ghaemiyeh.com
شناسه افزوده:موسسه امام هادی (ع)
عنوان و نام پدیدآور:همت بلند و تلاش مستمر:همت ، کار، تلاش از نظر قرآن و روایات/تهیه و تنظیم موسسه امام هادی علیهالسلام .
مشخصات نشر:قم: موسسه پیام امام هادی(ع)، ۱۳۸۹.
مشخصات ظاهری:۲۰۴ص.؛۵/۱۱×۵/۲۰سم.
شابک:۲۶۰۰۰ ریال964-8837-22-8:
موضوع:تلاش و تقلا -- جنبههای مذهبی -- اسلام
موضوع:تلاش و تقلا -- احادیث
موضوع:تلاش و تقلا -- جنبههای قرآنی
موضوع:اسلام و کار
رده بندی دیویی:۲۹۷/۴۸۳
رده بندی کنگره:BP۲۳۰/۱۳/ھ۷۸ ۱۳۸۹
شماره کتابشناسی ملی:۲۵۳۷۸۷۶
همت بلند و تلاش مستمر
همت ، کار ، تلاش
از نظر قرآن و روایات
بسم الله الرحمن الرحیم
طوبیٰ لِمَنْ نالَ قَدرَ هِمَّتِهِ أو نالَ عِزَّ القُنوعِ بِالقِسَمِ(1)
خوشا به حال کسی که به قدر همّتش به مقصد رسد یا آنچه که قسمت او شد با عزّت قناعت کند
سال 1389 را رهبر معظم انقلاب اسلامی به نام «سال همّت مضاعف و کار مضاعف» نامگذاری نمودند. از این رو بجاست که با جست و جو در قرآن مجید و گفتار و سیرۀ عملی پیشوایان معصوم علیهم السلام، این مهم را، توضیح دهیم.
پیرامون همّت بلند و کار و تلاش مستمر احادیث فراوانی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وائمّهاطهار علیهم السلام نقل گردیده که با نقل و بیان آنها میتوانیم دریابیم که به چه موضوعی همّت گماریم ودرچه سمت وسوئی، کار وتلاش مستمر کنیم تا به سعادت دنیا و آخرت برسیم. داستان زیر نمونهای ازدعوت پیامبر به سوی همّت والا وارزشمند است.
1) (1)) از اشعار منسوب به امیرالمؤمنین علی علیه السلام، بحار الأنوار، ج 34، ص 440.
از امام محمّد باقر علیه السلام نقل است که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله پیش از ظهور اسلام، در طائف بر مردی وارد شدند و آن مرد با احترام از حضرت پذیرائی کرد.
سالها بعد، پس از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله، به آن مرد گفته شد: آیا میدانی آن کسی که خداوند عزّ و جلّ او را به سوی مردم فرستاده است، کیست؟ گفت: نه، گفتند:
او محمد بن عبداللّٰه، یتیم ابوطالب و همان کسی است که در فلان روز در طائف میهمان تو شد و تو او را گرامی داشتی.
آن مرد خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و سلام کرد و مسلمان شد. آن گاه عرض کرد: ای رسول خدا، آیا مرا میشناسید؟
حضرت فرمود: تو کیستی؟
عرض کرد: من صاحب همان منزلی هستم که شما در زمان جاهلیّت در فلان روز وقتی به طائف آمدید، وارد آن شدید و من با احترام از شما پذیرائی کردم.
رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: خوش آمدی.
حاجتت را بخواه.
عرض کرد: دویست گوسفند با چوپانان آنها به من عطا فرمائید.
حضرت دستور داد به او دادند. آن گاه به اصحاب خود فرمود: این مرد همّت آن را نداشت تا از من همان چیزی را بخواهد که پیرزن بنی اسرائیلی از موسی علیه السلام خواست.
اصحاب عرض کردند: مگر پیرزن بنی اسرائیلی از موسی چه خواست؟
فرمود: خداوند عزّ و جلّ به موسی وحی فرمود که پیش از آن که مصر را ترک گویی، استخوانهای یوسف را با خود ببر. موسی از قبر یوسف جویا شد. پیرمردی آمد و گفت: اگر کسی جای قبر او را بلد باشد آن کس فلان پیرزن است.
موسی علیه السلام در پی او فرستاد. وقتی پیرزن آمد، موسی به او فرمود: تو جای قبر یوسف را میدانی؟ عرض کرد: آری. موسی فرمود: پس آن را به من نشان بده، هر چه بخواهی به تو میدهم. پیرزن گفت: آن را نشانت نمیدهم، مگر این که هر چه من بگویم همان را به من بدهی. موسی فرمود: بهشت از آنِ تو باشد. پیرزن گفت: نه، من تعیین میکنم.
خداوند به موسی وحی فرمود که نگران نباش، بگذار او تعیین کند. موسی به او فرمود: تعیین با تو.
عرض کرد: میخواهم روز قیامت در بهشت با تو هم درجه باشم.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: این مرد همّت آن را نداشت تا از من همان چیزی را بخواهد که آن پیرزن بنی اسرائیلی خواست(1)!
این داستان به ما آموزش میدهد که بلند همّت باشیم و به امور بلند و بالا همّت بگماریم.
نوشتار پیشرو، به جمع آوری بخشی از آیات و احادیث پیشوایان معصوم علیهم السلام پرداخته که در آن، مردم به کار، تلاش و همّت والا و مفید تشویق، و از اموری نظیر بیکاری، کسل بودن، بیهمّتی و غیره بر حذر شدهاند.
مطالب این کتاب در دو بخش آمده:
بخش اول: همّت در کلام معصومین علیهم السلام.
بخش دوّم: کار و تلاش در آیات قرآن و سیرۀ عملی و گفتار امامان معصوم علیهم السلامو در هر بخش آیات و احادیثی مرتبط با آن موضوع گردآوری شده است.
امید آن که بتوانیم با کار و همّت مضاعف خود، ضمن دستیابی به آرمان بلند انقلاب اسلامی یعنی
1) (1)) - کافی، ج 8، ص 155.
اتکاء به قدرت مردم با توکل بر خدا، و نیز عدم وابستگی به کشورهای دیگر، زمینه ساز ظهور نجات دهندۀ همۀ انسانهای آزاده، یعنی حضرت مهدی عجّل اللّٰه تعالی فرجه الشریف باشیم.
در پایان از محققین مؤسسه و همۀ همکارانی که در تهیۀ این مجموعه ما را یاری رساندند خصوصاً کمیته حمایت ونظارت بر فعالیت مراکز فرهنگی وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکر و تقدیر میشود و از خداوند متعال خواهان قبولی این عمل هستیم. والسلام
قم - مؤسسه امام هادی علیه السلام
زمستان 1389
واژۀ همّت در لغت در معانی گوناگونی چون: اراده، آرزو، خواهش، عزم، شجاعت و دلیری، زور، قوّت، طاقت، فال نیک، وسعت نظر، بلندنظری و بلندطبعی و...(1)به کار رفته است؛ در عرف و کلام روزمرّه مردمی عبارت است از تصمیم گرفتنی که به انجام کاری منتهی میگردد.
در بخش نخست به یاری خداوند، قصد داریم تا معنای این واژه و حقیقت آن را از دیدگاه برخی از آیات و احادیث ائمۀ اطهار علیهم السلام بررسی نمائیم تا ببینیم که خداوند و این بزرگواران، همّت انسانها را به کدام سمت و سو، سوق میدهند و مواردی از همّتهای خوب و مورد نظر را که به شیعیان خود آموختهاند بیان
1) (1)) - لغتنامه دهخدا، ج 14، ص 20805.
کنیم و همچنین روشن کنیم که در چه مواردی انسان را از بکارگیری همّت برحذر میدارند.
آنچه روشن است این است که همّت چیزی نیست که دارای وجود مادی و شکل خاص و یا قابل رؤیت باشد، بلکه یک امر درونی و باطنی است که تنها میتوان از راه نتیجۀ بیرونی وجودش را اثبات نمود.
به عنوان مثال اگر انسان در فلان کار همّت کند سرانجام آن، با بی همّتی درکار قابل قیاس نیست و متفاوت است.
اکنون به توضیح بشیتر پیرامون همّت در قالب 8 فصل میپردازیم:
فصل اول: نشانههای همّت نیکو و نمونههایی از آن
فصل دوم: اهمیت و تشویق به همّت خوب
فصل سوم: نتیجه و ثمرات بلند همّتی
فصل چهارم: پیامدهای همّت یا مواردی که انسان در مسیر به کارگیری همّت، با آن آزموده میشود
فصل پنجم: همّتهای ناپسند و پیامدهای آن
فصل ششم: به چه کاری همّت گماریم؟
فصل هفتم: تا چه اندازه همّت کنیم؟
فصل هشتم: گوناگون
در طول تاریخ، انسانهای بزرگ و درست کردار، دارای خصوصیّت هایی بودهاند که دیگر افراد، آنان را الگوی خویش قرار داده و در راه و رسم زندگی از سیرۀ ایشان کمک میگرفتند.
براستی اشخاص نمونه چه کردند تا به جایگاهی رسیدند که دیگران آنها را الگوی خویش قرار دادند؟
در جواب این سؤال کتابها میتوان نوشت و ساعتها سخنرانی نمود اما در یک کلمه چنین میتوان گفت که:
در حیات بشری نکاتِ مثبتِ ظریفی وجود دارد که بسیاری از افراد بدان توجه نداشته و از آن غافلند، اما عدّهای با رعایت آن در زندگی روزمرۀ خویش گاهی خیلی ساده و بدون مشقّت زیاد به جایگاهی نزد خداوند و در جامعه میرسند که به عنوان الگو نزد دیگران مطرح میگردد و باید بر آن غبطه خورد.
یکی از آن نکات، داشتن همّت بلند و نیکو است چنانکه حضرت امیر علیه السلام فرمود: انسان را چیزی
بهمانند همّت او بلند نگردانید(1)اکنون باید بدانیم همّتی که حضرت فرموده چه ویژگیهایی دارد تا بتوانیم خود را به انجام و رعایت آن ملزم نمائیم.
به عنوان مثال، مولای متّقیان علی علیه السلام در حدیثی میفرمایند:
الکَفُّ عَمّا فی أَیدِی الناسِ عِفَّةٌ وَکِبَرُ هِمَّةٍ(2).
صرف نظر نمودن از آن چه در دست مردم است، (نشان) عفّت نفس و بزرگی همّت است.
چه زیباست اینکه انسان همّت والای خویش را با عفّت نفس (یعنی عدم چشم داشت به اموال دیگران) به مرحلۀ اثبات برساند.
بالاتر از این، حضرت فرمود: هرکس معرفتش درست (و کامل) باشد، جان و همّت او از این جهان فانی روی برتابد.(3)شاید بتوان در توضیح این بیان گرانسنگ چنین گفت که: انسان با تکامل یافتن معرفتش به خود و خدایش به درجهای از مقامات عالیه میرسد که همۀ
همّ و غم خویش را برای آخرت خود گذاشته و برای آن تلاش مینماید، البته این بدان معنا نیست که این فرد از زندگی روزمرۀ خویش دست کشیده و فقط نماز بخواند و روزه بگیرد و...، بلکه چنین انسانی حتّی امورات دنیایی خود وخدمت به خلق ونسلهای آینده را گامی برای نزدیکتر شدن به معبود خویش میداند.
در جای دیگر امیر المؤمنین علیه السلام 5 امر را از نشانههای همّت بلند و والا معرّفی مینمایند:
رفتار نیک(1)، قناعت(2)، احسان(3)، کَرَم و بخشش(4)، شرافت(5)؛ فرض میکنیم با این
1) (1)) الفعل الجمیل ینبئ عن علوّ الهمّة.رفتار نیک از بلندی همّت خبر میدهد. «میزان الحکمة، ج 14، ص 6680».
2) (2)) - من شرف الهمّة لزوم القناعة.پایبندی به قناعت، از والایی همّت است. «میزان الحکمة، ج 14، ص 6680».
3) (3)) - من شرف الهمّة بذل الإحسان. کار نیکو، از والایی همّت است. «میزان الحکمة، ج 14، ص 6680».
4) (4)) الکرم نتیجة علوّ الهمّة.کَرَم داشتن، زائیدۀ بلندی همّت است. «عیون الحکم و المواعظ، ص 28».
5) (5)) - الشرف بالهمم العالیة. شرافت به همّتهای والاست. «میزان الحکمة، ج 14، ص 6676».
نشانههایی که معرّفی شد ما به همّتی والا و قابل ستایش دست پیدا کردیم، حال سؤال اینست که در کجا آن را بکار گیریم؟
اکنون چند نمونه از همّتهای نیکو را معرفی میکنیم.
امام پرهیزکاران علی علیه السلام ما را در این امر نیز چنین راهنمایی میکنند که بهترین، عالیترین و والاترین همّتها، همّتی است که در کارهای ذیل به کار گرفته شود:
2 -أَبعَدُ الهِمَمِ أَقرَبُها مِنَ الکَرَمِ(2).
عالیترین همّتها، نزدیکترین آنها به کَرَم است.
3 -أَشرَفُ الهِمَمِ رِعایَةُ الذِّمام(3)...
والاترین همّتها، پایبندی به پیمانهااست.
4 -الأُنسُ بِالعِلْمِ مِنْ نُبْلِ الهِمَّةِ(1).
انس با دانش از گرانمایگی همّت است.
مطالب این فصل را با دعای زیبایی از حضرت سیّد الساجدین علیه السلام خاتمه میبخشیم که فرمود:
هَبْ لِی جِسْماً روحانیّاً، وَقَلباً سَماویّاً، وَهِمَّةً مُتَّصِلَةً بِکَ، وَیَقِیناً صادِقاً فی حُبِّکَ(2).
(خدایا)، مرا پیکری روحانی، دلی آسمانی، همّتی پیوسته به تو و یقینی صادق در محبّت به تو عنایت فرما.
6 -امام علی علیه السلام: مَنْ شَرُفَتْ هِمَّتُهُ عَظُمَتْ قیمَتُهُ(2).
هرکه همّتش والا باشد، ارزشش عظیم شود.
7 -امام علی علیه السلام: قَدْرُ الرَّجُلِ عَلیٰ قَدرِ هِمَّتِهِ(3).
ارزش مرد، به اندازۀ همّت اوست.
8 -امام علی علیه السلام: شَجاعَةُ الرَّجُلِ عَلیٰ قَدرِ هِمَّتِهِ(4).
شجاعت مرد، به اندازۀ همّت اوست.
9 -امام علی علیه السلام: الشَّرَفُ بِالهِمَمِ العالِیَةِ لا بِالرُِّمَمِ البالِیَةِ(1).
شرافت به همّتهای والاست، نه به استخوانهای پوسیده.
10 -امام علی علیه السلام: یَنبَغی أنْ یَکونَ التَّفاخُرُ بِعُلَی الهِمَمِ(2).
سزاوار است که به همّتهای بلند مباهات شود.
11 -امیرمؤمنان علیه السلام: ما رَفَعَ امرَءاً کَهِمَّتِهِ، وَلا وَضَعَهُ کَشَهوَتِهِ(3).
انسان را چیزی به مانند همّت او بلند نگردانید و او را چیزی چون شهوتش پست نکرد.
13 -مولای متّقیان علی علیه السلام: مَنْ أَسهَرَ عَینَ فِکرَتِهِ بَلَغَ کُنهَ هِمَّتِهِ(1).
هرکس چشم اندیشۀ خود را بیدار نگه دارد، به اوج همّت و خواست خود برسد.
14 -امام علی علیه السلام: ما المَغرورُ الَّذی ظَفَرَ مِنَ الدُّنیا بِأَدنیٰ شَهوَتِهِ کالآخَرِ الَّذی ظَفَرَ مِنَ الآخِرَةِ بِأعلیٰ هِمَّتِهِ(2).
آن فریب خوردهای که از دنیا به ناچیزترین خواستۀ نفس خویش رسیده همچون کسی نیست که از آخرت به بالاترین همّت خود دست یافت.
15 -امام سجاد علیه السلام: اللّهُمَّ... أَسأَلُکَ مِنَ الشَّهادَةِ أقسَطَها... وَمِنَ النِّعمَةِ أوفاها، وَمِنَ الهِمَمِ أعلاها، وَمِنَ القِسَمِ أَسناها(3)...
خداوندا، از تو میخواهم از گواهی دادن، عادلترین
آن را... و از نعمت، بیشترین و از همّتها، والاترین واز قسمتها، بالاترین آن را.
16 -امام علی علیه السلام: نَعوذُ بِاللّٰهِ مِنَ المَطامِعِ الدَّنِیَّةِ، وَالهِمَمِ الغَیرِ المَرضِیَّةِ(1).
به خدا پناه میبریم از مطامع پست و همّتها و خواستههای ناپسند.
17 -امام علی علیه السلام: مَنْ تَوَکَّلَ لَمْ یَهتَمَّ(2).
هر کس (به خدا) توکّل کند، اندوهگین نشود.
18 -امام کاظم علیه السلام:... أسأَلُکَ الغِنیٰ عَنِ النّاسِ أجمَعِینَ، یا أرحَمَ الرّاحِمِینَ، وَیا مُنتَهیٰ هِمَّةِ الرّاغِبینَ(3).
از تو بی نیازی از همه مردم را مسألت میکنم ایرحم کنندهترین رحم کنندگان و ای نهایت همّت کسانی که به تو رغبت دارند.
19 -امام صادق علیه السلام: إذا هَمَمْتَ بِشَیءٍ مِنَ الخَیرِ فَلا تُؤَخِّرْهُ، فَإنَّ اللّٰهَ عَزَّ وَجَلَّ رُبَّما أطلَعَ عَلَی العَبدِ وَهُوَ عَلیٰ شَیْءٍ مِنَ الطّاعَةِ، فَیَقُولُ: وَعِزَّتی وَجَلالی لا أُعَذِّبُکَ بَعدَها أبَداً(1)...
هر گاه آهنگ کار خیری را کردی آن را به تأخیر میفکن، زیرا بسا خداوند سبحان بر بنده خود توجّه میکند در حالی که او به طاعتی مشغول است، پس میفرماید: به عزّت و جلالم سوگند پس از این هرگز تو را کیفر نخواهم داد.
20 -امام سجاد علیه السلام در دعایشان فرمود: وَاجْعَلْنا مِنَ الَّذینَ أَسْرَعَتْ أرواحُهُمْ فی العُلیٰ، وَخَطَتْ هِمَمُهُم فی عِزِّ الوَریٰ، فَلَمْ تَزَلْ قُلُوبُهُمْ والِهَةً طائِرَةً حَتّیٰ أناخُوا فی رِیاضِ النَّعیمِ(2)...
(خدایا) ما را از کسانی قرار ده که جانهایشان به بلندای (قرب تو) شتاب گرفت و همّتهای آنان
در عزّت روزگار گام مینهند [و از این رو] دلهایشان همواره سرگشته و در پرواز بود تا این که سرانجام درباغهای پر نعمت بهشت فرود آمدند.
21 -مولا علی علیه السلام: الحِلمُ وَالأَناةُ تَوأَمانِ یُنتِجُهُما عُلُوُّ الهِمَّةِ(1).
بردباری و وقار همیشه در کنار هم هستند و از بلند همّتی زاده میشوند.
22 -امام محمّد باقر علیه السلام: استَجْلِبْ عِزَّ الیَأْسِ بِبُعدِ الهِمَّةِ(2).
عزّتِ طمع نداشتن را با بلندی همّت به دست آر.
23 -امام علی علیه السلام: ذو الهِمَّةِ وَإنْ حَطَّ نَفسَهُ یَأبیٰ إلّاعُلُوّاً، کالشُّعلَةِ مِنَ النّارِ یُخفِیها
صاحِبُها، وَتأبیٰ إلّاارْتِفاعاً(1).
صاحب همّت هر چند خود را پائین آوَرَد امّا بر آید، همچون شعله آتش که صاحبش آن را پنهان میکند امّا سر میکشد.
24 -امام علی علیه السلام: عَلیٰ قَدرِ الهِمَمِ تَکُونُ الهُمُومُ(2).
اندوهها به اندازۀ همّتهاست.
25 -امام علی علیه السلام: شَجاعَةُ الرَّجُلِ عَلیٰ قَدرِ هِمَّتِهِ(3).
شجاعت مرد، به اندازۀ همّت اوست.
26 -مولای متّقیان امام علی علیه السلام: المُؤمِنُ، الدُّنیا مِضمارُهُ، وَالعَمَلُ هِمَّتُهُ، وَالمَوتُ تُحفَتُهُ، وَالجَنَّةُ سُبقَتُهُ .
الکافِرُ، الدُّنیا جَنَّتُهُ، وَالعاجِلَةُ هِمَّتُهُ، وَالمَوتُ شَقاوَتُهُ، وَالنّارُ غایَتُهُ(1).
دنیا، میدان تمرین و مسابقۀ مؤمن است، کار و تلاش همّ اوست، مرگ ارمغانی برای او و بهشت به منزلۀ جایزهای است برای او. اما برای کافر: دنیا بهشت است، لذّتهایِ گذرا همّت او، مرگ مایۀ بدبختی و آتش دوزخ فرجام او.
27 -امام امیرالمؤمنین علیه السلام: أحسِنْ رِعایَةَ الحُرُماتِ وَأَقبِلْ عَلیٰ أهلِ المُرُوّاتِ، فَإنَّ رِعایَةَ الحُرُماتِ تَدُلُّ عَلیٰ کَرَمِ الشِّیمَةِ، وَالإقبالُ عَلیٰ ذَوِی المُرُوّاتِ یُعَرِّفُ عَنْ شَرَفِ الهِمَّةِ(2).
حرمتها را نیکو پاس بدار و به جوانمردان روی آور زیرا نگاه داری حریمها دلالت بر کرامت تو دارد و روی آوردن به جوانمردان از شرافت همّت تو خبر میدهد.
28 -امیرالمؤمنین علیه السلام: الأَناةُ تَجلُو الهِمَّةَ(1).
وقار و حوصله در کار همّت را آشکار میسازد.
29 -امام علی علیه السلام: مَنْ صَوَّرَ المَوتَ بَینَ عَینَیهِ خَفَّ الاهتِمامُ بِأمرِ الدُّنیا عَلَیهِ(2).
هرکس مرگ را در مقابل چشمانش قرار دهد، اندوه امور دنیویش ناچیز میشود.
یامواردی که انسان در مسیر بکارگیری همّت، با آن آزموده میشود
انسان در مسیرهایی که گام بر میدارد اعم از پسند و ناپسند، همواره مورد امتحان و آزمایش قرار میگیرد.
مثالِ تحمّل سختیها و مشقّتهای دنیایی برای رسیدن به بهشت برین برای مؤمنان، مثالی است که تا کنون همه شنیدهاند.
این مثال و گونههای دیگر این مثال، کاملاً طبیعی بوده و در روزمرۀ بشری محسوس است.
به عنوان نمونه، دانش آموزی که میخواهد پایان سال تحصیلی خوبی را برای خود رقم بزند، طبیعی است که باید زحمات و ناملایمات یک سال تحصیلی را با جان و دل بخرد، در سرما و گرما در کلاس درس شرکت نماید، تکالیف درسی خود را انجام دهد، از استراحت بیش از اندازه پرهیز نماید، از شرکت در میهمانیهای متعدّد و مجالسی که به درس و بحث وی
آسیب میرساند پرهیز نماید و خلاصه لازم است، بایدها و نبایدهایی را رعایت کند تا به نتیجۀ مطلوب دست یابد.
در موضوع همّت نیز باید گفت، درست است که امامان معصوم علیهم السلام ما را به همّت در امور زندگی دنیایی و آخرتی خودمان سفارش نمودهاند اما نباید توقع داشت که این مهم بدون هیچ زحمت و پیامدی حاصل و انسان مورد هیچ آزمون و امتحانی قرار نگیرد.
نمونههای ذیل گویای این مطلب خواهند بود:
30 -امیرمؤمنان علی علیه السلام: أَضیَقُ النّاسِ حالاً مَنْ کَثُرَتْ شَهوَتُهُ، وَکَبُرَتْ هِمَّتُهُ، وَزادَتْ مَؤُوْنَتُهُ، وَقَلَّتْ مَعُونَتُهُ(1).
حال کسی بیش از همه گرفته و در فشار و تنگنایی است که خواهشهای نفسانیاش فراوان و همّتش بزرگ و خرجیاش زیاد و کمک [خرجی] او اندک باشد.
1) (1)) - میزان الحکمة، ج 14، ص 6676..
31 -حضرت امام علی علیه السلام: أَتعَبُ النّاسِ قَلْباً مَنْ عَلَتْ هِمَّتُهُ، وَکَثُرَتْ مُرُوءَتُهُ، وَقَلَّتْ مَقدُرَتُهُ(1).
دل (وجان) آن کس بیشتر از همه در رنج است که همّتش بلند، مردانگی اش بسیار و توانائیاش اندک باشد.
32 -امام امیرالمؤمنین علیه السلام: هُمُومُ الرَّجُلِ عَلیٰ قَدرِ هِمَّتِهِ(2).
اندوههای مرد، به اندازۀ همّت اوست.
33 -مولای متّقیان علی علیه السلام: بِقَدرِ الهِمَمِ تَکونُ الهُمُومُ(3).
اندوهها، به اندازۀ همّتها و خواستههاست.
از این روایات به خوبی استفاده میشود که کارهای بزرگ و مقصدهای عالی با مشکلاتی همراه است و کسی که با همّت بلند خود میخواهد به آن مقاصد
عالی برسد از اوّل باید متوجه آن مشکلات و همّ و غمها باشد، ولی باید امیدوار باشد که چون به هدف و مطلوب رسد سربلندی از آن اوست.
34 -امام علی علیه السلام: مَنْ رَقیٰ دَرَجاتِ الهِمَمِ عَظَّمَتْهُ الأُمَمُ(1).
هرکه بر نردبان همّتها بالا رود، ملّتها او را بزرگ دارند.
یا اینکه در جای دیگر فرمودند:
35 -مَنْ کَبُرَتْ هِمَّتُهُ عَزّ مَرامُهُ(2).
هرکه همّتش بزرگ باشد، مقصدش عالی است.
36 -حضرت علی علیه السلام: عَلیٰ قَدرِ الهِمَّةِ تَکُونُ الحَمِیَّةُ(3).
ننگ و عار (داشتن از زشتیها) به اندازۀ همّت است.
براستی اگر انسانی فاقد چنین اعتقادات دل نشین و معقولی باشد چه باید کند؟ کسی اگر کمر همّت را برای انجام کاری بسته و مردانه خود را وسط میدان میبیند میبایست که با ناملایمات درون میدانی مبارزه نماید و در راه کسب نتیجۀ مطلوب، همۀ سختیها را به جان بخرد. چه زیباست که این تحمل سختیها با در نظر گرفتن یاد خداوند که آرامش دهندۀ قلوب است عجین باشد زیرا امام عارفان و
سیّد ساجدان علیه السلام در مناجات خویش با معبود چنین میفرمایند:
37 -یا مَنْ آنَسَ العارِفِینَ بِطُولِ مُناجاتِهِ، وَألبَسَ الخائِفِینَ ثَوبَ مُوالاتِهِ. مَتیٰ فَرِحَ مَنْ قَصَدَتْ سِواکَ هِمَّتُهُ؟(1)
ای آن که انس بخشید عارفان را با مناجات طولانیش و پوشاند به بیمناکان جامه ارادتش را، چه وقت شاد شد آنکه همّتش غیر از تو را قصد نمود!
