیات و دنیای عجیبی دارند که حاصل اجتماع قدرت جسمی و احساسی است که به سمت عقلانی شدن پیش میرود. به همین دلیل جوانها معمولاً با محیط اطراف و بزرگترها مشکلات رفتاری، عقیدهای و سلیقهای دارند. این اختلافات
1) . برای مطالعه بیشتر در مورد روحیات جوان مراجعه کنید به: جوان از دیدگاه نیازها، خواستهها و مصالح، علی قائمی، دفتر مشاور رئیس سازمان صدا و سیما در امور جوانان، تهران 1379 .
گاهی سطحی و زودگذر است که در شخصیت و رفتار جوانان تأثیر زیادی ندارد، ولی گاهی این اختلافات به ناهنجاری و ناسازگاری جوانان منجر میشود(1)و به این ترتیب امنیت روحی و روانی لازم جهت دینداری آنان از بین میرود و در این میان مسجد نیز به عنوان یکی از مهمترین گزارههای دینی در نظام رفتاری جوان، جایگاه چندانی کسب نخواهد کرد.
دینگریزی، گروهی از جوانان به ویژه طیفی که زاده و پرورشیافته دوران انقلاب هستند، از مسایل مهّم اجتماعی و فرهنگی کشور است. این گریز فقط به علّت تهاجم فرهنگی یا هوا و هوس جوانان نیست؛ بلکه علتهای گوناگونی دارد و تا زمانی که تمامی آنها به صورت واقعبینانه و عمیق بررسی نگردد، نسل آینده انقلاب با خطر جدی اضمحلال عقیدتی و ارزشی روبرو است.(2) در این بین نمادها، مفاهیم، اعمال و مناسک، مظاهر و اماکن دینی در معرض
1) . عوامل ظهور ناهنجاریها در نوجوانان و جوانان عبارتند از: درک نکردن روحیه جوان، الگوهای نامناسب، تضاد در روش تربیتی، فاصله طبقاتی، کم توجیه خانوادهها، ناکارآمدی کانونهای دینی، استفاده ابزاری از دین، کم توجهی به مشکلات ،متاهل و تسامح (عوامل گرایش نوجوانان و جوانان به فرهنگ بیگانه، فریدون موحدنیا، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ص 48 تا 56 ،چاپ اول، قم، خرداد 1382 .
2) . برخی از علل دینگریزی جوانان عبارتند از: بیان نامعقول برخی از مفاهیم دینی، عملی نشدن عدالت اجتماعی در سطح جامعه با وجود شعارهای فراوان، توجّه نکردن به نیازهای اساسی نسل جوان مثل ازدواج، کار و مسکن، استفاده ابزاری از دین به دست برخی سیاست بازان برای منافع شخصی و گروهی، نبود برنامهریزی درست فرهنگی برای نسل جوان، تهاجم برنامهریزی شده فرهنگی دشمنان داخلی و خارجی برای انحراف نسل جوان.
فراموشی و بی تفاوتی جوان قرار میگیرند. مسجد به عنوان یکی از مهمترین گزارههای دینی در بحران دینگریزی جوانان به طور جدی در خطر است. پس میتوان به راحتی نتیجه گرفت که دینگریزی جوانان عامل فراگیر و عمیقی بر سر راه مشارکت آنان در مسجد است.
برای برطرف شدن این مشکل میبایست، گروهها و سازمانهای مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، طرحی اصولی و همهجانبه را برنامهریزی نموده تا مهمترین قشر اثر گذار جامعه در آینده انقلاب، دیندار بمانند، در این صورت یکی از مهمترین و عمومیترین مانع حضور جوانان در مسجد، برطرف خواهد شد.
جذب جوانان به مسجد از طرق، شیوه و راههای ذیل میسّر است:
امام جماعت، مهمترین عضو مدیریتی مسجد است که میتواند با برنامهریزی و عملکرد صحیح و دقیق، زمینه مناسبی را جهت تحقق سایر عوامل حضور مردم در مسجد فراهم کند.
در مورد حضور جوانان در مسجد نیز امام جماعت بسیار مؤثر است. شخصیت امام جماعت و نحوه برخورد او با جوانان در ایجاد و چگونگی نگرش جوانان نسبت به دین و مسجد بسیار مؤثر است.
امام جماعت برای جلب جوانان این نکات را باید رعایت کند:
1 / 1 ـ برخورد گرم و صمیمانه با جوانان:
امام جماعت باید با جوانان برخوردی محبتآمیز و دوستانه داشته باشد.
برخوردهای عاطفی در ایجاد ارتباط با جوانان و آگاهی از نظریات آنها بسیار مؤثر است؛ اینگونه ارتباط، زمینه مساعدی را جهت جلب و تأثیر بر جوانان به وجود میآورد.
امام جماعت میبایست هم با جوانان داخل مسجد به گرمی برخورد کند تا حضور آنها در مسجد تداوم یابد و هم با جوانان بیرون از مسجد، تا زمینه حضور آنان در مسجد فراهم شود.
برخورد مناسب امام جماعت با جوانان دو مؤلّفه دارد که عبارتند از:
الف) احترام:
امام جماعت میبایست به رفتار، ارزشها، گفتار و نظریات جوانان احترام بگذارد. این کار در جلب جوانان بسیار مؤثر است. وقتی جوان احساس کند طرف مقابل درصدد این نیست که نظریات خودش را به او تحمیل کند و به نظریات او احترام میگذارد، احساس شخصیت میکند و از این که با چنین فردی آشنا شده، خوشحال میگردد. البته احترام امام جماعت به جوانان به معنای پذیرفتن تام و تمام نظریات آنها بدون دلیل نیست، بلکه به معنای شنیدن و تحمل کردن آنها و تعیین راهی حساب شده و مدبرانه جهت هدایت آنهاست.
بهتر است به جوانان در حد امکان فرصت داده شود تا خود را بروز دهند و نظریات و افکارشان را مطرح نمایند، آنگاه به اصلاح آنها پرداخته شود.
ب) ایجاد ارتباط عاطفی:
روابط و احترامهای امام جماعت و جوانان نباید در چارچوبی خشک و رسمی باقی بماند؛ بلکه میبایست به برقراری روابط عاطفی منجر شود، یعنی جوان، امام جماعت را به عنوان یکی از دوستان خود بپذیرد.
امام جماعت برای این که سطح روابط خود با جوانان را به این حد برساند، باید
به نکات متعددی توجّه داشته باشد و در امور گوناگونی، همراه جوانان باشد؛ در مشکلات به آنها کمک کند؛ موفقیتهایشان را به آنها تبریک بگوید؛ از غمها و ناراحتیهای آنها ابراز تأسف و اندوه کند، هدایای کوچکی مثل عطر، تسبیح و انگشتر به عنوان یادگاری به آنها تقدیم کند؛ در صورت امکان، کمی در مسایل خصوصی آنها وارد شود، مثلا روز تولّدشان، به آنها تبریک بگوید و سایر اقداماتی از این قبیل که با توجّه به شرایط امام جماعت و فرهنگ و روحیات اهالی محل در برقراری و تداوم ارتباطی دوستانه و محبتآمیز مؤثر است.
بهتر است ارتباط امام جماعت و جوانان به روابط حضوری محدود نگردد و ارتباط کتبی بین جوانان و امام جماعت نیز بسیار مفید است. در این صورت جوانان از این که امام جماعت به آنها احترام گذاشته و به طور خصوصی، مطلبی را برای آنها بیان کرده، احساس شخصیت کرده و به امام جماعت نزدیک شده و مطالبی را که حضوری نمیتوانند، بیان کنند، به صورت کتبی با امام جماعت در میان میگذارند.
2 / 1 ـ حضور در جمع جوانان:
همه جوانان در مسجد حاضر نمیشوند و امام جماعت نیز نمیتواند در برخوردهای گذاری در بیرون از مسجد با همه جوانهای محل، ارتباط برقرار کند؛ به همین دلیل برای برقراری ارتباط کامل با جوانان، میبایست در مکانهایی که جوانان در آن اجتماع دارند، حاضر گردد.
مدارس و دبیرستانها، کتابخانهها، میادین ورزشی، کافینت و پارکها، مکانهایی هستند که معمولاً جوانها در آن حضور دارند. برخورد با جوانان و برقراری ارتباط با آنها در هر کدام از این مکانها، ظرافت و حساسیت مخصوص به خود دارد و شیوه مناسب با آن را میطلبد.
این اقدام امام جماعت، سبب جلب توجّه جوانان شده و زمینه مناسبی را برای حضور جوانان در مسجد فراهم میکند.
3 / 1 ـ برقراری جلسات ویژه جوانان:
جوانان نیازهای مخصوص به خود دارند؛ روحیات و علایق آنها با بزرگسالان متفاوت است.امام جماعت میبایست بعد از مخاطبشناسی دقیق و آگاهی از نیازها و سلایق جوانان، جلساتی را ویژه آنها تشکیل دهد و مفاهیمی از دین اسلام را برایشان بیان کند که با سلایق، روحیات و نیازهای آنان متناسب باشد.
موارد زیر موضوعات مناسبی برای گفتگو با جوانان است:
«ازدواج در اسلام»، «عشق مجازی یا حقیقی؟»، «زیبایی»، «نیایش»، «روابط دختر و پسر»، «آثار نماز در زندگی زوجهای جوان»، «اخلاق جنسی»، «آثار نماز»، «انحراف جنسی»، «چشم چرانی»، «مسایل روانشناسانه جوانان مثل اعتماد به نفس و امید».
البته بهتر است برای ارایه هر موضوع به نکات روانشناسی جوانی، روحیات جوانان و اصول جذابیت و اثر گذاری توجّه شود؛ مثلاً در هر موضوع عنوانِ زیبا و جذّابی انتخاب شود تا توجّه جوانان را بیشتر جلب کند مثلاً صحبت در موضوع روابط دختر و پسر با عناوینی همچون «دختری با کفشهای کتانی» و صحبت در موضوع آثار نماز در زندگی زوجهای جوان با عنوان «مرد و زن معراجی» انجام شود.
جلسه نباید حالت سخنرانی و خطاب مستقیم داشته باشد؛ بلکه باید به صورت گفتمان برگزار گردد تا جوانان بتوانند نظر و سؤالهای خود را بیان کنند. مطالب در قالب مناظره، داستان، خاطره و پرسش و پاسخ بهتر قابل ارایه است. بهتر است قالبهای گوناگونی انتخاب شود تا جلسات متنوع و جذاب گردد.
4 / 1 ـ شناخت نیاز و روحیات جوانان:
امام جماعت باید قبل از این که در مورد جلب جوانان به مسجد اقدام نماید، بهطور کامل از نیازها، روحیات، ارزشها، خواستهها، سلایق، علایق، توانمندیها،
آسیبهایی که جوان را تهدید میکند و راههای مقابله با آن مطلع شود. در این صورت میتواند فعالیتها و برخوردهای خود را با جوانان به شکلی تنظیم کند که علاوه بر رفع نیازهای جوانان، آنها را به مسجد جلب کند. در غیر این صورت، امید زیادی برای موفقیت امام جماعت در جلب جوانان به مسجد وجود ندارد.
شناخت موانع برقراری ارتباط عمیق و پایدار بین جوانان و امام جماعت، یکی از مهمترین اقداماتی است که امام جماعت باید انجام دهد، چون آگاهی از این موانع، در اتخاذ راهکاری صحیح و حساب شده برای رفع موانع لازم است.
امام جماعت باید از این روحیات و موانع به طور کامل اطلاع داشته باشد و با توجّه به تفاوتهای فردی و فرهنگی، شیوه و برخورد مناسبی را برگزیند.
برخی از این موانع عبارتند از:
اختلاف بین جوانان و بزرگترها:
معمولاً نظام ارزشی و رفتاری و طرز تفکر بزرگترها با جوانها بسیار متفاوت است لذا روحیات و خواستههای جوانان با توقعات پدر و مادر و بزرگسالان تطابق ندارد و طرفین نمیتوانند توقعات یکدیگر را برطرف کنند. این مسأله سبب ایجاد گسست ارتباطی بین جوانان و بزرگترها شده، مانع از برقراری ارتباط همهجانبه و پایدار بین آنها میگردد. به همین جهت جوانان در بین خودشان، روابط دوستانه گستردهای تشکیل میدهند و این روابط دوستانه، قویتر و مؤثرتر است.
امام جماعت، علاوه بر موقعیت اجتماعی و صنفی خود که او را جزء بزرگسالان قرار میدهد، اگر از نظر سنی نیز جوان نباشد، با مانع جدی در برقراری ارتباط عمیق و همهجانبه با جوانان روبرو خواهد بود.
برای رفع این مانع (اختلاف بین جوانان وبزرگترها) برخورد شاد و پر شور و نشاط، با جوانان که از چارچوب خشک و رسمی خارج است، توصیه میشود. زیرا در جوانی سن مهم نیست، بلکه روحیه مهم است.
آزادیخواهی جوان و محدودیتآفرینی دین:
جوانی دوره استقلال فکری و عملی است و جوان در محدوده مقرراتی خودش عمل میکند.(1)معمولاً جوانان از اِعمال قدرت و نظارت خارجی چندان خوشحال نیستند و مایلند آزاد و راحت باشند. در مقابل جوانان، دین را عاملی برای محدودیت وسلب آزادی خود میبینند که روحانی و امام جماعت، مبلّغ، مجری و طرفدار آن است؛ لذا جوانان با امام جماعت به راحتی ارتباط برقرار نمیکنند.
برطرف کردن این بینش که نوعی احساس درونی است، ضروری میباشد و به برخی زمینههای شناختی و زمان طولانی نیاز دارد.
برای رفع این مانع (محدودگری دین و آزادی خواهی جوان) توجّه به این نکته لازم است که محدودیت، احساس درونی است و حاکی از بیمیلی و بیانگیزگی است. بسیاری از دینداران بدون این که احساس محدودیت کنند، به دستورات دینی عمل میکنند. میبایست مفاهیم و تعالیم دینی را به شکلی برای جوانان بیان کرد که با ارایه الگوهای مناسب و با افزایش شناخت، آگاهی و معرفت، از روی میل و رغبت، به تعالیم دین عمل کنند.
دور نگری روحانیون و نزدیکبینی جوانان:
روحیات جوان و ساختار دین با یکدیگر تعارضی ندارند، بلکه گاه نحوه ارایه مفاهیم دینی و نوع مفاهیمی که از دین عرضه میشود، سبب رویگردانی و حساسیت جوان میگردد.
جوانان مایلند اثر دین را به طور ملموس در صحنه زندگی ببینند و میخواهند از آیندهای نزدیک به زمان حال مطلع شوند، ولی در مقابل برخی روحانیون، مفاهیمی از
1) . جوان از دیدگاه نیازها، خواستهها و مصالح، علی قائمی، ص 45 .
دین را برای جوانان بیان میکنند که با توجّه به روحیات و خواستههای جوان برای آنها ملموس نیست. آنها چشم انداز دوری از دین و دینداری را برای جوانان بیان میکنند، ولی باید توجّه داشت، جوانان با پذیرش مطالب تعبّدی، میانه خوبی ندارند و گزارههایی از دین را میپذیرند که توجیه عقلانی قابل قبول داشته باشد.
