ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور:موازنهی اسلامی بین دنیا و آخرت
نوشتهی گروهی از فضلا و اساتید
مشخصات نشر:قم. موسسه در راه حق
مشخصات ظاهری:ص ۲۵۶
فروست:(شماره کتاب ۳۶)
وضعیت فهرست نویسی:فهرستنویسی قبلی
یادداشت:کتابنامه بهصورت زیرنویس
شماره کتابشناسی ملی:۲۰۴۷۳
*پیشگفتار:
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم از خدمت شایستهیی که مؤسسهی اسلامی«در راه حق» بدان اقدام کرده است،تشکیل مجتمعی علمی است که هدفش تبیین و روشنگری چهرهی واقعی و صحیح اقتصاد اسلامی است...تا اقتصاد اسلام به جهان عرضه شود چرا که جهان جویای اقتصادی کامل است که با آن خود را از تباهی اقتصادی که امروزه آنرا فرا گرفته نجات دهد...و اندیشهاش را از آنچه انسانیت را خوار میسازد و کرامت و آزادگیش را سلب میکند، یا به خواهشهای سرکش فردی میدان میدهد تا با آزمندی بیپایانش حقوق دیگران را برباید،خلاصی بخشد.
آری،دنیای امروز اقتصادی را میجوید که هواهای نفسانی بشر در آن نباشد تا راهی درست برای نجات بیابد؛و این مطلوب جز اقتصاد آسمانی،جز اقتصاد دین حقجوی اسلام نیست.
و برای همین منظور مجتمعی از استادان دانشمند:
شیخ حسین مظاهری
شیخ ابو الحسن مصلحی
شیخ رضا استادی
شیخ غلامرضا سلطانی
سید محسن خرّازی
تشکیل شده تا به بررسی عمیق این موضوع و پیگیری و تحقیق مباحث آن بپردازند.و این کتاب از مباحث مقدماتی آن و از ثمرات کار مجتمع مذکور است.
*** کتاب حاضر شامل سه بخش و یک خاتمه است:
فصل اوّل نصوصی اسلامی را که حاکی از تشویق و ترغیب به بعد مادّی زندگی انسان است بررسی میکند؛و این تشویق یا با فرمان به کسب آن و یا با بر شمردن صفاتی نیک از قبیل«خیر»، «فضل»«اجر»«رحمت»و«نیکویی»برای آن است،و نیز با تأکید بر اینکه بعد مادی،بعدی ضروری و بنیادی برای زندگانی انسان میباشد.
در حالیکه فصل دوّم نصوصی را بیان میکند که بعد مادّی را منفور،موجب کیفر،کالای فانی بیاصالت ناپایدار،بلکه فریب و خیال و بازیچه و سرگرمی بیهوده،و کامیابی کوتاه مدّتی که پیآمدهای وخیم بزرگ در بر دارد،معرفی میکند،و در نتیجه به فقر،پارسایی،قناعت به اندازه لازم،دوری گزیدن از مادّیات،و بجای آن عمل کردن برای آخرت و کوشش در راه آن تشویق مینماید.
فصل سوّم؛حاوی نصوصی دینی است که حقیقت اندیشهی اسلامی را در مورد بعد مادی زندگی انسان توضیح میدهد بطوریکه پیچیدگی و ابهام نصوص فصل اوّل و فصل دوّم را که گمان نوعی تعارض و تنافی میان آنها میرود برطرف میسازد،و چشمانداز روشنی از بینش اسلامی در مورد دنیا و امور مادّی در کنار اندیشههای اسلامی دیگری از حیات و وجود بدست میدهد که همگام،راهگشای به واقعیت اسلام و مرزها و شمول قوانین آنکه ضامن توازن فکری و عملی مطلوب در سیر تکامل طبیعی انسان است،میگردد.انسانی که نه بیکاره و تنبل و فرو رفته در خیالات و اوهام و برکنار از مسیر ارجمند فطری و ذاتی انسانیت باشد،و نه مبتلا به فساد و تباهی شخصیت کاذب که او را از واقعیتش بالاتر جلوه دهد و حدود وجودیش را بفراموشی سپارد و گمان کند همهچیز و برتر از همهچیز است و تا آنجا پیش رود که خود را خدا بپندارد.
واقعیت آنست که پیآمدها و زیانهایی که در اثر عقب افتادگی و کنارهگیری برخی افراد انسانکه حاصل پندارهای عزلتجویی و بیکارگی ناروا و ناپسند آنهاستبرای انسانیت روی داده در برابر زیانهای غرور انسان و فراموش کردن واقعیت و ابعاد طبیعی خودکه ثمرهی خدا پنداشتن موهومات و فراموشی حقیقت مطلقی که میتواند همواره او را به سوی کمال سوق دهد میباشدبسی ناچیز است،در حالیکه بدون شک این غرور و پندارهای باطل موجب بازماندن انسان از پیشرفت واقعی است.
و از اینجا اهمیت تعیین و تبیین حدود تفکّرات اسلامی را در مورد زندگی و حیات درمییابیم تا مسلمان در فکر و عمل خویش در مورد این تفکرات خودکاوی و ریشهیابی کند،و نیز به همین جهت است که این کتاب به بررسی و تبیین یکی از ابعاد تفکّر اسلامی در مورد زندگی دنیا و بعد مادّی حیات انسانی بر روی زمین پرداخته است...
حاصل آنکه نگرش به این بعد یکی از عناصر ضروری و زیر بنایی،و زمینهیی لازم برای بررسی سیر عالی تکاملی انسان یعنی سیر معنوی اوست.و هنگامی که بعد مادّی همانطور که باید باشد مورد توّجه قرار گیرد و روشن شود که همچون پل و معبری برای تکامل معنوی است در واقع از مادّی بودن بیرون آمده و از معنویات محسوب میشود و پلیدیهای مادّیت را میریزد و لباس معنا و آخرت میپوشد.
امّا اگر از واقعیت خود فراتر رود و هدفی برای کوشش انسان گردد و انسان خادم آن شود و خدایی گردد که انسان آنرا بپرستد در این هنگام بمعنای واقعی کلمه خسران و زیان و فریب و غرور خواهد بود،و در این حالت است که میان آن با آخرت تقابل خواهد بود چنانکه نزدیکی به آن دوری از آخرت و دوری از آن نزدیکی به آخرت است.
و اینک،با هم به سرچشمههای گوارای آیات و روایاتی که گویای حقیقت مذکور است درآییم و از آن با دستآوردی تازه که تصورمان را از حیات دنیا دگرگون میسازد و به راهی روشن رهنمونمان میگردد،برآییم.در پایان این نکته را یادآوری
میکنیم که این کتاب ترجمه است و عربی آن به عنوان «التوازن الاسلامی بین الدنیا و الاخرة»قبلا منتشر شده است برادران و خواهرانی که مایلند از متن عربی نیز استفاده کنند میتوانند آنرا از موسسهی در راه حق تهیه نمایند.
موسسهی در راه حق
1360/9/2
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم الحمد للّه ربّ العالمین و صلّی اللّه علیه محمّد و آله الطّاهرین و اللّعن علی اعدائهم الی یوم الدّین
برخی آیات قرآن کریم و نیز برخی روایات رسیده از پیشوایان اسلام به گونهیی است که یا صریحا«دنیا»و نعمتهای دنیوی را ناپسند میداند و یا بر ناروائی و ناپسندی دنیا اشاره دارد؛متقابلا آیات و روایات دیگری نیز هست که در مدح دنیا و پسندیدگی آنست.در نظر اوّل گمان میرود که این دو گونه آیات و روایات برخلاف و در تعارض با یکدیگرند؛ولی یکدستهی دیگر از آیات و روایات در دست است که تعارضی را که میان آنگونه آیات یا روایات گمان میرود برطرف کرده جمعبندی درستی از مفاهیم آنها بدست میدهد.
ما در این کتاب نخست آیات و روایاتی را که بر خوبی و پسندیدگی دنیا دلالت دارد ذکر میکنیم،و سپس آیات و روایاتی که در بدگوئی به دنیا و مذّمت آنست،و آنگاه آنچه را شاهد بر جمع میان این دو است؛و الّبته مدّعی نیستیم که همهی آیات و روایات مربوط به این مباحث را گرد آوردهایم و هیچ از قلم نینداختهایم.
دستهی اوّل از آیات و روایات را ذیل این عناوین ذکر میکنیم:
1-در اسلام به کسب مواهب دنیوی و مادّی امر شده است.
2-دنیا و مواهب مادّی خوب و«خیر»است.
3-دنیا و مواهب مادّی آن فضل و مرحمت خدای متعال است.
4-گاهی دنیا و مواهب مادّی آن،اجر و پاداش نیکوکاران و صالحان است.
5-دنیا نزد خدا محبوب و برای بندگانش خلق شده است.
6-دنیا رحمتی از خداست.
7-دنیا نیکی و رحمت است.
8-محروم شدن از مواهب دنیوی گاه عذاب و کیفر است.
9-اموال موجب قوام امور مردم است.
10-فقر و مستمندی ناپسند شمرده شده است.
1-خدای متعال در قرآن کریم میفرماید: «وَ ابْتَغِ فِیما آتاکَ اللّهُ الدّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا» (1)(در آنچه خداوند به تو عنایت کرده خواستار آخرت باش و بهرهی خود را نیز از دنیا فراموش مکن).
بنابراینکه مراد از جملهی «وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا- بهرهی خود را نیز از دنیا فراموش مکن»تشویق به کسب مادّیات و تحصیل مواهب دنیوی باشد.چنانکه ظاهر آیه بر همین دلالت دارد. (2)
1) (1) -سورهی قصص آیهی 77
2) (2) -و نیز احتمال میرود که جملهی «وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا» تأکیدی بر جملهی قبلی آن باشد،که اگر چنین باشد دیگر دلالتی بر آنچه ما استنباط کردیم نخواهد داشت، و معنای آن چنین میشود:فراموش نکن که برای آخرتت عمل کنی زیرا بهرهی واقعی انسان از دنیا همان است که برای آخرتش انجام داده باشد و این بهره است که برایش باقی میماند و براستی بهره محسوب میشود. و همین معنا از امیر مؤمنان علی علیه السلام نیز روایت شده و برخی مفسّران محقّق همین معنا را اختیار کردهاند.آری ممکن است گفته شود که آیه بنابراین معنائی که ذکر شده دلالت دارد بر اینکه دنیا آنگاه که کمک آخرت باشد مطلوب است
2- «فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ» (1)(چون نمازجمعهبرگزار شد در زمین پراکنده شوید و از فضل خداوند بطلبید)
فرمان به کسب مادّیات در این آیهبه جهت آنکه آیه در مقامی است که مانع و محظوری گمان میرودجز بر رفع مانع و مباح بودن کسب مادّیات بر چیز دیگری دلالت ندارد،ولی مطلوبیت کسب مواهب مادّی در این آیه از اینکه خدای متعال مواهب مادی دنیا را به«فضل خداوند»تعبیر فرموده استفاده میشود.
3- «هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِی مَناکِبِها وَ کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ» (2)
«ذلول»مرکبی است که رام و سواری بر آن آسان باشد،و بصورت استعاره،زمین با این صفت ذکر شده تا امکان هرگونه تصرّفی را در زمین برساند.
«مناکب»جمع«منکب»است که به معنای پشت شانه و میان بازو و کتف است،و در این آیه استعارهیی است برای سطح زمین.
با این مقدّمه معنای آیه چنین میشود:(اوستخدایی کهزمین را چنان قرار داده که هرگونه تصرّفی در آن آسان و ممکن است،پس در زمین پراکنده شوید و در آن از آنچه خداوند روزی شما ساخته بجوئید.)
البته به جهت آنکه آیه در مقام بر شمردن نعمتهای الهی است استفادهی وجوب از آن مشکل است ولی چنانکه ظاهر آیه دلالت دارد مطلوبیت کسب مواهب مادّی از آن استفاده میشود.
در قرآن کریم آیات دیگری نیز با همین مضمون وجود دارد، ولی همینها که ذکر کردیم کافی است و از ذکر ما بقی بینیاز میسازد.
*** امّا روایات 1-«ابو خالد کوفی»از امام باقر علیه السلام نقل میکند که فرمود پیامبر(صلی الله علیه و آله)فرمودهاند:«عبادت هفتاد قسمت است، برترین آنها طلب رزق حلال است» (1)
کسبوکار و طلب حلال مطلقا در این روایت مورد تشویق و ترغیب قرار گرفته،زیرا از برترین اقسام عبادت به معنای اعم آنکه طاعت و بندگی خدای متعال باشدمحسوب میشود، یا خود بمنزلهی عبادت است.
2-«اسماعیل بن مسلم»از امام صادق از پدران گرامی او علیهم السلام،از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل میکند که فرمود:
«عبادت هفتاد جزء و برترین جزء آن طلب حلال است» (2)
3-پیامبر(صلی الله علیه و آله)فرموند:«روزی ده قسمت است،نه قسمت آن در تجارت و یک قسمت در غیر تجارت است» (3)
شاید مراد از اینکه نه قسمت روزی در تجارت است آن باشد که فائدهی تجارت از کارهای دیگر بیشتر است،و یا منظور تجارت به معنای اعم آن است که شامل صنعت و کشاورزی و کارهای دیگر میشود.
4-«علی بن عبد العزیز»میگوید امام صادق علیه السلام از من پرسید:«عمرو بن مسلم»چه میکند؟
عرض کردم:فدایت شوم،به عبادت رو آورده و تجارت را رها کرده است.
فرمود:وای بر او!آیا نمیداند کسیکه طلب روزی و کسب وکار را رها کند دعایش مستجاب نمیشود،هنگامی که آیهی «وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ- هرکس تقوی بورزد خداوند او را در بنبست نمیگذارد و راهی برای او باز میکند و او را از جائی که گمان نمیبرد روزی میدهد»نازل شد،گروهی از یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله درها را بر خویش فرو بستند،و به عبادت روی آوردند،و گفتنداز کسبوکار بینیاز شدیم و از سوی خداکفایت میشویم!خبر این موضوع به پیامبر صلی اللّه علیه و آله رسید،نزد آنان فرستادو آنان را احضار فرمودو گفت:
چه چیز شما را بر این کار واداشته است؟
عرض کردند:ای پیامبر خدا،خداونددر آن آیهمتکفّل معیشت ما شد و ما به عبادت روی آوردیم.
فرمود:هرکس چنین کندکسبوکار را رها سازد- دعایش مستجاب نمیشود،بر شما باد که در طلب روزی
باشیدو به کسب معیشت بپردازید-» (1)
از گفتار امام علیه السلام که فرمود«ویحهوای بر او» مذّمت شدید رها کردن طلب روزی و کسبوکار و فقط به دعاء پرداختن و وانهادن اسباب ظاهری معیشت،استفاده میشود،و امام(علیه السلام)این طرز فکر را تخطئه فرموده همچنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله طرز فکر گروهی از یارانش را در آنچه از آیهی مذکور فهمیده بودند خطا و نادرست شمرده است.
5-«ابو سعید خدری»در حدیثی از پیامبر صلی اللّه علیه و آله نقل میکند که فرمود:«هرکس درخت«طلح (2)»یا «سدر»را آبیاری کند مثل آنست که به مؤمن تشنهیی آب داده باشد.» (3)
در این روایت با رساترین وجه به بهرهگیری و کسب مال از طریق کشاورزی و درختکاری تشویق شده است،و اینکه حفاظت و مراقبت از درختانبا توجه به اینکه«طلح»و«سدر» خصوصیتی ندارند و درخت خاصی منظور نیستهمچون حفظ جان محترمی است،و عقلا چون نگهداری و بقاء درخت با آبیاری کاری نیکو و پسندیده تلّقی شده پس درختکاری و غرس نهال نیز پسندیده و نیکوست.
6-«ابن بکیر»از امام موسی بن جعفر علیهما السلام نقل میکند که فرمود:پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده است«نفس
آدمی چون روزی خود را احراز نماید استقرار و آرامش مییابد» (1)
7-«اسحاق بن عمار»از امام صادق علیه السلام نقل میکند که فرمود:«مردی نزد پیامبر از بیبختی خود(یا از حرفهی خود)شکایت کرد،پیامبر بدو فرمود:کالاهایی را در نظر بگیر و خریداری کن و بفروش از هرکدام سود یافتی به خرید و فروش همان بپرداز» (2)
ازاینروایت استفاده میشود که پیدا کردن حرفهی مناسب و طلب سود نیکو و مطلوب است،تا آنجا که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله آن مرد را به کاری سودآور راهنمایی میفرماید و به او فرمان میدهد خریدوفروش کالائی را که سودآور است پیشه کند.
8-«سکونی»از امام صادق علیه السلام نقل میکند:
پیامبر(صلی الله علیه و آله)بر مردی گذشت که لباسی را میفروخت؛مرد بلند قامت و لباس کوتاه بود،پیامبر به او فرمود:«بنشین زیرااگر نشسته لباس را به مشتری ارائه دهینشستن کالای تو را قیمتیتر میسازد» (3)
و این ارشادی است از آن گرامی براه کسب و سودخواهی و آموزشی است که بوسیلهی آن اشتباه باصرهی بیننده را که گمان میکند لباس کوتاه است بر طرف نمایدبا توجه به اینکه لباس واقعا کوتاه نبوده و یا اگر کوتاه بوده چون فروشندهی بلند قامت
ایستاده کوتاهتر مینموده استو بهر صورت این دستور العملی از آن بزرگوار برای تحصیل سود است،پس تحصیل سود از نظر اسلام مطلوب است.
9-«ابان بن تغلب»از امام باقر علیه السلام نقل میکند که پیامبر(صلی الله علیه و آله)فرمودند:«درست نگهداشتن مال از مروّت و جوانمردی است» (1)
شاید مراد از درست نگهداشتن-«استصلاح»-نگهداری مال از ضایع شدن و تلف و خودداری از اسراف در آن باشد.
10-امام صادق علیه السلام فرمود:از پیامبر صلی اللّه علیه و آله پرسیدند چه مالی بهتر است؟فرمود:زراعتی که صاحبش آنرا بکارد و از آن مراقبت نماید و هنگام برداشت محصول حقوق شرعی آن را بپردازد. (2)
11-رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمودهاند:طلب حلال بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است. (3)
12-و نیز آن گرامی فرمودهاند:کسیکه با دسترنج خود زندگی میکند روز قیامت در شمار پیامبران خواهد بود و پاداش پیامبران را میگیرد. (4)
*** 13-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمودند:سپاهیان باذن
1) (1) -وسائل 40/12 به نقل از«خصال».
2) (2) -وسائل ج 13 ص 194 به نقل از«کافی»و«الفقیه»و«امالی صدوق»،و نیز در جای دیگر به نقل از«معانی الاخبار»و«خصال».
3) (3) -بحار الانوار ج 103 ص 9 به نقل از«جامع الاخبار».
4) (4) -بحار الانوار ج 103 ص 10 به نقل از«جامع الاخبار».و از پیامبران(صلی الله علیه و آله)حدیثی دیگر در روایت«مسعده»از امام صادق علیه السلام خواهد آمد.
خدا،قلعههای مردم و زینت فرمانروایان و عزت دین و راههای امنیتند،و امور مردم بدون آنان اداره نمیشود،و نیز امور سپاهیان نظام نمیپذیرد جز به آنچه خدای متعال از خراج برای ایشان قرار داده است که بوسیلهی آن برای جهاد با دشمنان نیرومند میشوند و برای اصلاح امور خود و رفع نیازمندیهاشان بر آن تکیه دارند،و نیز امور این دو صنف درست نمیشود جز به صنف سوّم که قضات و کارگزاران و دبیران باشند..و امور همهی اینها قوام نمییابد جز به بازرگانان و صنعتکاران. (1)
ازاینروایت استفاده میشود که تجارت و صنعت و کسب مال و ثروت مطلوب است زیرا فوائد و مصالحی بر آن مترّتب میشود که قطعا از نظر شارع مقدّس مطلوب و لازمند.
14-و نیز آن گرامی فرموده است:«از اموال خود با پرداختن زکات مراقبت کنید» (2)
ازاینروایت در مییابیم که مراقبت از مال مطلوب است و زکات وسیلهیی است برای آن،و این موضوع با ارشادی بودن «امر»در روایت منافاتی ندارد.
15-امام صادق علیه السلام در حدیثی میفرماید امیر مؤمنان به«موالی»-مسلمانان غیر عربفرمود:«تجارت کنید خداوند برکتتان دهد،من از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله شنیدم که میفرمود روزی ده قسمت است،نه قسمت در تجارت و یک
قسمت در کارهای دیگر است» (1)
16-و نیز امیر مؤمنان علیه السلام فرمودند:«با کسیکه روزی به او روی آورده مشارکت کنید،زیرا این کار برای بینیازی آسانتر و برای روی آوردن حظ و بهره به او سزاوارتر است». (2)
17-و نیز از آن گرامی است:«برای مؤمن سه ساعت استاوقات مؤمن به سه قسمت تقسیم شده است-:ساعتی که در آن با پروردگار خویش راز و نیاز میکند،و ساعتی که به تأمنی معیشت خود میپردازد،و ساعتی که نفس خویش را به برخورداری از لذتهای حلال و نیکو وا میگذارد؛و برای خردمند شایسته نیست که جز در این سه کار سفر کند:تأمین معاش،یا بهرهگیری برای آخرت،یا برخورداری از لذّتی که حرام نباشد». (3)
از این کلام استفاده میشود که تأمین معاش بقدر ضرورت مطلوب است،ولی در مورد زائد بر ضرورت این روایت دلالتی ندارد.
18-امیر مؤمنان علیه السلام در گرمای نیمروز برای رفع نیازمندیهاکسب معیشتبیرون میآمد و میخواست خداوند او را ببیند که در طلب حلال خود را به رنج و زحمت میاندازد. (4)
19-امیر مؤمنان علیه السلام فرموده است:«خداوند پیشهور امین و درستکار را دوست دارد» (5)
20-«زید شحام»از امام صادق علیه السلام نقل میکند که فرمود:«امیر مؤمنان علیه السلام هزار برده را با دسترنج خویش آزاد فرمود» (1)
و این دلالت دارد بر اینکه به دست خود و با تن خویش کار کردن مستحب است،زیرا عمل امام علیه السلام حجت است و برای پیروی کردن ما سرمشق و الگویی نیکو است.
21-«سکونی»میگوید امام صادق از پدران گرامیش علیهم السلام روایت کرد که امیر مؤمنان علیه السلام در تفسیر این آیه «وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنی وَ أَقْنی» فرمودند:یعنی بینیاز کرد هر انسانی را به معیشتش و خشنودش ساخت به کسب دستش. (2)
در این روایت آن گرامی میخواهد آنچه را ظاهر آیه گمان میرود دفع نماید،زیرا ممکن است برخی از ظاهر آیه گمان برند که خدای متعال بدون وسیله انسان را بینیاز میسازد و امام علیه السلام میفرماید مراد آیه این است که خداوند متعال انسان را با دست یازیدن به اسباب و علل ظاهری کار و کوشش بینیاز میسازد چرا که تأثیر اسباب و وسایل نیز به اراده و خواست خدای متعال وابسته است.
22-«حسین بن علوان»میگوید امام صادق از پدر گرامیش علیهما السلام نقل کرد که امیر مؤمنان فرموده است:«از رحمت خدا بدور باد کسیکه آب و خاک بیابد و باز فقیر و مستمند بماند» (3)
از این گفتار ژرف و جامع نکات لطیفی استفاده میشود که از آن جمله است:1-فقر و مستمندی ناپسند بوده و تحصیل بینیازی با توّسل به اسباب و وسایل از نظر شارع پسندیده و مطلوب است.2-کسیکه از توسّل به وسایل ظاهری معاشدر حالیکه آن وسایل آماده و در دسترس اوستخودداری نماید از رحمت خدا دور است،زیرا این کار یکنوع ناسپاسی در برابر نعمت خدا محسوب میشود.3-رنج و کوشش در گردآوردن و فراهم ساختن عواملی کهبرای معاشنتیجه بخش است نزد شارع مقدّس پسندیده و مطلوب است.
23-«زراره»از امام باقر علیه السلام نقل میکند که فرمود:
«مردی امیر مؤمنان علیه السلام را با کیسهیی از هستههای خرما دید،پرسید:اینها چیست؟فرمود:«صد درخت خرما است ان شاء اللّه.و امیر علیه السلام همهی آن هستهها را کاشت و یکدانه از آنها را نیز وانگذاشت». (1)
ازاینروایت اکیدا تشویق و ترغیب به کشاورزی و درختکاری استفاده میشود.
24-امیر مؤمنان علی علیه السلام در حدیثی میفرمایند:
«معیشت مردمان از پنج چیز است:حکومت و فرمانروایی- کشاورزی و عمران و آبادی بازرگانی اجاره صدقهها»
و در همین حدیث میفرماید:«و امّا عمران و آبادی بدان جهت که خدای متعال میفرماید (هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها-) اوست خدایی که شما را از زمین آفرید و از
1) (1) -وسائل 25/12 به نقل از کافی
شما خواست تا در آن به عمران و آبادی بپردازید)،خدای سبحان با این آیه ما را آگاه میسازد که به مردم فرمان عمران آبادی داده است تا اینکار وسیلهیی برای معیشتشان باشد که با حبوبات و محصولات و نظایر آنکه از زمین بیرون میآید و خدا آنها را معاش خلایق قرار داده زندگی کنند» (1)
25-و نیز از آن گرامی در حدیثی که چهار صد موضوع را بیان فرمودهاند روایت شده:به دادوستدها بپردازید،زیرا تجارت و دادوستد موجب بینیازی شما از دیگران است،و خدای متعال پیشهور امین و درستکار را دوست میدارد» (2)
*** 26-امام صادق علیه السالم فرمودند:امام چهارم زین العابدین علیه السلام هر بامداد در طلب روزی و معاش بیرون میآمدند؛به او عرض کردند ای فرزند پیامبر خدا کجا میروید؟
فرمود:میروم تا برای عائلهی خود صدقه بگیرم.
عرض کردند:آیا صدقه میگیرید؟!
فرمود:هرکس در طلب روزی حلال باشد آن روزی(که به دست میآورد)صدقهیی از خدا برای اوست. (3)
27-«ابو حمزه»از امام باقر علیه السلام نقل میکند:هر کس به جهت استعفاف (4)(حفظ آبروی خود که از مردم چیزی
نطلبد)و کوشش برای تأمین خانوادهی خویش،و برای آنکه بتواند به همسایهی خود احسان نماید،به کسب مال و مواهب مادّی دنیا بپردازد،در قیامت خدا را ملاقات میکند در حالیکه چهرهاش چون ماه شب چهاردهم درخشنده و نورانی است. (1)
ازاینروایت استفاده میشود که به کسب مال با عنوان ثانوی مثل گشایش برای خانواده و احسان و عطوفت به همسایه و بینیازی و عفاف در برابر مردم،تشویق شده است.
28-امام باقر علیه السلام فرمودند:من دشمن میدارم مردی را که از کسبوکار شانه خالی میکند،و بر پشت خویش میخوابد و میگوید خدایا به من روزی بده!و حرکت در زمین و جستجوی نعمت و فضل خدا را وا میگذارد،در حالیکه مورچه از سوراخ خویش بیرون میآید و روزی خویش را میطلبد. (2)
این روایت تشویق و ترغیب مؤکدّی است به کاروکوشش برای جلب روزی،و تمثیل به مورچه(با توجه به اینکه معروف است مورچه در طلب روزی کوشاست و سستی نمیکند) اشارهی لطیفی است به لزوم کوشش و تحمّل سختی در طلب معاش و اکتفا نکردن به دعا.
29-«یزید بن هارون واسطی»میگوید:در مورد «فلاّحان»از امام باقر علیه السلام سئوال کردم،فرمود:آنان کشاورزانند که گنجهای خدا در زمینند،و هیچیک از کارها نزد خدا محبوبتر از کشاورزی نیست،و همهی پیامبران خدا کشاورز
بودند جز«ادریس»علیه السلام که خیاط بود. (1)
در این روایت به کار تولیدی و کشاورزی ترغیب شده است و شاید حصر در این روایت(که محبوبترین کارها را کشاورزی معرفی میکند) «حصر اضافی»باشد(یعنی نسبت به کارهایی که برای معاش و کسب مادیات انجام میشود کشاورزی محبوبتر است نه مطلق اعمال)،یا به جهت آنست که احتیاجات اولیهی انسان از حیث غذا و لباس،با کشاورزی بدست میآید،و آشکار است که مواد اولیهی کارهای صنعتی نیز بیشتر از کشاورزی تأمین میشود، ولی تجارت چنانکه معلوم است کار تولیدی نیست.
30-امام صادق علیه السلام نقل فرمودهاند که:«محمد بن منکدر»میگفت گمان نمیکردم علی بن الحسین «زین العابدین»علیهما السلام فرزندی بزرگوارتر از خود بر جای گذارد،تا آنکه فرزندش محمد بن علی(امام باقر علیه السلام)را دیدم.و میخواستم او را موعظه نمایم او مرا موعظه نمود.
