ghaemiyeh.com
سرشناسه:علیبن حسین (ع)، امام چهارم، ۳۸ - ۹۴ق.
عنوان و نام پدیدآور:دیار سجده : چهل حدیث از سیره سیدالساجدین در سفر به بیتالحرام / محمدمهدی کافی .
مشخصات نشر:قم : موسسه پیام امام هادی(ع) ، ۱۳۸۹.
مشخصات ظاهری:۹۶ ص.؛ ۵/۱۱×۲۰ سم.
شابک:۱۵۰۰۰ ریال : 964-8837-28-7
وضعیت فهرست نویسی:فاپا
یادداشت:کتابنامه : ص. ۹۵ - ۹۶ ؛ همچنین به صورت زیرنویس .
موضوع:علی بن حسین (ع)، امام چهارم، ۳۸ - ۹۴ق. -- احادیث
موضوع:حج -- احادیث
شناسه افزوده:کافی، محمدمهدی، ۱۳۴۸ -، گردآورنده
شناسه افزوده:موسسه امام هادی (ع)
رده بندی کنگره:BP۴۳/۲ /ک۲د۹ ۱۳۸۹
رده بندی دیویی:۲۹۷/۹۵۴
شماره کتابشناسی ملی:۲۰۲۴۵۸۲
دیار سجده
چهل حدیث از سیره سید الساجدین
در سفر به بیت الله الحرام
بسم الله الرحمن الرحیم
برگزیده دو جهان حضرت محمد صلی الله علیه و آله
مظلوم عالم حضرت امیرمؤمنان علی علیه السلام
همسر مظلومهاش حضرت فاطمه زهرا علیها السلام
و فرزندان ایشان أئمه معصومین علیهم السلام به ویژه آخرین آنها حضرت حجة بن الحسن المهدی علیه السلام
«اللهم عجل فرجه، واجعلنا من انصاره، وامنن علینا برضاه»
فهرست
فهرست
فهرست
فهرست
قال رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله و سلم:
مَنْ حَفِظَ عَلی أُمَّتی أَربَعینَ حَدیثاً مِمّا یَحْتاجُونَ إِلَیهِ فی أَمرِ دینِهِمْ بَعَثَهُ اللّٰهُ عزّ وجلّ یَومَ القِیامَةِ فَقیهاً
عالِماً(1)؛
سخنان معصومین علیهم السلام راهگشا و رساننده انسانها به تکامل و سعادت ابدی است. حفظ این سخنان و احادیث و رساندن آن به دیگران در سخنان پیامبر مکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام، مورد تشویق قرار گرفته است، در حدیثی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله، برای افرادی که گفتار آن حضرت را حفظ کرده و بدون تحریف به دیگران انتقال دهند، دعا نمودهاند.(2)محافظت از سخنان معصومین علیهم السلام حتی به وسیله افرادی که به زوایای سخنان آن
بزرگان آگاه نباشند نیز کاری لازم است، چه بسا کسی که سخن معصوم را در حافظه دارد و آن را به شخصی آگاهتر انتقال میدهد. و او عمق زوایای سخن آن حضرت را در مییابد و نتیجۀ مورد نظر را از آن به دست میآورد.
به گفتۀ مرحوم شیخ بهائی، بعید نیست که منظور از تعبیر حفظ که در این احادیث استفاده شده است، جلوگیری از نابودی باشد، که هم حفظ در سینه و هم نوشتن و هم گفتن حدیث در میان مردم را در بر گیرد(1).
از سوی دیگر عدد چهل در معارف دینی ما عددی است که مورد عنایت بوده، و به نوعی بر کامل بودن دلالت دارد. در سخنان معصومین علیهم السلام محافظت از احادیث با عدد چهل نیز مورد تشویق قرار گرفته است.
یکی از همین سخنان حدیثی صحیح از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است که شیعه و سنی آن را نقل کردهاند: کسی که برای امت من چهل حدیث - که در دین به آنها نیاز دارند - را حفظ کند خدای عزّ وجلّ روز قیامت او را فقیه و دانشمند مبعوث مینماید.
بر همین اساس تدوین مجموعههای چهل حدیث از ابتدا مورد عنایت علمای اسلام بوده است، و در رتبههای پایینتر
1) (1)) اربعین شیخ بهائی، ص 65-67.
نیز مجموعههای اربعین حدیث تدوین یافتهاند که این مجموعهها با نگرشهای گوناگون و موضوعات مختلف جمعآوری شدهاند.
چهل حدیث جمعآوری شده در این مجموعه؛ سخنان، سیره، و آداب، از معصوم ششم امام سجاد علیه السلام پیرامون حج میباشد، که امید است مورد استفاده و بهرهگیری راهیان دیار سجده و سالکان حریم الهی قرار گیرد.
پیش از شروع سخنی کوتاه دربارۀ حج از دید معصومان علیهم السلام و دربارۀ پیشوای چهارمین امام سجاد علیه السلام تقدیم میگردد.
حج در میان عبادات، عبادتی جامع و دربردارندۀ منافعی مادی و معنوی برای حج گزار است «لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ».(1)مناسک حج برخی عبادات دیگر را به همراه دارد و این عبادت هر دو بعد فردی و اجتماعی انسان را در بر میگیرد یعنی افزون بر توجه به امور معنوی و ساخته شدن حجگزار، در این عبادت به زندگی دنیائی مسلمانان نیز توجّه شده است. این نگرش عرصههای مختلف، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و... جامعه مسلمانان را دربر میگیرد.
حج یکی از ارکان پنجگانهای است که بنیان اسلام بر آن نهاده شده است.(2)حج میهمانی خداوند است، و حاجی میهمان، هر چه از خداوند بخواهد به او عطا میکند، دعایش را مستجاب، و شفاعت او درباره دیگران را میپذیرد.(3)حج و عمره دو بازار آخرتی هستند.(4)حج آرامش بخش دلهاست.(5)
حج و عمره سبب سلامتی جسم و وسعت روزی است.(1)حج سبب رحمت الهی و رسیدن به بهشت اوست. و حج امتحانی الهی است که بندگان با سختیها آزموده میشوند و با ناخوشیها امتحان میگردند، تا تکبر از درون آنان خارج و تذلل در دلهایشان جایگزین شود، و این سبب باز شدن درهای فضل الهی و راههای هموار بخشش او میباشد.(2)حج را خداوند نشانه تواضع در برابر عظمت خود و اقرار به شکستناپذیریاش قرار داد و عدهای از بندگان خود را از پاسخ دهندگان دعوتش معین نمود، تا آنان پا به جای انبیا گذارند و به فرشتگانی که گرداگرد عرش خداوند میگردند شبیه شوند، در تجارتکدۀ عبادت حق، سود کسب نمایند و در وعدهگاه بخشش او پیشی گیرند.(3)
امام علی بن الحسین علیه السلام، چهارمین امام، فرزند امام حسین علیه السلام، و ملقب به زین العابدین و سجاد میباشند.
مادر آن حضرت سلامه یا شهربانویه(1)، دختر یزدگرد بوده است. آن حضرت در پنجم شعبان سال 38 هجری دیده به جهان گشود.(2)القاب: زین الصالحین، وارث علم النبیین، وصی الوصیین، خازن وصایا المرسلین، خاشع، زاهد، عابد، عادل، بکاء، امام الاُمة، ابوالأئمه، ذُو الثفنات، سجاد، سید العابدین و زین العابدین و... برای آن حضرت علیه السلام ذکر شده است.(3)از کنیههای آن حضرت، ابوالحسن، ابو محمد و ابوالقاسم میباشد.(4)امام باقر علیه السلام فرمود: در سجدهگاههای پدرم آثار برجستهای بود، و او در سال دو بار آنها را بر میداشت که در هر بار پنج برآمدگی برداشته میشد، به همین سبب او را ذوالثفنات(5)مینامیدند. (6)
1) (1)) کافی، ج 1، ص 466؛ بحارالانوار، ج 46، ص 13 ح 25.
2) (2)) . کافی، ج 1، ص 466. نقلهای دیگری نیز سالهای 35 و 36 و 30 و 33 نیزگفته شده است.
3) (3)) . مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 175 و بحارالانوار، ج 46 ص 4 ح 5.
4) (4)) مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 175؛ بحارالانوار، ج 46، ص 4 ح 5.
5) (5)) . ثفنه: جاهایی از اعضا که روی زمین قرار میگیرد و ضخیم شده و پینهمیبندد، مانند زانوها و پیشانی هنگام سجده بر مُهر، ذوالثفنات: صاحب پینهها.
6) (6)) علل الشرایع، ص 233 ب 167 ح 1؛ بحارالانوار، ج 46 ص 6 ح 12.
و همچنین فرمود: پدرم علی بن الحسین علیه السلام هرگاه یکی از نعمتهای خدا بر خود را به یاد میآورد، به سجده میافتاد، و هرگاه آیهای از کتاب خداوند عزّ وجلّ که در آن ذکر سجدهای شده بود تلاوت مینمود، سجده میکرد. و هرگاه خداوند عزّ وجلّ بدی یا فتنۀ دسیسهگری را از او دفع میکرد، سجده میکرد، و هرگاه از نماز واجب فراغت مییافت، سجده میکرد.
و هرگاه بر آشتی دادن دو طرف دعوا موفق میشد، سجده میکرد و اثر سجده در تمامی سجدهگاههایش نمایان بود. برای همین سجّاد نام گرفت.(1)آن حضرت علیه السلام به سبب گریه فراوانش بَکّاء لقب گرفت، و از پنج نفری که در عالم بسیار گریستند شمرده شده است. پس از حادثه کربلا آنقدر گریست که از روی شفقت و مهربانی اطرافیان، مورد اعتراض قرار میگرفت.(2)امام محمد باقر علیه السلام فرمود: علی بن الحسین علیه السلام هر شبانهروز هزار رکعت نماز میگزارد - مانند امیر المؤمنین علیه السلام، پانصد اصله نخل کاشته بود، کنار هر نخل دو رکعت نماز میخواند - هرگاه برای نماز برمیخواست رنگش تغییر میکرد، در نماز، مانند بنده ذلیلی که در برابر پادشاه با جلالتی ایستاده است میایستاد. اعضای بدن او از ترس خدا میلرزید.
نمازش نماز کسی بود که زندگانی را وداع میگوید، گویا میدید
که پس از این، هیچ گاه نماز نمیخواند. روزی در هنگام نماز، عبا از شانه او افتاد، آن را مرتب نکرد و به نماز ادامه داد، پس از پایان نماز، یکی از یاران علت را جویا شد، امام علیه السلام فرمود: وای بر تو، آیا نمیدانی در برابر چه کسی بودم؟ تنها آن مقدار از نماز بنده مورد پذیرش است که با حضور قلب باشد. آن شخص گفت (پس ما): نابود شدیم، حضرت فرمود: خداوند نمازها را با نوافل جبران مینماید.(1)امام سفرهای متعددی به بیت اللّٰه داشته است، در برخی از نقلها بیست سفر و در برخی دیگر چهل سفر آمده است.
انجام مناسک حج از سوی آن حضرت علیه السلام، نمایش روح و باطن و اسرار حج بود و سخنان و ارشادات آن امام در جهات مختلف، هدایت جامعه اسلامی و پیشگیری آن از انحراف را به دنبال داشت.
معرفی امامت و حفظ شیعیان از خطر گمراهی و افتادن در دام نحلههای مختلف، از جمله این هدایتگریها بود.
آن حضرت در سال 95 هجری(2)، به دست ولید بن عبدالملک مسموم و به شهادت رسید، و در کنار عموی گرامیش حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام، در بقیع(3)مدفون شد.
(1)
برای انجام کارهای مهم، استخاره سفارش شده است. استخاره خیره خواستن از خداوند است یعنی فرد از خدا میخواهد که آنچه خیر و خوبی او در آن است از سوی خداوند به وی نمایانده شود.
در جایی که کار مهمی برای شخص در پیش است و دو دلی و تشویش در میان است، استخاره انجام میشود. استخاره به صورتهای گوناگون انجام میگیرد؛ یکی از صور آن خواندن دو رکعت نماز و خیر خواستن از خداوند است در سیره امام سجاد علیه السلام استخاره برای سفر حج و عمره گزارش شده است:
عَنِ الإمامِ الباقِرِ علیه السلام أَنَّهُ قالَ:
کانَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ زَینُ العابِدِینَ علیه السلام إِذا هَمَّ بِحَجٍّ أَو عُمْرَةٍ أَو بَیعٍ أَو شِراءٍ أَو عِتقٍ أَو غَیرِ ذلِکَ، تَطَهَّرَ ثُمَّ صَلَّیٰ رَکْعَتَینِ لِلإِستِخارَةِ یَقْرَأُ فیهِما بَعدَ الفاتِحَةِ سُورَةَ الحَشرِ وَالرَّحمنِ ثُمَّ یَقْرَأُ بَعدَهَا المُعَوِّذَتَینِ وَقُل هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ یَفعَلُ هذا فی کُلِّ رَکعَةٍ فَإِذا فَرَغَ مِنها قالَ بَعدَ التَّسلِیمِ وَهُوَ جالِسٌ:
اللَهُمَّ إِن کانَ کَذا وَکَذا خَیراً لی فی دینی وَدُنیایَ وَآخِرَتی وَعاجِلِ أَمری وَآجِلِهِ فَیَسِّرهُ لی عَلی أَحسَنِ الوُجُوهِ وَأَکمَلِها، اللَّهُمَّ وَإِن کانَ شَرّاً لی فی دینی وَدُنیایَ وَعاجِلِ أَمری وَآجِلِهِ فَاصرِفهُ عَنِّی، رَبِّ اعزِم لی عَلی رُشدِی وَإِن کَرِهَتْهُ نَفسی(1)؛
1) (1)) مکارم الأخلاق، ج 1، ص 545 ح 1881 و ج 2، ص 105 ح 2300؛ فتح الأبواب، ص 157 الباب السادس؛ بحارالأنوار، ج 88، ص 266 ح 20.این استخاره در برخی نقلها به گونه زیر آمده است که دعای پس از نماز تفاوت دارد. عن ابی جعفر محمد بن علی علیه السلام قال: کان علی بن الحسین علیهما السلام اذا همّ بحج او عمره، او عتق او شراء أو بیع تطّهر وصلّی رکعتی الاستخاره وقراء فیهما سورة (الرحمن) وسورة (الحشر) فاذا فرغ من الرکعتین استخار اللّٰه مائتی مرّة ثمّ قرا قل هو اللّٰه احد والمعوذتین، ثمّ قال اللّهمّ انّی هممت بامر علمته فان کنت تعلم انّه خیر لی فی دینی ودنیای وآخرتی فاقدره لی وان کنت تعلم انّه شرّ لی فی دینی ودنیای وآخرتی فاصرفه عنّی یا ربّ اعزم (هب) لی علی رشدی وان کرهت ذلک او احبت نفسی، ببسم اللّٰه الرّحمن الرّحیم ما شاء اللّٰه لا حول ولا قوّة إلّاباللّٰه حسبی اللّٰه ونعم الوکیل، ثمّ یمضی ویعزم.