باید در همۀ کارهای فردی و اجتماعی با همّتهای بلند خدا را در نظر بگیریم و قصد و نیت ما خدا و خدمت به خلق خدا برای رضای خدا باشد، اینجاست که همۀ مشکلات را براحتی برای رضای خدا
1) (1)) - صحیفۀ سجّادیّۀ، جامعه، ص 493 دعای 199..
میتوان تحمل کرد و با ارادهی قوی به سوی هدفهای بلند پیش رفت.
38 -حَفْصُ بنُ غیاثِ النَّخَعیِّ، عَنْ أَبِی عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام قال: مَنِ اهْتَمَّ لِرِزْقِهِ کُتِبَ عَلَیْهِ خطیئةٌ، إنَّ دانیالَ علیه السلام کَانَ فِی زَمَنِ مَلکٍ جَبّٰارٍ، فَأَخَذَهُ وَطَرَحَهُ فِی الْجُبِّ وَطَرَحَ مَعَهُ السّباعِ لِتَأْکُلَهُ، فَلَمْ تدنُ إِلَیْهِ، فَأَوْحی اللّٰهُ تعالی جَلَّتْ عَظَمَتُهُ إِلیٰ نَبِیٍّ مِنْ أَنْبِیائِه (صلوات اللّٰه علیهم): أَنْ ائْتِ دٰانْیال بِطَعٰامٍ، قَالَ: یَا رَبِّ وأَیْنَ دٰانیٰال؟ قَالَ: تَخْرُجُ مِنَ الْقَرْیَةِ فَیَستَقْبِلُکَ ضَبعٌ فَیَدُلُّکَ عَلَیهِ، فَخَرَجَ فَانْتَهیٰ بِهِ الضّبعُ إِلیٰ ذَلِکَ الجُبّ، فَإِذٰا بِدانیال علیه السلام، فِیهِ، فَأَدْلیٰ لَهُ الطّعامَ، فَقَالَ دانیالُ:
الحَمْدللّٰهِِ الَّذِی لَایَنْسیٰ مَنْ ذَکَرَهُ، وَالْحَمْدُللّٰهِِ الَّذِی لٰا یَخِیبُ مَنْ دَعٰاهُ وَالحَمْدُ للّٰهِِ الَّذِی یَجْزِی بِالْاِحسانِ إحْسٰاناً وَبِالصَّبْرِ نجٰاةً.
ثُمَّ قٰالَ أبُو عَبدِ اللّٰهِ صلوات اللّٰه علیه: أبی اللّٰهُ أَنْ یَجْعَلَ أَرْزَاقَ المُؤْمِنینَ إِلَّا مِنْ حَیثُ لاٰ یَحْتَسِبُونَ (1)...
1) (1)) - مستدرک الوسائل، ج 13، ص 42-43..
هر کس برای روزی خود اندوهگین گردد بر او خطایی نوشته شود (زیرا رزق دست خداست). چرا که دانیال علیه السلام در زمان پادشاه ستمگری بود که او را دستگیر کرد و در چاه افکند و حیوانات درنده را با او در چاه فرستاد تا حضرت را بخورند، حیوانات به حضرت نزدیک نشدند، آن گاه خداوند تعالی که عظمتش بزرگ است، به پیامبری از انبیای خود وحی کرد که طعام نزد دانیال ببرد، آن پیامبر عرضه داشت: پروردگارا! دانیال کجاست؟ فرمود: از شهر خارج شو، پس کفتاری به استقبال تو خواهد آمد، و تو را به سوی دانیال راهنمایی خواهد کرد، پیامبر خارج شد، و کفتاری ایشان را به همان چاه رسانید، هنگامی که دید دانیال در چاه است، طعام را به سوی ایشان فرستاد! پس دانیال گفت: ستایش خدایی را که هر کس او را یاد کند وی را فراموش نمیکند وستایش خدایی را که هر که او را بخواند ناکام نمیگذاردو ستایش خدایی را که نیکویی را با نیکی و صبر و شکیبایی را با نجات بخشیدن پاسخ میدهد.
آن گاه امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند حیا میکند از این که روزیِ مؤمنان را از جایی رساند غیر از ناحیهای که خود گمان آن را ندارند.
در این فصل به اختصار به بررسی و معرفی همّتهایی که در کلام صاحبان خرد و اندیشه ناپسند شمرده شده میپردازیم:
الف: نشانۀ همّتهای ناپسند و زیان بار
ب: آثار و پیامدهای همّت باطل و پست
امیدوارم خوانندۀ محترم به این نکته توجه داشته باشند که اگر حضرات معصومین علیهم السلام فرموده باشند، همّت برای دنیا چنین آثار مخرّبی دارد، این گونه مذمّت از دنیا برای نفی دنیاگرائی است، که انسان تمام نیروی خود و فکر خود و هدف خود را در دنیا قرار دهد بگونهای که توجه به خدا و آخرت نداشته باشد، این بدان معنا نیست که هیچ شخصی نباید برای دنیای خویش تلاش نماید. حتّی خود اهل بیت علیهم السلام مردم را از رهبانیت و ترک رسیدگی به امور معیشت و ترک جامعه و امور خانوادگی بر حذر میداشتند و همواره مردم را سفارش به امر معیشت و توسعه در امور خانوادگی
و زندگی مینمودند، لکن با توجه به مبدأ و معاد، نه دنیا گرائی محض.
39 -پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: مَنْ کانَتْ هِمَّتُهُ أَکلَهُ کانَتْ قِیمَتُهُ ما أکَلَهُ(1).
هرکه تمام همّتش خوراکش باشد، ارزشش به اندازۀ همان چیزی است که میخورد.
40 -امام علی علیه السلام: مَن کانَ هِمَّتُهُ ما یَدخُلُ جَوفَهُ کانَتْ قیمَتُهُ ما یَخرُجُ مِنهُ(2).
هرکه همّ و غمّش چیزی باشد که وارد شمکش میشود، ارزش او به اندازۀ همان چیزی است که از شکمش خارج میشود.
41 -پیامر اعظم صلی الله علیه و آله: إیّاکُمْ وَفُضولَ المَطعَمِ، فَإنَّهُ
یَسُمُّ القَلبَ بِالفَضلَةِ، وَیُبطِئُ بِالجَوارِحِ عَنِ الطّاعَةِ، وَیَصَمُّ الهِمَمَ عَنْ سَماعِ المَوعِظَةِ(1)...
از پرخوری بپرهیزید که آن، دل را مسموم میکند، اعضای بدن را در اطاعت خدا تنبل میسازد و گوش صاحبان همّت را از شنیدن پند و اندرز، کَر میکند.
42 -رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: المُنافقُ هِمَّتُهُ فی الطَّعامِ وَالشَّرابِ کَالبَهیمةِ(2).
منافق همّتش در خوراک و نوشیدن همانند حیوانات مصروف میگردد.
43 -حضرت علی علیه السلام: مِن صِغَرِ الهِمَّةِ حَسَدُ الصَّدیقِ عَلَی النِّعمَةِ(3).
رشک بردن بر نعمت دوست، از دون همّتی است.
44 -امام علی علیه السلام: رَغبَةُ العاقِلِ فی الحِکمَةِ، وَهِمَّةُ
الجاهِلِ فی الحَماقَةِ(1).
رغبت خردمند به حکمت است و همّت نادان، اندرکار حماقت.
45 -امام علی علیه السلام: کَفیٰ بِالمَرءِ غَفلَةً أن یَصرِفَ هِمَّتَهُ فیما لا یَعنِیهِ(2).
جهت غفلت مرد، همین کافی است که همّت خود را در امور بی فایده بکار گیرد.
46 -امیرمؤمنان علیه السلام: مَنْ صَغُرَتْ هِمَّتُهُ بَطُلَتْ فَضِیلَتُهُ(3).
هرکس همّتش حقیر باشد، فضیلتش از بین برود.
47 -امام علی علیه السلام فرمود: لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لا هِمَّةَ لَهُ(4).
کسی که همّت ندارد، (انسانیّت و) مردانگی ندارد.
48 -امام علی علیه السلام: لا هِمَّةَ لِمَهِینٍ(1).
انسان حقیر، همّت ندارد.
49 -امیر مؤمنان علیه السلام: أَبعَدُ ما یَکُونُ العَبدُ مِنَ اللّٰهِ إذا کانَتْ هِمَّتُهُ بَطنَهُ وَفَرْجَهُ(2).
دورترین حالت بنده از خدا آن گاه است که اهتمامش شکم و شرمگاهش باشد.
50 -امام علی علیه السلام: مَن کانَتِ الدُّنیا هِمَّتَهُ اشْتَدَّتْ حَسرَتُهُ عِندَ فِراقِها(3).
1) (1)) .
2) (2)) - تحف العقول، ص 120..
3) (3)) - میزان الحکمة، ج 14، ص 6686. باید توجه داشت که مراد امام علی علیه السلام از زیان و حسرت برای چنین شخصی، در صورتی است که انسان همۀ تلاش و همّت خود را برای دنیا گذارده و از آخرت خویش غافل باشد. لذا در صورتی که انسان دنیا را مقدمۀ آخرت خود قرار دهد (یعنی جنبۀ معنوی و الهی را هر چند در امور کوچک و ناچیز دنیا، رعایت نماید)، در این صورت دیگر فرقی میان همّ و غم دنیایی با همّت و تلاش برای آخرت وجود ندارد.به عنوان مثال شخصی که با نیت قربة الی اللّٰه به مردم خدمت نماید، جاده بسازد، بیمارستان بنا نماید، مسجدی را تأمین نماید و...، او در حقیقت برای آخرت خویش تلاش نموده است..
هرکه به دنیا اهتمام ورزد، در هنگام جدا شدن از آن سخت حسرت خواهد خورد.
51 -پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: مَن أصبَحَ وَهِمَّتُهُ غَیرُ اللّٰهِ أصبَحَ مِنَ الخاسِرِینَ المُعتَدِینَ(1).
کسی که صبح کند و همّتش غیر الهی باشد، او از زیانکاران و متجاوزان خواهد گردید.
52 -رسول خدا صلی الله علیه و آله:... مَن أصبَحَ وَأمسیٰ وَالدُّنیا أکبَرُ هَمِّهِ، جَعَلَ اللّٰهُ الفَقرَ بَینَ عَینَیهِ، وَشَتَّتَ عَلَیهِ أَمرَهُ، وَلَمْ یَنَلْ مِنَ الدُّنیا إلّاما قُسِمَ لَهُ(2).
هر آن کس که در طول شبانه روز، بزرگترین همّتش دنیا باشد، خداوند (مُهر) فقر و ناداری بر جبینش زند و کارش را پریشان سازد و از دنیا به چیزی بیش از قسمت خود نرسد.
54 -امام امیرالمؤمنین علیه السلام: الفِسقُ نَجاسَةٌ فی الهِمَّةِ، وَکَلَبٌ فی الطَّبیعَةِ(1).
گناه و تبهکاری، (نشان) پلیدی همّت و سگ خو بودن است.
55 -حضرت علی علیه السلام: لَمْ یُفِدْ مَنْ کانَ هِمَّتُهُ الدُّنیا عِوَضاً، وَلَمْ یَقضِ مُفترَضاً(2).
کسی که اهتمام او (تنها) دنیا باشد، عوضی به دست نیاورد و فریضهای را ادا نکند.
56 -امیرالمؤمنین علیه السلام: مَن کانَتِ الدُّنیا هَمَّهُ طالَ یَومَ القیامَةِ شَقاؤهُ وَغَمُّهُ(3).
کسی که همّ و غمّش دنیا باشد، در روز قیامت، به اندوه و سختی طولانی روز قیامت گرفتار شود.
57 -امام صادق علیه السلام: ثَلاثٌ یَحجُزْنَ المَرءَ عَنْ طَلَبِ المَعالی: قَصْرُ الهِمَّةِ، وَقِلَّةُ الحِیلَةِ، وَضَعفُ الرَّأیِ(1).
سه چیز انسان را از رفتن در پی مقامات عالیه و اهداف بلند باز میدارد: کوتاهی همّت، چاره اندیش نبودن و سستی اراده.
58 -امام علی علیه السلام: مَنِ اهْتَمَّ بِرِزْقِ غَدٍ لَمْ یُفلِحْ أبَداً(2).
هر که دغدغه اصلی او، روزی آیندهاش باشد، هرگز به پیروزی و رستگاری نمیرسد.
59 -نبی مکّرم اسلام صلی الله علیه و آله: مَنْ أَصبَحَ وَهَمُّهُ غَیرُ اللّٰهِ فَلَیسَ مِنَ اللّٰهِ مِنْ شَیء، وَمَنْ لَمْ یَهتَمَّ لِلمُسلمینَ فَلَیسَ مِنهُم(3).
هر کس صبح کند و همّ و غمّش در غیر (خشنودی)
خدا باشد، پیش خدا ارزشی ندارد و هر کس برای مسلمانان اهتمام نورزد از آنان نیست.
60 -امام صادق علیه السلام:... إِذٰا هَممْتَ بِسَیِّئَةٍ فَلٰا تَعْملْهٰا فَإنَّه رُبَّمٰا أطْلَعَ اللّٰهُ عَلیٰ الْعَبْدِ وَ هُوَ عَلیٰ شَیْءٍ مِنَ المَعْصیتهِ فَیَقُولُ: وَ عِزَّتِی وَجَلاٰلِی لٰاأَغْفِرُ لَکَ بَعْدَهٰا أَبَداً(1).
هر گاه آهنگ گناه و کار زشتی کردی آن را انجام مده، بسا خداوند بر بنده خود توجه میکند در حالی که او به گناهی مشغول است، پس میفرماید: به عزّت و جلالم سوگند پس از این هرگز تو را نخواهم بخشید.
61 -امام علی علیه السلام: إظهارُ الفاقَةِ مِنْ خُمُولِ الهِمَّةِ(2).
اظهار نیازمندی و تنگ دستی، از دون (پست) همّتی است.
62 -امام علی علیه السلام: ما أَبعَدَ الخَیرَ مِمَّنْ هِمَّتُهُ بَطنُهُ وَفَرْجُهُ(1).
چه دور است خیر و خوبی از کسی که اهتمامش شکم و شرمگاه اوست.
63-پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: إنِّی لَأَبغَضُ الرَّجُلَ فاغراً فاهُ إلیٰ رَبِّهِ، فَیَقُولُ: ارْزُقْنی، وَیَترُکُ الطَّلَبَ(2).
من از کسی که دهانش را به سوی پروردگارش باز میکند میگوید: روزیم ده، و طلب روزی را رها میکند، بَدَم میآید.
در فصل پنجم اشاره کردیم که اموری وجود دارند که همّت برای آنان نادرست است و آثار زیانباری را نیز در پی خواهد داشت.
در این فصل به اختصار به اموری میپردازیم که حضرات معصومین علیهم السلام ما را به رعایت آن توصیه نمودهاند.
مباحثی که در این فصل با آن آشنا میشوید بدین قرار است:
الف: همّتهای مطلوب چیست؟
ب: آثار و نتایج پایبندی به همّتهای ارزشمند والا چیست؟
64 -امام زین العابدین علیه السلام:... قَدْ ساقَنِی إلَیکَ أَمَلی، وَعَلَیکَ یا واحِدی عَکَفَتْ هِمَّتی، وَفیما عِندَکَ
انْبَسَطَتْ رَغبَتِی(1).
(خداوندا)، آرزویم مرا به سوی تو رانده و همّتم، ای معبود یگانۀ من، وقف تو شد و رغبتم به آنچه نزد تو است بسیار گردید.
65 -امام سجّاد علیه السلام:... قَدِ انْقَطَعَتْ إلَیکَ هِمَّتی، وَانصَرَفَتْ نَحوَکَ رَغبَتی(2).
(بارالاها) همّتم به تمامی متوجه تو است و رغبتم رو به سوی تو دارد.
66 -پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: أیُّها النّاسُ، أقبِلُوا عَلیٰ ما کُلِّفتُموهُ مِن إصلاحِ آخِرَتِکُم... وَاصرِفُوا هِمَّتَکُم بِالتَّقَرُّبِ إلیٰ طاعَتِهِ(3).
ای مردم، به اصلاح امور آخرت خویش که به آن مکلّفید روی آورید... و همّت خود را مصروف نزدیک شدن به طاعت او کنید.
67 -امام صادق علیه السلام: إنَّ اللّٰهَ عَزَّ وَجَلَّ یَقُولُ: إنّی لَستُ کُلَّ کَلامِ الحِکمَةِ أتَقَبَّلُ، إنَّما أتَقَبَّلُ هَواهُ وَهَمَّهُ، فَإنْ کانَ هَواهُ فی رِضای جَعَلتُ هَمَّهُ تَقدِیساً وَتَسبِیحاً(1).
خداوند میفرماید: من چنان نیستم که هر گفتار حکمتآمیزی را (از هر حکیمی) بپذیرم، همانا من خواسته (دل) و اهتمام او را میپذیرم، پس اگر خواسته (دل) و اهتمامش در خشنودی من باشد، (ثواب) آرزو و همّتش را (ثواب) تقدیس و تسبیح قرار میدهم.
68 -امیرالمؤمنین علی علیه السلام: إن سَمَتْ هِمَّتُکَ لإصلاحِ النّاسِ فَابدَأْ بِنَفسِکَ، فَإنَّ تَعاطِیکَ صَلاحَ غَیرِکَ وَأَنتَ فاسِدٌ أَکبَرُ العَیبِ(2).
اگر همّت والای اصلاح مردم را در سرداری، از خودت آغاز کن؛ زیرا پرداختن تو، به اصلاح دیگران، در حالی که خود فاسد باشی بزرگترین عیب است.
69 -امام علی علیه السلام: مَا المَغبوطُ إلّامَنْ کانَتْ هِمَّتُهُ نَفسَهُ لا یُغِبها عَنْ مُحاسَبَتِها وَمُطالَبَتِها وَمُجاهَدَتِها(1).
مورد غبطه واقع نشود - سعادتمند نباشد - مگر کسی که همّتش (اصلاح) خودش باشد، پیوسته از آن حساب بکشد و مطالبه کند و با آن ستیز نماید.
70 -رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: إنَّ المؤمِنَ هِمَّتُهُ فی الصَّلاةِ وَالصِّیامِ وَالعِبادَةِ(2).
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: همّت مؤمن در نماز و روزه و عبادت است.
71 -امام علی علیه السلام: إنَّما الحازِمُ مَنْ کانَ بِنَفسِهِ کُلُّ شُغلِهِ، وَلِدِینِهِ کُلُّ هِمَّتِهِ، وَلِآخِرَتِهِ کُلُّ جِدِّهِ(3).
دور اندیش کسی است که همۀ (توجّه و) سرگرمیاش به نفس خود باشد و همۀ همّتش برای دینش باشد و همۀ تلاشش برای آخرتش باشد.
72 -فِیما ناجَی اللّٰهُ تَعالیٰ بِهِ مُوسی علیه السلام: کَیفَ لا یَکُونُ هَمُّکَ فِیما عِندی وَإلَیَّ تَرجِعُ لا مَحالَةَ!(1)
از جمله سخنان نجواآمیز خداوند با موسی علیه السلام این بود: چگونه همّت تو متوجه آن چه نزد من است نباشد، در حالی که لاجرم به سوی من بر میگردی!
73 -امام علی علیه السلام: اجعَلْ کُلَّ هَمِّکَ وَسَعیِکَ لِلخَلاصِ مِنْ مَحَلِّ الشَّقاءِ وَالعِقابِ، وَالنَّجاةِ مِنْ مَقامِ البَلاءِ وَالعَذابِ(2).
تمام همّت و کوشش خود را برای رهایی از جایگاه بدبختی و کیفر و نجات از سرای بلا و عذاب قرار ده.
74 -امام علی علیه السلام:... لیَکُنْ هَمُّکَ لِما بَعدَ المَوتِ(3).
باید همّ و غمّ تو برای جهان پس از مرگ باشد.
75 -حضرت علی علیه السلام: اجعَلْ هَمَّکَ لِآخِرَتِکَ، وَحُزنَکَ عَلیٰ نَفسِکَ، فَکَمْ مِنْ حَزِینٍ وَفَدَ بِهِ حُزنُهُ عَلیٰ سُرُورِ الأَبَدِ، وَکَمْ مِنْ مَهمُومٍ أَدرَکَ أَمَلَهُ(1).
همّ و غم خود را مصروف آخرتت گردان و اندوهت را مصروف خودت؛ زیرا چه بسیار اندوهگینی که اندوهش او را به شادی جاویدان رساند و چه بسیار با همّ و غمّی که به آرزویش دست یافت.
76 -مولا امیرالمؤمنین علیه السلام: اجعَلْ هَمَّکَ وَجِدَّکَ لِآخِرَتِکَ(2).
همّت و تلاش خود را به آخرتت اختصاص ده.
77 -امام علی علیه السلام: إنَّکُمْ إلَی الاهتِمامِ بِما یَصحَبُکُم مِنَ الآخِرَةِ أحوَجُ مِنکُم إلیٰ کُلِّ ما یَصحَبُکُم مِنَ الدُّنیا(3).
شما به همّت گماردن دربارۀ چیزی که در آخرت همراهیتان میکند نیازمند ترید تا به تمام چیزهایی که در دنیا ملازم و همراه شماست.
78 -امام علی علیه السلام: لَیسَ مؤمِناً مَنْ لَمْ یَهتَمَّ بِإصلاحِ مَعادِهِ(1).
هر کس به اصلاح امور اخروی خویش اهتمام نورزد، مؤمن نیست.
79 -امام علی علیه السلام: العاقِلُ... لا یَهتَمُّ إلّابِصَلاحِ آخِرَتِهِ(2).
خردمند... اهتمام نمیورزد، مگر برای اصلاح امور [معنوی و] اخروی خویش.
80 -رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: أَعظَمُ النّاسِ هَمّاً المؤمِنُ الَّذی یَهتَمُّ بِأَمرِ دُنیاهُ وَ أمرِ آخِرَتِهِ(3).
با همّتترین مردم، مؤمنی است که به کار دنیا و آخرتش اهتمام میورزد.
81 -امام علی علیه السلام:... ما المَغرُورُ الَّذی ظَفِرَ مِنَ الدُّنیا بِأَعلیٰ هِمَّتِهِ کَالآخَرِ الَّذی ظَفِرَ مِنَ الآخِرَةِ بِأدنیٰ سُهمَتِهِ(1).
آن فریب خوردهای که از دنیا به بالاترین خواست خویش برسد، همچون کسی نیست که از آخرت به کمترین بهرهای دست یابد.
82 -مولا علی علیه السلام: أَقصِرْ هِمَّتَکَ عَلیٰ ما یَلزَمُکَ، وَلا تَخُضْ فِیما لا یَعنِیکَ(2).
همّت خویش را مصروف چیزی گردان که همراه (و پایبند) تو است و در آنچه به کارت نمیآید فرو مَرو.
83 -حضرت امام علی علیه السلام: طوبیٰ لِمَنْ قَصَرَ هِمَّتَهُ عَلیٰ ما یَعنِیهِ(3).
خوشابه حال کسی که همّت خود را منحصر به چیزی کرد که به کارش میآید.
84 -امام علی علیه السلام: هِمَّةُ العُلَماءِ الدَّرایَةُ(1).
همّت علما و دانشمندان، فهمیدن و دانستن است.
85 -پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: مَن أَصبَحَ لا یَهتَمُّ بِأُمُورِ المُسلِمِینَ فَلَیسَ مِنهُمْ(2).
هر کس صبح کند در حالی که به امور مسلمانان اهتمام نورزد، از آنان نیست.
86 -امام محمّد باقر علیه السلام: إنَّ المؤمِنَ لَتَرِدُ عَلَیهِ الحاجَةُ لِأخیهِ فَلا تَکونُ عِندَهُ، فَیَهتَمُّ بِها قَلبُهُ، فَیُدخِلَهُ اللّٰهُ تَبارَکَ وَتَعالیٰ بِهَمِّهِ الجَنَّةَ(3).
گاهی برادر دینی از مؤمنی حاجتی را میخواهد که نمیتواند برآورده کند، از این رو اندوهگین میشود و خدای متعال او را بخاطر اندوهش به بهشت میبرد.
87 -رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: ما مِنْ عَبدٍ اهتَمَّ بِمَواقِیتِ الصَّلاةِ وَمَواضِعِ الشَّمسِ إلّاضَمِنْتُ لَهُ الرَّوحَ عِندَ المَوتِ، وَانْقِطاعَ الهُمُومِ والأحزانِ، وَالنَّجاةَ مِنَ النّارِ(1).
هیچ بندهای نیست که به اوقات نماز و مواضع خورشید اهتمام ورزد مگر این که آسودگی در هنگام مردن و از بین رفتن غم و اندوهها و نجات از آتش را برایش ضمانت کنم.
88 -امام علی علیه السلام: مَنْ کانَتِ الآخِرَةُ هِمَّتَهُ بَلَغَ مِنَ الخَیرِ غایَةَ أُمنِیَّتِهِ(2).
هرکه به آخرت اهتمام ورزد، در خیر و خوبی، به اوج آرزوهای خود خواهد رسید.
89 -امام صادق علیه السلام: مَنْ کانَتِ الآخِرَةُ أکبَرُ هَمِّهِ کَشَفَ اللّٰهُ عَنهُ ضِیقَهُ، وَجَمَعَ لَهُ أمرَهُ، وَأَتَتْهُ الدُّنیا وَهیَ راغِمَةٌ(1).
هر کس آخرت بزرگترین همّتش باشد، خداوند از او سختی و تنگی را برطرف میسازد و کار او را سامان میبخشد و دنیا به او رو میآورد در حالی که دنیا در نظر او خوار و پست است.
90 -امام صادق علیه السلام: مَنْ أصبَحَ وَالآخِرَةُ هَمُّهُ استَغنیٰ بِغَیرِ مالٍ، وَاسْتَأنَسَ بِغَیرِ أهلٍ، وَعَزَّ بِغَیرِ عَشیرَةٍ(2).
هر کس صبح کند و آخرت (تنها) همّتش باشد، بینیاز میگردد به غیر مال و مورد لطف و محبت غیر خویشان قرار گیرد و به وسیلۀ غیر عشیره (وابستگان) عزیز گردد.
91 -امیر المؤمنین علیه السلام: مَن أَصبَحَ وَهَمُّهُ واحِدٌ ،
کَفاهُ اللّٰهُ هَمَّ الدُّنیا وَالآخِرَةِ(1).
هر کس که صبح کند و همّت واحدی (همت برآخرت) داشته باشد، خداوند مهم دنیا و آخرت او را کفایت میکند.
92 -حضرت امام علی علیه السلام: مَنْ لَمْ یَکُنْ هَمُّهُ ما عِندَ اللّٰهِ سُبحانَهُ لَمْ یُدرِکْ مُناهُ(2).
هر کس اهتمامش به آنچه نزد خداوند سبحان است نباشد، به آرزوهای خود نخواهد رسید.
