ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 71
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 207 - 10
10 ـ تفاوت عميق ميان انسان ها و تقسيم بندى آنها بر مبناى جهانبينى ، عقيده ، عمل و اخلاق
و من الناس من يقول . .. ربّنا اتنا ... من يعجبك ... من يشرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 8
8 ـ عقيده ، خاستگاه اعمال انسان
يكفرون . .. و يقتلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 30 - 12
12 ـ اعتقاد به حضور اعمال نيك و بد آدمى در قيامت ، عامل پرهيز از قهر خداوند
يوم تجد كلّ نفس . .. و يحذركم اللّه نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 34 - 6
6 ـ آگاهى گسترده خداوند از عملكرد انسان ها در برابر انبيا
اطيعوا اللّه و الرسول . .. و اللّه سميع عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 53 - 3
3 ـ توجه به ربوبيت خدا ، برانگيزنده انسان به دعا
ربّنا امنا بما انزلت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 70 - 6
6 ـ نكوهش دوگانگى ميان علم و عمل
لم تكفرون بايات اللّه و انتم تشهدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 83 - 13
13 ـ توجّه به رجوع قهرى تمامى موجودات به سوى خداوند ، زمينه اى براى پذيرش دين خداوند
افغير دين اللّه . .. و اليه يرجعون
جمله «و اليه . .. » به منزله دليلى است براى لزوم پذيرش دين خداوند، كه از جمله «افغير دين ... » به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 98 - 8
8 ـ توجّه به نظارت و آگاهى خداوند بر اعمال انسان ، عامل بازدارنده از كفر به آيات خداوند
و اللّه شهيد على ما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 99 - 12
12 ـ نظارت دقيق خداوند بر اعمال انسانها
و ما اللّه بغافل عمّا تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 104 - 12
12 ـ بيان فرجام و آثار مثبت اعمال خير ، از شيوه هاى قرآن براى سوق دادن انسان ها به آن اعمال
و لتكن منكم امة . .. و اولئك هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 108 - 1
1 ـ بيان آثار و نتايج رفتار انسان ها ـ مؤمن و كافر ـ در قيامت ، از آيات حق الهى
يوم تسودّ . .. تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 115 - 10
10 ـ توجه به دانايى گسترده و همواره خداوند ، برانگيزنده آدمى به سوى اعمال خير و رعايت تقواى الهى
و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه و اللّه عليم بالمتّقين
به نظر مى رسد هدف از تذكر به دانايى خدا و اعمال نيك و پاداش دهى به آن، براى تشويق و ترغيب به آن اعمال نيك باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 117 - 1،2،5،7،10
1 ـ آنچه اهل كفر در اين دنيا انفاق مى كنند ، همچون باد سرد سُوزانى است كه بر زراعت قوم ستمكارِ بر خويش بوزد و آن را نابود سازد .
مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا . .. فاهلكته
2 ـ كفر ، موجب محروميّت آدمى از ثمره انفاقات ( اعمال خير ) خويش
انّ الّذين كفروا . .. مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا ... فاهلكته
5 ـ بى ثمر بودن انفاق هاى اهل كفر ، نمونه اى از كارا نبودن امكانات مادّى ، در بى نياز ساختن آنان از خدا
انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم . .. من اللّه ... مثل ما ينفقون ... كمثل ري
7 ـ انگيزه كافران در انفاق هاى خويش ، رسيدن به زندگى پَست دنياست . *
مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا
تقييد انفاق به حيات دنيا، مى تواند گوياى انگيزه كافران به انفاق در محدوده حيات دنيا باشد.
10 ـ بى ثمرى انفاق ( اعمال خير ) و دستاورد هاى اهل كفر ، ناشى از عملكرد آنان است و نه از جانب خداوند .
مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم . .. و ما ظلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 120 - 14،15
14 ـ توجّه به احاطه خداوند بر تمامى اعمال و رفتار دشمنان دين ، از عوامل تقويت روحيه مسلمانان در برخورد با آنان
تمسسكم . .. انّ اللّه بما يعملون محيط
جمله «انّ اللّه . .. »، علاوه بر بيان احاطه علمى خداوند، براى اين هدف نيز بيان شده است كه مبادا مسلمانان پس از اينكه كينه توزى كافران براى آنان افشا شد، مضطرب شوند و روحيه خود را ببازند.
15 ـ انسان و اعمال و رفتارش ، در محضر خداوند
انّ اللّه بما يعملون محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 122 - 11
11 ـ پذيرش ولايت خداوند ، از بين برنده هر نوع سستى در انجام وظايف دينى
اذ همّت . .. و اللّه وليّهما
«و اللّه وليّهما»، با لحن اعتراض گونه اش (در حالى كه خداوند سرپرست و حمايت كننده شماست، سستى چرا؟) به اين نكته
اشاره دارد كه پذيرش ولايت الهى و اعتقاد به آن، مانع از هر گونه سستى در راه انجام وظايف الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 133 - 6،7،19
6 ـ نيل به آمرزش الهى و بهشت تقواپيشگان ، برانگيزنده اهل ايمان به اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
يا ايّها الّذين امنوا . .. و اطيعوا اللّه و الرّسول ... سارعوا الى مغفرة من ربّك
جمله «سارعوا الى . .. »، بعد از امر به اطاعت از خدا و رسول(صلی الله علیه و آله)، براى ايجاد انگيزه و نيز تشويق مؤمنان به پيروى از خدا و پيامبرش است.
7 ـ اميد نيل به آمرزش الهى و بهشت ، برانگيزنده اهل ايمان براى شركت در نبرد با دشمنان
يا ايّها الّذين امنوا . .. و اطيعوا اللّه و الرّسول ... سارعوا الى مغفرة من ربّك
چون آيات پيشين درباره نبرد و رويارويى با كافران بود، گويا آيات مورد بحث به منظور دستورالعملى است براى اينكه جامعه ايمانى را به گونه اى تربيت كند كه ديگر همچون نبرد اُحُد، دلبسته به دنيا نباشد و دچار دلهره و ترس نگردد تا هميشه بر دشمنان دين غالب شود.
19 ـ انجام فرايض دينى ، وسيله آمرزش گناهان
سارعوا الى مغفرة من ربّكم
اميرالمؤمنين على (ع) درباره «سارعوا الى مغفرة من ربّكم» فرمود: الى اداء الفرائض.
مجمع البيان، ج 2، ص 836 ; نورالثقلين، ج 1، ص 389،
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 139 - 5
5 ـ توجّه به سنّت هاى الهى در فرجام شوم تكذيب كنندگان دين خداوند ، از ميان برنده هر گونه حزن و اندوه و سستى از جامعه ايمانى
فسيروا . .. فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين ... و لاتهنوا و لاتحزنوا
اگر جمله «و لا تهنوا . .. »، عطف بر جمله «فانظروا كيف ...» باشد، معناى اين دو آيه چنين مى شود: شما محزون نباشيد، عاقبت تكذيب كنندگانِ آيات الهى (دشمن شما مسلمانان)، نابودى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 143 - 9
9 ـ اشتياق مؤمنان به حضور در ميدان جهاد و شهادت ، پس از آگاهى از درجات شهداى بدر
و لقد كنتم تمنّون الموت من قبل
امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: فانّ المؤمنين لمّا اخبرهم اللّه بالّذى فعل بشهدائهم يوم بدر و منازلهم من الجنّة رغبوا فى ذلك فقالوا اللهمّ ارنا القتال نستشهد فيه.
تفسير قمى، ج 1، ص 119 ; تفسير برهان، ج 1، ص 319، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 145 - 15
15 ـ سپاسگزارى نعمت هاى الهى ، برانگيزنده آدمى به جهاد و انجام تكاليف دينى
و من يرد ثواب الدّنيا . .. و من يرد ثواب الاخرة ... و سنجزى الشّاكرين
به نظر مى رسد خداوند مجاهدان را به سه دسته تقسيم كرده است و جمله «سنجزى الشّاكرين»، بيانگر دسته سوم مى باشد. يعنى آنان كه نه ثواب دنيا انگيزه جهاد آنهاست و نه ثواب آخرت، بلكه انگيزه آنان از جهاد تنها سپاسگزارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 147 - 10
10 ـ توجّه به « ربوبيّت » خداوند ، برانگيزنده انسان به دعا و درخواست از او
ربّنا اغفرلنا ذنوبنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 153 - 25،26
25 ـ آگاهى خداوند به جزئيترين حركت ها و رفتار آدمى
و اللّه خبير بما تعملون
«خبير» به كسى گفته مى شود كه عالم به زواياى مخفى و باطنى باشد.
26 ـ توجّه به دانايى خداوند به جزئيترين اعمال ، زمينه ساز پرهيز از رفتار هاى ناپسند ( فرار از جنگ و . . . )
اذ تصعدون و لا تلون . .. و اللّه خبير بما تعملون
جمله «و اللّه . .. »، براى ترغيب مخاطبان به پرهيز از اعمال ناپسند و تشويق به اعمال نيكو و خداپسند است كه با توجّه به مورد آيه، مراد فرار از جنگ و نافرمانى از دستورات نظامى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 156 - 14
14 ـ بينايى خداوند به رفتار و كردار بندگان
و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 157 - 11
11 ـ ايمان به مقدّر بودن مرگ و حيات ، و شناخت ارزش والاى شهادت ، آسان كننده حركت به سوى نبرد با دشمنان دين
و اللّه يحيى و يميت . .. و لئن قتلتم فى سبيل الله او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة
خداوند با بيان دو نكته مؤمنان را به جهاد ترغيب مى كند: 1 ـ مرگ و حيات به دست خداست و عوامل طبيعى تعيين كننده نيست. 2 ـ جان باختگان در راه خدا، آمرزيده و مشمول رحمت خاصّ خداوند هستند. بنابراين، مؤمنان با ايمان به اين دو معنا، هرگز ترديدى براى شركت در جهاد نخواهند داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 163 - 5،7،8
5 ـ بينايى كامل خداوند بر رفتار و كردار انسانها
و اللّه بصير بما يعملون
7 ـ هشدار خداوند به مردم نسبت به اعمال و رفتارشان
و اللّه بصير بما يعملون
8 ـ توجه به بينايى گسترده خداوند بر اعمال و رفتار آدمى ، برانگيزنده وى به جلب رضايت خداوند و پرهيز از موجبات خشم او
افمن اتّبع رضوان اللّه كمن بآء بسخط من اللّه . .. و اللّه بصير بما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 166 - 4
4 ـ جريان افعال ارادى بندگان به اذن خداوند
قل هو من عند انفسكم . .. و ما اصابكم ... فباذن اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 172 - 9
9 ـ تفاوت مؤمنان مجاهد ، از نظر عملكرد و پاداش
لا يضيع اجر المؤمنين. الّذين استجابوا للّه ... للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر ع
اگر «الّذين» صفت براى «المؤمنين» باشد، مؤمنان به دو گروه تقسيم شده اند: آنان كه دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را براى جهاد پذيرفتند، ولى از تقوا و احسان لازم برخوردار نبودند; و آنان كه دعوت را پذيرفتند و داراى احسان و تقوا نيز بوده اند. «اجر عظيم»، مخصوص گروه دوّم است و به دليل «انّ اللّه لا يضيع اجر المؤمنين»، گروه اول نيز داراى پاداش هستند; امّا نه پاداش عظيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 177 - 5
5 ـ قدرت مطلق خداوند و آسيب ناپذيرى وى از عملكرد كافران
انّ الّذين اشتروا الكفر بالايمان لن يضرّوا اللّه شيئاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 26
26 ـ آگاهى كامل و دقيق خداوند به تمامى اعمال و رفتار انسان
و اللّه بما تعملون خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 182 - 11
11 ـ اختيار آدمى ، در اعمال و رفتار خويش
ذلك بما قدّمت ايديكم و انّ اللّه ليس بظلاّم للعبيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 187 - 15
15 ـ دنياپرستى از موانع انجام تكاليف و عمل به ميثاق خداوند
لتبيّننّه . .. فنبذوه ... و اشتروا به ثمناً قليلا
ظاهراً جمله «و اشتروا به . .. »، بيانگر علّت رهاسازى كتب آسمانى و وفادار نبودن به پيمان الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 188 - 1،2
1 ـ ناپسندى عجب و شادمانى انسان از اعمال خويش
لا تحسبنّ الّذين يفرحون بمآ اتوا . .. فلا تحسبنّهم بمفازة من العذاب
2 ـ شادمانى عالمان اهل كتاب از كتمان حقايق كتب آسمانى براى مردم
و اذ اخذ اللّه ميثاق . .. و لا تكتمونه ... لا تحسبنّ الّذين يفرحون بمآ اتوا
برخى برآنند كه مراد از «الّذين»، اهل كتاب هستند ; چنانچه در آيه قبل از آنان سخن رفت. و مراد از «ما اتوا» (آنچه را انجام دادند)، همان كتمان حقايق و پشت سر انداختن كتابهاى آسمانى و ميثاق الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 15
15 ـ ناروايى تبعيض بين مرد و زن ، در اجرت كارى يكسان *
انّى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 16
16- دستيابى جامعه به امنيت ، رشد و رفاه اقتصادى و يا ابتلاى آن به فقر ، گرسنگى ، ناامنى و ترس ، در گرو اعمال افراد آن جامعه است .
و ضرب الله مثلاً قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 14 - 3
3 - حركت يك فرد جامعه ، در صورت رضايت و تشويق ديگران ، حركتى مستند به تمام افراد آن جامعه است .
انبعث أشقيها . .. فعقروها
در آيات پيشين، از حركت شقى ترين فرد قوم ثمود، سخن به ميان آمد و اين آيه پى كردن را به تمام ثموديان نسبت داده است. از آن جا كه فعل «انبعث»، بيانگر نقش تشويقى ديگران است، بايد گفت: استناد «عقروها» به تمام ثموديان، به جهت رضايت و تحريك آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 96 - 1
1- ايمان و عمل صالح موجب نفوذ محبوبيت شخص مؤمن در دل هاى مردم است .
إنّ الذين ءامنوا . .. سيجعل لهم الرحمن ودًّا
«ودّ» به معناى ميل و محبت است. و مراد از آن، به قرينه «لهم»، محبتى است كه خداوند براى مؤمنان در دل هاى ديگران قرار مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 77 - 8
8- هلاكت و بدبختى جوامع بشرى ، بازتاب زشت كارى و رفتار نامناسب خود آنها است .
الذين كذّبوا بـايتنا إنّهم كانوا قوم سوء فأغرقنـهم أجمعين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند دو عامل (تكذيب آيات الهى و سوء پيشينه) را موجب هلاكت برشمرد و هر دو عامل را به خود انسان نسبت داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 112 - 3
3 - بى ايمانى و كناره گيرى از اعمال صالح ، ظلمى است كه در قيامت گريبان گير انسان خواهد شد .
و قد خاب من حمل ظلمًا . و من يعمل من الصـلحـت و هو مؤمن
ظاهر تقابل بين اين آيه و آيه قبل، اين است كه موضوع اين آيه، دسته مقابل ظالمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 167 - 8
8 - صحنه قيامت ، صحنه مشاهده اعمال دنيوى و ديدن نتايج آن است .
كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت
فعل «يرى» مى تواند از رؤيت به معناى ديدن با چشم باشد. بر اين مبنا معناى جمله «كذلك ...» چنين مى شود: خداوند اعمال مشركان (و يا نتايج اعمالشان) را به آنان نشان خواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 42 - 4
4 - عصيان از فرمان هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موجب سرافكندگى و شرمسارى مرگبار در قيامت
و عصوا الرسول لو تسوّى بهم الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 18
18 ـ اعمال و رفتار هر يك از گمراهان و هدايت يافتگان داراى بازتاب و سزايى مناسب در قيامت
فينبئكم بما كنتم تعملون
هدف از جمله «فينبئكم بما . ..» ترغيب مردمان به هدايت و پذيرش تعاليم قرآن و تهديد كفرپيشگان و منحرفان به عذاب است و چون مجرد آگاه سازى به اعمال و كردار براى تهديد و ترغيب كافى نيست بنابراين جمله «فينبئكم» كنايه از پاداش دهى و به كيفررسانى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 31 - 13
13 ـ آدمى در قيامت گرفتار پيامدهاى اعمال خويش است.
و هم يحملون أوزارهم على ظهورهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 132 - 2
2 ـ درجات اخروى انسان و جن بازتاب اعمال دنيوى ايشان است.
و لكل درجت مما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 139 - 9
9 ـ عقايد و اعمال آدمى، در روز قيامت دامنگير او خواهد شد.
سيجزيهم وصفهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 51 - 4
4 ـ اعمال انسان ، اندوخته ها و پيش فرستاده هايى است كه داراى آثارى مثبت يا منفى در لحظه مرگ و پس از آن است .
ذوقوا عذاب الحريق. ذلك بما قدمت أيديكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 10
10 ـ باخبر شدن انسان ها در قيامت از حقيقت و بازتاب اعمال دنيوى خويش
فينبئكم بما كنتم تعملون
مراد از «ما كنتم تعملون» مى تواند ظاهر اعمال نباشد ; چه اينكه انسانها از ظاهر اعمال خويش باخبرند و آنچه را نمى دانند، حقيقت اعمالشان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 8 - 4
4 ـ سرنوشت انسان ( سعادت و شقاوت اخروى ) در گرو اعمال و كردار اوست .
أولئك مأويهم النار بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 27 - 10
10 ـ سرنوشت خوب و بد انسان در آخرت ، بستگى به عملكرد او دارد .
و الذين كسبوا السيئات . .. أولئك أصحب النار هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 30 - 3
3 ـ دنيا ، جايگاه عمل براى جهان آخرت است .
هنالك تبلوا كل نفس ما أسلفت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 15
15- كيفر هاى الهى ، در آخرت ، بازتاب اَعمال انسان است .
و وجدوا ما عملوا حاضرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 39 - 2
2- قيامت ، روز حسرت و افسوس آدميان بر عملكرد خويش در دنيا است .
و أنذرهم يوم الحسرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 68 - 4
4نزديكى ها و جدايى ها در صحنه قيامت ، بر اساسا سنخيت هاى فكرى و عملى خواهد بود .
لنحشرنّهم والشيـطين ثمّ لنحضرنّهم
پيوستن منكران معاد به صف شياطين در قيامت، به جهت سنخيتى است كه در اين از نظر فكرى و عملى، در بين اين دو طائفه به وجود آمده است. ذكر شياطين در اين آيه، براى بيان همين سنخيت و نتيجه اى است كه از آن در صحنه قيامت بروز مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 69 - 6
6- سركشان و عصيان گران در قيامت ، هر يك براى چشيدن عذاب ، گرفتار مرحله اى مناسب با كردار خويش خواهند بود .
ثمّ لننزعنّ من كلّ شيعة أيّهم أشدّ
جمله «لننزعنّ. ..» دلالت دارد كه بيرون كشيدن فردى كه از ديگران گنه كارتر است، تا آنجا ادامه خواهد يافت كه هر يك از عصيان گران در جايگاه مناسب خويش قرار گيرند و كيفر ببينند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 69 - 3
3 - داورى خدا در قيامت ، بر اساس علم كامل او به كردار آدميان است .
اللّه أعلم بما تعملون . اللّه يحكم بينكم يوم القيـمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 102 - 1،4
1 - سنگينى كفه ترازوى اعمال خود انسان ، تنها عامل مؤثر در سرنوشت وى در قيامت
فمن ثقلت موزينه فأُولـئك هم المفلحون
4 - هر نوع عمل انسان ، داراى معيار و ميزانى مخصوص در قيامت
فمن ثقلت موزينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 103 - 3،5
3 - نقش اساسى ايمان و عملكرد انسان ، در رقم خوردن سرنوشت ابدى اش
فمن ثقلت موزينه فأُولـئك هم المفلحون . و من خفّت موزينه فأُولـئك الذين خسروا أنف
5 - بازتاب عادلانه عملكرد دنيوى انسان ها در آخرت
فمن ثقلت موزينه فأُولـئك هم المفلحون . و من خفّت موزينه ... فى جهنّم خـلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 18 - 13
13 ـ رفتار و كردار خود انسان ها ، تعيين كننده سرنوشت آنان در قيامت
ءأنتم أضللتم . .. أم هم ضلّوا السبيل ... و لـكن متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 23 - 3
3 ـ سرنوشت هر كسى به روز رستاخيز ، درگرو اعمال او خواهد بود .
و قدمنا إلى ما عملوا من عمل فجعلنـه هباء منثورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 27 - 8
8 ـ رستگارى اخروى مردمان ، وامدار چگونگى سير و سلوك آنها در دنيا
يـليتنى اتّخذت مع الرسول سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 90 - 13
13 - اعمال آدمى ، تنها معيار ارزش و داورى در قيامت
هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 23 - 15
15 - آگاهى يافتن بر اَعمال دنيوى و ديدن نتايج آن ، از اهداف معاد است .
إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 19 - 10
10 - عمل ، در كسب مدارج اخروى ، داراى نقشى برتر و اساسى است .
فلهم جنّت المأوى . .. بما كانوا يعملون
با اين كه آيه، ايمان و عمل صالح را با هم آورده است اما در پايان، عمل را با ذكر «باء» سببى عامل ورود به بهشت معرفى مى كند. از اين مطلب استفاده مى شود كه عمل، عمل داراى نقش بيشترى در سعادت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 37 - 5
5 - رفتار انسان ها در دنيا ، تعيين كننده سرنوشت آنان در آخرت است .
ربّنا أخرجنا نعمل صـلحًا غير الذى كنّا نعمل أوَلم نعمّركم ما يتذكّر فيه من تذكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 12 - 7،11
7 - رفتار و كردار خوب و بد انسان ، در عالم ، موجود بوده و پيشاپيش به جهان آخرت فرستاده مى شود .
و نكتب ما قدّموا و ءاثـرهم
برداشت ياد شده از تعبير «ما قدّموا» (آنچه پيش فرستاده اند) ـ كه درباره اعمال انسان ها است ـ استفاده شده است. در اين تعبير، اعمال انسان به اشيايى كه به جهان آخرت پيش فرستاده مى شود، تشبيه شده است; همان گونه كه مسافر، بارهاى خود را از پيش به مقصد مى فرستد.
11 - رفتار و آثار برجاى مانده از انسان در دنيا ، تعيين كننده سرنوشت اخروى او است .
إنّا نحن نحى الموتى و نكتب ما قدّموا . .. أحصينـه فى إمام مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 54 - 3،5
3 - مقدار مجازات الهى در قيامت ، بسته به ميزان اعمال انسان ها و متناسب با كم و كيف آنها است .
و لاتجزون إلاّ ما كنتم تعملون
در برداشت ياد شده «ما» در «ما كنتم» مجرور به مضاف محذوف دانسته شده و تقدير آن مى تواند چنين باشد: «و لاتجزون إلاّ على وفاق ما كنتم تعملون و على مقداره».
5 - تجسم اعمال آدميان ، به صورت كيفر و پاداش در آخرت
فاليوم لاتظلم نفس شيئًا و لاتجزون إلاّ ما كنتم تعملون
آمدن تعبير «لاتجزون إلاّ ما» به جاى «لاتجزون إلاّ بما كنتم تعملون» (با ذكر «باء» مقابله)، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه خودِ اعمال آدمى در روز رستاخيز، به صورت كيفر و پاداش به او برگردانده خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 55 - 3،4
3 - بهشت و نعمت ها و خوشى هاى آن ، نتيجه و پاداش كردار انسان ها در دنيا است .
و لاتجزون إلاّ ما كنتم تعملون . إنّ أصحـب الجنّة اليوم فى شغل فـكهون
از ارتباط ميان اين آيه ـ كه سخن از بهشت و نعمت هاى آن است ـ و آيه پيش ـ كه درباره پاداش مطابق رفتار و كردار بود ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.
4 - رفتار و كردار انسان ها ، تعيين كننده سرنوشت اخروى آنان است .
و لاتجزون إلاّ ما كنتم تعملون . إنّ أصحـب الجنّة اليوم فى شغل فـكهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 6
6 - سرنوشت انسان در قيامت ، در گرو نوع تلاش و چگونگى رفتار او در دنيا است .
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 74 - 13
13 - عمل ، رقم زننده سرنوشت اخروى انسان
نتبوّأ من الجنّة حيث نشاء فنعم أجر العـملين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 17 - 2،3
2 - كيفر و پاداش الهى در قيامت ، معلول چگونگى رفتار خوب و بد انسان ها است .
اليوم تجزى كلّ نفس بما كسبت
«باء» در «بما كسبت» براى سببيت است; يعنى، «تجزى بسبب ما كسبت و جزاء مناسباً لما كسبت».
3 - رفتار انسان و استحقاق وى براى كيفر و پاداش ، اساس و مبناى جزاى الهى در آخرت
اليوم تجزى كلّ نفس بما كسبت
از اين كه خداوند در پاداش و كيفر، مسأله كسب و تلاش انسان را مطرح ساخته است (بما كسبت) استفاده مى شود كه همين اساس پاداش و كيفر آدميان است; نه چيز ديگر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 2
2 - عمل و نوع رفتار آدمى ، معيار كيفر و جزاى اخروى او است .
من عمل سيّئة فلايجزى إلاّ مثلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 5
5 - بيم و هراس انسان ها در قيامت ، از عملكرد و دستاورد خود آنان است .
ترى الظـلمين مشفقين ممّا كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 41 - 2
2- سرنوشت انسان در قيامت ، تنها در گرو عملكرد خود او است .
يوم لايغنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 28 - 13
13 - جزاى انسان ها در قيامت ، براساس عملكرد دنيوى آنان است .
اليوم تجزون ما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 19 - 3،4،14
3- مراتب انسان ها در آخرت ، متناسب با عمل و كاركرد آنان ; بر خلاف مراتب دنيوى ايشان
و لكلّ درجـت ممّا عملوا
با توجه به اين كه آيه شريفه، در مقام توصيف حالات انسان در آخرت است; انگشت نهادن بر «ممّا عملوا» ممكن است درصدد مقايسه ميان دنيا و آخرت و بيان تفاوت هاى اين دو زندگى باشد.
4- عمل هر فرد ، منشأ و ملاك اصلى تعيين مراتب و جايگاه اخروى او
و لكلّ درجـت ممّا عملوا
«من» در «ممّا عملوا» مى تواند نشويه باشد.
14- جنيان نيز همانند انسان ها ، داراى درجات اخروى و دريافت كننده نتايج اعمالشان در قيامت
أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس . .. و لكلّ درجـت ممّا عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 29 - 5
5ـ كيفر هاى اخروى نتيجه قهرى عملكرد خود كافران ، و نه ظلمى از سوى خدا بر ايشان
قدّمت إليكم بالوعيد . .. و ما أنا بظلّـم للعبيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 19 - 6
6 - عملكرد دنيوى آدميان ، ملاك اصلى سعادت و شقاوت اخروى ايشان
إنّما تجزون ما كنتم تعملون . .. هنيـًا بما كنتم تعملون
واژه «كنتم» (با فعل ماضى) اشاره به جهان گذشته (دنيا) دارد و تصريح به اعمال دنيوى، مى رساند كه تأثير اصلى در سعادت و شقاوت عمل آدمى، در دنيا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 26 - 6
6 - تأكيد بهشتيان ، به نقش عملكرد دنيوى آنان در سعادت اخروى ايشان
قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 4،7،8
4 - اعمال آدمى ، پيش فرستاده هاى او به جهان آخرت
و لتنظر نفس ما قدّمت لغد
7 - قيامت ، روز دريافت نتايج اعمال دنيوى است .
و لتنظر نفس ما قدّمت لغد
واژه «غد»، اشاره به قيامت دارد.
8 - روز برخوردارى انسان از نتايج اعمال خويش ( قيامت ) ، چون فردا نزديك است .
و لتنظر نفس ما قدّمت لغد
كاربرد واژه «غد» براى «قيامت»، بيان كننده معناى ياد شده است; چرا كه نزديك ترين روز به انسان «فردا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 43 - 5،6
5 - برخوردارى تقواپيشگان از موهبت هاى بهشت ، نتيجه عملكرد خود آنان است .
كلوا و اشربوا هنيئًا بما كنتم تعملون
6 - سرنوشت اخروى بشر ، در گرو رفتار و كردار دنيوى او است .
إنّ المتّقين فى ظلـل . .. هنيئًا بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 26 - 3
3 - سرنوشت انسان در آخرت ، براساس كردار او در دنيا است .
جزاء وفاقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 29 - 4
4 - مجازات هر كس در جهان آخرت ، براساس كردار ها و عقايد او است .
و كلّ شىء أحصينـه كتـبًا
بيان ثبت همه چيز ـ كه مصداق يقينى آن به قرينه آيات پيشين، كردار و عقيده جهنميان است ـ در واقع تهديدى براى خطاكاران و هشدار به همه انسان ها است كه افكار و رفتارشان، روزى بر آنان عرضه خواهد شد و ايشان كيفر آن را خواهند ديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 40 - 7،9،14
7 - كردار انسان ـ نيك يا بد ـ اندوخته ها و پيش فرستاده هايى است كه در قيامت اثر مى بخشد .
ما قدّمت يداه
مراد از كلمه «يداه» (دو دست او) ـ به نحو مجاز ـ تمام اعضا و ابزارى است كه انسان اعمال خود را با آن انجام مى دهد.
9 - قيامت ، روز تجسم اعمال و ظهور دست مايه ها و تلاش هاى انسان
يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه
14 - كيفر هاى كافران در آخرت ، بر پايه كردار آنان در دنيا است .
ما قدّمت يداه و يقول الكافر يـليتنى كنت تربًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 14 - 5
5 - كردار هاى دنيايى انسان ، تعيين كننده فرجام اخروى او است .
علمت نفس ما أحضرت
خبردادن از علم انسان به كردار خود در قيامت، هشدار به بازتاب اخروى آن كردار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 5 - 5،6،7
5 - انسان در دنيا ، پيش فرستنده دستاورد خويش و ذخيره سازنده آن براى صحنه حسابرسى اعمال
علمت نفس ما قدّمت
6 - انسان در برابر كردار خويش و بازتاب آن ، حتى آنچه پس از مرگ او پديدار مى گردد ، مسؤول است .
علمت نفس ما . .. أخّرت
7 - كردار هاى دنيايى انسان ، در قيامت كارساز و تعيين كننده فرجام اخروى او است .
علمت نفس ما قدّمت و أخّرت
خبر از علم انسان به كردار خود در قيامت، هشدار به بازتاب اخروى آن كردارها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 6 - 5
5 - در قيامت ، هر انسانى با كردار خويش ، مواجه شده و سزاى آن را خواهد ديد . *
كدحًا فملـقيه
ضمير مفعولى در «فملاقيه» ممكن است به «كدحاً» برگردد; در اين صورت احتمال مى رود مراد ملاقات جزاى عمل بوده و از باب مبالغه، به ملاقاتِ خود عمل، تعبير شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 9 - 5
5 - احساس رضايت و خشنود بودن از عاقبت كار و تلاش خويش ، از زمره نعمت هاى الهى در آخرت است .
ناعمة . لسعيها راضية
جمله «لسعيها راضية» و جمله هاى پس از آن، توضيح وصف «ناعمة» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 24 - 5،6،7
5 - انجام دادن كار هاى سودمند براى آخرت ، تنها در دنيا امكان پذير است .
يـليتنى قدّمت لحياتى
6 - پى بردن اهل محشر ، به نتيجه بخش بودن كار هاى دنيا در آخرت
يومئذ يتذكّر الإنسـن . .. يقول يـليتنى قدّمت لحياتى
جمله «يقول. ..» يا حال براى «الإنسان» و يا بدل اشتمال براى «يتذكّر» است. در هر دو صورت، برداشت ياد شده استفاده مى شود.
7 - كردار انسان در دنيا ، ذخيره هايى ماندگار و تعيين كننده فرجام او در آخرت
قدّمت لحياتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 19 - 3
3 - جايگاه استقرار مردم در آخرت ، براساس كردارشان ، به آنان اختصاص خواهد يافت .
أُولـئك أصحـب الميمنة . .. هم أصحـب المشئمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 6 - 6
6 - پاداش ها و كيفر هاى آخرت ، چيزى جز كردار انسان نيست .
يصدر الناس أشتاتًا ليروا أعمـلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 7 - 3
3 - سرنوشت هر كس در آخرت ، وابسته به كردار او در دنيا است .
فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 8 - 3
3 - سرنوشت هر كس در آخرت ، وابسته به كردار او در دنيا است .
و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 90 - 3
3 - كردار نيك و بد آدمى ، همراه و ملازم وى در صحنه قيامت
من جاء بالحسنة . .. و من جاء بالسيّئة
«با» در «بالحسنة» و «بالسيّئة» مى تواند براى مصاحبت باشد، نه تعديه. بنابراين «من جاء بالحسنة...»; يعنى، كسى كه با كار
نيك بيايد و «و من جاء بالسيّئة»; يعنى، كسى كه با كردار بد حاضر شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 32
32 - هر كار خيرى ، ذخيره اى است كه انسان در اين جهان ، براى حيات اخروى خويش مى فرستد .
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 11
11 - مؤمنان به خدا و قيامت و دارندگان عمل صالح ، در قيامت هيچ ترس و اندوهى نخواهند داشت .
من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً . .. و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون
به قرينه «فلهم أجرهم عند ربهم» مى توان گفت: ظرف «لاخوف عليهم . ..» قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 112 - 1
1 - مؤمنان ى كه داراى اعمالى صالح باشند ، در قيامت از هرگونه تباهى و كاستى در ثمره كار خويش مصون خواهند بود .
و من يعمل من الصـلحـت و هو مؤمن فلايخاف ظلمًا و لاهضمًا
«هضم»; يعنى، ناقص كردن و كاستن (مصباح). بنابراين «لايخاف ظلماًو لاهضماً»; يعنى، نه كسى ستمى بر او روا مى دارد تا به ناحق او را مؤاخذه كند و نه نقصان و كاستى در جزاى عمل او پديد مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 102 - 2
2 - تنها عقايد درست و اعمال صالح ، داراى وزن و مقدار در قيامت
فمن ثقلت موزينه فأُولـئك هم المفلحون
با توجه به اين كه فلاح و رستگارى در نتيجه ايمان و عمل صالح به دست مى آيد و در اين آيه، تنها كسانى رستگار دانسته شده اند كه از ميزانى سنگين برخوردار باشند، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 89 - 1
1 - كار هاى شايسته انسان ، در دنيا داراى ثمره اى برتر براى خود وى در آخرت
من جاء بالحسنة فله خير منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 67 - 2
2 - رستگارى و سعادت اخروى ، در گرو توبه ، ايمان و عمل صالح
فأمّا من تاب و ءامن و عمل صـلحًا فعسى أن يكون من المفلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 37 - 6
6 - انجام اعمال صالح ، شرط نجات از دوزخ و آسودگى در آخرت است .
ربّنا أخرجنا نعمل صـلحًا غير الذى كنّا نعمل أوَلم نعمّركم ما يتذكّر فيه من تذكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 11
11 - امنيت و آرامش در عرصه قيامت ، ره آورد ايمان و عمل صالح است .
ترى الظـلمين مشفقين . .. و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت فى روضات الجنّات
از مقابله دو گروه ستمكاران و مؤمنان و اين كه آيه شريفه هراس را به ستمكاران نسبت داده است، مى توان استفاده كرد كه مؤمنان در عرصه قيامت ترسى نداشته و در امنيت به سر خواهند برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 97 - 7
7- تأثير عقيده و عمل گمراهان حق ناپذير ، در قواى ادراكى و حسى ( چشم ، گوش و زبان ) آنان به هنگام حشر در قيامت
و نحشرهم يوم القيـمة على وجوههم عميًا و بكمًا و صمًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 167 - 11
11 - اعمال نارواى آدميان در قيامت ، به صورت حسرتى مجسم در پيش روى آنان قرار خواهد گرفت .
كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم
برداشت فوق بر اين اساس است كه: «يرى» از رؤيت قلبى باشد. در اين صورت «حسرات» مفعول سوم براى «يرى» خواهد بود و معناى جمله چنين مى شود: خداوند اعمال مشركان را به صورت حسرتهايى، بر آنان جلوه گر خواهد ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 90 - 3،5
3 - كردار نيك و بد آدمى ، همراه و ملازم وى در صحنه قيامت
من جاء بالحسنة . .. و من جاء بالسيّئة
«با» در «بالحسنة» و «بالسيّئة» مى تواند براى مصاحبت باشد، نه تعديه. بنابراين «من جاء بالحسنة...»; يعنى، كسى كه با كار نيك بيايد و «و من جاء بالسيّئة»; يعنى، كسى كه با كردار بد حاضر شود.
5 - كيفر هاى اخروى و آتش دوزخ ، ظهور و بروز كردار بد خود آدمى
هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملون
جزا ديدن انسان با نفس عمل خود (ما كنتم تعملون) بيانگر اين معنا است كه ماهيت عمل زشت، خود آتش است كه در قيامت براى انسان آشكار مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 84 - 4
4 - وارد شدن به جهان آخرت همراه با اعمال بد ، مايه گرفتار شدن به كيفر الهى است .
و من جاء بالسيّئة فلايجزى . .. إلاّ ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 24 - 8
8 - كيفر و عذاب الهى در قيامت ، نتيجه و بازتاب رفتار و كردار زشت خود انسان ها است .
و قيل للظـلمين ذوقوا ما كنتم تكسبون
خداوند متعال در اين جا چشيدن عذاب را به خود رفتار و كردار نسبت داده است. اين مطلب گوياى اين حقيقت است كه عذاب، نتيجه و حاصل خود رفتار آدمى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 26 - 9
9 - نتيجه و پيامد اصلى عقايد باطل و رفتار زشت انسان ، در قيامت ظهور و بروز پيدا خواهد كرد .
و لعذاب الأخرة أكبر لو كانوا يعلمون
«عذاب» نتيجه طبيعى عقايد باطل و كردار ناپسند انسان است. بر اين اساس بزرگ تر بودن عذاب اخروى در مقايسه با عذاب دنيايى، بيانگر اين حقيقت است كه نتيجه اصلى عقايد و رفتار زشت، در آخرت ظاهر خواهد شد و آنچه در دنيا مشاهده مى شود تنها ظهور بخشى از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 1،2
1 - ظهور و بروز تمامى اعمال و دستاورد هاى بد و زشت ستمگران در قيامت
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
2 - عذاب سخت و فوق تصور ستمگران در قيامت ، بازتاب كردار و رفتار خود آنان است .
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
آمدن ماده «كسب» به جاى ماده «فعل»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 72 - 2
2 - پايدارى و مداومت در اعمال نيك ، مايه راه يابى به بهشت
و تلك الجنّة . .. بما كنتم تعملون
با توجه به واژه «كنتم» ـ كه دلالت بر استمرار دارد ـ استفاده مى شود براى دستيابى به نعمت بهشتى، بايد در انجام اعمال نيك مداومت داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 45
45- از ميان اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها پايداران بر طريق ايمان و عمل نيك ، برخوردار از مغفرت و پاداش عظيم الهى اند .
وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت منهم مغفرة و أجرًا عظيمًا
در صورتى كه «من» در «منهم» براى تبعيض باشد; از آيه شريفه استفاده مى شود كه از ميان كسانى كه همراه پيامبرند، تنها بخشى از آنان ـ كه اهل ايمان و عمل صالح بوده و بر اين وصف پايدار مى باشند ـ از مغفرت و اجر الهى برخورداراند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 3 - 1
1 - دستيابى به سعادت اخروى ، مشروط به روى گردانى از كار هاى بيهوده و سخنان بى فايده است .
قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم عن اللغو معرضون
«الذين» در آيه فوق عطف بر «الذين» در آيه پيش و در معناى نعت ديگرى براى «المؤمنون» مى باشد. «لغو» به سخن و كار بيهوده و عبث گفته مى شود. «ال» در «اللغو»، «ال» جنس و مفيد استغراق است. بنابراين «اللغو» شامل هر سخن بيهوده و هر كار عبث و بى فايده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 18
18- بررسى فرجام امور ، داراى نقشى اساسى در ارزش گذارى آن
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و . .. جنّـت ... و الذين كفروا ... و النار مثوًى لهم
از تعبير «و النار مثوىً لهم» در پايان آيه، چنين استفاده مى شود كه اگر كسى بخواهد زندگى انسان ها را ارزش گذارى كند، مهم ترين ملاك ارزش گذارى، بررسى فرجام آن است، چنان كه در ارزش گذارى زندگى مؤمنان بايد به سرانجام نيك آنان (جنّات تجرى. ..) توجه كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 18،19
18- پيشى گرفتن در كار هاى نيك ، دعاى همراه با رغبت و بيم و نيز خشوع پيامبران ( ع ) ، عامل بهره مندى آنان از موهبت هاى الهى بود .
و لقد ءايتنا موسى و هـرون . .. إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت ... و كانوا لنا خـش
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1ـ ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به پيامبران بازگردد، چه اين كه آيات پيشين در مورد آنان بود. 2ـ جمله «إنّهم كانوا يسارعون...» و جملات بعد، در مقام تعليل باشد.
19- نقش مؤثر پيشى گرفتن در كار هاى نيك و دعاى همراه با رغبت و اميد و خشوع به درگاه الهى ، در استجابت دعا
فاستجبنا له . .. إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت ... و كانوا لنا خـشعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 11 - 2
2 - سبقت و پيشتازى در امور خير ، مايه تقرب به درگاه خداوند در جهان آخرت
و السـبقون السـبقون . أُولـئك المقرّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 104 - 1
1- زيان زده ترين مردم ، كسانى هستند كه تلاش و اَعمال دنيايى آنان ، پوچ و ضايع است .
الأخسرين أعمـلاً . الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا
«أخسر» افعل تفضيل به معناى «زيان كارترين و خسارت زده ترين» است. «ضلّ»به معناى «ضاع» و «هلك» آمده است. لذا «ضلّ سعيهم» يعنى: «تلاش آن ها ضايع و تباه شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 17
17- حضور نفس اَعمال انسان در قيامت ، پشتوانه اجراى عدالت و نفى كمترين ظلم از ساحت خداوند است .
و وجدوا ما عملوا حاضرًا و لايظلم ربّك أحدًا
بيان حضور اعمال و تجسّم آن، علاوه بر ثبت و ضبط در نامه اَعمال، جملگى تأكيدى بر دقيق بودن اَحكام صادره بر قيامت و عادلانه بودن عقوبت هاى است و گوياى اين است كه اَسناد و مدارك كافى و غير قابل انكارى در قيامت عرضه خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 121 - 6
6 ـ استمرار و مداومت بر انجام عمل نيك ، افزون كننده پاداش آن عمل است .
ليجزيهم اللّه أحسن ما كانوا يعملون
به كارگيرى فعل مضارع همراه با «كان» (كانوا يعملون) بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 3 - 3
3- درنگِ جاودانه مؤمنان در بهشت ، نتيجه مداومت آنان بر اَعمال نيك است .
يعملون الصـلحـت . .. مكثين فيه أبدًا
ذكر «ماكثين فيه أبداً» پس از جمله «يعملون الصالحات» ـ كه بر استمرار دلالت دارد ـ مى تواند نشاندهنده اين مطلب باشد كه جاودانگى آنان در بهشت، نتيجه مداومت شان بر اَعمال نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 31 - 6
6 - برخوردارى همسران پيامبر از پاداش مضاعف الهى ، منوط به تداوم اطاعت و انجام دادن عمل صالح از سوى آنها است .
و من يقنت منكنّ . .. و تعمل صـلحًا نؤتها أجرها مرّتين
فعل مضارع «يقنت» و «تعمل» استمرار را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 72 - 2
2 - پايدارى و مداومت در اعمال نيك ، مايه راه يابى به بهشت
و تلك الجنّة . .. بما كنتم تعملون
با توجه به واژه «كنتم» ـ كه دلالت بر استمرار دارد ـ استفاده مى شود براى دستيابى به نعمت بهشتى، بايد در انجام اعمال نيك مداومت داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 24 - 3
3 - تداوم بر انجام عمل صالح و پايدار ماندن بر آن تا آخر عمر ـ و نه انجام دادن مقطعى آن ـ شرط لازم براى دستيابى به مقام قرب الهى در آخرت و بهشت سرشار از نعمت
أُولـئك المقرّبون . فى جنّـت النعيم ... جزاء بما كانوا يعملون
از تعبير «كانوا يعملون» (ماضى استمرارى) برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 14 - 9
9 - مداومت بر اعمال ناشايست ، عامل ابتلا به عذاب ابدى است .
و ذوقوا عذاب الخلد بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 15 - 10
10 - عملكرد بد ، در صورتى كه تداوم يابد و سراسر زندگى انسان را پر كند ، عذاب الهى را در پى خواهد داشت .
إنّهم ساء ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 45 - 12
12 - بيم از فرجام عمل ، نقطه آغازين حركت انسان به سوى تعهّد و حق پذيرى
فذكّر . .. من يخاف وعيد
از اين كه خداوند، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را موظّف كرده تا «من يخاف وعيد» با قرآن تذكر دهد; استفاده مى شود كه اعتقاد به قيامت و بيم از فرجام عمل، نخستين مرحله اى است كه فرد را مستعد پذيرش حق مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 11 - 22
22ـ « عن على بن الحسين ( ع ) يقول : الذنوب التى تغير النعم ، البغى على الناس و الزوال عن العادة فى الخير ، و اصطناع المعروف ، و كفران النعم ، و ترك الشكر . قال الله عزوجل : « إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم » . . . ;
از امام زين العابدين(ع) روايت شده است كه مى فرمود: گناهانى كه موجب تغيير نعمتها مى شوند عبارتند از: ستمگرى بر مردم، دورى از عادت به كار خير و از انتخاب كردار نيك، كفران نعمتها و ترك شكرگزارى. خداوند عزوجل فرموده: إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 12
12 - كفر به خدا ، انكار قيامت و نداشتن عمل صالح ، موجب غلبه ترس و اندوه بر آدمى است .
من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً . .. و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون
مفهوم جمله «من آمن . ..» گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 65 - 5
5 - بنى اسرائيل در خطر گرفتار آمدن به عذاب هاى دنيوى ( ذليل گشتن ، مطرود شدن و . . . ) در صورت ايمان نياوردن به قرآن و انجام ندادن اعمال صالح
و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت فقلنا لهم كونوا قردة خسئين
در آيات گذشته (از 41 تا 45 و نيز آيه 62) خداوند بنى اسرائيل را به ايمان و تصديق قرآن و انجام اعمال صالح دعوت كرد و در آيه مورد بحث سرگذشت شوم اسحاب سبت را يادآور شد تا هشدارى باشد به آنها كه مبادا با سرپيچى از دعوت خدا و فرمانهاى او، به سرنوشتى همانند اصحاب سبت گرفتار آيند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 6 - 4
4 - بى ايمانى و ترك عمل صالح ، مايه گرفتار آمدن انسان در پست ترين جايگاه جهان آخرت
ثمّ رددنـه أسفل سـفلين . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
در آيه قبل گرچه فعل «رددنا» به خداوند استناد يافته بود; ولى اين آيه بيانگر آن است كه بى ايمانى و ترك عمل صالح، دليل تنزّل يافتن افراد به «أسفل سافلين» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عصر - 103 - 3 - 4
4 - كفرورزى ، ترك عمل صالح و بى اعتنايى به ترويج حق و صبر ، زيان كارى است .
لفى خسر . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 37 - 1
1 - پرهيزكنندگان از گناهان بزرگ و زشتى ها ، برخوردار از نعمت هاى جاودان الهى
و ما عند اللّه . .. للذين ءامنوا ... و الذين يجتنبون كبـئر الإثم و الفوحش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 122 - 12
12 ـ زيبا پنداشتن اعمال، مانع رشد و خروج انسان از تاريكى است.
ليس بخارج منها كذلك زين للكفرين ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 8
8 ـ زيبا پنداشتن عمل نقشى عمده در انگيزش انسان براى عمل دارد.
زين لكثير من المشركين قتل أولدهم شركاؤهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 24 - 10
10 - زيبا جلوه دادن اعمال گمراهان در نظرشان ، از شيوه هاى اغواگرى شيطان
و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 37 - 13
13 - زيبا جلوه گر شدن رفتار زشت فرعون در ديدگان خود او ، سبب انحراف وى از راه اصلى هدايت و سعادت ( ارائه شده از سوى موسى ( ع ) ) گشت .
كذلك زيّن لفرعون سوء عمله و صدّ عن السبيل
جمله «و صُدّ عن السبيل» به منزله نتيجه براى جمله پيش است; يعنى، رفتار زشت فرعون در ديدگان او زيبا جلوه كرد و همين سبب شد كه او راه اصلى هدايت را پيدا نكند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 25 - 8
8- وسوسه ، تزيين و القاى آرمان هاى دروغين ، ابزار شيطان در منحرف ساختن انسان ها
إنّ الذين ارتدّوا . .. الشيطـن سوّل لهم و أملى لهم
مفهوم «أملى» ممكن است به معناى ايجاد آمال و آرزو باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 43 - 7
7 ـ زيبا ديدن كردارهاى زشت، مانع تضرع آدمى به درگاه خداوند، حتى در شدايد است.
فلولا إذ جاءهم بأسنا تضرعوا و لكن قست قلوبهم و زين لهم الشيطن ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 39 - 6
6- ابليس ، از طريق تزيين اعمال ناپسند و خوب جلوه دادن آنها ، مردم را به گمراهى مى كشاند .
قال ربّ بما أغويتنى لأزيننّ لهم فى الأرض و لأغوينّهم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 96 - 10
10 - تسويلات نفس ( زيبانمايى كار هاى زشت و ناروا ) ، خطرى در كمين افراد و جوامع
و كذلك سوّلت لى نفسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 8 - 11
11 - خودپسندى و زيبا ديدن رفتار زشت خويش ، جلوه گمراهى كافران
أفمن زيّن له سوء عمله . .. فإنّ اللّه يضلّ من يشاء و يهدى من يشاء
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «فإنّ اللّه يضلّ. ..» در مقام تعليل براى «أفمن زيّن...» است; يعنى، از آن جايى كه آنان رفتار زشت خود را زيبا مى ديدند و به خود پسندى گرفتار آمدند; خداوند هر كسى را كه بخواهد ـ مانند اين دسته ـ گمراه خواهد ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 94 - 8
8- نقش اساسى ثبت و بايگانى عملكرد ها ، در ضايع نشدن حقوق افراد
فمن يعمل . .. إنّا له كـتبون
تأكيد خداوند بر تضمين پاداش مؤمنان نيكوكار با ثبت و نوشتن تمامى رفتارها، افاده كننده برداشت بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 17 - 2
2ـ فرشتگانِ ثبت كننده اعمال ـ علاوه بر علم محيط الهى ـ گواهى ديگر بر اعمال انسان *
و نحن أقرب إليه من حبل الوريد . إذ يتلقّى المتلقّيان
در آيه قبل، خداوند علم خويش را به عنوان ملاك محاسبه انسان ها معرفى فرمود و اكنون در اين آيه دريافت هاى دو فرشته را، به عنوان گواهى ديگر بر اعمال آدمى ياد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 37
37 ـ حبط اعمال ، موجب زيان در آخرت خواهد شد .
فقد حبط عمله و هو فى الأخرة من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 160 - 7
7 ـ انجام عمل نيك به شرط حبط نشدن تا حضور در صحنه قيامت داراى پاداشى ده چندان است.
من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها
حرف «باء» در «بالحسنة» هم مى تواند براى تعديه باشد، كه در اين صورت «مجىء» به معناى انجام دادن است، و هم مى تواند براى مصاحبت باشد، كه در اين صورت «مجىء» به معناى حاضر شدن است. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است. بر اين مبنا جمله «من جاء بالحسنة» (كسى كه با عمل نيكى در قيامت حاضر شود)، اشاره به اين معنا دارد كه پاداش از آن كسى است كه عمل نيكش تا قيامت باقى باشد و با گناه حبط نشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 10
10 - محاسبه اعمال و مراقبت بر كردار ، هم ريشه در تقوا دارد و هم روحيه تقوا را رشد داده ، شكوفا مى سازد .
و لتنظر نفس . .. و اتّقوا اللّه
از قرار گرفتن عبارت «و لتنظر. ..» در ميان دو «اتّقوا اللّه»، استفاده مى شود كه محاسبه نفس از يك سو، متكى به تقوا است و از سوى ديگر عامل شكوفايى و تكامل آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 10 - 4
4 - حسابرسى و سنجش نهان كارى ها و نيت هاى انسان ، مايه ناتوانى او از هرگونه دفاع و محروميت او از كمترين يار و ياور در قيامت
يوم تبلى السرائر . فما له من قوّة و لا ناصر
حرف «فاء» در «فما له من. ..»، نبود قوت و ناصر را بر «تبلى السرائر» تفريع كرده و آن را نتيجه حسابرسى قرار داده است; يعنى، روز قيامت با متمايز شدن سريره هاى نيك و بد، راهى جز پذيرفتن جزاى آن براى انسان باقى نمى ماند; زيرا نه او را ياراى انكار است و نه كسى به حمايت از او برخواهد خاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 52 - 6
6 ـ مجازات انسان در قيامت ، محصول دستاورد هاى دنيوى خود اوست .
هل تجزون إلا بما كنتم تكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 7 - 6
6- برخوردارى انسان ها از دستاورد هاى خود ، محدود به آخرت نيست .
ثمّ رددنا لكم الكرّة . .. إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها
مضمون آيه با توجه به آيات قبل كه درباره بازتابهاى دنيوى اعمال بنى اسرائيل است، تنها مربوط به آخرت نيست; بلكه مطلق است و شامل بازتابهاى دنيوى و اخروى اعمال انسان نيز مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 7 - 2
2 - هر انسانى در قيامت ، براساس كردار دنيوى خود ، هم نشينى مناسب خواهد يافت .
و إذا النفوس زوّجت
از جمله معانى «زوج» فردى است كه داراى قرين باشد (لسان العرب). تناسب حكم و موضوع در اين مورد، گوياى آن است كه انسان مؤمن، هم نشينى نظير حورالعين خواهد يافت و غير مؤمن، با شيطان هاى هم رديف خود همراه خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 5 - 1
1 - قيامت روز آگاهى هر انسان ، به كردار دنيايى و آثار به جاى مانده از خويش
علمت نفس ما قدّمت و أخّرت
«ماقدّمت» ـ در يك احتمال ـ ناظر به كردارى است كه انسان خود، آن را انجام داده است. در مقابل مراد از «ماأخّرت» سنت هاى روا و ناروايى است كه انسان پس از خود، به جاى گذاشته و آثار و تبعات آن براى او ثبت شده است و در روز قيامت با آن مواجه خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 9 - 1
1 - بهره مندان از ناز و نعمت آخرت ، از تلاش هاى خويش در دنيا ، به وجد آمده و نسبت به آن احساس رضايت خواهند كرد .
لسعيها راضية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 10 - 4
4 - بهشت برين ، از نعمت هاى الهى براى انسان هاى كوشا و آخرت طلب
ناعمة . .. فى جنّة عالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 7 - 2
2 - خشنودى كامل انسان در قيامت ، در گرو ارزشمندى كردار او در دنيا است .
فأمّا من ثقلت موزينه . فهو فى عيشة راضية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 17 - 3
3ـ توجه انسان به وجود دو مراقب بر اعمال وى ، زمينه ساز تبعيت نكردن از وسوسه هاى نفس
و نعلم ما توسوس به نفسه . .. إذ يتلقّى المتلقّيان عن اليمين و عن الشمال قعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 52 - 3
3 - توجه به ضبط كردار آدميان در نظام جهان ، بازدارنده آنان از كفر و گناه
فهل من مدّكر . و كلّ شىء فعلوه فى الزّبر
با توجه به اين كه آيه شريفه در جهت تذكار، بيان شده است; برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 11 - 5
5 - توجّه به حضور محافظان الهى در همه حالات و ثبت رفتار و كردار در نامه عمل ، بازدارنده انسان از ارتكاب گناه
ما غرّك . .. و إنّ عليكم لحـفظين . كرامًا كـتبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 16 - 12
12 - توجّه به محاسبه دقيق اَعمال در آخرت ، در گرايش انسان به صلاح ، نقش سازنده اى دارد .
يـبنىّ إنّها إن تك مثقال حبّة . .. يأت بها اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 29 - 10
10- توجه دادن آدمى به فرجام ناگوار عمل ناپسند ، از عوامل بازدارنده وى از ارتكاب آن است .
و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسطها كلّ البسط فتقعد ملومًا محسورًا
از اينكه خداوند در پى نهى از افراط و تفريط در انفاق، پيامد ناگوار آن را يادآورى مى كند، نكته ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 11 - 5
5 - توجّه به حضور محافظان الهى در همه حالات و ثبت رفتار و كردار در نامه عمل ، بازدارنده انسان از ارتكاب گناه
ما غرّك . .. و إنّ عليكم لحـفظين . كرامًا كـتبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 94 - 13
13 ـ توجه انسان به نظارت شدن اعمالش از سوى خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، بازدارنده او از تخلف و كجروى
و سيرى اللّه عملكم و رسوله
تذكر به نظارت خدا و رسول او، ظاهراً در راستاى دور نمودن متخلفان از انحراف و كجروى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 7 - 5
5 - كارى كه با رضايت يا دستور كسى انجام شود ، كار شخص او به شمار مى آيد .
و هم على ما يفعلون . .. شهود
اصحاب اخدود، با آن كه نشسته و نظاره مى كردند (هم . .. قعود ... شهود); ولى تعبير «يفعلون» كار را به خود آنان نسبت داده است. اين استناد بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 41 - 6
6 ـ خرسندى و رضا به اعمال و كردار نيك ديگران ، انسان را در منافع آن سهيم مى كند .
لى عملى و لكم عملكم أنتم بريئون مما أعمل و أنا برىء ممّا تعملون
جمله «أنتم بريئون مما أعمل . .. » مى تواند تعليل براى حصر در جمله هاى «لى عملى» و «لكم عملكم» باشد ; يعنى، چون شما مشركان از اعمال من بيزاريد، منافع اعمال من ويژه خود من و چون من از كردار شما بيزارم، ضررهاى اعمال شما ويژه خود شما خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 14 - 3
3 - حركت يك فرد جامعه ، در صورت رضايت و تشويق ديگران ، حركتى مستند به تمام افراد آن جامعه است .
انبعث أشقيها . .. فعقروها
در آيات پيشين، از حركت شقى ترين فرد قوم ثمود، سخن به ميان آمد و اين آيه پى كردن را به تمام ثموديان نسبت داده است. از آن جا كه فعل «انبعث»، بيانگر نقش تشويقى ديگران است، بايد گفت: استناد «عقروها» به تمام ثموديان، به جهت رضايت و تحريك آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 41 - 7
7 ـ خرسندى و رضا به اعمال و كردار بد ديگران ، آدمى را در ضرر هاى آن سهيم مى كند .
لى عملى و لكم عملكم أنتم بريئون مما أعمل و أنا برىء ممّا تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 77 - 9
9 ـ تأثير عملكرد انسان در روح و روانش
فأعقبهم نفاقاً . .. بما أخلفوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 11
11- مجرمان ، هنگام مشاهده كتاب اَعمال شان آرزومند مرگ خويش اند . *
و يقولون يـويلتنا مال هـذا الكتـب
«ويلة» و «ويل» به معناى «هلاكت» است و مؤنث بودن «ويلة» مفيد مبالغه است. منادا قرار گرفتن «ويل» از سوى مجرمان، گوياى اين است كه آنان، با مشاهده نامه عمل خود، راهى جز هلاك و عذاب براى خود نديده، لذا آن را منادا قرار داده و آمدن اش را مى طلبند و يا اين كه به قدرى حال خود را وخيم مى بينند كه مرگ و هلاكت را، تنها راه رهايى خود از آن وضعيّت مى پندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 11 - 1
1 - مشاهده نامه اعمال در قيامت ، مايه آگاهى به كردار ها و پيش بينى كيفر ها است .
و أمّا من أُوتى . .. فسوف يدعوا ثبورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 84 - 6
6 - شتاب در كار خير و تعجيل در وفاى به وعده ، موجب جلب رضايت خدا است .
و ما أعجلك . .. و عجلت إليك ربّ لترضى
هر چند كه موسى(ع) به جهت جدا شدن از مردم، مورد پرس و جوى خداوند قرار گرفت; ولى هدف او از اين تعجيل، مورد نقد قرار نگرفته است; يعنى، تسريع در وفاى به وعده و حضور در ميقات، به خودى خود، كار مطلوبى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 40 - 12
12 - اعتقاد به مواجه شدن با كردار خويش در قيامت ، زمينه ساز پذيرش انذار هاى خداوند و بيمناكى از عذاب قيامت
إنّا أنذرنـكم عذابًا قريبًا يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 16 - 3
3 - آشنايى با مرحله حسابرسى نامه هاى اعمال ، زمينه ساز باور انسان به تغييرپذير بودن حالات خويش است .
فلا أُقسم
جمله «طبقاً عن طبق» (در آيات بعد) ـ كه سوگندهاى مكرر اين آيات مربوط به آن است ـ از دگرگونى حالات انسان خبر مى دهد و حرف «فاء» در «فلا اُقسم» اين مجموعه را بر آيات پيشين ـ كه درباره محاسبه نامه هاى اعمال بود ـ تفريع كرده است; يعنى، حال كه از حساب و كتاب آگاه شديد، بدانيد كه دگرگونى حالات حتمى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 14 - 7
7 - اطلاع بر پرونده اعمال ، راهى براى آگاهى انسان در قيامت بر كردار خويش
و إذا الصحف نشرت . .. علمت نفس ما أحضرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 50 - 9
9 - عملكرد انسان داراى نقشى بسزا در چگونگى تدبير امور او از سوى خداوند
يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم. و إذ فرقنا بكم البحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 95 - 5
5 - اعمال و رفتار آدميان ، تعيين كننده فرجام آنان در سراى آخرت است .
بما قدمت أيديهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 134 - 6
6 - نتيجه عمل هر كس و هر جامعه اى از آن خود اوست و بايد به او بازگردانده شود .
لها ما كسبت و لكم ما كسبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 139 - 5
5 - قرب و بعد انسان ها به خداوند ، در گرو اعمال و رفتار ايشان است و نه بسته به طايفه و نژادشان
لنا أعملنا و لكم أعملكم
از آن جا كه جمله «و لنا أعمالنا . ..» تعليل براى نابجا بودن محاجه اهل كتاب با مسلمانان درباره خداوند از جهت انتخاب پيامبران مى باشد، به نظر مى رسد مراد از «لنا أعمالنا ...» اين است كه: از نژاد و طايفه اى خاص بودن مايه تقرب به خداوند نيست تا اينكه موجب شود خداوند همواره پيامبران را از ميان آن نژاد برانگيزد; بلكه اعمال انسانها زمينه ساز تقرب به خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 141 - 10
10 - خويشاوندى با پيامبران و از نسل ايشان بودن ، در قيامت كارساز نبوده و موجب رهايى از پيامد هاى اعمال نخواهد شد .
تلك أمة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم
بيان اين معنا - كه پاداش عمل پيامبران براى ديگران سودمند نخواهد بود - در خطاب به كسانى كه از نسل پيامبرانى چون: ابراهيم، اسحاق و يعقوب هستند، گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 189 - 16
16 - اعمال و رفتار آدمى سازنده حقيقت و ماهيت اوست .
و لكن البر من اتقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 205 - 0
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 221 - 18،23
18 ـ ثمره و نتيجه عمل ، از ملاك هاى ارزشگذارى
و لامة مؤمنة خير من مشركة . .. اولئك يدعون الى النار
23 ـ عمل به تكاليف الهى ، وسيله رسيدن به بهشت و آمرزش است .
و لا تنكحوا المشركات . .. و اللّه يدعوا الى الجنّة و المغفرة باذنه
بنابراينكه مراد از دعوت الهى به بهشت و مغفرت، بيان احكام شرعى باشد (مانند حرمت ازدواج با مشركان و . ..) كه عمل به آن احكام، موجب آمرزش و درآمدن به بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 232 - 14
14 ـ منافع عمل به احكام الهى ، متوجه انسان مى شود .
فلا تعضلوهنّ . .. ذلكم ازكى لكم و اطهر
«لكم»، اشاره به برداشت فوق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 246 - 21
21 ـ ميدان عمل ، عرصه شناخت صداقت ادّعاى آدميان
فلما كتب عليهم القتال تولّوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 251 - 3،26
3 ـ حركت و اقدام عملى ، مقدمه اى براى دعا و استجابت آن
و لمّا برزوا . .. قالوا ربّنا ... فهزموهم
مؤمنانِ به طالوت صرفاً دعا نكردند; بلكه پس از آنكه دست به عمل زدند و خود را مهيّاى جنگ نمودند، دعا كردند و آنگاه دعايشان مستجاب شد.
26 ـ كشته شدن جالوت ( سركرده كفر و طغيان ) به دست داود ، از عوامل اعطاى مُلك و سلطنت الهى به وى
و قتل داوُد جالوت و اتيه اللّه الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 266 - 9
9 ـ نشان دادن عاقبت و فرجام اعمال نيك و بد ، از روش هاى قرآن براى تربيت آدمى و ترغيب وى به رعايت احكام و مقرّرات دينى
ايودّ احدكم . .. فاحترقت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 19
19 ـ بازگشت نتايج اعمال خير ، به خودِ عمل كننده
و ما تنفقوا من خير فلانفسكم . .. يوفّ اليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 284 - 12
12 ـ كيفر انسان ها ، بازتاب و نتيجه اعمال آنهاست .
و ان تبدوا ما فى انفسكم . .. يحاسبكم به اللّه ... و يعذّب من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 6
6 ـ قانونمندى نظام اعمال و بازتاب هاى آن
لها ما كسبت و عليها ما اكتسبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 22 - 5،6،7
5 ـ اعمال نيك انسان ، داراى ارزش و نتايجى دنيوى و اخروى است .
حبطت اعمالهم فى الدنيا و الاخرة
6 ـ عمل نيك ، سرمايه و مددكار دنيوى و اُخروى انسان
حبطت اعمالهم فى الدّنيا و الاخرة و ما لهم من ناصرين
7 ـ برخى از اعمال ناشايست ، نابودكننده سوابق نيك
حبطت اعمالهم . .. و ما لهم من ناصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 31 - 7
7 ـ بهره گيرى قرآن از عواطف و محبّت ها ، براى وادار نمودن به عمل
قل ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى يحببكم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 54 - 8،9
8 ـ بازتاب كردار آدمى مشابه و همسان با عملكرد وى
و مكروا و مكر اللّه
9 ـ مكر خداوند به انسان ، بازتاب عملِ مكرآميز خود انسان است .
و مكروا و مكر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 86 - 9
9 ـ برخوردارى از هدايت خداوند و محروميّت از آن ، نتيجه عمل خود انسان
كيف يهدى اللّه قوماً كفروا بعد ايمانهم و شهدوا ان الرسول حق . .. و اللّه لا يهدى
عدم هدايت از جانب خدا (كيف يهدى اللّه)، پس از تحقق كفر و ارتداد و ظلمِ انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 87 - 5
5 ـ واكنش ملائكه در برابر اعمال زشت انسان
اولئك جزاؤهم انّ عليهم . .. و الملئكة و النّاس اجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 108 - 1،8
1 ـ بيان آثار و نتايج رفتار انسان ها ـ مؤمن و كافر ـ در قيامت ، از آيات حق الهى
يوم تسودّ . .. تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق
8 ـ عذاب سيه رويان ( كافران ) ، ناشى از اعمال ناپسند ( تفرقه و پراكندگى و كفر ) خود آنان است و نه از ناحيه خداوند
فاما الذين اسودّت وجوههم . .. و ما اللّه يريد ظلماً للعالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 112 - 13
13 ـ تأثير گرايش هاى اعتقادى و رفتارى انسان ها ، در سرنوشت آنان
ضربت عليهم الذّلّة . .. ذلك بانّهم كانوا يكفرون ... ذلك بما عصوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 115 - 5
5 ـ پاداش الهى به اعمال نيك در گرو انجام آن از سوى افراد صالح است .
و اولئك من الصّالحين. و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه
فاعل در «ما يفعلوا»، ضميرى است كه به «الصالحين» برمى گردد; يعنى اگر صالحان عمل خير انجام دهند پاداش مى گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 116 - 12
12 ـ بيان فرجام اعمال و وعد و وعيد ، از شيوه هاى قرآن براى اصلاح انسان ها و برحذر داشتن آنها از كفر
و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه . .. و اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 117 - 10
10 ـ بى ثمرى انفاق ( اعمال خير ) و دستاورد هاى اهل كفر ، ناشى از عملكرد آنان است و نه از جانب خداوند .
مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم . .. و ما ظلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 128 - 16
16 ـ عذاب خداوند به بندگان ، نتيجه عمل خود آنان
او يعذّبهم فانّهم ظالمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 131 - 10
10 ـ بيان فرجام عملكرد اشخاص ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسانها
و اتّقوا اللّه لعلّكم تفلحون. و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 163 - 6،9
6 ـ درجات و جايگاه هاى متفاوت انسان ها در آخرت ، نتيجه عملكرد آنان در دنيا
هم درجات عند اللّه و اللّه بصير بما يعملون
9 ـ اعطاى درجات و جايگاه هاى متفاوت از سوى خداوند ، متّكى به بينايى و آگاهى كامل او به عملكرد انسانهاست .
هم درجات عند اللّه و اللّه بصير بما يعملون
جمله «و اللّه بصير بما يعملون» به اين معنا اشاره دارد كه در محاسبه اعمال و اعطاى درجه و مقام بر مبناى آن، اشتباهى رخ نخواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 167 - 18
18 ـ عملكرد هاى آدمى ، مؤثر در گرايش هاى درونى ( ايمان و كفر ) اوست .
لو نعلم قتالا لاتّبعناكم هم للكفر يومئذ اقرب منهم للايمان
با توجّه به اينكه نفاق يك نوع گرايش است و عملكرد منافقان (ترك پيكار و جهاد)، آنان را به كفر نزديكتر كرده و از ايمان دور ساخته (هم للكفر يومئذ . .. )، معلوم مى شود عملكردها در گرايشها مؤثر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 176 - 10
10 ـ محروميّت و يا برخوردارى از بهره هاى اخروى ، نتيجه عملكرد انسان
و لا يحزنك الّذين يسارعون الكفر . .. يريد اللّه الّا يجعل لهم حظّا فى الاخرة
گر چه خداوند محروم كردن كفرپيشگان را از بهره اخروى به خود نسبت داده است: يريد اللّه . .. ولى اين محروميّت به دليل «يسارعون ... »، نتيجه عملكرد خود آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 185 - 7
7 ـ برخوردارى از بهره هاى اخروى ، نتيجه اعمال دنيوى انسان
و انّما توفّون اجوركم يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 9،1،34
9 ـ نقش اعمال انسان در استجابت دعا از سوى خداوند
فاستجاب لهم ربّهم انّى لا اضيع عمل عامل منكم
جمله «انّى لا اضيع»، بيان سبب اجابت دعاى خردمندان است. يعنى اجابت دعاى خردمندان به سبب اعمال نيك آنان بوده است.
1 ـ اجابت سريع دعاى خردمندان مؤمن از سوى پروردگارشان
لاولى الالباب . .. ربّنا ... فاستجاب لهم ربّهم
برداشت فوق بر اين مبناست كه مفعول «استجاب» در تقدير باشد ; يعنى «فاستجاب دعائهم» ; و حرف «فاء» در «فاستجاب»، دلالت بر نبودن فاصله بين دعاى خردمندان و استجابت آن از سوى خداوند دارد.
34 ـ ضايع نشدن اعمال مؤمنان و ثمردهى آن ، به بهره مندى از پاداش هاى الهى ( مغفرت و بهشت ) است .
انّى لا اضيع عمل عامل . .. ثواباً من عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 199 - 27
27 ـ پاداش مؤمنان از سوى خداوند ، بر اساس درجه ايمان و عملكرد آنان است .
اولئك لهم اجرهم . .. انّ اللّه سريع الحساب
اگر پاداش بر اساس عملكردها نبود، حسابرسى معنا نداشت ; و با توجّه به مشاراليه «اولئك» معلوم مى شود كه هم ايمان و هم عملكرد مؤمنان، موجب استحقاق پاداش براى آنان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 9 - 6
6 ـ قانون عمل و عكس العمل در رفتار ها و كردارها
وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم
چون مضمون آيه اين است كه اگر حقوق ايتام ديگران را رعايت نكرديد، حقوق ايتام شما رعايت نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 40 - 4
4 ـ كيفر بخيلان و رياكاران ( عذاب ، محروميت از محبت خداوند ، همراهى با شيطان ) ، بازتاب عمل خود آنان است ، نه ستمى از جانب خداوند .
انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون ... و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس ... و
جمله «انّ اللّه . .. » مى تواند پاسخى باشد براى اين سؤال كه چرا خداوند مردم را به عذاب و ... مبتلا مى كند. خداوند مى فرمايد اين عذابها ناشى از ستم او نيست، بلكه دستاورد خود بخيلان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 66 - 14
14 ـ عمل داراى تأثير در نفس انسان
و لو انّهم فعلوا . .. اشدّ تثبيتاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 79 - 2
2 ـ مصايب و مشكلات ، از جانب خدا و به سبب اعمال خود انسان است .
قل كلّ من عند اللّه . .. و ما اصابك من سيّئة فمن نفسك
از اينكه در آيه قبل رسيدن خوبيها و ناگواريها از ناحيه خداوند دانسته شده و در اين آيه عامل سيئات را خود انسان شمرده است، معلوم مى شود كه اعمال انسان باعث مى شود كه خداوند حادثه اى ناگوار را براى او ايجاد كند ; بنابراين اين حوادث ناگوار از يكسو به خدا و از سوى ديگر به خود انسان منتسب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 88 - 9
9 ـ نقش تعيين كننده عمل انسان در سرنوشت او
و اللّه اركسهم بما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 95 - 8
8 ـ تفاوت درجات در پيشگاه خداوند ، وابسته به عملكرد انسان
فضّل اللّه المجاهدون باموالهم و انفسهم على القاعدين درجة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 122 - 8
8 ـ توجه انسان ها به فرجام اعمال خود ، بازدارنده ايشان از بدى ها و ترغيب كننده آنان به نيكيهاست .
و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه فقد خسر . .. و الذين ءامنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 123 - 5
5 ـ عملكرد مردم ، تعيين كننده كيفر و جزاى الهى است ، نه صرف انتساب به مكتب و يا دينى خاص !
ليس بامانيكم و لا امانى أهل الكتب من يعمل سوءاً يجز به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 143 - 9
9 ـ ضلالت و گمراهى هر انسان ، نتيجه عمل خود وى و نيز بر اساس و برنامه و سنت خداوند است .
مذبذبين بين ذلك . .. و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 147 - 5
5 ـ عذاب الهى ، بازتاب و نتيجه عقيده و عمل انسانهاست .
ما يفعل اللّه بعذابكم إن شكرتم و ءامنتم
جمله «ما يفعل»، دلالت مى كند كه خداوند خواهان عذاب بندگان نيست. و جمله «ان شكرتم ...»، مى رساند كه ناسپاسى و بى ايمانى خود انسان عامل عذاب اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 160 - 12
12 ـ محروميت آدمى از نعمت هاى الهى و مواهب طبيعى ، نتيجه اعمال خود وى
فبظلم من الذين . .. حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم و بصدّهم عن سبيل اللّه كثيراً
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «تحريم» تحريم تكوينى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 173 - 18
18 ـ سرنوشت اخروى انسان در گرو موضعگيرى فكرى و عملى وى در دنيا
فاما الذين ءامنوا . .. و اما الذين استنكفوا و استكبروا فيعذبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 26 - 8،9
8 ـ وابستگى برخى مقدرات الهى به عملكرد آدميان ( تقدير معلق )
كتب اللّه لكم . .. فانها محرمة عليهم اربعين سنة
9 ـ عملكرد انسان ها ، مى تواند زمينه ساز تغيير مقدرات از جانب خداوند باشد .
كتب اللّه لكم . .. فانها محرمة عليهم اربعين سنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 35 - 16
16 ـ مؤمنان ، بايد همواره نسبت به ثمردهى ايمان و عمل خويش در مرز بيم و اميد باشند .
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه . .. جهدوا فى سبيله لعلكم تفلحون
كلمه «لعل» رساى به اين حقيقت است كه مؤمنان، هر چند مراحل تقوا و تقرب به خدا و جهاد را گذرانده باشند، نبايد رستگارى و فلاح را براى خويش حتمى بشمارند و در نتيجه به عمل خويش مغرور شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 64 - 20
20 ـ خداوند ، ايجاد كننده دشمنى و كينه در بين يهود
و القينا بينهم العدوة و البغضاء إلى يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 10
10 ـ تأثير متقابل عملكرد و انديشه در يكديگر
فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون . .. و حسبوا الا تكون فتنة فعموا و صموا
باور بنى اسرائيل بر اينكه مجازات نخواهند شد، موجب بى پروايى آنان در تكذيب و كشتن انبيا گرديد. (تأثير انديشه در رفتار) و اين كردار ناروا مايه كورى و كرى آنان شد. (تأثير رفتار در انديشه).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 21
21 ـ عملكرد آدمى زمينه ساز جلب محبت خداوند و يا محروميت از آن
إنّ اللّه لايحب المعتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 17
17 ـ رفتار و كردار انسان در دنيا ، تعيين كننده فرجام او در قيامت
فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 25 - 4
4 ـ محروميت مشركان حق ناپذير از فهم حقايق و معارف الهى نتيجه عملكرد خود آنهاست.
و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرا
توصيف مشركان به «فى ءاذانهم وقرا و إن يروا . .. يجادلونك ... » گوياى نقش و تأثير اين عوامل در مهر خوردن به دلهاى آنان است. چنانكه موصول «يقول الذين كفروا» به جاى ضمير براى اشاره به همين جهت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 60 - 15
15 ـ آگاهى خداوند بر كردارهاى آدمى، هشدارى به او در مورد عملكردش و پيامدهاى آن
ثم ينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 13،14
13 ـ آدمى با اعمال، خويش خود را محروم از خير و ثواب مى سازد و به ورطه هلاكت و تباهى مى اندازد.
أن تبسل نفس بما كسبت
«بسل» به معنى منع و حبس است و نتيجه آن هلاكت و تباهى است. در لسان العرب آمده است: «أبسلت فلانا إذا أسلمته للهلكة».
14 ـ يادآورى آثار زيانبار اعمال انسانها، روشى مؤثر در تربيت و تبليغ است.
و ذكر به أن تبسل نفس بما كسبت
جمله «أن تبسل» مفعول له براى «ذكر» مى تواند باشد، در اين صورت چنين معنى مى شود: «ذكر لأن لاتبسل نفس بما كسبت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 120 - 5
5 ـ مجازات گناهكاران نتيجه عمل خود ايشان است.
إن الذين يكسبون الإثم سيجزون بما كانوا يقترفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 127 - 9
9 ـ بهاى بهشت و برخوردارى از ولايت الهى، عمل در پرتو ايمان است.
لهم دارالسلم . .. بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 129 - 9
9 ـ قرار گرفتن در پرتوى ولايت خداوند و يا ولايت ظالمان، در ارتباط با عملكرد انسان است.
و هو وليهم بما كانوا يعملون . .. نولى بعض الظلمين بعضا بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 132 - 6
6 ـ لزوم مراقبت بر اعمال و توجه به نقش تعيين كننده آن در تعيين درجات و دركات آخرت
و لكل درجت مما عملوا و ما ربك بغفل عما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 135 - 5
5 ـ سعادتمندى و يا تيره بختى اخروى انسان در گرو كردار دنيوى اوست.
اعملوا على مكانتكم إنى عامل فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 9 - 5
5 ـ نقش اعمال خود انسان در زيانكارى و سعادتمندى اخروى وى
الذين خسروا أنفسهم بما كانوا بأيتنا يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 39 - 8
8 ـ عذاب آخرت، بازتاب عمل انسان، حتى در باور دوزخيان
قالت . .. فذوقوا العذاب بما كنتم تكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 4 - 5
5 ـ ايمان و عمل در رساندن آدمى به پاداش هاى والاى الهى مكمل يكديگرند .
لهم درجت عند ربهم و مغفرة و رزق كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 29 - 4
4 ـ تأثير عملكرد انسان در بينش او
إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 51 - 1
1 ـ شكنجه و عذاب كافران به هنگام مرگ و پس از آن نتيجه اعمال خود آنان است ، نه ظلمى از جانب خداوند بر ايشان .
ذوقوا عذاب الحريق. ذلك بما قدمت أيديكم و أن اللّه ليس بظلّم
«ذلك» مى تواند اشاره به خصوص «عذاب الحريق» باشد و مى تواند اشاره به مجموع عذابى باشد كه در آيه قبل بيان شد. قابل ذكر است كه در برداشت فوق «أن اللّه ... » ناظر به اين حقيقت گرفته شده كه عذاب كافران بيش از استحقاق آنان نيست، نه تعليلى براى ضرورت گرفتارسازى ايشان به عذابهاى الهى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 53 - 8
8 ـ نقش اصلى عمل خود انسان در جلب نقمت يا نعمت
ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 39 - 9
9 ـ سنت خداوند بر تعيين سرنوشت انسان ها در پرتو عملكرد خودشان ، با وجود قدرت او بر تعيين قطعى همه امور
إلا تنفروا يعذبكم . .. و لا تضروه شيئاً و اللّه على كل شىء قدير
خداوند، از يك سو مؤمنان را به جهاد بر مى انگيزد و از سوى ديگر بى نيازى خود را از عملكرد آنان اظهار مى كند و اين نشان دهنده سنت او بر نقش دادن به انسان در تعيين سرنوشت خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 63 - 7
7 ـ كيفر هاى سخت اخروى ، بازتاب عملكرد و موضع گيرى هاى خودِ انسان
من يحادد اللّه و رسوله فان له نار جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 15
15 ـ نقش اصلى عملكرد انسان ، در محروميتش از لطف و عنايت الهى
نسوا اللّه فنسيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 16
16 ـ هلاكت اقوام كافر ، بازتاب عملكرد خود آنان است نه ظلمى از ناحيه خداوند بر آنها .
فما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 82 - 2
2 ـ شادى اندك و رنج طولانى منافقان در دنيا ، بازتاب عملكرد آنان و كيفر الهى براى ايشان
فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً جزاء بما كانوا يكسبون
برداشت فوق بدين احتمال است كه خنده و گريه در «فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً» هر دو مربوط به دنيا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 83 - 11
11 ـ نقش اساسى برخى مواضع و عملكرد هاى نخستين انسان ، در عملكرد و مواضع آينده وى
لن تخرجوا معى . .. إنكم رضيتم بالقعود أول مرّة
تصريح به «أول مرّة» نقش داشتن عملكرد نخستين را در حركتهاى آينده انسان مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 90 - 7
7 ـ عملكرد انسان ، نشانه ايمان يا عدم ايمان وى به خدا و رسول او
و قعد الذين كذبوا اللّه و رسوله
با توجه به اينكه خداوند عمل متخلفان از جنگ را، بازتاب دروغين بودن ايمان آنان شمرده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 94 - 8
8 ـ عملكرد انسان ، نمايانگر باطن وى و ماهيت ايمان اوست .
سيرى اللّه عملكم و رسوله
از اين آيه شريفه چنين استفاده مى شود كه اظهارات زبانى افراد ثمرى ندارد و آنچه ملاك داورى قرار خواهد گرفت، عملكرد آينده آنهاست كه خدا و رسولش بر آن نظارت دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 115 - 9
9 ـ نقش عمل خود انسان ، در محروميت از فيض و هدايت الهى
ما كان اللّه ليضل قوماً . .. حتى يبين لهم ما يتقون
از اينكه خداوند هيچ كس را قبل از بيان حكم، در گمراهى رها نمى سازد، استفاده مى شود كه اگر حكمى بيان شد و انسان، على رغم معرفت و شناخت، از گناه پرهيز نكرد، خداوند وى را در گمراهى رها خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 13 - 7
7 ـ تحولات تاريخ به دست خدا و نتيجه عملكرد انسانهاست .
و لقد أهلكنا القرون من قبلكم . .. كذلك نجزى القوم المجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 14 - 5
5 ـ بقا و زوال امت ها ، در گرو اعمال آنان است .
و لقد أهلكنا القرون . .. ثم جعلنكم خلئف ... لننظر كيف تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 30 - 2
2 ـ فرجام نيك و بد هر كس در عرصه محشر ، در گرو اعمال اوست .
و يوم نحشر هم جميعاً . .. هنالك تبلوا كل نفس ما أسلفت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 41 - 3
3 ـ سود و زيان اعمال و كردار هر شخص تنها عايد و گريبانگير خود آن شخص خواهد شد .
لى عملى و لكم عملكم
حصر در برداشت فوق از تقديم خبر («لى» و «لكم») بر مبتدا، استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 15 - 1،3،6،7
1ـ تلاش براى رسيدن به موهبت هاى دنيا و زينت هاى آن ، در همين دنيا نتيجه بخش بوده و ثمره آن بدون هيچ كاستى ، نصيب
انسان مى شود .
من كان يريد الحيـوة الدنيا و زينتها نوفّ إليهم أعمـلهم فيها و هم فيها لايبخسون
توفية (مصدر نوفّ) به معناى به تمام و كمال پرداختن و ادا كردن است. مراد از «اعمال» نتيجه و ثمره اعمال مى باشد. «بخس» به معناى نقص است و «لايبخسون»; يعنى ، در اداى حقشان ، كمى و كاستى رخ نخواهد داد.
3ـ رسيدن آدمى به بهره هاى دنيوى ، به ميزان تلاش اوست نه آرزو ها و خواسته هاى وى
من كان يريد . .. نوفّ إليهم أعمـلهم
از اينكه قرآن نفرمود: «هر كس دنيا را بخواهد به او مى دهيم»; بلكه با تصريح به كلمه «اعمالهم» بيان كرد كه: خداوند به طالبان دنيا [نتيجه] اعمالشان را اعطا مى كند، از اين نكته معلوم مى شود كه: آنچه در رسيدن به دنيا كارساز است، تلاش آدمى است نه آرزوها و خواسته هاى او.
6ـ نتيجه و ثمره اعمال ، صورت و پرتوى از همان اعمال است .
نوفّ إليهم أعمـلهم
گفتن كلمه «اعمال» و اراده كردن نتيجه و ثمره آن ، گوياى اين نكته است كه: نتيجه عمل بازتاب آن و به گونه اى ، خود همان عمل است.
7ـ بازدهى تلاش انسانها ، سنتى الهى است .
نوفّ إليهم أعمـلهم فيها و هم فيها لايبخسون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 35 - 5
5ـ هر كس مسؤول عملكرد خويش است و تنها خودش به خاطر گناهش مؤاخذه مى شود .
إن افتريته فعلىّ إجرامى
«إجرام» به معناى ارتكاب و كسب گناه است. تقديم «علىّ» بر «إجرامى» حكايت از حصر دارد; يعنى ، گناه افترا (اگر افترايى باشد) تنها متوجه من است نه ديگرى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 19
19ـ اعمال و عقايد جامعه هاى مؤثر در رويداد هاى طبيعى است .
و يـقوم استغفروا ربكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 119 - 11
11ـ « عن أبى بصير عن أبى عبدالله ( ع ) قال : سألته عن قول الله عزوجل : . . . « إلاّ من رحم ربك و لذلك خلقهم » قال : خلقهم ليفعلوا ما يستوجبوا به رحمته فيرحمهم ;
ابوبصير گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «إلاّ من رحم ربك و لذلك خلقهم» سؤال كردم، فرمود: آنان را آفريد تا كارهايى را انجام دهند كه مستحق رحمت الهى شوند و در نتيجه خداوند ايشان را مورد رحمت قرار دهد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 122 - 2،4
2ـ اعمال و عقايد كفرپيشگان ، موجب گرفتار شدن آنان به عذاب هاى الهى است .
و قل . .. اعملوا على مكانتكم ... وانتظروا
4ـ اعمال و عقايد مؤمنان ، موجب دستيابى آنان به فرجامى نيك خواهد شد .
إنا عـملون . .. إنا منتظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 8 - 5
5- فايده شكر نعمت و ضرر و زيان كفران آن به خود انسان باز مى گردد .
لئن شكرتم لأزيدنّكم و . .. إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعًا فإن الله لغنى حمي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 22 - 3
3- پس از اتمام حسابرسى اعمال اهل جهنّم ، شيطان آنان را سرزنش مى كند و گمراهى آنان را معلول انديشه و عمل خود آنان معرفى خواهد كرد .
و قال الشيطـن لمّا قضى الأمر إنّ الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم
مفسّران، از جمله احتمالاتى كه براى «قضى الأمر» برشمرده اند اين است كه وقتى به حسابهاى اهل قيامت رسيدگى شد، شيطان به اهل جهنّم چنين خطابى خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 51 - 5،6،9،10
5- سرنوشت انسان و سعادت و شقاوت وى در روز قيامت بسته به چگونگى رفتار او در دنياست .
ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت
6- رفتار انسان و استحقاق وى براى كيفر و پاداش ، اساس و مبناى جزاى الهى در آخرت است .
ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت
از اينكه خداوند در پاداش و كيفر مسأله كسب و تلاش انسان را مطرح ساخت (ما كسبت)، استفاده مى شود كه همين اساس پاداش و كيفر آدميان است نه چيز ديگر.
9- انتقام خداوند به مقتضاى رفتار خود انسان است ، نه برخاسته از خوى انتقام جويى
إن الله عزيز ذو انتقام . .. ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت
تصريح به اينكه پاداش و كيفر دادن خداوند در برابر كسب و تلاش خود انسان است، گوياى اين حقيقت است كه انتقام خداوند، كه در آيه قبل مطرح گرديد، بر اساس خوى انتقام جويى نيست، بلكه مطابق رفتار خود آدمى است.
10- كيفر و پاداش الهى تنها در برابر مكتسبات و اعمال ارادى انسان است ، نه در مقابل امور ذاتى و فطرى
ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت
تصريح به اينكه كيفر و پاداش الهى در برابر كسب و تلاش خود انسان است (ما كسبت)، مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 44 - 7
7- عقيده و عمل انسان ، نقشى تعيين كننده در سرنوشت او دارد .
إلاّ من اتبعك من الغاوين . و إن جهنّم لموعدهم أجمعين . لها سبعة أبوب لكلّ باب من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 83 - 3
3- گرفتار شدن انسان به عذاب الهى ، نتيجه فكر ، عقيده و اعمال خود اوست .
و لقد كذّب أصحـب الحجر . .. فأخذتهم الصيحة
برداشت فوق با توجه به اين نكته است كه «فا» در «فأخذتهم» براى تعقيب و سببيت است و بيانگر اين است كه عذاب «صيحه» بر اصحاب حجر، به دنبال تكذيب آنان بوده و اين تكذيب سبب عذابشان گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 93 - 5
5- اعمال و رفتار انسان ، معيار بازپرسى و محاسبه و تعيين كننده سرنوشت او در قيامت
لنسئلنّهم . .. عمّا كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 25 - 9
9- اعمال انسان ها و پيامد آنها ، كاملاً ثبت و ضبط مى شود .
ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيـمة و من أوزار الذين يضلّونهم
اگرچه در اين آيه سخن از گناه به ميان آمده است و اينكه گناه كاران گناه خودشان را بر دوش خواهند كشيد، اما گناه خصوصيتى ندارد و نمونه است براى اينكه اثبات كند: همه اعمال ثبت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 30 - 13
13- عقيده و عمل انسان ، داراى نقشى تعيين كننده در سعادت دنيوى و اخروى او
و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا للذين أحسنوا فى هـذه الدنيا حسنة
«اتقوا» دلالت بر عمل خوب و پسنديده مى كند و «اذعان به خير محض بودن قرآن» مشعر به عقيده خوب دارد كه مجموعاً موجب دريافت حسنه دنيوى و اخروى مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 32 - 15،16
15- اعمال تقواپيشگان ، عامل ورود آنان به بهشت
المتّقين . .. ادخلوا الجنّة بما كنتم تعملون
16- بهشت ، پاداش كردار و اعمال متقين
ادخلوا الجنّة بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 33 - 12
12- عقيده و عمل ، داراى نقشى تعيين كننده در سرنوشت انسان
هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم الملـئكة أو يأتى أمر ربّك كذلك فعل الذين من قبلهم و ما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 34 - 2،11
2- اعمال انسان ، داراى بازتاب است .
فأصابهم سيئات ما عملوا
11- عمل انسان ها ، داراى نقش تعيين كننده در سرنوشت آنان
فأصابهم سيئات ما عملوا و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
از آن جايى كه آيه، گرفتار شدن به عذاب را معلول عمل سوء و نيز استهزاى انبيا معرفى كرده است، به دست مى آيد كه عملكرد خود انسانها در رقم زدن سرنوشت آنها مؤثر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 36 - 15
15- عمل انسان ، داراى نقشى تعيين كننده در سرنوشت اوست .
فانظروا كيف كان عـقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 2
2- مورد عقوبت قرار گرفتن انسان هاى ظالم ، نتيجه عمل خود آنان است .
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 96 - 10
10- عمل مستمر خود انسان ، منشأ برخوردارى وى از فضل الهى و نيل به مقام معنوى و سعادت اخروى
و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 100 - 3
3- موضع گيرى و عملكرد خود آدميان ، زمينه تسلط يافتن شيطان را فراهم مى آورد .
إنما سلطـنه على الذين يتولّونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 108 - 2
2- عملكرد خود آدميان ( كفر و دنياگرايى ) ، عامل محروميت آنان از درك حقايق معنوى است .
من كفر بالله . .. بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا ... أُولـئك الذين طبع الله على قل
الذين طبع الله . ..» در مقام بيان مجازات كسانى است كه با اختيار خود به كفر گرويدند و دنيا را بر آخرت ترجيح دادند كه در آيه قبل از آن سخن به ميان آمده است. بنابراين همين گزينش و انتخاب ـ كه عملى است اختيارى ـ موجب مجازات «طبع قلب» مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 110 - 13
13- برخوردارى از مغفرت و رحمت الهى ، نيازمند تلاش و مجاهدت خود انسانهاست .
للذين هاجروا . .. و صبروا إن ربّك من بعدها لغفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 111 - 8
8- عمل انسان ، تعيين كننده سرنوشت وى در قيامت است .
يوم . .. تجـدل عن نفسها و توفّى كلّ نفس ما عملت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 113 - 9
9- عملكرد خود انسان ها ، عامل ابتلاى آنان به عذاب فراگير الهى است .
فكذّبوه فأخذهم العذاب و هم ظـلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 119 - 8
8- عمل انسان ، نشانگر باور ها ، نيت ها و حالات درونى اوست .
ثمّ تابوا من بعد ذلك و أصلحوا
در آيه شريفه اقدام به اصلاح و صلاح عملى، به عنوان شرط توبه و نشانگر واقعى بودن آن ذكر شده است و اين نشان مى دهد كه تحول درونى انسانها به سوى خدا،نمى تواند جداى از عمل صالح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 121 - 8
8- كسب فضايل معنوى و كوشش خودِ انسان ، مؤثر در توفيق يافتن او بر بودن در « صراط مستقيم »
إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله حنيفًا . .. هده إلى صرط مستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 122 - 5
5- كسب فضايل معنوى و كوشش خود انسان ، مؤثر در برخوردارى او از مواهب و نيكى ها در دنيا و مقامات عالى در آخرت
إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله . .. و إنه فى الأخرة لمن الصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 7 - 5
5- برخوردارى حتمى انسان از عمل و آثار عمل خويش ، سنت تغييرناپذير الهى است .
إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 8 - 8
8- رحمت الهى ، امرى اصيل و مستمر ، و محروميت از آن نتيجه عملكرد خود انسان است .
عسى ربّكم أن يرحمكم و إن عدتم عدنا
در اين آيه خداوند همه انسانها حتى گنهكاران را به رحمت خود اميدوار ساخته است: «اگر شما به گناه و فساد باز گرديد، كيفر و عذاب ما هم مجدداً به سراغ شما خواهد آمد». از اين سخن، نتيجه گرفته مى شود كه گرفتار شدن به عذاب خداوند و محروميت از رحمت او، حاصل عملكرد خود انسان است و رحمت خداوند همواره، اصيل و مستمر مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 12 - 8
8- انسان تنها در پرتو حركت و تلاش مى تواند به روزى هاى خدادادى و نياز هاى خويش دست يابد .
لتبتغوا فضلاً من ربّكم
«إبتغاء» (از باب افتعال) به معناى تلاش و كوشش بسيار براى دستيازى به خواسته هاست (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 13 - 2،3
2- بازتاب و نتيجه اعمال انسان ، همواره دامنگير خود او بوده و از وى جدايى ناپذير است .
و كلّ إنسـن ألزمنـه طـئره فى عنقه
اينكه خداوند فرمود: «طائر و كارنامه هر انسانى را به گردن او بسته ايم [و نه به دست او داده ايم]» مى تواند كنايه از ملازمت و تعلق هميشگى اعمال با انسان باشد.
3- سعادت و شقاوت انسان نتيجه مستقيم اعمال خود او بوده و تحت تأثير عوامل اتفاقى چون شانس و اقبال نيست .
و كلّ إنسـن ألزمنـه طـئره فى عنقه
استعمال واژه «طائر» براى عمل، ممكن است از آن جهت باشد كه بينش غلط جاهلى درباره نقش طيره، شانس و اقبال در سرنوشت انسان نفى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 16 - 9
9- عملكرد انسان ها در نابودى و هلاكت آنان ، نقش تعيين كننده دارد .
و إذا أردنا أن نهلك قرية . .. ففسقوا فيها فحقّ عليها القول فدمّرنـها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 69 - 10
10- عقيده و عمل انسان ، داراى نقشى تعيين كننده در كشيده شدن او به كام خطرات و مهلكه ها
فيغرقكم بما كفرتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 72 - 4
4- فرجام نيك و بد انسان ها در آخرت ، تابع عملكرد و بينش دنيوى آنان است .
و من كان فى هـذه أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 15
15- پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز در مسير كسب كمالات معنوى برتر ، نيازمند انجام اعمالى مناسب با آن بود .
فتهجّد به نافلة لك عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 7 - 8
8- عمل انسان در دنيا ، تعيين كننده موفّقيت يا شكست وى در آزمون الهى است .
لنبلوهم أيّهم أحسن عملاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 13
13- محروم شدن حقْ ناپذيران از گوش سپارى به آيات الهى و توجه به آن ، بازتاب عملكرد خود آنها است .
فأعرض عنها . .. إنّا جعلنا ... فى ءاذانهم وقرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 58 - 8
8- اَعمال انسان ، دستاورد هاى خودِ وى و بازتاب آن نيز متوجه خودِ او است .
لو يؤاخذهم بما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 103 - 5
5- اَعمال آدمى ، در سراى دنيا ، دست مايه و سرمايه اصلى او است .
الأخسرين أعمـلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 104 - 5
5- سعى و تلاش آدمى در دنيا ، سرمايه اصلى او است .
الأخسرين أعمـلاً . الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 13
13- ارزش هر انسان ، به اَعمال او است .
فحبطت أعمـلهم فلانقيم لهم يوم القيـمة وزنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 63 - 7
7- كردار انسان ، تعيين كننده سرنوشت اخروى او است .
تلك الجنّة . .. من كان تقيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 15 - 12
12 - پاداش ديدن و به كيفر رسيدن انسان ها ، محصول كردار و تلاش خود آنها است .
لتجزى كلّ نفس بما تسعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 52 - 4
4 - سرنوشت هر ملتى با عقايد و كردار خود آنان رقم مى خورد ; نه با افكار و اعمال نياكانشان .
قال فما بال القرون الأُولى . قال علمها عند ربّى
پاسخ موسى و هارون(ع) اين بود كه اقوام پيشين، آنچه انجام داده اند، نزد خداوند محفوظ است و خود مى داند با آنان چه كند، فرجام آنها هر چه باشد، تأثيرى در سرنوشت تو ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 126 - 9،10
9 - كيفيت برانگيختن انسان و جزاى اعمال او در قيامت ، متناسب با عملكرد دنيايى او است .
فنسيتها . .. تنسى
10 - پاداش و كيفر انسان در قيامت ، برخاسته از كردار دنيوى او است .
فنسيتها . .. اليوم تنسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 11 - 6
6- افول و نابودى بسيارى از تمدن ها ، معلول عملكرد مردم آن جوامع بوده است .
و كم قصمنا من قرية كانت ظلمة
كلمه «كَمْ» در «كم قصمنا» خبريه و به معناى «كثير» است. توصيف قريه ها و امت ها به ظالم بودن، بيانگر سبب هلاكت و نابودى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 41 - 10
10ـ كيفر و عذاب الهى براى انسان ها ، بازتاب و نتيجه عمل خود آنان است .
و لقد استهزئَ . .. فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 86 - 9
9- بهره مندى از عنايات خاص الهى ، نيازمند به تلاش و عمل خود انسان است .
كلّ من الصـبرين . و أدخلنـهم فى رحمتنا إنّهم من الصـلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 10 - 1
1 - دوزخ و عذاب سخت آن ، دستاورد خود انسان ها است .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 18
18 - عذاب و كيفر الهى ، ره آورد عملكرد خود انسان ها
و لاتخـطبنى فى الذين ظلموا إنّهم مغرقون
تعبير «الذين ظلموا» اشعار به عليت دارد; يعنى، آنان (قوم نوح) به جهت ستمشان محكوم به عذاب طوفان شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 106 - 7
7 - « عن أبى عبداللّه (صلی الله علیه و آله) فى قول اللّه عزّوجلّ : « قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا » قال : بأعمالهم شقوا ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه درباره سخن خداوند «قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا» فرمود: اعمال آنان (جهنميان) موجب شقاوت آنها شد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 17
17 - فرجام نيك و بد انسان ها ، در گرو عقيده و عمل آنان است .
رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة . .. ليجزيهم اللّه أحسن م
تصريح خداوند بر اعمال مؤمنان (أحسن ما عملوا) و نيز اعمال كافران (أعمالهم كسراب)، حكايت از اين دارد كه علاوه بر عقيده انسان ها(ايمان و كفر)، اعمال آنان نيز در سرنوشت شان مؤثر خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 54 - 5
5 - هر فردى ، مسؤول رفتار خويش است و پيامد آن ، دامنگير خود او خواهد بود .
قل أطيعوا اللّه . .. فإن تولّوا فإنّما عليه ما حمّل و عليكم ما حملتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 58 - 3
3 - خداوند ، پديدآورنده زمينه زوال و نابودى ظالمان به وسيله افكار و تصميم گيرى هاى خود آنان
فأخرجنـهم من جنّـت . .. و كنوز و مقام كريم
تصميم فرعونيان مبنى بر تعقيب بنى اسرائيل، در ظاهر طرح و برنامه خود آنان بود; اما از آن جا كه خداوند زمينه هاى چنين تصميم هلاكت بارى را پديد آورده بود، خروج فرعونيان را فعل خود قلمداد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 189 - 4
4 - كيفر هاى الهى ، بازتاب عملكرد خود انسان ها است .
فكذّبوه فأخذهم عذاب يوم الظلّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 20
20 - بازتاب سپاسگزارى و كفران انسان در برابر نعمت هاى خدا ، تنها متوجه خود او است .
و من شكر فإنّما يشكر لنفسه و من كفر فإنّ ربّى غنىّ كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 84 - 9
9 - محاكمه شدن كافران به خاطر كردارشان علاوه بر محاكمه آنان به خاطر عقايدشان
أكذّبتم بـايـتى . .. أمّاذا كنتم تعملون
عبارت «أكذّبتم بآياتى» دلالت بر محاكمه عقيدتى و تعبير «أمّاذا كنتم تعملون» دلالت بر محاكمه آنان به خاطر كردارشان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 27
27 - تصميم و عمل انسان ها ، نقش تعيين كننده اى در سرنوشت آنان دارد .
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عـقبة الذين من قبلهم . .. و لـكن كانوا أن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 36 - 4،10،12
4 - دشوارى ها و ناملايمات زندگى ، پيامد عمل خود انسان ، و برخوردارى از رحمت ، از ناحيه خداوند است .
أذقنا الناس رحمة . .. و إن تصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم
10 - دچار شدن مشركان به ناگوارى ، محصول دستاورد خود آنان است .
و إذا أذقنا الناس رحمة . .. و إن تصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم
12 - اعمال انسان ها ، در برخى رخداد هاى تكوينى عالم ، داراى نقش و تأثير است .
تصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 41 - 5،6
5 - عمل آدمى ، در پيدايش مصائب و بلايا ، داراى تأثير است .
ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس
مراد از فساد در دريا و خشكى، به تناسب موقعيت، ممكن است بلاياى طبيعى و آسيب ديدن روند طبيعت باشد.
6 - عمل انسان ها ، در تحولات عالَم طبيعت ، مؤثر است .
ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 42 - 11
11 - عقيده و عمل انسان ، داراى نقش تعيين كننده در سرنوشت او است .
سيروا . .. فانظروا
از دعوت به سير و مطالعه در آثار گذشتگان، به دست مى آيد كه انسان، با سير و مطالعه، مى تواند آينده خود را رقم بزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 44 - 5،9
5 - عقيده و عمل آدمى ، در سعادت و شقاوت وى نقش اساسى دارد .
يومئذ يصّدّعون . من كفر فعليه كفره و من عمل صـلحًا فلأنفسهم يمهدون
9 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : « . . .إنّ عمل المؤمن يذهب فيمهد له فى الجنّة كما يرسل الرجل غلامه فيفرش له » . ثمّ تلا « و من عمل صالحاً فلأنفسهم يمهدون » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: «. ..همانا، عمل مؤمن مى رود و جايگاه او را در بهشت آماده مى سازد، آن گونه كه انسان، غلام اش را مى فرستد و براى او منزلگاه اش را فرش مى كند.». سپس امام، اين آيه را تلاوت فرمود: و من عمل صالحاً فلأنفسهم يمهدون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 59 - 5
5 - موضع گيرى و عمل خود آدمى ، زمينه نابود شدن استعداد هدايت در وى است .
و لئن جئتهم بأية ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون . كذلك يطبع اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 4 - 10
10 - اعمال و عقايد انسان ، در تشكيل ساختار روحى وى ، نقش اساسى دارد .
للمحسنين . .. يقيمون ... يوقنون
از اين كه خداوند، در وصف محسنان به دو صفت عمده ـ كه يكى عملى (نماز و انفاق) و ديگرى عقيدتى است ـ پرداخته، نشان مى دهد كه عمل و عقيده، در ايجاد روحيه اى خاص نقش دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 15 - 21
21 - اَعمال دنيوى انسان ها ، تعيين كننده سرنوشت اخروى آنها است .
ثمّ إلىّ مرجعكم فأُنبّئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 14 - 8،13
8 - عقيده و عمل ، سازنده آخرت انسان است .
فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هـذا . .. و ذوقوا ... بما كنتم تعملون
13 - ابتلاى انسان به كيفر هاى اخروى ، نتيجه موضع گيرى ها و عملكرد خود وى است .
فذوقوا بما نسيتم . .. بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 17 - 8
8 - خود انسان در سعادت اخروى اش داراى نقشى تعيين كننده است .
فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم من قرّة أعين جزاء بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 45 - 5
5 - انسان ، موجودى مختار بوده و رفتار او تعيين كننده سرنوشت او است .
و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «با» در «بماكسبوا» براى سببيت است; يعنى، اگر خدا آنان را به سبب رفتارشان مؤاخده كند. .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 19 - 1
1 - پيامبران مردم انطاكيه ، بدبختى و زندگى شوم آنان را ناشى از عمل كرد خود مردم دانستند ، نه ناشى از تذكرات شان به آنان
قالوا طـئركم معكم أئن ذكّرتم
همزه در جمله «أئن ذكّرتم» براى استفهام است و فعل مجزوم «ذُكِّر» فعل شرطى است كه خبر آن مقدر مى باشد و تقدير آن، يا «أتشأمون بالتذكر إن ذكرتم» و يا «أتتوعدون إن ذكرتم» است. برداشت ياد شده براساس تقدير نخست مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 65 - 3
3 - دست ها و پا هاى كافران ، در قيامت عليه آنان به سخن آمده و بر دستاوردهايشان ، گواهى خواهند داد .
تكلّمنا أيديهم و تشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 61 - 3،4
3 - سعادت و رستگارى بزرگ ( بهشت جاودانه ) ، در سايه عمل و كوشش ميسر است .
إنّ هـذا لهو الفوز العظيم . لمثل هـذا فليعمل العـملون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند براى نيل به فوز عظيم، تنها بر عمل انسان تكيه كرده و به آن توصيه فرموده است.
4 - منافات نداشتن عمل براى نيل به بهشت جاودانه ، با اخلاص و رسيدن به مقام شامخ عبوديت
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و ما نحن بمعذّبين . إنّ هـذا لهو الفوز العظيم . لم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 135 - 6
6 - مجموعه عقايد و رفتار خود انسان ، تعيين كننده سرنوشت او است .
إذ نجّينـه و أهله أجمعين . إلاّ عجوزًا فى الغـبرين
از اين كه همسر لوط از عذاب الهى نجات نيافت، مى توان حقيقت يادشده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 28 - 10
10 - عمل ( نيك كردارى و تبه كارى ) ، عنصر تعيين كننده سرنوشت بشر
و عملوا الصـلحـت كالمفسدين . .. المتّقين كالفجّار
تصريح به عمل صالح و نيز عنوان «مفسدين»، «متقين» و «فجّار»، گوياى اين حقيقت است كه آنچه سرنوشت بشر را رقم مى زند، عمل صالح، فسادگرى، تقواپيشگى و تبه كارى است; كه همگى از سنخ عمل مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 39 - 6
6 - سعادتمندى و يا تيره بختى انسان ها در دنيا و آخرت ، در گرو اعمال و كردار خود آنان است .
اعملوا على مكانتكم إنّى عـمل فسوف تعلمون
با توجه به ارتباط اين آيه با آيه بعد ـ كه درباره سرنوشت هلاكت بار كافران در دنيا و آخرت سخن گفته است ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 2،4
2 - رفاه مندى و برخوردارى از نعمت ها در سايه تلاش و دانش اقتصادى ، در صورت همراه بودن آن با ناسپاسى و غفلت از منشأ خدايى آنها ، هلاكت و بدبختى در دنيا را در پى خواهد داشت .
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون فأصابهم سيّئات ما كسبوا
4 - سرنوشت انسان ، در گرو چگونگى رفتار خود او است .
فأصابهم سيّئات ماكسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 70 - 5
5 - عمل و رفتار انسان ، مبناى داورى خداوند و ملاك جزاى او در قيامت است .
و وفّيت كلّ نفس ما عملت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 8
8 - تمامى رفتار و كردار آدمى در دنيا ، بايد بر پايه حق و مطابق با عدل باشد .
و قضى بينهم بالحقّ
تذكر خداوند بر اين كه داورى ميان مردم در قيامت بر پايه حق و عدل خواهد بود; در واقع توصيه اى است به بندگان كه رفتار خود را مطابق عدل و بر پايه حق بنا نهند; زيرا در قيامت رفتار آنان بر همين اساس سنجيده و جزا داده خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 13
13 - سرنوشت انسان ، در گرو رفتار و كردار خود او است .
فأخذهم اللّه بذنوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 16
16 - گمراه شدن انسان از سوى خداوند ، نتيجه و پيامد كردار خود او است .
كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب
از اين كه خداوند از ميان انسان ها، كسانى را گمراه مى سازد كه دست به اسراف مى زنند و پيوسته در حق ترديد روا مى دارند، مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 13،15
13 - زندگى دنيوى ، مجال عمل و انتخاب است ; اما همراه با مسؤوليت و دريافت نتايج .
اعملوا ما شئتم
از تقابل «يلقى فى النار» و «اعملوا ما شئتم» استفاده مى شود كه تحريف گران آيات الهى، تنها در مجال دنيا حق انتخاب دارند و در آخرت مجبور به ورود در آتش اند.
15 - عملكرد انسان ، مبناى كيفر و پاداش الهى است .
اعملوا ما شئتم إنّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 13 - 30
30 - تأثير عملكرد آدمى در دستيابى وى به هدايت الهى
و يهدى إليه من ينيب
از آن جا كه انابه و بازگشت به خدا در قالب اعمال و رفتار انسان شكل مى گيرد، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 20 - 8
8 - تلاش و اعمال انسان ، بدون نتيجه و بازتاب نخواهد بود .
من كان يريد حرث الأخرة نزد له . .. حرث الدنيا نؤته منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 6
6 - عملكرد انسان ها ، تعيين كننده سرنوشت آنان در آخرت
ترى الظـلمين مشفقين ممّا كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 34 - 4
4 - نقش و تأثير عملكرد انسان در بروز حوادث طبيعى
أو يوبقهنّ بما كسبوا
از اين كه انسان هابه واسطه گناهان خود گرفتار طوفان گشته و غرق مى شوند، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 3
3 - هدايت و ضلالت الهى نسبت به انسان ، نتيجه اعمال خود او است .
إنّما السبيل على الذين يظلمون الناس و يبغون فى الأرض . .. و من يضلل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 46 - 7،8
7 - هدايت و اضلال الهى نسبت به انسان ، محصول عملكرد خود او است .
إنّ الظـلمين فى عذاب مقيم . .. و من يضلل اللّه
8 - راه هدايت ، براى كسانى كه خداوند ايشان را در اثر عملكردشان گمراه نموده بسته است .
و من يضلل اللّه فما له من سبيل
برداشت ياد شده بر اين پايه است كه آيه شريفه مربوط به وضعيت گمراه شدگان در دنيا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 48 - 14
14 - « نعمت ها » برخاسته از لطف و رحمت الهى و « مصائب و سختى ها » نتيجه عملكرد خود آدمى است .
و إنّا إذا أذقنا الإنسـن منّا رحمة . .. و إن تصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 28 - 10
10 - تأثير عملكرد پدران ، در سرنوشت نسل هاى آينده آنان
و إذ قال إبرهيم . .. و جعلها كلمة باقية فى عقبه
ذكر باقى ماندن توحيد در نسل ابراهيم(ع) ـ پس از بيان اعلام شجاعانه برائت از شرك و روى آوردن آن حضرت به توحيد ـ مى تواند اشاره به نقش پدران در سرنوشت نسل هاى بعد داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 36 - 8
8 - گمراهى انسان و تسلط شيطان بر وى ، نتيجه عملكرد تباه كننده خود او است .
و من يعش . .. نقيّض له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 3
3 - خشم و انتقام خداوند از انسان ها ، ناشى از عملكرد خود آنان است .
فأطاعوا . .. فلمّا ءاسفونا انتقمنا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 69 - 5
5 - ارزش ايمان ، به همراهى آن با عمل است .
الذين ءامنوا بـايـتنا و كانوا مسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 37 - 6
6- هلاكت و نابودى جوامع ، ناشى از عملكرد خود آنان است .
أهلكنـهم إنّهم كانوا مجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 15 - 7،11
7 - اعمال نيك و بد آدمى ، داراى بازتاب در دنيا و درپى دارنده كيفر و پاداش در حيات اخروى
من عمل صـلحًا . .. ثمّ إلى ربّكم ترجعون
تعبير «ثمّ إلى ربّكم» ـ در پى «من عمل صالحاً. ..» ـ مى رساند كه آنچه در صدر آيه شريفه نسبت به بازتاب عمل گفته شده، مربوط به دنيا است و اعمال آدمى پس از آن نيز كيفر و پاداشى در نزد پروردگار خواهد داشت.
11 - فلسفه معاد ، تحقق عدالت الهى و رسيدن انسان به نتيجه عملكرد خود
ثمّ إلى ربّكم ترجعون
مسأله قيامت ـ كه از«إلى ربّكم ترجعون» استفاده مى شود ـ پس از اصل بازيابى نتايج اعمال، ياد شده است. از اين مطلب فهميده مى شود كه برپايى قيامت نيز در راستاى اجراى عدالت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 21 - 4
4 - چگونگى مرگ و زندگى انسان ، در گرو چگونگى اعمال او است .
اجترحوا السيّئات أن نجعلهم كالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت سواء محياهم و مماتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 31 - 7
7 - روحيه استكبارى كافران در برابر آيات الهى ، معلول عملكرد و جرايم گذشته خود آنان *
فاستكبرتم و كنتم قومًا مجرمين
براساس اين احتمال كه تعبير «و كنتم. ..» در مقام تعليل گرايش كافران به استكبار باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 10 - 15
15- برخوردارى از هدايت الهى و يا محروم ماندن از آن ، معلول تلاش و عملكرد خود انسان
كفرتم به . .. و استكبرتم إنّ اللّه لايهدى القوم الظـلمين
گرچه در اين آيه، فعل «لايهدى» به خداوند نسبت داده شده است; اما از آن جا كه عدم هدايت، بر كفر و استكبار ـ كه عمل اختيارى انسان است ـ مترتب شده، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 19 - 1،8
1- هر يك از مؤمنان و كافران ، داراى درجات و مراتب مختلف ، متناسب با عملكرد خود
و لكلّ درجـت ممّا عملوا
«لكلّ» ممكن است نظر به دو دسته داشته باشد: 1ـ مؤمنان نيك كردار، 2ـ كافران منكر معاد و ممكن است ناظر به هر مؤمن در مقايسه با ديگر مؤمنان و هر كافر در مقايسه با ديگر كافران باشد. براشت ياد شده بر اساس احتمال نخست است.
8- مجال زندگى دنيا ، ناكافى براى برخوردارى انسان از نتايج كامل همه اعمال خويش و نفى هرگونه ظلم
و ليوفّيهم أعمـلهم و هم لايظلمون
از اين كه خداوند، استيفاى همه اعمال و نفى هرگونه ظلم را به مجال آخرت محوّل ساخته است; مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 20 - 16
16- كيفر الهى در حق كافران ، معلول عملكرد منفى خود آنان و به دور از شائبه ظلم
و هم لايظلمون . .. تجزون عذاب الهون بما كنتم تستكبرون ... و بما كنتم تفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 25 - 11
11- بلا ها ، بازتاب عملكرد خود انسان
كذلك نجزى القوم المجرمين
وصف «مجرمين»، مشعر به عليت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 34 - 11
11- كيفر كافران در قيامت ، نتيجه عملكرد خود آنان
قال فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 26
26- تفاوت فرجام اخروى مؤمنان و كافران ، بازتاب تمايز عملكرد دنيوى آن دو
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت . .. و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون ... الجنّة ال
در اين جا خداوند نخست به تمايزهاى دنيوى اهل ايمان با كافران پرداخته و سپس تفاوت فرجام اخروى آنان را بيان داشته است. از اين ارتباط موجود در آيات، پيوند تنگاتنگ ميان عملكرد دنيوى هر گروه با فرجامشان استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 23 - 9
9- ابتلاى انسان به لعن الهى و حق نشنوى ، معلول عملكرد خود او است .
فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم . .. أولـئك الذين لعنهم اللّه فأصمّهم و أعمى أبصـ
هر چند فعل هاى «أصمّ» و «أعمى» به خداوند نسبت داده شده، امااين مستلزم جبر نيست; زيرا انسان در ابتدا كر و كور نمى شود; بلكه در پى يك سلسله اعمال منافقانه، محكوم به لعن و نفرين الهى مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 28 - 8
8- عذاب به هنگام مرگ و حبط اعمال ، نتيجه عملكرد خود انسان است .
يضربون وجوههم و أدبـرهم . ذلك بأنّهم اتّبعوا... و كرهوا ... فأحبط أعمـلهم
از تعليل موجود در آيه شريفه، استفاده مى شود كه منافق، خود با عملكرد خويش زمينه عذاب و حبط اعمالش را فراهم مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 31 - 4،11
4- اراده خداوند به تعيين مراتب مؤمنان ، براساس عمل ايشان و نه علم ازلى خود
و اللّه يعلم أعمـلكم . و لنبلونّكم حتّى نعلم المجـهدين
روشن است كه خداوند، عالم به تمامى غيب است و اعمال آدميان را قبل از وقوع آن مى داند و چه بسا تعبير «واللّه يعلم أعمالكم» نظر به علم قبل از عمل نيز داشته باشد. از اين رو «حتّى نعلم ...» را بدان معناگرفت كه خداوند، حقيقتاً نمى داند و پس از فعل انسان علم پيدا مى كند. بنابر اين جمع بين «واللّه يعلم» و «لنبلونّكم حتّى نعلم...» مى تواند اين باشد كه خداوند، مراتب مؤمنان را براساس علم ازلى معين نمى سازد; بلكه پس از آزمايش داورى مى كند.
11- اعمال ، بازگو گننده سرّ درون و باور هاى راسخ انسان *
و نبلوا أخباركم
كلمه «أخبار» مى تواند به معناى اعمال باشد; از آن جهت كه عمل، خبر از اسرار نهفته باطن انسان مى دهد. از اطلاق خبر بر عمل به اين عنوان، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 32 - 14
14- برخى اعمال انسان ، ازبين برنده و نابودكننده ارزش و اثر ساير اعمال وى
و سيحبط أعمـلهم
بنابراين كه حبط اعمال به معناى پوچ شدن و بى بها گشتن اعمال به ظاهر نيك باشد، از ارتباط «كفروا»، «صدّوا» و «شاقّوا» با «سيحبط أعمالهم» مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 33 - 8
8- امكان نابود شدن اعمال گذشته انسان ، به وسيله برخى اعمال و موضع گيرى هاى بعدى وى
و لا تبطلوا أعمـلكم
از «لا تبطلوا أعمالكم» استفاده مى شود كه صدور اعمال نيك از انسان، به معناى بقاى هميشگى آن نيست; بلكه ممكن است اعمال و موضع گيرى هاى بعدى انسان، اعمال نيك گذشته وى را مضمحل كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 34 - 6
6- نقش اعمال خود انسان ، در محروميت او از رحمت و غفران بى كران الهى
إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. فلن يغفر اللّه لهم
«فا» در «فلن يغفر اللّه» مى رساند كه عدم غفران، نتيجه فعل خود كافران است (كفروا و صدّوا)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 36 - 8
8- آميختگى عقيده و عمل ( ايمان و تقوا ) ، شرط برخوردارى از پاداش الهى
و إن تؤمنوا و تتّقوا يؤتكم أجوركم
خداوند، ايمان و تقوا را در كنار هم زمينه دريافت پاداش قرار داده است; از آن جا كه «ايمان»، بيشتر بر عقيده اطلاق مى شود و «تقوا» در عمل تجلى مى يابد، مى توان به مطلب ياد شده پى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 16 - 4
4 - آشكار شدن صداقت توبه كنندگان واقعى ، در ميدان عمل و تكاليف دشوار
قل للمخلّفين من الأعراب ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 6
6 - رذيلت هاى اخلاقى ، داراى ريشه در نوع رفتار و انتخاب هاى پيشين انسان
إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة حميّة الجـهليّة
با توجه به اين كه فاعل «جعل»، «الذين كفروا» است و با الغاى خصوصيت، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 21
21- دستيابى به فضل و خشنودى خداوند ، نيازمند تلاش و عمل
أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم تريهم ركّعًا سجّدًا يبتغون فضلاً من اللّه و رضونً
در واژه «إبتغاء»، تلاش و كوشش نهفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 14 - 21
21 - « عن حمران بن أعين عن أبى جعفر ( ع ) قال سمعته يقول : الايمان مااستقرّ فى القلب و افضى به إلى اللّه عزّوجلّ و صدّقه العمل بالطاعة للّه و التسليم لأمره و الإسلام ما ظهر من قول او فعل . . . قال اللّه عزّوجلّ « قالت الأعراب ءامنّا قل لم تؤمنوا و لـكن قولوا أسلمنا و لمّا يدخل الإيمان فى قلوبكم . . . ;
حمران بن اعين مى گويد: از امام باقر(ع) شنيدم كه مى فرمود: ايمان عقيده اى است كه در قلب قرار دارد و انسان بهوسيله آن به قرب خداى عزّوجلّ مى رسد و عمل به طاعت خدا و تسليم امر او، آن را تصديق مى كند. اسلام عقيده اى است كه در گفتار و كردار انسان ظاهر مى شود [اگرچه در قلب نباشد] خداى عزّوجلّ فرمود: «قالت الأعراب آمنّا قل لم تؤمنوا و لـكن قولوا أسلمنا...»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 18 - 3
3 ـ اعمال آدميان ، نشانگر ميزان صداقت آنان در ادّعاى ايمان
يمنّون عليك أن أسلموا . .. و اللّه بصير بما تعملون
با توجه به اين كه سياق آيات، در زمينه كسانى است كه به گزاف مدعى ايمان اند; تعبير «و اللّه بصير بما تعملون» مى تواند نظر به مطلب بالا داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 18 - 2
2ـ سخنان آدمى ، همانند ساير اعمال او ، مسؤوليت آفرين و مورد محاسبه
ما يلفظ من قول إلاّ لديه رقيب عتيد
در آيه قبل، مسأله محاسبه و ضبط اعمال به صورت مطلق مطرح گرديده است و اكنون دراين آيه، ضبط و محاسبه گفتار، به انسان يادآورى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 21 - 11
11 - عمل انسان ، تنها محور سعادت و شقاوت وى
كلّ امرى بما كسب رهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 31 - 4
4 - پاداش و كيفر الهى ، بر محور عملكرد نيك و بد آدمى قرار دارد .
ليجزى الذين أســوا بما عملوا و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 41 - 2،7
2 - مجازات و پاداش اخروى ، بر محور عملكرد خود انسان است .
و أنّ سعيه سوف يرى . ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى
ضمير «ه» در «يجزاه» به «سعى» بازمى گردد.
7 - مبتنى بودن جزاى الهى بر عملكرد خود انسان ، پيام مشترك تمامى پيامبران
أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . و إبرهيم ... و أن ليس للإنسـن إلاّ ما سعى ... ثمّ
از ارتباط آيات شريفه، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 53 - 4
4 - اعمال خود انسان ، ملاك داورى خداوند درباره او
و كلّ شىء فعلوه فى الزّبر . و كلّ صغير و كبير مستطر
تصريح خداوند به مضبوط بودن اعمال كوچك و بزرگ آدمى، مى رساند كه اعمال خود او نقش اساسى در مسؤوليت و مجازات و محاكمه وى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 24 - 1
1 - اعمال و رفتار انسان ها ، تعيين كننده سرنوشت آنان است .
جزاء بما كانوا يعملون
تصريح به اين كه مقام بلند پيشتازان، پاداش اعمال خود آنان است، حاكى از مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 6 - 7
7 - مبناى داورى و كيفر و پاداش الهى درباره انسان ، عملكرد خود آنان است .
فينبّئهم بما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 4 - 5
5 - حكم الهى و تعيين سرنوشت ملت ها ، براساس عملكرد خود آنان
هو الذى أخرج الذين كفروا . .. ذلك بأنّهم شاقّوا اللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 20 - 6
6 - انتظار بهشتى بودن با داشتن عملى چون دوزخيان ، پندارى ناروا است .
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه . .. لايستوى أصحـب النار و أصحـب الجنّة
با توجه به اين كه مخاطب «لاتكونوا» در آيه قبل، مؤمنان مى باشند. روى سخن اين آيه با مؤمنان است كه نپندارند، در صورت همگون بودن با غافلان از خدا و دوزخيان، مى توانند در زمره بهشتيان باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 5 - 13
13 - عمل آدمى ، موجب بروز تغييرات در قلب و فطرت او است .
فلمّا زاغوا أزاغ اللّه قلوبهم
جمله «أزاغ اللّه قلوبهم» جواب «لمّا زاغوا» است; يعنى، تا كسانى خود منحرف نشوند، خداوند دل هاى آنان را منحرف نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 2 - 9،10
9 - رفتار و كردار آدمى ، نشانگر كفر و ايمان و نيز انديشه و باور او است .
فمنكم كافر و منكم مؤمن و اللّه بما تعملون بصير
10 - هشدار خداوند به انسان ها ، درباره رفتار و كردار هاى خويش
و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 5 - 7
7 - سرنوشت شوم و عذاب الهى ، ثمره و پيامد رفتار خود انسان است .
فذاقوا و بال أمرهم و لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 7 - 6
6 - رفتار انسان ها ، تعيين كننده سرنوشت اخروى آنان است .
ثمّ لتنبّؤنّ بما عملتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 4 - 6
6 - تأثير رفتار انسان ها در قلب و روح آنان
فقد صغت قلوبكما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 24 - 5
5 - بهشت برين و نعمت هاى آن ، محصول تلاش ها و دستاورد هاى انسان ها در دنيا است .
بما أسلفتم فى الأيّام الخالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 11 - 4
4 - تأثير استغفار و ايمان ، در تحولات طبيعت و واكنش جهان مادى در برابر عقايد و رفتار انسان ها
استغفروا ربّكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 16 - 7
7 - تأثير عقايد و رفتار انسان ها ، در تحولات طبيعت
و ألّوِاستقـموا على الطريقة لأسقينـهم ماء غدقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 38 - 1،2،3،4
1 - سرنوشت خوب و بد و سعادت و نگون بختى انسان ها ، در گرو چگونگى رفتار و كردار خود آنان است .
كلّ نفس بما كسبت رهينة
2 - رفتار و كردار انسان ، سازنده شخصيت او است .
كلّ نفس بما كسبت رهينة
3 - انسان ، در برابر تمامى رفتار ها و كردار هاى خويش ، مسؤول و در قيامت مورد بازخواست است .
كلّ نفس بما كسبت رهينة
4 - دوزخ ، نتيجه و پيامد رفتار و كردار خود دوزخيان است .
سأصليه سقر . .. كلّ نفس بما كسبت رهينة
با توجه به ارتباط ميان اين آيه و آيات قبل و بعد ـ كه درباره دوزخ است ـ مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 13 - 5
5 - سرنوشت انسان در قيامت ، در گرو رفتار و كردار دنيايى او است .
ينبّؤا الإنسـن يومئذ بما قدّم و أخّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 35 - 2
2 - فرجام اخروى هر انسان ، وابسته به كردارى است كه در آن تلاش جدى داشته است .
يوم يتذكّر الإنسـن ما سعى
به كار بردن ماده «سعى» ـ به جاى «عمل» ـ ممكن است در بدى ها، ناظر به ناديده گرفتن لغزش هاى خالى از اصرار و در اعمال نيك، توصيه به دريغ نورزيدن از كوشش مداوم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 40 - 6
6 - سرنوشت انسان در آخرت ، وابسته به كردار و خصلت هاى او در دنيا است .
و ءاثر الحيوة الدنيا . .. خاف مقام ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 7 - 3
3 - « عن نعمان بن بشير سمعت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يقول : « و إذا النفوس زوّجت » قال : هما الرجلان يعملان العمل ، يدخلان الجنّة و النار ;
از نعمان بن بشير روايت شده كه گفت: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيدم كه اين آيه را قرائت مى فرمود: «و إذا النفوس زوّجت» و فرمود: آنان دو مردى هستند كه هر دو يك عمل را انجام مى دهند و همراه هم داخل بهشت يا جهنم مى شوند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 14 - 6
6 - ورود هر انسان به بهشت يا جهنم ، سزاى كردار او است .
و إذا الجحيم سعّرت . و إذا الجنّة أُزلفت . علمت نفس ما أحضرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 12 - 3
3 - رفتار انسان ، باور هاى او را تحت تأثير قرار مى دهد .
و ما يكذّب به إلاّكلّ معتد أثيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 14 - 7
7 - شناخت ها و كردار انسان ، سرمايه و دستاورد او و مؤثر در گرايش ها و ضعف و قوّت فهم او است .
ما كانوا يكسبون
تعبير «يكسبون» ـ كه ناظر به تكذيب اعتدا و گناه كافران است ـ بيانگر اين است كه انديشه ها و كردار، سرمايه اى است كه آن را به دست آورده اند; گرچه براى آنان چيزى جز زيان دربرندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 7 - 7
7 - دستيابى انسان به فرجام آسوده و راحت ، در گرو كردار او است .
فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 5
5 - فرجام هر كسى ، وابسته به كردار او است .
فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى . و أمّا من بخل ... فسنيسّره للعسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 6 - 5
5 - كيفر هاى الهى و سقوط انسان به اعماقِ پستى ها ، دستاورد عقيده و كردار خود او است .
ثمّ رددنـه أسفل سـفلين . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 9
9 - ايمان و عمل ، مكمل يكديگر در رساندن انسان به بهشت جاويدان
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت . .. جزاؤهم عند ربّهم جنّـت عدن ... خـلدين فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 6 - 3،4
3 - هر يك از رفتار هاى انسان ، داراى مقياسى مخصوص براى ارزيابى در قيامت
فأمّا من ثقلت موزينه
«موازين» يا جمع «ميزان» است و يا جمع «موزون» (كشّاف). در صورت اول، ناظر به تفاوتِ ميزان هر عمل با ميزان ديگر اعمال و عقايد است. برخى آن را ناظر به افرادى دانسته اند كه مورد محاسبه قرار خواهند گرفت. (مفردات راغب)
4 - فرجام انسان در قيامت ، وابسته به رفتار او است .
فأمّا من ثقلت موزينه
اين آيه از «ثقل موازين» در كردار نيك و آيات بعد از «خفّت» آن در كردار بد، سخن گفته است. بنابراين خوبى و بدى كردار، در فرجام اخروى دخيل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 8 - 4
4 - فرجام اخروى هر كس ، وابسته به اعمال او است .
فأمّا من ثقلت موزينه . .. و أمّا من خفّت موزينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 9 - 6
6 - فرجام اخروى انسان ، وابسته به كردار او است .
فأمّا من ثقلت موزينه . فهو فى عيشة راضية . و أمّا من خفّت موزينه . فأُمّه هاوية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 69 - 10
10- رفتار خوب و بد اقوام ، موجب سرفرازى و يا شرمسارى رهبران آنان
فلما جاء ءال لوط المرسلون . .. و قضينا إليه ذلك الأمر أن دابر هـؤلاء مقطوع ... ق
از اينكه فرستادگان خداوند براى اعلام عذاب قوم لوط به منزل لوط(ع) رفتند و آن حضرت قومش را از هر عملى كه موجب شرمسارى او شود نهى فرمود، به دست مى آيد كه لوط(ع) در موقعيت يك رهبر در جامعه تلقى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 53 - 11
11 ـ تأثير عقايد و اعمال امت ها در تحولات اجتماعى آنان
ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 27
27 - تبعيض در ايمان و عمل به احكام دين ، در پى دارنده ذلت و خوارى در دنيا و عذاب شديد در قيامت است .
ما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزى فى الحيوة الدنيا و يوم القيمة يردون إلى أشد الع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 86 - 8
8 - كشتن و آواره كردن اهل ايمان و تبعيض در دين ، موجب از دست دادن سراى آخرت و گرفتار شدن به عذاب شديد قيامت است .
أولئك الذين اشتروا . .. فلا يخفف عنهم العذاب
«ال» در «العذاب» عهد ذكرى و اشاره به «أشد العذاب» در آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 13 - 20
20 - اكتفا به انجام برخى از تعاليم شريعت ، خطرى براى كليت دين
أقيموا الدين و لا تتفرّقوا فيه
برداشت ياد شده باتوجّه به دو مطلب زير است: الف) مراد از «لاتتفرّقوا» عمل به برخى از دستورات و ترك بعضى ديگر باشد. ب) فعل «لاتتفرّقوا» تفسير و تأكيد براى «أقيموا الدين» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 58 - 13
13 - اجراى فرمان هاى الهى ، زمينه ساز آمرزش گناهان است .
ادخلوا الباب سجداً . .. نغفر لكم خطيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 181 - 9
9 - آدمى در صورت انجام وظيفه خويش در امر وصيت ، در پيشگاه خدا مسؤول نبوده و مؤاخذه نخواهد شد ، هر چند به وصيت هاى او عمل نشود .
فإنما إثمه على الذين يبدلونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 36
36 - عمل به احكام دين و پايبندى به حدود الهى ، زمينه ساز نايل شدن به تقواپيشگى است .
تلك حدود اللّه فلاتقربوها كذلك يبين اللّه ءايته للناس لعلهم يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 232 - 12
12 ـ پذيرش احكام الهى و عمل به آن ، باعث رشد و طهارت انسان
و اذا طلّقتم النّساء . .. ذلكم ازكى لكم و اطهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 133 - 19
19 ـ انجام فرايض دينى ، وسيله آمرزش گناهان
سارعوا الى مغفرة من ربّكم
اميرالمؤمنين على (ع) درباره «سارعوا الى مغفرة من ربّكم» فرمود: الى اداء الفرائض.
مجمع البيان، ج 2، ص 836 ; نورالثقلين، ج 1، ص 389،
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 27 - 2،3
2 ـ حفظ حريم احكام الهى در ازدواج و مسائل جنسى ، زمينه روى آوردن خداوند به بندگان
حرّمت . .. و المحصنات ... و اللّه يريد ان يتوب عليكم
به نظر مى رسد جمله «يريد اللّه لـِ . .. يتوب» در آيه قبل اشاره به انشاء و جعل احكام باشد. و جمله «و اللّه يريد ان يتوب»، ناظر به مرحله عمل به آن احكام است. يعنى در صورت عمل به اين احكام، خداوند عنايتش را نسبت به انسانها تمام خواهد كرد و به ثمر خواهد نشاند.
3 ـ عمل به احكام و مقررات الهى ، زمينه بازگشت خداوند به بندگان
و لا تنكحوا . .. حرّمت ... و المحصنات ... و اللّه يريد ان يتوب عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 28 - 2
2 ـ پايبندى به مقررات الهى در ازدواج و روابط جنسى ، زمينه سبكبارى و دور ماندن جوامع از مشقت ها و رنجهاست .
يريد اللّه ان يخفّف عنكم
بيان خواست الهى به سبكبارى انسانها پس از تبيين احكام و مقررات ازدواج، اشاره به اين است كه دورى جوامع بشرى از رنجها و مشقتها در گرو پيروى از آن احكام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 36 - 3
3 ـ تحقق احكام و مقررات الهى در خانواده و پرهيز زن و شوهر از ناسازگارى ، زمينه ساز عبادت خداوند *
الرجال قوّامون . .. و ان خفتم ... و اعبدوا اللّه
امر به عبادت و پرستش خداوند پس از بيان احكام خانواده، اشاره به اين دارد كه عبادت خالصانه خداوند در پرتو تنظيم صحيح روابط خانوادگى امكان پذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 66 - 9،11
9 ـ خير و سعادت انسان در گرو عمل به احكام الهى
و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم
11 ـ ثبات و پايدارى در ايمان از نتايج عمل به احكام و مواعظ الهى
و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم و اشدّ تثبيتاً
متعلق «تثبيتاً» به قرينه آيات قبل، ايمان گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 68 - 1
1 ـ هدايت به صراط مستقيم ، نتيجه عمل به احكام و مواعظ الهى
و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به . .. و لهديناهم صراطا مستقيما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 35
35 ـ انجام تكاليف الهى ، زمينه ساز سپاسگزارى خداوند
لعلكم تشكرون
در برداشت فوق «لعلكم تشكرون»، علت و غايت براى «فاغسلوا . .. فاطهروا ... فتيمموا»، كه از احكام الهى هستند، گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 26 - 7
7 ـ فرجام ملت ها در گرو كيفيت موضعگيرى ايشان در برابر فرمان هاى خداوند
إنّا لن ندخلها ابداً . .. فانها محرمة عليهم اربعين سنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 32 - 4
4 ـ آخرت، سرايى خوب براى كسانى كه معاد را تكذيب نكرده و در انجام تكاليف كوتاهى نمى كنند.
و للدار الأخرة خير للذين يتقون
بنابراين كه «خير» صفت مشبهه باشد. يتقون» در اين آيه، به قرينه تقابلى كه با آيه قبل دارد و در آن آيه بحث از تكذيب لقاء اللّه و تفريط در دين و تكاليف الهى بود، به معناى تكذيب نكردن معاد و انجام تكاليف الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 118 - 8
8 ـ التزام عملى به احكام خداوند، نشانه ايمان به آيات اوست.
فكلوا . .. إن كنتم بأيته مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 153 - 15
15 ـ نيل به تقوا در گرو عمل به احكام دين و پرهيز از قوانين غير الهى است.
ذلكم وصيكم به لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 86 - 5
5ـ خير و سعادت امتها ، در ايمان و باور به معارف الهى و عمل به احكام دين است .
بقيّت الله خير لكم
برخى از مفسران مراد از «بقيّت الله» را اطاعت از خدا و برخى مقصود از آن را احكام و معارف دانسته اند. برداشت فوق، براساس اين نظريه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 4
4 - احكام و مقررات الهى ، در راستاى خير و سعادت انسان
و من يعظّم حرمـت اللّه فهو خير له عند ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 4
4 - سلامت جامعه بشرى و مصون ماندن آن از فساد و تباهى ، در گرو اجراى قوانين الهى و ايستادگى در برابر تمايلات حق ستيزان
و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السمـوت و الأرض و من فيهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 45 - 9
9 - خداوند ، خواهان برچيدن گناه و منكر ، از طريق عمل به تكاليف شرعى است .
أقم الصلوة إنّ الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 32 - 7
7- ايمان و كفر و طاعت و معصيتِ خلق ، بى تأثير در ساحت خداوندى *
إنّ الذين كفروا و . .. لن يضرّوا اللّه شيئًا
جمله «لن يضرّوا اللّه شيئاً» مى رساند كه كفر و عصيان خلق در برابر خدا و رسول او، زيانى به خداوند نمى رساند. به قرينه مقابله مى توان استفاده كرد كه ايمان و طاعت آنان نيز، نفعى براى خداوند ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 12 - 6
6 - حركت در مسير تكليف الهى ، درپى دارنده امداد هاى خداوند و غيرقابل تحليل با محاسبات بشرى *
إنّا فتحنا لك فتحًامبينًا . .. بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم
خداوند، صلح حديبيه را «فتح مبين» نام داده و در اين آيه تحليل اعراب متخلف را، تحليلى نادرست معرفى كرده است; از اين نكته استفاده مى شود كه سفر حديبيه، طبق محاسبات ظاهرى مى توانسته خطرآفرين باشد; ولى اراده الهى به حمايت از دين و پيامبر(صلی الله علیه و آله) از اين سفر پرخطر، فتحى مبين را پديد آورده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 10،11
10 - نويد خداوند به امكان رفع مشكل زنان مطلّقه و همسرانشان ، در صورت رعايت تعاليم و رهنمود هاى الهى
لينفق ذو سعة من سعته . .. سيجعل اللّه بعد عسر يسرًا
11 - زنان مطلّقه و شوهران تنگ دست آنان ـ در صورت رعايت آموزه ها و رهنمود هاى الهى ـ مورد عنايت و حمايت خدا قرار مى گيرند .
سيجعل اللّه بعد عسر يسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 64 - 12
12 - بنى اسرائيل پس از دريافت تورات و عمل به محتواى آن ، به قدرت و حكومت رسيدند . *
ثم توليتم من بعد ذلك
از معانى «تولى» ولايت پيدا كردن و حكومت يافتن است. برداشت فوق ناظر به اين احتمال مى باشد. گفتنى است بر اين مبنا مراد از فضل خدا و رحمت او، همان اعطاى تورات و توفيق عمل به احكام آن مى باشد و مقصود از خسران در «لكنتم من الخاسرين» قرار گرفتن در تحت سيطره حكومتهاى كفر و جور خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 115 - 6
6 - عزم و تصميم جدى براى عمل به توصيه هاى خداوند ، موجب ارزش مندى انسان در پيشگاه خداوند است .
و لم نجد له عزمًا
ضمير فاعلى در «لم نجد»، دلالت دارد كه وجود عزم در آدم(ع) مطلوب خداوند بود و نبود آن، امرى خلاف انتظار بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 145 - 14
14 ـ فراگيرى معارف و عمل به احكام الهى ، شرط پيروزى قوم موسى بر فاسقان و آزادسازى سرزمين آنان
فخذها . .. يأخذوا بأحسنها سأوريكم دار الفسقين
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه «ساوريكم» جواب فعل امر «فخذها بقوة و أمر قولك يأخدوا» باشد ; يعنى: «إن تاخذها و يأخذوا سأوريكم دار الفسقين» قابل ذكر است كه مجزوم نشدن «اوريكم»، على رغم اينكه جواب امر قرار گرفته، به سبب وجود «سين» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 20 - 14
14 - عمل به مقتضاى دين و اقتدا به پيامبران ، شرط دين دارى و سعادتمندى است .
قال يـقوم اتّبعوا المرسلين
تصريح به اقتدا و پيروى از پيامبران ـ به جاى ايمان آوردن به آنان و. .. ـ مى تواند حاكى از برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 181 - 9
9 - آدمى در صورت انجام وظيفه خويش در امر وصيت ، در پيشگاه خدا مسؤول نبوده و مؤاخذه نخواهد شد ، هر چند به وصيت هاى او عمل نشود .
فإنما إثمه على الذين يبدلونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 8 - 3
3 ـ فلاح و رستگارى آدمى در قيامت در گرو داشتن اعمال و عقايد وزين و داراى ثقل است.
فمن ثقلت موزينه فأولئك هم المفلحون
كلمه «موازين» در برداشت فوق جمع موزون گرفته شده است. بنابراين مراد از «موازين» اعمال و عقايدى است كه در قيامت مورد توزين و سنجش قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 15 - 11
11ـ نتيجه بخش بودن اعمال نيك و پسنديده در دنيا ، سنتى الهى است .
نوفّ إليهم أعمـلهم و هم فيها لايبخسون
مقصود از «اعمال» در جمله «نوف إليهم أعمالهم» مى تواند اعمال نيك، نظير دستگيرى از مستمندان، يارى مظلومان و . .. باشد و مى تواند مراد از آن، تلاشهاى روزمرّه براى كسب معاش همانند تجارت صنعت و ... باشد و مى تواند منظور از آن مطلق اعمال ـ چه اعمال نيك و چه اعمال متعارف ـ باشد. قابل ذكر است كه ذيل آيه بعد (حبط ما صنعوا فيها و باطل ما كانوا يعملون) احتمال سوم را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 5،6،12،15،16،17،18
5ـ انجام كار هاى نيك ، مايه ترك كردن كار هاى ناپسند است .
إن الحسنـت يذهبن السيئات
زدوده شدن ناپسندها ـ كه «يذهبن السيئات» دلالت بر آن دارد ـ محتمل است به اين معنا باشد كه: كارهاى ناپسند تحقق نمى يابد. بر اين اساس جمله «إن الحسنات ...» حاكى از اين است كه: انجام كارهاى نيك روحيه اى در آدمى ايجاد مى كند كه به سراغ كارهاى ناشايست نمى رود.
6ـ انجام كار هاى نيك ، موجب آمرزش گناهان است .
إن الحسنـت يذهبن السيئات
برداشت فوق ، بر اين اساس است كه مراد از زدوده شدن «سيئات» از ميان رفتن گناهان باشد. بر اين مبنا جمله «إن الحسنات ...»; يعنى ، كارهاى نيك باعث مى شود كه گناهان از ميان برود و آدمى آمرزيده شود.
12ـ محو شدن گناهان با انجام كار هاى نيك ، حقيقتى شايسته و بايسته به خاطر سپردن و همواره به ياد داشتن است .
إن الحسنـت يذهبن السيئات ذلك ذكرى للذكرين
15ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قول الله عزوجل : « إن الحسنات يذهبن السيئات » قال : صلاة المؤمن بالليل تذهب بما عمل من ذنب بالنهار ;
از امام صادق(ع) در باره سخن خدا كه فرموده: «إن الحسنات يذهبن السيئات» روايت شده است كه فرمود: نماز مؤمن در شب هر گناهى را كه در روز انجام داده از بين مى برد».
16ـ « عن على ( ع ) انه قال : الصلوات الخمس كفّارة لما بينهنّ ما اجتنبت الكبائر و هى التى قال الله عزوجل : « إن الحسنات يذهبن السيئات » ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است كه فرمود: نمازهاى پنجگانه كفاره گناهانى است كه در فاصله بين آنها انجام گرفته مادامى كه از گناهان كبيره اجتناب شود و اين است معناى سخن خداوند عز و جل: إن الحسنات يذهبن السيئات».
17ـ « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : . . . ان الله تعالى يكفّر بكل حسنة سيئة قال الله عزوجل : « إن الحسنات يذهبن السيئات » ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده: . .. خداوند متعال به وسيله هر عمل نيكى گناهى را از بين مى برد ، خداوند عزوجل فرمود: إن الحسنات يذهبن السيئات».
18ـ « عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . يهمّ العبد . . . بالسيئة أن يعملها . . . و إن هو عملها اُجّل سبع ساعات و قال صاحب الحسنات لصاحب السيئات . . . لاتعجل عسى أن يتبع ها بحسنة تمحوها فإن الله عزوجل يقول : « إن الحسنات يذهبن السيئات » ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: . .. [هنگامى كه ]بنده خدا تصميم به انجام كارى ناشايست مى گيرد ... اگر آن گناه را انجام داد، هفت ساعت به او مهلت داده مى شود و فرشته مأمور ثبت كارهاى نيك به فرشته مأمور ثبت گناهان مى گويد: شتاب نكن شايد او در پى اين گناه كار نيكى انجام دهد كه آن گناه را از بين ببرد. خداوند عزوجل مى فرمايد: إن الحسنات يذهبن السيئات».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 13
13ـ كار هاى شايسته از ميان برنده گناهان و جبران كننده بديهاست .
والذين . .. يدرءون بالحسنة السيئة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 7 - 1،3
1- اعلام خداوند به بنى اسرائيل پس از بازيابى توان و قدرتشان بر اينكه بازگشت نيكى و بدى كردارشان به خود آنان است .
إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها
3- بازتاب عمل نيك يا بد انسان ، تنها متوجه خود اوست .
إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 12
12- اميد به دستيابى به مقامات رفيع معنوى ، آن گاه امكان پذير است كه رفتار و عملى مناسب خود را از پيش داشته باشد .
و من الّيل فتهجّد به . .. عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 104 - 4
4- زيانكار نبودن انسان ، منوط به انجام اَعمالى ماندگار و ثمربخش تا ابديت هستى است .
الأخسرين أعمـلاً الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 32 - 11
11 - احسان و علمكرد نيك آدمى ، كفّاره خطا هاى كوچك او *
و يجزى الذين أحسنوا . .. الذين يجتنبون ... إلاّ اللّمم
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه بخشودگى لغزش ها و خطاهاى كوچك محسنان، در اثر عملكرد نيك آنان صورت گرفته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 6 - 8
8 - اعمال نيك و بد خلق ، بى تأثير در ذات بى نياز و ستوده خداوند
و من يتولّ فإنّ اللّه هو الغنىّ الحميد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 13
13- محروم شدن حقْ ناپذيران از گوش سپارى به آيات الهى و توجه به آن ، بازتاب عملكرد خود آنها است .
فأعرض عنها . .. إنّا جعلنا ... فى ءاذانهم وقرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 10
10 - اقامه نماز ، طاعت و بندگى خدا و انجام كار نيك ، مايه فلاح و رستگارى انسان ها است .
اركعوا . .. لعلّكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 12 - 8
8 - عايد شدن نفع و خير به مكلفان ، از حكمت ها و ملاك هاى لحاظ شده در تشريع احكام الهى
ذلك خير لكم و أطهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 108 - 1
1 ـ بيان آثار و نتايج رفتار انسان ها ـ مؤمن و كافر ـ در قيامت ، از آيات حق الهى
يوم تسودّ . .. تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 155 - 11
11 ـ كردار سفيهانه گروهى از همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، عامل نزول عذاب الهى و به هلاكت رساندن همه آنان شد .
أتهلكنا بما فعل السفهاء منا
گفته شده مراد از كردار سفيهانه برخى از همراهان موسى، تقاضاى رؤيت خدا با چشم بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 274 - 3،7
3 ـ پاداش الهى اهل انفاق ، نتيجه عمل خير آنها
فلهم اجرهم عند ربّهم
7 ـ آرامش درونى ، دستاوردى از انفاق در راه خداوند
الّذين ينفقون . .. و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 9،10،11،13
9 ـ آرامش درونى ، دستاورد ايمان و عمل صالح به ويژه نماز و زكات
انّ الّذين امنوا و عملوا الصّالحات . .. و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون
بنابراينكه نداشتن «خوف» و «حزن» (آرامش درونى) علاوه بر آخرت، مربوط به دنيا نيز باشد.
10 ـ مؤمنان داراى عمل صالح ، ترس و اندوهى در رستاخيز ندارند .
انّ الّذين امنوا . .. و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون
بنابراينكه عدم «خوف» و «حزن» مربوط به آخرت باشد.
11 ـ ايمان ، عمل صالح ، نماز و زكات ، موجب آرامش خاطر
انّ الّذين امنوا . .. و لا هم يحزنون
13 ـ ايمان و عمل صالح به ويژه نماز و زكات زمينه نفى ربا در جامعه
يمحق اللّه الرّبوا . .. امنوا و عملوا الصّالحات
ذكر اين آيه پس از آيات قبل (در مورد ربا) رهنمودى است براى از بين بردن ربا در جامعه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 2
2 ـ ايمان و اعمال صالح ، دو شرط لازم براى ورود به بهشت
و الّذين امنوا و عملوا الصّالحات سندخلهم جنّات تجرى من تحتها الانهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 114 - 5
5 ـ بهره مندى از پاداش بزرگ الهى در گرو انجام اعمال نيك به انگيزه جلب رضايت خداست .
و من يفعل ذلك ابتغاء مرضات اللّه فسوف نؤتيه أجراً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 1
1 ـ ايمان و عمل صالح ، تضمين كننده ورود به بهشت
و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 69 - 1،6،9،10
1 ـ ايمان به خدا و قيامت و انجام عمل صالح ، شرط رهايى مسلمانان ، يهوديان ، صائبى ها و نصارا از هرگونه ترس و اندوه
إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. و لا هم يحزنون
«صابئى» كه مفرد «صابئون» است به كسى گفته مى شود كه آيين خويش را رها كرده و به آيينى ديگر گرويده باشد ; با توجه به اين معنا مى توان گفت مصداق مورد نظر از «الصبئون» در اين آيه ـ به قرينه وقوع آن بين «الذين ءامنوا و الذين هادوا» «و النصرى»، كسانى هستند كه با ترك اسلام و يا يهوديت پذيراى آيين نصارا شده باشند.
6 ـ لزوم همراهى ايمان با عمل صالح براى نيل به سعادت و آرامش
من ءامن . .. و عمل صلحاً فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون
9 ـ ايمان به خدا و قيامت و پيشه نمودن عمل صالح ، پايه هاى سعادت و رستگارى امتها
إنّ الذين ءامنوا . .. و اليوم الاخر و عمل صلحاً فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون
10 ـ آرامش خاطر و ترس نداشتن از آينده ، در گرو ايمان به خدا و قيامت و عمل صالح
من ءامن باللّه و اليوم الاخر . .. فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 2،5،10،14،19،22
2 ـ استفاده مؤمنان نيك كردار از شراب و قمار پيش از حكم خداوند به حرمت آنها ، خالى از سرزنش و گناه
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا
مراد از «ما» در «ما طعموا» شراب و درآمدهاى حاصل از قمار بازى است بنابراين اراده شراب خوارى و مصرف آن درآمدهاى قمار از «طعام» ـ كه تنها در مورد خوراكيها به كار برده مى شود ـ ميتواند از باب تغليب باشد.
5 ـ مؤمنان داراى عمل صالح كه شراب نوشيدند و از درآمد هاى قمار بهره جستند و زمان تحريم آن را درك نكردند ـ بر خلاف توهم گروهى از مسلمانان ـ اهل نجات و رستگارى هستند .
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا
در برخى از شأن نزولهاى آمده كه آيه «ليس على الذين . ..» رد پندار آن گروه از مسلمانان است كه پس از تصريح به حرمت قمار و شراب و پليد شمردن آنها، نسبت به فرجام مؤمنان صالح حتى شهيدان راه خدا كه شرابى نوشيدند و از عوائد قمار بهره جسستند، تشكيك مى كردند و آنان را از زمره رستگاران نمى شمردند.
10 ـ ايمان ، عمل صالح ، تقوا و ايمان عامل رهايى از مؤاخذه بر كردار هاى نارواى گذشته
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. و ءامنوا ثم اتقوا و احسنوا
14 ـ ايمان ، عمل صالح ، تقوا و انجام كار هاى نيك به وجه احسن معيار ارزشگذارى بر انسان ها و نقد منزلت و شخصيت آنان
ليس على الذين ءامنوا . .. ثم اتقوا و احسنوا
19 ـ محبوبيت آدمى در پيشگاه خداوند در گرو رعايت تقوا ، ايمان ، انجام اعمال صالح به وجه احسن آن
إذا ما اتقوا و ءامنوا و عملوا الصلحت . .. و احسنوا و اللّه يحب المحسنين
22 ـ رشد و فلاح آدمى در پرتو ايمان ، عمل صالح ، تقوا و احسان
ليس على الذين ءامنوا . .. و احسنوا و اللّه يحب المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 9
9 - روزى اهل بهشت ، نتيجه و تجسم عقايد صحيح و اعمال صالحشان است .
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً قالوا هذا الذى رزقنا من قبل
برداشت فوق بر اين اساس است كه: مراد از «من قبل» دنيا باشد. بر اين مبنا، جمله «هذا الذى ...» دلالت مى كند كه روزيهاى بهشت همان است كه در دنيا به اهل ايمان داده شده بود. در توجيه اين معنا (عينيت روزى بهشت با روزى دنيا) مى توان گفت، مقصود آن است كه: نعمتهاى بهشت تجسم همان اعمال و عقايد اهل ايمان در دنياست. روشن است كه بر اين مبنا، مراد از «الذى رزقنا» ايمان و عمل صالح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 1،2،9،13
1 - مسلمانان ، يهوديان ، نصرانى ها و صابئان ، در صورت داشتن ايمان راستين به خدا و باور به قيامت و انجام عمل صالح ، از پاداشى گران قدر برخوردار خواهند شد .
إن الذين ءامنوا . .. فلهم أجرهم عند ربهم
مراد از «الذين ءامنوا» مسلمانان هستند. درباره آيين صابئى نظرات مختلفى ايراد شده است. علامه طباطبايى پس از بيان اقوال گوناگون، تأييد مى كنند كه آيين صابئى، آيينى ممزوج از دين يهود، مجوس و حرانيّه بوده است.
2 - ايمان واقعى به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح ، شرط دور ماندن مسلمانان ، يهوديان ، نصارا و صابئان از هرگونه ترس و اندوه
إن الذين ءامنوا . .. و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون
تكرار «ايمان» در «ان الذين آمنوا» و «من آمن» حكايت از آن دارد كه: مراد از ايمان در جمله «من آمن» ايمان واقعى و
راستين است نه ايمان صورى و اسمى.
9 - رسيدن به پاداش هاى گران قدر الهى در گرو ايمان به خدا ، باور به قيامت و انجام اعمال صالح است .
من ءامن باللّه . .. فلهم أجرهم عند ربهم
مقيد كردن اجر و پاداش به اينكه نزد خداوند است، اشاره به گران سنگى پاداش دارد.
13 - رهايى يافتن يهود از خوارى و درماندگى و برطرف شدن غضب الهى از آنان ، در گرو ايمان واقعى ايشان به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح است .
ضربت عليهم الذلة و المسكنة . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً فلهم أج
در آيه قبل بيان شد كه يهود بر اثر كفر و گناه به خوارى، ذلت و غضب گرفتار شدند. آيه مورد بحث خصوصاً با توجه به اينكه از يهوديان نام برده (والذين هادوا) مى تواند اشاره به اين باشد كه: راه نجات يهود از آن سرنوشت شوم ايمان و عمل صالح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 82 - 1
1 - مؤمنان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كه داراى اعمال صالح باشند ، اهل بهشت بوده و در آن جاودان خواهند بود .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت أولئك أصحب الجنة هم فيها خلدون
مراد از ايمان در آيه مورد بحث - به قرينه آيه 75 (أفتطمعون أن يؤمنوا لكم) - ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اسلام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 104 - 12
12 ـ بيان فرجام و آثار مثبت اعمال خير ، از شيوه هاى قرآن براى سوق دادن انسان ها به آن اعمال
و لتكن منكم امة . .. و اولئك هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 115 - 9
9 ـ ايمان به خدا و روز واپسين و عمل صالح ، موجب نيل آدمى به تقواپيشگى *
امّة قائمة . .. يؤمنون باللّه و اليوم الاخر ... و اللّه عليم بالمتّقين
تعبير از مؤمنانِ آمر به معروف و . .. به متّقيان يا به جهت اين است كه دارندگان صفات ياد شده تقواپيشه هستند، و يا آن صفات موجب نيل آدمى به تقواپيشگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 134 - 11
11 ـ جلب محبّت الهى ، در گرو انجام اعمال نيك ، به شيوه اى شايسته
و اللّه يحبّ المحسنين
كلمه «المحسنين»، همان گونه كه گذشت، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه صفات ذكر شده در آيه از مصاديق احسان و نيكوكارى است. و نيز مى تواند بيان صفتى ديگر براى اهل تقوا باشد; يعنى پرهيزگاران كسانى هستند كه همواره، اعمال را به وجه نيكوى آن انجام مى دهند; اگر انفاق مى كنند به شيوه نيك آن، و ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 48 - 7
7 ـ ايمان به انبيا، همراه با شايسته ساختن عمل، زمينه سلامت، تعادل و بهداشت روانى
فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون
اندوه و ترس از ويژگيهاى افرادى است كه از سلامت و بهداشت روانى برخوردار نيستند. چون خداوند زمينه دور ماندن از اندوه را در اين آيات بيان فرموده است، مطلب فوق را مى توان برداشت كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 42 - 2
2 ـ پيوستگى ايمان و عمل صالح ، شرط بارورى و ثمردهى هر يك
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. اولئك اصحب الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 16
16 ـ بهشت تفضلى است از جانب خداوند به مؤمنان نيك كردار ، نه پاداشى همپايه عملكرد آنان
تلكم الجنة اورثتموها بما كنتم تعملون
خداوند از يك سو بهشت را پاداش عملكرد اهل ايمان دانسته (بما كنتم تعملون) و از سوى ديگر آن را ميراث (دستيابى به چيزى بدون عوض) خوانده است تا به اين حقيقت اشاره كند كه اعطاى بهشت همپايه اعمال مؤمنان نيست، بلكه تفضلى است از جانب خداوند به ايشان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 11
11 ـ ايمان همراه با عمل نيك ، شرط دستيابى انسان به نعمت هاى جاودان بهشت و رستگارى عظيم
وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت . .. الفوز العظيم
مراد از «المؤمنين و المؤمنت»، با توجه به آيه پيش، زنان و مردان مؤمنى هستند كه اهل عمل صالحند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 102 - 3
3 ـ وجود عمل صالح در ميان اعمال انسان ، زمينه ساز توبه وى از خطاها *
اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صلحاً
ممكن است بيان «خلطوا عملا صالحاً . ..» بدين منظور باشد كه وجود عمل صالح در روى آوردن آنان به توبه تأثير داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 4 - 11
11 ـ عمل صالح ، شرط بهره مندى اهل ايمان از پاداش هاى اخروى
ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصلحت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 9 - 2
2 ـ عمل صالح ، شرط بهره مندى اهل ايمان از پاداش هاى اخروى است .
إن الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. فى جنت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 3 - 11
11ـ هر كس داراى اعمال صالح بيشترى باشد ، از ناحيه خداوند پاداش افزون ترى دريافت خواهد كرد .
و يؤت كل ذى فضل فضله
مقصود از «فضل» عمل خير افزون بر ديگران است و ضمير در «فضله» به «كل» باز مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 6،7،8
6ـ انجام كار هاى شايسته و پيشه ساختن صبر ، آدمى را از روحيه اى مقاوم بهره مند خواهد ساخت و از تزلزل روحى و روانى نجات خواهد داد .
إنّه ليئوس كفور . .. إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصـلحـت
آيه نهم و دهم ، بيانگر اين بود كه: انسانها تحت تأثير كمترين رفاه و محنت متزلزل شده و خود باخته مى شوند و آيه مورد بحث ، صابرانى را كه اعمال شايسته انجام مى دهند ، از اين خصلت استثنا كرده است.
7ـ موفقيت در آزمون هاى الهى ، در گرو صبرپيشگى و انجام كار هاى شايسته است .
ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً . .. لـئن أذقنا الإنسـن ... إلاّ الذين صبروا و عملوا ال
8ـ كارآيى صبر ، در گرو انجام اعمال صالح است .
إلاّ الذين صبروا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 23 - 1
1ـ بهشت از آنِ مؤمنانى است كه اعمال صالح انجام دهند و در برابر خدا خاضع و فروتن باشند .
إن الذين ءامنوا . .. أُولـئك أصحـب الجنة
إخبات (مصدر أخبتوا) به معناى خضوع و خشوع و نيز به معناى اطمينان است. برداشت فوق ، براساس معناى اول مى باشد. گفتنى است كه در اين صورت «إلى» به معناى لام است; يعنى: «أخبتوا لربهم; در برابر خدا خاضع هستند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 12،13
12ـ ايمان و اعمال صالح ، محور اساسى پيوند و ارتباط پيامبران با انسانهاست .
إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
13ـ اعمال صالح خانواده نوح ( پرستش خدا و . . . ) مايه نجات آنان از حادثه طوفان بود نه انتسابشان به حضرت نوح ( ع ) .
إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
تصريح خداوند به اين كه «هلاكت فرزند نوح به خاطر اعمال ناصالحش بوده است» ، اشاره به اين معنا دارد كه: نجات ديگر اعضاى خانواده نوح ، به خاطر انتسابشان به آن حضرت نبوده; بلكه منزه بودنشان از اعمال ناشايست ، مايه نجاتشان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 29 - 1،4
1ـ مؤمنان به خداى يكتا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن كه داراى عمل صالح باشند ، از بهترين و پاك ترين زندگى هاى دنيوى بهره مندند .
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت طوبى لهم
متعلق «ءامنوا» به قرينه آيات گذشته توحيد ، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن است. «طوبى» اسم تفضيل مؤنث اطيب و به معناى بهترين و پاك ترين مى باشد و مراد از آن به قرينه مقابله آن با «مئاب» حيات و زندگانى برتر و پاك تر دنيوى است.
4ـ اعمال صالح بدون ايمان ، تضمين كننده سعادت دنيا و آخرت نيست .
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت طوبى لهم و حسن مئاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 32 - 17
17- عقيده صحيح و عمل صالح انسان ها ، عامل تعيين كننده سعادت آنان
و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا . .. ادخلوا الجنّة بما كنتم تعملو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 97 - 3،4،5،8
3- دستيابى انسان به زندگى پاكيزه و خوشايند ، در گرو عمل صالح ناشى از ايمان است .
من عمل صـلحًا . .. و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيّبة
4- ايمان و عمل صالح ، دو عامل براى دستيابى انسان به كمال و حيات برتر
من عمل صـلحًا . .. و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيّبة
مراد از جمله «نحيينّه حياة طيّبة» حيات معنوى است; چه اينكه روشن است كسانى كه عمل صالح انجام مى دهند، داراى حيات مادى اند و مراد از حيات معنوى، كمال وجودى و رشد و تعالى است.
5- تأثير ايمان و عمل ، در سلامت و دلپذيرى زندگى دنيوى انسان
من عمل صـلحًا . .. و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيّبة
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «حياة طيّبة» همين زندگى دنيوى باشد.
8- نقش اساسى و محورى عمل صالح ، در دستيابى به سعادت و پاداش اخروى
من عمل صـلحًا . .. و هو مؤمن ... و لنجزينّهم أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون
برداشت فوق، به خاطر اين است كه در آغاز آيه اثربخشى عمل، مشروط به ايمان شده است (من عمل صالحاً . .. و هو مؤمن) در عين حال در پايان آيه پاداش اخروى تنها منوط به عمل دانسته شده و از ايمان سخن به ميان نيامده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 98 - 9
9- انسان در هر عمل صالح ، مورد هجوم و وسوسه شيطان و نيازمند استعاذه و پناه بردن به خداوند است . *
من عمل صـلحًا . .. فإذا قرأت القرءان فاستعذ بالله من الشيطـن الرجيم
برداشت فوق، بدان احتمال است كه قراءت قرآن به عنوان نمونه اى از عمل صالح ذكر شده باشد كه در آيه قبل از آن سخن به ميان آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 9 - 6
6- داشتن عمل صالح ، شرط بهره مندى مؤمنان از پاداش بزرگ الهى
و يبشّر المؤمنين الذين يعملون الصـلحـت أن لهم أجرًا كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 2 - 11
11- قرين بودن ايمان با عمل نيك ، شرط ثمربخشى آن است .
المؤمنين الذين يعملون الصـلحـت أنّ لهم أجرًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 30 - 2
2- همراه بودن ايمان و عمل صالح ، شرط ثمربخشى آنها است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت إنّا لانضيع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 82 - 7،8
7- صلاح و نيكى پدر يتيمان ، مايه اراده خداوند بر دستيابى آنان به گنج نهفته خويش ، هنگام توان مندى بر بهره گيرى از آن شد .
و كان أبوهما صـلحًا فأراد ربّك أن يبلغا أشدّهما و يستخرجا كنزهما
اهل لغت، در اين كه كلمه «أشدّ» مفردى است كه وزنى مانند وزن جمع دارد، يا جمعى است كه از لفظ خود مفردى ندارد، اختلاف نظر دارند. برخى، آن را جمع «شدة» دانسته اند (لسان العرب). در هر صورت، مراد، حدّ توان مندى جسمى و عقلى است.
8- برخورد شايسته با فرزندانِ افرادِ صالح ، به پاس نيكى پدران آنان ، لازم است .
و كان أبوهما صـلحًا فأراد ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 5
5- همراهى ايمان و عمل صالح ، شرط برخوردارى از پاداش نيك است .
من ءامن و عمل صـلحًا فله جزاءً الحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 107 - 4
4- ثمربخشى ايمان و عمل صالح ، در پرتو پيوستگى آن دو با هم است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 1،2
1- توبه ، ايمان واقعى و عمل صالح ، تنها راه رهايى ضايع كنندگان نماز و پيروان شهو ها از عذاب الهى است .
فسوف يلقون غيًّا . إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا
استثنا در «إلاّ من تاب. ..» متصل است و مراد از توبه، پشيمانى از ضايع كردن نماز و پيروى از تمايلات نفسانى است. در مورد ايمان بدان جهت قيد «واقعى» ذكر شده است كه بر حسب ظاهر افراد ياد شده در آيه قبل، در زمره مؤمنان بودند; ولى نماز را ضايع مى كردند; يعنى، ايمان ظاهرى و اسمى را دارا بودند، ولى ايمان واقعى را نداشتند.
2- توبه كنندگان مؤمن و داراى عمل صالح ، به بهشت وارد مى شوند .
إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا فأُولئك يدخلون الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 76 - 8،12
8- روى آوردن به انجام عمل صالح ، نشانگر برخوردارى از هدايت هاى ويژه الهى است .
و يزيد اللّه الذين اهتدوا هدًى والبقيـت الصـلحـت
12- انجام عمل صالح ، درپى دارنده بهترين بازدهى
والبقيـت الصـلحـت . .. خير مردًّا
«مردّ» مصدر ميمى و به معناى بازگرداندن است. « ...خير مردّاً»; يعنى، اعمال نيك از نظر بازدهى و آنچه از ناحيه عمل به انسان بازمى گردد، بهتر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 96 - 6
6- پيوستگى ايمان و عمل صالح ، شرط بارورى و ثمردهى كامل آنها
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت سيجعل . .. ودًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 76 - 7
7 - ايمان و عمل صالح ، راه تزكيه نفس و رشد آدمى است .
و من يأته مؤمن ا قد عمل الصـلحـت . .. و ذلك جزاء من تزكّى
«تزكية» به معناى «تطهير» است. به نظر مى رسد مراد از آن در اين آيه، به قرينه آيات پيشين (كه سخن از ايمان و عمل صالح و دورى از كفر و شرك سخن گفته بود) تحصيل ايمان و عمل صالح براى طهارت از كفر و گناه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 82 - 2،3،11
2 - توبه كنندگان از شرك ، كفر و عصيان ، با ايمان و عمل صالح و پى گيرى هدايت ، قطعاً مشمول مغفرت خداوند قرار خواهند گرفت .
و إنّى لغفّار لمن تاب و ءامن . .. ثمّ اهتدى
مراد از توبه به قرينه آيه قبل، توبه از گناه تعدى در مأكولات است و چون پس از «تاب»، سخن از ايمان به ميان آمده است، شامل توبه از شرك و كفر نيز مى شود.
