ghaemiyeh.com
سرشناسه:مدنی، علیخانبن احمد، ۱۰۵۲ - ۱۱۲۰؟ق.
عنوان قراردادی:الکلمالطیب والغیثالصیب .فارسی
عنوان و نام پدیدآور:دعاهای مستجاب [کتاب]/ محقق و مترجم قباد محمدیشیخی؛ با مقدمه احمد عابدی؛ [به سفارش] آستانه مقدسه قم، پژوهشکده علوم و معارف قرآنی علامه طباطبایی(ره).
مشخصات نشر:قم : آستانه مقدسه قم، انتشارات زائر، ۱۳۸۹.
مشخصات ظاهری:۱۴۰ ص.؛ ۱۴×۲۱سم.
فروست:آستانه مقدسه قم، پژوهشکده علوم و معارف قرآنی علامه طباطبایی؛ ۳۸.
شابک:۱۵۰۰۰ ریال978-964-180-139-9 :
یادداشت:کتابحاضر ترجمه «الکلم الطیب و الغیث الصیب» نوشته سیدعلیخان مدنیشیرازی است.
یادداشت:کتابنامه: ص. [۱۳۹] -۱۴۰؛ همچنین بهصورت زیرنویس.
موضوع:دعاها
شناسه افزوده:محمدی شیخی، قباد، ۱۳۴۹ -، مترجم
شناسه افزوده:عابدی، احمد، ۱۳۳۹-، مقدمهنویس
شناسه افزوده:پژوهشکده علوم و معارف قرآنی علامه طباطبایی(ره)
رده بندی کنگره:BP۲۶۷/۸/م۳۴۳ک۸۰۴۱ ۱۳۸۹
رده بندی دیویی:۲۹۷/۷۷۲
شماره کتابشناسی ملی:۲۷۴۱۵۶۶
دعاهای مستجاب
محقق و مترجم قباد محمدیشیخی
با مقدمه احمد عابدی
مقدمه پژوهشکده 9
کلّیّات
مقدمه 13
پیشگفتار 17
انواع دعا 19
انواع اجابت و استجابت دعا 19
اثر دعای انسان 20
زندگینامهی سیّد علیخان شیرازی
الف. تولد و تکامل 27
ب. نام و نَسَب 31
پ. مقام و منزلت سیّد علی خان مدنی شیرازی 32
ت. آثار و کتابهای سیّد علی خان 33
ث. درگذشت سیّد علی خان 35
دعاها
سخن مؤلّف 39
جایگاه و ارزش دعا 41
آداب دعا و اوقات استجاعت آن 42
دعای کن فیکون 46
دعایی شگفتانگیز جهت تسلیم گردنکشان 47
دعایی که هنگام سختیها و گرفتاریها خوانده میشود 48
دعا برای کسی که چیزی را از دست دادهیا حاجتی داشته باشد 51
حرزی که مانع برّش تیغ شمشیر شد 53
دعا برای سعادت دنیا و آخرت و پرداختن وام و قرض و بینیازی از آنها 56
دعا برای برطرف شدن نیازها 57
حرز دفع همهی بیماریها و آسیبها 58
حرز تببُر 59
دعاهایی که سیّد علی خان شیرازی معتقد است از جدّش غیاث الدّین منصور به او رسیده است 60
دعا هنگامی که انسان از نابودی نعمتی یا آمدن بلایی ناگهانی یا از بین رفتن سلامتی میخواند 60
دعای آزادی از زندان 61
دعا هنگام گرفتاریها و سختیها 63
دعای ایمنی از ترس 63
دعا جلوگیری از غلبهی دشمن 64
دعایی که انسان به وسیله آن میتواند در هر شرایطی نجات پیدا میکند 64
دعا برای ریشهکن کردن دشمن و گرفتار آوردن او 65
دعا در شرایط اضطراری 67
دعای درخواست آمرزش گناهان 70
دعای برطرف ساختن سختیها و گرفتاریها 70
دعا برای بازپرداخت وام و بدهکاریها 71
دعا برای ستمدیده و کسی که حاجت مهمّی دارد 72
دعای برآورده شدن حاجات و دور ساختن گرفتاریها 73
دعا جهت کامیابی و پیروزی 73
نماز بیچارگان 75
نماز حاجت 77
دعای حاجت 78
دعای رهایی از زندان 79
دعای بینیازی از بدخواهان 81
دعا برای بخشش گناهان، برطرف شدن اندوهها و رویآوردن دنیا به انسان 84
دعایی برای دور ساختن آسیب بدخواهان 85
دعای برکت 86
دعای رسیدن به حاجات دنیا و آخرت 87
دعای روزهای نحس و نکبتآور 89
دعای هنگام بلا 92
دعای رام کردن دشمن 92
دعای پرداخت قرض و بدهی 94
آیات اسم اعظم 96
مشکل گشا 98
دعای لطیف 99
دعای أمان 102
توسل به هر امامی، اثر ویژهای دارد 103
توسل مخصوص به هر معصوم 106
باز هم توسل ویژه به پیامبر و خاندانش 110
دعایی که اجابت میشود 117
دعای باطل کردن سحر و جادو 117
دعای باطل کردن سحر و جادو 118
دادخواهی از امام زمان (عج) 119
دعای پنهان شدن از دید دشمنان 123
دعای جهت برطرف شدن غمّ و دلتنگی و مشغلهی فکری 124
برترین دعا 127
دعای پنهان شدن 132
فهرست منابع 139
«إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ...».
قرآن کتاب انسانسازی است و بزرگترین معجزه جاوید است، اگر نوع مردم در برابر معجزات فعلی چون شق القمر و تسبیح سنگ ریزه و شفای مریضان و زنده کردن مردگان انگشت تعجب به دندان گرفته و به عجز و ناتوانی خود اعتراف و اقرار میکنند، عالمان و فرهیختگان در برابر قرآن کریم که معجزه قولی پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم است به خاک افتاده و خدای آنرا را پرستش و سجده میکنند و اشک شوق از قلب و دل در برابر عظمت قرآن جاری کرده و گویای آن هستند که «الخواص للقولیة و العوام للفعلیة اطوع».
وجه اعجاز قرآن گرچه در فصاحت و بلاغت آشکار است اما مهمترین رویکرد اعجاز قرآن به معجزات علمی و صرفه یا... نبوده بلکه قرآن کتاب انسان سازی است و تربیت قرآنی، فردی چون حضرت امیر علیه السلام پدید آورده است که فخر کائنات و سرآمد و قطب اولیاءاللّه است، اعجاز قرآن را باید در معارف بلند آن و در خداشناسی و معرفی اسماء و صفات الهی جستجو نمود، هرگز و هرگز کتابی در معرض توحید که غایت آمال و کعبه آرزوهای اولیاءاللّه است به پایه قرآن نمیرسد این همه فیلسوف و متکلم و
عارف در طول تاریخ آمدهاند و همه ریزه خوار سفره قرآن بوده و هستند و همه در برابر آن سر تعظیم فرود آوردهاند.
در همین راستا پژوهشکده علوم و معارف قرآنی علامه طباطبائی رحمه الله با فضل و عنایت خداوند متعال و با استعانت از حضرت ولی عصر (عجل اللّه تعالی فرجه شریف) و در پرتو کرامات حضرت فاطمه معصومه علیها السلام که با هدف جذب محققان، مولفان و مترجمان و صاحبنظران زمینههای مختلف علوم و معارف قرآنی جهت استفاده از ظرفیتهای موجود انقلاب شکوهمند جمهوری اسلامی به منظور پژوهش و تحقیق در علوم قرآنی، ترویج و تبیین معارف والای قرآن کریم، تدوین کتب و پژوهشهای علمی و تحقیقی و تربیت محققان و مدرسان در حوزههای مختلف علوم قرآنی توسط آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام در سال 1388 تأسیس گردید و پژوهشهای روزآمد را وجهه همّت خود قرار داده است.
تأسیس این پژوهشکده که از اهداف دیرینه حضرت آیة اللّه مسعودی خمینی تولیت معظم آستانه مقدسه بوده که با زحمات و تلاش پیگیر و مجدّانه ایشان به انجام رسید و اکنون دست همهی محققان این عرصه را به گرمی میفشارد. در اینجا لازم است از محقق اثر حاضر که در سامان بخشیدن اثر حاضر تلاش فراوان داشتهاند صمیمانه تشکر کنم.
رئیس پژوهشکده
علوم و معارف قرآنی علامه طباطبائی رحمه الله
احمد عابدی
بسم اللّه الرحمن الرحیم
رابطهی انسان با خدای متعال چیزی فراتر از الفاظ و عبارات است و هرگز آن را با کلمات مادّی و این دنیایی نمیتوان بیان کرد. همهی مکتبهای اخلاقی وجههی همّ خود را به اصلاح رابطهی انسان با خداوند، رابطهی انسان با دیگران و رابطهی انسان با طبیعت معطوف کردهاند. اما مهمترین رابطه، پیوند انسان با خالق خود میباشد.
واصلاح این رابطه، اصلاح و تضمین کننده رابطههای دیگر است.
در هر رابطهای پیوندی دو سویه وجود دارد، و اگر ارتباط خالق و مخلوق از دیدگاه برخی مکاتب به «قهر و عشق» تبیین میشود و معتقدند که خالق متعال چون کمالی را در مخلوقات نمیبیند رابطهی او با همهی مخلوقات رابطهی قهر است و موجودات دیگر چون همه، کمال خود را در او جستجو میکنند، پیوند عاشقانه با خداوند دارند. ولی از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام این رابطه از دو طرف رابطهای براساس محبت و عشق و شیدائی است «یُحِبُهّم و یُحِبُّونه» هم خداوند عشق به بندگان راستین خود دارد و هم آنان واله و شیدای او هستند. و به گفته غزالی در کیمیای سعادت کسی که محبت به
خداوند را درک نکرده باشد چیزی از دین یاد نگرفته است.
این رابطه بین خدای متعال و انسان از آن سو توسط فرشتگان و مجردات و مسئلهی فیض و مسئلهی روح و استجابت دعا قابل تبیین است و از این سو توسط مسئله «دعا»، «نیایش»، «توکل»، «خوف»، «مشیت»، «رجاء»، «توسل»، «تضرّع»، «گریه» و... نشان داده میشود.
بنابر این مسئلهی دعا بیانگر نوع رابطهی انسان با خداوند است و در دل خود استجابتی را به همراه دارد که رابطهی خدا را با انسان تحلیل میکند. گاهی دعا برای وصول به حاجتی خوانده میشود و در واقع دعا کننده، خواستهای دارد که از خداوند آن را میطلبد و در واقع دعا را مقدمه و وسیلهای برای رسیدن به هدفی از اهداف دنیوی یا اخروی قرار میدهد. و گاهی دعا خودش هدف است و مقصود با لذّات و غایةالقصوی آرزوها است. در این صورت دعا فقط برای عرض بندگی و اظهار فقر و حاجت بوده و هرگز در آن چشم داشتی به اجابت نیست یعنی دعا خودش ارزش و هدف است نه آنکه دستمایهی رسیدن به چیز دیگر باشد.
دعا تبلور بندگی انسان است، دعا بیان فقر ذاتی و وابستگی درونی همهی هستی به خدای متعال است، دعا بیان هماهنگی زبان تشریع با زبان تکوین است یعنی اگر همهی موجودات عین افتقار به خدای متعال هستند، در دعا این احتیاج و افتقار به زبان میآید و به همین جهت دعای سحر - که در آن چیزی از خداوند طلب نشده است - از بهترین دعاها به شمار میرود.
کتابی که اکنون در دست دارید بخش اول آن به دعاهایی
اختصاص دارد که برای عرض حاجت و نیاز به درگاه الهی انشاء شده است، اما بخش دوم و قسمت پایانی آن دعاهائی است که از خداوند، خودِ خدا را میطلبد و در واقع نفس دعا مطلوب است و اصل سخن گفتن و رابطه داشتن با خداوند آرزوی نهائی دعا کننده است و بهترین دعا نیز اینگونه دعایی است که خدا را بخواند اما نگوید که چیزی را میطلبد. و اکنون خدای منّان را سپاس و شکر گزارم که این اثر ارزشمند از مرحوم سید علی خان مدنی شیرازی - که از مفاخر جهان تشیع بوده و در علوم عقلی و نقلی دارای ید بیضاء و صاحب ابداعات فراوان است - توسط برادر عزیز، فاضل و فرهیخته، متعهد و متخلق جناب استاد دکتر قباد محمدی شیخی با قلمی استوار و عالمانه به فارسی برگردانده شده و استفاده و بهرهگیری از آن را برای مردم این مرز و بوم مستهیل نموده و کتابی سودمند و مفید را سامان بخشیده است. از درگاه الهی توفیق بیشتر مترجم بزرگوار را در خدمت هر چه بیشتر به معارف اهل بیت علیهم السلام مسألت دارم.
احمد عابدی
ای اخی دست از دعا کردن مدار با اجابت یا ردّ اویت چه کار؟(1)
میناگر عشق، زمانی، ص 691.
دستِ اشکسته برآور در دعا سویِ اسکسته، پَرَد فضلِ خدا(2)
مولوی
یکی از مسائلی که جامعهی بشری همواره با آن مواجه بوده است، مسئلهی دعا است. اگر مسئله دعا دغدغه یکایک افراد بشر نباشد ولی هیچ جامعه، گروه و صنفی را نمیتوان نشان داد که شکلی از دعا در میان آنها مطرح نباشد.
دعا در لغت به معنای خواندن است و در اصطلاح عبارت است از ارتباط با خداوند در قالبهای ویژه ولی متنوع.
انسان با اندک توجهی - به ویژه در شرایط دشوار و سخت - نه تنها
خود را نیازمند میبیند بلکه سراسر هستی خویش را جز نیاز نمییابد. در چنین شرایطی است که انسان به راحتی، احساس میکند آن طرف وابستگی خود، موجود بینیازی وجود دارد به گونهای که میتواند همه نیازهای انسان و غیر انسان را برآورده سازد. این موجود بینیاز، کسی جز خداوند والا مرتبه نیست.
خداوند تنها راه نجات و رستگاری انسان را دعا قرار داده است و خود در این باره فرموده است: «[ای پیامبر] بگو اگر دعایتان نباشد، پروردگارم به شما توجهی نمیکند»(1)
فرقان: (25)، 77.
دراین باره که خداوند به صورت قطعی، دعای انسان را مستجاب و اجابت میکند، شکّی وجود ندارد زیرا او خود در این بارهی فرموده است:
«[برای برآورده شدن حاجاتتان] مرا بخوانید تا من [آنها را] برایتان برآورده سازم».(2)
و درباره نزدیکی خود به بندگان و آگاهی از پندار، گفتار و کردار آنان میفرماید:
«هرگاه بندگانم ازمن چیزی بخواهند [بدانند که] من نزدیکم و دعای دعاکننده را اجابت میکنم».(3)
ممکن است دعای انسان به همه یا یکی از صورتهای زیر انجام پذیرد.
الف - گاهی دعای انسان تنها به وسیلهی زبان و گفتار ظاهری بیان میشود.
ب - گاهی دعای انسان به وسیلهی زبان حال و تمرکز درونی او صورت میگیرد.
پ - گاهی دعای انسان به وسیلهی استعداد ذاتی او - خواه آگاهانه یا غیرآگاهانه - صورت میگیرد.
پاسخ دعای انسان از جانب خداوند ممکن است به همه یا یکی از صورتهای زیر تحقّق پیدا کند:
الف - گاهی دقیقاً همان چیزی را که بنده از خداوند میخواهد، به او داده میشود که این اتّفاق ممکن است در همان لحظهی دعا یا با تأخیر، صورت گیرد.
ب - گاهی خداوند چیز دیگری را به جای آنچه بنده از او خواسته است میدهد، زیرا ممکن است مصلحت شخص دعا کننده در همان چیزی نباشد که او از خداوند درخواست میکند. این اتفاق نیز ممکن
است در همان لحظهی دعا یا با تأخیر انجام شود و این تأخیر نیز ممکن است دو حالت داشته باشد؛ یکی این که در همین دنیا انجام شود، دیگر این که ممکن است در حیات پس از مرگ دعای او مستجاب شود.
اثر دعای انسان ممکن است همه یا یکی از امور زیر باشد:
الف - گاهی اثر دعای انسان، بخشش و پوشش گناهان اوست.
ب - گاهی اثر دعای انسان این است که خداوند به او میگوید: «بله بندهی من، گوش درخواست تواَم».
پ - این عبارت «بله بندهی من، گوش به درخواست تواَم لبّیک» گاهی تنها اثر و نتیجهی دعای انسان است که برای برخی، همین لبّیک گفتنِ خداوند، لذّتبخشترین چیز برای انسان است. البته انسانهای اهل بصیرت هم اکنون این لذّت را ادراک میکنند ولی آنان که در آخرت چشم بصیرتشان باز میشود و با امید به این که روزی خداوند پاسخ دعای آنان را میدهد، به دعا میپردازند وقتی چشم دل آنان در آخرت باز میشود، اوج لذّت را از لبّیک الهی میبرند و لبّیکی را که خداوند در دنیا گفته بود و نشنیده بودند، آنجا میشنوند.
گاهی هم لبّیک به تنهایی پاسخ دعای انسان نیست، بلکه معنایش این است که ای بندهی من هر چه میخواهی بگو تا برآورده سازم که
اگر انسان مقامی متوسط یا ضعیف داشته باشد و از اولیای کامل الهی نباشد، چیزی غیر از خداوند را آرزو میکند امّا اگر از اولیاء الهی باشد، جز خداوند چیزی را نمیخواهد.
جان کلام این که در برابر هر دعایی - خواه به زبان گفتاری، زبان حال و زبان استعداد - استجابت و اجابت مخصوصی قرار دارد.
بنابراین، میزان آگاهی و اعتقاد دعاکننده و وصف وحالی که بر او غالب است، اثر ویژهای در اصل دعا، استجابت و اجابت آن دارد.
پس آنگاه که انسان دعا میکند، باید سعی کند تصوّر و پندار درست و توجّه و اعتقاد مستحکمی داشته باشد. بنابراین میتوان گفت، پندار نیک - شامل علم و اعتقاد نیک - گفتار نیک و کردار نیک، هر کدام به نوعی دارای اثر ویژهای در اصل دعا، استجابت و اجابت آن میباشند. از آنجا که انسان برای درستی و تقویت پندار، گفتار و کردار خویش، نیازمند یک نسخهی دقیق و آگاهانه است تا ضمن درست کردن پندار، گفتار و کردار خود، بهترین دعا و بیشترین بهره را از آن داشته باشد، این نسخه شفابخش را خداوند از طریق قرآن و سنّت پیشوایان دینی برای بشر فرستاده است تا آداب دعا کردن و شرایط درستی آن را به انسان بیاموزد.(1)
اعجاز البیان، قونوی ص 281-280.
ممکن است کسی ادّعا کند که دعا کردن هیچ آداب و ترتیبی نمیخواهد وهر کس با هر حال و قالی میتواند با خداوند ارتباط
1) (1)
برقرار کند و دعا کردن، دیگر چیزی نیست که متولّی خاصی داشته باشد و چارچوب کسلکنندهای برای آن وجود داشته باشد.
در پاسخ این اشکال میتوان گفت، بله اگر خداوند از طریق انسانهایی که این راه را طی کردهاند، هیچ آداب و ترتیبی از ما نمیخواست این ادّعا درست بود ولی اگر خداوند خودش برای ما آداب و رسوم خاصّی را برای دعا کردن مطرح کرده باشد، دیگر جای اعتراضی باقی نمیماند به ویژه این که خداوند در آخرین کتاب آسمانی خود اصل دعا کردن را لازم شمرده است و شیوه انجام دادن و زبان بیان آن را به پیامبر صلی الله علیه و آله و پیشوایان معصوم: سپرده است.
البته باید به این نکته اعتراف کرد که اساس دعا همان دو شرط اساسی دعا - تصور و آگاهی درست و توجّه و اعتقاد محکم - است ولی اگر انسان در کنار این دو شرط، گفتار درست و کردار درست نیز داشته باشد، سریعتر، دقیقتر و مطمئنتر به نتیجه میرسد یا دست کم چنین احساسی را پیدا میکند.
