ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 75
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 29 - 1
1 - مؤمن آل فرعون ، از قبطيان بود .
يـقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 30 - 5
5 - مؤمن آل فرعون ، از قبطيان بود .
يـقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 32 - 2
2 - مؤمن آل فرعون از قبطيان بود .
يـقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 58 - 2
2 - زوال نعمت هاى گسترده فرعونيان ، در نتيجه پافشارى آنان بر ظلم و استكبار
أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون . .. فأخرجنـهم من جنّـت و عيون . و كنوز و مقام كريم
تفريع «فأخرجناهم. ..» بر مطالب پيشين بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 62 - 1
1 - هشدار هاى موسى ( ع ) به فرعونيان در صحنه مقابله ، موجب بروز اختلاف و تنش در ميان آنان گرديد .
ويلكم لاتفتروا . .. فتنـزعوا أمرهم بينهم
«فاء» در «فتنازعوا» دال بر اين نكته است كه بلافاصله پس از هشدارهاى موسى(ع) در صحنه مقابله، در بين فرعونيان نزاع و كشمكش به وجود آمد گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 3
3 - روحيه ستمگرى و جاه طلبى فرعونيان ، عامل موضع گيرى آنان در برابر آيات الهى
و جحدوا بها. .. ظلمًا و علوًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 46 - 11
11 - حاكميت طولانى خاندان فرعون و اشراف بر توده ها و عادت به دستور دادن ، مانع از پذيرش دعوت موسى و سرنهادن به دستور هاى او ، از سوى آنان بود .
فاستكبروا و كانوا قومًا عالين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 10
10 - وعده خداوند به موسى ( ع ) ، درباره رفع عذاب فرعونيان ، در صورت روى آوردن آنان به حق
ادع لنا ربّك بما عهد عندك إنّنا لمهتدون
به قرينه ذيل اين آيه و آيه بعد، به دست مى آيد كه مراد از «ما عهد عندك»، وعده خداوند به رفع عذاب از فرعونيان در صورت پذيرش هدايت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 41 - 5
5 - هلاكت دنيوى و آتش دوزخ ، پى آمد حكومت هاى مستكبر ، ستمگر و فاسد ( چونان فرعونيان )
إنّهم كانوا قومًا فـسقين . .. إنّه لايفلح الظـلمون ... و استكبر هو ... و جعلنـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 39 - 7
7 - دنياطلبى فرعونيان و تصوير نادرست آنها از زندگى دنيايى و اخروى ، سبب انحراف و خودكامگى آنان شد .
يـقوم . .. و إنّ الأخرة هى دار القرار
با توجه به يادآورى حقيقت زندگى در دنيا و آخرت از سوى مؤمن آل فرعون براى فرعونيان، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 29 - 3
3- مرگ خفّت بار فرعونيان ، هشدارى به مستكبران و خود بزرگ بينان تاريخ
فما بكت عليهم السماء و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 50 - 5
5 - پيمان شكنى سريع فرعونيان ، پس از برطرف شدن عذاب و بلا از ايشان
فلمـّا كشفنا عنهم العذاب إذا هم ينكثون
«نكث» (مصدر «ينكثون» ) در اصل به معناى نقض و شكستن است كه به صورت استعاره در مورد پيمان شكنى، به كار رفته
است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 4
4- غرق شدن فرعون و تمامى همراهانش به اراده خداوند ، در پى تصميم ظالمانه وى عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل
فأراد . .. فأغرقنـه و من معه جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 58 - 2
2 - زوال نعمت هاى گسترده فرعونيان ، در نتيجه پافشارى آنان بر ظلم و استكبار
أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون . .. فأخرجنـهم من جنّـت و عيون . و كنوز و مقام كريم
تفريع «فأخرجناهم. ..» بر مطالب پيشين بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 3
3 - روحيه ستمگرى و جاه طلبى فرعونيان ، عامل موضع گيرى آنان در برابر آيات الهى
و جحدوا بها. .. ظلمًا و علوًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 7
7 - فرجام تلخ فرعونيان ، پى آمد ظلم و بيدادگرى آنان بود .
فانظر كيف كان عـقبة الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 28 - 9
9 - تحقير فرعون و فرعونيان از سوى موسى ( ع ) به خاطر نينديشيدن در نظام هستى و انكار پروردگار جهان
قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «إن كنتم تعقلون» تعريضى به عدم تعقل فرعون و فرعونيان و مقابله به مثل با اتهام جنون به موسى(ع) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 12،13
12 - فرعونيان پس از گرفتارى به عذاب الهى به موسى ( ع ) وعده دادند كه در صورت رفع عذاب ، ايمان خواهند آورد .
و قالوا يـأيّه السـحر ادع لنا ربّك بما عهد عندك إنّنا لمهتدون
13 - فرعونيان پس از گرفتارى به عذاب الهى ، اظهار ايمان كرده و خود را مردمى هدايت يافته قلمداد كردند . *
و قالوا . .. إنّنا لمهتدون
جمله «إنّنا لمهتدون» ممكن است خبر از تسليم شدن در برابر هدايت هاى الهى باشد. در اين صورت مفاد آيه اين است كه فرعونيان پس از نزول عذاب، ادعاى ايمان كرده و از موسى(ع) خواستند كه خداوند نيز به عهدش در رفع عذاب از آنان، وفا كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 42 - 1
1 - لعنت خدا و دورى از رحمت حق ، تنها دست آورد فرعون و سپاهيانش از زندگى دنيوى
و أتبعنـهم فى هـذه الدنيا لعنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 1
1 - هشدار تهديدآميز مؤمن آل فرعون به قوم خود ، از دچار شدن آنان به سرنوشتى شوم بر اثر غفلت و بى توجهى شان به خيرخواهى هاى او
فستذكرون ما أقول لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 10
10 ـ گناه و تبهكارى فرعونيان ، مايه استكبار آنان در برابر آيات الهى شد .
ءايت مفصلت فاستكبروا و كانوا قوما مجرمين
جمله «كانوا . .. » بيانگر ريشه كبرورزى فرعونيان در برابر آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 10
10 - فسق ديرينه جامعه فرعونى ، زمينه ساز تأثيرپذيرى آنان از تبليغات غلط و گمراه كننده
إنّهم كانوا قومًا فـسقين
«إنّهم» جنبه تعليل براى قسمت اول آيه شريفه دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 16 - 1
1 - قتل مرد قبطى ، ظلم موسى ( ع ) به خود و باعث به خطر افتادن جان او از سوى فرعونيان
فوكزه موسى فقضى عليه . .. قال ربّ إنّى ظلمت نفسى
موسى(ع) در پيشگاه پروردگار اعتراف كرد كه مرتكب خطاى بزرگى شده و با كشتن مرد قبطى، در معرض خطرى جدى قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 18 - 1،2
1 - به هم ريختن آرامش موسى در پى كشته شدن مرد قبطى به دست وى
فوكزه موسى فقضى عليه . .. فأصبح فى المدينة خائفًا يترقّب
2 - موسى ( ع ) ، پس از حادثه قتل مرد قبطى به كاخ فرعون بازنگشت .
فأصبح فى المدينة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 10
10 ـ گناه و تبهكارى فرعونيان ، مايه استكبار آنان در برابر آيات الهى شد .
ءايت مفصلت فاستكبروا و كانوا قوما مجرمين
جمله «كانوا . .. » بيانگر ريشه كبرورزى فرعونيان در برابر آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 29 - 3
3- مرگ خفّت بار فرعونيان ، هشدارى به مستكبران و خود بزرگ بينان تاريخ
فما بكت عليهم السماء و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 29 - 1
1- هلاكت و نابودى فرعونيان مستكبر ، بدون كمترين بازتاب در نظام جهان
فما بكت عليهم السماء و الأرض
تعبير «فما بكت عليهم» كنايه است از اين كه فرعونيان مستكبر ـ كه خويش را مقتدر و عزيز مى شمردند ـ با ذلت و غربت، هلاك شدند; بدون آن كه كمترين خلأى در جهان احساس شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 22 - 3
3- نفرين موسى ( ع ) به درگاه پروردگار ، پس از نااميدى از هدايت فرعونيان
و إن لم تؤمنوا . .. فدعا ربّه أنّ هـؤلاء قوم مجرمون
«دعا» در مقام شكايت، دربردارنده درخواست مجازات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 25 - 1
1- برجاى ماندن باغ ها و چشمه هاى فراوان ، از فرعونيان غرق شده در دريا
كم تركوا من جنّـت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 26 - 1
1- برجاى ماندن مزارع بزرگ و خانه هاى بس مجلل ، از فرعونيان غرق شده در دريا
و زروع و مقام كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 141 - 6،8
6 ـ فرعونيان ، پسران بنى اسرائيل را مى كشتند و زنانشان را زنده باقى مى گذاشتند .
يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم
«تقتيل» (مصدر يقتلون) به معناى كثرت كشتار است و «استحياء» به معناى باقى گذاردن بر زندگانى است.
8 ـ زنان بنى اسرائيل به سبب كشتار وسيع فرزندانشان به دست فرعونيان ، لذت حيات و زنده ماندن از آنان سلب شده بود .
يسومونكم سوء العذاب يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم
«زنده گذاشتن زنان» به عنوان يك عذاب براى قوم بنى اسرائيل است كه از جمله آن قوم، خود زنان هستند. و چون مجرد زنده گذاشتن عذاب تلقى نمى شود، با توجه به اينكه «يستحيون» پس از «يقتلون» آمده، مى توان گفت كشتن فرزندان به گونه اى بوده كه زنان، يعنى مادران جامعه، از زنده ماندن خودشان و ديدن قتل فجيع فرزندانشان در رنج و عذاب بودند. آوردن «نساء» در مقابل «أبناء» مى تواند اين احتمال را تأييد كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 137 - 15
15 ـ فرعون و مردمانش در طول حكومتشان ، همواره در پى ساختن كاخ ها و خوش نشين هاى سايه افكن بودند .
و دمرنا ما كان يصنع فرعون و قومه و ما كانوا يعرشون
«ما» در «ما كانوا» موصول است و مراد از آن به دليل «يعرشون»، عرش و عريش (سايبان) است. بنابراين «ما كانوا يعرشون» يعنى سايبانهايى كه آنها را ساخته بودند. فعل «يصنع» و «يعرشون» كه به همراه «كان» و «كانوا» آمده، دلالت مى كند كه فرعونيان پيوسته كاخ و سايبان مى ساختند ; يعنى داراى كاخها و خوش نشينهاى فراوان بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 3
3 ـ بلا ها و مصيبت هاى فرعونيان در مقابل نعمت ها و آسايش هاى آنان اندك و ناچيز بود .
فإذا جاءتهم الحسنة . .. إن تصبهم سيئة
معرفه آوردن «الحسنة» مى تواند اشاره به اين باشد كه زندگى فرعونيان همواره قرين رفاه و آسايش بوده و لذا «حسنة» براى آنان امرى شناخته شده بود، به خلاف مشكلات عمومى كه گويا در ميان آنها نبود و يا بندرت اتفاق افتاده بود ; به گونه اى كه «سيئة» براى آنان ناشناخته بود. آوردن «إذا» در مورد «حسنة» كه گوياى حصول اطمينان به شرط است و آوردن «إن» در مورد «سيئة» كه حاكى از مشكوك بودن شرط است، نيز دلالت بر برداشت فوق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 134 - 8
8 ـ فرعونيان آگاه به تأثير دعاى موسى ( ع ) در رفع عذاب از ايشان
ادع لنا ربك بما عهد عندك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 15
15 ـ سرپيچى فرعون و درباريانش از پذيرش رسالت موسى ، پيامد آلودگى آنان به فساد و تبهكارى بود .
فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين
برداشت فوق بر اين اساس است كه عنوان «مفسدين» بر فرعونيان، اشاره به علت تكذيب داشته باشد. يعنى چون مردمى مفسد بودند، رسالت موسى را انكار كردند و آيات الهى را دروغ پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 130 - 1
1 ـ خداوند ، فرعونيان زمان موسى را براى پذيرش رسالت هاى او ، به قحطى هاى متعدد و كم محصولى فاحشى مبتلا ساخت .
و لقد أخذنا ءال فرعون بالسنين و نقص من الثمرت لعلهم يذّكّرون
«سنة» به معناى قحطى و خشكسالى است و جمع آوردن آن (السنين) حكايت از تعدد قحطى و خشكسالى دارد. اين تعدد يا به اعتبار شهرهاى زيادى است كه قحطى در آنجاها به وجود آمده و يا به لحاظ سالهاى متعدد است. نكرده آوردن «نقص» اشاره به كمبود فاحش دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 62 - 7
7 - فرعونيان ، با اتفاق نظر بر لزوم مقابله با موسى ( ع ) ، در باره روش آن اختلاف نظر داشتند . *
فتنـزعوا أمرهم . .. و أسرّوا
از فعل «أسرّوا» استفاده مى شود كه طرفين نزاع، خواهان مخفى ماندن گفتوگوهاى خود بودند و آنچه رسماً به مردم اعلام شد ـ چنانچه مطالب آيه بعد گفته فرعونيان به مردم باشد ـ گفته مشترك آنان بوده كه به منظور مقابله با موسى(ع) و خنثى سازى فعاليت او، القا شده بود. كلمه «أمرهم» ـ كه نزاع را در مورد امور فرعونيان قرار داده ـ تأييدى براين نكته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 64 - 1
1 - ايادى و مبلغان فرعون ، همه فرعونيان را به هم فكرى ، اتحاد و به كاربستن تمامى حيله ها ، عليه موسى ( ع ) دعوت مى كردند .
فتنـزعوا . .. قالوا ... فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا
از آيات پيشين چنين برمى آيد كه پس از سخنان موسى(ع)، در بين فرعونيان اختلافاتى بروز كرد (فتنازعوا) و گروه حاميان و مبلغان فرعون درصدد توجيه گروه ديگر برآمدند كه نسبت به موسى(ع) و مبارزه با او ترديد داشتند. به نظر مى رسد «فأجمعوا» نيز از ناحيه همان گروه به عنوان نتيجه سخنان قبلى آنان ابراز شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 56 - 3
3 - فرعون ، طرفداران و كارگزاران حكومت خود را ، گروهى متحد ، نيرومند و آماده نبرد معرفى كرد .
و إنّا لجميع حـذرون
يكى از معانى «جميع» ضدّ «متفرق»; يعنى، متحد است (لسان العرب). برداشت ياد شده بر اساس همين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 13 - 2
2 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) اقوامى متشكل ، همسو و متحد در مخالفت با پيامبران خود
كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمود قوم لوط و أصحـب لئيكة أُولـئك الأحزاب
برداشت ياد شده از به كار رفتن تعبير «احزاب» درباره اين اقوام، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 136 - 1
1 ـ خداوند پس از ارائه معجزات متعدد و اتمام حجت بر فرعونيان ، آنان را در دريا غرق كرد .
فانتقمنا منهم فأغرقنهم فى اليم
«اليم» در لغت به معناى دريا و رودخانه بزرگ است و «ال» در «اليم» براى عهد مى باشد و چنانچه بسيارى از مفسران گفته اند اشاره به درياى سرخ دارد. برخى ديگر از مفسران آن را اشاره به رودخانه نيل دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 5
5- كيفر سخت و هلاكت بار فرعون و فرعونيان از سوى خداوند ، پس از اتمام حجت با آنان بود .
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايـت . .. فأراد أن يستفزّهم ... فأغرقنـه و من معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 36 - 6
6 ـ هلاكت فرعون و قومش ، پس از اتمام حجت خدا با آنان به وسيله موسى و هارون ( ع ) بوده است .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيـتنا فدمّرنـهم تدميرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 40 - 1
1 - اقدام الهى ، به كيفر دادن فرعون و لشكريان او ، پس از اتمام حجت بر ايشان
أرسلنـه إلى فرعون بسلطـن مبين . فتولّى بركنه ... فأخذنـه و جنوده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 42 - 3،5
3 - تمام شدن حجت الهى بر فرعونيان ، نيازمند ارائه معجزات متعدد به ايشان *
كذّبوا بـايـتنا كلّها
در آيات پيشين نسبت به اقوام گذشته سخن از ارائه معجزات و آيات متعدد نبود; اما در مورد فرعونيان سخن از معجزات متعدد به ميان آمده است.
5 - مجازات سريع فرعونيان از سوى خداوند ، پس از تمام شدن حجت بر ايشان
كذّبوا بـايـتنا كلّها فأخذنـهم أخذ عزيز مقتدر
عطف «فأخذناهم» بر «كذّبوا»، نشانگر آن است كه خداوند، پس از اين كه فرعونيان تمام معجزات را تكذيب كردند، به آنان مهلت
نداد; بلكه بلافاصله اقدام به نابودى آنها نمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 62 - 4،5
4 - فرعونيان ، اختلاف نظر خويش در باره موسى ( ع ) را به شدت از مردم پنهان مى كردند .
فتنـزعوا . .. و أسرّوا النجوى
«نجوا» به معناى سخن پنهانى و درگوشى است. «أسرّوا» نيز; يعنى، پنهان ساختند. پنهان ساختن نجوا ـ كه خود نيز نهان است ـ نشان از شدت پنهان كارى فرعونيان در امور مربوط به موسى(ع) دارد.
5 - فرعونيان ، با پنهان نگه داشتن اختلاف نظر خود در باره موسى ( ع ) ، از دست يابى مردم به گفته هاى محرمانه آنان ، پيشگيرى كردند .
فتنـزعوا . .. و أسرّوا النجوى
«ال» در «النجوى» عهد ذكرى و اشاره به نزاع و گفته هاى رد و بدل شده بين فرعونيان دارد و فعل «أسرّوا»، مى رساند كه آن را از ديگران پوشيده داشته و نگذاشتند كسى به آن پى ببرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 62 - 7
7 - فرعونيان ، با اتفاق نظر بر لزوم مقابله با موسى ( ع ) ، در باره روش آن اختلاف نظر داشتند . *
فتنـزعوا أمرهم . .. و أسرّوا
از فعل «أسرّوا» استفاده مى شود كه طرفين نزاع، خواهان مخفى ماندن گفتوگوهاى خود بودند و آنچه رسماً به مردم اعلام شد ـ چنانچه مطالب آيه بعد گفته فرعونيان به مردم باشد ـ گفته مشترك آنان بوده كه به منظور مقابله با موسى(ع) و خنثى سازى فعاليت او، القا شده بود. كلمه «أمرهم» ـ كه نزاع را در مورد امور فرعونيان قرار داده ـ تأييدى براين نكته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 64 - 2
2 - اختلاف و تشتت فرعونيان پس از سخنان موسى ( ع ) ، خطرى جدى و زمينه ساز تضعيف جبهه آنان ، در ميدان مقابله بود .
ويلكم . .. قالوا ... فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا
آيات ياد شده، جملگى نشانگر تلاش جدى فرعونيان براى حفظ اتحاد خود در برابر موسى(ع) است و از زاويه ديگر، حكايت از خطرى دارد كه به خاطر بروز اختلاف، آنان را تهديد مى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 57 - 3،4
3 - برنامه ريزى و توطئه براى بيرون راندن فرعون و فرعونيان از مصر و تلاش براى رسيدن به حكومت ، اتهام فرعون به حضرت موسى ( ع )
أجئتنا لتخرجنا من أرضنا بسحرك يـموسى
4 - فرعون آيات و معجزات الهى موسى ( ع ) را سِحر خواند و آن را وسيله اى براى بيرون راندن فرعونيان از مصر دانست .
لتخرجنا من أرضنا بسحرك يـموسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 63 - 5
5 - متهم ساختن موسى و هارون ( ع ) به تلاش و برنامه ريزى براى بيرون راندن قبطيان از مصر به وسيله سِحر ، از جمله محور هاى تبليغاتى فرعونيان عليه موسى ( ع )
لسحرن يريدان أن يخرجاكم من أرضكم بسحرهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 64 - 7
7 - فرعونيان ، در سخنان و تبليغات خويش ، سِحر برتر و بى رقيب را ، نشانگر حقانيت مرام ساحر و عقايد او قلمداد مى كردند .
و قد أفلح اليوم من استعلى
بسيج ساحران براى ابطال ادعاهاى موسى(ع)، حاكى از آن است كه در نظر فرعونيان، قدرت ساحر ميزان حق و باطل بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 63 - 6
6 - فرعونيان ( قبطيان ) سرزمين مصر را از آن خود مى دانستند .
يخرجاكم من أرضكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 36 - 6
6 - فرعونيان ، مدعى بى سابقه بودن مسأله نبوت در تاريخ گذشته آنان
و ما سمعنا بهـذا فى ءابائنا الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 12
12- فرعونيان ، پسران قوم موسى ( بنى اسرائيل ) را به طور گسترده سر مى بريدند و زنان آنان را زنده نگه مى داشتند .
و يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم
كاربرد فعل «يذبّحون» از باب تفعيل، كه به معناى تكثير هم آمده است، احتمالاً بيانگر منظور فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 47 - 2
2 ـ بنى اسرائيل در زمان بعثت موسى ( ع ) ، ساكن مصر و گرفتار ستم و آزار فرعونيان بودند .
فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم
نهى شدن فرعون از عذاب و شكنجه بنى اسرائيل، بيانگر رنج و سختى آنان در مصر آن زمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 20 - 7
7 - شيوه فرعونيان ، سنگسار كردن مخالفان عقيدتى و سياسى خود بوده است . *
و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون
از جمله معانى «رجم»، سنگسار كردن است. اين كه موسى(ع) مسأله «رجم» را به ميان كشيده، يا از آن جهت است كه زمزمه آن ميان فرعونيان آغاز شده بود و يا اين كه در قوانين عمومى آنان، چنين رايج بوده است. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 141 - 9
9 ـ استثمار زنان بنى اسرائيل هدف فرعونيان از زنده نگاه داشتن ايشان *
يسومونكم سوء العذاب . .. يستحيون نساءكم
استثمار زنان، توجيه و احتمال ديگرى است بر اينكه چرا زنده گذاشتن زنان به عنوان يك عذاب مطرح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 18 - 3
3- استثمار و برده ساختن بندگان خدا ، از مهم ترين انحراف ها و فساد هاى جامعه فرعونى
أن أدّوا إلىّ عباد اللّه
از اين كه خداوند، قبل از هر پيام ديگر، درخواست آزادى بنى اسرائيل را از زبان موسى(ع) مطرح كرده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 28 - 3
3- قرار گرفتن امكانات فرعونيان ، در اختيار گروهى ديگر از مردم ( بنى اسرائيل )
كذلك و أورثنـها قومًا ءاخرين
برداشت بالا بنابراين نكته است كه مراد از «قوماً آخرين» گروهى از بنى اسرائيل باشد; چنان كه در آيه 59 سوره «شعراء» آمده است. اين گروه ممكن است بخشى از بنى اسرائيل بودند كه در خروج از مصر با موسى(ع) همسفر نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 7
7 ـ كبرورزى و خودبزرگ بينى فرعونيان ، ريشه كفرورزى آنان به آيات الهى و رسالت موسى
فأرسلنا عليهم . .. فاستكبروا
استكبار به معناى خود بزرگ بينى است و چون «استكبروا» با حرف «فا» بر ارسال آيات تفريع شده، لازمه معناى آن (انكار كردن و نپذيرفتن) اراده شده است. به كارگيرى استكبار به جاى انكار و نپذيرفتن، براى رساندن علت انكار است ; يعنى انكار فرعونيان از سر خود بزرگ بينى و تكبر بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 6
6 - درخواست عاجزانه فرعونيان از موسى ( ع ) ، در رفع عذاب از آنان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 47 - 2
2 - برخورد استهزاآميز فرعونيان با معجزات موسى ( ع )
فلمّا جاءهم بـايـتنا إذا هم منها يضحكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 132 - 2
2 ـ فرعونيان در عين اعتراف به خارق العاده بودن معجزات موسى ، با لحنى تمسخرآميز آيت بودن آنها را تكذيب مى كردند .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها
«لتسحرنا بها» (يعنى تا ما را به وسيله آن آيه سحر كنى)، مى رساند كه مراد از كلمه «آية» در سخن فرعونيان «سحر» است و هدف آنان از اينكه آن را «آية» ناميدند، استهزاى موسى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 24
24 - فرعونيان ، مردمى اسرافگر و دروغ گو و محروم از هدايت الهى
إنّ اللّه لايهدى من هو مسرف كذّاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 43 - 7
7 - فرعونيان در عصر موسى ( ع ) ، مردمى اسراف گر و افراط كننده در گناه و حق ناپذيرى
و أنّ المسرفين هم أصحـب النار
از مصداق هاى بارز «مسرفان»، در آيه شريفه، فرعونيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 67 - 4
4 - اكثريت فرعونيان ( قبطيان ) ، حق ناپذير و مصمم بر كفر
و ما كان أكثرهم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 62 - 2
2 - موسى ( ع ) ، مطمئن به دست نيافتن سپاه فرعون بر وى و همراهانش
قال كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 39 - 2
2 - اطمينان فرعون و درباريان او به غلبه ساحران كارآزموده بر موسى ( ع )
و قيل للناس هل أنتم مجتمعون
دعوت از مردم، مى تواند نشانگر اطمينان فرعونيان به پيروزى ساحران باشد. گفتنى است كه تعابيرى چون: «لعلّنا» و «إن كانوا» ـ كه بيانگر نوعى ترديد بوده و در آيه بعدى آمده است ـ شگردى تبليغى براى تهييج ساحران بود تا آنان توان خويش را در اين راه به كار گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 13
13 - فرعونيان پس از گرفتارى به عذاب الهى ، اظهار ايمان كرده و خود را مردمى هدايت يافته قلمداد كردند . *
و قالوا . .. إنّنا لمهتدون
جمله «إنّنا لمهتدون» ممكن است خبر از تسليم شدن در برابر هدايت هاى الهى باشد. در اين صورت مفاد آيه اين است كه فرعونيان پس از نزول عذاب، ادعاى ايمان كرده و از موسى(ع) خواستند كه خداوند نيز به عهدش در رفع عذاب از آنان، وفا كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 61 - 1،2
1 - فرعون و فرعونيان ، از زمره افترازنندگان به خداوند
لاتفتروا على اللّه كذبًا
2 - شرك و سِحر خواندن معجزات موسى و ادعاى آوردن همانند براى آن و تكذيب رسالت الهى آن حضرت ، از جمله افترا هاى فرعونيان به خداوند بود .
لاتفتروا على اللّه كذبًا
با توجه به آيات پيشين كه مشتمل بر بيان توحيد از زبان موسى(ع) و نيز ارائه معجزات، و عكس العمل فرعون در سحر خواندن آنها بود، مى توان به مواردى از افتراهاى فرعونيان اشاره كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 11
11 ـ فرعون و بزرگان دربارش ، مردمى فسادانگيز بودند .
إلى فرعون و ملإيه . .. فانظر كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 9
9 ـ فرعونيان ، مردمى مجرم و تبهكار
و كانوا قوما مجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 81 - 7
7 ـ موسى ( ع ) ، فرعون و اطرافيانش را گروهى مفسد و توطئه هاى آنان را محكوم به شكست دانست .
إن اللّه لايصلح عمل المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 7
7 - فرعونيان ، مردمى فسادگر
فانظر كيف كان عـقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 4 - 16
16 - حكومت فرعون ها در مصر ، آميخته با فساد ، تباهى و بدبختى مردم آن سرزمين بود .
إنّه كان من المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 17 - 6
6 - فرعون و دار و دسته وى ، مردمى تبه كار در ديدگاه موساى جوان
فلن أكون ظهيرًا للمجرمين
گرچه «المجرمين» شامل همه تبه كاران مى شود; ولى مصداق بارز و مورد نظر موسى(ع) فرعون و دار و دسته اش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 19 - 5
5 - افشا شدن راز قتل مرد قبطى به وسيله مرد اسرائيلى
قال يـموسى . .. كما قتلت نفسًا بالأمس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 101 - 3
3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اقرار گرفتن از بنى اسرائيل نسبت به حق ناپذيرى فرعون و پيروان او ، على رغم اعطاى معجزات فراوان به موسى ( ع )
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايـت بيّنـت فسئل بنى إسرءيل إذ جاءهم فقال له فرعون إنى لأ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 8
8 - فرعون و پيروان او ، به خداى آفريننده هستى معترف بودند و ربوبيت او را انكار مى كردند .
من ربّكما . .. ربّنا الذى أعطى كلّ شىءء خلقه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 64 - 3
3 - فرعونيان ، به حيله و مكر بودن سِحر و برنامه هاى خود براى مقابله با موسى ( ع ) و عارى بودن آن از حقيقت معترف بودند .
فأجمعوا كيدكم
به كاربردن «كيد» در باره كار و سحر خود از سوى فرعونيان، حكايت از آن دارد كه آنان، خود به سحر و بى حقيقت بودن آن معترف بودند و آن را صرفا حيله اى در برابر موسى(ع) مى دانستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 7،8
7 ـ بيشتر فرعونيان ناآگاه به نقش اراده خداوند در ابتلاى آنان به سختى ها و ناخوشاينديها
ألا إنما طئرهم عند اللّه و لكن أكثرهم لايعلمون
8 ـ اكثر فرعونيان زمان موسى مردمى جاهل و ناتوان از تحليل صحيح رخداد هاى نيك و بد
و لكن أكثرهم لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 51 - 13
13 - فرعون در صدد ايجاد رعب و هراس در ميان قوم خويش ( قبطيان ) *
قال يـقوم أليس لى . .. أفلاتبصرون
از يادكرد فرمانروايى مطلق و نيز ذكر در اختيار داشتن سرچشمه معيشت قبطيان بهوسيله فرعون، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 17 - 2
2- قوم فرعون ، از جمله امت هاى آزموده شده از سوى خداوند و داراى سرنوشتى عبرت آموز
و لقد فتنّا قبلهم قوم فرعون
«فتنة» (مصدر «فتنّا») در اصل به معناى گداختن در آتش است و مقصود از آن در آيه بالا، آزمودن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 18 - 4
4- آزادسازى بنى اسرائيل و ترك بهره كشى ظالمانه از آنان ، يكى از محور هاى آزمايش الهى براى فرعونيان
و لقد فتنّا قبلهم قوم فرعون . .. أن أدّوا إلىّ عباد اللّه
از ارتباط «أن أدّوا» با «و لقد فتنّا»، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 28 - 7
7- بازگشت بنى اسرائيل به مصر و برخوردارى آنان از ثروت و امكانات آن سرزمين ، پس از هلاكت فرعونيان *
كذلك و أورثنـها قومًا ءاخرين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «قوماً آخرين» تمام بنى اسرائيل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 40 - 1
1 - اميدوارى فرعونيان به غلبه ساحران بر موسى ( ع ) و پيروى مردم از آنان
لعلّنا نتّبع السحرة إن كانوا هم الغـلبين
واژه «لعلّ» براى اظهار اميد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 105 - 7
7 ـ فرعون و بزرگان دربارش در انتظار بينه اى از سوى موسى بر حقانيت ادعاى خويش
قد جئتكم ببينة من ربكم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «قد» در «قد جئتكم» براى توقع باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 28 - 4
4- انتقال تمدن و امكانات گسترده فرعونيان به قومى ديگر ، براساس اراده الهى
كذلك و أورثنـها قومًا ءاخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 136 - 2،3
2 ـ خداوند با غرق كردن فرعونيان در دريا از آنان انتقام گرفت .
فانتقمنا منهم فأغرقنهم فى اليم
«فاء» در «فأغرقنا» تفسيريه است. يعنى «أغرقنا» بيان و تفسير «انتقمنا» مى باشد.
3 ـ فرعونيان به دليل شكستن پيمانشان با موسى ( ع ) ( ايمان به وى و آزادسازى بنى اسرائيل ) سزاوار انتقام الهى و غرق شدن در دريا گشتند .
إذا هم ينكثون. فانتقمنا منهم
تفريع جمله «فانتقمنا» بر جمله «إذا هم ينكثون» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه پيمان شكنى فرعونيان در انتقام الهى از آنان دخيل بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 61 - 4
4 - ترساندن فرعونيان از عذاب ـ به خاطر افتراى بر خداوند ـ سرلوحه سخنان موسى ( ع ) در صحنه مقابله با ساحران فرعون
قال لهم موسى ويلكم لاتفتروا على اللّه كذبًا فيسحتكم بعذاب
«ويل»; يعنى، «اندوه» و «هلاكت» و «هر سختى كه از ناحيه عذاب پديد آيد» (لسان العرب). «ويلكم» نفرين است; يعنى، عذاب باد بر شما. برخى آن را مفعول براى فعل محذوف دانسته اند; يعنى، ألزموا ويلكم (با هلاكت و عذابتان همدم باشيد). جمله «فيسحتكم بعذاب» روشنگر مفاد «ويلكم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 37 - 6
6 - تهديد فرعونيان از سوى موسى ( ع ) ، به فرجامى ناگوار به خاطر نپذيرفتن هدايت
قال موسى ربّى أعلم بمن جاء بالهدى . .. إنّه لايفلح الظـلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 18،19
18 - هشدار مؤمن آل فرعون به فرعونيان ، از آسيب ديدن شديد آنان بر اثر كشتن موسى ( ع )
و إن يك صادقًا يصبكم بعض الذى يعدكم
19 - هشدار مستمر موسى ( ع ) به فرعونيان ، درباره گرفتار شدن آنان به عذاب هاى گوناگون الهى
و إن يك صادقًا يصبكم بعض الذى يعدكم
مقصود از وعده موسى به فرعونيان، عذاب هاى الهى است. آمدن كلمه «بعض» مى رساند كه اين وعده ها و عذاب ها، متعدد بوده است. فعل مضارع «يعد» نيز مى فهماند كه اين وعده ها، به طور دائمى و مستمر به آنان ابلاغ مى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 29 - 4،6
4 - هشدار مؤمن آل فرعون به فرعونيان و قبطيان ، درباره خطر عذاب الهى در صورت مخالفت با موسى ( ع ) و قتل او
فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا
6 - تنهايى و بى پناهى انسان در برابر عذاب الهى ، از هشدار هاى مؤمن آل فرعون به قوم خود
فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 30 - 1،2
1 - مؤمن آل فرعون ـ به رغم قطع شدن سخنانش به وسيله فرعون ـ به گفتار هشداردهنده خود ادامه داد و فرعونيان را از پيامد هلاكت بار قتل موسى ( ع ) آگاه ساخت .
يـقوم لكم الملك . .. قال فرعون ما أريكم إلاّ ما أرى ... و قال الذى ءامن يـقوم إن
2 - هشدار مؤمن آل فرعون به قوم خود ، از دچار شدن به روزگار شوم ، همچون روزگار احزاب و اقوام كافر پيشين
و قال الذى ءامن يـقوم إنّى أخاف عليكم مثل يوم الأحزاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 1
1 - هشدار مؤمن آل فرعون به قوم خود ، از دچار شدن به كيفر كردار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ( لوط و اصحاب ايكه ) در صورت اقدام به قتل موسى ( ع )
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
«دأب» به معناى عادت است و مقصود از «الذين من بعدهم» قوم لوط و اصحاب ايكه است; چنان كه در سوره «ص» آيه 13، به آن تصريح شده است. گفتنى است برابر نظر مفسران «اصحاب أيكه» همان مردم مدين است كه از قوم حضرت شعيب بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 32 - 1
1 - هشدار مؤمن آل فرعون به قوم خويش ، از دچار شدن به عذاب الهى در روز قيامت در صورت اقدام به قتل موسى ( ع )
و يـقوم إنّى أخاف عليكم يوم التناد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 33 - 4،7
4 - هشدار مؤمن آل فرعون به فرعونيان ، از دچار شدن آنان به عذاب گريزناپذير الهى در قيامت در صورت كشتن موسى ( ع )
يـقوم إنّى أخاف عليكم . .. يوم تولّون مدبرين ما لكم من اللّه من عاصم
7 - هشدار مؤمن آل فرعون به فرعونيان ، درباره اين كه قتل موسى ( ع ) موجب گمراهى ابدى و علاج ناپذير آنان خواهد شد .
أتقتلون رجلاً . .. و من يضلل اللّه فما له من هاد
برداشت يادشده به خاطر اين نكته است كه هشدار مؤمن آل فرعون نسبت به گمراه شدن آنان در مورد قتل موسى(ع) انجام پذيرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 35 - 5
5 - هشدار مؤمن آل فرعون به مردم مجادله گر و حق ستيز مصر ، درباره خشم انقلابى و انتقام مؤمنان طرفدار موسى ( ع )
الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه . .. كبر مقتًا ... عندالذين ءامنوا
تذكر مؤمن آل فرعون به فرعونيان، مبنى بر اين كه ستيزه جويى در آيات الهى، موجب بغض و دشمنى مؤمنان مى شود; مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه عمل آنان، موجب خشم انقلابى و شورش مؤمنان طرفدار موسى(ع) عليه آنان خواهدگرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 1
1 - هشدار تهديدآميز مؤمن آل فرعون به قوم خود ، از دچار شدن آنان به سرنوشتى شوم بر اثر غفلت و بى توجهى شان به خيرخواهى هاى او
فستذكرون ما أقول لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 41 - 1
1 - فرعونيان ، مورد هشدار هاى مكرر الهى
و لقد جاء ءال فرعون النّذر
«نذر» جمع «نذير» است. «نذير» بر دو معنا اطلاق مى شود: «انذار» و «منذر». در اين آيه، معناى اول اراده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 42 - 2
2 - معجزات الهى براى انذار و بيدارى فرعونيان ، متعدد و گوناگون بود .
كذّبوا بـايـتنا كلّها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 35 - 1
1 ـ اقدام فرعون براى ايجاد نگرانى در اطرافيان خويش ، نسبت به اهداف نهايى موسى ( ع )
يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 67 - 5
5 - وجود اقليتى مؤمن در ميان قبطيان
و ما كان أكثرهم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 25 - 1
1- برجاى ماندن باغ ها و چشمه هاى فراوان ، از فرعونيان غرق شده در دريا
كم تركوا من جنّـت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 14
14- فزونى چشمگير زنان بر مردان در جامعه و بر هم خوردن اعتدال جمعيتى ، مايه پديد آمدن مشكلات اجتماعى آزار دهنده براى زنان
يستحيون نساءكم
اينكه خداوند براى شكنجه هاى آل فرعون، كشتن پسران و زنده نگه داشتن زنان را برشمرده است، امكان دارد بدين علت باشد كه چنين عملى، تعادل جمعيت را بر هم مى زند و در نتيجه جمعيت زنان افزونى پيدا مى كند و اين خود شكنجه اى آزار دهنده براى مردم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 63 - 7
7 - فرعونيان ، خود را برخوردار از راه و آيينى نمونه و برتر مى دانستند .
و يذهبا بطريقتكم المثلى
«طريقة» به معناى راه و روش است و «مثلى» (مؤنث «أمثل»); يعنى، به حق شبيه تر و به خير و خوبى نزديك تر (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 19 - 1
1- هشدار موسى ( ع ) به فرعونيان ، در برترى نجستن بر خداوند و روى برنتافتن از فرمان هاى او
و أن لاتعلوا على اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 36 - 2
2 - فرعونيان ، نيارمند زمان و فرصتى براى گردآورى امكانات خود عليه موسى ( ع )
قالوا أرجه و أخاه و ابعث فى المدائن حـشرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 111 - 6
6 ـ بسيج نيرو هاى حكومتى به تمامى شهر هاى تحت نفوذ فرعون ، طرح كارگزاران دربار براى گردآورى و احضار ساحران
زبردست
و أرسل فى المدائن حشرين
«ال» در «المدائن» عهد ذهنى است و اشاره به شهرهاى تحت نفوذ حكومت فرعون دارد. زيرا معهود بين فرعون و اشراف دربار همان شهرهاى كشور خودشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 113 - 2
2 ـ مأموران بسيج شده براى جلب ساحران با موفقيت كامل مأموريت خويش را به انجام رساندند .
يأتوك بكل سحر عليم. و جاء السحرة فرعون
با توجه به اينكه ال در «السحرة» عهد ذكرى است و مراد از آن همان «كل سحر عليم» است كه در فرمان فرعون آمده بود، معلوم مى شود مأموران بدون هيچ كم و كاستى موفق به اجراى فرمان فرعون شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 53 - 2،3،4
2 - اقدام فرعون به اعزام مأموران ، جهت گردآورى نيرو از شهر هاى مختلف براى تعقيب بنى اسرائيل
فأرسل فرعون فى المدائن حـشرين
كلمه «حاشرين» (گردآورندگان) مفعول براى «أرسل» مى باشد; يعنى، فرعون مأموران گردآورنده نيرو را به شهرها فرستاد.
3 - بنى اسرائيل ، مجموعه اى نيرومند بودند و فرعون براى مقابله با آنان نيازمند قوايى گسترده بود .
فأرسل فرعون فى المدائن حـشرين
4 - نياز فرعون به استفاده از نيروى مردمى قبطيان ، براى سركوب بنى اسرائيل
فأرسل فرعون فى المدائن حـشرين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از اين آيه، گردآورى مردم از شهرها باشد و نه سربازان مستقر در آنها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 56 - 2
2 - تشويق مردم از سوى مأموران فرعون ، به تسريع در پيوستن به سپاه وى
و إنّا لجميع حـذرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 36 - 7
7 - ديرينه نداشتن موضوع نبوت در تاريخ گذشته مصر ، دستاويز فرعونيان براى انكار رسالت موسى ( ع )
و ما سمعنا بهـذا فى ءابائنا الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 42 - 7
7 - اقتدار و توان مادى فرعونيان ، مقهور در برابر اقتدار و شكست ناپذيرى خداوند
فأخذنـهم أخذ عزيز مقتدر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 45 - 1
1 - خداوند مؤمن آل فرعون را از آثار ناپسند مكر فرعونيان محفوظ داشت .
فوقيـه اللّه سيّئات ما مكروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 39 - 7
7 - دنياطلبى فرعونيان و تصوير نادرست آنها از زندگى دنيايى و اخروى ، سبب انحراف و خودكامگى آنان شد .
يـقوم . .. و إنّ الأخرة هى دار القرار
با توجه به يادآورى حقيقت زندگى در دنيا و آخرت از سوى مؤمن آل فرعون براى فرعونيان، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 1،2
1 ـ فرعونيان خويشتن را مبارك مى دانستند و موسى ( ع ) و مؤمنان به وى را مردمى بدشگون و نامبارك مى پنداشتند .
فإذا جاءتهم الحسنة قالوا لنا هذه و إن تصبهم سيئة يطيروا بموسى و من معه
«لام» در «لنا» تعليليه است و تقديم «لنا» دلالت بر حصر دارد. بنابراين «لنا هذه» يعنى اين رفاه و آسايش (الحسنة) تنها به سبب خود ما و ميمنت ماست. «تطير بكذا» يعنى چيزى را نامبارك دانست و به سبب آن فال بد زد.
2 ـ فرعونيان ، رفاه ها و آسايش ها را ناشى از ميمنت خويش ، و سختى ها و ناراحتى ها را برخاسته از بدشگونى موسى ( ع ) و
پيروانش مى دانستند .
قالوا لنا هذه . .. يطيروا بموسى و من معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 132 - 3
3 ـ فرعونيان ايمان به رسالت موسى را سحرزدگى مى دانستند .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 63 - 7،8
7 - فرعونيان ، خود را برخوردار از راه و آيينى نمونه و برتر مى دانستند .
و يذهبا بطريقتكم المثلى
«طريقة» به معناى راه و روش است و «مثلى» (مؤنث «أمثل»); يعنى، به حق شبيه تر و به خير و خوبى نزديك تر (مفردات راغب).
8 - فرعونيان در تبليغات خود عليه موسى و هارون ( ع ) ، آنان را درهم شكننده و نابود كننده راه و روش نمونه و برتر خويش معرفى كردند .
و يذهبا بطريقتكم المثلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 64 - 5،6،7
5 - روز مقابله ساحران فرعون با موسى ( ع ) روزى سرنوشت ساز و تعيين كننده ، از ديدگاه فرعونيان
و قد أفلح اليوم من استعلى
«فلاح» به معناى موفقيت و پيروزى است. ابراز اين سخن از ناحيه فرعونيان، گواه اين مدعا است كه آنان اين مبارزه را، مبارزه مرگ و زندگى و نقطه عطفى در تاريخ خود تلقى مى كردند.
6 - فرعونيان نجات و بقاى خود را در گرو غلبه ساحران بر موسى ( ع ) در صحنه مقابله مى دانستند .
و قد أفلح اليوم من استعلى
7 - فرعونيان ، در سخنان و تبليغات خويش ، سِحر برتر و بى رقيب را ، نشانگر حقانيت مرام ساحر و عقايد او قلمداد مى كردند .
و قد أفلح اليوم من استعلى
بسيج ساحران براى ابطال ادعاهاى موسى(ع)، حاكى از آن است كه در نظر فرعونيان، قدرت ساحر ميزان حق و باطل بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 47 - 2
2 - فرعونيان ، منكر هر گونه امتياز براى موسى و هارون ( ع )
فقالوا أنؤمن لبشرين مثلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 21 - 4
4 - قتل مرد قبطى توسط موسى ( ع ) ، از نظر نظام فرعونى جرم و گناه بود ; ولى در پيشگاه پروردگار چنين نبود .
ففررت منكم . .. فوهب لى ربّى حكمًا و جعلنى من المرسلين
موسى(ع) در دستگاه فرعون مجرم شمرده مى شود و مى گريزد; اما در پيشگاه پروردگار مورد لطف قرار گرفته و به دريافت حكمت و رسالت مفتخر مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 37 - 3
3 - عظمت معجزه موسى در نظر فرعونيان
يأتوك بكلّ سحّار عليم
جمع آورى تمامى ساحران ماهر، نشان دهنده آن است كه فرعونيان مرعوب معجزه موسى شده و معتقد بودند كه جز با گردآورى تمام توان خويش، قادر به مقابله با آن نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 13
13 - فرعونيان پس از گرفتارى به عذاب الهى ، اظهار ايمان كرده و خود را مردمى هدايت يافته قلمداد كردند . *
و قالوا . .. إنّنا لمهتدون
جمله «إنّنا لمهتدون» ممكن است خبر از تسليم شدن در برابر هدايت هاى الهى باشد. در اين صورت مفاد آيه اين است كه فرعونيان پس از نزول عذاب، ادعاى ايمان كرده و از موسى(ع) خواستند كه خداوند نيز به عهدش در رفع عذاب از آنان، وفا كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 52 - 6
6 - قدرت و ثروت ، تنها ملاك ارزش در ديدگاه فرعون و فرعونيان
قال يـقوم أليس لى ملك مصر . .. أم أنا خير من هـذا الذى
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته زير است: الف) فرعون پس از يادآورى فرمانروايى و ثروت خويش، موسى(ع) را غير قابل قياس با خود مى داند و اين نشان دهنده بينش فرعون در زمينه ملاك ارزش است. ب) سخنرانى فرعون و تكيه وى بر قدرت و ثروت، نشان مى دهد كه در جامعه قبطى چنين ديدگاهى وجود داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 41 - 1
1 - پرسش مؤمن آل فرعون از قوم خود ، درباره انگيزه مخالفت آنان با دعوت و خيرخواهى هاى او
و يـقوم مالى أدعوكم إلى النجوة و تدعوننى إلى النار
گفتنى است كه به قرينه خطاب در جمله حاليّه «تدعوننى . ..»، عبارت «مالى» در اصل «مالكم» مى باشد. اين جمله در زبان عرب به جاى «أخبرونى عنكم» (از حالتان به من خبر دهيد) به كار مى رود و مقصود از آن پرسش از انگيزه و دليل وضعيت به وجود آمده از مخاطب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 61 - 10
10 - موسى ( ع ) با توجه به افترا هاى فرعونيان بر خداوند ، به آنان هشدار داد و شكست و ناكامى را براى آنان پيش بينى كرد .
ويلكم لاتفتروا على اللّه . .. و قد خاب من افترى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 36 - 4
4 - صلاحديد مشاوران فرعون ، مبارزه با موسى به شيوه اى همسان شيوه خود وى بود و نه زندان و قتل .
قالوا أرجه و أخاه و ابعث فى المدائن حـشرين
برداشت ياد شده از آن جا است كه منطق فرعون «لأجعلنّك من المسجونين» بود; ولى مشاوران وى با ديدن معجزات موسى اين راه را نپسنديدند; بلكه در پيش گرفتن راهى منطقى تر و ظاهراً همسان راه موسى را ترجيح دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 41 - 3
3 - اظهار شگفتى مؤمن آل فرعون از تأثيرناپذيرى مردم از خيرخواهى ها و فراخوانى هاى او
و يـقوم مالى أدعوكم إلى النجوة و تدعوننى إلى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 100 - 1
1ـ داستان اقوامى چون فرعونيان ، قوم نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب ( ع ) ، از داستان هاى مهم تاريخ بشرى است .
ذلك من أنباء القرى
«أنباء» جمع نبأ است و نبأ ـ چنان چه در مفردات راغب آمده ـ به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بزرگ است. «قرى» (جمع قرية) به معناى آباديهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 3
3 - تكذيب موسى ( ع ) از سوى فرعونيان
و كذّب موسى
از اين كه تكذيب حضرت موسى(ع) به قومش نسبت داده نشده، استفاده مى شود كه تنها فرعونيان با او به مخالفت برخاستند و بنى اسرائيل به او ايمان آوردند و دعوتش را پذيرفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 36 - 4،5
4 ـ فرعون و قوم او ، دعوت حضرت موسى و هارون ( ع ) را نپذيرفته و آيات و معجزات الهى را تكذيب كردند .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيـتنا فدمّرنـهم تدميرًا
5 ـ خداوند ، فرعون و قومش را به خاطر تكذيب آيات الهى ، دچار هلاكتى سخت و شگفت آور كرد .
الذين كذّبوا بأيـتنا فدمّرنـهم تدميرًا
«تدمير» (مصدر «دمّرنا») به معناى هلاك و نابودى كردن است و «تدميراً» ـ كه مفعول مطلق براى «دمّرنا» است ـ براى تأكيد معناى هلاكت و نوع شگفت آور آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 3،7
3 - خداوند ، فرعون و لشگريان وى را در دريا غرق كرد .
فأخذنـه و جنوده فنبذنـهم فى اليمّ
7 - فرجام تلخ فرعونيان ، پى آمد ظلم و بيدادگرى آنان بود .
فانظر كيف كان عـقبة الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 12 - 1
1 - قوم نوح ، عاد و فرعون ، پيامبران خود را تكذيب كردند .
كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 14 - 1،2
1 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، پيامبران خود را تكذيب كردند .
قوم نوح . .. ثمود ... أصحـب لئيكة ...إن كلّ إلاّكذّب الرسل
2 - تكذيب پيامبران از سوى قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، بسيار شديد بود .
إن كلّ إلاّكذّب الرسل
«إن» نافيه و «كلّ» از الفاظ عموم و تنوين آن عوض از محذوف است، يعنى، «كلّهم». عبارت «إلاّ كذّب الرسل» استثنا از نفى جنس و مفيد تأكيد حصر است; يعنى، اين اقوام آن قدر به تكذيب پيامبران خود پرداختند كه گويى به جز تكذيب هيچ كار و يا صفت ديگرى نداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 13 - 1،2
1ـ قوم عاد و فرعون و قوم لوط ، از تكذيب كنندگان پيامبران ، در گذشته تاريخ
كذّبت قبلهم . .. و عاد و فرعون و إخون لوط
2ـ نقش اساسى فرعون ، در گرايش قوم او به تكذيب پيام آوران وحى *
و عاد و فرعون و إخون لوط
برداشت بالا با توجّه به اين نكته است كه در مورد ديگر اقوام، نام «قوم» آمده; ولى در مورد تكذيب كنندگان موسى و هارون(ع) تنها نام «فرعون» آمده است و قوم او در حقيقت تحت الشعاع او قرار گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 9 - 1
1 - فرعونيان و اقوام پيش از آنان ، مردمى بدكردار و خطاپيشه بودند .
و جاء فرعون و من قبله . .. بالخاطئة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 10 - 1،2،3،5،6
1 - فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط ، از فرمان هاى پيامبران خود سرپيچى كردند .
و جاء فرعون . .. فعصوا رسول ربّهم
2 - فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط ، از سوى خداوند به عقوبتى سخت در دنيا گرفتار شدند .
فأخذهم أخذة رابية
«رابية» (اسم فاعل از «ربا يربو») به معناى فزاينده و رو به رشد است و در اين آيه كنايه از شدّت است.
3 - سرپيچى از فرمان هاى پيامبران ، عامل عقوبت شدن فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط
فعصوا رسول ربّهم فأخذهم أخذة رابية
5 - سرپيچى از فرمان هاى پيامبران ، مصداق بارز خطاپيشگى فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط
و جاء فرعون . .. بالخاطئة . فعصوا رسول ربّهم
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «فعصوا رسول. ..» درصدد تفصيل و تبيين مضمون آيه قبل (موضوع خطاپيشگى اقوام ياد شده) است.
6 - پرهيز از بدكردارى و خطاپيشگى ، از مهم ترين فرمان هاى پيامبران به فرعون و اقوام پس از آنان و قوم لوط
و جاء فرعون . .. بالخاطئة . فعصوا رسول ربّهم
مطرح كردن سرپيچى اقوام ياد شده از فرمان هاى پيامبران ـ پس از توصيف آنان به خطاپيشگى ـ مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه دستورات پيامبران بر محور پرهيز اين اقوام از خطاپيشگى بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 21
21 - در ديدگاه فرعونيان ، نژاد قبطى ، بر نسل بنى اسرائيل ـ حتى بر جوان دست پرورده و محبوب خويش ـ ترجيح داشت .
فنجّينـك من الغم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 63 - 2
2 - فرعونيان براى جلب نظر و توجيه تمايل يافتگان به موسى ( ع ) ، دست به حركت تبليغاتى و توجيهى زدند .
فتنـزعوا . .. و أسرّوا النجوى . قالوا إن هذن لسحرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 23 - 1،2
1 - فرعون براى مبارزه با موسى ( ع ) ، مردم را در اجتماعى گردآورد و با آنان در اين زمينه سخن گفت .
فحشر فنادى
«حشر»، به معناى جمع كردن همراه با سوق دادن است (مصباح).
2 - فرعون ، در جمع كسانى كه براى استماع سخن او گردآمده بودند ، با صدايى بلند سخن گفت .
فنادى
«ندا»، به معناى بلند كردن صدا و آشكار ساختن آن است. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 51 - 6
6 - استفاده فرعون از احساسات و عواطف قومى ، در جهت مبارزه با موسى ( ع )
و نادى فرعون فى قومه قال يـقوم
به كار رفتن واژه «يا قوم» در تبليغات فرعون، حاكى از بهره گيرى فرعون از احساسات قومى و نژادى مردم مصر (قبطيان) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 57 - 5
5 - فرعون ، با اعلام خطر به قبطيان در مورد خطر اخراج از مصر ، به تحريك آنان در جهت مقابله با موسى ( ع ) پرداخت .
أجئتنا لتخرجنا من أرضنا
در كلام موسى(ع) با فرعون، هيچ نشانه اى به چشم نمى خورد كه دال بر تصميم او بر اخراج فرعونيان از مصر باشد. آنچه موسى(ع) خواهان آن بود، نجات دادن بنى اسرائيل از بردگى و بيرون بردن آنان از مصر بود. بنابراين مطرح شدن اين سخن (اخراج قبطيان) از سوى فرعون، صرفاً به جهت برانگيختن احساسات آنان عليه موسى(ع) بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 25 - 4
4 - فرعون ، هنگام شنيدن مواضع اعتقادى موسى ( ع ) اطرافيانش را عليه او تحريك و تهييج كرد .
قال ربّ السمـوت و الأرض . .. قال لمن حوله ألاتستمعون
برداشت ياد شده از آن جا است كه سخن فرعون مى تواند به هدف تحريك و تهييج اطرافيان ادا شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 28 - 9
9 - تحقير فرعون و فرعونيان از سوى موسى ( ع ) به خاطر نينديشيدن در نظام هستى و انكار پروردگار جهان
قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «إن كنتم تعقلون» تعريضى به عدم تعقل فرعون و فرعونيان و مقابله به مثل با اتهام جنون به موسى(ع) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 52 - 5
5 - قوم و نژاد بنى اسرائيل ، مردمى حقير در نظر فرعونيان
من هـذا الذى هو مهين
تعبير به «مهين»، ممكن است ناظر به شخصيت ظاهرى موسى(ع) و فاصله داشتن او از طبقات اشراف و ثروتمندان باشد و نيز ممكن است اشاره به نژاد موسى(ع) باشد كه از بنى اسرائيل بوده و فرعونيان خود را سرور ايشان مى پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 5،8،9
5 ـ تحليل غلط و جاهلانه فرعونيان از ريشه يابى رخداد هاى خوشايند و ناخوشايند ، موجب بى تأثيرى بلا ها و مصيبت ها در هدايت شدن و تذكر يافتن آنان شد .
و لقد أخذنا . .. يطيروا بموسى و من معه
جمله «فإذا جاءتهم . .. » با توجه به ترتب آن بر آيه قبل، در حقيقت پاسخ به اين سؤال است كه چرا ايجاد زمينه هاى هدايت (لقد أخذنا ... لعلهم يذّكّرون) در فرعونيان تأثير نداشت. آيه مورد بحث ـ در مقام پاسخ ـ ، تحليل غلط آنان را از موانع هدايت و تذكريابى، بيان مى كند.
8 ـ اكثر فرعونيان زمان موسى مردمى جاهل و ناتوان از تحليل صحيح رخداد هاى نيك و بد
و لكن أكثرهم لايعلمون
9 ـ تحليل فرعونيان در ريشه يابى رخداد هاى خوشايند و ناخوشايند ( ميمنت خويش و نحوست موسويان ) ، تحليلى جاهلانه و نادرست بود .
و لكن أكثرهم لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 110 - 5
5 ـ انتخاب روش مبارزه با موسى پس از تصميم به ساحر خواندن وى و تحليل اهداف او ( برچيدن حكومت فرعونى ) ، از مسائل مطرح شده در جلسه مشورتى بزرگان دربار فرعون
فماذا تأمرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 2
2 - استمرار مواضع خصمانه و حق ستيزانه فرعونيان در مقابل موسى ( ع ) ، حتى پس از گرفتار آمدن آنان به عذاب الهى
إذا هم منها يضحكون . .. و أخذنـهم بالعذاب ... و قالوا يـأيّه الساحر
فرعونيان پس از گرفتار شدن به عذاب هاى متعدد، همچنان راه كج خويش را ادامه داده و موسى(ع) را ساحر مى ناميدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 2
2 - استمرار مواضع خصمانه و حق ستيزانه فرعونيان در مقابل موسى ( ع ) ، حتى پس از گرفتار آمدن آنان به عذاب الهى
إذا هم منها يضحكون . .. و أخذنـهم بالعذاب ... و قالوا يـأيّه الساحر
فرعونيان پس از گرفتار شدن به عذاب هاى متعدد، همچنان راه كج خويش را ادامه داده و موسى(ع) را ساحر مى ناميدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 22 - 1
1- تداوم اقدامات خصمانه فرعونيان عليه موسى ( ع )
فاعتزلون . فدعا ربّه أنّ هـؤلاء
فاء در «فدعا» فاء فصيحه است كه دلالت بر فعل محذوف (همچون «أصروا على آذاه») دارد; يعنى، فرعونيان از اذيت و آزار موسى(ع) دست بر نداشتند و بدين جهت آن حضرت به درگاه الهى شكايت كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 36 - 5
5 - تدبير مشاوران فرعون ، مبنى بر اعزام اشخاصى به تمام شهر ها و گردآورى نيروى لازم جهت مبارزه با موسى ( ع ) و برادرش
قالوا . .. و ابعث فى المدائن حـشرين
«المدائن» جمع محلّى به «ال» و مفيد عموم است; يعنى، همه شهرها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 26 - 3
3 - ربوبيت يگانه خدا نسبت به همه انسان ها چونان ربوبيت يگانه او بر آسمان ها و زمين تذكر موسى به فرعون و فرعونيان
قال ربّ السمـوت و الأرض . .. قال ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 67 - 6
6 - « عن أميرالمؤمن ين ( ع ) : لم يوجس موسى ( ع ) خيفة على نفسه بل أشفق من غلبه الجهّال و دُوَل الضلال ;
از اميرالمؤمن ين(ع): روايت شده است: موسى(ع) بر جان خويش نترسيد، بلكه ترسيد كه مبادا جاهلان و حكومت هاى گمراه غلبه يابند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 21 - 1
1 - فرار موسى ( ع ) از مصر ، در پى كشتن مرد قبطى و ترس از انتقام فرعونيان
ففررت منكم لمّا خفتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 33 - 3
3 - ترس موسى از كشته شدن به دست فرعونيان به تقاص قتل مرد قبطى
إنّى قتلت منهم نفسًا فأخاف أن يقتلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 110 - 3
3 ـ فرعونيان ، هراسان از قدرت يابى موسى ( ع ) و بنى اسرائيل و از دست دادن حكومت و سرزمين خويش
يريد أن يخرجكم من أرضكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 112 - 4
4 ـ فرعونيان ، مرعوب عظمت و شگفتى معجزات موسى ( ع ) شدند .
يأتوك بكل سحر عليم
احضار همه ساحران زبردست مصر براى مقابله و مبارزه با موسى(ع)، بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 6 - 4
4 - فرعون ، هامان و سپاهيانش همواره از خطر بنى اسرائيل ، در هراس بودند .
و نرى فرعون و هـمـن . .. ما كانوا يحذرون
جمله «كانوا يحذرون» ماضى استمرارى و بيانگر ترس دائمى فرعونيان از بنى اسرائيل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 7
7 - فرعونيان ، گرفتار تناقض فكرى و رفتارى در برابر دعوت موسى ( ع )
و قالوا يـأيّه الساحر ادع لنا ربّك
فرعونيان، از يك سو موسى(ع) را ساحر مى خوانند و از سوى ديگر براى رفع بلا دست به دامان او مى شوند و اين خود نمايانگر تشتت و تناقضى است كه بدان گرفتار آمده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 7
7 - فرعونيان ، گرفتار تناقض فكرى و رفتارى در برابر دعوت موسى ( ع )
و قالوا يـأيّه الساحر ادع لنا ربّك
فرعونيان، از يك سو موسى(ع) را ساحر مى خوانند و از سوى ديگر براى رفع بلا دست به دامان او مى شوند و اين خود نمايانگر تشتت و تناقضى است كه بدان گرفتار آمده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 32 - 3
3 - تبديل عصاى موسى ( ع ) به اژد ها ، پديده اى شگفت و دور از انتظار فرعونيان
فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين
برداشت ياد شده از «إذا» فجائيه استفاده مى شود; زيرا اين كلمه مى رساند كه مفاد جمله پس از آن، در يك حالت غير منتظره انجام شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 1،2،3،4
1 ـ خداوند فرعونيان را پس از اعلام صريحشان بر ايمان نياوردن به موسى ( ع ) ، به عذاب هاى متعدد گرفتار ساخت .
فما نحن لك بمؤمنين. فأرسلنا عليهم ... ءايت مفصلت
2 ـ جارى شدن سيلاب و هجوم ملخ ها ، شپش ها و قورباغه ها و آلوده شدن زندگانى به خون ، از عذاب هاى نازل شده بر فرعونيانِ منكر رسالت موسى
فأرسلنا عليهم الطوفان و الجراد و القمل و الضفادع و الدم
«طوفان» آب فراوانى است كه بر منطقه و يا مناطقى مستولى مى شود. هر يك از «جراد» (ملخ) و «قمل» (شپش) اسم جنس است. ضفادع جمع ضَفدَع يا ضفدَع (قورباغه) است.
3 ـ هر يك از عذاب هاى نازل شده بر فرعونيان به تنهايى آيت و نشانى بر حقانيت رسالت موسى بود .
فأرسلنا عليهم . .. ءايت مفصلت
جمع آوردن كلمه «ءايت» دلالت دارد كه هر كدام از عذابهاى ذكر شده به تنهايى آيت و نشان حقانيت موسى بوده است.
4 ـ عذاب هاى نازل شده بر فرعونيان ( طوفان و . . . ) هر كدام پس از ديگرى و با فاصله تحقق مى يافت .
فأرسلنا عليهم . .. ءايت مفصلت
كلمه «مفصلت» مى تواند حال براى عذابهاى ذكر شده (طوفان و . .. ) و يا صفت براى آيات باشد. «فصل» به معناى جداسازى است و «تفصيل» (مصدر مفصلت» دلالت بر شدت جداسازى دارد. بنابراين مراد از «مفصلت» اين است كه آن عذابها و نشانه ها جداى از يكديگر با فاصله تحقق مى يافت و فاصله آنها نسبتاً طولانى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 134 - 11
11 ـ فرعونيان پس از وقوع هر يك از عذاب هاى پنجگانه ( طوفان . . . ) با موسى پيمان بستند كه در صورت برطرف ساختن آن ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد كنند .
لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل
برداشت فوق بر اين اساس است كه «ال» در «الرجز» عهد ذكرى باشد. در اين صورت «الرجز» اشاره به عذابهاى پنجگانه در آيه
قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 67 - 1
1 - سرگذشت موسى و فرعونيان ، آيتى بزرگ ، شايان تفكر و عبرت آموز
إنّ فى ذلك لأية
«ذلك» اشاره به ماجراى ميان موسى(ع) و فرعون دارد. «آية» نيز در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى تفخيم است. بنابراين جمله «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا عبرتى بزرگ وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 1
1 - فرعونيان با اطاعت كوركورانه از فرعون ، خشم و عذاب الهى را براى خويش فراهم آوردند .
فلمّا ءاسفونا انتقمنا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 90 - 2
2 ـ فرعون و سپاهيانش ، با خارج شدن بنى اسرائيل از دريا ، با كبر و نخوت و با سرعت به سوى آن گذرگاه تاختند .
و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً
جمله «فأتبعهم . .. » عطف بر جمله «جاوزنا» است و «فاى عاطفه» براى ترتيب بدون تراخى است. عرب به كسى كه راه رفتنش همراه با كبر و نخوت باشد مى گويد: «بغى فى مشيته» و «عدو» نيز به معناى دويدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 27 - 8
8 - مخالفان رسالت موسى ( ع ) ( فرعونيان ) ، گروهى متكبر و منكر قيامت و روز حساب بودند .
كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 8
8 - غرور و تبختر فرعونيان ، در اوج درماندگى و احساس نياز به موسى ( ع )
و قالوا يـأيّه الساحر ادع لنا ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 37 - 1
1 - اتكال موسى ( ع ) به خداوند ، در برابر تكذيب گرى هاى فرعونيان
قالوا. .. و ما سمعنا بهـذا فى ءابائنا الأوّلين . و قال موسى ربّى أعلم
تعبير «ربّى أعلم» (خداى من بهتر مى داند) در پاسخ فرعون ـ كه در برابر همه معجزات و براهين روشن و غير قابل انكار موسى(ع)، موضع تكذيب و انكار در پيش مى گيرد و آن حضرت را به سحر و جادوگرى متهم مى كند ـ بيانگر اتكال به خدا و به داورى طلبيدن او مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 14 - 1
1 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، پيامبران خود را تكذيب كردند .
قوم نوح . .. ثمود ... أصحـب لئيكة ...إن كلّ إلاّكذّب الرسل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 13 - 1
1ـ قوم عاد و فرعون و قوم لوط ، از تكذيب كنندگان پيامبران ، در گذشته تاريخ
كذّبت قبلهم . .. و عاد و فرعون و إخون لوط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 42 - 1
1 - فرعونيان ، تمامى آيات و معجزات الهى را تكذيب كردند .
كذّبوا بـايـتنا كلّها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 3
3 - تلاش موسى ( ع ) براى زنده ساختن اشتياق شناخت حق در وجود فرعون و فرعونيان
قال ربّ السمـوت . .. إن كنتم موقنين
اقدام موسى(ع) به معلق كردن فهم گفته خويش بر شرط (إن كنتم موقنين) مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 109 - 5
5 ـ اشراف و بزرگان قوم فرعون در تلاش براى حفظ نظام فرعونى
قال الملأ . .. إن هذا لسحر عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 41 - 4
4 - تلاش فرعونيان ، براى ارتداد و مشرك شدن مؤمن آل فرعون
و تدعوننى إلى النار
فراخواندن به آتش، كنايه از دعوت به كفر و شرك است كه در آيه بعد به صراحت از آن ياد شده است (تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به. ..).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 63 - 2
2 - فرعونيان براى جلب نظر و توجيه تمايل يافتگان به موسى ( ع ) ، دست به حركت تبليغاتى و توجيهى زدند .
فتنـزعوا . .. و أسرّوا النجوى . قالوا إن هذن لسحرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 29 - 5
5 - مؤمن آل فرعون ، قومش را از هرگونه غرور و خودكامگى ناشى از اقتدار و سلطه همه جانبه بر سرزمين مصر برحذر داشت .
لكم الملك اليوم . .. فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 19 - 3
3 - خداوند ، تهديد كننده كافران و تكذيب كنندگان قرآن به سرنوشتى همچون فرجام فرعونيان و قوم ثمود
هل أتيك . .. فرعون و ثمود . بل الذين كفروا فى تكذيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 20 - 7
7 - خداوند ، تهديدكننده كافران و تكذيب كنندگان قرآن ، به سرنوشتى همچون فرجام فرعونيان و قوم ثمود
هل أتيك حديث الجنود . .. و اللّه من ورائهم محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 10 - 4
4 - خداوند ، تهديدكننده كافران عصر بعثت ، به گرفتار ساختن آنان در عقوبتى نظير فرجام قوم فرعون
ألم تر . .. و فرعون ذى الأوتاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 55 - 4
4 - گريز بنى اسرائيل از مصر ، تهديدى عليه منافع فرعونيان
و إنّهم لنا لغائظون
چنانچه خشم فرعونيان به خاطر اين باشد كه با گريز بنى اسرائيل از مصر، نيروى كار عظيمى از دستشان خارج مى شد و زيان بسيارى بر آنان وارد مى گشت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 7
7 - مؤمن آل فرعون ، از سوى فرعونيان مورد تهديد سخت قرار گرفته بود .
و أُفوّض أمرى إلى اللّه
گفتنى است كه واگذاركردن كار خود به خدا از سوى مؤمن آل فرعون (به قرينه جمله «فوقاه اللّه سيـّئات ما مكروا» در آيه بعد) بيانگر وجود نوعى تهديد و ارعاب از جانب فرعونيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 20 - 2
2- موسى ( ع ) ، متكى به حمايت پروردگار در قبال هجوم و تهديد فرعونيان
و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 110 - 5
5 ـ انتخاب روش مبارزه با موسى پس از تصميم به ساحر خواندن وى و تحليل اهداف او ( برچيدن حكومت فرعونى ) ، از مسائل مطرح شده در جلسه مشورتى بزرگان دربار فرعون
فماذا تأمرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 10
10 ـ اتهام شومى و نامباركى به موسى ( ع ) و پيروانش از فرعونيان ، اتهامى ناروا و برخاسته از جهل آنان بود .
يطيروا بموسى و من معه . .. و لكن أكثرهم لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 132 - 1
1 ـ فرعونيان با سحر خواندن تمامى معجزات موسى ، به وى گفتند كه هرگز رسالتش را تصديق نخواهند كرد .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين
«مهما» از أسماء شرط و به معناى «اى شىء» است. و «من» در «من آية» بيان «مهما» است. بنابراين جمله «مهما تأتنا ... » يعنى «هر چيزى را كه به عنوان معجزه بياورى ... .»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 63 - 3،5
3 - تأكيد بر ساحربودن موسى و هارون ( ع ) ، از جمله حركت هاى تبليغى فرعونيان بود .
قالوا إن هذن لسحرن
حرف «إن» مخفف از «إنّ» و ملغى از عمل است; ولى معناى تأكيد را مى رساند.
5 - متهم ساختن موسى و هارون ( ع ) به تلاش و برنامه ريزى براى بيرون راندن قبطيان از مصر به وسيله سِحر ، از جمله محور هاى تبليغاتى فرعونيان عليه موسى ( ع )
لسحرن يريدان أن يخرجاكم من أرضكم بسحرهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 13 - 2
2 - سحر خوانده شدن معجزات الهى موسى ، از سوى فرعونيان على رغم وضوح و روشنى آن
فلمّا جاءتهم ءايـتنا مبصرة قالوا هـذا سحر مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 36 - 4
4 - انكار معجزات موسى از سوى فرعونيان ، به اتهام سحر و ساختگى بودن آنها
فلمّا جاءهم موسى بـئايـتنا بيّنـت قالوا ما هـذا إلاّ سحر مفترًى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 1
1 - متهم شدن موسى ( ع ) ، به سحر و افسون گرى از سوى فرعونيان
و قالوا يـأيّه الساحر ادع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 20 - 1
1- موسى ( ع ) ، مورد هجوم كينه ها و تهمت هاى فرعونيان در پى ابلاغ پيام الهى
و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون
برداشت بالا بر اين اساس است كه «رجم» (مصدر «ترجمون»)، در اين آيه به معناى تهمت زدن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 63 - 9
9 - بهره بردارى فرعونيان از علاقه قبطيان به وطن و سرزمين و احساسات ملى و مذهبى آنان ، در تبليغات خود عليه موسى ( ع )
يخرجاكم من أرضكم . .. بطريقتكم المثلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 35 - 3
3 - فرعون با تحريك احساسات قومى و ميهنى اطرافيان خود ، درصدد تهييج آنان عليه موسى ( ع ) بود .
قال . .. يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 64 - 7
7 - فرعونيان ، در سخنان و تبليغات خويش ، سِحر برتر و بى رقيب را ، نشانگر حقانيت مرام ساحر و عقايد او قلمداد مى كردند .
و قد أفلح اليوم من استعلى
بسيج ساحران براى ابطال ادعاهاى موسى(ع)، حاكى از آن است كه در نظر فرعونيان، قدرت ساحر ميزان حق و باطل بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 64 - 3
3 - فرعونيان ، به حيله و مكر بودن سِحر و برنامه هاى خود براى مقابله با موسى ( ع ) و عارى بودن آن از حقيقت معترف بودند .
فأجمعوا كيدكم
به كاربردن «كيد» در باره كار و سحر خود از سوى فرعونيان، حكايت از آن دارد كه آنان، خود به سحر و بى حقيقت بودن آن معترف بودند و آن را صرفا حيله اى در برابر موسى(ع) مى دانستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 49 - 4،5،6،7،9،11،12
4 - فرعونيان ، پسران بنى اسرائيل را سر مى بريدند و زنانشان را زنده باقى مى گذاشتند .
يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
«ذبح» به معناى سربريدن است و «تذبيح» (مصدر يذبحون از باب تفعيل) از كثرت سربريدن حكايت دارد. «إستحياء» (مصدر يستحيون) به معناى باقى گذاردن بر حيات و زندگانى است.
5 - كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل
يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
جمله «يذبحون . .. » مى تواند تفسير جمله قبل باشد; يعنى، منظور از «سوء العذاب» همان سربريدن پسران و باقى گذاشتن زنان است و نيز مى تواند بيان مصداق بارزى از آن باشد; يعنى، فرعونيان عذابهايى بر بنى اسرائيل تحميل مى كردند كه از آن
جمله سربريدن فرزندان و ... مى باشد. بر اين مبنا ذكر به خصوص عذاب ياد شده، به خاطر شدت آن بوده است.
6 - زنان بنى اسرائيل در نهايت سختى و شكنجه و هم آغوش مرگ ، در سيطره فرعونيان
يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
7 - زنان بنى اسرائيل به خاطر كشتار وسيع فرزندانشان به دست فرعونيان ، لذت حيات از آنان سلب شده بود و از زنده ماندن خود در عذاب بودند .
يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
زنده گذاشتن زنان، به عنوان يك عذاب براى بنى اسرائيل مطرح شده است; در حالى كه مجرد نكشتن، عذاب و شكنجه تلقى نمى شود. بنابراين با توجه به اينكه جمله «يستحيون نساءكم» پس از «يذبحون ابناءكم» آمده، مى توان گفت: همان كشتن فرزندان موجب مى شده كه زنان از زنده ماندن خويش و ديدن قتل فجيع فرزندانشان، در رنج و عذاب باشند. آوردن زنان و نه دختران در مقابل پسران اين معنا را تأييد مى كند.
9 - در صورتى كه خداوند بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان نجات نمى داد ، آنان همچنان به شكنجه و كشتار فرزندانشان ادامه مى دادند .
يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
برداشت فوق از فعلهاى مضارع «يسومون» و «يذبحون» و «يستحيون» استفاده شده است.
11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمون بزرگى قرار داد .
و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب - كه از «نجيناكم» استفاده مى شود - باشد.
12 - نجات از شكنجه فرعونيان ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى بنى اسرائيل
و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم
در برداشت فوق «بلاء» به معناى نعمت و «ذلكم» اشاره به رهاسازى از عذاب، گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 7
7 ـ بيشتر فرعونيان ناآگاه به نقش اراده خداوند در ابتلاى آنان به سختى ها و ناخوشاينديها
ألا إنما طئرهم عند اللّه و لكن أكثرهم لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 7،8،10
7 ـ بيشتر فرعونيان ناآگاه به نقش اراده خداوند در ابتلاى آنان به سختى ها و ناخوشاينديها
ألا إنما طئرهم عند اللّه و لكن أكثرهم لايعلمون
8 ـ اكثر فرعونيان زمان موسى مردمى جاهل و ناتوان از تحليل صحيح رخداد هاى نيك و بد
و لكن أكثرهم لايعلمون
10 ـ اتهام شومى و نامباركى به موسى ( ع ) و پيروانش از فرعونيان ، اتهامى ناروا و برخاسته از جهل آنان بود .
يطيروا بموسى و من معه . .. و لكن أكثرهم لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 25 - 1
1- برجاى ماندن باغ ها و چشمه هاى فراوان ، از فرعونيان غرق شده در دريا
كم تركوا من جنّـت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 141 - 1،3
1 ـ بنى اسرائيل همواره تحت سيطره خاندان فرعون به شكنجه هايى سخت گرفتار بودند .
و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب
«سَوْم» مصدر «يسومون» به معناى تحميل كردن است. اضافه «سوء» به «العذاب» اضافه صفت به موصوف است ; يعنى: العذاب السوء.
3 ـ نجات از سيطره فرعونيان و عذاب هاى ايشان ، خاطره اى براى بنى اسرائيل و شايسته همواره به ياد داشتن
و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب
«إذ» مفعولٌ به براى فعل مقدّر «اذكروا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 46 - 10
10 - حاكميت ديرين خاندان فرعون و اشراف دربار او بر سرزمين مصر *
و كانوا قومًا عالين
جمله «كانوا قوماً عالين» مى تواند بدين معنا باشد كه: فرعون و اشراف حكومت او، بدان جهت كه از دير زمانى بر مصر فرمان مى راندند و به آن خو گرفته بودند و پذيرش دعوت موسى، آنان را ناچار به فرمان پذيرى ى كرد، از پذيرش آن خود دارى مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 29 - 3
3 - فرمان روايى و سلطه كامل فرعونيان و قبطيان بر سرزمين مصر در عصر حضرت موسى
لكم الملك اليوم ظـهرين فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 104 - 8
8- احضار دسته جمعى بنى اسرائيل همراه با فرعونيان در قيامت براى مؤاخذه
جئنا بكم لفيفًا
بنابر اينكه مراد از «كم» بنى اسرائيل و نيز فرعونيان هلاك شده باشند، اين برداشت به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 17 - 3
3- وجود نوعى مشابهت در عملكرد ، ميان مشركان مكه و فرعونيان در حق ستيزى و مقابله با رسول الهى
و لقد فتنّا قبلهم قوم فرعون و جاءهم رسول كريم
تعبير «قبلهم»، نوعى ارتباط و همگونى ميان مشركان مكه و فرعونيان را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 62 - 2
2 - حضور برخى از افراد حق طلب و نصيحت پذير در صفوف فرعونيان
فتنـزعوا أمرهم بينهم
اختلاف نظر فرعونيان در باره موسى(ع)، نشان از متمايل شدن برخى از فرعونيان به موسى(ع) در روز مقابله دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 67 - 4
4 - اكثريت فرعونيان ( قبطيان ) ، حق ناپذير و مصمم بر كفر
و ما كان أكثرهم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 36 - 4
4 ـ فرعون و قوم او ، دعوت حضرت موسى و هارون ( ع ) را نپذيرفته و آيات و معجزات الهى را تكذيب كردند .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيـتنا فدمّرنـهم تدميرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 13 - 1،2
1 - موضع گيرى خصمانه فرعونيان در برابر آيات ( معجزات ) روشن الهى
فلمّا جاءتهم ءايـتنا مبصرة قالوا هـذا سحر مبين
2 - سحر خوانده شدن معجزات الهى موسى ، از سوى فرعونيان على رغم وضوح و روشنى آن
فلمّا جاءتهم ءايـتنا مبصرة قالوا هـذا سحر مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 41 - 3
3 - اظهار شگفتى مؤمن آل فرعون از تأثيرناپذيرى مردم از خيرخواهى ها و فراخوانى هاى او
و يـقوم مالى أدعوكم إلى النجوة و تدعوننى إلى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 43 - 7
7 - فرعونيان در عصر موسى ( ع ) ، مردمى اسراف گر و افراط كننده در گناه و حق ناپذيرى
و أنّ المسرفين هم أصحـب النار
از مصداق هاى بارز «مسرفان»، در آيه شريفه، فرعونيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 3
3 - هدايت ها و خير خواهى هاى مؤمن آل فرعون ، در قومش تأثير نگذاشت .
فستذكرون ما أقول لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 1
1 - فرعون و سپاهيان وى ، عناصرى پست و حقير در پيشگاه خداوند
فأخذنـه و جنوده فنبذنـهم فى اليمّ
در تعبير آمده فرعون و سپاهيانش، به مشتى ريگ تشبيه شده اند كه كسى آنها را از زمين برمى گيرد و در آب مى اندازد. اين تشبيه هم بيانگر حقارت و پستى آنان در پيشگاه الهى و هم نشان دهنده ناچيز بودن قدرت آنان در برابر عظمت قدرت الهى است. برداشت ياد شده بر پايه بيان نخست مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 26 - 1
1- برجاى ماندن مزارع بزرگ و خانه هاى بس مجلل ، از فرعونيان غرق شده در دريا
و زروع و مقام كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 7
7 ـ بيشتر فرعونيان ناآگاه به نقش اراده خداوند در ابتلاى آنان به سختى ها و ناخوشاينديها
ألا إنما طئرهم عند اللّه و لكن أكثرهم لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 134 - 7
7ـ باور فرعونيان به وجود خدايى براى موسى ، مؤثر در جهان آفرينش و زندگى انسانها
ادع لنا ربك بما عهد عندك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 57 - 1،2
1 - خارج شدن فرعون و فرعونيان از شهر براى تعقيب بنى اسرائيل
فأخرجنـهم
2 - حركت فرعونيان در پى بنى اسرائيل ، تدبير الهى براى جدا شدن آنان از نعمت هاى سرزمين مصر بود .
فأخرجنـهم من جنّـت و عيون
اسناد فعل «إخراج» به ضمير «نا» بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 9 - 1
1 - فرعونيان و اقوام پيش از آنان ، مردمى بدكردار و خطاپيشه بودند .
و جاء فرعون و من قبله . .. بالخاطئة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 10 - 5
5 - سرپيچى از فرمان هاى پيامبران ، مصداق بارز خطاپيشگى فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط
و جاء فرعون . .. بالخاطئة . فعصوا رسول ربّهم
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «فعصوا رسول. ..» درصدد تفصيل و تبيين مضمون آيه قبل (موضوع خطاپيشگى اقوام ياد شده) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 77 - 12
12 - موسى ( ع ) ، از برخورد با نيرو هاى فرعون و بروز مشكلات ديگر در مسير هجرت از مصر نگران بود .
أسر بعبادى . .. لاتخـف دركًا و لاتخشى
«درك» به معناى ملحق شدن و رسيدن و نيز به معناى پى آمد است (قاموس). نفى هرگونه پى گيرى و پى آمد و نيز اطمينان بخشيدن به موسى(ع) در مورد امنيت مسير هجرت، نشان از وجود زمينه تعقيب شدن و نيز نگرانى هاى ديگر در اين مسير دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 134 - 2،6،10
2 ـ فرعونيان پس از گرفتار شدن به عذاب شديد ، رو به موسى ( ع ) آورده از وى خواستند تا براى برطرف شدن آن دعا كند .
و لما وقع عليهم الرجز قالوا يموسى ادع لنا ربك
6 ـ فرعونيان ، موسى ( ع ) را به منزلتش نزد خدا ( مستجاب الدعوه بودنش ) قسم دادند تا زوال عذاب را از خداوند درخواست كند .
ادع لنا ربك بما عهد عندك
«باء» در «بما عهد» در برداشت فوق، باء قسم گرفته شده است.
10 ـ فرعونيان با موسى ( ع ) پيمان بستند و سوگند ياد كردند كه در صورت برطرف ساختن عذاب شديد از آنان ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد سازند .
لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 135 - 1
1 ـ موسى ( ع ) با پذيرش تقاضاى فرعونيان ( دعا براى رفع عذاب ) ، برطرف شدن عذاب را از خداوند درخواست كرد .
فلما كشفنا عنهم الرجز
سياق آيه نشان مى دهد كه جمله اى همانند «فدعا موسى فكشفنا عنهم الرجز» در تقدير است كه به سبب وضوحش در كلام آورده نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 64 - 4،8
4 - حضور با تمام قوا و با آرايش منظم و با هيبت ، طرح پيشنهادى فرعونيان براى قدرت نمايى در صحنه مقابله با موسى ( ع )
فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا
8 - فرعونيان ، پذيرش دعوت هاى موسى ( ع ) را ، به توان مندى او در آوردن سِحرى بى نظير مشروط كرده بودند .
و قد أفلح اليوم من استعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 6
6 - درخواست عاجزانه فرعونيان از موسى ( ع ) ، در رفع عذاب از آنان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 50 - 1
1 - پاسخ مثبت موسى ( ع ) به تقاضاى فرعونيان و دعاى او براى رفع عذاب از ايشان
ادع لنا ربّك . .. فلمّا كشفنا عنهم العذاب
از ارتباط اين آيه با آيه قبل، استفاده مى شود كه در آيه شريفه ايجاز و حذفى صورت گرفته است. بدين صورت كه آنان از حضرت موسى(ع) درخواست دعا كردند و او خواسته آنها را اجابت نمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 7
7 - خواهر موسى ، آمادگى خود را براى معرفى دايه به فرعونيان ، مكرر به آنان گوشزد مى كرد .
فتقول هل أدلّكم
فعل مضارع «تقول» بر استمرار كار در گذشته دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 27 - 2،3
2- جامعه فرعونى ، جامعه اى خوشگذران و عشرت طلب
و نعمة كانوا فيها فـكهين
3- حضور در محافل عشرت و خوش گذرانى ، از برنامه هاى فرعونيان
و نعمة كانوا فيها فـكهين
«فاكهين» (از «فكاهة») به معناى حديث انس مى باشد و تعبير «كانوا» مى رساند كه برنامه آنان چنين بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 50 - 1
1 - پاسخ مثبت موسى ( ع ) به تقاضاى فرعونيان و دعاى او براى رفع عذاب از ايشان
ادع لنا ربّك . .. فلمّا كشفنا عنهم العذاب
از ارتباط اين آيه با آيه قبل، استفاده مى شود كه در آيه شريفه ايجاز و حذفى صورت گرفته است. بدين صورت كه آنان از حضرت موسى(ع) درخواست دعا كردند و او خواسته آنها را اجابت نمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 16 - 2
2 - اعتراف صريح موسى ( ع ) در پيشگاه پروردگار ، به اشتباه خويش در قتل مرد قبطى و درخواست آمرزش از ساحت او و نجات از شرّ فرعونيان
قال ربّ إنّى ظلمت نفسى فاغفرلى
مقصود موسى(ع) از آمرزش در «اغفرلى» زدوده شدن پى آمد كار وى و رهايى از انتقام فرعونيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 21 - 5
5 - نيايش موسى ( ع ) به درگاه پروردگار ، براى نجات خويش از شر فرعونيان
قال ربّ نجّنى من القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 10
10 - همسر فرعون ، از خداوند خواستار نجات خود از شرّ مردم ستمگر ( قبطيان و كارگزاران فرعون )
و نجّنى من القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 15 - 6
6 - دشمنى قبطيان با بنى اسرئيل در مصر
هـذا من شيعته و هـذا من عدوّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 19 - 2
2 - مرد قبطى ، دشمن مشترك موسى ( ع ) و مرد اسرائيلى بود .
أن يبطش بالذى هو عدوٌّ لهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 90 - 3
3 ـ فرعون و سپاهيانش ، از سرِ ستم و كينه توزى ، بنى اسرائيل را تعقيب كردند .
فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 48 - 4
4 - لجاجت و عناد شديد فرعونيان ، در مخالفت با پيام موسى ( ع )
و ما نريهم من ءاية إلاّ هى أكبر من أُختها
از اين كه خداوند براى هدايت فرعونيان، معجزاتى پياپى و يكى از ديگرى مهم تر نشان داد، لجاجت آنان استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 18 - 1،2
1 - فرعونيان و قوم ثمود ، لشكريانى درگير با راه خدا و دشمن مؤمنان بودند .
فرعون و ثمود
به قرينه بدل بودن فرعون براى «الجنود»، قوم فرعون و آل او نيز مورد نظر است و اكتفا به نام او، به جهت رياستش بر آنان است. ثمود، نام قوم حضرت صالح است كه در برابر او، به دشمنى برخاسته و ناقه الهى را پى كردند.
2 - فرعونيان و قوم ثمود ، قدرت مندترين و سرسخت ترين مخالفان پيامبران ، در امت هاى پيشين بودند .
فرعون و ثمود
در قرآن، خبر از هلاكت بسيارى از امت هاى گذشته مطرح شده است; بنابراين ياد كردن فرعونيان و ثموديان از بين آنها، نشانه آن است كه اين دو دسته، از ديگران بارزتر بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 64 - 1
1 - ايادى و مبلغان فرعون ، همه فرعونيان را به هم فكرى ، اتحاد و به كاربستن تمامى حيله ها ، عليه موسى ( ع ) دعوت مى كردند .
فتنـزعوا . .. قالوا ... فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا
از آيات پيشين چنين برمى آيد كه پس از سخنان موسى(ع)، در بين فرعونيان اختلافاتى بروز كرد (فتنازعوا) و گروه حاميان و مبلغان فرعون درصدد توجيه گروه ديگر برآمدند كه نسبت به موسى(ع) و مبارزه با او ترديد داشتند. به نظر مى رسد «فأجمعوا» نيز از ناحيه همان گروه به عنوان نتيجه سخنان قبلى آنان ابراز شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 38 - 1
1 - گفت وگوى فرعون با سران و اشراف مصر ، درباره دعوت موسى از آنان مبنى بر پذيرش خداى يگانه
و قال فرعون يأيّها الملأما علمت لكم من إلـه غيرى
«ملأ» به شخصيت هاى برجسته و بزرگان قوم گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 41 - 2
2 - اظهار شگفتى مؤمن آل فرعون از فراخواندن قوم خود ، به نجات و رستگارى و دعوت آنان از او به سرنوشت هلاكت بار دوزخ
و يـقوم مالى أدعوكم إلى النجوة و تدعوننى إلى النار
استفهام در «مالى» براى تعجب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 42 - 11
11 - مؤمن آل فرعون ، مردم مصر را به خداى عزيز و غفار خواند .
و أنا أدعوكم إلى العزيز الغفّـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 41 - 2
2 - اظهار شگفتى مؤمن آل فرعون از فراخواندن قوم خود ، به نجات و رستگارى و دعوت آنان از او به سرنوشت هلاكت بار دوزخ
و يـقوم مالى أدعوكم إلى النجوة و تدعوننى إلى النار
استفهام در «مالى» براى تعجب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 42 - 1
1 - مردم مصر ( قبطيان و فرعونيان ) ، مؤمن آل فرعون را به كفر و شرك به خدا فراخواندند .
تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 39 - 9
9 - فرعون و قومش ( قبطيان ) ، برخوردار از متاع هاى فراوان دنيوى و دلبسته به آنها
يـقوم إنّما هـذه الحيوة الدنيا متـع
تذكر مؤمن آل فرعون به اندك و ناپايدارى بودن دنيا و متاع هاى آن به قوم خود، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 27 - 6
6 - ربوبيت مطلق الهى ، نقطه اصلى تضاد ميان آيين موسى و آيين فرعونيان
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى و ليدع ربّه . .. و قال موسى إنّى عذت بربّى و ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 2
2 ـ فرعونيان ، رفاه ها و آسايش ها را ناشى از ميمنت خويش ، و سختى ها و ناراحتى ها را برخاسته از بدشگونى موسى ( ع ) و پيروانش مى دانستند .
قالوا لنا هذه . .. يطيروا بموسى و من معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 134 - 8،10
8 ـ فرعونيان آگاه به تأثير دعاى موسى ( ع ) در رفع عذاب از ايشان
ادع لنا ربك بما عهد عندك
10 ـ فرعونيان با موسى ( ع ) پيمان بستند و سوگند ياد كردند كه در صورت برطرف ساختن عذاب شديد از آنان ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد سازند .
لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 135 - 2،5،6،8
2 ـ خداوند با اجابت درخواست موسى ، عذاب را از فرعونيان برطرف ساخت .
فلما كشفنا عنهم الرجز
5 ـ خداوند پس از اجابت دعاى موسى ( ع ) و رفع عذاب از فرعونيان ، به آنان فهماند كه تا زمانى محدود به عذاب مبتلا نخواهند شد .
فلما كشفنا عنهم الرجز إلى أجل هم بلغوه
«إلى أجل» مى رساند كه خداوند عذاب را براى هميشه از فرعونيان برطرف نساخت و براى آن زمان تعيين كرد و اگر اين حقيقت را به آنان ابلاغ نمى كرد، تعيين زمان اثر مطلوب نداشت.
6 ـ خداوند با برطرف سازى عذاب از فرعونيان براى وفاى آنان به عهد هاى خويش مهلتى را تعيين كرد .
فلما كشفنا عنهم الرجز إلى أجل
«إلى أجل» متعلق به «كشفنا» است ; يعنى ما عذاب را برطرف كرديم، ولى نه براى هميشه، بلكه براى مدتى محدود. گفتنى است كه متعلق شدن «إلى أجل» به «كشفنا» به اعتبار استمرار كشف است نه تحقق آن ; زيرا تحقق كشف عذاب داراى مهلت نبوده است.
8 ـ فرعونيان ، على رغم پيمان مؤكدشان با موسى ( ع ) ( تصديق رسالت او و آزادسازى بنى اسرائيل پس از برطرف شدن عذاب ) ، حتى لحظه اى به وى ايمان نياوردند و بنى اسرائيل را آزاد نكردند .
فلما كشفنا عنهم الرجز . .. إذا هم ينكثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 50 - 3
3 - اجابت دعاى موسى ( ع ) از سوى خداوند ، در زمينه رفع عذاب از فرعونيان
ادع لنا ربّك . .. فلمّا كشفنا عنهم العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 52 - 1
1 ـ روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى ، همانند روش فرعونيان و كافران پيش از آنان
كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم
«دأب» به معناى عادت و روش است. و چون آيه به دنبال قضاياى جنگ بدر آمده، معلوم مى شود مشبه كافران مكه هستند و تقدير جمله چنين است: داب هؤلاء الكفره كدأب ءال فرعون. قابل ذكر است مراد از ضمير در «قبلهم» آل فرعون هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 1
1 ـ روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى همسان با روش فرعونيان و كافران پيش از آنها
كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 64 - 4
4 - حضور با تمام قوا و با آرايش منظم و با هيبت ، طرح پيشنهادى فرعونيان براى قدرت نمايى در صحنه مقابله با موسى ( ع )
فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 12 - 1
1 - موسى ( ع ) نگران مواجه شدن با تكذيب فرعونيان
قال ربّ إنّى أخاف أن يكذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 54 - 2
2 - تكيه فرعونيان بر عدم انسجام نيروى بنى اسرائيل ، به منظور آسان شمردن مقابله با آنان
إنّ هـؤلاء لشرذمة قليلون
«قليلون» (جمع قليل) به معناى چند دسته اندك است. آمدن تعبير «قليلون» به جاى «قليلة» مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه: گر چه بنى اسرائيل يك طايفه اند، اما همين يك طايفه با هم اتحاد ندارند; بلكه به چند دسته كوچك و غير منسجم تقسيم شده اند. بنابراين مقابله با آنان كارى بسيار ساده و بدون زحمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 13 - 1
1 - موضع گيرى خصمانه فرعونيان در برابر آيات ( معجزات ) روشن الهى
فلمّا جاءتهم ءايـتنا مبصرة قالوا هـذا سحر مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 41 - 2
2 - اظهار شگفتى مؤمن آل فرعون از فراخواندن قوم خود ، به نجات و رستگارى و دعوت آنان از او به سرنوشت هلاكت بار دوزخ
و يـقوم مالى أدعوكم إلى النجوة و تدعوننى إلى النار
استفهام در «مالى» براى تعجب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 47 - 2
2 - برخورد استهزاآميز فرعونيان با معجزات موسى ( ع )
فلمّا جاءهم بـايـتنا إذا هم منها يضحكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 20 - 7
7 - شيوه فرعونيان ، سنگسار كردن مخالفان عقيدتى و سياسى خود بوده است . *
و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون
از جمله معانى «رجم»، سنگسار كردن است. اين كه موسى(ع) مسأله «رجم» را به ميان كشيده، يا از آن جهت است كه زمزمه آن ميان فرعونيان آغاز شده بود و يا اين كه در قوانين عمومى آنان، چنين رايج بوده است. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 63 - 3،5،9،11
3 - تأكيد بر ساحربودن موسى و هارون ( ع ) ، از جمله حركت هاى تبليغى فرعونيان بود .
قالوا إن هذن لسحرن
حرف «إن» مخفف از «إنّ» و ملغى از عمل است; ولى معناى تأكيد را مى رساند.
5 - متهم ساختن موسى و هارون ( ع ) به تلاش و برنامه ريزى براى بيرون راندن قبطيان از مصر به وسيله سِحر ، از جمله محور هاى تبليغاتى فرعونيان عليه موسى ( ع )
لسحرن يريدان أن يخرجاكم من أرضكم بسحرهما
9 - بهره بردارى فرعونيان از علاقه قبطيان به وطن و سرزمين و احساسات ملى و مذهبى آنان ، در تبليغات خود عليه موسى ( ع )
يخرجاكم من أرضكم . .. بطريقتكم المثلى
11 - ايادى و طرفداران فرعون ، همان سخنان و نظرات فرعون را در باره موسى ( ع ) تكرار و تبليغ مى كردند .
أجئتنا لتخرجنا من أرضنا بسحرك . .. لسحرن يريدان أن يخرجاكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 64 - 7
7 - فرعونيان ، در سخنان و تبليغات خويش ، سِحر برتر و بى رقيب را ، نشانگر حقانيت مرام ساحر و عقايد او قلمداد مى كردند .
و قد أفلح اليوم من استعلى
بسيج ساحران براى ابطال ادعاهاى موسى(ع)، حاكى از آن است كه در نظر فرعونيان، قدرت ساحر ميزان حق و باطل بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 26 - 17
17 - فرعونيان ، به صرف ترس و احساس از به خطر افتادن حكومت و اقتدارشان ، اقدام به كشتن و اعدام مخالفان مى كردند .
أقتل موسى . .. إنّى أخاف أن يبدّل دينكم أو أن يظهر فى الأرض الفساد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 110 - 5
5 ـ انتخاب روش مبارزه با موسى پس از تصميم به ساحر خواندن وى و تحليل اهداف او ( برچيدن حكومت فرعونى ) ، از مسائل مطرح شده در جلسه مشورتى بزرگان دربار فرعون
فماذا تأمرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 26 - 4
4 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان از سوى فرعونيان ، براى جلوگيرى از گسترش دعوت موسى ( ع ) كافى و كارساز نبود .
قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
تصميم شخص فرعون مبنى بر كشتن موسى(ع)، پس از اقدام او و درباريانش به كشتن مؤمنان طرفدار موسى(ع)، گوياى حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 26 - 17
17 - فرعونيان ، به صرف ترس و احساس از به خطر افتادن حكومت و اقتدارشان ، اقدام به كشتن و اعدام مخالفان مى كردند .
أقتل موسى . .. إنّى أخاف أن يبدّل دينكم أو أن يظهر فى الأرض الفساد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 92 - 1
1 ـ عبور بنى اسرائيل از دريا و غرق شدن فرعون و سپاهيانش ، هنگام روز بوده است .
و جوزنا ببنى إسرءيل . .. حتى إذا أدركه الغرق ... فاليوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 62 - 1
1 - هشدار هاى موسى ( ع ) به فرعونيان در صحنه مقابله ، موجب بروز اختلاف و تنش در ميان آنان گرديد .
ويلكم لاتفتروا . .. فتنـزعوا أمرهم بينهم
«فاء» در «فتنازعوا» دال بر اين نكته است كه بلافاصله پس از هشدارهاى موسى(ع) در صحنه مقابله، در بين فرعونيان نزاع و كشمكش به وجود آمد گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 63 - 1
1 - برخى از فرعونيان در پى سخنان موسى ( ع ) ، به آن حضرت گرايش پيداكرده ، و موجب بروز تنش در ميان فرعونيان گرديدند .
فتنـزعوا . .. قالوا إن هذن لسحرن
فاعل «قالوا» به قرينه «فأجمعوا كيدكم» (در آيه بعد) گروهى از فرعونيان بودند كه با گروهى ديگر از خودشان به گفت وگو پرداختند. آيه قبل نيز به اين معنا تصريح دارد كه در ميان فرعونيان مشاجره اى پديد آمد. اين مشاجره در باره موسى(ع) بوده و فاعل «قالوا» سعى در توجيه گروه دوم داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 12
12 - فرعونيان پس از گرفتارى به عذاب الهى به موسى ( ع ) وعده دادند كه در صورت رفع عذاب ، ايمان خواهند آورد .
و قالوا يـأيّه السـحر ادع لنا ربّك بما عهد عندك إنّنا لمهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 51 - 3
3 - پديد آمدن زمينه هاى گرايش قبطيان به موسى ( ع ) و ايمان آوردن به دعوت او *
و نادى فرعون فى قومه قال يـقوم أليس لى ملك مصر
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: الف) مراد از «قوم» قبطيان است; زيرا مسلّماً فرعون بنى اسرائيل را قوم خويش خطاب نمى كرد. ب) تبليغات فرعونى نشان دهنده آن است كه زمينه هاى گسترده براى پيوستن به موسى(ع) در ميان قبطيان به وجود آمده بود و بدين جهت فرعون احساس خطر كرده و با سفسطه بازى و به رخ كشيدن قدرت و مكنت خويش، مى خواست جلوى نفوذ موسى(ع) را در افكار مردم مصر بگيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 54 - 1
1 - دستور فرعون به مأموران جمع آورى سپاه ، مبنى بر اندك جلوه دادن نيروى بنى اسرائيل به منظور تقويت روحيه مردم و تشويق آنان به پيوستن به سپاه وى
إنّ هـؤلاء لشرذمة قليلون
جمله «إنّ هـؤلاء. ..» دستور فرعون به مأموران خويش است كه به مردم بگويند: گريزندگان، تعدادى اندك و ضعيف اند. گفتنى است كه كلمه «شرذمة» به عده اى از مردم گفته مى شود و «قليلون» صفت «شرذمة» است; يعنى، عده اى اندك.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 1
1 - مؤمن آل فرعون براى بيدار كردن مردم و انصراف آنان از قتل موسى ( ع ) ، سرگذشت يوسف پيامبر رايادآور شد .
أتقتلون رجلاً . .. إنّى أخاف عليكم ... و لقد جاءكم يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 62 - 6
6 - نجوا هاى فرعونيان با يكديگر ، براى رفع اختلاف و تنش و ايجاد وحدت در صفوف خود بود .
فتنـزعوا . .. و أسرّوا النجوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 64 - 2
2 - اختلاف و تشتت فرعونيان پس از سخنان موسى ( ع ) ، خطرى جدى و زمينه ساز تضعيف جبهه آنان ، در ميدان مقابله بود .
ويلكم . .. قالوا ... فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا
آيات ياد شده، جملگى نشانگر تلاش جدى فرعونيان براى حفظ اتحاد خود در برابر موسى(ع) است و از زاويه ديگر، حكايت از خطرى دارد كه به خاطر بروز اختلاف، آنان را تهديد مى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 10
10 - فسق ديرينه جامعه فرعونى ، زمينه ساز تأثيرپذيرى آنان از تبليغات غلط و گمراه كننده
إنّهم كانوا قومًا فـسقين
«إنّهم» جنبه تعليل براى قسمت اول آيه شريفه دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 64 - 6
6 - فرعونيان نجات و بقاى خود را در گرو غلبه ساحران بر موسى ( ع ) در صحنه مقابله مى دانستند .
و قد أفلح اليوم من استعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 87 - 4،5،6،9،11
4 - بنى اسرائيل بخشِ قابل توجهى از زيور آلات فرعونيان را با خود به همراه آورده بودند .
و لـكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم
مراد از «القوم» بر حسب ظاهر فرعونيان هستند. و «وزر» به معناى «ثقل» است. از همين رو به گناه نيز «وزر و ثقل» اطلاق مى گردد; چرا كه بر دوش گنه كار سنگينى مى كند. استعمال اين واژه احتمالاً اشاره به آن است كه بنى اسرائيل، همراه داشتن زيور آلات فرعونيان را بر خود جايز نمى شمردند.
5 - بنى اسرائيل در به همراه آوردن زينت آلات فرعونيان نيز خود را بى اختيار قلمداد مى كردند .
و لـكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم
آمدن «حُمّلنا» به صيغه مجهول، در ادامه توجيه بنى اسرائيل از عملكرد خويش است; يعنى، ما در حمل زينت هاى فرعونيان نيز ناخواسته آن را انجام داديم و به ما تحميل شد.
6 - اقدام بنى اسرائيل در به همراه آوردن زينت آلات فرعونيان و مصادره آنها ، بدون صدور دستورى از جانب موسى ( ع ) صورت گرفته بود .
و لـكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم
تعبير «حمّلنا» و كلمه «وزر»، حكايت از آن دارد كه موسى(ع) در اين زمينه دستورى صادر نكرده بوده، و بنى اسرائيل،
خودسرانه اين كار را انجام داده بودند.
9 - بنى اسرائيل ، شاهد دست زدن سامرى به اقدامى مشابه با حركت عمومى بنى اسرائيل در به دور افكندن غنيمت هاى به جا مانده از فرعونيان
فقذفنها فكذلك ألقى السامرىّ
«كذلك»; يعنى، مانند آنچه ما انجام داديم. اين توصيف گوياى آن است كه سامرى در حضور بنى اسرائيل و همانند آنان، عمل كرده و چيزهايى را دور انداخته بود.
11 - بنى اسرائيل ، غنيمت هاى به جا مانده از فرعونيان را ، تأمين كننده هزينه ساخت گوساله خوانده و خود را از هرگونه كمك مالى به آن تبرئه كردند .
ما أخلفنا موعدك بملكنا و لـكنّا حمّلنا أوزارًا
يكى از معانى ذكر شده براى «ملك»، «مملوك» است (قاموس). مفاد آيه با توجه به اين معنا چنين مى شود: ما به وسيله اموال خودمان، خود را در اين انحراف سهيم نساختيم; بلكه سامرى از اموالى كه ما به دور ريخته بوديم، اين فتنه را به بار آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 137 - 2،3،5،6
2 ـ خداوند با نابودسازى فرعونيان ، تمام سرزمين آنان را ، از شرق تا غرب ، در اختيار بنى اسرائيل قرار داد .
و أورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون مشرق الأرض و مغربها
3 ـ سرزمينى كه خداوند پس از هلاكت فرعونيان در اختيار بنى اسرائيل قرار داد ، سرزمينى پربركت و بسيار حاصلخيز بود .
مشرق الأرض و مغربها التى بركنا فيها
5 ـ نويد هاى خداوند به قوم موسى با هلاكت فرعونيان و حاكميت يافتن بنى اسرائيل به سرزمين آنان ، بى كم و كاست ، تحقق يافت .
و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل
«كلمه» به معناى سخن است و مراد از آن به قرينه صدر آيه و نيز آيات 128 و 129 نويد هلاك سازى فرعونيان و جانشينى بنى اسرائيل از آنان است. «تمت» يعنى به طور كامل و تمام تحقق يافت.
6 ـ وعده هلاكت فرعونيان و حاكميت يافتن بنى اسرائيل بر سرزمين آنان ، از وعده هاى نيكوى خداوند به قوم موسى
و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل
كلمه «الحسنى» (زيباتر) صفت براى «كلمت» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 9
9 - كشتن موسى ( ع ) به صرف اعتقاد او به ربوبيت خداوند ، كارى نكوهيده و نابه جا در نظر مؤمن آل فرعون
أتقتلون رجلاً أن يقول ربّى اللّه
از استفهام انكارى در جمله «أتقتلون رجلاً. ..» ـ كه در مقام تقبيح عمل فرعون مى باشد ـ برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 28 - 9،10
9 - تحقير فرعون و فرعونيان از سوى موسى ( ع ) به خاطر نينديشيدن در نظام هستى و انكار پروردگار جهان
قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «إن كنتم تعقلون» تعريضى به عدم تعقل فرعون و فرعونيان و مقابله به مثل با اتهام جنون به موسى(ع) باشد.
10 - فرعون و فرعونيان ، مردمى سطحى نگر و فاقد انديشه صحيح و ژرف در معارف الهى
قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 18 - 2
2- بنى اسرائيل ، گرفتار سلطه فرعونيان و ناتوان از ر ها ساختن خويش
أن أدّوا إلىّ عباد اللّه
مصداق مورد نظر از «عباداللّه» ممكن است بنى اسرائيل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 20 - 7
7 - شيوه فرعونيان ، سنگسار كردن مخالفان عقيدتى و سياسى خود بوده است . *
و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون
از جمله معانى «رجم»، سنگسار كردن است. اين كه موسى(ع) مسأله «رجم» را به ميان كشيده، يا از آن جهت است كه زمزمه آن ميان فرعونيان آغاز شده بود و يا اين كه در قوانين عمومى آنان، چنين رايج بوده است. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 134 - 10
10 ـ فرعونيان با موسى ( ع ) پيمان بستند و سوگند ياد كردند كه در صورت برطرف ساختن عذاب شديد از آنان ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد سازند .
لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 14 - 2
2 - تكذيب پيامبران از سوى قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، بسيار شديد بود .
إن كلّ إلاّكذّب الرسل
«إن» نافيه و «كلّ» از الفاظ عموم و تنوين آن عوض از محذوف است، يعنى، «كلّهم». عبارت «إلاّ كذّب الرسل» استثنا از نفى جنس و مفيد تأكيد حصر است; يعنى، اين اقوام آن قدر به تكذيب پيامبران خود پرداختند كه گويى به جز تكذيب هيچ كار و يا صفت ديگرى نداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 134 - 10،11
10 ـ فرعونيان با موسى ( ع ) پيمان بستند و سوگند ياد كردند كه در صورت برطرف ساختن عذاب شديد از آنان ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد سازند .
لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل
11 ـ فرعونيان پس از وقوع هر يك از عذاب هاى پنجگانه ( طوفان . . . ) با موسى پيمان بستند كه در صورت برطرف ساختن آن ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد كنند .
لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل
برداشت فوق بر اين اساس است كه «ال» در «الرجز» عهد ذكرى باشد. در اين صورت «الرجز» اشاره به عذابهاى پنجگانه در آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 10
10 - وعده خداوند به موسى ( ع ) ، درباره رفع عذاب فرعونيان ، در صورت روى آوردن آنان به حق
ادع لنا ربّك بما عهد عندك إنّنا لمهتدون
به قرينه ذيل اين آيه و آيه بعد، به دست مى آيد كه مراد از «ما عهد عندك»، وعده خداوند به رفع عذاب از فرعونيان در صورت پذيرش هدايت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 46 - 13
13 - جامعه فرعونى ، گرفتار شرك در ربوبيت خداوند *
فقال إنّى رسول ربّ العـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 42 - 9
9 - مردم مصر ( فرعونيان و قبطيان ) ، منكر يكتايى خدا و مشرك بودند .
تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 119 - 1
1 ـ فرعونيان با ناكامى ساحران خويش در حضور انبوه تماشاچيان مغلوب گشتند و با ذلت ، صحنه مبارزه را ترك كردند .
فغلبوا هنالك و انقلبوا صغرين
در برداشت فوق ضمير در «فغلبوا» و «انقلبوا» به فرعونيان بازگردانده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 96 - 4
4ـ تسلط موسى ( ع ) بر فرعونيان و مغلوب ساختن آنان ، امرى تقدير شده از ناحيه خداوند
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا و سلطـن مبين
در برداشت فوق ، «سلطان» به معناى تسلط و غلبه ظاهرى گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 42 - 7
7 - اقتدار و توان مادى فرعونيان ، مقهور در برابر اقتدار و شكست ناپذيرى خداوند
فأخذنـهم أخذ عزيز مقتدر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 10
10- نقش تعيين كننده خداوند در تحولات تاريخ بشرى و نجات مردمان از ظلم و ستم
إذ أنجـكم من ءال فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 49 - 6،10،11،12
6 - زنان بنى اسرائيل در نهايت سختى و شكنجه و هم آغوش مرگ ، در سيطره فرعونيان
يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
10 - خداوند با گرفتار سازى بنى اسرائيل به عذاب هاى سهمگين فرعونى ، آنان را به آزمونى بزرگ مبتلا ساخت .
و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم
كلمه «بلاء» در لغت به معناى آزمون و نيز به معناى نعمت آمده است. مشاراليه «ذلكم» يا «عذاب» است، يا رهايى از عذاب (نجيناكم). برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به خود عذاب باشد.
11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمون بزرگى قرار داد .
و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب - كه از «نجيناكم» استفاده مى شود - باشد.
12 - نجات از شكنجه فرعونيان ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى بنى اسرائيل
و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم
در برداشت فوق «بلاء» به معناى نعمت و «ذلكم» اشاره به رهاسازى از عذاب، گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 141 - 1،2،3،4،7
1 ـ بنى اسرائيل همواره تحت سيطره خاندان فرعون به شكنجه هايى سخت گرفتار بودند .
و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب
«سَوْم» مصدر «يسومون» به معناى تحميل كردن است. اضافه «سوء» به «العذاب» اضافه صفت به موصوف است ; يعنى: العذاب السوء.
2 ـ خداوند با بعثت موسى ، بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان و شكنجه هاى سهمگين آنان ر ها ساخت .
و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب
در جمله «هو فضلكم» (او شما را برترى بخشيد)، برترى دادن تنها به خداوند نسبت داده شده است، ولى در جمله دوم «أنجيناكم» (ما شما را نجات داديم) نسبت نجات بخشى به ضمير «نا» (يعنى ما) داده شده است. از اين مقابله مى توان فهميد كه خداوند در نجات بخشى نظر به اسباب نيز دارد كه به مناسبت، سبب آن بعثت حضرت موسى است. بنابراين «أنجيناكم» يعنى ما با بعثت موسى شما را نجات داديم.
3 ـ نجات از سيطره فرعونيان و عذاب هاى ايشان ، خاطره اى براى بنى اسرائيل و شايسته همواره به ياد داشتن
و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب
«إذ» مفعولٌ به براى فعل مقدّر «اذكروا» است.
4 ـ موسى ( ع ) با تكيه بر لطف خداوند به بنى اسرائيل در نجات بخشى آنان از شكنجه فرعونيان ، لزوم پرستش خداى يگانه و پرهيز از گرايش به شرك را به آنان گوشزد كرد .
قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً . .. و إذ أنجينكم من ءال فرعون
برداشت فوق بر اين اساس است كه مفاهيم ذكر شده در آيه مورد بحث برگرفته از سخنان موسى باشد و مخاطبان اصلى آن همان مردمى باشند كه پس از عبور از دريا به بت پرستى گرايش پيدا كردند.