3 - توبه ، ايمان ، عمل صالح ، و پى گيرى هدايت ، زمينه هاى جلب غفران خداوند
و إنّى لغفّار . .. ثمّ اهتدى
با توجه به اين كه توبه، ايمان و عمل صالح، خود حكايت از هدايت يافتگى دارد، «ثمّ اهتدى» براى بيان استمرار بر هدايت و پى گيربودن در مورد آن است.
11 - هدايت افزون تر و رو به رشد ، ره آورد توبه ، ايمان و عمل صالح
لمن تاب و ءامن و عمل صـلحًا ثمّ اهتدى
ممكن است «ثمّ اهتدى» به مرتبه هاى بالاى هدايت و درجات عالى آن نظر داشته باشد كه در پى توبه، ايمان و عمل صالح، به دست مى آيد. اين نكته با توجه به معناى باب افتعال ـ كه مطاوعه است ـ بيشتر آشكار مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 86 - 6
6- عمل صالح ، وسيله جلب رحمت خاص الهى است .
و أدخلنـهم فى رحمتنا إنّهم من الصـلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 94 - 2
2- بارورى و ثمربخشى عمل صالح ، در پرتو همراه بودن آن با ايمان است .
فمن يعمل من الصـلحـت و هو مؤمن
جمله «و هو مؤمن» حال براى فاعل «يعمل» است و اين جمله در واقع شرط براى انجام كارهاى نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 105 - 9
9- نقش عبوديت خداوند و صلاح و درست كارى در دستيابى به حاكميت زمين
يرثها عبادى الصـلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 14 - 2
2 - همراهى ايمان و عمل صالح ، شرط ورود به بهشت
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت جنّـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 50 - 2،4،5
2 - همراهى ايمان با عمل صالح ، شرط بهره مندى از پاداش هاى الهى
فالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت . .. و رزق كريم
4 - ايمان همراه با عمل صالح ، موجب مغفرت و زداينده آثار گناه شرك و كفر
فالذين ءامنوا . .. لهم مغفرة
5 - ايمان به خداى يگانه ( توحيد و نفى شرك ) ، مايه برخوردارى از غفران الهى و عمل صالح ، مايه بهره مندى از نعمت هاى بهشت
فالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم مغفرة و رزق كريم
برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «مغفرت» مربوط به ايمان و «رزق كريم» مرتبط با عمل صالح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 56 - 5
5 - دستيابى به نعمت هاى بهشتى در گرو همراهى ايمان و عمل صالح
فالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت فى جنّـت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 100 - 2
2 - كافران در هنگام مرگ ، آرزومند يافتن فرصتى دو باره ، براى تدارك فرصت هاى از دست رفته و جبران بدى هاى گذشته خود ، با انجام اعمال نيك
قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صـلحًا فيما تركت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 102 - 5
5 - رستگارى و سعادت جاودانى ، تنها از آنِ دارندگان اعمال صالح و گران وزن
فمن ثقلت موزينه فأُولـئك هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 14
14 - نيك كردارى ، پاك دامنى و دورى از فحشا ، باعث جلب مغفرت الهى و بهره مندى از روزىِ نفيس و ارزشمند او است .
و الطيّبون للطّيبـت أُولـئك مبرّءون ممّا يقولون لهم مغفرة و رزق كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 55 - 5،8،13،18
5 - ايمان و انجام اعمال صالح ، موجب شايستگى انسان براى خلافت در زمين و اداره زندگى بشر
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت ليستخلفنّهم فى الأرض
8 - ايمان و عمل صالح ، رمز پيروزى فراگير و عامل جلب امداد هاى الهى براى بشر در طول تاريخ
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت ليستخلفنّهم فى الأرض كما استخلف الذ
13 - ايمان و عمل صالح ، موجب تثبيت و تحكيم دين در ميان جامعه بشرى
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت . .. و ليمكّننّ لهم دينهم الذى ارتض
18 - ايمان توأم با اعمال صالح ، رمز پيروزى فراگير دين داران و موجب جلب كمك ها و امداد هاى الهى
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت ليستخلفنّهم فى الأرض و ليمكّننّ لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 70 - 1،2،4،5،6،7
1 ـ كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، از عذاب و كيفر دوچندان و خوار كننده آن گناهان در امان خواهند بود .
و من يفعل ذلك . .. يضـعف له العذاب ... إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصـلحًا
جمله «إلاّ من تاب. ..» استثنا از عموم مستفاد از «من» در «من يفعل...» است.
2 ـ توبه ، ايمان و عمل صالح ، موجب مصونيت انسان گناه كار از عذاب و كيفر الهى است .
يضـعف له العذاب . .. إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصـلحًا
4 ـ كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، خداوند كردار بد آنان را از نامه عملشان محو كرده و به جاى آنها كردار نيك قرار مى دهد .
و من يفعل ذلك . .. يضـعف له العذاب ... إلاّ من تاب ... فأُولـئك يبدّل اللّه سيّئ
در اين كه مقصود از تبديل «سيئات» به «حسنات» چيست؟ ميان مفسران دو ديدگاه عمده وجود دارد: 1ـ تبديل خود اعمال بد به اعمال نيك; به گونه اى كه در پرونده اعمال مؤمنان به جاى «سيئه»، «حسنه» نوشته شود. 2- تبديل آثار و پيامدهاى «سيئات» ـ كه عقاب است ـ به آثار و پيامدهاى «حسنات» ـ كه ثواب است ـ . گفتنى است برداشت فوق مبتنى بر ديدگاه نخست است.
5 ـ كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، خداوند آثار بدى هاى آنان ( عقاب ) را محو و به جاى آنها ، آثار خوبى ها ( ثواب ) قرار مى دهد .
و من يفعل ذلك . .. يضـعف له العذاب ... إلاّ من تاب ... فأُولـئك يبدّل اللّه سيّئ
6 ـ توبه ، ايمان و عمل صالح ، موجب محو شدن گناهان و آثار آنها ( عقاب ) و جايگزين شدن نيكى ها و آثار آنها ( ثواب ) به جاى
آن گناهان
إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصـلحًا فأُولـئك يبدّل اللّه سيّئاتهم حسنـت
7 ـ توبه ، ايمان و عمل صالح ، موجب غفران رحمت و فضل خداوند است .
إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصـلحًا فأُولـئك يبدّل اللّه سيّئاتهم حسنـت و كان ا
تبديل «حسنات» افرادى كه داراى سه خصوصيت توبه، ايمان و عمل صالح باشند، حاكى از تفضل و رحمت خدا به چنين افرادى است و نيز گوياى اين حقيقت است كه آنچه موجب اين تفضل و رحمت شده است، سه خصوصيت ياد شده مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 71 - 1،2،3
1 ـ هركس كه توبه كند و كار نيك انجام دهد ، در حقيقت رو به خدا كرده و به سوى او بازگشته است .
و من تاب و عمل صـلحًا فإنّه يتوب إلى اللّه متابًا
«متاباً» (مصدر ميمى) به معناى توبه و بازگشت و مفعول مطلق براى «يتوب» است; كه در آيه شريفه، براى تأكيد آمده است; يعنى، توبه و بازگشت كامل و حقيقى.
2 ـ توبه و انجام عمل صالح ، وسيله تقرب به خدا و نشان روى كرد حقيقى به او است .
و من تاب و عمل صـلحًا فإنّه يتوب إلى اللّه متابًا
3 ـ عمل صالح ، مظهر توبه راستين و ركن اصلى آن
و من تاب و عمل صـلحًا فإنّه يتوب إلى اللّه متابًا
يادآورى عمل صالح پس از توبه ـ كه به معناى بازگشت از گناه و روى آوردن به خدا است ـ مى تواند گوياى اين نكته باشد كه عمل صالح در معناى توبه نهفته و ركن اصلى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 1،2
1 - ارزش شعر ، در پرتو ايمان ، عمل صالح و ياد خداوند
و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و ذكروا اللّه كثيرًا
2 - ارجمندى شاعران مؤمن و نيك كردارِ پيوند خورده با ياد خدا ، در پيشگاه پروردگار
و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و ذكروا اللّه كثيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 11 - 2،7
2 - توبه و انجام عمل صالح ، از ميان برنده آثار سوء ظلم و گناه
إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنَا بعد سوء
«تبديل» (مصدر «بدّل») به معناى جايگزين كردن است. جايگزينى وقتى تحقق مى يابد كه يكى برود و ديگرى جاى آن را بگيرد. گفتنى است كه مراد از «ظلم» در آيه شريفه، مطلق معصيت است و مراد از «حُسن» هم مى تواند توبه باشد و هم عمل صالح; يعنى، «لكن آنان كه با ارتكاب گناه مرتكب ظلم شدند ولى بعداً توبه [يا عمل صالح] را جايگزين آن نمودند بدانند كه من غفور و رحيم هستم و آنان را مى بخشم و مورد رحمت خويش قرار مى دهم. بنابراين آنان نيز بعد از اين از چيزى نترسند.
7 - توبه و نيكى پس از گناه و ظلم ، موجب بهره مندى از رحمت و غفران الهى
إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنا بعد سوء فإنّى غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 17،20
17 - عمل صالح و جلب رضاى الهى ، نمود بارز شكر نعمت هاى او
أن أشكر نعمتك . .. و أن أعمل صـلحًا ترضـه
عبارت «و أن أعمل. ..» مى تواند عطف تفسيرى براى «أن أشكر نعمتك» باشد; يعنى، پروردگارا به من شكر نعمتت (انجام عمل صالح) را الهام فرما.
20 - قرار گرفتن در زمره صالحان ، منوط به عمل نيك و رحمت ويژه الهى
و أن أعمل صـلحًا ترضـه وأدخلنى برحمتك فى عبادك الصـلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 89 - 8
8 - عمل نيك ، داراى ماهيتى بالنده و زاينده ارزش ها
من جاء بالحسنة فله خير منها
در صورتى كه «من» در «فله خير منها» نشويه و «منها» صفت «خير» باشد، استفاده مى شود كه خود عمل نيك، چون چشمه اى جوشان است كه زلال ارزش ها از آن مى جوشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 80 - 9
9 - همراهى ايمان و عمل صالح ، از شرايط بهرهورى از ثواب اخروى است .
ثواب اللّه خير لمن ءامن و عمل صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 84 - 3
3 - دستيابى به پاداش برتر الهى در جهان آخرت ، در گرو داشتن اعمال نيك است .
من جاء بالحسنة فله خير منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 7 - 2
2 - اثربخشى ايمان و عمل صالح ، به توأم بودن آن دو است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لنكفّرنّ عنهم سيّئاتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 9 - 1،3،6
1 - ايمان آورندگانِ داراى عمل صالح ، از سوى خداوند ، در زمره صالحان قرارخواهندگرفت .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لندخلنّهم فى الصـلحين
3 - اثربخشى ايمان و عمل صالح ، در توأم بودن آن دو است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لندخلنّهم فى الصـلحين
6 - خداوند ، مؤمنانِ داراى عمل صالح را ، در جايگاه صالحان ، وارد خواهد كرد .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لندخلنّهم فى الصـلحين
«لندخلنّهم فى مدخل الصالحين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 58 - 2
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط دستيابى به غرفه هاى بهشت است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لنبوّئنّهم من الجنّة غرفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 15 - 3
3 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، از عوامل دستيابى به سعادت اخروى است .
فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت فهم فى روضة يحبرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 44 - 3،4،7
3 - عمل صالح ، زمينه تأمين سعادت اخروى است .
و من عمل صـلحًا فلأنفسهم يمهدون
4 - بازتاب خسارت كفر ، از آنِ كافر ، و پيامد فوايد ايمان و عمل صالح ، فراگير است . *
من كفر فعليه كفره و من عمل صـلحًا فلأنفسهم يمهدون
احتمال دارد اين كه در جواب شرط جمله نخست، ضمير مفرد آورده شده و در جواب شرط جمله دوم، به رغم مفرد بودن اسم شرط، ضمير جمع آورده شده است، اشاره به نكته ياد شده باشد.
7 - براى سعادت اخروى ، ايمانِ همراه با عمل صالح ، لازم است .
و من عمل صـلحًا فلأنفسهم يمهدون
از مقابله «من كفر» با «و من عمل صالحاً» استفاده مى شود كه «من آمن» در آن تضمين شده است. و ذكر نشدن «من آمن» به خاطر تلازم قطعى آن با «عمل صالح» است و بدون آن، عمل صالح، اثرى نخواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 45 - 8
8 - ايمان و عمل صالح ، از عوامل جلب محبت خداوند است .
ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من فضله إنّه لايحبّ الكـفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 8 - 3
3 - ايمان توأم با عمل صالح ، شرط ثمربخشى آن دو ، در سعادت اخروى انسان است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم جنـّـت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 17 - 9
9 - خداوند ، انسان ها را به روى آوردن به انجام دادن عمل شايسته ، جهت نيل به سعادت اخروى تشويق كرده است .
فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم . .. جزاء بما كانوا يعملون
اعلام مخفى بودن پاداش مؤمنان و وصف ناپذير بودنش برانگيزاننده انسان ها، جهت دستيابى به آن پاداش است و يادآورى جزاى عمل، مزيد بر تشويق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 19 - 9
9 - عقيده و عمل صالح ، در كسب سعادت اخروى نقشى تعيين كننده دارد .
أمّا الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت فلهم جنّت المأوى . ..بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 31 - 1،2،5
1 - خداوند ، به همسران پيامبر ، در صورت اطاعت خاضعانه آنان از خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انجام عمل صالح ، وعده پاداش دوچندان داده است .
و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صـلحًا نؤتها أجرها مرّتين
«قنوت» (مصدر «يقنت») به معناى «اطاعت خاضعانه» است (مفردات راغب).
2 - مهيّا شدن روزى كريمانه از جانب خداوند براى همسران پيامبر در صورت اطاعت خاضعانه آنان از خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انجام دادن عمل صالح است .
و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صـلحًا . .. و أعتدنا لها رزقًا كريمًا
5 - امتياز همسران پيامبر ، به اطاعت خاضعانه از خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انجام دادن عمل صالح است .
و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صـلحًا نؤتها أجرها مرّتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 4 - 2
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، درپى دارنده پاداش در قيامت
ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 13 - 10،15
10 - آل داوود ، موظف به انجام عمل صالح به منظور اداى شكر به درگاه خداوند
اعملوا ءال داود شكرًا
«اعملوا» مقول قول محذوف است و مفعول «اعملوا» چيزى همانند «عملاًصالحاً» محذوف بوده و «شكراً» مفعولٌ له آن مى باشد.
15 - سليمان ( ع ) ، موظف به انجام عمل صالح به منظور شكرگزارى به درگاه خداوند
و لسليمـن الريح . .. اعملوا ءال داود شكرًا
اين كه پس از طرح قصه سليمان(ع) و ذكر فضايلى كه خداوند به او داده بود، خطاب «آل داود» آورده شده احتمال دارد به اين منظور باشد كه سليمان(ع) را به عنوان عضوى از خاندان داوود(ع)، موظف به انجام عمل صالح كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 37 - 4،10،11
4 - آنچه موجب قرب و منزلت در پيشگاه خداوند است ، ايمان و عمل صالح مى باشد .
و ما أمولكم و لا أولـدكم بالّتى تقرّبكم عندنا زلفى إلاّ من ءامن و عمل صـلحًا
10 - ثمربخشى هر يك از ايمان و عمل صالح ، منوط به توأم بودن آن دو است .
إلاّ من ءامن و عمل صـلحًا فأُولـئك لهم جزاء الضعف
11 - مال و فرزند در صورتى مى توانند نقش معنوى داشته باشند ، كه با ايمان و عمل صالح همراه باشند .
و ما أمولكم و لا أولـدكم بالّتى تقرّبكم عندنا زلفى إلاّ من ءامن و عمل صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 7 - 4،6
4 - سعادت و برخوردارى از غفران و اجر بزرگ الهى ، در گرو توأم بودن ايمان و عمل صالح است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم مغفرة و أجر كبير
6 - ايمان همراه با عمل صالح ، از موجبات آمرزش الهى و بهره مند شدن از اجر بزرگ خداوند
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم مغفرة و أجر كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 10 - 10،12،13
10 - عمل صالح ، موجب ارزشمندى ايمان ، عقايد و انديشه هاى درست و سبب بارورى آنها است .
إليه يصعد الكلم الطيّب و العمل الصـلح يرفعه
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه ضمير فاعلى (در «يرفع») به «عمل صالح » و ضمير مفعولى (يرفعه) به «الكلم الطيّب» بازگردد. گفتنى است «رفع» (مانند «صعود») در اين آيه، كنايه از ارزشمندى و بارورى مى باشد.
12 - ايمان ، انديشه و عقيده درست همراه با عمل صالح ، موجب تقرب به خداوند است .
إليه يصعد الكلم الطيّب و العمل الصـلح يرفعه
برداشت ياد شده از آن جا است كه صعود كلام طيب به پيشگاه رفيع خداوند و پذيرفته شدن عمل صالح در سايه اين كلام، به معناى صعود معنوى صاحبان اين كلام و تقرب آنان به درگاه الهى است.
13 - ايمان و عقيده درست همراه با عمل صالح ، وسيله تحصيل عزت و سربلندى است .
من كان يريد العزّة فللّه العزّة جميعًا إليه يصعد الكلم الطيّب و العمل الصـلح يرف
برداشت ياد شده، با توجه به ارتباط ميان جمله مورد بحث با صدر آيه شريفه (مسأله عزت و صعود كلام و عمل صالح) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 7،8
7 - تنها تعداد اندكى از شريكان و معاشرين ، به خاطر ايمان و نيك كردارى ، در حق يكديگر ستم نمى كنند .
إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و قليل ما هم
8 - ايمان و عمل صالح ، مانع از تجاوز به حقوق ديگران و ستم در حق شريكان
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 7
7 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، موجب ورود به بهشت مى شود ( نه يكى از آنها به تنهايى )
و من عمل صـلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولـئك يدخلون الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 8 - 3،4
3 - ايمان و عمل صالح ، موجب استحقاق ثواب الهى
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم أجر غير ممنون
واژه «أجر» به معناى مزدعمل و مفيد برداشت ياد شده است.
4 - همراه بودن ايمان و عمل صالح ، شرط بهرهورى از اجر بى حساب و بى منت الهى
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم أجر غير ممنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 20 - 18
18 - « خطب أميرالمؤمنين ( ع ) فحمد اللّه و اثنى عليه و قال : أمّا بعد . . .انّ المال و البنين حرث الدنيا و العمل الصالح حرث الآخرة . . . ;
اميرالمؤمنين در خطبه، بعد از حمد و ثناى الهى فرمود: . ..مال و فرزند كشت و بهره دنيا است و عمل شايسته كشت و بهره آخرت است...»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 12
12 - بارورى ايمان و عمل صالح ، در گرو همراهى آن دو با يكديگر است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 4
4 - ايمان و عمل صالح ، تجلى عبوديت و بندگى انسان به درگاه خداوند است .
عباده الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
توصيف بندگان خداوند به مؤمنان داراى عمل صالح، حكايت از آن دارد كه ايمان و عمل صالح، تبلورى از عبوديت و بندگى او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 26 - 2،6
2 - ايمان و عمل صالح ، شرط پذيرش دعا از سوى خداوند است .
و يستجيب الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
6 - همراه بودن ايمان و عمل صالح ، داراى ارزش و تأثير در نزد خداوند
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و يزيدهم من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 15 - 2،3
2 - نظام كيفر و پاداش الهى ، نظامى عادلانه و براساس عملكرد نيك و بد خود انسان
ليجزى قومًا بما كانوا يكسبون . من عمل صـلحًا فلنفسه و من أساء فعليها
3 - كوچك ترين و كم ترين عمل نيك آدمى ، ثمربخش به حال او
من عمل صـلحًا فلنفسه
از تنوين تقليل در«صالحاً» مى توان به مطلب بالا را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 21 - 3،5،10
3 - ارزش و مرتبت انسان در پيشگاه خداوند ، در گرو ايمان و عمل صالح است .
أم حسب الذين . .. أن نجعلهم كالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
5 - ثمربخشى ايمان و عمل صالح ، در پرتو پيوستگى آن دو باهم
كالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
10 - بازتاب ايمان و عمل صالح ، در زندگى و مرگ انسان
أن نجعلهم كالذين ءامنوا . .. محياهم و مماتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 30 - 6
6 - همراهى ايمان با عمل صالح ، مايه برخوردارى از رحمت خداوند ، در آخرت
فأمـّا الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت فيدخلهم ربّهم فى رحمته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 5
5- آميخته ساختن ايمان با عمل صالح ، شرط بهرهورى مؤمنان از بهشت جاودان
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه . .. أُولـئك أصحـب الجنّة ... جزاء بما كانوا يعملون
در آيه قبل، دو عنصر ايمان و استقامت، زمينه ورود به بهشت جاودان معرفى شده است و در اين آيه عمل، به عنوان اساس و ملاك ره يافتن به بهشت جاودان مطرح گشته است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه تجلى عقيده در عمل، براى يكتاپرستان كارساز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 25
25- جلب رضايت و خشنودى خدا ، آرمانى والا و قابل دستيابى با عمل صالح
قال ربّ أوزعنى أن أشكر . .. و أن أعمل صـلحًا ترضـيه
جمله «ترضاه» قيد توضيحى براى «صالحاً» مى باشد و خداوند اين صلاح جويى را به عنوان آرمان انسان كامل ياد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 9
9- عفو الهى نسبت به لغزش هاى انسان ها ، منوط به برخوردارى وى از اعمالى نيك و مورد قبول خداوند
أُولـئك الذين نتقبّل عنهم . .. و نتجاوز عن سيّئاتهم
موضوع قبول اعمال نيك، قبل از «نتجاوز عن سيّئاتهم» مطرح شده است. از اين نكته استفاده مى شود كه اعمال نيك و مورد قبول خداوند، زمينه عفو لغزش ها را فراهم آورده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 4،18،19
4- عمل نيك ، نمود و مظهر ايمان
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
در صورتى كه عطف در «و عملوا الصالحات»، تفسيرى باشد; از آيه شريفه استفاده مى شود كه ايمان و عمل صالح، حقيقتى است واحد، گرچه به لحاظ لفظ و اعتبار متغاير مى نمايند. بنابر اين، ايمان واقعى را در قامت عمل بايد جست.
18- گرايش به ايمان و عمل صالح ، زمينه ساز بخشايش و غفران خطا هاى گذشته انسان
و الذين ءامنوا . .. كفّر عنهم سيّئاتهم
«كفّر عنهم سيّئاتهم» مى تواند صرفاً نظر به گناهان قبل از ايمان و اسلام داشته باشد.
19- بخشش لغزش ها از سوى خدا ، منوط به پايبندى انسان به اصول عقيدتى و اعمال ارزشى است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت . .. كفّر عنهم سيّئاتهم
از ترتّب «كفّر عنهم سيّئاتهم» بر «آمنوا و عملوا الصالحات و آمنوا بمانزّل»، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 3
3- پيوستگى ايمان و عمل صالح در زندگى مؤمنان ، شرط بهره مندى آنان از نعمت بهشت
يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت جنّـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 44،49
44- آميختگى ايمان و عمل صالح ، شرط برخوردارى مؤمنان از مغفرت و پاداش عظيم الهى
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
49- ايمان و عمل صالحِ خود انسان ، ملاك اصلى رستگارى و نه صرف مصاحبت با پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و الذين معه . .. وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت منهم مغفرة و أجرًا عظيم
چنانچه ضمير «منهم» به «الذين معه» بازگردد; از آيه شريفه استفاده مى شود كه همراهان و مصاحبان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نه براساس مصاحبت; بلكه بر ملاك ايمان و عمل، از مغفرت و پاداش بهره خواهند برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 21 - 5
5 - پيوند نسبى ـ علاوه بر عمل نيك خود انسان ـ داراى تأثير در تعالى جايگاه اخروى وى
ألحقنا بهم ذرّيّتهم
نسل مؤمنان، به جايگاه عالى نياكان خويش ملحق مى شوند و ارتقاى درجه مى يابند; در حالى كه اگر مقام نيكانشان در درجه آنان تأثير نمى گذاشت، آنها با ايمان و عمل خويش جز به مرتبه اى پايين تر، دست نمى يافتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 27 - 3
3 - بهره مندى از لطف و رحمت خداوند ، منوط به شايستگى اعمال خود انسان
إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين . فمنّ اللّه علينا
از ارتباط «فمنّ اللّه. ..» با «كنّا قبل...»، استفاده مى شود كه عمل خود انسان زمينه ساز بهرهورى او از رحمت الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 35 - 4
4 - اعتقاد به فلاح و سعادت خويش به اتكال انجام بخش اندك از اعمال نيك ، باورى واهى *
و أعطى قليلاً و أكدى . أعنده علم الغيب فهو يرى
از ارتباط «أعنده. ..» با آيات پيشين مى توان چنين بيان نمود كه: دنيامداران با اعطاى مالى اندك، خويش را فلاح يافته مى انگاشتند و خداوند با نفى علم غيب از آنان، اين انديشه را تخطئه مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 11 - 9
9 - نيك بختى يا بدبختى انسان پس از مرگ ، در گرو اعمال خوب يا بد او است .
و لن يؤخّر اللّه . .. و اللّه خبير بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 9 - 8،9،13،14
8 - ايمان و عمل صالح ، موجب زدايش بدى ها و آمرزش گناهان
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يكفّر عنه سيّئاته
9 - ايمان و عمل صالح ، موجب ورود انسان به بهشت
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا . .. يدخله جنّـت
13 - سعادت و كاميابى انسان ، در گرو ايمان و عمل صالح است .
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يكفّر عنه سيّئاته . .. ذلك الفوز العظيم
14 - ضرورت توأم بودن ايمان و عمل صالح ، در به دست آوردن كاميابى اخروى و بهشت جاويدان
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يكفّر عنه سيّئاته . .. ذلك الفوز العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 12،14،17،19
12 - ايمان و عمل صالح ، نشانه رهايى از ظلمت ها و هدايت به نور است .
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يدخله جنّـت
ذكر پاداش بهشت براى مؤمنان نيكوكار ـ پس از طرح مسأله ظلمت كفر و نور ايمان ـ مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
14 - ايمان و عمل صالح ، عامل ورود به بهشت
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يدخله جنّـت
17 - ضرورت توأم بودن ايمان و عمل صالح ، در به دست آوردن سعادت اخروى و بهشت جاودانه
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يدخله جنّـت. .. خـلدين فيها أبدًا
19 - ايمان و عمل صالح ، موجب بهره مندى از روزى نيكوى الهى در قيامت
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا . .. قد أحسن اللّه له رزقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 3
3 - اعمال نيك انسان ، در پى دارنده پاداش الهى در قيامت
إنّ هـذا كان لكم جزاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 3 - 1
1 - تلاش براى تزكيه نفس و درست كارى ، مايه ارجمندى انسان و شايستگى او براى احترام افزون تر
و مايدريك لعلّه يزّكّى
«زكاة» در معانى «صلاح»، «پاكيزگى»، «نمو»، «بركت» و «مدح» استعمال شده است (لسان العرب). در اين آيه ـ به قرينه مقام ـ مراد صلاح (درست كارى) و پاكسازى درون است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 25 - 1،2،3،5
1 - مؤمنانى كه عمل صالح دارند ، از عذاب الهى در امان اند .
فبشّرهم بعذاب أليم . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
«إلاّ» براى استثناى منقطع به كار رفته است و معناى «لكن» را افاده مى كند.
2 - كافران و مكذبان ، در صورت ايمان آوردن و انجام دادن عمل صالح ، گرفتار عذاب نخواهند شد .
فبشّرهم . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
اين احتمال كه فعل هاى «آمنوا» و «عملوا»، شامل ايمان و عمل در زمان آينده نيز باشد، چندان بعيد نيست; زيرا از طرفى براى آينده قطعى ماضى آورده مى شود و از طرف ديگر در قضيه حقيقى، زمان خاصى مورد نظر نيست.
3 - باور داشتن معاد و معارف قرآن و انجام دادن كار هاى صالح ، نجات بخش انسان از عذاب دردناك است .
فبشّرهم بعذاب أليم . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
متعلق «آمنوا» ـ به قرينه آيات پيشين ـ معاد و قرآن است و «الصالحات» ـ كه جمع با حرف «ال» است ـ دلالت بر عموم مى كند. در اين موارد، مراد عموم عرفى است; يعنى، تمام صالحاتى كه امكان پذير است.
5 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط تأثيربخشى آنها است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 11 - 5،7
5 - توبه سوزانندگان مردان و زنان مؤمن ، به ايمان آوردن و انجام دادن اعمال صالح است .
ثمّ لم يتوبوا . .. إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم جنّـت
تقابل «اصحاب اخدود»، با «الذين آمنوا و عملوا الصالحات»، بيانگر اين است كه مراد از «لم يتوبوا» (در آيه قبل)، ترك توبه از كفر است.
7 - ايمان به خداوند و اعتقاد به عزّت ، ستودگى ، حاكميت ، مالكيت و گواه بودن او و انجام دادن تمامى اعمال صالح ، مايه بهره بردن از مناظر سبز و پر درخت و زمين آب خيز بهشت است .
إلاّ أن يؤمنوا باللّه العزيز . .. إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم جنّـت تج
برداشت ياد شده، از ارتباط اين آيه با آيه هشتم و نهم استفاده مى شود. «الصالحات»، جمع محلى به «ال» و مفيد عموم است. عموم در اين موارد، عرفى است; يعنى، تمام آن چه ميسّر است. «جنّة»; يعنى، بوستانى كه با درختان خود زمين را پوشانده باشد.
(مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 6 - 2
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط تأثير آنها است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 7 - 1،2،3
1 - افراد مؤمن و داراى عمل صالح ، بهترين مردم و برترين موجودات اند .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت أُولـئك هم خير البريّة
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط ثمربخشى آنها است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت أُولـئك هم خير البريّة
3 - مؤمنان نيك كردار ، گرفتار عذاب ابدى جهنم نخواهند شد .
إنّ الذين كفروا . .. فى نار جهنّم ... إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت أُولـئك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 7 - 2
2 - خشنودى كامل انسان در قيامت ، در گرو ارزشمندى كردار او در دنيا است .
فأمّا من ثقلت موزينه . فهو فى عيشة راضية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عصر - 103 - 3 - 1،2
1 - تنها مؤمنانى كه كار هاى شايسته انجام داده و يكديگر را به پذيرش حق و شكيبايى توصيه مى كنند ، گرفتار خسارت نخواهند شد .
إنّ الإنسـن لفى خسر . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و تواصوا بالحقّ و تواصو
2 - ايمان و عمل صالح و پذيرش حق و شكيبايى ، بهره گيرى درست از سرمايه هاى وجودى خويش است .
لفى خسر . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 86 - 8
8- تأثير عمل صالح و رفتار شايسته پيامبران در دستيابى آنان به رحمت خاص خداوندى و مقامات برتر
و إسمـعيل . .. كلّ من الصـبرين . و أدخلنـهم فى رحمتنا إنّهم من الصـلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 11
11 - كافران ، در روز رستاخيز به جاى نيل به ثمره اعمال نيك خويش ، با خدا و كيفر او مواجه خواهند شد .
و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة . .. حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا و وجد اللّه ع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 12
12 - بازگشت از مواضع منافقانه به ايمان و عمل خالصانه ، پيش از فرا رسيدن مرگ ، مورد قبول خداوند و جبران كننده گناه دورويى و نفاق
و لـكنّكم فتنتم أنفسكم . .. حتّى جاء أمر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 30 - 4
4- برخوردارى مؤمنان از پاداش الهى ، از نتايج عمل نيك آنها است .
إِنَّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت إنّا لانضيع أجر من أحسن عملاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 9 - 15
15 - تنها مؤمنان داراى عمل صالح ، از خسارت عرصه قيامت در امان خواهند بود .
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يكفّر عنه سيّئاته . .. ذلك الفوز العظيم
برداشت ياد شده، از آن جا است كه خداوند، روز قيامت را روز خسارت بار نام گذاشته است; ولى تنها گروهى كه داراى ايمان و عمل صالح باشند از اين قاعده مستثنا شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 13،16
13 - خداوند ، مؤمنان داراى عمل صالح را به بهشت وارد مى سازد .
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يدخله جنّـت
16 - مؤمنان داراى عمل صالح ، به صورت جاودانه در بهشت خواهند ماند .
خـلدين فيها أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 6 - 1
1 - مؤمنانى كه كار هاى شايسته انجام مى دهند ، كمال هاى برتر خويش را از دست نداده ، از پستى ها دور مانده اند .
أحسن تقويم . .. أسفل سـفلين . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 42 - 1
1 - لعنت خدا و دورى از رحمت حق ، تنها دست آورد فرعون و سپاهيانش از زندگى دنيوى
و أتبعنـهم فى هـذه الدنيا لعنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 42 - 1
1 - لعنت خدا و دورى از رحمت حق ، تنها دست آورد فرعون و سپاهيانش از زندگى دنيوى
و أتبعنـهم فى هـذه الدنيا لعنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 17 - 10
10 - عذاب و هلاكت قوم ثمود ، ره آورد عملكرد خود آنان
فأخذتهم صـعقة العذاب . .. بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 209 - 6
6 - هلاك و عذاب كافران ، نتيجه عملكرد خود ايشان
و ما أهلكنا من قرية . .. و ما كنّا ظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 47 - 6
6 - مصيبت ها و رنج هاى كافران ، پى آمد عملكرد خود آنان
و لولا أن تصيبهم مصيبة بما قدّمت أيديهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 27 - 7
7 - مجازات و عقوبت كفرپيشگان ، بازتاب و تجسم عملكرد بد خود آنان است .
و لنجزينّهم أسوأ الذى كانوا يعملون
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «أسوء الذى. ..» خود جزا و كيفر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 18
18 ـ اعمال و رفتار هر يك از گمراهان و هدايت يافتگان داراى بازتاب و سزايى مناسب در قيامت
فينبئكم بما كنتم تعملون
هدف از جمله «فينبئكم بما . ..» ترغيب مردمان به هدايت و پذيرش تعاليم قرآن و تهديد كفرپيشگان و منحرفان به عذاب است و چون مجرد آگاه سازى به اعمال و كردار براى تهديد و ترغيب كافى نيست بنابراين جمله «فينبئكم» كنايه از پاداش دهى و به كيفررسانى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 3 - 4
4 - آميختن زندگى به لغو و بيهودگى ، نشانه ضعف ايمان و مايه محروميت از رستگارى است .
قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم عن اللغو معرضون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 18 - 10
10 ـ معبود هاى مشركان در روز رستاخيز ، عامل انحراف مشركان را ، كردار و رفتار هلاكت بار خود آنان معرفى خواهند كرد .
و لـكن . .. و كانوا قومًا بورًا
«بور» يا جمع «بائر» (به معناى هالك) و يا مصدر (به معناى هلاك) است. در صورت دوم، صفت بودن آن براى «قوماً»، از باب مبالغه خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 17
17 ـ حكم خداوند به طرد كامل منافقان ، نتيجه مواضع عقيدتى و نيز عملكرد خود آنان بود .
لاتصل . .. إنهم كفروا ... و ماتوا و هم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 18
18 ـ اعمال و رفتار هر يك از گمراهان و هدايت يافتگان داراى بازتاب و سزايى مناسب در قيامت
فينبئكم بما كنتم تعملون
هدف از جمله «فينبئكم بما . ..» ترغيب مردمان به هدايت و پذيرش تعاليم قرآن و تهديد كفرپيشگان و منحرفان به عذاب است و چون مجرد آگاه سازى به اعمال و كردار براى تهديد و ترغيب كافى نيست بنابراين جمله «فينبئكم» كنايه از پاداش دهى و به كيفررسانى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 167 - 9
9 - اعمال ناشايست آدمى در دنيا ، مايه حسرت و اندوه او در قيامت خواهد شد .
كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 225 - 7
7 ـ تغيير شخصيّت معنوى انسان ، در اثر كار هاى لغو و بيهوده *
لا يؤاخذكم الله باللغو فى ايمانكم و لكن يؤاخذكم بما كسبت قلوبكم
آيه مزبور احتمالا در صدد تقسيم سوگند به لغو و جِدّ و كفّاره داشتن يكى و نداشتن ديگرى نيست; بلكه در صدد بيان اين است كه اگر چه خداوند در سوگندهاى لغو كيفرى قرار نداده است; ولى اين عمل حكايت از قلبى بيمار دارد و يا اينكه به تدريج به بيمارى قلب و دل مى انجامد و خداوند بر اين بيمارى مؤاخذه مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 12
12 ـ كفر ، اعمال ناشايست ، ترك نماز و نداشتن ارتباط با خدا ، امتناع از پرداخت زكات و حقوق مالى ، موجب اضطراب و سلب آرامش درونى
انّ الّذين امنوا . .. و لا هم يحزنون
از مفهوم آيه برداشت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 9 - 7
7 ـ بى تقوايى آدمى نسبت به حقوق ايتام ديگران ، زمينه ساز پايمال شدن حقوق يتيمان وى از سوى جامعه
وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم فليتّقوا اللّه
برداشت فوق را فرمايش امام صادق (ع) تأييد مى كند كه فرمود: يعنى ليخش ان اخلفه فى ذريّته كما صنع بهؤلاء اليتامى.
كافى، ج 5، ص 128، ح 1 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 238، ح 38.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 88 - 6،7،10
6 ـ اعمال نارواى منافقان ، عامل واژگونه شدن فهم و درك آنان
و اللّه اركسهم بما كسبوا
«اركاس» به معناى برگرداندن و وارونه كردن است كه به قرينه «اتريدون . .. »، مراد از آن وارونه شدن درك آنان براى هدايت يافتن است.
7 ـ اعمال نارواى منافقان ، عامل برگشت آنان به كفر و ضلالت
و اللّه اركسهم بما كسبوا
با توجه به جمله «بما كفروا» در آيه بعد، از مصاديق «اركاس» (وارونه شدن)، گرايش آنان به كفر است.
10 ـ اضلال آدميان از سوى خداوند ، پيامد و كيفر اعمال نارواى خود آنان است .
و اللّه اركسهم بما كسبوا اتريدون ان تهدوا من اضلّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 70 - 15
15 ـ كردار نارواى بنى اسرائيل على رغم انتساب آنان به دين يهود ، دليل كارساز نبودن انتساب ظاهرى به اديان الهى در سعادت انسان
إنّ الذين ءامنو و الذين هادوا . .. فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون
در آيه قبل بيان شد كه «ان الذين . ..» اشاره دارد به اين كه مجرد انتساب به اديان الهى در سعادت آدمى كارساز نمى باشد و اين آيه به منزله برهانى بر آن حقيقت است، يعنى انتساب يهود و نصارا به يهوديت و نصرانيت چگونه مى تواند مايه سعادت آنان باشد با اينكه پيامبران راتكذيب كردند و گروهى از آنان را كشتند؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 18
18 ـ كسانى كه با اعمال نارواى خود، خويشتن را تباه و محروم از خير نموده اند، هيچ دوست و ياور و شفيعى در بين مخلوقات نخواهند داشت.
أن تبسل نفس بما كسبت ليس لها من دون الله ولى و لا شفيع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 73 - 5
5 ـ عملكرد غلط مسلمانان ، منشأ فتنه ها و مشكلات اجتماعى آنان
إلا تفعلوه تكن فتنة فى الأرض و فساد كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 82 - 9
9 ـ كيفر هاى الهى در قيامت بازتاب كردار ناشايست خود انسانهاست .
و ليبكوا كثيراً جزاء بما كانوا يكسبون
با توجه به اينكه خداوند، گريه و رنج طولانى را كيفر گناهان طولانى و مستمر كافران و منافقان قرار داده است، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 87 - 5
5 ـ عملكرد نادرست و تخلف از فرمان هاى الهى ، زمينه ساز مهر شدن قلب انسان و دست نيافتن وى به درك عميق حقايق
رضوا بأن يكونوا مع الخوالف و طبع على قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 8 - 3
3 ـ بزهكارى و زشت كردارى ، عامل گرفتار شدن به آتش دوزخ
أولئك مأويهم النار بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 11
11ـ سلب پيوند ها و روابط خويشاوندى ، براثر اعمال ناشايست ، در مكاتب الهى
إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 11 - 13
13ـ زوال نعمت ها از ناحيه خداوند است و كردار ناپسند انسان ها زمينه ساز آن
إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم و إذا أراد الله بقوم سوءًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 34 - 12
12- ارتكاب اعمال زشت و به استهزا گرفتن وعده عذاب الهى ، ظلم به نفس است .
و ما ظلمهم الله و لـكن كانوا أنفسهم يظلمون . فأصابهم سيئات ما عملوا و حاق بهم ما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 7 - 1،3
1- اعلام خداوند به بنى اسرائيل پس از بازيابى توان و قدرتشان بر اينكه بازگشت نيكى و بدى كردارشان به خود آنان است .
إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها
3- بازتاب عمل نيك يا بد انسان ، تنها متوجه خود اوست .
إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 77 - 4،6
4- سابقه زشت كارى قوم نوح ، زمينه ساز تكذيب آيات الهى از سوى آنان بود .
الذين كذّبوا بـايتنا إنّهم كانوا قوم سوء
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه جمله «إنّهم كانوا. ..» در مقام تعليل براى جمله پيشين باشد. گفتنى است فعل «كانوا» ـ كه مفيد استقرار وصف است ـ بيانگر دوام وصف سوء در ميان قوم نوح است و از آن جايى كه فعل ماضى است، از آن به سوء سابقه تعبير شده است.
6- تكذيب آيات الهى ، زشت كارى و سوء پيشينه ، زمينه هاى نزول عذاب الهى و هلاكت
الذين كذّبوا بـايتنا إنّهم كانوا قوم سوء فأغرقنـهم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 41 - 9
9 - كيفر هاى الهى ، برخاسته از عملكرد ظالمانه خود انسان ها است .
فأخذتهم الصيحة بالحقّ . .. فبعدًا للقوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 52 - 8
8 - رهبانيت و زهدورزى هاى بى جا ، ارتكاب اعمال ناشايست و شرك ورزى در عبادت ، انحراف از طريقه پيامبران
يـأيّها الرسل كلوا من الطّيّبـت . .. و إنّ هـذه أُمّتكم أُمّة وحدة و أنا ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 103 - 2
2 - عقايد باطل و كردار هاى بد ، مايه وارد شدن زيان به سرمايه هاى وجودى انسان
و من خفّت موزينه فأُولـئك الذين خسروا أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 16 - 3
3 - ارتكاب هر عمل خطا و ناپسند ، ظلم به خويشتن است .
قال ربّ إنّى ظلمت نفسى فاغفرلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 41 - 1
1 - عمل ناشايست انسان ها ، عامل رواج فساد و تباهى در پهنه گيتى است .
ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس
«بَرّ» (خشكى) و «بحر» (دريا)، كنايه از كره زمين است. لازم به ذكر است كه «باء» در «بما» سببى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 3
3 - بدكردارى و زشت كارى ، داراى نتايج و پيامد هاى هلاكت بار دنيايى
فأصابهم سيّئات ماكسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 25 - 11
11 - فريفتگى انسان به دنيا و اعمال ناشايست ، موجب گرفتار شدن به عذاب الهى
فزيّنوا لهم ما بين أيديهم و ما خلفهم و حقّ عليهم القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 34 - 9
9 - برخورد هاى نامناسب ، عامل تنش و اصطكاك در جامعه
ادفع بالتى هى أحسن . .. كأنّه ولىّ حميم
از مفهوم آيه شريفه استفاده مى شود كه اگر محبت و مهرورزى، اين قدرت را دارد كه دشمن را به دوست واقعى تبديل كند; پس معلوم مى شود ريشه بسيارى از دشمنى ها، برخوردهاى نامناسب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 46 - 2
2 - بدكاران ، گرفتار پيامد اعمال ناشايست خويش اند .
من أساء فعليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 34 - 1،3
1 - غرق شدن كشتى ها در اثر عملكرد ناشايست انسان ها ، ناشى از اراده و مشيت خداوند است .
إن يشأ يسكن الريح . .. أو يوبقهنّ بما كسبوا
«إيباق» (مصدر «يوبق») به معناى اهلاك و كنايه از غرق كردن است.
3 - انسان هاى گنه كار ، مستحق كيفر الهى و در معرض هلاكت و نابودى به واسطه اعمال ناشايست خويش
أو يوبقهنّ بما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 37 - 5
5 - ارتكاب گناهان بزرگ و انجام اعمال زشت ، مانع بهره مندى انسان از نعمت هاى جاويدان اخروى
و ما عند اللّه خير . .. الذين يجتنبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 39 - 5
5- جهان بينى غلط و نگرش جاهلانه به هستى ، ريشه عملكرد نادرست و مجرمانه انسان در صحنه حيات
إنّهم كانوا مجرمين . .. و لـكنّ أكثرهم لايعلمون
از ارتباط اين آيه با عبارت «إنّهم كانوا مجرمين»، استفاده مى شود كه ناآگاهى نسبت به حقانيت آفرينش، عامل گرايش امت هاى نابود شده به جرم پيشگى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 15 - 2
2 - نظام كيفر و پاداش الهى ، نظامى عادلانه و براساس عملكرد نيك و بد خود انسان
ليجزى قومًا بما كانوا يكسبون . من عمل صـلحًا فلنفسه و من أساء فعليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 18 - 9
9- كردار زيانبار و عصيانگرانه خود انسان ، عامل قطعى شدن عذاب بر او
و الذى قال لولديه أُفّ . .. فيقول ما هـذا إلاّ أسـطير الأوّلين . أُولـئك ... كان
«إنّهم كانوا. ..»، بيانگر تعليل است; يعنى، استمرار بر گناه و زيانكارى، موجب حتميت عذاب الهى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 16 - 12
12- قلب آدمى ، در سرشت خود ، پذيراى حق و عملكرد و روحيّات منفى او ، عامل جمود آن
طبع اللّه على قلوبهم واتّبعوا أهواءهم
از تعبير «طبع اللّه على قلوبهم» استفاده مى شود كه قلب آدمى در ابتدا، پذيراى سخن حق و قادر به فهم پيام الهى است; ولى در نتيجه عواملى از سوى خود انسان، طبق اراده الهى، قلب كارايى اصلى خود را از دست مى دهد و در برابر حق نفوذناپذير مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 2 - 12،13
12 ـ اعمال نيك انسان ، در معرض حبط و نابودى به وسيله بعضى از اعمال ناشايست
أن تحبط أعمـلكم و أنتم لاتشعرون
13 ـ مترتب شدن كيفر بر بعضى از اعمال ناروا ، حتى با عدم توجه و علم انسان *
أن تحبط أعمـلكم و أنتم لاتشعرون
برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «أنتم لاتشعرون» اين باشد كه هر چند شما از روى غفلت مرتكب بى احترامى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى شويد; اما غفلت، آثار شوم اين عمل را نمى زدايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 28 - 5
5ـ انحراف و كفر انسان هاى دوزخى ، ناشى از سوء اختيار خود آنان است ; نه معلول عوامل جبرى .
و قد قدّمت إليكم بالوعيد
تعبير «قد قدّمت إليكم بالوعيد» بدان معنا است كه بر گمراهان، قبلاً اتمام حجت شده است و ديگر مجالى براى جدال و تخاصم نيست. لازمه اتمام حجت و مجرم بودن فرد، اين است كه او مجبور نبوده و به سوء اختيار خود، عليه حجت الهى اقدام كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 15 - 8
8 - عذاب الهى و شدت آن ، پيامد و نتيجه رفتار زشت خود انسان ها است .
إنّهم ساء ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 6 - 8
8 - اعمال نيك و بد خلق ، بى تأثير در ذات بى نياز و ستوده خداوند
و من يتولّ فإنّ اللّه هو الغنىّ الحميد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 11 - 9
9 - نيك بختى يا بدبختى انسان پس از مرگ ، در گرو اعمال خوب يا بد او است .
و لن يؤخّر اللّه . .. و اللّه خبير بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 18 - 3
3 - طغيان گرى ، بازتاب نبود تزكيه و درست كارى در زندگى انسان
إنّه طغى . فقل هل لك إلى أن تزكّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 3
3 - گرفتارى به فرجام سخت ، پيامد كردار ناروا است .
و أمّا من بخل و استغنى . و كذّب بالحسنى . فسنيسّره للعسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 34 - 1
1- اعمال سوء كافران اقوام پيشين ، گريبانشان را گرفت و آنان را گرفتار عذاب كرد .
فأصابهم سيئات ما عملوا
«سيئات» (جمع سيئة) به معناى كارهاى قبيح است و اصابه سيئه مجاز عقلى و به تقدير مضاف است. بنابراين مراد از اصابت سيئه به آنان، كيفر شدنشان به گناه آن اعمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 1
1 - گرفتار شدن قشر مرفه و ناسپاس ملت هاى گذشته به عذاب و پيامد هاى ناگوار رفتار بد خود
إذا خوّلنـه نعمة منّا . .. فأصابهم سيّئات ماكسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 7
7 - عذاب دردناك و سخت ستمكاران در قيامت ، بازتاب عملكرد خود آنان است .
و إنّ الظـلمين لهم عذاب أليم . ترى الظـلمين مشفقين ممّا كسبوا و هو واقع بهم
چنانچه كه مراد از «ما» در «ما كسبوا» عمل باشد و ضمير «هو» به آن بازگردد، از ارتباط دو آيه ، مى توان استفاده كرد كه «عذاب أليم» چيزى جز عملكرد انسان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 16 - 6
6 - آتش دوزخ ، تجسّم و عينيت اعمال نارواى خود كافران براى ايشان *
إنّما تجزون ما كنتم تعملون
تعبير «تجزون ما» ـ به جاى «تجزون بما» ـ بيانگر اين معنا است كه خود عمل، جزا واقع مى شود و اين در صورتى است كه عمل ناروا تجسّم پيدا كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 1
1 - گرفتار شدن قشر مرفه و ناسپاس ملت هاى گذشته به عذاب و پيامد هاى ناگوار رفتار بد خود
إذا خوّلنـه نعمة منّا . .. فأصابهم سيّئات ماكسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 13،14
13 - مردان ، مى توانند زنان مطلّقه خود را در صورت ارتكاب عملى بسيار زشت و روشن ( مانند زنا و . . . ) از خانه هاى خويش بيرون كنند .
و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفـحشة مبيّنة
به هر عمل و گناهى كه زشتى آن شديد و بزرگ باشد، «فاحشه» اطلاق مى شود; مانند زنا در مورد زنان (برگفته از قاموس المحيط و مفردات راغب).
14 - ارتكاب عمل بسيار زشت و آشكار از سوى زنان مطلّقه ، موجب سلب حق مسكن آنان از عهده همسران است .
و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفـحشة مبيّنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 95 - 13
13 ـ پليدى منافقان و دوزخى بودن آنان ، نتيجه اعمال ناشايست و مستمر خود آنان است .
إنهم رجس و مأويهم جهنم جزاء بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 105 - 13
13 ـ بيان فرجام و عاقبت شوم اعمال ناپسند ، از روش هاى قرآن براى بازداشتن انسان ها از آن اعمال
و لا تكونوا كالذين تفرّقوا . .. و اولئك لهم عذاب عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 3 - 5
5- عملكرد نياكان ، داراى نقشى بس مؤثر در برخوردارى فرزندانشان از هدايت ها و نعمت هاى خداوند
و ءاتينا موسى الكتـب . .. ذرّية من حملنا مع نوح
در اين برداشت، جمله «ذرّية من. ..» تعليل براى آيه قبل (و آتينا موسى الكتاب...) گرفته شده است; يعنى، چون بنى اسرائيل از
فرزندان همراهان نوح(ع) در كشتى بودند، اين افتخار را يافته اند كه از هدايتهاى كتاب آسمانى (تورات) بهره مند شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 52 - 4
4 - سرنوشت هر ملتى با عقايد و كردار خود آنان رقم مى خورد ; نه با افكار و اعمال نياكانشان .
قال فما بال القرون الأُولى . قال علمها عند ربّى
پاسخ موسى و هارون(ع) اين بود كه اقوام پيشين، آنچه انجام داده اند، نزد خداوند محفوظ است و خود مى داند با آنان چه كند، فرجام آنها هر چه باشد، تأثيرى در سرنوشت تو ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 70 - 7
7 - تأثير رفتار ها و مواضع فردى و اجتماعى پدران و مادران ، بر رفتار و مواضع فرزندان و نسل هاى آينده
فهم على ءاثـرهم يهرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 7 - 17
17 - انسان ، در برابر اعمال خود مسؤول است و مورد بازخواست الهى قرار خواهد گرفت .
فينبّئكم بما كنتم تعملون
مقصود از آگاه ساختن مردم نسبت به اعمالشان، حسابرسى اعمال آنان و كيفر و پاداش به ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 27
27 - خصومت و ستيز پيروان اديان توحيدى با توجه به وحدت پروردگار و بازگشت عمل هر انسان به خودش ، فاقد منطق و توجيه
اللّه ربّنا و ربّكم لنا أعمـلنا و لكم أعمـلكم لا حجّة بيننا و بينكم
بنابراين كه مراد از «لاحجّة»، نفى خصومت و نزاع باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 30 - 1
1 - تمامى گرفتارى ها و مشكلات زندگى آدميان ، نتيجه عملكرد و دستاورد خود آنان است .
و ما أصـبكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 15 - 1
1 - بازتاب نتايج اعمال نيك و بد آدمى ، تنها متوجه خود او است .
من عمل صـلحًا فلنفسه و من أساء فعليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 19 - 5
5- هر فرد ، دريافت كننده تمامى اعمال خويش و پاداش و كيفر آن به شكلى كامل ، در جهان آخرت
و ليوفّيهم أعمـلهم و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 32 - 13
13- بازتاب نهايى اعمال آدميان ، تنها متوجه خود آنان است .
إنّ الذين كفروا و . .. و سيحبط أعمـلهم
از ارتباط «إنّ الذين كفروا. ..» با «سيحبط أعمالهم» و تأكيد بر «لن يضرّوا اللّه شيئاً» ـ با توجه به الغاى خصوصيت ـ استفاده مى شود كه اعمال انسان ها، در نهايت به خودشان باز خواهد گشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 21 - 10
10 - هر انسانى ، تنها در گرو اعمال خويش و ملازم با آن
كلّ امرى بما كسب رهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 26
26 - پيامد هاى عملكرد نيك و بد انسان ، متوجه خود او است .
لنا أعمـلنا و لكم أعمـلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 46 - 1
1 - پيامد عمل نيك انسان ، به خود وى بازمى گردد .
من عمل صـلحًا فلنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 26
26 - پيامد هاى عملكرد نيك و بد انسان ، متوجه خود او است .
لنا أعمـلنا و لكم أعمـلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 20 - 5
5 - تقوا ، مراقبت بر اعمال و ياد خدا ، عامل رستگارى انسان
اتّقوا اللّه و لتنظر . .. و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه ... أصحـب الجنّة هم الفائ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 238 - 8
8 ـ لزوم حركت براى خداوند ، توأم با خضوع و اطاعت در برابر وى
و قوموا للّه قانتين
چنانچه گذشت، «قنوت»، اطاعتى است همراه خضوع و خشوع.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 244 - 4
4 ـ در راه خدا بودنِ عمل ، ملاك ارزش آن
و قاتلوا فى سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 48 - 9
9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تسبيح و حمد پروردگار ، هم زمان با آغاز هر تلاش
و سبّح بحمد ربّك حين تقوم
درباره «حين تقوم» چندين احتمال از سوى مفسران مطرح شده است. به نظر مى رسد ارتباط «و سبح» با «و اصبر لحكم ربّك» مى تواند قرينه باشد بر اين كه مراد، هنگام برخاستن پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى انجام تبليغ و رسالت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 195 - 12،14
12 - اهل ايمان ، بايد اعمال و وظايف الهى خويش ( جهاد ، دفاع ، انفاق و . . . ) را به صورت نيكوى آن انجام دهند .
قتلوا فى سبيل اللّه . .. و أنفقوا فى سبيل اللّه ... و أحسنوا
14 - انجام كار ها و وظايف الهى به صورت نيكوى آن ، موجب جلب محبت خداوند است .
و أحسنوا إن اللّه يحب المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 127 - 12
12 - توجه به خداوند در انجام عمل نيك و دعا براى پذيرش آن به درگاه خدا ، از آداب عمل است .
إذ يرفع إبرهيم القواعد . .. ربنا تقبل منا إنك أنت السميع العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 4
4 - كافران ، در آرزو و انتظار نتيجه اعمال نيك خويش اند .
و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا
اين برداشت، از تشبيه سراب به دست مى آيد; زيرا همان گونه كه فرد تشنه در انتظار آب به سر مى برد و هر چه تلاش مى كند، جز شبه آب (سراب) چيزى نمى بيند; كافران نيز در انتظار نتيجه اعمال خود به سر مى برند; هر چند به آن نخواهند رسيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 25
25 - حبط عمل صالح غير مؤمنان ، بر خداوند ، آسان است .
فأحبط اللّه أعمـلهم و كان ذلك على اللّه يسيرًا
در صورتى كه مشاراليه «ذلك» اِحباط باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 5،6،7
5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به درخواست از خداوند براى توفيق انجام هر عملى از آغاز تا فرجام ، بر اساس نيتى خالص و آميخته با صدق و راستى
و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
6- ورود در كار ها به صدق و راستى و خروج از آن به درستى ، نيازمند استمداد از خدا
و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
7- درخواست توفيق از خداوند در نوافل و نماز شب ، براى ورود در كار ها به صدق و راستى و خروج از آن به راستى و درستى ، امرى مطلوب و پسنديده است .
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 13 - 5
5- انسان بر اعمال خود در قيامت ، آگاهى مى يابد .
و كلّ إنسـن . .. كتـبًا يلقـه منشورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 64 - 9،10
9 - خداوند ، انسان را از نتيجه و حقيقت كارهايى كه در دنيا انجام مى دهد آگاه خواهد ساخت .
و يوم يرجعون إليه فينبّئهم بما عملوا
10 - قيامت ، روز آگاه شدن انسان از حقيقت و نتيجه اعمال خويش
و يوم يرجعون إليه فينبّئهم بما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 5،21
5 - خداوند ناظر بر رفتار انسان ها و آگاه به ضماير ايشان است .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء
21 - اعمال انسان ها هرگز مورد غفلت خداوند نخواهد بود .
و ما اللّه بغفل عما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 149 - 6
6 - اعمال انسان ها هرگز مورد غفلت خداوند نيست .
و ما اللّه بغفل عما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 28 - 13
13 - توجه و اعتقاد به آگاهى خداوند به اعمال انسان ها ، موجب برانگيختن آنان به رعايت دستورات الهى و پرهيز از نافرمانى او است .
و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم و اللّه بما تعملون عليم
سخن تهديدآميز خداوند به مؤمنان (و اللّه بما تعملون عليم)، مى تواند به منظور مطلب فوق ادا شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 14
14 - خداوند ، از تمامى حركات و رفتار انسان ها ، آگاه و باخبر است .
إنّ اللّه خبير بما يصنعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 19
19 ـ آگاهى دقيق از اهل بدعت در دين و متجاوزان به حدود الهى، جلوه اى از ربوبيت خداوند
إن ربك هو أعلم بالمعتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 23 - 11
11 ـ آگاهى يافتن انسان ها به تمامى اعمال خود ، در جهان پس از مرگ
ثم إلينا مرجعكم فننبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 20 - 4
4 - آگاهى گوش ، چشم و پوست آدمى ، از اعمال و رفتار او
شهد عليهم سمعهم و أبصـرهم و جلودهم بما كانوا يعملون
گفتنى است كه گواهى دادن فرع بر آن است كه گواهى دهنده به آنچه گواهى مى دهد آگاه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 20 - 4
4 - آگاهى گوش ، چشم و پوست آدمى ، از اعمال و رفتار او
شهد عليهم سمعهم و أبصـرهم و جلودهم بما كانوا يعملون
گفتنى است كه گواهى دادن فرع بر آن است كه گواهى دهنده به آنچه گواهى مى دهد آگاه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 20 - 4
4 - آگاهى گوش ، چشم و پوست آدمى ، از اعمال و رفتار او
شهد عليهم سمعهم و أبصـرهم و جلودهم بما كانوا يعملون
گفتنى است كه گواهى دادن فرع بر آن است كه گواهى دهنده به آنچه گواهى مى دهد آگاه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 100 - 4
4 - مال و امكانات دنيوى ، وسيله اى كارآمد براى انجام اعمال صالح *
قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صـلحًا فيما تركت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 70 - 6
6 - ندادن جزاى كامل عمل ، ظلم است .
و هم لايظلمون . و وفّيت كلّ نفس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 33 - 7
7- هشدار خداوند به مؤمنان ، در پرهيز از فراهم آوردن زمينه هاى بطلان اعمال خويش
يـأيّها الذين ءامنوا . .. و لا تبطلوا أعمـلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 6 - 6
6 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . . قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . فى قوله تعالى : « و لاتمنن تستكثر » قال : لاتستكثر ما عملتَ من خير للّه ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در توضيح سخن خداى تعالى: «و لاتمنن تستكثر» فرمود: عمل خيرى را كه براى خداوند انجام مى دهى، زياد به حساب نياور».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 3 - 2
2 - لزوم پرهيز أكيد انسان مؤمن ، از گفتن چيزى كه قصد انجام دادن آن را ندارد و يا نمى تواند آن را انجام دهد .
كبر مقتًا عند اللّه أن تقولوا ما لاتفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 67 - 21
21 - لزوم استعاذه به خدا و يارى جستن از او براى دور ماندن از كردار هاى جاهلانه و لغزش هاى برخاسته از جهل
قال أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 7،12
7 ـ اهل ايمان وظيفه دار دورى جستن از پليد ها و كردار هاى شيطانى
رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه
12 ـ دورى جستن از پليدى ها و كردار هاى شيطانى زمينه ساز رسيدن به فلاح و رستگارى
رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه لعلكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 92 - 5
5 ـ گريز از شيطان و پرهيز از كردار هاى شيطانى وظيفه اهل ايمان
يايها الذين ءامنوا انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلم . .. و احذروا
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه متعلق «واحذروا» ـ به قرينه آيه قبل ـ، پيروى از شيطان و انجام كارهاى شيطانى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 63 - 8،10
8 - تحصيل تقوا و دورى از اعمال ناروا ، هدف از فراخوانى بنى اسرائيل به پذيرش تورات
خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه لعلكم تتقون
10 - نيل انسان ها به تقوا و پرهيزشان از عقايد ناصواب و اعمال ناروا ، از اهداف نزول كتاب هاى آسمانى است .
خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 23
23 ـ توجه به نظارت خداوند بر اعمال ، زمينه پرهيز از تبهكارى و اعمال ناپسند
و اللّه بصير بماتعملون
از اهداف بيان آگاهى خدا به اعمال و رفتار آدميان، اين است كه آنان را متوجه نظارت دايمى خداوند كند تا شايد از اعمال ناروا پرهيز كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 98 - 13
13 ـ توجه به عقاب ، رحمت و مغفرت الهى زمينه ساز عمل به احكام دين و پرهيز از اعمال ناپسند
و اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم
هدف از بيان شدت عقاب، و بيان رحمت و مغفرت الهى پس از تبيين احكام، اين است كه زمينه انجام اوامر خدا و پرهيز از نافرمانى وى در مخاطبان به وجود آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 15
15 ـ ضرورت انجام كار هاى شايسته و پرهيز از كار هاى ناشايسته
يأمرهم بالمعروف و ينهيهم عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 171 - 7،9،10
7 ـ تحصيل تقوا و دورى از اعمال ناروا ، هدف دعوت خداوند از بنى اسرائيل به پذيرش تورات
خذوا ما ءاتينكم بقوة . .. لعلكم تتقون
9 ـ رسيدن انسان ها به تقوا و پرهيزشان از عقايد ناصواب و اعمال ناروا ، از اهداف نزول كتاب هاى آسمانى بر ايشان است .
خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه لعلكم تتقون
10 ـ صلابت و جديت انسان در ديندارى ، رساننده وى به تقوا و دورسازنده وى از كردار هاى نارواست .
خذوا ما ءاتينكم بقوة . .. لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 15
15ـ پرهيز از عمل جاهلانه ، پند و موعظه خداوند به حضرت نوح ( ع )
إنى أعظك أن تكون من الجـهلين
«موعظة» به معناى پنددادن و نصيحت كردن است. چنان چه متعلق آن رفتار و اخلاق پسنديده باشد ، مفاد آن ترغيب به انجام دادن است و اگر متعلق آن رفتار و اخلاق ناپسند باشد ، مفاد آن توصيه به انجام ندادن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 29 - 8
8- انسان نبايد مرتكب عملى شود كه مورد سرزنش قرار گيرد و از كرده خود پشيمان گشته و بر آن حسرت بخورد .
و لاتجعل يدك . .. فتقعد ملومًا محسورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 10 - 6
6 - پرهيز از بدكردارى و خطاپيشگى ، از مهم ترين فرمان هاى پيامبران به فرعون و اقوام پس از آنان و قوم لوط
و جاء فرعون . .. بالخاطئة . فعصوا رسول ربّهم
مطرح كردن سرپيچى اقوام ياد شده از فرمان هاى پيامبران ـ پس از توصيف آنان به خطاپيشگى ـ مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه دستورات پيامبران بر محور پرهيز اين اقوام از خطاپيشگى بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 4 - 4
4 - ترك تلاش هاى نادرست و بسنده كردن به كوشش هاى سودمند ، توصيه خداوند به تمام انسان ها است .
إنّ سعيكم لشتّى
جواب قسم ـ كه در حقيقت مجموع شيوه ها و آثارى است كه براى تلاش هاى گوناگون بشر، در آيات بعد آمده است ـ در ضمن خود، دعوت كننده مردم به ترك تشتت در تلاش ها و ايجاد وحدت رويّه در كوشش هاى خويش و برگزيدن راهى است كه به «يُسْرى» منتهى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 11 - 1،2
1 - فرشتگان ناظر و مراقب انسان ها ، شخصيت هايى ارجمند و داراى ارزش و احترام در پيشگاه خداوند
كرامًا
آنچه در مقوله خود داراى شرافت و برجستگى باشد، به كَرَم توصيف مى شود. (مفردات راغب)
2 - لزوم گرامى داشتن و حرمت نهادن به فرشتگان مأمور ثبت و ضبط اعمال
كرامًا
شرافت موجودى نزد خداوند، كاشف از اين است كه احترام ديگران به آن موجود، محبوب خداوند و مطلوب او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 10 - 3
3 - پرونده اعمال هر كس تا قيامت ، بسته است و بر كسى مكشوف نيست .
و إذا الصحف نشرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 148 - 11
11 ـ انسان داراى اختيار در عقيده و عمل، و جبرگرايى انديشه اى باطل است.
كذلك كذب الذين من قبلهم حتى ذاقوا بأسنا قل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 12
12- آغاز به كار از روى صداقت و اخلاص ، تضمين كننده به پايان رساندن آن همراه آن دو نيست .
أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 5 - 22
22 ـ از امام رضا ( ع ) روايت شده : . . . « إياك نعبد » رغبة و تقرب إلى اللّه تعالى ذكره و إخلاص له بالعمل دون غيره و « إياك نستعين » إستزادة من توفيقه و عبادته و إستدامة لما أنعم اللّه عليه و نصره . . . ;
. .. «إياك نعبد» ابراز رغبت و تقرب جستن عبد به سوى خداى تعالى و اظهار اخلاص در عمل براى اوست و نه غير او و «إياك نستعين» در خواست زياده توفيق خدا و زياده عبادت او و درخواست ادامه نعمتهاى داده شده و يارى خداوند است ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 238 - 9
9 ـ اعمال و رفتار آدمى ، بايد براى خدا و در جهت او باشد .
و قومواللّه قانتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 8 - 2،5
2 ـ اعمال انسان بايد براى خدا باشد .
يأيها الذين ءامنوا كونوا قومين للّه
مراد از «قيام» مى تواند انجام تمامى اعمالى باشد كه خداوند به آنها امر كرده است.
5 ـ شهادت به قسط ، در گرو عادت آدمى به انجام اعمال براى خداوند است .
كونوا قومين للّه شهداء بالقسط
تقديم ذكرى «قومين» بر «شهداء» اشاره به اين حقيقت دارد كه شهادت به قسط، متفرع بر قيام للّه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 109 - 7
7 ـ لزوم داشتن اخلاص و تقوا ، از نخستين مراحل انجام هر كار
أفمن أسّس بنينه على تقوى
تعبير «أسّس بنيانه» تصريح به مراحل آغازين هر عمل دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 5،8،11
5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به درخواست از خداوند براى توفيق انجام هر عملى از آغاز تا فرجام ، بر اساس نيتى خالص و آميخته با صدق و راستى
و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
8- ارزش اعمال ، در پرتو صداقت و خلوص و عدم آميختگى آن به ريا است .
أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
11- همه انسان ها ، حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى داشتن اخلاص و صداقت در عمل ، به امداد ويژه الهى نيازمندند .
و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 46 - 2،3،4،5
2 - اخلاص در هر كارى ، شايسته و لازم است .
أن تقوموا للّه
3 - مردم ، موظف اند هر كارى را ـ چه جمعى باشد و چه فردى ـ فقط براى رضاى خدا انجام دهند .
أن تقوموا للّه مثنى و فردى
«مثنى و فرادى» حال براى ضمير فاعلى «تقوموا» است و كلمه «مثنى» كنايه از تعدد مى باشد.
4 - مردم ، موظف اند همديگر را در انجام هر كار خالصانه ، يارى دهند .
أن تقوموا للّه مثنى و فردى
احتمال دارد «مثنى» اشاره به اين نكته باشد كه مردم دو نفرى به همديگر كمك كنند.
5 - مردم ، موظف اند كار هاى خود را براى رضاى خدا ، يك و يا دو نفره و به دور از غوغا سالارى و هياهو انجام دهند .
أن تقوموا للّه مثنى و فردى
احتمال دارد سفارش به قيام براى خدا به صورت دو نفرى (اقل جمع) و يا يك نفرى، به خاطر پرهيز از هياهو و هرچه خالصانه تر شدن آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 9 - 4
4- اعمال كافران ، به دليل نداشتن انگيزه الهى ، فاقد پاداش در نزد خداوند
كرهوا ما أنزل اللّه فأحبط أعمـلهم
از مجموع آيه استفاده مى شود كه خداوند، در مقام بيان فلسفه حبط اعمال نيك كافران است; فلسفه اى كه براى بشر معقول و قابل فهم است و آن اين كه وقتى كافران به انگيزه هاى نفسانى و غير الهى كارى را انجام داده اند، چگونه ممكن است كه در قبال آن از خداوند پاداش دريافت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 12
12- آغاز به كار از روى صداقت و اخلاص ، تضمين كننده به پايان رساندن آن همراه آن دو نيست .
أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 15
15 ـ خداوند در قيامت انسان ها را به تمامى اعمال دنيويشان آگاه ساخته و دستاوردشان را به آنان نشان خواهد داد .
إلى اللّه مرجعكم جميعاً فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 5،6،7،9
5 - نامه اعمال همه بندگان در قيامت ، عرضه خواهد شد .
و وضع الكتـب
«وضع» به معناى نهادن است و در اين جا كنايه از عرضه شدن مى باشد. «كتاب» در آيه شريفه به معناى نامه اعمال است.
6 - تمامى اعمال بندگان ثبت و درج شده و در قيامت به صورت نوشته اى ظاهر خواهد شد .
و وضع الكتـب
7 - حضور پيامبران در قيامت براى گواهى دادن بر اعمال بندگان ، هنگام عرضه اعمالشان
و جاىء بالنبيّين
مقصود از آوردن پيامبران در قيامت هنگام عرضه نامه اعمال بندگان ـ به قرينه آيه «فكيف إذا جئنا من كلّ اُمّة بشهيد و جئنابك على هـؤلاء شهيداً (نساء(4)، 41) گواهى دادن آنان است.
9 - احضار شاهدانى چند در عرصه قيامت براى گواهى دادن بر اعمال بندگان ، هنگام عرضه نامه اعمالشان
و الشهداء
«شهدا» جمع «شاهد» (گواه) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 10 - 2،5
2 - قيامت ، روز باز شدن نامه عمل انسان و آگاهى او بر محتواى آن
و إذا الصحف نشرت
«نشر»، مخالف پيچيدن است (لسان العرب). براساس اين معنا، فعل «نشرت»، دلالت دارد كه نامه اعمال پيش از نشر، به شكل طومار است.
5 - نامه هاى اعمال در قيامت ، بر اهل محشر پراكنده و پخش خواهد شد .
و إذا الصحف نشرت
«نشر» به معناى تفريق (پراكنده ساختن) آمده است (تاج العروس). مراد از «نُشرت»، در اين معنا پراكنده شدن نامه ها بر صاحبان آن و رسيدن نامه عمل هر كس به دست او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 1،6
1 - براى هر انسان ، نامه عملى است كه در قيامت آن را دريافت خواهد كرد .
فأمّا من أُوتى كتـبه
6 - انسان ها هنگام حضور در پيشگاه خداوند نامه هاى اعمال خود را در اختيار داشته و به كردار خويش آگاهى يافته اند .
فملـقيه . فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه
«فاء» در «فأمّا» بيانگر ارتباط مفاد اين آيه با ملاقات خداوند است كه در آيه قبل مطرح شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 16 - 4
4ـ اعمال انسان ها در دنيا ، اگر جنبه الهى نداشته باشد ، در سراى آخرت فاقد ارزش بوده و ثمربخش نخواهد بود .
أُولـئك . .. بطل ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 12
12- در روز قيامت ، اَعمال نيك ، با انگيزه هاى غير الهى ، همانند اَعمال ناشايست ، فاقد وزن و ارزش است .
و هم يحسبون أنّهم يحسنون . .. فلانقيم لهم يوم القيـمة وزنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 20
20- شتاب و پيشگامى در كار هاى خير ، دعاى همراه با رغبت و اميد و خشوع به درگاه الهى ، از ارزش هاى والا و صفات برجسته مردان الهى
إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت و يدعوننا رغبًا و رهبًا و كانوا لنا خـشعين
برداشت ياد شده به خاطر اين است كه آيه شريفه، در توصيف پيامبران الهى است و از ميان ده ها صفات و ويژگى هاى ايشان، تنها به اين سه صفت و ويژگى اشاره شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 88 - 10
10 ـ ارجمندى عمل و تداوم آن، مانع فساد و تباهى آن در صورت آميختگى با شرك نيست.
ذلك هدى الله يهدى . .. و لو أشركوا لحبط عنهم ما كانوا يعملون
فاعل «أشركوا» انبياى الهى(ع) و هدايت شدگان به صراط مستقيم هستند. عنايت به اين نكته و همچنين مفاد «كانوا يعملون»، كه ماضى استمرارى است، بر دو نكته ياد شده در برداشت فوق، يعنى «ارجمندى» و «تداوم»، گواه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 17 - 6
6 - مداومت بر اعمال شايسته در دنيا ، داراى ارج و پاداشى چشمگير در پيشگاه الهى است .
قرّة أعين جزاء بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 8 - 6
6 - ترغيب به كار خير و وعده پاداش به آن ، مقدّم بر تهديد در امر تربيت
فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره . و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 3 - 5
5 - حكمت و سنجيده كارى ، خصلتى پسنديده و ارجمند در پيشگاه خداوند
و الذين هم عن اللغو معرضون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 154 - 4
4 - در راه خدا بودن ، معيار ارزش اعمال است .
و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 217 - 29
29 ـ پايدارى و ثبات در ايمان ، ملاكى براى ارزش اعمال نزد خداوند
و من يرتددكم منكم عن دينه فيمت و هو كافر فاولئك حبطت اعمالهم فى الدنيا و الاخرة
اعمال آنان كه در ايمانشان راسخ نبودند و سرانجام مرتدّ شوند، حبط مى شود و فاقد ارزش مى گردد. بنابراين از ملاكهاى ارزش اعمال، ثبات در ايمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 22 - 4
4 ـ اعمال كافران ، قاتلان انبيا و قاتلان عدالتخواهان ، فاقد اعتبار و ارزش اجتماعى *
انّ الذين يكفرون . .. حبطت اعمالهم
به نظر مى رسد حبط عمل در دنيا، به معناى عدم اعتبار آن اعمال و نتايجش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 157 - 2،3
2 ـ الهى بودن هدف و مسير حركت ، ملاك ارزش اعمال آدمى
و لئن قتلتم فى سبيل اللّه او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة
مسلّماً انسانها يا مى ميرند و يا كشته مى شوند، بنابراين آنچه داراى ارزش است و سعادت آدمى را در پى دارد، معنايى است كه از «فى سبيل اللّه» به دست مى آيد كه از آن تعبير به الهى بودن هدف و مسير حركت شده است.
3 ـ نفس هدف در تعيين رفتار و كردار انسانها
و لئن قتلتم فى سبيل اللّه او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 172 - 20
20 ـ دشوارى عمل ، موجب ازدياد ارزش و پاداش آن در پيشگاه خداوند
الّذين استجابوا للّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح
چنانچه «الذين استجابوا» مبتدا باشد، جمله «من بعد ما اصابهم القرح»، ـ كه مستلزم دشوارى حركت براى جهاد است ـ ، از شرايط وعده به اجر عظيم خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 123 - 4
4 ـ منزلت و جايگاه اخروى انسان ها ، در گرو اعمال ايشان است ، نه ادّعا ها و آرزو هاى خيالى آنان !
ليس بامانيكم و لا امانى أهل الكتب من يعمل سوءاً يجز به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 74 - 5
5 ـ در راه خدا بودن ، ملاك ارزش اعمال انسان ها در پيشگاه اوست .
جهدوا فى سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 20 - 3
3 ـ ايمان توأم با عمل ، داراى ارزش در بينش الهى
الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. أعظم درجة عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 54 - 4
4 ـ ارزش اعمال در پيشگاه خدا ، مشروط به ايمان به او و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا أنهم كفروا باللّه و برسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 96 - 8
8- عمل همراه با سختى ، مرارت ، صبر و مقاومت ، داراى ارزش برتر
و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 7
7- عقيده و بينش انسان ، در ارجمندى يا پوچى اَعمال وى تأثير مستقيم دارد .
كفروا . .. فحبطت أعمـلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 84 - 11
11 - ارزش اعمال انسان ، در گرو عقايد و باور هاى وى
أكذّبتم بـايـتى . ..أمّاذا كنتم تعملون
در اين آيه، نخست سطحى نگرى كافران مورد مذمت قرار گرفته و سپس با لحنى تحقيرآميز، كردار آنان بى ارزش و حقير شمرده شده است. اين تقدم، نشانگر آن است كه وقتى انديشه غلط باشد، براى عمل ارجى نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 38 - 12
12 - ارزش اعمال ، در گرو اخلاص است .
ذلك خير للذين يريدون وجه اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 39 - 6
6 - ارزش اَعمال ، در گرو اخلاص است .
و ما ءاتيتم من زكوة تريدون وجه اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 5
5 ـ ارجمندى مهاجران و انصار ، مستلزم نفى صدور عمل غير نيك از آنان نيست .
و الذين اتبعوهم بإحسن
خداوند، ارجمندى تابعان را بدان مشروط كرده كه تنها بر اساس نيكى و در زمينه نيكيها از مهاجران و انصار تبعيت كنند نه در هر گونه عمل و به هر انگيزه اى و اين معنا نشان مى دهد كه مهاجران و انصار مبرا از عمل غير نيك نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 121 - 2
2 ـ ارزشمندى اعمال نيك مؤمنان هر چند كه اندك و ناچيز باشد .
و لاينفقون نفقة صغيرة و كبيرة . .. ليجزيهم اللّه أحسن ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 10 - 3
3- ايمان و عمل در دوران جوانى ، بسيار ارزشمند و سزاوار تقدير است .
إذ أوى الفتية إلى الكهف
تصريح آيه شريف به جوان بودن اصحاب كهف ـ بر اين مبنا كه «فتية» به معناى جوانان به لحاظ سنى باشد ـ گوياى ارزش ايمان و عمل بر مبناى آن در سنين جوانى است; زيرا، قرآن مجيد، در نقل قصص خود، به اوصاف شخصى و سنّى و جغرافيايى نمى پردازد مگر اين كه پيام و نكته اى را دربرداشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 9
9 - برابرى ارزش كار ها و رفتار زنان و مردان
و من عمل صـلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولـئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 22
22 ـ ارزش و پاداش اعمال زنان و مردان مؤمن در پيشگاه خداوند ، همسان است .
و المؤمنون و المؤمنت . .. أولئك سيرحمهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 265 - 10
10 ـ نقش نيّت ( حُسن فاعلى ) ، در ارزشمندى اعمال نيك ( حُسن فعلى )
و مثل الّذين ينفقون اموالهم ابتغاء مرضات اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 22 - 3
3 ـ ايمان ، ملاكى براى ارزش اعمال نيك ، و شرط پاداش خداوند بر انجام آن
انّ الذين يكفرون . .. اولئك الّذين حبطت اعمالهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 114 - 4
4 ـ اعمال و رفتار نيك آدمى بايد همواره براى خدا و جلب رضايت او انجام گيرد .
و من يفعل ذلك ابتغاء مرضات اللّه فسوف نؤتيه أجراً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 4،6
4 ـ ايمان و عمل صالح ، معيار ارزش انسانهاست ; نه جنسيت ايشان .
و من يعمل من الصلحت من ذكر او انثى و هو مؤمن
6 ـ ايمان ، شرط بارورى اعمال صالح آدمى و ورود وى به بهشت
و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 19 - 5
5 ـ اعمال صالح انسان ها ، تنها در سايه ايمان به خدا و روز بازپسين ، ارزش مى يابد .
أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 46 - 4،5
4- كار هاى ماندگارِ شايسته ، نزد خدا ، داراى ارزشى برترند .
و البـقيـت الصـلحـت خير عند ربّك
5- ارزش مال و فرزند و زندگى ناپايدار دنيا ، در قبال عملِ صالحِ جاودان ارزشى فرومايه و محدود است .
المال و البنون زينة الحيوة الدنيا و البـقيـت الصـلحـت خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 76 - 5
5- كار هاى شايسته ، نزد خداوند داراى ارزش برتر است .
والبقيـت الصـلحـت خير عند ربّك ثوابًا
قيد «عند ربّك» رساننده يكى از دو معانى زير است: 1ـ ثواب اعمال صالح نزد خداوند است و اعطاى آن تضمين شده است. 2ـ در پيشگاه خداوند و در تعاليم او، بهتربودن ثواب اعمال صالح قطعى و پذيرفته شده است; گرچه نزد ديگران و در ديدگاه آنان چنين نباشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 6
6 - ايمان آميخته به عمل صالح ، داراى ارزش در بينش الهى
إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 67 - 3
3 - ايمان ، بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان ، در بينش الهى فاقد ارزش است .
ءامن و عمل صـلحًا
با هم آمدن ايمان و عمل صالح، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 19 - 2
2 - توأم بودن ايمان با اعمال صالح ، داراى ارزش و پاداش است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت فلهم جنّت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 28 - 6
6 - ايمان همراه با عمل صالح ، از ملاك هاى برترى و ارزشمند آدمى
أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت كالمفسدين فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 58 - 4
4 - ايمان و نيكوكارى ، از فضايل و ارزش هاى انسانى و الهى
و ما يستوى . .. الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و لا المسىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 33 - 6
6 - ارزش انسان ها ، در پرتو توحيد ، عمل صالح و روحيه تسليم در برابر خداوند است .
و من أحسن قولاً ممّن دعا إلى اللّه و عمل صـلحًا و قال إنّنى من المسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 26 - 6
6 - همراه بودن ايمان و عمل صالح ، داراى ارزش و تأثير در نزد خداوند
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و يزيدهم من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 3
3- صلاح پيشگى و حضور در همه ميدان هاى ارزشى ، داراى ارج و ثمربخشى
و الذين . .. عملوا الصـلحـت ... كفّر عنهم سيّئاتهم
تعبير «الصالحات» با واژه جمع داراى الف و لام ـ كه مى تواند فراگيرى و استغراق راافاده كند ـ مى رساند كه آنچه مايه تكفير سيّئات و ثمربخشى است، حضور در همه ميدان هاى صلاح و ارزشى است و نه روى آورى مقطعى و كوتاه مدت به بعضى از اعمال نيك.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 20 - 5
5 - نقش نيت ( حسن فاعلى ) ، در ارزش مندى اعمال نيك ( حسن فعلى )
إلاّ ابتغاء وجه ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 9
9 - برابرى ارزش كار ها و رفتار زنان و مردان
و من عمل صـلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولـئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 22
22 ـ ارزش و پاداش اعمال زنان و مردان مؤمن در پيشگاه خداوند ، همسان است .
و المؤمنون و المؤمنت . .. أولئك سيرحمهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 18 - 10
10 - منافات نداشتن كمال و ارزش عمل مؤمنان ، با داشتن نگرانى از مشكلات آن
رضى اللّه عن المؤمنين . .. فأنزل السكينة عليهم
رضايت الهى، نشانگر ارزش بيعت مؤمنان است. «أنزل السكينة» نيز بيانگر وجود نوعى اضطراب و نگرانى در دل آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 5
5 ـ ارجمندى مهاجران و انصار ، مستلزم نفى صدور عمل غير نيك از آنان نيست .
و الذين اتبعوهم بإحسن
خداوند، ارجمندى تابعان را بدان مشروط كرده كه تنها بر اساس نيكى و در زمينه نيكيها از مهاجران و انصار تبعيت كنند نه در هر
گونه عمل و به هر انگيزه اى و اين معنا نشان مى دهد كه مهاجران و انصار مبرا از عمل غير نيك نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 135 - 8
8 ـ نتيجه و فرجام عمل، معيارى تعيين كننده در ارزشگذارى اعمال
فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار
چون خداوند براى تبيين ارزش اعمال، پايان آن را معيارى براى تشخيص قرار داده، مى تواند به عنوان الگو و معيارى براى ارزشگذارى اعمال باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 8 - 1
1 ـ قيامت روز سنجش و ارزيابى اعمال و عقايد آدميان است.
و الوزن يومئذ الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 6 - 2
2 - اعمال نيك انسان ، در قيامت سنجيده خواهد شد .
فأمّا من ثقلت موزينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 7 - 1
1 - صاحبان كردار گران قدر ، پس از سنجش اعمال در قيامت ، از زندگانى رضايت مندى برخوردار خواهند شد .
فهو فى عيشة راضية
«عيشة»; يعنى، نوعى زندگانى (لسان العرب). توصيف آن به «راضية» (برخوردار از رضايت)، به اعتبار وجود رضايت كامل در آن
است. چنين وصفى در حقيقت، با «مرضية» به يك معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 8
8- اَعمال پوچ و نابود شده كافران ، غيرقابل سنجش و اعتبارگذارى در قيامت است .
فلانقيم لهم يوم القيـمة وزنًا
«وزن»، يا مصدر و به معناى سنجش سنگنى و سبكى است ; و يا به معناى مثقال است; يعنى، چيزى كه با آن وزن سنجيده شود» (لسان العرب). اين كه خداوند، در قيامت، براى برخى كه اَعمال شان حبط شده، وزنى برقرار نمى سازد، كنايه از آن است كه به قدرى اَعمال آنان پوچ است كه ارزش سنجيدن ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 8 - 1
1 ـ قيامت روز سنجش و ارزيابى اعمال و عقايد آدميان است.
و الوزن يومئذ الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 9 - 2
2 - اعماق جهنم ، تنها پناهگاهى است كه خطاپيشگان را پس از سنجش اعمال آنان در آغوش خواهد گرفت .
فأُمّه هاوية
تعبير «اُمّ»، كنايه از احاطه جهنم بر خطاپيشگان است; بسان مادرى كه طفل خود را در آغوش گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 30 - 8
8- زيبا و بهينه انجام دادن عمل صالح ، ملاكى براى كسب و دريافت پاداش بيشتر از جانب خداوند است .
إنّا لانضيع أجر من أحسن عملاً
ممكن است كه «أحسن عملاً» وصفى زايد بر عمل صالح باشد، بدان معنا كه ممكن است كسى، عمل صالح انجام دهد، ولى نه بر وجه شايسته و بهينه، و در مقابل، ممكن است علاوه بر شايستگىِ عمل، آن را بر وجه بهينه انجام دهد خداوند، در اين آيه، علاوه بر تضمين اجر اَعمال صالح، مرتبه برتر آن را نيز متذكر شده و اجر آن را تضمين كرده است. در صورتى كه جمله «إنّا لانضيع» معترضه باشد و خبر «إنّ الذين...»، جمله «أُولـئك...» ـ در آيه بعد ـ باشد، اين معنا، روشن تر به نظر مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 95 - 12
12- انجام كار ها به بهترين و محكم ترين شكل آن ، امرى لازم است . *
أجعل بينكم و بينهم ردمًا
با آن كه مردم درگير با يأجوج و مأجوج، نه پشتوانه اى براى حكومت ذى القرنين به شمار مى آمدند و نه جامعه اى متمدن و سزاوار سرمايگذارى بودند، ولى ذوالقرنين، پا را از طرح پيشنهادى آنان فراتر نهاده و سرمايه اى عظيم را براى حراست آنان از خطر دشمن به كار مى گيرد. اين كار او، مى تواند سرمشقى براى پيش گامان سازندگى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 25 - 5
5 - ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند به صبر و پايدارى در انجام رسالت خويش ، به رغم تكذيب و مخالفت كافران و مشركان
و إن يكذّبوك فقد كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 9
9 ـ لزوم پايدارى بر ايمان ، تقوا و عمل صالح
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. إذا ما اتقوا و احسنوا
تكرار تقوا، ايمان و عمل صالح مى تواند اشاره به لزوم پايدارى بر اين ويژگيها داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 83 - 2
2 - لزوم استمداد انسان از خداوند در ميدان عقيده و عمل
ربّ هب لى حكمًا و ألحقنى بالصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 104 - 11
11- « عن أبى جعفر ( ع ) : إنّ فى الهواء ملكاً يقال له إسماعيل على ثلاثمأة ألف ملك كلّ واحد منهم على مائة ألف يحصون أعمال العباد فإذا كان رأس السنة بعث اللّه إليهم ملكاً يقال له : السجلّ فانتسخ ذلك منهم و هو قول اللّه تبارك و تعالى : « يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب » ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه در فضا فرشته اى است به نام اسماعيل كه سيصدهزار فرشته تحت فرمان دارد و هر كدام از فرشتگان صدهزار فرشته را فرماندهى مى كند و آنان كارهاى بندگان را احصا مى كنند و با شروع هر سالى خداوند فرشته اى را به نام «سجل» مى فرستد تا از [نامه اعمال ]بندگان [كه در اختيار فرشتگان فضا است] نسخه بردارى كند و اين است سخن خداوند ـ تبارك و تعالى ـ كه: «يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب»».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 6
6 - نسخه بردارى مداوم و ثبت دقيق اعمال آدميان
إنّا كنّا نستنسخ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 84 - 7
7 - اصرار و استمرار بر عمل بد تا لحظه مرگ ، درپى دارنده كيفر اخروى است .
فلايجزى . .. إلاّ ما كانوا يعملون
«كانوا يعملون» ماضى استمرارى و بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 119 - 6
6- اصلاح خطا هاى گذشته و گرايش به صلاح عملى ، نشانگر توبه واقعى و شرط پذيرش آن است .
ثمّ تابوا من بعد ذلك و أصلحوا إن ربّك من بعدها لغفور رحيم
برداشت فوق به خاطر اين است كه متعلق و مفعول «أصلحوا» ذكر نشده است، ولى به قرينه جمله پيشين (للذين عملوا السوء . ..) ـ كه سخن از خطا و زشت كارى به ميان آورده است ـ مقصود از آن، اصلاح وضع گذشته و رويكرد به صلاح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 7
7ـ اصلاح عقايد و رفتار انسان ها و نيز تعيين حد و مرز اختيار و آزادى آنان ، رسالتى الهى برعهده پيامبران
أصلوتك تأمرك أن نترك . .. قال يـقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 19
19 ـ لزوم تعجيل در توبه و اصلاح رفتار و كردار در پى آن*
أنه من عمل منكم سوءاً بجهلة ثم تاب من بعده و أصلح
صورت پذيرفتن توبه پس از گناه امرى روشن است. لذا قيد «من بعده» بايد پيامى غير از «ثم تاب» داشته باشد. و چون «من» ابتدائيه است، گويا خداوند مى فرمايد كه توبه اى مطلوبتر است كه بلافاصله پس از گناه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 3 - 3
3 - اعراض و روى گردانى از لغو ( بى فايده گويى و بيهوده كارى ) ، توصيه خداوند به اهل ايمان
و الذين هم عن اللغو معرضون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 72 - 8
8 ـ گذر از گفتار و كردار لغو و بيهوده و پرهيز از حضور در اين گونه مجالس ، نشان كرامت و بزرگوارى انسان است .
و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 96 - 7
7 - خطاكارى و تسويل نفس ( تزيين داده شدن عمل از سوى نفس ) ، از جمله اعترافات سامرى در هنگام محاكمه
قال بصرت . .. و كذلك سوّلت لى نفسى
«تسويل» به معناى نيكو و زيبا جلوه دادن و محبوب ساختن چيزى در ديدگاه ديگرى است، تا او وادار به گفتن سخنى مخصوص و يا انجام كارى خاص شود (لسان العرب). برخى نيز آن را از «سول» به معناى استرخا (نرمى و آسانى) مشتق دانسته و به معناى آسان ساختن گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 102 - 1
1 ـ اعتراف برخى از گنهكاران و متخلفان از جنگ تبوك به زشتى عمل خويش
و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم
با توجه به اينكه فرازهاى پيشين، مربوط به جنگ تبوك و تخلف عده اى از شركت در آن جنگ است مى توان گفت كه اين آيه نيز مربوط به برخى از همان متخلفان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 100 - 1
1 - اعتراف ضمنى كافران در هنگام مرگ ، به زشتى اعمال گذشته خويش
قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 60 - 5
5 ـ عمل ، نشانه ايمان و صحنه آزمون آن
الم تر الى الذين يزعمون . .. يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت و قد امروا ان يكفرو
خداوند بدان جهت ايمان گروهى از مسلمانان را ايمانى ادعايى و پندارى معرفى كرده است كه در مرحله عمل به اقتضاى ايمانشان عمل نكردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 31 - 10
10- اعمال مؤمنان ، چونان سخنان و اقرار هاى آنان ، مورد آزمون الهى است . *
و نبلوا أخباركم
كلمه «أخبار» مى تواند به معناى اعمال مؤمنان باشد كه معمولاً در منظر ديد همگان قرار مى گيرد. در اين صورت از ارتباط «نبلوا أخباركم» با صدر آيه، استفاده مى شود كه اولاً مدعيان ايمان، آزمايش مى شوند تا اهل عمل و صبر شناخته شوند و ثانياً اهل عمل و جهاد و صبر نيز آزمايش مى شوند تا مراتب خلوص و ارزش هر عمل مشخص گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 186 - 14
14 - نقش اميد به نتيجه بخش بودن عمل ، در ايجاد انگيزه براى عمل
فليستجيبوا لى و ليؤمنوا بى لعلهم يرشدون
جمله «لعلهم يرشدون» - كه اميد دستيابى به ثمره عمل را مطرح مى كند - مى تواند به منظور ايجاد انگيزه براى اطاعت از خدا مطرح شده باشد. بنابراين اميد به نتيجه عمل، محرك آدمى به سوى آن عمل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 67 - 15
15 - پيامبران ، منزه از كردار هاى جاهلانه هستند .
قال أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 18 - 8
8- كافران ، در آخرت قادر به بهره بردارى از اعمال نيك خويش نخواهند بود و از آن محروم خواهند شد .
أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف لايقدرون ممّا كسبوا على شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 141 - 3،4
3 - پاداش اخروى اعمال نيك ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) اختصاص به خود ايشان دارد و ديگران از آن بهره اى نخواهند برد .
تلك أمة قد خلت لها ما كسبت
تقديم «لها» بر «كسبت» گوياى حصر است. بنابراين «لها ما كسبت»; يعنى، دستاورد آنان تنها از آنِ ايشان و به سود خودشان است.
4 - بهره مند شدن يهود از پاداش فضيلت ها و اعمال شايسته پيامبرانى چون : ابراهيم ، اسحاق و . . . از باور هاى ناصواب يهود
لها ما كسبت و لكم ما كسبتم
از اينكه خداوند در خطاب به يهوديان اين حقيقت را يادآور مى شود كه دستاورد پيامبران نصيب ديگران نخواهد شد، مى توان به برداشت فوق دست يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 8
8 - اقامه نماز ، عبوديت و بندگى خدا و انجام كار هاى نيك ، مشخصه هاى جامعه اسلامى
يـأيّها الذين ءامنوا . .. و افعلوا الخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 44 - 5
5 - پند و اندرز به مردم و هشدار دادن به آنان در باره فرجام كردار ناروا ، از رسالت هاى پيامبران
لعلّه يتذكّر أو يخشى
«تذكر» مطاوعه «تذكير» است و در «قاموس» آمده كه «تذكير»، به معناى موعظه كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 39
39 - حسن ايجاد انگيزه در انسان هابه كار هاى خير ، براى زمينه سازى بهتر و بيشتر انجام دادن آنها
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 3
3 - عبادت و انجام اعمال صالح به منظور دريافت اجر و پاداش از خداوند ، صحيح و مقبول درگاه الهى بوده و با الهى بودن آنها منافات ندارد .
يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصلوة و أنفقوا . .. ليوفّيهم أجورهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 9 - 4
4 - اهتمام ورزيدن به كارهايى كه پاداش اخروى دارد ، مطلوب و مايه خرسندى در قيامت است .
لسعيها راضية
«سعى» به معناى راه رفتن سريع است كه در مورد «جديت در هر كار» نيز استعمال مى شود. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 94 - 3
3- لزوم پرهيز از ناديده گرفتن نيكى ها و اعمال پسنديده ديگران
فمن يعمل . .. فلاكفران لسعيه
برداشت ياد شده از رفتار خداوند حكيم با مؤمنان نيك كردار به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 20 - 15
15 - « عن عبداللّه بن مسعود قال : . . . قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . يابن مسعود ! إذا عملت عملاً فاعمله للّه خالصاً ، لأنّه لايقبل من عباده الأعمال إلاّ ما كان خالصاً فإنّه يقول : « و ما لأحد عنده من نعمة تجزى . إلاّ ابتغاء وجه ربّه الأعلى . . . » ;
از عبداللّه بن مسعود روايت شده كه گفت: . .. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: ... اى پسر مسعود! اگر كارى انجام دادى، آن را خالصانه براى خدا انجام ده. چرا كه او اعمال بندگان را قبول نمى كند; مگر آنچه را كه خالص باشد; زيرا او مى فرمايد: «و ما لأحد عنده من نعمة تجزى . إلاّ ابتغاء وجه ربّه الأعلى»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 7
7- مؤمنانِ به آيات الهى ، همواره ، بايد نگران اَعمال گذشته خود و درصدد جبران و اصلاح آن باشند .
و من أظلم ممّن ذكّر بأيـت ربّه فأعرض عنها و نسى ما قدّمت يداه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 12 - 11
11 - اصلاح انديشه و عقيده ، مقدم بر اصلاح عمل و رفتار
على أن لايشركن باللّه شيئًا و لايسرقن
از اين كه «لايشركن» ـ كه امرى عقيدتى است ـ بر «و لايسرقن. ..» ـ كه امور عملى و رفتارى است ـ مقدم شده، مى توان تقدم رتبى جهان بينى بر عملكرد را نتيجه گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 16
16- رعايت عدالت ، احسان ، اداى حق خويشاوندان و دورى از فحشا ، اعمال زشت و ستم ، از موعظه هاى خداوند به انسان است .
إن الله يأمر بالعدل . .. و ينهى عن الفحشاء ... يعظكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 20 - 7
7 - لزوم ايمان به ثبت كردار انسان در نامه اعمال و حسابرسى آن در قيامت
و أمّا من أُوتى . .. و أمّا من أُوتى ... فما لهم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 40 - 8
8 - ضرورت بيم داشتن از حسابرسى اعمال
و أمّا من خاف مقام ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 13،15
13 - دل نبستن به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و نيك كردارى ، بخشى از اهداف اديان الهى
إنّما هـذه الحيوة الدنيا متـع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صـلحًا ... يرزقون ف
15 - رهايى از وابستگى به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح ، از نشانه هاى دستيابى به راه درست در زندگى
اتّبعون أهدكم سبيل الرشاد . .. إنّما هـذه الحيوة الدنيا متـع ... من عمل سيّئة ..
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه يادشدن مسأله زندگانى دنيا و آخرت، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح ـ پس از طرح مسأله هدايت به راه درست زندگى ـ مى تواند به عنوان مصداق و مظهر اين هدايت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 53 - 3
3 - محاكمه آدميان در قيامت ، براساس مدارك مضبوط و انكارناپذير
و كلّ شىء فعلوه فى الزّبر . و كلّ صغير و كبير مستطر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 6
6- توجه هميشگى انسان به اَعمال گذشته خويش و نقد و بررسى آنها ، لازم است .
و من أظلم ممّن . .. نسى ما قدّمت يداه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 20 - 3
3 - حساب رسى اعمال ، مهم ترين ويژگى قيامت و فلسفه برپايى آن
إنّى ظننت أنّى ملـق حسابيه
از اين كه از ميان مجموعه مسائل قيامت، مسأله حساب رسى مورد توجه مؤمنان قرار گرفته است; مى توان به حقيقت ياد شده پى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 20 - 1
1 - توجه به هشدار هاى قرآن درباره بررسى نامه هاى عمل و پيامد هاى آن ، براى ايمان آوردن كافى است .
فما لهم لايؤمنون
حرف «فاء»، اين آيه را بر مفاد آيه هاى قبل تفريع كرده است; يعنى، پس از گوشزد شدن خطرها ايمان نياوردن توجيه ناپذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 6
6- توجه هميشگى انسان به اَعمال گذشته خويش و نقد و بررسى آنها ، لازم است .
و من أظلم ممّن . .. نسى ما قدّمت يداه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 94 - 11
11 ـ لزوم توجه و نظارت خاص رهبر نظام اسلامى ، نسبت به عملكرد منافقان و عناصر متخلف از وظايف اجتماعى
و سيرى اللّه عملكم و رسوله
اختصاص يافتن رؤيت به خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ با اينكه همه مردم عملكرد متخلفان را شاهد خواهند بود ـ شايد از آن جهت باشد كه نظارت آن دو، نقش اساسى در برخورد با آنان دارد. گفتنى است كه برداشت فوق با الغاى خصوصيت از «رسوله» و تعميم آن به جايگاه اجتماعى پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 35 - 7
7- لزوم توجه به عاقبت و فرجام هر كارى
و أوفوا الكيل . .. و أحسن تأويلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 82 - 24
24- پرهيز از ناشكيبايى و قضاوت عجولانه در زمينه كار هاى شگفت اولياى الهى ، لازم است .
ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا
از مجموعه داستان موسى و خضر(ع) استفاده مى شود كه نبايد كار اولياى الهى را با كار خود قياس كرد، بلكه بايد شكيبايى ورزيد و سخنى ناسنجيده بر زبان نراند; زيرا، آگاهى بر اسرار آن، مقدور همه نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 13 - 2
2 - اصل اعتقاد به قيامت و جزاى عمل داراى اهميت است ; نه شناخت زمان آن .
يسئلون أيّان يوم الدّين . يوم هم على النار يفتنون
كافران از زمان وقوع قيامت سؤال كرده اند; ولى خداوند پاسخ آنان را با يادآورى اصل وقوع قيامت داده و زمانى را معين نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 16 - 2
2 - اعتقاد به محاسبه اعمال در عالم آخرت ، مهم ترين اصل عقيدتى پس از عقيده به يك تايى خداوند است .
لاتشرك باللّه . .. يـبنىّ إنّها إن تك مثقال حبّة ... يأت بها اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 57 - 14
14 ـ مؤمنانى كه داراى اعمال صالح نباشند ظالم هستند . *
لذا گروه ياد شده در زمره ظالمين قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 79 - 14
14 ـ لزوم عمل به آموخته هاى برگرفته از كتب آسمانى
كونوا ربّانيّن بما كنتم تعلّمون الكتاب و بما كنتم تدرسون
چون فرمان ربانى شدن را به كسانى مى دهد كه كتب آسمانى را آموخته اند، معلوم مى شود علم به آن كافى نبوده و عمل نيز لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 27 - 9
9- تحقق وعده هاى الهى در حق مؤمنان ، منوط به حفظ صلاحيت ايمانى و عملى خويش *
لتدخلنّ . .. إن شاء اللّه
تعبير «إن شاء اللّه» از سوى خداوند مى تواند بيانگر اين واقعيت باشد كه اراده او، آن گاه به امور تعلق مى گيرد كه زمينه و شايستگى كافى براى تحقق يافتن آن، فراهم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 18 - 3
3ـ گفتار آدمى ، داراى اهميّتى ويژه در مقايسه با ساير اعمال وى
ما يلفظ من قول إلاّ لديه رقيب عتيد
از اختصاص به ذكر يافتن «ما يلفظ. ..»، اهميت و ويژگى گفتار استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 2 - 17
17 - اهتمام اسلام به كيفيت عمل و رفتار آدمى ; نه به كميت آن
ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
مطلب ياد شده از تعبير «أحسن عملاً»به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 15
15 ـ ضرورت عمل به تكاليف الهى ، هر چند لازمه آن ترك ديار و هجرت به سرزمين ديگر باشد .
قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 62 - 5
5 ـ از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « وجدنا فى كتاب على بن الحسين ( ع ) « ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » قال : إذا أدوا فرائض اللّه و أخذوا بسنن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ، و تورّعوا عن محارم اللّه و زهدوا فى عاجل زهرة الدنيا و رغبوا فيما عند اللّه و اكتسبوا الطيب من رزق اللّه لا يريدون به التفاخر و التكاثر ثم انفقوا فيما يلزمهم من حقوق واجبة فأولئك الذين بارك اللّه لهم فيما اكتسبوا و يثابون على ما قدموا لأخرتهم ;
در نوشته امام على بن الحسين (ع) يافتيم كه به دنبال ذكر اين آيه شريفه «ألا إن أولياء اللّه . .. » فرموده است: هر گاه [كسانى] واجبات خدا را انجام مى دهند و به سنتهاى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عمل كنند و از حرامهاى خدا پرهيز نمايند و به زرق و برق دنيا بى اعتنا باشند و به آنچه نزد خداست روى آورند و روزى حلال و پسنديده خدا را كسب كنند و آن را وسيله تفاخر و تكاثر قرار ندهند ; بلكه در مصارف لازمه و حقوق واجبه خود مصرف نمايند، اينانند كه خداوند دستاوردهايشان را با بركت قرار مى دهد براى آنچه پيش فرستاده اند براى آخرتشان، پاداش مى گيرند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 77 - 17
17- لئامت و پستى مردم ، نبايد آدمى را از كار خير و انجام وظيفه باز دارد .
استطعما أهلها فأبوا . .. فأقامه
گرچه اهل شهر، مردمى فرومايه و بدرفتار بودند، ولى در عين حال، خضر(ع)، بدون هيچ كراهتى، وظيفه خود را به انجام رساند. و برخورد سرد مردم، باعث سستى و تأخيرى در كار او نشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 41 - 3
3 - مراقبت و سرپرستى خداوند از موسى ( ع ) ، در جهت انجام خواسته ها واجراى دستورات الهى در بين انسان ها بود .
واصطنعتك لنفسى
قيد «لنفسى» گوياى اين نكته است كه خداوند موسى(ع) را براى اهداف خويش پروراند و او را بر عملى كردن خواسته ها و دستورات آسمانى خود نيرومند ساخت. آيه ـ بعد كه فرمان رفتن به سوى فرعون را مى دهد ـ گواه اين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 2 - 11
11- عمل به قوانين و دستورات خداوند ، شرط ايمان راستين به خدا و روز قيامت
الزانية و الزانى فاجلدوا. .. إن كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الأخر
برداشت ياد شده، از جمله شرطيه «إن كنتم تؤمنون باللّه. ..» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 56 - 7
7 - هجرت از دارالكفر ، در صورت مناسب نبودن آن براى انجام دادن تكاليف دينى ، امرى لازم است .
إنّ أرضى وسعة فإيّـى فاعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 23 - 5
5 - خداوند براى انسان ها ، اوامر و تكاليفى دارد كه بايد بدون كم و كاست انجام پذيرد .
لمّا يقض ما أمره
«قضاء» در وجوه گوناگونى استعمال دارد كه بازگشت همه آنها، به پايان يافتن و كامل شدن است. اين ماده در معانى «فيصله دادن»، «فراغت يافتن»، «اداكردن» و «به پايان رساندن» كاربرد دارد.(لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 63 - 1
1 - خداوند ، براى فراگيرى تورات و عمل به دستورات آن از بنى اسرائيل پيمان گرفت .
و إذ أخذنا ميثقكم . .. خذوا ما ءاتينكم
«ميثاق» به معناى پيمان مؤكد است و جمله «خذوا . ..» بيانگر مورد پيمان مى باشد. گرفتن كتابهاى آسمانى (خذوا ما آتيناكم) به اين معناست كه: پذيرفته شوند و به احكام آنها عمل گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 64 - 12
12 - بنى اسرائيل پس از دريافت تورات و عمل به محتواى آن ، به قدرت و حكومت رسيدند . *
ثم توليتم من بعد ذلك
از معانى «تولى» ولايت پيدا كردن و حكومت يافتن است. برداشت فوق ناظر به اين احتمال مى باشد. گفتنى است بر اين مبنا مراد از فضل خدا و رحمت او، همان اعطاى تورات و توفيق عمل به احكام آن مى باشد و مقصود از خسران در «لكنتم من الخاسرين» قرار گرفتن در تحت سيطره حكومتهاى كفر و جور خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 145 - 10
10 ـ جديت در فراگيرى معارف الهى به بهترين وجه ، و عمل به احكام دين به نيكوترين صورت ، وظيفه اى بر عهده مردم
و أمر قومك يأخذوا بأحسنها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 37 - 12
12 - بهره نجستن از عمر و فرصت هاى مناسب ، در جهت شناخت دين و عمل به تعاليم آسمانى ، محكوم و مورد سرزنش و بازخواست خداوند
أوَلم نعمّركم ما يتذكّر فيه من تذكّر و جاءكم النذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 127 - 14
14 - ياد كردن از بنيانگذاران عمل نيك ، امرى پسنديده و نيكوست .
و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل
«إذ . ..» مفعول براى «اذكروا» است; يعنى، بانيان كعبه را همواره به خاطر داشته باشيد و اين دستور، درسى است به انسانها كه نبايد بنيانگذاران عمل نيك، از يادها بروند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 148 - 5،6
5 - لزوم انجام كار هاى خير و پيشى گرفتن در آنها
فاستبقوا الخيرت
6 - ملاك برترى امت ها ، پيشى گرفتن در انجام كار هاى نيك است نه داشتن قبله اى خاص
و لكل وجهة هو مولّيها فاستبقوا الخيرت
جمله «فاستبقوا الخيرت» پس از «هو مولّيها» حقيقتى ديگر را درباره نابجايى بحث و مشاجره درباره تغيير و تعيين قبله گوشزد مى كند و آن اين است كه: مجرد رو به سوى قبله داشتن كارساز نيست; آنچه تعيين كننده مى باشد انجام كارهاى نيك است. پس در آنها پيشى بگيريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 8 - 6
6 ـ خداوند خواهان تلاش آدميان براى دستيابى به كردارهاى شايسته و عقايد صحيح
و الوزن يومئذ الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 35 - 3
3 ـ گرايش انسانها به تقوا و درستى كردار، از اهداف رسالت انبيا در ابلاغ پيامهاى خداوند
يقصون عليكم ءايتى فمن اتقى و أصلح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 31 - 12
12- اعمال نيك انسان ( نماز ، انفاق و . . . ) داد و ستد و دوستى با خداوند است .
يقيموا الصلوة و ينفقوا . .. من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلـل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 8 - 5
5 - رفتار نيك و عادلانه ، امرى شايسته در بينش الهى ، حتى نسبت به كافران
لاينهيكم اللّه . .. أن تبرّوهم و تقسطوا إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 11
11- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، مأمور به انجام كار نيك ، برپاداشتن نماز و پرداخت زكات
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 197 - 11
11 ـ لزوم تهيّه توشه ( كار هاى نيك و تقوا ) براى آخرت
و تزوّدوا فان خير الزاد التقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 122 - 3،4
3 ـ خداوند ، وارد كننده مؤمنان داراى اعمال صالح به بهشت
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سندخلهم جنت
4 ـ مؤمنان داراى اعمالِ صالح ، خارج از نفوذِ ولايت شيطان هستند .
و من يتخذ الشيطن ولياً . .. و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت
چون پذيرندگان ولايت شيطان، اهل دوزخ شمرده شدند و در مقابل، مؤمنان صالح به بهشت وعده داده شده اند، معلوم مى شود كه مؤمنان هرگز ولايت شيطان را نپذيرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 5
5 ـ بهره مندى مردم از پاداش هاى الهى و ورودشان به بهشت ، در گرو ايمان و عمل صالح است ، نه جنسيت و انتساب به مذهب يا فرقه اى خاص .
و من يعمل من الصلحت من ذكر او انثى و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 125 - 1
1 ـ تسليم خدا بودن با تمام وجود به همراه انجام كار هاى نيك و شايسته ، بهترين آيين است .
و من احسن ديناً ممن اسلم وجهه للّه و هو محسن
مراد از «وجه»، ذات و نفس آدمى است كه از آن به تمام وجود تعبير شده است; «محسن» در برداشت فوق به معناى انجام دهنده كار نيك گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 69 - 2،5،8
2 ـ مسلمانان ، يهوديان ، مسيحيان و صابئى ها ، سزاوارترين امت ها براى ايمان راستين به خدا و قيامت و انجام عمل صالح
إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون و النصرى من ءامن
نام بردن از ملتهاى مذكور ـ با اينكه ايمان راستين از هر امتى (من ءامن . ..) موجب رهايى از ترس و اندوه است ـ، مى تواند اشاره به اين باشد كه پيروان اين اديان از ديگران سزاوارتر و داراى زمينه بيشترى براى پذيرش ايمان حقيقى هستند.
5 ـ لزوم انجام اعمال صالح ، از دستورات تمامى اديان الهى
إنّ الذين ءامنوا . .. من ءامن باللّه و اليوم الاخر و عمل صلحاً
8 ـ تنها انتساب به اديان الهى بدون ايمان واقعى به خدا و قيامت و انجام عمل صالح ، سعادت آفرين نخواهد بود .
إنّ الذين ءامنوا . .. من ءامن باللّه و اليوم الاخر و عمل صلحاً فلاخوف
با توجه به اينكه جمله «من ءامن . ..» خبر براى «الذين ءامنوا» است، تكرار ايمان در اين دو فراز و نبود ضمير در جمله خبرى مى رساند كه سعادت، در گرو ايمان حقيقى به خدا و قيامت و انجام عمل صالح مى باشد و در اين جهت ميان منتسبان به اديان آسمانى و غير آنان تفاوتى وجود ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 70 - 2
2 ـ ايمان به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح ، پيمان خداوند با بنى اسرائيل
من ءامن باللّه و اليوم الاخر و عمل صلحاً . .. لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل
به مقتضاى اين آيه با آيه قبل مى توان گفت مورد ميثاق ايمان به خدا و قيامت و انجام عمل صالح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 3،7
3 - انتساب به اديان الهى بدون ايمان واقعى و انجام اعمال نيك ، سعادت آفرين نيست .
إن الذين ءامنوا . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً فلهم اجرهم
با توجه به اينكه در جمله «من آمن . ..» ضميرى نيست تا به «الذين ...» ارجاع شود و جمله «من آمن ...» را مخصوص مسلمانان، يهوديان و ... كند; معلوم مى شود: هر كس از هر ملتى به خدا و قيامت ايمان راستين داشته باشد و عمل صالح انجام دهد، سعادتمند خواهد شد. بنابراين آوردن عنوانهاى مذكور اشاره به نكاتى دارد، از جمله آنها اينكه: عنوان مسلمانى يا يهودى و يا ... داشتن كافى نيست; آنچه كارساز است ايمان واقعى و عمل صالح مى باشد.
7 - انجام اعمال صالح ، خواسته تمامى اديان الهى است .
إن الذين ءامنوا و الذين هادوا . .. و عمل صلحاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 6
6 - انجام كار هاى خير ، توشه انسان براى سراى آخرت است .
و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عنداللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 158 - 7
7 ـ ايمان بدون انجام عمل صالح سودمند نيست.
لا ينفع نفساً إيمنها لم تكن . .. أو كسبت فى إيمنها خيراً
«كسبت» عطف بر «آمنت» است ; يعنى: «لا ينفع نفساً إيمانها لم تكن كسبت فى إيمانها خيراً». (كسى كه در ايمان خويش عمل نيكى را به دست نياورده، ايمانش براى او سودى ندارد.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 5
5ـ ضرورت انجام كار هاى نيك ، به هنگام رفاه و آسايش و نيز در زمان گرفتار شدن به محنت و رنج
لئن أذقنا الإنسن منا رحمة ثم نزعنها منه إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 29 - 3
3ـ تأثير ايمان در سعادت دنيا و آخرت آدمى ، در گرو همراهى آن با اعمال صالح است .
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت طوبى لهم و حسن مئاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 2
2- ايمان توأم با عمل صالح ، ثمربخش است .
و أُدخل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت جنّـت تجرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 30 - 1
1- پاداش مؤمنانِ داراى عمل صالح ، حتمى بوده و از جانب خداوند ، تضمين شده است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت إنّا لانضيع أجر من أحسن عملاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 46 - 11
11- « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) [ انه قال ] : . . . يا ابن مسعود ! عليك بذكر اللّه و العمل الصالح ، فإنّ اللّه تعالى يقول « و الباقيات الصالحات خير عند ربّك ثواباً و خير أملاً » ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل شده كه فرمود: . .. اى ابن مسعود! بر تو باد ذكر خدا و انجام عمل صالح; زيرا، خداوند متعال مى فرمايد: و الباقيات الصالحات خير...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 77 - 17
17- لئامت و پستى مردم ، نبايد آدمى را از كار خير و انجام وظيفه باز دارد .
استطعما أهلها فأبوا . .. فأقامه
گرچه اهل شهر، مردمى فرومايه و بدرفتار بودند، ولى در عين حال، خضر(ع)، بدون هيچ كراهتى، وظيفه خود را به انجام رساند. و برخورد سرد مردم، باعث سستى و تأخيرى در كار او نشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 12
12- تنها راه رسيدن به رضايت خداوند و پاداش هاى او ، انجام دادن اَعمال صالح و پرستش خالصانه او است .
فمن كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عملاً صـلحًا و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 8
8- لزوم انجام اعمال صالح ، از دستورات تمامى اديان الهى
فخلف من بعدهم . .. إلاّ من ... عمل صلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 82 - 7
7 - لزوم انجام عمل صالح ، از دستور هاى تمامى اديان الهى
و إنّى لغفّار لمن تاب و ءامن و عمل صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 51 - 11
11 - عمل صالح ، شكر استفاده از نعمت هاى الهى
كلوا من الطّيّبـت و اعملوا صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 70 - 3،8
3 ـ ايمان و عمل صالح ، مظهر توبه راستين و شرط پذيرش آن از سوى خدا
إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصـلحًا
ذكر ايمان و عمل صالح پس از توبه، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه خداوند توبه را ـ كه به معناى بازگشت از گناه است ـ در دفع عذاب كافى ندانسته است; بلكه ايمان و عمل صالح را از شرايط پذيرش توبه و مظهر آن دانسته است.
8 ـ عمل صالح ، مظهر ايمان راستين است .
و ءامن و عمل عملاًصـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 12 - 16
16 - در قيامت ، اهميت عمل صالح براى همه انسان ها ، آشكار مى شود .
فارجعنا نعمل صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 11 - 7
7 - داوود ( ع ) و قومش ، به انجام اعمال صالح از سوى خداوند مأمور بودند .
و اعملوا صـلحًا إنّى بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 10 - 11
11 - لزوم توأم ساختن ايمان ، انديشه و عقيده درست دينى با رفتار مناسب و عمل صالح
إليه يصعد الكلم الطيّب و العمل الصلح يرفعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 15
15 - توصيه به ايمان و عمل صالح و پرهيز از تجاوز به حقوق يكديگر ، از بهترين رهنمود ها به بشر
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و قليل ما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 13،15
13 - دل نبستن به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و نيك كردارى ، بخشى از اهداف اديان الهى
إنّما هـذه الحيوة الدنيا متـع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صـلحًا ... يرزقون ف
15 - رهايى از وابستگى به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح ، از نشانه هاى دستيابى به راه درست در زندگى
اتّبعون أهدكم سبيل الرشاد . .. إنّما هـذه الحيوة الدنيا متـع ... من عمل سيّئة ..
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه يادشدن مسأله زندگانى دنيا و آخرت، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح ـ پس از طرح مسأله هدايت به راه درست زندگى ـ مى تواند به عنوان مصداق و مظهر اين هدايت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 33 - 4
4 - حقيقت مسلمانى ، تلاش در جهت گسترش عقيده توحيدى و عمل به صلاح و نيكى است .
و من أحسن قولاً . .. و قال إنّنى من المسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 2 - 6
6 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . يابن مسعود أَكثِر من الصالحات و البرّ فإنّ المُحسنَ و المُسىء يندمان ، يقول المحسن : يا ليتنى ازْدَدْتُ من المحسنات و يقول المسىء : قصرتُ ، و تصديق ذلك قوله تعالى : « و لااُقسم بالنفس اللوّامة » ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: . ..اى پسر مسعود! اعمال صالح و كارهاى نيك را افزون انجام بده كه در [قيامت ]نيكوكار و بدكار هر دو پشيمان مى شوند. انسان نيكوكار مى گويد: اى كاش كارهاى نيك را زيادتر كرده بودم و انسان بدكار مى گويد: كوتاهى و تقصير
كردم. و گواه اين مطلب سخن خداوند است كه فرمود: «و لا أقسم بالنفس اللوّامة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 7
7 - « قال أبوعبداللّه ( ع ) . . . قوله عزّوجلّ « و يمنعون الماعون » قال : هو القرض يُقْرِضُه و المعروف يصطنعه و متاع البيت يعيره و منه الزكاة ;
امام صادق(ع) [درباره] سخن خداى عزّوجلّ «و يمنعون الماعون» فرمود: ماعون، قرضى است كه [انسان] به ديگرى مى دهد و كار نيكى است كه [درباره ديگران ]انجام مى دهد و وسايل خانه است كه عاريه مى دهد و از [مصاديق] ماعون، زكات است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 18 - 8
8 - فرجام و عاقبت هر امرى ، ملاك تعيين كننده در ارزيابى درستى و يا نادرستى آن است .
أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا
به قرينه اين كه آيات قبل و بعد اين آيه، درباره فرجام مؤمنان و فاسقان است، احتمال قوى دارد كه نفى تساوى آنان، از جهت عاقبت شان باشد. بنابراين، ملاك ارزيابى و داورى درباره عدم تساوى دو گروه ياد شده، توجه به فرجام آنها است و اين نشان مى دهد كه عاقبت، در ارزيابى نقش اساسى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 89 - 2
2 - نگه داشتن اعمال نيك تا صحنه قيامت و از دست ندادن آنها در نتيجه گناه ، شرط بهرهورى انسان از ثمرات آن
من جاء بالحسنة فله خير منها
واژه «جاء» مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه اعمال نيك، در صورتى ثمربخش است كه انسان بتواند تا پايان عمر آن را حفظ كرده و با گناهان خود موجبات حبط آن را فراهم نكرد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 16 - 11
11 - انسان ها بايد ، حتى بر كوچك ترين و ريزترين اَعمال خويش مراقب باشند .
يـبنىّ إنّها إن تك مثقال حبّة من خردل . .. يأت بها اللّه
تبيين احاطه علمى خداوند بر همه اَعمال خُرد و كلان انسان در آيه، هشدارى به انسان ها است كه مواظب اَعمال خود باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 132 - 6
6 ـ لزوم مراقبت بر اعمال و توجه به نقش تعيين كننده آن در تعيين درجات و دركات آخرت
و لكل درجت مما عملوا و ما ربك بغفل عما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 6
6 ـ هشدار خداوند به انسان ها ، براى مراقبت از اعمال و حركات نهان و آشكار خويش و سرباز نزدن از فرمان هاى او در خفا و علن
و ستردون إلى علم الغيب و الشهدة فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 5
5 - لزوم حساسيت و مراقبت انسان ، نسبت به اعمال و اندوخته هاى خويش براى آخرت
و لتنظر نفس ما قدّمت لغد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 189 - 18
18 - به كارگيرى روش صحيح و منطقى در كار ها و انتخاب اسباب درست براى نيل به مقاصد ، فرمان و توصيه خداوند به مسلمانان
ليس البر . .. و أتوا البيوت من أبوبها
جمله «و ليس البر . ..» در بازداشتن مسلمانان از سنت جاهلى (ورود به خانه از پشت آن در مراسم حج) كافى بود. بنابراين جمله «و أوتوا البيوت ...» حاكى از يك دستور كلى و شامل است. در اين جمله مقاصد و آرمانها، به خانه ها و روشهاى رسيدن به آن مقاصد، به دربهاى خانه تشبيه شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 15
15 ـ ضرورت انجام كار هاى شايسته و پرهيز از كار هاى ناشايسته
يأمرهم بالمعروف و ينهيهم عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 20 - 1،5
1 - نامه اعمال معتقدان به قيامت و حساب رسى ، به دست راست آنان داده خواهد شد .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه . .. إنّى ظننت أنّى ملـق حسابيه
5 - ايمان به قيامت و حساب رسى اعمال ، دليل شادمانى و رضايت مندى مؤمنان بهشتى ، هنگام مشاهده نامه اعمال خويش است .
فيقول هآؤُم اقرءوا كتـبيه . إنّى ظننت أنّى ملـق حسابيه
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّى ظننت. ..» در مقام تعليل براى جمله «فيقول هآؤُم ...» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 14
14 ـ ايمان بدون عمل و عمل من هاى ايمان ، آدمى را به مرحله تقوا نخواهد رساند .
هدًى للمتقين. الذين يؤمنون ... ينفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 102 - 50
50 - علم و ايمان به سراى آخرت ، بدون عمل به مقتضاى آن ، به منزله جهل و بى ايمانى است .
لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق . .. لو كانوا يعلمون
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «لو كانوا يعلمون» در ارتباط با «لقد علموا . ..» مطرح باشد. بر اين مبنا مفعول «يعلمون» محروميت ساحر از سراى آخرت است. بر اساس اين معنا، خداوند از يكسو آنان را عالم مى داند (لقد علموا )و از سوى ديگر آنها را جاهل مى شمرد (لو كانوا يعلمون) تا به اين حقيقت اشاره كند كه: علم و ايمان بدون عمل به مقتضاى آن، به منزله جهل و بى ايمانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 158 - 7
7 ـ ايمان بدون انجام عمل صالح سودمند نيست.
لا ينفع نفساً إيمنها لم تكن . .. أو كسبت فى إيمنها خيراً
«كسبت» عطف بر «آمنت» است ; يعنى: «لا ينفع نفساً إيمانها لم تكن كسبت فى إيمانها خيراً». (كسى كه در ايمان خويش عمل نيكى را به دست نياورده، ايمانش براى او سودى ندارد.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 4
4 - ايمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان ، آدمى را به بهشت رهنمون نخواهد شد .
و بشر الذين ءامنوا . .. و عملوا الصلحت أن لهم جنت
عطف «عملوا . ..» بر «آمنوا» - بدون تكرار «الذين» - ظهور در اين دارد كه: دستيابى به بهشت در گرو جمع شدن هر دو وصف (ايمان و عمل) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 10
10 - ايمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان ، كارساز نبوده و مايه سعادت آدمى نخواهد شد .
من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 82 - 2
2 - ايمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان ، در پى دارنده پاداش ( خلود در بهشت ) نخواهد بود .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 57 - 2،6،7
2 ـ همراهى ايمان با عمل صالح ، شرط نتيجه بخش بودن آن
و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات
6 ـ ايمان و عمل صالح ، حقيقت پيروى از رسول الهى ( عيسى ( ع ) )
و اتبعنا الرسول . .. جاعل الذين اتبعوك ... و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات
7 ـ ايمان و عمل صالح ، عامل نجات انسان از عذاب الهى در دنيا و آخرت
فامّا الذين كفروا فاعذّبهم عذاباً شديداً فى الدنيا و الاخرة . .. و اما الذين امن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 186 - 12
12 - دستيابى به هدايت ، در گرو توأم بودن ايمان به خدا و اطاعت از اوست .
فليستجيبوا لى و ليؤمنوا بى لعلهم يرشدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 212 - 4،18
4 ـ دلبستگى به جلوه هاى مادى دنيا ، از عوامل تحريف آيات الهى و تبديل نعمت هاى او
و من يبدل . .. زين للذين كفروا
جلمه «زيّن . ..»، بيان علّت براى «و من يبدّل ...» است.
18 ـ همراهى ايمان و تقوا ، عامل برترى در قيامت
و يسخرون من الذين امنوا و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة
تبديل «الذين امنوا» به «الذين اتقوا»، براى تفهيم اين معناست كه بايد ايمان، همراه تقوا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 235 - 13
13 ـ اعتقاد به دانايى خداوند به اسرار انسان ، منشأ پرهيز از مخالفت با قوانين او
و اعلموا انّ اللّه يعلم ما فى انفسكم فاحذروه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 244 - 7
7 ـ توجّه و ايمان به علم مطلق خداوند ، برانگيزاننده آدمى براى اقدام به پيكار در راه او
و قاتلو فى سبيل اللّه و اعلموا انّ اللّه سميع عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 246 - 25
25 ـ توجه به دانايى گسترده خداوند ، زمينه پرهيز آدمى از ظلم و سرپيچى نسبت به فرمان هاى الهى
و اللّه عليم بالظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 1،3
1 ـ مؤمنان داراى عمل صالح ، برپادارندگان نماز و پرداخت كنندگان زكات ، بهره مندان از پاداش ويژه الهى
ان الذين امنوا و عملوا الصالحات و اقاموا الصلوة و اتوا الزكوة لهم اجرهم عند ربّه
كلمه «عند ربّهم» اشاره به پاداشى ويژه دارد.
3 ـ پاداش الهى براى مؤمنان داراى عمل صالح ، برپادارندگان نماز و پرداخت كنندگان زكات ، نتيجه عمل خير آنها
لهم اجرهم عند ربّهم
«اجر» به معناى مزد، در برابر عملكرد شخص به كار برده مى شود; بنابراين پاداش آنان مزد و اجر عملشان خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 8
8 ـ عقيده ، خاستگاه اعمال انسان
يكفرون . .. و يقتلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 28 - 7،19،20
7 ـ اعتقاد به ولايت تكوينى خداوند ، مستلزم پذيرش ولايت مؤمنان در نظام اجتماعى اسلام
قل اللّهم مالك الملك . .. لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء
گويا آيه مورد بحث، نتيجه مترتب بر اعتقاد به مضمون آيه «قل اللّهم . .. » است.
19 ـ توجه انسان به بازگشت به خدا و اعتقاد به آن ، عامل مقاومت در برابر ولايت كافران
لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و الى اللّه المصير
20 ـ اعتقاد به بازگشت انسان به سوى خداوند ، مقتضى پرهيز از قهر او
و يحذّركم اللّه نفسه و الى اللّه المصير
«الى اللّه المصير»، بيانگر احاطه قدرت خداوند بر انسان است; پس بايد از قهر خداوند پرهيز كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 30 - 12
12 ـ اعتقاد به حضور اعمال نيك و بد آدمى در قيامت ، عامل پرهيز از قهر خداوند
يوم تجد كلّ نفس . .. و يحذركم اللّه نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 83 - 13
13 ـ توجّه به رجوع قهرى تمامى موجودات به سوى خداوند ، زمينه اى براى پذيرش دين خداوند
افغير دين اللّه . .. و اليه يرجعون
جمله «و اليه . .. » به منزله دليلى است براى لزوم پذيرش دين خداوند، كه از جمله «افغير دين ... » به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 29 - 2
2 ـ ناسازگارى ايمان با تصرفات ناروا در اموال مردم
يا ايّها الّذين امنوا لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 100 - 13
13 ـ ايجاد روحيه اميد به آينده و زندگى برتر معنوى و مادى ، از روش هاى قرآن در ايجاد انگيزه براى عمل
و من يهاجر . .. يجد مراغماً كثيراً وسعة ... فقد وقع اجره على اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 122 - 2
2 ـ ايمان و عمل ، مكمّل يكديگر در رهنمون ساختن آدمى به سوى بهشت
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سندخلهم جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 1
1 ـ ايمان و عمل صالح ، تضمين كننده ورود به بهشت
و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 162 - 14
14 ـ ايمان ، آنگاه در بهره مندى از پاداش بزرگ الهى كارساز است كه توأم با عمل باشد .
و المقيمين الصلوة . .. و المؤمنون باللّه و اليوم الاخر أولئك سنؤتيهم أجراً عظيما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 9 - 2
2 ـ همراهى ايمان و عمل صالح ، زمينه جلب مغفرت و دستيابى به پاداش بزرگ الهى
وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم مغفرة و اجر عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 48 - 7
7 ـ ايمان به انبيا، همراه با شايسته ساختن عمل، زمينه سلامت، تعادل و بهداشت روانى
فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون
اندوه و ترس از ويژگيهاى افرادى است كه از سلامت و بهداشت روانى برخوردار نيستند. چون خداوند زمينه دور ماندن از اندوه را در اين آيات بيان فرموده است، مطلب فوق را مى توان برداشت كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 127 - 9
9 ـ بهاى بهشت و برخوردارى از ولايت الهى، عمل در پرتو ايمان است.
لهم دارالسلم . .. بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 158 - 7،9
7 ـ ايمان بدون انجام عمل صالح سودمند نيست.
لا ينفع نفساً إيمنها لم تكن . .. أو كسبت فى إيمنها خيراً
«كسبت» عطف بر «آمنت» است ; يعنى: «لا ينفع نفساً إيمانها لم تكن كسبت فى إيمانها خيراً». (كسى كه در ايمان خويش عمل نيكى را به دست نياورده، ايمانش براى او سودى ندارد.)
9 ـ نجات انسانها در قيامت در گرو ايمان توأم با عمل صالح است.
لا ينفع نفساً إيمنها لم تكن ءامنت من قبل أو كسبت فى إيمنها خيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 4 - 5
5 ـ ايمان و عمل در رساندن آدمى به پاداش هاى والاى الهى مكمل يكديگرند .
لهم درجت عند ربهم و مغفرة و رزق كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 21 - 1
1 ـ نهى خداوند از اظهار ايمان ، بدون عمل بر طبق آن
و لاتكونوا كالذين قالوا سمعنا و هم لايسمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 61 - 10
10 ـ ايمان به شنوايى مطلق و علم فراگير خدا ، در پى دارنده توكل آدمى بر او
إنه هو السميع العليم
جمله «إنه . .. » تعليلى است براى لزوم توكل بر خدا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 88 - 11
11 ـ دستيابى به خيرات و نعمت هاى الهى ، نيازمند ايمان و عمل
ءامنوا معه جهدوا . .. و أولئك لهم الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 9 - 5،6
5 ـ ايمان توأم با عمل ، شرط بهره مندى از حمايت و هدايت مستمر و دايم الهى و برخوردار شدن از پاداش هاى اخروى است .
إن الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. فى جنت النعيم
6 ـ نقش اساسى و محورى ايمان ، در مقايسه با عمل و رفتار آدمى ، در هدايت و سعادت وى
يهديهم ربهم بإيمنهم
خداوند فرمود: «كسانى را كه داراى ايمان و عمل صالح هستند به سوى بهشت هدايت خواهد كرد. » آن گاه علت و سبب هدايت را ايمان آنان ذكر فرمود ; با آنكه اينان دو ويژگى ايمان و عمل صالح را با هم دارا هستند. اين، حكايت از آن دارد كه ايمان اصل و محور بوده و عمل در مرتبه دوم قرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 87 - 7
7ـ ايمان به خدا و يارى او براى تحقق خواسته ها و برطرف شدن مشكلات ، بايد با تلاش و كوشش آدمى قرين باشد .
اذهبوا فتحسسوا من يوسف و أخيه و لاتاْيئسوا من روح الله
از آن جا كه يعقوب(ع) فرزندانش را به يارى خدا و رحمت او در يافتن يوسف و بنيامين متوجه مى سازد و علاوه بر آن از آنان مى خواهد كه به مسافرت بروند و براى يافتن آنها تلاش كنند ، مى توان برداشت فوق را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 2
2- ايمان توأم با عمل صالح ، ثمربخش است .
و أُدخل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت جنّـت تجرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 9
9 - ايمان و عمل ، مكمل يكديگر در رساندن انسان به بهشت جاويدان
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت . .. جزاؤهم عند ربّهم جنّـت عدن ... خـلدين فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 147 - 10
10 ـ توجّه به « ربوبيّت » خداوند ، برانگيزنده انسان به دعا و درخواست از او
ربّنا اغفرلنا ذنوبنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 20 - 3
3 ـ ايمان توأم با عمل ، داراى ارزش در بينش الهى
الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. أعظم درجة عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 173 - 4
4 ـ همراهى ايمان با عمل صالح ، موجب برخوردارى از پاداش و فضل الهى
فاما الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيوفيهم أجورهم و يزيدهم من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 69 - 6
6 ـ لزوم همراهى ايمان با عمل صالح براى نيل به سعادت و آرامش
من ءامن . .. و عمل صلحاً فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 11
11 ـ لزوم همراهى ايمان و عمل صالح براى تأمين رشد و تعالى آدمى
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. ءامنوا و عملوا الصلحت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 42 - 2
2 ـ پيوستگى ايمان و عمل صالح ، شرط بارورى و ثمردهى هر يك
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. اولئك اصحب الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 11
11 ـ ايمان همراه با عمل نيك ، شرط دستيابى انسان به نعمت هاى جاودان بهشت و رستگارى عظيم
وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت . .. الفوز العظيم
مراد از «المؤمنين و المؤمنت»، با توجه به آيه پيش، زنان و مردان مؤمنى هستند كه اهل عمل صالحند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 29 - 3
3ـ تأثير ايمان در سعادت دنيا و آخرت آدمى ، در گرو همراهى آن با اعمال صالح است .
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت طوبى لهم و حسن مئاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 18 - 10
10- همراهى ايمان و عمل صالح ، تضمين كننده سعادت اخروى انسان است .
الذين كفروا بربّهم أعمـلهم . .. لايقدرون ممّا كسبوا على شىء
خداوند در اين آيه كفر را، كه عقيده فاسدى است، موجب حبط عمل صالح دانسته و نتيجه اش شقاوت آلود بودن آخرت آدمى است. از اين جا به دست مى آيد كه عقيده درست، به اضافه عمل صالح، سعادت اخروى را تضمين مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 5
5- همراهى ايمان و عمل صالح ، شرط برخوردارى از پاداش نيك است .
من ءامن و عمل صـلحًا فله جزاءً الحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 107 - 4
4- ثمربخشى ايمان و عمل صالح ، در پرتو پيوستگى آن دو با هم است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 15
15- در بينش الهى ، ايمان به مبدأ و معاد ، از عمل صالح تفكيك ناپذير است .
إلـهكم إلـه وحد فمن كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عملاً صـلحًا
ارتباط جملات اين آيه به هم با حرف «فاء» ـ كه معناى تفريع دارد ـ بر اين معنا شاهد است كه هريك از اين مراحل، لازمه انفكاك ناپذير مرحله قبل است; يعنى، موحّد بايد به لقاى پروردگار اميدوار باشد و كسى كه اين چنين است، بايستى عمل صالح پيشه كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 75 - 3
3 - كثرت عمل صالح ، شرط حتمى در كنار ايمان ، جهت برخوردارى از درجات عالى آخرت است .
و من يأته . .. مؤمن ا قد عمل الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 94 - 2
2- بارورى و ثمربخشى عمل صالح ، در پرتو همراه بودن آن با ايمان است .
فمن يعمل من الصـلحـت و هو مؤمن
جمله «و هو مؤمن» حال براى فاعل «يعمل» است و اين جمله در واقع شرط براى انجام كارهاى نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 3
3 - ايمان به همراه عمل صالح ، شرط ورود به بهشت
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت جنّـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 55 - 15
15 - ايمان و عمل صالح ، ( حاكميت دين ) موجب زدايش ترس و اضطراب و عامل امنيت و آرامش
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 7 - 2
2 - اثربخشى ايمان و عمل صالح ، به توأم بودن آن دو است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لنكفّرنّ عنهم سيّئاتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 58 - 2
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط دستيابى به غرفه هاى بهشت است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لنبوّئنّهم من الجنّة غرفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 15 - 3
3 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، از عوامل دستيابى به سعادت اخروى است .
فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت فهم فى روضة يحبرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 45 - 3
3 - همراهى ايمان و عمل صالح ، شرط برخوردارى از پاداش و فضل الهى ، در آخرت است .
ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 8 - 3
3 - ايمان توأم با عمل صالح ، شرط ثمربخشى آن دو ، در سعادت اخروى انسان است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم جنـّـت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 19 - 2
2 - توأم بودن ايمان با اعمال صالح ، داراى ارزش و پاداش است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت فلهم جنّت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 37 - 10
10 - ثمربخشى هر يك از ايمان و عمل صالح ، منوط به توأم بودن آن دو است .
إلاّ من ءامن و عمل صـلحًا فأُولـئك لهم جزاء الضعف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 9
9 - لزوم همراه بودن ايمان و عمل صالح
إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 28 - 3،6
3 - لزوم همراه بودن ايمان با عمل صالح
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
6 - ايمان همراه با عمل صالح ، از ملاك هاى برترى و ارزشمند آدمى
أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت كالمفسدين فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 7
7 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، موجب ورود به بهشت مى شود ( نه يكى از آنها به تنهايى )
و من عمل صـلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولـئك يدخلون الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 8 - 3،4
3 - ايمان و عمل صالح ، موجب استحقاق ثواب الهى
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم أجر غير ممنون
واژه «أجر» به معناى مزدعمل و مفيد برداشت ياد شده است.
4 - همراه بودن ايمان و عمل صالح ، شرط بهرهورى از اجر بى حساب و بى منت الهى
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم أجر غير ممنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 12
12 - بارورى ايمان و عمل صالح ، در گرو همراهى آن دو با يكديگر است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 26 - 5
5 - ايمان و عمل نيك ، زمينه بهرهورى از فضل و عنايات فزون تر خداوند
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و يزيدهم من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 21 - 5
5 - ثمربخشى ايمان و عمل صالح ، در پرتو پيوستگى آن دو باهم
كالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 5
5- آميخته ساختن ايمان با عمل صالح ، شرط بهرهورى مؤمنان از بهشت جاودان
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه . .. أُولـئك أصحـب الجنّة ... جزاء بما كانوا يعملون
در آيه قبل، دو عنصر ايمان و استقامت، زمينه ورود به بهشت جاودان معرفى شده است و در اين آيه عمل، به عنوان اساس و ملاك ره يافتن به بهشت جاودان مطرح گشته است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه تجلى عقيده در عمل، براى يكتاپرستان كارساز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 2
2- لزوم پيوستگى ايمان با عمل صالح
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 3
3- پيوستگى ايمان و عمل صالح در زندگى مؤمنان ، شرط بهره مندى آنان از نعمت بهشت
يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت جنّـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 9 - 14
14 - ضرورت توأم بودن ايمان و عمل صالح ، در به دست آوردن كاميابى اخروى و بهشت جاويدان
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يكفّر عنه سيّئاته . .. ذلك الفوز العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 17
17 - ضرورت توأم بودن ايمان و عمل صالح ، در به دست آوردن سعادت اخروى و بهشت جاودانه
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يدخله جنّـت. .. خـلدين فيها أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 11 - 2
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط پاداش آفرينى آن دو است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم جنّـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 6 - 2،3
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط تأثير آنها است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت
3 - ايمان و عمل صالح ، هماهنگ با ساختار وجودى انسان و نشان باقى ماندن او ، در كامل ترين نظام خلقت است .
أحسن تقويم . .. الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 7 - 2
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط ثمربخشى آنها است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت أُولـئك هم خير البريّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 93 - 20
20 - ادعاى ايمان به كتاب هاى آسمانى و پيامبران الهى ، ناسازگار با گرايش به اعمال نارواست .
بئسما يأمركم به إيمنكم إن كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 55 - 8
8 - سود و زيان عمل هر كس ، تنها به خود وى بازمى گردد .
لنا أعمـلنا و لكم أعمـلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 6 - 1،5
1 - دستاورد تلاش و كوشش هركسى در راه خدا ، از آن خود او است .
و من جـهد فإنّما يجـهد لنفسه
«إنّ اللّه لغنىّ. ..» قرينه است بر اين كه مراد از تلاش، در آيه، مطلق تلاش نيست و بلكه تلاش در راه خدا است.
5 - بى نيازى مطلق خداوند از همه ، دليل بازگشت دستاورد تلاش هركسى به خود او است .
و من جـهد فإنّما يجـهد لنفسه إنّ اللّه لغنىّ عن العـملين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 16 - 5،6،7،8
5 - عبادت و تقوا ، داراى خيرى است كه سودش به عبادت كننده و متقى ، بازمى گردد .
اعبدوا اللّه و اتّقوه ذلكم خير لكم
6 - توجه دادن مردم به بازگشت خير و منفعت اعمال دينى به خودشان ، از شيوه هاى تبليغى ابراهيم ( ع ) بود .
اعبدوا اللّه و اتّقوه ذلكم خير لكم
7 - جهل و ناآگاهى ، ريشه بى اطّلاعى انسان از بازگشت خير و منفعت اعمال دينى به خودش است .
اعبدوا اللّه و اتّقوه ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون
8 - تحريص و تشويق خداوند مردم را به كسب معرفت درباره خير بودن اعمال دينى و بازگشت منفعت آن به خود انسان
اعبدوا اللّه و اتّقوه ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 2
2 - عذاب سخت و فوق تصور ستمگران در قيامت ، بازتاب كردار و رفتار خود آنان است .
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
آمدن ماده «كسب» به جاى ماده «فعل»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 46 - 1،2
1 - پيامد عمل نيك انسان ، به خود وى بازمى گردد .
من عمل صـلحًا فلنفسه
2 - بدكاران ، گرفتار پيامد اعمال ناشايست خويش اند .
من أساء فعليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 26،27
26 - پيامد هاى عملكرد نيك و بد انسان ، متوجه خود او است .
لنا أعمـلنا و لكم أعمـلكم
27 - خصومت و ستيز پيروان اديان توحيدى با توجه به وحدت پروردگار و بازگشت عمل هر انسان به خودش ، فاقد منطق و توجيه
اللّه ربّنا و ربّكم لنا أعمـلنا و لكم أعمـلكم لا حجّة بيننا و بينكم
بنابراين كه مراد از «لاحجّة»، نفى خصومت و نزاع باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 31 - 11
11 - بازتاب گناهان انسان به صورت مشكلات دنيايى ، تدبيرى الهى در جهت بازداشتن انسان از سركشى و تجاوز است .
و ما أصـبكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم . .. و ما أنتم بمعجزين فى الأرض و ما لكم م
سياق آيات، نشانگر بيان گونه هاى مختلف از يك حقيقت است; چه اين كه باران، غفران، ولايت و نصرت گونه هايى از روزى خداوند براى انسان ها است كه از پس خشكسالى، گناه و مصيبت به انسان ارزانى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 15 - 1
1 - بازتاب نتايج اعمال نيك و بد آدمى ، تنها متوجه خود او است .
من عمل صـلحًا فلنفسه و من أساء فعليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 9
9 - بازگشت نتيجه كردار و اندوخته هاى انسان ، به خود وى در دنيا و آخرت
محياهم و مماتهم . .. و لتجزى كلّ نفس بما كسبت
آيه شريفه پاسخ و ردى است بر كسانى كه صالح و ناصالح را در زندگى و مرگ مساوى مى پنداشتند از اين مطلب، استفاده مى شود كه دنيا و آخرت هر دو ميدان جزا و پاداش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 32 - 13
13- بازتاب نهايى اعمال آدميان ، تنها متوجه خود آنان است .
إنّ الذين كفروا و . .. و سيحبط أعمـلهم
از ارتباط «إنّ الذين كفروا. ..» با «سيحبط أعمالهم» و تأكيد بر «لن يضرّوا اللّه شيئاً» ـ با توجه به الغاى خصوصيت ـ استفاده مى شود كه اعمال انسان ها، در نهايت به خودشان باز خواهد گشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 16 - 5
5 - كيفر دوزخ براى تكذيب كنندگان دين ، بازتاب قهرى عملكرد مستمر خود آنان
إنّما تجزون ما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 24 - 7
7 - ثمره و منفعت انفاق به خود انفاقگران برمى گردد .
و من يتولّ فإنّ اللّه هو الغنىّ الحميد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 12 - 5
5 - صدقه دادن ، بهترين عمل است و نفع آن به خود صدقه دهنده بازمى گردد .
ذلك خير لكم
كلمه «ذلك» اشاره به اعطاى صدقه دارد. واژه «خير» مى تواند به معناى خوب (در مقابل) بد و يا اسم تفضيل و به معناى بهتر باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 9 - 2
2 - كردار هر كس ، تنها گريبان گير شخص او بوده و نامه عمل او با ديگر نامه هاى اعمال ، مشتبه نخواهد شد .
ما سجّين . كتـب مرقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 9 - 6
6 - « عن مُعاذ بن جبل قال : سألت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ما هـذه السرائر التى تبلى بها العباد فى الآخرة ؟ فقال سرائركم هى أعمالكم من الصلاة و الصيام و الزكاة و الوضوء و الغسل من الجنابة و كلّ مفروض لأنّ الأعمال كلّها سرائر خفية ;
از معاذ بن جبل روايت شده كه گفت: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سؤال كردم: مراد از «سرائر» ـ كه بندگان در آخرت با آن امتحان مى شوند ـ چيست؟ حضرت فرمود: سرائر شما، همان اعمال شما از نماز، روزه، زكات، وضو، غسل جنابت و تمام فرايض است; زيرا تمام اعمال باطن هايى ناپيدايند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 27 - 5
5 - بدترين عمل كافران ، مبارزه با قرآن و تلاش در جهت محروم ساختن مردم از دستيابى به معارف آن است .
و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. و لنجزينّهم أسوأ الذى كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 80 - 9
9 ـ ابداع كنندگان سنت هاى ناروا و اعمال زشت ، مرتكب گناهى بزرگتر و مستحق ملامتى بيشتر
أتأتون الفحشة ما سبقكم بها من أحد من العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 84 - 6
6- كسانى كه در قيامت بر اعمال امت خويش گواهى مى دهند ، جزء نخبگان و بهترين هاى امت خويشند .
و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا
انتخاب شاهد و گواه از ميان هر امتى، بيانگر آن است كه آنان از نخبگان و خوبان امت خويشند; زيرا اگر آنان هم از افراد گناهكار باشند و بر كار آنان نيز گروه ديگرى شاهد و گواه باشد، انتخابشان براى دادن گواهى لغو و بيهوده خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 89 - 4
4- كسانى كه در قيامت بر اعمال امت خويش گواهى مى دهند ، جزء نخبگان و بهترين هاى امت خويشند .
و يوم نبعث فى كلّ أُمّة شهيدًا عليهم من أنفسهم
انتخاب شاهد و گواه از ميان هر امتى، بيانگر آن است كه آنان از نخبگان و خوبان امتند; زيرا اگر آنان هم از افراد گناهكار باشند و بر كار آنان گروه ديگرى شاهد و گواه باشند، انتخاب آنان براى گواهى، لغو و بيهوده خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 223 - 6
6 ـ لزوم از پيش فرستادن اعمال صالح و ذخيره كردن آن براى آخرت خويش
و قدّموا لانفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 245 - 13
13 ـ بقاى آنچه به خداوند قرض داده مى شود و بازگشت چندين برابر آن به آدمى
من ذا الّذى يقرض اللّه . .. فيضاعفه له اضعافاً كثيرةً
مُراد از ضمير مفعولى در «يضاعفه» قرض است; يعنى آن مالى كه قرض داده شود، چندين برابر شده و به او باز پس داده مى شود; بنابراين بايد آن مال باقى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 281 - 6
6 ـ ماندگارى و فناناپذيرى اعمال دنيوى انسان
ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت
چون اسناد «توفّى» به خود اعمال است، نه خصوص پاداش و كيفر آنها; بنابراين اعمال بايد محفوظ و باقى باشد تا دريافت شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 25 - 8،10،11
8 ـ قيامت ، روزى كه هر كس اندوخته هاى خود را به تمام و كمال دريافت مى كند .
و وفّيت كل نفس ما كسبت
10 ـ حضور و نمود اعمال دنيوى انسان در قيامت
و وفّيت كل نفس ما كسبت
زيرا «وفّيت» به «ما كسبت» نسبت داده شده ; نه به نتيجه آن.
11 ـ محو نشدن كردار آدمى در دنيا و محفوظ ماندن آن
و وفّيت كل نفس ما كسبت
دريافت آنچه را انسان كسب كرده، مستلزم اين است كه اين شىء، يعنى «ما كسبت»، وجود داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 30 - 1،2،3،4،5،12
1 ـ تجلى علم و قدرت حق ، در روزى كه هر كس كردار خويش را حاضر مى يابد .
قل ان تخفوا . .. يعلمه اللّه ... و اللّه على كل شىء قدير. يوم تجد كل نفس ما عملت
بنابراينكه «يوم تجد»، ظرف براى «يعلمه اللّه» و «قدير» باشد.
2 ـ بازگشت انسان به سوى خدا ، در روزى كه هر كس كردار خويش را حاضر مى يابد .
و الى اللّه المصير . .. يوم تجد كل نفس ما عملت
بنابراينكه «يوم تجد»، متعلّق به «المصير» در «و الى اللّه المصير» باشد.
3 ـ قيامت ، روز تحقق عقاب و قهر الهى و يافتن اعمال خير و شر
و يحذّركم اللّه نفسه . .. يوم تجد كل نفس ما عملت من خير ... من سوء
4 ـ بقاى اعمال نيك و بد آدمى ، در نظام هستى
تجد كل نفس ما عملت من خير محضراً . .. من سوء
يافتن خود اعمال در قيامت «تجد كل نفس ما عملت»، فرع بر وجود آن است; بنابراين اعمال انسان در نظام هستى، باقى مى ماند و از بين نمى رود.
5 ـ قيامت ، روز حضور نفس اعمال نيك و بد آدمى در پيش او
يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضراً . .. من سوء
چون اسناد احضار به خود اعمال (ما عملت) است ; نه به پاداش و جزاى آن.
12 ـ اعتقاد به حضور اعمال نيك و بد آدمى در قيامت ، عامل پرهيز از قهر خداوند
يوم تجد كلّ نفس . .. و يحذركم اللّه نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 181 - 11
11 - ثبت اعمال و گفتار انسان و مسؤوليت وى ، در برابر آنها
سنكتب ما قالوا و قتلهم الانبيآء بغير حقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 34
34 ـ ضايع نشدن اعمال مؤمنان و ثمردهى آن ، به بهره مندى از پاداش هاى الهى ( مغفرت و بهشت ) است .
انّى لا اضيع عمل عامل . .. ثواباً من عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 85 - 10،11
10 ـ اعمال خوب و بد اشخاص ، محفوظ است و از بين نخواهد رفت .
و كان اللّه على كل شىء مقيتا
بيان نگهبانى خداوند، پس از بيان عملكردهاى خوب و بد اشخاص، اشاره به اين دارد كه اعمال آدمى از بين نخواهد رفت.
11 ـ توجّه به حفظ اعمال از سوى خدا ، برانگيزنده انسان به وساطت در كار خير و پرهيز از وساطت در كار شرّ
و من يشفع . .. و كان اللّه على كل شىء مقيتا
جمله «كان اللّه . .. » در حقيقت تشويق و تهديد است و به اين منظور آورده شده كه با توجّه به آن، انگيزه براى انجام اعمال نيك فراهم شود و ترس از انجام اعمال بد به وجود آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 13
13- اَعمال انسان ها ، فانى نمى شود و در قيامت در برابر آنان حاضر و مجسم خواهد بود .
و وجدوا ما عملوا حاضرًا
ظاهر جمله «و وجدوا. ..» آن است كه تأسيس باشد، نه تأكيد; يعنى، مطلب جديدى را غير از آنچه كه در جملات قبل گفته شد، بيان مى كند و آن اين كه علاوه بر نوشته اَعمال خود آن نيز در برابر آدميان حاضر مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 104 - 6
6- اَعمال آدمى ، در پهنه هستى باقى مى ماند . *
ضلّ سعيهم
واژه «ضلّ»، در معناى «خفى» و «غاب»، كاربرد دارد (لسان العرب). پيدا نبودن عمل كافران و گم شدن آن، گوياى اين است كه عمل آنان باقى مى ماند، ولى بهره بردن از آن بر ايشان ممكن نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 76 - 9
9- كردار انسان ـ چه خوب و چه بد ـ ماندگار خواهد بود . *
البقيـت الصـلحـت
چنانچه قيد «الصالحات» قيدى احترازى باشد،«باقيات» به دو نوع تقسيم مى شود: «صالحات» و «غير صالحات». در اين صورت تنها ثواب بهتر مخصوص نوع «صالحات» قرار خواهد گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 112 - 7
7 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « لايخاف ظلماً و لاهضماً » يقول : لاينقص من عمله شىء و أمّا ظلماً يقول : لن يذهب به ;
از امام باقر(ع) در باره قول خدا «لايخاف ظلماً و لاهضماً» روايت شده كه فرمود: خدا مى فرمايد: از اعمال او كاسته نمى شود و اما [كلمه] «ظلماً» [خداوند با اين كلمه ]مى فرمايد: اعمال او از بين نمى رود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 47 - 8
8- اعمال انسان در دنيا ، جاودانه و مصون از زوال و نابودى است .
أتينا بها
تعبير «آوردن اعمال» نشانگر اين نكته است كه كردار انسان ها، وجود دارند و نابود نشده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 16 - 8
8 - اَعمال انسان ها ، چه خوب و چه بد ، باقى مى ماند و روزى ، محاسبه مى شود .
فتكن فى صخرة . .. يأت بها اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 12 - 7
7 - رفتار و كردار خوب و بد انسان ، در عالم ، موجود بوده و پيشاپيش به جهان آخرت فرستاده مى شود .
و نكتب ما قدّموا و ءاثـرهم
برداشت ياد شده از تعبير «ما قدّموا» (آنچه پيش فرستاده اند) ـ كه درباره اعمال انسان ها است ـ استفاده شده است. در اين تعبير، اعمال انسان به اشيايى كه به جهان آخرت پيش فرستاده مى شود، تشبيه شده است; همان گونه كه مسافر، بارهاى خود را از پيش به مقصد مى فرستد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 19 - 10
10- اعمال انسان ، فانى نشدنى و باقى در صحنه هستى به كامل ترين صورت آن
و ليوفّيهم أعمـلهم
تعبير «ليوفّيهم أعمالهم» ـ در صورتى كه چيزى در تقدير نداشته باشد ـ مى نماياند كه انسان در قيامت، نفس اعمالش را بدون كم و كاست دريافت خواهد كرد; نه صرفاً نتيجه و بازتاب آن را و لازمه اين نكته، بقاى اعمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 40 - 2
2 - بقا و جاودانگى عملكرد نيك و بد آدمى ، تا روز قيامت
و أنّ سعيه سوف يرى
از آشكار شدن عمل براى انسان در روز قيامت، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 52 - 1
1 - از بين نرفتن كردار كافران ، در طول زمان
و كلّ شىء فعلوه فى الزّبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 29 - 3
3 - هيچ يك از كردار و پندار هاى انسان ها نابود نمى شود و در نامه عمل آنان باقى مى ماند .
و كلّ شىء أحصينه كتبا
«كلّ شىء» ممكن است جمع عرفى باشد; يعنى، هر چيزى كه در ثواب و عقاب مؤثر است. به قرينه دو آيه قبل، باور نداشتن معاد و نيز تكذيب آيات الهى، از جمله آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 5 - 4
4 - تمام كردار هاى انسان ، ثبت شده و محفوظ مى ماند .
علمت نفس ما قدّمت و أخّرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 7 - 2
2 - كار هاى خير ، هر چند به وزن مورچه اى ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .
فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره
«مثقال»; يعنى، وسيله اى كه با آن، وزن چيزى سنجيده شود (مفردات). «ذرّة» (مفرد «ذرّ») به معناى كوچك ترين نوع مورچه است (صحاح اللغة). برخى آن را يك صدم وزن «جو» دانسته و برخى گفته اند: مراد ذرّاتى است كه در شعاع خورشيد، مشاهده مى شود. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 4 - 27
27- وعده خداوند ، به حفظ و تداوم اعمال و تلاش هاى شهيدان
و الذين قتلوا فى سبيل اللّه فلن يضلّ أعمـلهم
مراد از «فلن يضلّ» ممكن است هدر نرفتن تلاش ها و ايثارگرى هاى شهيدان، در دنيا باشد; يعنى، گرچه شهيدان خود چشم فرومى بندند; اما خداوند خود آرمان ها و تلاش هايشان را پاس مى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 8،9
8 - اعمال خير آدمى ، هرگز فانى نمى شود و در نزد خداوند باقى مى ماند .
و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عنداللّه
9 - خداوند ، خزانه دار اعمال نيك آدمى است .
تجدوه عنداللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 76 - 4،7
4- عمل صالح باقى مى ماند و نيكوكاران ، از پاداش آن در پيشگاه خداوند برخوردار مى گردند .
والبقيـت الصـلحـت خير عند ربّك ثوابًا
«خير» گرچه اسم تفضيل است; ولى همواره اين مفهوم را ندارد كه نقطه مقابل هم، اصل وصف را داراست; بلكه در نظاير اين آيه تفضيل به معناى حقيقى آن وجود ندارد و گفتن «خير ثواباً» در مقابل پندار دنيامداران است كه به نتيجه كارهايشان دل بسته اند و مراد اين است كه تنها به ثواب عمل صالح مى توان دل بست.
7- تنها كار هاى شايسته ، ( باقيات الصالحات ) ، ثبات داشته و ماندگار خواهد بود .
والبقيـت الصـلحـت خير عند ربّك
شيوه رايج سخن در چنين مواردى، اين است كه گفته شود: «الصالحات الباقيات»; زيرا اين اعمال صالح است كه به ماندگارى توصيف مى شود. اين جابه جايى در تعبير، به منظور بيان بقاى عمل صالح، در قبال فناپذيرى مال و منال دنيا است كه در آيات پيشين در باره آن سخن گفته شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 8 - 2
2 - كار هاى ناروا ، هر چند به وزن مورچه ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .
و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 75 - 4
4 ـ مشروط نمودن انجام فرايض و صالح شدن ، به برخوردارى از مال و ثروت ، خصلتى است منافقانه .
و منهم من عهد اللّه . .. لنكوننّ من الصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 10 - 16
16- حركت جوانمردانه اصحاب كهف در جهت حفظ ايمان ، نمونه اى از برترين عمل هاى ارزشى است .
أيّهم أحسن عملاً . .. إذ أوى الفتية إلى الكهف
در آيات پيشين، مشخص شد كه «أحسن عملاً» به عنوان هدف آفرينشِ موهبت هاى زمين بيان گرديد و ذكر داستان اصحاب كهف در پى بيان آن غايت و فلسفه، بيان مصداقى از «أحسن عملاً» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 2 - 21
21 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً » قال : ليس يعنى أكثر عملاً ، و لـكن أصوبكم عملاً و إنّما الإصابة خشيةُ اللّه و النيّةُ الصادقة و الحَسَنَة . . . ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ: «ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً» روايت شده كه فرمود: مقصود [از أحسن عملاً] «أكثر عملاً» (بيشتر از نظر عمل) نيست; بلكه مقصود، آن است كه به صواب نزديك تر باشد و صائب بودن عمل، آن است كه در آن خشيت خدا و نيّت درست و نيكو باشد. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 7
7 - اقامه نماز و پرداخت زكات ، بهترين كار نيك و ارجمندترين توشه براى سراى آخرت
أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عنداللّه
«خير» (كار نيك و پسنديده) شامل نماز نيز مى شود. بنابراين نام بردن از آنها براى رساندن اين معناست كه: اين دو فريضه، از بهترين كارهاى نيك و سودمندترين توشه ها براى آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 64 - 8
8 ـ نماز ، بهترين و ارزشمندترين عبادت ها و عمل هاى صالح
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 35 - 6،10
6 - خداوند به محسنان ـ به پاس احسان آنان ـ مطابق با بهترين عملشان ، پاداش خواهد داد .
و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون
10 - فراهم شدن تمامى خواسته هاى محسنان در قيامت ، پاداشى است بر مبناى بهترين عمل آنان .
لهم ما يشاءون عند ربّهم . .. و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون
برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «يجزيهم. ..» مى تواند توضيح و بيان براى جمله «لهم ما يشاءون...» باشد; يعنى، برآورده شدن خواسته هاى محسنان در قيامت، همان پاداش مطابق با بهترين عمل ها است كه خداوند براى آنان مقرر داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 17
17 - محبت اهل بيت ، برجسته ترين عمل نيك اهل ايمان
قل لا أسئلكم . .. إلاّالمودة فى القربى و من يقترف حسنة نزد له فيها حسنًا
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «حسنة» مودت فى القربى باشد ـ چنان كه از سياق آيه استفاده مى شود ـ و نيز با توجه به اهميت مودت اهل بيت است كه در فراز قبل مطرح شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 3
3- احسان به والدين ، شكر ، صلاح جويى ، توبه و تسليم ، از جمله برترين اعمال مؤمنان
و وصّينا الإنسـن بولديه إحسـنًا . .. نتقبّل عنهم أحسن ما عملوا
ارتباط اين آيه با آيه پيشين، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 5 - 4
4 - دانشمندان بى عمل ، فاقد كمترين ارزش در پيشگاه خداوند
مثل الذين حمّلوا . .. كمثل الحمار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 16 - 3
3ـ اعمال نيك دلبستگان به دنيا و زيبايى هاى آن ، در آخرت حبط شده و در پيشگاه خداوند ارزشى نخواهد داشت .
أُولـئك . .. و حبط ما صنعوا فيها
ضمير در «فيها» به «الحياة الدنيا» برمى گردد و ظرف «حبط» ـ به قرينه «فى الأخرة» در فراز قبل ـ جهان آخرت است; يعنى: و حبط فى الأخرة ما صنعوا فى الدنيا. با توجه به معناى صنيعة (عمل خير) به نظر مى رسد، مراد از «ما صنعوا» اعمال نيك، همانند دستگيرى از مستمندان و ... و مقصود از «ما كانوا يعملون» اعمال متعارف، همانند تجارت و ... باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 8 - 5
5 - كردار خطاپيشگان ، در قيامت سبك و بى ارزش خواهد بود .
فأمّا من ثقلت موزينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 19 - 4
4 ـ نيكوترين عملكرد كافر و مشرك ، فاقد كمترين ارزش در بينش الهى است .
أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه . .. و اللّه لايهدى الق
برداشت فوق به خاطر دو نكته مهم در آيه شريفه است: 1ـ سيراب ساختن حاجيان و آباد كردن مسجدالحرام، بهترين عمل مشركان بود; 2ـ خداوند، همين دسته از مشركان به ظاهر نيكوكار را ستمكار معرفى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 18 - 1،2
1- عمل نيك كافرانِ به ربوبيت خداوند ، چونان خاكسترى است در معرض تندباد در روز طوفانى
مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف
مراد از «أعمالهم» مى تواند اعمال خير و صالحى باشد كه كافران انجام مى دهند. چه اينكه روشن است عمل زشت و گناه هيچ كس، كافر و مسلمان، ثمرى ندارد تا اينكه حبط گردد و يا به خاكسترِ در معرض باد تشبيه شود.
2- عمل نيك كافران ارزشى ندارد و حبط مى شود .
مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 32 - 11
11- اعمال به ظاهر نيك كافران دين ستيز ، پوچ و بى ب ها در نزد خداوند
إنّ الذين كفروا و . .. و سيحبط أعمـلهم
مراد از اعمال، كردار به ظاهر نيكى است كه مشركان يا اهل كتاب، انجام داده و مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 7 - 15
15 - اعمال نيك شخص كافر به خدا و رسول او ، در پيشگاه پروردگار فاقد ارزش مى باشد .
فالذين ءامنوا منكم و أنفقوا لهم أجر كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 19
19 - اعمال نيك كافران و منافقان ، از كمترين ارزش در پيشگاه الهى برخوردار نيست .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 19 - 4
4 ـ نيكوترين عملكرد كافر و مشرك ، فاقد كمترين ارزش در بينش الهى است .
أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه . .. و اللّه لايهدى الق
برداشت فوق به خاطر دو نكته مهم در آيه شريفه است: 1ـ سيراب ساختن حاجيان و آباد كردن مسجدالحرام، بهترين عمل مشركان بود; 2ـ خداوند، همين دسته از مشركان به ظاهر نيكوكار را ستمكار معرفى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 19
19 - اعمال نيك كافران و منافقان ، از كمترين ارزش در پيشگاه الهى برخوردار نيست .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 8
8- اَعمال پوچ و نابود شده كافران ، غيرقابل سنجش و اعتبارگذارى در قيامت است .
فلانقيم لهم يوم القيـمة وزنًا
«وزن»، يا مصدر و به معناى سنجش سنگنى و سبكى است ; و يا به معناى مثقال است; يعنى، چيزى كه با آن وزن سنجيده شود» (لسان العرب). اين كه خداوند، در قيامت، براى برخى كه اَعمال شان حبط شده، وزنى برقرار نمى سازد، كنايه از آن است كه به قدرى اَعمال آنان پوچ است كه ارزش سنجيدن ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 2
2 - عمل و رفتار كفرپيشگان ، پوچ و بى ارزش است .
و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا
برداشت ياد شده، از تشبيه سراب به دست آمده است; زيرا سراب، امرى خيالى است كه بر اثر خطاى ديد به ذهن انسان مى آيد; ولى در اصل وجود خارجى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 9 - 4
4- اعمال كافران ، به دليل نداشتن انگيزه الهى ، فاقد پاداش در نزد خداوند
كرهوا ما أنزل اللّه فأحبط أعمـلهم
از مجموع آيه استفاده مى شود كه خداوند، در مقام بيان فلسفه حبط اعمال نيك كافران است; فلسفه اى كه براى بشر معقول و قابل فهم است و آن اين كه وقتى كافران به انگيزه هاى نفسانى و غير الهى كارى را انجام داده اند، چگونه ممكن است كه در قبال آن از خداوند پاداش دريافت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 8 - 6
6 - كردار هاى ناروا ، هنگام حسابرسى در قيامت ـ با وجود تهى بودن همه آنها از وزن و ارزش ـ گوناگون بوده و ابزار سنجش آنها متفاوت است .
و أمّا من خفّت موزينه
جمع بودن «موازين»; بيانگر تعدد ميزان و موزون و تغاير آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 70 - 4،5
4- خضر موسى ( ع ) را از اين كه آنچه انجام خواهد داد ، بى دليل و حكمت نيست ، آگاه ساخت .
حتّى أُحدث لك منه ذكرًا
5- خضر ( ع ) به موسى ( ع ) وعده داد كه در نهايت ، بخشى از اسرار كار خود را براى او تبيين خواهد كرد .
أُحدث لك منه ذكرًا
«من» در «منه» براى تبعيض است و گوياى اين كه خضر، تنها، به بيان گوشه اى از ويژگى هاى كردار خويش وعده داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 87 - 12
12ـ توجيه پيشنهاد ها و توصيه ها با بيان فرجام و نتيجه آنها ، امرى شايسته و نيكوست .