برای رفع مانع سوم، امام جماعت باید موضوعاتی را برای صحبت و سخنرانی برای جوانان انتخاب کند که جوانان در زندگی بیشتر با آن روبرو هستند.
5 / 1 ـ شرکت دادن جوانان در مدیریت مسجد:
امام جماعت یکی از مهمترین عناصر مدیریتی مسجد است که از نفوذ و تأثیر قابل توجهی برخوردار است و میتواند فعالیتهای مسجد را در جهت خاصی هدایت نماید.
امام جماعت باید با دوراندیشی و بدون ایجاد حساسیت، در مدیریت و جهتدهی به فعالیتهای مسجد، به موقعیت و اهمیت جوانان توجّه داشته باشد؛ به طوری که جوانان، امام جماعت را نماینده مورد اعتماد تام الاختیار خود بدانند.
در پایان ذکر این نکته بسیار لازم و ضروری است که تلاش و فعالیت امام جماعت برای جلب جوانان به این معنا نیست که امام جماعت از سایر قشرهای نمازگزار غافل شود و فقط با جوانان ارتباط برقرار کند. به طوری که بزرگسالان و پیران فکر کنند، امام جماعت برای آنها احترام قایل نیست، بلکه در هر صورت باید تعادل را حفظ نمود.
خانواده و دوستان از مهمترین عوامل تشکیل شخصیت هستند که چگونگی آنها در آینده تربیتی، سیاسی، تحصیلی و دینی فرد مؤثر است. در صورتی که اعضای خانواده به خصوص، پدر و مادر خود به مسجد نروند یا به رفت و آمد فرزندشان
به مسجد توجّه نکنند یا این که فضای خانه به طور کلی با تعالیم و مفاهیم دینی بیگانه و بیتفاوت باشد، نمیتوان انتظار داشت، جوانان با مسجد میانه خوبی داشته باشند.
در خارج از خانواده، دوستان بر ارزشها و بینشهای جوان تأثیر زیادی دارند، از آنجایی که روابط دوستانه، بین جوانان قویتر و مؤثرتر از سایر ردههای سنی است، اهمیت گروه دوستان بیشتر میشود.
خانوادهها میبایست به طور غیر مستقیم، بر دوستان و دوستیابی فرزندان خود نظارت کنند و ملاکهای دوست خوب و اهمیت دوست و دوستی را برای جوانان بازگو کنند، تا فرزند جوانشان از طریق دوستانشان به بیراهه کشیده نشود.
گستردگی فعالیتها و امکانات مسجد از نقاط قوت آنهاست. روحیات و نیازهای جوانان با فضای سنتی مساجد که فقط مکانی برای برپایی نماز جماعت و مراسمهای دینی است تفاوت دارد. با توجّه به ابزارها و شیوههای نوین فرهنگی، امروزه مساجد بدون امکانات و فعالیتهای گوناگون و حساب شده، قادر به رقابت با سایر مراکز و ابزار به ظاهر فرهنگی نخواهند بود.
1 / 3 ـ امکانات:
با توجّه به روحیات و فضای فرهنگی جامعه، مسجد برای جلب جوانان میبایست دو نوع امکانات داشته باشد: امکانات فرهنگی و امکانات ورزشی مثل توپ و دروازه فوتبال، میز تنیس، راکد بدمینتون، فوتبال دستی، توپ و تور. اگر از طرف مسجد در محل مکانی برای ورزش جوانان در نظر گرفته شود یا با برنامهریزی و هماهنگی هیئت امنا، جوانان مسجد امکان استفاده از امکانات ورزشی در سطح شهر را با تخفیف ویژه داشته باشند، بسیار خوب است.
کانون فرهنگی، روزنامهها و مجلات، کامپیوتر، کتابخانه، نوارخانه، بانک سی ـ دی و ویدئو کلوپ از امکانات فرهنگی مسجد است که با مدیریت صحیح میتواند برای مسجد درآمدزا نیز باشد و به توسعه امکانات فرهنگی کمک کند.
2 / 3 ـ فعالیتها:
جوانان روحیات گوناگونی دارند. برخی به ورزش، برخی به هنر و برخی به نویسندگی و... علاقمند هستند. مسجد برای جلب جوانان، باید فعالیتهای متعددی انجام دهد، تا بتواند هر گروه از جوانان را با یک شیوه خاص جلب کند.
برگزاری مسابقات:
برگزاری مسابقات یکی از فعالیتهای پر دامنه و کمهزینه مسجد است که در صورت مدیریت صحیح درآمدزا نیز خواهد بود. مثلاً در ماه مبارک رمضان بعد از نماز جماعت و سخنرانی، در شب، مسابقات ورزشی برگزار شود. این نوع مسابقات با روحیه بیشتر جوانان سازگار است.
برگزاری مسابقات خطاطی، نقاشی، نویسندگی، خاطرهنویسی، عکاسی و طراحی در موضوعی متناسب با مناسبتهای مذهبی در ردههای سنی گوناگون مؤثر است.
برخی از این مسابقات را میتوان در سطح کل شهر و یا حتی کشور برگزار نمود. حضور امام جماعت در هنگام برگزاری مسابقات یا اعلام نتایج در ایجاد و گسترش ارتباط او با جوانان مؤثر است.
همچنین مسابقات حضوری به صورت پرسش و پاسخ در مسجد هنگام مراسمهایی که در مناسبتهای مذهبی برگزار میشود، همراه با اهدای جوایز قابل توجّه است.
سفرهای زیارتی و سیاحتی:
جوانان روحیه پر شور و با نشاطی دارند که در راه هدایت آنها باید از این روحیه استفاده نمود. مسافرت، ابزار مناسبی در این راستاست. مسافرت علاوه بر این که سبب شادابی و طراوت روح و روان میشود، ابزار فرهنگی و تبلیغاتی مناسبی است که اگر مسئولان اردو به آن توجّه کنند، بسیار مفید خواهد بود. البته در اردو و مسافرتهای دسته جمعی جوانان از طرف مسجد که با حضور امام جماعت، برخی از اعضای هیئت امنا و جوانان متعهد مسجدی و سایر جوانان برگزار میشود، باید به نکات ذیل توجّه و دقت شود:
مکان و محل اردو مسؤولین اردو باید مکانی راانتخاب کنند که صرفا تفریحی یا صرفا زیارتی نباشد، بلکه باید به هر دو جنبه توجّه شود، مثلاً مشهد مقدس و مناطق جنگی جنوب، هم جنبه زیارتی دارد و هم جنبه سیاحتی.
زمان اردو زمان برگزاری اردو و مدّت آن نیز در جهتدهی به محتوا و بار معرفتی آن مؤثر است. مثلاً برگزاری اردو در روز عرفه در مناطق جنگی جنوب، جهت برگزاری دعای عرفه مفید است، به طوری که اردو دو روز قبل از روز عرفه آغاز و یک روز بعد تمام شود، یعنی اردو صرفا مذهبی نباشد، بلکه تفریحی نیز باشد. همچنین اردویی جهت زیارت مسجد مقدس جمکران و برگزاری دعای توسل در شبهای چهارشنبه مؤثر است.
در صورت موافقت جوانان، مسافرت جهت دیدار با علما و عرفا نیز توصیه میشود.
نکات جانبی گاهی ممکن است زمان و مکان اردو، همه اهداف مسئولین فرهنگی مسجد را برآورده نکند و یا این که به دلیل موقعیت خاص مسجد، نسبت به اماکن زیارتی و تفریحی، مشکلات اقتصادی، روحیات و انتظارات خاص جوانان، برگزاری اردو در زمان یا مکان مطلوب و ایدهآل، ممکن نباشد. در این صورت توجّه به مسایل حاشیهای و ضمنی اردو، گامی بلند در راستای دستیابی به اهداف درازمدت و گران تربیت دینی است.
این مسایل بدون این که سبب حساسیت جوانان حاضر در اردو شود، بهطور غیرمستقیم، بسیاری از مفاهیم دینی را به جوانان منتقل میکند و فضای کلی اردو را دینی مینماید. مثلاً مسجد در تابستان بعد از اتمام امتحانات، اردوی چند روزه در مناطق سرسبز شمال یا یکی از مناطق خوش آب و هوای نزدیک به شهر برگزار کند. این اردو از نظر زمان و مکان مذهبی نیست، ولی میتوان فضای آن را دینی نمود. در این راستا توجّه به نکات زیر لازم است:
1 ـ نام اردو بسیار مهم است و در جهت دهی کلی آن اثر میگذارد. مثلا نام اردو «به رنگ سبز انتظار» یا «منتظران»، یا «سربازان جوان» و سایر مفاهیمی باشد که با فرهنگ مهدویت در ارتباط است.
2 ـ برگزاری مراسم دعا و پخش اذان، نماز جماعت، سخنرانی دینی و مسابقات کتبی و شفاهی با موضوعات احکام فقهی و مسایل عقیدتی بسیار مهم و مؤثر است.
3 ـ حضور امام جماعت در اردو و صحبتهای موردی و شخصی با جوانان در آگاهی از نظرات و بحرانهای جوانان مؤثر است. حضور سایر بزرگان مذهبی محل نیز مفید است.
4 ـ زمانی که جوانان در اتوبوس هستند، آوای مذهبی مثل نوار تواشیح، مداحی، مولودی خوانی، قرآن با صوت زیبا و مناجاتنامه البته با رعات اعتدال پخش شود.
5 ـ از ابتدای اردو به طور داوطلب هر کس قرائت تعدادی صلوات و چند جزء از قرآن را به نیت هدیه به محضر آقا امام زمان «عجاللّهتعالی فرجهالشریف» برعهده بگیرد.
6 ـ جهت انجام کارهای اردو، گروههای گوناگونی تشکیل شود و هر کدام یک نام دینی داشته باشد. مثلاً گروه صداقت، جوانمردی، سلام، احسان، ایمان، توحید، همچنین هر اتوبوس نامی با محتوای دینی داشته باشد. مثل نماز، امر به معروف و نهی از منکر، عفت و حرمت.
در یک کلام اردو به سمتی پیش رود که علاوه بر بار معنوی و روحانی، سببِ زدگی جوانان نشود و آنها خاطره خوبی از اردو داشته باشند.
مجلّه محلی:
جوانان، تواناییها و استعدادهای فراوانی دارند که استفاده بهینه و شکوفاسازی آن استعدادها در ایجاد اعتماد به نفس در جوانان و مبارزه با تهاجم فرهنگی بسیار مؤثر است.
یکی از این امور که در پر نمودن اوقات فراغت و رشد علمی و اجتماعی جوانان بسیار مؤثر است، راهاندازی مجلّه محلی در مسجد است. این کار هر چند در ابتدا با مشکلات و نوسانات جدی روبروست، ولی اولین دستآورد آن، تداوم کار را تقویت میکند. این مجلّه با نویسندگی و همکاری همه اعضای مسجد؛ اعم از نمازگزاران، هیئت امنا، امام جماعت و جوانان محل، در موضوعات اجتماعی و محلی تدوین و چاپ شده و در خانههای محل توزیع میگردد. هر یک از افراد بویژه جوانان با توجّه به توانمندی و علاقهاش، قسمتی از کار را بر عهده میگیرد البته بهتر است برخی مطالب توسط امام جماعت و هیئت امنا نوشته شود.
احکام فقهی، مسایل عقیدتی، تفسیر قرآن و روایات به صورت گذرا و جالب، شخصیتشناسی شخصیتهای بزرگ دینی و ملّی، مطالب مورد نیاز و علاقه جوانان
با عنوانهای جالب و متنوّع مثل «پسرها نخوانند، دخترها بدانند»، مصاحبه با اعضای محل در ردههای سنی و اجتماعی مختلف، میتواند برخی از موضوعات مجلّه محلّی مسجد باشد.
مهمترین مشکل این طرح، مسایل اقتصادی و تأمین هزینه آن است، ولی این مسأله قابل حل است؛ زیرا از یک سو میتوان کمکهای نقدی قابل توجهی را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، امور مساجد و سازمان تبلیغات دریافت نمود و حتی میتوان برای چاپ و نشر مجله، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوّز دریافت کرد و از سوی دیگر چون هیچ یک از مؤلّفین، مبلغی را دریافت نمیکنند و با انگیزه این که در مجله خودشان مطلب مینویسند و اهل محل آن را میخوانند، پژوهش و نویسندگی میکنند، هزینهها به حداقل کاهش مییابد. بعلاوه جهت طراحی و تایپ مجله نیز معمولاً پایگاههای بسیج به کامپیوتر مجهز هستند و با توجّه به گستردگی مهارتهای کامپیوتری، به خصوص تایپ، مشکل چندانی وجود ندارد. گذشته از این که کامپیوترهای شخصی نیز فراوان است.
به طور خلاصه همه اقدامات مجله میبایست براساس روحیه مشارکت و تعاون بهطور رایگان انجام شود، به این ترتیب باید از امکانات حداکثر استفاده را نمود و هر کس را به اندازه تواناییاش در این امر شرکت داد.
در صورتی که موارد فوق محقق نگردد، تهیّه مجله محلی مسجد با مشکلات جدی روبرو میگردد.
یکی از مهمترین ابعاد مسجد، مسایل آموزشی آن است. هر چند غالب جوانان از درس و کلاس گریزان هستند، ولی برگزاری برخی کلاسهای آموزشی مورد علاقه جوانان در جلب آنان مؤثر است.
کلاسهای آموزشی ورزشی و هنری علاوه بر این که به امکانات زیادی احتیاج ندارد، مورد علاقه و اشتیاق جوانان نیز هست. این کلاسها را میتوان در رشتههای خیاطی، گلدوزی، گلسازی، هنرهای دستی، خطاطی و نقاشی و طراحی، عکاسی، فیلمبرداری، و ورزشهای رزمی برای خانمها و آقایان برگزار نمود. جهت افزایش سطح کمی و کیفی کلاسها، هیئت امنا میبایست با بخش آموزش فنی و حرفهای وزارت آموزش هماهنگی لازم را به عمل آورد.
برگزاری برخی کلاسهای کمک درسی، آموزش زبان و کامپیوتر در مسجد و یا خارج مسجد ولی با برنامهریزی و هماهنگی مسجد نیز ممکن است.
ستایشخواهی و جلب توجّه، دو نوع از خواستههای جوانان در عرصه ذهن و عاطفه است. لذا بها دادن به جوانان عامل مهمی در راستای تأمین خواسته و جلب توجّه آنان به مسجد است. البته این به معنای اختیارات زیاد و غیر منطقی جوانان و یا پذیرش هر نوع نظر و سلیقه آنها نیست. اقدامات زیر در بها دادن به جوانان قابل توجّه است.
عضویت در هیئت امنا:
هیئت امنا، هیئت مدیره مسجد است که تمامی فعالیتهای مسجد را جهتدهی مینماید، لذا عضویت یکی از جوانان متعهّد و مؤمن مسجدی در هیئت امنا، بها دادن به جوانان در حد بالاست. این اقدام باید سبب ایجاد رقابت سالم و سازنده بین جوانان برای احراز این پست باشد.
مشورت و نظر خواهی:
شایسته است بزرگترها، اعضای هیئت امنا و امام جماعت برای فعالیتهای
گوناگون مسجد، نظر جوانان را جویا شده و در صورت امکان آنها را اجرا کنند. این اقدام سبب خود باوری و احساس شخصیت در جوانان میشود. آنها از این که به نظر آنها در تصمیمگیریهای مسجد توجّه میشود خوشحالند و مسجد را از خود میدانند در نتیجه در مسجد به طور مستمر حاضر میگردند.