یارانش گفتند:به چیز ترا موعظه نمود؟
گفت:در ساعت گرمی به برخی از نواحی مدینه میرفتم، ابو جعفر محمد بن علی علیهما السلام با من روبرو شد،و او مردی تنومند و سنگین بود،و بر دو غلام سیاه یا به دو نفر از موالی تکیه کرده بود(در راه رفتن به او کمک میکردند)با خود گفتم سبحان اللّه،بزرگی از برزگان قریش در چنین ساعتی و با چنین حالتی به طلب دنیا(امور مادّی)میرود،باید او را موعظه نمایم!
1) (1) -وسائل ج 12 ص 25 به نقل از«تهذیب».
به او نزدیک شدم و سلام کردم،با گشادهرویی پاسخم داد (یا در حالیکه نفسنفس میزد پاسخم داد)و عرق از او میریخت،گفتم:خدا حال ترا نیکو سازد،بزرگی از بزرگان قریش در چنین ساعتی و با چنین حالتی در طلب دنیاست؟! نمیترسی در این حالت اجل در رسد و تو بر این حال باشی؟
فرمود:اگر مرگ در رسد و من بر این حال باشم،مرگ در رسیده در حالیکه به اطاعت و انجام فرمانی از فرمانهای خدای عزیز و جلیل مشغولم که بوسیلهی آن خود و خانوادهی خود را از تو و از مردم بینیاز سازم.من آنگاه میترسم که مرگ در رسد و به گناهی از گناهان مشغول باشم.
گفتم:راست گفتی خدا ترا رحمت کند،میخواستم ترا موعظه کنم تو مرا موعظه کردی. (1)
ازاینروایت استفاده میشود که جویای مواهب مادّی دنیا در حال فرمانبرداری از خدای متعال است،و فرمانبرداری جز در برابر«فرمان»نمیباشد(یعنی میتوان نتیجه گرفت که شارع مقدّس به کسب مادّیات امر کرده است).
*** 31-«جمیل بن صالح»از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که در تفسیر آیهی «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً- پروردگارا در دنیا به ما نیکی ده و در آخرت به ما نیکی ده»فرمود:منظور خشنودی خدا و بهشت در آخرت و
1) (1) وسائل ج 12 ص 9 به از کافی و تهذیب
گشایش روزی و معاش و اخلاق نیکو در دنیا است. (1)
از این کلام در مییابیم که گشایش در روزی و معاش بیشتر از مقدار ضرورت نزد شارع مطلوب است و خواستن آن با دعا از خدای متعال نیکوست.
32-«معلّی بن خنیس»میگوید:امام صادق علیه السلام مراد دید که در رفتن به بازار(محل تجارت خود)تأخیر کردهام، فرمود:صبح زود به سوی عزّت و سربلندی خود برو. (2)
میبینیم که امام علیه السالم عزّت را بر مال دنیا اطلاق میفرماید،و برای تحصیل آن فرمان میدهد که اوّل وقت به بازار رود.
33-«علی بن عقبه»میگوید:امام صادق علیه السلام به یکی از موالی خود فرمود:ای عبد اللّه عزّت خویش را پاسدار.
عرض کرد:فدایت شوم عزّت من چیست؟
فرمود:صبح اوّل وقت به بازار بروی و خود را گرامی داری.
و نیز به یکی دیگر از موالی خود فرمود:چه شده که میبینم اوّل وقت به سوی عزّت خود نمیروی؟
عرض کرد:در تشییع جنازهیی میخواهم حاضر شوم.
فرمود:پس بعد از ظهر رفتن به سوی عزّت خود را وا مگذار. (3)
34-«محمد زعفرانی»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:هرکس به تجارت بپردازد از مردم بینیاز میشود.
عرض کردم:اگرچه«معیل»باشد؟
فرمود:اگرچه«معیل»باشد،همانا نه دهم روزی در تجارت است. (1)
در این روایت اگر«معیل»بمعنای ثروتمند باشد،روایت بر مطلوبیت توسعه در مال دلالت میکند و اگر به معنای عائلهمندی و زیادی خانواده و بسیاری مخارج آنها باشد بر مطلوبیت مال به مقدار حاجت دلالت دارد؛و در هر حال دلیل بر آنست که بینیازی از مردم مطلوب است.
35-«حماد بن عثمان»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:رها کردن تجارت از نقص عقل است. (2)
شاید مراد آن باشد که رها کردن تجارت برای کسیکه شغل و عادتش تجارت است موجب نقص عقل او در معاش میشود، زیرا کسیکه به تجارت اشتغال دارد مداوما در معرض تبادل افکار است به خلاف کسیکه تجارت را رها کرده و در خانهی خود منزوی شده باشد که از تجارت و تبادل افکار بدور میماند.
36-«فضیل بن یسار»میگوید امام صادق علیه السلام فرمودند:برای معاش خود چه چارهیی میکنی؟
عرض کردم:فعلا کاری انجام نمیدهم!
فرمود:اینطور اموالتان از بین میرود.
و این موضوع بر آن گرامی سخت و ناگوار بود. (3)
37-«فضیل اعور»میگوید من شاهد بودم که«معاذ بن کثیر»به امام صادق علیه السلام عرض کرد:من در وسعت و ثروت و بینیازی قرار گرفتهام آیا تجارت را رها کنم؟
امام فرمود:اگر چنین کنی عقلت کم شده است.(یا چیزی شبیه این فرمود) (1)
38-«معاذ لباسفروش»میگوید:امام صادق علیه السالم به من فرمود ای معاذ،آیا از تجارت ناتوان شدهیی یا نسبت به آن بیمیل گشتهیی؟
عرض کردم:نه ناتوان و نه بیمیل شدهام!
فرمود:پس چرا(تجارت نمیکنی)؟
عرض کردم:ما منتظر امری بودیم،و بدان جهت است که وقتی«ولید»کشته شد،من مال فراوانی داشتم که هماکنون در دست من است و کسی هم از من طلبی ندارد،و گمان نمیکنم تا پایان عمرم خورندهی این مال باشم(یعنی تا پایان عمر هرچه مصرف کنم تمام نمیشود و نیازی به تجارت ندارم).
فرمود:تجارت را ترک نکن،ترک آن عقل را میبرد،بر خانوادهی خود وسعت و گشایش بده و مبادا(موجبات آسایش آنان را فراهم نسازی و بر آنان سخت بگیری)که پشت سر تو بدگویی کنند. (2)
39-و نیز«معاذ»میگوید به امام صادق علیه السلام
عرض کردم:میخواهم بازار را رها کنم و ثروت هم دارم.
فرمود:در این صورت خرد تو سقوط میکند و در هیچ کاری نمیتوان از تو یاری خواست. (1)
ازاینروایت استفاده میشود که توسعهی مال مطلوب است تا انسان بتواند کارهای خیر انجام دهد.
40-«فضل بن ابی قرة»میگوید:در مجلس امام حاضر بودم که امام صادق علیه السلام از حال مردی جویا شد و پرسید:
چرا به حج نرفته است؟
عرض کردند:تجارت را رها کرده و تنگدست شده است.
امام تکیه کرده بود،با شنیدن این پاسخ راست نشست و فرمود:تجارت را رها نکنید که خوار میشوید (2)تجارت کنید تا خدا به شما برکت دهد. (3)
41-«فضیل بن یسار»میگوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم:من از تجارت دست برداشته و از آن خودداری کردهام.
فرمود:برای چه؟آیا ناتوان شدهیی؟اینطور اموالتان از بین میرود.از تجارت دست برندارید و فضل خدای عزیز و جلیل را بخواهید. (4)
ازاینروایات در مییابیم که شارع از دست رفتن مال را ناپسند و نگهداری بلکه زیاد کردن آنرا دوست میدارد،و
تجارت جستن فضل خداست که خداوند در قرآن کریم به تحصیل آن فرمان داده است.
42-«محمد بن مسلم»داماد«برید عجلی»بود،«برید» به«محمد بن مسلم»گفت:از امام صادق علیه السلام در مورد کاری که میخواهم انجام دهم سئوال کن؛و آن اینکه امانتها و اموالی از مردم نزد من است که با آن مضاربه و دادوستد میکنم،و اینک(برای آمادگی جهت مرگ)میخواهم امور دنیوی را رها کنم و مال و حق هر کسیکه حقی دارد بخودش برگردانم.
«محمد»این موضوع را از امام علیه السلام سئوال کرد و جریان را به اطلاع امام رساند،و عرض کرد:شما برای او چه صلاح میدانید؟
امام فرمود:ای محمد!آیا میخواهد جنگ با خودش را شروع کند؟نه(نباید چنین کند)بلکه مطابق حق و طبق رضای خدای متعال باید دادوستد کند. (1)
ازاینروایت استفاده میشود که ترک تجارت و مضاربه،جنگ با خویشتن است،اگرچه ترککننده کسی مثل«برید»باشد که به جهت پیری میخواست امور مادّی را رها کند و برای مرگ آماده شود.
43-«اسباط بن سالم»میگوید:روزی امام صادق علیه السلام از حال معاذ که تاجر کرباس بود جویا شد و من در خدمت امام بودم.به امام عرض شد:تجارت را رها کرده است.
1) (1) -وسائل ج 12 ص 7 به نقل از«کافی»و«تهذیب».
امام فرمود:کار شیطان است،هرکس تجارت را رها کند دو ثلث عقلش زایل میشود.آیا نمیداند که پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و آله از کاروانی که از شام آمده بود چیزهایی خریداری فرمود و با آن تجارت کرد و از آن سودی یافت که قرضش را پرداخت. (1)
44-«فضیل بن یسار»میگوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم:من تجارت را ترک کردهام.
فرمود:اینکار را نکن،در را باز و بساطت را پهن کن و از پروردگارت خدای متعال روزی بطلب. (2)
و ازاینروایات ترغیب به تجارت استفاده میشود،بلکه به مطلق کسب ترغیب شده در صورتیکه تجارت به عنوان مثال ذکر شده باشد.
45-امام صادق علیه السلام فرمودهاند:تجارت عقل را زیاد میکند،و فرمودند:ترک تجارت عقل را میبرد. (3)
46-«عبد الاعلی مولی آل سام»میگوید:یکروز بسیار گرم تابستان در برخی راههای مدینه با امام صادق علیه السلام روبرو شدم،عرض کردم:فدایت شوم،با قربی که نزد خدا و قرابتی که با پیامبر صلی اللّه علیه و آله دارید،در چنین روزی خود را به رنج و زحمت افکندهاید؟! (4)
فرمود:ای عبد الاعلی!در جستجوی روزی و معاش بیرون
آمدهام تا از نظایر تو بینیاز شوم. (1)
ازاینروایت استفاده میشود که طلب رزق حلال راجح است،هرچن ظاهرا تعلیلی که شده ارشادی است.
47-«ایوّب هروی»میگوید در خدمت امام صادق نشسته بودیم که«علاء بن کامل»آمده و روبروی امام نشست و عرض کرد:دعا بفرمائید خداوند به من بدون کاروکوشش و با راحتی، روزی دهد.
فرمود:برایت دعا نمیکنم،همچنانکه خدای عزیز و جلیل ترا فرمان داده است در طلب روزی باش(کاروکوشش کن) (2)
48-«کلیب صیداوی»میگوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم در مورد روزی برایم دعا بفرمائید،امور من پیچیده و درهم شده است.امام بلافاصله پاسخم داد:نه،بیرون بیا و در طلب روزی باش(به کاروکوشش بپرداز و به دعا واگذار مکن). (3)
49-«خالد بن نجبع»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:هریک از یاران خود را که ملاقات کردید بگویید امام به شما سلام میرساند،و بگویید:بر شما باد که پرهیزکار باشید و به آنچه شما را به ثواب خدا نائل میسازد بپردازید،به خدا سوگند به شما فرمانی نمیدهم جز آنکه خودمان را نیز به آن فرمان میدهم،پس بر شما باد که جدّی باشید و بکوشید،و چون نماز
صبح را بجا آوردید و از عبادت منصرف شدید صبحگاه به طلب روزی بروید و روزی حلال بطلبید،خداوند به شما روزی خواهد داد و در کسب روزی یاریتان خواهد فرمود. (1)
50-«علاء»میگوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود:آیا کسی از شما عاجز است که مانند مورچه باشد؟ مورچه روزی خود را به سوی سوراخ خویش میکشد. (2)
51-«عمر بن یزید»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:اگر مردی به خانهی خود برود و در را فرو بندددر طلب معاش نباشد و کاروکوشش نکندآیا از آسمان چیزی برای او فرود میآید؟! (3)
52-«عمر بن یزید»میگوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم:مردی میگفت من در خانهام مینشینم و نماز میخوانم و روزه میگیرم و پروردگارم را عبادت میکنم،و روزی من خواهد رسید!
امام فرمود:این یکی از آن سه نفر است که دعایشان مستجاب نمیشود. (4)
ازاینروایت استفاده میشود که شدیدا از رها کردن کار و کوشش نهی شده،و تصوّر کسیکه گمان کند بدون خواستن و بدون اسباب و وسایل ظاهری و تنها با دعا روزی میرسد خطا است.
53-«معلّی بن خنیس»از پدرش نقل میکند که گفت:
امام صادق علیه السلام از حال مردی جویا شد و من در خدمت امام بودم،به امام عرض کردند:فقر و نیازمندی به او روی آورده است.
فرمود:اکنون چه میکند؟
گفتند:در خانه به عبادت پروردگارش مشغول است.
فرمود:معاشش از کجا تأمین میشود؟
گفتند:توسط برخی از برادرانش.
امام فرمود:به خدا سوگند آنکه معاش او را اداره میکند عابدتر از اوست. (1)
ازاینروایت نهی از نشستن در خانه و رها کردن کسب روزی استفاده میشود.
54-«هشام صیدنانی»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:ای هشام،حتّی اگر دیدی دو سپاه با هم جنگ را آغاز کردهاند باز کسب معاش را در آن روز وامگذار. (2)
این روایت اشاره به آنست که از طلب روزی و معیشت چارهیی نیست اگرچه در حال سختی و جنگ باشد.
55-«شهاب بن عبد ربّه»میگوید امام صادق علیه السلام به من فرمود:اگر گمان کنی یا به تو خبر رسد که این امرفرج ما و دولت قائم آل محمد صفردا وقوع مییابد کسب معیشت را رها نکن،و اگر میتوانی بکوش بار تو بر دوش دیگران نباشد. (3)
56-«مسعدة بن صدقه»در حدیثی طولانی از امام صادق علیه السلام نقل میکند که فرمود:
خداوند در چندین آیه از قرآن فرمود است «إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ- خدای متعال اسرافکاران را دوست ندارد»،و آنان را از امساک و سختگیری نیز نهی کرده و به راهی میان این دو فرمان داده است،نباید آنچه دارد ببخشد آنگاه دعا کند که خداوند به او روزی بدهد که دعایش مستجاب نمیشود،و در حدیثی که از پیامبر صلی اللّه علیه و آله رسیده است آن بزرگوار میفرماید گروههایی از امت من دعایشان مستجاب نمیشود:
مردی که علیه پدر و مادرش دعا کند.
مردی که علیه بدهکاری که مالش را برده است دعا کند،در حالیکه نوشته و شاهدی بر بدهی او نگرفته باشد.
مردی که علیه زن خود دعا کند در حالیکه خداوند اختیار طلاق را بدست او سپرده استاگر سازش ندارند میتواند او را طلاق دهد-.
مردی که در خانهی خود بنشیند و بگوید:پروردگارا به من روزی بده و بیرون نیاید و بدنبال کسب روزی نرود؛خدای عزیز و جلیل به چنین کسی میگوید:بندهی من آیا برای تو راه جتسجوی روزی و کسبوکار در زمین را با اعضای سالم قرار ندادم تا برای اطاعت فرمان من در جستجوی روزی برآیی و میان من و خود معذور باشی و نیز برای آنکه سربار بستگان خویش نباشی،آنگاه اگر بخواهم ترا روزی میدهم و اگر بخواهم بر تو سخت میگیرم و ترا تنگدست میسازم و در این حال تو نزد من
معذور خواهی بود؟
مردی که خداوند به او مال فراوان عنایت کند و او همهی آنرا به دیگران ببخشد،آنگاه دعا کند پروردگارا به من روزی بده،که خداوند میفرماید:آیا به تو روزی فراوان ندادم،چرا در آن همچنانکه به تو فرمان دادهام میانهروی نکردی و چرا اسراف نمودی در حالیکه ترا از اسراف نهی کردهام؟
و مردی که برای قطع رحم(بر بدن رشته خویشاوندی با وابستگان خود)دعا کند. (1)
ازاینروایت ترغیب به کسبوکار و جستجوی روزی و اکتفا نکردن به دعا،استفاده میشود.
57-امام صادق علیه السلام فرمود:من مردی را که دهان به سوی پروردگار خویش میگشاید و میگوید به من روزی بده و جتسجوی روزی را وا میگذارد،دشمن میدارم. (2)
از این حدیث در مییابیم که ترک طلب روزی و اکتفا کردن به دعا،خطا و مورد دشمنی شارع است.
58-«عمر بن یزید»از امام صادق علیه السلام نقل میکند که فرمود:من برای نیازی که خداوند در مورد آن مرا کفایت فرموده بر مرکب خود سوار میشوم(و بیرون میآیم)،و اینکار جز برای آن نیست که میخواهم خداوند مرا ببیند که در طلب حلال در آفتاب نیمروز بیرون آمدهام.آیا گفتار خدای عزیز و جلیل را نشنیدهیی که میفرماید: «فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاةُ
فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ- چون نماز جمعه برگزار شد در زمین پراکنده شوید و فضل و نعمت خدا را بجوئید»؛آیا گمان میکنی اگر مردی به خانه برود و در را بر خویش فرو بندد و بگوید:روزی من نازل میشود، چنان خواهد شد؟!نه،او یکی از سه نفری است که دعایشان مستجاب نمیشود.
عرض کردم:آنها چه کسانی هستند؟
فرمود:مردی که زنی دارد و او را نفرین کند مستجاب نمیشود زیرا اختیارش با اوست و اگر بخواهد میتواند او را طلاق دهد.
و مردی که بر دیگری حقی دارد و شاهدی بر طلب خود نگیرد،آنگاه بدهکار منکر حق او شود و او بدهکار را نفرین کند مستجاب نمیشود زیرا آنچه به او فرمان داده شدهکه بر بدهی شاهد یا نوشتهیی بگیردترک کرده است.
و مردی که مالی دارد و در خانه بنشیند و برای کسبوکار و جستجوی روزی بیرون نیاید تا آنچه دارد مصرف نماید آنگاه دعا کند دعایش مستجاب نمیشود. (1)
و این روایت با توجه به اینکه خداوند نیاز امام علیه السلام را کفایت کرده بود،به روشنی دلالت میکند که توسعهی مال و معیشت مستحب است،و در ذیل روایت نیز به کاروکوشش ترغیب شده با آنکه آن مرد مالی به قدر کفایت داشته است.
59-«عبد الاعلی»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:
1) (1) وسائل ج 12 ص 16 به نقل از عدةالداعی
از خدای متعال بخواهید در دنیا بینیازی و عافیت و در آخرت آمرزش و بهشت به شما عنایت فرماید. (1)
و از این استفاده میشود که بینیازی در دنیا مطلوب است و بهمین جهت امر میفرماید از خدا بخواهید.
60-«علی بن حمزه»میگوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود:من در برخی زمینهای زراعتی خود کار میکنم چنانکه عرق میریزم،و افرادی را دارم که این کار را برایم انجام دهند،ولی خودم کار میکنم تا خدای عزیز و جلیل مرا مشاهده فرماید که در جستجوی روزی حلال هستم. (2)
61-«زراره»میگوید مردی خدمت امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد:من نمیتوانم کاری با دستهایم انجام دهم،و تجارت را نیز به درستی بلد نیستم و مستمند و محتاجم.
امام فرمود:کار کن،و چیزی را بر سر خویش بردار و خود را از مردم بینیاز ساز همانا رسول خدا صلّی الله علیه و آله سنگی را بر گردهی خویش حمل کرد و آنرا در دیواری از دیوارهای -خانهیخود نصب نمود... (3)
ازاینروایت استفاده میشود که با تن خویش کار کردن نیکو و پسندیده است،و موجب عیب و عار برای انسان نیست،و در این مورد پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله)سرمشق و الگوی خوبی برای ماست.
62-«اسماعیل بن جابر»میگوید:خدمت امام صادق
علیه السلام رسیدم،آن گرامی در باغ خود بود و بیلی در دست داشت و با آن جلوی آب را باز میکرد،و پیراهنی شبیه به کرباس بر تن داشت که از تنگی بر بدن او چسبیده بودلباس راحتی نبود- (1)
63-«ابو عمرو شیبانی»میگوید:امام صادق علیه السلام را دیدم که بیلی در دست و لباسی خشن بر تن داشت و در باغ خود کار میکرد و عرق از پشت او فرو میریخت.عرض کردم:فدایت شوم بیل را به من بدهید تا به جای شما کار کنم.
فرمود:دوست دارم مرد در طلب معیشت از گرمای آفتاب رنجه شود. (2)
64-«فضل بن ابی قرّه»میگوید:خدمت امام صادق علیه السلام رسیدیم در حالیکه در باغ خود مشغول بودند،عرض کردیم:فدایتان شویم بگذارید ما برایتان انجام دهیم یا برخی از غلامان انجام دهند.
فرمود:نه،مرا به کار خود وا گذارید،میخواهم خدای عزیز و جلیل مرا ببیند که به دست خود کار میکنم و با زحمت و رنج خود جویای حلال هستم. (3)
ازاینروایات و نظایر آنها دریافته میشود که ائمه علیهم السلام با کار بدنی خود مردم را به کاروکوشش ترغیب میفرمودند چرا که عمل ائمه(علیه السلام)حجت است،و نیز استفاده میشود کار آن بزرگواران اضافه بر مقدار ضرورت و برای توسعه
در زندگی بوده است.
65-«محمد بن عذافر»میگوید:امام صادق علیه السلام هزار و هفتصد دینار به پدرم داد و فرمود:با آن برای من تجارت کن،و فرمود:من به سود آن رغبتی ندارم با آنکه سود خواستنی و مرغوب است،لکن دوست دارم خدای عزیز و جلیل مرا ببیند در پی فوائدی که او قرار داده میروم.
پدرم گفت:با آن پول صد دینار سود کردم و امام را ملاقات نمودم و به عرض رساندم:صد دینار برای شما با پولتان سود کردهام.
امام بسیار شاد شد و فرمود:آنرا روی سرمایهی من قرار بده.
پس از چندی پدرم درگذشت،امام علیه السلام کسی را فرستاد و به من نوشت«خداوند ما و ترا در عافیت بدارد،هزار و هشتصد دینار مال من نزد پدرت بود که به او داده بودم تا با آن تجارت کند اکنون آنرا به«عمر بن یزید»بده.
من در حساب و کتاب پدرم نظر کردم،در آن نوشته بود:از مال ابو موسیامام صادق علیه السلامهزار و هفتصد دینار نزد من است که با آن صد دینار در تجارت سود کردم،و«عبد الله بن سنان»و«عمر بن یزید»او راابو موسی رامیشناسند. (1)(2)
ازاینروایت استفاده میشود که طلب سود بوسیلهی تجارت
1) (1) -وسائل ج 12 ص 26 به نقل از«کافی»و«تهذیب»
2) (2) گویا شخصی که برای امام تجارت میکرده است برای پنهان داشتن ارتباط خود با امام،نام امام را در حسابهای خود«ابو موسی»نوشته بود تا اگر وقتی اتفاق افتادو مورد بررسی و بازجوئی مأموران حکومت قرار گرفت نتوانند به ارتباط او با امام صادقعلیه السلام پی ببرند).
پسندیده و مرغوب است زیرا سود از فوائد الهی است و در پی فوائد الهی رفتن پسندیده است اگرچه انسان غنی و بینیاز باشد. (1)
66-«حلبی»از امام صادق علیه السلام نقل میکند که فرمود:کسیکه برای تأمین خانوادهی خویش زحمت میکشد همچون مجاهد در راه خداست. (2)
67-«فضل بن یسار»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:مرد تنگدستی که کار میکند و بقدر معیشت خود و خانوادهاش بدست میآورد و در طلب حرام بر نمیآید همچون مجاهد در راه خداست. (3)
از این دو روایت بر میآید که طلب مال نزد شارع مقدّس بقدر مطلوب و پسندیده است که آنرا به جهاد در راه خدا تشبیه فرمودهاند،البته ممکن است به جهت فرمایش امام که فرمود«به قدر معیشت خود و خانوادهاش بدست میآورد»گفته شود این دو روایت بر مطلوب بودن بیش از مقدار نیاز دلالتی ندارد (4)
68-«زراره»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:از رزقوروزی است آنچهبه جهت مشقّتپوست را
1) (1) -صدر همین روایت با اندک اختلافی در متن،در وسائل ج 12 ص 26 به نقل از «کافی»و«فقیه»و با سندی دیگر ذکر شده است.
2) (2) -وسائل ج 12 ص 42 به نقل از«کافی»و«فقیه».
3) (3) -وسائل ج 43/12 به نقل از«کافی».
4) (4) -و همینطور در روایتی که«زکریا بن آدم»از امام رضا علیه السلام نقل کرده و در آن جملهی«ما یکف به عیالهآن مقدار که عائلهاش را تأمین کند»ذکر شده و در صفحات آتی این روایت را نقل خواهیم کرد.
بر استخوان میچسباند. (1)
ازاینروایت استفاده میشود که طلب روزی مطلوب و پسندید است اگرچه با زحمت و مشقتهایی باشد که پوست را بر استخوان بچسباند(و الله العالم).
69-امام صادق علیه السلام به غلام خود«مصارف» فرمود:برای خود باغی یا مزرعهیی تهیه کن،زیرا مرد اگر با گرفتاری و مصیبتی روبرو شود و بداند که پس از او چیزی هست که عائلهاش را اداره کند،آرامش خاطر بیشتری خواهد داشت. (2)
ازاینروایت استفاده میشود نزد شارع تهیّهی زمین زراعتی برای تأمین آینده کاری پسندیده و مطلوب است.
70-امام صادق علیه السلام فرمود:از ما نیست کسیکه دنیایش را به جهت آخرتش و یا آخرتش را به جهت دنیایش وا گذارد. (3)
ازاینروایت دریافته میشود که جمع بین دنیا و آخرت ممکن است،و پیرو ائمه علیهم السلام کسی است که هر دو را با هم رعایت کند و هیچیک را وا نگذارد.
71-«عمر بن اذینه»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:خدای تبارک و تعالی،به غربت و راه دور رفتن در طلب روزی را دوست دارد. (4)
72-«احمد بن محمّد بن ابی النصر»میگوید از امام رضا علیه السلام شنیدم که میفرمود:امام باقر و امام صادق علیهما السلام تا گندم و نان سالانه را تأمین نمیکردند باغی خریداری
نمیفرمودند،و میگفتند:انسان وقتی گندم و نالن سال را تأمین کند پشتش سبک و راحت میشود. (1)
73-«حماد بن عثمان»میگوید:مردم مدینه به قحطی دچار شدند چنانکه مرد تنگدست گندم را با جو مخلوط میکرد و (نانی که از اختلاط آرد گندم و جو بدست میآمد)میخورد....
در این هنگام امام صادق علیه السلام گندمی خوب و مطبوع داشت که در ابتدای سال خریداری فرموده بود،امامبا مشاهدهی وضع مردمبه یکی از خدمتکارانش فرمود:برای ما جو خریداری کن و با این گندم مخلوط نما،یا گندم ما را بفروش،زیرا دوست نداریم ما نان خوب و مطبوع بخوریم در حالیکه مدرم نانی نامطبوع میخورند. (2)
از این دو روایت استفاده میشود که تهیّهی خوراک سال و ذخیره کردن آن نزد شارع مطلوب است و روش ائمه علیهم السلام همین بوده،و برای این کار علّتی ارتکازی و عقلی ذکر فرمودهاند و آن اینکه ذخیره کردن خوراک سال موجب اطمینان خاطر و راحتی خیال است.
74-«سکونی»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:
اگر مرد دید در تجارتی چیزی بدست نمیآید به تجارت دیگری بپردازد. (3)
75-«اسحق بن عمّار»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:کسیکه در طلب رزقوروزی کمی برآید همان موجب
جلب رزق و روزی فراوان برای او میشود. (1)
76-«اسحق بن عمّار صیرفی»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:آنکه رزق اندک را کم و ناچیز بشمارد از رزق فراوان محروم میشود.آنگاه امام به من رو کرد و فرمود:ای اسحق،روزی کم را ناچیز مدان که از بسیار آن محروم میشوی. (2)
و در این روایت به امری عقلی و بدیهی ارشاد فرموده است و آن مضمون ضرب المثل مشهوری است که میگویند:«قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود»بنابراین ناچیز دانستن روزی و بهرهی کم جایز نیست زیرا بهرهی فراوان معمولا جز با گرد آمدن بهرههای کوچک تحقّق نمیپذیرد؛و ازاینروایت تلویحا استفاده میشود که تهیّهی روزی فراوان نزد شارع مطلوب است.