لاتاْيئسوا من روح الله إنه لاياْيئس من روح الله إلاّ القوم الكـفرون
جمله «إنه لاياْيئس . ..» تعليل براى «لاتاْيئسوا ...» است. يعقوب(ع) توصيه خويش (مأيوس نشدن از رحمت الهى) را با بيان فرجام آن (سقوط به ورطه كفر) تعليل و توجيه كرد و اين درسى است براى همگان كه توصيه و يا فرمان خويش را با دليل و بيان فرجام آن قرين سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 148 - 11
11 - قيامت زمان برداشت و پاداش اعمال نيك است .
فاستبقوا الخيرت أين ما تكونوا يأت بكم اللّه جميعاً
جمله «أين ما تكونوا . ..» تعليل جمله قبل است; يعنى، چون قيامتى بر شما هست بايد در دنيا به انجام كارهاى نيك بپردازيد. اين تعليل بيانگر آن است كه: سعادت انسان در آخرت، به اعمال نيك او در دنيا بستگى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 185 - 3،7،21
3 ـ دريافت سزاى كامل اعمال ، تنها در روز قيامت است .
و انّما توفّون اجوركم يوم القيمة
7 ـ برخوردارى از بهره هاى اخروى ، نتيجه اعمال دنيوى انسان
و انّما توفّون اجوركم يوم القيمة
21 ـ بهره هاى دنيا در برابر پاداش هاى كامل اخروى اعمال ، فريبى بيش نيست .
و انّما توفّون اجوركم يوم القيمُة . .. و ما الحيوة الدّنيآ الّا متاع الغرور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 40 - 9
9 ـ اعمال نيك آدمى در پى دارنده پاداشى الهى در دنيا و آخرت *
و ان تك حسنة يضاعفها و يؤت من لدنه اجراً عظيماً
بدان احتمال كه مراد از «يضاعفها» پاداش دنيوى و «يؤت من لدنه . .. » ناظر به پاداش اخروى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 108 - 20
20 ـ قيامت روز پاداش و كيفر اعمال است.
و كذلك زينا لكل أمة عملهم . .. فينبئهم بما كانوا يعملون
مطلع ساختن آدميان بر اعمالشان در قيامت، كنايه از مجازات و يا پاداش آنان مى تواند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 147 - 4
4 ـ حضور در صحنه قيامت و برخورد با سزاى اعمال دنيوى ، فرجام همه انسانهاست .
لقاء الأخرة
كلمه «لقاء» (رسيدن و برخورد كردن) مصدرى است كه به مفعولش اضافه شده و فاعل آن محذوف است ; يعنى: «و لقائهم الأخرة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 51 - 4
4- كيفر و پاداش الهى به انسان ها در قيامت ، كاملاً مطابق و متناسب با كم و كيف رفتار آدمى است .
ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 111 - 7،10
7- همه انسان ها ، سزاى اعمال خويش را در قيامت ، به طور كامل دريافت خواهند كرد .
يوم . .. و توفّى كلّ نفس ما عملت
«توفّى» (از ماده توفية) به معناى پرداخت و دريافت كامل است.
10- دنيا ، ميدان عمل و آخرت صحنه دريافت پاداش و كيفر است .
يوم تأتى . .. و توفّى كلّ نفس ما عملت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 112 - 5
5 - پاداش اعمال در قيامت ، عادلانه و به دور از هرگونه نقص و كاستى است .
و من يعمل . .. فلايخاف ظلمًا و لاهضمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 126 - 9
9 - كيفيت برانگيختن انسان و جزاى اعمال او در قيامت ، متناسب با عملكرد دنيايى او است .
فنسيتها . .. تنسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 82 - 2
2 - قيامت ، روز محاسبه كردار آدميان و مجازات و پاداش در تعليمات ابراهيم
و الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 54 - 5
5 - تجسم اعمال آدميان ، به صورت كيفر و پاداش در آخرت
فاليوم لاتظلم نفس شيئًا و لاتجزون إلاّ ما كنتم تعملون
آمدن تعبير «لاتجزون إلاّ ما» به جاى «لاتجزون إلاّ بما كنتم تعملون» (با ذكر «باء» مقابله)، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه خودِ اعمال آدمى در روز رستاخيز، به صورت كيفر و پاداش به او برگردانده خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 55 - 3
3 - بهشت و نعمت ها و خوشى هاى آن ، نتيجه و پاداش كردار انسان ها در دنيا است .
و لاتجزون إلاّ ما كنتم تعملون . إنّ أصحـب الجنّة اليوم فى شغل فـكهون
از ارتباط ميان اين آيه ـ كه سخن از بهشت و نعمت هاى آن است ـ و آيه پيش ـ كه درباره پاداش مطابق رفتار و كردار بود ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 53 - 4
4 - قيامت ، روز حسابرسى اعمال و پاداش و جزا
هـذا ما توعدون ليوم الحساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 16
16 - علم گسترده الهى به عملكرد انسان ها ، پشتوانه كيفر و پاداش اخروى آنان
اعملوا ما شئتم إنّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 83 - 10
10 - قيامت ، روز انسان و محصول تلاش و عملكرد او است .
حتّى يلـقوا يومهم الذى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 15 - 7
7 - اعمال نيك و بد آدمى ، داراى بازتاب در دنيا و درپى دارنده كيفر و پاداش در حيات اخروى
من عمل صـلحًا . .. ثمّ إلى ربّكم ترجعون
تعبير «ثمّ إلى ربّكم» ـ در پى «من عمل صالحاً. ..» ـ مى رساند كه آنچه در صدر آيه شريفه نسبت به بازتاب عمل گفته شده، مربوط به دنيا است و اعمال آدمى پس از آن نيز كيفر و پاداشى در نزد پروردگار خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 9
9 - بازگشت نتيجه كردار و اندوخته هاى انسان ، به خود وى در دنيا و آخرت
محياهم و مماتهم . .. و لتجزى كلّ نفس بما كسبت
آيه شريفه پاسخ و ردى است بر كسانى كه صالح و ناصالح را در زندگى و مرگ مساوى مى پنداشتند از اين مطلب، استفاده مى شود كه دنيا و آخرت هر دو ميدان جزا و پاداش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 19 - 11
11- زندگى دنيا ، صحنه عمل و آخرت ميدان دريافت اعمال و نتايج آن *
و لكلّ درجـت ممّا عملوا و ليوفّيهم أعمـلهم
بنابراين كه «حقّ عليهم القول» در آيه قبل، عذاب اخروى باشد; از اين آيه استفاده مى شود كه مراد از «درجات» درجه هاى اخروى است و در آن جايگاه، نتايج اعمال استيفا مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 12 - 3
3 - قيامت ، روز حاكميت قانون و جزاى اعمال
أيّان يوم الدّين
«دين» به معناى جزا و «يوم الدّين» به معناى روز جزا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 41 - 1،3
1 - جزاى كامل اعمال ، نصيب انسان در آخرت ، در پى ديدن و مشاهده عمل
و أنّ سعيه سوف يرى . ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى
3 - تجسم اعمال انسان ، مجازات و پاداش الهى در آخرت براى او
و أنّ سعيه سوف يرى . ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى
برداشت ياد شده با توجه به تعبير «يجزاه» ـ به جاى «يجزى به» ـ استفاده مى شود; زيرا مفاد آن چنين است: «خداوند انسان را به همان عملش جزا مى دهد [و نه در برابر عملش]».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 9 - 2،3
2 - نعمت هاى آخرت ، پاداش كار و تلاش در دنيا است .
ناعمة . لسعيها راضية
3 - افرادى كه در قيامت ، در رفاه و خوش گذرانى به سر مى برند ، دستيابى به آن را مرهون تلاش هاى دنيايى خود مى بينند .
ناعمة . لسعيها راضية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 6 - 5،7
5 - مشاهده كردار و مواجه شدن با پاداش و كيفر آن ، از اهداف حشر انسان ها در قيامت
يصدر الناس أشتاتًا ليروا أعمـلهم
حرف «لام» در «ليروا»، بيانگر برداشت ياد شده است. مشاهده اعمال، يا به معناى مشاهده پاداش و كيفر آنها است و يا ناظر به تجّسم اعمال و مشهود بودن آن در قيامت است.
7 - مواجه شدن انسان ها با كردار خود و پاداش يا كيفر آن ، پس از بازگشت آنان از حسابرسى است .
يصدر الناس أشتاتًا ليروا أعمـلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 7 - 1
1 - انجام دهندگان كار خير ، در قيامت پاداش ديده ، با كردار خويش مواجه خواهند شد .
فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 160 - 7
7 ـ انجام عمل نيك به شرط حبط نشدن تا حضور در صحنه قيامت داراى پاداشى ده چندان است.
من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها
حرف «باء» در «بالحسنة» هم مى تواند براى تعديه باشد، كه در اين صورت «مجىء» به معناى انجام دادن است، و هم مى تواند براى مصاحبت باشد، كه در اين صورت «مجىء» به معناى حاضر شدن است. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است. بر اين مبنا جمله «من جاء بالحسنة» (كسى كه با عمل نيكى در قيامت حاضر شود)، اشاره به اين معنا دارد كه پاداش از آن كسى است كه عمل نيكش تا قيامت باقى باشد و با گناه حبط نشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 84 - 5
5 - هر عمل نيك در جهان آخرت ، داراى پاداش افزون و هر عمل بد داراى كيفر متناسب با آن خواهد بود .
من جاء بالحسنة . .. و من جاء بالسيّئة
«ال» در «الحسنة» و «السيّئة» براى جنس و مفيد استغراق است. بنابراين «من جاء بالحسنة»; يعنى، «هر كس هر عمل نيك بياورد» و «من جاء بالسيّئة»; يعنى، هر كس هر عمل بد بياورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 35 - 7،8،9
7 - احسان ، موجب بهره مندى از پاداش بهترين عمل ها
ذلك جزاء المحسنين . .. و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون
8 - برخوردار شدن از پاداش بهترين عمل ها ، انگيزه محسنان از احسانشان
ذلك جزاء المحسنين . .. و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون
9 - برآورده شدن تمامى خواسته هاى محسنان از سوى خداوند ، به خاطر اعطاى پاداش بهترين عمل ها به آنان
لهم ما يشاءون عند ربّهم . .. و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 33 - 3
3 - پيشگامان در انجام كار هاى خير و وارثان قرآن كريم ، بهره مند از بهشت پاينده
جنّـت عدن يدخلونها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 17 - 6
6 - مداومت بر اعمال شايسته در دنيا ، داراى ارج و پاداشى چشمگير در پيشگاه الهى است .
قرّة أعين جزاء بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 19 - 7
7 - عمل صالح و مداومت بر آن ، داراى پاداشى چشمگير در بهشت است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت فلهم . .. بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 185 - 5
5 ـ دريافت برخى از پاداش ها و جزاى اعمال در غير قيامت ( دنيا و برزخ ) *
و انّما توفّون اجوركم يوم القيمة
كلمه «انّما»، دريافت كامل پاداش و جزا را منحصر به روز قيامت مى كند، لذا مفهوم آن، دريافت برخى از جزا و پاداش در غير روز قيامت است و مراد از غير قيامت، مى تواند دنيا و يا برزخ و يا هر دو باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 40 - 9
9 ـ اعمال نيك آدمى در پى دارنده پاداشى الهى در دنيا و آخرت *
و ان تك حسنة يضاعفها و يؤت من لدنه اجراً عظيماً
بدان احتمال كه مراد از «يضاعفها» پاداش دنيوى و «يؤت من لدنه . .. » ناظر به پاداش اخروى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 18 - 10
10- « عن إبن عباس أن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : معنى الأية من كان يريد ثواب الدنيا بعمله الذى افترضه الله عليه لايريد به وجه الله و الدار الأخرة عجّل له فيها ما يشاء الله من عرض الدنيا و ليس له ثواب فى الأخرة و ذلك ان الله سبحانه و تعالى يؤتيه ذلك ليستعين به على الطاعة فيستعمله فى معصية الله فيعاقبه الله عليه ;
از ابن عباس روايت شده است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: معناى آيه «من كان يريد العاجلة عجّلنا له فيها مان يشاء» اين است كه با انجام اعمالى كه خداوند بر او واجب گردانيده، تقرب به سوى خدا و روز آخرت را اراده نمى كند; بلكه پاداش دنيوى را اراده مى كند، در دنيا آنچه را كه خداوند بخواهد از نعمتهاى دنيوى به او داده مى شود و براى او در آخرت پاداشى نيست; چون خداوند ـ سبحانه و تعالى ـ آن را به او داده است تا در طريق طاعت كمكش كند; ولى او در معصيت خداوند آن را به كار مى بندد. پس خداوند او را به خاطر اين كار عذاب مى كند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 9
9 - بازگشت نتيجه كردار و اندوخته هاى انسان ، به خود وى در دنيا و آخرت
محياهم و مماتهم . .. و لتجزى كلّ نفس بما كسبت
آيه شريفه پاسخ و ردى است بر كسانى كه صالح و ناصالح را در زندگى و مرگ مساوى مى پنداشتند از اين مطلب، استفاده مى شود كه دنيا و آخرت هر دو ميدان جزا و پاداش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 15 - 12
12ـ اعمال نيك ، اگر به قصد دستيابى به بهره هاى دنيوى انجام گيرد ، نتايج آن تنها در دنيا عايد انسان مى شود .
من كان يريد الحيـوة الدنيا و زينتها نوفّ إليهم أعمـلهم فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 84 - 10
10 - ربوبيت خداوند ، مقتضى پاداش به دارندگان نيت خير و سبقت گيرندگان در كار نيك
و عجلت إليك ربّ لترضى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 134 - 5
5 - هر فرد و امتى از پاداش اعمال نيك خويش بهره مند خواهند شد .
لها ما كسبت و لكم ما كسبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 141 - 6
6 - نتيجه عمل هر كس و هر جامعه اى از آنِ خود اوست و بايد به او بازگردانده شود .
لها ما كسبت و لكم ما كسبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 197 - 7
7 ـ ضمانت پاداش نيكوكاران از سوى خداوند
و ما تفعلوا من خير يعلمه اللّه
جمله «يعلمه اللّه»، علاوه بر بيان احاطه علمى خداوند به كارهاى نيك بندگان، كنايه از ضمانت پاداش در قبال نيكوكارى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 202 - 1،5
1 ـ آنان كه خواهان حَسَنه دنيوى و اُخرويند ، از آنچه انجام داده اند ، بهره خواهند برد .
و منهم من يقول ربّنا اتنا . .. اولئك لهم نصيب مما كسبوا
5 ـ تنها آنان كه پس از انجام حج ، خواهان حسنه دنيوى و اُخروى هستند ، از حج خود بهره خواهند برد .
فاذا قضيتم مناسككم . .. اولئك لهم نصيب مما كسبوا
بنابراينكه مراد از «ممّا كسبوا» انجام فريضه حج باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 221 - 23
23 ـ عمل به تكاليف الهى ، وسيله رسيدن به بهشت و آمرزش است .
و لا تنكحوا المشركات . .. و اللّه يدعوا الى الجنّة و المغفرة باذنه
بنابراينكه مراد از دعوت الهى به بهشت و مغفرت، بيان احكام شرعى باشد (مانند حرمت ازدواج با مشركان و . ..) كه عمل به آن احكام، موجب آمرزش و درآمدن به بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 223 - 14
14 ـ خداوند ، محاسبه كننده و جزادهنده اعمال
و اعلموا انكم ملاقوه
با توجّه به هشدار در آيه، ملاقات خداوند، كنايه از محاسبه و جزا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 225 - 6
6 ـ نيّت ، ملاك ثواب و عقاب عمل
لا يؤاخذكم اللّه باللغو فى ايمانكم و لكن يؤاخذكم بما كسبت قلوبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 245 - 13
13 ـ بقاى آنچه به خداوند قرض داده مى شود و بازگشت چندين برابر آن به آدمى
من ذا الّذى يقرض اللّه . .. فيضاعفه له اضعافاً كثيرةً
مُراد از ضمير مفعولى در «يضاعفه» قرض است; يعنى آن مالى كه قرض داده شود، چندين برابر شده و به او باز پس داده مى شود; بنابراين بايد آن مال باقى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 261 - 13
13 ـ خداوند ، به انفاق كنندگان در راه او و مستحقّين پاداش هاى چند برابر ، داناست .
و اللّه يضاعف لمن يشاء و اللّه واسع عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 15،19
15 ـ دستيابى به « وجه اللّه » ( خشنودى خدا ) ، در گرو تلاش و اجتهاد جوينده آن
و ما تنفقون الاّ ابتغاء وجه اللّه
با توجّه به واژه «ابتغاء» كه در آن اجتهاد و تلاش ملحوظ است.
19 ـ بازگشت نتايج اعمال خير ، به خودِ عمل كننده
و ما تنفقوا من خير فلانفسكم . .. يوفّ اليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 276 - 1
1 ـ خداوند ، سوق دهنده دائمى سرمايه هاى ربوى ، به نقصان و نابودى
يمحق اللّهُ الرّبوا
رو به كاستى رفتن را «مَحق» گويند. (مجمع البيان).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 1،3
1 ـ مؤمنان داراى عمل صالح ، برپادارندگان نماز و پرداخت كنندگان زكات ، بهره مندان از پاداش ويژه الهى
ان الذين امنوا و عملوا الصالحات و اقاموا الصلوة و اتوا الزكوة لهم اجرهم عند ربّه
كلمه «عند ربّهم» اشاره به پاداشى ويژه دارد.
3 ـ پاداش الهى براى مؤمنان داراى عمل صالح ، برپادارندگان نماز و پرداخت كنندگان زكات ، نتيجه عمل خير آنها
لهم اجرهم عند ربّهم
«اجر» به معناى مزد، در برابر عملكرد شخص به كار برده مى شود; بنابراين پاداش آنان مزد و اجر عملشان خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 281 - 5،7
5 ـ قيامت ، روز دريافت كامل نتيجه اعمال ( كيفر و پاداش )
ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت
«توفّى» به معناى دريافت كامل است.
7 ـ پاداش و كيفر كامل اعمال انسان ها ، پس از بازگشت به سوى خداوند در قيامت
و اتّقوا يوماً ترجعون فيه الى اللّه ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت
برخى مفسّرين برآنند كه مضاف از كلمه «ما كسبت» حذف شده است; يعنى پاداش و كيفر اعمال خويش را دريافت مى كنند، نه خود اعمال و كردار را.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 22 - 3
3 ـ ايمان ، ملاكى براى ارزش اعمال نيك ، و شرط پاداش خداوند بر انجام آن
انّ الذين يكفرون . .. اولئك الّذين حبطت اعمالهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 25 - 9،12
9 ـ دنيا ، محل اندوختن و كسب سرمايه ; و آخرت روز دريافت اندوخته هاست .
و وفّيت كل نفس ما كسبت
12 ـ پندار غلط برخى از اهل كتاب ، نسبت به محو اعمال ناشايست آنان در قيامت
لن تمسّنا النار . .. و وفّيت كل نفس ما كسبت
به نظر مى رسد جمله «وفّيت كل . .. »، اشاره به علّت پندارى است كه اهل كتاب داشتند: لن تمسّنا النار.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 30 - 6
6 ـ قيامت ، روز دريافتِ كيفر و پاداشِ اعمال نيك و بد *
يوم تجد كل نفس ما عملت من خير . .. من سوء
بنابراينكه «ما عملت»، به معناى «جزاء ما عملت» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 57 - 4
4 ـ پاداش ها در قيامت نيتجه عمل خود انسان است . *
فيوفّيهم اجورهم
استعمال اجر و اجرت، معمولا در قبال عمل انسان به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 115 - 1،2
1 ـ قطعى بودن پاداش اعمال خير صالحان ، از سوى خداوند
و اولئك من الصالحين. و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه
2 ـ قطعى بودن پاداش اعمال خير صالحانِ اهل كتاب ، از سوى خداوند
من اهل الكتب . .. و اولئك من الصالحين. و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 136 - 11،12
11 ـ آمرزش الهى و بهشت را به بهاى عمل به اوامر خداوند دهند ، نه به صرف شعار و ادّعا
اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات . .. و نعم اجر العاملين
12 ـ آمرزش گناهان و بهشت هاى داراى نهر هاى جارى ، پاداش خوبى براى عمل كنندگان به دستورات الهى
اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها و نعم اجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 145 - 9،11
9 ـ قصد و نيّت عمل كننده كردار هاى نيك ، تعيين كننده برخوردارى وى از نعمت هاى دنيا يا مواهب آخرت
و من يرد ثواب الدّنيا نؤته منها و من يرد ثواب الاخرة نؤته منها
11 ـ خداوند ، پاداش دهنده اعمال در دنيا و آخرت
و من يرد ثواب الدّنيا نؤته منها و من يرد ثواب الاخرة نؤته منها
مراد از اراده پاداش، انجام عمل خير، براى نيل به پاداش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 161 - 13،14،16
13 ـ پاداش و جزاىِ كردار آدمى در قيامت بر اساس عدل
ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لا يظلمون
14 ـ ضرورت برپايى قيامت و معاد براى دريافت تمامى جزا ها و پاداش هاى اعمال *
و من يغلل يأت بما غلّ يوم القيمة ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لا يظلمون
جمله «و هم لا يظلمون» (عدالت الهى)، پس از جمله «توفّى كلّ نفس ما كسبت»، بيانگر اين است كه ستم نشدن بر انسانها در گرو دريافت كامل جزا و پاداش اعمال آنان مى باشد ; و اين معنا تنها در قيامت تحقق مى يابد.
16 ـ به مجازات رسيدن خيانتكاران در اموال امام در قيامت
و من يغلل يأت بما غلّ
امام صادق (ع): الغلول كلّ شىء غلّ عن الامام.
تفسير عياشى، ج 1، ص 205، ح 148 ; تفسير برهان، ج 1، ص 324، ح 2.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 162 - 14
14 ـ تفاوت فرجام آدميان بر مبناى عملكرد آنان ، نمودى از عدل خداوند
توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لا يظلمون. افمن اتّبع رضوان اللّه كمن بآء بسخط من الل
در برداشت فوق جمله «افمن اتّبع . .. » دليل و تعليل عدل الهى در پاداش و جزا گرفته شده است ; يعنى بايد هر نفسى پاداش و جزاى كامل خويش را ببيند ; چرا كه هيچ وجدانى نمى تواند بپذيرد كه انسانهاى نيكوكار همسنگ بزهكاران باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 171 - 4،5
4 ـ تضمين پاداش عملكرد مؤمنان ، از سوى خداوند
انّ اللّه لا يضيع اجر المؤمنين
5 ـ ايمان ، شرط ضايع نشدن پاداش عمل
انّ اللّه لا يضيع اجر المؤمنين
آوردن اسم ظاهر «المؤمنين» به جاى ضمير، بيانگر اين است كه پاداش عملكرد مجاهدان مشروط به ايمان آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 172 - 20
20 ـ دشوارى عمل ، موجب ازدياد ارزش و پاداش آن در پيشگاه خداوند
الّذين استجابوا للّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح
چنانچه «الذين استجابوا» مبتدا باشد، جمله «من بعد ما اصابهم القرح»، ـ كه مستلزم دشوارى حركت براى جهاد است ـ ، از شرايط وعده به اجر عظيم خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 176 - 10
10 ـ محروميّت و يا برخوردارى از بهره هاى اخروى ، نتيجه عملكرد انسان
و لا يحزنك الّذين يسارعون الكفر . .. يريد اللّه الّا يجعل لهم حظّا فى الاخرة
گر چه خداوند محروم كردن كفرپيشگان را از بهره اخروى به خود نسبت داده است: يريد اللّه . .. ولى اين محروميّت به دليل «يسارعون ... »، نتيجه عملكرد خود آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 185 - 2،4
2 ـ وعده خداوند به دريافت كامل سزاى اعمال در روز قيامت
و انّما توفّون اجوركم يوم القيمة
«توفّون»، از مصدر «توفيه»، به معناى دريافت كامل و تمام است.
4 ـ محاسبه دقيق اعمال انسان و جزاى عادلانه آن در قيامت
و انّما توفّون اجوركم يوم القيمة
«توفّون» (اعطاى پاداش كامل و تمام در مقابل عمل)، حكايت از محاسبه دقيق اعمال دارد و نيز حاكى از عدالت در پرداخت پاداش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 7،8،14،18،34
7 ـ خداوند ، هرگز عمل مؤمن را ضايع نكرده و وى را از پاداش اعمالش بهره مند خواهد كرد .
انّى لا اضيع عمل عامل منكم
خطاب «منكم» مى رساند كه اگر انجام دهنده اعمال نيك مؤمن باشد، عمل او ضايع نخواهد شد و در دنيا و آخرت به ثمر خواهد نشست.
8 ـ برقرارى نظام پاداش عمل و تباه نشدن اعمال خير ، پرتوى از ربوبيّت خداوند
فاستجاب لهم ربّهم انّى لا اضيع عمل عامل منكم
14 ـ در پيشگاه خداوند ، بين زن و مرد در برخوردارى از نتايج اعمال ، تفاوتى نيست .
انّى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى
18 ـ يكسانى زن و مرد در ماهيّت و حقيقت انسانى ، فلسفه تساوى آنان در برخوردارى از اجر و پاداش اعمال نيك
انّى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض
34 ـ ضايع نشدن اعمال مؤمنان و ثمردهى آن ، به بهره مندى از پاداش هاى الهى ( مغفرت و بهشت ) است .
انّى لا اضيع عمل عامل . .. ثواباً من عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 32 - 10
10 ـ هر زن و مردى به پاداش اعمال خويش خواهد رسيد .
للرّجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن
جمله «للرجال نصيب . .. »، مى تواند به اين معنى باشد كه هر انسانى، چه زن و چه مرد، بر اساس تكاليفى كه خدا بر عهده او گذاشته، بهره مند از ثواب و پاداش خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 40 - 3
3 ـ آگاهى كامل خداوند به ناچيزترين اعمال ، تضمين كننده عدالت در مجازات ها و پاداش هاى الهى
كان اللّه بهم عليماً. انّ اللّه لا يظلم مثقال ذرّة
ظاهراً جمله «ان اللّه . .. »، نتيجه اى است مترتب بر آگاهى خداوند. يعنى چون خداوند آگاه به تمامى جهات است، ظلم نمى كند. زيرا از ريشه هاى ظلم، جهل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 85 - 3
3 ـ ارزشمندى تشويق مردم به جهاد در راه خدا
و حرّض المؤمنين . .. من يشفع شفاعة حسنة يكن له نصيب منها
چون تحريك مردم به جهاد، «شفاعة حسنة» ناميده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 126 - 4
4 ـ مالكيت و احاطه خداوند بر هستى ، ضامن كيفر و پاداش دهى عادلانه و دقيق وى به اعمال مردم
من يعمل سوءاً يجز به . .. و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض ... محيطاً
برخى بر آنند كه جمله «و لله ما فى السموت»، به منزله تعليل براى جمله هاى «من يعمل سوءا يجز به» و «فأولئك . ..» است; يعنى چون خداوند مالك تمام هستى است، قادر بر كيفر و پاداش بدون كم و كاست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 147 - 10
10 ـ پاداش الهى ، داراى تناسب و همگونى با اعمال انسانهاست .
إن شكرتم و ءامنتم و كان اللّه شاكراً عليماً
توصيف خداوند به «شاكرا» كه حكايت از پاداش دهى او در مقابل شكرگزارى بندگان است، مى رساند كه پاداشهاى الهى مناسب با رفتار و كردار نيك انسانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 149 - 12
12 ـ تناسب و همگونى پاداش الهى با عمل انسان
أو تعفوا عن سوء فإنّ اللّه كان عفواً قديراً
خداوند، گذشت و بخشش خويش را پاداش كسانى قرار داده كه اهل عفو و گذشت هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 24
24 ـ توجه به پاداش عمل ، محرك آدمى بر انجام آن
لئن اقمتم الصلوة . .. لاكفرن عنكم سياتكم و لادخلنكم جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 10
10 ـ هابيل ، معتقد به معاد و معارف دين و داراى يقين به بهشت و دوزخ و آگاه به كيفر و پاداش اعمال
انى اخاف اللّه رب العلمين . .. تبوأ باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 99 - 4
4 ـ اعمال و نيات پنهان و آشكار آدمى مورد محاسبه و جزاء و پاداش الهى
و اللّه يعلم ما تبدون و ما تكتمون
بيان آگاهى خداوند بر آشكار و نهان انسان هشدارى است به بندگان كه اعمال و رفتار و نيز نيات و حالات آنان محاسبه خواهد شد. و به مقتضاى آن به پاداش و يا سزاى لازم خواهند رسيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 22 - 3
3 ـ نعمت هاى جاودان اخروى ، اجرت و مزدى است در برابر عملكرد مؤمنان مهاجر و مجاهد .
الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. جنت لهم ... خلدين فيها أبداً إن اللّه عنده أج
«أجر» اجرت و مزد در برابر عمل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 4 - 10
10 ـ دستيابى مؤمنان به پاداش و ايمان و اعمال شايسته خويش و گرفتارى كافران به كيفر كفر و بزهكارى خود ، فلسفه اساسى معاد و برپايى رستاخيز است .
ثم يعيده ليجزى الذين ءامنوا . .. و الذين كفروا لهم شراب من حميم و عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 74 - 6
6 - جزاى اعمال ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .
إنّه من يأت ربّه مجرمًا فإنّ له جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 47 - 10
10- تمامى اعمال آدميان ـ حتى خردترين و سبك ترين آنها ـ مورد حسابرسى ، بازخواست و جزاى الهى قرار خواهد گرفت .
و إن كان مثقال حبّة من خردل أتينا بها و كفى بنا حـسبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 25 - 13
13 - گواهى اعضا و جوارح بر گفتار و رفتار انسان ها و جزاى كامل و عادلانه خدا به آنان ، موجب آگاهى آنان به حقانيت خداوند است .
يوم تشهد عليهم ألسنتهم . .. يومئذ يوفّيهم اللّه دينهم الحقّ و يعلمون أنّ اللّه ه
جمله «و يعلمون. ..» عطف بر «يوفّيهم» است و مقصود از «يومئذ» ـ به قرينه آيه قبل (يوم تشهد ...) - همان روزى است كه اعضاى بدن عليه انسان گواهى مى دهند. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: روزى كه اعضاى بدن انسان، بر رفتار وى گواهى مى دهند و مردم به جزاى كامل و عادلانه خود مى رسند، در چنين روزى است كه مردم خواهند فهميد كه خدا حق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 7 - 9
9 - عمل انسان ها ، مبناى پاداش دهى خدا است .
و لنجزينّهم أحسن الذى كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 58 - 11
11 - عمل ، اساس دستيابى به پاداش نيكو است .
نعم أجر العـملين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 17 - 4
4 - نعمت هاى عظيم اخروى ، پاداش عمل مستمر خود مؤمنان است كه در دنيا انجام مى دهند .
فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم من قرّة أعين جزاء بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 29 - 10
10 - موقعيت انسان ها ، در كيفيت پاداش عمل خيرشان ، نقش دارد .
إن كنتنّ تردن اللّه و رسوله . .. فإنّ اللّه أعدّ للمحسنـت منكنّ أجرًاعظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 12 - 10
10 - انسان در برابر رفتار و آثار برجاى مانده از خود ، مسؤول بوده و با كيفر و پاداش دقيق آن ، رو به رو خواهد شد .
و نكتب ما قدّموا . .. أحصينـه فى إمام مبين
برداشت ياد شده به سبب اين حقيقت است كه ذكر إحياى مردگان و شمارش و ثبت تمامى اعمال و آثار انسان، از مسؤوليت او در برابر رفتار و كردارش حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 70 - 4
4 - تمامى رفتار و كردار انسان ، داراى كيفر و پاداش بوده و او در برابر آن مسؤول است .
و وفّيت كلّ نفس ما عملت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 74 - 9
9 - بهشت ، اجرى نيكو و پسنديده براى اهل عمل و تلاش
نتبوّأ من الجنّة حيث نشاء فنعم أجر العـملين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 15
15 - تمامى اعمال نيك آدمى حتى كوچك ترين آنها ، برخوردار از پاداش افزون الهى
و من يقترف حسنة نزد له فيها حسنًا
تنكير «حسنة» براى تنويع است و شامل تمامى اعمال مؤمنان ـ از كوچك ترين تا بزرگ ترين آنها ـ مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 31 - 10
10 - « عن زيدبن وهب إنّ عليّاً ( ع ) قال : . . .و لـكنّه جعل الدنيا دار الأعمال و جعل الأخرة دار الجزاء و القرار « ليجزى الذين أساؤا بما عملوا و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى » . . . ;
زيدبنوهب گويد: امام على(ع) فرمود: . ..خداوند دنيا را خانه عمل و آخرت را منزل جزا و آرامش قرار داده است تا بدكاران را به كيفر بدى هايشان برساند و نيكوكاران را پاداش نيك دهد»... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 16 - 9
9 - اعتقاد شيطان به جزا و كيفر خلق ، در برابر اعتقاد و عمل *
كمثل الشيطن إذ قال . .. إنّى أخاف اللّه ربّ العـلمين
در صورتى كه «إنّى أخاف . ..» سخنى از روى واقعيت باشد ـ و نه توجيه و استهزا ـ تعبير «أخاف ...» نشانگر بيم شيطان از بازتاب كفر و اعتقاد او به كيفر و مجازات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 24 - 4
4 - خوردنى ها و نوشيدنى هاى گواراى بهشت ، پاداش اعمال گذشته اهل بهشت است .
بما أسلفتم فى الأيّام الخالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 36 - 6
6 - پاداش اعمال بندگان ، بر خداوند الزامى نيست .
جزاء . .. عطاء
توصيف نعمت هاى اخروى به دو وصف «جزاء» ـ كه در مقابل عمل است ـ و «عطاء» ـ كه بدون توجّه به عمل داده مى شود ـ حاكى از آن است كه خداوند آنچه را در آخرت، برابر اعمال انسان به او مى دهد، از روى تفضّل و احسان است; نه اين كه انسان استحقاق آن را داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 119 - 4
4 ـ قيامت ، عرصه بهره بردارى آدمى ، از نتايج گفتار و كردار خويش
قال اللّه هذا يوم ينفع الصدقين صدقهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 67 - 2
2 ـ پاداش بزرگ الهى ، پيامد تسليم همه جانبه در برابر احكام خداوند و عمل به مواعظ او
و يسلموا تسليما . .. و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به ... و اذاً لأَتيناهم من لدنّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 170 - 2
2 ـ خداوند پاداش يهوديان تمسك كننده به تورات و برپا دارنده نماز را تباه نخواهد كرد .
و الذين يمسكون بالكتب . .. إنا لانضيع أجر المصلحين
چون آيه مورد بحث در سياق آيات مربوط به يهود واقع شده، مى توان گفت مراد از «الذين . .. » يهوديان متعهد هستند، و يا اينكه آنان از مصاديق مورد نظر براى «الذين ... » مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 11 - 4،5
4 - پاداش مؤمنان عمل كننده به توصيه الهى ( توصيه به جا باز كردن براى ديگران در مجالس ) ، حل مشكلات و گشايش در امور زندگى آنان از سوى خداوند است .
فافسحوا يفسح اللّه لكم
در صورتى كه مراد از «يفسح اللّه»، پاداش دنيوى باشد برداشت بالا استفاده مى شود.
5 - خداوند ، در قبال عمل كردن مؤمنان به توصيه او ( جا باز كردن براى ديگران در مجالس ) جايگاه اخروى آنان را وسيع خواهد كرد .
فافسحوا يفسح اللّه لكم
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «يفسح اللّه لكم» ناظر به پاداش اخروى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 170 - 3
3 ـ چنگ زدن به كتاب هاى آسمانى و برپا داشتن نماز ، داراى پاداشى تضمين شده از جانب خداوند
و الذين يمسكون بالكتب . .. إنا لانضيع أجر المصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 148 - 11
11 - قيامت زمان برداشت و پاداش اعمال نيك است .
فاستبقوا الخيرت أين ما تكونوا يأت بكم اللّه جميعاً
جمله «أين ما تكونوا . ..» تعليل جمله قبل است; يعنى، چون قيامتى بر شما هست بايد در دنيا به انجام كارهاى نيك بپردازيد. اين تعليل بيانگر آن است كه: سعادت انسان در آخرت، به اعمال نيك او در دنيا بستگى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 158 - 8،9
8 - كسانى كه اعمال نيك ( سعى ميان صفا و مروه ) انجام دهند ، از پاداش هاى الهى برخوردار خواهند شد .
و من تطوع خيراً فإن اللّه شاكر عليم
سپاسگزارى خداوند از بندگان، كنايه از پاداش دهى به آنان مى باشد.
9 - علم و آگاهى خداوند به اعمال خير بندگان ، ضامن ضايع نشدن پاداش آنهاست .
و من تطوع خيراً فإن اللّه شاكر عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 111 - 5
5ـ خداوند ، كفر و ايمان و اعمال نيك و بد انسان ها را به صورت پاداش و كيفر متبلور خواهد ساخت .
و إنّ كلاًّ لما ليوفينّهم ربك أعمـلهم
گفتن «اعمال» و اراده كردن پاداش و كيفر آنها ، گوياى اين نكته است كه: پاداش و كيفر ، بازتاب اعمال و تبلور يافته آن است; به گونه اى كه گويا پاداش و كيفر اعمال ، همان اعمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 8
8- نويد اعطاى پاداش براى عمل پسنديده و تهديد به كيفر براى اعمال ناپسند ، از شيوه هاى تربيتى قرآن
لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن عذابى لشديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 96 - 4
4- هر عمل نيك ، داراى مراتب مختلف در نيكى و پاداش هاى گوناگون و متناسب است .
و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون
اينكه خداوند اعمال صابران را به بهترين نوع عمل پاداش مى دهد، نشانگر آن است كه هر عمل نيك داراى انواع و مراتب مختلفى است كه خداوند در مقام جزا، بهترين نوع آنها را ملاك قرار داده و به صابران عطا مى فرمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 17
17 - تشويق انسان ها ، به انجام كار هاى شايسته و نويد پاداش به آنان از سوى خداوند
و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 44 - 4
4 - احسان و رفتار خوب انسان ، داراى جزا و پاداش در پيشگاه خداوند
إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 34
34 - انجام هر كار خيرى در حيات خويش ، داراى برترى و پاداشى افزون تر از انجام آن پس از مرگ به وسيله وارثان و يا از طريق وصيت است .
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
برخى از مفسران بر آنند كه به قرينه «ما تقدّموا. ..»، جمله اى مانند «من الذى تأخّرونه إلى الوصية عند الموت» در تقدير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 22
22 ـ ارزش و پاداش اعمال زنان و مردان مؤمن در پيشگاه خداوند ، همسان است .
و المؤمنون و المؤمنت . .. أولئك سيرحمهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 6
6 ـ وعده پاداش به اهل ايمان داراى عمل صالح از روش هاى قرآن براى ايجاد انگيزه به ايمان و عمل صالح
لهم اجرهم عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 57 - 1،5
1 ـ مؤمنانِ داراى اعمال صالح ، بهره مند از پاداش كامل خداوند
و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات فيوفيهم اجورهم
5 ـ مؤمنانِ داراى اعمال صالح از پيروان عيسى ( ع ) ، مشمول پاداش كامل الهى هستند .
جاعل الذين اتبعوك . .. و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات فيوفّيهم اجورهم
مصداق مورد نظر از جمله «فاما الذين امنوا»، به قرينه آيات قبل، مؤمنان به حضرت مسيح (ع) هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 185 - 11
11 ـ بهشت ، پاداش كامل براى اعمال نيك انسانها
و انّما توفّون اجوركم يوم القيمة فمن زحزح عن النّار و ادخل الجنّة فقد فاز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 40 - 6،7،8،9
6 ـ خداوند ، اعمال نيك را ـ هر چند اندك باشد ـ به چندين برابر پاداش مى دهد .
و ان تك حسنة يضاعفها
ضمير «هى» در «تَكُ» به «مثقال» برمى گردد و چون خبر «تك»، يعنى «حسنةً»، مؤنث است، فعل آن به صورت مؤنّث آورده شده است.
7 ـ ناديده گرفتن اعمال نيك ديگران ـ هر چند اندك باشد ـ سزاوار نيست .
و ان تك حسنة يضاعفها
8 ـ خداوند با لطف و تفضل خويش ، هر عمل نيكى را پاداشى عظيم عطا خواهد كرد .
و ان تك حسنة يضاعفها و يؤت من لدنه اجراً عظيماً
لطف و تفضل از كلمه «من لدنه» استفاده شده است.
9 ـ اعمال نيك آدمى در پى دارنده پاداشى الهى در دنيا و آخرت *
و ان تك حسنة يضاعفها و يؤت من لدنه اجراً عظيماً
بدان احتمال كه مراد از «يضاعفها» پاداش دنيوى و «يؤت من لدنه . .. » ناظر به پاداش اخروى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 1
1 ـ بهشت ، پاداش مؤمنان داراى عمل صالح
و الّذين امنوا و عملوا الصّالحات سندخلهم جنّات تجرى من تحتها الانهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 100 - 14
14 ـ اقدام به عمل نيك ، هر چند به انجام نرسد ، موجب برخوردارى از پاداش هاى الهى است . *
و من يخرج من بيته مهاجراً الى اللّه و رسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره على اللّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 122 - 1،5
1 ـ بهشت ، پاداش مؤمنان داراى اعمالِ صالح
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سندخلهم جنت
5 ـ مؤمنان داراى اعمال صالح ، در بهشت ، جاودان و پاينده اند .
و الذين ءامنوا . .. سندخلهم جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها ابداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 2،3
2 ـ راهيابى مؤمنان به بهشت ، منوط به انجام بخشى از اعمال صالح ; و نه مشروط به انجام تمامى كار هاى نيك
و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن
بنابر اينكه «من» براى تبعيض باشد.
3 ـ زنان و مردان ، همسان در بهره مندى از پاداش ايمان و عمل صالح خويش
و من يعمل من الصلحت من ذكر او انثى و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 162 - 15
15 ـ بهره مندى عالمان از پاداش هاى بزرگ الهى در گرو ايمان و انجام اعمال صالح
لكن الرسخون . .. و المؤمنون باللّه و اليوم الاخر أولئك سنؤتيهم أجراً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 173 - 3
3 ـ ايمان و عمل صالح ، موجب استحقاق پاداش اخروى
فاما الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيوفيهم أجورهم و يزيدهم من فضله
واژه اجر (مزد و پاداش) دلالت مى كند كه مؤمنان نسبت به پاداش استحقاق دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 3
3 - بهشت و نعمت هاى آن ، پاداش كسانى است كه به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ايمان آورده و اعمال صالح انجام دهند .
و بشر الذين ءامنوا . .. أن لهم جنت تجرى من تحت الأنهر
متعلق «آمنوا» به دليل آيات قبل، قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 12
12 - پاداش كار هاى نيك ، تضمين شده از سوى خداوند ، بدون كمترين كاستى
و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عنداللّه
در برداشت فوق «تجدوه» - چنانچه بسيارى از مفسران گفته اند - به يافتن پاداش عمل تفسير شده است. تعبير كردن از «يافتن پاداش عمل» به «يافتن خود عمل» حاوى اين نكته است كه: پاداش اعمال نيك بدون كمترين كاستى، به انسانها اعطا مى شود; به گونه اى كه گويا همان عمل را مى يابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 141 - 3،5
3 - پاداش اخروى اعمال نيك ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) اختصاص به خود ايشان دارد و ديگران از آن بهره اى نخواهند برد .
تلك أمة قد خلت لها ما كسبت
تقديم «لها» بر «كسبت» گوياى حصر است. بنابراين «لها ما كسبت»; يعنى، دستاورد آنان تنها از آنِ ايشان و به سود خودشان است.
5 - هر فرد و امتى از پاداش اعمال نيك خويش بهره مند خواهد شد .
لها ما كسبت و لكم ما كسبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 215 - 15
15 ـ تضمين پاداشِ اعمال نيك انسان از سوى خداوند
و ما تفعلوا من خير فانّ اللّه به عليم
علم خداوند به اعمال خير (فانّ اللّه به عليم)، كنايه از پاداش الهى به نيكوكاران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 115 - 8
8 ـ تقواپيشگان بهره مند از پاداش الهى ، در برابر اعمال نيكى كه انجام مى دهند .
و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه و اللّه عليم بالمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 160 - 1
1 ـ هر كار نيك داراى پاداش ده چندان است.
من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها
«فلا يجزى . .. » دليل بر اين است كه مراد از «عشر أمثالها» پاداش كار نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 18
18 ـ برخوردارى مؤمنان از نعمت هاى الهى در بهشت ، نتيجه كردار نيك و مستمر آنان است .
و نودوا أن . .. بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 170 - 7
7 ـ انجام دهندگان اعمال صالح از پاداش هاى الهى بهره مند خواهند شد .
إنا لانضيع أجر المصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 10،13،24
10 ـ تحمل هر سختى ( تشنگى ، رنج ، گرسنگى و تعرض و ضربه زدن به دشمن ) در راه خدا ، عمل صالح و داراى اجر است .
ذلك بأنهم لا يصيبهم . .. فى سبيل اللّه ... إلا كتب لهم به عمل صلح
13 ـ گام نهادن مؤمنان در هر ميدان و زمينه اى كه خشم كافران را به دنبال داشته باشد ، عمل صالح و داراى اجر است .
و لا يطئون موطئاً يغيظ الكفار . .. إلا كتب لهم به عمل صلح
24 ـ كسب پيروزى در راه خدا ، همانند تحمل مشكلات ، عمل صالح و داراى اجر است .
ذلك بأنهم لا يصيبهم . .. و لا ينالون من عدو نيلا إلا كتب لهم به عمل صلح إن اللّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از جمله «لا ينالون من عدو نيلا» مى تواند دستيابى به پيروزى بر دشمن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 46 - 6،8
6- پاداش عمل صالح ، از طرف خداوند ، تضمين شده است .
و البـقيـت الصـلحـت خير عند ربّك
8- پاداش خداوند به كردار نيك ، جلوه اى از ربوبيّت او است .
و البـقيـت الصـلحـت خير عند ربّك ثوابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 9
9- توبه كنندگانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند ، در قيامت پاداشى بدون كمترين نقص دريافت خواهند كرد .
من تاب و ءامن و عمل صلحًا فأُولئك يدخلون الجنّة و لايظلمون شيئًا
«ظلم» ; يعنى، مقرر ساختن چيزى در غير جايگاه و درجه مخصوص آن; چه به گونه اى كمتر و چه به شكلى برتر (مفردات راغب). «لايظلمون»نيز به معناى «لاينقصون» مى باشد و مراد اين است كه: از اجر و مزد عمل آنان به واسطه گذشته بد آنها، چيزى كاسته نشده و به آنان ظلمى روا نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 76 - 11
11- ربوبيت خداوند ، مقتضى اعطاى پاداش به اعمال صالح
والبقيـت الصـلحـت خير عند ربّك ثوابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 112 - 6
6 - ايمان ، شرط ثمربخشى اعمال صالح و بهره بردن از جزاى كامل آن در قيامت
و من يعمل . .. و هو مؤمن فلايخاف ظلمًا و لاهضمًا
نفى نقصان از پاداش عمل مؤمن در آخرت، اشاره به آن دارد كه در صورت نبود ايمان، عمل صالح انجام شده، دچار كاستى و اضمحلال خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 38 - 1
1 - اعمال خوب مردمانى كه همواره به ياد خدا هستند ، در پى دارنده پاداشى از نوع پاداش بهترين عمل ها از سوى خداوند
رجال . .. ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 89 - 2
2 - نگه داشتن اعمال نيك تا صحنه قيامت و از دست ندادن آنها در نتيجه گناه ، شرط بهرهورى انسان از ثمرات آن
من جاء بالحسنة فله خير منها
واژه «جاء» مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه اعمال نيك، در صورتى ثمربخش است كه انسان بتواند تا پايان عمر آن را حفظ كرده و با گناهان خود موجبات حبط آن را فراهم نكرد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 58 - 9
9 - پاداش انجام دهندگان عمل صالح ، بس ستايش برانگيز و نيكو است .
نعم أجر العـملين
«ال» در «العاملين» مى تواند عهد بوده و اشاره به «الذين آمنوا و عملوا الصالحات» داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 45 - 2،3
2 - اعمالِ صالحِ مؤمنان فراهم آورنده زمينه ، براى دريافت پاداش از خداوند ، در قيامت است .
فلأنفسهم يمهدون . ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
«لام» در «ليجزى» تعليل براى «يمهدون» است.
3 - همراهى ايمان و عمل صالح ، شرط برخوردارى از پاداش و فضل الهى ، در آخرت است .
ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 19 - 2
2 - توأم بودن ايمان با اعمال صالح ، داراى ارزش و پاداش است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت فلهم جنّت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 31 - 4،7
4 - موقعيت افراد در برخوردارى شان از پاداش مضاعف خداوند در مقابل عمل صالح شان نقش دارد .
و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صـلحًا نؤتها أجرها مرّتين
7 - اعطاى پاداش مضاعف به همسران پيامبر در قبال عمل صالح شان ، نمودى از رحمت خداوند است .
و من يقنت منكنّ . .. نؤتها ... و أعتدنا لها رزقًا كريمًا
اين كه خداوند، به هنگام هشدار به همسران پيامبر در آيه پيش، براى عذاب، عذاب كننده اى را نياورده و تنها فرمود: «بر خداوند، چنين امرى آسان است» و در اين آيه، با فعل هاى «نؤتها» و «أعتدنا» دخالت مستقيم خود را بيان كرده، مى توان نكته بالا را به دست آورد لازم به ذكر است كه التفات از غيبت (يضاعف لها العذاب و كان ذلك على اللّه يسيراً) به خطاب («نؤتها» و «أعتدنا») مى تواند مؤيد نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 11 - 9
9 - بشارت خداوند به داوود ( ع ) و قومش ، مبنى بر اعطاى پاداش عمل صالح به آنان
اعملوا صـلحًا إنّى بما تعملون بصير
يادآورى آگاه بودن خدا از عمل داوود(ع) و قومش، پس از سفارش آنان به انجام عمل صالح، مى تواند به منظور اين حقيقت باشد كه عمل صالح آنان ناديده گرفته نشده و پاداش خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 3
3 - عبادت و انجام اعمال صالح به منظور دريافت اجر و پاداش از خداوند ، صحيح و مقبول درگاه الهى بوده و با الهى بودن آنها منافات ندارد .
يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصلوة و أنفقوا . .. ليوفّيهم أجورهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 72 - 1
1 - بهشت با نعمت هاى فراوان و پايان ناپذير آن ، پاداش عملكرد پرهيزگاران
و تلك الجنّة الّتى أُورثتموها بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 4
4- بهشت جاودان ، پاداش اعمال نيك و مستمر موحدان
أُولـئك أصحـب الجنّة . .. جزاء بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 28 - 9
9- ثمربخشى اعمال نيك ، منوط به حفظ آن تا پايان عمر و نابود نكردن آن باگناه و نفاق
ذلك بأنّهم اتّبعوا ما أسخط اللّه و كرهوا رضونه فأحبط أعمـلهم
«فأحبط أعمالهم»، در حقيقت پاسخ به اين سؤال مقدر است كه: مرتدان و اهل نفاق، گرچه سرانجام به انحراف گراييدند; اما در آغاز، اعمال نيك نيز داشته اند و با وجود آن اعمال، چرا عذاب شوند؟ آيه شريفه پاسخ مى دهد كه نفس انجام نيكى ها، كافى نيست; بلكه بايد آن را از حبط و سقوط مصون داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 19 - 5
5 - بهرهورى متقين از نعمت هاى گواراى بهشت ، پاداش عملكرد نيك و مداوم خود آنان
كلوا و اشربوا هنيـًا بما كنتم تعملون
تعبير «كنتم تعلون»، ماضى استمرارى و دلالت بر مداومت پارسايان بر اعمال نيك دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 24 - 2
2 - برخوردارى پيشتازان ( سابقون ) ، از مقام قرب الهى در جهان آخرت و دستيابى آنان به بهشت سرشار از نعمت ، پاداش الهى به آنان در قبال اعمال صالح شان
و السـبقون السـبقون . أُولـئك المقرّبون . فى جنّـت النعيم ... جزاء بما كانوا يعم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 25 - 6
6 - خداوند ، براى مؤمنانى كه عمل صالح دارند ، پاداش بزرگى قرار داده است .
لهم أجر
نكره آوردن «أجر»، بيانگر عظمت آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 13
13 - رضايت خداوند ، از مؤمنانِ صالح و رضايت آنان از او ، پاداش ايمان و عمل نيك ايشان است .
جزاؤهم . .. رضى اللّه عنهم و رضوا عنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 7 - 6
6 - خداوند ، در قبال هر يك از اعمال مؤمنان ، بهترين پاداش را مى دهد .
و الذين ءامنوا . .. و لنجزينّهم أحسن الذى كانوايعملون
«أحسن» جانشين «مفعول مطلق محذوف» است. تقدير آيه، چنين است: «و لنجزينّهم جزاءاً أحسن الذى...» (ما، پاداش آنان را، بهترين جزايشان، قرار خواهيم داد).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 33،34،36
33 - انسان ها ، تمامى كار هاى خير خود را در پيشگاه خداوند ، بهتر از آنچه انجام داده اند ، مى بينند و بيشتر از پاداشى كه انتظارش را داشته و شايسته آن بوده اند ، دريافت مى كنند .
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
34 - انجام هر كار خيرى در حيات خويش ، داراى برترى و پاداشى افزون تر از انجام آن پس از مرگ به وسيله وارثان و يا از طريق وصيت است .
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
برخى از مفسران بر آنند كه به قرينه «ما تقدّموا. ..»، جمله اى مانند «من الذى تأخّرونه إلى الوصية عند الموت» در تقدير است.
36 - پاداش كار هاى خير از سوى خداوند ، افزون تر از استحقاق و بر پايه تفضل و لطف او است .
تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
مطلب ياد شده، از مقرر شدن پاداش بهتر و افزون تر، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 84 - 5
5 - هر عمل نيك در جهان آخرت ، داراى پاداش افزون و هر عمل بد داراى كيفر متناسب با آن خواهد بود .
من جاء بالحسنة . .. و من جاء بالسيّئة
«ال» در «الحسنة» و «السيّئة» براى جنس و مفيد استغراق است. بنابراين «من جاء بالحسنة»; يعنى، «هر كس هر عمل نيك بياورد» و «من جاء بالسيّئة»; يعنى، هر كس هر عمل بد بياورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 23
23 - پاداش مضاعف خداوند به اعمال نيك مؤمنان ، جلوه اى از غفران و سپاسگزارى او است .
و من يقترف . .. إنّ اللّه غفور شكور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 34
34 - انجام هر كار خيرى در حيات خويش ، داراى برترى و پاداشى افزون تر از انجام آن پس از مرگ به وسيله وارثان و يا از طريق وصيت است .
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
برخى از مفسران بر آنند كه به قرينه «ما تقدّموا. ..»، جمله اى مانند «من الذى تأخّرونه إلى الوصية عند الموت» در تقدير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 42 - 9
9- وادار ساختن مردم به تحقيق و تفكر با طرح پرسش ، در باره عقيده ها و عملكرد هاى شان ، روشى نيكو در تربيت و تبليغ
لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 1 - 5
5ـ اعمال به ظاهر نيك كافران دين ستيز ، محكوم به پوچى و بطلان در آخرت *
الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه أضلّ أعمـلهم
«أضلّ» ممكن است مربوط به جهان آخرت باشد و مراد از «أعمالهم»، كردار به ظاهر نيك كافران در حيات دنيا باشد كه در آخرت حبط خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 104 - 7،9
7- كافران ، فريفته و مغرور اَعمال و ساخته هاى پوچ و بى فرجام خويش اند .
و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنعًا
«صنع» به معناى مصدرى و به معناى «مصنوع» آمده است و در آيه، هر دو محتمل است. مفاد «يحسنون صنعاً» اين است كه آنان ـ به پندار خود ـ كردار خود را، خوب به سامان مى رسانند.
9- انجام تلاش هاى بى فرجام و دل خوش بودن به آنها ، نشانى از زيانكارى عميق كافران است .
الأخسرين أعمـلاً . الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنع
جمله حاليه «و هم يحسبون . ..» بيانِ علّت «أخسرين» بودن كافران است; زيرا، اين گمان كه انسان، آنچه را انجام داده، از نوع بهترين ها است، سبب مى شود كه هرگز به فكر جبران خسارت خويش برنيايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 12،13
12 - كافران ، به هنگام اطلاع از پوچى اعمالشان در قيامت ، به حقانيت خداوند پى خواهند برد .
و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا و
13 - قيامت ، روز ظهور و بروز حقايقى همانند حقانيت خداوند و پوچى اعمال كافران
و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة . .. حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 40 - 2
2 - زندگى ( رفتار و اعمال ) كافران ، داراى فرجامى پوچ و در هاله اى از سردرگمى
و الذين كفروا أعمـلهم . .. أو كظلمـت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 61 - 4
4 - موحدانِ بيمناك از پروردگار و روز قيامت ، پيشتاز در انجام كار هاى نيك
و هم لها سـبفون
«لها» متعلق به «سابقون» است كه مفعول آن محذوف مى باشد. پس تقدير آن چنين مى شود: «و هم سابقون غيرهم لها». «سبق» به معناى پيشى گرفتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 10 - 2
2 - كسانى كه در دنيا در انجام امور خير از ديگران سبقت مى گيرند ، در آخرت نيز پيش از ديگران مشمول رحمت ، پاداش و غفران الهى خواهند بود .
و السـبقون السـبقون
برخى از مفسران بر آنند كه مراد از سبقت در «السابقون» اول، سبقت در انجام امور خير در دنيا و مراد از سبقت در «السابقون» دوم، پيشى گرفتن از ديگران در آخرت در دريافت رحمت و پاداش الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 20
20 ـ عن ابى عبداللّه ( ع ) [ فى قوله تعالى : ] « و السّابقون الأوّلون من المهاجرين و الانصار و الذين اتّبعوهم باحسان . . . » : فبدء بالمهاجرين الاوّلين على درجة سبقهم ثم ثنّى بالأنصار ثم ثلّث بالتّابعين لهم باحسان فوضع كل قوم على قدر درجاتهم و منازلهم عنده . . . . ;
از امام صادق (ع) درباره سخن خداى تعالى: «پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار و كسانى كه با نيكوكارى از آنان پيروى كردند . .. » روايت شده كه فرمود: پس خداى عز و جل مهاجران نخستين را بر اساس سابقه ايمانى آنان، در آغاز ذكر فرمود ; سپس انصار را در رتبه دوم و تابعين به احسان را در رتبه سوم ياد نمود. بدين ترتيب هر گروه را بر مبناى درجه و منزلتى كه نزد او داشتند [در كلام خود] جاى داد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 9
9 - پيشتازان در انجام خيرات ، مهم ترين صفت مسلمانان پيرو قرآن و انسان هاى قرآنى
و منهم سابق بالخيرت
برداشت ياد شده به اين خاطر است كه پيشتازان در تمسك به قرآن و حافظان ارث الهى، در اين آيه به عنوان پيشتازان در خيرات معرفى شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 12
12 - اذن خداوند ، شرط رسيدن به مقام پيشتازى در دين دارى ، زندگى قرآنى و انجام كار هاى خير
و منهم سابق بالخيرت بإذن اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 61 - 2،5
2 - شتاب ورزى در انجام كار هاى نيك نشانه مؤمنان راستين
أُولـئك يسـرعون فى الخيرت
5 - شتاب در انجام كار هاى نيك و پيشتازى در ميدان ارزش ها ، خصلت هايى ارجمند و مورد توصيه و ستايش خداوند
أُولـئك يسـرعون فى الخيرت و هم لها سـبفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 14
14 - توفيق پيشتازى در انجام كار هاى خير ، فضل بزرگ الهى است .
و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرت بإذن اللّه ذلك هو الفضل الكبير
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «ذلك» اشاره به «سبق» در «سابق بالخيرات» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 79 - 3
3- ثبت گناهان در نامه اعمال ، فورى نيست و با انجام آن با تأخير صورت مى گيرد .
سنكتب ما يقول
حرف «سين» براى استقبال است و دلالت دارد كه ثبت گفتارى كه از شخص صادر مى شود، با اندكى فرصت انجام مى گيرد. دليل اين تأخير ممكن است احتمال توبه از گناه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 104 - 2
2- كار و تلاش كافران ، هرچند گوناگون و داراى ظاهرى زيبا و فريبنده باشد ، تباه گشته و در قيامت ، براى آنان سودى نخواهد داشت .
الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 6
6- حبط اَعمال كافران ، همان ضايع شدن سعى و تلاش دنيوى آنان است .
الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا . .. فحبطت أعمـلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 17
17- حضور نفس اَعمال انسان در قيامت ، پشتوانه اجراى عدالت و نفى كمترين ظلم از ساحت خداوند است .
و وجدوا ما عملوا حاضرًا و لايظلم ربّك أحدًا
بيان حضور اعمال و تجسّم آن، علاوه بر ثبت و ضبط در نامه اَعمال، جملگى تأكيدى بر دقيق بودن اَحكام صادره بر قيامت و عادلانه بودن عقوبت هاى است و گوياى اين است كه اَسناد و مدارك كافى و غير قابل انكارى در قيامت عرضه خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 8 - 4
4 - تجسّم و قابل رؤيت شدن تمام اعمالِ ناشايست انسان ـ حتى سبكوزن ترين آنها ـ در آخرت
و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 20
20 ـ تجسّم اعمال آدمى در رستاخيز *
و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم
بازگشت ضمير در «يوفّ» به «و ما تنفقوا»، ظاهراً بيانگر اين معناست كه همان چيز انفاق شده در قيامت به طور كامل به انفاق كننده پرداخت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 25 - 10
10 ـ حضور و نمود اعمال دنيوى انسان در قيامت
و وفّيت كل نفس ما كسبت
زيرا «وفّيت» به «ما كسبت» نسبت داده شده ; نه به نتيجه آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 161 - 7،15
7 ـ تجسم رفتار ناپسند خيانتكاران در روز رستاخيز
و من يغلل يأت بما غلّ يوم القيمة
برخى برآنند كه مراد از «ما غلّ»، آن مالى كه در دنيا مورد خيانت واقع شده، نيست ; بلكه گناه خيانتكارى در قيامت تجسّم مى يابد و خيانتكار همراه آن گناهِ مجسّم در صحنه قيامت حاضر مى شود.
15 ـ هر كس در چيزى خيانت كند ، در قيامت آنرا در جهنّم ديده و بايد در آتش جهنّم رفته و آن را بيرون آورد .
و من يغلل يأت بما غلّ يوم القيمة
امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: . .. و من غلّ شيئا رآه يوم القيمة فى النّار ثمّ يكلّف ان يدخل اليه فيخرجه من النّار.
تفسير قمى، ج 1، ص 122 ; نورالثقلين، ج 1، ص 406، ح 417.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 12،13،29
12 ـ دارايى هاى بخيلان در قيامت ، به صورت طوقى به گردنشان آويخته خواهد شد .
سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
13 ـ آويخته شدن دارايى هاى بخيلان در قيامت بر گردن آنان ، تبلور شرّ و زيان بخلورزى ايشان
بل هو شرّ لهم سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
جمله «سيطوّقون ما بخلوا . .. »، تفسير كلمه «شرّ» است: يعنى به دوش كشى تمام داراييها در قيامت شرّى است كه دامنگير بخيلان خواهد شد. برداشت فوق بر اين اساس است كه معناى ظاهرى «سيطوّقون ... » مراد باشد.
29 ـ آويخته شدن اموال مانعان زكات به گردنشان در قيامت ، به صورت اژدهايى از آتش
سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
از امام صادق (ع) درباره «سيطوّقون ما بخلوا به . .. » سؤال شد، آن حضرت فرمود: ما من احد يمنع من زكاة ماله شيئاً الّا جعل اللّه عزّوجلّ ذلك يوم القيمة ثعباناً من نار مطوّقاً فى عنقه.
كافى، ج 3، ص 502، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 414، ح 449 و 452.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 35 - 5،6
5 ـ طلا ها و نقره هاى گداخته شده در آتش دوزخ ، تجسمى از گنجينه شدن آنها در دنيا توسط كنزاندوزان
الذين يكنزون الذهب و الفضة . .. يوم يحمى عليها ... هذا ما كنزتم لأنفسكم
6 ـ عذاب هاى اخروى ، تجسم اعمال انسان در دنيا
هذا ما كنزتم لأنفسكم فذوقوا ما كنتم تكنزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 15 - 6
6ـ نتيجه و ثمره اعمال ، صورت و پرتوى از همان اعمال است .
نوفّ إليهم أعمـلهم
گفتن كلمه «اعمال» و اراده كردن نتيجه و ثمره آن ، گوياى اين نكته است كه: نتيجه عمل بازتاب آن و به گونه اى ، خود همان عمل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 111 - 5
5ـ خداوند ، كفر و ايمان و اعمال نيك و بد انسان ها را به صورت پاداش و كيفر متبلور خواهد ساخت .
و إنّ كلاًّ لما ليوفينّهم ربك أعمـلهم
گفتن «اعمال» و اراده كردن پاداش و كيفر آنها ، گوياى اين نكته است كه: پاداش و كيفر ، بازتاب اعمال و تبلور يافته آن است; به گونه اى كه گويا پاداش و كيفر اعمال ، همان اعمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 51 - 7
7- كيفر دادن خداوند در قيامت ، عينيت يافتن رفتار خود آدمى و آينه تمام نماى آن است .
ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت
آمدن جمله «ما كسبت» به جاى «بما كسبت» (در مقابل كسب و تلاش)، مى تواند مشعر به اين حقيقت باشد كه ميان كيفرهاى الهى و رفتار آدمى وحدت كامل وجود داد و بلكه مى توان گفت كه عين يكديگرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 111 - 11
11- تجسم عمل ، در قيامت *
يوم . .. توفّى كلّ نفس ما عملت
از اينكه «دريافت» به خود عمل نسبت داده شده نه به پاداش و كيفر آن، مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 101 - 4
4 - عقوبت هاى اخروى ، تجسم اعمال دنيايى است .
فإنّه يحمل يوم القيـمة وزرًا . خـلدين فيه ... حملاً
خلود گنه كاران در وزر و گناه، بيانگر آن است كه عقوبت ها و گرفتارى هاى قيامت، تجسّم همان اعمال دنيايى است; چرا كه آنان در گناه خويش مخلدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 47 - 7
7- اعمال آدميان ـ حتى خُردترين آنها ـ در روز قيامت ، حضور و بروز پيدا خواهند كرد .
و إن كان مثقال حبّة من خردل أتينا بها
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه از عبارت «أتينا بها» معناى ظاهرى آن اراده شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 90 - 9
9 - قيامت ، روز تجسم اعمال آدميان
هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملون
از اين كه نفس عمل آدمى به عنوان جزا معرفى شده، مطلب بالا قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 41 - 6
6 - آتش دوزخ و نعمت هاى بهشت ، تجسم عينى اعمال آدميان است .
و جعلنـهم أئمة يدعون إلى النار
آنچه مسلّم است اين كه پيشوايان كفر، مردم را به اعمال بد و ناشايست ـ كه اسباب ورود انسان به آتش است ـ فرا مى خوانند; نه به خود آتش. بنابراين تعبير «يدعون إلى النار» به جاى «يدعون إلى الضلال» مى تواند اشاره به اين باشد كه اعمال بد در واقع خود آتش دوزخ است كه در آخرت صورت حقيقت آن آشكار خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 84 - 6
6 - تبديل شدن اعمال ناپسند بدكاران به صورت كيفر در جهان آخرت
فلايجزى الذين عملوا السيّـئات إلاّ ما كانوا يعملون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اعمال بدكاران در اين آيه به عنوان خود جزا مطرح شده است; نه «مجزى به»; يعنى، چيزى كه در مقابل آن جزا داده شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 15 - 19
19 - در پيش گاه خداوند ، اعمال انسان ها ، براى شان نشان داده مى شود .
ثمّ إلىّ مرجعكم فأُنبّئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 54 - 5
5 - تجسم اعمال آدميان ، به صورت كيفر و پاداش در آخرت
فاليوم لاتظلم نفس شيئًا و لاتجزون إلاّ ما كنتم تعملون
آمدن تعبير «لاتجزون إلاّ ما» به جاى «لاتجزون إلاّ بما كنتم تعملون» (با ذكر «باء» مقابله)، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه خودِ اعمال آدمى در روز رستاخيز، به صورت كيفر و پاداش به او برگردانده خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 39 - 1
1 - عذاب دردناك مشركان و كافران مستكبر در دوزخ ، تجسم اعمال خود آنان و متناسب با رفتار ايشان است .
لذائقوا العذاب الأليم . و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون
آيه شريفه، در واقع پاسخ سؤالى است كه از آيه قبل برمى آيد و آن اين كه: چرا عذاب مشركان مستكبر، عذابى دردناك است و آيا اين عذاب عادلانه است؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 2،3
2 - عذاب سخت و فوق تصور ستمگران در قيامت ، بازتاب كردار و رفتار خود آنان است .
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
آمدن ماده «كسب» به جاى ماده «فعل»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
3 - تمامى كردار و رفتار آدميان در روز رستاخير ، در نظر آنان مجسم و ظاهر خواهد شد .
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 58 - 5
5 - ظهور ارزش احسان ، براى كافران و گنه كاران در قيامت
لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 27 - 7
7 - مجازات و عقوبت كفرپيشگان ، بازتاب و تجسم عملكرد بد خود آنان است .
و لنجزينّهم أسوأ الذى كانوا يعملون
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «أسوء الذى. ..» خود جزا و كيفر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 18
18 - كشف حقيقت و باطن اعمال ، براى انسان در آخرت
فلننبّئنّ الذين كفروا بما عملوا
بنابراين كه «ما» در «ما عملوا» ماى حقيقيه باشد ـ با الغاى خصوصيت از كافران ـ استفاده مى شود كه انسان ها، از حقيقت اعمال خويش بى اطلاع اند و در روز قيامت براى آنان آشكار خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 8
8 - تجسم اعمال انسان در قيامت
ممّا كسبوا و هو واقع بهم
بنابراين كه مراد از «ما» عمل باشد و «هو» به آن باز گردد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 83 - 10
10 - قيامت ، روز انسان و محصول تلاش و عملكرد او است .
حتّى يلـقوا يومهم الذى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 44 - 3
3- « درخت زقّوم » ، تجسّم گناهان جرم پيشگان در قيامت *
إنّ شجرت الزقّوم . طعام الأثيم
تعبير «شجرت الزقّوم» و ارتباط ميان دو آيه، ممكن است كنايه از اين باشد كه اين بذر گناه است كه در آخرت «زقّوم» مى روياند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 28 - 15
15 - كيفر و پاداش خداوند در قيامت ، چيزى جز حقيقت اعمال انسان در دنيا نيست . *
اليوم تجزون ما كنتم تعملون
از تعبير «تجزون ما كنتم تعملون» مى توان استفاده كرد كه جزاى خداوند در قيامت، همان اعمال خود انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 34 - 4
4 - تشابه كيفر اخروى با عملكرد دنيوى انسان
ننسيكم كما نسيتم
بنابراين كه «كما» براى تشبيه باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 19 - 12
12- تجسم اعمال نيك و بد ، در قيامت *
و ليوفّيهم أعمـلهم
دريافت كامل اعمال، اگر به معناى ظاهرى آن حمل شود، مستلزم تجسم عمل خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 16 - 6
6 - آتش دوزخ ، تجسّم و عينيت اعمال نارواى خود كافران براى ايشان *
إنّما تجزون ما كنتم تعملون
تعبير «تجزون ما» ـ به جاى «تجزون بما» ـ بيانگر اين معنا است كه خود عمل، جزا واقع مى شود و اين در صورتى است كه عمل ناروا تجسّم پيدا كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 40 - 4
4 - تجسم اعمال انسان ، در قيامت
و أنّ سعيه سوف يرى
با توجه به اين كه نائب فاعل در فعل «يُرى»، ضميرى است كه به «سعى» بر مى گردد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 6 - 6
6 - تك تك اعمال انسان ـ با وجود اين كه خود وى آنها را فراموش مى كند ـ در نزد خداوند محفوظ بوده و در قيامت به او ارائه خواهد شد .
فينبّئهم بما عملوا أحصيه اللّه و نسوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 18 - 2،3
2 - قيامت ، روز حساب رسى و عرضه شدن نيات ، انگيزه ها ، افكار و رفتار انسان ها به محكمه عدل الهى
يومئذ تعرضون
3 - قيامت ، روز كشف حقايق و بروز و ظهور تمامى ابعاد وجودى انسان ها ( نيات ، انگيزه ها ، افكار و رفتار ها )
لاتخفى منكم خافية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 33
33 - انسان ها ، تمامى كار هاى خير خود را در پيشگاه خداوند ، بهتر از آنچه انجام داده اند ، مى بينند و بيشتر از پاداشى كه انتظارش را داشته و شايسته آن بوده اند ، دريافت مى كنند .
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 6 - 5
5 - در قيامت ، هر انسانى با كردار خويش ، مواجه شده و سزاى آن را خواهد ديد . *
كدحًا فملـقيه
ضمير مفعولى در «فملاقيه» ممكن است به «كدحاً» برگردد; در اين صورت احتمال مى رود مراد ملاقات جزاى عمل بوده و از باب مبالغه، به ملاقاتِ خود عمل، تعبير شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 6 - 6،8
6 - پاداش ها و كيفر هاى آخرت ، چيزى جز كردار انسان نيست .
يصدر الناس أشتاتًا ليروا أعمـلهم
8 - تجسّم اعمال و قابل رؤيت شدن آنها در آخرت
ليروا أعمـلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 10
10 - حالت انسان در آخرت ، تجسّمى از وضع او در دنيا است .
حمّالة الحطب
شأن نزول آيه شريفه ـ كه از هيزم كشى و خار ريختن ام جميل سر راه پيامبر(صلی الله علیه و آله) حكايت دارد ـ بيانگر اين است كه آنچه در اين آيه از حالت او در آخرت بيان شده، تجسّم وضع دنياى او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 5 - 2
2 - عذاب آخرت ، تجسّمى از گناه در دنيا است .
فى جيدها حبل من مسد
آيه شريفه ترسيمى از آخرت همسر ابولهب ارائه مى دهد; يعنى، او همان طور كه در دنيا بوته هاى خار را برمى داشت و بند آن را به گردن مى انداخت، تا به راه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بيفشاند; در آخرت نيز بار گناه خود را برداشته و بند آن را به گردن خواهد انداخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 7 - 4
4 - تجسّم و قابل رؤيت شدن تمام اعمال نيكِ انسان ـ حتى سبكوزن ترين آنها ـ در آخرت
خيرًا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 10،11
10 - قيامت ، صحنه بروز و ظهور اعمال پسنديده اى است كه آدمى در دنيا انجام داده است .
و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عنداللّه
ضمير مفعولى در «تجدوه» (مى يابيد آن را) به كلمه «خير» بر مى گردد و مقتضايش آن است كه: آدمى با همان عمل نيكى كه انجام داده، روبه رو خواهد شد; يعنى، اعمال نيك آدمى در قيامت، به گونه اى بروز و ظهور دارند.
11 - تجسم اعمال آدمى در قيامت
و ما تقدموا . .. تجدوه عنداللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 167 - 8،11
8 - صحنه قيامت ، صحنه مشاهده اعمال دنيوى و ديدن نتايج آن است .
كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت
فعل «يرى» مى تواند از رؤيت به معناى ديدن با چشم باشد. بر اين مبنا معناى جمله «كذلك ...» چنين مى شود: خداوند اعمال مشركان (و يا نتايج اعمالشان) را به آنان نشان خواهد داد.
11 - اعمال نارواى آدميان در قيامت ، به صورت حسرتى مجسم در پيش روى آنان قرار خواهد گرفت .
كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم
برداشت فوق بر اين اساس است كه: «يرى» از رؤيت قلبى باشد. در اين صورت «حسرات» مفعول سوم براى «يرى» خواهد بود و معناى جمله چنين مى شود: خداوند اعمال مشركان را به صورت حسرتهايى، بر آنان جلوه گر خواهد ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 13
13- اَعمال انسان ها ، فانى نمى شود و در قيامت در برابر آنان حاضر و مجسم خواهد بود .
و وجدوا ما عملوا حاضرًا
ظاهر جمله «و وجدوا. ..» آن است كه تأسيس باشد، نه تأكيد; يعنى، مطلب جديدى را غير از آنچه كه در جملات قبل گفته شد، بيان مى كند و آن اين كه علاوه بر نوشته اَعمال خود آن نيز در برابر آدميان حاضر مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 100 - 4
4 - قيامت ، روز ظهور اعمال دنيوى انسان است .
من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيـمة وزرًا
«وزر»،به معناى بارسنگين است و به گناه از آن جهت كه بار سنگينى بر دوش گنه كار است، «وزر» اطلاق مى گردد (مفردات
راغب). «حمل وزر» حاكى از آن است كه در قيامت، گناه به صورت بارى بر دوش گناهكار ظهور خواهد يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 40 - 9
9 - قيامت ، روز تجسم اعمال و ظهور دست مايه ها و تلاش هاى انسان
يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 9
9 - روزى اهل بهشت ، نتيجه و تجسم عقايد صحيح و اعمال صالحشان است .
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً قالوا هذا الذى رزقنا من قبل
برداشت فوق بر اين اساس است كه: مراد از «من قبل» دنيا باشد. بر اين مبنا، جمله «هذا الذى ...» دلالت مى كند كه روزيهاى بهشت همان است كه در دنيا به اهل ايمان داده شده بود. در توجيه اين معنا (عينيت روزى بهشت با روزى دنيا) مى توان گفت، مقصود آن است كه: نعمتهاى بهشت تجسم همان اعمال و عقايد اهل ايمان در دنياست. روشن است كه بر اين مبنا، مراد از «الذى رزقنا» ايمان و عمل صالح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 33 - 2
2 - تجسّم اعمال زشت كافران ، براى آنان در قيامت
و بدا لهم سيّئات ما عملوا
اضافه «سيّئات» به «ما عملوا» ممكن است اضافه بيانيه باشد. در آن صورت مى توان گفت: آشكار گشتن اعمال به معناى تجسّم آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 33 - 1،9
1 ـ خداوند كردارهاى زشت و شنيع و رفتارهاى نكوهيده و ستمگرى را تحريم كرده است.
قل إنما حرم ربى الفوحش ما ظهر منها و ما بطن و الإثم و البغى بغير الحق
«فواحش» جمع فاحشة و به معناى كارهاى شنيع (همانند زنا، لواط و . .. ) است و «إثم» به كردارهاى نكوهيده (همانند ميگسارى و ... ) گفته مى شود. (برگرفته از مجمع البيان).
9 ـ تحريم كردارهاى زشت و ديگر محرمات، ناشى از ربوبيت خداوند است.
إنما حرم ربى الفوحش . .. ما لا تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 73 - 12
12ـ ستودن كار هاى خوب ديگران ، عملى پسنديده است .
إنه حميد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 48 - 3
3 ـ نيكو پنداشتن اعمال ناهنجار ، نشانى از نفوذ شيطان در افكار آدمى
و إذ زين لهم الشيطن أعملهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 7 - 4
4- تحقّق يافتن بهترين عمل و برترين عامل ، فلسفه آفرينش انسان و موهبت هاى پيرامون او است .
إنّا جعلنا . .. لنبلوهم أيّهم أحسن عملاً
عبارت «لنبلوهم. ..» در تبيين علّت و فلسفه آفرينش موهبت هاى زمين، به ايجاد زمينه براى تحقّق يافتن دو شاخصه اشاره كرده است: 1ـ بهترين عمل كننده از بين افراد انسان; 2ـ بهترين عمل از بين عمل ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 38 - 8
8- برخى از امور ، در عين ناپسند و منفور خداوند بودن ، وجود خارجى پيدا مى كنند .
كلّ ذلك كان سيّئه عند ربّك مكروهًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 4
4 ـ نقش جهانبينى در توجيه و تعيين زشتى و زيبايى عمل *
و كذلك زين لكثير من المشركين قتل أولدهم شركاؤهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 4
4 ـ نقش جهانبينى در توجيه و تعيين زشتى و زيبايى عمل *
و كذلك زين لكثير من المشركين قتل أولدهم شركاؤهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 13 - 4
4 - تمام نشدن پرونده اعمال انسان ها پس از مرگ
ينبّؤا الإنسـن يومئذ بما قدّم و أخّر
برداشت ياد شده، براساس احتمال دوم در آيه شريفه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 2 - 12
12- مؤمنانِ راستين ، بر انجام اَعمال صالح مداومت دارند .
المؤمنين الذين يعملون الصـلحـت
فعل مضارع «يعملون» و نيز جمع بودن «الصالحات» مى تواند به مطلب بالا اشاره داشته باشد. لازم به ذكر است در برداشت ياد شده، «الذين» صفت توضيحى براى «المؤمنين» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 15 - 4
4- تبيين آيات الهى در طبيعت و تذكر به محاسبه اعمال در قيامت ، براى هدايت آدميان است .
و جعلنا الّيل و النهار ءايتين . .. اقرأ كتـبك ... من اهتدى فإنما يهتدى لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 15 - 17
17 - توجه دادن انسان به محاسبه اعمال اش در نزد خداوند ، زمينه ساز پابندى وى به توحيد و پيروى كردن از انسان هاى خداجو است .
و إن جـهداك على أن تشرك بى . .. فلاتطعهما ... و اتّبع سبيل من أناب إلىّ ثمّ إلىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 60 - 10
10 - « قال أبو عبداللّه ( ع ) معناه [ و الذين يؤتون ما ءاتوا و قلوبهم وجلة ] خائفة أن لايقبل منهم . . . ;
امام صادق(ع) فرمود: معناى آيه اين است كه مى ترسند آنچه انجام داده اند، از آنان قبول نشود. ..». مجمع البيان، ج 7، ص 174.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 3
3- در قيامت مجرمان ، هنگام مشاهده نامه عمل ، از كردار خود وحشت و دلهره پيدا مى كنند .
فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 46 - 5
5 - تشويق قوم ثمود از سوى صالح ( ع ) به استغفار و آمرزش خواهى از خداوند ، به جاى شتابورزى در بدى ها
يقوم لم تستعجلون بالسيّئة . .. لولا تستغفرون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 14 - 5
5 ـ هشدار خداوند به مؤمنان ، نسبت به عدم اجراى احكام ارث و قوانين الهى
تلك حدود اللّه . .. و من يعص اللّه و رسوله و يتعدّ حدوده يدخله ناراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 69 - 11
11 ـ كفر به خدا و قيامت و نداشتن عمل صالح ، موجب غلبه ترس و اندوه بر آدمى
من ءامن باللّه و اليوم الاخر و عمل صلحاً فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 2
2- گريز از ايمان و عمل صالح ، ظلم است .
قال أمّا من ظلم
مراد از ظلم در اين آيه ـ به قرينه آيه بعد كه مؤمنان داراى عمل صالح را در برابر ستم گران قرار داده است ـ بى ايمانى و ترك كردار نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 4
4- مردم بى ايمان و فاقد عمل صالح ، در بينش ذوالقرنين ، مردمى ظالم بودند .
قال أمّا من ظلم . .. و أمّا من ءامن و عمل صـلحًا فله جزاءً الحسنى
مقابله بين دو گروه «من ظلم» و «من ءامن. ..» حكايت از آن دارد كه ترك ايمان و عمل صالح ظلم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 7 - 4
4 - ايمان ، داراى حقيقت و مفهومى سازگار با ترك عمل صالح
ءامنوا و عملوا الصـلحـت
عطف، نشانه تغاير است و تفكيك ايمان از عمل صالح، بيانگر تفاوت مفهوم و حقيقت هر يك، با ديگرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 28
28 ـ تعاليم پنجگانه (اجتناب از شرك، احسان به والدين و . ..) تعاليمى مطابق با عقل
ذلكم وصيكم به لعلكم تعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 14 - 6
6 ـ مواظبت بر اعمال نيك و پرهيز از كار هاى ناروا ، توصيه خداوند به انسانها
ثم جعلنكم خلئف . .. لننظر كيف تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 23 - 5
5 - براى تصميم به انجام دادن عمل خوب و يا ترك امرى ناپسند ، خوب است كه آن تصميم ، به صورت عهدى با خداوند در ميان گذاشته شود .
من المؤمنين رجال صدقوا ما عـهدوا اللّه عليه فمنهم من قضى نحبه
تعبير از تكليفى كه مؤمنان انجام دادند به «ما عاهدوا اللّه عليه» و نيز آوردن واژه «نحب» ـ كه به معناى «نذر» است ـ دلالت مى كند كه مؤمنان، براى انجام دادن تكليف شان، آن را به صورت عهدى با خدا در ميان گذاشتند و خداوند نيز از چنين كارى ستايش كرده است. اين، نشان مى دهد كه انجام دادن تكليف به صورت عهد بستن با خدا، امرى سزاوار و شايسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 37 - 2
2 - پرهيز از بدى ها و گناهان كبيره ، نمود و نشانه ايمان و اتكا به خداوند
للذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون . و الذين يجتنبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 11 - 11
11 - پرورش انسان هاى نيك كردار و رواج كار هاى شايسته در جامعه ، فلسفه بهره مند شدن از امكانات مادى
و لقد ءاتينا داود مّنا فضلاً . .. و ألنّا له الحديد . أن اعمل سـبغـت ... و اعملو
توصيه خداوند به انجام عمل صالح ـ پس اعطاى نعمت ها و امكانات فراوان به داوود(ع) ـ در واقع جهت دهنده رفتار ايشان و بازگوكننده هدف و فلسفه اين عطاها و بهره مندى ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 108 - 13
13 ـ زيبا جلوه كردن كارها نشانه حقانيت و درستى آنها نيست.
فيسبوا الله عدوا بغير علم كذلك زينا لكل أمة عملهم
جاهلانه بودن اعمال مشركان، در عين زيبا جلوه نمودن آن براى آنها، نشانگر آن است كه جلوه هاى زيبا نشان حقانيت و درستى چيزى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 122 - 10
10 ـ زيبا پنداشتن اعمال و افكار از مهمترين عوامل انگيزش آدمى است.
كذلك زين للكفرين ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 108 - 11،12
11 ـ زيبا جلوه كردن اعمال امتها در نظر آنان سنت خداوندى است.
كذلك زينا لكل أمة عملهم
جمله «زينا لكل أمة . ..»، كه به صورت كلى و قانون بيان گرديده، نشان از سريان و جريان تزيين براى همه امتها دارد، و اين نشانه سنت بودن آن در نظام آفرينش انسان است.
12 ـ هر جامعه و امتى عقايد و اعمال خود را، هر چند ناحق، زيبا مى پندارد.
فيسبوا الله عدوا بغير علم كذلك زينا لكل أمة عملهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 37 - 7،8
7 - اعمال زشت فرعون در ديدگان خود او ، زيبا و آراسته جلوه گر مى نمود .
و كذلك زيّن لفرعون سوء عمله
8 - ساختن بناى بلند و رصدخانه ، به منظور اطلاع يافتن از خداى موسى ( ع ) ، رفتار زشتى بود كه فرعون آن را زيبا و آراسته مى يافت .
ابن لى صرحًا . .. فأطّلع إلى إلـه موسى ... و كذلك زيّن لفرعون سوء عمله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 48 - 2،5،7
2 ـ شيطان رفتار هاى ناشايست كافران مكه را در نظرشان زيبا جلوه داد .
و إذ زين لهم الشيطن أعملهم
5 ـ لشكركشى براى رويارويى با اهل ايمان ، عملى پسنديده در نظر شيطان زده كفرپيشگان مكه
إذ زين لهم الشيطن أعملهم
از مصاديق مورد نظر براى كلمه «أعملهم»، به قرينه آيات قبل و فرازهاى بعد، لشكركشى كافران مكه براى حضور در جنگ بدر است.
7 ـ سرمستى ، رياكارى و بازداشتن مردم از راه خدا ، رفتارى نيكو در نظر شيطان زده كافران عصر بعثت *
إذ زين لهم الشيطن أعملهم
از مصاديق «أعملهم» به قرينه آيه قبل، سرمستى و رياكارى . .. است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 37 - 9،11
9 ـ زيبا جلوه كردن كردار هاى زشت كافران ، در نظر ايشان
زين لهم سوء أعملهم
11 ـ « نسىء » ، ( جا به جا كردن ماه هاى حلال و حرام ) ، از اعمال زشت عرب هاى جاهلى و كارى پسنديده و زيبا در ديدگاه آنان
إنما النسىء زيادة فى الكفر . .. زين لهم سوء أعملهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 9
9 ـ تعيين سهمى در اموال براى خداوند و سهمى براى شريكان موهوم او و تجويز مصرف سهم خداوند براى شريكان، كارهايى زيبا و شايسته از ديدگاه مشركان عصر جاهليت
و جعلوالله مما ذراً من الحرث . .. كذلك زين لكثير من المشركين
اسم اشاره «كذلك» به آيه قبل اشارت دارد و مفاد «كاف» تشبيه در آن، بيان شباهت تزيين در اين كار (قتل فرزند) با تزيين در آيه قبل (تعيين سهام و . ..) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 43 - 6،8
6 ـ شيطان اعمال ناروا و ناپسند آدمى را زيبا جلوه مى دهد.
و زين لهم الشيطن ما كانوا يعملون
8 ـ زيبا پنداشتن اعمال زشت، موجب هدايت ناپذيرى و اجابت نكردن دعوت انبيا
فلولا إذ جاءهم بأسنا تضرعوا . .. و زين لهم الشيطن ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 108 - 12
12 ـ هر جامعه و امتى عقايد و اعمال خود را، هر چند ناحق، زيبا مى پندارد.
فيسبوا الله عدوا بغير علم كذلك زينا لكل أمة عملهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 122 - 11
11 ـ كافران، از آن رو كه در ظلمت و گمراهى هستند، كردار زشت خويش را زيبا مى پندارند.
كمن مثله فى الظلمت . .. كذلك زين للكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 2،3،10،11
2 ـ كشتن فرزند در نظر بسيارى از مشركان عصر جاهليت كارى زيبا و شايسته بوده است.
و كذلك زين لكثير من المشركين قتل أولدهم
3 ـ اعتقاد مشركان به بتها و معبودهاى پندارى، عامل زيبا جلوه نمودن فرزندكشى در نظر ايشان
و كذلك زين . .. قتل أولدهم شركاؤهم
10 ـ تزيين اعمال زشت، از ترفندهاى گمراهگران براى به هلاكت افكندن مردم و به اشتباه انداختن آنها در دين
و كذلك زين . .. ليردوهم و ليلبسوا عليهم دينهم
11 ـ شريكان موهوم خداوند با تزيين اعمال ناروا موجبات هلاكت و سردرگمى و اشتباه در دين را براى مشركان فراهم مى سازند.
و كذلك زين . .. ليردوهم و ليلبسوا عليهم دينهم
«ردى» به معناى هلاكت و «لبس» به معناى اشتباه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 37 - 9،11
9 ـ زيبا جلوه كردن كردار هاى زشت كافران ، در نظر ايشان
زين لهم سوء أعملهم
11 ـ « نسىء » ، ( جا به جا كردن ماه هاى حلال و حرام ) ، از اعمال زشت عرب هاى جاهلى و كارى پسنديده و زيبا در ديدگاه آنان
إنما النسىء زيادة فى الكفر . .. زين لهم سوء أعملهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 7
7ـ نفس آدمى بر آراستن كار هاى زشت و ناروا و واداشتن او به ارتكاب آنها تواناست .
قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 63 - 3،4
3- شيطان ، اعمال زشت امت هاى گذشته را در نظر آنان زيبا جلوه داد .
لقد أرسلنا إلى أُمم من قبلك فزيّن لهم الشيطـن أعمـلهم
تزيين كردارها و نيز ذيل آيه «و لهم عذاب أليم» قرينه است بر اينكه مراد از «اعمال»، كردارهاى ناروا و قبيح است.
4- تزيين اعمال ناروا ، از راه هاى اغواگرى شيطان
فزيّن لهم الشيطـن أعمـلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 96 - 11
11 - خوب و زيبانمايى كار هاى ناروا ، از جمله ويژگى هاى نفس انسان
و كذلك سوّلت لى نفسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 38 - 8،9،11،14
8 - شيطان ، اعمال نادرست قوم عاد و ثمود ، را براى آنان به صورت خوب جلوه مى داد .
و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم
قرينه حال، دلالت مى كند بر اين كه مراد از «أعمال» كارهاى ناروا و نادرست بوده است. چه اين كه كار خوب، نياز به تزيين ندارد.
9 - از جمله راه هاى شيطان ، براى فريب مردمان آراستن كار هاى بد به شكلى زيبا است .
و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم فصدّهم عن السبيل
11 - زيبا جلوه دادن بدكارى ها ، از جمله عوامل بازدارنده از راه خدا است .
و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم فصدّهم عن السبيل
14 - قوم عاد و ثمود ، پس از انحراف و از دست دادن بصيرت ، مرتكب اعمال زشت مى شدند . و آن را خوب مى دانستند .
و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم . .. و كانوا مستبصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 8 - 1،4
1 - برخى از انسان ها ، رفتار زشت خود را زيبا مى بينند .
أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا
4 - خوب و زيبا جلوه دادن بدى ها و رفتار زشت در نظر مردم ، كارى شيطانى و دشمنى با آنان است .
و لايغرنّكم باللّه الغرور . إنّ الشيطـن لكم عدوّ ... أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 4
4 - ستمگران اعمال و رفتار هاى بد و زشت خود را در دنيا ، زيبا و خوب پنداشته و يا از بدى و زشتى آنها غافل اند .
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
ظاهر شدن اعمال زشت ستمگران در نظر آنان، ممكن است به خاطر اين باشد كه آنها را خوب و زيبا مى دانستند و يا از بدى و زشتى چنين رفتارى، كاملاً غافل بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 37 - 7
7 - اعمال زشت فرعون در ديدگان خود او ، زيبا و آراسته جلوه گر مى نمود .
و كذلك زيّن لفرعون سوء عمله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 25 - 5
5 - زيبا جلوه دادن اعمال زشت و باور هاى نادرست ، شيوه اغواگران و رهزنان ايمان مردم
فزيّنوا لهم ما بين أيديهم و ما خلفهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 25 - 13
13- تزيين ضد ارزش ها ، براى متمايل ساختن انسان ها به آن ، خصلتى شيطانى است .
الشيطـن سوّل لهم و أملى لهم
چنانچه «تسويل» به معناى زيبا نمايش دادن زشتى ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 7 - 2
2 - كار هاى خير ، هر چند به وزن مورچه اى ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .
فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره
«مثقال»; يعنى، وسيله اى كه با آن، وزن چيزى سنجيده شود (مفردات). «ذرّة» (مفرد «ذرّ») به معناى كوچك ترين نوع مورچه است (صحاح اللغة). برخى آن را يك صدم وزن «جو» دانسته و برخى گفته اند: مراد ذرّاتى است كه در شعاع خورشيد، مشاهده مى شود. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 11 - 1
1 - انجام دادن بعضى از كار هاى نيك ، دشوار و بسان افكندن خويش در يك راه كوهستانى و گردنه هاى صعب العبور است .
فلااقتحم العقبة
«اقتحام»; يعنى، بين كارى سخت و هولناك قرار گرفتن (مفردات). زمانى كه شخص بدون فحص و بررسى خود را در ماجرايى بزرگ بيفكند، گفته مى شود: «إقْتَحَمَ» (نهايه ابن اثير). راه دشوارى كه در كوه قرار دارد، «عقبة» ناميده مى شود (مفردات) و نيز «عقبة» به مسير صعب العبورى گفته مى شود كه از آن بر كوه بالا روند (قاموس). اين راه از آن جهت «عقبة» ناميده مى شود كه راه پيمايان، بايد در آن پشت سر هم و به يك ستون حركت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 18 - 1
1- عمل نيك كافرانِ به ربوبيت خداوند ، چونان خاكسترى است در معرض تندباد در روز طوفانى
مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف
مراد از «أعمالهم» مى تواند اعمال خير و صالحى باشد كه كافران انجام مى دهند. چه اينكه روشن است عمل زشت و گناه هيچ كس، كافر و مسلمان، ثمرى ندارد تا اينكه حبط گردد و يا به خاكسترِ در معرض باد تشبيه شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 1،3
1 - اعمال و رفتار كفرپيشگان ، همانند سرابى است در كوير كه تشنه به پندار آب به سراغ آن مى رود و چيزى به دست نمى آورد .
و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا
3 - اعمال و رفتار كفرپيشگان ، چون سراب فريبنده است .
و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 40 - 1
1 - اعمال كافران ، به مثابه تاريكى شديد در درياى ژرفناك با امواجى متلاطم و پوشيده از ابر است كه كمترين روزنه اى در آن نيست .
و الذين كفروا أعمـلهم . .. كظلمـت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه سحا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 8 - 2
2 - كار هاى ناروا ، هر چند به وزن مورچه ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .
و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 14 - 8
8- بعضى از افعال ، داراى حسن و قبح ذاتى و كافران گرفتار انحراف در تشخيص آن *
زيّن له سوء عمله
در آيه شريفه ميان بينش فرد كافر و ارزش واقعى اعمال، تفكيك شده است; يعنى، در متن واقع عمل او حقيقتاً بد است; ولى كافر آن را زيبا مى بيند و اين مى نماياند كه واقعيت هر عمل، بدون داورى انسان ها، داراى ارزشى مستقل و اصيل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 9
9 - توانايى انسان بر شناخت نيك و بد
و افعلوا الخير
در جمله ياد شده خداوند، مؤمنان را به انجام دادن كار نيك توصيه كرده; اما سخنى از اين به ميان نياورده است كه كدام عمل، نيك و كدام عمل، بد است و اصولاً معيار نيكى و بدى در اعمال چيست؟ اين مى تواند بدان جهت باشد كه انسان خود مستقلاً مى تواند حسن و قبح و نيكى و بدى را بشناسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 9
9 - توانايى انسان بر شناخت نيك و بد
و افعلوا الخير
در جمله ياد شده خداوند، مؤمنان را به انجام دادن كار نيك توصيه كرده; اما سخنى از اين به ميان نياورده است كه كدام عمل، نيك و كدام عمل، بد است و اصولاً معيار نيكى و بدى در اعمال چيست؟ اين مى تواند بدان جهت باشد كه انسان خود مستقلاً مى تواند حسن و قبح و نيكى و بدى را بشناسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 14 - 8
8- بعضى از افعال ، داراى حسن و قبح ذاتى و كافران گرفتار انحراف در تشخيص آن *
زيّن له سوء عمله
در آيه شريفه ميان بينش فرد كافر و ارزش واقعى اعمال، تفكيك شده است; يعنى، در متن واقع عمل او حقيقتاً بد است; ولى كافر آن را زيبا مى بيند و اين مى نماياند كه واقعيت هر عمل، بدون داورى انسان ها، داراى ارزشى مستقل و اصيل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 19 - 1
1 - ابزار شناخت ديوان نامه هاى عمل نيكوكاران ، در دسترس همگان نيست .
و ما أدريك ما علّيّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 8 - 1
1 - ابزار شناخت ديوان نامه هاى اعمال بد ، در دسترس همگان نيست .
و ما أدريك ما سجّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 12
12 - مؤمن آل فرعون ، مردم را به دل نبستن به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح توأم با ايمان ، ترغيب مى كرد .
يـقوم إنّما هـذه الحيوة الدنيا متـع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صـلحًا ... ير
گفته هاى مؤمن آل فرعون با مردم و فرعونيان، در مقام دعوت و تبليغ بود; چنان كه آيه بعد (مالى أدعوكم إلى النجاة . ..) تأييدكننده همين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 171 - 6
6 ـ وعده پاداش و تضمين آن ، از روش هاى قرآن براى ترغيب مردم به ايمان و عمل
انّ اللّه لا يضيع اجر المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 89 - 7
7 - پايبند ساختن بشر به نيكى ها و ارزش ها ، عصاره پيام وحى و دعوت قرآن
من جاء بالحسنة فله خير منها
از اين كه خداوند به جاى هر عمل خاصى، عنوان «الحسنة» را برگزيده و آن را ملاك اصلى رستگارى انسان معرفى كرده است، استفاده مى شود كه همه تكاليف و رهنمودهاى دين، در حقيقتى به نام «حسنه» خلاصه مى شود و وحى الهى با تشويق و رهنمود به نيكى ها، درصدد پايبند ساختن انسان به آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 17
17 - تشويق انسان ها ، به انجام كار هاى شايسته و نويد پاداش به آنان از سوى خداوند
و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 111 - 8
8 ـ لزوم بهره گيرى از ابزار هاى تشويق ( پاداش و . . . ) در گرايش دادن انسان ها به اطاعت خدا و هر كار نيك
إن اللّه اشترى . .. بأن لهم الجنة
اينكه خداوند مؤمنان را با نويد بهشت، به جهاد تشويق كرده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 18 - 8
8 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به كار هاى خير و انفاق در راه خداوند
و أقرضوا اللّه . .. يضـعف لهم و لهم أجر كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 35،38
35 - توصيه و ترغيب خداوند به انجام دادن كار هاى خير ، پيش از فرا رسيدن مرگ
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
38 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق در راه خدا و انجام دادن كار هاى خير
و ءاتوا الزكوة . .. و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خداوند، با يادآورى پاداش بزرگ و فراوان، ايجاد انگيزه نموده و از خصلت نفع طلبى انسان ها بهره جسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 18
18 ـ بهره گيرى قرآن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، در تشويق آنان به اعمال نيك
و ما تنفقوا من خير فلانفسكم . .. و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 5
5 ـ نقش وعده پاداش و تضمين آن در ترغيب به عمل
لهم اجرهم عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 188 - 9
9 ـ انتظار ستايش و تشويق در برابر انجام اعمال نيك ، ناپسند نيست . *
لا تحسبنّ الّذين . .. و يحبّون ان يحمدوا بما لم يفعلوا
با توجّه به مفهوم جمله «يحبّون . .. » (در برابر آنچه انجام نداده اند، خواهان ستايش هستند)، مى توان به دست آورد كه در صورت انجام كار نيك، توقع ستايش و تشويق ناپسند نباشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 25
25 ـ اعتقاد به آگاهى خداوند از اعمال خير ، مشوق انسان به انجام آن نيكيها
و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
جمله «و ما تفعلوا . ..» به منظور ترغيب به اعمال خير بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 9 - 3،6
3 ـ ترغيب انسان ها از سوى خداوند به ايمان و عمل صالح
وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصلحت
6 ـ نويد به پاداش نيك ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسان ها و ترغيب آنان به اعمال صالح
وعد اللّه . .. اجر عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 3
3- حاكميّت ذوالقرنين ، در جهت ترويج ايمان و عمل صالح بود .
قال . .. و أمّا من ءامن و عمل صـلحًا فله جزاءً الحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 17 - 9
9 - خداوند ، انسان ها را به روى آوردن به انجام دادن عمل شايسته ، جهت نيل به سعادت اخروى تشويق كرده است .
فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم . .. جزاء بما كانوا يعملون
اعلام مخفى بودن پاداش مؤمنان و وصف ناپذير بودنش برانگيزاننده انسان ها، جهت دستيابى به آن پاداش است و يادآورى جزاى عمل، مزيد بر تشويق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 12
12 - مؤمن آل فرعون ، مردم را به دل نبستن به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح توأم با ايمان ، ترغيب مى كرد .
يـقوم إنّما هـذه الحيوة الدنيا متـع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صـلحًا ... ير
گفته هاى مؤمن آل فرعون با مردم و فرعونيان، در مقام دعوت و تبليغ بود; چنان كه آيه بعد (مالى أدعوكم إلى النجاة . ..) تأييدكننده همين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 115 - 5
5 - عزم و تصميم جدى براى عمل به توصيه هاى خداوند ، خصلتى ارزشمند است .
و لقد عهدنا إلى ءادم . .. فنسى و لم نجد له عزمًا
تعبير «نيافتيم» به جاى «نبود»، گوياى آن است كه دراين موارد، وجود عزم، مطلوب و مورد انتظار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 76 - 6
6- تضمين پاداش عمل صالح ، از جانب خداوند
والبقيـت الصـلحـت خير عند ربّك ثوابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 46 - 4
4 - مردم ، موظف اند همديگر را در انجام هر كار خالصانه ، يارى دهند .
أن تقوموا للّه مثنى و فردى
احتمال دارد «مثنى» اشاره به اين نكته باشد كه مردم دو نفرى به همديگر كمك كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 20 - 10
10 - شتاب در كار خير و در دفاع از دين و مبلغان دينى ، كارى است شايسته و بايسته .
و جاء من أقصا المدينة رجل يسعى قال يـقوم اتّبعوا المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 4 - 1،2
1 - انسان ها ، در شيوه كار و تلاش و نتيجه آن ، با يكديگر متفاوت اند .
إنّ سعيكم لشتّى
«شتّى» (جمع «شتيت») به معناى متفرق ها است. «سعى» گرچه مفرد است; ولى به قرينه اضافه شدن به «كم»، در معناى جمع است. اين آيه گرچه جواب قسم هاى پيش است; ولى جواب تفصيلى قسم، مطالبى است كه در آيات بعد آمده است. مراد از تفاوت تلاش ها ـ به قرينه آيات بعد ـ تفاوت شيوه ها و پى آمدهاى عمل است.
2 - خداوند ، در تأكيد بر گوناگون بودن تلاش هاى انسان ها و شيوه ها و آثار آن ، به شب و روز و به ذات خويش ، سوگند ياد كرده است .
و الّيل . .. إنّ سعيكم لشتّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 19 - 6
6 - توانمندى هاى انسان و ويژگى هاى جسمى ، اخلاقى و رفتارى او ، داراى ميزانى تعيين شده از سوى خداوند
فقدّره
حدّ نهايى و اندازه هر چيزى را «قدر» آن مى گويند (مقاييس اللغة). بنابراين، تقدير; يعنى، اندازه و مقدار چيزى را مشخص ساختن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 27
27 ـ رفتار آدمى هنگامى كه همراه با تقوا و پارسايى باشد ، موجب قرب به خداوند است .
اذ قربا قرباناً . .. انما يتقبل اللّه من المتقين
«قربان» به عملى گفته مى شود كه با آن قصد تقرب به خدا مى شود. بنابراين قبولى قربانى به معناى حصول تقرب به خداست كه در آيه شريفه مشروط به تقوا شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 7
7 ـ لزوم تقواپيشگى اهل ايمان در سه بعد رفتارى ، اعتقادى و اخلاقى
إذا ما اتقوا و ءامنوا و عملوا الصلحت ثم اتقوا و ءامنوا ثم اتقوا و احسنوا
با توجه به تكرار «اتقوا» به همراه هر يك از جملات «عملوا الصلحت» (بعد رفتارى) و «ءامنوا» (بعد اعتقادى) و «احسنوا» (بعد اخلاقى)، مى توان گفت مراد از «اتقوا» در هر فراز، فرمان به تقوايى مناسب با ساير جملات آن فراز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 109 - 1،2،7
1 ـ لزوم بنا نهادن همه كار ها و برنامه هاى زندگى ، بر اساس تقواى الهى و رضاى خدا
أفمن أسّس بنينه على تقوى من اللّه و رضون
برداشت فوق بر اين پايه است كه «بنيانه» به قرينه فراز پيشين ـ كه مربوط به عمل انسان است (بناى مسجد قبا و مسجد ضرار) ـ به تقدير «عمله» باشد ; يعنى، كسى كه بنيان عملش را بر اساس تقوا قرار دهد.
2 ـ اعمال مبتنى بر تقوا و رضايت الهى ، داراى اساسى محكم و استوار و ارزشى خدشه ناپذير
أفمن أسّس . .. أم من أسّس بنينه على شفا جرف
از قرار گرفتن اين بخش از آيه (أفمن أسس بنيانه على تقوى . .. ) در برابر «أم من أسّس بنيانه على شفا جرف هار» برداشت فوق استفاده مى شود.
7 ـ لزوم داشتن اخلاص و تقوا ، از نخستين مراحل انجام هر كار
أفمن أسّس بنينه على تقوى
تعبير «أسّس بنيانه» تصريح به مراحل آغازين هر عمل دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 11
11 - مؤمنان ، همواره بايد ميان بيم و اميد به سر برند و به اعمال نيك مغرور نشوند .
يـأيّها الذين ءامنوا اركعوا . .. لعلّكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 28 - 12
12- كسانى كه با ارتكاب اعمال زشت در دنيا به خود ستم كرده اند ، در قيامت منكر آن اعمال مى شوند .
الذين تتوفّـهم الملـئكة ظالمى أنفسهم . .. ما كنّا نعمل من سوء
برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه مراد از «ظالمى أنفسهم» ـ به قرينه «ما كنّا نعمل من سوء» (ما مرتكب عمل زشت نمى شديم) ـ اعمال ناپسند و زشتى باشد كه مرتكبان آنها، آن را از خود نفى مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 8 - 3
3 - تناقض گويى كافران مكه ، در انكار معاد و كيفر كردار
إنّكم لفى قول مختلف
با توجه به اين كه آيات پيشين در مورد معاد و جزاى كردار و آيات بعد در زمينه روز جزا است، ممكن است «قول مختلف» نظر به همين موضوع (معاد) داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 5
5 - واگذاركنندگان نامه عمل به انسان ها در قيامت ، برخى را محترم شمرده و با گروهى ديگر برخوردى تحقيرآميز و خفّت بار خواهند داشت .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه . .. و أمّا من أُوتى كتـبه وراء ظهره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 11
11 - لزوم تلاش در اجراى فرمان الهى در حد توان ، حتى با معاف بودن از برخى مراتب آن *
ليس على الأعمى حرج . .. و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّـت
بيان «من يطع. ..» ـ پس از «ليس على الأعمى...» ـ ممكن است بيانگر اين نكته باشد كه: گر چه افراد ناتوان، از شركت در جنگ معاف اند; اما آنان با زنده داشتن روح اطاعت و تلاش در اجراى فرمان هاى الهى و شركت در خدمات پشت جبهه، مى توانند به فيض و پاداش جهاد دست يابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 111 - 4،8
4ـ پاداش ها و كيفر هاى خداوند ، با اعمال و رفتار آدميان مطابقت داشته و كاستى ندارد .
ليوفينّهم ربك أعمـلهم
«توفية» (مصدر يوفى) به معناى به طور كامل و تمام پرداختن است.
8ـ رساندن انسان ها به سزايى كامل و مطابق با اعمال و رفتار آنان ، تنها درخور كسى است كه به تمام اعمال و جزئيات رفتار ايشان آگاه باشد .
ليوفينّهم ربك أعمـلهم إنه بما يعملون خبير
بيان آگاهى خداوند به تمامى اعمال و جزئيات آن ، پس از مطرح ساختن اداى كامل پاداش و كيفر اعمال ، گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 51 - 4
4- كيفر و پاداش الهى به انسان ها در قيامت ، كاملاً مطابق و متناسب با كم و كيف رفتار آدمى است .
ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 126 - 9
9 - كيفيت برانگيختن انسان و جزاى اعمال او در قيامت ، متناسب با عملكرد دنيايى او است .
فنسيتها . .. تنسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 38 - 6
6 - هر عمل نيكى ، داراى مراتب مختلف در نيكى و پاداش هاى گوناگون متناسب با آن عمل نيك است .
رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا
اين كه خداوند، اعمال مردمان الهى را به بهترين نوع عمل پاداش مى دهد، نشانگر آن است كه هر عمل نيكى، داراى انواع و مراتب گوناگون است كه خداوند در مقام جزا، بهترين نوع آن را ملاك قرار مى دهد و به مردمان الهى عطا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 35 - 12
12 - هر عمل نيكى ، داراى مراتب مختلف در نيكى و پاداش هاى متناسب با آن است .
و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون
اين كه خداوند به محسنان مطابق بهترين نوع عملشان پاداش مى دهد، نشانگر آن است كه هر عمل نيكى، داراى انواع و مراتب گوناگون است كه خداوند در مقام جزا، بهترين نوع آن را ملاك قرار داده و به آنان عطا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 70 - 2،3
2 - تناسب و مطابقت كامل كيفر و پاداش الهى ، با رفتار و كردار بندگان
و وفّيت كلّ نفس ما عملت
حذف مضاف در «ماعملت» ـ كه در اصل «جزاء ماعملت» است ـ مى تواند گوياى اين نكته باشد كه جزاى الهى، آن چنان با رفتار بندگان تناسب و مطابقت دارد كه گويا، آنچه داده مى شود خود عمل است نه جزاى آن.
3 - پاداش و كيفر مطابق و متناسب با رفتار ، پاداش و كيفرى است عادلانه و به حق .
و هم لايظلمون . و وفّيت كلّ نفس ما عملت
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، به منزله بيان براى جمله «و هم لايظلمون» مى باشد; يعنى، ظلم نشدن در حق بندگان به اين خاطر است كه هر كسى مطابق آنچه انجام داده، جزا خواهد ديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 11 - 3،8
3 - عمل به توصيه هاى الهى ، داراى پاداش متناسب در پيشگاه خداوند
فافسحوا يفسح اللّه لكم
8 - برخاستن از جاى خود و قرار دادن آن در اختيار ديگران ، داراى پاداشى متناسب در پيشگاه خداوند
و إذا قيل انشزوا فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم
برداشت ياد شده بدان سبب است كه خداوند، برخاستن از جاى خود را مايه بالا رفتن درجه و منزلت فرد قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 36 - 8
8 - پاداش و عطا هاى خداوند به بهشتيان ، داراى نظم و حسابى خاص و مناسب با درجات تقواى آنان است .
إنّ للمتّقين . .. عطاء حسابًا
چنانچه «حساب» به معناى اسم مفعول (محاسبه شده) باشد، مراد از جزاء حساب شده، جزائى است كه با ميزان اعمال تقواپيشگان مناسب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 9 - 4
4 - تناسب عذاب اخروى انسان ، با عملكرد دنيوى او *
يصرّ مستكبرًا . .. اتّخذها هزوًا أُولـئك لهم عذاب مهين
«عذاب مهين» براى مستكبران استهزاگر به آيات الهى، پاسخ خداوند به عملكرد زشت آنان در تحقير و استهزاى آيات او است. بنابراين احتمالاً مى توان نتيجه گرفت كه نوعى همگونى، ميان نوع عذاب و كيفيت عمل انسان وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 62 - 3
3 - مؤمنان به تناسب عملكرد خويش ، برخوردار از بهشت هاى متفاوت *
و لمن خاف مقام ربّه جنّتان . .. و من دونهما جنّتان
در صورتى كه «دونهما» به معناى مرتبه پايين تر باشد، احتمال مى رود كه دو بهشت قبل مخصوص خائفان و اين دو بهشت فروتر، از آنِ كسانى باشد كه در مرتبه پايين تر قرار دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 154 - 11
11 - التزام آدمى به عمل و پايدارى بر آن ، در گرو تطابق آن با انديشه و افكار اوست .
و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت بل أحياء
ارائه انديشه براى فراهم كردن زمينه هاى عمل - كه آيه فوق گوياى آن است - بيانگر برداشت فوق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 27
27 ـ جزاى اعمال در آخرت، متناسب با نوع عمل و روحيات عمل كننده است.
اليوم تجزون عذاب الهون . .. كنتم عن ءايته تسكتبرون
خداوند در برابر روحيه استكبارى و خودبرتربينى ظالمان، آنان را به عذاب خواركننده (الهون) وعده مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 147 - 6
6 ـ كيفر هاى الهى همطراز و متعادل با اعمال و رفتار انسانهاست .
هل يجزون إلا ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 111 - 4،8
4ـ پاداش ها و كيفر هاى خداوند ، با اعمال و رفتار آدميان مطابقت داشته و كاستى ندارد .
ليوفينّهم ربك أعمـلهم
«توفية» (مصدر يوفى) به معناى به طور كامل و تمام پرداختن است.
8ـ رساندن انسان ها به سزايى كامل و مطابق با اعمال و رفتار آنان ، تنها درخور كسى است كه به تمام اعمال و جزئيات رفتار ايشان آگاه باشد .
ليوفينّهم ربك أعمـلهم إنه بما يعملون خبير
بيان آگاهى خداوند به تمامى اعمال و جزئيات آن ، پس از مطرح ساختن اداى كامل پاداش و كيفر اعمال ، گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 51 - 4
4- كيفر و پاداش الهى به انسان ها در قيامت ، كاملاً مطابق و متناسب با كم و كيف رفتار آدمى است .
ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 57 - 6
6 - كيفر هاى اخروى ، متناسب با كردار هاى آدميان در دنيا
و الذين كفروا و كذّبوا بـَايـتنا . .. عذاب مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 8 - 2
2 - وزنه هاى محاسبه اعمال در قيامت ، متناسب با آنها و سنگين يا سبك خواهد بود .
فأمّا من ثقلت موزينه . .. و أمّا من خفّت موزينه
چنانچه كلمه «موازين» جمع «ميزان» (وزنه اى كه با آن متاع را مى سنجند)، باشد، نكته ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 19
19- بيزارى از فحشا ، زشتى و ستم ، نهفته در نهاد آدميان
و ينهى عن . .. لعلّكم تذكّرون
«تذكّر» ياد آوردن چيزى است كه قبلاً انسان به نوعى از آن آگاه بوده و يا بدان تمايل داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 13
13 ـ خداوند پذيراى توبه بنى اسرائيل پس از پشيمانى آنان از رفتار ناپسند و واگذاشتن انديشه هاى ناصحيح دينى
ثم تاب اللّه عليهم
موفق ساختن بندگان بر توبه، مستلزم قبول توبه آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 143 - 23
23 ـ ضرورت توبه به درگاه خدا پس از آگاه شدن به ارتكاب امرى ناروا
قال رب أرنى . .. قال سبحنك تبت إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 28 - 1،4،11
1 ـ زشتكاران بى ايمان، پيروى از شيوه پدرانشان را توجيه كننده كردار خويش مى شمردند.
للذين لا يؤمنون. و إذا فعلوا فحشة قالوا وجدنا عليها ءاباءنا
4 ـ توجيه ارتكاب كارهاى زشت و ناپسند به پندار اجراى فرمان خداوند، برخاسته از نفوذ و ولايت شيطان است.
إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون . .. الله أمرنا بها
11 ـ انتساب حكمى به خداوند بدون يقين به صدور آن از جانب او، امرى نكوهيده و ناپسند
أتقولون على الله ما لا تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 20 - 6
6 - تمسّك به « مشيت الهى » ، براى توجيه اعمال نادرست خود ، نشانه ناآگاهى و جهل انسان است .
و قالوا لو شاء الرحمـن . .. ما لهم بذلك من علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 35 - 6
6- مشركان با استدلال مغالطه آميز ، درصدد بودند تا اعمال و عقايد شرك آلود خود را توجيه كنند .
و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء
در حالى كه خداوند به طور تشريعى از مشركان خواستار اصلاح عقيده خود و گزينش توحيد شده است، آنان براى نفى اين خواسته، آن را با اراده تكوينى در هم مى آميزند تا از خود رفع تكليف كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 1
1 ـ توصيه شدن گنهكاران توبه كننده از جانب خدا به انجام اعمال خير و استفاده هر چه بيشتر از فرصت ها براى جبران گذشته ها
ألم يعلموا أن اللّه يقبل التوبة . .. و قل اعملوا فسيرى اللّه عملكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 7
7 - انجام دادن كار هاى نيك ، توصيه خداوند به مؤمنان
و افعلوا الخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 16 - 11
11 - توصيه خداوند ، به انجام كارهايى كه موجب خير و سعادت بشر است .
خيرًا لأنفسكم
طبق نظر برخى از مفسران و اديبان (مانند زمخشرى و سيبويه)، نصب «خيراً» به خاطر «مفعولٌ به» بودن آن براى فعل محذوف (مانند «اتوا» و يا «افعلوا») است; يعنى، «و اتوا خيراً لأنفسكم و افعلوا ما هو خير لها و انفع».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 51 - 9،13
9 - انجام كار هاى شايسته ، توصيه ديگر خداوند به يكايك پيامبران
يـأيّها الرسل . .. و اعملوا صـلحًا
«عمل» (مصدر «اعملوا») به معناى انجام دادن و «صالحاً» صفت براى موصوف محذوف است;يعنى، «و اعملوا عملاً صالحاً; و كار شايسته انجام دهيد».
13 - استفاده از نعمت هاى الهى ، سپاس گزارى از خدا و انجام اعمال شايسته ، رسم و راه زندگى ترسيم شده از سوى خدا براى يكايك پيامبران و همه مؤمنان
يـأيّها الرسل كلوا من الطّيّبـت و اعملوا صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 52 - 6
6 - پيروى از شيوه زندگى پيامبران ( استفاده از نعمت هاى الهى ، داشتن كردار نيك و پرستش خداى يگانه ) توصيه أكيد خدا به
يكايك امت ها
و إنّ هـذه أُمّتكم أُمّة وحدة و أنا ربّكم
برداشت هاى پيشين بر اين اساس بود كه مراد از ضميرهاى خطاب در كلمه هاى «أمّتكم»، «ربّكم» و «فاتّقون» پيامبران باشد. احتمال ديگر اين است مقصود از اين ضميرها، پيروان هر يك از پيامبران باشد. در اين صورت و با توجه به عطف اين آيه به آيه قبل، معناى آن چنين مى شود: ما همان گونه كه شيوه زندگى را به يكايك پيامبران توصيه كرديم، به مردم نيز سفارش نموديم كه به آنان اقتدا كنند و از آيين آنان پيروى نمايند و از تغيير و تبديل در آن و يا اتخاذ شيوه ديگرى غير از آن سخت بپرهيزند. گفتنى است كه آيه بعدى، اين احتمال را تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 14
14 - موعظه و رهنمود داوود ( ع ) به دو برادر متخاصم ، با توصيه به ايمان و نيك كردارى و پرهيز از تجاوز به حقوق يكديگر
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا ... و قليل ما هم
بيان اين نكته مهم و كلى كه «بسيارى از شريكان در حق يكديگر ستم مى كنند و تنها مؤمنان نيك كردار چنين نيستند»; مى تواند نوعى رهنمود و موعظه از سوى داوود(ع) به دو برادر متخاصم باشد. گفتنى است كه درخواست رهنمود از داوود(ع) از سوى آن دو نفر (و اهدنا إلى سواء الصراط) مؤيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عصر - 103 - 3 - 3
3 - انجام دادن تمام كار هاى شايسته ، توصيه خداوند به مؤمنان
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
حرف «ال» در «الصالحات»، آن را بر تمام اعمال صالح تعميم داده است. از آن جا كه هرگاه عموم حقيقى امكان پذير نباشد، عموم عرفى مورد نظر است; مراد اعمال صالحى است كه براى شخص مؤمن مقدور مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 62 - 10
10 - انجام تكاليف و پايبندى بدان ها ، توصيه خداوند به انسان ها
و لانكلّف نفسًا إلاّ وسعها . .. و هم لايظلمون
نفى تكاليفى سخت از شريعت، بيانگر امتنان الهى نسبت به انسان ها و توصيه اى است به آنان كه از انجام تكاليف و پايبندى به آنها فرو گذار نكنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 105 - 6
6 - توفيق انجام وظيفه با كمترين صدمه و زيان ، از پاداش هاى الهى به محسنان
قد صدّقت الرءيا إنّا كذلك نجزى المحسنين
كلمه «كذلك» متشكل از دو كلمه حرف تشبيه (كاف) و اسم اشاره (ذلك) است و مشاراليه مصدرى است كه از «صدّقت» گرفته شده است; يعنى، «كما جزيناه بالعفو عن ذبح إبنه نجزى المحسنين; همان گونه كه به ابراهيم با گذشت كردن از قربانى كردن فرزندش، پاداش داديم، به محسنان نيز چنين پاداش خواهيم داد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 217 - 1،5
1 - رهنمود الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در توكل بر خداوند براى انجام وظايف دشوار خويش
فإن عصوك فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون . و توكّل على العزيز الرحيم
5 - توكل بر خدا ، حقيقتى مطرح در عرصه عمل و انجام وظيفه و نه فرو هشتن تكليف
و توكّل على العزيز الرحيم
با توجه به فرمان هاى «و أنذر عشيرتك»، «و اخفض جناحك لمن اتبعك» و «فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون» معلوم مى گردد كه توكل بر خدا به معناى بر زمين گذاشتن تكليف نيست; بلكه حقيقت توكل در عرصه عمل و انجام وظيفه معنا مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 12 - 5
5 - آثار و پى آمد هاى خوب و بد رفتار و كردار انسان ها ، نوشته و ثبت مى شود .
و نكتب . .. ءاثـرهم
برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه مقصود از «آثار» آثار و پى آمدهاى اعمال و رفتار انسان ها باشد; يعنى، خداوند هم اعمال و رفتار انسان ها را ثبت مى كند و هم آثار و پى آمدهاى آن ها را در زندگى فردى و اجتماعى شان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 181 - 11
11 - ثبت اعمال و گفتار انسان و مسؤوليت وى ، در برابر آنها
سنكتب ما قالوا و قتلهم الانبيآء بغير حقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 81 - 6،8
6 ـ خداوند خود ثبت كننده گفته ها و توطئه هاى سرى توطئه گران در پرونده اعمال آنان
و اللّه يكتب ما يُبيّتون
8 ـ ثبت تمامى رفتار و گفتار آدميان در پرونده اعمالشان
و اللّه يكتب ما يُبيّتون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 7
7 ـ خداوند ، گناهان مقتول به ناحق را به پاى قاتل او ثبت خواهد كرد .
انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «اثمى»، مطلق گناهان باشد. برداشت فوق را فرمايش منقول از امام باقر(ع) تأييد مى كند كه فرمود: من قتل مؤمناً متعمداً اثبت اللّه عليه جميع الذنوب و برى المقتول منها و ذلك قول اللّه تعالى «انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار».
ثواب الاعمال و عقاب الاعمال (مترجم)، ص 636، ح 9، باب عقاب من قتل نفساً متعمداً; نورالثقلين، ج 1، ص 613، ح 133.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 17
17 ـ تمامى حركات و رفتار آدمى در اين جهان ، ثبت و ضبط خواهد شد .
لا يصيبهم ظمأ . .. إلا كتب لهم به عمل صلح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 21 - 15،16
15 ـ اعمال انسان ها توسط فرشتگان مراقب ، ثبت مى شود .
إن رسلنا يكتبون ما تمكرون
16 ـ فرشتگان مراقب اعمالِ مردمان ، از نوشتن هيچ عملى ـ هر چند كه كوچك و اندك باشد ـ فروگذارى نمى كنند .
إن رسلنا يكتبون ما تمكرون
كلمه «ما» در «ما تمكرون» افاده عموم مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 25 - 9
9- اعمال انسان ها و پيامد آنها ، كاملاً ثبت و ضبط مى شود .
ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيـمة و من أوزار الذين يضلّونهم
اگرچه در اين آيه سخن از گناه به ميان آمده است و اينكه گناه كاران گناه خودشان را بر دوش خواهند كشيد، اما گناه خصوصيتى ندارد و نمونه است براى اينكه اثبات كند: همه اعمال ثبت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 13 - 4
4- خداوند اعمال انسان را در دنيا ثبت كرده و در قيامت ، به صورت كتابى گشوده در برابر او ظاهر خواهد ساخت .
و نخرج له يوم القيـمة كتـبًا يلقـه منشورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 9
9- انسان ها ، عملكرد دنيوى خويش را در قيامت ، به صورت مجموعه اى ثبت شده و مكتوب دريافت مى كنند .
فمن أُوتى كتـبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 2
2- اَعمال تمام انسان ها ، در كتابى جامع ثبت مى شود .
و وضع الكتـب فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه
چنان چه مراد از «الكتاب» جنس و ماهيّت كتاب باشد. ممكن است، جمله «وضع الكتاب» دلالت كند كه اعمال همه آدميان، در يك كتاب ثبت شده و در قيامت، به آن ها نشان داده خواهد شد. برداشت بالا، ناظر به اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 52 - 5
5 - اعمال آدميان ، در عين منزه بودن خداوند از جهل و فراموشى ، در كتابى بى كم وكاست ( لوح محفوظ ) ثبت و ضبط مى شود .
علمها عند ربّى فى كتـب لايضلّ ربّى و لاينسى
جمله «لايضلّ. ..» ممكن است در مقام دفع اين توهم باشد كه اگر اعمال آدميان نوشته و ثبت مى گردد، به اين جهت نيست كه چيزى از پروردگار جهان مخفى باشد و يا نسيان در او راه پيدا كند; بلكه جهات ديگرى دارد. نكره آوردن «كتاب» بر تفخيم آن از لحاظ احاله كامل بر جزئيات، دلالت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 94 - 6
6- هريك از اعمال صالح مؤمنان به وسيله خداوند ، ثبت و نوشته خواهد شد .
فمن يعمل من الصـلحـت . .. إنّا له كـتبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 70 - 4
4 - اعمال مردمان در نامه اى ثبت و نگه دارى مى شود .
اللّه أعلم بما تعملون . .. إنّ ذلك فى كتـب
«ذلك» اشاره دارد به مضمون جمله «ما تعملون» در آيه 68; يعنى، آنها (اعمال شما)، همگى در كتابى ثبت و ضبط مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 62 - 5
5 - ثبت دقيق اعمال آدميان در كتابى نزد خداوند
و لدينا كتـب ينطق بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 12 - 9
9 - تمامى رفتار و آثار انسان ، در كارنامه روشن و در لوح محفوظ ، شمارش و ثبت مى شود .
و كلّ شىء أحصينـه فى إمام مبين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمله «و كلّ شىء. ..» تأكيد براى جمله «و نكتب ما قدّموا...» و مربوط به اعمال انسان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 6
6 - تمامى اعمال بندگان ثبت و درج شده و در قيامت به صورت نوشته اى ظاهر خواهد شد .
و وضع الكتـب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 19 - 11
11 - گفته ها و باور هاى انسان ، مورد ثبت و ضبط قرار مى گيرد .
ستكتب شهـدتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 80 - 7،8
7 - مأموران الهى براى ثبت اعمال ، هميشه در كنار انسان و ناظر بر اعمال او
بلى و رسلنا لديهم يكتبون
8 - ثبت اعمال خلق ، به وسيله مأموران الهى
بلى و رسلنا لديهم يكتبون
با الغاى خصوصيت از مورد آيه شريفه، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 4 - 8
8ـ اعمال آدميان ، محفوظ در كتابى نزد خداوند *
و عندنا كتـب حفيظ
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه صدر آيه «قد علمنا. ..» نظر به معاد خود انسان و «عندنا...» نظر به احضار و نماياندن اعمال وى داشته باشد; زيرا تعبير «كتاب...» در مورد ثبت اعمال به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 18 - 1
1ـ دريافت و ثبت حتمى هر سخن آدمى به وسيله توسط مراقبى آماده و گوش بزنگ
ما يلفظ من قول إلاّ لديه رقيب عتيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 52 - 2
2 - ثبت و ضبط تمامى كردار هاى آدميان ، در ديوان اعمال آنان
و كلّ شىء فعلوه فى الزّبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 53 - 1
1 - تمامى اعمال كوچك و بزرگ آدميان ، مكتوب در صحيفه اعمال ايشان
و كلّ صغير و كبير مستطر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 33 - 3
3 - انسان ، در برابر عقايد و باور هاى خويش ، مسؤول بوده و همه آنها در نامه اعمال او ثبت است .
من أُوتى كتـبه . .. و لم أدر ما حسابيه... خذوه... فاسلكوه . إنّه كان لايؤمن بالل
خداوند علت سرنوشت بد و عذاب كافران را، ايمان نياوردن به خداى بزرگ دانسته است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه انسان در برابر مجموعه عقايد و انديشه هاى خويش، مسؤول است و بايد در برابر خداى بزرگ پاسخگو باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 4
4 - انسان ، در برابر تمامى رفتار هاى فردى و اجتماعى خويش ، مسؤول بوده و همه آنها در نامه اعمال او ثبت است .
من أُوتى كتـبه. .. و لم أدر ما حسابيه ... و لايحضّ على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 29 - 3
3 - هيچ يك از كردار و پندار هاى انسان ها نابود نمى شود و در نامه عمل آنان باقى مى ماند .
و كلّ شىء أحصينه كتبا
«كلّ شىء» ممكن است جمع عرفى باشد; يعنى، هر چيزى كه در ثواب و عقاب مؤثر است. به قرينه دو آيه قبل، باور نداشتن معاد و نيز تكذيب آيات الهى، از جمله آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 10 - 1
1 - اعمال انسان ها ، در طومارهايى ، نوشته و ثبت مى گردد .
و إذا الصحف نشرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 5 - 4
4 - تمام كردار هاى انسان ، ثبت شده و محفوظ مى ماند .
علمت نفس ما قدّمت و أخّرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 10 - 2
2 - كردار هر انسان ، به وسيله مأموران الهى نگه دارى مى شود .
و إنّ عليكم لحـفظين
مراد از «حفاظت» ـ به قرينه آيات بعد ـ نگهدارى اعمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 11 - 3
3 - فرشتگان ناظر بر انسان ، براى محافظت دقيق از كردار او ، آن را ثبت كرده و از آن سندى مكتوب برمى دارند .
كـتبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 4
4 - تكذيب كنندگان قرآن و منكران معاد ، خود رقم زننده نامه عمل خويش اند و كردار ناپسند خود را در آن ذخيره مى سازند .
بمايوعون
به قرينه آيات پيشين ـ كه درباره نامه هاى اعمال بود ـ مى توان گفت: مراد از «وعاء» در «يوعون»، همان نامه عمل است كه
منكران معاد آن را ظرف كردار خود ساخته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 27 - 7
7 - « روى أنّ بعضَ أصحاب أبى جعفر ( ع ) محمّدبن علىّ الباقر ( ع ) سأله عن قول اللّه تعالى « إلاّ من ارتضى من رسول فإنّه يسلك من بين يديه و من خلفه رصداً » فقال يوكّل اللّهُ بأنبيائه ملائكةً يُحْصُون أعمالَهم ;
روايت شده كه بعضى از اصحاب امام باقر(ع) از ايشان درباره سخن خداوند متعال: «إلاّ من ارتضى من رسول فإنّه يسلك من بين يديه و من خلفه رصداً» سؤال كرد، فرمود: خداوند فرشتگانى را بر پيامبران خود گمارده است تا اعمال آنان را شمارش و ضبط كنند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 152 - 12
12 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « ان الملك ينزل الصحيفة اول النهار و اول الليل يكتب فيهاعمل ابن آدم فاملوا فى اول ها خيراً و فى آخر ها خيراً فان اللّه يغفر لكم ما بين ذلك انشاء اللّه ، فان اللّه يقول : اذكرونى اذكروكم ;
ملك كارنامه عمل ]انسان[ را در اول روز و اول شب مى آورد و اعمال بنى آدم را ثبت مى كند، پس سعى كنيد در اول روز و اول شب خوبى را املا نماييد كه خداوند ان شاء اللّه ما بين آن را مى بخشد; زيرا خداوند مى فرمايد: «اذكرونى اذكركم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 17 - 4
4ـ ثبت اعمال نيك انسان ، به وسيله يك فرشته و ثبت اعمال بد وى ، بهوسيله فرشته اى ديگر
إذ يتلقّى المتلقّيان عن اليمين و عن الشمال قعيد
برداشت بالا بدان احتمال است كه تعيين دو دريافت گر و حضور هر يك در طرفى خاص اشاره به مطلب فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 14 - 6
6 - كردار بدكاران ، از نظر مأموران الهى مخفى نمانده و در نامه عمل آنان ثبت خواهد شد .
كـتبين . يعلمون ما تفعلون ... و إنّ الفجّار لفى جحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 3
3 - كردار بدكاران ، ثبت و ضبط شده و در نامه عمل آنان باقى خواهد ماند .
كتـب الفجّار
«كتاب الفجّار»، صحيفه اى است كه در آن، اعمال فاجران ثبت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 11
11 - « روى عن النبى (صلی الله علیه و آله) أنّه قال : إذا ذكر العبد ربّه فى قلبه كتب اللّه له ذلك فى صحيفة ثمّ يعارض الملائكة يوم الخميس فيريهم اللّه ذكر عبده له بقلبه فيقول الملائكة ربّنا عمل هـذا العبد قد أحصيناه أمّا هـذا العمل فمانعرفه فيقول الربّ إن عبدى قد ذكرنى بقلبه فأثبتُّه فى صحيفته فذلك قوله « إنّا كنّا نستنسخ ما كنتم تعملون » ;
از پيامبر(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: هرگاه بنده در قلب خود خدا را ياد كند، خداوند آن را در كتابى ثبت مى كند. سپس خداوند، در روز پنج شنبه اين ذكر قلبى را به ملائكه نشان مى دهد. ملائكه مى گويند: پروردگارا! عمل اين بنده را ما احصا نموده ايم; اما اين عمل را ما نمى شناسيم!؟ پروردگار گويد: بنده من، مرا در قلب خود ياد كرد. پس آن را در كتاب عمل وى ثبت نمودم و اين است سخن خداوند كه مى فرمايد: إنّا كنّا نستنسخ ما كنتم تعملون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 26 - 3
3 - حساب و نتيجه اعمال كافران دوزخى ، در نامه اعمالشان درج شده و روشن است .
و لم أدر ما حسابيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 18 - 4
4 - كردار نيكوكاران ، ثبت و ضبط شده ، در نامه عمل آنان باقى خواهد ماند .
كتـب الأبرار
«كتاب الأبرار» صحيفه اى است كه در آن اعمال نيكوكاران ثبت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 96 - 1
1- سنت الهى بر ثبت اعمال مؤمنان براى پاداش و محروميت هلاك شدگان از بازگشت به دنيا ، تا خروج يأجوج و مأجوج ( انقراض دنيا ) ادامه خواهد داشت .
فمن يعمل . .. و حرم على ... حتّى إذا فتحت يأجوج و مأجوج
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «حتى» معناى غايت را افاده كند. البته ميان اهل ادب در افاده آن براى غايت، اختلاف نظر وجود دارد; ولى از سياق و آهنگ آيه، غايت قابل استفاده است. براين اساس «حتّى إذا فتحت...» غايت براى «فمن يعمل من الصالحات... و حرام قرية...» خواهد بود. گفتنى است كه نوع مفسران بر آنند كه مقصود از يأجوج و مأجوج، دوگروه از مردمى هستند كه در آخر الزمان ظاهر مى شوند و به تاختوتاز و فتوحات دست مى زنند و پس از مرگ آنان، عمر دنيا به پايان مى رسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 84 - 7
7- اعمال نارواى انسان ها ، ثبت شده و تعداد آن مضبوط مى ماند .
إنّما نعدّ لهم عدًّا
مفعول «نعدّ» (شمارش مى كنيم) محذوف است. برخى آن را لحظات عمر دانسته و عده اى گفته اند: مراد شمارش اعمالى است كه بر اثر مهلت يافتن كافران، از آنان صادر مى شود و بر سيئاتشان افزوده مى گردد. برداشت يادشده براين مبنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 17 - 4
4ـ ثبت اعمال نيك انسان ، به وسيله يك فرشته و ثبت اعمال بد وى ، بهوسيله فرشته اى ديگر
إذ يتلقّى المتلقّيان عن اليمين و عن الشمال قعيد
برداشت بالا بدان احتمال است كه تعيين دو دريافت گر و حضور هر يك در طرفى خاص اشاره به مطلب فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 11 - 5
5 - تكذيب قيامت ، در نامه عمل تكذيب كنندگان ثبت شده و براساس آن كيفر خواهند ديد .
كتـب مرقوم . ويل يومئذ للمكذّبين . الذين يكذّبون بيوم الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 14 - 5
5- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله : « اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم » قال : يذكر بالعبد جميع ما عمل و ما كتب عليه حتى كأنه فعله تلك الساعة فلذلك قالوا : يا ويلتنا ما لهـذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة إلاّ أحصاها » ;
از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم» روايت شده است كه فرمود: همه اعمالى كه بنده انجام داده و بر او نوشته شده است به يادش مى آورند; به گونه اى كه گويى همان لحظه انجام داده است. پس بدين جهت گويند: يا ويلتنا ما لهـذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة إلاّ أحصاها».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 10،12
10- مجرمان ، از جامعيّت و دقّت كتاب اَعمال آدميان ، شگفت زده و به شدت نگران خواهند شد .
يـويلتنا مال هـذا الكتـب لايغادر صغيرة و لاكبيرة
12- نامه اَعمال ، دربرگيرنده ريز و درشت كردار ها و به شمارآورنده كمترين عمل انسان است .
لايغادر صغيرة و لاكبيرة إلاّ أحصيها
«غدر» و «مغادرة» به معناى ترك است و «لايغادر. ..» يعنى هيچ كوچك و بزرگى را فروگذار نكرده و نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 33 - 3
3 - انسان ، در برابر عقايد و باور هاى خويش ، مسؤول بوده و همه آنها در نامه اعمال او ثبت است .
من أُوتى كتـبه . .. و لم أدر ما حسابيه... خذوه... فاسلكوه . إنّه كان لايؤمن بالل
خداوند علت سرنوشت بد و عذاب كافران را، ايمان نياوردن به خداى بزرگ دانسته است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه انسان در برابر مجموعه عقايد و انديشه هاى خويش، مسؤول است و بايد در برابر خداى بزرگ پاسخگو باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 67 - 8
8 ـ ضرورت توجه مجاهدان به ناپايدارى مظاهر دنيوى و جاودانگى مواهب اخروى
تريدون عرض الدنيا و اللّه يريد الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 46 - 3
3- كار هاى شايسته ، داراى ثبات بوده و ماندگار هستند .
و البـقيـت الصـلحـت خير
طبيعى سخن آن بود كه «الباقيات» وصف براى «الصالحات» باشد; زيرا، اَعمال صالح هستند كه متَّصف به ماندگارى مى شوند، ولى اين جابه جايى در تعبير، به جهت مناسبت با مطالب آيات قبل و تكيه بر بقاى عمل صالح در برابر اضمحلال حيات دنيا و زينت هاى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 19 - 2
2 - جايگاه نامه هاى عمل نيكوكاران ، داراى ويژگى هايى فراتر از حد بيان است .
و ما أدريك ما علّيّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 95 - 1،2
1- عدم امكان بازگشت امت هاى هلاك شده به دنيا و تدارك اعمال خويش
و حرم على قرية أهلكنـها أنّهم لايرجعون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «حرام» خبر مقدم و مصدر مؤوّل (رجوع) در «أنّهم لايرجعون» مبتداى مؤخّر باشد. هم
چنين «لا» در «لايرجعون» زايده و مقصود از رجوع، بازگشت به دنيا باشد.
2- جوامع هلاك شده ، آرزومند بازگشت به دنيا و تدارك اعمال خويش اند .
حرم على قرية أهلكنـها أنّهم لايرجعون
اگر مراد از بازگشت، بازگشت به دنيا باشد; با توجه به تأكيد خداوند (حرام. .. أنّهم لايرجعون) چنين استفاده مى شود كه امت ها خواهان بازگشت بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 58 - 4
4 - بازگشت به دنيا ـ حتى براى احسان كردن و جبران گذشته ها ـ براى هيچ كس ممكن نيست .
لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 100 - 2،8
2 - كافران در هنگام مرگ ، آرزومند يافتن فرصتى دو باره ، براى تدارك فرصت هاى از دست رفته و جبران بدى هاى گذشته خود ، با انجام اعمال نيك
قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صـلحًا فيما تركت
8 - تعهد كافران در هنگام مرگ ، بر تدارك بدى هاى گذشته با انجام نيكى ها ، تعهدى بى پشتوانه و غير عملى
قال ربّ ارجعون . .. كلاَّ إنّها كلمة هو قائلها
در برداشت بالا، جمله «إنّها كلمة هو قائلها» تعليل براى ردّ درخواست كافران گرفته شده است; يعنى، ردّ خواسته آنها، بدان جهت است كه آنان بدان، عمل نخواهند كرد; چون اگر آنها اهل عمل بودند، در گذشته انجام مى دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 21
21 - تكميل نقايص عملكرد نيك از سوى خدا ، نشانى از مغفرت بى پايان او است .
و من يقترف . .. إنّ اللّه غفور شكور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 16
16 - جبران كاستى اعمال نيك مؤمنان ، از سوى خداوند
و من يقترف حسنة نزد له فيها حسنًا
برداشت ياد شده بنابر نظر عده اى از مفسران است كه «نزد له فيها حسناً» را بدين معنا گرفته اند: اگر در انجام عمل نيك نقص و كاستى باشد، خداوند آن را جبران نموده و بر حسن آن مى افزايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 11
11 ـ غفلت و جهل انسان نسبت به حقيقت اعمال خود در دنيا
فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 3 - 4
4 - عمل گروهى از مردم ، در قيامت حبط خواهد شد .
عاملة ناصبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 264 - 1،2،4،8،10
1 ـ اهل ايمان نبايد صدقات خود را با منّت گذاردن و آزار رسانيدن ، باطل و بى اثر سازند .
يا ايّها الّذين امنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى
2 ـ منّت و آزار ، باطل كننده صدقات
يا ايّها الّذين امنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى
4 ـ منّت و آزار و رياى در عمل ، موجب از بين رفتن طاعات و نتايج اعمالِ نيكِ آدمى
لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس
8 ـ ريا و كفرِ به خدا و قيامت ، موجب بطلان صدقات و اعمال خير
لا تبطلوا . .. كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس و لا يؤمن باللّه و اليوم الاخر
10 ـ بى ثمر بودن انفاق هاى همراه با منّت و آزار و يا ريا
فمثله كمثل صفوان . .. لا يقدرون على شىء مما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 266 - 3،10
3 ـ آزار و ريا و منّت ، موجب از بين رفتن انفاق مى گردد ; به گونه اى كه نه مال انفاق شده و نه آثار با بركت آن را بتوان تدارك كرد .
لا تبطلوا صدقاتكم بالمن . .. ايودّ احدكم ان تكون له جنّة ... فاحترقت
10 ـ تباهى اعمال انجام شده براى غير خداوند و اندوه فراوان انجام دهنده آن در قيامت
ايودّ احدكم . .. فاحترقت
وجه تشبيه بين «اصابه الكبر» و انفاقهاى باطل، ناتوانى جبران گذشته و تأمين آينده است و فرض اين معنا در طرف مشبّه هنگام مرگ و قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 22 - 1،4،8
1 ـ حَبط و تباهى اعمال كافران و قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، در دنيا و آخرت
انّ الذين يكفرون . .. اولئك الّذين حبطت اعمالهم فى الدنيا و الاخرة
4 ـ اعمال كافران ، قاتلان انبيا و قاتلان عدالتخواهان ، فاقد اعتبار و ارزش اجتماعى *
انّ الذين يكفرون . .. حبطت اعمالهم
به نظر مى رسد حبط عمل در دنيا، به معناى عدم اعتبار آن اعمال و نتايجش باشد.
8 ـ كافران و قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، هيچگونه ياور و شفيعى در برابر اراده خداوند نسبت به حبط اعمال خود ندارند .
انّ الذين يكفرون . .. حبطت اعمالهم ... و ما لهم من ناصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 53 - 15
15 ـ تباهى كردار نيك آدمى ، خسران و زيانكارى است .
حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 53 - 4
4 ـ متخلفان از جنگ ، فاسق و اعمالشان در نزد خداوند بى ارزش است .
إنكم كنتم قوماً فسقين
روى سخن در اين بخش از آيات با منافقانى است كه از شركت در جنگ تبوك خوددارى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 2 - 4
4 - اعمال ابولهب ، حبط شده و سودى به حال او ندارد .
ما أغنى عنه ماله و ما كسب
تعبير «ما كسب»، بر اعمال و نتيجه آنها صادق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 18 - 13
13- « عن محمدبن مسلم قال : سمعت أباجعفر ( ع ) يقول : . . . ان ائمة الجور و أتباعهم لمعزولون عن دين الله قد ضلّوا و اضلّوا ، فأعمالهم التى يعملونها « كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف . . . » ;
محمدبن مسلم گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: پيشوانان ستمگر و پيروان آنان، از دين خدا جدا شده اند. همانا گمراه گشته و گمراه كننده اند. پس اعمالى را كه انجام مى دهند [همان گونه است كه خداوند فرموده]: كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 16 - 3
3ـ اعمال نيك دلبستگان به دنيا و زيبايى هاى آن ، در آخرت حبط شده و در پيشگاه خداوند ارزشى نخواهد داشت .
أُولـئك . .. و حبط ما صنعوا فيها
ضمير در «فيها» به «الحياة الدنيا» برمى گردد و ظرف «حبط» ـ به قرينه «فى الأخرة» در فراز قبل ـ جهان آخرت است; يعنى: و حبط فى الأخرة ما صنعوا فى الدنيا. با توجه به معناى صنيعة (عمل خير) به نظر مى رسد، مراد از «ما صنعوا» اعمال نيك، همانند دستگيرى از مستمندان و ... و مقصود از «ما كانوا يعملون» اعمال متعارف، همانند تجارت و ... باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 147 - 9
9 ـ تباه شدن اعمال نيك آدمى و بى ارزش شدن آنها در پيشگاه خدا ، از كيفرهاست .
حبطت أعملهم هل يجزون إلا ما كانوا يعملون
تبيين اين حقيقت كه انسانها سزايى جز بازتاب اعمال خودشان ندارند، پس از بيان تباهى اعمال بر اثر تكذيب آيات، بيانگر اين است كه تباه شدن اعمال نيك نيز به نوبه خود كيفرى است كه بر تكذيب آيات و انكار قيامت مترتب مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 18 - 13
13- « عن محمدبن مسلم قال : سمعت أباجعفر ( ع ) يقول : . . . ان ائمة الجور و أتباعهم لمعزولون عن دين الله قد ضلّوا و اضلّوا ، فأعمالهم التى يعملونها « كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف . . . » ;
محمدبن مسلم گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: پيشوانان ستمگر و پيروان آنان، از دين خدا جدا شده اند. همانا گمراه گشته و گمراه كننده اند. پس اعمالى را كه انجام مى دهند [همان گونه است كه خداوند فرموده]: كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 57 - 3
3 ـ در قيامت ، كافران از اعمال صالح خويش ، بهره اى نمى برند .
و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات فيوفيهم اجورهم
چون پاداش الهى مشروط به توأم بودن ايمان و عمل صالح است، بنابراين عمل صالح بدون ايمان، پاداش الهى را در پى نخواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 17 - 8
8 ـ كفر به خدا ، مايه حبط و بى ارزشى و فاسد شدن اعمال نيك كافران است .
ما كان للمشركين أن يعمروا مسجد اللّه شهدين على أنفسهم بالكفر أولئك حبطت أعملهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 69 - 11،13
11 ـ حبط و سقوط ارزش و بى ثمر بودن اعمال كافران و منافقان ، در دنيا و آخرت
وعد اللّه المنقين . .. أولئك حبطت أعملهم فى الدنيا و الأخرة
13 ـ بى تأثير ماندن دسيسه هاى منافقان و كافران طول تاريخ ، در از بين بردن ارزش هاى الهى ، عبرتى است براى دنبال كنندگان راه آنان . *
كالذين من قبلكم . .. أولئك حبطت أعملهم فى الدنيا و الأخرة
با توجه به اينكه منظور از اعمال در «أعمالهم» مى تواند روشهاى خائنانه آنان در قبال اديان الهى باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 18 - 2،8
2- عمل نيك كافران ارزشى ندارد و حبط مى شود .
مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف
8- كافران ، در آخرت قادر به بهره بردارى از اعمال نيك خويش نخواهند بود و از آن محروم خواهند شد .
أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف لايقدرون ممّا كسبوا على شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 13
13- آفرينش آسمان ها و زمين ( عالم آفرينش ) ، دليل قدرتمندى خداوند بر تحقق وعده عذاب كافران و حبط عمل نيكشان
من ورائه جهنّم . .. مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح ... ألم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 6،9
6- حبط اَعمال كافران ، همان ضايع شدن سعى و تلاش دنيوى آنان است .
الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا . .. فحبطت أعمـلهم
9- كافران ، به رغم كار و تلاش در دنيا ، در روز قيامت و ملاقات پروردگار ، تهيدست و بى توشه اند .
الذين كفروا . .. فحبطت أعمـلهم فلانقيم لهم يوم القيـمة وزنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 106 - 4
4- استهزاى آيات و پيامبران الهى ، شيوه كافران و عامل دوزخى شدن و حبط عمل آنان است .
جزاؤهم جهنّم بما كفروا واتخذوا ءايـتى و رسلى هزوًا
«هزواً» و «هزءاً» به يك معنا است و مصدرى است كه حمل آن بر «آيات» و «رسل» براى مبالغه است. راغب، آن را «شوخى ناآشكار» و ديگران، آن را «تمسخر» معنا كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 5
5 - اعمال نيك كافران ، حبط شده و براى آنان ثمره اخروى نخواهد داشت .
و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا
اگر سراب گونه بودن اعمال كافران، در رابطه با قيامت باشد، قهراً مى تواند اشاره به حبط اعمالشان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 25
25 - حبط عمل صالح غير مؤمنان ، بر خداوند ، آسان است .
فأحبط اللّه أعمـلهم و كان ذلك على اللّه يسيرًا
در صورتى كه مشاراليه «ذلك» اِحباط باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 8 - 2
2- فرجام نهايى كافران ، به رو افتادن در خاكِ مذلت و از دست دادن تلاش ها است .
و الذين كفروا فتعسًا لهم و أضلّ أعمـلهم
بنابراين كه جمله «فتعساً لهم» خبريه باشد و با توجه به اين كه «تعس» به معناى به رو در افتادن است ـ كه حاكى از نهايت ذلت است ـ مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 9 - 1
1- ناخشنودى كافران از پيام وحى ، باعث حبط اعمال آنان و گرفتار آمدنشان به نفرين الهى
فتعساً لهم و أضلّ أعمـلهم . ذلك بأنّهم كرهوا ما أنزل اللّه
بنابراين كه «ذالك» اشاره به «فتعساً لهم و أضلّ أعمالهم» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 17 - 7
7 ـ اعمال نيك مشركان در نزد پروردگار حبط شده ، بى ارزش و فاسد است .
ما كان للمشركين أن يعمروا مسجد اللّه شهدين على أنفسهم بالكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 69 - 11
11 ـ حبط و سقوط ارزش و بى ثمر بودن اعمال كافران و منافقان ، در دنيا و آخرت
وعد اللّه المنقين . .. أولئك حبطت أعملهم فى الدنيا و الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 22
22 - خداوند ، همه اعمال خير منافقان را حبط مى كند .
فأحبط اللّه أعمـلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 4
4 - تمامى آدميان ، بى كمترين ظلم و كاستى به نتايج اعمال خويش خواهند رسيد .
و خلق اللّه . .. و لتجزى كلّ نفس بما كسبت و هم لايظلمون
مجهول آمدن فعل «تجزى» مى نماياند كه هر چند آدميان رغبت به دريافت جزاى اعمال خود نداشته باشند، به ايشان جزا داده خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 30 - 6
6- خداوند ، هيچ يك از اَعمال نيك را بدون اجر و مزد نخواهد گذاشت .
إنّا لانضيع أجر من أحسن عملاً
نكره بودن «عملاً» در اين جمله، دال بر اطلاق است، لذا شامل هرگونه عمل كوچك يا بزرگ، كم يا زياد مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 19
19 ـ اجر و پاداش عمل نيك مؤمنان ، در پيشگاه الهى محفوظ بوده و ضايع نخواهد شد .
إن اللّه لا يضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 46 - 6
6 - كوچك ترين عملكرد شايسته و نيك آدمى ، بدون پاداش نخواهد بود .
من عمل صـلحًا . .. و ما ربّك بظلّـم للعبيد
از تنكير «صالحاً» ـ كه مى تواند براى تقليل باشد ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 1 - 2
2- حسابرسى اعمال مردم ، قريب الوقوع و تخلف ناپذير است .
اقترب للناس حسابهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 5 - 5
5 - بازگشت به خداوند جهت محاسبه اعمال ، امرى گريزناپذير است .
و إلى اللّه ترجع الأُمور
به كارگيرى فعل مجهول (ترجع) بيانگر آن است كه مسأله بازگشت به محضر خداوند، دل بخواهى نبوده و انسان ها ـ چه بخواهند و چه نخواهند ـ به حضور او بازگشت داده خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 18 - 2
2 - حضور مردم در پيشگاه خداوند در قيامت و حسابرسى اعمال آنان ، قطعى و ترديدناپذير است .
يوم يقوم الناس لربّ العـلمين . كلاّإنّ كتـب الفجّار ... كلاّإنّ كتـب الأبرار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 10 - 3
3 - قيامت روز بى ثمر ماندن نيرو هاى درونى و بيرونى انسان ، در برابر حسابرسى كار هاى پنهانى او است .
فما له من قوّة و لا ناصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 26 - 1
1 - خداوند ، حسابرسى اعمال مردم را بر خود لازم شمرده است .
ثمّ إنّ علينا حسابهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 6 - 9
9 - روبه رو شدن با اعمال در قيامت ، تخلّف ناپذير و بيرون از اختيار انسان ها است .
ليروا
مجهول بودن فعل «يُرَوا»، بيانگر آن است كه «ارائه»، وظيفه مأموران الهى است و اعمال انسان ها، خواه ناخواه به آنان نشان داده خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 33 - 14
14 - مجازات شدن هر كسى در قبال عمل خودش ، امرى حتمى و تخلف ناپذير است .
يومًا لايجزى والد عن ولده و لا مولود هو جاز عن والده شيئًا إنّ وعد اللّه حقّ
اين برداشت، بنابراين احتمال است كه متعلق «وعد»، عبارت «لايجزى. ..» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 4
4 - تمامى آدميان ، بى كمترين ظلم و كاستى به نتايج اعمال خويش خواهند رسيد .
و خلق اللّه . .. و لتجزى كلّ نفس بما كسبت و هم لايظلمون
مجهول آمدن فعل «تجزى» مى نماياند كه هر چند آدميان رغبت به دريافت جزاى اعمال خود نداشته باشند، به ايشان جزا داده خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 4
4 - امتناع كردن از دريافت نامه اعمال در قيامت ، امكان پذير نيست .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه
برداشت ياد شده، از مجهول بودن «اُوتى» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 2
2 - امتناع كردن از دريافت نامه عمل در قيامت ، امكان پذير نيست .
و أمّا من أُوتى كتـبه
برداشت ياد شده، از مجهول بودن «اُوتى» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 21
21 ـ هر دو قسم از كردارهاى زشت (صنفى كه معمولا مخفيانه انجام مى گيرد و صنفى كه بناى مردم بر مخفى انجام دادن آن نيست)، از محرمات الهى است.
لاتقربوا الفوحش ما ظهر منها و ما بطن
برداشت فوق بر اين اساس است كه تقسيم «فواحش» به «ما ظهر منها و ما بطن» به اعتبار همه كارهاى شنيع باشد. يعنى كردارهاى زشت بر دو قسم است: صنفى كه معمولا مخفيانه انجام مى گيرد، مانند زنا، و صنفى كه بناى مردم بر مخفى كردن آن نيست، مانند برخى از ظلمها، و هر دو صنف از محرمات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 33 - 2،3،7
2 ـ هر كردار زشت، چه مخفيانه انجام گيرد و چه آشكارا و علنى، حرام است.
إنما حرم ربى الفوحش ما ظهر منها و ما بطن
تقسيم كارهاى شنيع به دو قسم آشكار و غير آشكار مى تواند ناظر به چگونه انجام شدن آن باشد. يعنى عملى زشت همانند زنا، چه مخفى انجام گيرد و چه آشكارا، حرام است. و نيز مى تواند اين تقسيم ناظر به مجموعه كردارهاى شنيع باشد ; يعنى كردارهاى زشت دو صنف است: صنفى كه معمولاً مخفى انجام مى گيرد، همانند دزدى و زنا، و صنفى كه بناى مردمان بر مخفى كردن آن نيست، همانند برخى از ظلمها.
3 ـ هر دو صنف از كردارهاى زشت (صنفى كه معمولاً مخفيانه انجام مى گيرد و صنفى كه بناى مردم بر مخفى انجام دادن آن نيست) حرام است.
إنما حرم ربى الفوحش ما ظهر منها و ما بطن
7 ـ انجام اعمال زشت، رفتارهاى نكوهيده، ستمگرى و افترا بر خداوند، از محرمات الهى در تمامى اديان گذشته است.
قل إنما حرم
فعل ماضى «حرم» مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 15
15 ـ خداوند در قيامت انسان ها را به تمامى اعمال دنيويشان آگاه ساخته و دستاوردشان را به آنان نشان خواهد داد .
إلى اللّه مرجعكم جميعاً فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 109 - 6
6 ـ ياد قيامت و صحنه هاى بررسى اعمال در آن ، زمينه ساز رعايت تقوا و ترس از خداوند
و اتقوا اللّه . .. يوم يجمع اللّه الرسل
چنانچه «يوم» مفعول براى «اذكروا» باشد، جمله «اذكروا يوم . ..» پس از «اتقوا اللّه» مى تواند اشاره به علتى از علل لزوم تقوا و ترس از خدا داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 62 - 7،8
7 ـ سريعترين نظام محاسبه و رسيدگى به اعمال در قيامت استقرار دارد.
ثم ردوا . .. ألا له الحكم و هو أسرع الحسبين
8 ـ قضاوت و صدور حكم در قيامت، بر اساس محاسبه و سنجش اعمال آدميان است.
ثم ردوا . .. ألا له الحكم و هو أسرع الحسبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 7 - 1
1 ـ خداوند در قيامت رفتار و عقايد آدميان را به گونه اى دقيق و عالمانه براى آنان بيان خواهد كرد.
فلنقصن عليهم بعلم و ما كنا غائبين
حرف «باء» به معناى مصاحبت و ملابست است; يعنى: «فلنقصن عليهم مصاحبين و متلبسين بعلم. و نكره بودن «علم» دلالت بر عظمت آن علم دارد كه از آن به «دقيق بودن» تعبير شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 8 - 7
7 ـ سنجش اعمال در قيامت، حق و بر اساس عدل است.
و الوزن يومئذ الحق
برداشت فوق بر اين اساس است كه «الوزن» به معناى مصدرى، يعنى سنجيدن باشد و «الحق» صفت براى خبر محذوف، كه تقدير آن چنين مى شود: «الوزن يومئذ الوزن الحق». يعنى: سنجيدن در آن روز، سنجشى حق و بر اساس عدل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 51 - 12
12- خداوند ، حسابرسى اعمال انسان را در قيامت با سرعت انجام مى دهد .
ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت إن الله سريع الحساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 93 - 1
1- تمامى رفتار و اعمال آدميان ، مورد بازپرسى خداوند در قيامت قرار خواهد گرفت .
لنسئلنّهم . .. عمّا كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 14 - 4
4- براى محاسبه عمل انسان در قيامت ، نيازى به وكيل ، دليل ، شاهد و . . . نيست .
كفى بنفسك اليوم عليك حسيبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 19
19- حساب رسى و سنجش عادلانه اَعمال آدميان در قيامت ، لازمه ربوبيّت خدا است .
و وضع الكتـب . .. و لايظلم ربّك أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 11
11- قيامت ، روز سنجش و محاسبه اَعمال است .
فلانقيم لهم يوم القيـمة وزنًا
از تعبير موجود در آيه، چنين برمى آيد كه در قيامت، براى سنجش اَعمال آدميان، معيارها و ميزان هايى به كار گرفته مى شود، لكن براى برخى، به جهت فقدان هرگونه عمل ارزشمند، هيچ محاسبه و ميزانى برقرار نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 70 - 6
6 - رسيدگى به همه گفته ها و كرده هاى آدميان در روز رستاخيز
اللّه أعلم بما تعملون . اللّه يحكم بينكم يوم القيـمة... إنّ ذلك فى كتـب إنّ ذلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 102 - 3
3 - وجود معيار ها و ميزان هاى متعدد در قيامت ، براى سنجش اعمال انسان ها
فمن ثقلت موزينه
«موازين» جمع «ميزان» است. به كارگيرى جمع، بيانگر اين معنا است كه هر نوع عمل فرد، داراى ميزان مخصوصى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 15
15 - خداوند ، در قيامت اعمال بندگان را با سرعت حسابرسى خواهد كرد .
و اللّه سريع الحساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 82 - 2
2 - قيامت ، روز محاسبه كردار آدميان و مجازات و پاداش در تعليمات ابراهيم
و الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 16 - 10،15
10 - حساب رسى خداوند از اَعمال انسان ها ، در قيامت ، نياز به شاهد ندارد .
إنّها إن تك مثقال حبّة . .. يأت بها اللّه
از اين كه به جاى «يعلمها اللّه» فرموده است «يأت بها اللّه» استفاده مى شود كه خداوند، خود ناظر بر اَعمال بوده و براساس آن، حكم خواهد كرد و نيازى به گواه ندارد. فعل مضارع «يأت» هم مى تواند به وقوع چنين عملى در آينده ـ كه همان قيامت است ـ دلالت داشته باشد.
15 - علم دقيق و آگاهى عميق خداوند به امور ، پشتوانه قدرت او برگردآورى اَعمال انسان و بروز دادن آن در روز حساب
إن تك مثقال حبّة . .. يأت بها اللّه إنّ اللّه لطيف خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 25 - 4
4 - هر كسى در قيامت پاسخگوى كردار و عمل خويش است .
لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 17 - 7
7 - خداوند ، حسابرسى اعمال بندگان را در قيامت با سرعت انجام خواهد داد .
اليوم تجزى كلّ نفس بما كسبت . .. إنّ اللّه سريع الحساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 51 - 10
10 - بازخواست و محاسبه شدن رفتار و كردار انسان ها در قيامت
يوم يقوم الأشهـد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 17 - 16
16 - قيامت ، صحنه سنجش و محاسبه اعمال و رفتار آدمى است .
اللّه الذى . .. الميزان و ما يدريك لعلّ الساعة قريب
از ارتباط دو قسمت از آيه مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 8 - 7
7 - تمامى اعمال انسان ها در دادگاه الهى ، مورد رسيدگى قرار خواهد گرفت .
ثمّ تردّون إلى . .. فينبّئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 7 - 5
5 - تمامى رفتار ها و كرده هاى انسان ها در قيامت ، مورد حسابرسى دقيق قرار خواهد گرفت .
ثمّ لتنبّؤنّ بما عملتم
كلمه «ما» (آنچه) افاده عموم مى كند. با خبر كردن انسان ها از تمامى كرده هاى خويش در قيامت، اشاره به حسابرسى و كيفر و پاداش دادن به آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 18 - 2
2 - قيامت ، روز حساب رسى و عرضه شدن نيات ، انگيزه ها ، افكار و رفتار انسان ها به محكمه عدل الهى
يومئذ تعرضون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 29 - 6
6 - احاطه علمى خداوند به همه موجودات ، پشتوانه دقيق بودن حسابرسى اعمال در قيامت
لايرجون حسابًا . .. و كلّ شىء أحصينـه كتـبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 5 - 5
5 - انسان در دنيا ، پيش فرستنده دستاورد خويش و ذخيره سازنده آن براى صحنه حسابرسى اعمال
علمت نفس ما قدّمت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 6 - 10
10 - حركت ها و كردار هاى انسان ، نزد خداوند حسابرسى خواهد شد .
كادح إلى ربّك كدحًا فملـقيه
ملاقات با خداوند، به معناى حضور در نزد او براى حسابرسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 3
3 - حاكميت نظمى خاص ، بر حسابرسى اعمال در قيامت
أُوتى كتـبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 8 - 1،5
1 - در قيامت ، اعمال انسان ها حسابرسى خواهد شد .
فسوف يحاسب
5 - در قيامت ، انسان خود ، محاسبه و ارزشيابى خواهد شد .
فسوف يحاسب
فعل «يحاسب» به شخص استناد يافته است; نه به عمل; بنابراين حسابرسى قيامت در مورد خود اشخاص خواهد بود. مى توان گفت: اعمال و نيت هاى انسان براى او، رتبه وجودى خاصى مى بخشد; زيرا ملكه او شده و ابعاد وجودى او را شكل مى دهد و در نتيجه سنجش آن انسان، در حقيقت محاسبه اعمال او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 6 - 5
5 - مرحله سنجش اعمال ، پس از تخريب كوه ها و گذشت دوران سرگردانى مردم در قيامت است .
يوم يكون الناس كالفراش . .. و تكون الجبال كالعهن المنفوش . فأمّا من ثقلت موزينه
حرف «فاء» در «فأمّا» بيانگر نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 8 - 2
2 - وزنه هاى محاسبه اعمال در قيامت ، متناسب با آنها و سنگين يا سبك خواهد بود .
فأمّا من ثقلت موزينه . .. و أمّا من خفّت موزينه
چنانچه كلمه «موازين» جمع «ميزان» (وزنه اى كه با آن متاع را مى سنجند)، باشد، نكته ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 8 - 3،6
3 - محاسبه اعمال ناروا در قيامت
و أمّا من خفّت موزينه
6 - كردار هاى ناروا ، هنگام حسابرسى در قيامت ـ با وجود تهى بودن همه آنها از وزن و ارزش ـ گوناگون بوده و ابزار سنجش آنها متفاوت است .
و أمّا من خفّت موزينه
جمع بودن «موازين»; بيانگر تعدد ميزان و موزون و تغاير آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 134 - 11
11 - عدل الهى ، در رسيدگى به اعمال انسان ها و پاداش دهى به ايشان
لها ما كسبت و لكم ما كسبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 202 - 7
7 ـ محاسبه اعمال تمامى بندگان توسّط خداوند ، يكباره انجام مى گيرد .
واللّه سريع الحساب
اميرالمؤمنين (ع): . .. معناه انه يحاسب الخلق دفعةً كما يرزقهم دفعةً
مجمع البيان، ج 2، ص 531 ; نورالثقلين، ج 1، ص 200، ح 731.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 10
10 ـ ارزيابى دقيق اعمال از سوى خداوند
انّى لا اضيع عمل عامل منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 199 - 26
26 ـ نظام اجر و پاداش الهى ، قانونمند و داراى محاسبات دقيق و سريع
انّ اللّه سريع الحساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 6 - 16
16 ـ كفايت خداوند در حسابرسى اعمال
و كفى باللّه حسيبا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 86 - 8
8 ـ هر عملى از انسان مورد حسابرسى خداوند قرار مى گيرد .
انّ اللّه كان على كل شىء حسيبا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 87 - 4،6
4 ـ قيامت ، روز حسابرسى اعمال از سوى خداوند
انّ اللّه كان على كلّ شىء حسيبا . .. ليجمعنّكم الى يوم القيمة
6 ـ يگانگى خداوند ، مقتضى برپايى قيامت و حسابرسى اعمال *
انّ اللّه كان على كلّ شىء حسيبا. اللّه لا اله الّا هو ليجمعنّكم الى يوم القيمة
توصيف خداوند به يگانگى و آنگاه بيان برپايى قيامت از سوى او، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه يگانگى خداوند دليل برپايى قيامت از سوى اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 172 - 10
10 ـ تهديد مستكبران و امتناع كنندگان از بندگى خداوند به احضار در پيشگاه خداوند براى حسابرسى و مجازات
و من يستنكف عن عبادته و يستكبر فسيحشرهم إليه جميعاً
جمله «فسيحشرهم» كنايه از حسابرسى و مجازات مستكبران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 109 - 4
4 ـ قيامت ، عرصه پرسش از عملكرد آدميان
يوم يجمع اللّه الرسل فيقول ماذا اجبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 14
14 ـ محاسبه اعمال و برآورد تأثير حضور و يا عدم حضور مؤمنان فقير و ضعيف در كنار پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در محدوده وظايف آن
حضرت نيست.
و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة . .. ما عليك من حسابهم من شىء
مرجع ضمير در «من حسابهم» موصول در صدر آيه و مراد از آن همان مؤمنان فقيرند. و «من» بنابر گفته اهل ادب، زايد و مفيد استغراق است. يعنى حساب هيچ عمل و كارى از آنان با تو نيست، كه از جمله آنها برآورد نقش حضور و يا عدم حضور آنان در نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 61 - 2
2 ـ خوابانيدن و بيدار كردن تا زمان اجل و سپس بازگشت به خداوند و محاسبه اعمال، نشانه تسلط خداوند بر امور بندگان است.
هو الذى يتوفكم بالّيل . .. و هو القاهر فوق عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 21 - 13
13ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله : « و يخافون سوء الحساب » قال : الإستقصاء والمداقة و قال : يحسب عليهم السيئات و لايحسب لهم الحسنات ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خدا: «و يخافون سوء الحساب» روايت شده است كه فرمود: [سوءالحساب ]حسابرسى دقيق و دقت در بررسى اعمال است و [همچنين] فرمود: كارهاى بد آنان عليه ايشان محاسبه مى شود و كارهاى نيكشان به سود آنان به حساب نمى آيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 41 - 9
9ـ خداوند ، اعمال و رفتار آدميان را محاسبه مى كند و بر اساس آن ، ايشان را سزا مى دهد .