محول کردن فعالیتهای مسجد به جوانان:
برخی از اقدامات مسجد را میتوان به طور کلی یا جزیی به جوانان واگذار نمود. مثلاً برنامه پذیرایی مراسم به عهده جوانان باشد. این اقدام با روحیّه پر شور و نشاط جوانان تناسب دارد و سبب ایجاد وابستگی به مسجد در جوانان میشود.
امروزه تبلیغات در انتقال، ترویج و حتی ایجاد یک فرهنگ در عرصه بینالملل، ابعاد گستردهای به خود گرفته است؛ با توجّه به ابعاد روانی و احساسی تبلیغات و روحیّه اثرپذیر جوان به نظر میرسد، تبلیغات دینی هوشمند و حسابشده دینی، میتواند جوانان را در مسیر دینداری و مسجد ثابتقدمتر نماید.
در فضاهای آموزشی، مثل مدارس و دبیرستانها، زمینهئ مناسبی جهت تبلیغات وجود دارد. نصب پوسترهای رنگی و جذاب به منظور اطلاعرسانی فعالیتهای مسجد، در تابلو اعلانات از جمله این امور است. پخش جزوه و بروشور در مورد مسجد در بین دانشآموزان مفید به نظر میرسد.
نصب پلاکاردهای زیبا در مورد فضیلت و آثار مسجد و نماز جماعت در مکانهای حضور جوانان، مثل میادین ورزشی قابل توجّه است.
البته رفتار مسجدیان به خصوص امام جماعت مهمترین عامل تبلیغاتی است.
انسان در مراحل مختلف حیات خویش به الگو نیاز دارد. البته با افزایش سن و تجارب ذهنی، تقلید به صورت آگاهانه صورت گرفته و در حیطه اراده قرار میگیرد. در این حال، فرد سعی میکند برابر شخص یا اشخاصی که به نظرش شخصیتی قابل قبول دارند، همانندسازی کند و نگرشها و ویژگیهای رفتاری و اخلاقی آن فرد یا اشخاص را برای خود سرمشق قرار دهد.
جوان نیز یکی از خواستههای اجتماعیاش، الگو پذیری است؛ او در جامعه خواستار کسانی است که در رفتار و گفتار برای اوالگو باشند.
هیئت امنا میبایست شخصیتهای محبوب جوانان را در سطح شهر شناسایی کرده، آنها را به مسجد دعوت کند تا در جمع نمازگزاران حاضر شوند، یا این که اگر شخصیت برجستهای است، مراسم سخنرانی برای او ترتیب دهند. این کار با مشورت و همکاری خود جوانان، امکانپذیر است. مثلاً معلمان و مدیران موفق و محبوب مدارس به مسجد فرا خوانده شوند. البته این کار میبایست از نظر تبلیغاتی و فرهنگی به خوبی پوشش داده شود. مثلاً با نصب یک پلاکارت در جلوی درب مسجد، حضور مدیر دبیرستان در مسجد گرامی داشته شود.
گفتنی است دعوت از هنرمندان، ورزشکاران و سایر شخصیتهای محبوب جوانان برای حضور در میان نمازگزاران، اقدام مثبتی است که با توجّه به موقعیت جغرافیایی مسجد و سطح فرهنگی هر محله از فراز و نشیب و تنوع برخوردار است.
جوانان، زیبایی و نشاط را دوست دارند و چنان که فضای مسجد چنین باشد، در جلب جوانان مؤثر است. نکات لازم در تطابق شکل ظاهری مسجد با این ویژگی جوان عبارتند از:
نظافت و پاکیزگی رعایت نکات بهداشتی، نظافت و شستشوی متناوب مسجد و پاکیزهسازی ظاهر مسجد و معطر نمودن آن یکی از عوامل مهم جذب جوانان است، بعلاوه باید امکانات لازم از قبیل وسایل گرمایشی و سرمایشی و امکانات رفاهی در داخل مسجد موجود باشد.
رنگآمیزی شاد عامل دیگر در فضا سازی روحی مسجد، رنگ است. رنگها علاوه بر آثار و ابعاد عرفانی، از نظر روحی و روانی نیز اثر داشته، سبب نشاط یا خمودگی میگردد.
یکی از اندیشمندان در مورد تأثیر رنگها میگوید: رنگها در هنر، جنبهای کیمیایی دارد و آمیختن آنها، خود یک هنر، مشابه کیمیاگری است... . هر رنگ دارای تمثیلی، خاص خود است... . نیز هر یک دارای رابطهای با یکی از احوال درونی انسان و روح اوست... .(1) تأثیر روانی رنگ به حدی است که میتوان به زبان ریاضی و قوانین علم فیزیک و با اندازهگیری میزان تشعشعات آنها تأثیر هر رنگی را سنجید. علاوه بر این تأثیر، قدرت نمادین رنگها قابل توجّه است.
رنگ در، دیوار، فرش، سجاده و پارچهها و پرچم هایی که بر دیوار نصب میشود، باید رنگهای روشن، شفاف و شاد باشد تا سبب طراوت و شادابی محیط گردد. متأسفانه امروزه در بیشترین مساجد به این عامل توجّه نمیشود.
1) . معماری مسجد، ج 2، مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی معماری مساجد، افق آینده، ص 447 به نقل از تفسیر المیزان، ج 2، ص 297 به نقل از ایران پل فیروزه، حسین نصر .
برخوردها شاید مهمترین عاملی که سبب پر شور و نشاط شدن محیط میشود، نحوه برخورد مسجدیان و نمازگزاران است. در این برخوردها باید علاوه بر رعایت احترامات اجتماعی، طراوت و سَرزندگی خاصی موجود باشد و در قالب برخوردهای خشک، مقدس نمایی و تعصبگرا و پیر پسندانه خلاصه نگردد.
جوان با مشاهده این برخوردها در مورد حضور یا عدم حضورش در مسجد تصمیم میگیرد.
بعد آموزشی و معرفتی مسجد یکی از مهمترین ابعاد آن است. امام جماعت بهعنوان شخصیتدینیمسجد، وظیفهآموزش وتربیت دینینمازگزاران را برعهده دارد.
امام جماعت با بیان احکام فقهی، عقیدتی، اخلاقی از روایات و آیات قرآن نظام شناختی و رفتاری اسلام را در بین نمازگزاران ایجاد کرده و گسترش میدهد.
در این میان توجّه به این نکته ضروری است که نیازها، علایق، خواستهها و سطح فهم و فرهنگ همه افراد یکسان نیست. لذا جهت تربیت فراگیر اسلامی، میبایست برای هر دسته از مخاطبین و نمازگزاران مطالب مورد نیاز خودشان را بیان نمود.
جوانان در این میان از حساسیت و اهمیت ویژهای برخوردارند. آنها با ذهنی پر سؤال، روحیهای کنجکاو، توقعات جدید و مقاومت در قبال اوامر و نواهی، وظیفه مشکل و سنگینی را بر دوش مربیان دینی مینهند. نوع مطالب و نحوه ارایه آنها به جوانان بسیار مهم است.
حضور در مسجد یک رفتار دینی است که مستلزم برخی پیشنیازهاست و بدون
تحقق آنها، نمیتوان انتظار داشت، جوانان در مسجد حاضر شوند. بر این اساس گاهی اوقات مشاهده میشود، با وجود این که مسجد محل از نقاط قوت زیادی برخوردار است، ولی برخی جوانان به مسجد جلب نشدهاند!! جوانی که مشکل اخلاقی دارد و اوقات خود را با تماشای فیلمهای مبتذل و سیر در اینترنت و کافینتها میگذارند، اعتقاد راسخ و حقیقی به مبدأ و معاد ندارد، اهل نماز نیست، از هر راهی کسب و کار مینماید، دلبسته دنیا و مظاهر آن است، دینداری را نشانه عقبماندگی فکری و فرهنگی میداند، با موانع شناختی و رفتاری مواجه است که حضور او در مسجد تنها پس از رفع این امور میسر میشود.
تشویق، یکی از مهمترین ابزار تربیتی است که باید برای برانگیختگی، باز دارندگی و شکوفاسازی استعدادهای انسان در جهت کمال از آن بهره گرفت. نقش تربیتی و مثبت تشویق این است که نیروهای خفته آدمی را و میل به تلاش و شادابی را برمیانگیزاند. تشویق باید به جا، متناسب و متوازن با اصل و نوع عمل باشد و روحیات و گرایشها و مرتبت وجودی فرد در آن لحاظ شود تا بیشترین تأثیر را داشته باشد.
تشویق با دو خواسته جوان تطبیق کامل دارد:
1 . جوان ستایشخواه است.
2 . میخواهد جلب توجّه نماید.
آری جوان شیفته تحسین و تمجید است. به ستایشها دل میبندد و حاضر است خود را فدای کسی کند که صلاحیت و شایستگی او را تأیید کرده و یا به تعریفش پرداخته است. او برای جلب توجّه دیگران، حتی به عوامل زیانبخشی چون سیگار رو میآورد تا بتواند خود را نشان بدهد!! تشویق جوانی که در مسجد حاضر شده است،به نحوی که با شخصیت و روحیات
او موافق باشد، پاسخی است به خواستههای درونی او در عرصه ذهن و عاطفهاش، که دوام حضور او آغاز حضور دیگران را نوید میدهد.
با توجّه بهروحیات جوان، راههای زیر برای تشویق جوانان در مسجد توصیه میشود:
معرفی جوان نمونه مناسب است جوان نمونه در طول هفته یا ماه یا فصل یا سال برگزیده و معرفی گردد. این معرفی به شکل اعلام در تابلو اعلانات یا در ضمن برنامههای مسجد در مناسبتهای مذهبی امکان پذیراست. به جاست قبل از اعلام، امام جماعت در مورد اهمیت جوان و جوانی در اسلام صحبت کند و از جوانی ائمه و پیامبر«علیهمالسلام» یا علما و عرفا، حکایتی را نقل نماید. سپس هدیهای به رسم یادبود به او داده شود.
جایزه ویژه برخی جوانان در مدت خاصی پا به مسجد گذاشته و در آن ثابتقدم میشوند. بهتر است این فرصت را غنیمت شمرده و برای تداوم حضور او جایزه ویژهای را تهیه نمود. مثلاً جوانی در ماه رمضان، در مراسم نماز جماعت، سخنرانی دینی، دعا، نیایش و مراسم شبهای قدر به طور منظم و فعال حضور داشته است! بهتر است چنین فردی در عید فطر در میان نمازگزاران نماز عید، مورد تشویق قرار گیرد و به عنوان جوان نمونه، معرفی شود.
بسیاری از جوانان از مراکزی که ماهیت دینی دارند و به قصد تغییر و تأثیر بر جوانان فعالیت میکنند، استقبال نمیکنند. جوانان از محیطهای خشک و رسمی،
با قوانین متعدد، چندان راضی نیستند و مکانی را میطلبند که آزاد باشند! با توجّه به فضا و محتوای با نشاط بسیج، به نظر میرسد، محیط جوانپسندانه بسیج، در جلب جوانان به مسجد مؤثر باشد. در بسیاری از موارد جوانان ابتدا جذب بسیج و سپس در مسجد حاضر میشوند، از این رو شایسته است، پایگاههای بسیج از جهت امکانات و موقعیت تقویت گردد تا زمینههای بیشتری را برای جلب و هدایت جوانان به وجود آورند.
مسجد برای جلب جوانان، میبایست اقدامات گوناگونی را در جنبههای مختلف انجام دهد. جهت هر چه بهتر انجام شدن این اقدامات میبایست دفتری به نام دفتر جوانان در مسجد تشکیل شود تا اقدامات گوناگون در مورد جوانان را به طور منسجم، هدایت و سرپرستی نماید. مسئول این دفتر بهتر است همان جوان متعهد و مسجدی باشد که عضویت هیئت امنا را دارد.
تشکیل چنین دفتری، این احساس را در جوانان تقویت میکند که مسؤولین مسجد، به جوانان احترام میگذارند و برای آنها جایگاهی در مسجد تعریف شده است.
این دفتر برنامهریزی و اجرای کلیه امور فرهنگی، آموزشی و عبادی جوانان را برعهده دارد و پاسخگوی جوانان مراجعهکننده خواهد بود. در تابلو اعلانات این دفتر اطلاعیهها و نکاتی مربوط به ویژگیها، نیازها، چالشها، آسیبها، مصلحتها و امور مشاورهای جوان قابل نصب است. تنظیم و نشر بروشور در مورد جوانان از دیگر اقدامات این دفتر است.
نوراللّه حیدری
نگارنده نخست نقش مدیریت را چنین بازگو نموده؛ مدیریت که عدهای آن را ذاتی و عدهای دیگر آن را اکتسابی میدانند و بر همین اساس آن را هنر و یا علم و دانش خاصی تعریف میکنند. در یک تعریف جامعتر آمیزهای از علم و هنر محسوب شده، که از ادوار گذشته بشری تا عصر حاضر به اقتضای هر زمان مورد توجه ابناء بشر بوده و در عصر کنونی به یکی از ضروریترین نیازهای بشریت مبدل گریده، بطوری که یکی از مولفههای بسیار مهم که جوامع مختلف را بر دیگری برتری میدهد نحوه و میزان نگرش و کاربرد شیوههای مدیریت است.
امروزه عنصر مدیریت شایسته بر منابع مادی و هدایت بیروی انسانی، محور رشد و بالندگی معرفی میشود که حتی در یک شرایط نابرابر مادی و طبیعی، مدیریت صحیح و موثر، عامل تعیین کننده در تعالی و ترقی جامعه محسوب میشود آنگاه در مورد ساختار پیشنهادی مدیریت مسجد؛ مدیر اصلی مسجد را امام جماعت آن دانسته و او را به همراه هیئت امناء مسجد که متشکل از افراد متدین، علاقهمند و خوش اخلاق هستند کادر رهبری مسجد معرفی و مسئول پایگاه بسیج مسجد، هیئت مذهبی، مسؤول کانون
مسجد و خادم مسجد را به آن افزوده و در پایان بر ویژگیهای شخصیتی و تواناییهای علمی و مدیریتی امام جماعت، تقسیم وظایف بین هیئت امنا و مسؤول بسیج و بر وجود یک خواهر به عنوان مسئول امور خواهران و یک جوان به عنوان مسؤول امور جوانان تأکید نموده است.
مدیریت که عدهای آن را ذاتی و عدهای آن را اکتسابی میدانند و بر همین اساس آن را هنر و یا علم و دانش خاصی تعریف میکنند، در یک تعریف جامعتر آمیزهای از علم و هنر محسوب شده که از ادوار گذشته بشری تا عصر حاضر به اقتضای هر زمان مورد توجّه ابناء بشر بوده و در عصر کنونی به یکی از ضروریترین نیازهای بشریت مبدل شده است به طوری که یکی از مولفههای بسیار مهم که جوامع مختلف را بر دیگری برتری میدهد، نحوه و میزان نگرش و کاربرد شیوههای مدیریت است.