93 -رسول خدا صلی الله علیه و آله: مَن أَصبَحَ وَأمسیٰ وَالآخِرَةُ أَکبَرُ هَمِّهِ جَعَلَ اللّٰهُ الغِنیٰ فی قَلبِهِ، وَجَمَعَ لَهُ أَمرَهُ، وَلَمْ یَخرُجْ مِنَ الدُّنیا حَتّیٰ یَستَکمِلَ رِزقَهُ(3).
هر آن کس که شب و روز، بزرگترین همّتش آخرت باشد، خداوند بی نیازی را در دل او جای دهد و کارش را سامان بخشد و از دنیا نرود مگر آن که روزیش را کامل دریافت کرده باشد.
94 -رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: مَنِ اهْتَمَّ بِجَوعَةِ أَخِیهِ المُسلِمِ فَأَطعَمَهُ حَتّیٰ یَشبَعَ غَفَرَ اللّٰهُ لَهُ وَسَقاهُ حَتّیٰ یُرویٰ(1).
هر کس به گرسنگی برادر مسلمان خود اهتمام ورزد و به او اطعام کند تا سیر شود خداوند او را میآمرزد و به او (از شراب طهور) مینوشاند تا سیراب گردد.
95 -امام محمد باقر علیه السلام: إنَّ اللّٰهَ عَزَّ وَجَلَّ یَقُولُ:
بِجَلالی وَجَمالی وَبَهائی وَعَلائی وَارتِفاعی، لا یُؤْثِرُ عَبْدٌ هَوایَ عَلیٰ هَواهُ إلّاجَعَلْتُ غِناهُ فی نَفسِهِ، وَهَمَّهُ فی آخِرَتِهِ، وَکَفَفْتُ عَنهُ ضَیعَتَهُ، وَضَمَّنْتُ السَّماواتِ وَالأرضَ رِزقَهُ، وَکُنتُ لَهُ مِنْ وَراءِ تِجارَةِ کُلِّ تاجِرٍ(2).
همانا خداوند فرمود: سوگند به جلالتم و جمالم و نیکوئیام و بلندی و رفعتم، هیچ بندهای خواست مرا بر خواست خود مقدّم نمیدارد، مگر این که بینیازی او را در نفسش قرار میدهم و همّتش را در آخرتش مصروف میدارم و حرفه و فنّش را کفایت
میکنم و آسمانها و زمین را ضامن روزی او قرار دهم و در تجارت با هر تاجری هوای او را داشته باشم.
96 -امام علی علیه السلام: هِمَّةُ العَقلِ تَرْکُ الذُّنوبِ وَإصلاحُ العُیُوبِ(1).
همت عقلاء، ترک گناهان و اصلاح نمودن عیب هاست.
97 -امام علی علیه السلام: الطّاعَةُ هِمَّةُ الأکیاسِ(2).
فرمانبرداری (از خداوند)، همّت زیرکان است.
98 -امام صادق علیه السلام: نَفَسُ المَهمومِ لِظُلمِنا تَسبِیحٌ، وَهَمُّهُ لَنا عِبادَةٌ، وَکِتمانُ سِرِّنا جِهادٌ فی سَبِیلِ اللّٰهِ(3).
نفس فرد غمناک و محزون به خاطر ستم نسبت به ما، تسبیح و همّ و غم او برای ما عبادت و پنهان کردن سرّ ما، جهاد در راه خداست.
فرض میکنیم که ما قبول کردیم که همّت کردن یک امر مثبت و منطقی من برای پیشبرد اهداف مادی و معنوی هر فردی است. ممکن است در اینجا کسی سؤال کند که همّت تا چه اندازه مطلوب است؟ زیرا از یک طرف همّت پائین و کم همّتی مورد مذمّت اولیاء خدا قرار گرفته و از طرفی هم، هر انسان عاقلی میداند که زیاده روی و افراط در هر چیزی نارواست.
در این زمینه باید گفت: افراد بشر دارای استعداد و نیروی جسمی و روحی متفاوت میباشند، بنابراین نمیتوان برای همۀ انسانها یکسان پیشنهاد کرد و با یک نسخه همه را راهنمایی و ارشاد نمود؛ از طرف دیگر کارها متفاوت است، بعضی از امور بقدری عظیم و بزرگ است که اگر کسی با همّت کوتاه و نظر پائین وارد آن شود، نه تنها خدمت به فرد و جامعه نکرده بلکه ظلم و جفا نموده است، این قبیل کارها انسانهای بلند نظر و قوی لازم دارد تا بتوانند کار را با سلامت
و موفقیت به پایان برسانند، و این گونه کارها و این افراد مورد خطاب حضرت امام علی علیه السلام میباشند که میفرماید:
کُنْ بَعِیدَ الهِمَمِ إذا طَلَبْتَ(1).
هرگاه در طلب چیزی بر میآیی، بلند همّت باش.
از طرف دیگر کارهای متوسط و معمولی دیگری هست که انسانهایی با استعدادهای معمولی میتوانند انجام دهند و این انسانها در اینگونه کارها مخاطب حضرت امام علی علیه السلام میباشند که میفرماید:
تَوَسَّطْ فی الهِمَّةِ تَسلَمْ مِمَّنْ یَتَّبِعُ عَثَراتِکَ(2).
در همّت میانه رو باش تا ایمن بمانی از کسی که دنبال پیدا کردن لغزشهای تو است.
آری، میانه روی در هر چیزی انسان معمولی را از لغزش و اشتباه دور میسازد. و اگر کارهای بزرگ و کلان به این افراد واگذار شود جز خسارت و زیان برای خود و جامعه چیزی همراه ندارد.
بنابراین هر کس با توجه به اندازۀ استعداد و توانش باید در پی کاری برود و با جدیت و کوشش استعدادهای درونی خود را آشکار نماید و در عین حال
از استعداد و توان خود پا فراتر ننهد، همانگونه که صاحبان استعدادهای قوی نباید گوشهگیری کنند و نباید از بکارگیری استعداد و همّت خود در کارهای بزرگ کوتاهی نمایند، نه به افراد معمولی میتوان گفت ابن سینا یا ادیسون باش و نه به ابن سینا و ادیسون میتوان گفت یک دانشمند متوسط باش.
توجه به این نکته لازم است که باید همّت و نیروی خود را کاملاً بکار گیریم و حالت خمودی و سستی به خود راه ندهیم، روایاتی که ما را به کار و تلاش و همّت بلند و تحمّل مشکلات ارشاد میکند برای همین اصل بکارگیری بهینه همّت و کار است، و مثال مردمی که گویند: هر که بیشتر کاشت بیشتر برداشت، به اصل بکارگیری بهینه همّت و کار توجه دارد. روایت زیر نیز به همین اصل عنایت دارد، حضرت امام علی علیه السلام به زبیر فرمود:
یا زُبیرُ، إنَّ الرِّزقَ مَفتوحٌ مِنْ لَدُنِ العَرشِ إلیٰ قَرارِ بَطنِ الأَرضِ، یَرزُقُ اللّٰهُ کُلَّ عَبدٍ عَلیٰ قَدرِ هِمَّتِهِ وَنَهمَتِهِ(1).
ای زبیر! (باب) رزق الهی از (بلندای) عرش تا عمق
1) (1)) - کنز العمال، ج 1، ص 132..
زمین، گشوده است، خداوند هر بندهای را به اندازه همّ و غمّ و بلند همّتیاش روزی میدهد.
در این روایت از یک سو زبیر به تلاش و همّت تشویق میشود و از سوی دیگر میفهمد که راه سعادت و توسعه رزق توجه به خدا همراه با کار و همّت و تلاش است.
99 -«هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوافِی مَنَاکِبِهَا وَ کُلُوامِن رِّزْقِهِیوَ إِلَیْهِ النُّشُورُ(1)».
او کسی است که زمین را برای شما رام کرد پس در اطراف و اکناف آن قدم بردارید و از روزی او بخورید و [بدانید که] بر انگیخته شدن [شما] به سوی اوست.
100 -«وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی ءَادَمَ وَحَمَلْنَٰهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَٰهُم مِّنَ الطَّیِّبَٰتِ وَ فَضَّلْنَٰهُمْ عَلَیٰ کَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً(2)».
و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا سیر دادیم و از نعمتهای پاکیزه روزی بخشیدیم و آنها را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری دادیم، برتری کامل.
101 -«أَلَمْ تَرَوْاأَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِی السَّمَٰوَ ٰتِ
وَ مَا فِی الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُوظَٰهِرَةً وَ بَاطِنَةً وَ مِنَ النَّاسِ مَن یُجَٰدِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ لَاهُدًی وَ لَاکِتَٰبٍ مُّنِیرٍ(1)».
آیا ندید که خدا آنچه در آسمانها و در زمین است مسخر شما ساخت و نعمتهای آشکار و پنهان خود را بطور فراوان بر شما ارزانی داشته است، ولی برخی از مردم بدون هیچ دانش و هدایت و کتاب روشنگری درباره خدا مجادله میکنند.
102 -أمیرالمؤمنین علی علیه السلام: السُّجودُ النَّفسانیُّ فَراغُ القَلبِ مِنَ الفانیاتِ، وَالإقبالُ بِکُنهِ الهِمَّةِ عَلَی الباقیاتِ(2).
سجود روحانی خالی کردن دل است از امور فانی و روی آوردن با تمام وجود و اراده به آن چه ماندنی و جاویدان است.
103 -أمیر المؤمنین علی علیه السلام: عَرَفتُ اللّٰهَ سُبحانَهُ
بِفَسخِ العَزائِمِ، وَحَلِّ العُقُودِ، وَنَقضِ الهِمَمِ(1).
من خدای پاک را به شکسته شدن عزم (و ارادهها) و گشودن گرهها (و پیمانها) و در هم شکستن همّتها (و آرزوها) شناختم.
104 -سُئِلَ أمیرُ المؤمنین علیه السلام: ما الدَّلیلُ عَلیٰ إثباتِ الصانعِ؟ قالَ: ثلاثَةُ أشیاءَ: تَحویلُ الحالِ، وَضَعْفُ الأرْکانِ، وَنَقْضُ الهِمَّةِ(2).
از امام علی علیه السلام سئوال شد دلیل بر اثبات صانع چیست؟ فرمود: سه چیز: دگرگونی احوال، سُست و ناتوان شدن اعضای بدن و بر هم خوردن اراده.
105 -امام علی علیه السلام: أمّا وَجهُ الإجارَةِ فَقَولُهُ عَزَّ وَجَلَّ: «نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَوٰةِ الدُّنْیَا وَ رَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَٰتٍ لِّیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِیًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ»(3)فَأخبَرَنا
سُبحانَهُ أَنَّ الإجارَةَ أَحَدُ مَعایِشِ الخَلقِ، إذْ خالَفَ بِحِکمَتِهِ بَینَ هِمَمِهِم وَإرادَتِهِم وَسائِرِ حالاتِهِم، وَجَعَلَ ذلکَ قِواماً لِمَعایِشِ الخَلقِ، وَهُوَ الرَّجُلُ یَستَأجِرُ الرَّجُلَ فی ضَیعَتِهِ وَأَعمالِهِ وَأَحکامِهِ وَتَصَرُّفاتِهِ وَأملاکِهِ، وَلَو کانَ الرَّجُلُ مِنّا یَضطَرُّ إلیٰ أَنْ یَکُونَ بَنّاءً لِنَفسِهِ أو نَجّاراً أو صانِعاً فی شَیْءٍ مِنْ جَمِیعِ أَنواعِ الصَّنائِعِ لِنَفسِهِ، وَیَتَوَلّیٰ جَمیعَ ما یَحتاجُ إلَیهِ مِنْ إصلاحِ الثِّیابِ، وَما یَحتاجُ إلَیهِ مِنَ المُلکِ، فَمِنْ دُونِهِ مَا اسْتَقامَتْ أحوالُ العالَمِ بِتِلکَ، وَلا اتَّسَعُوا لَهُ، وَلَعَجِزُوا عَنهُ، وَلکنَّهُ أَتقَنَ تَدبیرَهُ لِمُخالَفَتِهِ بَینَ هِمَمِهِم، وَکُلَّما یُطلَبُ مِمّا تَنصَرِفُ إلَیهِ هِمَّتُهُ مِمّا یَقُومُ بِهِ بَعضُهُم لِبَعضٍ، وَلِیَستَغْنِیَ بَعضُهُم بِبَعضٍ فی أبوابِ المَعایشِ الَّتی بِها صَلاحُ أحوالِهِم(1).
امام علی علیه السلام دربارۀ آیۀ «ماروزیشان را میانشان تقسیم میکنیم...» فرمود: خداوند سبحان با این آیه به ما خبر داده که اجاره یکی از راههای معیشت مردمان است، زیرا با حکمت خود، همّتها
1) (1)) - وسائل الشیعة، ج 19، ص 104-103..
و خواستهها و دیگر احوالات ایشان را متفاوت و دیگرگون قرار داد و این امر را مایۀ قوام معیشت خلق ساخت. چون یک مرد، مردی دیگر را اجیر میکند درباره زراعتش و کارهایش و دستوراتش و دخل و تصرفاتش و ملک و دارائیهایش، اگر مردی از ما ناچار شود کار بنّایی یا نجّاری و یا صنعتگری و دیگر پیشهها را برای خویش انجام دهد، وتمامی آنچه را که به آن نیاز دارد همچون اصلاح جامه و لباس و دخل و تصرفات در ملک و دارائی که نیازمند آن است خود عهدهدار شود، با این وضعیت کارهای دنیا روبراه نمیشود و آنها نیز فرصتش را ندارند و به یقین از انجام آن ناتوانند، اما خداوند به این صورت تدبیری دقیق کرد که خواسته هایشان را گوناگون ساخت و خواستۀ هر کس که به چیزی تعلّق گرفت، هر یک برای دیگری آن را انجام دهد، وهر کدام با کمک دیگری آن طور که مصلحت حالش اقتضا دارد، امور زندگانیاش را پیش ببرد.
106 -امام صادق علیه السلام: مَطُلُوْبٰاتُ النّاسِ فِی الدُّنْیٰا الفٰانِیَةِ أَرْبَعَةٌ: الْغِنیٰ وَالدِّعَةُ وَقِلَّةُ الْاهْتِمٰامِ وَالعِزّ. فَأَمّٰا الْغِنیٰ فَمَوْجُودٌ فِی القِنٰاعَةِ، فَمَنْ طَلَبهُ فِی کَثْرَةِ الْمٰالِ
لَمْ یَجِدْهُ. وَأَمّٰا الدِّعَةُ فَمَوْجُودَةٌ فِی خِفةِ الْمَحْمِلِ، فَمَنْ طَلبَهَا فِی ثِقْلِهِ لَمْ یَجِدْهٰا. وَأَمّٰا قِلَّةُ الْاهْتِمٰامِ فَمَوْجُوْدَةٌ فٖی قِلَّةِ الشُّغْلِ، فَمَنْ طَلَبهٰا مَعَ کَثْرَتِهِ لَمْ یَجِدْهٰا. وَأَمّٰا العِزُّ فَمَوْجُودٌ فِی خِدْمَةِ الْخٰالِقِ، فَمَنَ طَلبَهُ فِی خِدْمَةِ الْمَخْلُوقِ لَمْ یَجِدْهُ(1).
خواستههای مردم در دنیای فانی چهار چیز است:
بی نیازی، راحتی و آسایش زندگانی، آسوده خاطری و عزّتمندی، امّا بی نیازی در قناعت است، پس هر کس آن را در بسیاری مال بجوید آن را نیابد، و امّا راحتی و آسایش زندگانی در سبکبار بودن است، پس هر کس آن را در سنگین باری بجوید به آن نرسد، و امّا آسوده خاطری در سرگرمیهای اندک (به خواستههای دنیوی) است، پس هر کس آن را در بسیاری آن بجوید آن را نیابد، و امّا عزّتمندی در خدمت به آفریدگار (و برای رضای خدا کار کردن) است، پس هر کس آن را در خدمت به مخلوق (و به دست آوردن خشنودی آنان) بجوید به آن نرسد.
1) (1)) - خصال، ص 198..
107 -امام علی علیه السلام: مَن دَنَتْ هِمَّتُهُ فَلا تَصحَبْهُ(1).
با افرادی که همّت پائینی دارند نشست و برخاست نکن.
108 -رسول خدا صلی الله علیه و آله: مَنْ قَنِعَ بِمَا رَزَقَهُ اللّٰهُ فَهُوَ مِنْ أَغْنَی النَّاس(2).
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس به آنچه خدا روزیاش فرموده قناعت ورزد از بینیازترین مردمان است.
109 -امام علی علیه السلام: بِالْقِنٰاعَةِ یَکُونُ العِزُّ(3).
امام علی علیه السلام فرمود: عزّت با قناعت بدست میآید.
110 -مُفَضَّل بْنُ عُمَر قٰالَ: سَمِعْتُ أَبٰا عَبْدِ اللّٰهِ علیه السلام یَقُولُ: مَنْ آجَرَ نَفْسَهُ فَقَدْ حَظرَ عَلیٰ نَفْسِهِ الرِّزْقَ .
وَ فِی رِوٰایَةٍ أُخْریٰ: وَکَیْفَ لٰایَحْظُرُهُ وَمٰا أَصٰابَ فِیهِ فَهُوَ لِرَبِّهِ الَّذیِ آجَرَهُ(1).
مفضل بن عمر میگوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم میفرمود: هر که خود را برای دیگری اجیر سازد درِ، روزی را بر خود بسته است و چگونه چنین نباشد درحالی که آنچه سود و بهره بدست میآورد از آنِ کارفرما و موجر خواهد بود.
با توجه به روایات دیگر در تشویق به کار میتوان گفت این روایت برای کارفرمایانی است که حق کار گر را به طور معمول نمیدهند یا کارگرانی که استعداد شایسته خود را برای رسیدن به اوج کمال به کار نمیگیرند و رکود میکنند.
1) (1)) - کافی، ج 5، ص 90..
کار در لغت به معنای «آنچه از شخص یا چیزی صادر گردد و آنچه شخص خود را بدان مشغول سازد و فعل و عمل و کردار» در جای دیگر آمده کار به معنای «آنچه کرده و به جا آورده شود که الفاظ دیگرش عمل و فعل و شغل است» همچنین واژۀ کار به معنای «امر، شأن، اقدام، رفتار، رفتار و کردار» نیز آمده است(1).
اما در عرف و سخن روز مرّۀ مردمی به معنای هر فعلی است که انسان انجام میدهد خواه ثمربخش بوده باشد یا نباشد قرآن کریم درباره ارزش کار و برکات و آثار مادی و معنوی آن چنین فرموده است:
1 -«وَ أَن لَّیْسَ لِلْإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَیٰ *
1) (1)) - لغتنامه دهخدا، ج 11، ص 15817 و 15818..
وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَیٰ * ثُمَّ یُجْزَلهُ الْجَزَآءَ الْأَوْفَیٰ(1)».
و اینکه برای انسان جز آنچه تلاش کرده نیست و حتّی کوشش او به زودی دیده خواهد شد سپس به او جزای تمامتر داده خواهد شد.
2 -«هُوَ أَنشَأَکُم مِّنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ»(2).
اوست که شما را از زمین پدید آورد و شما را به عمران آن واداشت پس از او آمرزش بخواهید.
3 -«وَ هُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوامِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا وَ تَسْتَخْرِجُوامِنْهُ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَی الْفُلْکَ مَوَاخِرَ فِیهِ وَ لِتَبْتَغُوامِن فَضْلِهیوَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ(3)».
و اوست آنکه دریا را مسخر [شما] ساخت تا از آن گوشت تازه بخورید و زیوری را که میپوشید از آن استخراج کنید و در آن کشتیها را میبینی که آب را میشکافند [تا بدان برخوردار شوید] و برای اینکه از کرم خدا روزی بطلبید و به این امید که شکرگزار باشید.
4 -«إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا
رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَٰمُوا ْ
تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَٰل - ِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا ْ
وَ لَاتَحْزَنُوا ْ
وَ أَبْشِرُوا ْ
بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ(1)».
بی گمان، کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست، سپس ایستادگی کردند و فرشتگان بر آنان نازل میشدند که بیم مدارید و غمگین مباشید و مژده باد شما را به بهشتی که وعده داده میشدید.
5 -«وَ أَلَّوِ اسْتَقَٰمُوا
عَلَی الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیْنَٰهُم مَّآءً غَدَقًا(2)».
واگر [جن و انس] در راه درست پایداری کنند، قطعاً آبی گوارا بدیشان مینوشانیم [و روزی فراوان به آنان میدهیم].
اکنون در 12 فصل پیرامون کار در سیرۀ عملی و گفتار پیشوایان معصوم علیهم السلام میپردازیم:
فصل اوّل: آثار پربرکت شغل و حرفه
فصل دوّم: سیره و سخنان پیشوایان علیهم السلام در تشویق به کار
فصل سوّم: پیامدهای منفی بی کاری
فصل چهارم: آداب و کیفیت کسب و کار
فصل پنجم: کار و طلب مال حلال دنیاطلبی نیست، عبادت و اطاعت خداست
فصل ششم: شغلهای مکروه
فصل هفتم: توصیه به برخی از مشاغل و تأیید آن
فصل هشتم: ثمرۀ کسب حلال
فصل نهم: سربار جامعه نباشید
فصل دهم: مذمّت سستی و نتایج آن
فصل یازدهم: پیامدهای پرخوابی
فصل دوازدهم: گوناگون، رزق، دنیا و...
همه میدانند فردی که شاغل است، دارای مزایا و منافعی است که فرد بی کار از داشتن آن محروم است.
آرامش روح، سربلندی در پیش جامعه، آسایش مادی در زندگی، تأمین معیشت خانواده و غیره، از برکات شاغل بودن است.
اما اینها را باید به عنوان آثار ظاهری کار کردن مطرح نمود، کار و حرفه، دارای برکاتی معنوی نیز هست که خداوند به فرد شاغل عنایت مینماید.
در ذیل به ذکر چند نمونۀ روشن از برکات شاغل بودن که در گفتار پیشوایان علیه السلام آمده بسنده مینمائیم:
6 -امیرالمؤمنین علیه السلام: إنَّ اللّٰهَ تَبارکَ وَتَعالیٰ یُحِبُّ المُحتَرِفَ الأمینَ(1).
خدای متعال، پیشه ور درستکار را دوست میدارد.
1) (1)) - من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 158..
7 -عَنِ الصّادِقِ جَعْفَرِ بنِ مُحمّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبٰائِهِ علیهم السلام قٰالَ، قٰالَ رَسُولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله: مَنْ بٰاتَ کٰالّاً مِنْ طَلَبِ الحَلٰالِ بٰاتَ مَغْفُوراً لَهُ(1).
امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام نقل میکند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که از کار روزانه برای کسب روزی حلال خسته به شب درآید، آمرزیده به شب درآمده است.
8 -فَضلُ بنُ أبی قرّةَ قالَ: سَأَلَ أبو عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ وَأنا حاضِرٌ، فَقال: ما حَبَسَهُ عَنِ الحَجِّ؟ فَقیلَ: تَرَکَ التِّجارَةَ، وَقَلَّ شَیئُهُ، قالَ: وَکانَ مُتَّکِئاً فَاستویٰ جالساً، ثُمَّ قالَ لَهُمْ:... اتَّجِرُوا بارَکَ اللّٰهُ لَکُمْ(2).
فضل بن ابی قرّة میگوید: امام صادق علیه السلام احوال مردی را پرسید و من حاضر بودم، فرمود: چرا حجّ نمیرود؟ عرض شد: کسب و کار را رها کرده و چیزی ندارد، حضرت علیه السلام که تکیه کرده بود نشست و فرمود:... تجارت کنید، خدا به شما برکت میدهد.
10 -امام صادق علیه السلام: أَقرِئُوا مَنْ لَقِیتُمْ مِن أصحابِکُمُ السَّلامَ، وَقُولُوا لَهُم: إنَّ فُلانَ بنَ فُلان یُقرِئُکُمُ السَّلامَ، وَقولوا لَهُم: عَلَیکُم بِتَقوَی اللّٰهِ، وَما یُنالُ بِهِ ما عِندَ اللّٰهِ، إنِّی وَاللّٰهِ ما آمُرُکُم إلّابِما نَأمُرُ بِهِ أنفُسَنا، فَعَلَیکُم بِالجِدِّ وَالاجْتِهادِ، وَإذا صَلَّیتُمُ الصُّبحَ فَانْصَرَفْتُم فَبَکِّروا فی طَلَبِ الرِّزقِ، وَاطْلُبوا الحَلالَ، فَإنَّ اللّٰهَ سَیَرزُقُکُم وَیُعِینُکُم عَلَیهِ(2).
هر کس از یاران خود را دیدید سلام برسانید و به آنان بگوئید: فلانی فرزند فلانی به شما سلام میرساند، و بگوئید: بر شما باد به تقوای الهی و به آن چه که با آن به پاداش نزد خدا میرسند، به خدا سوگند من به شما فرمان نمیدهم مگر آن چه را که به آن خود را فرمان میدهیم، بر شما باد به تلاش و کوشش، و هر گاه نماز
صبح را خواندید صبح خیلی زود به دنبال روزی حلال بروید و حلال را جستجو کنید، زیرا خدای سبحان به زودی به شما روزی خواهد داد و شما را بر آن یاری خواهد کرد.
11 -امام علی علیه السلام:... تَعَرَّضُوا لِلتِّجارَةِ، فَإنَّ فِیها غِنیً لَکُم عَمّا فی أَیدی النّاسِ، وَإنَّ اللّٰهَ عَزَّ وَجَلَّ یُحِبُّ العَبدَ المُحتَرِفَ الأمِینَ(1).
به تجارت بپردازید، که آن، شما را از آنچه در دست مردم است بی نیاز میگرداند و خدای عزّ و جلّ بنده پیشه ور درستکار را دوست دارد.
12 -زُرَارَةُ قَالَ: إِنَّ رَجُلاً أَتَی أَبَا عَبْدِ اللّٰهِ علیه السلام فَقَالَ:
إِنِّی لَاأُحْسِنُ أَنْ أَعْمَلَ عَمَلاً بِیَدِی وَ لَاأُحْسِنُ أَنْ أَتَّجِرَ وَ أَنَا مُحَارَفٌ مُحْتَاجٌ، فَقَالَ: اعْمَلْ فَاحْمِلْ عَلَی رَأْسِکَ وَ اسْتَغْنِ عَنِ النَّاسِ (2)...
زراره میگوید شخصی خدمت امام صادق علیه السلام رسید و عرض کرد: من نمیتوانم با دستانم خوب کار کنم و تجارت هم نمیدانم لکن محروم و نیازمندم، حضرت فرمود: برو کار کن و روی سر خود چیزیحمل کن و از مردم بی نیاز باش.
13 -امام کاظم علیه السلام: مَن طَلَبَ هذَا الرِّزقَ مِنْ حِلِّهِ، لِیَعودَ بِهِ عَلیٰ نَفسِهِ وَعِیالِهِ، کانَ کَالمُجاهِدِ فی سَبِیلِ اللّٰهِ(1).
هر کس این روزی را از راه حلال بطلبد تا آن را خرج خود و خانوادهاش کند مانند مجاهد در راه خداست.
14 -امام محمّد باقر علیه السلام: مَن طَلَبَ الدُّنیا اسْتِعفافاً عَنِ النّاسِ، وَسَعْیاً عَلیٰ أهلِهِ، وَتَعَطُّفاً عَلیٰ جارِهِ، لَقِیَ اللّٰهَ عَزَّ وَجَلَّ یَومَ القِیامَةِ وَوَجهُهُ مِثلُ القَمَرِ لَیلَةَ البَدرِ(2).