77-«ثعلبه»توسط مردی از امام صادق علیه السلام نقل میکند که فرمود:مراقبت از مال جزو ایمان است. (3)
78-برخی راویان از امام صادق علیه السلام نقل کردهاند که فرمود:بر تو باد مراقبت از مال،زیرا این کار موجب بزرگی و شرافت انسان بزرگوار و بینیازی از افراد پست است. (4)
79-«هشام بن حکم»میگوید از امام صادق علیه السلام علّت تحریم ربا را پرسیدم،فرمود:زیرا اگر ربا حلال بود مردم
تجارتها و آنچه به آن نیازمندند رها میکردند،به این جهت خداوند ربا را حرام فرمود تا مردم با تنفّر از حرام به حلال و دادوستدها و خریدوفروش رو آورند،پس میماند اینکه میان خودبجای رباقرض الحسنه بدهند. (1)
80-«مفضّل بن عمر»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:کسیکه خود را اجیر دیگری سازد جلوی روزی خود را گرفته است.
81-و در روایتی دیگر فرمود:و چگونه جلوی روزی خود را نگرفته باشد در حالیکه آنچه در آن کار نصیبش شود متعلق به کسی است که او را استخدام کرده است. (2)
82-«عمّار ساباطی»میگوید به امام صادق عرض کردم:
مردی تجارت میکند،آیا اگر خود را اجیر دیگری سازد آنچه در تجارت نصیبش شود بخودش داده میشود؟
فرمود:خود را اجیر دیگری نسازد،بلکه از خدا روزی بخواهد و تجارت کند،زیرا اگر اجیر شود جلوی روزی خود را گرفته است. (3)
این روایات به راهی که سودش بیشتر است تشویق و ارشاد میفرماید،و آن تجارت و استقلال در کار است،به خلاف استخدام شدن که آنچه در ازاء کارش میگیرد معمولا مساوی با مقداری از کار اوست،با آنکه بازده و حاصل کار را او بوجود
آورده است.
83-«سیابه»میگوید مردی به امام صادق علیه السلام عرض کرد:فدایت شوم شنیدهام برخی میگویند کشاورزی مکروه و ناپسند است.
فرمود:زراعت کنید و درخت بکارید،نه به خدا سوگند، مردم کاری حلالتر و نیکوتر از آن انجام نمیدهند.... (1)
84-«یزید بن هارون»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:کشاورزان گنجهای جامعهاند،چیز نیکویی را که خدای عزیز و جلیل میرویاند کشت میکنند،و آنان از نظر جا و منزلت در قیامت بهترین مردمند و به نام«مبارک»ها خوانده میشوند. (2)
85-و نیز روایت شده که امام صادق علیه السلام فرمود:
کیمیای بزرگتر کشاورزی است. (3)
و در این روایات و نظایر آن به تولیدات کشاورزی اکیدا تشویق و ترغیب شده و اینکه زراعت را کیمیا و کشاورزان را گنج نامیدهاند آشکارا حاکی از آنست که کشاورزی،کار تولیدی واقعی است،و معیشت انسان بیشتر بر کشاورزی استوار است و گردش کارهای صنعتی نیز بدان وابسته است زیرا موادّ اولیّه غالبا از زمین بدست میآید.
*** 86-«موسی بن بکر»میگوید امام کاظم علیه السلام به
من فرمود:کسیکه از راه حلال کسب روزی میکند تا خود و عائلهاش را تأمین نماید همچون مجاهد در راه خداست. (1)
در این روایت تأکید بلیغی است بر طلب دنیا،زیرا امام علیه- السلام آنرا به منزلهی جهاد در راه خدا و معادل آن قرار داده است،خصوصا اگر«امر»به جهت ذکر علّت و حکمت، ارشادی باشد.
87-«علی بن حمزه»میگوید:امام کاظم علیه السلام را دیدم که در زمین خود کار میکرد و پاهایش در عرق پوشیده بود، عرض کردم:فدایتان شوم دیگران کجا هستند؟(که به جای شما این کار را انجام دهند)
فرمود:ای علی!کسانیکه از من و پدرم بهتر بودند با دست خود در زمین کار کردند.
عرض کردم:آنان چه کسانی بودند؟
فرمود:رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیر مؤمنان و پدران من علیهم السلام،همگی با دستهای خود کار کردند.و این روش پیامبران و رسولان و اوصیاء و صالحان است. (2)
در این روایت امام صریحا توهمّ راوی را که گمان میکرد کار با زحمت و مشقّت در شأن امام علیه السلام نیست تخطئه فرموده است،و تأکیدی است که این کار روش صالحان و پیامبران و رسولان بوده و نیز ترغیب اکیدی است به کارهای کشاورزی.
*** مرحوم صدوق از امام کاظم روایت میکند که فرمود:برای دنیایت چنان کار کن که گویا تا ابد زنده خواهی بود و برای آخرتت چنان کار کن که گویا فردا خواهی مرد. (1)
در این روایت دو احتمال میرود:یکی آنکه در امور دنیا محکم کاری و دقّت کند چنانکه گویی تا ابد میخواهد زنده باشد و در امور آخرت مثل توبه و پرداخت بدهی و انجام واجبات عجله و شتاب نماید چنانکه گویی دلواپس است که فردا میمیرد.
دوّم:آنکه در امور دنیا سستی و مسامحه ورزد و به آن اهمیت ندهد چنانکه گویا تا ابد زنده است و شتابی برای انجام کارهای دنیوی ندارد زیرا وقت بسیار است و فرصت از دست نمیرود، ولی در امور آخرت عجله کند و در انجام آنها بکوشد زیرا اجل ناگهان میرسد.
شاید احتمال دوّم به جهت مقابله میان دنیا و آخرت در شتاب و سستی،ترجیح داشته باشد،به خلاف احتمال اوّل که در مورد دنیا استواری و محکمکاری منظور است و در مورد آخرت شتاب و به تأخیر نینداختن.
و بنا بر احتمال اوّل روایت جزو روایاتی خواهد بود که به تحصیل دنیا ترغیب میکند.
88-«احمد بن محمّد بن ابی نصر»میگوید به امام رضا علیه السلام عرض کردم:من در کوفه پرورش یافتهام و وضع
1) (1) -وسائل 49/12 به نقل از«فقیه».
معاش و درآمد در کوفه خوب نیست و گشایشی ندارد،و معاش ما در بغداد تأمین میشود،و از این کوهستان(منظور«بلاد جبل» یعنی قسمتهای غربی ایران بین عراق تا همدان است»در رزقو روزی بر مردم گشوده شده است.
فرمود:اگر میخواهی از کوفه خارج شوی(و برای معاش مسافرت کنی)خارج شو،زیرا امسال سال ناآرامی است و برای مردم هم چارهیی جز طلب معاش نیست پس تو نیز طلبیدن(و دنبال معاش رفتن)را وا مگذار. (1)
در این روایت به خروج از شهر و زادگاه برای معاش و توسعهی زندگی،ترغیب شده است.
89-«زکریا بن آدم»میگوید امام رضا علیه السلام فرمود:
آنکه از فضل و نعمت خدا میطلبد تا از عائلهی خود نگهداری کند اجرش از مجاهد در راه خدای عزیز و جلیل بزرگتر است. (2)
90-«حسن بن جهم»میگوید از امام رضا علیه السلام شنیدم که میفرمود:انسان وقتی نان و گندم سالش را تأمین نماید پشتش سبک و راحت میشود. (3)
91-«بزنطی»میگوید به امام رضا علیه السلام عرض کردم:فدایت شوم از خدا بخواهید به من روزی حلال عنایت فرماید.
فرمود:آیا میدانی حلال چیست؟
عرض کردم:فدایت شوم آنچه نزد ما مشهور است اینکه
حلال یعنی کسب و درآمد پاک و نیکو.
فرمود:امام چهارم علی بن الحسین علیهم السلام فرمودهاند:حلال معاش و روزی بر گزیدگان است،لکن تو(در دعای خود بگو:خدایا رزقوروزی فراوان و گستردهی تو را خواستارم. (1)
1) (1) -بحار ج 103 ص 4 به نقل از«قرب الاسناد».
1-خدای متعال میفرماید: «یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ» (1)(-ای پیامبراز تو میپرسند چه چیز انفاق کنند بگو آنچه از«خیرمال»انفاق میکنید پس برای پدر و مادرست).
2- «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ» (2)(و آنچه از «خیرمال»انفاق نمائید پس همانا خداوند به آن داناست).
3- «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ» (3)(و آنچه از«خیر- مال»انفاق کنید به شما داده میشود).
4- «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَلِأَنْفُسِکُمْ» (4)(و آنچه از«خیر- مال»انفاق کنید برای خودتان است).
در«مفردات راغب»چنین ذکر شده:«خبر»یعنی آنچه همه به
آن رغبت و میل داشته باشند مانند عقل و عدل و فضل و چیزهایی که سودمند است،و ضدّ آن«بشرّ»است.و نیز گفتهاند«خیر» دو معنا دارد:«خیر مطلق»که عبارت از چیزهایی است که در هر حال و نزد هرکس مرغوب و پسندیده است...و«خیر مقیّد» که برای یکی خیر است و برای دیگری شرّ،مثل مال که ممکن است برای زید خیر باشد و برای عمرو شرّ،و بهمین جهت خدای متعال مال را به دو صورت وصف فرموده است،در جائی میفرماید:
«إِنْ تَرَکَ خَیْراً... اگر مالی از خود باقی گذاشت» (1)و در جای دیگر میفرماید: «أَ یَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِینَ نُسارِعُ لَهُمْ فِی الْخَیْراتِ- آیا(مخالفان)گمان میکنند اینکه کمکشان کردیم به مال و فرزندان به جهت آنست که برای خیر رساندن به آنان میشتابیم؟» (2)
و نیز«مفردات راغب»میگوید:«خیر»و«شرّ»بر دو وجه است،یکی آنکه هر دو«اسم»هستند چنانکه گذشت و به این معناست که قرآن میفرماید «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ- باید از شما گروهی باشند که به«خیر»دعوت نمایند» (3)
دیگر آنکه هر دو«صفت»و با معنای تفضیلی هستند،مثل فرمودهی خدای متعال: «نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها (4)-بهتر از آن را
میآوریم» (1)...
بنابراین«خیر»در آیاتی که ذکر شد با معنای«اسمی»بر چیز سودمند اطلاق شده و مراد از آن مال است؛پس مال از نظر قرآن خیر و خوب است.
ممکن است در ذهن خطور کند که اطلاق خیر بر مال در این آیات به اعتبار آنست که انفاق(که کار خیر و پسندیدهیی است) بر آن منطبق شده،وگرنه مال بنابراینکه شیئی از اشیاء است به خودی خود نه خوب است نه بد،همچنانکه کارد نه خوب است نه ب مگر به اعتبار کاربرد آن،یعنی اگر مثلا برای ذبح مشروع حیوانی بکار رود خوب است و اگر برای قتل مؤمنی بکار رود بد است، مال هم هنگامیکه صفت انفاق روی آن بیاید«خیر»است نه مطلقا.
ولی ظاهرا صفت خوبی برای مال پیش از انفاق وجود دارد نه آنکه بوسیلهی انفاق حاصل شود،و گواه این معنا آیاتی است که ذیلا ذکر میکنیم،و در آنها اطلاق خیر بر مال به جهت عنوانی از عناوین مثل انفاق نیست:
5- «فَقالَ رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ- موسی علیه السلام در دعای خود به خدای متعال عرض کرد:پروردگارا به آنچه از«خیرمال»برایم نازل فرمائی محتاج و نیازمند» (2)
6- «فَقالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَیْرِ عَنْ ذِکْرِ رَبِّی- سلیمان علیه السلام گفت:من به جهت دوست داشتن«خیر-
اسب،مال»از یاد پروردگارم باز ماندم...» (1)
7- «هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَمِیمٍ، مَنّاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ- طعنه زنندهیی که بسیار پی سخنچینی میرود،مانع«خیر» متجاوزی گناهکاری...» (2)
8- «أَلْقِیا فِی جَهَنَّمَ کُلَّ کَفّارٍ عَنِیدٍ مَنّاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتَدٍ مُرِیبٍ- بیفکنید در دوزخ هر بسیار ناسپاس کینهتوزی را که بشدّت مانع خیر،متجاوز،و شککنندهی (در خدا)است» (3)
بنابر آنکه مراد از«خیر»در دو آیهی اخیر مال و مراد از «منع»منع و خودداری از پرداخت حقوق مالی باشد(به کتابهای مناسب این موضوع نظیر تفاسیر رجوع شود)
9- «إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً- انسان به شدّت حریص آفریده شده است،چون شرّی به او برسد بسیار بیتابی میکند،و چون خیری به او برسد بسیار بخل میورزد» (4)
مراد از«شرّ»و«خیر»چنانکه در تفسیر«علی بن ابراهیم قمی»ذکر شده«فقر»و«غنی»است،و سیاق آیه نیز همین را اقتضا میکند،و«هلوع»از مادّهی«هلع»است که به معنای شدّت حرص و آز میباشد،و گفتهاند که دو آیهی بعد از «هلوعا»آنرا تفسیر میکند،و با این معنا کلمهی«مسّ»و «منوع»نیز مناسبت دارد،و از لوازم حرص و آز شدید جزع و
بیتابی در برخورد با شرّ و فقر،و بخل و خودداری در برخورد با خیر و بینیازی و ثروت است.
10- «إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ، وَ إِنَّهُ عَلی ذلِکَ لَشَهِیدٌ، وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ- همانا انسان نسبت به پروردگار خود ناسپاس و نافرمان است،و او گواه بر این است،و او سخت دوستدار خیر(-مال)است» (1)
گفتهاند مراد از آیه این است که انسان به شدّت دوستدار مال میباشد و همین مالدوستی موجب میشود که از ادای حقوق الهی و انفاق در راه خدا خودداری ورزد.
این آیه و آیات قبلی با آنکه در مقام مذمّت و سرزنش انسان و حرص و کفران و ناسپاسی اوست،در عین حال در مورد مال کلمهی«خیر»را بکار برده است و این گواه روشنی است بر آنچه ما درصدد اثبات آن هستیم.
11- «کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ لِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ- نوشته شد بر شما (فرمان الهی است)که چون مرگ یکی از شما فرا رسد اگر مالی بر جای گذارد،برای پدر و مادر و خویشان به نیکی وصیت کند» (2)
و این آیه از روشنترین آیاتی است که بر آنچه ما درصدد اثبات آنیم دلالت دارد،خصوصا اگر مراد از«خیر»مال فراوان باشد.
1-خدای متعال میفرماید: «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ- آنانکه در انفاق آنچه خداوند از فضل و نعمت خود به ایشان عطا کرده بخل میروزند گمان نکنند این برایشان بهتر است بلکه این برای آنان بدتر است» (1)
2- «اَلَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبُخْلِ وَ یَکْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ- آنانکه بخل میورزند و مردم را به بخل فرمان میدهند و آنچه خداوند از فضل و نعمت خود به آنان عطا کرده کتمان مینمایند» (2)
اگرچه فضل به علم و دیگر کمالات معنوی نیز اطلاق میشود امّا به قرینهی«بخل»باید گفت آشکارترین مصداق آن در این آیات«مال»است.
3- «أَمْ یَحْسُدُونَ النّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً- آیا بر آنچه خداوند از فضل و نعمت خود به مردم عطا فرموده حسد میورزند؟پس قطعا ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت عنایت کردیم و به آنان پادشاهی بزرگی دادیم» (1)
این کلام خدای متعال که«به آنان پادشاهی بزرگی دادیم» گواه عمومیت معنای«فضل»و اشتمال آن بر مال و پادشاهی که مواهب مادّی و دنیوی هستند میباشد.
4- «وَ لَئِنْ أَصابَکُمْ فَضْلٌ مِنَ اللّهِ لَیَقُولَنَّ کَأَنْ لَمْ تَکُنْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُ مَوَدَّةٌ یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً- و اگر نعمتی از خدا نصیب شما شود البته(منافق بدون در نظر گرفتن سوابق آشنائی)چنانکه گویا میان شما و او هرگز دوستی نبوده است میگوید کاش همراه آنان بودم و به بهرهیی بزرگ نائل میشدم» (2)
«فضل»در این آیه بر غنیمت و فتح اطلاق شده چنانکه مورد آیه نیز گواه آنست.(مراجعه شود)
5- «وَ إِنْ خِفْتُمْ عَیْلَةً فَسَوْفَ یُغْنِیکُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شاءَ- و اگر از سنگینی مخارج زندگی و تنگدستی بیم دارید پس خداوند اگر بخواهد شما را به فضل و رحمت خود بینیاز میسازد» (3)
یعنی:اگر از فقر و نیازمندی میترسیدچون مسلمانان مکّه میترسیدند با جلوگیری از ورود مشرکان به مکّه تجارتها و درآمد شان از دست برودخداوند از طریق دیگری شما را بینیاز میسازد.
6- «وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قالُوا حَسْبُنَا اللّهُ سَیُؤْتِینَا اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ إِنّا إِلَی اللّهِ راغِبُونَ- و اگر به آنچه خدا و رسولش به آنان عطا کردند راضی میشدند و میگفتند خدا ما را بس است بزودی خدا و پیامبرش از فضل و نعمت الهی به ما عطا میکنند،ما به سوی خدا رغبت و اشتیاق داریم برای آنان بهتر بود» (1)
7- «وَ ما نَقَمُوا إِلاّ أَنْ أَغْناهُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ- و کینه ندارند جز از آنرو که خدا و پیامبرش از فضل و نعمت الهی به آنان بینیازی عطا کردند» (2)
8- «وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَکُونَنَّ مِنَ الصّالِحِینَ، فَلَمّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ- و برخی از آنان با خدا پیمان بستند که اگر خداوند از فضل و نعمت خویش به ما عطا کند البته صدقه میدهیم و از شایستگان میشویم،و هنگامیکه خداوند به آنان از فضل و نعمت خود عطا کرد در آن بخل ورزیدند و پشت کردند در حالیکه(از تعهد خود)روی گردانند» (3)
9- «وَ تَرَی الْفُلْکَ مَواخِرَ فِیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ- و کشتی
را میبینی که(آب دریا را)میشکافد و برای آنکه از فضل و نعمت خدا روزی بطلبید» (1)
10- «رَبُّکُمُ الَّذِی یُزْجِی لَکُمُ الْفُلْکَ فِی الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ- پروردگار شماست آنکه کشتی را در دریا میراند تا از فضل و نعمت او روزی بجوئید» (2)
11- «...وَ جَعَلْنا آیَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّکُمْ- و آیت روز را روشن قرار دادیم تا فضل و نعمتی از پروردگارتان را بجوئید» (3)
12- «وَ لا یَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ یُؤْتُوا أُولِی الْقُرْبی...- و کوتاهی و خودداری نکنند نعمتداران و ثروتمندان شما از عطا کردن و رسیدگی به خویشان» (4)
13- «إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ- اگر فقیر باشند خداوند به فضل و نعمت خود بینیازشان میفرماید و خداون گشایش دهندهی داناست» (5)
14- «وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ- و از رحمت خود برای شما شب و روز را قرار داد تا در آن بیارامید و تا از فضل و نعمت او بجوئید» (6)
15- «وَ مِنْ آیاتِهِ مَنامُکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ابْتِغاؤُکُمْ مِنْ فَضْلِهِ- و از آیات اوست خفتن شما در شب و روز و روزی جستن شما از فضل و نعمت او» (7)
16- «وَ لِتَجْرِیَ الْفُلْکُ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ- و تا روان شود کشتی به فرمان او،و تا روزی بجوئید از فضل و نعمت او،و باشد که شکرگذاری کنید» (1)
17- «وَ تَرَی الْفُلْکَ فِیهِ مَواخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ- و میبینی کشتی را که در آن میشکافد آب را تا روزی بجوئید از فضل و نعمت او،و باشد که شکرگزاری کنید» (2)
18- «اَللّهُ الَّذِی سَخَّرَ لَکُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِیَ الْفُلْکُ فِیهِ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ- خداست که دریا را برای شما رام ساخت تا بفرمانش کشتی در آن روان شود و تا از فضل و نعمت او روزی بجوئید» (3)
19- «فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ- پس هنگامیکه نمازجمعهبرگزار شد در زمین پراکنده شوید و از فضل و نعمت خدا روزی بجوئید» (4)
20- «وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ- و گروهی دیگر که در زمین به سفر و تجارت میپردازند، از فضل و نعمت خدا روزی میجویند» (5)
و در بسیاری آیات دیگر و نیز روایات،همین تعبیر دیده میشود. (6)
1-خدای متعال میفرماید: «وَ کَذلِکَ مَکَّنّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ یَتَبَوَّأُ مِنْها حَیْثُ یَشاءُ نُصِیبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ وَ لا نُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ- و این چنین یوسف را در زمین توانا ساختیم که در هر کجای آن بخواهد جای گیرد،رحمتمان را به هر که بخواهیم میرسانیم و پاداش نیکوکاران را ضایع و تباه نمیسازیم» (1)
2- «إِنَّهُ مَنْ یَتَّقِ وَ یَصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ- همانا هر که تقوی بورزد و شکیبائی کند پس قطعا خدای متعال پاداش نیکوکاران را تباه نمیسازد» (2)
توضیح:
این آیات در مورد یوسف علیه السلام نازل شده است،و قرآن
کریم رنجها و گرفتاریهای سختی را که بر او گذشت از حسد بردن برادرانش بر او و به چاه افتادن و اسیری و بردگی و گرفتاریهایی که زن عزیز مصر و زنان شهر برای او بوجود آوردند و تهمت و زندان و...بیان میفرماید،و یوسف علیه السلام در همهی این موارد شکیبائی ورزید و در برابر خدای متعال حق بندگی و تقوی را بجا آورد و همواره نیکوکار و شایسته بود،و پاداش او در دنیا آن شد که به توانائی و فرمانروائی و تسلّط بر خزائن ثروت زمین رسید،و همچنانکه قرآن میفرماید در آخرت پاداش مؤمنان پرهیزکار بزرگتر است.
از این بیان در مییابیم که دنیا و مواهب مادّی آن نزد شارع مقدّس مطلوب و پسندیده است بطوریکه پاداش و ثواب عمل صالح قرار میگیرد.
3- «وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ جَعَلْنا فِی ذُرِّیَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَ الْکِتابَ وَ آتَیْناهُ أَجْرَهُ فِی الدُّنْیا وَ إِنَّهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصّالِحِینَ- و به او اسحق و یعقوب را عطا کردیم،و پیامبری و کتاب را در نسل او قرار دادیم،و پاداش او را در دنیا دادیم و او در آخرت قطعا از شایستگان است» (1)
از این آیه استفاده میشود که خدای متعال در دنیا پاداش ابراهیم علیه السلام را امامت و ریاست دینی و شایستگی در نسل قرار داد،و اینها دنیا به معنای عامّ آن هستند.
4- «أُولئِکَ یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْنِ بِما صَبَرُوا وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ- آنان دو بار پاداششان
1) (1) -سورهی عنکبوت آیهی 27
داده میشود به جهت آنکه شکیبائی ورزیدند و با نیکی بدی را دور میسازند و از آنچه به آنان روزی،دادیم انفاق میکنند» (1)
بنابر آنکه مراد از دوبار پاداش،پاداش در دنیا و پاداش در آخرت باشد.
5- «قُلْ یا عِبادِ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ وَ أَرْضُ اللّهِ واسِعَةٌ إِنَّما یُوَفَّی الصّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ- بگو ای بندگان من که ایمان آوردید،در برابر پروردگار خویش پرهیزکار باشید،برای آنانکه نیکی کنند در این دنیا نیکی خواهد بود،و زمین خدا پهناور است،جز این نیست که شکیبایان پاداششان بیشمار داده میشود» (2)
بنابر آنکه مراد از«حسنه»مال و یا دنیا به معنای اعم آن باشد.
6- «وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللّهِ خَیْرٌ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ- و اگر آنان ایمان میآوردند و تقوی میورزیدند هر آینه پاداش و ثواب از جانب خدا بهتر است اگر بدانند» (3)
بنابر آنکه مراد از«خیر»،دنیای بهتر باشد به قرینهی آیاتی که قبل از آن است.
7- «مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثِیرَةً وَ اللّهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ- کیست آنکه به خداوند قرض الحسنه بدهد تا خدا چندین برابر برایش بیفزاید،و خداوند تنگدستی و گشایش میدهد و به سوی او باز
گردانده میشوید» (1)
بنابر آنکه مضاعف کردن در دنیا باشد همچنانکه ظاهر آیه گویای آنست.و جملهی«خداوند تنگدستی و گشایش میدهد»نیز بر آن دلالت دارد.
8- «یَمْحَقُ اللّهُ الرِّبا وَ یُرْبِی الصَّدَقاتِ وَ اللّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ کَفّارٍ أَثِیمٍ- خداوند ربا را نابود میکند و صدقات را بهرهور میسازد،و خداوند هیچ ناسپاس گناهکاری را دوست ندارد» (2)
9- «فَآتاهُمُ اللّهُ ثَوابَ الدُّنْیا وَ حُسْنَ ثَوابِ الْآخِرَةِ- پس خداوند به آنان پاداش دنیوی و پاداش نیکوی اخروی را عطا فرمود» (3)
10- «وَ مَنْ یُهاجِرْ فِی سَبِیلِ اللّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُراغَماً کَثِیراً وَ سَعَةً- و آنکه در راه خدا هجرت کند در زمین گریز- گاههای بسیار و گشایش خواهد یافت» (4)
11- «مَنْ کانَ یُرِیدُ ثَوابَ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللّهِ ثَوابُ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ- آنکه پاداش دنیوی را میخواهد پس(بداند که) پاداش دنیوی و اخروی نزد خداست» (5)
12- «وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ- و اگر آنان تورات و انجیل و آنچه از پروردگارشان بر آنان نازل شده بر پا میداشتند از بالای سر و از زیر پاهاشان میخوردند(نعمت از هر سو به آنان رو میآورد)-» (6)
13 «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ- و اگر مردم آبادیها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میکردند،قطعا برکتهای آسمان و زمین را بر آنان میگشودیم، ولی تکذیب کردند پس به جهت آنچه انجام میدادند آنان را فرو گرفتیم» (1)
14- «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتِی بارَکْنا فِیها وَ تَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ الْحُسْنی عَلی بَنِی إِسْرائِیلَ بِما صَبَرُوا- سرزمینهای با برکت شرقی و غربی زمین را به قومی که ناتوان داشته میشدند به میراث دادیم، و کلمهی نیکوی پروردگارت در مورد بنی اسرائیل به جهت آنکه شکیبائی کردند،انجام گرفت» (2)
15- «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیکُمْ مِنَ الْأَسْری إِنْ یَعْلَمِ اللّهُ فِی قُلُوبِکُمْ خَیْراً یُؤْتِکُمْ خَیْراً مِمّا أُخِذَ مِنْکُمْ- ای پیامبر به اسیرانی که در دست شماست بگو اگر خداوند خیری در دلهایتان ببیند به شما بهتر از آنچه از شما گرفته شده عطا میکند» (3)
16- «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلا یَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَیْلَةً فَسَوْفَ یُغْنِیکُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شاءَ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ- ای مؤمنان جز این نیست که مشرکان پلیدند پس نباید بعد از امسال به مسجد الحرام نزدیک شوند،و اگر از سنگینی مخارج زندگی و
تنگدستی میترسید پس خداوند اگر بخواهد شما را به فضل و رحمت خود بینیاز میسازد،همانا خدا دانای درستکار است» (1)
17- «وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی وَ یُؤْتِ کُلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ- و از پروردگارتان آمرزش بخواهید آنگاه به سوی او باز گردید که تا مدّتی معیّن و مقدّر به بهرهیی نیکو بهرهمندتان میفرماید و بهر صاحب فضلی فضلش را میدهد(حق هرکس که فضیلتی دارد رعایت میشود)-» (2)
18- «وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً وَ یَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلی قُوَّتِکُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِینَ- و ا ی قوم من!از پروردگارتان آمرزش بخواهید آنگاه به سوی او باز گردید که از آسمان باران بسیار برایتان میفرستد و نیرویی بر نیرویتان میافزاید،و(به خدا)پشت نکنید در حالیکه مجرم و گناهکار باشید» (3)
19- «وَ کَذلِکَ مَکَّنّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ- و این چنین برای یوسف در زمین مکانت و توانائی فراهم ساختیم» (4)
20- «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ- و هنگامیکه پروردگارتان اعلام فرمود اگر شکرگذاری کنید همانا برایتان میافزایم و اگر ناسپاسی نمائید همانا عذاب من بسیار سخت است» (5)
21- «وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قالُوا خَیْراً لِلَّذِینَ
أَحْسَنُوا فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقِینَ- و به آنانکه تقوی پیشه کردند گفته شد پروردگارتان چه فرو فرستاد؟گفتند خیر و خوبی.برای آنانکه نیکی کردند در این دنیا نیکی است و سرای آخرت بهتر است،و سرای تقوی پیشگان بسیار نیکوست» (1)
22- «وَ الَّذِینَ هاجَرُوا فِی اللّهِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ- آنانکه در راه خدا هجرت کردند پس از آنکه ستم دیند همانا در این دنیا جایگاهشان را نیکو میسازیم و پاداش آخرت بزرگتر است اگر بدانند» (2)
23- «وَ أَمّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنی وَ سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا یُسْراً- و امّا آنکه ایمان آورد و کار شایسته کرد پس برای او پاداشی نیکوست و به زودی برای او به گشایش و آسودگی فرمان میدهیم» (3)
«پاداش نیکو»در این آیه پاداشی است که از«ذی القرنین» به آنان میرسد،و آیات قبل از آن گواه این معناست.