بدون تردید وجود عنصرِ هدایتِ مؤثر نشانگر آن است که با وجود یک مدیریت کارآمد و اثر بخش، جامعه و مجموعه انسانی از حضیض فقر و وابستگی به اوج شکوفایی و استقلال صعود و با فقدان آن، جامعه به سراشیبی انحطاط سقوط میکند.
شاید روزی وجود منابع مادی، مالی و طبیعی به عنوان محور رشد و بالندگی فرد و جامعه محسوب میشد، ولی امروزه عنصر مدیریت شایسته برای هدایت منابع مادی و نیروی انسانی، محور این رشد و بالندگی معرفی میشود که حتی در یک شرایط نابرابر مادی و طبیعی، این مدیریت صحیح و مؤثر است که عاملی تعیین کننده در تعالی و ترقی جامعه است.
گرچه قاطبه اصحاب قلم و اندیشه، تلاش میکنند پیدایش چنین دانشی را مانند بسیاری از دانشهای دیگر، به مغرب زمین منسوب سازند و ملتهای شرقی را دنبالرو آنان معرفی کنند، ولی طریق انصاف نشان میدهد، زایش و پیدایش غالب دانشها،
در شرق عالم بوده و مغربزمین در قرون اخیر در کاربست و کاربردی کردن مواردی از آنها، قدمهای چشمگیری برداشته است.
بدون شک اهتمام آنان قابل تحسین و تقدیر است، ولی باید بدانند که اگر معارف شرقی را نمیگرفتند، هرگز به این جایگاه صعود نمیکردند. غنیترین معارف مدیریتی در متون ناب اسلامی وجود دارد، ولی متأسفانه سستی، غفلت و خودباختگی مسلمانان از یک طرف و سیطره سیاه استعمارگران متجاوز از طرف دیگر، باعث غارت یا محبوس شدن این معارف در کتابها و دور شدن آنها از متن زندگی مردم گردیده است.
به هر حال مدیریت ریشه در فرهنگ اصیل اسلام دارد و این بدین خاطر است که این علم و هنر، یک عنصر حیاتی برای حیات و بقاء جوامع است. بر این اساس مدیریت صحیح بر مسجد که متشکل از مجموعهای انسانی با ویژگیهای معنوی و مستعد است، میتواند به عاملی کمنظیر در رونقبخشی به مساجد دوران معاصر بدل شود.
مدیریت کامل و حقیقی در یک مسجد، وابسته به حضور فعال و دایمی یک روحانی و عالم واقعی است. مسجد بدون امام جماعتِ شایسته از نظر دین، اخلاق و علم لازم، همچون خانهای بدون مدیر است.
روحانی به همراه هیئت امنای مسجد که متشکل از افراد متدین، علاقمند و خوش اخلاق هستند، کادر رهبری مسجد را تشکیل میدهند.
میتوان به این جمع، مسؤول پایگاه بسیج مسجد، مسؤول هیئت مذهبی، مسؤول کانون مسجد و خادم مسجد را نیز اضافه نمود.
هر کدام از این افراد باید بر اساس شرح وظیفهای که نهاد متولی امور مساجد کشور تدوین میکند، زیر نظر روحانی مسجد یا قائم مقام او فعالیت کنند.
عناوین وظیفه هر کدام از این افراد را میتوان در محورهای کلی زیر بیان کرد:
1 . روحانی مسجد: رهبر و مدیر مسجد.
2 . مسؤول بسیج مسجد یا یکی از اعضای توانمند و عالم هیئت امنا: قائم مقام مدیریت.
3 . مسؤول کانون مسجد: مسؤول امور فرهنگی.
4 . یکی از اعضای هیئت امنا: امور مناسبتها (تبلیغات).
5 . یکی از اعضای هیئت امنا: امور مالی و تدارکات.
6 . یکی از اعضای هیئت امنا: امور سیاسی.
7 . یکی از اعضای هیئت امنا: امور ساختمان و تعمیرات و توسعه.
8 . خادم مسجد: مسئول امور نظافت و پاکیزگی و بهداشت مسجد.
9 . یک نفر خواهر: مسؤول امور خواهران مسجد.
10 . یک جوان شایسته: مسؤول امور نوجوانان و جوانان مسجد.
1 ـ شرایط و وظایف روحانی مسجد در عصر ما که به یمن نظام مقدس جمهوری اسلامی، اسلام عزیز که در طی قرون متمادی آن را از صحنه زندگی اجتماعی به حاشیه رانده بودند، به همت رادمردی کمنظیر از سلاله پاک زهرای مرضیه یعنی حضرت امام خمینی قدسسره به حاکمیت کامل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... در کشور اسلامی ایران و ابهتی شایسته در عرصههای جهانی انجامید، نقش روحانیت و انتظارات مردم، بسیار با زمان گذشته متفاوت است. لذا شخصیت و منش رفتاری، اخلاقی، فرهنگی و سیاسی روحانی و نحوه انجام رسالت و فعالیت او مورد بحث است.
در خصوص شخصیت و منش، روحانی باید شخصیتی مردمی، با سواد و آگاه به زمان باشد و در خصوص انجام وظایف، عواملی چند مؤثرند:
1 . حضور منظم و دایمی وی.
2 . اقامه نماز غیر طولانی و صحبت کوتاه و با جاذبه و جدید و منظم.
3 . پرسش و پاسخ برای جماعت مسجد هر چند وقت یک بار.
4 . تشریح فلسفه احکام الهی و ثمرات دنیوی و اخروی آنها برای مردم.
5 . فکر و برنامهریزی برای جذب همسایگان مسجد و دغدغه و حساسیت و تدبیر نسبت به خلوت یا حضور مردم.
6 . شناسایی افراد و نمازگزاران با ویژگیهای خاص هر یک و بهره جستن از توان آنها.
7 . مراجعه به محل کار نمازگزاران و حتی کمک به آنان هر چند وقت یک بار.
8 . عیادت بیماران نمازگزار.
9 . شرکت در مجالس مختلف مردم اعم از شادی یا مصیبت.
10 . آشنایی به سیره و سنت نبوی و علوی و انجام آنها در حد توان.
2 ـ وظایف قائممقام مدیریت مسجد انجام وظایف دهگانه روحانی مسجد در موارد لزوم به فراخور توان و پاسداری از امنیت و دفاع از ارزشها به تناسب مسؤولیت بسیجی خود، از وظایف قائم مقام مدیریت مسجد میباشد.
3 ـ وظایف مسئول امور فرهنگی مسجد ترتیب دادن مباحث منظم برای خواهران، جوانان و بزرگترها و دانشآموزان، تشکیل کلاسهای قرآن، عربی، تقویتی برای دروسی مانند زبان خارجه انگلیسی، ریاضی و... برای تقویت دروس مدرسه از وظایف مسئول امور فرهنگی مسجد است.
امور فرهنگی مسجد، میتواند ضمن برنامههای عمومی از جمله برپایی سنت
قرائت قرآن کریم، در هر شب در هنگام نماز جماعت مغرب و عشا و یا مسابقات مختلف، به تفکیک برای هر جنس و رده سنی و شغلی مختلف، برنامه داشته باشد.
بار مالی حرکتهای فوق را میتوان با استفاده از معلمین متدین و بسیجی که با تخفیف لازم تدریس میکنند و دریافت شهریه مناسب از افراد و کمک از طریق نهادهای فرهنگی استان و یا درآمدهای مسجد که مغازههای تجاری دارند تأمین کرد.
برای سایر اقشار همچون کشاورز، کسبه، کارگر و... نیز آموزشهای مفید در نظر گرفته شود. همچنین در یک برنامه منظم از مسئولان مختلف فرهنگی استان، شهرستان، شهرومحلهدعوت بهعملآیدتاپاسخگویسوالات مختلف نمازگزاران در مسجد باشند.
همچنین وجود یک کتابخانه غنی و روزنامههای مختلف در آن در داخل مسجد بسیار مؤثر است.
4 ـ وظایف مسؤول امور تبلیغات و مناسبتها دعوت از افراد هنرمند و علاقمند، ایجاد جاذبه لازم برای جذب افراد به مسجد، استفاده از ابزار و رسانههای صوتی و تصویری، برگزاری مناسبتهای مختلف در مسجد از وظایف مسؤول امور تبلیغات و مناسبتها است.
نکته بسیار مهم آن است که از یک سو با عنایت به لحاظ گسترش حجم رسانههای تبلیغی، تلویزیون، رایانه، اینترنت و سایر رسانهها، برنامه جشنها و مناسبتهای مسجد باید به حدب جذاب باشد که انگیزه حضور در مسجد فراهم شود و از سوی دیگر، مناسبتها حتیالمقدور از حالت کلیشهای و تکراری خارج شود و با تغییر دکور و جایگاه مراسم و سخنران و برنامهها و عوامل اجرا و تأثیر آنها در رفع مشکلات مسجد و محله حالتی جذاب به آنها داده شود.
5 ـ وظایف امور مالی و تدارکات مسجد تأمین امکانات و هزسنه مناسبتها، برنامههای طویل المدت فرهنگی، و مخارج مختلف بهداشتی، سوختی و نگهداری مسجد و... تهیه منابع مطمئن و دایمی مالی و اتخاذ تدابیر لازم برای کسب در آمد به شکل ممکن شرعی از اهم وظایف مسؤول امور مالی و تدارکات مسجد است.
فعالیت چشمگیر و مؤثر سایر بخشهای مسجد، به فعالیتهای امور مالی وابسته است. از جمله اموری که میتوان در تأمین منابع مالی انجام داد:
1 . شناسایی افراد خیّر محل برای مقرر کردن، یک منبع دایمی مالی برای مسجد.
2 . بهرهبرداری مناسب و حتی تبدیل بخشهایی از مسجد به امور درآمدزا با رعایت حرمت مسجد و لحاظ کردن مسایل شرعی.
3 . افتتاح شماره حساب برای مسجد و اعلام آن.
4 . دریافت وجوهی از افراد که مراسم خود را در مسجد، بر پا میکنند.
6 ـ وظایف مسؤول امور سیاسی مسجد بالا بردن آگاهی و معرفت سیاسی اقشار مختلف مردم، تبیین مفهوم واقعی سیاست و آشکار نمودن شگردهای سیاستبازان داخلی و خارجی، تحلیل وقایع و رویدادهای سیاسی، ارایه اخبار سیاسی در تابلو اعلانات داخل مسجد، معرفی خدمتگزاران گمنام، تشریح ابعاد سیاسی اسلام و برنامههای دشمنان انقلاب بهطور مستند، ارایه سلسله مباحث سیاسی با دعوت از سخنرانان به منظور حفظ گوهر ناب و بیبدیل حکومت اسلامی، و جلوگیری از تبدیل آن به یک نظام سکولار از وظایف مسئول امور سیاسی مسجد است.
متأسفانه اسم امور سیاسی و اشتغال به آن، بد نام شده، در عرف جامعه نوعی گناه
و انحراف تلقی میشود! امام امت، با این تفکر که تدین را با سیاست در تضاد میبیند، مبارزه نمود و بر گفتار نغز شهید آیتاللّه مدرس که سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست، در گفتار و عمل تأکید نمود.
در شرایط کنونی کشور فعالیت سیاسی مساجد یک ضرورت حیاتی است! امروزه وجود یک مسجد آشنا به سیاست و دارای یک برنامه سیاسی میتواند پشتیبان محکمی برای نظام اسلامی باشد و در جهت شبههزدایی، رفع اتهامات، خنثی نمودن شایعات و مباحث بیمبنا نسبت به نظام، روحانیت و حزباللّه، گامهای مؤثری بر دارد.
7 ـ وظایف خادم مسجد نظافت و امور بهداشتی مسجد، عطرآگین نمودن و زیبا سازی، توأم با مهربانی و عطوفت با جوانان و نوجوانان و رعایت اخلاق اسلامی از وظایف خادم مسجد است.
8 ـ وظایف امور خواهران مسجد انجام کلیه امور خواهران و سهیم ساختن آنان در انجام کارهای مسجد با رعایت حدود شرعی از وظایف امور خواهران مسجد است.
برای تحقق این امر میتوان با انتخاب یک خواهر علاقمند و توانا، از نقطهنظرات زنان در این زمینه مطلع شد.
9 ـ وظایف امور نوجوانان و جوانان مسجد جذب، نگهداشت و تربیت سازنده و اسلامی نوجوانان و جوانان و برنامهریزی خاص برای آنها از وظایف امور نوجوانان و جوانان مسجد است.
در شرایط کنونی جهان که افراد در محاصره اطلاعات و شیوههای رنگارنگ برای جذب و سرگرمی هستند، مسجد بدون مدیریت و برنامهریزی صحیح، نمیتواند صرفا با نصیحت و حرف، زمینه جذب و نگهداشت آحاد جامعه را فراهم کند.
در پایان تذکر این نکته لازم است که با تأمین منابع مالی و ارایه برنامههای جذاب و مفید، میتوان مساجد را رونق بخشید.
امید که با الطاف خداوند تبارک و تعالی و برنامهریزی نهادهای ذیربط، مساجد کشور در هر کوی و برزن از درخشش و تابندگی در ابعاد مختلف بهرهمند شوند.
علی رضایی بیرجندی
در این مقاله ابتدا به تاریخچه آموزش در مساجد پرداخته شده است که از ابتدای آیین اسلام بر عهده مساجد بوده است و آن را نه یک امر اتفاقی، بلکه به عنوان یکی از اهداف اصلی پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» از ساخت مسجد تلقی نموده است و یادآور میشود که در زمان حیات پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» نه مسجد فعال بوده است که از همگی به عنوان مدرسه استفاده میشده است سپس به تشکیل حلقههای علمی در مساجد و نظام آموزشی مساجد توجه نموده و موارد ذیل را مستند به بحث میگذارد: 1 ـ آداب آموزش؛ 2 ـ زمان آموزش؛ 3 ـ شیوه آموزش؛ 4 ـ شیوه ارزیابی؛ 5 ـ موضوعات درسی؛ 6 ـ انتخاب استاد؛ 7 ـ گواهینامه؛ 8 ـ شیوه کاریابی؛ 9 ـ معاش استادان؛ 10 ـ هزینه دانشجویان.
سپس به موقعیت علما در جامعه و مساجد و علوم جدید میپردازد و ضمن توجه به جایگاه علوم جدید از منظر قرآن و روایات به بررسی علل کاهش تولید علم پرداخته آن گاه با اشاره به انقلاب اسلامی ایران مینویسد:
انقلاب اسلامی ایران که حرکتی اصیل بر مبنای قرآن و روایات اهلبیت«علیهمالسلام» میباشد دین را با همه جامعیتش به صحنه آورده هم اینک وقت آن رسیده است که تدابیری اندیشیده شود تا مساجد نیز نقش خود را به تمام کمال از جمله در ارتباط با مسئله
آموزش ایفا نمایند. از این رو با توجه به اهمیت استان تهران و نقش الگوسازی آن برای سایر نقاط ایران و جهان طرح مراکز آموزشی مساجد در استان پیشنهاد میگردد که در این تلخیص فقط به ذکر اهداف میپردازیم.
ـ فعال شدن مساجد و افزایش کارکردهای آنها.
ـ بازیابی نقش مؤثر ائمه جماعات در جامعه به عنوان معلمان فرهیخته.
ـ استفاده بهینه از امکانات مساجد و فضاهای معنوی موجود.