هر کس در پی (روزی) دنیا باشد، بخاطر خودداری
از (نیاز به) مردم و تلاش (در توسعه) بر خانواده و نیکی و محبّت به همسایه خود، خداوند سبحان را در روز قیامت در حالی ملاقات میکند که صورتش همچون ماه شب چهارده میدرخشد.
15 -پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: العِبادَةُ سَبعُونَ جُزءاً، أَفضَلُها طَلَبُ الحَلالِ(1).
عبادت هفتاد جزء است که برترین آن کسب روزی حلال است.
1) (1))
پیشوایان دینی ما، همواره پیروان خویش را سفارش به امور عبادی و معنوی و کار و تلاش مینمودند، و خود نیز همانند دیگر مردمان، در پی کسب روزی حلال میرفتند و خود را بی نیاز از زحمت و تلاش و کار کردن نمیدانستند.
داستانهای شبانی وتجارت پیامبر صلی الله علیه و آله وخیاطی حضرت ادریس ونجّاری حضرت نوح و شبانی حضرت ابراهیم و موسی، و کار کردن امیر المؤمنین علیه السلام در نخلستانها واحداث قناتها و تلاش و کار امام مجتبی علیه السلام در زمین کشاورزی و غیره، واقعیّاتی است که بعضی به آن توجّه نمیکنند.
16 -امام علی علیه السلام:... لَقَدْ کَانَ صلی الله علیه و آله یَأْکُلُ عَلَی الْأَرْضِ وَ یَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْدِ وَ یَخْصِفُ بِیَدِهِ نَعْلَهُ وَ یَرْقَعُ بِیَدِهِ ثَوْبَه (1)...
1) (1)) - نهج البلاغه (صبحی الصالح)، ص 228، خ 160..
رسول خدا صلی الله علیه و آله به روی زمین غذا میخورد و مانند نشستن بنده مینشست و با دست خویش پارگی کفش خود را دوخته و جامهاش را وصله میکرد.
17 -رُویَ عنِ الحسنِ بنِ علیِّ بنِ أبی حَمزَةَ، عَن أبیهِ قالَ: رأَیتُ أبا الحسنِ علیه السلام یَعمَلُ فی أرضٍ لَهُ وَقَدِ اسْتَنقَعَتْ قَدَماهُ فی العَرَقِ، فَقُلتُ لَهُ: جُعِلتُ فِداکَ، أَینَ الرِّجالُ؟ فَقالَ: یا عَلِیُّ، عَمِلَ بِالیَدِ مَنْ هُوَ خَیرٌ مِنِّی وَمِن أَبی فی أَرْضِهِ، فَقُلْتُ لَهُ: مَنْ هُوَ؟ فقال: رَسُولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله وَأَمیرُ المُؤْمِنینَ وَآبائی، کُلُّهُم قَدْ عَمِلُوا بِأَیْدِیهِمْ، وَهُوَ مِنْ عَملِ النَّبِییّنَ وَالمُرْسَلِینَ وَالصّٰالِحینَ(1).
حسن بن علی بن حمزه از پدر خود نقل میکند که:
ابوالحسن (موسی بن جعفر) علیه السلام را دیدم که در زمین خود کار میکرد و پاهایش غرق عرق شده بود، عرض کردم: فدایت شوم، مردها (کارگران) کجا هستند؟
فرمود: ای علی! کسی که از من و پدرم بهتر بود
1) (1)) - من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 162..
با دست خود در زمینش کار میکرد. پرسیدم:
او کیست؟ فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام و پدرانم، همگیبادستهای خود کار میکردند، این کار همۀ پیامبران و رسولان و بندگان شایستۀ (خداوند) است.
ممکن است سؤال شود، حضرات معصومین علیهم السلام که واسطۀ رزق و روزی بین خدا و مردم میباشند چه نیازی به کار و تلاش دارند؟
در جواب این سؤال از بیان روشن
امام صادق علیه السلام کمک میگیریم که فرمود:
18 -إنِّی لَارکَبُ فی الحاجَةِ الَّتی کَفانِیهَا اللّٰهُ، ما أرکَبُ فِیهٰا إِلّاٰ لِالْتماسِ أنْ یَرانِیَ اللّٰهُ أُضحی فی طَلَبِ الحَلالِ(1).
من در پی حاجتی که خدا از آن بی نیازم کرده میروم، این کار را نمیکنم مگر به این خاطر که خدا مرا ببیند که از پی روزی حلال آمدهام.
در جای دیگر روایتی از
محمّد بن علی بن الحسین آمده است که فرمود:
19 -کانَ أمیرُ المؤمنینَ علیه السلام یَخرُجُ فی الهاجِرَةِ فی
1) (1)) - وسائل الشیعة، ج 17، ص 28..
الحاجَةِ قَد کفاها(1)، یُریدُ أنْ یَراهُ اللّٰهُ یُتعِبُ نَفسَهُ فی
طَلَبِ الحَلالِ(2).
امام علی علیه السلام در هوای داغ نیمروز برای کاری بیرون میرفت - که دیگران آماده بودند آن را انجام دهند - علّتش این بود که میخواست خدای متعال ببیند او برای کسب روزی حلال زحمت میکشد.
بدیهی است ارادۀ خداوند بر این است که این بزرگواران مانند مردم عادی زندگی روزمرۀ خویش را گذرانده و مشوّق مردم و راهنمای آنان برای امرار معاش باشند همانگونه که خداوند در قرآن به پیامبرش دستور میدهد که به مردم بگو که من هم مانند شما انسان هستم
«قُلْ إِنَّما أَنَا بَشرٌ مِثلُکم».(3)
«من انسانی هستم مثل شما».
زیرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام در وجود ظاهری همانند سایر انسانها میباشند، کارهای مباح انجام میدهند مانند کشاورزی، دام داری، تجارت،
تا افراد بشر بفهمند که کار کردن امری خدا پسندانه است و منافات با ترقی معنوی و روحانی ندارد، برکات دیگری هم دارد چون توسعه اقتصاد فردی و اجتماعی، خود کفائی فرد از حاجتمندی و فقر، رونق و رواج تولید، بی نیاز شدن جامعه از بیگانگان و...
امامان ما با صراحت این موضوع را به پیروان خویش گوشزد مینمایند:
20 -عَبدُ الأعلیٰ مَولیٰ آلِ سامٍ قال: استَقبَلتُ أبا عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام فی بَعضِ طُرُقِ المدینةِ فی یَومٍ صائِفٍ شَدیدِ الحَرِّ، فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداکَ، حالُکَ عِندَ اللّٰهِ عَزَّ وَجَلَّ وَقَرابَتُکَ مِن رَسُولِ اللّٰهِ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَأَنتَ تُجهِدُ نَفسَکَ فی مِثلِ هذَا الیَومِ؟ فَقالَ: یا عَبدَ الأعلیٰ خَرَجتُ فی طَلَبِ الرِّزقِ، لِأَستَغنِیَ عَنْ مِثلِکَ(1).
عبدالاعلی میگوید: در یک روز داغ تابستانی در یکی از راههای مدینه به امام صادق علیه السلام برخوردم، عرض کردم: فدایت شوم، با آن مقامی که نزد خدای عزّ و جلّ و قرابتی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله دارید، در چنین روزی خود را به زحمت انداختهاید؟ فرمود:
1) (1)) - وسائل الشیعة، ج 17، ص 20..
ای عبدالاعلی در طلب روزی بیرون آمدهام تا از امثال تو بینیاز باشم.
در حدیثی دیگر
امام صادق علیه السلام چنین میفرمایند:
21 -فَلا تَدَعَنَّ طَلَبَ الرِّزقِ، وإنِ اسْتَطَعتَ أَنْ لا تَکونَ کَلّاً فَافعَلْ(1).
هرگز دست از طلب روزی مکش، و اگر توانستی که سربار مردم نباشی انجام ده.
آری به راستی چنین است. چرا انسانی که میتواند گلیم خویش را از آب بیرون کشد، دست گدایی و طلب به آستان هم نوعان خویش دراز کند؟ چه خوب است که انسان به وقت کار، خوب کار کند و کار را با دُرستی و صحت انجام دهد که ماندگار باشد، و در موقع عبادت، خوب خدای خویش را بخواند.
از روایت زیر روشن میشود که رسول خوبیها حضرت
محمد مصطفی صلی الله علیه و آله این چنین ارزش کار و کارگر را پاس میدارد:
22 -روی أَنَسُ بنُ مٰالکٍ أَنّ رَسُولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله لَمّٰا أَقْبَلَ
1) (1)) - وسائل الشیعة، ج 17، ص 26..
مِنْ غَزْوَةِ تَبُوک اسْتَقَبَلَهُ سَعْدُ الأنْصٰارِی، فَصٰافَحَهُ النَّبیُّ صلی الله علیه و آله ثَمَّ قٰالَ لَهُ: مٰا هٰذٰا الّذِی أکتَب یَدَیْک، قٰالَ:
یٰا رَسُولَ اللّٰهِ، أَضْرِبُ بِالْمرِ وَالْمِسْحٰاةِ فَأَنْفقُهُ عَلیٰ عِیٰالِی، فَقبّلَ یَدَه رَسُولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله وَقٰالَ: هٰذِهِ یَدٌ لٰا تَمُسُّها النّارُ(1).
انس ابن مالک می گوید: چون رسول خدا از جنگ تبوک برگشت، سعد انصاری به استقبال آن حضرت رفت، رسول خدا با او دست داد و مصافحه کرد آنگاه فرمود: چه چیزی سبب خشکیدگی دستان شما گردیده است، عرض کرد: ای رسول خدا، برای تأمین مخارج فرزندانم با طناب و کلنگ کار میکنم. حضرت دست او را بوسید و فرمود: این دست را آتش جهنم نمیسوزاند.
آن حضرت در روایت دیگر چنین فرموده است:
23 -اِعمَلْ لِدُنیاکَ کَأَنَّکَ تَعیشُ أَبَداً، وَاعْمَلْ لِآخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَداً(2).
برای دنیای خود چنان کار کن که گویی جاودانه
زندگی میکنی و برای آخرتت چنان کار کن که گویی فردا خواهی مُرد.
حال که صحبت از ارزش کار و کارگر و خوب کار کردن به میان آمد، فرصتی است تا روایات دیگری را در این باره از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و دیگر معصومین علیهم السلام مطرح نمائیم:
24 -مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ رَجُلٍ بَلَغَ بِهِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام قَالَ: مَرَّ شَیْخٌ مَکْفُوفٌ کَبِیرٌ یَسْأَلُ، فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام: مَا هَذَا؟ فَقَالُوا: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ نَصْرَانِیٌّ، قَالَ: فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام: اسْتَعْمَلْتُمُوهُ حَتَّی إِذَا کَبُرَ وَ عَجَزَ مَنَعْتُمُوهُ، أَنْفِقُوا عَلَیْهِ مِنْ بَیْتِ الْمَالِ(1).
محمد بن ابی حمزه از شخصی نقل میکند که امیر مؤمنان به پیرمرد نابینایی گذر کرد که گدایی میکرد، حضرت فرمود: این کیست؟ و چه میکند؟ عرض کردند: نصرانی است. حضرت فرمود: تا جوان
1) (1)) - تهذیب الأحکام، ج 6، ص 292..
و نیرومند بود از او کار کشیدید اکنون که پیر و ناتوان گردیده به او کمک نمیکنید. حضرت فرمود: از بیت المال برای او انفاق کنید.
25 -أبوالْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: الَّذِی یَطْلُبُ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا یَکُفُّ بِهِ عِیَالَهُ أَعْظَمُ أَجْراً مِنَ الْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ عَزَّ وَ جَلَّ(1).
امام رضا علیه السلام فرمود: آنکه در پی طلب فضل خدای عزّ و جلّ باشد تا با آن عیال خود را کفایت کند، پاداش او برتر از مجاهد در راه خدا است.
26 -قال علی علیه السلام لمالک الأشتر:... اسْتَوْصِ بِالتُّجَّارِ وَ ذَوِی الصِّنَاعَاتِ وَ أَوْصِ بِهِمْ خَیْراً الْمُقِیمِ مِنْهُمْ وَ الْمُضْطَرِبِ بِمَالِهِ وَ الْمُتَرَفِّقِ بِبَدَنِهِ فَإِنَّهُمْ مَوَادُّ الْمَنَافِعِ وَ أَسْبَابُ الْمَرَافِقِ وَ جُلَّابُهَا مِنَ الْمَبَاعِدِ وَ الْمَطَارِحِ فِی بَرِّکَ وَ بَحْرِکَ وَ سَهْلِکَ وَ جَبَلِک (2)...
امیر مؤمنان علیه السلام در نامهاش به مالک اشتر چنین میفرماید: درباره بازرگانان و صنعتگران این پند را از من پذیرا باش و سفارش کن که در حق ایشان نیکی نمایند.
بعضی از ایشان در شهرها مقیماند، و برخی از ایشان سرمایۀ خود رابصورت کالاهایی درآورده در رفت و آمداند. و گروهی هم با سرمایۀ جان خویش به دیگران سود میرسانند زیرا ایشان سبب و ریشههای سودها می باشند که از راههای سخت و دوردست از دشت و دریا و بیایان صاف و کوهستان قلمرو تو [رفت و آمد میکند]... به کارهای آنان رسیدگی کن.
27 -أبو صٰالحٍ قٰالَ: سُئِلَتْ عٰائِشَةٌ واُمُّ سَلَمَةِ، أیُّ الْعَمَلِ کٰانَ أَحَبُّ إِلَی رَسُولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله؟ قٰالَتٰا: مٰا دِیمَ عَلَیهِ وإنْ قَلَّ(1).
از عائشه و امّ سلمه سئوال شد محبوبترین کارها نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله چه بود، پاسخ دادند: کار مداوم و مستمر اگر چه اندک باشد.
28 -امام محمد باقر علیه السلام إنِّی أُحِبُّ أنْ أدومَ عَلَی
1) (1)) - الجامع الصحیح (سنن الترمذی) ج 5، ص 142..
العَمَلِ إذا عَوَّدَتْنی نَفسی، وَإنْ فاتَنی مِنَ اللَّیلِ قَضَیتُهُ مِنَ النَّهارِ، وإنْ فاتَنِی مِنَ النَّهارِ قَضَیتُهُ بِاللَّیلِ، وَإنَّ أحَبَّ الأعمالِ إلَی اللّٰهِ ما دِیمَ عَلَیها(1).
هر گاه به کاری عادت کنم دوست دارم بر آن مداومت ورزم، اگر از عبادت شبانه چیزی از من فوت شود، روز قضایش را به جای میآورم، و اگر روز چیزی (از عبادت) را از دست دهم شب قضای آن را به جای میآورم، محبوبترین کارها در پیشگاه خداوند کاری است که با پیگیری همراه باشد.
در تاریخ اسلام مواردی داشتهایم که افرادی به نزد اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام میآمدند و درخواست کمک مینمودند. این افراد دو دسته بودند. عدهای از آنان، مؤمنان تُهی دستی بودند که با وجود آنکه کار میکردند اما درآمد خوبی نداشتند؛ امامان علیهم السلام با این دسته از افراد از روی تفضّل و محبّت برخورد مینمودند و آنان را به مقدار نیاز و گاهی بیشتر از نیازشان کمک میکردند. دسته دوم افرادی بودند که امام مانند دسته اوّل با آنها عمل نمیکردند، بهتر است از زبان روایت بگوئیم:
1) (1)) - مستدرک الوسائل، ج 1، ص 129..
29 -أیّوبُ أخی أدیمٍ بَیّاعِ الهروی قال: کُنّا جُلُوساً عِندَ أبی عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام إذ أقبَلَ العَلاءُ بنُ کاملٍ فَجَلَسَ قُدّامَ أبی عَبدِاللّٰهِ علیه السلام فَقالَ: ادعُ اللّٰهَ أنْ یَرزُقَنی فی دَعَةٍ، قالَ:
لا أدعُو لَکَ، اطلُبْ کَما أَمَرَکَ اللّٰهُ عَزَّ وَجَلَّ(1).
ایوب برادر أدیم میگوید: نزد امام صادق علیه السلام نشسته بودم که علاء بن کامل آمد و روبروی حضرت علیه السلام نشست و عرض کرد: از خدا بخواه که با راحتی و بی دردسر روزیم دهد، حضرت علیه السلام فرمود:
برایت دعا نمیکنم، از پی روزی باش چنانکه خدای سبحان فرمانت داده است.
اگرچه خاندان رسول اکرم صلی الله علیه و آله مردم را از دست دراز کردن به سوی خلق برحذر میداشتند اما از آن طرف افرادی را که دست مردم مستمند را میگرفتند، تشویق مینمودند و کار آنان را ارزشمند معرفی میکردند.
30 -سُلَیمانُ بنُ مُعَلَّی بنِ خنیسٍ، عَن أبیهِ، قالَ:
سَأَلَ أَبو عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ وَأنا عِندَهُ، فَقیلَ: أَصابَتهُ الحاجَةُ، قالَ: فَما یَصنَعُ الیَومَ؟ قِیلَ: فی البَیتِ یَعبُدُ
1) (1)) - وسائل الشیعة، ج 17، ص 20..
رَبَّهُ، قالَ: فَمِنْ أَینَ قُوتُهُ؟ قِیلَ: مِنْ عِندِ بَعضِ إخوانِهِ، فَقالَ أبو عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام: وَاللّٰهِ لَلَّذی یَقُوتُهُ أَشَدُّ عِبادَةً مِنهُ(1).
معّلی بن خنیس میگوید: من در محضر امام صادق علیه السلام بودم که جویای حال کسی شد، گفتند:
نیازمند شده است، فرمود: اکنون چه کار میکند؟ گفتند:
در خانه عبادت پروردگارش را میکند، فرمود: پس روزیش از کجا تأمین میشود؟ گفتند: توسط برخی از آشنایانش، امام صادق علیه السلام فرمود: سوگند به خدا آن که روزی او را تأمین میکند، بهتر از او بندگی خدا را میکند.
31 -أحْمَدُ بن مُحَمَّدِ بْنِ أبی نَصْرٍ، عَنِ الرِّضٰا علیه السلام قٰالَ: قُلْتُ لَهُ: إِنَّ الْکُوفَةَ قَدْ نبت بِی، وَالْمعٰاشُ بِها ضیقٌ، وإِنَّمٰا کٰانَ مَعٰاشُنٰا بِبَغْدٰاد، وَهَذَا الْجَبَلُ قَدْ فَتَحَ عَلیَ النَّاسِ مِنْهُ بٰابُ رِزْقٍ، فَقٰالَ: إِن أَرَدْتَ الْخُرُوجَ فَاخْرُجْ، فَإِنَّهٰا سَنَةٌ مُضُطَرِبةٌ، وَلَیْسَ لِلنَّاسِ بُدٌّ مِنْ طَلَبِ
1) (1)) - وسائل الشیعة، ج 17، ص 26-25..
مَعٰاشِهِمْ، فَلٰا تَدَعِ الطَّلبَ(1).
احمد بن محمّد بن ابی نصر میگوید: به امام رضا علیه السلام عرض کردم: در کوفه رشد کردهام و گذران زندگی در آن جا سخت است رزق و روزی ما تنها در بغداد است، این سرزمین ناهمواری است که درب روزی مردم از آن جا گشوده میشود، فرمود: اگر خواستی به آن جا سفر کن، امسال سال آشفتهای است و مردم از طلب روزی چارهای ندارند، پس، از طلب دست مکش.
32 -امام علی علیه السلام: مَنْ طَلَبَ شَیئاً نٰالَهُ أَوْ بَعْضَهُ(2).
هر که در پی چیزی باشد به همه آن یا برخیاز آن دست مییابد.
33 -قَالَ رَجُلٌ: یَا رَسُولَ اللّٰهِ مَا حَقُّ ابْنِی هَذَا؟ قَالَ:
تُحَسِّنُ اسْمَهُ وَ أَدَبَهُ وَ تَضَعُهُ مَوْضِعاً حَسَناً(3).
شخصی عرض کرد: ای رسول خدا! حق فرزندم
چیست؟ حضرت فرمود: برایش نام نیکو برگزینی و درست تربیت کنی و در جای نیکو و شغل نیکو بگماری.
34 -امام کاظم علیه السلام: حِیلَةُ الرَّجُلِ فی بابِ مَکسَبِهِ(1).
مهارت و نیک اندیشی مرد در زمینه محلّ درآمد اوست.
بنابراین در روایات اسلامی درآمد از کار خوب و مفید و آبرومند برای انسان ارزش به حساب آمده و با ترقی در جنبههای روحانی و معنوی معارض و منافی معرفی نشده است. بلکه مسلمین دعوت به کار و کوشش شدهاند در عین حال روزی و توسعه را باید از خدا بخواهند به دو روایت زیر توجه کنید:
35 -فضیلُ بنُ یَسارٍ قالَ: قُلتُ لِأبی عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام:
إنِّی قَد تَرَکتُ التِّجارَةَ؛ قالَ: فَلا تَفعَلْ، افْتَحْ بابَکَ، وَابْسُطْ بِساطَکَ، وَاسْتَرزِقِ اللّٰهَ رَبَّکَ (2).
فضیل بن یسار میگوید: به
امام صادق علیه السلام عرض کردم: من تجارت را رها کردهام. امام فرمود: این کار را انجام نده، حجرۀ خود را بگشای و بساط کسب و کارت را پهن کن و از پروردگارت روزی بطلب.
در جای دیگر همین دستور را حضرت در پاسخ سدیر صیرفی به وی میدهد هنگامی که از
امام صادق علیه السلام سؤال نمود:
أیُّ شَیءٍ عَلَی الرَّجُلِ فی طَلَبِ الرِّزقِ؟ فَقالَ: یا سَدیرُ، إذا فَتَحتَ بابَکَ وَبَسَطتَ بِساطَکَ فَقَدْ قَضَیتَ ما عَلَیکَ(1).
در طلب روزی چه تکلیفی بر دوش مرد است؟ فرمود: ای سدیر! هر گاه درِ (مغازه) را گشودی و بساط را پهن کردی تکلیف خود را انجام دادهای.
ملاحظه بفرمائید که امام علیه السلام رفتن به محل کار را وظیفه دانسته، اشتغال را نیز وظیفه میداند و در عین حال رازق خداست باید توکّل به او باشد.
36 -کُلَیْبُ الصَّیْدَاوِیِّ قَالَ، قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللّٰهِ علیه السلام :
1) (1)) - من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 165..
ادْعُ اللّٰهَ عَزَّ وَ جَلَّ لِی فِی الرِّزْقِ فَقَدِ الْتَأثَتْ عَلَیَّ أُمُورِی، فَأَجَابَنِی مُسْرِعاً: لَا، اخْرُجْ فَاطْلُبْ(1).
کلیب صیداوی میگوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: از خدا بخواهید روزیام دهد، کارهایم کند پیش میرود و در آن ماندهام، حضرت خیلی زود فرمود: دعا نمیکنم، بیرون برو و در پی طلب روزی باش.
37 -مَرَّ داوُد علیه السلام بإسکافٍ فَقالَ: یٰا هذا: إعْمَلْ وَکُلْ، فَإنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ مَنْ یَعْملُ وَیَأکُلُ وَلَایُحبُّ مَنْ یَاْکُلُ وَلَایَعملُ(2).
حضرت داود علیه السلام بر کفاشی گذشت و به او فرمود:
ای مرد! کارکن و بخور زیرا خداوند کسی را که کار کند و بخورد دوست میدارد و کسی را که بخورد و کار نکند دوست نمیدارد.
38 -رسول خدا صلی الله علیه و آله: أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ الرِّزْقَ مَقْسُومٌ
لَنْ یَعْدُوَ امْرُؤٌ مَا قُسِمَ لَهُ، فَأَجْمِلُوا فِی الطَّلَبِ وَ إِنَّ الْعُمُرَ مَحْدُودٌ لَنْ یَتَجَاوَزَ أَحَدٌ مَا قُدِّرَ لَهُ، فَبَادِرُوا قَبْلَ نَفَاذِ الْأَجَلِ، وَ الْأَعْمَالُ مَحْصِیَّةٌ(1).
ای مردم روزی تقسیم شده است، هیچ کس به بیش از اندازۀ سهمش دست نخواهد یافت، پس در طلب آن متعادل باشید و زیادهروی نکنید.
1) (1)) - بحارالانوار، ج 103، ص 26..
تا کنون دیدهاید افرادی را که سر گردان در کوچهها حیرانند؟
آیا تا به حال به اشخاصی که مدّتی در مکانی مشغول به کار بودهاند و سپس از کار بی کار شدهاند، توجه نمودهاید؟
چقدر از پیامدهای بی شغلی و رها کردن شغل آگاهید؟
با مطالعۀ این فصل، با پاسخ هایی که معصومین علیهم السلام به این پرسشها دادهاند آشنا میشویم:
الف: پیامدهای منفی نداشتن شغل
ب: آثار مخرّب رها نمودن حرفه
39 -فضیلُ بنُ یسارٍ قال: قالَ أبو عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام: أیَّ شَیْءٍ تُعالِجُ؟ فَقُلتُ: ما أُعالجُ الیَومَ شَیئاً، فَقالَ: کذلِکَ
تَذهَبُ أموالُکُم، وَاشتَدَّ عَلَیهِ(1).
فضیل بن یسار میگوید: امام صادق علیه السلام فرمود: چه کار میکنی؟ عرض کردم: امروز کاری ندارم، فرمود: این گونه، اموال شما از بین میرود، و این (بیکاری من) بر آن حضرت علیه السلام گران آمد.
40 -فضیلُ بنُ یسارٍ، قال: قُلتُ لِأبی عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام:
إنّی قَدْ کَفَفتُ عَنِ التِّجارَةِ وَأَمسَکتُ عَنْها، قالَ: وَلِمَ ذلِکَ؟ أَعَجَزٌ بِکَ؟ کَذلِکَ تَذهَبُ أموالُکُم، لا تَکُفُّوا عَنِ التِّجارَةِ، وَالتَمِسُوا مِنْ فَضلِ اللّٰهِ عَزَّ وَ جَلَّ(2).
فضیل بن یسار میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من تجارت را رها کرده و از آن دست کشیدهام؟ فرمود: چرا؟ آیا ناتوانی؟ بدینسان اموال شما از بین میرود، از تجارت دست نکشید و در طلب احسان خدای سبحان باشید.
41 -ابنُ عباسٍ قال: کانَ رَسولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله، إذا نَظَرَ
إلَی الرَّجُلِ فَأَعجَبَهُ قال: هَل لَهُ حِرفَةٌ؟ فَإنْ قالوا: لا؛ قال: سَقَطَ مِنْ عَینی. قیلَ: وَکیفَ ذاکَ یا رَسُولَ اللّٰهِ؟ قال: لِأنَّ المؤمنَ إذا لَمْ یَکُنْ لَهُ حِرفَةٌ یَعیشُ بِدِینِهِ(1).