امام باقر علیه السلام فرمود: روش امام سجاد علیه السلام این بود که هرگاه تصمیم به سفر حج یا عمره میگرفت، یا میخواست چیزی بخرد و یا بفروشد، و یا بندهای را آزاد کند یا کاری دیگر، وضو میگرفت و دو رکعت نماز برای استخاره میگزارد و در (هر) دو رکعت (پس از حمد) سورۀ حشر و سورۀ الرحمن میخواند.
سپس سورۀ قل هو اللّٰه احد و قل اعوذ بربّ الناس و قل اعوذ بربّ الفلق را میخواند، در هر دو رکعت این کار را انجام میداد، پس از پایان نماز و دادن سلام در حالی که نشسته بود میگفت:
خداوندا اگر میدانی فلان و فلان کار برای دین و دنیا و آخرت من و اکنون و آیندۀ من خیر است آن را برای من به بهترین و کاملترین صورتها آسان گردان و خدایا اگر این کار برای دین و دنیا و اکنون و آیندۀ من بد است آن را از من دور کن. خدایا بر آن چه هدایت من در آن است برایم تصمیم بگیر اگرچه خودم خوش نداشته باشم.
(2)
توشه و آذوقه سفر به مناسبت هر سفری متفاوت است، امام سجاد علیه السلام در سفر حج و عمره برای برداشتن توشه، مراقب انجام دستورات الهی بود:
کانَ عَلیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام إِذا تَجَهَّزَ إِلی مَکَّةَ قالَ لِأَهلِهِ:
إِیّاکُم أَن تَجعَلُوا فی زادِنا شَیئاً مِنَ الطِّیبِ وَلاَ الزَّعفَرانِ نَأکُلهُ أَو نُطعِمهُ(1)؛
امام سجاد علیه السلام هنگامی که برای رفتن به مکه آماده میشد به خانوادهاش میفرمود: مبادا در توشه ما چیزی از عطر و یا زعفران قرار دهید که آن را بخوریم و یا برای خوردن به دیگران بدهیم.
1) (1)) من لایحضره الفقیه: ج 2، ص 350 ح 2662.
(3)
کانَ عَلیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام إِذا سافَرَ إِلی مَکَّةَ لِلحَجِّ أَوِ العُمرَةِ تَزَوَّدَ مِن أَطیَبِ الزّادِ مِنَ اللَّوزِ وَالسُّکَّرِ وَالسَّویقِ المُحَمَّضِ وَالمُحَلَّی(1)؛
امام سجاد علیه السلام هنگام مسافرت به مکه برای حج و عمره از بهترین توشهها [مثل] بادام و شکر و کلوچههای سرخ شده و شیرین با خود برمیداشت.
1) (1)) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 282 باب الزاد فی السفر؛ کافی، ج 8، ص 303 ح 468؛ وسائل الشیعة، ج 8، ص 310 ح 2 ب 42 ابواب آداب السفر إلی الحج وغیره؛ مکارم الاخلاق، ج 1، ص 539 ح 1871.
(4)
کانَ عَلیُّ بنُ الحُسَینِ زَینُ العابِدِینَ علیه السلام یَقُولُ لِقَهرَمانِهِ:
إِذا أَرَدتَ أَن تَشْتَری لِی مِن حَوائِجِ الحَجِّ شَیئاً فَاشتَرِ وَلا تُماکِس(1)؛
امام سجاد علیه السلام به مسئول انجام کارهایش میفرمود: هنگام خرید وسایل مورد نیاز حج برای من، خرید کن و چانه نزن.
همچنین از امام باقر علیه السلام نقل شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: لا تُماکِس فی أَربَعَةِ أَشیاءَ فی الاُضْحِیَّةِ وَفی الکَفَنِ وَفی ثَمَنِ نَسَمَةٍ وَفی الکِرَی إِلی مَکَّةَ(2)؛
در خرید چهار چیز چانه نزن؛ در خرید قربانی حج و خرید کفن و خرید بنده و کرایه برای رفتن به سوی مکه.
(5)
عَن زَینِ العابِدِینَ علیه السلام قالَ:
ما قَرَأ أحَدٌ إِنّا أَنزَلناهُ حِینَ یَرکَبُ دابَّةً إِلّا نَزَلَ مِنها سالِماً مَغفُوراً لَهُ وَلَقارِئُها أَثقَلُ عَلَی الدَّوابِّ مِنَ الحَدیدِ(1)؛
امام زین العابدین علیه السلام فرمود: کسی که هنگام سوار شدن بر مرکب (وسیلۀ نقلیه)، سورۀ انّا انزلناه را بخواند، به سلامت و با بخشش گناهان از مرکب پیاده خواهد شد، و خواننده آن بر روی مرکب سنگینتر از آهن خواهد بود.
1) (1)) وسائل الشیعه، ج 8، ص 289 ح 3 ب 24، أبواب آداب السفر الی الحج وغیره؛ مکارم الأخلاق، ج 1، ص 519 ح 1807.
(6)
علیّ بن الحسین علیه السلام: قالَ:
لَو حَجَّ رَجُلٌ ماشِیاً فَقَرَأ إِنّا أَنزَلناهُ ما وَجَدَ أَلَمَ المَشْیِ(1)؛
کسی که پیاده حج به جا میآورد اگر سوره انّا انزلناه را تلاوت کند درد پیاده روی را احساس نمیکند.
حَجَّ عَلیُّ بن الحُسَینِ علیهما السلام ماشِیاً فَسارَ عِشْرینَ یَوْماً مِنَ المَدینَةِ إلیٰ مَکَّة(2)؛
امام صادق علیه السلام فرمودند: امام سجّاد علیه السلام پیاده حج گزارد و از مدینه تا مکّه را بیست روز پیمود.
(7)
عَنِ الصّادِقِ علیه السلام قالَ: قالَ عَلیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام - لاِبنِهِ مُحَمَّد علیه السلام حینَ حَضَرَتهُ الوَفاةُ -:
إِنّی قَد حَجَجتُ عَلی ناقَتی هذِهِ عِشرِینَ حَجَّةً، فَلَم أَقرَعها بِسَوطٍ قَرعَةً فَإِذا نَفَقَت فَادفِنها، لا یَأکُلْ لَحمَهَا السِّباعُ، فَإِنَّ رَسُولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله و سلم قالَ کُلُّ بَعیرٍ یُوقَفُ عَلَیهِ مَوقِفَ عَرَفَة سَبعَ حِجَجٍ إِلّا جَعَلَهُ اللّٰهُ مِن نَعَمِ الجَنَّةِ وَبارَکَ فی نَسلِهِ، فَلَمّا نَفَقَت حَفَرَ لَها أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام وَدَفَنَها(1)؛
امام سجاد علیه السلام هنگام رحلت به فرزندشان امام باقر علیه السلام فرمودند: من بر این شتر خود بیست حج به جا آوردم، یک تازیانه هم به آن نزدم. هنگامی که مُرد آن را دفن کن تا گوشت او طعمه درندگان نشود، که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هر شتری که هفت سال در عرفات بر آن وقوف شود خداوند او را از حیوانات بهشتی قرار داده و به نسل او برکت خواهد داد.
1) (1)) وسائل الشیعه، ج 8، ص 395 ح 1 باب 51 ابواب احکام الدواب؛ ثواب الاعمال، ص 74 باب نادر ح 1.
هنگامی که آن شتر مُرد، امام باقر علیه السلام برای آن گودالی حفر کرد و او را دفن نمود.
امام سجّاد علیه السلام میفرمود: إنّ البَعیرَ إذا حجَّ عَلیهِ سَبعَ حَجّاتٍ صیّرَ مِنْ نَعَمِ الجَنَّةِ(1)؛
همانا شتر هنگامی که هفت بار مرکب حج شود از حیوانات بهشتی گردد.
1) (1)) مکارم الأخلاق، ج 1، ص 519 ح 1807.
(8)
عَن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ الصّادِقِ علیه السلام قالَ:
کانَ عَلیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام لا یُسافِرُ إِلَّا مَعَ رِفقَةٍ لا یَعرِفُونَهُ وَیَشتَرِطُ عَلَیهِم أَن یَکُونَ مِن خُدّامِ الرِّفقَةِ فیما یَحتاجُونَ إِلَیهِ، فَسافَرَ مَرَّةً مَعَ قَومٍ فَرَآهُ رَجُلٌ فَعَرَفَهُ، فَقالَ لَهُم: أَتَدرُونَ مَن هذٰا؟ قٰالُوا لاٰ. قالَ: هٰذا عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام، فَوَثَبُوا إِلَیهِ فَقَبَّلُوا یَدَیهِ وَرِجلَیهِ فَقالُوا یَا ابنَ رَسُولِ اللّٰهِ! أَرَدتَ أَن تُصلِیَنا نارَ جَهَنَّمَ، لَو بَدَرَت إِلَیکَ مِنّا یَدٌ أَو لِسانٌ أَما کُنّا قَد هَلَکنا آخِرَ الدَّهرِ، فَمَا الَّذی حَمَلَکَ عَلیٰ هذا؟ فَقالَ: إِنّی کُنتُ سافَرتُ مَرَّةً مَعَ قَومٍ یَعرِفُونَنی فَاعطَونی بِرَسُولِ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله و سلم مٰا لاٰ أستَحِقُّ، فَأَخافُ أَن تُعطُونی مِثلَ ذلِکَ فَصارَ کِتمانُ أَمرِی أَحَبَّ إِلَیَّ(1)؛
1) (1)) وسائل الشیعه، ج 8، ص 315 ح 2 باب 46 أبواب آداب السفر الی الحج وغیره؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 143 ح 13 باب السبب الذی من أجله قبل علّی بن موسی الرضا علیه السلام ولایة العهد.
امام صادق علیه السلام فرمودند: امام سجاد علیه السلام فقط با کاروانی همراه میشد که او را نشناسند، و با آنان قرار میگذاشت که در احتیاجات آن گروه، خدمتگذار آنان باشد. یک بار به همین صورت همراه گروهی مسافرت رفت، شخصی آن حضرت را دید و شناخت، به گروه گفت: این شخص را میشناسید؟ گفتند:
نه. گفت: این علیّ بن الحسین علیه السلام است، آنان از جای پریدند و دست و پای حضرت را بوسیدند و گفتند: فرزند پیامبر علیه السلام! میخواستی ما را به آتش جهنم بیفکنی؟ اگر از دست و زبان ما ناخواسته جسارتی سر میزد آیا ما تا آخر عمر هلاک نبودیم؟ چه چیز شما را بر این کار واداشت؟
امام سجاد علیه السلام فرمود: من یک بار با گروهی که مرا میشناختند همسفر شدم، آنان به سبب انتساب به پیامبر صلی الله علیه و آله لطفهایی در حق من کردند که مستحق آن نبودم، ترسیدم اینان نیز مانند آن الطاف را در حق من انجام دهند، بنابر این مخفی کردن نسب خود را بیشتر پسندیدم.
حالات آدمی در مسافرت با هنگام بودن در شهر و منزل تفاوت دارد، آمیختن با همسفران و انجام برخی کمکها در مسافرت پسندیدهتر است، هم چنین خوش طبعی، شوخیهای مُجاز و... گرچه این موارد در غیر مسافرت هم نیکوست.
در سفر، گاه به سبب خستگی و یا برخی اتفاقات ممکن است میان همسفران کشمکشهایی پیش آید، به همین سبب برخی از سخنان امام سجاد علیه السلام دربارۀ معاشرت با دوستان و همسفران در این بخش ذکر میگردد:
(9)
قالَ عَلیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام: فِی قَولِ اللّٰهِ عَزَّ وَجَلَّ «فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِیلَ» (1)
قالَ: العَفوُ مِن غَیرِ عِتابٍ(2)؛
امام سجاد علیه السلام در توضیح آیه (گذشت کن، گذشتی زیبا) فرمودند: یعنی بخشیدن بدون ملامت و عتاب.
(10)
عَن عَلیِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام قالَ:
قالَ رَسُولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله و سلم: مِن أَحَبِّ السَّبیلِ إِلَی اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ جُرعَتانِ، جُرعَةُ غَیظٍ تَرُدُّها بِحِلمٍ وَجُرعَةُ مُصیبَةٍ تَرُدُّها بِصَبرٍ(1)؛
امام سجاد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل فرمود: از دوست داشتنیترین راهها به سوی خداوند، (نوشیدن) دو جرعه است؛ جرعۀ خشمی که آن را با بردباری برطرف نمایی، و جرعۀ مصیبتی که آن را با شکیبایی رد کنی.
(11)
عَن عَلیِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام قالَ:
القَولُ الحَسَنُ یُثرِی المالَ وَیُنمِی الرِّزقَ وَیُنسأُ فِی الأجَلِ وَیُحَبِّبُ إِلَی الأَهلِ وَیُدخِلُ الجَنَّةَ(2)؛
امام سجاد علیه السلام فرمودند: نیکو سخن گفتن، دارایی را زیاد میکند و روزی را وسعت میدهد و مرگ را به تأخیر میاندازد و انسان را نزد اهل و عیال محبوب مینماید و به بهشت داخل میکند.
(12)
قالَ عَلیِّ بن الحُسَین علیه السلام
:حَجُّوا وَاعتَمِرُوا، تَصِحُّ أَبدانُکُم وَتَتَّسِعُ أَرزاقُکُم وَتُکفَونَ مَئُوناتِ عِیالِکُم(1)؛
امام علی بن الحسین علیه السلام فرمودند: حج و عمره بجا آورید که بدنهایتان سلامت و روزیهای شما گشاده میگردد، و مخارج افراد تحت تکفل شما تأمین خواهد شد.