24- «وَعَدَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً- خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند وعده میدهد که
آنان را در زمین جانشین سازد چنانکه کسانی را که پیش از ایشان بودند جانشین ساخت،و دینشان را که خدا بر آنان پسندید بر پا دارد و بیمشان را به امنیت مبدّل سازد که مرا بپرستند و چیزی را شریک من قرار ندهند» (1)
25- «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ- و اراده کردهایم که منّت نهیم بر آنانکه در زمین ناتوان داشته شدند و آنان را پیشوایان قرار دهیم و آنان را وارثان قرار دهیم» (2)
26- «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ- و به تحقیق در زبور پس از ذکر نوشتیم:همانا بندگان شایستهی من وارث زمین میشوند» (3)
27- «وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ- و گفتند ستایش برای خدایی است که وعدهی خود را بر ما راست آورد و زمین را به ما به ارث داد» (4)
*** و امّا روایات:
1-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمودند:برترین وسیلهیی که با آن به خدای سبحان توسّل جستهاند ایمان به خدا و پیامبر اوست، و جهاد در راه او که اوج اسلام است...و حج و عمره که این دو فقر را بر طرف میکنند و گناه را تخفیف میدهند،و رسیدگی به
خویشاوندان که این کار مال را فراوان میسازد و مرگ را به تأخیر میافکند. (1)
2-و نیز فرمود:خداوند استغفار را وسیلهیی برای فراوانی رزق و رحمت بر خلق قرار داد،و فرموده است: «اِسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ» (2)از پروردگارتان آمرزش بخواهید همانا او بسیار آمرزنده است،از آسمان بر شما باران بسیار میفرستد و با اموال و پسران کمکتان میکند. (3)
3-و نیز فرمود:آنکه کار آخرت خود را اصلاح کند خداوند کار دنیای او را اصلاح میکند. (4)
4-و نیز فرمود:آنکه برای دینش عمل کند خداوند کار دنیایش را کفایت میفرماید. (5)
5-و نیز فرمود:کسیکه نعمتهای الهی بر او فراوان شود نیازمندیهای مردم به او نیز بسیار میگردد،پس آنکه برای خدا آنچه در نعمتها واجب است در آن نیازمندیها انجام دهد(با نعمتهایی که خدا به او عطا کرده در رفع نیاز مردم بکوشد)موجب دوام و بقاء نعمتها شده است. (6)
6-و نیز فرمود:خداوند ایمان را برای پاک شدن از شرک واجب ساخت...و زکات را برای آنکه وسیلهی رزق باشد. (7)
بنابر آنکه معنای ان روایت آن باشد که پرداخت زکات موجب افزونی در رزقوروزی است.
تتمه:
شایسته است در ذیل همین عنوان برخی آیات و روایات را که حاکی از پاداش دنیوی کارهای نیک است ذکر کنیم،و ذکر آنها از قبیل ذکر«مصداق»برای«عنوان»است؛مثل پاداش نیکی به پدر و مادر،رسیدگی به خویشان،انجام حج، پرداخت زکات و صدقه و انفاق در راه خدا. (1)
امّا آیات:
1-خدای متعال میفرماید: «مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ- مثل آنانکه اموالشان را در راه خدا انفاق میکنند همچون دانهیی است که هفت سنبله برآورد که در هر سنبله صد دانه باشد،و خداوند برای هرکس بخواهد دو برابر میسازد،و خداوند گشایشدهندهی داناست» (2)
ظاهرا این دو برابر کردن در همین دنیاست،به قرینهی دیگر آیات و روایاتی که دربارهی پاداش صدقه و انفاق میباشند و ذکر خواهیم کرد.
2- «وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرّازِقِینَ- و آنچه انفاق نمائید او(خدا)عوضش را میدهد و او بهترین روزیدهندگان است» (1)
یعنی آنچه از اموالتان در کارهای خیر خرج کنید خداوند سبحان به جای آن یا در دنیا با افزودن نعمت و یا در آخرت با پاداش بهشت،به شما عوض میدهد.
3- «مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ- کیست که به خداوند قرض الحسنه بدهد تا برای او دوچندان سازد» (2)
4- «إِنْ تُقْرِضُوا اللّهَ قَرْضاً حَسَناً یُضاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ- اگر به خداوند قرض الحسنه بدهید برایتان دو برابر میسازد و شما را میآمرزد» (3)
ظاهرا مراد از قرض،انفاق و صدقه است،و اطلاق قرض بر آن به جهت آنستکه تلف نمیشود بلکه اصل مالش با اضافه باقی میماند،و نیز ممکن است گفته شود آیه شامل قرض اصطلاحی در فقه هم میشود.
5- «یَمْحَقُ اللّهُ الرِّبا وَ یُرْبِی الصَّدَقاتِ وَ اللّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ کَفّارٍ أَثِیمٍ- خداوند ربا را نابود و صدقات را بهرهور
میسازد و خدا هیچ بسیار ناسپاس گناهکاری را دوست ندارد» (1)
6- «وَ ما آتَیْتُمْ مِنْ رِباً لِیَرْبُوَا فِی أَمْوالِ النّاسِ فَلا یَرْبُوا عِنْدَ اللّهِ وَ ما آتَیْتُمْ مِنْ زَکاةٍ تُرِیدُونَ وَجْهَ اللّهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ- آنچه بربا بدهید که در اموال مردم فزونی یابد نزد خدا افزایشی ندارد و آنچه زکات بدهید که رضای خدا را بخواهید،کسانیکه چنین کنند دوچندان مییابند» (2)
*** و امّا روایات:
1-امام باقر علیه السلام فرمودند:رسیدگی به خویشاوندان (صلهی رحم)اعمال را پاک و اموال را فراوان میسازد و بلا را دفع و حساب در قیامت را آسان میکند و مرگ را به تأخیر میافکند» (3)
2-امام صادق علیه السلام میفرماید:رسیدگی به خویشان اخلاق را نیکو و دست را سخاوتمند و جان را پاکیزه میسازد و رزقوروزی را میافزاید (4)و مرگ را به تأخیر میافکند. (5)
3-امام باقر علیه السلام فرمود:رسیدگی به خویشاوندان
1) (1) -سورهی بقره آیهی 276
2) (2) -سورهی روم آیهی 39(در این آیات«ربا»مقابل«قرض و زکات و صدقه»قرار گرفته و حاکی از آنست که افزایش مال را که در ربا میطلبند خداوند در قرض و زکات و صدقه قرار داده است)
3) (3) -کافی ج 2 ص 150
4) (4) -«رزق»در این روایات اگر قط به معنای مواهب دنیا و مال نباشد قطعا شامل انها میشود.
5) (5) -کافی 151/2
اخلاق را نیکو میسازد...و رزقوروزی را میافزاید... (1)
4-امام باقر علیه السلام فرمود:رسیدگی به خویشان اعمال را پاک و بلا را دفع میکند و اموال را فراوان و عمر را طولانی میسازد و رزقوروزی را وسعت میبخشد... (2)
5-رسول خدا صلی اللّه علیه و آله میفرمودند:هرکس تأخیر مرگ و افزایش روزی را دوست دارد به خویشاوندانش رسیدگی کند(صلهی رحم نماید). (3)
6-«سلیمان بن هلال»میگوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم:افراد فلان خاندان نسبت به هم نیکی و رسیدگی میکنند،امام علیه السلام فرمود:در اینصورت اموالشان فراوان و افرادشان نیز بسیار خواهد شد و همواره در این حال خواهند بود تا آنگاه که از یکدیگر ببرند و قطع مراوده نمایند،پس هنگامیکه چنین کنند(افزایش مال و افراد)از ایشان زایل میشود و از دست میدهند. (4)
7-رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمودند:قومی فاجر که پرهیزکار نیستند صلهی رحم میکنند و اموالشان فراوان و عمرهاشان طولانی میشود،حال اگر پرهیزکار و شایسته باشند چه خواهد شد؟ (5)
8-رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمودند:هرکس دوست دارد خداوند عمرش را طولانی سازد و در روزیش گشایش دهد، صلهی رحم نماید. (6)
9-امام صادق علیه السلام فرمودند:صلهی رحم اعمال را پاک و اموال را فراوان و حساب(در قیامت)را آسان میسازد و بلا را دفع میکند و رزقوروزی را میافزاید. (1)
10-امام باقر علیه السلام فرمود:در کتاب امیر مؤمنان علیه السلام ذکر شده که سه خصلت است که دارندهی آنها نمیمیرد تا نتیجهی ناگوار انها را میبیند:ستم و تجاوز به دیگری،بریدن از خویشاوند،و سوگند دروغ.و زود پاداشتر از هر عبادتی صلهی رحم است،همانا قومی فاجر و بدکارند پس به یکدیگر رسیدگی و صلهی رحم میکنند اموالشان افزایش مییابد و ثروتمند میشوند... (2)
11-رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمودند:آیا شما را به بهترین اخلاق دنیا و آخرت راهنمائی نکنم؟عرض کردند:
بفرمائید ای رسول خدا.
فرمود:آنست که صلهی رحمکند نسبت به کسیکه از او بریده،و عطا کند به کسیکه او را محروم داشته،و عفو کند کسی را که بر او ستم کرده است.هرکس دوست دارد عمرش طولانی شود و رزقوروزیش وسعت یابد،پرهیزگاری کند و صلهی رحم نماید. (3)
12-برخی راویان از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله نقل کردهاند که فرمود:صلهی رحم موجب افزایش مال و محبوبیت
در خانواده و طولانی شدن عمر است. (1)
(و بسیاری روایات دیگر که مضمون آنها با آنچه ذکر کردیم یکسان است و علاقمندان میتوانند مراجعه نمایند)
13-امام صادق علیه السلام فرمود:نیکی با همسایه رزقو روزی را میافزاید. (2)
14-پیامبر صلی اللّه علیه و آله فرمودند:کسیکه نیازی از نیازهای دنیوی شخص نیازمند سختی دیدهیی را بعهده بگیرد و در این را گام بردارد تا خداوند از او رفع نیاز کند،خدای متعال به او پاکی و برائت از نفاق و امان از آتش دوزخ عطا میکند،و هفتاد حاجت از حوائج دنیای او را برآورده میسازد،و همواره در رحمت خداوند غوطهور است تا از آن کار باز گردد. (3)
15-امام صادق علیه السلام فرمود:چه چیز مردی از شما را باز میدارد که به پدر و مادرش نیکی کند وقتی زندهاند و وقتی مردهباشند برای آنان نماز بخواند و حج برود و روزهبگیرد،که آنچه انجام دهد برای آنان خواهد بود(ثوابش به آنان میرسد)و برای خودش نیز مانند آن است(خودش نیز پاداش آنچه انجام داده مییابد)و خدای عزیز و جلیل به جهت نیکی و صلهی او (4)، برایش خیر بسیاری میافزاید. (5)
16-«بزنطی»می گوید امام رضا علیه السلام میفرمود:
مردی از بنی اسرائیل یکی از خویشان خود را کشت،آنگاه جسد او را در راه برترین سبط از اسباط بنی اسرائیل افکند(بنی اسرائیل دوازده قبیله از فرزندان دوازده پسر یعقوب علیه السلام بودند و به این قبایل اسباط بنی اسرائیل گفته میشد)آنگاه آمد و به خونخواهی مقتول پرداخت.به موسی علیه السلام گفتند افراد فلان سبط فلان مرد را کشتند،به ما خبر بده که چه کسی او را کشته است؟
فرمود:گاوی نزد من بیاورید.
(در دنبالهی روایت میفرماید):
در جستجوی آن گاو(با مشخصات تعیین شده)بر آمدند،و آنرا نزد جوانی از بنی اسرائیل یافتند،آن جوان گفت:گاو را جز در برابر آنقدر طلا که پوست آنرا پر کند نمیفروشم.
جویندگان نزد موسی علیه السلام باز گشتند و موضوع را باز گفتند،فرمود:آنرا بخرید.آنرا خریدند و نزد موسی آوردند و فرمان داد گاو را ذبح کنند...
یکی از یاران موسی علیه السلام به او غرض کرد:این گاو سرگذشتی دارد.
فرمود:چیست؟
عرض کر:جوانی از بنی اسرائیل نسبت به پدر خود نیکوکار بود،یکبار گوسالهیی خریداری کرد و(برای آوردن بها)نزد پدرش آمد و او را دید که خفته است و کلیدهای (صندوق یا محلّی که پول و قیمت در آن بود)زیر بالین اوست.نپسندید که پدر را از خواب بیدار کند(و استراحت او ار ضایع سازد)بنابراین از خرید خود صرفنظ ر کرد؛هنگامی که پدرش بیدار شد جریان را به او گفت،پدرش گفت:کار خوبی کردی،بیا این گاو را به
جای آنچه از دست دادی بگیر.
پیامبر خدا موسی علیه السلام فرمود:ببینید نیکوکاری به نیکوکار چه میرساند! (1)
(این روایتی طولانی است و ما قسمتی از آنرا که مورد نظرمان بود ذکر کردیم).
17-امام صادق علیه السلام فرمود:هرکس دوست دارد خدای عزیز و جلیل سختیهای هنگام مرگ را بر او سبک و آسان سازد به خویشان خود رسیدگی و صلهی رحم نماید و به پدر و مادر مهربان و نیکو کار باشد،اگر چنین باشد خدا سختیهای هنگام مرگ را بر او آسان میسازد و در زندگی نیز هرگز دچار فقر نمیشود. (2)
18-امام باقر علیه السلام فرمود:نیکوکاری و صدقهی پنهانی فقر را بر طرف میکنند و بر عمر میافزایند... (3)
19-امام صادق علیه السلام فرمود:اگر دوست داری خداوند عمرت را بیفزاید پدر و مادرت را خوشحال کن.و نیز فرمود:نیکوکاری رزق و روزی را میافزاید. (4)
20-رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمودند:همانا خاندانی نیکوکارند(نسبت به دیگران نیکی میکند)و اموالشان افزایش مییابد با آنکه فاسق و فاجرند(و متدّین نیستند) (5)
21-امام باقر علیه السلام فرمود:حج فقر را برطرف میسازد و صدقه بلا را دفع میکند و نیکی عمر را میافزاید. (1)
22-پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرمودند:هرکس دوست دارد که عمرش طولانی شود و روزیش وسعت یابد نسبت به پدر و مادر صله و رسیدگی کند که همانا صلهی پدر و مادر از عبادت خداست. (2)
23-رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمودند:حج و عمره فقر و گناهان را برطرف میسازد همچنانکه کوره زنگ آهن را پاک میکند. (3)
(و به این مضمون روایات بسیار زیادی با اسناد گوناگون رسیده است).
24-امام کاظم علیه السلام فرمود:کسیکه حج انجام داده باشد هرگز به املاق(بیچیزی و مستمندی)دچار نمیشود.
عرض کردم:املاق چیست؟
فرمود:گفتار خدا(که میفرماید): «وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاقٍ- فرزندان خود را از ترس مستمندی نکشید». (4)
و در روایتی دیگر با این اضافه ذکر شده است که پرسید:
املاق چیست؟
فرمود:مفلس شدن است. (5)
25-امام صادق علیه السلام فرمود:پیدرپی به حج و عمره رفتن سنگینی فقر و مرگ ناپسند را دفع میکند. (1)
26-امام صادق علیه السلام فرمود:هرکس دو بار حج بجای آورد همواره در خیر خواهد بود تا بمیرد. (2)
27-امام صادق علیه السلام فرمود:هرکس سه بار حج گذارد هرگز دچار فقر نخواهد شد. (3)
28-رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمودند:فقر و تب ملازم کسیکه بر حج و عمره مداومت میورزد نمیشود. (4)
29-امام صادق علیه السلام فرمود:چون شب عرفه در رسد خداوند دو فرشته را بر میانگیزد که بر چهرهی مردم نظر کنند، پس وقتی مردی را که هر سال به حج میآمده نیابند یکی از آندو به دیگری میگوید:فلان شخص چه شده است؟میگوید:
خدای عزیز و جلیل داناتر است.پس یکی از آندو میگوید:بار خدایا اگر فقر او را از آمدن به حج بازداشته است او را بینیاز گردان، و اگر قرض او را باز داشته است برایش ادا فرما،و اگر بیماری او را بازداشته است شفایش بده،و اگر مرگ او را بازداشته است او را بیامرز و رحمت کن. (5)
30-رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمودند:هرکس دنیا و آخرت میخواهد به سوی این خانه(کعبه)بیاید... (6)
31-امام صادق علیه السلام فرمود:صدقه قرض را ادا
میکند و برکت را جانشین میسازد. (1)
32-امام صادق علیه السلام فرمود:...صدقهی نیکو قرض را ادا و برکت را جانشین میسازد. (2)
33-امام باقر علیه السلام فرمود:نیکی و صدقه فقر را برطرف میسازند و عمر را میافزایند و هفتاد گونه مرگ ناپسند را از انجامدهندهی خود دفع میکنند. (3)
34-رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمودند:صدقه بدهید، که همانا صدقه مال را فراوان میسازد،پس صدقه بدهید خدا رحمتتان کند. (4)
35-امام صادق به فرزند خود«محمّد»فرمود:پسرم چقدر از این مال اضافه نزد تو مانده است؟
عرض کرد:چهل دینار.
فرمود:بیرون برو و آنرا صدقه بده.
عرض کرد:نزد من جز همین چهل دینار چیزی باقی نمانده است.
فرمود:آنرا صدقه بده که خداوند به جای آن میدهد،آیا نمیدانی که برای هر چیزی کلیدی است و کلید رزقوروزی صدقه است؟پس آنرا صدقه بده. (5)
36-امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود:رزقوروزی
را با صدقه فرود آورید،آنکه یقین داشته باشد عوض آنرا میگیرد در عطا کردن سخاوتمندی میکند،همانا خدا به قدر هزینه، روزی نازل میفرماید. (1)
(روایات زیادی به این مضمون رسیده است).
37-امام صادق علیه السلام فرمود:صدقه در شب خشم پروردگار را فرو مینشاند...و صدقه در روز مال را بار آور میسازد و عمر را میافزاید. (2)
38-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:از آنچه خدا روزیتان داده انفاق کنید که همانا انفاقکننده همچون مجاهد در راه خداست،پس آنکه به عوض گرفتن یقین داشته باشد بخشنده و سخی میشود...اموالتانرا با زکات حفظ کنید... (3)
1-خدای متعال میفرماید: «وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِیراً إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِینِ- بیهوده مال را تلف مکن،تلف کنندگان برادران شیطانهایند» (1)
توضیح:
«تبذیر»یعنی بیهوده تلف کردن،و از اینکه تلف کردن حرام و ناپسند است در مییابیم چیزی که از تلف کردن آن نهی شده نزد خدای متعال محبوب و پسندیده است.
2- «وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا- همان روز جمعآوری محصول حق آنرا بپردازید و زیادهروی نکنید» (2)
3- «کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ- بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که همانا او اسرافکاران را دوست ندارد» (3)
4- «وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً- و آنانکه چون انفاق کنند زیادهروی نمیکنند و سختگیری هم نمینمایند و رفتاری میان این دو دارند» (1)
این آیه در دنبال آیاتی است که بندگان خدای رحمان را توصیف میفرماید،و او صافی که در این آیات ذکر شده برخی واجب و برخی مستحب و فضیلت و کمال است،بهمین جهت نمیتوان حرمت اسراف را از این آیه استفاده کرد.
«تفسیر مجمع البیان»میگوید:در معنای اسراف اختلاف است،برخی گفتهان اسراف،خرج کردن در معاصی است و «اقتار»خودداری از پرداختن حقوق الهی...و نیز گفتهاند «اسراف»زیادهروی در انفاق است،و«اقتار»کوتاهی کردن از مقداری که لازم است. (2)
و«قوام»جّد وسط است،چنانکه در روایتی امام صادق علیه السلام نیز بیان فرمودهاند. (3)
بنابراین آیهی شریفه به حدّ وسط فرمان میدهد و از افراط و تفریط نهی میفرماید،همچنانکه در همهی امور اعتدال و میانهروی شایسته است.و مضمون این آیه موافق روایاتی است که در مورد کسانیکه دعایشان مستجاب نمیشود قبلا ذکر شد، و میفرماید«مردی مالی دارد و بیهوده تلف میکند آنگاه میگوید:پروردگارا به من روزی بده.خداوند میفرماید:آیا ترا
به اقتصاد و میانهروی فرمان ندادم».
و«اقتصاد»همان حدّ وسط در انفاق و اعتدال در آن است.
ظاهرا منظور آیهی شریفه معنای دوّم است،و معنای اوّل یکی از مصداقهای معنای دوّم میباشد.
5- «اَلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَکُمْ- خدایی که زمین را بستر شما قرار داد و آسمان را ساختمانی،و از آسمان آبی فرو فرستاد و با آن محصولات را برآورد تا رزقوروزی شما باشد» (1)
6- «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً- اوست (خدایی)که همهی آنچه در زمین است برای شما آفرید» (2)
7- «وَ لَقَدْ مَکَّنّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَکُمْ فِیها مَعایِشَ- و قطعا ما شما را در زمین جایگزین و توانا ساختیم و در آن معیشتهایی برایتان قرار دادیم» (3)
8- «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ- بگو چه کسی زینت خدا را که برای بندگانش برآورده و پاکیزههای از رزقوروزی را حرام کرده است؟بگو آنها در زندگانی دنیا برای مؤمنان است و در قیامت مخصوص ایشان است» (4)
9- «وَ جَعَلْنا لَکُمْ فِیها مَعایِشَ- و برای شما در آن
معیشتهایی قرار دادیم» (1)
10- «وَ آتاکُمْ مِنْ کُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللّهِ لا تُحْصُوها- و به شما از هرچه خواستهاید داده است،و اگر نعمت خدا را بشمرید،شمار آنرا نمیتوانید» (2)
11- «وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَکُمْ فِیها دِفْءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْکُلُونَ ...وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللّهِ لا تُحْصُوها- و چارپایان را آفرید،در آنها برایتان پوشش گرم و سودمندیهایی است و از آنها میخورید...و اگر نعمت خدا را بشمرید شمار آنرا نمیتوانید» (3)
12- «أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللّهَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً- آیا نمیبینید که خدا آنچه در آسمان و آنچه در زمین است در اختیار شما قرار داده و نعمتهای آشکار و پنهانش را بر شما تمام کرده است» (4)
13- «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ وَ الْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ- آیا نمیبینی که خدا آنچه در زمین است در اختیار شمار قرار داد و کشتی را که به فرمان او در دریا روان است» (5)
14- «وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ- و آنچه در آسمان و زمین است در اختیار شما قرار داد» (6)
15- «وَ اللّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ بُیُوتِکُمْ سَکَناً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ
جُلُودِ الْأَنْعامِ بُیُوتاً... و خداوند خانههایتان را برایتان آرامشگاهی قرار داد،و از پوست چارپایان برایتان خانههایی پدید آورد...» (1)
16- «اَلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ جَعَلَ لَکُمْ فِیها سُبُلاً ...ثُمَّ تَذْکُرُوا نِعْمَةَ رَبِّکُمْ إِذَا اسْتَوَیْتُمْ عَلَیْهِ- آنکه زمین را برایتان بستری هموار ساخت و در آن برای شما راههایی قرار داد...آنگاه یاد آورید نعمت پروردگارتان را وقتی بر آن قرار گرفتید» (2)
17- «هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً- اوست که زمین را برایتان رام ساخت» (3)
18- «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً- پس گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید همانا او بسیار آمرزنده است،از آسمان باران فراوان برایتان میفرستد و با اموال و پسران یاریتان میکند و برایتان باغها بوجود میآورد و نهرها جاری میسازد» (4)
19- «أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً وَ الْجِبالَ أَوْتاداً وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجّاجاً لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَباتاً وَ جَنّاتٍ أَلْفافاً- آیا زمین را گهوارهیی قرار ندادیم و کوهها را میخهایی...و روز را برای کسب معیشت قرار دادیم...و از ابرهای فشردهی پر باران آبی ریزان فرو فرستادیم تا به آن دانه و رستنی و باغهای انبوه درهم پیچیده
برویانیم» (1)
20- «وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها وَ الْجِبالَ أَرْساها مَتاعاً لَکُمْ وَ لِأَنْعامِکُمْ- و زمین را پس از آن بگستراند،و آب و چراگاهش را برآورد،و کوهها را استوار ساخت،تا موجب بهرهمندی شما و چارپایانتان باشند» (2)
21- «فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلی طَعامِهِ مَتاعاً لَکُمْ وَ لِأَنْعامِکُمْ- پس انسان باید به غذایش بنگرد...متاعی است برای شما و چارپایانتان» (3)
22- «وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَکاً رِزْقاً لِلْعِبادِ- و از آسمان آبی با برکت فرو فرستادیم...برای رزقوروزی بندگان» (4)
23- «وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ فِیها فاکِهَةٌ فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ- و زمین را برای مردمان قرار داد،در آن میوه است...پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید...از آن دو،مروارید و مرجان بیرون میآید،پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید» (5)
24- «وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ- و هرکس در برابر خدا پرهیزکار باشد برای او راه خروجی از بنبستها قرار میدهد و از طریقی که گمان نمیکند
به او روزی میرساند» (1)
توضیح در مورد دلالت این آیات:
میبینیم که خدای متعال بر بندگان منّت میگذارد که به آنان«دنیا»به معنای عام آنکه مال و ثروت و ریاست و...
باشد عطا کرده است،و این منّت نهادن و برشمردن نعمتها بر محبوبیت آنها نزد خدا دلالت دارد(اضافه بر این آفرینش زمین و نهرها و درختها و چارپایان و معادن و گنجهای آنکه برای انسان و به جهت اکرام اوست برای دلالت بر آنچه ما درصدد آنیم کافی است)و واجب است از نعمتهای الهی در آنچه بر انسان حرام نباشد استفاده شود،زیرا منظور از آفرینش این نعمتها انسان است.
1) (1) -سورهی طلاق آیهی 3
(1) 1-خدای متعال میفرماید: «وَ إِذا أَذَقْنَا النّاسَ رَحْمَةً مِنْ بَعْدِ ضَرّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذا لَهُمْ مَکْرٌ فِی آیاتِنا- و هنگامیکه به مردم پس از مشقّتی که به ایشان رسیده است رحمتی میچشانیم،در آیات ما نیرنگ میورزند» (2)
2- «وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إِنَّهُ لَیَؤُسٌ کَفُورٌ- و اگر از خود رحمتی به انسان بچشانیم سپس آنرا از او بگیریم،هر آینه بسیار نومید و ناسپاس خواهد بود» (3)
3- «نُصِیبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ وَ لا نُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ- رحمتمان را بهرکس بخواهیم میرسانیم،و پاداش نیکوکاران را تباه نمیکنیم» (4)
4- «قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِکُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّی إِذاً لَأَمْسَکْتُمْ خَشْیَةَ الْإِنْفاقِ- بگو اگر شما مالک گنجینههای رحمت پروردگارم میبودید هر آینه از ترس بخشش،امساک میورزیدید» (1)
5- «فَأَرادَ رَبُّکَ أَنْ یَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ یَسْتَخْرِجا کَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ- پس پروردگارت اراده فرمود که آندو به رشد خود برسند و گنجشان را استخراج کنند،به جهت رحمتی از پروردگارت» (2)
6- «ثُمَّ إِذا أَذاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً إِذا فَرِیقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ یُشْرِکُونَ- پس چون به ایشان رحمتی از خود بچشاند در اینهنگام گروهی از آنان به پروردگارشان شرک میورزند» (3)
7- «وَ إِذا أَذَقْنَا النّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِها- و چون رحمتی به مردم بچشانیم به آن شادمان میشوند» (4)
8- «ما یَفْتَحِ اللّهُ لِلنّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِکَ لَها- خدا انچه از رحمت بر مردم بگشاید کسی نمیتواند جلوی آنرا بگیرد» (5)
9- «أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَحْمَةِ رَبِّکَ الْعَزِیزِ الْوَهّابِ- یا گنجینههای رحمت پروردگار عزّتمند بخشندهی تو نزد ایشان است؟» (6)
10- «وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنّا- به جهت
رحمتی از جانب ما خانوادهاش و همراه آنان همانندشان را به او عطا کردیم» (1)
11- «قُلْ أَ فَرَأَیْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ إِنْ أَرادَنِیَ اللّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ کاشِفاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرادَنِی بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِکاتُ رَحْمَتِهِ- بگو خیر دهید مرا آنچه غیر از خدا میخوانید،اگر خدا بخواهد به من گزندی برساند آیا آنها برطرف کنندهی گزند او هستند،یا بخواهد رحمتی نصیبم سازد آیا آنان بازدارندهی رحمت اویند؟» (2)
12- «وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً مِنّا مِنْ بَعْدِ ضَرّاءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ هذا لِی- و اگر به او رحمتی او خود بچشانیم پس از مشقتّی که به او رسیده است،هر آینه میگوید این برای من است» (3)
13- «وَ إِنّا إِذا أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها- و ما چون به انسان رحمتی از خود بچشانیم به آن شادمان میشود» (4)
«راغب»در«مفردات»میگوید:«رحمت،حال رقتّی است که موجب احساس نسبت به«مرحوم»میشود،و گاهی در مجرّد معنای«رقّت»استعمال میشود و گاهی در مجرّد «احسان»بدون رقت...و هنگامیکه خدای متعال به آن وصف شود،مراد«احسان»مجرّد و بدون رقت است و بهمین جهت روایت شده«رحمت»از خدا،نعمت و افزونی دادن،و از انسانها رقّت و ترحّم است» (5)
اطلاق«رحمت»بر ثروت و پادشاهی در برخی از این آیات اشکالی ندارد،همچنانکه اطلاق«رحمت»بر دنیا به معنای اعم آن بگونهیی که شامل سلامتی و امنیت و علم و...شود در برخی دیگر از این آیات بلا اشکال است،و تمسک به این آیات،تمسّک به«عام»در«شبههی موضوعیه»نخواهد بود.