ابن عباس میگوید: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله چنین بود که هر گاه به کسی نگاه میکرد و از او خوشش میآمد، میفرمود: شغلی هم دارد؟. اگر میگفتند: نه، میفرمود:
از چشمم افتاد. عرض میشد: چرا ای رسول خدا؟ میفرمود: زیرا اگر مؤمن شغل و حرفهای نداشته باشد، دین خود را وسیلۀ امرار معاش میکند.
42 -امام کاظم علیه السلام: إنَّ اللّٰهَ تَعالیٰ لَیُبغِضُ العَبدَ الفارِغَ(2).
همانا خداوند از بندۀ بیکار بیزاری میجوید.
43 -امام صادق علیه السلام: أَرأَیتَ لَو أنَّ رَجُلاً دَخَلَ بَیتاً ،
وَطَیَّنَ عَلَیهِ بابَهُ، وَقالَ رِزقی یَنزِلُ عَلَیَّ، کانَ یَکُونُ هذا؟ أما إنَّهُ یَکُونُ أَحَدُ الثَّلاثَةِ الّذینَ لا یُستجابُ لَهُمْ دَعوَةٌ،... الرَّجُلُ یَکُونُ عِندَهُ الشَّیْءُ فَیَجلِسُ فی بَیتِهِ فَلا یَنتَشِرُ وَلا یَطلُبُ وَلا یَلتَمِسُ الرِّزقَ، حَتّیٰ یَأکُلَهُ، فَیَدعُو فَلا یُستَجابُ لَهُ(1).
آیا میپنداری اگر کسی به خانۀ در آید و درِ آن را بر خود گِل ببندد و بگوید: روزی ام بر من فرود میآید، این گونه میشود؟ آگاه باش این (فردی که اینگونه دعا مینماید) یکی از آن سه نفری است که دعایشان مستجاب نمیشود،... مردی که سرمایه دارد اما در خانه خود مینشیند، کار نمیکند و از پی روزی بر نمیآید تا (همۀ) سرمایۀ خود را میخورد، پس دعا میکند که مستجاب نمیشود.
44-امام محمد باقر علیه السلام: إنِّی أجِدُنی أَمقُتُ الرَّجُلَ مُتَعَذِّرَ المَکاسِبِ، فَیَستَلقِی عَلیٰ قَفاهُ وَیَقُولُ: اللّٰهُمَّ
1) (1)) - وسائل الشیعة، ج 17، ص 28..
ارْزُقْنی، وَیَدَعُ أنْ یَنتَشِرَ فی الأرضِ وَیَلتَمِسُ مِنْ فَضلِ اللّٰهِ، فَالذَّرَّةُ تَخرُجُ مِنْ جُحرِها تَلتَمِسُ رِزقَها(1).
من در دلم تنفر دارم از مردی که از کسب و کار شانه خالی میکند و به پشت میخوابد و میگوید: خدایا روزیم ده، و ترک میکند حرکت در زمین را برای بدست آوردن فضل خداوند، مورچه از لانه خود بیرون میآید تا روزی خود را به دست آورد.
45 -امام صادق علیه السلام: تَرکُ التِّجارَةِ یُنقِصُ العَقلَ(2).
تجارت نکردن خرد را میکاهد.
46 -امام صادق علیه السلام: تَرکُ التِّجارَةِ مَذهَبَةٌ لِلعَقلِ(3).
ترک نمودن (و رها نمودن) تجارت، باعث از بین رفتن عقل میگردد.
47 -امام صادق علیه السلام خطاب به مَعاذ
:یا مَعاذُ ،
أضَعُفتَ عَنِ التِّجارَةِ؟ أَو زَهِدتَ فیها؟ قُلتُ: ما ضَعُفتُ عَنها، وَلا زَهِدتُ فِیها، قال: فَما لَکَ؟ قلتُ: کُنّا ننتَظِرُ أَمراً، وذلکَ حینَ قُتِلَ الوَلیدُ، وَعِندی مالٌ کثیرٌ. وَهُوَ فی یَدی، وَلَیسَ لِأحَدٍ عَلَیَّ شَیءٌ، وَلا أرانی آکُلُهُ حَتّیٰ أموتَ، فقال: لا تَترُکْها، فَإنَّ تَرکَها مَذهَبَةٌ لِلعَقلِ، اسْعَ عَلیٰ عِیالِکَ، وَإیّاکَ أَنْ یکونُوا هُمُ السُّعاةُ عَلَیکَ(1).
ای معاذ! از تجارت خسته و ناتوان شدهای یا به آن بی رغبتی؟ عرض کردم: نه ناتوان و خسته شدهام نه بی رغبت. فرمود: پس تو را چه شده است؟ عرض کردم:
منتظر چیزی بودیم و آن زمانی بود که ولید کشته شد و من ثروت زیادی داشتم و اینک نیز دارم و به هیچ کس هم بدهکار نیستم و فکر نمیکنم تا آخر عمرم تمام شود. حضرت فرمود: تجارت را ترک مکن زیرا ترک آن خرد را نابود میکند؛ خانواده ات را در رفاه و آسایش قرار ده و کاری نکن که آنها برای تهیۀ هزینۀ زندگی ات کار کنند.
1) (1)) - وسائل الشیعة، ج 17، ص 14..
48-فضیلُ الأعور قال: شَهِدتُ مَعاذَ بنَ کثیرٍ، وقالَ لِأبی عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام: إنِّی قَد أیسَرتُ، فَأَدَعُ التِّجارةَ؟ فَقالَ: إنَّکَ إنْ فَعَلتَ قَلَّ عَقلُکَ، أو نَحوَهُ(1).
فضیل بن اعور میگوید: شاهد بودم که معاذ بن کثیر به امام صادق علیه السلام عرض کرد. من توانگر شدهام آیا تجارت را رها کنم؟ فرمود: اگر این کار را بکنی عقلت کم میشود، یا چیزی شبیه این جمله.
49 -أَسْبٰاطُ بنُ سٰالِمٍ بَیّاعِ الزُِّطی قٰالَ: سَأَلَ أبُو عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام یَوْماً وَأَنٰا عِنْدَهُ عَنْ مَعاذِ بَیّٰاع الکَرابِیس؟ فَقِیلَ:
تَرَکَ التِّجٰارَةَ، فَقَالَ: عَمل الشَّیْطٰان، مَنْ تَرَکَ التِّجٰارَةَ ذَهَبَ ثُلْثٰا عَقْلِهِ، أَمٰا عَلِمَ أَنَّ رَسُولَ اللّٰهِ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ قَدِمَتْ عِیرٌ مِنَ الشّٰامِ فَاشْتَریٰ مِنْها، وَاتَّجَرَ فَرَبِحَ فیِها مٰا قَضَی دَیْنَهُ(2).
اسباط بن سالم فروشندۀ پارچههای زُطّی (3)
میگوید، روزی در محضر امام صادق علیه السلام بودم که آن حضرت جویای حال معاذ - فروشنده پارچههای کرباسی - شد، عرض شد: او تجارت را رها کرده است، فرمود:
این کار شیطان است، هر کس تجارت را رها کند دو سوّم عقلش را از دست میدهد، آیا نمیداند که رسول خدا صلی الله علیه و آله از یک کاروان تجارتی که از شام آمده بود کالایی را خرید و در تجارت آن چنان سودی برد که دیونش را پرداخت کرد.
50 -أسباطُ بنُ سالمٍ قال: دَخَلتُ عَلیٰ أبی عَبدِاللّٰه علیه السلام فَسَأَلَنا عَن عُمَرَ بنِ مُسلمٍ ما فَعَلَ؟ فَقلتُ:
صالِحٌ، وَلکنَّهُ قَد تَرَکَ التِّجارَةَ، فَقالَ أبو عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام:
عَمَلُ الشَّیطانِ - ثلاثاً -، أما عَلِمَ أنَّ رَسولَ اللّٰهِ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیهِ وَآلِهِ اشْتَریٰ عِیراً أَتَتْ مِنَ الشّامِ فَاسْتَفضَلَ فِیها ما قَضیٰ دَینَهُ، وَقَسَّمَ فی قَرابَتِهِ(1).
اسباط بن سالم میگوید: خدمت امام صادق علیه السلام
1) (1)) - وسائل الشیعة، ج 17، ص 15-14..
رسیدم، پرسید عمر بن مسلم چه میکند؟ عرض کردم:
خوب است ولی تجارت را رها کرده است، سه بار فرمود: کار شیطان است آیا نمیداند که رسولخدا صلی الله علیه و آله کالای تجارتی کاروانی را که از شام آمده بود خرید و از آن چنان سود برد که دیونش را پرداخت و میان خویشان خود تقسیم کرد.
51 -معاذُ بنُ کثیرٍ - بَیّاعِ الأکسیَةِ - قال: قُلتُ لِأبی عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام: إنّی قَدْ هَمَمتُ أنْ أَدَعَ السُّوقَ وَفی یَدِی شَیءٌ، فَقالَ: إذاً یَسقُطُ رأیُکَ، وَلا یُستَعانُ بِکَ عَلیٰ شَیءٍ(1).
معاذ بن کثیرِ جامه فروش به امام صادق علیه السلام عرض کرد: من برای خود ثروتی دارم و تصمیم دارم بازار را رها کنم. حضرت فرمود: در این صورت نظرت از اعتبار میافتد و در هیچ چیز از تو کمک گرفته نمیشود.
52 -مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ - وَکٰانَ خَتَنَ بُرَیْدِ العِجْلِی -،
1) (1)) - وسائل الشیعة، ج 17، ص 15..
قٰالَ بُرَیْدُ لِمُحَمَّدٍ: سَلْ لِی أَبٰا عَبْدِ اللّٰهِ علیه السلام عَنْ شَی أُرِیدُ أَنْ أصْنعَهُ، إِنَّ لِلنّٰاسِ فِی یَدِیْ وَدٰائِعَ وَأمْوٰالًا أَتَقَلَّبُ فِیهٰا، وَقَدْ أَرَدْتُ أَنْ أَتَخَلَّی مِنَ الدُّنْیٰا وَأَدْفَعَ إِلیٰ کُلِّ ذِی حَقٍّ حَقَّهُ، قٰالَ: فَسَأَلَ مُحَمّدٌ أَبا عَبْدِ اللّٰهِ علیه السلام عَنْ ذٰلِکَ، وَخَبَّرَهُ بِالْقِصَّةِ، وَقٰالَ: مٰا تَرٰی لَهُ؟ فَقَالَ: یٰا مُحّمّدُ، أَیَبْدَأُ نَفْسَهُ بِالْحَرْبِ، لٰا، وَلٰکِنْ یَأْخُذُ وَیُعْطِی عَلَی اللّٰهِ عَزَّ وَ جَلَّ(1).
برید عجلی به محمد بن مسلم - که دامادش بود - گفت: از امام صادق علیه السلام دربارۀ (این) کاری که میخواهم انجام دهم بپرس: ودیعهها و اموالی از مردم در اختیار من است که با آنها معامله (و سوداگری) میکنم، و میخواهم از دنیا کنار بکشم و به هر صاحب حقّی حقّش را برگردانم، محمّد بن مسلم ماجرا را برای امام صادق علیه السلام نقل کرد و پرسید: نظر شما چیست؟ حضرت علیه السلام فرمود: ای محمّد! آیا وی میخواهد با خودش بجنگد و دشمنی کند؟! نه (این کار را نکند)، بلکه با توکّل بر خدا بگیرد و بدهد.
1) (1)) - وسائل الشیعة، ج 17، ص 16..
53 -علیُّ بنُ عبدِ العزیزِ قال: قالَ أبو عَبدِ اللّٰه علیه السلام:
ما فَعَلَ عُمَرُ بنُ مُسلمٍ؟ قُلتُ: جُعِلتُ فِداکَ، أَقبَلَ عَلَی العِبادَةِ، وَتَرَکَ التِّجارَةَ، فَقالَ: وَیحَهُ، أَما عَلِمَ أَنَّ تارِکَ الطَّلَبِ لا یُستَجابُ لَهُ، إنَّ قَوماً مِن أصحابِ رَسُولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله لَمّا نَزَلَتْ «وَ مَن یَتَّقِ اللّٰهَ یَجْعَل لَّهُ و
مَخْرَجًا * وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَایَحْتَسِبُ»(1)أغْلَقوا الأَبوابَ،
وَأَقبَلُوا عَلَی العِبادَةِ، وَقالوا قَدْ کُفِینا، فَبَلَغَ ذلِکَ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله، فَأَرسَلَ إلَیهِمْ فَقالَ: ما حَمَلَکُمْ عَلیٰ ما صَنَعتُمْ؟ فَقالوا: یا رَسُولَ اللّٰهِ، تُکُفِّلَ لَنا بِأرزاقِنا، فَأقبَلْنا عَلَی العِبادَةِ، فَقالَ: إنَّهُ مَنْ فَعَلَ ذلِکَ لَمْ یُستَجَبْ لَهُ، عَلَیکُمْ بِالطَّلَبِ(2).
علی بن عبدالعزیز میگوید: امام صادق علیه السلام پرسید:
عمر بن مسلم چکار میکند؟ عرض کردم: فدایت شوم:
رو به عبادت آورده و تجارت را رها کرده است، فرمود:
وای بر او! آیا نمیداند کسی که کسب و کار را رها کند دعایش مستجاب نمیشود. وقتی آیۀ «و هر که از خدا
پروا کند، خداوند برای او راه خرجی قرار میدهد و از جایی که گمان نمیبرد، روزیش میدهد» نازل شد، عدهای از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله، درها را به روی خود بستند و به عبادت پرداختند و گفتند: تضمین شدهایم.
این خبر به گوش پیامبر صلی الله علیه و آله رسید، حضرت در پی آنان فرستاد و فرمود: چه چیز شما را وا داشت که این کار را بکنید؟ عرض کردند: ای رسول خدا، روزی ما تضمین شده است و لذا به عبادت روی آوردهایم. پیامبر فرمود:
بدانید که هر کس چنین کند، دعایش مستجاب نمیشود. دنبال کسب و کار بروید.
هر سازمان و تشکیلاتی برای پیشبرد اهداف خود متوسل به قوانین و مقرّراتی میشود که با کمک آن، ضمن نظم بخشی به مجموعه، بتواند به مقصد خود زودتر دست پیدا نماید.
مثال دیگر اینکه استاد کوزه گر هنگامی که میخواهد فنّ کوزهگری را به شاگرد بیاموزد، سعی مینماید به نکات ظریف اما مهم بپردازد تا شاگرد نتیجۀ خوبی را از کارش ببیند، سخن ما نیز در این فصل اصطلاحاً همین فوت و فنّ کوزهگری است در آداب کسب و کار.
در یک کلام پیرامون موضوع این فصل میتوانیم بگوئیم:
چه کنیم تا کسب و کار موفّقی داشته باشیم؟
جوابهایی که قرآن کریم و امامان دین به ما دادهاند بدین شرح است:
54 -«وَ جَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا»(1).
و روز را برای کسب و کار ساختیم.
55 -«إِنَّ لَکَ فِی النَّهَارِ سَبْحًا طَوِیلاً(2)».
و تو در روز، تلاش مستمر و طولانی خواهی داشت.
56 -«وَلَا تَأْکُلُوا
أَمْوَ ٰلَکُم بَیْنَکُم بِالْبَٰطِلِ(3)».
و اموال یکدیگر را میان خود به باطل مخورید.
57 -«وَلَا تَبْخَسُوا ْ
النَّاسَ أَشْیَآءَهُمْ»(4).
و از [کار و] کالای مردم نکاهید.
58 -امام علی علیه السلام: وَ أَخْلِصْ للّٰهِِ عَمَلَکَ(5).
کار خود را خالصانه برای خداوند انجام ده.
60 -رسول خدا صلی الله علیه و آله: التّاجرُ الأَمینُ الصَّدوقُ المسلِمُ مَعَ الشّهداءِ یَوْمَ القِیامَةِ(2).
کاسب درستکار، راستگو و مسلمان روز قیامت با شهیدان است.
61 -رسول خدا صلی الله علیه و آله: التاجرُ الصَّدوقُ الأَمِینُ مَعَ النَّبیّینَ وَالصّدِّیْقینَ وَالشّهداء(3).
بازرگان راستگو و درستکار در [قیامت] با پیامبران و صدیقین و شهیدان است.
62 -امام علی علیه السلام: المُسْتَأْکِلُ بِدِیْنِهِ حَظُّهُ مِنْ دِیْنِهِ مٰا یَأْکُلُهُ (4).
کسی که دین را دکّان خود قرار دهد بهرۀ او از دینش همان است که میخورد.
63 -فقه الرضا: لٰاتَأْکُلُوا النَّاسَ بِآلِ مُحمّدٍ، فَإنَّ التَّأَکُّلَ بِهِمْ کُفْرٌ(1).
خاندان محمد صلی الله علیه و آله را وسیله امرار معاش خود نسازید که وسیلۀ ارزتزاق قرار دادنشان کفر است.
64 -رسول خدا صلی الله علیه و آله: یٰا مَعْشَرَ التّجّارِ، إِنَّ هَذٰا الْبَیْعَ یَحضُرُهُ اللّغْوُ وَالْحَلْفُ، فَشُوبُوهُ بِالصّدَقَةِ(2).
ای جماعت بازرگانان! همراه معامله، سخن لغو و سوگند به میان میآید، لذا آن را با صدقه دادن درآمیزید.
65 -امام صادق علیه السلام: مَنْ ذَهَبَ فی حاجَةٍ عَلیٰ غَیرِ وُضوءٍ فَلَمْ تُقضَ حاجَتُهُ فَلا یَلُومَنَّ إلّانَفسَهُ(3).
هر کس بدون وضو از پی کاری برود و خواستهاش
برآورده نشود، جز خودش را سرزنش نکند.
66 -پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله: إذا أرادَ أحَدُکُمُ الحاجَةَ فَلیُبَکِّرْ إلَیها، فَإنِّی سَأَلْتُ رَبِّی عَزَّ وَجَلَّ أَنْ یُبارِکَ لِأُمَّتی فی بُکورِها(1).
هر گاه یکی از شما میخواهد کاری را انجام دهد صبح خیلی زود به سوی آن بشتابد، زیرا من از پروردگارم خواستهام که، اول صبح را بر امّتم مبارک گرداند.
67 -امام جعفر صادق علیه السلام: إنِّی لَأُحِبُّ أَنْ أَرَی الرَّجُلَ مُتَحَرِّفاً فِی طَلَبِ الرِّزقِ؛ إنَّ رَسولَاللّٰهِ صلی الله علیه و آله قالَ:
اللّٰهُمَّ بارِکْ لِأُمَّتی فِی بُکورِها(2).
دوست دارم که مرد را برای بدست آوردن روزی، مشغول کسب و کار ببینم، همانا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
بارالاها! اول صبح را بر امّتم (در طلب روزی) مبارک گردان.
68 -مُعلَّی بْنُ خُنیسٍ قال: رآنی أبُو عَبدِ اللّٰه علیه السلام
وَقَدْ تَأَخَّرتُ عَنِ السُّوقِ فَقٰال: اغدُ إِلی عِزِّکَ(1).
معلّی بن خنیس میگوید: امام صادق علیه السلام مرا دید که دیر به بازار رفتم، فرمود: صبح زود به جایگاه عزّتت رهسپار شو.
69 -پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: أَحَبُّ الأعمالِ إلَی اللّٰه عَزَّ وَجَلَّ أدوَمُها وَإنْ قَلَّ، فَعَلَیکُم مِنَ الأعمالِ بِما تُطیقُونَ، فَإنَّ اللّٰهَ لا یَمَلُّ حَتّیٰ تَمَلُّوا(2).
محبوبترین کارها نزد خداوند عزّ وجلّ با دوامترین آنهاست اگر چه کم باشد، پس بر شما باد به انجام کارها تا آن جا که توانایی دارید زیرا خداوند به ستوه نمیآید، مگر این که شما به ستوه بیایید.
70 -امام علی علیه السلام: المُداوَمَةَ المُداوَمَةَ! فَإنَّ اللّٰهَ لَمْ یَجعَلْ لِعَمَلِ المؤمِنینَ غایَةً إلّاالمَوتَ(3).
در کار پیگیر باشید، زیرا خداوند برای کار مؤمنان پایانی جز مرگ قرار نداده است.
71 -امام صادق علیه السلام: العَمَلُ الدّائِمُ القَلیلُ عَلَی الیَقِینِ أفضَلُ عِندَاللّٰهِ مِنَ العَمَلِ الکَثِیرِ عَلیٰ غَیرِ یَقِینٍ(1).
کار مداومِ اندک، اما توأم با یقین، نزد خدا برتر از کار بسیار است که همراه با یقین نباشد.
72 -«قَالَ اجْعَلْنِی عَلَیٰ خَزَآ ل
ِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ(2)».
[یوسف] گفت: سرپرستی خزانههای این سرزمین را به من بسپار که من نگهبانی کاردانم.
73 -امام علی علیه السلام: قَدِّرْ ثُمَّ اقْطَعْ وَ فَکِّرْ ثُمَّ انْطِقْ وَ تَبَیَّنْ ثُمَّ اعْمَلْ(3).
اندازه بگیر آنگاه ببر، بیندیش پس از آن سخن بگو.
(و هر کاری را) درست بررسی کرده آنگاه عمل کن.
74 -رسول خدا صلی الله علیه و آله:... لَکِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ عَبْداً إِذَا عَمِلَ عَمَلاً أَحْکَمَهُ(1)...
خداوند دوست میدارد بندهای را که هرگاه کاریانجام می دهد محکم و پایدار انجام دهد.
75 -پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله:... مَنْ دَعَا النَّاسَ إِلَی نَفْسِهِ وَ فِیهِمْ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ لَمْ یَنْظُرِ اللّٰهُ إِلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ(2).
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:... هر کس مردم را به سوی خود فرا بخواند در حالی که داناتر از او وجود دارد روز قیامت خداوند با نظر رحمت به او نگاه نمیکند.
76 -رسول خدا صلی الله علیه و آله: مَا وَلَّتْ امَّةٌ أَمْرَهَا رَجُلاً قَطُّ وَ فِیهِمْ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا لَمْ یَزَلْ أَمْرُهُمْ یَذْهَبُ سَفَالاً حَتَّی یَرْجِعُوا إِلَی مَا تَرَکُوا(3)...
هیچ امّتی سرپرستی کارهایش را به مردی نسپارد، درحال که داناتر از او در میان شان وجود دارد، مگر
اینکه کارهایشان پیوسته رو به پستی پیش خواهد رفت تا زمانی که به آنچه ترک کردهاند برگردند.
77 -امام سجاد علیه السلام: إنَّ مِن سَعادَةِ المَرءِ أَنْ یَکُونَ مَتجَرُهُ فی بِلادِهِ، وَیَکونَ خُلَطاؤهُ صالِحینَ، وَیَکونَ لَهُ أولادٌ یَستَعِینُ بِهِم(1).
از سعادت آدمی است که محل کسب و کارش در شهر خودش باشد و همنشینانش مردمان صالح باشند و فرزندانی داشته باشد که کمک کار او باشند.
در عین این که کار در شهر خود موجب آرامش و راحتی است ولی اگر ضرورت ایجاب کرد یا ترقی و کمال در سفر و ترک وطن بود این کار نیز مورد تأیید است، روایت زیر را بخوانید.
78 -امام جعفر صادق علیه السلام: إنَّ اللّٰهَ تَبارَکَ وَتَعالیٰ لَیُحِبُّ الاغتِرابَ فی طَلَبِ الرِّزقِ (2).
همانا خدای متعال جلای وطن (و مسافرت) در طلب روزی را دوست دارد.
79 -امام جعفر صادق علیه السلام: باشِرْ کِبارَ امورِکَ بِنَفسِکَ، وَکِلْ ما صَغُرَ مِنها إلیٰ غَیرِکَ، فَقِیلَ: ضَربُ أَیِّ شَیءٍ؟ فَقالَ: ضَربُ أَشرِیَةِ العَقارِ وَما أشبَهَها(1).
کارهای مهّم را خودت انجام ده و خرده کارها را به دیگری بسپار، پرسیدند: چه نوع کاری؟ فرمود: معامله اثاثیههای پست و بُنْجل و امثال آنها را.
80 -أرسَلَ رَسُولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله رَجُلاً فی حاجَةٍ، فَکانَ یَمشی فی الشَّمسِ، فَقالَ لَهُ: امشِ فی الظِّلِّ فَإنَّ الظِّلَّ مُبارَکٌ(2).
رسول خدا صلی الله علیه و آله کسی را از پی کاری فرستاد، او در آفتاب راه میرفت، فرمود: در سایه راه برو، زیرا سایه، خجسته و با برکت است.
81 -امام صادق علیه السلام: أشخِصْ یَشخَصْ لَکَ الرِّزقُ(1).
(از خانه) بیرون شو تا روزیت عیان (و فزون) گردد.
82 -پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: إذا أَعسَرَ أحَدُکُم فَلیَخرُجْ وَلا یُغِمَّ نَفسَهُ وَأَهلَهُ(2).
هر گاه یکی از شما به سختی معیشت افتاد (از پی کسب روزی) بیرون برود و خود و خانوادهاش را اندوهگین نسازد.
83 -امام صادق علیه السلام: إنَّ مُحَمَّدَ بنَ المُنکَدِرِ کانَ یَقولُ: ما کُنتُ أریٰ أَنَّ مِثلَ عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ یَدَعُ خَلَفاً، لِفَضلِ عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ حَتّیٰ رَأیتُ ابْنَهُ مُحَمَّدَ بنَ عَلِیٍّ فَأَرَدتُ أَنْ أَعِظَهُ فَوَعَظَنی، فَقالَ لَهُ أَصحابُهُ: بِأَیِّ شَیءٍ وَعَظَکَ؟
قالَ: خَرَجتُ إلیٰ بَعضِ نَواحِی المَدینةِ فی ساعَةٍ حارَّةٍ، فَلَقِیتُ مُحَمَّدَ بنَ عَلِیٍّ - وَکانَ رَجُلاً بَدِیناً - وَهُوَ مُتَّکٍ عَلیٰ غُلامَینِ لَهُ أَسوَدَینِ أو مَولَیَینِ، فَقُلتُ فی نَفسی «شَیخٌ مِن شُیُوخِ قُرَیشٍ فی هذِهِ السّاعَةِ عَلیٰ هذِهِ الحالِ فی طَلَبِ الدُّنیا، أَشهَدُ لَأَعِظَنَّهُ» فَدَنَوتُ مِنهُ فَسَلَّمتُ عَلَیهِ، فَسَلَّمَ عَلَیَّ بِنَهْرٍ وَقَد تَصَبَّبَ عَرَقاً، فَقُلتُ: أَصلَحَکَ اللّٰهُ، شَیخٌ مِن أَشیاخِ قُرَیشٍ فی
هذِهِ السّاعَةِ عَلیٰ هذِهِ الحالِ فی طَلَبِ الدُّنیا، لو جاءَکَ المَوتُ وَأنتَ عَلیٰ هذِهِ الحالِ.
قالَ: فَخَلا عَنِ الغُلامَینِ مِن یَدِهِ ثُمَّ تَسانَدَ - عَلیهِ الصَّلاةُ وَالسَّلامُ - وَقالَ: لَو جاءَنی وَاللّٰهِ المَوتُ وَأنا فی هذِهِ الحالِ جاءَنی وَأنا فی طاعَةٍ مِن طاعاتِ اللّٰهِ تَعالیٰ، أکُفُّ بِها نَفسی عَنکَ وَعَنِ النّاسِ، وَإنَّما کُنتُ أخافُ المَوتَ لَو جاءَنی وَأنا عَلیٰ مَعصِیَةٍ مِن مَعاصِی اللّٰهِ، فَقُلتُ: یَرحَمُکَ اللّٰهُ أرَدتُ أَنْ أعِظَکَ فَوَعَظتَنی(1).