و هو سريع الحساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 51 - 13
13- رفتار آدمى به مجرد صدور آن در دنيا ، بدون تأخير مورد حسابرسى دقيق خداوند قرار مى گيرد .
ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت إن الله سريع الحساب
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از «سريع الحساب» بودن خداوند حسابرسى اعمال در همين دنيا باشد و اين محاسبه تا روز قيامت به تأخير نمى افتد; بلكه همزمان با صدور اعمال از بندگان محاسبه و ثبت خواهد گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 14 - 2
2- هر انسانى در قيامت ، با خواندن پرونده اعمال خويش ، خود حسابگر آنها خواهد بود .
اقرأ كتـبك كفى بنفسك اليوم عليك حسيبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 117 - 5
5 - اعمال و باور هاى مشركان ، داراى كيفر و حسابى معلوم و قطعى در نزد پروردگار
و من يدع مع اللّه . .. فإنّما حسابه عند ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 23 - 1
1 ـ خداوند ، تمامى اعمال و رفتار مجرمان و منكران معاد را ، در روز رستاخيز محاسبه و رسيدگى خواهد كرد .
و قدمنا إلى ما عملوا من عمل فجعلنـه هباء منثورًا
فعل «قدمنا» در آيه شريفه ـ طبق نظر مفسران ـ به معناى «قصدنا» «عمدنا» (قصد آهنگ [كارى ]كرديم) است و مقصود از آن، پرداختن به حساب اعمال مجرمان حساب اعمال مجرمان و بررسى آنها مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 113 - 1،6
1 - محاسبه اعمال گذشته و نهانى گروندگان به دين ، برعهده خدا است ، نه پيامبران .
و ما علمى بما كانوا يعملون . إن حسابهم إلاّ على ربّى
6 - ربوبيت خداوند ، مقتضى حساب رسى از اعمال بندگان است .
إن حسابهم إلاّ على ربّى لو تشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 8 - 14
14 - اعمال دنيوى انسان ها ، مورد حساب رسى خداوند قرار خواهد گرفت .
إلىّ مرجعكم فأنبّئكم بما كنتم تعملون
آگاه كردن خداوند، انسان ها را، از اعمال دنيوى شان، كنايه از مؤاخذه و حساب رسى است و صرف اطلاع رسانى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 15 - 16
16 - انسان ها ، پس از مرگ ، در پيشگاه خداوند درباره اعمال دنيوى شان ، مؤاخذه خواهند شد .
إلىّ مرجعكم فأُنبّئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 16 - 8،16
8 - اَعمال انسان ها ، چه خوب و چه بد ، باقى مى ماند و روزى ، محاسبه مى شود .
فتكن فى صخرة . .. يأت بها اللّه
16 - خداوند ، حساب رسى اَعمال انسان ها را با دقّت انجام مى دهد .
يأت بها اللّه إنّ اللّه لطيف خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 25 - 1،9
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغ پيام خداوند به مشركان ، درباره بازخواست نشدن هركسى از عمل ديگرى
قل لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون
9 - انسان ها در قيامت ، درباره عملشان مورد مؤاخذه و پرسش قرار خواهند گرفت .
قل لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 5 - 4
4 - رسيدگى نهايى به كار مردمان و تعيين كيفر و پاداش براى آنان ، از شؤون خداوند
و إلى اللّه ترجع الأُمور
در صورتى كه مراد از«الأمور» كارهاى مربوط به انسان ها باشد; آيه شريفه به فلسفه قيامت و حضور مردم در پيشگاه خداوند، جهت محاسبه اعمال و مشخص شدن فرجام نهايى شان اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 6
6 - محاسبه اعمال و مراقبت بر آن ، لازمه تقوا است .
اتّقوا اللّه و لتنظر نفس ما قدّمت لغد و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 8 - 4
4 - قيامت ، روز حسابرسى اعمال انسان ها و پرسش از رفتار آنان با يكديگر
و إذا الموءودة سئلت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 9 - 5
5 - حسابرسى نهان كارى هاى انسان و چشيدن كيفر آن ، از اهداف معاد است .
إنّه على رجعه لقادر . يوم تبلى السرائر
«يوم» ظرف براى «رجعه» و بيانگر آن است كه ارجاع دوباره انسان، روزى به وقوع خواهد پيوست كه از مشخصات آن، محاسبه اعمال پنهانى و نيت هاى انسان براى تشخيص ميزان كيفر او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 7 - 7
7 - كمك هاى مالى به مردم ـ هر چه باشد ـ از ديد خداوند مخفى نمانده و محاسبه خواهد شد .
يقول أهلكت مالاً لبداً . أيحسب أن لم يره أحد
در برداشت ياد شده، مفروض اين است كه گوينده «أهلكت . ..» اهل انفاق بوده; ولى بر تعبير «أهلكت» توبيخ شده است. به اين بيان كه انفاق گران، نبايد مال خود را تلف شده بدانند; زيرا انفاق ها از نظر خداوند مخفى نمى ماند. البته اين افراد نبايد به همين مقدار اكتفا كنند; بلكه براى قرار گرفتن در زمره «أصحاب الميمنة» بايد به عقبه هايى گام نهند كه آيات بعد گوياى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 6 - 7
7 - مواجه شدن انسان ها با كردار خود و پاداش يا كيفر آن ، پس از بازگشت آنان از حسابرسى است .
يصدر الناس أشتاتًا ليروا أعمـلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 26 - 4
4 - تمامى انسان ها در قيامت ، با حساب رسى اعمال خويش روبه رو خواهند شد .
و لم أدر ما حسابيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 4 - 2
2 - افكار و كردار انسان ها ، محفوظ مانده و محاسبه خواهد شد .
إن كلّ نفس لمّا عليها حافظ
خبر از حفاظت و مراقبت بر انسان ها، هشدارى است به آنان كه نپندارند آنچه انجام مى دهند، فانى گشته و پيامدى نخواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 9 - 1
1 - تمام اسرار و اعمال كتمان شده ، در قيامت ارزيابى گشته ، و مورد سنجش و شناسايى قرار خواهد گرفت .
يوم تبلى السرائر
«سرائر» جمع «سريرة» (آنچه كتمان شود) است (قاموس) و چون با حرف «ال» همراه است، بر عموم دلالت دارد. «ابلاء» (مصدر «تبلى») به معناى امتحان كردن است (مصباح). مراد از آزمودن سرائر، سنجش و محاسبه آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 26 - 4،5
4 - حسابرسى اعمال ، از اهداف احضار همگان در پيشگاه خداوند است .
إنّ إلينا إيابهم . ثمّ إنّ علينا حسابهم
5 - وجود كارگزارانى چند ، براى حسابرسى اعمال مردم در قيامت
ثمّ إنّ علينا حسابهم
برداشت ياد شده، از ضمير «نا» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 12 - 3
3 - وجود جهنم ، پيش از حسابرسى كردار ها در قيامت
و إذا الجحيم سعّرت
برافروختن جهنم در قيامت، حاكى از وجود اصل آن پيش از قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 13 - 2
2 - وجود بهشت ، پيش از حسابرسى كردار ها در قيامت
و إذا الجنّة أُزلفت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 26 - 3
3 - حساب و نتيجه اعمال كافران دوزخى ، در نامه اعمالشان درج شده و روشن است .
و لم أدر ما حسابيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 16
16 ـ مؤمنان وظيفه دار محاسبه اعمال و برخوردهاى پيامبر با ديگران نيستند.
و ما من حسابك عليهم من شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 37 - 3
3 - پشيمانى دوزخيان از كرده هاى ناشايست خويش و حسرت شديد آنان براى انجام اعمال صالح
ربّنا أخرجنا نعمل صـلحًا غير الذى كنّا نعمل
آهنگ سخن دوزخيان، به گونه اى است كه نشانگر ندامت شديد آنان بر گذشته هاى خود و حسرتشان براى انجام اعمال نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 14 - 4
4 - حاضر بودن كردار در قيامت ، مستند به خود انسان ها است .
علمت نفس ما أحضرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 12 - 2
2 - نامه عمل سراسر حقيقت و خالى از هرگونه خطا است .
يعلمون ما تفعلون
تصريح به علم كاتبان نامه عمل، توجّه دادن به راستى و درستى آن نامه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 6
6- حبط اَعمال كافران ، همان ضايع شدن سعى و تلاش دنيوى آنان است .
الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا . .. فحبطت أعمـلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 113 - 14
14 ـ دانايى به حقيقت اعمال و واقعيت گناه ، بازدانده آدمى از خطا و گناه *
و لولا فضل اللّه عليك و رحمته لهمت طائفة . .. و علمك ما لم تكن تعلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 60 - 17
17 ـ آدمى در دنيا از حقيقت اعمال خود و بازتابهاى آن غافل است.
ثم ينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 108 - 17،19
17 ـ بازگشت همگان به سوى خداوند و آگاهى يافتن آنان از حقيقت كرده هاى خويش در قيامت، پرتوى از ربوبيت الهى است.
ثم إلى ربهم مرجعهم فينبئهم بما كانوا يعملون
19 ـ قيامت روز ظهور و برملاشدن اعمال آدمى و حقيقت آن است.
كذلك زينا لكل . .. فينبئهم بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 10 - 5
5 ـ اعمال نيك و بد انسان ، داراى حقيقتى وراى صورت ظاهرى آن
انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً انّما ياكلون فى بطونهم ناراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 10 - 5
5 ـ اعمال نيك و بد انسان ، داراى حقيقتى وراى صورت ظاهرى آن
انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً انّما ياكلون فى بطونهم ناراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 111 - 7
7ـ خداوند ، به تمامى اعمال انسان ها و حقيقت آن اعمال آگاه است .
إنه بما يعملون خبير
«خبرت الأمر»; يعنى ، حقيقت آن را شناختم (لسان العرب). بنابراين «إنه بما يعملون خبير»; يعنى ، همانا خداوند به حقيقت و كُنه اعمال شما آگاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 112 - 14
14ـ خداوند ، اعمال انسان ها را مى بيند و به همه آنها آگاهى دارد .
إنه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 123 - 10
10ـ خداوند ، هرگز از اعمال انسان ها غافل نبوده و رفتارشان بر او مخفى نمى ماند .
و ما ربك بغـفل عما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 28 - 18
18- علم و عقيده ملائكه به آگاهى خداوند از كردار انسانها
بلى إن الله عليم بما كنتم تعملون
برداشت فوق بر اين اساس است كه «بلى إن الله . ..» كلام ملائكه در برابر ادعاى كافران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 28 - 16
16- خداوند ، قطعاً به اعمال كافران آگاه است .
إن الله عليم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 29 - 2
2- آگاهى خداوند از اعمال زشت كافران ، عامل فرمان او به آنها براى ورود به جهنّم
الكـفرين . .. إن الله عليم بما كنتم تعملون. فادخلوا أبوب جهنّم
«فا» در «فادخلوا» عاطفه است و مسبب را بر سبب (علم خدا) عطف كرده است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: حال كه خداوند چنين آگاهى از كردار شما دارد، پس وارد جهنم شويد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 188 - 1
1 ـ ناپسندى عجب و شادمانى انسان از اعمال خويش
لا تحسبنّ الّذين يفرحون بمآ اتوا . .. فلا تحسبنّهم بمفازة من العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 102 - 13
13 ـ ابى بكر حضر مى گويد : « قال محمّد بن سعيد : أسئل ابا عبداللّه ( ع ) فاعرض عليه كلامى و قل له : انى اتوَلّاكم و ابرء من عدوّكم و اقول بالقدر . . . قال : فعرضت كلامه على ابى عبداللّه فحرّك يده ثمّ قال : « خلطوا عملا صالحاً و آخر سيّئاً . . . » ;
محمد بن سعيد گفت: از امام صادق (ع) سؤال كن و سخن مرا بر ايشان عرضه كن و بگو: من ولايت شما را پذيرفته و از دشمنان شما بيزارم . .. و نيز قائل به «قدر» هستم. حضر مى گويد كلام او را بر امام عرضه كردم، حضرت دست خود را [به علامت انتقاد] حركت داد و فرمود: عمل خوب و بد را در هم آميختند ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 4
4 - مؤمنان بهشتى ، خواستار مشاهده و قرائت شدن نامه اعمالشان در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتـبيه
«هآؤُم» اسم فعل امر و به معناى «خذوا» (بياييد بگيريد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 13
13 - دعاى سليمان به درگاه الهى براى توفيق در انجام عمل صالح و جلب خشنودى خدا
و أن أعمل صـلحًا ترضـه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 127 - 4،12
4 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، با دعا به درگاه خدا خواستار پذيرفته شدن عملشان ( ساختن كعبه ) شدند .
ربنا تقبل منا
12 - توجه به خداوند در انجام عمل نيك و دعا براى پذيرش آن به درگاه خدا ، از آداب عمل است .
إذ يرفع إبرهيم القواعد . .. ربنا تقبل منا إنك أنت السميع العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 4
4 - مؤمنان بهشتى ، خواستار مشاهده و قرائت شدن نامه اعمالشان در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتـبيه
«هآؤُم» اسم فعل امر و به معناى «خذوا» (بياييد بگيريد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 3،6
3 - نامه عمل برخى از انسان ها در قيامت ، از پشت سرشان به آنان واگذار خواهد شد .
و أمّا من أُوتى كتـبه وراء ظهره
از ضميمه اين آيه با آيه اى كه از گرفتن نامه عمل با دست چپ سخن گفته است (الحاقه، آيه 25)، به دست مى آيد كه اين گروه، نامه عمل خود را با دست چپ از پشت سر خود تحويل خواهند گرفت.
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . ان اللّه . . . أنزل فى « إذا السماء انشقت » « و أمّا من اُوتى كتابه وراء ظهره . . . » فهـذا مشرك . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . .. خداوند... در سوره «إذا السماء انشقت» فرمود: «و أمّا من اُوتى كتابه وراء ظهره...». اين شخص [كه نامه عملش از پشت سر به او داده مى شود] مشرك است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 11 - 2،3،4
2 - گرفتن نامه عمل از پشت سر در قيامت ، سرآغاز گرفتارى در موقعيتى دشوار كه هر كس ، فرياد هلاكت خواهى و آرزوى مرگ سر خواهد داد .
فسوف يدعوا ثبورًا
«ثبور» به معناى هلاكت و تباهى است. (مفردات راغب)
3 - دريافت نامه عمل از پشت سر ، رمز و نشانه محكوميت در عرصه حسابرسى است .
فسوف يحاسب . .. فسوف يدعوا ثبورًا
تقابل دو گروه دريافت كننده نامه عمل، بيانگر اين است كه هر دو حسابرسى خواهند شد; ولى نتيجه آن در مورد آنان متفاوت است. بنابراين گرچه «فسوف يحاسب» تنها در مورد يك دسته آمده است; ولى دسته ديگر نيز به قرينه حرف «سوف» ـ كه بين گرفتن نامه عمل از پشت سر و فرياد واويلاى شخص، فاصله اى را مفروض گرفته ـ مورد محاسبه قرار خواهند گرفت.
4 - محاسبه و رسيدگى به اعمال كسانى كه نامه عمل خود را از پشت سر دريافت كرده اند ، سخت و اندوه بار خواهد بود .
حسابًا يسيرًا . .. مسرورًا ... فسوف يدعوا ثبورًا
برداشت ياد شده، از مقابله دو گروه استفاده شده است. از آنجا كه گروه اول حسابى آسان داشته و شادمان خواهند شد، دانسته مى شود كه براى گروه دوم، جز سختى حساب و غمگين شدن نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 12 - 1
1 - كسانى كه نامه عمل خود را از پشت سر دريافت مى كنند ، به آتش برافروخته جهنم گرفتار شده و در آن خواهند سوخت .
و يصلى سعيرًا
«صَلى»; يعنى، حرارت را چشيد (مصباح). در لسان العرب آمده است: صَلِىَ فلان بالنار يَصْلى صُلِيّاً احترق (سوخت). راغب مى گويد: «صَلِىَ بالنار»; يعنى، به آتش مبتلا شد و از برخى اهل لغت نقل مى كند كه: «صلى النار»: دَخَلَ فيها (درون آتش رفت). «سعير» (بر وزن فعيل) به معناى مفعول است; يعنى، داغ و برافروخته. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 14 - 5
5 - اعطاى نامه عمل از پشت سر ، فرياد هلاكت خواهى در قيامت و گرفتارى به آتش جهنم ، برخاسته از استبعاد معاد است .
و أمّا من أُوتى . .. إنّه ظنّ أن لن يحور
اين آيه، مى تواند بيانگر علت براى مطالب قبل باشد كه از جمله آنها «اُوتى كتابه وراء ظهره» بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 15 - 11،12
11 - كسانى كه در قيامت نامه عمل را از پشت سر دريافت كرده و به دوزخ گرفتار مى شوند ، خود عامل پيدايش چنين سرنوشتى اند .
أمّا من أُوتى كتـبه . .. و يصلى سعيرًا ... بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا
12 - عذاب دوزخيان و اعطاى نامه عمل به آنان از پشت سرشان ، نظام جزايى آگاهانه و مدبرانه خداوند است .
و أمّا من أُوتى كتـبه . .. و يصلى سعيرًا ... بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا
حرف «بلى» ممكن است به تمام مشخصات دسته دوم (و أمّا من اُوتى . ..) ارتباط داشته باشد. در اين صورت پندار رجوع نكردن را، پندارى باطل و حوادث پيش آمده (اُوتى كتابه وراء ظهره ... يصلى سعيراً) را، رخدادى ثابت معرفى مى كند. جمله «إنّه ...» بيانگر اين است كه آن حادثه ها، برخاسته از ربوبيت و بصيرت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 20 - 8
8 - مردم بى ايمان در قيامت ، نامه عمل خويش را از پشت سر دريافت كرده و به آتش جهنم گرفتار خواهند شد .
أمّا من أُوتى كتـبه وراء ظهره . .. و يصلى سعيرًا ... فما لهم لايؤمنون
ارتباط مجموع آيات اين سوره، اقتضا مى كند كه مراد از ضمير «هم» و تعبير «الذين كفروا» (در آيات بعد) همان كسانى باشند كه در آيه دهم، با تعبير «من اُوتى كتابه وراء ظهره» از آنان ياد گرديد. همان طور كه مراد از «الذين آمنوا» (در آيات بعد)، همان «من اُوتى كتابه بيمينه» در آيات پيشين خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 22 - 5
5 - نامه عمل كافر ، از پشت سر به او داده شده و آتش دوزخ فرجام او خواهد بود .
و أمّا من أوتى كتـبه وراء ظهره . .. و يصلى سعيرًا ... بل الذين كفروا
ارتباط مجموع آيات سوره با يكديگر، اقتضا مى كند كه دو دسته آخر سوره (الذين كفروا) و (الذين آمنوا)، همان دو دسته قبل باشند كه با عنوان «من اُوتى كتابه بيمينه» و «من اُوتى كتابه وراء ظهره» از آنان ياد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 13
13- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به دعا و نيايش به درگاه خدا ، براى كسب قدرت و توان در انجام پيروزمندانه رسالت خويش
و قل ربّ . .. و اجعل لى من لدنك سلطـنًا نصيرًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «سلطان» ـ آن گونه كه برخى از مفسران گفته اند ـ به معناى نيروى قوى و برتر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 202 - 3
3 ـ دعاى همراه با تلاش و عمل ، شرط رسيدن به مطلوب
ربّنا اتنا . .. اولئك لهم نصيب مما كسبوا
بنابراينكه مراد از «ممّا كسبوا»، همان دعاى آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 46 - 3
3 - انجام نيكى ها و پرهيز از بدى ها ، يكى ديگر از محور هاى تبليغى صالح پيامبر ( ع )
يقوم لم تستعجلون بالسيّئة قبل الحسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 28 - 5
5 - آموختن تعاليم قرآن و پايدارى بر عمل به آن ، دعوت خداوند از همه انسان ها است .
إن هو إلاّ ذكر للعـلمين . لمن شاء منكم أن يستقيم
مخاطبان در «منكم» گرچه همان كسانى اند كه «أين تذهبون» خطاب به آنان بود; ولى به قرينه «للعالمين» اين رهنمود براى عموم مردم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 2 - 17
17- انديشه توحيدى ، فراخوان آدمى به عملكردى متناسب با آن
لا إلـه إلاّ أنا فاتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 18 - 1
1 - موسى ( ع ) از جانب خداوند ، مأمور راهنمايى فرعون به راه تكامل و درست كارى و ترغيب او به پاكسازى خويش از آلودگى ها
فقل هل لك إلى أن تزكّى
زكات به دو معنا است: 1. نمو 2. طهارت (مقاييس اللغة) و به كسى كه صالح و درست كار شود، مى گويند «تزكيه» شده است. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 114 - 2،7
2 ـ ارزش والاى نجوا ها و مذاكرات محرمانه ، به انگيزه وادار نمودن ديگران به صدقه و دعوت به كار نيك و اصلاح ميان مردمان
لا خير فى كثير من نجويهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلح بين الناس
7 ـ نجوا ها و مذاكرات محرمانه براى دعوت مردم به كار هاى نيك ، موجب پاداش بزرگ الهى
من نجويهم . .. و من يفعل ذلك ابتغاء مرضات اللّه فسوف نؤتيه أجراً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 21
21- ايمان به توحيد و نبوت و معاد و دعوت به انجام دادن عمل صالح ، چكيده دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
قل إنّما أنا بشر . .. و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا
جمله «يوحى إلىّ . ..» نبوت و «أنّما إلـهكم...» توحيد و «يرجو لقاء ...» معاد و «عملاً صالحاً» عمل صالح را مطرح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 169 - 6،7
6 - دعوتگرى شيطان به بدى ها و بدعتگذارى ها ، نمودى از شيطنت او و دليل دشمنى وى با انسانهاست .
إنه لكم عدو مبين. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء و أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون
جمله «إنما يأمركم . ..» دليلى است براى «إنه لكم عدو»; يعنى، نشانه و دليل دشمنى شيطان با شما انسانها اين است كه او شما
را به كارهاى ناروا ترغيب مى كند.
7 - فراخوانى مردم به كار هاى ناروا و زشت ، كارى شيطانى و معيارى براى شناسايى دشمنان انسان است .
إنه لكم عدو مبين. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء
از آن جا كه جمله «إنما يأمركم» استدلالى است و براى «إنه لكم عدو» مى توان به برداشت فوق دست يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 119 - 18
18 ـ دعوت به اعمال و رفتار ناشايست ، كارى شيطانى
و لامرنهم فليبتكن . .. و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 3،4،6
3 - صحيفه اعمال امت ها در قيامت ، بيان كننده تمامى كردار ايشان ، به صورتى دقيق و بدون كمترين كاستى و فزونى
ينطق عليكم بالحقّ
4 - حاكميت تدبير الهى ، بر روند ثبت اعمال آدميان ، مانع راه يافتن كمترين باطل و كاستى در آن
كتـبنا ينطق عليكم بالحقّ
اضافه شدن «كتاب» به ضمير «نا» بيانگر علت اتصاف آن به «ينطق عليكم بالحقّ» است; يعنى، چون ما مطالب آن را ثبت كرده ايم، هرچه گويد حق است.
6 - نسخه بردارى مداوم و ثبت دقيق اعمال آدميان
إنّا كنّا نستنسخ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 23 - 3
3ـ ارائه اعمال هر فرد ، به گونه اى مضبوط ، به دادگاه الهى
هـذا ما لدىّ عتيد
در صورتى كه مراد از «ما» اعمال آدمى باشد; «عتيد» اشاره به آمادگى و نظم و ضبط دقيق آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 8 - 7
7 - « عن أبى الجارود عن أبى جعفر ( ع ) قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) كلّ محاسَب معذّب فقال له قائل : يا رسول اللّه فأين قول اللّه عزّوجلّ « فسوف يحاسب حساباً يسيراً » قال : ذلك العَرْضُ يعنى التَصَفُّحَ ;
ابى جارود از امام باقر(ع) روايت نموده كه حضرت فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: هر كس محاسبه شود، در عذاب خواهد بود. شخصى به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) گفت: پس كلام خداى عزّوجلّ كه فرموده: «فسوف يحاسب حساباً يسيراً» چه مى شود؟ حضرت فرمود: آن محاسبه [كه گفتم] عرضه شدن [تمام اعمال] است [امام باقر(ع) فرمود: ]مقصود پيامبر(صلی الله علیه و آله) بررسى دقيق[اعمال ]است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 3 - 2
2 - مؤمنان راستين ، انسان هايى سنجيده كار و درست گفتاراند0
و الذين هم عن اللغو معرضون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 7
7 - مستند بودن نامه اعمال آدميان ، دليل حق بودن و كاستى نداشتن آن
ينطق عليكم بالحقّ إنّا كنّا نستنسخ
«إنّا كنّا. ..» در مقام تعليل است و تكرار ضماير متكلم و نيز تأكيد به وسيله «إنّ»، مطلب بالا را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 23 - 12
12 ـ دنيا ، سراى تلاش است و جهان پس از مرگ ، براى كيفر و پاداش مى باشد .
إذا هم يبغون . .. متع الحيوة الدنيا ثم إلينا مرجعكم فننبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 27 - 1
1 ـ دنيا سراى تلاش و آخرت سراى كيفر و پاداش است .
للذين أحسنوا الحسنى . .. و الذين كسبوا السيئات جزاء سيئة بمثلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 30 - 3
3 ـ دنيا ، جايگاه عمل براى جهان آخرت است .
هنالك تبلوا كل نفس ما أسلفت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 128 - 5
5 - گرايش به كار هاى بيهوده و صرفاً مايه سرخوشى ، در تضاد با مكتب پيامبران و ناسازگار با بينش الهى
أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 23 - 6
6 - خطاكاران در قيامت با مشاهده جهنم ، فرصت هاى از دست رفته را به ياد آورده و متوجّه آثار و پيامد هاى كردار خويش مى گردند .
يومئذ يتذكّر الإنسـن
«ال» در الإنسان»، ممكن است عهد ذكرى و اشاره به انسانى باشد كه در آيات پيشين، فريفته نعمت ها و شِكوه گزار تنگدستى ها معرفى شده است. هم چنين مى تواند براى استغراق باشد و تذكر يافتن را به همه انسان ها تعميم دهد. آيات بعد، احتمال نخست را تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 127 - 14
14 - ياد كردن از بنيانگذاران عمل نيك ، امرى پسنديده و نيكوست .
و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل
«إذ . ..» مفعول براى «اذكروا» است; يعنى، بانيان كعبه را همواره به خاطر داشته باشيد و اين دستور، درسى است به انسانها كه نبايد بنيانگذاران عمل نيك، از يادها بروند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 32 - 3
3 - توجه به حتمى بودن حسابرسى اعمال ، زمينه ساز شناخت پروردگار و بازدارنده خلق از كفر و تكذيب
سنفرغ لكم . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند، براى دور ساختن خلق از كفر و تكذيب حق، حتمى بودن حسابرسى اعمال را يادآور شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 37 - 1
1 - طغيان گران با حضور در صحنه قيامت ، كردار خويش را به ياد آورده و جهنم را حاضر خواهند يافت .
يوم يتذكّر . .. و برّزت الجحيم لمن يرى . فأمّا من طغى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 38 - 1
1 - آنان كه زندگانى دنيا را برگزيده و آن را بر آخرت ترجيح دادند ، كردار خويش را در قيامت به ياد آورده ، جهنم را حاضر خواهند يافت .
يوم يتذكّر . ... و برّزت الجحيم ... و ءاثر الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 40 - 2
2 - خداترسان دور از هواپرستى با حضور در صحنه قيامت ، كردار خويش را به ياد آورده و جزاى آن را خواهند ديد .
يوم يتذكّر . .. و أمّا من خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 89 - 1
1- انسان ، وظيفه دار توجه به نظارت گواهان الهى در هر عصرى بر اعمالش
و يوم نبعث فى كلّ أُمّة شهيدًا
تكرار مضمون «يوم نبعث . ..» در ضمن چند آيه و نيز در تقدير بودن «اذكر» يا «اذكروا» بيانگر اهميت موضوع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 4
4 ـ توجه انسان به نظارت خدا و رسول و مؤمنان بر اعمالش ، بازدارنده او از خطا و تشويق كننده به نيكيهاست .
قل اعملوا فسيرى اللّه عملكم و رسوله و المؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 5 - 2
2 - افرادِ بى ايمان و فاقد عمل صالح ، در آخرت جايگاهى پست تر از تمام انسان هاى فرومايه ، خواهند داشت .
ثمّ رددنـه أسفل سـفلين
به قرينه «فلهم أجر غير ممنون» (در آيه بعد) مفاد اين آيه نيز، مربوط به جهان آخرت و درباره افرادى است كه آيه بعد، آنان را استثنا نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 203 - 8،9
8 ـ توجه به قيامت و بازگشت به خدا ، زمينه ساز رعايت تقواى الهى
فاذا قضيتم مناسككم . .. و اتقوا اللّه و اعلموا انكم اليه تحشرون
9 ـ توجّه به قيامت ، زمينه ساز عمل به مناسك حج
و اعلموا انكم اليه تحشرون
با توجه به اينكه پس از بيان مناسك حج، مسأله قيامت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 228 - 6
6 ـ عمل به تكاليف الهى ، لازمه ايمان به خدا و روز قيامت
و لا يحل لهنّ . .. ان كنّ يؤمنّ باللّه و اليوم الاخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 92 - 10
10 ـ توجّه آدمى به آگاهى خداوند به انفاق و ايثار ، زمينه ساز انجام آن
لن تنالوا . .. فانّ اللّه به عليم
جلمه «اِن اللّه . .. »، به منظور تشويق ايثارگران و انفاق كنندگان، ايراد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 203 - 8،9
8 ـ توجه به قيامت و بازگشت به خدا ، زمينه ساز رعايت تقواى الهى
فاذا قضيتم مناسككم . .. و اتقوا اللّه و اعلموا انكم اليه تحشرون
9 ـ توجّه به قيامت ، زمينه ساز عمل به مناسك حج
و اعلموا انكم اليه تحشرون
با توجه به اينكه پس از بيان مناسك حج، مسأله قيامت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 210 - 10
10 ـ توجه به بازگشت همه چيز به سوى خداوند ، زمينه تسليم شدن در برابر او و پرهيز از پيروى شيطان
و لا تتبعوا خطوات . .. و الى اللّه ترجع الأمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 215 - 13
13 ـ توجّه انسان به علم خداوند نسبت به اعمال خير ، مُشوّق او براى انجام آن
و ما تفعلوا من خير فانّ اللّه به عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 216 - 20
20 ـ توجّه انسان به جهل خود و علم خداوند ، زمينه پذيرش احكام الهى
و اللّه يعلم و انتم لا تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 220 - 16
16 ـ توجه به آگاهى خداوند ، زمينه ساز اجراى قوانين
و اللّه يعلم المفسد من المصلح
هدف از بيان علم خداوند به نيات و اعمال، تشويق انسانها به انجام وظايف و اجراى احكام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 37
37 ـ خداترسى و توجّه به نظارت او بر اعمال ، عامل رعايت حقوق متقابل مادر ، پدر و دايه
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه و اعلموا ان اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 234 - 15
15 ـ توجّه به آگاهى خداوند از اعمال انسان ، زمينه عمل به احكام اوست .
و الذين يتوفّون . .. و اللّه بما تعملون خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 68 - 1،2
1- موسى ( ع ) از اسرار نهفته در زندگى و عملكرد خضر ( ع ) و زواياى آن ، اطلاع دقيقى نداشت .
و كيف تصبر على ما لم تحط به خبرًا
«إحاطة» (مصدر «لم تحط») يعنى: «به چيزى احاطه و وقوف كامل يافتن» و در آيه مورد بحث، با توجه به كلمه «خبراً» ـ كه به معناى «علماً» و تمييز براى نسبت احاطه است ـ مراد، احاطه كامل علمى است.
2- خضر ( ع ) بى اطلاعى موسى از زواياى كردار وى را ، دليل ناتوانى موسى از تحمّل عملكرد وى دانست .
إنّك لن تستطيع . .. و كيف تصبر على ما لم تحط به خبرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 78 - 4،6
4- خضر ، موسى ( ع ) را مطمئن ساخت كه اسرار كار هاى شگفت خويش را پيش از جدايى ، براى او بازگو خواهد كرد .
سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا
6- كار هاى به ظاهر غير قابل توجيه خضر ( ع ) ، داراى باطن و حقيقتى درست بود .
سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا
«تأويل» از ريشه «أوْل» و به معناى «بازگرداندن» است ودر آيه، به معناى «مآل» است و مراد، حقايق و مصالحى است كه كار
خضر بر اساس آن انجام پذيرفته و بايد ظاهر ناخوشايند كار خضر(ع) را به آن مصالح بازگرداند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 82 - 21،22
21- موسى ( ع ) ، سرانجام ، به اسرار كار هاى شگفت خضر آگاه شد و توجيه و تأويل برخى حوادث را از او آموخت .
ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا
«لم تسطع» در اصل «لم تستطع» بوده و حرف «تاء» براى تخفيف حذف شده است.
22- رخداد هاى داستان خضر و موسى ( ع ) ، برخاسته از اراده خداوند و داراى تفسيرى پيچيده و نيازمند آگاهى هايى ويژه است كه از جانب او افاضه شود .
و ما فعلته عن أمرى ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 13
13 - رضايت خداوند ، از مؤمنانِ صالح و رضايت آنان از او ، پاداش ايمان و عمل نيك ايشان است .
جزاؤهم . .. رضى اللّه عنهم و رضوا عنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 9 - 5
5 - احساس رضايت و خشنود بودن از عاقبت كار و تلاش خويش ، از زمره نعمت هاى الهى در آخرت است .
ناعمة . لسعيها راضية
جمله «لسعيها راضية» و جمله هاى پس از آن، توضيح وصف «ناعمة» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 5
5 - شادمانى و رضايت مندى كامل مؤمنان بهشتى ، از نامه اعمال و كارنامه خويش در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتـبيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 109 - 1،2
1 ـ لزوم بنا نهادن همه كار ها و برنامه هاى زندگى ، بر اساس تقواى الهى و رضاى خدا
أفمن أسّس بنينه على تقوى من اللّه و رضون
برداشت فوق بر اين پايه است كه «بنيانه» به قرينه فراز پيشين ـ كه مربوط به عمل انسان است (بناى مسجد قبا و مسجد ضرار) ـ به تقدير «عمله» باشد ; يعنى، كسى كه بنيان عملش را بر اساس تقوا قرار دهد.
2 ـ اعمال مبتنى بر تقوا و رضايت الهى ، داراى اساسى محكم و استوار و ارزشى خدشه ناپذير
أفمن أسّس . .. أم من أسّس بنينه على شفا جرف
از قرار گرفتن اين بخش از آيه (أفمن أسس بنيانه على تقوى . .. ) در برابر «أم من أسّس بنيانه على شفا جرف هار» برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 184 - 15
15 - تكاليف دينى اگر از سر ميل و رغبت انجام گيرد ، در پى دارنده ثمراتى نيكوست .
فمن تطوع خيراً فهو خير له
«تطوع» از طاعت (پيروى كردن) گرفته شده است و چون متعدى استعمال شده، متضمن معناى «أتى» (انجام داد) نيز مى باشد. بنابراين «فمن تطوع خيراً ...»; يعنى، هر كس كار نيكى را از روى طاعت به جا آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 54 - 6
6 - تمجيد خداوند از ايمان آوردگان از اهل كتاب به خاطر رفتار ، گفتار نيك آنان در مقابل گفتار و كردار بد ديگران
و يدروءن بالحسنة السيّئة
«حسنة» و «سيّئة» به معناى «بدى» و «نيكى» است و «ال» در آن دو براى جنس است. بنابراين مراد از «الحسنة» مطلق نيكى (رفتار و گفتار نيك) است و مراد از «السيئة» مطلق بدى (گفتار و كردار بد) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 35 - 3
3 - برخورد شايسته و نيكو در برابر رفتار ناپسند ديگران ، نشانه بهره مندى فرد از كمالات و ارزش هاى والاى انسانى است .
ادفع بالتى هى أحسن . .. و ما يلقّيـها إلاّ ذوحظّ عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 5
5 - واگذاركنندگان نامه عمل به انسان ها در قيامت ، برخى را محترم شمرده و با گروهى ديگر برخوردى تحقيرآميز و خفّت بار خواهند داشت .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه . .. و أمّا من أُوتى كتـبه وراء ظهره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 11 - 4
4 - مراقبان اعمال در ثبت و ضبط آن ، برخوردى كريمانه و اغماض گرانه دارند .
كرامًا كـتبين
تقارن وصف كرامت و كتابت در يك آيه، گوياى ارتباط آن دو است. بنابراين كرامت ناظران اعمال، به هنگام ثبت آن ظهور مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 11 - 6
6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به كار هاى خير و انفاق در راه خداوند
من ذا الذى يقرض اللّه . .. فيضـعفه له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 17 - 6
6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى و خيرجويى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق و انجام كار هاى خير
وأنفقوا خيرًا لأنفسكم . .. إن تقرضوا اللّه قرضًا حسنًا يضـعفه لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 7
7 - فراهم آوردن تسهيلات زندگى و نياز هاى طبيعى افراد صالح و درست كار ، از روش هاى مؤثر در تشويق ديگران به درست كارى و اصلاح خويشتن
و أنكحوا. .. و الصـلحين من عبادكم و إمائكم
«الصالحين» به منزله قيد براى «عبادكم و إمائكم» است. بى شك اگر تنها افراد صالح و درست كار جامعه، از كمك و تسهيلات زندگى ديگران برخوردار شوند، افراد ناصالح و نادرست نيز، به صلاح و درست كارى تشويق شده و به آن روى خواهند آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 8
8 ـ سنجش و مقايسه بين فرجام دو انديشه و رفتار ، بهترين روش براى گزينش انديشه و رفتارى درست و برتر
قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 189 - 18،22،23
18 - به كارگيرى روش صحيح و منطقى در كار ها و انتخاب اسباب درست براى نيل به مقاصد ، فرمان و توصيه خداوند به مسلمانان
ليس البر . .. و أتوا البيوت من أبوبها
جمله «و ليس البر . ..» در بازداشتن مسلمانان از سنت جاهلى (ورود به خانه از پشت آن در مراسم حج) كافى بود. بنابراين جمله «و أوتوا البيوت ...» حاكى از يك دستور كلى و شامل است. در اين جمله مقاصد و آرمانها، به خانه ها و روشهاى رسيدن به آن مقاصد، به دربهاى خانه تشبيه شده است.
22 - موفقيت انسان ها در كار ها ، در گرو انجام دادن آنها از طريق و روش صحيح است .
و أتوا البيوت من أبوبها . ... لعلكم تفلحون
برداشت فوق ناظر به اين است كه: «لعلكم تفلحون» متعلق به «و أوتوا البيوت من أبوابها» باشد.
23 - جابر بن يزيد گويد : « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله « ليس البر بان تأتوا البيوت من ظهور ها » الآية . قال : يعنى أن يأتى
الأمر من وجه ها أىّ الأمور كان ;
امام باقر(ع) فرمود: مراد از «ليس البر بأن تأتوا البيوت من ظهورها . ..» اين است كه بايد انسان كار را از راهش وارد شود، هر كارى مى خواهد باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 94 - 16
16 - لزوم پرهيز از جمود و يك سونگرى ، در عمل به وظايف
ما منعك . .. إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 189 - 20
20 - به كارگيرى روش هاى نادرست و غيرمنطقى براى انجام كار ها ، خلاف تقواست .
ليس البر بأن تأتوا البيوت من ظهورها . .. و أتوا البيوت من أبوبها و اتقوا اللّه
فرمان به رعايت تقوا، پس از ارشاد به اتخاذ روش صحيح براى رسيدن به مقصود، بيانگر يكى از اين دو نكته است: 1ـ اتخاذ روش و وسيله صحيح و منطقى از مصداقهاى تقواست. 2ـ ضرورت رعايت تقوا در پيمودن راهها براى رسيدن به مقاصد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 40 - 1،3
1 - انسان شاهد تلاش و عمل خويش ، در روز واپسين
و أنّ سعيه سوف يرى
از به كار رفتن «سوف» و نيز به قرينه آيه بعد، به دست مى آيد كه زمان مشاهده، روز قيامت است.
3 - عملكرد آدمى ، قابل رؤيت و شهود در قيامت ، حتى براى غير خود وى *
و أنّ سعيه سوف يرى
حذف مفعول در «يرى»، ممكن است اشاره به مطلب بالا داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 41 - 1
1 - جزاى كامل اعمال ، نصيب انسان در آخرت ، در پى ديدن و مشاهده عمل
و أنّ سعيه سوف يرى . ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 6 - 5،7،8
5 - مشاهده كردار و مواجه شدن با پاداش و كيفر آن ، از اهداف حشر انسان ها در قيامت
يصدر الناس أشتاتًا ليروا أعمـلهم
حرف «لام» در «ليروا»، بيانگر برداشت ياد شده است. مشاهده اعمال، يا به معناى مشاهده پاداش و كيفر آنها است و يا ناظر به تجّسم اعمال و مشهود بودن آن در قيامت است.
7 - مواجه شدن انسان ها با كردار خود و پاداش يا كيفر آن ، پس از بازگشت آنان از حسابرسى است .
يصدر الناس أشتاتًا ليروا أعمـلهم
8 - تجسّم اعمال و قابل رؤيت شدن آنها در آخرت
ليروا أعمـلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 7 - 1،2،6
1 - انجام دهندگان كار خير ، در قيامت پاداش ديده ، با كردار خويش مواجه خواهند شد .
فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره
2 - كار هاى خير ، هر چند به وزن مورچه اى ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .
فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره
«مثقال»; يعنى، وسيله اى كه با آن، وزن چيزى سنجيده شود (مفردات). «ذرّة» (مفرد «ذرّ») به معناى كوچك ترين نوع مورچه است (صحاح اللغة). برخى آن را يك صدم وزن «جو» دانسته و برخى گفته اند: مراد ذرّاتى است كه در شعاع خورشيد، مشاهده مى شود. (لسان العرب)
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « فمن يعمل مثقال ذرّة خيراً يره » يقول إن كان من أهل النار و كان قد عمل فى الدنيا مثقال ذرّة خيراً يره يوم القيامة حسرةً انه كان عمله لغيراللّه » ;
از امام باقر(ع)، درباره سخن خداوند «فمن يعمل مثقال ذرّة خيراً يره» روايت شده كه خداوند [مى فرمايد]: اگر[بنده اى]از اهل آتش بوده و در دنيا به اندازه وزن يك ذره، كار خوب انجام داده باشد، در قيامت آن را مى بيند تا حسرت بخورد كه چرا اين عمل را براى غير خدا انجام داده بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 8 - 1،2
1 - بدكاران در قيامت ، كيفر ديده و با كردار نارواى خود ، روبه رو خواهند شد .
و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره
2 - كار هاى ناروا ، هر چند به وزن مورچه ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .
و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 7 - 4
4 - تجسّم و قابل رؤيت شدن تمام اعمال نيكِ انسان ـ حتى سبكوزن ترين آنها ـ در آخرت
خيرًا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 8 - 4،7
4 - تجسّم و قابل رؤيت شدن تمام اعمالِ ناشايست انسان ـ حتى سبكوزن ترين آنها ـ در آخرت
و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره
7 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « . . .و من يعمل مثقال ذرّة شرّاً يره » يقول : إذا كان من أهل الجنّة رأى ذلك الشرّ يوم القيامة ثمّ غفر اللّه تعالى له ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «و من يعمل مثقال ذرّة شرّاً يره» روايت شده كه [خداوند] مى فرمايد: اگر [شخص ]از اهل بهشت باشد [و در دنيا عمل بدى انجام داده باشد] آن عمل بد را در قيامت مى بيند; آن گاه خداوند متعال او را مى آمرزد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 14 - 2
2 - مشاهده كردار ها در عرصه قيامت ، در گرو پيدايش حوادثى تحوّل آفرين در نظام جهان و پديدار شدن رخدادهايى در صحنه قيامت
إذا الشمس . .. و إذا ... و إذا ... علمت نفس ما أحضرت
آيه شريفه، جواب حرف شرط «إذا» است كه از آغاز سوره تكرار شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 1،3،7
1- در قيامت ، نامه عمل هر فرد ، در برابر ديدگان او نهاده شده ، آن را مشاهده خواهد كرد .
و وضع الكتـب . .. و يقولون يـويلتنا مال هـذا الكتـب
مقصود از «الكتاب» به قرينه جملات بعدى، نوشته هايى است كه در آن، همه اَعمال آدميان، ثبت و ضبط شده است. حرف «ال» در «وضع الكتاب»، براى استغراق اَفراد است، يعنى «كلّ كتاب». در نتيجه، مراد اين است كه همه كتاب ها را در برابر ديدگان آحاد انسان ها قرار خواهند داد و هر فرد، كتاب خودش را ملاحظه خواهد كرد.
3- در قيامت مجرمان ، هنگام مشاهده نامه عمل ، از كردار خود وحشت و دلهره پيدا مى كنند .
فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه
7- پرهيز كنندگان از جرم و گناه ، به هنگام مشاهده نامه اَعمال خود در قيامت ، بيم و هراس نخواهند داشت .
و وضع الكتـب فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه
جمله «وضع الكتاب» وضع و مشاهده كتاب را به مجرمان اختصاص نداده است، ولى جمله «فترى المجرمين. ..» تنها، از ترس مجرمان سخن گفته است، بنابراين، ديگران، با مشاهده كتابِ خود، اضطرابى نخواهند يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 10
10- اعمال انسان ، همواره در معرض آميخته شدن به ناخالصيهاست .
ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
از اينكه خداوند به پيامبرش امر مى كند كه «براى كسب اخلاص و صداقت از او استمداد بطلبد» استفاده مى شود كه اعمال آدمى در معرض ابتلا به رياست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 8 - 2
2 - مرحله حسابرسى در قيامت ، مرحله اى پس از دريافت نامه هاى اعمال است .
فسوف يحاسب حسابًا يسيرًا
«سوف»، براى وعده دادن به كار مى رود (مصباح) و دلالت بر تأخير دارد. (مقاييس اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 5،8
5ـ انجام كار هاى نيك ، مايه ترك كردن كار هاى ناپسند است .
إن الحسنـت يذهبن السيئات
زدوده شدن ناپسندها ـ كه «يذهبن السيئات» دلالت بر آن دارد ـ محتمل است به اين معنا باشد كه: كارهاى ناپسند تحقق نمى يابد. بر اين اساس جمله «إن الحسنات ...» حاكى از اين است كه: انجام كارهاى نيك روحيه اى در آدمى ايجاد مى كند كه به سراغ كارهاى ناشايست نمى رود.
8ـ نماز هاى يوميه ، مايه ترك كار هاى ناروا و نيز موجب آمرزش گناهان است .
و أقم الصلوة . .. إن الحسنـت يذهبن السيئات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 11 - 10
10 - توجه و اذعان به آگاهى همه جانبه خداوند به اعمال مردمان ، برانگيزاننده انسان به كار هاى نيك و پرهيز از كار هاى ناپسند
و اللّه خبير بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 39
39 - حسن ايجاد انگيزه در انسان هابه كار هاى خير ، براى زمينه سازى بهتر و بيشتر انجام دادن آنها
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 8 - 4
4 - كتاب موزون طبيعت ، راهنماى انسان در صحنه عقيده و عمل *
و وضع الميزان . ألاّتطغوا فى الميزان
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند، براى رهنمون ساختن انسان ها به عقيده توحيدى، نظام دارى و قانون مندى خورشيد، ماه و. .. را به آنان يادآور شده است. هم چنين حاكميت «ميزان» بر هستى را، درسى براى پايبندى عملى آنها به موازين قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 84 - 10
10 - ربوبيت خداوند ، مقتضى پاداش به دارندگان نيت خير و سبقت گيرندگان در كار نيك
و عجلت إليك ربّ لترضى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 40 - 10
10 - توجّه به وابستگى همه چيز به تدبير خداوند ، زمينه ساز ترس و نگرانى از فرجام كار ها است .
و أمّا من خاف مقام ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 7
7 - تجارت و داد و ستد اقتصادى ، زمينه اى بس خطرناك براى غفلت از ياد خدا و انجام تكاليف الهى
رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 34 - 5
5 - خداگريزى ، زمينه ساز ترك مداومت بر اعمال نيك *
تولّى . و أعطى قليلاً و أكدى
مراد از «تولّى» مى تواند اعراض از ياد خدا باشد. بر اين اساس از ارتباط دو آيه مى توان مطلب بالا را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 129 - 14
14 ـ توجه حاكمان به نظارت خداوند بر اعمال ايشان ، زمينه ساز گرايش آنان به كردار نيك و پرهيزشان از اعمال نارواست .
و يستخلفكم فى الأرض فينظر كيف تعملون
هدف از تذكار نظارت خداوند بر اعمال آدمى اين است كه وى با توجه به اين حقيقت از اعمال ناروا بپرهيزد و به اعمال نيك رو آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 14
14 - ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح ، نتيجه درك صحيح از زندگى دنيايى و حيات اخروى
إنّما هـذه الحيوة الدنيا متـع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صـلحًا ... فأُولـئك
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه مؤمن آل فرعون، در آغاز حقيقت دنيا و آخرت را به مردم شناساند آن گاه از آنان خواست تا رفتار زشت را رها كرده و به عمل صالح روى آورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 2 - 12
12 - نقش سازنده ايمان به معاد و روز جزا ، در تكامل انسان و تصحيح رفتار وى
خلق الموت و الحيوة ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
برداشت ياد شده، از آن جا است كه خداوند، پيش از بيان تكامل انسان ها و داشتن دستاورد خوب ـ به عنوان فلسفه خلقت انسان ـ به حيات اخروى و معاد انسان ها پرداخته است; زيرا بدون برپايى قيامت و پاداش آن روز، انگيزه نيرومندى جهت انجام كار خير و بهترين رفتارها، براى آدميان وجود نخواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 33 - 9،12
9- تخلف از فرمان جهاد ، زمينه ساز نابودى اعمال نيك گذشته انسان *
أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول و لا تبطلوا أعمـلكم
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين ـ كه درباره جهاد بود ـ احتمال مى رود كه نهى «لاتبطلوا» بدين معنا باشد كه با تخلف از جهاد، زمينه حبط اعمال خود را فراهم نياوريد.
12- « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) من قال سبحان اللّه غرس اللّه له بها شجرة فى الجنّة . . . فقال رجل من قريش يا رسول اللّه إنّ شجرنا فى الجنّة لكثير ، قال نعم و لـكن إيّاكم أن ترسلوا عليها نيراناً فتحرقوها و ذلك انّ اللّه ـ عزّوجلّ ـ يقول : « يأيّها الذين ءامنوا أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول و لاتبطلوا أعمالكم » . . . ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر كس ذكر «سبحان اللّه» بگويد، خداوند به خاطر آن ذكر، درختى در بهشت براى او مى كارد و. .. مردى از قريش گفت: اى رسول خدا! بنابراين درختان ما در بهشت زياد است؟! حضرت فرمود: آرى و لـكن برحذر باشيد از اين كه آتشى به طرف آن ها بفرستيد و آن ها را بسوزانيد. خداى ـ عزّوجلّ ـ مى فرمايد: «...و لاتبطلوا أعمالكم»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 2 - 12
12 ـ اعمال نيك انسان ، در معرض حبط و نابودى به وسيله بعضى از اعمال ناشايست
أن تحبط أعمـلكم و أنتم لاتشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 3 - 1
1- ناكامى و پوجى اعمال كافران بازتاب طبيعى باطل گرايى آنان
الذين كفروا . .. أضلّ أعمـلهم ... ذلك بأنّ الذين كفروا اتّبعواالبـطل
«ذالك» اشاره به فرجام پوچ و اعمال بى ثمر كافران است (أضلّ أعمالهم).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 2 - 7
7 ـ امكان حبط اعمال مؤمنان ، با عدم رعايت حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لاترفعوا . .. و لاتجهروا له بالقول ... أن تحبط أعمـلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 93 - 4
4- ربوبيت الهى ، مقتضى بازپرسى و كيفر و پاداش دادن در برابر اعمال و رفتار آدمى است .
فوربّك لنسئلنّهم أجمعين . عمّا كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 117 - 7
7 - ربوبيت خدا ، مقتضى حسابرسى اعمال و كيفر كافران
فإنّما حسابه عند ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 88 - 16
16 - رخداد هاى جهان بر اثر نفخ صور ، زمينه ساز برپايى قيامت و حسابرسى آدميان ، براساس علم دقيق خداوند به اعمال آنان
و يوم ينفخ فى الصور. .. و ترى الجبال... إنّه خبير بما تفعلون
برداشت ياد شده بنابراين فرض است كه «ترى الجبال. ..» ادامه «يوم ينفخ فى الصور...» و بيانگر حوادث جهان در پى دميده شدن در صور باشد. بنابراين جمله پايانى آيه (إنّه خبير بما تفعلون) مى رساند كه قيامت، براى حسابرسى است و اين كار متكى به علم دقيق الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 10
10 - محاسبه اعمال و مراقبت بر كردار ، هم ريشه در تقوا دارد و هم روحيه تقوا را رشد داده ، شكوفا مى سازد .
و لتنظر نفس . .. و اتّقوا اللّه
از قرار گرفتن عبارت «و لتنظر. ..» در ميان دو «اتّقوا اللّه»، استفاده مى شود كه محاسبه نفس از يك سو، متكى به تقوا است و از سوى ديگر عامل شكوفايى و تكامل آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 10 - 5
5 - ربوبيت الهى ، مقتضى برپايى قيامت و حسابرسى اعمال
إنّا نخاف من ربّنا يومًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 6 - 2
2 - زلزله زمين ، از مقدّمات حشر مردم و حسابرسى اعمال آنان در قيامت است .
إذا زلزلت الأرض . .. يومئذ يصدر الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 30 - 3
3- ايمان ، بستر و زمينه رشد و گسترش اَعمال نيك است . *
إِنَّ الذين ءامنوا وعملوا الصـلحـت
قرآن، در آيات متعددى، بر «عمل صالح» در پى «ايمان» تكيه كرده است. و اين، گواه تلائم بين اين دو، بلكه تأثير ايمان در ايجاد زمينه عمل صالح است. تقدم ذكر «ايمان» بر «عمل صالح» مى تواند اشاره به همين نكته داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 21
21 - ضعف انسان در مرحله عمل ، ناشى از ضعف شناخت وى نسبت به خداوند
قل فمن يملك لكم من اللّه شيئًا إن أراد بكم ضرًّا أو أراد بكم نفعًا
اعراب متخلف، در مرحله عمل، گرفتار گناه شدند; ولى خداوند آنان را به نكته اى معرفتى، در زمينه شناخت حاكميت مطلق اراده خويش تذكر داده است و اين مى نماياند كه مشكل اصلى، عدم معرفت بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 1،51
1 ـ ايمان ، خاستگاه عمل به احكام الهى
يا ايّها الذين امنوا اذا تداينتم
51 ـ تقوا و ترس از خدا پشتوانه عمل به احكام الهى ، در روابط اقتصادى و مبادلات
و لا يضارّ كاتب و لا شهيد . .. و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 284 - 2
2 ـ توجّه به مالكيّت مطلقه الهى ، زمينه اجراى عدل و قسط و اجراى احكام او در روابط مالى و اقتصادى
اذا تداينتم بدين . .. و ان كنتم على سفر ... للّه ما فى السّموات و ما فى الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 31 - 6
6 ـ محبّت و دوستى ، مشوق و محرك انسان به عمل
قل ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 153 - 6
6 ـ يادآورى علل عدم موفقيت در صحنه هاى اجتماعى ، از شيوه هاى قرآن براى ارشاد مؤمنان به روش حضور پيروزمندانه در آن صحنه ها
اذ تصعدون و لا تلون على احد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 157 - 11
11 ـ ايمان به مقدّر بودن مرگ و حيات ، و شناخت ارزش والاى شهادت ، آسان كننده حركت به سوى نبرد با دشمنان دين
و اللّه يحيى و يميت . .. و لئن قتلتم فى سبيل الله او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة
خداوند با بيان دو نكته مؤمنان را به جهاد ترغيب مى كند: 1 ـ مرگ و حيات به دست خداست و عوامل طبيعى تعيين كننده نيست. 2 ـ جان باختگان در راه خدا، آمرزيده و مشمول رحمت خاصّ خداوند هستند. بنابراين، مؤمنان با ايمان به اين دو معنا، هرگز ترديدى براى شركت در جهاد نخواهند داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 158 - 3
3 ـ ايمان به حشر و بقاى آدمى پس از مرگ ، برانگيزنده وى براى حضور در ميدان كارزار عليه دشمنان دين
و لئن مُتّم او قُتلتم لالى اللّه تحشرون
خداوند با بيان اين معنا كه آدمى با مرگ و يا كشته شدن، چه در راه منافع دنيا و يا راه خدا، به سوى او محشور مى شود، او را به جهاد ترغيب و انگيزه پيكار در راه خدا را در او تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 175 - 13
13 ـ ترس از خدا ، زمينه مسؤوليت پذيرى ، و ترس از غير خدا ، زمينه گريز از مسؤوليت
الّذين استجابوا . .. فلا تخافوهم و خافون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 60 - 5
5 ـ عمل ، نشانه ايمان و صحنه آزمون آن
الم تر الى الذين يزعمون . .. يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت و قد امروا ان يكفرو
خداوند بدان جهت ايمان گروهى از مسلمانان را ايمانى ادعايى و پندارى معرفى كرده است كه در مرحله عمل به اقتضاى ايمانشان عمل نكردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 7 - 5
5 - زينت ها و جلوه هاى زمين ، زمينه ساز حركت انسان و بروز عمل او است .
إنّا جعلنا ما على الأرض زينة لها لنبلوهم أيّهم أحسن عملاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 79 - 6
6 - اطمينان از حقانيت راه ، مقتضى اقدام و توكل بر خدا و نهراسيدن از مشكلات
فتوكّل على اللّه إنّك على الحقّ المبين
«إنّك. ..» در مقام تعليل است; يعنى، چون تو بر حقى، پس بر خدا توكل كن و از توطئه هاى دشمنان نهراس.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 18 - 4
4 - عمل ، فلسفه هرگونه گفت وگو هاى علمى و نظريه پردازى ها است .
الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 50 - 4
4- باور ها و عملكرد انسان ، هماهنگ و همسو با يكديگر
طعام الأثيم . .. إنّ هـذا ما كنتم به تمترون
برداشت ياد شده از ارتباط ميان دو ويژگى ـ كه خداوند براى دوزخيان ياد كرده ـ به دست مى آيد; يعنى، «الأثيم» و «كنتم به تمترون» كه اوّلى نوع عمل و دومى چگونگى باور را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 45 - 4
4 - صبر و نماز وسايلى كارساز براى موفقيت در انجام دستور هاى خدا ( ايمان به قرآن ، وفا به عهد هاى الهى و . . . )
أوفوا بعهدى . .. و استعينوا بالصبر و الصلوة
با توجه به آيه هاى قبل مى توان گفت: متعلق «استعينوا» فرامينى است كه در آن آيه ها بيان شد; يعنى: واستعينوا على ما امرتكم به و نهيتكم عنه بالصبر و الصلاة.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 46 - 4
4 - اقامه نماز براى باورداران به لقاى خدا و بازگشت به او ، امرى سهل و آسان است .
و إنها لكبيرة إلا على الخشعين. الذين يظنون أنهم ملقوا ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 14
14 - ترس از خداوند ، زمينه ساز عمل به احكام اوست .
فولوا وجوهكم شطره . .. فلا تخشوهم واخشونى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 180 - 15
15 - تقوا ، زمينه ساز انجام تكاليف الهى است .
كتب عليكم . .. حقاً على المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 183 - 10
10 - روزه پشتوانه اجراى ديگر احكام الهى است .
يأيها الذين ءامنوا كتب عليكم الصيام . .. لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 196 - 19،22
19 ـ تقوا ، زمينه ساز انجام تكاليف الهى
و اتمّوا الحج و العمرة . .. و اتقوا اللّه
22 ـ توجّه به شدّت عقاب خداوند ، زمينه ساز انجام كامل تكاليف الهى
و اتمّوا الحج و العمرة . .. و اعلموا انّ اللّه شديد العقاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 197 - 9
9 ـ توجّه به آگاهى خداوند از اعمال ، ترغيبى بر انجام اعمال نيك
فمن فرض فيهن الحج . .. و ما تفعلوا من خير يعلمه اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 203 - 6،9
6 ـ تقواى الهى ، زمينه ساز انجام فريضه حج
و اتقوا اللّه
با توجّه به اينكه در پايان بيان مناسك حج، مسأله تقوا مطرح شده است.
9 ـ توجّه به قيامت ، زمينه ساز عمل به مناسك حج
و اعلموا انكم اليه تحشرون
با توجه به اينكه پس از بيان مناسك حج، مسأله قيامت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 216 - 11
11 ـ نقش بيان حكمت و فلسفه حكم ، در تسهيل عمل به آن
كتب عليكم القتال . .. و عسى ان تكرهوا
هدف از بيان حكمت و فلسفه قِتال، متعاقب تشريع آن، تسهيل تكليف بر مكلّفين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 220 - 16
16 ـ توجه به آگاهى خداوند ، زمينه ساز اجراى قوانين
و اللّه يعلم المفسد من المصلح
هدف از بيان علم خداوند به نيات و اعمال، تشويق انسانها به انجام وظايف و اجراى احكام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 20،23
20 ـ تقوا ، زمينه پذيرش و اجراى احكام الهى است .
فامسكوهنّ بمعروف او سرّحوهنّ بمعروف و لا تمسكوهنّ ضراراً . .. و اتقوا اللّه
23 ـ آگاهى از احاطه علمى خداوند بر همه چيز ، زمينه ساز عمل به احكام الهى است .
و لا تمسكوهنّ ضراراً . .. و اعلموا انّ اللّه بكل شىء عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 232 - 10
10 ـ ايمان به خدا و قيامت ، زمينه پذيرش احكام و مواعظ الهى
ذلك يوعظ به من كان منكم يؤمن باللّه و اليوم الاخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 234 - 15
15 ـ توجّه به آگاهى خداوند از اعمال انسان ، زمينه عمل به احكام اوست .
و الذين يتوفّون . .. و اللّه بما تعملون خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 235 - 13،16
13 ـ اعتقاد به دانايى خداوند به اسرار انسان ، منشأ پرهيز از مخالفت با قوانين او
و اعلموا انّ اللّه يعلم ما فى انفسكم فاحذروه
16 ـ حالت خوف و رجاء در انسان ، زمينه ساز عمل به احكام الهى
و اعلموا انّ اللّه يعلم . .. فاحذروه و اعلموا انّ اللّه غفور حليم
در اين قسمت از آيه، لزوم خوف از خداوند (فاحذروه) و نيز اميد به بخشايش و بردبارى او (غفور حليم) مطرح شده است تا پس از بيان احكام، زمينه عمل به آن را ايجاد كرده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 236 - 17
17 ـ تحريك احساسات خيرخواهانه ، از روش هاى قرآن ، جهت ايجاد انگيزه براى انجام وظايف
متّعوهنّ . .. حقّاً على المحسنين
معمولا جمله هايى نظير «نيكوكاران چنين و چنان مى كنند» كه حكم، مستند به نيكوكاران و امثال آنان شده، براى تحريك حِسّ خيرخواهى و نيكوكارى است كه خداوند، از اين روش استفاده كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 17
17 ـ توجّه به نظارت خداوند ، زمينه ساز عمل به احكام الهى و كسب تقوا
و ان طلّقتموهنّ . .. ان اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 238 - 1
1 ـ تأثير اقامه نماز ، در عمل به احكام الهى
حافظوا على الصلوات
توصيه به نماز پس از بيان احكام، مى تواند اشاره به راهى براى تسهيل عمل به احكام الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 244 - 7
7 ـ توجّه و ايمان به علم مطلق خداوند ، برانگيزاننده آدمى براى اقدام به پيكار در راه او
و قاتلو فى سبيل اللّه و اعلموا انّ اللّه سميع عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 245 - 8،15
8 ـ حُسن ايجاد انگيزه به كار خير ، براى زمينه سازى انجام آن
من ذا الّذى يقرض اللّه قرضاً حسناً فيضاعفه له اضعافاً كثيرةً
خداوند با ذكر پاداش، ايجاد انگيزه نموده و اين مى تواند درسى براى همه مربيان باشد.
15 ـ ايمان به بازگشت و رجعت آدمى به سوى خداوند ، برانگيزاننده انسان ها به پيكار در راه او و انفاق
و قاتلوا فى سبيل اللّه . .. من ذا الّذى يقرض اللّه ... و اليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 246 - 25
25 ـ توجه به دانايى گسترده خداوند ، زمينه پرهيز آدمى از ظلم و سرپيچى نسبت به فرمان هاى الهى
و اللّه عليم بالظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 254 - 5،9
5 ـ توجّه به خدادادى بودن امكانات و دارايى هاىِ انسان ، آسان كننده انفاق
انفقوا ممّا رزقناكم
خداوند با بيان اين حقيقت كه همه داراييهاى آدمى از جانب خداست (رزقناكم) مى خواهد به انسان بفهماند كه نبايد انفاق مشكل باشد; چرا كه همه چيز، در واقع از آنِ خداوند است.
9 ـ ايمان و توجّه به ويژگى هاى قيامت ( نبود داد و ستد و دوستى و شفاعت ) برانگيزاننده انسان به انفاق و اعمال خير
انفقوا . .. من قبل ان يأتى يوم لا بيع فيه و لا خلّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 261 - 14
14 ـ توجّه به گستردگى بخشش هاى الهى و دانايى گسترده او ، زمينه ساز انفاق و كار هاى نيك
مثل الّذين ينفقون . .. و اللّه واسع عليم
كلمه «واسع» در برداشت فوق به معناى «واسع فضله» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 266 - 9
9 ـ نشان دادن عاقبت و فرجام اعمال نيك و بد ، از روش هاى قرآن براى تربيت آدمى و ترغيب وى به رعايت احكام و مقرّرات دينى
ايودّ احدكم . .. فاحترقت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 267 - 8،13
8 ـ به داورى گرفتن وجدان ، از روش هاى قرآن براى پرهيز از كار هاى ناروا و تربيت انسان ها و رعايت احكام و مقررات دينى
و لا تيمّموا الخبيث منه تنفقون و لستم باخذيه
13 ـ توجه به غناى الهى و ستايش وى از انفاق كنندگان ، برانگيزنده آدمى به انفاق از اموال پاكيزه خويش
و اعلموا اَنّ اللّه غنىّ حميد
مقصود از توجه دادن مؤمنان به بى نيازى خداوند و نيز ستايش وى از انفاق كنندگان، ايجاد انگيزه انفاق صحيح در آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 278 - 8
8 ـ ايمان و تقواى الهى ، زمينه ساز عمل به دستورات الهى
يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا ان كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 31 - 10
10 ـ پيروى از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، عامل جلب محبّت خداوند و آمرزش همه گناهان
فاتّبعونى يحببكم اللّه و يغفر لكم ذنوبكم
جمع مضاف در «ذنوبكم»، افاده عموم مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 33 - 6
6 ـ يادآورى امتياز و برترى انبياى گذشته ، عامل تسهيل پذيرش اطاعت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
اطيعوا اللّه و الرسول . .. انّ اللّه اصطفى
پس از امر به اطاعت از پيامبر (صلی الله علیه و آله)، امتياز انبياى گذشته را يادآور مى شود تا بفهماند كه امّتهاى گذشته نيز مأمور به اطاعت بودند; باشد كه از اين طريق، اطاعت از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آسان گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 122 - 11
11 ـ پذيرش ولايت خداوند ، از بين برنده هر نوع سستى در انجام وظايف دينى
اذ همّت . .. و اللّه وليّهما
«و اللّه وليّهما»، با لحن اعتراض گونه اش (در حالى كه خداوند سرپرست و حمايت كننده شماست، سستى چرا؟) به اين نكته اشاره دارد كه پذيرش ولايت الهى و اعتقاد به آن، مانع از هر گونه سستى در راه انجام وظايف الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 18
18 ـ توجه به سميع و بصير بودن خداوند ، زمينه عمل به احكام و فرامين او
انّ اللّه يامركم . .. انّ اللّه كان سميعاً بصيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 84 - 10
10 ـ اميدآفرينى ، از روش هاى قرآن براى تقويت روحيه مؤمنان و برانگيختن آنان به جهاد
عسى اللّه ان يكفّ بأس الّذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 131 - 9
9 ـ بيان اشتراك تكاليف بين امت هاى گذشته و مسلمانان ، از روش هاى قرآن براى تسهيل عمل به آن تكاليف
و لقد وصينا الذين اوتوا الكتب من قبلكم و اياكم ان اتقوا اللّه
به نظر مى رسد خداوند به منظور تسهيل رعايت تقوا، مسلمانان را متوجه اين حقيقت كرده كه لزوم رعايت تقوا، تكليف همگانى است كه امتهاى پيشين نيز مكلف به آن بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 24
24 ـ توجه به پاداش عمل ، محرك آدمى بر انجام آن
لئن اقمتم الصلوة . .. لاكفرن عنكم سياتكم و لادخلنكم جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 29
29 ـ توجه به نبود عظمت براى غير خدا ، مايه پروانكردن از مردم در اجراى احكام الهى
فلاتخشوا الناس و اخشون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 19
19 ـ بيان فلسفه احكام از روش هاى قرآن جهت زدودن شك و ترديد و ايجاد انگيزه براى عمل به آن احكام
رجس من عمل الشيطن . .. فهل انتم منتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 94 - 11
11 ـ باور به قيامت و عذاب دردناك آن موجب ترس از خداوند وعمل به احكام او
ليعلم اللّه يخافه بالغيب
«باء» در بالغيب مى تواند سببيه باشد بر اين مبنا مراد از غيب امورى است كه از نظر شخص خائف و حواس وى پنهان مى باشد و از مصاديق بارز غيب و نهانى كه سبب خوف آدمى از خدا مى شود قيامت و عذاب آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 98 - 7،13
7 ـ انذار و تبشير از روش هاى قرآن براى برانگيختن مردم به اجراى احكام الهى
اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم
13 ـ توجه به عقاب ، رحمت و مغفرت الهى زمينه ساز عمل به احكام دين و پرهيز از اعمال ناپسند
و اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم
هدف از بيان شدت عقاب، و بيان رحمت و مغفرت الهى پس از تبيين احكام، اين است كه زمينه انجام اوامر خدا و پرهيز از نافرمانى وى در مخاطبان به وجود آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 108 - 2،4
2 ـ توجه به احكام و قوانين شهادت بر وصيت ( نقض شهادت هاى دروغين و بازگشت حق سوگند به ديگران ) ، مايه هراس از اداى شهادت دروغ و زمينه ساز اداى شهادت به راستى و درستى
او يخافون ان ترد أيمن بعد أيمنهم
ضمير در «يخافوا» و «ايمنهم» به شاهدان نخست بر مى گردد و مراد از رد يمين «ترد أيمن) بازگشت حق سوگند به ديگران است. بنابراين «او يخافوا ان ترد...» يعنى تا شاهدان نخست بترسند كه سوگند آنان ناديده انگاشته شده و حق سوگند به ديگران بازگردانده شود.
4 ـ رعايت تقوا و ترس از خدا ، ضامن اداى شهادت به درستى و راستى است .
ان يأتوا بالشهدة على وجهها . .. و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 118 - 6،9
6 ـ مؤمنان به آيات خداوند به احكام و قوانين او گردن مى نهند.
فكلوا مما ذكر اسم الله عليه إن كنتم بأيته مؤمنين
9 ـ ايمان به آيات خداوند زمينه التزام عملى به احكام ابلاغ شده از جانب اوست.
فكلوا . .. إن كنتم بأيته مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 5
5 ـ اعتقاد راسخ هود به ربوبيت خدا بر وى ، موجب استواريش در تبليغ رسالت هاى الهى
و لكنى رسول من رب العلمين. أبلغكم رسلت ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 24 - 13
13 ـ توجه به علم كامل خداوند بر انديشه ها ، زمينه ساز اجابت دعوت خدا و رسول و پرهيز از نفاق و دورويى
لاتكونوا كالذين قالوا سمعنا و هم لايسمعون . .. و اعلموا أن اللّه يحول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 91 - 11
11- اعتقاد و توجه به علم خداوند به همه اعمال آدميان ، پشتوانه اجراى فرمان هاى اوست .
و أوفوا بعهد الله . .. إن الله يعلم ما تفعلون
برداشت فوق، از تعليل «إن الله يعلم ما تفعلون» به دست مى آيد; يعنى، به عهد و پيمان خود با خدا وفادار باشيد; چون كه خدا از اعمال شما آگاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 78 - 25
25 - لزوم اداى تكاليف الهى ، برخاسته از حق ولايت خداوند بر آدمى
فأقيموا الصلوة . .. هو موليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 28 - 13
13 - توجه و اعتقاد به آگاهى خداوند به اعمال انسان ها ، موجب برانگيختن آنان به رعايت دستورات الهى و پرهيز از نافرمانى او است .
و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم و اللّه بما تعملون عليم
سخن تهديدآميز خداوند به مؤمنان (و اللّه بما تعملون عليم)، مى تواند به منظور مطلب فوق ادا شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 217 - 3
3 - توكل بر خداوند ، پشتوانه موفقيت انسان در انجام وظايف دشوار
فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون . و توكّل على العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 45 - 8
8 - يادآورى فلسفه و حكمت حكم تكليفى ، داراى نقشى مؤثر در شايق كردن مكلف به اداى آن است .
أقم الصلوة إنّ الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر و لذكر اللّه أكبر
ذكر فلسفه و حكمت نماز، در پى فرمان به اداى كامل آن، مى تواند ناظر به نكته بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 19
19 - توجه دادن انسان به فرجام حيات خويش ( حضور در پيشگاه خداوند ) زمينه پيدايش تعهد براى عمل به وصاياى الهى است .
و وصّينا الإنسـن . .. أن اشكرلى و لولديك إلىّ المصير
ذكر «إلىّ المصير» پس از چند توصيه به انسان، از سوى خداوند، مى تواند به منظور ايجاد انگيزه براى عمل به آن سفارش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 15 - 17
17 - توجه دادن انسان به محاسبه اعمال اش در نزد خداوند ، زمينه ساز پابندى وى به توحيد و پيروى كردن از انسان هاى خداجو است .
و إن جـهداك على أن تشرك بى . .. فلاتطعهما ... و اتّبع سبيل من أناب إلىّ ثمّ إلىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 19 - 10
10 - ذكر فلسفه حكم ، جهت تفهيم دقيق آن و نيز واداشتن مخاطب به عمل به آن ، روشى مطلوب و روا است .
و اغضض من صوتك إنّ أنكر الأصوت لصوت الحمير
«إنّ أنكر. ..» تعليل براى امر «اغضض» است و تعليل آوردن براى آن، احتمال دارد به خاطر نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 49 - 6
6 - مقتضاى ايمان ، عمل به فرمان هاى خداوند درباره ازدواج و طلاق و عدّه است .
يـأيّها الذين ءامنوا إذا نكحتم المؤمنـت. .. فما لكم عليهنّ من عدّة
خطاب «يا أيّها الذين آمنوا» مى تواند به منظور تشويق و تحريص مؤمنان براى عمل به فرمان هايى كه در آيه ذكر شده است، باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 55 - 19
19 - توجه دادن به حضور و گواهى خداوند ، زمينه ساز رويكرد بيشترى به عمل به فرمان هاى او است .
و اتّقين اللّه إنّ اللّه كان على كلّ شىء شهيدًا
ذكر «إنّ اللّه كان على . ..» پس از بيان دستورهايى خاص، مى تواند مفيد اين نكته باشد كه مخاطبان دستورها، به حضور و گواهى خداوند توجه پيدا كنند تا تشويق شوند و يا از ترسِ پيامد ناگوار ترك عمل، به سمت عمل به آن دستور بروند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 21 - 8
8- لازمه صداقت داشتن با خداوند ، تسليم بودن در برابر تمامى دستورات دين و عمل به آن است .
فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم
تعبير «فلو صدقوا اللّه» ـ در پى «فإذا عزم الأمر» ـ مى رساند كه لازمه صداقت در برابر خداوند اين است كه هر گاه فرمانى از جانب شارع به گونه قطعى صادر شد، بى تأمل و بدون استثنا، پذيرفته شده و مورد عمل قرار گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 19
19 - عقيده به حاكميت اراده الهى بر مقدّرات انسان ، زمينه ساز حركت به سوى انجام وظايف الهى و نه ترك مسؤوليت
قل فمن يملك لكم من اللّه شيئًا إن أراد بكم ضرًّا أو أراد بكم نفعًا
با توجه به اين كه خداوند، اراده نافذ خويش را به اعراب متخلف يادآور شده است; از آيه شريفه استفاده مى شود كه توجّه به تخلف ناپذيرى اراده خداوند، بايد زمينه اطاعت و تكليف پذيرى را در انسان زنده كند; نه روح سستى و مسؤوليت گريزى را.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 32 - 3
3 - تجلّى تقوا ، در روى آورى هميشگى به درگاه خدا و تحفظ بر وظايف
و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. لكلّ أوّاب حفيظ
با توجه به اين كه در آيه قبل، تنها وصفى كه براى بهشتيان ياد شده وصف «تقوا» بود و اين وصف جامع همه ارزش ها تلقى مى شد. اكنون بيان اوصافى ديگر در اين آيه، مى تواند تفصيلى بر آن اجمال و نمودى از آن حقيقت كلى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 23 - 4،9
4 - خداوند ، تمام امكانات لازم را براى اقدام انسان ها به انجام دادن تكاليف الهى ، در اختيار آنان قرار داده است .
لمّا يقض
حرف «لمّا» در موردى به كار مى رود كه انتظار وقوع كارى بوده; ولى تا كنون انجام نگرفته باشد. قابل انتظار بودن كار، زمانى است كه زمينه انجام آن فراهم باشد.
9 - توجّه به وابستگى آفرينش ، تدبير ، هدايت ، مرگ و قبر انسان به خداوند ، زمينه ساز انجام دادن تكاليف الهى
من نطفة خلقه . .. ثمّ أماته فأقبره ... كلاّ لمّا يقض ما أمره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 24 - 1
1 - نگاه به خوراكى ها و توجّه به روند توليد و مصرف آن ، امرى ضرورى و برانگيزنده انسان به انجام دادن فرمان هاى خداوند
فلينظر الإنسـن إلى طعامه
فرمان به دقت در طعام، با حرف «فاء» بر آيه قبل تفريع شده است تا اين نكته را برساند كه اين انديشه، انسان را به انجام دادن اوامر الهى وادار مى كند. وجود كلمه «الإنسان» در آيات قبل، گرچه از تكرار آن بى نياز مى كرد و اكتفا به ضمير آن ممكن بود; ولى بار ديگر به اين لفظ تصريح شد تا بيانگر تفاوت مصداق انسان در دو آيه باشد. در آيه قبل مراد كافران بود و اين آيه به همه انسان ها نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 3 - 15
15 - امداد مردم و پيروز ساختن آنان بر دشمن ، زمينه ساز آمادگى آنان براى پذيرش تكاليف و توجّه به خداوند
إذا جاء نصر اللّه و الفتح . .. فسبّح بحمد ربّك و استغفره
زمينه عمل به تكليف سخت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 11 - 3
3 - انسان ، به دليل برخوردارى از ابزار هاى شناخت ( توانايى بر ديدن و گفتن و نيز تشخيص راه خير و شر ) توانا بر پذيرش تكاليف دشوار و برداشتن گام هاى سنگين در راه خير
ألم نجعل . .. فلااقتحم العقبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 2 - 3
3 - شرح صدر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فراهم سازنده زمينه لازم براى اجراى برنامه هاى سنگين رسالت و انجام دادن تكاليف دشوار
ألم نشرح . .. و وضعنا عنك وزرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 43 - 11
11 - توجّه به وقوع حتمى قيامت و از دست رفتن فرصت ها ، زمينه پابندى انسان به دين است .
فأقم . .. من قبل أن يأتى يوم ... يومئذ يصّدّعون
يادآورى وقوع قيامت پس از سفارش به پابندى به دين، مى تواند به منظور ايجاد انگيزه در انسان براى عمل به آن فرمان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 148 - 15
15 - باور به قيامت و حضور انسان ها در آن ، زمينه ساز گرايش آدمى به انجام كار هاى نيك است .
فاستبقوا الخيرت أين ما تكونوا يأت بكم اللّه جميعاً
يادآورى قيامت پس از فرمان به انجام كارهاى نيك، گوياى اين معناست كه: انسان در صورت باور به قيامت و توجه به آن، در انجام كارهاى خير سستى نخواهد ورزيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 15
15- توجه به حاكميت عدل بر نظام كيفر و پاداش اخروى ، گرايش دهنده انسان ها به انجام اعمال و رفتار خوب و داراى پاداش
فمن أوتى كتـبه بيمينه . .. و لايظلمون فتيلاً
از اينكه خداوند، نظام پاداش دهى خود را در قيامت، براى مردم تشريح مى كند، مى تواند به منظور تشويق انسانها به انجام اعمالى باشد كه پاداش الهى را در پى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 7 - 12
12 - ايمان به مبدأ يگانه هستى و نيز جهان آخرت ، مستلزم داشتن عملى متناسب با آن *
و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة و هم بالأخرة هم كـفرون
مطلب ياد شده با توجه به مفهوم مخالف آيه، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 156 - 16
16 ـ توجّه به نظارت و بينايى خداوند به كردار آدميان ، برانگيزنده آدمى به نبرد و پيكار در راه خدا ( اعمال پسنديده )
انّ الّذين تولّوا منكم . .. و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 5
5 ـ توجّه به از جانب خدا بودن دارايى ها ، آسان كننده انفاق و بخشش و بيانگر زشتى و شناعت بخلورزى
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله
تذكّر خداوند به اينكه داراييهاى شما، فضلى از جانب اوست (بما آتيهم اللّه من فضله)، براى اين هدف است كه انفاق را بر آدمى آسان كند و زشتى بخل را بر او آشكار سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 129 - 14
14 ـ توجه حاكمان به نظارت خداوند بر اعمال ايشان ، زمينه ساز گرايش آنان به كردار نيك و پرهيزشان از اعمال نارواست .
و يستخلفكم فى الأرض فينظر كيف تعملون
هدف از تذكار نظارت خداوند بر اعمال آدمى اين است كه وى با توجه به اين حقيقت از اعمال ناروا بپرهيزد و به اعمال نيك رو آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 61 - 1،6
1 - ترس از خدا و قيامت ، بر انگيزاننده انسان ها به انجام كار هاى نيك
إنّ الذين هم من خشية ربّهم مشفقون . .. أُولـئك يسـرعون فى الخيرت
«أُولـئك» اشاره به موحدانى است كه وصفشان در آيات پيش بيان شد. «مسارعة» (مصدر «يسارعون») به معناى شتاب كردن است.
6 - خدا ترسى و بيمناك بودن از روز رستاخيز ، برانگيزاننده انسان به پيشتازى در انجام كار هاى نيك
و هم لها سـبفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 12
12 - اذن خداوند ، شرط رسيدن به مقام پيشتازى در دين دارى ، زندگى قرآنى و انجام كار هاى خير
و منهم سابق بالخيرت بإذن اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 210 - 10
10 ـ توجه به بازگشت همه چيز به سوى خداوند ، زمينه تسليم شدن در برابر او و پرهيز از پيروى شيطان
و لا تتبعوا خطوات . .. و الى اللّه ترجع الأمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 215 - 13
13 ـ توجّه انسان به علم خداوند نسبت به اعمال خير ، مُشوّق او براى انجام آن
و ما تفعلوا من خير فانّ اللّه به عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 245 - 8
8 ـ حُسن ايجاد انگيزه به كار خير ، براى زمينه سازى انجام آن
من ذا الّذى يقرض اللّه قرضاً حسناً فيضاعفه له اضعافاً كثيرةً
خداوند با ذكر پاداش، ايجاد انگيزه نموده و اين مى تواند درسى براى همه مربيان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 262 - 6
6 ـ توجّه به پاداش هاى الهى براى انفاق در راه خدا ، برانگيزنده آدمى به انفاق
لهم اجرهم عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 267 - 8
8 ـ به داورى گرفتن وجدان ، از روش هاى قرآن براى پرهيز از كار هاى ناروا و تربيت انسان ها و رعايت احكام و مقررات دينى
و لا تيمّموا الخبيث منه تنفقون و لستم باخذيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 18
18 ـ بهره گيرى قرآن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، در تشويق آنان به اعمال نيك
و ما تنفقوا من خير فلانفسكم . .. و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 273 - 13
13 ـ توجّه به علم خداوند نسبت به انفاق ها و اعمال خير ، برانگيزنده آدمى به انفاق و انجام آن اعمال
و ما تنفقوا من خير فانّ اللّه به عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 274 - 5
5 ـ نقش وعده به پاداش و تضمين آن ، در ترغيب به عمل خير
فلهم اجرهم عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 6
6 ـ وعده پاداش به اهل ايمان داراى عمل صالح از روش هاى قرآن براى ايجاد انگيزه به ايمان و عمل صالح
لهم اجرهم عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 280 - 12
12 ـ آگاهى به فرجام اعمال نيك ( صدقه ، گذشت از وامداران تنگدست و . . . ) برانگيزنده آدمى براى انجام آن اعمال
و ان تصدّقوا خير لكم ان كنتم تعلمون
مفعول «تعلمون» در برداشت فوق خير بودن صدقه گرفته شده است; و جواب شرط (ان كنتم تعلمون) محذوف مى باشد يعنى: اگر به نيكى صدقه آگاه باشيد صدقه خواهيد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 281 - 8
8 ـ توجه به قيامت و خوف از آن ، بازدارنده آدمى از اعمال ناشايست ( ربا و . . . ) و ترغيب كننده او به اعمال شايسته ( انفاق ، صدقه و . . . )
يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا . .. و ان تصدقوا خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 41
41 ـ بيان فلسفه و حكمت احكام ، از روش هاى قرآن براى ترغيب به انجام آن احكام
ان تضلّ احديهما . .. ذلكم اقسط عند اللّه و اقوم للشّهادة و ادنى الاّ ترتابوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 9
9 ـ وعد و وعيد از روش هاى قرآن براى برانگيختن مردم به ايمان ، عمل صالح و پرهيز از كفر
انّ الّذين كفروا باياتنا سوف . .. و الّذين امنوا و عملوا الصّالحات سندخلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 86 - 10
10 ـ توجّه به حسابرسى دقيق و كامل خداوند در هر عمل ، زمينه انجام اعمال نيك و پرهيز از اعمال ناروا
و اذا حيّيتم . .. انّ اللّه كان على كل شىء حسيبا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 162 - 17
17 ـ استفاده از پاداش خواهى انسان از روش هاى قرآن براى ايجاد انگيزه براى تحصيل علم و گرايش به ايمان و عمل صالح
لكن الرسخون . .. أولئك سنؤتيهم أجراً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 15
15 - باور و توجه آدمى به نظارت خداوند بر اعمال نيك ، زمينه ساز آن اعمال است .
إن اللّه بما تعملون بصير
ايجاد زمينه براى انجام كارهاى نيك، از اهداف بيان نظارت خداوند بر اعمال انسانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 24،25
24 ـ اعتقاد انسان به علم الهى ، زمينه ساز رعايت حقوق زنان ، يتيمان و مستضعفان
و المستضعفين من الولدن . .. و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
25 ـ اعتقاد به آگاهى خداوند از اعمال خير ، مشوق انسان به انجام آن نيكيها
و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
جمله «و ما تفعلوا . ..» به منظور ترغيب به اعمال خير بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 9 - 6
6 ـ نويد به پاداش نيك ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسان ها و ترغيب آنان به اعمال صالح
وعد اللّه . .. اجر عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 48 - 8
8 ـ ايمان و عمل شايسته و رسيدن به امنيت خاطر، دستاوردهاى رسالت انبيا
و ما نرسل المرسلين إلا . .. فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 13،14،18
13- باور به معاد ، حتى در حدّ گمان و اميد ، اهرمى كارامد در گرايش به عمل صالح و به دور از شرك و ريا است .
فمن كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عملاً صـلحًا و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا
14- ايمان و عقيده در صحنه عمل تبلور مى يابد .
فمن كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عملاً صـلحًا
18- صلاح عمل ، تنها در پرتو خلوص و خالى بودن از كمترين شائبه شرك ميسّر است .
فليعمل عملاً صـلحًا و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا
جمله «و لايشرك. ..» مى تواند به منزله تفسير براى «فليعمل...» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 63 - 6
6- توبه ، ايمان و عمل صالح ، از جلوه هاى تقوا
تاب و ءامن و عمل صلحًا فأُولئك يدخلون الجنّة . .. تلك الجنّة التى ... من كان تقي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 94 - 4
4- انجام عمل صالح ، نيازمند و سعى و كوشش است .
فمن يعمل . .. فلاكفران لسعيه
تعبير «لسعيه» به جاى «لعمله» مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه عمل صالح با سعى و تلاش عجين شده و جدايى ميان آن
دو ممكن نيست و انجام هر عمل صالحى، در گرو سعى و جد و جهد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 51 - 12
12 - تغذيه سالم و حلال ، زمينه گرايش انسان به عمل صالح
كلوا من الطّيّبـت و اعملوا صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 17 - 7
7 - توجه به پاداش هاى عظيم اخروى ، مايه گرايش هر چه بيشتر مؤمنان به عمل شايسته است .
يدعون ربّهم . .. و ممّا رزقنـهم ينفقون . فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم من قرّة أعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 63 - 12
12 - توجه به نزديك بودن زمان وقوع قيامت ، داراى نقشى مؤثر در رويكرد به خوبى ها است .
و مايدريك لعلّ الساعة تكون قريبًا
عدم اعلام صريح زمان وقوع قيامت و قريب الوقوع دانستن آن، چه بسا به منظور آماده ساختن مردم و هشدار به آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 71 - 1
1 - خدا ترسى و تقواى مؤمنان ، سبب مى شود تا خداوند ، آنان را به اعمال صالح موفق كند .
يـأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه . .. يصلح لكم أعمـلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 11 - 10
10 - توجه به آگاهى خداوند از تمامى رفتار ها ، برانگيزاننده انسان ها به انجام عمل صالح
و اعملوا صـلحًا إنّى بما تعملون بصير
يادآورى خداوند به آگاه بودنش از تمامى رفتارهاى انسان ها ـ پس از توصيه آنان به انجام عمل صالح ـ مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 6
6 - اعتقاد به تضمين پاداش كامل و بيش از استحقاق از سوى خداوند ، موجب برانگيخته شدن انسان به انجام خالصانه اعمال نيك ( همچون انفاق )
الذين يتلون كتـب اللّه . .. و أنفقوا ممّا رزقنـهم سرًّا و علانية ... ليوفّيهم أُ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 14
14 - ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح ، نتيجه درك صحيح از زندگى دنيايى و حيات اخروى
إنّما هـذه الحيوة الدنيا متـع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صـلحًا ... فأُولـئك
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه مؤمن آل فرعون، در آغاز حقيقت دنيا و آخرت را به مردم شناساند آن گاه از آنان خواست تا رفتار زشت را رها كرده و به عمل صالح روى آورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 21 - 6
6 - ايمان و عمل صالح ، از لوازم و مظاهر يقين به وحى و هدايت آسمانى است .
لقوم يوقنون . .. أن نجعلهم كالذين ءامنوا و عملواالصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 26
26- روحيه شكرگزارى به درگاه خداوند ، اساس گرايش انسان به عمل صالح و جلب رضاى الهى *
قال ربّ أوزعنى أن أشكر . .. و أن أعمل صـلحًا ترضـيه
از تقدم شكر بر عمل صالح، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 25
25 - آگاهى و ايمان به احاطه علمى خداوند به تمامى رفتار ها ، مشوّق و برانگيزاننده انسان ها به تصحيح رفتار و انجام اعمال خير
و كلاًّ وعد اللّه الحسنى و اللّه بما تعملون خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 10 - 16
16 - ايمان و توجّه به ويژگى مرگ و بعد از آن ، برانگيزاننده انسان به انفاق و انجام اعمال صالح
من قبل أن يأتى أحدكم . .. و أكن من الصـلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 11 - 10
10 - توجه و اذعان به آگاهى همه جانبه خداوند به اعمال مردمان ، برانگيزاننده انسان به كار هاى نيك و پرهيز از كار هاى ناپسند
و اللّه خبير بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 2 - 8،15
8 - دنيا ، بستر مناسب براى رشد و تعالى و انجام كار خير
ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
15 - ياد مرگ ، عاملى نيرومند در انگيزش و برانگيختن انسان ها ، به سوى كمال جويى و كردار نيك
الذى خلق الموت و الحيوة ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
ذكر مرگ انسان ها در موضوع فلسفه خلقت آنان ـ كه تلاش براى تكامل و بهتر شدن است ـ و نيز تقديم آن بر حيات آدميان، مى تواند اشاره به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 7 - 1
1 - خداوند ، اهل سخاوت و تقوا و تصديق كنندگان پاداش هاى موعود را ، براى انجام دادن كار هاى خير ، آماده و توانا مى سازد .
فسنيسّره لليسرى
فعل «يسّر»; يعنى، آسان ساخت (قاموس) و توفيق داد (صحاح). «يسرى» وصف براى موصوف محذوفى از قبيل «الطريقة»، «الشريعة» و يا نظاير آن و به معناى سهل تر و آسان تر است. تغيير عبارت از «سنيسّر له اليسرى» به «سنيسّره لليسرى» بيانگر آن است كه خداوند، وعده ايجاد تحولاتى را در درون شخص مى دهد تا با سهولت، پذيراى آسان ترين شريعت ها گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 7 - 1
1 - خداوند ، اهل سخاوت و تقوا و تصديق كنندگان پاداش هاى موعود را ، براى انجام دادن كار هاى خير ، آماده و توانا مى سازد .
فسنيسّره لليسرى
فعل «يسّر»; يعنى، آسان ساخت (قاموس) و توفيق داد (صحاح). «يسرى» وصف براى موصوف محذوفى از قبيل «الطريقة»، «الشريعة» و يا نظاير آن و به معناى سهل تر و آسان تر است. تغيير عبارت از «سنيسّر له اليسرى» به «سنيسّره لليسرى» بيانگر آن است كه خداوند، وعده ايجاد تحولاتى را در درون شخص مى دهد تا با سهولت، پذيراى آسان ترين شريعت ها گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 7 - 1
1 - خداوند ، اهل سخاوت و تقوا و تصديق كنندگان پاداش هاى موعود را ، براى انجام دادن كار هاى خير ، آماده و توانا مى سازد .
فسنيسّره لليسرى
فعل «يسّر»; يعنى، آسان ساخت (قاموس) و توفيق داد (صحاح). «يسرى» وصف براى موصوف محذوفى از قبيل «الطريقة»، «الشريعة» و يا نظاير آن و به معناى سهل تر و آسان تر است. تغيير عبارت از «سنيسّر له اليسرى» به «سنيسّره لليسرى» بيانگر آن است كه خداوند، وعده ايجاد تحولاتى را در درون شخص مى دهد تا با سهولت، پذيراى آسان ترين شريعت ها گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 8 - 2
2 ـ انكار لقاى خدا ، دلبستگى به دنيا و غفلت از آيات الهى ، زمينه ساز اعمال نارواست .
إن الذين لايرجون لقاءنا . .. أولئك مأويهم النار بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 18 - 10
10ـ نفس آدمى ، بر آراستن كار هاى زشت و ناروا و واداشتن او به ارتكاب آنها تواناست .
بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 10
10 - انكار قيامت و مؤاخذه انسان ها در آن روز ، از زمينه هاى ستم كارى و بدكردارى
الذين لايؤمنون بالأخرة . .. للذين ظلموا ... و بدا لهم سيّئات ما كسبوا و حاق بهم
برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند، منكران روز قيامت و كيفر آن را، ستمكار (ظلموا) و بدكردار (سيئات ماكسبوا) معرفى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 15 - 17
17 - سطحى نگرى و عدم درك عميق واقعيت ها ، زمينه ساز ناهنجارى كردار و نادرستى مواضع انسان
فسيقولون بل تحسدوننا بل كانوا لايفقهون إلاّ قليلاً
خداوند، پس از اين كه انحراف ها و كاستى هاى عميق اعراب متخلف از حديبيه را يادآور شده، در يك نتيجه گيرى و تحليل كلى، آنان را فاقد درك عميق معرفى كرده است و راز رفتار نادرست آنان را برملا مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 42 - 4
4 - كفر ، زمينه ساز كردار ناشايست
الكفرة الفجرة
تقديم «الكفرة» ممكن است به منظور رساندن تأثير كفر در فجور باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 74 - 10
10- پيشينه جامعه لوط در فسق و انحراف ، زمينه ساز روى آوردن آنان به كردار پليد و ناشايست و نپذيرفتن دعوت حضرت لوط ( ع )
تعمل الخبئث إنّهم كانوا قوم سوء فـسقين
جمله «إنّهم كانوا. ..» به منزله تعليل براى جمله «تعمل الخبائث» مى باشد. بنابراين فسق (عصيان و انحراف از مسير حق) موجب رويكرد قوم لوط به خبائث و ناپاكى ها گرديد. گفتنى است فعل «كانوا» ـ كه مفيد استقرار وصف است ـ بيانگر تداوم فساد در ميان قوم لوط در گذشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 63 - 5
5 - غفلت از نظام ثبت و حسابرسى دقيق اعمال و كيفر و پاداش اخروى ، عامل بيگانگى كافران با اعمال نيك و آلودگى آنان به كردار هاى بد و ناشايست
بل قلوبهم فى غمرة من هـذا . .. هم لها عـملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 14 - 5
5 - بهره گيرى خداوند از تمايلات طبيعى انسان ها در گرايش دادن آنان به ايمان و عمل صالح
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا . .. جنّـت تجرى من تحتها الأنهـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 9
9 - توجه به نزديكى قيامت ، عامل حساسيت فزون تر نسبت به اعمال خويش
و لتنظر نفس ما قدّمت لغد
از به كار گرفته شدن واژه «غد» به جاى قيامت، برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 115 - 10
10 ـ توجه به دانايى گسترده و همواره خداوند ، برانگيزنده آدمى به سوى اعمال خير و رعايت تقواى الهى
و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه و اللّه عليم بالمتّقين
به نظر مى رسد هدف از تذكر به دانايى خدا و اعمال نيك و پاداش دهى به آن، براى تشويق و ترغيب به آن اعمال نيك باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 133 - 6،7
6 ـ نيل به آمرزش الهى و بهشت تقواپيشگان ، برانگيزنده اهل ايمان به اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
يا ايّها الّذين امنوا . .. و اطيعوا اللّه و الرّسول ... سارعوا الى مغفرة من ربّك
جمله «سارعوا الى . .. »، بعد از امر به اطاعت از خدا و رسول(صلی الله علیه و آله)، براى ايجاد انگيزه و نيز تشويق مؤمنان به پيروى از خدا و پيامبرش است.
7 ـ اميد نيل به آمرزش الهى و بهشت ، برانگيزنده اهل ايمان براى شركت در نبرد با دشمنان
يا ايّها الّذين امنوا . .. و اطيعوا اللّه و الرّسول ... سارعوا الى مغفرة من ربّك
چون آيات پيشين درباره نبرد و رويارويى با كافران بود، گويا آيات مورد بحث به منظور دستورالعملى است براى اينكه جامعه ايمانى را به گونه اى تربيت كند كه ديگر همچون نبرد اُحُد، دلبسته به دنيا نباشد و دچار دلهره و ترس نگردد تا هميشه بر دشمنان دين غالب شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 135 - 4
4 ـ ياد خدا ، واداركننده انسان به توبه و استغفار
ذكروا اللّه فاستغفروا لذنوبهم
عطف شدن استغفار بر ذكر خدا با كلمه «فاء»، كه در آن معناى ترتب نهفته است، مى تواند اشاره به رابطه عليّت بين ذكر خدا و استغفار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 143 - 9
9 ـ اشتياق مؤمنان به حضور در ميدان جهاد و شهادت ، پس از آگاهى از درجات شهداى بدر
و لقد كنتم تمنّون الموت من قبل
امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: فانّ المؤمنين لمّا اخبرهم اللّه بالّذى فعل بشهدائهم يوم بدر و منازلهم من الجنّة رغبوا فى ذلك فقالوا اللهمّ ارنا القتال نستشهد فيه.
تفسير قمى، ج 1، ص 119 ; تفسير برهان، ج 1، ص 319، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 145 - 15
15 ـ سپاسگزارى نعمت هاى الهى ، برانگيزنده آدمى به جهاد و انجام تكاليف دينى
و من يرد ثواب الدّنيا . .. و من يرد ثواب الاخرة ... و سنجزى الشّاكرين
به نظر مى رسد خداوند مجاهدان را به سه دسته تقسيم كرده است و جمله «سنجزى الشّاكرين»، بيانگر دسته سوم مى باشد. يعنى آنان كه نه ثواب دنيا انگيزه جهاد آنهاست و نه ثواب آخرت، بلكه انگيزه آنان از جهاد تنها سپاسگزارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 147 - 10
10 ـ توجّه به « ربوبيّت » خداوند ، برانگيزنده انسان به دعا و درخواست از او
ربّنا اغفرلنا ذنوبنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 6 - 6
6 - « قال علىّ ( ع ) . . . و معنى قوله « فمن ثقلت موازينه » و « من خفّت موازينه » فهو قلة الحساب و كثرته ;
على(ع) فرمود: معناى سخن خداوند «فمن ثقلت موازينه» و «من خفّت موازينه»، پس آن [سنگينى و سبكى، به معناى ]كمى و زيادى [مدت] حسابرسى است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عصر - 103 - 2 - 3
3 - بى ايمانى و ترك عمل صالح و تبليغ نكردن از حق و صبر ، زيان بزرگى است .
لفى خسر
نكره آمدن كلمه «خسر»، براى بيان عظمت آن است. استثنايى كه در آيه بعد آمده، زيان را به غير افراد مستثنى، اختصاص داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 55 - 8
8 - سود و زيان عمل هر كس ، تنها به خود وى بازمى گردد .
لنا أعمـلنا و لكم أعمـلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 32 - 10
10- تبيين پيامد هاى سوء اعمال ناپسند ، و جدايى نهى از آنها از روش هاى هدايتى ـ تبليغى قرآن
و لاتقربوا الزنى إنه كان فـحشة و ساء سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 4 - 1
1 - فرشتگان ، در حركت شتابان خود براى انجام دادن مأموريت هاى الهى ، بر يكديگر سبقت مى گيرند .
فالسـبقـت سبقًا
«فاء» براى تعقيب بوده و بيانگر اين است كه فرشتگان، پس از خروج از جايگاه خويش و حركت سريع به سوى مأموريتشان، درصدد آنند كه از يكديگر سبقت بگيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 8 - 5
5 - كردار خطاپيشگان ، در قيامت سبك و بى ارزش خواهد بود .
فأمّا من ثقلت موزينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 9 - 2
2 ـ سبكى و بىوزنى اعمال آدمى در قيامت نشانه زيانكارى است.
و من خفت موزينه فأولئك الذين خسروا أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 8 - 1
1 - اعمال برخى از مردم در قيامت ، سبك وزن و بى ارزش است .
و أمّا من خفّت موزينه
«موازين» يا جمع «ميزان» و يا جمع «موزون» است. برداشت ياد شده، با هر دو مبنا سازگار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 9 - 1
1 - صاحبان اعمال بىوزن و ارزش ، در قيامت گرفتار جهنم و سقوط كننده در پرتگاه عميق آن
فأُمّه هاوية
«هاوية» ـ كه در اين آيه بر «جهنم» تطبيق يافته است ـ به معناى هر درّه و يا حفره اى است كه عمق آن معلوم نباشد. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 8 - 6
6 - كردار هاى ناروا ، هنگام حسابرسى در قيامت ـ با وجود تهى بودن همه آنها از وزن و ارزش ـ گوناگون بوده و ابزار سنجش آنها متفاوت است .
و أمّا من خفّت موزينه
جمع بودن «موازين»; بيانگر تعدد ميزان و موزون و تغاير آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 11 - 4
4 - محاسبه و رسيدگى به اعمال كسانى كه نامه عمل خود را از پشت سر دريافت كرده اند ، سخت و اندوه بار خواهد بود .
حسابًا يسيرًا . .. مسرورًا ... فسوف يدعوا ثبورًا
برداشت ياد شده، از مقابله دو گروه استفاده شده است. از آنجا كه گروه اول حسابى آسان داشته و شادمان خواهند شد، دانسته مى شود كه براى گروه دوم، جز سختى حساب و غمگين شدن نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 26 - 2
2 - حسابرسى اعمال در قيامت براى كافران ، از حضور در پيشگاه خداوند دشوارتر است .
ثمّ إنّ علينا حسابهم
حرف «ثمّ»، بر تراخى رتبى دلالت دارد و بيانگر آن است كه مرحله حسابرسى، سخت تر از مرحله رجوع به خداوند است; هر چند هر دو هم زمان باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 117 - 4
4 ـ سختى و دشوارى عمل نيك ، معيارى در ارزش گذارى آن بوده و موجب افزونى ثواب و پاداش است .
لقد تاب اللّه على النبى . .. اتبعوه فى ساعة العسرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 11 - 1
1 - انجام دادن بعضى از كار هاى نيك ، دشوار و بسان افكندن خويش در يك راه كوهستانى و گردنه هاى صعب العبور است .
فلااقتحم العقبة
«اقتحام»; يعنى، بين كارى سخت و هولناك قرار گرفتن (مفردات). زمانى كه شخص بدون فحص و بررسى خود را در ماجرايى بزرگ بيفكند، گفته مى شود: «إقْتَحَمَ» (نهايه ابن اثير). راه دشوارى كه در كوه قرار دارد، «عقبة» ناميده مى شود (مفردات) و نيز «عقبة» به مسير صعب العبورى گفته مى شود كه از آن بر كوه بالا روند (قاموس). اين راه از آن جهت «عقبة» ناميده مى شود كه راه پيمايان، بايد در آن پشت سر هم و به يك ستون حركت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 226 - 1،2
1 - گفتار بدون عمل ، از ويژگى هاى شاعران گزافه گوى منحرف
و الشعراء . .. فى كلّ واد يهيمون . و أنّهم يقولون ما لايفعلون
2 - زشتى دوگانگى و تضاد گفتار انسان با رفتار وى
و أنّهم يقولون ما لايفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 23 - 11
11 - بسنده كردن به بخشى از فرمان هاى خداوند و به كار نبستن تمام آن ، رفتارى نكوهيده در پيشگاه خداوند
لمّا يقض ما أمره
«لمّايقض» (به پايان نرساند)، گوياى توبيخ كسانى است كه در انجام دادن فرمان هاى خداوند، سنگ تمام نمى گذارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 2 - 5،6
5 - خداوند ، آن دسته از مؤمنان صدراسلام را كه به گفته هاى خود عمل نمى كردند ، مورد سرزنش و نكوهش قرار داد .
يـأيّها الذين ءامنوا لِمَ تقولون ما لاتفعلون
6 - « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) قال : . . .يابن مسعود : لاتكن ممّن يشدّد على الناس و يخفّف عن نفسه ، يقول اللّه تعالى « لِمَ تقولون ما لاتفعلون » ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: . ..اى پسر مسعود! از كسانى مباش كه [كار را] بر مردم سخت مى گيرند و بر خود آسان.
خداى تعالى مى فرمايد: لِمَ تقولون ما لاتفعلون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 3 - 1
1 - گفتار هاى بدون عمل ، بس ناپسند و نفرت انگيز در نزد خداوند
كبر مقتًا عند اللّه أن تقولوا ما لاتفعلون
«مقت»، به معناى بغض و كينه شديد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 4 - 8
8 - كسانى كه شعار جهاد سر مى دهند ولى در عرصه پيكار يا شركت نمى كنند و يا در صورت شركت كردن از خود سستى نشان مى دهند و استقامت نمى كنند ، مورد خشم شديد خداوند هستند .
لِمَ تقولون . .. كبر مقتًا عند اللّه ... إنّ اللّه يحبّ ... كأنّهم بنيـن موصوص
آيات پيشين ـ كه در مقام سرزنش مدعيان بدون عمل بود ـ تمهيدى براى بيان موضوع جهاد است; چرا كه صحنه جنگ، محل لغزش قدم ها و آشكار شدن مدعيان از مؤمنان حقيقى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 44 - 7
7 - كسانى كه ديگران را به كار هاى نيك دعوت كرده و خود به آن عمل نمى كنند ، @سزاوار توبيخ و سرزنش هستند .
أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 128 - 4
4 - ساختن آثار بى ثمر ، خارج از نياز و صرفاً بازيگرانه ، مورد نكوهش در بينش دين و رهبران الهى
أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 44 - 6
6 - كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ، توبيخ كننده مبلغان و ارشادگران بى عمل
أتأمرون الناس . .. و أنتم تتلون الكتب
چون جمله حاليه «و أنتم تتلون الكتاب» (در حالى كه شما كتاب ]تورات يا انجيل [را تلاوت مى كنيد) به عنوان دليل نكوهش و مذمت ارشاد كنندگان بى عمل مطرح شده، معلوم مى شود: در كتابهاى آسمانى بنى اسرائيل بر ناروايى چنين كردارى تأكيد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 2 - 2
2 - مدعيان بدون عمل ، شايسته نكوهش در بينش الهى
يـأيّها الذين ءامنوا لِمَ تقولون ما لاتفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 5
5 - واگذاركنندگان نامه عمل به انسان ها در قيامت ، برخى را محترم شمرده و با گروهى ديگر برخوردى تحقيرآميز و خفّت بار خواهند داشت .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه . .. و أمّا من أُوتى كتـبه وراء ظهره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 3 - 1
1 - فرشتگان در انجام دادن وظايف خويش ، پرتحرك و شتابان اند .
و السـبحـت سبحًا
«سبح»; يعنى، حركت سريع در آب يا هوا. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 4 - 1
1 - فرشتگان ، در حركت شتابان خود براى انجام دادن مأموريت هاى الهى ، بر يكديگر سبقت مى گيرند .
فالسـبقـت سبقًا
«فاء» براى تعقيب بوده و بيانگر اين است كه فرشتگان، پس از خروج از جايگاه خويش و حركت سريع به سوى مأموريتشان، درصدد آنند كه از يكديگر سبقت بگيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 16
16 ـ تعلل در انجام وظايف دينى ، با توجه به مأجور بودن كمترين تلاش و رنج انسان در راه خدا ، شايسته نيست .
ذلك بأنهم لا يصيبهم ظمأ و . .. فى سبيل اللّه ... إلا كتب لهم به عمل صلح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 8 - 3
3 ـ فلاح و رستگارى آدمى در قيامت در گرو داشتن اعمال و عقايد وزين و داراى ثقل است.
فمن ثقلت موزينه فأولئك هم المفلحون
كلمه «موازين» در برداشت فوق جمع موزون گرفته شده است. بنابراين مراد از «موازين» اعمال و عقايدى است كه در قيامت مورد توزين و سنجش قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 102 - 6
6 - « عن أبى عبداللّه (صلی الله علیه و آله) ( فى قوله تعالى ) : « فمن ثقلت موازينه » قال : فمن رحج عمله . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه درمعناى قول خداى تعالى «فمن ثقلت موازينه» فرمود: كسى كه عمل او سنگين و با ارزش باشد. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 6 - 1
1 - برخى از مردم در قيامت ، داراى كردارى سنگين و ارجمند در پيشگاه خداوند
فأمّا من ثقلت موزينه
به وزنه هايى كه با آن متاع را مى سنجند و نيز به ابزار سنجش هر چيز، «ميزان» گفته مى شود (برگرفته از لسان العرب). سنگينى وزنه ها در قيامت، بيانگر سنگينى اعمال است كه به تناسب ماهيت آنها، مراد ارج و بهاى فراوان آنها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 3 - 4
4 - سوگند خداوند ، به گواهان اعمال انسان ها در قيامت
و شاهد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 2 - 5
5 - سوگند خداوند ، به نامه اعمال آدميان
و كتـب مسطور
برخى از مفسران مراد از «كتاب مسطور» را نامه اعمال دانسته اند. برداشت بالا بر پايه اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 70 - 5
5 - ثبت و نگه دارى اعمال آدميان ، كارى سهل و آسان براى خداوند
إنّ ذلك على اللّه يسير
«ذلك» در جمله «إنّ ذلك على اللّه يسير» به ثبت و نگه دارى اعمال آدميان (إنّ ذلك فى كتاب) اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 3
3 - ساحت شاعران مؤمن ، مبرّا از خيال پردازى ، گزافه گويى و گفتار بدون عمل
و الشعراء. .. فى كلّ واد يهيمون... يقولون ما لايفعلون . إلاّ الذين ءامنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 97 - 1
1- ارزش عمل صالح در پيشگاه خداوند ، مشروط به ايمان است .
من عمل صـلحًا . .. و هو مؤمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 9 - 7
7- ثمربخشى اعمال نيك ، در پرتو پذيرش پيام وحى و گردن نهادن به آن از روى رغبت و ميل
كرهوا ما أنزل اللّه فأحبط أعمـلهم
از مفهوم آيه شريفه، مطلب بالا استفاده مى شود; يعنى، اگر عمل همراه با كراهت و ناخشنودى نباشد; بلكه از روى طوع و رغبت و براى خداوند صورت گيرد، باقى مانده و ثمر خواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 11 - 2
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط پاداش آفرينى آن دو است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم جنّـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 30 - 2
2- همراه بودن ايمان و عمل صالح ، شرط ثمربخشى آنها است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت إنّا لانضيع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 111 - 8
8ـ رساندن انسان ها به سزايى كامل و مطابق با اعمال و رفتار آنان ، تنها درخور كسى است كه به تمام اعمال و جزئيات رفتار ايشان آگاه باشد .
ليوفينّهم ربك أعمـلهم إنه بما يعملون خبير
بيان آگاهى خداوند به تمامى اعمال و جزئيات آن ، پس از مطرح ساختن اداى كامل پاداش و كيفر اعمال ، گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 262 - 2،5،7،11
2 ـ عارى بودن انفاق از هر گونه منّت و آزار ـ چه هنگام پرداخت و چه پس از آن ـ ، از شرايط ارزشمندى ، قبولى و پاداش در مقابل آن
الّذين ينفقون . .. ثمّ لا يتبعون ما انفقوا منّاً و لا اذىً
5 ـ انفاق كنندگانِ بدون منّت و آزار ، بهره مند از پاداش هاى والا و ويژه الهى
لهم اجرهم عند ربّهم
كلمه «عند ربّهم»، دلالت بر ويژگى پاداش دارد.
7 ـ منّت و آزار ـ چه در هنگام عمل و چه پس از آن ـ ، از بين برنده ارزش اعمال نيك
ثمّ لا يتبعون ما انفقوا منّاً و لا اذىً
از فعل مضارع «لا يتبعون» به دست مى آيد كه نبايد انفاق (و يا هر عمل خيرى) در هيچ زمانى منّت و يا آزارى را در پى داشته باشد; چون فعل مضارع دلالت بر استمرار دارد.
11 ـ ضرورت همراهى حُسن فاعلى و حُسن فعلى ، در رفتار و كردار آدمى
الّذين ينفقون . .. ثمّ لا يتبعون ما انفقوا منّاً و لا اذىً
پاداش الهى منوط به حُسن فعلى «انفاق» و نيز حُسن فاعلى (عدم آزار و منّت از سوى انفاق كننده) است; بنابراين همراهى اين دو براى رسيدن به پاداش، ضرورى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 264 - 1،9
1 ـ اهل ايمان نبايد صدقات خود را با منّت گذاردن و آزار رسانيدن ، باطل و بى اثر سازند .
يا ايّها الّذين امنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى
9 ـ مَثَل انفاق كنندگانِ از روى منّت و آزار و ريا ، همچون صَخره صافى است كه بر روى آن قشرِ خاكى باشد و بذرهايى در آن افشانده شود و ناگهان ، رگبارى تند بر آن رسد و همه خاك ها را بشويد و آن سنگ را كِشت ناپذير كند .
فمثله كمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فتركه صلداً لا يقدرون على شىءمما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 266 - 4
4 ـ انفاق براى جلب رضايت الهى و ثبات نفس و به دور از منّت و آزار و ريا ، داراى نتايج و بهره هاى فراوان
ايودّ احدكم ان تكون له جنّة . .. فيها من كلّ الثّمرات
انفاق، تشبيه به بوستان شده كه هر گاه ريا و آزارى در پى داشته باشد، بسوزد و چنانچه براى رضاى الهى و خالى از ريا و آزار باشد، دربردارنده نتايج و بهره هاى فراوان خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 267 - 6
6 ـ وجود چيز هاى نامرغوب در بين اموال انفاق شده بدون تعمّد و قصد و نيّت نسبت به آن ، مانعى ندارد .
انفقوا من طيّبات ما كسبتم . .. و لا تيمّموا الخبيث
جمله «و لا تيمّموا . .. » علاوه بر اينكه خود حكم مستقلى است و ضرورت پرهيز از انفاق كالاى نامرغوب را بيان مى كند; به لحاظ اينكه متعلّق نهى، تمايل و قصد به نامرغوب است، مى تواند توضيحى باشد براى «من طيّبات». يعنى اگر در بين اموال انفاق شده كالاى نامرغوبى نيز يافت شود ولى شما قصد آنرا نداشتيد، از مصداق «انفقوا من طيّبات» خارج نشده ايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 57 - 3
3 ـ در قيامت ، كافران از اعمال صالح خويش ، بهره اى نمى برند .
و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات فيوفيهم اجورهم
چون پاداش الهى مشروط به توأم بودن ايمان و عمل صالح است، بنابراين عمل صالح بدون ايمان، پاداش الهى را در پى نخواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 117 - 4
4 ـ ايمان ، شرط بهره مندى آدمى ، از ثمره انفاق هاى خويش *
انّ الّذين كفروا . .. مثل ما ينفقون ... كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم
از مفهوم «ان الذين كفروا . .. » استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 169 - 5
5 ـ اصلاح انديشه ، از روش هاى قرآن براى نيل به عملكرد صحيح
و لا تحسبنّ الّذين قتلوا فى سبيل اللّه امواتا بل احيآء عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 111 - 7
7 ـ عمل حكيمانه ، مشروط به علم است .
و كان اللّه عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 84 - 8
8 - خوبى هركار ، علاوه بر صدور آن به نيت خير ، در گرو هماهنگى آن با ساير خواسته ها و دستورات خداوند است .
و ما أعجلك . .. و عجلت إليك ربّ لترضى
با وجود آن كه موسى(ع) در تعجيل خود، نيت خير داشته است; ولى بازخواست شدن او دال براين مطلب است كه صرف داشتن نيت خير، براى برترى يافتن عمل كافى نيست; بلكه بايد با ادله ديگر آن عمل را سنجيد. اگر در تعارض نبود، آن گاه بدان اقدام كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 23 - 4
4- فراهم بودن همه شرايط ظاهرىِ انجام دادن يك عمل ، تضمينى بر وقوع آن نخواهد بود .
و لاتقولنّ لشاْىء إنّى فاعل ذلك غدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 6
6 - ايمان ، شرط باروى عمل صالح
و من عمل صـلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن
«و هو مؤمن» حال براى «مَنْ» و بيانگر شرط اعتبار و ارزشمندى عمل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 1
1- احسان به والدين ، روحيه شكر ، توبه ، صلاح جويى و تسليم ، شرط پذيرش تمام اعمال نيك انسان به درگاه خدا
أُولـئك الذين نتقبّل عنهم أحسن ما عملوا
مراد از «أحسن. ..» مى تواند اعمال واجب و مستحب ـ در قبال اعمال مباح ـ باشد. كه در اين صورت از ارتباط دو آيه استفاده مى شود كه اگر كسى از روحيات ياد شده برخوردار بود اعمال نيك او (واجب و مستحب) پذيرفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 21،25
21 ـ مشروط بودن پذيرش اعمال نيك به تقوا ، پاسخ هابيل به اعتراض قابيل بر پذيرفته نشدن قربانى او
قال انما يتقبل اللّه من المتقين
25 ـ خداوند ، تنها عمل نيكى را مى پذيرد كه همراه با تقوا باشد .
انما يتقبل اللّه من المتقين
برخى برآنند كه مراد از شرطيت تقوا براى پذيرش عمل، رعايت تقوا در خود عمل است، يعنى عمل بايد شرايط تعيين شده از سوى خداوند، همانند خلوص و . .. را دارا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 5
5- ايمان به پيامبر اسلام و قرآن ، شرط ثمربخشى عقيده به خداوند و عمل صالح
و الذين ءامنوا . .. و ءامنوا بما نزّل على محمّد
از تكرار «آمنوا. ..» استفاده مى شود كه «آمنوا» ـ در «الذين آمنوا» ـ به معناى اعتقاد به خداى يگانه است; چه اين كه در «آمنوا بما...» به معناى ايمان به قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. از قرين آمدن ايمان و عمل صالح، اعتقاد به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 85 - 11
11 ـ توجّه به حفظ اعمال از سوى خدا ، برانگيزنده انسان به وساطت در كار خير و پرهيز از وساطت در كار شرّ
و من يشفع . .. و كان اللّه على كل شىء مقيتا
جمله «كان اللّه . .. » در حقيقت تشويق و تهديد است و به اين منظور آورده شده كه با توجّه به آن، انگيزه براى انجام اعمال نيك فراهم شود و ترس از انجام اعمال بد به وجود آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 85 - 11
11 ـ توجّه به حفظ اعمال از سوى خدا ، برانگيزنده انسان به وساطت در كار خير و پرهيز از وساطت در كار شرّ
و من يشفع . .. و كان اللّه على كل شىء مقيتا
جمله «كان اللّه . .. » در حقيقت تشويق و تهديد است و به اين منظور آورده شده كه با توجّه به آن، انگيزه براى انجام اعمال نيك فراهم شود و ترس از انجام اعمال بد به وجود آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 45 - 5
5 ـ ترديد در انجام تكاليف دينى ، چون جهاد با مال و جان ، نمودار بى ايمانى و نفاق
إنما يستئذنك الذين لايؤمنون باللّه . .. و ارتابت قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 28 - 1
1 - هيچ كس ، حتى مؤمنان راستين ، بر انجام كامل وظايف و تكاليف الهى خود اطمينان ندارد .
إنّ عذاب ربّهم غير مأمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 67 - 3
3- كار هاى خضر ، براى ديگران ، حتى فردى چون موسى ( ع ) غير قابل تحمّل و درك بود .
قال إنّك لن تستطيع معى صبرًا
تأكيد بر «معى» نشان مى دهد كه صرف تعليم علوم مشكل آفرين نبوده است، بلكه همراه شدن با خضر - كه مستلزم مشاهده رفتارى است كه از علوم وى نشئت گرفته ـ غيرقابل تحمّل بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 68 - 3
3- اَعمال خضر ( ع ) ، داراى ظاهرى غيرمتعارف و زوايايى ناشناخته ، حتى براى فردى مانند موسى ( ع ) بود .
و كيف تصبر على ما لم تحط به خبرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 71 - 5
5- موسى ( ع ) از عملكرد خضر ( ع ) در شكافتن بدنه كشتى ، شگفت زده شد و به او اعتراض كرد .
قال أخرقتها لتغرق أهلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 25 - 5
5 - ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند به صبر و پايدارى در انجام رسالت خويش ، به رغم تكذيب و مخالفت كافران و مشركان
و إن يكذّبوك فقد كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 102 - 22
22 - اجراى فرمان هاى خداوند و سربلندى در آزمايش هاى الهى ، نيازمند صبر و شكيبايى است .
قال يـأبت افعل ما تؤمر ستجدنى إن شاء اللّه من الصـبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 8
8ـ كارآيى صبر ، در گرو انجام اعمال صالح است .
إلاّ الذين صبروا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 12
12- آغاز به كار از روى صداقت و اخلاص ، تضمين كننده به پايان رساندن آن همراه آن دو نيست .
أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 5،6،7،8،11
5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به درخواست از خداوند براى توفيق انجام هر عملى از آغاز تا فرجام ، بر اساس نيتى خالص و آميخته با صدق و راستى
و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
6- ورود در كار ها به صدق و راستى و خروج از آن به درستى ، نيازمند استمداد از خدا
و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
7- درخواست توفيق از خداوند در نوافل و نماز شب ، براى ورود در كار ها به صدق و راستى و خروج از آن به راستى و درستى ، امرى مطلوب و پسنديده است .
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
8- ارزش اعمال ، در پرتو صداقت و خلوص و عدم آميختگى آن به ريا است .
أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
11- همه انسان ها ، حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى داشتن اخلاص و صداقت در عمل ، به امداد ويژه الهى نيازمندند .
و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 12
12- آغاز به كار از روى صداقت و اخلاص ، تضمين كننده به پايان رساندن آن همراه آن دو نيست .
أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 22 - 1
1 - روى بر تافتن از آيات پروردگار ، با توجه به الهى بودن آن ، ظالمانه ترين عمل ها است .
و من أظلم ممّن ذكّر بأيـت ربّه ثمّ أعرض عنها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 112 - 3
3 - بى ايمانى و كناره گيرى از اعمال صالح ، ظلمى است كه در قيامت گريبان گير انسان خواهد شد .
و قد خاب من حمل ظلمًا . و من يعمل من الصـلحـت و هو مؤمن
ظاهر تقابل بين اين آيه و آيه قبل، اين است كه موضوع اين آيه، دسته مقابل ظالمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 119 - 3
3- هر نوع عمل زشت و ناشايست ، ظلم به خويشتن است .
و لـكن كانوا أنفسهم يظلمون . .. للذين عملوا السوء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 60 - 16
16 ـ قيامت، روزِ بُروز حقيقت اعمال دنيوى آدميان است.
ثم إليه مرجعكم ثم ينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 10
10 - قيامت ، صحنه بروز و ظهور اعمال پسنديده اى است كه آدمى در دنيا انجام داده است .
و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عنداللّه
ضمير مفعولى در «تجدوه» (مى يابيد آن را) به كلمه «خير» بر مى گردد و مقتضايش آن است كه: آدمى با همان عمل نيكى كه انجام داده، روبه رو خواهد شد; يعنى، اعمال نيك آدمى در قيامت، به گونه اى بروز و ظهور دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 65 - 6
6 - كافران و مجرمان از انكار رفتار و كردار ناپسند خود ناتوان خواهند بود .
تكلّمنا أيديهم و تشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون
گواهى دادن دست و پا، مى تواند كنايه از اين نكته باشد كه كافران از هرگونه انكار رفتار زشت خويش ناتوان خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 46 - 2
2 - شتاب ثموديان در اتخاذ روش هاى نادرست و بدفرجام
لم تستعجلون بالسيّئة قبل الحسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 45 - 7
7- طراحان و برنامه ريزان كار هاى زشت ، در معرض انواع عذاب هاى الهى اند .
أفأمن الذين مكروا السيّئات أن يخسف الله بهم الأرض أو يأتيهم العذاب من حيث لايشعر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 175 - 6
6 - عالمان بى تعهد و وظيفه نشناس ، از مغفرت الهى محروم و به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .
أولئك الذين اشتروا . .. العذاب بالمغفرة فما أصبر هم على النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 3 - 3
3- گم شدن اعمال كافران در سراب « كفر » و شكوفايى اعمال مؤمنان در وادى « ايمان » ، داراى فلسفه اى معقول و برهانى
الذين كفروا . .. أضلّ أعمـلهم . و الذين ءامنوا... و أصلح بالهم . ذلك بأنّ الذين
«ذالك» در مقام بيان علّت و فلسفه مطلبى است كه در آيات پيشين بيان شده است; يعنى، پوچى اعمال كافران و ثمربخشى اعمال مؤمنان، امرى برهانى است; زيرا كافر ره باطل پيموده و باطل فرجامى ندارد و مؤمن ره حق رفته و ثمربخشى عين حقانيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 3 - 6
6 - اعتقاد به قيامت و محاسبه اعمال ، داراى نقشى بنيادين در مجموعه باور هاى دينى
و هم بالأخرة هم يوقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 20 - 2
2 - اطمينان و اعتقاد به حساب رسى اعمال در قيامت ، مهم ترين ركن اعتقادى مؤمنان
إنّى ظننت أنّى ملـق حسابيه
برداشت ياد شده، از آن جا است كه مسأله حساب رسى اعمال ـ در اين آيات ـ در رديف نخستين اصل اعتقادى مؤمنان برشمرده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 9 - 5
5 - عقيده و عمل ، پيوسته به يكديگر در نظام ارزشى دين
لتؤمنوا . .. و تعزّروه و توقّروه و تسبّحوه
«لتؤمنوا. ..» ناظر به عقيده و «تعزّروه و...» ناظر به عمل مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 5 - 4
4 ـ روى آوردن نشانه هاى مرگ با عذاب استيصال، موجب پى بردن آدميان به حقيقت اعمال خويش است.
فما كان دعويهم . .. إنا كنا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 23 - 13
13 - كافران ، از تمامى اَعمال دنيوى خويش ، در قيامت ، از سوى خداوند آگاه مى شوند .
إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 111 - 8
8ـ رساندن انسان ها به سزايى كامل و مطابق با اعمال و رفتار آنان ، تنها درخور كسى است كه به تمام اعمال و جزئيات رفتار ايشان آگاه باشد .
ليوفينّهم ربك أعمـلهم إنه بما يعملون خبير
بيان آگاهى خداوند به تمامى اعمال و جزئيات آن ، پس از مطرح ساختن اداى كامل پاداش و كيفر اعمال ، گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 123 - 11
11ـ آگاهى به اعمال و رفتار انسانها ، از شرايط ربوبيت است .
و ما ربك بغـفل عما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 5 - 4
4 - امكان آگاهى جن از انديشه ها ، عقايد و رفتار انسان ها
و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 13 - 3
3 - كاتبان نامه عمل از انجام دادن كار هاى خير ابرار آگاه شده ، آن را ثبت مى كنند .
كـتبين . يعلمون ما تفعلون . إنّ الأبرار لفى نعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 23 - 15
15 - آگاهى يافتن بر اَعمال دنيوى و ديدن نتايج آن ، از اهداف معاد است .
إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 28 - 9
9 - دليل اين كه خداوند ، در قيامت ، مردم را از اَعمال دنيويشان خبر مى هد ، آگاهى او است .
فننبّئهم بما عملوا . .. إنّ اللّه سميع بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 8 - 8
8 - آگاهى يافتن انسان در دادگاه الهى در قيامت ، به تمامى اعمال گذشته خويش
فينبّئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 7 - 4
4 - انسان ها ، از تمامى كرده هاى خويش در قيامت آگاه مى شوند .
ثمّ لتنبّؤنّ بما عملتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 13 - 1،2،3،6
1 - آگاه شدن انسان ها در قيامت ، از تمامى كرده هاى خويش در دنيا ، از نخستين تا آخرين آنها
ينبّؤا الإنسـن يومئذ بما قدّم و أخّر
مفسران در تبيين «بما قدّم و أخّر» سه احتمال بيان كرده اند: 1ـ مقصود از«بما قدّم» اعمالى است كه در آغاز زندگى انجام داده نشده و مراد از «أخّر»انجام دادن عمل در پايان عمر است. 2ـ مراد از «بما قدّم» اعمالى است كه در دنيا پايان مى پذيرد (مانند نماز) و مقصود از «أخّر» اعمالى است كه ثواب آنها پايان ندارد (مانند صدقه جاريه و سنت حسنه). 3ـ مقصود از «بما قدّم» اقدام به عمل و مراد از «أخّر» به تأخير انداختن و انجام ندادن آن است. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.
2 - اطلاع يافتن انسان در قيامت ، از تمامى اعمال خود در طول عمرش و اثر آنها پس از مرگ خويش ( مانند صدقه جاريه و سنت حسنه يا سيئه )
ينبّؤا الإنسـن يومئذ بما قدّم و أخّر
3 - آگاه شدن انسان ها در قيامت ، از تمامى تكاليفى كه انجام داده و يا وظايفى كه ترك كرده اند .
ينبّؤا الإنسـن يومئذ بما قدّم و أخّر
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « ينبّؤا الإنسان يومئذ بما قدّم و أخّر » بما قدّم من خير و شرّ و ما أخّر ممّا سَنَّ من سُنّة ليَسْتَنَّ بها مَن بعده فإن كان شرّاً كان عليه مثل وِزْرِهم و لايَنْقُصُ من وزرهم شىءٌ و ان كان خيراً كان له مثل اُجورهم و لاينقص من اُجورهم شىء ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند: «ينبّؤا الإنسان يومئذ بما قدّم و أخّر» روايت شده كه فرمود: [انسان آگاه مى شود] به آنچه از خوبى و بدى از پيش فرستاده و آنچه در پس خود نهاده و برخاسته از سنت هايى بوده كه بنيان گذارى كرده است تا افراد بعد از او به آن عمل كنند. اگر آن سنت ها بد بوده به اندازه گناه عمل كنندگان براى سنت گذار گناه هست، بدون اين كه از گناه عمل كنندگان كاسته شود و اگر خير بوده، براى او مثل پاداش عمل كنندگان هست; در عين حال كه از پاداش آنان هيچ كاسته نخواهد شد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 10 - 2
2 - قيامت ، روز باز شدن نامه عمل انسان و آگاهى او بر محتواى آن
و إذا الصحف نشرت
«نشر»، مخالف پيچيدن است (لسان العرب). براساس اين معنا، فعل «نشرت»، دلالت دارد كه نامه اعمال پيش از نشر، به شكل طومار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 14 - 1
1 - قيامت ، روز آگاهى انسان ها به كردار دنيايى خويش و آثار و نتايج آن
علمت نفس ما أحضرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 5 - 1،2
1 - قيامت روز آگاهى هر انسان ، به كردار دنيايى و آثار به جاى مانده از خويش
علمت نفس ما قدّمت و أخّرت
«ماقدّمت» ـ در يك احتمال ـ ناظر به كردارى است كه انسان خود، آن را انجام داده است. در مقابل مراد از «ماأخّرت» سنت هاى روا و ناروايى است كه انسان پس از خود، به جاى گذاشته و آثار و تبعات آن براى او ثبت شده است و در روز قيامت با آن مواجه خواهد شد.
2 - برپايى قيامت و پى بردن به كردار ها و بازتاب اخروى آن ، در گرو پيدايش حوادثى تحوّل آفرين در نظام جهان
إذا السماء . .. و إذا ... و إذا ... و إذا ... علمت نفس ما قدّمت و أخّرت
جمله «علمت نفس . ..» جزاى شرط هايى است كه در آيات پيشين تكرار شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 6
6 - انسان ها هنگام حضور در پيشگاه خداوند نامه هاى اعمال خود را در اختيار داشته و به كردار خويش آگاهى يافته اند .
فملـقيه . فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه
«فاء» در «فأمّا» بيانگر ارتباط مفاد اين آيه با ملاقات خداوند است كه در آيه قبل مطرح شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 11 - 1
1 - مشاهده نامه اعمال در قيامت ، مايه آگاهى به كردار ها و پيش بينى كيفر ها است .
و أمّا من أُوتى . .. فسوف يدعوا ثبورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 3 - 6
6 - قيامت ، زمان ظهور حقايق و پى بردن انسان ها به نيك و بد اعمال خويش
كلاّ سوف تعلمون
وعده «سوف تعلمون» ـ به قرينه «لتسئلنّ يومئذ عن النعيم» ـ ناظر به زمان برپايى قيامت است.
علم به عمل محسنان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 21 - 2
2 - مقام قرب خداوند ، والاتر از مقام نيكوكاران ، و مايه شايستگى انسان براى آگاهى از كردار نيكوكاران و مشاهده نامه اعمال آنان است .
يشهده المقرّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 3 - 6
6 - قيامت ، زمان ظهور حقايق و پى بردن انسان ها به نيك و بد اعمال خويش
كلاّ سوف تعلمون
وعده «سوف تعلمون» ـ به قرينه «لتسئلنّ يومئذ عن النعيم» ـ ناظر به زمان برپايى قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 26 - 2
2 - كافران دوزخى ، پس از دريافت نامه اعمال خود ، از محتوا و حكم نهايى آن درباره خويش آگاه خواهند شد .
و لم أدر ما حسابيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 5
5 - تحويل دهندگان نامه هاى اعمال به انسان ها در قيامت ، از فرجام آنها آگاه اند .
من أُوتى كتـبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 12 - 1
1 - كاتبان نامه عمل ، به تمامى كار ها و نيت هاى انسان آگاه اند .
يعلمون ما تفعلون
دانستن تمام ويژگى هاى «عمل»، بدون دانستن انگيزه انجام دادن آن، امكان پذير نيست. بنابراين علم به «ماتفعلون»، علم به هدف از انجام دادن آن نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 13 - 3
3 - كاتبان نامه عمل از انجام دادن كار هاى خير ابرار آگاه شده ، آن را ثبت مى كنند .
كـتبين . يعلمون ما تفعلون . إنّ الأبرار لفى نعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 28 - 19
19 ـ توجه انسان به بازگشت به خدا و اعتقاد به آن ، عامل مقاومت در برابر ولايت كافران
لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و الى اللّه المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 29 - 4،5،8
4 ـ توجه به علم و قدرت مطلق الهى ، مقتضى پرهيز از قهر او *
و يحذركم اللّه نفسه . .. قل ان تخفوا ما فى صدوركم ... يعلمه اللّه
5 ـ توجه به علم الهى نسبت به آشكار و نهان و قدرت مطلق او ، مانع سوء استفاده از تقيه
الاّ ان تتقوا منهم تقية . .. قل ... و اللّه على كل شىء قدير
8 ـ توجه به علم مطلق خداوند و ايمان به آن ، مانع توجيه كارى
الاّ ان تتقوا منهم . .. و يعلم ما فى السموات و ما فى الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 196 - 22،23
22 ـ توجّه به شدّت عقاب خداوند ، زمينه ساز انجام كامل تكاليف الهى
و اتمّوا الحج و العمرة . .. و اعلموا انّ اللّه شديد العقاب
23 ـ توجّه به شدّت عقاب الهى ، زمينه ساز تقواست .
و اتقوا اللّه و اعلموا انّ اللّه شديد العقاب
بنابر اينكه «و اعلموا . ..»، به منزله علّت براى «و اتقوا اللّه» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 197 - 9
9 ـ توجّه به آگاهى خداوند از اعمال ، ترغيبى بر انجام اعمال نيك
فمن فرض فيهن الحج . .. و ما تفعلوا من خير يعلمه اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 209 - 5،6،12
5 ـ لغزش ، پس از علم ، پذيرفتنى نيست .
و لا تتبعوا . .. فان زللتم من بعد ما جاءتكم البينات
6 ـ مسؤوليت انسان در برابر قانون ، پس از دريافت آن
فان زللتم من بعد ما جاءتكم البيّنات
در برداشت فوق، «بيّنات»، به قوانين تفسير شده است.
12 ـ آگاهى از عزت و حكمت الهى ، زمينه تسليم در برابر خداوند و دورى از متابعت شيطان
ادخلوا فى السلم . .. و لا تتبعوا ... ان اللّه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 214 - 8
8 ـ توجه به سختى ها و مصائب گذشتگان ، تسلّى بخش مؤمنان در تحمل مشكلات
ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لما يأتكم مثل الذين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 23
23 ـ آگاهى از احاطه علمى خداوند بر همه چيز ، زمينه ساز عمل به احكام الهى است .
و لا تمسكوهنّ ضراراً . .. و اعلموا انّ اللّه بكل شىء عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 235 - 20
20 ـ توجه به دانايى خداوند به اسرار درون ، منشأ پرهيز از نيّات ناشايسته درونى
و اعلموا انّ اللّه يعلم ما فى انفسكم فاحذروه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 17
17 ـ توجّه به نظارت خداوند ، زمينه ساز عمل به احكام الهى و كسب تقوا
و ان طلّقتموهنّ . .. ان اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 244 - 7
7 ـ توجّه و ايمان به علم مطلق خداوند ، برانگيزاننده آدمى براى اقدام به پيكار در راه او
و قاتلو فى سبيل اللّه و اعلموا انّ اللّه سميع عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 246 - 25
25 ـ توجه به دانايى گسترده خداوند ، زمينه پرهيز آدمى از ظلم و سرپيچى نسبت به فرمان هاى الهى
و اللّه عليم بالظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 247 - 20
20 ـ بينش محدود آدمى ، منشأ اعتراض وى به افعال الهى
قالوا انى . .. و اللّه واسع عليم
جمله «و اللّه واسع عليم» تعريضى به مُعترضين است كه شما بينشى محدود داريد و لذا اعتراض به گزينش طالوت (افعال الهى) مى كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 261 - 14
14 ـ توجّه به گستردگى بخشش هاى الهى و دانايى گسترده او ، زمينه ساز انفاق و كار هاى نيك
مثل الّذين ينفقون . .. و اللّه واسع عليم
كلمه «واسع» در برداشت فوق به معناى «واسع فضله» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 262 - 6
6 ـ توجّه به پاداش هاى الهى براى انفاق در راه خدا ، برانگيزنده آدمى به انفاق
لهم اجرهم عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 267 - 13
13 ـ توجه به غناى الهى و ستايش وى از انفاق كنندگان ، برانگيزنده آدمى به انفاق از اموال پاكيزه خويش
و اعلموا اَنّ اللّه غنىّ حميد
مقصود از توجه دادن مؤمنان به بى نيازى خداوند و نيز ستايش وى از انفاق كنندگان، ايجاد انگيزه انفاق صحيح در آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 1 - 19
19 ـ توجه به مراقبت دايمى خداوند ، زمينه ساز رعايت تقواى الهى و اهتمام به خويشاوندان
و اتّقوا اللّه الّذى تسآءلون به و الارحام انّ اللّه كان عليكم رقيباً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 104 - 5
5 ـ بيان خسارت هاى دشمن در جنگ ، زمينه اى براى تقويت روحيه مجاهدان در رويارويى با آنان
ان تكونوا تألمون فانهم يألمون كما تألمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 39
39 ـ ترك عمدى عمل به احكام الهى ، على رغم اقرار به حقانيت آنها ، موجب تباهى عمل آدمى
و من يكفر بالايمن فقد حبط عمله
امام صادق(ع) درباره آيه فوق فرمود: من ترك العمل الذى اقربه . .. .
كافى، ج 2، ص 387، ح 12; نورالثقلين، ج 1، ص 595، ح 67.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 23
23 ـ توجه به نظارت خداوند بر اعمال ، زمينه پرهيز از تبهكارى و اعمال ناپسند
و اللّه بصير بماتعملون
از اهداف بيان آگاهى خدا به اعمال و رفتار آدميان، اين است كه آنان را متوجه نظارت دايمى خداوند كند تا شايد از اعمال ناروا پرهيز كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 74 - 8
8 ـ لزوم توجه دادن خطاكاران به رحمت و آمرزش گسترده الهى براى ترغيب آنان به توبه و استغفار
افلا يتوبون . .. و اللّه غفور رحيم
هدف از يادآورى صفت آمرزندگى خداوند و رحمت گسترده او پس از فراخوانى خطاكاران به بازگشت و توبه، ترغيب آنان به استغفار مى باشد و اين درسى است براى همه كسانى كه خواهان توبه و بازگشت انسانها بسوى خداوند هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 55 - 2،9
2 ـ شناخت ربوبيت الهى ، مستلزم روى آورى انسان به دعا به درگاه اوست .
إن ربكم اللّه الذى . .. ادعوا ربكم تضرعاً
بيان ضرورت دعا پس از بيان ربوبيت خداوند و تدبير جهان هستى از سوى او مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.
9 ـ توجه به ربوبيت خداوند ، برانگيزنده آدمى به دعا به درگاه او
ادعوا ربكم
هدف از بيان ربوبيت خدا به انسانها، در ضمن دعوت آنان به دعا به درگاه او، ايجاد انگيزه دعا در ايشان است. يعنى باور به ربوبيت خدا همان و روى آورى به درگاه او همان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 89 - 23
23 ـ توجه به ربوبيت خدا و علم همه جانبه او ، مستلزم توكل كردن بر وى و پايدارى در برابر تهديد دشمنان
وسع ربنا كل شىء علماً على اللّه توكلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 2
2- عقايد و رفتار آدمى ، بايد بر علم و آگاهى استوار باشد .
و لاتقف ما ليس لك به علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 14 - 8
8 - عمل انسان ، الزاماً مطابق با آگاهى ها و دانش هاى او نيست .
و ما تفرّقوا إلاّ من بعد ما جاءهم العلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 44 - 2،3،9
2 - عالمان بنى اسرائيل ، خود به آنچه مردمان رابه آن فرا مى خواندند ، عمل نمى كردند .
أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم
3 - عالمان بنى اسرائيل ، مورد نكوهش و سرزنش خداوند به خاطر عمل نكردن به محتواى دعوت هاى خويش
أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم
استفهام در «أتأمرون . ..» استفهام انكار توبيخى است.
9 - عالمانى كه مردم را به نيكى ها فرا مى خوانند و خود به آنها عمل نمى كنند ، مردمى فاقد فهم و درك هستند .
أتأمرون الناس بالبر . .. أفلا تعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 175 - 6
6 - عالمان بى تعهد و وظيفه نشناس ، از مغفرت الهى محروم و به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .
أولئك الذين اشتروا . .. العذاب بالمغفرة فما أصبر هم على النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 163 - 5،7،8
5 ـ بينايى كامل خداوند بر رفتار و كردار انسانها
و اللّه بصير بما يعملون
7 ـ هشدار خداوند به مردم نسبت به اعمال و رفتارشان
و اللّه بصير بما يعملون
8 ـ توجه به بينايى گسترده خداوند بر اعمال و رفتار آدمى ، برانگيزنده وى به جلب رضايت خداوند و پرهيز از موجبات خشم او
افمن اتّبع رضوان اللّه كمن بآء بسخط من اللّه . .. و اللّه بصير بما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 17
17 ـ خداوند ، امت ها را از كرده هاى هميشگى آنان آگاه خواهد ساخت .
و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 41 - 7
7 ـ آگاهى پيامبران از اعمال امت هاى خويش
فكيف اذا جئنا . .. على هؤلاء شهيداً
لازمه گواهى دادن بر اعمال نيك و بد مردم، آگاهى به آن اعمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 74 - 18
18 - خداوند ، به تمامى اعمال و رفتار آدميان آگاه است .
و ما اللّه بغفل عما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 31
31 - خداوند ، آگاه به تمامى اعمال و رفتار انسانهاست .
و ما اللّه بغفل عما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 13،14
13 - خداوند ، بى نياز از اعمال خير بندگان ( اقامه نماز ، پرداخت زكات و . . . )
و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عنداللّه
هدف از آوردن قيد «لأنفسكم» (براى خودتان) توجه دادن انسانها به اين حقيقت است كه: آنچه انجام مى دهيد خود از آن بهره مى گيريد. مبادا خيال كنيد كه خداوند به آنها نيازمند است و سودى عايد او مى شود.
14 - خداوند ، آگاه به اعمال و رفتار نيك آدميان است .
إن اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 13
13 - خداوند از اعمال انسان ها غافل نبوده و به همه آنها آگاهى دارد .
و ما اللّه بغفل عما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 215 - 12
12 ـ آگاهى خداوند به كليّه اعمال خير انسان
و ما تفعلوا من خير فانّ اللّه به عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 38
38 ـ اعمال انسان ، مورد نظارت خداوند است .
و اعلموا انّ اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 234 - 13،15
13 ـ آگاهى گسترده و همه جانبه الهى به اعمال انسان
و اللّه بما تعملون خبير
15 ـ توجّه به آگاهى خداوند از اعمال انسان ، زمينه عمل به احكام اوست .
و الذين يتوفّون . .. و اللّه بما تعملون خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 16
16 ـ بينايى گسترده و عميق خداوند بر اعمال انسانها
ان اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 265 - 14
14 ـ نظارت دائمى خداوند ، بر اعمال انسان
و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 270 - 3
3 ـ آگاهى و دانايى خداوند به كوچكترين اعمال بندگان
و ما انفقتم من نفقة . .. فانّ اللّه يعلمه
نكره بودن «نفقه» و «نذر»، دلالت بر هر نوع و هر مقدار از نفقه و نذر دارد; هر چند بسيار اندك باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 271 - 8
8 ـ آگاهى گسترده خداوند به اعمال انسان
و اللّه بما تعملون خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 283 - 13
13 ـ آگاهى همه جانبه و فراگير خداوند به اعمال انسانها
و اللّه بما تعملون عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 284 - 7،8،9،14
7 ـ خداوند ، مالك انسان و اعمال و نيّات وى
للّه ما فى السّموات و ما فى الارض و ان تبدوا ما فى انفسكم او تخفوه يحاسبكم به ال
8 ـ مالكيّت مطلق الهى ، علت و دليل سلطه وى به اعمال و نيّات انسان و محاسبه آنها
للّه ما فى السّموات و ما فى الارض و ان تبدوا ما فى انفسكم او تخفوه يحاسبكم به ال
جمله «للّه ما فى السّموات . .. » به منزله تمهيدى است براى «ان تبدوا ... » يعنى خداوند مالك حقيقى همه چيز است كه از جمله آنها، اعمال و نيّات انسان مى باشد. و چون مالك حقيقى است، قادر به محاسبه نيّات و اعمال آدمى است.
9 ـ خداوند پس از محاسبه اعمال و نيّات انسان ، وى را يا عفو خواهد كرد و يا عذاب .
و ان تبدوا . .. فيغفر لمن يشاء و يعذّب من يشاء
14 ـ خداوند ، قادر بر محاسبه اعمال و نيّات انسان و آمرزش و عذاب او
و ان تبدوا . .. يحاسبكم به اللّه فيغفر ... و يعذّب ... و اللّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 6
6 ـ قانونمندى نظام اعمال و بازتاب هاى آن
لها ما كسبت و عليها ما اكتسبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 153 - 25
25 ـ آگاهى خداوند به جزئيترين حركت ها و رفتار آدمى
و اللّه خبير بما تعملون
«خبير» به كسى گفته مى شود كه عالم به زواياى مخفى و باطنى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 156 - 14
14 ـ بينايى خداوند به رفتار و كردار بندگان
و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 166 - 4
4 ـ جريان افعال ارادى بندگان به اذن خداوند
قل هو من عند انفسكم . .. و ما اصابكم ... فباذن اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 167 - 21
21 ـ توجّه به دانايى خداوند بر راز دل ها و عملكرد هاى آدمى ، زمينه ساز پرهيز از نفاق و ارتكاب اعمال ناپسند
و اللّه اعلم بما يكتمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 26
26 ـ آگاهى كامل و دقيق خداوند به تمامى اعمال و رفتار انسان
و اللّه بما تعملون خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 182 - 11
11 ـ اختيار آدمى ، در اعمال و رفتار خويش
ذلك بما قدّمت ايديكم و انّ اللّه ليس بظلاّم للعبيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 25
25 ـ آگاهى هميشگى و دقيق خداوند به اعمال انسان و انگيزه هاى او
انّ اللّه كان بما تعملون خبيراً
«خبير» به كسى گفته مى شود كه به باطن اشيا آگاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 108 - 2،8،9،12
2 ـ خيانت پيشگان گنهكار ، ناباور به نظارت و آگاهى خداوند بر اعمال انسانها
يستخفون من الناس و لايستخفون من اللّه
پنهان سازى از خداوند نامعقول است. بنابراين جمله « و لايستخفون من اللّه» مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه گناهكاران، در حقيقت خداوند را ناظر و آگاه به اعمال نمى دانند تا در صدد پنهان سازى اعمال نارواى خويش از او باشند.
8 ـ خداوند ، محيط به تمامى اعمال انسان
و كان اللّه بما يعملون محيطاً
9 ـ آگاهى كامل خداوند به تمامى گفتار و رفتار آشكار و نهان آدمى
و هو معهم اذ يبيتون ما لايرضى من القول و كان اللّه بما يعملون محيطاً
12 ـ توجه به احاطه كامل خداوند به اعمال آدمى ، زمينه پرهيز انسان از كار هاى ناشايست
و كان اللّه بما يعملون محيطاً
تذكر اين معنا كه خداوند آگاه و محيط به تمامى اعمال مى باشد، براى اين منظور است كه انسانها با توجه به اين حقيقت از اعمال ناشايست پرهيز كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 17
17 ـ آگاهى خداوند به تمامى اعمال انسانها
فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 24
24 ـ آگاهى دقيق و همه جانبه خداوند ، به اعمال و رفتار آدميان
فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 8 - 2،19
2 ـ اعمال انسان بايد براى خدا باشد .
يأيها الذين ءامنوا كونوا قومين للّه
مراد از «قيام» مى تواند انجام تمامى اعمالى باشد كه خداوند به آنها امر كرده است.
19 ـ آگاهى همه جانبه خداوند به تمامى اعمال آدمى
إنّ اللّه خبير بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 5
5 ـ آگاهى خداوند به تمامى اعمال و رفتار انسانها
قال اللّه انى معكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 99 - 3
3 ـ آگاهى خداوند به اعمال آشكار و مخفى انسان
و اللّه يعلم ما تبدون و ما تكتمون
در برداشت فوق «ماتبدون» به اعمال و رفتار آشكار انسان و «ما تكتمون» به رفتارها و كردارهايى كه در نهان و به دور از چشم مردم انجام مى گيرد، تفسير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 16،17
16 ـ خداوند آگاه به كردار و رفتار همه انسانهاست .
فينبئكم بما كنتم تعملون
17 ـ رفتار و كردار انسان در دنيا ، تعيين كننده فرجام او در قيامت
فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 3 - 8،9
8 ـ آگاهى خداوند از اعمال انسان
و يعلم ما تكسبون
9 ـ آگاهى خداوند از نتيجه و سرانجام عمل انسان
و يعلم ما تكسبون
مراد از «ما تكسبون» مى تواند جزا و نتيجه عمل باشد كه آدمى آن را با عمل خود به دست مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 13 - 5
5 ـ توجه به آگاهى خداوند بر گفتار و كردار آدميان، برانگيزنده آنان به ايمان
فهم لا يؤمنون . .. و هو السميع العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 60 - 5،6،15
5 ـ خداوند به عملكرد روزانه آدميان آگاه است.
و يعلم ما جرحتم بالنهار
«جرح» به معناى «كسب» است. (لسان العرب).
6 ـ خداوند در عين آگاهى به اعمال روز گذشته آدميان (اعمال ناروا)، آنان را از خواب شب بيدار مى كند و روح را به آنان بازمى گرداند.
هو الذى يتوفكم بالّيل و يعلم ما جرحتم بالنهار ثم يبعثكم فيه
15 ـ آگاهى خداوند بر كردارهاى آدمى، هشدارى به او در مورد عملكردش و پيامدهاى آن
ثم ينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 103 - 9
9 ـ خداوند در عين آگاهى بر كردارهاى آدميان، به آنان لطف دارد.
هو يدرك الأبصر و هو اللطيف الخبير
از معانى «لطيف» رفق و لطف است و مقتضاى كنار هم آمدن دو صفت لطيف و خبير، خصوصاً در صورتى كه «الخبير» صفت «اللطيف» باشد، برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 112 - 17
17 ـ كارها و فعاليتهاى جن و انس در قلمرو مشيت خداوند است.
و لو شاء ربك ما فعلوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 132 - 4،5
4 ـ پروردگار هيچگاه از اعمال و رفتار جنيان و انسانها غافل نيست.
و ما ربك بغفل عما يعملون
5 ـ درجات و مراتب آخرت بر اساس آگاهى خداوند از اعمال جن و انس و سنجش دقيق آن اعطا مى گردد.
و لكل درجت مما عملوا و ما ربك بغفل عما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 159 - 9
9 ـ خداوند آگاه به اعمال و رفتار انسانهاست.
ينبئهم بما كانوا يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 129 - 10
10 ـ خداوند ، بر اعمال و رفتار آدميان نظارت دارد .
فينظر كيف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 17 - 4،5،6
4 ـ انسان در افعال خويش نه مستقل از اراده خداوند است و نه از سوى او مجبور به انجام افعال خويش
و ما رميت إذ رميت و لكن اللّه رمى
چون از يكسو فعل پيامبر(صلی الله علیه و آله) به خود او استناد داده شده و از سوى ديگر همان فعل به خداوند نسبت داده شده است، معلوم مى شود انسان در انجام افعال، نه از استقلال كامل برخوردار است و نه مجبور به انجام افعال خويش است.
5 ـ افعال آدمى در عين انتسابش به وى ، به خداوند نيز منتسب است .
و ما رميت إذ رميت و لكن اللّه رمى
6 ـ ضرورت توجه به نقش اصلى خداوند در توفيق آدمى به انجام اعمال شايسته
فلم تقتلوهم و لكن اللّه قتلهم و ما رميت إذ رميت و لكن اللّه رمى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 39 - 9
9 ـ تمامى اعمال انسان ها تحت نظارت دقيق خداوند
فإن اللّه بما يعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 47 - 9،11
9 ـ همه اعمال و رفتار آدميان در حيطه سلطنت خداوند است .
و اللّه بمايعملون محيط
11 ـ كردار آدميان ، خارج از مشيت خداوند تحقق نخواهد پذيرفت .
و اللّه بمايعملون محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 19
19 ـ اعمال انسان ها تحت نظارت كامل خداوند است .
و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 16 - 11
11 ـ آگاهى عميق خداوند به عملكرد نهان و آشكار آدميان
و اللّه خبير بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 11
11 ـ غفلت و جهل انسان نسبت به حقيقت اعمال خود در دنيا
فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 38 - 2
2- نيت ها ، انگيزه ها ، افكار و رفتار آشكار و پنهانى انسان در قلمرو علم خداوند
ربّنا إنك تعلم ما نخفى و ما نعلن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 91 - 9،11
9- خداوند ، به همه اعمال آدميان آگاه است .
إن الله يعلم ما تفعلون
11- اعتقاد و توجه به علم خداوند به همه اعمال آدميان ، پشتوانه اجراى فرمان هاى اوست .
و أوفوا بعهد الله . .. إن الله يعلم ما تفعلون
برداشت فوق، از تعليل «إن الله يعلم ما تفعلون» به دست مى آيد; يعنى، به عهد و پيمان خود با خدا وفادار باشيد; چون كه خدا از اعمال شما آگاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 8
8- اَعمال انسان ، اختيارى وى و دستاورد خود او است .
ما قدّمت يداه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 68 - 7
7 - خدا ، آگاه به تمامى اعمال آدميان
اللّه أعلم بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 8 - 13
13 - خداوند ، به همه اعمال و رفتار انسان ها ، آگاهى دارد .
فأنبّئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 45 - 14
14 - خداوند ، به هر چيز كه انسان ها انجام دهند ، آگاهى دارد .
و اللّه يعلم ما تصنعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 15 - 18
18 - اَعمال انسان ها ، تحت نظارت و آگاهى كامل خداوند است .
فأُنبّئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 23 - 18
18 - خداوند ، بر اَعمال و زواياى قلب و انديشه آدميان آگاهى دارد .
إنّ اللّه عليم بذات الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 29 - 14،20
14 - خداوند ، به همه اَعمال انسان ها ، آگاهى دارد .
و أنّ اللّه بما تعملون خبير
20 - توجه ژرف به گردش شب و روز و رام بودن و در مدار مشخص بودن خورشيد و ماه ، انسان را به قابل فهم بودن آگاهى خداوند از اَعمال انسان ها ، رهنمون مى كند .
ألم تر . .. و أنّ اللّه بما تعملون خبير
«أنّ اللّه بما. ..» عطف بر «أنّ اللّه يولج...» است. بنابراين، ارتباط «أنّ اللّه...» با فراز قبلى هم روشن مى شود و آن اين است كه هر كس چنان ساخت و سازى را ببيند، خواهد فهميد كه خداوند، به كردار انسان ها آگاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 30 - 2،3
2 - نوسان هاى مداوم شب و روز ، حركت منظم و قانون مند خورشيد و ماه ، آگاهى خداوند به اَعمال انسان ها ، بر حق محض بودن او دلالت دارد .
ألم تر أنّ اللّه يولج الّيل . .. و يولج النهار ... و سخّر الشمس و ... و أنّ اللّ
«ذلك بأنّ اللّه. ..» مى تواند در جايگاه نتيجه براى دليل هاى ياد شده باشد.
3 - لازمه حقانيت خدا ، آگاهى وى بر اَعمال انسان ها است .
ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 2 - 9
9 - خداوند ، بر همه اعمال انسان ها ، آگاهى كامل دارد .
إنّ اللّه كان بما تعملون خبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 41 - 8
8 - امكان تفاوت داشتن ظاهر و باطن انسان و ناهم خوانى باور درونى با رفتار ظاهرى
يعبدون الجنّ أكثرهم بهم مؤمنون
خداوند متعال در مسأله عبادت، جن پرستى مشركان را به صورت عام و مطلق ذكر كرده و در ايمان مشركان به جنيان، اكثريت را مطرح ساخته است. احتمال دارد مطرح كردن ايمان اكثريت در كنار عبادت همه، به خاطر نكته بالا باشد. ملائكه نيز به لحاظ حقيقت ياد شده، چنين چيزى را ابراز كرده باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 8 - 15،16
15 - تمامى رفتار و دست ساخته هاى انسان ها ، در قلمرو علم خدا است .
إنّ اللّه عليم بما يصنعون
16 - نظام كيفر و پاداش خداوند ، بر اساس علم همه جانبه او به احوال و كردار بندگان است .
الذين كفروا لهم عذاب شديد . .. إنّ اللّه عليم بما يصنعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 76 - 5
5 - همه حركت ها و رفتار هاى انسان ـ در نهان و آشكار ـ در قلمرو علم خداوند است .
نعلم ما يسرّون و ما يعلنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 70 - 7،8
7 - همه رفتار هاى آدمى ، تحت قلمرو علم كامل خداوند قرار دارد .
و هو أعلم بما يفعلون
8 - خداوند ، داناترين آگاهان به رفتار هاى آدمى است .
و هو أعلم بما يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 23 - 2
2 - مقام ربوبيت و پروردگارى خداوند ، مقتضى علم فراگير او نسبت به انسان ها و اعمال آنان
ظننتم أنّ اللّه لايعلم . .. ظننتم بربّكم
لحن انكارآميز آيه و تعبير «ظننتم» و نيز آمدن صفت «ربّ»، نشانگر برداشت يادشده است; يعنى، اين گونه گمان درباره «پروردگار» گمانى بى جا و ناروا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 17
17 - اطلاع دقيق خداوند ، از هر گونه عملكرد آدمى
فلننبّئنّ الذين كفروا بما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 29 - 10
10 - انسان در خواسته ها و كار هاى خود ، نه فاقد اراده است و نه داراى استقلال مطلق .
و ما تشاءون إلاّ أن يشاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 92 - 7
7ـ رفتار و كردار انسانها ، خارج از اراده و مشيت خداوند نيست .
إن ربى بما تعملون محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 42 - 7
7ـ خداوند ، به عملكرد و دستاورد هر انسانى آگاه است .
يعلم ما تكسب كل نفس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 93 - 3
3- يك دست نبودن همه انسان ها در عقيده و رفتار و وجود تفاوت ميان آنان ، بر اساس خواست و تدبير الهى است .
و لو شاء الله لجعلكم أُمّة وحدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 28 - 11
11 - تمامى رفتار و كردار انسان ها در قلمرو علم خداوند است .
و اللّه بما تعملون عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 29 - 4
4 - خداوند به رفتار ، كردار ، نيات و اسرار آدميان آگاه است .
و اللّه يعلم ما تبدون و ما تكتمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 188 - 2
2 - خداوند ، داراى احاطه علمى بر تمامى اعمال و رفتار بندگان
قال ربّى أعلم بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 25 - 6
6 - خداوند ، آگاه بر اعمال نهان و آشكار آدميان
و يعلم ما تخفون و ما تعلنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 75 - 2
2 - علم الهى به اسرار و اعمال آدميان ، تنها گوشه اى از علم گسترده او به امور پنهان و آشكار آسمان و زمين
و إنّ ربّك ليعلم ما تكنّ . .. و ما من غائبة ... إلاّ فى كتـب مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 88 - 8،9،10
8 - آگاهى عميق و همه جانبه خداوند به كردار آدميان
إنّه خبير بما تفعلون
9 - آگاهى خداوند به كردار آدميان ، هشدارى است نسبت به موضع گيرى آنان در برابر آيات الهى .
ألم يروا أنّا جعلنا الّيل . .. و ترى الجبال... صنع اللّه الذى أتقن كلّ شىء إنّه
تذكر به «إنّه خبير. ..» پس از يادآورى آيات توحيدى، هشدارى است به آدميان كه مبادا از كنار اين آيات بى تفاوت بگذرند و آنها را ناديده بگيرند!
10 - انسان ، موجودى سطحى نگر است ; ولى خداوند آگاه به حقايق نهان كردار او است آن گونه كه به اسرار نهفته هستى آگاهى دارد .
و ترى الجبال تحسبها جامدة . .. إنّه خبير بما تفعلون
در صورتى كه «ترى الجبال. ..» بيانگر اسرار نهفته جهان و سطحى نگرى انسان نسبت به هستى باشد، آيه بالا نشان دهنده علم برتر خدا در قبال سطحى نگرى انسان است و تعبير «إنّه خبير بما تفعلون» مى رساند كه خداوند آگاه به اسرار هستى، از پنهانى ترين كردار آدميان آگاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 89 - 3
3 - آگاهى عميق خداوند به اعمال بندگان ، پشتوانه پاداش او به نيك كرداران
إنّه خبير بما تفعلون . من جاء بالحسنة فله خير منها
از ارتباط «من جاء. ..» با بخش پايانى آيه قبل (إنّه خبير بما تفعلون) مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 69 - 2
2 - احاطه علمى خداوند ، به اسرار درون و اعمال و گفته هاى آشكار انسان ها
و ربّك يعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون
«إكنان «(مصدر «تكنّ») به معناى پنهان كردن و «إعلان» (مصدر «يعلنون») به معناى آشكار كردن است. بنابراين «ما تكنّ صدورهم»; يعنى، آنچه كه سينه هاى آنان در خود پنهان مى كند و «ما يعلنون»; يعنى، آنچه كه آشكار مى كنند. گفتنى است كه «ما» در «يعلنون» شامل هم گفتار مى شود و هم كردار.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 10
10 - تمامى رفتار و كردار انسان ها در دنيا ، تحت نظارت گروهى شاهد و گواه قرار دارد .
و الشهداء
برداشت ياد شده به خاطر اين مطلب است كه لازمه گواهى شاهدان در قيامت، نظارت و حضور آنان در صحنه هاى اعمال بندگان در دنيا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 14
14 - آگاهى كامل خداوند به تمامى اعمال انسان ها
إنّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 54 - 9
9 - خداوند ، آگاه به همه امور حتى به گرايش هاى قلبى و درونى انسان ها
ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم ألا إنّه بكلّ شىء محيط
ذكر احاطه علمى بر تمامى پديده هاى هستى، در پى بيان ترديد درونى مشركان در حقانيت معاد، مى تواند بيانگر برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 25 - 8
8 - خداوند ، آگاه و دانا به تمامى افعال بندگان خويش
و هوالذى . .. و يعلم ما تفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 3 - 9
9 - علم گسترده خداوند بر اعمال خلق ، ملاك داورى ميان آنان در قيامت *
يوم القيـمة يفصل بينكم و اللّه بما تعملون بصير
از ارتباط «يفصل بينكم» ـ درصورتى كه «يفصل» به معناى «يحكم» (داورى خواهد كرد) باشد ـ و «واللّه بماتعملون بصير» مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 167 - 10
10 - خداوند ، ارائه كننده اعمال دنيوى انسان ها به ايشان در صحنه قيامت
كذلك يريهم اللّه أعملهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 159 - 8
8 ـ حضرت عيسى ( ع ) ، گواه بر اعمال اهل كتاب در دنيا
و يوم القيمة يكون عليهم شهيداً
اگر حضرت عيسى(ع) در دنيا گواه بر اعمال نباشد، نمى تواند در قيامت گواهى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 114 - 6
6 ـ جلب رضاى الهى ، ملاك ارزشمندى اعمال در پيشگاه خداوند
و من يفعل ذلك ابتغاء مرضات اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 139 - 4
4 ـ اعمال بت پرستان ، اعمالى باطل و بى ثمر در پيشگاه خداوند
و بطل ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 155 - 11
11 ـ كردار سفيهانه گروهى از همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، عامل نزول عذاب الهى و به هلاكت رساندن همه آنان شد .
أتهلكنا بما فعل السفهاء منا
گفته شده مراد از كردار سفيهانه برخى از همراهان موسى، تقاضاى رؤيت خدا با چشم بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 21
21 ـ نظارت همه جانبه خداوند بر اعمال و رفتار بنى اسرائيل
و اللّه بصير بماتعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 55 - 2
2 - اعمال و رفتار بنى اسرائيل ، هميشه مايه خشم و نگرانى فرعونيان
و إنّهم لنا لغائظون
تعبير«غائظون» (به صيغه وصف) مى تواند بيانگر اين مطلب باشد كه خشم فرعونيان، تنها به علت حركت اخير بنى اسرائيل نبود; بلكه معمولاً حركات بنى اسرائيل مايه خشم و غضب آنان مى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 1 - 19
19 ـ لزوم تسليم در برابر احكام الهى
إنّ اللّه يحكم ما يريد
هدف از بيان و يادآورى حاكميت الهى پس از تبيين احكام ياد شده اين است كه مؤمنان با توجه به آن، در برابر احكام ياد شده، تسليم شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 67 - 13
13 ـ ضرورت بى اعتنايى مبلغان دين به خواسته هاى انحرافى مردمان به هنگام اجراى فرمان هاى الهى و تبليغ احكام دين
بلغ . .. و اللّه يعصمك من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 89 - 26
26 ـ عمل به احكام الهى ، سپاسگزارى از خداوند است . *
كذلك يبين اللّه لكم ءايته لعلكم تشكرون
جمله «كذلك . ..» (اين چنين واضح و صريح خداوند احكامش را بيان مى كند) اقتضا مى كند كه پس از آن آورده شود (لعلكم تعملون) اين جايگزينى مى تواند اشاره به اين باشد كه عمل به احكام الهى شكرگزارى در برابر بيان احكام از سوى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 1 - 11
11 ـ رعايت تقوا با عمل به احكام خداوند عاملى نيرومند براى حفظ وحدت جامعه ايمانى و زدودن كدورت ها و اختلافات آن
فاتقوا اللّه و أصلحوا ذات بينكم
امر به تقوا پيش از الزام اهل ايمان به زدودن كدورتها، رهنمودى است به راهى اساسى براى دستيابى به اين تكليف اجتماعى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 189 - 15
15 - ارزش مفاهيم نيكو ، به تحقق يافتن آنها در انسانهاست .
و لكن البر من اتقى
توصيف «برّ» (نيكى) به كسى كه تقواپيشه باشد - با اينكه برحسب ظاهر بايد گفته شود نيكى به تقواپيشگى است - اشاره به اين معنا دارد كه: تقوا آن گاه سزاوار است به نيك بودن توصيف شود كه در افراد محقق شود. (اقتباس از الميزان)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 21 - 2
2 ـ لزوم پايبندى انسان به اقرار و تعهدات خويش
و لاتكونوا كالذين قالوا سمعنا و هم لايسمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 66 - 2
2 ـ بهره مندى اهل كتاب از نعمت هاى آسمانى و زمينى ، در صورت باور به معارف تورات و انجيل و عمل به احكام آنها به همراه ديگر تعاليم نازل شده بر آنان
و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليهم من ربهم لاكلوا من فوقهم
«اقامة» به معناى برپايى چيزى و يا كارى است با تمام شرايط آن و اقامه كتب آسمانى، باور به معارف آن و انجام تمامى تكاليف آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 68 - 3
3 ـ دستيابى اهل كتاب به جايگاه ارزشى خويش ، منوط به اقامه تورات ، انجيل و ديگر دستورات الهى است .
قل ياهل الكتب . .. حتّى تقيموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليكم من ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 58 - 13،14،17
13 - اجراى فرمان هاى الهى ، زمينه ساز آمرزش گناهان است .