7 ـ كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل
يسومونكم سوء العذاب يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم
جمله «يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم» مى تواند تفسير جمله قبل باشد ; يعنى منظور از «سوء العذاب» همان كشتار فرزندان و باقى گذاشتن زنان است. همچنين مى تواند بيان مصداقى از آن باشد ; يعنى فرعونيان عذابهايى بر شما تحميل كردند ; از جمله كشتار فرزندان و زنده گذاشتن زنان. بر اين مبنا ذكر ويژه دو عذاب ياد شده، به سبب شدت بيشتر آن بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 12،14،17
12- فرعونيان ، پسران قوم موسى ( بنى اسرائيل ) را به طور گسترده سر مى بريدند و زنان آنان را زنده نگه مى داشتند .
و يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم
كاربرد فعل «يذبّحون» از باب تفعيل، كه به معناى تكثير هم آمده است، احتمالاً بيانگر منظور فوق است.
14- فزونى چشمگير زنان بر مردان در جامعه و بر هم خوردن اعتدال جمعيتى ، مايه پديد آمدن مشكلات اجتماعى آزار دهنده براى زنان
يستحيون نساءكم
اينكه خداوند براى شكنجه هاى آل فرعون، كشتن پسران و زنده نگه داشتن زنان را برشمرده است، امكان دارد بدين علت باشد كه چنين عملى، تعادل جمعيت را بر هم مى زند و در نتيجه جمعيت زنان افزونى پيدا مى كند و اين خود شكنجه اى آزار دهنده براى مردم است.
17- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، آزمايش بزرگ الهى از آنان بود .
إذ أنجـكم من ءال فرعون . .. و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم» نجات بنى اسرائيل به وسيله خداوند از اعمال ظالمانه فرعونيان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 47 - 4،6
4 - نجات بنى اسرائيل از شكنجه و آزار فرعونيان و بيرون آوردن آنان از محدوده حكومت فرعون ، از اهداف مهم رسالت موسى و هارون ( ع ) بود .
فقولا إنّا رسولا ربّك فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم
«فا» در «فأرسل» تفريع بر «إنّا رسولا ربّك» است و مى رساند كه كوچ دادن بنى اسرائيل، از رسالت هاى الهى موسى و هارون(ع) بود.
6 - نجات بنى اسرائيل از ستم فرعونيان ، بدون كوچ دادن آنان از مصر و بيرون آوردنشان از جامعه فرعونى ممكن نبود .
فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم
عطف «لاتعذّبهم» بر «أرسل» گوياى اين نكته است كه درخواست «ارسال» به منظور نجات از عذاب و شكنجه است بنابراين، بدون هجرت، امكان رهايى در كار نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 18 - 6
6 - نزاع مجدد مرد اسرائيلى ـ آن هم با پيشامد حادثه روز پيش ـ امرى غير مترقبه و دور از انتظار براى موسى ( ع )
فإذا الذى استنصره بالأمس يستصرخه
مطلب ياد شده با توجه به آمدن «إذا»ى فجائيه به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 109 - 1،2
1 ـ اشراف و بزرگان قوم فرعون پس از مشاهده معجزات موسى ، براى چاره انديشى و مبارزه با موسى جلسه مشورتى تشكيل دادند .
قال الملأ من قوم فرعون
در آيات پيشين روى سخن موسى با فرعون بود و در اين آيه عكس العمل اشراف دربار او مطرح شده است. اين تغيير سياق با توجه به جمله «فماذا تأمرون» در آيه بعد (چه نظرى داريد و چه دستورى پيشنهاد مى كنيد)، حاكى از تبادل نظر آنان درباره برخورد با موسى است كه از آن در برداشت فوق به «جلسه مشورتى» تعبير شد.
2 ـ اشراف و بزرگان دربار فرعون بر مبناى ساحر بودن موسى و سحر بودن معجزات وى ، جلسه مشورتى خويش را آغاز كردند .
قال الملأ من قوم فرعون إن هذا لسحر عليم
جمله «إن هذا . .. » مى تواند از نتايج بحث و گفتگوى اشراف باشد. يعنى در ابتدا اين مسأله مطرح شد كه امور خارق العاده موسى از چه سنخى است. همچنين مى تواند بيانگر اين باشد كه آنان ساحر بودن موسى را مفروض گرفته بودند و درباره روش مبارزه با وى تبادل نظر مى كردند. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 1
1 ـ موسى ( ع ) پس از تصميم فرعون به سركوبى بنى اسرائيل ، مردمش را به استعانت از خدا و صبر و مقاومت در برابر آزار هاى فرعونيان فراخواند .
قال موسى لقومه استعينوا باللّه و اصبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 62 - 3
3 - فرعونيان ، براى تصميم در باره امور مهم و اساسى ، روش مشورتى داشتند .
فتنـزعوا أمرهم بينهم
بروز تنازع در ميان فرعونيان، نشان از آن دارد كه آنان خود را تابع بى چون و چراى فرعون نمى دانستند; بلكه در امور مهم براى خود حق نظر و رأى، قائل بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 43 - 7
7 - فرعونيان در عصر موسى ( ع ) ، مردمى اسراف گر و افراط كننده در گناه و حق ناپذيرى
و أنّ المسرفين هم أصحـب النار
از مصداق هاى بارز «مسرفان»، در آيه شريفه، فرعونيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 31 - 5
5- مشابهت پيكره نظام فرعونى با شخص فرعون در خصلت هاى منفى
إنّه كان عاليًا من المسرفين
برداشت بالا بنابراين نكته است كه «المسرفين» نظر به اسراف گران جامعه فرعونى داشته باشد كه فرعون سركرده آنان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 42 - 6
6 - فرعونيان ، داراى اقتدار و توان بالا
فأخذنـهم أخذ عزيز مقتدر
آورده شدن اوصاف «عزيز» و «مقتدر» براى خداوند در اين آيه، تعريض به قدرت ظاهرى فرعونيان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 68 - 5
5 - خداوند ، به موسى ( ع ) اطمينان بخشيد كه توان او برتر از همه ساحران حاضر در صحنه مبارزه و مقام او رفيع تر از فرعون و فرعونيان است .
إنّك أنت الاعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 137 - 1
1 ـ بنى اسرائيل در مدت زمانى طولانى تحت سيطره فرعونيان به ضعف و ناتوانى كشانه شده بودند .
و أورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون
استعمال فعل مضارع همراه «كان» و أمثال آن دلالت بر استمرار آن فعل در گذشته دارد. بنابراين «كانوا يستضعفون» مى رساند كه استضعاف بنى اسرائيل به دست فرعونيان داراى سابقه طولانى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 141 - 6
6 ـ فرعونيان ، پسران بنى اسرائيل را مى كشتند و زنانشان را زنده باقى مى گذاشتند .
يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم
«تقتيل» (مصدر يقتلون) به معناى كثرت كشتار است و «استحياء» به معناى باقى گذاردن بر زندگانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 10
10 ـ فرعونيان ، امت هاى پيش از آنان و كفرپيشگان مكه ، از زمره ظالمان
و كل كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 90 - 3
3 ـ فرعون و سپاهيانش ، از سرِ ستم و كينه توزى ، بنى اسرائيل را تعقيب كردند .
فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 5
5ـ اقوام هلاك شده گذشته : قوم نوح ، عاديان ، ثموديان ، قوم شعيب و لوط و فرعونيان ، با شركورزى و انكارِ رسالت پيامبران ، بر خويش ستم كردند .
و ما ظلمنـهم و لـكن ظلموا أنفسهم
مراد از ضمير «هم» و مانند آن در آيه مورد بحث ، اقوامى است كه سرگذشت آنان در سوره هود بيان شده است; يعنى: قوم نوح ، عادو . ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 10،12
10- نقش تعيين كننده خداوند در تحولات تاريخ بشرى و نجات مردمان از ظلم و ستم
إذ أنجـكم من ءال فرعون
12- فرعونيان ، پسران قوم موسى ( بنى اسرائيل ) را به طور گسترده سر مى بريدند و زنان آنان را زنده نگه مى داشتند .
و يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم
كاربرد فعل «يذبّحون» از باب تفعيل، كه به معناى تكثير هم آمده است، احتمالاً بيانگر منظور فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 47 - 2
2 ـ بنى اسرائيل در زمان بعثت موسى ( ع ) ، ساكن مصر و گرفتار ستم و آزار فرعونيان بودند .
فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم
نهى شدن فرعون از عذاب و شكنجه بنى اسرائيل، بيانگر رنج و سختى آنان در مصر آن زمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 10 - 4
4 - فرعونيان ، مردمى ستمگر و ظالم
أن ائت القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 11 - 2
2 - خويشاوندان فرعون ، چونان خود وى اشخاصى ستم پيشه و بيدادگر
أن ائت القوم الظـلمين . قوم فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 21 - 6
6 - فرعون و دار و دسته اش ، عناصرى بيدادگر و ستم پيشه
ربّ نجّنى من القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 25 - 11
11 - فرعون و دارودسته وى ، مردمى ظالم و بيدادگر بودند .
نجوت من القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 32 - 9
9 - مبارزه با فسق و تجاوز ، هدف اساسى موسى ( ع ) در رويارويى با فرعون و دارودسته وى
إلى فرعون و ملإيْه إنّهم كانوا قومًا فـسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 37 - 8
8 - فرعونيان ، گروهى بيدادگر و ظالم بودند .
و قال موسى . .. إنّه لايفلح الظـلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 12
12 - قبطيان و كارگزاران فرعون ، مردمى ستمگر بودند .
و نجّنى من القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 27 - 5
5- امكانات دنيوى به جاى مانده از مستكبران فرعونى ، درس عبرت براى دنياخواهان عشرت طلب
كم تركوا من جنّـت . .. و نعمة كانوا فيها فـكهين
تعبير «كم تركوا. ..» در مقام درس آموزى و تأمل برانگيزى آدميان در سونوشت فرعونيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 8
8 - سرگذشت فرعونيان ، درس عبرتى براى همه بيدادگران است .
فانظر كيف كان عـقبة الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 28 - 2
2- مكيان ستيزه گر ، به سرنوشت عبرت آموز فرعونيان هشدار داده شدند .
بل هم فى شكّ يلعبون . .. كذلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 56 - 1
1 - سرنوشت فرعونيان در تاريخ ، مايه عبرت براى آيندگان
فجعلنـهم سلفًا و مثلاً للأخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 17 - 2
2- قوم فرعون ، از جمله امت هاى آزموده شده از سوى خداوند و داراى سرنوشتى عبرت آموز
و لقد فتنّا قبلهم قوم فرعون
«فتنة» (مصدر «فتنّا») در اصل به معناى گداختن در آتش است و مقصود از آن در آيه بالا، آزمودن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 67 - 1
1 - سرگذشت موسى و فرعونيان ، آيتى بزرگ ، شايان تفكر و عبرت آموز
إنّ فى ذلك لأية
«ذلك» اشاره به ماجراى ميان موسى(ع) و فرعون دارد. «آية» نيز در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى تفخيم است. بنابراين جمله «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا عبرتى بزرگ وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 4
4 ـ هشدار هاى الهى با نزول بلا ها و مصيبت ها بر فرعونيان بى تأثير در هدايت و تذكريابى آنان
و لقد أخذنا . .. قالوا لنا هذه و إن تصبهم سيئة يطيروا بموسى و من معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 46 - 2
2 - عبرت نياموختن قوم لوط ، عاد ، ثمود و فرعونيان از سرنوشت شوم قوم نوح
و قوم نوح من قبل
خداوند سرگذشت قوم نوح را پس از قوم لوط و. .. ذكر كرده است; با اين كه سرگذشت اين قوم از نظر زمانى قبل از آنها واقع شده است. اين نكته مى تواند بيانگر معناى بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 8
8 - غرور و تبختر فرعونيان ، در اوج درماندگى و احساس نياز به موسى ( ع )
و قالوا يـأيّه الساحر ادع لنا ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 15 - 1
1 - اطمينان بخشيدن خداوند به موسى ( ع ) ; مبنى بر ناتوانى فرعونيان از قتل وى
فأخاف أن يقتلون . قال كلاّ
بنابراين احتمال كه «كلاّ» پاسخ «أخاف أن يقتلون» است، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 40 - 2
2 - ناتوانى فرعونيان در مبارزه با موسى ( ع ) و منحصر شدن تمام قدرت و تدبير نظام فرعونى در وجود ساحران
لعلّنا نتّبع السحرة إن كانوا هم الغـلبين
با اين كه در نظام فرعونى تلاش بر حذف همه نيروها و منحصر دانستن فرعون در جايگاه رهبرى بوده است; اما ناتوانى او از مقابله با موسى(ع) و نياز وى به كارآيى ساحران، سبب گشت تا به جاى فرعون، ساحران پيشواى مردم قلمداد شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 8
8 - غرور و تبختر فرعونيان ، در اوج درماندگى و احساس نياز به موسى ( ع )
و قالوا يـأيّه الساحر ادع لنا ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 28 - 10
10 - فرعون و فرعونيان ، مردمى سطحى نگر و فاقد انديشه صحيح و ژرف در معارف الهى
قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 10
10 - قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، لوط ، اصحاب مدين و فرعونيان ، اقوام هلاك شده با عذاب استيصال
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمّ أخذتهم فكيف كان نكير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 136 - 1،2،3،7
1 ـ خداوند پس از ارائه معجزات متعدد و اتمام حجت بر فرعونيان ، آنان را در دريا غرق كرد .
فانتقمنا منهم فأغرقنهم فى اليم
«اليم» در لغت به معناى دريا و رودخانه بزرگ است و «ال» در «اليم» براى عهد مى باشد و چنانچه بسيارى از مفسران گفته اند اشاره به درياى سرخ دارد. برخى ديگر از مفسران آن را اشاره به رودخانه نيل دانسته اند.
2 ـ خداوند با غرق كردن فرعونيان در دريا از آنان انتقام گرفت .
فانتقمنا منهم فأغرقنهم فى اليم
«فاء» در «فأغرقنا» تفسيريه است. يعنى «أغرقنا» بيان و تفسير «انتقمنا» مى باشد.
3 ـ فرعونيان به دليل شكستن پيمانشان با موسى ( ع ) ( ايمان به وى و آزادسازى بنى اسرائيل ) سزاوار انتقام الهى و غرق شدن در دريا گشتند .
إذا هم ينكثون. فانتقمنا منهم
تفريع جمله «فانتقمنا» بر جمله «إذا هم ينكثون» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه پيمان شكنى فرعونيان در انتقام الهى از آنان دخيل بوده است.
7 ـ تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها سبب هلاكت و غرق شدن فرعونيان در دريا شد .
فأغرقنهم فى اليم بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين
حرف «باء» در «بأنهم كذبوا» سببيه است و مى رساند كه تكذيب آيات و بى اعتنايى به آنها سبب انتقام الهى بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 134 - 1،2،4
1 ـ فرعونيان پس از مشاهده آيات پنجگانه ( طوفان و . . . ) و اصرارشان بر انكار رسالت موسى ، به عذابى شديدتر مبتلا شدند .
و لما وقع عليهم الرجز قالوا يموسى ادع لنا ربك
«رجز» به معناى عذاب است و «ال» در آن هم مى تواند عهد ذكرى بوده و اشاره به عذابهاى پنجگانه مطرح شده در آيه قبل باشد، و هم مى تواند «ال» در آن عهد ذهنى باشد. در اين صورت اشاره به عذابى غير از عذابهاى ذكر شده دارد كه به دليل روى آورى آنها به موسى و تقاضاى برطرف شدن آن، عذابى بسيار شديدتر از عذابهاى پنجگانه بوده است. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
2 ـ فرعونيان پس از گرفتار شدن به عذاب شديد ، رو به موسى ( ع ) آورده از وى خواستند تا براى برطرف شدن آن دعا كند .
و لما وقع عليهم الرجز قالوا يموسى ادع لنا ربك
4 ـ استجابت دعاى موسى در رفع عذاب از فرعونيان از وعده هاى خداوند به موسى ( ع )
ادع لنا ربك بما عهد عندك
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «عهد خدا با موسى» استجابت دعاى وى در خصوص برطرف شدن عذاب از فرعونيان
باشد، نه مطلق دعاهاى وى. آنان با تجربه هاى گذشته و يا گفته خود موسى(ع) فهميده بودند كه خداوند به او وعده داده كه اگر براى رفع عذاب از فرعونيان دعا كند، دعايش پذيرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 6
6ـ عذاب هاى نازل شده بر اقوام گذشته ( فرعونيان ، عاديان و . . . ) كيفرهايى بود كه آنان خود براى خويشتن فراهم آوردند .
و ما ظلمنـهم و لـكن ظلموا أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 48 - 6
6 - ابتلاى فرعونيان ، به عذابى سخت و دردناك ، در پى انكار لجاجت آميز دلايل و معجزات موسى ( ع ) از سوى آنان
و أخذنـهم بالعذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 9
9 - اصرار و لجاجت فرعونيان ، در نپذيرفتن ربوبيت مطلقه الهى ، حتى پس از گرفتار آمدن به عذاب
ادع لنا ربّك
فرعونيان به جاى «ربّنا» «ربّك» گفته اند; با اين كه موسى(ع) خداوند را «ربّ العالمين» معرفى كرد. از اين مطلب اعتراف نكردن به ربوبيت مطلقه و در نتيجه لجاجت آنان استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 10 - 2
2 - فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط ، از سوى خداوند به عقوبتى سخت در دنيا گرفتار شدند .
فأخذهم أخذة رابية
«رابية» (اسم فاعل از «ربا يربو») به معناى فزاينده و رو به رشد است و در اين آيه كنايه از شدّت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 15
15 ـ سرپيچى فرعون و درباريانش از پذيرش رسالت موسى ، پيامد آلودگى آنان به فساد و تبهكارى بود .
فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين
برداشت فوق بر اين اساس است كه عنوان «مفسدين» بر فرعونيان، اشاره به علت تكذيب داشته باشد. يعنى چون مردمى مفسد بودند، رسالت موسى را انكار كردند و آيات الهى را دروغ پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 10 - 1،3
1 - فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط ، از فرمان هاى پيامبران خود سرپيچى كردند .
و جاء فرعون . .. فعصوا رسول ربّهم
3 - سرپيچى از فرمان هاى پيامبران ، عامل عقوبت شدن فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط
فعصوا رسول ربّهم فأخذهم أخذة رابية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 134 - 7
7ـ باور فرعونيان به وجود خدايى براى موسى ، مؤثر در جهان آفرينش و زندگى انسانها
ادع لنا ربك بما عهد عندك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 7
7 - فرعون و فرعونيان ، به تغاير بين خالق جهان و ربّ موجودات ، معتقد بودند .
من ربّكما . .. ربّنا الذى أعطى كلّ شىءء خلقه
در پاسخ به يك سؤال، سعى مى شود از يك مقدمه معلوم، براى معرفى مجهول استفاده شود. در جواب پرسش فرعون (من ربّكما)، موسى(ع) نيز از يك مقدمه معلوم استفاده كرده كه توصيف خداوند به خالقيت است، زيرا فرعون و پيروانش، به خالقيت خداوند معتقد بودند، و تنها ربوبيت، محور تفاوت و اختلاف آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 53 - 8
8 - وجود فرشتگان ، مورد اعتقاد و پذيرش فرعونيان
أو جاء معه الملـئكة
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه سخن فرعون، از روى اعتقاد و باور باشد، و نه از باب مماشات با موسى(ع).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 24 - 1
1 - قوم فرعون ، معتقد به خدايانى متعدد
أنا ربّكم الأعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 12
12- « فى رواية أبى الجارود [ عن أبى جعفر ( ع ) ] فى قوله : « فأراد أن يستفزّهم من الأرض » : . . . و قد علم فرعون و قومه ما أنزل تلك الأيات إلاّ الله ;
از ابى الجارود [از امام باقر(ع)] درباره سخن خدا «فأراد أن يستفزّهم من الأرض» روايت شده است كه فرمود: . .. در حالى كه فرعون و قومش مى دانستند كه آن آيات را، كسى جز خداوند نازل نكرده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 110 - 4
4 ـ شيفتگى فرعونيان به حكومت و سلطنت و وابستگى شديدشان به موطن خويش ، از عوامل تكذيب موسى و جبهه گيرى آنان در برابر وى
يريد أن يخرجكم من أرضكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 39 - 14
14 - فرعون و اطرافيان او ، به موسى ( ع ) بسيار علاقه مند بودند و او را دوست مى داشتند .
و ألقيت عليك محبّة منّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 39 - 7
7 - دنياطلبى فرعونيان و تصوير نادرست آنها از زندگى دنيايى و اخروى ، سبب انحراف و خودكامگى آنان شد .
يـقوم . .. و إنّ الأخرة هى دار القرار
با توجه به يادآورى حقيقت زندگى در دنيا و آخرت از سوى مؤمن آل فرعون براى فرعونيان، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 10
10 ـ گناه و تبهكارى فرعونيان ، مايه استكبار آنان در برابر آيات الهى شد .
ءايت مفصلت فاستكبروا و كانوا قوما مجرمين
جمله «كانوا . .. » بيانگر ريشه كبرورزى فرعونيان در برابر آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 6
6 - مايه افتخار و اقتدار فرعونيان ، عامل هلاكت و نابودى ايشان
و هـذه الأنهـر تجرى من تحتى . .. انتقمنا منهم فأغرقنـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 3
3 - روحيه ستمگرى و جاه طلبى فرعونيان ، عامل موضع گيرى آنان در برابر آيات الهى
و جحدوا بها. .. ظلمًا و علوًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 58 - 2
2 - زوال نعمت هاى گسترده فرعونيان ، در نتيجه پافشارى آنان بر ظلم و استكبار
أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون . .. فأخرجنـهم من جنّـت و عيون . و كنوز و مقام كريم
تفريع «فأخرجناهم. ..» بر مطالب پيشين بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 11 - 3
3 - غفلت از ياد خدا و احساس ايمنى از كيفر او ، عامل رواج يافتن ظلم و ستم بر مردم در خاندان فرعون
أن ائت القوم الظـلمين . قوم فرعون ألايتّقون
از مجموع دو آيه استفاده مى شود كه تقوا (بيم داشتن از خشم خدا و كيفر كردار) مانع ظلم و تباهى است و خاندان فرعون به دليل بى بهره بودن از عنصر تقوا، گرفتار ظلم و تباهى گشته بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 61 - 11
11 - موسى ( ع ) ، با يادآورى ناكامى اهل افترا در امت هاى پيشين ، آن را درس عبرتى براى فرعونيان خواند .
و قد خاب من افترى
جمله «قد خاب. ..» خبر از حال گذشتگان است و به منظور عبرت گيرى حاضران در صحنه مبارزه موسى و فرعون، بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 10 - 3
3 - سرپيچى از فرمان هاى پيامبران ، عامل عقوبت شدن فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط
فعصوا رسول ربّهم فأخذهم أخذة رابية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 136 - 7
7 ـ تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها سبب هلاكت و غرق شدن فرعونيان در دريا شد .
فأغرقنهم فى اليم بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين
حرف «باء» در «بأنهم كذبوا» سببيه است و مى رساند كه تكذيب آيات و بى اعتنايى به آنها سبب انتقام الهى بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 55 - 1،2
1 - خشم فرعونيان از گريز شبانه بنى اسرائيل به منظور ترك ديار مصر
و إنّهم لنا لغائظون
2 - اعمال و رفتار بنى اسرائيل ، هميشه مايه خشم و نگرانى فرعونيان
و إنّهم لنا لغائظون
تعبير«غائظون» (به صيغه وصف) مى تواند بيانگر اين مطلب باشد كه خشم فرعونيان، تنها به علت حركت اخير بنى اسرائيل نبود; بلكه معمولاً حركات بنى اسرائيل مايه خشم و غضب آنان مى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 7
7 ـ كبرورزى و خودبزرگ بينى فرعونيان ، ريشه كفرورزى آنان به آيات الهى و رسالت موسى
فأرسلنا عليهم . .. فاستكبروا
استكبار به معناى خود بزرگ بينى است و چون «استكبروا» با حرف «فا» بر ارسال آيات تفريع شده، لازمه معناى آن (انكار كردن و نپذيرفتن) اراده شده است. به كارگيرى استكبار به جاى انكار و نپذيرفتن، براى رساندن علت انكار است ; يعنى انكار فرعونيان از سر خود بزرگ بينى و تكبر بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 79 - 1
1 - فرعون ، نقش اساسى و تعيين كننده اى در گمراهى مردم خود داشت .
و أضلّ فرعون قومه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 33 - 7
7 - هشدار مؤمن آل فرعون به فرعونيان ، درباره اين كه قتل موسى ( ع ) موجب گمراهى ابدى و علاج ناپذير آنان خواهد شد .
أتقتلون رجلاً . .. و من يضلل اللّه فما له من هاد
برداشت يادشده به خاطر اين نكته است كه هشدار مؤمن آل فرعون نسبت به گمراه شدن آنان در مورد قتل موسى(ع) انجام پذيرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 39 - 7
7 - دنياطلبى فرعونيان و تصوير نادرست آنها از زندگى دنيايى و اخروى ، سبب انحراف و خودكامگى آنان شد .
يـقوم . .. و إنّ الأخرة هى دار القرار
با توجه به يادآورى حقيقت زندگى در دنيا و آخرت از سوى مؤمن آل فرعون براى فرعونيان، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 50 - 5
5 - شكافته شدن دريا ، موجب غرق شدن و به هلاكت رسيدن فرعونيان شد .
و إذ فرقنا بكم البحر فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون
تفريع جمله «أنجيناكم» بر «فرقنا» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه سبب نجات بنى اسرائيل شكافته شدن دريا بود و از آن جا كه «أغرقنا» بر «أنجيناكم» عطف شده، معلوم مى شود: زمينه غرق شدن فرعونيان نيز همان شكاف دريا بوده است; يعنى، فرعونيان با ديدن معبر در ميان دريا به تعقيب بنى اسرائيل پرداختند كه شكاف بسته شد و آنان به هلاكت رسيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 136 - 7
7 ـ تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها سبب هلاكت و غرق شدن فرعونيان در دريا شد .
فأغرقنهم فى اليم بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين
حرف «باء» در «بأنهم كذبوا» سببيه است و مى رساند كه تكذيب آيات و بى اعتنايى به آنها سبب انتقام الهى بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 137 - 12
12 ـ صبر و مقاومت بنى اسرائيل زمان موسى در برابر ستمگرى هاى فرعون ، موجب تحقق وعده الهى بر پيروزى آنان و نابودى دشمنانشان
و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا
حرف «باء» در «بما صبروا» سببيه است و «ما»، مصدريه. يعنى: «تمت ... بسبب صبرهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 79 - 4
4 - نابودى فرعونيان و متلاشى شدن نظام حكومتى آنان ، از پى آمد هاى متابعت آنان از فرعون بود .
فغشيهم . .. و أضلّ فرعون قومه و ما هدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 36 - 5
5 ـ خداوند ، فرعون و قومش را به خاطر تكذيب آيات الهى ، دچار هلاكتى سخت و شگفت آور كرد .
الذين كذّبوا بأيـتنا فدمّرنـهم تدميرًا
«تدمير» (مصدر «دمّرنا») به معناى هلاك و نابودى كردن است و «تدميراً» ـ كه مفعول مطلق براى «دمّرنا» است ـ براى تأكيد معناى هلاكت و نوع شگفت آور آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 6
6 - مايه افتخار و اقتدار فرعونيان ، عامل هلاكت و نابودى ايشان
و هـذه الأنهـر تجرى من تحتى . .. انتقمنا منهم فأغرقنـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 134 - 10،11
10 ـ فرعونيان با موسى ( ع ) پيمان بستند و سوگند ياد كردند كه در صورت برطرف ساختن عذاب شديد از آنان ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد سازند .
لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل
11 ـ فرعونيان پس از وقوع هر يك از عذاب هاى پنجگانه ( طوفان . . . ) با موسى پيمان بستند كه در صورت برطرف ساختن آن ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد كنند .
لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل
برداشت فوق بر اين اساس است كه «ال» در «الرجز» عهد ذكرى باشد. در اين صورت «الرجز» اشاره به عذابهاى پنجگانه در آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 135 - 8،9
8 ـ فرعونيان ، على رغم پيمان مؤكدشان با موسى ( ع ) ( تصديق رسالت او و آزادسازى بنى اسرائيل پس از برطرف شدن عذاب ) ، حتى لحظه اى به وى ايمان نياوردند و بنى اسرائيل را آزاد نكردند .
فلما كشفنا عنهم الرجز . .. إذا هم ينكثون
9 ـ پيمان شكنى فرعونيان و پايبند نبودن آنان به عهد هاى خويش با موسى ( ع )
إذا هم ينكثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 136 - 3
3 ـ فرعونيان به دليل شكستن پيمانشان با موسى ( ع ) ( ايمان به وى و آزادسازى بنى اسرائيل ) سزاوار انتقام الهى و غرق شدن در دريا گشتند .
إذا هم ينكثون. فانتقمنا منهم
تفريع جمله «فانتقمنا» بر جمله «إذا هم ينكثون» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه پيمان شكنى فرعونيان در انتقام الهى از آنان دخيل بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 135 - 8،9،10
8 ـ فرعونيان ، على رغم پيمان مؤكدشان با موسى ( ع ) ( تصديق رسالت او و آزادسازى بنى اسرائيل پس از برطرف شدن عذاب ) ، حتى لحظه اى به وى ايمان نياوردند و بنى اسرائيل را آزاد نكردند .
فلما كشفنا عنهم الرجز . .. إذا هم ينكثون
9 ـ پيمان شكنى فرعونيان و پايبند نبودن آنان به عهد هاى خويش با موسى ( ع )
إذا هم ينكثون
10 ـ امتناع فرعونيان از وفا كردن به پيمان مؤكد خويش ، به دور از انتظار و امرى شگفت آور
فلما كشفنا . .. إذا هم ينكثون
«إذا»ى فجائيه دلالت مى كند كه نقض پيمان از سوى فرعونيان امرى غيرمنتظره بوده است. گفتنى است كه غيرمنتظره بودن به لحاظ كسانى است كه شاهد ماجراى پيمان سپردن بوده و يا به طريقى به آن داستان آگاه شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 136 - 3
3 ـ فرعونيان به دليل شكستن پيمانشان با موسى ( ع ) ( ايمان به وى و آزادسازى بنى اسرائيل ) سزاوار انتقام الهى و غرق شدن در دريا گشتند .
إذا هم ينكثون. فانتقمنا منهم
تفريع جمله «فانتقمنا» بر جمله «إذا هم ينكثون» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه پيمان شكنى فرعونيان در انتقام الهى از آنان دخيل بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 50 - 5،6
5 - پيمان شكنى سريع فرعونيان ، پس از برطرف شدن عذاب و بلا از ايشان
فلمـّا كشفنا عنهم العذاب إذا هم ينكثون
«نكث» (مصدر «ينكثون» ) در اصل به معناى نقض و شكستن است كه به صورت استعاره در مورد پيمان شكنى، به كار رفته است.
6 - فرعون و فرعونيان ، مردمانى پيمان شكن و فرصت طلب
فلمّا كشفنا عنهم العذاب إذا هم ينكثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 50 - 3،5،10،13
3 - بنى اسرائيل ، با عبور از دريا نجات يافتند و فرعونيان در آب دريا غرق شدند .
فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون
5 - شكافته شدن دريا ، موجب غرق شدن و به هلاكت رسيدن فرعونيان شد .
و إذ فرقنا بكم البحر فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون
تفريع جمله «أنجيناكم» بر «فرقنا» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه سبب نجات بنى اسرائيل شكافته شدن دريا بود و از آن جا كه «أغرقنا» بر «أنجيناكم» عطف شده، معلوم مى شود: زمينه غرق شدن فرعونيان نيز همان شكاف دريا بوده است; يعنى، فرعونيان با ديدن معبر در ميان دريا به تعقيب بنى اسرائيل پرداختند كه شكاف بسته شد و آنان به هلاكت رسيدند.
10 - بنى اسرائيل ، نظاره گر غرق شدن و به هلاكت رسيدن فرعونيان بودند .
و أغرقنا ءال فرعون و أنتم تنظرون
«نظر» به معناى ديدن و تماشا كردن است. مفعول «تنظرون» به قرينه جمله قبل غرق شدن فرعونيان مى باشد.
13 - خاطره نجات بنى اسرائيل و هلاكت خاندان فرعون با شكافته شدن دريا ، خاطره اى عبرت آموز و شايسته و بايسته به ياد داشتن
و إذ فرقنا بكم البحر . .. و أنتم تنظرون
«إذ فرقنا» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است. بنابراين «إذ فرقنا» نيز مفعول براى «أذكروا» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 136 - 1،2،3
1 ـ خداوند پس از ارائه معجزات متعدد و اتمام حجت بر فرعونيان ، آنان را در دريا غرق كرد .
فانتقمنا منهم فأغرقنهم فى اليم
«اليم» در لغت به معناى دريا و رودخانه بزرگ است و «ال» در «اليم» براى عهد مى باشد و چنانچه بسيارى از مفسران گفته اند اشاره به درياى سرخ دارد. برخى ديگر از مفسران آن را اشاره به رودخانه نيل دانسته اند.
2 ـ خداوند با غرق كردن فرعونيان در دريا از آنان انتقام گرفت .
فانتقمنا منهم فأغرقنهم فى اليم
«فاء» در «فأغرقنا» تفسيريه است. يعنى «أغرقنا» بيان و تفسير «انتقمنا» مى باشد.
3 ـ فرعونيان به دليل شكستن پيمانشان با موسى ( ع ) ( ايمان به وى و آزادسازى بنى اسرائيل ) سزاوار انتقام الهى و غرق شدن در دريا گشتند .
إذا هم ينكثون. فانتقمنا منهم
تفريع جمله «فانتقمنا» بر جمله «إذا هم ينكثون» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه پيمان شكنى فرعونيان در انتقام الهى از آنان دخيل بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 138 - 2،3
2 ـ عبور بنى اسرائيل ( قوم موسى ) از همان دريايى بود كه فرعونيان در آن غرق شدند .
و جوزنا ببنى إسرءيل البحر
«ال» در «البحر» عهد ذكرى است و اشاره به «اليم» در آيه 136 دارد. يعنى بنى اسرائيل را از همان دريا (دريايى كه فرعونيان را درآن غرق كرديم) عبور داديم.
3 ـ زمان عبور قوم موسى از دريا ، مقارن با غرق شدن فرعونيان در آن دريا بود .
فأغرقنهم فى اليم . .. و جوزنا ببنى إسرءيل البحر
«جوزنا . .. » عطف است بر آيه 136 (فانتقمنا منهم ... .)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 7
7 ـ خداوند با غرق كردن فرعونيان آنان را به هلاكت رساند .
و أغرقنا ءال فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 78 - 6
6 - امواج بزرگ و سهمگين دريا ، فرعون و سپاهيانش را فرا گرفت و آنان را در كام خود فرو برد .
فغشيهم من اليمّ ما غشيهم
«يمّ» به معناى دريا است و نيز به رودخانه بزرگى كه آب آن شيرين باشد اطلاق مى گردد (لسان العرب). «غشاوة» (مصدر «غشى») به معناى پوشاندن و فراگرفتن است. ابهامى كه در «ما غشيهم» وجود دارد، براى بيان عظمت امواجى است كه موجب غرق شدن فرعونيان گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 3
3 - خداوند ، فرعون و لشگريان وى را در دريا غرق كرد .
فأخذنـه و جنوده فنبذنـهم فى اليمّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 5
5 - غرق شدن و نابودى تمامى فرعونيان ، در پى انتقام الهى از ايشان
فأغرقنـهم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 24 - 3
3- اطمينان بخشى خداوند به موسى ( ع ) و بنى اسرائيل ، در به سلامت عبور كردن آنان از دريا و غرق شدن فرعونيان
و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون
هر چند عبارت «واترك . ..» معناى فرمان را در خود نهفته دارد; اما قرين شدن «رهوًا» مى نماياند كه خداوند با بيان اين صفت، در صدد اطمينان بخشى و ايجاد آرامش در روح موسى(ع) و اطرافيان آن حضرت بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 27 - 1
1- فرعونيان ، قبل از نابودى در رود نيل ، برخوردار از نعمت ها و امكانات گسترده
كم تركوا . .. و نعمة كانوا فيها فـكهين
«نعمة» (به فتح نون) به معناى تنعّم و برخوردارى از نعمت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 136 - 6
6 ـ فرعونيان با غفلت از انتقام گيرى خداوند ، آيات او را تكذيب كردند .
بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير «عنها» به «نقمت» (برگرفته شده از «انتقمنا») برگردد و جمله «و كانوا . .. » حال براى ضمير «كذبوا» باشد. گفتنى است در اين صورت غفلت به معناى حقيقى آن (بى خبر بودن و توجه نداشتن) خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 11 - 3
3 - غفلت از ياد خدا و احساس ايمنى از كيفر او ، عامل رواج يافتن ظلم و ستم بر مردم در خاندان فرعون
أن ائت القوم الظـلمين . قوم فرعون ألايتّقون
از مجموع دو آيه استفاده مى شود كه تقوا (بيم داشتن از خشم خدا و كيفر كردار) مانع ظلم و تباهى است و خاندان فرعون به دليل بى بهره بودن از عنصر تقوا، گرفتار ظلم و تباهى گشته بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 2
2 - فرعونيان ، سخن حكيمانه و خيرخواهانه مؤمن آل فرعون را ، به خوبى درك نكرده و در غفلت شديد به سر مى بردند .
فستذكرون ما أقول لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 23 - 3
3- رعايت جوانب امنيتى و حفاظتى در گريز بنى اسرائيل از نظام فرعونى
فأسر . .. ليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 5
5 - لزوم مطالعه در سرگذشت فرعونيان و فرجام شوم آنان
فأخذنـه . .. فانظر كيف كان عـقبة الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 42 - 5
5 - طرد شدن از لطف و رحمت حق ، فرجام شوم فرعونيان و پيشوايان كفر در روز رستاخيز
و جعلنـهم أئمة يدعون إلى النار . .. و يوم القيـمة هم من المقبوحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 1
1 - هشدار تهديدآميز مؤمن آل فرعون به قوم خود ، از دچار شدن آنان به سرنوشتى شوم بر اثر غفلت و بى توجهى شان به خيرخواهى هاى او
فستذكرون ما أقول لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 18 - 3
3 - سرنوشت هلاكت بار فرعونيان و قوم ثمود ، نمونه اى بارز از برخورد تند و قهرآميز خداوند با كافران است .
إنّ بطش ربّك . .. فرعون و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 10
10 ـ فرعون و بزرگان دربارش به عاقبتى شوم گرفتار شدند .
فانظر كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 3
3 - خداوند ، فرعون و لشگريان وى را در دريا غرق كرد .
فأخذنـه و جنوده فنبذنـهم فى اليمّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 56 - 1،2
1 - سرنوشت فرعونيان در تاريخ ، مايه عبرت براى آيندگان
فجعلنـهم سلفًا و مثلاً للأخرين
2 - بيان فرجام فرعونيان ، هشدارى به مستكبران و اشراف مشرك مكه
فجعلنـهم سلفًا و مثلاً للأخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 18 - 4
4 - فرجام فرعونيان و قوم ثمود ، نشانگر حاكميت اراده خداوند و ناتوانى سپاه كفر از رويارويى با او است .
فعّال لما يريد . .. فرعون و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 50 - 6
6 - فرعون و فرعونيان ، مردمانى پيمان شكن و فرصت طلب
فلمّا كشفنا عنهم العذاب إذا هم ينكثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 127 - 11
11 ـ فرعون با پذيرش پيشنهاد اشرافيان ( سركوبى موسى ( ع ) و قوم او ) بر كشتار وسيع پسران بنى اسرائيل و زنده نگاه داشتن زنانشان مصمم شد .
قال سنقتّل أبناءهم و نستحى نساءهم
تقتيل (مصدر تقتّل) به معناى كشتار وسيع است. «استحياء» از ماده «حيات» به معناى زنده نگاه داشتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 127 - 13
13 ـ فرعون به اشراف دربارش اطمينان داد كه نظامش از تسلط كامل بر موسى ( ع ) و قومش برخوردار است .
إنا فوقهم قهرون
«قاهر» به معناى غالب است و كلمه «فوقهم» متعلق به «قهرون» مى باشد. يعنى ما از جهت بالا بر آنها مسلط هستيم. و اين كنايه از سلطه كامل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 98 - 2
2ـ فرعون ، در روز قيامت پيروانش را به آتش دوزخ خواهد برد .
فأوردهم النار
ماضى آوردن فعل «أورد» ـ با اينكه گزارشى از آينده است ـ اشاره به حتمى بودن ورود آنان به آتش جهنم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 98 - 1،2،3
1ـ فرعون در روز قيامت ، پيشاپيش پيروانش به سوى دوزخ روانه خواهد شد .
يقدم قومه يوم القيـمة فأوردهم النار
قدوم (مصدر يقدم) به معناى سبقت گرفتن و در پيشاپيش حركت كردن است.
2ـ فرعون ، در روز قيامت پيروانش را به آتش دوزخ خواهد برد .
فأوردهم النار
ماضى آوردن فعل «أورد» ـ با اينكه گزارشى از آينده است ـ اشاره به حتمى بودن ورود آنان به آتش جهنم دارد.
3ـ حركت فرعونيان به سوى دوزخ به رهبرى و پيشاهنگى فرعون ، نمود برنامه هاى ناصواب او در دنياست .
و ما أمر فرعون برشيد. يقدم قومه يوم القيـمة فأوردهم النار
جمله «يقدم قومه . ..» بيانگر فرجام پيروى از فرعون است و به منزله تفسيرى براى «و ما أمر فرعون برشيد» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 43 - 8
8 - فرعونيان ، محكوم به دوزخ
و أنّ المسرفين هم أصحـب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 136 - 1،2،3،7
1 ـ خداوند پس از ارائه معجزات متعدد و اتمام حجت بر فرعونيان ، آنان را در دريا غرق كرد .
فانتقمنا منهم فأغرقنهم فى اليم
«اليم» در لغت به معناى دريا و رودخانه بزرگ است و «ال» در «اليم» براى عهد مى باشد و چنانچه بسيارى از مفسران گفته اند اشاره به درياى سرخ دارد. برخى ديگر از مفسران آن را اشاره به رودخانه نيل دانسته اند.
2 ـ خداوند با غرق كردن فرعونيان در دريا از آنان انتقام گرفت .
فانتقمنا منهم فأغرقنهم فى اليم
«فاء» در «فأغرقنا» تفسيريه است. يعنى «أغرقنا» بيان و تفسير «انتقمنا» مى باشد.
3 ـ فرعونيان به دليل شكستن پيمانشان با موسى ( ع ) ( ايمان به وى و آزادسازى بنى اسرائيل ) سزاوار انتقام الهى و غرق شدن در دريا گشتند .
إذا هم ينكثون. فانتقمنا منهم
تفريع جمله «فانتقمنا» بر جمله «إذا هم ينكثون» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه پيمان شكنى فرعونيان در انتقام الهى از آنان دخيل بوده است.
7 ـ تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها سبب هلاكت و غرق شدن فرعونيان در دريا شد .
فأغرقنهم فى اليم بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين
حرف «باء» در «بأنهم كذبوا» سببيه است و مى رساند كه تكذيب آيات و بى اعتنايى به آنها سبب انتقام الهى بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 138 - 2،3
2 ـ عبور بنى اسرائيل ( قوم موسى ) از همان دريايى بود كه فرعونيان در آن غرق شدند .
و جوزنا ببنى إسرءيل البحر
«ال» در «البحر» عهد ذكرى است و اشاره به «اليم» در آيه 136 دارد. يعنى بنى اسرائيل را از همان دريا (دريايى كه فرعونيان را درآن غرق كرديم) عبور داديم.
3 ـ زمان عبور قوم موسى از دريا ، مقارن با غرق شدن فرعونيان در آن دريا بود .
فأغرقنهم فى اليم . .. و جوزنا ببنى إسرءيل البحر
«جوزنا . .. » عطف است بر آيه 136 (فانتقمنا منهم ... .)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 78 - 5
5 - فرعونيان ، در تعقيب بنى اسرائيل ، به راه خشك شده دريا ، وارد شدند .
طريقًا فى البحر يبسًا . .. فأتبعهم فرعون بجنوده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 24 - 7
7- ورود گسترده لشگر فرعون به رود نيل ، به منظور تعقيب بنى اسرائيل
إنّهم جند مغرقون
از اين كه غرق شدن به لشگر نسبت داده شده است، فراوان بودن تعداد كشته شدگان استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 98 - 1
1ـ فرعون در روز قيامت ، پيشاپيش پيروانش به سوى دوزخ روانه خواهد شد .
يقدم قومه يوم القيـمة فأوردهم النار
قدوم (مصدر يقدم) به معناى سبقت گرفتن و در پيشاپيش حركت كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 104 - 8
8- احضار دسته جمعى بنى اسرائيل همراه با فرعونيان در قيامت براى مؤاخذه
جئنا بكم لفيفًا
بنابر اينكه مراد از «كم» بنى اسرائيل و نيز فرعونيان هلاك شده باشند، اين برداشت به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 42 - 3
3 - فرعونيان ، از زمره مطرودان در روز رستاخيزاند .
و يوم القيـمة هم من المقبوحين
«قبح» (مصدر «مقبوحين») به معناى طرد كردن است. بنابراين «مقبوح»; يعنى، طرد شده.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 136 - 4
4 ـ فرعونيان آيات الهى را تكذيب كرده و به آن بى اعتنا بودند .
بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين
در برداشت فوق ضمير «عنها» به «ايتنا» برگردانده شده است. گفتنى است كه در اين صورت «غفلت» به معناى بى اعتنايى خواهد بود، نه به معناى بى خبرى ; زيرا جمله قبل (كذبوا ... ) دلالت مى كند كه فرعونيان از آيات الهى بى خبر نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 52 - 1
1 ـ روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى ، همانند روش فرعونيان و كافران پيش از آنان
كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم
«دأب» به معناى عادت و روش است. و چون آيه به دنبال قضاياى جنگ بدر آمده، معلوم مى شود مشبه كافران مكه هستند و تقدير جمله چنين است: داب هؤلاء الكفره كدأب ءال فرعون. قابل ذكر است مراد از ضمير در «قبلهم» آل فرعون هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 3
3 ـ آل فرعون از مظاهر بارز تكذيب كنندگان آيات الهى
كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم كذبوا بايت ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 3
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 112 - 3
3 ـ احضار همه ساحران زبردست براى مبارزه با موسى ( ع ) ، درخواست اشرافيان دربار فرعون از فرعون
يأتوك بكل سحر عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 113 - 2،3
2 ـ مأموران بسيج شده براى جلب ساحران با موفقيت كامل مأموريت خويش را به انجام رساندند .
يأتوك بكل سحر عليم. و جاء السحرة فرعون
با توجه به اينكه ال در «السحرة» عهد ذكرى است و مراد از آن همان «كل سحر عليم» است كه در فرمان فرعون آمده بود، معلوم مى شود مأموران بدون هيچ كم و كاستى موفق به اجراى فرمان فرعون شدند.
3 ـ ساحران بدون هيچ اجبارى از سوى نيرو هاى فرعونى براى مبارزه با موسى ( ع ) به دربار فرعون حاضر شدند .
و جاء السحرة فرعون
بيان حضور ساحران به دربار فرعون با جمله «و جاء السحرة» (ساحران آمدند) و نه با جمله اى همانند «و اَتَوا بالسحرة» (ساحران را آوردند)، حكايت از اين دارد كه ساحران به دلخواه خويش، و نه از روى اجبار و اكراه، به دربار حاضر شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 23 - 2
2 - « ربّ العالمين » عنوانى ناشناخته در فرهنگ اعتقادى فرعون و فرعونيان
قال فرعون و ما ربّ العـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 49 - 2،4،5،9
2 - خداوند با بعثت موسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان و شكنجه هاى سهمگين آنها ر ها ساخت .
و إذ نجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوءالعذاب
در جمله «أنعمت عليكم» و «أنى فضلتكم» نعمت دادن و برترى بخشيدن به خداوند نسبت داده شده; ولى در جمله «نجيناكم» (ما شما را نجات داديم) نجات بخشى به ضمير «نا» (ما) نسبت داده شده است. از اين مقابله مى توان فهميد كه خداوند در نجات بخشى، نظر به سببهايى نيز دارد كه به قرينه آيات بعد مى توان گفت: آن سبب بعثت حضرت موسى (ع) بوده است.
4 - فرعونيان ، پسران بنى اسرائيل را سر مى بريدند و زنانشان را زنده باقى مى گذاشتند .
يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
«ذبح» به معناى سربريدن است و «تذبيح» (مصدر يذبحون از باب تفعيل) از كثرت سربريدن حكايت دارد. «إستحياء» (مصدر يستحيون) به معناى باقى گذاردن بر حيات و زندگانى است.
5 - كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل
يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
جمله «يذبحون . .. » مى تواند تفسير جمله قبل باشد; يعنى، منظور از «سوء العذاب» همان سربريدن پسران و باقى گذاشتن زنان است و نيز مى تواند بيان مصداق بارزى از آن باشد; يعنى، فرعونيان عذابهايى بر بنى اسرائيل تحميل مى كردند كه از آن جمله سربريدن فرزندان و ... مى باشد. بر اين مبنا ذكر به خصوص عذاب ياد شده، به خاطر شدت آن بوده است.
9 - در صورتى كه خداوند بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان نجات نمى داد ، آنان همچنان به شكنجه و كشتار فرزندانشان ادامه مى دادند .
يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
برداشت فوق از فعلهاى مضارع «يسومون» و «يذبحون» و «يستحيون» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 50 - 1
1 - بنى اسرائيل ، در محاصره فرعونيان در كناره درياى سرخ
و إذ فرقنا بكم البحر
ال در «البحر» عهد ذهنى است و اشاره به دريايى معهود دارد كه بنا به گفته بسيارى از مفسران، مراد از آن درياى سرخ است. بيان نجات بنى اسرائيل و غرق شدن فرعونيان در پى شكافته شدن دريا، دلالت بر اين دارد كه: فرعونيان در كناره درياى سرخ در صدد هجوم به بنى اسرائيل بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 129 - 9
9 ـ فرعون و اشراف دربار او ، دشمنان قوم موسى
عسى ربكم أن يهلك عدوكم
كلمه «عدو» هم مى تواند به معناى دشمن باشد كه در اين صورت مراد از آن فرعون است و هم مى تواند به معناى دشمنان باشد كه در اين صورت مراد از آن فرعون و اشراف دربار او خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 137 - 1
1 ـ بنى اسرائيل در مدت زمانى طولانى تحت سيطره فرعونيان به ضعف و ناتوانى كشانه شده بودند .
و أورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون
استعمال فعل مضارع همراه «كان» و أمثال آن دلالت بر استمرار آن فعل در گذشته دارد. بنابراين «كانوا يستضعفون» مى رساند كه استضعاف بنى اسرائيل به دست فرعونيان داراى سابقه طولانى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 141 - 1
1 ـ بنى اسرائيل همواره تحت سيطره خاندان فرعون به شكنجه هايى سخت گرفتار بودند .
و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب
«سَوْم» مصدر «يسومون» به معناى تحميل كردن است. اضافه «سوء» به «العذاب» اضافه صفت به موصوف است ; يعنى: العذاب السوء.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 47 - 7
7 - حضور بنى اسرائيل در مصر ، براى فرعونيان اهميت بسيارى داشت .
فأرسل معنا بنى إسرءيل
مطرح نمودن درخواست اجازه فرعون، براى خروج بنى اسرائيل از مصر، نشانه اهميت حضور بنى اسرائيل در مصر و بيانگر نقش آنان در انجام امور فرعونيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 78 - 2
2 - فرعون و لشكريانش ، در پى كوچ بنى اسرائيل از مصر ، به تعقيب آنان پرداختند .
فأتبعهم فرعون بجنوده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 52 - 6
6 - خبردادن خداوند به موسى ( ع ) مبنى بر تعقيب بنى اسرائيل از سوى فرعونيان در صورت خروج از مصر
أسر بعبادى إنّكم متّبعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 23 - 7،8،9
7- ممانعت فرعونيان ، از مهاجرت بنى اسرائيل و خروج آنان از سرزمين مصر
فأسر . .. إنّكم متّبعون
8- هشدار خداوند به موسى ( ع ) ، در غافل نبودن از تعقيب فرعونيان نسبت به بنى اسرائيل
فأسر . .. إنّكم متّبعون
9- گريز علنى بنى اسرائيل از قلمرو فرعونيان ، امرى غيرقابل تحمل براى نظام فرعونى
إنّكم متّبعون
فرعونيان و پيروان موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 1،2
1 ـ فرعونيان خويشتن را مبارك مى دانستند و موسى ( ع ) و مؤمنان به وى را مردمى بدشگون و نامبارك مى پنداشتند .
فإذا جاءتهم الحسنة قالوا لنا هذه و إن تصبهم سيئة يطيروا بموسى و من معه
«لام» در «لنا» تعليليه است و تقديم «لنا» دلالت بر حصر دارد. بنابراين «لنا هذه» يعنى اين رفاه و آسايش (الحسنة) تنها به سبب خود ما و ميمنت ماست. «تطير بكذا» يعنى چيزى را نامبارك دانست و به سبب آن فال بد زد.
2 ـ فرعونيان ، رفاه ها و آسايش ها را ناشى از ميمنت خويش ، و سختى ها و ناراحتى ها را برخاسته از بدشگونى موسى ( ع ) و پيروانش مى دانستند .
قالوا لنا هذه . .. يطيروا بموسى و من معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 127 - 8
8 ـ آمادگى موسى ( ع ) و قومش براى شورش عليه نظام فرعونى و به انزوا كشاندن فرعون و خدايان او ، دليل اشراف دربار براى ضرورت مجازات و سركوبى آنان
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 58 - 7
7 - فرعون به موسى ( ع ) اطمينان داد كه او و يارانش ، از حضور در ميعادگاه تخلف نخواهند ورزيد .
موعدًا لانخلفه نحن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 90 - 2،3
2 ـ فرعون و سپاهيانش ، با خارج شدن بنى اسرائيل از دريا ، با كبر و نخوت و با سرعت به سوى آن گذرگاه تاختند .
و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً
جمله «فأتبعهم . .. » عطف بر جمله «جاوزنا» است و «فاى عاطفه» براى ترتيب بدون تراخى است. عرب به كسى كه راه رفتنش همراه با كبر و نخوت باشد مى گويد: «بغى فى مشيته» و «عدو» نيز به معناى دويدن است.
3 ـ فرعون و سپاهيانش ، از سرِ ستم و كينه توزى ، بنى اسرائيل را تعقيب كردند .
فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 109 - 5
5 ـ اشراف و بزرگان قوم فرعون در تلاش براى حفظ نظام فرعونى
قال الملأ . .. إن هذا لسحر عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 7
7 - فرعون و فرعونيان ، به تغاير بين خالق جهان و ربّ موجودات ، معتقد بودند .
من ربّكما . .. ربّنا الذى أعطى كلّ شىءء خلقه
در پاسخ به يك سؤال، سعى مى شود از يك مقدمه معلوم، براى معرفى مجهول استفاده شود. در جواب پرسش فرعون (من ربّكما)، موسى(ع) نيز از يك مقدمه معلوم استفاده كرده كه توصيف خداوند به خالقيت است، زيرا فرعون و پيروانش، به خالقيت خداوند معتقد بودند، و تنها ربوبيت، محور تفاوت و اختلاف آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 7
7 - فرعونيان ، گرفتار تناقض فكرى و رفتارى در برابر دعوت موسى ( ع )
و قالوا يـأيّه الساحر ادع لنا ربّك
فرعونيان، از يك سو موسى(ع) را ساحر مى خوانند و از سوى ديگر براى رفع بلا دست به دامان او مى شوند و اين خود نمايانگر تشتت و تناقضى است كه بدان گرفتار آمده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 49 - 6
6 - زنان بنى اسرائيل در نهايت سختى و شكنجه و هم آغوش مرگ ، در سيطره فرعونيان
يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 134 - 6
6 ـ فرعونيان ، موسى ( ع ) را به منزلتش نزد خدا ( مستجاب الدعوه بودنش ) قسم دادند تا زوال عذاب را از خداوند درخواست كند .
ادع لنا ربك بما عهد عندك
«باء» در «بما عهد» در برداشت فوق، باء قسم گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 107 - 3
3 ـ تبديل عصاى موسى ( ع ) به مارى بزرگ ، دور از انتظار فرعونيان
فألقى عصاه فإذا هى ثعبان مبين
«إذا» در «فإذا هى . .. » براى مفاجات و بيانگر دو معناست: بين مفاد جمله قبل و بعد اقتران زمانى است، مفاد جمله پس از آن در يك حالت غير منتظره انجام شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 127 - 1،2،5
1 ـ اشراف قوم فرعون براى تحريك وى به سركوبى موسى ( ع ) و قوم او تلاشى پيگير داشتند .
و قال الملأ من قوم فرعون أتذر موسى و قومه
2 ـ فرعون به سبب تعيين نكردن مجازات براى موسى ( ع ) و قوم او مورد انتقاد اشراف دربار قرار گرفت .
و قال الملأ من قوم فرعون أتذر موسى و قومه
گويا اشراف از اينكه ساحران تهديد به اعدام شدند، ولى سخنى از مجازات موسى و قوم او نرفت، چنين استنباط كردند كه فرعون تصميمى براى مجازات او مردمش ندارد و لذا زبان به انتقاد گشودند و گفتند آيا موسى و قومش را رها مى سازى و مجازات نمى كنى.
5 ـ روآوردن موسى ( ع ) و قومش به فسادگرى عليه نظام فرعونى ، هشدار اشرافيان به فرعون
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض
«لام» در «ليفسدوا» در اصطلاح اهل ادب لام عاقبت مى باشد. بنابراين مقصود اشراف از جمله «أتذر ... » اين است كه ترك مجازات موسى(ع) و قومش به فسادگرى آنان مى انجامد. قابل ذكر است كه مراد از فسادگرى، به قرينه «و يذرك و ءالهتك»، شورش كردن عليه نظام فرعونى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 7
7 - فرعون و فرعونيان ، به تغاير بين خالق جهان و ربّ موجودات ، معتقد بودند .
من ربّكما . .. ربّنا الذى أعطى كلّ شىءء خلقه
در پاسخ به يك سؤال، سعى مى شود از يك مقدمه معلوم، براى معرفى مجهول استفاده شود. در جواب پرسش فرعون (من ربّكما)، موسى(ع) نيز از يك مقدمه معلوم استفاده كرده كه توصيف خداوند به خالقيت است، زيرا فرعون و پيروانش، به خالقيت خداوند معتقد بودند، و تنها ربوبيت، محور تفاوت و اختلاف آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 109 - 1،2،3،4
1 ـ اشراف و بزرگان قوم فرعون پس از مشاهده معجزات موسى ، براى چاره انديشى و مبارزه با موسى جلسه مشورتى تشكيل دادند .
قال الملأ من قوم فرعون
در آيات پيشين روى سخن موسى با فرعون بود و در اين آيه عكس العمل اشراف دربار او مطرح شده است. اين تغيير سياق با توجه به جمله «فماذا تأمرون» در آيه بعد (چه نظرى داريد و چه دستورى پيشنهاد مى كنيد)، حاكى از تبادل نظر آنان درباره برخورد با موسى است كه از آن در برداشت فوق به «جلسه مشورتى» تعبير شد.
2 ـ اشراف و بزرگان دربار فرعون بر مبناى ساحر بودن موسى و سحر بودن معجزات وى ، جلسه مشورتى خويش را آغاز كردند .
قال الملأ من قوم فرعون إن هذا لسحر عليم
جمله «إن هذا . .. » مى تواند از نتايج بحث و گفتگوى اشراف باشد. يعنى در ابتدا اين مسأله مطرح شد كه امور خارق العاده موسى از چه سنخى است. همچنين مى تواند بيانگر اين باشد كه آنان ساحر بودن موسى را مفروض گرفته بودند و درباره روش
مبارزه با وى تبادل نظر مى كردند. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
3 ـ اشراف و بزرگان قوم فرعون پس از تبادل نظر در جلسه مشورتى به اين نتيجه رسيدند كه موسى ( ع ) بدون هيچ ترديد ساحرى زبردست و معجزه وى سحر است .
قال الملأ من قوم فرعون إن هذا لسحر عليم
برداشت فوق بر اساس اولين احتمالى است كه در توضيح فيش قبل درباره جمله «إن هذا . .. » بيان شد.
4 ـ معجزات موسى ( ع ) در ديدگاه اشراف قوم فرعون ، امورى با عظمت ، خارق العاده و شگفت آور
إن هذا لسحر عليم
توصيـــف موسى به «عليم» (بسيار دانا) و بيان جمله «ان هذا . .. » با چندين تأكيد (اسميه آوردن جمله، مقرون ساختن آن به دو حرف تأكيد «إن» و «لام») حكايت از آن دارد كه همگان به عظمت كار موسى پى برده بودند و بدان اقرار داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 132 - 2
2 ـ فرعونيان در عين اعتراف به خارق العاده بودن معجزات موسى ، با لحنى تمسخرآميز آيت بودن آنها را تكذيب مى كردند .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها
«لتسحرنا بها» (يعنى تا ما را به وسيله آن آيه سحر كنى)، مى رساند كه مراد از كلمه «آية» در سخن فرعونيان «سحر» است و هدف آنان از اينكه آن را «آية» ناميدند، استهزاى موسى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 2
2 ـ فرعونيان ، رفاه ها و آسايش ها را ناشى از ميمنت خويش ، و سختى ها و ناراحتى ها را برخاسته از بدشگونى موسى ( ع ) و پيروانش مى دانستند .
قالوا لنا هذه . .. يطيروا بموسى و من معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 8
8 ـ فرعون و بزرگان دربار او ، آيات و معجزات ارائه شده از سوى موسى را تكذيب كردند .
بئايتنا إلى فرعون و ملإيه فظلموا بها
ضمير در «بها» به «آياتنا» برمى گردد و چون «ظلم» به حرف باء متعدى شده (ظلموا بها) متضمن معناى تكذيب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 105 - 7
7 ـ فرعون و بزرگان دربارش در انتظار بينه اى از سوى موسى بر حقانيت ادعاى خويش
قد جئتكم ببينة من ربكم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «قد» در «قد جئتكم» براى توقع باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 109 - 1
1 ـ اشراف و بزرگان قوم فرعون پس از مشاهده معجزات موسى ، براى چاره انديشى و مبارزه با موسى جلسه مشورتى تشكيل دادند .
قال الملأ من قوم فرعون
در آيات پيشين روى سخن موسى با فرعون بود و در اين آيه عكس العمل اشراف دربار او مطرح شده است. اين تغيير سياق با توجه به جمله «فماذا تأمرون» در آيه بعد (چه نظرى داريد و چه دستورى پيشنهاد مى كنيد)، حاكى از تبادل نظر آنان درباره برخورد با موسى است كه از آن در برداشت فوق به «جلسه مشورتى» تعبير شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 110 - 2
2 ـ فرعون و درباريان او آگاه به توان و اقتدار موسى ( ع ) براى برچيدن نظام حكومتى آنان
يريد أن يخرجكم من أرضكم
تشكيل جلسه مشورتى از سوى سران حكومت مصر براى ارزيابى روشهاى مبارزه با موسى بدين سبب كه وى در صدد برچيدن حكومت است، نشانگر اين نكته است كه فرعونيان به توانايى و اقتدار موسى پى برده و سخت بيمناك بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 127 - 1،3،5،6،8
1 ـ اشراف قوم فرعون براى تحريك وى به سركوبى موسى ( ع ) و قوم او تلاشى پيگير داشتند .
و قال الملأ من قوم فرعون أتذر موسى و قومه
3 ـ اشراف دربار فرعون بيمناك از برچيده شدن نظام فرعونى و به قدرت رسيدن موسى ( ع ) و قوم او
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك
5 ـ روآوردن موسى ( ع ) و قومش به فسادگرى عليه نظام فرعونى ، هشدار اشرافيان به فرعون
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض
«لام» در «ليفسدوا» در اصطلاح اهل ادب لام عاقبت مى باشد. بنابراين مقصود اشراف از جمله «أتذر ... » اين است كه ترك مجازات موسى(ع) و قومش به فسادگرى آنان مى انجامد. قابل ذكر است كه مراد از فسادگرى، به قرينه «و يذرك و ءالهتك»، شورش كردن عليه نظام فرعونى است.
6 ـ موسى ( ع ) و قوم او در پندار اشرافيان و فرعونيان ، مردمى فسادگر بودند .
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض
8 ـ آمادگى موسى ( ع ) و قومش براى شورش عليه نظام فرعونى و به انزوا كشاندن فرعون و خدايان او ، دليل اشراف دربار براى ضرورت مجازات و سركوبى آنان
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 130 - 1
1 ـ خداوند ، فرعونيان زمان موسى را براى پذيرش رسالت هاى او ، به قحطى هاى متعدد و كم محصولى فاحشى مبتلا ساخت .
و لقد أخذنا ءال فرعون بالسنين و نقص من الثمرت لعلهم يذّكّرون
«سنة» به معناى قحطى و خشكسالى است و جمع آوردن آن (السنين) حكايت از تعدد قحطى و خشكسالى دارد. اين تعدد يا به اعتبار شهرهاى زيادى است كه قحطى در آنجاها به وجود آمده و يا به لحاظ سالهاى متعدد است. نكرده آوردن «نقص» اشاره به كمبود فاحش دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 1،2
1 ـ فرعونيان خويشتن را مبارك مى دانستند و موسى ( ع ) و مؤمنان به وى را مردمى بدشگون و نامبارك مى پنداشتند .
فإذا جاءتهم الحسنة قالوا لنا هذه و إن تصبهم سيئة يطيروا بموسى و من معه
«لام» در «لنا» تعليليه است و تقديم «لنا» دلالت بر حصر دارد. بنابراين «لنا هذه» يعنى اين رفاه و آسايش (الحسنة) تنها به سبب خود ما و ميمنت ماست. «تطير بكذا» يعنى چيزى را نامبارك دانست و به سبب آن فال بد زد.
2 ـ فرعونيان ، رفاه ها و آسايش ها را ناشى از ميمنت خويش ، و سختى ها و ناراحتى ها را برخاسته از بدشگونى موسى ( ع ) و پيروانش مى دانستند .
قالوا لنا هذه . .. يطيروا بموسى و من معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 132 - 1،3
1 ـ فرعونيان با سحر خواندن تمامى معجزات موسى ، به وى گفتند كه هرگز رسالتش را تصديق نخواهند كرد .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين
«مهما» از أسماء شرط و به معناى «اى شىء» است. و «من» در «من آية» بيان «مهما» است. بنابراين جمله «مهما تأتنا ... » يعنى «هر چيزى را كه به عنوان معجزه بياورى ... .»
3 ـ فرعونيان ايمان به رسالت موسى را سحرزدگى مى دانستند .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 6
6 ـ فرعونيان على رغم مشاهده آياتى متعدد بر حقانيت رسالت موسى ، از پذيرش آن سرباز زدند .
فأرسلنا عليهم . .. فاستكبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 134 - 2،5،6
2 ـ فرعونيان پس از گرفتار شدن به عذاب شديد ، رو به موسى ( ع ) آورده از وى خواستند تا براى برطرف شدن آن دعا كند .
و لما وقع عليهم الرجز قالوا يموسى ادع لنا ربك
5 ـ فرعونيان به التزام پروردگار درباره استجابت دعاى موسى در رفع عذاب از ايشان آگاه بودند .
ادع لنا ربك بما عهد عندك
6 ـ فرعونيان ، موسى ( ع ) را به منزلتش نزد خدا ( مستجاب الدعوه بودنش ) قسم دادند تا زوال عذاب را از خداوند درخواست كند .
ادع لنا ربك بما عهد عندك
«باء» در «بما عهد» در برداشت فوق، باء قسم گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 97 - 3
3ـ فرعون و قوم او و بزرگان دربارش ، رسالت موسى ( ع ) را نپذيرفتند .
فاتبعوا أمر فرعون
پيروى از دستور فرعون (فاتبعوا أمر فرعون) پس از رسالت موسى(ع) (أرسلنا موسى) گوياى مخالفت قوم فرعون و بزرگان دربارش با رسالت موسى(ع) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 10،20
10 - فرعونيان ، موسى ( ع ) را به مادرش سپردند و او وى را به خانه خويش برد .
فرجعنـك إلى أُمّك
بازگشت موسى نزد مادر، به اين است كه مادر، او را نزد خود برده باشد; نه اين كه براى پرستارى او به دربار رفته باشد.
20 - موسى ( ع ) به خاطر ارتكاب قتل ، نزد فرعونيان امنيت جانى نداشت .
فنجّينك من الغم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 63 - 11
11 - ايادى و طرفداران فرعون ، همان سخنان و نظرات فرعون را در باره موسى ( ع ) تكرار و تبليغ مى كردند .
أجئتنا لتخرجنا من أرضنا بسحرك . .. لسحرن يريدان أن يخرجاكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 3
3 - تكذيب موسى ( ع ) از سوى فرعونيان
و كذّب موسى
از اين كه تكذيب حضرت موسى(ع) به قومش نسبت داده نشده، استفاده مى شود كه تنها فرعونيان با او به مخالفت برخاستند و بنى اسرائيل به او ايمان آوردند و دعوتش را پذيرفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 47 - 2
2 - فرعونيان ، منكر هر گونه امتياز براى موسى و هارون ( ع )
فقالوا أنؤمن لبشرين مثلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 2
2 - استمرار مواضع خصمانه و حق ستيزانه فرعونيان در مقابل موسى ( ع ) ، حتى پس از گرفتار آمدن آنان به عذاب الهى
إذا هم منها يضحكون . .. و أخذنـهم بالعذاب ... و قالوا يـأيّه الساحر
فرعونيان پس از گرفتار شدن به عذاب هاى متعدد، همچنان راه كج خويش را ادامه داده و موسى(ع) را ساحر مى ناميدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 53 - 6
6 ـ فرعونيان و كفرپيشگان قبل از آنان در ابتداى تشكلشان امتهايى شايسته براى بهره مند شدن از نعمت هاى الهى بودند .
فأخذهم اللّه بذنوبهم . .. ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا ... حتى يغيروا ما بأنفسهم
از نكاتى كه مى توان از ارتباط اين آيه و آيه قبل به دست آورد اين است كه فرعونيان و امتهاى پيش از آنها در ابتداى تشكلشان امتهاى كافر و منكر آيات الهى نبودند و اين حالت پس از گذشت زمان بر آنان عارض شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 47 - 2
2 - فرعونيان ، منكر هر گونه امتياز براى موسى و هارون ( ع )
فقالوا أنؤمن لبشرين مثلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 52 - 5
5 - ممانعت جدى حكومت فرعون از مهاجرت بنى اسرائيل و ترك سرزمين مصر
و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون
فرمان الهى مبنى بر خروج مخفيانه و حركت شبانه بنى اسرائيل و نيز تعبير «إنّكم متّبعون» نشانگر ممانعت شديد حكومت فرعون نسبت به خروج بنى اسرائيل از مصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 117 - 6
6ـ امت هاى هلاك شده پيشين ( نظير امت نوح ، هود ، صالح ، شعيب و قوم فرعون ) امتهايى ناصالح و فاسد بودند .
فلولا كان من القرون . .. ما كان ربك ليهلك القرى بظلم
بيان اين حقيقت كه خداوند امتهاى صالح را عذاب نمى كند ، پس از مطرح ساختن هلاكت امتهاى پيشين (فلولا كان . ..) اشاره به اين دارد كه: امتهاى پيشين ، ناصالح و مستحق عذاب بودند و از ناحيه خدا بر آنان ستمى روا نشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 12 - 5،6
5 - فرعون و فرعونيان ، مردمى گرفتار فسق و انحراف ديرپاى
إلى فرعون و قومه إنّهم كانوا قومًا فـسقين
تعبير «كانوا قوماً فاسقين» بيانگر آن است كه فرعونيان از ديرباز گرفتار فسق و انحراف بوده اند.
6 - مبارزه با فسق و تجاوزگرى فرعون و فرعونيان ، در رأس برنامه ها و وظايف موسى
فى تسع ءايـت إلى فرعون و قومه إنّهم كانوا قومًا فـسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 54 - 1
1 - دستور فرعون به مأموران جمع آورى سپاه ، مبنى بر اندك جلوه دادن نيروى بنى اسرائيل به منظور تقويت روحيه مردم و
تشويق آنان به پيوستن به سپاه وى
إنّ هـؤلاء لشرذمة قليلون
جمله «إنّ هـؤلاء. ..» دستور فرعون به مأموران خويش است كه به مردم بگويند: گريزندگان، تعدادى اندك و ضعيف اند. گفتنى است كه كلمه «شرذمة» به عده اى از مردم گفته مى شود و «قليلون» صفت «شرذمة» است; يعنى، عده اى اندك.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 54 - 1
1 - دستور فرعون به مأموران جمع آورى سپاه ، مبنى بر اندك جلوه دادن نيروى بنى اسرائيل به منظور تقويت روحيه مردم و تشويق آنان به پيوستن به سپاه وى
إنّ هـؤلاء لشرذمة قليلون
جمله «إنّ هـؤلاء. ..» دستور فرعون به مأموران خويش است كه به مردم بگويند: گريزندگان، تعدادى اندك و ضعيف اند. گفتنى است كه كلمه «شرذمة» به عده اى از مردم گفته مى شود و «قليلون» صفت «شرذمة» است; يعنى، عده اى اندك.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 14 - 3
3 - نزول كيفر و عذاب الهى بر قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) به جرم تكذيب پيامبران
إن كلّ إلاّكذّب الرسل فحقّ عقاب
«حقّ» به معناى «ثَبَتَ» (ثابت و محقق است) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 62 - 6
6 - نجوا هاى فرعونيان با يكديگر ، براى رفع اختلاف و تنش و ايجاد وحدت در صفوف خود بود .
فتنـزعوا . .. و أسرّوا النجوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 15 - 10،12
10 - جان باختن فرد قبطى با ضربه مشت موسى
فوكزه موسى فقضى عليه
عبارت «قضى عليه» مرادف با «قتله» است.
12 - در ديدگاه موسى ( ع ) قتل ناخواسته مرد قبطى ، عملكرد شيطان بود .
قال هـذا من عمل الشيطـن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 17 - 1
1 - آگاهى يافتن موسى ( ع ) به قدرت بدنى فوق العاده خويش پس از قتل مرد قبطى
فوكزه موسى فقضى عليه . .. قال ربّ بما أنعمت علىّ
موسى(ع) وقتى ديد، مرد قبطى تنها با يك ضربه مشت او از پاى در آمد و جان باخت، دريافت كه داراى نيروى فوق العاده اى است و خداوند او را علاوه بر دانش و حكمت، از توان جسمى دشمن شكن نيز برخوردار ساخته است. از اين رو به سپاس اين نعمت، با خدا پيمان بست كه آن نيرو را هرگز در جهت تقويت مجرمان به كار نگيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 49 - 4،5،9
4 - فرعونيان ، پسران بنى اسرائيل را سر مى بريدند و زنانشان را زنده باقى مى گذاشتند .
يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
«ذبح» به معناى سربريدن است و «تذبيح» (مصدر يذبحون از باب تفعيل) از كثرت سربريدن حكايت دارد. «إستحياء» (مصدر يستحيون) به معناى باقى گذاردن بر حيات و زندگانى است.
5 - كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل
يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
جمله «يذبحون . .. » مى تواند تفسير جمله قبل باشد; يعنى، منظور از «سوء العذاب» همان سربريدن پسران و باقى گذاشتن زنان است و نيز مى تواند بيان مصداق بارزى از آن باشد; يعنى، فرعونيان عذابهايى بر بنى اسرائيل تحميل مى كردند كه از آن جمله سربريدن فرزندان و ... مى باشد. بر اين مبنا ذكر به خصوص عذاب ياد شده، به خاطر شدت آن بوده است.
9 - در صورتى كه خداوند بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان نجات نمى داد ، آنان همچنان به شكنجه و كشتار فرزندانشان ادامه مى دادند .
يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
برداشت فوق از فعلهاى مضارع «يسومون» و «يذبحون» و «يستحيون» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 13،14
13- سر بريدن پسران و زنده نگه داشتن زنان بنى اسرائيل ، بدترين نوع تحميل شكنجه و آزار از سوى فرعونيان به آنان
يسومونكم سوء العذاب و يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم
آوردن «يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم» پس از «يسومونكم» مى تواند جمله تفسيرى براى آن باشد. در اين صورت، اين دو مورد، شرح شكنجه ها و رفتارهاى ظالمانه آل فرعون است.
14- فزونى چشمگير زنان بر مردان در جامعه و بر هم خوردن اعتدال جمعيتى ، مايه پديد آمدن مشكلات اجتماعى آزار دهنده براى زنان
يستحيون نساءكم
اينكه خداوند براى شكنجه هاى آل فرعون، كشتن پسران و زنده نگه داشتن زنان را برشمرده است، امكان دارد بدين علت باشد كه چنين عملى، تعادل جمعيت را بر هم مى زند و در نتيجه جمعيت زنان افزونى پيدا مى كند و اين خود شكنجه اى آزار دهنده براى مردم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 26 - 17
17 - فرعونيان ، به صرف ترس و احساس از به خطر افتادن حكومت و اقتدارشان ، اقدام به كشتن و اعدام مخالفان مى كردند .
أقتل موسى . .. إنّى أخاف أن يبدّل دينكم أو أن يظهر فى الأرض الفساد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 130 - 2
2 ـ كم محصولى فاحش ، بارزترين اثر خشكسالى ها و قحطى هاى تحميل شده به فرعونيان
و لقد أخذنا ءال فرعون بالسنين و نقص من الثمرت
خشكسالى و قحطى در پى دارنده مشكلات فراوانى است كه از جمله آنها كم محصولى است. بنابراين ذكر بخصوص آن مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 52 - 6
6 - قدرت و ثروت ، تنها ملاك ارزش در ديدگاه فرعون و فرعونيان
قال يـقوم أليس لى ملك مصر . .. أم أنا خير من هـذا الذى
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته زير است: الف) فرعون پس از يادآورى فرمانروايى و ثروت خويش، موسى(ع) را غير قابل قياس با خود مى داند و اين نشان دهنده بينش فرعون در زمينه ملاك ارزش است. ب) سخنرانى فرعون و تكيه وى بر قدرت و ثروت، نشان مى دهد كه در جامعه قبطى چنين ديدگاهى وجود داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 56 - 3
3 - فرعون ، طرفداران و كارگزاران حكومت خود را ، گروهى متحد ، نيرومند و آماده نبرد معرفى كرد .
و إنّا لجميع حـذرون
يكى از معانى «جميع» ضدّ «متفرق»; يعنى، متحد است (لسان العرب). برداشت ياد شده بر اساس همين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 13 - 3
3 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، اقوامى قدرتمند و بى مانند در مخالفت با رسالت فرستادگان الهى
كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمود ...أصحـب لئيكة أُولـئك الأحزاب
برداشت ياد شده از تعريف مسند (أُولـئك) و مسنداليه (أحزاب) كه بر حصر دلالت مى كند استفاده مى شود; يعنى، اين اقوام حقيقتاً گروه هاى متشكلى بودند كه اقوام ديگر در قوت و شدت مخالفت با پيامبران، مانند آنان نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 42 - 6
6 - فرعونيان ، داراى اقتدار و توان بالا
فأخذنـهم أخذ عزيز مقتدر
آورده شدن اوصاف «عزيز» و «مقتدر» براى خداوند در اين آيه، تعريض به قدرت ظاهرى فرعونيان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 64 - 4
4 - حضور با تمام قوا و با آرايش منظم و با هيبت ، طرح پيشنهادى فرعونيان براى قدرت نمايى در صحنه مقابله با موسى ( ع )
فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 137 - 15
15 ـ فرعون و مردمانش در طول حكومتشان ، همواره در پى ساختن كاخ ها و خوش نشين هاى سايه افكن بودند .
و دمرنا ما كان يصنع فرعون و قومه و ما كانوا يعرشون
«ما» در «ما كانوا» موصول است و مراد از آن به دليل «يعرشون»، عرش و عريش (سايبان) است. بنابراين «ما كانوا يعرشون» يعنى سايبانهايى كه آنها را ساخته بودند. فعل «يصنع» و «يعرشون» كه به همراه «كان» و «كانوا» آمده، دلالت مى كند كه فرعونيان پيوسته كاخ و سايبان مى ساختند ; يعنى داراى كاخها و خوش نشينهاى فراوان بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 49 - 7
7 - زنان بنى اسرائيل به خاطر كشتار وسيع فرزندانشان به دست فرعونيان ، لذت حيات از آنان سلب شده بود و از زنده ماندن خود در عذاب بودند .
يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم
زنده گذاشتن زنان، به عنوان يك عذاب براى بنى اسرائيل مطرح شده است; در حالى كه مجرد نكشتن، عذاب و شكنجه تلقى نمى شود. بنابراين با توجه به اينكه جمله «يستحيون نساءكم» پس از «يذبحون ابناءكم» آمده، مى توان گفت: همان كشتن فرزندان موجب مى شده كه زنان از زنده ماندن خويش و ديدن قتل فجيع فرزندانشان، در رنج و عذاب باشند. آوردن زنان و نه دختران در مقابل پسران اين معنا را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 26 - 1
1- برجاى ماندن مزارع بزرگ و خانه هاى بس مجلل ، از فرعونيان غرق شده در دريا
و زروع و مقام كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 67 - 4
4 - اكثريت فرعونيان ( قبطيان ) ، حق ناپذير و مصمم بر كفر
و ما كان أكثرهم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 129 - 6
6 ـ موسى ( ع ) از ايمان آوردن فرعونيان به خدا و پذيرش تعاليم وى نااميد شد .
عسى ربكم أن يهلك عدوكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 1،6
1 ـ خداوند فرعونيان را پس از اعلام صريحشان بر ايمان نياوردن به موسى ( ع ) ، به عذاب هاى متعدد گرفتار ساخت .
فما نحن لك بمؤمنين. فأرسلنا عليهم ... ءايت مفصلت
6 ـ فرعونيان على رغم مشاهده آياتى متعدد بر حقانيت رسالت موسى ، از پذيرش آن سرباز زدند .
فأرسلنا عليهم . .. فاستكبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 135 - 8
8 ـ فرعونيان ، على رغم پيمان مؤكدشان با موسى ( ع ) ( تصديق رسالت او و آزادسازى بنى اسرائيل پس از برطرف شدن عذاب ) ، حتى لحظه اى به وى ايمان نياوردند و بنى اسرائيل را آزاد نكردند .
فلما كشفنا عنهم الرجز . .. إذا هم ينكثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 136 - 3
3 ـ فرعونيان به دليل شكستن پيمانشان با موسى ( ع ) ( ايمان به وى و آزادسازى بنى اسرائيل ) سزاوار انتقام الهى و غرق شدن در دريا گشتند .
إذا هم ينكثون. فانتقمنا منهم
تفريع جمله «فانتقمنا» بر جمله «إذا هم ينكثون» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه پيمان شكنى فرعونيان در انتقام الهى از آنان دخيل بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 52 - 4
4 ـ فرعونيان و امت هاى قبل از ايشان مردمى كفرپيشه و گنهكار
كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم كفروا بايت اللّه فأخذهم اللّه بذنوبهم
ضمير در «كفروا» به «آل فرعون» و «الذين من قبلهم» برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 53 - 9
9 ـ خداوند به سبب كفرورزى فرعونيان و اقوام پيش از آنها ، نعمت هاى خويش را از آنان سلب و به نقمت و عذاب تبديل كرد .
كدأب ءال فرعون . .. ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا ... حتى يغيروا ما بأنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 39 - 6
6 - فرعون و سپاهيان سركش وى ، عناصرى بى ايمان و بى اعتقاد به آخرت بودند .
و ظنّوا أنّهم إلينا لايرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 42 - 9
9 - مردم مصر ( فرعونيان و قبطيان ) ، منكر يكتايى خدا و مشرك بودند .
تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 99 - 4
4ـ جزايى كه در دنيا نصيب فرعونيان شد ، عطيه اى شوم و نيز سزايى كه در آخرت بدان خواهند رسيد ، سزايى ناميمون است .
و أُتبعوا فى هـذه لعنة و يوم القيـمة بئس الرفد المرفود
در آيه شريفه ، سزا و كيفر تحكماً و از روى استهزا به «رفد» (عطيه و بخشش) تشبيه شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 99 - 4
4ـ جزايى كه در دنيا نصيب فرعونيان شد ، عطيه اى شوم و نيز سزايى كه در آخرت بدان خواهند رسيد ، سزايى ناميمون است .
و أُتبعوا فى هـذه لعنة و يوم القيـمة بئس الرفد المرفود
در آيه شريفه ، سزا و كيفر تحكماً و از روى استهزا به «رفد» (عطيه و بخشش) تشبيه شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 52 - 5،10
5 ـ خداوند فرعونيان و همه كافران پيش از آنان را به سبب گناهانشان به كيفرى شديد گرفتار ساخت .
فأخذهم اللّه بذنوبهم إن اللّه قوى شديد العقاب
10 ـ گرفتارى فرعونيان و كافران پيش از آنها به كيفر هاى شديد الهى ، نمودى از توانمندى خداوند است .
فأخذهم اللّه بذنوبهم إن اللّه قوى شديد العقاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 6
6ـ عذاب هاى نازل شده بر اقوام گذشته ( فرعونيان ، عاديان و . . . ) كيفرهايى بود كه آنان خود براى خويشتن فراهم آوردند .
و ما ظلمنـهم و لـكن ظلموا أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 5
5- كيفر سخت و هلاكت بار فرعون و فرعونيان از سوى خداوند ، پس از اتمام حجت با آنان بود .
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايـت . .. فأراد أن يستفزّهم ... فأغرقنـه و من معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 14 - 3
3 - نزول كيفر و عذاب الهى بر قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) به جرم تكذيب پيامبران
إن كلّ إلاّكذّب الرسل فحقّ عقاب
«حقّ» به معناى «ثَبَتَ» (ثابت و محقق است) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 23 - 1
1- اجابت دعاى موسى ( ع ) ، از سوى خداوند در مورد مجازات فرعونيان
فدعا ربّه . .. فأسر بعبادى ليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 40 - 1
1 - اقدام الهى ، به كيفر دادن فرعون و لشكريان او ، پس از اتمام حجت بر ايشان
أرسلنـه إلى فرعون بسلطـن مبين . فتولّى بركنه ... فأخذنـه و جنوده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 42 - 4،5
4 - مجازات فرعونيان از سوى خداوند ، از موضع عزت و اقتدار كامل بود .
فأخذنـهم أخذ عزيز مقتدر
5 - مجازات سريع فرعونيان از سوى خداوند ، پس از تمام شدن حجت بر ايشان
كذّبوا بـايـتنا كلّها فأخذنـهم أخذ عزيز مقتدر
عطف «فأخذناهم» بر «كذّبوا»، نشانگر آن است كه خداوند، پس از اين كه فرعونيان تمام معجزات را تكذيب كردند، به آنان مهلت نداد; بلكه بلافاصله اقدام به نابودى آنها نمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 4
4 ـ عذاب هاى نازل شده بر فرعونيان ( طوفان و . . . ) هر كدام پس از ديگرى و با فاصله تحقق مى يافت .
فأرسلنا عليهم . .. ءايت مفصلت
كلمه «مفصلت» مى تواند حال براى عذابهاى ذكر شده (طوفان و . .. ) و يا صفت براى آيات باشد. «فصل» به معناى جداسازى است و «تفصيل» (مصدر مفصلت» دلالت بر شدت جداسازى دارد. بنابراين مراد از «مفصلت» اين است كه آن عذابها و نشانه ها جداى از يكديگر با فاصله تحقق مى يافت و فاصله آنها نسبتاً طولانى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 20 - 1
1- موسى ( ع ) ، مورد هجوم كينه ها و تهمت هاى فرعونيان در پى ابلاغ پيام الهى
و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون
برداشت بالا بر اين اساس است كه «رجم» (مصدر «ترجمون»)، در اين آيه به معناى تهمت زدن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 23 - 1،2
1 - فرعون براى مبارزه با موسى ( ع ) ، مردم را در اجتماعى گردآورد و با آنان در اين زمينه سخن گفت .
فحشر فنادى
«حشر»، به معناى جمع كردن همراه با سوق دادن است (مصباح).
2 - فرعون ، در جمع كسانى كه براى استماع سخن او گردآمده بودند ، با صدايى بلند سخن گفت .
فنادى
«ندا»، به معناى بلند كردن صدا و آشكار ساختن آن است. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 22 - 4
4- جامعه فرعونى ، جرم پيشه و غوطهور در گناه و انحراف
أنّ هـؤلاء قوم مجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 52 - 4،5،7
4 ـ فرعونيان و امت هاى قبل از ايشان مردمى كفرپيشه و گنهكار
كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم كفروا بايت اللّه فأخذهم اللّه بذنوبهم
ضمير در «كفروا» به «آل فرعون» و «الذين من قبلهم» برمى گردد.
5 ـ خداوند فرعونيان و همه كافران پيش از آنان را به سبب گناهانشان به كيفرى شديد گرفتار ساخت .
فأخذهم اللّه بذنوبهم إن اللّه قوى شديد العقاب
7 ـ انكار آيات الهى ، بارزترين گناه فرعونيان و كافران قبل از آنها
كفروا بايت اللّه فأخذهم اللّه بذنوبهم
مراد از «ذنوبهم» گناهانى است كه كفر به آيات، بخشى از آن گناهان است، و گرنه به جاى «بذنوبهم» مى فرمود «بكفرهم». بنابراين ذكر بخصوص انكار آيات دلالت بر اين دارد كه انكار آيات از بارزترين گناهان آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 2
2 ـ فرعونيان و پيشينيان آنان مردمى گنهكار و تكذيب كننده آيات الهى
كذبوا بايت ربهم فأهلكنهم بذنوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 43 - 7
7 - فرعونيان در عصر موسى ( ع ) ، مردمى اسراف گر و افراط كننده در گناه و حق ناپذيرى
و أنّ المسرفين هم أصحـب النار
از مصداق هاى بارز «مسرفان»، در آيه شريفه، فرعونيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 22 - 4
4- جامعه فرعونى ، جرم پيشه و غوطهور در گناه و انحراف
أنّ هـؤلاء قوم مجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 6
6 ـ فرعونيان على رغم مشاهده آياتى متعدد بر حقانيت رسالت موسى ، از پذيرش آن سرباز زدند .
فأرسلنا عليهم . .. فاستكبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 134 - 1
1 ـ فرعونيان پس از مشاهده آيات پنجگانه ( طوفان و . . . ) و اصرارشان بر انكار رسالت موسى ، به عذابى شديدتر مبتلا شدند .
و لما وقع عليهم الرجز قالوا يموسى ادع لنا ربك
«رجز» به معناى عذاب است و «ال» در آن هم مى تواند عهد ذكرى بوده و اشاره به عذابهاى پنجگانه مطرح شده در آيه قبل باشد، و هم مى تواند «ال» در آن عهد ذهنى باشد. در اين صورت اشاره به عذابى غير از عذابهاى ذكر شده دارد كه به دليل روى آورى آنها به موسى و تقاضاى برطرف شدن آن، عذابى بسيار شديدتر از عذابهاى پنجگانه بوده است. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 13 - 2
2 - سحر خوانده شدن معجزات الهى موسى ، از سوى فرعونيان على رغم وضوح و روشنى آن
فلمّا جاءتهم ءايـتنا مبصرة قالوا هـذا سحر مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 1
1 - انكار معجزات الهى ، از سوى فرعونيان با وجود يقين درونى به حقانيت آن
و جحدوا بها و استيقنتها أنفسهم
«جَحْد» (مصدر «جحدوا») به معناى نفى و انكار كردن است. «استيقان» (مصدر «إستيقنت») معادل «إيقان» و جمله «استيقنتها أنفسهم» حال براى ضمير فاعل در «جحدوا» است; يعنى، در حالى كه جان هاى آنان به الهى بودن آيات يقين داشت باز آنها را انكار كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 48 - 4
4 - لجاجت و عناد شديد فرعونيان ، در مخالفت با پيام موسى ( ع )
و ما نريهم من ءاية إلاّ هى أكبر من أُختها
از اين كه خداوند براى هدايت فرعونيان، معجزاتى پياپى و يكى از ديگرى مهم تر نشان داد، لجاجت آنان استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 9
9 - اصرار و لجاجت فرعونيان ، در نپذيرفتن ربوبيت مطلقه الهى ، حتى پس از گرفتار آمدن به عذاب
ادع لنا ربّك
فرعونيان به جاى «ربّنا» «ربّك» گفته اند; با اين كه موسى(ع) خداوند را «ربّ العالمين» معرفى كرد. از اين مطلب اعتراف نكردن به ربوبيت مطلقه و در نتيجه لجاجت آنان استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 18 - 2
2 - فرعونيان و قوم ثمود ، قدرت مندترين و سرسخت ترين مخالفان پيامبران ، در امت هاى پيشين بودند .
فرعون و ثمود
در قرآن، خبر از هلاكت بسيارى از امت هاى گذشته مطرح شده است; بنابراين ياد كردن فرعونيان و ثموديان از بين آنها، نشانه آن است كه اين دو دسته، از ديگران بارزتر بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 99 - 1
1ـ فرعون و پيروان وى در عرصه دنيا و آخرت ، به لعنت خدا گرفتار و از رحمت او به دورند .
و أُتبعوا فى هـذه لعنة و يوم القيـمة
ضمير در «اُتبعوا» به فرعون و قوم وى باز مى گردد. «اتباع» (مصدر اُتبعوا) به معناى ملحق كردن و به دنبال فرستادن است. بنابراين «واُتبعوا ...»; يعنى ، فرعون و قوم او در دنيا و آخرت ، لعنت و نفرين را به دنبال خواهند داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 42 - 1
1 - لعنت خدا و دورى از رحمت حق ، تنها دست آورد فرعون و سپاهيانش از زندگى دنيوى
و أتبعنـهم فى هـذه الدنيا لعنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 57 - 1
1 - فرعون مدعى مالكيت خود و پيروانش ( قبطيان ) بر سرزمين مصر
لتخرجنا من أرضنا
از اضافه شدن «أرض» به ضمير متكلم «نا» برمى آيد كه فرعونيان، سرزمين مصر را متعلق به خويش و از آنِ خود مى دانستند و براى ديگران حقى در آن قائل نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 26 - 9
9 - حفظ آيين مردم ( قبطيان ) ، بهانه فرعون براى كشتن موسى ( ع )
أقتل موسى . .. إنّى أخاف أن يبدّل دينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 11 - 1
1 - سرزمين مصر ، تحت سلطه و حاكميت فرعون و خويشاوندان وى
أن ائت القوم الظـلمين . قوم فرعون
«قوم شخص» به كسانى گفته مى شود كه از نزديكان وى بوده و در يك جد با او مشترك باشند. بنابراين، از تعبير «قوم فرعون» استفاده مى شود كه حاكميت سرزمين مصر در اختيار فرعون و خاندان ظالم وى قرار داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 41 - 8
8 - بى بهره بودن فرعون و سپاهيانش ، از نصرت الهى در روز قيامت
و يوم القيـمة لاينصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 42 - 5
5 - طرد شدن از لطف و رحمت حق ، فرجام شوم فرعونيان و پيشوايان كفر در روز رستاخيز
و جعلنـهم أئمة يدعون إلى النار . .. و يوم القيـمة هم من المقبوحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 99 - 1
1ـ فرعون و پيروان وى در عرصه دنيا و آخرت ، به لعنت خدا گرفتار و از رحمت او به دورند .
و أُتبعوا فى هـذه لعنة و يوم القيـمة
ضمير در «اُتبعوا» به فرعون و قوم وى باز مى گردد. «اتباع» (مصدر اُتبعوا) به معناى ملحق كردن و به دنبال فرستادن است. بنابراين «واُتبعوا ...»; يعنى ، فرعون و قوم او در دنيا و آخرت ، لعنت و نفرين را به دنبال خواهند داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 24
24 - فرعونيان ، مردمى اسرافگر و دروغ گو و محروم از هدايت الهى
إنّ اللّه لايهدى من هو مسرف كذّاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 78 - 5
5 - فرعونيان ، در تعقيب بنى اسرائيل ، به راه خشك شده دريا ، وارد شدند .
طريقًا فى البحر يبسًا . .. فأتبعهم فرعون بجنوده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 5
5 - دربار فرعون در نگه دارى ، پرستارى و تغذيه موسى ( ع ) دچار مشكل شد .
هل أدلّكم على من يكفله
«هل أدلّكم» گوياى آن است كه دربار فرعون در طلب دايه و سرپرستى براى موسى(ع) بوده است. قبول پيشنهاد خواهر موسى، اين نكته را مى رساند كه هيچ يك از درباريان از عهده كار برنيامده بود و آنان براى نگه دارى و تغذيه موسى درمانده شده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 62 - 3
3 - فرعونيان ، براى تصميم در باره امور مهم و اساسى ، روش مشورتى داشتند .
فتنـزعوا أمرهم بينهم
بروز تنازع در ميان فرعونيان، نشان از آن دارد كه آنان خود را تابع بى چون و چراى فرعون نمى دانستند; بلكه در امور مهم براى خود حق نظر و رأى، قائل بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 3
3 ـ بلا ها و مصيبت هاى فرعونيان در مقابل نعمت ها و آسايش هاى آنان اندك و ناچيز بود .
فإذا جاءتهم الحسنة . .. إن تصبهم سيئة
معرفه آوردن «الحسنة» مى تواند اشاره به اين باشد كه زندگى فرعونيان همواره قرين رفاه و آسايش بوده و لذا «حسنة» براى آنان امرى شناخته شده بود، به خلاف مشكلات عمومى كه گويا در ميان آنها نبود و يا بندرت اتفاق افتاده بود ; به گونه اى كه
«سيئة» براى آنان ناشناخته بود. آوردن «إذا» در مورد «حسنة» كه گوياى حصول اطمينان به شرط است و آوردن «إن» در مورد «سيئة» كه حاكى از مشكوك بودن شرط است، نيز دلالت بر برداشت فوق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 5
5 - لزوم مطالعه در سرگذشت فرعونيان و فرجام شوم آنان
فأخذنـه . .. فانظر كيف كان عـقبة الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 5
5 - توصيه الهى به تأمل در سرنوشت تباه فرعونيان
فانظر كيف كان عـقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 11
11- اراده خداوند ، حاكم بر اراده فرعونيان و جبّاران تاريخ است .
فأراد أن يستفزّهم من الأرض فأغرقنـه و من معه جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 64 - 3
3 - فرعونيان ، به حيله و مكر بودن سِحر و برنامه هاى خود براى مقابله با موسى ( ع ) و عارى بودن آن از حقيقت معترف بودند .
فأجمعوا كيدكم
به كاربردن «كيد» در باره كار و سحر خود از سوى فرعونيان، حكايت از آن دارد كه آنان، خود به سحر و بى حقيقت بودن آن معترف بودند و آن را صرفا حيله اى در برابر موسى(ع) مى دانستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 45 - 2
2 - مؤمن آل فرعون ، پس از اعلان مواضع اعتقادى خويش و مبارزه با عقيده شرك آلود ، با انواع مكر ها و نقشه هاى شوم فرعونيان روبه رو شد .
فوقيـه اللّه سيّئات ما مكروا
جمع آمدن «سيّئات» نشانگر تعدد و گوناگونى مكرهاى فرعونيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 61 - 1
1 - نزديك شدن سپاه فرعون به بنى اسرائيل تا حدّ مشاهده يكديگر
فلمّا ترءا الجمعان
«ترائى» (مصدر «ترءا») به معناى همديگر را ديدن و «جمع» (مفرد «جمعان») به معناى گروه است. بنابراين «لمّا ترءا الجمعان»; يعنى، چون دو گروه همديگر را ديدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 63 - 9
9 - بهره بردارى فرعونيان از علاقه قبطيان به وطن و سرزمين و احساسات ملى و مذهبى آنان ، در تبليغات خود عليه موسى ( ع )
يخرجاكم من أرضكم . .. بطريقتكم المثلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 52 - 7
7 - وجود بنى اسرائيل در مصر ، در بردارنده منافعى مهم براى فرعونيان
أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون
اصرار فرعونيان بر نگه داشتن بنى اسرائيل در مصر، نشانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 7
7 ـ بيشتر فرعونيان ناآگاه به نقش اراده خداوند در ابتلاى آنان به سختى ها و ناخوشاينديها
ألا إنما طئرهم عند اللّه و لكن أكثرهم لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 13 - 2
2ـ نقش اساسى فرعون ، در گرايش قوم او به تكذيب پيام آوران وحى *
و عاد و فرعون و إخون لوط
برداشت بالا با توجّه به اين نكته است كه در مورد ديگر اقوام، نام «قوم» آمده; ولى در مورد تكذيب كنندگان موسى و هارون(ع) تنها نام «فرعون» آمده است و قوم او در حقيقت تحت الشعاع او قرار گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 40 - 4
4 - افكنده شدن فرعون و لشكريانش در دريا ، با حقارت و ذلت و به اراده الهى
فنبذنـهم فى اليمّ
واژه «فنبذناهم» اشعار به فروافكندن همراه با ذلت و حقارت دارد; زيرا «نبذ» اختصاصاً در دور ريختن اشيايى به كار مى رود كه فاقد ارزش است. در اين جا گفته مى شود: «نبذته نبذ النعل الخَلِق» (آن را چون كفش كهنه دور انداختم).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 35 - 3
3 - تعلق اراده الهى بر تسلّط بخشيدن به موسى و هارون ( ع ) ، در عرصه هاى مبارزه و ناكام گردانيدن فرعون و دارودسته وى
و نجعل لكما سلطـنًا فلايصلون إليكما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 116 - 2
2 - غلبه و پيروزى موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان بر فرعونيان ، نتيجه نصرت الهى بود .
و نصرنـهم فكانوا هم الغـلبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 48 - 10
10 - ابتلاى فرعونيان به گرفتارى ها و عذاب هاى دنيايى ، نمودى از آيات و نشانه هاى خداوند در حق آنان
و ما نريهم من ءاية . .. و أخذنـهم بالعذاب
از ارتباط صدر و ذيل آيه شريفه، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 4
4- غرق شدن فرعون و تمامى همراهانش به اراده خداوند ، در پى تصميم ظالمانه وى عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل
فأراد . .. فأغرقنـه و من معه جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 66 - 1،3
1 - غرق شدن فرعون و سپاهيانش ، پس از عبور كامل بنى اسرائيل از دريا
و أنجينا موسى و من معه أجمعين . ثمّ أغرقنا الأخرين
3 - ورود فرعون و سپاهيانش به دريا و غرق شدن آنان ، نمود اراده الهى
و أزلفنا ثَمّ الأخرين . .. ثمّ أغرقنا الأخرين
از اسناد فعل هاى «أزلفنا» و «أغرقنا» به خداوند، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 7
7 - فرجام تلخ فرعونيان ، پى آمد ظلم و بيدادگرى آنان بود .
فانظر كيف كان عـقبة الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 30 - 4
4- پايه هاى اقتدار و شكوفايى نظام فرعونى ، متكى بر شانه هاى رنج كشيده بنى اسرائيل *
كم تركوا من جنّـت و عيون . .. من العذاب المهين
از ارتباط ميان اين آيه با آياتى كه سخن از امكانات گسترده اقتصادى فرعونيان به ميان آورده، به دست مى آيد كه احتمالاً بنى اسرائيل در استخدام باغدارى و كشاورزى نظام فرعونى بوده و از اين بابت مشقت ها و بردگى ها را تحمل مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 58 - 1
1 - محروم گشتن فرعونيان از گنج ها و كاخ هاى باشكوه خويش ، به تدبير و طرح الهى
فأخرجنـهم من جنّـت و . .. و كنوز و مقام كريم
«كنوز» (جمع «كنز») عبارت از اندوخته هاى مالى است. عبارت «مقام كريم» نيز اشاره به كاخ هاى باشكوه فرعونيان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 48 - 10
10 - ابتلاى فرعونيان به گرفتارى ها و عذاب هاى دنيايى ، نمودى از آيات و نشانه هاى خداوند در حق آنان
و ما نريهم من ءاية . .. و أخذنـهم بالعذاب
از ارتباط صدر و ذيل آيه شريفه، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 6 - 7
7 - تعلق اراده الهى بر نابودى فرعون و دستگاه استكبارى وى
و نرى فرعون و هـمـن و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 8 - 7
7 - كشتن پسران بنى اسرائيل از سويى و برگرفتن موسى ( ع ) از آب از سوى ديگر ، نمود خطاپيشگى و نابخردى فرعونيان
يذبّح أبناءهم . .. فالتقطه ءال فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 46 - 11
11 - حاكميت طولانى خاندان فرعون و اشراف بر توده ها و عادت به دستور دادن ، مانع از پذيرش دعوت موسى و سرنهادن به دستور هاى او ، از سوى آنان بود .
فاستكبروا و كانوا قومًا عالين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 1
1 ـ خداوند فرعونيان را پس از اعلام صريحشان بر ايمان نياوردن به موسى ( ع ) ، به عذاب هاى متعدد گرفتار ساخت .
فما نحن لك بمؤمنين. فأرسلنا عليهم ... ءايت مفصلت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 81 - 7
7 ـ موسى ( ع ) ، فرعون و اطرافيانش را گروهى مفسد و توطئه هاى آنان را محكوم به شكست دانست .
إن اللّه لايصلح عمل المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 5،6
5 ـ موسى ( ع ) پيامبرى از جانب خداوند براى ارشاد و هدايت فرعون زمان خويش و بزرگان دربار وى
إلى فرعون و ملإيه
كلمه «فرعون» عنوان و لقب پادشاهان و حاكمان بزرگ مصر در عصرهاى گذشته بوده است.
6 ـ ارشاد اهرم هاى اصلى نظام فرعونى ( فرعون و كارگزاران ارشد وى ) نخستين و مهمترين رسالت موسى ( ع )
إلى فرعون و ملإيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 105 - 6
6 ـ دلايل و معجزات موسى ( ع ) ، موهبتى الهى پيشاروى فرعونيان و نشأت گرفته از مقام ربوبى خداوند
قد جئتكم ببينة من ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 132 - 4
4 ـ فرعونيان نيز همچون بنى اسرائيل در دايره رسالت موسى بودند .
مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 134 - 12
12 ـ ايمان به رسالت موسى و آزادى بنى اسرائيل ، از مهمترين خواسته هاى موسى ( ع ) از فرعونيان
لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 135 - 1
1 ـ موسى ( ع ) با پذيرش تقاضاى فرعونيان ( دعا براى رفع عذاب ) ، برطرف شدن عذاب را از خداوند درخواست كرد .
فلما كشفنا عنهم الرجز
سياق آيه نشان مى دهد كه جمله اى همانند «فدعا موسى فكشفنا عنهم الرجز» در تقدير است كه به سبب وضوحش در كلام آورده نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 97 - 2
2ـ فرعون و قوم او ، در محدوده رسالت موسى ( ع ) بودند .
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و ملإيه
كلمه «ملإيه» به معناى گروه و جمعيت و نيز به معناى اَشراف و بزرگان مى باشد. بر اساس معناى اول، جمله «أرسلنا موسى... إلى فرعون و ملإيه» در اينكه قوم فرعون و جمعيت وابسته به او در محدوده رسالت موسى(ع) بودند، صراحت دارد و بر اساس دومين معنا، اين جمله به حقيقت ياد شده اشاره دارد; زيرا اگر فرعون و بزرگان دربارش در محدوده رسالت موسى(ع) باشند، طبعاً قوم او نيز چنين خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 14 - 4
4 - بيم موسى ( ع ) از اقدام فرعونيان مبنى بر قتل او به خاطر رفتار گذشته اش ( قتل مرد قبطى )
فأخاف أن يقتلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 15 - 4
4 - موسى و هارون ( ع ) ، مأمور حركت به سوى فرعونيان با تكيه بر حمايت قاطع الهى
قال كلاّ فاذهبا بـايـتنا إنّا معكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 27 - 3
3 - موسى ( ع ) ، اعتقاد خود به ربوبيت مطلق خداوند و نيز اعتماد خويش بر او در انجام رسالت را به فرعونيان اعلام كرد .
و قال موسى إنّى عذت بربّى و ربّكم من كلّ متكبّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 22
22 - فرعونيان و قبطيان ، در قلمرو رسالت موسى ( ع )
قد جاءكم بالبيّنـت . .. يصبكم بعض الذى يعدكم
برداشت يادشده به خاطر اين نكته است كه مخاطب «جائكم» و «يعدكم» فرعونيان و قبطيان مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 6
6 - درخواست عاجزانه فرعونيان از موسى ( ع ) ، در رفع عذاب از آنان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 51 - 5
5 - رسالت موسى ( ع ) ، متوجه قبطيان نيز بوده است .
و نادى فرعون فى قومه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 18 - 1
1- رهايى بنى اسرائيل از نظام فرعونى ، يكى از مهم ترين خواسته هاى موسى ( ع ) از فرعونيان
أن أدّوا إلىّ عباد اللّه
چنانچه مراد از «عباداللّه» بنى اسرائيل باشد از اين كه خداوند در رأس همه سخنان موسى درخواست آزادى بنى اسرائيل را مطرح ساخته اهميت آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 19 - 8
8- معجزات و دلايل نيرومند موسى ( ع ) ، پشتوانه آن حضرت در برخورد مقتدرانه با فرعونيان
أن أدّوا . .. و أن لاتعلوا ... إنّى ءاتيكم بسلطـن مبين
تعبير «إنّى. ..» در مقام تعليل است; يعنى، موسى(ع) به دليل بهره مندى از «سلطان مبين»، به فرعونيان فرمان «أن أدّوا» و «أن لاتعلوا» مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 20 - 3
3- تأكيد موسى ( ع ) ، بر توحيد و ربوبيت يگانه خداوند در قبال جامعه فرعونى
و إنّى عذت بربّى و ربّكم
تكرار «ربّ»، اشاره به مطلب بالا دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 21 - 1
1- درخواست آزادى بيان ، پيشنهاد موسى ( ع ) به فرعونيان پس از يأس از ايمان آوردن آنان
و إن لم تؤمنوا لى فاعتزلون
«فاعتزلون»، كنايه از اين است كه اگر خود اهل ايمان نيستيد، لااقل متعرض من نباشيد تا آزادانه پيامم را به مردم برسانم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 22 - 2
2- شكواى موسى ( ع ) ، به درگاه الهى ، از رفتار فرعونيان
و جاءهم رسول كريم . .. فدعا ربّه أنّ هـؤلاء قوم مجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 62 - 2
2 - حضور برخى از افراد حق طلب و نصيحت پذير در صفوف فرعونيان
فتنـزعوا أمرهم بينهم
اختلاف نظر فرعونيان در باره موسى(ع)، نشان از متمايل شدن برخى از فرعونيان به موسى(ع) در روز مقابله دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 104 - 8
8- احضار دسته جمعى بنى اسرائيل همراه با فرعونيان در قيامت براى مؤاخذه
جئنا بكم لفيفًا
بنابر اينكه مراد از «كم» بنى اسرائيل و نيز فرعونيان هلاك شده باشند، اين برداشت به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 135 - 6،7
6 ـ خداوند با برطرف سازى عذاب از فرعونيان براى وفاى آنان به عهد هاى خويش مهلتى را تعيين كرد .
فلما كشفنا عنهم الرجز إلى أجل
«إلى أجل» متعلق به «كشفنا» است ; يعنى ما عذاب را برطرف كرديم، ولى نه براى هميشه، بلكه براى مدتى محدود. گفتنى است كه متعلق شدن «إلى أجل» به «كشفنا» به اعتبار استمرار كشف است نه تحقق آن ; زيرا تحقق كشف عذاب داراى مهلت نبوده است.
7 ـ مهلت مقرر شده براى فرعونيان ، مهلتى محدود كه عموم آنان به پايان آن مهلت مى رسيدند .
فلما كشفنا عنهم الرجز إلى أجل هم بلغوه
جمله «هم بلغوه» (آنان به پايان آن مهلت مى رسيدند)، توصيفى است براى «أجل» و دلالت مى كند كه آن مهلت تعيين شده آن مقدار بود كه فرعونيان (همه و يا عموم آنان) تا پايان آن مهلت زنده مى ماندند. يعنى آنقدر طولانى نبود كه نسل موجود با مرگ طبيعى بميرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 63 - 8
8 - فرعونيان در تبليغات خود عليه موسى و هارون ( ع ) ، آنان را درهم شكننده و نابود كننده راه و روش نمونه و برتر خويش معرفى كردند .
و يذهبا بطريقتكم المثلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 6،7
6- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، نعمت چشمگير و به ياد ماندنى خداوند بر آنان بود .
إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجـكم من ءال فرعون
7- نجات از نظام اجتماعى ظالمانه ، نعمتى الهى و شايسته به خاطر سپردن است .
اذكروا نمعة الله عليكم إذ أنجـكم من ءال فرعون يسومونكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 90 - 1،9
1 ـ خداوند ، بنى اسرائيل را در حالى كه در معرض هجوم فرعون و سپاهيانش قرار داشتند ، از دريا عبور داد .
و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً
9 ـ نجات بنى اسرائيل از شر فرعون و اطرافيانش ، ثمره استقامت و پايدارى آنان بود .
فاستقيما . .. و جـوزنا ببنى إسرءيل البحر ... حتى إذا أدركه الغرق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 9،18
9- اطرافيان و خاندان فرعون ، مردمى ظالم و شكنجه گر بودند .
إذ أنجـكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب
18- آزمايش بندگان ، جلوه ربوبيت الهى نسبت به آنان است .
و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 7
7- رهايى بنى اسرائيل از ظلم و ستم فرعونيان ، نعمتى بزرگ براى آنان و شايسته شكرگزارى
إذ أنجـكم من ءال فرعون . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم
عبارت «إذ تأذّن ربكم» ادامه كلام موسى(ع) است كه نجات بنى اسرائيل از چنگال فرعونيان را به آنان يادآورى كرد. با اين كلام، موسى(ع) به طور تلويحى به بنى اسرائيل متذكر شده كه نجات آنان، نعمت خدادادى و مستلزم شكرگزارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 80 - 9
9 - نجات بنى اسرائيل از فرعونيان و دعوت آنان به كوه طور براى مناجات و فرو فرستادن منّ و سلوى بر آنان ، از نعمت هاى خداوند بر بنى اسرائيل در زمان موسى ( ع )
يـبنى اسرءيل قد أنجينـكم . .. و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 25 - 9
9 - اقدام شعيب به دلدارى موسى ( ع ) رفع نگرانى و ترس از وى و اعلام نجات يافتنش از شر فرعونيان
قال لاتخف نجوت من القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 18 - 9
9 - برخورد و درگيرى با فرعونيان ، راهى نادرست و برخلاف مصالح اسرائيليان در ديدگاه موسى ( ع )
قال له موسى إنّك لغوىّ مبين
«غوى» به كسى گفته مى شود كه از راه درست و صواب منحرف شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 15 - 3،4،8،9
3 - برخورد موسى ( ع ) در شهر مصر ، با زد و خورد دو مرد به قصد كشتن يكديگر
فوجد فيها رجلين يقتتلان
واژه «يقتتلان» نشان مى دهد كه نزاع ميان آن دو مرد، نزاعى عادى نبوده است; بلكه آن دو به قصد كشتن، همديگر را مى زدند.
4 - يكى از دو مرد در حال زد و خورد ، اسرائيلى و از پيروان موسى ( ع ) و ديگرى قبطى و از دشمنان او بود .
هـذا من شيعته و هـذا من عدوّه
8 - اقدام بى درنگ موسى ( ع ) براى حمايت از مرد بنى اسرائيلى عليه فرد قبطى
فوكزه موسى
«فاء» در «فوكزه» فصيحه و عطف بر جمله محذوف است; يعنى، «فأقبل موسى على الذى من عدوّه فوكزه». گفتنى است كه «اقدام بى درنگ» از به كارگيرى «فاء» ـ كه بيانگر عدم وجود فاصله ميان يارى طلبى مرد اسرائيلى و پاسخ مثبت موسى(ع) به وى است ـ استفاده مى شود.