محمّد بن مُنْکَدِر میگفت: من فکر نمیکردم که علی بن الحسین علیه السلام، فرزندی از خود بر جای گذارد که در فضل همانند او باشد، چون علی بن الحسین بسیار بزرگوار بود، تا آن که (روزی) فرزند او محمّد بن علی علیه السلام را دیدم و خواستم نصیحتش کنم. اما او مرا نصیحت کرد. یاران محمد بن منکدر پرسیدند: چه نصیحتی به تو کرد؟
گفت: روزی هوا بسیار گرم بود و من به یکی از نواحی مدینه رفتم. در راه، ابوجعفر محمد بن علی علیه السلام را که بدنی فربه و سنگین داشت دیدم که به دو غلام
1) (1)) - بحارالأنوار، ج 103، ص 9-8..
سیاه یا دو تن از موالی تکیه داده است. با خود گفتم:
[سبحان اللّٰه]! شیخی از شیوخ قریش در یک چنین وقتی و با چنین حالی در پی دنیاست! باید او را نصیحت کنم.
نزدیکش رفتم و سلام کردم. با حالتی خسته و عرق ریزان، جواب سلام مرا داد.
من گفتم: خدا خیرت دهد. شیخی از شیوخ قریش در چنین ساعتی و با چنین حالی در پی دنیا! اگر با این حالت أجَلت در رسد چه میکنی؟
حضرت فرمود: اگر در چنین حالی باشم و مرگم فرا رسد، در حال طاعتی از طاعات خدای عزّ و جلّ هستم. طاعتی که با آن خودم و خانوادهام را از محتاج شدن به تو و مردم باز میدارم. ترس من از این است که در حال انجام معصیتی از معاصی خدای عزّ و جلّ باشم و مرگم فرا رسد.
گفتم: خدا رحمتت کند، خواستم تو را نصیحت کنم تو مرا نصیحت کردی.
84 -مُحَمَّدُ بنُ عذافرٍ، عَن أبیهِ قالَ: دَفَعَ إلَیَّ
أبو عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام سَبعَمِائَةِ دینارٍ وَقالَ: یا عذافِرُ، اصرِفْها فی شَیءٍ مّا، وقالَ: ما أَفعَلُ هذا عَلیٰ شَرَهٍ مِنِّی، وَلکنِّی أحبَبتُ أَن یَرانی اللّٰهُ تَبارَکَ وَتَعالیٰ مُتَعَرِّضاً لِفَوائِدِهِ.
قالَ عذافرُ: فَرَبِحتُ فیها مِائَةَ دینارٍ، فَقُلتُ لَهُ فی الطَّوافِ: جُعِلتُ فِداکَ، قَد رَزَقَ اللّٰهُ عَزَّ وَجَلَّ فیها مِائَةَ دینارٍ، قالَ: أثبِتْها فی رَأسِ مالی(1).
عذافر میگوید: امام صادق علیه السلام به من هفتصد دینار دادند، فرمود: این را در معاملهای به کار انداز، و فرمود:
این از باب حرص به دنیا نیست بلکه دوست دارم خداوند متعال مرا در حال بکارگیری از ثمرات این مال ببیند.
عذافر میگوید: آن را به کار انداختم و صد دینار سود بردم و در طواف به آن حضرت عرض کردم:
فدایت شوم! خداوند در آن صد دینار روزی داد، فرمود: آن را روی سرمایهام بگذار.
بامدادان به سوی آبرومندی خود - یعنی بازار - حرکت کن.
86 -امام صادق علیه السلام: إِذَا کَانَ الرَّجُلُ مُعْسِراً فَیَعْمَلُ بِقَدْرِ مَا یَقُوتُ بِهِ نَفْسُهُ وَ أَهْلُهُ وَ لَایَطْلُبُ حَرَاماً فَهُوَ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ(1).
هرگاه مرد تنگدست و گرفتار باشد و به اندازه نیاز خود و عیالش کار کند و در پی کسب حرام نباشد ثواب او همچون پیکار کننده در راه خدا است.
87 -خَالِدُ بْنُ نَجِیحٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللّٰهِ علیه السلام: أَقْرِئُوا مَنْ لَقِیتُمْ مِنْ أَصْحَابِکُمْ السَّلَامَ وَ قُولُوا لَهُمْ: إِنَّ فُلاَنَ بْنَ فُلاَنٍ یُقْرِئُکُمْ السَّلَامَ، وَ قُولُوا لَهُمْ: عَلَیْکُمْ بِتَقْوَی اللّٰهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا یُنَالُ بِهِ مَا عِنْدَ اللّٰهِ، إِنِّی وَ اللّٰهِ مَا آمُرُکُمْ إِلَّا بِمَا نَأْمُرُ بِهِ أَنْفُسَنَا، فَعَلَیْکُمْ بِالْجِدِّ وَ الاِجْتِهَادِ، وَ إِذَا صَلَّیْتُمُ الصّبْحَ وَ انْصَرَفْتُمْ فَبَکِّرُوا فِی طَلَبِ الرِّزْقِ وَ اطْلُبُوا الْحَلَالَ، فَإِنَّ اللّٰهَ عَزَّ وَ جَلَّ سَیَرْزُقُکُمْ وَ یُعِینُکُمْ عَلَیْهِ(2).
خالد بن نجیح میگوید امام صادق علیه السلام فرمود: سلام مرا به دوستان خود برسانید و به آنان بگویید: فلانی به شما سلام رساند و به آنان بگویید: تقوای خدای عزّ وجلّ را پیشه کنید و به کارهای بپردازید که خشنودی خدا را بدنبال میآورد، سوگند به خدا! من شما را به چیزی دستور نمیدهم مگر اینکه خودم به آن عمل میکنم، پس تلاش نمایید و بکوشید، و چون نماز صبح را به جا آوردید و برگشتید صبحگاهان در پی طلب روزی باشید و روزی حلال را بخواهید که خدای عز و جل بزودی نصیب تان خواهد کرد و برای به دست آوردنش کمک تان میکند.
توجه: از جمع میان احادیث به دست میآید که شغلهایی که در ذیل نام برده میشود، مکروه است اما اگر کسی با مراقبت، از پیامدهای منفی که در این احادیث به آنها اشاره شده است خود را مصون دارد، کراهت آنها نیز برداشته میشود.
و اگر جامعه به این مشاغل نیازمند باشد ممکن است حکم وجوب کفائی یا عینی برای اشتغال به این امور بشود.
صرّافی، کفن فروشی، فروشندۀ قوت مردم، قصابی، برده فروشی، بافندگی، گندم فروشی.
88 -إسحاقُ بنُ عَمّارٍ قالَ: دَخَلتُ عَلیٰ أبی عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام فَخَبَّرتُهُ أَنَّهُ وُلِدَ لی غُلامٌ، فَقالَ: أَلا سَمَّیتَهُ مُحَمَّداً؟ قالَ: قُلتُ: قَد فَعَلتُ، قالَ، فَلا تَضرِبْ مُحَمَّداً وَلا تَسُبَّهُ، جَعَلَهُ اللّٰهُ قُرَّةَ عَینٍ لَکَ فی حَیاتِکَ وَخَلَفَ صِدْقٍ مِنْ بَعدِکَ.
فَقُلتُ: جُعِلْتُ فِداکَ، فی أیِّ الأعمالِ أَضَعُهُ؟ قالَ:
إذا عَدَلتَهُ عَن خَمسَةِ أشیاءَ فَضَعهُ حَیثُ شِئتَ، لا تُسَلِّمْهُ صَیرَفیّاً، فَإنَّ الصَّیرَفِیَّ لا یَسلَمُ مِنَ الرِّبا، وَلا تُسَلِّمْهُ بَیّاعَ الأکفانِ، فَإنَّ صاحِبَ الأکفانِ یَسُرُّهُ الوَبا إذا کانَ، وَلا تُسَلِّمْهُ بَیّاعَ الطَّعامِ فَإنَّهُ لا یَسلَمُ مِنَ الاحتِکارِ، وَلا تُسَلِّمْهُ جَزّاراً فَإنَّ الجَزّارَ تُسلَبُ مِنهُ الرَّحمَةُ، وَلا تُسَلِّمْهُ نَخّاساً فَإنَّ رَسُولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله قالَ: شَرُّ النّاسِ مَن باعَ النّاسَ(1).
اسحاق بن عمار میگوید: خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و به آن حضرت گزارش دادم که برایم پسر بچهای به دنیا آمده است، فرمود: آیا نامش را محمّد نگذاشتی؟ عرض کردم: چرا، فرمود: پس محمّد را نزن و به او ناسزا مگو، خداوند او را در زندگی ات نور چشم تو و پس از تو جانشین راستین قرار دهد.
عرض کردم: فدایت شوم: او را به چه کاری بگمارم؟ فرمود: از پنج کار بازدار و به هر کار دیگری که خواستی او را بگمار، او را به صرّاف مسپار (که صرّافی یادش دهد) زیرا صرّاف از ربا مصون نیست، او را به
1) (1)) - کافی، ج 5، ص 114..
فروشندۀ کفن مسپار، زیرا وَبا (و بیماریهای دیگری که مردم را میکشد) او را خوشحال میکند، او را به فروشندۀ گندم و جو (و خورد و خوراک مردم) مسپار، زیرا چنین فروشندهای از احتکار ایمن نیست، او را به سلّاخ (و قصّاب) مسپار، زیرا مهر و عاطفه از او گرفته میشود، و او را به برده فروش مسپار، زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بدترین مردم کسی است که انسانها را میفروشد.
89 -أبو الحَسنِ موسَی بنِ جعفرٍ علیهما السلام قال: جاءَ رَجُلٌ إلَی النَّبیِّ صلی الله علیه و آله فقالَ: یا رَسولَ اللّٰهِ، قد عَلَّمتُ ابنی هذا، الکتابَ، ففی أیِّ شَیءٍ أُسَلِّمُهُ؟ فَقالَ: أَسلِمْهُ - للّٰهِ أبوکَ - وَلا تُسَلِّمْهُ فی خَمسٍ: لا تُسَلِّمْهُ سَیّاءً وَلا صائِغاً وَلا قَصّاباً وَلا حَنّاطاً وَلا نَخّاساً؛ فَقالَ: یا رَسُولَ اللّٰهِ، وَما السَّیّاءُ؟ قالَ: الَّذی یَبیعُ الأَکفانَ وَیَتَمَنّیٰ مَوتَ امَّتی، وَلَلمَولُودُ مِنْ امَّتی أَحَبُّ إلَیَّ مِمّا طَلَعَتْ عَلَیهِ الشَّمسُ. وَأمّا الصّائِغُ فَإنَّهُ یُعالِجُ غُبنَ امَّتِی. وَأمّا القَصّابُ فَإنَّهُ یَذبَحُ حَتّیٰ تَذهَبُ الرَّحمَةُ مِنْ قَلبِهِ. وَأمّا الحَنّاطُ فَإنَّهُ یَحتَکِرُ الطَّعامَ عَلیٰ امَّتِی، وَلَأنْ یَلقَی اللّٰهُ
العَبدَ سارِقاً أَحَبُّ إلَیَّ مِنْ أَنْ یَلقاهُ قَدِ احْتَکَرَ طَعاماً أربَعینَ یَوماً. وَأمّا النَّخّاسُ فَإنَّهُ أتانی جَبرَئِیلُ علیه السلام فَقالَ:
یا مُحَمَّدُ، إنَّ شَرَّ امَّتِکَ الَّذِینَ یَبِیعُونَ النّاسَ(1).
امام کاظم علیه السلام فرمود: مردی به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد: من این فرزندم را سواد آموختهام حالا او را به چه شغلی بگمارم؟ حضرت فرمود: خدا پدرت را بیامرزد، او را به هر شغلی بگمار، امّا به پنج گروه مسپارش. سیّاء، زرگر، قصّاب، گندم فروش، برده فروش. آن مرد عرض کرد: ای رسول خدا، سیّاء کیست؟ فرمود: کسی که کفن میفروشد و آرزوی مرگ افراد امّت مرا دارد، در حالی که یک نوزاد امّت خود را از هر آنچه آفتاب بر آن میتابد بیشتر دوست دارم.
اما زرگر؛ زیرا به فکر مغبون ساختن افراد امت من است.
اما قصّاب؛ زیرا آن قدر حیوان میکشد، که رحم از دلش رخت بر میبندد.
اما گندم فروش؛ زیرا ارزاق امّت مرا احتکار میکند.
اگر بندهای با عنوان دزد، خدا را دیدار کند بهتر است
1) (1)) - من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 158-159 واستبصار، ج 3، ص 62-63 و تهذیب الاحکام، ج 6، ص 362..
از این که او را دیدار کند در حالی که چهل روز خوراک مردم را احتکار کرده باشد.
امّا برده فروش؛ زیرا جبرئیل علیه السلام نزد من آمد و گفت:
ای محمّد! بدترین افراد امّت تو، کسانی هستند که انسان خرید و فروش میکنند.
90 -إسماعیلُ الصّیقلُ الرّازی، قالَ: دَخَلتُ عَلیٰ أبی عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام وَمَعی ثَوبانِ، فَقالَ لِی: یا أبا إسماعیلَ، یَجیئُنی مِن قِبَلِکُم أثوابٌ کثیرَةٌ وَلَیسَ یَجیئُنی مِثلُ هذَینِ الثَّوبَینِ اللّذَینِ تحملهما أنتَ، فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداکَ تَغزِلُهُما أُمُّ إسماعیلَ وَأَنسِجُهُما أنا، فَقالَ لی:
حائِکٌ؟ قُلتُ: نَعَمْ، فَقالَ: لا تَکُنْ حائِکاً؛ قُلتُ: فَما أکونُ؟ قالَ: کُنْ صَیقَلاً. وَکانَتْ مَعِی مِائَتا دِرهَمٍ فَاشتَرَیتُ بِها سُیوفاً وَمَرایا عُتَقاءَ وَقَدِمتُ بِها الرَّیَّ، فَبِعتُها بِرِبحٍ کَثِیرٍ (1).
1) (1)) - کافی، ج 5، ص 115 وتهذیب الاحکام، ج 6، ص 363 واستبصار، ج 3، ص 64..
اسماعیل صیقل رازی میگوید: خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم در حالی که دو قواره پارچه با من بود، فرمود: ابا اسماعیل! از ناحیه شما پارچههای زیادی این جا میآورند ولی هیچکدام مثل این دو پارچه که در دست تو است نیست، عرض کردم: فدایت شوم! مادر اسماعیل اینها را میریسد و من میبافم، فرمود: بافندهای؟ عرض کردم: آری، فرمود: بافنده مباش، عرض کردم: پس چه کنم؟ فرمود: جلادهنده (ی آئینه و شمشیر) باش، دویست درهم همراهم بود با آنها شمشیر و آئینههایی کهنه خریدم و به ری بردم و با سود فراوان فروختم.
با مطالعه روایات مختلف در زمینه کارهای مکروه چنین بدست میآید که بعضی از شغلها چون برای جسم و یا روح مضر است مکروه معرفی شده؛ و بعضی از شغلها چون احتمال دروغ گفتن یا غش در معامله و مفاسد دیگر در آن زیاد است مکروه معرفی شده است. از این رو همان طوری که در اول فصل گفته شد گاهی از اوقات همین شغلهای مکروه واجبهای عینی میشوند و اگر سعی در برطرف کردن آنها بشود کراهت آنها برطرف میشود.
به طور طبیعی شغلها و آثار آن با یکدیگر تفاوتی آشکار دارند. هر شغلی به اقتضای خودش دارای مشقّتها و زحماتی است که ممکن است آن شغل دیگر خالی از این نوع زحمت باشد. در دین مبین اسلام به طور کلی هر کاری که پست و حرام نباشد، تا انسان بتواند از طریق آن امرار معاش نماید تأئید شده است همانگونه که
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
إنَّ اللّٰهَ تَعالیٰ یُحِبُّ مَعالِیَ الأُمُورِ وَأَشرافَها، وَیَکرَهُ سَفسافَها(1).
خداوند متعال کارهای والا و شریف را دوست دارد و کارهای پست و حقیر را خوش ندارد.
در این فصل به چند نمونه از مشاغل که مورد تأیید معصومین علیهم السلام قرار گرفته اشاره مینمائیم.
نکتۀ مهم و ضروری اینکه این شغلها تمام آن مواردی نیستند که امامان ما بر آنها مُهر تأیید زدهاند بلکه از باب مُشت نمونۀ خروار آمده است:
1) (1)) - میزان الحکمة، ج 14، ص 6676..
91 -عن أبی عبداللّٰه علیه السلام أنّ أمیرالمومنین علیه السلام قال:
أوحَی اللّٰهُ عَزَّ وَجَلَّ إلیٰ داوُدَ علیه السلام أَنَّکَ نِعْمَ العَبدُ لَولا أَنَّکَ تَأکُلُ مِنْ بَیتِ المالِ وَلا تَعمَلُ بِیَدِکَ شَیئاً، قالَ: فَبَکیٰ داوُدُ علیه السلام، فَأَوحَی اللّٰهُ عَزَّ وَجَلَّ إلَی الحَدیدِ أَنْ لِنْ لِعَبْدِی داوُدَ، فَلانَ، فَأَلانَ اللّٰهُ تَعالی لَهُ الحَدِیدَ، فَکانَ یَعمَلُ کُلَّ یَومٍ دِرْعاً فَیَبِیعُها بِأَلْفِ دِرهَمٍ، فَعَمِلَ علیه السلام ثَلاثَمِائَةٍ وَسِتِّینَ دِرْعاً فَباعَها بِثَلاثِمِائَةٍ وَسِتِّینَ ألفاً وَاسْتَغْنیٰ عَنْ بَیتِ المالِ(1).
امام صادق علیه السلام از امیرمؤمنان علیه السلام نقل میکند که:
خدای عزّ و جلّ به داوود وحی کرد: اگر از بیت المال مصرف نمینمودی و با دست خود کار میکردی، بندۀ خوبی بودی. حضرت فرمود: داوود علیه السلام گریست.
پس خدای عزّ و جلّ به آهن وحی کرد: برای بندهام داوود نرم شو. پس آهن نرم شد و خدای متعال آهن را برای او نرم کرد. از آن پس داوود روزی یک زره میبافت و آن را به هزار درهم میفروخت. او سیصد
1) (1)) - من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 163-162..
و شصت زره بافت و آنها را به سیصد و شصت هزار درهم فروخت و از بیت المال بی نیاز شد.
92 -امام صادق علیه السلام: إِنَّ اللّٰهَ تَعالیٰ لَمّا أَهْبَطَ آدَمَ علیه السلام أَمَرَ بِالحَرثِ وَالزّرعِ(1)...
خداوند متعال چون حضرت آدم را بر روی زمین فرود آورد او را به کشاورزی و کاشتن دستور داد.
93 -امام باقر علیه السلام: کَانَ أَمیرُالمؤمنینَ یَقُولُ: مَنْ وَجَدَ مَاءً وَتُراباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللّٰهُ(2).
امیرمؤمنان میفرمود: هر که با وجود داشتن آب و خاک نیازمند باشد خدا او را از رحمت خود دور میسازد.
94 -امام علی علیه السلام: إِنَّ مَعَایِشَ الخَلْقِ خَمسةٌ:
الاِمٰارَةُ، وَالعِمارَةُ وَالتِّجارَةُ، وَالاِجارَةُ، وَالصّدَقاتُ (3)...
راههای تأمین زندگی مردم از پنج چیز است کارهای دولتی، آبادانی (ساخت و ساز) تجارت (کسب و کار) اجاره (اجیر شدن برای دیگری) زکات.
95 -امام باقر علیه السلام: إِذٰا غَرَسْتَ غَرْساً أَوْ نَبْتاً فَاقْرَءْ عَلیٰ کُلِّ عُودٍ أَوْحَبَّةٍ «سُبحانَ البٰاعِثِ الوٰارِثِ» فَإنَّهُ لٰایَکادُ یخطِئُ إِنْ شاءَ اللّٰهُ(1).
چون درختی را نشاندی یا گیاهی را کاشتی بر هر نهالی یا دانهای این جمله را بگو «سبحان الباعث..» که بخواست خدا همه سبز خواهد شد.
96 -رسول خدا صلی الله علیه و آله: مَنْ بَنیٰ بُنْیٰاناً بِغَیرِ ظُلْمٍ وَلَا اعتِدٰاءٍ أَوْ غَرَسَ غَرْساً بِغَیرِ ظُلْمٍ وَلَا اعتِدٰاءٍ کٰانَ لَهُ أجْراً جاریاً مَا انْتَفَعَ بِهِ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ الرَّحْمن(2).
هر کس خانهای را بسازد بدون ستم و تجاوز [به حقوق دیگران] یا درختی را بنشاند بدون ستم و تجاوز [به حقوق دیگران] تا زمانی که یکی از بندگان خدا از آن
بهره میبرد برای او صدقه جاریه محسوب میشود.
97 -امام باقر علیه السلام: کَانَ أَبِی یَقُولُ: خَیْرُ الأَعْمٰالِ الحَرْثُ تَزْرَعُهُ فَیَأْکُلَ مِنْهُ البَرُّ وَالفٰاجِرُ أَمّا البَرُّ فَمٰا أَکَلَ مِنْ شَیْئٍ استَغْفرَ لَکَ وَأمّا الفٰاجِرُ فَمٰا أکَلَ مِنْهُ مِنْ شَیئٍ لَعَنَهُ وَیَأْکُلُ مِنْهُ البَهٰائمُ وَالطّیرُ(1).
پدرم میفرمود: بهترین کارها کشاورزی است؛ چیزی را میکاری نیکو و بدکار از آن میخورند، نیکوکار میخورد برایت از خداوند طلب آمرزش مینماید و بدکارمیخورد و آنچه خورده او را لعن و نفرین میکند و چرندگان و پرندگان نیز از آن بهرهمند میشوند.
98 -رسول خدا صلی الله علیه و آله: مٰا مِنْ امَرئٍ یُحْیِیَ أرْضاً فَتَشْرَبَ مِنْهٰا کَبِدٌ حَرّیٰ، أَوْ تُصِیْبُ مِنْهٰا عٰافِیَةٌ إِلّا کَتَبَ اللّٰهُ تَعٰالیٰ لَهُ أَجْراً(2).
هر کس زمینی را احیا کند که از آب آن زمین جگری تفتیده و تشنهای بنوشد یا از محصولش روزی جویندهای بهره ببرد، خداوند متعال در برابر آن، اجری را برایش بنویسد.
99 -رسول خدا صلی الله علیه و آله: مٰا مِنْ نَبْتٍ یَنْبُتُ إلّاوَ یَحَفُّهُ مَلَکٌ مُوَکَّلٌ بِهِ حَتّٰی یَحْصِدَهُ فَأَیُّما امرئٍ وطئَ ذٰلِکَ النَّبْتَ یَلْعَنُهُ ذٰلِکَ الْمَلَکُ(1).
هیچ گیاهی نمیروید مگر این که فرشتهای گماشته شده بر آن، از آن محافظت و نگهداری میکند تا زمانی که اآن را دِرو کند. پس هر کس آن گیاه را لگد کوب کند آن فرشته او را نفرین کند.
100 -فَضلُ بنُ أبی قرَّةَ قالَ: دَخَلْنا عَلیٰ أبی عَبدِاللّٰهِ علیه السلام وَهُوَ یَعمَلُ فی حائِطٍ لَهُ، فَقُلْنا: جَعَلَنا اللّٰهُ فِداکَ، دَعْنا نَعمَلُ لَکَ أو تَعمَلُهُ الغِلمانُ، قالَ: لا، دَعونی فَإنِّی أَشتَهی أَنْ یَرانِیَ اللّٰهُ عَزَّ وَجَلَّ أَعمَلُ بِیَدی وَأَطلُبُ الحَلالَ فی أذیٰ نَفْسی(2).
فضل بن ابی قرّه روایت نموده که خدمت امام صادق علیه السلام که در باغش مشغول کار بود رسیدم و عرض کردم: خدا ما را فدای شما کند. اجازه دهید ما برایتان
کار کنیم یا غلامان این کار را انجام دهند. حضرت فرمود: نه. مرا به حال خود واگذارید؛ زیرا دوست دارم خداوند عزّ و جلّ مرا در حال کار کردن و زحمت کشیدن برای کسب روزی حلال ببیند.
101 -شیْخ جَعْفَرِ بْنِ أَحْمَدَ الْقُمِّیِّ رَحِمَهُ اللّٰهُ تَعَالَی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللّٰهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلَهُ رَجُلٌ وَ أَنَا عِنْدَهُ، فَقَالَ:
جُعِلْتُ فِدَاکَ أَسْمَعُ قَوْماً یَقُولُونَ إِنَّ الزِّرَاعَةَ مَکْرُوهَةٌ، فَقَالَ علیه السلام: ازْرَعُوا وَ اغْرِسُوا، وَ اللّٰهِ مَا عَمِلَ النَّاسُ عَمَلاً أَجَلَّ وَ لَاأَطْیَبَ مِنْهُ، وَ اللّٰهِ لَیَزْرَعَنَّ الزَّرْعَ وَ لَیَغْرِسَنَّ الْغَرْسَ بَعْدَ خُرُوجِ الدَّجَّالِ(1).
شیخ جعفر بن احمد قمی از امام صادق علیه السلام نقل میکند و میگوید: من خدمت امام صادق علیه السلام حاضر بودم مردی از آن حضرت این سؤال را پرسید: فدایت شوم از گروهی شنیدهام که میگویند کشت و زراعت مکروه و ناپسند است، حضرت فرمود: زراعت کنید و بکارید، سوگند به خدا! هیچ کاری برای مردم زیباتر و خوشایندتر از زراعت نیست، سوگند به خدا! مردم
1) (1)) - بحارالأنوار، ج 103، ص 68..
پس از خروج دجّال هم به کشت و زراعت مشغول خواهند بود.
102 -یزید بن هارون الواسطی قال: سألت جعفر بن محمّد علیه السلام عن الفلّاحین فقال: هُمُ الزّارِعونَ، کُنُوزَ اللّٰهِ فی أرضِِه، وَما فی الأعمالِ شَیْءٌ أَحَبُّ إلَی اللّٰهِ مِنَ الزِّراعَةِ، وَما بَعَثَ اللّٰهُ نَبِیّاً إلّازارِعاً إلّاإدرِیسَ علیه السلام، فَإنَّهُ کانَ خَیّاطاً(1).
یزید بن هارون واسطی گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ برزگران پرسیدم، حضرت فرمود: آنان همان کشاورزانند، گنجهای خداوند در روی زمینش، و در پیشگاه خداوند در میان کارها هیچ کاری محبوبتر از کشاورزی نیست و خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر این که کشاورزی میکرد، جز حضرت ادریس که خیاط بود.
103 -یزید بن هارون قال: سَمِعْتُ أَبا عَبْدِ اللّٰهِ علیه السلام :
1) (1)) - تهذیب الأحکام، ج 6، ص 384..