ـ مقابله با تهاجم فرهنگی دشمنان و پاکسازی جامعه از آسیبهای فرهنگ بیگانه.
از روزهای نخستین ساخت مسجد، آموزش با مسجد ارتباط تنگاتنگی داشت. زیرا فراگیری آموزههای وحیانی که اسلام مشوّق یادگیری آنها بود، در مساجد صورت میپذیرفت؛ حفظ و درک آیات قرآن، نقطه آغاز آموزش بود و پس از قرآن، مطالعه و یادگیری سخنان گرانبهای پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» از طریق مساجد انجام میشد. براین اساس تبدیل مسجد به اوّلین مدرسه مسلمانان، یک رویداد اتفاقی نبود، بلکه پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» میخواست که مسجد، به مرکز مهم آموزش در جامعه اسلامی تبدیل گردد از این رو فرمود:
«کسی که به منظور یاد دادن یا یاد گرفتن وارد مسجد میشود، مانند مجاهدی است که در راه خدا نبرد میکند».(1) اراده نبوی در تبدیل مسجد به مرکز آموزش، بهگونهای بود که ایشان اغلب اوقات خود را در مسجد صرف تعلیم مردم میکرد. پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» در مسجد مینشست
1) . الموطأ، ابن مالک، ص 56 .
و مردم را به امور دینی و سعادت دنیوی هدایت میکرد.
تاریخ نویسان در این باره چنین مینویسند:
«پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» خود به تدریس میپرداخت و دوستان حضرت نیز مرتب از جلسات درس بازدید میکردند و اگر نقصی در آنها مشاهده میکردند، فورا آن را اصلاح میکردند».(1) دستورهای صادره در مسجد، فقط منحصر به مردان نبود؛ بلکه زنان مسلمان نیز اجازه رفتن به مسجد داشتند، آنان به سخنان پیامبر«صلیاللهعلیهوآله»گوش میدادند و در مواردی از آن حضرت سؤال میکردند.
افزون بر مسجد النبی، در مساجد دیگر نیز برای تدریس حضور مییافت، مسجد قبا که از مدینه چندان فاصله نداشت، محلی بود که پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» گاه به آنجا رفته و از مجالس درس آن مسجد بازدید میکرد.(2) به طور کلی، پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» آگاهانه و برای این که مسجد محل مهمی برای آموزش مسلمانان باشد، راه را هموار کرد. در دوران حکومت پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» در مدینه، آن حضرت به امر تعلیم و تربیت، توجّه فوقالعادهای مبذول داشت و در این کار از نفوذ شخصیت خود استفاده میکرد. پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» وقت زیادی را به امر تدریس اختصاص داده بود وی مرتب برای همراهان و پیروان خود صحبت میکرد، جلسات سخنرانی بعد از اقامه نماز تشکیل میشد و سخنان وی در باره مذهب و امور دنیوی بود.(3) تعلیمات پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» در مسجد، تنها در مدینه ارایه نمیشد! فکری با استفاده از نوشتههای غزالی میگوید که چند نفر از یاران پیامبر«صلیاللهعلیهوآله»
در زمان حیات ایشان در مسجد قبا به تدریس اشتغال داشتند.(1) مدارک نشان میدهد که در حدود نه مسجد در زمان پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» بر پا بود، هر یک از این مساجد فعالانه به عنوان مدرسه انجام وظیفه میکردند.(2)و معلمان مخصوص به خود داشتند.
بعد از رحلت پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» نیز ارتباط مسجد و آموزش به قوت خود باقی ماند.
پس از مرگ پیامبر«صلیاللهعلیهوآله»، شنوندگان مشتاق مسلمان، بعد از مراسم نماز به دور اصحاب او حلقه میزدند و به گفتههای آنان که اعمال و کردار پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» را بازگو میکردند، گوش فرا میدادند و بعد از مدتی اصحاب پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» اولین معلمان جامعه مسلمانان شدند و مسجد کلاس درس آنان شد.(3) از آن هنگام تاکنون، مسجد موقعیت مهم خود را به عنوان مرکز آموزش و مرکز عبادت حفظ کرده است، این نقش دوگانه مسجد در زمان امویان، عباسیان و دیگر خاندانهای حکومتی بدون تغییر باقی ماند.(4) در واقع، با توسعه اسلام، مساجد نیز توسعه یافتند و دستورهای مربوط به مذهب و امور دنیوی در آنجا صادر میشد. در سراسر دنیای اسلامی، آموزشهای ابتدایی و مطالعات پیشرفته در مساجد برقرار بود، بعضی از مساجد که وظیفه مدرسه را ایفا میکردند، به صورت مناطق آموزشی درآمدند و دانشپژوهان و دانشمندان بزرگی را به سوی خود جلب کردند: «میبینیم که ابوالزنیت از مسجد مدینه خارج میشود و شاگردان او مانند قراولانی که در اطراف سلطان خود گرد آمدهاند او را احاطه و یکی درباره مذهب، دیگری راجع به ریاضیات و سومی در مورد معنای یک شعر پرسش
و نفر چهارم نیز در باره سنت پیامبر یا مسئله و مشکل دیگری مطلبی را عنوان میکند».(1)
اساس آموزش مسجد را حلقهها و دایرههای درسی تشکیل میداد که در اسلام آنها را «حلقة العلم» یا دایره آموزشی مینامیدند، کلمه حلقه به مفهوم شیء کروی و گرد است، به این ترتیب دستورهای مسجد با سیستم «حلقه» اقتباس از جلسات حکومتی بود که معمولاً به شکل حلقهوار دور میزی مینشستند؛ در این جلسات معلم بر روی پایه، بالش یا صندلی مینشست و بر دیوار یا ستونی تکیه میداد، از طرف دیگر، دانشآموزان در ردیفهایی به شکل نیم دایره در جلوی استاد قرار میگرفتند. به این ترتیب، حلقه در واقع دایره کامل نبود، چون نمیتوان قبول کرد که شاگردان پشت سر معلم بنشینند، تعدادی از مساجد بیش از یک حلقه و بعضی دیگر، مخصوصا مساجد بزرگ، حلقههای زیادی داشتند.(2) ابنبطوطه سیاح مشهور در مسافرت خود به دمشق مینویسد که پانصد دانشآموز و طلبه در مسجد اموی در حلقههای علمی شرکت و از جیرههای رایگان روزانه استفاده میکردند.(3) در سال 149 هـ.ق / 766 م، مسجد «منصور» در بغداد به دست خلیفه ابوجعفر المنصور بنا و بعدها توسط هارون الرشید تزیین شد و توسعه یافت، این مسجد یکی از مهمترین مراکز آموزشی در خاورمیانه بود، این مسجد با دارا بودن بین چهل تا پنجاه حلقه علمی، مرکز و مقصود دانشمندان و دانش پژوهان بود.
دانشمندی به نام خطیب بغدادی از علمای قرن 4، نقل میکند در زیارت مسجد الحرام از خداوند سه چیز طلب کرد که یکی از آنها این بود که بتواند در مسجد منصور
به تدریس بپردازد.(1) تاریخ و همچنین تحقیقاتی که از آموزش مسلمانان عمل آمده است نشان میدهد که حلقههای علمی چگونه بودهاند. در اکثر مساجد، حلقههای علمی در حیاط مساجد تشکیل میشدند و این جلسات از محل عبادت دور بودند تا مزاحم مردم نشوند.
در نزدیکی هر حلقه، ستونی بود که معلم نشسته یا ایستاده بر آن تکیه میداد، ستون و اطراف آن که به نامهای «زاویه» یا «رواق» نامیده میشد، بزودی محل و مرجعی برای حلقه شد.
بعد از مدتی این نقاط به نام معلم خود نامیده میشد به خصوص اگر او فرد مشهوری بود(2)در مواردی نیز این رواقها به نام محل یا مملکتی که طلبهها از آنجا میآمدند نامیده میشد و این نامها در جامع الازهر مشاهده میشود.
نظام آموزشی که در مساجد اعمال میشد، از نوع ساده آن بود، در این قسمت به اهم موارد این نظام اشاره میشود:
هیچ نوع شرطی برای دانشآموزان وجود نداشت؛ هر فرد در پیوستن به حلقه مورد انتخاب خود تشویق میشد، اما در بعضی از مساجد، جلب رضایت استاد برای پیوستن لازم بود.(3)
1) . التربیة الاسلامیة و فلاسفتها: صص 84 و 85 .
2) . مسجد القاهره و مدارسه: ج 2، صص 144ـ 145؛ حضرت محمد9 بر کنار ستون توبه در مسجد مدینه مینشستند و اصحابشان گرداگرد ایشان حلقه میزدند و به تعلیمات پیامبر گوش جان میسپردند. ر. ک: ابنآشور، محمد الطاهر، الیس الصبح بقریب، المصرف التونسی للطباع، تونس، 1967 م، صص 43 ـ 44 .
3) . The Educational System Of The Muslims In The Middle Ages, p 448
هنگامی دانشآموز وارد مسجد میشد، کفشهای خود را در میآورد، آنها را دم در قرار میداد و سپس بر روی زمین که معمولاً از حصیر یا زیلو پوشانده میشد، در حلقه مینشست.(1) در اکثر این دوایر ترتیب نشستن دانشآموزان به ترتیب مقام علمی آنان بود؛ دانشآموز هر چه پیشرفته بود، به همان اندازه نزدیکتر به استاد مینشست و پیشرفتهترین دانشآموز پهلوی معلم مینشست، دانشآموزان موقت نیز مجاز به نشستن پهلوی استاد بودند و در بعضی از مجالس درس، محل مخصوصی برای دانشآموزان میهمان اختصاص داشت.(2)
مجالس درس بعد از نماز صبح آغاز میشد و تا نماز ظهر ادامه مییافت و اگر معلم متصدی مجلس درس میبود، قبل از نماز صبح و بعد از نماز ظهر نیز جلسات درس تشکیل مییافت(3)زمان درس از یک تا دو ساعت طول میکشید و همیشه در مواقع نماز تعطیل میشد و هیچ قانون مشخصی برای زنگ تفریح وجود نداشت؛ جلسات درس در روزهای تعطیل مذهبی تشکیل نمیشدند.
تعطیلات درازمدت، بستگی به نتیجه تحصیلات دانشآموز داشت، بعضی معلمان همه روزه تدریس میکردند و بعضیها هفتهای یک بار جلسه داشتند.
«عنبری» فقط در روزهای جمعه درس زبان و لغتشناسی داشت در صورتی که «براوی»، روزانه بیش از یک مرتبه به تدریس میپرداخت.(4) بعضی معلمان موضوعات متعددی را تدریس میکردند؛ شافعی بعد از نماز
صبح، قرآن، بعد از طلوع خورشید حدیث و بعد صرف و نحو، شعر و شاعری و علوم تدریس میکرد و ظهر به خانه برمیگشت.
تدریس در حلقه با مراسم ساده و براساس تقوا و فضیلت آغاز میشد، معلّم همیشه کار خود را با تمجید و تکریم خدا و با درخواست یاری و هدایت مردم آغاز میکرد و سپس به درس خود میپرداخت، او مطلب را از نوشته آمادهای که توسط خود او یا استاد دیگری آماده شده بود، قرائت میکرد و ضمن قرائت متن، آن را شرح و توضیح میداد؛ این مراحل معمولاً با توضیح مجلس از مطلب آغاز میشد و سپس با ارتباط دادن مطلب تازه به درس قبلی نوعی مداومت به درس میداد و نهایتا به شرح نکات دشوارتر میپرداخت.
معلم ضمن ارایه و تدریس مطلب، پی در پی و با احترام از نوشتهها و مطالب نویسندگان دیگر نام میبرد و هرگز از همکاران خود به بدی یاد نمیکرد، در واقع در تمام مجالس درس نوعی فضای مشابه بود که به جلسات درس، نظم و هماهنگی میداد.
«توتا» با استفاده از نوشتههای غزالی این عناصر نظمدهنده را از طرف آن دانشمندان مشهور چنین مینویسد:
الف) معلم باید با دانشآموزان همدردی و با آنان طوری رفتار کند که گویا فرزندان او هستند.
ب) اخلاق و روش پیغمبر«صلیاللهعلیهوآله» باید مراعات شود و برای آموزش و یاد دادن نباید متوقع اجرت و پاداش بود.
ج) با دانشآموزان باید بیریا بود و نباید به آنان قبل از داشتن استحقاق، مقام و رتبه علمی داد.
د) دانشآموزان باید نصیحت و ترغیب و برای رفتار بد توبیخ شوند.
هـ) نباید به معلمان دیگر در مقابل دانشآموزان بی احترامی کرد.
و) نباید به تدریس مطالبی پرداخت که بیش از فهم و درک دانشآموزان است.
ز) عمل معلم باید با گفتههای او مطابقت داشته باشد و نباید رفتار او مغایر گفتههایش باشد.
به علت نبودن کتاب، معلم مجبور بود با در نظر گرفتن اهمیت متن تدریس شده، همه متن یا قسمتی از آن را برای دانشآموزان املا کند و زمانی که املا گفتن ضروری بود، معلم متن مورد نظر را تا حد ممکن آرام میگفت، تا دانشآموزان اشتباه ننویسند، دفترهای دانشآموزان به طور مرتب از طرف معلم بازدید و اشتباههای آنها اصلاح و استفاده از آن مطالب برای یاد دادن به دیگران تأیید میشد، علاوه بر املا، معلم به دانشآموزان توصیه میکرد که تمام یا قسمتی از مطالب بیان شده را حفظ کنند؛ در واقع در میان اصولی که برای قبولی و تأیید دانشآموزان لازم بود، اصلِ حفظ کردن مطالب و بیان آنها بدون مراجعه به متن بود و کیفیت و طرز بیان نیز تأثیر داشت.
به رغم نفوذ و احترامی که معلمان در میان دانشآموزان داشتند، مقام علمی آنان اغلب آزمایش میشد و دانشآموزان مجاز به این کار بودند و حتی تشویق میشدند که سؤالهایی مطرح کنند و در باره آن چه که یاد گرفتهاند، به بحث و گفتگو بپردازند، به شرطی که برای مخالفت خود مدرک و گواهی داشته باشند.
اگر معلمی به بیاطلاعی خود اعتراف میکرد، مورد احترام و تکریم بود. زیرا به گفته برخی اگر کسی مطلبی را نداند و به ندانستن خود معترف باشد، در واقع نصف مطالب را آموخته است.
اینگونه بحث و گفتگوهای آزاد به این نتیجه منتهی میشد که بعضی از معلمان، به حرفه خود با دقت بیشتری توجّه کنند؛ آیین و رسم گوش دادن معلمان به انتقادهای دانشآموز و بحث و گفتگو در موضوع مطرح شده، معلمان را مجبور کرد که مطالب درسی را با دقت زیاد بررسی کنند تا تأثیر و نفوذ بیشتری بر دانشآموزان پیدا کنند.