1) (1)) ثواب الأعمال؛ ص 70 ح 3 وسائل الشیعه، ج 8، ص 9 ح 20 ابواب وجوب الحج وشرائطه، این روایت به صورت دیگری نیز ذکر شده است: کان علیّ بن الحُسَین علیهما السلام یقول: حَجُّوا وَاعتَمِرُوا تصح أجسامکم، وتتسع أرزاقکم ویصلح إیمانکم، وتکفوا مؤنة النّاس ومؤنة عیالاتکم؛امام سجاد علیه السلام میفرمود: حج و عمره بجا آورید که بدنهای شما سالم، و روزیهای شما گشاده، و ایمان شما اصلاح میگردد و مخارج افراد تحت تکفل شما تأمین و از مردم بینیاز خواهید شد.
(13)
قالَ علی بن الحسین علیه السلام
:الحاجُّ مَغفُورٌ لَهُ وَمَوجُوبَ لَهُ الجَنَّةُ وَمُستَأنَفٌ لَهُ العَمَلُ وَمَحفُوظٌ فی أَهلِهِ وَمالِهِ(1)؛
امام سجاد علیه السلام فرمود: گناهان حجگزار بخشیده و بهشت بر او واجب میشود، و عمل او از سر گرفته میشود (نامه اعمال بد او پاک میشود و از نو باید شروع کند) و خانواده و اموال او محافظت میگردد.
1) (1)) کافی، ج 4، ص 252 ذیل ح 1؛ وسائل الشیعه، ج 8، ص 5 ذیل ح 7 باب 1 ابواب وجوب الحج وشرائطه.از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند: سافروا تصحوا وجاهدوا تغنموا وحجّوا تستغنوا؛ مسافرت کنید سالم میمانید و جهاد کنید غنیمت بدست میآورید و حج به جا آورید بینیاز میشوید.
(14)
قَدِمَ رَجُلٌ عَلی عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام، فَقالَ: قَِدمتَ حاجّاً فَقالَ: نَعَم.
فَقالَ:
أَتَدرِی ما لِلحاجِّ؟ قالَ: لا. قالَ: مَن قَدِمَ حاجّاً وَطافَ بِالبَیتِ وَصَلَّی رَکعَتَینِ، کَتَبَ اللّٰهُ لَهُ سَبعینَ أَلفَ حَسَنَةٍ وَمَحا عَنهُ سَبعِینَ أَلفَ سَیِّئَةٍ وَرَفَعَ لَهُ سَبعِینَ أَلفَ دَرَجَةٍ وَشَفَّعَهُ فِی سَبعِینَ أَلفَ حاجَةٍ وَکَتَبَ لَهُ عِتقَ سَبعِینَ أَلفَ رَقَبَةٍ قِیمَةُ کُلِّ رَقَبَةٍ عَشَرَةُ آلافِ دِرهَمٍ(1)؛
شخصی بر امام علی بن الحسین علیهما السلام وارد شد؛ امام علیه السلام به او فرمود: از حج آمدهای؟ گفت: بله، فرمود: میدانی حج گزار چه پاداشی دارد؟ گفت: نه. فرمود: کسی که برای حج وارد مکه شود و به دور کعبه طواف کند و دو رکعت نماز بخواند، خداوند برای او هفتاد هزار حسنه مینویسد و هفتاد هزار گناه از او پاک میکند، و هفتاد هزار درجه او را بالا میبرد، و وساطت او را در مورد هفتاد هزار حاجت، میپذیرد و پاداش آزاد کردن هفتاد هزار برده را که قیمت هر کدام ده هزار درهم است برای او مینویسد.
1) (1)) کافی، ج 4، ص 411 باب فضل الطواف؛ بحارالانوار، ج 96، ص 9 باب 2 ح 22 وجوب الحج وفضله وعقاب ترکه.
(15)
عَن علیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام:
مَن حَجَّ یُرِیدُ بِهِ وَجهَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ لا یُرِیدُ بِهِ رِیاءً وَلا سُمعَةً غَفَرَ اللّٰهُ لَهُ البَتَّةَ(1)؛
امام سجاد علیه السلام فرمود: کسی که حج را برای خدا انجام دهد و در اندیشه ریا و شهرت نباشد، البته خداوند او را میآمرزد.
(16)
قالَ عَلیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام:
الطّاعِمُ بِمَکَّةَ کَالصّائِمِ فِیما سِواها وَالماشِی بِمَکَّةَ فِی عِبادَةِ اللّٰهِ عزّ وجلّ(2)؛
امام سجاد علیه السلام فرمود: کسی که در مکّه غذا میخورد - و روزه نیست - مانند کسی است که در دیگر شهرها روزهدار است، و کسی که در مکّه راه میرود در حال عبادت خداوند است.
(17)
عَن عَلیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام:
مَنْ صَلَّی بِمَکَّةَ سَبعِینَ رَکعَةً فَقَرَأ فی کُلِّ رَکعَةٍ قُل هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ وَإِنّا أَنزَلناهُ وَآیَةَ السُّخرَةِ وَآیَةَ الکُرسِیِّ لَم یَمُت إِلّا شَهِیداً، وَالطَّاعِمُ بِمَکَّةَ کَالصَّائِمِ فِیما سِواها وَصِیامُ یَومٍ بِمَکَّةَ یَعدِلُ صِیامَ سَنَةٍ فِیما سِواها وَالماشِی بِمَکَّةَ فِی عِبادَةِ اللّٰهِ(1)؛
امام سجاد علیه السلام فرمود: کسی که در شهر مکّه هفتاد رکعت نماز گزارد و در هر رکعت قل هو اللّٰه احد و انّا انزلناه و آیۀ سخره(2)و آیة الکرسی را قرائت کند، شهید از دنیا رود، و کسی که در مکّه روزه نباشد، مانند روزهدار در دیگر شهرهاست و یک روز روزه در مکّه، پاداش یک سال روزه در دیگر شهرها را دارد و کسی که در مکّه راه میرود در حال عبادت خداست.
(18)
قالَ عَلیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام:
تَسبِیحَةٌ بِمَکَّةَ أَفضَلُ مِن خَراجِ العِراقَینِ یُنفَقُ فی سَبیلِ اللّٰهِ(1)؛
امام سجاد علیه السلام فرمود: یک تسبیح (سبحان اللّٰه) در مکّه، از مالیات عراقین(2)که در راه خداوند انفاق شود برتر است.
(19)
قالَ عَلیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام:
مَن خَتَمَ القُرآنَ بِمَکَّةَ لَم یَمُت حَتّیٰ یَرَی رَسُولَ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله وَیَرَی مَنزِلَهُ فِی الجَنَّةِ(3)؛
امام سجاد علیه السلام فرمود: کسی که قرآن را در مکّه ختم نماید نمیمیرد تا رسول خدا صلی الله علیه و آله و جایگاه خویش را در بهشت ببیند.
1) (1)) وسائل الشیعه، ج 9، ص 382 ح 1 باب 45 از ابواب مقدمات الطواف وما یتبعها؛ من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 227 باب فضائل الحج ح 2258؛ تهذیب الأحکام، ج 5، ص 468 باب من الزیادات فی فقه الحج صدر ح 286؛ جامع الاخبار، ص 176، ح 420.
2) (2)) منظور از عراقین بصره و کوفه است. (لسان العرب، ج 10، ص 248)
3) (3)) تهذیب الأحکام، ج 5، ص 468 باب من الزیادات فی فقه الحج ذیل ح 286؛ جامع الأخبار، ص 176 الفصل الثانی والثلاثون ح 421.
(20)
کانَ عَلیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام یَقُولُ:
النّائِمُ بِمَکَّةَ کَالمُتَشَحِّطِ فِی البُلدانِ(1)؛
امام سجاد علیه السلام میفرمود: شخص خوابیده در مکّه مانند کسی است که در شهرهای دیگر در راه خدا در خون خود غلطیده باشد.
(21)
قیلَ لِلزُّهَریِّ مَن أَزهَدُ النّاسِ فِی الدُّنیا؟ قالَ: عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام حَیثُ کانَ، وَقَد قِیلَ لَهُ - فِیما بَینَهُ وَبَینَ مُحَمَّدِ بنِ الحَنَفِیَّةِ مِنَ المُنازَعَةِ فِی صَدَقاتِ عَلیِّ بنِ أَبیطالِبِ علیه السلام -: لَو رَکِبتَ إِلَی الوَلِیدِ بنِ عَبدِالمَلِکِ رَکبَةً لَکَشَفَ عَنکَ مِن غُرَرِ شَرِّهِ وَمَیلِهِ عَلَیکَ بِمُحَمَّدٍ، فَإِنَّ بَینَهُ وَبَینَهُ خُلَّةً. قالَ: وَکانَ هُوَ بِمَکَّةَ وَالَولِیدُ بِها، فَقالَ علیه السلام:
وَیحَکَ أَ فِی حَرَمِ اللّٰهِ أَسأَلُ غَیرَ اللّٰهِ عزّ وجلّ؟ إِنِّی آنَفُ أن أَسأَل الدُّنیا خالِقَها، فَکَیفَ أَسأَلُ مَخْلُوقاً مِثلِی؟ وَقالَ الزُّهرِیُ: لا جَرَمَ أَنَّ اللّٰهَ عزّ وجلّ أَلقَی هَیبَتَهُ فِی قَلبِ الوَلِیدِ حَتّیٰ حَکَمَ لَهُ عَلَی مُحَمَّدِ بنِ الحَنَفیَّة(2)؛
1) (1)) محاسن، ج 1، ص 144 ح 146 (197)؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 383 ح 6 ب 45 ابواب مقدمات الطواف وما یتبعها؛ بحارالانوار، ج 96، ص 82 باب فضل مکّة وأسمائها وعللها ح 35.
2) (2)) علل الشرائع، ج 1، ص 230 ح 3 باب العلة التی من أجلها سمّی علی بن الحسین زین العابدین؛ بحارالانوار، ج 42، ص 75 باب أحوال أولاده؛ ج 46 ص 63 باب مکارم أخلاقه وعلمه.
از زهری سؤال شد، پارساترین مردم در دنیا کیست؟ او پاسخ داد: علی بن الحسین علیه السلام هر جا باشد. در رابطه با کشمکشی که بر سر صدقات علی بن ابیطالب میان او و محمّد بن حنفیه بود، به آن حضرت گفتند: اگر یک بار نزد ولید میرفتی از شرّ آشکار خود نسبت به شما و تمایل او به محمّد و ضدیّتش با شما دست بر میداشت، زیرا میان او و محمّد دوستی ویژه هست. زهری گفت امام علیه السلام - که در مکه بود و ولید هم در مکّه - فرمود: وای بر تو! آیا در حرم الهی از غیر خدا چیزی درخواست نمایم؟ من از اینکه دنیا را از آفرینندهاش درخواست کنم خودداری میکنم، آنگاه چگونه آن را از مخلوقی مانند خود درخواست نمایم؟ زهری گوید: ناگزیر خداوند عزّ وجلّ هیبت آن حضرت علیه السلام را در دل ولید افکند و او به نفع امام علیه السلام و بر علیه محمّد حنفیّه حکم صادر نمود.
(22)
قالَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام:
السّاعِی بَینَ الصَّفا وَالمَروَةِ تَشفَعُ لَهُ المَلائِکَةُ فَتُشَفَّعُ فِیهِ بِالإِیجابِ(1)؛
امام سجاد علیه السلام فرمود: برای سعی کننده میان صفا و مروه، فرشتگان شفاعت میکنند، و دربارۀ او این شفاعت پذیرفته میشود.
1) (1)) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 208 باب فضائل الحج ح 2170؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 512 ح 9 ب 1 ابواب السعی.
(23)
قالَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام:
أَما عَلِمتَ أَنَّهُ إِذا کانَ عَشِیَّةُ عَرَفَةَ، بَرَزَ اللّٰهُ فی مَلائِکَتِهِ إِلَی سَماءِ الدُّنیا ثُمَّ یَقُولُ: انظُرُوا إِلَی عِبادِی، أَتَونِی شُعْثاً غُبْراً، أرسَلتُ إِلَیهِم رَسُولاً مِن وَراءَ وَراءَ، فَسَأَلُونی وَدَعَونِی أُشهِدُکُم أَنَّهُ حَقٌّ عَلَیَّ أَن أُجِیبَهُمُ، الیَومَ قَد شَفَّعتُ مُحسِنَهُم فِی مُسِیئِهِم وَقَد تَقَبَّلتُ مِن مُحسِنِهِم فَأفیضُوا مَغفُوراً لَکُمْ، ثُمَّ یَأمُرُ مَلَکَینِ فَیَقُومانِ بِالمَأزِمَینِ هذا مِن هذَا الجانِبِ وَهذا مِن هذَا الجانِبِ، فَیَقُولانِ اللَّهُمَّ سَلِّم سَلِّمْ، فَما یَکادُ یُرَی مِن صَرِیعٍ وَلا کَسِیرٍ(1)؛
1) (1)) وسائل الشیعه، ج 10، ص 25 ح 12 ب 19 ابواب احرام الحج والوقوف بعرفه؛ بحارالانوار، ج 96، ص 254 باب 47 ح 23؛ روضة الواعظین، ج 2، ص 360 مجلس فی ذکر فضائل الحج و....
امام سجاد علیه السلام فرمود: آیا نمیدانی، شام عرفه خداوند در میان فرشتگان به آسمان دنیا جلوهگری میکند و میفرماید: به بندگانم بنگرید ژولیده و غبار آلوده نزد من آمدهاند. پیدرپی فرستادهای دنبال آنها فرستادم، اینک از من درخواست کردند و مرا خواندند، شما را شاهد میگیرم، بر من است که آنان را پاسخ گویم. امروز من نیکوکار آنان را شفیع گنهکارشان قرار دادم، و عمل نیکوکار آنان را پذیرفتم، پس آمرزیده از این مکان کوچ کنید. سپس خداوند دو فرشته را مأمور میکند تا بر مازمین(1)، هر یک بر جانبی بایستد، آن دو میگویند؛ خداوندا سلامت بدار سلامت بدار، برای همین [در میان آن جمعیت] شکسته عضو و افتادهای یافت نمیشود.