کتابی که هم اکنون پیش روی خواننده گرامی است یکی از آن نسخههای شفابخشی است که نویسندهی محترم آن - مرحوم سیّد علی خان مدنی شیرازی - با تجربیات خود آن را از میان انواع دعاها استخراج کرده است و چه بسا به سلیقهی خویش یک دعا را از آیات و احادیث و دعاهای گوناگون جدا کرده و کنار هم قرار داده است و خود سید علی خان مدنی شیرازی مدعی است که این دعاها آثار
شگفتانگیزی در زندگی انسان دارند و البته - با توجه به اخباری که درباره وی به ما رسیده است - به نظر میرسد همین طور باشد.
مترجم بر این باور است که امروزه، همهی انسانها - به ویژه همهی مسلمانان از جمله شیعیان و مهمتر از همه، جوانان از هر شکل و فرمی - نیاز مبرم به ارتباط با خدای خویش دارند. بنابراین کتاب حاضر - که در اصل به زبان عربی تحریر و چاپ شده است - را به فارسی ترجمه کرده است تا فارسی زبانانی که نمیتوانند از متن عربی استفاده کنند، از این دعاهای ارزشمند و شگفتانگیز بینصیب نباشند و به جای مراجعه به افراد ناصالح رمّال و شیّاد و آثار ناپسند جادوگری، از سخنان لطیف و دعاهای شریف و نسخههای شفابخش نابِ پیشوایان راستین پندار، درست کردار و صادق گفتار دینی بهرهمند شوند.
امید است خوانندگان گرامی با مطالعه این اثر و آمادهسازی شرایط روحی و آداب صوری دعا، به آرزوهای دنیا و آخرت خویش نائل آیند و البته خداوند مهربانتر از آن است که بندهی خویش را با این شرایط و آداب، دست خالی برگرداند و بلکه اطمینان است، همانگونه که خداوند، خود وعده داده است، بیشکّ دعای دعاکنندگان به سر منزل مقصود میرسد.
ناگفته نماند که گاهی گناهان انسان، مانع اجابت و استجابت دعای او میشودند و ممکن است، خداوند پاسخ دعاکننده را بدهد امّا
پاسخی که معنایش بیانگر پستیاوست. پس انسان باید بگردد و گناهانی که مانع استجابت دعا میشوند را شناسایی و از آنها توبه کند.
در پایان از حضرت آیةاللّه دکتر احمد عابدی که قریب به بیست سال از ارشادات علمی و اخلاقی ایشان بهرهمندم صمیمانه تشکر میکنم. همینطور از همه دستاندرکاران پژوهشکده علوم و معارف قرآنی علامه به ویژه حضرت حجةالاسلام علی اشرف عبدی که زحمات زیادی را نیز متحمل شدهاند، قدردانی میکنم.
بندهی خدا
قباد محمدی شیخی
سید علی خان مدنی شیرازی، در شب شنبه، 15 جمادی الاوّل سال 1502 ه. ق در مدینه منوّره به دنیا آمد، به همین خاطر به «سیّد مدنی» شهرت یافت. وی در همان شهر و در جوار مکّه مکرّمه پرورش یافت و دوران نوزادی و کودکی خود را گذراند.
پدرش - سید نظام الدّین احمد - که مردی فاضل و ادیب بود به درخواست عبداللّه قطب شاه - فرمانروای حیدرآباد هند - به آن جا رفت و با دختر وی ازدواج کرد و سیّد بن معصوم (سید علی خان مدنی شیرازی) تحت سرپرستی مادرش قرار گرفت.
مادر سید علی خان به گفتهی پیشینان، دختر محمّد بن احمد منوفی - پیشوای شافعیان حجاز متوفای سال 1404 ه. ق - بود.
سیّد بن معصوم (سید علی خان) در دوران کودکی به کسب دانش مشغول بود تا این که به درخواست پدرش به حیدرآباد رفت. بنابراین وی - به نقل از سبحة المرجان - شب شنبه، ششم شعبان 1066 ه. ق مکّه مکرّمه را ترک کرد و روز جمعه، 8 روز مانده به پایان ربیع الأول
1068 ه. ق به حیدرآباد رسید.(1)
سبحة المرجان، ص 86، به نقل از «الکلم الطیّب و الغیث الصّیّب»، چاپ بنیاد بینالمللی دعا.
سیّد علی خان در حیدرآباد حرمت پدرش را نگه میداشت تا این که پدرش را در سال 1086 ه. ق از دست داد.
سیّد تا هنگام مرگ پدرش در سال 1086 ه. ق و مرگ سلطان عبداللّه قطب شاه، پستهای مهمّی را در دولت به عهده داشت.
به نقل از سبحة المرجان، علّت بیرون رفتن سیّد علی خان از حیدرآباد این گونه بیان شده است:
«وقتی سیّد علی خان فهمید که دشمنان پدرش، برنامههایی برای فشار آوردن بر وی دارند، به قصد رفتن پیش سلطان محمد اورنگ زیب شاه در برهانپور، مخفیانه از حیدرآباد بیرون رفت و دشمنان سعی در پیدا کردن او داشتند امّا به او نرسیدند و همین حادثه باعث شد تا اشعار زیر را بسراید:
و حثّوا الجیاد السّابحات لیحقوا و هل یلحق الکسلان شأو أخی المجد
فساروا و عادوا خائبین علی رجا کما خاب من قد بات منهم علی وعد(2)
یعنی: «دشمنان با اسبان راهوار تاختند تا به مقصود برسند ولی
برادرجان آیا تنبل به مقصود میرسد؟ رفتند و دست خالی برگشتند ولی همچنان امید بسته بودند مانند کسی که چیزی را در خواب به او وعده میدهند ولی وقتی بیدار میشود چیزی را نمییابد».
به هر جهت، سیّد از حیدرآباد به قصد برهانپور بیرون رفت.
همه بر این نکته اتفاق نظر دارد که وقتی سیّد علی خان به سلطان رسید، سلطان مقدمش را گرامی و او را به فرماندهی یک تیپ از لشکر خود که یک هزار و سیصد نفر سواره نظام بودند منصوب کرد و لقب «خان» را نیز به او اعطاء کرد و به سیّد علی خان معروف گشت و تا اورنگآباد او را همراهی کرد. پس از مدّتی که سیّد آنجا بود، سلطان حکومت «ماهور» و توابع آن را بر عهده وی گذاشت.
سیّد پس از این که مدت زمان زیادی در ماهور به سرد برد، از سِمَت خویش استعفا کرد و به ریاست دیوان «برهانپور» رسید و چندین سال نیز رهبری مردم آن شهر را به عهده داشت.
در سال 1114 ه. ق سید از سلطان تقاضا کرد که از وی صرفنظر کرده و اجازه دهد تا به همراه خانوادهاش به زیارت حرمین شریفین - مکّه و مدینه - شرفیاب شود. سلطان، درخواست او را پذیرفت و وی پس از چهل و شش سال زندگی در هند، آنجا را ترک کرد.
سید بر اساس ذیل نسخه سنگی کتاب انوارالربیع(1)
. همان.
پس از ترک هند، روانه مکّه مکرّمه شد و مناسک حجّ را به جا آورد و بعد از آن به1) (1)
مدینه منوّره رفت تا به زیارت آرامگاه پیامبر گرامی و ائمّه بقیع شرفیاب شود. پس از آن عازم عراق گردید و از زیارت عتبات مقدّسه در نجف، کربلا، کاظمین و سامراء، بهره گرفت. آنگاه برای زیارت بارگاه امام رضا علیه السلام در خراسان، وارد ایران شد.
وی پس از زیارت امام رضا علیه السلام، به سوی اصفهان - که پایتخت وقت دولت صفوی بود - حرکت کرد و در سال 1117 ه. ق که مصادف با دورهی حکومت سلطان حسین صفوی است به آنجا رسید و سلطان، مقدمش را گرامی داشته و از او تجلیل کرد.
سیّد مدنی، کتاب «ریاض السالکین» را به سلطان حسین صفوی تقدیم کرد و با عظمت از وی یاد کرد و با عبارتهای کم نظیری، وی را ستود.
به روایت سبحة المرجان(1)
. همان.
، سیّد پس از مدتی اقامت در اصفهان، مسؤولیتی که متناسب با وضعیت روحیاش باشد، پیدا نکرد، بنابراین شهر شیراز را به عنوان محل سکونت خود برگزید و سرانجام شیراز بود که به سفرهای سیّد پایان داد.جناب سیّد در مدرسهی منصوریه - که ساختهی جدّش علّامه غیاث الدّین منصور بود - فعّالیّت خود را آغاز کرد.
وی در شیراز به یک پیشوا و مدرّس ارزشمند تبدیل شد و مرجعیت دانشمندان آن روز را عهدهدار شد تا تمام وقت خود را به
1) (1)
تدریس و تألیف مشغول باشد امّا جز چند سالی، أجل به او مهلت نداد.
از سیّد علی خان مدنی شیرازی، با نام و نشانهای گوناگونی یاد میشود که عبارتند از:
صدرالدّین علی ابن میرزا احمد بن محمد معصوم حسینی.
سیّد صدرالدّین علی ابن نظام الدین احمد دشتکی شیرازی.
سیّد مدنی.
علی بن نظام الدّین حسنی حسینی.
صدرالدّین.
سیّد صدرالدّین علی ابن نظام الدین احمد ابن معصوم حسینی شیرازی مدنی.
ابن معصوم.
سیّد علی خان مدنی.
صدرالدّین علی خان مدنی شیرازی.
سیّد علی ابن نظام الدّین احمد حسنی حسینی شیرازی هندی.
در یک کلام سیّد علی خان مدنی، شیرازی، هندی، و ابن معصوم از القاب و عناوین صاحب کتاب حاضر میباشد.
سیّد علی خان مدنی شیرازی، فرزند نظام الدّین احمد ابن معصوم
ابن نظام الدّین احمد ابن ابراهیم ابن سلام اللّه از نسل صدرالدّین دشتکی سید محمّد شیرازی فرزند غیاثالدّین منصور و نوهی هفتم غیاثالدّین و ملقّب به صدرالدّین است که نَسَب او با 26 واسطه به زید بن علی بن حسین علیهما السلام میرسد.
نسب سیّد علی خان شیرازی را تا امام زینالعابدین علی ابن حسین علیهما السلام چنین آوردهاند:
صدرالدّین سیّد علی خان مدنی شیرازی - نظام الدّین احمد - محمد معصوم - احمد نظام الدّین - ابراهیم - سلام اللّه - مسعود عماد الدّین - محمد صدرالدّین - منصور غیاث الدّین - محمد صدرالدّین - ابراهیم شرف الدّین - محمد صدرالدّین - اسحاق عزّ الدّین - علی ضیاء الدّین - عرب شاه فخر الدّین - امیر عزّالدین ابوالمکارم - امیر خطیر الدّین - حسن شرف الدّین ابوعلی - حسین ابو جعفر عزیزی - علی ابو سعید نصیبینی - زید اعشم ابو ابراهیم - علی - حسن - محمد ابو جعفر - محمد - زید - امام زین العابدین علی بن حسین علیهما السلام(1)
الدرّجات الرّفیعه فی طبقات الشیعه، مدنی، ص 4 و ریحانة الأدب، تبریزی ج 1، ص 361 و ج 2، ص 91.
.عالمان مسلمان پس از سیّد علی خان، وی را با بزرگی و احترام یاد کرده و او را بسیار ستودهاند. برخی او را جوهری عجیب، فاضل،
1) (1)
ادیب، عالمِ جامع و بارع و شاعری ماهر به شمار آوردهاند.(1)
الذّریعه، تهرانی، ج 12، ص 75.
برخی او را غایة القصوی و آیة الکبری خواندهاند.(2)
برخی او را مصداق کلمهی طیبهی ریشهدار در آسمان علم و معرفت و پاکی به حساب آوردهاند.(3)
برخی هم درباره او گفتهاند:
«او ادیب، ارجمندزاده، پژوهشگر، دقیق، علّامه و فهیم بود و از فصاحت چنان بهرهای برده که قلبها را در سینه شگفتزده کرد... و از بلاغت به کامروایی نایل شد... چنانکه از اشعههای خورشید درخشانتر و از لطیفههای بدیع، روشن است، شهیر در فنون عقلی و دانشمند در علوم انسانی و ادبی... است».(4)
آثار و نوشتههای سید علی خان شیرازی عبارتند از:
سلافة العصر فی محاسن اعیان العصر
سلوة الغریب و أسوة الأدیب
الدّرجات الرّفیعة فی طبقات الإمامیة من الشیعة.
انوار الربیع فی انواع البدیع.
الکلم الطیّب و الغیب الصیّب فی الادعیة المأثورة عن النّبی و اهلالبیت علیهما السلام.
این کتاب همین کتابی است که ترجمه شده است و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است. البته سیّد نتوانست این کتاب را به اتمام برساند ولی در کتاب ریاض العلماء میرزای اصفهانی آمده است که کتاب «الکلم الطیّب و الغیث الصّیّب» سید علی خان دارای فواید بزرگی است.(1)
به نقل از «الکلم الطیّب و الغیث الصّیّب»، چاپ بنیاد بینالمللی دعا.
ریاض السّالکین فی شرح صحیفة سیّد السّاجدین.
الحدائق النّدیة فی شرح الصّمدیه.
سیّد دو شرح (یکی متوسط و یکی کوتاه) بر کتاب صمدیه نوشته است. صاحب الغدیر (علامه امینی) عنوان شرح کوتاه سید بر صمدیه را «الفرائد البهیّة فی شرح الفوائد الصّمدیة» میداند.
موضّح الرّشاد فی شرح الإرشاد (کتابی در علم نحو).
رسالة فی اغلاط الفیروزآبادی فی القاموس.
التّذکرة فی الفوائد النّادرة.
المخلاة فی المحاضرات.
الزّهرة فی النّحو.
نغمة الأغان فی عشرة الأخوان.
1) (1)
رسالة فی المسلسلة بالآباء.
ملحقات السّلافة.
الطّراز الأوّل فیما علیه من لغة العرب المعوّل.
رسالهای به نام «نفثة المصدور».
کتاب محک القریض.
دیوان شعر.
شرح بدیعیهی صفی الدّین حلّی.
تخمیس البرده.
بدیعیه.
احوال الصّحابة و التّابعین و العلماء.
حدیقة العلم.
بر اساس معتبرترین روایات، سیّد علی خان قدس سره در سال 1120 ه. ق در شیراز از دنیا رفت.(1)
ریحانة الأدب، تبریزی، ج 1، ص 361 و الذّریعة، تهرانی، ج 11، ص 326-325.
در سبحة المرجان آمده است که سیّد در سال 1117 ه. ق دارفانی را وداع گفت.
میرزای اصفهانی که زندگینامه نویس معاصر سید بوده در کتاب ریاض العلماء آورده است که وفات سیّد در ذیالقعدهی سال 1118
1) (1)
ه. ق در شیراز بوده است.
در سفینة البحار، آمده است که سال وفات ایشان در سال 1119 ه.
ق بوده است.(1)
خاطر نشان میشود که مباحث مطرح شده ذیل عناوین «تولد و تکامل» و «درگذشت سیّد علی خان» عیناً از روی نسخهای که بنیاد بینالمللی دعا چاپ کرده است، ترجمه گردید.
سید در جوار حضرت احمد بن موسی کاظم - شاه چراغ علیه السلام - در کنار جدّش غیاث الدّین بن منصور به خاک سپرده شد.
1) (1)
به نام خداوند بخشاینده مهربان
سپاس خدایی را که سخن پاک به سویش بالا میرود و عمل صالح، آن را بلند مرتبه میگرداند. همو که ابر بارانی را فرو میفرستد و پرده از ناملایمات برداشته و برطرفشان میسازد.
درود و سلام بر بهترین نیایشگران به درگاه خداوند و گرامترین شفیعان روز جزاء، سروران ما محمد و خاندان پاکش که راهنمایان آگاه بشرند.
علی حسنی صدرالدین حسینی - که دل به پروردگار بینیاز خویش بسته است تا عاقبت وی را ختم به خیر کند و بیشترین بهره را از بخشش دیرینش نصیب ایشان گرداند - میگوید:
«این کتابی است که از جاهای مختلف گردآوری شده و سخنان گهرباری است که روشنایی آن همچنان میدرخشد و شامل دعاها و توسلهایی است که منجر به رستگاری نیایشگران و کامیابی نیازمندان میگردد. من این گوهرهای گرانمایهی بیهمتا را از
اقیانوسی پر از مرواریدهای درخشان به دست آوردهام و ناخالصیهایشان را دور ریخته و فقط خالص و نابشان را آوردهام و از این گوهرها یک گردنبند گرانبهایی ساختهام و نام آن را «الکلم الطّیّب و الغیث الصّیّب»(1)
. سخن پاک و باران خالص یا گفتار نیکو و باران پربارش.
گذاشتهام. از خداوندی که پادشاه راستین و آگاه آفریدگان است میخواهم که این کتاب، مورد استفادهی علاقهمندان قرار گیرد و البته خداوند چنین خواهد کرد.1) (1)
پیامبر خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله دربارهی جایگاه و ارزش دعا میفرمایند:
«دعا سلاح مؤمن، ستون دین و روشنایی آسمانها و زمینهاست».(1)
اصول کافی، کلینی، ج 2، ص 468 و بحارالأنوار، مجلسی، ج 90، ص 294.
امیرالمؤمنان علی علیه السلام نیز دربارهی نقش دعا در زندگی انسان میفرمایند:
«دعا کلید کامیابی و گنجینهی رستگاری است و بهترین دعا آن است که از سینهای پاک و دلی پارسا بیرون آید. سخن گفتن با خداوند باعث نجات، و اخلاص مایهی رهایی انسان است. هرگاه ترس زیاد شد، خداوند پناهگاه است.»(2)
از ابوعبداللّه امام صادق علیه السلام هم روایت شده است که فرمودهاند:
«دعا کلید هر رحمت و برآورندهی هر حاجت است و در پیشگاه خداوند چیزهایی وجود دارد که جز با دعا قابل دستیابی نیستند. هیچ
دری نیست که بارها کوبیده شود مگر آن که به زودی به روی صاحبش گشوده گردد.»(1)
اصول کافی، کلینی، ج 2، ص 470 و بحارالأنوار، مجلسی، ج 90، ص 295، با اندکی تفاوت.
باز هم از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودهاند:
«تا میتوانید دعا کنید، زیرا درمان هر دردی در آن است».(2)
در یک روایت صحیح از امام رضا علیه السلام نقل شده است که ایشان فرمودهاند: «یک دعای پنهانی بنده برابر با هفتاد دعای آشکار است».(3)
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودهاند: «در چهار موقع دعا مستجاب میشود: در یک رکعت پایانی نماز شب، پس از طلوع سپیده، بعدازظهر و پس از غروب آفتاب».(4)
در روایت دیگری آمده است که استجاعت دعا هنگام وزیدن بادها، رفتن سایهها، بارش باران و موقع اذان، صورت میگیرد.(5)
از امام محمد باقر علیه السلام نقل شده است که فرمودهاند: «سحرگاه تا
1) (1)
2) (2) اصول کافی، کلینی، ج 2، ص 470 و بحارالأنوار، مجلسی، ج 90، ص 295.
3) (3) اصول کافی، کلینی، ج 2، ص 476 و بحارالأنوار، مجلسی، ج 90، ص 318.
4) (4) اصول کافی، کلینی، ج 2، ص 477 و بحارالأنوار، مجلسی، ج 90، ص 346.
5) (5) اصول کافی، کلینی، ج 2، ص 476 و بحارالأنوار، مجلسی، ج 90، ص 344، با اندکی تفاوت.
برآمدن خورشید، دعا کنید زیرا در این ساعت، درهای آسمان باز و روزیها تقسیم گردیده و حاجتهای بزرگ برآورده میشود».(1)
اصول کافی، کلینی، ج 2، ص 478 و بحارالأنوار، مجلسی، ج 90، ص 345.