9 - حمله موسى ( ع ) به فرد قبطى و وارد آوردن ضربه مشتى بر وى
فوكزه موسى
«وَكْز» (مصدر «وَكَزَ») زدن با مشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 18 - 5،7
5 - درگيرى دوباره مرد اسرائيلى با فردى ديگر از قبطيان در روز بعد
فإذا الذى استنصره بالأمس يستصرخه
7 - برانگيخته شدن خشم موسى ( ع ) با مشاهده مرد اسرائيلى در حال درگيرى مجدد با يكى ديگر از قبطيان
قال له موسى إنّك لغوىّ مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 33 - 2
2 - مرد قبطى كشته شده به دست موسى ، از وابستگان حكومت فرعون بود .
قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 8 - 7
7 - كشتن پسران بنى اسرائيل از سويى و برگرفتن موسى ( ع ) از آب از سوى ديگر ، نمود خطاپيشگى و نابخردى فرعونيان
يذبّح أبناءهم . .. فالتقطه ءال فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 115 - 4
4 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان از شر حكومت فرعونيان ، از احسان ها و نعمت هاى بزرگ الهى به آنان
و لقد مننّا على موسى و هـرون . و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 3
3 ـ بلا ها و مصيبت هاى فرعونيان در مقابل نعمت ها و آسايش هاى آنان اندك و ناچيز بود .
فإذا جاءتهم الحسنة . .. إن تصبهم سيئة
معرفه آوردن «الحسنة» مى تواند اشاره به اين باشد كه زندگى فرعونيان همواره قرين رفاه و آسايش بوده و لذا «حسنة» براى آنان امرى شناخته شده بود، به خلاف مشكلات عمومى كه گويا در ميان آنها نبود و يا بندرت اتفاق افتاده بود ; به گونه اى كه «سيئة» براى آنان ناشناخته بود. آوردن «إذا» در مورد «حسنة» كه گوياى حصول اطمينان به شرط است و آوردن «إن» در مورد «سيئة» كه حاكى از مشكوك بودن شرط است، نيز دلالت بر برداشت فوق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 57 - 4
4 - ديار فرعونيان ، سرزمين باغ ها و چشمه ساران
فأخرجنـهم من جنّـت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 27 - 1
1- فرعونيان ، قبل از نابودى در رود نيل ، برخوردار از نعمت ها و امكانات گسترده
كم تركوا . .. و نعمة كانوا فيها فـكهين
«نعمة» (به فتح نون) به معناى تنعّم و برخوردارى از نعمت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 40 - 3
3 - خط دادن فرعونيان به مردم ، در گرايش به جبهه مخالفان موسى
و قيل للناس هل أنتم مجتمعون . لعلّنا نتّبع السحرة إن كانوا هم الغـلبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 115 - 3
3 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، گرفتار غم بزرگ و مشكلات اندوه بار از سوى فرعونيان
و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم
اندوهى كه موسى و هارون(عليهماالسلام) و قوم شان به آن گرفتار بودند، ناشى از مسائل و مشكلات شخصى نبود; بلكه بر اثر تبليغ رسالت شان در ميان فرعونيان به وجود آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 35 - 5
5 - بيم فرعون از ناگزير شدن قبطيان به ترك سرزمين خويش با پيروزى موسى ( ع )
يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 39 - 9
9 - فرعون و قومش ( قبطيان ) ، برخوردار از متاع هاى فراوان دنيوى و دلبسته به آنها
يـقوم إنّما هـذه الحيوة الدنيا متـع
تذكر مؤمن آل فرعون به اندك و ناپايدارى بودن دنيا و متاع هاى آن به قوم خود، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 137 - 16
16 ـ خداوند پس از هلاكت فرعونيان ، كاخ ها و خوش نشين هاى آنان را بكلى ويران كرد .
و دمرنا ما كان يصنع فرعون و قومه و ما كانوا يعرشون
«تدمير» (مصدر دمرنا) به معناى نابودن كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 4 - 16
16 - حكومت فرعون ها در مصر ، آميخته با فساد ، تباهى و بدبختى مردم آن سرزمين بود .
إنّه كان من المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 12
12- فرعونيان ، پسران قوم موسى ( بنى اسرائيل ) را به طور گسترده سر مى بريدند و زنان آنان را زنده نگه مى داشتند .
و يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم
كاربرد فعل «يذبّحون» از باب تفعيل، كه به معناى تكثير هم آمده است، احتمالاً بيانگر منظور فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 24
24 - فرعونيان ، مردمى اسرافگر و دروغ گو و محروم از هدايت الهى
إنّ اللّه لايهدى من هو مسرف كذّاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 15 - 4
4 - موسى و هارون ( ع ) ، مأمور حركت به سوى فرعونيان با تكيه بر حمايت قاطع الهى
قال كلاّ فاذهبا بـايـتنا إنّا معكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 5،6
5 ـ موسى ( ع ) پيامبرى از جانب خداوند براى ارشاد و هدايت فرعون زمان خويش و بزرگان دربار وى
إلى فرعون و ملإيه
كلمه «فرعون» عنوان و لقب پادشاهان و حاكمان بزرگ مصر در عصرهاى گذشته بوده است.
6 ـ ارشاد اهرم هاى اصلى نظام فرعونى ( فرعون و كارگزاران ارشد وى ) نخستين و مهمترين رسالت موسى ( ع )
إلى فرعون و ملإيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 28 - 2
2 - موسى ( ع ) در مبارزه با فرعون ، خود را مواجه با گروهى از حاميان او مى ديد و براى ارشاد آنان چاره انديشى مى كرد .
اذهب إلى فرعون . .. يفقهوا قولى
با آن كه در فرمان رسالت فقط نام فرعون آمده بود، اما موسى(ع) براى گفتار خويش، شنوندگان بيشترى را پيش بينى مى كرد و «يفقهوا» را با صيغه جمع آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 36 - 2
2 ـ هارون ، شريك و همتاى موسى ( ع ) در امر رسالت و تبليغ فرعون و قوم او
و لقد ءاتينا موسى الكتـب . .. أخاه هـرون وزيرًا. فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 10 - 3
3 - ندا و فرمان الهى به موسى ( ع ) براى ارشاد فرعونيان
و إذ نادى ربّك موسى أن ائت القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 12 - 4
4 - اعطاى نه معجزه و نشانه از سوى خدا به موسى ( ع ) براى هدايت فرعون و فرعونيان
فى تسع ءايـت إلى فرعون و قومه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 36 - 1
1 - بازگشتن موسى ( ع ) ، به مصر و ابلاغ رسالت الهى خويش به فرعونيان
فلمّا جاءهم موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 4،6
4 ـ هشدار هاى الهى با نزول بلا ها و مصيبت ها بر فرعونيان بى تأثير در هدايت و تذكريابى آنان
و لقد أخذنا . .. قالوا لنا هذه و إن تصبهم سيئة يطيروا بموسى و من معه
6 ـ تنها اراده خداوند عامل نزول بلا ها و مصيبت هاى هشدار دهنده بر فرعونيان زمان موسى
ألا إنما طئرهم عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 11 - 4
4 - هشدار موسى ( ع ) به خاندان فرعون نسبت به فرجام شوم ستم كارى ، مأموريتى از سوى خداوند
أن ائت . .. قوم فرعون ألايتّقون
عبارت «ألايتّقون» مقول براى قول محذوف است; يعنى،«فقل لهم ألايتّقون». گفتنى است كه مفعول «يتّقون» در اين آيه حذف شده و تقدير آن به قرينه آيه قبل چنين است: «ألايتّقون عاقبة ظلمهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 19 - 1
1- هشدار موسى ( ع ) به فرعونيان ، در برترى نجستن بر خداوند و روى برنتافتن از فرمان هاى او
و أن لاتعلوا على اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 5،7،11
5 ـ خداوند ، فرعونيان و كافران پيش از آنان را به سبب تكذيب آيات الهى و ارتكاب گناهان به هلاكت رساند .
فأهلكنهم بذنوبهم
7 ـ خداوند با غرق كردن فرعونيان آنان را به هلاكت رساند .
و أغرقنا ءال فرعون
11 ـ هلاكت فرعونيان و امت هاى كافر پيشين ، نمودى از زوال نعمت ها در نتيجه ظلم و گناه
ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا . .. و كل كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 50 - 4،11،13
4 - خداوند ، نجات بخش بنى اسرائيل و هلاك كننده فرعونيان
فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون
11 - تماشاى نابودى فرعونيان از نعمت هاى خداوند به بنى اسرائيل
و إذ فرقنا بكم البحر . .. و أغرقنا ءال فرعون و أنتم تنظرون
چون آيات مورد بحث در صدد بيان نعمتهايى است كه خداوند به بنى اسرائيل ارزانى داشته بود، مى توان گفت: مفاد جمله «و أنتم تنظرون» نيز به منظور بيان نعمت، آورده شده است.
13 - خاطره نجات بنى اسرائيل و هلاكت خاندان فرعون با شكافته شدن دريا ، خاطره اى عبرت آموز و شايسته و بايسته به ياد داشتن
و إذ فرقنا بكم البحر . .. و أنتم تنظرون
«إذ فرقنا» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است. بنابراين «إذ فرقنا» نيز مفعول براى «أذكروا» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 129 - 4،8
4 ـ موسى ( ع ) ، قوم خويش را به هلاكت فرعونيان و حاكميت بنى اسرائيل بر سرزمين مصر اميدوار ساخت .
عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض
8 ـ نابودى فرعونيان و به حاكميت رسيدن بنى اسرائيل ، پرتوى از ربوبيت خداوند نسبت به آنان
عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 137 - 2،3،6،16
2 ـ خداوند با نابودسازى فرعونيان ، تمام سرزمين آنان را ، از شرق تا غرب ، در اختيار بنى اسرائيل قرار داد .
و أورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون مشرق الأرض و مغربها
3 ـ سرزمينى كه خداوند پس از هلاكت فرعونيان در اختيار بنى اسرائيل قرار داد ، سرزمينى پربركت و بسيار حاصلخيز بود .
مشرق الأرض و مغربها التى بركنا فيها
6 ـ وعده هلاكت فرعونيان و حاكميت يافتن بنى اسرائيل بر سرزمين آنان ، از وعده هاى نيكوى خداوند به قوم موسى
و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل
كلمه «الحسنى» (زيباتر) صفت براى «كلمت» است.
16 ـ خداوند پس از هلاكت فرعونيان ، كاخ ها و خوش نشين هاى آنان را بكلى ويران كرد .
و دمرنا ما كان يصنع فرعون و قومه و ما كانوا يعرشون
«تدمير» (مصدر دمرنا) به معناى نابودن كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 5
5- كيفر سخت و هلاكت بار فرعون و فرعونيان از سوى خداوند ، پس از اتمام حجت با آنان بود .
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايـت . .. فأراد أن يستفزّهم ... فأغرقنـه و من معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 104 - 1
1- دستور خداوند به بنى اسرائيل ، پس از هلاك فرعونيان مبنى بر انتخاب سرزمين مورد نظرشان ( شام يا مصر ) براى سكنى گزيدن
و قلنا من بعده لبنى إسرءيل اسكنوا الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 10
10 - قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، لوط ، اصحاب مدين و فرعونيان ، اقوام هلاك شده با عذاب استيصال
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمّ أخذتهم فكيف كان نكير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 49 - 3
3 - اعطاى تورات به موسى ( ع ) ، پس از هلاكت فرعون و ياران او
فكانوا من المهلكين . و لقد ءاتينا موسى الكتـب
با توجه به ذكر اعطاى كتاب به حضرت موسى(ع) پس از بيان فرجام كار فرعون و فرعونيان و هلاكت و نابودى آنان، اين برداشت به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 36 - 6
6 ـ هلاكت فرعون و قومش ، پس از اتمام حجت خدا با آنان به وسيله موسى و هارون ( ع ) بوده است .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيـتنا فدمّرنـهم تدميرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 67 - 6
6 - انتقام الهى از فرعونيان ، هشدارى جدّى به همه كفرپيشگان حق ستيز است .
إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين
با توجه به لحن تهديد آميز اين آيه و بيان اين كه علت انتقام گرفتن خداوند از فرعونيان، اين بود كه بيشتر آنان از پذيرفتن ايمان امتناع ورزيدند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 68 - 4
4 - هلاكت فرعونيان ، نمود عزّت و قدرت پيروزمند خداوند
ثمّ أغرقنا الأخرين . .. و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 5
5 - غرق شدن و نابودى تمامى فرعونيان ، در پى انتقام الهى از ايشان
فأغرقنـهم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 28 - 1،7
1- هلاكت فرعونيان از پس روزگار رفاه و حق ستيزى ، نمودى از برنامه خداوند در انتقام از مجرمان
إنّا منتقمون . .. كذلك و أورثنـها
تعبير «كذلك» از پى ترسيم فرجام شوم فرعونيان، تأكيدى بر مطلب و اشاره اى است به اين كه آنچه براى آنان اتفاق افتاده، نمودى از جريانى مستمر و سنتى الهى است.
7- بازگشت بنى اسرائيل به مصر و برخوردارى آنان از ثروت و امكانات آن سرزمين ، پس از هلاكت فرعونيان *
كذلك و أورثنـها قومًا ءاخرين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «قوماً آخرين» تمام بنى اسرائيل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 33 - 7
7- بيان هلاكت فرعونيان و نجات بنى اسرائيل از سوى خداوند ، پيامدار تهديد براى مشركان و نويدى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان
و لقد نجّينا بنى إسرءيل . .. بلـؤا مبين
با توجه به اين كه آيات گذشته، در زمينه رويارويى مشركان و مؤمنان بود; طرح سرگذشت فرعونيان و بنى اسرائيل، پيامدار مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 18 - 3
3 - سرنوشت هلاكت بار فرعونيان و قوم ثمود ، نمونه اى بارز از برخورد تند و قهرآميز خداوند با كافران است .
إنّ بطش ربّك . .. فرعون و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 19 - 6
6 - اصرار كافران مكّه بر تكذيب تهديد هاى الهى ، با وجود آگاهى آنان از هلاكت فرعونيان و ثموديان ، شگفت آورتر از كفرورزى پيشينيان است .
بل الذين كفروا فى تكذيب
اضراب كه از حرف «بل» استفاده مى شود ممكن است نظر به اين داشته باشد كه تكذيب گرى مردم مكّه در قياس با كفر پيشينيان اعجاب آورتر است; زيرا به رغم ديدن سرنوشت آنها، تهديد را دروغ شمردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 29 - 2
2- هلاكت و نابودى فرعونيان ، سريع و ناگهانى و بدون كمترين فرصت و مجال تدبير و بازنگرى
و ما كانوا منظرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 17 - 3
3- وجود نوعى مشابهت در عملكرد ، ميان مشركان مكه و فرعونيان در حق ستيزى و مقابله با رسول الهى
و لقد فتنّا قبلهم قوم فرعون و جاءهم رسول كريم
تعبير «قبلهم»، نوعى ارتباط و همگونى ميان مشركان مكه و فرعونيان را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 21 - 1
1- درخواست آزادى بيان ، پيشنهاد موسى ( ع ) به فرعونيان پس از يأس از ايمان آوردن آنان
و إن لم تؤمنوا لى فاعتزلون
«فاعتزلون»، كنايه از اين است كه اگر خود اهل ايمان نيستيد، لااقل متعرض من نباشيد تا آزادانه پيامم را به مردم برسانم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 4
4 - مؤمن آل فرعون ، پس از تلاش گسترده هدايتگرانه اش ، از تأثيرپذيرى قومش مأيوس شد .
فستذكرون ما أقول لكم
از تعبير و آهنگ «فستذكرون ما أقول لكم» (پس به زودى آنچه را به شمامى گويم به ياد خواهيد آورد) استفاده مى شود كه مؤمن آل فرعون، از هدايت پذيرى مردم مأيوس بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 1
1 - انكار معجزات الهى ، از سوى فرعونيان با وجود يقين درونى به حقانيت آن
و جحدوا بها و استيقنتها أنفسهم
«جَحْد» (مصدر «جحدوا») به معناى نفى و انكار كردن است. «استيقان» (مصدر «إستيقنت») معادل «إيقان» و جمله «استيقنتها أنفسهم» حال براى ضمير فاعل در «جحدوا» است; يعنى، در حالى كه جان هاى آنان به الهى بودن آيات يقين داشت باز آنها را انكار كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 4 - 5،17
5 ـ فرقان ، از اسامى قرآن
و انزل الفرقان
بنابر قول بسيارى از مفسّرين، منظور از «فرقان»، قرآن است.
17 ـ فرقان ، آيات محكم ( غير متشابه ) و كتاب ، جملگى قرآن است .
و انزل الفرقان
امام صادق (ع): الفرقان هو كل امر محكم و الكتاب هو جملة القرآن . ..
تفسير قمى، ج 1، ص 96 ; تفسير برهان، ج 1، ص 269، ح 2.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 1 - 7
7 ـ فرقان ، نامى از نام هاى قرآن كريم
نزّل الفرقان على عبده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 53 - 3
3 - خداوند ، به جز تورات حقايق ديگرى را - كه وسيله تمييز حق از باطل بود - در اختيار موسى ( ع ) قرار داد .
و إذ ءاتينا موسى الكتب و الفرقان
عطف «الفرقان» بر «الكتاب» مى تواند عطف صفتى بر صفت ديگر گرفته شود و هر كدام بيانگر بعدى از ابعاد تورات باشد; يعنى، ما به موسى (ع) چيزى را عطا كرديم كه هم كتاب بود و هم فرقان و مى تواند مراد از كتاب و فرقان دو چيز متفاوت باشد; يعنى، به موسى كتاب (تورات) داديم و نيز به او فرقان عطا كرديم. بر اين مبنا مراد از «فرقان» معجزات، براهين و مانند آن خواهد بود. (اقتباس از الكشاف)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 185 - 35
35 - راوى مى گويد : « سألت أبا عبداللّه ( ع ) عن القرآن و الفرقان . . . فقال : القرآن جملة الكتاب و الفرقان المحكم الواجب العمل به ;
از امام صادق(ع) از معناى قرآن و فرقان پرسيدم، فرمود: «قرآن» همه كتاب است و فرقان، ]آيات [محكمى است كه عمل به آن واجب مى باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 1 - 14
14 ـ « عن ابن سنان أو غيره عمّن ذكره قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن القرآن و الفرقان أهما شيئان أو شىء واحد ؟ فقال ( ع ) : القرآن جملة الكتاب و الفرقان المحكم الواجب العمل به ;
راوى گويد: از امام صادق(ع) پرسيدم: قرآن و فرقان دو چيزند يا يك چيز؟ فرمود: قرآن تمامى كتاب است و فرقان آيات محكمى است كه عمل به آن واجب است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 1 - 13
13 ـ « عن ابن عباس . . . قال عبداللّه بن سلام : . . . يا محمّد (صلی الله علیه و آله) فاخبرنى هل أنزل عليك كتاباً ؟ قال : نعم قال : و أىّ كتاب هو ؟ قال : الفرقان ، قال : ولِمَ سمّاه ربّك فرقاناً ؟ قال : لأنّه متفرق الأيات و السور . . . ;
ابن عباس گويد: عبدالله بن سلام [به رسول خدا(صلی الله علیه و آله). .. ]گفت: يا محمد(صلی الله علیه و آله)! به من خبر ده كه آيا خدا كتابى بر تو نازل كرده است؟ فرمود: آرى. گفت: آن كتاب كدام است؟ فرمود: فرقان است. گفت: چرا پروردگارت آن را فرقان ناميده است؟ فرمود: براى اين كه، آيه ها و سوره هاى آن متفرق نازل شده است ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 4 - 7
7 ـ نزول فرقان از جانب خداوند ، براى پيگيرى اهداف كتب آسمانى پيشين
و انزل التّورية و الانجيل. من قبل ... و انزل الفرقان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 54 - 7
7 - مجازات الهى ، در انتظار فرقه گرايان حق ناپذير
فذرهم فى غمرتهم حتّى حين
فرقه گرايى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 53 - 5
5 - وابستگى هاى كور فرقه اى ، باعث استمرار يافتن تفرقه هاى مذهبى و انحراف از سيره پيامبران
و إنّ هـذه أُمّتكم أُمّة وحدة . .. كلّ حزب بما لديهم فرحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 54 - 3
3 - حق ناپذيرى ، تعصب و جمود بر فرقه گرايى ، گردابى است هلاكت بار .
فتقطّعوا أمرهم بينهم . .. فذرهم فى غمرتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 53 - 4
4 - لزوم اتحاد بر محور آيين الهى ( سيره پيامبران ) و پرهيز از فرقه گرايى
و إنّ هـذه أُمّتكم . .. فاتّقون ... كلّ حزب بما لديهم فرحون
فرقه هاى مذهبى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 159 - 3،5،11
3 ـ تفرقه در دين موجب از ميان رفتن وحدت جامعه و تشكيل گروههاى مختلف بر اساس مذاهب گوناگون است.
إن الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا
5 ـ گروههاى مذهبى كه بر اساس پذيرش بخشى از دين تشكيل يافته اند، از امت پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيستند.
إن الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا لست منهم فى شىء
11 ـ خداوند گروههاى تشكيل شده بر اساس پذيرش بخشى از دين را به عذاب گرفتار خواهد ساخت.
إن الذين فرقوا دينهم . .. إنما أمرهم إلى الله ثم ينبئهم بما كانوا يفعلون
«آگاه سازى از اعمال ناپسند»، كنايه از گرفتار ساختن به عذاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 159 - 7
7 ـ پيروان مذاهب تشكيل شده بر اساس تفرقه دين، مورد تهديد خداوند
إنما أمرهم إلى الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 53 - 3
3 - دلبستگى شديد فرقه هاى مذهبى به طريقه خود ، على رغم يگانگى طريقه پيامبران
و إنّ هـذه أُمّتكم أُمّة وحدة . .. كلّ حزب بما لديهم فرحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 176 - 9
9 - پذيرش برخى از احكام و معارف كتاب هاى آسمانى و انكار برخى ديگر ، موجب پديد آمدن مذاهب مختلف دينى و مايه دشمنى و ستيز است .
إن الذين اختلفوا فى الكتب لفى شقاق بعيد
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «شقاق» دشمنى برخى با برخى ديگر باشد; يعنى: شقاق بعضهم بعضاً.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 11 - 6
6 - مؤمنان جن ، پس از نزول قرآن و ايمان آوردن به آن ، به چند فرقه مذهبى تقسيم شده و به مسلك هاى گوناگون روى آوردند .
كنّا طرائق قددًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 25 - 1
1 - خداوند ، تنها داورى كننده در قيامت ، در ميان مذاهب گوناگون در مسائل مورد اختلاف آنان است .
إنّ ربّك هو يفصل بينهم يوم القيـمة فيما كانوا فيه يختلفون
«فصل» (مصدر فعل «يفصل») به معناى جدا كردن دو چيز از هم است، به گونه اى كه ميان آنها فاصله بيفتد (مفردات راغب). و مراد از آن داورى و حل اختلاف كردن است. لازم به ذكر است كه ضمير جمع «بينهم» و «كانوا فيه يختلفون» بر اين دلالت مى كند كه داورى خداوند ميان افراد و گروه هاى متعدد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 78 - 3
3 - در تعقيب بنى اسرائيل ، فرعون خود رهبرى سپاهيانش را به عهده داشت .
فأتبعهم فرعون بجنوده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 6 - 6
6 - قرار داشتن سپاهيان حكومت فرعون ، تحت فرماندهى وى و هامان
فرعون و هـمـن و جنودهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 8 - 6
6 - قرار داشتن سپاهيان حكومت فرعون ، تحت فرماندهى وى و هامان
إنّ فرعون و هـمـن و جنودهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 9
9 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) فرمانده و تصميم گير اصلى در غزوه احزاب بود .
و يستئذن فريق منهم النبىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 34 - 10
10 - لزوم در ميان گذاشتن مشكلات ، كاستى ها و پى آمد هاى آن با مقام فرماندهى ، به هنگام پذيرش مسؤوليت هاى داده شده
نودى . .. يـموسى ... إلى فرعون و ملإيْه ... قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا ... إنّ
فرماندهان نظامى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 20 - 8
8 - بازديد از نيرو هاى تحت فرمان و كارگزاران ، جستوجو از احوال آنان ، نظارت دقيق بر كارهايشان و خويشتن دارى در برخورد با آنها ، از اوصاف و وظايف فرماندهان سپاه و رهبران جامعه اسلامى .
و تفقّد الطير فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 31 - 4
4 - سان ديدن از نيرو هاى مسلح ، امرى پسنديده و شايسته براى فرماندهان و رهبران
إذ عرض عليه بالعشىّ الصـفنـت الجياد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 33 - 4
4 - رژه رفتن نيرو هاى مسلح و سان ديدن فرماندهان و رهبران از آنها ، امرى پسنديده و شايسته است .
ردّوها علىّ فطفق مسحًا بالسوق و الأعناق
{فرماندهى}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 152 - 16،26
16 ـ دنياطلبى برخى از پيكارگران احد ، موجب سستى ، اختلاف و سرپيچى از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و شكست در آن كارزار
حتّى اذا فشلتم و . .. منكم من يريد الدّنيا
به نظر مى رسد جمله «منكم من يريد الدّنيا»، دليل «اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم» باشد.
26 ـ سستى در نبرد با دشمن ، نزاع و پراكندگى و تخلف از دستورات فرماندهى ، گناه و موجب استحقاق عقاب
حتّى اذا فشلتم . .. و لقد عفا عنكم
ظاهر كلمه عفو اين است كه گناهى صورت گرفته باشد و گناه در اين مورد همان سستى و نزاع و سرپيچى از دستورات فرماندهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 153 - 9
9 ـ تلاش پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جلوگيرى از گريز مسلمانان در نبرد احد ، و بى اعتنايى آنان در پذيرش دعوت او
و لا تلون على احد و الرّسول يدعوكم فى اخريكم
جمله «و الرّسول يدعوكم . .. »، حاليه است ; يعنى در حالى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) شما را فرامى خواند مى گريختيد و به هيچ كس (حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله)) توجهى نداشتيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 247 - 13
13 ـ لزوم توجيه افراد تحت فرماندهى ، نسبت به انتصاب حاكم و فرمانده و رفع شبهات در اين باره
قالوا انّى يكون له الملك . .. و زاده بسطة فى العلم و الجسم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 33 - 6
6 - اظهار محبت و تشويق نيرو هاى مسلح ، پس از رژه رفتن آنها ، از سوى فرماندهان و رهبران ، امرى پسنديده و شايسته است .
ردّوها علىّ فطفق مسحًا بالسوق و الأعناق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 152 - 8،16،26
8 ـ سستى ، نزاع و تفرقه و سرپيچى از فرماندهى ، از عوامل شكست جنگجويان
حتّى اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم
16 ـ دنياطلبى برخى از پيكارگران احد ، موجب سستى ، اختلاف و سرپيچى از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و شكست در آن كارزار
حتّى اذا فشلتم و . .. منكم من يريد الدّنيا
به نظر مى رسد جمله «منكم من يريد الدّنيا»، دليل «اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم» باشد.
26 ـ سستى در نبرد با دشمن ، نزاع و پراكندگى و تخلف از دستورات فرماندهى ، گناه و موجب استحقاق عقاب
حتّى اذا فشلتم . .. و لقد عفا عنكم
ظاهر كلمه عفو اين است كه گناهى صورت گرفته باشد و گناه در اين مورد همان سستى و نزاع و سرپيچى از دستورات فرماندهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 153 - 9
9 ـ تلاش پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جلوگيرى از گريز مسلمانان در نبرد احد ، و بى اعتنايى آنان در پذيرش دعوت او
و لا تلون على احد و الرّسول يدعوكم فى اخريكم
جمله «و الرّسول يدعوكم . .. »، حاليه است ; يعنى در حالى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) شما را فرامى خواند مى گريختيد و به هيچ كس (حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله)) توجهى نداشتيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 155 - 11
11 ـ عفو و گذشت از خطا هاى جنگى رزمندگان ( تخلّف از دستورات فرماندهى و . . . ) امرى نيكو و پسنديده
و لقد عفا اللّه عنهم انّ اللّه غفور حليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 43 - 10
10 ـ خطا و لغزش رهبر جامعه و فرماندهان نظامى ، قابل اغماض و بخشش
عفا اللّه عنك لم أذنت لهم حتى يتبين لك الذين صدقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 250 - 6
6 ـ شركت جالوت در صف مقدّم لشكريان خود *
و لمّا برزوا الجالوت و جنوده
تقديم ذكرى «جالوت» نشانه اين است كه مؤمنان اوّل با او روبرو شدند و سپس با لشكريانش ; و لازمه آن، در صف مقدّم بودن جالوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 49 - 6
6 ـ فرماندهى كل قوا ، از مسؤوليت هاى رهبر جامعه اسلامى
و منهم من يقول ائذن لى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 152 - 8
8 ـ سستى ، نزاع و تفرقه و سرپيچى از فرماندهى ، از عوامل شكست جنگجويان
حتّى اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 153 - 10،11
10 ـ تلاش مستمر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جلوگيرى از شكست مسلمانان در كارزار احد
و الرّسول يدعوكم فى اخريكم
11 ـ بى اعتنايى به دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پيكار احد ، موجب شكست مسلمانان در آن كارزار
ثمّ صرفكم . .. و الرّسول يدعوكم فى اخريكم
بنابر اينكه «اذ تصعدون» متعلق به «صرفكم» باشد، آيه مزبور در مقام بيان علتهاى شكست احد است. بنابراين جمله «و لا تلون على احد و الرّسول ... »، كه حاكى از دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بى اعتنايى به اوست، نيز بيانگر علتى براى شكست خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 155 - 11
11 ـ عفو و گذشت از خطا هاى جنگى رزمندگان ( تخلّف از دستورات فرماندهى و . . . ) امرى نيكو و پسنديده
و لقد عفا اللّه عنهم انّ اللّه غفور حليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 246 - 2،7،14
2 ـ درخواست بزرگان بنى اسرائيل پس از موسى از پيامبر خويش ، براى تعيين فرماندهى در جنگ با دشمنان
الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل من بعد موسى اذ قالوا لنبى لهم ابعث لنا ملكاً
«ملأ»، كسانى هستند كه نظرها را به خود جلب مى كنند. (اشراف و بزرگان هر قوم)
7 ـ ضرورت فرمانده در جنگ
ابعث لنا ملكاً نقاتل فى سبيل اللّه
مجزوم بودن «نقاتل» نشانه تقدير شرط است; يعنى اگر فرماندهى باشد، در راه خدا خواهيم جنگيد. پس اگر فرمانده ضرورت نداشت، نبايد جهاد فى سبيل اللّه را مشروط به وجود او كنند.
14 ـ تعيين حاكمان و فرماندهان نظامى ، بر عهده رهبران الهى *
اذ قالوا لنبى لهم ابعث لنا ملكاً
رجوع مردم به پيامبر و رهبر خويش براى تعيين فرماندهى در جهاد فى سبيل اللّه، بيانگر ذهنيّت دينى مردم است به اينكه تعيين فرماندهان در اختيار پيامبران و رهبران دينى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 249 - 8،9،10
8 ـ ضرورت ارزيابى ، آزمايش و ميزان اطاعت و استقامت نيرو ها از جانب فرمانده ، پيش از ورود به كارزار
فلمّا فصل . .. قال انّ اللّه مبتليكم بنهر
9 ـ اعلام طالوت به لشكريان ، در مورد عدم انتساب آنان به وى و جدايى آنان از او ، در صورتى كه از نهر بياشامند .
فمن شرب منه فليس منّى
10 ـ اعلام طالوت به لشكريان ، در مورد انتساب آنان به وى ، اگر از نوشيدن آب نهر چشم پوشند .
و من لم يطعمه فانّه منّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 121 - 5،6،12
5 ـ آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به فنون نظامى و قدرت مديريّت ايشان در عمليات مسلّحانه عليه دشمنان دين
و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال
6 ـ رهبرى قواى نظامى ، بخشى ضرورى از مديريّت جامعه اسلامى
و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال
چون پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عنوان مدير جامعه اسلامى، امور مربوط به قواى نظامى را نيز رهبرى مى كرده، برداشت فوق به دست مى آيد.
12 ـ شركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ احد ، به عنوان فرماندهى عمليات نظامى
و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال
امام صادق (ع): سبب نزول هذه الآية ان قريشا خرجت من مكّة تريد حرب رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فخرج يبغى موضعاً للقتال.
تفسير قمى، ج 1، ص 110 ; نورالثقلين، ج 1، ص 384، ح 336.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 124 - 9
9 ـ لزوم تقويت روحيه رزمندگان از سوى رهبران و فرماندهان نظامى
اذ تقول الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة
از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)، درسى است براى تمام رهبران دينى و فرماندهان نظامى كه مؤمنان را در هنگامه هاى دشوار، به پيروزى و امدادهاى الهى، اميدوار سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 2
2 ـ صلاحديد برگزارى نماز جماعت در ميدان نبرد ، بر عهده فرمانده نيروهاست .
و إذا كنت فيهم فاقمت لهم الصلوة
اسناد اقامه نماز به پيامبر(صلی الله علیه و آله) (فاقمت . ..)، اشاره به اين است كه اختيار تشكيل نماز جماعت بر عهده و صلاحديد پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا فرماندهى نيروهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 75 - 14
14 ـ نيروى انسانى و فرماندهى ، دو شرط اساسى براى مبارزه با ستمگران
اخرجنا من هذه القرية الظّالم اهلها و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 249 - 1،2
1 ـ گُزيدن و بسيج افراد و گروه هاى سپاه ، از جانب طالوت و خروج آنان با فرماندهى وى ، به سوى دشمن
فلمّا فصل طالوت بالجنود
2 ـ اعلام قبلى طالوت به نيرو هاى بسيج شده در مورد آزمايش آنان با رودخانه اى خروشان
قال ان اللّه مبتليكم بِنَهَر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 6 - 6
6 - قرار داشتن سپاهيان حكومت فرعون ، تحت فرماندهى وى و هامان
فرعون و هـمـن و جنودهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 8 - 6
6 - قرار داشتن سپاهيان حكومت فرعون ، تحت فرماندهى وى و هامان
إنّ فرعون و هـمـن و جنودهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 121 - 5،12
5 ـ آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به فنون نظامى و قدرت مديريّت ايشان در عمليات مسلّحانه عليه دشمنان دين
و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال
12 ـ شركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ احد ، به عنوان فرماندهى عمليات نظامى
و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال
امام صادق (ع): سبب نزول هذه الآية ان قريشا خرجت من مكّة تريد حرب رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فخرج يبغى موضعاً للقتال.
تفسير قمى، ج 1، ص 110 ; نورالثقلين، ج 1، ص 384، ح 336.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 172 - 3
3 ـ بازسازى مجدد سپاه اسلام توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از پراكندگى و شكست در جنگ احد
الّذين استجابوا لِلّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 84 - 16
16 ـ به عهده گرفتن فرماندهى مستقيم جنگ ها توسط پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) پس از نزول « لا تكلّف الّا نفسك »
فقاتل فى سبيل اللّه لا تكلّف الّا نفسك
امام باقر (ع) درباره پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: . .. و ما القى سرية مُذ نزلت «فقاتل فى سبيل اللّه لا تكلّف الّا نفسك» الّا وَلى بنفسه.
تفسير عياشى، ج 1، ص 261، ح 212 ; تفسير برهان، ج 1، ص 398، ح 3.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 49 - 4
4 ـ فرماندهى جنگ و نيرو هاى رزمنده ، از مسؤوليت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و منهم من يقول ائذن لى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 92 - 11
11 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) اداره كننده و سامان دهنده امور سپاه اسلام بود .
أتوك لتحملهم قلت لا أجد
از اينكه مؤمنان، براى مسايل مختلف جهاد، به آن حضرت مراجعه مى كردند، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 9
9 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) فرمانده و تصميم گير اصلى در غزوه احزاب بود .
و يستئذن فريق منهم النبىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 6 - 6
6 - قرار داشتن سپاهيان حكومت فرعون ، تحت فرماندهى وى و هامان
فرعون و هـمـن و جنودهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 8 - 6
6 - قرار داشتن سپاهيان حكومت فرعون ، تحت فرماندهى وى و هامان
إنّ فرعون و هـمـن و جنودهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 20 - 5،6
5 - نظارت دقيق سليمان بر سپاه و نيرو هاى تحت فرمان خويش
و تفقّد الطير . .. أم كان من الغائبين
6 - احتياط و خويشتن دارى سليمان در برخورد با نيرو هاى تحت امر خويش
فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين
سليمان، بى درنگ هدهد را متهم به تخلّف نكرد; بلكه ابتدا ناپيدا بودن هدهد را مربوط به خطاى ديد خودش دانست. اين در حالى است كه قدرتمندان قبل از هر چيز خشم گرفته و نيروى تحت فرمان خود را متهم مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 21 - 5
5 - اهتمام شديد سليمان ( ع ) به برقرارى نظم و انضباط كامل در سپاه خويش
أم كان من الغائبين . .. أو لأاْذبحنّه
{فرماندهى نظامى}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 57 - 5
5 ـ فرماندهى نظامى جامعه ايمانى بر عهده رهبران دينى است .
فإما تثقفنهم فى الحرب فشردبهم من خلفهم
خطاب به شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) در اين آيه و آيه بعد، على رغم تعميم حكم نسبت به ساير مؤمنين، حكايت از آن دارد كه فرماندهى نظامى در اختيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) و رهبران دينى است.
بسم الله الرحمن الرحیم
فرومايگان از دیدگاه قرآن در تفسیر راهنما
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی
{فرومايگان}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 13 - 3
3 ـ ابليس از فرومايگان در پيشگاه خداوند است.
إنك من الصغرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 10 - 5
5 - اطاعت و اجابت خواسته هاى فرومايگان ، ممنوع و حرام است .
و لاتطع كلّ. .. مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 10 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پرهيز از اجابت خواسته هاى فرومايگان
و لاتطع كلّ. .. مهين
«مهانت» (از ماده «مهين») به معناى حقارت و قلّت تدبير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 10 - 5
5 - اطاعت و اجابت خواسته هاى فرومايگان ، ممنوع و حرام است .
و لاتطع كلّ. .. مهين
فرومايگى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 10 - 6
6 - فرومايگى و پستى ، صفتى مذموم و ناپسند
و لاتطع كلّ حلاّف مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 10 - 7
7 - بى مبالاتى در سوگند ياد كردن و فرومايگى ، از ويژگى هاى كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)
فلاتطع المكذّبين . .. حلاّف مهين
صفت «حلاّف مهين» و ديگر اوصافى كه در آيات بعد ذكر مى شود، مربوط به كافرانى است كه رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را تكذيب مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 10 - 7
7 - بى مبالاتى در سوگند ياد كردن و فرومايگى ، از ويژگى هاى كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)
فلاتطع المكذّبين . .. حلاّف مهين
صفت «حلاّف مهين» و ديگر اوصافى كه در آيات بعد ذكر مى شود، مربوط به كافرانى است كه رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را تكذيب مى كردند.
ص: 3
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 4
4 - فقر فرهنگى ، مايه ترويج و پايدارى حكومت هاى استبدادى
فاستخفّ قومه فأطاعوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 5
5 - جامعه گريزى و سطح پايين فرهنگ اجتماعى ، عامل سستى در تعهدات اجتماعى و پايبندى به قوانين *
المخلّفون من الأعراب
وصف «الأعراب» ممكن است مشعر به عليت باشد; يعنى، باديه نشينى در تخلف آنان نقش داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 12 - 11
11 - جامعه بى فرهنگ بدوى ، زاينده انسان هاى بى ارج و مسؤوليت گريز *
و كنتم قومًا بورًا
برداشت بالا با توجّه به اين نكته است كه در اين مجموعه آيات، به جاى هر عنوان ديگرى، تعبير «الأعراب» مطرح شده و اين تعبير مى تواند مشعر به عليت باشد. هم چنين واژه «كنتم» حكايت از ديرينه اى طولانى دارد و «قوماً» اشاره به حيثيت اجتماعى مى تواند داشته باشد و واژه «بوراً» نيز به معناى بى خاصيتى و بيهودگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 17 - 6
6 - توسعه اقتصادى ، فرهنگى و رشد دانش دينى ، به تنهايى نمى تواند تضمين كننده وحدت و همدلى اجتماعى باشد .
رزقنـهم من الطيّبـت و فضّلنـهم على العـلمين . و ءاتينـهم بيّنـت من الأمر فما اخت
در آيه قبل، سخن از اعطاى كتاب، حكومت، نبوت، روزى هاى پاكيزه و شرافت اجتماعى كه خداوند در پى رسالت موسى(ع) به بنى اسرائيل عطا فرمود; ولى اين آيه «بغى» و تجاوزگرى را از صفاتى شمرده است كه در چنين جامعه اى باعث پيدايش اختلاف گرديد و حتى آن فرهنگ و اقتصاد شكوفا و معارف روشن نيز نتوانست اين روحيه را از ميان ببرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 24
24- وضعيت اجتماعى فرهنگى ، تأثيرى چشمگير در بينش و عقيده نسل هاى آينده دارد .
تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا
كفار، بى آنكه پذيرش آيين نياكان خويش را براساس عقل و منطق قلمداد كنند و يا از درستى آن دم بزنند، از آن متعصبانه سخن مى گفتند و اين حاكى از آن است كه فرهنگ و رسوم گذشتگان در نسلهاى آتى، تأثير زيادى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 14 - 4
4 - باديه نشينى ، از عوامل كندى نفوذ فرهنگ و معارف عميق دين در ميان اعراب *
قالت الأعراب ءامنّا قل لم تؤمنوا
از اين كه خداوند وصف بدويت [اعراب] را مورد اشاره و موضوع سخن قرار داده است، احتمال معناى ياد شده مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 138 - 11
11 ـ تأثيرپذيرى انسان از محيط هاى فاسد و فرهنگ هاى غلط
فأتوا على قوم . .. قالوا يموسى اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 4 - 8،15
8- فهم مردم عصر نزول تعاليم دينى ، مرجع و منبعى براى فهم دقيق آن تعاليم است .
و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن لهم
اينكه خداوند فرموده است: همه پيامبران به زبان قوم خودشان فرستاده شدند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه زبان و ادبيات مردم دوران نزول تعاليم آسمانى براى دريافت پيام آن تعاليم نقش مؤثرى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 1 - 8
8 - مبارزه با بى سوادى و ترغيب به دانش آموزى و نوشتن و خواندن ، داراى اولويت نخست در برنامه هدايتى و تربيتى جامعه اسلامى
و القلم و ما يسطرون
برداشت ياد شده، با توجه به اين حقيقت است كه اين آيه، در دوره نخستين بعثت در مكه نازل شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 125 - 14
14- حركت فرهنگى ، زيربناى تبليغ دين و گسترش اسلام
ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جـدلهم بالتى هى أحسن
دعوت به راه خدا (دين) از راه حكمت، موعظه، جدال و مناظره خوب كارى است فرهنگى و چون اين آيه در مكه نازل شده بود و هنوز فرمان جنگ و مبارزه سياسى و نظامى صادر نشده بود، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 122 - 9،11
9 ـ اهتمام اسلام به تقويت مبانى فرهنگى ـ دينى جامعه همپاى جنگ و جهاد
فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين
برداشت فوق به اين دليل است كه خداوند پس از ترغيب مكرر مؤمنان به شركت در جهاد و تحذير آنان از تخلف، در اين آيه طلب فقاهت را ضرورى شمرده و طالبان فقاهت را از شركت در جنگ معاف كرده است.
11 ـ تحصيل كنندگان دانش دين ، معاف از شركت در جنگ در صورت نياز جامعه به دانش آنان و عدم نياز جدى به حضورشان در جنگ
ما كان المؤمنون لينفروا كافة فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليفقهوا فى الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 37 - 28
28 - عنايت خداوند ، به مؤمنان ، در هموار كردن و رفع دشوارى هاى فرهنگى ، براى رسيدن به خواسته هايشان
زوّجنـكها لكى لايكون على المؤمنين حرج فى أزوج أدعيائهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 2 - 4
4 - نقش مهم كتاب هاى آسمانى و قوانين الهى ، در تعالى فرهنگ بشر *
و كتـب مسطور
خداوند با سوگند خوردن به تورات و يا كتاب هاى آسمانى ـ در صورتى كه مراد مطلق كتاب باشد ـ در حقيقت بشر را به اهميت اين كتاب ها در فكر و فرهنگ بشر توجه داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 75 - 15
15 - عالمان و نخبگان هر جامعه ، داراى نقشى بسزا در گرايش هاى مردم آن جامعه
أفتطمعون أن يؤمنوا لكم و قد كان فريق منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 41 - 3
3 - نقش حكومت ها و نظام اجتماعى در ساختار فرهنگى و عقيدتى جامعه
و جعلنـهم أئمة يدعون إلى النار
برداشت ياد شده از آن جا است كه فرعون با ادعاى خدايى خويش و مبارزه با پيام موسى(ع)، بر فرهنگ و عقيده مردم چنان تأثير گذاشته بود كه آنان را دوزخى و بدبخت ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 27 - 10
10 - تأثير عميق و سرنوشت ساز گروه هاى پرنفوذ و قدرتمند اجتماعى ، همچون صاحبان زر و زور ، در فرهنگ و باور هاى دينى جامعه
و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا . .. يضلّوا عبادك و لايلدوا إلاّ فا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 50 - 9
9 ـ لزوم مبارزه با فرهنگ جاهلى و ريشه كن ساختن آن
افحكم الجهلية يبغون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 33 - 8
8 ـ شيوع كردار زشت، رفتار نكوهيده، ستمگرى، شرك و افترا بر خدا در ميان مردم جاهلى
قل من حرم زينة الله . .. إنما حرم ربى الفوحش ... و أن تقولوا على الله ما لا تعلم
مراد از حصر در جمله «انما حرم . .. » مى تواند حصر حقيقى باشد. يعنى اساس محرمات الهى منحصر در آن پنج امر ذكر شده است و ديگر محرمات به اين امور بازمى گردند. و نيز مى تواند مراد از آن، حصر قلب، كه از اقسام حصر اضافى است،باشد. اين گونه حصر نظارت بر اعتقاد و روش مخاطب دارد و به هدف رد پندار و روش او و اثبات عكس آن ايراد مى شود. يعنى زينتها و روزيهايى كه شما تحريم كرده ايد و از آن پرهيز داريد، حلال است و فواحش و ... حرام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 4 - 8
8- فهم مردم عصر نزول تعاليم دينى ، مرجع و منبعى براى فهم دقيق آن تعاليم است .
و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن لهم
اينكه خداوند فرموده است: همه پيامبران به زبان قوم خودشان فرستاده شدند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه زبان و ادبيات مردم دوران نزول تعاليم آسمانى براى دريافت پيام آن تعاليم نقش مؤثرى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 24
24- وضعيت اجتماعى فرهنگى ، تأثيرى چشمگير در بينش و عقيده نسل هاى آينده دارد .
تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا
كفار، بى آنكه پذيرش آيين نياكان خويش را براساس عقل و منطق قلمداد كنند و يا از درستى آن دم بزنند، از آن متعصبانه سخن مى گفتند و اين حاكى از آن است كه فرهنگ و رسوم گذشتگان در نسلهاى آتى، تأثير زيادى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 14 - 4
4 - باديه نشينى ، از عوامل كندى نفوذ فرهنگ و معارف عميق دين در ميان اعراب *
قالت الأعراب ءامنّا قل لم تؤمنوا
از اين كه خداوند وصف بدويت [اعراب] را مورد اشاره و موضوع سخن قرار داده است، احتمال معناى ياد شده مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 104 - 11
11 ـ وفادارى جوامع به آراء و انديشه هاى باطل پيشينيان ، جلوگير بروز انديشه هاى نو و بر حق در ميان آنان
و إذا قيل لهم تعالوا . .. قالوا حسبنا ما وجدنا عليه ءاباءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 15 - 3
3ـ پيامبران الهى ، از فريب خوردن مصون نبوده و از اعتماد كردن بر نااهلان معصوم نيستند .
إنا له لحـفظون . .. فلما ذهبوا به و أجمعوا أن يجعلوه فى غيـبت الجب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 33 - 15
15 - خداوند ، درباره فريفته شدن انسان ها به وسيله جلوه هاى زندگى دنيا ، هشدار داده است .
فلاتغرّنّكم الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 9
9 - منافقان ، مغرور و فريفته آمال و آرزو هاى باطل خويش
و غرّتكم الأمانىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 20 - 1،2،8
1 ـ ابليس پس از سكونت آدم و همسرش در بهشت، در انديشه فريبكارى و توطئه عليه ايشان برآمد.
فوسوس لهما الشيطن
هنگامى كه پس از كلمه «وسوسه» حرف «لام» آورده شود، به معناى نقشه كشيدن و توطئه كردن است.
2 ـ نمايان سازى شرمگاه آدم و حوا، از اهداف شيطان در فريبكارى و توطئه عليه آنان
فوسوس لهما الشيطن ليبدى لهما ما وُرى عنهما من سوءتهما
8 ـ دروغ، اساس كار شيطان در وسوسه گرى و فريب دادن آدم و حوا
ما نهيكما ربكما . .. أو تكونا من الخلدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 24 - 6
6 ـ سقوط ابليس در چهار مرحله به خاطر تمرد، تكبّر و تصميم به گمراه سازى انسانها و فريب آدم و حوا بود.
قال فاهبط منها فما يكون لك أن تتكبّر فيها فاخرج . .. قال اهبطوا
بدان احتمامل كه تكرار چهارگانه سقوط ابليس هر يك به دليل گناهى باشد كه مرتكب شده است: نخست از فرمان خداوند سرپيچى كرد و به آدم سجده نكرد، آنگاه اين تمرد را به اظهار برترى خويش توجيه كرد، پس از آن تصميم خويش را به اغواگرى تمامى آدميان اعلان داشت، و سرانجام آدم و حوا را به پاى شجره نهى شده كشاند و با دروغ و نيرنگ آنان را به خوردن از آن شجره ترغيب كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 27 - 1،4،8،9
1 ـ شيطان همواره در صدد اغواى فرزندان آدم (انسانها) است.
يبنى ءادم لا يفتننكم الشيطن
4 ـ سرگذشت آدم و حوا و فريب خوردنشان از شيطان، درس عبرتى براى همه انسانها
لا يفتننكم الشيطن كما أخرج أبويكم من الجنة
8 ـ آدم و حوا داراى پوشش عورت، قبل از فريفته شدن به وسوسه هاى شيطان
ينزع عنهما لباسهما
9 ـ نشان دادن شرمگاه آدم و حوا به آنان از اهداف شيطان در فريفتن و برهنه كردن ايشان
ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوءتهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 20 - 1،2،8
1 ـ ابليس پس از سكونت آدم و همسرش در بهشت، در انديشه فريبكارى و توطئه عليه ايشان برآمد.
فوسوس لهما الشيطن
هنگامى كه پس از كلمه «وسوسه» حرف «لام» آورده شود، به معناى نقشه كشيدن و توطئه كردن است.
2 ـ نمايان سازى شرمگاه آدم و حوا، از اهداف شيطان در فريبكارى و توطئه عليه آنان
فوسوس لهما الشيطن ليبدى لهما ما وُرى عنهما من سوءتهما
8 ـ دروغ، اساس كار شيطان در وسوسه گرى و فريب دادن آدم و حوا
ما نهيكما ربكما . .. أو تكونا من الخلدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 24 - 6
6 ـ سقوط ابليس در چهار مرحله به خاطر تمرد، تكبّر و تصميم به گمراه سازى انسانها و فريب آدم و حوا بود.
قال فاهبط منها فما يكون لك أن تتكبّر فيها فاخرج . .. قال اهبطوا
بدان احتمامل كه تكرار چهارگانه سقوط ابليس هر يك به دليل گناهى باشد كه مرتكب شده است: نخست از فرمان خداوند سرپيچى كرد و به آدم سجده نكرد، آنگاه اين تمرد را به اظهار برترى خويش توجيه كرد، پس از آن تصميم خويش را به اغواگرى تمامى آدميان اعلان داشت، و سرانجام آدم و حوا را به پاى شجره نهى شده كشاند و با دروغ و نيرنگ آنان را به خوردن از آن شجره ترغيب كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 13 - 9
9 ـ بهره گيرى از عمليّات فريب نيرويى ، عاملى مؤثر در پيروزى
يرونهم مثليهم رأىَ العين
برآورد نادرست مشركان از نيروهاى مسلمانان، موجب شكست آنها در جنگ بدر شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 33 - 17،21
17 - تقوا و ايمان به قيامت و وعده هاى خدا ، مانع فريفتگى انسان به زندگى دنيا است .
اتقوا ربّكم و اخشوا يومًا . .. إنّ وعد اللّه حقّ فلاتغرّنّكم الحيوة الدنيا
21 - انسان ها ، براى فريفته نشدن ، نيازمند هشدار هاى خداوندند .
إنّ وعد اللّه حقّ فلاتغرّنّكم الحيوة الدنيا و لايغرّنّكم باللّه الغرور
فريبكارى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 196 - 3
3 ـ قدرت و شكوه ظاهرى كافران و برخوردارى آنان از بهره هاى مادى ، امرى فريبنده براى مسلمانان
لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 185 - 16،17،21
16 ـ توجّه دادن به مرگ و كيفر و پاداش اعمال در قيامت و فريبنده بودن دنيا از روش هاى قرآن براى هدايت انسانها
كلّ نفس ذائقة الموت . .. و ما الحيوة الدّنيا الّا متاع الغرور
17 ـ فريب در برابر بهره هاى دنيوى ، موجب محروميّت از سعادت و نجات اخروى
فمن زحزح عن النّار و ادخل الجنّة فقد فاز و ما الحيوة الدّنيآ الّا متاع الغرور
21 ـ بهره هاى دنيا در برابر پاداش هاى كامل اخروى اعمال ، فريبى بيش نيست .
و انّما توفّون اجوركم يوم القيمُة . .. و ما الحيوة الدّنيآ الّا متاع الغرور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 186 - 7
7 ـ توجّه به مرگ و اجر اخروى و نيز فريبندگى دنيا ، زمينه ساز پيروزى انسان در آزمايش الهى
كلّ نفس ذائقة الموت . .. لتبلونّ فى اموالكم و انفسكم
ظاهراً آيه قبل (كلّ نفس . .. ) رهنمودى براى پيروز شدن مؤمنان درامتحانهاى جانى و مالى است. چون بهترين راه براى از جان گذشتگى و جهاد اين است كه آدمى بداند چه جهاد كند و يا سستى نمايد، طعم مرگ را خواهد چشيد. و راه معقول براى صرفنظر كردن از اموال اين است كه آدمى بداند دنيا و آنچه در آن است، فريبنده و پوچ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 119 - 2
2 ـ غفلت اهل ايمان نسبت به توطئه هاى كافران ، موجب فريب خوردنشان و در نهايت محبت به آنان
يا ايها الذين امنوا . ..ها انتم اولاء تحبّونهم ... و اذا خلوا عضّوا عليكم الأَنا
مستفاد از ارتباط آيه مورد بحث و آيه سابق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 58 - 4
4- جرم پيشگى و تبه كارى ، زمينه ساز هلاكت و نابودى جوامع بشرى
قالوا إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 16 - 7،10
7- فسق و فساد طبقه ثروتمند در گرايش ديگر طبقات به فساد و تباهى ، تأثير و نقش مهمى دارد .
أمرنا مترفيها ففسقوا فيها
اختصاص به ذكر يافتن مترفان از ميان ديگر طبقات، بيانگر اين است كه فسق و فساد اين طبقه تأثير بيشتر و نقش مهم ترى در مقايسه با ديگر طبقات در فاسد شدن جامعه و نابودى آن دارد.
10- گسترش و فراگيرى فساد در سطح جامعه ، مايه نزول حتمى عذاب الهى است .
ففسقوا فيها فحقّ عليها القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 94 - 7
7 - ظلم و فساد در ميان اقشار جامعه ، داراى تأثير در سرنوشت همگان
ربّ فلاتجعلنى فى القوم الظـلمين
از اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از خدا مى خواهد كه به هنگام نزول عذاب بر ظالمان، در جمع آنان نباشد، رساننده به اين حقيقت است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، با اين كه هرگز ظالم نبوده است، اما ممكن بود با قرار داشتن در ميان جامعه ظالم، از عذاب آنان چيزى دامنگير آن حضرت نيز بشود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 22 - 5
5- فراگيرى فساد و غوطهورى مردم در جرم و گناه ، مانع نفوذ منطق مستدل وحى در ايشان
فدعا ربّه أنّ هـؤلاء قوم مجرمون
دعاى موسى(ع)، شكوه اى از روى يأس و نااميدى از ايمان فرعونيان به درگاه خداوند بود. تعبير «أنّ هـؤلاء...» بيانگر علت نااميدى موسى(ع) از تأثير سخنانش در فرعونيان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 83 - 4
4 - لزوم پرهيز از هر نوع برترى جويى و فسادگرى براى نيل به سعادت اخروى
تلك الدار الأخرة نجعلها للذين لايريدون علوًّا فى الأرض و لا فسادًا
واژه «علوًّا» و نيز «فساداً» در اصطلاح نكره در سياق نفى و مفيد عموم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 26
26 - رواج دادن فساد در جامعه ، موجب محروميت از لطف و محبت خداوند است .
و لاتبغ الفساد فى الأرض إنّ اللّه لايحبّ المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 59 - 5
5- پاكى و دورى از جرم و تبه كارى ، موجب نجات از عذاب الهى در دنيا ( عذاب استيصال )
إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 16 - 10
10- گسترش و فراگيرى فساد در سطح جامعه ، مايه نزول حتمى عذاب الهى است .
ففسقوا فيها فحقّ عليها القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 206 - 10
10 ـ نفاق ، فساد در زمين و نصيحت ناپذيرى در برابر دعوت به تقوا ، گناه و موجب عذاب جهنّم
و من الناس من يعجبك . .. فحسبه جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 217 - 19
19 ـ گناه فتنه انگيزى ، بزرگتر از آدم كشى در ماه هاى حرام است .
قل قتال فيه كبير . .. و الفتنة اكبر من القتل
الف و لام در «القتل»، عهد است ; يعنى قتل در ماههاى حرام.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 63 - 7
7 ـ اعتقاد به الوهيت حضرت مسيح ( ع ) و عدم پذيرش توحيد ، برخاسته از افساد و تباهيگرى *
فان تولّوا فانّ اللّه عليم بالمفسدين
احتمال دارد كلمه «بالمفسدين»، اشاره به علت و زمينه شرك باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 15
15 ـ سرپيچى فرعون و درباريانش از پذيرش رسالت موسى ، پيامد آلودگى آنان به فساد و تبهكارى بود .
فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين
برداشت فوق بر اين اساس است كه عنوان «مفسدين» بر فرعونيان، اشاره به علت تكذيب داشته باشد. يعنى چون مردمى مفسد بودند، رسالت موسى را انكار كردند و آيات الهى را دروغ پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 11
11 ـ گناه و تبهكارى ، زمينه ساز پيدايش روحيه استكبارى و مايه انكار آيات الهى است .
فاستكبروا و كانوا قوما مجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 3،4،6
3ـ فسادپيشگى فرزند نوح ، موجب محسوب نشدن وى از خانواده نوح ( ع ) در پيشگاه خداوند
إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
جمله «إنه عمل . ..» علت براى «إنه ليس من أهلك» مى باشد; يعنى ، چون فرزندت داراى عمل ناشايست است ، ما او را از خانواده تو به حساب نمى آوريم.
4ـ فسادپيشگى فرزند نوح ، موجب هلاكت وى در حادثه طوفان
فكان من المغرقين . .. إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
6ـ نوح ( ع ) ناآگاه به گسستن پيوند فرزندى كنعان با او بر اثر اعمال ناشايستش
إن ابنى من أهلى . .. إنه ليس من أهلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 2،5
2ـ فساد و تبه كارى هاى امت هاى گذشته ، عامل گرفتارى آنان به عذاب و هلاكت
فلولا كان من القرون من قبلكم أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
عبارت «ممن أنجينا منهم» قرينه بر اين است كه مقصود از «القرون من قبلكم» امتهايى اند كه به عذابهاى الهى گرفتار شده و به هلاكت رسيده اند.
5ـ فساد ها و تباهيها ، آن گاه كه رواج يابد و فراگير شود ، امت ها را در خطر عذاب هاى الهى قرار مى دهد .
ينهون عن الفساد فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 9
9 - فسادگرى ، ريشه بلا ها و تباهى هاى جامعه فرعونى
فانظر كيف كان عـقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 10
10 - طغيان ، سرمستى ، فسادانگيزى ، فخرفروشى و خودنمايى ، از عوامل هلاكت و نابودى
إنّ قـرون . .. فبغى ... لاتفرح ... و لاتبغ الفساد ... فخرج على قومه فى زينته ...
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند پس از برشمردن تعدادى از اوصاف ناپسند قارون، مسأله نابودى وى را مطرح فرمود. اين نكته مى رساند كه اوصاف ياد شده در نابودى وى مؤثر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 41 - 2
2 - فساد عمومى ، درپى دارنده تباهى محيط زيست است .
ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس
«ال» در «الناس» براى جنس و دلالت بر عموم مردم مى كند و احتمال دارد تعبير به «الناس» به جاى «العاصين» و امثال آن، به خاطر اشاره به نكته بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 25 - 3
3 ـ اهل ايمان موظف به مبارزه با فتنه هايى كه شعله هاى آن دامنگير كل جامعه است .
و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين
عامل فتنه در مورد بحث ـ چنانچه گذشت ـ گناه و ستمكارى است و مرتكب اين گناه به دليل «ظلموا منكم» تنها برخى از افراد جامعه هستند. بنابراين امر به اتقا (اتقوا فتنة) نسبت به مخاطبان متفاوت خواهد بود. يعنى نسبت به گنهكاران و ستم پيشگان، پرهيز از خود گناه است و نسبت به آنان كه مرتكب نمى شوند، جلوگيرى از ارتكاب آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 16 - 7
7- فسق و فساد طبقه ثروتمند در گرايش ديگر طبقات به فساد و تباهى ، تأثير و نقش مهمى دارد .
أمرنا مترفيها ففسقوا فيها
اختصاص به ذكر يافتن مترفان از ميان ديگر طبقات، بيانگر اين است كه فسق و فساد اين طبقه تأثير بيشتر و نقش مهم ترى در مقايسه با ديگر طبقات در فاسد شدن جامعه و نابودى آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 16 - 11
11- عذاب جامعه فسادگر ، آن چنان شديد است كه مايه نابودى و هدم كامل آن مى شود .
ففسقوا فيها فحقّ عليها القول فدمّرنـها تدميراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 56 - 10
10 - دگرگونى ارزش ها ، در جامعه فساد زده و منحرف
قالوا أخرجوا ءال لوط . .. إنّهم أُناس يتطهّرون
در جامعه فسادزده قوم لوط، پاكى و پارسايى مورد ريشخند واقع شده و پاكدامنان آن جامعه (لوط و خاندانش) به جرم طهارت، محاكمه و محكوم شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 152 - 8
8 - فساد زمامداران ، داراى بازتابى گسترده و فراگير *
الذين يفسدون فى الأرض
تعبير «فى الأرض» گستره زمين را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 10
10 ـ گناه و تبهكارى فرعونيان ، مايه استكبار آنان در برابر آيات الهى شد .
ءايت مفصلت فاستكبروا و كانوا قوما مجرمين
جمله «كانوا . .. » بيانگر ريشه كبرورزى فرعونيان در برابر آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 22 - 11
11- گسترش فساد در جامعه ، زمينه گسستن عواطف خويشاوندى *
تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم
برداشت بالا بدان احتمال است كه تقدم «تفسدوا فى الأرض» بر «تقطّعوا أرحامكم»، اشاره به تقدم معنوى و تأثير فساد در قطع رحم، داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 10
10ـ نهى از منكر و بازدارى مردمان از فساد ، مايه نجات و رهايى از عذاب هاى الهى است .
إلاّ قليلاً ممن أنجينا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 28 - 11
11ـ حيله و مكر ، از ابزار هاى زنان براى ايجاد فساد و انحراف
إنه من كيدكنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 12
12 ـ وسعت و گنجايش زمين براى هجرت و گريز از سرزمين فساد و كفر
و قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 3
3- فسق و فساد عمومى و فراگير در ميان مردم و اقوام پيش از حضرت نوح ( ع ) وجود نداشت .
و ما كنّا معذّبين حتى نبعث رسولاً. و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 60 - 7
7- امكان نفوذ كفر و فساد و حق ناپذيرى در افراد خانواده پاكان
إلاّ امرأته قدّرنا إنها لمن الغـبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 46 - 3
3 - جهت گيرى مبارزه با گمراهى و فساد ، نخست بايد متوجه كانون هاى اصلى آن باشد .
و لقد أرسلنا موسى بـايـتنا إلى فرعون و ملإيه
از اين كه موسى(ع)، فرعون و درباريان وى را مخاطب اوليه خويش قرار داد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 121 - 3
3ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به آن حضرت ، موظف به پايدارى بر مواضع خويش ( ابلاغ رسالت الهى و مبارزه با شرك و فساد )
إنا عـملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 15 - 7
7 - لزوم كار بنيادى ، در ترويج دين و تشكيل امت اسلامى و ضرورت مبارزه با عوامل اصلى كفر و فساد اجتماعى
كما أرسلنا إلى فرعون رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 25 - 36
36 ـ لزوم عطوفت و چشمپوشى در برخورد با تخلّفات جنسى
ذلك لمن خشى العنت منكم . .. و اللّه غفور رحيم
يادآورى مغفرت و رحمت الهى پس از بيان احكام و مقررات ازدواج، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه متخلفان از مقررات ازدواج ممكن است مشمول مغفرت و رحمت الهى قرار گيرند و اين درسى است براى انسانها در برخورد با متخلفان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 5
5 ـ ترك نهى از منكر و بى اعتنايى به رواج فساد در جامعه موجب گرفتار شدن به لعنت خدا و پيامبران
لعن الذين كفروا . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون.كانوا لايتناهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 127 - 6
6 ـ موسى ( ع ) و قوم او در پندار اشرافيان و فرعونيان ، مردمى فسادگر بودند .
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 22
22 ـ ترويج زشتى ها ، پيشگيرى از نيكى ها و امتناع از انفاق ، جرم و موجب عذاب حتمى
نعذب . .. مجرمين ... يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم
آيه شريفه، بيانگر خصوصيات مجرمانى است كه در آيه پيشين آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 221 - 20
20 ـ اولويّت دفع مفسده بر جلب منفعت *
اولئك يدعون الى النار و اللّه يدعوا الى الجنّة و المغفرة
در ازدواج مؤمن با مشرك اگر چه احتمال ايمان آوردن مشرك و به دست آوردن ثواب عظيم ارشاد و هدايت كافر هست (منفعت);
امّا خطر ارتداد مؤمن نيز هست (مفسده). و خداوند با نهى از ازدواج با مشرك، دفع مفسده را بر جلب منفعت اولويّت داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 251 - 16،17،18،20
16 ـ خداوند ، بردارنده فساد از روى زمين ، به وسيله دفع تجاوز آدميان از يكديگر
و لو لا دفع اللّه النّاس بعضهم ببعض لفسدت الارض
17 ـ دفع تجاوز جالوتيان توسط طالوت و همراهانش ، جلوگير فساد در آن عصر
فهزموهم باذن اللّه و قتل داود جالوت . .. و لو لا دفع اللّه النّاس ... لفسدت الار
18 ـ دفع فساد از روى زمين ، از آثار پيكار حقّ عليه باطل
ابعث لنا ملكاً نقاتل . .. و لو لا دفع اللّه النّاس بعضهم ببعض لفسدت الارض
20 ـ دفع فساد و تجاوزطلبى انسان ها به وسيله يكديگر ، پرتويى از تفضّلِ جهانشمولِ الهى
و لو لا دفع اللّه . .. و لكنّ اللّه ذو فضل على العالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 252 - 3
3 ـ دفع تجاوز و ستمگرى و جلوگيرى از فساد آدميان در زمين به وسيله يكديگر ، از آيات الهى
و لو لا دفع اللّه الناس . .. تلك ايات اللّه
«تلك» مى تواند اشاره به سنّتى باشد كه خداوند با جمله «و لو لا دفع اللّه . .. » بيان فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 33
33 ـ استفاده از عواطف زن ، زمينه اى مناسب براى اصلاح رفتار هاى ناهنجار وى
و اهجروهنّ فى المضاجع
ترك همخوابگى، يك مسأله عاطفى است كه در مورد اصلاح زنان سفارش شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 32 - 7
7 ـ مبارزه با علل و زمينه هاى گناه ، از روش هاى قرآن در مبارزه با مفاسد
لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 28،31
28 ـ ضرورت به كارگيرى روش ها و تدبير هاى لازم براى پيشگيرى از مفاسد و گناه ، قبل از تحقق آن
و الّتى تخافون نشوزهنّ
اگر چه آيه در مورد نشوز زنان است، ولى مى توان از آن استنباط كرد كه اهل ايمان بايد قبل از وقوع مفاسد، چاره انديشى كنند.
31 ـ پند و اندرز ، بى اعتنايى و تنبيه بدنى ، از روش هاى اصلاح رفتار هاى ناهنجار
و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ و اهجروهنّ فى المضاجع و اضربوهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 16 - 2،3
2 - لزوم متوجه ساختن پيكان مبارزه به سمت كانون هاى اصلى فساد و ستم در جامعه .
أن ائت القوم الظـلمين . .. فأتيا فرعون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه موسى و هارون(ع) در مرحله نخست، موظف شدند براى مبارزه با ستم، به سراغ فرعون بروند.
3 - مبارزه با عوامل فرعى ، با وجود ريشه هاى فساد ، كارى بى ثمر است .
أن ائت القوم الظـلمين . .. فأتيا فرعون
از آن جايى كه نخستين وظيفه موسى(ع) ريشه كن ساختن ظلم از تمامى جامعه بود، اكنون در مرحله عمل موظف شد كه به سراغ فرعون (يعنى ريشه فساد) برود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 46 - 3
3 - جهت گيرى مبارزه با گمراهى و فساد ، نخست بايد متوجه كانون هاى اصلى آن باشد .
و لقد أرسلنا موسى بـايـتنا إلى فرعون و ملإيه
از اين كه موسى(ع)، فرعون و درباريان وى را مخاطب اوليه خويش قرار داد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 251 - 22
22 ـ ترك مبارزه با حاكمان ستمگر تا هزيمت آنان ، زمينه ساز فسادگرى در زمين
فهزموهم باذن اللّه و قتل داود جالوت . .. و لو لا دفع اللّه ... لفسدت الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 39
39 ـ مراعات نكردن عدالت در حقوق افراد جامعه و بى ثباتى در تعيين حدود روابط اقتصادى ، از عوامل مفسده انگيز در روابط اجتماعى
ذلكم اقسط عند اللّه و اقوم للشّهادة و ادنى الاّ ترتابوا
چون «ذلكم اقسط . .. » بيان علّت احكام ذكر شده است، نشانگر يك قاعده كلّى است. يعنى عدالت اجتماعى و ثبات حدود و روابط اقتصادى، يك اصل و قانون است كه با عدم رعايت آن، جامعه رو به فساد خواهد رفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 7 - 11،12،13
11 ـ افراد منحرف ( كج انديش ) ، دنبال كننده آيات متشابه ، به منظور ايجاد فتنه
فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة
12 ـ قلب هاى منحرف ، منشأ فساد و فتنه هستند .
فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة
13 ـ سوء استفاده منحرفين از قرآن ، در جهت ايجاد فتنه
فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 73 - 2
2 ـ ايجاد رابطه ولايى با كافران و حمايت از ايشان و درخواست حمايت از آنان ، بارور سازنده فتنه و تباهى بزرگ در زمين
و الذين كفروا . .. إلا تفعلوه تكن فتنة
ضمير مفعولى در «لاتفعلوه» به قانونهايى كه در آيه قبل مطرح شد و نيز به دستورى كه از صدر همين آيه به دست مى آيد برمى گردد. در برداشت فوق ضمير به قطع ولايت با كافران، كه از جمله «الذين كفروا ... » استفاده شده، برگردانده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 21
21 - زراندوزى و انباشتگى ثروت در دست افراد ، از زمينه هاى پيدايش فساد و تباهى در جامعه
و لاتبغ الفساد فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 27 - 3
3 - برخى از تقاضا ها و دعا هاى انسان ، مايه فساد و انحطاط او است .
و يستجيب الذين ءامنوا . .. و لو بسط اللّه الرزق لعباده لبغوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 22 - 1،3،4
1- ترك جهاد ، زمينه محو ارزش ها و به فساد كشيده شدن جامعه
فهل عسيتم إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته به دست مى آيد: 1ـ «تولّيتم» به معناى روى گرداندن از جهاد باشد كه در آيه قبل مطرح شده است. 2ـ تعبير «عسيتم ...أن تفسدوا فى الأرض» در معنا، جواب «إن تولّيتم» به شمار آيد.
3- هشدار خداوند به مؤمنان روى گردان از جهاد ، نسبت به سقوط در دام فساد و بريدن از خويشاوندان
فهل عسيتم إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم
برداشت بالا بنابر اين نكته است كه مخاطب «إن تولّيتم»، بيماردلانى باشند كه در برابر فرمان جهاد سستى كرده و خداوند با تذكر و هشدار، آنان را به تسليم در برابر فرمان هاى خويش دعوت كرده است.
4- ترك رهنمود ها و قوانين الهى ، زمينه تبديل شدن انسان به عنصرى فسادگر و بى عاطفه و نه صرفاً بى ايمان
فهل عسيتم إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم
با توجه به متعدى آمدن واژه «تفسدوا»، استفاده مى شود كه روى گردانى از جهاد و ساير تكاليف دينى، صرفاً موجب فاسد شدن خود فرد نمى شود; بلكه او در نتيجه فساد شخصى، ناگزير فسادگر نيز مى گردد. جمله «تقطّعوا أرحامكم» بر بى عاطفه شدن متخلفان جهاد دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 88 - 6
6- جلوگيرى از نفوذ اديان الهى و رواج بى دينى ، زمينه ساز رواج فساد و تبه كارى در جامعه است .
الذين كفروا و صدّوا عن سبيل الله . .. بما كانوا يفسدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 33 - 27
27 - دل بستگى به ماديات و دنيامدارى ، زمينه رواج فحشا و فساد جنسى در يك جامعه است .
و لاتكرهوا فتيـتكم على البغاء . .. لتبتغوا عرض الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 33 - 3
3 - مردم گمراه و فاسد ، در پيدايش نظام اجتماعى فاسد و ظاهر شدن رهبران گمراه گر و انحراف ساز در جامعه ، مؤثر بوده و داراى نقش اند .
فإنّهم يومئذ فى العذاب مشتركون
مشترك بودن عذاب مردم اغوا شده با رهبران اغواگر خود، مى رساند كه اغوا شدن مردم، هرچند به وسيله رهبران آنان است; ولى آنان نيز در اين گمراهى نقش داشته و مؤثر بوده اند. گفتنى است كه نقش آنان مى تواند در رابطه با پيدايش نظام فاسد و ظهور رهبران گمراه كننده در جامعه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 16 - 7
7- فسق و فساد طبقه ثروتمند در گرايش ديگر طبقات به فساد و تباهى ، تأثير و نقش مهمى دارد .
أمرنا مترفيها ففسقوا فيها
اختصاص به ذكر يافتن مترفان از ميان ديگر طبقات، بيانگر اين است كه فسق و فساد اين طبقه تأثير بيشتر و نقش مهم ترى در مقايسه با ديگر طبقات در فاسد شدن جامعه و نابودى آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 183 - 5
5 - نادرستى روابط اقتصادى ، سبب فراگيرى فساد و تباهى در جامعه
أوفوا الكيل . .. و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه جمله «و لاتعثوا. ..» عطف تفسيرى بر جمله پيشين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 11 - 4
4 - راه يابى صلاح و فساد و خير و شر در ميان جن
و أنّا منّا الصـلحون و منّا دون ذلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 20،21
20ـ هدف شعيب ( ع ) از مخالفت با آداب و رسوم مردم مدين و رفتار ناعادلانه آنان ، اصلاح ايشان و از ميان بردن فساد هاى اجتماعى بود .
إن أُريد إلاّ الإصلـح ما استطعت
21ـ شعيب ( ع ) تا حد توان و استطاعتش در اصلاح جامعه كوشيد و با فساد مبارزه كرد .
إن أُريد إلاّ الإصلـح ما استطعت
حرف «ما» در «ما استطعت» ظرفيه مصدريه است; يعنى، به معناى مدت و زمان مى باشد و فعل پس از خود را به تأويل مصدر مى برد. بنابراين «إن اُريد ...»; يعنى: «مدة استطاعتى الإصلاح ما اُريد إلاّ الإصلاح»; من در مدت و زمانى كه توان اصلاح امور را دارم به جز اصلاح امور را نخواهم خواست».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 25 - 5
5 ـ تخلف از دستورات حياتبخش و زيربنايى خدا و رسول ، مايه بروز فتنه هايى فراگير و نزول عذابى شديد بر تمامى جامعه ايمانى
إذا دعاكم لما يحييكم . .. و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصة
از مصاديق مورد نظر براى ستمكارى (ظلموا)، به قرينه آيه قبل، تخلف از دستورات حياتبخش و زيربنايى خدا و رسول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 11 - 8
8 - فسادگرى و نصيحت ناپذيرى ، از نشانه هاى بيمارىِ دل و انديشه است .
فى قلوبهم مرض . .. و إذا قيل لهم لاتفسدوا فى الأرض قالوا إنما نحن مصلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 205 - 1،13،15
1 ـ تلاش منافقان براى فساد در زمين و نابودى حرث و نسل ، در صورت به حكومت رسيدن
و اذا تولّى سعى فى الأرض . .. الحرث و النسل
بنابراينكه «تولّى»، به معناى حكومت باشد.
13 ـ از وظايف حكومت ، حفظ كشاورزى و نيروى انسانى و اصلاح آنهاست .
و اذا تولى سعى فى الأرض
15 ـ هشدار الهى در مورد فريب نخوردن از شعار هاى هر داعيه دارِ اصلاح
و من الناس من يعجبك . .. و اذا تولى سعى فى الأرض ليفسد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 50
50 ـ جبران نكردن خسارتهايى كه بر كاتب و شاهد از ناحيه كتابت و شهادت وارد مى شود ، موجب فسق و انحراف از حق
و لا يضارّ كاتب و لا شهيد و ان تفعلوا فانّه فسوق بكم
بر مبناى مجهول بودن «لا يضارّ»، مقصود از «ضرر»، ضررهاى ناشى از «كتابت» است. يعنى اگر ضررى متوجه كاتب و شاهد گرديد و خسارتهاى ايشان را جبران ننموديد، از حق منحرف شده ايد و فاسق گشته ايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 118 - 6
6 ـ توطئه و تلاش پيگير بيگانگان و غير مؤمنان ، براى ايجاد اخلال و فساد در ميان اهل ايمان و جامعه ايمانى
يا ايها الذين امنوا . .. لا يألونكم خبالا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 73 - 3،4
3 ـ سر باز زدن مؤمنان از حمايت يكديگر ، موجب فتنه و فسادى بزرگ در زمين خواهد شد .
إن الذين ءامنوا . .. أولئك بعضهم ... إلا تفعلوه تكن فتنة فى الأرض و فساد كبير
4 ـ حمايت نكردن از مسلمانانى كه براى دينشان مورد هجوم كافران هستند ، موجب فتنه و فسادى بزرگ خواهد شد .
فعليكم النصر . .. إلا تفعلوه تكن فتنة فى الأرض و فساد كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 13
13ـ گرايش شديد امت هاى پيشين به لذّت هاى مادى و تمتعات دنيوى ، آنان را به فساد و تباهى كشانيد .
واتبع الذين ظلموا ما أُترفوا فيه
«تُرفة» به معناى نعمت است و «مُترَف» به كسى گفته مى شود كه نعمت فراوان آن را سرمست و سركش كرده باشد. مراد از «ما» مالومنال و لذتهاى مادى است. بنابراين «ما أُترفوا فيه»; يعنى، مال و منال و لذايذى كه در آن سرمست و سركش شده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 152 - 1
1 - اسراف گران ، مايه فساد در زمين و فاقد كمترين اصلاح گرى
المسرفين . الذين يفسدون فى الأرض و لايصلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 41 - 1،3،10
1 - عمل ناشايست انسان ها ، عامل رواج فساد و تباهى در پهنه گيتى است .
ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس
«بَرّ» (خشكى) و «بحر» (دريا)، كنايه از كره زمين است. لازم به ذكر است كه «باء» در «بما» سببى است.
3 - شرك ، فساد آفرين و عاملِ تباهى كره زمين است .
سبحـنه و تعـلى عمّا يشركون . ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس
ممكن است مراد از «ما كسبت . ..» شركى باشد كه در آيه قبل، از آن سخن گفته شده است.
10 - خداوند ، به منظور تنبّه انسان ها ، تنها بخشى از گناهان را كيفر مى هد .
ظهر الفساد فى البرّ . .. ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 42 - 17
17 - شرك اكثريت مردم ، عامل فساد زمين و درپى دارنده عذاب استيصال
ظهر الفساد . .. بما كسبت أيدى الناس ... فانظرواكيف كان عـقبة الذين من قبل كان أك
«كان أكثرهم» به منزله تعليل براى «كيف كان. ..» است و بنابراين، بيانگر اين حقيقت است كه شرك اكثريت، باعث فساد و در نتيجه عذاب هلاكت بار بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 22 - 6
6- جهاد ، در نگاه بيماردلانِ سست ايمان ، عامل فساد ، فتنه و برادركشى *
الذين فى قلوبهم مرض . .. إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض
برداشت بالا بدان اختمال است كه مجموع آيه، پاسخى به بهانه جويى ها و دستاويزهاى منافقان و عناصر سست ايمان باشد; زيرا از اين پاسخ، استفاده مى شود كه بيماردلان براى توجيه فرار خويش از جهاد، آن را مايه فساد و برادركشى مى شمردند; ولى خداوند به ايشان يادآور شده كه مفسد و برادركش واقعى شماييد كه به دنيا چسبيده و براى حفظ دنيايتان هر كارى خواهيد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 22 - 2
2- تعدد خداوند در جهان هستى ، موجب فساد ، فروپاشى و متلاشى شدن نظام آن است .
لو كان فيهما ءالهة إلاّاللّه لفسدتا
«فساد» در مقابل «صلاح» قرار دارد و معناى آن خروج از حد اعتدال است (مفردات راغب). گفتنى است فساد و صلاحِ هر چيزى متناسب با خود آن چيز خواهد بود و فساد آسمان ها و زمين، به معناى متلاشى شدن نظم كنونى و فروپاشى انسجام و پيوستگى آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 4 - 16
16 - حكومت فرعون ها در مصر ، آميخته با فساد ، تباهى و بدبختى مردم آن سرزمين بود .
إنّه كان من المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 28 - 6
6ـ زنان در پيدايش روابط نامشروع جنسى و انحرافات اخلاقى ، نقشى عمده و بسزا دارند .
إنه من كيدكنّ
برداشت فوق ، با توجه به اين احتمال است كه ضمير در «إنه» به مراوده وصال ـ كه از «هى رودتنى . ..» به دست مى آيد ـ باز گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 22
22 - زراندوزى قارون و خوددارى وى از پرداختن حقوق مالى ، باعث پيدايش فساد و تباهى در ميان بنى اسرائيل بود .
و لاتبغ الفساد فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 11 - 1
1 - منافقان ، عناصرى فسادگر و تباه كننده جامعه
و إذا قيل لهم لاتفسدوا فى الأرض
كلمه «فى الأرض» نشانگر اين است كه فسادگرى منافقان محدود به خود و اطرافيانشان نبوده، بلكه فسادى است فراگير و سرايت كننده به جامعه اى كه در آن به سر مى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 15 - 9
9 - تأثير كليدى رهبران سياسى و نظام اجتماعى ، در ايمان يا كفر و صلاح يا فساد جامعه
كما أرسلنا إلى فرعون رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 12 - 2
2 - منافقان ، سرچشمه و منشأ فساد ها و تبهكارى ها در جوامع دينى هستند .
ألا إنهم هم المفسدون
در آياتى از قرآن غير منافقان نيز فسادگر خوانده شده اند بنابراين حصر در جمله «ألا إنهم . ..»(تنها منافقان فسادگرند) حصر ادعايى است و اشاره به اين معنا دارد كه: فسادگرى غير منافقان در قياس با منافقان چيزى به حساب نمى آيد; و يا اينكه فساد ديگران نيز به گونه اى به نفاق و منافقان باز مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 152 - 8
8 - فساد زمامداران ، داراى بازتابى گسترده و فراگير *
الذين يفسدون فى الأرض
تعبير «فى الأرض» گستره زمين را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 4 - 17
17 - نقش بنيادين خانواده در صلاح و فساد فرزندان
إنّه كان من المفسدين
جمله «إنّه كان. ..» به منزله تعليل براى «علا فى الأرض...» است; يعنى، فرعون بدان جهت كه از خاندانى مفسد به وجود آمده و در ميان آنها رشد كرده بود، خوى برترى طلبى را از آنان به ارث برده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 1،2،3،13
1ـ امت هاى به هلاكت رسيده پيشين ( نظير امت نوح ، هود ، صالح ، لوط و . . . ) امتهايى فاسد و تبه كار بودند .
فلولا كان من القرون من قبلكم أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
«قرن» (مفرد قرون) به امت و جامعه اى گفته مى شود كه در يك عصر زندگى مى كنند.
2ـ فساد و تبه كارى هاى امت هاى گذشته ، عامل گرفتارى آنان به عذاب و هلاكت
فلولا كان من القرون من قبلكم أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
عبارت «ممن أنجينا منهم» قرينه بر اين است كه مقصود از «القرون من قبلكم» امتهايى اند كه به عذابهاى الهى گرفتار شده و به هلاكت رسيده اند.
3ـ فساد و تبه كارى هاى امت هاى گذشته ، فسادى فراگير و همه جانبه بود .
ينهون عن الفساد فى الأرض
قيد «فى الأرض» بيانگر گستردگى و فراگيرى فساد مى باشد.
13ـ گرايش شديد امت هاى پيشين به لذّت هاى مادى و تمتعات دنيوى ، آنان را به فساد و تباهى كشانيد .
واتبع الذين ظلموا ما أُترفوا فيه
«تُرفة» به معناى نعمت است و «مُترَف» به كسى گفته مى شود كه نعمت فراوان آن را سرمست و سركش كرده باشد. مراد از «ما» مالومنال و لذتهاى مادى است. بنابراين «ما أُترفوا فيه»; يعنى، مال و منال و لذايذى كه در آن سرمست و سركش شده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 117 - 6
6ـ امت هاى هلاك شده پيشين ( نظير امت نوح ، هود ، صالح ، شعيب و قوم فرعون ) امتهايى ناصالح و فاسد بودند .
فلولا كان من القرون . .. ما كان ربك ليهلك القرى بظلم
بيان اين حقيقت كه خداوند امتهاى صالح را عذاب نمى كند ، پس از مطرح ساختن هلاكت امتهاى پيشين (فلولا كان . ..) اشاره به اين دارد كه: امتهاى پيشين ، ناصالح و مستحق عذاب بودند و از ناحيه خدا بر آنان ستمى روا نشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 5
5ـ فساد ها و تباهيها ، آن گاه كه رواج يابد و فراگير شود ، امت ها را در خطر عذاب هاى الهى قرار مى دهد .
ينهون عن الفساد فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 4
4- پيدايش فسق و فساد عمومى و انحرافات عمده تاريخ انسانى ، پس از عصر نوح بود .
و كم أهلكنا . .. من بعد نوح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 117 - 6
6ـ امت هاى هلاك شده پيشين ( نظير امت نوح ، هود ، صالح ، شعيب و قوم فرعون ) امتهايى ناصالح و فاسد بودند .
فلولا كان من القرون . .. ما كان ربك ليهلك القرى بظلم
بيان اين حقيقت كه خداوند امتهاى صالح را عذاب نمى كند ، پس از مطرح ساختن هلاكت امتهاى پيشين (فلولا كان . ..) اشاره به اين دارد كه: امتهاى پيشين ، ناصالح و مستحق عذاب بودند و از ناحيه خدا بر آنان ستمى روا نشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 139 - 1،3
1 ـ بت پرستى آيينى فاسد و پرستش بت ها كردارى بيهوده و بى نتيجه است .
إن هؤلاء متبر ما هم فيه و بطل ما كانوا يعملون
مراد از «ما هم فيه» به قرينه آيه قبل، آيين بت پرستى است و منظور از «ما كانوا يعملون» پرستش بتها و اعتكاف بر آستان آنهاست. «متبر» اسم مفعول از مصدر «تتبير» و به معناى هلاك شده مى باشد و هلاكت آيين به فاسد بودن آن است.
3 ـ موسى ( ع ) با تبيين فساد آيين بت پرستى ، بنى اسرائيل را كه آرزومند آن آيين بودند ، بر جهلشان واقف ساخت .
قال إنكم قوم تجهلون. إن هؤلاء متبر ما هم فيه و بطل ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 105 - 10،12
10 ـ رهاسازى بنى اسرائيل از نظام فاسد فرعونى ، از وظايف الهى موسى ( ع )
فأرسل معى بنى إسراءيل
تفريع جمله «فأرسل . .. » بر «إنى رسول ... » حكايت از آن دارد كه رهايى بنى اسرائيل از رسالتهاى الهى موسى بوده است. يعنى به امر خداوند موظف به انجام اين كار بود، نه به تصميم شخصى خويش
12 ـ بنى اسرائيلِ زمان موسى ( ع ) در سيطره نظام فاسد فرعونى
فأرسل معى بنى إسراءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 1،2
1 ـ بى اعتنايى گروهى از بنى اسرائيل به وظيفه الهى نهى از منكر و بى تفاوتى آنان در برابر فساد جامعه خويش
كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه
«لايتناهون» يعنى همديگر را باز نمى داشتند و نهى نمى كردند.
2 ـ رواج فساد و منكرات در بين بنى اسرائيل
كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه
استمرار ترك نهى از منكر كه از جمله «كانوا لايتناهون» به دست مى آيد، حكايت از استمرار و رواج كارهاى ناشايست در بين بنى اسرائيل دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 9
9 - فسق و فساد ، داراى ريشه مستحكم و ديرينه در جامعه فرعونى
إنّهم كانوا قومًا فـسقين
واژه «كانوا» بيانگر آن است كه قوم فرعون، داراى پيشينه ديرين فسق بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 73 - 9
9ـ سرقت ، فسادگرى در زمين است .
ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سـرقين
كارگزاران يوسف فرزندان يعقوب را به فسادگرى متهم نكرده بودند ; ولى آنان قبل از نفى سرقت از خويش ، مفسد بودن خود را انكار كردند ; زيرا سرقت را مصداق بارز فسادگرى مى دانستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 30 - 3
3 - عمل لواط و راهزنى و ارتكاب علنى گناه ، از موارد افساد است .
أئنّكم لتأتون الرجال و تقطعون السبيل و تأتون فى ناديكم المنكر . .. انصرنى على ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 117 - 6
6ـ امت هاى هلاك شده پيشين ( نظير امت نوح ، هود ، صالح ، شعيب و قوم فرعون ) امتهايى ناصالح و فاسد بودند .
فلولا كان من القرون . .. ما كان ربك ليهلك القرى بظلم
بيان اين حقيقت كه خداوند امتهاى صالح را عذاب نمى كند ، پس از مطرح ساختن هلاكت امتهاى پيشين (فلولا كان . ..) اشاره به اين دارد كه: امتهاى پيشين ، ناصالح و مستحق عذاب بودند و از ناحيه خدا بر آنان ستمى روا نشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 1
1ـ امت هاى به هلاكت رسيده پيشين ( نظير امت نوح ، هود ، صالح ، لوط و . . . ) امتهايى فاسد و تبه كار بودند .
فلولا كان من القرون من قبلكم أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
«قرن» (مفرد قرون) به امت و جامعه اى گفته مى شود كه در يك عصر زندگى مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 117 - 6
6ـ امت هاى هلاك شده پيشين ( نظير امت نوح ، هود ، صالح ، شعيب و قوم فرعون ) امتهايى ناصالح و فاسد بودند .
فلولا كان من القرون . .. ما كان ربك ليهلك القرى بظلم
بيان اين حقيقت كه خداوند امتهاى صالح را عذاب نمى كند ، پس از مطرح ساختن هلاكت امتهاى پيشين (فلولا كان . ..) اشاره به اين دارد كه: امتهاى پيشين ، ناصالح و مستحق عذاب بودند و از ناحيه خدا بر آنان ستمى روا نشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 1
1ـ امت هاى به هلاكت رسيده پيشين ( نظير امت نوح ، هود ، صالح ، لوط و . . . ) امتهايى فاسد و تبه كار بودند .
فلولا كان من القرون من قبلكم أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
«قرن» (مفرد قرون) به امت و جامعه اى گفته مى شود كه در يك عصر زندگى مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 117 - 6
6ـ امت هاى هلاك شده پيشين ( نظير امت نوح ، هود ، صالح ، شعيب و قوم فرعون ) امتهايى ناصالح و فاسد بودند .
فلولا كان من القرون . .. ما كان ربك ليهلك القرى بظلم
بيان اين حقيقت كه خداوند امتهاى صالح را عذاب نمى كند ، پس از مطرح ساختن هلاكت امتهاى پيشين (فلولا كان . ..) اشاره به اين دارد كه: امتهاى پيشين ، ناصالح و مستحق عذاب بودند و از ناحيه خدا بر آنان ستمى روا نشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 1
1ـ امت هاى به هلاكت رسيده پيشين ( نظير امت نوح ، هود ، صالح ، لوط و . . . ) امتهايى فاسد و تبه كار بودند .
فلولا كان من القرون من قبلكم أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
«قرن» (مفرد قرون) به امت و جامعه اى گفته مى شود كه در يك عصر زندگى مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 1
1ـ امت هاى به هلاكت رسيده پيشين ( نظير امت نوح ، هود ، صالح ، لوط و . . . ) امتهايى فاسد و تبه كار بودند .
فلولا كان من القرون من قبلكم أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
«قرن» (مفرد قرون) به امت و جامعه اى گفته مى شود كه در يك عصر زندگى مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 117 - 6
6ـ امت هاى هلاك شده پيشين ( نظير امت نوح ، هود ، صالح ، شعيب و قوم فرعون ) امتهايى ناصالح و فاسد بودند .
فلولا كان من القرون . .. ما كان ربك ليهلك القرى بظلم
بيان اين حقيقت كه خداوند امتهاى صالح را عذاب نمى كند ، پس از مطرح ساختن هلاكت امتهاى پيشين (فلولا كان . ..) اشاره به اين دارد كه: امتهاى پيشين ، ناصالح و مستحق عذاب بودند و از ناحيه خدا بر آنان ستمى روا نشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 30 - 3
3 - عمل لواط و راهزنى و ارتكاب علنى گناه ، از موارد افساد است .
أئنّكم لتأتون الرجال و تقطعون السبيل و تأتون فى ناديكم المنكر . .. انصرنى على ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 30 - 3
3 - عمل لواط و راهزنى و ارتكاب علنى گناه ، از موارد افساد است .
أئنّكم لتأتون الرجال و تقطعون السبيل و تأتون فى ناديكم المنكر . .. انصرنى على ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 1
1 ـ خداوند ، از فساد مالى و انحراف بسيارى از احبار و راهبان ( پيشوايان دينى يهود و نصارا ) پرده برداشته و مؤمنان را نسبت به خطر آنان هشدار داد .
يأيها الذين ءامنوا إن كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أمول الناس بالبطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 1
1 ـ خداوند ، از فساد مالى و انحراف بسيارى از احبار و راهبان ( پيشوايان دينى يهود و نصارا ) پرده برداشته و مؤمنان را نسبت به خطر آنان هشدار داد .
يأيها الذين ءامنوا إن كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أمول الناس بالبطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 81 - 8
8 ـ مقابله با پيامبران ، عملى فسادانگيز است و مقابله كنندگان مردمى مفسدند .
قال موسى ما جئتم به السحر . .. إن اللّه لايصلح عمل المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 7 - 12
12 ـ قلب هاى منحرف ، منشأ فساد و فتنه هستند .
فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 88 - 4
4- رواج دادن فساد در جامعه ، داراى كيفرى فزون تر از آلودگى به فساد است .
الذين كفروا و صدّوا عن سبيل الله زدنـهم عذابًا فوق العذاب بما كانوا يفسدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 88 - 4
4- رواج دادن فساد در جامعه ، داراى كيفرى فزون تر از آلودگى به فساد است .
الذين كفروا و صدّوا عن سبيل الله زدنـهم عذابًا فوق العذاب بما كانوا يفسدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 193 - 2
2 - لزوم مبارزه با فتنه و فتنه انگيزان
و قتلوهم حتى لاتكون فتنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 25 - 27،28
27 ـ فراهم آوردن ازدواج هاى سهل و آسان در جامعه ، راه جلوگيرى از مفاسد جنسى
و من لم يستطع . .. فمن ما ملكت ايمانكم ... ذلك لمن خشى الْعنت منكم
چون ازدواج با كنيزان سهل است و خداوند براى جلوگيرى از زنا و مفاسد جنسى آن را پيشنهاد و تجويز كرده، معلوم مى شود كه بهترين راه براى جلوگيرى از مفاسد جنسى، فراهم آوردن ازدواج سهل و آسان است.
28 ـ لزوم فراهم كردن زمينه هاى ازدواج در جامعه ، جهت جلوگيرى از فحشا و فساد
و من لم يستطع منكم . .. فمن ما ملكت ايمانكم ... ذلك لمن خشى الْعنت منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 74 - 18
18 ـ مبارزه با فساد و فسادانگيزى ، از اهداف مهم انبيا
و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 142 - 21
21 ـ مبارزه با فساد و به انزوا كشاندن مفسدان ، از برنامه هاى اساسى پيامبران بود .
و لا تتبع سبيل المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 39 - 1،2
1 ـ نبرد با كافران تا بركنده شدن فتنه هاى آنان ، وظيفه اى ضرورى بر عهده اهل ايمان
و قتلوهم حتى لاتكون فتنة
2 ـ لزوم مبارزه با فتنه و فتنه انگيزان
و قتلوهم حتى لاتكون فتنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 80 - 6
6ـ آرزوى برخوردار بودن از نيرو و امكانات براى مبارزه با تباهى ها و تبه كاران ، آرزويى روا و پسنديده است .
لو أن لى بكم قوّة أو ءاوى إلى ركن شديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 61 - 8
8 - اقدام هاى قاطع براى دفع فساد از جامعه ، با رعايت مراحل و شرايط ، روا و جايز است .
لئن لم ينته المنـفقون . .. أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا تقتيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 207 - 8،13
8 ـ وجود مؤمنان ايثارگر در جامعه براى مبارزه با فساد ، از نشانه هاى رأفت خداوند به بندگان
و اذا تولى سعى فى الأرض . .. و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه ... و ال
13 ـ لزوم مبارزه تا سر حدّ جان دادن ، با فساد و حاكمان فاسد
و من الناس من يعجبك . .. و اذا تولى سعى فى الأرض ... و من الناس من يشرى نفسه
از اينكه پس از بيان خصلتهاى حاكمان مُفسد، بى درنگ ستايش از كسانى شده است كه جان خويش را در راه خدا مى دهند، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 251 - 19،20
19 ـ دفع تجاوز ها ، تنها راه جلوگيرى از فساد هاى فراگير در زمين
و لو لا دفع اللّه النّاس بعضهم ببعض لفسدت الارض
20 ـ دفع فساد و تجاوزطلبى انسان ها به وسيله يكديگر ، پرتويى از تفضّلِ جهانشمولِ الهى
و لو لا دفع اللّه . .. و لكنّ اللّه ذو فضل على العالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 33 - 10
10 ـ اجراى حدود الهى ، روشى براى مبارزه با فساد اجتماعى و پاسدارى از امنيت جامعه
انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً ان يقتلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 25 - 3
3 ـ اهل ايمان موظف به مبارزه با فتنه هايى كه شعله هاى آن دامنگير كل جامعه است .
و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين
عامل فتنه در مورد بحث ـ چنانچه گذشت ـ گناه و ستمكارى است و مرتكب اين گناه به دليل «ظلموا منكم» تنها برخى از افراد جامعه هستند. بنابراين امر به اتقا (اتقوا فتنة) نسبت به مخاطبان متفاوت خواهد بود. يعنى نسبت به گنهكاران و ستم پيشگان، پرهيز از خود گناه است و نسبت به آنان كه مرتكب نمى شوند، جلوگيرى از ارتكاب آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 205 - 19
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 83 - 6
6 - انسان هاى متقى و خدا ترس ، مبرا از خوى برترى طلبى و فسادانگيزى
للذين لايريدون علوًّا فى الأرض و لافسادًا و العـقبة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 22
22 ـ ترويج زشتى ها ، پيشگيرى از نيكى ها و امتناع از انفاق ، جرم و موجب عذاب حتمى
نعذب . .. مجرمين ... يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم
آيه شريفه، بيانگر خصوصيات مجرمانى است كه در آيه پيشين آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 100 - 25
25ـ خداوند ، منشأ نعمت ها و تحقق نيكى ها و شيطان ، ترغيب كننده به فساد ها و تباهيهاست .
قد أحسن بى إذ أخرجنى من السجن و جاء بكم من البدو من بعد أن نزغ الشيطـن بينى و بي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 24
24 ـ ايجاد صلح و امنيت و جلوگيرى از فساد و ريختن خون بى گناهان ، از اهداف رسالت انبيا
من قتل نفساً بغير نفس او فساد فى الارض . .. و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت
اشاره به رسالت انبيا با دلايل روشن پس از بيان عقوبت قتل و پاداش حفظ حيات انسانها، بيانگر جايگاه اين تعاليم در رسالت انبياى الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 73 - 5
5 ـ عملكرد غلط مسلمانان ، منشأ فتنه ها و مشكلات اجتماعى آنان
إلا تفعلوه تكن فتنة فى الأرض و فساد كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 105 - 4
4- عمل فاسد ، زاييده عقيده باطل است .
إنما يفترى الكذب الذين لايؤمنون بأيـت الله
«افترا» عمل فاسدى است كه نشأت يافته از عقيده باطل كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 205 - 4
4 ـ نابود ساختن كشاورزى و نسل كشى ، از بارزترين نوع فساد در زمين است .
ليفسد فيها و يهلك الحرث و النسل
بنابراينكه جمله «و يُهلك الحرث و . ..»، تفسير جمله «ليفسد فيها» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 217 - 25
25 ـ كفر به خداوند و جلوگيرى از راه او و مسجدالحرام و بيرون راندن اهل آن ، از مصاديق فتنه
و صدّ عن سبيل اللّه و كفر به و المسجدالحرام و اخراج اهله منه اكبر عنداللّه و الف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 48،49
48 ـ زيان رساندن به گواه و نويسنده مبادلات ، فسق و انحراف از حقّ است .
و لا يضارّ كاتب و لا شهيد و ان تفعلوا فانّه فسوق بكم
بر مبناى مجهول بودن «لا يضار»
49 ـ خيانت نويسنده و گواه مبادلات ، فسق و انحراف از حق است .
و لا يضارّ كاتب و لا شهيد و ان تفعلوا فانّه فسوق بكم
بر مبناى معلوم بودن «لا يضار»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 63 - 4
4 ـ رويگردانى از توحيد ( شرك ) ، افساد است .
فان تولّوا فانّ اللّه عليم بالمفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 39 - 3
3 ـ هزينه كردن دارايى ها براى جلوگيرى از گسترش اسلام ، از مصاديق فتنه انگيزى است .
إن الذين كفروا ينفقون امولهم ليصدوا عن سبيل اللّه . .. و قتلوهم حتى لاتكون فتنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 251 - 17،19،20
17 ـ دفع تجاوز جالوتيان توسط طالوت و همراهانش ، جلوگير فساد در آن عصر
فهزموهم باذن اللّه و قتل داود جالوت . .. و لو لا دفع اللّه النّاس ... لفسدت الار
19 ـ دفع تجاوز ها ، تنها راه جلوگيرى از فساد هاى فراگير در زمين
و لو لا دفع اللّه النّاس بعضهم ببعض لفسدت الارض
20 ـ دفع فساد و تجاوزطلبى انسان ها به وسيله يكديگر ، پرتويى از تفضّلِ جهانشمولِ الهى
و لو لا دفع اللّه . .. و لكنّ اللّه ذو فضل على العالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 16
16 ـ نقش سازنده ايمان در اصلاح فرد و جامعه و زدودن فقر و فساد از سيماى جامعه بشرى
المؤمنون . .. يأمرون بالمعروف ... و يؤتون الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 184 - 4
4 - تقوا و ايمان به خداى يگانه ، بازدارنده انسان از فساد و روابط ناسالم اقتصادى است .
و لاتكونوا من المخسرين . .. و لاتبخسوا الناس أشياءهم و لاتعثوا فى الأرض مفسدين .
توصيه شعيب(ع) به رعايت تقواى الهى و توجه به خداى يگانه ـ پس از نهى از كم فروشى، برقرارى روابط ناسالم اقتصادى و فسادانگيزى در جامعه ـ مى تواند حاكى از مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 83 - 5
5 - تقوا ، عامل محافظت انسان ها از هر نوع برترى طلبى و فسادانگيزى
تلك الدار الأخرة . .. لايريدون علوًّا فى الأرض...و العـقبة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 127 - 6
6 ـ موسى ( ع ) و قوم او در پندار اشرافيان و فرعونيان ، مردمى فسادگر بودند .
أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 39 - 1
1 ـ نبرد با كافران تا بركنده شدن فتنه هاى آنان ، وظيفه اى ضرورى بر عهده اهل ايمان
و قتلوهم حتى لاتكون فتنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 6
6ـ لزوم نهى از منكر و بازدارى مردمان از فساد ها و گناهان
فلولا كان . .. أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 183 - 3
3 - نهى شعيب ( ع ) از فسادانگيزى در جامعه و چپاول گرى اقتصادى
و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
«عُثُوّ» (مصدر «تعثوا») به افساد و تخريب بيش از حد گفته مى شود. بنابراين قيد «مفسدين» حال تأكيدى براى فاعل«تعثوا» است.
فساد جنسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 25 - 36
36 ـ لزوم عطوفت و چشمپوشى در برخورد با تخلّفات جنسى
ذلك لمن خشى العنت منكم . .. و اللّه غفور رحيم
يادآورى مغفرت و رحمت الهى پس از بيان احكام و مقررات ازدواج، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه متخلفان از مقررات ازدواج ممكن است مشمول مغفرت و رحمت الهى قرار گيرند و اين درسى است براى انسانها در برخورد با متخلفان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 82 - 1،3،4
1 ـ ايمان نياوردن به پيامبران و يارى نكردن آنان ، فسق است .
لتؤمننّ به و لتنصرنّه . .. فمن تولّى بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون
3 ـ خروج از محور دين و مخالفت با رسولان الهى در هر زمان و گرويدن به ديگر اديان ، فسق است .
و اذ اخذ اللّه . .. فمن تولّى بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون
4 ـ نقض ميثاق هاى الهى ، فسق است و نقض كنندگان ، فاسق هستند .
و اذ اخذ اللّه ميثاق . .. فمن تولّى بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 16 - 7
7- فسق و فساد طبقه ثروتمند در گرايش ديگر طبقات به فساد و تباهى ، تأثير و نقش مهمى دارد .
أمرنا مترفيها ففسقوا فيها
اختصاص به ذكر يافتن مترفان از ميان ديگر طبقات، بيانگر اين است كه فسق و فساد اين طبقه تأثير بيشتر و نقش مهم ترى در مقايسه با ديگر طبقات در فاسد شدن جامعه و نابودى آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 49 - 3
3 ـ مداومت بر فسق (عصيان و خروج از مسير حق) موجب عذاب الهى مى شود.
يمسهم العذاب بما كانوا يفسقون
جمله «كانوا يفسقون» ماضى استمرارى است; يعنى آنان پيوسته در فسق و فجور بسر مى بردند. (الفسق: العصيان و الترك لأمر اللّه عز و جل و الخروج عن طريق الحق. لسان العرب.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 26 - 12
12 - فسق و تبهكارى آدمى ، مايه اراده خداوند بر گمراه سازى اوست .
و ما يضل به إلا الفسقين
«باء» در «به» سببيه و يا استعانت است. فاعل «يضل» ضميرى است كه به «اللّه» بر مى گردد و مفعولش «الفاسقين» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 6،7
6 - فسق و انحراف ، مايه انكار آيات خدا و از دست دادن زمينه هاى ايمان است .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
7 - فسق و انحراف يهوديان ، موجب كفرشان به قرآن و آيات الهى است .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
مصداق روشن براى «الفاسقون» - به قرينه آيات قبل و بعد - يهوديان هستند. آيات پيشين برخى از بهانه هاى يهود را براى اعراض از ايمان يادآور شده و آيه مورد بحث بيان مى دارد كه ريشه اصلى اعراض يهود از ايمان انحراف و فسق پيشگى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 103 - 5
5 - يهوديان عصر بعثت ، به دليل وابستگى به دنيا و فسق پيشگى زمينه هاى ايمان و تقوا را از دست داده بودند .
لبئس ما شروا به أنفسهم . .. و لو أنهم ءامنوا و اتقوا لمثوبة من عنداللّه خير
به كارگيرى «لو» امتناعيه در جمله «لو أنهم . ...» مى نماياند كه: ايمان آوردن يهود و پرهيز از گناهانى همانند سحر، امرى مشكل يا ممتنع بوده است. آيات پيشين - كه سخن از دلبستگى شديد يهود به دنيا و فاسق بودن آنان داشت - مى تواند بيانگر علت به وجود آمدن اين روحيه در ايشان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 76 - 8
8 ـ خيانت در امانت و بدعتگذارى در دين از سوى اهل كتاب ، برخاسته از بى تقوايى آنان
و منهم من ان تأمنه بدينار . .. و يقولون على اللّه الكذب ... بلى من اوفى بعهده و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 110 - 21
21 ـ فِسْق ، عامل بازدارنده جامعه از رشد و تكامل
و لو أمن . .. و اكثرهم الفسقون
«خير» نتيجه ايمان است و واژه «فسق» در آيه شريفه، مقابل ايمان قرار گرفته است. در نتيجه، اهل فسق، محروم از خير و تكامل هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 111 - 9
9 ـ فِسْق ، زمينه ساز ضعف روحيه و فرار از جنگ
و اكثرهم الفسقون . .. و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار ثم لا ينصرون
توصيف يهود به فسق و سپس بيان شكست آنان، حاكى از ارتباط اين دو مسأله است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 26 - 2،4
2 ـ محروميت قوم موسى ( ع ) از تسلط بر سرزمين مقدس و سكونت در آن ، پيامد و كيفر فسق و سرپيچى آنان از فرمان موسى ( ع )
إنّا لن ندخل ابداً . .. فانها محرمة عليهم
جمله «فانها محرمة . ..»، تفريع بر نافرمانى آنان از دستور موسى(ع) است، نه اينكه متفرع بر نفرين او (فافرق بيننا ...) باشد.
4 ـ سرگردانى قوم موسى ( ع ) در بيابان ، پيامد و كيفر فسق و سرپيچى آن از فرمان موسى ( ع )
إنّا لن ندخلها . .. يتيهون فى الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 27،28
27 ـ فسق ، زمينه ساز محروميت آدمى از هدايت پذيرى
فان تولوا . .. ان يصيبهم ببعض ذنوبهم و إن كثيراً من الناس لفسقون
برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «ان يصيبهم» گرفتار ساختن گنهكاران به رويگردانى از حق باشد.
28 ـ گرفتارى به عذاب الهى ، پيامد فسق و شكستن حريم دين
فان تولوا . .. ان يصيبهم ببعض ذنوبهم و إن كثيراً من الناس لفسقون
جمله «و ان كثيراً . ..» به منزله تعليل براى «يريد اللّه ان يصيبهم» است، يعنى چون بسيارى از مردم بر اثر گناه در زمره فاسقان
در آمده اند، خداوند آنان را گرفتار عذاب خواهد ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 50 - 7
7 ـ فسق ، سوق دهنده آدمى به فرهنگ و قوانين جاهلى
و إن كثيراً من الناس لفسقون. افحكم الجهلية يبغون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 59 - 11،12
11 ـ فسق و تبهكارى اهل كتاب ، از عوامل وادار كننده آنان به انتقاد از مسلمانان
قل يأهل الكتب هل تنقمون منا الا . .. و إن اكثركم فسقون
برداشت فوق بر اين مبناست كه «ان اكثركم . ..» به تقدير لام، مفعول له براى «هل تنقمون» باشد. در اين صورت «ان اكثركم ...» عطف بر محذوف است. يعنى «انما تنقمون ما ايماننا باللّه ... لكذا و كذا و لان اكثركم فاسقون» و يا عطف گرفته شود بر «ان ءامنا» در صورتى كه «ان ءامنا» خود بيانگر علت باشد ; يعنى: ما تنقمون منا ديننا و صلاتنا الا لايماننا و لان اكثركم فاسقون.
12 ـ فسق ( ناديده گرفتن دستورات خداوند ) ، ريشه استهزاى دين و شعاير الهى
اتخذوا دينكم هزواً و لعباً . .. و إن اكثركم فسقون
مصداق جمله «هل تنقمون . ..» همان استهزاى نماز و احكام دين است. بنابراين «فسق» كه علت براى «تنقمون» گرفته شده است، در حقيقت علت استهزاى دين نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 102 - 6
6 ـ فسق و عصيانگرى امت هاى گذشته ، ريشه وفادار نماندن آنان به پيمان ها و عهد هاى خويش با خداوند
و ما وجدنا لأكثرهم من عهد و إن وجدنا أكثرهم لفسقين
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه جمله «إن وجدنا . .. » بيانگر علت وفا نكردن امتهاى گذشته به پيمانهاى خويش با پيامبران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 163 - 15
15 ـ فسق و تبهكارى انسان ها فراهم آورنده زمينه هاى تعدى از دستورات الهى و عدم موفقيّت در آزمون هاى الهى است .
كذلك نبلوهم بما كانوا يفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 7
7 ـ فسق و ستمگرىِ يهوديان ايله ، مايه نزول عذاب الهى بر آنان شد .
أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس بما كانوا يفسقون
«ما» در «بما كانوا» مصدريه و «باء» سببيه است ـ يعنى: أخذناهم بسبب فسقهم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 8 - 17،19
17 ـ پيمان شكنى ، كردارى برخاسته از روحيه فسق و حق گريزى است .
لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة . .. و أكثرهم فسقون
19 ـ عدم رعايت حقوق خويشاوندى ، برخاسته از روحيه فسق و حق گريزى است .
لايرقبوا فيكم إلّاً . .. و أكثرهم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 24 - 10
10 ـ فسق ، مايه محروم شدن انسان از هدايت الهى
و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 53 - 6
6 ـ فسق و انحراف از حق ، موجب بى ارزش شدن اعمال در پيشگاه خداوند
أنفقوا . .. لن يتقبل منكم إنكم كنتم قوماً فسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 80 - 10
10 ـ فسق ( خروج از اطاعت خدا ) مانع برخوردارى انسان از هدايت الهى
و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 13
13 ـ نفاق و كفر و مرگ در حال فسق ، مايه محروميت از فيض نماز و دعاى اهل ايمان
و لاتصل . .. إنهم كفروا باللّه و رسوله و ماتوا و هم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 96 - 8
8 ـ فسق ( تخلف از فرمان هاى الهى ) مانع رضا و خشنودى خداوند از انسان است .
فإن اللّه لا يرضى عن القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 74 - 11
11- فسق و انحراف مستمر ، موجب آلوده شدن انسان به گناهان بزرگ تر و بيش تراست .
كانت تعمل الخبئث إنّهم كانوا قوم سوء فـسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 13 - 3
3 - روحيه فسق و تجاوزگرى ، زمينه ساز مقاومت انسان در برابر آيات روشن الهى و حقايق آشكار
إنّهم كانوا قومًا فسقين . فلمّا جاءتهم ءايـتنا مبصرة قالوا هـذا سحر مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 34 - 6
6 - فسق و تبهكارى قوم لوط ، موجب نزول عذاب آسمانى بر آنها شد .