همچنین دربارۀ فضیلت و عظمت روز عرفه نقل شده است:
نَظَرَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام یَومَ عَرَفَةَ إِلَی رِجالٍ یَسأَلُونَ النّاسَ فَقالَ: هؤُلاءِ شِرارُ مَن خَلَقَ اللّٰهُ؛ النَّاسُ مُقبِلُونَ عَلَی اللّٰهِ وَهُم مُقبِلُونَ عَلَی النَّاسِ(2)؛
در روز عرفه نگاه امام سجاد به عدهای افتاد که در حال گدایی بودند. آن حضرت فرمود: اینان بدترین مخلوقات خدایند؛ مردم رو به طرف خدا کردهاند و اینان به سوی مردم رو آوردهاند.
سَمِعَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام یَومَ عَرَفَةَ سائِلاً یَسألُ النّاسَ، فَقالَ لَهُ: وَیحَکَ أَغَیرَ اللّٰهِ تَسأَلُ فِی هذَا الیَومِ؟ إِنَّهُ لَیُرجی لِما فِی بُطُونِ الحُبالَی فِی هذَا الیَومِ أَن یَکُونَ سَعِیداً(1)؛
امام سجاد علیه السلام در روز عرفه شنید که گدایی، از مردم درخواست میکند، فرمود: وای بر تو آیا در این روز از غیر خدا درخواست میکنی؟ امروز روزی است که در آن امید است جنینهای در شکم سعادتمند شوند.
1) (1)) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 211 باب فضائل الحج ح 2184؛ وسائل الشیعة، ج 9، ص 28 ح 1 باب 21 ابواب حج و وقوف لعرفه؛ بحارالانوار، ج 96، ص 252 باب 47 الوقوف بعرفات وفضله وعلله ح 9.
(24)
عن الصّادق علیه السلام قال: کانَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیهما السلام یَقُولُ:
یا مَعشَرَ مَن لَم یَحُجَّ! استَبشِرُوا بِالحاجِّ وَصافِحُوهُم وَعَظِّمُوهُم فَإِنَّ ذلِکَ یَجِبُ عَلَیکُم تُشارِکُوهُم فِی الأَجرِ(1)؛
امام صادق علیه السلام فرمود: امام علی بن الحسین علیه السلام میفرمود:
ای گروهی که حج بجا نیاوردهاید به [آمدن] حجاج شاد باشید و با آنان دست دهید و آنان را بزرگ دارید که این بر شما واجب است و با آنان در پاداش شریک خواهید شد.
1) (1)) کافی، ج 4 ص 264 باب فضل الحجّ والعمرة و ثوابهما ح 48؛ من لایحضره الفقیه، ج 2 ص 228 باب فضائل الحجّ ح 2266؛ وسائل الشیعه، ج 8، ص 327 ح 2 ب 55 ابواب آداب السفر إلی الحج.
(25)
عَن أبی عَبداللّٰه علیه السلام قالَ: کانَ عَلیّ بن الحُسَین علیه السلام یَقُول:
بادِرُوا بِالسَّلامِ عَلَی الحاجِّ وَالمُعتَمِرِ وَمُصافحَتِهِم مِن قَبلِ أَن تُخالِطَهُمُ الذُّنُوب(1)؛
امام سجاد علیه السلام میفرمود: در سلام کردن (و رفتن به دیدار) حجاج و عمرهگزاران سبقت گیرید پیش از آنکه به گناهان آلوده شوند.
1) (1)) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 228 باب فضائل الحج ح 2267؛ وسائل الشیعه، ج 8، ص 327 ح 1 ب 55 ابواب آداب السفر الی الحج وغیره؛ ج 11، ص 445، باب استحباب المبادرة بالسلام ح 15218؛ بحارالانوار، ج 96، ص 386 ح 14.
(26)
از مسائلی که در رابطه با حجگزاران مورد توصیه و سفارش قرار گرفته است؛ مراقبت از خانوادۀ حجگزار و رسیدگی به امور آنان است که این کار علاوه بر دارا بودن پاداش رسیدگی به کار یک مؤمن، سبب آسودگی خاطر حج گزار خواهد بود.
قالَ عَلیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام:
مَن خَلَّفَ حاجّاً فی أَهلِهِ وَمالِهِ کانَ لَهُ کَأجرِهِ حَتّیٰ کَأَنَّهُ یَستَلِمُ الأَحجارَ(1)؛
هر کس مراقب خانواده و دارایی حجگزار باشد پاداشی همانند حجگزار دارد به طوری که گویا سنگهای خانۀ خدا را استلام میکند.
1) (1)) محاسن، ج 1، ص 147 ح 155؛ وسائل الشیعه، ج 8، ص 315 ح 1 باب 47 ابواب آداب السفر الی الحج؛ من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 228 باب فضائل الحج ح 2265؛ بحارالانوار، ج 96 ص 387 باب من خلف حاجاً فی أهله ح 1.
برای انجام هر عمل عبادی علاوه بر اخلاص در عمل که اساس عمل است، قوانین و احکامی باید مد نظر قرار گیرد تا عمل مطابق دستور الهی انجام شود، حج و عمره نیز همین گونه است، احادیث ارائه شده در این بخش ناظر به احکام فقهی است.
لازم به یادآوری است برای استفاده و عمل به احکام گوناگون حج و عمره هر مقلد به رساله و مناسک مرجع تقلید خود مراجعه مینماید.
(27)
کانَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام یَضَعُ السِّکِّینَ فی یَدِ الصَّبِیِّ ثُمَّ یَقبِضُ عَلیٰ یَدَیهِ الرَّجُلُ فَیَذبَحُ(1)؛
امام سجاد علیه السلام (هنگام ذبح برای کودکان) چاقو را در دست کودک قرار میداد سپس ذابح دستان کودک را میگرفت و ذبح میکرد.
1) (1)) کافی، ج 4، ص 304 ضمن ح 4، باب حج الصبیان والممالیک؛ وسائل الشیعه، ج 8، ص 208 ح 4 باب 17 ابواب اقسام الحج.
(28)
کانَ عَلیُّ بنُ الحُسَین علیه السلام یَدفِنُ شَعرَهُ فی فُسطاطِهِ بِمِنیٰ(1)؛
امام سجاد علیه السلام موی خود را در خیمه خود در منی دفن میکرد.
لازم به ذکر است: مستحب است حاجی پس از حلق، موی خود را در منا دفن کند.
1) (1)) وسائل الشیعه، ج 10، ص 184 ح 5 باب 6 ابواب الحلق والتقصیر؛ تهذیب الأحکام، ج 5، ص 242 ح 8.
(29)
عَن عَنبَسَةَ بنِ مُصعَبٍ قالَ رَأَیتُ أَبا عَبدِ اللّٰهِ علیه السلام بِمِنٰی یَمشِی وَیَرکَبُ فَحَدَّثتُ نَفسی أَن أَسأَلَهُ حِینَ أدخُلُ عَلَیهِ فَابتَدَأنِی هُوَ بِالحَدِیثِ فَقالَ:
إِنَّ عَلِیَّ بنَ الحُسَینِ علیه السلام کانَ یَخرُجُ مِن مَنزِلِهِ ماشِیاً إِذا رَمَی الجِمارَ وَمَنزِلیَ الیَومَ أَنفَسُ مِن مَنزِلِهِ فَأرکَبُ حَتّیٰ آتِیَ مَنزِلَهُ فَإِذَا انتَهَیتُ إِلی مَنزِلِهِ مَشَیتُ حَتّیٰ أَرمِیَ الجَمرَةَ(1)؛
عنبسة بن مصعب گوید: امام صادق علیه السلام را در منی دیدم که مقداری را پیاده میرفت و مقداری را سوار میشد، با خود گفتم: وقتی خدمتش شرفیاب شدم در این باره سؤال کنم [هنگام شرفیابی] حضرت ابتداءاً خود شروع به سخن کرده و فرمود: وقتی علی بن الحسین علیهما السلام برای رمی جمرات بیرون میآمد پیاده میرفت، و منزل من امروز از آن حضرت دورتر است. من سوار میشوم تا به جای منزل آن حضرت برسم از آن جا پیاده میروم و رمی میکنم.
1) (1)) کافی، ج 4، ص 485، ح 3 باب الرمی عن العلیل والصبیان؛ وسائل الشیعه، ج 10، ص 74 ح 2 ب 9 ابواب رمی جمره عقبه؛ تهذیب الأحکام، ج 5، ص 267 ح 26.
(30)
عَن أَبی عَبدِاللّٰهِ علیه السلام قالَ: قالَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام فی حَدیث لَهُ:
إِذا ذَبَحَ الحاجُّ کانَ فَداهُ مِنَ النّارِ(1)؛
امام سجاد علیه السلام فرمود: وقتی حاجی قربانی میکند، فدیه او در برابر آتش جهنم است.
ضمیمه
عن الزُّهرِی ِّ عَن عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام قالَ:
صَومُ جَزاءِ الصَّیدِ واجِبٌ، قالَ اللّٰهُ عزّوجلّ : «وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَةِ أَوْ کَفّارَةٌ طَعامُ مَساکِینَ أَوْ عَدْلُ ذلِکَ صِیاماً» (2)
أوَ تَدرِی کَیفَ یَکُونُ عَدلُ
ذلِکَ صِیاماً یا زُهرِیُّ؟ قُلتُ: لا. قالَ: یُقَوَّمُ الصَّیدُ ثُمَّ تُفَضُّ تلک القیمَةُ عَلَی البُرِّ ثُمَّ یُکالُ ذلِکَ البرُّ أصواعاً فَیَصُومُ لِکُلِّ نِصفِ صاعٍ یَوماً الخبر(3)؛
1) (1)) محاسن، ج 1، ص 142 ح 139. بحارالانوار، ج 96، ص 288 ح 58.
2) (2)) . مائده: 95.
3) (3)) کافی، ج 4، ص 83 باب وجوه الصوم ضمن ح 1 من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 77 باب وجوه الصوم ضمن ح 1786؛ تفسیر العیاشی، ج 1، ص 344 ح 201؛ بحارالانوار، ج 93، ص 259 ح 1 باب أنواع الصوم وأقسامه؛ ج 96، ص 150 ح 8 باب الصید وأحکامه و ص 157 ح 49.
امام سجاد علیه السلام فرمود: روزۀ کفارۀ صید واجب است.
خداوند تبارک و تعالی میفرماید: «و هر کس از شما عمداً شکار را به قتل رساند باید کفارهای معادل آن، از چهارپایان، بدهد (کفارهای) که دو نفر عادل از شما؛ معادل بودن آن را تصدیق کنند و به صورت قربانی به (حریم) کعبه برسد؛ یا (به جای قربانی) به مستمندان غذا دهد یا معادل آن را روزه بگیرد». زهری! میدانی روزه گرفتن معادل آن چگونه است؟ گفتم: نه. فرمود: شکار را قیمت گذاری میکنند سپس قیمت آن را بر گندم تقسیم میکنند، و آن مقدار گندم را صاع صاع پیمانه میکنند و برای هر نصف صاع یک روز روزه میگیرند....
(31)
رَأَیتُ عَلیَّ بن الحُسَین علیه السلام یَمشی وَلا یَرمُلُ(1)؛
شخصی گوید: امام سجاد علیه السلام را مشاهده کردم که (در طواف) راه میرفت و از رمل(2)پرهیز میکرد.
(32)
کان علی بن الحسین علیهما السلام یقول:
یومَ عَرَفة یَومٌ لا یَسألُ فیه أحدٌ، أحَداً إلّااللّٰهُ. وَقٰالَ: إذا أحرَمْ الرَّجلُ فَنٰادٰاهُ الرَّجُلُ فَلٰا یُجیبُهُ بِالتَّلبِیَةِ؛ لأنَّهُ قَدْ أجٰابَ اللّٰه بِالتَّلبِیَةِ فی الإحٰرامِ. وَإذٰا صَلّی الرَّجُلُ فی المَسجِدِ الحَرامِ، کانَ أفضَلُ خُشُوعِهِ أنْ یَنْظُرَ إلی الکَعْبَةِ، وَإذا صَلّیٰ فی غَیرِ المَسْجِدِ الحَرٰام، کٰانَ أفضَلُ خُشُوعِهِ أنْ یَنْظُرَ إلیٰ مَوضِعِ سُجُودِهِ، وَإذٰا کانَ مُقٰابِلَ الکَعْبَةِ، لَمْ یَجُز لَهُ أنْ یَحتَبِیَ وَهُوَ ناظرٌ إلَیها(1)؛
امام سجاد علیه السلام میفرمود: روز عرفه هیچکس از کسی جز خدا درخواست نکند، و فرمود: هنگامی که شخص احرام بست و دیگری او را صدا زد با تلبیه پاسخ او را نگوید، زیرا در احرام بوسیلۀ تلبیه خدا را پاسخ گفته است و هنگامی که شخص در مسجد الحرام نماز میخواند، بهترین خشوع آن است که به کعبه بنگرد و اگر در غیر مسجد الحرام نماز میگزارد بهترین خشوع آن است که به محلّ سجدهاش نگاه کند و هنگامی که مقابل کعبه است شایسته نیست در حالی که به کعبه نگاه میکند زانوها را به شکم بچسباند و بنشیند.
1) (1)) الأصول الستة عشر من الأصول الأولیة، ص 123، نوادر علی بن أسباط.
از سخنان معصومین علیهم السلام استفاده میشود تشریع اعمال و حرکات و اذکار در عبادات هر کدام به سببی است، و در پَس صورت ظاهری آنها؛ که باید کامل و به صورت صحیح انجام شود، واقعیتی نهفته است و هر عمل دارای تأثیری ویژه در زندگی انسانها میباشد، برخی از روایات در بردارندۀ سؤالاتی دربارۀ سبب تشریع احکام است.
بزرگان؛ بیان این اسرار را از قبیل حکمت تشریع - نه علت آن - میدانند.