میگویند وقتی امام صادق علیه السلام، برآورده شدن حاجتی را از خداوند میخواست، هنگام غروب خورشید از خداوند درخواست میکرد. در چنین هنگامی، امام چیزی را به عنوان صدقه میپرداخت و خود را با بوی خوش معطّر میساخت و روانه مسجد میگشت و برای حاجت خود به آنچه خدا میخواست، دعا میکرد».(2)
در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودهاند: «آنگاه که لرزه به اندامت افتاد و اشک از چشمانت سرازیر شد، نزدیک شو و خود را آماده دریافت بخشش خداوند کن، زیرا در این هنگام به درخواست تو توجه شده است».(3)
باز هم روایت دیگری از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند:
«در شبانگاهان، یک ساعت ویژهای وجود دارد که اگر بنده مسلمان بر آن دست یابد و در هر شب در همان ساعت نماز بگذارد و به درگاه خداوند عزیز و والا مرتبه دعا کند، دعایش مستجاب میگردد».
راوی میگوید از امام پرسیدم: «خدا خیرتان بدهد، چه ساعتی از
شب را میفرمایید» امام فرمودند: «هرگاه شب به نیمه رسید، یک ششم اوّل نیمه دوّم، همان ساعتی است که دعا مستجاب میشود».(1)
اصول کافی، کلینی، ج 2، ص 478 و بحارالأنوار، مجلسی، ج 90، ص 345.
«اگر از چیزی ترسیدی یا حاجتی داشتی، دعایت را با «اللّه» شروع کن و او را بزرگ بدار و آن گونه که شایسته است، ستایشش کن، و بر پیامبر 9 درود بفرست و برآورده شدن حاجتت را از خداوند بخواه و حالت گریه به خود بگیر اگر چه به اندازه سرمگسی اشک بریزی. زیرا پدرم امام باقر 7 همیشه میفرمود: نزدیکترین حالت بنده به پروردگار عزیز و والا مرتبه، وقتی است که سجدهکنان گریه کند».(2)
راوی میگوید از امام علیه السلام پرسیدم که جهت دعا چیست؟
امام علیه السلام فرمودند: «شروع به ستایش خداوند کنی، نعمتهایی را که به تو بخشیده است به یادآورده و او را سپاس بگویی، بعد از آن بر پیامبر صلی الله علیه و آله و خاندانش صلوات بفرستی، آنگاه گناهان خود را به خاطر آورده و به آنها اعتراف کنی و از انجام آنها به خدا پناه ببری و منظور من از «جهت دعا» همین چیزهاست».(3)
«هرگاه دست دعا به پیشگاه خداوند عزیز و بلند مرتبه برداشتی، او را به بزرگی یاد کن».
راوی میگوید از امام پرسیدم: «چگونه خدا را به بزرگی یاد کنم».
امام فرمودند؛ این گونه بگو:
«یا من هو أقرب إلی من حبل الورید، یا فعّالا لما یرید، یا من یحول بین المرء و قلبه، یا من هو بالمنظر الأعلی، یا من هو لیس کمثله شیء».(1)
اصول کافی، کلینی، ج 2، ص 484.
یعنی: «ای که از رگ دلم به من نزدیکتری، ای که هر چه بخواهی انجام میدهی، ای که میان انسان و دلش قرار گرفته و جدایی میافکنی، ای که از منظری برتر و بالاتر، هر چیزی را نظاره میکنی، ای که نمونهی بیمانند از آنِ اوست».
«هرگاه کسی از شما میخواهد دعا کند، سعی کند برای دیگران هم دعا کند، زیرا این گونه دعا بهتر است».(2)
دست خالی برگرداند مگر این که به خاطر بزرگی رحمت خود، چیزی متناسب حال آن بنده به وی میدهد. بنابراین هرگاه کسی از شما دست به دعا برداشت تا آن را بر سر و صورت خویش نکشد، پایین نیاورد».(1)
کافی، کلینی ج 2، ص 471 و بحارالأنوار، مجلسی ج 90، ص 365.
دعایی که هر کس مدام آن را بخواند، جهان در اختیار او قرار میگیرد:
1.«یا حلیم یا علیم یا علی یا عظیم یا حی یا قیوم یا ذا الجلال و الإکرام برحمتک استغیث یا مغیث یا مغیث، لا إله إلاّ أنت سبحانک إنّی کنت من الظّالمین فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المؤمنین»
«ای بردبار، ای دانا، ای بلند مرتبه، ای بزرگ، ای زنده، ای پاینده، ای صاحب جلال و کرم، از رحمتت یاری میطلبم، پس یاریم کن. ای فریاد رس، ای فریاد رس، ای فریاد رس، [به یاد سخن حضرت یونس میافتم که گفت:] هیچ معبودی جز تو نیست، تو پاک و منزهی [ولی] من از ستمگرانم [و تو ای خداوند عزیز درباره او فرمودی:] «ما دعایش را مستجاب کردیم و او را از غمّ رهایی بخشیدیم و مؤمنان را نیز همین گونه نجات میدهیم».
1) (1)
هر کس میخواهد که شگفتیها برای او آشکار گردد و گردنکشان در برابر او فروتن گردند، دعای زیر را بنویسید و آن را به همراه خود داشته باشد و هر شب پس از هر نماز آن را بخواند [که اثر بخشی آن توسط بزرگانی از انسانهای مؤمن] تجربه شده است.
«خداوندا، هیچ سیارهی آسمانی، جبندهی زمینی، برگ درختی، جنبش جسمی، پلک چشمی و یادی در جانها نیست جز این که معرِّف، نشان گر و دلیل تو است و در قلمرو فرمانروایی تو سرگردان است. پس دلهای آفریدگان را با همان قدرتی که ساکنان آسمانها و زمین را رام کردهای در اختیار من بگذار، زیرا تویی که بر هر چیز توانایی و سزاوار برآوردن حاجاتی و خداوند بر محمّد و همهی خاندانش درود فرستد».
سید علی خان شیرازی میگوید: «دست نوشتهای از آقایی والامقام، نیکوکار، پارسا و... دیدم که در آن نوشته بود: «در رجب 1903 ه. ق از یک برادر دینی به نام میراسماعیل پسر حسین بیک پسر علی پسر سلیمان جابری انصاری که دوستی راستگو، دانشمندی درست کار، دارای همهی کمالات انسانی و الهی و فردی امانتدار بود - و خداوند بر مقام او بیفزاید - شنیدم که میگفت: «از شیح حاجّ علی مکّی که دانشمند نیکوکار و پارسای خداترسی بود شنیدم که میگفت: «من به بیچارگی و فشار از سوی دشمنان دچار شدم تا جایی که ترسیدم مرا بکشند و نابود سازند، دیدم دعا نوشتهای در جیبم پیدا شد در حالی که کسی آن را به من نداده بود. از این پیش آمد شگفتزده شدم و سرگردان گشتم تا این که در خواب دیدم، یک نفر به سبک صالحان و پارسایان به من گفت: «همان دعا را من به شما دادم، پس آن را بخوان تا از آن بیچارگی و فشار نجات پیدا کنی. البته نفهمیدم آن شخص کی بود. این ماجرا مرا بیشتر شگفتزده کرد تا این که یک بار دیگر حجت منتظر - امام زمان (عج) - را در خواب دیدم و به من گفت: «همان دعایی را که به تو دادم بخوان و به هر که دوست داری، یاد بده».
شیخ علیّ مکّی میگوید: «بارها آن دعا را آزمایش کردم و زود
نتیجهی آن را دیدم. مدتی آن دعا را گم کردم و از این بابت افسوس میخوردم و از این که مواظب آن دعا نبودم استغفار میکردم تا این که شخصی نزد من آمد و گفت این دعا در فلان جا از جیب شما افتاد.
ولی هیچگاه به یاد نداشتم که اصلاً آن جا رفته باشم. به هر حال دعا را گرفتم و سجدهی شکر به جا آوردم». این دعا را در صبح و شام سه بار و اگر توانستی در سحر نیز سه بار بخوان. هر کس هم کارش دشوارتر شد، پس از آن دعا، 30 بار بگوید:
«یا رحمن یا رحیم یا أرحم الراحمین أسئلک اللطف بما جرت به المقادیر»
«ای بخشاینده، ای مهربان، ای مهربانترین مهربانان، لطف خود را در این گرفتاریها نصیبم فرما».
دعای یاد شده این است:
بسم الله الرحمن الرحیم
بالقهر أن تودعنی هذا السر فی هذه الساعة حتی ألین به کل صعب و أذلل به کل منیع بقوتک یا ذا القوة المتین یا ذا القوة المتین».(1)
بحارالأنوار، مجلسی، ج 53، ص 226.
«به نام خداوند بخشایندهی مهربان»
«پروردگارا، کمکی روحی به من کن تا بدان وسیله همهی نیروهای کلّی و جزییام تقویت گردند و با نیروی روحیام بر هر روح چیرهی زیانآوری پیروز شوم. و توجه ارواح خبیث زیانآور از من چنان دور گردد که آتش قهرم اقدام هر صاحب روحی را در جهان بسوزاند. ای توانای پر قدرت و ای سختگیر مقتدر، ای که با قدرت بیپایانت هر چیزی را مغلوب میسازی، تو را به آن نامهای چیرهگرِ چارهسازت که هر جانداری را تسلیم میکنند و آنها را به عزرائیل عطا فرمودهای، سوگند میدهم این سرّ را همین الآن به من عطا فرما تا بدان وسیله، دل هر سخت دلی را نرم کرده و هر نیرومندِ مزاحمی را خوار گردانم. تو را به قدرت و نیرویت سوگند میدهم ای که صاحب قدرت استوار هستی و ای که نیروی شکستناپذیر داری».
1) (1)
این دعای بسیار ارزشمندی است که از سوی امام زمان (عج) آمده است و داستان شگفتانگیزی مانند داستان قبلی دارد. پس هر کس خواستهی مهمی دارد آن را بخواند و آن دعا این است:
بسم الله الرحمن الرحیم
1) (1)
بحارالأنوار، مجلسی، ج 97، ص 442، با اندکی تفاوت.
«به نام خداوند بخشایندهی مهربان» «تو همان خداوندی که جز تو آغازگر آفریدگان و پایانبخششان. و تو همان خداوندی که جز تو معبودی نیست، فرآهم آورندهی هر چیز و در تنگنا قرار دهندهی هر کس و گسترانندهی هر چیز و راحتی بخش هر کس.
و تو همان خداوندی که جز تو معبودی نیست، کارگردان جهان و برانگیزانندهی مردگان و آنان که در گورستان آرمیدهاند.
و تو همان خداوندی که جز تو معبودی نیست، جانشین [و یادگار ماندگار همیشه زندهی] زمین و آنان که بر روی آن میآیند و میروند.
تو را به آن نامت که هرگاه تو را به آن صدا بزنند دعاها را اجابت میکنی و هرگاه چیزی از تو بخواهند، عطا میفرمایی. و تو را به حقّ محمّد و خاندانش، همان حقّی که حتّی رعایت آن را بر خود نیز واجب کردهای سوگند میدهم که بر محمّد و خاندانش درود بفرستی و همین الآن حاجت مرا برآورده سازی. ای آقا، سرپرست و فریادرس من، تو را به هر نامی که برای خود قرار دادهای و آن را در علم غیب نزد خود جا دادهای سوگند میدهم که بر محمد و خاندانش درود بفرستی و هر چه زودتر ما را از این گرفتاری رها سازی. ای دگرگون سازندهی دلها و دیدهها، ای که هر دعا را شنوایی، تو بر هر چیز توانایی، به مهربانیات قسم ای مهربانترین مهربانان».
[سید علی خان شیرازی داستانی را به این شرح حکایت میکند و میگوید:]
«ماجرایی در زمان ما معروف شد که پادشاه ایران، شاه سلیمان پسر شاه عباس صفوی، در سال 1908 ه. ق دستور داد تا گردن یکی از سران لشکرش به نام جمشیدخان را بزنند ولی هر چه شمشیر زدند کارگر نشد، فضا پر از جمعیت شد تا این که خود جمشیدخان اعلام کرد که یک حرزی همراه خود بر بازو دارد. پس آن حرز را درآوردند و گردنش را با شمشیر زدند و این بار شمشیر کارگر شد».
[سید علی خان میگوید:] «این خبر را یکی از آنان که هنگام گردن زدن آن شخص حاضر و ناظر بود به من داد، و گفت: «آن حرز بر روی پوست آهو نوشته بود ولی نزدیکان پادشاه نگذاشتند حرز یاد شده به ما برسد».
[سیّد علی خان میگوید] حرز یاد شده این است:
«بسم الله الرحمن الرحیم»
«اللهم بک أستکفی شرورهم و أدرء فی نحورهم، فاکفنیهم کیف شئت و أنّی شئت بحول منک و قوة یا أرحم الرّاحمین.
اللهم یا ذا السلطان العظیم و المن القدیم و ذا الکلمات التامات و الدعوات المستجابات عاف فلان بن فلان(1)
. به جای عبارت فلان ابن فلان، هر کس که میخواهی برای او این دعا نوشته شود رابنویس.
من أنفس الجن و أعین الإنس بمحمد و علی و فاطمة صلوات الله علیهم أجمعین یا سامع کل صوت، یا سابق کل فوت یا محیی العظام و هی رمیم و منشئها بعد الموت، بخلدک الأبدی ودوامک السرمدی و حیاتک التی لا تموت.صل علی محمد و آل محمد و أغثنی و فرج عنّی ما أنا فیه بلا إله إلا أنت علیک توکلت و أنت رب العرش العظیم، یا شدید القوی یا شدید المحال أذللت بعزتک جمیع من خلقت صل علی محمد و آل محمد و اکفنی مؤنة فلان(2)بما شئت.
اللهم احفظ حامله من جمیع الآفات و طول عمره بمحمد و علی و أهل بیته علیهم السلام.»
«به نام خداوند بخشایندهی مهربان»
«کارم را به خدا سپردم، زیرا خداست که از حال بندگان آگاه است.
خداوند، حضرت موسی را از نیرنگهای بدی که در حقّ او روا داشتهاند، نگه داشت و کیفر بدی را بر خاندان فرعون وارد ساخت».
خداوندا، پناه بردن به تو را برای ایمنی از بدیهای دیگران کافی میدانم و تیزی نیزه را بر گردانده و برگردن خودشان [دشمنانم] میگذارم. پس ای مهربانترین مهربانان، هرگونه و هر کجا که خود خواستی با توانایی و قدرت خویش مرا از شرّ آنان نگه دار.
خداوندا، ای پادشاه بزرگ عالم، نیکو بخشندهی دیرین، دارای بندگانی بیعیب و نقص که دعایشان مستجاب میشود، به محمد و علی و فاطمه - که درودشان باد - سوگندت میدهم فلانی فرزند فلانی را از چیرگی و آسیب جنّ و چشم زخم آدمی، عافیت ببخش. ای شنوای هر صدا، ای که پیش از هر نبودی بودهای، ای زندهکنندهی استخوانهای خاک شدهی پراکنده و فراهم سازندهی آنها پس از مرگ، به جاودانگی همیشگی و هستی بیپایان و زندگی فناناپذیرت سوگند، بر محمّد و خاندان محمّد درود بفرست و به فریادم برس و از چیزی که در آن گرفتار آمده رهاییام بخش، تو را به حقّ خودت که جز تو معبودی نیست. بر تو توکّل کردم، زیرا تو پروردگار تخت بزرگ فرمانروایی عالم هستی، ای بینهایت قدرتمند، ای توانای در فریب و عذاب و انتقام که با عزّت خویش، آفریدگانت را تسلیم کردهای، بر
محمد و خاندان محمد درود بفرست و به هر شکل، مرا از آسیب فلانی ایمن ساز. خداوندا، همراه دارندهی این حرز را از هر آسیبی حفظ فرما و عمرش را دراز گردان، به محمد و علی و فاطمه و خاندان پیامبر که سلام بر آنان باد.»
این دعا آزمایش شده است که جهت سعادت دنیا و آخرت، زیاد شدن روزی، پرداختن وام و قرض و بینیازی از آنها، پس از هر نماز، هفت بار خوانده میشود و در چهارده روایت آمده است، و آن دعا این است:
«بسم الله الرحمن الرحیم»
1) (1)
اسراء: (17)، 111.
2) (2) اصول کافی، کلینی، ج 2، ص 551، با کمی تفاوت.
«به نام خداوند بخشایندهی مهربان»
«به نام خدا، هر چه خدا بخواهد، هر نیرو و قدرتی تنها به خداوند بلند مرتبهی بزرگ، بستگی دارد. من بر زندهای که هرگز نمیمیرد توکّل کردم، و تمام ستایشها از آن خداوند است که نه همسری برگزید و نه فرزندی دارد و در فرمانروایی بر عالم، هیچ شریکی ندارد و اگر کسی را جانشین و دوست خود قرار داده است نه از سر خواری و ناتوانی بوده است. پس او را بسیار بزرگ بشمارید.»
از امام صادق علیه السلام روایت شده است که برای برآورده شدن حاجات خود این دعا را بخوانید:
«بسم الله الرحمن الرحیم»
8 .«یا من إذا تضایقت الحاجات فزع منها إلیه و یا من نواصی العباد بیده و قلوبهم بیدیه و یا من حوائج الخلق کبیرهم و صغیرهم إلیه و یا من إذا أغلقت الأبواب فتح بابا لا یهتدی إلّا إلیه. إلهی عبیدک بفنائک أسئلک سؤال من اشتدت إلیک فاقته و عظمت فیما لدیک رغبته و ضعفت قوته، سؤال من لا یجد لذنبه غافرا غیراک و لا لحاجته
قاضیا سواک صل علی محمد و آل محمد و افعل بی کذا و کذا.»(1)
«به نام خداوند بخشایندهی مهربان»
«ای آن که در اوج بیچارگی، پناهگاه بیچارگان است و ای آن که اختیار بندگان در دست قدرت اوست و ای آن که با دستان [مهر و کین و جمال و جلال] خود، دلهای بندگان را دگرگون میسازد و ای آن که همهی آفریدگان بزرگ و کوچک به او محتاجاند و ای آن که وقتی همهی درها بسته میشوند، دری را باز میکند که فقط به درگاه او میانجامد.
خداوندا، این بندهی کوچکت به فدایت باد، من مانند کسی که نیازش به تو بسیار گشته و طمعاش به آنچه نزد تو است افزون شده و توانش سست گردیده و جز تو آمرزندهای برای گناهش نیافته و غیر از تو برآورندهای برای نیازش پیدا نکرده، از تو میخواهم که بر محمد و خاندان محمّد درود بفرستی و برای من چنین و چنان کنی.»
حرزی که [نوشته میشود و] بر بازوی راست بسته میشود و [اثر بخشی آن] برای دفع همهی بیماریها و آسیبها تجربه شده است.
این حرز عبارت است از:
«بسم الله الرحمن الرحیم»
1) (1)به جای کذا و کذا، حاجتهای خود را ذکر کنید.
و اجعل لحامل کتابی هذا من کل هم و غم و أ لم و مرض و خوف فرجا و مخرجا، محمد، علی، فاطمة، الحسن، الحسین، علی، محمد، جعفر، موسی، علی، محمد، علیغ، الحسن، م ح م د علیهم السلام(1)
«م ح م د» نام امام زمان (عج) است که همنام پیامبر صلی الله علیه و آله است.
.»«به نام خداوند بخشایندهی مهربان»
«ای آن که از شدت نزدیکی، دور مینُماید و ازاین که نامش مقدس است، به او، او میگویند، ای کسی که او را او میخوانند. ای کسی که جز او هیچ نیست، بر محمد و خاندان محمّد درود بفرست و همراه دارندهی این نوشتهی مرا از هر نگرانی، غمّ، درد، بیماری و ترسی، رهایی بخش و راه نجاتی برایش قرار ده. [این حرز شامل نام] محمد، علیّ، فاطمه، حسن، حسین، علیّ، محمّد، جعفر، موسی، علیّ، محمّد، علیّ، حسن و «م ح م د» است که سلام بر آنان باد.»
سلیمان بن نسوان سبتی، چهل بار به خانهی خدا مشرَّف شد و مناسک حجّ را به جا آورد تا این که در آخرین زیارت، نزد آرامگاه شریف پیامبر، چرتی زد. در این هنگام پیامبر صلی الله علیه و آله را دید که به او میگوید: «ای فلانی چه قدر آمدی و چیزی از ما نصیبت نشد، اکنون دستت را جلو بیار». پس در دست او چیزی جهت تب نوشت که هرگاه انسانِ تب دار آن را با زبان لیس بزند، شفاء مییابد.