توضیح آنکه:آیهیی مثل: «قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِکُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّی إِذاً لَأَمْسَکْتُمْ خَشْیَةَ الْإِنْفاقِ در اطلاق رحمت بر مال ظهور دارد،برای آنکه امساک و بخل از ترس بخشیدن قطعا مربوط به مال است و اشتمال آن بر اموری نظیر«علم»مشکل است.
امّا در آیهیی نظیر: «وَ إِذا أَذَقْنَا النّاسَ رَحْمَةً مِنْ بَعْدِ ضَرّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذا لَهُمْ مَکْرٌ فِی آیاتِنا» مرارد از رحمت نعمتی از نعمتهای دنیاست،پس قطعا دنیا به معنای عام آن منظور است ولی اشتمال آن بر خصوص مال مورد تردید میباشد،و تمسک به اینگونه آیات برای اثبات اطلاق«رحمت»بر دنیا به معنای عام آن از قبیل تمسّک به عام در شبههی موضوعیّه نیست؛آری تمسک به اینگونه آیات برای آنکه اطلاق رحمت بر مال را اثبات کنیم درست نیست زیرا شمول آن مورد تردید است.
1-قرآن کریم میفرماید: «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النّارِ- و از ایشان کسانی هستند که میگویند پرودگارا در دنیا به ما نیکی بده و در آخرت نیکی بده و از عذاب آتش نگاهمان دار» (1)
راغب میگوید:«حسنه»بهر نعمت خوشآیندی گفته میشود که در جان یا تن یا امور و احوال دیگر به انسان برسد،و مقابل آن«سیّئه»است. (2)
توضیح در مورد دلالت آیه:
مؤمن آنچه در دنیا و آخرت خوشایند اوست و او را شاد میسازد از خدای متعال خواستار است،بنابراین چیزهایی نظیر گشایش در روزی،همسر شایسته،خانهی وسیع،ثروت، سلامتی،خردمندی،پیروزی بر دشمن و...همه«حسنه»
هستند،و در روایات ائمه علیهم السلام نیز«حسنه»به برخی از همین نعمتها تفسیر شده که در واقع از باب بیان مصداق است.
2- «ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ وَ أَرْسَلْناکَ لِلنّاسِ رَسُولاً وَ کَفی بِاللّهِ شَهِیداً- آنچه از نیکیها به تو برسد از خداست و آنچه از بدیها به تو برسد از خودت است و ترا بعنوان رسول و پیامبر برای مردم فرستادیم و خداوند برای گواهی کافی است» (1)
3- «وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ فَإِذا جاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قالُوا لَنا هذِهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ یَطَّیَّرُوا بِمُوسی وَ مَنْ مَعَهُ أَلا إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللّهِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ- و قطعا بر خاندان فرعون با قحطی و کمبود محصولات سخت گرفتیم شاید متذکّر شوند،پس هنگامی که نیکی به آنان روی میآورد میگفتند این برای ماست،و اگر بدی هب ایشان میرسید شومی را به موسی و کسانیکه با او بودند نسبت میدادند،همانا شومی آنان نزد خداست ولی بیشتر آنان نمیدانند» (2)
4- «وَ اکْتُبْ لَنا فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ إِنّا هُدْنا إِلَیْکَ- و برای ما در این دنیا و در آخرت نیکی بنویس، همانا ما به سوی تو باز گشتهایم» (3)
5- «إِنْ تُصِبْکَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْکَ مُصِیبَةٌ یَقُولُوا
قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ وَ یَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ- و اگر به تو نیکی برسد بدشان میآید و اگر به تو مصیبتی برسد میگویند از پیشتر مراقب امورمان بودهایم،و با شادمانی روی برمیتابند» (1)
6- «إِنَّ إِبْراهِیمَ کانَ أُمَّةً قانِتاً لِلّهِ حَنِیفاً وَ لَمْ یَکُ مِنَ الْمُشْرِکِینَ شاکِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ وَ آتَیْناهُ فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ إِنَّهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصّالِحِینَ- ابراهیم پیشوایی متواضع در برابر خدا و گروندهی به دین حق بود و از مشرکان نبود،شکرگزار نعمتهای خدا بود،خداوند او را برگزید و به صراط مستقیم هدایت فرمود،و به او در دنیا نیکی دادیم و همانا او در اخرت از شایستگان است.» (2)
7- «وَ الَّذِینَ هاجَرُوا فِی اللّهِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ- آنانکه در راه خدا مهاجرت نمودند پس از آنکه ستم دیدند،جایگاهشان را در دنیا نیکو میسازیم و هر آینه پاداش آخرت بزرگتر است اگر بدانند» (3)
8- «وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قالُوا خَیْراً لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقِینَ- و به آنانکه پرهیزگاری کردند گفته شد پروردگارتان چه نازل فرمود؟گفتند:خیر و خوبی.برای آنانکه نیکی کردند در این دنیا نیکی است و هر آینه سرای آخرت بهتر است و همانا سرای پرهیزکاران نیکوست» (4)
9- «وَ ابْتَغِ فِیما آتاکَ اللّهُ الدّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا وَ أَحْسِنْ کَما أَحْسَنَ اللّهُ إِلَیْکَ- و در آنچه خدا بتو داده سرای آخرت را بجوی،و بهرهات را از دنیا نیز فراموش مکن و نیکی کن همچنانکه خدا به تو نیکی کرد» (1)
10- «قُلْ یا عِبادِ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ وَ أَرْضُ اللّهِ واسِعَةٌ- بگو ای بندگان من که ایمان آورید،در برابر پروردگارتان پرهیزگار باشید،برای انان که نیکی کنند در این دنیا نیکی خواهد بود و زمین خدا پهناور است» (2)
11- «وَ إِذْ قالَ مُوسی لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَعَلَ فِیکُمْ أَنْبِیاءَ وَ جَعَلَکُمْ مُلُوکاً وَ آتاکُمْ ما لَمْ یُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالَمِینَ- و آنگاه که موسی به قوم خود گفت ای قوم من یاد آرید نعمت خدا را بر شما هنگامی که میان شما پیامبرانی قرار داد و شما را پادشاهانی گردانید و عطا کرد به شما آنچه به احدی از جهانیان عطا نکرده است» (3)
12- ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ- این بدانجهت است که خدا تغییر دهندهی نعمتی که به قومی عطا فرموده نیست تا آنچه در خودشان است تغییر دهند.» (4)
13- «وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرّاءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّیِّئاتُ عَنِّی إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ- و اگر به او نعمتی بچشانیم پس
از مشقّتی که بدو رسیده،هر آینه میگوید بدیها از من رفت،و همانا او شادمان و فخرکننده است» (1)
14- «اَللّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَکُمْ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللّهِ لا تُحْصُوها- خدایی که آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان آبی فرو فرستاد آنگاه با آن محصولات را رویاند تا روزی شما باشد...و اگر نعمت خدا را بشمرید شمار آن نمیتوانید» (2)
15- یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللّهِ ثُمَّ یُنْکِرُونَها وَ أَکْثَرُهُمُ الْکافِرُونَ- نعمت خدا را میشناسند آنگاه آن را انکار میکنند و بیشتر آنان کافرند» (3)
16- «فَکُلُوا مِمّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلالاً طَیِّباً وَ اشْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ- پس بخورید از آنچه خداوند روزی شما ساخته و حلال و پاکیزهاند و سپاسگزار نعمت خدا باشید» (4)
17- «أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللّهَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً- آیا نمیبینید که خدا آنچه در آسمان و آنچه در زمین است در اختیار شما قرار داده و نعمتهای آشکار و پنهانش را بر شما تمام کرده است» (5)
18- «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللّهِ- آیا نمیبینی کشتی در دریا به لطف خدا روان است» (6)
19- «یا أَیُّهَا النّاسُ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ هَلْ مِنْ
خالِقٍ غَیْرُ اللّهِ یَرْزُقُکُمْ- ای مردم نعمت خدا را بر شما بیاد آرید،آیا آفرینندهیی جز خدا وجود دارد که به شما روزی دهد» (1)
«نعمت»در این آیات بر دنیا اطلاق شده،اضافه بر این، آیات در مقام منّت گذاری و برشمردن نعمتها هستند که این خود تأکیدی بر مدعای ماست.
20- «فَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعانا ثُمَّ إِذا خَوَّلْناهُ نِعْمَةً مِنّا قالَ إِنَّما أُوتِیتُهُ عَلی عِلْمٍ- پس هنگامیکه به انسان مشقّتی برسد ما را میخواند و دعا میکند آنگاه چون نعمتی از خود به او عطا کنیم میگوید همانا آن را بنابر دانشی بدست آوردم» (2)
21- «وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَی الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأی بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِیضٍ- و چون به انسان نعمت بدهیم روی بر میگرداند و کنار میکشد و چون شرّی به او برسد دعای عریض و پهناوری دارد» (3)
22- «وَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْواجَ کُلَّها وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنَ الْفُلْکِ وَ الْأَنْعامِ ما تَرْکَبُونَ لِتَسْتَوُوا عَلی ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْکُرُوا نِعْمَةَ رَبِّکُمْ إِذَا اسْتَوَیْتُمْ عَلَیْهِ وَ تَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما کُنّا لَهُ مُقْرِنِینَ- و خدایی که همهی جفتها را آفرید و از کشتی و چارپایان برایتان مرکب ساخت تا بر پشت آن قرار گیرید آنگاه چون بر آن استوار نشستید نعمت خدا را بیاد آرید و بگویید منزّه است آنکه این را برای ما رام ساخت و ما حریف آن نبودیم» (4)
23- «کَمْ تَرَکُوا مِنْ جَنّاتٍ وَ عُیُونٍ وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ کَرِیمٍ وَ نَعْمَةٍ کانُوا فِیها فاکِهِینَ- چه بسیار باغها و چشمهسارها و کشتزارها و جایگاه پسندیده و نعمتی که در آن خوشگذرانی میکردند بر جای نهادند» (1)
24- إِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً لِیَغْفِرَ لَکَ اللّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِراطاً مُسْتَقِیماً- ما برایت فتح کردیم فتحی روشن و آشکار،تا در گذرد خدا از گناه گذشته و آیندهات و نعمتش را بر تو تمام سازد و ترا به صراطی مستقیم هدایت فرماید» (2)
توضیح:چنانکه برخی گفتهاند مراد از نعمت در این آیه سلطنت و حکومت است،و لا اقل معنای عامّ نعمت شامل اینها نیز میشود.(توجه شود)
25- «وَ ذَرْنِی وَ الْمُکَذِّبِینَ أُولِی النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلِیلاً- تکذیبکنندگان صاحب نعمت را با من واگذار و اندکی به ایشان مهلت ده» (3)
توضیح:مراد از«صاحبان نعمت»همان ثروتمندان است، ولی میتوان اشکال کرد که اطلاق در نظایر این آیه باعتبار آنست که مردم آنان را صاحب نعمت میبینید.(توجه شود)
26- «فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ وَ أَمّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی
أَهانَنِ- امّا آدمی چون پروردگارش او را آزمایش کند پس او را اکرام نماید و نعمت دهد میگوید پروردگارم مرا اکرام کرد،و چون او را آزمایش کند پس روزیش را تنگ سازد میگوید پروردگارم مرا خوار ساخت» (1).
*** و امّا روایات 1-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:شکرگزاری زینت بینیازی است. (2)
از کلمهی«شکرگزاری»در مییابیم که«غنی و بینیازی» نعمت است زیرا«شکر»در برابر نعمت بکار میرود.
2-و نیز فرمود:آگاه باشید همانا فراوانی مال و ثروتمندی جزو نعمتهاست،و برتر از فراوانی مال سلامتی بدن است و برتر از سلامتی بدن تقوای قلب است. (3)
3-و نیز فرمود:کسیکه نعمتهای الهی بر او فراوان شود نیازمندیهای مردم به او نیز بسیار میگردد،پس آنکه برای خدا آنچه در نعمتها واجب است در آن نیازمندیها انجام دهد(با نعمتهایی که خدا به او عطا کرده در رفع نیاز مردم بکوشد و واجبات مالی خود را بپردازد)موجب دوام و بقاء نعمتها شده است،و آنکه آنچه در آن نعمتها واجب است بر پا ندارد و انجام ندهد،آن نعمتها را در معرض زوال و فنا قرار داده است (4)
4-و نیز فرمود:سوگند به خدا هرگز چنین نبوده که قومی در ناز و نعمت زندگی کنند و نعمتهاشان زوال یابد مگر به جهت گناهانی که مرتکب شدهاند. (1)
1) (1) -نهج البلاغه 119/2
1-خدای متعال میفرماید: «وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْکَنَةُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللّهِ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ- و خواری و بینوائی بر آنان افکنده شد و به غضبی از جانب خدا دچار شدند،برای آنکه به آیات خدا کفر میورزید و پیامبران را بناحق میشکتند،و برای آنانکه نافرمانی کردند و متجاوز بودند» (1)
بنابرآنکه مبتلا کردن آنان به خواری و بینوائی بطور «تکوینی»باشد معنای آیه مطابق منظور ما است،و استثنائی هم که در آیهی دیگر نقل شده بر همین معنا گواهی میدهد:
«ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ أَیْنَ ما ثُقِفُوا إِلاّ بِحَبْلٍ مِنَ اللّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النّاسِ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللّهِ وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الْمَسْکَنَةُ ذلِکَ
1) (1) -سورهی بقره آیهی 60
بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللّهِ وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ- هر کجا باشند خواری و ذلّت بر آنان زده شده مگر به وسیله و عهدی از جانب خدا و یا وسیله و عهدی از سوی مردم،و به غضبی از خدا دچار شدند و فقر و بینوائی بر آنان زده شد،این برای آنست که به آیات خدا کفر میورزیدند و پیامبران را بناحق میکشتند و برای آنکه نافرمانی کردند و متجاوز بودند» (1)
امّا اگر بگوییم مراد از«ذلّت و خواری»بدست خود و با حقارت جزیه دادن است «حَتّی یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ (2)و مراد از«مسکنت و بینوائی»تظاهر به فقر است که آنان خود را فقیر نشان میدهند اگرچه ثروتمند باشند،و دیده شده گاهی ثروتمند از آنان ظاهری پریشان دارد از ترس آنکه جزیهی او اضافه نشود،در این صورت استدلال به این آیه در مورد مدّعای ما صحیح نخواهد بود.
2- «وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللّهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً- و باید بترسند آنانکه اگر پس از خود فرزندان ناتوان بر جای گذارند برای آنان بیمناکند پس باید از خدا بپرهیزند و گفتاری درست بگویند» (3)
اگر«امر»در این آیه مربوط به سرپرست مال یتیم باشد که او را به ادای امانت و حفظ ان تکلیف میکند و از عاقبت بد
خوردن مال یتیم از روی ستم برحذر میدارد و آن عاقبت بد فقر و بینوائی در فرزندان صغیر او خواهد بود؛در این صورت آیه گواه بر مدّعای ماست.
امّا اگر آیه مربوط به وصیت بهنگام مرگ و زیانی که به ورثه میرسد باشد مربوط به مدّعای ما نخواهد بود.
2- «فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِینَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَیْهِمْ طَیِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِیلِ اللّهِ کَثِیراً- پس به جهت ستمی از جانب یهودان،برخی چیزهای نیکویی که حلالشان بود بر آنان حرام کردیم و به جهت آنکه بسیار از راه خدا جلوگیری میکردند» (1)
در این آیه سلب نعمتهای دنیوی که کیفری برای آنان میباشد به صورت تشریعی است(یعنی خدای متعال نعمت را از آنان سلب نکرده بلکه اجازهی استفاده از آن را سلب فرموده و بر آنان حرام کرده است)
همچنانکه در آیهی دیگر میفرماید: «وَ عَلَی الَّذِینَ هادُوا حَرَّمْنا کُلَّ ذِی ظُفُرٍ وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَیْهِمْ شُحُومَهُما ذلِکَ جَزَیْناهُمْ بِبَغْیِهِمْ- و بر یهودان هر حیوان چنگ و ناخنداری را حرام کردیم و از گاو گوسفند پیههای آنها را بر ایشان حرام نمودیم...این چنین آنان را به جهت ستمکاریشان جزا دادیم» (2)
بنابراین،استدلال به این آیه در مورد آنچه ما در صدد اثبات
آن هستیم استدلال تمامی نیست.
4- «وَ کَذلِکَ نُوَلِّی بَعْضَ الظّالِمِینَ بَعْضاً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ- و اینچنین برخی ستمکاران را بر برخی دیگر سرپرست و فرمانروا میسازیم به جهت آنچه انجام میدادند» (1)
5- «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ- و اگر مردم آبادیها ایمان میآوردند و تقوی میورزیدند البته برکاتی از آسمان و زمین بر آنان میگشودیم، ولی تکذیب کردند پس به جهت آنچه انجام میدادند آنان را فرو گرفتمی» (2)
مراد از«برکات آسمان»فواید حاصله از نزول باران و غیر آن است و«برکات زمین»نباتاتو محصولاتی است که از زمین میروید،و منظور از«اخذ و فرو گرفتن»جلوگیری از این برکات آسمانی و زمینی است نه هلاک کردن مردم،و این معنا از مقابلهی«اخذ»با«فتح»در آیه برمیآید.
6- «وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ- و قطعا خاندان فرعون را بقحطی و کمبود محصولات فرو گرفتیم شاید متذکّر شوند» (3)
از این آیه استفاده میشود که مبتلا شدن آنان به قحطی و خشکسالی و کمبود محصولاتو به عبارت دیگر سلب دنیا از
آنانکیفر و مجازات کفر و بیایمانی آنان نسبت به موسی علیه السلام بوده است.
7- «ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ- این بدان جهت است که خدا تغییر دهندهی نعمتی که به قومی عطا فرموده نیست تا آنچه در خودشان است تغییر دهند» (1)
8- «إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ- همانا خدا آنچه مربوط به قومی است تغییر نمیدهد تا وقتی آنچ در خودشان است تغییر دهند» (2)
9- «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ- و هنگامیکه پروردگارتان اعلام فرمود اگر شکرگزاری کنید برایتان میافزایم و اگر ناسپاسی نمائید همانا عذاب من بسیار سخت است» (3)
بنابرآنکه مراد از«عذاب»معنایی عام که شامل سلب نعمت هم میشود باشد و به قرینهی آنکه«شکرگزاری و افزایش»و «ناسپاسی و عذاب»را ملازم هم قرار داده است همین معنا بر میآید.
10- «وَ لا یَزالُ الَّذِینَ کَفَرُوا تُصِیبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِیباً مِنْ دارِهِمْ حَتّی یَأْتِیَ وَعْدُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ- و همواره به آنانکه کفر ورزیدند به جهت آنچه انجام دادند بلای کوبندهیی اصابت میکند و یا نزدیک به خانه و مأوای
آنان فرود میآید تا آنگاه که وعدهی خدا برسد،همانا خدا خلف وعده نمیکند» (1)
11- «وَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْیَةً کانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً یَأْتِیها رِزْقُها رَغَداً مِنْ کُلِّ مَکانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذاقَهَا اللّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما کانُوا یَصْنَعُونَ- و خداوند قریهیی را مثال میزند که در امنیت و آرامش بود،روزیش فراوان از هر سو میرسید،پس به نعمتهای خدا ناسپاسی نمود،و خدا به جهت آنچه انجام میدادند لباس گرسنگی و ترس بر آن پوشاند» (2)
12- «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَیْنِ جَعَلْنا لِأَحَدِهِما جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنابٍ وَ أُحِیطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ یُقَلِّبُ کَفَّیْهِ عَلی ما أَنْفَقَ فِیها وَ هِیَ خاوِیَةٌ عَلی عُرُوشِها وَ یَقُولُ یا لَیْتَنِی لَمْ أُشْرِکْ بِرَبِّی أَحَداً وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ فِئَةٌ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّهِ وَ ما کانَ مُنْتَصِراً- و برای آنان دو مردی را مثال بزن که برای یکیشان دو باغ قرار دادیم از درختان انگور...و میوهاش نابود شد پس از حسرت و پشیمانی آنچه در آن هزینه کرده بود دو دست برهم میسایئد،و باغ برافکنده و سرنگون بود و او میگفت ایکاش نسبت به پروردگارم احدی را شریک و انباز نمیساختم.و جز خدا برای او سپاهی که یاریش کنند وجود نداشت و او یاریشونده نبود» (3)
13- «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمی- و آنکه از یاد من رو بگرداند برای او زندگی سختی است و روز قیامت او را نابینا برمیانگیزیم» (4)
بنابرآنکه مراد از«ضنک»تنگی معیشت و فقر باشد،امّا گر بگوییم«ضنک»با ثروتمندی هم جمع میشود و مراد سختی و مشقت در امور نفسانی است ارتباطی با منظور ما نخواهد داشت.
14- «أَ فَلا یَرَوْنَ أَنّا نَأْتِی الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها أَ فَهُمُ الْغالِبُونَ- آیا نمیبینند که ما به سوی زمین میآییم و بر اطراف آن نقص وارد میسازیم،آیا ایشان غلبهکنندهاند» (1)
بنابرآنکه مراد از نقص وارد ساختن به زمین،نقص در برکات و نعمتها و محصولات زمین باشد چنانکه در آیهیی دیگر میفرماید: «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ- و البته شما را با مقداری ترس و گرسنگی و نقص در مالها و جانها و محصولات میآزماییم» (2)و نیز میفرماید: «وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ- و قطعا خاندان فرعون را با قحطی و نقص در اموال و محصولات فرو گرفتیم» (3)
امّا گر مراد آیه چیزی مانند مرگ عالم و دانشمند باشد- چنانکه در برخی روایات بهمین معنا تفسیر شدهدلالتی بر منظور ما نخواهد داشت،مگر آنکه بگوید«نقص»معنایی عام دارد که شامل نقص مال و محصولات و جانها نیز میشود(چنانکه در آیهیی در سورهی بقره ذکر شده است) (4)و در اینصورت آنچه در برخی روایاتدر مورد مرگ عالم و دانشمندآمده در واقع بیان آشکارترین مصداق و از باب جریان و تطبیق است نه
انحصار و تفسیر.
اگر کسی بگوید:آیه بر اینکه این«نقص»به جهت عقوبت و کیفر است دلالتی ندارد؛پاسخ آنست که:استدلال ما به این آیه با ملاحظهی صدر آیه درست است،زیرا ابتدای آیه میفرماید: «بَلْ مَتَّعْنا هؤُلاءِ وَ آباءَهُمْ حَتّی طالَ عَلَیْهِمُ الْعُمُرُ أَ فَلا یَرَوْنَ...- بلکه اینان و پدرانشان را کامیاب و بهرهمند ساختیم تا عمر بر ایشان دراز شد،آیا نمیبینند..».یعنی بهرهمندی از نعمتهای دنیا موجب غرور آنان و پدرانشان گردید،و آیه تهدید میکند که خدا قادر است که با«نقص زمین»آنان را فرو بگیرد و او بر این کار چیره و غالب است.
15- «فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِیبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ- آنانکه با فرمان او مخالفت میورزند باید بترسند از آنکه فتنه یا عذاب دردناکی به ایشان برسد» (1)
16- «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ- فساد به جهت آنچه مردم انجام دادند در خشکی و دریا آشکار شد،باید نتیجهی برخی از اعمالشان را به ایشان بچشاند شاید بازگردند» (2)
17- «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ- آنچه از مصیبتها به شما رسید به جهت کارهایی است که انجام دادهاید وخدااز بسیاری عفو و گذشت میفرماید» (3)
مراد از«فساد آشکار»مصیبتها و بلاهایی است نظیر زلزلهها،نیامدن باران و قحطی،بیماریهای واگیر،جنگها،و بطور کلّی آنچه نظام صالحی را که در زمین جریان دارد بر هم زند و به فساد و خرابی و رنج و سختی بکشاند،چه این فساد و خرابی و بر هم خوردگی بدست برخی انسانها وقوع یابد(مانند جنگها)و چه بدست آنان نباشد(مانند زلزله و سیل).
نتیجه آنکه میان اعمال مردم و حوادثی که در جهان چه در سوی خیر و چه در سوی شرّ وقوع مییابد رابطهیی نزدیک وجود دارد،و حوادثبه نوعی از تبعیّتتابع اعمالند؛اگر بشر براه اطاعت و بندگی خدا برود پیامد آن نزول خیرات و گشایش درهای برکات است،و اگر از این راه انحراف جوید پیامد آن ظهور فساد و خرابی در خشکی و دریا و پیدایش جنگها و ستمها و دیگر زشتیهایی است که به سوء اعمال آدمی مربوط میشود،و همینطور است پیدایش مصیبتها و خطرهای طبیعی مانند سیل و زلزله و صاعقه و طوفان و نظایر اینها.و لذا خدای متعال«سیل عرم»و«طوفان نوح»و«صاعقه ثمود»و«طوفان باد بر قوم عاد» (1)را همینطور وصف میفرماید یعنی اثر اعمال مردم میشمارد،و این سنّتی الهی است که در همهی امتها جریان دارد،ولی این یادآوری لازم است که این موضوع قانونی عام و همگانی نیست،زیرا گاهی نزول خیرات و برکات به جهت مهلت دادن به گناهکاران و زمینهسازی برای کیفر نهایی آنان است،و متقابلا گاهی بلاها و مصیبتها برای ترفیع درجه و
1) (1) -سورهی سبا آیهی 16 و سورهی عنکبوت آیهی 14 و سورهی فصلت آیهی 17 و سورهی قمر آیهی 19
تکمیل معنویت مؤمنان میباشد همچنانکه در بلاها و مصیبتهایی که بر پیامبران و اولیاء خدا وارد شده آشکار است.
بنابراین میتوان گفت هرجا خدای متعال به فرد یا گروهی نعمتی عنایت فرماید،اگر نعمت یافته صالح باشد آن نعمت عطای خداست و ممکن است آزمایش و ممکن است پاداش عمل نیک او باشد.و اگر نعمت یافته فاسد و گناهکار باشد،آن نعمت برای او دشمنی و مکر الهی و مهلت دادن و زمینهسازی برای کیفر نهایی اوست: «وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللّهُ،وَ اللّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ- آنان مکر میکنند و خدا نیز مکر میکند و خداوند بهترین مکرکنندگان است» (1)«سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ- با زمینهسازی به تدریج آنان را به سوی عقوبت نهایی میبریم بگونهیی که در نمییابند» (2)«وَ أُمْلِی لَهُمْ إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ- به ایشان مهلت میدهم همانا نیرنگ من محکم و استوار است» (3)
و همینطور در مصیبتها و بلاها،اگر بلا دیده و مصیبت رسیده صالح باشد امتحان و آزمایشی است که خدای متعال بوسیلهی آن پاک را از ناپاک متمایز میسازد و موجب ترفیع درجه و ترقی معنوی اوست و اگر فاسد و گناهکار باشد انتقام و کیفر اعمال اوست.