إنّا منزلون على أهل هـذه القرية . .. بما كانوا يفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 20 - 2
2 - فسق ، عامل گرفتار شدن به آتش است .
و أمّا الذين فسقوا فمأويهم النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 11،13
11 - گناه و فسق انسان ها ، موجب گرفتار آمدن آنان به مخالفت با پيامبران و فرورفتن در منجلاب حكومت هاى طاغوتى
إنّهم كانوا قومًا فـسقين
13 - فسق پيشگى ، زمينه ساز از بين رفتن توان تفكر و انديشه در انسان
فاستخفّ قومه . .. إنّهم كانوا قومًا فـسقين
چنانچه جمله «إنـّهم كانوا قوماً فاسقين» تعليل براى «فاستخفّ» باشد، به دست مى آيد كه فسق و فجور در انسان، مايه خفت و سبك مغزى مى گردد و توان تفكر و انديشه را از او سلب مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 20 - 18
18- فسق و استكبار ، نمودار هدر رفتن امكانات ارزنده انسان
أذهبتم طيّبـتكم . .. فاليوم تجزون ... بما كنتم
كيفر كافران، از يك سو متفرع بر «إذهاب طيّبات» شده و از سوى ديگر به استكبار و فسق اسناد داده شده است. اين مطلب بيانگر آن است كه فسق و استكبار، نمودى از هدر دادن امكانات پاكيزه انسانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 35 - 17
17- فسق و خروج از طاعت خداوند و شكستن قوانين الهى ، عامل هلاكت حتمى
فهل يهلك إلاّ القوم الفـسقون
«فسق»، در لغت به معناى شكافتن و خروج از حريم است و در اين جا به معناى قانون شكنى و شكستن حريم بندگى است. از آن جا كه وصف مشعر به عليت است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 6 - 5
5 - روحيه فسق ، داراى تأثير منفى در تشخيص ها و گزارش هاى فرد فاسق *
إن جاءكم فاسق بنبإ فتبيّنوا
وصف «فاسق»، مى رساند كه عنوان فسق و روحيه بى پروايى فاسق، در ابعاد گفتارى و ادراكى وى تأثير گذاشته و مانع از تشخيص درست و گزارش صحيح مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 7 - 25
25 - كفر ، فسق و عصيان ، مانع رشد اجتماعى بشر
حبّب إليكم الإيمـن . .. و كرّه إليكم الكفر و الفسوق و العصيان أولـئك هم الرشدون
اختصاص و تأكيدى كه از تعبير «أولـئك. ..» استفاده مى شود; نشانگر اين معنا است كه ديگران (آنان كه از ايمان محروم و در كفر و فسق گرفتاراند) به رشد نخواهند رسيد. جمع آمدن ضمير و فعل، حيثيت اجتماعى را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 46 - 4
4 - جامعه فرو رفته در فسق و گناه ، در معرض عذاب الهى قرار دارد .
و قوم نوح . .. إنّهم كانوا قومًا فـسقين
بيان سرنوشت قوم نوح و علت نابودى آنان، در مقام هشدار به همه امت ها است كه بدانند، هرگاه علت نزول عذاب در قومى فراهم آيد، آنها نيز چون قوم نوح مبتلا خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 6 - 7
7 - فسق و انحراف از حق ، موجب محروميت از هدايت و غفران الهى
إنّ اللّه لايهدى القوم الفـسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 1
1- جوامع و ملت هاى بسيارى پس از دوران نوح ( ع ) در نتيجه فسق و گناه و به اراده خداوند نابود شدند .
ففسقوا . .. و كم أهلكنا من القرون
«قرن» (مفرد قرون) به معناى قومى است كه نزديك به يك زمان و در يك عصر زندگى مى كنند (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 16 - 1
1- فسق و گناهِ برخورداران از مكنت و ثروتمندان هر جامعه ، عامل هلاكت و نابودى آن جامعه است .
و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها
«مترف» از واژه «ترفه» گرفته شده و «ترفه» هم به معناى روزى و نعمت فراوان است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 32 - 10
10 - فسق و تبه كارى رهبران كارگزاران جامعه ، از زمينه هاى فرستادن رسولان و بعثت پيامبران براى آن جامعه از سوى خداوند
إلى فرعون و ملإيْه إنّهم كانوا قومًا فـسقين
برداشت ياد شده از تعليليه بودن جمله «إنّهم كانوا قوماً فاسقين» استفاده مى شود; يعنى، چون فرعون و كارگزارانش مردمى تبه كاراند، پس با اين معجزه به سوى آنان روان شو.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 10
10 - فسق ديرينه جامعه فرعونى ، زمينه ساز تأثيرپذيرى آنان از تبليغات غلط و گمراه كننده
إنّهم كانوا قومًا فـسقين
«إنّهم» جنبه تعليل براى قسمت اول آيه شريفه دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 74 - 10
10- پيشينه جامعه لوط در فسق و انحراف ، زمينه ساز روى آوردن آنان به كردار پليد و ناشايست و نپذيرفتن دعوت حضرت لوط ( ع )
تعمل الخبئث إنّهم كانوا قوم سوء فـسقين
جمله «إنّهم كانوا. ..» به منزله تعليل براى جمله «تعمل الخبائث» مى باشد. بنابراين فسق (عصيان و انحراف از مسير حق) موجب رويكرد قوم لوط به خبائث و ناپاكى ها گرديد. گفتنى است فعل «كانوا» ـ كه مفيد استقرار وصف است ـ بيانگر تداوم فساد در ميان قوم لوط در گذشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 46 - 1
1 - قوم نوح ، از پيشين ترين اقوام هلاك شده بشر در نتيجه فسق و گناه
و قوم نوح من قبل إنّهم كانوا قومًا فـسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 7
7 - فسق و انحراف يهوديان ، موجب كفرشان به قرآن و آيات الهى است .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
مصداق روشن براى «الفاسقون» - به قرينه آيات قبل و بعد - يهوديان هستند. آيات پيشين برخى از بهانه هاى يهود را براى اعراض از ايمان يادآور شده و آيه مورد بحث بيان مى دارد كه ريشه اصلى اعراض يهود از ايمان انحراف و فسق پيشگى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 6 - 3
3 - گرايش طبيعى انسان به فسق و فجور ، زمينه پرسش هاى انكارآميز او درباره قيامت .
بل يريد الإنسـن ليفجر أمامه . يسئل أيّان يوم القيـمة
جمله «يسئل أيّان. ..» استيناف بيانى و در مقام تعليل و تفسير «بل يريد الإنسان ليفجر...» است; يعنى، پرسش انكارآميز انسان، برخاسته از گرايش او به فسق و فجور است; چرا كه اگر قيامت را بپذيرد، نمى تواند به فسق و فجور متمايل گردد. ازاين رو براى ادامه راه فسق و فجور خويش، قيامت را انكار كرده و به تمسخر مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 3
3- فسق و فساد عمومى و فراگير در ميان مردم و اقوام پيش از حضرت نوح ( ع ) وجود نداشت .
و ما كنّا معذّبين حتى نبعث رسولاً. و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 18 - 3
3 - ايمان و فسق دنيوى ، ملاك پاداش و كيفر اخروى است .
أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا لايستوون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 12 - 7
7 - لزوم مبارزه با سردمداران فسق و انحرافات جامعه
إلى فرعون و قومه إنّهم كانوا قومًا فـسقين
«إنّهم كانوا. ..» در مقام تعليل است و هر كجا علت پيدا شد، احكام و پى آمدهاى آن نيز جارى خواهد گشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 8
8 - اتهام بى دليل زنا به زنان پاكدامن ، بدترين نوع فسق است و نسبت دهندگان آن ، سرآمد فاسقان اند .
والذين يرمون المحصنـت ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء . .. و أُولـئك هم الفـسقون
ضمير «هم» ضمير فصل و «الفاسقون» مسند همراه با «ال» جنس و مفيد حصر است. منحصر كردن اهل فسق به نسبت دهندگان زناى بى دليل به زنان پاكدامن، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 46 - 3
3 - قوم نوح ، داراى فسقى مستمر و فراگير
و قوم نوح . .. إنّهم كانوا قومًا فـسقين
«كانوا» دلالت بر ديرينه داشتن فسق قوم نوح دارد و واژه «قوماً» مى رساند كه فسق آنان، مخصوص گروهى از ايشان نبوده; بلكه تمامى آنان را دربرگرفته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 33 - 1
1 ـ « فسق » و « ايمان » دو صفت متضاد و ناسازگار هستند .
كذلك حقت كلمت ربك على الذين فسقوا أنهم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 16 - 3
3- برخوردارى از رفاه و ثروت ، زمينه ساز گرايش به فسق و گناه
أمرنا مترفيها ففسقوا فيها
ذكر مترفان جامعه از ميان ساير قشرها براى فاسق شدن، در حالى كه فسق و گناه از عهده همه مردم برمى آيد و اختصاص به گروه خاصّى ندارد، ممكن است به خاطر نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 19 - 8
8 - فسق و گناه پيشگى ، داراى پيوندى عميق با غفلت از خدا و خويش
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه فأنسيهم أنفسهم أُولـئك هم الفـسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 10 - 17
17 - ترك انفاق ، باعث خارج شدن از زمره صالحان
فأصّدّق و أكن من الصـلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 21
21 - فسق پيشگى اهل كتاب و نافرمانى آنان از حق ، نتيجه بى تفاوتى دراز مدت آنان نسبت به تعاليم الهى و گرفتار شدن به قساوت قلب
فطال عليهم الأمد فقست قلوبهم و كثير منهم فـسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 5 - 1
1 - انكار و زير سؤال بردن برپايى قيامت ، بهانه كافران براى انجام هرگونه فسق و فجور
أيحسب الإنسـن ألّن نجمع عظامه . .. بل يريد الإنسـن ليفجر أمامه
«فجور» (مصدر «يفجر») به معناى فسق (صحاح اللغة) و لام در «ليفجر» براى تعليل است. «أمام» اسم مكان و در اين آيه مجازاً در زمان مستقبل ـ كه مفيد استمرار است ـ استعمال شده است. بنابراين مفاد آيه چنين مى شود: «بلكه انسان مى خواهد تا راه فسق و فجور، براى هميشه به روى او باز باشد و آن را ادامه دهد و همين سبب انكار معاد از جانب او است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 7
7 - توبه فاسقان و اصلاح رفتارشان ، از بين برنده آثار سوء فسق گذشته آنان است .
أُولـئك هم الفـسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أصلحوا فإنّ اللّه غفور رحيم
جمله «فإنّ اللّه غفور رحيم» در مقام تعليل براى رفع مجازات هاى فاسقان است و علت هر حكمى، موجب تعميم و سرايت آن
حكم خواهد شد. بنابراين فاسقان توبه كار، مشمول رحمت الهى اند; چه فسق آنان مربوط به تهمت زدن ها باشد و چه غير آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 3
3 - توبه نسبت دهندگان بى دليل زنا به زنان پاكدامن ـ در صورت اصلاح رفتار خويش و جبران ضرر و زيان وارده بر متهمان ـ موجب رفع مجازات فسق و عدم پذيرش شهادت از آنان مى شود .
والذين يرمون المحصنـت . .. أُولـئك هم الفـسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أ
برداشت فوق، مبتنى براين نكته است كه پذيرش توبه، شامل تمامى مجازات هاى مطرح شده در آيه قبل براى تهمت زنندگان شود; ولى حدّ قذف (صد تازيانه) را به خاطر وجود دليل خاص قطعى شامل نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 13
13 ـ قمار ، حرم و ارتكاب آن ، موجب فسق است .
حرمت عليكم . .. و إن تستقسموا بالازلم ذلكم فسق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 7،13
7 ـ قانونگذارى ، جز بر پايه تعاليم و مقررات الهى ، در پى دارنده فسق و تباهى
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الفسقون
جمله «من لم يحكم . ..» علاوه بر مسأله قضاوت، مى تواند شامل هر نوع دستور و قانونى باشد.
13 ـ مسيحيان ، در صورت پيروى نكردن از احكام انجيل ، فاسق هستند .
و ليحكم أهل الانجيل بما أنزل اللّه فيه و من لم يحكم . .. هم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 11 - 17
17 - نسبت دادن القاب زشت به مؤمنان ، موجب فسق است .
بئس الاسم الفسوق بعد الإيمـن
برداشت بالا بنا براين نكته است كه تعبير «بئس الاسم» نظر به شخصى داشته باشد كه ديگران را با القاب زشت ياد مى كند; يعنى، اين خصلت (تنابز به القاب)، سبب مى شود كه انسان بد نام گردد و با نام «فاسق» از او ياد شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 32 - 8
8 - فرعون و سران حكومت وى ، عناصرى فاسق و متجاوز بودند .
إلى فرعون و ملإيْه إنّهم كانوا قومًا فـسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 59 - 9
9 ـ باور و اعتقاد مسلمانان به فسق اكثريت اهل كتاب ، عامل انتقاد نابجا و ناخرسندى بى دليل آنان از اهل ايمان
هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه . .. و إن اكثركم فسقون
بدان احتمال كه «ان اكثركم» عطف بر «اللّه» باشد، يعنى «امنا بان اكثركم فاسقون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 20
20 - بسيارى از اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، فاسق و متمرداند .
و كثير منهم فـسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 8 - 16
16 ـ اكثريت مشركان صدر اسلام ، مردمى فاسق و بيرون از مسير حق بودند .
و أكثرهم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 20
20 - بسيارى از اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، فاسق و متمرداند .
و كثير منهم فـسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 4
4- پيدايش فسق و فساد عمومى و انحرافات عمده تاريخ انسانى ، پس از عصر نوح بود .
و كم أهلكنا . .. من بعد نوح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 102 - 6
6 ـ فسق و عصيانگرى امت هاى گذشته ، ريشه وفادار نماندن آنان به پيمان ها و عهد هاى خويش با خداوند
و ما وجدنا لأكثرهم من عهد و إن وجدنا أكثرهم لفسقين
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه جمله «إن وجدنا . .. » بيانگر علت وفا نكردن امتهاى گذشته به پيمانهاى خويش با پيامبران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 21
21 ـ ترويج زشتى ها ( منكر ) ، پيشگيرى از كار هاى نيك ، امتناع از انفاق و غفلت از ياد خدا ، فسق واقعى است .
يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم نسوا اللّه . .. إن المنفقين هم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 76 - 8
8 ـ خيانت در امانت و بدعتگذارى در دين از سوى اهل كتاب ، برخاسته از بى تقوايى آنان
و منهم من ان تأمنه بدينار . .. و يقولون على اللّه الكذب ... بلى من اوفى بعهده و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 59 - 11
11 ـ فسق و تبهكارى اهل كتاب ، از عوامل وادار كننده آنان به انتقاد از مسلمانان
قل يأهل الكتب هل تنقمون منا الا . .. و إن اكثركم فسقون
برداشت فوق بر اين مبناست كه «ان اكثركم . ..» به تقدير لام، مفعول له براى «هل تنقمون» باشد. در اين صورت «ان اكثركم ...» عطف بر محذوف است. يعنى «انما تنقمون ما ايماننا باللّه ... لكذا و كذا و لان اكثركم فاسقون» و يا عطف گرفته شود بر «ان ءامنا» در صورتى كه «ان ءامنا» خود بيانگر علت باشد ; يعنى: ما تنقمون منا ديننا و صلاتنا الا لايماننا و لان اكثركم فاسقون.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 60 - 3
3 ـ اهل كتاب داراى سوابقى ننگينتر و ناپسندتر از فسق و تبهكارى آنان
قل هل انبئكم بشرّ من ذلك مثوبة عند اللّه
برداشت فوق بر اين مبناست كه ذلك اشاره باشد به «فسقى» كه از «ان اكثركم فسقون»، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 62 - 7
7 ـ رواج گناه و تجاوز و حرام خوارى در بين اهل كتاب ، نمودى از فسق آنان
و إن اكثركم فسقون . .. و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم و العدون
به مقتضاى ارتباط بين آيات اين بخش از سوره مى توان گفت: آيه مورد بحث با بيان مصداق و نمونه هايى از فسق اهل كتاب براى اثبات «ان اكثركم فسقون» استدلال كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 59 - 7،11
7 - عذاب آسمانى نازل شده بر گنهكاران بنى اسرائيل ، سزاى فسق ديرينه آنان و گناه تغيير و تبديل فرمان خدا بوده است .
فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء بما كانوا يفسقون
«با»ى سببيه در «بما كانوا يفسقون» مى رساند كه: نزول عذاب آسمانى به سبب فسق ديرينه بنى اسرائيل بوده و توصيف آنان به
ستمكارى (الذين ظلموا) دلالت مى كند كه عذاب به خاطر ظلم آنان، يعنى تبديل فرمان خدا بوده است. بنابراين بايد گفت: ستمكارى بنى اسرائيل به ضميمه فسق ديرينه آنان، موجب عذاب شده است.
11 - گروهى از قوم موسى ، از ديرباز مردمى فاسق و تبهكار بودند .
بما كانوا يفسقون
«باء» در «بما كانوا . ..» سببيه و «ما» مصدريه است. فعل مضارع آن گاه كه همراه «كان» و مانند آن آورده شود، دلالت بر استمرار در زمان گذشته دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 25 - 10
10 ـ بنى اسرائيل ، قومى فاسق به خاطر لجاجت و تمردشان در برابر فرامين موسى ( ع )
و بين القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 26 - 14،15
14 ـ قوم موسى ، مردمانى فاسق و نافرمان
إنّا لن ندخلها . .. فلاتأس على القوم الفسقين
15 ـ لجاجت قوم موسى در برابر فرمان هاى وى ، نشانه فسق آنان
إنّا لن ندخلها . .. فلاتأس على القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 81 - 9،10
9 ـ بسيارى از بنى اسرائيل در زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) فاسق و شكننده حدود و حريم دين خويش بودند .
و لكن كثيراً منهم فسقون
10 ـ فسق بنى اسرائيل عامل ايمان نياوردن به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و وحى الهى
و لو كانوا يؤمنون . .. و لكن كثيراً منهم فسقون
جمله «و لكن . ..» بيانگر علت عدم ايمان بنى اسرائيل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 10
10 - هواپرستى ، حسد ، نژادپرستى ، خود بزرگ بينى و خويشتن را بدون هيچ دليل اهل بهشت پنداشتن ، از مصاديق فسق است .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 10
10 - هواپرستى ، حسد ، نژادپرستى ، خود بزرگ بينى و خويشتن را بدون هيچ دليل اهل بهشت پنداشتن ، از مصاديق فسق است .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 197 - 2،3
2 ـ حرمت هر گونه سخن ناشايست ( رفث ) در حج
فمن فرض فيهن الحج فلا رفث . .. فى الحج
3 ـ حرمت هر گونه نافرمانى ( فسوق ) در حج
فمن فرض فيهنّ الحج فلا رفث و لا فسوق . .. فى الحج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 9
9 - فسق و فساد ، داراى ريشه مستحكم و ديرينه در جامعه فرعونى
إنّهم كانوا قومًا فـسقين
واژه «كانوا» بيانگر آن است كه قوم فرعون، داراى پيشينه ديرين فسق بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 9
9 - دنيا پرستى ، دشمنى با فرشتگان ، ارتكاب گناهانى همچون كشتن انبيا و رهبران دينى و شكستن پيمان هاى الهى ، از مصداق هاى فسق است .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
آيات گذشته (از آيه 74 - 98) موانعى را براى ايمان آوردن يهود به قرآن و پيامبر ذكر كرده و در آيه مورد بحث ريشه انكار قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) را فسق پيشگى دانسته است. بنابراين آنچه در آن آيات از موانع ايمان آوردن شمرده شده، از نظر قرآن مصداق فسق و بيانگر معناى آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 24 - 5
5 ـ ترجيح محبت خويشاوندان و امكانات مادى بر محبت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جهاد ، فسق و انحراف است .
قل إن كان ءاباؤكم . .. أحب إليكم ... و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 34 - 7
7 - لواط و راهزنى و ارتكاب گناه علنى ، از مظاهر فسق است .
أئنّكم لتأتون الرجال و تقطعون السبيل و تأتون فى ناديكم المنكر . .. بما كانوا يفس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 19 - 7
7 - غافلان از خدا و خويش ، همان فاسقان واقعى و پرده دران حريم ارزش هايند .
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه فأنسيهم أنفسهم أُولـئك هم الفـسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 12 - 5،6
5 - فرعون و فرعونيان ، مردمى گرفتار فسق و انحراف ديرپاى
إلى فرعون و قومه إنّهم كانوا قومًا فـسقين
تعبير «كانوا قوماً فاسقين» بيانگر آن است كه فرعونيان از ديرباز گرفتار فسق و انحراف بوده اند.
6 - مبارزه با فسق و تجاوزگرى فرعون و فرعونيان ، در رأس برنامه ها و وظايف موسى
فى تسع ءايـت إلى فرعون و قومه إنّهم كانوا قومًا فـسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 32 - 8
8 - فرعون و سران حكومت وى ، عناصرى فاسق و متجاوز بودند .
إلى فرعون و ملإيْه إنّهم كانوا قومًا فـسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 12 - 5،6
5 - فرعون و فرعونيان ، مردمى گرفتار فسق و انحراف ديرپاى
إلى فرعون و قومه إنّهم كانوا قومًا فـسقين
تعبير «كانوا قوماً فاسقين» بيانگر آن است كه فرعونيان از ديرباز گرفتار فسق و انحراف بوده اند.
6 - مبارزه با فسق و تجاوزگرى فرعون و فرعونيان ، در رأس برنامه ها و وظايف موسى
فى تسع ءايـت إلى فرعون و قومه إنّهم كانوا قومًا فـسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 4 - 8
8 - اتهام بى دليل زنا به زنان پاكدامن ، بدترين نوع فسق است و نسبت دهندگان آن ، سرآمد فاسقان اند .
والذين يرمون المحصنـت ثمّ لم يأتوا بأربعة شهداء . .. و أُولـئك هم الفـسقون
ضمير «هم» ضمير فصل و «الفاسقون» مسند همراه با «ال» جنس و مفيد حصر است. منحصر كردن اهل فسق به نسبت دهندگان زناى بى دليل به زنان پاكدامن، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 34 - 5،6
5 - قوم لوط ، مردمى همواره فاسق و تبهكار بودند .
بما كانوا يفسقون
6 - فسق و تبهكارى قوم لوط ، موجب نزول عذاب آسمانى بر آنها شد .
إنّا منزلون على أهل هـذه القرية . .. بما كانوا يفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 3 - 4
4 - قوم نوح ، پيش از رسالت آن حضرت ، به عبادت خدا و تقواى الهى اعتقاد نداشته و پايبند نبودند .
أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون
توصيه و انذار حضرت نوح(ع) به موارد ياد شده و مخالفت طولانى قومش با آنها، بيانگر حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 102 - 7
7 ـ كفرپيشگان ، مردمى فاسق و بى اعتنا به عهد هاى الهى
و ما وجدنا لأكثرهم من عهد و إن وجدنا أكثرهم لفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 80 - 8
8 ـ كفر به خدا و رسول او ، فسق و كافران ، مردمانى فاسقند .
ذلك بأنهم كفروا باللّه و رسوله و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 18 - 5
5 - كافران ، مردمانى فاسق و تبه كارند .
أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا
به قرينه مقابله «مؤمناً» و «فاسقاً» و به قرينه آيات پيش كه در آنها، مردم به دو دسته كافر و مؤمن تقسيم شده اند، مراد از «فاسقاً» مى تواند كافران باشد. بنابراين، اطلاق «فاسق» بر كافر به خاطر فسق و تبه كارى او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 34 - 7
7 - لواط و راهزنى و ارتكاب گناه علنى ، از مظاهر فسق است .
أئنّكم لتأتون الرجال و تقطعون السبيل و تأتون فى ناديكم المنكر . .. بما كانوا يفس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 25
25 ـ گنهكاران ، فاسقند .
ان يصيبهم ببعض ذنوبهم و إن كثيراً من الناس لفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 18 - 6
6 - مجرمان ، مردمانى فاسق و تبه كارند .
المجرمون . .. أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 34 - 7
7 - لواط و راهزنى و ارتكاب گناه علنى ، از مظاهر فسق است .
أئنّكم لتأتون الرجال و تقطعون السبيل و تأتون فى ناديكم المنكر . .. بما كانوا يفس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 53 - 4
4 ـ متخلفان از جنگ ، فاسق و اعمالشان در نزد خداوند بى ارزش است .
إنكم كنتم قوماً فسقين
روى سخن در اين بخش از آيات با منافقانى است كه از شركت در جنگ تبوك خوددارى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 96 - 9
9 ـ منافقان و توانمندان متخلف از جهاد ، فاسق و محروم از رضايت خدايند .
يحلفون . .. لا يرضى عن القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 33 - 5
5 ـ مشركان ، مردمانى فسق پيشه اند .
فذلكم اللّه ربكم . .. كذلك حقت كلمت ربك على الذين فسقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 27 - 8
8 - آنان كه در زمين فسادانگيز هستند ، فاسقند .
إلا الفسقين. الذين ... يفسدون فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 49 - 5
5 ـ تكذيب كنندگان آيات الهى، فاسقند.
و الذين كذبوا بأيتنا يمسهم العذاب بما كانوا يفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 8
8 - انكار قرآن و دلايل رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه فسق و انحراف انكار كننده است .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 8
8 - انكار قرآن و دلايل رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه فسق و انحراف انكار كننده است .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 53 - 5
5 ـ منافقان ، گروهى فاسق و تجاوزپيشه
إنكم كنتم قوماً فسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 20
20 ـ منافقان ، مشخص ترين نمونه فاسقان
إن المنفقين هم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 80 - 9
9 ـ منافقان ، مردمانى فاسقند .
ذلك بأنهم كفروا . .. و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 14
14 ـ منافقان ، مردمى فاسق و منحرف از مسير حق
إنهم كفروا . .. فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 96 - 9
9 ـ منافقان و توانمندان متخلف از جهاد ، فاسق و محروم از رضايت خدايند .
يحلفون . .. لا يرضى عن القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 6 - 9
9 - منافقان ، عناصرى فاسق و منحرف
إنّ اللّه لايهدى القوم الفـسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 8 - 18
18 ـ پيمان شكنان ، مردمانى فاسق و منحرف از مسير حق
لايرقبوا فيكم . .. ذمة ... و أكثرهم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 21
21 ـ ترويج زشتى ها ( منكر ) ، پيشگيرى از كار هاى نيك ، امتناع از انفاق و غفلت از ياد خدا ، فسق واقعى است .
يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم نسوا اللّه . .. إن المنفقين هم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 6 - 11
11ـ « من إحتجاج الحسن ( ع ) لمخالفيه . . . و أمّا أنت يا وليد بن عقبه فواللّه ما ألومك أن تبغض عليّاً . . . و قد سمّاه اللّه مؤمناً . . . و سمّاك فاسقاً و هو قول اللّه عزّوجلّ . . . « إن جاءكم فاسق بنبإ فتبيّنوا أن تصيبوا قوماً بجهالة . . . » ;
از احتجاجات امام حسن(ع) با مخالفان خود است كه فرمود: اما تو اى وليدبن عقبه! سوگند به خدا من تو را در دشمنى ات با حضرت على(ع) ملامت نمى كنم. ..; زيرا خداوند على(ع) را مؤمن ... و تو را فاسق خوانده است. ...و اين سخن خداوند عزّوجلّ است: إن جاءكم فاسق بنبإ فتبيّنوا...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 10
10 - هواپرستى ، حسد ، نژادپرستى ، خود بزرگ بينى و خويشتن را بدون هيچ دليل اهل بهشت پنداشتن ، از مصاديق فسق است .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 163 - 13،14
13 ـ يهوديانِ ساكن ايله داراى پيشينه فسق و تبهكارى
بما كانوا يفسقون
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ما» در «بما كانوا» مصدريه باشد ; يعنى: به سبب فسق و تبهكارى سابقشان آنان را اين گونه آزموديم.
14 ـ فسق و تبهكارى ديرينه مردم ايله ، موجب آزمون آنان با فراهم آوردن زمينه اى مساعد ( تسهيل ماهيگيرى در شنبه و ناياب شدن ماهى در غير آن روز ) براى سرپيچى از حكم تحريم صيد
كذلك نبلوهم بما كانوا يفسقون
«كذلك» اشاره است به معنايى كه از «إذ تأتيهم حيتانهم . .. » به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 7
7 ـ فسق و ستمگرىِ يهوديان ايله ، مايه نزول عذاب الهى بر آنان شد .
أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس بما كانوا يفسقون
«ما» در «بما كانوا» مصدريه و «باء» سببيه است ـ يعنى: أخذناهم بسبب فسقهم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 103 - 5
5 - يهوديان عصر بعثت ، به دليل وابستگى به دنيا و فسق پيشگى زمينه هاى ايمان و تقوا را از دست داده بودند .
لبئس ما شروا به أنفسهم . .. و لو أنهم ءامنوا و اتقوا لمثوبة من عنداللّه خير
به كارگيرى «لو» امتناعيه در جمله «لو أنهم . ...» مى نماياند كه: ايمان آوردن يهود و پرهيز از گناهانى همانند سحر، امرى مشكل يا ممتنع بوده است. آيات پيشين - كه سخن از دلبستگى شديد يهود به دنيا و فاسق بودن آنان داشت - مى تواند بيانگر علت به وجود آمدن اين روحيه در ايشان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 7 - 20
20 - بيزارى از كفر ، فسق و عصيان ، داراى ريشه در سرشت انسان *
و كرّه إليكم الكفر و الفسوق و العصيان
برداشت بالا بدان احتمال است كه انتساب «كرّه» به خداوند، بيانگر جريان تكوينى باشد; يعنى، خداوند وجود انسان را ـ با همه تمايلات و گرايش ها ـ به گونه اى آفريده است كه به طور طبيعى از كفر و. .. متنفر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 7 - 20
20 - بيزارى از كفر ، فسق و عصيان ، داراى ريشه در سرشت انسان *
و كرّه إليكم الكفر و الفسوق و العصيان
برداشت بالا بدان احتمال است كه انتساب «كرّه» به خداوند، بيانگر جريان تكوينى باشد; يعنى، خداوند وجود انسان را ـ با همه تمايلات و گرايش ها ـ به گونه اى آفريده است كه به طور طبيعى از كفر و. .. متنفر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 16
16 ـ پيوند تنگاتنگ ميان كفر ، نفاق و فسق
إنهم كفروا . .. فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 59 - 7
7 - عذاب آسمانى نازل شده بر گنهكاران بنى اسرائيل ، سزاى فسق ديرينه آنان و گناه تغيير و تبديل فرمان خدا بوده است .
فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء بما كانوا يفسقون
«با»ى سببيه در «بما كانوا يفسقون» مى رساند كه: نزول عذاب آسمانى به سبب فسق ديرينه بنى اسرائيل بوده و توصيف آنان به ستمكارى (الذين ظلموا) دلالت مى كند كه عذاب به خاطر ظلم آنان، يعنى تبديل فرمان خدا بوده است. بنابراين بايد گفت: ستمكارى بنى اسرائيل به ضميمه فسق ديرينه آنان، موجب عذاب شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 26 - 2،4
2 ـ محروميت قوم موسى ( ع ) از تسلط بر سرزمين مقدس و سكونت در آن ، پيامد و كيفر فسق و سرپيچى آنان از فرمان موسى ( ع )
إنّا لن ندخل ابداً . .. فانها محرمة عليهم
جمله «فانها محرمة . ..»، تفريع بر نافرمانى آنان از دستور موسى(ع) است، نه اينكه متفرع بر نفرين او (فافرق بيننا ...) باشد.
4 ـ سرگردانى قوم موسى ( ع ) در بيابان ، پيامد و كيفر فسق و سرپيچى آن از فرمان موسى ( ع )
إنّا لن ندخلها . .. يتيهون فى الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 9
9 ـ ترك نهى از منكر و سكوت در برابر منحرفان و فسق و ستمگرى ، داراى كيفرى شديد است .
أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 5 - 3،5
3 - منشأ انكار معاد ، تمايل انسان به فسق و فجور است ; نه وجود شبهه اى علمى .
أيحسب الإنسـن ألّن نجمع عظامه . .. بل يريد ألإنسـن ليفجر أمامه
5 - گرايش به فسق و فجور ، از تمايلات طبيعى انسان ها است .
بل يريد الإنسـن ليفجر أمامه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 12 - 6
6 - مبارزه با فسق و تجاوزگرى فرعون و فرعونيان ، در رأس برنامه ها و وظايف موسى
فى تسع ءايـت إلى فرعون و قومه إنّهم كانوا قومًا فـسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 32 - 3
3- تقواپيشگان ، انسانهايى پاك و مبرّاى از جهالت و فسق
المتّقين . الذين تتوفّـهم الملـئكة طيّبين
واژه «طيّب» وقتى به انسان نسبت داده شود، به معناى دور بودن او از آلودگى، جهل، فسق و كارهاى زشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 13،15
13 ـ نفاق و كفر و مرگ در حال فسق ، مايه محروميت از فيض نماز و دعاى اهل ايمان
و لاتصل . .. إنهم كفروا باللّه و رسوله و ماتوا و هم فسقون
15 ـ انحراف از مسير حق و مردن در حال فسق ، فرجام شوم منافقان
و ماتوا و هم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 121 - 5
5 ـ حيوانى كه با نام خدا ذبح نشود، مظهر فسق است.
و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه و إنه لفسق
مرجع ضمير «إنه» مى تواند «ما» در «مما لم يذكر» باشد در نتيجه حيوان ذبح شده بدون نام خدا، خود فسق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 59 - 12
12 ـ فسق ( ناديده گرفتن دستورات خداوند ) ، ريشه استهزاى دين و شعاير الهى
اتخذوا دينكم هزواً و لعباً . .. و إن اكثركم فسقون
مصداق جمله «هل تنقمون . ..» همان استهزاى نماز و احكام دين است. بنابراين «فسق» كه علت براى «تنقمون» گرفته شده است، در حقيقت علت استهزاى دين نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 6
6 - پذيرش توبه قذف كنندگان و پاك شدن آنان از آثار فسق ، ناشى از غفران و رحمت خداوند است .
والذين يرمون المحصنـت . .. أُولـئك هم الفـسقون 0 إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 20 - 3
3 - دلبستگى به دنيا و نقدطلبى ، منشأ تمايل انسان به فسق و فجور
بل يريد الإنسـن ليفجر أمامه . .. كلاّ بل تحبّون العاجلة
مطلب ياد شده، از ارتباط ميان اين آيه و آيه 5 استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 50 - 13
13- فسق ابليس و سرپيچى او از امر پروردگار ، داراى ريشه در سرشت وى بود .
كان من الجنّ ففسق عن أمر ربّه
فاء تفريع، بيانگر اين معنا است كه «جن» بودن، زمينه فسق ابليس شد و ممكن است مراد اين باشد كه در سرشت جن، حق انتخاب قرار داده شده و مجبور به اطاعت نيست، از اين جهت، ابليس، به انتخاب خود، راهِ فسق در پيش گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 7 - 17
17 - خداوند ، پديد آورنده زمينه بيزارى مؤمنان از كفر ، فسوق و عصيان
و لـكنّ اللّه . .. و كرّه إليكم الكفر و الفسوق و العصيان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 27 - 7،8
7 - كسانى كه به پيمان هاى الهى پايبند نباشند و پيوندهايى را كه خدا به برقرارى آنها فرمان داده ، ناديده بگيرند ، فاسق هستند .
إلا الفسقين. الذين ... يقطعون ما أمراللّه به أن يوصل
«الذين»، صفت توضيحى براى «الفاسقين» مى باشد.
8 - آنان كه در زمين فسادانگيز هستند ، فاسقند .
إلا الفسقين. الذين ... يفسدون فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 9،10
9 - دنيا پرستى ، دشمنى با فرشتگان ، ارتكاب گناهانى همچون كشتن انبيا و رهبران دينى و شكستن پيمان هاى الهى ، از مصداق هاى فسق است .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
آيات گذشته (از آيه 74 - 98) موانعى را براى ايمان آوردن يهود به قرآن و پيامبر ذكر كرده و در آيه مورد بحث ريشه انكار قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) را فسق پيشگى دانسته است. بنابراين آنچه در آن آيات از موانع ايمان آوردن شمرده شده، از نظر قرآن مصداق فسق و بيانگر معناى آن مى باشد.
10 - هواپرستى ، حسد ، نژادپرستى ، خود بزرگ بينى و خويشتن را بدون هيچ دليل اهل بهشت پنداشتن ، از مصاديق فسق است .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 11،12
11 ـ استفاده از مردار ، خون ، گوشت خوك ، حيوان خفه شده ، زده شده ، پرت شده ، شاخ خورده ، دريده شده و بدون تذكيه ،
فسق و خروج از طاعت خداوند است .
حرمت عليكم . .. ذلكم فسق
بنابر اينكه «ذلكم» اشاره باشد به جميع عناوين ياد شده در آيه، نه خصوص آخرين عنوان.
12 ـ قسمت بندى گوشت به حكم قمار و استفاده از آن و خوردن گوشت حيوانى كه به نام غير خدا و يا بر آستان بت ها ذبح شود ، فسق است .
حرمت عليكم . .. و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم ذلكم فسق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 10،11
10 ـ خوددارى از قضاوت بر اساس احكام و قوانين الهى ، فسق است . *
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الفسقون
جمله «و من لم يحكم . ..» داراى دو مصداق است: يكى حكم كردن بر اساس احكام غير الهى و ديگرى خوددارى از حكم كردن و قضاوت نمودن بر پايه مقررات الهى. برداشت فوق ناظر به مصداق دوم است.
11 ـ خوددارى از قانونگذارى بر اساس تعاليم الهى ، فسق است . *
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 108 - 10،11
10 ـ خيانت در شهادت و سوگند دروغ ، فسق و مايه محروميت از هدايت خاص الهى است .
فان عثر على انهما استحقا . .. و اللّه لايهدى القوم الفسقين
11 ـ رعايت نكردن تقوا و بى اعتنايى به دستورات خداوند ، فسق و مايه محروميت از هدايت خاص الهى است .
و اسمعوا و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 49 - 4
4 ـ تكذيب رسالت انبيا، فسق است.
و ما نرسل المرسلين إلا مبشرين و منذرين . .. و الذين كذبوا بأيتنا يمسهم العذاب بم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 121 - 2،3
2 ـ خوردن از ذبيحه اى كه نام خدا بر آن برده نشده، فسق (خروج از طاعت خداوند) است.
و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه و إنه لفسق
مرجع ضمير «إنه»، «أكل» مى تواند باشد كه از جمله «لا تأكلوا» گرفته شده است.
3 ـ ياد نكردن عمدى نام خداوند در هنگام ذبح حيوان، فسق است.
و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه و إنه لفسق
مرجع ضمير «إنه»، «ترك التسمية» مى تواند باشد كه از مضمون جمله «مما لم يذكر» انتزاع شده و نتيجه آن برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 145 - 12،13
12 ـ بردن نامى جز نام خدا بر حيوان به هنگام ذبح، فسق و خروج از طاعت خداست.
أو فسقا أهل لغير الله به
13 ـ حيوان ذبح شده با نام غير خدا، فسق است، گر چه ذاتاً پليد نباشد.
أو فسقا أهل لغير الله به
خداوند از چنين حيوانى تفسير به رجس نكرده بلكه فقط بر او اطلاق فسق كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 8
8 ـ تخلف از احكام الهى و مداومت بر آن ، فسق و ظلم و در پى دارنده كيفر شديد الهى است .
و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس بما كانوا يفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 24 - 5
5 ـ ترجيح محبت خويشاوندان و امكانات مادى بر محبت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جهاد ، فسق و انحراف است .
قل إن كان ءاباؤكم . .. أحب إليكم ... و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 21
21 ـ ترويج زشتى ها ( منكر ) ، پيشگيرى از كار هاى نيك ، امتناع از انفاق و غفلت از ياد خدا ، فسق واقعى است .
يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم نسوا اللّه . .. إن المنفقين هم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 80 - 8
8 ـ كفر به خدا و رسول او ، فسق و كافران ، مردمانى فاسقند .
ذلك بأنهم كفروا باللّه و رسوله و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 34 - 7
7 - لواط و راهزنى و ارتكاب گناه علنى ، از مظاهر فسق است .
أئنّكم لتأتون الرجال و تقطعون السبيل و تأتون فى ناديكم المنكر . .. بما كانوا يفس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 18 - 4
4 - خروج از ايمان ، فسق است .
أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا
به قرينه مقابله «مؤمناً» با «فاسقاً» مراد از «فاسقاً» كسانى اند كه ايمان ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 12
12 - پيروى از طاغوت ، گناه و فسق است .
فأطاعوه . .. إنّهم كانوا قومًا فـسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 5 - 2
2 - ايمان به قيامت ، بازدارنده انسان از فسق و فجور
بل يريد الإنسـن ليفجر أمامه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 102 - 5
5 ـ وفا نكردن به عهد ها و پيمان هاى الهى گناه و موجب فسق است .
و ما وجدنا لأكثرهم من عهد و إن وجدنا أكثرهم لفسقين
در چگونگى ارتباط جمله «ما وجدنا . .. » با جمله «إن وجدنا ... » از جهت تقدم و تأخر رتبى دو نظر ابراز شده است: وفا نكردن به عهدهاى الهى موجب فسق است ; فسق پيشين زمينه ساز پايدار نماندن به عهدهاى الهى است. برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 5
5 - كم فروشى ، ازبين برنده ديانت انسان و نمونه اى از فسق و سركشى در برابر خداوند است .
ويل للمطفّفين . .. كلاّ إنّ كتـب الفجّار لفى سجّين
«فجور»; يعنى، دريدن پرده ديانت (مفردات راغب) و به معناى فسق و عصيان نيز آمده است (قاموس). ارتباط اين آيه با آيات پيشين، بيانگر اين است كه از «فجّار»، همان «مطفّفين» اراده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 8
8 - انكار قرآن و دلايل رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه فسق و انحراف انكار كننده است .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 26 - 15
15 ـ لجاجت قوم موسى در برابر فرمان هاى وى ، نشانه فسق آنان
إنّا لن ندخلها . .. فلاتأس على القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 81 - 11
11 ـ پذيرش ولايت و دوستى با كافران نشانه فسق و خروج از حدود الهى است .
ما اتخذوهم أولياء و لكن كثيراً منهم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 55 - 25،26
25 - كفر و ارتداد ، پس از ديدن حاكميت دين و دين داران و امنيت و آرامش زير سايه آن ، نشان فسق و تبه كارى و خروج از راه حق و صواب است .
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم . .. ليستخلفنّهم ... و ليمكّننّ لهم دينهم ... يعبدون
در اين كه مقصود از «كفر» در آيه شريفه چيست؟ ميان مفسران دو ديدگاه وجود دارد: 1ـ مقصود ارتداد است; يعنى، چنانچه هر كس پس از ديدن حاكميت و امنيت زير سايه دين و نيز اتمام حجت الهى، مجدداً راه كفر را بپيمايد، او حقيقتاً فاسق و تبه كار است. 2- مراد كفران نعمت است; يعنى، آن كس كه نعمت حاكميت و امنيت تحت لواى دين را مشاهده كند و در عين حال به جاى شكرگزارى، راه ناسپاسى را بپيمايد، او حقيقتاً فاسق و تبه كار است. برداشت ياد شده، بنابر ديدگاه نخست است.
26 - كفران و ناسپاسى نعمت حاكميت دين داران و امنيت در پناه دين ، نشان فسق و تبه كارى و خروج از راه حق و صواب است .
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم . .. ليستخلفنّهم ... و ليمكّننّ لهم دينهم ... يعبدون
«فسق» به معناى عصيان و ترك فرمان هاى الهى و خروج از راه حق است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 5 - 9
9 - جبهه گيرى در برابر خدا و پيامبر و حاكميت دين ، از نمود هاى بارز فسق
ذلك بأنّهم شاقّوا اللّه و رسوله . .. و ليخزى الفـسقين
از تطبيق عنوان «فاسق» بر كسانى كه در برابر خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) جبهه گيرى كردند (شاقّوا اللّه و رسوله)، مطلب بالا برداشت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 16
16 ـ پيوند تنگاتنگ ميان كفر ، نفاق و فسق
إنهم كفروا . .. فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 7 - 18
18 - نفرت درونى مؤمنان ، از كفر ، فسق و عصيان
و كرّه إليكم الكفر و الفسوق و العصيان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 7 - 21
21 - كفر ، فسق و عصيان ، سه حلقه پيوسته به يكديگر
و كرّه إليكم الكفر و الفسوق و العصيان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 7 - 21
21 - كفر ، فسق و عصيان ، سه حلقه پيوسته به يكديگر
و كرّه إليكم الكفر و الفسوق و العصيان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 34 - 3
3 - موسى ( ع ) ، پيدايش شرح صدر و خوش بيانى را ، مايه فراهم آمدن زمينه ياد فراوان خداوند مى دانست .
قال ربّ اشرح لى صدرى . .. و نذكرك كثيرًا
تعليل «و نذكرك» مى تواند به تمامى خواسته هاى موسى(ع) ـ از جمله درخواست شرح صدر و روان گويى ـ مربوط باشد. موسى(ع) هدف خود را از آن خواسته ها، توفيق افزون تر براى ياد خدا در هر كوى و برزن و هنگام موعظه هر فرد و گروه، اعلام كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 28 - 6
6 - نقش تعيين كننده فصاحت و بلاغت و شفافيت بيان ، در هدايت و تربيت انسان ها
قرءانًا عربيًّا غير ذى عوج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 4 - 5
5 - تأثير شگرف قيافه زيبا و كلام شيوا ، در جذب و جلب افراد
و إذا رأيتهم تعجبك أجسامهم و إن يقولوا تسمع لقولهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 7 - 14
14 - فصاحت قرآن ، عاملى مؤثر در اسلام مردم مكه و نواحى آن
أوحينا إليك قرءانًا عربيًّا لتنذر أُمّ القرى
برداشت ياد شده بر اين پايه است كه «عربيّاً» به معناى فصاحت و روشنى قرآن بوده و «لتنذر» تعليل براى نزول قرآن با وصف فصاحت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 3 - 6
6 - فصاحت قرآن ، موجب جلب توجه اعراب عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و واداشتن آنان به انديشه و تعقل
إنّا جعلنـه قرءانًا عربيّا لعلّكم تعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 33 - 2
2 - موسى ( ع ) ، تسبيح و تنزيه خداوند در برابر مشركان ، خود را نيازمند شرح صدر و داشتن بيان واضح مى دانست .
ربّ اشرح لى . .. كى نسبّحك كثيرًا
«كى نسبّحك» مى تواند تعليل براى تمام خواسته هاى موسى(ع)، از جمله درخواست شرح صدر و كاهش لكنت زبان باشد. موسى(ع) مى خواست براى رد آنچه گمراهان در باره خداوند توهم كرده اند، توان لازم را داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 34 - 5
5 - بهره گيرى از منطق فصيح و برتر هارون ، انگيزه موسى ( ع ) در بودن او با وى
فأرسله معى ردءًا يصدّقنى إنّى أخاف أن يكذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 29 - 10
10 - به كارگيرى بيان روشن و رسا ، امرى ارزشمند در تبليغ معارف دينى
و رسول مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 34 - 3
3 - اهميت فصاحت و شيوايى بيان ، در كار هدايت و رهبرى جامعه
و أخى هـرون هو أفصح منّى لسانًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 2 - 6
6ـ سخن روشن و به دور از ابهام ، داراى اهميتى ويژه در انجام رسالت تبليغى و دينى
و الكتـب المبين
توصيف قرآن ـ كه پيام تبليغى است ـ به وصف «مبين»، اِشعار به مطلب ياد شده دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 9 - 16
16- لزوم برخوردارى مبلغان دينى ، از بيان و پيامى روشن و خالى از پيچيدگى و ابهام
و ما أنا إلاّ نذير مبين
وصف «مبين» تأكيد بر اهميت روشنى بيان در مقام انذار خلق است. در حقيقت اين آيه گزارشى است از شيوه تبليغ و انذار پيامبر(صلی الله علیه و آله)، تا رهنمودى براى تمامى مبلغان دينى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 7 - 3
3 - مبلغان ، نيازمند فصاحت و شيوايى در تبليغ مفاهيم دينى
أوحينا إليك قرءانًا عربيًّا
بنابراين كه مراد از «عربيّاً» فصاحت و رسايى قرآن باشد و قرآن نيز كتاب هدايت و تبليغ معارف دين است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 113 - 2
2 - روشنى بيان در ارائه حقايق و معارف ، از ويژگى هاى لازم براى تبليغ
قرءانًا عربيًّا و صرّفنا فيه من الوعيد لعلّهم يتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 195 - 6
6 - لزوم به كارگيرى صراحت ، روشنى و گويايى سخن ، در تبليغ و هدايت خلق
نزل . .. بلسان عربىّ مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 17 - 6
6 - لزوم به كارگيرى مفاهيم و مطالب روشن ، رسا و بى ابهام در تبليغ دين
و ما علينا إلاّ البلـغ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 3 - 8
8 - پيام هاى دينى ، اگر با زبانى فصيح و قالبى متناسب ارائه شود ، ذهن و انديشه انسان ها را به خود جذب مى كند .
إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا لعلّكم تعقلون
اين نكته كه قرآن به واسطه فصاحتش، زمينه تعقل و جذب اذهان را فراهم مى كند، نشانگر آن است كه اگر پيام هاى دينى، اين ويژگى را داشته باشند، در جذب مخاطب موفق خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 13 - 2
2 - اهميت سعه صدر و فصاحت بيان ، در كار رهبرى و هدايت جامعه
و يضيق صدرى و لاينطلق لسانى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 34 - 3
3 - اهميت فصاحت و شيوايى بيان ، در كار هدايت و رهبرى جامعه
و أخى هـرون هو أفصح منّى لسانًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 3 - 7
7 - قابليت و گنجايش زبان عربى ، براى ارائه مفاهيم وحى و بيان معارف الهى
كتـب فصّلت ءايـته قرءانًا عربيًّا
خداوند پس از بيان اين حقيقت كه قرآن به روشنى بيان گشته (فصّلت آياته) آن را به عربى بودن توصيف كرده تا به اين معنا اشاره كند كه لغت عرب آن قابليت را داشت كه بتواند زبان وحى باشد و معارف الهى را در خود جاى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 44 - 5
5 - زبان قرآن ، زبانى گويا ، روشن و به دور از ابهام
و لو جعلنـه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايـته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 12 - 16
16- ظرفيت زبان عربى ، براى رساندن پيام خدا و ابلاغ بيم ها و بشارت هاى الهى به خلق *
و هـذا كتـب مصدّق لسانًا عربيًّا لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين
از ارتباط ميان «لساناً عربيّاً» و «لينذر»، استفاده مى شود كه عربى بودن قرآن، داراى تأثيرى مهم در ابلاغ انذار و تبشير الهى به خلق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 2 - 5،6
5ـ قابليت و گنجايش زبان عرب ، براى مفاهيم وحى و بيان معارف الهى
إنا أنزلنـه قرء نًا عربيًّا لعلكم تعقلون
فهميدن حقايق وحى به عنوان غايتى براى نزول قرآن به لغت عرب ، مى رساند كه عربى بودن قرآن ، در فهم معارف و حقايق وحى دخيل است و اين از قابليت لغت عرب براى ارائه مفاهيم وحى حكايت دارد.
6ـ گويايى و رسا بودن زبان عرب ، فلسفه نزول قرآن به آن لغت
إنا أنزلنـه قرء نًا عربيًّا لعلكم تعقلون
«عربى» به معناى فصيح و روشن است و لغت عرب را به اين سبب عربى مى گويند. بنابراين «قرآناً عربيّاً» ; يعنى ، قرآن به لغت عرب است ، همان لغتى كه گويا و رساست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 103 - 7،8
7- قرآن ، در قالب زبان عربى فصيح و روشن نازل شده است .
لسان الذى يلحدون إليه أعجمىّ و هـذا لسان عربىّ مبين
8- بيان فصيح و روشن قرآن در قالب زبان عربى ، گوياترين دليل بر القا نشدن آن توسط فردى عجمى ( غير عرب ) بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
لسان الذى يلحدون إليه أعجمىّ و هـذا لسان عربىّ مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 113 - 1
1 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند ، با بيانى فصيح و روشن
و كذلك أنزلنـه قرءانًا عربيًّا
«عربيّاً» يا به معناى فصيح و روشن مى باشد (مفردات راغب) و يا گوياى انتساب به عرب زبانان است (لسان العرب). برداشت ياد شده، ناظر به معناى اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 28 - 4
4 - قرآن ، بهترين ، گوياترين و شفاف ترين سخن براى پنددهى و درس آموزى
اللّه نزّل أحسن الحديث . .. لعلّهم يتذكّرون . قرءانًا عربيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 3 - 6
6 - آيات قرآن ، برخوردار از فصاحت و شيوايى *
قرءانًا عربيًّا
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «عربيّاً» به معناى سخن فصيح و شيوا باشد. در برابر اعجمى كه به معناى غير فصيح مى باشد (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 44 - 5،6
5 - زبان قرآن ، زبانى گويا ، روشن و به دور از ابهام
و لو جعلنـه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايـته
6 - مجموعه آيات قرآنى ، به دور از هرگونه ابهام و برخوردار از فصاحت
و لو جعلنـه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايـته
«أعجمى» منسوب به «أعجم» است و «أعجم» به كسى گفته مى شود كه كلام او داراى ابهام بوده و گويا نباشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 7 - 2
2 - فصاحت و شيوايى والا و بى مانند قرآن
أوحينا إليك قرءانًا عربيًّا
«عربى» به سخنى گفته مى شود كه فصيح و شيوا باشد. (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 3 - 4
4 - قرآن ، كتابى فصيح و داراى پيامى روشن و بدون ابهام
إنّا جعلنـه قرءانًا عربيًّا
برداشت ياد شده با توجه به معناى ديگر «عربيّاً» ـ كه فصاحت است ـ به دست مى آيد. در مفردات راغب آمده: «العربى: الفصيح البين من الكلام»; يعنى، عربى به سخنى گفته مى شود كه شيوا، روشن و بدون ابهام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 2 - 4
4ـ رسايى و بلاغت بيان ، از ابعاد عظمت قرآن
و الكتـب المبين
از اين كه قرآن با وصف «كتاب مبين» مورد سوگند الهى قرار گرفته است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 29 - 9
9 - روشنى بيان و صراحت كامل پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در تبليغ آيين توحيدى
و رسول مبين
در صورتى كه «مبين» به معناى روشنگر باشد، وضوح و صراحت بيان پيامبر(صلی الله علیه و آله) استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 4 - 3،4
3 - منافقان ، داراى زبانى شيوا و كلامى جذاب
و إن يقولوا تسمع لقولهم
4 - سخنان زيبا و جذاب منافقان ، هر شنونده اى را به شنيدن آن وا مى داشت .
و إن يقولوا تسمع لقولهم
خطاب در «تسمع»، عام است و اختصاص به شنونده خاصى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 36 - 1،5
1 - خداوند تمامى خواسته هاى موسى ( ع ) را پذيرفت و به او شرح صدر و بيان روان عطا كرد و هارون را وزير او قرار داد .
قال ربّ . .. قال قد أُوتيت سؤلك يـموسى
«سؤل»; يعنى احتياجى كه نفس انسان بر تحصيل آن حرص مىورزد و فرق آن با آرزو اين است كه آرزو در فكر انسان مى گذرد، ولى «سؤل» پى گيرى مى شود. گويا همواره رتبه «سول» بعد از آرزو است.
5 - وادى طوى در كوه طور ، مكان اعطاى شرح صدر و بيان روان به موسى ( ع ) ونصب هارون به مقام وزارت موسى ( ع ) بود .
قال ربّ اشرح . .. قال قد أُتيت سؤلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 115 - 5
5 - روشن و بى ابهام بودن بيان و انذار پيامبران ، ويژگى بارز آنان در تبليغ
إن أنا إلاّ نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 34 - 2
2 - هارون ، برخوردار از فصاحتى برتر در مقايسه با موسى ( ع )
و أخى هـرون هو أفصح منّى لسانًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 103 - 9
9- فصاحت عالى قرآن و بيان روشن آن ، مورد قبول همگان حتى كافران و مشركان
و هـذا لسان عربىّ مبين
استدلال خداوند در ردّ ادعاى كافران، مبتنى است بر آنكه فصاحت قرآن مورد قبول آنها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 103 - 9
9- فصاحت عالى قرآن و بيان روشن آن ، مورد قبول همگان حتى كافران و مشركان
و هـذا لسان عربىّ مبين
استدلال خداوند در ردّ ادعاى كافران، مبتنى است بر آنكه فصاحت قرآن مورد قبول آنها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 27 - 4
4 - گويابودن زبان و روان بودن سخن ، داراى نقشى مؤثر در ارشاد و تبلغ دين است .
واحلل عقدة من لسانى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 80 - 7
7 - آمد و شد شب و روز و به وجود آمدن فصل هاى مختلف ، عامل پيدايش موجودات زنده و جريان مستمر مرگ و حيات در زمين
يحى و يميت و له اختلـف الّيل و النهار
ذكر «اختلاف شب و روز» پس از بيان مرگ و حيات مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 80 - 8
8 - گردش شب و روز و پيدايش فصل هاى مختلف ، يكى ديگر از جلوه هاى تدبير و ربوبيت بى شريك خداوند
و له اختلـف الّيل و النهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 80 - 6
6 - تفاوت ساعات شب و روز در طول سال و پيدايش فصل ها ، تنها در اختيار و تحت اراده خداوند است .
و له اختلـف الّيل و النهار
برداشت فوق، با توجه به معناى ديگر «إختلاف» ـ كه مقابل توافق و اتفاق است ـ مى باشد. بنابراين مراد از «اختلاف الليل و النهار» تفاوت و نوسان هاى موجود در هر يك، از شب و روز در طول سال خواهد بود كه لازمه آن پيدايش فصل هاى چهارگانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 5 - 6
6 - تغيير فصول سال ، جلوه اى ديگر از ربوبيت يگانه خدا
ربّ المشـرق
{فصل هاى سال}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 10 - 5
5 - تنظيم و تقدير روزى موجودات زمين ، به اراده خداوند در فصل هاى چهارگانه
و قدّر فيها أقوتها فى أربعة أيّام
برداشت بالا بنابر اين احتمال است كه «فى أربعة أيّام» فقط ظرف براى «قدّر فيها أقواتها» باشد و «أيّام» نظر به فصول چهارگانه داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 10 - 6
6 - نقش مهم تغيير فصل ها ، در تأمين روزى موجودات زمين
و قدّر فيها أقوتها فى أربعة أيّام
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه «أربعة أيّام» اشاره به فصل هاى چهارگانه داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 10 - 7
7 - كوه هاى استوار ، بركت سرشار زمين ، تغيير فصل ها و تأمين نيار هاى غذايى موجودات ، از نشانه هاى ربوبيت بى همتاى خدا
ذلك ربّ العـلمين . و جعل فيها روسى من فوقها و برك فيها و قدّر فيها أقوتها فى أرب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 40 - 4
4 - تغيير فصل هاى سال ، جلوه اى ديگر از ربوبيت يگانه خداوند
بربّ المشـرق و المغـرب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 17 - 2
2 - نقش اساسى نقطه طلوع و غروب خورشيد ، در پيدايش فصول و تأمين نياز هاى بشر *
ربّ المشرقين و ربّ المغربين
با توجه به اين كه پيدايش فصول هم زمان با تغيير ميل خورشيد در طلوع و غروب صورت مى گيرد احتمال مى رود ياد كرد «مشرقين و مغربين»، اشاره به پيامدهاى مهم آن (پيدايش فصول) داشته باشد كه بشر از اين رهگذر، به امكانات زندگى دست مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 6 - 1
1 - نظام تغيير فصول و كم و زياد شدن ساعات شب و روز در طول سال ، تحت حاكميت اراده خداوند
يولج الّيل فى النهار و يولج النهار فى الّيل
«إيلاج» (مصدر «يولج») به معناى داخل كردن است. برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مقصود از «يولج الليل فى النهار» (شب را در روز داخل مى كند)، اين باشد كه او از مقدار شب مى كاهد و بر مقدار روز مى افزايد و مقصود از «يولج النهار فى الليل» (روز را در شب داخل مى كند) اين باشد كه او از مقدار روز مى كاهد و بر مقدار شب مى افزايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 5 - 1
1 - جهان طبيعت ( آسمان ها ، زمين و پديده هاى ميان آنها ) ، تحت ربوبيت خداى يگانه است .
إنّ إلـهكم لوحد . ربّ السمـوت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 33 - 7
7 - ترغيب ضمنى خداوند ، به ايجاد آمادگى لازم براى تسخير فضا و كرات *
إن استطعتم أن تنفذوا . .. لاتنفذون إلاّ بسلطـن
بنابراين كه آيه شريفه مربوط به دنيا باشد، جمله «لاتنفذون إلاّ بسلطان» را مى توان ترغيبى از سوى خداوند براى كسب آمادگى و قدرت تسخير فضا دانست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 10 - 1
1 - فرمانروايى جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و موجودات ميان آن دو ) تنها در اختيار خداوند است .
أم لهم ملك السمـوت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 27 - 1
1 - خداوند ، خالق آسمان ، زمين و پديده هاى ميان آن دو است .
و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما بـطلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 1
1 ـ خداوند ، آفريدگار آسمان ها و زمين و پديده هاى ميان آنها است .
الذى خلق السمـوت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 4 - 1
1 - خداوند ، آفريننده آسمان ها و زمين و موجودات ميان آن دو است .
اللّه الذى خلق السمـوت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 32 - 2
2- خداوند ، اجرام آسمانى و موجودات فضا را ، از سقوط بر اهل زمين محفوظ داشته است . *
و جعلنا السماء سقفًا محفوظًا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از آسمان، فضا و جوّ باشد كه نسبت به زمين چون سقف است و محفوظ بودن آن، به اعتبار سقوط اجرام آسمانى و فضايى و يا نفوذ اشعه كشنده كيهانى از جوّ به سوى زمين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 16 - 1
1- آفرينش آسمان و زمين و موجودات فضا ( جهان هستى ) ، بيهوده و بازيچه نيست ; بلكه جهت دار و هدفمند است .
و ما خلقنا السماء والأرض و ما بينهما لـعبين
«لعب» به معناى كارى است بى فايده كه مقصود صحيح و مصلحتى در آن نباشد. «لاعبين» نيز حال براى ضمير «خلقنا» است; يعنى، ما جهان را به قصد بازيچه و سرگرمى نيافريديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 6 - 3
3 - تنها خداوند مالك تمامى موجودات مستقر در فاصله زمين و آسمان ها است .
له . .. ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 32 - 2
2- خداوند ، اجرام آسمانى و موجودات فضا را ، از سقوط بر اهل زمين محفوظ داشته است . *
و جعلنا السماء سقفًا محفوظًا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از آسمان، فضا و جوّ باشد كه نسبت به زمين چون سقف است و محفوظ بودن آن، به اعتبار سقوط اجرام آسمانى و فضايى و يا نفوذ اشعه كشنده كيهانى از جوّ به سوى زمين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 2
2 - پروردگار جهان ، همان مربّى و مدبّر آسمان ها و زمين و موجودات ميان آنها است .
قال فرعون و ما ربّ العـلمين . قال ربّ السمـوت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 37 - 1
1 - خداوند ، مالك و مدبّر آسمان ها و زمين و تمام موجودات بين آنها است .
ربّ السمـوت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 4 - 2
2 - آفرينش آسمان ها و زمين و موجودات ميان آن دو ، در شش روز ( شش مرحله و دوره ) انجام گرفته است .
خلق . .. فى ستّة أيّام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 5 - 4
4 - وجود موجوداتى ميان آسمان ها و زمين
ربّ السمـوت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 10 - 5
5 - وجود پديده هايى در فضا و فاصله ميان آسمان ها و زمين
السمـوت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 27 - 4
4 - وجود پديده هايى ميان آسمان و زمين
و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 66 - 5
5 - وجود پديده هايى در فاصله ميان آسمان ها و زمين
ربّ السمـوت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 37 - 4
4 - وجود موجوداتى بين آسمان ها و زمين
و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 6 - 2
2 - وجود موجوداتى بين آسمان ها و زمين
و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 16 - 2
2- فضاى ميان آسمان و زمين ، پديده ها و موجوداتى را در خود دارد .
و ما خلقنا السماء والأرض و ما بينهما لـعبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 8
8 - موجوداتى ميان آسمان ها و زمين وجود دارد .
خلق اللّه السمـوت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 9
9 - نياز آسمان ها و زمين و همه موجودات ميان آن دو به مربّى و مدبّر
ربّ السمـوت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين
ص: 5
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 6
6 - اعتقاد به تضمين پاداش كامل و بيش از استحقاق از سوى خداوند ، موجب برانگيخته شدن انسان به انجام خالصانه اعمال نيك ( همچون انفاق )
الذين يتلون كتـب اللّه . .. و أنفقوا ممّا رزقنـهم سرًّا و علانية ... ليوفّيهم أُ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 64 - 7
7 - فضل و رحمت الهى بر بنى اسرائيل ، نجات دهنده آنان از زيان و خسران شد .
فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 66 - 6
6- نعمت هاى خداوند براى بشر ، نشأت يافته از فضل و بخشش خداوند است .
ربّكم الذى يزجى . .. لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 10 - 5
5 - رحمت ، فضل ، توبه پذيرى و حكمت خداوند ، جلوگير مؤمنان از سقوط بر اثر لغزش ها و نادانى هايشان
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته و أنّ اللّه توّاب حكيم
جواب «لولا» محذوف است و آنچه مى تواند محذوف باشد ـ به قرينه آيات پيشين و نيز آيه 21 همان مضمونى است كه در برداشت ياد شده آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 14 - 3
3 - فضل و رحمت الهى و افشاى چهره توطئه گران « افك » از سوى خدا ، مسلمانان صدراسلام را از خطر عذابى بزرگ نجات بخشيد .
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته . .. لمسّكم فى ما أفضتم فيه عذاب عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 20 - 4،6
4 - فضل ، رحمت ، رأفت و مهربانى خداوند ، موجب شتاب نكردن او در عذاب اشاعه دهندگان فحشا
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته و أنّ اللّه رءوف رحيم
جواب «لولا» محذوف است و آنچه مى تواند مقدر باشد ـ به قرينه آيه 14 (لمسّكم فيما أفضتم فيه عذاب عظيم) و نيز آيه قبلى كه در آن اشاعه دهندگان فحشا تهديد به عذاب شده اند ـ جمله اى مانند «لعاجلكم بالعقوبة» و يا «لهلكتم» مى باشد.
6 - فضل و رحمت خدا ، مردم صدراسلام را كه ندانسته در گسترش توطئه « افك » دخالت داشتند ، از گرفتار شدن به عذاب دنيوى و اخروى نجات بخشيد .
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته
به قرينه آيه پيش و نيز آيه 14، جمله «و لولا فضل اللّه»، به تقدير «و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته مسكم عذاب فى الدنيا و الآخرة» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 17
17 - هيچ كس بيرون از مشيت خدا و بدون برخوردارى از فضل و رحمت او ، قادر بر مخالفت با شيطان و اجتناب از فحشا و منكرات نيست .
لاتتّبعوا خطوت الشيطـن . .. و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته ما زكى منكم من أحد أب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 14
14 - كمك و امداد خداوند به نيازمندان ، نشأت گرفته از فضل او است .
إن يكونوا فقراء يغنهم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 33 - 9
9 - فضل خداوند ، منشأ امداد او به زنان و مردان عفيف است .
و ليستعفف الذين لايجدون نكاحًا حتّى يغنيهم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 18
18 - خداوند ، پاداش عمل مؤمنان را بر اساس تفضل خويش و كيفر كافران را بر پايه عدل مى دهد .
رجال . .. ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا و يزيدهم من فضله ... و الذين كفروا ... فوف
برداشت ياد شده، از مقايسه ميان دو گونه برخورد خداوند با مؤمنان و كافران به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 73 - 2
2 - تأخير عذاب كافران و اعطاى مهلت به آنان ، ناشى از فضل و رحمت الهى
و يقولون متى هـذا الوعد . .. و إنّ ربّك لذو فضل على الناس
اين آيه در ادامه آيات قبل و بيانگر حكمت تأخير انداخته شدن عذاب كافران و اعطاى مهلت به آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 74 - 2
2 - تأخير كيفر مجرمان و اعطاى مهلت به آنان ، ناشى از فضل و رحمت الهى است نه معلول نا آگاهى او به اسرار و اعمال زشت آنها .
و يقولون متى هـذا الوعد. .. و إنّ ربّك لذو فضل... و إنّ ربّك ليعلم
از ارتباط اين آيه با دو آيه پيشين، استفاده مى شود كه نازل نشدن عذاب بر كافران، نتيجه فضل خدا است; نه اين كه او از سخنان گستاخانه و تعجيل آنان در عذاب بى اطلاع بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 90 - 7
7 - پاداش دهى خداوند براساس فضل و بخشش و مجازات او بر پايه عدل و داد
من جاء بالحسنة فله خير منها. .. و من جاء بالسيّئة... هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملو
خداوند در مورد حسنه مى فرمايد: «فله خير منها» و اين بيانگر تفضل است; ولى درباره سيئه مى فرمايد «هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملون» و اين بيانگر عدل و تطابق و تناسب كيفر با عمل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 18
18 - برخوردارى مؤمنان ، از نعمت هاى فراوان و نامحدود بهشت ، رهين فضل الهى و فراتر از استحقاق ايشان است .
لهم ما يشاءون عند ربّهم ذلك هو الفضل الكبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 57 - 1
1- بهرهورى متقين از نعمت هاى گسترده بهشت ، ناشى از فضل پروردگار است ; نه صرفاً استحقاق خود ايشان .
فضلاً من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 24
24- نعمت هاى الهى بر بندگان ، ناشى از فضل و بخشش او است ; نه استحقاق و طلب مندى آنان .
يبتغون فضلاً من اللّه و رضونًا
تعبير «فضلاً» مى تواند شامل تمامى درخواست ها و تمايلات مؤمنان باشد. در اين صورت هر نعمتى «فضل» الهى است; نه اجر براساس استحقاق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 17 - 7
7 - هدايت انسان به سوى ايمان ، براساس تفضل الهى نسبت به او است ; نه استحقاق وى
بل اللّه يمنّ عليكم أن هديـكم للإيمـن
امتنان در جايى صورت مى گيرد كه فرد حقى نداشته باشد; بلكه فعل در حق او صرفاً از روى تفضل صادر شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 31 - 7
7 - تفضل الهى ، نمايان و متبلور در پاداش به نيك كرداران
و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى
صيغه تفضيلى «الحسنى»، نشانگر آن است كه نيك كرداران، بيشتر از شايستگى و استحقاق خويش، از پاداش هاى الهى بهره مند خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 36
36 - پاداش كار هاى خير از سوى خداوند ، افزون تر از استحقاق و بر پايه تفضل و لطف او است .
تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
مطلب ياد شده، از مقرر شدن پاداش بهتر و افزون تر، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 46 - 10
10 - بهرهورى از فضل و رحمت الهى ، نيازمند به كار و تلاش است .
و لتبتغوا من فضله
«إبتغاء» مصدر «لتبتغوا» به معناى «خواستن همراه با جد و جهد» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 28 - 18
18 ـ لزوم اميد بستن مؤمنان به فضل الهى و قطع دلبستگى از غير خدا
فسوف يغنيكم اللّه من فضله إن شاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 59 - 7،11
7 ـ مؤمنان راستين ، اميدوار به فضل و عطاياى خدا و رسولش
سيؤتينا اللّه من فضله و رسوله
11 ـ راضى بودن به عطاياى خداوند و اميد داشتن به فضل او ، نشأت گرفته از ميل و رغبت واقعى انسان به خدا
و لو أنهم رضوا ما ءاتيهم اللّه . .. إنا إلى اللّه رغبون
برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «إنا إلى اللّه راغبون»، تعليل براى جمله پيشين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 38 - 10
10 - مردمانى كه همواره به ياد خدا هستند ، به بهترين پاداش و فضل او اميدواراند .
رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا و يزيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 21
21ـ پيامبران ، واسطه جريان فضل الهى بر مردمان
ذلك من فضل الله علينا و على الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 58 - 5
5 ـ بهره مندى از فضل و رحمت الهى ، از تمام اندوخته هاى مادى بهتر است .
قل بفضل اللّه و برحمته . .. هو خير مما يجمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 73 - 8
8 - لزوم شكر و سپاس در برابر رحمت و فضل الهى
و إنّ ربّك لذو فضل . .. و لـكنّ أكثرهم لايشكرون
ملامت ناسپاسان از سوى خداوند، نشانگر آن است كه پروردگار، از انسان ها خواهان شكر و سپاس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 60 - 5
5 ـ فضل خداوند ، دايمى و لاينقطع و شامل و فراگير همه مردم ( كافر و مؤمن ) است .
إن اللّه لذو فضل على الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 4 - 4
4 - فضل و امتنان الهى بر مردم ، استمرار داشته و هيچ گاه قطع نمى شود .
ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء
به كارگيرى فعل مضارع «يؤتيه»، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 3 - 7
7 - سبقت رحمت و فضل خداوند ، بر غضب و عقوبت او
غافر الذنب و قابل التوب شديد العقاب ذى الطول
از تقدم دو صفت «غافرالذنب» و «قابل التوب»، بر «شديدالعقاب» و «ذى الطول»، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 59 - 8
8 ـ توكل بر خداوند و كافى دانستن او براى رفع نياز هاى انسان ، زمينه ساز جلب فضل و عطاياى الهى
و قالوا حسبنا اللّه سيؤتينا اللّه من فضله
از اينكه خداوند قبل از بيان اميدوارى به فضل خويش، موضوع توكل (حسبنا اللّه) را مطرح كرده است، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 75 - 1
1 ـ پيمان بستن برخى از منافقان صدر اسلام با خدا مبنى بر پرداخت زكات و صدقه و قرار گرفتن در صف صالحان ، در صورت برخوردارى از مال و فضل الهى
و منهم من عهد اللّه . .. و لنكوننّ من الصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 96 - 10
10- عمل مستمر خود انسان ، منشأ برخوردارى وى از فضل الهى و نيل به مقام معنوى و سعادت اخروى
و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 12 - 5
5- انسان ، در پرتو روشنى روز ـ در پى تاريكى شب ـ از روزى و فضل خداوند بهره مند مى شود .
فمحونا ءاية الّيل و جعلنا ءاية النهار مبصرة لتبتغوا فضلاً من ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 13
13 - فراهم كردن تسهيلات ازدواج براى فقيران غير متأهل ، در پى دارنده فضل و امداد خداوندى براى اقدام كنندگان آن است .
و أنكحوا الأيـمى منكم . .. إن يكونوا فقراء يغنهم اللّه من فضله
برداشت ياد شده بنابراين احتمال است كه مقصود از ضمير فاعلى «يكونوا»، كسانى باشند كه مخاطبان جمله «و أنكحوا الأيامى منكم» هستند; يعنى، اگر جامعه اسلامى و اولياى افراد غير متأهل، تهى دست باشند، باز هم بايد براى ازدواج فرزندانشان، آستين
همت بالا بزنند و اقدام كنند; زيرا خدا آنان را از فضل خود بى نياز و توانگر خواهد ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 70 - 7
7 ـ توبه ، ايمان و عمل صالح ، موجب غفران رحمت و فضل خداوند است .
إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصـلحًا فأُولـئك يبدّل اللّه سيّئاتهم حسنـت و كان ا
تبديل «حسنات» افرادى كه داراى سه خصوصيت توبه، ايمان و عمل صالح باشند، حاكى از تفضل و رحمت خدا به چنين افرادى است و نيز گوياى اين حقيقت است كه آنچه موجب اين تفضل و رحمت شده است، سه خصوصيت ياد شده مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 73 - 4
4 - ربوبيت خداوند ، مقتضى شمول و فراگير بودن فضل و رحمتش برتمامى مردمان
و إنّ ربّك لذو فضل على الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 12 - 13
13 - رزق و فضل الهى ، در سايه تلاش و كوشش خود انسان به دست مى آيد .
لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 40 - 4
4 - عبوديت خالص براى خدا ، موجب جلب فضل او و بهره مندى از پاداش برتر در برابر اعمال و رفتار خويش
و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون . إلاّ عباد اللّه المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 26 - 5
5 - ايمان و عمل نيك ، زمينه بهرهورى از فضل و عنايات فزون تر خداوند
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و يزيدهم من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 20،21
20- صلابت در برابر كافران ، مهرورزى با مؤمنان و استمرار بر عبادت ، زمينه برخوردارى جامعه اسلامى از فضل و رضاى الهى
أشدّاء . .. رحماء ... ركّعًا سجّدًا يبتغون
مى توان گفت: «يبتغون. ..» نتيجه و حاصل سه برنامه مؤمنان (1ـ أشدّاء، 2ـ رحماء، 3ـ ركعّاً سجّداً) است.
21- دستيابى به فضل و خشنودى خداوند ، نيازمند تلاش و عمل
أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم تريهم ركّعًا سجّدًا يبتغون فضلاً من اللّه و رضونً
در واژه «إبتغاء»، تلاش و كوشش نهفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 9
9 - برخوردار شدن از فضل و رحمت الهى ، انگيزه مهاجران مسلمان
للفقراء المهـجرين . .. يبتغون فضلاً من اللّه و رضونًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 105 - 9
9 - خداوند ، داراى فضل و بخششى بزرگ است .
و اللّه ذوالفضل العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 19
19 - فضل و فزون بخشى خداوند نسبت به بندگان ، بس بزرگ و شكوهمند است .
و اللّه ذو الفضل العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 4 - 2
2 - فضل الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( فضل نبوت ) ، بس بزرگ و ارجمند
ذلك فضل اللّه
به كارگيرى «ذلك» (اشاره بعيد) مى تواند به خاطر بلندى درجه و فضلى باشد كه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) عطا كرده است (فضل نبوت و رسالات).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 60 - 5
5 ـ فضل خداوند ، دايمى و لاينقطع و شامل و فراگير همه مردم ( كافر و مؤمن ) است .
إن اللّه لذو فضل على الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 61 - 9
9 - تمامى انسان ها ـ چه خوب و چه بد ـ از فضل و احسان خداوند برخوردارند .
إنّ اللّه لذو فضل على الناس
از اين كه خداوند فرموده بيشتر مردم شكرگزار فضل و احسان الهى نيستند، به دست مى آيد كه فضل و احسان او عام و فراگير همه انسان ها ـ چه خوب و چه بد ـ مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 10
10 - آمرزندگى و سپاس گزارى خداوند نسبت به بندگانش ، مقتضى اميدوارى به فضل و احسان او است .
يرجون تجـرة لن تبور . ليوفّيهم أُجورهم ... إنّه غفور شكور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 26
26 - رواج دادن فساد در جامعه ، موجب محروميت از لطف و محبت خداوند است .
و لاتبغ الفساد فى الأرض إنّ اللّه لايحبّ المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 45 - 7
7 - كفر ، موجب محروميت از تفضل الهى ، در آخرت است .
ليجزى الذين . .. من فضله إنّه لايحبّ الكـفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 26 - 8
8 - كفر ، مانع بهره مندى از نتايج دعا و موجب محروميت از تفضل الهى است .
الذين ءامنوا . .. و يزيدهم من فضله و الكـفرون لهم عذاب شديد
به قرينه مقابله بين دو فراز آيه، مى توان استفاده كرد كه كافران از تفضل خداوند بى بهره اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 90 - 7
7 - پيامبرى ، فضل و بخششى است از جانب خدا براى گزينش شدگان به نبوت
أن ينزل اللّه من فضله على من يشاء من عباده
مراد از «فضله» وحى و در نتيجه پيامبر شدن كسى است كه به وى وحى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 198 - 5
5 ـ تفضل خدا بر بندگان ، پرتوى از ربوبيّت او
فضلا من ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 243 - 11،12،13،14،15
11 ـ خداوند ، داراى « فضل » بر همه آدميان است .
انّ اللّه لذوفضل على النّاس
12 ـ آگاهى ساختن انسان ها از تاريخ گذشتگان ، تفضّل خداوند بر آنان
الم تر الى الّذين . .. ان اللّه لذوفضل على النّاس
«انّ اللّه» مى تواند تعليل براى نقل داستان و تاريخ باشد كه در آيه بيان شده است.
13 ـ حيات انسان ها ، تفضّل الهى بر آنان
ثمّ احياهم انّ اللّه لذوفضل على النّاس
«انّ اللّه» همان گونه كه مى تواند تعليل نقل داستان باشد، مى تواند تعليل جمله «ثمّ احياهم» نيز باشد.
14 ـ ناسپاسى بيشتر مردم در برابر تفضّلات الهى
لذو فضل . .. و لكنّ اكثر النّاس لا يشكرون
15 ـ شكر و سپاسگزارى ، وظيفه انسان ها در برابر تفضّلات الهى
انّ اللّه لذو فضل على النّاس و لكنّ اكثر النّاس لا يشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 251 - 20،21،24
20 ـ دفع فساد و تجاوزطلبى انسان ها به وسيله يكديگر ، پرتويى از تفضّلِ جهانشمولِ الهى
و لو لا دفع اللّه . .. و لكنّ اللّه ذو فضل على العالمين
21 ـ خداوند ، داراى تفضّلِ جهانشمول
و لكنّ اللّه ذو فضل على العالمين
24 ـ چيرگى سپاه طالوت بر جالوتيان ، پرتويى از تفضّلِ جهانشمولِ الهى
فهزموهم باذن اللّه . .. و لكنّ اللّه ذو فضل على العالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 261 - 14
14 ـ توجّه به گستردگى بخشش هاى الهى و دانايى گسترده او ، زمينه ساز انفاق و كار هاى نيك
مثل الّذين ينفقون . .. و اللّه واسع عليم
كلمه «واسع» در برداشت فوق به معناى «واسع فضله» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 37 - 12
12 ـ عنايت پروردگار ، تربيت شايسته ، پرستش خدا و تغذيه صحيح ، از عوامل مؤثر در رشد معنوى انسان
و انبتها نباتاً حسناً و كفّلها زكريّا . .. المحراب و جد عندها رزقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 43 - 3
3 ـ برخوردارى از نعمت ها و تفضّلات الهى ، مسؤوليت آور است .
انّ اللّه اصطفيك و طهّرك . .. يا مريم اقنتى لربّك
چون خداوند پس از آنكه مريم را برگزيد و تطهير كرد و . .. وى را مأمور به اطاعت و خضوع نمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 73 - 13،14،15
13 ـ تمام فضل ها در دست خداست .
قل انّ الفضل بيد اللّه
14 ـ خداوند ، هر كه را بخواهد ، مشمول فضل خويش قرار خواهد داد .
قل انّ الفضل بيد اللّه يؤتيه من يشاء
15 ـ پيامبرى و هدايت ، تفضّلى است از خداوند كه به هر كس بخواهد اعطا مى كند .
و لا تؤمنوا الاّ لمن تبع دينكم . .. قل انّ الفضل بيد اللّه يؤتيه من يشاء
ظاهراً «قل ان الفضل . .. »، ردّ پندار يهوديان است كه مى گفتند پيامبر فقط از ميان آنان بايد برگزيده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 74 - 4،5
4 ـ رحمت خاص خداوند ، برخاسته از فضل عظيم اوست .
يختص برحمته من يشاء و الله ذو الفضل العظيم
جمله «و الله ذوالفضل» علت براى جمله «يختص برحمته» است.
5 ـ خداوند ، داراى « فضل عظيم » است .
و الله ذوالفضل العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 152 - 27،28،29،30
27 ـ خداوند داراى فضل و رحمتى خاص ، نسبت به مؤمنان
و اللّه ذو فضل على المؤمنين
28 ـ ايمان ، زمينه جلب فضل خاصّ الهى
و اللّه ذو فضل على المؤمنين
29 ـ عفو از گناهكاران مؤمن ، جلوه اى از فضل خداوند
و لقد عفا عنكم و اللّه ذو فضل على المؤمنين
جمله «و اللّه ذو فضل . .. »، به منزله علّتى براى عفو است ; يعنى چون خداوند صاحب فضل است از گناه شما صرفنظر كرد.
30 ـ آزمايش و جداسازى صفوف مؤمنان حقيقى از غير آنان ، پرتوى از فضل الهى است . *
ليبتليكم و لقد عفا عنكم و اللّه ذو فضل على المؤمنين
بنابراين احتمال كه جمله «و اللّه ذو فضل على المؤمنين»، به منزله علّتى براى «ليبتليكم» باشد. يعنى به وجود آوردن صحنه هاى آزمايش براى مشخص شدن صفوف، از جمله تفضّلات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 170 - 1،3،4
1 ـ سرور و شادمانى كشته شدگان راه خدا ، به آنچه خداوند از فضل خويش به آنان ارزانى داشته است .
فرحين بما اتيهم اللّه من فضله
3 ـ حيات ويژه و مقام والاى شهيدان و ارتزاق آنها نزد خداوند ، از تفضّلات الهى به آنان
فرحين بما اتيهم اللّه من فضله
بنابر اينكه مراد از «ما اتيهم اللّه»، همان باشد كه در آيه قبل بيان شد ; يعنى حيات ويژه و . .. .
4 ـ فضل الهى و عطاياى بيش از استحقاق به شهيدان ، موجب شادمانى آنان
فرحين بما اتيهم اللّه من فضله
با توجّه به معناى «فضل» (بخشش بيش از حد استحقاق و از روى عنايت)، برداشت فوق استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 171 - 1
1 ـ شادمانى شهيدان از نعمت و فضل خاص الهى
يستبشرون بنعمة من اللّه و فضل
نكره بودن كلمه «بنعمة» و «فضل»، دلالت بر نعمت و فضلى ناشناخته براى انسانها دارد. بنابراين نعمت و فضلى خاصّ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 174 - 1،2،5،6،13،14
1 ـ بازگشت بدون آسيب مؤمنان از غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا با برخوردارى از نعمت و فضل الهى
فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل لم يمسسهم سوء
بنابر اينكه «باء» در «بنعمة»، به معناى مصاحبت، متعلق به محذوف و حال براى فاعل «انقلبوا» باشد. گفتنى است كه اكثر مفسران آيات مورد بحث را درباره غزوه حمراءالاسد، و برخى آن آيات را درباره بدر صغرا مى دانند.
2 ـ شمول نعمت و فضل بزرگ الهى بر مؤمنان شركت كننده در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا ، عامل آسيب نديدن آنان
فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل لم يمسسهم سوء
در برداشت فوق «باء» در «بنعمة»، سببيّه و متعلق به «انقلبوا»، گرفته شده است.
5 ـ توكّل و اعتماد به خداوند ، زمينه جلب نعمت و فضل الهى
و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكيل. فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل
6 ـ توكّل همراه با عمل ، موجب تبديل مشكلات سخت به نعمت و فضل الهى
و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكيل. فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل لم يمسسهم سوء
13 ـ خداوند ، داراى فضلى بزرگ
و اللّه ذو فضل عظيم
14 ـ ايمان به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اطاعت از آنان ، صبر و جهاد ، تقوا و احسان و توكّل ، موجب رضايت كامل الهى و برخوردارى از فضل بزرگ وى
المؤمنين. الّذين استجابوا ... و اتّبعوا رضوان اللّه و اللّه ذو فضل عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 4
4 ـ داده هاى الهى ( امكانات مادى و معنوى ) به انسان ها ، فضل خداوند و از ملك اوست .
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 32 - 1،18،19،20،21
1 ـ خداوند ، برخى از مردم را با برخوردار نمودن بيشتر از نعمت هاى خويش ، بر برخى ديگر برترى داده است .
و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض
18 ـ لزوم اميدوارى به فضل خداوند در دعا و تقاضا از او
و سئلوا اللّه من فضله
19 ـ نقش دعا در جلب فضل الهى
و سئلوا اللّه من فضله
20 ـ اميدوارى به فضل الهى ، زمينه ساز پرهيز از طمعورزى نسبت به دارايى هاى ديگران
و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه . .. و سئلوا اللّه من فضله
نهى از تمنى و طمعورزى، و آنگاه امر به تقاضا از خدا، كه نتيجه آن اميدبخشى به فضل الهى است، در حقيقت ارائه راهى است براى اجتناب از حسرت و دست اندازى به نعمتهاى ديگران.
21 ـ ضرورت اميدوارى به فضل خدا ، در كنار كار و كوشش
للرّجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب . .. و سئلوا اللّه من فضله
جمله «للرجال . .. » تعليل جمله سابق است ; يعنى آرزوى نعمت ديگران نكنيد، بكله خود در به دست آوردن مال و منال تلاش كرده و به فضل خدا نيز اميدوار باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 39
39 ـ توجه به علوّ و عظمت خداوند ، زمينه پرهيز مردان از ستم بر همسران خويش
فلا تبغوا . .. انّ اللّه كان عليّاً كبيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 37 - 6،7
6 ـ فضل الهى ، سرچشمه دارايى هاى انسان
ما اتيهم اللّه من فضله
7 ـ توجه به نقش فضل الهى در بهره مندى انسان از نعمت ها ، بيانگر زشتى بخل و پنهان ساختن داراييها
الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل و يكتمون ما اتيهم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 40 - 8
8 ـ خداوند با لطف و تفضل خويش ، هر عمل نيكى را پاداشى عظيم عطا خواهد كرد .
و ان تك حسنة يضاعفها و يؤت من لدنه اجراً عظيماً
لطف و تفضل از كلمه «من لدنه» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 54 - 5،8،9،10،12
5 ـ بعثت انبيا و رهبران الهى ، ناشى از فضل خداوند است .
ام يحسدون النّاس على ما اتيهم اللّه من فضله
8 ـ اعطاى كتاب و حكمت ( پيامبرى ) و ملك عظيم به آل ابراهيم ( ع ) ، از تفضّلات الهى
فقد اتينا ال ابرهيم الكتب و الحكمة و اتيناهم ملكاً عظيماً
برخى از مفسران برآنند كه مراد از حكمت، نبوت و پيامبرى است.
9 ـ بى نتيجه بودن حسادت اهل كتاب ( يهود ) نسبت به تفضّلات الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
ام يحسدون النّاس على ما اتيهم اللّه من فضله فقد اتينا ال ابرهيم
«فقد آتينا» به اين معناست كه همان گونه كه حسدورزان به آل ابراهيم طرفى نبستند و به آنان ضررى نرساندند، حسودان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز نتيجه اى نخواهند برد و ضررى را متوجّه آن حضرت نخواهند كرد.
10 ـ خاندان رسالت به علت بهره مندى از داده ها و فضل خداوند ، مورد حسادت
ام يحسدون النّاس على ما اتيهم اللّه من فضله
امام صادق (ع) فرمود: . .. نحن النّاس المحسودون الّذين قال اللّه: ام يحسدون النّاس ... .
كافى، ج 1، ص 186، ح 6 ; و ص 205، ح 1، ص 206، ح 2، 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 491، ح 301 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 246، ح 153.
12 ـ مقام امامت ، فضل و داده خداوند به خاندان ابراهيم ( ع )
و اتيناهم ملكاً عظيماً
امام باقر (ع) در معناى «ملك عظيم» در آيه فوق فرمود: . .. ان جعل فيهم ائمّة.
كافى، ج 1، ص 206، ح 5 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 248، ح 158.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 70 - 2،3،4،7
2 ـ معاشرت و همنشينى با پيامبران ، صديقان ، شاهدان و صالحان ، تفضّلى الهى براى اطاعت كنندگان از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
فاولئك مع الّذين . .. ذلك الفضل من اللّه
3 ـ پيامبران ، صديقان ، شاهدان و صالحان ، بهره مند از تفضّل خاص الهى
من النبيّين و الصديقين . .. ذلك الفضل من اللّه
بنابر اينكه «ذلك» اشاره به انعام مستفاد از جمله «الذين انعم اللّه عليهم» باشد.
4 ـ نبوت ، صداقت كامل ، گواه بودن بر اعمال بندگان و صالح شدن ، تفضل خاص الهى
فاولئك . .. ذلك الفضل من اللّه
7 ـ تفضّلات خداوند به افراد ، بر اساس علم او به شايستگى و لياقت آنان
ذلك الفضل من اللّه و كفى باللّه عليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 73 - 1
1 ـ غنيمت و پيروزى در جهاد ، فضل الهى است .
خذوا حذركم فانفروا . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه
مصداق مورد نظر از «فضل» در اين آيه، غنيمت و پيروزى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 83 - 15،17،19،22
15 ـ فضل و رحمت الهى ، مانع از تأثير اخبار و شايعات گمراه كننده در ميان مسلمانان
لو لا فضل اللّه عليكم و رحمته لاتبعتم الشيطان الّا قليلا
17 ـ رهايى اكثريّت مسلمانان از پيروى شيطان ، مرهون فضل و رحمت خاص الهى است .
لو لا فضل اللّه عليكم و رحمته لاتبعتم الشيطان الّا قليلا
با توجه به زمينه آيات اين بخش از سوره، كه درباره غزوه بدر صغراست، معناى آيه با عنايت به استثنا، چنين است: تنها گروهى
اندك از مسلمانان بدون هدايت ويژه خداوند به حكم ضرورت دفاع از اسلام، راهى نبرد شدند و شايعات توانمندى دشمن، آنان را از انجام وظيفه بازنداشت، بر خلاف بسيارى از آنان كه به سبب آن شايعات تصميمى بر شركت در نبرد نداشتند، ولى ارشادات پيامبر (صلی الله علیه و آله) عامل حركت آنان شد.
19 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اولواالامر ، جلوه فضل و رحمت الهى
و لو ردّوه الى الرّسول و الى اولى الامر منهم . .. و لو لا فضل اللّه عليكم و رحمت
برخى برآنند كه مصداق مورد نظر براى فضل و رحمت خدا در آيه مورد بحث، رسول خدا و ولى امر مى باشد. غزوه بدر صغرا، كه زمينه نزول اين آيات است، مؤيد اين معنا مى باشد ; زيرا رسول خدا با تصميم قاطع خويش براى حضور در آن پيكار، مانع تخلف بسيارى از مسلمانان از آن نبرد شد.
22 ـ رهايى مسلمانان از پيروى شيطان در اكثر امور ، مرهون فضل و رحمت خاص الهى
و لو لا فضل اللّه عليكم و رحمته لاتّبعتم الشّيطان الّا قليلا
بنابر اينكه «قليلا» صفت براى مصدر محذوف «اتّباعاً» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 113 - 2،6،10،15
2 ـ فضل و رحمت خاص الهى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موجب مصونيت وى از خطا و لغزش
و لولا فضل اللّه عليك و رحمته لهمت طائفة منهم ان يضلوك
6 ـ فضل و رحمت الهى ، مانع تأثير دسيسه و زمينه سازى هاى خائنان در قضاوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لتحكم بين الناس . .. و لولا فضل اللّه عليك و رحمته لهمت طائفة منهم
10 ـ قرآن و حكمت فرو فرستاده شده بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و الهامات مستقيم به او ، رحمت و فضل عظيم الهى بر آن حضرت
و لولا فضل اللّه عليك و رحمته . .. و كان فضل اللّه عليك عظيماً
ظاهراً كتاب و حكمت و علوم پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه در جمله «و انزل اللّه عليك . ..» آمده، مصداقى از فضل و رحمت خاص خداوند است كه در جمله «لولا فضل اللّه ...» بيان شده است.
15 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) برخوردار از فضل عظيم الهى
و كان فضل اللّه عليك عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 130 - 8،9،13
8 ـ خداوند ، داراى فضل و رحمت بى كران
يغن اللّه كلا من سعته و كان اللّه وسعاً حكيماً
در برداشت فوق، متعلق «واسعا»، رحمت و فضل گرفته شده است. يعنى «واسعا رحمته و فضله».
9 ـ اعتقاد به فضل و رحمت الهى ، زمينه ساز اقدام به طلاق ، براى رهايى از بن بست زندگى اصلاح ناپذير
و إن يتفرقا يغن اللّه كلا من سعته
13 ـ گستردگى فضل خداوند و حكمت او ، مقتضى رفع نياز هاى زن و شوهر پس از طلاق
و إن يتفرقا يغن اللّه كلا من سعته و كان اللّه وسعاً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 173 - 1،4،6
1 ـ مؤمنان داراى عمل صالح ، برخوردار از اجر كامل و فضل خداوند در قيامت
فاما الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيوفيهم أجورهم و يزيدهم من فضله
4 ـ همراهى ايمان با عمل صالح ، موجب برخوردارى از پاداش و فضل الهى
فاما الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيوفيهم أجورهم و يزيدهم من فضله
6 ـ فضل الهى ، منشأ افزايش پاداش اهل ايمان
فاما الذين ءامنوا . .. و يزيدهم من فضله
«من» در «من فضله» نشويه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 175 - 1،2،3،8،13
1 ـ خداوند ، مؤمنان متمسك به وى را از رحمت ويژه و فضل و هدايت خاص خويش ، بهره مند خواهد كرد .
فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا به . .. و يهديهم إليه صرطاً مستقيماً
هدايت، فضل و رحمت خداوند، شامل همه بندگان مى شود. بنابراين ذكر آنها به عنوان پاداش بيانگر رحمت، فضل و هدايت خاص است ; گفتنى است در برداشت فوق ضمير «به» به «اللّه» برگردانده شده است.
2 ـ ايمان به خداوند و تمسك به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) موجب برخوردارى از رحمت و فضل الهى
فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا به فسيدخلهم فى رحمة منه و فضل
بدان احتمال كه ضمير در «به» به «برهن» (پيامبر(صلی الله علیه و آله)) و «نور» (قرآن)در آيه قبل برگردد.
3 ـ نيل به مقام قرب الهى ، بهره مندى كامل از بهشت و نعمت هاى آن و برخوردارى از فضل الهى ، پاداش مؤمنان متمسك به خداوند
فاما الذين ءامنوا . .. فسيدخلهم فى رحمة منه و فضل و يهديهم إليه
8 ـ ورود به بهشت و برخوردارى از فضل خدا و رسيدن به مقام قرب الهى ، پاداش مؤمنان به خدا و پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن
فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا . .. يهديهم إليه صرطاً مستقيماً
13 ـ كافران به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) محروم از رحمت و فضل و هدايت خاص خداوند
فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا به . .. صرطاً مستقيماً
معادل «اما»ى تفصيليه حذف شده و جمله موجود «فاما الذين ءامنوا . ..» بيانگر آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 14،16،20
14 ـ دستيابى حاجيان به پاداشهايى از جانب خدا و جلب رضايت او از اهداف تشريع حج و عمره است .
و لا ءآمين البيت الحرام يبتغون فضلا من ربهم و رضوناً
مراد از «فضلا» مى تواند ثواب و پاداش باشد و مى تواند مقصود از آن درآمدهاى مالى باشد. در برداشت فوق معناى اول لحاظ شده است. گفتنى است «آمين البيت الحرام = راهيان خانه خدا» شامل حاجيان و معتمران مى شود.
16 ـ روزى ها و بهره هاى مادى ، از تفضلات الهى بر مردم
يبتغون فضلا من ربهم
20 ـ روزى و سود در تجارت ، به دست خداوند است . *
يبتغون فضلا من ربهم
«من» نشويه در «من ربهم» بيانگر آن است كه روزيها از جانب خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 29،30،31،35،37
29 ـ عشق به خدا و محبوب وى شدن ، عطيه و فضلى خدادادى است .
يحبهم و يحبونه . .. ذلك فضل اللّه
30 ـ حالت فروتنى در برابر مؤمنان و سرفرازى در قبال كافران ، عطيه و فضلى خداداى است .
اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين . .. ذلك فضل اللّه
31 ـ توفيق بر جهاد در راه خدا و بى اعتنايى به ملامت هاى دشمنان ، عطيه و فضلى خدادادى است .
يجهدون فى سبيل اللّه و لايخافون لومة لائم ذلك فضل اللّه
35 ـ خداوند ، داراى فضل و احسانى گسترده
ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه واسع عليم
متعلق «واسع» به قرينه «ذلك فضل اللّه»، تفضل و احسان گرفته شده است ; يعنى «واسع فضله و احسانه».
37 ـ خداوند آگاه به بندگان لايق و سزاوار تفضل و احسان خاص خويش
ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه واسع عليم
متعلق «عليم» به مناسبت مورد، لياقت افراد براى اعطاى فضل و احسان خاص الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 89 - 2
2 ـ تفضل الهى بر اهل ايمان با برداشتن مؤاخذه و بازخواست از سوگند هاى لغو و بى هدف .
لايؤاخذكم اللّه باللغو فى أيمنكم
لحن امتنانى جمله «لايؤاخذكم» مى رساند كه عدم مؤاخذه نسبت به سوگندهاى لغو و بى هدف، برخاسته از تفضل و لطف خدا به مؤمنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 115 - 3
3 ـ تفضل خداوند بر حواريون با تكرار نزول مائده آسمانى بر ايشان *
قال اللّه انى منزلها عليكم
برداشت فوق بر اين اساس است كه استعمال «منزّل» از باب تفعيل براى اشاره به كثرت نزول مائده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 5
5 ـ خداوند، مؤمنان به آيات خود را در سلامت و امنيت واقعى قرار مى دهد.
و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم
سلام خداوند لفظ و كلام نيست، بلكه فعلى از افعال اوست كه همان نزول سلامتى و امنيت از جانب اوست. راغب اصفهانى در اين مورد گويد: «السلامة التعرى من الأفات الظاهرة و الباطنة ... كل ذلك من الناس بالقول، و من اللّه تعالى بالفعل».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 160 - 3
3 ـ عقوبتهاى خدا عادلانه و پاداشهاى وى جلوه اى از فضل اوست.
من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها و من جاء بالسيئة فلا يجزى إلا مثلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 16
16 ـ بهشت تفضلى است از جانب خداوند به مؤمنان نيك كردار ، نه پاداشى همپايه عملكرد آنان
تلكم الجنة اورثتموها بما كنتم تعملون
خداوند از يك سو بهشت را پاداش عملكرد اهل ايمان دانسته (بما كنتم تعملون) و از سوى ديگر آن را ميراث (دستيابى به چيزى بدون عوض) خوانده است تا به اين حقيقت اشاره كند كه اعطاى بهشت همپايه اعمال مؤمنان نيست، بلكه تفضلى است از جانب خداوند به ايشان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 16
16 ـ استدلال ها و براهين ، افاضاتى از ناحيه خدا بر قلب و انديشه انسانها
ما نزل اللّه بها من سلطن
مراد از «تنزيل» مى تواند «ايجاد كردن» باشد. بنابراين «ما نزل ... » يعنى خداوند هيچ دليل و برهانى براى شرك نيافريده است. در اين صورت مقصود از «سلطن» اعم از براهين عقلى و نقلى خواهد بود. و نيز مى تواند مراد از «تنزيل» نازل كردن معارف دين و احكام الهى باشد. بر اين مبنا مقصود از «سلطن» برهان نقلى خواهد بود. برداشت فوق مبتنى بر معناى اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 140 - 4
4 ـ موسى ( ع ) با بيان احسان و تفضل ويژه خداوند بر بنى اسرائيل ، تنها او را شايسته پرستش براى آنان معرفى كرد .
قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين
جمله «و هو فضلكم» حاليه و به منزله تعليلى است براى جمله «أغير اللّه . .. .» يعنى چگونه امكان دارد غير خدا را براى پرستش شما بجويم در حالى كه نعمتها، از جمله برترى شما بر ديگر اقوام و ملل، عطاى اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 29 - 8،9،10
8 ـ خداوند داراى فضل و بخشش بيكران
و اللّه ذوالفضل العظيم
9 ـ شمول غفران الهى بر مؤمنان تقواپيشه ، نمود فضل عظيم خداوند
و يغفر لكم و اللّه ذوالفضل العظيم
جمله «و اللّه . .. » مى تواند به منزله تعليلى بر اعطاى پاداشهاى بيان شده باشد.
10 ـ اعطاى بصيرت ويژه به تقواپيشگان و بخشش گناه آنان ، تفضلى از جانب خداست ، نه پاداش استحقاقى آنان .
يجعل لكم فرقانا . .. و اللّه ذوالفضل العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 28 - 17
17 ـ فضل الهى به مؤمنان ، به مشيت و اراده او بستگى دارد .
فسوف يغنيكم اللّه من فضله إن شاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 9،13
9 ـ توبيخ منافقان ، به خاطر حركت هاى خيانت آميز عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) با وجود برخوردارى از تفضلات خدا و رسولش
و ما نقموا إلا أن أغنيهم اللّه و رسوله من فضله
13 ـ توطئه هاى منافقان عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، انتقام جويى آنان از مسلمانان دست يافته به امكانات مادى ، در پرتو تفضلات خدا و رسول
و ما نقموا إلا أن أغنيهم اللّه و رسوله من فضله
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «أغناهم» به مسلمانان برگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 102 - 8
8 ـ پذيرش توبه ، تفضلى از جانب خدا بر بندگان است نه امرى لازم و ضرورى بر او .
عسى اللّه يتوب عليهم
احتمال مى رود كه به كار رفتن واژه «عسى» به منظور افاده نكته فوق باشد; يعنى، توبه كننده هيچ گونه حقى بر خدا ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 115 - 2
2 ـ سنت الهى ، بر استمرار هدايت و ادامه فيض و نعمت هاى خويش بر جوامع انسانى قرار گرفته است .
ما كان اللّه ليضل قوماً بعد إذ هديهم
واژه «قوماً» ممكن است اشاره به اين مطلب باشد كه سنت ياد شده، مربوط به جامعه بشرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 107 - 6،9
6 ـ خيرات و نعمت هاى خداوند بر پايه تفضل اوست نه بر اساس لياقت و استحقاق انسان .
و إن يردك بخير فلا راد لفضله
9 ـ تفضل خداوند بر بندگان موحد خود ، جلوه غفاريت و رحيميت اوست .
فلا راد لفضله يصيب به من يشاء من عباده و هو الغفور الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 15 - 9
9ـ عنايت خاص خداوند به يوسف ( ع ) با وحى كردن به او در چاه كنعان
أن يجعلوه فى غيـبت الجب و أوحينا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 16،17
16ـ اعتقاد ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب و يوسف ( ع ) و ديگر پيامبران به توحيد و مصونيتشان از هرگونه شركورزى ، تفضّلى از ناحيه خدا بر آنان بود .
ما كان لنا أن نشرك بالله من شىء ذلك من فضل الله علينا
17ـ بعثت پيامبران براى آموزش توحيد و نفى شرك ، از تفضّلات الهى بر مردم است .
ما كان لنا أن نشرك . .. ذلك من فضل الله ... على الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 96 - 12
12ـ آگاهى يعقوب ( ع ) به حيات يوسف ( ع ) و وصال او ، دانشى بود كه از ناحيه خداوند به آن حضرت افاضه شده بود .
ألم أقل لكم إنى أعلم من الله ما لاتعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 12 - 7
7- روزى ها ، منافع و ذخاير الهى ، فضل خداوند و براى بهرهورى انسان است .
لتبتغوا فضلاً من ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 66 - 4
4- موهبت هاى طبيعى نهفته در درون دريا ها ، فضل الهى براى آدميان است .
ربّكم الذى يزجى لكم الفلك فى البحر لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 38 - 18
18 - پاداش برتر و مازاد بر استحقاق بندگان ، پرتوى از مشيت خدا بر اعطاى روزى بى شمار او
ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا و يزيدهم من فضله و اللّه يرزق من يشاء بغير حساب
جمله «و اللّه يرزق من يشاء بغير حساب» در مقام تعليل براى جمله «ليجزيهم اللّه. ..» و «يزيدهم...» است; چون خداوند به هر كس كه بخواهد روزى بى حساب و فراون مى دهد. از اين رو به مردان الهى پاداش افزون بر استحقاقشان، عنايت مى فرمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 85 - 4
4 - بهشت پر از نعمت ، فضل و ارزانى خدا به انسان است ; نه مزدى هم پاى عمل وى .
و اجعلنى من ورثة جنّة النعيم
راغب در «مفردات» آورده است: «و يقال لكلّ من حصل له شىء من غير تعب قد ورث كذا; هر كس مالى را به رايگان به دست آورد، گفته مى شود به ارث برد». بنابراين، اعمال ما هرگز نمى تواند بهاى واقعى بهشت باشد; بلكه بهشت فضل ارزانى خدا به مؤمنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 73 - 6،10
6 - بيشتر مردم گرفتار ناسپاسى نسبت به خدا ، على رغم فضل و رحمت او بر آنان
و إنّ ربّك لذو فضل على الناس و لـكنّ أكثرهم لايشكرون
10 - بناى خداوند بر فضل و رحمت نسبت به خلق و ناسپاسى هاى مردم زمينه ساز عذاب
و إنّ ربّك لذو فضل . .. و لـكنّ أكثرهم لايشكرون
مقدم شدن «فضل و رحمت» بر «شكر و ناسپاسى» مى رساند كه فضل الهى، داراى اصالت و خواست خدا است; ولى اين ناسپاسى ها است كه مردم را از آن محروم مى سازد و سبب نزول عذاب مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 84 - 2
2 - پاداش الهى در جهان آخرت ، براساس فضل و احسان و كيفر او ، برپايه عدل و انصاف خواهد بود .
من جاء بالحسنة فله خير منها و من جاء بالسيّئة فلايجزى . .. إلاّ ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 23 - 7،9
7 - برخوردارى آدمى از امكانات دنيوى ، تفضل الهى است .
و ابتغاؤكم من فضله
9 - شايسته است كه انسان ها ، امكانات خويش را تفضلى الهى بدانند .
و ابتغاؤكم من فضله
از اين كه آيه، براى بيان نشان خدا بودن امكانات معيشتى انسان ها، از آن امكانات به «فضل خدا» تعبير كرده است، مى توان نكته
ياد شده را فهميد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 36 - 7
7 - امكانات زندگى ، تفضلى از ناحيه خداوند به انسان ها است .
و إذا أذقنا الناس رحمة . .. تصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم
از اسناد رحمت به خداوند، استفاده مى شود كه امكانات اعطا شده به بشر، خدادادى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 45 - 4،5
4 - پاداش دهى خداوند به مؤمنانِ داراى عمل صالح ، فراتر از استحقاق عمل آنها است .
ليجزى الذين ءامنوا . .. من فضله
ذكر «من فضله» براى بيان اين نكته است كه پاداش در نظر گرفته شده براى مؤمنان، براساس استحقاق نيست، بلكه فزون تر از آن است.
5 - پاداش هاى اخروى خداوند به مؤمنان ( بهشت و نعمت هاى آن ) ، تفضل او است .
ليجزى الذين . .. من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 46 - 12
12 - امكانات مادى ، تفضل خداوند بر بندگان است .
يرسل الرياح . .. و ليذيقكم ... و لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 47 - 2،4
2 - پاداش ايمان مؤمنان ، از فضل خداوندى است .
و بشّر المؤمنين بأنّ لهم من اللّه فضلاً كبيرًا
4 - ايمان ، موجب دريافت مژده اى ويژه براى برخوردارى از تفضل خداوندى است .
و بشّر المؤمنين بأنّ لهم من اللّه فضلاً كبيرًا
چون بشارت دهى طبق آيه چهل و پنج از نقش ها و مسؤوليت هاى عمومى پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، اين بشارت، مژده خاص و ويژه اى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 12 - 12
12 - رزق الهى ، فضل خدا بر انسان
لتبتغوا من فضله
«إبتغاء» (مصدر «تبتغوا») به معناى تلاش براى دست يافتن به خواسته است و مقصود از «لتبتغوا من فضله» تلاش براى به دست آوردن روزى است. بر اين اساس اطلاق فضل بر روزى، بيانگر آن است كه همه روزى هاى انسان فضل الهى به او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 3 - 5
5 - خداوند ، صاحب فضل و عطا است .
ذى الطول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 72 - 3
3 - نعمت هاى بهشتى ، تفضل الهى و افزون بر استحقاق آدمى است . *
تلك الجنّة الّتى أُورثتموها
واژه «اُورثتموه» از ماده «ارث») به معناى رسيدن مال بدون عوض و زحمت است. عبارت «بما كنتم تعملون» نيز نقش عمل را در رسيدن به بهشت بيان مى كند. اين مطلب نشانگر آن است كه عمل تنها زمينه اى براى دستيابى به بهشت است و نعمت هاى بى كران الهى در آن، تفضل الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 36 - 10
10- پاداش الهى به مؤمنان متقى ، به گونه اى رايگان و نه در قبال درخواست مال از ايشان
يؤتكم أجوركم و لايسئلكم أمولكم
«لايسئلكم أموالكم» در رابطه با جمله «يؤتكم أجوركم» است و دفع دخل مقدّر مى كند; يعنى، خداوند در قبال پاداش هاى خود، چيزى جز ايمان و تقوا از شما انتظار ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 8 - 3
3 - ره يابى انسان و جامعه به رشد و تعالى دينى ، فضل و نعمت خداوندى است .
أولـئك هم الرشدون . فضلاً من اللّه و نعمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 29 - 4،5
4 - فضل و فزون بخشى ، تنها در دست خداوند و در اختيار او است .
و أنّ الفضل بيد اللّه
5 - خداوند ، از فضل و فزون بخشى خود ، هر كس را كه بخواهد ، بهره مند مى سازد .
و أنّ الفضل بيد اللّه يؤتيه من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 10 - 2
2 - رزق و روزى مردم ، عطاى خداوند و فضل او است .
و ابتغوا من فضل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 21
21 - امكانات زندگى ، فضل الهى است ; هر چند با تلاش انسان به دست آمده باشد .
يبتغون من فضل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 8 - 2
2 - خداوند ، تنگدستى پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به ثروتمندى و بى نيازى از ديگران مبدّل ساخت .
فأغنى
«غِنى»، به معناى توانگر بودن (صحاح اللغة) و «غَناء» (بر وزن كلام) به معناى اكتفاكردن است (مصباح). فعل «أغنى» به دليل حذف متعلقات آن، مى تواند هر دو معنا را برساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 40
40 ـ احسان و تفضل خداوند به بندگان ، داراى نظامى قانونمند
ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه واسع عليم
بيان آگاهى خداوند پس از ذكر مشيت او، بيانگر اين است كه خواست خداوند بر احسان و تفضل به بندگان بدون دليل نبوده و برخاسته از آگاهى او به لياقت آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 64 - 10
10 - گنهكاران نبايد از شمول فضل و رحمت خداوند ، نااميد باشند .
ثم توليتم . .. فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 107 - 10
10 ـ خداوند ، مشركان را از فضل خود بهره مند نخواهد كرد .
فلا راد لفضله يصيب به من يشاء من عباده
با توجه به اينكه مشركان، از يكتا پرستى و عبادت خداوند سرباز مى زدند، ذكر «من عباده» مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 14 - 5،6
5 - دست اندركاران اصلى توطئه « افك » عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و خاندان آن حضرت ، از فضل و رحمت خداوند محروم شدند .
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته . .. لمسّكم فى ما أفضتم فيه عذاب عظيم
خداوند در آيه 11، به شايعه سازان اصلى وعده عذاب بزرگ (و الذى تولّى كبره منهم له عذاب عظيم) مى دهد. واژه «افاضه» نيز به معناى سخن گفتن بسيار در باره موضوعى و انتشار آن است و اين، كار توده مردم بود نه منافقان كه سازنده اصلى تهمت و شايعه بودند. بنابراين فضل و رحمت خدا، شامل كسانى است كه كارگزار اصلى تهمت نبودند; بلكه بر اثر جهل و غفلت سخنى در اين زمينه به ميان آوردند در آيه بعد نيز خداوند، جهل و ناآگاهى آنان را يادآور شده، مى فرمايد: «و تقولون بأفواهكم ما ليس لكم به علم».
6 - ترويج كنندگان شايعات و تهمت پردازى هاى ناروا ـ جدا از فضل و رحمت خداوند ـ مستحق عذاب الهى اند .
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته . .. لمسّكم فى ما أفضتم فيه عذاب عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 18
18 - جامعه هاى آلوده به فحشا و منكرات ، از فضل و رحمت خدا محروم اند .