1) (1)
آن حرز یا دعا این است:
«به پیشوایی پناه میبرم که هیچگاه در قلمرو حکومت خویش، ستم روا نمیدارد و از ستمگر، پیروی نمیکند. ای تب از این بدن بیرون شو که دیگر دردی در پی آن نیاید. این گریزگاهی است برای کامیابی.»
این دعاهای ارزشمند و توسلهای باعظمتی است که آنها را از دستنوشتههای جدّم، علامه، سرور عالمان، سردستهی حکیمان، سیّد نظام الدّین احمد بن ابراهیم بن سلام اللّه بن مسعود بن صدرالدّین محمد بن غیاثالدّین منصور - که خداوند از همه آنان خشنود باد - به واسطهی دست نوشتههایی از برخی افراد مورد اطمینان نقل کردهام و عین عبارت جدّم غیاثالدّین منصور به این شرح است:
از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کردهاند که فرمود:
«هیچ بندهای نیست که از نابودی نعمتی یا پیش آمدن بلای ناگهانی یا از بین رفتن سلامتی بترسد و این دعا را بخواند جز این که خداوند خیر دنیا و آخرت را به او عطا میفرماید:
11.«یا حی یا قیوم یا واحد یا ماجد یا مجید یا بر یا کریم یا رحیم یا غنی، صل علی محمد و آل محمد و تمم علینا نعمتک و هنئنا کرامتک و ألبسنا عافیتک.»(1)
بحارالأنوار، مجلسی، ج 92، ص 194.
«ای زنده، ای پاینده، ای یکتای بیهمتا، ای گرامی، ای بزرگوار، ای خوش کردار، ای بخشاینده، ای مهربان، ای بینیاز، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و نعمت خود را بر ما ارزانی دار و روزی کریمانهی خویش را بر ما گوارا گردان و لباس سلامتی بر اندام ما بپوشان.»
گفتهاند شخصی مدتهای زیادی در زندان بود و کار بر او دشوار گردید تا این که در خواب، حضرت زهرا علیها السلام را دید که نزد وی آمد و فرمود: «این دعا را بخوان». آن مرد دعا را یاد گرفت و آن را خواند و آزاد شد و به خانهاش برگشت. آن دعا چنین است:
12.«اللهم بحق العرش و من علاه، و بحق الوحی و من أوحاه، و بحق النبی و من نباه، و بحق البیت و من بناه، یا سامع کل صوت، و یا
1) (1)
جامع کل فوت، یا بارئ النفوس بعد الموت، صل علی محمد و أهل بیته و آتنا و جمیع المؤمنین و المؤمنات فی مشارق الأرض و مغاربها فرجا من عندک عاجلا، بشهادة أن لا إله إلّا الله، و أن محمدا رسول الله صلی الله علیه و علی ذریته الطیبین الطاهرین و سلم تسلیما».(1)
مهج الدعوات، ابن طاووس، ص 145-144 و بحارالأنوار، ج 92، ص 203.
«خداوندا به حقّ تخت فرمانرواییات و کسی که بر آن فرمانروایی میکند، و به حقّ وحی و کسی که آن را بر پیامبر نازل کرده است و به حقّ پیامبر و کسی که او را به پیامبری برگزیده است و به حقّ خانهی کعبه و کسی که آن را ساخته است، ای شنوای هر صدا، و ای گردآورندهی مردگان، ای آفرینندهی جانها پس از مرگ، بر محمّد و خاندانش درود فرست و به زودی از نزد خود گشایشی برای ما و همهی مردان و زنان با ایمان در شرق و غرب زمین، قرار بده. تو را سوگند میدهم به شهادتی که در آن گواهی میدهیم "هیچ معبودی جز خداوند نیست و محمّد فرستادهی خداوند است.» درود و سلام خداوند بر محمد و فرزندان نیکو و پاکش باد.»
1) (1)
از برخی دستنوشتههای عدّهای از بزرگان نقل شده است که هر کس در گرفتاریها و سختیها قرار گرفته است، این دعا را زیاد بخواند:
13.«أشهد أن کل معبود من دون عرشک إلی منتهی قرار الأرضین باطل غیر وجهک الکریم، قد تری ما أنا فیه، ففرج عنی یا کریم».
«گواهی میدهم که جز تو هر چیزی - که از نزدیک تخت فرمانرواییات گرفته تا فرودین جاهای زمین، مورد پرستش قرار گیرد - پوچ و باطل است. تو وضعیتی را که من در آن قرار دارم میبینی، پس تو ای بخشایندهی بزرگوار، گره از مشکلات من بگشا.»
هر کس از دیگری بترسد این دعا را بخواند:
1) (1)
. به جای فلان نام کسی را که از او میترسی بنویس.
«تنها خداوند است که [بزرگ و] بزرگتر است، تنها خداوند است که [بزرگ و] بزرگتر است و هیچ کس جز خداوند نه پرستیده میشود و نه شایستهی پرستش است. و تنها خداوند است که بزرگ و بزرگتر است، تنها خداوند است که نسبت به آفریندگانش، [عزیز و] عزیزتر و [بزرگ و] بزرگتر است. به خداوندی که آسمان را از افتادن بر زمین باز میدارد جز این که خود این گونه بخواهد، پناه میبرم از شرّ هر آفریدهای خواه خوب یا بد به ویژه از شرّ فلانی و پیروان و اطرفیانش».
برای برطرف ساختن دشمن و خشم و غلبهی او و نیز برای جلوگیری از دشمن، این دعا خوانده میشود:
«خداوندا تویی اجابتکنندهی دعاها و منم بندهی گرفتارِ بیچارهی تو، پس مرا از این گرفتاری که در آن قرار گرفتهام، رهاساز. خداوندا بر محمّد و خاندان محمّد درود و سلام بفرست».
سخنی از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند، هر کس این دعا را
یکصد بار بخواند، حتّی در صورتی که آسمان بر زمین قرار گیرد، خداوند گشایش و راه برون رفتی برای او قرار میدهد. این دعا چنین است:
«خداوندا، از تو خیری عافیت بخش و عافیتی پر از خیر میخواهم».
این دعا از یونیات جهت شکست دشمن و گرفتار ساختن او نقل شده است و تجربه نشان میدهد که این دعا اثر بخش بوده است. این دعا چنین است:
اللهم بک أدرء فی نحورهم و أعوذ بک من شرورهم. بک أحاول و بک
1) (1)
. برگرفته از آیهی 71 سورهی مائده و آیهی 78 سورهی آل عمران.
2) (2) . انبیاء: (28)، 89.
3) (3) . فیل: (105)، 5-1.
أصاول و بک أقاتل. اللهم و اقیة کوقایة الولید بکهیعص(1)
. کهعیص، کلماتی هستند که ابتدای بعضی از سورههای قرآن آمده و رمزهایی بین خداو پیامبر به شمار میرود.
کفیت بحمعسق حمیت «فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللّهُ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ» (2)و صلی الله علی محمد و آله أجمعین».[توضیح این که:] این دعا هفت مرتبه پس از نماز عصر خوانده شود و سزاوار است هنگام خواندن «کهیعص» انگشتان دست راست دعا کننده بسته باشد به گونه که نخست یک انگشت مانده به انگشت کوچک و پس از آن، انگشت بلند و بعد از انگشت بلند، انگشت شهادت را ببندد و نیز سزاوار است هنگام خواندن «حمعسق» انگشتان دست راست دعاکننده بسته باشد به گونهای که نخست یک انگشت مانده به انگشت کوچک و پس از آن، انگشت بلند و بعد از انگشت بلند، انگشت شهادت را ببندد و همچنین هنگام خواندن آیهی «فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللّهُ» (3)انگشتان هر دو دست دعا کننده بسته باشد».
«[دشمنان] از قصدشان منصرف و پراکنده شدند و نسبت به نقشهای که طراحی کردند کور و کر شدهاند»، «پروردگارا تنهایم مگذار، تویی آن بهترین وارث و یادگار ماندگار جهان»، «آیا ندیدی پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد؟ آیا نیرنگ آنان را باطل نکردهایم و پرندگانی را
گروه در گروه بر آنان نفرستادهایم تا سنگهایی از کلوخ را بر آنان ببارند؟ به گونهای که آنان را مانند گیاهی خورده شده درهم ریسیدهایم.» خداوندا ای که همیشه بسیار توانایی، هر طور شده، مرا از بدی و رنج آنان رهایی بخش. خداوندا به نیروی تو، تیزی نیزه را برگردانده و بر گردنشان قرار میدهم و از آسیبهای آنان به تو پناه میبرم. خداوندا به یاری تو، دست به کار شده، حمله کرده و میجنگم.
خداوندا همان گونه که از کودک بیسرپرست و بیسرپناه نگهداری میشود؛ نگهدار من باش. به وسیلهی «کهیعص» خودکفا و بینیاز میشوم و به وسیلهی «حمعسق» مورد حمایت قرار میگیرم. «پس به زودی خداوند شما را بینیاز کرده و از شرّ دشمنان نگه میدارد و خداوند شنوای دانا است» و درود خداوند بر محمّد و همهی خاندانش باد».
این دعایی است که برای امور مهمّ خوانده میشود:
وبی حفیّا یا منفس هموم المهمومین، صل علی محمد و آله و نفس همّی و غمّی یا مقیل عثرات العاثرین، صل علی محمد و آله و أقلنی عثرتی یا مجیب دعوة المضطرین، صل علی محمد و آله و أجبنی لا ضطراری و شدة حاجتی، یا ذا الملک و الملکوت یا ذا الکبریاء و العظمة و العز و الجبروت، صل علی محمد و آله و کن لی جارا من کل شیطان رجیم و جبار عنید و کل ضعیف من خلقک و شدید، اللهم صل علی محمد و آله و من أرادنی أو أراد أحدا ممن أتحزن له، فحل بینی و بین إرادته و کله إلی نفسه و سلط علیه من لا یرحمه و لا یرأف به و استأصل شأفته و اقطع أجله و مدته و امح أثره و اسقم بدنه و لا تنجح حاجته و امنعه منی بما شئت و کیف شئت و أنّی شئت بعزة ملکک و شدة قوتک و عظمة سلطانک الّذی لیس فوقه سلطان إنک و لی ذلک و القادر علیه، و ألبسنی عافیتک فی أموری کلها و ارزقنی شکرک استوجب به جمیع الثواب و أفضل المآب».
«خداوندا، بر محمّد و خاندانش درود فرست و دژ و پناهگاه من باش، ای دژ انسانهای با ایمان. و ای پناهگاه پناهندگان، بر محمد و خاندانش درود فرست و پشتیبان و یاور من باش، ای فریاد رس یاریخواهان، بر محمّد و خاندانش درود فرست و فریادرس و هوادار من باش. ای سرپرست انسانهای با ایمان، بر محمّد و خاندانش درود
فرست و سرپرستِ مهربانِ من باش. ای آرامش بخش اندوهگینان، بر محمّد و خاندانش درود فرست و اندوه و غم مرا برطرف و آرام ساز. ای بخشایشگر لغزشهای خطاکاران، بر محمّد و خاندانش درود فرست و از گناه من درگذر. ای چارهساز بیچارگان، بر محمّد و خاندانش درود فرست و بیچارگی و نیازمندیِ بسیارِ مرا چارهای ساز. ای فرمانروای توانا، ای مهترِ باشکوه و توانای چارهساز، بر محمد و خاندانش درود فرست و در برابر هر شیطانِ رانده شده از رحمتت و هر ستمگر زورگوی ستیزهجوی و هر آفریدهی ناتوان و نیرومندت، یاریگر من باش.
خداوندا بر محمّد و خاندانش درود فرست و خود میان من و آن کس که من و بستگانم را هدف قرار داده است قرار گیر و او را به خودش واگذار کن و کسی را بر او مسلط ساز که با او مهربان نباشد و نسبت به او دلسوزی نورزد و او را ریشهکن، و مرگش را برسان و زندگیاش را پایانبخش و اثری از وی بر جای مگذار و بدنش را بیمار نموده و حاجتش را برآورده مساز. تو را به بزرگی و شکستناپذیری فرمانرواییات و سختی بیپایان قدرتت و شکوه زمامداریت که بالاتر از آن زمامداریی نیست، سوگند میدهم که هر چه و هرگونه و هر کجا که خود میخواهی، او را از آسیبزدن به من دورسازی و مرا از آسیب او بازداری و لباس سلامتی در همهی کارها بر من بپوشانی و سپاسگزاریت را بهرهی من گردانی تا بدان سبب، سزاوار دریافت پاداشی کامل و فراگیر و شایستهی رسیدن به برترین جایگاه باشم.»
این دعا جهت درخواست آمرزش گناهان خوانده میشود:
«خدای من، از تیرگی دل و سرکشی هواهای نفسانیام و گناهانی که مرا در برگرفتهاند و فرو رفتنم در گناهان به تو شکایت میکنم. خدای من، مرا از نتایج گناهانم در امان دار و کیفر سخت آنها را از من دور ساز و با توفیق توبه و بازگشت به درگاهت و پذیرش آن به خاطر روراستیام، مرا وامدارِ خود قرار ده و به سبب هیچ یک از گناهانم، در زندگی دنیا و پس از مرگ، کیفرم مفرما.»
دعایی که از امام صادق علیه السلام برای برطرف کردن سختیها و گرفتاریها نقل شده و اثربخشیِ آن تجربه شده است. این دعا از این قرار است:
20.«حسبی الله لا إله إلا هو علیه توکلت و هو رب العرش
العظیم» . (10 بار)
«خداوند، که معبودی جز او نیست، مرا بس است، بر او توکل کردم و او پروردگار تخت بزرگ فرمانروایی است.»
21.«حسبی الله لما أهمنی، حسبی الله لمن بغی علی، حسبی الله لمن أرادنی بسوء» . (10 بار)
«خداوند، مرا در برابر فشار سختیها بس است، خداوند، مرا در برابر آن که بر من ستم کرده، بس است، خداوند، مرا در برابر آن که برایم بدی خواسته، بس است».
دعایی از امام کاظم که سلام خدا بر او باد برای بازپرداخت وام نقل شده است و آن دعا چنین است:
22.«اللهم یا فارج ا لهم، و یا کاشف الغم و مجیب المضطر یا رحمن الدنیا و الآخرة و أنت ترحمنا فارحمنا برحمة تغنینا بها عن رحمة من سواک، اللهم اقض عنی الدین و أغننی من الفقر و لا قوة إلّا بالله العلی العظیم «وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِی هذَا الْقُرْآنِ لِیَذَّکَّرُوا وَ ما یَزِیدُهُمْ إِلاّ نُفُوراً».1
«بارخدایا، ای آرامش بخشِ اندوه و شفابخشِ دلتنگی، ای بخشایندهی این جهان و آن جهان، تویی که بر ما مهربانی میکنی، پس با ما چنان مهربانی کن که از مهرورزیِ جز تو بینیاز گردیم. بارخدایا، بدهکاریام را چاره و نیازمندیام را برطرف ساز. جز به سبب خداوند بلند مرتبهی بزرگ، نیرویی نیست «و ما این قرآن را برای یادآوری مردم برگزیدهایم امّا آن جز بر بیزاری و نگونبختی آنان که ستمگرند نمیافزاید.»
در برخی کتابها از امیرمؤمنان - امام علی علیه السلام - نقل کردهاند که ایشان فرمود: «هرکس گرفتار ستمی شده یا درخواست مهمّی دارد، پنهانی و دور از نگاه دیگران سجده کند و در سجدهاش این دعا را بخواند:»
23.«إلهی أنت الذی قلت : «قُلِ ادْعُوا الَّذِینَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلا یَمْلِکُونَ کَشْفَ الضُّرِّ عَنْکُمْ وَ لا تَحْوِیلاً» (1)
. اسراء (17)، 56.
فیا من یملک کشف الضرعنّا و تحویله إکشف ما بی».
«خدای من، تو خود فرمودی: «[ای پیامبر به مشرکان] بگو: آنانی را
1) (1)
که جز خدا باور داشتید، بخوانید ولی آنان توانایی دفع گزند از شما و تغییر آن را ندارند» پس ای خداوندی که توانایی دفع گزند از ما و تغییر آن را داری، گزند رسیده به مرا برطرف ساز».
[سید علی خان شیرازی میگوید:]
برای برآورده شدن حاجات و برطرف کردن گرفتاریها و بلاها، هفتاد و یک بار سوره اخلاص [توحید] بدون این که میان آنها سخن گفته شود، خوانده شود که اثربخشی آن تجربه شده است.
این دعا جهت گشایش و کامیابی و پیروزی خوانده میشود:
کل شیء مصیره إلیه، لا إله إلّا الله کل شیء فقیر إلیه، لا إله إلّا الله کل شیء منیب إلیه و الخلق کلهم فی قبضته و النواصی کلها بیده و الملائکة مشفقون من خشیته، له الحمد حمدا کثیرا طیبا دائما بکرة و أصیلا و صلی الله علی محمد و آله و سلم تسلیما کثیرا.»
«جز خداوند که شفابخش هر اندوه است، معبودی نیست. جز خداوند که گرامیدارندهی هر خوارِ ناتوان است، معبودی نیست. جز خداوند که برطرف سازندهی هر کمبودی است، معبودی نیست. جز خداوند که توانبخش هر ناتوان است، معبودی نیست. جز خداوند که پناهگاه هر اندوهناکِ دردمند است، معبودی نیست. جز خداوند که دورکنندهی هر سختی و پریشان حالی است معبودی نیست. جز خداوند که آخرین حدّ آرزمندی است، معبودی نیست. جز خداوند که برپادارنده و برافرازندهی هر نیکی است، معبودی نیست. جز خداوند که دورسازنده و خوارکنندهی هر بدی است، معبودی نیست. جز خداوند که دانای هر پنهان است، معبودی نیست. جز خداوند که صاحب و زمامدار هر نعمت و برکت است، معبودی نیست. جز خداوند که هر چیز در برابرش افتاده حال است، معبودی نیست. جز خداوند که هر چیز از او ترسان است، معبودی نیست. جز خداوند که هر چیز مشتاق اوست، معبودی نیست. جز خداوند که هر چیز از او ترسان و گریزان است، معبودی نیست. جز خداوند که هر چیز وابسته به او است معبودی نیست. جز خداوند که بازگشت هر چیز به سوی اوست،
معبودی نیست. جز خداوند که هر چیز فرمانبردار اوست، معبودی نیست. جز خداوند که هر چیز در برابرش خوارِ ناتوان است، معبودی نیست. جز خداوند که هر چیز به او نیازمند است، معبودی نیست. جز خداوند که هر چیز رخ به سوی او نموده است، و همهی آفریدگان در دست قدرت او قرار گرفتهاند و زمام امور همه به دست اوست و فرشتگان از ترس او بیمناکاند، معبودی نیست. هر ستایشی، ستایشِ بیاندازه، گوارا، همیشگی، سحرگاهی و شامگاهی، از اوست و همچنان برای او باد، و خداوند بر محمّد و خاندانش درود و سلامی بسیار ویژه فرستد».
نماز بیچارهای که برای گرفتاری خود هیچ راه گریزی پیدا نمیکند.
[چنین انسانی] چهار رکعت نماز بخواند و در رکعت اوّل آن، پس از فاتحه، 25 بار بگوید:
«کارم را به خداوند واگذار کردهام چرا که خداوند از حال بندگان آگاه است».
و در رکعت دوم نیز پس از فاتحه، 25 بار بگوید:
[«خدایا وقتی حضرت یونس در شکم ماهی، تو را صدا زد و گفت:] «جز تو معبودی نیست، بریده از هر ناپاکی هستی، من ستمکارم» [تو درباره او فرمودی:] «پس دعایش را مستجاب کردیم و او را از پریشانحالی و نگرانی، رها ساختهایم و همین گونه نیز مؤمنین را نجات میدهیم».
و در رکعت سوم بگوید:
«خداوند مرا بس است و او بهترین وکیل است».
و در رکعت چهارم بگوید:
«هیچ نیرو و توانی جز به کمک خداوند بلند مرتبهی باشکوه نیست».
و پس از سلام نماز، بر محمّد صلوات و درود بفرستد.(1)
1) (2) در صفحه 333 کتاب مکارم الأخلاق به صورت دیگری آمده است، به نقل از «الکلم الطیّب و الغیث الصّیّب»، چاپ بنیاد بینالمللی دعا.