بنابراین ابتلا به فقر و مصیبت بخودی خود دلیل بر بد بودن کسی نیست،و نیز کامیابی و برخورداری از نعمت دلیل خوبی
کسی نخواهد بود؛خدای متعال میفرماید: «فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ وَ أَمّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ کُلا...- امّا آدمی چون پروردگارش او را آزمایش کند پس او را اکرام نماید و نعمت دهد میگوید پروردگارم مرا اکرام کرد،و چون او را آزمایش کند پس روزیش را تنگ سازد میگوید پروردگارم مرا خوار ساخت،نه هرگز چنین نیست...» (1)
و نیز میفرماید: «وَ ما أَرْسَلْنا فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَبِیٍّ إِلاّ أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ ثُمَّ بَدَّلْنا مَکانَ السَّیِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتّی عَفَوْا وَ قالُوا قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرّاءُ وَ السَّرّاءُ فَأَخَذْناهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ- در هیچ آبادی پیامبری گسیل نداشتیم جز آنکه اهل آنجا را به سختی و رنج گرفتار ساختیم باشد کهدر پیشگاه خدازاری و فروتنی کنند،آنگاه سختی و بلا را به نیکی و نعمت مبدّل ساختیم تا بر آسودند و گفتند به پدران ما سختی و بلا رسید،سپس آنان را ناگهان فرو گرفتیم در حالیکه آگاه نبودند» (2)
در این آیه به«سنت گرفتار کردن به سختی و رنج برای فروتنی و زاری و بازگشت به سوی خدای متعال»و آنگاه به «سنت گرفتار کردن بوسیلهی تبدیل سختی به نیکی و راحتی» که همان«سنت استدراج»یعنی زمینهسازی برای کیفر میباشد اشاره شده است. (3)
و امّا روایات 1-امیر مؤمنان علی علیه السلام میفرماید:سوگند به خدا هرگز چنین نبوده که قومی در ناز و نعمت زندگی کنند و نعمتهاشان زوال یابد مگر به جهت گناهانی که مرتکب شدهاند،زیرا خدای متعال نسبت به بندگان ستمگر نیست. (1)
2-و نیز فرمود:کسیکه ما خاندان را دوست بدارد باید آمادهی پوشیدن لباس فقر باشد. (2)
3-و نیز فرمود:خدا میفرماید «وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ- (3)بدانید مالها و فرزندانتان آزمایشی هستند»و معنای آن اینست که خداوند با اموال و اولاد ایشان را میسنجد تا آنکه نسبت به روزی دادن او خشمگین است و آنکه راضی به قسمت الهی است آشکار گردد.اگرچه خدای متعال بر آنان از خودشان داناتر است ولی برای آنکه اعمال که بوسیلهی آن مستحق پاداش یا کیفر میشوند آشکار شود،چرا که برخی پسر میخواهند و دختر دوست ندارند و برخی افزایش مال را دوست دارند و بیچیزی و بدحالی را دوست نمیدارند. (4)
4-و نیز فرمود:آگاه باشید که یکی از امتحانها،فقر و مستمندی است. (5)
خدای متعال میفرماید: «وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیاماً- اموالتان را که خداوند موجب قوام و استواری امورتان قرار داده به سفیهان ندهید» (1)
در نظر اوّل آیه بر نهی از زیادهروی در انفاق به سفیهان و نهی از بخشیدن بیش از نیازهای ضروری ایشان دلالت دارد،جز آنکه در سیاق کلام،وقوع آیه در جائی که قبل و بعد ان به اموال یتیمان و سرپرستی و اداره و مراقبت این اموال توسط اولیاء ایتام مربوط میشود قرینهی روشنی است بر اینکه مراد از«سفهاء» سفیهان یتیم میباشد،و منظور از«اموالکماموالتان»در واقع اموال یتیمان است که با نوعی از عنایت به اولیاء نسبت داده شده،چنانکه قبل از آن جملهی «وَ آتُوا الْیَتامی أَمْوالَهُمْ- و به یتیمان اموالشان را بدهید»گواه آنست،و بعد از آن نیز جملهی «وَ ارْزُقُوهُمْ فِیها وَ اکْسُوهُمْ- و به ایشان بخورانید و آنان را
1) (1) -سورهی نساء آیهی 5
بپوشانید».و شاهد دیگر آیهی بعد است که میفرماید: «وَ ابْتَلُوا الْیَتامی حَتّی إِذا بَلَغُوا النِّکاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ- یتیمان را بیازمائید آنگاه که به سنّن ازدواج رسیدند اگر در آنان رشد و خردمندی یافتید اموالشان را به آنان رّد کنید».
البته چون آیه«عام»است و«عموم وارد»معتبر است نه «خصوص مورد»،بنابراین نهی آیه شامل دادن اموال هر سفیهی چه یتیم باشد چه غیر یتیم میگردد.
در هر صورت،اگر منظور از«سفهاء»سفیهان یتیم باشد منظور از«اموالکم»نیز اموال یتیمان خواهد بود،و اموال به سرپرستانی که مخاطب آیه هستند با این عنایت نسبت داده شده که مجموع اموال و ثروتی که در دنیا موجود است متعلق به مجموع افراد جهان است،و اینکه برخی از اموال به برخی از افراد تعلّق یافته و برخی به برخی دیگر بنا بر مصلحتی عمومی و اجتماعی است که مبدأ«ملکیت»میباشد،و همچون نوعی«تقسیم کار»میان افراد یک جامعه است که بنابرآن بر هر فردی لازم است به وظائف خود اقدام نماید و بر انجام وظائف خویش مراقبت داشته باشد.و یکی از فروع این مبدأ و منشأ،وظیفهیی است که بر عهدهی سرپرستان میباشد که امور سفیهان را اداره و سرپرستی نمایند و اموال آنان را به دست آنان نسپارند که مبادا با اسراف و تبذیر و کارهای دیگر اموال را ضایع و تلف سازند.
باری:نتیجه حاصله از آیه این است که«مال»متعلّق به خداست و آنرا در اختیار نوع انسان قرار داده تا در رفع کجیها و گرفتهاریهای اجتماع انسانی بکار برد و زندگیش را با آن ادامه
دهد،بدون آنکه خدا فرد خاصی را به آن اختصاص داده باشد، آنگاه در مورد اموالی که به مجموعهی افراد عطا کرده ضمن تقسیم تشریعی مخصوصی مثل«وراثت»و«حیازت»و «تجارت»و...اجازهی ملکیت خصوصی داده است،و برای تصرف در مال شرائطی مثل«بلوغ»و«عقل»و..قرار داده،و بدین ترتیب مصلحت فرد با توجه به حفظ مصالح اجتماع مراعات میشود،ولی اگر این دو مصلحت با هم برخورد داشته و طوری باشد که مصلحت اجتماع از دست برود،مصلحت اجتماع مقدّم است.
1-امیر مؤمنان علی علیه السلام میفرماید:فقر مرگ بزرگتری است. (1)
2-و نیز فرمود:پسرم!من بر تو از فقر بیمناکم،از آن به خدا پناه ببر،چرا که فقر ناقصکنندهی دین،و حیرانکنندهی عقل و فراخوانندهی دشمنی است. (2)
3-و نیز فرمود:آگاه باشید یکی از بلاها و آزمایشها فقر و مستمندی است،و سختتر از فقر و مستمندی بیماری بدن است.و سختتر از بیماری بدن بیماری دل است. (3)
4-و نیز در دعا و نیاش خود به خدای متعال عرض میکرد:بار خدایا من از مشقّت سفر،و غم و اندوه و بد حالی در بازگشت،و دیدار زشتی در خانواده و مال به تو پناه میبرم. (4)
دستهی دوّم از آیات و روایات را ذیل این عناوین ذکر میکنیم:
1-بهرههای دنیوی موجب عذاب در دنیا و آخرت است.
2-دنیا متاعی بیثبات و ناپایدار است.
3-دنیا سرای فریب است.
4-دنیا و آخرت با هم تنافی دارند و جمع بین آنها ممکن نیست.
5-دنیا سرگرمی و بازیچه است.
6-دنیا سبب روگرداندن و کنارهگیری از آخرت است.
7-دنیا متاعی است و روگرداندن از آن پسندیده است.
8-فقر پسندیده و مرغوب است و همچنین پارسائی و داشتن به قدر کفاف.
9-حرص و آز در خواهش دنیا و گردآوری مال ناپسند است.
10-دنیا در برابر آخرت و کمالات معنوی ارزشی ندارد.
1-خدای متعال میفرماید: «وَ لا تُعْجِبْکَ أَمْوالُهُمْ وَ أَوْلادُهُمْ إِنَّما یُرِیدُ اللّهُ أَنْ یُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الدُّنْیا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ کافِرُونَ- اموال و فرزندان ایشان تو را شگفتزده نسازد،خداوند میخواهد با آن ایشان را در دنیا عذاب کند و جان بدهند درحالیکه کافر باشند» (1)
2- «وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلی ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقی- به آنچه ازواجی از ایشان را بهرهمند ساختهایم چشم مدوز که شکوفه و زینت زندگانی دنیاست تا آنان را در آن بهرهمندیها بیازماییم،و روزی پروردگار تو نیکوتر و پایدارتر است» (2)
3- «لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلی ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِلْمُؤْمِنِینَ- به آنچه ازواجی از ایشان
راه بهرهمند ساختهایم چشم مدوز و بر آنان اندوهگین مباش،و پرو بالت را برای مؤمنان بگشا» (1)
منظور از«ازواج»شبیهها یا مثلها یا صنفهاست،و منظور از «زهرة»نیکویی و شادابی یا زینتمندی دنیاست،و منظور از «فتنه»عذاب یا آزمایش است.
اما روایات 1-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:کالای دنیا،کالایی ناچیز و بیارزش و وباخیز و خطرناک است. (2)
2-و نیز فرمود:امّا بعد،همانا مثل دنیا همچون مار است که بدنی نرم و زهری کشنده دارد. (3)
3-و نیز فرمود:مثل دنیا همچون مار است که بدنی نرم دارد و زهر کشنده در درون آنست،فریب خوردهی نادان به سوی آن مایل میشود و دانای خردمند از آن حذر میکند. (4)
1-خدای متعال میفرماید: «...تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیاةِ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللّهِ مَغانِمُ کَثِیرَةٌ-. ..متاع زندگانی دنیا را میجوئید،و نزد خدا غنیمتهای بسیار است» (1)
2- «یَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنی وَ یَقُولُونَ سَیُغْفَرُ لَنا- متاع ناپایدار این دنیای پست را میگیرند و میگویند آمرزیده میشویم» (2)
3- «تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیا وَ اللّهُ یُرِیدُ الْآخِرَةَ- متابع ناپایدار دنیا را اراده میکنید و خدا آخرت را اراده میفرماید» (3)
4- «لَوْ کانَ عَرَضاً قَرِیباً وَ سَفَراً قاصِداً لاَتَّبَعُوکَ- اگر بهره و متاعی نزدیک و سفری کوتاه و بیزحمت باشد پیرویت میکنند» (4)
5- «وَ لا تُکْرِهُوا فَتَیاتِکُمْ عَلَی الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً
«لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَیاةِ الدُّنْیا- کنیزان خود را اگر میخواهند شوهر بگیرند برای دستیابی به مال و متاع ناپایدار دنیا به زنا مجبور نکنید» (1)
«عرض»چیزهایی است که دوام و ثبات ندارند،و متکلّمان بصورت استعاره«عرض»را برای چیزهایی بکار میبرند که از خود ثباتی ندارند و به جوهر و ذاتی غیر خود وابستهاند مثل:رنگ و طعم.
1) (1) -سورهی نور آیهی 33
1-خدای متعال میفرماید: «وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاّ مَتاعُ الْغُرُورِ- و زندگانی دنیا جز کالایی فریبنده نیست» (1)
2- «اَلَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا- آنکه دینشان را به سرگرمی و بازیچه گرفتند و زندگانی دنیا آنان را بفریفت» (2)
3- «وَ ذَرِ الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا- آنانکه دینشان را به سرگرمی و بازیچه گرفتند و زندگانی دنیا آنان را بفریفت،واگذار» (3)
4- «وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا وَ شَهِدُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ کانُوا کافِرِینَ- زندگانی دنیا ایشان را بفریفت و بر خود گواهی دادند که کافر بودهاند» (4)
5- «فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا وَ لا یَغُرَّنَّکُمْ بِاللّهِ الْغَرُورُ- پس
زندگانی دنیا شما را نفریبد و فریبدهندهیی شما را نسبت به خدا فریب ندهد» (1)
6- «فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا وَ لا یَغُرَّنَّکُمْ بِاللّهِ الْغَرُورُ- پس زندگانی دنیا شما را نفریبد و فریبدهندهیی شما را نسبت به خدا فریب ندهد» (2)
7- «ذلِکُمْ بِأَنَّکُمُ اتَّخَذْتُمْ آیاتِ اللّهِ هُزُواً وَ غَرَّتْکُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا- این بدان جهت است که آیات خدا را به مسخره گرفتید و زندگانی دنیا شما را فریب داد» (3)
8- «وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاّ مَتاعُ الْغُرُورِ- و زندگانی دنیا جز کالائی فریبنده نیست» (4)
*** و امّا روایات 1-امیر مؤمنان علی علیه السلام در توصیف دنیا فرمود:
میفریبد و زیان میرساند و تلخ میسازد،همانا خدای متعال نپسندید که دنیا را پاداش دوستان و کیفر دشمنان خود قرار دهد، و اهل دنیا همچون سوارانی هستند که همینکه در جائی اقامت جستند کاروانسالارشان فریاد برداشت کوچ کنید. (5)
2-و نیز آن گرامی مردی را دید که از دنیا بدگوئی میکند، فرمود:ای بدگویی که به فریب دنیا فریفتهیی و به بیهودگیهای آن نیرنگ خوردهیی،آیا فریفتهی دنیائی و آنگاه از
آن بدگویی میکنی... (1)
3-و نیز فرمود:ای دنیا!ای دنیا!از من دور باش.آیا به من رو میآوری و یا به سوی من شوق داری،هنوز وقت تو نرسیده است،هیهات!غیر مرا فریب بده،مرا با تو نیازی نیست، ترا قطعا سه طلاقه کردهام که رجوعی در آن نیست. (2)
4-و نیز فرمود:بر خود از دنیای فریبنده بترس،و در هیچ حال از آن ایمن مباش. (3)
5-و نیز فرمود:امّا بعد،پس من شما را از دنیا بر حذر میدارم،که همانا شیرین و سرسبز است و به شهوات پیچیده شده...بسیار فریبنده و سخت زیانزننده است... (4)
6-و نیز فرمود:ای مردم همانا دنیا دلبسته به خود را که خواهان جاودانگی در آن است میفریبد و کسی را که بدان رغبت میورزد میدان نمیدهد،و بر هر کسیکه بر آن غلبه میجوید غلبه میکند. (5)
7-و نیز فرمود:زندگانی دنیا شما را نفریبد همچنانکه پیشینیان شما را در امتهای سابق و قرون گذشته فریفت...از دنیا حذر کنید که بسیار حیلهگر و فریبکار و نیرنگباز است. (6)
1-خدای متعال میفرماید: «إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زِینَتَها فَتَعالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَ أُسَرِّحْکُنَّ سَراحاً جَمِیلاً وَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْکُنَّ أَجْراً عَظِیماً- (به پیامبر میفرماید که به همسران خود بگوید):اگر زندگانی دنیا و زیور آنرا میخواهید بیایید شما را بهرهمند سازم و به نیکی شما را طلاق دهم و رها کنم*و اگر خدا و رسول او و سرای آخرت را میخواهید پس همانا خداوند برای نیکوکاران از شما پاداشی بزرگ آماده ساخته است» (1)
2- «وَ مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ نَصِیبٍ- هرکس(فقط)کشت دنیا را میخواهد از آن به او میدهیم و در آخرت نصیبی ندارد» (2)
3- «وَ لَوْ لا أَنْ یَکُونَ النّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ یَکْفُرُ
بِالرَّحْمنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَیْها یَظْهَرُونَ وَ لِبُیُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَیْها یَتَّکِؤُنَ وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ کُلُّ ذلِکَ لَمّا مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقِینَ- و اگر نبود که مردم امّتی واحدند برای خانههای آنانکه به خدای رحمان کفر میورزند سقفهایی از نقره،و نردبانهایی که بر آنها بالا روند،و درهایی،و تختهایی که بر آن تکیه زنند،و زینتهایی قرار میدادیم و همهی اینها جز کالای زندگانی دنیا نیست و آخرت نزد پروردگار تو مخصوص پرهیزکاران است» (1)
*** و اما روایات 1-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:تلخی دنیا شیرینی آخرت است،و شیرینی دنیا تلخی آخرت است (2)
2-و نیز فرمود:همانا دنیا و آخرت دو دشمن متفاوت و دو راه مختلفند،پس آنکه دنیا را بپسندد و دوست بدارد با آخرت کینه ورزیده و دشمنی کرده است و آندو همچون مشرق و مغربند و رهسپار میان این دو هرگاه به یکی نزدیک شود از دیگری دور شده است،و آندو پس از اینهمه همچون دو همسر یک مرد(هوو) هستند(که با هم سازگاری ندارند). (3)
3-و نیز فرمود:از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید،همانا هر فرزندی در قیامت به مادر خود ملحق میشود. (4)
4-امام باقر از امام چهارم زین العابدین علیهما السلام نقل
میفرماید:دنیا کوچ کرد و پشت نمود و آخرت کوچ کرد و روی آورد،و برای هریک فرزندانی است پس از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید،و نسبت به دنیا زدهد بورزید و نسب به آخرت رغبت داشته باشید،آگاه باشید که زاهدان زمین را سفره و خاک را بستر و آب را عطر خود قرار دادند و از دنیا بشدت بریدند. (1)
5-رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمودند:در طلب دنا زیان به آخرت و در طلب آخرت زیان به دنیاست،پس به دنیا زیان بزنید که آن برای زیان رساندن سزاوارتر است. (2)
6-و نیز فرمودند:ترسناکترین چیزی که بر امت خود از آن بیمناکم هوای نفس و درازی آرزوست؛امّا هوای نفس،از حق باز میدارد،و امّا درازی آرزو،موجب فراموشی آخرت میشود،و این دنیاست که کوچ کرده و پشت نموده است و این آخرت است که کوچ کرده و رو آورده است،و برای هریک فرزندانی است،پس اگر میتوانید از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید این کار را بکنید. (3)
7-«زهری»میگوید از امام چهارم علی بن الحسین علیهما السلام شنیدم که میفرمود:...به خدا سوگند دنیا و آخرت جز همانند دو کفّهی ترازو نیستند،پس هر کفّه که مایل گردد و پایین آید دیگری را بالا میبرد... (4)
1-خدای متعال میفرماید: «وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ- دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست و سرای آخرت برای پرهیزکاران بهتر است،آیا در نمییابید» (1)
2- «أَ وَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُری أَنْ یَأْتِیَهُمْ بَأْسُنا ضُحًی وَ هُمْ یَلْعَبُونَ- آیا مردم آبادیها ایمنند از آنکه سختی و عذاب ما میان روز به آنان برسد در حالیکه آنان بازی میکنند» (2)
3- «قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِی خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ- بگو«اللّه» آنگاه ایشان را واگذار که در بازی کردن خود فرو روند و سرگرم باشند» (3)
مفردات راغب می گوید:«خوض»در آمدن به آب و مرور در آن است،و برای ورود و اشتغال در امور بکار میرود،و در قرآن
بیشتر برای اموری بکار رفته که ورود و اشتغال به آنها ناپسند است. (1)
4- «وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ- این زندگانی دنیا جز سرگرمی و بازیچه نیست و همانا سرای آخرت است که حیات و زندگی است،اگر بدانند» (2)
5- «فَوَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ اَلَّذِینَ هُمْ فِی خَوْضٍ یَلْعَبُونَ- پس وای بر تکذیبکنندگان،آنانکه در سرگرمی فرو رفته به بازی مشغولند» (3)
6- «اِعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطاماً وَ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدِیدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاّ مَتاعُ الْغُرُورِ- بدانید که زندگانی دنیا بازی و سرگرمی و خود آرائی و فخرفروشی بر یکدیگر و بیشی جستن در اموال و فرزندان است، همچون بارانی که رستنی آن کشاورزان را شگفتزده سازد سپس خشک شود و ببینی که زرد شده است آنگاه خرد و ریزهریزه گردد،و ر آخرت عذابی سخت و آمرزشی از جانب خدا و خشنودی است،و زندگانی دنیا جز کالایی فریبنده نیست» (4)
7- «فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا حَتّی یُلاقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ- پس واگذار ایشان را که مشغول باشند و بازی کنند تا
روزی را که وعده شدهاند دیدار کنند» (1)
*** «لهو»چیزی است که انسان را سرگرم و مشغول سازد و از چیز مهمتری غافل کند،و زندگانی دنیا لهو است زیرا با زیورهای ناپایدار خود آدمیان را از زندگی پایدار و جاوید که اگر بدانند حیات واقعی است غافل میسازد.
«لعب»عملی است که از یک نظم و همناهنگی خیالی برخوردار است مثل بازیهای کودکان؛و زندگانی دنیا لعب است زیرا فانی است و زود باطل میشود مانند بازی کودکان که برای آن جمع میشوند و ساعتی به آن بسیار شوق دارند و خیلی زود از آن دست بر میدارند و پراکنده میگردند.
عموم خواستهایی که خواهندگان برای آن با هم به رقابت میپردازند و ستمگران بر سر آن با یکدیگر جنگ و ستیز میکنند، از قبیل اموال و همسران و فرزندان و انواع تقدّمها و ریاستها و فرمانروائیها و داشتن خدمتکاران و یاران و...اموری خیالی و سرابگونهاند،چرا که انسان جز در ظرف خیال و توّهم مالک واقعی هیچیک از اینها نمیشود.
ولی زندگانی آخرت که انسان با کمال واقعی خودکه بوسیلهی ایمان و عمل صالحش آنرا بدست آوردهدر آن زندگی میکند زندگی پرارزشی است که لهو و غفلتی در اشتغال به آن وجود ندارد،و حیاتی جدّی است که بازی و ناروایی در آن نیست،و بقائی است بدون فنا و لذّتی است بیرنج و سعادتی
1) (1) -سورهی معارج آیهی 42
است بدون بدبختی و شقاوت،و به معنای واقعی کلمه حیات و زندگی است. (1)آیهی شریفه زندگانی دنیا را منحصر در لهو و لعب معرفی فرموده،و اشاره به آن با کلمهی«هذه»افادهی تحقیر میکند،و زندگی را منحصر در سرای آخرت دانسته که آن حیات واقعی است.
عالم ربّانی شیخ بهائی رحمة اللّه علیه میفرماید پنج خصلتی که در این آیه ذکر شده به ترتیب بر حسب سنین عمر آدمی و مراحل حیات انسان صدق میکند؛چرا که آدمی در سنین کودکی مشتاق لعب و بازی است و چون به بلوغ و نوجوانی رسد به لهو و سرگرمیها مایل میباشد،و چون کاملتر گردد به زینتها و زیورها از قبیل لباسهای فاخر و مرکب و منزل عالی و شیفتگی در برابر جمال و زیبائی مشغول میگردد،و چون سن بالاتر رود به تفاخر در حسب و نسب میپردازد،و چون پیر شود در افزایش و تکاثر اولاد و اموال میکوشد. (2)
آیهی شریفه برای دنیا و فنای آن مثل لطیفی بکار برده که حاصل آن چنین است:خوشآیندی و شادابی و شگفتی دنیا و سپس زوال و فنای آن همچون بارانی است که کشاورز از گیاه و رستنی حاصل از آن شگفتزده شود،و چون آن رستنی رشد کند و به کمال ظاهری خود برسد رنگ آن زرد گردد و مراحل نابودی و نزول را طی نماید و بتدریج خرد و ریزهریزه و متلاشی شود چنانکه بادها اجزاء آن را پراکنده سازد،و سرای آخرت نیکوتر و
پایدارتر است و آنچه نزد شماست پایان مییابد و آنچه نزد خداست باقی و پایدار میماند.
1-خدای متعال میفرماید: «وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَی الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأی بِجانِبِهِ- و چون به انسان نعمت دادیم رو گرداند و کنار کشید» (1)
2- «فَلَمّا نَجّاکُمْ إِلَی الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَ کانَ الْإِنْسانُ کَفُوراً- و چون شما را از دریا نجات داد و به خشکی رساند رو گرداندید،و انسان بسیار ناسپاس است» (2)
نظایر این آیه در قرآن کریم بسیار است و ما به ذکر برخی اکتفا میکنیم:
3- «فَلَمّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ- و چون از فضل خود به آنان عطا کرد در آن بخل ورزیدند و پشت کردند در حالیکه رو گردان بودند» (3)
4- «وَ لَوْ رَحِمْناهُمْ وَ کَشَفْنا ما بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا فِی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ- و اگر بر آنان رحم کنیم و رنج و مشقّتشان را برطرف سازیم همانا با خیرگی و لجاجت در طغیان خود سرگشته میمانند» (1)
5- «فَإِذا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمّا نَجّاهُمْ إِلَی الْبَرِّ إِذا هُمْ یُشْرِکُونَ- و چون در کشتی نشستند خدا را با اخلاص در دین خواندند و چون آنان را از دریا نجات داد و به خشکی رساند آنگاه آنان شرک میورزند» (2)
6- «وَ لَوْ بَسَطَ اللّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ- و اگر خداوند رزقوروزی را برای بندگانش گشایش دهد قطعا در زمین سرکشی و ستمگری میکنند» (3)
7- «فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلّی عَنْ ذِکْرِنا وَ لَمْ یُرِدْ إِلاَّ الْحَیاةَ الدُّنْیا- از آنکه از یاد ما روی گردانده و جز زندگانی دنیا نمیخواهد کناره کن و روی بگردان» (4)
8- إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی- همانا انسان طغیان میکند چون ببیند که مستغنی و بینیاز شده است» (5)
دلالت این آیات بر منظور ما موقوف بر آنست که آیات در مذمت دنیا و اینکه دنیا ذاتا موجب رو گرداندن از حق و آخرت است باشد،ولی اگر در مذمت انسان باشد از آنچه ما در صدد اثبات آنیم بیرون خواهد بود.
*** و امّا روایات 1-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:امّا بعد،همانا دنیا (آدمی را)از غیر دنیا باز میدارد. (1)
2-و نیز فرمود:مال مایه و مادّهی شهوات است. (2)
یعنی مال آدمی را به شهوات حرام بر میانگیزد و موجب غفلت از آخرت میشود.
(1) 1-خدای متعال میفرماید: «زُیِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَناطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ- برای مردم دوستی شهوتها از زنان و فرزندان و طلا و نقرهی بسیار و اسبان داغ نهاده و چارپایان و محصولات کشاورزی،آراسته و دلپسند است،اینها متاع زندگانی دنیاست و سرانجام و سر منزل نیکو نزد خداست» (2)
2- «لا یَغُرَّنَّکَ تَقَلُّبُ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی الْبِلادِ، مَتاعٌ قَلِیلٌ ثُمَّ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ- گردش(زندگی و آزادی و بهرهمندی) کافران در شهرها ترا نفریبد.متاع اندکی است آنگاه جایگاهشان دوزخ خواهد بود» (3)
3- «قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلِیلٌ وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَّقی- بگو متاع دنیا ناچیز و اندک است و آخرت برای آنانکه تقوی ورزیدند بهتر است» (1)
4- «فَما مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا فِی الْآخِرَةِ إِلاّ قَلِیلٌ- متاع زندگی دنیا در آخرت جز اندکی نیست» (2)
5- «إِنَّما بَغْیُکُمْ عَلی أَنْفُسِکُمْ مَتاعَ الْحَیاةِ الدُّنْیا- سرکشی شما به زیان خودتان است(و بهرهمندی از)متاع زندگی دنیاست(که ارزش و دوامی ندارد)» (3)
6- «وَ فَرِحُوا بِالْحَیاةِ الدُّنْیا وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا فِی الْآخِرَةِ إِلاّ مَتاعٌ- به زندگانی دنیا شادمان شدند و زندگانی دنیا در آخرت جز متاعی نیست» (4)
7- «مَتاعٌ قَلِیلٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ- متاع اندکی است و عذاب دردناکی برای ایشان است» (5)
8- «وَ ما أُوتِیتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَمَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ زِینَتُها وَ ما عِنْدَ اللّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقی أَ فَلا تَعْقِلُونَ- و آنچه داده شدید متاع زندگانی دنیا و زینت و آرایش آنست،و آنچه نزد خداست بهتر و پایندهتر است آیا در نمییابید» (6)
9- «أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاقِیهِ کَمَنْ مَتَّعْناهُ مَتاعَ الْحَیاةِ الدُّنْیا ثُمَّ هُوَ یَوْمَ الْقِیامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِینَ- آیا آنکه به او وعدهیی نیکو دادیم و به آن خواهد رسید همچون کسی است
که به متاع زندگانی دنیا کامیابش ساختیم آنگاه در قیامت از احضارشدگان است؟» (1)
10- «یا قَوْمِ إِنَّما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا مَتاعٌ- ای قوم من، این زندگانی دنیا جز متاعی نیست» (2)
11- «فَما أُوتِیتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَمَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا- آنچه داده شدهاید متاع زندگانی دنیاست» (3)
12- «وَ إِنْ کُلُّ ذلِکَ لَمّا مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا- همهی اینها متاع زندگانی دنیاست» (4)
13- «وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاّ مَتاعُ الْغُرُورِ- زندگانی دنیا جز متاع فریب نیست» (5)
14- «وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیّایَ فَاتَّقُونِ- آیات مرا به بهایی ناچیز نفروشید و در پیشگاه من پرهیزکار باشید» (6)
15- «إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ- آنانکه پیمان خدا و سوگندهاشان را به بهایی ناچیز میفروشند در آخرت بهرهیی ندارند.» (7)
16- «وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتِی ثَمَناً قَلِیلاً- آیات مرا به بهایی ناچیز نفروشید» (8)
17- «وَ لا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَناً قَلِیلاً- پیمان خدا را به
بهایی ناچیز نفروشید» (1)
18- «أُولئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الْحَیاةَ الدُّنْیا بِالْآخِرَةِ- آنان کسانی هستند که آخرت را به زندگانی دنیا فروختند» (2)
19- «فَلْیُقاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ الَّذِینَ یَشْرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا بِالْآخِرَةِ- پس باید در راه خدا با آنانکه آخرت را به بهای زندگانی دنیا میفروشند بجنگد» (3)
علاقمندان میتوانند آیات دیگری را نیز در همین زمینه در قرآن کریم بیابند.