هر چند همه موضوعات علمی که برای مسلمانان شناخته شده بودند، در مساجد تدریس نمیشدند، ولی موضوعات درسی بسیار متنوع بود؛ در بسیاری از مجالس علاوه بر آموزش خواندن و نوشتن، یادگیری اصول دین نیز از اهمیت زیادی برخوردار بود؛ این کار از طریق بررسی و مطالعه موضوعاتی مانند قرائت قرآن، تفسیر، حدیث یا سنت پیامبر«صلیاللهعلیهوآله» توحید و فقه انجام میشد. به مطالعات ادبی و زبانشناسی نیز توجّه زیاد میشد. علاوه بر شعر و ادبیات، مطالبی در مورد جنبههای مختلف زبان عربی مورد علاقه بسیاری از دانشآموزان بود. این رشته شامل لغتشناسی، صرف و نحو، معانی و بیان، انشا و خط و نگارش (رسم الخط) بود.
علاوه بر علوم مذکور، مطالب علمی و مسائل اجتماعی نیز در آن تدریس میشد و موضوعات تاریخ، جغرافی، اقتصاد و حتی علوم سیاسی در آنجا بحث میشد؛ علم فلسفه موضوعی بود که اغلب مورد توجّه و انتخاب بسیاری از دانشجویان بود، دربینموضوعات مهم درسیمیتوان: منطق،اخلاق،منطق مناظره، وتصوف رانیزنام برد.
جلسات درسهای شیمی، فیزیک، ریاضیات، جبر و هندسه نیز دایر بود اگرچه علوم عملی و تجربی یا در دانشکدههای مخصوص یا در منازل معلمان خصوصی تدریس میشد، ولی مدارکی در دست هست که این گونه موضوعات علمی در بعضی از مساجد بزرگ نیز دایر بود.
جلسات علم طب در جامع الازهر و جامع ابنطولون مصر دایر بود. و در مسجد رویین مراکش نیز تدریس میشد، در جامع الازهر کلاسهای ستارهشناسی و مهندسی نیز دایر بود و طبق نوشتههای خولی درسهایی مانند طب، فارماکولوژی، مهندسی و ستارهشناسی در مساجد بغداد تدریس میشد و دانشجویان از سوریه، ایران و هندوستان برای حضور در این کلاسها به بغداد میآمدند.
در بین بسیاری از مسلمانان، مسافرت برای کسب علم و دانش نوعی روش زندگی
بود و مسجد جابه جایی این افراد را بر عهده داشت؛ اعتقاد عامه بر این بود که بریدن علاقههای دنیوی، تحصیل در غیاب خانواده و انتخاب معلمان خوب و مفید، سه اصل اساسی برای تعلیم و تربیت خوب است، به این دلیل انتخاب معلم خوب برای بسیاری از دانشآموزان قبل از این که صاحب حرفهای شوند، از اهمیت بسیاری برخوردار بود.
در سراسر امپراتوری اسلامی، دانشجویان مسافرتهای طولانی میکردند که ماهها طول میکشید و چنان چه معلم یا استاد فوت میکرد، یا مطلب تازه دیگری برای تعلیم نداشت، دانشجو بار سفر را برای رفتن پیش استاد دیگر میبست.
«دانشجویان در جستجوی موسسه علمی نبودند، بلکه در پی استادی معروف بودند، این دانشجویان به این استادان ارج مینهادند و افتخار میکردند که گواهینامه خود را از آنان دریافت کرده بودند».
هر کسی خود را مسؤول اتفاق و اتحاد آموزش اسلامی میدانست و خود را مقیّد به حفظ قراردادهای آن میدید. هر دانشجو بر طبق فرمان زگهواره تا گور دانش بجوی، در تمام طول عمر، خود را طلبه میدانست و از کشوری به کشور دیگر برای طلب علم سفر میکرد؛ او همیشه خود را در میان برادران دینی مییافت که برایش مسکن فراهم و از او در خانههای شخصی یا عمومی پذیرایی میکردند، برای کارهایش تسهیلات فراهم میآوردند، ترتیب حضور او را در کلاسها میدادند یا خود به آموزش او میپرداختند.
موقعی که دانشجو، تحصیلات خود را با موفقیّت به پایان میرساند، به او گواهینامهای داده میشد که «اجازه» نام داشت. گواهینامه از طرف مسجد تأیید نمیشد، بلکه خود استاد شخصا آن را صادر میکرد؛ در گواهینامه قید میشد که دانشجو علم مورد نظر را مطالعه کرده و آموخته است و میتواند یافتههای علمی را به دیگران نیز انتقال دهد؛ این گواهینامهها که به خط خود استاد نوشته میشد، بعضا شامل تعریف و تمجید از دانشجو بود و به او اجازه تدریس میداد، همچنین گواهینامه شامل نام استاد،
مهر و امضای او نیز بود و محل و تاریخ نگارش گواهینامه نیز قید میشد؛ در مواردی استاد نام و امضای خود را در صفحه سفید اول یا آخر کتابی که خود آن را یاد داده بود مینوشت، بنابراین معمولاً هر فارغالتحصیل دارای گواهینامه از طرف استادی بود که پیش او درس خوانده بود و تعدادی از کتابهای درسی او از طرف استادان مهر و امضا میشد و این کار علامت موفقیت و عامل افتخار و مباهات افراد دانشجو بود.
بعد از این که دانشجو، تعدادی گواهی جمعآوری و در باره موضوع درسی خود تجربه کافی کسب میکرد، در جستجوی کار در مسجد، دانشگاه، دادگاه قضایی، اداره دولتی یا هر جای دیگری که از رشته درسی او استفاده میشد، بر میآمد، اگر چنین دانشجوییتدریس در مسجد راانتخابمیکرد،آزاد بود که مجلس خود را تشکیل دهد.
فکری با استفاده از اطلاعات سیوطی مینویسد که: تدریس در مسجد برای هر کسی که میخواست به این کار بپردازد، آزاد بود؛ تاریخ اسلام پر از نامهای استادانی است که حلقههای درسی خود را در مساجد تشکیل میدادند و در مجلس درس آنان، دانشجویان گرد میآمدند. به این ترتیب معلوم میشود که در اکثر مساجد افراد کارمند و تدارکاتی برای اداره امور وجود نداشت و اگر کسی دانشآموزی داشت، میتوانست در موضوع انتخابی خود، به تدریس بپردازد.
با گذشت زمان، جلسات درسی برای معلمان خواهان تدریس تشکیل میشد، در بسیاری از مساجد بزرگ، لازم بود که از سایر استادان موجود در آن مسجد، برای تشکیل حلقه جدید، اجازهنامه دریافت کرد. اما اگر استاد تازهوارد میتوانست طلاب زیادی را به دور خود جمع و احترام استادان دیگر را جلب کند، موقعیت او با تعیین محل مخصوص جهت ایجاد حلقه درسی تثبیت و در نتیجه، به او سایر تجهیزات داده میشد.
این هزینهها از خزانه دولت یا از منابع دیگری مانند بخششها و وقفها پرداخت میشد. بهتدریج پرداخت این گونه پولها ضروری شد و هر حلقه وقف مخصوصی داشت: «برای هر مسجد چندین وقف برای هر یک از استادان اختصاص داشت که این وقفها، زمینه به کار گماردن استادان بود؛ اما یک حاکم یا هر شخص قدرتمندی در دنیا میتوانست برای هر استادی، امکاناتی فراهم آورد و او را در مسجدی به تدریس بگمارد».
در اواخر قرن 11 م، پرداخت پول از طرف مسجد برای معلمان صورت بهتری به خود گرفت و در نقاط بیشتری اعمال میشد، تا آن زمان امپراتوری اسلام از چهارصد سال سابقه خود برخوردار بود و از ثمرات آن بهرهمند میشد.
تدریس در بعضی از مساجد به صورت حرفه کامل العیار در آمد و در بسیاری از اجتماعات، مساجدی که در آنها عمل آموزش انجام میگرفت، حالت و شکل دانشکده یا حتی دانشگاه را داشت.
در مسجدالحرام، الازهر قاهره، جامع اموی دمشق، مسجد منصور بغداد، مسجد قیروان تونس و مسجد قرویین مراکش، هزاران طلبه در جلسات درس شرکت میکردند. در نتیجه، تأمین معاش معلمان تنها وسیله نگهداری حرفه آموزشی و دانشگاهی به نظر میرسید، اما این هرگز نمیتوانست بدون کمک و یاری معلمانی که مخالف دریافت هر گونه پاداش و اجرتی بودند و فقط رضای خدا را میخواستند، انجام شود.
گلدزیهر در این مورد به اختصار مینویسد:
«تصور میشود که در اسلام نیز مانند مذاهب و ادیان دیگر، پیروان آن در اختیار دستورهای مذهبی این آیین قرار داشتند، اما با این که تعلیم و تربیت مجانی مذهبی میتواند عمل خوب و ایدهآل باشد و با این که یک عده کوشیدند تا به این فکر جامه عمل بپوشانند، ولی با گذشت زمان، این نکته فراموش شد و عملاً قابل اجرا نبود... در نتیجه، پرداخت اجرت به معلمان مطابق قانون مسلمانان ضروری تشخیص داده شد».
علاوه براستادان، دانشجویان مدارس نیز از دریافت پول و سایر لوازم زندگی برخوردار بودند. هر چند اکثر دانشجویان خود مسئولیت هزینه زندگی را بر عهده داشتند، ولی اکثر آنان بعد از رسیدن به مقصد از امکانات رایگان برخوردار میشدند، ابنبطوطه، سیاح مشهور، در بازدید خود از دمشق، شاهد تسهیلات بیشماری برای دانشجویان خارجی در مسجد اموی بوده است؛ در مسجد قزوین مراکش، دانشجویان نه تنها از پرداخت شهریه معاف بودند، بلکه گاه پولی نیز دریافت میکردند.
در سال 767 هـ. ق / 1365 م، شاهزاده مملوکی به نام «ایلبغا العمری» دستور داد که به هر یک از دانشجویان مسجد ابن طولون در قاهره ماهیانه 40 دینار پول و مقداری گندم داده شود؛ در جامع الازهر قاهره به هر دانشجو یک واحد مسکونی داده شده بود تا دانشجویان پسر را از بعضی محلات مصر دور نگه دارند و محیط کشور خارجی و سیستم قوانین آن برای ایشان سخت و غیر قابل تحمل نباشد.
حکام مسلمان و مردم عامی نیز به طلاب و اساتید احترام میگذاشتند؛ داشتن عنوان «عالم» کافی بود که احترام همه را نسبت به شخص دارنده آن صفت برانگیزد. این احترام به دلیل کوششهای وی برای کسب علم بود؛ موقعی که دانشمند معروفی وارد شهر میشد، دانشجویان و مردم عادی دور او جمع میشدند و از جلسات درسی او بهرهمند میشدند.
در این مورد گفتهاند که هارون الرشید خلیفه عباسی، به دنبال دانشمندی بهنام «مالک بن انس» فرستاد تا با او مجلس بحث ترتیب دهد، فرستاده خلیفه بازگشت و جواب آورد که:
«فرد باید در پی دانش باشد و خود به دنبال علم برود». بدینسان خلیفه خود به خانه مالک رفت.
اعتبار و احترامی که بعضی از علما و دانشمندان داشتند، واقعا تکاندهنده
و تعجبآور است.
موقعی که امامالحرمین جوینی در سال 478 هـ.ق / تابستان 1085 م وفات یافت، در نیشابور نه تنها شاعران به خواندن سرودهای خود در سوگ او پرداختند، بلکه همه مردم مغازههای خود را بستند! واضح است که بسیاری از دانشمندان عالم اسلام، خود از دانشجویان و استادان مجالس درسی مساجد بودند؛ به عنوان نمونه «شعیبی» «حسن بصری» و «احنف بن قیس» در مساجد عراق تدریس میکردند، و «ابن رشد»، «ابن سائق»، «ابن بسام»، «ابن باحه» و پزشک معروف «ابوالعلاء زهر» از فارغالتحصیلان مساجد اسپانیا بودند.
میگویند که خلیل بن احمد، در مسجد بصره عراق در باره زبان و لغت صحبت میکرد و یکی از شاگردان او «سیبویه» بود که بعدها یکی از مشهورترین، زبانشناسان و عربیدانان تمام ادوار شد.
در بین افرادی که در مسجد «قرویین» به تحصیل و تدریس اشتغال داشتند، میتوان از «ابن خلدون»، «ابن خطیب»، «البیتروجی»، «ابن حرزیم»،«ابن میمون» و «ابن الوزن» نام برد.
گفته میشود برای اولین بار در مسجد قرویین بود که «ژیلبرت اوری» که بعدها به تام پاپ سیلوستر دوم معروف شد، با اعداد عربی و استفاده از عدد صفر آشنا شد و آنها را به اروپا معرفی کرد.
اگر چه مسجد به جلب دانشجویان زیادی ادامه داد، ولی برنامه و موضوعات درسی آن، به تدریج حالت کاربردی خود را از دست داد و بیشتر جنبه انتزاعی پیدا کرد. به علاوه در برخی از مساجد در برابر علوم جدید، مقاومت نشان داده میشد!! با این که قرآن کریم، یکی از منابع شناخت را علم معرفی نمود، خشیت در برابر خدا را ویژگی
عالمان میداند و این مطلب را در ذیل آیات مربوط به طبیعت بیان میکند.(1) این عمل، باعث عقبافتادگی معنوی و فروکش کردن روحِ تحقیق و یادگیری شد! به این ترتیب نه تنها تولید علم و اندیشه در جهان اسلام متوقف شد و عالمان نازکاندیش و نواندیش به حاشیه رانده شدند، بلکه موقعی که مؤسسات جدید آموزشی و افکار جدید به دنیای مسلمانان از سایر نقاط دنیا معرفی شد، ارتباط نزدیک بین مسجد، علم و آموزش قطع شده بود.
مجالس درسِ تعداد معدودی از مساجد بزرگ، مانند الازهر در مصر، مسجد قیروان و زیتون در تونس و مسجد قرویین در مراکش، منابع و امکاناتی داشتند و برای موجودیت خود تلاش میکردند، اما حتی این مراکز درسی نیز نتوانستند موقعیت کاملی کسب کنند، تا این که به طور کامل قوانین و اصول آموزش عالی را پذیرا شدند، به این ترتیب در عمل به صورت دانشگاههای جدیدی در آمدند و با مسجد که زمانی متعلق به آن بودند، ارتباط بسیار ضعیفی داشتند.(2)
انقلاب اسلامی ایران که حرکتی اصیل بر مبنای قرآن و روایات اهلبیت«علیهمالسلام» بود، دین را با همه جامعیتش به صحنه آورد. به همین جهت لازم است که تدابیری اندیشیده شود تا مساجد نیز نقش خود را به تمام و کمال از جمله در ارتباط با مسئله آموزش ایفا نمایند.
پیشنهاد میشود با توجّه به اهمیت استان تهران و نقش الگو سازی آن برای سایر نقاط ایران و جهان، طرح مراکز آموزشی مساجد نخست در استان تهران اجرا گردد.
1 . شناسایی مساجدی با ویژگیهای زیر:
الف : امام جماعت فاضل توانا و مردمی که بتواند نقش معلم به معنای جامع آن را ایفا نماید.
ب : شناسایی مساجدی که فضای مناسب جهت برگزاری جلسات آموزش عمومی را داشته باشند.
ج : موقعیت مطلوب مسجد از نظر جمعیت و امکانات.
2 . تشکیل شورای آموزش عمومی مساجد:
برای تبیین سیاستها، راهکارها، پیاده کردن نظام آموزش در مساجد شورایی با ترکیب زیر در مرکز تشکیل میگردد:
الف : معاونت فرهنگی مرکز.