برای برآورده شدن حاجتها، تجربه شده است که حاجتمند، چهار رکعت نماز بگزارد و سزاوار است زمانهای خجسته [مبارک] و آسوده خاطری و دلبستگی به آفریدگار جهان را برای به جا آوردن این نماز برگزیند. و این نماز را پس از غسل بدن و شستشوی لباس بگزارد.
و در رکعت اوّل 100 بار بگوید:
«خداوند همان زندهی پاینده است که هیچ معبودی جز او نیست».
و در رکعت دوم 100 بار بگوید:
«الم2. اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ».3
«الف، لام، میم. خداوند همان زندهی پاینده است که جز او هیچ معبودی نیست».
و در رکعت سوم 100 بار بگوید:
«بزرگان جهان، همه در برابر خداوند زندهی پاینده، سر تعظیم فرود
میآورند».
و در رکعت چهارم بگوید:
«ای زندهی پایدار».
و پس از سلام، به سجده رود و در حال سجده 101 بار بگوید:
«برای خداوندِ سزاوار و شایسته، سجده کردم».
و در پایان حاجت خویش را بخواهد که به خواست خداوند بلند مرتبه، برآورده میشود.
برای برآورده شدن حاجت این دعا خوانده میشود:
«خدایِ من! از آن جهت، روبه تو آوردهام که نیازمندم و بدان سبب به تو نزدیک شدهام که تنگدستم. من از سر ناچاری تو را میخوانم و تو از سرچارهسازی، خواستهام را برآورده میسازی. خدای من، به خاطر
بدیِ آنچه پیش خود دارم از تو میترسم و به جهت خوبی آنچه نزد تو است به تو امید بستهام. پس مرا به خاطر بدیهایی که پیش خویش دارم از خوبیهایی که تو نزد خود داری محروم مساز. ای دوستِ اختیاردارِ من، خدایِ من! با ما همانگونه باش که بزرگوارِ بخشنده، با امیدوران و آرزمندان به درگاهش. زیرا بزرگوار بخشنده، در اوج نیرومندی، گذشت میکند».
این دعا را امام موسی کاظم پسر امام جعفر صادق علیهما السلام برای یَسَع پسر حمزه که زندانی بود فرستاد، یَسَع دعا را خواند و با احترام از زندان آزاد شد و آن دعا این است:
مما أنا فیه و مما أخاف و أحذر بمشیتک و إرادتک بحق محمد و آله کما تخلص التمرة من بین ماء و رمل بقدرتک و جلالک، صل علی محمد و آله و خلصنی یا رب مما أنا فیه و مما أخاف و أحذر بحولک و قوتک و بحق محمد و آله کما تخلص البیضة من جوف الطائر بعفوک، صل علی محمد و آله و خلصنی مما أنا فیه و مما أخاف و أحذر بقدرتک و بحق محمد و آله کما تخلص الطائر من جوف البیضة بعزتک إنک علی کل شیء قدیر و صلی الله علی محمد و آله.»(1)
بحارالأنوار، مجلسی، ج 91، ص 314 و مشابه این عبارت در صحیفه سجادیه ص 395-394.
«ای شنوای هر ندا، ای زندهکنندهی جانها پس از مرگ، جز تو معبودی ندارم تا او را بخوانم و شریک و انبازی نداری تا به او امیدوار باشم، بر محمّد و دودمانش درود فرست. پروردگارا تو را به نیرو و توانت و به حقّ محمّد و خاندانش سوگند، از آن چه در آن گرفتار شدم و از آن چه میترسم و پرهیز میکنم، رهایمساز، همانگونه که با مهربانی خود، نوزاد را از پوست و گوشت رحم مادر جدا میسازی. پروردگارا بر محمّد و دودمانش درود فرست و تو را به خیرخواهی مهربانانهی پنهانی و بزرگی و شکستناپذیریات از آن چه در آن گرفتار شدم و از
1) (1)
آن چه میترسم و پرهیز میکنم، رهایم ساز، همانگونه که با توانگریِ [فراوانبخشیِ دیرینت] و نکوبخشی [زیبای کشاننده به سوی خویشَت]، شیر را از میان سرگین شکنبه و خون بیرون میآوری.
پروردگارا بر محمّد و دودمانش درود فرست و تو را به خواستِ و گزینشِ خویش سوگند، از آن چه در آن گرفتار شدم و از آن چه میترسم و پرهیز میکنم، رهایم ساز، همانگونه که با توانایی و شکوهِ بزرگی خویش، خرمای خوشبوی را از میان آب و ریگ نرم بیرون میآوری.
پروردگارا بر محمّد و دودمانش درود فرست و تو را به نیرو و توانایی خود، و به حقّ محمّد و دودمانش سوگند، از آن چه در آن گرفتار شدم و از آنچه میترسم و پرهیز میکنم رهایم ساز، همانگونه که با بخشش روزی افزای خویش، تخم را از شکم پرنده بیرون میآوری.
پروردگارا بر محمّد و دودمانش درود فرست و تو را به توانمندی خود و به حقّ محمّد و دودمانش از آن چه در آن گرفتار شدم و از آن چه میترسم و پرهیز میکنم، رهایم ساز، همانگونه که با بزرگیِ شکستناپذیریِ خود، پرنده را از درون تخم بیرون میآوری، که تو بر هر چیزی توانایی. و خداوند بر محمّد و دودمانش درود فرستد».
دعایی از امام صادق علیه السلام برای بینیازی از بدخواهان و دشمنان نقل شده است و آن دعا این است:
36.«حسبی الرب من المربوبین، حسبی الخالق من المخلوقین، حسبی من لم یزل حسبی، حسبی الله لا إله إلّا هو علیه توکلت و هو رب العرش العظیم، حسبی الله الّذی لم یزل حسبی، حسبی حسبی الله و نعم الوکیل. اللهم احرسنی بعینک التی لا تنام و اکنفنی برکنک الذی لا یرام و احفظنی بعزتک و اکفنی شر فلان(1)
. به جای واژه فلان، نام بدخواه خود را بگو.
و من علی بنصرک و إلّا هلکت و أنت ربّی. اللهم إنک أجل و أکبر مما أخاف و أحذر، أللهم إنّی أدرء بک فی نحره و أعوذ بک من شره و استعینک علیه و استکفیک إیّاه یا کافی موسی فرعون و محمد صلی الله علیه و آله الأحزاب «اَلَّذِینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ. فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللّهِ وَ اللّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ2»«أُولئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ وَ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ3» «لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِی الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ» 4 «وَ جَعَلْنا مِنْ
1) (1)
بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ»1.2
«مرا پروردگار از پروردگان بس است. مرا آفریدگار از آفریدگان بس است. مرا آن که همیشه بس بوده است، بس است. مرا خداوندی که معبودی جز او نیست، بس است. بر او توکّل کردم و او پروردگار تخت بزرگ فرمانروایی جهان است. مرا خداوندی که همیشه بس بوده است، اکنون نیز بس است. مرا خدا به تنهایی بس است و او بهترین وکیل است.
بار خدایا با چشم مراقبت خویش که هیچگاه نمیخوابد، مرا محافظت بفرما و در سایهی سروری خود که کاستیناپذیر است، حمایتم فرما و با شکستناپذیری خویش از من نگهداری کن و آسیب فلانی را از من بازدار و با یاریت، مرا وامدار خود قرار ده، زیرا اگر چنین نکنی در حالی نابود میشوم که تو پروردگار منی. بارخدایا تو با شکوهتر و بزرگتر از چیزی هستی که من از آن ترسیده و پرهیز میکنم.
بارخدایا، به مدد تو، تیزی نیزه را بر گلوی آن که بدخواه من است میگذارم و از بدخواهی و آسیب او به تو پناه میبرم و برای پیروزی بر او از تو یاری میخواهم و تو را برای جلوگیری از او کافی میدانم، ای که موسی را از فرعون در امان نگه داشتی و محمّد صلی الله علیه و آله که درود خدا بر
او و خاندانش باد را از آسیب گروههای مختلف ایمنی بخشیدهای.
همان محمد و خاندانش که مردم به آنان گفتند که همه برای مقابله با شما آمادهاند [ولی آنان] گفتند خداوند ما را بس است و او بهترین وکیل است، پس به کمک بخشش و در پی جلب خشنودی خداوند، چنان شتافتند و خداوند بخشش بسیار دارد».
امّا گروههای مختلف «آناناند که خداوند بر دل، گوش و چشمانشان مهرزده است و آنان همان بیخردان ناداناند» [و نیز] «آنان کسانیاند که بیشک در جهان پس از مرگ از زیانکارترین آفریدگاناند» [و همینطور آنان کسانیاند که] «پیش رو و پشت سَر آنان، پردهای قرار دادهایم، بنابراین آنان را در پرده قرار دادیم و چشمهایشان را تاریک کردهایم و به همین خاطر نمیبینند.»
این دعای حضرت آدم علیه السلام است پس از آن که آن گناه معروف از او سر زد و خداوند از سر مهربانی و بینیازی به حضرت آدم علیه السلام بازگشت و به او گفت:
«من گناه تو را بخشیدم و هر کس از فرزندانت تا قیامت، مرا با این دعا بخواند، گناهانش را بخشیده، اندوههایش را برطرف ساخته و فقر و کمبود را از سر راهش بر میدارم و دنیا رو به سوی او میکند در
حالی که او از سر بینیازی، آن را نمیخواهد» و آن دعا این است:
«بسم الله الرّحمن الرّحیم»
37.«اللهم إنک تعلم سری و علانیتی فاقبل معذرتی و تعلم حاجتی فأعطنی سؤلی و تعلم ما فی نفسی فاغفرلی ذنوبی، اللهم إنی أسئلک إیمانا تباشر به قلبی و یقینا صادقا حتی أعلم أنه لن یصیا بنی إلّا ماکتبت لی و رضنی بما قسمت لی برحمتک یا رب».(1)
بحارالأنوار، مجلسی، ج 83، ص 390.
«به نام خداوند بخشایندهی مهربان»
«بار خدایا، تو از پنهان و پیدای من با خبری، پس پوزشام را بپذیر و نیاز مرا میدانی، پس خواستهام را برآورده ساز و از درون من آگاهی، پس از گناهانم درگذر. خداوندا از تو ایمانی میخواهم که شادیبخش دلم باشد و بینشی از تو میجویم تا بدانم هیچ خیر و شرّی به من نمیرسد مگر آنچه تو برایم نوشته باشی و مرا به آنچه برایم پیمانه کرده و رقمزدهای، خشنود گردان، بار پروردگارا به مهربانی خود دعایم را بپذیر».
برای جلوگیری از آسیب دشمنان و بدخواهان 3 بار این دعا خوانده میشود:
1) (1)
«ای آغازگر و پایانبخش هر چیز، و ای آفرینندهی هر چیز، ای مهربانترین مهربانان، تو را به بخشش و مهربانیَت سوگند، در برابر آسیب همهی آفریدگان، زره استوارت را بر من بپوشان».
این دعای ارزشمند جهت باز شدن درهای خیر و برکت میباشد:
«بسم الله الرحمن الرحیم»
استجب دعائی برحمتک یا أرحم الراحمین».
«به نام خداوند بخشایندهی مهربان»
«بارخدایا، ای اندوهگشا و ای غمزدا، و ای زنده، و ای پاینده، ای بخشاینده و مهربانِ این جهان و آن جهان، ای یگانه و ای بینیاز چارهساز، و ای بیهمتا و ای یکتا و ای باشکوه والا منش، ای خداوند ای پروردگار، ای والا سریر و ای که نه زادهای و نه زادهشدهای، و ای که همردیفی نداری، ای پروردگار پروردگاران و ای هواخواه بیکسان، ای برآورنده و برپا دارندهی ابرها، ای سببساز [سبب سوز]، ای راهگشای چارهساز، درهای دهش و بخشش، برکت و سپاسگزاری، نیکویی و فرمانبری و توجه و سلامتی و خوبی خود را بر من بگشا. ای مهربان، ای بخشایشگر، ای شنوای دعا، ای خوش باشِ بندگان، ای مهربانترین مهربانان، تو را به مهربانیت سوگند، به سخن من توجهی کن و دعایم را مستجاب گردان».
آوردهاند که شخصی نیکوکار و صالح، ذکر مخصوصی را به امیر بزرگ - طیلون (1)
. مؤسس دولت طولونی. ر. ک: المنجد، لویس معلوف، ص 360.
- آموخت و به او گفت که این ذکر را صبحگاهان 10 بار و شبانگاهان هنگام خواب نیز 10 بار بخوان. پس امیر برای رسیدن به امور دنیا و پُست و مقامهای دنیوی، آن ذکر مخصوص را بارها خواند.1) (1)
یک روز امیر بزرگ از مصر به اسکندریه راه افتاد. در بیابانی به سمت یک گنج بزرگ رهنمون شد، آن را دید و به خانهاش برد و کسی هم خبر نداشت. پس از این ماجرا، سلطان برقوق(1)
. ملک ظاهر، سیف الدوله، اوّلین پادشاه (784-904 ه. ق) از سلسله ممالیک درمصر، به نقل از دایرة المعارف فارسی، به سرپرستی غلامحسین مصاحب، ج 1، ص 458.
او را از نزدیکان خود قرار داد و امیر زمانهاش قرار داد و به شدّت او را دوست میداشت.این نتیجه ذکری بود که از قبل گفته بود. پس از مدّتی، خداوند بلند مرتبه، او را توفیق توجّه به آخرت داد، بنابراین مسجدی را در مصر ساخت که محراب بزرگی داشت، و کنار آن کوچهای ساخت که اکنون به مسجد و کوچه طیلون معروف است.
ذکری که در صبح 10 بار، و در شب، هنگام خواب 10 بار خوانده میشود و دستیابی به خواستههای دنیوی و دسترسی به مقام را به دنبال دارد، این گونه است:
1) (1)
علی ذلک إنک علی کل شیء قدیر».
«خداوندا بر آقا، دوست، پیامبر و شفاعتکنندهی ما محمّد حاء رحمت و دو میم مُلک و دال دوام، سرور کامل، آغازگر و پایان بخش پیامبران - آنگاه که یادکنندگان، تو و او را یاد میکنند و بیخبران از یاد تو و او غافلاند - درود فرست، درودی همیشه به وجود تو پیوسته و به ماندگاری بیپایان تو وابسته. همین گونه هم بر دودمان و یارانش درود فرست و او و دودمان و یارانش را سلام رسان و بر آنان برکت ببار.
خداوند را به خاطر چنین درود و سلامی، هر ستایشی روا و به جاست. بار خدایا تو بر هر کاری توانایی».
در روزهای نحس و نکبتآور و هنگام ناچاری و هنگام هرگونه مشکلگشایی پس از هر نماز ذکر «لا حول و لا قوة إلا بالله» که به دنبال آن دعایی وجود دارد، خوانده میشود.
و این ذکر و دعا از این قرار است:
علی کل أمر ینزل من الدنیا و الآخرة، لا حول و لا قوة إلّا بالله أعتصم بها من کل محذور أحاذره فی الدنیا و العقبی، لا حول و لا قوة إلّا بالله أستوجب بها العفو و العافیة و الرضا من الله تعالی، لا حول و لا قوة إلّا بالله تفرق أعداء الله و غلبت حجة الله و بقی وجه الله، لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم. اللهم رب الأرواح الفانیة و رب الأجساد البالیة و رب الشعور المتمعطة و رب الأجساد المتمزقة و رب العظام النخرة و رب السّاعة القائمة أسئلک یا رب بمحمد و آل محمد أن تصلی علی محمد و آل محمد و أن تجعل لی من کل هم فرجا قریبا و من کل غم مخرجا لطیفا، فصل علی محمد و آل محمد و علی أهل بیت محمد و افعل بی ذلک بخفی لطفک یا ذا الجلال و الإکرام آمین آمین آمین بجاه محمد و حرمة أهل بیته علیه و علیهم الصلاة و السلام.»
«هیچ جنبش و نیرویی جز به قدرت خداوند نیست، پس با آن، هر اندوه نفسگیری را میزدایم. هیچ جنبش و نیرویی جز به قدرت خداوند نیست، پس با آن هر گرهی را میگشایم. هیچ جنبش و نیرویی جز به قدرت خداوند نیست، پس با آن هر تاریکی را روشن میسازم.
هیچ جنبش و نیرویی جز به قدرت خداوند نیست، پس با آن هر دری را باز میکنم. هیچ جنبش و نیرویی جز به قدرت خداوند نیست، پس با آن
در برابر هر سختی و پیشآمد ناگواری فریادرسی میخواهم. هیچ جنبش و نیرویی جز به قدرت خداوند نیست، پس با آن در برابر هر پیشآمد دنیوی و اخروی کمک میجویم. هیچ جنبش و نیرویی جز به قدرت خداوند نیست، پس با آن در برابر موانعی که درگیرشان هستم، ایستادگی میکنم. هیچ جنبش و نیرویی جز به قدرت خداوند نیست، پس با آن سزاوار بخشش، سلامتی و خشنودی از جانب خداوند والا مرتبه میشوم. هیچ جنبش و نیرویی جز به قدرت خداوند نیست، پس با آن، دشمنان خداوند پراکنده و فرمان خداوند، پیروز گشته و راه خداوند، پاینده میگردد. هیچ جنبش و نیرویی جز به قدرت خداوند بلند مرتبهی بزرگ نیست.
بار خدایا، ای پروردگار جانهای فرسوده و بدنهای پوسیده، و ای پروردگار موهای ریخته و استخوانهای خاکستر شده و ای پروردگار روز قیامت، ای پروردگار من، به محمّد و دودمان محمّد سوگند، از تو میخواهم که بر محمّد و دودمانش درود فرستی و گشایش زودهنگامی از هر اندوه و برون رفتِ آرامش بخشی از هر غصّهای برایم قرار دهی.
پس بر محمّد و دودمان و خاندان محمّد درود فرست و ای باشکوه بخشنده، به مقام محمّد و احترام خاندانش سوگندت میدهم که با مهربانی پنهانیات آنچه را از تو خواستم، برایم برآورده سازی. پس بپذیر، اجابت کن و برآورده ساز».
دعایی شگفتانگیز که هنگام نزول بلاء خوانده میشود:
«بار خدایا، ای نیرومند کامل و ای توانای فراگیر، با ملایمت و مرحمتی کامل از بخشش جهان ملکوت، ترس ناشی از احاطه و خشم فرمانروای جهان برین را تسیکن ده تا دست به دامن مرحمت تو شویم و در سایهی عنایت تو از فرود آمدن خشمت در امان باشیم».
دعایی را از شخصی به نام «حاضر» که غلام یحیی برمکی بود نقل کردهاند. هنگامی که حاضر را پیش هارون الرشید بردند، هارون دستور قتل او را صادر کرد ولی حاضر از قبل دعایی را بر خود بسته بود و نزد هارون، آن را زمزمه میکرد. ناگهان هارون، سفره را کشید و شمشیر را از غلاف بیرون آورد و چشمانش سرخ شد، ولی دید که
1) (1)
. ملکوت، جهان نفوس را گویند که آن را ملکوت اسفل یا سفلی نیز میگویند.
2) (2) . جهان برین یا جبروت، عالمی است برتر از عالم ملکوت اسفل که آن را ملکوت اعلییا علیا نیز میگویند.
حاضر لبش را حرکت میدهد و به او گفت ای بیمادر زیر لبی چه میگویی؟ حاضر گفت: دعایی را که سرورم [امام کاظم علیه السلام] به من آموخت. هارون گفت: آن را بلند بخوان. وقتی حاضر با صدای بلند آن را خواند، هارون دگرگون شد و چشمانش به حالت عادی برگشت و گفت آیا مرا به جادوی خاندان ابوتراب(1)
. ابوتراب، یعنی پدر خاک. کنیهای است که پیامبر صلی الله علیه و آله به امام علی علیه السلام دادهاند زیرامیفرمودند علی، صاحب زمین است.
گرفتار کردهای؟ پس دستور داد [وگفت:] «مخارج سفر و اسب در اختیارش بگذارید و او را به خانوادهاش برسانید».آن دعا این است:
«خداوندا، ای آن که حکمش از هیچ زمامدار قدرتمندی بر نمیگردد، و آزمایش او از هیچ بزرگ شرافتمندی برداشته نمیشود. ای گشاینده اندوهی از گرفتار ناتوان در باریکراه پیش آمدهای ناگوار، و
1) (1)
ای زدایندهی غصّه از ستمدیدهی بیچاره در گریزگاه گرفتاری، تو را به ارزشمدترین دستاویزها به سویت و نزدیکترین برگزیدگان درگاهت - محمّد، پایانبخش پیامبران و خاندان طاها و یاسین، همان خاندان پاک او - سوگند میدهم که گره از کارم بگشایی و راه برون رفتی از گرفتاریم برایم فراهم سازی، همانا تو شنوای دعایی».