لاتتّبعوا خطوت الشيطـن . .. و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته ما زكى منكم من أحد أب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 32
32 ـ بيماردلان سست ايمان و پذيراى ولايت و دوستى كافران ، محروم از فضل خاص خداوند
من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه يقوم . .. ذلك فضل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 36
36 ـ محروميت آدمى از تفضلات الهى برخاسته از بى لياقتى خود اوست نه نقصان فيض و بخشش خداوند
ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه واسع عليم
ذكر گستردگى فضل الهى كه وصف «واسع» بيانگر آن است، اشاره به اين معنا دارد كه اگر آدمى مشمول فضل خاص خداوند نشود، خود مقصر است ; چرا كه فضل الهى بى نهايت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 26 - 9
9 - محروميت از فضل الهى ، نمودى از عذاب خداوند براى كافران
و يستجيب الذين ءامنوا . .. و يزيدهم من فضله و الكـفرون لهم عذاب شديد
از ارتباط صدر و ذيل آيه، برداشت بالا صورت گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 105 - 9
9 - خداوند ، داراى فضل و بخششى بزرگ است .
و اللّه ذوالفضل العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 171 - 3
3 ـ نعمت ها و فضل الهى ، داراى درجات و مراتب
يستبشرون بنعمة من اللّه و فضل
نكره آوردن كلمه «نعمة» و «فضل»، كه حاكى از ناشناخته بودن آن است، مى تواند به جهت بزرگى و عظمت آن فضل باشد، كه در نتيجه حكايت از تنوّع و مراتب فضل و نعمت الهى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 113 - 13
13 ـ فضل و نعمت الهى بر بندگان ، داراى درجات متفاوت
و كان فضل اللّه عليك عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 47 - 3
3 - تفضل هاى خداوند به بندگان اش ، مراتب دارد .
فضلاً كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 13،14،15
13 - انتخاب مسلمانان براى وراثت قرآن و بهره مند شدن از آموزه هاى آن ، فضل بزرگ خداوند به آنان است .
ثمّ أورثنا الكتـب الذين اصطفينا . .. ذلك هو الفضل الكبير
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «ذلك» به «اصطفاء» و «ايراث كتاب» (مستفاد از جمله «أورثنا الكتاب الذين اصطفينا») اشاره داشته باشد.
14 - توفيق پيشتازى در انجام كار هاى خير ، فضل بزرگ الهى است .
و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرت بإذن اللّه ذلك هو الفضل الكبير
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «ذلك» اشاره به «سبق» در «سابق بالخيرات» باشد.
15 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . .يقول اللّه عزّوجلّ « ذلك هو الفضل الكبير » يعنى القرآن . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده: . ..[اين كه] خداوند عزّوجلّ مى فرمايد: «ذلك هو الفضل الكبير» مقصود قرآن است...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 33 - 1
1 - بهشت پاينده ، فضل بزرگ الهى
ذلك هو الفضل الكبير . جنّـت عدن يدخلونها
«جنّات» بدل از «الفضل الكبير» و «عدن» به معناى اسقرار و پايندگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 4 - 2
2 - فضل الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( فضل نبوت ) ، بس بزرگ و ارجمند
ذلك فضل اللّه
به كارگيرى «ذلك» (اشاره بعيد) مى تواند به خاطر بلندى درجه و فضلى باشد كه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) عطا كرده است (فضل نبوت و رسالات).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 64 - 5
5 - خداوند ، بنى اسرائيل را - على رغم پيمان شكنى و اعراضشان از فرامين تورات - مورد تفضل و رحمت خويش قرار داد .
فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 59 - 9
9 ـ وعده خداوند به برخوردارى متوكلان از عطا و تفضلش
و قالوا حسبنا اللّه سيؤتينا اللّه من فضله
آيه فوق در مقام تعليم به انسان است و بى ترديد آنچه خداوند تعليم دهد، منطبق با واقعيت مى باشد در نتيجه جمله «سيؤتينا» حاكى از عطاى الهى به متوكلان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 107 - 8
8 ـ فضل خداوند ، شامل حال كسانى است كه يكتا پرست و موحدند .
يصيب به من يشاء من عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 87 - 4
4- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، مورد فضل و رحمت عظيم و گسترده الهى
إن فضله كان عليك كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 72 - 5
5- اعطاى يعقوب به ابراهيم ( ع ) تفضل و موهبت ويژه و افزون بر استحقاق آن حضرت بود .
و وهبنا له إسحـق و يعقوب نافلة
اين برداشت به خاطر دو نكته است: 1ـ «نافلة» حال براى يعقوب است. 2ـيكى از معانى «نافلة» عطيه افزون بر استحقاق و لزوم است. كاربرد اين واژه در مورد اعطاى يعقوب به ابراهيم(ع)، به خاطر اين نكته است كه ابراهيم(ع) از خداوند تنها درخواست فرزند كرده بود، نه نوه; ولى خداوند از روى تفضل و موهبت ويژه خود، به او نوه هم عطا كرد (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 20
20- « عن أبى عبداللّه ( ع ) : ردّ اللّه سبحانه عليه [ أيوب ( ع ) ] أهله الذين هلكوا بأعيانهم و أعطاه مثلهم معهم و كذلك ردّ اللّه عليه أمواله و مواشيه بأعيانها و أعطاه مثلها معها ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه: خداوند سبحان خانواده ايوب(ع) را كه هلاك شده بودند، به او برگرداند و مانند آنان را نيز به وى عطا كرد. و هم چنين خداوند، عين اموال و چهارپايان او را به او برگرداند و مانند آنها را نيز به همان مقدار به او عطا كرد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 10 - 2
2 - فضل و رحمت خداوند ، شامل همه افراد امت اسلام
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 14 - 1
1 - امت اسلامى ، در دو عرصه دنيا و آخرت ، از فضل و رحمت خداوند برخورداراند .
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته فى الدنيا و الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 20 - 1،5
1 - مؤمنان ، از فضل و رحمت خدا برخورداراند .
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته
5 - وضع كيفر سخت براى اشاعه دهندگان فحشا و افشاى چهره توطئه گران « افك » ، از جلوه هاى فضل و رحمت خدا بر مسلمانان صدراسلام
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته
برداشت ياد شده، به خاطر اين است كه آيه شريفه، دهمين و آخرين آيه اى است كه درباره ماجراى «افك» نازل گرديد و قهراً ارتباط نزديكى با اين ماجرا دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 13،14
13 - مؤمنان ، از فضل و رحمت خدا برخورداراند .
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته
14 - طهارت ، پاكى ، رشد و بالندگى اهل ايمان ، جلوه اى از فضل و رحمت الهى بر آنان
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته ما زكى منكم من أحد أبدًا
«زكاء» در لغت به دو معنا آمده است: 1ـ نمو و رشد، 2ـ صلاح و پاكى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 10،18
10 - ازدواج كنندگان ، مورد عنايت خاص خداوند و بهره مند از فضل او
وأنكحوا الأيـمى منكم و الصـلحين من عبادكم و إمائكم إن يكونوا فقراء يغنهم اللّه م
18 - گشايش در كار مؤمنان و تفضل به آنان از جانب خداوند ، بر پايه علم گسترده او به مصالح و نياز هاى آنان است .
يغنهم اللّه من فضله و اللّه وسع عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 33 - 6
6 - مردان و زنان غير متأهل عفيف ، از فضل و امداد خداوند در فراهم آمدن امكانات ازدواج ، برخوردارند .
و ليستعفف الذين لايجدون نكاحًا حتّى يغنيهم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 38 - 8،15
8 - مردانى كه همواره در ياد خدا هستند ، علاوه بر دريافت بهترين پاداش اعمال خود ، از فضل مخصوص الهى نيز برخورداراند .
رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. و يزيدهم من فضله
15 - مردان الهى ، از روزى و فضل بدون حسابرسى خداوند برخورداراند .
رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. و اللّه يرزق من يشاء بغير حساب
معناى «بغير حساب» ـ به قرينه «و يزيدهم من فضله» ـ مى تواند بدون حسابرسى باشد; زيرا اعطاى مازاد بر استحقاق (من فضله) دليل بر اين است كه حسابرسى در كار نيست، وگرنه مى بايست تنها به مقدار استحقاق شخص، پاداش داده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 10،12
10 - وجود قدرت هاى فوق العاده در دربار سليمان ، فضلى از جانب پروردگار براى او
فلمّا رءاه. .. قال هـذا من فضل ربّى
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هـذا» اشاره به توان موجود در دستگاه حكومتى سليمان باشد; يعنى، وجود چنين نيرويى در دستگاه من ـ كه توانست تخت عظيم بلقيس را در كمتر از يك نگاه حاضر سازد ـ تفضل پروردگار به من است.
12 - علم و قدرت ، دو نمود بارز فضل الهى براى سليمان ( ع ) و در خدمت او
قال الذى عنده علم من الكتـب. .. فلمّا رءاه مستقرًّا عنده قال هـذا من فضل ربّى
گرچه علم و قدرت مطرح شده در آيه مربوط به آصف بن برخيا است; ولى وى از اعضاى دربار سليمان بود و دانش ويژه و توان فوق العاده او در خدمت حكومت آن حضرت قرار داشت. بر اين اساس است كه سليمان(ع) خدا را بر اين علم و قدرت سپاس مى گزارد. بعلاوه برخى از مفسران مراد از «الذى عنده...» را خود سليمان(ع) دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 47 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف بود كه مؤمنان را بشارت دهد به اين كه آنها از فضل بزرگ خدا ، برخوردار خواهند بود .
و بشّر المؤمنين بأنّ لهم من اللّه فضلاً كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 4
4 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق گران ، از فضل خداوند و مزد بيش از استحقاق خود برخورداراند .
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... و يزيدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 13،14
13 - انتخاب مسلمانان براى وراثت قرآن و بهره مند شدن از آموزه هاى آن ، فضل بزرگ خداوند به آنان است .
ثمّ أورثنا الكتـب الذين اصطفينا . .. ذلك هو الفضل الكبير
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «ذلك» به «اصطفاء» و «ايراث كتاب» (مستفاد از جمله «أورثنا الكتاب الذين اصطفينا») اشاره داشته باشد.
14 - توفيق پيشتازى در انجام كار هاى خير ، فضل بزرگ الهى است .
و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرت بإذن اللّه ذلك هو الفضل الكبير
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «ذلك» اشاره به «سبق» در «سابق بالخيرات» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 35 - 4،5
4 - اعطاى بهشت و سراى پايدار و بى رنج و افسردگى ، فضل و لطف خداوند به بندگان
لايمسّنا فيها نصب و لايمسّنا فيها لغوب
5 - اعتراف بهشتيان به لطف و تفضل خدا در وارد كردن آنان به بهشت و مستحق نبود آنها به اين نعمت
الذى أحلّنا دارالمقامة من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 10
10 - خداوند با كافران بدكردار در قيامت ، بر مبناى عدل و با مؤمنان نيك كردار براساس فضل و لطف خويش برخورد خواهد كرد .
من عمل سيّئة فلايجزى إلاّ مثلها و من عمل صـلحًا . .. و هو مؤمن ... يرزقون فيها ب
برداشت ياد شده از آن جا است كه مجازات گناه كاران، تنها به ميزان گناه آنان است; ولى پاداش مؤمنان نيك كردار، بى شمار و افزون بر استحقاق آنان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 15
15 - تمامى اعمال نيك آدمى حتى كوچك ترين آنها ، برخوردار از پاداش افزون الهى
و من يقترف حسنة نزد له فيها حسنًا
تنكير «حسنة» براى تنويع است و شامل تمامى اعمال مؤمنان ـ از كوچك ترين تا بزرگ ترين آنها ـ مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 26 - 3،4
3 - خداوند ، بيش از خواسته ها و دعا هاى مؤمنان نيك كردار ، به آنان عطا خواهد كرد .
و يزيدهم من فضله
4 - پاداش افزون و اعطاى نعمت ها بيش از انتظار مؤمنان به ايشان ، نمودى از فضل الهى است .
و يزيدهم من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 34 - 6
6 - انسان ها ، با وجود گناه كارى و ناسپاسى ، برخوردار از فضل و عنايت بى كران الهى
و يعف عن كثير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 57 - 2
2- نقش پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برخوردارى تقواپيشگان از فضل و بخشش الهى *
فضلاً من ربّك
تعبير «ربّك» ـ به جاى «ربّهم» ـ مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در رسيدن فضل الهى به بهشتيان مؤثر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 12 - 8
8 - نعمت ها و منافع دريا ، نمود لطف و فضل الهى براى آدميان
سخّر لكم البحر . .. و لتبتغوا من فضله
از اين كه بر منافع نهفته در دريا «فضل الهى» اطلاق شده است، مطلب بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 13
13 - ورود مؤمنان به بهشت ، در پرتو تفضّل الهى و گذشت او از لغزش هاى آنان
ليدخل المؤمنين . .. جنّـت ... و يكفّر عنهم سيّئاتهم
نفس تكفير سيّئات، خود بيانگر تفضّل است و در عين حال تعبير «يدخل» ممكن است بيانگر همين حقيقت باشد كه همه مؤمنان، در آن حدى نيستند كه به اقتضاى اعمالشان، بهشتى باشند; بلكه بايد فضل الهى، كاستى هاى آنان را جبران كند و آنان را وارد بهشت گرداند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 3
3 - شادمانى و عيشِ بهشتيان ، فضل الهى در قبال تعهد و تقواى ايشان
إنّ المتّقين . .. فـكهين بما ءاتيهم ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 21 - 7،9
7 - الحاق اعضاى مؤمن خانواده بهشتيان به ايشان ، تبلور لطف و فضل الهى در حق آنان
و الذين ءامنوا و اتّبعتهم ذرّيّتهم بإيمـن ألحقنا بهم ذرّيّتهم
9 - پيوستن مؤمنان ، به درجه عالى پدران بهشتى خود ، تفضل الهى و نه مايه كم شدن از مقام پدر آنان و كاسته شدن از عمل آنان
ألحقنا بهم ذرّيّتهم و ما ألتنـهم من عملهم من شىء
جمله «ما ألتناهم. ..» معادل «ما نقصناهم» است و ضميرهاى «هم» به «الذين آمنوا» بازمى گردد. مقصود اين است كه خداوند، در ملحق كردن ذريه بهشتيان به آنان، از منزلت و درجه پدران چيزى نمى كاهد; بلكه بر درجه ذريه مى افزايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 46 - 5
5 - بيمناكان از مقام پروردگار ، برخوردار از بهشتى در قبال عمل و بهشتى ديگر از فضل الهى *
و لمن خاف مقام ربّه جنّتان
طبق نظر برخى از مفسران، تثنيه آمدن «جنّتان» نظر به مطلب بالا دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 17
17 - خداوند ، هر كس را كه مشيتش تعلق بگيرد ، از فضل و عطاى خويش بهره مند مى سازد .
ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 4 - 1،2،3
1 - بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و برگزيده شدن آن حضرت از جانب خداوند به نبوت و رسالت ، فضل الهى به ايشان
ذلك فضل اللّه
در مشاراليه «ذلك» چند احتمال وجود دارد برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «ذلك» اشاره به بعثت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) داشته باشد.
2 - فضل الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( فضل نبوت ) ، بس بزرگ و ارجمند
ذلك فضل اللّه
به كارگيرى «ذلك» (اشاره بعيد) مى تواند به خاطر بلندى درجه و فضلى باشد كه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) عطا كرده است (فضل نبوت و رسالات).
3 - امتنان و فضل الهى به امت محمد (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر برگزيدن آن حضرت از ميان آنها و قرار دادن ايشان به عنوان راهنما و نجات بخش آنان از ضلالت و گمراهى
هو الذى بعث . .. و إن كانوا ... فى ضلـل مبين ... ذلك فضل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 17 - 12
12 - پاداش مضاعف به انفاق گران و آمرزش آنان ، جلوه تفضل و لطف ويژه خداوند به آنان است .
إن تقرضوا اللّه . .. يضـعفه ... و اللّه شكور حليم
سپاس و تقدير خداوند از انفاق گران ـ با آن كه سود انفاق به خود آنان باز مى گردد ـ نشانه تفضل و لطف ويژه الهى به انفاق گران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 70 - 6
6 ـ كفايت علم خداوند براى تشخيص مطيعان و شايستگان تفضّل او
ذلك الفضل من اللّه و كفى باللّه عليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 106 - 11
11 - نسخ اديان گذشته و ارائه آيينى بهتر و يا همانند آن ، رحمت و فضلى است از جانب خدا بر بندگان .
و اللّه ذوالفضل العظيم. ما ننسخ من ءاية ... نأت بخير منها أو مثلها
بيان فضل و رحمت الهى در آيه قبل و سپس بيان نسخ دينى و جايگزين كردن شريعتى ديگر، حاكى از آن است كه: نسخ دينى و ارائه آيينى جديد، از مصاديق رحمت و فضل خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 22
22 ـ ربوبيت خداوند ، منشأ تفضل او به بندگان خويش
يبتغون فضلا من ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 9
9 - اعطاى اجر كامل و بيش از استحقاق به عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخاسته از صفت آمرزندگى و سپاس گزارى خداوند است .
ليوفّيهم أجورهم و يزيدهم من فضله إنّه غفور شكور
جمله «إنّه غفور شكور» در مقام تعليل براى «ليوفّيهم. ..» است; يعنى، چون خداوند نسبت به بندگانش غفور و شكور است، به آنان پاداش كامل و بيش از استحقاق مى هد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 4 - 5
5 - خداوند ، هر كس و هر جامعه اى را كه خود بخواهد ، از فضل و فزون بخشى خود بهره مند مى سازد .
ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 75 - 2
2 ـ مال ، ثروت و امكانات مادى ، فضل الهى است .
لئن ءاتينا من فضله لنصدقنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 76 - 3
3 ـ مال و ثروت ، فضل الهى است .
فلما ءاتيهم من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 46 - 11
11 - باد ها وسيله اى براى برخوردار شدن انسان ها از مواهب مادى طبيعت است .
يرسل الرياح . .. و لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 45 - 3
3 - همراهى ايمان و عمل صالح ، شرط برخوردارى از پاداش و فضل الهى ، در آخرت است .
ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 19
19- نقش اساسى ركوع و سجود ( نماز ) ، در جلب فضل و خشنودى خداوند
تريهم ركّعًا سجّدًا يبتغون فضلاً من اللّه و رضونًا
«يبتغون. ..» مترتب بر «ركعّاً سجداً» است; يعنى، مؤمنان با ركوع و سجود خويش، جوياى فضل و خشنودى خدايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 28 - 16
16 ـ غنا و بى نيازى مؤمنان ، پرتوى از فضل الهى نسبت به آنان
فسوف يغنيكم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 121 - 7
7 ـ جلوه فضل الهى ، در پاداش به مؤمنان مجاهد و انفاقگر
ليجزيهم اللّه أحسن ما كانوا يعملون
«جزاى أحسن» ـ كه به معناى پاداش دادن به بيش از حد استحقاق است ـ بيانگر تجلى فضل خدا در پاداش دهى به مؤمنان است. قابل ذكر است در برداشت فوق مفروض اين است كه «أحسن» مفعول دوم براى «يجزى» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 58 - 1
1 ـ قرآن ، مظهر فضل خداوند و جلوه رحمت اوست .
يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. قل بفضل اللّه و برحمته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 60 - 6
6 ـ نزول رزق و مباح بودن بهره مندى از آن ، از نشانه هاى تفضل خداوند بر مردم است .
ما أنزل اللّه لكم من رزق . .. إن اللّه لذو فضل على الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 88 - 6
6- اعطاى كتابى بى مانند چون قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) نشان فضل عظيم الهى به آن حضرت است .
إن فضله كان عليك كبيرًا . قل لئن اجتمعت ... لايأتون بمثله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 10 - 1
1ـ تحريم أكيد بى عفتى و زنا ، ممانعت سخت از قذف هاى بى دليل نسبت به زنان پاكدامن ، وضع كيفر هاى سنگين براى متخلفان ( صد ضربه شلاق در زنا و هشتاد ضربه براى قذف ) وتشريع « لعان » ، جلوه هايى از فضل و رحمت خدا نسبت به جامعه ايمانى است .
الزانية و الزانى فاجلدوا. .. والذين يرمون المحصنـت ...فاجلدوهم ... و لولا فضل ال
يادآورى فضل و رحمت خدا در آيه شريفه ـ كه در مقام امتنان است ـ پس از ذكر احكام مربوط به زناكارى و لعان، مى تواند براى بيان جلوه هاى فضل و رحمت الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 20 - 2،5
2 - وضع كيفر سخت ( عذاب دردناك ) ، به منظور جلوگيرى از آلوده شدن جامعه ايمانى به مفاسد اخلاقى و فحشا ، جلوه اى از فضل و رحمت خداوند به امت اسلامى
إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفـحشة . .. لهم عذاب أليم ... و لولا فضل اللّه عليكم و
5 - وضع كيفر سخت براى اشاعه دهندگان فحشا و افشاى چهره توطئه گران « افك » ، از جلوه هاى فضل و رحمت خدا بر مسلمانان صدراسلام
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته
برداشت ياد شده، به خاطر اين است كه آيه شريفه، دهمين و آخرين آيه اى است كه درباره ماجراى «افك» نازل گرديد و قهراً ارتباط نزديكى با اين ماجرا دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 14
14 - طهارت ، پاكى ، رشد و بالندگى اهل ايمان ، جلوه اى از فضل و رحمت الهى بر آنان
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته ما زكى منكم من أحد أبدًا
«زكاء» در لغت به دو معنا آمده است: 1ـ نمو و رشد، 2ـ صلاح و پاكى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 38 - 5،9
5 - جلوه فضل الهى ، در پاداش دادن به مردمانى كه پيوسته به ياد خدا هستند .
رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا
«جزاى أحسن» ـ كه به معناى پاداش دادن به بيش از حد استحقاق است ـ بيانگر تجلى فضل خدا، در پاداش دهى به مردمان الهى است.
9 - اعطاى پاداشى افزون بر استحقاق شخص ، نمودى از فضل خداوند است .
ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا و يزيدهم من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 12
12 - علم و قدرت ، دو نمود بارز فضل الهى براى سليمان ( ع ) و در خدمت او
قال الذى عنده علم من الكتـب. .. فلمّا رءاه مستقرًّا عنده قال هـذا من فضل ربّى
گرچه علم و قدرت مطرح شده در آيه مربوط به آصف بن برخيا است; ولى وى از اعضاى دربار سليمان بود و دانش ويژه و توان فوق العاده او در خدمت حكومت آن حضرت قرار داشت. بر اين اساس است كه سليمان(ع) خدا را بر اين علم و قدرت سپاس مى گزارد. بعلاوه برخى از مفسران مراد از «الذى عنده...» را خود سليمان(ع) دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 73 - 5
5 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، جلوه اى از فضل و رحمت بى كران خدا بر مردم
و إنّ ربّك لذو فضل على الناس
به كار رفتن واژه «ربّ» ـ به جاى هر اسم و صفتى ديگر ـ و اضافه شدن آن به كاف ـ كه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است ـ مى تواند از آن جهت باشد كه تربيت و پرورش شخصيتى چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سوى خدا، خود نمود بارزى از فضل گسترده او بر مردم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 73 - 6
6 - توشه زندگى ، نمودى از فضل خدا بر بندگان است .
و لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 35 - 11
11 - جلوه فضل و لطف الهى در پاداش دادن به محسنان
ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون
ملاك قرار گرفتن پاداش بهترين اعمال در وقت جزا و پاداش، و بدترين اعمال در وقت عفو و چشم پوشى، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 61 - 10
10 - آفرينش شب و روز در راستاى تأمين نياز ها و منافع بشر ، جلوه اى از فضل و احسان خداوند به او است .
اللّه الذى جعل لكم الّيل . .. إنّ اللّه لذو فضل على الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 19،20
19 - تحقق همه خواسته هاى انسان در بهشت ، نمود فضل بزرگ خداوند است .
لهم ما يشاءون . .. ذلك هو الفضل الكبير
20 - برخوردارى ها و نعمت هاى بى پايان بهشت ، نشانگر فضل و رحمت خدا است و نه رفاه و خوشى محدود كافران در دنيا .
يرزق من يشاء . .. و من كان يريد حرث الدنيا نؤته منها ... لهم ما يشاءون ... ذلك ه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 26 - 4
4 - پاداش افزون و اعطاى نعمت ها بيش از انتظار مؤمنان به ايشان ، نمودى از فضل الهى است .
و يزيدهم من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 12 - 8
8 - نعمت ها و منافع دريا ، نمود لطف و فضل الهى براى آدميان
سخّر لكم البحر . .. و لتبتغوا من فضله
از اين كه بر منافع نهفته در دريا «فضل الهى» اطلاق شده است، مطلب بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 8 - 1،6
1 - محبت به ايمان و بيزارى از كفر و گناه ، جلوه اى از فضل و نعمت الهى
و لـكنّ اللّه حبّب إليكم الإيمـن . .. و كرّه إليكم الكفر ... فضلاً من اللّه و نع
6 - وجود رهبرى دينى و شريعت آسمانى ، تبلور فضل و نعمت الهى بر خلق *
و اعلموا أنّ فيكم رسول اللّه . .. فضلاً من اللّه و نعمة
برداشت بالا بدان احتمال است كه جمله «فضلاً من اللّه و نعمة» در رابطه با صدر آيه قبل (فيكم رسول اللّه) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 21 - 7
7 - الحاق اعضاى مؤمن خانواده بهشتيان به ايشان ، تبلور لطف و فضل الهى در حق آنان
و الذين ءامنوا و اتّبعتهم ذرّيّتهم بإيمـن ألحقنا بهم ذرّيّتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 16
16 - آمرزش گناه بندگان و اعطاى بهشت پهناور به آنان ، جلوه فضل و فزون بخشى خداوند به آنان است ; نه استحقاق ايشان .
سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة . .. ذلك فضل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 29 - 3
3 - نبوت ، نمود فضل و فزون بخشى خداوند است .
ألاّيقدرون على شىء من فضل اللّه
مراد از «شىء من فضل اللّه» فضل نبوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 4 - 6
6 - فروزان نگه داشتن هميشگى مشعل هدايت و برانگيختن مردان الهى براى هدايت خلق ، نمود فضل و فزون بخشى مستمر خداوند
و ءاخرين منهم لمّا يلحقوا بهم . .. ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء
برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «ذلك فضل اللّه» اشاره به «آخرين» داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 17 - 12
12 - پاداش مضاعف به انفاق گران و آمرزش آنان ، جلوه تفضل و لطف ويژه خداوند به آنان است .
إن تقرضوا اللّه . .. يضـعفه ... و اللّه شكور حليم
سپاس و تقدير خداوند از انفاق گران ـ با آن كه سود انفاق به خود آنان باز مى گردد ـ نشانه تفضل و لطف ويژه الهى به انفاق گران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 85 - 5
5 - همه انسان ها حتى پيامبران بزرگ ، نيازمند فضل خدا
و اجعلنى من ورثة جنّه النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 21
21ـ پيامبران ، واسطه جريان فضل الهى بر مردمان
ذلك من فضل الله علينا و على الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 10 - 2
2 - فضل و رحمت خداوند ، شامل همه افراد امت اسلام
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 73 - 1،4
1 - خداوند ، داراى فضل و رحمت بى كران بر عموم انسان ها
و إنّ ربّك لذو فضل على الناس
تعبير «فضل» به صورت نكره، بيانگر عظمت و گستردگى آن است و واژه «ناس» ـ به قرينه مقام ـ دربرگيرنده همه انسان ها (مؤمن و كافر) است.
4 - ربوبيت خداوند ، مقتضى شمول و فراگير بودن فضل و رحمتش برتمامى مردمان
و إنّ ربّك لذو فضل على الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 60 - 5
5 ـ فضل خداوند ، دايمى و لاينقطع و شامل و فراگير همه مردم ( كافر و مؤمن ) است .
إن اللّه لذو فضل على الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قدر - 97 - 5 - 4
4 - شب قدر ، تا سپيده دم به فضيلت خود باقى است .
سلـم هى حتّى مطلع الفجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 2 - 2
2 - تفاوت شب ها در فضيلت
و ليال عشر
نكره آمدن «ليال» و سوگند به آن ده شب خاص، بيانگر عظمت آنها در بين شب هاى سال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 14
14 ـ طلاق و مشكلات خانوادگى ، نبايد موجب فراموشى ارزش ها و فضيلت ها ( همانند عفو و احسان ) گردد .
و ان طلّقتموهنّ . .. و ان تعفوا اقرب للتّقوى و لا تنسوا الفضل بينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 33 - 2
2 - اداى شهادت و گواهى ، اقدامى شايسته و بايسته
و الذين هم بشهـدتهم قائمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 33 - 7
7 - قرآن و اديان الهى ، سراسر راست و مطابق با واقع و حق و حقيقت
و الذى جاء بالصدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 193 - 11
11 ـ ارزش و اهميّت دعا و استغفار به درگاه خداوند
ربّنا فاغفرلنا . .. و كفّر عنّا ... و توفّنا
چون خداوند در مقام ستايش از خردمندان، اين دو ويژگى را براى آنان، ذكر كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 107 - 3
3- مجموعه تعاليم اسلام ، براساس رحمت و مهربانى ويژه خداوند به انسان است .
و ما أرسلنـك إلاّ رحمة للعـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 55 - 12
12 - اسلام ، تنها دين مورد پسند خدا و متناسب و سودمند براى انسان ها
و ليمكّننّ لهم دينهم الذى ارتضى لهم
گفتنى است سودمند بودن دين اسلام براى بشر، از لام «لهم» ـ كه براى انتفاع است ـ به دست آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 18 - 9
9 - اسلام ، برترين عقيده و بهترين سخن در باب دين
الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه
مقصود از سخن در آيه شريفه و گزينش بهترين سخنان، آن سخنى است كه درباره مسائل دينى است. بنابراين مصداق اصلى و مورد نظر بهترين سخن، مكتب اسلام خواهد بود كه دين منتخب قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 13 - 9
9 - اسلام علاوه بر معارف و احكام شريعت هاى پيشين ، دربردارنده آموزه هايى فزون تر
شرع لكم . .. و الذى أوحينا إليك و ما وصّينا به إبرهيم
توصيه در جايى به كار مى رود كه امور بسيار مهم و اساسى مورد نظر باشد. بنابراين تغيير تعبير از توصيه به وحى در مورد اسلام، نشان دهنده آن است كه اسلام علاوه بر امور توصيه شده، امور ديگرى را نيز در بر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 24 - 3
3- « قرآن » كتاب معرفت و شناخت ، و « اسلام » دين عقل و انديشه
أفلايتدبّرون القرءان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 38 - 14
14 ـ نقش مسجد و محراب ـ مكان هاى مقدس ـ در استجابت دعا *
دخل عليها زكريّا المحراب . .. هنا لك دعا زكريّا ربّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه مشاراليه «هنالك»، «المحراب» باشد; و جمله «و هو قائم يصلى فى المحراب»، در آيه بعد مؤيد اين معناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 32 - 2
2 - امانت دارى و پايبندى به عهد و پيمان ، از خصلت هاى شايسته و بايسته
و الذين هم لأمـنـتهم و عهدهم رعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 110 - 19
19 ـ تورات و انجيل ، ارجمندترين كتاب هاى آموخته شده به عيسى ( ع )
و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل
مراد از «الكتب»، به قرينه ذكر تورات و انجيل پس از آن، مى تواند كتاب يا كتابهاى آسمانى ديگرى غير از تورات و انجيل باشد. در اين صورت تصريح به نام تورات و انجيل با آنكه لفظ «الكتب» مى توانست آن دو را نيز شامل شود نشانه اهميت فزونتر اين دو كتاب مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 261 - 2
2 ـ ارزش انفاق ، در گروِ در راه خدا بودن آن
ينفقون اموالهم فى سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 262 - 1،2
1 ـ ارزش انفاق در گروِ در راه خدا بودن آن است .
الّذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللّه
2 ـ عارى بودن انفاق از هر گونه منّت و آزار ـ چه هنگام پرداخت و چه پس از آن ـ ، از شرايط ارزشمندى ، قبولى و پاداش در مقابل آن
الّذين ينفقون . .. ثمّ لا يتبعون ما انفقوا منّاً و لا اذىً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 263 - 1
1 ـ ارزش و برترى گفتار پسنديده و عفو و گذشت ، نسبت به بخششى كه آزار به دنبال دارد .
قول معروف و مغفرة خير من صدقة يتبعها اذىً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 267 - 11
11 ـ خداوند ، ستايشگر انفاق كنندگان ، در عين بى نيازى از انفاق آنان
اَنّ اللّه غنىّ حميد
«حميد» در برداشت فوق به معناى حامد (ستايش كننده) گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 271 - 3
3 ـ ارزش برتر صدقه پنهانى ، نسبت به صدقه آشكار
ان تبدوا . .. و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم
بنابراينكه كلمه «لكم» قرينه براى ارزشمندتر بودن صدقه پنهانى براى شخص صدقه دهنده نباشد و به اطلاق آيه نظر شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 274 - 2
2 ـ ارجمندى و برترى انفاق هاى پنهانى و شبانه ، بر انفاق هاى آشكار و در روز *
الّذين ينفقون . .. سِراً و علانيّةً
چنانچه تقدم در ذكر دلالت بر تقدم در رتبه و فضيلت كند، انفاق از نظر وقت و حالت چهار قسم مى شود. چون از يك سو وقت (شب و روز) مقدّم بر حالت (پنهان و آشكار) شده و از سوى ديگر شب مقدّم بر روز و در حالت پنهانى مقدّم بر آشكار شده است، لذا اين چهار قسم به ترتيب فضيلت عبارتند از: 1 ـ شب و به صورت پنهانى 2 ـ روز و به صورت پنهانى 3 ـ شب به صورت آشكار 4 ـ روز به صورت آشكار.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 3 - 7
7 ـ اقامه نماز و انفاق در راه خدا داراى ويژگى و امتياز در ميان ساير عبادات و تكاليف الهى
يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون
بديهى است ايمان علاه بر اقامه نماز و انفاق داراى نمودهاى عملى ديگر نيز هست ; بنابراين ذكر اين دو براى رساندن اهميت ويژه آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 10
10ـ انفاق كردن خصلتى نيكوست چه پنهانى انجام گيرد و چه آشكارا .
أنفقوا مما رزقنـهم سرًّا و علانية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 14 - 1
1 - صفحه هاى قرآن در پيشگاه خداوند ، داراى جايگاهى بلند و ارزشى والا است .
مرفوعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 8
8 ـ ارزشمندى و استحباب گذشت انسان از حقّ خويش
و ان تعفوا اقرب للتقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 2
2 ـ ارزشمندى ايمان و مؤمن ، در پيشگاه خداوند
يا ايّها الّذين امنوا
در خطاب مستقيم خداوند، نوعى تشريف و تفخيم نهفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 35 - 4
4 ـ تقوا ، مرتبه اى بالاتر از ايمان
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 5
5 - جايگاه والاى ايمان و عمل صالح در پيشگاه خدا
و الذين ءامنوا و . .. الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
با توجه به تأكيد خدا در اين آيه و آيه قبل درباره ايمان و عمل صالح، ارزش و اهميت آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 3 - 7
7 ـ اقامه نماز و انفاق در راه خدا داراى ويژگى و امتياز در ميان ساير عبادات و تكاليف الهى
يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون
بديهى است ايمان علاه بر اقامه نماز و انفاق داراى نمودهاى عملى ديگر نيز هست ; بنابراين ذكر اين دو براى رساندن اهميت ويژه آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 13
13- برپاداشتن نماز و پرداخت زكات ، در مقايسه با ديگر كار هاى نيك ، از جايگاهى ويژه و والا برخوردار است .
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
با آن كه نماز و زكات خود از مصاديق كارهاى نيك است; اما خداوند آن دو فريضه را به طور جداگانه ذكر فرمود. بيان اختصاصى آن دو، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 6
6 - تسبيح و ذكر دايم خدا ، بر پايى نماز و پرداخت زكات ، داراى جايگاهى ويژه و ارزشمند در بين ساير اعمال و موجب بلند پايگى مقام و تكامل معنوى انسان
يسبّح له فيها . .. رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتا
خداوند، در توصيف مردمان الهى و والا مقام تنها سه صفت را مطرح ساخته است: 1ـ ذكر خدا، 2ـ برپاداشتن نماز، 3ـ پرداخت زكات. ذكر سه عمل ياد شده از ميان صدها عمل نيك ديگر، حاكى از ارزش ويژه آنها و نيز تأثير آنها در تكامل معنوى انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 1 - 11،12
11 - اسماعيل بن مهران گويد : امام رضا ( ع ) فرمود : « ان بسم اللّه الرحمن الرحيم أقرب إلى إسم اللّه الأعظم من سواد العين إلى بياضها ;
12 ـ حسن بن فضال گويد : « سألت الرضا ( ع ) على بن موسى ( ع ) عن « بسم اللّه » ، فقال : معنى قول القائل « بسم اللّه »
اسم على نفسى سمة من سمات اللّه عز و جل و هى العبادة . . . ;
امام رضا(ع) در پاسخ سؤال از معناى «بسم اللّه» فرمود: معناى سخن كسى كه مى گويد «بسم اللّه» اين است كه يكى از نشانه هاى بندگى خداى عز و جل را بر خود مى نهم . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 58 - 2
2 - علم و روشن بينى ، از فضايل و ارزش هاى انسانى و الهى
و ما يستوى الأعمى و البصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 24 - 3
3 ـ بهشت ، برترين جايگاه و نيكوترين آسايشگاه
أصحـب الجنّة يومئذ خير مستقرًّا و أحسن مقيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 16
16 ـ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود : « عدن ، داراللّه التى لم تر ها عين و لم تخطر على قلب بشر لا يسكن ها غير ثلاثة النبيين و الصديقين و الشهدا . . . ;
«عدن» خانه [ويژه] خداست كه هيچ چشمى آن را نديده و به قلب هيچ بشرى خطور نكرده است. در آن خانه ساكن نمى شود مگر سه دسته: پيامبران، صديقان و شهيدان ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 161 - 7
7 ـ اظهار خشوع و خضوع در برابر خدا به هنگام تصرف بيت المقدس از دستورات خدا به بنى اسرائيل
و ادخلوا الباب سجداً
كلمه «سجداً» جمع «ساجد» و حال براى فاعل «ادخلوا» است. از آن رو كه سجده در حال ورود با معناى اصطلاحى آن (پيشانى بر خاك ساييدن) سازگار نيست، مى توان گفت در اينجا معناى لغوى آن (خضوع و خشوع) اراده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 13
13- برپاداشتن نماز و پرداخت زكات ، در مقايسه با ديگر كار هاى نيك ، از جايگاهى ويژه و والا برخوردار است .
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
با آن كه نماز و زكات خود از مصاديق كارهاى نيك است; اما خداوند آن دو فريضه را به طور جداگانه ذكر فرمود. بيان اختصاصى آن دو، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 25 - 2
2 - ارزش مبادرت به سلام ، هنگام ورود بر ديگران
إذ دخلوا عليه فقالوا سلـمًا
مطلب بالا، با توجه به اين نكته است كه خداوند، ابتدا وصف «مكرم» را براى ميهمانان ابراهيم(ع) آورده و سپس نخستين عمل آن ميهمانان شريف (سلام به هنگام ورود) را ياد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 16 - 4
4 - فضيلتِ تغذيه خويشاوندان يتيم خود ، برتر از رساندن غذا به ديگر اقشار محروم جامعه است .
يتيمًا ذا مقربة . أو مسكينًا ذا متربة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 16 - 4
4 - فضيلتِ تغذيه خويشاوندان يتيم خود ، برتر از رساندن غذا به ديگر اقشار محروم جامعه است .
يتيمًا ذا مقربة . أو مسكينًا ذا متربة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 14 - 5
5 - فضيلت آزادسازى بردگان ، برتر از تغذيه گرسنگان جامعه است . *
فكّ رقبة . أو إطعـم
تقديم «فكّ رقبة»، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 33 - 4
4 - تسبيح بسيار خداوند و منزه دانستن او از هر كاستى و شرك ، داراى فضيلتى بسيار است .
كى نسبّحك كثيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 130 - 12
12 - تسبيح و ستايش پروردگار ، در پاره هايى از شب و نزديك صبح و پس از غروب ، داراى آثار و ارزشى ويژه است .
و من ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار
مراد از «اطراف روز» آغاز و پايان آن است و جمع آمدن آن، يا به خاطر توافق لفظى با «آناء الليل» است و يا براى شمول لحظات متعددى از اول و آخر روز است تا توسعه وقت را برساند; يعنى، ذكر و دعا در لحظه هاى اول و آخر روز، مخصوص اولين لحظه روز و آخرين لحظه آن نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 6
6 - تسبيح و ذكر دايم خدا ، بر پايى نماز و پرداخت زكات ، داراى جايگاهى ويژه و ارزشمند در بين ساير اعمال و موجب بلند پايگى مقام و تكامل معنوى انسان
يسبّح له فيها . .. رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتا
خداوند، در توصيف مردمان الهى و والا مقام تنها سه صفت را مطرح ساخته است: 1ـ ذكر خدا، 2ـ برپاداشتن نماز، 3ـ پرداخت
زكات. ذكر سه عمل ياد شده از ميان صدها عمل نيك ديگر، حاكى از ارزش ويژه آنها و نيز تأثير آنها در تكامل معنوى انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 125 - 1
1 ـ تسليم خدا بودن با تمام وجود به همراه انجام كار هاى نيك و شايسته ، بهترين آيين است .
و من احسن ديناً ممن اسلم وجهه للّه و هو محسن
مراد از «وجه»، ذات و نفس آدمى است كه از آن به تمام وجود تعبير شده است; «محسن» در برداشت فوق به معناى انجام دهنده كار نيك گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 13 - 1
1 - تلاوت آيات قرآن و آموختن معارف آن به مردم ، حركتى مطلوب و شايسته پى گيرى است .
إذا تتلى عليه ءايـتنا
تداوم، از فعل مضارع «تتلى» استفاده مى شود; زيرا در مواردى كه سخن درباره كارهاى گذشته افراد و يا بيان حالت آنان است، فعل مضارع بر استمرار دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 278 - 2
2 ـ تقواى الهى ، مرتبه اى بالاتر از ايمان
يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه
از اينكه به مؤمنان امر به تقوا شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 102 - 3
3 ـ تقواى كامل و شايسته ، مرتبه اى برتر از ايمان
يا ايها الذين امنوا اتقوا اللّه حق تقاته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 198 - 18
18 ـ ارزشمندى تقوا و نيكوكارى و مقام والاى پرهيزكاران و نيكوكاران
لكن الّذين اتّقوا ربّهم . .. و ما عند اللّه خير للابرار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 35 - 4
4 ـ تقوا ، مرتبه اى بالاتر از ايمان
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 61 - 4
4 ـ قرآن ، كتابى است باعظمت و تلاوت آن بسيار ارزشمند مى باشد .
و ما تكون فى شأن و ما تتلوا منه من قرءان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 3 - 5
5 - تلاوت وحى و قرآن كريم ، كارى ارزشمند است و قرائت كنندگان از جايگاهى بلند در پيشگاه خداوند برخوردارند .
فالتّليـت ذكرًا
از سوگند خداوند به تلاوت كنندگان وحى و قرآن كريم، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 13 - 1
1 - تلاوت آيات قرآن و آموختن معارف آن به مردم ، حركتى مطلوب و شايسته پى گيرى است .
إذا تتلى عليه ءايـتنا
تداوم، از فعل مضارع «تتلى» استفاده مى شود; زيرا در مواردى كه سخن درباره كارهاى گذشته افراد و يا بيان حالت آنان است، فعل مضارع بر استمرار دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 33 - 4
4 - تسبيح بسيار خداوند و منزه دانستن او از هر كاستى و شرك ، داراى فضيلتى بسيار است .
كى نسبّحك كثيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 110 - 19
19 ـ تورات و انجيل ، ارجمندترين كتاب هاى آموخته شده به عيسى ( ع )
و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل
مراد از «الكتب»، به قرينه ذكر تورات و انجيل پس از آن، مى تواند كتاب يا كتابهاى آسمانى ديگرى غير از تورات و انجيل باشد. در اين صورت تصريح به نام تورات و انجيل با آنكه لفظ «الكتب» مى توانست آن دو را نيز شامل شود نشانه اهميت فزونتر اين دو كتاب مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 50 - 4
4- برترى و برجستگى قرآن نسبت به تورات
ءاتينا موسى . .. ذكرًا ... و هـذا ذكر مبارك
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند در مورد «تورات» فقط «ذكر» به كار برده است; در صورتى كه براى قرآن صفت «مبارك» را اضافه كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 49 - 5
5 - عدم وجود كتابى هدايت بخش تر از قرآن و تورات
قل فأتوا بكتـب من عند اللّه هو أهدى منهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 36 - 20
20 ـ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود : « يوم الجمعة سيد الأيام . . . خلق اللّه فيه آدم واهبط فيه آدم إلى الأرض ;
روز جمعه شريف ترين روزهاست . .. در آن روز خداوند آدم را آفريد و در همين روز او را به زمين فرستاد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 13 - 3
3 ـ نبرد مجاهدان بدر در راه خدا و مورد ستايش او
فئة . .. تقاتل فى سبيل اللّه
از تأييد خداوند به اينكه جنگشان فى سبيل اللّه بوده، ستايش خداوند استفاده گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 168 - 13
13 ـ جهاد و شهادت در راه خدا ، حركتى بى ارزش در ديدگاه منافقان
لو اطاعونا ما قتلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 85 - 3
3 ـ ارزشمندى تشويق مردم به جهاد در راه خدا
و حرّض المؤمنين . .. من يشفع شفاعة حسنة يكن له نصيب منها
چون تحريك مردم به جهاد، «شفاعة حسنة» ناميده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 95 - 12
12 ـ جهاد با مال و جان ، از برترين ارزش ها در نظام ارزشى اسلام
لايستوى القاعدون . .. و المجاهدون ... باموالهم و انفسهم فضّل اللّه المجاهدين بام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 16 - 12
12 - جهاد در راه خدا ، داراى اجرى بزرگ و ارجمند
ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد . .. فإن تطيعوا يؤتكم اللّه أجرًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 1
1 - حج و مناسك آن ، داراى ارج و منزلتى و الا در نزد خداوند
و أذّن فى الناس بالحجّ. .. و ليطّوّفوا بالبيت العتيق ذلك
«ذلك» اشاره به مجموع مطالبى است كه تا اين جا درباره حج و مناسك آن بيان شده است. مقصود از استعمال «ذلك» در اين جا، ايجاد فاصله ميان كلام پيشين و كلام بعد و انتقال از يك مطلب مهم به مطلب مهمى ديگر است. در چنين مواردى، كلمه «هـذا» را به كار مى برند مانند: «هـذا و أنّ للطاغين لشرّ مآب». بنابراين به كارگيرى «ذلك» ـ كه براى اشاره به دور است ـ مى تواند براى بيان بُعد منزلت حج و مناسك آن و ارج و ارزش والاى آن در پيشگاه خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 27 - 11
11 - فضيلت و ارزش والاى حج پياده در پيشگاه خداوند
يأتوك رجالاً و على كلّ ضامر
تقديم پيادگان (رجال) بر سواركاران (و على كلّ ضامر) مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 27 - 19
19- عن علىّ ( ع ) . . . قال اللّه تعالى « . . .محلّقين رءوسكم و مقصّرين » فبدأ بالحلق و هو أفضل ;
از على(ع) روايت شده كه خداى تعالى فرمود: «. .. محلّقين رءوسكم و مقصّرين» سر تراشيدن را اول ذكر كرد [و تقصير را بعد] و سرتراشيدن، [از تقصير ]افضل است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 130 - 11،12
11 - تسبيح و ستايش پروردگار ، پيش از طلوع و غروب آفتاب ، داراى ارزش و آثارى ويژه است .
و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها
12 - تسبيح و ستايش پروردگار ، در پاره هايى از شب و نزديك صبح و پس از غروب ، داراى آثار و ارزشى ويژه است .
و من ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار
مراد از «اطراف روز» آغاز و پايان آن است و جمع آمدن آن، يا به خاطر توافق لفظى با «آناء الليل» است و يا براى شمول لحظات متعددى از اول و آخر روز است تا توسعه وقت را برساند; يعنى، ذكر و دعا در لحظه هاى اول و آخر روز، مخصوص اولين لحظه روز و آخرين لحظه آن نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 9 - 4
4 - ترس از خدا و نگرانى از دست نيافتن به تزكيه نفس ، ترسى به سزا و حالتى مطلوب در پيشگاه خداوند
و هو يخشى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 12 - 1
1 - دره طوى ـ در صحراى سينا ـ سرزمين تكلم خداوند با موسى ( ع )
يـموسى . إنّى أنا ربّك ... إنّك بالواد المقدّس طوًى
«واد» مخفف «وادى»، يعنى حد فاصل بين كوه ها كه راه عبور سيلاب باشد (مصباح). «طُوى» ممكن است نام دره اى پايين كوه طور باشد (لسان العرب). در اين صورت بدل يا عطف بيان براى «الواد المقدس» خواهد بود و ممكن است به معناى «ساعة» و «لحظة» باشد (لسان العرب). كه ظرف براى «المقدس» مى شود; يعنى دره اى كه در برهه اى از زمان (اشاره به لحظه تكلم خداوند با موسى(ع)) تقدس يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 238 - 12
12 ـ ارجمندى دعا در حال قيام به هنگام نماز
و قوموا للّه قانتين
امام باقر (ع): «و القنوت» هو الدعاء فى الصلوة فى حال القيام
مجمع البيان، ج 2، ص 600 ; نورالثقلين، ج 1، ص 237، ح 940.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 193 - 11
11 ـ ارزش و اهميّت دعا و استغفار به درگاه خداوند
ربّنا فاغفرلنا . .. و كفّر عنّا ... و توفّنا
چون خداوند در مقام ستايش از خردمندان، اين دو ويژگى را براى آنان، ذكر كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 35 - 5
5 - دعا به درگاه خداوند و درخواست از او در عين آگاهى و بصيرت او بر حال بندگان ، مطلوب و پسنديده است .
و أشركه فى أمرى . .. إنّك كنت بنا بصيرًا
موسى(ع) در عين سخن از آگاهى خداوند بر احوال خود و هارون به درگاه او دعا كرده و خواسته هاى خود را مطرح كرده است. اين رويه موسى(ع) نشان آن است كه در عين آگاهى خداوند از همه چيز، دعا به درگاه او مطلوب و كارساز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 77 - 11
11 ـ « عن يزيدبن معاوية العجلى . قال : قلت لأبى جعفر ( ع ) كثرة القرائة أفضل أم كثرة الدعاء أفضل ، قال كثرة الدعاء أفضل ، و قرء هـذه الآية ;
يزيدبن معاويه عجلى گويد: به امام باقر(ع) گفتم: زياد خواندن قرآن بهتر است يا زياد دعا كردن؟ فرمود: زياد دعا كردن با فضيلت تر است و اين آيه را قرائت فرمود: «قل مايعبؤا ربّى لولا دعاؤكم. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 13 - 6
6 - دين نوح ، اولين شريعت آسمانى است . *
شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا
آيه شريفه در مقام بيان اديان پيشين است. تعبير «شرع لكم... أوحينا إليك» مى تواند ناظر به اولين و آخرين شرايع آسمانى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 2،3
2 ـ ارزش ياد خداوند همواره و در هر حال
الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم
3 ـ اهميّت و ارزش برتر ياد خدا در حال قيام بر حال نشسته و در حال نشسته بر حال خوابيده *
الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم
در برداشت فوق، كلمات «قيام» و «قعود» و «على جنوبهم» به معناى حقيقى آن گرفته شده، نه به معناى كنايى آن (همه حالات)، و ترتيب ذكرى اين حالات مى تواند اشاره به ترتيب آن در اهميّت و ارزش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 6
6 - تسبيح و ذكر دايم خدا ، بر پايى نماز و پرداخت زكات ، داراى جايگاهى ويژه و ارزشمند در بين ساير اعمال و موجب بلند پايگى مقام و تكامل معنوى انسان
يسبّح له فيها . .. رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتا
خداوند، در توصيف مردمان الهى و والا مقام تنها سه صفت را مطرح ساخته است: 1ـ ذكر خدا، 2ـ برپاداشتن نماز، 3ـ پرداخت زكات. ذكر سه عمل ياد شده از ميان صدها عمل نيك ديگر، حاكى از ارزش ويژه آنها و نيز تأثير آنها در تكامل معنوى انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 29 - 6
6 - صداقت و راست گويى ، فضيلتى است كه غير معتقدان به خدا نيز آن را باور دارند .
إن كنتم صـدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 8 - 2
2 - روح انسان ، دريافت كننده الهام از جانب خداوند
فألهمها
«إلهام»; يعنى، القا كردن به قلب و ذهن و عقل. اين واژه تنها در مواردى به كار مى رود كه از جانب خداوند و عالم بالا باشد. اصل اين كلمه، از «التهام» (بلعيدن) است. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 8
8 ـ برپادارى نماز و پرداخت زكات از بهترين نمونه هاى عمل صالح
و عملوا الصّالحات و اقاموا الصّلوة و اتوا الزكوة
ذكر نماز و زكات پس از عمل صالح، در حاليكه خود عمل صالحند، بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 77 - 12
12 ـ اهميّت و ارزش برتر نماز ، نسبت به زكات *
و اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة
تقديم ذكرى نماز بر زكات، مى تواند اشاره به اهميّت بيشتر نماز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 6
6 - تسبيح و ذكر دايم خدا ، بر پايى نماز و پرداخت زكات ، داراى جايگاهى ويژه و ارزشمند در بين ساير اعمال و موجب بلند پايگى مقام و تكامل معنوى انسان
يسبّح له فيها . .. رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتا
خداوند، در توصيف مردمان الهى و والا مقام تنها سه صفت را مطرح ساخته است: 1ـ ذكر خدا، 2ـ برپاداشتن نماز، 3ـ پرداخت زكات. ذكر سه عمل ياد شده از ميان صدها عمل نيك ديگر، حاكى از ارزش ويژه آنها و نيز تأثير آنها در تكامل معنوى انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 56 - 2
2 - نماز و زكات ، از مهم ترين و با ارزش ترين فريضه ها و احكام الهى
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
برداشت فوق با توجه به اختصاص به ذكر يافتن نماز و زكات، پس از بيان اعمال صالح ـ كه نماز و زكات نيز جزء آنها مى باشد ـ قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قدر - 97 - 3 - 2
2 - اختلاف زمان ها ، در فضيلت
ليلة القدر خير من ألف شهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 24 - 4
4 - جهان آخرت ، زندگى حقيقى انسان است و دنيا در مقايسه با آن ، فاقد ويژگى هاى زندگانى است .
لحياتى
تعبير «حياتى»، بيانگر آن است كه گوينده آن، حيات را به آخرت اختصاص داده، آن گونه كه گويا حيات او در دنيا، حيات نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 10
10 ـ درك محضر و زيارت پيامبر(صلی الله علیه و آله) داراى خير و فضيلت است. *
و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 20
20- سجده و گريه در حال سجود ، حالتى مطلوب و داراى فضيلت است .
إذا تتلى عليهم . .. خرّوا سجّدًا و بكيًّا
«بكيّاً» جمع است و مانند «سجّداً» حال مقدّره است; يعنى افراد ياد شده با شنيدن آيات الهى، خود را براى سجود و گريه به زمين مى افكنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 3 - 4
4 - تسريع در انجام فرمان هاى الهى ، فضيلتى درخور تحسين است .
و السـبحـت سبحًا
سوگند خداوند به «سابحات»، حاكى از فضل شتابگران و نيكو شمردن كار آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 19 - 10
10 ـ ابوبصير از امام باقر يا امام صادق ـ عليهما السلام ـ درباره قول خداى عز و جل « أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر » روايت كرده است : « نزلت فى حمزة و على و جعفر و العباس و شيبة . . . و كان على ( ع ) و حمزة و جعفر الذين آمنوا باللّه و اليوم الآخر و جاهدوا فى سبيل اللّه لايستوون عند اللّه ;
اين آيه شريفه درباره حمزه، على، جعفر، عباس و شيبه نازل شده كه آنان (عباس و شيبه) به منصب آب رسانى به حاجيان و پرده دارى كعبه افتخار مى كردند، پس خداوند عز جل اين آيه را نازل فرمود: آيا منصب آب رسانى به حاجيان و آباد كردن مسجدالحرام را با [عمل ]كسى كه به خدا و روز قيامت ايمان آورد و در راه خدا جهاد كرد. همانند قرار داده ايد؟ آنان نزد خدا مساوى نيستند!».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 18 - 10
10- سگ اصحاب كهف ، بر جامعه مشرك و گمراه ، شرافت داشت .
و كلبهم بـسط ذراعيه بالوصيد
ياد كردن از سگ اصحاب كهف و تصوير حالت اش، بلكه برشمردن آن در جمع اصحاب كهف، در آيات بعد (رابعهم كلبهم. ..)، تعريضى است به آنان كه اصحاب كهف را يارى نكردند و با آنان همگام نشده و به پاى سگ آنان نيز نرسيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 87 - 1،2،6
1- « سوره حمد » از عطاياى خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لقد ءاتينك سبعًا من المثانى
نوع مفسّران بر آنند كه مراد از «سبعاً» سوره حمد است كه هفت آيه دارد و «المثانى» (جمع مثنى) صفت براى قرآن كريم است; چنان كه در سوره «زمر» (آيه 23) اين كلمه به عنوان صفت قرآن ذكر شده است. گفتنى است: روايات نيز مؤيد همين مطلب است.
2- سوره حمد ، داراى جايگاه ويژه و ارزشى والا در ميان مجموعه سوره هاى قرآن
و لقد ءاتينك سبعًا من المثانى و القرءان العظيم
برداشت فوق از اختصاص به ذكر يافتن سوره حمد پيش از بيان قرآن به عنوان «كتاب عظيم» استفاده مى شود.
6- « عن يونس بن عبدالرحمان . . . قال : سألت أباعبدالله ( ع ) « و لقد آتيناك سبعاً من المثانى و القرآن العظيم » قال : هى سورة الحمد و هى سبع آيات منها بسم الله الرّحمن الرّحيم و إنما سميت المثانى لأنها يثنى فى الركعتين ;
يونس بن عبد الرحمان . .. گفت: از امام صادق(ع) در باره سخن خداوند «ولقد آتيناك سبعاً من المثانى و القرآن العظيم» سؤال كردم، آن حضرت فرمود: آن سوره حمد است كه هفت آيه دارد و از جمله آنها بسم الله الرّحمن الرّحيم است و همانا مثانى ناميده شده است; زيرا در دو ركعت نماز دو بار خوانده مى شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 98 - 18
18ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) : فى قول يعقوب لبنيه « سوف أستغفر لكم ربى » قال : أخّرها إلى السحر ليلة الجمعة ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خدا از قول يعقوب كه گفت: «سوف أستغفر لكم ربى» روايت شده است كه فرمود: يعقوب استغفار را تا سحر شب جمعه به تأخير انداخت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 3 - 1،11
1- نزول قرآن از سوى خداوند ، در شبى مبارك و ارجمند ( شب قدر )
إنّا أنزلنـه فى ليلة مبـركة
11- « عن حُمران انّه سأل أبا جعفر ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ « إنّا أنزلناه فى ليلة مباركة » قال : نعم هى ليلة القدر و هى فى كلّ سنة فى شهر رمضان فى العشر الأواخر فلم ينزل القرآن إلاّ فى ليلة القدر . . . ;
از حمران روايت شده است كه از امام باقر(ع) در باره سخن خداوند عزّوجلّ «إنّا أنزلناه فى ليلة مباركة» سؤال كرد; حضرت فرمود: آرى آن شب مبارك، همان شب قدر است و آن در هر سال در ماه رمضان، در ده روز آخر آن است، و قرآن نازل نگشته مگر در شب قدر. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قدر - 97 - 1 - 6
6 - شب قدر ، شبى با عظمت در پيشگاه خداوند
إنّا أنزلنـه فى ليلة القدر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قدر - 97 - 3 - 1،4
1 - فضيلت شب قدر ، از هزار ماه خالى از آن ، افزون تر است .
ليلة القدر خير من ألف شهر
4 - « عن ابن عباس قال : ذُكِر لرسول اللّه (صلی الله علیه و آله) رجل من بنى اسرائيل أنّه حمل السلاح على عاتقه فى سبيل اللّه تعالى ألف شهر فعَجِب من ذلك رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) عجباً شديداً و تمنى أن يكون ذلك فى أمّته . . . فأعطاه اللّه ليلة القدر و قال : ليلة القدر خير من ألف شهر الذى حمل الإسرائيلى السلاح فى سبيل اللّه لك و لاُمّتك من بعدك إلى يوم القيامة فى كلّ رمضان ;
از ابن عباس روايت شده كه براى رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ذكر مردى از بنى اسرائيل به ميان آمد كه او در راه خدا هزار ماه شمشير خود را بر شانه اش حمل نموده [و آماده جهاد در راه خدا بود]. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از اين جريان سخت تعجب نمود و آرزو كرد كه اين فضيلت در امتش باشد ... پس خداوند[ در مقابل] به آن حضرت شب قدر را عطا كرد و فرمود: شب قدر، بهتر از هزار ماهى است كه آن مرد بنى اسرائيلى در راه خدا سلاح حمل كرد [اين شب قدر] براى تو و امّتت بعد از تو، تا روز قيامت در هر ماه رمضان خواهد بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قدر - 97 - 5 - 5
5 - سرشار بودن شب قدر از سلامتى ، تا پايان سپيده دم ادامه دارد .
سلـم هى حتّى مطلع الفجر
حرف «حتّى» ـ كه براى بيان انتهاى غايت است ـ دلالت دارد كه نكته قبل، شامل زمان طلوع فجر نيز مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 1 - 6
6- شب سير پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مسجدالحرام به مسجدالاقصى ، شبى با عظمت و بزرگ بود .
أسرى بعبده ليلاً
برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه تنكير «ليلاً» براى تفخيم و تعظيم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 2 - 3
3 - وجود ده شب با فضيلت ، به صورت پياپى در بين شب هاى هر سال
و ليال عشر
درباره مراد از شب هاى ده گانه، اقوال و روايات گوناگونى وجود دارد. مشهورترين آنها اين است كه مراد، شب هاى دهه اول ذى الحجه است. برخى آن را بر دهه آخر ماه رمضان و يا دهه اول ماه محرم تطبيق داده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 157 - 4،8،11،12
4 ـ شهادت در راه خدا ، داراى منزلتى والاتر از مرگ در راه او
و لئن قتلتم فى سبيل اللّه او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة
تقدّم ذكرى شهادت، حاكى از تقدّم مرتبه آن است.
8 ـ مرگ و يا شهادت در راه خدا ، داراى ارزشى برتر از ماندن در دنيا و ثروت اندوزى
و لئن قتلتم فى سبيل اللّه او متّم . .. خير ممّا يجمعون
11 ـ ايمان به مقدّر بودن مرگ و حيات ، و شناخت ارزش والاى شهادت ، آسان كننده حركت به سوى نبرد با دشمنان دين
و اللّه يحيى و يميت . .. و لئن قتلتم فى سبيل الله او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة
خداوند با بيان دو نكته مؤمنان را به جهاد ترغيب مى كند: 1 ـ مرگ و حيات به دست خداست و عوامل طبيعى تعيين كننده نيست. 2 ـ جان باختگان در راه خدا، آمرزيده و مشمول رحمت خاصّ خداوند هستند. بنابراين، مؤمنان با ايمان به اين دو معنا، هرگز ترديدى براى شركت در جهاد نخواهند داشت.
12 ـ ايمان به ارزشمندى والاى شهادت و مرگ در راه خدا ، رهايى بخش آدمى از وابستگى هاى دنيوى
و لئن قتلتم . .. لمغفرة من اللّه و رحمة خير ممّا يجمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 168 - 13
13 ـ جهاد و شهادت در راه خدا ، حركتى بى ارزش در ديدگاه منافقان
لو اطاعونا ما قتلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 126 - 5
5- صبر و شكيبايى ، مفيدتر و ارزشمندتر از قصاص و مقابله به مثل است .
و إن عاقتبم فعاقبوا . .. و لئن صبرتم لهو خير للصـبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 85 - 4
4- ارزش مندى صبر و جايگاه والاى صابران ، در پيشگاه خداوند
و إسمـعيل . .. كلّ من الصـبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 70 - 4
4 ـ نبوت ، صداقت كامل ، گواه بودن بر اعمال بندگان و صالح شدن ، تفضل خاص الهى
فاولئك . .. ذلك الفضل من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 271 - 1،3،10
1 ـ صدقه آشكار ، عملى نيك و ارزشمند
ان تبدوا الصّدقات فنعمّا هى
3 ـ ارزش برتر صدقه پنهانى ، نسبت به صدقه آشكار
ان تبدوا . .. و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم
بنابراينكه كلمه «لكم» قرينه براى ارزشمندتر بودن صدقه پنهانى براى شخص صدقه دهنده نباشد و به اطلاق آيه نظر شود.
10 ـ پرهيز از ريا و منّت و آزار ، از حكمت هاى ارزش برتر صدقه پنهانى
لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس . .. و ان تخفوها
در آيات سابق، پاداش انفاق را در گرو «فى سبيل اللّه» بودن و پرهيز از ريا و منّت و آزار شمرد; چون صدقه پنهانى تأمين كننده اين معيار است، لذا داراى ارزش برتر خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 12 - 1
1 - صدقه دادن ، امرى بس پسنديده در بينش الهى
يـأيّها الذين ءامنوا . .. فقدّموا بين يدى نجويكم صدقة
واجب شدن صدقه ـ و نه هر عمل پسنديده ديگر ـ بر كسانى كه مى خواستند با پيامبر(صلی الله علیه و آله) نجوا كنند و با آن حضرت گفت وگوى محرمانه داشته باشند; بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 47
47 - « عن بُرَيد العجلىّ قال : قلت لأبى جعفر ( ع ) أيّهما أفضل فى الصلاة كثرةُ القراءة أو طول اللَّبث فى الرّكوع و السجود ؟ قال : فقال : كثرةُ اللَّبث فى الرّكوع و السجود فى الصلاة أفضل أما تسمع لقول اللّه تعالى : « فاقرءوا ما تيسّر منه و أقيموا الصلاة » إنّما عنى بإقامة الصلاة طول اللَّبث فى الرّكوع و السّجود . . . ;
بُرَيد عجلى گويد: به امام باقر(ع) گفتم: آيا كثرت قرائت (قرآن) در نماز برتر است يا كثرت درنگ در ركوع و سجود؟ فرمود: طولانى كردن ركوع و سجود در نماز، برتر است. آيا سخن خداى تعالى را نشينده اى كه مى فرمايد: «فاقرءوا ما تيسّر منه و أقيموا الصلاة»؟ همانا خدا از اقامه نماز، طولانى كردن ركوع و سجود آن را قصد كرده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 47
47 - « عن بُرَيد العجلىّ قال : قلت لأبى جعفر ( ع ) أيّهما أفضل فى الصلاة كثرةُ القراءة أو طول اللَّبث فى الرّكوع و السجود ؟ قال : فقال : كثرةُ اللَّبث فى الرّكوع و السجود فى الصلاة أفضل أما تسمع لقول اللّه تعالى : « فاقرءوا ما تيسّر منه و أقيموا الصلاة » إنّما عنى بإقامة الصلاة طول اللَّبث فى الرّكوع و السّجود . . . ;
بُرَيد عجلى گويد: به امام باقر(ع) گفتم: آيا كثرت قرائت (قرآن) در نماز برتر است يا كثرت درنگ در ركوع و سجود؟ فرمود: طولانى كردن ركوع و سجود در نماز، برتر است. آيا سخن خداى تعالى را نشينده اى كه مى فرمايد: «فاقرءوا ما تيسّر منه و أقيموا الصلاة»؟ همانا خدا از اقامه نماز، طولانى كردن ركوع و سجود آن را قصد كرده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 3 - 7
7 ـ اقامه نماز و انفاق در راه خدا داراى ويژگى و امتياز در ميان ساير عبادات و تكاليف الهى
يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون
بديهى است ايمان علاه بر اقامه نماز و انفاق داراى نمودهاى عملى ديگر نيز هست ; بنابراين ذكر اين دو براى رساندن اهميت ويژه آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 6
6 ـ مسجد قبا ، بنيان نهاده شده بر اساس تقوا و مكانى شايسته براى عبادت
لمسجد أسّس على التقوى . .. أحق أن تقوم فيه
با توجه به شأن نزول و به قرينه مسجد ضرار، منظور از «لمسجد أسّس على التقوى» مسجد قبا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 37 - 9
9- عبادت و نماز در كنار خانه خدا ، برخوردار از فضيلت و ارزش بيشترى در مقايسه با ساير سرزمينها
ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه اقامه نماز در غير مكه براى فرزندان حضرت ابراهيم(ع) ممكن بود; ولى حضرت ابراهيم(ع) براى فضيلت عبادت در جوار خانه خدا آن مكان را براى فرزندانش برگزيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 13 - 5
5 - فضيلت آزادسازى بردگان ، ويژه نوع خاصى از آنان نيست .
فكّ رقبة
واژه «رقبة»، نكره اى است كه به هيچ خصوصيتى مقيد نشده است. بنابراين بر هر برده اى قابل تطبيق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 14 - 5
5 - فضيلت آزادسازى بردگان ، برتر از تغذيه گرسنگان جامعه است . *
فكّ رقبة . أو إطعـم
تقديم «فكّ رقبة»، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 273 - 6
6 ـ ارجمندى عفّت نفس ، خويشتن دارى و تظاهر به بى نيازى ، على رغم نيازمندى شديد
يحسبهم الجاهل اغنياء من التّعفّف . .. لا يسئلون النّاس الحافاً
چون آيه در مقام مدح چنين افرادى است، صفات شمرده شده به عنوان ارزش تلقى مى شود. گفتنى است كه «الحاف» به معناى اصرار است و جمله «لا يسئلون» به قرينه «يحسبهم الجاهل اغنياء» و نيز به قرينه «تعفّف» بايد به اين معنا باشد كه تقاضا نمى كنند تا به اصرار منجر شود; نه اينكه تقاضا مى كنند ولى اصرار نمىورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 29 - 3
3 - عفّت و پاكدامنى ، خصلتى شايسته و عملى بايسته
و الذين هم لفروجهم حـفظون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 263 - 1
1 ـ ارزش و برترى گفتار پسنديده و عفو و گذشت ، نسبت به بخششى كه آزار به دنبال دارد .
قول معروف و مغفرة خير من صدقة يتبعها اذىً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 280 - 7،8،14
7 ـ ارجمندى والاتر گذشت طلبكار از بدهى وامداران تنگدست ، نسبت به مهلت دادن آنان
و ان تصدقوا خير لكم
بنابراين احتمال كه بهتر بودن گذشت، نسبت به مهلت دادن باشد; يعنى ثواب گذشت بيشتر از ثواب مهلت دادن است.
8 ـ ارزش والاى گذشت طلبكار از بدهى وامدار تنگدست ، به جاى بازپس گيرى وام از وى
و ان تصدّقوا خير لكم
بنابراينكه بهتر بودن گذشت، در مقايسه با بازپس گيرى وام باشد; يعنى گذشت از آن مال بهتر است از به دست آوردن آن ; چون ثواب صدقه خواهد ماند، ولى مال به دست آمده بقايى ندارد.
14 ـ ارزش والاتر گذشت از بدهى وامداران تنگدست ، در صورت توجه و آگاهى به تنگدستى آنان
خيرٌ لكم ان كنتم تعلمون
امام صادق (ع): «و ان كان ذو عسرة . .. »، ان كنتم تعلمون انه معسر فتصدقوا عليه بما لكم عليه فهو خيرٌ لكم
كافى، ج 4، ص 35، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 295، ح 1182.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 273 - 13
13 ـ توجّه به علم خداوند نسبت به انفاق ها و اعمال خير ، برانگيزنده آدمى به انفاق و انجام آن اعمال
و ما تنفقوا من خير فانّ اللّه به عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 58 - 2
2 - علم و روشن بينى ، از فضايل و ارزش هاى انسانى و الهى
و ما يستوى الأعمى و البصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 5
5 - جايگاه والاى ايمان و عمل صالح در پيشگاه خدا
و الذين ءامنوا و . .. الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
با توجه به تأكيد خدا در اين آيه و آيه قبل درباره ايمان و عمل صالح، ارزش و اهميت آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 6 - 15
15 - « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) و عن على ( ع ) فى معنى « صراط المستقيم » انه كتاب اللّه ;
از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و على (ع) روايت شده كه مراد از «صراط المستقيم» كتاب خداست».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 166 - 4
4 ـ قرآن پرتوى از علم و دانش خداوند
أنزله بعلمه
در برداشت فوق «بعلمه» حال براى ضمير مفعولى و «باء» در آن به معناى مصاحبت و ملابست گرفته شده است ; يعنى قرآن نازل شده بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) علم الهى را به همراه دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 59 - 7
7 ـ شرافت و برترى قرآن ، بر ديگر كتب آسمانى *
ءامنا باللّه و ما أنزل الينا و ما أنزل من قبل
تقديم «ما انزل الينا» بر «ما انزل من قبل» ـ على رغم تقدم زمانى كتب آسمانى گذشته ـ مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 52 - 1،2،9،10
1 ـ قرآن ، كتابى از جانب خداوند و ارجمند و گرانقدر
و لقد جئنهم بكتب
مراد از «كتاب» قرآن كريم است كه به صورت نكرده آورده شده تا اشاره به عظمت و والايى آن باشد.
2 ـ خداوند قرآن را بر اساس علم خويش تبيين كرده و معارف آن را به روشنى بيان داشته است .
و لقد جئنهم بكتب فصلنه على علم
«على علم» مى تواند متعلق به «فصلنه» باشد و نيز مى تواند متعلق به «جئنهم» گرفته شود. برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول است.
9 ـ قرآن ، گنجينه اى از رحمت هاى ويژه الهى براى مؤمنان به آن
هدى و رحمة لقوم يؤمنون
10 ـ قرآن ، جلوه اى از علم و هدايت و رحمت بيكران خداوند
فصلنه على علم هدى و رحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 32 - 5
5 ـ قرآن ، نور خداست .
يريدون أن يطفئوا نور اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 1 - 1
1 ـ قرآن ، داراى مرتبتى والا و جايگاهى بلند در نزد خداوند
تلك ءايت الكتب
«تلك» كلمه اى است كه براى اشاره به مشاراليه دور وضع شده است. به كارگيرى آن، جهت اشاره به مشاراليه نزديك (آياتى كه پيش روى ماست) نشان دهنده عظمت شأن و جايگاه رفيع قرآن در پيشگاه خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 58 - 2،3
2 ـ تنها نعمتى كه برخوردارى از آن ، بايد مايه خوشحالى و شادمانى مؤمنان باشد ، قرآن است .
قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. قل بفضل اللّه و برحمته فبذلك فليفرحوا
3 ـ نعمت بهره مندى مؤمنان از قرآن ، نعمتى است بهتر و با ارزشتر از تمام دارايى ها و مال و منال ديگران .
قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. قل بفضل اللّه و برحمته فبذلك فليفرحوا هو خير مما يج
در عود ضميرهاى فاعلى در «يفرحوا» و «يجمعون» سه احتمال است: الف) هر دو ضمير به «الناس» برگردد. ب) هر دو ضمير، عايد به «المؤمنين» باشد. ج) ضمير اول راجع به «المؤمنين» و ضمير دوم به «الناس» باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال سوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 94 - 1
1 ـ قرآن ، كتابى است كه از جانب خداوند نازل شده است .
مما أنزلنا إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 111 - 6
6ـ قرآن ، بسى فراتر از آن است كه بافته شده و ساخته بشر باشد .
ما كان حديثًا يفترى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 19 - 3
3ـ قرآن جلوه اى از ربوبيت خداوند است .
أنما أُنزل إليك من ربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 44 - 11،12
11- قرآن ، كتابى است كه نقش بينات و معجزات انبياى پيشين را به تنهايى ايفا مى كند .
و ما أرسلنا . .. بالبيّنـت و الزبر و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل إليه
از اينكه خداوند در كنار ذكر اعطاى بينات و كتاب به انبياى پيشين، براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) جداگانه كتابى خاص را ذكر مى كند، مى تواند به خاطر نكته فوق باشد.
12- خداوند ، به انبياى پيشين معجزات حسى عطا فرمود و در قبال آن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كتاب آسمانى جهان شمول عطا كرد . *
و ما أرسلنا . .. بالبيّنـت و الزبر و أنزلنا إليك الذكر
«بيّنة» به معناى دليل واضح و روشن ـ اعم از عقلى و حسى ـ است. طبق شواهد تاريخى مراد از «بينات» در آيه، ممكن است معجزات حسى باشد. جدا ذكر كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى اعطاى قرآن، مشعر به برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 89 - 14
14- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شايسته ترين انسان و قرآن كامل ترين برنامه براى رشد و هدايت آدميان است .
و جئنابك شهيدًا على هـؤلاء و نزّلنا عليك الكتـب تبيـنًا لكلّ شىء و هدًى
با توجه به ارتباط دو بخش آيه; يعنى، «و جئنا بك شهيدا . ..» با «و نزّلنا عليك ...» و نيز بنابر اينكه «شهيداً» را به معناى الگو بدانيم و شهادت را شهادت عملى به شمار آوريم، برداشت فوق را مى توان به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 102 - 5
5- قرآن ، داراى حقيقتى والا و متعالى است .
قالوا إنما أنت مفتر . .. قل نزّله روح القدس من ربّك
تعبير «نزّل» ـ كه به معناى فرود آمدن از بالا به پايين است ـ درباره القاى قرآن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) توسط جبرئيل، مى تواند حاكى از نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 99 - 4
4 - قرآن ، عطيه بزرگ الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مايه تذكر و بيدارباش است .
و قد ءاتينـك من لدنّا ذكرًا
نكره بودن «ذكراً» دلالت بر عظمت آن دارد و مراد از «ذكر» به قرينه «من أعرض عنه» (درآيه بعد) قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 10 - 2
2- قرآن ، كتابى با عظمت و بلند مرتبه
لقد أنزلنا إليكم كتـبًا
تنوين «كتاباً» دال بر تفخيم و تعظيم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 50 - 1،4،6
1- قرآن ، منشأ بركات و خيرات فراوان و منافع بسيار و دائمى براى بشر
و هـذا ذكر مبارك أنزلنـه
مشاراليه «هـذا» قرآن است كه در اذهان حضور دارد و «البركة» به معناى خير بسيار و ثابت و سود فراوان است. توصيف قرآن به «مبارك» گوياى اين معنا است كه قرآن منشأ خيرات و منافع بسيار براى بشر است.
4- برترى و برجستگى قرآن نسبت به تورات
ءاتينا موسى . .. ذكرًا ... و هـذا ذكر مبارك
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند در مورد «تورات» فقط «ذكر» به كار برده است; در صورتى كه براى قرآن صفت «مبارك» را اضافه كرده است.
6- قرآن ، به عنوان كتاب بيدارگر و منشأ خير و بركت ، قابل انكار و ترديد نيست .
هـذا ذكر مبارك أنزلنـه أفأنتم له منكرون
خداوند، قرآن را به عنوان كتاب بيدارگر (ذكر) و مايه خير و بركت (مبارك) معرفى كرده و سپس انكار اين حقيقت از سوى مشركان را مورد سرزنش قرار داده است. اين سرزنش مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 18 - 5
5 - قرآن ، كتابى روشن و به دور از هرگونه ابهام و جلوه اى از علم و حكمت خداوند
و يبيّن اللّه لكم الأيـت و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 1 - 4،6
4 ـ قرآن ، جلوه اى از بركات و خيرات خداوند
تبارك الذى نزّل الفرقان
6 ـ قرآن ، تبيين گر حق و باطل و جدا كننده سره از ناسره است .
تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده
«فرقان» اسم است براى آنچه فارق و جدا كننده حق از باطل باشد (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 6 - 2
2 ـ قرآن ، جلوه اى از علم مطلق و گسترده خداوند است .
قل أنزله الذى يعلم السرّ فى السمـوت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 2 - 1
1 - قرآن ، كتابى ارجمند و داراى جايگاهى والا نزد خداوند
تلك ءايـت الكتب
اشاره به آيات پيش رو با لفظ «تلك» ـ كه براى مشاراليه بعيد است ـ بيانگر بُعد منزلت و بلندى جايگاه قرآن در پيشگاه خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 192 - 1
1 - قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند
و إنّه لتنزيل ربّ العـلمين
مراد از ضمير در «إنّه»، مى تواند قرآن باشد و يا بيان سرگذشت امت هاى كفرپيشه تاريخ باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 49 - 5
5 - عدم وجود كتابى هدايت بخش تر از قرآن و تورات
قل فأتوا بكتـب من عند اللّه هو أهدى منهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 15
15 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . .يقول اللّه عزّوجلّ « ذلك هو الفضل الكبير » يعنى القرآن . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده: . ..[اين كه] خداوند عزّوجلّ مى فرمايد: «ذلك هو الفضل الكبير» مقصود قرآن است...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 1 - 2
2 - قرآن ، كتابى با عظمت و بلند مرتبه در پيشگاه خداوند
و القرءان
سوگند خداوند به قرآن، حاكى از عظمت و بلند مرتبه بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 2 - 7
7 - نزول كتاب آسمانى ( قرآن ) ، نعمتى است درخور شكر و شايسته عبادت خالصانه خدا و اطاعت محض از او .
إنّا أنزلنا إليك الكتـب بالحقّ فاعبد اللّه مخلصًا له الدين
برداشت ياد شده از تفريع جمله «فاعبد اللّه مخلصاً له الدين»، بر جمله «إنّا أنزلنا إليك الكتاب» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 23 - 3
3 - قرآن ، بهترين كتاب آسمانى در مقايسه با ديگر كتاب هاى آسمانى
اللّه نزّل أحسن الحديث
بهترين بودن قرآن، ممكن است در مقايسه با ديگر كتاب هاى آسمانى سنجيده شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 28 - 4
4 - قرآن ، بهترين ، گوياترين و شفاف ترين سخن براى پنددهى و درس آموزى
اللّه نزّل أحسن الحديث . .. لعلّهم يتذكّرون . قرءانًا عربيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 33 - 7
7 - قرآن و اديان الهى ، سراسر راست و مطابق با واقع و حق و حقيقت
و الذى جاء بالصدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 55 - 4
4 - قرآن ، نيكوترين نازله هاى خداوند براى بشر
و اتّبعوا أحسن ما أُنزل إليكم من ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 2 - 4،5
4 - قرآن ، جلوه عزت و علم خداوند
تنزيل الكتـب من اللّه العزيز العليم
آمدن دو صفت عزيز و عليم براى خداوند، پس از يادآورى الهى بودن قرآن، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.
5 - قرآن ، در عرصه فكر و انديشه ، پيروز شكست ناپذير و كتابى عالمانه است .
تنزيل الكتـب من اللّه العزيز العليم
از آن جايى كه خداوند عزيز و عليم است، سخن او هم در عرصه خود (فكر، انديشه و . ..) چنين خواهدبود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 2 - 6
6 - قرآن ، جلوه اى از رحمانيت و رحيم بودن خداوند
تنزيل من الرحمـن الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 42 - 8،9
8 - قرآن ، مظهر حكمت و كاردانى خداوند است .
تنزيل من حكيم حميد
9 - قرآن ، نعمتى بزرگ و فرو فرستنده آن شايسته ستايش و قدردانى است .
تنزيل من حكيم حميد
به كارگيرى وصف «حميد» براى خداوند ـ پس از بيان نزول قرآن ـ مى تواند از يكسو عظمت قرآن و نعمت بودن آن را بفهماند و
از سوى ديگر كرنش و فروتنى انسان در برابر خدا را افاده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 17 - 5
5 - قرآن ، داراى حقيقتى ملكوتى و متعالى
اللّه الذى أنزل الكتـب
به كارگيرى ماده «نزول» (فرود آمدن از فراز) مى تواند اشاره به برداشت بالا داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 24 - 13
13 - قرآن ، كلمه الهى است .
و يحقّ الحقّ بكلمـته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 52 - 4
4 - قرآن ، حيات بخش جان انسان ها است .
كذلك أوحينا إليك روحًا
به كارگيرى واژه «روح» به جاى «قرآن» يا «كتاب»، اشاره به جنبه حيات بخشى قرآن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 2 - 3
3 - قرآن ، كتابى مقدس و ارجمند نزد خداوند
و الكتـب المبين
واو در «و الكتاب» واو قسم است. سوگند خوردن خداوند به قرآن، نشان از ارجمندى و قداست قرآن در پيشگاه او دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 3 - 6
6- قرآن ، حقيقتى نازل شده از مرتبتى والا و رفيع
إنّا أنزلنـه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 2 - 8
8- برنامه ها و پيام هاى قرآن ، حكيمانه و منطبق با واقعيت هاى هستى است .
تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم
توصيف خداوند به حكمت ـ در پى سخن گفتن از نزول قرآن ـ مى تواند ناظر به مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 24 - 3
3- « قرآن » كتاب معرفت و شناخت ، و « اسلام » دين عقل و انديشه
أفلايتدبّرون القرءان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 80 - 3
3 - قرآن ، جلوه اى از ربوبيت خداوند
تنزيل من ربّ العـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 82 - 3
3 - قرآن ، رزق معنوى و عطاى الهى به انسان ها
و تجعلون رزقكم أنّكم تكذّبون
تعبير «رزق» درباره قرآن، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 21 - 3
3 - قرآن ، كتابى شريف و پرفايده است .
قرءان مجيد
«مجيد»، به معناى رفيع (قاموس) و مجد به معناى عزّت و شرف است. (مصباح). اصل اين كلمه از «مَجَدَتِ الابل» گرفته شده است; يعنى، شتران به چراگاهى وسيع و پر علف دست يافتند. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 36 - 18
18 ـ از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . ما خلق اللّه بقعة فى الأرض أحب إليه من ها ـ ثم أومىء بيده نحو الكعبة ـ . . . ل ها حرّم اللّه الاشهر الحرم فى كتابه . . . ثلاثة متوالية للحج : شوال و ذوالقعده و ذوالحجة و شهر مفرد للعمرة و هو رجب ;
. .. خداوند هيچ بقعه اى را خلق نفرموده كه براى او محبوب تر از اين باشد ـ و با دست خويش به كعبه اشاره فرمود ـ [و افزود ]به احترام اين كعبه، خداوند در قرآن ماههاى حرام را محترم شمرد. سه ماه متوالى براى حج: شوال، ذى قعده و ذى حجه و يك ماه رجب، جدا براى عمره [مفرده]».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 4
4 - كعبه ، داراى حرمت و قداستى والا در پيشگاه خداوند
و يصدّون عن سبيل اللّه و المسجد الحرام
تهديد شدن كافران به عذاب دوزخ، به خاطر ممانعت كردن مردم از زيارت مسجدالحرام، بيانگر مطلب فوق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 26 - 5،9
5 - كعبه ، جلوه گاه توحيد و يكتاپرستى
و إذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت أن لاتشرك بى شيئًا
9 - كعبه ، خانه اى بسيار مقدس و داراى حرمتى بس والا در پيشگاه خداوند
و طهّر بيتى
اضافه «بيت» به «ياى» متكلم، اضافه تشريفيه و بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 3 - 8
8 - كعبه ، بيتى شرافت مند و وابسته به خداوند
ربّ هـذا البيت
اسم اشاره (هـذا)، به قرينه سياق براى تعظيم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 4 - 15
15 - رفع گرسنگى و ناامنى از ساكنان مكه ، در راستاى اعتلا و شكوفايى كعبه و از جلوه هاى ربوبيت خداوند است .
ربّ هـذا البيت . الذى أطعمهم من جوع و ءامنهم من خوف
«الذى»، وصف «ربّ» و بيانگر جلوه هاى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 20
20- سجده و گريه در حال سجود ، حالتى مطلوب و داراى فضيلت است .
إذا تتلى عليهم . .. خرّوا سجّدًا و بكيًّا
«بكيّاً» جمع است و مانند «سجّداً» حال مقدّره است; يعنى افراد ياد شده با شنيدن آيات الهى، خود را براى سجود و گريه به زمين مى افكنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 69 - 7
7 ـ پيامبرى ، صدّيق ، شاهد و صالح بودن ، مقامى رفيع و نعمتى بزرگ *
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين . .. و الصّالحين
بنابراين احتمال كه مراد از نعمت در «انعم اللّه عليهم»، همان مقام نبوّت و . .. باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 70 - 4
4 ـ نبوت ، صداقت كامل ، گواه بودن بر اعمال بندگان و صالح شدن ، تفضل خاص الهى
فاولئك . .. ذلك الفضل من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 38 - 18
18ـ شرافت پاسدارى از دين ، شايسته ملت هاى مجاهد و انفاقگر و نه بخلورزان دنياگرا
و إن تتولّوا يستبدل قومًا غيركم ثمّ لايكونوا أمثـلكم
با توجه به اين كه آيات پيشين در زمينه جهاد و انفاق و نيز روى گردانان از جهاد و انفاق بود; اين آيه مى تواند خطاب به جامعه مسلمين عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد كه اگر آنان از جهاد و انفاق روى گردانند، خداوند شرافت پاسدارى از دين را از آنان سلب كرده و به امتى خواهد داد كه اين چنين نباشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 34 - 2
2 - اهميت دادن به نماز و مراقبت بر به جاى آوردن به موقع آن ، امرى شايسته و بايسته
و الذين هم على صلاتهم يحافظون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 29 - 17
17 ـ عن أبى عبدالله(ع) فى قوله تعالى: « و أقيموا وجوهكم عند كل مسجد» قال: مساجد محدثة فامروا أن يقيموا وجوهكم شطر المسجد الحرام.
از امام صادق(ع) روايت شده است: مراد از آيه «و أقيموا وجوهكم . ..»، مساجد نوبنياد است كه مردم مأمورند (هنگام عبادت) در آنها رو به مسجدالحرام بايستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 10،18،19
10 ـ مسجد قبا ، مسجدى بنا شده بر اساس تقوا و مأواى جويندگان پاكى و طهارت
لمسجد أسّس على التقوى . .. فيه رجال يحبون أن يتطهروا
18 ـ « عن الحلبى عن ابى عبداللّه ( ع ) قال : سألته عن المسجد الذى أسس على التقوى قال : مسجد قبا ;
حلبى گويد از امام صادق (ع) پرسيدم: مسجدى كه بر اساس تقوا بنيان نهاده شده كدام است؟ فرمود: مسجد قبا».
19 ـ ابىّ بن كعب گويد : « سئلت النبى (صلی الله علیه و آله) عن المسجد الذى أسس على التقوى فقال : هو مسجدى هذا ;
از پيغمبر (صلی الله علیه و آله) پرسيدم: مسجدى كه بر اساس تقوا بنيان نهاده شده كدام است؟ فرمود: آن همين مسجد من است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 27،28
27 - از امام باقر ( ع ) روايت شده : « نزلت ثلاثة أحجار من الجنة . . . و مقام إبراهيم . . . ;
سه سنگ از بهشت فرود آمده . .. و از جمله آنها مقام ابراهيم است ... ».
28 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . لقد وضع عبد من عباد اللّه قدمه على حجر فأمرنا اللّه تبارك و تعالى أن نتخذ ها مصلًّى . . . ;
. .. بنده اى از بندگان خدا (ابراهيم (ع)) پايش را بر سنگى نهاد، پس خداوند (براى تجديد خاطره) به ما دستور داد كه آن سنگ را جايگاه نماز خويش كنيم ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 52 - 2
2 - فضيلت و برترى مقام رسالت بر نبوت
و ما أرسلنا من قبلك من رسول و لانبىّ
با توجه به تقديم «رسول» بر «نبى»، مطلب فوق را به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 52 - 2
2 - فضيلت و برترى مقام رسالت بر نبوت
و ما أرسلنا من قبلك من رسول و لانبىّ
با توجه به تقديم «رسول» بر «نبى»، مطلب فوق را به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 36 - 6
6 - كانون هاى ذكر خدا ، داراى عظمت و رفعت مقام
فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذكر فيها اسمه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 26
26 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : . . . « ان اللّه فضل مكة و جعل بعض ها أفضل من بعض . فقال تعالى « واتخذوا من مقام إبراهيم مصلًّى » . . . ;
خداوند، مكه را فضيلت و برترى داده و بعضى از قسمتهاى آن را بر قسمتهاى ديگر برترى داده و فرموده است: از مقام ابراهيم جايگاهى براى نماز خود قرار دهيد . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 35 - 4
4- مكه ، حرم امن الهى است .
ربّ اجعل هـذا البلد ءامنًا
نقل دعاى حضرت ابراهيم(ع) با لسان تمجيد، گوياى استجابت آن دعا از جانب خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 7
7- سرزمين مكه از ديرباز ، از نعمت هاى دنيوى برخوردار و از حوادث هلاكت بار و عذاب هاى الهى محفوظ بود .
بل متّعنا هـؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر
اين كه خداوند مردم مكه و اجدادشان را از بهره هاى دنيوى به مدت طولانى، برخوردار كرد، حكايت از امنيت و مصونيت دير پاى سرزمين مكه از حوادث هلاكت بار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 91 - 5،6
5 - شهر مكه ، داراى اهميت ، كرامت و حرمت در پيشگاه خداوند
ربّ هـذه البلدة الذى حرّمها
«هـذه» اشاره به مكه دارد كه به دليل اهميتش نزد خداوند، اختصاص به ذكر يافته است.
6 - مكه مكرّمه ، شهر خدا و خدا صاحب آن است .
أن أعبد ربّ هـذه البلدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 59 - 11
11 - مكه ، محور و مركز عمده شهر ها و قراى جزيرة العرب در صدراسلام
حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 7 - 11
11 - مكه ، داراى قداست و مرتبه اى والا در ميان شهر ها و آبادى ها
لتنذر أُمّ القرى و من حولها
از اين كه مكه به عنوان أُمّ القرى ياد شده است، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 1 - 2
2 - شهر مكه ، سرزمينى باعظمت در پيشگاه خداوند
لا أُقسم بهـذا البلد
تعبير «لا أُقسم» ـ چه سوگند باشد و يا نفى سوگند ـ بيانگر عظمت شهر مكه است; زيرا در هر دو صورت، حاكى از شايستگى مكه براى سوگند است. جز اين كه در صورت نفى قسم، علاوه بر آن مى رساند كه محتواى «لقد خلقنا الإنسان فى كبد» واضح و بى نياز از سوگند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 69 - 7
7 ـ پيامبرى ، صدّيق ، شاهد و صالح بودن ، مقامى رفيع و نعمتى بزرگ *
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين . .. و الصّالحين
بنابراين احتمال كه مراد از نعمت در «انعم اللّه عليهم»، همان مقام نبوّت و . .. باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 70 - 4
4 ـ نبوت ، صداقت كامل ، گواه بودن بر اعمال بندگان و صالح شدن ، تفضل خاص الهى
فاولئك . .. ذلك الفضل من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 59 - 5
5 - نبوت ، مرتبتى والا و از نعمت هاى ارجمند خدادادى است .
إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه
مراد از نعمت در «أنعمنا» ممكن است خصوص نبوت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 29 - 3
3 - نبوت ، نمود فضل و فزون بخشى خداوند است .
ألاّيقدرون على شىء من فضل اللّه
مراد از «شىء من فضل اللّه» فضل نبوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 47 - 10
10 - نجات مظلومان از يوغ ستم و بردگى و رهايى آنان از سلطه نظام هاى غير توحيدى ، مطلوب خداوند و همسو با اهداف رسولان الهى است .
اذهبا . .. فأرسل معنا بنى إسرءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 8
8 ـ برپادارى نماز و پرداخت زكات از بهترين نمونه هاى عمل صالح
و عملوا الصّالحات و اقاموا الصّلوة و اتوا الزكوة
ذكر نماز و زكات پس از عمل صالح، در حاليكه خود عمل صالحند، بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 36
36 ـ نماز ، مصداق ذكر و ياد خداوند است .
الّذين يذكرون اللّه . .. و على جنوبهم
امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: الصحيح يصلى قائماً . .. .
كافى، ج 3، ص 411، ح 11 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 211، ح 174.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 24
24 ـ مطلوبيت انتظار نماز بعدى ، پس از هر نماز
يا ايّها الّذين امنوا . .. و رابطوا
على (ع) درباره «رابطوا»، در آيه فوق فرمود: رابطوا الصلوات اى انتظروها واحدة بعد واحدة.
تفسير تبيان، ج 3، ص 95 ; مجمع البيان، ج 2، ص 918.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 77 - 12
12 ـ اهميّت و ارزش برتر نماز ، نسبت به زكات *
و اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة
تقديم ذكرى نماز بر زكات، مى تواند اشاره به اهميّت بيشتر نماز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 72 - 2
2 ـ نماز داراى جايگاه و اهميتى ويژه در بين عبادات
و أمرنا لنسلم . .. و أن أقيموا الصلوة و اتقوه
يادآور شدن نماز در اين سلسله آيات از بين عبادات ديگر، گوياى نقش و جايگاه ويژه آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 31 - 15
15- « معاوية بن وهب قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن أفضل ما يتقرّب به العباد إلى ربّهم و أحب ذلك إلى اللّه ـعزّوجلّـ ما هو ؟ فقال : ما أعلم شيئاً بعد المعرفة أفضل من هـذه الصلاة ، ألا ترى أنّ العبد الصالح عيسى بن مريم ( ع ) قال : « و أوصانى بالصلاة و الزكاة مادمت حيّاً » ;
معاوية بن وهب گويد: از امام صادق(ع) پرسيدم: بهترين چيزى كه موجب تقرب بندگان به پروردگارشان مى شود و محبوب ترين آن نزد خداى عزّوجلّ چيست؟ فرمود: من پس از معرفت چيزى را بهتر از اين نماز نمى دانم، آيا نمى بينى كه بنده صالح (خدا) عيسى بن مريم گفت: و أوصانى بالصلاة. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 56 - 2،3
2 - نماز و زكات ، از مهم ترين و با ارزش ترين فريضه ها و احكام الهى
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
برداشت فوق با توجه به اختصاص به ذكر يافتن نماز و زكات، پس از بيان اعمال صالح ـ كه نماز و زكات نيز جزء آنها مى باشد ـ قابل استفاده است.
3 - فريضه نماز ، در مقايسه با ديگر فريضه ها و احكام الهى ، از ارزش و اهميت ويژه اى برخوردار است .
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
برداشت ياد شده، از تقدم فريضه نماز بر زكات استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 9
9- نماز صبح در اول فجر ، مورد شهود و نظاره اى ويژه
إن قرءان الفجر كان مشهودًا
چنان كه از روايات استفاده مى شود «شهود ويژه» عبارت است از شهود ملائكه شب و ملائكه روز كه هر دوى آنان، شاهد نماز صبح نمازگزارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 2،3
2 - ايستادن در پيشگاه خدا با گامى استوارتر و گفتوگو در محضر او با سخنانى راست تر و ريشه دارتر ، دو امتياز برجسته نماز و عبادت شبانه
هى أشدّ وطـًا و أقوم قيلاً
ضمير «هى» به «ناشئة» بازمى گردد. «أشدّ» معادل «أثبت» (با ثبات تر، استوارتر) و «وطىء» مرادف «قيام» (ايستادن) است (لسان العرب). «أقوم» نيز به معناى «أسدّ» (محكم تر) و «قيلاً» همتاى «مقال» (سخن گفتن) است; يعنى، آن (پديده شب) از حيث ايستادن (ايستادن در پيشگاه خدا) استوارتر و از حيث سخن (سخن گفتن در محضر خدا) محكم تر است.
3 - نماز شب ، پديده اى بس ارزشمند و والا در پيشگاه خداوند
إنّ ناشئة الّيل هى أشدّ
در صورتى كه اضافه «ناشئة الليل» ظرفيه باشد; مقصود از پديده، عبادت شبانه بوده و معناى «إنّ ناشئة الليل» چنين خواهد بود: «به راستى پديده اى (عبادتى) كه در شب واقع مى شود. ..». گفتنى است كه آيه شريفه در مقام تمجيد و ستايش از عبادت شبانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 130 - 27
27 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله : « و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها » قال : « قبل طلوع الشمس » صلاة الصبح « و قبل غروبها » صلاة العصر ;
از نبى اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه در باره قول خدا: «و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها» فرمود: قبل طلوع الشمس» [وقت] نماز صبح است و «قبل غروبها» [وقت] نماز عصر است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 130 - 27
27 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله : « و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها » قال : « قبل طلوع الشمس » صلاة الصبح « و قبل غروبها » صلاة العصر ;
از نبى اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه در باره قول خدا: «و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها» فرمود: قبل طلوع الشمس» [وقت] نماز صبح است و «قبل غروبها» [وقت] نماز عصر است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 37 - 9
9- عبادت و نماز در كنار خانه خدا ، برخوردار از فضيلت و ارزش بيشترى در مقايسه با ساير سرزمينها
ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه اقامه نماز در غير مكه براى فرزندان حضرت ابراهيم(ع) ممكن بود; ولى حضرت ابراهيم(ع) براى فضيلت عبادت در جوار خانه خدا آن مكان را براى فرزندانش برگزيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 7
7ـ نماز هاى شبانه روزى ، از بارزترين كار هاى نيك است .
و أقم الصلوة . .. إن الحسنـت يذهبن السيئات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 32 - 2
2 - امانت دارى و پايبندى به عهد و پيمان ، از خصلت هاى شايسته و بايسته
و الذين هم لأمـنـتهم و عهدهم رعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 100 - 6
6 ـ ارزش هجرت ، در گرو خدايى بودن آن
و من يهاجر فى سبيل اللّه . .. و من يخرج من بيته مهاجراً الى اللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 58 - 1
1 - ترك شهر و ديار خود و هجرت به ديار غربت به منظور حفظ دين ، عملى شايسته و محبوب خداوند
و الذين هاجروا فى سبيل اللّه . .. ليرزقنّهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 33
33 ـ مشيت الهى ، سرچشمه فضيلت ها و ويژگى هاى محبوبان خداوند
ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 107 - 10
10 ـ ارزشمندى ساختن مسجد ، در گرو حسن نيت و انگيزه الهى داشتن آن است .
و الذين اتخذوا مسجداً . .. و ليحلفن إن أردنا إلا الحسنى و اللّه يشهد إنهم لكذبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 7
7 ـ منزلت معنوى مسجد ، منوط به نيت بنيانگذار آن است .
مسجداً ضراراً . .. لا تقم فيه أبداًلمسجد أسّس على التقوى من أول يوم أحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 22 - 9
9 - دستگيرى از بينوايان و خويشاوندان و مهاجران نيازمند ، نشانگر فضيلت و كرامت آدمى است .
و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسـكين و المهـجري
برداشت براساس اين است كه مقصود از فضل در «أُوْلوا الفضل» فضيلت معنوى و انسانى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قدر - 97 - 4 - 4
4 - نزول ملائكه و روح در شب قدر ، نشانه شرافت آن بر هزار ماه
خير من ألف شهر . تنزّل الملـئكة و الروح فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قدر - 97 - 5 - 2
2 - سلامتى كامل شب قدر از هر امر ناپسند ، نشان شرافت آن بر هزار ماه
خير من ألف شهر . .. سلـم هى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 8،15
8- مطلوبيت و فضيلت اقامه نماز صبح در اول وقت ( طلوع فجر )
و قرءان الفجر
با اينكه وقت نماز صبح نيز موسع است و از طلوع فجر تا طلوع آفتاب مجال دارد، اضافه شدن نماز به «فجر» اهميت و فضيلت اول وقت را مى رساند.
15- « عن إسحاق بن عمار قال : قلت لأبى عبدالله ( ع ) : أخبرنى بأفضل المواقيت فى صلاة الفجر ؟ فقال : مع طلوع الفجر ان الله عزّوجلّ يقول : « و قرآن الفجر إن قرآن الفجر كان مشهوداً » يعنى صلاة الفجر تشهده ملائكة الليل و ملائكة النهار فإذا صلّى العبد الصبح مع طلوع الفجر ثبتت له مرّتين اثبت ها ملائكة الليل و ملائكة النهار ;
اسحاق بن عمار گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: مرا از با فضيلت ترين اوقات نماز صبح خبر ده، حضرت فرمود: نمازى است كه همگام با طلوع فجر باشد. همانا خداوند ـ عزّوجلّ ـ مى فرمايد:« و قرآن الفجر إن قرآن الفجر كان مشهوداً» مقصود نماز طلوع فجر است كه فرشتگان مأمور شب و فرشتگان مأمور روز همگى با هم در آن هنگام حضور دارند و بر آن شهادت مى دهند. پس زمانى كه بنده نماز صبح را همگام با طلوع فجر به جا مى آورد، نماز صبح او دو بار ثبت مى شود: يك بار [توسط] فرشتگان مأمور شب و بار ديگر [به وسيله ]فرشتگان مأمور روز».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 40 - 2
2 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور توجه دادن مردم به فطرت توحيدى و بيدار ساختن سرشت خفته آنان
قل أرءيتكم إن أتيكم . .. أغير اللّه تدعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 41 - 3
3 ـ بيدار ساختن فطرت توحيدى آدمى و يادآورى تجربه هاى توحيدى دينى، از روشهاى هدايتى قرآن
قل أرءيتكم . .. بل إياه تدعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 42 - 10
10 ـ تضرع نكردن و شكوفا نشدن فطرت توحيدى برخى مردم، حتى با قرار گرفتن در تنگنا و سختى
لعلهم يتضرعون
آوردن كلمه ترجى «لعل» بيانگر اين نكته مى توان باشد كه آدميان همواره و در همه موارد در پى سختيها رو به خدا نياورده و تضرع نمى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 46 - 1،2
1 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور احتجاج با مشركان و بيدار ساختن فطرت توحيدى آنان
قل أرءيتم . .. من إله غير اللّه يأتيكم به
2 ـ بيدار ساختن و برانگيختن فطرت توحيدى، از روشهاى تبليغى انبيا
قل أرءيتم . .. من إله غير اللّه يأتيكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 42 - 10
10 ـ تضرع نكردن و شكوفا نشدن فطرت توحيدى برخى مردم، حتى با قرار گرفتن در تنگنا و سختى
لعلهم يتضرعون
آوردن كلمه ترجى «لعل» بيانگر اين نكته مى توان باشد كه آدميان همواره و در همه موارد در پى سختيها رو به خدا نياورده و تضرع نمى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 20
20- انسان ، در معرض غفلت و روى گردانى از تمايلات فطرى و دريافت هاى عقلى خويش و نيازمند به تذكر و بيدار باش
إن الله يأمر . .. و ينهى ... يعظكم لعلّكم تذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 17
17- موعظه هاى خداوند ، به منظور بيدار ساختن عقل و فطرت انسانهاست .
إن الله يأمر بالعدل . .. و ينهى عن الفحشاء ... يعظكم لعلّكم تذكّرون
«تذكّر» (از ماده تذكّرون) به معناى يادآورى چيزى است كه فراموش شده باشد. بنابراين تذكر به مواعظ الهى، حاكى است كه اين موعظه ها از امورى است كه بشر بدون تعليم وحى به آن رسيده است و در واقع امرى است فطرى و عقلانى; ولى انسانها آنها را به فراموشى سپرده اند كه توسط وحى به آنان يادآورى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 25 - 2
2 - محور نبوت پيامبران ، يادآورى ارزش ها به خلق و بيدارسازى فطرت خفته آنان است .
أءلقى الذكر عليه من بيننا
از آيه شريفه استفاده مى شود كه قوم ثمود، واژه «ذكر» را بر محتواى پيام صالح(ع) اطلاق كرده اند و چه بسا اين تعبير را از خود آن حضرت گرفته باشند. به هر حال خداوند اين وصف را رد نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 10 - 17
17 - عزت و پيروزى در عرصه جدال و ستيزش انديشه ها و عقايد ، از آن انديشه و عقيده اى است كه بر عقل ، فطرت و طبع آدمى استوار باشد .
فللّه العزّة جميعًا إليه يصعد الكلم الطيّب . .. و مكر أُولـئك هو يبور
برداشت ياد شده، با توجه به اين حقيقت است كه مكر شكست خورده كافران، در مقابل كلام طيب خداوند و صعود و موفقيت آن قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 90 - 10
10 ـ فرعون ، به هنگام غرق شدن ، نجات خويش را از خداوند درخواست كرد .
قال ءامنت . .. و أنا من المسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 41 - 13
13 ـ شرك، بيگانگى با فطرت، و توحيد، آشنايى با فطرت است.
بل إياه تدعون . .. و تنسون ما تشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 63 - 2
2 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار يادآورى تجربه هاى دينى و فطرت توحيدى به مشركان، براى هدايت و احتجاج با آنان است.
قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 30 - 9،10،14
9 - فطرت ، امرى همگانى و تغيير ناپذير است .
فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها لاتبديل لخلق اللّه
10 - فطرت انسان ها ، ثابت و پايدار در نهاد آنان و تبديل ناپذير است .
فطرت اللّه . .. لاتبديل لخلق اللّه
14 - سنت خداوند درباره فطرت انسان ها ، تغييرناپذير است .
فطرت اللّه الّتى . .. لا تبديل لخلق اللّه
احتمال دارد «خلق» حاصل مصدر و به معناى «مخلوق» باشد و احتمال دارد مصدر و به معناى «آفريدن» باشد. بنابر احتمال دوم، مراد از اين كه «در آفريدن خداوند، تغييرى نيست»، نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 39 - 4
4ـ يوسف ( ع ) ، با طرح سؤال و برانگيختن وجدان هم بندان خويش ، حقانيّت توحيد و يكتاپرستى را براى آنان مطرح ساخت .
ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 41 - 4
4- انسان ها ، نيازمند تذكر و بيدار باش ، حتى نسبت به گرايش هاى فطرى خويش
و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا
در ماده «يذكروا» (متذكر شوند) اين نكته نهفته است كه موضوعات مورد تذكر، به نحوى در معرض فهم، ادراك و دريافت بشر وجود دارد و غفلت بر آن عارض مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 30 - 12
12 - فطرت انسان ها ، از انحراف و كجى به دور است .
للدين حنيفًا فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها
در صورتى كه «حنيفاً» حال براى «الدين» و نصب «فطرت» به خاطر بدل بودن براى «حنيف» باشد، معلوم مى شود همان طور كه دين الهى، دور از انحراف و كجى است، فطرت انسان نيز چنين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 33 - 3
3 - توجّه و رويكرد به خدا ، به هنگام مواجه شدن با سختى ها و دشوارى ها ، دليل سرشت توحيدى آدميان است .
فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها . .. و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 42 - 8
8 ـ سختيها و كاستيها، زمينه شكوفايى فطرت توحيدى انسانها
بل إياه تدعون . .. فأخدنهم بالبأساء و الضراء لعلهم يتضرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 40 - 6
6 ـ آسايش و رفاه از زمينه هاى پوشيده شدن فطرت توحيدى
قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه أو أتيكم الساعة
چون در آيه شريفه سختى و تنگناها را عامل بيدارى فطرت توحيدى دانسته است، بنابراين حالت مقابل آن ـ كه رفاه و آسايش است ـ مى تواند به عنوان سببى براى پرده پوشى فطرت مطرح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 54 - 6
6 - ترديد جدى نسبت به قيامت و حيات اخروى ، زمينه ساز بى اعتنايى انسان به اصول عقلى و ملاك هاى عقلايى و فطرى
قل أرءيتم إن كان من عند اللّه . .. فى شقاق بعيد... ألا إنّهم فى مرية
ارتباط اين آيه با آيات پيشين ـ كه در يك سياق قرار دارند ـ نشان مى دهد كه اگر آيات علمى و داورى هاى عقلى و فطرى نتواند كسى را در برابر حقانيت خدا و وحى متقاعد كند، ريشه آن را بايد در ناباورى او به استمرار حيات و مسؤوليت انسان جستوجو كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 63 - 8
8 ـ شدايد و سختيها زمينه اى براى بيدارى فطرت توحيدى انسان و توجه او به خداوند
قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 67 - 2،3
2- تنگنا هاى زندگى و لحظه هاى خطرآفرين كه هيچ اميدى به رهايى از آنها نيست ، بيدارگر فطرت خداجويى در نهاد انسان
و إذا مسّكم الضرّ . .. ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه
ذكر گرفتارى در دريا در ميان ابتلاهاى فراوانى كه ممكن است انسانها را گرفتار كند، به اين جهت است كه در تلاطم دريا اميدى براى نجات و رهايى نيست.
3- انسان ها در گرداب هاى خطرآفرين ، نه تنها متوجه خداوند مى شوند ; بلكه او را يگانه قدرتى مى دانند كه توان نجات آنان را از مرگ حتمى دارد .
و إذا مسّكم الضرّ فى البحر ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 65 - 4
4 - احساس خطر ، زمينه بيدار شدن فطرت خداجوى آدمى است .
فإذا ركبوا فى الفلك دعوا اللّه مخلصين له الدّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 32 - 2
2 - شديد شدن مشكلات و گرفتارى ها ، زمينه بروز فطرت گرايش به خدا در انسان ها است .
و إذا غشيهم موج كالظّلل دعوا اللّه مخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 8 - 3
3 - گرفتارى ها و مصيبت ها ، مايه بيدارى و تجلى فطرت توحيدى انسان
و إذا مسّ الإنسـن ضرّ دعا ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 3
3 - گرفتارى ها و مصيبت ها ، مايه بيدارى و تجلى فطرت توحيدى انسان
فإذا مسّ الإنسـن ضرّ دعانا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 33 - 15
15 - رفاه و آسايش ، زمينه ساز غفلت از فطرت توحيدى است .
ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة إذا فريق منهم بربّهم يشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 30 - 9،11
9 - فطرت ، امرى همگانى و تغيير ناپذير است .
فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها لاتبديل لخلق اللّه
11 - خداوند ، انسان ها را با آفرينشى خاص و فطرتى واحد ، آفريده است .
فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها
«فطرت»، مصدرى است كه دلالت بر هيئت خاصى مى كند. از آن جا كه «فطر» به معناى «ايجاد و آفريدن» آمده است، مصدر آن دلالت بر نوع خاصى از آفرينش او مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 40 - 3،4،5
3 ـ بيدارى و بروز فطرت خداجو و توحيدى انسان به هنگام رويارويى با عذاب الهى
قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه
4 ـ بيدارى فطرت توحيدى انسان به هنگام روبرو شدن با مرگ
قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه أو أتيكم الساعة أغير اللّه تدعون
5 ـ بيدارى فطرت توحيدى انسان در تنگناها و سختيها
قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه . .. أغير اللّه تدعون
گر چه در آيه دو مورد عذاب و مرگ ذكر گرديده، ولى روشن است كه اينها نمونه هايى از شدايد و سختيهاست كه آدمى با آن روبرو مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 119 - 11
11 ـ شيطان ، عامل انحراف انسان از فطرت خويش
و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 52 - 8
8 - نزول قرآن از جانب خداوند ، احتمالى شايان توجه و بى اعتنايى به آن كج روى از فطرت و منش انسانى است .
قل أرءيتم إن كان من عند اللّه ثمّ كفرتم به من أضلّ ممّن هو فى شقاق بعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 12 - 3
3 ـ گرفتارى ها و مصايب ، مايه بيدارى و تجلى فطرت توحيدى انسان
و إذا مسّ الإنسن الضرّ دعانا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 90 - 16
16 ـ هدايت پيامبران و كتب آسمانى، يادآورى و بيدار ساختن فطرت آدمى است.
إن هو إلا ذكرى للعلمين
«ذكر» به معناى يادآورى است و معمولا در مواردى به كار مى رود كه موضوع مورد نظر قبلا فراگرفته شده، ولى از ياد رفته باشد. بنابراين هدايتهاى انبيا يادآورى آموخته هاى فطرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 53 - 7
7- گرفتار شدن به مشكلات و ناگوارى ها ، بيدار كننده فطرت توحيدى انسانهاست .
ثمّ إذا مسّكم الضرّ فإليه تجئرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 3 - 7
7- پيام قرآن ، هماهنگ با فطرت آدمى و بيدارگر آن است .
إلاّ تذكرة لمن يخشى
«تذكرة» ـ آن گونه كه از «لسان العرب» برمى آيد ـ به معناى به يادانداختن فراموش شده ها است. يادآوربودن قرآن به اين است كه انسان را به آنچه در فطرت او نهفته است و از آن غفلت دارد متوجه سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 2 - 3
3- وحى الهى ( قرآن و . . . ) ، در راستاى غفلت زدايى و احياى فطرت خفته انسان و يادآورى دانستنى هاى فراموش شده او است .