ب : دو نفر از ائمه جماعات.
ج : یک نفر روانشناس.
د : یک نفر جامعه شناس.
محمدحسین رجاییفر
مساجد نقش فوق العادهای در تحکیم معاشرتها و انتخاب دوستان اصلح داشتهاند و این امر در روانشناسی تکیهگاه عظیمی در کاستن از آلام و افسردگیها و استرسها به حساب میآید و از نظر جامعه شناسی گروهها در نظام اجتماعی نقش تعیین کنندهای دارد. مسجد محل باز آموزی آداب اجتماعی است؛ افزون بر آن گرهکشاترین و مؤثرترین نقش در رفع و حل معضلات اجتماعی را داراست. از جمله مسائلی که در مساجد از دیر باز مورد عنایت بوده خدمت رسانی و تعاون اجتماعی میباشد در واقع مشکلات عدیده اقتصادی و اجتماع انسانها از کانال مساجد حل میشده است و همین امر موجب نوعی تعاون و یاری رسانی همگانی و متقابل گردیده است امروزه نیز میتوان مساجد را در زمینه خدمت رسانی به دیگران، بیشتر و بهتر تجهیز کرد. اکنون احیای خدمت رسانی از طریق ارائه آموزههای دینی، تشویق ثروتمندان متدین مسجدی، ایجاد صندوقهای قرضالحسنه در مساجد، سرمایهگذاری غیر مستقیم و هدایت نذورات و زکوات به مساجد، تشویق اهدای هدیه به ایتام مستمندان از سوی مسجد، اسکان در راه ماندگان و پرداخت هزینه بازگشت به آنان، ارایه احسان به دوستان در مساجد، کمک به مظلومان از طریق اقدام جمعی مسجدیان، عیادت مریضان توسط اهل مسجد، ارایه
خوش رفتاری و شنیدن درد دل دیگران، تکریم تازه واردها و ایجاد شادی و سرور، برآوردن حاجات انسانها، اطعام، اصلاح ذات البین، ایجاد ستاد مشورت و ستاد پرداخت بدهی بدهکاران رهنمایی گمشدگاه، حفظ مال و امانت داری، ایجاد امنیت از طریق بسیج مساجد، امکان پذیر میباشد و چه نیکوست که این نقش در سطح متناسب و مقبول اجتماعی جامه عمل بپوشد.
از دیر باز در مساجد نهضت خدمترسانی و تعاون اجتماعی مورد عنایت بوده است. کارکرد مساجد در ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ... در گذشته یک واقعیت غیرقابلانکار است و از نظر رفع حاجات و حل دعاوی و برطرف ساختن مشکلات عدیده، مساجد نقش اول را ایفا میکردهاند؛ و حتی اصحاب صفه در مساجد سکنی داشتهاند. در واقع مشکلات عدیده اقتصادی و اجتماعی انسانها از کانال مساجد حل میشده است و همین امر موجب نوعی تعاون و یاری رسانی همگانی و متقابل گردیده است.
امروزه نیز میتوان مساجد را در زمینه خدمترسانی به دیگران که در آیات و روایات از اهمیت خاصی برخوردار است، بیشتر و بهتر تجهیز کرد. بدین منظور اصل خدمترسانی و رابطه آن با مساجد را امری مسلّم میگیریم زیرا در طول تاریخ مساجد، بزرگترین خدمت رسانیها از کانال مساجد صورت گرفته است.
تبیین اهمیت و ثواب خدمت رسانی، استفاده به جا و اصولی از ثروتمندان حاضر در مساجد، ایجاد صندوقهای قرضالحسنه، سرمایهگذاریهای غیر مستقیم، تشویق و اهدای هدیه به ایتام، مستمندان و فقیران از طریق مسجد، اسکان در راهماندگان در مساجد با یک برنامهریزی اصولی و... از جمله راههای اساسی خدمترسانی در مساجد است.
یکی از سنگرهای اساسی و استراتژیک به منظور انتقال پیام و تبیین ارزشهای دینی، مساجد میباشد. مسجد اگر چه در بررسی لغوی میتواند مکان و یا جایگاه سجده به حساب آید، ولی در اصطلاح جایگاهی است با ویژگیهای بسیار ممتاز و برخوردار از
ارزش و قداست. در این جایگاه که به شکل یک مجموعه کامل اداره میشود، میتوان به اهداف مختلف کوتاه و دراز مدت دست یافت. استفاده چند منظوره از مسجد یکی از نکات قوتی است که خداوند در این مکان مقدس به ودیعت نهاده است. بسیاری از مفاهیم علمی اعم از روان شناسی، علوم اجتماعی، سیاسی و مبانی علم ارتباطات در مسجد، میتواند به نحو احسن مورد تحقق قرار گیرد.
مساجد نقش فوقالعادهای در تحکیم ارتباطات، معاشرتها و انتخاب دوستان اصلح داشتنهاند و این امر در علم روانشناسی، تکیهگاه عظیمی در کاستن از آلام و افسردگیها و استرسها به حساب میآید و از نظر جامعهشناسی گروهها، در نظام اجتماعی، نقش تعیینکنندهای داشتهاند و این امر را میتوان در قالب گروههای بسیار نزدیک و صمیمی در مساجد پیدا کرد.
نظامهای آموزشی و پرورشی هر کشوری درصدد انجام بهینه امر تعلیم و تربیت بر مبنای تقویت اراده و شوق آدمیان میباشند و این مهم در مساجد به نحو احسن و اکمل خود اتفاق میافتد. کلاسهایی که در مساجد تشکیل میگردد، معمولاً بر چند مبنا استوار است:
1 . هدف قرب الهی در آن منظور شده و از مادیات صرف خارج میگردد.
2 . در نهایت سادگی و بدون تکلّف تشکیل میشود.
3 . حضور در آن جنبه الزامی نداشته و بر مبنای علاقه و شوق صورت میپذیرد.
4 . معمولاً قرین به دیدار دوستان و برادران دینی گردیده و متعلم را از غربت و تنهایی نجات میدهد.
ویژگیهای فوق در هیچ مؤسسه یا کلاس درسی تحقق نمییابد و لذا بازدهی کلاسهای مسجد به مراتب از سایر کلاسها بیشتر است.
مسجد محل باز آموزی آداب اجتماعی است و لذا خلاصه و چکیده اندیشه علمای اخلاق در مسجد خود به خود جامه عمل میپوشد.
آموزش نظامی در مساجد با محراب که محل حرب و جایگاه جهاد امام است، پیوند میخورد و از آموختن آن برای کسی که علاقمند به فنون نظامی است،
جنبه قداست و حرمت پیدا میکند.
در مساجد، متدینین با رسانه مقدس منبر مواجه هستند که با القای اندیشه و تفکرات صحیح، در قلوب تأثیر عمیق و دراز مدت میگذارد، بدینسان فراگیری مبانی علمی ایمان به خدا، موجب تقویت اعتقادات و استماع آیات و روایات عامل جلا و صفا یافتن دلها و شستن زنگار قلبها میشود. منبرها از مخاطبین خود اشک میگیرند، آنها را به جبههها میفرستند و یا تشویق میکنند که نسبت به فقرا و ایتام و ضعفای آل محمد«صلیاللهعلیهوآله»بیتفاوت نباشند!! آری مساجد، ویژگیهایی دارند که میتوانند بخشی از خلأهای فکری و روانی و اجتماعی را پر کرده و منشأ خیرات فراوان در جامعه گردد.
یکی از این ویژگیها که در حد خود گرهگشاترین ویژگی و مؤثرترین پارامتر در رفع و حل معضلات اجتماعی است، امر خدمترسانی است که از طریق مساجد به نحو درستی انجام خواهد پذیرفت. مساجد با نهضت خدمترسانی و تعاون اجتماعی، پیوند عمیق و ژرف و ناگسستنی دارند. در طول تاریخ مساجد، خدمتهای مختلف و متعدد و یاریرسانی به نهادهای اجتماعی و توده مردم داشته و این کار از طریق مساجد به سهولت و سرعت انجام میپذیرفته است و این مهم توانسته سابقه مساجد را بهعنوان نهادهای خدمتگذار، همواره روشن و درخشان و تابنده نگه دارد.
اگرچه نهضت خدمترسانی و تعاون اجتماعی میتواند از منظر مکتبهای مختلف، تفاسیر مختلفی داشته باشد ولی نمیتواند منشأیی جز خداپرستی و انگیزه الهی داشته باشد؛ زیرا عقل حسابگر، مردمگرایی و مردمسالاری از دیدگاه مکاتب غربی، به گونهای معنی میشود که بار مسئولیت یک فرد در مقابل دیگران را از دوش او برمیدارد. به عنوان مثال در لیبرالیسم، مارکسیسم و دیگر مکاتب مادی، جای مناسبی برای خدمترسانی به دیگران نخواهیم یافت. آری در خارج از اندیشههای الهی، وجهی برای خدمترسانی و دلیلی به منظور آن وجود ندارد و حتی این امر مضحک مینماید ولی ضرورت خدمترسانی در تفکر مذهبی و به ویژه در مبانی اندیشههای
اسلامی یک واجب و ضرورت است.
تعاون اجتماعی نیز از همین ضرورت، ناشی شده و معلول طبیعی خدمترسانی میباشد.
در تفکر اسلامی، رسول آن حَریصٌ عَلَیْکُم(1)و شعارش سَیِّدُ الْقَوْمِ خادِمُهُم(2)و عملش صرف ساعتها وقت برای محرومین و سائلین بوده است.
در این مکتب که اساس آن بر تربیت انسانها نهفته است، صدها آیه و حدیث در ثواب خدمت به دیگران وارد شده و سیره عملی معصومین«علیهمالسلام» نیز سرشار از آن است.
فرمان ورود علی بن یقطین به دربار سلطان جور، جهت برآوردن حاجت مردم به فرمان امام زمان خود، یکی از هزاران موردی است که در سیره معصومین«علیهمالسلام» به منظور خدمت به دیگران، صورت گرفته است.
انجام خدمترسانی و تعاون اجتماعی از طریق مساجد، امری است که از بدو بهوجود آمدن مساجد وجود داشته و با توجّه به اسناد تاریخی آن، کسی را یارای انکار آن نیست و قطعا هم اکنون نیز باید این مهم از کانال طبیعی خود یعنی مساجد صورت گیرد.
آن چه اهمیت زیادی دارد، توجّه به شیوهها و راهکردهایی است که در این مسیر اعمال میشود. باید دید چگونه میتوان امر خدمترسانی را با تمام ابعاد آن از طریق مساجد احیا کرد و شیوههای تحقق عملی آن چیست؟ 1 . خدمترسانی از طریق آموزههای دینی تعلیموتعلم در مساجد به شکل سنتی خود اعم از سخنرانی و کلاس و نشستهای
جمعی، امری متداول بوده است. مفاد و موادی که از طریق تبلیغات در مساجد به صورت یک فرایند پیامرسانی به مخاطبین القاء و عرضه میگردیده، معمولاً همراه با نوعی تکلیف و نگرش اخروی بوده است. این نگاه همواره انسانها را مکلّف و مسؤول بار آورده و آنان را در قبال پدیدههای اجتماعی، مسئول میدانسته است.
خدمترسانی با پشتوانه فوق العاده دینی میتواند در منابر به عنوان بهترین و عالیترین وسیله انتقال پیامهای دینی، مورد تأکید قرار گیرد. این تأکید اگر به جا، مناسب و با هنرنمایی لازم صورت گیرد، خدمترسانی و تعاون اجتماعی را به یک فریضه همگانی بدل خواهد ساخت.
2 . ترغیب ثروتمندان متدین به نهضت خدمترسانی مسجد مکانی است عمومی و همگانی؛ در این مکان مقدس، افراد مختلف با تفاوتهای سنی، فکری، مالی و جسمی و اختلاف جنسیت حضور یافته و از برنامههای مذهبی بهره میبرند.
قشری از نمازگزاران مساجد، افراد ثروتمندی هستند که با جذب و توضیح ثواب خدمترسانی و اهمیت تعاون اجتماعی، میتوان از آنان در راه ارایه خدمات بهینه به شهروندان استفاده کرد.
در این زمینه لازم است به نحو انسانی و معقول و اسلامی عمل شود. اصرار برای کمک به فقرا به ثروتمندان متدین، همچون تواضع و ذلت در قبال آنان به خاطر دارایی آنها نامناسب است. لذا با یک برنامه توجیهی و اسلامی میتوان، ثروتمندانی که در مسجد حضور مییابند را در ارایه خدمات به خلق خدا ترغیب نمود.
3 . صندوقهای قرضالحسنه در مساجد با توجّه به ثوابی که در قرضالحسنه نهفته است، صندوقهای قرضالحسنه در هر جایی باشند، منشأ خیر و برکات هستند، ولی وجود چنین صندوقهایی در مساجد، از ضریب اطمینان بالاتری برخوردار است. علاوه بر آن که صندوق قرضالحسنه مساجد جنبه قدسی و دینی داشته و اذهان همگان را به یک تعاون اجتماعی اسلامی
منصرف میسازد. با برنامهریزی کلان در مورد این صندوق ها، میتوان زمینه را به منظور خدمترسانی و تبدیل آن به نهضت و نوعی تعاون اجتماعی فراگیر فراهم ساخت.
4 . سرمایه گذاری غیر مستقیم در مساجد نهضت خدمترسانی حداقل در بخشی از تحقق عملی خود، نیاز به ابزارها، امکانات و وسایل اقتصادی دارد. سازماندهی اموالی که امکان هدایت شدن به مساجد را دارند، یکی از راههای اصولی در برنامهریزی به منظور خدمترسانی میباشد.
با هدایت بخشی به نذورات و این که در راه خیر رسانی به دیگران هم نذر امکانپذیر است و یا افرادی که موقوفاتی دارند و یا رساندن اطلاعات به افرادی که قصد وقف دارند ونیز تشویق بهپرداخت زکاتوتوضیح اینمطلب که ممکن است از زکات در راهخیر هماستفادهکرد، میتوان مسیر رابرایوصول به هدف تعاون اجتماعی هموار کرد.
تبلیغ امور نذر، وقف، زکات و کاربری اجتماعی آن به سهولت از طریق مساجد و رسانه منبر و یا به وسیله نشر مقالات، مجلات و کتب از کانال مساجد، امکانپذیر و تأثیر گذار خواهد بود.
5 . اهدای هدایا به ایتام، مستمندان و فقیران بخشی از نهضت خدمترسانی شامل اهدای هدایا به ایتام، مستمندان و فقیران میباشد. با تحقق اهدا در مقام عمل، میتوان داعیه انجام خدمتی را داشت و آن را به عنوان عمل صالح نزد حضرت احدیت عرضه کرد.
میتوان اهمیت این هدایا و تناسب آن با کرامت انسانی ایتام و مستمندان را از طریق مسجد تبیین کرده، توضیح داد. از طرفی میتوان در قالب یک گروه خوشذوق و علاقمند از طرف مسجد به شناسایی این قشر محروم پرداخت و طرح مناسبی به منظور ارایه هدایا به آنان جستجو کرد.