در این فصل برخی روایات نقل شده از امام سجاد علیه السلام دربارۀ اسرار اعمال حج آورده شده است؛
(33)
در رسالۀ حقوق از امام سجاد علیه السلام دربارۀ حج آمده است:
وَحَقُّ الحَجِّ أَن تَعلَمَ أَنَّهُ وِفادَةٌ إِلی رَبِّکَ وَفِرارٌ إِلَیهِ مِن ذُنُوبِکَ وَفِیهِ قَبُولُ تَوبَتِکَ وَقَضاءُ الفَرضِ الَّذی أَوجَبَهُ اللّٰهُ تَعالی عَلَیک(1)؛
امام سجاد علیه السلام فرمود: حق حج آن است که بدانی حج وارد شدن بر پروردگارت و فرار از گناهانت به سوی او است. و در حجّ توبهات پذیرفته میشود و واجبی را که خداوند بر عهدۀ تو گذارده است به جا میآوری.
1) (1)) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 620 ضمن ح 3217، باب الحقوق؛ خصال، ص 566 باب الخمسین ومافوقه ضمن ح 1؛ بحارالانوار، ج 71، ص 4 باب 1 جوامع الحقوق ح 1.
(34)
عن أبی حَمزة الثُمالی عَن عَلیِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام قالَ: قُلتُ لِأَیِّ عِلَّة صارَ الطَّوافُ سَبعَةَ أَشواطٍ؟ فَقالَ:
إِنَّ اللّٰهَ قالَ لِلمَلائِکَةِ إِنّی جاعِلٌ فِی الأَرضِ خَلیفَةً، فَرَدّوا عَلَیهِ وَقالُوا: أَ تَجعَلُ فِیها مَن یُفسِدُ فِیها وَیَسفِکُ الدِّماءَ؟ فَقالَ: إِنِّی أَعلَمُ ما لا تَعلَمُونَ. وَکانَ لا یَحجُبُهُم عَن نُورِهِ، فَحَجَبَهُم عَن نُورِهِ سَبعَةَ آلافِ عامٍ. فَلاذُوا بِالعَرشِ سَبعَةَ آلافِ سَنَةٍ، فَرَحِمَهُم وَتابَ عَلَیهِم، وَجَعَلَ لَهُمُ البَیتَ المَعمُورَ فِی السَّماءِ الرَّابِعَةِ وَجَعَلَهُ مَثابَةً وَجَعَلَ البَیتَ الحَرامَ تَحتَ البَیتِ المَعمُورِ وَجَعَلَهُ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَأَمناً، فَصارَ الطَّوافُ سَبعَةَ أَشواطٍ واجِباً عَلَی العِبادِ لِکُلِّ أَلفِ سَنَةٍ شَوطاً واحِداً(1)؛
1) (1)) وسائل الشیعه، ج 9، ص 414 ح 2 ب 19 ابواب الطواف؛ علل الشرائع، ص 406 باب 143 العلة التی من أجلها صار الطواف سبعة اشواط ح 1؛ بحارالانوار، ج 11 ص 110 باب 1 فضل آدم و حواء و بعض أحوالهما ح 25؛ ج 96، ص 201 باب 36 علل الطواف وفضله وأنواعه ح 6.
ابی حمزۀ ثمالی گوید از امام سجاد علیه السلام پرسیدم چرا طواف هفت دور [قرار داده] شد؟ امام علیه السلام فرمود: خداوند متعال به فرشتگان فرمود: من در زمین جانشین قرار میدهم، آنان اعتراض کرده و گفتند: آیا کسی را که در زمین فساد و خونریزی میکند (خلیفه) قرار میدهی؟ خداوند فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید؛ و نور خود را هفت هزار سال از آنان پنهان داشت، حال آنکه پیش از آن، نورش را از فرشتگان نمیپوشانید، فرشتگان هفت هزار سال به عرش پناه بردند تا خداوند آنان را مورد رحمت قرار داد و توبۀ آنان را پذیرفت، و بیت المعمور را در آسمان چهارم برایشان قرار داد و آن را محل بازگشت قرار داد. و بیت الحرام (کعبه) را زیر بیت المعمور [محاذی آن] قرار داد و آن را برای مردم محل بازگشت و مکانی ایمن قرار داد، بدین سبب طواف بر مردمان هفت دور، برای هر هزار سال یک دور، واجب گردید.
(35)
عَن عَلِیِ بنِ الحُسَینِ علیه السلام؛ قَولُ إِبراهیمَ: «رَبِّ اجعَل هذا بَلَداً آمِناً وَارزُق أَهلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَن آمَنَ مِنهُم بِاللّٰهِ»
إِیّانا عَنیٰ بِذلِکَ وَأَولِیاءَهُ وَشِیعَةَ وَصِیِّهِ قالَ : «وَمَن کَفَرَ فَاُمَتِّعُهُ قَلیلاً ثُمَّ أضطَرُّهُ إِلی عَذابِ النّارِ وَبِئسَ المَصِیرُ» (1)
قالَ: عَنَی بِذلِکَ مَن
جَحَدَ وَصِیَّهُ وَلَم یَتبِعْهُ مِن امَّتِهِ وَکَذلِکَ وَاللّٰهِ قالَ هذِهِ الآیَةُ [
وَکَذلِکَ وَاللّٰهِ حالُ هذِهِ الاُمَّةِ](2)؛
از امام سجاد علیه السلام نقل شده است: منظور ابراهیم از این سخن «پروردگارا این شهر را ایمن قرار ده و اهالی آن؛ کسانی را که به خداوند ایمان آوردهاند از میوهها روزی ده»، ما و دوستدارانش و پیروان وصی اوست.
خداوند فرمود: «و آنان که کافر شدند پس آنان را بهره کمی خواهم داد و سپس آنان را به عذاب آتش که بد سرانجامی است میکشانم» منظور از آن کسانی که وصی او را انکار کردند و او را پیروی نکردند بودند. و به خدا قسم حال این امت نیز چنین است.
ضمیمه
عَن أَبانِ بنِ تَغلِبَ قالَ: لَمّا هَدَمَ الحَجّاجُ الکَعبَةَ فَرَّقَ النّاسُ تُرابَها فَلَمّا صارُوا إِلی بِنائِها فَأَرادُوا أَن یَبنُوها خَرَجَت عَلَیهِم حَیَّةٌ فَمَنَعَتِ النّاسَ البِناءَ حَتّیٰ هَرَبُوا فَأَتَوُا الحَجّاجَ فَأخبَرُوهُ فَخافَ أَن یَکُونَ قَد مَنَعَ بِناءَها، فَصَعِدَ المِنبَرَ ثُمَّ نَشَدَ النّاسَ وَقالَ انشِدُ اللّٰهَ عَبداً عِندَهُ مِمّا ابتُلِینا بِهِ عِلمٌ لَمّا أخبَرنا بِهِ، قالَ: فَقامَ إِلَیهِ شَیخٌ فَقالَ: إِن یَکُن عِندَ أحَدٍ عِلمٌ فَعِندَ رَجُلٍ رَأَیتُهُ جاءَ إِلَی الکَعبَةِ فَأخَذَ مِقدارَها ثُمَّ مَضی. فَقالَ الحَجّاجُ: مَن هُوَ قالَ: عَلِیَّ بن الحُسَینِ علیه السلام فَقالَ: مَعدِنُ ذلِکَ. فَبَعَثَ إِلی عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَیهِما فَأَتاهُ فَأخبَرَهُ ما کانَ مِن مَنعِ اللّٰهِ إِیّاهُ البِناءَ. فَقالَ لَهُ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام: یا حَجّاجُ عَمَدتَ إِلی بِناءِ إِبراهِیمَ وَإِسماعیلَ فَألقَیتَهُ فِی الطَّرِیقِ وَانتَهَبتَهُ کَأَنَّکَ تَرَی أَنَّهُ تُراثٌ لَکَ، اصعَدِ المِنبَرَ وَانشُدِ النّاسَ أَن لا یَبقی أَحَدٌ مِنهُم أَخَذَ مِنهُ شَیئاً إِلّا رَدَّهُ. قالَ:
فَفَعَلَ فَأَنشَدَ النّاسَ أَن لا یَبقی مِنهُم أَحَدٌ عِندَهُ شَیءٌ إِلّا رَدَّهُ. قالَ:
فَرَدُّوهُ، فَلَمّا رَأی جَمعَ التُّرابِ أَتی عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَیهِما فَوَضَعَ الأَساسَ وَأمَرَهُم أَن یَحفِرُوا. قالَ: فَتَغَیَّبَت عَنهُمُ
الحَیَّةُ وَحَفَرُوا حَتّی انتَهَوا إِلی مَوضعِ القَواعِدِ. قالَ لَهُم عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام: تَنَحَّوا، فَتَنَحَّوا. فَدَنا مِنها فَغَطّاها بِثَوبِهِ ثُمَّ بَکی ثُمَّ غَطّاها بِالتُّرابِ بِیَدِ نَفسِهِ ثُمَّ دَعَا الفَعَلَةَ فَقالَ: ضَعُوا بِناءَکُم فَوَضَعُوا البِناءَ فَلَمّا ارتَفَعَت حیطانُها أَمَرَ بِالتُّرابِ فَقُلِّبَ فَاُلقِیَ فی جَوفِهِ فَلِذلِکَ صارَ البَیتُ مُرتَفِعاً یُصعَدُ إِلَیهِ بِالدَّرَجِ(1)؛
ابان بن تغلب گوید: وقتی حجّاج خانۀ خدا را خراب کرد، مردم خاکهای آن را بردند، وقتی به محل کعبه آمدند و خواستند آن را بازسازی کنند، ماری بیرون آمد و از ساخت و ساز مردم جلوگیری کرد؛ به گونهای که فرار کردند. نزد حجاج آمدند و به او خبر دادند و حجاج ترسید که مبادا این اتفاق سبب جلوگیری از ساختن کعبه شود. او بر منبر رفت و در میان مردم ندا داد و گفت: قسم میدهم اگر کسی دربارۀ این گرفتاری ما چیزی میداند به ما هم بگوید. پیرمردی برخاست و گفت: اگر کسی
1) (1)) کافی، ج 4، ص 222 ح 8؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 332 ح 1 باب 12 ابواب مقدمات الطواف وما یتبعها؛ من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 193 باب علل الحج ذیله؛ بحارالانوار، ج 46، ص 115 باب 8 أحوال أهل زمانه من الخلفاء ح 1؛ ج 96، ص 52 باب 5 الکعبة وکیفیة بنائها وفضله ح 1.
در این باره چیزی بداند همان است که دیدم به سوی کعبه آمد، اندازۀ آن را گرفت و رفت. حجاج گفت: او کیست؟ گفت: او علی بن الحسین علیه السلام است. حجّاج گفت: او معدن این کار است و نزد امام علیه السلام فرستاد. امام علیه السلام آمد. حجاج داستان جلوگیری خداوند از ساختن کعبه توسط او را گفت، امام علی بن الحسین علیه السلام به او فرمود: ای حجاج! میخواهی ساختمانی که به دست ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام بنا شده است را بسازی، اما آن را در میان راه انداختهای و غارت کردهای، گویا آن را میراث خود میدانی. بر منبر برو و اعلام کن هیچ کس نباشد که چیزی از کعبه برداشته است مگر اینکه آن را برگرداند. حجاج همین کار را کرد و اعلام داشت، کسی نباشد که چیزی از کعبه نزدش باشد مگر آن که باز گرداند و مردم باز گرداندند. وقتی دید خاکها جمع شد، امام علی بن الحسین علیه السلام آمد، بنیان را نهاد و دستور داد تا بکَنَنْد. مار ناپدید شد، و آنها کندند تا به پایههای کعبه رسیدند، امام علیه السلام فرمود: کنار روید، آنها کنار رفتند. حضرت نزدیک پایهها شد و آن را با جامه خویش پوشانید و گریست
سپس آنها را به دست خویش با خاک پوشاند. و پس از آن به کارگرها دستور داد بنایتان را بسازید، آنها ساختند. وقتی دیوارهای آن بالا رفت، دستور داد آن خاکها را آماده کردند و در درون آن ریختند. برای همین بیت اللّٰه مرتفع شد و با پلکانها از آن بالا میروند.
(36)
عَن أَبی عَبدِاللّٰهِ علیه السلام قالَ کانَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام إِذا بَلَغَ الحِجرَ قَبلَ أَن یَبلُغَ المِیزابَ یَرفَعُ رَأسَهُ ثُمَّ یَقُولُ
:اللَّهُمَّ أدخِلنِی الجَنَّةَ بِرَحمَتِکَ - وَهُوَ یَنظُرُ إِلَی المِیزابِ - وَأجِرنِی بِرَحمَتِکَ مِنَ النّارِ وَعافِنِی مِنَ السُّقمِ وَأَوسِع عَلَیَّ مِنَ الرِّزقِ الحَلالِ وَادرَأ عَنِّی شَرَّ فَسَقَةِ الجِنِّ وَالإِنسِ وَشَرَّ فَسَقَةِ العَرَبِ وَالعَجَمِ(1)؛
امام صادق علیه السلام فرمود: امام سجاد علیه السلام وقتی به حجر اسماعیل میرسید قبل از رسیدن به ناودان، سر خود را بالا میبرد و در حالی که به ناودان نگاه میکرد میفرمود: خدایا با رحمت خود مرا به بهشت داخل نما، و با رحمتت مرا از آتش دوزخ پناه ده، و از بیماری عافیتم بخش، و از روزی حلال بر من وسعت ده و شرّ بدکاران جن و انس و بدکاران عرب و غیر عرب را از من دور کن.
1) (1)) کافی، ج 4، ص 407 ح 5؛ تهذیب الأحکام، ج 5، ص 105 ح 12؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 416 ح 5 باب 20 ابواب الطواف.
(37)
قالَ أَبُو عَبدِاللّٰهِ علیه السلام: إِنَّ عَلیَّ بنَ الحُسَینِ إِذا أَتی المُلتَزَمَ قالَ:
اللَّهُمَّ إِنَّ عِندِی أَفواجاً مِن ذُنُوبٍ وَأَفواجاً مِن خَطایا وَعِندَکَ أَفواجٌ مِن رَحمَةٍ وَأَفواجٌ مِن مَغفِرَةٍ یا مَنِ استَجابَ لِأبغَضِ خَلقِهِ إِلَیهِ إِذ قالَ «أنظِرنی إِلی یَومِ یُبعَثُونَ»
،استَجِبْ لی وَافعَل بی کَذا وَکَذا(1)؛
امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که امام سجاد به نزد ملتزم میآمد، میگفت: بار الها! همانا نزد من فوجهایی از گناه و فوجهایی از اشتباه است، و نزد تو فوجهایی از رحمت و فوجهایی از بخشش است. ای کسی که (دعا را) برای مبغوضترین مخّلوقاتش مستجاب گردانید، آن هنگام که گفت: مرا تا روز قیامت مهلت بده، (دعایم را برایم) مستجاب کن و برای من چنین و چنان کن [و حاجتهای خود را بخواهد].