برای پرداخت قرض و بدهکاری، این دعا از بزرگان - روحشان شاد باد - نقل شده است.
اَللّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ1» یا غنی یا مغنی یا ودود یا ذا العرش المجید یا فعالا لما یرید اکفنی أغننی بحلالک عن حرامک و بفضلک عمن سواک إنک علی کل شیء قدیر و صلی الله علی محمد و آله و صحبه و سلم».
«به درگاه خداوند زندهی پاینده و آفرینندهی آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، همو که معبودی جز او نیست، از گناه و ستمی که به خود کردهام، بخشش خواسته و توبه میکنم.
بارخدایا، ای یکتا، ای یگانه، ای توانگر، ای بخشنده، ای آفریننده، ای شادی آفرین، ای بزرگوار، ای بسیار بخشنده، ای توانای گشادهدست در بخشش، ای بینیاز، ای بینیازکننده، ای گشایشگر، ای روزیبخش، ای زنده، ای پاینده، ای بخشاینده، ای مهربان، ای آفرینندهی آسمانها و زمین، ای باشکوه و محترم، ای بسیار مهربان، ای منّتگزار با انجام نکویی بسیار، با نسیمی برکتآور، سودی از جانب خود به من رسان که بدان وسیله، مرا از غیر خودت بینیاز گردانی. [همانگونه که در قرآن فرمودهای]: «اگر خواستار گشایش هستید، گشایش به شما رسیده است، ما گشایش و روشنی را بر تو [پیامبر] باز کردهایم، پیروزی از سوی خداست و گشایش نزدیک است».
ای بینیاز، ای بینیازکننده، ای دوست، ای صاحب تخت بزرگ فرمانروایی، ای پُرکار هر آنچه خود بخواهی، مرا بس باش و با حلالت
از حرامت و با بخششت از غیرخودت بینیازم ساز، همانا تو بر هر چیزی توانائی. خداوند بر محمّد و دودمان و یارانش درود و سلام فرستد».
اسم اعظم خداوند، آن است که با کلمه «اللّه» آغاز میشود و با کلمه «هو» به پایان میرسد و فقط به زبان عربی است و خواندن آن خواه حرکتگذاری شود یا نه، تغییر پیدا نمیکند و در قرآن مجید، در 5 آیه که در 5 سوره پراکنده است، آمده است و این سورهها عبارتند از «بقره»، «آل عمران»، «نساء»، «طه» و «تغابن». شیخ مغربی محیالدّین عربی میگوید: «هر کس این پنج آیه را ورد خود قرار دهد و هر روز یازده بار بخواند، ان شاء اللّه به زودی، هر مشکلی خواه بزرگ یا کوچک برایش آسان میگردد.»
[آیاتی که اسم اعظم در آنها وجود دارد عبارتند از:]
«[تنها و فقط] خداوند زندهی پاینده [معبود من است که]، هیچ معبودی جز او نیست».
بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ مِنْ قَبْلُ هُدیً لِلنّاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ».1
«[تنها و فقط] خداوند زندهی پاینده، [معبود من است که] هیچ معبودی جز او نیست. کتابی را به راستی بر تو فرود آورد که کتابهای پیامبران پیشین را راست و درست میداند. خدایی که تورات و انجیل را از پیش برای راهنمایی مردم فرو فرستاده است و همین گونه فرقان را فرود آورده است».
«[تنها و فقط] خداوند، [معبود من است که] هیچ معبودی جز او نیست، حتماً شما را برای حسابرسی روز قیامت که شکی در برپایی آن نیست، گردآوری میکند و کیست که از خداوند راستگوتر باشد».
«[تنها و فقط] خداوند، [معبود من است که] هیچ معبودی جز او نیست، نامهای نیک همه از آنِ اوست».
«[تنها و فقط] خداوند [معبود من است که] هیچ معبودی جز او نیست و ایمان آورندگان تنها باید بر خدا توکّل کنند».
دعای گشایش [که 3 بار خوانده میشود]
«خداوندا، ای دوست، ای بسیار با محبت، ای مهرورز، ای والاسریر، ای پرکار هر آن چه خود بخواهی، به روشنایی رخ خویش که ستونهای تخت فرمانرواییات را گرفته است و به قدرتت که با آن بر همهی آفریدگانت توانایی و به مهربانیت که با آن، همه چیز را فرا گرفتهای، جز تو معبودی نیست. ای آغازگر و پایانبخش، جز تو معبودی نیست، ای معبود آدمیان، ای والا مقام، ای که خواستنها از تو و گریزها به سوی توست، گشایش را برقرار ساز، ای دادرس به فریادم برس».
[سید علی خان شیرازی میگویند]: «آنچه از جدّم - نظام الدین
احمد بن ابراهیم رحمه الله - نقل کردهام همین جا به پایان میرسد، و وفات وی [احمد بن ابراهیم] در سال 1015 ه. ق بوده است».
این دعایی است که نام بلند مرتبهی آن، لطیف است و 129 بار «یا لطیف» گفته میشود و پس از آن یک بار دعای زیر خوانده میشود:
سریان لطفک الخفی قبل نزول المحن یا لطیف ما أسرعک لتفریج الکرب فی أوقات الشدائد «اَللّهُ لَطِیفٌ بِعِبادِهِ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ وَ هُوَ الْقَوِیُّ الْعَزِیزُ1» و صلی الله علی سیدنا محمد و آله أجمعین «سُبْحانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّا یَصِفُونَ وَ سَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ».2
«خدای من، تو مهربانِ آگاهی، همواره مهربانی کردی و هر دشواری را آسان نمودهای و آسایش بخشیدی و هر نابسامانیی را سامان بخشیدهای. ای سرورم با توفیق دادن به من در آغاز کار به من مهربانی کردی، با پذیرش خود در پایان آن، مهربانی خویش را در کارهایم به فرجام رسان. از مهربانی تو این است که کمتر از توانام مرا موظّف ساختهای و بیش از نیازم به من نعمت دادهای، ای دانندهی دشواریها بیهیچ راهنما و فهرستی از نشانهها، میان من و مهربانیات پرده میانداز.
خدای من، بدی من دیدی و نادیده گرفتی، و خواسته و ناخواسته، بخشش کردی و نکو بخشیدی، و نعمت و آسایش فراهم آوردی و فراوان دادهای. همواره دانستی و حساب همه چیز را یکجا کردهای، پس تو با ویژگیهای رحمت خود، جان را ظریف آفریدی و با
ذاتیات یکتایی خویش ارواح را برآوردهای. ای سرور من، اگر تو را فرمان بردم و پرستش کردم، توفیقِ تو بود و اگر نافرمانیات کردم از نادانی خودم بود، پس خوبیهای تو به من پیوسته روان است و حجّت تو بر من استوار است. ای آن که دزدیده نگاه کردن چشمها و پنهانکاری دلها را میدانی، نوازش خویش در همهی کارها بر من ارزانیدار.
خداوندا از تو میخواهم، و دست به دامان تو میشوم، تو را به راز این نام ارجمندت و اسرار نهفته و نوازشهای جوشیدهی پوشیده در آن سوگند میدهم که روانسازی نوازشهای پنهانی خویش را بر من پیش از فرود آمدن گرفتاریها سرعت بخشی.
ای دلنواز هنگامی که سختیها میرسند، چه زود اندوهها را برطرف میفرمایی.
«خداوند، نوازشگر بندگانش میباشد و به هر کس بخواهد، بسیار و بیشمار میدهد و او نیرومند شکستناپذیر است». درود خدا بر محمد و همهی دودمانش.
«پروردگارِ تو که پروردگار باشکوه شکستناپذیر است از هر توصیفی که دربارهی او بیان شود، به دور است و سلام بر همهی پیامبران باد و ستایش ویژهی خداوند است که پروردگار جهانیان است».
دعایی که نام بلند مرتبهی آن «اَمان» است و 29 یا 52 بار «یا امان» گفته میشود و پس از آن یک بار دعای زیر خوانده میشود:
حمیت «وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ3» «وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً»4
تحصنت بذی الملک و الملکوت و اعتصمت بذی العزة و الجبروت و رمیت کل من أرادنی بسوء بألف مرة لا حول و لّا قوة إلا بالله العلی العظیم.
و ألف مرة، اللهم صل علی محمد و آله أجمعین و الحمد لله رب العالمین.»
«خداوندا، تو از هر چیز در امان هستی و هر چیز از تو میترسد، پس
1) (2) شوری: (42)، 2-1.
با در امان بودنَت از هر چیز و با ترس هر چیز از تو، مرا از ترس هر چیز در امان دار، ای آن که چیزی همانند او نیست و شنوای بینا است. به وسیلهی رمزهای کاف، هاء، یاء، عین، صاد بینیاز شدم و به وسیلهی رمزهای حاء، میم، عین، سین، قاف مورد حمایت قرار گرفتم.
«همهی بزرگان در برابر خداوند زندهی پایدار، فروتن میباشند و هر کس ستمی کند، به طور حتم نومید و زیانکار شده است».
فرمانروای پنهان و پیدای جهان را پایگاه و سنگر خویش قرار دادم و دست به دامان شکستناپذیر چارهساز شدم و هزار بار با این ذکر که «هیچ معبودی جز خداوند زندهی پاینده نیست» و نیز هزار بار با این ذکر که «خداوندا بر محمد و همهی دودمانش درود فرست و هر ستایشی از آن خداوندی است که پروردگار جهانیان است» بدخواهان خویش را دور ساختهام.»
شیخ صهرشتی در کتاب «قبض المصباح» حکایتی را به این شرح نقل میکند:
«شیخ صدوق ابوالحسن احمد بن علی بن احمد نجاشی صیرفی، معروف به ابن کوفی رحمه الله که در راستگویی مورد اعتماد موافق و مخالف بود در پایان ماه ربیعالاول 442 ه. ق در بغداد حکایتی را به این شرح برای ما نقل کرده است: «ابوالحسن محمد بن جعفر تمیمی برایم
مطلبی را به این شرح بیان کرد: ابوالوفای شیرازی که بسیار راستگو بود میگوید ابوعلی الیاس که فرمانروای کرمان بود مرا گرفت و بست.
مأموران به من گفتند که ابوعلی الیاس تصمیم سختی برایت دارد و من از این سخنان دچار اضطراب شدم و از خداوند میخواستم به واسطهی پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان نجاتم دهد. وقتی شب جمعه فرا رسید پس فراغت از نماز خوابیدم، پیامبر صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم میفرمود برای هیچ امر دنیوی به من و دخترم علیها السلام و امام حسن و امام حسین علیهما السلام توسل نجوئید مگر برای امور آخرت و فرمانبرداری از خداوند و خشنودی او، امّا توسل به برادرم ابوالحسن - علی بن ابیطالب علیه السلام - برای این است که انتقام کسی را که به تو ستم کرده است بگیرد.
ابوالوفای شیرازی میگوید به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کردم ای پیامبرِ خدا، چگونه امام علی علیه السلام میتواند از کسی که به من ستم کرده است انتقام بگیرد در حالی که دشمن من در کوهی جای گرفت ولی امام علی علیه السلام در برابر غصب کردن حقّ خودش نیز حرفی نزد؟
پیامبر صلی الله علیه و آله با حال تعجّب به من نگاه کرد و فرموده: «این پیمانی است که من از او گرفتم و دستوری است که من به او دادهام و حقّ ندارد از زیر بار این پیمان و دستور شانه خالی کند امّا این که گفتی، حقّ خودش را غصب کردهاند و سخنی نگفت، بدان که خداوند حقّ او را گرفت ولی وای بر آن که به ولیّ خدا علی علیه السلام جسارت کرد».
پیامبر در ادامه فرمودند: «توسّل به امام علی سجّاد علیه السلام فرزند امام حسین علیه السلام برای نجات از دست پادشاهان و وسوسهی شیطان، مؤثّر است و توسّل به امام محمّد باقر علیه السلام و امام جعفر صادق علیه السلام، برای برآوردهشدن حاجات اخروی و توفیق فرمانبرداری از خداوند بلند مرتبه مؤثّر است و توسل به امام موسی کاظم علیه السلام، برای کسب سلامتی از خداوند بلند مرتبه مفید است، و توسل به امام رضا برای سلامتی در بیابانها و دریاها اثر بخش است و توسل به امام محمد تقی علیه السلام برای درخواست رزق از خداوند بلند مرتبه سودمند است و توسل به امام علی نقی علیه السلام برای توفیق در عبادات مستحب یا فرزند پسر داشتن یا نعمت گرفتن از خداوند و نیز دوستی و نیکی برادران با یکدیگر و نیز برای توفیق در فرمانبرداری از خداوند فایدهبخش است و توسل به امام حسن عسکری علیه السلام برای امور آخرت مؤثّر است و توسل به امام زمان (عج) این است که هرگاه سلاح تو را گرفت و دست بر دسته آن گذاشت، از او کمک بخواه که تو را یاری میکند.»
[ابوالفای شیرازی میگوید:] «در خواب داشتم میگفتم ای مولای من ای صاحب الزمان مرا دریاب که مشقّت و گرفتاریم به اوج رسیده است که از خواب بیدار شدم و دیدم که مأموران در حال باز کردن گرهها و آزاد کردن من هستند».
دعایی که خوانده میشود و از هر امامی برآوردن حاجت مخصوصی خواسته میشود، بر اساس روایت صهرشتی به این شرح است.
البراری و البحار و الجبال و القفار و الأودیة و الغیاض من جمیع ما أخافه و أحذره، إنک رؤف رحیم. اللهم إنّی أسئلک بحق و لیک محمد بن علی إلا جدت به علی من فضلک، و أغنیتنی عمن سواک، و جعلت حاجتی ذلیک، و قضاءها علیک، إنک لما تشاء قدیر. اللهم إنّی أسئلک بحق و لیک علی بن محمد إلاّ أعنتنی به تأدیة فرضک، و بر إخوانی المؤمنین، و سهل ذلک لی، و اقرنه بالخیر، و أعنّی علی طاعتک یا رحیم. اللهم إنّی أسئلک بحق و لیک الحسن بن علی إلاّ أعنتنی به علی آخرتی بطاعتک و رضوانک، و سررتنی فی منقلبی برحمتک یا أرحم الرّاحمین. اللهم إنّی أسئلک بحق و لیک و حجتک صاحب الزمان إلا أعنتنی به علی جمیع أموری و کفیتنی مؤنة کل موذ و طاغ و باغ، و أعنتنی به فقد بلغ مجهودی، وکفیتنیبه عدو کل و هم و دین عنّی و عن ولدی و جمیع أهلیوإخوانیومن یعنینی أمره و خاصتی، آمین رب العالمین.»(1)
بحارالأنوار، مجلسی، ج 34، ص 91.
«خداوندا، بر محمد و دخترش و دو پسر دخترش درود فرست و از تو میخواهم که توفیق فرمانبرداری و دستیابی به خشنودیت را نصیبم سازی و به واسطهی آنان مرا به برترین چیزی که هر کدام از
1) (1)
دوستانت را به آن رساندهای برسانی، همانا که تو بخشندهی بزرگواری.
خداوندا به حقّ پیشوای اهل ایمان علیّ بن ابیطالب علیه السلام از تو میخواهم، از کسی که به من ستم کرده و جفا ورزیده و آزارم داده انتقام بگیری و به سبب او از وابستگی نیازمندانه به هر کسی مرا بینیاز سازی، ای مهربانترین مهربانان.
خداوندا، به حقّ دوست برگزیدهات، علی بن حسین علیه السلام از تو میخواهم که مرا از آسیب هر شیطان سرکش و هر فرمانروای ناسازگارِ سختگیر که هر لحظه میتواند بر من دست یابد و با سپاهش بر من پیروز شود، ایمنسازی، همانا تو بخشندهی بزرگواری.
خداوندا به حقّ دو دوست برگزیدهات محمد بن علی و جعفر بن محمد علیهما السلام از تو میخواهم که به واسطهی آنان، مرا بر فرمانبرداریت که به آخرتم میانجامد، یاری کنی. خداوندا به حق دوست برگزیدهات موسی بن جعفر علیهما السلام از تو میخواهم که به وسیلهی او، در همهی اعضای درونی و بیرونیام، مرا به سلامت داری، ای بخشندهی بزرگوار.
خداوندا به حقّ جانشین برگزیدهات علی بن موسی الرّضا علیهم السلام از تو میخواهم که به واسطهی او مرا در همهی سفرها در بیابانها، دریاها، کوهها، دشتها، درّهها و جنگلها از همهی آنچه میترسم و پرهیز میکنم، به سلامت داری، همانا تو نوازشگری مهربان هستی.
خداوندا به حقّ جانشین برگزیدهات محمّد بن علیّ علیهما السلام از تو میخواهم که به واسطهی او از فضل خود بر من ببخشایی و از
نعمتهای فراوانت بر من بباری و روزی خود را بر من ارزانی داری و از غیر خودت بینیازم سازی و نیازم را [تنها] به پیشگاه خود برده و برآورده نمایی، همانا تو بر هر چه بخواهی توانایی.
خداوندا به حقّ جانشین برگزیدهات علی بن محمد علیهما السلام از تو میخواهم که به واسطه او، مرا در انجام وظیفهای که بر عهدهام گذاشتهای و در نیکی کردن به برادران دینی و ایمانی یاری کنی و این وظیفه را بر من آسان بگردانی و همراه آن خیر و برکت قرار دهی و مرا بر فرمانبرداری خود مدد رسانی، ای مهربان.
خداوندا به حقّ جانشین برگزیدهات حسن بن علی علیهما السلام از تو میخواهم که واسطهی او بر آخرتم با فرمانبرداری و خشنودیت یاری رسانی و با مهربانی خویش مرا شادمان سازی، ای مهربانترین مهربانان.
خداوند به حقّ جانشین برگزیده و راهنمایت به سوی آفریدگانت، صاحب زمان (عج) از تو میخواهم که به واسطهی او در همهی کارهایم به من توجّه کنی و از آسیب هر آزاردهنده و سرکش و گردنکشی محفوظم بداری و به واسطهی او به من توجّهی فرمایی که گرفتاریم به نهایت رسیده است و نیز به واسطهی امام زمان (عج) از هر دشمن، اندوه و بدهکاریی، رهایم سازی و از فرزندانم، همهی خاندانم، برادرانم، و هر کس برایم مهم است و بستگانم محافظت بفرمایی، ای پروردگار جهانیان، دعایم را اجابت کن».