دعوت از این قشر در محافلی که از سوی مسجد برگزار میگردد و حتی در مسابقات و برنامههای شاد و متنوّع مسجد، گوشهای از شیوههای تبلور عملی خدمترسانی را به منصه ظهور خواهد رساند.
6 . اسکان در راهماندگان خدمت به در راهماندگان که ممکن است انسانهای فقیر و یا متمولّی باشند، ولی در هر صورت در شهر غریبی با بنبست و مشکل مواجه شده و توانایی اقتصادی خود را به منظور ادامه مسیر از دست دادهاند، از مصادیق نهضت خدمترسانی و تعاون اجتماعی است.
با در نظر گرفتن محل اسکان و مخارج راه از طریق مساجد و استفاده از کارشناس خبره جهت تمییز صحت قول مدعیان در راهماندگی به راحتی میتوان، مساجد را در مسیر سرویسدهی به آنان مجهّز ساخت.
7 . احسان به دوستان چنان که در احادیث و روایات ما آمده است، احسان به دوستان، از جمله موارد خدمترسانی تلقی میگردد؛ این عمل انسانی میتواند از طریق مساجد به بهترین وجه و به صورت صحیح عملی شود زیرا در مساجد علاوه بر انجام امور عبادی، مؤمنین و اخیار با یکدیگر ملاقات میکنند آنان میتوانند ضمن بیان مشکلات و درد دل خود یا شنیدن درد دل و مشکلات دیگران، با یکدیگر ابراز همدردری کرده و گاهی در مقام عمل جهت رفع مشکل و برآوردن حاجت برادر دینی خود اعلام آمادگی نموده، وارد عمل شوند. در این رابطه مسجد محل آموزش ارتباطات صحیح انسانی و تبادل عواطف و احساسات به حساب میآید. این گونه خدمترسانی در نوع خود بینظیر بوده و در هیچ مکانی همچون مسجد عملی نخواهد گردید.
8 . یاری مظلوم از طریق افشاگری و اقدام جمعی گاهی فردی از ناحیه ظالمی، تحت ستم قرار گرفته است. افشاگری در صفوف نماز جماعت، حرکت دسته جمعی به منظور حمایت از مظلوم از سوی نمازگزاران، اقدام امام جماعت در راه ارشاد و نصح و خیرخواهی ظالم و روشهای مشابه درصدد احقاق حق مظلوم، از جمله مصادیق خدمترسانی و تقویت این نهضت است که خود به خود فرهنگسازی کرده و نوعی تعاون اجتماعی را موجب خواهد گردید.
9 . بازدید و عیادت از بیماران و گرفتاران روش بیشتر نمازگزاران مساجد این است که در مواقع لزوم از جمله مریضی و یا تصادف و حوادثی از این قبیل که برای افراد نمازگزار یا همسایه مساجد پیش میآید با تهیه هدیهای مشترک به منزل او رفته و از او عیادت میکنند. بدون شک اینگونه عیادتها در شادابی، شادکامی و حتی رفع مشکلات مادی و اقتصادی آنان مؤثر است. از طرفی این کار را میتوان یکی از مصادیق بسیار مناسب نهضت خدمترسانی و یکی از طرح های تکمیلی تعاون اجتماعی به حساب آورد.
10 . خوشرفتاری و گشادهرویی به عنوان خدمت خدمترسانی به دیگران، گاه مادی و گاه معنوی است. خدمترسانی معنوی از نوع غیر ملموس و در عین حال بسیار تأثیر گذاراست. خوشرفتاری با دیگران، در واقع، محیط را برای آنان شاد و روحیه آنان را تقویت میکند. استرسها و فشارهای زیادی با همین گشادهرویی از بین میرود؛ به همین جهت خدمت به دیگران تلقی میگردد و شاید این نوع خدمت در نوع خود بینظیر باشد.
اهالی مسجد و متدینین، معمولاً از این شادی و سرور که ریشه در اعتقادات قلبی و خرمی آنان به ذکر یار دارد، برخوردارند. آنان این شادی را در مسجد، محیط خانواده و خارج از خود بروز داده و عالیترین شکل خدمترسانی را انجام میدهند.
11 . شنیدن درد دل دیگران توجه و گوش دادن به درد دل و شکواییه دیگران، یک عمل انسانی بهحساب آمده، از مصادیق بارز خدمترسانی به دیگران است و در تقویت تعاون اجتماعی مؤثر است.
این عمل انسانی و موقر، از نظر روانشناسی به نحو فوقالعادهای در تسکین آلام مؤثر است. گاه با استماع درد دل یک فرد او آن قدر سبک میشود که گویا آن غصه در دل او نبوده است.
اگر بتوانیم پس از گوش دادن به شکواییه دیگران، از جملات امیدوارکنندهای همچون: غصه نخور! درست میشود! کار دنیا همین است! این مسئله آنقدرها مهم نیست که تو بدان فکر میکنی و... استفاده کنیم، کمک بیشتری به او کردهایم.
در واقع و به طور عملی، این کار در مساجد بهتر از جای دیگر انجام میگیرد زیرا در مساجد، به هنگام اجتماع مؤمنین به صورت گروههای دو یا چند نفره، میتوان به نحو احسن، شنیدن درد دل دیگران را به صورت یک خدمت از طریق مساجد، تقویت و ارایه نمود، بلکه آن را به یک فرهنگ دینی و ملی مبدل ساخت.
12 . برپایی کلاس و انفاق علمی در مساجد مساجد میتوانند با برپایی کلاس تقویتی برای دانشآموزان مستمندی که یک یا چند درس عقبافتاده دارند، ولی توانایی پرداخت هزینه درس و استاد خصوصی را ندارند، این معضل را به نحو احسن حل نموده، از این طریق، یکی از مصادیق خدمترسانی را محقق سازند و به نهضت آن استعانت و یاری رسانند.
آری مساجد میتوانند با کمک دبیران متعهد و متدین، کلاسهای مختلف و از جمله دروس جبرانی، برپا نموده، به یاری قشر آسیبپذیر بپردازند. شاید کسی تصوّر کند که این مسئله یک طرح ذهنی و عمل نشدنی است ولی هم اینک موارد زیادی از آن در مساجد اجرا شده، ثمرات جالب آن مشهود است.
13 . تکریم نو مسجدیان به عنوان خدمت رسانی احترام به انسانها که احترام به جوهره و فطرت و ذات انسانی آنهاست علاوه بر اهمیت ذاتی، نوعی خدمت به پرورش و تقویت شخصیت انسانی و تقویت اعتماد به نفس دیگران به حساب میآید.
اگر کسانی که تازه وارد محفل اهل دین میشوند، در مساجد مورد توجّه قرار گیرند، ماندگار خواهند شد. آن گاه این عمل نوعی خدمت به آنان و جزء موارد خدمترسانی به حساب خواهد آمد.
14 . اِدخال سرور از طریق اهل مسجد مسجدیها میتوانند در تحقق شادی در یک کوچه، محله، گذر و خیابان مؤثر باشند. آنان با برپایی مراسم شاد، کمک به دیگران، حتی حرکت گروهی در مرمت و ساخت و تعمیر بیوت و امور عمومی که به رفاه مردم کمک میرساند، چراغانی کردن محل، پخش شیرینی، اجرای نمایشنامههای شاد و... بیشترین تأثیر رادر ادخال سرور خواهند داشت. این حرکت زیبا در طول تاریخ مساجد عمل گردیده و خاطرههای شیرینی از آن در اذهان به جا مانده است.
بدیهی است این عمل انسانی که انجام آن از طریق مساجد یکی از امور متداول بوده است، از جمله عملکردهای حیاتی در تحقق نهضت خدمترسانی میباشد.
15 . بر آوردن حاجات انسانها در مساجد انسانها و از جمله قشر خاص متدینین و مومنین به دلیل شرائط انسانی خود مشکلاتی دارند که حل و انجام آن بهترین خدمت به آنان میباشد. این حاجتها در قالب انجام خدمترسانی در مساجد بهتر از هر جای دیگری انجام میگیرد.
ممکن است اظهار مشکل از طرف آدمیان با کرامت نفس آنان منافات داشته باشد، ولی اظهار آن در مساجد با مشکلات کمتری روبروست زیرا درد دل و بیان مصائب در نزد اهل مسجد با حرمت و احترام خاصی صورت میگیرد و احتمال پاسخگویی مثبت از سوی اهل مسجد به مراتب بیشتر از جاهای دیگر است.
16 . اطعام در مساجد اطعام در مساجد، از سویی در رفع مشکل تغذیه برخی از مستمندان و لو در حد جزیی اثرگذار خواهد بود و از سوی دیگر، باعث نوعی گردهمایی و ایجاد محیط صمیمی و جایگاه تبادل افکار خواهد شد.
در بعضی از مناطق کشور اسلامی ایران، رسم اطعام از سوی مساجد به ویژه در ایام محرم و رمضان میتواند، منشأ تأثیرات مثبت فراوانی شده، افراد را با محیط مسجد صمیمیتر سازد.
بدیهی است که اطعام هم از جنبه مادی و اقتصادی و هم از ناحیه ایجاد محیط صمیمی، خدمترسانی و نوعی تعاون اجتماعی محسوب میشود.
17 . اصلاح ذات البین در مساجد شکی نیست که میانجیگری و اصلاح بین دو طرف که به دلایلی قهر هستند و یا مسئلهای آنها را به منازعه و درگیری کشانده، میتواند به معضل خاتمه داده، بین دو فرد یا فامیل آشتی برقرار سازد.
این اصلاح که به استناد آیات و روایات، از ثواب عظیمی برخوردار است، میتواند از طریق امام جماعت و اهل مسجد یا جمع متدین و مسجدی به نحو احسن و اکمل صورت پذیرد.
ممکن است محل رفع مناقشه و نزاع نیز در مسجد باشد و حتی اتاقی در مسجد به این امر اختصاص داده شود و یا میتوان بین اهل مسجد و کسانی که منازعه دارند، نوعی ارتباط برقرار کرد و از این طریق معضلات اجتماعی را برطرف ساخته و محیط شاد و صلحآمیز و دوست داشتنی را به عنوان یک خدمت انسانی فراهم ساخت.
18 . ستاد مشورت در مساجد از آنجا که افرادی که نیاز به مشورت دارند، به دنبال یک محیط علمی، تخصصی و قابل اطمینان به منظور مشاوره میباشند، شاید مکانی مناسبتر از مساجد در این زمینه وجود نداشته باشد؛ بر این اساس ارایه مشاوره به ارباب رجوع، باید در مساجد با تشکیل ستاد مشورت احیا شود. سرویس دهی مشاوره به دانش آموزان و بررسی علل افت تحصیلی آنها جزیی از سیستم مشاوره است که میتواند توسط ستاد مدیران مساجد و یا هر نهادی که اداره مساجد را متولی است به اجرا در آید.
19 . ستاد پرداخت بدهی بدهکاران اگر در مساجد با ارشادهای امام جماعت و همکاری و هماهنگی متولیان و کمک مؤمنین ثروتمند، ستاد فوق تشکیل شود و بدهکاری افرادی که واقعا در انجام بدهی
خود ناتوان هستند و این ناتوانی از روی تقصیر و عمدا نبوده است، تأمین شود، میتوان مدعی شد کهنوعی خدمترسانی به خلق خدا صورت پذیرفته است و به عبارتی تعاون و همیاری اجتماعی در شکل عالی و خداپسنده خود صورت پذیرفته است.
20 . پناه دادن و راهنمایی گمشدگان هدایت و راهنمایی دیگران به سمت خیر و کمال و خداجویی از جمله امور پر ثواب به حساب آمده در حدی که از عظمت بودن خورشید در دست راست و ماه در دست چپ بالاتر و مهمتر است.
هدایت گاه برای گمشدهای است که خود را گم کرده است؛ انسان گمراهی که از حقیقت و خداجویی و عدالت به دور افتاده است و اینک به دنبال وصل به اصل خویشتن است، او را به طریقی باید به مسجد و از طریق مساجد هدایت کرد تا با آموختن مفاهیم اعتقادی و ارزشی دین، خودش را بیابد.
هدایت گاهی نیز در قالب ظاهری خود انجام میگیرد؛ یعنی اگر فردی، کودکی، مبتلای به اختلال حواس، و... گم شدف از طریق مساجد، پناه داده، راهنمایی شود.
انجام این مهم بر مبنای خدمترسانی و تقویت نهضت آن بوده و به مرور به نوعی تعاون اجتماعی بدل خواهد شد.
21 . حفظ امانات از طریق مساجد بعضی از افراد اموال، اشیاء و اماناتی دارند که به دلایلی مایل نیستند آن را به دیگران و یا حتی مؤسسات معتبر دولتی بسپارند. شاید انگیزه آنان یافتن جایی است که به سهولت و راحتی اشیاء و اموال خود را داده و پس بگیرند و از قید و بند قرطاسمداری و کاغذبازی اداری راحت شوند و در ساعات غیر اداری نیز امکان مراجعه و دریافت امانات خود را داشته باشند و یا بخواهند که از وسایل آنان به نحو مشروط، نمازگزاران و اهل مسجد استفاده نمایند.
در تمام این صور، حفظ امانات از طریق مساجد میتواند، یکی از راههای احیای نهضت خدمترسانی به حساب آید! بدیهی است انجام این امور که از مصادیق خدمترسانی است، با یک برنامهریزی صحیح از سوی متولیان مسجد امکانپذیراست.
22 . ایجاد امنیت از طریق مساجد وجود پایگاههای مقاومت بسیج در مساجد، گویای این مطلب است که باید ایجاد امنیت از مساجد الهام بگیرد.
مساجد میتوانند با هماهنگی واحدهای بسیج در تحقق و توسعه امنیت در سطح جامعه دست به اقدامات گسترده بزنند. وقتی توده مردم نظارهگر ایجاد امنیت با ضریب بالا از طریق مساجد و از جانب نمازگزاران مسجدها باشند، قطعا اطمینان خاطر بیشتری پیدا خواهند کرد.
با تصاعد این اطمینانخاطر و میزان آن، از یک سو خدمترسانی درستی انجام گرفته و تعاون اجتماعی در سطح متناسب و مقبول اجتماعی، جامه عمل به خود پوشیده است و از سوی دیگر جاذبه مسجد افزایش یافته است.
مساجد به عنوان یک مکان مقدس، کانون مناسب و محل تجمع انسانهایی است که دیگران به چشم افراد متدین و قابل اعتماد به آنان مینگرند. در طول تاریخ مساجد، در ابعاد مختلفی از این مکانهای مقدس، خدمات شایانی بروز کرده است و در واقع این جایگاه مقدس پاسخ مثبتی به نیازها با رویکردهای مذهبی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... بوده است.
در مقاله جهت تقویت و تکمیل ابعاد خدمترسانی، پیشنهاداتی همچون تشکیل صندوقهای قرضالحسنه، سرمایهگذاریهای غیرمستقیم، توجّه به ایتام، مساکین، فقراء، درماندگان و یتیمان و... از طریق مساجد ارایه شده است که با عنایت به آنها میتوان خدمترسانی در مساجد بهعنوان یک نضهت تقویت کرده و مساجد را در تعاون اجتماعی به طور فعال سهیم ساخت.
امید است شاهد تعاون اجتماعی در سطح کلان باشیم.
والسلام علیکم و رحمهاللّه و برکاته .
پایان.