*** امّا روایات 1-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:«آگاه باشید که دنیا با شتاب رو گردانده و جز ته ماندهیی از آن باقی نمانده همچون ته ماندهی ظرفی که ریزندهی آن آنرا بریزد...» (4)
2-و نیز فرمود:برگزیدگانتان کجایند...آیا جز این است که از این دنیای پست کوچ کردند. (5)
3-و نیز فرمود:آگاه باشید دنیا سپری شده و جدائی و وداع را اعلام کرده و خوبیش دگرگون گردیده و با شتاب رو گردانده است...پس از آن باقی نمانده جز ته ماندهیی همچون ته ماندهی آب آفتابه یا جرعهیی همچون جرعهی ته کاسهیی که اگر تشنه بنوشد سیرابش نمیسازد. (6)
4-و نیز هنگامی که از زبالهدانی میگذشت فرمود:اینست آنچه بخیلان در آن بخل میورزیدند. (1)
5-و نیز فرمود:دنیای شما نزد من بیارزشتر از برگی است که ملخی به دهان گرفته میجوید. (2)
6-اولیاء خدا کسانی هستند که به باطن دنیا نظر کردند آنگاه که مردم به ظاهر آن نظر نمودند...و بهرهی بسیار دیگران را از دنیا بهرهی اندکی دیند. (3)
7-آیا آزادهیی نیست که این اندک طعام جویده شده در دهان را برای اهلش واگذارد؟! (4)
8-به خدا سوگند این دنیای شما در چشم من پستتر از استخوان خوکی است که در دست شخصی جذامی باشد. (5)
9-از پستی دنیا نزد خدا آنکه نافرمانی خدا جز در آن نمیشود،و رسیدن به آنچه نزد خداست جز با وا گذاشتن دنیا میسّر نمیگردد. (6)
10-برای دنیایی پست بر یکدیگر پیشی میگیرند و بر لاشهیی متعفّن چون سگان با یکدیگر میستیزند. (7)
11-بندگان خدا شما را به وا نهادن دنیا سفارش میکنم که ترککنندهی شماست هرچند ترک آنرا دوست نداشته باشید، و پوانندهی بدنهایتان است هرچند نو شدن آنرا بخواهید. (8)
12-چه بگریم از سرایی که اوّل آن رنج و مشقّت و آخر آن
نیستی و نابودی است،در حلال آن حساب و در حرام آن عذاب است. (1)
13-برای من در گذشته برادری دینی بود که حقارت دنیا در چشمش او را در چشم من عظمت میبخشید. (2)
14-امّا بعد،دنیا قطعا پشت کرده و جدائی و وداع را اعلام نموده،و آخرت نزدیک است آشکار شود. (3)
15-و گویا رشد و رستگاری در بدست آوردن دنیایشان است! (4)
16-و شما را از دنیا بر حذر میدارم،که سرای گذشتن و جایگاه نامرادی است... (5)
17-و از دنیا وارسته و بر کنار و نسبت به آخرت شیفته و خواستار باشید. (6)
18-آگاه باشید،با دنیا چه میکند آنکه برای آخرت آفریده شده؟و با مال چکار دارد آنکه بزودی از او گرفته میشود و وبال و حساب آن برایش باقی میماند؟! (7)
19-خدا را فرشتهیی است که هر روز بانگ بر میدارد:
فرزند بیاورید برای مرگ،و جمع کنید برای فنا و نابودی،و بسازید برای ویرانی. (8)
20-به دنیا با نظر بیرغبتان در آن و رو گردانان از آن نظر
کنید. (1)
21-شما را به تقوای الهی سفارش میکنم و اینکه دنیا را نطلبید اگرچه آن شما را بطلبد. (2)
22-پس باید خواستار چیزی باشی که زیبائی و جمالش برایت بماند و گناه و وبالش از تو دور شود،و مال برای تو نمیماند و تو نیز برای آن نمیمانی. (3)
23-پس باید دنیا در چشمتان از تفالهی بیارزش برگی که دبّاغان بکار میبرند و از ریزههای دم قیچی ناچیزتر باشد...و با بدگویی آنرا وا نهید که دنیا کسی را که از شما به آن شیفتهتر بوده وانهاده است. (4)
24-آگاه باشید که این دنیایی که تمنّای آن دارید و بدان رغبت میورزید و شما را خشمگین و خشنود میسازد،سرا و خانهی شما که برایش آفریده و به آن دعوت شدهاید نیست.
آگاه باشید که آن برایتان باقی نمیماند و شما نیز بر آن باقی نمیمانید. (5)
25-برای دنیا آفریده نشدهایم و به کوشش در آن مأمور نگشتهایم و فقط در آن قرار گرفتهایم تا با آن آزمایش شویم. (6)
تتمّه اینک در ذیل عنوان هفتم روایاتی را ذکر میکنیم که سفارش میکند در طلب دنیا با آهستگی و بیحرص و شتاب عمل کنند و میانهروی در معیشت را مراعات نمایند و نسبت به دنیا زهد بورزند؛و نیز روایاتی که حاوی مضامین دیگری است که اگر نه صریحا،التزاما دلالت دارند اعراض و دوری از دنیا مطلوب و پسندیده و رو آوردن به ان ناپسند است:
1-رسول خدا صلّی الله علیه و آله در آخرین سفر حج (حجة الوداع)فرمودند:آگاه باشید که جبرئیل بر دلم وحی کرد هیچکس تا همهی روزی خویش را نیابد نمیمیرد،پس از خدا بپرهیزید و در طلب دنیا آهسته و بیشتاب باشید،و دیر رسیدن برخی از رزق و روزی شما را بر آن ندارد که آن را با معصیت و نافرمانی خدا بطلبید،چرا که خدای متعال روزیها را میان آفریدگان خویش بطور حلال تقسیم کرده است نه حرام،پس آنکه تقوی بورزد و صبر کند خداوند روزی او را از حلال خود میرساند و آنکه پردهی عفاف را بدرد و شتاب ورزد و از غیر حلال خدا بگیرد خدا عوض آن از روزی حلالش قصاص میکند
و در قیامت نیز از او حساب میکشد. (1)
2-امام باقر علیه السلام فرمود:هیچکس نیست جز آنکه خدا برایش روزی حلالی قرار داده که با آسایش و عافیت به او میرسد،و به صورت حرام از طریقی دیگر نیز به او عرضه میشود،اگر چیزی از حرام را بگیرد خدا از حلالی که برای او قرار داده قصاص میکند،و نزد خدا جز اینها فضل و نعمت بسیاری است و آن گفتار خدای متعال است که میفرماید (2):
«وَ سْئَلُوا اللّهَ مِنْ فَضْلِهِ- از فضل و نعمت خدا بخواهید» (3)
3-امام صادق علیه السلام فرمود:اگر بنده در سوراخی باشد روزیش میرسد،پس در طلب دنیا آهسته و بیشتاب باشید. (4)
4-امام صادق علیه السلام از پدرانش از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله نقل میکند که فرمودند:روح الامین جبرئیل مرا از پروردگارم خبر رساند که هیچکس نمیمیرد تا تمام روزیش را دریابد پس از خدا بپرهیزید و در طلب دنیا آهسته و بیشتاب باشید و بدانید رزق بر دوگونه است یکی رزقی که شما آنرا میطلبید و دیگری رزقی که شما را میطلبد،پس ارزاق خود را از حلال بطلبید چرا که اگر شما آنرا از راههای صحیحش بطلبید بصورت حلال آنرا میخورید و اگر از غیر راههای صحیحش بطلبی آنرا بطور حرام میخورید در حالیکه آنها ارزاق
شماست و ناچار به شما میرسد و میخورید. (1)
ازاینروایت استفاده میشود که همهی رزق مقدّر است جز آنکه برخی از آن مشروط به طلبیدن نیست بلکه به انسان از جائی که گمان نمیبرد میرسد و برخی دیگر مشروط به طلب است و در این قسم طلب متعارف و معمولی و بدون حرص کافی است.
5-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:دنیا نوبت به نوبت و در گردش است،پس به نیکوترین طلبی بهرهی خود را از آن بطلب(پس در طلب بیشتاب و آهسته باش). (2)
6-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:آنکه در معاش به قدر کفاف اکتفا کند قطعا به آسودگی پیوسته است. (3)
7-معاش روزانه و به قدر کفاف از دنیا پاکیزهتر از ثروتمندی آنست...و مؤمن به دنیا با چشم عبرت مینگرد و قوت و روزی بقدری که ناگزیر و ناچار از آنست میخورد. (4)
8-آنکه بسیار یاد مرگ کند از دنیا به اندکی خشنود است. (5)
9-خوشا بیرغبتان به دنیا و مشتاقان به آخرت،آنانند که زمین را سفره و خاک آن را بستر خود برگزیدهاند..آنگاه از دنیا رو گرداندند رو گرداندنی بر روش عیسای مسیح(علیه السلام). (6)
10-خوشا آنکه قیامت را یاد کند و برای حساب در آخرت عمل نماید و به قدر کفاف قناعت ورزد و از خدا راضی و خشنود باشد. (1)
11-قناعت(ثروتی است که)تمام نمیشود. (2)
12-هیچ گنجی بینیازکنندهتر از قناعت نیست. (3)
13-خدا رحمت کند«خباب بن ارت»را که با رغبت اسلام آورد و با اطاعت و فرمانبرداری(از خدا)هجرت نمود و به قدر کفاف قناعت ورزید،و از خدا خشنود شد و با جهاد زیست. (4)
14-سبکبار در دنیا نیکو حالتر از گرانبار است. (5)
15-قناعت برای پادشاهی کافی است...
و از آن گرامی در مورد فرمودهی خدای متعال: «فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً- پس هر آینه او را به زندگانی پاکیزهیی زندگی میبخشیم»سؤال شد،فرمود:آن قناعت است. (6)
16-نتیجه و پایان پیش رویتان و مرگ و قیامت دنبال شماست وش ما را پیش میراند،سبکبار شوید تا ملحق گردید و باز نمایند،جز این نیست که اولین شمار را نگهداشته منتظر آخرین شمایند. (7)
17-دنیا سرایی است که برای آن فنا و نابودی و برای اهلش کوچیدن و جدایی از آن تقدیر شده است...پس از آن با
بهترین توشهیی که نزد شماست(ایمان و عمل)کوچ کنید و در آن بیش از مقدار کفاف(معاش و روزی)نخواهید و از آن بیش از آنچه به شما رسیده مطلبید. (1)
18-آنکه از دنیا کم بدست آورده،آنچه او را ایمن میدارد بسیار یافته،و آنکه از دنیا بسیار بدست آورده،آنچه او را هلاک میسازد بسیار یافته است و به زودی آنچه بدست آورده از دستش میرود. (2)
19-ای پسر آدم!تو در آنچه بیش از معاشت بدست آوردهیی نگهبان و انباردار دیگری هستی. (3)
20-اندوه یکسالت را بر یکروزت تحمیل نکن،هر روزت را آنچه در آنست کافی است،اگر سال از عمرت باشد خدا در هر فردای جدیدی آنچه برایت قسمت کرده به تو میرساند و اگر سال از عمر تو نباشد با اندیهش و اندوه آنچه برای تو نیست چکار داری. (4)
21-ای پسر آدم!اندیشه و اندوه روزی که نرسیده بر روزی که در آنی تحمیل نکن،چه آنروز اگر از عمر تو باشد خداوند در آن روزیت را میرساند. (5)
22-«زهد»میان دو جمله از قرآن است،خدای سبحان میفرماید: «لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلی ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ- تا تأسف و اندوه نخورید بر آنچه از دست شما رفته و شادمانی
ننمائید به آنچه به شما رسیده است» (1).و آنکه بر رفته دریغی نخورد و به رسیده شادمان نشود هر دو سوی زهد را بدست آورده است. (2)
23-در دنیا زاهد و بیرغبت باش،خدا ترا بر عیبهای آن بینا میسازد. (3)
24-آنکه برای دنیا اندوهگین گردد بر قضای الهی خشمگین شده است. (4)
25-هیچ زهدی چون زهد و بیرغبتی در آنچه حرام است نمیباشد. (5)
26-آنکه نسبت به دنیا بیرغبت باشد مصیبتها را خوار و ناچیز میشمارد. (6)
27-در وصف زاهدان فرموده است:گروهی جزو مردم دنیا بودند و اهل دنیا نبودند،در دنیا همچون کسیکه از آن نیست میزیستند. (7)
28-رزق بر دو گونه است،رزقی که تو او را میطلبی و رزقی که او ترا میطلبد که اگر تو به سوی آن نروی او به سوی تو میآید و بتو میرسد. (8)
29-پس در طلب آسان بگیر و مدارا کن و در آنچه بدست میآید آهسته و بیحرص و شتاب باش،بسا طلب و خواهشی که به از دست دادن مال میکشد.و اینطور نیست که هر طالبی رزق
و روزی یابد و هر بیحرص و شتابی محروم بماند. (1)
30-امّا بعد،(شگفتآور است که)انسان به چیزی که از دست نخواهد داد(رزق مقدّر)شادمان میشود و بر چیزی که بدست نخواهد آورد(آنچه مقدّر او نیست)اندوه میخورد! (2)
31-امّا بعد،تو از مدّت عمرت سبقت نمیگیری(و فراتر نمیتوانی بروی)و آنچه برای تو نیست روزی تو نمیشود. (3)
32-امّا بعد،انسان را یافتن آنچه از دست نخواهد داد شاد و نیافتن آنچه بدست نخواهد آورد غمین میسازد!پس شادی تو باید به آنچه از آخرتت نائل شدهیی و تأسفت بر آنچه از آن از دست دادهیی باشد.و بسیار بر آنچه از دنیایت نایل شدهیی شادی مکن و بر آنچه از آن از دست دادهیی بیتابی منما،و باید اندیشه و اندوهت در آنچه پس از مرگ است باشد. (4)
33-آنکه نشسته عطا نیابد ایستاده نیز عطا نخواهد یافت... (5)
34-از دنیا آنچه به تو رسید بگیر و از آنچه از تو رو گرداند رو بگردان،و اگر چنین نمیکنی(و به دنبال دنیا میروی)در طلب آهسته و بیحرص و شتاب باش. (6)
35-با علمی یقینی بدانید که خدا برای بنده هرچند چاره سازیش عظیم و طلب و کوشش او سخت و کید و تدبیرش توانمند باشد بیش از آنچه در کتاب پر حکمت تعیین فرموده قرار نداده
است. (1)
*** 36-«عبد اللّه بن سلیمان»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:خدای عزیز و جلیل در روزی احمقان وسعت و گشایش داد تا خردمندان عبرت گیرند و دریابند که بدست آوردن مواهب دنیوی به عمل و چارهسازی نیست. (2)
37-امام صادق علیه السلام فرمود:باید کوشش تو برای معاش برتر از کسب کسیکه ضایع و تباه میسازد و کمتر از کوشش آزمندی که به دنیایش خشنود و دلبسته است باشد،لکن خود را در این کار همچون منصف آبرومندی قرار بده و خود را از جایگاه فرد سست و ناتوان برتر بدار و آنچه مؤمن از آن ناچار است کسب کن.آنانکه مال به آنان عطا شود و سپاسگزاری نکنند مالی نخواهند داشت(نعمت آنان دوامیندارد). (3)
38-امام صادق علیه السلام نقل کردهاند که امیر مؤمنان علیه السلام بسیار میفرمود:با علمی یقینی بدانید که خدای عزیز و جلیل برای بنده هرچند کوشش او شدید و چارهسازیش عظیم و کید و تدبیرش بسیار باشد مقرّر نکرده است که از آنچه در کتاب حکیم برایش معیّن شده فراتر رود،و بنده را در ناتوانی و کم چارگیش رها نکرده که نتواند به آنچه در کتاب حکیم برایش معیّن شده برسد.ای مردم
هرگز فردی به جهت زرنگی و کاردانی خود پشیزی اضافه نمییابد و هرگز فردی به جهت حماقت و نادانی پشیزی از دست نمیدهد،پس دانای عملکنندهی به این موضوع در منفعتش از همهی مردم آسودهتر است و دانای بیعمل به این در زیان و سختیش از همهی مردم گرفتارتر است،و بسا نعمتیافتهیی که با احسان به او برای کیفر و عقوبتش زمینهسازی میشود و بسا کسیکه در مردم فریب خورده و برایش کارسازی میگردد،پس ای کوششکننده کوششت را نگهدار(یا:از خدا بپرهیز ای کوششکننده در کوششت)و شتابت را کوتاه کن و از خواب غفلتت بیدار شو. (1)
ممکن است بگوییم:این روایات در صدد بدگویی از ثروت و بینیازی نیست بلکه برای بیان یک مطلب نفسانی است که حرص و تزلزل در امر معاش باشد،و هنگامیکه انسان بطور یقینی بداند رزق تقسیم شده و مقدّر است آسودهترین مردم خواهد بود و به آنچه برایش تقدیر شده اطمینان قلب پیدا میکند و از تأخیر آنچه برایش مقدّر شده افسرده و غمگین نمیشود.
39-امیر مؤمنان علی علیه السلام در وصیت خود به فرزندش «محمّد حنفیّه»فرمود:پسرم،رزق بر دو گونه است؛رزقی که تو او را میطلبی و رزقی که او ترا میطلبد و اگر تو به سوی آن نروی آن به سوی تو میآید.پس اندیشه و اندوه سالت را بر روزت تحمیل مکن،و هر روزی آنچه در آنست ترا کافیست اگر سال از عمر تو باشد خدای متعال در هر فردای جدیدی آنچه برای تو
1) (1) -وسائل ج 12 ص 30 به نقل از«کافی»و«تهذیب».
قسمت کرده است به تو میرساند و اگر سال از عمر تو نباشد با اندیشه و اندوه آنچه برای تو نیست چکار داری.و بدان که طلب کنندهیی به رزق تو از تو سبقت نمیگیرد و غلبهکنندهیی در مورد آن بر تو غالب نمیشود و آنچه برای تو تقدیر شده هرگز از تو پنهان نمیماند.چه بسیار دیدهیی کوشایی را که خود را به زحمت و مشقت میافکند تنگروزی و فقیر است،و میانهرویی در کوشش را که تقدیرات با او همراهی مینماید. (1)
و در روایتی دیگر میفرماید:اندیشه و اندوه روزی را که نرسیده بر روزی که در آنی تحمیل مکن. (2)
ولی عمل ائمه علیهم السلام و روش آنان با این مطلب معارضه دارد چرا که آنان خوراک و خرج یکسال را ذخیره میفرمودند.
جمع میان این دو و رفع تعارض به این طریق ممکن است که این روایات را حمل نمائیم بر هنگامیکه کسی نداشته باشد خرج سال را ذخیره نماید،ولی اگر داشته باشد احتیاط به جهت فرمایش رسول خدا صلی اللّه علیه و آله پسندیده است که فرمود:
نفس انسان چون قوت و مایحتاج خود را بیابد استقرار و اطمینان پیدا میکند. (3)
40-«علی بن سری»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:خدای عزیز و جلیل روزی مؤمنان را از جائی که گمان
نمیبرند قرار داده و این بدان جهت است که بنده چون طریق روزی خود را نداند دعایش بسیار میشود. (1)
41-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:بر آنچه امید نداری از آنچه امید میبری امیدوارتر باش؛«موسی بن عمران»بیرون آمد تا آتشی برای خانوادهاش بیاورد و خدا با او سخن گفت و با پیامبری بازگشت،و ملکهی سبا بیرون آمد و نزد سلیمان به اسلام و ایمان نائل شد،و ساحران فرعون بیرون آمدند و عزّت و غلبهی فرعون را میجستند امّا با ایمان بازگشتند. (2)
ممکن است بگوییم:ازاینروایت استفاده میشود که لازم است بر خدا که مسبّب الاسباب است اعتماد نمایند نه بر اسباب ظاهری،و بنابراین بیان،روایت دلالتی بر مرجوح و ناپسند بودن سعی و طلب ندارد.
42-«سدیر»میگوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم:در طلب رزق بر مرد چه کاری لازم است؟
فرمود:هنگامیکه در را بگشایی و بساطت را بگستری آنچه بر تو لازم است انجام دادهیی. (3)
43-امام صادق علیه السلام فرمود:آنکه برای روزیش غمگین گردد بر او(در نامهی عملش)یک خطا نوشته میشود. (4)
ممکن است بگوییم:از این دو روایت ناپسند و مرجوح بودن
سعی و طلب استفاده نمیشود بلکه از کلمهی«علی الرّجلبر مرد لازم است»در روایت اوّل وجوب طلب رزق استفاده میشود.
44-امام کاظم علیه السلام فرمود:برای دنیایت چنان عمل کن که گویا تا ابد زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان عمل کن که گویا فردا خواهی مرد. (1)
بنابراینکه معنای روایت عجله و شتاب نکردن در امور دنیا باشد چنانکه این معنا یکی از دو معنایی است که در این روایت احتمال میرود.
45-صنعتکاران اگر همهی شب را(برای کار)بیدار باشند درآمدشان(برای آن کار)حرام است. (2)
46-امام صادق علیه السلام فرمود:آنکه تمام شب را برای کسب بیدار بماند و حق چشم را از خواب ندهد کسبش حرام است. (3)
47-«محمّد بن مسلم»از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل میکند که آن دو گرامی سفر دریا را برای تجارت ناپسند میدانستند. (4)
48-امام باقر علیه السلام فرمود:در سفر دریا به جهت تجارت،انسان دین خود را به خطر هلاکت افکنده است. (5)
49-«معلّی بن خنیس»میگوید از امام صادق علیه السلام در مورد کسیکه مسافرت میکند و به کشتی سوار میشود پرسیدم.
فرمود:پدرم میگفت این کار به دین تو زیان میرساند،این مردمند(که میبینی)به ارزاق و معاششان(بدون سفر دریا9 میرسند. (1)
50-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:در طلب رزق میانهرو و بیحرص و شتاب نیست آنکه برای تجارت بر دریا سفر کند. (2)
51-امام صادق علیه السلام فرمود:سود گرفتن مؤمن از مؤمن رباست. (3)
52-امام صادق علیه السلام فرمود:سود گرفتن مؤمن از مؤمن رباست مگر آنکه بیش از صد درهم بخرد پس سود بگیر بر آن به مقدار معاش یکروزت،یا برای تجارت بخرد پس سود بگیرید بر آن و با ایشان مدارا کنید. (4)
53-«علی بن سالم»در حدیثی از پدرش نقل میکند که گفت:از امام صادق علیه السلام در مورد روایتی که میگوید سود گرفتن مؤمن از مؤمن رباست سؤال کردم؟فرمود:آن وقتی است که حق آشکار و قائم ما اهل بیت قیام کند،امّا امروز باکی
نیست که چیزی به برادر مؤمن بفروشی و سود بگیری. (1)
این روایات چنانکه آشکار است تا حدودی بر سود گرفتن قید وارد میسازد.م 54-رسول خدا صلّی الله علیه و آله از کسب و عرضهی متاع میان طلوع سپیدهی صبح تا طلوع آفتاب نهی فرمودند. (2)
55-«هاشم صیدنانی»میگوید از امام صادق علیه السلام در مورد کالا و متاع پرسیدم،فرمود:
آری نزد هیچکس متاع و کالایی نیست جز آنکه خداوند کسی را که به او سود دهد بر میانگیزد،پس اگر نپذیرد او را منصرف و به سوی غیر او میفرستد،زیرا(نپذیرفتن او)ردّی بر خدای عزیز و جلیل است. (3)
ازاینروایت استفاده میشود که نگهداشتن کالا به طمع سود بیشتر سزاوار نیست و شایسته است کالا را به اوّلین کسیکه خریدار آنست بفروشد.
56-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:پیامبر صلّی اللّه علیه و آله بر مردی گذشت که کالایی با او بود و میخواست بفروشد، فرمود:بر تو باد که در اوّل بازار(هر مشتری آنرا خواست)بفروشی (و به طمع سود بیشتر مشتری را ردّ نکنی). (4)
احتمالا این روایت در مضمون نظیر روایت قبلی است.
57-«حسین بن یسار»از مردی روایت میکند که
پیشوایان در مورد کلام خدای عزیز و جلیل که میفرماید: «رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ- مردانی که تجارت و خریدوفروش ایشان را از یاد خدا باز نمیدارد» (1)فرمودهاند:
آنان بازرگانان هستن که تجارت و خریدوفروش ایشان را از یاد خدا باز نمیدارد،هنگامیکه اوقات نماز برسد حق خدای عزیز و جلیل را در آن ادا میکنند. (2)
58-«ابو بصیر»میگوید امام باقر علیه السلام فرمود:در زمان رسول خدا صلی اللّه علیه و آله مؤمنی سخت نیازمند و فقیر از اهل صفّه (3)بود که در همهی اوقات نماز با پیامبر صلّی اللئه علیه و آله همراهی میکرد و هیچ کاری از نماز را از دست نمیداد و رسول خدا صلّی الله علیه و آله بر او ترحّم میکرد و به نیازمندی و غریبی او توجّه داشت و میفرمود:ای سعد!اگر چیزی بدست آورم ترا بینیاز میسازم.
این کار بر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله بدرازا کشید و اندوه رسول خدا صلی اللّه علیه و آله برای سعد بسیار شد،خدای سبحان به اندوه رسول خدا برای سعد توجّه فرمود و جبرئیل را فرو فرستاد و با او دو درهم بود.جبرئیل به پیامبر عرض کرد:
ای محمّد!خدا از غم تو برای سعد آگاه است آیا دوست داری او را بینیاز سازی؟
فرمود:آری.
عرض کرد:این دو درهم را بگیر و به او عطا کن و امر کن با آن تجارت کند.
رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله دو درهم را گرفت آنگاه برای نماز ظهر بیرون آمد و سعد بر در حجرههای رسول خدا صلی الله علیه و آله ایستاده و منتظر او بود.
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله چون او را دید فرمود:ای سعد! آیا تجارت بلدی؟
سعد عرض کرد:به خدا سوگند هرگز مال چیزی که با آن تجارت کنم نشدهام.
پیامبر دو درهم را به او داد و فرمود:با آن تجارت کن و رزق خدای را بدست آور.
سعد دو درهم را گرفت و همراه رسول خدا صلی اللّه علیه و آله رفت...سعد تجارت را شروع کرد و چیزی را به یک درهم نمیخرید جز آنکه بدو درهم میفروخت و بدو درهم نمیخرید جز آنکه به چهار درهم میفروخت و دنیا به او رو آورد،و مال و متاعش فراوان و تجارتش بزرگ شد و درب مسجد موضعی را انتخاب کرد که مینشست و تجارتش را جمع و رسیدگی میکرد،و رسول خدا صلّی الله علیه و آله وقتی بلال اذان میگفت بیرون میآمد و سعد به دنیا مشغول بود،نه وضو گرفته بود و نه چون سابق که به دنیا اشتغال نداشت آماده شده بود.
پیامبر صلی اللّه علیه و آله میفرمود:ای سعد دنیا ترا از نماز بازداشته است.
سعد میگفت:چه کنم؟تجارت را بر خود تباه سازم؟این
مردی است که چیزی به او فروختهام و میخواهم قیمت را از او دریافت دارم و این مردی است که چیزی از او خریدهام و میخواهم قیمت را به او بپردازم.
رسول خدا را از وضع سعد اندوهی بیش از اندوه بر فقرش فرا گرفت،و جبرئیل بر او نازل شد و عرض کرد:ای محمّد!خداوند از اندوه تو برای سعد آگاه است،کدامیک را بیشتر دوست داری، حالت اوّل او یا حالت فعلی او را؟
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:ای جبرئیل،حالت اوّل او را،دنیا آخرتش را از بین برده است.
جبرئیل عرض کرد:دوستی دنیا و اموال،فتنه و آزمایشی بازدارنده از آخرت است... (1)
59-امام صادق علیه السلام یکی از موالی خود را ه مصارف نام داشت فرا خواند و هزار دینار به او داد و فرمود:آماده شو(برای تجارت)به مصر بروی که عائلهی من بسیار شدهاند.
مصارف کالائی تهیّه کرد و با بازرگانان به سوی مصر رفت، هنگامیکه به مصر نزدیک شدند قافلهیی که از مصر میآمد با آنان روبرو شد،از آنان در مورد موضع کالایی که با خود داشتند در مصر سؤال کردند و آن کالایی مورد نیاز همگان بود،به آنان گفتند این کالا در مصر نایاب است،و کاروان مصارف هم قسم شدند و پیمان بستند که کالایشان را جز با سود دیناری به یک دینار نفروشند.
هنگامیکه کالاها را فروختند و قیمتها را دریافت داشتند
1) (1) -وسائل ج 12 ص 297 به نقل از«کافی».
به مدینه بازگشتند و مصارف خدمت امام صادق علیه السلام رسید و بهمراه دو کیسه داشت که هریک حاوی هزار دینار بود و عرض کرد:
فدایتان شوم این یک اصل مال و این دیگری سود است.