ادخلوا الباب سجداً . .. نغفر لكم خطيكم
14 - براى استغفار از گناهان و توبه به درگاه خدا ، بايد به دستور ها و آداب تعيين شده از جانب خدا عمل كرد .
و قولوا حطة نغفر لكم خطيكم
17 - اطاعت كنندگان دستورات خدا - در صورت نيكوكار بودن - از پاداشى افزونتر از ديگران ، بهره مند خواهند شد .
و سنزيد المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 93 - 11
11 - فهميدن فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) و به كار بستن آن فرمان ها ، از پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل
و إذ أخذنا ميثقكم . .. واسمعوا
چون جمله «سمعنا و عصينا» (گوش سپرديم و سرپيچى كرديم) در جواب «اسمعوا» (گوش بسپاريد) قرار گرفته است، معلوم مى شود مراد از گوش سپارى (اسمعوا) فهميدن و اطاعت كردن است. متعلق «اسمعوا» به قرينه مقام، فرمانهاى خدا و دستورات موسى(ع) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 21 - 13
13 - از امام رضا ( ع ) روايت شده كه : « فان قال ] قائل [ فلم تعبّدهم ؟ قيل لئلا يكونوا ناسين لذكره و لاتاركين لأدبه و لالاهين عن أمره و نهيه ;
اگر كسى بگويد: چرا خدا مردم را موظف به عبادت كرده است؟ گفته مى شود: براى اينكه ياد او را فراموش نكنند و ادب را ترك ننمايند و به امر و نهى او بى اعتنا نباشند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 66 - 6
6 ـ بپاداشتن كتب آسمانى و فرامين الهى در جامعه ، موجب رفاه اقتصادى و بهره مند شدن از نعمت هاى الهى
و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل . .. لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 68 - 3،6
3 ـ دستيابى اهل كتاب به جايگاه ارزشى خويش ، منوط به اقامه تورات ، انجيل و ديگر دستورات الهى است .
قل ياهل الكتب . .. حتّى تقيموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليكم من ربكم
6 ـ لزوم برپاداشتن همه جانبه كتب آسمانى و ديگر فرامين الهى و محور قرار دادن آنها در جوامع
لستم على شىء حتّى تقيموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليكم من ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 108 - 8
8 ـ تعهد در برابر احكام الهى ، هموار سازنده جريان صحيح اثبات و ايفاى حقوق اجتماعى
و اتقوا اللّه و اسمعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 20
20 ـ هشدار خداوند به مؤمنان نسبت به چگونگى اعمالشان در قبال فرمان هاى خداوند
و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 6
6 ـ منحرفان ، ناتوان از گمراه سازى مسلمانانى كه به تعاليم قرآن پايبند بوده و از دستورات پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيروى كنند .
لايضركم من ضل إذا اهتديتم
برداشت فوق بر اين اساس است كه حرف «لا» در «لايضركم» نافيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 93 - 11
11 - فهميدن فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) و به كار بستن آن فرمان ها ، از پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل
و إذ أخذنا ميثقكم . .. واسمعوا
چون جمله «سمعنا و عصينا» (گوش سپرديم و سرپيچى كرديم) در جواب «اسمعوا» (گوش بسپاريد) قرار گرفته است، معلوم مى شود مراد از گوش سپارى (اسمعوا) فهميدن و اطاعت كردن است. متعلق «اسمعوا» به قرينه مقام، فرمانهاى خدا و دستورات موسى(ع) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 15،23،24
15 - بنى اسرائيل ، به برخى از دستورات تورات عمل كرده و برخى را ناديده مى گرفتند .
أفتؤمنون ببعض الكتب و تكفرون ببعض
23 - سزاى يهوديانى كه كتاب آسمانى را تبعيض كردند ( به برخى از تورات عمل كرده و برخى را وانهادند ) ، خفت و خوارى در دنياست .
أفتؤمنون ببعض . .. فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلّا خزى فى الحيوة الدنيا
24 - يهوديانى كه با تبعيض به احكام و معارف تورات برخورد مى كردند ، در قيامت به شديدترين عذاب ها گرفتار خواهند شد .
أفتؤمنون ببعض . .. و يوم القيمة يردون إلى أشد العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 86 - 10
10 - دنياطلبى ، از انگيزه هاى تبعيض در دين ( عمل كردن به برخى از دستورات دين و ر ها كردن برخى ديگر از آن ) است .
أفتؤمنون ببعض الكتب و تكفرون ببعض . .. أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 13 - 17
17 - لزوم عمل به مجموعه كامل دستورات دين و پرهيز از هر گونه گزينش نسبت به آن
و لاتتفرّقوا فيه
برداشت ياد شده بر اين پايه مبتنى است كه مراد از «تفرّق» در «لاتتفرّقوا فيه» عمل كردن به برخى از دستورات دين و رها
كردن بعضى ديگر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 90 - 7
7 ـ عقايد و دستورهاى اخلاقى و احكام شرعى اديان آسمانى گذشته حجت و قابل عمل است. *
أولئك الذين هدى الله فبهديهم اقتده
هدايتهاى پيامبران گذشته شامل همه محتواى دعوت آنان مى شود، خصوصاً كه در آيه قبل به ويژگيهاى انبياى الهى ـ كه داشتن كتاب و حكم و نبوت است ـ اشاره شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 12 - 3
3- خداوند ، فهم كامل و همه جانبه كتاب آسمانى ( تورات ) و عمل قاطعانه بر طبق آن را ، به يحيى ( ع ) فرمان داد .
يـيحيى خذ الكتـب بقوّة
«ال» در «الكتاب» عهد است و ممكن است مراد همان تورات باشد; زيرا كتاب ديگرى كه بر يحيى(ع) نازل شده باشد شناخته شده نيست. فرمان «خذ» كنايه از فهم و تدبر كامل است و «بقوّة» كه حال براى فاعل «خذ» مى باشد، به معناى نيرومندى هم در مقام علم و فراگيرى و هم در مقام عمل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 66 - 1،2
1 ـ دعوت خداوند از اهل كتاب به اقامه تورات ، انجيل و ساير معارف و تعاليم الهى
و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليهم
2 ـ بهره مندى اهل كتاب از نعمت هاى آسمانى و زمينى ، در صورت باور به معارف تورات و انجيل و عمل به احكام آنها به همراه ديگر تعاليم نازل شده بر آنان
و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليهم من ربهم لاكلوا من فوقهم
«اقامة» به معناى برپايى چيزى و يا كارى است با تمام شرايط آن و اقامه كتب آسمانى، باور به معارف آن و انجام تمامى تكاليف آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 68 - 4
4 ـ پايبندى به كتاب هاى آسمانى و اديان الهى ـ نه مجرد انتساب به آن ـ ، تعيين كننده ارزشمندى جوامع
ياهل الكتب لستم على شىء حتّى تقيموا التورية و الانجيل
مخاطب قرار دادن يهود و نصارا با عنوان اهل كتاب و سپس تعيين ملاك ارجمندى يعنى پايبندى به كتب آسمانى، اشاره به اين است كه صرف انتساب به دين و آيين الهى كارساز نيست، بلكه پايبندى به آن موجب ارجمندى خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 70 - 8
8 ـ بنى اسرائيل با نقض پيمان هاى الهى و پيروى از هوا هاى نفسانى ، فاقد پايگاه مطمئن براى اقامه تورات ، انجيل و ديگر معارف الهى
لستم على شىء . .. لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل
بنابر اينكه جمله «لستم على شىء . ..» به اين معنا باشد كه شما پايگاهى نداريد تا بتوانيد تورات و انجيل را اقامه كنيد، مى توان گفت آيه مورد بحث آن پايگاه را تفسير مى كند ; يعنى آن پايگاه عبارت است از تعهد به ميثاق الهى و پرهيز از هواپرستى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 6 - 2
2 ـ پذيرش و عدم پذيرش رسالتهاى انبيا و نيز عمل به احكام دين، محور بازجويى خداوند از امتهاست.
فلنسئلن الذين أرسل إليهم
توصيف مردم با عنوان «أرسل إليهم» دلالت بر اين دارد كه بازجويى از امتها درباره چگونگى برخورد با رسالتهاى الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 144 - 8،10،13
8 ـ خداوند از موسى ( ع ) خواست تا پيام هاى او را دريافت كند و فراگيرد و اعمال و رفتارش را بر اساس آنها استوار سازد .
فخذ ما ءاتيتك
«أخذ» (مصدر «خذ») به معناى گرفتن است و گرفتن پيامهاى الهى به اين است كه انسان آنها را فراگيرد و به آنها عمل كند.
10 ـ فرمان به دريافت پيام هاى خدا و به كار بستن آنها و سپاسگزارى در برابر نعمت هاى او ، از سخنان خداوند با موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات
قال . .. فخذ ما ءاتيتك و كن من الشكرين
13 ـ فراگيرى پيام هاى خدا و به كارگيرى آنها در اعمال و رفتار ، سپاسگزارى از او در برابر نعمت دين است .
فخذ ما ءاتيتك و كن من الشكرين
مطرح كردن سپاسگزارى پس از اعطاى پيامهاى آسمانى، براى رساندن اين حقيقت است كه آن پيامها از نعمتهاست و بايد خداوند را به خاطر اعطاى آنها شاكر بود. فرمان به فراگيرى آنها مى رساند كه شكر اين نعمت به فراگرفتن و به كار بستن آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 145 - 12
12 ـ لزوم پيشتازى رهبران بر پيروانشان در به كارگيرى تعاليم خويش
فخذها بقوة و أمر قومك يأخذوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 28 - 6
6 ـ پايبندى به ارزش هاى الهى و پرهيز از خيانت به دين ، داراى پاداشى عظيم نزد خداوند
لاتخونوا اللّه . .. أنما أمولكم و أولدكم فتنة و أن اللّه عنده أجر عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 9
9- پايبندى به دين و عمل به دستورهى آن ، معيار ارزشمندى و ملاك ديندارى است ، نه صرف ادعا و سخنورى .
فمن تبعنى فإنه منّى
«تبع» و «اتبع» به معناى گام نهادن در جاى پاى كسى و پيروى كردن همراه با دستورگيرى است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 6
6 ـ منحرفان ، ناتوان از گمراه سازى مسلمانانى كه به تعاليم قرآن پايبند بوده و از دستورات پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيروى كنند .
لايضركم من ضل إذا اهتديتم
برداشت فوق بر اين اساس است كه حرف «لا» در «لايضركم» نافيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 53 - 10
10 ـ باور به تعاليم قرآن و انجام دستورات آن ، راه جلوگيرى از تباه گشتن سرمايه عمر
قد خسروا أنفسهم
جمله «قد خسروا أنفسهم» در توصيف كسانى است كه در دنيا قرآن را باور نكردند و به دستورات آن گردن ننهادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 28 - 17
17 ـ نقش تقيه ، در تعيين محدوده عمل به تكاليف الهى
الاّ ان تتقوا منهم تقية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 28،29
28 - انجام وظايف عبادى ، اجتماعى و اخلاقى دين ، تحمل مشكلات و استقامت در راه مبارزه با دشمنان نشانه راستى و درستى ايمان است .
أولئك الذين صدقوا
در برداشت فوق «أولئك» اشاره به صفاتى است كه از جمله «و ءاتى المال . .. و حين البأس» به دست مى آيد و متعلق «صدقوا» به قرينه «من ءامن ...» ايمان به خدا و ... گرفته شده است.
29 - آنان كه ابعاد اعتقادى دين را باور دارند و از اموال خويش براى دستگيرى مستمندان بهره مى گيرند و وظايف عبادى و اجتماعى خويش را انجام مى دهند ، تقواپيشگان حقيقى هستند .
و لكن البر من ءامن . .. و أولئك هم المتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 216 - 7
7 ـ خوشايندى و ناخوشايندى انسان ، نبايد مانع انجام يا ترك احكام الهى شود .
كتب عليكم القتال و هو كره لكم و عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم و عسى ان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 269 - 9
9 ـ درك معارف و حقايق دينى و عمل به مقتضاى آن ، حكمتى خدادادى است .
يؤتى الحكمة من يشاء
با در نظر گرفتن ارتباط اين آيه با آيات سابق (كه درباره لزوم انفاق، مصالح و پيامدهاى نيك آن و نيز عوامل ترك انفاق و پيامدهاى شوم آن بود كه يكسره درباره احكام و معارف دينى است)، مى توان گفت كه مراد از حكمت، معارف و حقايق دينى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 1،51
1 ـ ايمان ، خاستگاه عمل به احكام الهى
يا ايّها الذين امنوا اذا تداينتم
51 ـ تقوا و ترس از خدا پشتوانه عمل به احكام الهى ، در روابط اقتصادى و مبادلات
و لا يضارّ كاتب و لا شهيد . .. و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 283 - 9،15
9 ـ تقوا و ترس از خدا ، زمينه ردّ امانت و اجراى احكام الهى
فليؤدّ الّذى اؤتمن امانته و ليتّق اللّه ربّه
15 ـ توجه به آگاهى فراگير خداوند به اعمال انسان ، زمينه اجراى احكام الهى و پرهيز از معصيت او
و اللّه بما تعملون عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 284 - 2
2 ـ توجّه به مالكيّت مطلقه الهى ، زمينه اجراى عدل و قسط و اجراى احكام او در روابط مالى و اقتصادى
اذا تداينتم بدين . .. و ان كنتم على سفر ... للّه ما فى السّموات و ما فى الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 153 - 6
6 ـ يادآورى علل عدم موفقيت در صحنه هاى اجتماعى ، از شيوه هاى قرآن براى ارشاد مؤمنان به روش حضور پيروزمندانه در آن صحنه ها
اذ تصعدون و لا تلون على احد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 157 - 11
11 ـ ايمان به مقدّر بودن مرگ و حيات ، و شناخت ارزش والاى شهادت ، آسان كننده حركت به سوى نبرد با دشمنان دين
و اللّه يحيى و يميت . .. و لئن قتلتم فى سبيل الله او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة
خداوند با بيان دو نكته مؤمنان را به جهاد ترغيب مى كند: 1 ـ مرگ و حيات به دست خداست و عوامل طبيعى تعيين كننده نيست. 2 ـ جان باختگان در راه خدا، آمرزيده و مشمول رحمت خاصّ خداوند هستند. بنابراين، مؤمنان با ايمان به اين دو معنا، هرگز ترديدى براى شركت در جهاد نخواهند داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 13 - 7
7 ـ ترغيب و تشويق مؤمنان به اجراى احكام و قوانين ارث
تلك حدود اللّه و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 36 - 4
4 ـ عمل به قوانين الهى در مورد خانواده و روابط زن و شوهر ، عبادت خداوند است . *
الرجال قوّامون . .. فان اطعنكم فلا تبغوا ... و ان خفتم ... و اعبدوا اللّه
به مقتضاى ارتباط بين آيه مورد بحث و آيات گذشته، مى توان گفت از مصاديق عبادت، عمل كردن به قوانينى است كه در آيات
گذشته مطرح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 65 - 12
12 ـ تسليم همه جانبه در برابر احكام الهى ، از علايم ايمان
فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك . .. و يسلّموا تسليماً
تفريع جمله «فلا و ربّك» بر مطالب بيان شده در آيات پيشين (اطيعوا اللّه . .. )، بيانگر اين است كه ملاك تسليم در برابر احكام قضايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيروى كردن از فرامين خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 84 - 7
7 ـ ضرورت تبليغ و ارشاد مردم ، براى انجام تكاليف الهى
فقاتل فى سبيل اللّه . .. و حرّض المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 36
36 ـ التزام به احكام الهى ، ايمان و تخلف از آن ، كفر است .
و من يكفر بالايمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 19،30
19 ـ عالمان ربانى و احبار يهود ، وفادار به تكليف حراست از تورات تا عصر بعثت
بما استحفظوا من كتب اللّه و كانوا عليه شهداء
بنابر اينكه «شهداء» به معناى «رقباء» و «حافظان» باشد، جمله «و كانوا عليه شهداء» دلالت بر تحقق مأموريتى دارد كه بر عهده عالمان يهود گذاشته شده بود كه همان حراست از تورات باشد.
30 ـ خداترسان ، دلير و بى باك در برابر خشم مردم از اجراى دستورات خداوند
فلاتخشوا الناس و اخشون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 20
20 ـ لزوم مبارزه در راه خدا و بى اعتنايى به سرزنش دشمنان ، در انجام وظايف و مسؤوليت هاى الهى
يجهدون فى سبيل اللّه و لايخافون لومة لائم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 88 - 13،14
13 ـ اهل ايمان موظف به پاسدارى از ايمان خويش در ميدان عمل
و اتقوا اللّه الذى انتم به مؤمنون
جمله «انتم به مؤمنون» به منزله شرط براى «واتقوا اللّه» است بنابراين بقاى ايمان در گرو رعايت تقوا با عمل به احكام الهى خواهد بود.
14 ـ عمل به احكام الهى نشانگر تقواپيشگى و تجاوز از حدود خداوندى نشانه بى تقوايى است .
و لاتعتدوا . .. و اتقوا اللّه الذى انتم به مؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 94 - 10
10 ـ عمل به احكام الهى حتى در نهان و به دور از چشم مردم نشانه ترس از خدا مى باشد .
ليعلم اللّه يخافه بالغيب
برداشت فوق بر اين اساس است كه «باء» در بالغيب به معناى «فى» باشد كه در نتيجه «غيب» به معناى نهان از چشم مردمان خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 96 - 11،13
11 ـ عمل به احكام الهى ( مراعات حلال ها و حرام ها ) ، تقواپيشگى است .
احل لكم صيد البحر . .. حرم عليكم صيد البر ما دمتم حرماً و اتقوا اللّه
13 ـ صحراى محشر عرصه حسابرسى مردم براى تعيين ميزان پايبندى آنان به احكام الهى
احل لكم . .. حرم عليكم صيد البر ما دمتم حرماً و اتقوا اللّه الذى إليه تحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 153 - 5،13،14
5 ـ عمل به قوانين و احكام الهى، راه رسول خداست.
و أن هذا صرطى مستقيماً
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مراد از ضمير متكلم در «صراطى» پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد. بر اين مبنا «صراطى» يعنى راهى كه من مى پيمايم.
13 ـ عمل به احكام دين از فلسفه هاى ترغيب خدا به اتحاد جوامع بشرى
فتفرق بكم عن سبيله
14 ـ سلوك در صراط مستقيم (عمل به قوانين دين) و پرهيز از حركت در راههاى غير الهى، توصيه خدا به انسانهاست.
ذلكم وصيكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 42 - 3،4
3 ـ تكليف و مسؤوليت هر انسان در باور به معارف الهى و انجام تكاليف دين ، به ميزان قدرت و استطاعت اوست .
لانكلف نفساً إلا وسعها
4 ـ انسان ها در باورشان به معارف دين و انجام تكاليف الهى ، برخوردار از توانايى هاى متفاوت هستند .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لانكلف نفساً إلا وسعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 84 - 8
8 - خوبى هركار ، علاوه بر صدور آن به نيت خير ، در گرو هماهنگى آن با ساير خواسته ها و دستورات خداوند است .
و ما أعجلك . .. و عجلت إليك ربّ لترضى
با وجود آن كه موسى(ع) در تعجيل خود، نيت خير داشته است; ولى بازخواست شدن او دال براين مطلب است كه صرف داشتن نيت خير، براى برترى يافتن عمل كافى نيست; بلكه بايد با ادله ديگر آن عمل را سنجيد. اگر در تعارض نبود، آن گاه بدان اقدام كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 18 - 12
12 - اطمينان و آرامش در طريق انجام دادن تكاليف الهى ، موهبتى خداوندى است .
رضى اللّه . .. يبايعونك ... فأنزل السكينة عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 4 - 7
7 - اداى تكاليف الهى و پايبندى به تعاليم اسلام ، نشانه ايمان راستين است .
ذلك لتؤمنوا باللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 26
26 - احكام مربوط به زنان مهاجر و زنان كافر ، احكامى الهى و لازم الاجرا است .
ذلكم حكم اللّه يحكم بينكم
مشاراليه «ذلك»، مجموع احكام مطرح شده در آيه شريفه است كه مربوط به زنان مهاجر و كافر مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 2 - 1
1 - انسان مؤمن ، بايد به آنچه مى گويد عمل كند .
يـأيّها الذين ءامنوا لِمَ تقولون ما لاتفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 106 - 2
2 - آشكار شدن درجه ايمان و خلوص ابراهيم ( ع ) و اسماعيل ( ع ) در جريان قربانى
إنّ هـذا لهو البلـؤا المبين
برداشت ياد شده از آن جا است كه آزمايش مؤمنان براى نماياندن درجه ايمان و اخلاص آنان است و ابراهيم(ع) و اسماعيل(ع) با سربلند بيرون آمدن از اين آزمايش بزرگ الهى، خلوص خود را در بلندترين مرتبه نشان دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 45 - 7
7 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، مردان علم و عمل
إبرهيم و إسحـق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصـر
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «الأبصار» كنايه از علم و «الأيدى» كنايه از عمل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 37 - 1،8،9
1 - تلاش كامل و پيگير حضرت ابراهيم ( ع ) ، در اداى رسالت
و إبرهيم الذى وفّى
8 - « عن أبى حمزه عن أبى جعفر ( ع ) قال قلت له : ما عنى بقوله « و إبراهيم الذى وفّى » قال كلمات بالغ فيهنّ ، قلت : و ما هنّ قال كان إذا أصبح قال : أصبحت و ربّى محموداً ، أصبحت لا اُشرك باللّه شيئاً و لا أدعوا إلـهاً و لا اتّخذ من دونه وليّاً ـ ثلاثاً ـ و إذا أمسى قال ها ثلاثاً ، قال : فأنزل اللّه عزّوجلّ فى كتابه « و إبراهيم الذى وفّى » . . . ;
ابى حمزه گويد: به امام باقر(ع) عرض كردم: خداوند از اين سخن «و إبراهيم الذى وفّى» چه قصد كرده است؟ فرمود: كلماتى بود كه ابراهيم(ع) مكرر آنها را مى خواند. عرض كردم: آن كلمات چه بود؟ فرمود: چون وارد صبح مى شد، مى گفت: «أصبحت و ربّى محموداً...» و اين كلمات را [صبحگاهان] سه بار تكرار مى كرد و چون وارد شب مى شد، سه بار همان كلمات را مى گفت. امام فرمود: پس خداوند در كتاب خود نازل فرمود: «و إبراهيم الذى وفّى».
9 - « عن أبى امامة قال رسول اللّه أتدرون ما قوله « و إبراهيم الذى وفّى » قالوا : اللّه و رسوله أعلم ، قال : وفّى عمل يومه بأربع ركعات كان يصلّيهنّ من أول النهار . . . ;
از ابى امامه نقل شده كه گفت: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: آيا مى دانيد مراد از اين سخن خدواند «و إبراهيم الذى وفّى» چيست؟ گفتند: خدا و رسولش آگاه ترند، حضرت فرمود: ابراهيم عمل خود را با چهار ركعت نماز ـ كه اول روز مى خواند ـ كامل مى كرد. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 45 - 7
7 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، مردان علم و عمل
إبرهيم و إسحـق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصـر
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «الأبصار» كنايه از علم و «الأيدى» كنايه از عمل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 14 - 7
7 - پيامبران و رسولان ، در ابلاغ دعوت خويش و اتمام حجت كوتاهى نداشته اند .
و ما تفرّقوا إلاّ من بعد ما جاءهم العلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 8
8 - مردان الهى ، على رغم تلاش براى برآوردن نياز هاى اقتصادى خويش ، هرگز از ياد خدا و انجام تكاليف فردى ( نماز ) و اجتماعى ( زكات ) غافل نمى شوند .
رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 14
14 - بنى اسرائيل مورد توبيخ و سرزنش خدا ، به خاطر تبعيض در برخورد و عمل به دين ( عمل كردن به برخى از دستورات تورات و وانهادن برخى ديگر )
أفتؤمنون ببعض الكتب و تكفرون ببعض
مراد از ايمان و كفر در «أفتؤمنون» و «تكفرون» عمل كردن و وانهادن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 82 - 17
17- همه كار هاى شگفت خضر ( ع ) ، به فرمان خداوند صورت گرفت و ديدگاه شخصى او در آن دخالتى نداشت .
رحمة من ربّك و ما فعلته عن أمرى
ضمير مفعولى در «مافعلته» به قرينه ذيل آيه، به جامعِ تمام ماجراها برمى گردد، نظير «آنچه ديدى» يا «آنچه انجام دادم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 17 - 4
4 - ايمان به آيات الهى ، سفارش يكديگر به استقامت در تكاليف دشوار و اظهار محبت به بردگان ، يتيمان و تنگدستان ، قدردانى از نعمت هاى بينايى ، گويايى و هدايت است .
ألم نجعل له عينين . و لسانًا و شفتين . و هدينـه النجدين ... ثمّ كان من الذين ءام
«الذين آمنوا» گرچه مطلق است; ولى مصداق بارز آنها ـ به قرينه «و الذين كفروا بآياتنا» در آيات بعد ـ مؤمنان به آيات الهى است و آيات پيشين ـ كه بعضى از تكاليف را «عقبة» ناميده بود ـ قرينه بر مراد از «صبر» است و سياق آيات نشان مى دهد كه مراد از «مرحمة»، ترّحم بر «رقبة»، «يتيم» و «مسكين» است. ارتباط اين آيات با آيه هاى پيشين ـ كه نعمت هاى الهى را برشمرده ـ گوياى برداشت ياد شده است; زيرا «بينايى و بصيرت»، زمينه ساز «ايمان» و «داشتن زبان و لب»، زمينه ساز توصيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 36 - 7
7 - هدف سليمان ( ع ) از نوشتن نامه به دربار سبا ، ايفاى رسالت الهى و معنوى خود بود ، نه رسيدن به مال و حكومت بزرگ تر .
قال أتمدّونن بمال فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 16
16ـ شعيب ( ع ) ، به مردمان اعلام كرد : همواره به تعاليمى كه بيان كرده و مقرراتى كه ابلاغ نموده ، پايبند بوده و بدان ها عمل مى كند .
و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيـكم عنه
فعل «اُخالفكم» چون با «إلى» متعدى شده ، معناى «اميل» در آن اشراب شده است. بنابراين جمله «ما اُريد ...» چنين معنا مى شود: من نمى خواهم با شما مخالفت كنم و خود به آنچه از آن نهى كرده ام بازگردم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 62 - 13
13ـ تلاش مستمر و بىوقفه صالح ( ع ) در انجام رسالت خويش
مما تدعونا إليه
فعل مضارع «تدعو» دلالت بر استمرار دعوت دارد كه از آن به تلاش مستمر تعبير شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 105 - 9
9 - تسليم بودن در برابر خدا و انجام فرمان او ، از ويژگى هاى محسنان است .
فلمّا أسلما . .. قد صدّقت الرءيا إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 53 - 3
3 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به امر خدا در جواب سؤال استهزاآميز مشركان ، تهديد خود را تكرار كرده ، وقوع عذاب نابودكننده را حتمى اعلام فرمود .
و يستنبئونك أحق هو قل إى و ربى إنه لحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 109 - 2
2- پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، پيام الهى را به همه مردم رساند و حجت را بر يكايك آنان تمام كرد .
فإن تولّوا فقل ءاذنتكم على سواء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 58 - 2
2 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها مأمور انجام تكليف بود نه مأمور به نتيجه .
و توكّل على الحىّ الذى لايموت
توصيه شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به توكل و وانهادن كارها به خداوند، پس از آن كه خداوند آن حضرت را تنها مكلف به انذار و تبشير كرد، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها مأمور به انجام رسالت الهى خويش بود; نه مأمور به ثمر رسانيدن رسالت خود، هر چند با توسل به زور و يا ابزار ديگر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 57 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تابع رهنمود هاى الهى و عمل كننده به آن
إن نتّبع الهدى معك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 18 - 6
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اجراى دقيق شريعت و دستورات دينى
ثمّ جعلنـك على شريعة من الأمر فاتّبعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 23 - 5
5 - انجام دادن رسالت الهى ، موجب پناه داشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كوتاهى ايشان ، سبب بى پناهى آن حضرت در برابر عذاب خداوند
و لن أجد من دونه ملتحدًا . إلاّ بلـغًا من اللّه و رسـلـته
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه عبارت «إلاّ بلاغاًمن اللّه. ..» استثنا از «ملتحداً» باشد; يعنى، من پناهگاهى در برابر عذاب الهى نمى يابم; جز آن كه با انجام رسالت الهى، پناهى براى خود بيابم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 2 - 2
2 - خداوند با امداد هاى ويژه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) او را به انجام دادن رسالت هاى الهى و اجراى برنامه هاى سنگين اسلام ، موفّق ساخت .
و وضعنا عنك وزرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 50 - 7
7- همه فرشتگان ، بى چون و چرا و بى درنگ ، از فرمان الهى به سجده در برابر آدم ، اطاعت كردند .
و إذ قلنا للملـئكة اسجدوا لأدم فسجدوا
حرف فاء در «فسجدوا» بر تعقيب بدون مهلت دلالت دارد; يعنى، فرمان سجده به دون تأخير انجام پذيرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 165 - 1
1 - فرشتگان ، به صف ايستاده در خدمت اجراى فرمان هاى خداوند هستند .
و إنّا لنحن الصافّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 2 - 4
4 - فرشتگان وحى ، همچون طوفان با سرعت بسيار مأموريت خود را دنبال مى كردند .
فالعـصفـت عصفًا
«عاصفات» از نظر لغوى، به معناى تندبادها و طوفان ها است و اگر مقصود از آن، فرشتگان باشد، در اين كلام تشبيه و استعاره به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 2 - 1
1 - فرشتگان در انجام مأموريت هاى خويش ، سرشار از نشاط و به دور از هرگونه كسالت اند .
و النـشطـت نشطًا
نشاط، نقطه مقابل كسالت است و به كسى كه براى انجام كارى طيب نفس داشته باشد، «ناشط» مى گويند. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 3 - 1،2
1 - فرشتگان در انجام دادن وظايف خويش ، پرتحرك و شتابان اند .
و السـبحـت سبحًا
«سبح»; يعنى، حركت سريع در آب يا هوا. (مفردات راغب)
2 - سوگند خداوند ، به فرشتگانى كه در اجراى وظايف خويش شتابان اند .
و السـبحـت سبحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 4 - 1
1 - فرشتگان ، در حركت شتابان خود براى انجام دادن مأموريت هاى الهى ، بر يكديگر سبقت مى گيرند .
فالسـبقـت سبقًا
«فاء» براى تعقيب بوده و بيانگر اين است كه فرشتگان، پس از خروج از جايگاه خويش و حركت سريع به سوى مأموريتشان، درصدد آنند كه از يكديگر سبقت بگيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 20 - 1
1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند عصاى خويش را بر زمين افكند .
فألقيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 78 - 1
1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند ، بنى اسرائيل را شبانه از مصر كوچ داد و از دريا گذراند .
أسر بعبادى . .. فأتبعهم
حرف «فاء» در «فأتبعهم» فصيحه است; يعنى، از يك سرى جملات محذوف قبل از خود حكايت مى كند. حاصل آن جملات اين است كه موسى(ع) بنى اسرائيل را از مصر كوچ داد و فرعونيان نيز از حركت آنان آگاه شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 14 - 5
5 - نگرانى موسى ( ع ) از عدم ايفاى كامل رسالت بود ، نه صرف كشته شدن .
أخاف أن يكذّبون . .. فأخاف أن يقتلون
سخنان پيشين موسى، در باره بررسى موانع رسالت و رفع آنهابود. اظهار نگرانى او از كشته شدن نيز مى تواند در آن جهت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 15 - 5
5 - تجهيز موسى و هارون ( ع ) به وسيله آيات و معجزات گوناگون الهى براى ايفاى نقش رسالت
فاذهبا بـايـتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 25 - 1
1 - موسى ( ع ) با راه يافتن به دربار فرعونيان ، پيام حق الهى را به آنان ارائه كرد .
لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هـمـن و قـرون ... فلمّا جاءهم بالحقّ من عندنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 46 - 14
14 - اقدام سريع و بى درنگ موسى ( ع ) به انجام رسالت الهى خويش ، پس از فرمان خداوند به او
لقد أرسلنا موسى . .. فقال إنّى رسول
از حرف «فاء»، مى توان استفاده كرد كه موسى(ع) پس از دريافت رسالت خويش، بى درنگ و بدون تأخير به انجام آن اقدام نمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 4 - 2
2 - مؤمنان راستين ، آنانى اند كه زكات مال را همواره مى پردازند .
قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم للزكوة فـعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 60 - 3
3 - مؤمنان راستين ، در عين انجام تكاليف الهى ، از فرجام كار خويش نگران اند .
و قلوبهم وجلة أنّهم إلى ربّهم رجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 3 - 3
3 - مؤمنان واقعى ، پايبند به تكاليف فردى و اجتماعى و داراى بينشى ژرف در عقايد دينى
الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم بالأخرة هم يوقنون
«نماز» برقرار ساختن پيوند عبوديت و بندگى با خدا و «زكات» ايجاد ارتباط با مردم پيرامون خود و دستگيرى از نيازمندان جامعه است. بنابراين آوردن «پرداخت زكات» پس از «اقامه صلاة» بيانگر اين حقيقت است كه مؤمنان واقعى تنها به فكر خود نيستند; بلكه با مردم جامعه خود نيز ارتباطى مسؤولانه دارند. گفتنى است كه «يقين به آخرت» ـ كه عبارت از اعتقاد قطعى است ـ بيانگر آن است كه مؤمنان واقعى در مسائل اعتقادى داراى بينشى عميق و ترديدناپذيراند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 9
9 - انسان مؤمن ، موظف به انجام تكليف خويش است ، نه مأمور به نتيجه .
و أُفوّض أمرى إلى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 12
12- مؤمنان راستين ، آماده جهاد و پذيراى تكاليف دشوار دين
و يقول الذين ءامنوا لولا نزّلت سورة فإذا أنزلت سورة محكمة و ذكر فيها القتال رأيت
از اين كه خداوند، ترس از جهاد را، بيماردلى، معرفى كرده است، مى توان نتيجه گرفت كه مؤمنان راستين از جهاد بيم ندارند، بلكه از آن استقبال مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 38 - 5،7
5ـ نوح ( ع ) پس از دريافت فرمان الهى مبنى بر ساختن كشتى ، همه وقت و همّت خويش را مصروف اجراى آن فرمان كرد .
و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأمن قومه سخروا منه
بديهى است كه تمسخر كفرپيشگان، مخصوص زمانى نبوده كه نوح(ع) را در كارگاه كشتى سازى مشاهده كنند. بنابراين مقيد كردن زمان استهزا به وقتى كه در جايگاه كشتى سازى با او مواجه مى شدند، به اين نكته اشاره دارد كه: كافران آن حضرت را در غير آن مكان نمى يافتند و اين حاكى است كه او، تمام وقت را در كارگاه مشغول به كار بوده است.
7ـ تمسخر و استهزاى كفرپيشگان ، هرگز نوح ( ع ) و پيروانش را از اجراى فرمان خدا باز نداشت .
و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأمن قومه سخروا منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 9
9 - نوح ( ع ) ، طبق دستور الهى مى بايست از هر حيوان ، تنها يك نر و يك ماده را وارد كشتى كند .
فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 90 - 16
16 - هارون ( ع ) ، در غياب موسى ( ع ) ، وظيفه ارشاد ، هشدار ، امر به معروف و نهى از منكر را به نحو وافى انجام داد .
و لقد قال لهم هرون من قبل يـقوم . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 94 - 18
18 - هارون ( ع ) ، در صدد اجراى دقيق فرمان هاى موسى ( ع ) و تخطى نكردن از معيار هاى او ، در طول مدت ميقات موسى ( ع ) و غيبت او
إنّى خشيت أن تقول . .. و لم ترقب قولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 15 - 5
5 - تجهيز موسى و هارون ( ع ) به وسيله آيات و معجزات گوناگون الهى براى ايفاى نقش رسالت
فاذهبا بـايـتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 56 - 5
5ـ هود ( ع ) مصمم به ابلاغ رسالت هاى الهى و تحمل هر گونه گزند و آزار در طريق آن بود .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ربى و ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 2
2ـ هود ( ع ) ، پيام هاى الهى را به مردم رسانيد و وظيفه رسالت را به خوبى انجام داد .
فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 13 - 11
11- حضرت يحيى ( ع ) ، در عمل به كتاب آسمانى خود و انجام مسؤوليت اجراى احكام الهى ، كمترين كوتاهى روا نداشت .
و كان تقيًّا
متعلق «تقيّاً» به قرينه آيه قبل، مسؤوليت هايى است كه متوجه يحيى شده بود. او آن تكاليف را به گونه اى عمل كرد كه براى خود «وقايه» و «حفاظى» از عذاب الهى قرار داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 14 - 8
8- يحيى ( ع ) ، فردى وظيفه شناس و مسؤوليت پذير در قبال خدا ، والدين و جامعه
و كان تقيًّا . و برًّا بولديه و لم يكن جبّارًا عصيًّا
«تقيّاً» نشانِ رابطه يحيى(ع) با خدا و «برّاً بوالديه»، با پدر و مادر و «لم يكن جبّاراً عصيّاً»، با مردم و جامعه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 68 - 9
9ـ يعقوب ( ع ) در فرمان خويش مبنى بر ورود فرزندانش از درب هاى متعدد ، خواسته اى جز انجام وظيفه ( پيشنهاد و راه گريز از خطر ) نداشت .
ما كان يغنى عنهم من الله من شىء إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيـها
يعقوب(ع) با اعتقاد به حاكميت اراده خداوند، مى دانست كه تأمين سلامتى فرزندانش به دست خداست و از اختيار او بيرون است ; ولى توجه او به كارآيى اسباب و علّتها در محدوده مشيّت الهى، او را به چاره انديشى واداشت ; اما نتيجه را منوط به خواست خداوند مى ديد. از اين رو حاجت و خواسته آن حضرت چيزى جز انجام وظيفه راهنمايى فرزندان نبود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 45 - 7
7 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، مردان علم و عمل
إبرهيم و إسحـق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصـر
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «الأبصار» كنايه از علم و «الأيدى» كنايه از عمل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 93 - 1،5،6
1 - خداوند ، براى پذيرش تورات و عمل به دستورات آن از بنى اسرائيل پيمان گرفت .
و إذ أخذنا ميثقكم . .. خذوا ما ءاتينكم بقوة
ميثاق به معناى پيمان مؤكد است و جمله «خذوا . ..» بيانگر مورد ميثاق مى باشد. گرفتن كتابهاى آسمانى (خذوا ...) به اين است كه پذيرفته شود و به احكام آن عمل گردد.
5 - بنى اسرائيل ، براى پذيرش تورات و عمل به فرمان هاى آن لجاجت كرده و سرسختى نشان مى دادند .
و رفعنا فوقكم الطور خذوا ما ءاتينكم
از اينكه خداوند با تهديد و ارعاب (قرار دادن كوه بر سر بنى اسرائيل) از قوم موسى خواست تا تورات را بپذيرند و براى عمل كردن به آن پيمان بسپارند. برداشت فوق به دست مى آيد.
6 - پذيرش تورات با جديت تمام و استوارسازى رفتار و انديشه ها بر اساس آن ، فرمان خداوند به بنى اسرائيل
خذوا ما ءاتينكم بقوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 66 - 2
2 ـ بهره مندى اهل كتاب از نعمت هاى آسمانى و زمينى ، در صورت باور به معارف تورات و انجيل و عمل به احكام آنها به همراه ديگر تعاليم نازل شده بر آنان
و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليهم من ربهم لاكلوا من فوقهم
«اقامة» به معناى برپايى چيزى و يا كارى است با تمام شرايط آن و اقامه كتب آسمانى، باور به معارف آن و انجام تمامى تكاليف آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 68 - 3
3 ـ دستيابى اهل كتاب به جايگاه ارزشى خويش ، منوط به اقامه تورات ، انجيل و ديگر دستورات الهى است .
قل ياهل الكتب . .. حتّى تقيموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليكم من ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 145 - 7،9
7 ـ خداوند دعوت كننده موسى ( ع ) به جدّيت در فراگيرى لوحه هاى دريافتى و به كار بستن آن
فخذها بقوة
9 ـ قوم موسى ( ع ) موظف به فراگيرى معارف ثبت شده در الواح ، به بهترين وجه ، و به كار بستن احكام آن به نيكوترين صورت .
و أمر قومك يأخذوا بأحسنها
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «احسنها» به «قوة» برگردد. بر اين مبنا مفعول «يأخذوا» ضميرى است محذوف كه به «الألواح» برمى گردد. يعنى: «يأخذوا الألواح باحسن القوة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 170 - 1
1 ـ يهوديانى كه به تورات چنگ زنند و به محتواى آن پايبند باشند و نماز را برپا دارند ، مردمى صلاح پيشه اند .
و الذين يمسكون بالكتب . .. إنا لانضيع أجر المصلحين
تمسيك (مصدر «يمسكون») به معناى حفظ كردن و رها ساختن است. محافظت كتاب آسمانى به اين است كه انسان معارف آن را باور داشته و به احكان آن پايبند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 29
29 ـ عمل به توصيه هاى پنجگانه (پرهيز از شرك و . ..) زمينه ساز شكوفايى عقل و انديشه
ذلكم وصيكم به لعلكم تعقلون
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «تعقلون» به منزله فعل لازم بوده و نياز به مفعول نداشته باشد و مراد از توصيه عملكردن به احكام ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 115 - 4
4 - آدم ، فاقد عزم و اراده لازم براى به كار بستن توصيه هاى خداوند و توجه به آن بود .
و لقد عهدنا إلى ءادم . .. فنسى و لم نجد له عزمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 11 - 3
3 - عمل به توصيه هاى الهى ، داراى پاداش متناسب در پيشگاه خداوند
فافسحوا يفسح اللّه لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 5 - 5
5 - رستگارى انسان در گرو ايمان به اصول اعتقادى دين و پايبندى به اركان عملى آن است .
الذين يؤمنون . .. و أولئك هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 81 - 6
6 ـ سلامت و سعادت جوامع در گرو پيروى از رهبران الهى و عمل به قوانين دين
و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه ما اتخذوهم أولياء
با توجه به آيات گذشته كه در آن جامعه اى منحط از بنى اسرائيل ترسيم گرديده بود، معلوم مى شود آيه مورد بحث، رهنمودى است براى نجات جوامع از انحطاط، بنابراين «ما اتخذوهم أولياء» تنها، بيان يكى از نتايج ترك پيروى از رهبران الهى و عمل به قوانين دينى است و نتايج ديگر كه از آنها به سلامت و سعادت تعبير شد با توجه به آيات گذشته به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 12 - 4
4- حفظ معارف و شريعت الهى و اجراى احكام آن ، نيازمند صلابت و توان مندى است .
خذ الكتـب بقوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 7
7 - لزوم پايدارى و تلاش افزون تر مبلغان ، در عمل به توصيه هاى خود
وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها
وظيفه صبر شديد بر نماز، پس از توصيه خانواده به آن، گوياى نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 21 - 3
3 - سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله) حجت بوده و عمل به آن ، امر شايسته اى است .
لقد كان لكم فى رسول اللّه أُسوة حسنة
از آن جايى كه خطاب آيه، عام است و شامل دوران حيات و وفات پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى شود و نيز آنچه پس از ارتحال آن حضرت مانده، سنت او است، آيه شامل سنت هم مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 121 - 14
14 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد : « الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته » روايت شده كه فرمود : « يرتلون آياته و يتفقهون به و يعملون باحكامه و يرجون وعده و يخافون وعيده و يعتبرون بقصصه و يأتمرون بأوامره و ينتهون بنواهيه . . . ;
آنان قرآن را با ترتيل مى خوانند و تلاش مى كنند تا آيات آن را بفهمند و به احكام آن عمل مى كنند و اميدوار به وعده ها و از وعيد آن ترسان مى باشند، و از قصه هاى آن پند و عبرت مى گيرند و به اوامر آن تن مى دهند و از نواهى آن دورى مى گزينند . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 66 - 14
14 ـ اهل كتاب وظيفه دار ايمان به قرآن و اقامه آن د تمام شؤون زندگى *
و لو انهم اقاموا . .. ما أنزل اليهم من ربهم
مى توان گفت مراد از «ما انزل اليهم»، قرآن است و كلمه «اليهم» بيانگر اين معناست كه اهل كتاب بايد خود را از مخاطبان قرآن بدانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 108 - 11
11 ـ پذيرش قرآن و عمل به راهنمايى هاى آن هدايت ، و ردّ و انكار آن گمراهى و ضلالت است .
قد جاءكم الحق من ربكم فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضل فإنما يضل عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 30 - 5
5 ـ مسلمانان ، وظيفه دار به صحنه آوردن و فهم صحيح قرآن و عمل به تعاليم آن .
يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا
ترديدى نيست كه مهجور و متروك ساختن قرآن، مربوط به ظاهر آن نيست; بلكه مقصود، تأمل نكردن در معارف آن و نشناختن و عمل نكردن به تعاليم آن است. از اين رو آيات بسيارى از قرآن، انسان ها را به تفكر در قرآن و عمل به آموزه هاى آن، فرا خوانده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 85 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيش از هر كس ، موظف به پيروى از قرآن و عمل كردن به دستورات آن بود .
إنّ الذى فرض عليك القرءان
«فَرْض» (مصدر «فَرَضَ») به معناى واجب كردن است. بنابراين «فرض عليك القرآن»; يعنى، «قرآن را بر تو واجب فرمود». واجب شدن قرآن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند به اين معنا باشد كه عمل كردن به دستورات آن نخست بر خود آن حضرت واجب مى باشد و سپس بر ديگران. هم چنين مى تواند به اين معنا باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دارد قرآن را بر مردم تلاوت كند و پيام آن را به مردم ابلاغ نمايد. برداشت فوق بر پايه احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 55 - 1،7،9
1 - لزوم التزام عملى به قرآن و عينيت بخشيدن به محتواى آن در عرصه زندگى
و اتّبعوا أحسن ما أُنزل إليكم من ربّكم
مقصود از «أحسن ما اُنزل. ..» قرآن كريم است.
7 - توصيه خداوند به عمل كردن به قرآن ، پيش از دچار شدن به پيامد هاى هلاكت بار ر ها كردن قرآن ( عذاب )
و اتّبعوا أحسن ما أُنزل . .. من قبل أن يأتيكم العذاب
9 - روى آودن به قرآن و عمل به تعاليم آن ، پس از آمدن عذاب بى فايده است .
و اتّبعوا أحسن ما أُنزل . .. من قبل أن يأتيكم العذاب بغتة
از اين كه خداوند فرمود: پيش از آمدن عذاب به تعاليم قرآن عمل كنيد، روشن مى شود كه با آمدن عذاب، اين كار بى فايده خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 44 - 4
4 - عالمان به كتاب هاى آسمانى و تلاوت كنندگان آن ، داراى مسؤوليت بيشتر در عمل كردن به كردار هاى نيك ( دستورات كتاب هاى آسمانى )
و تنسون أنفسكم و أنتم تتلون الكتب
روشن است كه هر كس ديگران را به نيكيها فرمان دهد و خود بدانها عمل نكند، سزاوار سرزنش است; چه از عالمان باشد يا از غير آنان، بنابراين جمله حاليه «و أنتم تتلون الكتاب» تأكيدى است در مورد عالمان كتابهاى آسمانى و تلاوت كنندگان آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 16،17،18
16 - پايبندى به همه دستورات كتاب آسمانى ، وظيفه مؤمنان به آن كتاب است .
أفتؤمنون ببعض الكتب و تكفرون ببعض
17 - نشانه ايمان به كتاب آسمانى ، عمل كردن به دستورات آن است .
أفتؤمنون ببعض الكتب
تفريع جمله «أفتؤمنون . ..» به وسيله حرف «فاء» بر جمله «و إن يأتوكم ...» بيانگر برداشت فوق است; يعنى، از آن جا كه شما به حكم تورات در صدد آزادسازى اسيران هستيد، بر مى آيد كه به اين قسمت از تورات ايمان داريد; و از آن جا كه همكيشان خود را بيرون مى رانيد، معلوم مى شود به حرمت اين كار - كه در تورات آمده - كافريد. بنابراين عمل كردن به دستورات دين، نشانه ايمان و وانهادن آنها، به منزله كفر و نشانه آن است.
18 - عمل نكردن به دستورات كتاب آسمانى ، به منزله انكار كردن آن كتاب و نشانه كافر شدن به آن است .
أفتؤمنون . .. و تكفرون ببعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 93 - 8
8 - پذيرش تعاليم و برنامه هاى كتاب هاى آسمانى و عمل به آنها ، از پيمان هاى خداوند با بندگان است .
و إذ أخذنا ميثقكم . .. خذوا ما ءاتينكم بقوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 66 - 6،7،18
6 ـ بپاداشتن كتب آسمانى و فرامين الهى در جامعه ، موجب رفاه اقتصادى و بهره مند شدن از نعمت هاى الهى
و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل . .. لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم
7 ـ نقش برپايى كتب آسمانى در نزول باران و ديگر مواهب آسمانى و رويش گياهان و دستيابى به ديگر نعمت هاى زمين
و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل . .. لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم
18 ـ تشكيل امت ( جامعه هماهنگ ) شرط لازم براى برپايى كتب آسمانى و احكام الهى
و لو انهم اقاموا التورية . .. منهم امة مقتصدة
ياد كردن از متعهدان به كتب آسمانى با كلمه «امة» مى تواند اشاره به اين باشد كه موفقيت آنان رهين هماهنگيشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 68 - 2،4،6
2 ـ اهل كتاب مردمى بى اعتنا به كتب آسمانى خويش و رويگردان از اقامه احكام و معارف آن *
لستم على شىء حتّى تقيموا التورية و الانجيل
4 ـ پايبندى به كتاب هاى آسمانى و اديان الهى ـ نه مجرد انتساب به آن ـ ، تعيين كننده ارزشمندى جوامع
ياهل الكتب لستم على شىء حتّى تقيموا التورية و الانجيل
مخاطب قرار دادن يهود و نصارا با عنوان اهل كتاب و سپس تعيين ملاك ارجمندى يعنى پايبندى به كتب آسمانى، اشاره به اين است كه صرف انتساب به دين و آيين الهى كارساز نيست، بلكه پايبندى به آن موجب ارجمندى خواهد شد.
6 ـ لزوم برپاداشتن همه جانبه كتب آسمانى و ديگر فرامين الهى و محور قرار دادن آنها در جوامع
لستم على شىء حتّى تقيموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليكم من ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 154 - 5
5 ـ خداترسان با به كار بستن پيام هاى آسمانى ، مشمول رحمت خدا خواهند شد .
و فى نسختها هدى و رحمة للذين هم لربهم يرهبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 170 - 5
5 ـ اقامه نماز ، زمينه ساز توانايى انسان بر تمسك به كتاب هاى آسمانى و پايبندى به محتواى آنهاست .
و الذين يمسكون بالكتب و أقاموا الصلوة
در بيان تمسك به كتاب از فعل مضارع استفاده شده و در بيان اقامه نماز فعل ماضى به كار رفته است كه اين تفاوت تعبير مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 18 - 3
3 - استماع سخنان و برگزيدن آنها ، بايد به منظور عمل به مقتضيات آنها باشد ; نه براى صرف دانايى ، سرگرمى فكرى و . . . .
الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه
خداوند پس از طرح مسأله استماع سخنان، مسأله اتباع و پيروى كردن از بهترين آنها را يادآور شده است. اين مطلب مى تواند
گوياى حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 9،10
9 - ايمان به خدا و روز قيامت ، مقتضى پذيرش موعظه هاى الهى و عمل به آنها است .
ذلكم يوعظ به من كان يؤمن باللّه و اليوم الأخر
توصيف موعظه شدگان، به ايمان آورندگان به خدا و روز قيامت، اشاره به مطلب ياد شده دارد.
10 - پذيرش موعظه هاى الهى و عمل به آنها ، نشانه ايمان به خدا و روز قيامت است .
ذلكم يوعظ به من كان يؤمن باللّه و اليوم الأخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 182 - 9
9 - عمل به وصيت هاى ناعادلانه ميت واجب نيست .
فمن خاف من موص جنفاً أو إثماً فاصلح بينهم فلا إثم عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 12 - 10،12،16
10 ـ لزوم اهتمام به وصيّت ميت و پرداخت ديون او
من بعد وصيّة يوصين بها او دين . .. من بعد وصيّة توصون بها او دين ... من بعد وصيّ
تكرار مسأله وصيت و دَين، دلالت بر اهميّت ويژه آن دارد.
12 ـ وصيّتى كه به ضرر وارث است ، عمل به آن الزامى نيست .
من بعد وصيّة يوصى بها او دين غير مضارّ
كلمه «غير مضارّ» از يكسو وظيفه وصيت كننده را تعيين مى كند كه مبادا وصيّت او باعث ضرر به وارث شود و از سوى ديگر وصيّتهايى را كه موجب ضرر مى گردد، فاقد اعتبار مى شمارد.
16 ـ احكام و حدود ارث ، عمل به وصيّت ميت و پرداخت ديون وى ، وصيّت و سفارش اكيد خداوند به مردم
و لكم نصف ما ترك . .. وصيّة من اللّه
«وصيّة»، مفعول مطلق است و مى تواند تأكيدى بر كليّه قوانين و احكامى باشد كه در آيات پيشين بيان شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 13 - 1
1 ـ لزوم عمل به وصيّت ميّت ، اداى دين او ، احكام و قوانين ارث ، حدود الهى است .
تلك حدود اللّه
«تلك»، اشاره به تمامى احكامى است كه در آيات ارث بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 106 - 1
1 ـ وصيت ( تقاضاى تصرف در مال و غير مال پس از مرگ ) امرى مشروع ، لازم الاجرا و داراى اعتبار قانونى
شهدة بينكم . .. حين الوصية اثنان ذوا عدل منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 1
1 ـ خداوند دل ها و سينه هاى اهل بهشت را از هر كينه و دشمنى پاك خواهد كرد .
و نزعنا ما فى صدورهم من غل
«غل» به معناى كينه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 14
14 ـ ايمان بدون عمل و عمل من هاى ايمان ، آدمى را به مرحله تقوا نخواهد رساند .
هدًى للمتقين. الذين يؤمنون ... ينفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 128 - 2
2 - برج هاى برپا شده بر بلندى ها به وسيله قوم عاد ، كارى بيهوده و خارج از نياز آنان بود .
أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون
فعل «تبعثون» از ريشه «عبث» (بيهوده كارى)، حال از ضمير فاعل «تبنون» است; يعنى، شما در حالى به ساختن برج ها مى
پردازيد كه به آن نياز نداريد و در نتيجه كارى عبث و بيهوده انجام مى دهيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 51 - 4
4 - كناره گيرى رهبران الهى از جامعه براى مدتى محدود به منظور عبادت خدا ، كارى شايسته و نيكو
و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 10،11
10 - زمينه سازى روحى و فكرى در گنهكاران براى پذيرش حدود ، امرى شايسته و نيكوست .
يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم . .. فتوبوا إلى بارئكم
11 - اظهار مهربانى و عطوفت ، پيش از انتقاد و نصيحت ، امرى شايسته و نيكوست .
يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 60 - 14
14 - دعا و مناجات به درگاه خدا براى رفع كمبود آب ( استسقا ) امرى نيكو و شايسته ، و وظيفه اى بر عهده رهبران دين
و إذاستسقى موسى لقومه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 67 - 13
13 - تلاش براى تبرئه كردن خويش از اتهامات ناروا ، امرى نيكو و شايسته
قالوا أتتخذنا هزواً قال أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 16
16 - خدمت كردن در مكان هاى عبادى و مهيّا ساختن آنها براى پرستش خدا ، عملى نيكو و شايسته است .
و عهدنا إلى إبرهيم و إسمعيل أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 127 - 6
6 - عمل نيك را در پيشگاه خداوند شايسته ذكر ندانستن ، امرى پسنديده است . *
ربنا تقبل منا
مفعول «تقبل» (بپذير) ساختن كعبه است. ابراهيم و اسماعيل (ع) با نياوردن مفعول; يعنى، ياد نكردن از عمل نيكشان، اين نكته را بيان مى دارند كه عملشان در پيشگاه خداوند شايسته ذكر نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 129 - 4
4 - دعا براى نيل فرزندان به فراگيرى معالم و احكام الهى و تربيت دينى امرى نيكو و شايسته است .
ربنا وابعث فيهم رسولا . .. و يزكّيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 133 - 17
17 - اتخاذ روش ها و قالب هاى گوناگون در تبليغ دين ، امرى شايسته و نيكوست .
إن اللّه اصطفى لكم الدين فلاتموتن إلا و أنتم مسلمون . .. إذ قال لبنيه ما تعبدون
آيه قبل و آيه مورد بحث، هر دو گوياى دعوت و سفارش به توحيد است; ولى هر كدام به مقتضاى حال داراى بيان و قالبى خاص و متفاوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 158 - 5،8
5 - سعى ميان صفا و مروه ، از اعمال نيك حج و عمره است .
فمن حج البيت أو اعتمر فلاجناح عليه أن يطوف بهما و من تطوع خيراً
مصداق مورد نظر براى «خيراً»، به قرينه جمله قبل، سعى ميان صفا و مروه است.
8 - كسانى كه اعمال نيك ( سعى ميان صفا و مروه ) انجام دهند ، از پاداش هاى الهى برخوردار خواهند شد .
و من تطوع خيراً فإن اللّه شاكر عليم
سپاسگزارى خداوند از بندگان، كنايه از پاداش دهى به آنان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 170 - 11
11 - تبعيت از قرآن و احكام الهى ، امرى عاقلانه است .
اتبعوا ما أنزل اللّه . .. أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون
بيان ضرورت پيروى از قرآن و احكام الهى و سپس انتقاد از مشركان و غير منطقى خواندن روش آنان در پيروى كردن از نياكانى بى خرد و گمراه، گوياى اين است كه: تبعيت از قرآن و احكام الهى امرى عاقلانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 183 - 9
9 - بيان فلسفه قوانين از سوى قانون گذاران امرى شايسته و نيكوست . *
كتب عليكم الصيام . ... لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 21 - 7
7 ـ پرهيز از صراحت گويى در بيان مسائل جنسى ، امرى نيكو و پسنديده
و قد افضى بعضكم الى بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 59 - 26،27
26 ـ مراجعه به خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) در نزاع ها و كشمكش ها ، امرى پسنديده و داراى بهترين فرجام
فان تنازعتم . .. ذلك خير و احسن تاويلا
27 ـ اطاعت از خدا و رسول و اولواالامر ( تبعيّت از قرآن و سنّت ) ، امرى پسنديده و داراى بهترين فرجام
اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول و اولى الامر . .. ذلك خير و احسن تاويلا
بنابر اينكه «ذلك» اشاره به «اطيعوا اللّه . .. » نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 85 - 4،10
4 ـ وساطت و شفاعت براى انجام كار هاى نيك ، امرى پسنديده و مورد تشويق خداوند
من يشفع شفاعة حسنة يكن له نصيب منها
10 ـ اعمال خوب و بد اشخاص ، محفوظ است و از بين نخواهد رفت .
و كان اللّه على كل شىء مقيتا
بيان نگهبانى خداوند، پس از بيان عملكردهاى خوب و بد اشخاص، اشاره به اين دارد كه اعمال آدمى از بين نخواهد رفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 11
11 ـ گذشت خانواده مقتول از ديه ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند
الّا ان يصدّقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 114 - 12،13
12 ـ گفتگوى محرمانه در مورد توصيه به قرض الحسنه ، كارى پسنديده و شايسته
لا خير فى كثير من نجويهم الا من امر بصدقة او معروف
امام صادق(ع) در مورد «معروف» در آيه فوق فرمود: يعنى بالمعروف القرض.
كافى، ج 4، ص 34، ح 3; نورالثقلين، ج 1، ص 549، ح 558.
13 ـ ايجاد خوشبينى و اصلاح بين مردم حتى با سخن دروغ ، عملى پسنديده
لا خير فى كثير من نجويهم الا . .. اصلح بين الناس
امام صادق(ع) درباره «اصلاح بين الناس» فرمود: تسمع من الرجل كلاماً يبلغه فتخبث نفسه فتلقاه فتقول سمعت من فلان قال فيك من الخير كذا و كذا خلاف ما سمعت منه.
كافى، ج 2، ص 341، ح 16; نورالثقلين، ج 1، ص 550، ح 562.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 21
21 ـ تلاش براى تجارت و امرار معاش ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند
يبتغون فضلا من ربهم
از اينكه تجارت و به دست آوردن درآمدهاى مادى در رديف جلب رضايت الهى قرار گرفته است، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 45 - 10،14
10 ـ خوددارى از قصاص مجرمان در پيشگاه خداوند پسنديده تر از پافشارى بر قصاص آنان است .
فمن تصدق به فهو كفارة له
وعده آمرزش گناهان به كسانى كه از حق قصاص صرفنظر كنند، حاكى از عنايت ويژه خداوند به آنان است.
14 ـ ترك انتقام و گذشت از حقوق شخصى ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند
فمن تصدق به فهو كفارة له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 107 - 3
3 ـ پى جويى نكردن براى اثبات نادرستى شهادت شاهدان وصيت ، امرى شايسته و نيكو است .
فان عثر على انهما استحقا اثماً
گرچه عثار و عُثور به معناى ساقط شدن است ولى مجازاً درباره كسى كه بدون پى جويى از امر بدان آگاهى مى يابد، استعمال مى شود (برگرفته از مفردات راغب) مجهول بودن فعل «عُثر» نيز مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 8 - 2
2 ـ حق (نوع شايسته و بايسته رفتار و انديشه ها در پيشگاه خداوند)، وسيله سنجش اعمال و عقايد در قيامت است.
و الوزن يومئذ الحق
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «الحق» خبر براى «الوزن» باشد و كلمه «الوزن» به معناى ميزان (مقياس سنجش) باشد. مانند مثقال و كيلو كه مقياس سنجش و تعيين كننده سبكى و سنگينى اشياء است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 13 - 7
7 ـ تبيين علل پيكار با دشمن براى نيرو هاى رزمى ـ در صورت مشاهده نوعى ترديد و هراس در آنان ـ امرى شايسته است .
ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم و همّوا بإخراج الرسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 99 - 13
13 ـ انجام عمل به انگيزه جلب دعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) عملى در راستاى تقرب به خداوند است نه عملى شرك آلود .
و صلوت الرسول ألا إنها قربة
از اينكه خداوند، تلاش مؤمنانى را كه در جهت جلب دعاى رسول مورد تأييد قرار داده و آن را وسيله تقرب به خود شمرده است، دانسته مى شود كه اين كار، عملى شرك آلود نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 21 - 5
5 ـ شكر و سپاسگزارى در برابر نعمت هاى خداوند ، امرى شايسته و لازم
و إذا أذقنا الناس رحمة . .. إذا لهم مكر فى ءاياتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 26 - 4
4 ـ پرداخت پاداش افزون بر استحقاق ، كارى است شايسته و ارزشمند .
للذين أحسنوا الحسنى و زيادة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 84 - 2
2 ـ برخورد عاطفى با مردم در دعوت به حق و تبليغ ، امرى پسنديده است .
و قال موسى يقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 86 - 5
5 ـ زندگى در جوار كافران ، امرى نامطلوب و هجرت از بلاد كفر ، امرى پسنديده است .
و نجنا برحمتك من القوم الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 88 - 12
12 ـ درخواست از خداوند براى نابودى ثروت ها و امكاناتى كه سد راه خدا مى باشد ، امرى پسنديده است .
ليضلوا عن سبيلك ربنا اطمس على أمولهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 69 - 6
6ـ جواب سلام به وجهى نيكوتر از سلامِ سلام كننده ، امرى پسنديده و از سنت هاى پيامبران است .
قالوا سلـمًا قال سلـم
كلمه «سلاماً» مفعول براى فعلى مقدر همانند «نسلم» است و «سلام» مبتدا و خبر آن كلمه اى محذوف همانند «عليكم» مى باشد. بر اين اساس فرشتگان با جمله فعليه «نسلم سلاماً» به ابراهيم(ع) سلام كردند و ابراهيم(ع) با جمله اسميه «سلام عليكم» ـ كه دلالت بر ثبات و دوام دارد ـ پاسخ داد و بدين جهت پاسخ او نيكوتر از سلام فرشتگان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 73 - 12
12ـ ستودن كار هاى خوب ديگران ، عملى پسنديده است .
إنه حميد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 36 - 16
16ـ تعبير كردن رؤيا ، كارى نيك و احسان به صاحبان رؤيا است .
نبّئنا بتأويله إنا نريـك من المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 19
19ـ اظهار بهره مندى از نعمت هاى خدادادى و تفضّلات الهى ، جايز و امرى پسنديده است .
ذلكما مما علمنى ربى . .. ذلك من فضل الله علينا و على الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 16
16ـ ارائه برنامه هاى اقتصادى به دولت ها و مردم كافر براى دور ماندنشان از گرسنگى و مصونيت در برابر قحطى ها و دشواريها ، امرى جايز و پسنديده است .
قال تزرعون سبع سنين . .. إلاّ قليلاً مما تأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 59 - 10
10ـ عدالت در داد و ستد به ويژه در شرايط بحرانى و كمبود ، امرى نيكو و ارزشمند است .
ألا ترون أنى أُوفى الكيل
در آيه 62 (اجعلوا بضاعتهم . ..) معلوم مى شود كه يوسف(ع) سهميه افراد را در برابر بهاى آن پرداخت مى كرد. از اين رو در برداشتها ، معامله و داد و ستد آورده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 87 - 12
12ـ توجيه پيشنهاد ها و توصيه ها با بيان فرجام و نتيجه آنها ، امرى شايسته و نيكوست .
لاتاْيئسوا من روح الله إنه لاياْيئس من روح الله إلاّ القوم الكـفرون
جمله «إنه لاياْيئس . ..» تعليل براى «لاتاْيئسوا ...» است. يعقوب(ع) توصيه خويش (مأيوس نشدن از رحمت الهى) را با بيان فرجام آن (سقوط به ورطه كفر) تعليل و توجيه كرد و اين درسى است براى همگان كه توصيه و يا فرمان خويش را با دليل و بيان فرجام آن قرين سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 98 - 17
17ـ اميدوار ساختن مردم به مغفرت و رحمت الهى و بخشوده شدن گناهانشان ، شيوه اى پسنديده و از خصلت هاى پيامبران است .
سوف أستغفر لكم ربى إنه هو الغفور الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 11 - 3
3- اعتراف به سخن حق ، اگر چه دشمن آن را گفته باشد ، مطلوب و پسنديده است .
قالوا إن أنتم إلاّ بشر مثلنا . .. قالت ... إن نحن إلاّ بشر مثلكم
اينكه انبياى الهى در مقام پاسخ گويى به مخالفان، كلام آنها را درباره بشر بودن خود مورد تأييد قرار مى دادند، حكايت از پسنديده بودن اعتراف به سخن مطابق با واقع مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 31 - 6
6- انفاق ، چه در نهان و چه در آشكار ، پسنديده و ارزشمند است .
قل لعبادى . .. و ينفقوا ممّا رزقنـهم سرًّا و علانية
از اينكه خداوند، انفاق در نهان و آشكار را باهم ستوده است برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 39 - 5،6
5- حمد و ستايش خداوند براى نعمت ها و بخشش هاى مهم و غيرمترقبه ، امرى است شايسته و بايسته
الحمد لله الذى وهب لى على الكبر إسمـعيل و إسحـق
6- برشمردن و به زبان آوردن نعمت ها به هنگام حمد و ستايش خداوند ، امرى پسنديده و از آداب دعاست .
الحمد لله الذى وهب لى على الكبر إسمـعيل و إسحـق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 41 - 4
4- دعا براى ديگران ، ارزشمند و پسنديداست .
ربّنا اغفرلى و لولدىّ و للمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 47 - 10
10- انتقام از ستمگران و سركوبى آنان با استفاده از قدرت و توانايى ها ، امرى روا و پسنديده است .
و سكنتم فى مسـكن الذين ظلموا . .. فلاتحسبنّ الله مخلف وعده رسله إن الله عزيز ذو
برداشت فوق از عمل خداوند و خورد او با حق ستيزان استفاده مى شود; زيرا يكى از اوصاف خداوند، «منتقم» (انتقام گيرنده) است. ترديدى نيست كه انتقام خداوند براى دفاع از حق و حق باوران است، نه براى شخص خود. بنابراين از عمل خدا مى توان آموخت كه انتقام براى حق عملى است نيكو.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 32 - 4
4- جويا شدن از انگيزه و علل عصيان و قانون شكنى ، امرى شايسته است .
قال يإبليس ما لك ألاّ تكون مع السـجدين
از اينكه خداوند، از ابليس جوياى انگيزه وى براى تمردش شد ـ با اينكه بدون آن هم مى توانست او را كيفر بدهد ـ مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 36 - 7
7- ذكر صفت ربوبيت خدا در دعا ، امرى پسنديده و مطلوب است .
قال ربّ فأنظرنى إلى يوم يبعثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 50 - 6
6- آگاه ساختن از عذاب دردناك الهى و آگاهى از آن ، امرى بس مهم و سودمند
نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحيم . و أن عذابى هو العذاب الأليم
«نبأ» به خبر مهم و بسيار سودمند گفته مى شود (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 55 - 5
5- بشارت دادن و اميدوار ساختن افراد بى فرزند به فرزنددار شدن در پرتو لطف و عنايت خداوند ، كارى پسنديده و ارزشمند
إنا نبشّرك بغلـم . .. فلاتكن من القـنطين ... من رحمة ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 76 - 3
3- مطالعه در آثار گذشتگان و تمدن امت هاى پيشين و شناخت آنها ( باستان شناسى ) ، به منظور درس آموزى و خداشناسى ، امرى شايسته و بايسته
فأخذتهم الصيحة . .. فجعلنا عـليها سافلها ... إن فى ذلك لأيـت ... و إنها لبسبيل م
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 15
15- برخورد كريمانه و عفو و اغماض از آزار و اذيت ديگران ـ حتى كافران و دشمنان ـ امرى شايسته و پسنديده است .
فاصفح الصفح الجميل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 98 - 4
4- قرين و همراه كردن تسبيح پروردگار با حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده در ذكر و عبادت
فسبّح بحمد ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 18 - 3
3- تلاش براى اداى حق نعمت هاى خداوند ، امرى شايسته و بايسته است .
و إن تعدّوا نعمة الله لاتحصوها إن الله لغفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 20 - 7
7- رعايت ادب در برخورد با عقايد و مقدسات ديگران ـ هر چند باطل باشد ـ امرى پسنديده است .
و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون
كاربرد كلمات «الذين» و «هم» ـ كه در ذوى العقول استعمال مى شوند ـ براى معبودهاى مشركان ـ كه معمولاً از سنگ، چوب و. .. بوده اند ـ مى تواند اشاره به نكته ياد شده داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 7
7- گريز از ستم ظالمان ، امرى شايسته و مورد تشويق
و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 42 - 6
6- توكل بر خداوند در همه امور ، امرى بس شايسته و پسنديده و داراى ثمرات دنيوى و اخروى
الذين هاجروا . .. و على ربّهم يتوكّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 50 - 8
8- ترس از خداوند و انجام بى چون و چراى فرمان هاى او ، امورى پسنديده و مطلوب است .
يخافون ربّهم . .. و يفعلون ما يؤمرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 19 - 7
7- تشكر و سپاسگزارى از كار نيك ، شيوه اى الهى است .
و من أراد الأخرة . .. فأُولـئك كان سعيهم مشكورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 24 - 11
11- تمسك به ربوبيت الهى در مقام دعا و نيايش ، امرى پسنديده و نيكوست .
قل ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 29 - 7
7- رعايت اعتدال در معيشت و تأمين زندگى و پرهيز از افراط و تفريط در آن ، امرى شايسته و لازم
لاتجعل يدك مغلولة . .. و لاتبسطها كلّ البسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 7
7- درخواست توفيق از خداوند در نوافل و نماز شب ، براى ورود در كار ها به صدق و راستى و خروج از آن به راستى و درستى ، امرى مطلوب و پسنديده است .
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 6 - 9
9ـ تأسف خوردن بر حال كافران و سرنوشت بد آنان ، حالت قابل تحسين است .
فلعلّك بـخع نفسك على ءاثـرهم . .. أسفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 19 - 29
29- پاى بندى به ارتزاق از پاكيزه ترين غذا ها ، اصلى پسنديده و مرغوب در زندگى يكتاپرستان است .
فلينظر أيّها أزكى طعامًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 17
17- نظر به تهيدستان خداجوى و افكندن نگاه رفاقت و دوستى به چهره آنان ، امرى پسنديده و مطلوب خداوند است .
و لاتعد عيناك عنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 37 - 4
4- اعتراض به صاحبان انديشه انحرافى و بحث و گفتوگو در جهت اصلاح آن ، شيوه اى پسنديده و مطلوب نزد خداوند است .
و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رُددتُّ . .. أكفرت بالذى خلقك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 77 - 6
6- ميزبانى مسافران و اطعام « در راه ماندگان » كارى شايسته است .
استطعما أهلها فأبوا أن يضيّفوهما
موسى و خضر(ع) فقط، طلب غذا كردند، ولى قرآن، مردم آن شهر را توصيف كرد به اين كه از پذيرايى ميهمان سرباز زدند; يعنى، سزاوار بود كه مردم، آن دو را ميهمان خود مى ساختند و حتى از غير غذا نيز مضايقه نمى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 82 - 11،14
11- باقى گذاردن اندوخته اى براى تأمين آتيه فرزندان نيازمند ، كارى شايسته است .
و كان تحته كنز لهما و كان أبوهما صـلحًا
در اين برداشت، مفروض اين است كه پدر يتيمان، اموالى را براى آتيه فرزندان خويش، زير ديوار نهاده است. توصيف او به صلاح، اين نكته را به ذهن مى آورد كه دورانديشى او نيز كارى شايسته بوده است و نيز حفاظت خضر(ع) از گنج نهفته و بيان خصوصيات آن ماجرا در قرآن، حاكى از پسنديده بودن تدبير او است.
14- امدادرسانى به ايتام و بازماندگانِ انسان هاى صالح و حفاظت از اموال ايشان ، كارى است مورد پسند خدا .
فأراد ربّك . .. رحمة من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 15
15- سير در زمين و به كيفر رساندن اقوام ناصالح ، امرى پسنديده است .
حتّى إذابلغ . .. إمّا أن تعذّب
گزارش سفر ذى القرنين پس از بيان موهبت هاى الهى به او، نشانه شايسته بودن اقدامات او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 89 - 3
3- سفر به نقاط مختلف زمين و محدود نساختن تلاش خويش به منطقه اى خاص ، در ديدگاه قرآن ، امرى پسنديده و ستوده است .
ثمّ أتبع سببًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 17 - 6
6- پرهيز از بدن نمايى و اهتمام به مستور داشتن خويش به هنگام عبادت ، خصلتى ارزنده براى بانوان است .
فاتّخذت من دونهم حجابًا فأرسلنا إليها روحنا
حضرت مريم(س) به مكانى مى رود كه از انظار دور باشد و هنگام عبادت با نامحرمان برخوردى نداشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 26 - 5
5- تبريك و شادباش گفتن به مادر پس از تولد نوزاد ، كارى پسنديده است .
و قرّى عينًا
چشم روشنى گفتن به مريم(س) از هر ناحيه اى كه صورت گرفته باشد، نشان از و مطلوب بودن آن، در پى زايمان مادران و به دنياآوردن فرزند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 43 - 18
18- بيان فضايل و كمالات خود ، به منظور راهنمايى و هدايت ديگران جايز و نيكو است .
إنّى قد جاءنى من العلم ما لم يأتك فاتّبعنى أهدك صرطًا سويًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 10 - 7
7 - خدمت به همسر و خانواده و تلاش براى رفع نيازمندى هاى آنان ، رفتارى پسنديده است .
فقال لأهله امكثوا . .. لعلّى ءاتيكم منها بقبس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 18 - 4
4 - عصا در دست گرفتن و تكيه بر آن در راه رفتن و ايستادن ، كارى مطلوب و مفيد است .
هى عصاى أتوكّؤا عليها
تقديم تكيه دادن بر ديگر فوايد عصا ـ در سخن نقل شده از موسى(ع) ـ نشانِ اهميت اين استفاده در مجموع فوايد ديگر است. اين اهميت با توجه به سلامت جسمانى، بلكه نيرومندى موسى(ع) وضوح بيشترى مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 35 - 5
5 - دعا به درگاه خداوند و درخواست از او در عين آگاهى و بصيرت او بر حال بندگان ، مطلوب و پسنديده است .
و أشركه فى أمرى . .. إنّك كنت بنا بصيرًا
موسى(ع) در عين سخن از آگاهى خداوند بر احوال خود و هارون به درگاه او دعا كرده و خواسته هاى خود را مطرح كرده است. اين رويه موسى(ع) نشان آن است كه در عين آگاهى خداوند از همه چيز، دعا به درگاه او مطلوب و كارساز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 43 - 8
8 - شناسايى و تربيت افراد مستعد از خردسالى و مراقبت مداوم از آنان براى هدف هاى بزرگ ، روشى است خداگونه و مطلوب .
إذ أوحينا إلى أُمّك . .. و فتنّك فتونًا ... و اصطنعتك لنفسى ... اذهبا إلى فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 47 - 10
10 - نجات مظلومان از يوغ ستم و بردگى و رهايى آنان از سلطه نظام هاى غير توحيدى ، مطلوب خداوند و همسو با اهداف رسولان الهى است .
اذهبا . .. فأرسل معنا بنى إسرءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 130 - 15
15 - تسبيح خداوند به وسيله ستايش او بر صفات كمالى اش ، روشى نيكو در تسبيح است .
فسبّح بحمد ربّك
در برداشت ياد شده «باء» در «بحمد ربّك» براى استعانت گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 19 - 10
10- استمرار و خستگى ناپذيرى در عبادت خداوند ، امرى پسنديده و ارزشمند
و من عنده لايستكبرون عن عبادته و لايستحسرون
برداشت ياد شده به خاطر اين است كه آيه شريفه، در مقام توصيف و تمجيد مقربان الهى و تشويق بندگان به عبادت پروردگار
است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 27 - 10
10- تسليم كامل و انقياد محض در برابر خداوند ، امرى شايسته و بايسته
لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون
برداشت ياد شده از توصيف و تمجيد خداوند از فرشتگان به «منقاد و تسليم بودن» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 10
10- آگاه شدن از تاريخ امت ها و تمدن ها و درس آموختن از آن ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند
أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها
ماده «رؤيت» هرگاه به دو مفعول متعدى شود، به معناى «علم» خواهد بود (لسان العرب) و در اين آيه به همين معنا به كار رفته است; زيرا جمله «أنّا نأتى. ..» به تأويل مصدر رفته و جانشين دو مفعول شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 71 - 6
6- هجرت از محيط آلوده و بلاد كفر و شرك به سرزمين پاك و بركت خيز امرى است بايسته و سزاوار .
و نجّينـه و لوطًا إلى الأرض التى بـركنا فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 58 - 1
1 - ترك شهر و ديار خود و هجرت به ديار غربت به منظور حفظ دين ، عملى شايسته و محبوب خداوند
و الذين هاجروا فى سبيل اللّه . .. ليرزقنّهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 29 - 3
3 - ثنا و ستايش خدا در دعا ، با ذكر صفاتى مطابق و متناسب با درخواست و عرض نياز ، امرى پسنديده
و قل ربّ أنزلنى منزلاً مباركًا و أنت خير المنزلين
«منزل» در اين جا، كنايه از سرزمينى است كه حضرت نوح(ع) خواستار فرود آمدن در آن بود. ذكر جمله «و أنت خير المنزلين» (و تو بهترين ميزبانان هستى) در پايان دعا و متناسب با عرض نياز، بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 11
11 - ازدواج ، امرى مطلوب و پسنديده در پيشگاه خداوند و مورد تشويق او
و أنكحوا الأيـمى منكم . .. إن يكونوا فقراء يغنهم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 6
6 - تسبيح و ذكر دايم خدا ، بر پايى نماز و پرداخت زكات ، داراى جايگاهى ويژه و ارزشمند در بين ساير اعمال و موجب بلند پايگى مقام و تكامل معنوى انسان
يسبّح له فيها . .. رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتا
خداوند، در توصيف مردمان الهى و والا مقام تنها سه صفت را مطرح ساخته است: 1ـ ذكر خدا، 2ـ برپاداشتن نماز، 3ـ پرداخت زكات. ذكر سه عمل ياد شده از ميان صدها عمل نيك ديگر، حاكى از ارزش ويژه آنها و نيز تأثير آنها در تكامل معنوى انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 58 - 9
9 ـ قرين و همراه كردن تسبيح و تنزيه خداوند به حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده
و سبّح بحمده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 74 - 7،21
7 ـ آرزو و دعا كردن براى داشتن همسر و فرزند ، امرى پسنديده و شايسته
و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيـّتنا قرّة أعين
21 ـ دعا براى صلاح و نيك شدن همسر و فرزندان و خيرخواهى براى ايشان ، از اوصاف بندگان خالص خدا و امرى پسنديده و مورد تشويق خداوند
و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيـّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 85 - 2
2 - چشمداشت به پاداش الهى ، آرزوى بهشت و درخواست نعمت هاى آن از خداوند ، امرى شايسته و بايسته براى اهل ايمان
و اجعلنى من ورثة جنّة النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 23 - 18
18 - اشتغال زنان به كار در بيرون از خانه جهت تأمين نياز زندگى ، در صورت نبود مردى در خانواده ، كارى روا و پسنديده است .
قالتا لانسقى . .. و أبونا شيخ كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 25 - 6
6 - پرداختن مزد در برابر كار تبرعى و بدون چشمداشت ديگران ، امرى است نيكو .
ليجزيك أجر ما سقيت لنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 26 - 10
10 - احترام گذاشتن و ترتيب اثر دادن به نظرات و پيشنهاد هاى دختران ، رفتارى پسنديده براى پدر
قالت إحديهما يـأبت استـئجره . .. القوىّ الأمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 53 - 2
2 - اظهار و اقرار كردن ايمان خويش به قرآن به هنگام شنيدن آيات آن ، امرى پسنديده و بايسته در پيشگاه خداوند
و إذا يتلى عليهم قالوا ءامنّا به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 54 - 7
7 - دفع بدى ديگران با خوبى كردن به آنان ، رفتارى ارزشمند و توصيه خداوند به اهل ايمان
و يدروءن بالحسنة السيّئة
«درء» (مصدر «يدرءون») به معناى دفع كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 55 - 5
5 - رعايت ادب در سخن گفتن و پرهيز از بيهوده گويى ، امرى ستوده و مورد توصيه خداوند
و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 23 - 8
8 - تلاش در راه كسب معيشت ، امرى پسنديده و ارزشمند است .
و من ءايـته . .. و ابتغاؤكم من فضله
كاربرد واژه «فضل» براى كسب و كار، حاكى از اهميت و ارزش آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 33 - 17
17 - بيان واقعيّت در اظهار نظر ها ، امرى بايسته و پسنديده است .
ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة إذا فريق منهم بربّهم يشركون
از اين كه در بيان روى آوردن به شرك، از سوى انسان هاى رهيده از ناملايمات، فرموده است كه «گروهى چنين كردند»، و به
همه نسبت نداده است، نكته فوق قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 36 - 14
14 - صبر بر مشكلات و داشتن روحيه اى اميدوار ، به هنگام مبتلا شدن به دشوارى ها ، امرى ارزشمند و پسنديده است .
و إن تصبهم سيّئة . .. إذا هم يقنطون
از مذمت شدن كسانى كه با مبتلا شدن به ناگوارى ها، نااميد مى شوند، استفاده مى شود كه حفظ روحيه اميدوارى، در چنين حالتى مطلوب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 39 - 5
5 - شايسته است كه انسان ، اموال خود را در راه تقرب به خداوند ، مصرف كند .
فأَت ذا القربى حقّه . .. ذلك خير للذين يريدون وجه اللّه ... و ما ءاتيتم من زكوة
ياد آورى اين نكته كه اموال خرج شده در غير راه جلب رضاى خدا، ثمرِ الهى ندارد و سپس ذكر اين نكته كه طالبان رضاى خدا، در راه او انفاق مى كنند، تشويقى است به اين كه خوب است، كه انسان، مال اش را در راه تقرّب به خدا، مصرف كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 41 - 9
9 - بهره بردارى ازحوادث ناگوار طبيعى ، براى تنبّه انسان ها ، امرى شايسته است .
ظهر الفساد . .. ليذيقهم ... لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 4 - 4
4 - اداى كامل و دائمى نماز و پرداخت دائم زكات ، از اعمال پسنديده و تكليف هاى شايسته است .
للمحسنين . الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة
اقامه چيزى، در لغت به معناى «اداى كامل حقوق آن» معنا شده است (مفردات راغب). مراد از اداى كامل حقِّ نماز، اتيان آن، با رعايت شرايط اش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 13 - 2
2 - اهتمام پدر به ترتيب دينى و اصلاح فرزند خويش ، امرى بايسته و پسنديده است .
و إذ قال لقمـن لإبنه و هو يعظه
از اين كه خداوند، پند دادن لقمان به پسرش را، امرى شايسته يادآورى مى داند، استفاده مى شود كه چنين اهتمامى، عملى شايسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 21 - 3
3 - سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله) حجت بوده و عمل به آن ، امر شايسته اى است .
لقد كان لكم فى رسول اللّه أُسوة حسنة
از آن جايى كه خطاب آيه، عام است و شامل دوران حيات و وفات پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى شود و نيز آنچه پس از ارتحال آن حضرت مانده، سنت او است، آيه شامل سنت هم مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 34 - 5
5 - به خاطر داشتن آيات خدا و حكمت ، امرى شايسته و بايسته است .
و اذكرن ما يتلى . .. من ءايـت اللّه و الحكمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 13 - 12
12 - شكرگزارى زياد به درگاه خداوند ، امرى پسنديده و ارزشمند است .
و قليل من عبادى الشكور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 15 - 5
5 - شكرگزارى به درگاه خداوند به خاطر اعطاى نعمت ، امرى بايسته و لازم
كلوا من رزق ربّكم و اشكروا له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 25 - 6،8
6 - رعايت ادب در گفتار دينى با دشمنان ، امرى مطلوب و پسنديده است .
قل لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون
از سفارش خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر رعايت ادب مناظره با مشركان، نكته ياد شده استفاده مى شود.
8 - ناديده گرفتن خطا هاى طرف مقابل در گفتار دينى با او و خود را هم سنگ او دانستن به منظور جلب نظر وى ، امرى پسنديده است .
قل لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون
مفسران برآنند كه آوردن فعل ماضى «أجرمنا» آن هم از ماده جرم ـ كه دلالت بر تحقق جرم مى كند ـ و ذكر «تعملون» براى مشركان ـ كه خطاى محرزى دارند ـ به دستور خداوند و براى جلب نظر آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 46 - 12
12 - مشورت و هم فكرى در راستاى اقدام خالصانه براى خدا ، امرى شايسته و اطمينان بخش تر از كار فردى است .
أن تقوموا للّه مثنى و فردى
تقديم «مثنى» بر «فرادى» ـ بنابراين كه «مثنى» كنايه از استعانت باشد ـ اشاره به اين نكته دارد كه استعانت براى فهميدن حقيقت، بهتر از اقدام فردى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 12
12 - سپاس گزارى از عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان مخلص و گذشت از لغزش هاى آنان ، رفتارى ارزشمند و خدايى است .
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... إنّه غفور
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه چگونگى رفتار خداوند با اين دسته از انسان ها، مى تواند براى همگان آموزنده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 20 - 10،13
10 - شتاب در كار خير و در دفاع از دين و مبلغان دينى ، كارى است شايسته و بايسته .
و جاء من أقصا المدينة رجل يسعى قال يـقوم اتّبعوا المرسلين
13 - داشتن ملاطفت و برخورد محبت آميز ، روشى پسنديده و بايسته در تبليغِ دين و برخورد با افراد خاطى و گناه كار
قال يـقوم اتّبعوا المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 26 - 2
2 - اظهار ايمان به خداى يكتا و دفاع از پيامبران و دين الهى تا مرز شهادت ، در محيط خفقان آور شرك و كفر ، امرى پسنديده و عامل سعادت اخروى ( بهشت ) است .
قال يـقوم اتّبعوا المرسلين . .. إنّى ءامنت بربّكم فاسمعون . قيل ادخل الجنّة
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه داستان مؤمن انطاكيه همانند ديگر داستان هاى ياد شده در قرآن، به منظور الگوگيرى و درس آموزى نقل مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 79 - 5
5 - سلام و تحيت بر بندگان خدا چون پيامبران ، امرى پسنديده و ارزشمند
سلـم على نوح فى العـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 109 - 4
4 - سلام و تحيت بر بندگان خدا ( چون پيامبران ) ، امرى پسنديده و ارزشمند
سلـم على إبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 120 - 4
4 - سلام و تحيت بر بندگان خدا ( چون پيامبران ) ، امرى پسنديده و ارزشمند
سلـم على موسى و هـرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 130 - 4
4 - سلام و تحيت بر بندگان خدا ( چون پيامبران ) ، امرى پسنديده و ارزشمند
سلـم على إل ياسين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 181 - 3
3 - سلام و تحيت بر بندگان خدا ، امرى ارزشمند و پسنديده
و سلـم على المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 22 - 8
8 - توصيه شاكيان و نزاع كنندگان به داوران ، مبنى بر رعايت حق و عدل در داورى ، امرى بايسته و سزاوار
فاحكم بيننا بالحقّ و لاتشطط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 31 - 4
4 - سان ديدن از نيرو هاى مسلح ، امرى پسنديده و شايسته براى فرماندهان و رهبران
إذ عرض عليه بالعشىّ الصـفنـت الجياد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 33 - 4،5،6
4 - رژه رفتن نيرو هاى مسلح و سان ديدن فرماندهان و رهبران از آنها ، امرى پسنديده و شايسته است .
ردّوها علىّ فطفق مسحًا بالسوق و الأعناق
5 - نوازش اسب هاى نجيب و تيزرو ، پس از استفاده از آنها ، كارى پسنديده و شايسته است .
ردّوها علىّ فطفق مسحًا بالسوق و الأعناق
6 - اظهار محبت و تشويق نيرو هاى مسلح ، پس از رژه رفتن آنها ، از سوى فرماندهان و رهبران ، امرى پسنديده و شايسته است .
ردّوها علىّ فطفق مسحًا بالسوق و الأعناق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 35 - 2،10
2 - به زبان آوردن استغفار ، امرى پسنديده و از آداب دعا است .
قال ربّ اغفرلى
10 - دعا براى امور دنيوى ( مانند داشتن قدرت سياسى و رهبرى ) در صورت داشتن هدف الهى از آن ، امرى پسنديده براى مردان الهى است .
و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 41 - 12
12 - دعا براى رفع گرفتارى و مشكلات دنيوى ، كارى شايسته است .
إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطـن بنصب و عذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 79 - 7
7 - ذكر صفت ربوبيت خدا در دعا ، امرى پسنديده و مطلوب
قال ربّ فأنظرنى إلى يوم يبعثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 5 - 12
12 - غفران و بخشش لغزش ها در عين عزت و قدرتمندى ، رفتارى پسنديده و شايسته
ألا هو العزيز الغفّـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 2
2 - قرين و همراه كردن تسبيح و تنزيه خداوند با حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده است .
يسبّحون بحمد ربّهم
«با» در «بحمد» براى مصاحبت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 7 - 2
2 - همراه ساختن تسبيح و تنزيه خداوند با حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده
يسبّحون بحمد ربّهم
«با» در «بحمد» براى مصاحبت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 25 - 2
2 - نفوذ و راه يافتن به مراكز قدرت و حكومت هاى استكبارى ، به منظور رساندن پيام الهى به آنان و دفاع كردن از حق ، كارى روا و پسنديده است .
و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هـمـن و قـرون ... فلمّا جاءهم بالحقّ من عندنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 42 - 16
16 - گذشت از خطا ها در عين توانمندى بر انتقام و كيفر ، كارى است شايسته و خداپسندانه .
أنا أدعوكم إلى العزيز الغفّـر
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند در عين اين كه عزيز و شكست ناپذير است، با گذشت و آمرزنده نيز مى باشد و همه بندگان گناه كارش را به توبه فرامى خواند; در حالى كه توانايى هرگونه انتقام گرفتن از آنان را دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 38 - 10
10 - اخلاص در تسبيح و عبادت ، امرى شايسته و ارزشمند است .
فالذين عند ربّك يسبّحون له
از آمدن عبارت «يسبّحون له» به جاى «يسبّحونه»، اخلاص فرشتگان فهميده مى شود و از اين كه خداوند اخلاص فرشتگان را به رخ انسان ها مى كشد، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 28 - 3
3 - تلاش انسان براى هدايت نسل هاى آينده خويش ، اقدامى پسنديده و روشى ابراهيمى است .
و جعلها كلمة باقية فى عقبه
چنانچه فاعل «جعل» ابراهيم(ع) باشد، از اسوه بودن عمل آن حضرت، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 12 - 11
11 - تلاش براى تحصيل روزى و دستيابى به نعمت هاى مادى ، مطلوب و مورد ترغيب الهى
سخّر لكم . .. و لتبتغوا من فضله
«لام» در «لتبتغوا» براى غايت و هدف است و چون تلاش انسان براى دستيابى به نعمت ها، از اهداف فعل خدا(سخّر) شمرده شده، مطلوبيت «إبتغاء» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 27 - 3،4
3 - در دسترس قرار دادن غذا و تقاضا ار ميهمانان براى تناول آن ، كارى پسنديده و از آداب ميهمان نوازى است .
فقربّه إليهم قال ألاتأكلون
4 - مباشرت ميزبان در پذيرايى از ميهمانان ـ هر چند او در اوج موقعيت اجتماعى و معنوى قرار داشته باشد ـ عملى شايسته و از آداب مهمان نوازى است .
فقربّه إليهم قال ألاتأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 31 - 9
9 - جزاى عادلانه به بدكرداران و پاداش برتر و افزون بر استحقاق به نيكوكاران ، عملى ارزشمند و خداپسندانه
ليجزى الذين أســوا بما عملوا و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 78 - 2
2 - تبرك جستن به نام خداوند در همه امور ، امرى شايسته و پسنديده
تبـرك اسم ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 18 - 5
5 - وام دادن به خداوند ( صدقه و انفاق در راه او ) ، قرضى نيكو و بس با ارزش است .
و أقرضوا اللّه قرضًا حسنًا
وصف «حسناً»، مى تواند قيد توضيحى و يا قيد تخصيصى باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 11 - 6،11
6 - برخاستن از مجالس و جاى خويش را به ديگران دادن ، از آداب نيكو در معاشرت و روابط اجتماعى
و إذا قيل انشزوا فانشزوا
11 - برخاستن از جاى خويش در مجالس و قرار دادن آن در اختيار ديگران ، براى دانشمندان و فرهيختگان بسى زيبنده تر از ديگران است .
فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم و الذين أُوتوا العلم درجـت
با اين كه تعبير «الذين آمنوا» شامل عالمان نيز مى شود، اختصاص به ذكر عالمان گوياى اين حقيقت است كه رعايت آداب معاشرت، از هر مؤمنى پسنديده است و از عالمان مؤمن پسنديده تر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 12 - 1،5
1 - صدقه دادن ، امرى بس پسنديده در بينش الهى
يـأيّها الذين ءامنوا . .. فقدّموا بين يدى نجويكم صدقة
واجب شدن صدقه ـ و نه هر عمل پسنديده ديگر ـ بر كسانى كه مى خواستند با پيامبر(صلی الله علیه و آله) نجوا كنند و با آن حضرت گفت وگوى محرمانه داشته باشند; بيانگر مطلب بالا است.
5 - صدقه دادن ، بهترين عمل است و نفع آن به خود صدقه دهنده بازمى گردد .
ذلك خير لكم
كلمه «ذلك» اشاره به اعطاى صدقه دارد. واژه «خير» مى تواند به معناى خوب (در مقابل) بد و يا اسم تفضيل و به معناى بهتر باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 5 - 10
10 - خوار ساختن فاسقان و پرده دران حريم ارزش ها ، برنامه اى الهى و پسنديده
فبإذن اللّه و ليخزى الفـسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 3 - 6
6 - برخورد كريمانه با همسران خطاكار خويش و به رخ نكشيدن همه اشتباهات آنان ، امرى شايسته و بجا است .
عرّف بعضه و أعرض عن بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 29 - 3
3 - عفّت و پاكدامنى ، خصلتى شايسته و عملى بايسته
و الذين هم لفروجهم حـفظون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 33 - 2
2 - اداى شهادت و گواهى ، اقدامى شايسته و بايسته
و الذين هم بشهـدتهم قائمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 34 - 2
2 - اهميت دادن به نماز و مراقبت بر به جاى آوردن به موقع آن ، امرى شايسته و بايسته
و الذين هم على صلاتهم يحافظون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 4
4 - نفرين عليه كافران و بت پرستان حق ناپذير ـ پس از نااميدى از هدايت آنان ـ امرى پسنديده و روا
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 12،16
12 - دعا و آمرزش خواهى براى پدر و مادر ، اعضاى خانواده و عموم مردان و زنان مؤمن ، عملى پسنديده و شايسته
ربّ اغفر لى و لولدىّ . و للمؤمنين و المؤمنـت
16 - توأم كردن آمرزش خواهى با نفرين به وقت نيايش و دعا به درگاه الهى ، كارى پسنديده و شايسته است .
ربّ اغفر لى و لولدىّ . .. و للمؤمنين و المؤمنـت و لاتزد الظـلمين إلاّ تبارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 21 - 6
6 - اقدام بى درنگ به دفن جنازه مردگان ، مطلوب خداوند است .
فأقبره
حرف «فاء» در «فأقبره» بر نبود فاصله بين مرگ و دفن دلالت دارد. از آن جا كه تمام شيوه هاى برخورد با اموات (از قبيل «سوزاندن» و غير آن) در حقيقت مستند به خداوند و وابسته به مسبب الاسباب است; اكتفا به استناد مراسم خاك سپارى به خداوند، حاكى از ناهنجارى آن شيوه ها و مطلوب بودن دفن مردگان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 13 - 1
1 - تلاوت آيات قرآن و آموختن معارف آن به مردم ، حركتى مطلوب و شايسته پى گيرى است .
إذا تتلى عليه ءايـتنا
تداوم، از فعل مضارع «تتلى» استفاده مى شود; زيرا در مواردى كه سخن درباره كارهاى گذشته افراد و يا بيان حالت آنان است، فعل مضارع بر استمرار دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 21 - 7
7 - سجود و به خاك افتادن هنگام شنيدن آيات قرآن ، رفتارى شايسته و مطلوب است . *
و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون
كلمه «سجود» در برداشت ياد شده، به معناى اصطلاحى آن گرفته شده است. اين آيه هر چند از آياتى نيست كه سجده واجب دارند; ولى مفاد آن مندوب بودن سجده به هنگام شنيدن هر يك از آيات قرآن و يا خصوص آياتى است كه در آن فرمان سجود آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 9 - 4
4 - اهتمام ورزيدن به كارهايى كه پاداش اخروى دارد ، مطلوب و مايه خرسندى در قيامت است .
لسعيها راضية
«سعى» به معناى راه رفتن سريع است كه در مورد «جديت در هر كار» نيز استعمال مى شود. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 19 - 5
5 - پاسخ احسان و نيكى ديگران ـ هر چند اندك باشد ـ شايسته و مطلوب خداوند است .
نعمة تجزى
نكره بودن «نعمة» آن را بر تمام مصاديقش تعميم داده است. توصيف «نعمة» با جمله «تجزى» (جزا داده مى شود)، نشانگر اين است كه اصل پاسخ گويى، لازم و قطعى تلقى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 1 - 5،7
5 - آغاز كار ها با نام خدا ، شايسته و مطلوب است .
اقرأ باسم ربّك
توصيه به آغاز قرائت قرآن با نام خدا و مطرح شدن ذكر نام او در اولين خطاب الهى به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نشانگر اهميت آن است و اين نكته را به مخاطب القا مى كند كه نام خداوند، بايد سرآغاز هر كارى قرار گيرد.
7 - توانايى بر خواندن مكتوبات ، امرى پسنديده و مطلوب در پيشگاه خداوند
اقرأ
اولين فرمان خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، فرمان «اقرء» است. بنابراين قرائت، از اهميتى والا برخوردار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 4 - 14
14 - تلاش براى ايجاد امنيت ، پيش از تبليغ خداپرستى ، كارى الهى و از بين برنده بهانه مشركان در ترك عبادت است .
فليعبدوا . .. و ءامنهم من خوف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 1 - 7
7 - آرزوى مرگ و زيان كارى براى دشمن دين و نفرين بر او ، كارى پسنديده است .
تبّت يدا أبى لهب و تبّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 10 - 16
16- حركت جوانمردانه اصحاب كهف در جهت حفظ ايمان ، نمونه اى از برترين عمل هاى ارزشى است .
أيّهم أحسن عملاً . .. إذ أوى الفتية إلى الكهف
در آيات پيشين، مشخص شد كه «أحسن عملاً» به عنوان هدف آفرينشِ موهبت هاى زمين بيان گرديد و ذكر داستان اصحاب كهف در پى بيان آن غايت و فلسفه، بيان مصداقى از «أحسن عملاً» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 12
12ـ انجام دادن كار هاى شايسته به جبران بدى ها و گناهان ، خصلتى نيكو و از ويژگى هاى خردمندان است .
إنما يتذكّر أُولُوا الألبـب . .. والذين ... يدرءون بالحسنة السيئة
«درأ» (مصدر يدرءون) به معناى دفع كردن و برطرف كردن است. مراد از «السيئة» مى تواند بديها و گناهانى باشد كه شخص نيكوكار مرتكب شده و محتمل است مقصود از آن بديها و ستمهايى باشد كه ديگران در حق او انجام داده اند، برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 35 - 9
9 - در دست داشتن قدرت سياسى و رهبرى جامعه ، امرى پسنديده و شايسته براى مردان الهى
و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 19 - 4
4 - جبرئيل ، داراى ويژگى ها و رفتارى پسنديده و فرستاده اى بزرگوار براى ابلاغ قرآن
رسول كريم
«كرم» واژه اى است كه در مورد زيبايى هاى والا و كارهاى پسنديده كاربرد دارد. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 158 - 0
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 96 - 3
3- خداوند ، به هر يك از اعمال نيك صابران ، مطابق بهترين نوع آنها پاداش مى دهد .
و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 30 - 21
21- متقين ، داراى عقيده صحيح و عمل خوبند .
و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا للذين أحسنوا . .. المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 6 - 8
8- اندوهناك بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر حال كافران ، در پيشگاه خداوند ، حالتى ستوده و فراتر از حدّ انتظار است .
فلعلّك بـخع نفسك على ءاثـرهم إن لم يؤمنوا بهـذا الحديث أسفًا
آيه شريف، گرچه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را از اين كه به سبب اندوه، خود را به هلاكت و مشقّت بيندازد، برحذر داشته است، ولى با عنايتى لطيف، از آن، تقدير كرده است; زيرا، اصل تأسّف خوردن را مذموم ندانسته، بلكه مرحله اى از آن را غير لازم شمرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 17 - 7
7 ـ اعمال نيك مشركان در نزد پروردگار حبط شده ، بى ارزش و فاسد است .
ما كان للمشركين أن يعمروا مسجد اللّه شهدين على أنفسهم بالكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 4
4 - تقيه مؤمن آل فرعون و كتمان كردن ايمانش ، كارى پسنديده و به جا بود .
و قال رجل مؤمن من ءال فرعون يكتم إيمـنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 121 - 4
4 ـ جهاد و تحمل هزينه هاى جنگ ، از جمله برترين اعمال مؤمنان
و لاينفقون . .. و لايقطعون وادياً إلا كتب لهم ليجزيهم اللّه أحسن ما كانوا يعملون
«أحسن» مى تواند منصوب به نزع خافض و به تقدير «بأحسن ما كانوا يعملون» باشد، در اين صورت «أحسن» وصف و عنوانى است براى انفاق و پيمودن راه براى جهاد در راه خدا.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 16،17
16 - جبران كاستى اعمال نيك مؤمنان ، از سوى خداوند
و من يقترف حسنة نزد له فيها حسنًا
برداشت ياد شده بنابر نظر عده اى از مفسران است كه «نزد له فيها حسناً» را بدين معنا گرفته اند: اگر در انجام عمل نيك نقص و كاستى باشد، خداوند آن را جبران نموده و بر حسن آن مى افزايد.
17 - محبت اهل بيت ، برجسته ترين عمل نيك اهل ايمان
قل لا أسئلكم . .. إلاّالمودة فى القربى و من يقترف حسنة نزد له فيها حسنًا
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «حسنة» مودت فى القربى باشد ـ چنان كه از سياق آيه استفاده مى شود ـ و نيز با توجه به اهميت مودت اهل بيت است كه در فراز قبل مطرح شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 54 - 6
6 - تمجيد خداوند از ايمان آوردگان از اهل كتاب به خاطر رفتار ، گفتار نيك آنان در مقابل گفتار و كردار بد ديگران
و يدروءن بالحسنة السيّئة
«حسنة» و «سيّئة» به معناى «بدى» و «نيكى» است و «ال» در آن دو براى جنس است. بنابراين مراد از «الحسنة» مطلق نيكى (رفتار و گفتار نيك) است و مراد از «السيئة» مطلق بدى (گفتار و كردار بد) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 78 - 2
2 ـ علم خداوند به كردار و گفتار مخفيانه آدميان
يعلم سرّهم و نجويهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 10
10 - خداوند ، به اعمال نهانى انسان ها آگاه است .
علم اللّه أنكم كنتم تختانون أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 80 - 6
6 - رفتار پنهان و آشكار دين ستيزان ، تحت نظارت مستقيم خداوند و نيز در نظرگاه كاتبان و مأموران الهى
أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم بلى و رسلنا لديهم يكتبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 67 - 20
20 - استهزا و مسخره كردن مردم كردارى جاهلانه است .
أتتخذنا هزواً قال أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 108 - 7
7 ـ ناسزاگويى به خداوند، عملى جاهلانه و تجاوز به حريم قدس الهى است.
فيسبوا الله عدوا بغير علم
«عدوا» از ريشه «عدى» به معنى ظلم و تجاوز و فرا رفتن از حد است. (قاموس اللغة).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 20 - 6
6 ـ ناديده گرفتن فرمان هاى خدا و رسول پس از دريافت آن ، امرى ناپسند و به دور از خرد
و لاتولوا عنه و أنتم تسمعون
مراد از شنيدن، به قرينه آيه بعد، فهميدن و اذعان كردن است و جمله حاليه «و أنتم تسمعون» به منزله بيان دليلى بر لزوم اطاعت و پرهيز از رويگردانى است. يعنى شما خود دستورات خدا و رسول او را مى شنويد و بدان باور داريد، پس چگونه مى توانيد از آن اعراض كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 89 - 8
8 ـ سستى و ناپايدارى در مسير حق طلبى و خداخواهى ، عملى جاهلانه و پيمودن راه جاهلان است .
فاستقيما و لاتتبعان سبيل الذين لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 92 - 2،7
2- پيمان شكنى ، كارى نابخردانه و غير قابل توجيه
و لاتكونوا كالتى نقضت غزلها من بعد قوّة أنكـثاً
گسستن رشته پس از بافتن آن، نمونه اى روشن از نقض غرض است و بديهى است نقض غرض كارى نابخردانه مى باشد.
7- شكستن پيمان با گروهى به خاطر پيمان بستن با گروهى نيرومندتر ، حرام و به دور از خرد است .
و لاتكونوا . .. تتّخذون أيمـنكم دخلاً بينكم أن تكون أُمّة هى أربى من أُمّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 11
11 - پرستش بت به جاى عبادت نيكوترين آفريدگار ، عملى نابخردانه و سرزنش آميز
أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخـلقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 149 - 4
4 - انتساب دختر به خدا ، در عين عقيده به برتر بودن پسر بر دختر ، عملى نابخردانه و به دور از منطق
فاستفتهم ألربّك البنات و لهم البنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 12
12 - غرور و سركشى انسان در برابر خالق و آفريننده خويش ، امرى جاهلانه و به دور از خرد
أَوَلم يروا أنّ اللّه الذى خلقهم هو أشدّ منهم قوّة
از استفهام در «أَوَلم يروا» استفاده مى شود كه سركشى انسان در برابر خداوند، از روى جهل و نادانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 52 - 6
6 - مخالفت با قرآن ، با احتمال نزول آن از سوى خداوند ، امرى به دور از عقل و خرد
قل أرءيتم إن كان من عند اللّه
بنا بر اين كه مراد از «أرأيتم» تفكر و تعقل باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 19 - 14
14- جنيان نيز همانند انسان ها ، داراى درجات اخروى و دريافت كننده نتايج اعمالشان در قيامت
أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس . .. و لكلّ درجـت ممّا عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 132 - 4،5
4 ـ پروردگار هيچگاه از اعمال و رفتار جنيان و انسانها غافل نيست.
و ما ربك بغفل عما يعملون
5 ـ درجات و مراتب آخرت بر اساس آگاهى خداوند از اعمال جن و انس و سنجش دقيق آن اعطا مى گردد.
و لكل درجت مما عملوا و ما ربك بغفل عما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 33 - 4،5
4 ـ رفتار و كردار بازدارنده از خير و ثواب، از محرمات الهى است.
إنما حرم ربى . .. الإثم
كلمه «الإثم» به معناى افعالى است كه مايه تأخير در رسيدن به ثواب مى شود. (مفردات راغب).
5 ـ تلاش براى تسلط ناروا بر مردم، از محرمات الهى است.
إنما حرم ربى . .. و البغى بغير الحق
از معانى «بغى» سلطه جويى است ; در اين صورت «بغير الحق» احترازى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 111 - 6،7
6 ـ بازگرداندن آثار زيانبار گناه به گنهكاران ، كارى حكيمانه
فانما يكسبه على نفسه و كان اللّه عليماً حكيماً
7 ـ عمل حكيمانه ، مشروط به علم است .
و كان اللّه عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 63 - 15
15 ـ تأليف قلوب مؤمنان ، كارى است حكيمانه .
ألف بين قلوبهم . .. إنه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 67 - 15،17
15 ـ پرهيز از گرفتن اسير در ميدان نبرد تا پيش از سركوبى كامل دشمن ، امرى حكيمانه و موجب پيروزى دشمنان دين است .
ما كان لنبى . .. و اللّه عزيز حكيم
توصيف خداوند به عزتمندى و كاردانى پس از تأكيد بر حرمت گرفتن اسير پيش از سركوبى دشمن، اشاره به اين دارد كه اين
حكم، حكمى حكيمانه است و اجراى آن زمينه ساز عزتمندى و پيروزى مسلمانان است.
17 ـ سركوبى دشمنان دين و پرهيز از گرفتن اسير در ميدان نبرد تا پيش از استقرار حكومت حق ، زمينه ساز پيروزى دين و امرى حكيمانه است .
و اللّه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 4
4 - جزا دادن به اعمال ، كارى بس حكيمانه و لازمه بى نظير بودن قضاوت هاى خداوند است .
فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحـكمين
برداشت ياد شده، ناظر به ارتباط اين آيه با آيه قبل است كه در آن، كلمه «دين» آمده بود، راغب در «مفردات» مى گويد: كلمه «دين» در مورد «طاعت» و «جزا» گفته مى شود و در معناى «شريعت» نيز به صورت استعاره به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 92 - 11
11 ـ توجّه دادن به ثبت كار هاى نيك انسان ، از روش هاى قرآن براى تشويق به نيكيها
لن تنالوا . .. فانّ اللّه به عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 38 - 11
11 - پرداختن به كار هاى خير ، مانند انفاق به نيازمندان ـ با توجّه به دستاورد بدِ كار هاى نادرست ـ لازم است .
تصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم . .. فأَت ذا القربى حقّه
«فا» در «فآت» مى تواند فصيحه و مربوط به فراز «إن تصبهم» در آيات قبل باشد; يعنى: «حال كه سيّئه، در پى دارنده ناگوارى است، پس، از آن پرهيز و حقوق خويشاوندان و. .. را ادا كنيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 23 - 5
5 - براى تصميم به انجام دادن عمل خوب و يا ترك امرى ناپسند ، خوب است كه آن تصميم ، به صورت عهدى با خداوند در ميان گذاشته شود .
من المؤمنين رجال صدقوا ما عـهدوا اللّه عليه فمنهم من قضى نحبه
تعبير از تكليفى كه مؤمنان انجام دادند به «ما عاهدوا اللّه عليه» و نيز آوردن واژه «نحب» ـ كه به معناى «نذر» است ـ دلالت مى كند كه مؤمنان، براى انجام دادن تكليف شان، آن را به صورت عهدى با خدا در ميان گذاشتند و خداوند نيز از چنين كارى ستايش كرده است. اين، نشان مى دهد كه انجام دادن تكليف به صورت عهد بستن با خدا، امرى سزاوار و شايسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 10
10 - تمسّك به قرآن و پيروى از رهنمود هاى آن ، به خير و صلاح جامعه و ترك آن ظلم به خويشتن است .
ثمّ أورثنا الكتـب . .. فمنهم ظالم لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 105 - 8
8 - نيت عملِ خير و فراهم ساختن زمينه هاى انجام آن ، برابر است با انجام كامل آن در بينش الهى
قد صدّقت الرءيا إنّا كذلك نجزى المحسنين
برداشت ياد شده از آن جا است كه ابراهيم(ع) به قصد قربانى كردن فرزندش اسماعيل، تمامى مقدمات آن را تا خواباندن وى بر زمين و به دست گرفتن كارد انجام داد و خداوند همين مقدار از تلاش آن حضرت را، انجام كامل ذبح تلقى فرمود و از ايشان قبول كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 12 - 6
6 - صدقه دادن به نيازمندان ، عملى سراسر خير و نيكى در بينش الهى
ذلك خير
در صورتى كه «خير» در مقابل «شرّ» باشد; معناى «ذلك خير» اين خواهد بود كه صدقه صرفاً خير است و هيچ بدى در آن راه ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 11،12
11- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، مأمور به انجام كار نيك ، برپاداشتن نماز و پرداخت زكات
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
12- خداوند ، به ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) كار هاى نيك را شناساند و چگونگى انجام آنها را از طريق وحى به آنان آموخت .
و أوحينا إليهم فعل الخيرت
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «فعل الخيرات» به خاطر مفعول بودن آن براى «أوحينا» باشد. براين اساس وحى و الهام فعل خيرات مى تواند به اين معنا باشد كه خدا هر آن چه در ميزان الهى و در واقع، كار خير است به آنان شناساند و چگونگى انجام دادن آنها را از طريق وحى به آنان آموخت. و به سخن ديگر «أوحينا» متضمن معناى «علّمنا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 47 - 4
4 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از افراد خيّر و نيكوكار بودند .
و إنّهم . .. الأخيار
اخيار به دو معنا است: 1ـ جمع «خيّر» ـ با تشديد ياء ـ به معناى نيكوكار است. 2ـ جمع «خيْر» ـ به سكون ياء ـ در مقابل «شرّ» است. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 11،12
11- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، مأمور به انجام كار نيك ، برپاداشتن نماز و پرداخت زكات
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
12- خداوند ، به ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) كار هاى نيك را شناساند و چگونگى انجام آنها را از طريق وحى به آنان آموخت .
و أوحينا إليهم فعل الخيرت
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «فعل الخيرات» به خاطر مفعول بودن آن براى «أوحينا» باشد. براين اساس وحى و الهام فعل خيرات مى تواند به اين معنا باشد كه خدا هر آن چه در ميزان الهى و در واقع، كار خير است به آنان شناساند و چگونگى انجام دادن آنها را از طريق وحى به آنان آموخت. و به سخن ديگر «أوحينا» متضمن معناى «علّمنا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 47 - 4
4 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از افراد خيّر و نيكوكار بودند .
و إنّهم . .. الأخيار
اخيار به دو معنا است: 1ـ جمع «خيّر» ـ با تشديد ياء ـ به معناى نيكوكار است. 2ـ جمع «خيْر» ـ به سكون ياء ـ در مقابل «شرّ» است. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 48 - 3
3 - اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از افراد خيّر و نيكوكار بودند .
و كلّ من الأخيار
اخيار به دو معنا است: 1ـ جمع «خيّر» ـ با تشديد ياء ـ به معناى نيكوكار است. 2ـ جمع «خيْر» ـ به سكون ياء ـ در مقابل «شرّ» است. برداشت ياد شده مبتنى بر فرض نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 48 - 3
3 - اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از افراد خيّر و نيكوكار بودند .
و كلّ من الأخيار
اخيار به دو معنا است: 1ـ جمع «خيّر» ـ با تشديد ياء ـ به معناى نيكوكار است. 2ـ جمع «خيْر» ـ به سكون ياء ـ در مقابل «شرّ» است. برداشت ياد شده مبتنى بر فرض نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15،18
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
18- پيشى گرفتن در كار هاى نيك ، دعاى همراه با رغبت و بيم و نيز خشوع پيامبران ( ع ) ، عامل بهره مندى آنان از موهبت هاى الهى بود .
و لقد ءايتنا موسى و هـرون . .. إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت ... و كانوا لنا خـش
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1ـ ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به پيامبران بازگردد، چه اين كه آيات پيشين در مورد آنان بود. 2ـ جمله «إنّهم كانوا يسارعون...» و جملات بعد، در مقام تعليل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 20
20- شتاب و پيشگامى در كار هاى خير ، دعاى همراه با رغبت و اميد و خشوع به درگاه الهى ، از ارزش هاى والا و صفات برجسته مردان الهى
إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت و يدعوننا رغبًا و رهبًا و كانوا لنا خـشعين
برداشت ياد شده به خاطر اين است كه آيه شريفه، در توصيف پيامبران الهى است و از ميان ده ها صفات و ويژگى هاى ايشان، تنها به اين سه صفت و ويژگى اشاره شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 34 - 9
9 - سپاس گزارى بهشتيان از خداوند ، به خاطر آمرزش خطا هاى آنان و قدردانى از كار هاى نيكشان
و قالوا الحمد للّه . .. إنّ ربّنا لغفور شكور
جمله «إنّ ربّنا لغفور شكور» بيان ديگرى از فلسفه سپاس گزارى از خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 48 - 3
3 - اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از افراد خيّر و نيكوكار بودند .
و كلّ من الأخيار
اخيار به دو معنا است: 1ـ جمع «خيّر» ـ با تشديد ياء ـ به معناى نيكوكار است. 2ـ جمع «خيْر» ـ به سكون ياء ـ در مقابل «شرّ» است. برداشت ياد شده مبتنى بر فرض نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 12،13،15
12- زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) شتابان به انجام كار هاى خير مى پرداختند و در آن پيش قدم و پيشگام بودند .
إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به زكريا(ع) و همسر و فرزند او (يحيى) بازگردد.
13- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) بود .
و زكريّا . .. و وهبنا له يحيى و أصلحنا له زوجه إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
فعل مضارع «يسارعون» و فعل «كانوا» پيش از آن بيانگر استمرار و تداوم است و متعدى شدن فعل «يسارعون» به «فى» حكايت از جدّيت و علاقه به كار دارد.
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 61 - 3
3 - انجام كار هاى خير ، سيره هميشگى مؤمنان راستين است ، نه امرى مقطعى و موقت .
أُولـئك يسـرعون فى الخيرت
از به كارگيرى فعل مضارع (يسارعون) ـ كه بيانگر استمرار است ـ برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 12،13
12- زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) شتابان به انجام كار هاى خير مى پرداختند و در آن پيش قدم و پيشگام بودند .
إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به زكريا(ع) و همسر و فرزند او (يحيى) بازگردد.
13- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) بود .
و زكريّا . .. و وهبنا له يحيى و أصلحنا له زوجه إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
فعل مضارع «يسارعون» و فعل «كانوا» پيش از آن بيانگر استمرار و تداوم است و متعدى شدن فعل «يسارعون» به «فى» حكايت از جدّيت و علاقه به كار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 12،13،15
12- زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) شتابان به انجام كار هاى خير مى پرداختند و در آن پيش قدم و پيشگام بودند .
إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به زكريا(ع) و همسر و فرزند او (يحيى) بازگردد.
13- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) بود .
و زكريّا . .. و وهبنا له يحيى و أصلحنا له زوجه إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
فعل مضارع «يسارعون» و فعل «كانوا» پيش از آن بيانگر استمرار و تداوم است و متعدى شدن فعل «يسارعون» به «فى» حكايت از جدّيت و علاقه به كار دارد.
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 11،12
11- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، مأمور به انجام كار نيك ، برپاداشتن نماز و پرداخت زكات
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
12- خداوند ، به ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) كار هاى نيك را شناساند و چگونگى انجام آنها را از طريق وحى به آنان آموخت .
و أوحينا إليهم فعل الخيرت
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «فعل الخيرات» به خاطر مفعول بودن آن براى «أوحينا» باشد. براين اساس وحى و الهام فعل خيرات مى تواند به اين معنا باشد كه خدا هر آن چه در ميزان الهى و در واقع، كار خير است به آنان شناساند و چگونگى انجام دادن آنها را از طريق وحى به آنان آموخت. و به سخن ديگر «أوحينا» متضمن معناى «علّمنا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 47 - 4
4 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از افراد خيّر و نيكوكار بودند .
و إنّهم . .. الأخيار
اخيار به دو معنا است: 1ـ جمع «خيّر» ـ با تشديد ياء ـ به معناى نيكوكار است. 2ـ جمع «خيْر» ـ به سكون ياء ـ در مقابل «شرّ» است. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 145 - 10
10 ـ دنيا ، ميدان عمل براى آخرت
و من يرد ثواب الاخرة نؤته منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 8 - 12
12 - خداوند ، انسان ها را ، پس از حضور در پيشگاه خود ، از همه اعمال شان آگاه خواهد ساخت .
إلىّ مرجعكم فأنبّئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 12 - 14
14 - در قيامت ، مجال عمل صالح ، فراهم نيست .
ربّنا. .. فارجعنا نعمل صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 134 - 9
9 ـ نظارت دقيق خداوند بر اعمال و گفتار دنياپرستان
من كان يريد ثواب الدنيا . .. و كان اللّه سميعاً بصيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 6
6 - لزوم هماهنگى بين گفتار و كردار رهبران جامعه
وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 14،15،18
14 ـ در پيشگاه خداوند ، بين زن و مرد در برخوردارى از نتايج اعمال ، تفاوتى نيست .
انّى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى
15 ـ ناروايى تبعيض بين مرد و زن ، در اجرت كارى يكسان *
انّى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض
18 ـ يكسانى زن و مرد در ماهيّت و حقيقت انسانى ، فلسفه تساوى آنان در برخوردارى از اجر و پاداش اعمال نيك
انّى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 66 - 3
3 ـ انديشه توحيدى و مبرا از شرك ، سفيهانه و نامعقول در نظر كافران قوم هود
قال الملأ الذين كفروا من قومه إنا لنريك فى سفاهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 67 - 7
7- بت پرستى ، عملى بى خردانه و ابلهانه است .
أُفّ لكم و لماتعبدون من دون اللّه أفلاتعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 60 - 7،9
7 - برگزيدن زندگى دنيوى به بهاى از دست دادن سعادت اخروى ، عملى نابخردانه است .
و ما أوتيتم من شىء فمتـع الحيوة الدنيا. .. أفلاتعقلون
9 - نكوهش خداوند از مشركان بهانه جو ، به خاطر انتخاب نابخردانه آنان ( انتخاب زندگى دنيوى به بهانه از دست دادن سعادت اخروى )
و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا . .. و ما أوتيتم من شىء فمتـع الحيوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 226 - 1
1 - گفتار بدون عمل ، از ويژگى هاى شاعران گزافه گوى منحرف
و الشعراء . .. فى كلّ واد يهيمون . و أنّهم يقولون ما لايفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 32 - 8
8 - قبول بخشى از دين و ر ها ساختن جنبه هاى ديگر آن ، عملى مشركانه است .
و لاتكونوا من المشركين . من الذين فرّقوا دينهم و كانوا شيعًا
مراد از «دين» مى تواند اسلام باشد. متفرق ساختن آن، به معناى پذيرش بخشى از آن و قبول نكردن بخشى ديگر است. لازم به ذكر است كه فعل ماضى «فرّقوا» در صورت ياد شده منسلخ از زمان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 8
8 ـ شيطان ، موجودى با كردار هاى پليد و ناپاك
رجس من عمل الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 169 - 7،8
7 - فراخوانى مردم به كار هاى ناروا و زشت ، كارى شيطانى و معيارى براى شناسايى دشمنان انسان است .
إنه لكم عدو مبين. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء
از آن جا كه جمله «إنما يأمركم» استدلالى است و براى «إنه لكم عدو» مى توان به برداشت فوق دست يافت.
8 - تلاش براى واداشتن مردم به بدعتگذارى و افترا بر خدا ، كارى شيطانى و ملاكى براى تشخيص دشمنان انسان است .
إنه لكم عدو مبين. إنما يأمركم ... أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 83 - 12
12 ـ انتشار اخبار امنيّتى پيش از تحليل آنها از سوى رهبران و صلاحديد انتشار آنها ، كارى شيطانى است .
اذاعوا به . .. لاتبعتم الشيطان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 119 - 18
18 ـ دعوت به اعمال و رفتار ناشايست ، كارى شيطانى
و لامرنهم فليبتكن . .. و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 2
2 ـ شراب خوارى ، قمار بازى ، گرايش به مظاهر شرك و تفأل هاى مرسوم در جاهليت ، كردارى شيطانى است
انما الخمر . .. من عمل الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 100 - 24
24ـ ايجاد فساد ميان خويشاوندان و واداشتن آدميان به قطع رحم ، كارى شيطانى است .
من بعد أن نزغ الشيطـن بينى و بين إخوتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 63 - 7
7- فريب ديگران با ظاهرسازى ، امرى شيطانى و مذموم
فزيّن لهم الشيطـن أعمـلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 27 - 2،7
2- به هدر دادن امكانات ، كارى شيطانى است .
إن المبذّرين كانوا إخون الشيـطين
7- ناسپاسى در برابر لطف مربى ، شيوه اى شيطانى است .
و كان الشيطـن لربّه كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 15 - 12
12 - در ديدگاه موسى ( ع ) قتل ناخواسته مرد قبطى ، عملكرد شيطان بود .
قال هـذا من عمل الشيطـن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 8 - 4
4 - خوب و زيبا جلوه دادن بدى ها و رفتار زشت در نظر مردم ، كارى شيطانى و دشمنى با آنان است .
و لايغرنّكم باللّه الغرور . إنّ الشيطـن لكم عدوّ ... أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 8 - 9
9 - پذيرفتن تعاليم انبيا ، رفتارى صادقانه ، و قبول نكردن آن ، حق پوشى است .
و إذا أخذنا من النبيّن ميثـقهم . .. ليسئل الصـدقين عن صدقهم و أعدّ للكـفرين عذاب
متعلق «صدق» در آيه، مى تواند قبول تعاليم انبيا و متعلق «كفر» قبول نكردن آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 197 - 6
6 ـ احاطه علم الهى به تمامىِ اعمال نيك انسان
و ما تفعلوا من خير يعلمه اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 223 - 6،9
6 ـ لزوم از پيش فرستادن اعمال صالح و ذخيره كردن آن براى آخرت خويش
و قدّموا لانفسكم
9 ـ لزوم بهره گيرى از روابط زناشويى و خانوادگى ، در جهت ذخيره و تقديم اعمال خير براى آخرت
فاتوا حرثكم انى شئتم و قدّموا لانفسكم
از اينكه در پى سخن از «حرث» بودن زنان توصيه به پيش فرستادن اعمال خير شده است، به دست مى آيد كه زندگى از نظر قرآن بايد در مسير رسيدن به بهره هاى اخروى و انجام اعمال نيك قرار گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 224 - 2،12
2 ـ سوگند به خداوند ، نبايد مانع انجام كار هاى نيك ، تقوا و اصلاح ميان مردم قرار گيرد .
و لا تجعلوا اللّه عُرضةُ لايمانكم ان تبرّوا و تتقوا و تصلحوا بين الناس
بنابر اينكه «عرضة» به معناى مانع باشد.
12 ـ يكى از مصاديق حرمت سوگند خوردن به خدا بر ترك كار هاى خير سوگند بر سخن نگفتن با برادر و با مادر است .
و لا تجعلوا اللّه عُرضة لايمانكم
امام باقر (ع) درباره آيه «و لا تجعلوا اللّه عرضة لايمانكم» فرمود: يعنى الرجل يحلف ان لا يكلّم اخاه و ما اشبه ذلك او لا يكلّم امّه
تفسير عياشى، ص 112، ج 339 ; نور الثقلين، ج 1، ص 218، ح 836.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 232 - 14
14 ـ منافع عمل به احكام الهى ، متوجه انسان مى شود .
فلا تعضلوهنّ . .. ذلكم ازكى لكم و اطهر
«لكم»، اشاره به برداشت فوق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 269 - 9
9 ـ درك معارف و حقايق دينى و عمل به مقتضاى آن ، حكمتى خدادادى است .
يؤتى الحكمة من يشاء
با در نظر گرفتن ارتباط اين آيه با آيات سابق (كه درباره لزوم انفاق، مصالح و پيامدهاى نيك آن و نيز عوامل ترك انفاق و پيامدهاى شوم آن بود كه يكسره درباره احكام و معارف دينى است)، مى توان گفت كه مراد از حكمت، معارف و حقايق دينى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 271 - 1
1 ـ صدقه آشكار ، عملى نيك و ارزشمند
ان تبدوا الصّدقات فنعمّا هى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 19
19 ـ بازگشت نتايج اعمال خير ، به خودِ عمل كننده
و ما تنفقوا من خير فلانفسكم . .. يوفّ اليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 3،4،8
3 ـ پاداش الهى براى مؤمنان داراى عمل صالح ، برپادارندگان نماز و پرداخت كنندگان زكات ، نتيجه عمل خير آنها
لهم اجرهم عند ربّهم
«اجر» به معناى مزد، در برابر عملكرد شخص به كار برده مى شود; بنابراين پاداش آنان مزد و اجر عملشان خواهد بود.
4 ـ منزلت والاى مؤمنان داراى عمل صالح ، نزد خداوند
لهم اجرهم عند ربّهم
ظاهراً اضافه «ربّ» به ضمير، تشريفيه است. چنانچه آلوسى گفته كه در تعبير «عند ربّهم»، افزونى لطف و شرافت به چشم مى خورد.
8 ـ برپادارى نماز و پرداخت زكات از بهترين نمونه هاى عمل صالح
و عملوا الصّالحات و اقاموا الصّلوة و اتوا الزكوة
ذكر نماز و زكات پس از عمل صالح، در حاليكه خود عمل صالحند، بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 22 - 5،6
5 ـ اعمال نيك انسان ، داراى ارزش و نتايجى دنيوى و اخروى است .
حبطت اعمالهم فى الدنيا و الاخرة
6 ـ عمل نيك ، سرمايه و مددكار دنيوى و اُخروى انسان
حبطت اعمالهم فى الدّنيا و الاخرة و ما لهم من ناصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 30 - 3،4،10
3 ـ قيامت ، روز تحقق عقاب و قهر الهى و يافتن اعمال خير و شر
و يحذّركم اللّه نفسه . .. يوم تجد كل نفس ما عملت من خير ... من سوء
4 ـ بقاى اعمال نيك و بد آدمى ، در نظام هستى
تجد كل نفس ما عملت من خير محضراً . .. من سوء
يافتن خود اعمال در قيامت «تجد كل نفس ما عملت»، فرع بر وجود آن است; بنابراين اعمال انسان در نظام هستى، باقى مى ماند و از بين نمى رود.
10 ـ انسان در انجام اعمال نيك و بد ، مجبور نيست .
تودّ لو انّ بينها و بينه امداً بعيداً
در روز قيامت كه روز كشف حقايق است، قبول عمل به عنوان كرده خويش، دليل بر عدم جبر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 57 - 6،7،8،13
6 ـ ايمان و عمل صالح ، حقيقت پيروى از رسول الهى ( عيسى ( ع ) )
و اتبعنا الرسول . .. جاعل الذين اتبعوك ... و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات
7 ـ ايمان و عمل صالح ، عامل نجات انسان از عذاب الهى در دنيا و آخرت
فامّا الذين كفروا فاعذّبهم عذاباً شديداً فى الدنيا و الاخرة . .. و اما الذين امن
8 ـ اجر كامل خداوند ، از آنِ مؤمنانى است كه عامل به تمامى اعمال صالح باشند .
و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات فيوفّيهم اجورهم
كلمه «الصالحات»، جمع و داراى الف و لام است كه دلالت بر عموم مى كند; يعنى تمام اعمال صالح را انجام دهند.
13 ـ مؤمنانِ داراى اعمال صالح ، محبوب خدا هستند .
و اللّه لا يحبّ الظالمين
بنابراينكه جمله «و اللّه لا يحبّ الظالمين»، تعليل براى جمله «فاما الذين كفروا» و «و اما الذين امنوا» باشد كه از آن چنين استفاده مى شود كه كافران به علّت ظلم، مبغوض خدا هستند. و مفهوم آن، اين است كه مؤمنان داراىِ عمل صالح، محبوب خدايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 6 - 11
11 ـ استفاده نكردن ولىّ غنى از اموال يتيمان در قبال خدمت به آنان ، امرى نيكو و پسنديده ( مستحب )
و من كان غنيّاً فليستعفف
در برداشت فوق «فليستعفف» (بايد از تصرف در اموال يتيم بپرهيزد)، بر معناى استحبابى حمل شده است ; چون مقابل «فلياكل» قرار گرفته كه دلالت بر وجود ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 173 - 7
7 ـ ايمان به وحدانيت خدا و قيامت و انجام اعمال صالح ، نشانه عبوديت و بندگى خدا
و يستكبر فسيحشرهم إليه جميعاً. فاما الذين ءامنوا و عملوا الصلحت
خداوند از كسانى كه استنكاف نمى كنند و او را عبادت مى كنند، به مؤمنان داراى اعمال صالح تعبير كرد. متعلق ايمان به دليل آيات گذشته، قيامت (فسيحشرهم) و وحدانيت خدا (انما اللّه اله واحد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 13 - 10
10 - آل داوود ، موظف به انجام عمل صالح به منظور اداى شكر به درگاه خداوند
اعملوا ءال داود شكرًا
«اعملوا» مقول قول محذوف است و مفعول «اعملوا» چيزى همانند «عملاًصالحاً» محذوف بوده و «شكراً» مفعولٌ له آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 9
9 - تقدير و سپاس گزارى خداوند از اهل بيت ( على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ) ، در قبال نيك كردارى آنان
إنّ الأبرار . .. و كان سعيكم مشكورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 9
9 - تقدير و سپاس گزارى خداوند از اهل بيت ( على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ) ، در قبال نيك كردارى آنان
إنّ الأبرار . .. و كان سعيكم مشكورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 9
9 - تقدير و سپاس گزارى خداوند از اهل بيت ( على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ) ، در قبال نيك كردارى آنان
إنّ الأبرار . .. و كان سعيكم مشكورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 52 - 1
1 - يكى بودن شيوه زندگى همه پيامبران ، در بهره گيرى سالم و حلال از نعمت هاى الهى ، كردار نيك و پرستش خداى يگانه
يـأيّها الرسل كلوا من الطّيّبـت . .. و إنّ هـذه أُمّتكم أُمّة وحدة و أنا ربّكم
«هـذه» اشاره به طريقه زندگى است كه از سوى خدا به يكايك پيامبران توصيه شده بود (يا أيّها الرسل كلوا من الطّيّبات و اعملوا صالحاً). «أُمّة» نيز به معناى طريقه، شيوه و آيين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 22
22 ـ آگاهى همه جانبه خداوند به اعمال نيك آدميان
و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 147 - 3
3 ـ اعمال نيك بنى اسرائيل در صورت تكذيب تورات و باور نداشتن قيامت براى آنان سودبخش نخواهد بود .
و الذين كذبوا . .. حبطت أعملهم
مصداق مورد نظر براى «الذين كذبوا . .. » با توجه به آيات پيشين، بنى اسرائيل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 8
8 - اعمال نيكى كه جهت خدايى ( حسن فاعلى ) ندارد ، بى ثمر و فاقد ارزش است .
و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا
مقصود از اعمال كافران در آيه شريفه كردار خوب آنان است; چرا كه اعمال بد نتيجه خوبى ندارد تا گفته شود كه مثل سراب بى فايده است. اما جهت خدايى و حسن فاعلى اعمال، از وصف «الذين كفروا» استفاده شده است; يعنى، چون خدا را انكار مى كنند و براى او كار نمى كنند اعمالشان بى ثمر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 4
4 - ايمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان ، آدمى را به بهشت رهنمون نخواهد شد .
و بشر الذين ءامنوا . .. و عملوا الصلحت أن لهم جنت
عطف «عملوا . ..» بر «آمنوا» - بدون تكرار «الذين» - ظهور در اين دارد كه: دستيابى به بهشت در گرو جمع شدن هر دو وصف (ايمان و عمل) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 10
10 - ايمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان ، كارساز نبوده و مايه سعادت آدمى نخواهد شد .
من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 82 - 2
2 - ايمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان ، در پى دارنده پاداش ( خلود در بهشت ) نخواهد بود .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 158 - 8
8 ـ عمل صالح بدون ايمان سودبخش نخواهد بود.
لا ينفع نفساً إيمنها لم تكن ءامنت من قبل أو كسبت فى إيمنها خيراً
قيد «فى إيمانها» در جمله «أو كسبت فى إيمانها خيرا» بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 23 - 4
4ـ اعمال صالح بدون ايمان و اطمينان به ربوبيت خدا ، كارساز نيست .
إن الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و أخبتوا إلى ربهم أُولـئك أصحـب الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 24 - 2
2 - برخوردارى پيشتازان ( سابقون ) ، از مقام قرب الهى در جهان آخرت و دستيابى آنان به بهشت سرشار از نعمت ، پاداش الهى به آنان در قبال اعمال صالح شان
و السـبقون السـبقون . أُولـئك المقرّبون . فى جنّـت النعيم ... جزاء بما كانوا يعم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 13
13ـ اعمال صالح خانواده نوح ( پرستش خدا و . . . ) مايه نجات آنان از حادثه طوفان بود نه انتسابشان به حضرت نوح ( ع ) .
إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
تصريح خداوند به اين كه «هلاكت فرزند نوح به خاطر اعمال ناصالحش بوده است» ، اشاره به اين معنا دارد كه: نجات ديگر اعضاى خانواده نوح ، به خاطر انتسابشان به آن حضرت نبوده; بلكه منزه بودنشان از اعمال ناشايست ، مايه نجاتشان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 11 - 7
7 - داوود ( ع ) و قومش ، به انجام اعمال صالح از سوى خداوند مأمور بودند .
و اعملوا صـلحًا إنّى بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 5
5ـ ضرورت انجام كار هاى نيك ، به هنگام رفاه و آسايش و نيز در زمان گرفتار شدن به محنت و رنج
لئن أذقنا الإنسن منا رحمة ثم نزعنها منه إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 8
8- لزوم انجام اعمال صالح ، از دستورات تمامى اديان الهى
فخلف من بعدهم . .. إلاّ من ... عمل صلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 5
5ـ ضرورت انجام كار هاى نيك ، به هنگام رفاه و آسايش و نيز در زمان گرفتار شدن به محنت و رنج
لئن أذقنا الإنسن منا رحمة ثم نزعنها منه إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 97 - 6
6- زندگى واقعى و ارزشمند ، حيات همراه با ايمان و عمل صالح است .
من عمل صـلحًا . .. و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيّبة
برداشت فوق مبتنى بر دو نكته است: الف) بنابر اينكه «حياة طيّبة» زندگى دنيوى باشد. ب) زنده شدن انسان مؤمن و نيك كردار در زندگى دنيا، اشاره به اين معنا دارد كه زندگى بدون ايمان، در حقيقت زندگى شايسته و درخور شأن انسان نيست و حيات واقعى به ايمان و عمل صالح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 5
5ـ ضرورت انجام كار هاى نيك ، به هنگام رفاه و آسايش و نيز در زمان گرفتار شدن به محنت و رنج
لئن أذقنا الإنسن منا رحمة ثم نزعنها منه إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قدر - 97 - 3 - 5
5 - « عن حُمران أنّه سأل أباجعفر ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ « . . .ليلة القدر خير من ألف شهر » أىّ شىء عنى بذلك ، فقال العمل الصالح فيها من الصلاة و الزكاة و أنواع الخير خير من العمل فى ألف شهر ليس فيها ليلة القدر ;
از حمران روايت شده كه از امام باقر(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «. ..ليلة القدر خير من ألف شهر» سؤال كرد كه مقصود از اين [بهترى بر هزار ماه] چيست؟ حضرت فرمود: عمل صالح در شب قدر، از قبيل نماز و زكات و انواع كارهاى خوب، بهتر است از عمل در هزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 1
1 - ارزش شعر ، در پرتو ايمان ، عمل صالح و ياد خداوند
و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و ذكروا اللّه كثيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 3
3 ـ زنان و مردان ، همسان در بهره مندى از پاداش ايمان و عمل صالح خويش
و من يعمل من الصلحت من ذكر او انثى و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 13 - 15
15 - سليمان ( ع ) ، موظف به انجام عمل صالح به منظور شكرگزارى به درگاه خداوند
و لسليمـن الريح . .. اعملوا ءال داود شكرًا
اين كه پس از طرح قصه سليمان(ع) و ذكر فضايلى كه خداوند به او داده بود، خطاب «آل داود» آورده شده احتمال دارد به اين منظور باشد كه سليمان(ع) را به عنوان عضوى از خاندان داوود(ع)، موظف به انجام عمل صالح كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 45
45- از ميان اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها پايداران بر طريق ايمان و عمل نيك ، برخوردار از مغفرت و پاداش عظيم الهى اند .
وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت منهم مغفرة و أجرًا عظيمًا
در صورتى كه «من» در «منهم» براى تبعيض باشد; از آيه شريفه استفاده مى شود كه از ميان كسانى كه همراه پيامبرند، تنها بخشى از آنان ـ كه اهل ايمان و عمل صالح بوده و بر اين وصف پايدار مى باشند ـ از مغفرت و اجر الهى برخورداراند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 4
4- برخى از پيشينيان فاسد ، از ناديده گرفتن تعاليم پيامبران ، توبه كردند و با ايمانى راسخ به كار هاى شايسته روى آوردند .
خلف أضاعوا الصلوة . .. إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا
ماضى بودن فعل ها در هر دو آيه، به وقوع آن در زمان گذشته دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 9
9 - تقدير و سپاس گزارى خداوند از اهل بيت ( على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ) ، در قبال نيك كردارى آنان
إنّ الأبرار . .. و كان سعيكم مشكورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 11 - 7
7 - داوود ( ع ) و قومش ، به انجام اعمال صالح از سوى خداوند مأمور بودند .
و اعملوا صـلحًا إنّى بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 16 - 2
2 - نويسندگان قرآن در صحيفه هاى پاك و والا مرتبه ، كاتبانى راست گفتار ، مطيع خداوند و درست كرداراند .
بأيدى سفرة . .. بررة
«بررة» و «ابرار» به يك معنا است; جز اين كه «بررة» مبالغه بيشترى دارد; زيرا جمع «بَرّ» است و «بَرّ» مبالغه بيشترى از كلمه «بارّ» (مفرد «ابرار») دارد (مفردات راغب). از جمله معانى اى كه براى «بِرّ» ذكر شده، «صلاح و درست كارى»، «اطاعت» و «صداقت» است. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 117 - 1،2،5،7،10
1 ـ آنچه اهل كفر در اين دنيا انفاق مى كنند ، همچون باد سرد سُوزانى است كه بر زراعت قوم ستمكارِ بر خويش بوزد و آن را نابود سازد .
مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا . .. فاهلكته
2 ـ كفر ، موجب محروميّت آدمى از ثمره انفاقات ( اعمال خير ) خويش
انّ الّذين كفروا . .. مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا ... فاهلكته
5 ـ بى ثمر بودن انفاق هاى اهل كفر ، نمونه اى از كارا نبودن امكانات مادّى ، در بى نياز ساختن آنان از خدا
انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم . .. من اللّه ... مثل ما ينفقون ... كمثل ري
7 ـ انگيزه كافران در انفاق هاى خويش ، رسيدن به زندگى پَست دنياست . *
مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا
تقييد انفاق به حيات دنيا، مى تواند گوياى انگيزه كافران به انفاق در محدوده حيات دنيا باشد.
10 ـ بى ثمرى انفاق ( اعمال خير ) و دستاورد هاى اهل كفر ، ناشى از عملكرد آنان است و نه از جانب خداوند .
مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم . .. و ما ظلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 7
7 ـ كافران ، محروم از ورود به بهشت ، هر چند داراى اعمال صالح باشند .
و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
قيد «و هو مؤمن» مى رساند كه ايمان، شرط ثمربخشى اعمال نيك است; بنابراين اعمال نيك، بدون ايمان و در حال كفر، پاداش بهشت ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 13
13- آفرينش آسمان ها و زمين ( عالم آفرينش ) ، دليل قدرتمندى خداوند بر تحقق وعده عذاب كافران و حبط عمل نيكشان
من ورائه جهنّم . .. مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح ... ألم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 33 - 2
2 - ارزش دعوت به سوى خدا و تبليغ آيين الهى ، در گرو نيك كردارى دعوت كنندگان و مبلغان آن است .
و من أحسن قولاً ممّن دعا إلى اللّه و عمل صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 20
20 ـ خداوند ، عمل نيك را تنها از پرهيزگاران مى پذيرد .
انما يتقبل اللّه من المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 19 - 5
5 - بهرهورى متقين از نعمت هاى گواراى بهشت ، پاداش عملكرد نيك و مداوم خود آنان
كلوا و اشربوا هنيـًا بما كنتم تعملون
تعبير «كنتم تعلون»، ماضى استمرارى و دلالت بر مداومت پارسايان بر اعمال نيك دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 43 - 5
5 - برخوردارى تقواپيشگان از موهبت هاى بهشت ، نتيجه عملكرد خود آنان است .
كلوا و اشربوا هنيئًا بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 33 - 5
5 - هدايت گرى ، عمل صالح و روحيه تسليم در برابر خداوند ، از برجسته ترين ويژگى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و من أحسن قولاً . .. إنّنى من المسلمين
بنابراين كه آيه مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
عمل صالح مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 10
10- ساحل نشينان غرب سرزمين ذوالقرنين ، براى ايمان و عمل صالح و ترك ستم كارى ، از زمينه مساعدى برخودار بودند .
أمّا من ظلم . .. و أمّا من ءامن و عمل صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 17 - 6
6- موسى ( ع ) ، پيامبرى برخوردار از اخلاق و اعمالى شايسته و ارزشمند
و جاءهم رسول كريم
وصف كَرَم هنگامى كه در توصيف خداوند به كار رود، به معناى احسان و انعام آشكار او است و چون در مقام توصيف انسان به كار رود، به معناى اخلاق و افعال شايسته او است(مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 7
7 ـ جاودانگى مؤمنانِ داراى اعمال صالح در بهشت
و الذين امنوا . .. خالدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 2
2 ـ راهيابى مؤمنان به بهشت ، منوط به انجام بخشى از اعمال صالح ; و نه مشروط به انجام تمامى كار هاى نيك
و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن
بنابر اينكه «من» براى تبعيض باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 173 - 1،2،19
1 ـ مؤمنان داراى عمل صالح ، برخوردار از اجر كامل و فضل خداوند در قيامت
فاما الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيوفيهم أجورهم و يزيدهم من فضله
2 ـ خداوند خود پاداش دهنده به مؤمنان داراى عمل صالح
فيوفيهم أجورهم
19 ـ مؤمنان داراى عمل صالح ، بهره مند از نعمت بهشت و داراى حق شفاعت براى كسانى كه در دنيا به ايشان نيكى كرده اند .
فيوفيهم أجورهم و يزيدهم من فضله
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره «اجورهم» در آيه فوق فرمود: يدخلهم الجنة و درباره «يزيدهم من فضله» فرمود: الشفاعة فيمن وجبت لهم النار ممن صنع اليهم المعروف فى الدنيا.
الدر المنثور، ج 2، ص 752.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 9 - 1
1 ـ وعده الهى به مؤمنان داراى عمل صالح ، به آمرزش و پاداش بزرگ
وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم مغفرة و اجر عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 18
18 ـ برخوردارى مؤمنان از نعمت هاى الهى در بهشت ، نتيجه كردار نيك و مستمر آنان است .
و نودوا أن . .. بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 94 - 6
6- هريك از اعمال صالح مؤمنان به وسيله خداوند ، ثبت و نوشته خواهد شد .
فمن يعمل من الصـلحـت . .. إنّا له كـتبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 4 - 1،3،5،7
1 - فلسفه برپايى قيامت ، پاداش دادن به مؤمنان داراى عمل صالح است .
لتأتينّكم . .. ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
«ل» در «ليجزى»، تعليل براى فعل «تأتى» در آيه قبل است.
3 - خداوند ، پاداش مؤمنان داراى عمل صالح را خواهد داد .
ليجزى الذين ءامنوا
ضمير فاعلى «ليجزى» به «عالم الغيب» بازمى گردد.
5 - مؤمنان داراى عمل صالح ، قطعاً مشمول آمرزش خداونداند .
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت أُولـئك لهم مغفرة
7 - مؤمنان داراى عمل صالح ، قطعاً از روزى كريمانه اى در قيامت برخوردار خواهند بود .
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت أُولـئك لهم . .. رزق كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 2
2- بهترين و ارزشمندترين عمل نيك مؤمن ، معيار و ملاك سنجش و پاداش الهى به ديگر اعمال نيك وى *
أُولـئك الذين نتقبّل عنهم أحسن ما عملوا
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه در آيه شريفه چيزى در تقديرى باشد; به اين صورت: «نتقبّل عنهم حسناتهم بأحسن ما عملوا»; زيرا مسلّماً تعبير «أحسن» بدان معنا نيست كه خداوند بهترين اعمال را قبول مى كند و اعمال ديگر را ناديده مى گيرد; هر چند نيك باشد! از طرفى آيه شريفه در مقام امتنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 10
10- مؤمن واقعى ، در پى اعمال نيك است ; نه غوطهور در لذّت و هوسرانى .
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت . .. و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأن
خداوند، مؤمنان را متصف به «عملوا الصالحات» كرده و كافران را مشمول «يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعام» دانسته است. از اين تقابل، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 26،44
26- آثار روح عبوديت و اعمال ارزشى ، آشكار در سيماى اهل ايمان
سيماهم فى وجوههم من أثر السجود
سجده، مظهر روحيه بندگى و نيايش انسان به درگاه الهى است و اين روحيه در پرتو مظاهر آن، در اندام ظاهرى انسان (چهره) تأثير مى گذارد.
44- آميختگى ايمان و عمل صالح ، شرط برخوردارى مؤمنان از مغفرت و پاداش عظيم الهى
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 9 - 7،11
7 - خداوند ، گناهان و بدى هاى مؤمنان داراى عمل صالح را زدوده و مى آمرزد .
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يكفّر عنه سيّئاته
11 - مؤمنانِ داراى عمل صالح ، در بهشت جاودانه اند .
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا . .. يدخله جنّـت... خـلدين فيها أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 18
18 - خداوند ، روزى مؤمنانِ داراى عمل صالح را در قيامت به وجه نيك و شايسته خواهد داد .
قد أحسن اللّه له رزقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 25 - 6،7
6 - خداوند ، براى مؤمنانى كه عمل صالح دارند ، پاداش بزرگى قرار داده است .
لهم أجر
نكره آوردن «أجر»، بيانگر عظمت آن است.
7 - پاداش مؤمنانى كه عمل صالح دارند ، هرگز كاسته يا قطع نخواهد شد .
لهم أجر غير ممنون
از معانى «منّ» قطع است و معناى «نقص» نيز براى آن گفته شده است. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 6 - 6،7،8
6 - مؤمنان داراىِ عمل صالح ، از پاداشى بزرگ برخوردار خواهند شد .
إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت فلهم أجر غير ممنون
نكره بودن «أجر»، بر عظمت آن دلالت دارد.
7 - پاداش مؤمنان نيك كردار ، هرگز كاهش نيافته و پايان نمى پزيرد .
فلهم أجر غير ممنون
«مَنّ» (مصدر «ممنون»)، به معناى «قطع كردن» است و معناى «كاهش دادن» نيز براى آن گفته شده است. (صحاح اللغة)
8 - پاداش مؤمنانِ داراى عمل صالح ، پاداشى بى منت و به دور از محاسبه و محدوديت
فلهم أجر غير ممنون
در «قاموس» آمده است كه «غير ممنون»; يعنى، بدون محاسبه و صاحب «مصباح» مى گويد: «مننتَ عليه منّاً»; يعنى، آنچه از نيكى ها براى كسى انجام داده اى، بر او شماره كردى. «راغب» در «مفردات»، اين كار را منّت زبانى و امرى نكوهيده خوانده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 7 - 5
5 - دستيابى مؤمنان داراى عمل صالح به پاداش بى منّت و پايان ناپذير ، حقيقتى انكارناپذير و غير قابل تكذيب است .
فما يكذّبك بعد بالدين
چنانچه «دين» به معناى جزا باشد (مفردات)، از مصاديق بارز آن اجرى خواهد بود كه در آيه قبل، به مؤمنان بشارت داده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 8
8 - داورى بى نظير خداوند ، پشتوانه اجر بى پايان مؤمنان شايسته كردار
فلهم أجر غير ممنون . .. أليس اللّه بأحكم الحـكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 262 - 9
9 ـ آرامش درونى ، دستاوردى از انفاق در راه خدا
الّذين ينفقون . .. و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 265 - 4
4 ـ تأثير اعمال نيك در ثبات و اطمينان روحى *
مثل الّذين . .. تثبيتاً من انفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 158 - 8
8 ـ عمل صالح بدون ايمان سودبخش نخواهد بود.
لا ينفع نفساً إيمنها لم تكن ءامنت من قبل أو كسبت فى إيمنها خيراً
قيد «فى إيمانها» در جمله «أو كسبت فى إيمانها خيرا» بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 29 - 4
4ـ اعمال صالح بدون ايمان ، تضمين كننده سعادت دنيا و آخرت نيست .
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت طوبى لهم و حسن مئاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 31 - 1،2،5،6،7
1 - خداوند ، به همسران پيامبر ، در صورت اطاعت خاضعانه آنان از خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انجام عمل صالح ، وعده پاداش دوچندان داده است .
و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صـلحًا نؤتها أجرها مرّتين
«قنوت» (مصدر «يقنت») به معناى «اطاعت خاضعانه» است (مفردات راغب).
2 - مهيّا شدن روزى كريمانه از جانب خداوند براى همسران پيامبر در صورت اطاعت خاضعانه آنان از خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انجام دادن عمل صالح است .
و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صـلحًا . .. و أعتدنا لها رزقًا كريمًا
5 - امتياز همسران پيامبر ، به اطاعت خاضعانه از خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انجام دادن عمل صالح است .
و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صـلحًا نؤتها أجرها مرّتين
6 - برخوردارى همسران پيامبر از پاداش مضاعف الهى ، منوط به تداوم اطاعت و انجام دادن عمل صالح از سوى آنها است .
و من يقنت منكنّ . .. و تعمل صـلحًا نؤتها أجرها مرّتين
فعل مضارع «يقنت» و «تعمل» استمرار را مى رساند.
7 - اعطاى پاداش مضاعف به همسران پيامبر در قبال عمل صالح شان ، نمودى از رحمت خداوند است .
و من يقنت منكنّ . .. نؤتها ... و أعتدنا لها رزقًا كريمًا
اين كه خداوند، به هنگام هشدار به همسران پيامبر در آيه پيش، براى عذاب، عذاب كننده اى را نياورده و تنها فرمود: «بر خداوند، چنين امرى آسان است» و در اين آيه، با فعل هاى «نؤتها» و «أعتدنا» دخالت مستقيم خود را بيان كرده، مى توان نكته بالا را به دست آورد لازم به ذكر است كه التفات از غيبت (يضاعف لها العذاب و كان ذلك على اللّه يسيراً) به خطاب («نؤتها» و «أعتدنا») مى تواند مؤيد نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 115 - 3
3 ـ اعمال خير صالحان هرگز از جانب خداوند ، كفران نخواهد شد و مورد ناسپاسى قرار نخواهد گرفت .
و اولئك من الصالحين. و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 75 - 3
3 ـ پرداخت زكات و صدقه ، از اعمال و نشانه هاى صالحين است .
لنصدقنّ و لنكوننّ من الصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 7 - 7
7 - خداوند ، به اعمال ستمگران كاملاً آگاه است .
و اللّه عليم بالظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 44 - 2،3
2 - عالمان بنى اسرائيل ، خود به آنچه مردمان رابه آن فرا مى خواندند ، عمل نمى كردند .
أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم
3 - عالمان بنى اسرائيل ، مورد نكوهش و سرزنش خداوند به خاطر عمل نكردن به محتواى دعوت هاى خويش
أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم
استفهام در «أتأمرون . ..» استفهام انكار توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 15
15 ـ حاكميت خداوند بر اسباب و علل طبيعى
أنزل من السماء ماء فأخرج به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 50 - 6
6 - خداوند ، حاكم بر عوامل طبيعى است .
و إذ فرقنا بكم البحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 61 - 12
12 - خداوند ، حاكم بر عوامل طبيعى است .
يخرج لنا مما تنبت الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 14
14 ـ عوامل طبيعى، مسخر اراده الهى و در قلمرو قدرت اوست.
كم أهلكنا . .. مكنهم ... و أرسلنا السماء ... و جعلنا الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 80 - 13،14،18
13 ـ ابراهيم(ع) ترس مفروض از پديده هاى جهان را به خواست و مشيت خداوند دانست، نه تأثير مستقل پديده ها و ربوبيت آنها
و لا أخاف ما تشركون به إلا أن يشاء ربى شيئا
14 ـ خوف انگيز بودن برخى پديده ها و رخدادهاى جهان به مشيت خداوند است، نه ربوبيت پديده ها و تأثير آنها.
و لا أخاف ما تشركون به إلا أن يشاء ربى
18 ـ تأثير و نقش هر پديده اى در جهان هستى مرهون مشيت و اذن پروردگار است.
إلا أن يشاء ربى شيئا و سع ربى كل شىء علما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 5
5 ـ خداوند در اداره امور عالم طبيعت و چرخش حيات آن از طريق اسباب عمل مى كند.
أنزل من السماء ماء فأخرجنا به نبات كل شىء
حرف جرّ در «به» معناى وسيله و ابزار دارد، يعنى ما به وسيله آب روييدنيها را از دانه و هسته بيرون مى آوريم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 26 - 6
6 ـ تأثير عوامل طبيعى و افعال آدميان با مشيت و اراده الهى است.
قد أنزلنا
بديهى است تهيه لباس علاوه بر مواد اصلى، كه به وسيله عوامل طبيعى به دست مى آيد، به عملكرد انسانها نيز وابسته است. قرآن همه اين اعمال را به خدا نسبت داده (أنزلنا ... ) تا به اين حقيقت اشاره كند كه عوامل طبيعى و افعال آدميان، همه و همه، در اختيار خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 57 - 8
8 ـ هماهنگى و پيوستگى عوامل طبيعى و عملكرد آنها در پرتو اراده خداوند است .
و هو الذى يرسل الريح بشراً . .. فاخرجنا به من كل الثمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 86 - 10
10 ـ عملكرد عوامل طبيعى به اراده خداوند و در اختيار اوست .
فكثركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 5
5 ـ موجودات هستى و عوامل طبيعى در اختيار خدا و افعال آنها بسته به اراده اوست .
فأرسلنا عليهم الطوفان و الجراد و القمل و الضفادع و الدم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 25 - 5
5- عمل عوامل طبيعى در گرو اذن و فرمان خداوند است .
تؤتى أكلها كلّ حين بإذن ربّها
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «تؤتى أكلها كلّ حين» ادامه مشبه به باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 22 - 7
7- عمل عوامل طبيعى ، تحت اراده و قدرت خداوند است .
و أرسلنا الريـح لوقح فأنزلنا من السّماء ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 32 - 5
5- عملكرد عوامل طبيعى و روند عادى امور هستى ، فعل خداوند است .
جعلنا لأحدهما جنّتين . .. و حففنـهما بنخل
دو فعل متكلّم «جعلنا» و «حففنا» به اين نكته اشاره دارد كه علل و اسباب طبيعى، در تأثير، مستقل نبوده و جملگى، مرهون مشيّت و خواست خداوندند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 53 - 15
15 - عملكرد عوامل طبيعى ، فعل خدا است .
فأخرجنا به أزوجًا من نبات شتّى
ضميرهاى غايب (جعل، سلك و أنزل)، در ادامه آيه به ضمير متكلم (أخرجنا) تغيير يافته است تا تأكيدى بر اين نكته باشد كه گرچه كشاورزى شما، بعضى از گياهان را پديد آورده است; ولى همان نيز بسته به تدبير و قدرت خداوند است و غير او نقشى در پديدآوردن آنها ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 5 - 7
7 - خواست و مشيّت خداوند ، مقدَّم بر عوامل مادّى است .
ينصر من يشاء و هو العزيز الرحيم
با آن كه روميان شكست خورده بودند و انتظار پيروزى سريع آنان با عوامل مادى نمى رفت، وعده پيروزى قريب الوقوع آنان به امداد الهى، حاكى از اين است كه خواست خداوند بر ساير عوامل حاكم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 24 - 9
9 - استفاده از كاركرد عوامل طبيعى در طبيعت براى اثبات وجود خداوند ، از شيوه هاى تبليغى قرآن كريم است .
و من ءايـته يريكم البرق خوفًا و طمعًا و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد م
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 10 - 16
16 - عوامل طبيعى ، تحت تدبير خداوند است .
و أنزلنا من السماء ماء فأنبتنا فيها
«فاء» در «فأنبتنا» تفريع است و حكايت از آن دارد كه نزول باران، در رويش گياهان نقش دارد. چنين نقشى را، خداوند به خود نسبت داده است و اين، نشان مى دهد كه عوامل طبيعى با تدبير خداوند عمل مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 29 - 15
15 - عمل عوامل طبيعى ، عمل خدا است .
أنّ اللّه يولج الّيل فى النهار . .. كلّ يجرى إلى أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 5 - 5
5 - عملكرد عوامل طبيعى ، فعل خداوند است .
و الذى أخرج المرعى . فجعله غثاء أحوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 14
14ـ كردار كفر پيشگان قوم عاد و كيفر آنان ، تحت حسابرسى دقيق خداوند بود .
إن ربى على كل شىء حفيظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 22 - 1،4،8
1 ـ حَبط و تباهى اعمال كافران و قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، در دنيا و آخرت
انّ الذين يكفرون . .. اولئك الّذين حبطت اعمالهم فى الدنيا و الاخرة
4 ـ اعمال كافران ، قاتلان انبيا و قاتلان عدالتخواهان ، فاقد اعتبار و ارزش اجتماعى *
انّ الذين يكفرون . .. حبطت اعمالهم
به نظر مى رسد حبط عمل در دنيا، به معناى عدم اعتبار آن اعمال و نتايجش باشد.
8 ـ كافران و قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، هيچگونه ياور و شفيعى در برابر اراده خداوند نسبت به حبط اعمال خود ندارند .
انّ الذين يكفرون . .. حبطت اعمالهم ... و ما لهم من ناصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 108 - 1
1 ـ بيان آثار و نتايج رفتار انسان ها ـ مؤمن و كافر ـ در قيامت ، از آيات حق الهى
يوم تسودّ . .. تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 177 - 5
5 ـ قدرت مطلق خداوند و آسيب ناپذيرى وى از عملكرد كافران
انّ الّذين اشتروا الكفر بالايمان لن يضرّوا اللّه شيئاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 122 - 13
13 ـ رضايت از عملكرد خويش، از ويژگيهاى كافران است.
كذلك زين للكفرين ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 39 - 7
7 ـ خداوند با بيان نظارت خويش بر اعمال كافرانِ دست كشيده از مبارزه عليه اسلام ، مسلمانان صدر اسلام را از غافلگير شدن در توطئه هاى آنان ايمنى بخشيد .
فإن انتهوا فإن اللّه بما يعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 47 - 8
8 ـ خداوند به تمامى جوانب و زواياى اعمال كفرپيشگان آگاه است .
و اللّه بمايعملون محيط
احاطه خداوند به اعمال بندگان به معناى تسلط كامل او بر اعمال ايشان است و از مصاديق اين سلطه و حاكميت، علم و آگاهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 122 - 2
2ـ اعمال و عقايد كفرپيشگان ، موجب گرفتار شدن آنان به عذاب هاى الهى است .
و قل . .. اعملوا على مكانتكم ... وانتظروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 84 - 9
9 - محاكمه شدن كافران به خاطر كردارشان علاوه بر محاكمه آنان به خاطر عقايدشان
أكذّبتم بـايـتى . .. أمّاذا كنتم تعملون
عبارت «أكذّبتم بآياتى» دلالت بر محاكمه عقيدتى و تعبير «أمّاذا كنتم تعملون» دلالت بر محاكمه آنان به خاطر كردارشان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 55 - 4
4 - عذاب فراگير دوزخ ، سزاى اعمال نارواى خود كافران است .
ذوقوا ما كنتم تعملون
برداشت بالا، بنابر تقدير «جزا» به عنوان معناى «ما»ى موصول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 19
19 - باور و رفتار كافران ، براساس ظن و گمان است ; نه يقين و برهان .
و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رجعت إلى ربّى
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه كافران از يك سو برپايى قيامت را مورد ترديد قرار مى دهند و از سوى ديگر فرض وجود قيامت را مطرح مى نمايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 9 - 6
6 - گفتار و روش كافران ، با ادراك هاى عقلى و فطرى آنان همساز نيست .
و كم أرسلنا . .. و لئن سألتهم من خلق ... ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم
خداوند در اين آيه مى فرمايد: اگر از مشركان و دين ناباوران سؤال شود كه آفريدگار هستى كيست؟ آنان به دليل عقل يا اعتقاد خود مى گويند: «آفريدگارى عزيز و دانا». در حالى كه اگر آنان به راستى لوازم اين باور را مى فهميدند، جا نداشت كه وحى قرآنى را مورد خدشه قرار دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 34 - 11
11- كيفر كافران در قيامت ، نتيجه عملكرد خود آنان
قال فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 6 - 5
5 - خداوند ، در روز قيامت تمامى اعمال كافران را به آنان خبر خواهد داد .
فينبّئهم بما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 20 - 2
2 - كردار و حالت هاى كافران ، در احاطه علمى خداوند است .
و اللّه من ورائهم محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 66 - 8
8 - مشركان ناسپاس ، از زشتى كار خود ، آگاهى خواهند يافت .
هم يشركون . ليكفروا بما ءاتينـهم ... فسوف يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 64 - 2
2 - در پى دنيا بودن ، كار كودكانه است .
و ما هـذه الحيوة الدنياإلاّ لهو و لعب
با توجه به اين كه لهو و لعب، كار كودكان است، لهو و لعب معرفى كردن زندگى دنيا، القاكننده چنين نكته اى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 11
11 ـ اهل ايمان بر رفتار و كردار نارواى گمراهان و عقايد ناصواب ايشان مؤاخذه نخواهند شد .
يايها الذين ءامنوا . .. لايضركم من ضل إذا اهتديتم إلى اللّه مرجعكم جميعاً
برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «لايضركم . ..» در ارتباط با عذابهاى الهى مطرح باشد بر اين مبنا جمله «عليكم انفسكم لايضركم ...» يعنى مراقب ايمان خويش باشيد، شما بر بى ايمانى كافران و اعمالشان مؤاخذه نخواهيد شد و بدين سبب ضررى از ناحيه آنان متوجه شما نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 53 - 4
4 ـ متخلفان از جنگ ، فاسق و اعمالشان در نزد خداوند بى ارزش است .
إنكم كنتم قوماً فسقين
روى سخن در اين بخش از آيات با منافقانى است كه از شركت در جنگ تبوك خوددارى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 74 - 11،12
11 - تقواپيشگان ، اهل عمل و تلاش اند .
الذين اتّقوا ربّهم . .. فنعم أجر العـملين
12 - بهشت ، پاداش و بهاى عمل و تلاش تقواپيشگان است كه آن را به بهانه نمى دهند .
نتبوّأ من الجنّة حيث نشاء فنعم أجر العـملين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 32 - 11
11 ـ حجّيّت گفتار و رفتار پيامبر (صلی الله علیه و آله)
ان كنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى . .. اطيعوا اللّه و الرسول
حجيّت فعل از «اتبعونى»، استنباط مى شود. بنابراينكه مراد از اتباع، اتباع عملى باشد; به قرينه «اطيعوا» كه اتباع از گفتار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 107 - 9
9 ـ حب و بغض خداوند ، تعيين كننده حركت ها و عملكرد هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لاتجدل . .. إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 19
19 ـ نه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مسؤوليت عمل و انديشه هاى مشركان و مخالفان را بر عهده دارد و نه مشركان پاسخگوى عمل پيامبرند.
ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء
در اين برداشت مرجع دو ضمير جمع در «حسابهم» و «عليهم» مشركان است و در «حسابهم» اضافه مصدر به فاعل خويش است ; يعنى: «حساب المشركين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 6
6 - لزوم هماهنگى بين گفتار و كردار رهبران جامعه
وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 75 - 10
10 ـ گفتار و كردار مريم ( ع ) هماهنگ با يكديگر و مطابق با واقع
امه صديقة
«صديق» به كسى گفته مى شود كه سخن و اعتقادش مطابق واقع باشد و راستگويى خودش را با كردارش ثابت كند. (اين معنا را راغب از برخى اهل لغت نقل كرده است).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 9 - 10
10 - خداوند ، همواره بر همه كردار هاى مسلمان ها آگاهى دارد .
و كان اللّه بما تعملون بصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 16
16 ـ خداوند ، مسيحيان را از كرده هاى هميشگى آنان آگاه خواهد ساخت .
و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون
فعل مضارع «يصنعون» چون پس از «كانوا» واقع شده، دلالت بر استمرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 19
19 ـ نه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مسؤوليت عمل و انديشه هاى مشركان و مخالفان را بر عهده دارد و نه مشركان پاسخگوى عمل پيامبرند.
ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء
در اين برداشت مرجع دو ضمير جمع در «حسابهم» و «عليهم» مشركان است و در «حسابهم» اضافه مصدر به فاعل خويش است ; يعنى: «حساب المشركين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 6
6 - خداوند ، به افكار و كردار منكران معاد و تكذيب كنندگان قرآن ، داناتر از هر كس ديگر است .
و اللّه أعلم بما يوعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 6
6 - خداوند ، به افكار و كردار منكران معاد و تكذيب كنندگان قرآن ، داناتر از هر كس ديگر است .
و اللّه أعلم بما يوعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 28 - 1
1- خداوند به تمامى گفتار و كردار ملائكه و گذشته و حال آنان آگاه است .
يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 167 - 20
20 ـ افشاگرى و تهديد خداوند عليه عملكرد هاى كفرآميز منافقان
يقولون بافواههم ما ليس فى قلوبهم و اللّه اعلم بما يكتمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 63 - 3
3 ـ عذرتراشى هاى بى پايه منافقان ، در مورد عملكرد نارواى خود در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
ان اردنا الّا احساناً و توفيقاً. اولئك الّذين يعلم اللّه ما فى قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 88 - 6،7
6 ـ اعمال نارواى منافقان ، عامل واژگونه شدن فهم و درك آنان
و اللّه اركسهم بما كسبوا
«اركاس» به معناى برگرداندن و وارونه كردن است كه به قرينه «اتريدون . .. »، مراد از آن وارونه شدن درك آنان براى هدايت يافتن است.
7 ـ اعمال نارواى منافقان ، عامل برگشت آنان به كفر و ضلالت
و اللّه اركسهم بما كسبوا
با توجه به جمله «بما كفروا» در آيه بعد، از مصاديق «اركاس» (وارونه شدن)، گرايش آنان به كفر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 15
15 ـ عملكرد ، مواضع اجتماعى و خصلت هاى مؤمنان و منافقان ، كاملاً متفاوت و متضاد است .