روایت دیگری مبنی بر توسل به یکایک خاندان نبوت وجود دارد که به این شرح است:
54.«اللهم صل علی محمد و أهل بیته و أسئلک بحق محمد و ابنته و ابنیها الحسن و الحسین سلام الله علیهم إلا أعنتنی بهم علی طاعتک و رضوانک، و بلغتنی بهم أفضل ما بلغته أحدا من أولیائهم فی ذلک، و سئلک اللهم بحق و لیک أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب صلوات الله علیه إلّا انتقمت لی به ممن ظلمنی و کفیتنی به من یریدنی بظلم أبدا ما أبقیتنی، و أسئلک بحق و لیک علی بن الحسین علیهما السلام إلا کفیتنی به و نجیتنی من جور السلاطین و نفث الشیاطین، و أسئلک اللهم بحق و لییک محمد بن علی و جعفر بن محمد علیهما السلام إلّا أعنتنی بهما علی أمر آخرتی بطاعتک، و أسئلک اللهم بحق و لیک العبد الصالح موسی بن جعفر الکاظم بغیظه علیهما السلام إلا عافیتنی به ممّا أخافه و أحذره علی بصری و جمیع سایر جسدی و جوارح بدنی ما ظهر منها و ما بطن من جمیع الأسقام و الأمراض و الأعلال و الأوجاع بقدرتک یا أرحم الراحمین. و أسئلک اللّهم بحق
ولیک علی بن موسی الرضا علیهما السلام إلّا أنجیتنی به و سلمتنی مما أخافه و أحذره فی جمیع أسفاری فی البراری و القفار و الأودیة و الغیاض و البحار. و أسئلک اللهم بحق و لیک أبی جعفر الجواد علیه السلام إلّا جدت علی به من فضلک، و تفضلت علی به من و سعک ما استغنی به عما فی أیدی خلقک و خاصة یا رب لئامهم، و بارک لی و فیما لک عندی من نعمک و فضلک و رزقک. إلهی انقطع الرجاء إلّا منک و خابت الآمال إلّا فیک یا ذا الجلال و الإکرام، أسئلک بحق من حقه علیک و اجب أن تصلی علی محمد و أهل بیته و أن تبسط علی ما خطرته من رزقک و أن تسهل ذلک و تیسره فی خیر منک و عافیة و أنا فی خفض عیش و دعة یا أرحم الراحمین. و أسئلک اللهم بحق و لیک علی بن محمد علیهما السلام إلّا أعنتنی به علی قضاء نوافلی و بر إخوانی و کمال طاعتک. و أسئلک اللهم بحق و لیک الحسن بن علی الهادی الأمین المؤدی الکریم الناصح الثقة العالم علیهما السلام إلّا أعنتنی به علی أمر آخرتی. و أسئلک اللهم بحق و لیک و حجتک علی عبادک و بقیتک فی أرضک المنتقم لک من أعدائک و أعداء رسولک بقیة آبائه الطاهرین و و ارث أسلافه الصالحین صاحب الزمان صلوات الله علیه و علی آبائه
الکرام المتقدمین الأخیار إلّا تدارکتنی به و نجیتنی من کل کرب و هم و حزن و حفظت علی قدیم إحسانک إلی و حدیثه علی و جمیل عوائدک عندی یا رب أعنّی به و نجنی من المخافة و من کل شدة و عظیمة و هول و نازلة و غم و دین و مرض و سقم و آفة و ظلم وجور و فتنة فی دینی و دنیای و آخرتی بمنک و رأفتک و رحمتک و کرمک و تفضلک و تعطفک، یا کافی إبراهیم علیه السلام نمرود یا کافی موسی علیه السلام فرعون و یا کافی محمد صلوات الله علیه و آله ما أهمه یوم الأحزاب و یا کافی علی علیه السلام ما أهمه یوم صفین و یا کافی علی بن الحسین علیهما السلام أمر أبی الدوانیق، صل علی محمد و آله و اکفنی ما أهمنی فی دار الدنیا و کل هول دون الجنة برحمتک یا أرحم الراحمین، یا قاضی الحوائج یا و هاب الرغائب یا معطی الجزیل یا فکاک العتاة. اللّهم إنک تعلم أنّی أعلم أنک قادر علی قضآء حوائجی، فصل علی محمد و آله و عجل یا رب فرج و لیک و ابن بنت نبیک و اقض یا الله حوائج أهل بیت محمد و اقض لی یا رب بمحمد و أهل بیته حوائج الدنیا و الآخرة صغیرها و کبیرها فی یسر منک و عافیة و تمم بهم نعمتک علی و هنأنی بهم کرامتک و ألبسنی بهم عافیتک و
تفضل علی بعفوک و کن لی بحق محمد و أهل بیته و جمیع أموری ولیا و حافظا و ناصرا و کالیا و راعیا و ساترا و رازقا. ما شاء الله کان و ما لم یشألم یکن لا یعجز الله طلبه فی الأرض و لا فی السماء هو کائن إن شاء الله».(1)
بحارالأنوار، مجلسی، ج 99، ص 251.
«خداوندا بر محمّد و خاندانش درود فرست و به حقّ محمّد و دخترش و دو فرزند دخترش حسن و حسین علیهم السلام از تو میخواهم به واسطهی آنان مرا بر فرمانبرداری و کسب رضایت خویش موفق داری و به سبب آنان مرا به برترین چیزی که به هر کدام از اولیایت دادهای برسانی. خداوندا به حقّ نمایندهی برگزیدهات پیشوای مؤمنان علی فرزند ابوطالب - که درود خدا بر او باد - از تو میخواهم که به وسیلهی او از کسی که بر من ستم کرده است، انتقام بگیری، و همیشه تا زندهام، مانع کسی باشی که میخواهد بر من ستم کند.
و به حقّ نمایندهی برگزیدهات علی بن حسین علیهم السلام از تو میخواهم که به واسطه او بینیازم گردانی و از جفای فرمانروایان و وسوسه شیطانها رهایمسازی. و به حقّ دو نمایندهی برگزیدهات محمد بن علی و جعفر بن محمّد علیهم السلام از تو میخواهم که به واسطهی آنان با توفیق فرمانبرداریت کار آخرتم را به پیش رانی، بار خدایا ای مهربانترین مهربانان به حقّ نمایندهی برگزیده و بندهی خوشبختَت موسی بن
1) (1)
جعفر علیهما السلام از تو میخواهم که به واسطه او، از همه ناتوانیها، بیماریها، عیبها و دردهایی که نسبت به چشم و همهی دیگر اجزای پیکر و اعضای درونی و بیرونی بدنم میترسم و پرهیز میکنم، به قدرت خویش عافیتم بخشی.
خداوندا به حقّ نمایندهی برگزیدهات علی بن موسیالرّضا علیهما السلام از تو میخواهم به وسیله او نجاتم دهی و از آنچه در همه سفرهایم در بیابانها، دشتها، درّهها، جنگلها و دریاها میترسم و پرهیز میکنم، سلامتم بداری.
خداوند به حقّ نمایندهی برگزیدهات ابوجعفر جواد علیه السلام از تو میخواهم که به وسیله او از فضل خویش، بر من ببخشایی و تو ای پروردگارم از فضل خود و نعمتهای فراگیرت، چنان بر من ببخشای و ببار که از آنچه در دست آفریدگان تو به ویژه پلیدشان است بینیاز گردم و آن مقدار از نعمت، بخشش و روزی که از جانب خود به من دادهای، برایم با برکت گردان».
«ای خدای من، ای با شکوه بزرگوار، امیدم از غیر تو بُرید و آرزوهایم جز به درگاه تو ناکام گشته است. ای مهربانترین مهربانان به حقّ آن کس که حقّش را بر خود واجب کردهای از تو میخواهم که بر محمّد و خاندانش درود فرستی و روزی پربرکت خویش را بر من ارزانی داری و راه دستیابی به آن را آسان کرده و آن را از جانب خود برایم خوشی و سلامتی قرار دهی آن گونه که من در آسایش و راحتی قرار
گیرم.
بار خدایا به حقّ نمایندهی برگزیدهات علی بن محمّد علیهما السلام از تو میخواهم که به واسطهی او، مرا بر انجام مستحبّات، نیکی کردن به برادران و شناخت فرمانبرداریت یاری رسان.
خداوندا به حقّ نمایندهی برگزیدهات حسن بن علی علیهما السلام راهنمای امانتدار و امانتپرداز بخشنده، خیرخواه و مشاور مورد اطمینان و دانشمند، از تو میخواهم که به وسیلهی او مرا در کارهای مربوط به آخرتم یاری رسانی.
بار خدایا به حقّ نمایندهی برگزیده و راهنمای بندگان و یادگار ماندگارت بر روی زمین که [مهدی صاحب الزّمان] از دشمنان تو و پیامبرانت انتقام میگیرد و بازمانده پدران پاکش و وارث نیاکان نیکوکارش و صاحب روزگاران است - و درود خدا بر او و پدران گرامی و نیکوکار پیشین او باد - از تو میخواهم به وسیلهی او اصلاحم فرمایی و از هر گرفتاری، اندوه و نگرانیی رهاییم بخشی و به نکوکرداری گذشته و حال خود و سودمندیهای زیبایت نزد من، مرا نگهداری نمایی.
ای پروردگار من، ای نگهدارندهی ابراهیم علیه السلام از دست نمرود و ای نگهدارندهی موسی علیه السلام از دست فرعون و ای نگهدارندهی محمّد صلی الله علیه و آله در برابر آن چه در روز جنگ با گروههای مختلف، بر او وارد آمده بود و ای نگهدارندهی علی بن حسین علیهما السلام در روز سخت تشنگی و ای
نگهدارندی جعفر بن محمد علیهما السلام از دستور ابودوانیق، بر محمد و دودمانش درود فرست و تو ای مهربانترین مهربانان، ای برآورندهی نیازها، ای کامیاب کنندهی آرزوها، ای بخشندهی نعمتهای فراوان، ای درهم شکنندهی زورگویان متکبّر، به مهربانیت از آن چه در دنیا گرفتارم کرده و از هر آفتی که بر سر راه من در رفتن به بهشت خودنمایی میکند، در امانم دار، ای برآورندهی حاجات، ای بخشندهی عطایای بسیار به افراد عیالوار، ای بخشایشگر بسیار، ای درهم کشنندهی گردنکشان زورگو.
خداوندا خود میدانی که باور دارم تو بر فراهم سازی نیازمندیهایم توانایی، بر محمّد و دودمانش درود فرست. ای پروردگار من در ظهور نمایندهی برگزیدهات و فرزند دختر پیامبرت تعجیل بفرما و آرزوی خاندان محمّد را [با ظهور امام زمام عجلالله] برآورده ساز و تو ای پروردگار من، به محمّد و خاندانش، حاجتهای دنیا و آخرتم را از کوچک و بزرگ، به گونهی آسان و عافیتآمیز از جانب خویش، برآورده ساز و نعمت و آسایش خود را بر من به کمال برسان و بخشش خویش را به واسطهی پیامبر و خاندانش برایم گوارا ساز و به سبب آنان لباس عافیت خود را بر من بپوشان و با گذشت خویش، به من نیکی فرما و به حقّ محمد و خاندانش در همهی کارهایم، سرپرست، نگهدار، یاور، وکیل، مراقب، عیبپوش و روزیدهندهی من باش.
هر چه خدا خواست انجام شد و هر چه بخواهد انجام میشود. اگر
خداوند چیزی را بخواهد هیچ چیز، او را از خواست و ارادهاش در آسمان و زمین ناتوان نمیسازد.»
غالب بن قطان، بیست سال از خداوند درخواست کرده بود که نامی را به او بیاموزد تا هرگاه آن را بخواند دعایش مستجاب گردد و هرگاه چیزی را درخواست کرد، برآورده شود. وی سه شب پیاپی این دعا را در خواب دید:
«ای فرمانروا، ای اندوهگشا، ای غمزدا، ای که به هنگام وعده، راستگویی و به وقت پیمان، وفاداری و وعدهی خویش برآری، ای زنده، ای کسی که جز تو معبودی نیست بر محمّد و دودمان محمّد، درود و سلام بفرست».
متن نامهای که شیخِ علامّه، بهاءالدّین محمّد عاملی [شیخ بهائی رحمه الله] به شاه عباس نوشت چنین است:
«به عرض أشرف میرساند، این دعایی است که برای ابطال سحر
با تربت کربلا و آب باران نیسان در کف دست راست شخص سحر شده نوشته میشود و سزاوار است که شخص سحر شده هنگام نوشتن دعا ناشتا باشد. پس هنگامی که دعا بر کف دست راست او نوشته شد، همهی آن را با زبان بلیسد و آن قدر لیسیدن را ادامه دهد تا نشانهای از نوشته بر جای نماند. این کار سه روز پیاپی انجام شود که به لطف خداوند سحر باطل میگردد. و دعای مورد نظر این است:
«بسم الله الرحمن الرحیم»
«ای کسی که با معجزهی موسی علیه السلام آنگاه که عصایش را انداخت و ناگهان اژدهایی واقعی شد جادو را نابود ساخت، جادوی جادوگران و نیرنگ نابکاران را از کسی که در نظر دارم بر طرف ساز، که تو بر هر چیزی توانایی».
همچنین برای باطل کردن سحر و جادو، این نامها 130 بار خوانده میشوند:
«ای باطلکننده جادو و ای برطرف سازنده گرفتاری، ای بسیار گشایشگر و ای پُرکار».
آنگاه بگوید:
«ای باطل کنندهی جادو، جادو را از من برطرف ساز و ای برطرف سازندهی گرفتاری سختی جادو را از من دور بگردان و ای بسیار گشایشگر، گره جادو را از من بگشا، ای پرکار، برایم کاری کن که آثار جادو را از من بزداید».
و بار دیگر نامهای چهارگانه [یا مبطل السحر و یا مزیل العسر یافتاح یا فعال] 120 بار خوانده میشود و شرط چنین دعایی این است که در آغاز و انجام دعا بر پیامبر و دودمانش علیهما السلام صلوات فرستاده میشود.»
پس از خواندن دو رکعت نماز که سورهی حمد و یک سورهی دیگر خوانده میشود، رو به قبله و زیر آسمان میایستی، [حضرت صاحب زمان عجلالله را صدا میزنی] و این دعا را میخوانی و هر چه دوست داری بخواه که به لطف خدا برآورده میشود.
القائمة التامة علی حجة الله و ولیه فی أرضه و بلاده، و خلیفته علی خلقه و عباده، و سلالة النبوة، و بقیة العترة و الصفوة، صاحب الزمان، و مظهر الإیمان، و ملقن أحکام القرآن و مطهر الأرض، و ناشر العدل فی الطول و العرض، و الحجة القائم المهدی الإمام المنتظر المرتضی الطّاهر بن الأئمة الطّاهرین، الوصی بن الأوصیاء المرضیّین، الهادی بن الأئمة المعصومین، السلام علیک یا معز المؤمنین المستضعفین، السلام علیک یا مذل الکافرین المتکبرین الظّالمین، السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان، السلام علیک یابن رسول الله، السلام علیک یابن أمیر المؤمنین، و ابن فاطمة الزهراء سیدة نساء العالمین، السلام علیک یابن الحجج علی الخلق أجمعین، السلام علیک یا مولای، سلام مخلص لک فی الولایة، أشهد أنک الإمام المهدی قولا و فعلا، و أنت الذی تملأ الأرض قسطا و عدلا، فعجل الله فرجک، و سهل مخرجک، و قرب زمانک، و کثر أنصارک و أعوانک، و أنجز لک ما وعدک فهو أصدق القائلین، «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ»، 1 یا
مولای یا صاحب الزمان، یابن رسول الله، حاجتی کذا و کذا فاشفع لی فی نجاحها، فقد توجهت إلیک بحاجتی لعلمی بأن لک عند الله شفاعة مقبولة و مقاما محمودا، فبحق من اختصکم بأمره، و ارتضاکم لسره، و بالشأن الذی بینکم و بینه، سئل الله تعالی فی نجح طلبتی، و إجابة دعوتی، و کشف کربتی».(1)
بحارالأنوار، مجلسی، ج 91، ص 31.
«سلام کامل، بینقص، فراگیر و گستردهی خداوند و درود و برکات استوار و بیعیب او بر راهنما و نایب برگزیدهاش در زمین و آبادیهایش و جانشین او بر آفریدگان و بندگانش و تداوم بخش پیامبری و یادگار خاندان و برگزیدان، امام زمان، آشکار سازندهی ایمان، آموزگار احکام قرآن، پاک کنندهی زمین، برافرازندهی عدل در تمام جاهای جهان، راهنمای استوار، مهدی عجلالله، امام مورد انتظار، خشنودِ پاک، فرزند امامان ناعیبناک، نمایندهی جانشینان خشنود، دستگیر بندگان، فرزند پیشوایان بیگناه.
سلام بر تو ای عزّت بخش ایمان آورندگانِ توانْ از دست رفته و راهها بر آنان بسته، سلام بر تو ای خوارکنندهی کافران فخر فروش ستمگر، سلام بر تو ای دوستِ اختیار دارِ من، ای امام زمان. سلام بر تو ای فرزند پیامبر خدا، سلام بر تو ای فرزند امیرمؤمنان و فرزند فاطمهی زهراء برترین زن جهانیان، سلام بر تو ای فرزند راهنمایان خداوند بر
1) (1)
همهی آفریدگان، سلام بر تو ای دوست اختیار دار من آن گونه سلامی که یک دوست کاملاً صادق میگوید. گواهی میدهم که تو پیشوایی هدایت یافته در گفتار و کردار هستی، و تو همانی که زمین را از انصاف و عدل پر میسازی. پس خداوند در گشایش کار تو اقدامی زود هنگام کند و راه برون رفت تو را از دغدغههایت آسان گرداند و زمان ظهور تو را نزدیک کند و هواداران و یاوران تو را بسیار گرداند و وعدهای را که به تو داده است به جا آورد. زیرا خداوند راستگوترین است که فرمود: «و ما میخواهیم بر آنان که حقّشان در زمین ستانده شد، منّت گذاشته و آنان را پیشوا و وارثان زمین قرار دهیم».
ای دوست اختیاردار من، ای امام زمان، ای فرزند پیامبر خدا، حاجت من فلان و بهمان است، پس برای برآوردن آنها میان من و خداوند میانجیگری کن، همانا دست نیازم را بلند کرده و رو به سوی تو کردم. زیرا میدانم که میانجیگری تو در پیشگاه خداوند مورد پذیرش است و تو جایگاهی بس ستونی نزد خداوند داری. پس به حقّ آن کس که شما را مأمور ویژهی خود گردانید و راز دار خویش قرار داد و به احترامی که میان شما و خدا برقرار است از او بخواه که حاجتم را برآورده سازد و دعایم را قبول کند و گرفتاریم را بر طرف فرماید.»
چند آیه از قرآن است که برای پنهان شدن از دید دشمنان خوانده میشوند و من [سیّد علی خان شیرازی] در سال 1191 ق که از دست دشمن گریختم، آن را تجربه کردم.
«بسم الله الرحمن الرحیم»
«أُولئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ وَ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ»2
«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِیَ ما قَدَّمَتْ یَداهُ إِنّا جَعَلْنا عَلی قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدی فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً».3
«به نام خداوند بخشایندهی مهربان»
«آیا دیدی آن کس که هوای خود را معبود خویش قرار داده است و
خداوند، او را از روی علم گمراه ساخت و بر گوش و دل او مهر زد و بر دیدهاش پرده انداخت، پس کیست که پس این که خداوند او را چنین کرده است بتواند او را هدایت کند، آیا پند نمیگیرید؟».
«آنان کسانیاند که خداوند، دل، گوش و دیدگانشان را بسته است و اینان همان غافلانند».
«و ستمگرتر از آن کیست که وقتی نشانههای پروردگار یادآوری میشود، از آن روی گردانی کرده و کارهای بدی را که در گذشته انجام داده فراموش کردهاند؟ ما بر دلهایشان مهر زدیم تا نفهمند و نیز گوشهایشان را سنگین کردیم، با چنین شرایطی اگر آنها را به راه درست دعوت کنی، هیچگاه به راه نخواهند آمد».
دعایی را جعفر بن محمد علیهما السلام به جعفر بن ابراهیم هاشمی آموزش داد. جعفر بن فرزند ابراهیم گفت از غمّی که در دل و گرفتاری که عرصه را بر من تنگ کرده بود و فکری که مرا به خود مشغول کرده بود، پیش جعفر بن محمد علیهما السلام اظهار نگرانی کردم و وی از من خواست که دو رکعت نماز بگذارم و این دعا را بخوانم:
61.«اللهم أنت ثقتی حین یسوء ظنی و أنت رجائی عند انقطاع الحیلة عنی و أنت عدتی فی کل شدة دخلت علی و أنت ربی لا أنکرک فی کل مصیبة ضاقت بی، و أنت یا إلهی مفرج کل بلوی و أنت یا إلهی
لکل عظیمة تدعی و أنت یا ذخری لکل شدة ترجی، فإلیک یا مولای المشتکی، و أنت یا إلهی المرتجی، فما أکبر همی إن أنت لم تفرجه و أزل لسانی إن أنت لم تثبته، و أخف میزانی إن أنت لم تثقله، فأنا یا رب صاحب الذنب الکبیر و الجرم العظیم و أنا یا سیدی بارزتک بسوء فعلی و لم یکن بینی و بینک ستر. اللهم فها أنا ذا أدعوک دعاء العبد المسکین أدعوک دعاء من لا یجد لذنبه غافرا و لا لعورته ساترا و لا لعثرته مقیلا غیراک، و أنا یا رب عبدک الذلیل الذی أعززت و أنا العاری الذی کسوت و أنا العاثر الذی أقلت، فما شکرت و لا قبلت نصیحتک و أنت مفرج کل کرب و أنت صاحب کل أحد و أنت کاشف ضر أیوب و أنت غافر ذنب داود و أنت راد یوسف علی یعقوب و أنت سامع صوت یونس المکروب و أنت نور النور و أنت نور فوق کل نور، أسئلک یا رب بنورک الذی لا تقر لهیبته الأرض و لا تقوم له السماء إلّابقدرتک، أسئلک النجاة من النار و الفوز بالجنة إنک أنت الله الذی لا إله إلّا أنت تفعل ما تشاء و تحکم فی عبادک ما ترید.»