الزّٰارِعُونَ کُنُوزُ الأنام، یَزْرعُون طیّباً أَخْرَجَهَ اللّٰهُ عَزَّ وَجَلَّ، وَهُمْ یَومَ القِیٰامةِ أَحْسَنُ النّٰاسِ مَقاماً وَأَقْرَبُهُمْ مَنْزِلَةً یَدْعُونَ المُبٰارَکِینَ(1).
یزید بن هارون گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: برزگران گنجهایی هستند برای مردمان، چیزهای پاکیزه و گوارایی را که خداوند از دل زمین بیرون آورده میکارند و آنان در روز قیامت نیکوترین جایگاه و نزدیکترین منزلت را نزد خداوند در میان مردم دارند و به عنوان صاحبان برکت خوانده میشوند.
104 -عن عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام أَنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله قَالَ:
مَرَّ أَخِی عِیسَی علیه السلام بِمَدِینَةٍ وَ إِذًا فِی ثِمَارِهَا الدُّودُ فَشَکَوْا إِلَیْهِ مَا بِهِمْ، فَقَالَ: دَوَاءُ هَذَا مَعَکُمْ وَ لَیْسَ تَعْلَمُونَ، أَنْتُمْ قَوْمٌ إِذَا غَرَسْتُمُ الْأَشْجَارَ صَبَبْتُمُ التُّرَابَ ثُمَّ صَبَبْتُمُ الْمَاءَ وَ لَیْسَ هَکَذَا یَجِبُ، بَلْ یَنْبَغِی أَنْ تَصُبُّوا الْمَاءَ فِی أُصُولِ الشَّجَرِ ثُمَّ تَصُبُّوا التُّرَابَ لِکَیْلَا یَقَعَ فِیهِ الدُّودُ، فَاسْتَأْنَفَوا کَمَا وَصَفَ فَذَهَبَ ذَلِکَ عَنْهُمْ (2).
امیر مؤمنان علیه السلام نقل کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
برادرم حضرت عیسی از شهری گذر کرد و میوههای درخت آنان کرم داشت، به آن حضرت شکایت کردند که با این آفت چکنیم؟ حضرت عیسیگفت: داروی آن نزد خود شما است و شما بدان آگاه نیستید، شما مردمان، چون درخت میکارید نخست خاک میرزید و پس از آن آب کنار آن میرزید، در حالی که نباید چنین کنید، بلکه شایسته است اول کنار درخت آب بریزید سپس خاک، تا کرم وارد آن نشود، آنان چنین کردند و این آفت از آنان برطرف گردید.
105 -أبو عبد اللّٰه علیه السلام قال: سُئِل النبیّ صلی الله علیه و آله: أیُّ المالِ خَیرٌ؟ قال: الزَّرعُ، زَرَعَهُ صاحِبُهُ، وَأَصلَحَهُ وَأدّیٰ حَقَّهُ یَومَ حَصادِهِ. قالَ: فَأَیُّ المالِ بَعدَ الزَّرعِ خَیرٌ؟ قالَ:
رَجُلٌ فی غَنَمٍ لَهُ قَدْ تَبِعَ بِها مَواضِعَ القَطْرِ یُقیمُ الصَّلاةَ وَیُؤْتِی الزَّکاةَ. قالَ: فَأیُّ المالِ بَعدَ الغَنَمِ خَیرٌ؟ قالَ:
البَقَرُ تَغدُو بِخَیرٍ وَتَرُوحُ بِخَیرٍ. قالَ: فَأَیُّ المالِ بَعدَ البَقَرِ خَیرٌ؟ قالَ: الرّاسِیاتُ فی الوَحْلِ وَالمُطعِماتُ فی
المَحْلِ، نِعمَ الشَّیءُ النَّخلُ، مَنْ باعَهُ فَإنَّما ثَمَنُهُ بِمَنزِلةِ رَمادٍ عَلیٰ رَأسِ شاهِقٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فی یَومٍ عاصِفٍ، إلّاأَنْ یَخلُفَ مَکانَها. قِیلَ: یا رَسُولَ اللّٰهِ، فَأَیُّ المالِ بَعدَ النَّخلِ خَیرٌ؟ قالَ: فَسَکَتَ...
وَرُوی أَنَّ أبا عَبدِاللّٰهِ علیه السلام قالَ: الکِیمیاءُ الأَکبَرُ الزِّراعَةُ(1).
امام صادق علیه السلام فرمود: از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سؤال شد:
چه مالی بهترین و نیکوترین است؟ حضرت فرمود:
کشت، کشاورز آن را میکارد و از آن مواظبت میکند، و در روز برداشت، حق (زکوة) آن را پرداخت میکند، سپس از گوسفند، گاو، نخل، و برکات آن سؤال شد.
حضرت برای هر کدام منافع و برکاتی بیان فرمودند...
آنگاه سؤال شد: چه مالی بعد از نخل بهتر است؟ حضرت ساکت شدند...
و روایت شده است که امام صادق علیه السلام فرمود:
بزرگترین کیمیا زراعت است.
106 -امام صادق علیه السلام: إنَّ اللّٰهَ عَزَّ وَجَلَّ اخْتارَ لِأَنبیائِهِ الحَرثَ وَالزَّرعَ (2)...
خداوند عزّ وجلّ برای پیامبرانش کشاورزی و زراعت را انتخاب نمود.
107 -امام صادق علیه السلام: إنَّ اللّٰهَ جَعَلَ أَرزاقَ أنبیائِهِ فی الزَّرعِ وَالضَّرعِ(1).
خداوند روزی پیامبرانش را در کاشتن [کشاورزی] و دوشیدن [دامداری] قرار داد.
108 -دعائمُ الإسلام: عَن أمیرِ المؤمنینَ علیه السلام، أَنَّهُ کانَ یَعمَلُ بِیَدِهِ وَیُجاهِدُ فی سَبیلِ اللّٰهِ، فَیَأخُذُ فَیئَهُ، وَلَقَدْ کانَ یُریٰ وَمَعَهُ القِطارُ مِنَ الإبِلِ وَعَلَیهِ النَّوی، فَیُقالُ لَهُ: ما هٰذا یا أبَا الحَسَنِ؟ فَیَقُولُ «نَخلٌ إنْ شاءَ اللّٰهُ» فَیَغرِسُه، فَما یُغادِرُ مِنهُ واحِدَةً(2)...
در کتاب دعائم الاسلام آمده که امیرمؤمنان با دست خود کار میکرد و در راه خدا جهاد مینمود و غنیمت خود را میگرفت، و آن حضرت علیه السلام را با چندین شتر پی در پی میدیدند که بار آنها هستۀ
خرما بود، میپرسیدند، این چیست ای اباالحسن؟ میفرمود: انشاءاللّٰه درخت خرماست، پس همه را میکاشت و یک دانه را هم رها نمیکرد.
درختکاری
109 -رسول خدا صلی الله علیه و آله: مَنْ نَصَبَ شَجَرَةً وَ صَبَرَ عَلیٰ حِفْظِهٰا وَالقِیامِ عَلَیْهٰا حَتَّی تُثْمِرَ، کَانَ لَهُ فِی کُلِّ شَیْئٍ یُصابُ مِنْ ثَمَرِها صَدَقَةٌ عِنْدَاللّٰهِ(1).
هر که درختی بنشاند و در راه نگهداری و رسیدگی به آن صبر کند تا میوه دهد، در برابر هر میوهای از آن که روزی جویندهای بخورد یک صدقه نزد خداوند برایش منظور میگردد.
110 -رسول خدا صلی الله علیه و آله: مَا مِنْ مُسْلِمٍ یَغْرِسُ غَرْساً یَأْکُلُ مِنْهُ انْسٰانٌ أَوْ دٰابَّةٌ أَوْ طَیْرٌ إلّاأَنْ یَکْتُبَ لَهُ صَدَقَةً إِلیٰ یَوْمِ القِیٰامَةِ(2).
هر مسلمانی درختی بنشاند که انسانی یا جنبدهای
یا پرندهای از آن بخورد در برابر آن تا روز قیامت برایش صدقه بنویسند.
111 -رسول خدا صلی الله علیه و آله: مٰا مِنْ مُسْلِمٍ یَغْرِسُ غَرْساً أَوْ یَزْرَعُ زَرْعاً فَیَأْکُلُ مِنْهُ انْسٰانٌ أَوْ طَیْرٌ أَوْ بَهِیمَةٌ إِلّا کَانَتْ لَهُ بِهِ صَدَقةً(1).
هر مسلمانی درختی بنشاند یا کِشتهای بکارد و انسانی یا پرندهای یا چرندهای از محصول آن بخورد، برای او صدقه محسوب میشود.
112 -رسول خدا صلی الله علیه و آله: مَنْ غَرَسَ غَرْساً فَأَثْمَرَ أعْطٰاهُ اللّٰهُ مِنَ الْأَجْرِ قَدْرَ مٰا یَخْرُجُ مِنَ الثَّمَرَةِ(2).
هر کس درختی بنشاند و آن درخت را به بار نشیند، خداوند به اندازهای که آن درخت میوه دهد او را پاداش عطا فرماید.
113 -امام صادق علیه السلام: سِتُّ خِصالٍ یَنْتَفِعُ بِهٰا المُؤْمِنُ
مِنْ بَعدِ مَوتِهِ: وَلَدٌ صٰالِحٌ یَسْتَغْفِرُ لَهُ، وَمُصْحَفٌ یَقْرأُ فِیهِ، وَقَلِیْبٌ یَحْفِرُهُ، وَغَرْسٌ یَغْرِسُهُ، وَصَدَقَةٌ مٰاءٍ یُجْرِیهِ، وَسنَّةٌ حَسنَةٌ یُؤْخَذُ بِهٰا بَعْدَهُ(1).
شش چیز است که مؤمن پس از مرگش از آنها بهرهمند میشود: فرزند صالحی که برایش طلب آمرزش کند، قرآنی که تلاوت میکند، چاهی حفر مینماید و درختی که مینشاند و نهر آبی که در راه خدا جاری و وقف میکند و روش و سنت پسندیدهای که از خود بر جای میگذارد و پس از او به آن عمل میشود.
114 -امام صادق علیه السلام: لٰاتَقْطَعُوا الثِّمارَ فَیَبْعَثُ اللّٰهُ عَلَیْکُمُ الْعَذَابَ صَبّاً(2).
درختان میوه را قطع نکنید که خداوند بر سر شما عذاب فرو میریزد.
115 -رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: إنْ قامَتِ السّاعَةُ وَفِی یَدِ أحَدِکُمُ الفَسیلَةُ، فَإنِ اسْتَطاعَ أَنْ لا تَقومَ السّاعَةُ حَتّیٰ یَغرِسَها فَلْیَغرِسْها (3).
اگر قیامت به پا شود و در دست یکی از شما نهال درختی باشد، چنانچه بتواند لحظهای پیش از بهپا شدن قیامت آن را بکارد، باید بکارد.
116 -رُوِیَ عَنِ الفَضلِ بنِ أبی قرَّةَ عَن أبی عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام قالَ: قُلتُ لَهُ: إنَّ هؤلاءِ یَقولونَ: إنَّ کَسبَ المُعَلِّمِ سُحتٌ، فَقالَ: کَذَبَ أَعداءُ اللّٰهِ، إنَّما أرادوا أَنْ لا یُعَلِّمُوا أولادَهُمُ القُرآنَ، لَو أَنَّ رَجُلاً أَعطَی المُعَلِّمَ دِیَةَ وَلَدِهِ کانَ لِلمُعَلِّمِ مُباحاً(1).
به امام صادق علیه السلام عرض شد: اینها میگویند که درآمد آموزگار (علوم دینی) حرام است، حضرت فرمود: دروغ میگویند این دشمنان خدا. هدف آنها این است که قرآن را به فرزندان آموزش ندهند. اگر کسی خون بهای فرزند خود را هم به آموزگار بدهد، برای معلّم مباح و رواست.
117 -عَبدُ الحَمِید بنُ عَوّاضٍ الطّائیِّ قالَ: قُلتُ لِأبی
1) (1)) - من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 163..
عبدِ اللّٰه علیه السلام : إنِّی اتَّخَذتُ رحیً فیها مَجلِسی وَیَجلِسُ إلَیَّ فیها أصْحٰابی؛ قالَ: ذاکَ رِفقُ اللّٰهِ عَزَّ وَجَلَّ(1).
عبدالحمید بن عواض طائی میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من آسیابی را خریداری کردهام که نشست خودم در آن جا است و یارانم نزد من آن جا میآیند، فرمود: این لطف خدای سبحان است (که بدین وسیله خیر دنیا و آخرت تو را فراهم نموده است).
118 -عَن رَسُولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله أنَّ رَجُلاً سَأَلَهُ فَقالَ:
یا رَسُولَ اللّٰهِ إنِّی لَستُ أَتَوَجَّهُ فی شَیءٍ إلّاحُورِفتُ فِیهِ؛ فَقالَ: انظُرْ شَیئاً قَد أَصَبتَ فِیهِ مَرَّةً فَالزَمْهُ؛ قالَ:
القَرَظُ؛ قال: فَالْزَمِ القَرَظَ(2).
مردی از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسید و گفت: ای رسول خدا! من به هیچ کاری نمیپردازم مگر آن که از آن بهرهای نمیبرم، فرمود: بنگر به کاری که یک بار از آن سود بردهای پس به آن پای بند باش، عرض کرد:
برگهای درخت صمغ عربی که با آن دبّاغی کنند، فرمود: پس به همان پای بند باش.
119 -امام صادق علیه السلام: شَکا رَجُلٌ إلیٰ رَسُولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله الحِرفَةَ، فَقالَ: انظُرْ بُیوعاً فَاشْتَرْها ثُمَّ بِعْها، فَما رَبِحْتَ فِیهِ فَالْزَمْهُ(1).
مردی از شغل خود نزد پیامبر صلی الله علیه و آله شکوه کرد، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: معاملات (گوناگون) را بنگر و با آنها داد و ستد کن، از هر کدام که سود بردی به آن پای بند باش (و عوض مکن).
در فصل ششم صرّافی و برده فروشی از شغلهای مکروه معرفی شد ولی در این دو روایت بیان میشود که اگر با رعایت تقوای الهی و پرهیز از جنبه منفی آن همراه باشد اشکالی ندارد.
120 -سدیرُ الصَّیرَفی قالَ: قُلتُ لِأبی جَعفَرٍ علیه السلام:
حَدِیثٌ بَلَغَنی عَنِ الحَسَنِ البَصرِیِّ، فَإنْ کانَ حَقّاً فَإنّا للّٰهِ وَإنّا إلَیهِ راجِعُونَ، قالَ: وَما هُوَ؟ قُلتُ: بَلَغَنی أَنَّ الحَسَنَ البَصرِیَّ کانَ یَقُولُ: لَو غَلیٰ دِماغُهُ مِنْ حَرِّ الشَّمسِ
1) (1)) - من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 169..
مَا اسْتَظَلَّ بِحائِطِ صَیرَفیٍّ، وَلَو تَفَرَّثَ کَبِدُهُ عَطَشاً لَمْ یَستَسقِ مِنْ دارِ صَیرَفِیٍّ ماءً، وَهُوَ عَمَلی وَتِجارَتی، وَفِیهِ نَبَتَ لَحْمی وَدَمی، وَمِنهُ حَجِّی وَعُمرَتِی. فَجَلَسَ ثُمَّ قالَ: کَذَبَ الحَسَنُ، خُذْ سَواءً، وَأَعطِ سَواءً، فَإذا حَضَرتَ الصَّلاةَ فَدَعْ ما بِیَدِکَ وَانْهَضْ إلَی الصَّلاةِ، أما عَلِمتَ أَنَّ أصحابَ الکَهفِ کانوا صَیارِفَةً(1).
سدیر صیرفی میگوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم:
حدیثی از حسن بصری به من رسیده که اگر درست باشد پس
إِنّا للّٰهو إنّا إلیه راجعون (کنایه از این که پس وای به حال ما!) فرمود: آن چیست؟ عرض کردم: به من رسیده که حسن بصری میگفت: اگر مغزش از حرارت آفتاب به جوش آید از سایۀ دیوار صرّاف سایه نمیگیرد، و اگر جگرش از تشنگی بشکافد از خانۀ صرّاف آبی را نخواهد خواست، این در حالی است که صرّافی شغل و تجارت من است و با آن گوشت و خونم روئیده و حجّ و عمرۀ خود را با آن انجام دادهام! حضرت علیه السلام نشست، سپس فرمود: حسن (بصری) دروغ گفته است، به همان مقدار که گرفتهای به همان
1) (1)) - کافی، ج 5، ص 114-113..
مقدار بده (تا کم و زیاد نشود و ربا رخ ندهد)، و هر گاه وقت نماز شد کارت را رها کن و به نماز بشتاب، آیا خبر نداری که اصحاب کهف، همه صرّاف بودهاند؟!.
121 -حَسَنُ بنُ عَلیّ بنِ فَضّالٍ قال: سَمِعتُ رَجُلاً یَسأَلُ أَبَا الحَسَنِ الرِّضا علیه السلام فَقالَ: إنِّی اعالِجُ الرَّقِیقَ فَأَبیعُهُ، وَالنّاسُ یَقولونَ: لا یَنبَغی، فَقالَ الرِّضا علیه السلام: وَما بَأسُهُ؟ کُلُّ شَیءٍ مِمّا یُباعُ إذا اتَّقَی اللّٰهَ فِیهِ العَبدُ فَلا بَأسَ(1).
حسن بن علی بن فضال میگوید: شنیدم کسی از امام رضا علیه السلام پرسید: من از برده کار میکشم (یا: او را درمان میکنم) و میفروشم، مردم میگویند: شایسته نیست، امام رضا علیه السلام فرمود: چه ایرادی دارد؟ هر چیزی که به فروش میرسد اگر انسان در آن رعایت تقوی الهی را بکند ایرادی ندارد(2).
1) (1)) - وسائل الشیعة، ج 17، ص 135..
2) (2)) - روشن است که این روایت در زمانی صادر شده که برده فروشی کار رایج در همۀ ممالک بوده است، ولی اسلام با روشهای گوناگون سعی کرده بردهداری و برده فروشی کم کم محو شود، همانطور که در بعضی از روایات از خرید و فروش انسان مذمّت شده رجوع کنید به ص 132 ح 88 وص 133 ح 89..
122-کَانَ صلی الله علیه و آله یَخِیطُ ثَوْبَهُ وَیَخْصِفُ نَعْلَهُ، وَکَانَ أَکْثَرَ عَمَلِهِ فِی بَیْتِهِ الخِیاطَة(1).
رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین بود که جامۀ خود را میدوخت و کفش خود را وصله (پینه) میکرد و بیشترین کار و سرگرمی آن حضرت در خانهاش خیاطی بود.
123 -رسول خدا صلی الله علیه و آله: عَمَلُ الأَبْرٰارِ مِنَ الرِّجالِ الخِیٰاطَةُ وَعَمَلُ الأَبْرٰارِ مِنَ النِّساءِ الغَزْلُ(2).
کار مردان نیک کردار خیاطی است و کار زنان نیک کردار، ریسندگی.
124 -عَلیٌّ علیه السلام قٰالَ: قٰالَ رَسُولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله: نِعْمَ شُغْلُ الْمَرْأةِ الْمُؤْمِنَةِ الغَزْلُ (3).
امام علی علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که آن حضرت فرمود: نیکوترین شغل برای زن با ایمان ریسندگی است.
125 -محمد بن خالد الظبّی قال: مرّ إبراهیمُ النَّخَعِی عَلَی امْرَأةٍ وَهیَ جٰالِسَةٌ عَلیٰ بٰابِ دارِهٰا بُکرةً، وَکٰانَ یُقالُ لَهٰا: أُمّ بَکرٍ، وَفِی یَدهِا مُغْزَلٌ تَغزلُ بِهِ، فَقٰالَ لَهَا:
یَا أُمَّ بَکْرٍ أَمٰا کَبُرتِ أَمٰا آنَ لَکِ أَنْ تَضَعِی هَذَا الْمُغْزَلَ؟ فَقَالَتْ: وَکَیْفَ أَضعُهُ وَقَدْ سَمِعْتُ عَلیّ بن أبی طٰالبٍ علیه السلام یَقُولُ: هُوَ مِنْ طَیِّبٰاتِ الْکَسْبِ(1).
ابراهیم نخعی از جایی میگذشت دید بانویی که به او امّ بکر میگفتند صبح زود بر درب خانه نشسته و مشغول ریسندگی بود، به او گفت: ای امّ بکر! آیا وقت آن نرسیده که ریسندگی را کنار بگذاری؟ گفت: چگونه این کار را کنار گذارم در حالی که از حضرت علی علیه السلام شنیدم که میگفت: این از کسبهای پاک است.
126 -امام صادق علیه السلام به مفضّل بن عمر
1) (1)) - وسائل الشیعة، ج 17، ص 237 به نقل از تفسیر عیاشی، ج 1، ص 150..
جعفی:... اعتَبرٍْ یٰا مُفَضّلُ بِأشْیٰاءَ خُلِقَتْ لِمآرِبِ الإنْسٰانِ وَمٰا فِیهٰا مِنَ التَّدْبِیرِ، فَإنَّهُ خُلِقَ لَهُ الحَبُّ لِطعٰامِهِ، وَکُلِّفَ طَحْنُهُ وَعَجْنُهُ وَخُبْزُهُ، وَخُلِقَ لَهُ الْوَبَرُ لِکِسْوَتِهِ، فَکُلِّفَ نَدْفُهُ وَغَزْلُهُ وَنَسْجُهُ، وَخُلِقَ لَهُ الشَّجَرُ فَکُلِّفَ غَرْسُهٰا وَسَقْیُهَا وَالْقیامُ عَلَیْهٰا، وَخُلِقَتْ لَهُ العَقاقِیرُ لِأَدْوِیَتِهِ فَکُلِّفَ لقطُهٰا وخلطُهٰا وَصُنْعُهٰا؛ وَکَذٰلِکَ تَجِدُ سائرُ الأشیاءِ عَلیٰ هَذا الْمِثالِ. فَانْظُرْ کَیْفَ کُفی الخلقةُ الّتِی لَمْ یَکُنْ عِنْدَهُ فِیها حِیلةٌ وَتَرَکَ عَلَیْهِ فِی کُلِّ شَیْءٍ مِنَ الأَشْیاءِ مَوضِعَ عَمَلٍ وَحَرَکَةٍ لِمٰا لَهُ فِی ذٰلِکَ مِنَ الصّلاحِ؛ لِأَنَّهُ لَوْ کَفی هَذا کلُّه حَتّیٰ لٰایَکُونَ لَهُ فِی الأشیاءِ مَوْضِعُ شُغْلٍ وَعَمَلٍ لَمٰا حَمَلتْهُ الأَرْضُ أشِراً وَبَطِراً، وَلَبلغَ بِهِ کَذٰلِکَ إِلی أَنْ یتعاطی امُوراً فیِهٰا تَلَفُ نَفْسِهِ، وَلَوْ کَفَی النّاسُ کُلَّ مٰا یَحْتٰاجُونَ إِلَیْهِ لَمٰا تَهنَّؤوُا بِالْعَیْشِ وَلٰا وَجَدُوا لَهُ لَذّةً؛ ألٰاتَریٰ لَوْ أنَّ امْرءاً نَزَلَ بِقَوْمٍ فَأَقامَ حِیناً بَلَغَ جَمِیعَ مٰا یَحْتٰاجُ إِلَیْهِ مِنْ مَطْعَمٍ وَ مَشْرَبٍ وَخِدْمَةٍ لتبرّمَ بِالفَراغِ وَنٰازَعَتْه نَفُسُهُ إِلی التَّشاغُلِ بِشَیءٍ؟ فَکَیْفَ لَوْ کٰانَ طُولُ عمُرْه مکفیّاً لایَحْتٰاجُ إِلی شَیءٍ؟ وَکٰانَ مِنْ صَوابِ التَّدبِیرِ فِی هٰذهِ
الأشْیٰاءِ الَّتی خُلِقَتْ لِلإنسانِ أَنْ جَعَلَ لَهُ فِیهٰا مَوْضعَ شُغْلٍ لِکَیْلٰا تُبرّمَهُ البِطالَة وَلِتکفَّهُ عَن تَعاطِی مٰالٰاینالُهُ وَلٰاخَیرَ فِیهِ إنْ نٰالَهُ(1).
ای مفضّل! از آفرینش و آماده سازی حکیمانه و مدبّرانۀ اشیا برای رفع نیاز انسان درس عبرت بگیر.
برای او غلّات و حبوبات آفریده شده است. در نتیجه باید آنها را آرد کند، آرد را خمیر گرداند و با آن نان و غذا بپزد. برای پوشاکش پشم آفریده شده و او باید آن را بزند، بریسد و ببافد. برای او درخت آفریده شده و او باید آن را در زمین بکارد، آب دهد و به آن برسد و از آن بهره گیرد. داروها برای درمانش پدید آمده و او باید آنها را [از زمین] برگیرد، با مواد دیگر آمیخته نماید و داروی شفا بخش بسازد. دیگر اشیا نیز همین گونه آفریده شده است.
بنگر که چگونه تمام نیازهای ضروری انسان آفریده شده ولی انسان باید برای دسترسی به آنها قدری تلاش و حرکت کند [تا برکت یابد] این به سود و صلاح اوست؛ زیرا اگر این اشیا بدون هیچ کار و تلاش و حرکتی نیازهای او را بر میداشت، همواره در وادی
1) (1)) - بحارالانوار، ج 3، ص 87-86..
سرمستی و طغیان سقوط میکرد و چه بسا دست به اعمالی میزد که خود را نیز هلاک کند. اگر تمام نیازهای انسان آماده و کافی بود برای او زندگی، هیچ مزه و لذّتی نداشت و گوارا نبود. چنانکه میبینی اگر کسی چند صباحی نزد عدهای مهمان باشد و آنان غذا، نوشیدنی و دیگر نیازهایش را برطرف کنند، هرآینه از بیکاری آزرده میشود و با خود منازعه و ناسازگاری میکند که باید به کاری مشغول گردد. حال اگر انسان در تمام عمر برای تحصیل مایحتاج خود به هیچ تلاش و حرکتی نیاز نداشته باشد کار بمراتب دشوارتر و ناگوارتر میگردد.
پس حکمتی عظیم و تدبیری سترگ در این است که نیازهای انسان با حرکت و قدری تلاش به دست آیند تا از سویی بیکاری او را در دشواری نیفکند و از سوی دیگر نتواند که در پی چیزی باشد که به او نمیرسد و یا اگر برسد به سود او نباشد.
127 -امام صادق علیه السلام: تِسْعَةُ أَعْشٰارِ الرِّزْقِ فِی التِّجٰارَةِ(1).
نه جزء روزی در تجارت نهفته است.
1) (1)) - من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 233..
128 -أَبو جَعْفَرٍ علیه السلام قٰالَ: قٰالَ رَسُولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله: الْبَرَکَةُ عَشرةُ أَجْزاء، تِسْعةُ أَعْشٰارِهٰا فِی التِّجٰارَةِ وَالعَشرُ البٰاقِی فی الْجُلُودِ(1).
امام باقر علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل میکند که فرمود:
برکت ده جزء دارد، نه جزء آن در تجارت نهفته است و جزء دهم باقی مانده آن در پوست [فروشی یا دباغی] است.