المنفقون و المنفقت . .. يأمرون بالمنكر ... و المؤمنون و المؤمنت ... يأمرون بالمع
با توجه به تقابل اين آيه با آيه 67 ـ كه در مورد خصلتهاى منافقان بود ـ برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 11 - 9
9 - چهره جدى و مصمم منافقان ، در مقام سخن و فاقد واقعيت در مرحله عمل
الذين نافقوا يقولون . .. لنخرجنّ ... و اللّه يشهد إنّهم لكـذبون
تأكيدهاى مكرر در «لنخرجنّ» و «لننصرنّكم»، چهره قاطع منافقان را در مرحله سخن مى نماياند و گواهى خداوند به سخن كذب آنان، عمل نكردن آنان را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 24،26
24 - رفتار هاى بيمارگونه منافقان مدينه ، ناشى از بى ايمانى آنان بود .
أشحّة عليكم فإذا جاء الخوف . .. تدور أعينهم ... فإذا ذهب الخوف سلقوكم بألسنة حدا
26 - رفتار هاى بيمارگونه منافقان مدينه ، امرى پيش پا افتاده بود و نمى توانست مشكلى ايجاد كند .
أشحّة عليكم . .. سلقوكم ... و كان ذلك على اللّه يسيرًا
احتمال دارد مشاراليه «ذلك» حال و وضع منافقان مدينه، يعنى تلاش آنان براى بازداشتن مسلمانان از شركت در جهاد و آزار زبانى شان باشد در اين صورت، سهل بودن آن كارها براى خدا، به معناى اين خواهد بود كه آن تلاش ها، مشكلى ايجاد نمى كند و امورى سهل و پيش پا افتاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 4 - 6
6- توجه به علم همه جانبه خداوند به گفتار و اعمال موجودات جهان ، بازدارنده آدمى از حق ستيزى و گناه
أسرّوا النجوى . .. قال ربّى يعلم القول فى السماء والأرض و هو السميع العليم
خداوند در پاسخ به توطئه ها و سخنان سرّى مشركان عليه اسلام، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمان داد كه علم همه جانبه الهى را به آنان گوشزد كند. اين حقيقت مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 108 - 1
1 ـ بيان آثار و نتايج رفتار انسان ها ـ مؤمن و كافر ـ در قيامت ، از آيات حق الهى
يوم تسودّ . .. تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 172 - 9
9 ـ تفاوت مؤمنان مجاهد ، از نظر عملكرد و پاداش
لا يضيع اجر المؤمنين. الّذين استجابوا للّه ... للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر ع
اگر «الّذين» صفت براى «المؤمنين» باشد، مؤمنان به دو گروه تقسيم شده اند: آنان كه دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را براى جهاد پذيرفتند، ولى از تقوا و احسان لازم برخوردار نبودند; و آنان كه دعوت را پذيرفتند و داراى احسان و تقوا نيز بوده اند. «اجر عظيم»، مخصوص گروه دوّم است و به دليل «انّ اللّه لا يضيع اجر المؤمنين»، گروه اول نيز داراى پاداش هستند; امّا نه پاداش عظيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 7،34
7 ـ خداوند ، هرگز عمل مؤمن را ضايع نكرده و وى را از پاداش اعمالش بهره مند خواهد كرد .
انّى لا اضيع عمل عامل منكم
خطاب «منكم» مى رساند كه اگر انجام دهنده اعمال نيك مؤمن باشد، عمل او ضايع نخواهد شد و در دنيا و آخرت به ثمر خواهد نشست.
34 ـ ضايع نشدن اعمال مؤمنان و ثمردهى آن ، به بهره مندى از پاداش هاى الهى ( مغفرت و بهشت ) است .
انّى لا اضيع عمل عامل . .. ثواباً من عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 49 - 7
7 ـ خداوند ، مؤمنان متوكل بر وى را بر دشمنانشان پيروز و كار هاى آنان را حكيمانه سامان خواهد بخشيد .
و من يتوكل على اللّه فإن اللّه عزيز حكيم
جواب شرط «و من يتوكل على اللّه» حذف شده و جمله «فان اللّه . .. » جانشين آن شده و دلالت بر آن دارد كه تقدير جمله چنين است: و من يتوكل على اللّه يـــــنصره و يحكم أمره فــان اللّه ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 20
20 ـ هشدار خداوند به مؤمنان نسبت به چگونگى اعمالشان در قبال فرمان هاى خداوند
و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 15،22
15 ـ عملكرد ، مواضع اجتماعى و خصلت هاى مؤمنان و منافقان ، كاملاً متفاوت و متضاد است .
المنفقون و المنفقت . .. يأمرون بالمنكر ... و المؤمنون و المؤمنت ... يأمرون بالمع
با توجه به تقابل اين آيه با آيه 67 ـ كه در مورد خصلتهاى منافقان بود ـ برداشت فوق استفاده مى شود.
22 ـ ارزش و پاداش اعمال زنان و مردان مؤمن در پيشگاه خداوند ، همسان است .
و المؤمنون و المؤمنت . .. أولئك سيرحمهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 122 - 4
4ـ اعمال و عقايد مؤمنان ، موجب دستيابى آنان به فرجامى نيك خواهد شد .
إنا عـملون . .. إنا منتظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 21 - 3
3- لزوم هماهنگى گفتار و كردارِ مؤمنان ، در راستاى طاعت خداوند *
طاعة و قول معروف
در صورتى كه «طاعة و قول معروف» مبتدا براى خبر محذوف باشد; از مجزا آمدن «طاعة» و «قول معروف» استفاده مى شود كه آنچه خداوند از انسان مى خواهد، صرف طاعت عملى نيست; بلكه بايد سخن انسان همراه با عمل وى، نيك و پسنديده باشد و در ضمنِ طاعت، اظهار ناراحتى نكند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 31 - 10
10- اعمال مؤمنان ، چونان سخنان و اقرار هاى آنان ، مورد آزمون الهى است . *
و نبلوا أخباركم
كلمه «أخبار» مى تواند به معناى اعمال مؤمنان باشد كه معمولاً در منظر ديد همگان قرار مى گيرد. در اين صورت از ارتباط «نبلوا أخباركم» با صدر آيه، استفاده مى شود كه اولاً مدعيان ايمان، آزمايش مى شوند تا اهل عمل و صبر شناخته شوند و ثانياً اهل عمل و جهاد و صبر نيز آزمايش مى شوند تا مراتب خلوص و ارزش هر عمل مشخص گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 24،26
24 - خداوند ، به تمامى اعمال مؤمنان آگاه است .
و اللّه بما تعملون خبير
خطاب در آيه شريفه، متوجه مؤمنان است و مفهوم «ما» در «بما تعملون» عام و دربرگيرنده همه اعمال مى باشد.
26 - احاطه علمى خداوند ، به تمامى اعمال مؤمنان ، تضمين كننده پاداش هاى اخروى آنها
و كلاًّ وعد اللّه الحسنى و اللّه بما تعملون خبير
يادآورى احاطه علمى خداوند به همه اعمال ـ پس از وعده پاداش برتر به همه مؤمنان ـ مى تواند براى ايجاد و اطمينان در مؤمنان باشد و نيز آنان به اين يقين داشته باشند كه خداوند به هر عمل نيك آنان، آگاه است. همچنين اعمال نيك آنان ـ هر چند كوچك باشد ـ ضايع نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 27 - 4
4 - نقض پيمان ، بويژه پس از تأكيد بر آن ، امرى ناپسند و نكوهيده است .
الذين ينقضون عهد اللّه من بعد ميثقه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 80 - 15
15 - نسبت دادن حكم و سخنى به خداوند ، در صورتى كه او آن را بيان نكرده باشد ، نسبتى دروغ و امرى نارواست .
أتخذتم عند اللّه عهداً . .. أم تقولون على اللّه ما لاتعلمون
برداشت فوق، مقتضاى معادله ميان دو جمله «أتخذتم عند اللّه عهداً» و «أم تقولون على اللّه . ..» است; يعنى، سخن يا حكمى كه به خداوند نسبت مى دهيد يا خود خدا آن را بيان كرده كه در اين صورت، نسبتى روا و صحيح است و اگر نه دروغى است كه به خداوند نسبت مى دهيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 101 - 16
16 - خودفريبى و تجاهل در برخورد با حقايق ، امرى نكوهيده و ناروا
نبذ فريق من الذين أوتوا الكتب . .. كأنهم لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 136 - 9،12
9 - ايمان داشتن به برخى از پيامبران و كافر شدن به برخى ديگر ، مايه هدايت نبوده و ناروا مى باشد .
قالوا كونوا هوداً أو نصرى تهتدوا . .. لانفرق بين أحد منهم
12 - تسليم غير خدا شدن ، امرى نكوهيده و ناشايست
ملة إبرهيم حنيفاً و ما كان من المشركين
تقديم «له» بر «مسلمون» گوياى حصر است. بنابراين جمله «نحن له مسلمون» بيانگر دو حقيقت است: 1ـ تسليم خدا بودن; 2ـ تسليم غير او نشدن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 148 - 8
8 - مشاجره و مجادله بر سر قبله و احكام فرعى دين ، از مصداق هاى خير نيست .
و لكل وجهة هو مولّيها فاستبقوا الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 169 - 5،11
5 - اظهار نظر درباره احكام دين ( فتوا دادن ) بدون علم ، امرى نكوهيده و حرام است .
و أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون
11 - پرهيز از نعمت هاى حلال و طيب ، استفاده از پليدى ها و حرام خوارى ، از كار هاى بد و ناپسند است .
كلو مما فى الأرض حلالا طيباً . .. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 170 - 6،10
6 - تعصب هاى نژادى و فاميلى ، امرى نكوهيده و زمينه ساز حق ناپذيرى است .
و إذا قيل لهم اتبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاباءنا
10 - پيروى از بى خردان و هدايت نيافتگان و تقليد از آنان ، امرى ناروا و نكوهيده است .
أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 172 - 13
13 - زهد گرايى با تحريم طيبات و مواهب الهى بر خويش ، امرى نابجا و ناشايست .
يأيها الذين ءامنوا كلوا من طيبت . .. إن كنتم إياه تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 3،7
3 - پرداخت رشوه به قاضيان ، ناروا و حرام است .
و تدلوا بها إلى الحكام
«تدلوا» عطف بر «تأكلوا» است و لذا مجزوم به «لا»ى ناهيه مى باشد; يعنى: و لاتدلوا . .; ادلاء (مصدر تدلوا) به معناى فرستادن دلو در چاه است و در آيه كنايه از وسيله قرار دادن مى باشد. بنابراين «تدلوا بها ...»; يعنى، به قاضيان اموالى را نپردازيد تا بدين وسيله به اموال مردم چنگ اندازى كنيد. گفتنى است كه به دست آوردن مال خصوصيتى ندارد و لذا مى توان حرمت رشوه را در همه مواردى كه حقى ضايع شود استفاده كرد. كلمه «بالأثم» مؤيد اين حقيقت است.
7 - ناروايى و حرمت پرداخت رشوه به منظور جلب نظر حاكمان و قضاوت ايشان به سود رشوه دهنده ، حكمى معلوم براى همگان
و تدلوا بها إلى الحكام لتأكلوا فريقاً من أمول الناس بالأثم و أنتم تعلمون
مفعول «تعلمون» مى تواند حرمت رشوه پرداختن به حاكمان باشد و نيز مى تواند حرمت تصرف در اموال ديگران باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 225 - 5
5 ـ ناپسندى سوگند هاى بيهوده و لغو *
لا يؤاخذكم اللّه باللغو فى ايمانكم . .. و اللّه غفور حليم
از آيه مزبور استفاده مى شود كه يادكننده سوگندهاى بيهوده، استحقاق مؤاخذه را دارد; ولى خداوند تفضّلا او را مؤاخذه نمى كند. اين برداشت، مخصوصاً با تكيه بر صفت «غفور» كه در پايان آيه آمده است، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 268 - 4،14
4 ـ شيطان ، ترغيب كننده آدميان به زشتيها
و يأمركم بالفحشاء
14 ـ انفاق نكردن و نيز انفاق از اموال خبيث ( غير مرغوب ) ، از مصاديق فحشا و زشتى
انفقوا من طيّبات ما كسبتم . .. الشّيطان يعدكم الفقر و يأمركم بالفحشاء
جمله «يأمركم بالفحشاء»، تفسيرى از وسوسه شيطان، مبنى بر ترك انفاق و نيز انفاق از مال خبيث است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 156 - 15
15 ـ نظارت و بينايى خداوند به كردار بندگان ، هشدارى به ترك كنندگان جهاد
انّ الّذين تولّوا منكم . .. و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 175 - 3
3 ـ ترساندن مؤمنان از دشمن و بازداشتن آنان از جهاد ، عملى است شيطانى .
انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم . .. انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 182 - 1،2
1 ـ عذاب سخت يهود در آخرت ، دستاورد اعمال نارواى آنان ( نسبت دادن فقر به خدا و كشتن انبيا )
ذوقوا عذاب الحريق. ذلك بما قدّمت ايديكم
2 ـ عذاب و كيفر اخروى انسان ها ، نتيجه عملكرد خود آنان
ذلك بما قدّمت ايديكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 188 - 6،8،10
6 ـ انتظار ستايش بدون عملى شايسته ، امرى مذموم و ناپسند
لا تحسبنّ الّذين . .. و يحبّون ان يحمدوا بما لم يفعلوا
8 ـ ترك عمل به وظيفه و ادعاى انجام آن و انتظار ستايش در برابر عملى كه انجام نشده ، ناپسند و موجب عذاب دنيا و آخرت است .
و يحبّون ان يحمدوا . .. فلا تحسبنّهم بمفازة من العذاب و لهم عذاب اليم
تكرار كلمه عذاب دلالت بر اين دارد كه آنها به دو عذاب گرفتار مى شوند، و به نظر مى رسد يكى از آن دو، عذاب دنيوى و ديگرى عذاب اخروى باشد.
10 ـ واهى بودن پندار نجات عالمان اهل كتاب از عذاب الهى ، با وجود عملكرد ناشايست آنان ( كتمان حقايق و . . . )
لا تحسبنّ الّذين . .. بمفازة من العذاب
كلمه «مفازة»، مصدر ميمى و به معناى خلاص و نجات يافتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 13
13 ـ ضايع كردن كار ديگران ، نارواست . *
انّى لا اضيع عمل عامل منكم
چون خداوند ضايع نكردن اعمال نيك را به عنوان خويى پسنديده مطرح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 15 - 5
5 ـ زنا و مساحقه ، عملى بسيار زشت
و الّتى يأتين الفاحشة من نسائكم
فاحشه در لغت به معنى عمل بسيار زشت است و در آيه فوق از زنا و مساحقه به فاحشه تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 20 - 6
6 ـ پس گيرى مهريّه از سوى شوهران ، كارى باطل و گناهى آشكار است .
فلا تاخذوا منه شيئاً اتأخذونه بهتاناً و اثماً مبيناً
در برداشت فوق، «بهتاناً» و «اثماً»، حال براى «اَخْذ» (كه از «تأخذونه» استفاده مى شود) گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 21 - 1
1 ـ بازپس گيرى مهريّه زنان ، دور از انسانيّت و خلاف انصاف است .
و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض
در آيه قبل، بازپس گيرى مهريه، ظلم و گناه شمرده شد و اين آيه با طرح سؤال، وجدان انسانى را به قضاوت برمى انگيزاند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 22 - 7
7 ـ ازدواج با همسر پدر ( و يا زنى كه پدر با او آميزش كرده ) ، زشت و مورد خشم خدا و روشى ناپسند است .
و لا تنكحوا ما نكح اباءُوكم . .. انّه كان فاحشةً و مقتاً و ساء سبيلاً
«مقت»، به معناى خشم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 32 - 4
4 ـ چشمداشت به نعمت هاى ديگران ، كارى زشت و نكوهيده
و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 37 - 2،7
2 ـ خداوند ، كسانى را كه مردم را به بخلورزى دعوت كنند ، دوست ندارد .
انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل
7 ـ توجه به نقش فضل الهى در بهره مندى انسان از نعمت ها ، بيانگر زشتى بخل و پنهان ساختن داراييها
الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل و يكتمون ما اتيهم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 40 - 2
2 ـ ظلم و ستم به ديگران ، به هر اندازه كه باشد ، نارواست .
انّ اللّه لا يظلم مثقال ذرّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 49 - 7،8
7 ـ پاك و پيراسته دانستن خويش و يا ديگران ، بدون دليلى مستند به خداوند ، ناروا و دخالت در شؤون خداوند است .
الم تر الى الذين يزكّون انفسهم بل اللّه يزكّى من يشاء
8 ـ ناپسندى خودستايى و ادعاى رشديافتگى و كمال
الم تر الى الذين يزكّون انفسهم بل اللّه يزكّى من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 85 - 10
10 ـ اعمال خوب و بد اشخاص ، محفوظ است و از بين نخواهد رفت .
و كان اللّه على كل شىء مقيتا
بيان نگهبانى خداوند، پس از بيان عملكردهاى خوب و بد اشخاص، اشاره به اين دارد كه اعمال آدمى از بين نخواهد رفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 20
20 ـ كشتار و تعرض نابجا به افراد به خاطر دستيابى به غنيمت ، از روش هاى ناپسند دوران جاهليت
و لا تقولوا . .. لست مؤمناً تبتغون عرض الحيوة الدّنيا ... كذلك كنتم من قبل
ظاهراً «كذلك» اشاره است به جمله «تبتغون عرض . .. » بر اين اساس، مقصود از «من قبل»، قبل از اسلام، يعنى دوران جاهليت است كه به خاطر مال دنيا، بدون هيچ دليلى ديگران را مى كشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 108 - 11
11 ـ هشدار خداوند به انسان در مورد اعمال و كار هاى ناشايست نهانى او
اذ يبيتون . .. و كان اللّه بما يعملون محيطاً
از مصاديق مورد نظر براى «مايعلمون»، به قرينه جمله «اذ يبيتون»، اعمال پنهانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 109 - 1
1 ـ دفاع از خائن ، عملى نكوهيده و مورد توبيخ خداوند
هأنتم هؤلاء جدلتم عنهم فى الحيوة الدنيا
كلمه «هولاء»، اشاره به خيانتكاران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 119 - 12
12 ـ حرمت تغيير در آفرينش طبيعى و اوليه موجودات به انگيزه هاى شيطانى
و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه
ظاهراً «خلق»، به معناى مخلوق و آفريده هاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 2
2 ـ نشوز شوهر و عدم تأمين حقوق همسر ، امرى ناروا و ناپسند
و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً او اعراضاً فلاجناح عليهما ان يصلحا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 146 - 5
5 ـ اصلاح گذشته ، مشروط به توبه و پشيمانى از اعمال نارواست و اطاعت خالصانه از خداوند در گرو اعتصام به اوست .
الا الذين تابوا و أصلحوا و اعتصموا باللّه و أخلصوا دينهم
ظاهراً جمله «اصلحوا» و «اعتصموا» و «اخلصوا»، هر يك مترتب بر ديگرى است. يعنى بدون بازگشت از نفاق، اصلاح ممكن نيست، و بدون اصلاح، اعتصام به خدا امكان ندارد، و بدون اعتصام به خدا، رهايى از ريا غير ممكن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 162 - 8
8 ـ خواسته هاى نابجا ، اعمال ناروا و رذايل اخلاقى يهود ، نشأت گرفته از جهل آنان و ناباورى ايشان نسبت به تعاليم دين
يسئلك أهل الكتب . .. لكن الرسخون فى العلم منهم و المؤمنون
توصيف صالحان يهود با عنوان عالمان ژرفنگر و مؤمنان واقعى، بيانگر اين حقيقت است كه جهل و ناباورى به تعاليم انبيا مايه گرايش عامه يهود به اعمال ناروا و رذايل اخلاقى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 169 - 2
2 ـ كفر ، گرايش به اديان باطل و انجام كردار هاى ناروا ، راهى است به سوى دوزخ .
و لاليهديهم طريقاً. الا طريق جهنم
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از ظرف و زمان هدايت در جمله «و لاليهديهم . ..» حيات دنيا باشد ; بر اين مبنا مقصود از هدايت كافران به راه جهنم، فراهم سازى زمينه هاى كفرپيشگى و اعمال ناروا براى آنان است كه سرانجام آن دوزخ خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 28
28 ـ اسراف و قانونشكنى ، با وجود تعاليم انبيا ، بسى ناروا و ناپسند
ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 50 - 3
3 ـ گريز از احكام الهى و گرايش به احكام جاهلى ، شيوه و منشى ناپسند
افحكم الجهلية يبغون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 62 - 9
9 ـ زشتى و ناروايى گناه ، تجاوز و حرام خوارى
يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت لبئس ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 10
10 ـ سكوت عالمان يهود و نصارا در برابر منكرات جامعه خويش ، بسيار زشت و ناپسند
لبئس ما كانوا يصنعون
ظاهراً مراد از ضمير در «كانوا» و «يصنعون»، «ربانيون» و «احبار» مى باشد نه توده اهل كتاب ; قابل ذكر است كه در برداشت فوق مراد از «ما»ى موصوله، سكوت عالمان اهل كتاب در برابر گناهان دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 9
9 ـ ترك نهى از منكر عملى زشت و ناپسند
كانوا لايتناهون . .. لبئس ما كانوا يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 80 - 6
6 ـ پذيرش ولايت مشركان و دوستى با آنان از جمله اعمال ناپسند و رايج در بين انبوهى از يهوديان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لبئس ما كانوا يفعلون. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا
جمله «يتولون الذين كفروا» مصداقى براى جمله «لبئس ما كانوا يفعلون» است. وبه قرينه آيه 82 (و لتجدن اقربهم مودة ...) كه مسيحيان را دوستار مسلمانان معرفى كرده است، معلوم مى شود، مراد از بنى اسرائيل در اين بخش از آيات، يهوديان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 2
2 ـ شراب خوارى ، قمار بازى ، گرايش به مظاهر شرك و تفأل هاى مرسوم در جاهليت ، كردارى شيطانى است
انما الخمر . .. من عمل الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 103 - 11
11 ـ محروم نمودن خويش و يا ديگران از حلال هاى الهى به نام دين و ديندارى ، حرام و ناپسند است .
ما جعل اللّه من بحيرة . .. و لكن الذين كفروا يفترون على اللّه الكذب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 104 - 14
14 ـ تقليد از جاهلان گمراه كارى ناپسند و باطل
او لو كان ءاباؤهم لايعلمون شيئاً و لايهتدون
لحن مذمت بار آيه دلالت بر بطلان و زشتى تقليد از جاهلان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 106 - 3،28
3 ـ سهل انگارى در وصيت به هنگام مشاهده آثار مرگ ـ هر چند در سفر و ديار كافران ـ امرى ناشايست براى اهل ايمان
إذا حضر احدكم الموت حين الوصية
«حين الوصية» بدل از «اذا» مى باشد، يعنى هنگام مشاهده آثار مرگ هنگام پرداختن به وصيت است نه انجام كارى ديگر و اين گوياى تأكيد الهى بر امر وصيت مى باشد.
28 ـ كتمان شهادت و تغيير آن ، حرام و امرى ناروا در اديان الهى
لانشترى به ثمناً و لو كان ذا قربى و لانكتم شهدة اللّه إنّا اذاً لمن الاثمين
جمله «انا اذاً . ..» سخنى است كه شاهدان غير مسلمان نيز بايد آن را در پايان سوگند خويش بيان دارند و در حقيقت اعتراف كنند كه در صورت كتمان شهادت گنهكار هستند و اين نشان مى دهد كه پيروان ديگر اديان الهى نيز شهادت هاى دروغين را حرام و ناروا مى دانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 5 - 2
2 ـ تكذيب حق (قرآن)، بدون تأمل در آن، مورد سرزنش خداوند است.
فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم فسوف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 91 - 15
15 ـ كتمان معارف و حقايق كتب آسمانى امرى نكوهيده است.
تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون كثيرا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 113 - 7
7 ـ دل سپردن و رضايت دادن و عمل كردن، مراحل تأثير تبليغات شيطانى است.
و لتصغى . .. و ليرضوه و ليقترفوا
«اقتراف» به معنى به دستاوردن چيزى است و غالباً در مواردى به كار مى رود كه آن كار ناپسند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 114 - 14
14 ـ ارجاع داورى به غير خداوند از سوى كسى كه حقانيت و اعجاز قرآن را دريافته، كارى بس نكوهيده و نارواست.
أفغير الله أبتغى حكما . .. فلا تكونن من الممترين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 142 - 8
8 ـ خوردن روزى خداوند و پيروى كردن از شيطان، كارى است ناشايست و نكوهيده.
كلوا مما رزقكم الله و لا تتبعوا خطوت الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 159 - 1
1 ـ پذيرش بخشى از دين و رها كردن بخشى ديگر، امرى ناروا و مانند نپذيرفتن همه دين است.
إن الذين فرقوا دينهم . .. لست منهم فى شىء
مراد از «دين»، دين الهى است و متفرق ساختن دين به معناى پذيرش بخشى از آن و نپذيرفتن بخشى ديگر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 29 - 2
2 ـ كردارهاى زشت و شنيع، خارج از دايره قسط
قل إن الله لا يأمر بالفحشاء . .. قل أمر ربى بالقسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 74 - 17
17 ـ فسادانگيزى و فسادگرى در زمين ، امرى حرام و بسيار ناپسند
و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
«لا تعثوا» خود به معناى «فساد نكنيد» است. بنابراين «مفسدين» حال مؤكد خواهد بود و همان نهى را تأكيد مى كند. لذا جمله «لا تعثوا ... » دلالت بر شدت ناپسندى و حرمت فسادانگيزى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 80 - 6
6 ـ لوط با توصيف لواط به عنوان كردارى بسيار زشت ، قوم خويش را به سبب ارتكاب آن نكوهش كرد .
أتأتون الفحشة
«فاحشة» به عمل بسيار شنيع گفته مى شود. استفهام در جمله «أتأتون ... » انكار توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 139 - 4
4 ـ اعمال بت پرستان ، اعمالى باطل و بى ثمر در پيشگاه خداوند
و بطل ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 169 - 13
13 ـ انتساب امورى ناحق به خداوند ، امرى نكوهيده و حرام
أن لا يقولوا على اللّه إلا الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 196 - 7
7 ـ شركورزى و پرستش غير خدا ، كردارى ناشايسته و مايه محروميت از ولايت و حمايت هاى خداوند است .
و هو يتولى الصلحين
مصداق مورد نظر براى صلاح و صالحان، به قرينه آيات گذشته، توحيد و مؤمنان موحد است و در مقابل آن شرك و مشركان خواهد
بود. بنابراين مفهوم جمله «و هو ... » عدم حمايت خداوند از مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 205 - 7
7 ـ غفلت از ياد خدا ، امرى نكوهيده و نارواست .
و لاتكن من الغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 67 - 1،16
1 ـ گرفتن اسير در ميدان نبرد ، پيش از غلبه بر دشمن و سركوبى كامل او ، امرى بس ناروا و حرام است .
ما كان لنبى أن يكون له أسرى حتى يثخن فى الأرض
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مفعول «يثخن» كلمه اى همانند «العدو» باشد كه به قرينه مقام حذف شده است و «ال» در «الأرض» نيز جانشين مضاف إليه باشد، يعنى أرض المعركه (منطقه جنگ). گفتنى است كه اثخان عدو، چنانچه در لسان العرب آمده، به معناى غلبه بر دشمن با كشتار وسيع آنان است. بنابراين جمله «ما كان ... » بيانگر اين معناست كه اسير گرفتن از دشمن پيش از غلبه بر او جايز نيست.
16 ـ پيامبران تا پيش از استقرار دين و حكومتشان بر زمين ، از گرفتن اسير در ميدان نبرد پرهيز داشته و آن را ناروا مى دانستند .
ما كان لنبى . .. و اللّه عزيز حكيم
برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول «يثخن» كلمه اى همانند «دينه» و يا «حكومته» باشد. بر اين مبنا اثخان به معناى تثبيت و محكم كردن است. بنابراين جمله «ما كان لنبى ... » مى رساند كه پيامبران تا زمانى كه حكومت و دينشان در زمين تثبيت نمى شد، از اسير گرفتن در ميدان نبرد امتناع مى كردند. قابل ذكر است اگر مجاهدا از اين امر تخلف كنند و اسير بگيرند، به دليل آيه 70، نمى توان گفت بايد آن اسيران كشته شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 9 - 8
8 ـ سوداگرى بر سر آيات الهى و دين حق ، از كردار هاى بد آدمى
اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا . .. إنهم ساء ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 19 - 2
2 ـ همسنگ قرار دادن كافر و مشرك نيك كردار با مؤمن مجاهد ، عملى ناصواب و شايسته ملامت و توبيخ است .
أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر و جهد فى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 37 - 1،11
1 ـ جا به جا كردن ماه حرام و ماه حلال ( انتقال دادن حرمت ماه محرم به ماه صفر و حليت ماه صفر به محرم ) از كار هاى نادرست عرب هاى جاهلى
إنما النسىء زيادة فى الكفر
براى عربهاى جاهلى كه با داشتن خوى جنگ طلبى و غارتگرى، تحمل ترك جنگ در سه ماه متوالى (ذيقعده، ذيحجه و محرم) بسيار شاق و دشوار بود، به زعم خود، ماههاى محرّم و صفر را پس و پيش مى كردند; يعنى، در ماه محرّم الحرام مى جنگيدند و در ماه صفر متاركه جنگ داشتند; سال بعد دوباره محرّم را به جاى خود بر مى گرداندند و به اين كار «نسىء» (تأخير انداختن) مى گفتند.
11 ـ « نسىء » ، ( جا به جا كردن ماه هاى حلال و حرام ) ، از اعمال زشت عرب هاى جاهلى و كارى پسنديده و زيبا در ديدگاه آنان
إنما النسىء زيادة فى الكفر . .. زين لهم سوء أعملهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 38 - 9
9 ـ دلخوش كردن به زندگى دنيوى و ترجيح دادن آن بر حيات اخروى ، امرى است ناپسند و مورد نكوهش خداوند .
أرضيتم بالحيوة الدنيا من الأخرة فما متع الحيوة الدنيا فى الأخرة إلا قليل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 27 - 4
4 ـ كيفر هر كار بد در قيامت ، كيفرى متناسب با همان كار بد خواهد بود .
جزاء سيئة بمثلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 32 - 7
7 ـ روى برتافتن از توحيد و يكتاپرستى و گرايش به شرك و بت پرستى ، كارى شگفت و در پى دارنده نكوهش سخت خداوند
فذلكم اللّه ربكم الحق . .. فأنى تصرفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 68 - 12
12 ـ نسبت دادن چيزى به خداوند ، بدون دليل قاطع و بى اطلاع از درستى و نادرستى آن ، امرى ناپسند و مورد نكوهش خداوند است .
قالوا اتخذ اللّه ولداً . .. إن عندكم من سلطن بهذا أتقولون على اللّه ما لا تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 94 - 10
10 ـ ترديد و شك در الهى و حق بودن قرآن ، امرى ناروا و خلاصى نفس از آن ، ضرورى و لازم است .
لقد جاءك الحق من ربك فلاتكونن من الممترين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 47 - 1
1ـ نوح ( ع ) ، از تقاضاى نجات فرزند ناصالحش منصرف شد و آن را امرى نابه جا دانست .
فقال رب إن ابنى من أهلى . .. قال رب إنى أعوذبك أن أسئلك ما ليس لى به علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 52 - 8
8ـ خيانت به مردم ، گناه و رفتارى نكوهيده است .
ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 92 - 4
4ـ يوسف ( ع ) پس از اعتراف برادرانش به خطا ، هر گونه سرزنش آنان را از ناحيه خويش و ديگران ، ناروا شمرد .
لاتثريب عليكم اليوم
كلمه «تثريب» نكره است و پس از حرف نفى (لا) قرار گرفته است. از اين رو شامل هر گونه ملامت مى شود. ياد نكردن از فاعل (سرزنش كننده) دلالت بر عموم دارد ; يعنى، هيچ كس نه من و نه ديگرى. جمله «لاتثريب عليكم اليوم» جمله اى خبرى و در مقام انشا و دستور است ; يعنى، نبايد شما ملامت شويد و يا نبايد هيچ كس شما را ملامت كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 14 - 2
2ـ خواندن معبود هاى دروغين و درخواست كردن از آنها ، كردارى بيهوده و باطل است .
له دعوة الحق
تقديم «له» بر «دعوة الحق» حاكى از حصر است ; يعنى ، دعوت حق تنها از آنِ اوست نه از آن غير او. و مراد از غير او به قرينه جمله بعد معبودهايى است كه مشركان آنان را مى خواندند و مى پرستيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 25 - 4
4ـ نقض پيمان به ويژه پس از تأكيد بر آن ، امرى ناروا و نكوهيده است .
و الذين ينقضون عهد الله من بعد ميثـقه . .. أُولـئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار
«ميثاق» در «من بعد ميثاقه» مصدر و به معناى استحكام بخشيدن است و ضمير در «ميثاقه» به «عهد» برمى گردد. بنابراين «من بعد ميثاقه» ; يعنى ، پس از استحكام بخشيدن به عهد و تأكيد بر پايبندى به آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 3 - 8
8- متمركز كردن تمامى همّ و تلاش بر بهرهورى هر چه بيشتر از تمتعات و لذت هاى دنيوى و دل بستن به آرزو هاى واهى ، امرى ناپسند و محكوم است .
ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا و يلههم
آيه، تعريض است به اينكه: كافرانِ هدايت ناپذير، تمام همّشان تمتعات دنيوى است; لذا بايد آنان را به حال خود رها كرد و اين حاكى از ناخرسندى خداوند از آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 68 - 6
6- تعرّض و اهانت به مهمان ديگران ، عملى ناپسند و ممنوع است .
قال إن هـؤلاء ضيفى فلاتفضحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 69 - 8
8- تعرّض و اهانت به مهمان ديگران ، عملى ناپسند و به دور از تقواپيشگى
قال إن هـؤلاء ضيفى . .. و اتقوا الله و لاتخزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 88 - 6
6- چشم دوختن و غبطه خوردن به مال و منال دنيا ، امرى نكوهيده و ناپسند
لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 17 - 8
8- بى توجهى به غير قابل قياس بودن خالق با غير خالق ، مذموم و ناپسند است .
أفمن يخلق كمن لايخلق أفلاتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 28 - 15
15- اسطوره خواندن قرآن ، توطئه عليه دين الهى و انتخاب كفر ، اعمالى زشت و ناپسند
و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 45 - 2،5
2- شبهه اندازى درباره معاد و پيامبرى رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، عملى زشت و نكوهيده است .
و أقسموا بالله جهد أيمـنهم لايبعث الله من يموت . .. و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجا
«سيّئات» (جمع سيّئة) به معناى هر عمل زشت است و مراد از «السيّئات» در آيه ـ به قرينه «فأصابهم سيّئات ما عملوا» ـ مى تواند شبهاتى باشد كه در آيات قبل از سوى مشركان مطرح شده بود.
5- هرگونه تلاشى براى بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از هدف خويش ، زشت است .
أفأمن الذين مكروا السيّئات
«مكر» در لغت به معناى بازداشتن شخص از هدفش است و «السيّئات» مفعولٌ به براى «مكروا» مى باشد و متضمن معناى فعلى متعدى مثل «عملوا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 63 - 7
7- فريب ديگران با ظاهرسازى ، امرى شيطانى و مذموم
فزيّن لهم الشيطـن أعمـلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 11
11- اعراض از تشكيل خانواده ، فرزنددارى ، تعاون اجتماعى و بهرهورى از روزى هاى حلال الهى ، شيوه اى باطل و نادرست است . *
و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا . .. أفبالبـطل يؤمنون
بدان احتمال كه "و الله جعل لكم. .." در مقام بيان ارزش دادن به موضوع همسرى و ... باشد و در پايان بيان اعتراض آميز "أفبالباطل يؤمنون" در ردّ كسانى باشد كه از پذيرش اين ارزشها روى گردانند، اين برداشت به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 92 - 4
4- فريبكارى و خدعه با مردم ، عملى نكوهيده در بينش الهى
تتّخذون أيمـنكم دخلاً بينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 15 - 10
10- عقاب و كيفر دادن بر هر عملى بدون بيان زشتى و خلاف بودن آن عمل ، زشت و ناپسند است .
و ما كنّا معذّبين حتى نبعث رسولاً
اينكه خداوند فرمود: «ما بدون اينكه رسولى براى تبيين حقايق براى مردم بفرستيم، عذاب و كيفرشان نمى كنيم» احتمال دارد به جهت اين داورى عقل باشد كه: «عقاب بدون بيان زشت و قبيح است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 27 - 6
6- تبذير و كفران نعمت هاى پروردگار ، عملى بس نكوهيده و ناشايسته است .
إن المبذّرين . .. لربّه كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 32 - 7
7- عمل ناشايست زنا ، داراى فرجامى بد و ناگوار براى فرد و جامعه
و ساء سبيلاً
از جمله «راههاى بد» راهى است كه منتهى اليه و فرجام آن، ناشايست باشد. بنابراين «ساء سبيلاً» مى تواند مشعر به اين معنا باشد كه: زنا نه تنها خود فاحشه است; بلكه راهى است بد كه فرجام و پيامد آن براى فرد و جامعه نيز، بد و ناپسند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 38 - 2،4
2- شرك به خدا ، پرخاش به والدين ، تبذير ، فرزندكشى ، زنا ، قتل ناحق ، خوردن مال يتيم ، پيروى از راهى كه پشتوانه علمى ندارد و مغرورانه راه رفتن ، اعمال ناپسند و منفور خداوند
كلّ ذلك كان سيّئه عند ربّك مكروهًا
4- انسان ها ، حتى در برابر اعمال ناپسند و مورد نفرت خداوند ، آزادى و اختيار عمل دارند .
كلّ ذلك كان سيّئه عند ربّك مكروهًا
از اينكه خداوند، پس از برشمردن كارهاى زشت، از آنها نهى كرده و سپس فرموده است: «سيئه عند ربك مكروهاً» به دست مى آيد كه منفور خداوند بودن باعث جلوگيرى تكوينى از وقوع آنها به دست بشر نمى كند. و اين، خود حكايت از اختيار عمل انسان مى نمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 11
11- با وجود تسبيح و ثناگويى تمامى موجودات آفرينش براى خداوند ، شرك به او و تنقيصش ، كارى ناروا و غير منطقى است .
أفأصفـكم ربّكم بالبنين . .. تسبّح له السموت السبع و الأرض
ذكر «تسبح له السماوات و الأرض» پس از «أفأصفاكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملائكة إناثاً» به اين معناست كه: وقتى تمامى موجودات تسبيح گوى خداوندند، شريك گرفتن براى او عملى ناشايست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 30 - 9
9- ضايع ساختن اجر و مزد نيكوكاران ، امرى نكوهيده و ناپسند است .
إنّا لانضيع أجر من أحسن عملاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 34 - 7
7- تحقير ديگران از سوى ثروت مندان و دارايى هاى خود را به رخ آنان كشيدن ، كارى مذموم و ناپسند است .
أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 50 - 19،28
19- پذيرش ولايت شيطان و نسل او از سوى برخى مردم ، با وجود عداوت شياطين با آدميان ، كارى ناشايست و شگفت انگيز و سزاوار سرزنش است .
أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ
همزه «استفهام» در «أفتتّخذونه» مفيد معناى انكار همراه با تعجب است.
28- گزينش ولايت شيطان به جاى ولايت خدا ، انتخابى ظالمانه و زشت است .
أفتتّخذونه . .. بئس للظـلمين بدلاً
مخصوص به «ذم» در فعل «بئس» ابليس است. و «بدلاً» تميز براى آن، لذا معناى جمله، چنين مى شود كه: «شيطان، بدجايگزينى است (به جاى خداوند) براى ظالمان».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 51 - 11
11- استفاده از نيرو هاى گمراه و گمراه كننده در مديريت ها و مراكز تصميم گيرى جامعه ، امرى ناروا و شيوه اى غيرالهى است .
و ما كنت متّخذ المضلّين عضدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 56 - 12
12- جدال به باطل و استهزا و تمسخر ، از روش هاى ناپسند در برخورد با مسائل فكرى و عقيدتى است .
و يجـدل الذين كفروا بالبـطل ليدحضوا به الحقّ واتخذوا ءايـتى و ما أُنذروا هزوًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 71 - 9
9- آسيب رساندن به جان مردم ، امرى بس نكوهيده و ناروا است .
أخرقتها لتغرق أهلها لقد جئت شيئًا إمرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 74 - 10
10- كشتن فرد بى گناه ، كارى زشت و ناروا است .
لقد جئت شيئًا نكرًا
«نكر» صفت مشبه و به معناى «منكَر» است «يعنى كار قبيح و ناپسند و خلاف معروف».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 44 - 9،12
9- اطاعت و پيروى از گنه پيشگان و سرپيچى كنندگان از فرمان خداوند ، امرى ناروا و ناسپاسى نعمت هاى او است .
لاتعبد الشيطـن إنّ الشيطـن كان للرحمن عصيًّا
12- اصرار بر عصيان خداوند در عين رحمت گسترده او ، كارى ناموجه و ناروا است .
لاتعبد الشيطـن إنّ الشيطـن كان للرحمن عصيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 72 - 13
13 - دل بستن به زندگى گذراى دنيوى و مغرور شدن به آن ، كارى ناروا است .
إنّما تقضى هذه الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 7
7 - تحريم نعمت ها و موهبت هاى الهى بر خويش ، عملى ناروا و پرهيزى نابه جا است .
كلوا من طيّبـت ما رزقنـكم
توصيه به استفاده كردن از طيبات، برترى اين كار را در برابر رياضت هاى افراطى نشان مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 131 - 5
5 - چشم دوختن و غبطه خوردن بر مال و منال دنياداران ، امرى نكوهيده ونارو است .
و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 78 - 4
4- مشورت در امر قضاوت ، امرى است پسنديده و شايسته .
و داود و سليمـن إذ يحكمان فى الحرث . .. و كنّا لحكمهم شـهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 55 - 3
3 ـ كارى كه نه سودآور باشد و نه دور كننده زيان ، عملى ناپسند و ناشايست است .
و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 58 - 7
7 ـ توكل به غير خداوند ، كارى ناشايست و غير منطقى
و توكّل على الحىّ الذى لايموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 67 - 3
3 ـ افراط و زياده روى در هر كارى ـ حتى در امور خيريه چون بخشش ـ امرى مذموم و ناپسند
و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قوامًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 72 - 2
2 ـ حضور در مجالسى كه به باطل و دروغ پردازى مى گذرد ، ناپسند و ممنوع است .
و الذين لايشهدون الزور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 18 - 9
9 - برخورد و درگيرى با فرعونيان ، راهى نادرست و برخلاف مصالح اسرائيليان در ديدگاه موسى ( ع )
قال له موسى إنّك لغوىّ مبين
«غوى» به كسى گفته مى شود كه از راه درست و صواب منحرف شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 55 - 6
6 - مقابله به مثل كردن در برابر ياوه گويى جاهلان ، امرى نكوهيده در بينش الهى و به دور از شأن مؤمنان
و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 79 - 4
4 - تجمل و آرايش براى خودنمايى ، فخرفروشى ، رفتارى است ناپسند و مردود .
فخرج على قومه فى زينته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 36 - 10
10 - فسادانگيزى ، امرى ناشايست و ناروا است .
و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 67 - 11
11 - امنيت ، نعمتى الهى است و ناامنى و جوّ آدم ربايى ، امرى نامطلوب و نكوهيده است .
أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا و يتخطّف الناس من حولهم أفبالبـطل . .. و بنع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 10 - 2
2 - تكذيب پيامبران الهى و بيّنات آنان عملى زشت و داراى فرجامى ناگوار است .
و جاءتهم رسلهم بالبيّنـت فما كان اللّه ليظلمهم . .. ثمّ كان عـقبة الذين أسـئوا ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 32 - 6
6 - اختلاف در دين و ايجاد دسته بندى ، امرى نكوهيده و مذموم است .
بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم . .. و لاتكونوا من ... الذين فرّقوا دينهم و كانوا ش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 19 - 7
7 - خشونت و درشتى در سخن گفتن با مردم ، عملى بسيار زشت است .
و اغضض من صوتك إنّ أنكر الأصوت لصوت الحمير
در آيه، به جاى كاربرد تشبيه، از استعاره استفاده شده است. آوردن استعاره به جاى تشبيه، براى مبالغه در مذمت و بيان ناهنجارى و مستهجن بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 21 - 11
11 - پيروى از رسوم و آيين نياكان ، بدون دليل و منطق صحيح ، امرى مذموم و ناروا است .
قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا
نقل چنين كلامى از مجادله گرانِ حق ناپذير، در پاسخ دعوت به دين و نيز ذكر استفهام انكارى پس از آن، به سرزنش شدن آن انديشه و عمل، دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 15
15 - فرار از جبهه جهاد ، امرى مذموم و ناپسند است .
يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة إن يريدون إلاّ فرارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 18 - 9
9 - حضور كم در جبهه جهاد ، مادامى كه جهاد با دشمن داير است ، امرنكوهيده اى است .
قد يعلم اللّه . .. و لايأتون البأس إلاّ قليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 58 - 9
9 - آزار بى جهت ، امرى محكوم و ناپسند است .
و الذين يؤذون المؤمنين . .. فقد احتملوا بهتـنًا و إثمًا مبينًا
قيد «مبين» براى گناه، مى تواند اشعار به اين نكته داشته باشد كه چنين عملى، گناه بودن اش نه تنها در نظر خدا، بلكه براى ديگران هم روشن و آشكار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 60 - 11
11 - اطاعت از دشمن ، امرى است مذموم و ناپسند .
ألم أعهد إليكم . .. إنّه لكم عدوٌّ مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 10 - 15
15 - ر ها كردن تقواپيشگى و احسان ، به خاطر دلبستگى به وطن و محل سكونت ، عملى ناپسند و عذرى ناپذيرفتنى
يـعباد الذين ءامنوا اتّقوا ربّكم . .. و أرض اللّه وسعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 20 - 12
12 - خلف وعده و قرارشكنى ، عملى زشت و غيرخدا پسندانه
لايخلف اللّه الميعاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 53 - 9
9 - يأس و نااميدى از رحمت خداوند ، در عين وعده او به آمرزش تمامى گناهان بندگان ، امرى بى جا و نامعقول است .
لاتقنطوا من رحمة اللّه إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا
جمله «إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعاً» به منزله تعليل براى جمله «لاتقنطوا. ..» مى باشد; يعنى، از رحمت خدا مأيوس نشويد; چون او همه گناهان را مى آمرزد. با اين حساب يأس از رحمت خدا، امرى بى جا و نامعقول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 81 - 5
5 - انكار آيات ونشانه هاى الهى ، در عين روشن و قابل شناخت بودن آنها ، عملى است در خور سرزنش و تقبيح .
فأىّ ءايـت اللّه تنكرون
استفهام (أىّ) براى توبيخ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 42 - 3
3 - ظلم و تجاوز به حقوق مردم ـ حتى انسان هاى غير مؤمن ـ امرى ناشايست و سزاوار پيگرد و انتقام است .
إنّما السبيل على الذين يظلمون الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 5 - 9
9 - اسراف و استفاده بى رويه از نعمت هاى الهى ، امرى ناشايست *
أن كنتم قومًا مسرفين
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه مراد از اسراف، اسراف مصطلح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 23 - 12
12 - اقتدا به آثار پيشينيان در زمينه مسائل اعتقادى ، شيوه اى غلط و ناكارآمد
و كذلك ما أرسلنا . .. و إنّا على ءاثـرهم مقتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 57 - 8
8 - موضع گيرى عجولانه و مسخره آميز در برابر مسائل ، امرى نكوهيده و ناپسند
و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً إذا قومك منه يصدّون
با توجه به واژه «إذا» استفاده مى شود كه مشركان بدون تأمل و تعقل در برابر داستان عيسى(ع)، موضع گيرى مى كردند و خداوند اين را مورد سرزنش قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 11 - 18
18 - نسبت دادن اهل ايمان به فسق و نهادن القاب فاسقانه بر ايشان ، عملى زشت و ناروا
و لا تنابزوا بالألقـب بئس الاسم الفسوق بعد الإيمـن
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «بئس الإسم . ..» در مقام بيان مراد از «الألقاب» باشد; يعنى، القاب زشت عبارت است از نسبت دادن عناوين فاسقانه به كسانى كه مؤمن اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 32 - 20
20 - ستايش از خويشتن و دعوى پاكى ، با وجود زمينه هاى طبيعى آلودگى به گناه ، امرى ناروا و ناشايست *
هو أعلم بكم . .. و إذ أنتم أجنّة فى بطون أُمّهـتكم فلاتزكّوا أنفسكم
ذكر «أنشأكم من الأرض» و «أنتم أجنّة» احتمالاً براى آن است كه انسان خاكى ـ كه دوران جنينى را گذرانده و از عوامل مختلف تأثير پذيرفته است ـ چگونه مى تواند ادعاى پاكى و خطاناپذيرى، داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 60 - 2
2 - بى تفاوت بودن در برابر احسان ديگران ، امرى نكوهيده در پيشگاه خداوند و عقل
هل جزاء الإحسـن إلاّالإحسـن
پرسش در آيه شريفه در حقيقت به داورى كشاندن عقل است و نيز مهر تأييدى از جانب خداوند بر داورى هاى عقل سليم مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 24 - 4
4 - بخلورزى و توصيه مردم به آن ، امرى بس ناپسند و نكوهيده
و اللّه لايحبّ . .. الذين يبخلون و يأمرون الناس بالبخل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 14 - 12
12 - سوگند دروغ ، امرى ناپسند و نكوهيده در بينش الهى
و يحلفون على الكذب و هم يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 5 - 5
5 - تكذيب آيات الهى ، بس زشت و ناپسند در نزد خداوند
بئس مثل القوم الذين كذّبوا بـايـت اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 1 - 6
6 - محروم ساختن خويش از مباحات و حلال هاى الهى ، براى جلب رضايت ديگران ، عملى ناپسند و شايسته سرزنش
لِمَ تحرّم ما أحلّ اللّه لك تبتغى مرضات أزوجك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 10 - 3
3 - عادت به سوگند ياد كردن و بى مبالاتى در اين امر ، عملى مذموم و ناپسند
و لاتطع كلّ حلاّف
برداشت ياد شده، به سبب اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام مذمت و محكوميت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 6 - 9
9 - پناه بردن به جنيان و استمداد از آنان ، كارى ناپسند و مردود در نگاه وحى
كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ فزادوهم رهقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 2 - 4
4 - « سؤال برانگيز » جلوه دادن حوادث جهان آخرت ، كارى ناشايست است .
عمّ يتساءلون . عن النبأ العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 11
11 - خوددارى از ارشاد كسانى كه در مسير خودسازى قرار دارند و استنكاف از راهنمايى پندپذيران ، كردارى نكوهيده و ناروا است .
عبس . .. و ما يدريك لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 23 - 11
11 - بسنده كردن به بخشى از فرمان هاى خداوند و به كار نبستن تمام آن ، رفتارى نكوهيده در پيشگاه خداوند
لمّا يقض ما أمره
«لمّايقض» (به پايان نرساند)، گوياى توبيخ كسانى است كه در انجام دادن فرمان هاى خداوند، سنگ تمام نمى گذارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 5 - 9
9 - بى توجّهى به فرصت هاى مناسب و از كف دادن آنها ، امرى ناپسند و مايه افسوس خوردن بر آن در آخرت
علمت نفس ما . .. أخّرت
بيان آگاهى به آنچه از دست رفته (ما أخّرت)، نظر به ندامتى دارد كه پس از آگاهى پيدا مى شود; زيرا آيه شريفه در مقام هشدار است و صرف «آگاه شدن از چيزى» هشدار نمى خواهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 3 - 3
3 - روا داشتن عملى بر ديگران ، به رغم ناپسند شمردن آن براى خود ، رفتارى نكوهيده و مذموم
إذا اكتالوا على الناس يستوفون . و إذا كالوهم أو وزنوهم يخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 15 - 10
10 - خودپسندى و احساس شرافت مندى بر اثر ثروت ، حالتى نكوهيده و ناشايست است .
فيقول ربّى أكرمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 6 - 2
2 - افتخار به بذل و بخشش ها و خودنمايى در تأمين نيازمندى هاى مالى جامعه ، مذموم و مورد نكوهش خداوند است .
يقول أهلكت مالاً لبدًا
در آيه شريفه مورد مصرف اموال مشخص نشده است; ولى به قرينه آيات بعد (فكّ رقبة أو إطعام . ..) مى توان گفت: مراد هزينه كردن آن، در مصارف عمومى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 10 - 2،5
2 - راندن سائل از خود و بازداشتن او از تقاضاى كمك ، رفتارى ناپسند و مورد نهى خداوند
و أمّا السائل فلاتنهر
5 - از خود راندن اهل تحقيق و بى پاسخ گذاشتن سؤالات آنان ، نكوهيده و ناروا است .
و أمّا السائل فلاتنهر
«سائل»، كلمه اى است مطلق و بر پرسشگران و اهل تحقيق نيز قابل تطبيق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 6 - 4
4 - افراط در گناه و طغيان گرى ، در كنار بهره بردن از نعمت ها و كرم الهى ، دور از انتظار و امرى ناشايسته است .
كلاّ إنّ الإنسـن ليطغى
مى توان گفت: حرف «كلاّ» ناظر به جمله هاى بعد است; نه آيه هاى قبل، زيرا زمان نزول آنها با زمان نزول اين آيه و آيات پس از آن، فاصله زيادى داشته است. در اين صورت مفاد «كلاّ»، باز داشتن انسان از طغيان و ساير كارهايى است كه تا «كلاّ لئن لم تنته ...» آمده است. در نتيجه حرف «كلاّ» در آن آيه نيز، تأكيد اين كلمه خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 7 - 6
6 - گرفتارى به طغيان ، براى كسانى كه در سايه كرم خداوند و به كمك علوم خدادادى ، به ثروت رسيده و خود را بى نياز مى بينند ، خلاف انتظار و واكنشى ناشايست در برابر نعمت هاى الهى است .
الأكرم . الذى علّم ... كلاّ إنّ الإنسـن ليطغى . أن رءاه استغنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 2
2 - تكذيب فرمان هاى متقى پرور ، ناروا است .
أو أمر بالتّقوى . أرءيت إن كذّب ... كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 2 - 2
2 - پرخاش به يتيمان و از خود راندن آنان ، رفتارى نكوهيده است .
فذلك الذى يدعّ اليتيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 5 - 4
4 - بى توجّهى نمازگزاران به نماز خويش ، نكوهيده تر از آزار يتيمان و فراموش كردن بينوايان است .
فويل للمصلّين . الذين هم عن صلاتهم ساهون
اين آيه، مانند آيات ديگر اين سوره، بيانگر خصلت هاى تكذيب گران كيفر الهى است. آوردن حرف «فاء» در خصلت سوم به بعد و تغيير سياق كلام، بيانگر ترتيب رتبى و نكوهيده تر بودن آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 21
21 ـ هر دو قسم از كردارهاى زشت (صنفى كه معمولا مخفيانه انجام مى گيرد و صنفى كه بناى مردم بر مخفى انجام دادن آن نيست)، از محرمات الهى است.
لاتقربوا الفوحش ما ظهر منها و ما بطن
برداشت فوق بر اين اساس است كه تقسيم «فواحش» به «ما ظهر منها و ما بطن» به اعتبار همه كارهاى شنيع باشد. يعنى كردارهاى زشت بر دو قسم است: صنفى كه معمولا مخفيانه انجام مى گيرد، مانند زنا، و صنفى كه بناى مردم بر مخفى كردن آن نيست، مانند برخى از ظلمها، و هر دو صنف از محرمات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 29 - 7
7 - قوم لوط ، در ملأ عام ، منكرات انجام مى دادند .
أئنّكم . .. و تأتون فى ناديكم المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 34 - 6
6- كافران منكر حقانيت كتاب هاى آسمانى و استهزا كننده پيامبران ، داراى اعمال زشت متعددى بودند .
فأصابهم سيئات ما عملوا و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 60 - 7
7 ـ خداوند با وجود كارهاى بد آدميان به آنان مهلت مى دهد.
هو الذى يتوفكم بالّيل و يعلم ما جرحتم بالنهار ثم يبعثكم فيه
جمله حاليه «و يعلم»، به قرينه جملات قبل و بعد، نوعى تهديد و توبيخ است ; اگر چه تصريحى به بدكارى آدميان ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 66 - 22،23
22 ـ بسيارى از اهل كتاب در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى اعمال و رفتارى ناپسند
و كثير منهم ساء ما يعملون
23 ـ بى اعتنايى اهل كتاب به كتب آسمانى خويش ، كردارى نكوهيده و ناپسند
و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل . .. و كثير منهم ساء ما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 8 - 1
1 - بدكاران در قيامت ، كيفر ديده و با كردار نارواى خود ، روبه رو خواهند شد .
و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 18 - 12
12ـ يعقوب ( ع ) مصمم بر شكيبا بودن در فراق يوسف ( ع ) و بردبارى كردن بر رفتار ناهنجار فرزندانش
فصبر جميل
متعلق صبر ، به قرينه جمله هاى قبل ، فراق يوسف(ع) و نيز عملكرد ناصواب و صحنه سازيهاى دروغين فرزندانش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 89 - 9
9ـ يوسف ( ع ) ضمن اعتراض به عملكرد ناصواب برادرانش ، عذر تقصيرشان ( جهل و نادانى ) را به آنان القا كرد .
إذ أنتم جـهلون
يوسف(ع) با مقيد كردن عملكرد ناصواب برادرانش به زمان جهل آنان (إذ أنتم جاهلون) اشاره به اين معنا دارد كه: من شما را معذور مى شمرم چرا كه در زمانى مرتكب خلاف شديد كه نادان بوديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 70 - 15
15 ـ كردار نارواى بنى اسرائيل على رغم انتساب آنان به دين يهود ، دليل كارساز نبودن انتساب ظاهرى به اديان الهى در سعادت انسان
إنّ الذين ءامنو و الذين هادوا . .. فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون
در آيه قبل بيان شد كه «ان الذين . ..» اشاره دارد به اين كه مجرد انتساب به اديان الهى در سعادت آدمى كارساز نمى باشد و اين آيه به منزله برهانى بر آن حقيقت است، يعنى انتساب يهود و نصارا به يهوديت و نصرانيت چگونه مى تواند مايه سعادت آنان باشد با اينكه پيامبران راتكذيب كردند و گروهى از آنان را كشتند؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 17
17 ـ بسيارى از بنى اسرائيل با شكستن توبه بينش بازيافته خويش را از دست داده و به اعمال ناروا گراييدند .
فعموا و صموا ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا . .. و اللّه بصير بماتعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 8
8 ـ ترك نهى از منكر از اعمال زشت و ناپسند گروهى از بنى اسرائيل
كانوا لايتناهون . .. لبئس ما كانوا يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 21
21 ـ هر دو قسم از كردارهاى زشت (صنفى كه معمولا مخفيانه انجام مى گيرد و صنفى كه بناى مردم بر مخفى انجام دادن آن نيست)، از محرمات الهى است.
لاتقربوا الفوحش ما ظهر منها و ما بطن
برداشت فوق بر اين اساس است كه تقسيم «فواحش» به «ما ظهر منها و ما بطن» به اعتبار همه كارهاى شنيع باشد. يعنى كردارهاى زشت بر دو قسم است: صنفى كه معمولا مخفيانه انجام مى گيرد، مانند زنا، و صنفى كه بناى مردم بر مخفى كردن آن نيست، مانند برخى از ظلمها، و هر دو صنف از محرمات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 33 - 2،3
2 ـ هر كردار زشت، چه مخفيانه انجام گيرد و چه آشكارا و علنى، حرام است.
إنما حرم ربى الفوحش ما ظهر منها و ما بطن
تقسيم كارهاى شنيع به دو قسم آشكار و غير آشكار مى تواند ناظر به چگونه انجام شدن آن باشد. يعنى عملى زشت همانند زنا، چه مخفى انجام گيرد و چه آشكارا، حرام است. و نيز مى تواند اين تقسيم ناظر به مجموعه كردارهاى شنيع باشد ; يعنى كردارهاى زشت دو صنف است: صنفى كه معمولاً مخفى انجام مى گيرد، همانند دزدى و زنا، و صنفى كه بناى مردمان بر مخفى كردن آن نيست، همانند برخى از ظلمها.
3 ـ هر دو صنف از كردارهاى زشت (صنفى كه معمولاً مخفيانه انجام مى گيرد و صنفى كه بناى مردم بر مخفى انجام دادن آن نيست) حرام است.
إنما حرم ربى الفوحش ما ظهر منها و ما بطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 2 - 3
3 - مراقبت شديد بر كم نبودن كالا هنگام خريد آن ، شيوه اى نكوهيده براى ترازوداران *
ويل للمطفّفين . الذين إذا اكتالوا على الناس يستوفون
گرچه ظاهر اين آيه و آيه بعد، مذمت كسانى است كه با فروشنده و خريدار برخورد دوگانه اى دارند; يعنى، از فروشنده كامل مى گيرند و به خريدار ناقص مى دهند; ولى اين احتمال نيز وجود دارد كه دقت نظر در كامل بودن كالا هنگام خريد آن در اين آيه، اخلاق ناهنجارى دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 28 - 8
8- صدور كردار ناروا از فرزندان انسان هاى صالح و خويشاوندانِ شخصيت هاى برجسته ، نكوهيده تر و شرم آورتر از ارتكاب آن از سوى ديگران است .
يـأخت هـرون ما كان أبوك امرأ سوء و ما كانت أُمّك بغيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 38 - 5
5- اعمال زشت و ناپسند ، در همه اديان آسمانى ناپسند است .
كلّ ذلك كان سيّئه عند ربّك مكروهًا
«كان» فعل ماضى است و بر كراهت و نهى ديرينه الهى، از محرمات در اديان پيشين دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 33 - 8
8 ـ شيوع كردار زشت، رفتار نكوهيده، ستمگرى، شرك و افترا بر خدا در ميان مردم جاهلى
قل من حرم زينة الله . .. إنما حرم ربى الفوحش ... و أن تقولوا على الله ما لا تعلم
مراد از حصر در جمله «انما حرم . .. » مى تواند حصر حقيقى باشد. يعنى اساس محرمات الهى منحصر در آن پنج امر ذكر شده است و ديگر محرمات به اين امور بازمى گردند. و نيز مى تواند مراد از آن، حصر قلب، كه از اقسام حصر اضافى است،باشد. اين گونه حصر نظارت بر اعتقاد و روش مخاطب دارد و به هدف رد پندار و روش او و اثبات عكس آن ايراد مى شود. يعنى زينتها و روزيهايى كه شما تحريم كرده ايد و از آن پرهيز داريد، حلال است و فواحش و ... حرام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 28 - 3
3 - امتناع ميهمان از خوردن غذاى صاحب خانه ، امرى منفى و نگران كننده در فرهنگ مردم عصر ابراهيم ( ع ) *
قال ألا تأكلون . فأوجس منهم خيفة
نگران شدن ابراهيم(ع)، نشانگر اين است كه از نظر مردم عصر آن حضرت، نخوردن غذا به منزله تهديد به حساب مى آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 28 - 12
12- كسانى كه با ارتكاب اعمال زشت در دنيا به خود ستم كرده اند ، در قيامت منكر آن اعمال مى شوند .
الذين تتوفّـهم الملـئكة ظالمى أنفسهم . .. ما كنّا نعمل من سوء
برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه مراد از «ظالمى أنفسهم» ـ به قرينه «ما كنّا نعمل من سوء» (ما مرتكب عمل زشت نمى شديم) ـ اعمال ناپسند و زشتى باشد كه مرتكبان آنها، آن را از خود نفى مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 1،4
1 - ظهور و بروز تمامى اعمال و دستاورد هاى بد و زشت ستمگران در قيامت
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
4 - ستمگران اعمال و رفتار هاى بد و زشت خود را در دنيا ، زيبا و خوب پنداشته و يا از بدى و زشتى آنها غافل اند .
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
ظاهر شدن اعمال زشت ستمگران در نظر آنان، ممكن است به خاطر اين باشد كه آنها را خوب و زيبا مى دانستند و يا از بدى و زشتى چنين رفتارى، كاملاً غافل بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 28 - 8
8- صدور كردار ناروا از فرزندان انسان هاى صالح و خويشاوندانِ شخصيت هاى برجسته ، نكوهيده تر و شرم آورتر از ارتكاب آن از سوى ديگران است .
يـأخت هـرون ما كان أبوك امرأ سوء و ما كانت أُمّك بغيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 37 - 7،8،13
7 - اعمال زشت فرعون در ديدگان خود او ، زيبا و آراسته جلوه گر مى نمود .
و كذلك زيّن لفرعون سوء عمله
8 - ساختن بناى بلند و رصدخانه ، به منظور اطلاع يافتن از خداى موسى ( ع ) ، رفتار زشتى بود كه فرعون آن را زيبا و آراسته مى يافت .
ابن لى صرحًا . .. فأطّلع إلى إلـه موسى ... و كذلك زيّن لفرعون سوء عمله
13 - زيبا جلوه گر شدن رفتار زشت فرعون در ديدگان خود او ، سبب انحراف وى از راه اصلى هدايت و سعادت ( ارائه شده از سوى موسى ( ع ) ) گشت .
كذلك زيّن لفرعون سوء عمله و صدّ عن السبيل
جمله «و صُدّ عن السبيل» به منزله نتيجه براى جمله پيش است; يعنى، رفتار زشت فرعون در ديدگان او زيبا جلوه كرد و همين سبب شد كه او راه اصلى هدايت را پيدا نكند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 59 - 13
13- قوم ثمود ، نسبت به معجزه الهى ( ناقه ) عكس العمل ناروا داشته و با آن ظالمانه برخورد كردند .
و ءاتينا ثمود الناقة مبصرة فظلموا بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 46 - 1
1 - سرزنش ثموديان از سوى صالح ( ع ) ، به خاطر بدكردارى آنان
قال يقوم لم تستعجلون بالسيّئة قبل الحسنة
استفهام در «لم تستعجلون. ..» و «لولا تستغفرون» استفهام توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 38 - 8،14
8 - شيطان ، اعمال نادرست قوم عاد و ثمود ، را براى آنان به صورت خوب جلوه مى داد .
و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم
قرينه حال، دلالت مى كند بر اين كه مراد از «أعمال» كارهاى ناروا و نادرست بوده است. چه اين كه كار خوب، نياز به تزيين ندارد.
14 - قوم عاد و ثمود ، پس از انحراف و از دست دادن بصيرت ، مرتكب اعمال زشت مى شدند . و آن را خوب مى دانستند .
و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم . .. و كانوا مستبصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 38 - 8،14
8 - شيطان ، اعمال نادرست قوم عاد و ثمود ، را براى آنان به صورت خوب جلوه مى داد .
و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم
قرينه حال، دلالت مى كند بر اين كه مراد از «أعمال» كارهاى ناروا و نادرست بوده است. چه اين كه كار خوب، نياز به تزيين ندارد.
14 - قوم عاد و ثمود ، پس از انحراف و از دست دادن بصيرت ، مرتكب اعمال زشت مى شدند . و آن را خوب مى دانستند .
و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم . .. و كانوا مستبصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 74 - 4،6
4- قوم لوط ، به انواع پليدى ها و ناپاكى هاى گسترده و اعمال و خصال پست و ناپسند مبتلا بودند .
و نجّينـه من القرية التى كانت تعمل الخبئث
«خبائث» (جمع «خبيثة») و از ماده «خبث» به معناى انواع پليدى ها، ناپاكى ها، اعمال و خصال پست و ناپسند است (لسان العرب).
6- اذيت و آزار شديد روحى لوط ( ع ) ، از اعمال ناپسند جامعه خويش
و لوطًا . .. و نجّينـه من القرية التى كانت تعمل الخبئث
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: الف) نجات در موردى به كار مى رود كه سابقه گرفتارى باشد. ب) وصف «تعمل الخبائث» براى قريه، نشان دهنده آن است كه كردار آنان، ناخوشايند لوط بود و موجب اذيت و آزار وى مى گشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 29 - 7،8،9
7 - قوم لوط ، در ملأ عام ، منكرات انجام مى دادند .
أئنّكم . .. و تأتون فى ناديكم المنكر
8 - لوط ( ع ) ، قوم اش را به جهت ارتكاب عمل لواط و راهزنى و ارتكاب آشكار منكر ، سرزنش كرد .
أئنّكم لتأتون الرجال و تقطعون السبيل و تأتون فى ناديكم المنكر
9 - لوط ( ع ) ، قوم اش را به خاطر ارتكاب عمل لواط ، راهزنى و ارتكاب علنى منكر ، به عذاب الهى وعده داد .
أئنّكم لتأتون الرجال . .. فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا ائتنا بعذاب اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 30 - 4
4 - لوط ( ع ) ، براى بازداشتن قوم اش از كردار زشت ، با آنان به مبارزه برخاست .
أئنّكم لتأتون الرجال و . .. ربّ انصرنى على القوم المفسدين
طلب نصرت از خدا بر ضد قوم مفسد، براى بيان اين است كه لوط(ع) با آنان به مبارزه برخاست و در مبارزه اش، نياز به امداد الهى داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 36 - 6
6ـ نوح ( ع ) ، همواره رنجيده خاطر از رفتار ناپسند قوم خويش و اندوهناك از اصرار آنان بر كفر و انكار رسالت
فلاتبتئس بما كانوا يفعلون
إبتئاس (مصدر تبتئس) به معناى محزون و ناراحت شدن است و مراد از «ما كانوا يفعلون» شرك ورزى و اصرار آنان بر انكار رسالت و ديگر كارهاى نارواست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 77 - 3،5
3- قوم نوح ، مردمى زشت كار و ناشايست بودند .
إنّهم كانوا قوم سوء
5- خداوند ، تمامى افراد قوم نوح را به خاطر تكذيب آيات الهى ، زشت كارى و سوء پيشينه غرق كرد .
الذين كذّبوا بـايتنا إنّهم كانوا قوم سوء فأغرقنـهم أجمعين
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه جمله «إنّهم كانوا. ..» ضمن اين كه تعليل براى جمله پيشين است، مقدمه اى براى جمله «فأغرقناهم...» نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 28 - 6
6 ـ كافران زشتكردار عصر جاهلى از سر جهل، انجام كارهاى زشت و ناپسند را اجراى فرمان خدا مى پنداشتند.
و إذا فعلوا فحشة قالوا . .. الله أمرنا بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 20 - 2
2ـ كفرورزى كافران و اعمال ايشان ( افترا بر خداوند ، بازدارى از راه خدا و . . . ) خارج از حاكميت خداوند نيست .
و من أظلم ممن افترى على الله كذبًا . .. أُولئك لم يكونوا معجزين
ماضى بودن معناى جمله «أُولـئك لم يكونوا . ..» (آنان هيچ گاه ازحاكميت خدا خارج نبوده اند) مى رساند كه: گرايش كافران به كفر نيز تحت حاكميت خدا صورت گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 28 - 11،21
11- كافران پس از مرگ ، به كلى منكر اعمال زشت دنيوى خويش مى شوند .
الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ... ما كنّا نعمل من سوء
21- كافرانى كه با حالت كفر از دنيا مى روند ، همواره در دنيا در مسير نادرست بوده و مرتكب اعمال زشت مى شوند .
ما كنّا نعمل من سوء بلى إن الله عليم بما كنتم تعملون
دو عبارت «ما كنّا نعمل» و «ما كنتم تعملون» دلالت بر ماضى استمرارى دارد. عبارت اول سخن كافران است كه با آن به كلى منكر ارتكاب عمل زشت هستند و عبارت دوم جواب به آنهاست كه بر استمرار عمل زشت آنها دلالت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 34 - 15
15- به استهزا گرفتن وعده عذاب خداوند ، از زشت ترين اعمال كافران
فأصابهم سيئات ما عملوا و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
بى شك استهزاى وعده عذاب خداوند، از جمله كارهاى بد (سيئات) كافران بود; اما ذكر خاص آن پس از عام (سيئات) نشان دهنده اهميت ويژه آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 101 - 11
11- « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله تعالى : « الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى و كانوا لايستطيعون سمعاً » قال : « . . . لم يعبهم بما صنع فى قلوبهم و لـكن عابهم بما صنعوا » ;
از امام صادق(ع) درباره اين سخن خداوند «الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى . ..» روايت شده كه فرمود: ... خداوند، (كافران را) به آنچه كه ذات اقدس او درباره دل ها و قلب هاشان انجام داده، نكوهش نكرده، بلكه به خاطر اَعمال خودشان نكوهش كرده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 63 - 4
4 - كافران ، بيگانه با اعمال خير و آلوده به كار هاى ناشايست
و لهم أعمـل من دون ذلك هم لها عـملون
«ذلك» اشاره دارد به كارهاى نيك مؤمنان (أُولـئك يسارعون فى الخيرات); يعنى، براى كافران، اعمال ديگرى غير از آن اعمال (اعمال نيك) وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 8 - 11
11 - خودپسندى و زيبا ديدن رفتار زشت خويش ، جلوه گمراهى كافران
أفمن زيّن له سوء عمله . .. فإنّ اللّه يضلّ من يشاء و يهدى من يشاء
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «فإنّ اللّه يضلّ. ..» در مقام تعليل براى «أفمن زيّن...» است; يعنى، از آن جايى كه آنان رفتار زشت خود را زيبا مى ديدند و به خود پسندى گرفتار آمدند; خداوند هر كسى را كه بخواهد ـ مانند اين دسته ـ گمراه خواهد ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 27 - 4
4 - بدترين عملكرد كافران ، مبناى مؤاخذه و مجازات الهى نسبت به آنان است .
و لنجزينّهم أسوأ الذى كانوا يعملون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «أسوء» منصوب به نزع خافض و به تقدير «لنجزينّهم على أسوء الذى كانوا يعملون» باشد; يعنى، ما بى ترديد در مقابل بدترين عملشان كيفر خواهيم داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 16
16 - آگاهى قطعى كافران به وسيله خداوند ، از مجموعه عملكرد ناشايست خويش در قيامت
فلننبّئنّ الذين كفروا بما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 33 - 1
1 - آشكار گشتن زشتى هاى اعمال كافران ، براى آنان در قيامت
و بدا لهم سيّئات ما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 52 - 1
1 - از بين نرفتن كردار كافران ، در طول زمان
و كلّ شىء فعلوه فى الزّبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 15 - 1،3
1 - كافران در روز قيامت ، براى اعمال ناپسند خود عذر خواهند آورد .
و لو ألقى معاذيره
3 - بى نتيجه بودن توجيه و عذرتراشى انسان ها ، نسبت به رفتار خويش در قيامت
و لو ألقى معاذيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 73 - 5
5 ـ عملكرد غلط مسلمانان ، منشأ فتنه ها و مشكلات اجتماعى آنان
إلا تفعلوه تكن فتنة فى الأرض و فساد كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 136 - 7
7 ـ مشركان، آنچه از اموال را كه سهم خداوند مى شمردند، براى شريكان (بتها) مصرف مى كردند.
فما كان لله فهو يصل إلى شركائهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 28 - 1
1 ـ مشركان ، مردمانى بد كردارند .
و الذين كسبوا السيئات . .. و يوم نحشرهم
ضمير «هم» در «نحشرهم» به «الذين احسنوا» و «الذين كسبوا السيئات» برمى گردد. جمله «ثم نقول للذين أشركوا ... » قرينه است بر اينكه مشركان يكى از مصداقهاى مورد نظر در جمله «الذين كسبوا السيئات ... » مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 45 - 9
9- ايجاد شبهه در ذهن مردم درباره خدا ، معاد و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از راه كار هاى بسيار زشت مشركان جهت بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از هدف خويش
قالوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. و أقسموا بالله ... لايبعث الله من
اين برداشت بنابر صفت بودن «سيئات» براى مصدر محذوفى كه مفعول مطلق فعل «مكروا» بوده، مى باشد. بنابراين مراد از
مكرهاى بد و سوء همين نكته هايى است كه از سوى مشركان در باره خدا، معاد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) گفته مى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 9 - 7
7 ـ مشركان صدر اسلام ، مردمانى نابكار و بدكردار
إنهم ساء ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 25 - 16
16- اسطوره تلقى كنندگان قرآن ، نيازمند به هشدار الهى ، به خاطر بى خبرى از پيامد گناه و كيفر عمل زشت خويش
قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا أوزارهم ... ألا ساء ما يزرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 4 - 1،3
1 - انسان هاى ناباور به جهان آخرت ، مغرور و سرخوش از كردار هاى زشت خويش
إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة زيّنّا لهم أعمـلهم
«تزيين» (مصدر «زيّنّا») به معناى آراستن و زيبا جلوه دادن است. عبارت «زيّنّا لهم أعمالهم»; يعنى، اعمال آنان را به گونه اى مى آراييم كه مجذوب آن شوند.
3 - بينش غلط منكران آخرت در تشخيص زشتى كردار خويش ، كيفرى الهى براى آنان
إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة زيّنّا لهم أعمـلهم
تعبير «زيّنّا» (ما آراستيم) اشاره به اين حقيقت دارد كه بينش نادرست كافران در عرصه ارزش گذارى، نتيجه اى است كه خداوند در ازاى حق ناپذيرى آنان مقرر فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 34 - 6
6- كافران منكر حقانيت كتاب هاى آسمانى و استهزا كننده پيامبران ، داراى اعمال زشت متعددى بودند .
فأصابهم سيئات ما عملوا و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 11 - 2
2 - اعمال ناپسند و مفسدانه منافقان عصرِ بعثت ، مورد اعتراض مسلمانان آن عصر
و إذا قيل لهم لاتفسدوا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 65 - 1
1 ـ منافقان ، در صورت بازخواست از عملكرد و سخنان ناروايشان ، به دروغ آن را شوخى و سرگرمى مى نمايانند .
يقولون هو أذن . .. و لئن سألتهم ليقولن إنما كنا نخوض و نلعب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 66 - 1
1 ـ عذرخواهى منافقان صدر اسلام از عملكرد ناشايست خود ، پس از افشاى اسرار خائنانه شان
لا تعتذروا قد كفرتم بعد إيمنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 87 - 7
7 ـ ناتوانى منافقان از درك عميق زشتى مواضع و عملكرد خويش و نيز ارزش جهاد در راه خدا
و طبع . .. فهم لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 8 - 2
2 - منافقان ، از نجوا هاى آزاردهنده شان نهى و از آنان خواسته شده بود تا از آن كار زشت دست بكشيد .
ألم تر إلى الذين نهوا عن النجوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 15 - 4،5،6
4 - منافقان ، عناصرى زشت كردار
ألم تر إلى الذين تولّوا قومًا . .. إنّهم ساء ما كانوا يعملون
5 - برقرارى رابطه دوستى منافقان با يهوديان ، مصداق بارز زشت كارى آنان و سبب دچار شدنشان به عذاب سخت الهى
ألم تر إلى الذين تولّوا قومًا . .. إنّهم ساء ما كانوا يعملون
6 - تداوم و استمرار بخشى منافقان ، بر اعمال رشت و كردار ناپسند خويش
انّهم ساء ما كانوا يعملون
«كانوا يعملون» ماضى استمرارى و بيانگر پافشارى و تداوم بخشيدن منافقان به اعمال ناپسند خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 2 - 8
8 - سراسر زندگى منافقان ، آكنده از زشتى و نابه كارى است .
إنّهم ساء ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 93 - 18
18 - اعمال نارواى يهود در طول تاريخ ( كشتن پيامبران ، گوساله پرستى و . . . ) نشانه ايمان نداشتن آنان حتى به پيامبران بنى اسرائيل و كتاب هاى آسمانى خويش است .
قالوا نؤمن بما أنزل علينا . .. قل بئسما يأمركم به إيمنكم إن كنتم مؤمنين
چون جمله «قل بئسما . ..» (اگر ايمان داريد، ايمانتان شما را به كارهاى ناروايى واداشته است) در جواب «نؤمن بما أنزل علينا» قرار گرفته، بيانگر آن است كه: شما يهوديان به كتابهاى آسمانى ايمان نداريد كه چنين اعمال ناپسندى را مرتكب مى شويد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 95 - 3
3 - يهود ، مردمى گنهكار و داراى كردارهايى ناروا
و لن يتمنوه أبداً بما قدمت أيديهم
مراد از «ما» در «ما قدمت أيديهم» (آنچه را پيش فرستادند) گناهان و اعمال نارواست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 9
9 ـ كشتن پيامبران الهى ، عملى ناحق و غير قابل توجيه
و يقتلون النّبيّن بغير حق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 22 - 7
7 ـ برخى از اعمال ناشايست ، نابودكننده سوابق نيك
حبطت اعمالهم . .. و ما لهم من ناصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 30 - 3،4،7،8،10،14
3 ـ قيامت ، روز تحقق عقاب و قهر الهى و يافتن اعمال خير و شر
و يحذّركم اللّه نفسه . .. يوم تجد كل نفس ما عملت من خير ... من سوء
4 ـ بقاى اعمال نيك و بد آدمى ، در نظام هستى
تجد كل نفس ما عملت من خير محضراً . .. من سوء
يافتن خود اعمال در قيامت «تجد كل نفس ما عملت»، فرع بر وجود آن است; بنابراين اعمال انسان در نظام هستى، باقى مى ماند و از بين نمى رود.
7 ـ بدكاران در قيامت آرزو مى كنند كاش ميان آنان و عملشان ، زمان بى حدى فاصله بود .
و ما عملت من سوء تودّ لو اَنّ بينها و بينه امداً بعيدا
8 ـ بيزارى شديد بدكاران ، از كردار خويش در قيامت
تودّ لو انّ بينها و بينه امداً بعيداً
10 ـ انسان در انجام اعمال نيك و بد ، مجبور نيست .
تودّ لو انّ بينها و بينه امداً بعيداً
در روز قيامت كه روز كشف حقايق است، قبول عمل به عنوان كرده خويش، دليل بر عدم جبر است.
14 ـ ترس از خدا ، مايه ترك كردار بد
و ما عملت من سوء تودّ . .. و يحذركم اللّه نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 87 - 5
5 ـ واكنش ملائكه در برابر اعمال زشت انسان
اولئك جزاؤهم انّ عليهم . .. و الملئكة و النّاس اجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 99 - 14
14 ـ توجه به آگاهى خداوند نسبت به اعمال ، بازدارنده انسان از كردار زشت
و ما اللّه بغافل عمّا تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 106 - 14
14 ـ عذاب اُخروى آدمى ، نتيجه كفر و اعمال بد او
فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون
«تكفرون . .. »، مى تواند هم شامل كفر عملى و هم اعتقادى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 108 - 8
8 ـ عذاب سيه رويان ( كافران ) ، ناشى از اعمال ناپسند ( تفرقه و پراكندگى و كفر ) خود آنان است و نه از ناحيه خداوند
فاما الذين اسودّت وجوههم . .. و ما اللّه يريد ظلماً للعالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 143 - 5
5 ـ ناشايستگىِ عمل نكردن به شعار ها و ادعا هاى پسنديده
و لقد كنتم تمنّون الموت . .. فقد رايتموه و انتم تنظرون
لحن عتاب آميز در آيه شريفه، حكايت از مذمت و سرزنش كسانى دارد كه آرزوى كشته شدن داشتند و به هنگام مواجه شدن با آن، هراسناك شدند و اقدامى نكردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 141 - 8
8 - انسان ها مسؤول اعمال گذشتگان خويش نبوده و به سبب آنها مؤاخذه نخواهند شد .
و لاتسئلون عما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 141 - 9
9 - مؤاخذه يهود به خاطر رفتار ناصواب نياكانى از آنان ، از پندار هاى باطل ايشان *
و لاتسئلون عما كانوا يعملون
مخاطب قرار دادن يهوديان و يادآور شدن اين حقيقت كه شما مسؤول اعمال گذشتگان نيستيد، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 29 - 4
4 ـ تأثير عملكرد انسان در بينش او
إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 96 - 16
16 - خداوند ، ناظر بر رفتار و كردار برخاسته از دنياپرستى يهود است .
و اللّه بصير بما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 20 - 4
4 - تمامى انسان ها در قيامت ، با حساب رسى اعمال خويش روبه رو مى شوند .
إنّى ظننت أنّى ملـق حسابيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 1
1 - براى هر انسان ، نامه عملى است كه آن را در قيامت دريافت خواهد كرد .
يـأيّها الإنسـن . .. فأمّا من أُوتى كتـبه ... و أمّا من أُوتى كتـبه وراء ظهره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 99 - 7
7 ـ ايمان واقعى به خدا و قيامت ، موجب داشتن اخلاص در عمل و انفاق كردن با ميل و رغبت
و من الأعراب من يؤمن باللّه و اليوم الأخر و يتخذ ما ينفق قربت عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 14
14- حفظ صداقت و راستى در انجام كار ها از آغاز تا انجام ، نيازمند قدرت و توانى خدادادى
أدخلنى . .. و اجعل لى من لدنك سلطـنًا نصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 20 - 2
2 - آخرت گرايى ، موجب افزايش آثار و بركات عمل انسان است .
من كان يريد حرث الأخرة نزد له فى حرثه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 6 - 5
5 - پناه بردن برخى از انسان ها به جن ، موجب افزايش گناه و زشت كارى جن بود .
فزادوهم رهقًا
معناى گناه و فعل قبيح، از معانى مشهور واژه «رَهَق» است كه مفسران نيز بر آن تأكيد دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 71 - 3
3 - راست و درست گفتارىِ ايمان آوردگان ، سبب مى شود كه اعمال آنان از سوى خداوند رو به صلاح رود .
يـأيّها الذين ءامنوا . .. و قولوا قولاً سديدًا . يصلح لكم أعمـلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 27 - 6
6 - نقش محورى ايمان به آخرت ، در تصحيح باور ها ، گرايش ها و رفتار هاى انسان
إن هى إلاّ أسماء . .. إنّ الذين لايؤمنون
از مفهوم آيه شريفه، به ضميمه ارتباط آن با آيات پيشين ـ كه ويژگى هاى شخصتى مشركان را بازگو مى كند ـ مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 63 - 5
5 - غفلت از نظام ثبت و حسابرسى دقيق اعمال و كيفر و پاداش اخروى ، عامل بيگانگى كافران با اعمال نيك و آلودگى آنان به كردار هاى بد و ناشايست
بل قلوبهم فى غمرة من هـذا . .. هم لها عـملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 154 - 11
11 - التزام آدمى به عمل و پايدارى بر آن ، در گرو تطابق آن با انديشه و افكار اوست .
و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت بل أحياء
ارائه انديشه براى فراهم كردن زمينه هاى عمل - كه آيه فوق گوياى آن است - بيانگر برداشت فوق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 12 - 13
13 ـ زيبا جلوه كردن اعمال زشت ، پيامد رفاه و آسايش بسيار ، اسراف پيشگى ، بيگانگى با خدا و غفلت از ياد او
فلما كشفنا عنه ضرّه . .. كذلك زيّن للمسرفين ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 37 - 11
11 - روح تكبر و تجاوزگرى ، سبب ارزيابى نادرست رفتار « خوب و بد » و « زشت و زيبا » مى شود .
كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار . .. و كذلك زيّن لفرعون سوء عمله
از ارتباط اين آيه با آيه پيش ـ كه در آن فرعون فردى متكبر و جبار معرفى شده ـ برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 16
16- اميدِ به آينده اى برتر ، در تنظيم زندگى سالم و تصحيح رفتار و باور هاى انسان ، نقش دارد .
فمن كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عملاً صـلحًا و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 8 - 7
7 - توجه به فرجام امور ، در تصحيح عقيده و كردار ، نقش چشمگيرى دارد .
فبشّره بعذاب أليم . .. لهم جنـّـت النعيم
ياد آورى سرانجام بد معرضان از آيات خدا و نيز يادآورى پايان خوش مؤمنان، به منظور تنبّه دادن به انسان ها است، لذا مى توان برداشت بالا را داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 18
18 - ياد قيامت ، مؤثر در تصحيح رفتار و بازداشتن انسان از انحراف
أفمن يلقى فى النار خير أم من يأتى ءامنًا يوم القيـمة . .. إنّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 88 - 9
9 ـ توحيد، زمينه و شرط اصلى براى به ثمر نشستن و بازدهى اعمال خوب آدمى است.
و لو أشركوا لحبط عنهم ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 1 - 7
7ـ راه خدا ، راه بقا و جاودانگى اعمال نيك انسان
و صدّوا عن سبيل اللّه أضلّ أعمـلهم
چنانچه «أضلّ أعمالهم» بيان اين واقعيت باشد كه انحراف از مسير خدا، به طور طبيعى و ناگزير به حبط عمل و پوچى منتهى مى گردد. مفهوم آن اين خواهد بود كه پيمودن راه خدا سبب بقا و ثمربخشى اعمال ارزشمند آدمى، در گستره جهان آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 217 - 27،33
27 ـ كسانى كه مرتدّ بميرند ، اعمالشان در دنيا و آخرت تباه ( حَبط ) مى گردد .
و من يرتدد منكم عن دينه فيمت و هو كافر فاولئك حبطت اعمالهم فى الدنيا و الاخرة
33 ـ كفر و ارتداد ، موجب خُلود در جهنّم و حَبط عمل در دنيا و آخرت
و من يرتدد منكم عن دينه فيمت و هو كافر فاولئك حبطت اعمالهم . .. و اولئك اصحاب ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 22 - 1،7
1 ـ حَبط و تباهى اعمال كافران و قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، در دنيا و آخرت
انّ الذين يكفرون . .. اولئك الّذين حبطت اعمالهم فى الدنيا و الاخرة
7 ـ برخى از اعمال ناشايست ، نابودكننده سوابق نيك
حبطت اعمالهم . .. و ما لهم من ناصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 88 - 6،7
6 ـ پيامبران و رهنوردان صراط مستقيم نيز اگر شرك بورزند، اعمال آنان تباه و فاسد مى شود.
ذلك هدى الله يهدى . .. و لو أشركوا لحبط عنهم ما كانوا يعملون
7 ـ شرك به خداوند موجب تباه و فاسد گشتن اعمال آدمى مى شود.
و لو أشركوا لحبط عنهم ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 147 - 3،7
3 ـ اعمال نيك بنى اسرائيل در صورت تكذيب تورات و باور نداشتن قيامت براى آنان سودبخش نخواهد بود .
و الذين كذبوا . .. حبطت أعملهم
مصداق مورد نظر براى «الذين كذبوا . .. » با توجه به آيات پيشين، بنى اسرائيل است.
7 ـ تباه شدن اعمال نيك ، جزايى مناسب براى تكذيب آيات الهى و روز قيامت است .
حبطت أعملهم هل يجزون إلا ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 17 - 8
8 ـ كفر به خدا ، مايه حبط و بى ارزشى و فاسد شدن اعمال نيك كافران است .
ما كان للمشركين أن يعمروا مسجد اللّه شهدين على أنفسهم بالكفر أولئك حبطت أعملهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 53 - 6
6 ـ فسق و انحراف از حق ، موجب بى ارزش شدن اعمال در پيشگاه خداوند
أنفقوا . .. لن يتقبل منكم إنكم كنتم قوماً فسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 54 - 8
8 ـ ميل و رغبت ، شرط پذيرش انفاق و كراهت و بى ميلى ، عامل بى ارزش شدن آن در پيشگاه خداست .
و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا . .. و لاينفقون إلا و هم كرهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 16 - 3
3ـ اعمال نيك دلبستگان به دنيا و زيبايى هاى آن ، در آخرت حبط شده و در پيشگاه خداوند ارزشى نخواهد داشت .
أُولـئك . .. و حبط ما صنعوا فيها
ضمير در «فيها» به «الحياة الدنيا» برمى گردد و ظرف «حبط» ـ به قرينه «فى الأخرة» در فراز قبل ـ جهان آخرت است; يعنى: و حبط فى الأخرة ما صنعوا فى الدنيا. با توجه به معناى صنيعة (عمل خير) به نظر مى رسد، مراد از «ما صنعوا» اعمال نيك، همانند دستگيرى از مستمندان و ... و مقصود از «ما كانوا يعملون» اعمال متعارف، همانند تجارت و ... باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 5،7
5- اَعمال آدمى ، در نتيجه كفر به آيات پروردگار و انكار معاد ، تباه شده و در قيامت سودى نخواهد بخشيد .
الذين كفروا بأيـت ربّهم و لقائه فحبطت أعمـلهم
«حبط» به معناى «هدر رفتن و تباه شدن و فساد عمل» است.
7- عقيده و بينش انسان ، در ارجمندى يا پوچى اَعمال وى تأثير مستقيم دارد .
كفروا . .. فحبطت أعمـلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 23 - 2
2 ـ كفر و انكار معاد ، موجب حبط و بى ثمر شدن عمل آدمى
و قال الذين لايرجون لقاءنا و قدمنا إلى ما عملوا من عمل فجعلنـه هباء منثورًا
«هباء» به معناى ذرات بسيار ريزى است كه در حال عادى ديده نمى شود و تنها به وقت تابش نور آفتاب، از روزنه اى به داخل مكان تاريك مشاهده مى گردد و «منثوراً» اسم مفعول از ماده «نثر» و به معناى پراكنده شده است. اين تعبير، حاكى از بى ارزش بودن اعمال مجرمان است كه چون گرد و غبار پراكنده، هيچ ارزش و خاصيتى نداشته و حبط خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 89 - 2
2 - نگه داشتن اعمال نيك تا صحنه قيامت و از دست ندادن آنها در نتيجه گناه ، شرط بهرهورى انسان از ثمرات آن
من جاء بالحسنة فله خير منها
واژه «جاء» مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه اعمال نيك، در صورتى ثمربخش است كه انسان بتواند تا پايان عمر آن را حفظ كرده و با گناهان خود موجبات حبط آن را فراهم نكرد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 23
23 - بى ايمانى ، باعث حبط عمل صالح مى شود .
أُولـئك لم يؤمنوا فأحبط اللّه أعمـلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 65 - 5
5 - شرك ، باعث حبط عمل خوب ( بى اثر شدن و به هدر رفتن تلاش هاى پسنديده ) مى شود .
لئن أشركت ليحبطنّ عملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 8 - 4
4- كفر ، موجب سقوط انسان و از بين رفتن اعمال نيك وى *
و الذين كفروا فتعساً لهم و أضلّ أعمـلهم
برداشت بالا بدان احتمال است كه «أضلّ أعمالهم» نظر به حبط عمل داشته باشد; يعنى، اگر كافران عمل نيكى هم داشته باشند، پس از مرگ به كار آنان نخواهد آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 9 - 1،3
1- ناخشنودى كافران از پيام وحى ، باعث حبط اعمال آنان و گرفتار آمدنشان به نفرين الهى
فتعساً لهم و أضلّ أعمـلهم . ذلك بأنّهم كرهوا ما أنزل اللّه
بنابراين كه «ذالك» اشاره به «فتعساً لهم و أضلّ أعمالهم» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
3- ناخشنودى از پيام هاى وحى و انكار آن از روى هوس ، مايه حبط تمامى اعمال
كرهوا ما أنزل اللّه فأحبط أعمـلهم
با توجه به اطلاق كلمه «أعمالهم»، حبط تمامى اعمال از آيه برداشت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 28 - 5،8
5- حركت در مسير خشم الهى و بيزارى از رضاى او ، مايه حبط اعمال
اتّبعوا ما أسخط اللّه و كرهوا رضونه فأحبط أعمـلهم
8- عذاب به هنگام مرگ و حبط اعمال ، نتيجه عملكرد خود انسان است .
يضربون وجوههم و أدبـرهم . ذلك بأنّهم اتّبعوا... و كرهوا ... فأحبط أعمـلهم
از تعليل موجود در آيه شريفه، استفاده مى شود كه منافق، خود با عملكرد خويش زمينه عذاب و حبط اعمالش را فراهم مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 32 - 8،14
8- كفر و ستيزه جويى با دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از عوامل حبط عمل و نابودى اعمال نيك انسان
إنّ الذين كفروا و . .. و سيحبط أعمـلهم
14- برخى اعمال انسان ، ازبين برنده و نابودكننده ارزش و اثر ساير اعمال وى
و سيحبط أعمـلهم
بنابراين كه حبط اعمال به معناى پوچ شدن و بى بها گشتن اعمال به ظاهر نيك باشد، از ارتباط «كفروا»، «صدّوا» و «شاقّوا» با «سيحبط أعمالهم» مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 33 - 8،10
8- امكان نابود شدن اعمال گذشته انسان ، به وسيله برخى اعمال و موضع گيرى هاى بعدى وى
و لا تبطلوا أعمـلكم
از «لا تبطلوا أعمالكم» استفاده مى شود كه صدور اعمال نيك از انسان، به معناى بقاى هميشگى آن نيست; بلكه ممكن است اعمال و موضع گيرى هاى بعدى انسان، اعمال نيك گذشته وى را مضمحل كند.
10- تخلف از فرمان خدا و رسول او ، داراى تأثير در حبط اعمال گذشته انسان
أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول و لا تبطلوا أعمـلكم
از ارتباط «أطيعوا اللّه . ..» با «لاتبطلوا أعمالكم»، استفاده مى شود كه عدم اطاعت موجب بطلان و حبط اعمال گذشته انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 2 - 8
8 ـ بى حرمتى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، باعث حبط اعمال انسان ، بدون توجه و آگاهى وى
لاترفعوا أصوتكم . .. و لاتجهروا له بالقول ... أن تحبط أعمـلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 54 - 1
1 ـ كفر منافقان به خدا و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عامل بى ارزش گشتن انفاق هاى آنان و پذيرفته نشدن آن در پيشگاه خداوند
و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا أنهم كفروا باللّه و برسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 22 - 17
17 ـ درماندگى ، اضطرار و احساس خطر مرگ ، عرصه به خاطر آمدن كرده هاى زشت ، اظهار ندامت و شرمسارى در پيشگاه خدا و پوزش طلبى انسان از آن خطا ها و ناسپاسيها
و ظنوا أنهم أحيط بهم دعوا اللّه . .. لنكوننّ من الشكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 14
14- حفظ صداقت و راستى در انجام كار ها از آغاز تا انجام ، نيازمند قدرت و توانى خدادادى
أدخلنى . .. و اجعل لى من لدنك سلطـنًا نصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 40 - 16
16 ـ هراس از خدا و نترسيدن از غير او ، زمينه ساز پايبندى به عهد اوست .
أوفوا بعهدى . .. و إبى فارهبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 3 - 6
6 ـ اقامه نماز و انفاق در راه خدا ، تجلى خشيت قلب و فزونى ايمان و توكل بر خدا
وجلت قلوبهم . .. زادتهم إيمنا ... الذين يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون
تكرار «الذين»، بدون حرف عطف، براى رساندن اين معناست كه اقامه نماز انفاق نمود خارجى و تجلى صفات برشمرده شده در آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 6
6 ـ عقايد شرك آلود و جاهلانه موجب گرايش انسان به اعمال ناشايست و خلاف فطرت و وجدان است.
و كذلك زين . .. قتل أولدهم شركاؤهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 180 - 11
11 ـ پندار نقص و كاستى در خداوند در پى دارنده اعمال و رفتارى ناشايست *
و ذروا الذين . .. سيجزون ما كانوا يعملون
«ما كانوا يعملون» بيانگر اين است كه الحادكنندگان در اسماء به خاطر اعمالشان كيفر مى بينند، در حالى كه الحاد در اسماء الهى يعنى ناميدن و توصيف خدا به اوصافى كه دلالت بر كمال مطلق ندارد و يا ناميدن غير خدا به نامهاى خاص خداوند از مقوله عمل نيست. لذا اين احتمال به نظر مى رسد كه الحاد در اسماء الهى، مستلزم اعمال نارواست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 78 - 4
4 ـ خداشناسى ناقص و غلط ، موجب عملكرد نادرست است .
أخلفوا اللّه ما وعدوه . .. ألم يعلموا أن اللّه يعلم
«ألم يعلموا» مى رساند كه اگر منافقان به علم گسترده الهى آگاهى مى داشتند، از وظايف خويش تخلف نمى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 16
16 - ترس و واهمه ، باعث مى شود كه از انسان در صورت محذور داشتن ، رفتارى غير صادقانه سرزند .
يـأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا و يستئذن فريق منهم . .. يقولون إنّ بيوتنا عورة و م
از بهانه گيرى منافقان براى فرار از جهاد، به دست مى آيد كه آنان، از طرفى مى ترسيدند و از طرفى نمى توانستند معركه جنگ را ترك كنند. نفسِ بهانه گيرى به جاى موضع گيرى صريح، رفتارى غير صادقانه از روى ترس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 18 - 7
7- عقيده انسان داراى نقشى تعيين كننده در قبول و ردّ اعمال وى در پيشگاه خداوند
الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 9
9 - بهره گيرى قرآن از تمايلات طبيعى انسان ها ، در گرايش دادن آنان به ايمان و عمل صالح
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا . .. و لباسهم فيها حرير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 25 - 3
3 - معاشران و همدمان ، داراى نقشى اساسى در عقيده ، عمل و سرنوشت انسان
و قيّضنا لهم قرناء فزيّنوا لهم ما بين أيديهم و ما خلفهم و حقّ عليهم القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 7 - 5
5 - بينش انسان ، رفتارساز و شكل دهنده كردار او است .
ليطغى . أن رءاه استغنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 32 - 6
6 - توجه دادن زنان پيامبر ، به موقعيت و جايگاه شان برانگيزاننده آنان به انجام دادن تكليف هاى واگذار شده است .
يـنساء النبىّ لستنّ كأحد من النساء إن اتّقيتنّ فلاتخضعن بالقول
خطاب مستقيم «يا نساء النبىّ» مى تواند گوياى اين نكته باشد كه آنان، با توجه به جايگاه خود، دستورالعمل هاى مربوط شان را به خوبى انجام مى دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 60 - 17
17 ـ آدمى در دنيا از حقيقت اعمال خود و بازتابهاى آن غافل است.
ثم ينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 19 - 4
4 - غفلت از محاسبه اعمال ، زمينه ساز فراموشى از ياد خداوند *
يـأيّها الذين ءامنوا . .. و لتنظر إنّ اللّه خبير بما تعملون. و لاتكونوا كالذين ن
برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه تقدم «و لتنظر. ..» بر «و لاتكونوا كالذين...» نظر به تقدم رتبى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 35 - 4
4 - غفلت انسان ، از كردار خويش و فراموش كردن آن پيش از برپايى قيامت
يوم يتذكّر الإنسـن ما سعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 22 - 2
2 - غفلت انسان از شهادت اعضا و جوارح ، عامل جرأت وى بر گناه و معصيت
و ما كنتم تستترون أن يشهد عليكم سمعكم و لا أبصـركم و لا جلودكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 35 - 4
4 - غفلت انسان ، از كردار خويش و فراموش كردن آن پيش از برپايى قيامت
يوم يتذكّر الإنسـن ما سعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 5
5- از ياد بردن اَعمال و دستاورد هاى ناروا و به فراموشى سپردن گناهان گذشته خود ، بزرگ ترين ستم انسان بر خويش است .
و يجـدل . .. و من أظلم ... و نسى ما قدّمت يداه
«نسى ما قدّمت يداه» يعنى: «فراموش كرد كردار پيشين خود را. ». مقصود از «ما» ـ به قرينه آيه قبل ـ جدال به باطل در برابر حق و استهزاى آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 60 - 3
3 ـ قيامت ، روزى است كه در آن ، عاقبت كار انسان ها مشخص مى شود .
و ما ظن الذين يفترون . .. يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 59 - 30
30 ـ توجه به عاقبت و فرجام كار ها ، از معيار هاى ارزشگذارى آنها
ذلك خير و احسن تاويلا
خداوند، عاقبت نيك و فرجام خوش «اطاعت از خدا و . .. » را ملاك لزوم عمل به آنها قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 122 - 8
8 ـ توجه انسان ها به فرجام اعمال خود ، بازدارنده ايشان از بدى ها و ترغيب كننده آنان به نيكيهاست .
و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه فقد خسر . .. و الذين ءامنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 5،6،7
5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به درخواست از خداوند براى توفيق انجام هر عملى از آغاز تا فرجام ، بر اساس نيتى خالص و آميخته با صدق و راستى
و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
6- ورود در كار ها به صدق و راستى و خروج از آن به درستى ، نيازمند استمداد از خدا
و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
7- درخواست توفيق از خداوند در نوافل و نماز شب ، براى ورود در كار ها به صدق و راستى و خروج از آن به راستى و درستى ، امرى مطلوب و پسنديده است .
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 76 - 2
2 - فرجام همه كار ها در اختيار خداوند است .
و إلى اللّه ترجع الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 35 - 1
1 - تمام انسان ها ، در صحنه قيامت حاضر شده ; كردار هاى فراموش گشته خويش و اهداف آن تلاش ها را به خاطر خواهند آورد .
يوم يتذكّر الإنسـن ما سعى
«ما» در «ما سعى» موصول و عائد آن حذف شده است; يعنى، «ما سعى له». اين تعبير بر اهدافى منطبق است كه سعى انسان، براى دستيابى به آن بوده است. ممكن است «ما» مصدريه باشد; يعنى، «سعيه». در اين صورت آنچه به ياد انسان خواهد آمد،
نفس سعى و تلاش او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 7 - 15
15- « قال الرضا ( ع ) فى قول الله عزّوجلّ : « إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها » : إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها ربّ يغفر لها ;
امام رضا(ع) در باره سخن خداوند عزّوجلّ «إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها» فرمود: اگر نيكويى كنيد، براى خودتان نيكويى كرده ايد و اگر بدى كنيد، پس براى آن پروردگارى هست كه آن را مى بخشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 281 - 1
1 ـ لزوم خوف آدمى از فرجام اعمال ناشايست خويش در قيامت
و اتّقوا يوماً ترجعون فيه الى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 5
5 ـ بازگشت نتايج اعمال نيك و بد انسان ، به خود او
لها ما كسبت و عليها ما اكتسبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 44 - 6
6 - غافل بودن از حقيقت و بيم نداشتن از فرجام كردار ناروا ، طغيان گرى است .
إنّه طغى . .. لعلّه يتذكّر أو يخشى
خداوند، براى بازداشتن فرعون از طغيان، به موسى و هارون(ع) راه ايجاد تذكر و خشيت را مى آموزد. بنابراين نبود اين دو خصلت، مايه طغيان گرى فرعون بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 103 - 4
4 - جاودانگى در عذاب دوزخ ، فرجام زيان كاران فاقد عمل صالح و گران وزن
و من خفّت موزينه . .. فى جهنّم خـلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 16 - 9
9 - تباهى و هلاكت ، فرجام بى توجهى به آخرت و بى اعتنايى به جزاى اعمال است .
فلايصدّنك عنها . .. فتردى
«تردى» از «ردى» به معناى هلاكت مشتق است و پى آمد شبهه افكنى هاى منكران معاد را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 16 - 9
9 - تباهى و هلاكت ، فرجام بى توجهى به آخرت و بى اعتنايى به جزاى اعمال است .
فلايصدّنك عنها . .. فتردى
«تردى» از «ردى» به معناى هلاكت مشتق است و پى آمد شبهه افكنى هاى منكران معاد را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 23 - 12
12 ـ دنيا ، سراى تلاش است و جهان پس از مرگ ، براى كيفر و پاداش مى باشد .
إذا هم يبغون . .. متع الحيوة الدنيا ثم إلينا مرجعكم فننبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 27 - 1
1 ـ دنيا سراى تلاش و آخرت سراى كيفر و پاداش است .
للذين أحسنوا الحسنى . .. و الذين كسبوا السيئات جزاء سيئة بمثلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 30 - 3
3 ـ دنيا ، جايگاه عمل براى جهان آخرت است .
هنالك تبلوا كل نفس ما أسلفت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 31 - 15
15- تنها زندگى دنيا ، ظرف عمل و بستر تأمين سعادت اخروى است .
يقيموا الصلوة و ينفقوا . .. من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلـل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 30 - 6
6- دنيا ، جايگاه عمل براى آخرت است .
للذين أحسنوا فى هـذه الدنيا
در صورتى كه «فى هـذه الدنيا» متعلق به «أحسنوا» باشد، مفيد معناى فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 111 - 10
10- دنيا ، ميدان عمل و آخرت صحنه دريافت پاداش و كيفر است .
يوم تأتى . .. و توفّى كلّ نفس ما عملت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 104 - 3
3- دنيا ، ظرفى مناسب براى تلاش هاى سودمند و كفر ، مايه بهره نبردن از فرصت هاى موجود در آن است .
ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 39 - 4
4- قيامت ، روز پايان فرصت ها و جبران ناپذيرى خطا ها و انحرافات است .
و أنذرهم يوم الحسرة إذ قضى الأمر
مراد از «الأمر» به قرينه «يوم الحسرة» فرصت هايى است كه از كف دادن آن موجب حسرت شده است و «قضى» از «قضاء»به معناى فيصله دادن و به پايان رساندن است، به گونه اى كه مورد آن جبران پذير نباشد (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 15 - 10
10 - دنيا ، محل تلاش و آخرت جاى كيفر و پاداش و مواجه شدن با نتيجه تلاش است .
إنّ الساعة ءاتية . .. لتجزى كلّ نفس بما تسعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 100 - 5
5 - زندگى دنيوى ، تنها فرصت عمل و كسب ارزش ها
قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صـلحًا فيما تركت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 108 - 5
5 - دنيا ، يگانه ميدان عمل
ربّنا أخرجنا منها . .. قال اخسئوا فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 12 - 15
15 - دنيا ، مجال تهيه توشه براى آخرت است .
فارجعنا نعمل صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 37 - 4
4 - آخرت ، عرصه عمل و محلِ تدارك از دست داده ها و تصحيح رفتار ها نيست .
ربّنا أخرجنا نعمل صـلحًا غير الذى كنّا نعمل أوَلم نعمّركم ما يتذكّر فيه من تذكّر
برداشت ياد شده، از جواب منفى خداوند به درخواست كافران دوزخى به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 10 - 10
10 - دنيا ، عرصه تلاش و كوشش و جهان آخرت ، عرصه اجر و پاداش
للذين أحسنوا فى هـذه الدنيا حسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 55 - 7،9
7 - توصيه خداوند به عمل كردن به قرآن ، پيش از دچار شدن به پيامد هاى هلاكت بار ر ها كردن قرآن ( عذاب )
و اتّبعوا أحسن ما أُنزل . .. من قبل أن يأتيكم العذاب
9 - روى آودن به قرآن و عمل به تعاليم آن ، پس از آمدن عذاب بى فايده است .
و اتّبعوا أحسن ما أُنزل . .. من قبل أن يأتيكم العذاب بغتة
از اين كه خداوند فرمود: پيش از آمدن عذاب به تعاليم قرآن عمل كنيد، روشن مى شود كه با آمدن عذاب، اين كار بى فايده خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 58 - 7
7 - در قيامت ، راهى براى جبران گذشته ها و انجام هيچ عملى نيست .
لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين
از اين كه كافران و گنه كاران براى جبران كوتاهى هاى خود، تقاضاى بازگشت به دنيا را دارند، مى توان به اين حقيقت رسيد كه قيامت روز عمل و تلاش نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 13
13 - زندگى دنيوى ، مجال عمل و انتخاب است ; اما همراه با مسؤوليت و دريافت نتايج .
اعملوا ما شئتم
از تقابل «يلقى فى النار» و «اعملوا ما شئتم» استفاده مى شود كه تحريف گران آيات الهى، تنها در مجال دنيا حق انتخاب دارند و در آخرت مجبور به ورود در آتش اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 20 - 3
3 - دنيا ، جايگاه تلاش و كوشش و مزرعه اى براى آخرت است .
من كان يريد حرث الأخرة نزد له فى حرثه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 19 - 11
11- زندگى دنيا ، صحنه عمل و آخرت ميدان دريافت اعمال و نتايج آن *
و لكلّ درجـت ممّا عملوا و ليوفّيهم أعمـلهم
بنابراين كه «حقّ عليهم القول» در آيه قبل، عذاب اخروى باشد; از اين آيه استفاده مى شود كه مراد از «درجات» درجه هاى اخروى است و در آن جايگاه، نتايج اعمال استيفا مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 16 - 6
6 - تنها دنيا ، سراى عمل و اندوختن توشه آخرت است .
كانوا قبل ذلك محسنين
تصريح به «قبل ذلك»، مى رساند كه متقين، قبل از حضور در صحنه قيامت (در زندگى دنيا) توشه عمل برگرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 31 - 10
10 - « عن زيدبن وهب إنّ عليّاً ( ع ) قال : . . .و لـكنّه جعل الدنيا دار الأعمال و جعل الأخرة دار الجزاء و القرار « ليجزى الذين أساؤا بما عملوا و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى » . . . ;
زيدبنوهب گويد: امام على(ع) فرمود: . ..خداوند دنيا را خانه عمل و آخرت را منزل جزا و آرامش قرار داده است تا بدكاران را به كيفر بدى هايشان برساند و نيكوكاران را پاداش نيك دهد»... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 2،4
2 - انسان ها ، بايد دنيا را ميدان مسابقه جهت دست يافتن به بهشت و آمرزش الهى قرار دهند .
و ما الحيوة الدنيا إلاّ متـع الغرور . سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة
4 - دنيا ، عرصه مسابقه و تلاش براى كسب سعادت اخروى ( بهشت پهناور ) است ; نه ميدان بازى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى .
سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 10 - 9،11
9 - دنيا ، عرصه عمل و كسب توشه اخروى است .
و أنفقوا . .. من قبل أن يأتى أحدكم الموت
11 - با فرارسيدن مرگ ، راه براى عمل بسته مى شود .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 35
35 - توصيه و ترغيب خداوند به انجام دادن كار هاى خير ، پيش از فرا رسيدن مرگ
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 40 - 8
8 - دنيا ، فرصتى مناسب براى تهيه نيازمندى هاى آخرت و پيش فرستادن آن
ما قدّمت يداه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 35 - 3
3 - دنيا ، محل تلاش و آخرت ، جاى بهره مندى از تلاش ها است .
فإذا جاءت الطامّة الكبرى . يوم يتذكّر الإنسـن ما سعى
بيان «يادآورى اعمال در قيامت»، صرفاً به منظور خبر از آينده نيست; بلكه بشارت دادن و انذار انسان ها نسبت به فرجام اعمالشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 53 - 8
8 ـ حيات آخرت ، فاقد هر گونه زمينه و فرصت براى انجام اعمال نيك
او نرد فنعمل غير الذين كنا نعمل
آرزوى برگشت به دنيا براى انجام اعمال نيك و تدارك گذشته ها، دلالت بر اين دارد كه در آخرت فرصت براى انجام عمل نيك و تدارك گذشته ها نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 3
3 - اعمال و رفتار كفرپيشگان ، چون سراب فريبنده است .
و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 7
7 - پيشتازان در انجام كار هاى خير ، از بهترين مردم و والاترين آنان در پيشگاه خداوند
و منهم سابق بالخيرت
از تقسيم بندى سه گانه مردم در تمسّك به قرآن و دين دارى (ضعيف، قوى و. ..) و آمدن گروه پيشتاز در انجام خيرات به عنوان آخرين و قوى ترين گروه، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 3 - 4
4 - تسريع در انجام فرمان هاى الهى ، فضيلتى درخور تحسين است .
و السـبحـت سبحًا
سوگند خداوند به «سابحات»، حاكى از فضل شتابگران و نيكو شمردن كار آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 5
5 - جايگاه والاى ايمان و عمل صالح در پيشگاه خدا
و الذين ءامنوا و . .. الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
با توجه به تأكيد خدا در اين آيه و آيه قبل درباره ايمان و عمل صالح، ارزش و اهميت آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 41 - 3،4
3 - تجسم اعمال انسان ، مجازات و پاداش الهى در آخرت براى او
و أنّ سعيه سوف يرى . ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى
برداشت ياد شده با توجه به تعبير «يجزاه» ـ به جاى «يجزى به» ـ استفاده مى شود; زيرا مفاد آن چنين است: «خداوند انسان را به همان عملش جزا مى دهد [و نه در برابر عملش]».
4 - مجازات انسان با عملكرد تجسم يافته خويش ، تجلى عدالت الهى در نظام جزا
و أنّ سعيه . .. ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى
با توجه به اين كه ضمير مفعولى در «يجزاه» به «سعى» بازمى گردد، مى توان استفاده كرد كه عادلانه بودن نظام مجازات الهى، نتيجه آن است كه كيفر و پاداش در قيامت، چيزى جز عمل خود انسان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 121 - 1،3
1 ـ ثبت همه انفاق هاى كوچك و بزرگ مؤمنان ، به منظور اعطاى پاداش به آنان
و لاينفقون نفقة صغيرة و كبيرة . .. إلا كتب لهم ليجزيهم
3 ـ ثبت هر گام مؤمنان در پيمودن مسير الهى ، به منظور اعطاى پاداش به آنان
و لايقطعون وادياً إلا كتب لهم ليجزيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 62 - 7
7 - ثبت دقيق اعمال انسان ها ، تضمينى است بر روا نشدن كمترين ظلم بر آنان .
و لدينا كتـب . .. و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 3 - 3
3- گم شدن اعمال كافران در سراب « كفر » و شكوفايى اعمال مؤمنان در وادى « ايمان » ، داراى فلسفه اى معقول و برهانى
الذين كفروا . .. أضلّ أعمـلهم . و الذين ءامنوا... و أصلح بالهم . ذلك بأنّ الذين
«ذالك» در مقام بيان علّت و فلسفه مطلبى است كه در آيات پيشين بيان شده است; يعنى، پوچى اعمال كافران و ثمربخشى اعمال مؤمنان، امرى برهانى است; زيرا كافر ره باطل پيموده و باطل فرجامى ندارد و مؤمن ره حق رفته و ثمربخشى عين حقانيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 40 - 10
10 - كار هاى پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) مانند ازدواج با زينب ، جنبه رسالى داشته و از پيش خود نبوده است .
ما كان محمّد أبا أحد من رجالكم و لـكن رسول اللّه
احتمال دارد كه ذكر «و لـكن رسول اللّه» پس از نفى اُبوّت پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى مردان، به منظور يادآورى اين نكته باشد كه كارهاى او، بر اساس رسالت الهى بوده و از پيش خود اقدام نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 27 - 3
3 - كردارى كه ذخيره آخرت باشد ، در قيامت اطمينان آور و مايه آرامش خاطر انسان خواهد بود .
يـليتنى قدّمت لحياتى . .. يـأيّتها النّفس المطمئنّة
تقابل دو دسته اى كه در اين مجموعه آيات از آنان ياد شده است، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 11،12
11 - مسلمانان نبايد به خاطر هراس از دشمنان دين و به بهانه احساس خطر از ناحيه آنها ، در اجراى احكام الهى كوتاهى كنند .
فولوا وجوهكم شطره . .. إلا الذين ظلموا منهم فلا تخشوهم
12 - مسلمانان در عمل به احكام الهى و مواضع به حق خويش ، نبايد از تبليغات و جار و جنجال دشمنان هراسى به خود راه دهند .
فلا تخشوهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 20 - 10
10 - بهره مندى انسان از نتيجه اعمال و تلاش هاى خويش ، قانون و مشيتى الهى است .
من كان . .. نزد له فى حرثه و من كان ... نؤته منها
لحن آيه و انتساب فعل هاى «نزد» و «نؤته» به خداوند، حكايت از تدبير، برنامه ريزى و مشيت او دارد كه در آيه قبل تحت عنوان «يرزق من يشاء» آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 20
20 - پذيرش كمترين عمل نيك مؤمنان از سوى خداوند ، نشانى از ارج گذارى او به بندگان خود
و من يقترف حسنة . .. إنّ اللّه غفور شكور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 20،25
20 ـ خداوند ، عمل نيك را تنها از پرهيزگاران مى پذيرد .
انما يتقبل اللّه من المتقين
25 ـ خداوند ، تنها عمل نيكى را مى پذيرد كه همراه با تقوا باشد .
انما يتقبل اللّه من المتقين
برخى برآنند كه مراد از شرطيت تقوا براى پذيرش عمل، رعايت تقوا در خود عمل است، يعنى عمل بايد شرايط تعيين شده از سوى خداوند، همانند خلوص و . .. را دارا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 14
14 ـ مقبوليّت انفاق در پيشگاه خداوند و ثمردهى آن ، در گرو نيّت و قصد قربت انفاق كننده
و ما تنفقوا من خير فلانفسكم و ما تنفقون الاّ ابتغاء وجه اللّه
بنابراينكه جمله «و ما تنفقون» حال براى «و ما تنفقوا فلانفسكم» باشد; يعنى آنگاه انفاق به سود شماست كه براى «ابتغاء وجه اللّه» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 35 - 12
12 ـ دعاى همسر عمران در پيشگاه خداوند و درخواست از او ، براى قبولى نذرش
ربّ انّى نذرت لك . .. انّك انت السميع العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 171 - 5
5 ـ ايمان ، شرط ضايع نشدن پاداش عمل
انّ اللّه لا يضيع اجر المؤمنين
آوردن اسم ظاهر «المؤمنين» به جاى ضمير، بيانگر اين است كه پاداش عملكرد مجاهدان مشروط به ايمان آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 172 - 15
15 ـ بارورى اعمال ، در گرو احسان و تقوا
الّذين استجابوا للّه . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم
بنابر اينكه «الّذين»، مبتدا باشد ; نه صفت براى «المؤمنين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 183 - 28
28 ـ آتش گرفتن قربانى بنى اسرائيل ، علامت قبولى آن در پيشگاه خداوند
حتّى ياتينا بقربان تاكله النار
امام صادق (ع) فرمود: كانت بنواسرائيل اذا قربت القربان تخرج نار تأكل قربان مَنْ قُبلَ منه . .. .
كافى، ج 4، ص 335، ح 16 ; نورالثقلين، ج 1، ص 417، ح 462.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 5 - 2
2 - شناخت مراحل آغازين خلقت انسان ، زمينه ساز پى بردن به تحت مراقبت بودن وى و مايه شناخت قدرت خداوند بر ثبت كردار او است .
عليها حافظ . فلينظر الإنسـن ممّ خلق
ارتباط دو آيه، با توجّه به حرف «فاء» در «فلينظر»، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 14 - 1،2
1- خداوند ، فراخوان انسان ها در قيامت ، به خواندن نامه عمل خويش
و نخرج له يوم القيـمة كتـبًا . .. اقرأ كتـبك
2- هر انسانى در قيامت ، با خواندن پرونده اعمال خويش ، خود حسابگر آنها خواهد بود .
اقرأ كتـبك كفى بنفسك اليوم عليك حسيبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 11
11 - مسلمانان نبايد به خاطر هراس از دشمنان دين و به بهانه احساس خطر از ناحيه آنها ، در اجراى احكام الهى كوتاهى كنند .
فولوا وجوهكم شطره . .. إلا الذين ظلموا منهم فلا تخشوهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 28 - 11
11- كافران پس از مرگ ، به كلى منكر اعمال زشت دنيوى خويش مى شوند .
الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ... ما كنّا نعمل من سوء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 123 - 9
9 ـ بدكاران ، گرفتار كيفرِ كردار ناپسند خويش خواهند شد .
من يعمل سوءاً يجز به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 6 - 6
6 - « قال علىّ ( ع ) . . . و معنى قوله « فمن ثقلت موازينه » و « من خفّت موازينه » فهو قلة الحساب و كثرته ;
على(ع) فرمود: معناى سخن خداوند «فمن ثقلت موازينه» و «من خفّت موازينه»، پس آن [سنگينى و سبكى، به معناى ]كمى و زيادى [مدت] حسابرسى است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 182 - 2
2 ـ عذاب و كيفر اخروى انسان ها ، نتيجه عملكرد خود آنان
ذلك بما قدّمت ايديكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 18
18 ـ اعمال و رفتار هر يك از گمراهان و هدايت يافتگان داراى بازتاب و سزايى مناسب در قيامت
فينبئكم بما كنتم تعملون
هدف از جمله «فينبئكم بما . ..» ترغيب مردمان به هدايت و پذيرش تعاليم قرآن و تهديد كفرپيشگان و منحرفان به عذاب است و چون مجرد آگاه سازى به اعمال و كردار براى تهديد و ترغيب كافى نيست بنابراين جمله «فينبئكم» كنايه از پاداش دهى و به كيفررسانى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 27
27 ـ جزاى اعمال در آخرت، متناسب با نوع عمل و روحيات عمل كننده است.
اليوم تجزون عذاب الهون . .. كنتم عن ءايته تسكتبرون
خداوند در برابر روحيه استكبارى و خودبرتربينى ظالمان، آنان را به عذاب خواركننده (الهون) وعده مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 108 - 20
20 ـ قيامت روز پاداش و كيفر اعمال است.
و كذلك زينا لكل أمة عملهم . .. فينبئهم بما كانوا يعملون
مطلع ساختن آدميان بر اعمالشان در قيامت، كنايه از مجازات و يا پاداش آنان مى تواند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 147 - 4،5
4 ـ حضور در صحنه قيامت و برخورد با سزاى اعمال دنيوى ، فرجام همه انسانهاست .
لقاء الأخرة
كلمه «لقاء» (رسيدن و برخورد كردن) مصدرى است كه به مفعولش اضافه شده و فاعل آن محذوف است ; يعنى: «و لقائهم الأخرة».
5 ـ كيفر انسان ها در قيامت ، بازتاب اعمال خود آنان است .
هل يجزون إلا ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 27 - 4
4 ـ كيفر هر كار بد در قيامت ، كيفرى متناسب با همان كار بد خواهد بود .
جزاء سيئة بمثلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 51 - 4
4- كيفر و پاداش الهى به انسان ها در قيامت ، كاملاً مطابق و متناسب با كم و كيف رفتار آدمى است .
ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 111 - 7،10
7- همه انسان ها ، سزاى اعمال خويش را در قيامت ، به طور كامل دريافت خواهند كرد .
يوم . .. و توفّى كلّ نفس ما عملت
«توفّى» (از ماده توفية) به معناى پرداخت و دريافت كامل است.
10- دنيا ، ميدان عمل و آخرت صحنه دريافت پاداش و كيفر است .
يوم تأتى . .. و توفّى كلّ نفس ما عملت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 15
15- كيفر هاى الهى ، در آخرت ، بازتاب اَعمال انسان است .
و وجدوا ما عملوا حاضرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 112 - 5
5 - پاداش اعمال در قيامت ، عادلانه و به دور از هرگونه نقص و كاستى است .
و من يعمل . .. فلايخاف ظلمًا و لاهضمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 82 - 2
2 - قيامت ، روز محاسبه كردار آدميان و مجازات و پاداش در تعليمات ابراهيم
و الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 54 - 5
5 - تجسم اعمال آدميان ، به صورت كيفر و پاداش در آخرت
فاليوم لاتظلم نفس شيئًا و لاتجزون إلاّ ما كنتم تعملون
آمدن تعبير «لاتجزون إلاّ ما» به جاى «لاتجزون إلاّ بما كنتم تعملون» (با ذكر «باء» مقابله)، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه خودِ اعمال آدمى در روز رستاخيز، به صورت كيفر و پاداش به او برگردانده خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 53 - 4
4 - قيامت ، روز حسابرسى اعمال و پاداش و جزا
هـذا ما توعدون ليوم الحساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 16
16 - علم گسترده الهى به عملكرد انسان ها ، پشتوانه كيفر و پاداش اخروى آنان
اعملوا ما شئتم إنّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 15 - 7
7 - اعمال نيك و بد آدمى ، داراى بازتاب در دنيا و درپى دارنده كيفر و پاداش در حيات اخروى
من عمل صـلحًا . .. ثمّ إلى ربّكم ترجعون
تعبير «ثمّ إلى ربّكم» ـ در پى «من عمل صالحاً. ..» ـ مى رساند كه آنچه در صدر آيه شريفه نسبت به بازتاب عمل گفته شده، مربوط به دنيا است و اعمال آدمى پس از آن نيز كيفر و پاداشى در نزد پروردگار خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 41 - 3
3 - تجسم اعمال انسان ، مجازات و پاداش الهى در آخرت براى او
و أنّ سعيه سوف يرى . ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى
برداشت ياد شده با توجه به تعبير «يجزاه» ـ به جاى «يجزى به» ـ استفاده مى شود; زيرا مفاد آن چنين است: «خداوند انسان را به همان عملش جزا مى دهد [و نه در برابر عملش]».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 15 - 2
2 - قيامت ، روز مواجه شدن با سزاى اعمال است .
يوم الدين
«دين»; يعنى، جزا و به معناى طاعت نيز آمده است (مفردات راغب) و چون معناى اول با قيامت تناسب دارد، در آيه شريفه به معناى جزا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 18 - 4
4 - قيامت ، روز كيفر دادن اعمال است .
يوم الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 11 - 1
1 - قيامت ، روز جزاى اعمال است .
الذين يكذّبون بيوم الدين
«دين» در معانى «طاعت» و «جزاء» استعمال مى شود و معناى مجازى آن «شريعت» است (مفردات راغب). تناسب معناى «جزاء» با قيامت، دليل برگزيدن اين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 6 - 5،7
5 - مشاهده كردار و مواجه شدن با پاداش و كيفر آن ، از اهداف حشر انسان ها در قيامت
يصدر الناس أشتاتًا ليروا أعمـلهم
حرف «لام» در «ليروا»، بيانگر برداشت ياد شده است. مشاهده اعمال، يا به معناى مشاهده پاداش و كيفر آنها است و يا ناظر به تجّسم اعمال و مشهود بودن آن در قيامت است.
7 - مواجه شدن انسان ها با كردار خود و پاداش يا كيفر آن ، پس از بازگشت آنان از حسابرسى است .
يصدر الناس أشتاتًا ليروا أعمـلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 188 - 8
8 ـ ترك عمل به وظيفه و ادعاى انجام آن و انتظار ستايش در برابر عملى كه انجام نشده ، ناپسند و موجب عذاب دنيا و آخرت است .
و يحبّون ان يحمدوا . .. فلا تحسبنّهم بمفازة من العذاب و لهم عذاب اليم
تكرار كلمه عذاب دلالت بر اين دارد كه آنها به دو عذاب گرفتار مى شوند، و به نظر مى رسد يكى از آن دو، عذاب دنيوى و ديگرى عذاب اخروى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 159 - 12
12 ـ عذاب اخروى بازتاب اعمال ناشايست و مداوم آدمى است.
ثم ينبئهم بما كانوا يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 52 - 7
7 ـ بين كردار انسان و مجازات او در آخرت ، تناسب كامل وجود دارد .
ذوقوا عذاب الخلد هل تجزون إلا بما كنتم تكسبون
«باء» در جمله «هل تجزون إلا بما كنتم تكسبون» براى مقابله است و اين جمله مى تواند پاسخ اين سؤال باشد كه: چرا كافران به عذاب ابدى دچار خواهند شد؟ (ذوقوا العذاب الخلد) خداوند پاسخ مى فرمايد: اين حكم در مقابل رفتار و متناسب با گناهان خود آنان است. بنابراين بين كيفر (عذاب ابدى) و عمل آدمى، ارتباط و تناسب وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 84 - 6
6 - تبديل شدن اعمال ناپسند بدكاران به صورت كيفر در جهان آخرت
فلايجزى الذين عملوا السيّـئات إلاّ ما كانوا يعملون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اعمال بدكاران در اين آيه به عنوان خود جزا مطرح شده است; نه «مجزى به»; يعنى، چيزى كه در مقابل آن جزا داده شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 33 - 3
3 - قيامت ، صحنه ظهور عواقب گناه و بدكارى
و بدا لهم سيّئات ما عملوا
چنانچه قبل از «سيّئات» مضاف حذف شده و تقدير آن «جزاء يا عقوبة سيّئات. ..» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 9 - 3
3 - گرفتارى به جهنم ، كيفر كردار هاى بى ارزش است .
و أمّا من خفّت موزينه . فأُمّه هاوية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 36 - 1
1 - عذاب هاى كافران در قيامت ، كيفر مداومت آنان بر كردار زشت خويش در دنيا است .
هل ثوّب الكفّار ما كانوا يفعلون
«ثواب»; يعنى، جزا و «تثويب» به معناى جزا دادن است (قاموس). فعل «كانوا» ـ كه بر مضارع داخل شده است ـ بر استمرار دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 30 - 4
4 - تظاهر به كار هاى ناشايست ، موجب تشديد عذاب مى شود .
من يأت منكنّ بفـحشة مبيّنة يضـعف لها العذاب ضعفين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 185 - 5
5 ـ دريافت برخى از پاداش ها و جزاى اعمال در غير قيامت ( دنيا و برزخ ) *
و انّما توفّون اجوركم يوم القيمة
كلمه «انّما»، دريافت كامل پاداش و جزا را منحصر به روز قيامت مى كند، لذا مفهوم آن، دريافت برخى از جزا و پاداش در غير روز قيامت است و مراد از غير قيامت، مى تواند دنيا و يا برزخ و يا هر دو باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 188 - 8
8 ـ ترك عمل به وظيفه و ادعاى انجام آن و انتظار ستايش در برابر عملى كه انجام نشده ، ناپسند و موجب عذاب دنيا و آخرت است .
و يحبّون ان يحمدوا . .. فلا تحسبنّهم بمفازة من العذاب و لهم عذاب اليم
تكرار كلمه عذاب دلالت بر اين دارد كه آنها به دو عذاب گرفتار مى شوند، و به نظر مى رسد يكى از آن دو، عذاب دنيوى و ديگرى عذاب اخروى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 284 - 12
12 ـ كيفر انسان ها ، بازتاب و نتيجه اعمال آنهاست .
و ان تبدوا ما فى انفسكم . .. يحاسبكم به اللّه ... و يعذّب من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 9 - 5
5 ـ هدف از گردآوردن انسان ها در دنيا ، حضور آنان در قيامت و دادن جزاى اعمال است . *
ربّنا انّك جامع الناس ليوم لا ريب فيه
بنابراينكه «لام» در «ليوم»، غايت باشد; نه به معناى «فى».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 54 - 8
8 ـ بازتاب كردار آدمى مشابه و همسان با عملكرد وى
و مكروا و مكر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 161 - 13،14
13 ـ پاداش و جزاىِ كردار آدمى در قيامت بر اساس عدل
ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لا يظلمون
14 ـ ضرورت برپايى قيامت و معاد براى دريافت تمامى جزا ها و پاداش هاى اعمال *
و من يغلل يأت بما غلّ يوم القيمة ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لا يظلمون
جمله «و هم لا يظلمون» (عدالت الهى)، پس از جمله «توفّى كلّ نفس ما كسبت»، بيانگر اين است كه ستم نشدن بر انسانها در گرو دريافت كامل جزا و پاداش اعمال آنان مى باشد ; و اين معنا تنها در قيامت تحقق مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 182 - 9
9 ـ عذاب دوزخيان ، هرگز فزونتر از اقتضاى عملكرد آنان نخواهد بود .
ذوقوا عذاب الحريق. ذلك بما قدّمت ايديكم و انّ اللّه ليس بظلاّم للعبيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 185 - 10
10 ـ دوزخ ، جزايى كامل براى اعمال ناپسند انسانها
و انّما توفّون . .. فمن زحزح عن النّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 40 - 3
3 ـ آگاهى كامل خداوند به ناچيزترين اعمال ، تضمين كننده عدالت در مجازات ها و پاداش هاى الهى
كان اللّه بهم عليماً. انّ اللّه لا يظلم مثقال ذرّة
ظاهراً جمله «ان اللّه . .. »، نتيجه اى است مترتب بر آگاهى خداوند. يعنى چون خداوند آگاه به تمامى جهات است، ظلم نمى كند. زيرا از ريشه هاى ظلم، جهل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 126 - 4
4 ـ مالكيت و احاطه خداوند بر هستى ، ضامن كيفر و پاداش دهى عادلانه و دقيق وى به اعمال مردم
من يعمل سوءاً يجز به . .. و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض ... محيطاً
برخى بر آنند كه جمله «و لله ما فى السموت»، به منزله تعليل براى جمله هاى «من يعمل سوءا يجز به» و «فأولئك . ..» است; يعنى چون خداوند مالك تمام هستى است، قادر بر كيفر و پاداش بدون كم و كاست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 19
19 ـ مسيحيان پيمان شكن ، مورد تهديد خداوند به عذاب و كيفر اعمال خويش
و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون
جمله «ينبئهم اللّه . ..»، كنايه از كيفر دادن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 10
10 ـ هابيل ، معتقد به معاد و معارف دين و داراى يقين به بهشت و دوزخ و آگاه به كيفر و پاداش اعمال
انى اخاف اللّه رب العلمين . .. تبوأ باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 99 - 4
4 ـ اعمال و نيات پنهان و آشكار آدمى مورد محاسبه و جزاء و پاداش الهى
و اللّه يعلم ما تبدون و ما تكتمون
بيان آگاهى خداوند بر آشكار و نهان انسان هشدارى است به بندگان كه اعمال و رفتار و نيز نيات و حالات آنان محاسبه خواهد شد. و به مقتضاى آن به پاداش و يا سزاى لازم خواهند رسيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 39 - 7
7 ـ عذاب اخروى پيروان شرك و كفر، سزاى اعمالشان در دنياست.
فذوقوا العذاب بما كنتم تكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 63 - 7
7 ـ كيفر هاى سخت اخروى ، بازتاب عملكرد و موضع گيرى هاى خودِ انسان
من يحادد اللّه و رسوله فان له نار جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 34 - 5
5- گرفتار شدن به كيفر عمل خويش ، نمود و مظهر ظلم به نفس است .
و لـكن كانوا أنفسهم يظلمون . فأصابهم سيئات ما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 74 - 6
6 - جزاى اعمال ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .
إنّه من يأت ربّه مجرمًا فإنّ له جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 47 - 10
10- تمامى اعمال آدميان ـ حتى خردترين و سبك ترين آنها ـ مورد حسابرسى ، بازخواست و جزاى الهى قرار خواهد گرفت .
و إن كان مثقال حبّة من خردل أتينا بها و كفى بنا حـسبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 25 - 13
13 - گواهى اعضا و جوارح بر گفتار و رفتار انسان ها و جزاى كامل و عادلانه خدا به آنان ، موجب آگاهى آنان به حقانيت خداوند است .
يوم تشهد عليهم ألسنتهم . .. يومئذ يوفّيهم اللّه دينهم الحقّ و يعلمون أنّ اللّه ه
جمله «و يعلمون. ..» عطف بر «يوفّيهم» است و مقصود از «يومئذ» ـ به قرينه آيه قبل (يوم تشهد ...) - همان روزى است كه اعضاى بدن عليه انسان گواهى مى دهند. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: روزى كه اعضاى بدن انسان، بر رفتار وى گواهى مى دهند و مردم به جزاى كامل و عادلانه خود مى رسند، در چنين روزى است كه مردم خواهند فهميد كه خدا حق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 33 - 11
11 - در قيامت ، بار عمل هر كس ، تنها بر دوش خود او است .
لايجزى والد عن ولده و لامولود هو جاز عن والده شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 12 - 10
10 - انسان در برابر رفتار و آثار برجاى مانده از خود ، مسؤول بوده و با كيفر و پاداش دقيق آن ، رو به رو خواهد شد .
و نكتب ما قدّموا . .. أحصينـه فى إمام مبين
برداشت ياد شده به سبب اين حقيقت است كه ذكر إحياى مردگان و شمارش و ثبت تمامى اعمال و آثار انسان، از مسؤوليت او در برابر رفتار و كردارش حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 70 - 4
4 - تمامى رفتار و كردار انسان ، داراى كيفر و پاداش بوده و او در برابر آن مسؤول است .
و وفّيت كلّ نفس ما عملت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 31 - 10
10 - « عن زيدبن وهب إنّ عليّاً ( ع ) قال : . . .و لـكنّه جعل الدنيا دار الأعمال و جعل الأخرة دار الجزاء و القرار « ليجزى الذين أساؤا بما عملوا و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى » . . . ;
زيدبنوهب گويد: امام على(ع) فرمود: . ..خداوند دنيا را خانه عمل و آخرت را منزل جزا و آرامش قرار داده است تا بدكاران را به كيفر بدى هايشان برساند و نيكوكاران را پاداش نيك دهد»... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 16 - 9
9 - اعتقاد شيطان به جزا و كيفر خلق ، در برابر اعتقاد و عمل *
كمثل الشيطن إذ قال . .. إنّى أخاف اللّه ربّ العـلمين
در صورتى كه «إنّى أخاف . ..» سخنى از روى واقعيت باشد ـ و نه توجيه و استهزا ـ تعبير «أخاف ...» نشانگر بيم شيطان از بازتاب كفر و اعتقاد او به كيفر و مجازات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 17 - 4
4 - قيامت ، روز جزا و رسيدگى به اعمال است .
يوم الدين
«دين» به معناى شريعت، طاعت و جزا است و از آن جا كه دين به معناى «شريعت»، در قيامت مورد ندارد، «يوم الدين»، به معناى روز جزا خواهد بود و لازمه جزا دادن به بندگان، رسيدگى و محاسبه اعمال آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 9 - 5
5 - حسابرسى نهان كارى هاى انسان و چشيدن كيفر آن ، از اهداف معاد است .
إنّه على رجعه لقادر . يوم تبلى السرائر
«يوم» ظرف براى «رجعه» و بيانگر آن است كه ارجاع دوباره انسان، روزى به وقوع خواهد پيوست كه از مشخصات آن، محاسبه اعمال پنهانى و نيت هاى انسان براى تشخيص ميزان كيفر او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 36 - 4
4 - كردار بدكاران در قيامت ، به صورت كيفر براى آنان ظاهر خواهد شد . *
هل ثوّب الكفّار ما كانوا يفعلون
«ما» در «ما كانوا. ..» مفعول دوم براى «ثوّب» است; يعنى، كافران با همان كردار خود، كيفر داده شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 31 - 13
13- وجود كيفر كردار براى جن ، همانند آدميان
قالوا يـقومنا . .. ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب أليم
از تعبير «يجركم. ..»، استفاده مى شود كه اگر غفران و پناه الهى نباشد، گناه آنان نيز همانند آدميان داراى كيفرى سخت خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 7 - 5
5 - مجازات انسان ها در قيامت ، بازتاب و محصول كردار دنيايى خود آنان است .
إنّما تجزون ما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 51 - 1
1 ـ شكنجه و عذاب كافران به هنگام مرگ و پس از آن نتيجه اعمال خود آنان است ، نه ظلمى از جانب خداوند بر ايشان .
ذوقوا عذاب الحريق. ذلك بما قدمت أيديكم و أن اللّه ليس بظلّم
«ذلك» مى تواند اشاره به خصوص «عذاب الحريق» باشد و مى تواند اشاره به مجموع عذابى باشد كه در آيه قبل بيان شد. قابل ذكر است كه در برداشت فوق «أن اللّه ... » ناظر به اين حقيقت گرفته شده كه عذاب كافران بيش از استحقاق آنان نيست، نه تعليلى براى ضرورت گرفتارسازى ايشان به عذابهاى الهى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 143 - 7
7 ـ تحير منافقان ، كيفر شوم عملكرد ( خدعه ها و . . . ) آنان است .
مذبذبين بين ذلك . .. فلن تجد له سبيلا
چون اضلال خداوند همواره جنبه كيفرى دارد و كيفر نيز به اقتضاى رفتار نارواست، معلوم مى شود گمراهى منافقان و از آن جمله ـ تحير آنان ـ كيفرى الهى است و اين كيفر برخاسته از اعمال نارواى آنان (خدعه، كسالت در نماز و . ..) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 74 - 20
20 - انسان هاى گنهكار و داراى رفتار و كردار ناروا ، در خطر گرفتار شدن به كيفر و مجازات الهى هستند .
و ما اللّه بغفل عما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 185 - 10
10 ـ دوزخ ، جزايى كامل براى اعمال ناپسند انسانها
و انّما توفّون . .. فمن زحزح عن النّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 88 - 10
10 ـ اضلال آدميان از سوى خداوند ، پيامد و كيفر اعمال نارواى خود آنان است .
و اللّه اركسهم بما كسبوا اتريدون ان تهدوا من اضلّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 123 - 15
15 ـ بلا ها و مشكلات دنيوى ( مالى و جانى ) ، كفاره گناهان آدمى و از جمله عوامل نابود كننده اعمال زشت اوست .
ليس بامانيكم و لا امانى أهل الكتب من يعمل سوءاً يجز به
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره « من يعمل سوءاً يجز به» در آيه فوق فرمود: اما تبتلون فى اموالكم و انفسكم و ذراريكم؟ قالوا: بلى قال: هذا مما . .. يمحو به السيئات.
تفسير عياشى، ج 1، ص 277، ح 278; نورالثقلين، ج 1، ص 553، ح 576.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 60 - 11
11 ـ اعمال نارواى آدمى هر يك داراى كيفرى مناسب ، در پيشگاه خداوند
قل هل انبئكم بشرّ من ذلك مثوبة عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 21
21 ـ عذاب قيامت و محروميت از شفاعت، بازتاب اعمال انسان است.
ليس لها من دون الله . .. أولئك الذين أبسلوا بما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 160 - 2
2 ـ عمل ناشايست داراى كيفرى مانند آن و نه بيشتر
من جاء بالسيئة فلا يجزى إلا مثلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 96 - 10،14
10 ـ جوامع كفرپيشه گذشته بر اثر تكذيب انبيا و مداومت بر اعمال ناپسند به عذاب الهى مبتلا شدند و به هلاكت رسيدند .
و لكن كذبوا فأخذنهم بما كانوا يكسبون
مراد از «ما كانوا يكسبون» گناهانى است كه تكذيب انبيا از جمله آنهاست، نه اينكه مراد از آن فقط تكذيب انبيا باشد و گر نه جمله به اين گونه بيان مى شد: و لكن كذبوا فأخذنهم بما كانوا يكذبون.
14 ـ گرفتارى هاى جوامع انسانى ، كيفر اعمال ناشايست خود آنان است .
فأخذنهم بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 180 - 12
12 ـ كيفر هاى الهى بازتاب اعمال نارواى گناهكاران است .
سيجزون ما كانوا يعملون
«ما» در «ما كانوا يعملون» مصدريه است و مفاد آيه اين مى شود كه «سيجزون عملهم». مطرح شدن عمل به عنوان جزا حاكى از اين است كه كيفر ملحدان چيزى جز چهره ديگر همان عمل نارواى آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 111 - 5
5ـ خداوند ، كفر و ايمان و اعمال نيك و بد انسان ها را به صورت پاداش و كيفر متبلور خواهد ساخت .
و إنّ كلاًّ لما ليوفينّهم ربك أعمـلهم
گفتن «اعمال» و اراده كردن پاداش و كيفر آنها ، گوياى اين نكته است كه: پاداش و كيفر ، بازتاب اعمال و تبلور يافته آن است; به گونه اى كه گويا پاداش و كيفر اعمال ، همان اعمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 8
8- نويد اعطاى پاداش براى عمل پسنديده و تهديد به كيفر براى اعمال ناپسند ، از شيوه هاى تربيتى قرآن
لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن عذابى لشديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 77 - 5
5- خداوند ، تمامى افراد قوم نوح را به خاطر تكذيب آيات الهى ، زشت كارى و سوء پيشينه غرق كرد .
الذين كذّبوا بـايتنا إنّهم كانوا قوم سوء فأغرقنـهم أجمعين
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه جمله «إنّهم كانوا. ..» ضمن اين كه تعليل براى جمله پيشين است، مقدمه اى براى جمله «فأغرقناهم...» نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 25
25 - گرفتار شدن به غل ها در قيامت ، نتيجه اعمال بدكاران است .
و جعلنا الأغلـل فى أعناق الذين كفروا هل يجزون إلاّ ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 37 - 2
2 - عذاب دائمى دوزخ ، كيفر رفتار ناشايست انسان ها است .
نعمل صـلحًا غير الذى كنّا نعمل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 5 - 4
4 - بسيارى از اقوام كافر پيش از بعثت پيامبراسلام ، ثمره تلخ كردار خويش را چشيده و نابود شده اند .
فذاقوا و بال أمرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 126 - 9
9 - كيفيت برانگيختن انسان و جزاى اعمال او در قيامت ، متناسب با عملكرد دنيايى او است .
فنسيتها . .. تنسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 188 - 8
8 ـ ترك عمل به وظيفه و ادعاى انجام آن و انتظار ستايش در برابر عملى كه انجام نشده ، ناپسند و موجب عذاب دنيا و آخرت است .
و يحبّون ان يحمدوا . .. فلا تحسبنّهم بمفازة من العذاب و لهم عذاب اليم
تكرار كلمه عذاب دلالت بر اين دارد كه آنها به دو عذاب گرفتار مى شوند، و به نظر مى رسد يكى از آن دو، عذاب دنيوى و ديگرى عذاب اخروى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 127 - 6
6 - عمل نيك را در پيشگاه خداوند شايسته ذكر ندانستن ، امرى پسنديده است . *
ربنا تقبل منا
مفعول «تقبل» (بپذير) ساختن كعبه است. ابراهيم و اسماعيل (ع) با نياوردن مفعول; يعنى، ياد نكردن از عمل نيكشان، اين نكته را بيان مى دارند كه عملشان در پيشگاه خداوند شايسته ذكر نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 18 - 8
8 - در عمل به خواسته هاى خداوند ، بايد تمامى احتمالات انجام پذيرد .
ما تلك . .. هى عصاى أتوكّؤا ... ولى فيها مَــَاربّ اخرى
در باره اكتفا نكردن موسى(ع) به «هى عصاى» گفته شده است: واضح بودن اين جواب، موسى(ع) را به اين انديشه واداشت كه شايد مراد، فوايد عصا باشد و همين احتمال سبب شد كه پاسخ هاى بعدى را به زبان آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 5
5 - مسلمانان ، گواه بر اعمال ساير مردمان و پيامبر گواه بر اعمال مسلمانان است .
لتكونوا شهداء على الناس و يكون الرسول عليكم شهيداً
در اينكه مراد از «شهداء» و «شهيد» در آيه شريفه چيست، چند نظر ابراز شده است، از جمله گواهى بر اعمال است; يعنى، امت اسلامى و يا گروهى از آنان اعمال ديگر امتها را مشاهده مى كنند و در قيامت بر آن شهادت مى دهند و پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز ناظر اعمال مسلمانان است و در آخرت بر آن شهادت مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 98 - 6
6 ـ خداوند ، گواه اعمال انسانها
و اللّه شهيد على ما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 33 - 12
12 ـ خداوند ، گواه بر همه عهد ها و پيمان ها و اعمال انسان
و الذين عقدت ايمانكم فاتوهم نصيبهم انّ اللّه كان على كل شىء شهيداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 41 - 1
1 ـ هر امتى گواه و ناظرى بر اعمال خويش به همراه دارد .
فكيف اذا جئنا من كل امّة بشهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 69 - 11
11 ـ مقام والاى انبيا ، صديقان ، شاهدان ( گواهان اعمال يا عالمان يا كشته شدگان در راه خدا ) و صالحان
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين و الصديقين و الشّهداء و الصالحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 14
14 ـ سلمة بن اكوع گويد : مرّ ( رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ـ ظ ـ ) بجنازة فاثنى على ها فقال وجبت . . . فسئل عن ذالك فقال : ان الملاتكة شهداء اللّه فى السماء و انتم شهداء اللّه فى الارض فما شهدتم عليه من شىء وجب ، و ذلك قول اللّه : « و قل اعلموا فسيرى اللّه عملكم و رسوله و المؤمنون » ;
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 46 - 7
7 ـ خداوند ، بر تمام اعمال مردم شاهد و گواه است .
ثم اللّه شهيد على ما يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 61 - 5
5 ـ تمامى اعمال آدميان ، از لحظه آغاز ، در منظر گواهانى است كه از سوى خداوند جهت نظارت بر آنان ، گمارده شده اند .
و ما تكون فى شأن و ما تتلوا منه من قرءان و لا تعملون من عمل إلا كنا عليكم شهوداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 18 - 8،9،12،13
8ـ اعمال آدميان در دنيا ، تحت نظارت شاهدان و گواهانى از ناحيه خداوند ، قرار دارد .
يقول الأشهـد هـؤلاء الذين كذبوا على ربهم
9ـ شاهدان اعمال در محضر خداوند ، عليه آنان كه به خدا دروغ بسته اند ، گواهى خواهند داد .
أُولـئك يعرضون على ربهم و يقول الأشهـد هـؤلاء الذين كذبوا على ربهم
12ـ گواهان اعمال در قيامت ، دورى ستمگران از رحمت الهى را به همگان اعلام مى كنند .
ألا لعنة الله على الظـلمين
13ـ گواهان اعمال ، از كارگزاران صحنه قيامتند .
و يقول الأشهد . .. ألا لعنة الله على الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 84 - 4
4- در ميان تمامى امت ها در هر عصرى ، افرادى از جانب خداوند بر اعمال مردمان نظارت دارند .
و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا
برداشت فوق به خاطر اين نكته است كه نظارت كردن، لازمه گواهى دادن است; زيرا تا نظارت بر چيزى انجام نگيرد، گواهى بر آن ممكن نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 96 - 9
9- گواهى و نظارت خداوند بر اعمال بندگان ، متكى بر علم و اطلاع گسترده او به احوال آنان است .
كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم إنه كان بعباده خبيرًا بصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 24 - 4
4 - گواهى اعضاى بدن انسان به تمامى رفتار و گفتار او در دنيا
إنّ الذين يرمون المحصنـت . .. يوم تشهد عليهم ألسنتهم ... بما كانوا يعملون
برداشت ياد شده، به خاطر اين است كه شهادت و گواهى بر هر چيزى، آن گاه متصور و صادق است كه شعور و آگاهى بر صحنه شهادت وجود داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 45 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شاهد و گواهى از سوى خداوند بر اعمال مردم است .
أرسلنك شـهدًا
متعلق «شاهداً» در آيه، ذكر نشده است و لكن به قرينه «مبشّر» و «نذير» و نيز آيات ديگرى مانند «لتكونوا شهداء على الناس» [2/143] متعلق آن، مردم اند و چون اعمال آنان مورد بازخواست قرار خواهند گرفت، مراد از گواهى بر مردم هم مى تواند گواهى بر اعمال آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 7،9،10
7 - حضور پيامبران در قيامت براى گواهى دادن بر اعمال بندگان ، هنگام عرضه اعمالشان
و جاىء بالنبيّين
مقصود از آوردن پيامبران در قيامت هنگام عرضه نامه اعمال بندگان ـ به قرينه آيه «فكيف إذا جئنا من كلّ اُمّة بشهيد و جئنابك على هـؤلاء شهيداً (نساء(4)، 41) گواهى دادن آنان است.
9 - احضار شاهدانى چند در عرصه قيامت براى گواهى دادن بر اعمال بندگان ، هنگام عرضه نامه اعمالشان
و الشهداء
«شهدا» جمع «شاهد» (گواه) است.
10 - تمامى رفتار و كردار انسان ها در دنيا ، تحت نظارت گروهى شاهد و گواه قرار دارد .
و الشهداء
برداشت ياد شده به خاطر اين مطلب است كه لازمه گواهى شاهدان در قيامت، نظارت و حضور آنان در صحنه هاى اعمال بندگان در دنيا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 51 - 9
9 - وجود گواهان و شاهدان ، بر رفتار و كردار انسان ها در دنيا
يوم يقوم الأشهـد
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه لازمه گواهى دادن بر هر چيزى، گواه و ناظر بودن بر آن از پيش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 8 - 1،2،4
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فرستاده الهى براى گواهى بر خلق و بشارت و انذار آنان
إنّا أرسلنـك شـهدًا و مبشّرًا و نذيرًا
2 - گواه بودن بر اعمال خلق و تبشير و انذار آنان ، از وظايف مهم پيامبر اسلام
إنّا أرسلنـك شـهدًا مبشّرًا و نذيرًا
اهميت وظايف ياد شده، از تخصيص يافتن به ذكر استفاده مى شود.
4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گواه و ناظر بر اعمال امت خويش در طول تاريخ
إنّا أرسلنـك شـهدًا
در صورتى كه مراد از «شاهداً» شهادت بر اعمال امت در قيامت باشد، از مطلق آمدن «شاهداً» گواهى و نظارت آن حضرت بر تمام اعمال امت استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 17 - 2
2ـ فرشتگانِ ثبت كننده اعمال ـ علاوه بر علم محيط الهى ـ گواهى ديگر بر اعمال انسان *
و نحن أقرب إليه من حبل الوريد . إذ يتلقّى المتلقّيان
در آيه قبل، خداوند علم خويش را به عنوان ملاك محاسبه انسان ها معرفى فرمود و اكنون در اين آيه دريافت هاى دو فرشته را، به عنوان گواهى ديگر بر اعمال آدمى ياد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 6 - 9
9 - خداوند ، بر هر چيزى شاهد و گواه است .
و اللّه على كلّ شىء شهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 14 - 2
2 - هر انسانى در عرصه قيامت ، خود شاهد و گواه بر محكوميت خويش خواهد بود .
بل الإنسـن على نفسه بصيرة
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «بصيرة» صفت براى موصوف محذوفى (مانند «حجّة») باشد. در اين صورت مفاد اين آيه مانند آيه 24 از سوره «نور» است (يوم تشهد عليهم ألسنتهم و أيديهم و أرجلهم بما كانوا يعملون).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 159 - 8
8 ـ حضرت عيسى ( ع ) ، گواه بر اعمال اهل كتاب در دنيا
و يوم القيمة يكون عليهم شهيداً
اگر حضرت عيسى(ع) در دنيا گواه بر اعمال نباشد، نمى تواند در قيامت گواهى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 117 - 9،11
9 ـ عيسى ( ع ) ، گواه و ناظر بر عقايد و رفتار امت خويش ، به هنگام حضور در ميان آنان
و كنت عليهم شهيداً مادمت فيهم
11 ـ پيامبران به هنگام حضور در ميان امت هاى خويش ، گواه و ناظر بر اعمال و عقايد آنان
و كنت عليهم شهيداً مادمت فيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 15 - 1
1 - گواهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر تمامى حركات و رفتار هاى امت خويش در قيامت
إنّا أرسلنا إليكم رسولاً شـهدًا عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 3 - 3،4
3 - قيامت ، روز حضور گواهان اعمال و شهادت دادن آنها است .
و شاهد
راغب پس از آن كه شهادت را به معناى حضور با مشاهده آورده است، معناى گواهى را براى آن ذكر كرده و مى گويد: شهادت، گفتارى است كه از روى علم سرزده باشد. (مفردات راغب)
4 - سوگند خداوند ، به گواهان اعمال انسان ها در قيامت
و شاهد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 7 - 9
9 - اصحاب اخدود در قيامت ، بر كردار خويش شهادت خواهند داد .
و هم على ما يفعلون بالمؤمنين شهود
آيات «و اليوم الموعود» و «و شاهد و مشهود» در آغاز سوره، مى تواند قرينه بر نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 18 - 12
12ـ گواهان اعمال در قيامت ، دورى ستمگران از رحمت الهى را به همگان اعلام مى كنند .
ألا لعنة الله على الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 20 - 3
3 - گروهى از مردم با وجود هشدار هاى قرآن ، همچنان بر بى ايمانى خود باقى اند و ربوبيت و بصيرت الهى را انكار كرده و معاد و حسابرسى اعمال را نمى پذيرند .
إنّ ربّه كان به بصيرًا . .. فما لهم لايؤمنون
متعلق «لايؤمنون»، ممكن است معارفى باشد كه در آيات پيشين بيان شد; از قبيل: ربوبيت و بصيرت الهى، نامه هاى اعمال، محاسبه و . .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 3 - 3
3 - مدعيان بى عمل ، مبغوض خداوند و بى بهره از لطف و مهر او
كبر مقتًا عند اللّه أن تقولوا ما لاتفعلون
«بغض» نقطه مقابل «حبّ» است. به همين جهت در آيه بعد، نسبت به مؤمنانى كه به گفته هاى خود پايبند مى باشند، فعل «يحبّ» به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 5 - 3
3 - مَثَل عالمان بى عمل يهود در پيشگاه خداوند ، مَثَل الاغى است كه بار كتاب حمل مى كند ; ولى از آن بهره اى ندارد .
مثل الذين حمّلوا التورية . .. كمثل الحمار يحمل أسفارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 4 - 2
2 - افكار و كردار انسان ها ، محفوظ مانده و محاسبه خواهد شد .
إن كلّ نفس لمّا عليها حافظ
خبر از حفاظت و مراقبت بر انسان ها، هشدارى است به آنان كه نپندارند آنچه انجام مى دهند، فانى گشته و پيامدى نخواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 4
4 - نامه عمل فاجران ، در ديوانى تغييرناپذير و زندانى منحطّ ، بايگانى و حفاظت مى شود .
إنّ كتـب الفجّار لفى سجّين
سجّين همان سجن (زندان) است، علاوه بر رساندن معناى خلود; زيرا اين وزن براى مبالغه است (مجمع البيان). تفسير آن به «كتاب مرقوم» ـ در دو آيه بعد ـ دلالت دارد كه «سجّين» كتابى است كه نامه عمل فاجران، به گونه اى در آن قرار داده شده است كه گويا نوشته ها در آن حبس شده است. مقابله آن با «علّيين» ـ كه در آيات بعد آمده است ـ بيانگر انحطاط و پستى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 6
6 - نامه عمل كم فروشان ، در جايگاهى پست نگه دارى خواهد شد .
ويل للمطفّفين . .. إنّ كتـب الفجّار لفى سجّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 18 - 5
5 - نامه عمل نيكوكاران ، در ديوانى تغييرناپذير و جايگاهى رفيع ، ( علّيّين ) ، بايگانى و حفاظت مى شود .
إنّ كتـب الأبرار لفى علّيّين
«علّيّين» گرچه به لفظ جمع آمده است; ولى به قرينه «كتاب مرقوم» و ضمير مفرد در «يشهده المقرّبون»، معناى مفرد دارد. لسان العرب از ابو اسحاق نقل كرده است: چون «علّيّين» در لفظ به صورت جمع است، اِعراب جمع دارد. برخى از اهل لغت، آن را
جمع «عِلّىّ» و به معناى سلسله مراتب رفيع تا بى نهايت مى دانند. (مقاييس اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 97 - 4
4 - فرشتگان ، بدون اذن و فرمان خدا ، امرى را انجام نمى دهند .
فإنه نزله على قلبك بإذن اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 84 - 4
4- انسان ، در حصار روحيات و ملكات نفسانى و باور هاى درونى خويش است .
قل كلّ يعمل على شاكلته
«شاكلة» در لغت هم به معناى ملكات نفسانى و هم به معناى طريقه و روشى است كه انسان برگزيده آمده است (قاموس المحيط). در هر صورت حكايت از اين حقيقت مى كند كه آدمى، محصور روحيات و باورهاى خود است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 175 - 6
6 - عالمان بى تعهد و وظيفه نشناس ، از مغفرت الهى محروم و به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .
أولئك الذين اشتروا . .. العذاب بالمغفرة فما أصبر هم على النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 6 - 6
6 - « قال علىّ ( ع ) . . . و معنى قوله « فمن ثقلت موازينه » و « من خفّت موازينه » فهو قلة الحساب و كثرته ;
على(ع) فرمود: معناى سخن خداوند «فمن ثقلت موازينه» و «من خفّت موازينه»، پس آن [سنگينى و سبكى، به معناى ]كمى و زيادى [مدت] حسابرسى است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 2 - 3
3 - وجود برخى از مدعيان بى عمل ، در ميان مسلمانان صدراسلام
يـأيّها الذين ءامنوا لِمَ تقولون ما لاتفعلون
خطاب «يا أيّها الذين آمنوا» قطعاً متوجه همه مؤمنان صدراسلام نيست; بلكه ناظر به برخى از آنان است كه نوعى ضعف در ايمانشان وجود داشت. خداوند در اين آيه يادآورى مى كند كه ايمان واقعى، با ادعاهاى بدون عمل سازگارى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 96 - 4
4- هر عمل نيك ، داراى مراتب مختلف در نيكى و پاداش هاى گوناگون و متناسب است .
و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون
اينكه خداوند اعمال صابران را به بهترين نوع عمل پاداش مى دهد، نشانگر آن است كه هر عمل نيك داراى انواع و مراتب مختلفى است كه خداوند در مقام جزا، بهترين نوع آنها را ملاك قرار داده و به صابران عطا مى فرمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 35 - 12
12 - هر عمل نيكى ، داراى مراتب مختلف در نيكى و پاداش هاى متناسب با آن است .
و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون
اين كه خداوند به محسنان مطابق بهترين نوع عملشان پاداش مى دهد، نشانگر آن است كه هر عمل نيكى، داراى انواع و مراتب گوناگون است كه خداوند در مقام جزا، بهترين نوع آن را ملاك قرار داده و به آنان عطا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 8
8 ـ ايمان ، تقوا و عمل صالح ، داراى درجات و مراحل مختلف
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. ثم اتقوا و ءامنوا ثم اتقوا
تكرار «اتقوا» و «ءامنوا» و «عملوا الصلحت» مى تواند حكايت از مراحل تقوا، ايمان و عمل صالح داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 38 - 6
6 - هر عمل نيكى ، داراى مراتب مختلف در نيكى و پاداش هاى گوناگون متناسب با آن عمل نيك است .
رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا
اين كه خداوند، اعمال مردمان الهى را به بهترين نوع عمل پاداش مى دهد، نشانگر آن است كه هر عمل نيكى، داراى انواع و مراتب گوناگون است كه خداوند در مقام جزا، بهترين نوع آن را ملاك قرار مى دهد و به مردمان الهى عطا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 2 - 18
18 - خوبى ها و نيكى ها ، داراى درجات گوناگون و نيك كرداران و خوبان ، داراى مراتب مختلف
ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 35 - 5
5 - زشتى اعمال و كردار آدمى ، داراى مراتب گوناگون است .
ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 14 - 6
6 - خداوند ، مراقب كردار مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و در كمين آنان است .
ألم تر . .. إنّ ربّك لبالمرصاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 14 - 1،8
1 - خداوند ، مراقب كردار انسان و آگاه به آن است .
إنّ ربّك لبالمرصاد
«مرصاد»; يعنى، راه و مكانى كه در آن مراقب دشمن شده و به انتظار او مى نشينند (قاموس). حرف «باء» در «بالمرصاد» به معناى «فى» و حرف «ال» در آن، براى جنس و فهماندن عموم است; يعنى، در كمين تمامى انسان ها.
8 - خداوند ، براى تأكيد مراقبت خويش بر كردار بندگان ، به فجر ، شب هاى ده گانه ، شفع ، وتر و گذشت شب ، سوگند ياد كرده است .
و الفجر . .. إنّ ربّك لبالمرصاد
در برداشت ياد شده جمله «إنّ ربّك» مى تواند جواب سوگندهايى باشد كه در آغاز سوره آمده بود. بر اين اساس بيان سرنوشت عاد، ثمود و فرعون، جمله هايى معترضه و نوعى استدلال بر مقصود است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 4 - 3
3 - خداوند ، با سوگند به آسمان و ستارگان ، بر مراقبت از انسان و افكار و كردار او ، تأكيد ورزيده است .
و السماء و الطارق . .. إن كلّ نفس لمّا عليها حافظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 15 - 4
4 - آزمايش هاى متعدد خداوند از انسان ها ، كمين هاى او براى مراقبت رفتار آنان است .
إنّ ربّك لبالمرصاد . فأمّا الإنسـن إذا ما ابتليه ربّه
حرف «فاء» در «فأمّا الإنسان»، اين آيه را به آيه قبل مرتبط ساخته و ابتلا را مصداق آن قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 2
2 ـ توبه كنندگان ، پس از توبه ، نيازمند مراقبت بيشتر نسبت به اعمال آينده خويش
أن اللّه هو التواب الرحيم. و قل اعملوا فسيرى اللّه عملكم و رسوله
با توجه به فرازهاى پيشين، طرف سخن در «اعملوا . ..» آن دسته از متخلفان جنگ تبوك بودند كه به گناه خود اعتراف كرده و درخواست بخشودگى داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 14 - 6
6 ـ مواظبت بر اعمال نيك و پرهيز از كار هاى ناروا ، توصيه خداوند به انسانها
ثم جعلنكم خلئف . .. لننظر كيف تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 61 - 6
6 ـ انسان ، موظف به مراقبت و مواظبت بر تمامى اعمال خويش است .
و ما تتلوا منه من قرءان و لا تعملون من عمل إلا كنا عليكم شهوداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 6
6 - محاسبه اعمال و مراقبت بر آن ، لازمه تقوا است .
اتّقوا اللّه و لتنظر نفس ما قدّمت لغد و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 25 - 6
6 - پرداختن مزد در برابر كار تبرعى و بدون چشمداشت ديگران ، امرى است نيكو .
ليجزيك أجر ما سقيت لنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 5
5 - رقابت در كار هاى پسنديده ، امرى است شايسته و مورد سفارش خداوند .
سابقوا إلى مغفرة من ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 5
5 - مسلمانان در انجام كار هاى خير ، به سه دسته ستمكار ، ميانه رو و پيشتاز تقسيم مى شوند .
فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرت
اين برداشت، براساس ديدگاه برخى از مفسران است كه اظهار داشته اند: قيد «بالخيرات» در «سابق بالخيرات» قرينه بر اين كه ظلم به نفس و يا ميانه روى، در مقايسه با «خيرات» سنجيده شده است. و به قرينه آمدن اين قيد در «سابق بالخيرات»، از جمله هاى «ظالم لنفسه» و «منهم مقتصد» حذف شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 47 - 12
12 - فرمان روايان ، مسؤول كردار زيردستان خود هستند .
لاتعذّبهم
ترديدى نيست كه فرعون، در شكنجه كردن بنى اسرائيل مباشرت نداشته است; ولى در عين حال خداوند عذاب كردن بنى اسرائيل را به او نسبت داده است; زيرا فرعون سردمدار حكومت بوده و فرمان شكنجه را صادر مى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 18
18 ـ هر كس مسؤول عمل خويش است.
ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 107 - 7
7 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) وكيل و پاسخگوى ايمان و شرك مردم نيست.
و ما أنت عليهم بوكيل
«وكيل» به كسى گفته مى شود كه از جانب ديگرى انجام كارى را بر عهده گيرد. وكيل نبودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر مردم به اين معنى مى تواند باشد كه خداوند به خاطر اعمال و عقايد مردم پيامبر را مورد سؤال و مؤاخذه قرار نخواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 135 - 3
3 ـ انسان داراى مسؤوليت در برابر اعمال خويش است.
اعملوا على مكانتكم إنى عامل فسوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 164 - 5
5 ـ هر انسانى در پيشگاه خدا مسؤول اعمال و رفتار خويش است.
و لاتكسب كل نفس إلا عليها
مفعول «لاتكسب» كلمه «شيئا» و يا «عملا» است. «عليها» متعلق به فعلى محذوف، مانند «يحمل» مى باشد; يعنى: «لاتكسب كل نفس عملا إلا يحمل عليها». و اين كنايه از مسؤوليت هر كسى در برابر عمل خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 3
3ـ هود ( ع ) ، پس از ابلاغ پيام هاى الهى و اتمام حجت بر مردم ، خويشتن را مسؤول اعراض آنان نمى دانست .
فإن تولّوا فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم
روشن است كه جمله «فقد أبلغتكم . ..» نمى تواند جواب شرط «فإن تولّوا ...» باشد; زيرا هود(ع) رسالت خويش را ابلاغ كرده بود ـ چه مردم اعراض كنند و چه ايمان آورند ـ بلكه آن جمله سببِ جواب و جانشين آن مى باشد; يعنى، اگر اعراض كنيد، من مسؤوليتى ندارم و مؤاخذه اى بر من نيست; زيرا آنچه را كه به خاطر آن به سوى شما فرستاده شده بودم، به شما ابلاغ كردم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 93 - 3
3- همه انسان ها در برابر اعمال و رفتار خويش ، مسؤولند .
لنسئلنّهم . .. عمّا كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 93 - 6
6- انسان ها در قبال اعمال خويش ، متعهد و مسؤولند .
و لتسئلنّ عمّا كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 13 - 1
1- هر انسانى در قبال اعمال خويش مسؤول است
و كلّ إنسـن ألزمنـه طـئره فى عنقه
مراد از «طائر» عمل انسان است چه خير باشد و چه شرّ.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 15 - 5
5- هيچ انسانى بار عمل ديگرى را بر دوش نخواهد كشيد .
و لاتزر وازرة وزر أخرى
«وزر» به معناى چيز سنگين و كنايه از گناه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 58 - 8
8- اَعمال انسان ، دستاورد هاى خودِ وى و بازتاب آن نيز متوجه خودِ او است .