و هم فى غفلة معرضون . ما يأتيهم من ذكر من ربّهم
«ذكر» از نظر معنا مانند «حفظ» است، با اين تفاوت كه «حفظ شىء» به اعتبار احراز و به دست آوردن آن و «ذكر شىء» به اعتبار استحضار و يادآوردن آن است (مفردات راغب). بنابراين توصيف قرآن و وحى الهى به «ذكر» به اين اعتبار است كه قرآن، يادآور دانستنى هاى فراموش شده آدمى و بيدارگر فطرتِ انسانِ غافل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 24 - 10
10- قرآن و كتاب هاى آسمانى ( تورات ، زبور و انجيل ) ، مايه احياى فطرت خفته و يادآور دانستنى هاى فراموش شده انسان ها
هـذا ذكر من معى و ذكر من قبلى
«ذكر» از نظر معنا، مانند «حفظ» است; با اين تفاوت كه حفظ شىء به اعتبار احراز و به دست آوردن آن و ذكر شىء به اعتبار استحضار و يادآوردن آن است (مفردات راغب). بنابراين توصيف قرآن و ديگر كتاب هاى آسمانى به «ذكر»، ممكن است به اين
اعتبار باشد. كه يادآور دانستنى هاى فراموش شده آدمى و بيدارگر فطرت انسان غافل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 50 - 2
2- قرآن ، عامل بيدارى و يادآورى دانستنى هاى فراموش شده انسان ها و احياگر فطرت خفته آنان
و هـذا ذكر
«ذكر» از نظر معنا مانند «حفظ» است، با اين تفاوت كه حفظ شىء به اعتبار احراز و به دست آوردن آن است و ذكر شىء به اعتبار استحضار و يادآوردن آن (مفردات راغب). بنابراين توصيف قرآن به «ذكر» به اين اعتبار است كه قرآن يادآور دانستنى هاى فراموش شده آدمى و بيدارگر فطرت انسان غافلى است كه از امور فطرى و دانستنى هاى خدادادى خويش، غافل شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 33 - 6
6 - سختى ها و ناملايمات ، بروزدهنده هويّت اصلى نهاد انسان است .
و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 11 - 5
5 - قرآن ، عامل يادآورى دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها است .
إنّما تنذر من اتّبع الذكر
«ذكر» به معناى استحضار و يادآورى اندوخته ها و دانستنى ها است. توصيف قرآن به «ذكر» مى تواند بدين جهت باشد كه اين كتاب، يادآور دانستنى هاى فراموش شده است و يا بيدارگر فطرت خفته انسان هايى است كه از دانسته هاى فطرى خود غافل اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 1 - 4
4 - قرآن ، يادآور دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها
و القرءان ذى الذكر
«ذكر» به معناى استحضار و يادآورى اندوخته ها و دانستنى ها است. توصيف قرآن به «ذكر» مى تواند به اين خاطر باشد كه اين كتاب، يادآور دانستنى هايى است كه فراموش شده و يا بيدارگر فطرت خفته انسانى است كه از دانستنى هاى فطرى خود غفلت ورزيده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 8 - 7
7 - قرآن ، يادآور دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها
أءنزل عليه الذكر من بيننا بل هم فى شك من ذكرى
برداشت ياد شده از نام گذارى قرآن به «ذكر» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 2
2 - قرآن ، عامل يادآورى دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها
هـذا ذكر
«ذكر» به معناى استحضار و يادآورى اندوخته ها و دانستنى ها است. توصيف قرآن به «ذكر»، مى تواند به اين خاطر باشد كه اين كتاب يادآور دانستنى هايى است كه فراموش شده است. و يا بيدارگر فطرت خفته انسان هايى است كه از دانستنى هاى فطرى خود، غفلت ورزيده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 87 - 1
1 - قرآن ، عامل يادآورى دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها است .
إن هو إلاّ ذكر
ضمير «هو» به قرآن بازمى گردد و «ذكر» به معناى استحضار و يادآورى اندوخته ها و دانستنى ها است. توصيف قرآن به «ذكر» مى تواند به اين خاطر باشد كه اين كتاب، يادآور دانستنى هايى است كه فراموش شده است و يا بيدارگر فطرت خفته انسانى مى باشد كه از دانستنى هاى فطرى خود غفلت ورزيده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 41 - 4
4 - قرآن ، يادآور فطريات فراموش شده انسان به او
إنّ الذين كفروا بالذكر
انتخاب واژه «ذكر» (يادآورى) در نام گذارى قرآن، مفيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 44 - 3
3 - قرآن ، بيدارگر فطرت و يادآور باور ها و شناخت هاى فطرى انسان ها است .
و إنّه لذكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 5 - 13
13 - عمل آدمى ، موجب بروز تغييرات در قلب و فطرت او است .
فلمّا زاغوا أزاغ اللّه قلوبهم
جمله «أزاغ اللّه قلوبهم» جواب «لمّا زاغوا» است; يعنى، تا كسانى خود منحرف نشوند، خداوند دل هاى آنان را منحرف نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 213 - 45
45 ـ مردم ، قبل از حضرت نوح ، امت واحده اى بودند كه بر فطرت ( بدون هدايت انبيا ) مى زيستند .
كان الناس امة واحدة
امام باقر (ع): كانوا قبل نوح امة واحدة على فطرة اللّه لا مهتدين و لا ضلّالا «فبعث اللّه النبيّن»
مجمع البيان، ج 2، ص 543 ; نورالثقلين، ج 1، ص 209، ح 783 و 784.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 119 - 4
4 ـ انسان ، بر فطرت خداجويى و مسير حق پويى است .
لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً. و لاضلنهم
گمراه كردن، كه از جمله «لاضلنهم» استفاده مى شود، بايد مسبوق به هدايت باشد تا گمراه كردن صدق كند و هدايت مسبوق به گمراهى نسبت به تمامى انسانها هدايت فطرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 40 - 1،3،4،5
1 ـ توجه به خداى يگانه، نداى فطرت همه انسانها
قل أرءيتكم . .. أغير اللّه تدعون
استفهام در جمله «أرءيتكم»، استفهام تقريرى و بيانى بر اين مضمون است كه آدمى را چاره اى جز اعتراف به يگانگى خداوند در خلق و امر نيست.
3 ـ بيدارى و بروز فطرت خداجو و توحيدى انسان به هنگام رويارويى با عذاب الهى
قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه
4 ـ بيدارى فطرت توحيدى انسان به هنگام روبرو شدن با مرگ
قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه أو أتيكم الساعة أغير اللّه تدعون
5 ـ بيدارى فطرت توحيدى انسان در تنگناها و سختيها
قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه . .. أغير اللّه تدعون
گر چه در آيه دو مورد عذاب و مرگ ذكر گرديده، ولى روشن است كه اينها نمونه هايى از شدايد و سختيهاست كه آدمى با آن روبرو مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 41 - 1،2،3
1 ـ گرايش همه انسانها، حتى مشركان، در سختيها و شدايد به خداى يگانه
بل إياه تدعون
2 ـ آدمى به هنگام روبرو شدن با شدايد، خداوند يگانه را خالصانه به يارى مى طلبد.
إن أتيكم عذاب اللّه . .. بل إياه تدعون
خلوص در دعا مستفاد از اضراب «بل» و ضمير مفعولى «اياه» است كه بر عامل خويش مقدم شده است و در نتيجه معناى حصر دارد. يعنى فقط او را مى خوانيد، كه تعبير مصطلح آن «خلوص» است.
3 ـ بيدار ساختن فطرت توحيدى آدمى و يادآورى تجربه هاى توحيدى دينى، از روشهاى هدايتى قرآن
قل أرءيتكم . .. بل إياه تدعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 42 - 8
8 ـ سختيها و كاستيها، زمينه شكوفايى فطرت توحيدى انسانها
بل إياه تدعون . .. فأخدنهم بالبأساء و الضراء لعلهم يتضرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 43 - 9
9 ـ انسان داراى گرايش فطرى به سوى نيكيها و زيباييهاست.
و زين لهم الشيطن ما كانوا يعملون
حركت انسان به دنبال شيطان، پس از زينت و زيبا جلوه دادن اعمال، بيانگر اين نكته است كه آدمى زيباييها را مى طلبد و خواهان حركت به دنبال آن است. از اين روست كه شيطان همان زشتيها را زيبا جلوه مى دهد و آدمى را مى فريبد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 48 - 9
9 ـ گرايش فطرى انسان به تحصيل امنيت خاطر و آسايش روان
فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون
تكيه بر دستاورد امنيت خاطر در رسالت پيامبران، گوياى ريشه دار بودن چنين خواسته اى در آدميان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 63 - 7
7 ـ گرايش به خداوند با فطرت آدمى عجين است.
قل من ينجيكم . .. تدعونه تضرعا و خفية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 76 - 9
9 ـ گرايش و محبت فطرى انسان به خداوند افول ناپذير و جاويد است.
فلما أفل قال لا أحب الأفلين
جمله «لا أحب . .. » ـ كه بيشتر جنبه عاطفى و روانى دارد تا جنبه استدلالى ـ مى تواند عنايت به موضوع فطرى بودن گرايش به موجود زوال ناپذير و همچنين گريز از زوال پذير به عنوان «رب» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 16 - 10
10 ـ انسانها بر اساس طينت اولى خويش سالكان صراط مستقيم الهى هستند.
لأقعدن لهم صرطك المستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 30 - 4
4 ـ انسانها در آغاز خلقتشان نه گرفتار گمراهيند و نه هدايتيابى آنان محقق است.
كما بدأكم تعودون. فريقا هدى و فريقا حق عليهم الضللة
قرآن ريشه گرايش به گمراهى و توفيق هدايتيابى انسانها را با جمله «انهم اتخذوا الشياطين اولياء من دون الله» به خود آنان نسبت داده و بديهى است كه آدمى در آغاز پيدايشش نه قدرت انتخاب دارد و نه مى توان فعلى را ـ كه بر آن مؤاخذه صحيح باشد ـ به وى نسبت داد. بنابراين تحقق هدايت يافتن و يا گمراه گشتن پس از اين مرحله، يعنى مرحله قدرت انتخاب، تحقق مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 65 - 8
8 ـ انسان از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش بود .
يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 53 - 3
3 ـ نفس آدميان بر فطرت ايمان است .
ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم
در آيه قبل تصريح شد كه فرعونيان پس از انكار آيات الهى به هلاكت رسيدند و نعمتها از آنان سلب شد. از ارتباط آيه مورد بحث با آيه قبل مى توان استفاده كرد كه مصداق روشن «ما بأنفسهم» نداشتن حالت انكار نسبت به آيات الهى است، كه از آن مى توان به ايمان فطرى ياد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 30 -
6،8،11،12،14،16،18،19،23،24،26
6 - اسلام ، دينى هماهنگ با فطرت و سرشت انسان ها است .
للدين حنيفًا فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها
بنابراين كه نصب «فطرت» به خاطر بدليت آن از «حنيف» و «حنيفاً» حال براى «الدين» باشند، نكته بالا قابل استفاده است.
8 - انسان ها ، در گرايش به دين توحيدى ، سرشتى همگون دارند .
للدين حنيفًا فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها
11 - خداوند ، انسان ها را با آفرينشى خاص و فطرتى واحد ، آفريده است .
فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها
«فطرت»، مصدرى است كه دلالت بر هيئت خاصى مى كند. از آن جا كه «فطر» به معناى «ايجاد و آفريدن» آمده است، مصدر آن دلالت بر نوع خاصى از آفرينش او مى كند.
12 - فطرت انسان ها ، از انحراف و كجى به دور است .
للدين حنيفًا فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها
در صورتى كه «حنيفاً» حال براى «الدين» و نصب «فطرت» به خاطر بدل بودن براى «حنيف» باشد، معلوم مى شود همان طور كه دين الهى، دور از انحراف و كجى است، فطرت انسان نيز چنين است.
14 - سنت خداوند درباره فطرت انسان ها ، تغييرناپذير است .
فطرت اللّه الّتى . .. لا تبديل لخلق اللّه
احتمال دارد «خلق» حاصل مصدر و به معناى «مخلوق» باشد و احتمال دارد مصدر و به معناى «آفريدن» باشد. بنابر احتمال دوم، مراد از اين كه «در آفريدن خداوند، تغييرى نيست»، نكته ياد شده است.
16 - ثبات و بقاى دين توحيدى ، به خاطر هماهنگى آن با فطرت انسانى است .
فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها . .. ذلك الدين القيّم
«ذلك» اشاره به دينى است كه از هرگونه انحراف و كجى به دور بوده و مطابق با فطرت انسان ها است و خداوند، آنان را مأمور به رويگرد تمام عيار به سمت آن كرده است.
18 - اكثريت مردم ، به دين حقى كه فطرت انسان ها با آن هماهنگ است ، جاهل اند .
فطرت اللّه . .. و لـكنّ أكثر الناس لايعلمون
متعلق «لايعلمون» در آيه نيامده است. احتمال دارد به قرينه ذكر دين فطرى (اسلام)، متعلق آن نكته اى باشد كه در بالا آمده است.
19 - صرف داشتن فطرت ، براى يافتن دين حق و باور به آن ، كافى نيست .
فأقم وجهك للدين حنيفًا فطرت اللّه . .. و لـكنّ أكثر الناس لايعلمون
گويا «و لـكنّ» براى دفع توهم است. آن توهّم، اين است كه «اگر دين حق، فطرى و مطابق با سرشت انسان ها است چرا برخى، از آن اعراض مى كنند؟». آيه، به آن توهّم اينگونه جواب مى دهد كه براى پذيرش دين حق، آگاهى لازم است.
23 - « عن زرارة ، قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ « فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها » قال : فطرهم جميعاً على التوحيد ;
از زراره روايت شده كه گفت: از امام صادق(ع) درباره اين سخن خداى عزّوجلّ «فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها» سؤال كردم. فرمود: خدا، انسان ها را بر فطرت توحيد آفريده است».
24 - « عن زرارة ، قال : قلت لأبى جعفر ( ع ) أصلحك اللّه ! قول اللّه عزّوجلّ فى كتابه « فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها » قال : فطرهم على التوحيد عندالميثاق على معرفته أنّه ربّهم . . . ;
زراره گويد: به امام باقر(ع) گفتم: أصلحك الله! معناى اين سخن خداى عزّوجلّ «فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها» چيست؟
فرمود: خدا، مردم را بر عقيده توحيد آفريد، آنگاه كه با آنان، پيمان بست كه او را به پروردگارى خود بشناسند. ..».
26 - « عن مسعدة ، قال : . . .قلت لأبى عبداللّه ( ع ) أفَضَلالاً كانوا قبل النبيين أم على هدًى ؟ قال : لم يكونوا على هدًى كانوا على فطرة اللّه الّتى فطرهم عليها . . . و لم يكونوا ليهتدوا حتّى يهديهم اللّه . . . ;
مسعده گويد: . .. به امام صادق(ع) گفتم: آيا قبل از آمدن پيامبران، مردم، بر طريق ضلالت بودند يا هدايت؟ فرمود: بر طريق هدايت نبودند. بلكه بر فطرتى بودند كه خداوند، آنها را بر آن آفريده بود ... آنان، چنان نبودند كه خودشان به هدايت دست يابند، مگر آنكه خدا هدايت شان مى كرد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 31 - 3،7
3 - رويكرد به شرك ، با سرشت و فطرت انسان ها ، ناسازگار است .
فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها . .. و لاتكونوا من المشركين
7 - تقواپيشگى و عبادت ، همسوى با فطرت انسان ها است .
فأقم وجهك للدين حنيفًا فطرت اللّه الّتى فطرالناس عليها . .. و اتّقوه و أقيموا ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 25 - 3
3 - زمينه هاى ادراك توحيد ، در سرشت بشر نهفته است و تنها ، نيازمند تذكّر و زُدايش غفلت است .
و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه
احتمال دارد كه پاسخ داده شده از سوى كافران به پرسش «خالق عالم كيست؟» از ناحيه عقل نظرى باشد و احتمال دارد كه برخاسته از فطرت توحيدى آنان باشد كه در همه انسان ها هست. برداشت بالا، بر اساس احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 32 - 2،5
2 - شديد شدن مشكلات و گرفتارى ها ، زمينه بروز فطرت گرايش به خدا در انسان ها است .
و إذا غشيهم موج كالظّلل دعوا اللّه مخلصين
5 - عقيده به توحيد و نجات بخشى خداوند ، باورى فطرى براى انسان ها است .
و إذا غشيهم موج كالظّلل دعوا اللّه مخلصين له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 27 - 3،12
3 - خداوند ، خالق و آفريدگار ذات و سرشت انسان
إلاّ الذى فطرنى
12 - شأن هدايت گرى ، شايسته آفريدگارى كه سرشت انسان را پديد آورده و از خواست ها و نياز هاى او آگاه است .
إلاّ الذى فطرنى فإنّه سيهدين
تفريع هدايت بر جنبه آفريدگارى و سرشت آفرينى خداوند، حكايت از مطلب ياد شده دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 1 - 10
10- معارف قرآن ، معارفى فطرى و تنها نيازمند تذكر و توجه است .
سورة أنزلنـها . .. فيها ءايـت بيّنـت لعلّكم تذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 40 - 1،2،3،4،5،6
1 ـ توجه به خداى يگانه، نداى فطرت همه انسانها
قل أرءيتكم . .. أغير اللّه تدعون
استفهام در جمله «أرءيتكم»، استفهام تقريرى و بيانى بر اين مضمون است كه آدمى را چاره اى جز اعتراف به يگانگى خداوند در خلق و امر نيست.
2 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور توجه دادن مردم به فطرت توحيدى و بيدار ساختن سرشت خفته آنان
قل أرءيتكم إن أتيكم . .. أغير اللّه تدعون
3 ـ بيدارى و بروز فطرت خداجو و توحيدى انسان به هنگام رويارويى با عذاب الهى
قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه
4 ـ بيدارى فطرت توحيدى انسان به هنگام روبرو شدن با مرگ
قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه أو أتيكم الساعة أغير اللّه تدعون
5 ـ بيدارى فطرت توحيدى انسان در تنگناها و سختيها
قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه . .. أغير اللّه تدعون
گر چه در آيه دو مورد عذاب و مرگ ذكر گرديده، ولى روشن است كه اينها نمونه هايى از شدايد و سختيهاست كه آدمى با آن روبرو مى شود.
6 ـ آسايش و رفاه از زمينه هاى پوشيده شدن فطرت توحيدى
قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه أو أتيكم الساعة
چون در آيه شريفه سختى و تنگناها را عامل بيدارى فطرت توحيدى دانسته است، بنابراين حالت مقابل آن ـ كه رفاه و آسايش است ـ مى تواند به عنوان سببى براى پرده پوشى فطرت مطرح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 41 - 1،2،3
1 ـ گرايش همه انسانها، حتى مشركان، در سختيها و شدايد به خداى يگانه
بل إياه تدعون
2 ـ آدمى به هنگام روبرو شدن با شدايد، خداوند يگانه را خالصانه به يارى مى طلبد.
إن أتيكم عذاب اللّه . .. بل إياه تدعون
خلوص در دعا مستفاد از اضراب «بل» و ضمير مفعولى «اياه» است كه بر عامل خويش مقدم شده است و در نتيجه معناى حصر دارد. يعنى فقط او را مى خوانيد، كه تعبير مصطلح آن «خلوص» است.
3 ـ بيدار ساختن فطرت توحيدى آدمى و يادآورى تجربه هاى توحيدى دينى، از روشهاى هدايتى قرآن
قل أرءيتكم . .. بل إياه تدعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 42 - 8،10
8 ـ سختيها و كاستيها، زمينه شكوفايى فطرت توحيدى انسانها
بل إياه تدعون . .. فأخدنهم بالبأساء و الضراء لعلهم يتضرعون
10 ـ تضرع نكردن و شكوفا نشدن فطرت توحيدى برخى مردم، حتى با قرار گرفتن در تنگنا و سختى
لعلهم يتضرعون
آوردن كلمه ترجى «لعل» بيانگر اين نكته مى توان باشد كه آدميان همواره و در همه موارد در پى سختيها رو به خدا نياورده و تضرع نمى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 63 - 7،8
7 ـ گرايش به خداوند با فطرت آدمى عجين است.
قل من ينجيكم . .. تدعونه تضرعا و خفية
8 ـ شدايد و سختيها زمينه اى براى بيدارى فطرت توحيدى انسان و توجه او به خداوند
قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 53 - 7
7- گرفتار شدن به مشكلات و ناگوارى ها ، بيدار كننده فطرت توحيدى انسانهاست .
ثمّ إذا مسّكم الضرّ فإليه تجئرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 8 - 3
3 - گرفتارى ها و مصيبت ها ، مايه بيدارى و تجلى فطرت توحيدى انسان
و إذا مسّ الإنسـن ضرّ دعا ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 47 - 18،19
18 - تمامى انسان ها ، حتى مشركان ، برخوردار از فطرت توحيدى اند .
قالوا ءاذنّـك
از ماضى آوردن فعل «آذنّاك» مى توان استفاده كرد كه مشركان قبل از قيامت، به زبان حال اعتراف به توحيد داشته و منكر شرك بوده اند. با توجه به اين نكته مطلب ياد شده قابل برداشت است.
19 - اعتراف پيشين تمامى آدميان به توحيد ; قبل از پيدايش در صحنه گيتى *
قالوا ءاذنّـك ما منّا من شهيد
از اين كه مشركان در قيامت مى گويند كه ما قبلاً به توحيد گواهى داده ايم ـ با آن كه در دنيا مشرك بوده اند ـ مى توان برداشت نمود كه آنان قبل از پيدايش در دنيا (عالم ذر) بدان گواهى داده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 63 - 3
3 ـ آدمى به هنگام گرفتارى و دشواريها و بن بستها، ناخودآگاه خداوند يگانه را به استمداد مى طلبد.
قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية
در آيه شريفه روى سخن با مشركان است و زمانى كه مشرك در آن شرايط ويژه فقط خداوند را مى خواند، روشن است كه معبودهاى خيالى از ذهن او دور شده و فطرت توحيدى بر همه پندارهاى موهوم غلبه يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 90 - 10
10 ـ فرعون ، به هنگام غرق شدن ، نجات خويش را از خداوند درخواست كرد .
قال ءامنت . .. و أنا من المسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 63 - 5
5 ـ مشركان نيز در مخاطرات سخت زندگى، فروتنانه و پنهانى از خداوند يگانه استمداد مى طلبند.
قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية
خطاب آيه متوجه مشركان است و صحت احتجاج متوقف بر آن است كه چنين حالتى براى آنان نيز در شرايط سخت پديدار گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 119 - 4
4 ـ انسان ، بر فطرت خداجويى و مسير حق پويى است .
لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً. و لاضلنهم
گمراه كردن، كه از جمله «لاضلنهم» استفاده مى شود، بايد مسبوق به هدايت باشد تا گمراه كردن صدق كند و هدايت مسبوق به گمراهى نسبت به تمامى انسانها هدايت فطرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 24 - 7
7 - گرايش به پرستش آفريدگار هستى ، گرايشى فطرى و طبيعى
فصدّهم عن السبيل
«السبيل» (آن راه) اشاره به همان راه طبيعى و فطرى دارد كه راهى يگانه است و در صورت نبود مانعى در آن، انسان ها به خداى يگانه ره مى برند و هدايت مى يابند. همه انحراف ها نيز ناشى از موانعى است كه شيطان در اين طريق پديد مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 119 - 4
4 ـ انسان ، بر فطرت خداجويى و مسير حق پويى است .
لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً. و لاضلنهم
گمراه كردن، كه از جمله «لاضلنهم» استفاده مى شود، بايد مسبوق به هدايت باشد تا گمراه كردن صدق كند و هدايت مسبوق به گمراهى نسبت به تمامى انسانها هدايت فطرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 67 - 2
2- تنگنا هاى زندگى و لحظه هاى خطرآفرين كه هيچ اميدى به رهايى از آنها نيست ، بيدارگر فطرت خداجويى در نهاد انسان
و إذا مسّكم الضرّ . .. ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه
ذكر گرفتارى در دريا در ميان ابتلاهاى فراوانى كه ممكن است انسانها را گرفتار كند، به اين جهت است كه در تلاطم دريا اميدى براى نجات و رهايى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 65 - 4
4 - احساس خطر ، زمينه بيدار شدن فطرت خداجوى آدمى است .
فإذا ركبوا فى الفلك دعوا اللّه مخلصين له الدّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 33 - 7
7 - فطرت خداجويى ، قوى ترين گرايش در وجود انسان ها است .
و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم منيبين إليه
از اين كه انسان ها، در تماس با دشوارى هاو مشكل ها، به خدا روى مى آورند، نشان دهنده اين گرايش قوى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 13
13 - خداجويى ، امرى نهفته در دل هاى مشركان
أولياء ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى
از اين كه مشركان هدف از پرستش معبودهايشان را، تقرب به خدا دانسته اند، مى توان مطلب بالا را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 10
10 - خداجويى ، گرايش فطرى انسان ها است .
سنريهم . .. و فى أنفسهم حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه ضمير «أنّه» به خدا بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 37 - 4
4 - خداجويى ، گرايش فطرى در نهاد هر انسان است .
و إنّهم ليصدّونهم عن السبيل
از اين مطلب كه شياطين مانع بازگشت اعراض كنندگان از ياد خدا هستند، استفاده مى شود كه انسان ها ـ حتى غافلان و حق گريزان ـ زمينه و تمايل به روى آوردن به سوى خدا را دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 31 - 10
10 - « من زرارة قال سألت أباجعفر ( ع ) من قول اللّه « حنفاء للّه غير مشركين به » ما الحنفية قال : هى الفطرة التى فطر الناس عليها ، فطر اللّه الخلق على معرفته ;
زراره گويد: از امام باقر(ع) پرسيدم كه[منظور از ]«حنفيت» در قول خداوند «حنفاء للّه غير مشركين به» چيست؟ فرمود: همان فطرتى است كه خدا مردم را بر آن خلق كرده است. خدا خلق را بر معرفت خود، آفريده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 31 - 1
1 - پابندى به فطرت دينى ، همراه با اِنابه و بازگشت همواره به سوى خداوند ، امرى لازم است .
فطرت اللّه الّتى . .. منيبين إليه
«منيبين» حال براى ضمير فاعلى فعل امر محذوف، يعنى «ألزموا» است. لازم به ذكر است كه انابه، به معناى «رجوع مكرر در مكرر و مداوم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 33 - 7
7 - فطرت خداجويى ، قوى ترين گرايش در وجود انسان ها است .
و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم منيبين إليه
از اين كه انسان ها، در تماس با دشوارى هاو مشكل ها، به خدا روى مى آورند، نشان دهنده اين گرايش قوى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 9 - 6
6 - گفتار و روش كافران ، با ادراك هاى عقلى و فطرى آنان همساز نيست .
و كم أرسلنا . .. و لئن سألتهم من خلق ... ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم
خداوند در اين آيه مى فرمايد: اگر از مشركان و دين ناباوران سؤال شود كه آفريدگار هستى كيست؟ آنان به دليل عقل يا اعتقاد خود مى گويند: «آفريدگارى عزيز و دانا». در حالى كه اگر آنان به راستى لوازم اين باور را مى فهميدند، جا نداشت كه وحى قرآنى
را مورد خدشه قرار دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 31 - 3
3 - رويكرد به شرك ، با سرشت و فطرت انسان ها ، ناسازگار است .
فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها . .. و لاتكونوا من المشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 88 - 3
3 - يهوديان ، ناتوانى خويش را از پذيرش اسلام ، برخاسته از فطرت و خلقت خويش پنداشته ، خود را معذور مى دانستند .
و قالوا قلوبنا غلف
جمله «لعنهم اللّه يكفرهم» (خدا يهوديان را بسزاى كفرشان لعنتشان كرده است) با جمله تفريع شده بر آن (فقليلا ما يؤمنون; و لذا كمتر ايمان مى آورند) به خوبى مى رساند كه: ادعاى يهود مبنى بر ناتوانى از درك معارف اسلام ادعاى صحيحى است. بنابراين كلمه «بل» رد معناى مطابقى «قلوبنا غلف» نيست; بلكه نفى معنايى است كه مى توان گفت مقصود اصلى يهوديان بوده و آن معذور بودن به خاطر درك نكردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 8 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شهادت دهنده و تأكيدكننده بر درستى ادراكات عقلى و گرايش فطرى انسان *
إنّا أرسلنـك شـهدًا و مبشّرًا
برداشت بالا بدان احتمال است كه منظور از «شاهداً»، شهادت دادن به درستى ازرش هايى باشد كه انسان با عقل و فطرت آن را درك كرده يا مى تواند درك كند. قرينه بر درستى اين احتمال، تقدم «شاهداً» بر «مبشّراً و نذيراً» است; چه اين كه اول بايد ارزش تبيين گردد; سپس بر اجراى آن تأكيد شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 30 - 7
7 - لازم است كه انسان ها ، همواره به فطرت خويش پاى بند باشند .
فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها
نصب «فطرت» مى تواند به خاطر اغراء و تقدير فعل «ألزموا» باشد; يعنى : «همواره ملازم فطرت باشيد!».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 22 - 13
13 ـ درماندگى ، اضطرار و احساس خطر مرگ ، عرصه ظهور فطرت توحيدى انسان و روى برتافتن از شرك
و جاءهم الموج من كل مكان . .. دعوا اللّه مخلصين له الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 30 - 19
19 - صرف داشتن فطرت ، براى يافتن دين حق و باور به آن ، كافى نيست .
فأقم وجهك للدين حنيفًا فطرت اللّه . .. و لـكنّ أكثر الناس لايعلمون
گويا «و لـكنّ» براى دفع توهم است. آن توهّم، اين است كه «اگر دين حق، فطرى و مطابق با سرشت انسان ها است چرا برخى، از آن اعراض مى كنند؟». آيه، به آن توهّم اينگونه جواب مى دهد كه براى پذيرش دين حق، آگاهى لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 16 - 4
4 - باور هاى ناسازگار با فطرت آدمى ، متزلزل و ناپايدار است .
من بعد ما استجيب له حجّتهم داحضة عند ربّهم
«دحض» (مصدر «داحضة») به معناى لغزيدن و متزلزل بودن است و «داحضة» كنايه از بطلان و ناپايدارى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 27 - 13
13 - ادراك فطرى انسان از خداوند ، نيازمند تكميل و تقويت به وسيله هدايت وحيانى *
إلاّ الذى فطرنى فإنّه سيهدين
از سخن ابراهيم(ع)، استفاده مى شود كه آن حضرت قبل از برخوردارى از هدايت هاى ويژه و فزون تر، با دلايل عقلى و فطرى ره به خدا برده بود; اما آن را كافى نمى دانست و منتظر هدايتى فزون تر بود. اين هدايت مى توانست از ناحيه وحى يا به صورت ديگر در اختيار او قرار گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 62 - 5
5 - راه شيطان ، در تضاد با درك فطرى انسان
إنّه لكم عدوّ مبين
واژه «مبين» مى رساند كه انسان، براى درك دشمنى شيطان و نادرستى وسوسه ها و القائات وى، نياز به تأمل فراوان ندارد; بلكه به آسانى با ذخاير فطرى و عقلى خود آن را در مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 87 - 3
3 - قرآن ، كتابى هماهنگ و سازگار با فطرت ، نياز ها و خواسته هاى گوناگون بشر
إن هو إلاّ ذكر للعـلمين
با توجه به جهانى و فرامليتى بودن قرآن، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 6
6 - معارف قرآنى ، هماهنگ با قوانين هستى و فطرت انسانى
سنريهم ءايـتنا . .. و فى أنفسهم حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه ضمير «أنّه» به قرآن باز گردد.
فطريات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 69 - 11
11- آبرودارى و پاسدارى از حيثيت ، شرافت و عزت خويش ، خصلت و فطرى بشرى
قال . .. فلاتفضحون ... و لاتخزون
از اينكه لوط(ع) براى دفع تجاوز مردم به مهمانانش از آنان درخواست مى كند كه او را با آن عمل، شرمسار و خوار نكنند
(فلاتفضحون . .. و لاتخزون) حاكى است كه: متجاوزان نيز براى حفظ آبرو و حيثيت شخصى، جايگاهى ويژه قائل بودند و گرنه تمسك آن حضرت به آن چندان عقلايى نبود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 53 - 4
4- انسان ها ، فطرتاً خداوند را تنها پناهگاه و ملجأ خويش مى دانند .
ثمّ إذا مسّكم الضرّ فإليه تجئرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 6
6- ازدواج و همسردارى و برخوردار شدن از فرزند ، از سنت هاى الهى و نهفته در سرشت انسان
و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا و جعل لكم من أزوجكم بنين و حفدة
برداشت فوق با توجه به اين نكته است كه ماده «جعل» بيانگر سنت خداست و آنچه به عنوان سنت معرفى شود، روند طبيعى خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 18،19
18- عدل و احسان و بخشش به خويشاوندان ، از تمايلات فطرى انسان
يأمر بالعدل و الإحسـن و إيتاىءِ ذى القربى . .. لعلّكم تذكّرون
برداشت فوق بر اين اساس است كه خداوند امر به عدل و . .. را مواعظى در جهت تذكر آدميان مى شمارد و در واژه «تذكّر» اين معنا نهفته است كه: اصل گرايش به ارزشهاى مذكور، در نهاد همگان موجود است و در صورت غفلت نيازمند يادآورى مى باشد.
19- بيزارى از فحشا ، زشتى و ستم ، نهفته در نهاد آدميان
و ينهى عن . .. لعلّكم تذكّرون
«تذكّر» ياد آوردن چيزى است كه قبلاً انسان به نوعى از آن آگاه بوده و يا بدان تمايل داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 32 - 6
6- زشتى و پليدى زنا ، امرى نهفته در وجدان همه انسان هاى طول تاريخ
إنه كان فـحشة و ساء سبيلاً
جمله اسميه «إنه كان فاحشة و ساء سبيلاً» دلالت بر ثبوت و استمرار دارد و در ضمن تعليلى است براى نهى «لاتقربوا الزنى». افزودن اين تعليل، براى برانگيختن مردم و مخاطبان جهت عمل به «لاتقربوا» است. چنين امرى هم، وقتى تأثيربخش خواهد بود كه خود مردم بدى آن را بفهمند و اطلاق تعليل، بد بودن آن را در نزد مردم مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 17
17- حمايت از كشته شده به ظلم ، امرى عقلى و فطرى در ميان جوامع بشرى
و من قتل مظلومًا . .. إنه كان منصورًا
برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه «يارى شدن مقتول» (منصوراً) از سوى خداوند نباشد; بلكه اصلى باشد كه در نزد همه مردم رايج است. و جمله «إنه كان منصوراً»، خبر از يك واقعيت عينى و اجتماعى مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 67 - 2،5
2- تنگنا هاى زندگى و لحظه هاى خطرآفرين كه هيچ اميدى به رهايى از آنها نيست ، بيدارگر فطرت خداجويى در نهاد انسان
و إذا مسّكم الضرّ . .. ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه
ذكر گرفتارى در دريا در ميان ابتلاهاى فراوانى كه ممكن است انسانها را گرفتار كند، به اين جهت است كه در تلاطم دريا اميدى براى نجات و رهايى نيست.
5- انسان ها ، فطرتاً از مرگ و نيستى گريزان بوده و علاقه مند به بقا هستند .
و إذا مسّكم الضرّ ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه
از اينكه خداوند فرموده است: «وقتى انسانها احساس خطر جدّى مى كنند، تنها رو به سوى او مى آورند تا آنها را از مرگ نجات دهد» حكايت از آن دارد كه آنان علاقه مند به بقا و گريزان از مرگ هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 7 - 13
13- گرايش به زيبايى ها ، در سرشت انسان نهفته است .
جعلنا ما على الأرض زينة لها لنبلوهم
آفرينش زيبايى ها به منظور آزمايش انسان، در صورتى معنا خواهد داشت كه گرايش به زيبايى در وجود انسان نهفته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 55 - 4
4- حق جويى و حقيقت پذيرى ، طبيعت و فطرت انسانى است .
أجئتنا بالحقّ
از اين كه مشركان و بت پرستان، پذيرش «حق» را اصلى مفروض مى دانستند و ترديد آنان تنها در حقانيت دعوت ابراهيم(ع) بود، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 5
5- بت پرستى و شرك ، از ديد فطرت انسانى ، ظلم و ستم است .
فرجعوا إلى أنفسهم فقالوا إنّكم أنتم الظـلمون
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «أنفسهم» به خود آمدن و ضمير و وجدان آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 28 - 7
7 - رشد و طهارت ، امورى فطرى و مطلوب همه انسان ها است .
و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم
جمله «هو أزكى لكم» به منزله تعليل است و تعليل آن گاه صحيح است كه شىء تعليل شده (رشد يافته تر و پاكيزه تر بودن) مورد پذيرش مخاطبان باشد. بنابراين مى توان گفت: رشد، بالندگى، طهارت و پاكى، امرى مورد پذيرش و مطلوب همگان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 12
12 - رشد و طهارت ، مطلوب و فطرى همه انسان ها است .
ذلك أزكى لهم
جمله «ذلك أزكى لهم» به منزله تعليل است و تعليل آن گاه صحيح است كه شىء تعليل شده (رشد و پاكى) مورد پذيرش مخاطبان باشد. بنابراين مى توان گفت كه پاكى و رشد، مورد پذيرش و مطلوب همگان است و اين به سبب امرى فطرى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 24 - 7
7 - گرايش به پرستش آفريدگار هستى ، گرايشى فطرى و طبيعى
فصدّهم عن السبيل
«السبيل» (آن راه) اشاره به همان راه طبيعى و فطرى دارد كه راهى يگانه است و در صورت نبود مانعى در آن، انسان ها به خداى يگانه ره مى برند و هدايت مى يابند. همه انحراف ها نيز ناشى از موانعى است كه شيطان در اين طريق پديد مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 30 - 25
25 - « عن عبداللّه بن سنان ، عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : سألته عن قول اللّه عزّوجلّ : « فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها » ما تلك الفطرة ؟ قال : هى الإسلام . . . ;
عبداللّه بن سنان گويد: از امام صادق(ع) پرسيدم: «فطرتى را كه خدا مى فرمايد: «فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها» چيست؟ فرمود: آن فطرت، همان اسلام است (يعنى، تسليم در برابر خدا). ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 33 - 7
7 - فطرت خداجويى ، قوى ترين گرايش در وجود انسان ها است .
و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم منيبين إليه
از اين كه انسان ها، در تماس با دشوارى هاو مشكل ها، به خدا روى مى آورند، نشان دهنده اين گرايش قوى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 25 - 16
16 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . . قال : قال رسول اللّه : كلّ مولود يولد على الفطرة يعنى على المعرفة بأنّ اللّه عزّوجلّ خالقه ، فذلك قوله « و لئن سألتهم من خلق السماوات و الأرض ليقولنّ اللّه » ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه . .. گفت: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر مولودى بر فطرت آفريده شده است يعنى بر معرفت اين كه خداى عزّوجلّ خالق او است و اين است قول خدا: و لئن سألتهم من خلق السماوات و الأرض ليقولنّ اللّه»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 10 - 9
9 - سخنان ، انديشه ها و عقايد اسلامى و قرآنى ، سازگار با طبع آدمى و موافق با عقل و فطرت او است .
إليه يصعد الكلم الطيّب
«طيّب» به معناى چيزى است كه مطابق با طبع انسان و لذت بخش باشد; مثل غذاى مطلوب و لذيذ. بنابراين كلام طيّب ; يعنى، سخنى كه عقل و فطرت آدمى آن را پسنديده و براى او لذت بخش و دل نشين باشد. گفتنى است كه مقصود از آن در اين آيه، تعاليم آسمانى و وحى الهى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 11 - 7
7 - همسرگزينى و ازدواج زن و مرد ، مطابق با سرشت آدمى و در راستاى اصل آفرينش است .
و اللّه خلقكم . .. ثمّ جعلكم أزوجًا
تأكيد خداوند بر اين حقيقت كه انسان ها را جفت جفت و به صورت زن و مرد آفريد، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 8 - 2
2 - توحيد ربوبى ، باورى فطرى و غريزى انسان
و إذا مسّ الإنسـن ضرّ دعا ربّه
از اين كه انسان ها در مواقع اضطرار و هنگامه هاى سخت، به خدا پناه مى برند و نجات خود را تنها در گرو مشيت او مى دانند; معلوم مى شود كه اين، باورى غريزى و ايمانى فطرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 2
2 - توحيد ربوبى ، باورى فطرى و غريزى انسان
فإذا مسّ الإنسـن ضرّ دعانا
از اين كه انسان ها در مواقع اضطرار و هنگامه هاى دشوار، به خدا پناه مى برند و نجات خود را تنها در گرو مشيت او مى دانند، روشن مى شود كه اين باورى غريزى و ايمانى فطرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 47 - 18
18 - تمامى انسان ها ، حتى مشركان ، برخوردار از فطرت توحيدى اند .
قالوا ءاذنّـك
از ماضى آوردن فعل «آذنّاك» مى توان استفاده كرد كه مشركان قبل از قيامت، به زبان حال اعتراف به توحيد داشته و منكر شرك بوده اند. با توجه به اين نكته مطلب ياد شده قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 49 - 3
3 - افزون خواهى و زياده طلبى ، جزء سرشت آدمى است .
لايسئم الإنسـن من دعاء الخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 10
10 - خداجويى ، گرايش فطرى انسان ها است .
سنريهم . .. و فى أنفسهم حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه ضمير «أنّه» به خدا بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 16 - 2،8
2 - توحيد ربوبى ، باور فطرى تمامى انسان ها
من بعد ما استجيب له
بنابراين احتمال كه اجابت كننده (استجيب له) فطرت انسان باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
8 - معارف دين ، داراى ريشه در فطرت و سرشت انسان
فى اللّه من بعد ما استجيب له
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه مراد از «فى اللّه» دين خدا و اجابت كننده فطرت انسان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 2
2 - توجه به آفريننده نعمت ها ، به دنبال بهرهورى از آن ، امرى طبيعى و فطرى است .
لتستوا على ظهوره ثمّ تذكروا نعمة ربّكم إذا استويتم عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 37 - 4
4 - خداجويى ، گرايش فطرى در نهاد هر انسان است .
و إنّهم ليصدّونهم عن السبيل
از اين مطلب كه شياطين مانع بازگشت اعراض كنندگان از ياد خدا هستند، استفاده مى شود كه انسان ها ـ حتى غافلان و حق گريزان ـ زمينه و تمايل به روى آوردن به سوى خدا را دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 48 - 12
12 - فطرت اوليه انسان ها ، توحيد ، خداپرستى و حق پذيرى است .
لعلّهم يرجعون
از سياق آيات پيشين ـ كه درباره توحيد و شرك است ـ و نيز از واژه «رجوع» استفاده مى شود كه انسان ها به توحيد گرايش فطرى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 61 - 12
12 - انسان به سرشت خويش جستجوگر راه راست است . *
و اتّبعون هـذا صرط مستقيم
برداشت بالا بدين احتمال است كه تعبير «هـذا صراط مستقيم» پاسخى به روح جستجوگر آدمى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 62 - 5
5 - راه شيطان ، در تضاد با درك فطرى انسان
إنّه لكم عدوّ مبين
واژه «مبين» مى رساند كه انسان، براى درك دشمنى شيطان و نادرستى وسوسه ها و القائات وى، نياز به تأمل فراوان ندارد; بلكه به آسانى با ذخاير فطرى و عقلى خود آن را در مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 87 - 3
3 - توحيد ، امرى فطرى و شرك انحراف از فطرت انسانى است .
و لئن سألتهم من خلقهم ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون
در صورتى كه آيه شريفه را مستقل از قبل بدانيم و ضمير «هم» به مطلق بشر بازگردد، استفاده مى شود كه توحيد در فطرى بودن انسان نهفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 11 - 9
9- گرايش به خير و خوبى ، امرى فطرى براى انسان ها
لو كان خيرًا ما سبقونا إليه
از اين كه حتى كافران خود را خيرجو دانسته اند، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 27 - 6
6- انسان در سرشت و نماد خويش ، موجودى حق طلب و حق پذير
و صرّفنا الأيـت لعلّهم يرجعون
تعبير «يرجعون» مى تواند بدان معنا باشد كه انسان داراى فطرت حق پذير است و نماياندن آيات الهى به او، وسيله اى براى بازگشت به فطرت اوليه خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 21 - 10
10- فرمان هاى خدا و دستور او به جهاد ، در جهت منافع خود انسان ها است .
فإذا عزم الأمر فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 37 - 6
6- عشق به مال و ثروت ، ريشه دار در عمق وجود و جان انسان ها
إن يسئلكموها . .. و يخرج أضغـنكم
اين كه حتى تأكيد خداوند به انفاق اموال، كينه ها را برمى انگيزد; نشانگر آن است كه دلبستگى انسان هابه اموال، بسيار نيرومند و عميق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 7 - 14
14 - عشق به ايمان و زيبايى آن در قلب انسان ، امرى فطرى و الهى است . *
حبّب إليكم الإيمـن و زيّنه فى قلوبكم
برداشت بالا بنابر اين نكته است كه تحبيب ايمان و تزيين آن ـ به قرينه «فى قلوبكم» ـ بيانگر برنامه اى تكوينى باشد; يعنى، سرشت انسان متمايل به ايمان و مجذوب آن آفريده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 13 - 8
8 - گرايش انسان به جمع و اجتماع ، امرى فطرى و تكوينى است . *
و جعلنـكم شعوبًا و قبائل
تعبير «جعلنا»، بيانگر قانون تكوينى است و چون در مورد انسان و قرار گرفتن او در ميان قوم و قبيله است، فطرى بودن گرايش به جمع را مى توان استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 45 - 7
7 - حقايق دين ، نهفته در نهاد آدميان ; اما نيازمند تذكر و يادآورى با پيام
فذكّر بالقرءان
واژه «ذكـّر» به معناى تذكّر است. يادآورى كردن در جايى كاربرد دارد كه قبلاً مورد توجه بوده; اما به دلايلى مغفول واقع شده است. در مورد آدميان توجه قبلى آنان به حقايق دين، توجّه فطرى و غريزى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 70 - 2
2 - انسان ، فطرتاً مجذوب زيبايى صورت و سيرت
فيهنّ خيرت حسان
از اين كه خداوند به عنوان نويدى بزرگ به خلق، بشارت به زيبايى صورت و سيرت حوريان بهشتى مى دهد، استفاده مى شود كه تمايل به زيبايى ظاهرى و باطنى، خواسته اى اصيل و نهاده شده در فطرت بشر است; نه گرايشى تلقينى و زاييده فرهنگ و محيط.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 74 - 2
2 - تمايل به عفت و پاكدامنى ، ارزشى نهفته در نهاد خلق
لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ
از اين كه خداوند به عنوان نويدى بزرگ به خلق، بشارت عفت و پاكدامنى همسران بهشتى شان را مى دهد; استفاده مى شود كه تمايل به آن خواسته اى است اصيل كه خداوند آن را برآورده ساخته است; نه تمايلى تلقينى و زاييده فرهنگ و محيط.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 8 - 7
7 - ايمان آوردن به خدا و سرنهادن در پيشگاه ربوبيت يگانه او ، ميثاق فطرى انسان ها با خداوند
لتؤمنوا بربّكم و قد أخذ ميثـقكم
ضمير فاعل در «أخذ» به خدا بازمى گردد و مراد از ميثاق، ظاهراً همان ميثاق فطرت است كه در روايات از آن به «عالم ذر» تعبير شده است. براى اطلاع بيشتر به آيه 172 سوره «اعراف» مراجعه شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 5 - 12
12 - قلب آدمى ، داراى تمايل فطرى به حق و حركت در راه مستقيم است .
فلمّا زاغوا أزاغ اللّه قلوبهم
منحرف شدن قلب بر اثر گناه، موقوف بر آن است كه پيش از آن متمايل به حق بوده و ـ به اصطلاح ـ مصداق «قلب سليم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 6 - 4،5
4 - طبيعت انسان ، با ايستادگى در برابر خداوند و مخالفت با او ، ناسازگار است .
يـأيّها الإنسـن ما غرّك
توبيخ گنه كاران، همراه با به رخ كشيدن انسان بودن آنان، بيانگر نكته ياد شده است.
5 - مخالفتِ انسان با احسان كنندگان و پرورش دهندگانش ، خلاف طبيعت او و شگفت آور است .
يـأيّها الإنسـن ما غرّك بربّك الكريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 13
13 - خداجويى ، امرى نهفته در دل هاى مشركان
أولياء ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى
از اين كه مشركان هدف از پرستش معبودهايشان را، تقرب به خدا دانسته اند، مى توان مطلب بالا را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 10 - 7
7- بهره گيرى از انگيزه ها و تمايلات فطرى و غريزى انسان ، از روش هاى هدايتى ـ تربيتى قرآن
فيه ذكركم
برداشت ياد شده مبتنى بر دو نكته زير است: 1ـ «ذكر» به معناى «ثنا» و «صيت» (آوازه) باشد. 2ـ اشتياق به جاودانگى نام و بلندآوازه و آوازه گى، امرى غريزى و طبيعى براى همه انسان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 92 - 14
14 ـ رسيدن به پاداش نيك خدا در گرو انفاق از مال با وجود علاقه به آن و ترس از فقر
لن تنالوا البر حتى تنفقوا ممّا تحبون
از رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق سؤال شد آن حضرت فرمود: هو ان ينفق العبد المال و هو شحيح يأمل الدّنيا و يخاف الفقر.
مجمع البيان، ج 2، ص 793 ; تفسير برهان، ج 1، ص 298، ح 7.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 28 - 11
11 ـ بيم از فقر و تنگدستى ، زمينه ابتلاى انسان به نافرمانى خدا
يأيها الذين ءامنوا . .. و إن خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 31 - 1،2
1- كشتن فرزند ، از بيم تنگدستى و فقر ، ممنوع و حرام است .
و لاتقتلوا أولـدكم خشية إملـق
2- ترس از فقر و نادارى ، عامل روى آوردن اعراب جاهلى به كشتن فرزندان خود
و لاتقتلوا أولـدكم خشية إملـق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 100 - 3،9
3- مشركان از ترس گرفتار شدن به فقر و فلاكت ، هر چند ثروت اختصاصى انبوه هم داشته باشند ، از آن انفاق نمى كنند .
قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق
9- ترس از تهى دستى ، ريشه بخل و خست است .
إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 37 - 5
5 - توجه انسان به فقر و مقهور بودن خويش در برابر خداوند ، مقتضى سرنهادن به فرمان او
أم عندهم خزائن ربّك أم هم المصيطرون
پرسش هاى انكارى، درصدد به رخ كشيدن فقر و مقهوريت انسان در برابر خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 13،14
13 ـ كشتن فرزند، حتى به سبب فقر و تهيدستى، از محرمات الهى است.
و لاتقتلوا أولدكم من إملق
«إملاق» به معناى نيازمند شدن و «من» تعليليه است.
14 ـ بالاترين حد فقر نيز مجوز كشتن فرزند نخواهد بود.
و لاتقتلوا أولدكم من إملق
برداشت فوق با توجه به نكره آوردن «إملاق» استفاده شده است; يعنى حتى آن فقرى كه به سبب ندرتش گويا براى مردم ناشناخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 91 - 5
5 ـ افراد تهيدست ، معاف از جهاد مالى
و لا على الذين لا يجدون ما ينفقون حرج
در آيات قبل، سخن از جهاد با مال و جان بود و در اين آيه، ممكن است استثناى ضعيفان و مريضان از جهاد جانى و استثناى
تهيدستان، از جهاد مالى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 88 - 9
9 ـ فقر و تنگدستى ، زمينه ساز ترك ايمان و وارد شدن در جبهه كفر است .
ربنا ليضلوا عن سبيلك ربنا اطمس على أمولهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 15
15- فقر و گرسنگى مردم ، زمينه ساز ناامنى اجتماعى است . *
فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
از اينكه خداوند در كيفر كفران نعمت، ابتدا فقر و گرسنگى و سپس ترس و ناامنى را مطرح ساخته است، مى توان به دست آورد كه فقر و گرسنگى زمينه ناامنى اجتماعى، همچون دزدى و . .. را فراهم مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 7
7- فقر و در راه ماندگى ، منشأ پيدايش حقوقى ويژه براى فقرا و در راه ماندگان
و ءات . .. و المسكين و ابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 28 - 7
7- ناتوانى مالى و عدم امكانات مناسب ، عذرى پذيرفته شده و بجا در ترك انفاق و اداى حق خويشاوندان و مستمندان
و ءات ذاالقربى حقّه . .. و إمّا تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 31 - 3،5
3- فقر و تهى دستى ، در تضعيف وجدان آدمى و از ميان بردن حتى قوى ترين عواطف انسانى ، چون مهر به فرزند ، تأثير دارد .
و لاتقتلوا أولـدكم خشية إملـق
5- ترس از فقر و تهى دستى ، مجوز ارتكاب قتل فرزند نمى شود .
و لاتقتلوا أولـدكم خشية إملـق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 43 - 5
5- ياران دوران رفاه و توان مندى ، به وقت گران بارى و تهيدستى ، ناپيدايند .
و أُحيط بثمره . .. و لم تكن له فئه ينصرونه من دون اللّه
در آيه، سخنى درباره نابودى نفرات مرد ثروت مند به ميان نيامده است، لذا ممكن است كه عبارت «لم تكن له فئة» بدان معنا باشد كه افرادِ وى، با مشاهده نابودى اموال ارباب خود، از اطراف او متفرق شدند و او را مدد نكردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 15 - 4
4 - فقر ، تنگدستى ، بيچارگى و درماندگى زمينه ساز يأس و نوميدى از خدا ( كفر ) و پناهنده شدن به غير او ( شرك )
من كان يظنّ . .. هل يذهبنّ كيده ما يغيظ
روى سخن در اين بخش، با آن اشخاصى است كه به خداپرستى گرويده بودند و همين كه با برخى از ناملايمات زندگى روبه رو شدند از عبادت او روى برتافتند و به گمان آن كه در هستى جز خدا، نيروهاى ديگرى نيز دخالت دارند، به شرك (آيين سابقشان) بازگشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 12
12 - فقر ، عذرى ناپذيرفتنى براى خوددارى افراد غير متأهل از اقدام به ازدواج
و أنكحوا الأيـمى . .. إن يكونوا فقراء يغنهم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 33 - 7،10
7 - نقش مؤثر مسائل اقتصادى ( فقر و غنا ) در آلودگى به فحشا و فساد جنسى و يا اجتناب از آنها
و ليستعفف الذين لايجدون نكاحًا حتّى يغنيهم اللّه من فضله
10 - زنان و مردان غير متأهل فقير و فاقد امكانات ازدواج ، بيش از ديگران در معرض آلودگى به فساد جنسى اند .
و ليستعفف الذين لايجدون نكاحًا حتّى يغنيهم اللّه من فضله
توصيه خداوند به افراد غير متأهل فقير و فاقد امكانات ازدواج مبنى بر عفت و پاكدامنى، مى تواند بيانگر نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 38 - 9
9 - مسكنت و در راه ماندن ، منشأ پيدايش حقوقى ويژه براى مساكين و در راه ماندگان است .
فأَت . .. و المسكين و ابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 3
3 - فقر و تنگدستى ، شرط برخوردارى « ذوى القربى » از فىء *
و لذى القربى . .. للفقراء المهـجرين
برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه «للفقراء» بدل براى «و لذى القربى» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 16 - 6،8
6 - تهى دستى ، حتى براى مؤمنان ، زمينه ساز بدگمانى به خداوند و لب گشودن به اعتراض و گلايه از او است .
فيقول ربّى أهـنن
8 - تهى دستى ، نشانه تحقير شدن از سوى خداوند نيست .
و أمّا إذا . .. قدر عليه رزقه فيقول ربّى أهـنن
در آيه قبل، پيش از جمله «نعّمه»، خداوند با جمله «أكرمه» بر گفته «ربّى أكرمن» صحّه گذاشته است; ولى در اين آيه پيش از «قدر عليه رزقه» نفرمود: «أهانه» و در نتيجه گفته «ربّى أهانن» را مردود شمرده است. اين نكته به ضميمه لحن ملامت بار آيه شريفه ـ كه گوينده «ربّى أهانن» را نكوهش كرده ـ بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 17 - 1
1 - رفاه و فقر ، نشان ارجمندى يا سقوط نزد خداوند نيست .
أكرمن . .. أهـنن ... كلاّ
حرف «كلاّ»، براى بازداشتن مخاطب از انديشه يا گفتارى است كه در جمله هاى قبل مطرح بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 17 - 2
2 - لزوم پرهيز از ارائه تحليل هاى نادرست ، درباره منشأ رفاه مندى و تهى دستى انسان ها
يقول . .. يقول ... كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 17
17 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد در برخورد با مردم، فقر و غنا و گرسنگى و سيرى را ملاك قرار دهد.
ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 16 - 9
9 - لزوم خاموش ماندن از گفتار غلط ، درباره رفتار خداوند با انسان ها و پرهيز از ارائه تحليل هاى نادرست از فقر
فيقول ربّى أهـنن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 11 - 5
5 - فقر و ناملايمات ، ابزار آزمون الهى
و إن أصابته فتنة انقلب على وجهه
«فتنة» از «فَتْن» مشتق است و «فتن» به معناى ذوب كردن طلا و نقره به منظور سنجش ايار آن است. «فتنة» نيز به هر چيزى كه ابزارى براى آزمون باشد، گفته مى شود. بنابراين تسميه ناملايمات، فقر و تنگدستى به «فتنة»، مى تواند بياگر مطلب فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 16 - 2،4،7،12
2 - خداوند با فشار هاى اقتصادى و كاهش درآمد ها ، انسان را مى آزمايد .
ابتليه فقدر عليه رزقه
«قَدَر» با «ضَيَّق» (تنگ گرفت)، به يك معنا است. (مصباح)
4 - آزمايش انسان با فقر و تنگدستى ، در راستاى تربيت او و جلوه ربوبيت خداوند است .
ابتليه فقدر عليه رزقه
ضمير فاعلى در «إبتلاه»، به «ربّه» در آيه قبل برمى گردد.
7 - غفلت از آزمايش بودن فقر ، زمينه ساز پيدايش تحليل هاى نادرست درباره عوامل آن
و أمّا إذا ما ابتليه . .. فيقول ربّى أهـنن
12 - آزمايش با نعمت ، سخت تر از امتحان با فقر است . *
نعّمه . .. فقدر عليه رزقه
تقديم امتحان با نعمت بر آزمايش با فقر، ممكن است بيانگر اهميت آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 27 - 4
4 - آزمون دانستن فقر و غنا ، گرامى داشت يتيمان ، سير كردن گرسنگان ، تصرف نكردن ارث ديگران و پرهيز از مال دوستى ، زمينه ساز اعتماد به رهايى از صحنه هاى وحشت بار قيامت
فأمّا الإنسـن إذا ما ابتليه . .. يـأيّتها النّفس المطمئنّة
«نفس مطمئن» ـ به قرينه آيات پيشين ـ انسانى است كه از اوصاف ذكر شده در آن آيات، مبرّا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 28 - 8
8 - آزمون ديدن فقر و غنا ، گرامى داشت يتيمان ، تغذيه فقيران ، ترك تصرف ارث ديگران و پرهيز از مال دوستى ، مايه احساس رضايت انسان از خداوند و زمينه ساز رضايت خداوند از او است .
فأمّا الإنسـن إذا ما ابتليه . .. راضية مرضيّة
نفس «راضى» و «مرضى» ـ به قرينه آيات پيشين ـ انسانى است كه از اوصاف ذكر شده در آن آيات، مبرّا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 9 - 8
8ـ ضرورت اميد داشتن به رحمت خدا ، در پى بروز مشكلات و از دست رفتن امكانات
ثم نزعنها منه إنّه ليئوس كفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 15 - 1
1 - لزوم اميد بستن به خداوند ، در دشوارى ها ، تنگدستى ها و ناملايمات زندگى
من كان يظنّ أن لن ينصره اللّه فى الدنيا و الأخرة فليمدد بسبب إلى السماء
«من» در اين آيه شرطيه و متضمن معناى «إن» است و ضمير در «لن ينصره اللّه» به «من» بازمى گردد. از آيات پيشين (آيه 11 ـ 14) دانسته شد كه سود و زيان و كاميابى و ناكامى و بالاخره دنيا و آخرت افراد، تنها در دست خدا مى باشد او است كه به يكى عطا مى كند و از ديگرى بازمى ستاند. آيه ياد شده ادامه همان آيات است. در اين آيه خداوند مى فرمايد: اگر فردى (كسى كه از شدت گرفتارى سينه اش از خشم لبريز است) گمان كند كه خدا در دنيا و آخرت دست كسى را نخواهد گرفت، اين كس بايد طنابى به آسمان بكشد و به آن جا صعود كند. آن گاه همه آسمان را بپيمايد تا ببيند آيا كسى پيدا مى شود كه گره از كار او بگشايد و خشم ناشى از محروميتش را فرو نشاند؟ و يا اين كه اين شخص ريسمانى به بالا بكشد و خود را حلق آويز كند و آن گاه بنگرد كه آيا اين ترفند و نيرنگش، آنچه را كه موجب خشم او شده، از بين مى برد؟ مقصود از اين مطلب اين است كه: هر كس اميدش را از خدا قطع كند، بايد از غير خدا نيز مأيوس باشد; زيرا در همه هستى به جز او موجودى نيست كه بى اذن او گره از كار كسى باز كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 79 - 3
3 ـ انفاق در حال تهيدستى ، داراى ارزشى برتر نسبت به انفاق در حال غنا و توانگرى
الذين يلمزون المطوّعين . . و الذين لايجدون إلا جهدهم
عنوان «مطّوّع» هم شامل توانگران و هم شامل تهيدستان مى شود. بنابراين ذكر دوباره تهيدستان مى تواند به اهميت برتر انفاق آنان اشاره داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 34
34 - « انه قيل يا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ما « آتى المال على حبه » فكلنا نحبه ؟ قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : تؤتيه حين تؤتيه و نفسك حين تحدثك بطول العمر و الفقر ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سؤال شد كه: مراد از «آتى المال على حبه» چيست؟ همه مال خود را دوست مى داريم. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: مراد اين است كه مال خود را در راه خدا مى دهى، در حالى كه نفست تو را از عمر دراز و فقر مى ترساند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 268 - 1،3
1 ـ شيطان ، انسان را از فقر مى ترساند و مانع انفاق مى شود .
الشّيطان يعدكم الفقر
3 ـ ترس از فقر ، مانعى شيطانى براى انفاق
الشّيطان يعدكم الفقر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 92 - 14
14 ـ رسيدن به پاداش نيك خدا در گرو انفاق از مال با وجود علاقه به آن و ترس از فقر
لن تنالوا البر حتى تنفقوا ممّا تحبون
از رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق سؤال شد آن حضرت فرمود: هو ان ينفق العبد المال و هو شحيح يأمل الدّنيا و يخاف الفقر.
مجمع البيان، ج 2، ص 793 ; تفسير برهان، ج 1، ص 298، ح 7.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 31 - 5
5- ترس از فقر و تهى دستى ، مجوز ارتكاب قتل فرزند نمى شود .
و لاتقتلوا أولـدكم خشية إملـق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 5
5 - انديشه صحيح نسبت به فقر و غنا ، برخورد شايسته با يتيمان و مسكينان ، قطع حرام خوارى و دل نبستن به ثروت ، زمينه ساز ورود به بهشت برين
فأمّا الإنسـن إذا ما ابتلـيه . .. و ادخلى جنّتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 30
30 - كسانى كه على رغم فقر و تنگدستى و گرفتار بودن به مشكلات ، بر ايمان خويش استوارند ، تقواپيشگان حقيقى هستند .
و الصبرين فى البأساء و الضراء . .. أولئك هم المتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 53 - 4
4 ـ خطر فقر و بيچارگى براى مردم ، در صورت حاكميت يهود بر آنان
ام لهم نصيب من الملك فاذاً لا يؤتون النّاس نقيراً
برداشت فوق را فرمايش امام باقر (ع) تأييد مى كند كه در معناى «الملك» در آيه فوق فرمود: يعنى الامامة و الخلافة . .. .
كافى، ج 1، ص 205، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 490، ح 299.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 83 - 3
3- ايوب ( ع ) با صداى بلند و رسا ، براى خود دعا كرد و از خداوند خواستار نجات و بهبود خود از انواع ناگوارى ها ، ناراحتى هاى جسمانى و فقر شد .
و أيّوب إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الضرّ
«ندا» به معناى صداى بلند و روشن است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 11
11 - لزوم رضا دادن به داده خدا و اظهار تسليم در برابر اراده او در تنگدستى
اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباده و يقدر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 4 - 4
4 - شكست اصحاب فيل ، زمينه ساز گرفتار نشدن قريش ، به فقر اقتصادى و گرسنگى فراگير و جان فرسا
ألم تر كيف فعل ربّك بأصحـب الفيل . .. لإيلـف قريش ... الذى أطعمهم من جوع
نكره بودن «جوع»، بر شدّت آن دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 100 - 11
11- بخل از انفاق ، به خاطر ترس از فقر و تهى دستى ، امرى مذموم و نكوهيده است .
لو أنتم تملكون . .. لأمسكتم خشية الإنفاق
از اينكه آيه در مقام مذمت و توبيخ انسانها و يا مشركان به خاطر داشتن روحيه خست و بخل است; نكته فوق قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 9 - 7
7ـ انسان ، بايد همواره و در همه حال ( فقر ، غنا و . . . ) سپاسگزار خداوند باشد .
و لئن أذقنا الإنسن منا رحمة . .. إنّه ليئوس كفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 1
1ـ صبر پيشگانِ داراى اعمال صالح به هنگام زوال نعمت و روى آورى فقر و تنگدستى ، از رحمت خدامأيوس نمى گردند و به تدبير او در هستى كافر نمى شوند .
إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 1
1ـ صبر پيشگانِ داراى اعمال صالح به هنگام زوال نعمت و روى آورى فقر و تنگدستى ، از رحمت خدامأيوس نمى گردند و به تدبير او در هستى كافر نمى شوند .
إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 24 - 8
8ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى قوله تعالى : ] « سلام عليكم بما صبرتم » على الفقر فى الدنيا . . . ;
از امام صادق(ع) درباره [سخن خداوند متعال:] «سلام عليكم بما صبرتم» روايت شده است كه: [مراد شكيبايى ورزيدن است] بر تنگدستى در دنيا».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 14
14 - اهل ايمان به هنگام گرفتار شدن به فقر و تنگدستى و نيز روى آورى مشكلات و ناهنجارى ها ، بايد صبور و پايدار باشند .
و الصبرين فى البأساء و الضراء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 12 - 7
7 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و جزاهم بما صبروا جنّة و حريراً » قال : بما صبروا على الفقر و مصائب الدنيا ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «و جزاهم بما صبروا جنّة و حريرًا» روايت شده كه فرمود: [اين پاداش] براى اين است كه بر فقر و مصيبت هاى دنيا صبر كرده اند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 11 - 2
2 - پايبندى بر بندگى خدا در حال غنا ، تنگدستى ، كاميابى و ناكامى ، نشانه قوت ، ثبات و استحكام ايمان است .
و من الناس من يعبد اللّه على حرف . .. انقلب على وجهه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 27 - 5
5 - آگاهى از فلسفه فقر و غنا و برخورد صحيح با يتيمان ، مسكينان و اموال مردم و دل نبستن به ثروت ، فرونشاننده اضطراب درونى و مايه اطمينان نفس انسان
فأمّا الإنسـن إذا ما ابتليه . .. يـأيّتها النّفس المطمئنّة
توصيف «نفس» به «مطمئن» ـ در قيامت ـ ممكن است به اعتبار اطمينانى باشد كه در دنيا، براى او حاصل شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 61 - 35
35 - كشتن رهبران الهى ، موجب ذلت و فقر و در پى دارنده غضب خداوند است .
ضربت عليهم الذلة . .. ذلك بأنهم ... يقتلون النبيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 6،7،9،16
6- مبتلا شدن جامعه به فقر ، گرسنگى و ناامنى ، در نتيجه كفران نعمت هاى الهى
قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
7- كمترين كيفر الهى براى جامعه ناسپاس ، پيدايش فقر ، گرسنگى و ناامنى فراگير است . *
فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «اذاق» اشاره به چشاندن و ظاهر ساختن گوشه اى از كيفر باشد و «لباس» اشاره به اثرات و فراگيرى آن كيفر داشته باشد.
9- ابداع روش هاى جديد براى گناه و استمرار آن و نيز ناسپاسى در برابر خدا ، عامل پيدايش فقر ، گرسنگى و ناامنى اجتماعى
فكفرت بأنعم الله . .. بما كانوا يصنعون
برداشت فوق، با توجه به واژه «يصنعون» كه دربردارنده معناى ابداع و ايجاد مسبوق به عدم است، استفاده گرديد.
16- دستيابى جامعه به امنيت ، رشد و رفاه اقتصادى و يا ابتلاى آن به فقر ، گرسنگى ، ناامنى و ترس ، در گرو اعمال افراد آن جامعه است .
و ضرب الله مثلاً قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 113 - 7
7- فقر ، ناامنى و عذاب دنيوى ، دستاورد تكذيب كنندگان انبيا و رسولان الهى
فأذقها الله لباس الجوع و الخوف . .. رسول منهم فكذّبوه فأخذهم العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 31 - 10
10- فرزنددارى ، عامل فقر و تهى دستى نيست .
و لاتقتلوا أولـدكم خشية إملـق نحن نرزقهم و إيّاكم
از آيه استفاده مى شود: هر انسانى، روزى خاص خود را دارد و اين گونه نيست كه آمدن يكى، باعث نقصان روزى ديگرى شود. بنابراين، اگر فقرى هست، معلول عاملهاى ديگرى است نه وجود فرزندان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 100 - 12
12- انفاق ، هيچ گاه موجب فقر انسان نمى شود .
لو أنتم تملكون . .. لأمسكتم خشية الإنفاق و كان الإنسـن قتورًا
از اينكه خداوند، انفاق نكردن به خاطر ترس از فقر را محكوم كرده است، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اين ترس، به جا نبوده و انفاق موجب فقر نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 14
14- روى آورى فقر ، گرسنگى و ناامنى به شهر مكه پس از آبادانى آن ، در نتيجه كفران نعمت هاى الهى
ضرب الله مثلاً قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فأذقها الله لباس الجوع و الخوف بما ك
برداشت فوق ـ چنان چه عده اى از مفسّران گفته اند ـ بنابراين احتمال است كه مورد مثال آيه، قحطى شهر مكه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 5 - 15
15 - « [ عن ] أبى عبداللّه ( ع ) قال : ما كان ولد آدم مؤمن إلاّ فقيراً و لا كافر إلاّ غنيّاً ، حتّى جاء إبراهيم ( ع ) فقال : « ربّنا لاتجعلنا فتنة للذين كفروا » فصيّراللّه فى هـؤلاء أموالاً و حاجة و فى هـؤلاء أموالاً و حاجة ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: هيچ مؤمنى از فرزندان آدم نبود، مگر اين كه فقير بود، و هيچ كافر نبود مگر اين كه غنى بود; تا اين كه زمان ابراهيم(ع) فرا رسيد. آن حضرت به خداوند عرض كرد: «پروردگارا ما را مايه فتنه كافران قرار مده». پس خداوند در كافران هم مال و هم نياز و در مؤمنان نيز هم مال و هم نياز قرار داد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 5 - 15
15 - « [ عن ] أبى عبداللّه ( ع ) قال : ما كان ولد آدم مؤمن إلاّ فقيراً و لا كافر إلاّ غنيّاً ، حتّى جاء إبراهيم ( ع ) فقال : « ربّنا لاتجعلنا فتنة للذين كفروا » فصيّراللّه فى هـؤلاء أموالاً و حاجة و فى هـؤلاء أموالاً و حاجة ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: هيچ مؤمنى از فرزندان آدم نبود، مگر اين كه فقير بود، و هيچ كافر نبود مگر اين كه غنى بود; تا اين كه زمان ابراهيم(ع) فرا رسيد. آن حضرت به خداوند عرض كرد: «پروردگارا ما را مايه فتنه كافران قرار مده». پس خداوند در كافران هم مال و هم نياز و در مؤمنان نيز هم مال و هم نياز قرار داد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 100 - 2
2 ـ رهايى از تنگنا ها و دستيابى به توسعه در ابعاد مختلف زندگى ، ثمره اى براى هجرت در راه خدا
و من يهاجر فى سبيل اللّه يجد فى الارض مراغماً كثيراً وسعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 31 - 1،4،5
1- كشتن فرزند ، از بيم تنگدستى و فقر ، ممنوع و حرام است .
و لاتقتلوا أولـدكم خشية إملـق
4- كشتن فرزند ، به گمان ر ها ساختن وى از مبتلا شدن به فقر و سرنوشتى سخت و فلاكت بار ، ممنوع و حرام است .
و لاتقتلوا أولـدكم خشية إملـق
برداشت فوق، بنابراين است كه مراد از «إملاق» بيم پدر و مادر، از تهى دست شدن خود و فرزندانشان باشد.
5- ترس از فقر و تهى دستى ، مجوز ارتكاب قتل فرزند نمى شود .
و لاتقتلوا أولـدكم خشية إملـق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 16
16 ـ كشتن فرزندان برطرف كننده فقر نيست.
و لاتقتلوا أولدكم من إملق نحن نرزقكم و إياهم
جمله «نحن نرزقكم . ..» را به دو گونه مى توان تفسير كرد: 1 ـ وعده به روزيرسانى و برطرف كردن فقر. بر اين مبنا هدف از آن، دعوت به استقامت تا برطرف شدن فقر است. 2 ـ بيان اين معنا كه روزى شما به دست خداست و او بنابر شرايط و يا مصالحى خواسته است شما فقير باشيد. لذا بود و نبود فرزندان نقشى در فقر و غناى شما ندارد. برداشت فوق بر اساس دومين احتمال است. گفتنى است تحقق فقر، كه از «من املاق» به دست مى آيد، مؤيد اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 88 - 2،3
2ـ خاندان يعقوب در دوران قحطى به تنگدستى و رنج بسيار گرفتار شدند .
قالوا . .. مسّنا و أهلنا الضر
«مسّ» به معناى لمس كردن و تماس گرفتن است. «ضرّ» به معناى فقر سختى و كمبود مى باشد.
3ـ فرزندان يعقوب سختى معيشت و نابسامان بودن وضع مادى خاندان يعقوب را به يوسف گزارش كردند .
قالوا يـأيها العزيز مسّنا و أهلنا الضر و جئنا ببضـعة مزجيـة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 83 - 2
2- ايوب ( ع ) به انواع ناگوارى ها ، ناراحتى ها ، فقر و مرض مبتلا بود .
أنّى مسّنى الضرّ
«الضرّ» اسم مصدر و به معناى سوء حال، فقر و ناراحتى بدنى مى باشد و نيز هر آن چه كه ضد نفع است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 62 - 10
10ـ يعقوب ( ع ) و فرزندانش از مال و منال كافى برخوردار نبودند و از جهت امكانات مالى در محدوديت بودند .
اجعلوا بضـعتهم فى رحالهم . .. لعلهم يرجعون
از جمله احتمالاتى كه مى توان آن را دليل يوسف در باز گرداندن سرمايه برادرانش دانست ، محدوديت مالى خاندان يعقوب است. جمله «ما نبغى هـذه بضـعتنا ... نمير أهلنا» در آيه 65 مؤيد اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 88 - 7،8،14،19
7ـ فرزندان يعقوب در نوبت سوم سفرشان به مصر ، بهاى كامل براى خريد سهميه خويش را نداشتند .
و جئنا ببضـعة مزجية فأوف لنا الكيل
«مزجاة» به معناى ناچيز و حقير است.
8ـ فرزندان يعقوب با بيان تنگدستى و نداشتن بهاى لازم براى خريد سهميه خويش ، از يوسف ( ع ) خواستند جيره آنان را به طور كامل پرداخت كند .
مسّنا و أهلنا الضر و جئنا ببضـعة مزجية فأوف لنا الكيل
14ـ برادران يوسف به دليل سخت شدن معيشت بر خاندان يعقوب ( ع ) از او تقاضا كردند بيش از سهميه سرانه ، آذوقه و غلات به آنان ببخشد .
مسّنا و أهلنا الضر . .. فأوف لنا الكيل و تصدق علينا
19ـ اظهار مسكنت و ذلت برادران يوسف به پيشگاه او و شكايت آنان از فقر و تنگدستى ، در سومين سفر آنان به مصر
مسّنا و أهلنا الضر . .. و تصدق علينا إن الله يجزى المتصدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 18
18 ـ رواج كشتار فرزندان به سبب فقر و تنگدستى در عصر جاهلى
و لاتقتلوا أولدكم من إملق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 79 - 2
2- كشتى سوراخ شده به دست خضر ( ع ) ، در مالكيت گروهى از محرومان بود و تنها وسيله ارتزاق آنان به شمار مى آمد .
فكانت لمسكين يعملون فى البحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 61 - 23
23 - خوارى ، فقر و درماندگى ، سرنوشت محتوم متجاوزان بنى اسرائيل است .
و ضربت عليهم الذلة و المسكنة
«مسكنة» به معناى فقر و سستى است. «ذلة» و «مسكنة» به قبّه و مانند آن تشبيه شده و لذا كلمه «ضربت» (زده شد) براى آن به كار رفته است; يعنى، خوارى و درماندگى همچون قبه اى آنان را احاطه كرده و بر آنان خيمه زده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 8 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برهه اى از عمر خويش ، تنگدست بود .
و وجدك عائلاً فأغنى
فعل «عال» از مصدر «عول»; يعنى، كفالت كرد و قيّم شد (مصباح) و از مصدر «عَيْلَة»; يعنى، فقير شد (مفردات راغب). در آيه شريفه، مراد دومين معنا است; زيرا معناى اول (خداوند تو را عائله مند يافت)، با آنچه از تاريخ زندگانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) رسيده است،
تطبيق نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 92 - 5
5 ـ توان مالى بسيار پايين مسلمانان در صدر اسلام
و لا على الذين إذا أتوك لتحملهم قلت لا أجد ما أحملكم عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 212 - 10
10 ـ فقر مؤمنان صدر اسلام ، و تمركز ثروت ها در جبهه كفر *
زين للذين كفروا . .. و يسخرون ... و اللّه يرزق
تزين دنيا نزد كافران، تمسخر مؤمنان توسّط آنان، وعده الهى به برترى مؤمنان در قيامت و برخوردارى آنان از نعمتهاى بى حساب، دلايل استناد اين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 11
11- خودباختگى و خودكم بينى ، به خاطر كمى مال و فرزند ، در مرد مؤمن راه نيافت .
إن ترن أنا أقلّ منك مالاً و ولدًا
جمله «فعسى ربّى. ..» ـ در آيه بعد ـ جواب شرط و حاكى از اميدوارى مرد مؤمن به عنايت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 62 - 10
10ـ يعقوب ( ع ) و فرزندانش از مال و منال كافى برخوردار نبودند و از جهت امكانات مالى در محدوديت بودند .
اجعلوا بضـعتهم فى رحالهم . .. لعلهم يرجعون
از جمله احتمالاتى كه مى توان آن را دليل يوسف در باز گرداندن سرمايه برادرانش دانست ، محدوديت مالى خاندان يعقوب است. جمله «ما نبغى هـذه بضـعتنا ... نمير أهلنا» در آيه 65 مؤيد اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 16 - 2
2 - خداوند با فشار هاى اقتصادى و كاهش درآمد ها ، انسان را مى آزمايد .
ابتليه فقدر عليه رزقه
«قَدَر» با «ضَيَّق» (تنگ گرفت)، به يك معنا است. (مصباح)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 13،14
13 - تنگدستى ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از حكمت الهى بود .
لاتنفقوا . .. و للّه خزائن السمـوت و الأرض و لـكنّ المنـفقين لايفقهون
14 - منافقان ، ناتوان از درك حكمت تنگدستى ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و للّه خزائن السمـوت . .. و لـكنّ المنـفقين لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 33 - 11
11 - « قال [ اسحاق بن غالب ] : سمعت أباعبداللّه ( ع ) يقول : فى هـذه الآية : « و لولا أن يكون الناس اُمّة واحدة جعلنا لمن يكفر بالرحمـن لبيوتهم سقفاً من فضـّة و معارج عليها يظهرون » قال : لو فعل لكفر الناس جميعاً ;
اسحاق بن غالب مى گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه درباره آيه «و لولا أن يكون الناس اُمّة واحدة لجعلنا لمن يكفر بالرحمـن لبيوتهم سقفاً من فضّة و معارج عليها يظهرون» فرمود: اگر چنين مى كرد (يعنى اگر خدا به كافران آن قدر ثروت مى داد كه آنان حتى سقف خانه هايشان را از نقره بسازند)، در آن صورت همه مردم به كفر روى مى آوردند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 245 - 9،10
9 ـ تنگدستى و فراخ روزى آدميان ، به دست خداوند است .
و اللّه يقبض و يبصط
10 ـ حاكميّت خداوند بر وُسعت ها و محدوديّت هاى امكانات مادى انسانها
و اللّه يقبض و يبصط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 33 - 2
2 - خداوند ، به منظور جلوگيرى از گرايش عمومى انسان ها به كفر ، زندگى تمامى كافران را سرشار از امكانات رفاهى و تجملى نساخت ; بلكه فقر و غنا را نيز در ميان ايشان تقسيم كرد .
و لولا أن يكون الناس أمّة وحدة لجعلنا . .. سقفًا من فضّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 31 - 8
8- توجه به تضمين روزى همگان از سوى خداوند ، مانع بيمناك شدن از تهى دستى آينده خويش يا فرزندان
و لاتقتلوا أولـدكم خشية إملـق نحن نرزقهم و إيّاكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 58 - 6
6 ـ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده است : « من هداه اللّه للاسلام و علّمه القرآن ، ثم شكا الفاقة كتب اللّه الفقر بين عينيه إلى يوم يلقاه ثم تلا النبى (صلی الله علیه و آله) : « قل بفضل اللّه و برحمته فبذلك فليفرحوا هو خير مما يجمعون » من عرض الدنيا من الأموال ;
كسى را كه خداوند به اسلام هدايت كرده و قرآن را به او آموخته و پس از آن [آن شخص ]از تنگ دستى شكوه كند، خداوند فقر را تا قيامت در پيشانى او مى نويسد. سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اين آيه را تلاوت فرمود: «بگو به فضل و رحمت خدا بايد خوشحال باشند كه اين از تمام آنچه جمع مى كنند، بهتر است» و مراد از «آنچه جمع مى كنند» اموال و بهره زيباست».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 8 - 3
3 - فقر ، حالتى نامطلوب و تبديل آن به توانگرى ، امرى ستوده است .
و وجدك عائلاً فأغنى
لحن آيه شريفه ـ كه در مقام امتنان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) است ـ بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 16 - 10
10 - رفاه و فقر ، دو كمين گاه خداوند براى مراقبت از رفتار انسان ها است .
إنّ ربّك لبالمرصاد . فأمّا الإنسـن إذا ... نعّمه ... قدر عليه رزقه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 17 - 9
9 - ذلّت و خوارى در پيشگاه خداوند ، نتيجه بى احترامى به يتيمان است ; نه كاهش ثروت .
ربّى أهـنن . كلاّ بل لاتكرمون اليتيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 19 - 5
5 - خوارى در پيشگاه خداوند ، پيامد تجاوز به ارث ديگران است ; نه تهى دستى و فقر .
فقدر عليه رزقه فيقول ربّى أهـنن . كلاّ ... و تأكلون التراث أكلاً لمّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 100 - 4
4- انسان ها ، حتى با مالك بودن تمامى خزاين رحمت پروردگار ، باز هم گرفتار بخل و نگران تهى دستى خويشند .
قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق
با توجه به اينكه خداوند، خصلت بخل را براى تمامى انسانها دانسته است (و كان الإنسان قتوراً) احتمال دارد كه مخاطب (لو أنتم تملكون) تمامى انسانها باشند.
فقرا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 13
13 - فراهم كردن تسهيلات ازدواج براى فقيران غير متأهل ، در پى دارنده فضل و امداد خداوندى براى اقدام كنندگان آن است .
و أنكحوا الأيـمى منكم . .. إن يكونوا فقراء يغنهم اللّه من فضله
برداشت ياد شده بنابراين احتمال است كه مقصود از ضمير فاعلى «يكونوا»، كسانى باشند كه مخاطبان جمله «و أنكحوا الأيامى منكم» هستند; يعنى، اگر جامعه اسلامى و اولياى افراد غير متأهل، تهى دست باشند، باز هم بايد براى ازدواج فرزندانشان، آستين همت بالا بزنند و اقدام كنند; زيرا خدا آنان را از فضل خود بى نياز و توانگر خواهد ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 3 - 8
8 - تغذيه تهى دستان و دعوت مردم به فقرزدايى از جامعه ، لازمه پذيرش روز جزا و نشانه كام يابى در آن روز است .
يكذّب بالدين . .. و لايحضّ على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 13
13 - فراهم كردن تسهيلات ازدواج براى فقيران غير متأهل ، در پى دارنده فضل و امداد خداوندى براى اقدام كنندگان آن است .
و أنكحوا الأيـمى منكم . .. إن يكونوا فقراء يغنهم اللّه من فضله
برداشت ياد شده بنابراين احتمال است كه مقصود از ضمير فاعلى «يكونوا»، كسانى باشند كه مخاطبان جمله «و أنكحوا الأيامى منكم» هستند; يعنى، اگر جامعه اسلامى و اولياى افراد غير متأهل، تهى دست باشند، باز هم بايد براى ازدواج فرزندانشان، آستين همت بالا بزنند و اقدام كنند; زيرا خدا آنان را از فضل خود بى نياز و توانگر خواهد ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 19 - 6
6 - انفاق به سائلان و محرومان ، از عوامل دستيابى به بهشت و نعمت هاى آن
إنّ المتقين فى جنّـت و عيون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 11 - 3
3- گرايش محرومان به قرآن ، بهانه مستكبران براى ترديد در حقانيت آن
و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه
تعبير «لو كان خيراً. ..»، بيان دليل است و از محتواى آيه استفاده مى شود كه كافران، از طايفه اشراف مستكبر و مؤمنان از طبقه محروم بودند. بدين جهت مستكبران، ابراز مى داشتند اگر قرآن خيرى در برداشت، تهى دستان بى هويت بدان روى نمى آوردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 7 - 4
4 - سرنوشت افراد و جوامع بى اعتنا به امور نيازمندان ، سرنوشتى بسيار سخت و ناگوار
و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 35 - 3
3 - حمايت نكردن از بينوايان ، موجب محروميت انسان از حمايت ديگران در آخرت
و لايحضّ على طعام المسكين . فليس له اليوم هـهنا حميم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 37 - 2
2 - ايمان نياوردن به خداى بزرگ و بى تفاوتى در برابر گرسنگى بينوايان ، خطايى بزرگ و نابخشودنى
إنّه كان لايؤمن باللّه العظيم . و لايحضّ على طعام المسكين ... لايأكله إلاّ الخـط
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خداوند، از كسانى كه ايمان نمى آوردند و. ..، تعبير به «خاطئون» كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 6
6 - ذلّت و خوارى در پيشگاه خداوند ، نتيجه بى توجّهى به نيازمندان است ; نه كمبود ثروت .
ربّى أهـنن . كلاّ بل ... و لاتحـضّون على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 3 - 8
8 - تغذيه تهى دستان و دعوت مردم به فقرزدايى از جامعه ، لازمه پذيرش روز جزا و نشانه كام يابى در آن روز است .
يكذّب بالدين . .. و لايحضّ على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 35 - 6
6- تحقير تهيدستان و افراد بى مال و منال ، و غرور و سرمستى به اموال و امكانات ، در حقيقت ، تباه ساختن و سقوط دادن خويش است .
فقال . .. أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا ... و هو ظالم لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 6
6- معاشرت و ملازمت با اقشار محروم جامعه ايمانى ، در پى دارنده مشكلات و نيازمند صبر و شكيبايى است .
و اصبر نفسك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 7
7 - بى توجّهى ثروتمندان به مستمندان و پرهيز آنان از كمك رسانى به بينوايان ، به دور از انتظار و نشانه رد شدن در امتحان
الهى است .
إذا ما ابتليه ربّه فأكرمه و نعّمه . .. كلاّ بل ... و لاتحـضّون على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 2 - 5
5 - روشندلان مسلمان ـ هرچند فقير باشند ـ شايسته احترام اند و اهانت يا اظهار كدورت از همنشينى با آنان ، مجاز نيست .
عبس و تولّى . أن جاءه الأعمى
توصيف ابن ام مكتوم به «الأعمى» ـ با آن كه اگر ثروتمند بود كورى او مايه خشم و قهر ديگران نمى شد ـ بيانگر اين است كه در نظام حاكم بر مردم آن زمان، افراد كور به رفاه و ثروت نمى رسيدند; به گونه اى كه توصيف آنان به «كور»، براى بيان فقر آنها كافى بود. تقابل «الأعمى» با «من استغنى» در آيات بعد، گفته ياد شده را تأييد مى كند. سرزنش كسى كه ديگران را بر شخص كور ترجيح داده بود، گوياى لزوم احترام نابينايان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 11
11 - كسانى كه در تنگناى اقتصادى به سر مى برند ، در صورت احترام به يتيمان و ترغيب ديگران به فقرزدايى از جامعه ، نزد خداوند گرامى بوده و از حقارت و خوارى مبرّا خواهند بود .
فيقول ربّى أهـنن . كلاّ بل لاتكرمون اليتيم . و لاتحـضّون على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 29 - 2
2- مؤمنان ، وظيفه دار پرهيز از بخل و خوددارى از اداى حق خويشان و مستمندان
و ءات ذاالقربى حقّه . .. و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 35 - 4
4 - انجام دادن دائم نماز ، اداى حق سائلان و محرومان جامعه ، تصديق روز جزا و هراس از عذاب الهى ، از موجبات ورود به بهشت
إلاّ المصلّين . .. و الذين فى أمولهم حقّ ... و الذين يصدّقون بيوم الدين ... أُول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 16 - 3
3 - سير كردن گرسنگان ـ كه در سال هاى قحطى ، دستشان از هر آذوقه اى كوتاه است ـ وظيفه اى سنگين ، پرارزش و نيازمند همتى والا است .
و ما أدريك ما العقبة . .. أو مسكينًا ذا متربة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 16
16 - رحمت وسيع و علم گسترده خداوند ، تضمين كننده تحقق وعده او ، مبنى بر تأمين نيازمندى هاى فقيرانى كه در صدد ازدواج اند .
إن يكونوا فقراء يغنهم اللّه من فضله و اللّه وسع عليم
جمله «و اللّه واسع عليم» استينافيه تعليليه است و بيانگر علت و چگونگى بى نياز كردن فقيران و تهى دستان به وسيله خدا است; يعنى، چون خداوند گشايش گر و داناى مطلق به همه حقايق و نيازمندى هاى انسان است، پس بر انجام وعده خود نيز، توانا خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 89 - 11
11 ـ تشريع قوانين و احكام اسلامى در راستاى فقرزدايى
فكفّرته اطعام عشرة مسكين . .. او كسوتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 8
8ـ مطرود شدن مؤمنان تهى دست از پيرامون نوح ( ع ) ، از شرايط سران و اشراف قوم نوح براى ايمان آوردن به آن حضرت
و ما أنا بطارد الذين ءامنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 9،10
9ـ تهى دستان و مستضعفان جامعه ، در نظر ظاهر بين اشراف قوم نوح ، مردمى پست و حقير
و لاأقول للذين تزدرى أعينكم لن يؤتيهم الله خيراً
إزدراء (مصدر تزدرى) به معناى حقير شمردن و ناقص و معيوب دانستن است (لسان العرب). مفعول «تزدرى» ضمير محذوفى است كه به «الذين» برمى گردد و مراد از آن، پيروان حضرت نوح مى باشد. يعنى «الذين تزدريهم أعينكم» (آنان كه چشمان شما ايشان را حقير و ناقص و معيوب مى بيند.) اسناد «تزدرى» به «أعينكم» اشاره به ظاهربينى اشراف و سران دارد.
10ـ سران و اشراف قوم نوح ، محرومان و مستضعفان را ، ناتوان از رسيدن به خير و نيكى مى پنداشتند .
لاأقول للذين تزدرى أعينكم لن يؤتيهم الله خيراً
جمله «لن يؤتيهم الله خيراً» بيان انديشه سران و اشراف قوم نوح درباره محرومان و تهى دستان جامعه است. اين جمله با توجه به كلمه «لن» حكايت از آن دارد كه: اشراف دستيابى محرومان را به خير و نيكى ، نامحتمل مى دانستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 28 - 17
17 - لزوم اطعام مستمندان تنگدست از گوشت قربانى در حج
و أطعموا البائس الفقير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 28 - 1،2،5،7
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به برخورد مناسب با خويشاوندان ، مسكينان و در راه ماندگان با بيانى نرم و دلپذير در صورت خوددارى از كمك به آنها به خاطر ناتوانى مالى
و ءات ذاالقربى حقّه . .. و إمّا تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها
عبارت «ابتغاء رحمة من ربّك» (جوياى رحمت پروردگارت هستى) و شواهد تاريخى حكايت از آن دارد كه: خوددارى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از كمك به افراد ياد شده، به دليل ضعف مالى بوده است.
2- امتناع و اعراض از كمك و دستگيرى نيازمندان به دليل ناتوانى مالى ، بايد همراه با نرمى و عذرخواهى شايسته اى باشد .
و إمّا تعرضنّ عنهم . .. فقل لهم قولاً ميسورًا
5- اعراض از اعانه به مستمندان همراه با پوزش از آنها ، به خاطر اشتغال به امر مهمى چون جلب رحمت خداوند ، امرى مجاز است .
إما تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها فقل لهم قولاً ميسورًا
7- ناتوانى مالى و عدم امكانات مناسب ، عذرى پذيرفته شده و بجا در ترك انفاق و اداى حق خويشاوندان و مستمندان
و ءات ذاالقربى حقّه . .. و إمّا تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 28 - 6
6- مؤمن ، آرزومند داشتن امكانات ، براى رسيدگى به خويشاوندان و محرومان جامعه
و إمّا تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 13
13 - عنايت و لطف ويژه خداوند ، نسبت به قشر آسيب پذير و محروم جامعه در تعاليم و تكاليف خويش
و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه . .. سيجعل اللّه بعد عسر يسرًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه جمله «سيجعل اللّه . ..» ناظر به تنگدستان (من قدر عليه رزقه) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 5
5ـ لزوم انفاق و دستگيرى از مستمندان
والذين . .. أنفقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 28 - 14
14- كسانى كه به خاطر ناتوانى مالى ، از دستگيرى خويشاوندان ، مساكين و در راه ماندگان خوددارى مى كنند ، نبايد به گونه اى به آنان وعده و نويد بدهند كه دچار مشكل شوند .
و إمّا تعرضنّ . .. ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها فقل لهم قولاً ميسورًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «قل لهم قولاً ميسوراً» به اين معنا باشد كه اكنون كه ناتوان از كمك به نيازمندان هستيد، به آنان قول و وعده اى بدهيد كه براى شما عسر و حرج آفرين نباشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 35 - 6
6 - انفاق مال و دستگيرى از نيازمندان ، از برنامه هاى زندگى مؤمنان راستين
و بشّر المخبتين . .. و ممّا رزقنـهم ينفقون
به كارگيرى فعل مضارع (ينفقون) بيانگر اين حقيقت است كه انفاق و رسيدگى به كار نيازمندان، كار يك روز و يا چند روز مؤمنان راستين نيست; بلكه برنامه اى است كه آنان در طول زندگى، خود را موظف به انجام آن مى دانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 22 - 10
10 - در انفاق ، خويشاوندان نيازمند بر ديگر نيازمندان ، اولويت و تقدم دارند .
و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسـكين و المهـجري
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين اساس است كه تقدم ذكرى «أُوْلى القربى» بر «مساكين» و «مهاجرين» حاكى از تقدم رتبى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 19 - 1
1 - بخشى از اموال محسنان تقواپيشه ، اختصاص به سائلان و محرومان دارد .
و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 25 - 1،3
1 - اختصاص دادن مقدار معيّنى از اموال خود به سائلان و محرومان جامعه ، از ويژگى هاى مؤمنان و مسلمانان راستين است .
و الذين فى أمولهم . .. للسائل و المحروم
3 - اولويت داشتن كمك به استمداد و درخواست كنندگان ، بر ديگر محرومان جامعه
للسائل و المحروم
تقديم ذكرى «سائل» بر «محروم»، مى تواند بيانگر تقديم رتبى آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 7
7 - رسيدگى به امور تغذيه گرسنگان و بينوايان ، برخوردار از اولويت نخستين در مقايسه با ديگر تكاليف حمايتى از آنان
و لايحضّ على طعام المسكين
برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن مسأله تغذيه گرسنگان و بينوايان ـ از ميان مجموعه نيازمندى هاى اين قشر ـ به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 6
6 - اهتمام شديد اسلام ، به رفع گرسنگى در جامعه و تغذيه بينوايان
إنّه كان لايؤمن باللّه العظيم . و لايحضّ على طعام المسكين
از اين كه تكليف تغذيه بينوايان و گرسنگان، در رديف ايمان به خدا و به عنوان عامل عذاب الهى قرار گرفته است; مى توان به حقيقت ياد شده پى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 6
6 - اهتمام شديد اسلام ، به رفع گرسنگى در جامعه و تغذيه بينوايان
إنّه كان لايؤمن باللّه العظيم . و لايحضّ على طعام المسكين
از اين كه تكليف تغذيه بينوايان و گرسنگان، در رديف ايمان به خدا و به عنوان عامل عذاب الهى قرار گرفته است; مى توان به حقيقت ياد شده پى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 23 - 8
8 - مال دوستان و حرام خواران ، در آخرت به ارزش حقيقى ثروت و لزوم مصرف آن در اطعام گرسنگان و فوايد بزرگداشت يتيمان ، پى خواهند برد .
لاتكرمون . .. و لاتحـضّون ... تأكلون ... تحبّون ... كلاّ ... يومئذ يتذكّر الإنسـ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 49 - 7
7 - « عن حمادبن عثمان قال : اُولِم اسماعيل فقال له أبوعبداللّه ( ع ) عليك بالمساكين فأشبعهم . فإنّ اللّه عزّوجلّ يقول : « و ما يبدئ الباطل و ما يعيد » ;
حمادبن عثمان روايت مى كند كه اسماعيل (فرزند امام صادق(ع)) وليمه اى ترتيب داده بود. امام صادق(ع) به او فرمودند: بر تو باد توجه به مساكين، پس آنان را سير كن; زيرا خداوند عزّوجلّ مى فرمايد: (و ما يبدئ الباطل و ما يعيد)».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 25 - 4
4 - لزوم انفاق و كمك به سائلان و محرومان جامعه ، افزون بر پرداخت زكات و خمس
للسائل و المحروم
انفاق به سائلان و محرومان جامعه ـ همان گونه كه مفسران يادآور شده اند ـ پيش از واجب شدن زكات و خمس مقرر شده است. از آن جايى كه دليل قاطعى بر نفى اين فريضه و يا تبديل آن به زكات و خمس به دست نيامده است; مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 19 - 5
5 - لزوم توجه به محرومان عفيف و ناشناخته جامعه و اكتفا نكردن به انفاق بر سائلان و درخواست كنندگان
و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم
از مقابله «محروم» با «سائل»، استفاده مى شود كه در جامعه برخى از نيازمندان، روى سؤال ندارند و در نتيجه ناشناخته مى مانند. اهل تقوا از اين گروه غافل نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 28 - 19
19 - يارى مردمان و دستگيرى از تنگدستان و نيازمندان ، از حكمت هاى تشريع حج و از آموزه هاى آن
و أطعموا البائس الفقير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 36 - 12
12 - لزوم اطعام مستمندان از گوشت قربانى در حج ; چه خودشان درخواست كنند و چه روى درخواست كردن نداشته باشند .
فكلوا منها و أطعموا القانع و المعترّ
«قانع» به كسى گفته مى شود كه درخواست كمك مى كند (سائل و گدا) و «معتر»; يعنى، نيازمندى كه طالب كمك است; لكن روى سؤال كردن ندارد. بنابراين معناى جمله فوق چنين مى شود: بخشى از گوشت قربانى را خودتان بخوريد و بقيه آن را به
نيازمندان بخورانيد; چه نيازشان را بر زبان جارى كنند و چه بر زبان نياورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 18 - 3
3 - تلاش براى رفع احتياج نيازمندان ، وظيفه اى بر عهده زنان و مردان مؤمن
إنّ المصّدّقين و المصّدّقـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 5
5 - توجه اسلام ، به رعايت حال محرومان جامعه و استحقاق هاى مادى و معنوى ، دربخشش هاى مالى
للفقراء المهـجرين الذين أُخرجوا من ديـرهم
برداشت يادشده با توجه به اين نكته است كه خداوند، فقراى مهاجر رااختصاص به ذكر كرده و در فلسفه سهم براى آنان از «فىء»، تهى دستى آنان و نيز انگيزه هاى معنوى ايشان را متذكر شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 9
9 - رفع نياز غذايى فقيران ، مهم تر از حمايت هاى ديگر و برترين مساعدت به آنان است .
و لاتحـضّون على طعام المسكين
ذكر خصوص «طعام»، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 16 - 1،5،6
1 - تأمين مواد غذايى براى تهى دستان و پابرهنگان ، به ويژه در دوران خشكسالى ، خواسته خداوند از ثروتمندان
يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. أو إطعام فى يوم ... أو مسكينًا ذا متربة
«متربة» به معناى زمين گير و نيازمند بودن است (صحاح). اين كلمه مصدر «تَرِبَ» است; يعنى، داراى خاك فراوان شد، خاك به دست او رسيد، به خاك چسبيد، زيان ديد و فقير شد (قاموس). «ذا متربة» كنايه از شدّت فقر است، به حدى كه نه فرش و پوشاكى دارد كه او را از خاك جدا سازد و نه در خانه او جز خاك، آذوقه اى فراهم مى آيد.
5 - تنگدستانى كه از هرگونه خوراك و پوشاكى محروم اند ، در بين اقشار كم درآمد ، سزاوارترين طبقه براى كمك هاى اقتصادى اند .
أو مسكينًا ذا متربة
6 - سرمايه داران ، بايد تغذيه تهى دستان را بر ديگر كمك هاى خويش ترجيح دهند .
أو إطعـم . .. مسكينًا ذا متربة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 9
9 - رفع نياز غذايى فقيران ، مهم تر از حمايت هاى ديگر و برترين مساعدت به آنان است .
و لاتحـضّون على طعام المسكين
ذكر خصوص «طعام»، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 28 - 13
13- توجه به عواطف خويشاوندان و مستمندان و پرهيز از رنجيده ساختن آنان ، امرى لازم و شايسته است .
و إمّا تعرضنّ . .. فقل لهم قولاً ميسورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 19 - 7
7 - تقدم رسيدگى به حال سائلان و محرومان و رفع محروميت از آنان ، بر ديگر محرومان جامعه
و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه تقدم سائلان بر محرومان، ممكن است به اين خاطر باشد كه سائلان، آبروى خود را در كف نهاده و به پرسش مى پردازند و اين كار معمولاً از سر استيصال و درماندگى انجام مى گيرد. ازاين رو لازم است در انفاق و امداد، آنان را در اولويت قرار داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 53 - 14
14 ـ تهيدستان و طبقات پايين جامعه، داراى زمينه بيشتر براى پذيرش ايمان و دعوت پيامبرند.
و لا تطرد الذين يدعون ربهم . .. أليس اللّه بأعلم بالشكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 11 - 6
6- محرومان ، نخستين گروندگان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه
از لحن تحقيرآميز «ماسبقونا» استفاده مى شود كه كافران، از طبقه اشراف و توده مؤمنان، از طبقات محروم و پايين جامعه بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 7
7 - بى توجّهى ثروتمندان به مستمندان و پرهيز آنان از كمك رسانى به بينوايان ، به دور از انتظار و نشانه رد شدن در امتحان الهى است .
إذا ما ابتليه ربّه فأكرمه و نعّمه . .. كلاّ بل ... و لاتحـضّون على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 25 - 2
2 - ترك يتيم نوازى ، بى توجّهى به تغذيه فقيران ، تصاحب ارث ديگران و دلبستگى شديد به ثروت ، مايه گرفتارى به عذابى بى نظير در قيامت
فيومئذ لايعذّب عذابه أحد
ضمير «عذابه»، ممكن است به انسان برگردد كه در آيات پيشين ويژگى هاى او بيان شده بود. در اين صورت عذاب ـ كه اسم مصدر و به معناى تعذيب است ـ به مفعول خود اضافه شده است و مفاد آيه شريفه اين است كه عذاب كردن آن فرد، به گونه اى انجام مى گيرد كه كسى ـ جز خداوند ـ آن گونه عذاب نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 16 - 5
5 - انسان ها ، تنگدستى و كاهش روزى را ، اهانتى از جانب خداوند قلمداد كرده ، اظهار شكوه مى كنند .
و أما إذا . .. فقدر عليه رزقه فيقول ربّى أهـنن
«اهانة» از ريشه «هَوان» (ذلّت و حقارت) به معناى استهزا و استخفاف است. (مصباح)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 1
1 ـ لزوم پرداخت صدقات و زكات به نيازمندان ( فقرا ) ، تهيدستان ( مساكين ) و كارگزاران امور صدقات
إنما الصدقت للفقراء و المسكين و العملين عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 79 - 4
4 ـ تلاش عملى و قرار دادن تمامى توان جسمى خود براى رفع نياز حاجتمندان جامعه ـ در صورت نبود امكانات مالى ـ از اوصاف مؤمنان راستين است .
و الذين لايجدون إلا جهدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 11
11ـ اقامه نماز و تلاش براى رفع نياز نيازمندان از نشانه هاى خردمندان است .
إنما يتذكّر أُولُوا الألبـب . .. والذين صبروا ... وأقاموا الصلوة و أنفقوا مما رز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 56 - 5
5 - ارتباط با خدا ، رسيدگى به محرومان جامعه و فرامان برى از رهبرى جامعه اسلامى ، از مصداق هاى مهم و بارز اعمال صالح
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
برداشت فوق با توجه به اين نكته است كه فريضه نماز، زكات و اطاعت از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) كه جزو اعمال صالح مى باشد، اختصاص به ذكر يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 24 - 8
8 - ارج نهادن به يتيمان ، تغذيه نيازمندان ، پرهيز از غصب ارث ديگران و دل نبستن به ثروت ، توشه هايى سودمند براى آخرت
لاتكرمون . .. لاتحـضّون ... تأكلون ... تحبّون ... يـليتنى قدّمت لحياتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 28 - 8
8 - آزمون ديدن فقر و غنا ، گرامى داشت يتيمان ، تغذيه فقيران ، ترك تصرف ارث ديگران و پرهيز از مال دوستى ، مايه احساس رضايت انسان از خداوند و زمينه ساز رضايت خداوند از او است .
فأمّا الإنسـن إذا ما ابتليه . .. راضية مرضيّة
نفس «راضى» و «مرضى» ـ به قرينه آيات پيشين ـ انسانى است كه از اوصاف ذكر شده در آن آيات، مبرّا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 16 - 3
3 - سير كردن گرسنگان ـ كه در سال هاى قحطى ، دستشان از هر آذوقه اى كوتاه است ـ وظيفه اى سنگين ، پرارزش و نيازمند همتى والا است .
و ما أدريك ما العقبة . .. أو مسكينًا ذا متربة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 5
5 - تأمين نياز هاى غذايى گرسنگان و بينوايان و ترغيب كردن ديگران به آن ، تكليفى است همگانى .
و لايحضّ على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 25 - 5
5 - تعديل اقتصادى به نفع سائلان و محرومان جامعه و مخالفت با زراندوزى ، سياست اقتصادى اسلام
و جمع فأوعى . .. إلاّ المصلّين ... و الذين فى أمولهم حقّ معلوم . للسائل و المحرو
دو آيه مورد بحث ـ كه در توصيف مؤمنان است ـ در مقابل جمله «و جمع فأوعى» ـ كه در وصف كافران توانگر بود ـ قرار دارد. از مجموع اين توصيف ها، مى توان به مطلب ياد شده پى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 22 - 5،9
5 - تأمين نيازمند هاى خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران ، بر اغنيا و ثروتمندان واجب است .
و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسـكين و المهـجري
9 - دستگيرى از بينوايان و خويشاوندان و مهاجران نيازمند ، نشانگر فضيلت و كرامت آدمى است .
و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسـكين و المهـجري
برداشت براساس اين است كه مقصود از فضل در «أُوْلوا الفضل» فضيلت معنوى و انسانى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 9
9 - وعده خداوند به تأمين نيازمندى هاى فقيران غير متأهل ، در صورت اقدام آنان به ازدواج
و أنكحوا الأيـمى منكم . .. إن يكونوا فقراء يغنهم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 7 - 10
10 - تلاش براى رفع احتياج نيازمندان ، نشانه قوّت ايمان
ءامنوا باللّه و رسوله و أنفقوا
در صورتى كه خطاب در «آمنوا» متوجه مؤمنان باشد; مراد از ايمان مورد دستور، درجه اى بالاتر از ايمان خواهد بود كه مؤمنان مورد خطاب بالفعل دارند. بنابراين دستور انفاق به اين دسته از مؤمنان، نشان مى دهد كه گذشتن از مال و خرج كردن آن، براى رفع احتياج نيازمندان، نياز به ايمانى قوى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 3 - 5
5 - رفع نياز غذايى فقيران ، مهم ترين حمايت از آنها است .
و لايحضّ على طعام المسكين
ذكر خصوص «طعام»، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 8 - 3
3 - ستايش و تمجيد خداوند از ايثارگران و تأمين كنندگان نياز هاى غذايى قشر نيازمند ( مستمندان ، يتيمان و اسيران )
و يطعمون الطعام على حبّه مسكينًا و يتيمًا و أسيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 3 - 6
6 - خوددارى از ترويج فرهنگ يارى رسانى به نيازمندان ، نكوهيده و مايه دورى انسان از خداوند است .
فذلك الذى . .. و لايحضّ على طعام المسكين
«ذلك»، اسم اشاره اى است كه براى دور به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 36
36- ناديده انگاشتن شخصيّت انسانىِ تهيدستان و به خود بستن امتيازات موهوم ، نشانه غفلت از ياد خدا است .
و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا . .. و كان أمره فرطًا
جمله «كان. ..» مى تواند عطف تفسيرى براى «أغفلنا...» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 11 - 2
2- برخورد تحقيرآميز كافران ، با گرايش محرومان به دين ، نمودى از روحيه استكبارى آنان است .
و استكبرتم . .. و قال الذين كفروا للذين ءامنوا لو كان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 14
14 ـ ترحم به فقيران و بيزارى از ثروتمندان و يا بى اعتنايى به فقيران و طمع به ثروتمندان ، نبايد مؤمنان را از شهادت به حق بازدارد .
كونوا قومين بالقسط شهداء للّه . .. ان يكن غنياً او فقيراً فاللّه اولى بهما
شهادت درباره فقير و ثروتمند چهار صورت دارد: يا شهادت عليه ثروتمند است به خاطر گرايش ضد استكبارى، يا به نفع اوست به خاطر طمع يا ترس، يا عليه فقير است به خاطر بى اعتنايى به او، و يا به نفع اوست به خاطر ترحم و گرايش به مستضعفان، خداوند دخالت دادن اين موارد را در اداى شهادت ممنوع دانسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 36 - 2
2 - ايمان نياوردن به خدا و تغذيه نكردن بينوايان ، موجب عذاب شدن انسان به وسيله غذا هاى بسيار ناگوار و نفرت آور در قيامت
إنّه كان لايؤمن باللّه العظيم . .. و لا طعام إلاّ من غسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 1،2
1 - ترغيب نكردن ديگران به تغذيه بينوايان و گرسنگان ، از علّت هاى عذاب شدن كافران صاحب زر و زور ( اصحاب الشمال )
و لايحضّ على طعام المسكين
2 - ترغيب نكردن به تغذيه بينوايان و گرسنگان ، از موجبات عذاب الهى در قيامت
و لايحضّ على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 35 - 2
2 - ايمان نياوردن و ترغيب نكردن ديگران به تغذيه گرسنگان و بينوايان ، سبب محروميت از حمايت نزديكان و دوستان صميمى در قيامت
إنّه كان لايؤمن . .. فليس له اليوم هـهنا حميم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 3،18
3- رفاه مندان عصر بعثت ، براى منصرف ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از معاشرت با تهيدستان مؤمن ، تلاش مى كردند .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم . .. و لاتطع من أغفلنا قلبه
18- قطع ارتباط با خداخواهان تهيدست ، زمينه ساز تمايل آدمى به مظاهر ماّدى و جلوه هاى ظاهرى دنيامداران است .
و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 5
5 - تأمين نياز هاى غذايى گرسنگان و بينوايان و ترغيب كردن ديگران به آن ، تكليفى است همگانى .
و لايحضّ على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 7
7 - بى توجّهى ثروتمندان به مستمندان و پرهيز آنان از كمك رسانى به بينوايان ، به دور از انتظار و نشانه رد شدن در امتحان الهى است .
إذا ما ابتليه ربّه فأكرمه و نعّمه . .. كلاّ بل ... و لاتحـضّون على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 15
15 ـ قوانين الهى ، حامى و تأمين كننده حقوق فقيران و ثروتمندان
ان يكن غنياً او فقيراً فاللّه اولى بهما
هدف از ايراد جمله «فاللّه اولى بهما» (خداوند به رعايت حال آنان سزاوارتر است) پس از الزام اهل ايمان به اقامه قسط و شهادت به حق، مى تواند اين معنا باشد كه تنها با رعايت قوانين الهى، حقوق انسانها ـ چه غنى و چه فقير ـ تأمين خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 31 - 17
17- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : . . . و لـكنّ الله عزّوحلّ فرض فى أموال الأغنياء حقوقاً غير الزكاة . . . و قد قال الله عزّوحلّ : « ينفقوا ممّا رزقناهم سرّاً و علانية » . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. ولى خداوند ـ عزّوحلّ ـ در اموال ثروتمندان، حقوقى را به غير از زكات واجب كرده است ... و خداوند ـ عزّوحلّ ـ فرموده: ينفقوا ممّا رزقناهم سرّاً و علانية ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 19 - 3
3 - نيازمندان سائل و محرومان ، داراى حق در مال ثروتمندان جامعه
و فى أمولهم حق للسّائل و المحروم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 18 - 12
12 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال إنّ اللّه عزّوجلّ . . .فرض فى أموال الأغنياء حقوقاً غير الزكاة فقال عزّوجلّ : « . . .أقرضوا اللّه قرضاً حسناً » و هـذا غير الزكاة . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه خداى عزّوجلّ . ..در اموال صاحبان ثروت، حقى غير زكات واجب نموده... و فرموده است: «...أقرضوا اللّه قرضاً حسناً» و اين «قرض حسن» غير از زكات است...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 8
8 - گرسنگان و بينوايان ، داراى حق تغذيه از اموال توانمندان
و لايحضّ على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 24 - 2،5
2 - نيازمندان ، داراى حق در اموال توانگران و شريك ثروت آنان
و الذين فى أمولهم حقّ معلوم
تعبير «حق»، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.