129 -رسول خدا صلی الله علیه و آله: تِسعةُ أَعْشٰارِ الرِّزْقِ فِی التِّجٰارَةِ، وَالْجُزْءُ البٰاقِی فِی السّٰابِیاءِ، یَعْنی الغَنَم(2).
نه جزء روزی در تجارت است و جزء دهم باقیمانده در گوسفند و گلهداری.
130 -مُحَمَّدُ الزَّعْفَرَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللّٰهِ علیه السلام قَالَ: مَنْ طَلَبَ التِّجَارَةَ اسْتَغْنَی عَنِ النَّاسِ قُلْتُ: وَ إِنْ کَانَ مُعِیلاً؟ قَالَ: وَ إِنْ کَانَ مُعِیلاً، إِنَّ تِسْعَةَ أَعْشَارِ الرِّزْقِ فِی التِّجَارَةِ (3).
محمد زعفرانی از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: هر که در پیتجارت باشد از مردم بی نیاز خواهد شد، عرض کردم: گرچه معیل باشد؟ فرمود: گرچه معیل باشد، چون نه جزء روزی در تجارت است.
131 -عَنْ أَبِی عَبْدِ اللّٰهِ علیه السلام فِی حَدِیثٍ أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام قَالَ لِلْمَوَالِی: اتَّجِرُوا بَارَکَ اللّٰهُ لَکُمْ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ: الرِّزْقُ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ تِسْعَةُ أَجْزَاءٍ فِی التِّجَارَةِ وَ وَاحِدَةٌ فِی غَیْرِهَا(1).
امام صادق علیه السلام در حدیثی از امیر مؤمنان نقل کرده که حضرت به موالی و دوستان خود فرمود: تجارت کنید خدا به شما برکت خواهد داد چون من از رسول خدا شنیدم که میفرمود: روزی ده جزء دارد، نه جزء آن در تجارت نهفته است و یک جزء آن در غیر تجارت.
132 -امام صادق علیه السلام: التِّجٰارَةُ تَزیدُ فِی الْعَقْلِ(2).
تجارت خرد را افزایش میدهد.
امام صادق علیه السلام: کُلُّ ذِی صَناعَةٍ مُضطَرٌّ إِلیٰ ثَلاثِ خِلالٍ یَجْتَلِبُ بهٰا المَکْسَبَ وَهُوَ: أَنْ یَکُونَ حٰاذِقاً بِعَمَلِهِ، مُؤَدِّیاً لِلْأَمٰانَةِ فِیهِ، مُستَهِیلاً لِمَنِْ اسْتَعْمَلَهُ(1).
هر صنعتگری برای جلب مشتری ناگزیر از داشتن سه خصلت است:
در کارش مهارت داشته باشد، در کارش امانتدار باشد و رضایت خاطر کسی را که به او سفارش کار داده است به دست آورد.
1) (1)) - تحف العقول، ص 322..
133 -امام صادق علیه السلام: لا خَیرَ فِیمَن لا یُحِبُّ جَمعَ المالِ مِنْ حَلالٍ فَیَکُفَّ بِهِ وَجهَهُ، وَیَقضی بِهِ دَینَهُ، وَیَصِلَ ُ بِهِ رَحِمَهُ(1).
کسی که دوست نداشته باشد مال حلال بدست بیاورد تا با آن آبروی خود را حفظ کند و قرضش را بپردازد و به خویشانش کمک کند، از هر خیر و خوبی بی بهره است.
134 -رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: مِنَ المُروءَةِ اسْتِصلاحُ المالِ(2).
بهسازی دارایی، از مردانگی است.
136 -امام صادق علیه السلام: إنَّ رَسُولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله قالَ: ما مِنْ نَفَقَةٍ أَحَبُّ إلَی اللّٰهِ عَزَّ وَجَلَّ مِنْ نَفَقَةِ قَصدٍ، وَیُبغِضُ الإسرافَ إلّافی الحَجِّ وَالعُمرَةِ، فَرَحِمَ اللّٰهُ مؤمِناً کَسَبَ طَیِّباً، وَأَنفَقَ مِنْ قَصدٍ، أو قَدَّمَ فَضلاً(2).
هیچ هزینهای نزد خدا محبوبتر نیست از هزینهای که با میانهروی (و صرفه جویی) باشد و اسراف و زیادهروی را دوست ندارد جز در راه انجام حجّ و عمره، پس خدا رحمت کند مؤمنی را که روزی پاکیزه بدست آورد، و با میانه روی هزینه کرد، یا مازاد را برای آخرت پیش فرستد.
137 -رسول خدا صلی الله علیه و آله: مَنْ طَلَبَ الدُّنْیٰا حَلٰالاً فِی عِفٰافٍ کٰانَ فِی دَرَجَةِ الشُّهَدٰاءِ (3).
هر که با عفت نفس، حلال دنیا را بخواهد [در بهشت] در درجۀ شهیدان خواهد بود.
138 -امام صادق علیه السلام: غِنیً یَحجِزُکَ عَنِ الظُّلمِ خَیرٌ مِنْ فَقرٍ یَحمِلُکَ عَلَی الإثمِ(1).
ثروتی که تو را از ستم باز دارد، بهتر از فقری است که تو را به گناه کشاند.
139 -امام صادق علیه السلام: کَسْبُ الحَرَامِ یَبِیْنُ فِی الذُّرِّیَّةِ(2).
[اثر] کسب حرام در نسلها آشکار میگردد.
140 -امام صادق علیه السلام: استَعِینوا بِبَعضِ هذِهِ عَلیٰ هذِهِ، وَلا تَکونوا کُلولاً عَلَی النّاسِ(1).
از برخی چیزهای دنیا برای چیزهای دیگر دنیا کمک بگیرید و سربار مردم نباشید.
141 -پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله: مَلعُونٌ مَن أَلقیٰ کَلَّهُ عَلَی النّاسِ(2).
از رحمت خدا به دور است هر کس که بار خود را بر دوش مردم افکند.
142 -مسعدةُ بنُ صدقةٍ قالَ: کَتَبَ أبو عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام إلیٰ رَجُلٍ مِن أصحابِهِ: أَمّا بَعدُ، فَلا تُجادِلِ العُلَماءَ، وَلا تُمارِ السُّفهاءَ، فَیُبغِضَکَ العُلَماءُ وَیَشتُمَکَ السُّفَهاءُ، وَلا تَکسَلْ عَنْ مَعِیشَتِکَ فَتَکُونَ کَلّاً عَلیٰ غَیرِکَ - أَو قالَ -: عَلیٰ أَهلِکَ (3).
مسعدة بن صدقه میگوید: امام صادق علیه السلام به یکی از اصحاب خود نوشت: امّا بعد از سپاس و ستایش خدا، با علما بگو و مگو مکن و با نابخردان جرّ و بحث منما، که از چشم علما میافتی و نابخردان ناسزایت میگویند، و برای بدست آوردن روزی خود تنبلی نکن که سربار دیگران میشوی - یا فرمود: - که سربار خانواده خود میشوی.
به تیزی و سُستی بکار اندرون خرد باد جان تو را رهنمون
چنین داد پاسخ که اسبم بماند ز سُستی مرا بر زمین بر نشاند
«فردوسی»
ناظم الاطباء، سُستی را در لغت نامه چنین معنا کرده است:
«سُستی یعنی ضعف، ناتوانی، کم زوری و عدم توانایی».(1)در این فصل ضمن آنکه از زبان ارزشمند اهل بیت علیهم السلام به مذمّت (یعنی معرفی ویژگیهای منفی) سُستی میپردازیم، با نتایج آن در زندگی روزمرۀ خویش آشنا خواهیم شد. پس این فصل شامل دو قسمت است:
الف: مذمّت سُستی کردن
ب: نتایج سُستی ورزیدن در امور زندگی
1) (1)) - لغتنامۀ دهخدا، ج 8، ص 12031..
143 -«أَفَرَءَیْتُم مَّا تَحْرُثُونَ * ءَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُو أَمْ نَحْنُ الزَّ ٰرِعُونَ»(1).
آیا در آنچه میکارید میاندیشید.
آیا شما آن را میرویانید یا ما رویانندهایم؟
144 -امام صادق علیه السلام: لا تَکسَلُوا فی طَلَبِ مَعایِشِکُم، فَإنَّ آباءَنا کانوا یَرکُضُونَ فِیها وَیَطلُبُونَها(2).
در رفتن دنبال تأمین معاش خود کاهلی نورزید، زیرا پدران ما در پی آن میدویدند و به دستش میآوردند.
146 -امام کاظم علیه السلام: إیّاکَ وَالکَسَلَ وَالضَّجَرَ، فَإنَّکَ
إنْ کَسِلْتَ لَمْ تَعمَلْ، وَإنْ ضَجِرْتَ لَمْ تُعطِ الحَقَّ(1).
زنهار از تنبلی و بی حوصلگی، زیرا که اگر تنبلی ورزی، کار نکنی، و اگر بی حوصله باشی، حقّی را نپردازی.
147 -امام علی علیه السلام: مِنَ التَّوانی یَتَوَلَّدُ الکَسَلُ(2).
از سُستی است که تنبلی زائیده میشود.
148 -امام صادق علیه السلام: لا تَستَعِنْ بِکَسلانٍ، وَلا تَستَشِیرَنَّ عاجِزاً(3).
از انسان تنبل کمک مگیر و با ناتوان مشورت نکن.
149 -أمیرمؤمنان علی علیه السلام: إنَّ الأشیاءَ لَمّا ازدَوَجَتْ ازدَوَجَ الکَسَلُ وَالعَجزُ، فَنَتَجا بَینَهُما الفَقرَ(4).
آن گاه که اشیاء با هم جفت شدند، کاهلی و ناتوانی جفت یکدیگر شدند و فقر از آنها متولد شد.
150 -امام سجّاد علیه السلام: اللّٰهُمَّ إنِّی أعوذُ بِکَ مِنَ الکَسَلِ وَالفَشَلِ وَالهَمِّ وَالحُزنِ وَالجُبنِ وَالبُخلِ وَالغَفلَةِ وَالقَسوَةِ وَالذِّلَّةِ وَالمَسکَنَةِ وَالفَقرِ وَالفاقَةِ، وَکُلِّ بَلِیَّةٍ، وَالفَواحِشِ ما ظَهَرَ مِنها وَما بَطَنَ(1).
بارالاها! من به تو پناه میبرم از تنبلی، سستی، غم، اندوه، ترس، بخل، غفلت، سنگدلی، خواری، بیچارگی، نداری و درماندگی، و هر بلا و کارهای زشت، آشکار باشد یا نهان.
151 -امام کاظم علیه السلام: إیّاکَ وَالکَسَلَ وَالضَّجَرَ، فَإنَّهُما یَمنَعانِکَ مِنْ حَظِّکَ مِنَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ(2).
زنهار از تنبلی و بی حوصلگی، زیرا این دو خصلت، تو را از بهرۀ دنیا و آخرتت باز میدارند.
152 -امام صادق علیه السلام: مَنْ کَسِلَ عَنْ طَهُورِهِ وَصَلاتِهِ فَلَیسَ فِیهِ خَیرٌ لِأمْرِ آخِرَتِهِ، وَمَنْ کَسِلَ عَمّا یُصلِحُ بِهِ أَمرَ مَعِیشَتِهِ فَلَیسَ فِیهِ خَیرٌ لِأمرِ دُنیاهُ(1).
هر کس در طهارت و نماز خود تنبلی ورزد، در کار آخرتش به خیری نمیرسد؛ و هر که در آن چه امور معیشتی او را به سامان میآورد تنبلی ورزد، در کار دنیایش به خیری دست نمییابد.
155 -امام صادق علیه السلام: إیّاکَ وَالکَسَلَ وَالضَّجَرَ، فَإنَّ
أبی بِذلِکَ کانَ یُوصِینی، وَبذلِکَ کانَ یوصِیهِ أبُوهُ، وَکذلِکَ فی صَلاةِ اللَّیلِ، إنَّکَ إذا کَسِلْتَ لَمْ تُؤَدِّ إلیٰ اللّٰهِ حَقّهُ، وإنْ ضَجِرْتَ لَمْ تُؤَدِّ إلیٰ أحَدٍ حَقّاً، وَعَلَیکَ بِالصِّدقِ وَالوَرَعِ وَأداءِ الأمانَةِ، وَإذا وَعَدْتَ فَلا تُخلِفْ(1).
از تنبلی و بی حوصلگی بپرهیز که این سفارش پدرم به من بود، و پدر او (امام باقر علیه السلام) نیز این سفارش و سفارش به نماز شب را به او کرده بود، تو اگر تنبلی کنی حقّ خداوند را به جا نمیآوری، و اگر بی حوصلگی نمایی حق کسی را ادا نمیکنی، و بر تو باد به راستگویی و پرهیزکاری و اداء امانت، و هر گاه وعده دادی خلف وعده مکن.
156 -امام علی علیه السلام: مَن دامَ کَسَلُهُ خابَ أمَلُهُ وَساءَ عَمَلُهُ(2).
کسی که پیوسته تنبلی کند، در رسیدن به آرزویش ناکام ماند و رفتارش بد شود.
157 -امام صادق علیه السلام: إیّاکَ وَالکَسَلَ وَالضَّجَرَ، فَإنَّهُما مِفتاحُ کُلِّ سُوءٍ، إنَّهُ مَنْ کَسِلَ لَمْ یُؤَدِّ حَقّاً، وَمَنْ ضَجِرَ لَمْ یَصبِرْ عَلیٰ حَقٍّ(1).
از تنبلی و بی حوصلگی بپرهیز؛ زیرا که این دو، کلید هر بدی میباشد و کسی که تنبلی کند، حقّی را ادا نکند و کسی که بی حوصله باشد، بر هیچ حقّی شکیبایی نورزد.
158 -امام باقر علیه السلام: إنِّی لَأُبغِضُ الرَّجُلَ - أو أُبغِضُ لِلرَّجُلِ - أَنْ یَکونَ کَسلاناً عَن أَمرِ دُنیاهُ، وَمَنْ کَسِلَ عَنْ أَمرِ دُنیاهُ فَهُوَ عَن أَمرِ آخِرَتِهِ أَکسَلُ(2).
من از کسی که نسبت به امور دنیوی خود تنبل است بیزارم، و کسی که نسبت به امور دنیوی خود تنبلی کند نسبت به امور اخرویش تنبلتر خواهد بود.
سخن خواجه عبد اللّٰه انصاری:
در جوانی مَستی، در پیری سُستی پس خدا را کی پرستی(1).
159 -پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: أمّا عَلامَةُ الکَسلانِ فَأربَعَةٌ: یَتَوانیٰ حَتّیٰ یُفَرِّطَ، وَیُفَرِّطُ حَتّیٰ یُضَیِّعَ، وَیُضَیِّعُ حَتّیٰ یَضجُرَ، وَیَضجُرُ حَتّی یَأثَمَ(2).
نشانۀ تنبل 4 چیز است: چندان سُستی میکند که به کوتاهی و سهل انگاری میافتد، چندان کندی و سهل انگاری میکند که (اصل کار را) فرو میگذارد، چندان فروگذاری میکند که بی تاب و بی حوصله میشود و چندان بی تاب و بی حوصله میشود که (برای فراموشی و دلخوشی گذرا) گناه میکند.
160 -عُمَرُ بنُ یَزیدٍ قالَ: قُلتُ لِأبی عَبدِاللّٰهِ علیه السلام: رَجُلٌ قالَ: لَأقعُدَنَّ فی بَیتی، وَلَأُصَلِّیَنَّ وَلَأَصُومَنَّ وَلَأعبُدَنَّ
رَبِّی، فَأَمّا رِزقی فَسَیَأتِیَنی، فَقالَ أبو عَبدِاللّٰهِ علیه السلام: هذا أحَدُ الثَّلاثَةِ الَّذینَ لا یُستَجابُ لَهُمْ(1).
عمر بن یزید میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: کسی میگوید: من در خانه خود مینشینم، نماز میخوانم و روزه میگیرم و پروردگارم را عبادت میکنم، امّا روزیم، به من میرسد، امام علیه السلام فرمود: این یکی از آن سه نفری است که دعایشان به اجابت نمیرسد.
1) (1)) - وسائل الشیعة، ج 17، ص 25..
161 -امام صادق علیه السلام: کَثرَةُ النَّومِ مَذهَبَةٌ لِلدِّینِ وَالدُّنیا(1).
پرخوابی از بین برندۀ دین و دنیای (آدمی) است.
162 -امام کاظم علیه السلام: إنَّ اللّٰهَ تَعالیٰ لَیُبغِضُ العَبدَ النَّوّامَ(2)...
همانا خداوند متعال بر شخص پرخواب غضبناک است.
163 -امام جعفر صادق علیه السلام: أَرَأَیتَ لَو أَنَّ رَجُلاً دَخَلَ بَیتَهُ وَأَغلَقَ بابَهُ أَکانَ یَسقُطُ عَلَیهِ شَیءٌ مِنَ السَّماءِ؟!(1)
بگو ببینم اگر کسی به خانه خود در آید و درِ آن را ببندد، آیا چیزی از آسمان برای او میافتد؟!.
164 -امام علی علیه السلام: أفضَلُ الأعمالِ ما أَکرَهْتَ عَلَیهِ نَفسَکَ(2).
برترین کارها، کاری است که نفس خود را بر انجام آن مجبور گردانی.
165 -امام صادق علیه السلام: إنَّ اللّٰهَ تَبارَکَ وَتَعالیٰ جَعَلَ
أَرزاقَ المؤمِنینَ مِن حَیثُ لا یَحتَسِبُونَ، وَذلِکَ أَنَّ العَبدَ إذا لَمْ یَعرِفْ وَجهَ رِزقِهِ کَثُرَ دُعاؤهُ(1).
خدای عزّوجلّ روزی مؤمنان را از جایی میرساند که فکرش را هم نمیکنند، علّتش این است که وقتی بندهای نداند روزیش از کجا خواهد رسید، زیاد دعا میکند.
166 -امام علی علیه السلام: کُنْ لِما لا تَرجُو أَرجیٰ مِنکَ لِما تَرجُو، فَإنَّ مُوسَی بنَ عِمرانَ علیه السلام خَرَجَ یَقتَبِسُ لِأَهلِهِ ناراً، فَکَلَّمَهُ اللّٰهُ عَزَّ وَجَلَّ وَرَجَعَ نَبِیّاً، وَخَرَجَتْ مَلِکَةُ سَبَإٍ فَأَسلَمَتْ مَعَ سُلَیمانَ علیه السلام، وَخَرَجَتْ سَحَرَةُ فِرعَونَ یَطلِبُونَ العِزَّةَ لِفِرعَونَ فَرَجَعوا مؤمِنینَ(2).
به آن چه امیدش را نداری امیدوارتر باش از آن چه بدان امید داری. زیرا که موسی بن عمران رفت که برای خانوادهاش آتش بگیرد امّا (در آن جا) خداوند عزّ و جلّ با او به سخن درآمد، و او پیامبر بازگشت. ملکۀ سبأ نیز از کشور خود بیرون آمد، اما با سلیمان مسلمان
شد و جادوگران فرعون برای تقویت قدرت فرعون، بیرون آمدند، امّا مؤمن برگشتند.
167 -امام صادق علیه السلام: ما سَدَّ اللّٰهُ عَزَّ وَجَلَّ عَلیٰ مؤمِنٍ بابَ رِزقٍ إلّافَتَحَ اللّٰهُ لَهُ ما هُوَ خَیرٌ مِنهُ(1).
خداوند سبحان بر هیچ مؤمنی دری از روزی را نبست مگر آن که بهتر از آن را برایش گشود.
خدا گر زحکمت ببندد دری ز رحمت گشاید درِ دیگری
168 -رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: إنَّ النَّفسَ إذا أَحرَزَتْ قُوتَها استَقَرَّتْ(2).
نفس آدمی هر گاه خوراک (و روزی) خود را به دست آورد آرام گیرد.
169 -رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: اللّٰهُمَّ بارِکْ لَنا
فی الخُبزِ، وَلا تُفَرِّقْ بَینَنا وَبَینَهُ، فَلَولا الخُبزُ ما صَلَّینا وَلا صُمْنا وَلا أدَّینا فَرائِضَ رَبِّنا(1).
بارالاها! به نان ما برکت ده، و میان ما و آن جدایی مینداز، که اگر نان نباشد نه میتوانیم نماز بخوانیم و نه روزه بگیریم ونه واجبات پروردگارمانرا انجام دهیم.
170 -امام صادق علیه السلام: إذا رُزِقتَ مِنْ شَیءٍ فَالْزَمْهُ(2).
هر گاه از راهی روزیت رسید به آن پای بند باش (و شغلت را عوض نکن).
171 -امام صادق علیه السلام: - فی قَولِ اللّٰهِ عَزَّ وَجَلَّ: «رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الْأَخِرَةِ حَسَنَةً»(3)- قالَ:
رِضوانُ اللّٰهِ وَالجَنَّةُ فی الآخِرَةِ، وَالسَّعَةُ فی الرِّزقِ وَالمَعایِشِ وَحُسنُ الخُلُقِ فی الدُّنیا (4).
پیرامون فرموده خدای سبحان «پروردگارا به ما هم در دنیا نیکی و هم در آخرت نیکی عطا کن». فرمود:
خشنودی خدا و بهشت، (نیکی) در آخرت است، و گشایش در روزی و امور زندگانی و خوش اخلاقی، (نیکی) در دنیاست.
172 -امام صادق علیه السلام: روی ذریح بن یزید المحاربیّ عن أبی عبداللّٰه علیه السلام قال: نِعمَ العَونُ الدُّنیا عَلَی الآخِرَةِ(1).
ذریح بن یزید محاربی از امام صادق علیه السلام نقل میکند که فرمود: دنیا یاور خوبی است برای آخرت.
173 -امام صادق علیه السلام: لَیسَ مِنّا مَنْ تَرَکَ دُنیاهُ لِآخِرَتِهِ وَلا آخِرَتَهُ لِدُنیاهُ(2).
از ما نیست کسی که دنیایش را برای آخرت
و یا آخرتش را برای دنیایش ترک کند.
174 -رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: نِعمَ العَونُ عَلیٰ تَقوَی اللّٰهِ الغِنیٰ(1).
توانگری یاور خوبی است برای تقوای الهی.
175 -امام صادق علیه السلام: إذا ضاقَ أَحَدُکُمْ فَلْیُعْلِمْ أخاهُ، وَلا یُعِنْ عَلیٰ نَفسِهِ(2).
هر گاه یکی از شما به تنگی (معیشت و غیره) افتاد، برادر دینیاش را آگاه کند و (با بی خبر گذاشتن دیگران) به زیان خود کمک نکند.
1 - قرآن کریم.
2 - الاستبصار: شیخ طوسی، دارالتعارف - بیروت، 1390 ه.
3 - اسد الغابة: ابن الاثیر جزری، دار احیاء التراث العربی - بیروت.
4 - اعلام الدین: حسن دیلمی، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، 1408 ه.
5 - اقبال الاعمال: سیّد علی بن طاووس، مکتب الإعلام الإسلامی - قم، 1414 ه.
6 - امالی: سید مرتضی، منشورات مکتبة آیت اللّٰه مرعشی - قم، 1325 ه.
7 - امالی: شیخ صدوق، منشورات الاعلمی - بیروت، 1400 ه.
8 - امالی: شیخ مفید، مؤسسة النشر الإسلامی - قم، 1413 ه.
9 - بحارالانوار: علامۀ مجلسی، دارالکتب الإسلامیه - تهران، 1372 ش.
10 - تحف العقول: حسن بن شعبۀ حرّانی، مؤسّسة النشر الإسلامی - قم، 1416 ه.
11 - تنبیه الخواطر: أمیر ورّام، دارصعب ودار التعارف - بیروت.
12 - تهذیب الاحکام: شیخ طوسی، دارالکتب الإسلامیه - تهران، 1365.
13 - ثواب الاعمال: شیخ صدوق، منشورات رضی - قم، 1368 ش.
14 - جامع احادیث الشیعة: آقا حسین بروجردی، مطبعۀ مهر - قم، 1410 ه.
15 - الجامع الصحیح (سنن ترمذی): محمد بن عیسی بن سَوره، دارعمران - بیروت، 1357 ه.
16 - الجعفریات: محمد بن اشعث کوفی، مکتبة نینوی - تهران.
17 - الخرائج والجرائح: قطب الدین راوندی، مؤسسۀ الإمام المهدی علیه السلام - قم، 1409 ه.
18 - الخصال: شیخ صدوق، منشورات جامعۀ مدرسین - قم، 1403 ه.
19 - دعائم الاسلام: قاضی نعمان مغربی، دارالاضواء - بیروت، 1411 ه.
20 - روضة المتّقین: محمد تقی مجلسی، المطبعة العلمیة - قم، 1410 ه.
21 - شرح نهج البلاغة: ابن ابی الحدید معتزلی، داراحیاء التراث العربی - بیروت، 1387 ه.
22 - شرح نهج البلاغة: شیخ محمد عبده، دارالمعرفة - بیروت.
23 - صحیفۀ سجادیۀ جامعه: سید محمد باقر موحدی ابطحی، مؤسسۀ امام مهدی علیه السلام - قم، 1385 ش.
24 - طبقات الشّافعیة الکبری: عبدالوهاب بن علی بن عبدالکافی السُبکی، داراحیاء الکتب العربیه - قاهره،.
25 - علل الشرائع: شیخ صدوق، منشورات المکتبة الحیدریة - النجف، 1386 ه.
26 - عیون الحکم والمواعظ: علی بن محمد لیثی واسطی، مؤسسة دارالحدیث - قم، 1376 ش.
27 - کافی: شیخ کلینی، دارالکتب الاسلامیة - تهران، 1367 ه.
28 - کنز العمال: متقی هندی، مؤسسة الرسالة - بیروت، 1409.
29 - لسان العرب: ابن منظور مصری، نشر ادب الحوزة - قم، 1405 ه.
30 - لغتنامه: علی اکبر دهخدا، مؤسسۀ انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373 ش.
31 - مجمع الزوائد: علی بن ابی بکر هیثمی، دارالکتب العلمیة - بیروت، 1408 ه.
32 - المحجّة البیضاء: فیض کاشانی، دفتر انتشارات اسلامی - قم، 1383 ه.
33 - المستدرک علی الصحیحین: حاکم نیسابوری، دارالکتب العلمیة - بیروت، 1383 ه.
34 - مستدرک الوسائل: میرزا حسین نوری، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، 1408 ه.
35 - من لا یحضره الفقیه: شیخ صدوق، مؤسسة النشر الإسلامی - قم، 1414 ه.
36 - میزان الحکمة (با ترجمه فارسی): محمدی ری شهری، مؤسسة دارالحدیث - قم، 1377 ش.
37 - نظم درر السمطین: محمد بن یوسف زرندی، مکتبة نینوی - تهران.
38 - نهج البلاغة (صبحی الصالح): مؤسسة دارالهجرة - قم.
39 - وسائل الشیعة: محمد بن حسن حرّ عاملی، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، 1412 ه.
فهرست مطالب
فهرست مطالب
فهرست مطالب
فهرست مطالب
فهرست مطالب
فهرست مطالب
فهرست مطالب
فهرست مطالب
فهرست مطالب
فهرست مطالب