لو يؤاخذهم بما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 15 - 9
9 - انسان ، دربرابر تلاش ها و كردار هاى پى گير و مداوم خويش ، مسؤول است .
لتجزى كلّ نفس بما تسعى
ماده «سعى» به جاى «عمل» ممكن است در بدى ها، ناظر به ناديده گرفتن لغزش هاى خالى از اصرار و در اعمال نيك، توصيه به كوشش مداوم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 1 - 6
6- انسان در برابر رفتار و كردار خويش ، مسؤول بوده و در قيامت مورد مؤاخذه و بازخواست قرار خواهد گرفت .
اقترب للناس حسابهم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه حسابرسى آن گاه معقول و متصور است كه مسؤوليت و بازخواهى در كار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 54 - 5
5 - هر فردى ، مسؤول رفتار خويش است و پيامد آن ، دامنگير خود او خواهد بود .
قل أطيعوا اللّه . .. فإن تولّوا فإنّما عليه ما حمّل و عليكم ما حملتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 93 - 13
13 - انسان ، در قبال اعمال خويش مسؤول است .
و ما ربّك بغـفل عمّا تعملون
تعبير «و ما ربّك بغافل. ..» دربردارنده تهديد است و اين تهديد در صورتى صحيح است كه انسان، در برابر اعمال خود مسؤول و پاسخگو باشد; و گرنه غفلت و عدم غفلت خداوند، فرقى نخواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 25 - 4
4 - هر كسى در قيامت پاسخگوى كردار و عمل خويش است .
لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 39 - 6
6 - هيچ كس بار گناه ديگرى را بر دوش نمى كشد و هر كس مسؤول عقايد و رفتار خويش است .
فمن كفر فعليه كفره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 12 - 10
10 - انسان در برابر رفتار و آثار برجاى مانده از خود ، مسؤول بوده و با كيفر و پاداش دقيق آن ، رو به رو خواهد شد .
و نكتب ما قدّموا . .. أحصينـه فى إمام مبين
برداشت ياد شده به سبب اين حقيقت است كه ذكر إحياى مردگان و شمارش و ثبت تمامى اعمال و آثار انسان، از مسؤوليت او در برابر رفتار و كردارش حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 32 - 3
3 - انسان ها در برابر رفتار و كردار هاى خود ، مسؤول بوده و در قيامت بايد پاسخگو باشند .
و إن كلّ لمّا جميع لدينا محضرون
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه احضار انسان ها به پيشگاه خداوند، حاكى از مسؤول بودن آنان در برابر رفتار خود و مجبور شدنشان به پاسخگويى درباره آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 7 - 9،10،17
9 - هيچ كس ، توان بر دوش گرفتن بار گناه ديگران را نداشته و شفاعت كننده و نجات بخش گناه كاران نخواهد بود .
و لاتزر وازرة وزر أُخرى
جمله «و لاتزر وازرة. ..» مى تواند كنايه و اشاره به كسانى داشته باشد كه به اميد شفاعت و دستگيرى ديگران، در انجام وظايف الهى كوتاهى مى كنند و يا به گناهان آلوده مى شوند.
10 - هر كس ، مسؤول اعمال خويش است .
و لاتزر وازرة وزر أُخرى
17 - انسان ، در برابر اعمال خود مسؤول است و مورد بازخواست الهى قرار خواهد گرفت .
فينبّئكم بما كنتم تعملون
مقصود از آگاه ساختن مردم نسبت به اعمالشان، حسابرسى اعمال آنان و كيفر و پاداش به ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 39 - 5
5 - تمامى انسان ها ، در برابر اعمال و كردار خويش ، مسؤول اند .
اعملوا على مكانتكم إنّى عـمل فسوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 70 - 4
4 - تمامى رفتار و كردار انسان ، داراى كيفر و پاداش بوده و او در برابر آن مسؤول است .
و وفّيت كلّ نفس ما عملت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 17 - 4
4 - انسان ، موجودى مختار و در برابر تمامى تلاش ها و رفتارهايش ، مسؤول است .
اليوم تجزى كلّ نفس بما كسبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 46 - 3
3 - مسؤوليت انسان ، در برابر اعمال خويش
من عمل صـلحًا فلنفسه و من أساء فعليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 48 - 6
6 - هر انسانى ، خود مسؤول عملكرد و باور هاى خويش است .
فما أرسلنـك عليهم حفيظًا
آيه شريفه مى تواند در مقام بيان اين نكته باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مسؤول نافرمانى امت خويش نيست; بلكه هر كسى مسؤوليت تخلف خويش را خود برعهده دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 19 - 13
13 - انسان ، مسؤول باور ها و اعمال خويش
ستكتب شهـدتهم و يسئلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 38 - 3،4
3 - مسؤوليت هر كس تنها در برابر عمل خود ـ و نه عملكرد ديگران ـ ديدگاه مشترك تمامى اديان آسمانى است .
أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . و إبرهيم ... ألاّتزر وازرة وزر أُخرى
4 - ترك انفاق به انگيزه وانهادن مسؤوليت آن به ديگران ، مخالف تعاليم پيامبران الهى است .
أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . .. ألاّتزر وازرة وزر أُخرى
از مجموع آيات شريفه ـ به ضميمه شأن نزول آنها ـ مى توان استفاده كرد كه گروهى از ادامه دادن انفاق سرباز مى زدند; چون برخى مدعى شده بودند كه گناهان آنان را بر دوش خواهند كشيد. خداوند در اين آيات ضمن تخطئه آن پندار، بر اهيمت اصل مسؤوليت هر فرد در برابر عملكرد خويش تأكيد فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 39 - 1
1 - همه انسان ها ـ جز اصحاب اليمين ـ اسير و گرفتار كردار خويش اند .
إلاّ أصحـب اليمين
تعبير «رهينة»، مى رساند كه انسان ها به سبب رفتارشان، در قيد اسارت اند و به مقتضاى استثناى «إلاّ أصحاب اليمين» استفاده مى شود كه تنها، اصحاب اليمين (گروه نيك كردار و خوبان)، از اين قيد آزاداند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 5 - 6
6 - انسان در برابر كردار خويش و بازتاب آن ، حتى آنچه پس از مرگ او پديدار مى گردد ، مسؤول است .
علمت نفس ما . .. أخّرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 4
4 - تكذيب كنندگان قرآن و منكران معاد ، خود رقم زننده نامه عمل خويش اند و كردار ناپسند خود را در آن ذخيره مى سازند .
بمايوعون
به قرينه آيات پيشين ـ كه درباره نامه هاى اعمال بود ـ مى توان گفت: مراد از «وعاء» در «يوعون»، همان نامه عمل است كه منكران معاد آن را ظرف كردار خود ساخته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 119 - 7
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از راهنمايى مردم ، مسؤول عملكرد آنان نبوده و بر كفرپيشگى ايشان مؤاخذه نخواهد شد .
و لاتسئل عن أصحب الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 4
4 - انسان ، در برابر تمامى رفتار هاى فردى و اجتماعى خويش ، مسؤول بوده و همه آنها در نامه اعمال او ثبت است .
من أُوتى كتـبه. .. و لم أدر ما حسابيه ... و لايحضّ على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 53 - 2
2 - مسؤوليت انسان در برابر تمامى اعمال ، حتى كوچك ترين عمل خود
و كلّ صغير و كبير مستطر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 108 - 9
9 ـ دشنام به خدا براى دفاع از باورهاى خويش، عملى شايسته و زيبا در نظر مشركان است.
فيسبوا الله عدوا بغير علم كذلك زينا لكل أمة عملهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 13
13- سعادتمندان ، نامه اعمال خويش را در قيامت ، خود مورد مطالعه قرار مى دهند .
فمن أوتى كتـبه بيمينه فأُولـئك يقرءون كتـبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 63 - 4
4 - كافران ، بيگانه با اعمال خير و آلوده به كار هاى ناشايست
و لهم أعمـل من دون ذلك هم لها عـملون
«ذلك» اشاره دارد به كارهاى نيك مؤمنان (أُولـئك يسارعون فى الخيرات); يعنى، براى كافران، اعمال ديگرى غير از آن اعمال (اعمال نيك) وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 34 - 4
4 - جواز مقابله به مثل ، در برابر برخورد هاى ناپسند *
ادفع بالتى هى أحسن
از واژه «أحسن» ـ كه صفت تفضيلى است ـ مى توان استفاده كرد كه برخورد نيك در برابر اعمال نادرست، بهترين روش و شيوه احسن است و اين بدان معنا نيست كه مقابله به مثل، در برابر بدى فاقد حسن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 11 - 1
1 - فرشتگان ناظر و مراقب انسان ها ، شخصيت هايى ارجمند و داراى ارزش و احترام در پيشگاه خداوند
كرامًا
آنچه در مقوله خود داراى شرافت و برجستگى باشد، به كَرَم توصيف مى شود. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 11 - 1
1 - فرشتگان ناظر و مراقب انسان ها ، شخصيت هايى ارجمند و داراى ارزش و احترام در پيشگاه خداوند
كرامًا
آنچه در مقوله خود داراى شرافت و برجستگى باشد، به كَرَم توصيف مى شود. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 24 - 4
4- كردار انسان ها ، مقهور خواست خداوند و مستند به خود ايشان است .
إنّى فاعل . .. إلاّ أن يشاء اللّه
چنان چه كسى بگويد: «به خواست خداوند، من، در آينده، چنين كارى را انجام خواهم داد» ـ براساس آيه شريف ـ گفتارى صحيح و مُجاز، به زبان آورده است. بنابراين، خواست خداوند، مانع استناد كار به خود انسان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 111 - 10
10- دنيا ، ميدان عمل و آخرت صحنه دريافت پاداش و كيفر است .
يوم تأتى . .. و توفّى كلّ نفس ما عملت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 10 - 10
10 - دنيا ، عرصه تلاش و كوشش و جهان آخرت ، عرصه اجر و پاداش
للذين أحسنوا فى هـذه الدنيا حسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 4 - 3
3 - زمين پس از تحوّلاتى در سه مرحله ( « لرزش ويرانگر در پايان عمر دنيا » ، « اخراج مردگان از درون خود در آغاز قيامت » و « اظهار اطلاعات بايگانى شده در خود » ) ، مكان حسابرسى اعمال انسان ها خواهد شد .
إذا زلزلت . .. و أخرجت ... تحدّث أخبارها
آيات اين سوره مى تواند بيانگر حوادث آخرت باشد كه از پايان نظام موجود، شروع مى شود. تعبير «يومئذ» ـ در اين احتمال ـ نشانگر وقوع تمام آن حوادث، در يك زمان گسترده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 111 - 10
10- دنيا ، ميدان عمل و آخرت صحنه دريافت پاداش و كيفر است .
يوم تأتى . .. و توفّى كلّ نفس ما عملت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 6
6 - نامه عمل كم فروشان ، در جايگاهى پست نگه دارى خواهد شد .
ويل للمطفّفين . .. إنّ كتـب الفجّار لفى سجّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 99 - 4
4 ـ تأثير نيت و انگيزه انسان در ارزش اعمال و انفاقهايش نزد خداوند
ما ينفق مغرماً . .. و يتخذ ما ينفق قربت عند اللّه و صلوت الرسول ألا إنها قربة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 107 - 4
4 ـ انگيزه و هدف انسان ها ، تعيين كننده ارزش اعمال و دستاورد هاى آنان
و الذين اتخذوا مسجداً ضراراً و كفراً و تفريقاً . .. و ليحلفن إن أردنا إلا الحسنى
برداشت فوق بر اين اساس است كه منافقان گر چه مسجد ساختند ; ولى چون انگيزه غلطى داشتند، هم عملشان و هم نتيجه عملشان (مسجدشان) فاقد ارزش و تقدس بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 109 - 2
2 ـ اعمال مبتنى بر تقوا و رضايت الهى ، داراى اساسى محكم و استوار و ارزشى خدشه ناپذير
أفمن أسّس . .. أم من أسّس بنينه على شفا جرف
از قرار گرفتن اين بخش از آيه (أفمن أسس بنيانه على تقوى . .. ) در برابر «أم من أسّس بنيانه على شفا جرف هار» برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 8
8- ارزش اعمال ، در پرتو صداقت و خلوص و عدم آميختگى آن به ريا است .
أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 12
12- در روز قيامت ، اَعمال نيك ، با انگيزه هاى غير الهى ، همانند اَعمال ناشايست ، فاقد وزن و ارزش است .
و هم يحسبون أنّهم يحسنون . .. فلانقيم لهم يوم القيـمة وزنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 37 - 1،2،3
1 - نيت و انگيزه افراد ، معيار ارزش اعمال آنان در نزد خداوند
لن ينال اللّه لحومها . .. و لـكن يناله التقوى منكم
ضمير «لحومها» و «دماؤها» به «بُدن» بازمى گردد. «بدن» نيز به معناى شتران درشت و فربه است. بنابراين معناى «لن ينال اللّه لحومها...التقوى منكم» چنين مى شود: «هرگز گوشت ها و خون هاى شتران قربانى شده، به خدا نخواهد رسيد; بلكه آن تقوا و خدا ترسى شما است كه به خدا مى رسد». به نظر مى رسد آيه ياد شده هشدارى است به همه مؤمنان كه بايد توجه داشته باشند تنها چيزى كه مايه قرب آنها به خدا مى شود و سبب مى گردد كه خداوند از آنها بپذيرد و راضى شود، تقوا و خداترسى است; نه ظاهر اعمال، هرچند بزرگ و زياد باشد; زيرا فرشتگان گزارشگر هيچ گاه ظواهر اعمال را به خدا گزارش نمى كنند; بلكه آنچه آنان گزارش مى دهند مربوط به باطن عمل است.
2 - پيكر ظاهرى اعمال انسان ـ هرچند بسيار خوب و شايسته هم باشد ـ بدون در نظر گرفتن انگيزه و نيت صاحب آن ، فاقد كمترين ارزش
لن ينال اللّه لحومها . .. و لـكن يناله التقوى منكم
3 - تقوا و خداترسى ، مايه ارزش اعمال در پيشگاه خداوند
لن ينال اللّه . .. و لـكن يناله التقوى منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 23 - 4
4 ـ ايمان ، شرط ارزشمندى و اثر بخشى اعمال در روز رستاخيز
و قدمنا إلى ما عملوا من عمل فجعلنـه هباء منثورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 66 - 7
7 - تنها تلاش و عمل در سايه توحيد و يكتاپرستى ، ثمربخش و سودآور است .
لئن أشركت ليحبطنّ عملك . .. بل اللّه فاعبد و كن من الشـكرين
از مقابله ميان شرك و توحيد و تأثير آن دو در رفتار آدمى و نتايج آن، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 9
9 - برابرى ارزش كار ها و رفتار زنان و مردان
و من عمل صـلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولـئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 20 - 9
9 - نقش اساسى نيت و انگيزه ، در ارزش اعمال آدمى و اثربخشى آنها
من كان يريد . .. و من كان يريد
تعبير به «يريد» اشاره به تأثير نيت هاى مردم در اعمال و ارزش آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 3 - 4
4- ملاك اصلى ارزش اعمال ، پيروى از قرآن و تعاليم الهى است .
و ءامنوا بما نزّل على محمّد و هو الحقّ من ربّهم كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم
تعبير «الحقّ من ربّهم» هر چند مطلق است; ولى با توجه به آيه قبل ـ كه تعبير «الحقّ» در مورد قرآن و «و ما نزّل على محمّد» به كار رفته ـ مى رساند كه مصداق بارز حق «قرآن» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 9 - 5
5- انگيزه ها و محرك هاى درونى انسان ، تعيين كننده ارزش عمل وى در نزد خداوند *
ذلك بأنّهم كرهوا ما أنزل اللّه فأحبط أعمـلهم
از ارتباط ميان «كرهوا» و «أحبط»، استفاده مى شود كه هرگاه اعمال نه براى خشنودى خدا و اطاعت از او; بلكه به انگيزه هاى ديگر صورت گيرد، حبط شده و بى پاداش خواهد بود. اين نكته نقش اساسى انگيزه و نيت را در ارزش اعمال نزد خداوند مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 28 - 6
6- عمل به انگيزه اى جز جلب رضاى الهى ، فاقد ارزش و اعتبار
و كرهوا رضونه فأحبط أعمـلهم
«فاء» براى تفريع و نتيجه است. از تفريع «أحبط أعمالهم» بر «كرهوا رضوانه» مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 13
13 - امكان تفاوت يافتن ارج و ارزش يك عمل ، در دو زمان مختلف
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قـتلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 3
3 - انجام دادن اعمال و تكاليف دينى ( خواندن نماز ، گرفتن روزه و . . . ) ، بدون ايمان و اعتقاد ، فاقد ارزش در جهان آخرت
فضرب بينهم بسور . .. ينادونهم ألم نكن معكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 28 - 7
7- ارزش و ثمربخشى اعمال نيك ، در پرتو انگيزه صحيح و جلب رضاى الهى
اتّبعوا ما أسخط اللّه و كرهوا رضونه فأحبط أعمـلهم
از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه اعمال نيك در صورتى حبط نخواهد شد كه در جهت جلب رضايت خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 107 - 11
11 ـ حب و بغض خداوند ، معيار سنجش و ارزيابى عملكردها
و لاتجدل عن الذين يختانون انفسهم إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 8 - 4،5
4 ـ مطابقت اعمال و عقايد آدمى با حق نشانه وزين و ثقيل بودن آن عقايد است.
و الوزن يومئذ الحق فمن ثقلت موزينه فأولئك هم المفلحون
5 ـ هر يك از رفتارها و عقايد آدمى داراى مقياسى مخصوص براى ارزيابى آنها در قيامت است.
و الوزن يومئذ الحق فمن ثقلت موزينه
كلمه «موازين» (جمع موزون) مى رساند كه هر يك از اعمال و عقايد آدمى مورد سنجش قرار مى گيرد و چون اعمال و عقايد مختلف است، مقياس و وسيله سنجش آن نيز متفاوت خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 9 - 3
3 ـ همطراز نبودن اعمال و عقايد آدمى با حق بيانگر بىوزنى و سبكى اعمال و عقايد است.
و الوزن يومئذ الحق . .. و من خفت موزينه فأولئك الذين خسروا أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 25 - 5
5- نيّت ، نقشى تعيين كننده ، در ارزيابى عمل آدمى دارد .
ربّكم أعلم بما فى نفوسكم
آنچه در درون و قلب انسان مى گذرد نيتها، افكار، تخيلات و . .. اوست و خداوند قبل از نويد دادن به پذيرش توبه صالحان به اهميت انگيزه هاى درونى انسان و نقش تعيين كننده آن در پذيرش توبه، اشاره كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 13
13 - تمامى رفتار و كردار آدمى در دنيا ، بايد برپايه حق و مطابق با عدل باشد .
و قضى بينهم بالحقّ و هم لايظلمون
تذكر خداوند به اين كه داورى ميان مردم در قيامت، بر پايه حق و عادلانه خواهد بود، در واقع توصيه اى است به بندگان كه رفتار خود را مطابق عدل و برپايه حق بنا نهند; زيرا در قيامت رفتار آنان بر همين اساس سنجيده و جزا داده خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 12 - 3
3 - پاداش و كيفر اعمال در قيامت ، براساس نامه عمل و كردار انسان در دنيا است .
يعلمون ما تفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 3 - 2
2 - ناپسند ديدن رفتارى خاص در رابطه با خويش ، معيار و قاعده اى اخلاقى در تشخيص كردار ناپسند
إذا اكتالوا على الناس يستوفون . و إذا كالوهم أو وزنوهم يخسرون
روش دوگانه تاجر و فرق گذاشتن او بين خود و ديگران، در اين آيه محكوم شده است. اين نكوهش برخاسته از پذيرفته بودن قاعده
اى است كلى كه آنچه بر خود نمى پسندى، بر ديگران روا مدار.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 21 - 4
4ـ محاسبه كردار بندگان و جزا دهى به آنان ، متّكى بر شهادت گواهان
كلّ نفس معها سائق و شهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 8 - 4
4 ـ مطابقت اعمال و عقايد آدمى با حق نشانه وزين و ثقيل بودن آن عقايد است.
و الوزن يومئذ الحق فمن ثقلت موزينه فأولئك هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 17 - 10
10 - تعاليم دين ، معيار حقانيت و بطلان باور ها و اعمال است .
أنزل الكتـب بالحقّ و الميزان
بنابراين احتمال كه عطف «الميزان» بر «الكتاب» تفسيرى بوده و مراد از «الكتاب» دين باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 26،28
26 ـ پذيرش و رد اعمال از سوى خداوند ، بر اساس ملاك و معيارى معين
انما يتقبل اللّه من المتقين
28 ـ بى تأثيرى نسب و پيوند خويشى با انبيا و اوليا در پذيرش و رد اعمال از سوى خدا
و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق . .. انما يتقبل اللّه من المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 8 - 4
4 ـ مطابقت اعمال و عقايد آدمى با حق نشانه وزين و ثقيل بودن آن عقايد است.
و الوزن يومئذ الحق فمن ثقلت موزينه فأولئك هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 107 - 9
9 ـ حب و بغض خداوند ، تعيين كننده حركت ها و عملكرد هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لاتجدل . .. إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 18 - 8
8 - فرجام و عاقبت هر امرى ، ملاك تعيين كننده در ارزيابى درستى و يا نادرستى آن است .
أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا
به قرينه اين كه آيات قبل و بعد اين آيه، درباره فرجام مؤمنان و فاسقان است، احتمال قوى دارد كه نفى تساوى آنان، از جهت عاقبت شان باشد. بنابراين، ملاك ارزيابى و داورى درباره عدم تساوى دو گروه ياد شده، توجه به فرجام آنها است و اين نشان مى دهد كه عاقبت، در ارزيابى نقش اساسى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 5
5- حكم و عمل انسان ، بر اساس آنچه صرفاً شنيده ، يا ديده و يا به قلبش راه يافته ، قبل از رسيدن به مرحله علم و آگاهى ، ممنوع است .
و لاتقف ما ليس لك به علم إن السمع و البصر و الفؤاد كلّ أُولـئك كان عنه مسئولاً
برداشت فوق بر اين اساس است كه معمولاً حركتهاى غير علمى، نشأت يافته از شنيده ها، ديده ها و باورهاى سطحى است و خداوند، براى دور كردن انسان از حركت غير علمى، به او هشدار داده است كه ديده ها و . .. تا زمانى كه به مبناى علمى و يقينى منتهى نشود، قابل اعتماد نيست و در صورت اعتماد نمودن، محاكمه خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 7 - 5
5 - كارى كه با رضايت يا دستور كسى انجام شود ، كار شخص او به شمار مى آيد .
و هم على ما يفعلون . .. شهود
اصحاب اخدود، با آن كه نشسته و نظاره مى كردند (هم . .. قعود ... شهود); ولى تعبير «يفعلون» كار را به خود آنان نسبت داده است. اين استناد بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 21 - 7
7 - صرفِ از جانب خداوند بودن دستورى ، براى عمل كردن ، كافى است .
و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه
دعوت از قومى براى تبعيت از حكم و فرمانى، بى آن كه دليلى براى آن اقامه شود و صرفاً يادآورى گردد كه از جانب خداوند است، حكايت مى كند كه از جانب خداوند بودن يك حكم، كافى است كه انسان به آن عمل كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 91 - 15
15 ـ نقش انگيزه و هدف انسان در حسن و قبح عملش و ارزش گذارى آن
إذا نصحوا . .. ما على المحسنين من سبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 12 - 6
6- لزوم ژرف انديشى عالمان و رهبران دينى در كتاب هاى آسمانى و استوارسازى كردار خويش برپايه آن
يـيحيى خذ الكتـب بقوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 8
8- فرمان خداوند ، ملاك عمل رهبران الهى است ; نه سليقه هاى شخصى آنان و آراو خواسته هاى نفسانى مردم .
و جعلنـهم أئمة يهدون بأمرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 12 - 6
6- لزوم ژرف انديشى عالمان و رهبران دينى در كتاب هاى آسمانى و استوارسازى كردار خويش برپايه آن
يـيحيى خذ الكتـب بقوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 91 - 15
15 ـ نقش انگيزه و هدف انسان در حسن و قبح عملش و ارزش گذارى آن
إذا نصحوا . .. ما على المحسنين من سبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 16
16 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . .إذا عرفت الحقّ فاعمل ما شئت من خير يقبل منك ، انّ اللّه عزّوجلّ يقول : « من عمل صالحاً من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولـئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغيرحساب » . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: . ..هرگاه حق را شناختى پس هر عمل خيرى كه مى خواهى انجام بده كه خدا از تو قبول مى كند. خداوند عزّوجلّ مى فرمايد: «من عمل صالحاً من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولـئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغيرحساب»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 26،28
26 ـ پذيرش و رد اعمال از سوى خداوند ، بر اساس ملاك و معيارى معين
انما يتقبل اللّه من المتقين
28 ـ بى تأثيرى نسب و پيوند خويشى با انبيا و اوليا در پذيرش و رد اعمال از سوى خدا
و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق . .. انما يتقبل اللّه من المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 54 - 6
6 ـ اهميت نماز در ميان ساير عبادت ها و نقش آن در پذيرش ساير اعمال
و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا . .. لايأتون الصلوة إلا و هم كسالى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 12 - 3
3 - پاداش و كيفر اعمال در قيامت ، براساس نامه عمل و كردار انسان در دنيا است .
يعلمون ما تفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 147 - 2
2 ـ تصديق آيات الهى و ايمان به روز قيامت از شرايط ارزشمندى اعمال نيك در پيشگاه خداوند است .
و الذين كذبوا بايتنا و لقاء الأخرة حبطت أعملهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 104 - 5
5 - نيت نيك ، در نيكويى عمل كافى نيست .
لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا
بديهى است كه مسلمانان با گفتن كلمه «راعنا» نيت سوئى نداشتند; ولى خداوند آنان را از به كارگيرى آن كلمه - به خاطر جلوگيرى از سوء استفاده دشمنان - باز مى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 53 - 7
7 ـ اعمال نيكى كه داراى ريشه ها و انگيزه هاى غير الهى باشد ، در محضر خدا پذيرفته نيست .
أنفقوا . .. لن يتقبل منكم إنكم كنتم قوماً فسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 10 - 3
3 - فرشتگانى متعدد ، مأمور نظارت بر كردار انسان ها و محفوظ نگه داشتن آن هستند .
و إنّ عليكم لحـفظين
تعدّد حافظان، ممكن است به اعتبار هر انسان و يا به لحاظ تمام انسان ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 152 - 12
12 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « ان الملك ينزل الصحيفة اول النهار و اول الليل يكتب فيهاعمل ابن آدم فاملوا فى اول ها خيراً و فى آخر ها خيراً فان اللّه يغفر لكم ما بين ذلك انشاء اللّه ، فان اللّه يقول : اذكرونى اذكروكم ;
ملك كارنامه عمل ]انسان[ را در اول روز و اول شب مى آورد و اعمال بنى آدم را ثبت مى كند، پس سعى كنيد در اول روز و اول شب خوبى را املا نماييد كه خداوند ان شاء اللّه ما بين آن را مى بخشد; زيرا خداوند مى فرمايد: «اذكرونى اذكركم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 104 - 11
11- « عن أبى جعفر ( ع ) : إنّ فى الهواء ملكاً يقال له إسماعيل على ثلاثمأة ألف ملك كلّ واحد منهم على مائة ألف يحصون أعمال العباد فإذا كان رأس السنة بعث اللّه إليهم ملكاً يقال له : السجلّ فانتسخ ذلك منهم و هو قول اللّه تبارك و تعالى : « يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب » ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه در فضا فرشته اى است به نام اسماعيل كه سيصدهزار فرشته تحت فرمان دارد و هر كدام از فرشتگان صدهزار فرشته را فرماندهى مى كند و آنان كارهاى بندگان را احصا مى كنند و با شروع هر سالى خداوند فرشته اى را به نام «سجل» مى فرستد تا از [نامه اعمال ]بندگان [كه در اختيار فرشتگان فضا است] نسخه بردارى كند و اين است سخن خداوند ـ تبارك و تعالى ـ كه: «يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب»».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 9
9 - نقش كارگزاران الهى ، در ثبت و ضبط اعمال آدميان *
كتـبنا . .. إنّا كنّا نستنسخ
ضماير متكلم مع الغير در اين آيه، ممكن است از آن جهت به كار رفته باشد كه خداوند، برنامه هاى خويش را در نظام تكوين، از طريق عوامل و كارگزارانش عملى مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 17 - 1،4،6
1ـ دو فرشته از چپ و راست ، همواره در كمين دريافت و ضبط كردار آدمى
إذ يتلقّى المتلقّيان عن اليمين و عن الشمال قعيد
4ـ ثبت اعمال نيك انسان ، به وسيله يك فرشته و ثبت اعمال بد وى ، بهوسيله فرشته اى ديگر
إذ يتلقّى المتلقّيان عن اليمين و عن الشمال قعيد
برداشت بالا بدان احتمال است كه تعيين دو دريافت گر و حضور هر يك در طرفى خاص اشاره به مطلب فوق داشته باشد.
6ـ « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه تبارك تعالى « إذ يتلقـّى المتلقـّيان عن اليمين و عن الشمال قعيد » قال هما الملكان . . . ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند تبارك و تعالى (إذ يتلقـّى المتلقـّيان) روايت شده كه فرمود: آنان همان دو فرشته اند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 18 - 4،5
4ـ « رقيب » و « عتيد » ، دو فرشته ناظر بر اعمال هر انسان *
عن اليمين و عن الشمال قعيد . .. لديه رقيب عتيد
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «رقيب» و «عتيد»، اسم دو فرشته باشد كه يكى از سمت راست و ديگرى از سمت چپ، ناظر و نگارنده اعمال اند. در اين صورت «واو» عطف محذوف است.
5ـ « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : إنّ المؤمنين إذا اعتنقا غمرتهما الرحمة . . . فإذا أقبلا على المسائلة قالت الملائكة بعضها لبعض تنحّوا عنهما فإنّ لهما سرّاً و قد ستر اللّه عليهما . قال اسحاق : فقلت : جعلت فداك فلايكتب عليهما لفظهما و قد قال اللّه عزّوجلّ : « ما يلفظ من قول إلاّ لديه رقيب عتيد . . . » ؟ قال يا اسحاق إنّ اللّه تبارك و تعالى إنّما أمر الملائكة أن تعتزل عن المؤمنين إذا التقيا إجلالاً لهما . . . و يحفظه عليهما عالم السرّ و أخفى . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: هر گاه دو نفر مؤمن معانقه كردند، رحمت خدا آنان را فرا مى گيرد و هر گاه براى گفتوگو روبه رو شدند، فرشتگان بعضى به بعضى ديگر مى گويند: از نزد آن دو كنار برويد; زيرا آن دو سرّى دارند كه خداوند آن را مستور داشته است. اسحاق بن عمار مى گويد: به امام (ع) گفتم: فدايت شوم پس لفظ آنان نوشته نمى شود با اين كه خداوند فرموده است: «ما يلفظ من قول إلاّ لديه رقيب عتيد...»؟ امام فرمود: خداوند ـ تبارك و تعالى ـ فرشتگان را امر فرموده كه از مؤمنان هنگام ملاقات با يكديگر (كه جز رضاى خدا منظور نبوده)، از نزد آنان كنار روند و اين امر براى تجليل از مؤمنان است...; ولى الفاظ آنان را [خود خداوند] كه عالم نهان و نهان تر [از اسرار ]است، محفوظ مى دارد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 27 - 7
7 - « روى أنّ بعضَ أصحاب أبى جعفر ( ع ) محمّدبن علىّ الباقر ( ع ) سأله عن قول اللّه تعالى « إلاّ من ارتضى من رسول فإنّه
يسلك من بين يديه و من خلفه رصداً » فقال يوكّل اللّهُ بأنبيائه ملائكةً يُحْصُون أعمالَهم ;
روايت شده كه بعضى از اصحاب امام باقر(ع) از ايشان درباره سخن خداوند متعال: «إلاّ من ارتضى من رسول فإنّه يسلك من بين يديه و من خلفه رصداً» سؤال كرد، فرمود: خداوند فرشتگانى را بر پيامبران خود گمارده است تا اعمال آنان را شمارش و ضبط كنند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 21 - 5
5ـ دو فرشته ثبت كننده اعمال آدمى در دنيا ، همراهان وى در قيامت *
إذ يتلقّى المتلقّيان . .. و جاءت كلّ نفس معها سائق و شهيد
در آيات پيشين، سخن از فرشتگانى بود كه مأمور ضبط كردار آدميان بودند; اكنون در اين آيه ممكن است تعبير «سائق»، نظر به يكى از آن دو و تعبير «شهيد» ناظر به ديگرى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 161 - 6
6 - فرشتگان داراى ارتباطى تنگاتنگ با انسان ها و اعمال ايشان
أولئك عليهم لعنة اللّه و الملئكة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 95 - 3
3 ـ سوء استفاده منافقان از ارزش هاى معنوى ، به منظور پنهان كردن كردار زشت خويش
سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 14 - 4
4 - حاضر بودن كردار در قيامت ، مستند به خود انسان ها است .
علمت نفس ما أحضرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 71 - 5
5 - اصلاح اعمال و آمرزش گناهان ، در دست خداوند است .
يصلح لكم أعمـلكم و يغفر لكم ذنوبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 20 - 12
12 - مشيت خداوند ، برخوردارى انسان ها از دستاورد تلاش و انگيزه خود آنان است .
يرزق من يشاء . .. من كان يريد ... و من كان يريد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 18 - 10
10ـ نفس آدمى ، بر آراستن كار هاى زشت و ناروا و واداشتن او به ارتكاب آنها تواناست .
بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 8 - 2،3
2 - شيطان ، زيبا جلوه دهنده رفتار زشت مردم در نگاه آنان است .
و لايغرنّكم باللّه الغرور . إنّ الشيطـن لكم عدوّ... أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه
فعل «زُيّن» مجهول و فاعل آن ذكر نشده است ولى به قرينه آيات پيشين، به دست مى آيد كه فاعل و تزيين كننده، شيطان مى باشد.
3 - تزيين اعمال زشت و ناروا ، از راه هاى اغواگرى شيطان و نمودى از دشمنى او نسبت به انسان
و لايغرنّكم باللّه الغرور . إنّ الشيطـن لكم عدوّ... أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 7 - 8
8 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « . . . فسنيسّره لليسرى » قال : لايريد شيئاً من الخير إلاّ يسّره اللّه له ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «فسنيسّره لليسرى» روايت شده كه فرمود: [هر كه در راه خدا بخشش كند و تقوا پيشه سازد و نيكوترين پاداش الهى را تصديق كند ]هيچ خيرى را اراده نمى كند، جز آن كه خداوند انجام دادن آن را براى او آسان مى سازد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 12 - 3
3 - تمام رفتار ها و كردار هاىِ پيش فرستاده انسان ها ، به اراده خدا نوشته و ثبت خواهد شد .
و نكتب ما قدّموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 1
1 - خداوند ثبت كننده اعمال امت ها در نامه عمل شان
هـذا كتـبنا
در صورتى كه «هـذا» اشاره به نامه عمل باشد; از اضافه «كتاب» به «نا» استفاده مى شود كه ثبت اعمال آدميان مستند به خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 32 - 5
5 - ربوبيت الهى در حق جن و انس ، مستلزم برپا داشتن نظام حسابرسى اعمال براى آنان
سنفرغ لكم أيّه الثقلان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
ارتباط «ربّكما» با محتواى آيه قبل، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 14 - 7
7 - اطلاع بر پرونده اعمال ، راهى براى آگاهى انسان در قيامت بر كردار خويش
و إذا الصحف نشرت . .. علمت نفس ما أحضرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 3 - 5
5 ـ رفتار و اعمال آدمى ، برخاسته از جهانبينى اوست .
إنما المؤمنون . .. الذين يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 17 - 2،4،5
2 ـ حركت هاى پيروزى آفرين پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ بدر در حقيقت فعل الهى بود .
فلم تقتلوهم و لكن اللّه قتلهم و ما رميت
«رمى» به معناى پرتاب كردن است و در اينجا مى تواند كنايه از تمامى حركتهايى باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در جنگ بدر انجام داد.
4 ـ انسان در افعال خويش نه مستقل از اراده خداوند است و نه از سوى او مجبور به انجام افعال خويش
و ما رميت إذ رميت و لكن اللّه رمى
چون از يكسو فعل پيامبر(صلی الله علیه و آله) به خود او استناد داده شده و از سوى ديگر همان فعل به خداوند نسبت داده شده است، معلوم مى شود انسان در انجام افعال، نه از استقلال كامل برخوردار است و نه مجبور به انجام افعال خويش است.
5 ـ افعال آدمى در عين انتسابش به وى ، به خداوند نيز منتسب است .
و ما رميت إذ رميت و لكن اللّه رمى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 74 - 6
6 - كردار و گفتار ظاهرى آدميان ، داراى ريشه در اعماق روح و باطن آنان
و إنّ ربّك ليعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون
تقدم «ما تكنّ» بر «ما يعلنون» مى تواند از آن جهت باشد كه نيت ها و انگيزه هاى درونى، منشأ اصلى كردار و گفتار آدمى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 42 - 1،4
1 - سررشته تمامى امور ، تنها در اختيار خداوند است .
و أنّ إلى ربّك المنتهى
4 - منتهى شدن سررشته امور به خداوند ، پيام مشترك انبياى بزرگ الهى ; چون ابراهيم و موسى ( ع )
أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . .. و أنّ إلى ربّك المنتهى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 43 - 2
2 - بازگشت تمامى افعال انسان ـ حتى خنده و گريه او ـ به خداوند ، نمودى از تدبير مطلقه الهى
و أنّ إلى ربّك المنتهى . و أنّه هو أضحك و أبكى
از ارتباط اين آيه با آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 24 - 4
4- كردار انسان ها ، مقهور خواست خداوند و مستند به خود ايشان است .
إنّى فاعل . .. إلاّ أن يشاء اللّه
چنان چه كسى بگويد: «به خواست خداوند، من، در آينده، چنين كارى را انجام خواهم داد» ـ براساس آيه شريف ـ گفتارى صحيح و مُجاز، به زبان آورده است. بنابراين، خواست خداوند، مانع استناد كار به خود انسان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 7 - 5
5 - توفيق انسان در انجام دادن تكاليف دينى ، نيازمندِ امداد هاى ويژه خداوند
فسنيسّره لليسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 1 - 1
1 - خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شرح صدر عنايت كرده و قواى باطنى آن حضرت را پذيراى حقيقت قرار داد و توانمندى هاى او را ، براى تحمّل سختى ها و تكاليف ، فزونى بخشيد .
ألم نشرح لك صدرك
شرح صدر، گنجايش دادن آن براى قبول حق است (لسان العرب). «صدر» و «قلب»، كنايه از نفس انسان است كه داراى فهم و درك است. گفته شده «صدر» اعم از «قلب» است; زيرا شامل تمام قواى انسان مى شود. (برگرفته شده از مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 14
14 - خداوند ، با يادآورى عطاى ويژه خويش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را آماده دريافت فرمان نماز و قربانى ساخت .
إنّا أعطينـك الكوثر . فصلّ لربّك وانحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 30 - 3
3 - تصميم انسان بر پيمودن راه دين و پذيرش تعاليم قرآن ، وابسته به مشيّت و خواست خداوند است .
فمن شاء اتّخذ إلى ربّه سبيلاً . و ما تشاءون إلاّ أن يشاء اللّه
يكى از مصاديق «ما تشاءون»، مشيّت انسان در انتخاب راه خدا است كه در آيه پيش بيان شده است (فمن شاء اتّخذ إلى ربّه سبيلاً).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 1 - 14
14 ـ ايمان و اعتقاد راسخ ، زيربناى موضعگيرى هاى مثبت و اعمال ارزشى انسان
فاتقوا اللّه و أصلحوا . .. و أطيعوا اللّه و رسوله إن كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 82 - 17
17- همه كار هاى شگفت خضر ( ع ) ، به فرمان خداوند صورت گرفت و ديدگاه شخصى او در آن دخالتى نداشت .
رحمة من ربّك و ما فعلته عن أمرى
ضمير مفعولى در «مافعلته» به قرينه ذيل آيه، به جامعِ تمام ماجراها برمى گردد، نظير «آنچه ديدى» يا «آنچه انجام دادم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 10
10- اقدامات ذوالقرنين ، در پرتو رهنمود هاى الهى بود .
قلنا يـذاالقرنين إمّا أن تعذّب و إمّا أن تتّخذ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 130 - 6
6 ـ اراده خداوند حاكم بر طبيعت و عوامل آن
و لقد أخذنا ءال فرعون بالسنين و نقص من الثمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 12 - 17
17 - حركت هاى دينى ـ اجتماعى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مستند به رهنمود هاى وحى
يـأيّها النبىّ إذا جاءك . .. فبايعهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 64 - 7
7- وجود ملائكه و مراحل مقدماتى پيدايش آنها و كارهايى كه از آنان صادر مى شود ، همه مملوك خداوند و در احاطه قدرت او است . *
له ما بين أيدينا و ما خلفنا و ما بين ذلك
گفته شده است: «ما بين أيدينا» (آنچه پيش روى ما است) اشاره به آثار وجودى ملائكه و «ما خلفنا» (آنچه پشت سر نهاده و از
آن گذشتيم) اشاره به عناصر اوليه و مقدمات پيدايش آنها و «ما بين ذلك» (آنچه هم اكنون وجود دارد) اشاره به هستى آنان دارد. اين توجيه و تفسير با نوع ملائكه ـ كه زمان و مكان درباره آنان بى معنا است ـ تناسب دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 18
18 ـ ارتكاب گناه و اعمال ناروا ريشه در نادانى دارد. *
أنه من عمل منكم سوءاً بجهلة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 119 - 5
5- جهل و ناآگاهى به حقايق ، ريشه هر گناه و بدكارى
للذين عملوا السوء بجهـلة
كلمه «بجهالة» بدكاران را به دو دسته تقسيم نمى كند; بلكه احتمالاً در مقام توضيح و تبيين ماهيت بدكاران است كه هر بدكارى قطعاً جاهل و نابخرد است; چه اينكه اگر خرد مى داشت، خود را به عواقب شوم گناه مبتلا نمى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 5
5 - ظلم ، منشأ بدى ها و سرچشمه زشت كارى ها
و لو أنّ للذين ظلموا . .. و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
توصيف بدكاران و زشت كاران به صفت ستمگران (للذين ظلموا)، بيانگر حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 31 - 5
5 - خداگريزى و دنيامدارى ، سرچشمه اصلى بدكردارى در انسان
تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا . .. ليجزى الذين أســوا بما عملوا
از ارتباط آيات شريفه، استفاده مى شود كه منشأ عملكرد ناشايست، گرايش هاى خداگريزانه و دنيامحورانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 3 - 1
1 - عملكرد بد منافقان ، ناشى از كفر و بى ايمانى آنان است .
ذلك بأنّهم ءامنوا ثمّ كفروا
«ذالك» به جمله «إنّهم ساء ما كانوا يعملون» در آيه قبل اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 55 - 8
8 - سود و زيان عمل هر كس ، تنها به خود وى بازمى گردد .
لنا أعمـلنا و لكم أعمـلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 7
7ـ نماز هاى شبانه روزى ، از بارزترين كار هاى نيك است .
و أقم الصلوة . .. إن الحسنـت يذهبن السيئات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 115 - 7
7ـ پايدارى بر دين ، پرهيز از طغيان گرى ، تكيه نكردن بر ستمگران و اقامه نماز ، نيكوكارى و درپى دارنده اجر و پاداش الهى است .
فاستقم . .. و لاتركنوا ... أقم الصلوة ... فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 10
10 ـ اداى امانت به صاحبان آن و رعايت عدالت در قضاوت ، از مصاديق اعمال صالح
و الذين امنوا و عملوا الصالحات . .. انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الامانات الى اهله
ظاهراً جمله «انّ اللّه» پس از جمله «عملوا الصالحات»، اشاره به برخى از مصاديق اعمال صالح دارد كه همان اداى امانت و قضاوت عادلانه مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 83 - 17،18
17 - يكتا پرستى و احسان به والدين ، خويشان ، يتيمان و درماندگان ، از مصاديق اعمال شايسته است .
و عملوا الصلحت . .. لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين إحساناً ... و المسكين
آيه مورد بحث در حقيقت تفسيرى براى آيه پيشين و بيان مصاديقى از «الصالحات» مى باشد.
18 - معاشرت نيكو با مردم اقامه نماز و اداى زكات ، از مصداق هاى اعمال شايسته است .
و عملوا الصلحت . .. و قولوا للناس حسناً و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 9 - 4
4 ـ قيام براى خدا ، شهادت به قسط و اجراى عدالت ، از مصاديق عمل صالح
كونوا قومين للّه شهداء بالقسط . .. و عملوا الصلحت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 10،13،15،24
10 ـ تحمل هر سختى ( تشنگى ، رنج ، گرسنگى و تعرض و ضربه زدن به دشمن ) در راه خدا ، عمل صالح و داراى اجر است .
ذلك بأنهم لا يصيبهم . .. فى سبيل اللّه ... إلا كتب لهم به عمل صلح
13 ـ گام نهادن مؤمنان در هر ميدان و زمينه اى كه خشم كافران را به دنبال داشته باشد ، عمل صالح و داراى اجر است .
و لا يطئون موطئاً يغيظ الكفار . .. إلا كتب لهم به عمل صلح
15 ـ دفاع از جان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تحمل سختى در راه اطاعت از آن حضرت ، حركت در راه خدا و عمل صالح است .
و لا يرغبوا بأنفسهم عن نفسه ذلك بأنهم لا يصيبهم ظمأ و . .. فى سبيل اللّه ... إلا
24 ـ كسب پيروزى در راه خدا ، همانند تحمل مشكلات ، عمل صالح و داراى اجر است .
ذلك بأنهم لا يصيبهم . .. و لا ينالون من عدو نيلا إلا كتب لهم به عمل صلح إن اللّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از جمله «لا ينالون من عدو نيلا» مى تواند دستيابى به پيروزى بر دشمن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 59 - 3
3 - صبر پيشگى و توكّل ، دو مظهر عمل صالح اند .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت . .. نعم أجر العـملين . الذين صبروا و على ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 8 - 5
5 - انفاق در راه خداوند ( پرداخت زكات ) ، نشانگر ايمان و نمونه گوياى عمل صالح
و ويل للمشركين . الذين لا يؤتون الزكوة ... إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 15 - 5
5 - عفو و گذشت از كافران به هنگام ضرورت ، امرى شايسته و عمل صالح است .
يغفروا للذين لا يرجون . .. من عمل صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عصر - 103 - 3 - 5
5 - توصيه ديگران به پذيرش حق و شكيبايى در راه آن ، مصداق بارز عمل صالح است .
عملوا الصـلحـت و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر
عطف توصيه به حق و صبر ـ كه مصداق عمل صالح است ـ بر انجام اعمال صالح، عطف خاص بر عام و نشانه اهميت ويژه خاص است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 88 - 10
10 ـ ارجمندى عمل و تداوم آن، مانع فساد و تباهى آن در صورت آميختگى با شرك نيست.
ذلك هدى الله يهدى . .. و لو أشركوا لحبط عنهم ما كانوا يعملون
فاعل «أشركوا» انبياى الهى(ع) و هدايت شدگان به صراط مستقيم هستند. عنايت به اين نكته و همچنين مفاد «كانوا يعملون»، كه ماضى استمرارى است، بر دو نكته ياد شده در برداشت فوق، يعنى «ارجمندى» و «تداوم»، گواه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 2 - 4
4 - ايمان راستين و قوى ، ناسازگار با گفتار هاى فاقد پشتوانه عملى
يـأيّها الذين ءامنوا لِمَ تقولون ما لاتفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 56 - 5
5- توجّه رهبران الهى به نداشتن مسؤوليتى در برابر كفر مردم پس از انجام وظيفه انذار و تبشير ، مايه عدم احساس ناتوانى و شكست در ايفاى وظيفه خويش است .
و ما منع الناس أن يؤمنوا . .. و ما نرسل المرسلين إلاّ مبشّرين و منذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 187 - 15
15 ـ دنياپرستى از موانع انجام تكاليف و عمل به ميثاق خداوند
لتبيّننّه . .. فنبذوه ... و اشتروا به ثمناً قليلا
ظاهراً جمله «و اشتروا به . .. »، بيانگر علّت رهاسازى كتب آسمانى و وفادار نبودن به پيمان الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 16
16 ـ جبر محيط با توان خروج از آن ، عذرى غير قابل قبول براى ترك تكاليف الهى
قالوا كنّا مستضعفين فى الارض قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 24،39
24 ـ هراس از مردم ، مانعى در عمل به احكام و مقررات كتب آسمانى
يحكم بها . .. فلاتخشوا الناس
39 ـ سودجويى و طمعورزى ، از عوامل ناديده گرفتن احكام الهى و حكم نكردن بر اساس آن
يحكم بها . .. و لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 15 - 4
4 - علاقه و دلبستگى به اموال و اولاد ، نبايد مانع از دين دارى و انجام تكاليف الهى شود .
إنّما أمولكم و أولـدكم فتنة
برداشت ياد شده، با توجه به تاريخ و شأن نزول آيات است كه در آيه قبل توضيح داده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 24
24 ـ هراس از مردم ، مانعى در عمل به احكام و مقررات كتب آسمانى
يحكم بها . .. فلاتخشوا الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 167 - 21
21 ـ توجّه به دانايى خداوند بر راز دل ها و عملكرد هاى آدمى ، زمينه ساز پرهيز از نفاق و ارتكاب اعمال ناپسند
و اللّه اعلم بما يكتمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 86 - 10
10 ـ توجّه به حسابرسى دقيق و كامل خداوند در هر عمل ، زمينه انجام اعمال نيك و پرهيز از اعمال ناروا
و اذا حيّيتم . .. انّ اللّه كان على كل شىء حسيبا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 108 - 12
12 ـ توجه به احاطه كامل خداوند به اعمال آدمى ، زمينه پرهيز انسان از كار هاى ناشايست
و كان اللّه بما يعملون محيطاً
تذكر اين معنا كه خداوند آگاه و محيط به تمامى اعمال مى باشد، براى اين منظور است كه انسانها با توجه به اين حقيقت از اعمال ناشايست پرهيز كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 29 - 10
10- توجه دادن آدمى به فرجام ناگوار عمل ناپسند ، از عوامل بازدارنده وى از ارتكاب آن است .
و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسطها كلّ البسط فتقعد ملومًا محسورًا
از اينكه خداوند در پى نهى از افراط و تفريط در انفاق، پيامد ناگوار آن را يادآورى مى كند، نكته ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 54 - 8
8 - عقل ، ارزشمند بوده و در شناخت حقايق و پيشگيرى از نابكارى ها نقشى مهم و اساسى دارد .
إنّ فى ذلك لأيـت لأُولى النهى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 128 - 11
11 - عقل و خرد ، گوهرى ارزشمند و بازدارنده انسان از كار هاى ناروا
إنّ فى ذلك لأيـت لأُولى النهى
«نهى» يا جمع «نهية» (عقل) است و يا لفظى است مفرد و به معناى عقل (قاموس). از آن جهت اين نام بر عقل نهاده شده است كه بازدارنده و نهى كننده آدمى از زشتى ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 7 - 10
10 - اعتقاد باطل ، زاينده عمل و رفتار ناصحيح *
و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة
برداشت بالا بدان احتمال است كه تقدم لفظى شرك بر عدم انفاق زكات، بيانگر تأثير و سببيّت آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 17
17 - توجه به آگاهى مطلق خداوند ، بازدارنده آدمى از اعمال ناشايست
لايخفون علينا . .. إنّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 31 - 8
8 - توجه به نظام مجازات و پاداش الهى در آخرت ، گرايش دهنده انسان به نيكى ها و بازدارنده وى از زشتى ها
ليجزى الذين أســوا بما عملوا و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 46 - 6
6 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « و لمن خاف مقام ربّه جنّتان » قال : من علم أنّ اللّه يراه و يسمع ما يقول . . . فيحجزه ذلك عن القبيح من الأعمال فذلك الذى خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره «و لمن خاف مقام ربّه جنّتان» فرمود: آن كس كه بداند خداوند او را مى بيند و كلام وى را مى شنود. .. و اين دانستن، او را از اعمال زشت بازدارد; اين همان كسى است كه از مقام خداوند ترسيده و نفس خود را از هواپرستى بازداشته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 15
15 - توجه به ناظر بودن خداوند بر اعمال انسان ها ، بازدارنده شخص از ارتكاب كار هاى ناروا
و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 40 - 11،20
11 - ترس از خداوند ، بازدارنده انسان از سركشى در برابر او است .
فأمّا من طغى . .. و أمّا من خاف مقام ربّه
تقابل طغيان گران و خداترسان در فرجام خويش، گوياى ناسازگارى خداترسى با طغيان گرى است.
20 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . قال : من علم أنّ اللّه يراه و يسمع مايقول و يعلم ما يعمله من خير أو شرّ فيحجزه ذلك عن القبيح من الأعمال فذلك الذى « خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: . .. كسى كه بداند خدا او را مى بيند و آنچه را مى گويد، مى شنود و از آنچه عمل مى كند ـ خوب يا بد ـ آگاه است و اين دانستن مانع كارهاى زشت او گردد; اين شخص كسى است كه از مقام پروردگارش ترسيده و نفس را از هوا بازداشته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 30،31،32،33،39
30 ـ كفر به احكام الهى ، موجب حبط عمل و زيان اخروى است .
و من يكفر بالايمن فقد حبط عمله و هو فى الأخرة من الخسرين
منظور از «ايمان» مى تواند به معناى مصدرى آن (باورها) باشد و نيز مى تواند معارف و مسائلى باشد كه ايمان به آنها لازم است، مراد از آن معارف، به قرينه فرازهاى پيشين آيه، احكام دينى است.
31 ـ انكار جواز مبادله با اهل كتاب و انكار حليت طعام آنان ، كفر و موجب حبط عمل است .
و طعام الذين اوتوا الكتب حل لكم . .. و من يكفر بالايمن فقد حبط عمله
از مصاديق مورد نظر براى ايمان، معارف و احكامى است كه در آيه مورد بحث، مطرح شده است، همانند حليت طعام اهل كتاب و . .. .
32 ـ انكار جواز ازدواج با زنان اهل كتاب ، كفر و موجب حبط عمل است .
و المحصنت من الذين اوتوا الكتب . .. و من يكفر بالايمن فقد حبط عمله
33 ـ ارتداد ، موجب حبط عمل و زيان اخروى است .
و من يكفر بالايمن فقد حبط عمله و هو فى الأخرة من الخسرين
ظاهر جمله «من يكفر بالإيمن» اين است كه ايمان تحقق يابد و آنگاه به آن كفر ورزيده شود و مورد انكار قرار گيرد، چنين كفرى را ارتداد مى گويند.
39 ـ ترك عمدى عمل به احكام الهى ، على رغم اقرار به حقانيت آنها ، موجب تباهى عمل آدمى
و من يكفر بالايمن فقد حبط عمله
امام صادق(ع) درباره آيه فوق فرمود: من ترك العمل الذى اقربه . .. .
كافى، ج 2، ص 387، ح 12; نورالثقلين، ج 1، ص 595، ح 67.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 53 - 12،13،14
12 ـ روابط دوستانه گروهى از مسلمانان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با يهود و نصارا ، موجب تباهى اعمال نيك گذشته آنان
حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين
13 ـ برقرارى پيوند هاى دوستى با كافران از سوى اهل ايمان ، تباه كننده اعمال نيك آنان
حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين
14 ـ محرومان از هدايت الهى ، در خطر تباهى اعمال نيك و زيان ديدن از كردار خويش
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين . .. حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 147 - 1
1 ـ تكذيب آيات الهى و انكار قيامت ، موجب تباه شدن همه اعمال نيك آدمى است .
و الذين كذبوا بايتنا و لقاء الأخرة حبطت أعملهم
«حبط» به معناى تباه شدن و هدر رفتن است و مراد از «اعمال»، كردار و رفتار نيك است. زيرا تباه شدن اعمال ناپسند موجب منفعت آدمى در دنيا و آخرت خواهد شد. چون «اعمال»، به صورت جمع آمده و به كلمه بعد اضافه شده، مفيد استغراق و شمول است. بنابراين «اعمالهم» يعنى تمام كارهاى نيك آنان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 106 - 4
4- استهزاى آيات و پيامبران الهى ، شيوه كافران و عامل دوزخى شدن و حبط عمل آنان است .
جزاؤهم جهنّم بما كفروا واتخذوا ءايـتى و رسلى هزوًا
«هزواً» و «هزءاً» به يك معنا است و مصدرى است كه حمل آن بر «آيات» و «رسل» براى مبالغه است. راغب، آن را «شوخى ناآشكار» و ديگران، آن را «تمسخر» معنا كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 61 - 1
1 - نجات از عذاب الهى و دستيابى به زندگى جاودانه بهشتى و رستگارى بزرگ ، سزاوار هرگونه عمل و تلاش است .
و ما نحن بمعذّبين . إنّ هـذا لهو الفوز العظيم . لمثل هـذا فليعمل العـملون
«لام» در «لمثل» براى تعليل و «هـذا» اشاره به مضامين آيات گذشته است كه درباره رهايى از عذاب الهى و نيل به بهشت جاودان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 16
16 - توجه و اعتقاد به آگاهى خداوند به حركات و رفتار انسان ها ، موجب برانگيختن آنان به رعايت دستورات خدا و پرهيز از نافرمانى او است .
قل للمؤمنين يغضّوا . .. إنّ اللّه خبير بما يصنعون
سخن تهديدآميز خداوند به مؤمنان (إنّ اللّه خبير بما يصنعون)، مى تواند به منظور اين مطلب، ادا شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 12
12 ـ رهيابى به ايمان و عمل صالح ، جز در پرتو هدايت و توفيق الهى ميسر نيست .
و ما كنا لنهتدى لو لا أن هدينا اللّه
متعلَّق «لنهتدى» و «هدينا»، به قرينه آيه قبل، مى تواند ايمان به آيات الهى و انجام اعمال صالح باشد. يعنى: ما كنا لنهتدى إلى الايمان و الاعمال الصالحة لو لا أن هدانا اللّه إلى ذلك.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 24 - 4
4ـ بينايى و شنوايى باطنى انسان ( توانايى درك و فهم حقايق ) گرايش دهنده او به توحيد ، ايمان به قرآن و انجام اعمال صالح
مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 169 - 3
3 ـ خداوند ، راهنماى كافران ستم پيشه به كفرپيشگى و انجام اعمال ناروا
إنّ الذين كفروا و ظلموا . .. و لاليهديهم طريقاً. الا طريق جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 6
6 ـ هواى نفس آدمى ، گرايش دهنده او به اعمال ناپسند
فطوعت له نفسه قتل اخيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 26
26ـ موفقيت آدمى در انجام كار هاى نيك ، در گرو امداد و يارى خداوند است .
و ما توفيقى إلاّ بالله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 57 - 14
14 ـ مؤمنانى كه داراى اعمال صالح نباشند ظالم هستند . *
لذا گروه ياد شده در زمره ظالمين قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 51 - 7
7 ـ مؤمنان راستين در انديشه انجام وظيفه و تسليم بودن به مشيت خدا و پذيراى هر پيروزى و شكست در راه او
إن تصبك حسنة تسؤهم قل لن يصيبنا إلا ما كتب اللّه لنا هو مولينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 9 - 3
3 ـ همطراز نبودن اعمال و عقايد آدمى با حق بيانگر بىوزنى و سبكى اعمال و عقايد است.
و الوزن يومئذ الحق . .. و من خفت موزينه فأولئك الذين خسروا أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 100 - 6
6 - قرآن ، محور و ميزان سنجش اعمال در قيامت است .
من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيـمة وزرًا
منطوق آيه دلالت مى كند كه اعراض از قرآن وزرآور است و مفهوم آيه مى رساند كه روى آوردن به قرآن، مايه نجات مى باشد. بنابراين ارزش اعمال و عقايد آدميان در روز قيامت، به دورى و نزديكى آنان به قرآن، وابسته است و بدين وسيله براى آنها تعيين درجات و يا دركات مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 55 - 3
3 ـ كارى كه نه سودآور باشد و نه دور كننده زيان ، عملى ناپسند و ناشايست است .
و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 71 - 8
8- آسيب رساندن خضر ( ع ) به كشتى ، امرى بس ناروا و غيرقابل توجيه در نظر موسى ( ع ) بود .
لقد جئت شيئًا إمرًا
«إمر» به معناى «منكَر عظيم» و نيز «منكَر عجيب» آمده است. (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 188 - 1
1 - هشدار شعيب ( ع ) به مردم حق ناپذير « اَيكه » ، درباره نظارت خداوند بر رفتار و اعمال ناشايست آنان
قال ربّى أعلم بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 93 - 14
14 - نظارت بىوقفه و فراگير خداوند نسبت به كردار بندگان ، تهديدى براى گمراهان و مايه دلگرمى هدايت يافتگان است .
فمن اهتدى . .. و من ضلّ ... و ما ربّك بغـفل عمّا تعملون
با توجه به آيات پيشين كه در آن سخن از هدايت يافتگان و گمراهان به ميان آمده است، تأكيد بر غافل نبودن خدا از عملكرد مردمان، دلگرم كننده هدايت يافتگان از يكسو و مايه تشويش خاطر گمراهان از سوى ديگر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 82 - 7،8
7- كنترل و نظارت خداوند بر شياطين ، در فرمان بردارى آنان از سليمان ( ع )
و من الشيـطين . .. و كنّا لهم حـفظين
8- شياطين ، همواره دركمند نظارت و كنترل و مراقبت الهى .
من الشيـطين . .. و كنّا لهم حـفظين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 14
14 ـ سلمة بن اكوع گويد : مرّ ( رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ـ ظ ـ ) بجنازة فاثنى على ها فقال وجبت . . . فسئل عن ذالك فقال : ان الملاتكة شهداء اللّه فى السماء و انتم شهداء اللّه فى الارض فما شهدتم عليه من شىء وجب ، و ذلك قول اللّه : « و قل اعلموا فسيرى اللّه عملكم و رسوله و المؤمنون » ;
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 14 - 4
4 ـ خدا ، ناظر اعمال آدميان است .
لننظر كيف تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 61 - 5،7
5 ـ تمامى اعمال آدميان ، از لحظه آغاز ، در منظر گواهانى است كه از سوى خداوند جهت نظارت بر آنان ، گمارده شده اند .
و ما تكون فى شأن و ما تتلوا منه من قرءان و لا تعملون من عمل إلا كنا عليكم شهوداً
7 ـ خداوند ، بر تمامى اعمال انسان ها از لحظه آغاز حاضر و ناظر است .
و لا تعملون من عمل إلا كنا عليكم شهوداً إذ تفيضون فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 15 - 18
18 - اَعمال انسان ها ، تحت نظارت و آگاهى كامل خداوند است .
فأُنبّئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 8،10
8 - روح پيامبران ، حاضر و ناظر بر تمامى رفتار بندگان در دنيا است .
و جاىء بالنبيّين
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه لازمه گواهى دادن بر اعمال، نظارت و حضور در صحنه عمل است.
10 - تمامى رفتار و كردار انسان ها در دنيا ، تحت نظارت گروهى شاهد و گواه قرار دارد .
و الشهداء
برداشت ياد شده به خاطر اين مطلب است كه لازمه گواهى شاهدان در قيامت، نظارت و حضور آنان در صحنه هاى اعمال بندگان در دنيا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 22 - 1،3
1 - كفرپيشگان و گنه كاران ، غافل از آگاهى و نظارت اعضا و جوارح بر اعمالشان
و ما كنتم تستترون أن يشهد عليكم سمعكم و لا أبصـركم و لا جلودكم
«أن يشهد» به تقدير «مخافة» (براى ترس) است. بنابراين مفاد «ما كنتم...» اين است كه شما براى ترس از شهادت گوش، چشم و پوستتان خود را مخفى نمى كرديد; زيرا غافل بوديد و نمى دانستيد كه آنها شاهد بر اعمال شما هستند.
3 - اعضا و جوارح آدمى ، ناظر و مراقب عملكرد او هستند .
و ما كنتم تستترون أن يشهد عليكم سمعكم و لا أبصـركم و لا جلودكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 1
1 - خداوند ، ناظر و مراقب اعمال كژانديشان و تحريف گران آيات الهى است .
إنّ الذين يلحدون فى ءايـتنا لايخفون علينا
«الحاد» (مصدر «يلحدون») به معناى ميل و انحراف است. منظور از آيات در «يلحدون فى آياتنا» آيه هاى قرآن كريم و يا دلايل و نشانه هاى ربوبيت خدا در جهان است كه در صورت دوم الحاد در آيات به معناى نگاه استقلالى به آيات و غفلت از جنبه نشانه بودن آنها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 6 - 1
1 - خداوند ، ناظر و مراقب عملكرد نهان و آشكار كسانى است كه غير او را ولى و سرپرست خويش بر مى گزينند .
و الذين اتّخذوا من دونه أولياء اللّه حفيظ عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 80 - 6،7،10
6 - رفتار پنهان و آشكار دين ستيزان ، تحت نظارت مستقيم خداوند و نيز در نظرگاه كاتبان و مأموران الهى
أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم بلى و رسلنا لديهم يكتبون
7 - مأموران الهى براى ثبت اعمال ، هميشه در كنار انسان و ناظر بر اعمال او
بلى و رسلنا لديهم يكتبون
10 - نظارت خداوند بر اعمال بندگان ، داراى نظامى مستحكم و خدشه ناپذير
فإنّا مبرمون . أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم بلى و رسلنا لديهم يكتبون
از ارتباط دو آيه، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 19 - 15
15- انسان در تمامى حركات و سكنات خويش ، تحت اشراف و نظارت خداوند
و اللّه يعلم متقلّبكم و مثويـكم
«متقلّب» مصدر ميمى به معناى انتقال از حالى به حال ديگر و «مثوى» نيز مصدر ميمى به معناى استقرار و سكون است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 35 - 9
9- نظارت دقيق خداوند بر تلاش مجاهدان ، تضمين كننده پاداش كامل آنان
و اللّه معكم و لن يتركم أعمـلكم
از ارتباط «واللّه معكم» با «لن يتركم» استفاده مى شود: چون خداوند همه جا با شما است و تلاش مجدانه شما را مى بيند، هرگز در پاداشتان كاستى رخ نخواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 8 - 4،5
4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گواه و ناظر بر اعمال امت خويش در طول تاريخ
إنّا أرسلنـك شـهدًا
در صورتى كه مراد از «شاهداً» شهادت بر اعمال امت در قيامت باشد، از مطلق آمدن «شاهداً» گواهى و نظارت آن حضرت بر تمام اعمال امت استفاده مى شود.
5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، حتى پس از رحلت خود ، داراى آگاهى و قدرت نظارت بر عملكرد امت خويش
إنّا أرسلنـك شـهدًا
اگر منظور از «شاهداً» شهادت بر اعمال همه امت در صحنه قيامت باشد، مطلب بالا استفاده مى شود; زيرا كه شهادت بدون آگاهى و نظارت فاقد اعتبار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 24 - 9
9 - اعمال انسان ها ، در معرض ديد و نظارت عميق خداوند
و كان اللّه بما تعملون بصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 13
13 - خداوند ، به تمامى اعمال مردمان بينا است .
و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 6 - 8،9
8 - هر عملى كه انسان انجام مى دهد ، در مشهد و منظر خداوند قرار دارد .
فينبّئهم بما عملوا . .. و اللّه على كلّ شىء شهيد
9 - خداوند ، بر هر چيزى شاهد و گواه است .
و اللّه على كلّ شىء شهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 3 - 7
7 - خداوند ، داراى نظارت دقيق بر اعمال انسان ها
و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 2 - 7
7 - خداوند ، نسبت به تمامى رفتار هاى آدمى ، بينا است .
و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 4 - 3
3 - خداوند ، به تمامى حركت ها و رفتار هاى نهانى و آشكاراى انسان ها آگاه است .
و يعلم ما تسرّون و ما تعلنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 15 - 2
2 - نظارت كامل پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر تمامى حركات و رفتار هاى امت خود در دنيا
إنّا أرسلنا إليكم رسولاً شـهدًا عليكم
برداشت ياد شده، با توجه به اين حقيقت است كه لازمه گواهى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر امت در قيامت، ناظر بودن آن حضرت در دنيا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 40 - 10
10 - انسان ، خود ناظر دسترنج خويش در قيامت
يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 10 - 1،3
1 - مأموران الهى ، انسان ها را زير نظر داشته ، و مراقب كردار اويند .
و إنّ عليكم لحـفظين
3 - فرشتگانى متعدد ، مأمور نظارت بر كردار انسان ها و محفوظ نگه داشتن آن هستند .
و إنّ عليكم لحـفظين
تعدّد حافظان، ممكن است به اعتبار هر انسان و يا به لحاظ تمام انسان ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 11 - 4
4 - مراقبان اعمال در ثبت و ضبط آن ، برخوردى كريمانه و اغماض گرانه دارند .
كرامًا كـتبين
تقارن وصف كرامت و كتابت در يك آيه، گوياى ارتباط آن دو است. بنابراين كرامت ناظران اعمال، به هنگام ثبت آن ظهور مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 14 - 1
1 - خداوند ، ناظر گفتار و كردار انسان ها است .
ألم يعلم بأنّ اللّه يرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 21 - 1
1 - مقرّبان درگاه خداوند ، شاهد و ناظر ديوان اعمال نيكوكاران اند .
يشهده المقرّبون
ظاهر آن است كه مراد از «مقرّبون»، افرادى غير از «أبرار» است. اين گروه ـ با توجّه به «عيناً يشرب بها المقرّبون» در آيات بعد ـ ممكن است كسانى باشند كه گوى سبقت را از ابرار ربوده و به مقام قرب الهى رسيده اند. نظارت و مشاهده اعمال ابرار ـ كه از كارهاى مقرّبان شمرده شده ـ بيانگر برترى مقام آنان از مقام ابرار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 70 - 4
4 - اعمال مردمان در نامه اى ثبت و نگه دارى مى شود .
اللّه أعلم بما تعملون . .. إنّ ذلك فى كتـب
«ذلك» اشاره دارد به مضمون جمله «ما تعملون» در آيه 68; يعنى، آنها (اعمال شما)، همگى در كتابى ثبت و ضبط مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 41 - 2
2 - كسانى كه در قيامت نامه عملشان را در دست چپ داشته باشند ، اصحاب الشمال هستند .
و أصحـب الشمال ما أصحـب الشمال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 1
1 - نامه اعمال گروهى از اهل محشر ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتـبه بشماله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 11
11- برخى از انسان ها پس از حضور در قيامت ، نامه اعمال خود را با دست راست خويش دريافت مى كنند .
يوم ندعوا . .. فمن أُوتى كتـبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 27 - 1،2
1 - در قيامت ، نامه اعمال دسته اى از مردم در دست راستشان خواهد بود .
و أصحـب اليمين ما أصحـب اليمين
«يمين» در مقابل «شمال» و به معناى دست راست است با توجه به آيه 19 سوره «حاقه» (فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه. ..) بايد گفت: «أصحاب اليمين»; يعنى، آنان كه نامه عمل خود را در دست راست دارند.
2 - آنان كه در قيامت نامه عمل خود را در دست راست دارند ، « اصحاب اليمين » هستند .
و أصحـب اليمين ما أصحـب اليمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 90 - 1،2
1 - دسته اى از مردم در قيامت ، نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود .
و أمّا إن كان من أصحـب اليمين
«اصحاب اليمين» (ياران دست راست) كسانى اند كه در سوره هاى «اسراء»، «حاقه» و «انشقاق» از آنان به «من اُتى كتابه بيمينه» (كسانى كه نامه اعمالشان را به دست راست آنان داده اند) تعبير شده است.
2 - به كسانى كه در قيامت ، نامه عمل خويش را در دست راست گيرند ، « اصحاب اليمين » گفته مى شود .
و أمّا إن كان من أصحـب اليمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 1
1 - نامه اعمال گروهى از اهل محشر ، به دست راست آنان داده خواهد شد .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 21 - 1
1 - كسانى كه نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود ، از زندگى پسنديده و رضايت مندى در آخرت برخوردار خواهند بود .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه . .. فهو فى عيشة راضية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 22 - 1
1 - كسانى كه نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود ، در بهشت برين جاى خواهند داشت .
إنّى ظننت أنّى ملـق حسابيه . .. فى جنّة عالية
«عالية» هم مى تواند بيانگر علوّ قدر و منزلت باشد و هم به علوّ مكانى اشاره داشته باشد. در اين صورت مقصود از آن، مسرّت آفرين بودن بوستان هاى بهشتى است; زيرا صاحبان آنها به خوبى بر همه مناظر آن اشراف داشته و از اين رهگذر لذت برده و مسرور خواهند شد. برداشت بالا براساس معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 2
2 - برخى از انسان ها در قيامت ، نامه عمل خود را با دست راست دريافت خواهند كرد .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 28 - 8،9
8 - فراخوانده شدن هر امت ، به سوى نامه اعمال خويش در قيامت
كلّ أمّة تدعى إلى كتـبها
9 - هر امّت ، داراى نامه عملى ويژه و گروهى ، در قيامت
كلّ أمّة تدعى إلى كتـبها
بازگشت ضمير «كتابها» به امت، ظهور در اين معنا دارد كه هر جامعه و امت ـ به عنوان يك جمع و گروه ـ كتاب و پرونده اى ويژه و مخصوص به خود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 3
3 - صحيفه اعمال امت ها در قيامت ، بيان كننده تمامى كردار ايشان ، به صورتى دقيق و بدون كمترين كاستى و فزونى
ينطق عليكم بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 3
3 - هر انسانى ، داراى كارنامه و پرونده اى مستقل در محكمه عدل الهى
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 3
3 - هر انسانى ، داراى كارنامه و پرونده اى مستقل در محكمه عدل الهى
و أمّا من أُوتى كتـبه بشماله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 2،4
2 - نامه اعمال مؤمنان بهشتى در قيامت ، در دست راست آنان قرار دارد .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه
از اوصاف بيان شده براى اين گروه در آيات بعدى به دست مى آيد كه آنان مؤمنانى بهشتى و از همان گروهى اند كه در آيه 38 سوره «واقعه»، از آنان به «اصحاب اليمين» نام برده شده است.
4 - مؤمنان بهشتى ، خواستار مشاهده و قرائت شدن نامه اعمالشان در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتـبيه
«هآؤُم» اسم فعل امر و به معناى «خذوا» (بياييد بگيريد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 20 - 8
8 - مردم بى ايمان در قيامت ، نامه عمل خويش را از پشت سر دريافت كرده و به آتش جهنم گرفتار خواهند شد .
أمّا من أُوتى كتـبه وراء ظهره . .. و يصلى سعيرًا ... فما لهم لايؤمنون
ارتباط مجموع آيات اين سوره، اقتضا مى كند كه مراد از ضمير «هم» و تعبير «الذين كفروا» (در آيات بعد) همان كسانى باشند كه در آيه دهم، با تعبير «من اُوتى كتابه وراء ظهره» از آنان ياد گرديد. همان طور كه مراد از «الذين آمنوا» (در آيات بعد)، همان «من اُوتى كتابه بيمينه» در آيات پيشين خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 2
2 - نامه اعمال كافران دوزخى در قيامت ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتـبه بشماله
از اوصاف ياد شده براى اين گروه در آيات بعدى، استفاده مى شود كه آنان كافران دوزخى و از همان گروهى اند كه در آيه 41 سوره «واقعه» از آنان به «أصحاب الشمال» ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 41 - 1،2
1 - در قيامت دسته اى از مردم ، نامه عملشان را در دست چپ خواهند داشت .
و أصحـب الشمال ما أصحـب الشمال
«شمال» (در مقابل «يمين») به معناى دست چپ است. طبق آيه 25 سوره «حاقه» (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول ياليتنى لم اُوت كتابيه) اصحاب الشمال، كسانى اند كه نامه عملشان در دست چپ آنان خواهد بود.
2 - كسانى كه در قيامت نامه عملشان را در دست چپ داشته باشند ، اصحاب الشمال هستند .
و أصحـب الشمال ما أصحـب الشمال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 1،2،6
1 - نامه اعمال گروهى از اهل محشر ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتـبه بشماله
2 - نامه اعمال كافران دوزخى در قيامت ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتـبه بشماله
از اوصاف ياد شده براى اين گروه در آيات بعدى، استفاده مى شود كه آنان كافران دوزخى و از همان گروهى اند كه در آيه 41 سوره «واقعه» از آنان به «أصحاب الشمال» ياد شده است.
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . و أنزل فى الحاقّة ، « و أمّا من أُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه . . . » فهـذا مشرك ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..خداوند در سوره «الحاقّه» مى فرمايد: (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه...) اين [كسى كه كتابش را به دست چپش مى دهند ]مشرك است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 19 - 4
4 - كافران در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست چپ ، دريافت خواهند كرد .
هم أصحـب المشئمة
«سمت چپ و راست» در قيامت، ممكن است به معناى حقيقى آن نباشد تا از وجود جايگاهى حكايت كند كه داراى سمت چپ و
راست است; بلكه كنايه از مطلبى باشد كه در آيات ديگر قرآن، با صراحت آمده است. بدين صورت كه برخى نامه عمل خود را با دست راست و برخى با دست چپ دريافت مى كنند; در نتيجه دسته اول به «اصحاب اليمين» و «اصحاب الميمنة» نام گذارى شده و دسته دوم «اصحاب الشمال» و «اصحاب المشأمة»نام گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 12
12- در دست راست داشتن نامه عمل در قيامت ، نشانه سعادت و نيك فرجامى است .
فمن أوتى كتـبه بيمينه فأُولـئك يقرءون كتـبهم و لايظلمون فتيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 27 - 1،2
1 - در قيامت ، نامه اعمال دسته اى از مردم در دست راستشان خواهد بود .
و أصحـب اليمين ما أصحـب اليمين
«يمين» در مقابل «شمال» و به معناى دست راست است با توجه به آيه 19 سوره «حاقه» (فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه. ..) بايد گفت: «أصحاب اليمين»; يعنى، آنان كه نامه عمل خود را در دست راست دارند.
2 - آنان كه در قيامت نامه عمل خود را در دست راست دارند ، « اصحاب اليمين » هستند .
و أصحـب اليمين ما أصحـب اليمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 90 - 1،2
1 - دسته اى از مردم در قيامت ، نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود .
و أمّا إن كان من أصحـب اليمين
«اصحاب اليمين» (ياران دست راست) كسانى اند كه در سوره هاى «اسراء»، «حاقه» و «انشقاق» از آنان به «من اُتى كتابه بيمينه» (كسانى كه نامه اعمالشان را به دست راست آنان داده اند) تعبير شده است.
2 - به كسانى كه در قيامت ، نامه عمل خويش را در دست راست گيرند ، « اصحاب اليمين » گفته مى شود .
و أمّا إن كان من أصحـب اليمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 1،2
1 - نامه اعمال گروهى از اهل محشر ، به دست راست آنان داده خواهد شد .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه
2 - نامه اعمال مؤمنان بهشتى در قيامت ، در دست راست آنان قرار دارد .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه
از اوصاف بيان شده براى اين گروه در آيات بعدى به دست مى آيد كه آنان مؤمنانى بهشتى و از همان گروهى اند كه در آيه 38 سوره «واقعه»، از آنان به «اصحاب اليمين» نام برده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 20 - 1
1 - نامه اعمال معتقدان به قيامت و حساب رسى ، به دست راست آنان داده خواهد شد .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه . .. إنّى ظننت أنّى ملـق حسابيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 21 - 1
1 - كسانى كه نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود ، از زندگى پسنديده و رضايت مندى در آخرت برخوردار خواهند بود .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه . .. فهو فى عيشة راضية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 22 - 1
1 - كسانى كه نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود ، در بهشت برين جاى خواهند داشت .
إنّى ظننت أنّى ملـق حسابيه . .. فى جنّة عالية
«عالية» هم مى تواند بيانگر علوّ قدر و منزلت باشد و هم به علوّ مكانى اشاره داشته باشد. در اين صورت مقصود از آن، مسرّت آفرين بودن بوستان هاى بهشتى است; زيرا صاحبان آنها به خوبى بر همه مناظر آن اشراف داشته و از اين رهگذر لذت برده و مسرور خواهند شد. برداشت بالا براساس معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 2
2 - برخى از انسان ها در قيامت ، نامه عمل خود را با دست راست دريافت خواهند كرد .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 8 - 3،4
3 - كسانى كه نامه عمل آنان به دست راستشان داده شود ، حسابرسىِ آسانى خواهند داشت .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه . فسوف يحاسب حسابًا يسيرًا
«يسير» دو معنا دارد: 1. آسان، 2. قليل (مفردات راغب). در آيه شريفه، اولين معنا مناسب است.
4 - اعطاى نامه عمل به دست راست حاضرانِ در قيامت ، رمز و نشانه چشم پوشى از لغزش هاى آنان است . *
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه . فسوف يحاسب حسابًا يسيرًا
ناديده گرفتن «سيئات» ـ كه در بعضى از سوره هاى ديگر درباره گروهى از حاضران قيامت مطرح شده ـ مصداق حساب آسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 9 - 1،3
1 - اعطاى نامه عمل به دست راست انسان در قيامت و حسابرسى آسان از او ، فرح بخش و شادى آفرين است .
و ينقلب إلى أهله مسرورًا
3 - دريافت كنندگان نامه عمل با دست راست ، با آسان گذراندن مرحله حسابرسى ، شادمان به نزد خويشاوندان خود بر خواهند گشت .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه . .. و ينقلب إلى أهله مسرورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 18 - 4
4 - مؤمنان در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست راست ، دريافت خواهند كرد .
أُولـئك أصحـب الميمنة
اين احتمال وجود دارد كه اصحاب الميمنه بودن كنايه از گرفتن نامه اعمال با دست راست (يمين) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 7 - 1،2
1 ـ خداوند در قيامت رفتار و عقايد آدميان را به گونه اى دقيق و عالمانه براى آنان بيان خواهد كرد.
فلنقصن عليهم بعلم و ما كنا غائبين
حرف «باء» به معناى مصاحبت و ملابست است; يعنى: «فلنقصن عليهم مصاحبين و متلبسين بعلم. و نكره بودن «علم» دلالت بر عظمت آن علم دارد كه از آن به «دقيق بودن» تعبير شد.
2 ـ خداوند در قيامت سرگذشت پيامبران را در ابلاغ رسالت به گونه اى دقيق براى آنان بيان خواهد كرد.
و لنسئلن المرسلين. فلنقصن عليهم بعلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 27 - 1
1 - در قيامت ، نامه اعمال دسته اى از مردم در دست راستشان خواهد بود .
و أصحـب اليمين ما أصحـب اليمين
«يمين» در مقابل «شمال» و به معناى دست راست است با توجه به آيه 19 سوره «حاقه» (فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه. ..) بايد گفت: «أصحاب اليمين»; يعنى، آنان كه نامه عمل خود را در دست راست دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 41 - 1
1 - در قيامت دسته اى از مردم ، نامه عملشان را در دست چپ خواهند داشت .
و أصحـب الشمال ما أصحـب الشمال
«شمال» (در مقابل «يمين») به معناى دست چپ است. طبق آيه 25 سوره «حاقه» (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول ياليتنى لم اُوت كتابيه) اصحاب الشمال، كسانى اند كه نامه عملشان در دست چپ آنان خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 3،5
3 - هر انسانى ، داراى كارنامه و پرونده اى مستقل در محكمه عدل الهى
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه
5 - شادمانى و رضايت مندى كامل مؤمنان بهشتى ، از نامه اعمال و كارنامه خويش در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتـبيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 1،3،6
1 - نامه اعمال گروهى از اهل محشر ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتـبه بشماله
3 - هر انسانى ، داراى كارنامه و پرونده اى مستقل در محكمه عدل الهى
و أمّا من أُوتى كتـبه بشماله
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . و أنزل فى الحاقّة ، « و أمّا من أُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه . . . » فهـذا مشرك ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..خداوند در سوره «الحاقّه» مى فرمايد: (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه...) اين [كسى كه كتابش را به دست چپش مى دهند ]مشرك است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 10 - 4،5
4 - بسته ماندن و باز شدن نامه اعمال انسان در قيامت ، در اختيار او نيست .
و إذا الصحف نشرت
مجهول بودن «نشرت»، گوياى برداشت ياد شده است.
5 - نامه هاى اعمال در قيامت ، بر اهل محشر پراكنده و پخش خواهد شد .
و إذا الصحف نشرت
«نشر» به معناى تفريق (پراكنده ساختن) آمده است (تاج العروس). مراد از «نُشرت»، در اين معنا پراكنده شدن نامه ها بر صاحبان آن و رسيدن نامه عمل هر كس به دست او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 12 - 3
3 - پاداش و كيفر اعمال در قيامت ، براساس نامه عمل و كردار انسان در دنيا است .
يعلمون ما تفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 7 - 1
1 - براى هر انسان ، نامه عملى است كه در قيامت آن را دريافت خواهد كرد .
فأمّا من أُوتى كتـبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 3
3 - نامه عمل برخى از انسان ها در قيامت ، از پشت سرشان به آنان واگذار خواهد شد .
و أمّا من أُوتى كتـبه وراء ظهره
از ضميمه اين آيه با آيه اى كه از گرفتن نامه عمل با دست چپ سخن گفته است (الحاقه، آيه 25)، به دست مى آيد كه اين گروه، نامه عمل خود را با دست چپ از پشت سر خود تحويل خواهند گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 11 - 3
3 - دريافت نامه عمل از پشت سر ، رمز و نشانه محكوميت در عرصه حسابرسى است .
فسوف يحاسب . .. فسوف يدعوا ثبورًا
تقابل دو گروه دريافت كننده نامه عمل، بيانگر اين است كه هر دو حسابرسى خواهند شد; ولى نتيجه آن در مورد آنان متفاوت است. بنابراين گرچه «فسوف يحاسب» تنها در مورد يك دسته آمده است; ولى دسته ديگر نيز به قرينه حرف «سوف» ـ كه بين گرفتن نامه عمل از پشت سر و فرياد واويلاى شخص، فاصله اى را مفروض گرفته ـ مورد محاسبه قرار خواهند گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 19 - 4
4 - كافران در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست چپ ، دريافت خواهند كرد .
هم أصحـب المشئمة
«سمت چپ و راست» در قيامت، ممكن است به معناى حقيقى آن نباشد تا از وجود جايگاهى حكايت كند كه داراى سمت چپ و راست است; بلكه كنايه از مطلبى باشد كه در آيات ديگر قرآن، با صراحت آمده است. بدين صورت كه برخى نامه عمل خود را با دست راست و برخى با دست چپ دريافت مى كنند; در نتيجه دسته اول به «اصحاب اليمين» و «اصحاب الميمنة» نام گذارى شده و دسته دوم «اصحاب الشمال» و «اصحاب المشأمة»نام گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 13 - 4،9
4- خداوند اعمال انسان را در دنيا ثبت كرده و در قيامت ، به صورت كتابى گشوده در برابر او ظاهر خواهد ساخت .
و نخرج له يوم القيـمة كتـبًا يلقـه منشورًا
9- « عن النبى قال : الكتب كلّها تحت العرش فإذا كان يوم القيامة بعث الله تبارك و تعالى ريحاً تطيرها بالأيمان و الشمائل أوّل حرفه : « إقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيباً » ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: تمام نامه ها زير عرش قرار دارند و آن گاه كه روز قيامت فرا رسد، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ بادى را برمى انگيزد تا آنها را به پرواز درآورد و به دستهاى چپ و راست مردم برساند و اولين حرف آن كتاب اين است: إقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيباً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 14 - 1،3،5
1- خداوند ، فراخوان انسان ها در قيامت ، به خواندن نامه عمل خويش
و نخرج له يوم القيـمة كتـبًا . .. اقرأ كتـبك
3- حساب انسان در پرونده عمل وى در قيامت ، روشن و آشكار است .
كفى بنفسك اليوم عليك حسيبًا
از اينكه خداوند فرموده است: «خودت براى حسابرسى عمل خود كافى هستى» نشان مى دهد كه اعمال و حسابرسى آنها روشن و آشكار است و نياز به تبيين از سوى كسى ندارد.
5- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله : « اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم » قال : يذكر بالعبد جميع ما عمل و ما كتب عليه حتى كأنه فعله تلك الساعة فلذلك قالوا : يا ويلتنا ما لهـذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة إلاّ أحصاها » ;
از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم» روايت شده است كه فرمود: همه اعمالى كه بنده انجام داده و بر او نوشته شده است به يادش مى آورند; به گونه اى كه گويى همان لحظه انجام داده است. پس بدين جهت گويند: يا ويلتنا ما لهـذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة إلاّ أحصاها».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 9،10،11،12،22
9- انسان ها ، عملكرد دنيوى خويش را در قيامت ، به صورت مجموعه اى ثبت شده و مكتوب دريافت مى كنند .
فمن أُوتى كتـبه بيمينه
10- محاكمه انسان ها در قيامت ، بر اساس دلايل و اسناد مكتوب است .
ندعوا . .. فمن أُوتى كتـبه بيمينه
11- برخى از انسان ها پس از حضور در قيامت ، نامه اعمال خود را با دست راست خويش دريافت مى كنند .
يوم ندعوا . .. فمن أُوتى كتـبه بيمينه
12- در دست راست داشتن نامه عمل در قيامت ، نشانه سعادت و نيك فرجامى است .
فمن أوتى كتـبه بيمينه فأُولـئك يقرءون كتـبهم و لايظلمون فتيلاً
22- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . أما المؤمن فيعطى كتابه بيمينه قال الله عزّوجلّ : . . . « من أُوتى كتابه بيمينه فأُولـئك يقرؤن
كتابهم . . . » . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. اما مؤمن كتاب او به دست راستش داده مى شود. خداوند عزّوجلّ مى فرمايد:... «من أوتى كتابه بيمينه فأُولـئك يقرؤن كتابهم...»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 1
1- در قيامت ، نامه عمل هر فرد ، در برابر ديدگان او نهاده شده ، آن را مشاهده خواهد كرد .
و وضع الكتـب . .. و يقولون يـويلتنا مال هـذا الكتـب
مقصود از «الكتاب» به قرينه جملات بعدى، نوشته هايى است كه در آن، همه اَعمال آدميان، ثبت و ضبط شده است. حرف «ال» در «وضع الكتاب»، براى استغراق اَفراد است، يعنى «كلّ كتاب». در نتيجه، مراد اين است كه همه كتاب ها را در برابر ديدگان آحاد انسان ها قرار خواهند داد و هر فرد، كتاب خودش را ملاحظه خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 5،6،9،14
5 - نامه اعمال همه بندگان در قيامت ، عرضه خواهد شد .
و وضع الكتـب
«وضع» به معناى نهادن است و در اين جا كنايه از عرضه شدن مى باشد. «كتاب» در آيه شريفه به معناى نامه اعمال است.
6 - تمامى اعمال بندگان ثبت و درج شده و در قيامت به صورت نوشته اى ظاهر خواهد شد .
و وضع الكتـب
9 - احضار شاهدانى چند در عرصه قيامت براى گواهى دادن بر اعمال بندگان ، هنگام عرضه نامه اعمالشان
و الشهداء
«شهدا» جمع «شاهد» (گواه) است.
14 - داورى خداوند ميان بندگان در قيامت ، بر پايه مستندات پرونده اعمال ، گواهى پيامبران و گواهانى چند خواهد بود .
و وضع الكتـب و جاىء بالنبيّين و الشهداء و قضى بينهم بالحقّ و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 28 - 9
9 - هر امّت ، داراى نامه عملى ويژه و گروهى ، در قيامت
كلّ أمّة تدعى إلى كتـبها
بازگشت ضمير «كتابها» به امت، ظهور در اين معنا دارد كه هر جامعه و امت ـ به عنوان يك جمع و گروه ـ كتاب و پرونده اى ويژه و مخصوص به خود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 13
13- سعادتمندان ، نامه اعمال خويش را در قيامت ، خود مورد مطالعه قرار مى دهند .
فمن أوتى كتـبه بيمينه فأُولـئك يقرءون كتـبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 14 - 6
6 - كردار بدكاران ، از نظر مأموران الهى مخفى نمانده و در نامه عمل آنان ثبت خواهد شد .
كـتبين . يعلمون ما تفعلون ... و إنّ الفجّار لفى جحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 3
3 - كردار بدكاران ، ثبت و ضبط شده و در نامه عمل آنان باقى خواهد ماند .
كتـب الفجّار
«كتاب الفجّار»، صحيفه اى است كه در آن، اعمال فاجران ثبت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 4
4 - نامه عمل فاجران ، در ديوانى تغييرناپذير و زندانى منحطّ ، بايگانى و حفاظت مى شود .
إنّ كتـب الفجّار لفى سجّين
سجّين همان سجن (زندان) است، علاوه بر رساندن معناى خلود; زيرا اين وزن براى مبالغه است (مجمع البيان). تفسير آن به «كتاب مرقوم» ـ در دو آيه بعد ـ دلالت دارد كه «سجّين» كتابى است كه نامه عمل فاجران، به گونه اى در آن قرار داده شده است كه گويا نوشته ها در آن حبس شده است. مقابله آن با «علّيين» ـ كه در آيات بعد آمده است ـ بيانگر انحطاط و پستى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 84 - 8
8- خداوند ، پرونده كردار كافران و مشركان را مورد حسابرسى دقيق قرار خواهد داد .
إنّما نعدّ لهم عدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 2،4،5
2 - نامه اعمال كافران دوزخى در قيامت ، به دست چپ آنان داده مى شود .
و أمّا من أُوتى كتـبه بشماله
از اوصاف ياد شده براى اين گروه در آيات بعدى، استفاده مى شود كه آنان كافران دوزخى و از همان گروهى اند كه در آيه 41 سوره «واقعه» از آنان به «أصحاب الشمال» ياد شده است.
4 - كافران دوزخى ، از عرضه شدن نامه اعمالشان اظهار ناخورسندى مى كنند .
فيقول يـليتنى لم أُوت كتـبيه
5 - ناراحتى و اندوه شديد كافران دوزخى ، از نامه اعمال و كارنامه خويش در عرصه قيامت
فيقول يـليتنى لم أُوت كتـبيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 26 - 1
1 - كافران دوزخى ، از آگاه شدنشان نسبت به حساب و محتواى پرونده اعمال خود اظهار ناخرسندى مى كنند .
فيقول يـليتنى . .. و لم أدر ما حسابيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 22 - 5
5 - نامه عمل كافر ، از پشت سر به او داده شده و آتش دوزخ فرجام او خواهد بود .
و أمّا من أوتى كتـبه وراء ظهره . .. و يصلى سعيرًا ... بل الذين كفروا
ارتباط مجموع آيات سوره با يكديگر، اقتضا مى كند كه دو دسته آخر سوره (الذين كفروا) و (الذين آمنوا)، همان دو دسته قبل باشند كه با عنوان «من اُوتى كتابه بيمينه» و «من اُوتى كتابه وراء ظهره» از آنان ياد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 19 - 4
4 - كافران در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست چپ ، دريافت خواهند كرد .
هم أصحـب المشئمة
«سمت چپ و راست» در قيامت، ممكن است به معناى حقيقى آن نباشد تا از وجود جايگاهى حكايت كند كه داراى سمت چپ و راست است; بلكه كنايه از مطلبى باشد كه در آيات ديگر قرآن، با صراحت آمده است. بدين صورت كه برخى نامه عمل خود را با
دست راست و برخى با دست چپ دريافت مى كنند; در نتيجه دسته اول به «اصحاب اليمين» و «اصحاب الميمنة» نام گذارى شده و دسته دوم «اصحاب الشمال» و «اصحاب المشأمة»نام گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 10،11
10- مجرمان ، از جامعيّت و دقّت كتاب اَعمال آدميان ، شگفت زده و به شدت نگران خواهند شد .
يـويلتنا مال هـذا الكتـب لايغادر صغيرة و لاكبيرة
11- مجرمان ، هنگام مشاهده كتاب اَعمال شان آرزومند مرگ خويش اند . *
و يقولون يـويلتنا مال هـذا الكتـب
«ويلة» و «ويل» به معناى «هلاكت» است و مؤنث بودن «ويلة» مفيد مبالغه است. منادا قرار گرفتن «ويل» از سوى مجرمان، گوياى اين است كه آنان، با مشاهده نامه عمل خود، راهى جز هلاك و عذاب براى خود نديده، لذا آن را منادا قرار داده و آمدن اش را مى طلبند و يا اين كه به قدرى حال خود را وخيم مى بينند كه مرگ و هلاكت را، تنها راه رهايى خود از آن وضعيّت مى پندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 7
7- پرهيز كنندگان از جرم و گناه ، به هنگام مشاهده نامه اَعمال خود در قيامت ، بيم و هراس نخواهند داشت .
و وضع الكتـب فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه
جمله «وضع الكتاب» وضع و مشاهده كتاب را به مجرمان اختصاص نداده است، ولى جمله «فترى المجرمين. ..» تنها، از ترس مجرمان سخن گفته است، بنابراين، ديگران، با مشاهده كتابِ خود، اضطرابى نخواهند يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 18 - 4
4 - كردار نيكوكاران ، ثبت و ضبط شده ، در نامه عمل آنان باقى خواهد ماند .
كتـب الأبرار
«كتاب الأبرار» صحيفه اى است كه در آن اعمال نيكوكاران ثبت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 20 - 2
2 - نامه هاى عمل نيكوكاران در ديوان جامع ( علّيّين ) ، با يك ديگر مشتبه نخواهد شد .
كتـب مرقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 21 - 3
3 - مقرّبان درگاه خداوند گواهان نامه اعمال نيكوكاران اند .
يشهده المقرّبون
فعل «يشهد»، يا از «شهود» به معناى حضور است و يا از «شهادة» كه ابن اثير در نهايه آن را «خبر دادن از مشاهدات خويش» معنا كرده است; در هر صورت گواه بودن «مقرّبون» استفاده مى شود; زيرا در معناى اول حضور و نظارت آنان به منظور گواهى دادن است و معناى دوم ـ كه در آن صورت «يشهده» به معناى «يشهد به» خواهد بود ـ صريح در نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 84 - 8
8- خداوند ، پرونده كردار كافران و مشركان را مورد حسابرسى دقيق قرار خواهد داد .
إنّما نعدّ لهم عدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 25 - 6
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . و أنزل فى الحاقّة ، « و أمّا من أُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه . . . » فهـذا مشرك ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..خداوند در سوره «الحاقّه» مى فرمايد: (و أمّا من اُوتى كتابه بشماله فيقول يا ليتنى لم اُوت كتابيه...) اين [كسى كه كتابش را به دست چپش مى دهند ]مشرك است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 10 - 6
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . ان اللّه . . . أنزل فى « إذا السماء انشقت » « و أمّا من اُوتى كتابه وراء ظهره . . . » فهـذا مشرك . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . .. خداوند... در سوره «إذا السماء انشقت» فرمود: «و أمّا من اُوتى كتابه وراء ظهره...». اين شخص [كه نامه عملش از پشت سر به او داده مى شود] مشرك است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 4
4 - تكذيب كنندگان قرآن و منكران معاد ، خود رقم زننده نامه عمل خويش اند و كردار ناپسند خود را در آن ذخيره مى سازند .
بمايوعون
به قرينه آيات پيشين ـ كه درباره نامه هاى اعمال بود ـ مى توان گفت: مراد از «وعاء» در «يوعون»، همان نامه عمل است كه منكران معاد آن را ظرف كردار خود ساخته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 11 - 5
5 - تكذيب قيامت ، در نامه عمل تكذيب كنندگان ثبت شده و براساس آن كيفر خواهند ديد .
كتـب مرقوم . ويل يومئذ للمكذّبين . الذين يكذّبون بيوم الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 4
4 - تكذيب كنندگان قرآن و منكران معاد ، خود رقم زننده نامه عمل خويش اند و كردار ناپسند خود را در آن ذخيره مى سازند .
بمايوعون
به قرينه آيات پيشين ـ كه درباره نامه هاى اعمال بود ـ مى توان گفت: مراد از «وعاء» در «يوعون»، همان نامه عمل است كه منكران معاد آن را ظرف كردار خود ساخته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 22
22- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . أما المؤمن فيعطى كتابه بيمينه قال الله عزّوجلّ : . . . « من أُوتى كتابه بيمينه فأُولـئك يقرؤن كتابهم . . . » . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. اما مؤمن كتاب او به دست راستش داده مى شود. خداوند عزّوجلّ مى فرمايد:... «من أوتى كتابه بيمينه فأُولـئك يقرؤن كتابهم...»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 2،4
2 - نامه اعمال مؤمنان بهشتى در قيامت ، در دست راست آنان قرار دارد .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه
از اوصاف بيان شده براى اين گروه در آيات بعدى به دست مى آيد كه آنان مؤمنانى بهشتى و از همان گروهى اند كه در آيه 38 سوره «واقعه»، از آنان به «اصحاب اليمين» نام برده شده است.
4 - مؤمنان بهشتى ، خواستار مشاهده و قرائت شدن نامه اعمالشان در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتـبيه
«هآؤُم» اسم فعل امر و به معناى «خذوا» (بياييد بگيريد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 20 - 1
1 - نامه اعمال معتقدان به قيامت و حساب رسى ، به دست راست آنان داده خواهد شد .
فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه . .. إنّى ظننت أنّى ملـق حسابيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 8 - 6
6 - « قاسم بن محمد عن على قال : سمعت أباعبداللّه ( ع ) يقول : إنّ اللّه تبارك و تعالى إذا أراد أن يحاسب المؤمن أعطاه كتابه بيمينه و حاسبه فيما بينه و بينه فيقول : عبدى ! فعلت كذا . . . قد غفرتها لك و ابدلتها حسنات . . . و هو قول اللّه عزّوجلّ « فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه فسوف يحاسب حساباً يسيراً » ;
قاسم بن محمد از على [بن أبى حمزه] روايت نموده كه گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: خداى ـ تبارك و تعالى ـ زمانى كه بخواهد مؤمنى را محاسبه كند، نامه عملش را به دست راست وى مى دهد و او را در آنچه بين خود و او است محاسبه كرده، مى فرمايد: بنده من فلان كار را كردى؟ . .. من آن را براى تو بخشيدم و آن را به حسنه هايى تبديل كردم ... و اين سخن خداى عزّوجلّ است «فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه . فسوف يحاسب حساباً يسيراً»».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 18 - 4
4 - مؤمنان در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست راست ، دريافت خواهند كرد .
أُولـئك أصحـب الميمنة
اين احتمال وجود دارد كه اصحاب الميمنه بودن كنايه از گرفتن نامه اعمال با دست راست (يمين) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 1 - 2
2- حسابرسى اعمال مردم ، قريب الوقوع و تخلف ناپذير است .
اقترب للناس حسابهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 7 - 6
6 - سخاوت مندى ، انفاق ، تقواپيشگى و تصديق وعده هاى الهى ، زمينه ساز امداد هاى ويژه خداوند و مايه نشاط انسان در انجام دادن تكاليف دينى است .
فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 9 - 3
3 ـ همطراز نبودن اعمال و عقايد آدمى با حق بيانگر بىوزنى و سبكى اعمال و عقايد است.
و الوزن يومئذ الحق . .. و من خفت موزينه فأولئك الذين خسروا أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 10
10 - ياد خدا و عدالت خواهى از بارزترين نمود هاى ايمان و عمل صالح
إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و ذكروا اللّه كثيرًا و انتصروا من بعد ما ظلمو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 27،31
27- شكر نعمت هاى الهى ، نمود بارز عمل صالح و زمينه رضايت او *
أن أشكر . .. و أن أعمل صـلحًا ترضـيه
بنابراين كه عطف «و أن أعمل» بر «أن أشكر» تفسيرى باشد; اختصاص به ذكر يافتن شكر و سپاس از ميان تمامى اعمال صالح، نمايانگر اهميت آن است.
31- نسل صالح ، نمودى از عمل صالح و مورد رضاى الهى
و أن أعمل صـلحًا ترضـيه و أصلح لى فى ذرّيّتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 47
47- قاطعيت با كافران و رأفت با مؤمنان و ركوع و سجود در برابر خداوند ، نمود هاى آشكار عمل صالح
أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم تريهم ركّعًا سجّدًا . .. وعد اللّه الذين ءامنوا و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 20 - 1
1 - ديوان نامه هاى عمل نيكوكاران ، نوشته اى خوانا و نشانه دار است .
كتـب مرقوم
«مرقوم»; يعنى، داراى علامت و به معناى واضح و درشت خط نيز آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 17 - 7
7 - گرايش هاى فكرى و عقيدتى و رفتار و اعمال آدمى ، تحت نظارت و آگاهى دقيق خداوند
إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا . .. إنّ اللّه على كلّ شىء شهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 14 - 4
4 - زير نظر داشتن كار هاى بندگان ، لازمه ربوبيت خداوند بر آنان است .
إنّ ربّك لبالمرصاد
نظارت بر نامه عمل محسنان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 21 - 2
2 - مقام قرب خداوند ، والاتر از مقام نيكوكاران ، و مايه شايستگى انسان براى آگاهى از كردار نيكوكاران و مشاهده نامه اعمال آنان است .
يشهده المقرّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 80 - 6
6 - رفتار پنهان و آشكار دين ستيزان ، تحت نظارت مستقيم خداوند و نيز در نظرگاه كاتبان و مأموران الهى
أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم بلى و رسلنا لديهم يكتبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 32 - 2
2 - اصل حسابرسى اعمال خلق در نظام جهان ، نعمتى الهى ، انكارناپذير و غير قابل تكذيب
سنفرغ لكم . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
تعبير «سنفرغ لكم. ..»، مى تواند نويدى باشد به از بين نرفتن اعمال خلق و به حساب آمدن نهايى آن و «ءالآء» نيز بر اين نعمت الهى اطلاق شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 18 - 13
13ـ گواهان اعمال ، از كارگزاران صحنه قيامتند .
و يقول الأشهد . .. ألا لعنة الله على الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 2
2- بهترين و ارزشمندترين عمل نيك مؤمن ، معيار و ملاك سنجش و پاداش الهى به ديگر اعمال نيك وى *
أُولـئك الذين نتقبّل عنهم أحسن ما عملوا
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه در آيه شريفه چيزى در تقديرى باشد; به اين صورت: «نتقبّل عنهم حسناتهم بأحسن ما عملوا»; زيرا مسلّماً تعبير «أحسن» بدان معنا نيست كه خداوند بهترين اعمال را قبول مى كند و اعمال ديگر را ناديده مى گيرد; هر چند نيك باشد! از طرفى آيه شريفه در مقام امتنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 8
8 - نسخه بردارى از اعمال آدميان ، هم زمان با صدور عمل از سوى آنان *
إنّا كنّا نستنسخ
تعبير «إنّا كنّا. ..» با «ما كنتم...» هم وزن و هر دو ماضى استمرارى است. اين هماهنگى تعبيرها، افاده مى كند كه استنساخ عمل، هم زمان با خود عمل صورت گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 59 - 6
6- رفتار و عقايد پيشينيان و نياكان ، در محروميت و يا برخوردارى از امكانات معنوى و مادى آيندگان و اسلاف ، نقش اساسى دارد .
و ما منعنا أن نرسل بالأيـت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 30 - 7
7- ايمان و عمل صالح ، مصداق بارز كار نيكو است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا . .. أجر من أحسن عملاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 11 - 7
7 - احتمال درستكارى افراد ، كافى در مُجاز نبودن نهى آنان
أرءيت الذى ينهى . .. أرءيت إن كان على الهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 59 - 6
6- رفتار و عقايد پيشينيان و نياكان ، در محروميت و يا برخوردارى از امكانات معنوى و مادى آيندگان و اسلاف ، نقش اساسى دارد .
و ما منعنا أن نرسل بالأيـت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 21 - 4
4ـ محاسبه كردار بندگان و جزا دهى به آنان ، متّكى بر شهادت گواهان
كلّ نفس معها سائق و شهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 23 - 2
2ـ گزارش اعمال انسان در قيامت ، از سوى قرين وى به دادگاه عدل الهى
و قال قرينه هـذا ما لدىّ عتيد
برداشت بالا بنابراين نكته است كه قرين انسان، همان ملكى باشد كه شاهد اعمال او است و «ما» اشاره باشد به اعمال آدمى كه در نزد وى ثبت و ضبط گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 24 - 1
1ـ دو فرشته موكّل بر كافران معاند ، مأمور افكندن آنان به دوزخ
ألقيا فى جهنّم كلّ كفّار عنيد
دو فرشته اى كه مخاطب «ألقيا» قرار مى گيرند; يا «رقيب» و «عتيد»ند كه در دنيا همراه انسان بودند و يا «سائق» و «شهيد»اند كه در صحنه قيامت آدمى را همراهى خواهند كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 11 - 3
3 - فرشتگان ناظر بر انسان ، براى محافظت دقيق از كردار او ، آن را ثبت كرده و از آن سندى مكتوب برمى دارند .
كـتبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 14 - 6
6 - كردار بدكاران ، از نظر مأموران الهى مخفى نمانده و در نامه عمل آنان ثبت خواهد شد .
كـتبين . يعلمون ما تفعلون ... و إنّ الفجّار لفى جحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 21 - 15،16
15 ـ اعمال انسان ها توسط فرشتگان مراقب ، ثبت مى شود .
إن رسلنا يكتبون ما تمكرون
16 ـ فرشتگان مراقب اعمالِ مردمان ، از نوشتن هيچ عملى ـ هر چند كه كوچك و اندك باشد ـ فروگذارى نمى كنند .
إن رسلنا يكتبون ما تمكرون
كلمه «ما» در «ما تمكرون» افاده عموم مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 11 - 3
3 - فرشتگان ناظر بر انسان ، براى محافظت دقيق از كردار او ، آن را ثبت كرده و از آن سندى مكتوب برمى دارند .
كـتبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 79 - 6
6- عذاب آدميان ، مستند به اسنادى مكتوب و ثبت شده است .
سنكتب ما يقول و نمدّ له من العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 94 - 7
7- تنظيم نامه عمل براى هر يك از انسان ها از سوى خدا ، پشتوانه تضمين پاداش كامل آنان است .
فمن يعمل . .. إنّا له كـتبون
جمله «إنّا له كاتبون» عطف بر جمله «فلاكفران لسعيه» و تأكيد كننده مضمون آن است و در حقيقت، بيانگر اين نكته است كه چون اعمال همه انسان ها را مى نويسيم، پس بدون كم و كاست، پاداش آنان را خواهيم داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 28 - 14
14 - داورى خداوند درباره امت ها ، براساس نامه عمل شان
تدعى إلى كتـبها اليوم تجزون ما كنتم تعملون
از اين كه پس از فراخوانى انسان ها به نامه عمل خويش، مسأله جزاى آنان مطرح شده است; به دست مى آيد كه نامه عمل شان ملاك داورى حق خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 2،3
2 - احتجاج الهى در قيامت با امت ها ، براساس مدرك و سند
هـذا كتـبنا
3 - صحيفه اعمال امت ها در قيامت ، بيان كننده تمامى كردار ايشان ، به صورتى دقيق و بدون كمترين كاستى و فزونى
ينطق عليكم بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 12 - 3
3 - پاداش و كيفر اعمال در قيامت ، براساس نامه عمل و كردار انسان در دنيا است .
يعلمون ما تفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 82 - 4
4 - لزوم نگرانى همواره انسان از كردار و فرجام كار خويش و مطمئن نبودن به آمرزش الهى
و الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين
وقتى حضرت ابراهيم(ع) خود را صرفاً اميدوار به مغفرت الهى معرفى كند، جاى اطمينانى براى ديگران نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 7
7- مؤمنانِ به آيات الهى ، همواره ، بايد نگران اَعمال گذشته خود و درصدد جبران و اصلاح آن باشند .
و من أظلم ممّن ذكّر بأيـت ربّه فأعرض عنها و نسى ما قدّمت يداه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 118 - 3
3 - لزوم نگرانى هميشگى انسان ، از چگونگى عملكرد خود در برابر خدا
و قل ربّ اغفر و ارحم
از اين كه خداوند به صورت رهنمودى كلى، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بالتبع همه انسان ها را به استغفار فرا خوانده است، مطلب فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 13 - 12،13
12 - ايمان و عمل صالح ، نور است .
قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا
«إلتماس» (مصدر «التمسوا») به معناى تحصيل و به دست آوردن است. در صورتى كه مراد از «ورائكم» دنيا باشد، مقصود اين خواهد بود كه به دنيا برگرديد و با ايمان و عمل صالح، براى آخرت خود نور به دست آوريد.
13 - قيامت ، روز جلوه گر شدن حقيقت نورانى ايمان و عمل صالح
قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 71 - 5
5- ارائه راه حل عملى و مشروع ، هم زمان با طرح مشكل و نهى از اعمال نامشروع ، از شيوه هاى دعوت انبياى الهى
فلاتفضحون . .. و لاتخزون ... قال هـؤلاء بناتى إن كنتم فـعلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 8،9
8- خداوند از ارتكاب فحشا و اعمال ناپسند و ستم و سركشى نهى كرده است .
و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى
9- نهى از ارتكاب فحشا و زشتى و ستم ، از مهم ترين تحذير هاى قرآن و نواهى خداوند است .
و نزّلنا عليك الكتـب . .. إن الله ... ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 38 - 3
3- نهى خداوند از ناپسندى ها ، در جهت تربيت ، رشد و كمال آدميان است .
كلّ ذلك كان سيّئه عند ربّك مكروهًا
خداوند، پس از نهى از چندين عمل ناپسند مى فرمايد: همه اينها در نزد پروردگارت ناپسند است. ذكر صفت «ربّ» به جاى اسم ذات و يا هر صفت ديگرى مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه آن در راستاى پرورش انسانهاست، چه اينكه «ربّ» به معناى پرورش آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 12
12- در روز قيامت ، اَعمال نيك ، با انگيزه هاى غير الهى ، همانند اَعمال ناشايست ، فاقد وزن و ارزش است .
و هم يحسبون أنّهم يحسنون . .. فلانقيم لهم يوم القيـمة وزنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 37 - 1،2
1 - نيت و انگيزه افراد ، معيار ارزش اعمال آنان در نزد خداوند
لن ينال اللّه لحومها . .. و لـكن يناله التقوى منكم
ضمير «لحومها» و «دماؤها» به «بُدن» بازمى گردد. «بدن» نيز به معناى شتران درشت و فربه است. بنابراين معناى «لن ينال اللّه لحومها...التقوى منكم» چنين مى شود: «هرگز گوشت ها و خون هاى شتران قربانى شده، به خدا نخواهد رسيد; بلكه آن تقوا و خدا ترسى شما است كه به خدا مى رسد». به نظر مى رسد آيه ياد شده هشدارى است به همه مؤمنان كه بايد توجه داشته باشند تنها چيزى كه مايه قرب آنها به خدا مى شود و سبب مى گردد كه خداوند از آنها بپذيرد و راضى شود، تقوا و خداترسى است; نه ظاهر اعمال، هرچند بزرگ و زياد باشد; زيرا فرشتگان گزارشگر هيچ گاه ظواهر اعمال را به خدا گزارش نمى كنند; بلكه آنچه آنان گزارش مى دهند مربوط به باطن عمل است.
2 - پيكر ظاهرى اعمال انسان ـ هرچند بسيار خوب و شايسته هم باشد ـ بدون در نظر گرفتن انگيزه و نيت صاحب آن ، فاقد كمترين ارزش
لن ينال اللّه لحومها . .. و لـكن يناله التقوى منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 265 - 10
10 ـ نقش نيّت ( حُسن فاعلى ) ، در ارزشمندى اعمال نيك ( حُسن فعلى )
و مثل الّذين ينفقون اموالهم ابتغاء مرضات اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 84 - 8
8 - خوبى هركار ، علاوه بر صدور آن به نيت خير ، در گرو هماهنگى آن با ساير خواسته ها و دستورات خداوند است .
و ما أعجلك . .. و عجلت إليك ربّ لترضى
با وجود آن كه موسى(ع) در تعجيل خود، نيت خير داشته است; ولى بازخواست شدن او دال براين مطلب است كه صرف داشتن نيت خير، براى برترى يافتن عمل كافى نيست; بلكه بايد با ادله ديگر آن عمل را سنجيد. اگر در تعارض نبود، آن گاه بدان اقدام كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 105 - 8
8 - نيت عملِ خير و فراهم ساختن زمينه هاى انجام آن ، برابر است با انجام كامل آن در بينش الهى
قد صدّقت الرءيا إنّا كذلك نجزى المحسنين
برداشت ياد شده از آن جا است كه ابراهيم(ع) به قصد قربانى كردن فرزندش اسماعيل، تمامى مقدمات آن را تا خواباندن وى بر زمين و به دست گرفتن كارد انجام داد و خداوند همين مقدار از تلاش آن حضرت را، انجام كامل ذبح تلقى فرمود و از ايشان قبول كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 85 - 5،7
5 ـ وساطت در انجام كار هاى ناپسند ، موجب سهيم شدن در پيامد هاى ناگوار آن
من يشفع شفاعة حسنة يكن له نصيب منها
«كفل» به معناى نصيب و بهره است.
7 ـ حرمت وساطت در كار بد و ناپسند
من يشفع شفاعة سيّئة يكن له كفل منها
چون وساطت كنندگان كارهاى ناپسند، سهيم در پيامدهاى آن ـ از جمله كيفرهاى اخروى ـ هستند، حرمت اين گونه وساطتها استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 10
10 - اعمال ثبت شده در نامه عمل انسان ، گويا و غير قابل انكار از سوى او
هـذا كتـبنا . .. إنّا كنّا نستنسخ
تأكيد بر «ينطق . .. بالحقّ» و نيز «إنّا كنّا نستنسخ»، در حقيقت اين پيام را به مخاطب مى رساند كه آنچه در نامه عملش ثبت شده، چنان متقن است كه راهى براى انكار آن نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 14 - 3
3- حساب انسان در پرونده عمل وى در قيامت ، روشن و آشكار است .
كفى بنفسك اليوم عليك حسيبًا
از اينكه خداوند فرموده است: «خودت براى حسابرسى عمل خود كافى هستى» نشان مى دهد كه اعمال و حسابرسى آنها روشن و
آشكار است و نياز به تبيين از سوى كسى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 5
5 - نامه اعمال امت ها ، خود گويا و بى نياز از شرح و تفسير
ينطق عليكم بالحقّ
واژه «نطق» ـ چه در معناى حقيقى (سخن گفتن) باشد و چه در معناى كنايى (گويايى و روشنى) ـ بى نيازى از تفسير و توضيح را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 9 - 1
1 - ديوان نامه هاى عمل بدكاران ، نوشته اى خوانا و علامت دار و بى ابهام است .
كتـب مرقوم
«كتاب» خبر براى ضمير محذوفى است كه به «سجّين» برمى گردد. «مرقوم» ـ از ريشه «رَقْم» (علامت و ماركى كه بر پارچه زده شود) (مصباح) ـ يعنى، داراى علامتى كه تشخيص آن را آسان سازد. ماده «رقم» به معناى «خط درشت» و «برطرف ساختن ابهام نوشته» نيز آمده است. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 8 - 6
6 - ترغيب به كار خير و وعده پاداش به آن ، مقدّم بر تهديد در امر تربيت
فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره . و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 11
11- قبولى اعمال نيك و ورود در زمره بهشتيان ، وعده هميشگى و تخلف ناپذير الهى به اهل تسليم ، صلاح و شكر
وعد الصدق الذى كانوا يوعدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 148 - 11
11 - قيامت زمان برداشت و پاداش اعمال نيك است .
فاستبقوا الخيرت أين ما تكونوا يأت بكم اللّه جميعاً
جمله «أين ما تكونوا . ..» تعليل جمله قبل است; يعنى، چون قيامتى بر شما هست بايد در دنيا به انجام كارهاى نيك بپردازيد. اين تعليل بيانگر آن است كه: سعادت انسان در آخرت، به اعمال نيك او در دنيا بستگى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 19 - 9
9- برخوردارى هر فرد ، از نتايج اعمال خويش و برقرارى عدالت كامل ، از اهداف معاد و برپايى قيامت
و لكلّ درجـت ممّا عملوا و ليوفّيهم أعمـلهم و هم لايظلمون
لام در «ليوفّيهم»، بيانگر غايت و هدف است و اين كه با «واو» آمده است (و ليوفّيهم) نشان مى دهد كه اهداف چندى براى وجود معاد در كار است كه به ذكر يكى از آنها اكتفا شده است و آن نفى ظلم در نظام پاداش و كيفر و برخوردارى انسان ها از نتايج اعمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 6 - 1
1 - قيامت ، روز برانگيخته شدن انسان ها براى محاكمه و كيفر و پاداش
يوم يبعثهم اللّه جميعًا فينبّئهم بما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 29 - 8
8 - نسخه بردارى از اعمال آدميان ، هم زمان با صدور عمل از سوى آنان *
إنّا كنّا نستنسخ
تعبير «إنّا كنّا. ..» با «ما كنتم...» هم وزن و هر دو ماضى استمرارى است. اين هماهنگى تعبيرها، افاده مى كند كه استنساخ عمل، هم زمان با خود عمل صورت گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 19 - 9
9- برخوردارى هر فرد ، از نتايج اعمال خويش و برقرارى عدالت كامل ، از اهداف معاد و برپايى قيامت
و لكلّ درجـت ممّا عملوا و ليوفّيهم أعمـلهم و هم لايظلمون
لام در «ليوفّيهم»، بيانگر غايت و هدف است و اين كه با «واو» آمده است (و ليوفّيهم) نشان مى دهد كه اهداف چندى براى وجود معاد در كار است كه به ذكر يكى از آنها اكتفا شده است و آن نفى ظلم در نظام پاداش و كيفر و برخوردارى انسان ها از نتايج اعمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 6 - 1
1 - قيامت ، روز برانگيخته شدن انسان ها براى محاكمه و كيفر و پاداش
يوم يبعثهم اللّه جميعًا فينبّئهم بما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 8 - 2
2 - مخزن نامه هاى عمل بدكاران ، داراى ويژگى هايى فراتر از حد بيان است و پستى و گريزناپذير بودن آن قابل توصيف نيست .
و ما أدريك ما سجّين
ريشه كلمه «سجّين» بر زندان بودن جايگاه نامه عمل بدكاران دلالت دارد و پستىِ آن، از تقابل با «علّيّين» در آيات بعد استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 3 - 2
2 - اعمال آدميان ، مدون در صحيفه اى باز و گسترده
و كتـب مسطور . فى رقّ منشور
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «كتاب مسطور» نامه اعمال باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 9 - 2
2 - كردار هر كس ، تنها گريبان گير شخص او بوده و نامه عمل او با ديگر نامه هاى اعمال ، مشتبه نخواهد شد .
ما سجّين . كتـب مرقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 9 - 1
1 - ديوان نامه هاى عمل بدكاران ، نوشته اى خوانا و علامت دار و بى ابهام است .
كتـب مرقوم
«كتاب» خبر براى ضمير محذوفى است كه به «سجّين» برمى گردد. «مرقوم» ـ از ريشه «رَقْم» (علامت و ماركى كه بر پارچه زده شود) (مصباح) ـ يعنى، داراى علامتى كه تشخيص آن را آسان سازد. ماده «رقم» به معناى «خط درشت» و «برطرف ساختن ابهام نوشته» نيز آمده است. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 20 - 1
1 - ديوان نامه هاى عمل نيكوكاران ، نوشته اى خوانا و نشانه دار است .
كتـب مرقوم
«مرقوم»; يعنى، داراى علامت و به معناى واضح و درشت خط نيز آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 11
11 ـ خداوند هدايت كننده مردم به ايمان و انجام اعمال صالح براى رساندن آنان به بهشت و مواهب آن
و قالوا الحمد للّه الذى هدينا لهذا
برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلّق «هدينا»، به قرينه آيه پيشين، ايمان و عمل صالح و «لام» در «لهذا» بيانگر هدف و غايت هدايت باشد. يعنى: هدانا إلى الايمان لنكون من أصحاب الجنة.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 13
13 ـ نيل به تقوا ، هدف از اعمال خير
و ان تعفوا اقرب للتقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 14 - 9
9 - خداوند ، پاداش دهنده و مجازات كننده ملت ها ، براساس عملكرد خود آنان
ليجزى قومًا بما كانوا يكسبون
«قوماً» ممكن است به تمامى ملت ها (اعم از مؤمن و كافر) نظر داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 6
6 - لزوم هماهنگى بين گفتار و كردار رهبران جامعه
وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 28 - 14
14 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « إنّما يخشى اللّه من عباده العلماء » قال يعنى بالعلماء من صدّق فعله قوله ، و من لم يصدّق فعله قوله فليس بعالم ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «إنّما يخشى اللّه من عباده العلماء» روايت شده كه فرمود: مقصود از علما كسانى اند كه فعل آنان قولشان را تصديق كند و كسى كه كارهاى او، سخنانش را تصديق نكند، عالم نيست».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 21 - 3
3- لزوم هماهنگى گفتار و كردارِ مؤمنان ، در راستاى طاعت خداوند *
طاعة و قول معروف
در صورتى كه «طاعة و قول معروف» مبتدا براى خبر محذوف باشد; از مجزا آمدن «طاعة» و «قول معروف» استفاده مى شود
كه آنچه خداوند از انسان مى خواهد، صرف طاعت عملى نيست; بلكه بايد سخن انسان همراه با عمل وى، نيك و پسنديده باشد و در ضمنِ طاعت، اظهار ناراحتى نكند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 226 - 3
3 - هماهنگى عميق گفتار و كردار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نمود اصالت پيام هاى آن حضرت
و أنّهم يقولون ما لايفعلون
خداوند ـ تبارك و تعالى ـ در مذمت شاعران، سرگردانى و دوگانگى گفتار و رفتار آنان را مطرح ساخته است; تا انسان ها در پيام وحى و سخنان و كردار پيامبر(صلی الله علیه و آله) بينديشند و از هماهنگى گفتار و كردار آن حضرت، به واقعيت و اصالت آن پيام پى برده و دريابند كه قرآن وحى آسمانى است، نه بافته هايى شعرگونه و وهمى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 28 - 10
10 - جاودانگى عذاب كافران ، متناسب با نوع عملكرد آنان است .
لهم فيها دار الخلد جزاء بما كانوا بأيـتنا يجحدون
«باء» در «بما كانوا» براى مقابله است; يعنى، جاودانگى كافران در دوزخ، در برابر شيوه مستمر آنان در عناد و لجاجت با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 11 - 6
6 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) إنّ اللّه ينهاكم عن التعرّى فاستحيوا من ملائكة اللّه الذين معكم الكرام الكاتبين الذين لايفارقونكم إلاّ عند ثلاث حاجات الغائط و الجنابة و الغسل ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند شما را از عريان بودن نهى فرموده است. پس حيا كنيد از فرشتگان خدا كه با شما هستند; همان «كرام الكاتبين» كه ارجمند و نويسنده اعمال اند. آنان كه از شما جدا نمى شوند; مگر در سه مورد كه رفع نياز مى كنيد: هنگام تخلّى، جنابت و غسل».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 69 - 1
1 ـ مصاحبت با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و گواهان اعمال و صالحان ، پاداش اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و من يطع اللّه و الرّسول . .. و الصّالحين
«صدّيق»، يعنى بسيار راستگو و شايد مبالغه بودن آن اشاره به صداقت آنان در گفتار و عمل باشد. برخى برآنند كه مقصود از صديقين، اولين كسانى هستند كه پيامبران را تصديق كردند و شاهدان، يا به معناى كشته شدگان در راه خدا و يا گواهان بر اعمال انسانها و يا عالمان واقعى دين است.
عمل خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 32
32 - هر كار خيرى ، ذخيره اى است كه انسان در اين جهان ، براى حيات اخروى خويش مى فرستد .
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 18،19
18- پيشى گرفتن در كار هاى نيك ، دعاى همراه با رغبت و بيم و نيز خشوع پيامبران ( ع ) ، عامل بهره مندى آنان از موهبت هاى الهى بود .
و لقد ءايتنا موسى و هـرون . .. إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت ... و كانوا لنا خـش
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1ـ ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به پيامبران بازگردد، چه اين كه آيات پيشين در مورد آنان بود. 2ـ جمله «إنّهم كانوا يسارعون...» و جملات بعد، در مقام تعليل باشد.
19- نقش مؤثر پيشى گرفتن در كار هاى نيك و دعاى همراه با رغبت و اميد و خشوع به درگاه الهى ، در استجابت دعا
فاستجبنا له . .. إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت ... و كانوا لنا خـشعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 11 - 2
2 - سبقت و پيشتازى در امور خير ، مايه تقرب به درگاه خداوند در جهان آخرت
و السـبقون السـبقون . أُولـئك المقرّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 11 - 22
22ـ « عن على بن الحسين ( ع ) يقول : الذنوب التى تغير النعم ، البغى على الناس و الزوال عن العادة فى الخير ، و اصطناع المعروف ، و كفران النعم ، و ترك الشكر . قال الله عزوجل : « إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم » . . . ;
از امام زين العابدين(ع) روايت شده است كه مى فرمود: گناهانى كه موجب تغيير نعمتها مى شوند عبارتند از: ستمگرى بر مردم، دورى از عادت به كار خير و از انتخاب كردار نيك، كفران نعمتها و ترك شكرگزارى. خداوند عزوجل فرموده: إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 41 - 6
6 ـ خرسندى و رضا به اعمال و كردار نيك ديگران ، انسان را در منافع آن سهيم مى كند .
لى عملى و لكم عملكم أنتم بريئون مما أعمل و أنا برىء ممّا تعملون
جمله «أنتم بريئون مما أعمل . .. » مى تواند تعليل براى حصر در جمله هاى «لى عملى» و «لكم عملكم» باشد ; يعنى، چون شما مشركان از اعمال من بيزاريد، منافع اعمال من ويژه خود من و چون من از كردار شما بيزارم، ضررهاى اعمال شما ويژه خود شما خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 84 - 6
6 - شتاب در كار خير و تعجيل در وفاى به وعده ، موجب جلب رضايت خدا است .
و ما أعجلك . .. و عجلت إليك ربّ لترضى
هر چند كه موسى(ع) به جهت جدا شدن از مردم، مورد پرس و جوى خداوند قرار گرفت; ولى هدف او از اين تعجيل، مورد نقد قرار نگرفته است; يعنى، تسريع در وفاى به وعده و حضور در ميقات، به خودى خود، كار مطلوبى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 10
10 - اقامه نماز ، طاعت و بندگى خدا و انجام كار نيك ، مايه فلاح و رستگارى انسان ها است .
اركعوا . .. لعلّكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 12 - 8
8 - عايد شدن نفع و خير به مكلفان ، از حكمت ها و ملاك هاى لحاظ شده در تشريع احكام الهى
ذلك خير لكم و أطهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 6 - 6
6 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . . قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . فى قوله تعالى : « و لاتمنن تستكثر » قال : لاتستكثر ما عملتَ من خير للّه ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در توضيح سخن خداى تعالى: «و لاتمنن تستكثر» فرمود: عمل خيرى را كه براى خداوند انجام مى دهى، زياد به حساب نياور».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 20
20- شتاب و پيشگامى در كار هاى خير ، دعاى همراه با رغبت و اميد و خشوع به درگاه الهى ، از ارزش هاى والا و صفات برجسته مردان الهى
إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت و يدعوننا رغبًا و رهبًا و كانوا لنا خـشعين
برداشت ياد شده به خاطر اين است كه آيه شريفه، در توصيف پيامبران الهى است و از ميان ده ها صفات و ويژگى هاى ايشان، تنها به اين سه صفت و ويژگى اشاره شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 8 - 6
6 - ترغيب به كار خير و وعده پاداش به آن ، مقدّم بر تهديد در امر تربيت
فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره . و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 8
8 - اقامه نماز ، عبوديت و بندگى خدا و انجام كار هاى نيك ، مشخصه هاى جامعه اسلامى
يـأيّها الذين ءامنوا . .. و افعلوا الخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 39
39 - حسن ايجاد انگيزه در انسان هابه كار هاى خير ، براى زمينه سازى بهتر و بيشتر انجام دادن آنها
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 11
11- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، مأمور به انجام كار نيك ، برپاداشتن نماز و پرداخت زكات
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 7 - 2
2 - كار هاى خير ، هر چند به وزن مورچه اى ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .
فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره
«مثقال»; يعنى، وسيله اى كه با آن، وزن چيزى سنجيده شود (مفردات). «ذرّة» (مفرد «ذرّ») به معناى كوچك ترين نوع مورچه است (صحاح اللغة). برخى آن را يك صدم وزن «جو» دانسته و برخى گفته اند: مراد ذرّاتى است كه در شعاع خورشيد، مشاهده مى شود. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 7 - 1
1 - انجام دهندگان كار خير ، در قيامت پاداش ديده ، با كردار خويش مواجه خواهند شد .
فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 33 - 3
3 - پيشگامان در انجام كار هاى خير و وارثان قرآن كريم ، بهره مند از بهشت پاينده
جنّـت عدن يدخلونها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 84 - 10
10 - ربوبيت خداوند ، مقتضى پاداش به دارندگان نيت خير و سبقت گيرندگان در كار نيك
و عجلت إليك ربّ لترضى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 34
34 - انجام هر كار خيرى در حيات خويش ، داراى برترى و پاداشى افزون تر از انجام آن پس از مرگ به وسيله وارثان و يا از طريق
وصيت است .
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
برخى از مفسران بر آنند كه به قرينه «ما تقدّموا. ..»، جمله اى مانند «من الذى تأخّرونه إلى الوصية عند الموت» در تقدير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 33،34،36
33 - انسان ها ، تمامى كار هاى خير خود را در پيشگاه خداوند ، بهتر از آنچه انجام داده اند ، مى بينند و بيشتر از پاداشى كه انتظارش را داشته و شايسته آن بوده اند ، دريافت مى كنند .
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
34 - انجام هر كار خيرى در حيات خويش ، داراى برترى و پاداشى افزون تر از انجام آن پس از مرگ به وسيله وارثان و يا از طريق وصيت است .
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
برخى از مفسران بر آنند كه به قرينه «ما تقدّموا. ..»، جمله اى مانند «من الذى تأخّرونه إلى الوصية عند الموت» در تقدير است.
36 - پاداش كار هاى خير از سوى خداوند ، افزون تر از استحقاق و بر پايه تفضل و لطف او است .
تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
مطلب ياد شده، از مقرر شدن پاداش بهتر و افزون تر، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 61 - 4
4 - موحدانِ بيمناك از پروردگار و روز قيامت ، پيشتاز در انجام كار هاى نيك
و هم لها سـبفون
«لها» متعلق به «سابقون» است كه مفعول آن محذوف مى باشد. پس تقدير آن چنين مى شود: «و هم سابقون غيرهم لها». «سبق» به معناى پيشى گرفتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 10 - 2
2 - كسانى كه در دنيا در انجام امور خير از ديگران سبقت مى گيرند ، در آخرت نيز پيش از ديگران مشمول رحمت ، پاداش و غفران الهى خواهند بود .
و السـبقون السـبقون
برخى از مفسران بر آنند كه مراد از سبقت در «السابقون» اول، سبقت در انجام امور خير در دنيا و مراد از سبقت در «السابقون» دوم، پيشى گرفتن از ديگران در آخرت در دريافت رحمت و پاداش الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 9
9 - پيشتازان در انجام خيرات ، مهم ترين صفت مسلمانان پيرو قرآن و انسان هاى قرآنى
و منهم سابق بالخيرت
برداشت ياد شده به اين خاطر است كه پيشتازان در تمسك به قرآن و حافظان ارث الهى، در اين آيه به عنوان پيشتازان در خيرات معرفى شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 61 - 2،5
2 - شتاب ورزى در انجام كار هاى نيك نشانه مؤمنان راستين
أُولـئك يسـرعون فى الخيرت
5 - شتاب در انجام كار هاى نيك و پيشتازى در ميدان ارزش ها ، خصلت هايى ارجمند و مورد توصيه و ستايش خداوند
أُولـئك يسـرعون فى الخيرت و هم لها سـبفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 14
14 - توفيق پيشتازى در انجام كار هاى خير ، فضل بزرگ الهى است .
و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرت بإذن اللّه ذلك هو الفضل الكبير
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «ذلك» اشاره به «سبق» در «سابق بالخيرات» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 7 - 4
4 - تجسّم و قابل رؤيت شدن تمام اعمال نيكِ انسان ـ حتى سبكوزن ترين آنها ـ در آخرت
خيرًا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 7 - 2
2 - كار هاى خير ، هر چند به وزن مورچه اى ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .
فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره
«مثقال»; يعنى، وسيله اى كه با آن، وزن چيزى سنجيده شود (مفردات). «ذرّة» (مفرد «ذرّ») به معناى كوچك ترين نوع مورچه است (صحاح اللغة). برخى آن را يك صدم وزن «جو» دانسته و برخى گفته اند: مراد ذرّاتى است كه در شعاع خورشيد، مشاهده مى شود. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 9
9 - توانايى انسان بر شناخت نيك و بد
و افعلوا الخير
در جمله ياد شده خداوند، مؤمنان را به انجام دادن كار نيك توصيه كرده; اما سخنى از اين به ميان نياورده است كه كدام عمل، نيك و كدام عمل، بد است و اصولاً معيار نيكى و بدى در اعمال چيست؟ اين مى تواند بدان جهت باشد كه انسان خود مستقلاً مى تواند حسن و قبح و نيكى و بدى را بشناسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 111 - 8
8 ـ لزوم بهره گيرى از ابزار هاى تشويق ( پاداش و . . . ) در گرايش دادن انسان ها به اطاعت خدا و هر كار نيك
إن اللّه اشترى . .. بأن لهم الجنة
اينكه خداوند مؤمنان را با نويد بهشت، به جهاد تشويق كرده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 18 - 8
8 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به كار هاى خير و انفاق در راه خداوند
و أقرضوا اللّه . .. يضـعف لهم و لهم أجر كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 35،38
35 - توصيه و ترغيب خداوند به انجام دادن كار هاى خير ، پيش از فرا رسيدن مرگ
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
38 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق در راه خدا و انجام دادن كار هاى خير
و ءاتوا الزكوة . .. و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خداوند، با يادآورى پاداش بزرگ و فراوان، ايجاد انگيزه نموده و از خصلت نفع طلبى انسان ها بهره جسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 20 - 10
10 - شتاب در كار خير و در دفاع از دين و مبلغان دينى ، كارى است شايسته و بايسته .
و جاء من أقصا المدينة رجل يسعى قال يـقوم اتّبعوا المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 11
11 - مؤمنان ، همواره بايد ميان بيم و اميد به سر برند و به اعمال نيك مغرور نشوند .
يـأيّها الذين ءامنوا اركعوا . .. لعلّكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 1
1 ـ توصيه شدن گنهكاران توبه كننده از جانب خدا به انجام اعمال خير و استفاده هر چه بيشتر از فرصت ها براى جبران گذشته
ها
ألم يعلموا أن اللّه يقبل التوبة . .. و قل اعملوا فسيرى اللّه عملكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 7
7 - انجام دادن كار هاى نيك ، توصيه خداوند به مؤمنان
و افعلوا الخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 16 - 11
11 - توصيه خداوند ، به انجام كارهايى كه موجب خير و سعادت بشر است .
خيرًا لأنفسكم
طبق نظر برخى از مفسران و اديبان (مانند زمخشرى و سيبويه)، نصب «خيراً» به خاطر «مفعولٌ به» بودن آن براى فعل محذوف (مانند «اتوا» و يا «افعلوا») است; يعنى، «و اتوا خيراً لأنفسكم و افعلوا ما هو خير لها و انفع».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 11 - 6
6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به كار هاى خير و انفاق در راه خداوند
من ذا الذى يقرض اللّه . .. فيضـعفه له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 17 - 6
6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى و خيرجويى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق و انجام كار هاى خير
وأنفقوا خيرًا لأنفسكم . .. إن تقرضوا اللّه قرضًا حسنًا يضـعفه لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 7 - 4
4 - تجسّم و قابل رؤيت شدن تمام اعمال نيكِ انسان ـ حتى سبكوزن ترين آنها ـ در آخرت
خيرًا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 39
39 - حسن ايجاد انگيزه در انسان هابه كار هاى خير ، براى زمينه سازى بهتر و بيشتر انجام دادن آنها
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 84 - 10
10 - ربوبيت خداوند ، مقتضى پاداش به دارندگان نيت خير و سبقت گيرندگان در كار نيك
و عجلت إليك ربّ لترضى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 210 - 10
10 ـ توجه به بازگشت همه چيز به سوى خداوند ، زمينه تسليم شدن در برابر او و پرهيز از پيروى شيطان
و لا تتبعوا خطوات . .. و الى اللّه ترجع الأمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 215 - 13
13 ـ توجّه انسان به علم خداوند نسبت به اعمال خير ، مُشوّق او براى انجام آن
و ما تفعلوا من خير فانّ اللّه به عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 156 - 16
16 ـ توجّه به نظارت و بينايى خداوند به كردار آدميان ، برانگيزنده آدمى به نبرد و پيكار در راه خدا ( اعمال پسنديده )
انّ الّذين تولّوا منكم . .. و اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 5
5 ـ توجّه به از جانب خدا بودن دارايى ها ، آسان كننده انفاق و بخشش و بيانگر زشتى و شناعت بخلورزى
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله
تذكّر خداوند به اينكه داراييهاى شما، فضلى از جانب اوست (بما آتيهم اللّه من فضله)، براى اين هدف است كه انفاق را بر آدمى آسان كند و زشتى بخل را بر او آشكار سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 129 - 14
14 ـ توجه حاكمان به نظارت خداوند بر اعمال ايشان ، زمينه ساز گرايش آنان به كردار نيك و پرهيزشان از اعمال نارواست .
و يستخلفكم فى الأرض فينظر كيف تعملون
هدف از تذكار نظارت خداوند بر اعمال آدمى اين است كه وى با توجه به اين حقيقت از اعمال ناروا بپرهيزد و به اعمال نيك رو آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 61 - 1،6
1 - ترس از خدا و قيامت ، بر انگيزاننده انسان ها به انجام كار هاى نيك
إنّ الذين هم من خشية ربّهم مشفقون . .. أُولـئك يسـرعون فى الخيرت
«أُولـئك» اشاره به موحدانى است كه وصفشان در آيات پيش بيان شد. «مسارعة» (مصدر «يسارعون») به معناى شتاب كردن است.
6 - خدا ترسى و بيمناك بودن از روز رستاخيز ، برانگيزاننده انسان به پيشتازى در انجام كار هاى نيك
و هم لها سـبفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 12
12 - اذن خداوند ، شرط رسيدن به مقام پيشتازى در دين دارى ، زندگى قرآنى و انجام كار هاى خير
و منهم سابق بالخيرت بإذن اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 147 - 10
10 ـ توجّه به « ربوبيّت » خداوند ، برانگيزنده انسان به دعا و درخواست از او
ربّنا اغفرلنا ذنوبنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 117 - 4
4 ـ سختى و دشوارى عمل نيك ، معيارى در ارزش گذارى آن بوده و موجب افزونى ثواب و پاداش است .
لقد تاب اللّه على النبى . .. اتبعوه فى ساعة العسرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 84 - 8
8 - خوبى هركار ، علاوه بر صدور آن به نيت خير ، در گرو هماهنگى آن با ساير خواسته ها و دستورات خداوند است .
و ما أعجلك . .. و عجلت إليك ربّ لترضى
با وجود آن كه موسى(ع) در تعجيل خود، نيت خير داشته است; ولى بازخواست شدن او دال براين مطلب است كه صرف داشتن نيت خير، براى برترى يافتن عمل كافى نيست; بلكه بايد با ادله ديگر آن عمل را سنجيد. اگر در تعارض نبود، آن گاه بدان اقدام كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 85 - 11
11 ـ توجّه به حفظ اعمال از سوى خدا ، برانگيزنده انسان به وساطت در كار خير و پرهيز از وساطت در كار شرّ
و من يشفع . .. و كان اللّه على كل شىء مقيتا
جمله «كان اللّه . .. » در حقيقت تشويق و تهديد است و به اين منظور آورده شده كه با توجّه به آن، انگيزه براى انجام اعمال نيك فراهم شود و ترس از انجام اعمال بد به وجود آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 13 - 3
3 - كاتبان نامه عمل از انجام دادن كار هاى خير ابرار آگاه شده ، آن را ثبت مى كنند .
كـتبين . يعلمون ما تفعلون . إنّ الأبرار لفى نعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 92 - 11
11 ـ توجّه دادن به ثبت كار هاى نيك انسان ، از روش هاى قرآن براى تشويق به نيكيها
لن تنالوا . .. فانّ اللّه به عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 38 - 11
11 - پرداختن به كار هاى خير ، مانند انفاق به نيازمندان ـ با توجّه به دستاورد بدِ كار هاى نادرست ـ لازم است .
تصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم . .. فأَت ذا القربى حقّه
«فا» در «فآت» مى تواند فصيحه و مربوط به فراز «إن تصبهم» در آيات قبل باشد; يعنى: «حال كه سيّئه، در پى دارنده ناگوارى است، پس، از آن پرهيز و حقوق خويشاوندان و. .. را ادا كنيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 23 - 5
5 - براى تصميم به انجام دادن عمل خوب و يا ترك امرى ناپسند ، خوب است كه آن تصميم ، به صورت عهدى با خداوند در ميان گذاشته شود .
من المؤمنين رجال صدقوا ما عـهدوا اللّه عليه فمنهم من قضى نحبه
تعبير از تكليفى كه مؤمنان انجام دادند به «ما عاهدوا اللّه عليه» و نيز آوردن واژه «نحب» ـ كه به معناى «نذر» است ـ دلالت مى كند كه مؤمنان، براى انجام دادن تكليف شان، آن را به صورت عهدى با خدا در ميان گذاشتند و خداوند نيز از چنين كارى ستايش كرده است. اين، نشان مى دهد كه انجام دادن تكليف به صورت عهد بستن با خدا، امرى سزاوار و شايسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 10
10 - تمسّك به قرآن و پيروى از رهنمود هاى آن ، به خير و صلاح جامعه و ترك آن ظلم به خويشتن است .
ثمّ أورثنا الكتـب . .. فمنهم ظالم لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 105 - 8
8 - نيت عملِ خير و فراهم ساختن زمينه هاى انجام آن ، برابر است با انجام كامل آن در بينش الهى
قد صدّقت الرءيا إنّا كذلك نجزى المحسنين
برداشت ياد شده از آن جا است كه ابراهيم(ع) به قصد قربانى كردن فرزندش اسماعيل، تمامى مقدمات آن را تا خواباندن وى بر زمين و به دست گرفتن كارد انجام داد و خداوند همين مقدار از تلاش آن حضرت را، انجام كامل ذبح تلقى فرمود و از ايشان قبول كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 12 - 6
6 - صدقه دادن به نيازمندان ، عملى سراسر خير و نيكى در بينش الهى
ذلك خير
در صورتى كه «خير» در مقابل «شرّ» باشد; معناى «ذلك خير» اين خواهد بود كه صدقه صرفاً خير است و هيچ بدى در آن راه ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 11،12
11- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، مأمور به انجام كار نيك ، برپاداشتن نماز و پرداخت زكات
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
12- خداوند ، به ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) كار هاى نيك را شناساند و چگونگى انجام آنها را از طريق وحى به آنان آموخت .
و أوحينا إليهم فعل الخيرت
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «فعل الخيرات» به خاطر مفعول بودن آن براى «أوحينا» باشد. براين اساس وحى و الهام فعل خيرات مى تواند به اين معنا باشد كه خدا هر آن چه در ميزان الهى و در واقع، كار خير است به آنان شناساند و چگونگى انجام دادن آنها را از طريق وحى به آنان آموخت. و به سخن ديگر «أوحينا» متضمن معناى «علّمنا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 47 - 4
4 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از افراد خيّر و نيكوكار بودند .
و إنّهم . .. الأخيار
اخيار به دو معنا است: 1ـ جمع «خيّر» ـ با تشديد ياء ـ به معناى نيكوكار است. 2ـ جمع «خيْر» ـ به سكون ياء ـ در مقابل
«شرّ» است. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 11،12
11- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، مأمور به انجام كار نيك ، برپاداشتن نماز و پرداخت زكات
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
12- خداوند ، به ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) كار هاى نيك را شناساند و چگونگى انجام آنها را از طريق وحى به آنان آموخت .
و أوحينا إليهم فعل الخيرت
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «فعل الخيرات» به خاطر مفعول بودن آن براى «أوحينا» باشد. براين اساس وحى و الهام فعل خيرات مى تواند به اين معنا باشد كه خدا هر آن چه در ميزان الهى و در واقع، كار خير است به آنان شناساند و چگونگى انجام دادن آنها را از طريق وحى به آنان آموخت. و به سخن ديگر «أوحينا» متضمن معناى «علّمنا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 47 - 4
4 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از افراد خيّر و نيكوكار بودند .
و إنّهم . .. الأخيار
اخيار به دو معنا است: 1ـ جمع «خيّر» ـ با تشديد ياء ـ به معناى نيكوكار است. 2ـ جمع «خيْر» ـ به سكون ياء ـ در مقابل
«شرّ» است. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 48 - 3
3 - اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از افراد خيّر و نيكوكار بودند .
و كلّ من الأخيار
اخيار به دو معنا است: 1ـ جمع «خيّر» ـ با تشديد ياء ـ به معناى نيكوكار است. 2ـ جمع «خيْر» ـ به سكون ياء ـ در مقابل «شرّ» است. برداشت ياد شده مبتنى بر فرض نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 48 - 3
3 - اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از افراد خيّر و نيكوكار بودند .
و كلّ من الأخيار
اخيار به دو معنا است: 1ـ جمع «خيّر» ـ با تشديد ياء ـ به معناى نيكوكار است. 2ـ جمع «خيْر» ـ به سكون ياء ـ در مقابل «شرّ» است. برداشت ياد شده مبتنى بر فرض نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15،18
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
18- پيشى گرفتن در كار هاى نيك ، دعاى همراه با رغبت و بيم و نيز خشوع پيامبران ( ع ) ، عامل بهره مندى آنان از موهبت هاى الهى بود .
و لقد ءايتنا موسى و هـرون . .. إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت ... و كانوا لنا خـش
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1ـ ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به پيامبران بازگردد، چه اين كه آيات پيشين در مورد آنان بود. 2ـ جمله «إنّهم كانوا يسارعون...» و جملات بعد، در مقام تعليل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 20
20- شتاب و پيشگامى در كار هاى خير ، دعاى همراه با رغبت و اميد و خشوع به درگاه الهى ، از ارزش هاى والا و صفات برجسته مردان الهى
إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت و يدعوننا رغبًا و رهبًا و كانوا لنا خـشعين
برداشت ياد شده به خاطر اين است كه آيه شريفه، در توصيف پيامبران الهى است و از ميان ده ها صفات و ويژگى هاى ايشان، تنها به اين سه صفت و ويژگى اشاره شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 34 - 9
9 - سپاس گزارى بهشتيان از خداوند ، به خاطر آمرزش خطا هاى آنان و قدردانى از كار هاى نيكشان
و قالوا الحمد للّه . .. إنّ ربّنا لغفور شكور
جمله «إنّ ربّنا لغفور شكور» بيان ديگرى از فلسفه سپاس گزارى از خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 48 - 3
3 - اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از افراد خيّر و نيكوكار بودند .
و كلّ من الأخيار
اخيار به دو معنا است: 1ـ جمع «خيّر» ـ با تشديد ياء ـ به معناى نيكوكار است. 2ـ جمع «خيْر» ـ به سكون ياء ـ در مقابل «شرّ» است. برداشت ياد شده مبتنى بر فرض نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 12،13،15
12- زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) شتابان به انجام كار هاى خير مى پرداختند و در آن پيش قدم و پيشگام بودند .
إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به زكريا(ع) و همسر و فرزند او (يحيى) بازگردد.
13- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) بود .
و زكريّا . .. و وهبنا له يحيى و أصلحنا له زوجه إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
فعل مضارع «يسارعون» و فعل «كانوا» پيش از آن بيانگر استمرار و تداوم است و متعدى شدن فعل «يسارعون» به «فى» حكايت از جدّيت و علاقه به كار دارد.
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 61 - 3
3 - انجام كار هاى خير ، سيره هميشگى مؤمنان راستين است ، نه امرى مقطعى و موقت .
أُولـئك يسـرعون فى الخيرت
از به كارگيرى فعل مضارع (يسارعون) ـ كه بيانگر استمرار است ـ برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 12،13
12- زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) شتابان به انجام كار هاى خير مى پرداختند و در آن پيش قدم و پيشگام بودند .
إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به زكريا(ع) و همسر و فرزند او (يحيى) بازگردد.
13- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) بود .
و زكريّا . .. و وهبنا له يحيى و أصلحنا له زوجه إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
فعل مضارع «يسارعون» و فعل «كانوا» پيش از آن بيانگر استمرار و تداوم است و متعدى شدن فعل «يسارعون» به «فى» حكايت از جدّيت و علاقه به كار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 12،13،15
12- زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) شتابان به انجام كار هاى خير مى پرداختند و در آن پيش قدم و پيشگام بودند .
إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به زكريا(ع) و همسر و فرزند او (يحيى) بازگردد.
13- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) بود .
و زكريّا . .. و وهبنا له يحيى و أصلحنا له زوجه إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
فعل مضارع «يسارعون» و فعل «كانوا» پيش از آن بيانگر استمرار و تداوم است و متعدى شدن فعل «يسارعون» به «فى» حكايت از جدّيت و علاقه به كار دارد.
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 11،12
11- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، مأمور به انجام كار نيك ، برپاداشتن نماز و پرداخت زكات
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
12- خداوند ، به ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) كار هاى نيك را شناساند و چگونگى انجام آنها را از طريق وحى به آنان آموخت .
و أوحينا إليهم فعل الخيرت
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «فعل الخيرات» به خاطر مفعول بودن آن براى «أوحينا» باشد. براين اساس وحى و الهام فعل خيرات مى تواند به اين معنا باشد كه خدا هر آن چه در ميزان الهى و در واقع، كار خير است به آنان شناساند و چگونگى انجام دادن آنها را از طريق وحى به آنان آموخت. و به سخن ديگر «أوحينا» متضمن معناى «علّمنا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 47 - 4
4 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از افراد خيّر و نيكوكار بودند .
و إنّهم . .. الأخيار
اخيار به دو معنا است: 1ـ جمع «خيّر» ـ با تشديد ياء ـ به معناى نيكوكار است. 2ـ جمع «خيْر» ـ به سكون ياء ـ در مقابل «شرّ» است. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 7
7 - پيشتازان در انجام كار هاى خير ، از بهترين مردم و والاترين آنان در پيشگاه خداوند
و منهم سابق بالخيرت
از تقسيم بندى سه گانه مردم در تمسّك به قرآن و دين دارى (ضعيف، قوى و. ..) و آمدن گروه پيشتاز در انجام خيرات به عنوان آخرين و قوى ترين گروه، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 5
5 - رقابت در كار هاى پسنديده ، امرى است شايسته و مورد سفارش خداوند .
سابقوا إلى مغفرة من ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 5
5 - مسلمانان در انجام كار هاى خير ، به سه دسته ستمكار ، ميانه رو و پيشتاز تقسيم مى شوند .
فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرت
اين برداشت، براساس ديدگاه برخى از مفسران است كه اظهار داشته اند: قيد «بالخيرات» در «سابق بالخيرات» قرينه بر اين كه ظلم به نفس و يا ميانه روى، در مقايسه با «خيرات» سنجيده شده است. و به قرينه آمدن اين قيد در «سابق بالخيرات»، از جمله هاى «ظالم لنفسه» و «منهم مقتصد» حذف شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 26
26ـ موفقيت آدمى در انجام كار هاى نيك ، در گرو امداد و يارى خداوند است .
و ما توفيقى إلاّ بالله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 84 - 8
8 - خوبى هركار ، علاوه بر صدور آن به نيت خير ، در گرو هماهنگى آن با ساير خواسته ها و دستورات خداوند است .
و ما أعجلك . .. و عجلت إليك ربّ لترضى
با وجود آن كه موسى(ع) در تعجيل خود، نيت خير داشته است; ولى بازخواست شدن او دال براين مطلب است كه صرف داشتن نيت خير، براى برترى يافتن عمل كافى نيست; بلكه بايد با ادله ديگر آن عمل را سنجيد. اگر در تعارض نبود، آن گاه بدان اقدام كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 105 - 8
8 - نيت عملِ خير و فراهم ساختن زمينه هاى انجام آن ، برابر است با انجام كامل آن در بينش الهى
قد صدّقت الرءيا إنّا كذلك نجزى المحسنين
برداشت ياد شده از آن جا است كه ابراهيم(ع) به قصد قربانى كردن فرزندش اسماعيل، تمامى مقدمات آن را تا خواباندن وى بر زمين و به دست گرفتن كارد انجام داد و خداوند همين مقدار از تلاش آن حضرت را، انجام كامل ذبح تلقى فرمود و از ايشان قبول كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 8 - 6
6 - ترغيب به كار خير و وعده پاداش به آن ، مقدّم بر تهديد در امر تربيت
فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره . و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره
{عمل صالح}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 215 - 12
12 ـ آگاهى خداوند به كليّه اعمال خير انسان
و ما تفعلوا من خير فانّ اللّه به عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 16 - 9
9 ـ درخواست از مقام ربوبيّت حق و عدم اتّكاى به عمل صالح خويش ، ادب دعا
ربّنا انّنا امنّا
همواره در قرآن، ايمان و عمل صالح با هم ذكر مى شود; ولى در اينجا چون مقام دعاست، گوينده على رغم دارا بودن عمل صالح «تقوا»، يادى از آن نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 115 - 4،5
4 ـ قيام به طاعت خدا ، تلاوت آيات وى در شب هنگام در حال سجده ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف ، نهى از منكر و شتاب در نيكى ها ، از اعمال خير
من اهل الكتب امّة قائمة . .. و ما يفعلوا من خير
5 ـ پاداش الهى به اعمال نيك در گرو انجام آن از سوى افراد صالح است .
و اولئك من الصّالحين. و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه
فاعل در «ما يفعلوا»، ضميرى است كه به «الصالحين» برمى گردد; يعنى اگر صالحان عمل خير انجام دهند پاداش مى گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 98 - 8
8- قراءت قرآن ، عملى صالح و داراى اهميتى ويژه *
من عمل صـلحًا . .. فإذا قرأت القرءان فاستعذ
برداشت فوق، از ارتباط ميان آيه قبل، كه درباره عمل صالح به صورت عموم بود و آيه فوق كه در رابطه با يكى از اعمال با ارزش (قراءت قرآن) است، به دست آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 37 - 10
10 - سپاس گزارى بدرگاه خداوند و يادكرد عظمت و كبريايى او ، از كار هاى نيك و مورد توصيه خداوند .
لتكبّروا اللّه . .. و بشّر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 56 - 5
5 - ارتباط با خدا ، رسيدگى به محرومان جامعه و فرامان برى از رهبرى جامعه اسلامى ، از مصداق هاى مهم و بارز اعمال صالح
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
برداشت فوق با توجه به اين نكته است كه فريضه نماز، زكات و اطاعت از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) كه جزو اعمال صالح مى باشد، اختصاص به ذكر يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 10 - 14
14 - انفاق ، مصداق بارز عمل صالح و نيك كردارى است .
و أنفقوا من مّا رزقنـكم . .. أكن من الصـلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 15 - 1
1 - به زبان آوردن نام خداوند ، درست كارى و مايه نجات است .
قد أفلح من . .. و ذكر اسم ربّه
ذكر دو نوع است: ذكر با قلب و ذكر با زبان (مفردات راغب) و مراد از آن در آيه شريفه ـ به قرينه كلمه «اسم» ـ ذكر با زبان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 96 - 1
1- ايمان و عمل صالح موجب نفوذ محبوبيت شخص مؤمن در دل هاى مردم است .
إنّ الذين ءامنوا . .. سيجعل لهم الرحمن ودًّا
«ودّ» به معناى ميل و محبت است. و مراد از آن، به قرينه «لهم»، محبتى است كه خداوند براى مؤمنان در دل هاى ديگران قرار مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 112 - 3
3 - بى ايمانى و كناره گيرى از اعمال صالح ، ظلمى است كه در قيامت گريبان گير انسان خواهد شد .
و قد خاب من حمل ظلمًا . و من يعمل من الصـلحـت و هو مؤمن
ظاهر تقابل بين اين آيه و آيه قبل، اين است كه موضوع اين آيه، دسته مقابل ظالمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 11
11 - مؤمنان به خدا و قيامت و دارندگان عمل صالح ، در قيامت هيچ ترس و اندوهى نخواهند داشت .
من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً . .. و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون
به قرينه «فلهم أجرهم عند ربهم» مى توان گفت: ظرف «لاخوف عليهم . ..» قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 112 - 1
1 - مؤمنان ى كه داراى اعمالى صالح باشند ، در قيامت از هرگونه تباهى و كاستى در ثمره كار خويش مصون خواهند بود .
و من يعمل من الصـلحـت و هو مؤمن فلايخاف ظلمًا و لاهضمًا
«هضم»; يعنى، ناقص كردن و كاستن (مصباح). بنابراين «لايخاف ظلماًو لاهضماً»; يعنى، نه كسى ستمى بر او روا مى دارد تا به ناحق او را مؤاخذه كند و نه نقصان و كاستى در جزاى عمل او پديد مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 102 - 2
2 - تنها عقايد درست و اعمال صالح ، داراى وزن و مقدار در قيامت
فمن ثقلت موزينه فأُولـئك هم المفلحون
با توجه به اين كه فلاح و رستگارى در نتيجه ايمان و عمل صالح به دست مى آيد و در اين آيه، تنها كسانى رستگار دانسته شده اند كه از ميزانى سنگين برخوردار باشند، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 89 - 1
1 - كار هاى شايسته انسان ، در دنيا داراى ثمره اى برتر براى خود وى در آخرت
من جاء بالحسنة فله خير منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 67 - 2
2 - رستگارى و سعادت اخروى ، در گرو توبه ، ايمان و عمل صالح
فأمّا من تاب و ءامن و عمل صـلحًا فعسى أن يكون من المفلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 37 - 6
6 - انجام اعمال صالح ، شرط نجات از دوزخ و آسودگى در آخرت است .
ربّنا أخرجنا نعمل صـلحًا غير الذى كنّا نعمل أوَلم نعمّركم ما يتذكّر فيه من تذكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 11
11 - امنيت و آرامش در عرصه قيامت ، ره آورد ايمان و عمل صالح است .
ترى الظـلمين مشفقين . .. و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت فى روضات الجنّات
از مقابله دو گروه ستمكاران و مؤمنان و اين كه آيه شريفه هراس را به ستمكاران نسبت داده است، مى توان استفاده كرد كه مؤمنان در عرصه قيامت ترسى نداشته و در امنيت به سر خواهند برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 72 - 2
2 - پايدارى و مداومت در اعمال نيك ، مايه راه يابى به بهشت
و تلك الجنّة . .. بما كنتم تعملون
با توجه به واژه «كنتم» ـ كه دلالت بر استمرار دارد ـ استفاده مى شود براى دستيابى به نعمت بهشتى، بايد در انجام اعمال نيك مداومت داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 45
45- از ميان اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها پايداران بر طريق ايمان و عمل نيك ، برخوردار از مغفرت و پاداش عظيم الهى اند .
وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت منهم مغفرة و أجرًا عظيمًا
در صورتى كه «من» در «منهم» براى تبعيض باشد; از آيه شريفه استفاده مى شود كه از ميان كسانى كه همراه پيامبرند، تنها بخشى از آنان ـ كه اهل ايمان و عمل صالح بوده و بر اين وصف پايدار مى باشند ـ از مغفرت و اجر الهى برخورداراند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 3 - 3
3- درنگِ جاودانه مؤمنان در بهشت ، نتيجه مداومت آنان بر اَعمال نيك است .
يعملون الصـلحـت . .. مكثين فيه أبدًا
ذكر «ماكثين فيه أبداً» پس از جمله «يعملون الصالحات» ـ كه بر استمرار دلالت دارد ـ مى تواند نشاندهنده اين مطلب باشد كه جاودانگى آنان در بهشت، نتيجه مداومت شان بر اَعمال نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 31 - 6
6 - برخوردارى همسران پيامبر از پاداش مضاعف الهى ، منوط به تداوم اطاعت و انجام دادن عمل صالح از سوى آنها است .
و من يقنت منكنّ . .. و تعمل صـلحًا نؤتها أجرها مرّتين
فعل مضارع «يقنت» و «تعمل» استمرار را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 72 - 2
2 - پايدارى و مداومت در اعمال نيك ، مايه راه يابى به بهشت
و تلك الجنّة . .. بما كنتم تعملون
با توجه به واژه «كنتم» ـ كه دلالت بر استمرار دارد ـ استفاده مى شود براى دستيابى به نعمت بهشتى، بايد در انجام اعمال نيك مداومت داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 24 - 3
3 - تداوم بر انجام عمل صالح و پايدار ماندن بر آن تا آخر عمر ـ و نه انجام دادن مقطعى آن ـ شرط لازم براى دستيابى به مقام قرب الهى در آخرت و بهشت سرشار از نعمت
أُولـئك المقرّبون . فى جنّـت النعيم ... جزاء بما كانوا يعملون
از تعبير «كانوا يعملون» (ماضى استمرارى) برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 12
12 - كفر به خدا ، انكار قيامت و نداشتن عمل صالح ، موجب غلبه ترس و اندوه بر آدمى است .
من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً . .. و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون
مفهوم جمله «من آمن . ..» گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 65 - 5
5 - بنى اسرائيل در خطر گرفتار آمدن به عذاب هاى دنيوى ( ذليل گشتن ، مطرود شدن و . . . ) در صورت ايمان نياوردن به قرآن و انجام ندادن اعمال صالح
و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت فقلنا لهم كونوا قردة خسئين
در آيات گذشته (از 41 تا 45 و نيز آيه 62) خداوند بنى اسرائيل را به ايمان و تصديق قرآن و انجام اعمال صالح دعوت كرد و در آيه مورد بحث سرگذشت شوم اسحاب سبت را يادآور شد تا هشدارى باشد به آنها كه مبادا با سرپيچى از دعوت خدا و فرمانهاى او، به سرنوشتى همانند اصحاب سبت گرفتار آيند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 6 - 4
4 - بى ايمانى و ترك عمل صالح ، مايه گرفتار آمدن انسان در پست ترين جايگاه جهان آخرت
ثمّ رددنـه أسفل سـفلين . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
در آيه قبل گرچه فعل «رددنا» به خداوند استناد يافته بود; ولى اين آيه بيانگر آن است كه بى ايمانى و ترك عمل صالح، دليل تنزّل يافتن افراد به «أسفل سافلين» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عصر - 103 - 3 - 4
4 - كفرورزى ، ترك عمل صالح و بى اعتنايى به ترويج حق و صبر ، زيان كارى است .
لفى خسر . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 160 - 7
7 ـ انجام عمل نيك به شرط حبط نشدن تا حضور در صحنه قيامت داراى پاداشى ده چندان است.
من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها
حرف «باء» در «بالحسنة» هم مى تواند براى تعديه باشد، كه در اين صورت «مجىء» به معناى انجام دادن است، و هم مى تواند براى مصاحبت باشد، كه در اين صورت «مجىء» به معناى حاضر شدن است. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است. بر اين مبنا جمله «من جاء بالحسنة» (كسى كه با عمل نيكى در قيامت حاضر شود)، اشاره به اين معنا دارد كه پاداش از آن كسى است كه عمل نيكش تا قيامت باقى باشد و با گناه حبط نشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 9
9 - روزى اهل بهشت ، نتيجه و تجسم عقايد صحيح و اعمال صالحشان است .
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً قالوا هذا الذى رزقنا من قبل
برداشت فوق بر اين اساس است كه: مراد از «من قبل» دنيا باشد. بر اين مبنا، جمله «هذا الذى ...» دلالت مى كند كه روزيهاى بهشت همان است كه در دنيا به اهل ايمان داده شده بود. در توجيه اين معنا (عينيت روزى بهشت با روزى دنيا) مى توان گفت، مقصود آن است كه: نعمتهاى بهشت تجسم همان اعمال و عقايد اهل ايمان در دنياست. روشن است كه بر اين مبنا، مراد از «الذى رزقنا» ايمان و عمل صالح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 1،2،9،13
1 - مسلمانان ، يهوديان ، نصرانى ها و صابئان ، در صورت داشتن ايمان راستين به خدا و باور به قيامت و انجام عمل صالح ، از پاداشى گران قدر برخوردار خواهند شد .
إن الذين ءامنوا . .. فلهم أجرهم عند ربهم
مراد از «الذين ءامنوا» مسلمانان هستند. درباره آيين صابئى نظرات مختلفى ايراد شده است. علامه طباطبايى پس از بيان اقوال
گوناگون، تأييد مى كنند كه آيين صابئى، آيينى ممزوج از دين يهود، مجوس و حرانيّه بوده است.
2 - ايمان واقعى به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح ، شرط دور ماندن مسلمانان ، يهوديان ، نصارا و صابئان از هرگونه ترس و اندوه
إن الذين ءامنوا . .. و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون
تكرار «ايمان» در «ان الذين آمنوا» و «من آمن» حكايت از آن دارد كه: مراد از ايمان در جمله «من آمن» ايمان واقعى و راستين است نه ايمان صورى و اسمى.
9 - رسيدن به پاداش هاى گران قدر الهى در گرو ايمان به خدا ، باور به قيامت و انجام اعمال صالح است .
من ءامن باللّه . .. فلهم أجرهم عند ربهم
مقيد كردن اجر و پاداش به اينكه نزد خداوند است، اشاره به گران سنگى پاداش دارد.
13 - رهايى يافتن يهود از خوارى و درماندگى و برطرف شدن غضب الهى از آنان ، در گرو ايمان واقعى ايشان به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح است .
ضربت عليهم الذلة و المسكنة . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً فلهم أج
در آيه قبل بيان شد كه يهود بر اثر كفر و گناه به خوارى، ذلت و غضب گرفتار شدند. آيه مورد بحث خصوصاً با توجه به اينكه از يهوديان نام برده (والذين هادوا) مى تواند اشاره به اين باشد كه: راه نجات يهود از آن سرنوشت شوم ايمان و عمل صالح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 82 - 1
1 - مؤمنان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كه داراى اعمال صالح باشند ، اهل بهشت بوده و در آن جاودان خواهند بود .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت أولئك أصحب الجنة هم فيها خلدون
مراد از ايمان در آيه مورد بحث - به قرينه آيه 75 (أفتطمعون أن يؤمنوا لكم) - ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اسلام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 104 - 12
12 ـ بيان فرجام و آثار مثبت اعمال خير ، از شيوه هاى قرآن براى سوق دادن انسان ها به آن اعمال
و لتكن منكم امة . .. و اولئك هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 115 - 9
9 ـ ايمان به خدا و روز واپسين و عمل صالح ، موجب نيل آدمى به تقواپيشگى *
امّة قائمة . .. يؤمنون باللّه و اليوم الاخر ... و اللّه عليم بالمتّقين
تعبير از مؤمنانِ آمر به معروف و . .. به متّقيان يا به جهت اين است كه دارندگان صفات ياد شده تقواپيشه هستند، و يا آن صفات موجب نيل آدمى به تقواپيشگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 134 - 11
11 ـ جلب محبّت الهى ، در گرو انجام اعمال نيك ، به شيوه اى شايسته
و اللّه يحبّ المحسنين
كلمه «المحسنين»، همان گونه كه گذشت، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه صفات ذكر شده در آيه از مصاديق احسان و نيكوكارى است. و نيز مى تواند بيان صفتى ديگر براى اهل تقوا باشد; يعنى پرهيزگاران كسانى هستند كه همواره، اعمال را به وجه نيكوى آن انجام مى دهند; اگر انفاق مى كنند به شيوه نيك آن، و ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 48 - 7
7 ـ ايمان به انبيا، همراه با شايسته ساختن عمل، زمينه سلامت، تعادل و بهداشت روانى
فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون
اندوه و ترس از ويژگيهاى افرادى است كه از سلامت و بهداشت روانى برخوردار نيستند. چون خداوند زمينه دور ماندن از اندوه را در اين آيات بيان فرموده است، مطلب فوق را مى توان برداشت كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 42 - 2
2 ـ پيوستگى ايمان و عمل صالح ، شرط بارورى و ثمردهى هر يك
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. اولئك اصحب الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 16
16 ـ بهشت تفضلى است از جانب خداوند به مؤمنان نيك كردار ، نه پاداشى همپايه عملكرد آنان
تلكم الجنة اورثتموها بما كنتم تعملون
خداوند از يك سو بهشت را پاداش عملكرد اهل ايمان دانسته (بما كنتم تعملون) و از سوى ديگر آن را ميراث (دستيابى به چيزى بدون عوض) خوانده است تا به اين حقيقت اشاره كند كه اعطاى بهشت همپايه اعمال مؤمنان نيست، بلكه تفضلى است از جانب خداوند به ايشان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 11
11 ـ ايمان همراه با عمل نيك ، شرط دستيابى انسان به نعمت هاى جاودان بهشت و رستگارى عظيم
وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت . .. الفوز العظيم
مراد از «المؤمنين و المؤمنت»، با توجه به آيه پيش، زنان و مردان مؤمنى هستند كه اهل عمل صالحند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 102 - 3
3 ـ وجود عمل صالح در ميان اعمال انسان ، زمينه ساز توبه وى از خطاها *
اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صلحاً
ممكن است بيان «خلطوا عملا صالحاً . ..» بدين منظور باشد كه وجود عمل صالح در روى آوردن آنان به توبه تأثير داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 4 - 11
11 ـ عمل صالح ، شرط بهره مندى اهل ايمان از پاداش هاى اخروى
ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصلحت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 9 - 2
2 ـ عمل صالح ، شرط بهره مندى اهل ايمان از پاداش هاى اخروى است .