1) (1)) تفسیر العیاشی، ج 2، ص 241 من سورة الحجر ح 12؛ بحارالانوار، ج 96، ص 196 باب 35 واجبات الطواف وآدابه ح 9.
(38)
عَن طاووسٍ الفَقیهِ قالَ: رَأَیتُ فی الحِجرِ زَینَ العابِدینَ علیه السلام یُصَلِّی وَیَدعُو:
عُبَیدُکَ بِبابِکَ، أَسِیرُکَ بِفِنائِکَ، مِسکِینُکَ بِفِنائِکَ، سائِلُکَ بِفِنائِکَ، یَشکُو إِلَیکَ ما لا یَخفی عَلَیکَ.
وَفی خَبَرٍ لا تَرُدَّنی عَن بابِکَ(1)؛
طاووس فقیه گوید: امام زین العابدین علیه السلام را در حجر اسماعیل دیدم که نماز میخواند و دعا میکرد: بندۀ کوچک تو به در خانۀ توست، اسیر تو در آستان توست، فقیر تو در آستان توست، درخواست کنندهات در آستان توست، از چیزی که بر تو پوشیده نیست شکوه میکند - و در روایتی آمده است -: مرا از در خانهات مران.
1) (1)) مناقب آل ابیطالب، ج 4، ص 148 فصل فی زهده علیه السلام؛ بحارالانوار، ج 46، ص 78 باب 5 مکارم أخلاقه وعلمه ح 75؛ ج 96، ص 196 باب 35 واجبات الطواف وآدابه ح 10؛ مطالب السئول، ج 2، ص 95.
(39)
عَنِ الأَصمَعی قالَ: کُنتُ أطُوفُ حَولَ الکَعبَةِ لَیلَةً، فَإِذا شابٌّ ظَریفُ الشَّمائِلِ وَعَلَیهِ ذُؤابَتانِ وَهُوَ مُتَعَلِّقٌ بِأَستارِ الکَعبَةِ وَهُوَ یَقُولُ:
نامَتِ العُیُونُ وَعَلَتِ النُّجُومُ وَأَنتَ [المَلِکُ] الحَیُّ القَیُّومُ، غَلَّقَتِ المُلُوکُ أَبوابَها وَأَقامَت عَلَیها حُرّاسَها وَبابُکَ مَفتُوحٌ لِلسّائِلِینَ جِئتُکَ لِتَنظُرَ إِلَیَّ بِرَحمَتِکَ
یا أَرحَمَ الرّاحِمِینَ ثُمَّ أَنشَأَ یَقُولُ:
اصمعی گفت: شبی به دور کعبه طواف میکردم به جوانی با شمایل زیبا که دو طرۀ مو داشت برخوردم. به پردههای کعبه چسبیده بود و میگفت: چشمها به خواب رفت و ستارهها بالا رفتتند [و در وسط آسمان قرار گرفتند] و [خدایا] تو پادشاه زندۀ برپادارنده هر چیز هستی. پادشاهان درها را بستند و نگاهبانان بر آن گماردند امّا در تو برای درخواست کنندگان باز است، آمدم تا با رحمت خود به من بنگری. ای که از همه رحمتگران رحمتت بیشتر است، سپس میگفت:
«ای کسی که دعای بیچاره را در تاریکیها مستجاب میگردانی!
ای که برطرف کنندۀ خسارت و بلا و مرض هستی
زُوّارت همگی در اطراف بیت به خواب رفتهاند و این تنها تویی، ای پایدارِ بر پادارنده، که نخوابیدهای!
خدایا دعایی میکنم که تو دستور دادی، خدایا به حق بیت و حرم بر گریهام ترحم کن!
اگر گنهکار به بخشش تو امید نداشته باشد، پس چه کسی نعمتها را به گنهکاران عطا کند؟»
اصمعی گوید: به دنبال آن جوان رفتم، دیدم او زین العابدین علیه السلام است.
(40)
پس از حج و عمره از سنن و مستحبات سفارش شده، زیارت پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله میباشد: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود هرکس به حج آید و به زیارت من نیامد به من جفا کرده است:
عَن عَلیِّ بنِ جَعفَرٍ عَن أَخِیهِ أَبِی الحَسَنِ مُوسی عَن أَبیهِ عَن جَدِّهِ علیهما السلام قالَ کانَ أَبی عَلیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام یَقِفُ عَلی قَبرِ النَّبیِّ صلی الله علیه و آله فَیُسَلِّمُ عَلَیهِ وَیَشهَدُ لَهُ بِالبَلاغِ وَیَدعُو بِما حَضَرَهُ ثُمَّ یُسنِدُ ظَهرَهُ إِلَی المَروَةِ الخَضراءِ الدَّقِیقَةِ العَرضِ مِمّا یَلی القَبرَ وَیَلتَزِقُ بِالقَبرِ وَیُسنِدُ ظَهرَهُ إِلَی القَبرِ وَیَستَقبِلُ القِبلَةَ فَیَقُولُ:
اللَّهُمَّ إِلَیکَ أَلجَأتُ ظَهرِی وَإِلی قَبرِ مُحَمَّدٍ عَبدِکَ وَرَسُولِکَ أَسنَدتُ ظَهری وَالقِبلَةَ الَّتی رَضِیتَ لِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله استَقبَلتُ، اللَّهُمَّ إِنِّی أَصبَحت لا أَملِکُ لِنَفسی خَیرَ ما أَرجُو وَلا أَدفَعُ عَنها شَرَّ ما أَحذَرُ عَلَیها وَ أصبَحت الاُمُورُ بِیَدِکَ فَلا فَقیرَ أَفقَرُ مِنّی، إِنّی لِما أَنزَلتَ إِلَیَّ مِن خَیرٍ فَقیرٌ، اللَّهُمَّ اردُدنی مِنکَ بِخَیرٍ فَإِنَّهُ لا رادَّ لِفَضلِکَ، اللَّهُمَّ إِنّی أَعُوذُ بِکَ مِن أَن تُبَدِّلَ اسمی أَو تُغَیِّرَ جِسمی أَو تُزِیلَ نِعمَتَکَ عَنّی اللَّهُمَّ کَرِّمنی بِالتَّقوی وَجَمِّلنی بِالنِّعَمِ وَاغمُرنی بِالعافِیَةِ وَارزُقنی شُکرَ العافِیَةِ(1)؛
1) (1)) کافی، ج 4، ص 551 ح 2؛ وسائل الشیعه، ج 10، ص 267 باب کیفیة زیارة النبی علیه السلام وآدابها ح 2؛ بحارالانوار، ج 97، ص 153 باب 2 زیارته علیه السلام من قریب وما یستحب ح 20؛ کامل الزیارات، 16 الباب الثالث ح 3؛ وص 19 ح 8.
امام موسی بن جعفر از پدرش از جدّش علیهم السلام نقل میکند که فرمود: پدرم امام علی بن الحسین علیه السلام بر سر قبر پیامبر صلی الله علیه و آله میایستاد و بر او سلام میداد و به ابلاغ رسالت شهادت میداد و دعاهایی که به یادداشت میخواند، سپس به سنگ سبز رنگ که عرض باریکی داشت پشت میداد و به قبر میچسبید و رو به قبله میگفت: بار الها، به سوی تو پشت خود را پناه دادم [بر تو تکیه کردم] و به قبر محمّد صلی الله علیه و آله بنده و فرستادۀ تو تکیه دادم و به قبلهای که برای محمّد صلی الله علیه و آله پسندیدی رو کردم، خداوندا من به گونهای شدهام که بر نیکی که امید دارم، توانایی ندارم و توانایی راندن بدی که از آن پرهیز میکنم را ندارم، همۀ کارها به دست توست. هیچ فقیری فقیرتر از من نیست، من به خیری که بر من فرود میفرستی نیازمندم. بار الها! مرا از سوی خود به نیکی باز گردان که کسی را یارای باز گرداندن فضل تو نیست. خداوندا! به تو پناه میبرم از اینکه نامم را یا جسم مرا تغییر دهی یا نعمت خود را از من زایل گردانی. خداوندا! مرا با تقوا ارجمند گردان و با نعمتها زیبا گردان و مرا در عافیت فرو بَر و به من شکرگزاری عافیت را روزی گردان.
ضمیمه
لَمّا رَجَعَ مَولانا زَینُ العابِدِینَ علیه السلام مِنَ الحَجِّ استَقبَلَهُ الشِّبلِیُّ، فَقالَ علیه السلام لَهُ:
حَجَجتَ یا شِبلیُّ؟ قالَ: نَعَم یَابنَ رَسُولِ اللّٰهِ فَقالَ علیه السلام:
أنزلت المِیقاتَ وَتَجَرَّدتَ عَن مَخیطِ الثِّیابِ وَاغتَسَلتَ؟ قالَ: نَعَم.
قالَ: فَحینَ نَزَلتَ المِیقاتَ نَوَیتَ أَنَّکَ خَلَعتَ ثَوبَ المَعصِیَةِ وَلَبِستَ ثَوبَ الطّاعَةِ؟ قالَ: لا. قالَ: فَحینَ تَجَرَّدتَ عَن مَخیطِ ثِیابِکَ نَوَیتَ أَنَّکَ تَجَرَّدتَ مِنَ الرِّیاءِ وَالنِّفاقِ وَالدُّخُولِ فی الشُّبُهاتِ؟ قالَ:
لا. قالَ: فَحینَ اغتَسَلتَ نَوَیتَ أَنَّکَ اغتَسَلتَ مِنَ الخَطایا وَالذُّنُوبِ؟ قالَ: لا. قالَ: فَما نَزَلتَ المِیقاتَ وَلا تَجَرَّدتَ عَن مَخیطِ الثِّیابِ وَلا اغتَسَلتَ. ثُمَّ قالَ: تَنَظَّفتَ وَأَحرَمتَ وَعَقَدتَ بِالحَجِّ؟ قالَ: نَعَم. قالَ فَحینَ تَنَظَّفتَ وَأَحرَمتَ وَعَقَدتَ الحَجَّ نَوَیتَ أَنَّکَ تَنَظَّفتَ بِنُورَةِ التَّوبَةِ الخالِصَةِ للّٰهِ تَعالی؟ قالَ: لا. قالَ: فَحینَ أَحرَمتَ نَوَیتَ أَنَّکَ حَرَّمتَ عَلی نَفسِکَ کُلَّ مُحَرَّمٍ حَرَّمَهُ اللّٰهُ عزّ وجلّ؟ قالَ: لا.
هنگامی که مولای ما امام سجاد علیه السلام از حج بازگشت شبلی(1)
1) (1)) . معروف این است که حدیث پیش گفته را شبلی از امام چهارم علیه السلام نقلکرده است، اما برخی در انتساب این سخنان به امام علیه السلام هم از جهت راوی این سخنان و هم از جهت نوع گفتار اشکال کردهاند.در برابر، عدهای نیز در صدد پاسخ به این ایرادها برآمدهاند: این اشکالات عبارتاند از: افراد متعدد به نام شبلی ملقب بودهاند که نزدیکترین آنان به عصر ائمه علیهم السلام (ابوبکر دلف بن جحدر) است که تقریباً دو قرن پس از شهادت امام سجاد علیه السلام به دنیا آمده است. پس شبلی هر کدام که باشند نمیتواند مستقیماً از امام علیه السلام روایت کند، از سوی دیگر این روایت سبک و سیاق سخنان ائمه علیهم السلام را ندارد و ممکن است سخن برخی از عرفا باشد که به امام نسبت داده شده است. دیگر اینکه ترتیب اعمال حج در این حدیث مطابق ترتیب فقهی آن نیست.علامه جوادی آملی در پاسخ آوردهاند: در این گونه روایات که با سایر معارف هماهنگ بوده و مخالف نیست، کاستی در سند مانع استفاده از متن بلند و نورانی آن نیست و عدم هماهنگی ترتیب مناسک به دلیل این است که امام علیه السلام درصدد بیان احکام مناسک و تکالیف ظاهری حج گزاران نبودهاند (ر. ک: جرعهای از صهبای حج: ص 171-172).درباره اشکال نبودن راوی به نام شبلی در میان معاصرین آن حضرت علیه السلام برخی گفتهاند: بسا شبلی در نوشتن این گونه نوشته شده واصل آن (شیبه) بن نعامه بوده است که نام او در میان اصحاب حضرت سجاد علیه السلام ذکر شده است (جهاد الامام السجاد، ص 175).
به استقبال آن حضرت رفت. امام سجاد علیه السلام به او فرمود: شبلی! آیا حج به جا آوردی؟ گفت: بلی، یابن رسول اللّٰه!
امام علیه السلام فرمود: به میقات آمدی و جامههای دوخته را درآوردی و غسل کردی؟ گفت: بلی.
فرمود: هنگام آمدن در میقات، آیا نیّت داشتی که جامۀ گناه را بیرون آورده و جامۀ طاعت میپوشی؟ گفت: نه.
فرمود: به هنگام برهنه شدن از جامههای دوختهات، نیّت داشتی که از ریا و نفاق و ورود در کارهای شبههناک برهنه میشوی؟ گفت: نه.
فرمود: به هنگام غسل کردن، نیّت آن داشتی که خود را از لغزشها و گناهان شستشو میدهی؟ گفت: نه.
فرمود: بنابراین نه به میقات آمدهای و نه از جامههای دوخته عاری شده و نه غسل کردهای.
سپس فرمود: آیا نظافت کردی و احرام پوشیدی و پیمان حج بستی؟ گفت: آری.
فرمود: به هنگام نظافت و پوشیدن احرام و بستن پیمان حج، آیا نیّت آن داشتی که با داروی توبۀ خالص برای خدای متعال خود را [از گناه] پاک میکنی؟ گفت: نه.
فرمود: به هنگام محرم شدن، آیا نیّت داشتی که هر آنچه خداوند عزّ وجلّ حرام کرده بر خود حرام میکنی؟ گفت: نه.