5 - « عن محمّد بن مروان عن جعفر بن محمّد ( ع ) قال : إنّى لأطوفُ بالبيت مع أبى ( ع ) إذ أقبل رجلٌ . . . فقال : . . .فأخبرنى عن قوله : « و فى أموالهم حق معلوم » ما هـذا الحقّ المعلوم ؟ قال : هو الشىء يخرجه الرجلُ من ماله ليس من الزّكاة فيكون للنّائبة و الصّلة . . . ;
محمدبن مروان از امام صادق(ع) روايت نموده است كه فرمود: با پدرم در حال طواف خانه خدا بوديم كه مردى به طرف ما آمد . .. و گفت: ... مرا از سخن خداوند: «و فى أموالهم حقّ معلوم» آگاه كن كه اين «حق معلوم» چيست؟ فرمود: آن حق چيزى است كه شخص از مال خود، خارج مى كند و جزء زكات نيست; بلكه آن را براى رفع گرفتارى ها و پيشامدها و بخشش و احسان، از مال خود جدا مى كند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 25 - 2
2 - سائلان و محرومان جامعه ، داراى حق در اموال توانگران و شريك ثروت آنان
و الذين فى أمولهم حقّ معلوم . للسائل و المحروم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 15
15 ـ قوانين الهى ، حامى و تأمين كننده حقوق فقيران و ثروتمندان
ان يكن غنياً او فقيراً فاللّه اولى بهما
هدف از ايراد جمله «فاللّه اولى بهما» (خداوند به رعايت حال آنان سزاوارتر است) پس از الزام اهل ايمان به اقامه قسط و شهادت به حق، مى تواند اين معنا باشد كه تنها با رعايت قوانين الهى، حقوق انسانها ـ چه غنى و چه فقير ـ تأمين خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 6
6 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به دلجويى از مؤمنان فقير و ضعيف با ابلاغ سلام و رحمت الهى به آنان در برابر طعنه هاى كافران
أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا . .. و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا
در آيه قبل از طعنه هاى كافران به مؤمنان تهيدست اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن به ميان آمده، و در اين آيه از آن مؤمنان با توصيف «الذين يؤمنون . .. » ياد شده است. محور ارتباط بين اين دو آيه مى تواند موضوع جبران تأثر مؤمنان باشد كه در برداشت فوق به آن اشاره شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 28 - 2،3،5
2- امتناع و اعراض از كمك و دستگيرى نيازمندان به دليل ناتوانى مالى ، بايد همراه با نرمى و عذرخواهى شايسته اى باشد .
و إمّا تعرضنّ عنهم . .. فقل لهم قولاً ميسورًا
3- كسانى كه به خاطر پرداختن به امر مهمى چون عبادت ، از كمك به نيازمندان اعراض مى كنند ، بايد با بيانى نرم و دلپذير با آنان سخن گفته و عذرخواهى كنند .
و إما تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها فقل لهم قولاً ميسورًا
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از طلب رحمت پروردگار، عبادت به درگاه او باشد. در اين صورت، معناى آيه چنين مى شود: اگر از اعانه به نيازمندان به خاطر عبادت خوددارى مى كنى، پس از آنها عذرخواهى نموده و به آنان پاسخى مناسب بده.
5- اعراض از اعانه به مستمندان همراه با پوزش از آنها ، به خاطر اشتغال به امر مهمى چون جلب رحمت خداوند ، امرى مجاز است .
إما تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها فقل لهم قولاً ميسورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 10 - 8
8 - توجّه به رسيدن عطاى خداوند ، پيش از كمك خواستن از او ، زمينه پرهيز از دريغ داشتن كمك ، به كسانى است كه دست نياز به سوى انسان دراز مى كنند .
و وجدك عائلاً فأغنى . .. و أمّا السائل فلاتنهر
خداوند در آيات پيشين، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را متوجّه ساخت كه به مجرد فقير يافتن آن حضرت، وى را غنى ساخت و اكنون از او مى خواهد كه از رد حاجتمندان ـ آن هم پس از اظهار نياز كردن آنان ـ بپرهيزد. مقايسه آن عطا و اين فرمان، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 5 - 6
6 - مراقبت از نماز ، زمينه ساز يتيم نوازى و رسيدگى به درماندگان
يدعّ اليتيم . و لايحضّ ... فويل للمصلّين . الذين هم عن صلاتهم ساهون
حرف «فاء» در «فويل»، نكوهش غافلان از نماز را بر نكوهش دو دسته قبل (آزار دهندگان يتيمان و بى تفاوتان در برابر فقر ديگران)، تفريع كرده است; يعنى، چون آن دو حالت نكوهيده است، پس واى به حال اين نمازگزاران! كنايه از اين كه اگر آنان نمازگزار حقيقى بودند، چنين رفتارى نمى داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 23
23- خداوند پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از پذيرش پيشنهاد رفاه مندان در خصوص گسستن از طبقه محروم و عطف توجه به طبقه اشراف ، برحذر داشت .
و لاتطع من أغفلنا قلبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 6 - 8
8 - رياكارى شخص نمازگزار ، نكوهيده تر از يتيم آزارى و رسيدگى نكردن به مستمندان است .
الذى يدعّ اليتيم . و لايحضّ ... فويل للمصلّين ... الذين هم يراءون
آوردن حرف «فاء» در خصلت سومى كه براى مكذبان جزا شمرده شده است، بيانگر آن است كه آن خصلت، با تمام ويژگى هايش، نكوهيده تر از دو خصلت نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 37
37- پندار مزيّت هاى بى جا براى خود و ناهنجار ديدن سيماى بى نوايان ، از ويژگى هاى رهبران نالايق و مايه بى ارزشى رهنمود هاى آنان است .
و لاتطع من . .. كان أمره فرطًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 3 - 6
6 - خوددارى از ترويج فرهنگ يارى رسانى به نيازمندان ، نكوهيده و مايه دورى انسان از خداوند است .
فذلك الذى . .. و لايحضّ على طعام المسكين
«ذلك»، اسم اشاره اى است كه براى دور به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 16 - 2
2 - مدعيان دروغين انفاق ، خاك نشينان را در سال هاى قحطى ، گرسنه ر ها كرده ، از مصرف ثروت خود براى سير كردن آنان دريغ مىورزند .
يقول أهلكت مالاً . .. فلااقتحم العقبة ... أو مسكينًا ذا متربة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 6
6 - مضايقه كردن نمازگزاران غافل و رياكار ، از عاريه دادن لوازم زندگى خود به نيازمندان ، نكوهيده تر از يتيم آزارى و بى توجّهى به فقيران است .
الذى يدعّ اليتيم . .. و لايحضّ ... فويل للمصلّين . الذين ... و يمنعون الماعون
با آن كه تعبير «فويل للمصلّين»، ادامه بيان اوصاف كسانى است كه جزاى الهى را تكذيب كردند; ولى حرف «فاء» و تغيير سياق، نشانگر تفاوت درجه آن با دو وصف قبل است. بنابراين وصفى كه در اين آيه، از ويژگى هاى همان «مصلّين» شمرده شده است، نارواتر از اوصافى است كه در آيه دوم و سوم آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 7
7 ـ فقرا ، مساكين ، كارگزاران امور صدقات و مؤلفة قلوبهم ، مالك سهم خويش از صدقات هستند .
إنما الصدقت للفقراء . .. و المؤلفة قلوبهم
برداشت فوق با توجه به «لام» در «للفقراء . .. » ـ كه براى افاده ملكيت مى باشد ـ استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 6
6- معاشرت و ملازمت با اقشار محروم جامعه ايمانى ، در پى دارنده مشكلات و نيازمند صبر و شكيبايى است .
و اصبر نفسك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 1
1 ـ لزوم پرداخت صدقات و زكات به نيازمندان ( فقرا ) ، تهيدستان ( مساكين ) و كارگزاران امور صدقات
إنما الصدقت للفقراء و المسكين و العملين عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 88 - 16
16ـ استحباب پرداخت صدقه به مستحقان و نيازمندان
مسّنا و أهلنا الضر . .. إن الله يجزى المتصدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 28 - 2،3،5
2- امتناع و اعراض از كمك و دستگيرى نيازمندان به دليل ناتوانى مالى ، بايد همراه با نرمى و عذرخواهى شايسته اى باشد .
و إمّا تعرضنّ عنهم . .. فقل لهم قولاً ميسورًا
3- كسانى كه به خاطر پرداختن به امر مهمى چون عبادت ، از كمك به نيازمندان اعراض مى كنند ، بايد با بيانى نرم و دلپذير با آنان سخن گفته و عذرخواهى كنند .
و إما تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها فقل لهم قولاً ميسورًا
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از طلب رحمت پروردگار، عبادت به درگاه او باشد. در اين صورت، معناى آيه چنين مى شود: اگر از اعانه به نيازمندان به خاطر عبادت خوددارى مى كنى، پس از آنها عذرخواهى نموده و به آنان پاسخى مناسب بده.
5- اعراض از اعانه به مستمندان همراه با پوزش از آنها ، به خاطر اشتغال به امر مهمى چون جلب رحمت خداوند ، امرى مجاز است .
إما تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها فقل لهم قولاً ميسورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 20 - 4
4 - علاقه به ثروت ، از عوامل بى توجّهى به بينوايان و ترك تلاش در رفع گرسنگى آنان است .
و لاتحـضّون على طعام المسكين . .. و تحبّون المال حبًّا جمًّا
ارتباط اين آيه و آيه قبل با دو آيه پيش از آنها، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 79 - 10
10 ـ شيوه دوگانه منافقان در عيب جويى از مؤمنان توانمند و مؤمنان تهيدست
الذين يلمزون المطوّعين . .. فيسخرون منهم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «يلمز» درباره توانمندان و «يسخرون» درباره تهيدستان باشد و ضمير «منهم» به «الذين يجدون . ..» برگردد; يعنى، منافقان، مؤمنان توانمند و اهل انفاق را مورد طعن و مؤمنان تهيدست انفاقگر را مورد استهزا و ريشخند قرار مى دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 16 - 4
4 - فضيلتِ تغذيه خويشاوندان يتيم خود ، برتر از رساندن غذا به ديگر اقشار محروم جامعه است .
يتيمًا ذا مقربة . أو مسكينًا ذا متربة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 10،11،16
10ـ سران و اشراف قوم نوح ، محرومان و مستضعفان را ، ناتوان از رسيدن به خير و نيكى مى پنداشتند .
لاأقول للذين تزدرى أعينكم لن يؤتيهم الله خيراً
جمله «لن يؤتيهم الله خيراً» بيان انديشه سران و اشراف قوم نوح درباره محرومان و تهى دستان جامعه است. اين جمله با توجه به كلمه «لن» حكايت از آن دارد كه: اشراف دستيابى محرومان را به خير و نيكى ، نامحتمل مى دانستند.
11ـ محروم بودن انسان از مال و منال ( ماديات ) ، نشانه ناشايستگى او براى دستيابى به خير هاى معنوى و الهى نيست .
لاأقول للذين تزدرى أعينكم لن يؤتيهم الله خيراً
16ـ ناشايست شمردن تهى دستان ، براى كسب خير و مقام هاى معنوى ، گناه و پندارى است به دور از واقعيت .
لا أقول للذين تزدرى أعينكم . .. إنى إذًا لمن الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 16
16ـ ناشايست شمردن تهى دستان ، براى كسب خير و مقام هاى معنوى ، گناه و پندارى است به دور از واقعيت .
لا أقول للذين تزدرى أعينكم . .. إنى إذًا لمن الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 10 - 1
1 - نيازمندان و فقراى اهل ايمان ، در هر عصر داراى سهمى از « فىء »
للفقراء المهـجرين . .. و الذين جاءو من بعدهم
«والذين جاءو. ..» عطف بر «المهاجرين» و به تقدير «للفقراء الذين جاءو من بعدهم» مى باشد. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مراد از «الذين جاءو» همه كسانى باشد كه در هر عصرى به جرگه مسلمين مى پيوندند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 16 - 5
5 - انسان ها ، تنگدستى و كاهش روزى را ، اهانتى از جانب خداوند قلمداد كرده ، اظهار شكوه مى كنند .
و أما إذا . .. فقدر عليه رزقه فيقول ربّى أهـنن
«اهانة» از ريشه «هَوان» (ذلّت و حقارت) به معناى استهزا و استخفاف است. (مصباح)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 7
7 ـ فقرا ، مساكين ، كارگزاران امور صدقات و مؤلفة قلوبهم ، مالك سهم خويش از صدقات هستند .
إنما الصدقت للفقراء . .. و المؤلفة قلوبهم
برداشت فوق با توجه به «لام» در «للفقراء . .. » ـ كه براى افاده ملكيت مى باشد ـ استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 21
21 ـ از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « الفقراء هم الذين لا يسألون و عليهم مؤنات من عيالهم . . . و المساكين هم اهل الزمانة من العميان العرجان و المجذومين و جميع الاصناف الزمنى . . . ;
فقرا كسانى هستند كه درخواست كمك نمى كنند با اينكه هزينه زندگى عائله بر عهده آنان است و مساكين، افراد معلول، مانند كورها و شلها و جذاميها و ساير اصناف آفت زده هستند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 7
7 - رسيدگى به امور تغذيه گرسنگان و بينوايان ، برخوردار از اولويت نخستين در مقايسه با ديگر تكاليف حمايتى از آنان
و لايحضّ على طعام المسكين
برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن مسأله تغذيه گرسنگان و بينوايان ـ از ميان مجموعه نيازمندى هاى اين قشر ـ به دست
مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 4
4 - تأمين غذاى نيازمندان و ترويج فرهنگ يارى رسانى به تهى دستان ، تكليفى الهى است .
و لاتحـضّون على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 4
4 - تأمين غذاى نيازمندان و ترويج فرهنگ يارى رسانى به تهى دستان ، تكليفى الهى است .
و لاتحـضّون على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 6
6- معاشرت و ملازمت با اقشار محروم جامعه ايمانى ، در پى دارنده مشكلات و نيازمند صبر و شكيبايى است .
و اصبر نفسك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 12،13
12 ـ سود مصلحت واقعى فقرا و يا اغنيا ، از طريق شهادت نابحق تأمين نخواهد شد .
ان يكن غنياً او فقيراً فاللّه اولى بهما
13 ـ منافع شخصى و رعايت مصالح والدين ، بستگان ، فقيران و ثروتمندان ، بايد تحت الشعاع حق و رضايت خدا باشد .
كونوا . .. شهداء للّه و لو على أنفسكم او الولدين و الاقربين ان يكن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 91 - 1
1 ـ افراد ضعيف و مريض و فاقد هزينه و امكانات جنگى ، از شركت در جنگ معافند و گناهى بر آنان نيست .
ليس على الضعفاء . .. حرج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 7
7- فقر و در راه ماندگى ، منشأ پيدايش حقوقى ويژه براى فقرا و در راه ماندگان
و ءات . .. و المسكين و ابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 3 - 5
5 - رفع نياز غذايى فقيران ، مهم ترين حمايت از آنها است .
و لايحضّ على طعام المسكين
ذكر خصوص «طعام»، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 5 - 4
4 - بى توجّهى نمازگزاران به نماز خويش ، نكوهيده تر از آزار يتيمان و فراموش كردن بينوايان است .
فويل للمصلّين . الذين هم عن صلاتهم ساهون
اين آيه، مانند آيات ديگر اين سوره، بيانگر خصلت هاى تكذيب گران كيفر الهى است. آوردن حرف «فاء» در خصلت سوم به بعد و تغيير سياق كلام، بيانگر ترتيب رتبى و نكوهيده تر بودن آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 16
16- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از ترك همنشينى با خداجويان تهيدست و عطف توجه از آنان به طبقه اشراف ، برحذر داشت .
و اصبر نفسك . .. و لاتعد عيناك عنهم
نهى در «لاتعد عيناك» گرچه متوجه چشمان است (چشمان ات از آن گروه نگذرد) ولى مراد، نهى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از برگرداندن نظر و توجه خود از تهيدستان به ثروت مندان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 44 - 3
3 - وجوب سير كردن و تأمين نمودن مواد خوراكى بينوايان
و لم نك نطعم المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 9
9 - وعده خداوند به تأمين نيازمندى هاى فقيران غير متأهل ، در صورت اقدام آنان به ازدواج
و أنكحوا الأيـمى منكم . .. إن يكونوا فقراء يغنهم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 16
16 - رحمت وسيع و علم گسترده خداوند ، تضمين كننده تحقق وعده او ، مبنى بر تأمين نيازمندى هاى فقيرانى كه در صدد ازدواج اند .
إن يكونوا فقراء يغنهم اللّه من فضله و اللّه وسع عليم
جمله «و اللّه واسع عليم» استينافيه تعليليه است و بيانگر علت و چگونگى بى نياز كردن فقيران و تهى دستان به وسيله خدا است; يعنى، چون خداوند گشايش گر و داناى مطلق به همه حقايق و نيازمندى هاى انسان است، پس بر انجام وعده خود نيز، توانا خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 5
5- پايدارى بر همدلى و همزيستى با مؤمنان مخلص تهيدست ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 88 - 10
10ـ يوسف ( ع ) از فقيران و تهيدستان براى پرداخت سهميه شان ، بهايى دريافت نمى كرد .
مسنّا و أهلنا الضر و جئنا ببضـعة مزجية فأوف لنا الكيل
برداشت فوق ، مقتضاى تفريع «أوف لنا الكيل» به وسيله «فاء» بر «مسنا و أهلنا الضر . ..» است.
فقير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 19
19- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در صورت نزديك شدن به رفاه مندان و بريدن از مؤمنان تهيدست ، در خطر گرايش به جلوه هاى دنيا بود .
و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 36 - 20
20 ـ احسان به ايتام ، نيازمندان و درماندگان ، زمينه جلب محبت الهى
و اليتامى و المساكين و ابن السبيل . .. انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 53 - 4
4 ـ كرامت و ارزشمندى مؤمنان مستمند و ضعيف در پيشگاه خداوند، مورد انكار و استهزاى اشراف و قدرتمندان
ليقولوا أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 53 - 4
4 ـ كرامت و ارزشمندى مؤمنان مستمند و ضعيف در پيشگاه خداوند، مورد انكار و استهزاى اشراف و قدرتمندان
ليقولوا أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 22
22- امكان بهره گيرى از ثروت توانگران در صورت گرايش آنان به اسلام ، نبايد دستاويزى براى كنارگيرى از تهيدستان مؤمن قرار گيرد .
و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 11
11 - مهاجران تهى دست ، چشم انتظار بهبود وضع اقتصادى خويش همراه با رضايت خداوند
يبتغون فضلاً من اللّه و رضونًا
«فضلاً من اللّه»، مى تواند اشاره به مسائل مادى و اقتصادى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 215 - 7
7 ـ والدين ، خويشاوندان ، يتيمان ، فقرا و در راه ماندگان ، به ترتيب از موارد مصرف انفاق هستند .
فللوالدين و الاقربين و اليتامى و المساكين و ابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 134 - 1
1 ـ انفاق در حال توانمندى و تنگدستى ، از ويژگى هاى تقواپيشگان
اعدّت للمتّقين. الّذين ينفقون فى السّرّآء و الضّرّاء
مراد از «فى السّرّآء و الضّرّاء»، حالت تنگدستى و توانمندى است، و در برداشت فوق، توصيف انفاق كننده گرفته شده است، نه وصف براى مورد انفاق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 20
20- رهبران الهى ، بايد از دنياطلبى و توجه به دنياگرايان و غفلت از تهيدستان با ايمان ، پرهيز كنند .
و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 263 - 13
13 ـ لزوم بُردبارى توانگرانِ انفاق كننده ، در صورت برخورد ناصواب نيازمندان با آنان *
قول معروف و مغفرة . .. و اللّه غنىّ حليم
بكارگيرى صفت «حليم» ظاهراً براى توصيه به انفاق كنندگان است كه مانند خداوند بُردبار باشند تا خطاى نيازمندان آنان را خشمگين نسازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 271 - 4،7
4 ـ اولويت تأمين زندگى نيازمندان به وسيله صدقات ، نسبت به ساير مصارف
ان تبدوا الصّدقات . .. و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم
از تخصيص به ذكر «فقراء» در بين تمام مصارف ـ كه قطعاً صدقات مصارف ديگرى نيز دارند ـ اولويّت آنان استفاده مى گردد.
7 ـ صدقه پنهانى به فقرا ، كفاره برخى گناهان
و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء . .. و يكفّر عنكم من سيّئاتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 9
9 ـ رفع نيازمندى هاى بينوايان ـ بدون در نظر گرفتن آيين و مذهب آنان ـ ، اصلى اساسى در اسلام
ليس عليك هديهم . .. و ما تنفقوا من خير
اين برداشت با توجّه به شأن نزول آيه كه به گفته برخى از مفسران امتناع و پرهيز مسلمانان از انفاق به غير مسلمانان بوده صورت گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 273 - 1،3،9
1 ـ محصورشدگان در راه خدا و ناتوان از كسب روزى كه خويشتن دار بوده و تنگدستيشان از چهره هايشان شناخته مى شود و نيز هرگز چيزى از ديگران نمى خواهند ، از بهترين مصارف انفاق
للفقراء . .. لا يسئلون النّاس الحافاً
3 ـ انفاق ، از آن بينوايان و تنگدستان ناتوان از تأمين هزينه زندگى ، نه آنان كه بر تأمين مخارج خويش توانمندند .
للفقراء الّذين احصروا فى سبيل اللّه لا يستطيعون ضرباً فى الارض
9 ـ جواز درخواست كمك هاى اقتصادى از سوى فقيران ، بدون تأكيد و اصرار
لا يسئلون النّاس الحافاً
با استفاده از مفهوم جمله «لا يسئلون النّاس الحافاً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 280 - 10،11،14
10 ـ گذشت از بدهى وامداران تنگدست ، نمونه اى از صدقه
و ان تصدقوا خير لكم ان كنتم تعلمون
گذشتِ از بدهى وامداران به صدقه تعبير شده است.
11 ـ وامداران تهيدست و ناتوان از پرداخت بدهى خويش ، يكى از مصارف صدقه
و ان كان ذو عسرة . .. و ان تصدّقوا خيرٌ لكم
14 ـ ارزش والاتر گذشت از بدهى وامداران تنگدست ، در صورت توجه و آگاهى به تنگدستى آنان
خيرٌ لكم ان كنتم تعلمون
امام صادق (ع): «و ان كان ذو عسرة . .. »، ان كنتم تعلمون انه معسر فتصدقوا عليه بما لكم عليه فهو خيرٌ لكم
كافى، ج 4، ص 35، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 295، ح 1182.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 215 - 9
9 ـ لزوم توجّه به نيازمندان و رفع نياز افراد جامعه
قل ما انفقتم من خير فللوالدين و الأقربين و اليتامى و المساكين و ابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 8
8 ـ مسؤوليت سنگين ثروتمندان در تأمين هزينه جهاد و دستگيرى از مستمندان
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله
چنانچه «فضل» به معناى زايد بر نياز باشد، ثروتمندان هستند كه دارايى آنان افزون بر نيازشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 22 - 9
9 - دستگيرى از بينوايان و خويشاوندان و مهاجران نيازمند ، نشانگر فضيلت و كرامت آدمى است .
و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسـكين و المهـجري
برداشت براساس اين است كه مقصود از فضل در «أُوْلوا الفضل» فضيلت معنوى و انسانى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 53 - 5
5 ـ اشراف مكه در صدر اسلام مؤمنان تهيدست را تحقير مى كردند.
أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 3،4
3 - مردان تنگ دست ، بايد به مقدار توانايى خويش هزينه زندگى زنان مطلّقه را در دوران شيردادن به نوزادان ـ افزون بر پرداخت اجرت شيردادن ـ بپردازند .
و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
4 - مردان تنگ دست ، بايد به ميزان توانايى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه را در ايّام عدّه بپردازند .
و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 17
17- نظر به تهيدستان خداجوى و افكندن نگاه رفاقت و دوستى به چهره آنان ، امرى پسنديده و مطلوب خداوند است .
و لاتعد عيناك عنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 5
5- پايدارى بر همدلى و همزيستى با مؤمنان مخلص تهيدست ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 273 - 1،7
1 ـ محصورشدگان در راه خدا و ناتوان از كسب روزى كه خويشتن دار بوده و تنگدستيشان از چهره هايشان شناخته مى شود و نيز هرگز چيزى از ديگران نمى خواهند ، از بهترين مصارف انفاق
للفقراء . .. لا يسئلون النّاس الحافاً
7 ـ سيماى فقيران و تنگدستان ، بيانگرِ وضعيّت اقتصادى نابهنجار آنان ، هر چند خويشتن دارى كرده و تظاهر به فقر ننمايند .
يحسبهم الجاهل اغنياء من التّعفّف تعرفهم بسيمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 280 - 2
2 ـ حمايت اسلام از حقوق طبقات ضعيف اجتماع
و ان كان ذو عسرة فنظرة الى ميسرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 7
7- گروهى از مؤمنان عصر بعثت ، با وجود محروميّت هاى مادّى ، همواره و در صبح و پسين ، بر دعا و نيايش خود به درگاه خداوند مراقبت داشتند .
الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ
«غداة» ـ براساس يكى از معانى ذكر شده در «قاموس» ـ به فاصله زمانى بين نماز صبح و طلوع خورشيد گفته مى شود و «عشىّ» را، برخى، «ميان ظهر تا غروب» و برخى، «فاصله ظهر تا صبح فردا» معنى كرده اند. ( ر.ك: المصباح المنير).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 92 - 9
9 ـ دلجويى خداوند از تهيدستان مشتاق جهاد و ناتوان از تأمين مقدمات آن
و لا على الذين إذا ما أتوك لتحملهم
اختصاص به ذكر يافتن اين گروه ـ پس از اينكه در آيه قبل به صورت كلى تر بدان اشاره شده ـ ويژگى اين گروه و دلجويى خداوند از آنان را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 6
6 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به دلجويى از مؤمنان فقير و ضعيف با ابلاغ سلام و رحمت الهى به آنان در برابر طعنه هاى كافران
أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا . .. و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا
در آيه قبل از طعنه هاى كافران به مؤمنان تهيدست اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن به ميان آمده، و در اين آيه از آن مؤمنان با توصيف «الذين يؤمنون . .. » ياد شده است. محور ارتباط بين اين دو آيه مى تواند موضوع جبران تأثر مؤمنان باشد كه در برداشت فوق به آن اشاره شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 17
17- نظر به تهيدستان خداجوى و افكندن نگاه رفاقت و دوستى به چهره آنان ، امرى پسنديده و مطلوب خداوند است .
و لاتعد عيناك عنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 4
4- تنها راه شناخت شيوه برخورد با مؤمنان تهيدست ، وحى الهى است نه آراى هواپرستان غافل از خداوند
و لاتطع من . .. و قل الحقّ من ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 35
35- تحقير تهيدستان خداخواه و فرومايه ديدن موضع طبقاتى آنان ، بينشى ضد الهى و بيرون از حدِّ اعتدال است .
و لاتطع من . .. كان أمره فرطًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 10
10ـ گرايش دادن اشراف به توحيد و معارف دين ، هرگز مجوز طرد مؤمنان محروم و تهى دست نيست .
و ما أنا بطارد الذين ءامنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 262 - 3
3 ـ توجّه اسلام به حفظ شخصيّت نيازمندان و دريافت كنندگان انفاق
الّذين ينفقون . .. لا يتبعون ما انفقوا منّاً و لا اذىً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 15
15 ـ خداوند حضور مسلمانان فقير و ضعيف را در اطراف پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اسلام زيانبار نمى داند.
ما عليك من حسابهم من شىء
مرجع ضمير در «حسابهم» مى تواند معنوى باشد ; يعنى كسانى كه خواهان طرد مؤمنان فقير از اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند. و مقصود از «ما عليك» يعنى چيزى به ضرر تو از ناحيه محاسبات كافران اتفاق نخواهد افتاد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 53 - 2
2 ـ حضور مؤمنان ضعيف در كنار پيامبر(صلی الله علیه و آله)، وسيله اى براى آزمايش ديگران است.
و لا تطرد الذين يدعون ربهم . .. و كذلك فتنا بعضهم ببعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 13،20
13 ـ خيرخواهيهاى مشركان مبنى بر زيانبار بودن حضور مؤمنان ضعيف در كنار پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد موجب طرد و محروميت آنان از محضر پيامبر(صلی الله علیه و آله) گردد.
ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء فتطردهم
«حسابهم» مى تواند اضافه مصدر به فاعل خود (هم) باشد ; يعنى حسابگريهاى مشركان درباره مؤمنان و فقر و محروميت آنها.
20 ـ پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) نبايد با طرد مؤمنان مستمند و فقير از اطراف خويش، خود را در جرگه ظالمان قرار دهد.
فتطردهم فتكون من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 23
23 ـ كسانى كه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواهان طرد مؤمنان مستمند و ضعيف بودند، ستمگرند.
فتطردهم فتكون من الظلمين
در صورتى كه ال در «الظالمين» عهد باشد، گزينش عنوان ستمگر براى مذكورين در آيه (درخواست كنندگان طرد) تصريح به ستمگر بودن آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 8،9
8ـ مطرود شدن مؤمنان تهى دست از پيرامون نوح ( ع ) ، از شرايط سران و اشراف قوم نوح براى ايمان آوردن به آن حضرت
و ما أنا بطارد الذين ءامنوا
9ـ مخالفت شديد و قاطعانه نوح ( ع ) با درخواست نابه جاى سران و اشراف ( طرد مؤمنان تهى دست )
و ما أنا بطارد الذين ءامنوا
آوردن جمله اسميه و «با» ى زايده ، حكايت از تأكيد فراوان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 114 - 1،2
1 - پاسخ منفى نوح ( ع ) به درخواست اشراف مبنى بر طرد محرومان از پيرامون خويش
أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون . .. و ما أنا بطارد المؤمنين
2 - اعلام قطعى نوح ( ع ) به طرد نكردن مؤمنان از اطراف خويش در هيچ شرايطى
و ما أنا بطارد المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 6
6 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به دلجويى از مؤمنان فقير و ضعيف با ابلاغ سلام و رحمت الهى به آنان در برابر طعنه هاى كافران
أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا . .. و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا
در آيه قبل از طعنه هاى كافران به مؤمنان تهيدست اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن به ميان آمده، و در اين آيه از آن مؤمنان با توصيف «الذين يؤمنون . .. » ياد شده است. محور ارتباط بين اين دو آيه مى تواند موضوع جبران تأثر مؤمنان باشد كه در برداشت فوق به
آن اشاره شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 273 - 1،7،8،14
1 ـ محصورشدگان در راه خدا و ناتوان از كسب روزى كه خويشتن دار بوده و تنگدستيشان از چهره هايشان شناخته مى شود و نيز هرگز چيزى از ديگران نمى خواهند ، از بهترين مصارف انفاق
للفقراء . .. لا يسئلون النّاس الحافاً
7 ـ سيماى فقيران و تنگدستان ، بيانگرِ وضعيّت اقتصادى نابهنجار آنان ، هر چند خويشتن دارى كرده و تظاهر به فقر ننمايند .
يحسبهم الجاهل اغنياء من التّعفّف تعرفهم بسيمهم
8 ـ تنگدستان خويشتن دار ، هرگز با اصرار از مردم چيزى نخواهند .
لا يسئلون الناس الحافاً
در برداشت فوق جمله «لا يسئلون النّاس الحافاً» به همان معناى ظاهريش گرفته شده است; يعنى براى درخواست خويش اصرار نمىورزند. بر اين مبنا جمله «يحسبهم الجاهل» به اين معناست كه رفتار و منش آنان به گونه اى است كه به هنگام تقاضا، معلوم مى شود كه آنان از تهيدستانند.
14 ـ اصحاب صفّه ، تنگدستانِ خويشتن دار محصور شده در راه خدا
للفقراء الّذين احصروا
امام باقر(ع) نزلت الآيه في اصحاب الصفة.
گفتنى است كه اصحاب صفّه، تنگدستانى عفيف و خويشتن دار بودند كه انجام وظايف الهى (جهاد و نبرد و . .. ) آنان را از كسب معاش بازداشته بود. رفتار و منش آنان به گونه اى بود كه ناآشنايان نه تنها به فقر آنان پى نمى بردند; بلكه آنان را غنى و مالدار مى پنداشتند.
مجمع البيان، ج 2، ص 666.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 9 - 1
1 - فقراى انصار نيز مانند مهاجرانِ نيازمند ، از جمله سهم بران « فىء »
للفقراء المهـجرين . .. و الذين تبوّءو الدار و الإيمـن
«والذين تبوّءو. ..» عطف بر «المهاجرين» است; يعنى، «و للفقراء الذين تبوّءو الدار».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 1،2
1 - مهاجرانِ نيازمند و تنگدست ، از جمله سهم بران « فىء »
للفقراء المهـجرين
در مورد كلمه «للفقراء» دو احتمال وجود دارد: 1ـ بدل از «للّه» كه مقصود فى سبيل اللّه است; 2ـ بدل از «ذى القربى» و ما بعد آن. در هر دو صورت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
2 - مهاجرانِ فقير ، از موارد مصرف سهم خدا در فىء *
ما أفاء اللّه . .. فللّه ... للفقراء المهـجرين
عبارت «للفقراء المهاجرين» مى تواند بيان مصداقى از سهم خداوند در «فىء» باشد; زيرا روشن است كه سهم رسول و ذى القربى، مصرف خاص دارد. اما «سهم اللّه» مصارف عامى دارد كه خداوند در اين آيه، به مصداقى از آن اشاره كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 92 - 6
6 ـ محروم شدن برخى از رزمندگان داوطلب ، از شركت در جنگ تبوك ، به خاطر نداشتن امكانات رزمى ( مركب و . . . ) على رغم اشتياق شديد آنان به جهاد
تولوا و أعينهم تفيض من الدمع حزناً ألا يجدوا ما ينفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 14
14 ـ محاسبه اعمال و برآورد تأثير حضور و يا عدم حضور مؤمنان فقير و ضعيف در كنار پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در محدوده وظايف آن حضرت نيست.
و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة . .. ما عليك من حسابهم من شىء
مرجع ضمير در «من حسابهم» موصول در صدر آيه و مراد از آن همان مؤمنان فقيرند. و «من» بنابر گفته اهل ادب، زايد و مفيد استغراق است. يعنى حساب هيچ عمل و كارى از آنان با تو نيست، كه از جمله آنها برآورد نقش حضور و يا عدم حضور آنان در نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 2،3
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) با تهيدستان مؤمن ، معاشرت داشت .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم
واژه «اصبر» چنان چه داراى مفعول باشد، امر به حبس كردن و تثبيت است. اين تعبير و نيز جمله «لاتعد عيناك عنهم» اين نكته را مى رساند كه شيوه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برخورد با تهيدستان، شيوه اى مطلوب بوده و خداوند، او را به پايدارى بر آن و ترك انصراف از ديدار آنان ترغيب مى كند.
3- رفاه مندان عصر بعثت ، براى منصرف ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از معاشرت با تهيدستان مؤمن ، تلاش مى كردند .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم . .. و لاتطع من أغفلنا قلبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 263 - 2
2 ـ لزوم رعايت برخورد نيكو با نيازمندان در گفتار و رفتار
قول معروف و مغفرة خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) با تهيدستان مؤمن ، معاشرت داشت .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم
واژه «اصبر» چنان چه داراى مفعول باشد، امر به حبس كردن و تثبيت است. اين تعبير و نيز جمله «لاتعد عيناك عنهم» اين نكته را مى رساند كه شيوه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برخورد با تهيدستان، شيوه اى مطلوب بوده و خداوند، او را به پايدارى بر آن و ترك انصراف از ديدار آنان ترغيب مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 79 - 10
10 ـ شيوه دوگانه منافقان در عيب جويى از مؤمنان توانمند و مؤمنان تهيدست
الذين يلمزون المطوّعين . .. فيسخرون منهم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «يلمز» درباره توانمندان و «يسخرون» درباره تهيدستان باشد و ضمير «منهم» به «الذين يجدون . ..» برگردد; يعنى، منافقان، مؤمنان توانمند و اهل انفاق را مورد طعن و مؤمنان تهيدست انفاقگر را مورد استهزا و ريشخند قرار مى دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 53 - 3،7،8
3 ـ مؤمنان مستمند و محروم از پايگاه اجتماعى، وسيله آزمايش ديگر مردم هستند.
و لا تطرد الذين يدعون ربهم . .. و كذلك فتنا بعضهم ببعض
7 ـ مؤمنان در پيشگاه خداوند ارزشمندند ; هر چند كه فقير و فاقد موقعيت اجتماعى باشند.
أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا
8 ـ انكار ارزشمندى مؤمنان مستمند، پيامد آزمون الهى از دولتمندان مشرك
و كذلك فتنا بعضهم ببعض ليقولوا أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا
«ل» در «ليقولوا»، بنابر يك ديدگاه، «لام عاقبت» و بيان نتيجه «فتنا» است. برداشت فوق بر اين اساس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ابلاغ پيام الهى به مردم ، با مؤمنانى تهيدست و دنياگرايانى رفاه مند ، مواجه بود .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم . .. و لاتطع من أغفلنا قلبه
از تعبير «تريد زينة الحياة الدنيا» استفاده مى شود كه در آيه، دو گروه، با دو مشخصه، ياد شده اند: نخست، مؤمنان خالصى كه از زينت دنيا بى بهره بودند و گروه دوم، كسانى كه زينت دنيايى داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 92 - 1
1 ـ مؤمنان تهيدست و ناتوان از تدارك ساز و برگ نبرد ، معذور و معاف از جنگند .
و لا على الذين إذا ما أتوك لتحملهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 92 - 3
3 ـ آمدن گروهى از مؤمنان تهيدست ، نزد پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى دريافت ساز و برگ جنگ و شركت در جهاد
الذين إذا أتوك لتحملهم قلت لا أجد ما أحملكم عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 12 - 11
11 - مؤمنانى كه از توانايى مالى برخوردار نبودند ، مى توانستند بدون دادن « صدقه نجوا » ، با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) گفتوگوى محرمانه كنند .
فإن لم تجدوا فإنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 61 - 1
1 - مقايسه انسان هدايت شده ( هر چند بى بهره از موهبت هاى دنيوى ) با انسان هدايت ناپذير ( اما برخوردار از متاع مادى ) قياسى نسنجيده و باطل در بينش الهى
أفمن وعدنـه وعدًا حسنًا . .. كمن متّعنـه
آيه بالا ادامه آيات پيشين و مربوط به كسانى است كه به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پاسخ مثبت داده و به هدايت الهى دست يافتند و نيز در رابطه با كسانى است كه از پذيرش دعوت آن حضرت سر باز زدند و به بهانه هاى مختلف از پيروى هدايت هاى الهى امتناع ورزيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 9
9ـ مخالفت شديد و قاطعانه نوح ( ع ) با درخواست نابه جاى سران و اشراف ( طرد مؤمنان تهى دست )
و ما أنا بطارد الذين ءامنوا
آوردن جمله اسميه و «با» ى زايده ، حكايت از تأكيد فراوان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 114 - 1،2
1 - پاسخ منفى نوح ( ع ) به درخواست اشراف مبنى بر طرد محرومان از پيرامون خويش
أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون . .. و ما أنا بطارد المؤمنين
2 - اعلام قطعى نوح ( ع ) به طرد نكردن مؤمنان از اطراف خويش در هيچ شرايطى
و ما أنا بطارد المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 263 - 3،10،12
3 ـ لزوم پرده پوشى نياز نيازمندان و عفو و گذشت از خطاى آنان
قول معروف و مغفرة خير
كلمه «مغفرة» در اصل به معناى پوشاندن است و معناى آن به تناسب مورد، عفو و گذشت و پوشاندن نيازمندى نيازمندان است.
10 ـ نبايد پس از انفاق ، با گفتارى ناصواب و يا آشكار ساختن فقر نيازمندان ، آنان را آزُرد .
قول معروف و مغفرة خير من صدقة يتبعها اذىً
12 ـ غناى الهى ، كفايت كننده نياز محرومان از انفاق هاى همراه با آزار و اذيّت
و اللّه غنىّ حليم
بكارگيرى صفت «غنى» بيانگر اين است كه نيازى به انفاق همراه با آزار محرومان نيست و خداوند با غناى خود روزى آنان را خواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 271 - 4
4 ـ اولويت تأمين زندگى نيازمندان به وسيله صدقات ، نسبت به ساير مصارف
ان تبدوا الصّدقات . .. و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم
از تخصيص به ذكر «فقراء» در بين تمام مصارف ـ كه قطعاً صدقات مصارف ديگرى نيز دارند ـ اولويّت آنان استفاده مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) با تهيدستان مؤمن ، معاشرت داشت .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم
واژه «اصبر» چنان چه داراى مفعول باشد، امر به حبس كردن و تثبيت است. اين تعبير و نيز جمله «لاتعد عيناك عنهم» اين نكته را مى رساند كه شيوه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برخورد با تهيدستان، شيوه اى مطلوب بوده و خداوند، او را به پايدارى بر آن و ترك انصراف از ديدار آنان ترغيب مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 196 - 9
9 ـ مرض ، موجب تخفيف در تكليف
فمن كان منكم مريضاً او به اذىً من رأسه ففدية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 209 - 9
9 ـ مقتضاى حكمت الهى ، عقابِ خطاكاران پس از بيان احكام و ارائه ادلّه روشن است .
فان زللتم من بعد ما جاءتكم البيّنات . .. ان اللّه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 219 - 11
11 ـ لزوم ترجيح اهمّ در تزاحم ملاكها
و اثمهما اكبر من نفعهما
در صورتى كه ملاكِ حرمت شراب و قمار، زيان آنها باشد; با وجود تصريح به منفعت در آنها، جانب ملاك اقوى (زيان) ترجيح داده شده و حرمت آنها، جعل شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 280 - 1
1 ـ لزوم مهلت دادن به بدهكارِ تنگدست ، تا هنگام پرداخت بدهى خويش به سهولت
و ان كان ذو عسرة فنظرة الى ميسرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 14
14 ـ اقرار فرد عليه خود ، نافذ و مسموع است .
و ليملل الّذى عليه الحقّ
واگذارى املاى سند دين بر مديون، ظاهراً حاكى از نفوذ اقرار وى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 28
28 ـ رفع مؤاخذه خطا و نسيان از امّت اسلامى
ربّنا لا تؤاخذنا ان نسينا أو اخطأنا
پيامبر گرامى اسلام (صلی الله علیه و آله): رفع عن امّتى اربع خصال: خطاؤها و نسيانها . .. و ذلك قول اللّه تعالى: «ربنا لا تؤاخذنا ... »
كافى، ج 2، ص 462، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 305، ح 1226.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 29 - 5،6
5 ـ رضايت طرفين مبادله ، شرط صحت و مشروعيت آن مبادله
الّا ان تكون تجارة عن تراض منكم
6 ـ مبادله بدون رضايت طرفين ، باطل است .
الّا ان تكون تجارة عن تراض منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 115 - 6
6 ـ خداوند ، بدون بيان ، كسى را عقاب نخواهد كرد .
و من يشاقق الرسول من بعد ما تبيّن له الهدى . .. نصله جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 9
9 ـ اقرار انسان عليه خويش ، نافذ و داراى اعتبار قانونى است .
شهداء للّه و لو على أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 165 - 8
8 ـ خداوند كسى را بدون اتمام حجت عقاب نمى كند .
رسلا . .. لئلا يكون للناس على اللّه حجة بعد الرسل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 1 - 20
20 ـ حليت جنين در شكم حيوان تذكيه شده ، مشروط به اينكه داراى مو و كرك باشد .
أحلت لكم بهيمة الانعم
امام باقر يا امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از معناى آيه فوق فرمودند: الجنين فى بطن امه اذا اشعر و اوبر فذكاته ذكاة امه . .. .
كافى، ج 6، ص 234، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 583، ح 10.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 27،28
27 ـ خداوند حكم حرجى ( مشقت بار ) ، تشريع نكرده است .
ما يريد اللّه ليجعل عليكم من حرج
28 ـ تكاليف خداوند ، آنگاه كه انسان را به هنگام عمل در تنگنا و مشقت قرار دهد ، لازم الاجرا نيست .
ما يريد اللّه ليجعل عليكم من حرج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 59 - 3
3 ـ اصل اولى در تمامى رزق ها ، اباحه و حليت است .
ما أنزل اللّه لكم من رزق فجعلتم منه حراماً و حللا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 115 - 5
5- اصل و قاعده اوليه در تمام خوراكى ها ، حلال بودن آنهاست .
فكلوا . .. حلـلاً طيبًا ... إنما حرّم عليكم الميتة ... و ما أهلّ لغير الله به
اطلاق «كلوا» و حصر مستفاد از «إنما حرم» مفيد مطلب فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 10
10 - اصل و قاعده اوليه در خوراكى هاى مطبوع ، حليت است .
كلوا من طيّبـت ما رزقنـكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 126 - 3
3 - خداوند ، بدون بيان وظايف و ابلاغ آن به بندگان خود ، آنان را عقوبت نمى كند .
قال كذلك أتتك ءايـتنا
روز قيامت به غافلان گفته مى شود: «أتتك آياتنا»; يعنى، آيات ما نزد تو آمد [نه اين كه ما آيات را فرستاديم، به تو رسيده باشد يا نرسيده باشد]. بنابراين خداوند، ملاك مؤاخذه را، ابلاغ آيات قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 134 - 3
3 - كيفردادن قبل از بيان و اتمام حجت ، كارى ناروا است .
و لو أنّا . .. لولا أرسلت إلينا رسولاً
گرچه «لولا أرسلت» در اين آيه، اعتراضى است كه از زبان كافران نقل شده; ولى از آن جهت كه بر اين اعتراض فرضى، ترتيب اثر داده شده است، برمى آيد كه اين اعتراض، قابل قبول بوده و فرستادن رسولان براى اتمام حجت، ضرورت داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 209 - 7
7 - مؤاخذه بندگان ، قبل از بيان و اتمام حجت بر ايشان ، ظلم و دور از ساحت خداوند است .
و ما أهلكنا من قرية . .. ذكرى و ما كنّا ظـلمين
مفاد مطلب ياد شده، همان «قبح عقاب بلابيان» است كه از آيه مورد بحث استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 91 - 17
17 ـ رفع تكليف حرجى ( مشقت بار ) و نيز جعل قاعده احسان ، جلوه غفران و رحمت الهى براى بندگان
ما على المحسنين من سبيل و اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 22 - 18
18 ـ خداوند بدون اتمام حجت، بندگان متخلف را توبيخ نخواهد كرد.
ألم أنهكما عن تلكما الشجرة و أقل لكما إن الشيطن لكما عدو مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 6 - 4
4 ـ مؤاخذه كفار به جرم مبارزه با اسلام ، پيش از ارائه معارف الهى قرآن به آنان و تمام شدن حجت بر ايشان ، ممنوع است .
و خذوهم و احصروهم . .. و إن أحد من المشركين استجارك فأجره حتى يسمع كلم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 29 - 6
6- كيفر گمراهان قبل از اتمام حجت ايشان ، ظلم و دور از ساحت خداوند *
و قد قدّمت إليكم بالوعيد . .. و ما أنا بظلّـم للعبيد
برداشت بالا بدان احتمال است كه دو بخش اين آيه، متفرع بر «قد قدّمت. ..» باشد; يعنى، چون قبلاً اتمام حجت بر ايشان شده است، نه حكم تغيير خواهد كرد و نه اجراى حكم ظلم تلقى خواهد شد; زيرا ظلم آن جا است كه عقاب، بدون حجت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 15 - 10
10- عقاب و كيفر دادن بر هر عملى بدون بيان زشتى و خلاف بودن آن عمل ، زشت و ناپسند است .
و ما كنّا معذّبين حتى نبعث رسولاً
اينكه خداوند فرمود: «ما بدون اينكه رسولى براى تبيين حقايق براى مردم بفرستيم، عذاب و كيفرشان نمى كنيم» احتمال دارد به جهت اين داورى عقل باشد كه: «عقاب بدون بيان زشت و قبيح است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 184 - 9
9 - تكاليف شرعى در صورتى كه براى انسان طاقت فرسا باشد ، لازم الاجرا نيست .
و على الذين يطيقونه فدية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 185 - 22
22 - سختى و دشوارى روزه بر مريض و مسافر ، دليل و حكمت برداشتن روزه از آنان است .
و من كان مريضاً . .. يريد اللّه بكم اليسر و لايريد بكم العسر
جمله «يريداللّه . ..» را مى توان ناظر به جمله «من كان ...» دانست و آن را دليل و حكمت برداشتن روزه از مسافر و مريض شمرد و نيز مى توان آن را ناظر به اصل وجوب روزه و بيان حكمت آن دانست. برداشت فوق بر اساس نظر اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 91 - 4،17،21
4 ـ در ميان مجموعه احكام اسلام ، حكم حرجى ( مشقت آفرين ) وجود ندارد .
ليس على الضعفاء . .. حرج
17 ـ رفع تكليف حرجى ( مشقت بار ) و نيز جعل قاعده احسان ، جلوه غفران و رحمت الهى براى بندگان
ما على المحسنين من سبيل و اللّه غفور رحيم
21 ـ از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . إن اللّه يحتج على العباد بما آتاهم و عرّفهم . . . و ما امروا إلا بدون سعتهم . . . و كل شيئى لا يسعون له فهو موضوع عنهم . . . ثم تلا « ليس على الضعفاء و لا على المرضى و لا على الذين لا يجدون ما ينفقون حرج » . . . ;
. .. به تحقيق خداوند بر بندگان احتجاج مى كند به چيزى كه به آنها عطا فرموده و شناختى كه به آنها داده است ... و آنان مأمور نشده اند مگر به تكليفى كه پايين تر از سعه و توانشان باشد ... و هر تكليفى كه در وسع بندگان نباشد، از آنها برداشته شده ... سپس امام آيه شريفه را تلاوت فرمود: «بر ضعيفان و بيماران و آنان كه چيزى نمى يابند كه (در راه جهاد) هزينه كنند، باكى نيست» ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 2 - 7
7- تحمل حرج و مشقت ، در انجام تكاليف دينى ، لازم نيست .
ما أنزّلنا عليك القران لتشقى
اطلاق «لتشقى» شامل مشقت در انجام تكاليف نيز مى گردد، گرچه مورد آيه، مشقت در راه ابلاغ معارف قرآن به ديگران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 78 - 6،31
6 - احكام الهى در شريعت اسلام ، احكامى انعطاف پذير است و در صورت مواجه شدن مكلف با عسر و حرج ، جاى خود را به حكمى ديگر ( احكام ثانوى ) ـ كه مايه عسر و حرج نباشد ـ مى دهد .
و ما جعل عليكم فى الدين من حرج
لازمه نفى حرج از دين، اين است كه اگر مكلف در انجام تكليفى مواجه با حرج شد، آن تكليف ساقط گشته و جاى خود را به حكم
ديگرى كه مايه حرج نباشد بدهد.
31 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : سألته عن الجنب يجعل الركوة أو التوّر فيدخل إصبعه فيه قال : إن كانت يده قذرة فأهرقه و إن كانت لم يصبها قذر فليغتسل منه هـذا ممّا قال اللّه تعالى : « ما جعل عليكم فى الدين من حرج » ;
ابوبصير مى گويد: از امام صادق(ع) سؤال كردم: شخص جُنُب ظرف آب كوچكى مى گذارد و انگشت خود را در آن مى زند [حكمش چيست؟ ]فرمود: اگر دستش آلوده به نجاست باشد، بايد آن آب را بريزد و اگر آلوده به نجاست نباشد، مى تواند با آن آب غسل كند. اين از مصاديق قول خدا است كه فرمود: «ما جعل عليكم فى الدين من حرج» خدا در دين حرج و سختى قرار نداده است».(1) (1) شايد مقصود اين باشد كه اگر بدن جنب به علت جنابت نجس مى شد، لازم مى آمد جُنُب هيچ وقت نتواند با آب قليل غسل كند و اين حرج است. پس به مقتضاى آيه، بدن جنب نجس نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 62 - 3
3 - اسلام ، دينى سهل و آسان و به دور از تكاليف طاقت فرسا و حرج آفرين
و لانكلّف نفسًا إلاّ وسعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 78 - 7
7 - جهاد در راه خدا ، حكمى بيرون از قاعده نفى حرج
و جـهدوا فى اللّه حقّ جهاده . .. و ما جعل عليكم فى الدين من حرج
جمله هاى «هو اجتباكم» و «و ما جعل عليكم فى الدين من حرج» ظاهراً تعليل براى جمله «و جاهدوا فى اللّه حقّ جهاده» است; يعنى، بدان حهت كه شريعت اسلام، شريعتى سهل و آسان و پيراسته از هرگونه عسر و حرج است، پس بايد در راه عمل به آن نهايت كوشش را نمود و در راه حفظ آن، تمام توان خود را به كار بست و از ايثار جان و مال در پاسدارى از آن دريغ نكرد. لازمه اين معنا اين است كه حكم جهاد همه جانبه ـ كه قطعاً عسر و حرج آفرين است ـ از قانون نفى حرج بيرون باشد.
{قاعده حليت}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 10
10 - اصل و قاعده اوليه در خوراكى هاى مطبوع ، حليت است .
كلوا من طيّبـت ما رزقنـكم
{قاعده فقهى}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 83 - 23
23 ـ لزوم توقف به هنگام تحيّر در برابر موضوعات ناشناخته و پى جويى پاسخ آن از دانايان و دانشوران اهل استنباط
و لو ردّوه الى الرسول و الى اولى الامر منهم لعلمه الّذين يستنبطونه منهم
امام رضا (ع) فرمود: . .. بل كان الفرض عليهم و الواجب لهم من ذلك الوقوف عند التحيّر و ردّ ما جهلوه من ذلك الى عالمه و مستنبطه لانّ اللّه يقول فى محكم كتابه «و لو ردّوه الى الرسول و اولى الامر منهم لعلمه الّذين يستنبطونه منهم».
تفسير عياشى، ج 1، ص 260، ح 206 ; نورالثقلين، ج 1، ص 522، ح 429.
{قاعده كيفر بى بيان}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 126 - 3
3 - خداوند ، بدون بيان وظايف و ابلاغ آن به بندگان خود ، آنان را عقوبت نمى كند .
قال كذلك أتتك ءايـتنا
روز قيامت به غافلان گفته مى شود: «أتتك آياتنا»; يعنى، آيات ما نزد تو آمد [نه اين كه ما آيات را فرستاديم، به تو رسيده باشد يا نرسيده باشد]. بنابراين خداوند، ملاك مؤاخذه را، ابلاغ آيات قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 15 - 10
10- عقاب و كيفر دادن بر هر عملى بدون بيان زشتى و خلاف بودن آن عمل ، زشت و ناپسند است .
و ما كنّا معذّبين حتى نبعث رسولاً
اينكه خداوند فرمود: «ما بدون اينكه رسولى براى تبيين حقايق براى مردم بفرستيم، عذاب و كيفرشان نمى كنيم» احتمال دارد به جهت اين داورى عقل باشد كه: «عقاب بدون بيان زشت و قبيح است».
{قاعده نفى حرج}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 27،28
27 ـ خداوند حكم حرجى ( مشقت بار ) ، تشريع نكرده است .
ما يريد اللّه ليجعل عليكم من حرج
28 ـ تكاليف خداوند ، آنگاه كه انسان را به هنگام عمل در تنگنا و مشقت قرار دهد ، لازم الاجرا نيست .
ما يريد اللّه ليجعل عليكم من حرج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 224 - 5
5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ الشعرا يتّبعهم الغاوون » قال : . . .هم قوم تفقهوا لغير الدين فضلّوا و أضلوا ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «الشعراء يتّبعهم الغاوون» روايت شده كه فرمود: . ..آنان گروهى هستند كه فقه را براى غير دين آموخته اند; هم خود گمراه گشته اند و هم ديگران را گمراه كرده اند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 224 - 7
7 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) [ فى قوله ] « و الشعراء يتّبعهم الغاوون » قال هم قوم تعلّموا و تفقّهوا بغير علم فضلّوا و أضلوا ;
از امام صادق(ع) [درباره قول خدا] «و الشعراء يتّبعهم الغاوون» روايت شده كه فرمود: آنان گروهى اند كه علم و فقه را [به طور سطحى] آموخته اند، بدون اين كه دانش و بصيرت لازم را داشته باشند. پس خود گمراه شده و ديگران را هم گمراه كرده اند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 224 - 5
5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ الشعرا يتّبعهم الغاوون » قال : . . .هم قوم تفقهوا لغير الدين فضلّوا و أضلوا ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «الشعراء يتّبعهم الغاوون» روايت شده كه فرمود: . ..آنان گروهى هستند كه فقه را براى غير دين آموخته اند; هم خود گمراه گشته اند و هم ديگران را گمراه كرده اند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 224 - 7
7 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) [ فى قوله ] « و الشعراء يتّبعهم الغاوون » قال هم قوم تعلّموا و تفقّهوا بغير علم فضلّوا و أضلوا ;
از امام صادق(ع) [درباره قول خدا] «و الشعراء يتّبعهم الغاوون» روايت شده كه فرمود: آنان گروهى اند كه علم و فقه را [به طور سطحى] آموخته اند، بدون اين كه دانش و بصيرت لازم را داشته باشند. پس خود گمراه شده و ديگران را هم گمراه كرده اند».
فقها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 94 - 6
6 ـ حجيت قول صاحب نظر و آگاه از كتاب هاى آسمانى ، درباره مسايل دين
فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب من قبلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 41 - 12
12ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى قوله : « أوَلم يروا أنّا نأتى الأرض ننقصها » ] : ننقص ها بذهاب علمائها و فقهائها و خيار أهلها ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: [مراد از«ننقصها» در سخن خدا: «أو لم يروا أنَّا نأتى الأرض ننقصها . ..» اين است كه]: با رفتن علما، فقها و خوبان اهل زمين، از زمين مى كاهيم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 122 - 10
10 ـ فقيهان و عالمان ، مسؤول ارشاد و هدايت جامعه خويش
ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم إذا رجعوا إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 122 - 8
8 ـ هر جامعه و قومى نياز به اسلام شناس و فقيه و مبلغى برخاسته از ميان خودشان دارد .
فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 40 - 6
6 - انسان ، در پرتو سلامت روح و انديشه ، قادر به دريافت و پذيرش پيام وحى
و من يعش عن ذكر الرحمـن . .. أفأنت تسمع الصمّ ... و من كان فى ضلـل مبين
در آيه شريفه قابليت نداشتن براى هدايت، گمراهى آشكار شمرده شده است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه وجود قابليت روحى و فكرى براى هدايت، مى تواند راه رسيدن به حق را هموار سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 30 - 3
3 - انديشه محدود مشركان ، مانع از تأثير پيام وحى در آنان
فأعرض عن من . .. ذلك مبلغهم من العلم
در صورتى كه «ذلك مبلغهم. ..» بيانگر فلسفه تكليف اعراض براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، مفاد آن چنين مى شود: چون محدوده دانش مشركان از دنيا فراتر نمى رود، بنابراين از درك معارف معنوى عاجزاند. پس از آنان روى بگردان; زيرا پيام هاى الهى در عناصرى مانند آنان تأثير ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 48 - 3
3 ـ نيكو پنداشتن اعمال ناهنجار ، نشانى از نفوذ شيطان در افكار آدمى
و إذ زين لهم الشيطن أعملهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 82 - 17
17 ـ افكار آدمى ، همواره در حال تغيير و تحوّل است .
و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 154 - 11
11 - التزام آدمى به عمل و پايدارى بر آن ، در گرو تطابق آن با انديشه و افكار اوست .
و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت بل أحياء
ارائه انديشه براى فراهم كردن زمينه هاى عمل - كه آيه فوق گوياى آن است - بيانگر برداشت فوق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 56 - 12
12- جدال به باطل و استهزا و تمسخر ، از روش هاى ناپسند در برخورد با مسائل فكرى و عقيدتى است .
و يجـدل الذين كفروا بالبـطل ليدحضوا به الحقّ واتخذوا ءايـتى و ما أُنذروا هزوًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 8
8 ـ سنجش و مقايسه بين فرجام دو انديشه و رفتار ، بهترين روش براى گزينش انديشه و رفتارى درست و برتر
قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 10 - 12
12- تأثير قطع ارتباط با مردم و تمركز فكرى در تقويت قواى جنسى *
ألاّ تكلّم الناس ثلـث ليال سويًّا
نشانه اى كه براى زكريا قرار داده شد، بدون مناسبت و ارتباط با عوامل منتهى به انعقاد نطفه يحيى نيست، چرا كه زكريا فرتوت گشته و براى انجام چنين كارى آمادگى لازم را ندارد. ترك سخن سه روزه او علاوه بر نشانه بودن ممكن است موجب تمركز فكرى و آمادگى جسمى او براى انعقاد نطفه نيز بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 46 - 13
13 - يادآورى مبادى انديشه جهت نتيجه بخش كردن آن ، از شيوه هاى تعليمى قرآن كريم
أن تقوموا للّه مثنى و فردى ثمّ تتفكّروا
سفارش به تفكر با حرف عطف «ثمّ» ـ كه براى تراخى است ـ پس از توصيه به اقدام خالصانه فردى و دو نفره براى خدا، نشان مى دهد كه به دور بودن از هياهو و انجام كار براى خدا، فكر را داراى ثمر بهتر و بيشترى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 23 - 11
11- اراده و تدبير الهى ، حاكم بر تأثير ها و تأثّر هاى طبيعى روح و انديشه بشر *
فأصمّهم و أعمى أبصـرهم
انسانِ بيماردل، در نتيجه عملكرد نادرست خويش، مورد لعن الهى قرار مى گيرد و از دريافت حقايق معنوى و انسانى كر و كور مى شود. اين روند، به ظاهر طبيعى مى نمايد و در مقوله دانش روان شناسى قابل تحليل است; با اين حال خداوند كر و كورى آنان را به خود نسبت مى دهد و اين نيست مگر به خاطر اين كه تأثيرها و تأثرهاى طبيعى نيز، به جعل و اراده اويند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 90 - 7
7- تأثيرگذارى نياز هاى محيطى و مادى انسان بر آرا و نظريات وى حتى در زمينه مسائل فكرى و معنوى *
و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعًا
با اين احتمال كه پيشنهاد ايجاد چشمه به عنوان معجزه از سوى مشركان، متأثر از شدت نياز آنان به منابع آبى بوده باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 1 - 5
5 - قرآن ، در عرصه فكر ، انديشه و . . . پيروزِ شكست ناپذير و كتابى حكيمانه است .
تنزيل الكتـب من اللّه العزيز الحكيم
برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه چون خداوند، عزيز (پيروز شكست ناپذير) و حكيم است; بنابراين سخن او نيز در عرصه خاصِ خود (فكر، انديشه و. ..) چنين خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 63 - 6،10،13
6 - پذيرش تورات با جديت تمام و استوارسازى رفتار و انديشه ها بر اساس آن ، فرمان خداوند به بنى اسرائيل
خذوا ما ءاتينكم بقوّة
10 - نيل انسان ها به تقوا و پرهيزشان از عقايد ناصواب و اعمال ناروا ، از اهداف نزول كتاب هاى آسمانى است .
خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه لعلكم تتقون
13 - فراگيرى كتاب آسمانى و تنظيم عقايد و اعمال بر محور آن ، وظيفه اى ضرورى بر عهده اهل ايمان
خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 6
6 - زبون ساختن انسان ها و ممانعت از رشد و تكامل انديشه آنان ، روش جباران و حكومت هاى فاسد در طول تاريخ
فاستخفّ قومه فأطاعوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 12
12ـ كف هاى سيلاب ها و فلزات گداخته شده دور ريخته و نيست مى شوند و آب ها و فلزات سودمند باقى مى مانند .
فأما الزبد فيذهب جفاءً و أما ما ينفع الناس فيمكث فى الأرض
«جَفاء» به معناى دور شدن از چيزى است و «جُفاء» به چيزى كه دور ريخته مى شود اطلاق مى گردد، در لسان العرب آمده است «جفاء السيل يعنى كفها و چيزهاى پليد و مانند اينها كه سيلاب آنها را به كنارى مى اندازد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 8،22
8ـ حق در تشبيه همانند فلزات گداخته شده و ذوب گشته است و باطل بسان كف هاى ايجاد شده بر روى آن
و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله كذلك يضرب الله الحق و البـطل
22ـ همانندى حق با آب فرود آمده از آسمان و نيز با فلزات ذوب شده و همسانى باطل با كف سيلاب ها و كف فلزات ذوب شده ، از ضرب المثل هاى قرآن است .
كذلك يضرب الله الحق و البـطل . .. كذلك يضرب الله الأمثال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 8،22
8ـ حق در تشبيه همانند فلزات گداخته شده و ذوب گشته است و باطل بسان كف هاى ايجاد شده بر روى آن
و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله كذلك يضرب الله الحق و البـطل
22ـ همانندى حق با آب فرود آمده از آسمان و نيز با فلزات ذوب شده و همسانى باطل با كف سيلاب ها و كف فلزات ذوب شده ، از ضرب المثل هاى قرآن است .
كذلك يضرب الله الحق و البـطل . .. كذلك يضرب الله الأمثال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 4
4ـ فلزات گداخته شده در كوره هاى آتش ، كفهايى همانند كف هاى سيلاب از خود ايجاد مى كنند .
و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله
«من» در «مما يوقدون» نشويه است. «ايقاد» (مصدر يوقدون) به معناى شعلهور ساختن آتش مى باشد. مراد از «ما» به قرينه «حلية» و «متاع» فلزاتى نظير طلا، نقره، مس و ... است. «فى النار» حال مؤكّده مى باشد. بنابراين «يوقدون ...» ; يعنى، و حاصل مى شود از فلزاتى كه آتش بر آن برافروزند (آن را ذوب كنند) كفى مانند كف سيلاب.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 6
6ـ مردم عصر بعثت آشنا با گداختن و ذوب فلزات در كوره هاى آتش ، براى تهيه زيورآلات و اسباب زندگى
و مما يوقدون عليه فى النار ابتغاء حلية أو متـع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 96 - 8،10
8- ذوالقرنين ، از نحوه ساختن و بناى سد و كيفيت ذوب فلزات و تركيب آن ، آگاهى دقيق داشت .
ءاتونى زبر الحديد . .. أُفرغ عليه قطرًا
10- صنعت ذوب فلز ، در تمدن زمان ذوالقرنين ، وجود داشته است .
قال انفخوا حتّى إذا جعله نارًا قال ءاتونى أُفرغ عليه قطرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 96 - 10
10- صنعت ذوب فلز ، در تمدن زمان ذوالقرنين ، وجود داشته است .
قال انفخوا حتّى إذا جعله نارًا قال ءاتونى أُفرغ عليه قطرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 5
5ـ تهيه زيورآلات و وسايل زندگى از اهداف گداختن فلزات در كوره هاى آتش است .
و مما يوقدون عليه فى النار ابتغاء حلية أو متـع
«ابتغاء» به معناى طلب كردن است و اين كلمه مفعول له براى «يوقدون» مى باشد. «حلية» چيزى است كه وسيله زينت قرار مى گيرد و «متاع» به چيزى گفته مى شود كه در زندگى مورد بهره بردارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 12
12ـ كف هاى سيلاب ها و فلزات گداخته شده دور ريخته و نيست مى شوند و آب ها و فلزات سودمند باقى مى مانند .
فأما الزبد فيذهب جفاءً و أما ما ينفع الناس فيمكث فى الأرض
«جَفاء» به معناى دور شدن از چيزى است و «جُفاء» به چيزى كه دور ريخته مى شود اطلاق مى گردد، در لسان العرب آمده است «جفاء السيل يعنى كفها و چيزهاى پليد و مانند اينها كه سيلاب آنها را به كنارى مى اندازد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 16 - 4
4 - تأثير مثبت بيان فوايد و نتايج ايمان و دين دارى در گرايش بيشتر مردم به دين
و ألّوِاستقـموا على الطريقة لأسقينـهم ماء غدقًا
مأموريت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به بيان فوايد دين، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 16 - 4
4 - تأثير مثبت بيان فوايد و نتايج ايمان و دين دارى در گرايش بيشتر مردم به دين
و ألّوِاستقـموا على الطريقة لأسقينـهم ماء غدقًا
مأموريت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به بيان فوايد دين، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 32 - 3
3- توجه به آفرينش آسمان و نقش آن براى اهل زمين ، راهى براى رسيدن به توحيد است .
أنّ السموت والأرض . .. و جعلنا السماء سقفًا محفوظًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 14،15
14- آگاه شدن از فوايد دنيوى هجرت در راه خدا و پاداش اخروى آن ، مورد تمنى خداوند
و الذين هاجروا . .. لو كانوا يعلمون
از جمله معناها و استعمالهاى «لو» تمنى است و برداشت فوق بر اين اساس است.
15- آگاهى از ثمرات دنيوى هجرت در راه خدا و پاداش اخروى آن ، امرى در حد ناممكن است .
و الذين هاجروا فى الله . .. و لأجر الأخرة أكبر لو كانوا يعلمون
برداشت فوق، بنابر امتناعى بودن «لو» و يا تمنى بودن آن است و «لو تمنى» در جايى استعمال مى شود كه مورد، محال و يا در حكم محال باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 8
8 - تبيين فوايد ايمان و دين دارى ، از روش هاى تبليغى و هدايتى
استغفروا ربّكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا . و يمددكم بأمول و بنين ... و يجعل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 16 - 5
5 - بيان فوايد و نتايج ايمان و دين دارى ، از روش هاى هدايتى و تبليغى قرآن
و ألّوِاستقـموا على الطريقة لأسقينـهم ماء غدقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 8
8 - تبيين فوايد ايمان و دين دارى ، از روش هاى تبليغى و هدايتى
استغفروا ربّكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا . و يمددكم بأمول و بنين ... و يجعل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 16 - 5
5 - بيان فوايد و نتايج ايمان و دين دارى ، از روش هاى هدايتى و تبليغى قرآن
و ألّوِاستقـموا على الطريقة لأسقينـهم ماء غدقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 44 - 10
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به بيان فوايد و آثار قرآن ، در پاسخ به بهانه جويى هاى كافران
و لو جعلنه . .. ءاْعجمىّ و عربىّ قل هو للذين ءامنوا هدًى و شفاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 222 - 24
24 ـ استنجاى به آب ، از مصاديق تطهير است .
ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين
فردى به پيامبر گرامى اسلام (صلی الله علیه و آله) گفت كه من استنجاى به آب مى كنم; پس آن حضرت فرمود: هنيئاً لك فان اللّه عز و جل قد انزل فيك آية: «ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين»
تفسير عياشى، ج 1، ص 109، ح 328; تفسير برهان، ج 1، ص 216، ح 11.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 11،12
11 ـ نقش ريزش فراوان و مداوم باران و جريان رودها در پيدايش تمدنهاى قدرتمند
قرن مكنهم فى الأرض . .. و أرسلنا السماء عليهم مدرارا و جعلنا الأنهر
«مدرارا» يعنى داراى ريزش فراوان، پى در پى و به مقدار نياز (مجمع البيان، ذيل آيه 52 سوره هود)
12 ـ آب فراوان و رونق كشاورزى از شاخصه هاى توانمندى و قدرت اقوام و تمدنها
و أرسلنا السماء عليهم مدرارا و جعلنا الأنهر تجرى من تحتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 7 - 5
5ـ آب ماده اصلى براى آفرينش آسمان ها و زمين *
خلق السمـوت و الأرض فى ستة أيام و كان عرشه على الماء
برداشت فوق، مقتضاى ارتباط ميان دو جمله «خلق السموات . ..» و «كان عرشه على الماء» است; يعنى، بيان اين معنا كه: پيش از آفرينش آسمانها و زمين، هستى منحصر به آب بود و خداوند بر آنها حاكميت داشت، مى تواند به اين نكته اشاره داشته باشد كه خداوند، آن آبهاى پيشين يا قسمتى از آنها را به آسمان و زمين تبديل كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 4
4- آب ، عامل حيات و رويش گياهان ، ميوه ها و نباتات است .
و أنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 11 - 3،7
3- آب ، مايه رويش گياهان و درختان ميوه است .
أنزل من السّماء ماء . .. ينبت لكم به الزرع و الزيتون و النخيل و الأعنـب
حرف جر «ب» در «به الزرع» سببيه است و مرجع ضمير آن «ماء» در آيه قبل است. از اين رو معناى جمله چنين مى شود: خداوند به وسيله آب، كشتها و ... را براى شما مى روياند.
7- رويش گياهان و درختان زيتون ، نخل و تاك به وسيله آب ، زمينه اى براى انديشيدن و راهى براى خداشناسى است .
ينبت لكم به . .. إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 65 - 4،5
4- خداوند ، آب را مايه حيات موجودات زنده قرار داده است .
فأحيا به الأرض بعد موتها
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از «الأرض» اهل زمين; يعنى، موجودات داراى حيات باشد كه شايسته مرگ و حياتند.
5- زمين ، پيش از برخوردارى از آب ، فاقد حيات بود .
فأحيا به الأرض بعد موتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 41 - 3
3- جريان آب هاى سطحى زمين و در دسترس بودن آن ، از نعمت هاى خداوند و از عوامل مهم آبادانى است .
أو يصبح ماؤها غورًا فلن تستطيع له طلبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 30 - 4،8
4- پيدايش موجودات زنده ، پس از گذشت دوره انباشتگى و تراكم آسمان ها و زمين بوده است .
أنّ السموت والأرض كانتا رتقًا ففتقنـهما و جعلنا من الماء كلّ شىء حىّ
8- انديشيدن در پديده هاى جهان خلقت ، از راه هاى دستيابى انسان به توحيد و يگانگى خداوند
أوَلم ير الذين كفروا أنّ السموت . .. أفلايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 31
31 - آب ، مايه رويش و رشد گياهان
فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزّت وربت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 19 - 2
2 - تأثير مهم و محورى آب در رويش گياهان
فأنشأنا لكم به جنّت من نخيل و أعنـب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 45 - 1،2
1 - خداوند ، [ در آغاز ] هر جاندارى را از آب آفريد .
و اللّه خلق كلّ دابّة من ماء
به حيوانات و جانداران روى زمين ـ چه بزرگ و قابل رؤيت باشند و چه كوچك و غير قابل ديدن ـ «دابّة» گويند (لسان العرب).
2 - آب ، از عناصر نخستين پيدايش حيات حيوانى است .
و اللّه خلق كلّ دابّة من ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 54 - 1
1 ـ آب ، خمير مايه و عنصر نخستين آفرينش آدم ( ع )
و هو الذى خلق من الماء بشرًا
درباره كلمه «الماء» در آيه شريفه دو احتمال وجود دارد: 1ـ مقصود آب است كه جزئى از ماده اوليه خلقت آدم مى باشد. در اين صورت مقصود از «بشراً» حضرت آدم خواهد بود. 2- مراد منى و نطفه است كه در اين صورت، مقصود از «بشراً» فرزندان آدم; يعنى، نوع انسان ها خواهد بود. برداشت برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 63 - 7
7 - از جمله فوائد آب ، حيات بخشى به زمين است .
نزّل . .. ماء فأحيا به الأرض من بعد موتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 24 - 5
5 - زمين بدون آب ، مرده و موات است .
و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد موتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 27 - 1،6
1 - خداوند ، روانه كننده آب به سرزمين هاى خشك جهت روياندن گياهان است .
أوَلم يروا أنّا نسوق الماء إلى الأرض الجرز فنخرج به زرعًا
«جرز» به جايى كوير مانند گفته مى شود كه ريشه گياه، در آن قطع شده و از بين رفته باشد (مفردات راغب). لازم به ذكر است كه «زرع » مصدر به معناى مفعول است.
6 - آب ، داراى نقش اساسى ، در حيات و تغذيه انسان ها و حيوان ها است .
و نسوق الماء إلى الأرض الجرز فنخرج به زرعًا تأكل منه أنعـمهم و أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 9 - 5
5 - زمين ، بدون آب مرده است .
فسقنـه إلى بلد ميّت فأحيينا به الأرض بعد موتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 4
4 - آب ، عامل پديد آمدن انواع ميوه ها با رنگ هاى گوناگون
ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 21 - 7
7 - آب ، مايه حيات و رويش كشت هاى متنوع و رنگارنگ
يخرج به زرعًا مختلفًا ألونه ثمّ يهيج فتريه مصفرًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 33 - 1
1 - سودمندى آسمان ، شب ، روز ، زمين ، آب ، گياه و كوه ها براى انسان و دام ، هدف خداوند از آفرينش و سامان بخشى آنها است .
متـعًا لكم و لأنعـمكم
«متاعاً» مفعول له است. اين كلمه گرچه اسم است براى هر چيزى كه سودمند باشد (لسان العرب); ولى در اين آيه جايگزين مصدر شده است; يعنى، «تمتيعاً لكم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 25 - 3
3 - نقش اساسى آب و باران در تغذيه انسان
إلى طعامه . أنّا صببنا الماء صبًّا
عبارت «أنّا صببنا. ..»، بدل اشتمال براى «طعامه» و گوياى ارتباط تنگاتنگ آب و طعام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 49 - 6
6 ـ پاكى و زلال بودن آب ، تأثيرگذار در احياى زمين ( رويش گياهان و نباتات )
ماء طهورًا لنحيى به بلدة ميتًا
برداشت فوق، از قيد «طهوراً» براى «ماء» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 42 - 6
6 - نقش آب سرد جوشيده از زمين ، در سلامتى انسان و برطرف كردن برخى از بيمارى هاى جسمى
هـذا مغتسل بارد و شراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 72 - 3
3ـ جام شاهى ، وسيله پيمانه كردن غلات براى تعيين سهميه افراد در دوران قحطى هفت ساله مصر
جعل السقاية فى رحل أخيه . .. نفقد صواع الملك
تعبير كردن از جام گمشده به «سقاية» (جام) و «صواع» (پيمانه) گوياى اين است كه پيمانه مورد استفاده براى تعيين سهميه
افراد، همان ظرفى بود كه پيش از سپردن آن به يوسف(ع) براى نوشيدن آب و مانند آن مورد استفاده پادشاه قرار مى گرفته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 80 - 4
4 - آتش ، نعمت بزرگ الهى و داراى نقش حياتى در زندگى بشر
الذى جعل لكم من الشجر الأخضر نارًا فإذا أنتم منه توقدون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه ـ ضمن آن كه بيانگر جلوه هاى قدرت خدا است ـ درصدد بيان نعمت هاى الهى و امتنان بر انسان نيز مى باشد. گفتنى است كه آمدن لام انتفاع (لكم) مؤيد اين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 6
6 - خداوند ، آسمان در جهت منافع انسان ها برافراشته ساخت .
الذى جعل لكم . .. السماء بناء
كلمه «بناء» در لغت عرب معنايى دارد كه شامل: ساختمان، خيمه، چادر و مانند اينها مى شود. اطلاق «بناء» بر آسمان از باب تشبيه است; يعنى: جعل لكم السماء كالبناء.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 164 - 9
9 - آسمان مبدأ پيدايش آب هاى موجود در زمين است .
و ما أنزل من السماء من ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 31 - 2
2 ـ آسمان و زمين ، دو منبع روزى براى انسانها
قل من يرزقكم من السماء و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 5
5- آسمان ، منبع اصلى آبها
و أنزل من السّماء ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 22 - 11
11- منبع اصلى آب ها ، آسمان ( ابر ها ) است .
فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينـكموه
از اينكه خداوند، در مقام امتنان به بندگان مى فرمايد: «ما از آسمان آب فرستاديم و با آن شما را سيراب كرديم» ـ با اينكه در زمين هم آب براى سيراب كردن هست ـ حكايت از آن دارد كه منابع زمينى آبها هم، از آسمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 10 - 1
1- نزول آب ( باران ) از آسمان ، تنها به دست خداست .
هو الذى أنزل من السّماء ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 73 - 4
4- آسمان و زمين ، در تأمين روزى انسان نقش دارند .
ما لايملك لهم رزقًا من السموت و الأرض شيئًا
از اينكه خداوند فرمود: معبودها قادر به روزى رسانى به انسان از آسمان و زمين نيستند، استفاده مى شود كه زمينه روزى رسانى در آسمانها همچون زمين، وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 3
3 - آسمان ( فضا و ابر ها ) ، منشأ نزول باران و منبع آب ها
أنزل من السماء ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 12 - 3
3 - آسمان و زمين ، گنجينه هاى خيرات و روزى موجودات
له مقاليد السمـوت و الأرض يبسط الرزق
از كلمه «مقاليد» (كليدها) و نيز جمله «يبسط الرزق»، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 33 - 1
1 - سودمندى آسمان ، شب ، روز ، زمين ، آب ، گياه و كوه ها براى انسان و دام ، هدف خداوند از آفرينش و سامان بخشى آنها
است .
متـعًا لكم و لأنعـمكم
«متاعاً» مفعول له است. اين كلمه گرچه اسم است براى هر چيزى كه سودمند باشد (لسان العرب); ولى در اين آيه جايگزين مصدر شده است; يعنى، «تمتيعاً لكم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 11 - 1،2
1 - آسمان ، داراى باران هاى پياپى و فائده هاى مداوم و جايگاه ظهور مكرر ستارگان
و السماء ذات الرجع
«رَجْع» به معناى بازگرداندن و «رجوع» به معناى بازگشتن است (مفردات راغب). «ذات الرجع» وصفى است كه بر ثبوت و تداوم دلالت دارد و مراد از آن مى تواند بازگشت دادن بخارهاى متصاعد به صورت باران باشد. گفته «مقاييس اللغة» ـ كه «رَجْع» را به معناى «باران» دانسته است ـ اين احتمال را تأييد مى كند. برخى از مفسران، آن را بر تمام فايده هاى آسمانى، ظهور مكرر ستارگان در شب ها، تأثير حوادث آسمانى در پيدايش مكرر فصول سال، تطبيق داده اند.
2 - توجّه به تأثير آسمان در تداوم بازگشت بعضى از پديده ها ، زمينه ساز باور به معاد
و السماء ذات الرجع
ارتباط اين سوگند با قبل و بعد آن ـ به ويژه آيه «إنّه على رجعه لقادر» كه كلمه «رجع» در آن نيز آمده است ـ بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 96 - 2،11
2- آهن ، نقشى اصلى و مهم ، در بناى سد ذوالقرنين داشت .
ءاتونى زبر الحديد حتّى إذا ساوى بين الصدفين
گرچه در مصالح ساختمانى سدّ، از مس نيز استفاده شده، ولى از «حتى إذا ساوى . ..» دانسته مى شود كه تمام فضاى بين دو كوه، ابتدا، از آهن پاره ها آكنده شد و مس ذوب شده، تنها، براى پيوند آن قطعات به كار رفت.
11- تركيب آهن و مسّ ، فلزى بسيار مستحكم و غير قابل نفوذ به دست مى دهد .
ءاتونى زبر الحديد . .. أُفرغ عليه قطرًا
ريختن مس گداخته بر آهن هاى نزديك به ذوب، گوياى آن است كه جنس تركبى، به فلزى بسيار مستحكم تبديل خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 7،9
7 - خداوند ، نازل كننده باران از ابرها
و أنزل من السماء ماء
«سماء» به هر چيزى كه در جهت بالا قرار گرفته باشد گفته مى شود. تكرار كلمه «السماء» در آيه، حكايت از آن دارد كه مراد از آن در هر فراز، مصداقى خاص از معناى ذكر شده است; در جمله نخست چون در مقابل «الأرض» قرار گرفته به معناى آسمان است و در جمله دوم به قرينه «ماء» مى توان گفت كه مقصود از آن «ابر» مى باشد.
9 - آب هاى نازل شده از ابر ها ، سببى اساسى براى پيدايش روزى انسان ها
فأخرج به من الثمرت رزقاً لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 22 - 11
11- منبع اصلى آب ها ، آسمان ( ابر ها ) است .
فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينـكموه
از اينكه خداوند، در مقام امتنان به بندگان مى فرمايد: «ما از آسمان آب فرستاديم و با آن شما را سيراب كرديم» ـ با اينكه در زمين هم آب براى سيراب كردن هست ـ حكايت از آن دارد كه منابع زمينى آبها هم، از آسمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 43 - 4،10
4 - دانه هاى باران ، از لابه لاى اجزاى متراكم ابر ها بيرون مى آيد .
فترى الودق يخرج من خلـله
«ودق» به معناى باران است; چه كم باشد و چه زياد; چه شديد باشد و چه ضعيف (لسان العرب).
10 - ابر هاى متراكم ، داراى بار الكتريكى مثبت و منفى
أنّ اللّه يزجى سحابًا . .. ركامًا ... يكاد سنا برقه يذهب بالأبصـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 9 - 3
3 - ابر ها ، عامل نزول باران
فتثير سحابًا فسقنـه إلى بلد ميّت فأحيينا به الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 2،3
2 - خداوند ، نازل كننده باران از آسمان ( فضا و ابر ها )
أنّ اللّه أنزل من السماء ماء
«سماء» به هر چيزى گفته مى شود كه در جهت بالا قرار گرفته باشد و مقصود از آن در آيه شريفه، فضا و ابرهاى موجود در بالاى سر موجودات زمينى مى باشد.
3 - آسمان ( فضا و ابر ها ) ، منشأ نزول باران و منبع آب ها
أنزل من السماء ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 69 - 2
2 - ابر ، سرچشمه آب هاى شرب در زمين
الماء الذى تشربون . ءأنتم أنزلتموه من المزن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 2 - 3
3 - گزارش حوادث جهان آخرت ، سودمند و اطمينان بخش است .
عن النبأ العظيم
«نبأ»، به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بزرگى باشد و به آن يقين يا گمان قوى پيدا شود. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 42 - 6
6- توكل بر خداوند در همه امور ، امرى بس شايسته و پسنديده و داراى ثمرات دنيوى و اخروى
الذين هاجروا . .. و على ربّهم يتوكّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 42 - 2
2- صبر در برابر ناملايمات ، داراى ثمرات دنيوى و اخروى است .
لنبوّئنّهم فى الدنيا . .. و لأجر الأخرة أكبر ... الذين صبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 27 - 3
3 - كردارى كه ذخيره آخرت باشد ، در قيامت اطمينان آور و مايه آرامش خاطر انسان خواهد بود .
يـليتنى قدّمت لحياتى . .. يـأيّتها النّفس المطمئنّة
تقابل دو دسته اى كه در اين مجموعه آيات از آنان ياد شده است، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 166 - 2،3
2 - همسرى مردان با زنان ، راهى طبيعى و خداپسند براى ارضاى غريزه جنسى
و تذرون ما خلق لكم ربّكم من أزوجكم
3 - نكاح و ارضاى غريزه جنسى از طريق طبيعى و خداپسند ، در جهت منافع و مصالح انسان ها است .
و تذرون ما خلق لكم ربّكم
برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» (براى شما) استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 21 - 7
7 - زوجيت و همسرى ميان انسان ها ، پديده اى در جهت منافع آنان است .
أن خلق لكم من أنفسكم أزوجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 28 - 9
9 ـ آمدن مشركان به مكه در مراسم سالانه حج ، داراى ثمرات اقتصادى براى مكيان ( از جمله مسلمانان ) بود .
و إن خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 67 - 1،7
1- خداوند ، از ميوه هاى درختان خرما و انگور ، نوشيدنيهايى براى انسان ، قرار داد .
نسقيكم ممّا . .. و من ثمرت النخيل و الأعنـب
«من ثمرات» جار و مجرور و ـ به قرينه «نسقيكم» مذكور در آيه قبل ـ متعلق به «نسقيكم» در تقدير است. هم چنين بر جمله «و إن لكم فى الأنعام لعبرة» عطف شده است.
7- فرآورده هاى درختان خرما و انگور ، از بهترين و سالم ترين فرآورده هاى خوراكى و نوشيدنى براى انسان
نسقيكم ممّا . .. و من ثمرت النخيل و الأعنـب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا
اختصاص به ذكر يافتن فرآورده هاى درختان خرما و انگور، از ميان مجموعه خوراكيها و نوشيدنيها، مى تواند حاكى از نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 35 - 4،5،7
4 - نقش اساسى خرما و انگور و فراورده هاى آن ، در تغذيه انسان
و جعلنا فيها جنّـت من نخيل و أعـنب . .. ليأكلوا من ثمره
از اختصاص به ذكر يافتن خرما و انگور براى تغذيه انسان ها (از ميان مجموعه ميوه ها و محصولات باغ ها) برداشت ياد شده به دست مى آيد.
5 - هدف و فلسفه آفرينش خرما و انگور از سوى خداوند ، تغذيه انسان از فراورده هاى دست ساخته خود از آن درختان ( مانند شيره ، عصاره ، كشمش و . . . ) است .
ليأكلوا من ثمره و ما عملته أيديهم
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «ما» در «ما عملته» موصوله (به معناى الذى) باشد; يعنى، «و الذى عملته أيديهم» (و آنچه دست هاى شان به عمل مى آورد).
7 - خرما و انگور ، از غذا هاى آماده براى انسان ، بدون دخالت وى در آماده سازى آنها
ليأكلوا من ثمره و ما عملته أيديهم
اين برداشت مبتنى بر اين احتمال است كه ضمير در «عملته» به «ثمر» بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 7
7 - بخش نخست شب ، زمان مناسب براى عبادت و نماز
إنّ ناشئة الّيل هى أشدّ وطـًا
يكى از معانى «ناشئة الليل»، ساعات اول شب است (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 11
11- فايده ايمان به خود انسان بازمى گردد .
يدعوكم ليغفر لكم من ذنوبكم و يؤخّركم إلى أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 7
7 - تبيين فوايد ايمان و دين دارى ، از سوى نوح ( ع ) براى مردم
استغفروا ربّكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا . و يمددكم بأمول و بنين ... و يجعل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 46 - 4،9،11
4 - فلسفه وزش باد هاى نويدبخش باران ، قبل از نزول آن ، احساس لذت بيشتر از رحمت الهى است .
أن يرسل الرياح مبشّرت و ليذيقكم من رحمته
«بشر» ريشه «مبشّرات» است و به خبرى گفته مى شود كه خوشحالى آور است و چهره شنونده، با آن، باز و شكفته مى شود. در ضمن، «مبشّرات» در مقام تعليل براى فعل «يرسل» و «ليذيقكم» عطف بر «مبشّرات» است.
9 - از جمله فوايد باد ها ، به حركت در آوردن كشتى ها در دريا ها است .
أن يرسل الرياح . .. و لتجرى الفلك بأمره
«لام» در «لتجرى» تعليل براى فعل «يرسل» است.
11 - باد ها وسيله اى براى برخوردار شدن انسان ها از مواهب مادى طبيعت است .
يرسل الرياح . .. و لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 48 - 1،6،10
1 - جريان باد ها و پراكنده شدن ابر ها در آسمان به وسيله آن ، تنها ، با مشيّت خداوند است .
اللّه الذى يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. كيف يشاء
مصدر ثلاثى «تثير»، «ثور» و به معناى «به حركت درآوردن و پراكندن» است. فعل مضارع «يرسل» مى تواند اشاره به استمرار و هميشگى جريان باد داشته باشد.
6 - باد هاى متعددى در پيدايش ابر هاى باران زا نقش دارند .
يرسل الرياح فتثير سحابًا
جمع آورده شدن «رياح» ممكن است به خاطر اشاره به واقعيّتى خارجى باشد و آن، اين است كه در تشكيل ابرها، بادهاى متعددى از جناح هاى گرم و سرد نقش دارند.
10 - باران ، از فوايد مهم جريان باد است .
اللّه الذى يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. و يجعله كسفًا فترى الودق يخرج من خلـله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 9 - 2
2 - باد ، عامل حركت و تشكيل ابرها
و اللّه الذى أرسل الريـح فتثير سحابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 33 - 3
3 - باد ها ، از منابع انرژى در زندگى انسان
إن يشأ يسكن الريح فيظللن رواكد على ظهره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 1 - 7
7 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : الرياح ثمان : أربع منها عذاب و أربع منها رحمة . . . و الرحمة منها . . . المرسلات . . . فيُرسل اللّه المرسلات فتُثِيرُ السَّحاب . . . ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: بادها هشت گونه اند; چهارگونه از آنها بادهاى عذاب و چهارگونه ديگر رحمت اند. .. و از جمله بادهاى رحمت... «مرسلات» است... پس خداوند «مرسلات» را مى فرستد تا ابرها را به حركت درآورد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 22 - 1،2،5،13،15
1- خداوند ، فرستنده باد ها براى بارورى ابرها
و أرسلنا الريـح لوقح
برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه بارورسازى بادها ـ به قرينه جمله «فأنزلنا من السّماء ماء» ـ بارور كردن ابرها براى نزول باران باشد.
2- باد ها ، وسيله جا به جا كردن گرده هاى نر ، براى بارور ساختن گياهان و درختان است .
و أرسلنا الريـح لوقح
برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه مراد از «الرياح لواقح» (بادهاى باروركننده) بادهايى است كه مواد بارداركننده را از گياهان نر، به گياهان ماده منتقل مى كنند.
5- باد ها ، داراى نقشى تعيين كننده در پديد آمدن و نزول باران از ابرها
و أرسلنا الريـح لوقح فأنزلنا من السّماء ماء
«فا» در «فأنزلنا» عاطفه و براى ترتيب است و اين مى تواند مفيد معناى ياد شده باشد.
13- به حركت درآوردن باد ها براى تلقيح ابر ها ، نزول باران و سيراب كردن انسان ها به وسيله آن ، از آيات الهى است .
و أرسلنا الريـح لوقح فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينـكموه
15- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : لله رياح رحمة لواقح ينشرها بين يدى رحمته ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: خدا بادهاى رحمتى دارد باردار كه پيشاپيش رحمت خود (باران) آنها را منتشر مى كند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 48 - 1،3
1 ـ باد ها ، پيام آورانى نويد بخش براى نزول باران
و هو الذى أرسل الريـح بشرًا بين يدى رحمته
«بشراً» (مخفف «بُشُر» و جمع «بُشور») حال براى «الرياح» است و «رياح» (جمع «ريح») به معناى بادها است.
3 ـ باد ها ، داراى نقش تعيين كننده در شكل گيرى و نزول باران
و هو الذى أرسل الريـح بشرًا بين يدى رحمته و أنزلنا من السماء ماء طهورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 5 - 7
7 - نقش سازنده حركت باد ها در شرايط زيستى زمين ، نشانه اى از خداوند براى اهل انديشه
و تصريف الريـح ءايـت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 9،10
9 - آب هاى نازل شده از ابر ها ، سببى اساسى براى پيدايش روزى انسان ها
فأخرج به من الثمرت رزقاً لكم
10 - خداوند ، به وسيله آب هاى نازل شده از آسمان ، درختان رابه ثمر مى رساند .
و أنزل من السماء ماء فأخرج به من الثمرت رزقاً لكم
«ثمرة» - كه مفرد «ثمرات» است - به ميوه درختان گفته مى شود. «من» در «من الثمرات» مى تواند به معناى بعض باشد، در اين صورت «من الثمرات» مفعول براى «اخرج» است; يعنى: فأخرج به بعض الثمرات ليكون رزقاً لكم. همچنين مى تواند «من»
بيانيه باشد دراين صورت «رزقاً» مفعول براى «اخرج» خواهد بود; يعنى: اخرج به رزقاً لكم و هى الثمرات.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 164 - 10،12
10 - فرو فرستادن آب از آسمان و زنده كردن زمين به وسيله آن ، از نشانه هاى توحيد و رحمت گسترى خداوند است .
إن فى . .. ما أنزل اللّه من السماء من ماء فأحيا به الأرض ... لأيت
12 - باران ، منشأ حيات در زمين و موجب پيدايش جنبندگان در آن است .
فأحيا به الأرض بعد موتها و بث فيها من كل دابة
«بث» به معناى پراكنده ساختن است و مراد از آن در آيه شريفه ايجاد انواع جنبندگان و ازدياد آنها با توالد و تناسل و پراكنده ساختنشان در زمين است. «بث فيها» مى تواند عطف بر «أحيا ...» باشد كه در اين صورت متفرع بر «أنزل من السماء من ماء» خواهد بود و گوياى اين است كه: منشأ به وجود آمدن حيوانات آبهاى فرود آمده از آسمان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 11
11 ـ نقش ريزش فراوان و مداوم باران و جريان رودها در پيدايش تمدنهاى قدرتمند
قرن مكنهم فى الأرض . .. و أرسلنا السماء عليهم مدرارا و جعلنا الأنهر
«مدرارا» يعنى داراى ريزش فراوان، پى در پى و به مقدار نياز (مجمع البيان، ذيل آيه 52 سوره هود)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 2،4،7،8
2 ـ خداوند با آب باران گياهان را از زمين مى روياند.
أنزل من السماء ماء فأخرجنا به نبات كل شىء
4 ـ سرسبزى زمين و رشد نباتات مرهون ريزش باران است.
أنزل من السماء ماء . .. فأخرجنا منه خضرا
7 ـ خداوند با باران از شكوفه هاى نخل، خوشه هايى سر فروهشته و در دسترس را مى روياند.
فأخرجنا . .. و من النخل من طلعها قنوان دانية
«طلع» به معناى شكوفه خرما و «قنوان» نيز به معناى خوشه است و «قنوان دانية» يعنى خوشه هاى نزديك كه در دسترش باشد.
8 ـ خداوند با آب باران تاكستانهاى انگور و باغهاى زيتون و انار را پديدار مى سازد.
و جنت من أعناب و الزيتون و الرمان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 22 - 8،10،12
8- خداوند ، آب باران را وسيله سيرابى انسان ها قرار داد .
فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينـكموه
10- آب باران ، از وسايل معيشت خدادادى براى انسانها
و جعلنا لكم فيها معـيش . .. فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينـكموه
12- آب باران ، بهترين و مناسب ترين آب ها براى نوشيدن و سيراب شدن انسان
فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينـكموه
از اينكه خداوند، براى سيراب شدن انسان از ميان انواع آبها، تنها آب باران را به عنوان وسيله نوشيدنى معرفى كرد، مى تواند بيانگر حقيقت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 10 - 3
3- رويش گياهان و به وجود آمدن مراتع و جنگل ها ، در اثر نزول باران است .
أنزل من السّماء ماء . .. و منه شجر
«شجر» شامل گياه بدون ساقه و با ساقه مى شود كه از آنها به مراتع و جنگلها تعبير شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 65 - 3
3- خداوند ، احياگر زمين هاى موات به وسيله آب باران
و الله أنزل من السّماء ماء فأحيا به الأرض بعد موتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 45 - 4،7
4- باران ، از عناصر اصلى حيات گياهى در زمين است .
كماء أنزلنـه من السماء فاختلط به نبات الأرض
چنان چه «باء» در «فاختلط به» براى تعديه باشد، جمله «فاختلط به نبات الأرض» معنايى مبالغه آميز خواهد داشت; يعنى، نقش آب، به قدرى برجسته است كه بايد گفت گياه زمين، با آب، مخلوط شده است.
7- رشد انبوه گياهان با نزول باران و زوال سريع آن با خزان ، نمودى از سرخوشى هاى ناپايدار زندگى دنيا است .
الحيوة الدنيا كما أنزلنـه من السماء فاختلط به نبات الأرض فأصبح هشيمًا تذروه الري
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 53 - 8،9
8 - باران ، از عوامل اصلى رويش گياهان
أنزل . .. فأخرجنا
9 - نزول باران از آسمان و رويش گياهان مختلف به وسيله آن ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .
الذى . .. و أنزل من السماء ماء فأخرجنا به أزوجًا من نبات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 30 - 2،11
2- جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 63 - 2
2 - باران ، عامل سرسبزى زمين ، رويش حبوبات و مايه گردش چرخه حيات
أنزل من السماء ماء فتصبح الأرض مخضرّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 19 - 1،6
1 - پيدايش باغ هاى خرما و انگور بر اثر ريزش باران ، به اراده خداوند است .
فأنشأنا لكم به جنـّت من نخيل و أعنـب
«إنشاء» (مصدر «أنشأنا») به معناى پديد آوردن و پروراندن «جنّات» (جمع «جنّة») به معناى باغات است. «نخيل» نيز جمع «نخيلة» (خرما) و «أعناب» جمع «عنب» (انگور) است.
6 - پيدايش گياهان مختلف با ميوه هاى متفاوت به وسيله ريزش باران ، يكى از جلوه هاى تدبير و ربوبيت خداوند است .
فأنشأنا لكم به جنّت . .. لكم فيها فوكه كثيرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 48 - 5
5 ـ آب باران ، وسيله اى براى نظافت و پاكيزكى
و أنزلنا من السماء ماء طهورًا
«طهور» صيغه مبالغه از مصدر «طهارت» است و آمدن اين واژه به صيغيه، مبالغه نه بر وزن فاعل (طاهر)، مى تواند حاكى از اين حقيقت باشد كه آب ضمن آن كه خود پاك و پاكيزه است، عنصرى پاك كننده نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 49 - 1،2،3،4،5
1 ـ آب باران ، منشأ پيدايش حيات و رويش گياهان و نباتات در بستر زمين
ماء طهورًا . لنحيى به بلدة ميتًا
2 ـ زمين ، بدون نزول باران ، مرده و فاقد حيات نباتى خواهد بود .
لنحيى به بلدة ميتًا
3 ـ آب باران ، مناسب ترين آب براى كشاورزى و احياى زمين هاى مرده
و أنزلنا من السماء ماء طهورًا لنحيى به بلدة ميتًا
از اين كه خداوند از ميان انواع آب ها، آب باران را عامل احياى زمين برشمرده و قيد «طهور» (پاك و پاك كننده) را بر آن افزوده است، مى توان برداشت فوق را به دست آورد.
4 ـ آب باران ، وسيله سيراب شدن بسيارى از انسان ها و دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند )
و نسقيه ممّا خلقنا أنعـمًا و أناسىّ كثيرًا
«أنعام» واژه اى است كه بر شتر، گاو و گوسفند اطلاق مى شود و «أناسىّ» (جمع «انسى») مرادف معناى انسان ها است.
5 ـ آب باران ، مناسب ترين آب براى نوشيدن و سيراب شدن انسان و دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند )
أنزلنا من السماء ماء طهورًا . .. و نسقيه ممّا خلقنا أنعـمًا و أناسىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 60 - 3
3 - نزول باران از سمت آسمان و رويش بوستان هاى پرطراوت در پرتو آن ، جلوه تدبير خداى يگانه
و أنزل لكم من السماء ماء فأنبتنا به حدائق ذات بهجة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 63 - 2،3
2 - مشركان ، به اين كه حيات بخش زمين مرده ، با آب باران ، خداوند است ، اعتقاد داشتند .
و لئن سألتهم من نزّل . .. فأحيا به الأرض من بعد موتها ليقولنّ اللّه
3 - خداوند ، نازل كننده آب از آسمان ، و حيات بخش زمين مرده ، با باران است .
من نزّل من السماء ماء فأحيا به الأرض من بعد موتها ليقولنّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 24 - 2،3
2 - نزول باران و سرسبز و با طراوت شدن زمين به وسيله آن ، ازآيه هاى خداوند است .
و من ءايـته . .. و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد موتها
3 - باران ، مايه حيات زمين و طبيعت است .
و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد موتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 25 - 9
9 - احياى زمين موات با نزول باران ، دليل قدرت خداوند بر احياى مجددانسان ها در قيامت است .
و من ءايـته . .. و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد موتها ... ثمّ إذا دعاك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 50 - 3،7،8،10،16
3 - باران ، داراى نقشى اساسى در حيات و آبادانى زمين است
فانظر إلى ءاثـر رحمت اللّه كيف يحى الأرض بعد موتها
مراد از «آثار رحمت اللّه» در آيه، به قرينه «يحى الأرض» و نيز آيه چهل و هشت، باران است.
7 - زمين ، بدون بارش باران و رويش گياهان ، مرده و موات است .
يحى الأرض بعد موتها
8 - احياى مجدد زمين مرده با باران ، نشانه اى گويا بر توان مندى خداوند در بازآفرينى انسان ها ، در قيامت است .
يحى الأرض بعد موتها إنّ ذلك لمحى الموتى
10 - رويش گياهان و حيات يافتن زمين ، با باران ، به دست خداوند است .
كيف يحى الأرض
16 - قدرت مطلق خداوند ، منشأ ريزش باران ، و احياى زمين به وسيله آن است .
فترى الودق يخرج من خلـله . .. يحى الأرض بعد موتها ... و هو على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 10 - 13
13 - پوشش گياهى بر سطح زمين ، مرهون بارش باران است .
و أنزلنا من السماء ماء فأنبتنا فيهامن كلّ زوج كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 9 - 4
4 - باران ، منشأ حيات در زمين
فسقنـه إلى بلد ميّت فأحيينا به الأرض بعد موتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 21 - 3
3 - باران ، منشأ پيدايش چشمه سار ها در زمين
أنزل من السماء ماء فسلكه ينـبيع فى الأرض
«ينبوع» (مفرد «ينابيع») به معناى مكان جوشش آب (چشمه) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 13 - 6
6 - نزول باران ، در جهت منافع انسان ها است .
و ينزّل لكم من السماء رزقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 39 - 1،3،6،10
1 - حيات و خرمى زمين پژمرده با نزول باران ، از آيات و نشانه هاى قدرت خداوند است .
و من ءايـته أنّك ترى الأرض خـشعة فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزّت و ربت
«خشوع» (مصدر «خاشعة») در اصل به معناى تضرع و تواضع است و در مورد زمين كنايه از خشكى و فسردگى مى باشد.
«اهتزاز» (مصدر «اهتزّت») به معناى تحرك و جنبش است كه نشانه شادابى و خرمى مى باشد. «ربو» (مصدر «ربت») به معناى افزايش و نموّ است و در اين جا مقصود رويش گياهان مى باشد.
3 - حيات و سرسبزى پهنه زمين ، در گرو نزول باران به اراده الهى
فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزّت و ربت
6 - نزول باران ، زمينه تحول عناصر خاك و مهيّا شدن زمين براى رويش گياهان
فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزّت و ربت
10 - شباهت رستاخيز انسان ها در قيامت ، به رويش گياهان پس از ريزش باران
و من ءايـته أنّك ترى الأرض خـشعة . .. إنّ الذى أحياها لمحى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 28 - 3
3 - نقش اساسى باران در تأمين روزى انسان ها
ينزّل بقدر ما يشاء . .. ينزّل الغيث من بعد ما قنطوا
از اين كه در آيه قبل، سخن از تنظيم به اندازه معيشت به ميان آمده و در اين آيه مسأله نزول باران مطرح شده است، مى توان تأثير باران را در تأمين معيشت استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 11 - 4
4 - خرّمى و حيات زمين ، وابسته به نزول باران است .
نزّل من السماء ماء بقدر فأنشرنا به بلدة ميتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 5 - 3،4،5
3 - فروفرستادن باران بهوسيله خداوند ، جلوه اى از روزى رسانى او به مخلوقات
و ما أنزل اللّه من السماء من رزق
«من» در «من رزق» بيانيه است.
4 - نزول باران ، تدبيرى الهى در گسترش بخشيدن به پوشش گياهى و زندگى جانداران در پهنه زمين
و ما أنزل اللّه من السماء من رزق فأحيا به الأرض بعد موتها
تفريع حيات زمين بر نزول باران از آسمان، مى تواند بيانگر اهميت محورى و اساسى آن در حيات تمامى پهنه زمين و بهره مندى تمام عرصه حيات نباتى و حيوانى از آن باشد.
5 - باران ، مايه حيات زمين
و ما أنزل اللّه من السماء . .. فأحيا به الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 9 - 3،4
3ـ قطره هاى بركت آفرين باران ، پيامدار بصيرت و بيدارى براى حق جويان
تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب . و نزّلنا من السماء ماء مبـركًا
از ارتباط اين آيه با آيه قبل، مطلب بالا قابل برداشت است.
4ـ پيدايش بوستان ها و كشتزار ها در پى نزول باران ، درسى براى خداجويان
و نزّلنا من السماء ماء مبركًا فأنبتنا به جنّت و حبّ الحصيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 17 - 5
5 - نقش باران ، در تبديل شدن زمين هاى خشك و مرده به زمين هاى زنده ، سرسبز و خرّم
أنّ اللّه يحىِ الأرض بعد موتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 20 - 12
12 - نقش اصلى و تعيين كننده باران ، در رويش و بالندگى گياهان
كمثل غيث أعجب الكفّار نباته
«غيث» به معناى باران است و ضمير «نباته» به «غيث» بازمى گردد. اضافه «نبات» به ضمير «ه» لاميه است; يعنى، «نبات له» (گياهى كه از آن باران است). انتساب گياه به باران، با اين كه نور خورشيد و عناصر خاك نيز در رشد آن دخالت دارد، حكايت از نقش اصلى باران در رشد آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 10
10 - تأثير نزول باران فراوان و پى درپى ، در آبادانى ( پيدايش باغ ها و نهر ها و . . . )
يرسل السماء عليكم مدرارًا . .. و يجعل لكم جنّـت و يجعل لكم أنهـرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 15 - 1
1 - نزول باران بر زمين ، مايه توليد حبوبات و رويش گياهان است .
و أنزلنا . .. لنخرج به حبّـًا و نباتًا
«باء» در «به»، براى استعانت است و بيانگر نقش باران در رويش دانه ها و گياهان و نيز ميوه هايى است كه در بوستان هاى پوشيده از درخت، حاصل مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 25 - 3
3 - نقش اساسى آب و باران در تغذيه انسان
إلى طعامه . أنّا صببنا الماء صبًّا
عبارت «أنّا صببنا. ..»، بدل اشتمال براى «طعامه» و گوياى ارتباط تنگاتنگ آب و طعام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 26 - 2
2 - بارش آب هاى آسمانى بر زمين ، به مرور زمان ، آن را نرم و حاصل خيز مى كند .
صببنا الماء . .. ثمّ شققنا الأرض شقًّا
حرف «ثمّ»، دلالت بر مرور زمان دارد. عطف اين آيه بر آيه قبل، اشاره دارد كه بارش باران در نرم شدن و شكافته شدن زمين، تأثير به سزايى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 27 - 2
2 - بارش باران و نرم شدن خاك زمين و شيار خوردن آن ، زمينه ساز حصول غله جات و تأمين غذاى انسان ها
صببنا الماء . .. شققنا الأرض .... فأنبتنا فيها حبًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 28 - 1
1 - خداوند ، روياننده انگور بهوسيله بارش باران و آماده سازى زمين
فأنبتنا فيها. .. عنبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 30 - 2
2 - ايجاد باغ هاى پردرخت با نزول باران بر زمين مساعد ، نعمت خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .
صببنا . .. شققنا ... فأنبتنا ... و حدائق غلبًا
چنانچه «غلبا» توصيف ذات «حدائق» باشد ـ نه درختان آن ـ ضخامت بستان كنايه از انبوه و متراكم بودن درختان آن خواهد بود. برداشت ياد شده، براساس ارتباط اين آيه با «ما أكفره» در آيات پيشين است. با توجّه به اين احتمال كه «كفر» در آن آيه، به معناى كفران نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 31 - 1
1 - خداوند ، باران و زمين مساعد را وسيله فراهم آمدن ميوه مصرفى انسان و علوفه حيوانات قرار داده است .
صببنا الماء . .. شققنا الأرض ... و فـكهة و أبًّا
«أبّ»; يعنى، علوفه چرندگان، چه براى آنها چيده شود و چه خود به چرا مشغول شوند. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 33 - 6
6 - خداوند ، حبوبات ( گندم ، جو ، برنج و . . . ) را به منظور تغذيه انسان ها آفريده است .
و أخرجنا منها حبًّا فمنه يأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 8،9
8 - بهره مندى انسان ها ، فلسفه آفرينش دام ها ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز )
و أنزل لكم من الأنعـم
9 - دام ها ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز ) داراى اهميت و نقش ويژه در تغذيه و بهرهورى انسان ها
و أنزل لكم من الأنعـم ثمـنية أزوج
از اختصاص به ذكر يافتن دام ها از ميان ديگر حيوانات و نعمت هاى خدادادى، به وقت سخن گفتن از آفرينش انسان ها، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 18 - 14
14 - پاكى و دورى از گناه و آلودگى ها ، به سود بشر
و من تزّكى فإنّما يتزّكى لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 39 - 4
4ـ يوسف ( ع ) ، با طرح سؤال و برانگيختن وجدان هم بندان خويش ، حقانيّت توحيد و يكتاپرستى را براى آنان مطرح ساخت .
ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 5
5ـ بيان حقايق و معارف در قالب پرسش و پاسخ از روش هاى قرآن براى توجه دادن مردم به آن حقايق
قل من رب السموت و الأرض قل الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 17 - 7
7- سؤال از وجدان و برانگيختن حس حق جويى ، وسيله اى براى هوشيارى و روشى در اثبات حقايق
أفمن يخلق كمن لايخلق أفلاتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 43 - 14
14- پرسش ، از ابزار شناخت است .
فسئلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 103 - 6
6- طرح كردن پرسش هاى برانگيزاننده و ايجاد زمينه براى ارائه معارف ، از روش هاى مورد استفاده در قرآن است .
قل هل ننبّئكم بالأخسرين أعمـلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 42 - 9
9- وادار ساختن مردم به تحقيق و تفكر با طرح پرسش ، در باره عقيده ها و عملكرد هاى شان ، روشى نيكو در تربيت و تبليغ
لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 21 - 6
6- بازخواستن و زير سؤال بردن انديشه و عقيده باطل ، روشى در هدايت و بيان عقيده و انديشه درست .
أم اتّخذوا ءالهة من الأرض هم ينشرون
برداشت ياد شده از جمله استفهاميه «هم ينشرون» استفاده مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 24 - 3
3- بازخواست و زير سؤال بردن عقيده و انديشه باطل ، روشى در هدايت و بيان عقيده و انديشه درست .
أم اتّخذوا من دونه ءالهة
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «أم» منقطعه، بر استفهام توبيخى دلالت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 10
10 ـ طرح سؤال و پرسش ، روشى براى برانگيختن انديشه و تفكر ، در شناخت بهتر حقايق الهى و گزينش بهترين عقيده ها و رفتارها
قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 70 - 3
3 - ايجاد سؤال در مردم نسبت به باور هاى آنان ، روش ابراهيم ( ع ) در ياد كرد بطلان عقايد ايشان
إذ قال لأبيه و قومه ما تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 72 - 4
4 - ايجاد سؤال در مردم نسبت به باور هاى آنان ، روش ابراهيم ( ع ) در تذكر دادن و باطل كردن عقايد ايشان
قال هل يسمعونكم إذ تدعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 71 - 2
2 - طرح پرسش هاى تنبه بخش و بيدار كننده ، شيوه اى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محاجه با مشركان
قل أرءيتم إن جعل اللّه . .. أفلاتسمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 72 - 2
2 - طرح پرسش هاى تنبه آفرين و بيدارگر ، از شيوه هاى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر در احتجاج با اهل شرك
قل أرءيتم إن جعل اللّه . .. أفلاتبصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 25 - 8
8 - طرح پرسش در احتجاج ، براى واداشتن طرف مقابل به اقرار به حق ، از روش هاى قرآن براى تبيين حقايق است .
و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 24 - 7
7 - استفاده از پرسش براى ايجاد ذهنيت مساعد جهت تفهيم حقيقت به مخاطب ، از روش هاى تربيتى قرآن كريم
قل من يرزقكم من السمـوت و الأرض قل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 4 - 3
3- پرسش از حقايق مورد غفلت و واداشتن انديشه ها به تأمل درباره آن ، روشى قرآنى براى هدايت آدميان
قل أرءيتم ما تدعون . .. أرونى ماذا خلقوا
طرح پرسش از سوى قرآن، براى وادار كردن مشركان به تأمل، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 72 - 4
4 - طرح سؤال و برانگيختن به انديشه و خردورزى ، از روش هاى هدايتى ـ تربيتى قرآن
أفرءيتم ما تمنون . ءأنتم تخلقونه أم نحن الخـلقون... أفرءيتم النار ... ءأنتم أنشأ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 10 - 2
2 - ايجاد انگيزه در مخاطب ، با طرح پرسش و آن گاه بيان پاسخ آن ، از روش هاى هدايتى قرآن
هل أدلّكم على تجـرة
جمله «هل أدلّكم . ..» طرح پرسش و «تؤمنون باللّه» در آيه بعد بيان پاسخ آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 9،14
9- پشم ، كرك و موى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، متناسب با زيست طبيعى انسان است .
جعل لكم من الأنعـم . .. تستخفّونها ... أثـثًا و متـعًا
از اينكه خداوند پشم، كرك و موى دامها را در جهت تهيه اثاثيه و لوازم زندگى آفريده است، گوياى متناسب بودن آنها با زيست طبيعى انسان مى باشد; چون خداوند حكيم و داناست.
14- بهره مندى انسان از كرك ، پشم و موى حيوانات ، محدود به زمان خاصى است . *
و من أصوافها و أوبارها و أشعارها أثـثًا و متـعًا إلى حين
براى «إلى حين» چند احتمال وجود دارد. يكى از آنها اين است كه اشياى ياد شده، در مقاطع و دوره هاى خاصّى قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 80 - 1
1 - دام ها ، غير از سوار شدن و خوردن ، داراى منافع و فوايد گوناگون ديگرى ( استفاده از شير ، پشم ، پوست و . . . ) مى باشند .