إن الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. فى جنت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 3 - 11
11ـ هر كس داراى اعمال صالح بيشترى باشد ، از ناحيه خداوند پاداش افزون ترى دريافت خواهد كرد .
و يؤت كل ذى فضل فضله
مقصود از «فضل» عمل خير افزون بر ديگران است و ضمير در «فضله» به «كل» باز مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 6،7،8
6ـ انجام كار هاى شايسته و پيشه ساختن صبر ، آدمى را از روحيه اى مقاوم بهره مند خواهد ساخت و از تزلزل روحى و روانى نجات خواهد داد .
إنّه ليئوس كفور . .. إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصـلحـت
آيه نهم و دهم ، بيانگر اين بود كه: انسانها تحت تأثير كمترين رفاه و محنت متزلزل شده و خود باخته مى شوند و آيه مورد بحث ، صابرانى را كه اعمال شايسته انجام مى دهند ، از اين خصلت استثنا كرده است.
7ـ موفقيت در آزمون هاى الهى ، در گرو صبرپيشگى و انجام كار هاى شايسته است .
ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً . .. لـئن أذقنا الإنسـن ... إلاّ الذين صبروا و عملوا ال
8ـ كارآيى صبر ، در گرو انجام اعمال صالح است .
إلاّ الذين صبروا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 23 - 1
1ـ بهشت از آنِ مؤمنانى است كه اعمال صالح انجام دهند و در برابر خدا خاضع و فروتن باشند .
إن الذين ءامنوا . .. أُولـئك أصحـب الجنة
إخبات (مصدر أخبتوا) به معناى خضوع و خشوع و نيز به معناى اطمينان است. برداشت فوق ، براساس معناى اول مى باشد. گفتنى است كه در اين صورت «إلى» به معناى لام است; يعنى: «أخبتوا لربهم; در برابر خدا خاضع هستند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 12،13
12ـ ايمان و اعمال صالح ، محور اساسى پيوند و ارتباط پيامبران با انسانهاست .
إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
13ـ اعمال صالح خانواده نوح ( پرستش خدا و . . . ) مايه نجات آنان از حادثه طوفان بود نه انتسابشان به حضرت نوح ( ع ) .
إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
تصريح خداوند به اين كه «هلاكت فرزند نوح به خاطر اعمال ناصالحش بوده است» ، اشاره به اين معنا دارد كه: نجات ديگر اعضاى خانواده نوح ، به خاطر انتسابشان به آن حضرت نبوده; بلكه منزه بودنشان از اعمال ناشايست ، مايه نجاتشان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 29 - 1،4
1ـ مؤمنان به خداى يكتا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن كه داراى عمل صالح باشند ، از بهترين و پاك ترين زندگى هاى دنيوى بهره مندند .
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت طوبى لهم
متعلق «ءامنوا» به قرينه آيات گذشته توحيد ، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن است. «طوبى» اسم تفضيل مؤنث اطيب و به معناى بهترين و پاك ترين مى باشد و مراد از آن به قرينه مقابله آن با «مئاب» حيات و زندگانى برتر و پاك تر دنيوى است.
4ـ اعمال صالح بدون ايمان ، تضمين كننده سعادت دنيا و آخرت نيست .
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت طوبى لهم و حسن مئاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 32 - 17
17- عقيده صحيح و عمل صالح انسان ها ، عامل تعيين كننده سعادت آنان
و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا . .. ادخلوا الجنّة بما كنتم تعملو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 97 - 3،4،5،8
3- دستيابى انسان به زندگى پاكيزه و خوشايند ، در گرو عمل صالح ناشى از ايمان است .
من عمل صـلحًا . .. و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيّبة
4- ايمان و عمل صالح ، دو عامل براى دستيابى انسان به كمال و حيات برتر
من عمل صـلحًا . .. و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيّبة
مراد از جمله «نحيينّه حياة طيّبة» حيات معنوى است; چه اينكه روشن است كسانى كه عمل صالح انجام مى دهند، داراى حيات مادى اند و مراد از حيات معنوى، كمال وجودى و رشد و تعالى است.
5- تأثير ايمان و عمل ، در سلامت و دلپذيرى زندگى دنيوى انسان
من عمل صـلحًا . .. و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيّبة
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «حياة طيّبة» همين زندگى دنيوى باشد.
8- نقش اساسى و محورى عمل صالح ، در دستيابى به سعادت و پاداش اخروى
من عمل صـلحًا . .. و هو مؤمن ... و لنجزينّهم أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون
برداشت فوق، به خاطر اين است كه در آغاز آيه اثربخشى عمل، مشروط به ايمان شده است (من عمل صالحاً . .. و هو مؤمن) در عين حال در پايان آيه پاداش اخروى تنها منوط به عمل دانسته شده و از ايمان سخن به ميان نيامده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 98 - 9
9- انسان در هر عمل صالح ، مورد هجوم و وسوسه شيطان و نيازمند استعاذه و پناه بردن به خداوند است . *
من عمل صـلحًا . .. فإذا قرأت القرءان فاستعذ بالله من الشيطـن الرجيم
برداشت فوق، بدان احتمال است كه قراءت قرآن به عنوان نمونه اى از عمل صالح ذكر شده باشد كه در آيه قبل از آن سخن به ميان آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 9 - 6
6- داشتن عمل صالح ، شرط بهره مندى مؤمنان از پاداش بزرگ الهى
و يبشّر المؤمنين الذين يعملون الصـلحـت أن لهم أجرًا كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 2 - 11
11- قرين بودن ايمان با عمل نيك ، شرط ثمربخشى آن است .
المؤمنين الذين يعملون الصـلحـت أنّ لهم أجرًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 30 - 2
2- همراه بودن ايمان و عمل صالح ، شرط ثمربخشى آنها است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت إنّا لانضيع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 82 - 7،8
7- صلاح و نيكى پدر يتيمان ، مايه اراده خداوند بر دستيابى آنان به گنج نهفته خويش ، هنگام توان مندى بر بهره گيرى از آن شد .
و كان أبوهما صـلحًا فأراد ربّك أن يبلغا أشدّهما و يستخرجا كنزهما
اهل لغت، در اين كه كلمه «أشدّ» مفردى است كه وزنى مانند وزن جمع دارد، يا جمعى است كه از لفظ خود مفردى ندارد، اختلاف نظر دارند. برخى، آن را جمع «شدة» دانسته اند (لسان العرب). در هر صورت، مراد، حدّ توان مندى جسمى و عقلى است.
8- برخورد شايسته با فرزندانِ افرادِ صالح ، به پاس نيكى پدران آنان ، لازم است .
و كان أبوهما صـلحًا فأراد ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 5
5- همراهى ايمان و عمل صالح ، شرط برخوردارى از پاداش نيك است .
من ءامن و عمل صـلحًا فله جزاءً الحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 107 - 4
4- ثمربخشى ايمان و عمل صالح ، در پرتو پيوستگى آن دو با هم است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 1،2
1- توبه ، ايمان واقعى و عمل صالح ، تنها راه رهايى ضايع كنندگان نماز و پيروان شهو ها از عذاب الهى است .
فسوف يلقون غيًّا . إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا
استثنا در «إلاّ من تاب. ..» متصل است و مراد از توبه، پشيمانى از ضايع كردن نماز و پيروى از تمايلات نفسانى است. در مورد ايمان بدان جهت قيد «واقعى» ذكر شده است كه بر حسب ظاهر افراد ياد شده در آيه قبل، در زمره مؤمنان بودند; ولى نماز را ضايع مى كردند; يعنى، ايمان ظاهرى و اسمى را دارا بودند، ولى ايمان واقعى را نداشتند.
2- توبه كنندگان مؤمن و داراى عمل صالح ، به بهشت وارد مى شوند .
إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا فأُولئك يدخلون الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 76 - 8،12
8- روى آوردن به انجام عمل صالح ، نشانگر برخوردارى از هدايت هاى ويژه الهى است .
و يزيد اللّه الذين اهتدوا هدًى والبقيـت الصـلحـت
12- انجام عمل صالح ، درپى دارنده بهترين بازدهى
والبقيـت الصـلحـت . .. خير مردًّا
«مردّ» مصدر ميمى و به معناى بازگرداندن است. « ...خير مردّاً»; يعنى، اعمال نيك از نظر بازدهى و آنچه از ناحيه عمل به انسان بازمى گردد، بهتر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 96 - 6
6- پيوستگى ايمان و عمل صالح ، شرط بارورى و ثمردهى كامل آنها
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت سيجعل . .. ودًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 76 - 7
7 - ايمان و عمل صالح ، راه تزكيه نفس و رشد آدمى است .
و من يأته مؤمن ا قد عمل الصـلحـت . .. و ذلك جزاء من تزكّى
«تزكية» به معناى «تطهير» است. به نظر مى رسد مراد از آن در اين آيه، به قرينه آيات پيشين (كه سخن از ايمان و عمل صالح و دورى از كفر و شرك سخن گفته بود) تحصيل ايمان و عمل صالح براى طهارت از كفر و گناه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 82 - 2،3،11
2 - توبه كنندگان از شرك ، كفر و عصيان ، با ايمان و عمل صالح و پى گيرى هدايت ، قطعاً مشمول مغفرت خداوند قرار خواهند گرفت .
و إنّى لغفّار لمن تاب و ءامن . .. ثمّ اهتدى
مراد از توبه به قرينه آيه قبل، توبه از گناه تعدى در مأكولات است و چون پس از «تاب»، سخن از ايمان به ميان آمده است، شامل توبه از شرك و كفر نيز مى شود.
3 - توبه ، ايمان ، عمل صالح ، و پى گيرى هدايت ، زمينه هاى جلب غفران خداوند
و إنّى لغفّار . .. ثمّ اهتدى
با توجه به اين كه توبه، ايمان و عمل صالح، خود حكايت از هدايت يافتگى دارد، «ثمّ اهتدى» براى بيان استمرار بر هدايت و پى گيربودن در مورد آن است.
11 - هدايت افزون تر و رو به رشد ، ره آورد توبه ، ايمان و عمل صالح
لمن تاب و ءامن و عمل صـلحًا ثمّ اهتدى
ممكن است «ثمّ اهتدى» به مرتبه هاى بالاى هدايت و درجات عالى آن نظر داشته باشد كه در پى توبه، ايمان و عمل صالح، به دست مى آيد. اين نكته با توجه به معناى باب افتعال ـ كه مطاوعه است ـ بيشتر آشكار مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 86 - 6
6- عمل صالح ، وسيله جلب رحمت خاص الهى است .
و أدخلنـهم فى رحمتنا إنّهم من الصـلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 94 - 2
2- بارورى و ثمربخشى عمل صالح ، در پرتو همراه بودن آن با ايمان است .
فمن يعمل من الصـلحـت و هو مؤمن
جمله «و هو مؤمن» حال براى فاعل «يعمل» است و اين جمله در واقع شرط براى انجام كارهاى نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 105 - 9
9- نقش عبوديت خداوند و صلاح و درست كارى در دستيابى به حاكميت زمين
يرثها عبادى الصـلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 14 - 2
2 - همراهى ايمان و عمل صالح ، شرط ورود به بهشت
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت جنّـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 50 - 2،4،5
2 - همراهى ايمان با عمل صالح ، شرط بهره مندى از پاداش هاى الهى
فالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت . .. و رزق كريم
4 - ايمان همراه با عمل صالح ، موجب مغفرت و زداينده آثار گناه شرك و كفر
فالذين ءامنوا . .. لهم مغفرة
5 - ايمان به خداى يگانه ( توحيد و نفى شرك ) ، مايه برخوردارى از غفران الهى و عمل صالح ، مايه بهره مندى از نعمت هاى بهشت
فالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم مغفرة و رزق كريم
برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «مغفرت» مربوط به ايمان و «رزق كريم» مرتبط با عمل صالح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 56 - 5
5 - دستيابى به نعمت هاى بهشتى در گرو همراهى ايمان و عمل صالح
فالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت فى جنّـت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 100 - 2
2 - كافران در هنگام مرگ ، آرزومند يافتن فرصتى دو باره ، براى تدارك فرصت هاى از دست رفته و جبران بدى هاى گذشته خود ، با انجام اعمال نيك
قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صـلحًا فيما تركت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 102 - 5
5 - رستگارى و سعادت جاودانى ، تنها از آنِ دارندگان اعمال صالح و گران وزن
فمن ثقلت موزينه فأُولـئك هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 14
14 - نيك كردارى ، پاك دامنى و دورى از فحشا ، باعث جلب مغفرت الهى و بهره مندى از روزىِ نفيس و ارزشمند او است .
و الطيّبون للطّيبـت أُولـئك مبرّءون ممّا يقولون لهم مغفرة و رزق كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 55 - 5،8،13،18
5 - ايمان و انجام اعمال صالح ، موجب شايستگى انسان براى خلافت در زمين و اداره زندگى بشر
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت ليستخلفنّهم فى الأرض
8 - ايمان و عمل صالح ، رمز پيروزى فراگير و عامل جلب امداد هاى الهى براى بشر در طول تاريخ
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت ليستخلفنّهم فى الأرض كما استخلف الذ
13 - ايمان و عمل صالح ، موجب تثبيت و تحكيم دين در ميان جامعه بشرى
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت . .. و ليمكّننّ لهم دينهم الذى ارتض
18 - ايمان توأم با اعمال صالح ، رمز پيروزى فراگير دين داران و موجب جلب كمك ها و امداد هاى الهى
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت ليستخلفنّهم فى الأرض و ليمكّننّ لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 70 - 1،2،4،5،6،7
1 ـ كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، از عذاب و كيفر دوچندان و خوار كننده آن گناهان در امان خواهند بود .
و من يفعل ذلك . .. يضـعف له العذاب ... إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصـلحًا
جمله «إلاّ من تاب. ..» استثنا از عموم مستفاد از «من» در «من يفعل...» است.
2 ـ توبه ، ايمان و عمل صالح ، موجب مصونيت انسان گناه كار از عذاب و كيفر الهى است .
يضـعف له العذاب . .. إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصـلحًا
4 ـ كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، خداوند كردار بد آنان را از نامه عملشان محو كرده و به جاى آنها كردار نيك قرار مى دهد .
و من يفعل ذلك . .. يضـعف له العذاب ... إلاّ من تاب ... فأُولـئك يبدّل اللّه سيّئ
در اين كه مقصود از تبديل «سيئات» به «حسنات» چيست؟ ميان مفسران دو ديدگاه عمده وجود دارد: 1ـ تبديل خود اعمال بد به اعمال نيك; به گونه اى كه در پرونده اعمال مؤمنان به جاى «سيئه»، «حسنه» نوشته شود. 2- تبديل آثار و پيامدهاى «سيئات» ـ كه عقاب است ـ به آثار و پيامدهاى «حسنات» ـ كه ثواب است ـ . گفتنى است برداشت فوق مبتنى بر ديدگاه
نخست است.
5 ـ كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، خداوند آثار بدى هاى آنان ( عقاب ) را محو و به جاى آنها ، آثار خوبى ها ( ثواب ) قرار مى دهد .
و من يفعل ذلك . .. يضـعف له العذاب ... إلاّ من تاب ... فأُولـئك يبدّل اللّه سيّئ
6 ـ توبه ، ايمان و عمل صالح ، موجب محو شدن گناهان و آثار آنها ( عقاب ) و جايگزين شدن نيكى ها و آثار آنها ( ثواب ) به جاى آن گناهان
إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصـلحًا فأُولـئك يبدّل اللّه سيّئاتهم حسنـت
7 ـ توبه ، ايمان و عمل صالح ، موجب غفران رحمت و فضل خداوند است .
إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصـلحًا فأُولـئك يبدّل اللّه سيّئاتهم حسنـت و كان ا
تبديل «حسنات» افرادى كه داراى سه خصوصيت توبه، ايمان و عمل صالح باشند، حاكى از تفضل و رحمت خدا به چنين افرادى است و نيز گوياى اين حقيقت است كه آنچه موجب اين تفضل و رحمت شده است، سه خصوصيت ياد شده مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 71 - 1،2،3
1 ـ هركس كه توبه كند و كار نيك انجام دهد ، در حقيقت رو به خدا كرده و به سوى او بازگشته است .
و من تاب و عمل صـلحًا فإنّه يتوب إلى اللّه متابًا
«متاباً» (مصدر ميمى) به معناى توبه و بازگشت و مفعول مطلق براى «يتوب» است; كه در آيه شريفه، براى تأكيد آمده است; يعنى، توبه و بازگشت كامل و حقيقى.
2 ـ توبه و انجام عمل صالح ، وسيله تقرب به خدا و نشان روى كرد حقيقى به او است .
و من تاب و عمل صـلحًا فإنّه يتوب إلى اللّه متابًا
3 ـ عمل صالح ، مظهر توبه راستين و ركن اصلى آن
و من تاب و عمل صـلحًا فإنّه يتوب إلى اللّه متابًا
يادآورى عمل صالح پس از توبه ـ كه به معناى بازگشت از گناه و روى آوردن به خدا است ـ مى تواند گوياى اين نكته باشد كه عمل صالح در معناى توبه نهفته و ركن اصلى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 1،2
1 - ارزش شعر ، در پرتو ايمان ، عمل صالح و ياد خداوند
و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و ذكروا اللّه كثيرًا
2 - ارجمندى شاعران مؤمن و نيك كردارِ پيوند خورده با ياد خدا ، در پيشگاه پروردگار
و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و ذكروا اللّه كثيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 11 - 2،7
2 - توبه و انجام عمل صالح ، از ميان برنده آثار سوء ظلم و گناه
إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنَا بعد سوء
«تبديل» (مصدر «بدّل») به معناى جايگزين كردن است. جايگزينى وقتى تحقق مى يابد كه يكى برود و ديگرى جاى آن را بگيرد. گفتنى است كه مراد از «ظلم» در آيه شريفه، مطلق معصيت است و مراد از «حُسن» هم مى تواند توبه باشد و هم عمل صالح; يعنى، «لكن آنان كه با ارتكاب گناه مرتكب ظلم شدند ولى بعداً توبه [يا عمل صالح] را جايگزين آن نمودند بدانند كه من غفور و رحيم هستم و آنان را مى بخشم و مورد رحمت خويش قرار مى دهم. بنابراين آنان نيز بعد از اين از چيزى نترسند.
7 - توبه و نيكى پس از گناه و ظلم ، موجب بهره مندى از رحمت و غفران الهى
إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنا بعد سوء فإنّى غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 17،20
17 - عمل صالح و جلب رضاى الهى ، نمود بارز شكر نعمت هاى او
أن أشكر نعمتك . .. و أن أعمل صـلحًا ترضـه
عبارت «و أن أعمل. ..» مى تواند عطف تفسيرى براى «أن أشكر نعمتك» باشد; يعنى، پروردگارا به من شكر نعمتت (انجام عمل صالح) را الهام فرما.
20 - قرار گرفتن در زمره صالحان ، منوط به عمل نيك و رحمت ويژه الهى
و أن أعمل صـلحًا ترضـه وأدخلنى برحمتك فى عبادك الصـلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 89 - 8
8 - عمل نيك ، داراى ماهيتى بالنده و زاينده ارزش ها
من جاء بالحسنة فله خير منها
در صورتى كه «من» در «فله خير منها» نشويه و «منها» صفت «خير» باشد، استفاده مى شود كه خود عمل نيك، چون چشمه اى جوشان است كه زلال ارزش ها از آن مى جوشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 80 - 9
9 - همراهى ايمان و عمل صالح ، از شرايط بهرهورى از ثواب اخروى است .
ثواب اللّه خير لمن ءامن و عمل صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 84 - 3
3 - دستيابى به پاداش برتر الهى در جهان آخرت ، در گرو داشتن اعمال نيك است .
من جاء بالحسنة فله خير منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 7 - 2
2 - اثربخشى ايمان و عمل صالح ، به توأم بودن آن دو است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لنكفّرنّ عنهم سيّئاتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 9 - 1،3،6
1 - ايمان آورندگانِ داراى عمل صالح ، از سوى خداوند ، در زمره صالحان قرارخواهندگرفت .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لندخلنّهم فى الصـلحين
3 - اثربخشى ايمان و عمل صالح ، در توأم بودن آن دو است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لندخلنّهم فى الصـلحين
6 - خداوند ، مؤمنانِ داراى عمل صالح را ، در جايگاه صالحان ، وارد خواهد كرد .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لندخلنّهم فى الصـلحين
«لندخلنّهم فى مدخل الصالحين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 58 - 2
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط دستيابى به غرفه هاى بهشت است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لنبوّئنّهم من الجنّة غرفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 15 - 3
3 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، از عوامل دستيابى به سعادت اخروى است .
فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت فهم فى روضة يحبرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 44 - 3،4،7
3 - عمل صالح ، زمينه تأمين سعادت اخروى است .
و من عمل صـلحًا فلأنفسهم يمهدون
4 - بازتاب خسارت كفر ، از آنِ كافر ، و پيامد فوايد ايمان و عمل صالح ، فراگير است . *
من كفر فعليه كفره و من عمل صـلحًا فلأنفسهم يمهدون
احتمال دارد اين كه در جواب شرط جمله نخست، ضمير مفرد آورده شده و در جواب شرط جمله دوم، به رغم مفرد بودن اسم شرط، ضمير جمع آورده شده است، اشاره به نكته ياد شده باشد.
7 - براى سعادت اخروى ، ايمانِ همراه با عمل صالح ، لازم است .
و من عمل صـلحًا فلأنفسهم يمهدون
از مقابله «من كفر» با «و من عمل صالحاً» استفاده مى شود كه «من آمن» در آن تضمين شده است. و ذكر نشدن «من آمن»
به خاطر تلازم قطعى آن با «عمل صالح» است و بدون آن، عمل صالح، اثرى نخواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 45 - 8
8 - ايمان و عمل صالح ، از عوامل جلب محبت خداوند است .
ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من فضله إنّه لايحبّ الكـفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 8 - 3
3 - ايمان توأم با عمل صالح ، شرط ثمربخشى آن دو ، در سعادت اخروى انسان است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم جنـّـت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 17 - 9
9 - خداوند ، انسان ها را به روى آوردن به انجام دادن عمل شايسته ، جهت نيل به سعادت اخروى تشويق كرده است .
فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم . .. جزاء بما كانوا يعملون
اعلام مخفى بودن پاداش مؤمنان و وصف ناپذير بودنش برانگيزاننده انسان ها، جهت دستيابى به آن پاداش است و يادآورى جزاى عمل، مزيد بر تشويق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 19 - 9
9 - عقيده و عمل صالح ، در كسب سعادت اخروى نقشى تعيين كننده دارد .
أمّا الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت فلهم جنّت المأوى . ..بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 31 - 1،2،5
1 - خداوند ، به همسران پيامبر ، در صورت اطاعت خاضعانه آنان از خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انجام عمل صالح ، وعده پاداش دوچندان داده است .
و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صـلحًا نؤتها أجرها مرّتين
«قنوت» (مصدر «يقنت») به معناى «اطاعت خاضعانه» است (مفردات راغب).
2 - مهيّا شدن روزى كريمانه از جانب خداوند براى همسران پيامبر در صورت اطاعت خاضعانه آنان از خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انجام دادن عمل صالح است .
و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صـلحًا . .. و أعتدنا لها رزقًا كريمًا
5 - امتياز همسران پيامبر ، به اطاعت خاضعانه از خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انجام دادن عمل صالح است .
و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صـلحًا نؤتها أجرها مرّتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 4 - 2
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، درپى دارنده پاداش در قيامت
ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 13 - 10،15
10 - آل داوود ، موظف به انجام عمل صالح به منظور اداى شكر به درگاه خداوند
اعملوا ءال داود شكرًا
«اعملوا» مقول قول محذوف است و مفعول «اعملوا» چيزى همانند «عملاًصالحاً» محذوف بوده و «شكراً» مفعولٌ له آن مى باشد.
15 - سليمان ( ع ) ، موظف به انجام عمل صالح به منظور شكرگزارى به درگاه خداوند
و لسليمـن الريح . .. اعملوا ءال داود شكرًا
اين كه پس از طرح قصه سليمان(ع) و ذكر فضايلى كه خداوند به او داده بود، خطاب «آل داود» آورده شده احتمال دارد به اين منظور باشد كه سليمان(ع) را به عنوان عضوى از خاندان داوود(ع)، موظف به انجام عمل صالح كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 37 - 4،10،11
4 - آنچه موجب قرب و منزلت در پيشگاه خداوند است ، ايمان و عمل صالح مى باشد .
و ما أمولكم و لا أولـدكم بالّتى تقرّبكم عندنا زلفى إلاّ من ءامن و عمل صـلحًا
10 - ثمربخشى هر يك از ايمان و عمل صالح ، منوط به توأم بودن آن دو است .
إلاّ من ءامن و عمل صـلحًا فأُولـئك لهم جزاء الضعف
11 - مال و فرزند در صورتى مى توانند نقش معنوى داشته باشند ، كه با ايمان و عمل صالح همراه باشند .
و ما أمولكم و لا أولـدكم بالّتى تقرّبكم عندنا زلفى إلاّ من ءامن و عمل صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 7 - 4،6
4 - سعادت و برخوردارى از غفران و اجر بزرگ الهى ، در گرو توأم بودن ايمان و عمل صالح است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم مغفرة و أجر كبير
6 - ايمان همراه با عمل صالح ، از موجبات آمرزش الهى و بهره مند شدن از اجر بزرگ خداوند
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم مغفرة و أجر كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 10 - 10،12،13
10 - عمل صالح ، موجب ارزشمندى ايمان ، عقايد و انديشه هاى درست و سبب بارورى آنها است .
إليه يصعد الكلم الطيّب و العمل الصـلح يرفعه
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه ضمير فاعلى (در «يرفع») به «عمل صالح » و ضمير مفعولى (يرفعه) به «الكلم الطيّب» بازگردد. گفتنى است «رفع» (مانند «صعود») در اين آيه، كنايه از ارزشمندى و بارورى مى باشد.
12 - ايمان ، انديشه و عقيده درست همراه با عمل صالح ، موجب تقرب به خداوند است .
إليه يصعد الكلم الطيّب و العمل الصـلح يرفعه
برداشت ياد شده از آن جا است كه صعود كلام طيب به پيشگاه رفيع خداوند و پذيرفته شدن عمل صالح در سايه اين كلام، به معناى صعود معنوى صاحبان اين كلام و تقرب آنان به درگاه الهى است.
13 - ايمان و عقيده درست همراه با عمل صالح ، وسيله تحصيل عزت و سربلندى است .
من كان يريد العزّة فللّه العزّة جميعًا إليه يصعد الكلم الطيّب و العمل الصـلح يرف
برداشت ياد شده، با توجه به ارتباط ميان جمله مورد بحث با صدر آيه شريفه (مسأله عزت و صعود كلام و عمل صالح) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 7،8
7 - تنها تعداد اندكى از شريكان و معاشرين ، به خاطر ايمان و نيك كردارى ، در حق يكديگر ستم نمى كنند .
إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و قليل ما هم
8 - ايمان و عمل صالح ، مانع از تجاوز به حقوق ديگران و ستم در حق شريكان
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 7
7 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، موجب ورود به بهشت مى شود ( نه يكى از آنها به تنهايى )
و من عمل صـلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولـئك يدخلون الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 8 - 3،4
3 - ايمان و عمل صالح ، موجب استحقاق ثواب الهى
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم أجر غير ممنون
واژه «أجر» به معناى مزدعمل و مفيد برداشت ياد شده است.
4 - همراه بودن ايمان و عمل صالح ، شرط بهرهورى از اجر بى حساب و بى منت الهى
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم أجر غير ممنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 20 - 18
18 - « خطب أميرالمؤمنين ( ع ) فحمد اللّه و اثنى عليه و قال : أمّا بعد . . .انّ المال و البنين حرث الدنيا و العمل الصالح حرث
الآخرة . . . ;
اميرالمؤمنين در خطبه، بعد از حمد و ثناى الهى فرمود: . ..مال و فرزند كشت و بهره دنيا است و عمل شايسته كشت و بهره آخرت است...»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 12
12 - بارورى ايمان و عمل صالح ، در گرو همراهى آن دو با يكديگر است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 4
4 - ايمان و عمل صالح ، تجلى عبوديت و بندگى انسان به درگاه خداوند است .
عباده الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
توصيف بندگان خداوند به مؤمنان داراى عمل صالح، حكايت از آن دارد كه ايمان و عمل صالح، تبلورى از عبوديت و بندگى او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 26 - 2،6
2 - ايمان و عمل صالح ، شرط پذيرش دعا از سوى خداوند است .
و يستجيب الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
6 - همراه بودن ايمان و عمل صالح ، داراى ارزش و تأثير در نزد خداوند
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و يزيدهم من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 15 - 2،3
2 - نظام كيفر و پاداش الهى ، نظامى عادلانه و براساس عملكرد نيك و بد خود انسان
ليجزى قومًا بما كانوا يكسبون . من عمل صـلحًا فلنفسه و من أساء فعليها
3 - كوچك ترين و كم ترين عمل نيك آدمى ، ثمربخش به حال او
من عمل صـلحًا فلنفسه
از تنوين تقليل در«صالحاً» مى توان به مطلب بالا را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 21 - 3،5،10
3 - ارزش و مرتبت انسان در پيشگاه خداوند ، در گرو ايمان و عمل صالح است .
أم حسب الذين . .. أن نجعلهم كالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
5 - ثمربخشى ايمان و عمل صالح ، در پرتو پيوستگى آن دو باهم
كالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
10 - بازتاب ايمان و عمل صالح ، در زندگى و مرگ انسان
أن نجعلهم كالذين ءامنوا . .. محياهم و مماتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 30 - 6
6 - همراهى ايمان با عمل صالح ، مايه برخوردارى از رحمت خداوند ، در آخرت
فأمـّا الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت فيدخلهم ربّهم فى رحمته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 5
5- آميخته ساختن ايمان با عمل صالح ، شرط بهرهورى مؤمنان از بهشت جاودان
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه . .. أُولـئك أصحـب الجنّة ... جزاء بما كانوا يعملون
در آيه قبل، دو عنصر ايمان و استقامت، زمينه ورود به بهشت جاودان معرفى شده است و در اين آيه عمل، به عنوان اساس و ملاك ره يافتن به بهشت جاودان مطرح گشته است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه تجلى عقيده در عمل، براى يكتاپرستان كارساز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 25
25- جلب رضايت و خشنودى خدا ، آرمانى والا و قابل دستيابى با عمل صالح
قال ربّ أوزعنى أن أشكر . .. و أن أعمل صـلحًا ترضـيه
جمله «ترضاه» قيد توضيحى براى «صالحاً» مى باشد و خداوند اين صلاح جويى را به عنوان آرمان انسان كامل ياد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 9
9- عفو الهى نسبت به لغزش هاى انسان ها ، منوط به برخوردارى وى از اعمالى نيك و مورد قبول خداوند
أُولـئك الذين نتقبّل عنهم . .. و نتجاوز عن سيّئاتهم
موضوع قبول اعمال نيك، قبل از «نتجاوز عن سيّئاتهم» مطرح شده است. از اين نكته استفاده مى شود كه اعمال نيك و مورد قبول خداوند، زمينه عفو لغزش ها را فراهم آورده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 4،18،19
4- عمل نيك ، نمود و مظهر ايمان
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
در صورتى كه عطف در «و عملوا الصالحات»، تفسيرى باشد; از آيه شريفه استفاده مى شود كه ايمان و عمل صالح، حقيقتى است واحد، گرچه به لحاظ لفظ و اعتبار متغاير مى نمايند. بنابر اين، ايمان واقعى را در قامت عمل بايد جست.
18- گرايش به ايمان و عمل صالح ، زمينه ساز بخشايش و غفران خطا هاى گذشته انسان
و الذين ءامنوا . .. كفّر عنهم سيّئاتهم
«كفّر عنهم سيّئاتهم» مى تواند صرفاً نظر به گناهان قبل از ايمان و اسلام داشته باشد.
19- بخشش لغزش ها از سوى خدا ، منوط به پايبندى انسان به اصول عقيدتى و اعمال ارزشى است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت . .. كفّر عنهم سيّئاتهم
از ترتّب «كفّر عنهم سيّئاتهم» بر «آمنوا و عملوا الصالحات و آمنوا بمانزّل»، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 3
3- پيوستگى ايمان و عمل صالح در زندگى مؤمنان ، شرط بهره مندى آنان از نعمت بهشت
يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت جنّـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 44،49
44- آميختگى ايمان و عمل صالح ، شرط برخوردارى مؤمنان از مغفرت و پاداش عظيم الهى
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
49- ايمان و عمل صالحِ خود انسان ، ملاك اصلى رستگارى و نه صرف مصاحبت با پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و الذين معه . .. وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت منهم مغفرة و أجرًا عظيم
چنانچه ضمير «منهم» به «الذين معه» بازگردد; از آيه شريفه استفاده مى شود كه همراهان و مصاحبان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نه براساس مصاحبت; بلكه بر ملاك ايمان و عمل، از مغفرت و پاداش بهره خواهند برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 21 - 5
5 - پيوند نسبى ـ علاوه بر عمل نيك خود انسان ـ داراى تأثير در تعالى جايگاه اخروى وى
ألحقنا بهم ذرّيّتهم
نسل مؤمنان، به جايگاه عالى نياكان خويش ملحق مى شوند و ارتقاى درجه مى يابند; در حالى كه اگر مقام نيكانشان در درجه آنان تأثير نمى گذاشت، آنها با ايمان و عمل خويش جز به مرتبه اى پايين تر، دست نمى يافتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 27 - 3
3 - بهره مندى از لطف و رحمت خداوند ، منوط به شايستگى اعمال خود انسان
إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين . فمنّ اللّه علينا
از ارتباط «فمنّ اللّه. ..» با «كنّا قبل...»، استفاده مى شود كه عمل خود انسان زمينه ساز بهرهورى او از رحمت الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 35 - 4
4 - اعتقاد به فلاح و سعادت خويش به اتكال انجام بخش اندك از اعمال نيك ، باورى واهى *
و أعطى قليلاً و أكدى . أعنده علم الغيب فهو يرى
از ارتباط «أعنده. ..» با آيات پيشين مى توان چنين بيان نمود كه: دنيامداران با اعطاى مالى اندك، خويش را فلاح يافته مى انگاشتند و خداوند با نفى علم غيب از آنان، اين انديشه را تخطئه مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 11 - 9
9 - نيك بختى يا بدبختى انسان پس از مرگ ، در گرو اعمال خوب يا بد او است .
و لن يؤخّر اللّه . .. و اللّه خبير بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 9 - 8،9،13،14
8 - ايمان و عمل صالح ، موجب زدايش بدى ها و آمرزش گناهان
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يكفّر عنه سيّئاته
9 - ايمان و عمل صالح ، موجب ورود انسان به بهشت
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا . .. يدخله جنّـت
13 - سعادت و كاميابى انسان ، در گرو ايمان و عمل صالح است .
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يكفّر عنه سيّئاته . .. ذلك الفوز العظيم
14 - ضرورت توأم بودن ايمان و عمل صالح ، در به دست آوردن كاميابى اخروى و بهشت جاويدان
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يكفّر عنه سيّئاته . .. ذلك الفوز العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 12،14،17،19
12 - ايمان و عمل صالح ، نشانه رهايى از ظلمت ها و هدايت به نور است .
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يدخله جنّـت
ذكر پاداش بهشت براى مؤمنان نيكوكار ـ پس از طرح مسأله ظلمت كفر و نور ايمان ـ مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
14 - ايمان و عمل صالح ، عامل ورود به بهشت
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يدخله جنّـت
17 - ضرورت توأم بودن ايمان و عمل صالح ، در به دست آوردن سعادت اخروى و بهشت جاودانه
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يدخله جنّـت. .. خـلدين فيها أبدًا
19 - ايمان و عمل صالح ، موجب بهره مندى از روزى نيكوى الهى در قيامت
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا . .. قد أحسن اللّه له رزقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 3
3 - اعمال نيك انسان ، در پى دارنده پاداش الهى در قيامت
إنّ هـذا كان لكم جزاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 3 - 1
1 - تلاش براى تزكيه نفس و درست كارى ، مايه ارجمندى انسان و شايستگى او براى احترام افزون تر
و مايدريك لعلّه يزّكّى
«زكاة» در معانى «صلاح»، «پاكيزگى»، «نمو»، «بركت» و «مدح» استعمال شده است (لسان العرب). در اين آيه ـ به قرينه مقام ـ مراد صلاح (درست كارى) و پاكسازى درون است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 25 - 1،2،3،5
1 - مؤمنانى كه عمل صالح دارند ، از عذاب الهى در امان اند .
فبشّرهم بعذاب أليم . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
«إلاّ» براى استثناى منقطع به كار رفته است و معناى «لكن» را افاده مى كند.
2 - كافران و مكذبان ، در صورت ايمان آوردن و انجام دادن عمل صالح ، گرفتار عذاب نخواهند شد .
فبشّرهم . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
اين احتمال كه فعل هاى «آمنوا» و «عملوا»، شامل ايمان و عمل در زمان آينده نيز باشد، چندان بعيد نيست; زيرا از طرفى براى آينده قطعى ماضى آورده مى شود و از طرف ديگر در قضيه حقيقى، زمان خاصى مورد نظر نيست.
3 - باور داشتن معاد و معارف قرآن و انجام دادن كار هاى صالح ، نجات بخش انسان از عذاب دردناك است .
فبشّرهم بعذاب أليم . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
متعلق «آمنوا» ـ به قرينه آيات پيشين ـ معاد و قرآن است و «الصالحات» ـ كه جمع با حرف «ال» است ـ دلالت بر عموم مى كند. در اين موارد، مراد عموم عرفى است; يعنى، تمام صالحاتى كه امكان پذير است.
5 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط تأثيربخشى آنها است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 11 - 5،7
5 - توبه سوزانندگان مردان و زنان مؤمن ، به ايمان آوردن و انجام دادن اعمال صالح است .
ثمّ لم يتوبوا . .. إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم جنّـت
تقابل «اصحاب اخدود»، با «الذين آمنوا و عملوا الصالحات»، بيانگر اين است كه مراد از «لم يتوبوا» (در آيه قبل)، ترك توبه از كفر است.
7 - ايمان به خداوند و اعتقاد به عزّت ، ستودگى ، حاكميت ، مالكيت و گواه بودن او و انجام دادن تمامى اعمال صالح ، مايه بهره بردن از مناظر سبز و پر درخت و زمين آب خيز بهشت است .
إلاّ أن يؤمنوا باللّه العزيز . .. إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم جنّـت تج
برداشت ياد شده، از ارتباط اين آيه با آيه هشتم و نهم استفاده مى شود. «الصالحات»، جمع محلى به «ال» و مفيد عموم است. عموم در اين موارد، عرفى است; يعنى، تمام آن چه ميسّر است. «جنّة»; يعنى، بوستانى كه با درختان خود زمين را پوشانده باشد. (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 6 - 2
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط تأثير آنها است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 7 - 1،2،3
1 - افراد مؤمن و داراى عمل صالح ، بهترين مردم و برترين موجودات اند .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت أُولـئك هم خير البريّة
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط ثمربخشى آنها است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت أُولـئك هم خير البريّة
3 - مؤمنان نيك كردار ، گرفتار عذاب ابدى جهنم نخواهند شد .
إنّ الذين كفروا . .. فى نار جهنّم ... إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت أُولـئك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 7 - 2
2 - خشنودى كامل انسان در قيامت ، در گرو ارزشمندى كردار او در دنيا است .
فأمّا من ثقلت موزينه . فهو فى عيشة راضية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عصر - 103 - 3 - 1،2
1 - تنها مؤمنانى كه كار هاى شايسته انجام داده و يكديگر را به پذيرش حق و شكيبايى توصيه مى كنند ، گرفتار خسارت نخواهند شد .
إنّ الإنسـن لفى خسر . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و تواصوا بالحقّ و تواصو
2 - ايمان و عمل صالح و پذيرش حق و شكيبايى ، بهره گيرى درست از سرمايه هاى وجودى خويش است .
لفى خسر . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 274 - 3،7
3 ـ پاداش الهى اهل انفاق ، نتيجه عمل خير آنها
فلهم اجرهم عند ربّهم
7 ـ آرامش درونى ، دستاوردى از انفاق در راه خداوند
الّذين ينفقون . .. و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 9،10،11،13
9 ـ آرامش درونى ، دستاورد ايمان و عمل صالح به ويژه نماز و زكات
انّ الّذين امنوا و عملوا الصّالحات . .. و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون
بنابراينكه نداشتن «خوف» و «حزن» (آرامش درونى) علاوه بر آخرت، مربوط به دنيا نيز باشد.
10 ـ مؤمنان داراى عمل صالح ، ترس و اندوهى در رستاخيز ندارند .
انّ الّذين امنوا . .. و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون
بنابراينكه عدم «خوف» و «حزن» مربوط به آخرت باشد.
11 ـ ايمان ، عمل صالح ، نماز و زكات ، موجب آرامش خاطر
انّ الّذين امنوا . .. و لا هم يحزنون
13 ـ ايمان و عمل صالح به ويژه نماز و زكات زمينه نفى ربا در جامعه
يمحق اللّه الرّبوا . .. امنوا و عملوا الصّالحات
ذكر اين آيه پس از آيات قبل (در مورد ربا) رهنمودى است براى از بين بردن ربا در جامعه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 2
2 ـ ايمان و اعمال صالح ، دو شرط لازم براى ورود به بهشت
و الّذين امنوا و عملوا الصّالحات سندخلهم جنّات تجرى من تحتها الانهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 114 - 5
5 ـ بهره مندى از پاداش بزرگ الهى در گرو انجام اعمال نيك به انگيزه جلب رضايت خداست .
و من يفعل ذلك ابتغاء مرضات اللّه فسوف نؤتيه أجراً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 1
1 ـ ايمان و عمل صالح ، تضمين كننده ورود به بهشت
و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 69 - 1،6،9،10
1 ـ ايمان به خدا و قيامت و انجام عمل صالح ، شرط رهايى مسلمانان ، يهوديان ، صائبى ها و نصارا از هرگونه ترس و اندوه
إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. و لا هم يحزنون
«صابئى» كه مفرد «صابئون» است به كسى گفته مى شود كه آيين خويش را رها كرده و به آيينى ديگر گرويده باشد ; با توجه به اين معنا مى توان گفت مصداق مورد نظر از «الصبئون» در اين آيه ـ به قرينه وقوع آن بين «الذين ءامنوا و الذين هادوا» «و النصرى»، كسانى هستند كه با ترك اسلام و يا يهوديت پذيراى آيين نصارا شده باشند.
6 ـ لزوم همراهى ايمان با عمل صالح براى نيل به سعادت و آرامش
من ءامن . .. و عمل صلحاً فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون
9 ـ ايمان به خدا و قيامت و پيشه نمودن عمل صالح ، پايه هاى سعادت و رستگارى امتها
إنّ الذين ءامنوا . .. و اليوم الاخر و عمل صلحاً فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون
10 ـ آرامش خاطر و ترس نداشتن از آينده ، در گرو ايمان به خدا و قيامت و عمل صالح
من ءامن باللّه و اليوم الاخر . .. فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 2،5،10،14،19،22
2 ـ استفاده مؤمنان نيك كردار از شراب و قمار پيش از حكم خداوند به حرمت آنها ، خالى از سرزنش و گناه
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا
مراد از «ما» در «ما طعموا» شراب و درآمدهاى حاصل از قمار بازى است بنابراين اراده شراب خوارى و مصرف آن درآمدهاى قمار از «طعام» ـ كه تنها در مورد خوراكيها به كار برده مى شود ـ ميتواند از باب تغليب باشد.
5 ـ مؤمنان داراى عمل صالح كه شراب نوشيدند و از درآمد هاى قمار بهره جستند و زمان تحريم آن را درك نكردند ـ بر خلاف توهم گروهى از مسلمانان ـ اهل نجات و رستگارى هستند .
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا
در برخى از شأن نزولهاى آمده كه آيه «ليس على الذين . ..» رد پندار آن گروه از مسلمانان است كه پس از تصريح به حرمت قمار و شراب و پليد شمردن آنها، نسبت به فرجام مؤمنان صالح حتى شهيدان راه خدا كه شرابى نوشيدند و از عوائد قمار بهره جسستند، تشكيك مى كردند و آنان را از زمره رستگاران نمى شمردند.
10 ـ ايمان ، عمل صالح ، تقوا و ايمان عامل رهايى از مؤاخذه بر كردار هاى نارواى گذشته
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. و ءامنوا ثم اتقوا و احسنوا
14 ـ ايمان ، عمل صالح ، تقوا و انجام كار هاى نيك به وجه احسن معيار ارزشگذارى بر انسان ها و نقد منزلت و شخصيت آنان
ليس على الذين ءامنوا . .. ثم اتقوا و احسنوا
19 ـ محبوبيت آدمى در پيشگاه خداوند در گرو رعايت تقوا ، ايمان ، انجام اعمال صالح به وجه احسن آن
إذا ما اتقوا و ءامنوا و عملوا الصلحت . .. و احسنوا و اللّه يحب المحسنين
22 ـ رشد و فلاح آدمى در پرتو ايمان ، عمل صالح ، تقوا و احسان
ليس على الذين ءامنوا . .. و احسنوا و اللّه يحب المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 86 - 8
8- تأثير عمل صالح و رفتار شايسته پيامبران در دستيابى آنان به رحمت خاص خداوندى و مقامات برتر
و إسمـعيل . .. كلّ من الصـبرين . و أدخلنـهم فى رحمتنا إنّهم من الصـلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 11
11 - كافران ، در روز رستاخيز به جاى نيل به ثمره اعمال نيك خويش ، با خدا و كيفر او مواجه خواهند شد .
و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة . .. حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا و وجد اللّه ع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 12
12 - بازگشت از مواضع منافقانه به ايمان و عمل خالصانه ، پيش از فرا رسيدن مرگ ، مورد قبول خداوند و جبران كننده گناه دورويى و نفاق
و لـكنّكم فتنتم أنفسكم . .. حتّى جاء أمر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 30 - 4
4- برخوردارى مؤمنان از پاداش الهى ، از نتايج عمل نيك آنها است .
إِنَّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت إنّا لانضيع أجر من أحسن عملاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 9 - 15
15 - تنها مؤمنان داراى عمل صالح ، از خسارت عرصه قيامت در امان خواهند بود .
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يكفّر عنه سيّئاته . .. ذلك الفوز العظيم
برداشت ياد شده، از آن جا است كه خداوند، روز قيامت را روز خسارت بار نام گذاشته است; ولى تنها گروهى كه داراى ايمان و عمل صالح باشند از اين قاعده مستثنا شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 13،16
13 - خداوند ، مؤمنان داراى عمل صالح را به بهشت وارد مى سازد .
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يدخله جنّـت
16 - مؤمنان داراى عمل صالح ، به صورت جاودانه در بهشت خواهند ماند .
خـلدين فيها أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 6 - 1
1 - مؤمنانى كه كار هاى شايسته انجام مى دهند ، كمال هاى برتر خويش را از دست نداده ، از پستى ها دور مانده اند .
أحسن تقويم . .. أسفل سـفلين . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 46 - 1
1 - پيامد عمل نيك انسان ، به خود وى بازمى گردد .
من عمل صـلحًا فلنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 4
4 - كافران ، در آرزو و انتظار نتيجه اعمال نيك خويش اند .
و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا
اين برداشت، از تشبيه سراب به دست مى آيد; زيرا همان گونه كه فرد تشنه در انتظار آب به سر مى برد و هر چه تلاش مى كند، جز شبه آب (سراب) چيزى نمى بيند; كافران نيز در انتظار نتيجه اعمال خود به سر مى برند; هر چند به آن نخواهند رسيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 100 - 4
4 - مال و امكانات دنيوى ، وسيله اى كارآمد براى انجام اعمال صالح *
قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صـلحًا فيما تركت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 17 - 6
6 - مداومت بر اعمال شايسته در دنيا ، داراى ارج و پاداشى چشمگير در پيشگاه الهى است .
قرّة أعين جزاء بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 19 - 5
5 ـ اعمال صالح انسان ها ، تنها در سايه ايمان به خدا و روز بازپسين ، ارزش مى يابد .
أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 46 - 4،5
4- كار هاى ماندگارِ شايسته ، نزد خدا ، داراى ارزشى برترند .
و البـقيـت الصـلحـت خير عند ربّك
5- ارزش مال و فرزند و زندگى ناپايدار دنيا ، در قبال عملِ صالحِ جاودان ارزشى فرومايه و محدود است .
المال و البنون زينة الحيوة الدنيا و البـقيـت الصـلحـت خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 76 - 5
5- كار هاى شايسته ، نزد خداوند داراى ارزش برتر است .
والبقيـت الصـلحـت خير عند ربّك ثوابًا
قيد «عند ربّك» رساننده يكى از دو معانى زير است: 1ـ ثواب اعمال صالح نزد خداوند است و اعطاى آن تضمين شده است. 2ـ در پيشگاه خداوند و در تعاليم او، بهتربودن ثواب اعمال صالح قطعى و پذيرفته شده است; گرچه نزد ديگران و در ديدگاه آنان چنين
نباشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 6
6 - ايمان آميخته به عمل صالح ، داراى ارزش در بينش الهى
إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 67 - 3
3 - ايمان ، بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان ، در بينش الهى فاقد ارزش است .
ءامن و عمل صـلحًا
با هم آمدن ايمان و عمل صالح، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 19 - 2
2 - توأم بودن ايمان با اعمال صالح ، داراى ارزش و پاداش است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت فلهم جنّت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 28 - 6
6 - ايمان همراه با عمل صالح ، از ملاك هاى برترى و ارزشمند آدمى
أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت كالمفسدين فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 58 - 4
4 - ايمان و نيكوكارى ، از فضايل و ارزش هاى انسانى و الهى
و ما يستوى . .. الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و لا المسىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 33 - 6
6 - ارزش انسان ها ، در پرتو توحيد ، عمل صالح و روحيه تسليم در برابر خداوند است .
و من أحسن قولاً ممّن دعا إلى اللّه و عمل صـلحًا و قال إنّنى من المسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 26 - 6
6 - همراه بودن ايمان و عمل صالح ، داراى ارزش و تأثير در نزد خداوند
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و يزيدهم من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 3
3- صلاح پيشگى و حضور در همه ميدان هاى ارزشى ، داراى ارج و ثمربخشى
و الذين . .. عملوا الصـلحـت ... كفّر عنهم سيّئاتهم
تعبير «الصالحات» با واژه جمع داراى الف و لام ـ كه مى تواند فراگيرى و استغراق راافاده كند ـ مى رساند كه آنچه مايه تكفير سيّئات و ثمربخشى است، حضور در همه ميدان هاى صلاح و ارزشى است و نه روى آورى مقطعى و كوتاه مدت به بعضى از اعمال نيك.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 20 - 5
5 - نقش نيت ( حسن فاعلى ) ، در ارزش مندى اعمال نيك ( حسن فعلى )
إلاّ ابتغاء وجه ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 265 - 10
10 ـ نقش نيّت ( حُسن فاعلى ) ، در ارزشمندى اعمال نيك ( حُسن فعلى )
و مثل الّذين ينفقون اموالهم ابتغاء مرضات اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 22 - 3
3 ـ ايمان ، ملاكى براى ارزش اعمال نيك ، و شرط پاداش خداوند بر انجام آن
انّ الذين يكفرون . .. اولئك الّذين حبطت اعمالهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 114 - 4
4 ـ اعمال و رفتار نيك آدمى بايد همواره براى خدا و جلب رضايت او انجام گيرد .
و من يفعل ذلك ابتغاء مرضات اللّه فسوف نؤتيه أجراً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 4،6
4 ـ ايمان و عمل صالح ، معيار ارزش انسانهاست ; نه جنسيت ايشان .
و من يعمل من الصلحت من ذكر او انثى و هو مؤمن
6 ـ ايمان ، شرط بارورى اعمال صالح آدمى و ورود وى به بهشت
و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 6 - 2
2 - اعمال نيك انسان ، در قيامت سنجيده خواهد شد .
فأمّا من ثقلت موزينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 30 - 8
8- زيبا و بهينه انجام دادن عمل صالح ، ملاكى براى كسب و دريافت پاداش بيشتر از جانب خداوند است .
إنّا لانضيع أجر من أحسن عملاً
ممكن است كه «أحسن عملاً» وصفى زايد بر عمل صالح باشد، بدان معنا كه ممكن است كسى، عمل صالح انجام دهد، ولى نه بر وجه شايسته و بهينه، و در مقابل، ممكن است علاوه بر شايستگىِ عمل، آن را بر وجه بهينه انجام دهد خداوند، در اين آيه، علاوه بر تضمين اجر اَعمال صالح، مرتبه برتر آن را نيز متذكر شده و اجر آن را تضمين كرده است. در صورتى كه جمله «إنّا لانضيع» معترضه باشد و خبر «إنّ الذين...»، جمله «أُولـئك...» ـ در آيه بعد ـ باشد، اين معنا، روشن تر به نظر مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 9
9 ـ لزوم پايدارى بر ايمان ، تقوا و عمل صالح
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. إذا ما اتقوا و احسنوا
تكرار تقوا، ايمان و عمل صالح مى تواند اشاره به لزوم پايدارى بر اين ويژگيها داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 19
19 ـ لزوم تعجيل در توبه و اصلاح رفتار و كردار در پى آن*
أنه من عمل منكم سوءاً بجهلة ثم تاب من بعده و أصلح
صورت پذيرفتن توبه پس از گناه امرى روشن است. لذا قيد «من بعده» بايد پيامى غير از «ثم تاب» داشته باشد. و چون «من» ابتدائيه است، گويا خداوند مى فرمايد كه توبه اى مطلوبتر است كه بلافاصله پس از گناه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 3
3 - عبادت و انجام اعمال صالح به منظور دريافت اجر و پاداش از خداوند ، صحيح و مقبول درگاه الهى بوده و با الهى بودن آنها منافات ندارد .
يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصلوة و أنفقوا . .. ليوفّيهم أجورهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 9 - 4
4 - اهتمام ورزيدن به كارهايى كه پاداش اخروى دارد ، مطلوب و مايه خرسندى در قيامت است .
لسعيها راضية
«سعى» به معناى راه رفتن سريع است كه در مورد «جديت در هر كار» نيز استعمال مى شود. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 94 - 3
3- لزوم پرهيز از ناديده گرفتن نيكى ها و اعمال پسنديده ديگران
فمن يعمل . .. فلاكفران لسعيه
برداشت ياد شده از رفتار خداوند حكيم با مؤمنان نيك كردار به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 3،7
3 - انتساب به اديان الهى بدون ايمان واقعى و انجام اعمال نيك ، سعادت آفرين نيست .
إن الذين ءامنوا . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً فلهم اجرهم
با توجه به اينكه در جمله «من آمن . ..» ضميرى نيست تا به «الذين ...» ارجاع شود و جمله «من آمن ...» را مخصوص مسلمانان، يهوديان و ... كند; معلوم مى شود: هر كس از هر ملتى به خدا و قيامت ايمان راستين داشته باشد و عمل صالح انجام دهد، سعادتمند خواهد شد. بنابراين آوردن عنوانهاى مذكور اشاره به نكاتى دارد، از جمله آنها اينكه: عنوان مسلمانى يا يهودى و يا ... داشتن كافى نيست; آنچه كارساز است ايمان واقعى و عمل صالح مى باشد.
7 - انجام اعمال صالح ، خواسته تمامى اديان الهى است .
إن الذين ءامنوا و الذين هادوا . .. و عمل صلحاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 6
6 - انجام كار هاى خير ، توشه انسان براى سراى آخرت است .
و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عنداللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 158 - 7
7 ـ ايمان بدون انجام عمل صالح سودمند نيست.
لا ينفع نفساً إيمنها لم تكن . .. أو كسبت فى إيمنها خيراً
«كسبت» عطف بر «آمنت» است ; يعنى: «لا ينفع نفساً إيمانها لم تكن كسبت فى إيمانها خيراً». (كسى كه در ايمان خويش عمل نيكى را به دست نياورده، ايمانش براى او سودى ندارد.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 5
5ـ ضرورت انجام كار هاى نيك ، به هنگام رفاه و آسايش و نيز در زمان گرفتار شدن به محنت و رنج
لئن أذقنا الإنسن منا رحمة ثم نزعنها منه إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 29 - 3
3ـ تأثير ايمان در سعادت دنيا و آخرت آدمى ، در گرو همراهى آن با اعمال صالح است .
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت طوبى لهم و حسن مئاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 2
2- ايمان توأم با عمل صالح ، ثمربخش است .
و أُدخل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت جنّـت تجرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 30 - 1
1- پاداش مؤمنانِ داراى عمل صالح ، حتمى بوده و از جانب خداوند ، تضمين شده است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت إنّا لانضيع أجر من أحسن عملاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 46 - 11
11- « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) [ انه قال ] : . . . يا ابن مسعود ! عليك بذكر اللّه و العمل الصالح ، فإنّ اللّه تعالى يقول « و الباقيات الصالحات خير عند ربّك ثواباً و خير أملاً » ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل شده كه فرمود: . .. اى ابن مسعود! بر تو باد ذكر خدا و انجام عمل صالح; زيرا، خداوند متعال مى فرمايد: و الباقيات الصالحات خير...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 77 - 17
17- لئامت و پستى مردم ، نبايد آدمى را از كار خير و انجام وظيفه باز دارد .
استطعما أهلها فأبوا . .. فأقامه
گرچه اهل شهر، مردمى فرومايه و بدرفتار بودند، ولى در عين حال، خضر(ع)، بدون هيچ كراهتى، وظيفه خود را به انجام رساند. و برخورد سرد مردم، باعث سستى و تأخيرى در كار او نشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 12
12- تنها راه رسيدن به رضايت خداوند و پاداش هاى او ، انجام دادن اَعمال صالح و پرستش خالصانه او است .
فمن كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عملاً صـلحًا و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 8
8- لزوم انجام اعمال صالح ، از دستورات تمامى اديان الهى
فخلف من بعدهم . .. إلاّ من ... عمل صلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 82 - 7
7 - لزوم انجام عمل صالح ، از دستور هاى تمامى اديان الهى
و إنّى لغفّار لمن تاب و ءامن و عمل صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 51 - 11
11 - عمل صالح ، شكر استفاده از نعمت هاى الهى
كلوا من الطّيّبـت و اعملوا صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 70 - 3،8
3 ـ ايمان و عمل صالح ، مظهر توبه راستين و شرط پذيرش آن از سوى خدا
إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصـلحًا
ذكر ايمان و عمل صالح پس از توبه، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه خداوند توبه را ـ كه به معناى بازگشت از گناه است ـ در دفع عذاب كافى ندانسته است; بلكه ايمان و عمل صالح را از شرايط پذيرش توبه و مظهر آن دانسته است.
8 ـ عمل صالح ، مظهر ايمان راستين است .
و ءامن و عمل عملاًصـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 12 - 16
16 - در قيامت ، اهميت عمل صالح براى همه انسان ها ، آشكار مى شود .
فارجعنا نعمل صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 11 - 7
7 - داوود ( ع ) و قومش ، به انجام اعمال صالح از سوى خداوند مأمور بودند .
و اعملوا صـلحًا إنّى بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 10 - 11
11 - لزوم توأم ساختن ايمان ، انديشه و عقيده درست دينى با رفتار مناسب و عمل صالح
إليه يصعد الكلم الطيّب و العمل الصلح يرفعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 15
15 - توصيه به ايمان و عمل صالح و پرهيز از تجاوز به حقوق يكديگر ، از بهترين رهنمود ها به بشر
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و قليل ما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 13،15
13 - دل نبستن به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و نيك كردارى ، بخشى از اهداف اديان الهى
إنّما هـذه الحيوة الدنيا متـع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صـلحًا ... يرزقون ف
15 - رهايى از وابستگى به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح ، از نشانه هاى دستيابى به راه درست در زندگى
اتّبعون أهدكم سبيل الرشاد . .. إنّما هـذه الحيوة الدنيا متـع ... من عمل سيّئة ..
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه يادشدن مسأله زندگانى دنيا و آخرت، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح ـ پس از طرح مسأله هدايت به راه درست زندگى ـ مى تواند به عنوان مصداق و مظهر اين هدايت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 33 - 4
4 - حقيقت مسلمانى ، تلاش در جهت گسترش عقيده توحيدى و عمل به صلاح و نيكى است .
و من أحسن قولاً . .. و قال إنّنى من المسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 2 - 6
6 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . يابن مسعود أَكثِر من الصالحات و البرّ فإنّ المُحسنَ و المُسىء يندمان ، يقول المحسن : يا ليتنى ازْدَدْتُ من المحسنات و يقول المسىء : قصرتُ ، و تصديق ذلك قوله تعالى : « و لااُقسم بالنفس اللوّامة » ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: . ..اى پسر مسعود! اعمال صالح و كارهاى نيك را افزون انجام بده كه در [قيامت ]نيكوكار و بدكار هر دو پشيمان مى شوند. انسان نيكوكار مى گويد: اى كاش كارهاى نيك را زيادتر كرده بودم و انسان بدكار مى گويد: كوتاهى و تقصير كردم. و گواه اين مطلب سخن خداوند است كه فرمود: «و لا أقسم بالنفس اللوّامة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 7
7 - « قال أبوعبداللّه ( ع ) . . . قوله عزّوجلّ « و يمنعون الماعون » قال : هو القرض يُقْرِضُه و المعروف يصطنعه و متاع البيت يعيره و منه الزكاة ;
امام صادق(ع) [درباره] سخن خداى عزّوجلّ «و يمنعون الماعون» فرمود: ماعون، قرضى است كه [انسان] به ديگرى مى دهد و كار نيكى است كه [درباره ديگران ]انجام مى دهد و وسايل خانه است كه عاريه مى دهد و از [مصاديق] ماعون، زكات است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 197 - 11
11 ـ لزوم تهيّه توشه ( كار هاى نيك و تقوا ) براى آخرت
و تزوّدوا فان خير الزاد التقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 122 - 3،4
3 ـ خداوند ، وارد كننده مؤمنان داراى اعمال صالح به بهشت
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سندخلهم جنت
4 ـ مؤمنان داراى اعمالِ صالح ، خارج از نفوذِ ولايت شيطان هستند .
و من يتخذ الشيطن ولياً . .. و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت
چون پذيرندگان ولايت شيطان، اهل دوزخ شمرده شدند و در مقابل، مؤمنان صالح به بهشت وعده داده شده اند، معلوم مى شود كه مؤمنان هرگز ولايت شيطان را نپذيرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 5
5 ـ بهره مندى مردم از پاداش هاى الهى و ورودشان به بهشت ، در گرو ايمان و عمل صالح است ، نه جنسيت و انتساب به مذهب يا فرقه اى خاص .
و من يعمل من الصلحت من ذكر او انثى و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 125 - 1
1 ـ تسليم خدا بودن با تمام وجود به همراه انجام كار هاى نيك و شايسته ، بهترين آيين است .
و من احسن ديناً ممن اسلم وجهه للّه و هو محسن
مراد از «وجه»، ذات و نفس آدمى است كه از آن به تمام وجود تعبير شده است; «محسن» در برداشت فوق به معناى انجام دهنده كار نيك گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 69 - 2،5،8
2 ـ مسلمانان ، يهوديان ، مسيحيان و صابئى ها ، سزاوارترين امت ها براى ايمان راستين به خدا و قيامت و انجام عمل صالح
إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون و النصرى من ءامن
نام بردن از ملتهاى مذكور ـ با اينكه ايمان راستين از هر امتى (من ءامن . ..) موجب رهايى از ترس و اندوه است ـ، مى تواند اشاره به اين باشد كه پيروان اين اديان از ديگران سزاوارتر و داراى زمينه بيشترى براى پذيرش ايمان حقيقى هستند.
5 ـ لزوم انجام اعمال صالح ، از دستورات تمامى اديان الهى
إنّ الذين ءامنوا . .. من ءامن باللّه و اليوم الاخر و عمل صلحاً
8 ـ تنها انتساب به اديان الهى بدون ايمان واقعى به خدا و قيامت و انجام عمل صالح ، سعادت آفرين نخواهد بود .
إنّ الذين ءامنوا . .. من ءامن باللّه و اليوم الاخر و عمل صلحاً فلاخوف
با توجه به اينكه جمله «من ءامن . ..» خبر براى «الذين ءامنوا» است، تكرار ايمان در اين دو فراز و نبود ضمير در جمله خبرى
مى رساند كه سعادت، در گرو ايمان حقيقى به خدا و قيامت و انجام عمل صالح مى باشد و در اين جهت ميان منتسبان به اديان آسمانى و غير آنان تفاوتى وجود ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 70 - 2
2 ـ ايمان به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح ، پيمان خداوند با بنى اسرائيل
من ءامن باللّه و اليوم الاخر و عمل صلحاً . .. لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل
به مقتضاى اين آيه با آيه قبل مى توان گفت مورد ميثاق ايمان به خدا و قيامت و انجام عمل صالح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 4
4 - ايمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان ، آدمى را به بهشت رهنمون نخواهد شد .
و بشر الذين ءامنوا . .. و عملوا الصلحت أن لهم جنت
عطف «عملوا . ..» بر «آمنوا» - بدون تكرار «الذين» - ظهور در اين دارد كه: دستيابى به بهشت در گرو جمع شدن هر دو وصف (ايمان و عمل) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 10
10 - ايمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان ، كارساز نبوده و مايه سعادت آدمى نخواهد شد .
من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 82 - 2
2 - ايمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان ، در پى دارنده پاداش ( خلود در بهشت ) نخواهد بود .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 173 - 4
4 ـ همراهى ايمان با عمل صالح ، موجب برخوردارى از پاداش و فضل الهى
فاما الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيوفيهم أجورهم و يزيدهم من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 69 - 6
6 ـ لزوم همراهى ايمان با عمل صالح براى نيل به سعادت و آرامش
من ءامن . .. و عمل صلحاً فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 11
11 ـ لزوم همراهى ايمان و عمل صالح براى تأمين رشد و تعالى آدمى
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. ءامنوا و عملوا الصلحت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 42 - 2
2 ـ پيوستگى ايمان و عمل صالح ، شرط بارورى و ثمردهى هر يك
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. اولئك اصحب الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 11
11 ـ ايمان همراه با عمل نيك ، شرط دستيابى انسان به نعمت هاى جاودان بهشت و رستگارى عظيم
وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت . .. الفوز العظيم
مراد از «المؤمنين و المؤمنت»، با توجه به آيه پيش، زنان و مردان مؤمنى هستند كه اهل عمل صالحند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 29 - 3
3ـ تأثير ايمان در سعادت دنيا و آخرت آدمى ، در گرو همراهى آن با اعمال صالح است .
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت طوبى لهم و حسن مئاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 18 - 10
10- همراهى ايمان و عمل صالح ، تضمين كننده سعادت اخروى انسان است .
الذين كفروا بربّهم أعمـلهم . .. لايقدرون ممّا كسبوا على شىء
خداوند در اين آيه كفر را، كه عقيده فاسدى است، موجب حبط عمل صالح دانسته و نتيجه اش شقاوت آلود بودن آخرت آدمى است. از اين جا به دست مى آيد كه عقيده درست، به اضافه عمل صالح، سعادت اخروى را تضمين مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 5
5- همراهى ايمان و عمل صالح ، شرط برخوردارى از پاداش نيك است .
من ءامن و عمل صـلحًا فله جزاءً الحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 107 - 4
4- ثمربخشى ايمان و عمل صالح ، در پرتو پيوستگى آن دو با هم است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 15
15- در بينش الهى ، ايمان به مبدأ و معاد ، از عمل صالح تفكيك ناپذير است .
إلـهكم إلـه وحد فمن كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عملاً صـلحًا
ارتباط جملات اين آيه به هم با حرف «فاء» ـ كه معناى تفريع دارد ـ بر اين معنا شاهد است كه هريك از اين مراحل، لازمه انفكاك ناپذير مرحله قبل است; يعنى، موحّد بايد به لقاى پروردگار اميدوار باشد و كسى كه اين چنين است، بايستى عمل صالح پيشه كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 75 - 3
3 - كثرت عمل صالح ، شرط حتمى در كنار ايمان ، جهت برخوردارى از درجات عالى آخرت است .
و من يأته . .. مؤمن ا قد عمل الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 94 - 2
2- بارورى و ثمربخشى عمل صالح ، در پرتو همراه بودن آن با ايمان است .
فمن يعمل من الصـلحـت و هو مؤمن
جمله «و هو مؤمن» حال براى فاعل «يعمل» است و اين جمله در واقع شرط براى انجام كارهاى نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 3
3 - ايمان به همراه عمل صالح ، شرط ورود به بهشت
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت جنّـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 55 - 15
15 - ايمان و عمل صالح ، ( حاكميت دين ) موجب زدايش ترس و اضطراب و عامل امنيت و آرامش
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 7 - 2
2 - اثربخشى ايمان و عمل صالح ، به توأم بودن آن دو است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لنكفّرنّ عنهم سيّئاتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 58 - 2
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط دستيابى به غرفه هاى بهشت است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لنبوّئنّهم من الجنّة غرفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 15 - 3
3 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، از عوامل دستيابى به سعادت اخروى است .
فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت فهم فى روضة يحبرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 45 - 3
3 - همراهى ايمان و عمل صالح ، شرط برخوردارى از پاداش و فضل الهى ، در آخرت است .
ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 8 - 3
3 - ايمان توأم با عمل صالح ، شرط ثمربخشى آن دو ، در سعادت اخروى انسان است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم جنـّـت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 19 - 2
2 - توأم بودن ايمان با اعمال صالح ، داراى ارزش و پاداش است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت فلهم جنّت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 37 - 10
10 - ثمربخشى هر يك از ايمان و عمل صالح ، منوط به توأم بودن آن دو است .
إلاّ من ءامن و عمل صـلحًا فأُولـئك لهم جزاء الضعف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 9
9 - لزوم همراه بودن ايمان و عمل صالح
إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 28 - 3،6
3 - لزوم همراه بودن ايمان با عمل صالح
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
6 - ايمان همراه با عمل صالح ، از ملاك هاى برترى و ارزشمند آدمى
أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت كالمفسدين فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 7
7 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، موجب ورود به بهشت مى شود ( نه يكى از آنها به تنهايى )
و من عمل صـلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولـئك يدخلون الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 8 - 3،4
3 - ايمان و عمل صالح ، موجب استحقاق ثواب الهى
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم أجر غير ممنون
واژه «أجر» به معناى مزدعمل و مفيد برداشت ياد شده است.
4 - همراه بودن ايمان و عمل صالح ، شرط بهرهورى از اجر بى حساب و بى منت الهى
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم أجر غير ممنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 12
12 - بارورى ايمان و عمل صالح ، در گرو همراهى آن دو با يكديگر است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 26 - 5
5 - ايمان و عمل نيك ، زمينه بهرهورى از فضل و عنايات فزون تر خداوند
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و يزيدهم من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 21 - 5
5 - ثمربخشى ايمان و عمل صالح ، در پرتو پيوستگى آن دو باهم
كالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 5
5- آميخته ساختن ايمان با عمل صالح ، شرط بهرهورى مؤمنان از بهشت جاودان
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه . .. أُولـئك أصحـب الجنّة ... جزاء بما كانوا يعملون
در آيه قبل، دو عنصر ايمان و استقامت، زمينه ورود به بهشت جاودان معرفى شده است و در اين آيه عمل، به عنوان اساس و ملاك ره يافتن به بهشت جاودان مطرح گشته است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه تجلى عقيده در عمل، براى يكتاپرستان كارساز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 2
2- لزوم پيوستگى ايمان با عمل صالح
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 3
3- پيوستگى ايمان و عمل صالح در زندگى مؤمنان ، شرط بهره مندى آنان از نعمت بهشت
يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت جنّـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 9 - 14
14 - ضرورت توأم بودن ايمان و عمل صالح ، در به دست آوردن كاميابى اخروى و بهشت جاويدان
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يكفّر عنه سيّئاته . .. ذلك الفوز العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 17
17 - ضرورت توأم بودن ايمان و عمل صالح ، در به دست آوردن سعادت اخروى و بهشت جاودانه
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يدخله جنّـت. .. خـلدين فيها أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 11 - 2
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط پاداش آفرينى آن دو است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم جنّـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 6 - 2،3
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط تأثير آنها است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت
3 - ايمان و عمل صالح ، هماهنگ با ساختار وجودى انسان و نشان باقى ماندن او ، در كامل ترين نظام خلقت است .
أحسن تقويم . .. الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 7 - 2
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط ثمربخشى آنها است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت أُولـئك هم خير البريّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 8،9
8 - اعمال خير آدمى ، هرگز فانى نمى شود و در نزد خداوند باقى مى ماند .
و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عنداللّه
9 - خداوند ، خزانه دار اعمال نيك آدمى است .
تجدوه عنداللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 76 - 4،7
4- عمل صالح باقى مى ماند و نيكوكاران ، از پاداش آن در پيشگاه خداوند برخوردار مى گردند .
والبقيـت الصـلحـت خير عند ربّك ثوابًا
«خير» گرچه اسم تفضيل است; ولى همواره اين مفهوم را ندارد كه نقطه مقابل هم، اصل وصف را داراست; بلكه در نظاير اين آيه تفضيل به معناى حقيقى آن وجود ندارد و گفتن «خير ثواباً» در مقابل پندار دنيامداران است كه به نتيجه كارهايشان دل بسته اند
و مراد اين است كه تنها به ثواب عمل صالح مى توان دل بست.
7- تنها كار هاى شايسته ، ( باقيات الصالحات ) ، ثبات داشته و ماندگار خواهد بود .
والبقيـت الصـلحـت خير عند ربّك
شيوه رايج سخن در چنين مواردى، اين است كه گفته شود: «الصالحات الباقيات»; زيرا اين اعمال صالح است كه به ماندگارى توصيف مى شود. اين جابه جايى در تعبير، به منظور بيان بقاى عمل صالح، در قبال فناپذيرى مال و منال دنيا است كه در آيات پيشين در باره آن سخن گفته شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 7
7 - اقامه نماز و پرداخت زكات ، بهترين كار نيك و ارجمندترين توشه براى سراى آخرت
أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عنداللّه
«خير» (كار نيك و پسنديده) شامل نماز نيز مى شود. بنابراين نام بردن از آنها براى رساندن اين معناست كه: اين دو فريضه، از بهترين كارهاى نيك و سودمندترين توشه ها براى آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 64 - 8
8 ـ نماز ، بهترين و ارزشمندترين عبادت ها و عمل هاى صالح
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 19 - 4
4 ـ نيكوترين عملكرد كافر و مشرك ، فاقد كمترين ارزش در بينش الهى است .
أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه . .. و اللّه لايهدى الق
برداشت فوق به خاطر دو نكته مهم در آيه شريفه است: 1ـ سيراب ساختن حاجيان و آباد كردن مسجدالحرام، بهترين عمل مشركان بود; 2ـ خداوند، همين دسته از مشركان به ظاهر نيكوكار را ستمكار معرفى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 18 - 1،2
1- عمل نيك كافرانِ به ربوبيت خداوند ، چونان خاكسترى است در معرض تندباد در روز طوفانى
مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف
مراد از «أعمالهم» مى تواند اعمال خير و صالحى باشد كه كافران انجام مى دهند. چه اينكه روشن است عمل زشت و گناه هيچ كس، كافر و مسلمان، ثمرى ندارد تا اينكه حبط گردد و يا به خاكسترِ در معرض باد تشبيه شود.
2- عمل نيك كافران ارزشى ندارد و حبط مى شود .
مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 32 - 11
11- اعمال به ظاهر نيك كافران دين ستيز ، پوچ و بى ب ها در نزد خداوند
إنّ الذين كفروا و . .. و سيحبط أعمـلهم
مراد از اعمال، كردار به ظاهر نيكى است كه مشركان يا اهل كتاب، انجام داده و مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 7 - 15
15 - اعمال نيك شخص كافر به خدا و رسول او ، در پيشگاه پروردگار فاقد ارزش مى باشد .
فالذين ءامنوا منكم و أنفقوا لهم أجر كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 19
19 - اعمال نيك كافران و منافقان ، از كمترين ارزش در پيشگاه الهى برخوردار نيست .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 19 - 4
4 ـ نيكوترين عملكرد كافر و مشرك ، فاقد كمترين ارزش در بينش الهى است .
أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه . .. و اللّه لايهدى الق
برداشت فوق به خاطر دو نكته مهم در آيه شريفه است: 1ـ سيراب ساختن حاجيان و آباد كردن مسجدالحرام، بهترين عمل مشركان بود; 2ـ خداوند، همين دسته از مشركان به ظاهر نيكوكار را ستمكار معرفى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 19
19 - اعمال نيك كافران و منافقان ، از كمترين ارزش در پيشگاه الهى برخوردار نيست .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 160 - 7
7 ـ انجام عمل نيك به شرط حبط نشدن تا حضور در صحنه قيامت داراى پاداشى ده چندان است.
من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها
حرف «باء» در «بالحسنة» هم مى تواند براى تعديه باشد، كه در اين صورت «مجىء» به معناى انجام دادن است، و هم مى تواند براى مصاحبت باشد، كه در اين صورت «مجىء» به معناى حاضر شدن است. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است. بر اين مبنا جمله «من جاء بالحسنة» (كسى كه با عمل نيكى در قيامت حاضر شود)، اشاره به اين معنا دارد كه پاداش از آن كسى است كه عمل نيكش تا قيامت باقى باشد و با گناه حبط نشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 84 - 5
5 - هر عمل نيك در جهان آخرت ، داراى پاداش افزون و هر عمل بد داراى كيفر متناسب با آن خواهد بود .
من جاء بالحسنة . .. و من جاء بالسيّئة
«ال» در «الحسنة» و «السيّئة» براى جنس و مفيد استغراق است. بنابراين «من جاء بالحسنة»; يعنى، «هر كس هر عمل نيك بياورد» و «من جاء بالسيّئة»; يعنى، هر كس هر عمل بد بياورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 17 - 6
6 - مداومت بر اعمال شايسته در دنيا ، داراى ارج و پاداشى چشمگير در پيشگاه الهى است .
قرّة أعين جزاء بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 19 - 7
7 - عمل صالح و مداومت بر آن ، داراى پاداشى چشمگير در بهشت است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت فلهم . .. بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 3
3 - بهشت و نعمت هاى آن ، پاداش كسانى است كه به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ايمان آورده و اعمال صالح انجام دهند .
و بشر الذين ءامنوا . .. أن لهم جنت تجرى من تحت الأنهر
متعلق «آمنوا» به دليل آيات قبل، قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 12
12 - پاداش كار هاى نيك ، تضمين شده از سوى خداوند ، بدون كمترين كاستى
و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عنداللّه
در برداشت فوق «تجدوه» - چنانچه بسيارى از مفسران گفته اند - به يافتن پاداش عمل تفسير شده است. تعبير كردن از «يافتن پاداش عمل» به «يافتن خود عمل» حاوى اين نكته است كه: پاداش اعمال نيك بدون كمترين كاستى، به انسانها اعطا مى شود; به گونه اى كه گويا همان عمل را مى يابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 141 - 3،5
3 - پاداش اخروى اعمال نيك ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) اختصاص به خود ايشان دارد و ديگران از آن بهره اى نخواهند برد .
تلك أمة قد خلت لها ما كسبت
تقديم «لها» بر «كسبت» گوياى حصر است. بنابراين «لها ما كسبت»; يعنى، دستاورد آنان تنها از آنِ ايشان و به سود خودشان است.
5 - هر فرد و امتى از پاداش اعمال نيك خويش بهره مند خواهد شد .
لها ما كسبت و لكم ما كسبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 215 - 15
15 ـ تضمين پاداشِ اعمال نيك انسان از سوى خداوند
و ما تفعلوا من خير فانّ اللّه به عليم
علم خداوند به اعمال خير (فانّ اللّه به عليم)، كنايه از پاداش الهى به نيكوكاران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 115 - 8
8 ـ تقواپيشگان بهره مند از پاداش الهى ، در برابر اعمال نيكى كه انجام مى دهند .
و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه و اللّه عليم بالمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 160 - 1
1 ـ هر كار نيك داراى پاداش ده چندان است.
من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها
«فلا يجزى . .. » دليل بر اين است كه مراد از «عشر أمثالها» پاداش كار نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 18
18 ـ برخوردارى مؤمنان از نعمت هاى الهى در بهشت ، نتيجه كردار نيك و مستمر آنان است .
و نودوا أن . .. بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 170 - 7
7 ـ انجام دهندگان اعمال صالح از پاداش هاى الهى بهره مند خواهند شد .
إنا لانضيع أجر المصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 10،13،24
10 ـ تحمل هر سختى ( تشنگى ، رنج ، گرسنگى و تعرض و ضربه زدن به دشمن ) در راه خدا ، عمل صالح و داراى اجر است .
ذلك بأنهم لا يصيبهم . .. فى سبيل اللّه ... إلا كتب لهم به عمل صلح
13 ـ گام نهادن مؤمنان در هر ميدان و زمينه اى كه خشم كافران را به دنبال داشته باشد ، عمل صالح و داراى اجر است .
و لا يطئون موطئاً يغيظ الكفار . .. إلا كتب لهم به عمل صلح
24 ـ كسب پيروزى در راه خدا ، همانند تحمل مشكلات ، عمل صالح و داراى اجر است .
ذلك بأنهم لا يصيبهم . .. و لا ينالون من عدو نيلا إلا كتب لهم به عمل صلح إن اللّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از جمله «لا ينالون من عدو نيلا» مى تواند دستيابى به پيروزى بر دشمن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 46 - 6،8
6- پاداش عمل صالح ، از طرف خداوند ، تضمين شده است .
و البـقيـت الصـلحـت خير عند ربّك
8- پاداش خداوند به كردار نيك ، جلوه اى از ربوبيّت او است .
و البـقيـت الصـلحـت خير عند ربّك ثوابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 9
9- توبه كنندگانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند ، در قيامت پاداشى بدون كمترين نقص دريافت خواهند كرد .
من تاب و ءامن و عمل صلحًا فأُولئك يدخلون الجنّة و لايظلمون شيئًا
«ظلم» ; يعنى، مقرر ساختن چيزى در غير جايگاه و درجه مخصوص آن; چه به گونه اى كمتر و چه به شكلى برتر (مفردات راغب). «لايظلمون»نيز به معناى «لاينقصون» مى باشد و مراد اين است كه: از اجر و مزد عمل آنان به واسطه گذشته بد آنها، چيزى كاسته نشده و به آنان ظلمى روا نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 76 - 11
11- ربوبيت خداوند ، مقتضى اعطاى پاداش به اعمال صالح
والبقيـت الصـلحـت خير عند ربّك ثوابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 112 - 6
6 - ايمان ، شرط ثمربخشى اعمال صالح و بهره بردن از جزاى كامل آن در قيامت
و من يعمل . .. و هو مؤمن فلايخاف ظلمًا و لاهضمًا
نفى نقصان از پاداش عمل مؤمن در آخرت، اشاره به آن دارد كه در صورت نبود ايمان، عمل صالح انجام شده، دچار كاستى و اضمحلال خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 38 - 1
1 - اعمال خوب مردمانى كه همواره به ياد خدا هستند ، در پى دارنده پاداشى از نوع پاداش بهترين عمل ها از سوى خداوند
رجال . .. ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 89 - 2
2 - نگه داشتن اعمال نيك تا صحنه قيامت و از دست ندادن آنها در نتيجه گناه ، شرط بهرهورى انسان از ثمرات آن
من جاء بالحسنة فله خير منها
واژه «جاء» مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه اعمال نيك، در صورتى ثمربخش است كه انسان بتواند تا پايان عمر آن را حفظ كرده و با گناهان خود موجبات حبط آن را فراهم نكرد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 58 - 9
9 - پاداش انجام دهندگان عمل صالح ، بس ستايش برانگيز و نيكو است .
نعم أجر العـملين
«ال» در «العاملين» مى تواند عهد بوده و اشاره به «الذين آمنوا و عملوا الصالحات» داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 45 - 2،3
2 - اعمالِ صالحِ مؤمنان فراهم آورنده زمينه ، براى دريافت پاداش از خداوند ، در قيامت است .
فلأنفسهم يمهدون . ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
«لام» در «ليجزى» تعليل براى «يمهدون» است.
3 - همراهى ايمان و عمل صالح ، شرط برخوردارى از پاداش و فضل الهى ، در آخرت است .
ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 19 - 2
2 - توأم بودن ايمان با اعمال صالح ، داراى ارزش و پاداش است .
ءامنوا و عملوا الصـلحـت فلهم جنّت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 31 - 4،7
4 - موقعيت افراد در برخوردارى شان از پاداش مضاعف خداوند در مقابل عمل صالح شان نقش دارد .
و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صـلحًا نؤتها أجرها مرّتين
7 - اعطاى پاداش مضاعف به همسران پيامبر در قبال عمل صالح شان ، نمودى از رحمت خداوند است .
و من يقنت منكنّ . .. نؤتها ... و أعتدنا لها رزقًا كريمًا
اين كه خداوند، به هنگام هشدار به همسران پيامبر در آيه پيش، براى عذاب، عذاب كننده اى را نياورده و تنها فرمود: «بر خداوند، چنين امرى آسان است» و در اين آيه، با فعل هاى «نؤتها» و «أعتدنا» دخالت مستقيم خود را بيان كرده، مى توان نكته بالا را به دست آورد لازم به ذكر است كه التفات از غيبت (يضاعف لها العذاب و كان ذلك على اللّه يسيراً) به خطاب («نؤتها» و «أعتدنا») مى تواند مؤيد نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 11 - 9
9 - بشارت خداوند به داوود ( ع ) و قومش ، مبنى بر اعطاى پاداش عمل صالح به آنان
اعملوا صـلحًا إنّى بما تعملون بصير
يادآورى آگاه بودن خدا از عمل داوود(ع) و قومش، پس از سفارش آنان به انجام عمل صالح، مى تواند به منظور اين حقيقت باشد كه عمل صالح آنان ناديده گرفته نشده و پاداش خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 3
3 - عبادت و انجام اعمال صالح به منظور دريافت اجر و پاداش از خداوند ، صحيح و مقبول درگاه الهى بوده و با الهى بودن آنها منافات ندارد .
يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصلوة و أنفقوا . .. ليوفّيهم أجورهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 72 - 1
1 - بهشت با نعمت هاى فراوان و پايان ناپذير آن ، پاداش عملكرد پرهيزگاران
و تلك الجنّة الّتى أُورثتموها بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 4
4- بهشت جاودان ، پاداش اعمال نيك و مستمر موحدان
أُولـئك أصحـب الجنّة . .. جزاء بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 28 - 9
9- ثمربخشى اعمال نيك ، منوط به حفظ آن تا پايان عمر و نابود نكردن آن باگناه و نفاق
ذلك بأنّهم اتّبعوا ما أسخط اللّه و كرهوا رضونه فأحبط أعمـلهم
«فأحبط أعمالهم»، در حقيقت پاسخ به اين سؤال مقدر است كه: مرتدان و اهل نفاق، گرچه سرانجام به انحراف گراييدند; اما در آغاز، اعمال نيك نيز داشته اند و با وجود آن اعمال، چرا عذاب شوند؟ آيه شريفه پاسخ مى دهد كه نفس انجام نيكى ها، كافى نيست; بلكه بايد آن را از حبط و سقوط مصون داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 19 - 5
5 - بهرهورى متقين از نعمت هاى گواراى بهشت ، پاداش عملكرد نيك و مداوم خود آنان
كلوا و اشربوا هنيـًا بما كنتم تعملون
تعبير «كنتم تعلون»، ماضى استمرارى و دلالت بر مداومت پارسايان بر اعمال نيك دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 24 - 2
2 - برخوردارى پيشتازان ( سابقون ) ، از مقام قرب الهى در جهان آخرت و دستيابى آنان به بهشت سرشار از نعمت ، پاداش الهى به آنان در قبال اعمال صالح شان
و السـبقون السـبقون . أُولـئك المقرّبون . فى جنّـت النعيم ... جزاء بما كانوا يعم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 25 - 6
6 - خداوند ، براى مؤمنانى كه عمل صالح دارند ، پاداش بزرگى قرار داده است .
لهم أجر
نكره آوردن «أجر»، بيانگر عظمت آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 13
13 - رضايت خداوند ، از مؤمنانِ صالح و رضايت آنان از او ، پاداش ايمان و عمل نيك ايشان است .
جزاؤهم . .. رضى اللّه عنهم و رضوا عنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 6
6 ـ وعده پاداش به اهل ايمان داراى عمل صالح از روش هاى قرآن براى ايجاد انگيزه به ايمان و عمل صالح
لهم اجرهم عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 57 - 1،5
1 ـ مؤمنانِ داراى اعمال صالح ، بهره مند از پاداش كامل خداوند
و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات فيوفيهم اجورهم
5 ـ مؤمنانِ داراى اعمال صالح از پيروان عيسى ( ع ) ، مشمول پاداش كامل الهى هستند .
جاعل الذين اتبعوك . .. و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات فيوفّيهم اجورهم
مصداق مورد نظر از جمله «فاما الذين امنوا»، به قرينه آيات قبل، مؤمنان به حضرت مسيح (ع) هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 185 - 11
11 ـ بهشت ، پاداش كامل براى اعمال نيك انسانها
و انّما توفّون اجوركم يوم القيمة فمن زحزح عن النّار و ادخل الجنّة فقد فاز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 40 - 6،7،8،9
6 ـ خداوند ، اعمال نيك را ـ هر چند اندك باشد ـ به چندين برابر پاداش مى دهد .
و ان تك حسنة يضاعفها
ضمير «هى» در «تَكُ» به «مثقال» برمى گردد و چون خبر «تك»، يعنى «حسنةً»، مؤنث است، فعل آن به صورت مؤنّث آورده شده است.
7 ـ ناديده گرفتن اعمال نيك ديگران ـ هر چند اندك باشد ـ سزاوار نيست .
و ان تك حسنة يضاعفها
8 ـ خداوند با لطف و تفضل خويش ، هر عمل نيكى را پاداشى عظيم عطا خواهد كرد .
و ان تك حسنة يضاعفها و يؤت من لدنه اجراً عظيماً
لطف و تفضل از كلمه «من لدنه» استفاده شده است.
9 ـ اعمال نيك آدمى در پى دارنده پاداشى الهى در دنيا و آخرت *
و ان تك حسنة يضاعفها و يؤت من لدنه اجراً عظيماً
بدان احتمال كه مراد از «يضاعفها» پاداش دنيوى و «يؤت من لدنه . .. » ناظر به پاداش اخروى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 1
1 ـ بهشت ، پاداش مؤمنان داراى عمل صالح
و الّذين امنوا و عملوا الصّالحات سندخلهم جنّات تجرى من تحتها الانهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 100 - 14
14 ـ اقدام به عمل نيك ، هر چند به انجام نرسد ، موجب برخوردارى از پاداش هاى الهى است . *
و من يخرج من بيته مهاجراً الى اللّه و رسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره على اللّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 122 - 1،5
1 ـ بهشت ، پاداش مؤمنان داراى اعمالِ صالح
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سندخلهم جنت
5 ـ مؤمنان داراى اعمال صالح ، در بهشت ، جاودان و پاينده اند .
و الذين ءامنوا . .. سندخلهم جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها ابداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 2،3
2 ـ راهيابى مؤمنان به بهشت ، منوط به انجام بخشى از اعمال صالح ; و نه مشروط به انجام تمامى كار هاى نيك
و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن
بنابر اينكه «من» براى تبعيض باشد.
3 ـ زنان و مردان ، همسان در بهره مندى از پاداش ايمان و عمل صالح خويش
و من يعمل من الصلحت من ذكر او انثى و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 162 - 15
15 ـ بهره مندى عالمان از پاداش هاى بزرگ الهى در گرو ايمان و انجام اعمال صالح
لكن الرسخون . .. و المؤمنون باللّه و اليوم الاخر أولئك سنؤتيهم أجراً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 173 - 3
3 ـ ايمان و عمل صالح ، موجب استحقاق پاداش اخروى
فاما الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيوفيهم أجورهم و يزيدهم من فضله
واژه اجر (مزد و پاداش) دلالت مى كند كه مؤمنان نسبت به پاداش استحقاق دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 84 - 5
5 - هر عمل نيك در جهان آخرت ، داراى پاداش افزون و هر عمل بد داراى كيفر متناسب با آن خواهد بود .
من جاء بالحسنة . .. و من جاء بالسيّئة
«ال» در «الحسنة» و «السيّئة» براى جنس و مفيد استغراق است. بنابراين «من جاء بالحسنة»; يعنى، «هر كس هر عمل نيك بياورد» و «من جاء بالسيّئة»; يعنى، هر كس هر عمل بد بياورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 23
23 - پاداش مضاعف خداوند به اعمال نيك مؤمنان ، جلوه اى از غفران و سپاسگزارى او است .
و من يقترف . .. إنّ اللّه غفور شكور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 34
34 - انجام هر كار خيرى در حيات خويش ، داراى برترى و پاداشى افزون تر از انجام آن پس از مرگ به وسيله وارثان و يا از طريق
وصيت است .
و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا
برخى از مفسران بر آنند كه به قرينه «ما تقدّموا. ..»، جمله اى مانند «من الذى تأخّرونه إلى الوصية عند الموت» در تقدير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 1 - 5
5ـ اعمال به ظاهر نيك كافران دين ستيز ، محكوم به پوچى و بطلان در آخرت *
الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه أضلّ أعمـلهم
«أضلّ» ممكن است مربوط به جهان آخرت باشد و مراد از «أعمالهم»، كردار به ظاهر نيك كافران در حيات دنيا باشد كه در آخرت حبط خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 20
20 ـ عن ابى عبداللّه ( ع ) [ فى قوله تعالى : ] « و السّابقون الأوّلون من المهاجرين و الانصار و الذين اتّبعوهم باحسان . . . » : فبدء بالمهاجرين الاوّلين على درجة سبقهم ثم ثنّى بالأنصار ثم ثلّث بالتّابعين لهم باحسان فوضع كل قوم على قدر درجاتهم و منازلهم عنده . . . . ;
از امام صادق (ع) درباره سخن خداى تعالى: «پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار و كسانى كه با نيكوكارى از آنان پيروى كردند . .. » روايت شده كه فرمود: پس خداى عز و جل مهاجران نخستين را بر اساس سابقه ايمانى آنان، در آغاز ذكر فرمود ; سپس انصار را در رتبه دوم و تابعين به احسان را در رتبه سوم ياد نمود. بدين ترتيب هر گروه را بر مبناى درجه و منزلتى كه نزد او داشتند [در كلام خود] جاى داد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 9
9 - روزى اهل بهشت ، نتيجه و تجسم عقايد صحيح و اعمال صالحشان است .
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً قالوا هذا الذى رزقنا من قبل
برداشت فوق بر اين اساس است كه: مراد از «من قبل» دنيا باشد. بر اين مبنا، جمله «هذا الذى ...» دلالت مى كند كه روزيهاى
بهشت همان است كه در دنيا به اهل ايمان داده شده بود. در توجيه اين معنا (عينيت روزى بهشت با روزى دنيا) مى توان گفت، مقصود آن است كه: نعمتهاى بهشت تجسم همان اعمال و عقايد اهل ايمان در دنياست. روشن است كه بر اين مبنا، مراد از «الذى رزقنا» ايمان و عمل صالح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 2
2- گريز از ايمان و عمل صالح ، ظلم است .
قال أمّا من ظلم
مراد از ظلم در اين آيه ـ به قرينه آيه بعد كه مؤمنان داراى عمل صالح را در برابر ستم گران قرار داده است ـ بى ايمانى و ترك كردار نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 4
4- مردم بى ايمان و فاقد عمل صالح ، در بينش ذوالقرنين ، مردمى ظالم بودند .
قال أمّا من ظلم . .. و أمّا من ءامن و عمل صـلحًا فله جزاءً الحسنى
مقابله بين دو گروه «من ظلم» و «من ءامن. ..» حكايت از آن دارد كه ترك ايمان و عمل صالح ظلم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 7 - 4
4 - ايمان ، داراى حقيقت و مفهومى سازگار با ترك عمل صالح
ءامنوا و عملوا الصـلحـت
عطف، نشانه تغاير است و تفكيك ايمان از عمل صالح، بيانگر تفاوت مفهوم و حقيقت هر يك، با ديگرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 69 - 11
11 ـ كفر به خدا و قيامت و نداشتن عمل صالح ، موجب غلبه ترس و اندوه بر آدمى
من ءامن باللّه و اليوم الاخر و عمل صلحاً فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 11 - 11
11 - پرورش انسان هاى نيك كردار و رواج كار هاى شايسته در جامعه ، فلسفه بهره مند شدن از امكانات مادى
و لقد ءاتينا داود مّنا فضلاً . .. و ألنّا له الحديد . أن اعمل سـبغـت ... و اعملو
توصيه خداوند به انجام عمل صالح ـ پس اعطاى نعمت ها و امكانات فراوان به داوود(ع) ـ در واقع جهت دهنده رفتار ايشان و بازگوكننده هدف و فلسفه اين عطاها و بهره مندى ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 11 - 1
1 - انجام دادن بعضى از كار هاى نيك ، دشوار و بسان افكندن خويش در يك راه كوهستانى و گردنه هاى صعب العبور است .
فلااقتحم العقبة
«اقتحام»; يعنى، بين كارى سخت و هولناك قرار گرفتن (مفردات). زمانى كه شخص بدون فحص و بررسى خود را در ماجرايى بزرگ بيفكند، گفته مى شود: «إقْتَحَمَ» (نهايه ابن اثير). راه دشوارى كه در كوه قرار دارد، «عقبة» ناميده مى شود (مفردات) و نيز «عقبة» به مسير صعب العبورى گفته مى شود كه از آن بر كوه بالا روند (قاموس). اين راه از آن جهت «عقبة» ناميده مى شود كه راه پيمايان، بايد در آن پشت سر هم و به يك ستون حركت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 18 - 1
1- عمل نيك كافرانِ به ربوبيت خداوند ، چونان خاكسترى است در معرض تندباد در روز طوفانى
مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف
مراد از «أعمالهم» مى تواند اعمال خير و صالحى باشد كه كافران انجام مى دهند. چه اينكه روشن است عمل زشت و گناه هيچ كس، كافر و مسلمان، ثمرى ندارد تا اينكه حبط گردد و يا به خاكسترِ در معرض باد تشبيه شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 25
25 ـ اعتقاد به آگاهى خداوند از اعمال خير ، مشوق انسان به انجام آن نيكيها
و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
جمله «و ما تفعلوا . ..» به منظور ترغيب به اعمال خير بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 9 - 3،6
3 ـ ترغيب انسان ها از سوى خداوند به ايمان و عمل صالح
وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصلحت
6 ـ نويد به پاداش نيك ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسان ها و ترغيب آنان به اعمال صالح
وعد اللّه . .. اجر عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 3
3- حاكميّت ذوالقرنين ، در جهت ترويج ايمان و عمل صالح بود .
قال . .. و أمّا من ءامن و عمل صـلحًا فله جزاءً الحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 17 - 9
9 - خداوند ، انسان ها را به روى آوردن به انجام دادن عمل شايسته ، جهت نيل به سعادت اخروى تشويق كرده است .
فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم . .. جزاء بما كانوا يعملون
اعلام مخفى بودن پاداش مؤمنان و وصف ناپذير بودنش برانگيزاننده انسان ها، جهت دستيابى به آن پاداش است و يادآورى جزاى عمل، مزيد بر تشويق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 12
12 - مؤمن آل فرعون ، مردم را به دل نبستن به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح توأم با ايمان ، ترغيب مى كرد .
يـقوم إنّما هـذه الحيوة الدنيا متـع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صـلحًا ... ير
گفته هاى مؤمن آل فرعون با مردم و فرعونيان، در مقام دعوت و تبليغ بود; چنان كه آيه بعد (مالى أدعوكم إلى النجاة . ..) تأييدكننده همين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 18
18 ـ بهره گيرى قرآن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، در تشويق آنان به اعمال نيك
و ما تنفقوا من خير فلانفسكم . .. و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 5
5 ـ نقش وعده پاداش و تضمين آن در ترغيب به عمل
لهم اجرهم عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 188 - 9
9 ـ انتظار ستايش و تشويق در برابر انجام اعمال نيك ، ناپسند نيست . *
لا تحسبنّ الّذين . .. و يحبّون ان يحمدوا بما لم يفعلوا
با توجّه به مفهوم جمله «يحبّون . .. » (در برابر آنچه انجام نداده اند، خواهان ستايش هستند)، مى توان به دست آورد كه در صورت انجام كار نيك، توقع ستايش و تشويق ناپسند نباشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 76 - 6
6- تضمين پاداش عمل صالح ، از جانب خداوند
والبقيـت الصـلحـت خير عند ربّك ثوابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 51 - 9،13
9 - انجام كار هاى شايسته ، توصيه ديگر خداوند به يكايك پيامبران
يـأيّها الرسل . .. و اعملوا صـلحًا
«عمل» (مصدر «اعملوا») به معناى انجام دادن و «صالحاً» صفت براى موصوف محذوف است;يعنى، «و اعملوا عملاً صالحاً; و كار شايسته انجام دهيد».
13 - استفاده از نعمت هاى الهى ، سپاس گزارى از خدا و انجام اعمال شايسته ، رسم و راه زندگى ترسيم شده از سوى خدا براى يكايك پيامبران و همه مؤمنان
يـأيّها الرسل كلوا من الطّيّبـت و اعملوا صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 52 - 6
6 - پيروى از شيوه زندگى پيامبران ( استفاده از نعمت هاى الهى ، داشتن كردار نيك و پرستش خداى يگانه ) توصيه أكيد خدا به
يكايك امت ها
و إنّ هـذه أُمّتكم أُمّة وحدة و أنا ربّكم
برداشت هاى پيشين بر اين اساس بود كه مراد از ضميرهاى خطاب در كلمه هاى «أمّتكم»، «ربّكم» و «فاتّقون» پيامبران باشد. احتمال ديگر اين است مقصود از اين ضميرها، پيروان هر يك از پيامبران باشد. در اين صورت و با توجه به عطف اين آيه به آيه قبل، معناى آن چنين مى شود: ما همان گونه كه شيوه زندگى را به يكايك پيامبران توصيه كرديم، به مردم نيز سفارش نموديم كه به آنان اقتدا كنند و از آيين آنان پيروى نمايند و از تغيير و تبديل در آن و يا اتخاذ شيوه ديگرى غير از آن سخت بپرهيزند. گفتنى است كه آيه بعدى، اين احتمال را تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 14
14 - موعظه و رهنمود داوود ( ع ) به دو برادر متخاصم ، با توصيه به ايمان و نيك كردارى و پرهيز از تجاوز به حقوق يكديگر
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا ... و قليل ما هم
بيان اين نكته مهم و كلى كه «بسيارى از شريكان در حق يكديگر ستم مى كنند و تنها مؤمنان نيك كردار چنين نيستند»; مى تواند نوعى رهنمود و موعظه از سوى داوود(ع) به دو برادر متخاصم باشد. گفتنى است كه درخواست رهنمود از داوود(ع) از سوى آن دو نفر (و اهدنا إلى سواء الصراط) مؤيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عصر - 103 - 3 - 3
3 - انجام دادن تمام كار هاى شايسته ، توصيه خداوند به مؤمنان
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
حرف «ال» در «الصالحات»، آن را بر تمام اعمال صالح تعميم داده است. از آن جا كه هرگاه عموم حقيقى امكان پذير نباشد، عموم عرفى مورد نظر است; مراد اعمال صالحى است كه براى شخص مؤمن مقدور مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 46 - 3
3- كار هاى شايسته ، داراى ثبات بوده و ماندگار هستند .
و البـقيـت الصـلحـت خير
طبيعى سخن آن بود كه «الباقيات» وصف براى «الصالحات» باشد; زيرا، اَعمال صالح هستند كه متَّصف به ماندگارى مى شوند، ولى اين جابه جايى در تعبير، به جهت مناسبت با مطالب آيات قبل و تكيه بر بقاى عمل صالح در برابر اضمحلال حيات دنيا و زينت هاى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 147 - 9
9 ـ تباه شدن اعمال نيك آدمى و بى ارزش شدن آنها در پيشگاه خدا ، از كيفرهاست .
حبطت أعملهم هل يجزون إلا ما كانوا يعملون
تبيين اين حقيقت كه انسانها سزايى جز بازتاب اعمال خودشان ندارند، پس از بيان تباهى اعمال بر اثر تكذيب آيات، بيانگر اين است كه تباه شدن اعمال نيك نيز به نوبه خود كيفرى است كه بر تكذيب آيات و انكار قيامت مترتب مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 19
19 ـ اجر و پاداش عمل نيك مؤمنان ، در پيشگاه الهى محفوظ بوده و ضايع نخواهد شد .
إن اللّه لا يضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 46 - 6
6 - كوچك ترين عملكرد شايسته و نيك آدمى ، بدون پاداش نخواهد بود .
من عمل صـلحًا . .. و ما ربّك بظلّـم للعبيد
از تنكير «صالحاً» ـ كه مى تواند براى تقليل باشد ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 37 - 3
3 - پشيمانى دوزخيان از كرده هاى ناشايست خويش و حسرت شديد آنان براى انجام اعمال صالح
ربّنا أخرجنا نعمل صـلحًا غير الذى كنّا نعمل
آهنگ سخن دوزخيان، به گونه اى است كه نشانگر ندامت شديد آنان بر گذشته هاى خود و حسرتشان براى انجام اعمال نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 10 - 5
5 ـ اعمال نيك و بد انسان ، داراى حقيقتى وراى صورت ظاهرى آن
انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً انّما ياكلون فى بطونهم ناراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 102 - 13
13 ـ ابى بكر حضر مى گويد : « قال محمّد بن سعيد : أسئل ابا عبداللّه ( ع ) فاعرض عليه كلامى و قل له : انى اتوَلّاكم و ابرء من عدوّكم و اقول بالقدر . . . قال : فعرضت كلامه على ابى عبداللّه فحرّك يده ثمّ قال : « خلطوا عملا صالحاً و آخر سيّئاً . . . » ;
محمد بن سعيد گفت: از امام صادق (ع) سؤال كن و سخن مرا بر ايشان عرضه كن و بگو: من ولايت شما را پذيرفته و از دشمنان شما بيزارم . .. و نيز قائل به «قدر» هستم. حضر مى گويد كلام او را بر امام عرضه كردم، حضرت دست خود را [به علامت انتقاد] حركت داد و فرمود: عمل خوب و بد را در هم آميختند ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 13
13 - دعاى سليمان به درگاه الهى براى توفيق در انجام عمل صالح و جلب خشنودى خدا
و أن أعمل صـلحًا ترضـه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 21
21- ايمان به توحيد و نبوت و معاد و دعوت به انجام دادن عمل صالح ، چكيده دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
قل إنّما أنا بشر . .. و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا
جمله «يوحى إلىّ . ..» نبوت و «أنّما إلـهكم...» توحيد و «يرجو لقاء ...» معاد و «عملاً صالحاً» عمل صالح را مطرح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 114 - 2،7
2 ـ ارزش والاى نجوا ها و مذاكرات محرمانه ، به انگيزه وادار نمودن ديگران به صدقه و دعوت به كار نيك و اصلاح ميان مردمان
لا خير فى كثير من نجويهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلح بين الناس
7 ـ نجوا ها و مذاكرات محرمانه براى دعوت مردم به كار هاى نيك ، موجب پاداش بزرگ الهى
من نجويهم . .. و من يفعل ذلك ابتغاء مرضات اللّه فسوف نؤتيه أجراً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 5 - 2
2 - افرادِ بى ايمان و فاقد عمل صالح ، در آخرت جايگاهى پست تر از تمام انسان هاى فرومايه ، خواهند داشت .
ثمّ رددنـه أسفل سـفلين
به قرينه «فلهم أجر غير ممنون» (در آيه بعد) مفاد اين آيه نيز، مربوط به جهان آخرت و درباره افرادى است كه آيه بعد، آنان را استثنا نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 13
13 - رضايت خداوند ، از مؤمنانِ صالح و رضايت آنان از او ، پاداش ايمان و عمل نيك ايشان است .
جزاؤهم . .. رضى اللّه عنهم و رضوا عنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 7
7 - فراهم آوردن تسهيلات زندگى و نياز هاى طبيعى افراد صالح و درست كار ، از روش هاى مؤثر در تشويق ديگران به درست كارى و اصلاح خويشتن
و أنكحوا. .. و الصـلحين من عبادكم و إمائكم
«الصالحين» به منزله قيد براى «عبادكم و إمائكم» است. بى شك اگر تنها افراد صالح و درست كار جامعه، از كمك و تسهيلات زندگى ديگران برخوردار شوند، افراد ناصالح و نادرست نيز، به صلاح و درست كارى تشويق شده و به آن روى خواهند آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 30 - 3
3- ايمان ، بستر و زمينه رشد و گسترش اَعمال نيك است . *
إِنَّ الذين ءامنوا وعملوا الصـلحـت
قرآن، در آيات متعددى، بر «عمل صالح» در پى «ايمان» تكيه كرده است. و اين، گواه تلائم بين اين دو، بلكه تأثير ايمان در ايجاد زمينه عمل صالح است. تقدم ذكر «ايمان» بر «عمل صالح» مى تواند اشاره به همين نكته داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 15
15 - باور و توجه آدمى به نظارت خداوند بر اعمال نيك ، زمينه ساز آن اعمال است .
إن اللّه بما تعملون بصير
ايجاد زمينه براى انجام كارهاى نيك، از اهداف بيان نظارت خداوند بر اعمال انسانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 24،25
24 ـ اعتقاد انسان به علم الهى ، زمينه ساز رعايت حقوق زنان ، يتيمان و مستضعفان
و المستضعفين من الولدن . .. و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
25 ـ اعتقاد به آگاهى خداوند از اعمال خير ، مشوق انسان به انجام آن نيكيها
و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
جمله «و ما تفعلوا . ..» به منظور ترغيب به اعمال خير بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 9 - 6
6 ـ نويد به پاداش نيك ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسان ها و ترغيب آنان به اعمال صالح
وعد اللّه . .. اجر عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 48 - 8
8 ـ ايمان و عمل شايسته و رسيدن به امنيت خاطر، دستاوردهاى رسالت انبيا
و ما نرسل المرسلين إلا . .. فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 13،14،18
13- باور به معاد ، حتى در حدّ گمان و اميد ، اهرمى كارامد در گرايش به عمل صالح و به دور از شرك و ريا است .
فمن كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عملاً صـلحًا و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا
14- ايمان و عقيده در صحنه عمل تبلور مى يابد .
فمن كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عملاً صـلحًا
18- صلاح عمل ، تنها در پرتو خلوص و خالى بودن از كمترين شائبه شرك ميسّر است .
فليعمل عملاً صـلحًا و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا
جمله «و لايشرك. ..» مى تواند به منزله تفسير براى «فليعمل...» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 63 - 6
6- توبه ، ايمان و عمل صالح ، از جلوه هاى تقوا
تاب و ءامن و عمل صلحًا فأُولئك يدخلون الجنّة . .. تلك الجنّة التى ... من كان تقي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 94 - 4
4- انجام عمل صالح ، نيازمند و سعى و كوشش است .
فمن يعمل . .. فلاكفران لسعيه
تعبير «لسعيه» به جاى «لعمله» مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه عمل صالح با سعى و تلاش عجين شده و جدايى ميان آن دو ممكن نيست و انجام هر عمل صالحى، در گرو سعى و جد و جهد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 51 - 12
12 - تغذيه سالم و حلال ، زمينه گرايش انسان به عمل صالح
كلوا من الطّيّبـت و اعملوا صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 17 - 7
7 - توجه به پاداش هاى عظيم اخروى ، مايه گرايش هر چه بيشتر مؤمنان به عمل شايسته است .
يدعون ربّهم . .. و ممّا رزقنـهم ينفقون . فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم من قرّة أعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 63 - 12
12 - توجه به نزديك بودن زمان وقوع قيامت ، داراى نقشى مؤثر در رويكرد به خوبى ها است .
و مايدريك لعلّ الساعة تكون قريبًا
عدم اعلام صريح زمان وقوع قيامت و قريب الوقوع دانستن آن، چه بسا به منظور آماده ساختن مردم و هشدار به آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 71 - 1
1 - خدا ترسى و تقواى مؤمنان ، سبب مى شود تا خداوند ، آنان را به اعمال صالح موفق كند .
يـأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه . .. يصلح لكم أعمـلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 11 - 10
10 - توجه به آگاهى خداوند از تمامى رفتار ها ، برانگيزاننده انسان ها به انجام عمل صالح
و اعملوا صـلحًا إنّى بما تعملون بصير
يادآورى خداوند به آگاه بودنش از تمامى رفتارهاى انسان ها ـ پس از توصيه آنان به انجام عمل صالح ـ مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 6
6 - اعتقاد به تضمين پاداش كامل و بيش از استحقاق از سوى خداوند ، موجب برانگيخته شدن انسان به انجام خالصانه اعمال نيك ( همچون انفاق )
الذين يتلون كتـب اللّه . .. و أنفقوا ممّا رزقنـهم سرًّا و علانية ... ليوفّيهم أُ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 14
14 - ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح ، نتيجه درك صحيح از زندگى دنيايى و حيات اخروى
إنّما هـذه الحيوة الدنيا متـع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صـلحًا ... فأُولـئك
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه مؤمن آل فرعون، در آغاز حقيقت دنيا و آخرت را به مردم شناساند آن گاه از آنان خواست تا رفتار زشت را رها كرده و به عمل صالح روى آورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 21 - 6
6 - ايمان و عمل صالح ، از لوازم و مظاهر يقين به وحى و هدايت آسمانى است .
لقوم يوقنون . .. أن نجعلهم كالذين ءامنوا و عملواالصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 26
26- روحيه شكرگزارى به درگاه خداوند ، اساس گرايش انسان به عمل صالح و جلب رضاى الهى *
قال ربّ أوزعنى أن أشكر . .. و أن أعمل صـلحًا ترضـيه
از تقدم شكر بر عمل صالح، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 25
25 - آگاهى و ايمان به احاطه علمى خداوند به تمامى رفتار ها ، مشوّق و برانگيزاننده انسان ها به تصحيح رفتار و انجام اعمال خير
و كلاًّ وعد اللّه الحسنى و اللّه بما تعملون خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 10 - 16
16 - ايمان و توجّه به ويژگى مرگ و بعد از آن ، برانگيزاننده انسان به انفاق و انجام اعمال صالح
من قبل أن يأتى أحدكم . .. و أكن من الصـلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 11 - 10
10 - توجه و اذعان به آگاهى همه جانبه خداوند به اعمال مردمان ، برانگيزاننده انسان به كار هاى نيك و پرهيز از كار هاى ناپسند
و اللّه خبير بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 2 - 8،15
8 - دنيا ، بستر مناسب براى رشد و تعالى و انجام كار خير
ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
15 - ياد مرگ ، عاملى نيرومند در انگيزش و برانگيختن انسان ها ، به سوى كمال جويى و كردار نيك
الذى خلق الموت و الحيوة ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
ذكر مرگ انسان ها در موضوع فلسفه خلقت آنان ـ كه تلاش براى تكامل و بهتر شدن است ـ و نيز تقديم آن بر حيات آدميان، مى تواند اشاره به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 245 - 8
8 ـ حُسن ايجاد انگيزه به كار خير ، براى زمينه سازى انجام آن
من ذا الّذى يقرض اللّه قرضاً حسناً فيضاعفه له اضعافاً كثيرةً
خداوند با ذكر پاداش، ايجاد انگيزه نموده و اين مى تواند درسى براى همه مربيان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 262 - 6
6 ـ توجّه به پاداش هاى الهى براى انفاق در راه خدا ، برانگيزنده آدمى به انفاق
لهم اجرهم عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 267 - 8
8 ـ به داورى گرفتن وجدان ، از روش هاى قرآن براى پرهيز از كار هاى ناروا و تربيت انسان ها و رعايت احكام و مقررات دينى
و لا تيمّموا الخبيث منه تنفقون و لستم باخذيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 18
18 ـ بهره گيرى قرآن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، در تشويق آنان به اعمال نيك
و ما تنفقوا من خير فلانفسكم . .. و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 273 - 13
13 ـ توجّه به علم خداوند نسبت به انفاق ها و اعمال خير ، برانگيزنده آدمى به انفاق و انجام آن اعمال
و ما تنفقوا من خير فانّ اللّه به عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 274 - 5
5 ـ نقش وعده به پاداش و تضمين آن ، در ترغيب به عمل خير
فلهم اجرهم عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 6
6 ـ وعده پاداش به اهل ايمان داراى عمل صالح از روش هاى قرآن براى ايجاد انگيزه به ايمان و عمل صالح
لهم اجرهم عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 280 - 12
12 ـ آگاهى به فرجام اعمال نيك ( صدقه ، گذشت از وامداران تنگدست و . . . ) برانگيزنده آدمى براى انجام آن اعمال
و ان تصدّقوا خير لكم ان كنتم تعلمون
مفعول «تعلمون» در برداشت فوق خير بودن صدقه گرفته شده است; و جواب شرط (ان كنتم تعلمون) محذوف مى باشد يعنى: اگر به نيكى صدقه آگاه باشيد صدقه خواهيد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 281 - 8
8 ـ توجه به قيامت و خوف از آن ، بازدارنده آدمى از اعمال ناشايست ( ربا و . . . ) و ترغيب كننده او به اعمال شايسته ( انفاق ، صدقه و . . . )
يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا . .. و ان تصدقوا خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 41
41 ـ بيان فلسفه و حكمت احكام ، از روش هاى قرآن براى ترغيب به انجام آن احكام
ان تضلّ احديهما . .. ذلكم اقسط عند اللّه و اقوم للشّهادة و ادنى الاّ ترتابوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 9
9 ـ وعد و وعيد از روش هاى قرآن براى برانگيختن مردم به ايمان ، عمل صالح و پرهيز از كفر
انّ الّذين كفروا باياتنا سوف . .. و الّذين امنوا و عملوا الصّالحات سندخلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 86 - 10
10 ـ توجّه به حسابرسى دقيق و كامل خداوند در هر عمل ، زمينه انجام اعمال نيك و پرهيز از اعمال ناروا
و اذا حيّيتم . .. انّ اللّه كان على كل شىء حسيبا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 162 - 17
17 ـ استفاده از پاداش خواهى انسان از روش هاى قرآن براى ايجاد انگيزه براى تحصيل علم و گرايش به ايمان و عمل صالح
لكن الرسخون . .. أولئك سنؤتيهم أجراً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 7 - 1
1 - خداوند ، اهل سخاوت و تقوا و تصديق كنندگان پاداش هاى موعود را ، براى انجام دادن كار هاى خير ، آماده و توانا مى سازد .
فسنيسّره لليسرى
فعل «يسّر»; يعنى، آسان ساخت (قاموس) و توفيق داد (صحاح). «يسرى» وصف براى موصوف محذوفى از قبيل «الطريقة»، «الشريعة» و يا نظاير آن و به معناى سهل تر و آسان تر است. تغيير عبارت از «سنيسّر له اليسرى» به «سنيسّره لليسرى» بيانگر آن است كه خداوند، وعده ايجاد تحولاتى را در درون شخص مى دهد تا با سهولت، پذيراى آسان ترين شريعت ها گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 7 - 1
1 - خداوند ، اهل سخاوت و تقوا و تصديق كنندگان پاداش هاى موعود را ، براى انجام دادن كار هاى خير ، آماده و توانا مى سازد .
فسنيسّره لليسرى
فعل «يسّر»; يعنى، آسان ساخت (قاموس) و توفيق داد (صحاح). «يسرى» وصف براى موصوف محذوفى از قبيل «الطريقة»، «الشريعة» و يا نظاير آن و به معناى سهل تر و آسان تر است. تغيير عبارت از «سنيسّر له اليسرى» به «سنيسّره لليسرى» بيانگر آن است كه خداوند، وعده ايجاد تحولاتى را در درون شخص مى دهد تا با سهولت، پذيراى آسان ترين شريعت ها گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 7 - 1
1 - خداوند ، اهل سخاوت و تقوا و تصديق كنندگان پاداش هاى موعود را ، براى انجام دادن كار هاى خير ، آماده و توانا مى سازد .
فسنيسّره لليسرى
فعل «يسّر»; يعنى، آسان ساخت (قاموس) و توفيق داد (صحاح). «يسرى» وصف براى موصوف محذوفى از قبيل «الطريقة»، «الشريعة» و يا نظاير آن و به معناى سهل تر و آسان تر است. تغيير عبارت از «سنيسّر له اليسرى» به «سنيسّره لليسرى» بيانگر آن است كه خداوند، وعده ايجاد تحولاتى را در درون شخص مى دهد تا با سهولت، پذيراى آسان ترين شريعت ها گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 14 - 5
5 - بهره گيرى خداوند از تمايلات طبيعى انسان ها در گرايش دادن آنان به ايمان و عمل صالح
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا . .. جنّـت تجرى من تحتها الأنهـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عصر - 103 - 2 - 3
3 - بى ايمانى و ترك عمل صالح و تبليغ نكردن از حق و صبر ، زيان بزرگى است .
لفى خسر
نكره آمدن كلمه «خسر»، براى بيان عظمت آن است. استثنايى كه در آيه بعد آمده، زيان را به غير افراد مستثنى، اختصاص داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 11 - 1
1 - انجام دادن بعضى از كار هاى نيك ، دشوار و بسان افكندن خويش در يك راه كوهستانى و گردنه هاى صعب العبور است .
فلااقتحم العقبة
«اقتحام»; يعنى، بين كارى سخت و هولناك قرار گرفتن (مفردات). زمانى كه شخص بدون فحص و بررسى خود را در ماجرايى بزرگ بيفكند، گفته مى شود: «إقْتَحَمَ» (نهايه ابن اثير). راه دشوارى كه در كوه قرار دارد، «عقبة» ناميده مى شود (مفردات) و نيز «عقبة» به مسير صعب العبورى گفته مى شود كه از آن بر كوه بالا روند (قاموس). اين راه از آن جهت «عقبة» ناميده مى شود كه راه پيمايان، بايد در آن پشت سر هم و به يك ستون حركت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 97 - 1
1- ارزش عمل صالح در پيشگاه خداوند ، مشروط به ايمان است .
من عمل صـلحًا . .. و هو مؤمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 9 - 7
7- ثمربخشى اعمال نيك ، در پرتو پذيرش پيام وحى و گردن نهادن به آن از روى رغبت و ميل
كرهوا ما أنزل اللّه فأحبط أعمـلهم
از مفهوم آيه شريفه، مطلب بالا استفاده مى شود; يعنى، اگر عمل همراه با كراهت و ناخشنودى نباشد; بلكه از روى طوع و رغبت و براى خداوند صورت گيرد، باقى مانده و ثمر خواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 11 - 2
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط پاداش آفرينى آن دو است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم جنّـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 30 - 2
2- همراه بودن ايمان و عمل صالح ، شرط ثمربخشى آنها است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت إنّا لانضيع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 6
6 - ايمان ، شرط باروى عمل صالح
و من عمل صـلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن
«و هو مؤمن» حال براى «مَنْ» و بيانگر شرط اعتبار و ارزشمندى عمل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 1
1- احسان به والدين ، روحيه شكر ، توبه ، صلاح جويى و تسليم ، شرط پذيرش تمام اعمال نيك انسان به درگاه خدا
أُولـئك الذين نتقبّل عنهم أحسن ما عملوا
مراد از «أحسن. ..» مى تواند اعمال واجب و مستحب ـ در قبال اعمال مباح ـ باشد. كه در اين صورت از ارتباط دو آيه استفاده مى شود كه اگر كسى از روحيات ياد شده برخوردار بود اعمال نيك او (واجب و مستحب) پذيرفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 5
5- ايمان به پيامبر اسلام و قرآن ، شرط ثمربخشى عقيده به خداوند و عمل صالح
و الذين ءامنوا . .. و ءامنوا بما نزّل على محمّد
از تكرار «آمنوا. ..» استفاده مى شود كه «آمنوا» ـ در «الذين آمنوا» ـ به معناى اعتقاد به خداى يگانه است; چه اين كه در «آمنوا بما...» به معناى ايمان به قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. از قرين آمدن ايمان و عمل صالح، اعتقاد به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 8
8ـ كارآيى صبر ، در گرو انجام اعمال صالح است .
إلاّ الذين صبروا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 112 - 3
3 - بى ايمانى و كناره گيرى از اعمال صالح ، ظلمى است كه در قيامت گريبان گير انسان خواهد شد .
و قد خاب من حمل ظلمًا . و من يعمل من الصـلحـت و هو مؤمن
ظاهر تقابل بين اين آيه و آيه قبل، اين است كه موضوع اين آيه، دسته مقابل ظالمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 10
10 - قيامت ، صحنه بروز و ظهور اعمال پسنديده اى است كه آدمى در دنيا انجام داده است .
و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عنداللّه
ضمير مفعولى در «تجدوه» (مى يابيد آن را) به كلمه «خير» بر مى گردد و مقتضايش آن است كه: آدمى با همان عمل نيكى كه انجام داده، روبه رو خواهد شد; يعنى، اعمال نيك آدمى در قيامت، به گونه اى بروز و ظهور دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 3 - 6
6 - قيامت ، زمان ظهور حقايق و پى بردن انسان ها به نيك و بد اعمال خويش
كلاّ سوف تعلمون
وعده «سوف تعلمون» ـ به قرينه «لتسئلنّ يومئذ عن النعيم» ـ ناظر به زمان برپايى قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 197 - 6
6 ـ احاطه علم الهى به تمامىِ اعمال نيك انسان
و ما تفعلوا من خير يعلمه اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 223 - 6،9
6 ـ لزوم از پيش فرستادن اعمال صالح و ذخيره كردن آن براى آخرت خويش
و قدّموا لانفسكم
9 ـ لزوم بهره گيرى از روابط زناشويى و خانوادگى ، در جهت ذخيره و تقديم اعمال خير براى آخرت
فاتوا حرثكم انى شئتم و قدّموا لانفسكم
از اينكه در پى سخن از «حرث» بودن زنان توصيه به پيش فرستادن اعمال خير شده است، به دست مى آيد كه زندگى از نظر قرآن بايد در مسير رسيدن به بهره هاى اخروى و انجام اعمال نيك قرار گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 224 - 2،12
2 ـ سوگند به خداوند ، نبايد مانع انجام كار هاى نيك ، تقوا و اصلاح ميان مردم قرار گيرد .
و لا تجعلوا اللّه عُرضةُ لايمانكم ان تبرّوا و تتقوا و تصلحوا بين الناس
بنابر اينكه «عرضة» به معناى مانع باشد.
12 ـ يكى از مصاديق حرمت سوگند خوردن به خدا بر ترك كار هاى خير سوگند بر سخن نگفتن با برادر و با مادر است .
و لا تجعلوا اللّه عُرضة لايمانكم
امام باقر (ع) درباره آيه «و لا تجعلوا اللّه عرضة لايمانكم» فرمود: يعنى الرجل يحلف ان لا يكلّم اخاه و ما اشبه ذلك او لا يكلّم امّه
تفسير عياشى، ص 112، ج 339 ; نور الثقلين، ج 1، ص 218، ح 836.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 232 - 14
14 ـ منافع عمل به احكام الهى ، متوجه انسان مى شود .
فلا تعضلوهنّ . .. ذلكم ازكى لكم و اطهر
«لكم»، اشاره به برداشت فوق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 269 - 9
9 ـ درك معارف و حقايق دينى و عمل به مقتضاى آن ، حكمتى خدادادى است .
يؤتى الحكمة من يشاء
با در نظر گرفتن ارتباط اين آيه با آيات سابق (كه درباره لزوم انفاق، مصالح و پيامدهاى نيك آن و نيز عوامل ترك انفاق و پيامدهاى شوم آن بود كه يكسره درباره احكام و معارف دينى است)، مى توان گفت كه مراد از حكمت، معارف و حقايق دينى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 271 - 1
1 ـ صدقه آشكار ، عملى نيك و ارزشمند
ان تبدوا الصّدقات فنعمّا هى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 19
19 ـ بازگشت نتايج اعمال خير ، به خودِ عمل كننده
و ما تنفقوا من خير فلانفسكم . .. يوفّ اليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 3،4،8
3 ـ پاداش الهى براى مؤمنان داراى عمل صالح ، برپادارندگان نماز و پرداخت كنندگان زكات ، نتيجه عمل خير آنها
لهم اجرهم عند ربّهم
«اجر» به معناى مزد، در برابر عملكرد شخص به كار برده مى شود; بنابراين پاداش آنان مزد و اجر عملشان خواهد بود.
4 ـ منزلت والاى مؤمنان داراى عمل صالح ، نزد خداوند
لهم اجرهم عند ربّهم
ظاهراً اضافه «ربّ» به ضمير، تشريفيه است. چنانچه آلوسى گفته كه در تعبير «عند ربّهم»، افزونى لطف و شرافت به چشم مى خورد.
8 ـ برپادارى نماز و پرداخت زكات از بهترين نمونه هاى عمل صالح
و عملوا الصّالحات و اقاموا الصّلوة و اتوا الزكوة
ذكر نماز و زكات پس از عمل صالح، در حاليكه خود عمل صالحند، بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 22 - 5،6
5 ـ اعمال نيك انسان ، داراى ارزش و نتايجى دنيوى و اخروى است .
حبطت اعمالهم فى الدنيا و الاخرة
6 ـ عمل نيك ، سرمايه و مددكار دنيوى و اُخروى انسان
حبطت اعمالهم فى الدّنيا و الاخرة و ما لهم من ناصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 30 - 3،4،10
3 ـ قيامت ، روز تحقق عقاب و قهر الهى و يافتن اعمال خير و شر
و يحذّركم اللّه نفسه . .. يوم تجد كل نفس ما عملت من خير ... من سوء
4 ـ بقاى اعمال نيك و بد آدمى ، در نظام هستى
تجد كل نفس ما عملت من خير محضراً . .. من سوء
يافتن خود اعمال در قيامت «تجد كل نفس ما عملت»، فرع بر وجود آن است; بنابراين اعمال انسان در نظام هستى، باقى مى ماند و از بين نمى رود.
10 ـ انسان در انجام اعمال نيك و بد ، مجبور نيست .
تودّ لو انّ بينها و بينه امداً بعيداً
در روز قيامت كه روز كشف حقايق است، قبول عمل به عنوان كرده خويش، دليل بر عدم جبر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 57 - 6،7،8،13
6 ـ ايمان و عمل صالح ، حقيقت پيروى از رسول الهى ( عيسى ( ع ) )
و اتبعنا الرسول . .. جاعل الذين اتبعوك ... و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات
7 ـ ايمان و عمل صالح ، عامل نجات انسان از عذاب الهى در دنيا و آخرت
فامّا الذين كفروا فاعذّبهم عذاباً شديداً فى الدنيا و الاخرة . .. و اما الذين امن
8 ـ اجر كامل خداوند ، از آنِ مؤمنانى است كه عامل به تمامى اعمال صالح باشند .
و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات فيوفّيهم اجورهم
كلمه «الصالحات»، جمع و داراى الف و لام است كه دلالت بر عموم مى كند; يعنى تمام اعمال صالح را انجام دهند.
13 ـ مؤمنانِ داراى اعمال صالح ، محبوب خدا هستند .
و اللّه لا يحبّ الظالمين
بنابراينكه جمله «و اللّه لا يحبّ الظالمين»، تعليل براى جمله «فاما الذين كفروا» و «و اما الذين امنوا» باشد كه از آن چنين استفاده مى شود كه كافران به علّت ظلم، مبغوض خدا هستند. و مفهوم آن، اين است كه مؤمنان داراىِ عمل صالح، محبوب
خدايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 6 - 11
11 ـ استفاده نكردن ولىّ غنى از اموال يتيمان در قبال خدمت به آنان ، امرى نيكو و پسنديده ( مستحب )
و من كان غنيّاً فليستعفف
در برداشت فوق «فليستعفف» (بايد از تصرف در اموال يتيم بپرهيزد)، بر معناى استحبابى حمل شده است ; چون مقابل «فلياكل» قرار گرفته كه دلالت بر وجود ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 173 - 7
7 ـ ايمان به وحدانيت خدا و قيامت و انجام اعمال صالح ، نشانه عبوديت و بندگى خدا
و يستكبر فسيحشرهم إليه جميعاً. فاما الذين ءامنوا و عملوا الصلحت
خداوند از كسانى كه استنكاف نمى كنند و او را عبادت مى كنند، به مؤمنان داراى اعمال صالح تعبير كرد. متعلق ايمان به دليل آيات گذشته، قيامت (فسيحشرهم) و وحدانيت خدا (انما اللّه اله واحد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 13 - 10
10 - آل داوود ، موظف به انجام عمل صالح به منظور اداى شكر به درگاه خداوند
اعملوا ءال داود شكرًا
«اعملوا» مقول قول محذوف است و مفعول «اعملوا» چيزى همانند «عملاًصالحاً» محذوف بوده و «شكراً» مفعولٌ له آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 9
9 - تقدير و سپاس گزارى خداوند از اهل بيت ( على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ) ، در قبال نيك كردارى آنان
إنّ الأبرار . .. و كان سعيكم مشكورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 9
9 - تقدير و سپاس گزارى خداوند از اهل بيت ( على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ) ، در قبال نيك كردارى آنان
إنّ الأبرار . .. و كان سعيكم مشكورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 9
9 - تقدير و سپاس گزارى خداوند از اهل بيت ( على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ) ، در قبال نيك كردارى آنان
إنّ الأبرار . .. و كان سعيكم مشكورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 52 - 1
1 - يكى بودن شيوه زندگى همه پيامبران ، در بهره گيرى سالم و حلال از نعمت هاى الهى ، كردار نيك و پرستش خداى يگانه
يـأيّها الرسل كلوا من الطّيّبـت . .. و إنّ هـذه أُمّتكم أُمّة وحدة و أنا ربّكم
«هـذه» اشاره به طريقه زندگى است كه از سوى خدا به يكايك پيامبران توصيه شده بود (يا أيّها الرسل كلوا من الطّيّبات و اعملوا صالحاً). «أُمّة» نيز به معناى طريقه، شيوه و آيين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 22
22 ـ آگاهى همه جانبه خداوند به اعمال نيك آدميان
و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 147 - 3
3 ـ اعمال نيك بنى اسرائيل در صورت تكذيب تورات و باور نداشتن قيامت براى آنان سودبخش نخواهد بود .
و الذين كذبوا . .. حبطت أعملهم
مصداق مورد نظر براى «الذين كذبوا . .. » با توجه به آيات پيشين، بنى اسرائيل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 8
8 - اعمال نيكى كه جهت خدايى ( حسن فاعلى ) ندارد ، بى ثمر و فاقد ارزش است .
و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا
مقصود از اعمال كافران در آيه شريفه كردار خوب آنان است; چرا كه اعمال بد نتيجه خوبى ندارد تا گفته شود كه مثل سراب بى فايده است. اما جهت خدايى و حسن فاعلى اعمال، از وصف «الذين كفروا» استفاده شده است; يعنى، چون خدا را انكار مى كنند و براى او كار نمى كنند اعمالشان بى ثمر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 4
4 - ايمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان ، آدمى را به بهشت رهنمون نخواهد شد .
و بشر الذين ءامنوا . .. و عملوا الصلحت أن لهم جنت
عطف «عملوا . ..» بر «آمنوا» - بدون تكرار «الذين» - ظهور در اين دارد كه: دستيابى به بهشت در گرو جمع شدن هر دو وصف (ايمان و عمل) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 10
10 - ايمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان ، كارساز نبوده و مايه سعادت آدمى نخواهد شد .
من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 82 - 2
2 - ايمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان ، در پى دارنده پاداش ( خلود در بهشت ) نخواهد بود .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 158 - 8
8 ـ عمل صالح بدون ايمان سودبخش نخواهد بود.
لا ينفع نفساً إيمنها لم تكن ءامنت من قبل أو كسبت فى إيمنها خيراً
قيد «فى إيمانها» در جمله «أو كسبت فى إيمانها خيرا» بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 23 - 4
4ـ اعمال صالح بدون ايمان و اطمينان به ربوبيت خدا ، كارساز نيست .
إن الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و أخبتوا إلى ربهم أُولـئك أصحـب الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 24 - 2
2 - برخوردارى پيشتازان ( سابقون ) ، از مقام قرب الهى در جهان آخرت و دستيابى آنان به بهشت سرشار از نعمت ، پاداش الهى به آنان در قبال اعمال صالح شان
و السـبقون السـبقون . أُولـئك المقرّبون . فى جنّـت النعيم ... جزاء بما كانوا يعم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 13
13ـ اعمال صالح خانواده نوح ( پرستش خدا و . . . ) مايه نجات آنان از حادثه طوفان بود نه انتسابشان به حضرت نوح ( ع ) .
إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
تصريح خداوند به اين كه «هلاكت فرزند نوح به خاطر اعمال ناصالحش بوده است» ، اشاره به اين معنا دارد كه: نجات ديگر اعضاى خانواده نوح ، به خاطر انتسابشان به آن حضرت نبوده; بلكه منزه بودنشان از اعمال ناشايست ، مايه نجاتشان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 11 - 7
7 - داوود ( ع ) و قومش ، به انجام اعمال صالح از سوى خداوند مأمور بودند .
و اعملوا صـلحًا إنّى بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 5
5ـ ضرورت انجام كار هاى نيك ، به هنگام رفاه و آسايش و نيز در زمان گرفتار شدن به محنت و رنج
لئن أذقنا الإنسن منا رحمة ثم نزعنها منه إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 8
8- لزوم انجام اعمال صالح ، از دستورات تمامى اديان الهى
فخلف من بعدهم . .. إلاّ من ... عمل صلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 5
5ـ ضرورت انجام كار هاى نيك ، به هنگام رفاه و آسايش و نيز در زمان گرفتار شدن به محنت و رنج
لئن أذقنا الإنسن منا رحمة ثم نزعنها منه إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 97 - 6
6- زندگى واقعى و ارزشمند ، حيات همراه با ايمان و عمل صالح است .
من عمل صـلحًا . .. و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيّبة
برداشت فوق مبتنى بر دو نكته است: الف) بنابر اينكه «حياة طيّبة» زندگى دنيوى باشد. ب) زنده شدن انسان مؤمن و نيك كردار در زندگى دنيا، اشاره به اين معنا دارد كه زندگى بدون ايمان، در حقيقت زندگى شايسته و درخور شأن انسان نيست و حيات واقعى به ايمان و عمل صالح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 5
5ـ ضرورت انجام كار هاى نيك ، به هنگام رفاه و آسايش و نيز در زمان گرفتار شدن به محنت و رنج
لئن أذقنا الإنسن منا رحمة ثم نزعنها منه إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قدر - 97 - 3 - 5
5 - « عن حُمران أنّه سأل أباجعفر ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ « . . .ليلة القدر خير من ألف شهر » أىّ شىء عنى بذلك ، فقال العمل الصالح فيها من الصلاة و الزكاة و أنواع الخير خير من العمل فى ألف شهر ليس فيها ليلة القدر ;
از حمران روايت شده كه از امام باقر(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «. ..ليلة القدر خير من ألف شهر» سؤال كرد كه مقصود از اين [بهترى بر هزار ماه] چيست؟ حضرت فرمود: عمل صالح در شب قدر، از قبيل نماز و زكات و انواع كارهاى خوب، بهتر است از عمل در هزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 1
1 - ارزش شعر ، در پرتو ايمان ، عمل صالح و ياد خداوند
و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و ذكروا اللّه كثيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 3
3 ـ زنان و مردان ، همسان در بهره مندى از پاداش ايمان و عمل صالح خويش
و من يعمل من الصلحت من ذكر او انثى و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 13 - 15
15 - سليمان ( ع ) ، موظف به انجام عمل صالح به منظور شكرگزارى به درگاه خداوند
و لسليمـن الريح . .. اعملوا ءال داود شكرًا
اين كه پس از طرح قصه سليمان(ع) و ذكر فضايلى كه خداوند به او داده بود، خطاب «آل داود» آورده شده احتمال دارد به اين منظور باشد كه سليمان(ع) را به عنوان عضوى از خاندان داوود(ع)، موظف به انجام عمل صالح كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 45
45- از ميان اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها پايداران بر طريق ايمان و عمل نيك ، برخوردار از مغفرت و پاداش عظيم الهى اند .
وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت منهم مغفرة و أجرًا عظيمًا
در صورتى كه «من» در «منهم» براى تبعيض باشد; از آيه شريفه استفاده مى شود كه از ميان كسانى كه همراه پيامبرند، تنها بخشى از آنان ـ كه اهل ايمان و عمل صالح بوده و بر اين وصف پايدار مى باشند ـ از مغفرت و اجر الهى برخورداراند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 4
4- برخى از پيشينيان فاسد ، از ناديده گرفتن تعاليم پيامبران ، توبه كردند و با ايمانى راسخ به كار هاى شايسته روى آوردند .
خلف أضاعوا الصلوة . .. إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا
ماضى بودن فعل ها در هر دو آيه، به وقوع آن در زمان گذشته دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 9
9 - تقدير و سپاس گزارى خداوند از اهل بيت ( على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ) ، در قبال نيك كردارى آنان
إنّ الأبرار . .. و كان سعيكم مشكورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 11 - 7
7 - داوود ( ع ) و قومش ، به انجام اعمال صالح از سوى خداوند مأمور بودند .
و اعملوا صـلحًا إنّى بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 16 - 2
2 - نويسندگان قرآن در صحيفه هاى پاك و والا مرتبه ، كاتبانى راست گفتار ، مطيع خداوند و درست كرداراند .
بأيدى سفرة . .. بررة
«بررة» و «ابرار» به يك معنا است; جز اين كه «بررة» مبالغه بيشترى دارد; زيرا جمع «بَرّ» است و «بَرّ» مبالغه بيشترى از كلمه «بارّ» (مفرد «ابرار») دارد (مفردات راغب). از جمله معانى اى كه براى «بِرّ» ذكر شده، «صلاح و درست كارى»، «اطاعت» و «صداقت» است. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 117 - 1،2،5،7،10
1 ـ آنچه اهل كفر در اين دنيا انفاق مى كنند ، همچون باد سرد سُوزانى است كه بر زراعت قوم ستمكارِ بر خويش بوزد و آن را نابود سازد .
مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا . .. فاهلكته
2 ـ كفر ، موجب محروميّت آدمى از ثمره انفاقات ( اعمال خير ) خويش
انّ الّذين كفروا . .. مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا ... فاهلكته
5 ـ بى ثمر بودن انفاق هاى اهل كفر ، نمونه اى از كارا نبودن امكانات مادّى ، در بى نياز ساختن آنان از خدا
انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم . .. من اللّه ... مثل ما ينفقون ... كمثل ري
7 ـ انگيزه كافران در انفاق هاى خويش ، رسيدن به زندگى پَست دنياست . *
مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا
تقييد انفاق به حيات دنيا، مى تواند گوياى انگيزه كافران به انفاق در محدوده حيات دنيا باشد.
10 ـ بى ثمرى انفاق ( اعمال خير ) و دستاورد هاى اهل كفر ، ناشى از عملكرد آنان است و نه از جانب خداوند .
مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم . .. و ما ظلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 7
7 ـ كافران ، محروم از ورود به بهشت ، هر چند داراى اعمال صالح باشند .
و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
قيد «و هو مؤمن» مى رساند كه ايمان، شرط ثمربخشى اعمال نيك است; بنابراين اعمال نيك، بدون ايمان و در حال كفر، پاداش بهشت ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 13
13- آفرينش آسمان ها و زمين ( عالم آفرينش ) ، دليل قدرتمندى خداوند بر تحقق وعده عذاب كافران و حبط عمل نيكشان
من ورائه جهنّم . .. مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح ... ألم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 33 - 2
2 - ارزش دعوت به سوى خدا و تبليغ آيين الهى ، در گرو نيك كردارى دعوت كنندگان و مبلغان آن است .
و من أحسن قولاً ممّن دعا إلى اللّه و عمل صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 20
20 ـ خداوند ، عمل نيك را تنها از پرهيزگاران مى پذيرد .
انما يتقبل اللّه من المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 19 - 5
5 - بهرهورى متقين از نعمت هاى گواراى بهشت ، پاداش عملكرد نيك و مداوم خود آنان
كلوا و اشربوا هنيـًا بما كنتم تعملون
تعبير «كنتم تعلون»، ماضى استمرارى و دلالت بر مداومت پارسايان بر اعمال نيك دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 43 - 5
5 - برخوردارى تقواپيشگان از موهبت هاى بهشت ، نتيجه عملكرد خود آنان است .
كلوا و اشربوا هنيئًا بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 33 - 5
5 - هدايت گرى ، عمل صالح و روحيه تسليم در برابر خداوند ، از برجسته ترين ويژگى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و من أحسن قولاً . .. إنّنى من المسلمين
بنابراين كه آيه مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 10
10- ساحل نشينان غرب سرزمين ذوالقرنين ، براى ايمان و عمل صالح و ترك ستم كارى ، از زمينه مساعدى برخودار بودند .
أمّا من ظلم . .. و أمّا من ءامن و عمل صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 17 - 6
6- موسى ( ع ) ، پيامبرى برخوردار از اخلاق و اعمالى شايسته و ارزشمند
و جاءهم رسول كريم
وصف كَرَم هنگامى كه در توصيف خداوند به كار رود، به معناى احسان و انعام آشكار او است و چون در مقام توصيف انسان به كار رود، به معناى اخلاق و افعال شايسته او است(مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 7
7 ـ جاودانگى مؤمنانِ داراى اعمال صالح در بهشت
و الذين امنوا . .. خالدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 2
2 ـ راهيابى مؤمنان به بهشت ، منوط به انجام بخشى از اعمال صالح ; و نه مشروط به انجام تمامى كار هاى نيك
و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن
بنابر اينكه «من» براى تبعيض باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 173 - 1،2،19
1 ـ مؤمنان داراى عمل صالح ، برخوردار از اجر كامل و فضل خداوند در قيامت
فاما الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيوفيهم أجورهم و يزيدهم من فضله
2 ـ خداوند خود پاداش دهنده به مؤمنان داراى عمل صالح
فيوفيهم أجورهم
19 ـ مؤمنان داراى عمل صالح ، بهره مند از نعمت بهشت و داراى حق شفاعت براى كسانى كه در دنيا به ايشان نيكى كرده اند .
فيوفيهم أجورهم و يزيدهم من فضله
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره «اجورهم» در آيه فوق فرمود: يدخلهم الجنة و درباره «يزيدهم من فضله» فرمود: الشفاعة فيمن وجبت لهم النار ممن صنع اليهم المعروف فى الدنيا.
الدر المنثور، ج 2، ص 752.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 9 - 1
1 ـ وعده الهى به مؤمنان داراى عمل صالح ، به آمرزش و پاداش بزرگ
وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم مغفرة و اجر عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 18
18 ـ برخوردارى مؤمنان از نعمت هاى الهى در بهشت ، نتيجه كردار نيك و مستمر آنان است .
و نودوا أن . .. بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 94 - 6
6- هريك از اعمال صالح مؤمنان به وسيله خداوند ، ثبت و نوشته خواهد شد .
فمن يعمل من الصـلحـت . .. إنّا له كـتبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 4 - 1،3،5،7
1 - فلسفه برپايى قيامت ، پاداش دادن به مؤمنان داراى عمل صالح است .
لتأتينّكم . .. ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
«ل» در «ليجزى»، تعليل براى فعل «تأتى» در آيه قبل است.
3 - خداوند ، پاداش مؤمنان داراى عمل صالح را خواهد داد .
ليجزى الذين ءامنوا
ضمير فاعلى «ليجزى» به «عالم الغيب» بازمى گردد.
5 - مؤمنان داراى عمل صالح ، قطعاً مشمول آمرزش خداونداند .
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت أُولـئك لهم مغفرة
7 - مؤمنان داراى عمل صالح ، قطعاً از روزى كريمانه اى در قيامت برخوردار خواهند بود .
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت أُولـئك لهم . .. رزق كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 2
2- بهترين و ارزشمندترين عمل نيك مؤمن ، معيار و ملاك سنجش و پاداش الهى به ديگر اعمال نيك وى *
أُولـئك الذين نتقبّل عنهم أحسن ما عملوا
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه در آيه شريفه چيزى در تقديرى باشد; به اين صورت: «نتقبّل عنهم حسناتهم بأحسن ما عملوا»; زيرا مسلّماً تعبير «أحسن» بدان معنا نيست كه خداوند بهترين اعمال را قبول مى كند و اعمال ديگر را ناديده مى گيرد; هر چند نيك باشد! از طرفى آيه شريفه در مقام امتنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 10
10- مؤمن واقعى ، در پى اعمال نيك است ; نه غوطهور در لذّت و هوسرانى .
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت . .. و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأن
خداوند، مؤمنان را متصف به «عملوا الصالحات» كرده و كافران را مشمول «يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعام» دانسته است. از اين تقابل، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 26،44
26- آثار روح عبوديت و اعمال ارزشى ، آشكار در سيماى اهل ايمان
سيماهم فى وجوههم من أثر السجود
سجده، مظهر روحيه بندگى و نيايش انسان به درگاه الهى است و اين روحيه در پرتو مظاهر آن، در اندام ظاهرى انسان (چهره) تأثير مى گذارد.
44- آميختگى ايمان و عمل صالح ، شرط برخوردارى مؤمنان از مغفرت و پاداش عظيم الهى
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 9 - 7،11
7 - خداوند ، گناهان و بدى هاى مؤمنان داراى عمل صالح را زدوده و مى آمرزد .
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يكفّر عنه سيّئاته
11 - مؤمنانِ داراى عمل صالح ، در بهشت جاودانه اند .
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا . .. يدخله جنّـت... خـلدين فيها أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 18
18 - خداوند ، روزى مؤمنانِ داراى عمل صالح را در قيامت به وجه نيك و شايسته خواهد داد .
قد أحسن اللّه له رزقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 25 - 6،7
6 - خداوند ، براى مؤمنانى كه عمل صالح دارند ، پاداش بزرگى قرار داده است .
لهم أجر
نكره آوردن «أجر»، بيانگر عظمت آن است.
7 - پاداش مؤمنانى كه عمل صالح دارند ، هرگز كاسته يا قطع نخواهد شد .
لهم أجر غير ممنون
از معانى «منّ» قطع است و معناى «نقص» نيز براى آن گفته شده است. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 6 - 6،7،8
6 - مؤمنان داراىِ عمل صالح ، از پاداشى بزرگ برخوردار خواهند شد .
إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت فلهم أجر غير ممنون
نكره بودن «أجر»، بر عظمت آن دلالت دارد.
7 - پاداش مؤمنان نيك كردار ، هرگز كاهش نيافته و پايان نمى پزيرد .
فلهم أجر غير ممنون
«مَنّ» (مصدر «ممنون»)، به معناى «قطع كردن» است و معناى «كاهش دادن» نيز براى آن گفته شده است. (صحاح اللغة)
8 - پاداش مؤمنانِ داراى عمل صالح ، پاداشى بى منت و به دور از محاسبه و محدوديت
فلهم أجر غير ممنون
در «قاموس» آمده است كه «غير ممنون»; يعنى، بدون محاسبه و صاحب «مصباح» مى گويد: «مننتَ عليه منّاً»; يعنى، آنچه از نيكى ها براى كسى انجام داده اى، بر او شماره كردى. «راغب» در «مفردات»، اين كار را منّت زبانى و امرى نكوهيده خوانده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 7 - 5
5 - دستيابى مؤمنان داراى عمل صالح به پاداش بى منّت و پايان ناپذير ، حقيقتى انكارناپذير و غير قابل تكذيب است .
فما يكذّبك بعد بالدين
چنانچه «دين» به معناى جزا باشد (مفردات)، از مصاديق بارز آن اجرى خواهد بود كه در آيه قبل، به مؤمنان بشارت داده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 8
8 - داورى بى نظير خداوند ، پشتوانه اجر بى پايان مؤمنان شايسته كردار
فلهم أجر غير ممنون . .. أليس اللّه بأحكم الحـكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 262 - 9
9 ـ آرامش درونى ، دستاوردى از انفاق در راه خدا
الّذين ينفقون . .. و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 265 - 4
4 ـ تأثير اعمال نيك در ثبات و اطمينان روحى *
مثل الّذين . .. تثبيتاً من انفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 158 - 8
8 ـ عمل صالح بدون ايمان سودبخش نخواهد بود.
لا ينفع نفساً إيمنها لم تكن ءامنت من قبل أو كسبت فى إيمنها خيراً
قيد «فى إيمانها» در جمله «أو كسبت فى إيمانها خيرا» بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 29 - 4
4ـ اعمال صالح بدون ايمان ، تضمين كننده سعادت دنيا و آخرت نيست .
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت طوبى لهم و حسن مئاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 31 - 1،2،5،6،7
1 - خداوند ، به همسران پيامبر ، در صورت اطاعت خاضعانه آنان از خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انجام عمل صالح ، وعده پاداش دوچندان داده است .
و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صـلحًا نؤتها أجرها مرّتين
«قنوت» (مصدر «يقنت») به معناى «اطاعت خاضعانه» است (مفردات راغب).
2 - مهيّا شدن روزى كريمانه از جانب خداوند براى همسران پيامبر در صورت اطاعت خاضعانه آنان از خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انجام دادن عمل صالح است .
و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صـلحًا . .. و أعتدنا لها رزقًا كريمًا
5 - امتياز همسران پيامبر ، به اطاعت خاضعانه از خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انجام دادن عمل صالح است .
و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صـلحًا نؤتها أجرها مرّتين
6 - برخوردارى همسران پيامبر از پاداش مضاعف الهى ، منوط به تداوم اطاعت و انجام دادن عمل صالح از سوى آنها است .
و من يقنت منكنّ . .. و تعمل صـلحًا نؤتها أجرها مرّتين
فعل مضارع «يقنت» و «تعمل» استمرار را مى رساند.
7 - اعطاى پاداش مضاعف به همسران پيامبر در قبال عمل صالح شان ، نمودى از رحمت خداوند است .
و من يقنت منكنّ . .. نؤتها ... و أعتدنا لها رزقًا كريمًا
اين كه خداوند، به هنگام هشدار به همسران پيامبر در آيه پيش، براى عذاب، عذاب كننده اى را نياورده و تنها فرمود: «بر خداوند، چنين امرى آسان است» و در اين آيه، با فعل هاى «نؤتها» و «أعتدنا» دخالت مستقيم خود را بيان كرده، مى توان نكته بالا را به دست آورد لازم به ذكر است كه التفات از غيبت (يضاعف لها العذاب و كان ذلك على اللّه يسيراً) به خطاب («نؤتها» و «أعتدنا») مى تواند مؤيد نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 63 - 5
5 - غفلت از نظام ثبت و حسابرسى دقيق اعمال و كيفر و پاداش اخروى ، عامل بيگانگى كافران با اعمال نيك و آلودگى آنان به كردار هاى بد و ناشايست
بل قلوبهم فى غمرة من هـذا . .. هم لها عـملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 1 - 7
7ـ راه خدا ، راه بقا و جاودانگى اعمال نيك انسان
و صدّوا عن سبيل اللّه أضلّ أعمـلهم
چنانچه «أضلّ أعمالهم» بيان اين واقعيت باشد كه انحراف از مسير خدا، به طور طبيعى و ناگزير به حبط عمل و پوچى منتهى مى گردد. مفهوم آن اين خواهد بود كه پيمودن راه خدا سبب بقا و ثمربخشى اعمال ارزشمند آدمى، در گستره جهان آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 9
9 - بهره گيرى قرآن از تمايلات طبيعى انسان ها ، در گرايش دادن آنان به ايمان و عمل صالح
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا . .. و لباسهم فيها حرير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 53 - 8
8 ـ حيات آخرت ، فاقد هر گونه زمينه و فرصت براى انجام اعمال نيك
او نرد فنعمل غير الذين كنا نعمل
آرزوى برگشت به دنيا براى انجام اعمال نيك و تدارك گذشته ها، دلالت بر اين دارد كه در آخرت فرصت براى انجام عمل نيك و تدارك گذشته ها نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 5
5 - جايگاه والاى ايمان و عمل صالح در پيشگاه خدا
و الذين ءامنوا و . .. الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
با توجه به تأكيد خدا در اين آيه و آيه قبل درباره ايمان و عمل صالح، ارزش و اهميت آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 20،25
20 ـ خداوند ، عمل نيك را تنها از پرهيزگاران مى پذيرد .
انما يتقبل اللّه من المتقين
25 ـ خداوند ، تنها عمل نيكى را مى پذيرد كه همراه با تقوا باشد .
انما يتقبل اللّه من المتقين
برخى برآنند كه مراد از شرطيت تقوا براى پذيرش عمل، رعايت تقوا در خود عمل است، يعنى عمل بايد شرايط تعيين شده از سوى خداوند، همانند خلوص و . .. را دارا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 38 - 6
6 - هر عمل نيكى ، داراى مراتب مختلف در نيكى و پاداش هاى گوناگون متناسب با آن عمل نيك است .
رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا
اين كه خداوند، اعمال مردمان الهى را به بهترين نوع عمل پاداش مى دهد، نشانگر آن است كه هر عمل نيكى، داراى انواع و مراتب گوناگون است كه خداوند در مقام جزا، بهترين نوع آن را ملاك قرار مى دهد و به مردمان الهى عطا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 2 - 18
18 - خوبى ها و نيكى ها ، داراى درجات گوناگون و نيك كرداران و خوبان ، داراى مراتب مختلف
ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 8
8 ـ ايمان ، تقوا و عمل صالح ، داراى درجات و مراحل مختلف
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. ثم اتقوا و ءامنوا ثم اتقوا
تكرار «اتقوا» و «ءامنوا» و «عملوا الصلحت» مى تواند حكايت از مراحل تقوا، ايمان و عمل صالح داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 108 - 9
9 ـ دشنام به خدا براى دفاع از باورهاى خويش، عملى شايسته و زيبا در نظر مشركان است.
فيسبوا الله عدوا بغير علم كذلك زينا لكل أمة عملهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 63 - 4
4 - كافران ، بيگانه با اعمال خير و آلوده به كار هاى ناشايست
و لهم أعمـل من دون ذلك هم لها عـملون
«ذلك» اشاره دارد به كارهاى نيك مؤمنان (أُولـئك يسارعون فى الخيرات); يعنى، براى كافران، اعمال ديگرى غير از آن اعمال (اعمال نيك) وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 28 - 7
7- ارزش و ثمربخشى اعمال نيك ، در پرتو انگيزه صحيح و جلب رضاى الهى
اتّبعوا ما أسخط اللّه و كرهوا رضونه فأحبط أعمـلهم
از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه اعمال نيك در صورتى حبط نخواهد شد كه در جهت جلب رضايت خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 16
16 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . .إذا عرفت الحقّ فاعمل ما شئت من خير يقبل منك ، انّ اللّه عزّوجلّ يقول : « من عمل صالحاً من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولـئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغيرحساب » . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: . ..هرگاه حق را شناختى پس هر عمل خيرى كه مى خواهى انجام بده كه خدا از تو قبول مى كند. خداوند عزّوجلّ مى فرمايد: «من عمل صالحاً من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولـئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغيرحساب»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 104 - 5
5 - نيت نيك ، در نيكويى عمل كافى نيست .
لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا
بديهى است كه مسلمانان با گفتن كلمه «راعنا» نيت سوئى نداشتند; ولى خداوند آنان را از به كارگيرى آن كلمه - به خاطر جلوگيرى از سوء استفاده دشمنان - باز مى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 7 - 8
8 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « . . . فسنيسّره لليسرى » قال : لايريد شيئاً من الخير إلاّ يسّره اللّه له ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «فسنيسّره لليسرى» روايت شده كه فرمود: [هر كه در راه خدا بخشش كند و تقوا پيشه
سازد و نيكوترين پاداش الهى را تصديق كند ]هيچ خيرى را اراده نمى كند، جز آن كه خداوند انجام دادن آن را براى او آسان مى سازد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 83 - 17،18
17 - يكتا پرستى و احسان به والدين ، خويشان ، يتيمان و درماندگان ، از مصاديق اعمال شايسته است .
و عملوا الصلحت . .. لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين إحساناً ... و المسكين
آيه مورد بحث در حقيقت تفسيرى براى آيه پيشين و بيان مصاديقى از «الصالحات» مى باشد.
18 - معاشرت نيكو با مردم اقامه نماز و اداى زكات ، از مصداق هاى اعمال شايسته است .
و عملوا الصلحت . .. و قولوا للناس حسناً و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 9 - 4
4 ـ قيام براى خدا ، شهادت به قسط و اجراى عدالت ، از مصاديق عمل صالح
كونوا قومين للّه شهداء بالقسط . .. و عملوا الصلحت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 10،13،15،24
10 ـ تحمل هر سختى ( تشنگى ، رنج ، گرسنگى و تعرض و ضربه زدن به دشمن ) در راه خدا ، عمل صالح و داراى اجر است .
ذلك بأنهم لا يصيبهم . .. فى سبيل اللّه ... إلا كتب لهم به عمل صلح
13 ـ گام نهادن مؤمنان در هر ميدان و زمينه اى كه خشم كافران را به دنبال داشته باشد ، عمل صالح و داراى اجر است .
و لا يطئون موطئاً يغيظ الكفار . .. إلا كتب لهم به عمل صلح
15 ـ دفاع از جان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تحمل سختى در راه اطاعت از آن حضرت ، حركت در راه خدا و عمل صالح است .
و لا يرغبوا بأنفسهم عن نفسه ذلك بأنهم لا يصيبهم ظمأ و . .. فى سبيل اللّه ... إلا
24 ـ كسب پيروزى در راه خدا ، همانند تحمل مشكلات ، عمل صالح و داراى اجر است .
ذلك بأنهم لا يصيبهم . .. و لا ينالون من عدو نيلا إلا كتب لهم به عمل صلح إن اللّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از جمله «لا ينالون من عدو نيلا» مى تواند دستيابى به پيروزى بر دشمن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 59 - 3
3 - صبر پيشگى و توكّل ، دو مظهر عمل صالح اند .
و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت . .. نعم أجر العـملين . الذين صبروا و على ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 8 - 5
5 - انفاق در راه خداوند ( پرداخت زكات ) ، نشانگر ايمان و نمونه گوياى عمل صالح
و ويل للمشركين . الذين لا يؤتون الزكوة ... إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 15 - 5
5 - عفو و گذشت از كافران به هنگام ضرورت ، امرى شايسته و عمل صالح است .
يغفروا للذين لا يرجون . .. من عمل صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عصر - 103 - 3 - 5
5 - توصيه ديگران به پذيرش حق و شكيبايى در راه آن ، مصداق بارز عمل صالح است .
عملوا الصـلحـت و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر
عطف توصيه به حق و صبر ـ كه مصداق عمل صالح است ـ بر انجام اعمال صالح، عطف خاص بر عام و نشانه اهميت ويژه خاص است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 10
10 ـ اداى امانت به صاحبان آن و رعايت عدالت در قضاوت ، از مصاديق اعمال صالح
و الذين امنوا و عملوا الصالحات . .. انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الامانات الى اهله
ظاهراً جمله «انّ اللّه» پس از جمله «عملوا الصالحات»، اشاره به برخى از مصاديق اعمال صالح دارد كه همان اداى امانت و قضاوت عادلانه مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 12
12 ـ رهيابى به ايمان و عمل صالح ، جز در پرتو هدايت و توفيق الهى ميسر نيست .
و ما كنا لنهتدى لو لا أن هدينا اللّه
متعلَّق «لنهتدى» و «هدينا»، به قرينه آيه قبل، مى تواند ايمان به آيات الهى و انجام اعمال صالح باشد. يعنى: ما كنا لنهتدى إلى الايمان و الاعمال الصالحة لو لا أن هدانا اللّه إلى ذلك.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 24 - 4
4ـ بينايى و شنوايى باطنى انسان ( توانايى درك و فهم حقايق ) گرايش دهنده او به توحيد ، ايمان به قرآن و انجام اعمال صالح
مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 10
10 - ياد خدا و عدالت خواهى از بارزترين نمود هاى ايمان و عمل صالح
إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و ذكروا اللّه كثيرًا و انتصروا من بعد ما ظلمو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 27،31
27- شكر نعمت هاى الهى ، نمود بارز عمل صالح و زمينه رضايت او *
أن أشكر . .. و أن أعمل صـلحًا ترضـيه
بنابراين كه عطف «و أن أعمل» بر «أن أشكر» تفسيرى باشد; اختصاص به ذكر يافتن شكر و سپاس از ميان تمامى اعمال صالح، نمايانگر اهميت آن است.
31- نسل صالح ، نمودى از عمل صالح و مورد رضاى الهى
و أن أعمل صـلحًا ترضـيه و أصلح لى فى ذرّيّتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 47
47- قاطعيت با كافران و رأفت با مؤمنان و ركوع و سجود در برابر خداوند ، نمود هاى آشكار عمل صالح
أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم تريهم ركّعًا سجّدًا . .. وعد اللّه الذين ءامنوا و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 2
2- بهترين و ارزشمندترين عمل نيك مؤمن ، معيار و ملاك سنجش و پاداش الهى به ديگر اعمال نيك وى *
أُولـئك الذين نتقبّل عنهم أحسن ما عملوا
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه در آيه شريفه چيزى در تقديرى باشد; به اين صورت: «نتقبّل عنهم حسناتهم بأحسن ما
عملوا»; زيرا مسلّماً تعبير «أحسن» بدان معنا نيست كه خداوند بهترين اعمال را قبول مى كند و اعمال ديگر را ناديده مى گيرد; هر چند نيك باشد! از طرفى آيه شريفه در مقام امتنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 30 - 7
7- ايمان و عمل صالح ، مصداق بارز كار نيكو است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا . .. أجر من أحسن عملاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 11 - 7
7 - احتمال درستكارى افراد ، كافى در مُجاز نبودن نهى آنان
أرءيت الذى ينهى . .. أرءيت إن كان على الهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 13 - 12،13
12 - ايمان و عمل صالح ، نور است .
قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا
«إلتماس» (مصدر «التمسوا») به معناى تحصيل و به دست آوردن است. در صورتى كه مراد از «ورائكم» دنيا باشد، مقصود اين خواهد بود كه به دنيا برگرديد و با ايمان و عمل صالح، براى آخرت خود نور به دست آوريد.
13 - قيامت ، روز جلوه گر شدن حقيقت نورانى ايمان و عمل صالح
قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 11
11- قبولى اعمال نيك و ورود در زمره بهشتيان ، وعده هميشگى و تخلف ناپذير الهى به اهل تسليم ، صلاح و شكر
وعد الصدق الذى كانوا يوعدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 11
11 ـ خداوند هدايت كننده مردم به ايمان و انجام اعمال صالح براى رساندن آنان به بهشت و مواهب آن
و قالوا الحمد للّه الذى هدينا لهذا
برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلّق «هدينا»، به قرينه آيه پيشين، ايمان و عمل صالح و «لام» در «لهذا» بيانگر هدف و غايت هدايت باشد. يعنى: هدانا إلى الايمان لنكون من أصحاب الجنة.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 13
13 ـ نيل به تقوا ، هدف از اعمال خير
و ان تعفوا اقرب للتقوى
عمل ناشايست
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 105 - 13
13 ـ بيان فرجام و عاقبت شوم اعمال ناپسند ، از روش هاى قرآن براى بازداشتن انسان ها از آن اعمال
و لا تكونوا كالذين تفرّقوا . .. و اولئك لهم عذاب عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 9
9 ـ كشتن پيامبران الهى ، عملى ناحق و غير قابل توجيه
و يقتلون النّبيّن بغير حق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 22 - 7
7 ـ برخى از اعمال ناشايست ، نابودكننده سوابق نيك
حبطت اعمالهم . .. و ما لهم من ناصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 30 - 3،4،7،8،10،14
3 ـ قيامت ، روز تحقق عقاب و قهر الهى و يافتن اعمال خير و شر
و يحذّركم اللّه نفسه . .. يوم تجد كل نفس ما عملت من خير ... من سوء
4 ـ بقاى اعمال نيك و بد آدمى ، در نظام هستى
تجد كل نفس ما عملت من خير محضراً . .. من سوء
يافتن خود اعمال در قيامت «تجد كل نفس ما عملت»، فرع بر وجود آن است; بنابراين اعمال انسان در نظام هستى، باقى مى ماند و از بين نمى رود.
7 ـ بدكاران در قيامت آرزو مى كنند كاش ميان آنان و عملشان ، زمان بى حدى فاصله بود .
و ما عملت من سوء تودّ لو اَنّ بينها و بينه امداً بعيدا
8 ـ بيزارى شديد بدكاران ، از كردار خويش در قيامت
تودّ لو انّ بينها و بينه امداً بعيداً
10 ـ انسان در انجام اعمال نيك و بد ، مجبور نيست .
تودّ لو انّ بينها و بينه امداً بعيداً
در روز قيامت كه روز كشف حقايق است، قبول عمل به عنوان كرده خويش، دليل بر عدم جبر است.
14 ـ ترس از خدا ، مايه ترك كردار بد
و ما عملت من سوء تودّ . .. و يحذركم اللّه نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 87 - 5
5 ـ واكنش ملائكه در برابر اعمال زشت انسان
اولئك جزاؤهم انّ عليهم . .. و الملئكة و النّاس اجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 99 - 14
14 ـ توجه به آگاهى خداوند نسبت به اعمال ، بازدارنده انسان از كردار زشت
و ما اللّه بغافل عمّا تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 106 - 14
14 ـ عذاب اُخروى آدمى ، نتيجه كفر و اعمال بد او
فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون
«تكفرون . .. »، مى تواند هم شامل كفر عملى و هم اعتقادى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 108 - 8
8 ـ عذاب سيه رويان ( كافران ) ، ناشى از اعمال ناپسند ( تفرقه و پراكندگى و كفر ) خود آنان است و نه از ناحيه خداوند
فاما الذين اسودّت وجوههم . .. و ما اللّه يريد ظلماً للعالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 143 - 5
5 ـ ناشايستگىِ عمل نكردن به شعار ها و ادعا هاى پسنديده
و لقد كنتم تمنّون الموت . .. فقد رايتموه و انتم تنظرون
لحن عتاب آميز در آيه شريفه، حكايت از مذمت و سرزنش كسانى دارد كه آرزوى كشته شدن داشتند و به هنگام مواجه شدن با آن، هراسناك شدند و اقدامى نكردند.