قالَ: فَحینَ عَقَدتَ الحَجَّ نَوَیتَ أَنَّکَ قَد حَلَلتَ کُلَّ عَقدٍ لِغَیرِ اللّٰهِ؟ قالَ: لا. قالَ لَهُ علیه السلام: ما تَنَظَّفتَ وَلا أَحرَمتَ وَلا عَقَدتَ الحَجَّ.
قالَ لَهُ: أَدَخَلتَ المِیقاتَ وَصَلَّیتَ رَکعَتیِ الإِحرامِ وَلَبَّیتَ؟ قالَ: نَعَم.
قالَ: فَحینَ دَخَلتَ المِیقاتَ نَوَیتَ أَنَّکَ بِنِیَّةِ الزِّیارَةِ؟ قالَ: لا. قالَ:
فَحینَ صَلَّیتَ الرَّکعَتَینِ نَوَیتَ أَنَّکَ تَقَرَّبتَ إِلَی اللّٰهِ بِخَیرِ الأَعمالِ مِنَ الصَّلاةِ وَأَکبَرِ حَسَناتِ العِبادِ؟ قالَ: لا. قالَ: فَحینَ لَبَّیتَ نَوَیتَ أَنَّکَ نَطَقتَ للّٰهِ سُبحانَهُ بِکُلِّ طاعَةٍ وَصُمتَ عَن کُلِّ مَعصِیَةٍ؟ قالَ: لا.
قالَ لَهُ علیه السلام: ما دَخَلتَ المِیقاتَ وَلا صَلَّیتَ وَلا لَبَّیتَ. ثُمَّ قالَ لَهُ:
أَدَخَلتَ الحَرَمَ وَرَأَیتَ الکَعبَةَ وَصَلَّیتَ؟ قالَ: نَعَم. قالَ: فَحینَ دَخَلتَ الحَرَمَ نَوَیتَ أَنَّکَ حَرَّمتَ عَلی نَفسِکَ کُلَّ غِیبَةٍ تَستَغیبُهَا المُسلِمینَ مِن أَهلِ مِلَّةِ الإِسلامِ؟ قالَ: لا. قالَ: فَحینَ وَصَلتَ مَکَّةَ نَوَیتَ بِقَلبِکَ أَنَّکَ قَصَدتَ اللّٰهَ؟ قالَ: لا. قالَ علیه السلام: فَما دَخَلتَ الحَرَمَ وَلا رَأَیتَ الکَعبَةَ وَلا صَلَّیتَ.
فرمود: به هنگام بستن پیمان حج آیا نیّت داشتی که هر پیمان غیر الهی را میگشایی [و آن را پوچ میدانی]؟ گفت: نه.
فرمود: بنابراین نه نظافت کردهای و نه محرم شدهای و نه پیمان حج بستهای.
امام علیه السلام به او فرمود: به میقات داخل شدی و دو رکعت نماز احرام گزاردی و لبیک گفتی؟ گفت: آری.
فرمود: آیا به هنگام داخل شدن میقات نیّت داشتی که برای زیارت داخل میشوی؟ گفت: نه.
فرمود: هنگام گزاردن دو رکعت نماز آیا نیّت داشتی که به سبب بهترین اعمال و بزرگترین حسنات بندگان، که نماز است، به خدا نزدیک میشوی؟ گفت: نه.
فرمود: به هنگام لبیک گفتن، آیا نیّت داشتی که به اطاعت خدا، سخن میگویی و از هر معصیت سکوت میکنی؟ گفت: نه.
فرمود: [بنا بر این] نه به میقات داخل شدهای و نه نماز گزاردهای و نه لبیک گفتهای.
سپس به او فرمود: آیادر حرم داخل شدی و کعبه را دیدی و نماز گزاردی؟ گفت: بله.
فرمود: وقتی داخل حرم شدی، آیا نیّت داشتی که هر غیبتی که نسبت به مسلمانان میکنی را بر خود حرام کنی؟ گفت: نه.
فرمود: هنگامی که به مکّه رسیدی، آیا در دل نیّت کردی که خدا مقصود توست؟ گفت: نه.
فرمود: پس نه در حرم داخل شدهای و نه کعبه را دیدهای و نه نماز خواندهای.
ثُمَّ قالَ: طُفتَ بِالبَیتِ وَمَسَستَ الأَرکانَ وَسَعَیتَ؟ قالَ: نَعَم.
قالَ علیه السلام: فَحینَ سَعَیتَ نَوَیتَ أَنَّکَ هَرَبتَ إِلَی اللّٰهِ وَعَرَفَ مِنکَ ذلِکَ عَلّامُ الغُیُوبِ؟ قالَ: لا. قالَ: فَما طُفتَ بِالبَیتِ وَلا مَسَستَ الأَرکانَ وَلا سَعَیتَ. ثُمَّ قالَ لَهُ: صافَحتَ الحَجَرَ وَوَقَفتَ بِمَقامِ إِبراهِیمَ علیه السلام وَصَلَّیتَ بِهِ رَکعَتَینِ؟ قالَ: نَعَم. فَصاحَ علیه السلام صَیحَةً کادَ یُفارِقُ الدُّنیا ثُمَّ قالَ: آه آه ثُمَّ قالَ علیه السلام: مَن صافَحَ الحَجَرَ الأَسوَدَ فَقَد صافَحَ اللّٰهَ تَعالی، فَانظُر یا مِسکِینُ لا تُضَیِّع أَجرَ ما عَظُمَ حُرمَتُهُ وَتَنقُضِ المُصافَحَةَ بِالمُخالَفَةِ وَقَبضِ الحَرامِ نَظیرَ أَهلِ الآثامِ. ثُمَّ قالَ علیه السلام:
نَوَیتَ حینَ وَقَفتَ عِندَ مَقامِ إِبراهیمَ علیه السلام أَنَّکَ وَقَفتَ عَلی کُلِّ طاعَةٍ وَتَخَلَّفتَ عَن کُلِّ مَعصِیَةٍ؟ قالَ: لا.
سپس فرمود: آیا طواف خانه کردی و ارکان را لمس نمودی و سعی کردی؟ گفت: آری.
فرمود: به هنگام سعی آیا نیّت آن داشتی که [از شرّ شیطان و نفس اماره] به خدا پناه میبری و او که آگاه به نهانهاست به این نیّت تو آگاه است؟ گفت: نه.
فرمود: بنابراین نه طواف خانه کردهای و نه ارکان را لمس نمودهای، و نه سعی کردهای.
سپس امام سجاد علیه السلام به شبلی فرمود: آیا با حجر الاسود مصافحه کردی و نزد مقام ابراهیم ایستادی و دو رکعت نماز خواندی؟ گفت: بله.
[آنگاه] امام صیحهای زد که نزدیک بود از دنیا رود. سپس فرمود: آه. آه، هر کس با حجر الاسود مصافحه کند با خداوند متعال مصافحه کرده است. ای بیچاره! بنگر پاداش چیزی که احترام آن بزرگ است را ضایع نگردانی و مصافحۀ خود را با مخالفت و گرفتن حرام، مانند گنهکاران، نشکنی.
سپس فرمود: وقتی نزد مقام ابراهیم ایستادی، آیا نیّت داشتی که بر سر هر فرمانی [از خدا] ایستادهای و از هر معصیتی سرپیچی میکنی؟ گفت: نه.
قالَ: فَحینَ صَلَّیتَ فیهِ رَکعَتَینِ نَوَیتَ أَنَّکَ صَلَّیتَ بِصَلاةِ إِبراهیمَ علیه السلام وَأَرغَمتَ بِصَلاتِکَ أَنفَ الشَّیطانِ؟ قالَ: لا. قالَ لَهُ: فَما صافَحتَ الحَجَرَ الأَسوَدَ وَلا وَقَفتَ عِندَ المَقامِ وَلا صَلَّیتَ فِیهِ رَکعَتَینِ. ثُمَّ قالَ علیه السلام لَهُ: أَشرَفتَ عَلی بِئرِ زَمزَمَ وَشَرِبتَ مِن مائِها؟ قالَ: نَعَم. قالَ: نَوَیتَ أَنَّکَ أَشرَفتَ عَلَی الطّاعَةِ وَغَضَضتَ طَرفَکَ عَنِ المَعصِیَةِ؟ قالَ: لا. قالَ علیه السلام: فَما أَشرَفتَ عَلَیها وَلا شَرِبتَ مِن مائِها ثُمَّ قالَ لَهُ علیه السلام: أَسَعَیتَ بَینَ الصَّفا وَالمَروَةِ وَمَشَیتَ وَتَرَدَّدْتَ بَینَهُما؟ قالَ: نَعَم. قالَ لَهُ: نَوَیتَ أَنَّکَ بَینَ الرَّجاءِ وَالخَوفِ؟ قالَ: لا. قالَ: فَما سَعَیتَ وَلا مَشَیتَ وَلا تَرَدَّدتَ بَینَ الصَّفا وَالمَروَةِ ثُمَّ قالَ:
أخَرَجتَ إِلی مِنًی؟ قالَ: نَعَم. قالَ: نَوَیتَ أَنَّکَ أمِنتَ النّاسَ مِن لِسانِکَ وَقَلبِکَ وَیَدِکَ؟ قالَ: لا. قالَ: فَما خَرَجتَ إِلی مِنًی.
فرمود: هنگامی که در آن جا دو رکعت نماز گزاردی، آیا نیّت داشتی که نماز ابراهیم را آن جا میگزاری و با نمازِ خود، بینی شیطان را بر خاک میمالی؟ گفت: نه.
امام به او فرمود: پس با حجر الاسود مصافحه نکردهای و نزد مقام ابراهیم نایستادهای و آنجا دو رکعت نماز نخواندهای.
سپس فرمود: آیا بر سر چاه زمزم رفتی و از آب زمزم خوردی؟ گفت: بله.
فرمود: آیا نیّت داشتی که بر سر فرمانبرداری از خدا رفتهای و چشم خود را بر معصیت بستهای؟ گفت: نه.
فرمود: پس بر سر زمزم نرفتهای و از آب آن نخوردهای.
سپس به او فرمود: آیا میان صفا و مروه سعی کردی و راه رفتی و میان آن دو تردّد نمودی؟ گفت: بله.
فرمود: آیا نیّت داشتی که تو میان خوف و رجا هستی؟ گفت: نه.
فرمود: پس میان صفا و مروه سعی نکردهای و راه نرفتهای و تردّد ننمودهای.
سپس فرمود: آیا [از مکّه] به سوی منی خارج شدی؟ گفت:
بله. فرمود: آیا نیّت داشتی که مردم را از زبان و قلب و دستت در امان داری؟ گفت: نه.
فرمود: پس به سوی منیٰ خارج نشدهای.
ثُمَّ قالَ لَهُ: أَوَقَفتَ الوَقفَةَ بِعَرَفَةَ وَطَلَعتَ جَبَلَ الرَّحمَةِ وَعَرَفتَ وادِیَ نَمِرَةَ وَدَعَوتَ اللّٰهَ سُبحانَهُ عِندَ المِیلِ وَالجَمَراتِ؟ قالَ: نَعَم. قالَ: هَل عَرَفتَ بِمَوقِفِکَ بِعَرَفَةَ مَعرِفَةَ اللّٰهِ سُبحانَهُ أَمرَ المَعارِف وَالعُلُومِ وَعَرَفتَ قَبضَ اللّٰهِ عَلی صَحیفَتِکَ وَاطِّلاعَهُ عَلی سَریرَتِکَ وَقَلبِکَ؟ قالَ: لا. قالَ: نَوَیتَ بِطُلُوعِکَ جَبَلَ الرَّحمَةِ أَنَّ اللّٰهَ یَرحَمُ کُلَّ مُؤمِنٍ ومُؤمِنَةٍ وَیَتولّیٰ کُلِّ مُسلِمٍ ومُسلِمَة؟ قال: لا. قالَ:
فَنَویتَ عِندَ نَمِرَة أنَّک لا تأمُر حَتّیٰ تَأتَمِر وَلا تَزجُر حَتّیٰ تنزجر؟ قال: لا. قالَ: فَعِندَما وَقَفتَ عِندَ العَلَم وَالنَمراتِ، نَوَیتَ أَنَّها شاهِدَةٌ لَکَ عَلَی الطّاعاتِ، حافِظَةٌ لَکَ مَعَ الحَفَظَةِ بِأمرِ رَبِّ السَّماواتِ؟ قالَ:
لا. قالَ: فَما وقفتَ بِعَرَفَةِ وَلا طَلَعتَ جَبَلَ الرَّحمَةِ وَلا عَرَفتَ نَمِرَةَ وَلا دَعَوتَ وَلا وَقَفْتَ عِندَ النَمِراتِ.
سپس فرمود: آیا در عرفات وقوف کردی و بر جبل الرحمه بالا رفتی و وادی (نمره) را شناختی و نزد میل و جمرات، خدا را خواندی؟ گفت: آری.
فرمود: به هنگام وقوف در عرفات، آیا حق معرفت خداوند سبحان را ادا کردی؟ و به معارف و علوم الهی پی بردی و دانستی که با تمام وجود در قبضه قدرت خدا هستی و او بر نهان کار تو و خفایای قلب تو آگاه است؟ گفت: نه.
فرمود: با قرار گرفتن بر جبل الرّحمه آیا نیّت داشتی که خدا هر مرد و زن مؤمنی را مورد رحمت قرار میدهد و سرپرستی هر زن و مرد مسلمان را عهدهدار میشود؟ گفت: نه.
فرمود: آیا در نمره در دل داشتی که تا خود امر الهی را اطاعت نکنی، دیگران را امر نکنی و تا نهی الٰهی را ترک نکنی نهی ننمایی؟ گفت: نه.
فرمود: وقتی نزد (علم) و (نمرات) وقوف کردی، نیت داشتی که آن دو شاهد اطاعتهای تو هستند و همراه فرشتگان نگهبان به امر پروردگار آسمانها، حافظ تو میباشند؟ گفت: نه.
فرمود: بنابراین، نه در عرفات وقوف کردهای و نه بر جبل الرحمه بالا رفتهای و نه نمره را شناختهای و نه نزد نمرات وقوف داشته و نه خدا را خواندهای.