«خداوندا، تو هنگام بدگمانیام، مورد اعتماد منی و هنگامی ناچاریام امید منی و در سختیهایی که بر من وارد میشوند، یاور
منی، و تو پروردگار منی که در هیچ مصیبتی فراموشت نمیکنم. ای پروردگار من تویی که هر بلایی را دور میسازی، و تویی که به هنگام هر دشواری خوانده میشوی. ای سرمایهی من، تویی که در هر سختی، به تو امید بسته میشود، پس شِکوهها به پیشگاه تو عرضه میگردد. ای خدای من، به تو امید بسته میشود، پس چقدر اندوهم بزرگ است اگر تو آن را برطرف نسازی، و چقدر زبانم در خطر لغزش است اگر تو آن را نگه نداری، و چقدر میزان اعمال نیکم سبک است اگر تو آن را سنگین نگردانی.
پس ای پروردگار من، منم دارای گناه بزرگ و جرم سنگین و ای سرور من، منم که با بدکاریم در برابر تو ایستادم در حالی که هیچ پردهای میان من و تو نبود.
خداوندا اکنون این منم که مانند بندهای بینوا و کسی که آمرزندهای برای گناه و پوشانندهای برای عیوب و نگهدارندهای برای لغزشهای خود نیافته است، تو را میخوانم.
ای پروردگار من، منم بندهی خواری که تو عزیز کردی و برهنهای که پوشاندی و لغزندهای که نگهداشتی، و من سپاسگزار نبودم و خیرخواهی تو را نپذیرفتم، و تویی برطرف سازنده هر گرفتاری و همراه هر تنها و برطرف سازندهی بیماری ایّوب و آمرزندهی گناه داوود و بازگرداندهی یوسف به یعقوب و شنوندهی ندای یونِس گرفتار. و تو روشنی بخش هر روشنایی بوده و روشناییی بر روشنایی هستی، ای
پروردگار من، تو را به آن درخششَت که جز با قدرتَت، زمین در برابر شکوه آن قرار ندارد و آسمان در برابر آن پایداری نمیکند از تو میخواهم که از آتش جهنّم نجاتم دهی و بهشت را نصیبم گردانی، همانا این تویی که معبودی جز تو نیست و هر چه بخواهی انجام میدهی و بر بندگانت هر فرمانی که بخواهی روا میداری».
این دعای بلند مرتبه و والا مقامی است که امیرمؤمنان [علی علیه السلام] از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کردهاند و خلاصهی داستانِ آن چنین است که پیامبر فرمودند:
«چون مرا به آسمان بردند دم به دم و پست سرهم پردههایی را از پیش روی خود بر میداشتم تا این که هفتاد هزار پرده را کنار زدم و فاصلهی هر پرده تا پرده دیگر هزار برابر فاصلهی میان مشرق و مغرب بود. من در برابر پردهی قدرت ایستادم و دیدم این دعا با نور روی آن
نوشته است و به من گفته شد: «ای محمد این دعا را حتماً به پیروان خود آموزش بده. پس هر کس با این دعا خدا را بخواند، درهای آسمان به روی او گشوده میگردد. خداوند نگاه مهربانانه به او میکند، اندوه و غصّهی او را بر طرف میسازد، گرفتاریش را درمان میسازد، بیماری و بدهکاری را از او دور میکند، گناه او را میبخشد، مانند آنچه را که به پیامبران و درستکاران عطا فرموده به او میبخشد، هزار کاخ از گوهر و یاقوت برای او در بهشت میسازد، روزی سیصد و ششصد بار به او توجه ویژه میکند و فرشتهای از آسمان او را صدا میزند که عمل خود را از سر بگیر زیرا خداوند، تو و پدر و مادر و همسایگانت را بخشوده است، گناهان تو را به نیکی تبدیل کرده است، پاداش هفتاد هزار سال عبادت را به تو عطا فرموده است و خیر دنیا و آخرت را برای تو فراهم کرده است. و هر کس این دعا را با مشک و زعفران بنویسد و بر آدم بیمار و معلول بنوشاند، شفا مییابد و هر کس آن را بنویسد و همراه خود داشته باشد از شرّ فرمانروایان زورگو و شیطان و دزدها در امان میماند و پیادهروی [یا مسافت طولانی] برای او ناچیز میشود و حاجتهای او برآورده میشود، و هر کس این دعا را بر گردن بچه کوچکی آویزان کند، از گزند مار، عقرب و همهی آسیبها در امان میماند و هر کس آن را بنویسد و بنوشد خداوند او را از همهی آفتها نگه میدارد و چیزی را فراموش نمیکند و هر کس با خواندن این دعا چیزی را از خداوند بخواهد،
خداوند بلند مرتبه آن را برای او فراهم میسازد، و هر کس این دعا را در منزل خود قرار دهد، خداود روزیاش را فراوان میکند و خانهاش را از هر پیش آمد بدی در امان قرار میدهد.
[ای محمد] به کسی که تو را به حقّ برانگیخته است، اگر همهی جنّ و انس و فرشتگان و مانند آنها از آغاز آفرینش تا روز قیامت هزاران برابر شده و جمع شوند تا پاداش این دعا را یادداشت کنند، نمیتوانند و این دعا دوستداشتنیترین دعا نزد خداوند است، پس به وسیلهی آن در همهی کارهای خود به خدا توسل بجو و آن را به پیروان خوب خود بیاموز، زیرا این دعا گنجی از گنجهای بهشت است و از کرامتهایی است که خداوند به ویژه در حقّ تو انجام داده است تا پیروان تو آن را بخوانند و دعایشان مستجاب و گناهاننشان بخشوده گردد و هر کس نتواند این دعا را بخواند، آن را پیش روی خود قرار دهد و این جمله را بخواند: «اللهم بحق هذا الدعاء و بحق من أنزله و بحق من نزل علیه إلّا صلیت علی محمد و آله و قضیت حاجتی.»
«خداوندا به حقّ این دعا و به حقّ کسی که آن را فرو فرستاده است و به حقّ کسی که این دعا بر او فرود آمده است، بر محمّد و دودمانش درود فرست و حاجتم را برآورده ساز».
پس پیامبر صلی الله علیه و آله [به خداوند] عرض کرد: «ستایش خدایی را که با این دعا بر من منّت گذاشته است» و دعای یاد شده این است:
62.«اللهم إنّی أسئلک یا من أقرله بالعبودیة کل معبود، یا من یحمده کل محمود، یا من یفزع إلیه کل مجهود، یا من یطلب عنده کل مفقود، یا من سائله غیر مردود، یا من بابه عن سؤاله غیر مسدود، یا من هو غیر موصوف و لا محدود، یا من عطاؤه غیر ممنوع و لا منکود، یا من هو لمن دعاه لیس ببعید و هو نعم المقصود، یا من رجاء عباده بحبله مشدود، یا من شبهه و مثله غیر موجود، یا من لیس بوالد و لا مولود، یا من کرمه و فضله لیس بمعدود، یا من حوض بره للأنام مورود، یا من لا یوصف بقیام و لا قعود، یا من لا تجری علیه حرکة و لا جمود، یا الله یا رحمن یا رحیم یا ودود یا راحم الشیخ الکبیر یعقوب، یا غافر ذنب داود، یا من لا یخلف الوعد و یعفوا عن الموعود، یا من رزقه و ستره للعاصین ممدود، یا من هو ملجأ کل مقصی مطرود، یا من دان له جمیع خلقه بالسجود، یا من لیس عن نیل و جوده أحد مصدود، یا من لا یحیف فی حکمه و یحلم عن الظالم العنود، ارحم عبیدا خاطئا لم یوف بالعهود، إنک فعال لما ترید، یا بار یا ودود صل علی محمد خیر مبعوث دعا إلی خیر معبود و علی آله الطیبین الطّاهرین أهل الکرم و الجود، و افعل بنا ما أنت أهله یا
أرحم الراحمین».(1)
این دعای معراج است که در مصباح کفعمی، ص 272 آمده است.
«به نام خداوند بخشایندهی مهربان»
«بارخدایا، از تو درخواست دارم، ای کسی که هر معبودی به پرستش اعتراف میکند، ای کسی که هر ستودهای او را میستاید، ای کسی در که کوششی به او توسّل میشود، ای کسی که هر گمشدهای نزد او پیدا میشود، ای کسی که خواستار او برگردانده نمیشود، ای کسی که نه توضیح بردار است و نه تعریف، ای کسی که بخشش او نه بازداشته میشود و نه ناچیز است، ای کسی که از دعا کننده دور نیست و بهترین آرزو است، ای کسی که امید بندگانش به ریسمان او بسته است، ای کسی که نمونه و مانندی برای او نیست، ای کسی که نه زاده است و نه زاده شده، ای کسی که بخشش و برتری او قابل شمارش نیست، ای کسی که خزانهی نیکی او ورودگاه آفریدگان است، ای کسی که نتوان گفت ایستاده است یا نشسته، ای کسی که هیچ حرکت و سکونی بر او جاری نمیشود. خداوندا، ای بخشاینده، ای مهربان، ای بسیار مهربان، ای رحمت آورنده بر پیامبر بزرگ حضرت یعقوب، ای آمرزندهی گناه داود، ای کسی که خلف وعده نمیکند و از تهدیدی که کرده میگذرد.
ای کسی که روزی و پردهپوشی او بر بندگان کشیده شده است. ای کسی که پناهگاه هر آوارهی رانده شده است. ای کسی که همهی آفریدگان در برابرش سر تعظیم بر خاک مینهند. ای کسی که هیچ کس از دهش و
1) (1)
ببخش او، بازداشته نمیشود. ای کسی که در فرمانروایی خویش بیعدالتی نمیکند و ای کسی در برابر ستمگر سرکش، بردبار و پایدار است، بر این بندهی کوچکِ گنهکارِ بیوفا رحم کن، همانا تو هر چه را بخواهی خوب انجام میدهی. ای خوش کردار و ای بسیار مهربان، بر محمد، بهترین برگزیدهای که به بهترین معبود فرا میخواند و دودمان پاک و پاکیزهاش، خاندان بخشش و بخشایش، درود فرست و با ما آن کن که خود شایسته آنی ای مهربانترین مهربانان».
این دعا از امیرمؤمنان امام علی علیه السلام برای پنهان شدن نقل شده است:
«بسم الله الرحمن الرحیم»
63.«إحتجبت بنور وجه الله القدیم الکامل، و تحصنت بحصن الله القوی الشامل، و رمیت من بغی علی بسهم الله و سیفه القاتل، أللّهم یا غالبا علی أمره، و یا قائما فوق خلقه، و یا حائلا بین المرء و قلبه حل بینی و بین الشیطان و نزعه و بین ما لا طاقة لی به من أحد من عبادک، و کف عنّی ألسنتهم و اغلل أیدیهم و أرجلهم و اجعل بینی و بینهم سدا من نور عظمتک و حجابا من قوتک و جندا من سلطانک
إنک حی قادر، اللّهم اغش عنی أبصار الناظرین حتّی أرد الموارد، و اغش عنی أبصار الظلمة حتّی لا أبالی عن أبصارهم «یکاد سنابرقه یذهب بالأبصار یقلب الله اللیل و النهار إن فی ذلک لعبرة لأولی الأبصار»(1)
نور: (24)، 44-43.
.(2)بسم الله الرحمن الرحیم «کهیعص» بسم الله الرحمن الرحیم «حمعسق»، (3)«کَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیماً تَذْرُوهُ الرِّیاحُ»، 4 «هُوَ اللّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاّ هُوَ عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ» 5 «یَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَی الْحَناجِرِ کاظِمِینَ ما لِلظّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لا شَفِیعٍ یُطاعُ» 6 «عَلِمَتْ نَفْسٌ ما أَحْضَرَتْ فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ اَلْجَوارِ الْکُنَّسِ وَ اللَّیْلِ إِذا عَسْعَسَ وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ» 7 «ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی عِزَّةٍ وَ
شِقاقٍ».1
سه بار میگویی: «شاهَتِ الوُجوهُ»(1)سپس میگویی:
«و عمیت الأبصار و کلت الألسن جعلت خیرهم بین عینهم و شرهم تحت قدمیهم و خاتم سلیمان ابن داود علیهم السلام بین أکتافهم، سبحان القادر القاهر الکافی «فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللّهُ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ» 3 «صِبْغَةَ اللّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً» 4 بحق کهیعص اکفنا و بحرمة حمعسق أحمنا و ارحمنا هو الله القادر القاهر الکافی «وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ 5 أُولئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ وَ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ» 6 و صلی الله علی محمد و آله أجمعین الطیبین الطاهرین، «إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ أَلاّ تَعْلُوا عَلَیَّ وَ أْتُونِی مُسْلِمِینَ». 7 اللهم
1) (2) بحارالأنوار، مجلسی، ج 91، ص 379.
إنی أسئلک أن تقضی حاجتی و تغفر لی ذنوبی فإنه لا یغفر الذنوب إلّا أنت برحمتک یا أرحم الراحمین «وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً»، 1 یا حی یا قیوم، یا ذا الجلال و الإکرام».
«به نام خداوند بخشایندهی مهربان»
«به روشنایی رخ دیرینِ کامل خداوند، پنهان شدم و به دژ محکم فراگیر خداوند، پناه گرفتم و با تیر خداوند و شمشیر کُشندهی او، آن که بر من ستم کرده است را هدف قرار دادم.
خداوندا ای حاکمِ بر فرمان خود، و ای ایستاده بالای آفریدگان، و ای قرار گرفته میان انسان و دل او، میان من و شیطان و وسوسه او و نیز میان من و هر کدام از بندگانت که توانی در برابر او ندارم قرار گیر و گزند زبانِشان را از من دور ساز و بر دست و پای آنان زنجیر بزن و میان من و آنان دیواری از روشناییِ شکوهَت، پردهای از نیرویت و مأموری از فرمانروایت قرار ده که تو زندهی توانایی.
خداوندا، دیدهی بینندگان را از دیدن من در پرده قرار دِه تا به ورودگاهها [هدفها] برسم، و چشمهای ستمگران به روی من ببند، تا از دیدنِشان نسبت به خودم باکی نداشته باشم. روشنایی برق خداوند دیدگان را کور میگرداند، خداوند شب و روز را دگرگون میسازد تا خردمندان را در آن پندی باشد.
به نام خداوند بخشاینده مهربان، کاف، هاء، یاء، عین، صاد. به نام خداوند بخشاینده مهربان، حاء، میم، عین، سین، قاف.
«مانند آبی که ازآسمان فرو فرستاد تا گیاهِ زمین، با آب در آمیزد و خشکیده گردد، به گونهای که بادها آن را پراکنده گردانند».
«او خدایی است که جز او معبودی نیست، دانای نهان و آشکار است، همو که بخشایندهی مهربان است».
«روز قریب الوقوع وقتی دلها در حالی که غبطه میخورند به خِرجُره میرسند و ستمگران هیچ دوست و شفیع پذیرفته شدهای ندارند».
«هر کس آنچه را از پیش مهیا کرده دریافت میکند، سوگند به اختران بازگشتکننده که وقتی رسند، همین که بر میگردند ناپدید میشوند و سوگند به شب آنگاه که میآید و میرود و سوگند به صبح آنگاه که برآید».
«صاد، سوگند به قرآن که یادآور است، آری آنان که کفر ورزیدند در سختی و دشواریاند»، «رخها تیره و تار باد».
و دیدگان کور و زبانها لال باد، خوبیشان را پیش رو و بدیشان را زیر پایشان قرار دادم و انگشتر سلیمان بن داود علیهم السلام را میان شانههایشان گذاشتم، پاک است توانایِ پیروزِ کافی «پس به زودی خداوند، تو را در برابر آنان کفایت میکند و او شنوای دانای است».
«رنگ خدا، و کیست خوش رنگتر از خداوند» به حقّ کاف، هاء، یاء، عین، صاد، ما را کفایت کن و به احترام حاء، میم، عین، سین، قاف، ما را حمایت کن و با ما مهربان باش.
خداوند، همان توانایِ پیروزِ کافی است «و ما از پیش رو و پشت سر، بر آنان دیوار زدهایم و آنان را در پرده پیچیدهایم، بنابراین نمیبینند.
آنان کسانیاند که خداوند بر دلها، گوشها و دیدگانشان مهر زده است و آنان همان بیخبرانند».
و خداوند بر محمّد و همه دودمان پاک و پاکیزهاش درود فرستد.
«همانا [این سخن] از جانب سلیمان است [که گفت ای جنّ و انس] به نام خداوند بخشایندهی مهربان، بر من چیره نشوید و تسلیم من باشید».
خداوندا، من از تو میخواهم که حاجتم را برآورده سازی و گناهانم را ببخشایی زیرا جز تو کسی گناهان را نمیبخشد، به مهربانیَت سوگند ای مهربانترین مهربانان. «و هر بزرگی در برابر خداوند زنده پایدار خاضع است و زیانکار کسی است که ستم کرده است» ای زندهی پایدار، ای باشکوه بخشنده».
قرآن
الصحیفة السّجادیة، به اشراف سید محمد باقر ابطحی اصفهانی، چاپ اوّل، قم، 1411 ه. ق.
اصل الشّیعه و اصولها، آل کاشف الغطاء، محمد حسین، چاپ اوّل، مؤسسه امام علی علیه السلام، 1415 ه. ق.
اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، چاپ هفتم، تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1383 ه. ش.
اعجاز البیان، قونوی، صدرالدین، به تصحیح سید جلال الدین آشتیانی، چاپ دوم، قم، بوتسان کتاب، 1387 ه. ش.
الدّرجات الرفیعة فی طبقات الشّیعة، مدنی، سید علی خان، به تحقیق محمد صادق بحرالعلوم، چاپ دوم، قم، منشورات مکتبة بصیرتی، 1397 ه. ق.
الذریعة الی تصانیف الشّیعة، تهرانی، آقا بزرگ، چاپ سوم، بیروت، دارالأضواء، 1403 ه. ق.
الغدیر فی الکتاب و السّنة و الأدب، أمینی، عبدالحسین احمد، چاپ چهارم، بیروت، دارالکتب العربی، 1397 ه. ق.
الکلم الطیّب و الغیث الصیّب، مدنی شیرازی، سیّد علی خان، چاپ اوّل، قم، بنیاد بینالمللی دعا، 1388 ه. ق.
المنجد، لویس معلوف، چاپ اول، قم، انتشارات دارالعلم، 1384 ه. ش.
أعیان الشّیعه، امین، محسن، به تحقیق، حسن امیری، بیروت، دارالتّعارف للمطبوعات، بی تا.
بحارالأنوار، علّامه مجلسی، محمد باقر، چاپ سوم، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1403 ه. ق.
سی دی کتابخانهی اهل بیت علیهم السلام
دایرة المعارف فارسی، به سرپرستی حسین مصاحب، چاپ پنجم، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1387 ه. ش.
ریاض السّالکین، مدنی شیرازی، سیّد علی خان، چاپ اوّل، قم، نشر اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1409 ه. ق.
کشف الحجب و الأستار، اعجاز، حسین، چاپ دوم، قم، مکتبة آیة اللّه مرعشی، 1409 ه. ق.
معجم المطبوعات العربیة، الیان سرکیس، یوسف، قم، مکتبة آیة اللّه مرعشی، 1410 ه. ق.
معجم المؤلّفین، کحالة، عمر رضا، تراجم مصنفی الکتب العربیة، بیروت، مکتبة المثنی، بیتا.
مهج الدّعوات، سید ابن طاووس، محمد، چاپ اوّل، بیروت، دارالمرتضی، 1427 ه. ق.
میناگر عشق، زمانی، کریم، نشر نی، چاپ ششم، تهران، 1386 ه. ق.
هدیة العارفین، پاشا البغدادی، اسماعیل، بیروت، دارالإحیاء التّراث العربی، 1951 م.