جعل لكم الأنعـم لتركبوا . .. و لكم فيها منـفع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 9
9- پشم ، كرك و موى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، متناسب با زيست طبيعى انسان است .
جعل لكم من الأنعـم . .. تستخفّونها ... أثـثًا و متـعًا
از اينكه خداوند پشم، كرك و موى دامها را در جهت تهيه اثاثيه و لوازم زندگى آفريده است، گوياى متناسب بودن آنها با زيست طبيعى انسان مى باشد; چون خداوند حكيم و داناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 9
9- پشم ، كرك و موى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، متناسب با زيست طبيعى انسان است .
جعل لكم من الأنعـم . .. تستخفّونها ... أثـثًا و متـعًا
از اينكه خداوند پشم، كرك و موى دامها را در جهت تهيه اثاثيه و لوازم زندگى آفريده است، گوياى متناسب بودن آنها با زيست طبيعى انسان مى باشد; چون خداوند حكيم و داناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 9
9- پشم ، كرك و موى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، متناسب با زيست طبيعى انسان است .
جعل لكم من الأنعـم . .. تستخفّونها ... أثـثًا و متـعًا
از اينكه خداوند پشم، كرك و موى دامها را در جهت تهيه اثاثيه و لوازم زندگى آفريده است، گوياى متناسب بودن آنها با زيست طبيعى انسان مى باشد; چون خداوند حكيم و داناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 5،6
5- آفرينش دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، به گونه اى كه از پوست آنها خانه و سرپناه سبك و قابل انتقال ( براى عشاير و صحرانشين ) ساخته شود ، به قدرت خداست .
و الله . .. جعل لكم من جلود الأنعـم بيوتًا تستخفّونها يوم ظعنكم و يوم إقامتكم
6- بهرهورى انسان ، از پوست دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن سرپناه سبك و قابل انتقال ، از نعمت هاى الهى است .
و جعل لكم من جلود الأنعـم بيوتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 80 - 1
1 - دام ها ، غير از سوار شدن و خوردن ، داراى منافع و فوايد گوناگون ديگرى ( استفاده از شير ، پشم ، پوست و . . . ) مى باشند .
جعل لكم الأنعـم لتركبوا . .. و لكم فيها منـفع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 5،6
5- آفرينش دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، به گونه اى كه از پوست آنها خانه و سرپناه سبك و قابل انتقال ( براى عشاير و صحرانشين ) ساخته شود ، به قدرت خداست .
و الله . .. جعل لكم من جلود الأنعـم بيوتًا تستخفّونها يوم ظعنكم و يوم إقامتكم
6- بهرهورى انسان ، از پوست دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن سرپناه سبك و قابل انتقال ، از نعمت هاى الهى است .
و جعل لكم من جلود الأنعـم بيوتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 5،6
5- آفرينش دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، به گونه اى كه از پوست آنها خانه و سرپناه سبك و قابل انتقال ( براى عشاير و صحرانشين ) ساخته شود ، به قدرت خداست .
و الله . .. جعل لكم من جلود الأنعـم بيوتًا تستخفّونها يوم ظعنكم و يوم إقامتكم
6- بهرهورى انسان ، از پوست دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن سرپناه سبك و قابل انتقال ، از نعمت هاى الهى است .
و جعل لكم من جلود الأنعـم بيوتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 5،6
5- آفرينش دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، به گونه اى كه از پوست آنها خانه و سرپناه سبك و قابل انتقال ( براى عشاير و صحرانشين ) ساخته شود ، به قدرت خداست .
و الله . .. جعل لكم من جلود الأنعـم بيوتًا تستخفّونها يوم ظعنكم و يوم إقامتكم
6- بهرهورى انسان ، از پوست دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن سرپناه سبك و قابل انتقال ، از نعمت هاى الهى است .
و جعل لكم من جلود الأنعـم بيوتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 30 - 26
26 ـ داستان خلقت و خلافت آدم ( ع ) و محاوره خدا و فرشتگان درباره او ، داستانى آموزنده و شايان دقت
و إذ قال ربك للملئكة . .. إنى أعلم ما لاتعلمون
كلمه «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 34 - 16
16 - داستان سجده فرشتگان بر آدم ( ع ) و امتناع ابليس از آن كار ، داستانى آموزنده و شايسته و بايسته هميشه به خاطر داشتن
و إذ قلنا للملئكة . .. و كان من الكفرين
«اذ» مفعول براى «اذكر» (فراگير و همواره به خاطر داشته باش) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 40 - 17
17 ـ آگاهى هاى تاريخى ، مى تواند داراى نقشى سازنده براى آدمى باشد .
يبنى إسرائيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم
به ياد آوردن نعمتهاى گذشته - كه نوعى آگاهى تاريخى است - مورد سفارش و توصيه خداوند قرار گرفته است و از آنجا كه سفارشهاى خداوند همواره در راستاى سازندگى انسان و هدايت اوست، مى توان به برداشت فوق دست يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 66 - 1،8
1 - عقوبت اصحاب سبت ، عبرتى براى معاصران آنان و درسى بر آيندگان ايشان
فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها
مراد از ضمير در «فجعلناها» عقوبت اصحاب سبت است كه از جمله «فقلنا لهم كونوا قردة» به دست مى آيد. ضمير در «يديها» و «خلفها» به «الذين اعتدوا» ارجاع مى شود و مؤنث آوردن آن به اعتبار «امت و طايفه» بودن آنان است. مقصود از «ما بين يديها» (آنچه پيش روى آنان بود) مردم معاصر اصحاب سبت است و منظور از «ما خلفها» (آنچه پس از آنان بود) آيندگان ايشان است.
8 - تاريخ و سرگذشت امت ها ، منبعى براى موعظه و عبرت گيرى و درس آموزى
فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها و موعظة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 260 - 2
2 ـ يادآورى ماجراى ابراهيم ( ع ) و زنده شدن مرغان ، باعث اطمينان به قدرت الهى ، بر احياى مردگان
و اذ قال ابرهيم ربّ ارنى كيف تحيى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 11 - 9
9 ـ سرنوشت فرعونيان ، عبرتى براى كافران در سراسر تاريخ
انّ الذين كفروا . .. كدأب ال فرعون ... فاخذهم اللّه
ذكر فرعونيان به عنوان مثال مى رساند كه آنان، عبرت آيندگانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 102 - 8
8 ـ لزوم عبرت گيرى از سرگذشت پيشينيان
قد سألها قوم . .. ثم اصبحوا بها كفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 2،4
2 ـ تاريخ گذشتگان، درس عبرات براى آيندگان
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم
4 ـ كافران به تحليل صحيح تاريخ نپرداخته و از آن پند نمى گيرند.
ألم يروا كم أهلكنا
استفهام توبيخى «ألم يروا» بيانگر اين است كه تاريخ گذشتگان قابليت پندآموزى و عبرت گرفتن دارد، ولى كافران در پى آن نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 11 - 5،11
5 ـ نقش ارزنده مطالعه در تاريخ امتها و آثار پيشينيان و عبرت گرفتن از آن در تربيت و هدايت انسان
قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين
بنابراين كه مراد از سير در زمين، مطالعه و سير در تاريخ امتها باشد.
11 ـ تحليل و بررسى تاريخ گذشتگان و انديشيدن در آن، سازنده و داراى نقش تربيتى است.
انظروا كيف كان عقبة المكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 34 - 9
9 ـ تاريخ منبعى باارزش براى شناخت حوادث و عبرت گرفتن
و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 67 - 6
6 ـ گذر زمان و حوادث تاريخ همواره تأييد بر حقانيت وعده هاى قرآن خواهد بود.
لكل نبإ مستقر و سوف تعلمون
جمله «سوف تعلمون» تصريح به اين نكته است كه همواره در آينده حقانيت وعده هاى قرآن را نشان خواهد داد. و چون اين جمله همواره صادق است، پس حوادث هر زمان، تأييدى بر حقانيت قرآن خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 112 - 3
3 ـ بينش و آگاهيهاى تاريخى داراى نقشى سازنده و كارساز در راهيابى و هدايت انسان است.
و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا
تذكر به اين نكته تاريخى كه تمامى انبياى الهى دشمن داشته اند، مى تواند گوياى نقش آگاهيهاى تاريخى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 9 - 7
7- استفاده از رخداد هاى مهم تاريخى ، روشى براى تربيت مردم و ابزارى جهت نجات آنان از ظلمتها
أخرج قومك من الظلمـت إلى النور . .. ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 13
13- نقش مؤثر مثل ها و نمونه هاى عينى تاريخى در هدايت و درس آموزى انسان
و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 77 - 4
4- فراز هاى ياد شده از ماجراى قوم لوط در قرآن ، همگى پند دهنده و آموزنده درس هاى خداشناسى است .
و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. إن فى ذلك لأيـت للمتوسّمين ... إن فى ذلك لأية للمؤمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 13
13- تاريخ جوامع و امت ها ، منبعى براى شناخت و عبرت است .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 30 - 5
5 - تاريخ ، منبعى براى درس آموزى و عبرت گيرى
إنّ فى ذلك لأيـت و إن كنّا لمبتلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 10 - 6
6 - تاريخ گذشتگان و سرگذشت مبارزه رسولان الهى ، تسكينى براى رهبران دينى و هشدارى به حق ستيزان
لعلّك بـخع نفسك . .. و إذ نادى ربّك موسى أن ائت القوم الظـلمين
پرداختن به سرگذشت موسى و فرعون و فرجام بدِ فرعونيان، پس از بيان موضع گيرى حق ستيزانه مشركان با پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله)، دربردارنده دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله)است و نيز هشدارى به كافران است كه از عاقبت بدِ فرعونيان درس بگيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 67 - 3
3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن
إنّ فى ذلك لأية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 121 - 3
3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن
إنّ فى ذلك لأية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 139 - 7
7 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن
إنّ فى ذلك لأية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 158 - 5
5 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن
فأخذهم العذاب إنّ فى ذلك لأية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 174 - 3
3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن
إنّ فى ذلك لأية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 190 - 3
3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن
إنّ فى ذلك لأية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 9
9 - استفاده از تاريخ ، براى تنبه و هشدار ، روشى قرآنى است .
و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه . .. فأخذهم الطوفان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 42 - 8
8 - تاريخ ، از منابع شناخت است .
قل سيروا فى الأرض فانظروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 7
7 - تاريخ ، از منابع شناخت
أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عـقبة الذين من قبلهم و كانوا أشدّ منهم قوّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 3
3 - تاريخ ، از منابع معرفت و شناخت حقايق
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عـقبة الذين كانوا من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 3
3 - تاريخ ، از منابع معرفت و شناخت حقايق
أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عـقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 13 - 7
7 - تاريخ پيشينيان ، در بر دارنده درس عبرت براى آيندگان
فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صـعقة مثل صـعقة عاد و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 7 - 6
6 - شناخت تاريخ و آگاهى از موضع گيرى هاى همگون كافران در برابر پيامبران ، مانع نگرانى و دلسردى رهبران دينى است .
و كم أرسلنا . .. إلاّ كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 56 - 4
4 - تاريخ ، راهنماى آدمى به سنت هاى تخلف ناپذير الهى است .
فجعلنـهم سلفًا و مثلاً للأخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 13 - 10
10- تاريخ ، پيامدار درس هاى عبرت براى جوامع كفرپيشه
و كأيّن من قرية . .. أهلكنـهم فلاناصر لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 37 - 1
1 - تاريخ ، داراى درس هاى عبرت آموز براى بشر
إنّ فى ذلك لذكرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 9 - 4
4 - مطالعه تاريخ امت ها و پيامبران گذشته ، مايه صبر و مقاومت مبلغان الهى در برابر دشمنان دين
كذّبت قبلهم قوم نوح فكذّبوا عبدنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 5 - 3
3 - اخبار مربوط به سرنوشت هلاكت بار اقوام كافر پيش از اسلام ، اخبارى مهم و پرفايده
ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل
«نبأ»، به اخبار مهم و پرفايده گفته مى شود (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 26 - 4
4 - ضرورت مطالعه تاريخ گذشتگان و عبرت گرفتن از آن
إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 61 - 3
3 - نقش سازنده تاريكى شب ، در آرامش يافتن انسان ها
اللّه الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه
در جمله «اللّه الذى جعل لكم الليل . ..» ـ به قرينه آمدن «مبصراً» در «والنهار مبصراً» ـ كلمه «مظلماً» محذوف است; يعنى، «جعل الليل مظلماً لتسكنوا». براين اساس گفتن اين نكته كه شب را تاريك قرار داديم ـ با آن كه اين نكته اى روشن است ـ مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 10 - 3
3 - فراهم شدن زمينه استراحت براى انسان ، در اثر ناپيدا بودن موجودات در تاريكى شب ، از نعمت هاى خداوند به او است .
و جعلنا الّيل لباسًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 35 - 1
1 - هدف و فلسفه آفرينش نخلستان ها و تاكستان ها از سوى خداوند ، تغذيه و بهره مندى انسان ها از ميوه ها و محصولات آنها است .
و جعلنا فيها من نخيل و أعنب . .. ليأكلوا من ثمره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 9 - 5
5 - لزوم موعظه و ارشاد مردم ، مشروط به سودمند بودن آن است .
فذكّر إن نفعت الذكرى
«ذكرى» اسم مصدر براى «تذكير» است (قاموس)، اين كلمه نسبت به كلمه «ذكر»، مبالغه بيشترى دارد. (مفردات) حرف «ان» يا براى اشتراط حقيقى به كار رفته است و يا مراد از آن تشكيك است. برداشت ياد شده ناظر به احتمال نخست است. گفتنى است كه مراد از «نفع» در آيه شريفه، اعم از اتمام حجت است; بنابراين تذكرى كه اتمام حجت باشد داراى نفع بوده و فرمان «ذكّر» شامل آن مى شود; ولى در مورد كسانى كه بر آنان اتمام حجت شده، شرط وجوب موعظه، تأثيرگذار بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 18 - 14
14 - پاكى و دورى از گناه و آلودگى ها ، به سود بشر
و من تزّكى فإنّما يتزّكى لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 88 - 3
3- نقش تهليل و تسبيح خدا و اقرار به ظلم به خويشتن ، در استجابت دعا و رهايى از غم ها
فنادى فى الظلمـت أن لاإلـه إلاّأنت سبحـنك إنّى كنت من الظـلمين . فاستجبنا له و ن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 6
6 - استفاده از تشبيه ، براى بيان كردن حقايق ، از روش هاى بيانى قرآن است .
و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة . .. إذا جاءه لم يجده شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 11
11 ـ تعاليم آسمانى ، منبعى براى شناخت خير و شرّ
و لا يحسبنّ . .. هو خيراً لهم بل هو شرّ لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 10 - 7
7 - تعاليم قرآن ، براى انسان هاى پندپذير سودمند است .
إن نفعت الذكرى . سيذّكّر من يخشى
مراد از جمله «سيذكّر. ..» ـ به قرينه «إن نفعت الذكرى» (در آيه قبل) ـ «سيذكّر و ينتفع» است; يعنى، پذيرش پند قرآن، ملازم با سود بردن از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 2 - 3،4
3 ـ تلاوت قرآن بر مؤمنان راستين ، فزاينده ايمان در نهاد آنان
و إذا تليت عليهم ءايته زادتهم إيمنا
«تليت» به قرينه كلمه «على» از تلاوت، كه به معناى قرائت است، گرفته شده است. بنابراين مراد از «ءايته»، آيات قرآن است.
4 ـ دل هاى بيمناك و لرزان از ياد خدا ، داراى زمينه اى مناسب براى تأثيرپذيرى از تلاوت آيات قرآن
إذا ذكر اللّه وجلت قلوبهم و إذا تليت عليهم ءايته زادتهم إيمنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 13 - 3
3- تنوع رنگ هاى مخلوقات ، داراى نقش سودمند در زندگى انسانهاست .
و ما ذرأ لكم فى الأرض مختلفًا ألونه
«مختلفا ألوانه» حال از براى «ما ذرأ» است و معنا چنين مى شود: مخلوقات در حالى كه داراى رنگهاى گوناگون است، براى شما آفريده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 88 - 3
3- نقش تهليل و تسبيح خدا و اقرار به ظلم به خويشتن ، در استجابت دعا و رهايى از غم ها
فنادى فى الظلمـت أن لاإلـه إلاّأنت سبحـنك إنّى كنت من الظـلمين . فاستجبنا له و ن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 10 - 4
4- چراى دام ها از جمله فوايد مرتع ها و گياهان است .
و منه شجر فيه تسيمون
«تسيمون» (از اسامة) به معناى چرانيدن گوسفندان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 33 - 6
6 - خداوند ، حبوبات ( گندم ، جو ، برنج و . . . ) را به منظور تغذيه انسان ها آفريده است .
و أخرجنا منها حبًّا فمنه يأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 7 - 3
3 - قلب ( دل و انديشه ) ، گوش و چشم از ابزار شناخت
ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم و على ابصرهم غشوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 6
6- قواى شنوايى و بينايى و قلب ، ابزار شناخت است .
و لاتقف . .. إن السمع و البصر و الفؤاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 53 - 7
7 - شنوايى و بينايى از جمله ابزار فهم و دريافت هدايت است .
و ما أنت بهـد العمى . .. إن تسمع إلاّ من يؤمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 66 - 4
4 - بينايى ، از ابزار شناخت و هدايت است .
و لو نشاء لطمسنا على أعينهم . .. فأنّى يبصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 40 - 8
8 - گوش و چشم ، از ابزار شناخت حق
أفأنت تسمع الصمّ أو تهدى العمى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 26 - 11
11- ابزار حسى چشم و گوش ، وسيله رهيافت حقايق به محدوده ادراك بشر *
جعلنا لهم سمعًا و أبصـرًا و أفئدة فما أغنى عنهم سمعهم و لا أبصـرهم و لا أفئدتهم
تقدم لفظى «سمع» و «بصر» بر «أفئدة» ممكن است بيانگر تقدم خارجى نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 35 - 2،3
2 - خداوند ، چشمه ساران را به منظور بهره بردن انسان ها از آثار و فوايد آنها آفريده است .
و فجّرنا فيها من العيون . ليأكلوا من ثمره
برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه ضمير در «ثمره» به «تفجير»; يعنى، مصدر «فجّرنا» بازگردد. گفتنى است براساس اين احتمال، معناى «ثمر» ميوه نيست; بلكه به معناى آثار و فوايد است; چنان كه به فايده و سود حاصل از تجارت، ثمره تجارت گفته مى شود.
3 - روان شدن چشمه ها ، از عوامل پيدايش باغ ها و به ثمر نشستن درختان نخل ، انگور و . . . است .
و جعلنا فيها جنّـت . .. و فجّرنا فيها من العيون . ليأكلوا من ثمره
جمله «ليأكلوا من ثمره» متعلق به «جعلنا» است و قرار گرفتن آن پس از جمله «فجّرنا فيها من العيون»، مى تواند حاكى از اين نكته باشد كه روان شدن چشمه ها، نقش اساسى در به ثمر نشستن باغ ها و درختان نخل و انگور دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 142 - 1
1 ـ خداوند، آفريننده برخى از چهارپايان براى باركشى و برخى براى خوراك و پوشاك است.
و هو الذى أنشأ . .. و من الأنعم حمولة و فرشا
«فرشا» در قبال «حمولة» قرار گرفته كه بيانگر گروه ديگرى از چهارپايان است. يعنى حيواناتى كه از پوست آنها مى توان به عنوان فرش استفاده كرد يا به جهت كوچكى جثه و نزديك بودن به زمين بدانها فرش اطلاق شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 5 - 3،4،5
3- گرم شدن آدمى به وسيله پشم ، كرك و موى دام ها از جمله فوايد آنهاست .
و الأنعـم خلقها لكم فيها دفءٌ
«دفىء» اسم براى وسيله و چيزى است كه آدمى به وسيله آن گرم شده و از سرما محفوظ مى ماند.
4- دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، داراى فوايد و منافع گوناگون براى انسان
و الأنعـم خلقها لكم فيها دفءٌ و منـفع
5- قابليت بهره بردارى از فرآورده هاى دامى ( گوشت ، لبنيات و . . . ) براى تغذيه آدمى ، از مواهب و نعمت هاى الهى است .
و الأنعـم خلقها لكم . .. و منها تأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 81 - 16
16- نياز به لباس ، نيازى دائمى براى انسان و تأمين آن از فراورده هاى حيوانى ، امرى موقت است .
و من أصوافها و أوبارها و أشعارها أثـثًا و متـعًا إلى حين . .. و جعل لكم سربيل تق
برداشت فوق، بر اين احتمال است كه قيد «إلى حين» مربوط به محدوديت بهره مندى از پشم، كرك و مو باشد و از اينكه اشياى ياد شده مقيد به زمانى محدود شده است، ولى «سرابيل» ـ كه ذكر عام بعد از خاص است ـ چنين قيدى ندارد، مى توان نكته ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 21 - 2،4،5
2 - شير دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، از منابع مهم تغذيه انسان
نسقيكم ممّا فى بطونها
4 - دام ها ، تأمين كننده بخش عظيمى از نيازمندى هاى انسان
و لكم فيها منـفع كثيرة
5 - گوشت دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، يكى ديگر از منابع تغذيه انسان
و منها تأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 49 - 7
7 ـ زندگى بشر ، مرهون حيات زمين ( وجود گياهان و نباتات ) و دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) است .
و أنزلنا . .. لنحيى به بلدة ميتًا و نسقيه ممّا خلقنا أنعـمًا و أناسىّ
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه تقدم «بلدة ميتاً» و «أنعاماً» بر «أناسىّ» از نوع تقدم علت بر معلول و سبب بر مسبب باشد. گفتنى است برخى از مفسران (مانند زمخشرى در كتاب الكشاف) نكته ياد شده را يادآور شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 28 - 3
3 - نقش سازنده دام ها براى حيات بشر
و من الناس و الدّوابّ و الأنعـم مختلف ألونه
از اختصاص به ذكر يافتن دام ها ـ با آن كه جزء جنبندگان هستند ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 42 - 3
3 - آفرينش مركب هايى مانند كشتى ( چهارپايان و . . . ) از سوى خداوند ، به سود بشر و از نعمت هاى او است .
و ءاية لهم . .. و خلقنا لهم من مثله ما يركبون
گفتنى است كه لام در «لهم» براى انتفاع است; يعنى، مركب هاى مانند كشتى را به نفع انسان ها آفريديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 71 - 6
6 - شتر ، گاو و گوسفند ، از نعمت هاى بزرگ الهى براى بشر و داراى نقش مفيد و مؤثر در بهبود زندگى وى
أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا
از اختصاص به ذكر يافتن «أنعام» از ميان ديگر نعمت هاى الهى براى بشر، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 72 - 3،6
3 - خداوند برخى از دام ها ( چون شتر و گاو ) را براى سوار شدن و حمل و نقل آفريده است .
فمنها ركوبهم
«من» در «فمنها» براى تبعيض است; يعنى، برخى از انعام كه مقصود از آن شتر و گاو است.
6 - بخش زيادى از اجزاى بدن شتر ، گاو و گوسفند قابل خوردن است ; نه همه آنها .
و منها يأكلون
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه «من» در «منها» براى تبعيض و ناظر به بعضيت در اجزاء باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 73 - 1،2،3،4
1 - شتر ، گاو و گوسفند ـ علاوه بر خوردن و سوار شدن ـ داراى منافع بسيار و انواع سود ها براى بشر است .
فمنها ركوبهم و منها يأكلون . و لهم فيها منـفع
2 - شتر ، گاو و گوسفند ، داراى نوشيدنى هاى بسيار براى انسان
و مشارب
3 - اهميت و نقش بسيار شير شتر ، گاو و گوسفند و فراورده هاى آن ، در تغذيه انسان ها
و مشارب
برداشت ياد شده از آن جا است كه شير ـ با آن كه از منافع أنعام به شمار مى رود ـ اختصاص به ذكر يافته است.
4 - شير و منافع بسيار شتر ، گاو و گوسفند ، نعمتى الهى و شايسته سپاس و شكرگزارى است .
و لهم فيها منـفع و مشارب أفلايشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 80 - 1
1 - دام ها ، غير از سوار شدن و خوردن ، داراى منافع و فوايد گوناگون ديگرى ( استفاده از شير ، پشم ، پوست و . . . ) مى باشند .
جعل لكم الأنعـم لتركبوا . .. و لكم فيها منـفع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 12 - 4
4 - مركب قرار گرفتن كشتى ها و دام ها ، از نعمت هاى الهى براى انسان است .
و جعل لكم من الفلك و الأنعـم ما تركبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 33 - 6،8
6 - خداوند ، حبوبات ( گندم ، جو ، برنج و . . . ) را به منظور تغذيه انسان ها آفريده است .
و أخرجنا منها حبًّا فمنه يأكلون
8 - تنها بعضى از دانه هاى روييده از زمين ، قابل تغذيه براى انسان ها است .
و أخرجنا منها حبًّا فمنه يأكلون
برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه «من» در «فمنه» تبعيضيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 97 - 15
15 ـ حجّ ، داراى منافعى براى حج گزار
و من كفر فانّ اللّه غنىّ عن العالمين
اشاره به غنىّ بودن خدا، نشانگر اين است كه حج گزار، خود از منافع آن بهره مند مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 27 - 5
5 - موسم حج ، مبدأ سال در خانواده شعيب
على أن تأجرنى ثمنى حجج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 12 - 9
9- از فوايد گردش شب و روز ، محاسبه زمان و سال شمارى و آشنايى انسان با تاريخ است .
جعلنا ءاية النهار . .. لتعلموا عدد السنين و الحساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 12 - 9
9- از فوايد گردش شب و روز ، محاسبه زمان و سال شمارى و آشنايى انسان با تاريخ است .
جعلنا ءاية النهار . .. لتعلموا عدد السنين و الحساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 259 - 13
13 ـ حس ، از ابزار شناخت
فانظر الى طعامك . .. و انظر الى حمارك ... و انظر الى العظام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 32 - 3
3 - تأثير حمل و نقل دريايى و كشتيرانى ، در زندگى اقتصادى جامعه عصر بعثت *
و من ءايـته الجوار فى البحر كالأعلـم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 6
6- قابليت خاك براى پيدايش موجودات زنده از آن
فإنّا خلقنـكم من تراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 67 - 3
3 - قابليت خاك براى پيدايش موجودات زنده از آن
خلقكم من تراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 67 - 1،7
1- خداوند ، از ميوه هاى درختان خرما و انگور ، نوشيدنيهايى براى انسان ، قرار داد .
نسقيكم ممّا . .. و من ثمرت النخيل و الأعنـب
«من ثمرات» جار و مجرور و ـ به قرينه «نسقيكم» مذكور در آيه قبل ـ متعلق به «نسقيكم» در تقدير است. هم چنين بر جمله «و إن لكم فى الأنعام لعبرة» عطف شده است.
7- فرآورده هاى درختان خرما و انگور ، از بهترين و سالم ترين فرآورده هاى خوراكى و نوشيدنى براى انسان
نسقيكم ممّا . .. و من ثمرت النخيل و الأعنـب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا
اختصاص به ذكر يافتن فرآورده هاى درختان خرما و انگور، از ميان مجموعه خوراكيها و نوشيدنيها، مى تواند حاكى از نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 25 - 5،8،9
5- خرماى تازه ( رطب ) غذاى مناسب براى زن ، پس از وضع حمل است .
و هزّى . .. تسـقط عليك رطبًا جنيًّا
توصيه شدن مريم به تكان دادن درخت و استفاده از «رطب»، بر مناسب بودن آن براى زنان، پس از زايمان دلالت دارد.
8- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) قال : . . . ما تأكل الحامل من شىء و لاتتداوى به أفضل من الرطب قال اللّه ـ عزّوجلّـ لمريم ( ع ) « و هزّى إليك بجذع النخلة تساقط عليك رطباً جنيّاً . فكلى و اشربى و قرّى عيناً » . . . ;
از اميرالمؤمنان(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. زن باردار، بهتر از خرماى تازه، چيزى نمى خورد و خود را با چيزى بهتر از آن، مداوا نمى كند. خداوند ـ عزّوجلّـ به مريم فرمود: «و هزّى إليك بجذع النخلة تساقط عليك رطباً جنيّاً . فكلى ...»...».
9- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : ليكن أول ما تأكل النفساء الرطب ، لأنّ اللّه تعالى قال لمريم : « و هزّى إليك بجذع النخلة تساقط عليك رطباً جنيّاً . فكلى » . . . ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: شايسته است اولين چيزى كه زن بعد از زايمان مى خورد خرما باشد، زيرا خداى تعالى به مريم فرمود: «و هزّى إليك بجذع النخلة تساقط عليك رطباً جنيّاً. فكلى»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 26 - 2
2- خرماى تازه ( رطب ) ، غذاى مناسب براى زن ، پس از وضع حمل است .
فكلى
توصيه شدن مريم به خوردن خرماى تازه، بر مناسب بودن آن براى زنان، پس از زايمان دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 148 - 3
3 - خرما ، بزرگ ترين منبع تغذيه و درآمد ثموديان
و نخل طلعها هضيم
ذكر جداگانه نخل، با اين كه واژه «جنّات» (در آيه قبل) شامل آن نيز مى شود، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 35 - 4،5،7
4 - نقش اساسى خرما و انگور و فراورده هاى آن ، در تغذيه انسان
و جعلنا فيها جنّـت من نخيل و أعـنب . .. ليأكلوا من ثمره
از اختصاص به ذكر يافتن خرما و انگور براى تغذيه انسان ها (از ميان مجموعه ميوه ها و محصولات باغ ها) برداشت ياد شده به دست مى آيد.
5 - هدف و فلسفه آفرينش خرما و انگور از سوى خداوند ، تغذيه انسان از فراورده هاى دست ساخته خود از آن درختان ( مانند شيره ، عصاره ، كشمش و . . . ) است .
ليأكلوا من ثمره و ما عملته أيديهم
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «ما» در «ما عملته» موصوله (به معناى الذى) باشد; يعنى، «و الذى عملته أيديهم» (و آنچه دست هاى شان به عمل مى آورد).
7 - خرما و انگور ، از غذا هاى آماده براى انسان ، بدون دخالت وى در آماده سازى آنها
ليأكلوا من ثمره و ما عملته أيديهم
اين برداشت مبتنى بر اين احتمال است كه ضمير در «عملته» به «ثمر» بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 219 - 5،8
5 ـ شراب و قمار ، داراى زيانى بزرگ و منافعى اندك
قل فيهما اثم كبير و منافع للناس
كلمه «اثم»، به قرينه مقابل آن (منافع)، مى تواند به معناى زيان باشد.
8 ـ گناه شرابخوارى و قماربازى ، از منفعت آنها بيشتر است .
يسئلونك عن الخمر و الميسر . .. اثمهما اكبر من نفعهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 47 - 3
3 ـ خواب ، مايه آرامش جسم و جان و تعادل يافتن روان آدمى است .
و النوم سباتًا
برخى از اهل لغت «سبت» (ريشه «سباتاً») را به معناى «راحت» دانسته اند (لسان العرب). برخى نيز آن را به معناى «قطع» گرفته اند (مفردات راغب). و بر مبناى معناى دوم، شب به اين خاطر به قطع توصيف شد كه چون در شب هنگام، تمامى فعاليت ها و تلاش هاى روزانه قطع مى شود و در نتيجه جسم و جان آدمى آرامش مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 12
12- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) قال : . . . دلالة الصلاة . . . الشمس يقول الله جلّوعزّ « أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل و قرآن الفجر . . . » فلاتعرف مواقيت الصلاة إلاّ بالشمس . . . ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است كه فرمود: راهنماى [وقت] نماز . .. خورشيد است. خداى ـ عزّوجلّ ـ مى فرمايد: «أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل و قرآن الفجر...» پس اوقات نماز شناخته نمى شود مگر به وسيله خورشيد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 10،11
10 - درخت زيتون ، در صورت تابش مستقيم نور خورشيد بر آن در طول روز ، پربارتر و مرغوب تر خواهد شد .
من شجرة مبـركة زيتونة لاشرقيّة و لاغربيّة يكاد زيتها يضىء و لو لم تمسسه نار
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه عبارت «لا شرقيّه و لا غربيّه» اين گونه تفسير شود كه: درخت زيتون نه فقط در ناحيه شرق است ـ كه تنها به وقت عصر از شعاع خورشيد بهره گيرد ـ و نه فقط در ناحيه غرب است ـ كه تنها در صبح از شعاع خورشيد بهره مند باشد; بلكه از مزاياى هر دو جهت و از تابش نور مستقيم خورشيد از صبح تا به غروب استفاده مى كند و روشن است كه چنين درختى، از ثمره اى فراوان تر و مرغوب تر برخوردار خواهد بود.
11 - تابش مستقيم نور خورشيد به درختان از همه جوانب ، موجب بركت و مرغوبيت ميوه آنها خواهد شد .
شجرة مبـركة زيتونة لاشرقيّة و لاغربيّة يكاد زيتها يضىء و لو لم تمسسه نار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 45 - 6
6 ـ خورشيد ، دليل و راهنماى انسان ها بر حركت سايه ها و مقدار امتداد و گسترده شدن آنها
كيف مدّ الظلّ . .. ثمّ جعلنا الشمس عليه دليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 5 - 8
8 - اهميت و نقش حياتى طلوع و غروب خورشيد در زندگى بشر
ربّ المشـرق
از اختصاص به ذكر يافتن ربوبيت خدا نسبت به مشرق هاى خورشيد ـ با آن كه خورشيد جزئى از آسمان ها است ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 13 - 1
1 - خداوند خورشيد را چراغ فروزان و منبع نور و حرارت قرار داده است .
و جعلنا سراجًا وهّاجًا
«وَهَج» (ريشه «وهّاج»)، به معناى آتش و روشنايى آن است. (مقاييس اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 9
9ـ غلات با نگهدارى در خوشه ها و غلاف هاى آن ، مصونيت بيشترى را در مقابل آفات خواهند يافت .
فما حصدتم فذروه فى سنبله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 73 - 5
5 - بهره گيرى مسافران و بيابان گردان ، از درخت آتش زنه براى روشن كردن آتش ، حكمت ديگر ايجاد آن از سوى خداوند
و متـعًا للمقوين
«مقوين» مشتق از «قواية» (زمين بى آب و گياه، بيابان) است; يعنى، مسافران و بيابان گردان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 67 - 3
3- درختان خرما و انگور ، داراى محصولات و فرآورده هاى گوناگون
و من ثمرت النخيل و الأعنـب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 30 - 1
1 - درختان تنومند و ستبر بوستان ها ، آفريده هاى خداوند و از منابع تغذيه انسان ها
و حدائق غلبًا
«غُلْب» جمع «غَلْباء» است. به كسى كه داراى گردنى كلفت باشد «اغلب» و «غلباء» گفته مى شود (لسان العرب). در آيه شريفه، گرچه بوستان ها به ضخامت و ستبرى توصيف شده اند; ولى اين وصف ـ به قرينه «أنبتنا» در آيات پيشين ـ ناظر به قطور بودن درختان آن بوستان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 31 - 3
3- آفرينش دره ها و راه هاى وسيع و فراخ ، به منظور راه يابى انسان است .
و جعلنا فيها فجاجًا سبلاً لعلّهم يهتدون
«فجّ» به معناى راه هاى وسيع ميان دو كوه است كه شامل دره ها و راه هاى كوهستانى مى شود و «سبل» به مطلق راه ها اطلاق مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 96 - 6
6 ـ دريا ها در بردارنده امكانات قابل استفاده براى انسانها
متعاً لكم و للسيارة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 13
13- اهميت و نقش حياتى دريا و كشتى رانى براى انسان
و سخـّر لكم الفلك لتجرى فى البحر بأمره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 14 - 3،9
3- تغذيه با گوشت هاى تازه ، استفاده از زيور هاى دريايى و كشتيرانى ، از فوايد درياست .
سخـّر البحر لتأكلوا منه لحمًا طريًّا و تستخرجوا منه حلية تلبسونها و ترى الفلك
«طرى» به معناى جديد و تازه و «حلية» به معناى زيور است.
9- فوايد دريا منحصر به گوشت تازه ، اشياى زينتى و كشتيرانى نيست .
سخـّر البحر لتأكلوا منه لحمًا طريًّا و تستخرجوا منه حلية . .. و لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 12 - 4،5،8،10،15
4 - دريا ها ، از منابع تغذيه انسان با گوشت هاى تازه
و من كلٍّ تأكلون لحمًا طريًا
«طرىّ» به معناى جديد و تازه است.
5 - وجود جواهر و زيور آلات قابل استخراج در درياها
و تستخرجون حلية تلبسونها
«حلية» به معناى زيور است.
8 - دريا ها ، بستر تحرك كشتى ها براى تجارت و سفر
و ترى الفلك فيه مواخر لتبتغوا من فضله
«ماخرة» (مفرد «مواخر») از ماده «مخر» و به معناى شكافنده آب ها است.
10 - تغذيه با گوشت هاى تازه و استفاده از زيور هاى دريايى و كشتيرانى ، از فوايد دريا ها است .
و من كلٍّ تأكلون لحمًا طريًّا . .. و ترى الفلك فيه مواخر
15 - آثار متفاوت و مشترك آب هاى دريا ها و استفاده چند منظوره انسان ها از آن ، نشانه قدرت و يكتايى خداوند است .
و ما يستوى البحران هـذا عذب فرات . .. و من كلٍّ تأكلون لحمًا طريًّا ... لتبتغوا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره قدرت مطلق و يكتايى خداوند متعال سخن مى گويد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 37 - 7
7 - دريا ، يكى از منابع ثروت و قدرت
و الشيـطين كلّ بنّاء و غوّاص
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، در پاسخ به درخواست سليمان(ع) مبنى بر داشتن حكومت مقتدر، مسأله به خدمت درآوردن شياطين براى غواصى و استخراج منابع و ذخاير آن را مطرح ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 12 - 7
7 - بهرهورى انسان از منافع غذايى ، اقتصادى و تجارى دريا ، در پرتو تدارك امكانات و زمينه هاى آن از سوى خداوند
اللّه الذى سخّر . .. لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 66 - 3
3- دريا ها و كشتى ها ، در دستيابى انسان به موهبت هاى طبيعت و نعمت هاى خداوندى ، نقش بس مهم و مؤثر دارند .
ربّكم الذى يزجى لكم الفلك فى البحر لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 42 - 6
6- توكل بر خداوند در همه امور ، امرى بس شايسته و پسنديده و داراى ثمرات دنيوى و اخروى
الذين هاجروا . .. و على ربّهم يتوكّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 42 - 2
2- صبر در برابر ناملايمات ، داراى ثمرات دنيوى و اخروى است .
لنبوّئنّهم فى الدنيا . .. و لأجر الأخرة أكبر ... الذين صبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 7
7 - تبيين فوايد ايمان و دين دارى ، از سوى نوح ( ع ) براى مردم
استغفروا ربّكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا . و يمددكم بأمول و بنين ... و يجعل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 5
5ـ تهيه زيورآلات و وسايل زندگى از اهداف گداختن فلزات در كوره هاى آتش است .
و مما يوقدون عليه فى النار ابتغاء حلية أو متـع
«ابتغاء» به معناى طلب كردن است و اين كلمه مفعول له براى «يوقدون» مى باشد. «حلية» چيزى است كه وسيله زينت قرار مى گيرد و «متاع» به چيزى گفته مى شود كه در زندگى مورد بهره بردارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 31 - 3
3- آفرينش دره ها و راه هاى وسيع و فراخ ، به منظور راه يابى انسان است .
و جعلنا فيها فجاجًا سبلاً لعلّهم يهتدون
«فجّ» به معناى راه هاى وسيع ميان دو كوه است كه شامل دره ها و راه هاى كوهستانى مى شود و «سبل» به مطلق راه ها اطلاق مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 20 - 1،2
1 - زمين ، داراى راه هاى روشن و گشاده ، براى آمد و شد انسان ها
لتسلكوا منها سبلاً فجاجًا
«فجّ» (مفرد «فجاج») به معناى راه روشن و گشاده است. (مصباح المنير)
2 - خداوند ، زمين را به گونه اى آفريد كه انسان بتواند در آن راه هاى وسيع براى خود بسازد .
لتسلكوا منها سبلاً فجاجًا
برخى از مفسران، بر آنند كه چون فعل «سلك» با «من» متعدى شده است، متضمن معناى اتخاذ است; يعنى، «لتتخذوا لأنفسكم منها سبلاً. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 2 - 6
6- رحم مادر براى جنين ، جايى به غايت أمن مى باشد و جنين در آن از آسيب پذيرى در برابر بسيارى از اضطراب هاى عصبى و روانى مادر در امان است .
يوم ترونها. .. و تضع كلّ ذات حمل حملها
ذكر «سقط شدن جنين ها از رحم زنان باردار» در به تصوير كشاندن شدت و عظمت بى اندازه زلزله زمين در آستانه رستاخيز، اشعار به اين حقيقت دارد كه: رحم زنان براى جنين، با اين كه مكانى أمن مى باشد و در شرايط سخت و اضطراب آور مقاوم و آسيب ناپذير است; لكن اضطراب ناشى از آن رويداد بى مانند، چنان است كه تمامى زنان باردار از شدت ترس و اضطراب، سقط جنين خواهند كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 76 - 4
4 - تأثير رنگ سبز ، در شادابى و سرزندگى انسان ها
متّكـين على رفرف خضر و عبقرىّ حسان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 11
11 ـ نقش ريزش فراوان و مداوم باران و جريان رودها در پيدايش تمدنهاى قدرتمند
قرن مكنهم فى الأرض . .. و أرسلنا السماء عليهم مدرارا و جعلنا الأنهر
«مدرارا» يعنى داراى ريزش فراوان، پى در پى و به مقدار نياز (مجمع البيان، ذيل آيه 52 سوره هود)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 47 - 4
4 ـ خداوند ، روز را بسترى مناسب براى كار و تلاش و جنب و جوش آدميان قرار داد .
و جعل النهار نشورًا
طبق نظر بيشتر مفسران، «نشوراً» در جمله «جعل النهار نشوراً» مى تواند از ماده «نشر» به معناى «انتشار» باشد. از اين رو مقصود از آن ـ به قرينه مقابله اين جمله با صدر آيه (جعل الليل لباساً) ـ پخش شدن انسان ها در روز براى كار و تلاش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 86 - 7
7 - بينايى انسان در پرتو وجود روز ، نشانه اى از تدبير خداى جهان
و النهار مبصرًا إنّ فى ذلك لأيـت
وصف «مبصراً» گرچه از نظر لفظ براى «نهار» آمده است; اما در حقيقت وصفى است براى انسان كه در پرتو روشنى روز، قادر به ديدن اشيا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 37 - 2
2 - با رفتن روشنايى روز ، اهل زمين ناگهان در تاريكى فرو مى روند .
الّيل نسلخ منه النهار فإذا هم مظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 61 - 5
5 - روز هنگام ، زمان مناسب جهت تلاش و تكاپو براى به دست آوردن رزق و روزى
و النهار مبصرًا
در جمله «و النهار مبصراً» ـ به قرينه آيات مشابه مانند آيه 73 سوره «قصص» ـ مى توان جمله «لتبتغوا من فضله» را در تقدير گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 7 - 1
1 - شب ، فرصتى مناسب براى عبادت و راز و نياز به درگاه الهى و روز ، زمانى شايسته براى تلاش و رسيدگى به امور زندگى
إنّ لك فى النهار سبحًا طويلاً
«سبح» در معانى متعددى به كار مى رود; از جمله سعى و تلاش براى معاش (قاموس المحيط). جمله «إنّ لك فى النهار»، تعليل ديگرى براى «قم الليل»است; يعنى، چون در روز به خاطر تلاش طولانى براى معاش، فرصت و فراغت براى مناجات و عبادت نيست، شب را براى اين كار اختصاص بده.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 22
22 - روز ، زمان مناسب براى تلاش اقتصادى و تأمين زندگى
تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. يبتغون من فضل اللّه
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه تلاش روزانه (يبتغون. ..) در برابر شب زنده دارى (تقوم...الليل) واقع شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 11 - 1،2،5
1 - روز ، زمان زندگى و حياتى مجدد براى انسان ، پس از فرو نشستن آثار حيات او در خواب
و جعلنا النهار معاشًا
«معاش» مصدر ميمى و به معناى حيات و زندگى است (لسان العرب). اطلاق حيات بر روز، به اين اعتبار است كه انسان از خواب شب ـ كه به قرينه تقارن اين آيه با دو آيه قبل به مرگ تشبيه شده است ـ برمى خيزد و حياتى دوباره آغاز مى كند. كسانى كه اين كلمه را اسم زمان و به معناى زمان عيش (زمان زندگى) دانسته اند، همين مفاد را در نظر گرفته اند.
2 - روز ، زمانى مناسب براى فعاليت و فراهم سازى آذوقه زندگانى
و جعلنا النهار معاشًا
از جمله معانى «معاش، «معيشت» است; يعنى، آنچه زندگى به آن تداوم يابد (لسان العرب). مفاد آيه شريفه با توجّه به اين معنا، مبالغه در سبب بودن روز براى معيشت و زندگانى است.
5 - توجّه به آسان سازى امور زندگانى انسان با آفرينش روز و ويژگى هاى آن ، زمينه ساز پى بردن به قدرت خداوند و پذيرش معاد است .
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... و جعلنا النهار معاشًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 33 - 1
1 - سودمندى آسمان ، شب ، روز ، زمين ، آب ، گياه و كوه ها براى انسان و دام ، هدف خداوند از آفرينش و سامان بخشى آنها است .
متـعًا لكم و لأنعـمكم
«متاعاً» مفعول له است. اين كلمه گرچه اسم است براى هر چيزى كه سودمند باشد (لسان العرب); ولى در اين آيه جايگزين مصدر شده است; يعنى، «تمتيعاً لكم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 12 - 5
5- انسان ، در پرتو روشنى روز ـ در پى تاريكى شب ـ از روزى و فضل خداوند بهره مند مى شود .
فمحونا ءاية الّيل و جعلنا ءاية النهار مبصرة لتبتغوا فضلاً من ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 71 - 6
6 - نقش تعيين كننده روشنايى روز در زندگى بشر
من إلـه غير اللّه يأتيكم بضياء
از اهداف مورد نظر در اين آيه، بيان اهميت روشنايى روز و وابستگى زندگى بشر به آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 61 - 6
6 - نقش سازنده روشنايى روز ، در تلاش روزانه انسان ها و نشاط و شادابى آنان
و النهار مبصرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 1،2
1 - زمين همانند بسترى گسترده ، شايسته براى زندگانى انسانهاست .
جعل لكم الأرض فرشاً
كلمه «جعل» مى تواند به معناى «صير» (تبديل كرد) باشد و مى تواند به معناى «خلق» (آفريد) هم باشد. كلمه «فراشاً» به معناى بستر گسترده است و اطلاق آن بر زمين از باب تشبيه مى باشد; يعنى: جعل الأرض كالفراش.
2 - آفرينش زمين به گونه اى مناسب براى زندگانى ، پرتوى از ربوبيت خداوند است .
اعبدوا ربكم . .. الذى جعل لكم الأرض فرشاً
«الذى جعل . ..» صفت دوم براى «ربكم» در آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 36 - 17
17 ـ زمين در بردارنده وسيله زندگانى و معيشت انسان ها براى زمانى موقت و نامعلوم
و لكم فى الأرض مستقر و متع إلى حين
«متاع» به چيزى گفته مى شود كه مايه منفعت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 267 - 3
3 ـ خداوند برآورنده ثمرات و محصولات از زمين ، براى بهره گيرى انسان از آن نعمتهاست .
و ممّا اخرجنا لكم من الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 10 - 3،7
3 ـ زمين در بردارنده تمام نيازمنديهاى انسان براى ادامه حيات است.
و جعلنا لكم فيها معيش قليلا ما تشكرون
7 ـ وجود وسائل معيشت در زمين، نعمتى بزرگ براى انسانها و بايسته سپاسگزارى است.
و لقد مكنكم فى الأرض . .. قليلا ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 24 - 9
9 ـ زمين در بر دارنده وسيله زندگانى و معيشت انسانها براى زمانى موقت و نامعلوم
و لكم فى الأرض مستقر و متع إلى حين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 31 - 2
2 ـ آسمان و زمين ، دو منبع روزى براى انسانها
قل من يرزقكم من السماء و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 20 - 2،5
2- زمين و امكانات آن در خدمت بشر
و الأرض مددنـها . .. و أنبتنا فيها من كلّ شىء موزون . و جعلنا لكم فيها معـيش
5- زمين ، مركز تأمين امكانات و وسايل معيشت انسان
و الأرض مددنها . .. و جعلنا لكم فيها معـيش و من لستم له برزقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 73 - 4
4- آسمان و زمين ، در تأمين روزى انسان نقش دارند .
ما لايملك لهم رزقًا من السموت و الأرض شيئًا
از اينكه خداوند فرمود: معبودها قادر به روزى رسانى به انسان از آسمان و زمين نيستند، استفاده مى شود كه زمينه روزى رسانى در آسمانها همچون زمين، وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 55 - 1
1 - ماده خلقت انسان ها ، فراهم آمده از زمين و عناصر آن
جعل لكم الأرض . .. منها خلقنكم
مرجع ضمير در «منها» «الأرض» در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 35 - 8
8 - زمين ، منبع تغذيه انسان ها
و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينـها . .. فمنه يأكلون ... و فجّرنا فيها من العيون .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 12 - 3
3 - آسمان و زمين ، گنجينه هاى خيرات و روزى موجودات
له مقاليد السمـوت و الأرض يبسط الرزق
از كلمه «مقاليد» (كليدها) و نيز جمله «يبسط الرزق»، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 12 - 1
1 - دانه هاى حبوبات نهفته در پوسته ها ، نمونه اى مهم از منافع زمين براى آدميان
و الأرض وضعها للأنام فيها . .. و الحبّ ذوالعصف
«ال» در «الحبّ»، براى جنس است و افاده عموم مى كند. بنابراين «الحبّ» مساوى با مطلق حبوبات است و «عصف» بر پوسته حبوبات ـ كه دانه ها در آن رشد مى كند ـ اطلاق مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 15 - 1،2،4،5،6
1 - خداوند ، زمين را براى انسان رام و قابل بهره بردارى قرار داد .
هو الذى جعل لكم الأرض ذلولاً
2 - خداوند ، زمين را به گونه اى آفريد كه در جهت مصالح و منافع انسان ها باشد .
جعل لكم الأرض ذلولاً
4 - زمين ، بستر و منبعى مناسب براى تغذيه و تأمين نيازمندى هاى بشر
و كلوا من رزقه
5 - وجود روزى و نيازمندى هاى بشر در زمين ، از نعمت هاى خداوند و جلوه لطف او است .
هو الذى جعل لكم الأرض ذلولاً . .. و كلوا من رزقه
6 - آفرينش زمين و بستر مناسب بودن آن براى حركت و روزى انسان ها ، جلوه علم و آگاهى خداوند بر احوال نهان و آشكار انسان ها
إنّه عليم بذات الصدور . .. هو الذى جعل لكم الأرض ذلولاً ... و كلوا من رزقه
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد تبيين چگونگى علم خداوند بر احوال و ضمير انسان ها است كه در دو آيه قبل، از آن سخن به ميان آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 24 - 4
4 - انسان ، موجودى زمينى و زمين بستر مناسب و طبيعى براى تكثير نسل او
ذرأكم فى الأرض
مطلب ياد شده، از قيد «فى الأرض» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 26 - 1،2
1 - زمين ، محل و جايگاه مناسب براى زندگى و مرگ انسان هاى بسيار
كفاتًا . أحياءً و أموتًا
تنوين «أحياءً و أمواتاً»، براى تعظيم است و مراد از آن تكثير مى باشد.
2 - گنجايش زمين ، براى تأمين نياز هاى بشر در حال حيات و مرگ *
أحياءً و أموتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 6 - 1
1 - خداوند ، زمين را جايگاه مناسب و بسترى آرام براى زندگانى بشر ، قرار داده است .
ألم نجعل الأرض مهـدًا
«مهاد» به هرگونه زيرانداز گفته مى شود (مقاييس اللغة). زيرانداز بودن زمين، كنايه از مناسب بودن آن براى استقرار و زندگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 33 - 1
1 - سودمندى آسمان ، شب ، روز ، زمين ، آب ، گياه و كوه ها براى انسان و دام ، هدف خداوند از آفرينش و سامان بخشى آنها است .
متـعًا لكم و لأنعـمكم
«متاعاً» مفعول له است. اين كلمه گرچه اسم است براى هر چيزى كه سودمند باشد (لسان العرب); ولى در اين آيه جايگزين مصدر شده است; يعنى، «تمتيعاً لكم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 26 - 4
4 - زمين ، از منابع غذايى انسان
طعامه . .. ثمّ شققنا الأرض شقًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 31 - 1
1 - خداوند ، باران و زمين مساعد را وسيله فراهم آمدن ميوه مصرفى انسان و علوفه حيوانات قرار داده است .
صببنا الماء . .. شققنا الأرض ... و فـكهة و أبًّا
«أبّ»; يعنى، علوفه چرندگان، چه براى آنها چيده شود و چه خود به چرا مشغول شوند. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 12 - 2
2 - آمادگى زمين ، براى رويش گياهان و پيدايش چشمه ساران
و الأرض ذات الصدع
چنانچه «ذات الرجع» در آيه قبل به باران نظر داشته باشد; «ذات الصدع» در اين آيه به نتايج باران در زمين اشاره خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 69 - 22
22- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) قال : . . . لعق العسل شفاء من كلّ داء قال الله تبارك و تعالى : « يخرج من بطونها شراب مختلف ألوانه فيه شفاء للناس » و هو مع قراءة القرآن . . . ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است كه فرمود:. ..يك انگشت عسل، شفاى همه دردهاست. خداوند تبارك و تعالى فرموده است: «يخرج من بطونها شراب مختلف ألوانه فيه شفاء للناس» و اين در صورتى است كه همراه با قراءت قرآن باشد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 10 - 15
15 - خداوند ، از هر گياهى ، زوج سودمند و داراى فايده آفريده است .
فأنبتنا فيها من كلّ زوج كريم
صفت «كريم»، درباره اشيا و مفاهيم به معناى «سودمندى و داراى نفع بودن» است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 20 - 3
3 - درختان زيتون ، با ميوه هاى روغنى و نان خورش سفره آدميان ، نمودى ديگر از تدبير الهى
تنبت بالدهن و صبغ للأكلين
«صبغ» به معناى خورشت عطف بر «الدهن» و تنوين آن براى تنويع است يعنى «درختى كه ميوه آميخته به روغن و نوعى خورشت براى خورندگان مى روياند»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 16 - 6
6- « فى المجمع فى قوله : « زينّاها للناظرين » بالكواكب النيرة عن أبى عبدالله ( ع ) ;
در مجمع البيان درباره آيه: «زينّاها للناظرين» از امام صادق(ع) چنين روايت شده است: به وسيله ستارگان نورانى [زينت مى دهيم]».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 16 - 2،3
2- ستارگان ، داراى نقشى بسيار مهم در راهيابى مسافران
و علـمـت و بالنجم هم يهتدون
ذكر خاص «نجم» پس از عام (علامات) با اينكه نجم بى شك از جمله آنهاست، مى تواند گوياى نكته ياد شده باشد.
3- « قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : « و بالنجم هم يهتدون » قال : هو الجدى لأنه نجم لاتزول و عليه بناء القبلة و به يهتدى أهل البر و البحر ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در باره سخن خدا «و بالنجم هم يهتدون» فرمود: آن ستاره جُدى است; زيرا آن ستاره اى است كه از بين نمى رود و قبله [شناسى]بر آن بنا شده و به وسيله آن اهل خشكى و دريا راهنمايى مى شوند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 7 - 1
1 - سوگند خداوند ، به آسمان تزيين يافته با ستارگان
و السّماء ذات الحبك
«حبيكة» و «حباك» (مفردهاى «حُبُك») در معانى استحكام، راه و زيبايى به كار مى رود. برداشت ياد شده براساس معناى اخير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 10
10- لحظات آرام و تيره شب ، لحظاتى مناسب براى ارتباط با خدا و اوج گرفتن در مقامات معنوى
و من الّيل فتهجّد به . .. عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا
هر چند عبادت در همه حالات مناسب است، اما اختصاص به ذكر شب از ميان ساير اوقات بخصوص با لفظ «تهجّد» ـ كه بيدار شدن از خواب را دربردارد ـ مى تواند بر نكته فوق دلالت داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 47 - 2
2 ـ شب ، وسيله اى است براى پوشش هر آنچه بشر به مخفى بودنش نياز دارد .
و هو الذى جعل لكم الّيل لباسًا
در تشبيه شب به لباس، همان گونه كه لباس بدن انسان را مى پوشاند، شب نيز بسيارى از چيزهايى كه بشر به مخفى بودنش نياز و علاقه دارد، مى پوشاند و چون آيه شريفه در مقام بر شمردن نعمت هاى الهى و امتنان بر بندگان است، مى تواند مؤيد همين مطلب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 86 - 5
5 - آرامش بخشى شب به تن خسته آدميان ، از حكمت هاى الهى در پديد آوردن آن
جعلنا الّيل ليسكنوا فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 73 - 2
2 - شب ، بسترى مناسب براى سكون و آرامش انسان
جعل لكم الّيل . .. لتسكنوا فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 61 - 2
2 - شب ، زمانى مناسب براى آرميدن و آرامش يافتن
اللّه الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 17 - 6
6 - شب هنگام ، وقت مناسب و شايسته براى عبادت و راز و نياز به درگاه الهى
كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 1
1 - شب ، بهترين زمان براى برگزارى نماز و انجام دادن عبادت
قم الّيل . .. إنّ ناشئة الّيل ... و أقوم قيلاً
«ناشئة» مشتق از «نَشْأ» (حادث شدن، پديد آمدن) و به معناى حادثه و پديده است (مصباح المنير). اضافه «ناشئة» به «الليل»، مى تواند اضافه بيانيه و يا اضافه ظرفيه باشد. گفتنى است كه آيه ياد شده تعليل براى «قم الليل...» مى باشد; يعنى، شب را به پاخيز چون شب... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 7 - 1
1 - شب ، فرصتى مناسب براى عبادت و راز و نياز به درگاه الهى و روز ، زمانى شايسته براى تلاش و رسيدگى به امور زندگى
إنّ لك فى النهار سبحًا طويلاً
«سبح» در معانى متعددى به كار مى رود; از جمله سعى و تلاش براى معاش (قاموس المحيط). جمله «إنّ لك فى النهار»، تعليل ديگرى براى «قم الليل»است; يعنى، چون در روز به خاطر تلاش طولانى براى معاش، فرصت و فراغت براى مناجات و عبادت نيست، شب را براى اين كار اختصاص بده.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 13
13 - شب هنگام ، زمان مناسب براى نماز و قرائت قرآن
تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 33 - 1
1 - سودمندى آسمان ، شب ، روز ، زمين ، آب ، گياه و كوه ها براى انسان و دام ، هدف خداوند از آفرينش و سامان بخشى آنها است .
متـعًا لكم و لأنعـمكم
«متاعاً» مفعول له است. اين كلمه گرچه اسم است براى هر چيزى كه سودمند باشد (لسان العرب); ولى در اين آيه جايگزين مصدر شده است; يعنى، «تمتيعاً لكم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 1
1 ـ خداوند شتر و گاو نر و ماده را براى بهره بردارى انسان آفريده است.
و هو الذى أنشأ . .. و من الإبل اثنين و من البقر اثنين قل ءالذكرين حرم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 65 - 16
16ـ شتر وسيله متعارف حمل كالا ، در مصر و كنعان باستان
و نزداد كيل بعير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 5 - 4
4- دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، داراى فوايد و منافع گوناگون براى انسان
و الأنعـم خلقها لكم فيها دفءٌ و منـفع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 7 - 1،2
1- حمل بار هاى سنگين و طاقت فرساى انسان به شهر ها و مناطق بسيار دوردست ، از فوايد خلقت شتر است
و الأنعـم خلقها لكم . .. و تحمل أثقالكم إلى بلد لم تكونوا بـلغيه إلاّ بشقّ الأنف
مراد از «بلد لم تكونوا بالغيه» جاهاى بسيار دوردست و سختى است كه انسان بدون مشقت و سختى نمى تواند به آن جا برسد و «أنعام» اگرچه به معناى «گاو، شتر و گوسفند» است; ولى چون در بين دامها تنها شتر اوصاف مذكور در آيه (باربرى به نقاط دوردست) را دارد، ضمير «تحمل» به صورت «استخدام» به «شتر» ـ كه از جمله انعام مذكور در آيه قبل است ـ باز مى گردد.
2- شتر وسيله حمل و نقل و تبادل كالا هاى تجارتى در عصر بعثت بوده است .
و تحمل أثقالكم إلى بلد لم تكونوا بـلغيه إلى بشقّ الأنفس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 21 - 1،6
1 - وجود و كارايى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى انسان ، آكنده از درس ها و عبرت هايى از تقدير و تدبير الهى است .
و إنّ لكم فى الأنعـم لعبرة
«أنعام»; يعنى، گله هاى شتر، گاو و گوسفند. «عبرة» و «إعتبار» نيز به معناى پندگرفتن و اندرز يافتن است.
6 - شتر ، گاو و گوسفند ، از منابع درآمد و امرار معاش انسان
و منها تأكلون
جمله «و منها تأكلون» (از آنها مى خوريد) مى تواند تعبير كنايى از ارتزاق و كسب درآمد باشد; چنان كه گفته مى شود «فلانى از حرفه اش مى خورد» كه مقصود اين است كه فلانى از حرفه اش زندگى كرده كسب درآمد مى نمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 22 - 1
1 - امكان بهرهورى بشر از شتران و كشتى ها در جهت سوارى و حمل و نقل ، نمونه اى ديگر از تدبير الهى
و عليها و على الفلك تحملون
ضمير در «عليها» به أنعام بازمى گردد و مراد از آن ـ به قرينه «تحملون» ـ تنها شتران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 71 - 6
6 - شتر ، گاو و گوسفند ، از نعمت هاى بزرگ الهى براى بشر و داراى نقش مفيد و مؤثر در بهبود زندگى وى
أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا
از اختصاص به ذكر يافتن «أنعام» از ميان ديگر نعمت هاى الهى براى بشر، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 72 - 3
3 - خداوند برخى از دام ها ( چون شتر و گاو ) را براى سوار شدن و حمل و نقل آفريده است .
فمنها ركوبهم
«من» در «فمنها» براى تبعيض است; يعنى، برخى از انعام كه مقصود از آن شتر و گاو است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 73 - 1
1 - شتر ، گاو و گوسفند ـ علاوه بر خوردن و سوار شدن ـ داراى منافع بسيار و انواع سود ها براى بشر است .
فمنها ركوبهم و منها يأكلون . و لهم فيها منـفع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 8،9
8 - بهره مندى انسان ها ، فلسفه آفرينش دام ها ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز )
و أنزل لكم من الأنعـم
9 - دام ها ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز ) داراى اهميت و نقش ويژه در تغذيه و بهرهورى انسان ها
و أنزل لكم من الأنعـم ثمـنية أزوج
از اختصاص به ذكر يافتن دام ها از ميان ديگر حيوانات و نعمت هاى خدادادى، به وقت سخن گفتن از آفرينش انسان ها، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 79 - 4
4 - خداوند ، برخى از دام ها ( چون شتر ) را براى سوار شدن و برخى ديگر ( مانند گوسفند ) را به منظور خوردن انسان ها آفريده است .
الأنعـم لتركبوا منها و منها تأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 80 - 2،3،4،5
2 - تأمين خواسته ها و نياز هاى بشر در سير و سفر خويش ، از حكمت هاى آفرينش شتران
و لتبلغوا عليها حاجة فى صدوركم
3 - سوار شدن و تأمين خواسته ها و نياز هاى بشر در سير و سفر خويش ، حكمت اصلى آفرينش شتران
لتركبوا منها . .. و لتبلغوا عليها حاجة فى صدوركم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه لام تعليل تنها بر سر «لتركبوا» و «لتبلغوا. ..» آمده است; نه براى منافع ديگر و حمل و نقل.
4 - دست يابى به خواسته ها و مقاصد مهم بشر ( چون هجرت ، جهاد ، كسب دانش و . . . ) از حكمت هاى آفرينش شتران *
و لتبلغوا عليها حاجة فى صدوركم
تنوين «حاجة» براى تفخيم است و مقيد شدن حاجت به «فى صدوركم» (حاجتى كه در دل داريد) نشانگر اين نكته است كه شتران افزون بر تأمين نيازهاى مادى و خوراكى بشر، وسيله اى مناسب براى دست يابى بشر (به ويژه بشر آن روز) به مقاصد و منافع مهم (چون هجرت، جهاد، كسب دانش و . ..) مى باشند.
5 - شتران و كشتى ها ، از وسايل فراهم شده از سوى خداوند ، براى حمل و نقل انسان ها در دريا و خشكى
و عليها و على الفلك تحملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 17 - 6
6 - شتر ، حيوانى سودمند براى انسان و نعمتى الهى است .
أفلاينظرون إلى الإبل كيف خلقت
ياد كردن از مخلوقى خاص، براى ترغيب انسان به تفكّر نشان تأثير مثبت اين مخلوق، در زندگانى انسان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 27 - 2
2 - بارش باران و نرم شدن خاك زمين و شيار خوردن آن ، زمينه ساز حصول غله جات و تأمين غذاى انسان ها
صببنا الماء . .. شققنا الأرض .... فأنبتنا فيها حبًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 8 - 5
5- فايده شكر نعمت و ضرر و زيان كفران آن به خود انسان باز مى گردد .
لئن شكرتم لأزيدنّكم و . .. إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعًا فإن الله لغنى حمي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 80 - 1
1 - دام ها ، غير از سوار شدن و خوردن ، داراى منافع و فوايد گوناگون ديگرى ( استفاده از شير ، پشم ، پوست و . . . ) مى باشند .
جعل لكم الأنعـم لتركبوا . .. و لكم فيها منـفع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 66 - 5
5- شير شتر ، گاو و گوسفند نوشيدنى ، سالم و سهل التناول است .
و إن لكم فى الأنعـم لعبرة نسقيكم ممّا فى بطونه من بين فرث و دم لبنًا خالصًا سائغ
«خالصاً» (پالوده از هر چيز) حكايت از سلامت آن و «سائغاً» (آسان جريان يابنده) حكايت از سهل التناول بودن آن مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 73 - 2
2 - شتر ، گاو و گوسفند ، داراى نوشيدنى هاى بسيار براى انسان
و مشارب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 66 - 5
5- شير شتر ، گاو و گوسفند نوشيدنى ، سالم و سهل التناول است .
و إن لكم فى الأنعـم لعبرة نسقيكم ممّا فى بطونه من بين فرث و دم لبنًا خالصًا سائغ
«خالصاً» (پالوده از هر چيز) حكايت از سلامت آن و «سائغاً» (آسان جريان يابنده) حكايت از سهل التناول بودن آن مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 73 - 2
2 - شتر ، گاو و گوسفند ، داراى نوشيدنى هاى بسيار براى انسان
و مشارب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 66 - 5
5- شير شتر ، گاو و گوسفند نوشيدنى ، سالم و سهل التناول است .
و إن لكم فى الأنعـم لعبرة نسقيكم ممّا فى بطونه من بين فرث و دم لبنًا خالصًا سائغ
«خالصاً» (پالوده از هر چيز) حكايت از سلامت آن و «سائغاً» (آسان جريان يابنده) حكايت از سهل التناول بودن آن مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 73 - 2
2 - شتر ، گاو و گوسفند ، داراى نوشيدنى هاى بسيار براى انسان
و مشارب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 13
13 - شيشه ، موجب انعكاس بيشتر و بهتر نور است .
فى زجاجة الزجاجة كأنّها كوكب درىّ
تشبيه در مقام، اين است كه نور را پر فروغ نشان دهد و از اين روى مصباحى را مثل مى زند كه در شيشه است و شيشه نيز همانند ستاره درخشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 33 - 5
5 - طلا ، مرواريد ، بهترين وسايل زينت در بهشت
يحلّون فيها من أساور من ذهب و لؤلؤًا
برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بر شمردن وسايل زينت بهشتيان مى باشد. بنابراين اختصاص به ذكر يافتن اين وسايل، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 69 - 13
13- عسل ، دارويى شفابخش براى تمامى انسانها
فيه شفاء للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 18 - 4
4 - عصا در دست گرفتن و تكيه بر آن در راه رفتن و ايستادن ، كارى مطلوب و مفيد است .
هى عصاى أتوكّؤا عليها
تقديم تكيه دادن بر ديگر فوايد عصا ـ در سخن نقل شده از موسى(ع) ـ نشانِ اهميت اين استفاده در مجموع فوايد ديگر است. اين اهميت با توجه به سلامت جسمانى، بلكه نيرومندى موسى(ع) وضوح بيشترى مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 18 - 2،3
2 - موسى ( ع ) تكيه زدن بر عصا و زدن و ريختن برگ هاى سست درختان را براى گوسفندان خويش ، از فوايد عصا برشمرد .
هى عصاى أتوكوا عليها و أهشّ بها على غنمى
«هشّ» به معناى ضربه زدن به درخت خشك براى ريختن برگ هاى آن است (لسان العرب). اين كلمه در مورد چيزهاى ملايم و بدون صلابت به كار مى رود (مفردات راغب). حرف «على» در «على غنمى» به حضور گوسفندان در پاى درخت براى استفاده از برگ ها است.
3 - موسى ( ع ) غير از تكيه دادن و ريختن برگ درختان ، عصاى خويش را در رفع چندين نياز ديگر كارساز خواند .
ولى فيها مَــَاربّ أُخرى
«مأربة» مفرد «مأرب» به معناى حاجت و نياز است (مصباح).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 25 - 2،3
2- اعتقادات حق با اذن پروردگار ، داراى ثمردهى مداوم بوده و محدود به زمانى نيست .
مثلاً كلمة طيّبة . .. تؤتى أكلها كلّ حين بإذن ربّها
احتمال دارد كه «تؤتى أكلها كلّ حين» ادامه مشبه باشد كه به تناسب موضوع همواره بار و ثمر مى دهد و منوط به زمان خاصى
نيست.
3- اعتقادات حق ، داراى ثمر هاى فراوان بوده و همه آنها مفيد است .
مثلاً كلمة طيّبة . .. تؤتى أكلها كلّ حين
آوردن جمع مضاف «أكل» (خوردنيها)، كه مفيد عموم است، براى توصيف مشبه (كلمة طيبة)، به جاى «فواكه» و «ثمرات»، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 45 - 2
2- بهره بردن از تمثيل در تبليغ و محسوس ساختن مفاهيم ارزشى براى توده ها ، از روش هاى مورد استفاده قرآن است .
واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا كماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 41 - 7
7 - قرآن ، كتابى سودمند براى بشر و در جهت منافع و مصالح او است .
إنّا أنزلنا عليك الكتـب للناس
برداشت ياد شده با توجه به لام در «للناس» است كه متضمن معناى انتفاع مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 21 - 3
3 - قرآن ، كتابى شريف و پرفايده است .
قرءان مجيد
«مجيد»، به معناى رفيع (قاموس) و مجد به معناى عزّت و شرف است. (مصباح). اصل اين كلمه از «مَجَدَتِ الابل» گرفته شده است; يعنى، شتران به چراگاهى وسيع و پر علف دست يافتند. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 98 - 9
9 ـ قربانى كردن و عمل به احكام آن موجب بهره مندى از مغفرت و رحمت الهى
و الهدى و القلئد . .. و إنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 97 - 7،10،11
7 ـ ماه هاى حرام و قربانى هاى بى نشان و بانشان حج ، داراى نقشى خاص در قوام و برپايى جوامع
جعل اللّه الكعبة . ... قيماً للناس و الشهر الحرام و الهدى و القلئد
الشهر الحرام و ما بعد آن عطف بر «الكعبة» و در حقيقت آنها نيز مفعول اول براى «جعل» مى باشند و مفعول دوم آن يعنى «قيماً للناس» به قرينه ماقبل حذف شده است.
10 ـ نقش اساسى تر كعبه در قوام جامعه نسبت به ماه هاى حرام و قربانى حج
جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قيماً للناس و الشهر الحرام و الهدى و القلئد
تقديم ذكرى كعبه و نيز حذف «قيماً للناس» نسبت به «الشهر الحرام . ..» اشاره به اين دارد كه نقش ماههاى حرام و قربانى حج و ... در قوام جوامع بواسطه كعبه مى باشد.
11 ـ آگاهى انسان ها به علم گسترده خداوند ، از اهداف بيان نقش كعبه و ماه هاى حرام و قربانى در قوام جامعه
جعل اللّه . .. ذلك لتعلموا إنّ اللّه يعلم ما فى السموت و ما فى الارض
«ذلك» مى تواند اشاره به بيان مطالب ياد شده باشد، يعنى خداوند فلسفه ايجاد كعبه و نيز احكام مربوط به آن را بيان كرد تا انسانها بدانند افعال خداوند و احكام او عالمانه و داراى اهدافى والاست و اين را نشان و علامتى از علم گسترده خداوند بشمارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 24 - 2
2 - لزوم استفاده از شيوه هاى مختلف تمثيلى و داستانى ، براى تفهيم حقايق به مردمان
إنّه لحقّ مثل ما أنّكم تنطقون . هل أتيك حديث ضيف إبرهيم
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند در آيه قبل، از تمثيل و در اين آيه از بيان سرگذشت ميهمانان گرامى ابراهيم(ع) در جهت حقانيت وعده هاى خويش بهره جسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 51 - 2
2- ماجراى مهمانان حضرت ابراهيم ( فرشتگان ) و اطلاع از آن ، امرى مهم و بسيار سودمند
و نبّئهم عن ضيف إبرهيم
«نبأ» به خبر مهم و بسيار سودمند گفته مى شود (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 4
4 - سرگذشت داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، مايه ياد و يادآورى انسان ها
و اذكر داود . .. سليمـن ... أيّوب ... إبرهيم و إسحـق و يعقوب... إسمـعيل و اليسع
برداشت ياد شده از آن جا است كه «هـذا» مى تواند اشاره به مجموعه آياتى باشد كه درباره سرگذشت پيامبران ياد شده، سخن گفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 4
4 - سرگذشت داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، مايه ياد و يادآورى انسان ها
و اذكر داود . .. سليمـن ... أيّوب ... إبرهيم و إسحـق و يعقوب... إسمـعيل و اليسع
برداشت ياد شده از آن جا است كه «هـذا» مى تواند اشاره به مجموعه آياتى باشد كه درباره سرگذشت پيامبران ياد شده، سخن گفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 4
4 - سرگذشت داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، مايه ياد و يادآورى انسان ها
و اذكر داود . .. سليمـن ... أيّوب ... إبرهيم و إسحـق و يعقوب... إسمـعيل و اليسع
برداشت ياد شده از آن جا است كه «هـذا» مى تواند اشاره به مجموعه آياتى باشد كه درباره سرگذشت پيامبران ياد شده، سخن گفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 4
4 - سرگذشت داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، مايه ياد و يادآورى انسان ها
و اذكر داود . .. سليمـن ... أيّوب ... إبرهيم و إسحـق و يعقوب... إسمـعيل و اليسع
برداشت ياد شده از آن جا است كه «هـذا» مى تواند اشاره به مجموعه آياتى باشد كه درباره سرگذشت پيامبران ياد شده، سخن گفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 4
4 - سرگذشت داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، مايه ياد و يادآورى انسان ها
و اذكر داود . .. سليمـن ... أيّوب ... إبرهيم و إسحـق و يعقوب... إسمـعيل و اليسع
برداشت ياد شده از آن جا است كه «هـذا» مى تواند اشاره به مجموعه آياتى باشد كه درباره سرگذشت پيامبران ياد شده، سخن گفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 4
4 - سرگذشت داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، مايه ياد و يادآورى انسان ها
و اذكر داود . .. سليمـن ... أيّوب ... إبرهيم و إسحـق و يعقوب... إسمـعيل و اليسع
برداشت ياد شده از آن جا است كه «هـذا» مى تواند اشاره به مجموعه آياتى باشد كه درباره سرگذشت پيامبران ياد شده، سخن گفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 4
4 - سرگذشت داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، مايه ياد و يادآورى انسان ها
و اذكر داود . .. سليمـن ... أيّوب ... إبرهيم و إسحـق و يعقوب... إسمـعيل و اليسع
برداشت ياد شده از آن جا است كه «هـذا» مى تواند اشاره به مجموعه آياتى باشد كه درباره سرگذشت پيامبران ياد شده، سخن گفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 4
4 - سرگذشت داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، مايه ياد و يادآورى انسان ها
و اذكر داود . .. سليمـن ... أيّوب ... إبرهيم و إسحـق و يعقوب... إسمـعيل و اليسع
برداشت ياد شده از آن جا است كه «هـذا» مى تواند اشاره به مجموعه آياتى باشد كه درباره سرگذشت پيامبران ياد شده، سخن گفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 3 - 6
6 - داستان موسى و فرعون ، از فراز هاى بسيار مفيد و شايان توجه تاريخ
نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون
واژه «نبأ» در خبرهايى به كار مى رود كه دربردارنده فائده اى بزرگ و قابل توجّه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 3 - 6
6 - داستان موسى و فرعون ، از فراز هاى بسيار مفيد و شايان توجه تاريخ
نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون
واژه «نبأ» در خبرهايى به كار مى رود كه دربردارنده فائده اى بزرگ و قابل توجّه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 4
4 - سرگذشت داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، مايه ياد و يادآورى انسان ها
و اذكر داود . .. سليمـن ... أيّوب ... إبرهيم و إسحـق و يعقوب... إسمـعيل و اليسع
برداشت ياد شده از آن جا است كه «هـذا» مى تواند اشاره به مجموعه آياتى باشد كه درباره سرگذشت پيامبران ياد شده، سخن گفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 7 - 3
3 - قلب ( دل و انديشه ) ، گوش و چشم از ابزار شناخت
ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم و على ابصرهم غشوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 6
6- قواى شنوايى و بينايى و قلب ، ابزار شناخت است .
و لاتقف . .. إن السمع و البصر و الفؤاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 219 - 5،8
5 ـ شراب و قمار ، داراى زيانى بزرگ و منافعى اندك
قل فيهما اثم كبير و منافع للناس
كلمه «اثم»، به قرينه مقابل آن (منافع)، مى تواند به معناى زيان باشد.
8 ـ گناه شرابخوارى و قماربازى ، از منفعت آنها بيشتر است .
يسئلونك عن الخمر و الميسر . .. اثمهما اكبر من نفعهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 9،14
9- پشم ، كرك و موى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، متناسب با زيست طبيعى انسان است .
جعل لكم من الأنعـم . .. تستخفّونها ... أثـثًا و متـعًا
از اينكه خداوند پشم، كرك و موى دامها را در جهت تهيه اثاثيه و لوازم زندگى آفريده است، گوياى متناسب بودن آنها با زيست طبيعى انسان مى باشد; چون خداوند حكيم و داناست.
14- بهره مندى انسان از كرك ، پشم و موى حيوانات ، محدود به زمان خاصى است . *
و من أصوافها و أوبارها و أشعارها أثـثًا و متـعًا إلى حين
براى «إلى حين» چند احتمال وجود دارد. يكى از آنها اين است كه اشياى ياد شده، در مقاطع و دوره هاى خاصّى قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 9
9- پشم ، كرك و موى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، متناسب با زيست طبيعى انسان است .
جعل لكم من الأنعـم . .. تستخفّونها ... أثـثًا و متـعًا
از اينكه خداوند پشم، كرك و موى دامها را در جهت تهيه اثاثيه و لوازم زندگى آفريده است، گوياى متناسب بودن آنها با زيست طبيعى انسان مى باشد; چون خداوند حكيم و داناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 9
9- پشم ، كرك و موى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، متناسب با زيست طبيعى انسان است .
جعل لكم من الأنعـم . .. تستخفّونها ... أثـثًا و متـعًا
از اينكه خداوند پشم، كرك و موى دامها را در جهت تهيه اثاثيه و لوازم زندگى آفريده است، گوياى متناسب بودن آنها با زيست طبيعى انسان مى باشد; چون خداوند حكيم و داناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 9
9- پشم ، كرك و موى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، متناسب با زيست طبيعى انسان است .
جعل لكم من الأنعـم . .. تستخفّونها ... أثـثًا و متـعًا
از اينكه خداوند پشم، كرك و موى دامها را در جهت تهيه اثاثيه و لوازم زندگى آفريده است، گوياى متناسب بودن آنها با زيست طبيعى انسان مى باشد; چون خداوند حكيم و داناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 12
12 ـ آب فراوان و رونق كشاورزى از شاخصه هاى توانمندى و قدرت اقوام و تمدنها
و أرسلنا السماء عليهم مدرارا و جعلنا الأنهر تجرى من تحتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 22 - 1
1 - امكان بهرهورى بشر از شتران و كشتى ها در جهت سوارى و حمل و نقل ، نمونه اى ديگر از تدبير الهى
و عليها و على الفلك تحملون
ضمير در «عليها» به أنعام بازمى گردد و مراد از آن ـ به قرينه «تحملون» ـ تنها شتران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 65 - 3
3 - سفر دريايى و استفاده از كشتى ، در عصر ظهور اسلام ، رواج داشته است .
فإذا ركبوا فى الفلك دعوا اللّه مخلصين له الدّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 41 - 3
3 - امكان بهره بردارى انسان ها از دريا به وسيله كشتى در سير و سفر و حمل و نقل ، از نعمت هاى الهى است .
و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 42 - 3
3 - آفرينش مركب هايى مانند كشتى ( چهارپايان و . . . ) از سوى خداوند ، به سود بشر و از نعمت هاى او است .
و ءاية لهم . .. و خلقنا لهم من مثله ما يركبون
گفتنى است كه لام در «لهم» براى انتفاع است; يعنى، مركب هاى مانند كشتى را به نفع انسان ها آفريديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 80 - 5
5 - شتران و كشتى ها ، از وسايل فراهم شده از سوى خداوند ، براى حمل و نقل انسان ها در دريا و خشكى
و عليها و على الفلك تحملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 66 - 3
3- دريا ها و كشتى ها ، در دستيابى انسان به موهبت هاى طبيعت و نعمت هاى خداوندى ، نقش بس مهم و مؤثر دارند .
ربّكم الذى يزجى لكم الفلك فى البحر لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 12 - 4
4 - مركب قرار گرفتن كشتى ها و دام ها ، از نعمت هاى الهى براى انسان است .
و جعل لكم من الفلك و الأنعـم ما تركبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 164 - 6
6 - حركت كشتى ها در دريا در جهت منافع انسان ، از نشانه هاى توحيد و رحمت گسترى خداوند است .
إن فى . .. الفلك تجرى فى البحر بما ينفع الناس ... لأيت
كلمه «ما» در «بما ينفع» مى تواند موصوله باشد كه در اين صورت «باء» به معناى مصاحبت است. بر اين مبنا «التى تجرى...»; يعنى، آن كشتيهايى كه در دريا حركت مى كنند و چيزهايى (از قبيل مال التجاره ها و ...) به همراه دارند كه براى مردم سودبخش
است ... و نيز «ما» مى تواند مصدريه باشد كه در اين صورت «باء» به معناى سبب است; يعنى، كشتيهايى كه در دريا به خاطر نفع رسانى به مردم در حركت هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 94 - 5
5- قوم درگير با يأجوج و مأجوج از كوه هاى مرتفع به عنوان سدّ دفاعى در برابر هجوم آنان بهره مى بردند .
حتّى إذا بلغ بين السدّين . .. إنّ يأجوج و مأجوج مفسدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 19 - 8
8- كوه ها ، محل پيدايش معادن
و أنبتنا فيها من كلّ شىء موزون
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير «فيها»، «رواسى» باشد. در اين صورت مراد آيه، پيدايش معدنها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 15 - 1،2،3
1- خداوند ، كوه ها را ثابت و استوار در زمين قرار داده است تا آن را چونان بسترى آرام براى انسان مهيا سازد .
و ألقى فى الأرض روسى أن تميدبكم
«رواسى» (جمع راسية) از ماده «رسو» بوده و به معناى ثبوت و استوارى است و مراد از آن كوههاست كه به خاطر وصف غالبشان به اين نام، نام گذارى شده اند و «القاء» وقتى با «فى» همراه باشد به معناى قرار دادن است.
2- كوه ها ، از جنبش ها و لرزش هاى زمين جلوگيرى مى كند .
و ألقى فى الأرض روسى أن تميدبكم
«ميد» در لغت اضطراب و لغزش چيزهاى بزرگ را گويند و چون اين آيه در مقام بيان نعمتهاى خداست و اضطراب و لرزش زمين نعمت نيست، معلوم مى شود كه «أن تميدبكم» در اصل «لأن لاتميدبكم» يا «كراهية أن تميدبكم» بوده است; يعنى، كوهها را در زمين قرار داد تا زمين شما را نلرزاند.
3- زمين بدون وجود كوه ها ، داراى جنبش و لرزش بوده و براى زندگى انسان مناسب نيست .
و ألقى فى الأرض روسى أن تميدبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 31 - 1
1- آفرينش كوه هاى استوار براى جلوگيرى زمين از لرزاندن و جنباندن انسان ها است .
و جعلنا فى الأرض روسى أن تميد بهم
«رسا» به معناى «ثَبَت» و «رَسَخ» است و به كوه ها از آن جهت كه خود راسخ و استواراند و مانع اضطراب و لرزش زمين مى شوند، «رواسى» گفته مى شود. «ميد» (مصدر «تميد») به معناى اضطراب و حركت به سمت هاى گوناگون است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 10 - 5،6
5 - زمين ، بدون وجود كوه ها ، در معرض لرزش هاى مداوم بوده و مناسب زندگى نيست .
و ألقى فى الأرض روسى أن تميد بكم
6 - كوه ها ، از جنبش و لرزش زمين جلوگيرى مى كنند و براى آماده كردن آن براى زيستن بشر ، نقش دارند .
و ألقى فى الأرض روسى أن تميد بكم
«ميد» در لغت، «اضطراب و لرزش چيزهاى بزرگ» را گويند. چون آيه درصدد بيان نعمت هاى خداوند است و لرزش، نمى تواند نعمت باشد، معلوم مى شود كه «أن تميد»، «أن لاتميد» و يا «كراهيه تميد بكم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 7 - 3
3ـ سطح زمين ، بدون وجود كوه ها فاقد ثبات و استقرار *
و ألقينا فيها روسى
خداوند، پس از مسأله امتداد و گسترش سطح زمين، از وجود كوه ها به عنوان عناصرى استوار (رواسى) ياد كرده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه ثبات و استقرار سطح رويين زمين، مديون استوارى كوه ها است و بدون وجود كوه ها، فاقد ثبات و استوارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 27 - 2،4،5
2 - وجود كوه هاى استوار و بلند ، از نعمت هاى الهى براى بشر و تأثيرگذار در زندگى انسان ها
و جعلنا فيها روسى شـمخـت
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين دسته از آيات، ضمن آن كه در بيان نشانه هاى قدرت عظيم خداوند است; مى تواند درصدد بيان نعمت هاى الهى براى بشر نيز باشد.
4 - كوه ها ، از منابع تأمين آب براى بشر
و جعلنا فيها روسى شـمخـت و أسقينـكم ماء
يادآورى سيراب شدن بشر از آب هاى گوارا ـ پس از بيان آفرينش كوه هاى استوار و بلند در زمين ـ مى تواند بيانگر مطلب ياده شده باشد.
5 - آب سارى و جوشيده از كوه ها ، آبى گوارا و مناسب براى نوشيدن انسان ها
و أسقينـكم ماء فراتًا
«فرات»، به معناى گوارا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 7 - 1
1 - كوه ها مانند ميخ هاى مستحكم ، با رسوخ در زمين مانع لرزش آن شده و اجزاى آن را به هم پيوند داده است .
و الجبال أوتادًا
«أوتاد» (جمع «وتد»); يعنى، ميخ ها. تشبيه كوه ها به «ميخ»، به اين لحاظ است كه آرامش و استحكام زمين و از هم نپاشيدن آن، وابسته به وجود كوه ها است; زيرا بدون وجود كوه ها، حركت لايه هاى زمين به روى يكديگر و پيدايش زلزله هاى فراگير، آرامش و استقرار آن را به هم مى زد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 33 - 1
1 - سودمندى آسمان ، شب ، روز ، زمين ، آب ، گياه و كوه ها براى انسان و دام ، هدف خداوند از آفرينش و سامان بخشى آنها است .
متـعًا لكم و لأنعـمكم
«متاعاً» مفعول له است. اين كلمه گرچه اسم است براى هر چيزى كه سودمند باشد (لسان العرب); ولى در اين آيه جايگزين مصدر شده است; يعنى، «تمتيعاً لكم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 1
1 ـ خداوند شتر و گاو نر و ماده را براى بهره بردارى انسان آفريده است.
و هو الذى أنشأ . .. و من الإبل اثنين و من البقر اثنين قل ءالذكرين حرم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 5 - 4
4- دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، داراى فوايد و منافع گوناگون براى انسان
و الأنعـم خلقها لكم فيها دفءٌ و منـفع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 21 - 1،6
1 - وجود و كارايى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى انسان ، آكنده از درس ها و عبرت هايى از تقدير و تدبير الهى است .
و إنّ لكم فى الأنعـم لعبرة
«أنعام»; يعنى، گله هاى شتر، گاو و گوسفند. «عبرة» و «إعتبار» نيز به معناى پندگرفتن و اندرز يافتن است.
6 - شتر ، گاو و گوسفند ، از منابع درآمد و امرار معاش انسان
و منها تأكلون
جمله «و منها تأكلون» (از آنها مى خوريد) مى تواند تعبير كنايى از ارتزاق و كسب درآمد باشد; چنان كه گفته مى شود «فلانى از حرفه اش مى خورد» كه مقصود اين است كه فلانى از حرفه اش زندگى كرده كسب درآمد مى نمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 71 - 6
6 - شتر ، گاو و گوسفند ، از نعمت هاى بزرگ الهى براى بشر و داراى نقش مفيد و مؤثر در بهبود زندگى وى
أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا
از اختصاص به ذكر يافتن «أنعام» از ميان ديگر نعمت هاى الهى براى بشر، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 72 - 3
3 - خداوند برخى از دام ها ( چون شتر و گاو ) را براى سوار شدن و حمل و نقل آفريده است .
فمنها ركوبهم
«من» در «فمنها» براى تبعيض است; يعنى، برخى از انعام كه مقصود از آن شتر و گاو است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 73 - 1
1 - شتر ، گاو و گوسفند ـ علاوه بر خوردن و سوار شدن ـ داراى منافع بسيار و انواع سود ها براى بشر است .
فمنها ركوبهم و منها يأكلون . و لهم فيها منـفع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 8،9
8 - بهره مندى انسان ها ، فلسفه آفرينش دام ها ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز )
و أنزل لكم من الأنعـم
9 - دام ها ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز ) داراى اهميت و نقش ويژه در تغذيه و بهرهورى انسان ها
و أنزل لكم من الأنعـم ثمـنية أزوج
از اختصاص به ذكر يافتن دام ها از ميان ديگر حيوانات و نعمت هاى خدادادى، به وقت سخن گفتن از آفرينش انسان ها، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 33 - 6
6 - خداوند ، حبوبات ( گندم ، جو ، برنج و . . . ) را به منظور تغذيه انسان ها آفريده است .
و أخرجنا منها حبًّا فمنه يأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 5 - 4
4- دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، داراى فوايد و منافع گوناگون براى انسان
و الأنعـم خلقها لكم فيها دفءٌ و منـفع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 21 - 1،6
1 - وجود و كارايى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى انسان ، آكنده از درس ها و عبرت هايى از تقدير و تدبير الهى است .
و إنّ لكم فى الأنعـم لعبرة
«أنعام»; يعنى، گله هاى شتر، گاو و گوسفند. «عبرة» و «إعتبار» نيز به معناى پندگرفتن و اندرز يافتن است.
6 - شتر ، گاو و گوسفند ، از منابع درآمد و امرار معاش انسان
و منها تأكلون
جمله «و منها تأكلون» (از آنها مى خوريد) مى تواند تعبير كنايى از ارتزاق و كسب درآمد باشد; چنان كه گفته مى شود «فلانى از حرفه اش مى خورد» كه مقصود اين است كه فلانى از حرفه اش زندگى كرده كسب درآمد مى نمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 71 - 6
6 - شتر ، گاو و گوسفند ، از نعمت هاى بزرگ الهى براى بشر و داراى نقش مفيد و مؤثر در بهبود زندگى وى
أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا
از اختصاص به ذكر يافتن «أنعام» از ميان ديگر نعمت هاى الهى براى بشر، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 73 - 1
1 - شتر ، گاو و گوسفند ـ علاوه بر خوردن و سوار شدن ـ داراى منافع بسيار و انواع سود ها براى بشر است .
فمنها ركوبهم و منها يأكلون . و لهم فيها منـفع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 8،9
8 - بهره مندى انسان ها ، فلسفه آفرينش دام ها ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز )
و أنزل لكم من الأنعـم
9 - دام ها ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز ) داراى اهميت و نقش ويژه در تغذيه و بهرهورى انسان ها
و أنزل لكم من الأنعـم ثمـنية أزوج
از اختصاص به ذكر يافتن دام ها از ميان ديگر حيوانات و نعمت هاى خدادادى، به وقت سخن گفتن از آفرينش انسان ها، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 79 - 4
4 - خداوند ، برخى از دام ها ( چون شتر ) را براى سوار شدن و برخى ديگر ( مانند گوسفند ) را به منظور خوردن انسان ها آفريده است .
الأنعـم لتركبوا منها و منها تأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 7 - 3
3 - قلب ( دل و انديشه ) ، گوش و چشم از ابزار شناخت
ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم و على ابصرهم غشوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 6
6- قواى شنوايى و بينايى و قلب ، ابزار شناخت است .
و لاتقف . .. إن السمع و البصر و الفؤاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 46 - 5
5- حس شنوايى ، وسيله دستيابى به حقايق و قلب مركز درك و فهم آنهاست .
على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 52 - 6
6 - حواس ظاهرى ، همانند شنوايى ، از ابزار شناخت است .
لاتسمع الصمّ الدعاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 53 - 7
7 - شنوايى و بينايى از جمله ابزار فهم و دريافت هدايت است .
و ما أنت بهـد العمى . .. إن تسمع إلاّ من يؤمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 7 - 6
6 - گوش ، از ابزار كسب اطلاعات و شناخت است .
كأن لم يسمعها كأنّ فى أُذنيه وقرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 40 - 8
8 - گوش و چشم ، از ابزار شناخت حق
أفأنت تسمع الصمّ أو تهدى العمى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 26 - 11
11- ابزار حسى چشم و گوش ، وسيله رهيافت حقايق به محدوده ادراك بشر *
جعلنا لهم سمعًا و أبصـرًا و أفئدة فما أغنى عنهم سمعهم و لا أبصـرهم و لا أفئدتهم
تقدم لفظى «سمع» و «بصر» بر «أفئدة» ممكن است بيانگر تقدم خارجى نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 24 - 8
8 ـ گياهان ، زينت بخش زمينند .
فاختلط به نبات الأرض . .. حتى إذا أخذت الأرض زخرفها و ازينت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 10 - 4
4- چراى دام ها از جمله فوايد مرتع ها و گياهان است .
و منه شجر فيه تسيمون
«تسيمون» (از اسامة) به معناى چرانيدن گوسفندان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 19 - 5،7
5 - منابع گياهى زمين ، تأمين كننده بخش بزرگى از نيازمندى هاى انسان
لكم فيها فوكه كثيرة
ضمير «فيها» به «جنّات» بازمى گردد. «فواكه» جمع «فاكهه» است و «فاكهه» به هر نوع ميوه گفته مى شود.
7 - تغذيه و امرار معاش از منابع گياهى ، يكى از مهم ترين فوايد رويش گياهان براى انسان
و منها تأكلون
ضمير «منها» به «جنّات» بازمى گردد; يعنى: و از آن [باغ ها] مى خوريد. گفتنى است كه جمله «منها تأكلون» (از باغ ها مى خوريد) مى تواند كنايه از اين باشد كه شما با آن باغ ها، امرار معاش و گذران زندگى مى كنيد ;مثلاً وقتى گفته مى شود «فلانى از حرفه اش مى خورد» مقصود اين است كه در سايه حرفه اش زندگى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 60 - 5
5 - زيبايى ، طراوت و نشاط آفرينى گياهان براى انسان ، امرى مهم و براساس تقدير و برنامه الهى
فأنبتنا به حدائق ذات بهجة
تذكر خداوند به بهجت آفرينى بوستان ها براى آدميان، نشانگر اهميت آن و تدبير و تقدير الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 50 - 7
7 - زمين ، بدون بارش باران و رويش گياهان ، مرده و موات است .
يحى الأرض بعد موتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 27 - 8
8 - نباتات ، منبع اصلى تغذيه انسان ها و حيوان ها است .
فنخرج به زرعًا تأكل منه أنعـمهم و أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 7 - 4،6
4ـ رويش گياهان بهجت آفرين در زمين ، به تدبير الهى و آيتى خداوندى است .
و أنبتنا فيها من كلّ زوج بهيج
6ـ سرورآفرينى گياهان در روح انسان ، زمينه انديشيدن وى به پديدآورنده آن
أفلم ينظروا . .. و أنبتنا فيها من كلّ زوج بهيج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 33 - 1
1 - سودمندى آسمان ، شب ، روز ، زمين ، آب ، گياه و كوه ها براى انسان و دام ، هدف خداوند از آفرينش و سامان بخشى آنها است .
متـعًا لكم و لأنعـمكم
«متاعاً» مفعول له است. اين كلمه گرچه اسم است براى هر چيزى كه سودمند باشد (لسان العرب); ولى در اين آيه جايگزين مصدر شده است; يعنى، «تمتيعاً لكم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 14
14 ـ دستيابى حاجيان به پاداشهايى از جانب خدا و جلب رضايت او از اهداف تشريع حج و عمره است .
و لا ءآمين البيت الحرام يبتغون فضلا من ربهم و رضوناً
مراد از «فضلا» مى تواند ثواب و پاداش باشد و مى تواند مقصود از آن درآمدهاى مالى باشد. در برداشت فوق معناى اول لحاظ شده است. گفتنى است «آمين البيت الحرام = راهيان خانه خدا» شامل حاجيان و معتمران مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 97 - 5،7،10،11
5 ـ نقش كعبه و ماه هاى حرام در قوام و ثبات جوامع منوط به حفظ حرمت آنها از سوى انسان ها است .
جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قيماً للناس
7 ـ ماه هاى حرام و قربانى هاى بى نشان و بانشان حج ، داراى نقشى خاص در قوام و برپايى جوامع
جعل اللّه الكعبة . ... قيماً للناس و الشهر الحرام و الهدى و القلئد
الشهر الحرام و ما بعد آن عطف بر «الكعبة» و در حقيقت آنها نيز مفعول اول براى «جعل» مى باشند و مفعول دوم آن يعنى «قيماً للناس» به قرينه ماقبل حذف شده است.
10 ـ نقش اساسى تر كعبه در قوام جامعه نسبت به ماه هاى حرام و قربانى حج
جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قيماً للناس و الشهر الحرام و الهدى و القلئد
تقديم ذكرى كعبه و نيز حذف «قيماً للناس» نسبت به «الشهر الحرام . ..» اشاره به اين دارد كه نقش ماههاى حرام و قربانى حج و ... در قوام جوامع بواسطه كعبه مى باشد.
11 ـ آگاهى انسان ها به علم گسترده خداوند ، از اهداف بيان نقش كعبه و ماه هاى حرام و قربانى در قوام جامعه
جعل اللّه . .. ذلك لتعلموا إنّ اللّه يعلم ما فى السموت و ما فى الارض
«ذلك» مى تواند اشاره به بيان مطالب ياد شده باشد، يعنى خداوند فلسفه ايجاد كعبه و نيز احكام مربوط به آن را بيان كرد تا انسانها بدانند افعال خداوند و احكام او عالمانه و داراى اهدافى والاست و اين را نشان و علامتى از علم گسترده خداوند بشمارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 13
13- نقش مؤثر مثل ها و نمونه هاى عينى تاريخى در هدايت و درس آموزى انسان
و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 76 - 2
2- استفاده خداوند از مَثَل و مانند ، براى تقريب مفاهيم وحى به ذهن توده مردم
و ضرب الله مثلاً رجلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 32 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به استفاده از تمثيل و ترسيم نماى كفر و ايمان در غالب گفتوگوى كشاورزى رفاه مند با هم صحبتى كم ثروت شد .
و اضرب لهم مثلاً رجلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 45 - 1
1- پيامبر ، وظيفه دار استفاده از تمثيل براى بيان حقيقت زندگى دنيا و ناپايدارى آن است .
و اضرب لهم مثل الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 22
22 - امكان شناخت اوصاف خداوند ( نور و . . . ) ، از طريق تشبيه و تمثيل
اللّه نور السمـوت و الأرض مثل نوره كمشكوة . .. و يضرب اللّه الأمثـل للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 43 - 1
1 - استفاده خداوند ، از مثل براى تبيين دقايق معارف آسمانى
مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا . .. و تلك الأم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 28 - 5،6،20
5 - استفاده از تمثيل ، جهت تفهيم معارف والاى دينى ، از روش هاى تبليغى قرآن
ضرب لكم مثلاً من أنفسكم . .. كذلك نفصّل الأيـت
لام «لكم» براى تعليل و در نتيجه، بيان كننده اين نكته است كه بيان مَثَل ها، به خاطر تفهيم دقيق است. «من» در «من أنفسكم» براى ابتدا و به منظور بيان اين است كه مَثَل از خود شما زده مى شود كه دقيقاً برايتان قابل فهم است.
6 - به كارگيرى تمثيل و تشبيه ، براى بيان دقيق مبانى دينى ، امرى سودمند و مفيد
ضرب لكم مثلاً
20 - خداوند ، به تشريح و تبيين آيات خود براى مردم ، با استفاده از تمثيل هاى روشن ، اهتمام دارد .
ضرب لكم مثلاً . .. كذلك نفصّل الأيـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 13 - 2،5
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور مثل زدن و نمونه آوردن از مردم گذشته ، براى پندگيرى و درس آموزى مردم
و اضرب لهم مثلاً أصحـب القرية
5 - مثل زدن و ارائه نمونه هاى تاريخى ، از روش هاى تربيتى ـ هدايتى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و اضرب لهم مثلاً أصحـب القرية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 10 - 4
4ـ حسن استفاده از ملموس ترين نماد ها ، براى هدايت و درس آموزى خلق *
و النخل باسقـت لها طلع نضيد
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه اختصاص به ذكر يافتن «نخل» از ميان همه درختان و «خرما» از ميان همه ميوه ها، از آن جهت باشد كه نخل و خرما، اساسى ترين نقش را در زندگى عرب عصر نزول داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 24 - 2
2 - لزوم استفاده از شيوه هاى مختلف تمثيلى و داستانى ، براى تفهيم حقايق به مردمان
إنّه لحقّ مثل ما أنّكم تنطقون . هل أتيك حديث ضيف إبرهيم
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند در آيه قبل، از تمثيل و در اين آيه از بيان سرگذشت ميهمانان گرامى ابراهيم(ع) در جهت حقانيت وعده هاى خويش بهره جسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 26 - 1
1 - به كارگيرى مَثَل از روش هاى قرآن براى هدايت مردم
إن اللّه لايستحى أن يضرب مثلا . .. يهدى به كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 25 - 6
6- همه مثالهايى كه خداوند براى مردم به كار مى برد ، جهت تنبه و تذكر به آنان است .
و يضرب الله الأمثال للناس لعلّهم يتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 32 - 4
4- بهره بردن از تمثيل در تبيين حقايق معنوى ، از روش هاى مورد استفاده قرآن است .
و اضرب لهم مثلاً رجلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 54 - 1،2
1- خداوند ، در قرآن ، به بيان هاى گوناگون ، مثال ها و نمونه هاى فراوانى را براى هدايت بشر ، طرح كرده است .
و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل
«صرّفنا» به معناى «بيّنا» است; يعنى «بيان كرديم» (لسان العرب)، ولى از آن جهت كه باب تفعيل، براى تكثير است، مراد، بيان هاى متعدد است. ريشهء كلمه «صرّفنا» كه تصريف و تغيير از حالتى به حالتى است، گوياى آن است كه اين بيانات، گوناگون و متنوع هستند.
2- آوردن مثال و نمونه ، از شيوه هاى بيانى قرآن و از روش هاى مناسب در تبليغ و بيان حقايق است .
و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان للناس من كلّ مثل
براى «مَثَل» معانى متعددى از جمله: «شبيه و نظير» و «حديث (كلام تازه)» و «ضرب المثل» و «صفت» ذكر شده است. در آيه مورد بحث، به مناسبت «و اضرب لهم مثلاً رجلين» ـ در آيات قبل ـ ظاهراً، مقصود، ذكرِ شبيه و نظير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 73 - 11
11 - برملا شدن ضعف و ناتوانى معبود ها ( اصنام ) و جهل و نادانى پرستندگان آنها با ضرب المثل خداوند ، براى همگان
ضعف الطالب و المطلوب
«ضَعافة» (مصدر «ضعف») به معناى ناتوان شدن است; يعنى، طالب و مطلوب هر دو ناتوان شدند. ظاهراً مقصود اين است كه با دلايل قاطع و غيرقابل انكارى كه ارائه شد، نه تنها ضعف و ناتوانى بت ها; بلكه جهل و نادانى پرستندگان آنها نيز بر همگان آشكار شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 20
20 - استفاده از تمثيل و تشبيه معقول به محسوس و ارائه نمونه عينى ، از روش هاى هدايتى قرآن براى تفهيم معارف بلند الهى
مثل نوره كمشكوة فيها مصباح . .. و يضرب اللّه الأمثـل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 41 - 14
14 - انتخاب ملموس ترين مثال ، براى تبيين حقايق پيچيده و بلند آسمانى ، شيوه بيانى قرآن كريم است .
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له . .. و الطير صـفّـت
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه در آيه شريفه، پرندگان از حيث قابل دسترس بودن و نوع پرواز و اندامشان، مورد تمثيل قرار گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 39 - 2
2 ـ ارائه مثل ها ( الگو ها و نمونه هاى عينى ) ، روش كاربردى قرآن در تبيين حقايق و هدايت مردمان
و كلاًّ ضربنا له الأمثـل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 58 - 6
6 - استفاده از مثال هاى متنوع ، از روش هاى قرآن كريم ، براى تبيين معارف و حقايق است .
و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 27 - 2
2 - مثل هاى قرآن ، بهترين و سودمندترين مثل ها است .
و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل
تنكير «مثل» دلالت بر تعظيم و شرافت دارد; يعنى، يعنى مثل هاى قرآن بهترين وسودمندترين مثل ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 3 - 9
9- بيان هاى تمثيلى و توصيفى قرآن ، براى توده هاى بشر و در جهت منافع آنان
كذلك يضرب اللّه للناس أمثـلهم
لام در «للناس» بيانگر منفعت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 21 - 6
6 - استفاده قرآن از مثال ها ، براى به فكر واداشتن توده مردم
و تلك الأمثـل نضربها للناس لعلّهم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 219 - 12
12 ـ امكان وجود نفع ، در محرّمات الهى
عن الخمر و الميسر . .. و منافع للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 33 - 5
5 - طلا ، مرواريد ، بهترين وسايل زينت در بهشت
يحلّون فيها من أساور من ذهب و لؤلؤًا
برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بر شمردن وسايل زينت بهشتيان مى باشد. بنابراين اختصاص به ذكر يافتن اين وسايل، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 96 - 7،11
7- ذوالفرنين ، از مسّ مذاب ، براى پر كردن ميان پاره هاى آهن اسكلت سد ، استفاده كرد .
ءاتونى أُفرغ عليه قطرًا
«افراغ» به معناى «خالى كردن ظرف و ريختن محتويات آن» است و «قطرًا» (مسّ مذاب) مفعول براى «أُفرغ» است و مفعول «آتونى» به قرينه «قطرًا» محذوف است.
11- تركيب آهن و مسّ ، فلزى بسيار مستحكم و غير قابل نفوذ به دست مى دهد .
ءاتونى زبر الحديد . .. أُفرغ عليه قطرًا
ريختن مس گداخته بر آهن هاى نزديك به ذوب، گوياى آن است كه جنس تركبى، به فلزى بسيار مستحكم تبديل خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 14
14 ـ دستيابى حاجيان به پاداشهايى از جانب خدا و جلب رضايت او از اهداف تشريع حج و عمره است .
و لا ءآمين البيت الحرام يبتغون فضلا من ربهم و رضوناً
مراد از «فضلا» مى تواند ثواب و پاداش باشد و مى تواند مقصود از آن درآمدهاى مالى باشد. در برداشت فوق معناى اول لحاظ شده است. گفتنى است «آمين البيت الحرام = راهيان خانه خدا» شامل حاجيان و معتمران مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 9 - 5
5 - لزوم موعظه و ارشاد مردم ، مشروط به سودمند بودن آن است .
فذكّر إن نفعت الذكرى
«ذكرى» اسم مصدر براى «تذكير» است (قاموس)، اين كلمه نسبت به كلمه «ذكر»، مبالغه بيشترى دارد. (مفردات) حرف «ان» يا براى اشتراط حقيقى به كار رفته است و يا مراد از آن تشكيك است. برداشت ياد شده ناظر به احتمال نخست است. گفتنى است كه مراد از «نفع» در آيه شريفه، اعم از اتمام حجت است; بنابراين تذكرى كه اتمام حجت باشد داراى نفع بوده و فرمان «ذكّر» شامل آن مى شود; ولى در مورد كسانى كه بر آنان اتمام حجت شده، شرط وجوب موعظه، تأثيرگذار بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 9،14
9- پشم ، كرك و موى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، متناسب با زيست طبيعى انسان است .
جعل لكم من الأنعـم . .. تستخفّونها ... أثـثًا و متـعًا
از اينكه خداوند پشم، كرك و موى دامها را در جهت تهيه اثاثيه و لوازم زندگى آفريده است، گوياى متناسب بودن آنها با زيست طبيعى انسان مى باشد; چون خداوند حكيم و داناست.
14- بهره مندى انسان از كرك ، پشم و موى حيوانات ، محدود به زمان خاصى است . *
و من أصوافها و أوبارها و أشعارها أثـثًا و متـعًا إلى حين
براى «إلى حين» چند احتمال وجود دارد. يكى از آنها اين است كه اشياى ياد شده، در مقاطع و دوره هاى خاصّى قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 9
9- پشم ، كرك و موى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، متناسب با زيست طبيعى انسان است .
جعل لكم من الأنعـم . .. تستخفّونها ... أثـثًا و متـعًا
از اينكه خداوند پشم، كرك و موى دامها را در جهت تهيه اثاثيه و لوازم زندگى آفريده است، گوياى متناسب بودن آنها با زيست طبيعى انسان مى باشد; چون خداوند حكيم و داناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 9
9- پشم ، كرك و موى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، متناسب با زيست طبيعى انسان است .
جعل لكم من الأنعـم . .. تستخفّونها ... أثـثًا و متـعًا
از اينكه خداوند پشم، كرك و موى دامها را در جهت تهيه اثاثيه و لوازم زندگى آفريده است، گوياى متناسب بودن آنها با زيست طبيعى انسان مى باشد; چون خداوند حكيم و داناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 9
9- پشم ، كرك و موى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، متناسب با زيست طبيعى انسان است .
جعل لكم من الأنعـم . .. تستخفّونها ... أثـثًا و متـعًا
از اينكه خداوند پشم، كرك و موى دامها را در جهت تهيه اثاثيه و لوازم زندگى آفريده است، گوياى متناسب بودن آنها با زيست طبيعى انسان مى باشد; چون خداوند حكيم و داناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 57 - 3
3 - نقش مفيد و مؤثر ميوه ها در تغذيه انسان
لهم فيها فـكهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 51 - 6
6 - نقش مفيد و مؤثر ميوه ها در تغذيه انسان
يدعون فيها بفـكهة كثيرة و شراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 15 - 6
6- پستى و بلندى هاى زمين ، داراى منافعى حياتى و در خدمت بشر
و ألقى فى الأرض روسى أن تميدبكم و أنهـرًا و سبلاً لعلّكم تهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 67 - 3
3- درختان خرما و انگور ، داراى محصولات و فرآورده هاى گوناگون
و من ثمرت النخيل و الأعنـب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 35 - 1
1 - هدف و فلسفه آفرينش نخلستان ها و تاكستان ها از سوى خداوند ، تغذيه و بهره مندى انسان ها از ميوه ها و محصولات آنها است .
و جعلنا فيها من نخيل و أعنب . .. ليأكلوا من ثمره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 137 - 12
12 ـ تاريخ پيشينيان و فرجام آنان ، عبرتى براى آيندگان
قد خلت من قبلكم . .. فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 1
1 ـ داستان قربانى پسران حضرت آدم ( ع ) ( هابيل و قابيل ) ، داستانى پرفايده ، عبرت آموز و شايان ذكر
و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق
آگاه نبودن قابيل از كيفيت دفن جسد هابيل، بيانگر اين است كه آنها از اولين انسانها بوده اند. بنابراين مراد از «آدم»، آدم ابوالبشر(ع) است و بنا به گفته مفسران، مقصود از فرزندان او، هابيل و قابيل هستند. گفتنى است كه «نبأ» به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بسيار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 5
5 ـ هلاكت امت هاى كفرپيشه گذشته تاريخ ، از حوادث مهم و اخبار سازنده و پرفايده است .
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
«نبأ» به معناى خبر مهم و بسيار سودمند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 51 - 3
3- آگاه ساختن مردم از حقايق تاريخى مهم و بسيار سودمند ، از روش هاى هدايتى و تربيتى قرآن
و نبّئهم عن ضيف إبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 34 - 5
5 - بهره گيرى از حوادث و نمونه هاى تاريخى به منظور قابل فهم كردن حقايق ، روشى در تبليغ و هدايت
و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم
ترديدى نيست كه ياد كردن حوادث و نمونه هاى تاريخى در قرآن، براى درك بهتر حقايقى است كه خداوند در صدد بيان آنهاست. بنابراين مى توان از اين ياد كرد، روش تبليغ و هدايت مردم به حقايق را آموخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 17 - 7
7 - استفاده از حوادث تاريخى گذشته براى هدايت مردمان ، از شيوه هاى هدايتى قرآن كريم
أفلم يروا . .. و لسليمـن الريح ... اعملوا ءال داود شكرًا ... لقد كان لسبإ فى مسك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 13 - 5
5 - مثل زدن و ارائه نمونه هاى تاريخى ، از روش هاى تربيتى ـ هدايتى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و اضرب لهم مثلاً أصحـب القرية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 50 - 9
9 - ياد كردن از نمونه هاى تاريخى ، از روش هاى تربيتى و هدايتى قرآن
قد قالها الذين من قبلهم فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 16
16- اهميت و نقش حياتى نهر ها و رود ها براى انسان
و سخـّر لكم الأنهـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 12
12- مهاجران ، از فوايد دنيوى و پاداش اخروى هجرت در راه خدا بى خبرند .
و الذين هاجروا . .. لأجر الأخرة أكبر لو كانوا يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 15 - 1،2
1- نفع هدايت و ضررِ گمراهى هر كسى متوجه خود اوست .
من اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضلّ فإنما يضلّ عليها
2- هدايت ، دربردارنده سود و منافع و گمراهى در پى دارنده زيان و ضرر
من اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضلّ فإنما يضلّ عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 189 - 4
4 - از فايده هاى ظهور ماه به شكل هاى مختلف ، شناخت موسم و زمان حج است .
قل هى موقيت للناس و الحج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 81 - 8
8- لزوم انديشيدن انسان در خواصّ اشياى مورد استفاده خود ، براى خداشناسى
ممّا خلق ظلـلاً . .. من الجبال أكنـنًا ... سربيل تقيكم الحرّ ... تقيكم بأسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 25 - 4
4- ثمربخشى اعتقادات حق برخاسته از ربوبيت خداوند است .
تؤتى أكلها كلّ حين بإذن ربّها