ثُمَّ قالَ: مَرَرتَ بینَ العَلَمَینِ وَصَلَّیتَ قبلَ مُرورِکَ رَکعَتَینِ، وَمَشَیتَ بِمُزدلَفَةِ، وَلَقَطتَ فیها الحَصیٰ وَمَرَرْتَ بِالمَشعَرِ الحَرامِ؟ قالَ: نَعَم. قالَ: فَحینَ صَلَّیتَ رَکعَتَینِ، نَوَیتَ أنَّها صلاة شُکرٍ فی لَیْلَةِ عَشْر تَنفی کُلَّ عُسرٍ وتُیسّر کُلَّ یسر؟ قالَ: لا. قالَ: فَعِندَما مَشَیْتَ بینَ العَلَمینِ وَلَم تَعدِل عَنهُما یَمیناً وَشِمالاً نَوَیتَ أَنْ لا تَعدِلَ عَن دین الحَقِّ یَمیناً وَشِمالاً لا بِقلبِکَ وَلا بِلِسانِکَ وَلا بِجَوارِحکَ؟ قالَ: لا. قالَ: فَعِندَما مَشَیتَ بِمُزدَلفَةِ، وَلَقَطتَ مِنها الحَصیٰ نَوَیتَ أَنَّکَ رَفَعتَ عَنْکَ کُلَّ مَعصِیَةٍ وَجَهلٍ وَثَبَّتَ کُلَّ علمٍ وعملٍ؟ قال: لا. قالَ: فَعِندَما مَرَرتَ بِالمَشعَرِ الحَرامِ، نَویتَ أَنَّکَ أشعَرتَ قَلْبَکَ إِشعارَ أهلِ التَّقویٰ وَالخوفَ لِلّٰهِ عزّ وجلّ؟ قالَ: لا.
قالَ: فَما مَرَرتَ بِالعَلَمینِ وَلا صَلَّیتَ رَکعَتَین وَلا مَشَیتَ بِالمُزدَلفَةِ وَلا رَفَعتَ مِنها الحَصیٰ وَلا مَرَرْتَ بِالمَشعَرِ الحَرامِ. ثُمَّ قالَ لَهُ:
وَصَلْتَ مِنیٰ وَرَمَیتَ الجَمَرَةَ وَحَلَقتَ رَأسَکَ وَذَبَحْتَ هَدْیَکَ وَصَلَّیتَ فی مَسجِدِ الخیفِ، وَرَجَعتَ إلیٰ مَکَّة وطُفتَ طوافَ الإفاضَةِ؟ قالَ: نعم.
سپس امام سجاد علیه السلام به شبلی فرمود: آیا از میان دو عَلَم عبور کردی و پیش از گذر، دو رکعت نماز گزاردی و آیا بر زمین مزدلفه راه رفتی و سنگ ریزه برچیدی؟ و آیا بر مشعر الحرام گذر کردی؟ گفت: آری.
فرمود: به هنگام گزاردن دو رکعت نماز، آیا نیّت آن داشتی که آن نماز شکر در شب دهم است و هر مشکلی را برطرف میکند و هر کاری را آسان میسازد؟ گفت: نه.
فرمود: به هنگام راه رفتن میان دو عَلَم و مراقبت بر عدم انحراف به راست و چپ، آیا نیّت داشتی که از دین حق - نه با قلب و نه با زبان و نه با اعضای بدنت - به راست و چپ منحرف نشوی؟ گفت: نه.
فرمود: هنگام راه رفتن بر زمین مزدلفه و وقتی سنگریزهها را بر میچیدی، نیّت داشتی که هر گناه و نادانی را از خود برمیگیری و هر علم و عملی را بر خود ثابت میکنی؟ گفت: نه.
فرمود: هنگام گذر بر مشعر الحرام، نیّت داشتی که قلب خود را به شعار تقوی و خوف خداوند عزّ وجلّ مُشعر میداری؟ گفت: نه.
فرمود: بنابراین، نه بر دو عَلَم گذشتهای و نه دو رکعت نماز را گزاردهای، نه بر مزدلفه راه رفتهای و نه سنگریزه از آن برچیدهای و نه بر مشعر الحرام گذر کردهای.
سپس فرمود: آیا به منیٰ رسیدی و رمی جمره کردی و سر تراشیدی و قربانی کردی و در مسجد خیف نماز به جا آوردی و به مکه باز گشتی و طواف افاضه (بازگشت) به جا آوردی؟ گفت: آری.
قالَ: فنویتَ عندَ ما وَصَلْتَ مِنیٰ، وَرمیتَ الجِمارَ أَنَّکَ بَلَغتَ إلیٰ مَطلَبِکَ وَقَد قَضیٰ رَبُّکَ لَکَ کُلَّ حاجَتِکَ؟ قالَ: لا. قالَ: فَعِندَما رَمَیتَ الجِمارَ نَوَیتَ أَنَّکَ رَمَیتَ عَدُوَّکَ إبلیسَ وَغَضِبتَهُ بِتَمامِ حَجِّکَ النَّفیس؟ قالَ: لا. قالَ: فَعِندَما حَلَقتَ رَأسَکَ، نَوَیتَ أَنَّکَ تَطَهَّرتَ مِنَ الأدْناسِ وَمِنْ تَبِعَةِ بَنی آدَم وَخَرَجتَ مِنَ الذُّنُوبِ کَما وَلَدتَکَ أمُّکَ؟ قالَ: لا. قالَ: فَعِندَما صَلَّیتَ فی مَسجِدِ الخیفِ، نَوَیتَ أَنَّکَ لا تَخافُ إِلّا اللّٰهَ عزّ وجلّ وَذَنبَکَ وَلا تَرجُو إِلّا رَحمَةَ اللّٰهِ تَعالیٰ؟ قالَ: لا. قالَ: فَعِندَما ذَبَحتَ هَدْیَکَ نَوَیتَ أَنَّکَ ذَبَحْتَ حَنجِرَةَ الطَّمَعِ بِما تَمَسَّکتَ بِهِ مِنْ حَقیقَةِ الوَرَعِ وَأنَّکَ اتَّبَعتَ سُنَّةَ إبراهیم علیه السلام بِذبحِ وَلَدِه وَثَمَرَةِ فُؤادِهِ وَریحانِ قَلبِه وحاجه(1)سنّته
لمن بَعدَهُ وَقرَّبهُ إلی اللّٰه تَعالیٰ لِمَنْ خَلفَهُ؟ قالَ: لا.
1) (1)) . فی هامش المستدرک، ص 171: کذا فی المخطوط، والظاهر أنّ صوابه «وأحییت».
فرمود: هنگامی که به منیٰ رسیدی و رمی جمرات کردی، نیّت داشتی که به خواستهات رسیدی و خداوند هر حاجت تو را برآورده است؟ گفت: نه.
فرمود: به هنگام رمی جمرات، آیا نیّت داشتی که دشمن خود - ابلیس - را رمی میکنی و با پایان دادن به حج ارزشمند خود، بر شیطان خشم گرفتهای؟ گفت: نه.
فرمود: به هنگام سر تراشیدن، نیّت داشتی که از تمام پلیدیها و از تبعات (گناه) آدمیان پاک میشوی و همچون روزی که مادر تو را زائید از گناهان بیرون میروی؟ گفت: نه.
فرمود: هنگام نماز گزاردن در مسجد خیف، نیّت داشتی که جز خدای عزّ وجلّ و گناهانت از کسی نهراسی و جز رحمت خداوند متعال به چیزی امید نبندی؟ گفت: نه.
فرمود: به هنگام ذبح قربانی خود آیا نیّت آن داشتی که با تمسّک به حقیقت پارسایی، گلوی طمع را میبُری و سنّت ابراهیم علیه السلام را پیروی میکنی که با سر بریدن فرزند و میوه دل و آرام جان خود سنّت بندگی و تقرّب به خداوند متعال را برای آیندگان پس از خود پایه گذاشت؟ گفت: نه.
قالَ: فَعِندَما رَجَعتَ إلیٰ مَکَّة وطُفتَ طَوافَ الإفاضَةِ، نَوَیتَ أنَّکَ أفَضتَ مِن رَحمَةِ اللّٰهِ تَعالیٰ وَرَجَعتَ إلی طاعَتِهِ وَتَمَسَّکتَ بِوُدِّهِ وَأدَّیتَ فَرائِضَةُ وَتَقرَّبتَ إلی اللّٰهِ تعالیٰ؟ قالَ: لا. قالَ لَهُ زَینُ العابِدین علیه السلام: فَما وصلتَ مِنیٰ وَلا رمیتَ الجِمارَ وَلا حَلَقتَ رَأسَکَ ولٰا أدّیتَ نُسکَک ولا صَلَّیتَ فی مَسجِدِ الخیفِ وَلا طُفتَ طَوافَ الإفاضَةِ وَلا تَقَرَّبتَ، إرجِع. فَإِنَّکَ لَمْ تَحُجّ. فَطَفِقَ الشِبلی یَبکی عَلیٰ ما فَرَّطَهُ فی حَجِّهِ وَما زال یَتَعَلَّمُ حَتّیٰ حَجَّ مِنْ قابِلٍ بِمَعرِفَةٍ وَیَقینٍ(1)؛
1) (1)) مستدرک الوسائل، ج 10، ص 166 ح 5 باب 17 ابواب العود الی منی.
فرمود: هنگامی که به مکّه بازگشتی و طواف افاضه به جا آوردی، آیا نیّت داشتی که کوچ تو از روی رحمت خداوند متعال بوده و اکنون به طاعت او باز گشتهای و به دوستی او تمسّک جستهای وواجبات او را ادا کردهای و به خدا نزدیک شدهای؟ گفت: نه. آنگاه امام زین العابدین علیه السلام به او فرمود: نه به منی رسیدهای و نه رمی جمرات کردهای و نه سر تراشیدهای، و نه فرائض حج را به جا آوردهای و نه در مسجد خیف نماز گزاردهای و نه طواف افاضه انجام دادهای و نه به قرب الهی رسیدهای. باز گرد که [به حقیقت]، حج نکردهای.
شبلی به خاطر کوتاهی در حجّ خود شروع به گریه کرد و پیوسته یاد میگرفت تا سال آینده با معرفت و یقین، حجّ خود را به جا آورد.
1 -. الاربعون حدیثاً؛ الشیخ البهایی، مؤسسة النشر الاسلامی، 1415 ق.
2 -. الارشاد؛ ابی عبداللّٰه محمد بن محمد بن النعمان العکبری - المؤتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید 1413 ق.
3 -. الاصول الستة عشر من الاصول الاولیة؛ دارالشبستری للمطبوعات، قم 1405 ق.
4 -. امالی الصدوق؛ الشیخ ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی، منشورات مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت 1400 ق، 1416 ق.
5 -. أمالی الطوسی؛ شیخ أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسی، مکتبة الداوری.
6 -. بحارالانوار (1-.110)؛ العلامه محمد باقر المجلسی مؤسسه الوفا، بیروت، 1403.
7 -. تفسیرالعیاشی؛ محمد بن مسعود بن عیاش السّلمی السمرقندی؛ المکتبه الاسلامیه تهران.
8 -. تهذیب الاحکام؛ شیخ الطائفه أبی جعفر محمد بن الحسن الطوسی، دارالکتب الاسلامیه تهران.
9 -. ثواب الاعمال؛ ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی، مکتبه الصدوق 1391 ق.
10 -. جامع الاخبار؛ محمد بن محمد السبزواری، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث قم، 1414.
11 -. جرعهای از صهبای حج؛ آیة اللّٰه عبداللّٰه جوادی آملی.
12 -. جهاد الامام السجّاد علیه السلام؛ السید محمد رضا الحسینی الجلالی، مؤسسة دارالحدیث الثقافیه، 1418 ق.
13 -. الخصال؛ الشیخ ابی جعفر بن علی بن الحسین بن بابویه القمی، مؤسسه النشر الاسلامی التابعة لجامعة المدرسین قم، 1416 ق.
14 -. روضة الواعظین؛ محمد بن الفتال النیشابوری، منشورات الشریف الرضی، 1368.
15 -. سنن ابن ماجه (1-.2)؛ محمد بن یزید القزوینی ابن ماجه، دارالفکر.
16 -. عدة الداعی و نجاح الساعی؛ احمد بن فهد الحلی، دارالکتاب الاسلامی، 1407 ق.
17 -. علل الشرایع؛ الشیخ ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه، منشورات المکتبة الحیدریه نجف 1385 ق.
18 -. عیون اخبار الرضا علیه السلام؛ (1-.2) الشیخ ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی، منشورات المطبعة الحیدریة، - النجف، 1390 ه.
19 -. فتح الابواب بین ذوی الالباب و بین رب الارباب فی الاستخارات؛ السید ابی القاسم علی بن موسی بن طاووس، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، 1422 ه.
20 -. الکافی؛ ثقة الاسلام ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق.
21 -. کامل الزیارات؛ شیخ ابی القاسم جعفربن محمد بن قولویه، مکتبه المرتضویه النجف الاشرف، 1356 ق.
22 -. کشف الغمه فی معرفة الائمه مترجم (4-.1)؛ شیخ ابیالحسن علی بن عیسی الاربلی، دارالکتاب الاسلامی، بیروت، 1401 ق.
23 -. لسان العرب (1-.15)؛ ابن منظور، نشر ادب الحوزة، قم، 1405 ق.
24 -. مستدرک الوسائل (27-.1)؛ الحاج میرزا حسین النوری الطبرسی، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث - قم؛ 1407 ق.
25 -. المحاسن؛ احمدبن محمد بن خالد البرقی؛ المعاونیّة الثقافیه للمجمع العالمی لاهل البیت علیهم السلام قم، 1413 ق.
26 -. مطالب السئول؛ کمال الدین محمد بن طلحة الشافعی، مؤسسة ام القری للتحقیق و النشر، 1420 ق.
27 -. مکارم الاخلاق؛ (1-.2) الشیخ ابی نصر الحسن بن الفضل، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین، 1425 ق.
28 -. مناقب آل ابی طالب؛ ابی جعفر رشید الدین محمد بن علی بن شهر آشوب، انتشارات علامه قم.
29 -. من لایحضره الفقیه؛ للشیخ ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی، منشورات جامعة المدرسین؛ قم، 1414 ق.
30 -. نهج البلاغه؛ محمد دشتی، نشر مشرقین، زمستان 79.
31 -. وسایل الشیعه؛ الشیخ محمد بن حسن الحر العاملی، مکتبه الاسلامیه طهران، 1381 ق.