فرمود:این سودی فراوان است،ولی با کالا چه کردید؟
برای امام تعریف کرد که چه کردند و چگونه پیمان بستند.
فرمود:سبحان اللّه!بر زیان گروهی از مسلمانان سوگند میخورید که جز با سود دیناری به یک دینار نفروشید؟!
آنگاه یکی از دو کیسه را گرفت و فرمود:این اصل مال من و به این سود نیازی نداریم.سپس فرمود:ای مصارف،دستیازی بر شمشیرها آسانتر از کسب حلال است. (1)
ظاهرا مرجوح و ناپسند بودن در این روایت به پیمان بستن و انحصاری بودن کالا متوّجه است چنانکه در روایت فرض بر همین است،امّا در غیر این صورت(سود صد درصد)اشکالی ندارد چنانکه مثلا اگر در بازار دو خریدار با هم رقابت کنند؛و داستان مشهور«عروه بارقی»و قضیهی«سعد»در روایت سابق که در شمارهی 58 ذکر شد و حاکی از آن بود که:«چیزی به دو درهم نمیخرید جز آنکه به چهار درهم میفروخت»همین بیاشکال بودن را تأیید میکند.
60-«حلبی»میگوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم کسیکه خوراک را احتکار کند و در انتظار سود بیشتر باشد آیا درست است؟
1) (1) -وسائل ج 12 ص 311 به نقل از«کافی»و«تهذیب».
فرمود:اگر خوراک(در بازار و جامعه)فراوان است که مردم را کفایت کند اشکالی ندارد و اگر خوراک کم باشد که مردم را کفایت ننماید مکروه است که خوراکی را احتکار و مردم را بدون طعام بگذارد. (1)
61-«حلبی»میگوید از امام صادق علیه السلام در مورد احتکار سؤال شد،فرمود:احتکار آنست که طعام و خوراکی که غیر آن در شهر نیست بخری و احتکار کنی،و اگر در شهر خوراک یا کالایی غیر آن باشد اشکالی ندارد که(بدینوسیله)برای کالای خود افزایش(قیمت)بخواهی. (2)
62-«سالم حناط»میگوید امام صادق علیه السلام به من فرمود:کار تو چیست؟
عرض کردم:گندمفروشی،و گاه اتفاق میافتد که رواج میبینم و گاهی به کسادی برخورد میکنم و جنس را نگه میدارم.
فرمود:آنانکه نزد تواند در مورد آنچه میگویند؟
عرض کردم:میگویند محتکر است.
فرمود:کسی غیر از تو(گندم)میفروشد؟
عرض کردم:آنچه من میفروشم یک قسمت از هزار قسمت است.
فرمود:(در این صورت)اشکالی ندارد،در این مورد مردی از
قریش به نام«حکیم بن حزام»بود که چون گندم(و نظایر آن) به مدینه میآمد همه را میخرید،و پیامبر صلّی اللّه علیه و آله بر او گذشت و فرمود:ای حکیم بن حزام،مبادا احتکار کنی. (1)
63-امیر مؤمنان علی علیه السلام در فرمان خود به مالک اشتر میفرماید:بدان،در عین حال در بسیاری از تاجران سختگیری بیاندازه و بخل زشت و احتکار به جهت منافع و نرخگذاری و میل خود در فروختنیها وجود دارد،و این موجب زیان به عموم و عیب برای فرمانروایان است،پس از احتکار منع کن که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله از آن منع فرمود.و باید دادوستد دادو ستدی آسان با ترازوهای بیکموکاست و به نرخهایی که به هیچیک از دو گروه خریدار و فروشنده اجحافی نشود صورت گیرد،پس هرکس بعد از نهی تو به احتکار نزدیک شد او را کیفر بده و بدون زیادهروی عقوبت کن. (2)
از روایات باب احتکار،محدود کردن سود و مقدّم داشتن مصالح اجتماع بر منافع فرد استفاده میشود،و اینکه اگر خوراک و ما یحتاج و موادّ حیاتی افراد اجتماع به دست یکفرد و در انحصار او باشد و او بطمع سود بسیار آنرا نگهدارد و انبار کند،حاکم او را مجبور میسازد با نرخی که به فروشنده و خریدار اجحافی نباشد و بر هیچیک ستمی نرود آنرا بفروشد،و این در صورتی است که خوراک تنهادر دست او باشد و در شهر خوراک و عرضهکنندهی
دیگر نباشد،ولی اگر در شهر کالایی در دست دیگری و عرضهکنندهیی جز او وجود داشته و نگهداری و انبار کردن او زیانی برای مردم نداشته باشد اشکالی ندارد که کالا را برای دستیابی به سود نگهدارد،چنانکه در روایات بدان اشاره شده است،و در این فرض در حقیقت احتکاری تحقق نمییابد.
64-امام صادق علیه السلام فرمود:«تلقّی»نکن،که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله از تلقّی نهی فرمودند. (1)
«تلقّی»یعنی آنکه تاجر از شهر بیرون بیاید و به استقبال صاحبان کالا برود و کالای آنان را پیش از آنکه به شهر وارد سازند بخرد و به شهر باز گردد و آن کالا را با سود فراوان بفروشد.
علّت منع از«تلّقی»یکی از دو موضوع ذیل یا هر دوی آنهاست:1-کم شدن واسطه و روبرو شدن صاحب کالا یا سازندهی کالا با مصرفکننده تا به نرخ کمتری جنس به مصرفکننده برسد و نرخهای مایحتاج عامّه پایین بیاید.2- صاحبان کالا که غالبا از قیمت کالای خود در آن شهر بیخبرند مغبون نشوند.
65-رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمودند:هیچیک از شما نباید تجارتی را بیرون از شهر«تلقّی»کند،و نباید کسی از اهل شهر برای بادیهنشینی دادوستد کند،خدا برخی از مسلمانان را از برخی دیگر روزی میدهد. (2)
66-رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند:نباید کسی از اهل شهر برای بادیهنشینی دادوستد کند،مردم را واگذارید خدا برخیشان را از برخی روزی میدهد. (1)
دادوستد اهل شهر برای بادیهنشینان آنست که تاجر شهری امور روستائیان و بادیهنشینانی که میوه و لبنیّات و چیزهای دیگری به شهر میآورند بدست گیرد و به وکالت از طرف آنان فروش کالای ایشان را عهدهدار شود و در مقابل کارمزد و حق العلم از آنان بگیرد.و ممکن است علّت منع همان حذف واسطهها و پایین آمدن نرخها و جلوگیری از گرانی مایحتاج عمومی باشد بخصوص با توّجه به اینکه آن گرامی به امری ارتکازی فرمان میدهد که:مردم را وا گذارید...
67-«عمر بن یزید»میگوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم:فدایت شوم،مردم معتقدند سود گرفتن از کسیکه دچار ضرورت است و چارهیی ندارد حرام بوده و جزو ریاست.
فرمود:آیا کسی را دیدهیی که جز به جهت ضرورت و نیاز از دارا یا نداری چیزی بخرد؟ای عمر!محققا خداوند دادوستد را حلال و ربا را حرام فرموده است،پس سود بگیر و رباخواری نکن.
عرض کردم:ربا چیست؟
فرمود:درهمهایی در برابر درهمهایی که در مقابل یکی دو تا گرفته شود. (2)
68-امام صادق علیه السلام فرمود:بر مردم روزگار سختی فرا میرسد که هرکس آنچه در دست اوست به دندان میگیرد (فقط برای خود میخواهد و از انفاق به دیگران بخل میورزد)و فضل و بزرگواری را فراموش میکند در حالیکه خداوند فرموده است «وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ- فضل و بزرگواری را میان خود فراموش نکنید».آنگاه در آن زمان گروههایی پدیدار میشوند که با بیچارگان معامله و دادوستد میکنند(با سوء استفاده از ناچاری آنان سودجوئی مینمایند)آنان بدترین مردمند. (1)
نهی از خریدوفروش با بیچارگان و سود گرفتن از آنان محمول بر کراهت است،توضیح آنکه سزاوار است افراد بیچاره مورد ترّحم و مهربانی قرار گیرند نه سودجوئی.
69-امام صادق علیه السلام فرمود امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمودهاند:(در معامله) هنگامیکه نداکنندهیی(در مورد قیمت و خرید)ندا داد برای تو جایز نیست که بیشتر از آن بگویی،ندا مقدار اضافی را حرام میسازد و سکوت آنرا حلال میکند. (2)
70-رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله از اینکه کسی در معاملهی برادر مسلمانش دخالت کند نهی فرمودند. (3)
71-پیامبر صلی اللّه علیه و آله فرمودند:«لا تناجشوا
و لا تدابروا- با یکدیگر خیانت نکنید و از هم نبرّید و جدائی ننمائید»معنایش اینست که کسی بدون آنکه قصد خرید کالا را داشته باشد قیمت بیشتری پیشنهاد نماید تا دیگری بشنود و بیشتر بخرد.«ناجش»بمعنای خائن و«تدابر»بمعنای هجران و بریدن از یکدیگر است. (1)
72-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود مردی اعرابی از قبیلهی بنی عامر خدمت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله آمد و از آن گرامی در مورد بدترین جای زمین و بهترین جای زمین سئوال کرد.رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله به او فرمودند:بدترین جای زمین بازارهاست،و آن میدان ابلیس است که در آن هر بامداد پرچم میافرازد و تخت خود را مینهد و فرزندان خود را میپراکند،پس(به فریب و اغوای آنان،کسانی از اهل بازار که تقوی ندارند)یا در پیمانه و وزن کمفروشی میکنند یا در اندازه و ذرع دزدی مینمایند یا در مورد کالا دروغ میگویند،و(شیطان به فرزندان خود)میگوید:بر شما باد(که اغو کنید و گمراه سازید)مردی را که پدرش مرده است(یعنی انسانها را که پدرشان حضرت آدم از دنیا رفته)و پدر شما(یعنی خود ابلیس) زنده است،پس همواره به این کارها مشغولست و اوّلین کسی است که به بازار میآید و آخرین کسی است که از آن بیرون میرود... (2)
73-رسول خدا صلی اللّه علیه و آله از جبرئیل پرسید:
منفورترین جای زمین نزد خدای متعال کجاست؟
گفت:بازارها،و منفورترین اهل بازار کسی است که پیش از همه به بازار وارد میشود و بعد از همه از آن بیرون میآید. (1)
ازاینروایت استفاده میشود که حرص در تجارت و قبل از همه وارد شدن بهبازار و بعد از همه بیرون آمدن برای سودجویی مذموم و ناپسند است.
1) (1) -وسائل ج 12 ص 345 به نقل از«مجالس ابن الشیخ».
1-امام صادق علیه السلام فرمود:هرچه ایمان بنده افزوده شود تنگدستیش در معاش بیشتر میگردد (1)
2-امام صادق علیه السلام فرمود:در کلام خدا با موسی است که:ای موسی چون فقر را دیدی رو آورده است بگو:مرحبا به نمودار صالحان.و چون ثروت و بینیازی را دیدی رو آورده است بگو:گناهی است که کیفرش زود فرا رسیده است. (2)
3-رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمودند:دو چیز است که آدمی دوست ندارد؛مرگ را دوست ندارد در حالیکه مرگ موجب آسودگی مؤمن از فتنه و آزمایش است.و کمبود مال را دوست ندارد در حالیکه کمی مال موجب کمتر شدن و آسانی محاسبه در آخرت است. (3)
4-«عقرقوفی»میگوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم:از«ابو ذر»که خدا رحمتش کند نقل شده که میگفت:
سه چیز است که مردم دشمن میدارند و من آنها را دوست دارم؛ مرگ را و فقر را و بلا را دوست دارم!
فرمود:این گفتار چنان نیست که شما گمان کردهاید،منظور ابو ذر آنست که مرگ در اطاعت خدا نزد من محبوبتر از زندگی در نافرمانی خداست،و فقر در اطاعت خدا نزد من محبوبتر از بینیازی در نافرمانی خداست،و بلا در اطاعت خدا نزد من محبوبتر از سلامتی در نافرمانی خداست. (1)
5-امام باقر علیه السلام فرمود:هیچیک از شما به حقیقت ایمان نمیرسد تا آنگاه که سه خصلت در او باشد.مرگ نزد او محبوبتر از زندگی و فقر محبوبتر از ثروت و بینیازی و بیماری محبوبتر از سلامتی باشد!
عرض کردیم:چه کسی چنین است؟
فرمود:همهی شما.آنگاه فرمود:کدام نزد هریک از شما محبوبتر است؛اینکه در محبّت ما بمیرد یا با دشمنی ما زندگی کند؟
عرض کردم:به خدا سوگند مردن با محبّت شما نزد ما محبوبتر است.
فرمود:فقر و غنی و بیماری و سلامتی نیز همینطور است.م عرض کردم:آری به خدا سوگند. (2)
6-امام کاظم علیه السلام فرمود:سه خصلت ویژهی پیامبران و فرزندان پیامبران و پیروان پیامبران است:بیماری در بدن،و ترس سلطان(در حکومت ستمگران در خطر هستند)،و فقر. (1)
7-از پیامبر صلی اللّه علیه و آله سئوال شد فقر چیست؟ فرمودند:گنجینهیی از گنجینههای الهی،بار دیگر سئوال شد ای رسول خدا فقر چیست؟فرمودند:کرامتی از جانب خدا.
بار سوّم سؤال شد فقر چیست؟فرمودند:چیزی است که خدا جز به پیامبر مرسلی یا مؤمنی که نزد خدای متعال گرامی است عطا نمیکند. (2)
8-«عبد اللّه بن سنان»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:بنده در پیشگاه خدا آنگاه از هر وقت دیگری گرامیتر است که یک درهم بخواهد و به آن دسترسی نداشته باشد.
عبد الله بن سنان میگوید امام صادق علیه السلام این سخن را فرمود در حالیکه صد هزار(درهم یا دینار)داشتم و امروز یک درهم ندارم. (3)
9-امام باقر علیه السلام فرمود:ما مال را دوست داریم و اگر به ما داده نشود برایمان بهتر است،همانا امیر مؤمنان علی علیه السلام میفرمود:من رئیس و قائد مؤمنان و امیر مؤمنانم،و مال زیاد یا بیشتر اموال دشمن مؤمنان و رئیس و قائد منافقان
است. (1)
10-امام صادق علیه السلام فرمود:فقر نزد خدا ذخیره شده و مخزون است که جز مؤمنی را که دوست دارد به آن مبتلا نمیفرماید. (2)
مراد از فقر در این روایات فقر غیر اختیاری است که آزمایش و امتحانی برای بنده و موجبی برای تکمیل درجات ایمان میباشد،هرچند وظیفهی او طلب معاش و کوشش برای بدست آوردن آنست.
*** 11-رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند خدای عزیز و جلیل فرموده است:از نیکو حالترین دوستانم نزد من مردی است سبکبار و بهرهمند از نماز،عبادت پروردگارش را که پنهان از اوست به نیکی انجام میدهد و در میان مردم گمنام است.
روزیش به قدر کفاف مقرر شده و او بر آن صبر میکند،مرگش زود فرا میرسد(عمرش طولانی نیست)و میراثش اندک است و گریه کنندگان بر او کمند. (3)
12-رسول خدا صلّی اله علیه و آله دعا کردند:خدایا به محمّد و خاندان محمّد و کسیکه محمّد و خاندان محمّد را دوست میدارد پارسائی و روزی به قدر کفاف عنایت فرما،و به
کسیکه با محّمد و خاندان محّمد دشمن است مال و فرزند بده. (1)
13-رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند:آنچه کم و کافی است نیکوتر از بسیار غفلتآور است،بار خدایا به محّمد و خاندان محّمد روزی به قدر کفاف عنایت فرما. (2)
14-رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله دعا کردند:خدایا به آنکه مرا دوست میدارد روزی به قدر کفاف،و پارسائی عنایت فرما،و آنکه با من دشمنی دارد مال و فرزندش را بسیار کن. (3)
15-رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمودند:آنکه از خدا به رزق اندکی رضایت دهد خدا از او به عمل اندکی راضی میشود. (4)
16-«نضر بن قابوس»میگوید:از امام صادق علیه السلام معنای حدیث«آنکه از خدا به روزی اندکی رضایت دهد خدا از او به عمل اندکی راضی میشود»را پرسیدم،فرمود:(آنست که) در برخی امور خدا را اطاعت میکند و در برخی نافرمانی. (5)(و به جهت آنکه به رزق اندک رضایت داده خدا نافرمانیهای او را ندیده میگیرد).
میتوان گفت:ازاینروایت استفاده میشود که فقیر از خطرها آسودهتر است و در قیامت حساب اعمالش به آسانی
محاسبه میشود،و این به جهت نداشتن استطاعت مالی در مورد بسیاری تکالیف مالی است،بنابراین او در اینگونه تکالیف از حساب آسوده است،به خلاف ثروتمند که ادای تکلیف به قدر دسترسی و استطاعتش بر عهدهی اوست،و از عهدهی تکلیف برآمدن هم دشوار است،بنابراین بیشتر در معرض خطر و هلاک بوده و مسئولیتش نیز سختتر خواهد بود،نه آنکه ثروت و بینیازی ذاتا مذموم و ناپسند باشد.
17-«عطیه»میگوید امام باقر علیه السلام فرمود:ما دنیا (و مواهب مادّی آنرا)دوست داریم و به ما داده نشده و این برای ما بهتر است،و به هیچ بنده از آن داده نشده مگر آنکه از بهرهاش در آخرت کم گذاشته شده است،و شیعهی ما نیست آنکه صد هزار (درهم یا دینار)داشته باشد و نیز آنکه پنجاه هزار یا چهل هزار داشته باشد،و اگر میخواستم سیهزار بگویم و میگفتم؛و هرگز مردی ده هزارش را از حلال جمع نکرده است. (1)
18-امام صادق علیه السلام فرمود:خدا به بندهیی سی هزار (دینار یا درهم)عطا نکرده که خیر او را بخواهد.و فرمود:هرگز مردی ده هزار(درهم و دینار)از حلال جمع نکرده است،و قطعا خداوند دنیا و آخرت را برای گروههایی جمع کرده است گاهی که به نزدیکان عطا کنند و از عمل صالح برخوردار باشند،و قطعا خدا برای گروهی دنیا و آخرت را جمع کرده(و هر دو را به آنان عطا فرموده است). (2)
19-امام صادق علیه السلام فرمود:مال چهار هزار(درهم یا دینار)است،و دوازده هزار گنج است(کنز کردن است) (1)و بیست هزار از حلال جمع نشده است،و دارندهی سیهزار در هلاکت است،و آنکه صد هزار داشته باشد جزو شیعیان ما نیست. (2)
این سه روایت با ضعف سندشان هیچ حکم کلّی الهی را بوجود نمیآورند،بلکه چنانکه آشکار است به زمان خاص و مکان خاصی اختصاص دارند.
1-امام صادق علیه السلام فرمود:دوستی دنیا،سر هر خطایی است. (1)
2-امام صادق علیه السلام فرمود:شیطان در هر چیزی برای (گمراه کردن)فرزند آدم حیلهسازی میکند و آنگاه که(آدمی با اطاعت نکردن از شیطان)او را خسته و درمانده سازد شیطان در امور مالی به کمین او مینشیند و(سرانجام)گردنش را به بند میآورد. (2)
3-رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمودند:دینار و درهم آنانرا که پیش از شما بودند هلاک کردند و این دو هلاک کنندهی شما نیز هستند. (3)
4-مثل حریص بر دنیا مثل کرم ابریشم است که هرچه
(در پیله)ابریشم بیشتری بر خویش بتند و بپیچد،بیرون آمدنش دشوارتر میشود تا از اندوه بمیرد. (1)
5-امام صادق علیه السلام فرمود:برترین بینیازیها برای کسی است که اسیر حرص نباشد. (2)
6-«حماد بن بشیر»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:
دو گرگ درنده در گلهیی بیچوپان که یکی از این سوو دیگری از سوی دیگر حمله کند،از مال دوستی و اسراف برای دین مؤمن زیانبخشتر نیستند. (3)
7-امام صادق علیه السلام فرمود:پیامبر صلی اللّه علیه و آله اندوهگین بیرون آمد،فرشتهیی خدمتش رسید و کلیدهای گنجینههای زمین را بهمراه داشت و عرض کرد:ای محّمد این کلیدهای گنجینههای دنیاست،پروردگارت به تو میگوید، (گنجینهها را)بگشا و آنچه میخواهی بردار بدون آنکه چیزی را نزد من از دست داده باشی.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:دنیا سرای کسی است که سرایی ندارد و برای آن،کسیکه عقل ندارد جمعآوری میکند. (4)
8-رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:مرا با دنیا چکار!مثل من و دنیا،مثل سواری است که در روز گرمی درختی نزدیک او باشد و زیر آن بایستد و شامگاه برود و آن را ترک
کند. (1)
9-«ابن ابی یعفور»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:
در کلام خدای عزیز و جلیل با موسی علیه السلام است که:به سوی دنیا میل مکن مانند میل ستمگران و میل کسیکه دنیا را پدر و مادر خویش قرار داده است.ای موسی اگر ترا به خودت وا میگذاشتم که نگهبان و ناظر بر نفس خود باشی دوستی دنیا و شکوفائی و شادابی آن بر تو چیره میشد...و از دنیا آنچه را که به آن نیاز نداری وا گذار...و بدان که هر فتنهیی آغازش از دنیا دوستی است و بر هیچکس به جهت فراوانی مالش حسرت مبر، چرا که با فراوانی مال به جهت حقوق واجبی که بر عهده میآید گناهان فراوان میشود... (2)
10-امام صادق علیه السلام فرمود:در کتاب علی علیه السلام است که:دنیا همچون مار است،در لمس کردن بسیار نرم و در درونش زهری کشنده وجود دارد.مرد خردمند از آن میپرهیزد و کودک نادان به آن مایل است. (3)
11-امام صادق علیه السلام فرمود:دنیا همچون آب دریاست،هرچه تشنه از آن بنوشد تشنهتر میشود تا او را میکشد. (4)
12-«محمد بن قیس»میگوید:پیامبر صلی اللّه علیه و آله چون از سفر میآمدند ابتدا نزد فاطمه علیها السلام میرفتند و
مدّتی طولانی نزد او میماندند،یکبار به سفری رفتند و فاطمه علیها السلام دو خلخال از نقره و یک گردنبند دو گوشواره پردهیی برای درب منزل،برای هنگام بازگشت پدر و شوهرش تهیه کردند.هنگامیکه رسول خدا صلّی الله علیه و آله بازگشتند به خانهی او وارد شدند و همراهانش بیرون در توقف کردند و به جهت طولانی شدن توقف پیامبر(صلی الله علیه و آله)نزد فاطمه(س)نمیدانستند بمانند یا بروند،سپس رسول خدا صلی اللّه علیه و آله بیرون آمدند و خشم در چهرهاش آشکار بود تا(آمدند)نزدیک منبر نشستند، فاطمه علیها السلام احتمال داد که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله از دیدن دو خلخال و گردنبد و دو گشواره و پرده خشمگین شده باشند بنابراین گردنبد و دو گشواره و دو خلخالش را درآورد و پرده را کند و همه را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستاد و پیام داد:دخترت بر شما سلام میکند و میگوید:اینها را در راه خدا انفاق کنید،چون پیام او به پیامبر(صلی الله علیه و آله)رسید سه مرتبه فرمودند:(وظیفهی خود را)انجام داد پدرش فدای او باد.و فرمودند:دنیا از محّمد و خاندان محّمد نیست و اگر دنیا نزد خدا به قدر بال پشهیی خیر داشت در جهان به کافری یک جرعه آب نمینوشانید،آنگاه برخاست و به خانهی فاطمه رفت. (1)
13-رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمودند:خداوند جلیل به دنیا وحی کرد کسی را که خدمتگزار تو شود به رنج و مشقت بیفکن و به کسیکه ترا ترک کند و وا گذارد خدمت کن. (2)
14-«حفص»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:ای حفص دنیا را برای خودم جز به منزلهی مردار قرار ندادم که چون مضطّر و ناچار از آن باشم از آن بخورم. (1)
15-«ابن رباط»نقل میکند:مردی از احتیاج و نیازمندی نزد امیر مؤمنان علیه السلام شکایت کرد،فرمود:بدان هرچه از دنیا بیش از معاش روزانه بدست آوری،در مورد آن نگهبان و انباردار برای غیر خودت میباشی. (2)
16-رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمودند:جبرئیل به من خبر داد بوی بهشت از هزار سال مسافت به مشام میرسد،و به مشام کسیکه عاق پدر و مادر باشد و کسیکه قطع رحم کند و از خویشاوند ببرد...و به مشام«جعظری»نمیرسد.عرض کردم:«جعظری»چیست؟فرمودند:کسی است که از دنیا سیر نمیشود. (3)
17-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:کسیکه دنیا را بپرستد و آنرا بر آخرت برگزیند عاقبتی وخیم و ناگوار دارد،و فرمود:من رئیس مؤمنانم و مال رئیس ستمگران است. (4)
18-امام صادق علیه السلام فرمود:زندانی کسی است که دنیایش او را از آخرتش باز داشته باشد. (5)
19-امام صادق علیه السلام فرمود:آخرین پیامبر یکه به
بهشت وارد میشود سلیمان فرزند داود علیه السلام است،و این به جهت آنچه(از مواهب دنیوی و ثروت و سلطنت که)در دنیا به او عطا شده میباشد. (1)
20-امام زین العابدین علیه السلام روزی به یارانش فرمود:
برادران من!شما را به سرای آخرت سفارش میکنم و به سرای دنیا سفارش نمیکنم،همانا شما به این حرص دارید و چنگ زدهاید،آیا آنچه عیسی بن مریم به حواریون گفت به شما نرسیده است!به آنان گفت:دنیا پلی است،از آن عبور کنید و آن را آباد نسازید.و گفت:کدامیک از شما بر موج دریا خانه بنا میکند، چنین است سرای دنیای شما،پس آنرا محّل استقرار خود قرار ندهید. (2)
21-رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمودند:دنیا در آخرت جز همانند آنکه یکی از شما انگشتانش را در دریا فرو برد نیست،پس باید بنگرد با چه چیز باز میگردد. (3)
22-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:در دنیا بیش از مقدار کفاف نخواهید و از آن بیشتر از آنچه به شما میرسد مجوئید. (4)
23-عیسای مسیح علیه السلام به حواریون فرمود:دنیا جز پلی نیست،از آن عبور کنید و آنرا آباد نسازید. (5)
24-امیر مؤمنان علی علیه السلام(دربارهی دنیا)فرمود:
چگونه توصیف کنم سرایی را که اوّل آن رنج و مشقّت است و پایان آن فنا و نابودی است،برای حلال آن حساب و برای حرام آن کیفر و عذاب است. (1)
25-امام صادق علیه السلام فرمود:عیسی بن مریم به یارانش میگفت خدای متعالبه موسیفرموده است:ای موسی!دنیا سرای رنج و عقوبت است و آنرا ملعون و بدور از رحمت خویش قرار دادم،آنچه در آنست ملعون است جز آنچه برای من باشد. (2)
26-پیامبر صلی اللّه علیه و آله فرمودند:دنیا سرای کسی است که سرایی ندارد،و مال کسیکه مالی ندارد،و برای آن جمع میکند کسیکه عقل ندارد. (3)
27-امام صادق علیه السلام فرمود:مثل دنیا مثل دریای شوری است که هرچه تشنه از آن بنوشد تشنهتر میشود تا او را میکشد. (4)
28-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:دنیا سرای آرزوها و برای آن فنا و نابودی است...و بیش از مقدار کفاف نخواهید و از آن بیش از آنچه به شما میرسد مطلبید. (5)
29-رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:آنکه دنیایش
را دوست بدارد به آخرتش زیان زده است. (1)
30-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:دنیا نوبت به نوبت است،پس بهرهات را از آن به نیکوترین طلیدن بطلب. (2)
31-امام صادق علیه السلام فرمود:اگر حساب(در قیامت) حق است پس گردآوردن و جمع کردن برای چه؟! (3)
32-امام صادق علیه السلام فرمود:در بنی اسرائیل قحطی و گرسنگی روی داد تا آنجا که مردگان را از قبر بیرون کشیده و خوردند،یکبار قبری را شکافتند و در آن لوحی یافتند که بر آن نبشته بود:من فلان پیامبرم،قبرم را فردی حبشی میشکافد،آنچه (اعمال)از پیش فرستادیم(پس از مرگ)یافتیم،و آنچه(در دنیا)خوردیم و مصرف کردیم سود کردیم،و آنچه پس از خود بر جای گذاشتیم زیان کردیم. (4)
33-امام باقر علیه السلام دربارهی گفتار خدای متعال که میفرماید: «اَلَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ- آنانکه طلا و نقره را کنز میکنند و گنجینه میسازند و آنرا در راه خدا انفاق نمینمایند پس به عذابی دردناک بشارتشان بده»فرمود:خدا گنج کردن طلا و نقره را حرام کرده و به انفاق آن در راه خدا فرمان داده است،و گفتار خدای متعال است: «یَوْمَ یُحْمی عَلَیْها فِی نارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوی بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما کَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ
فَذُوقُوا ما کُنْتُمْ تَکْنِزُونَ- روزی که در آتش جهّنم آنرا(طلا و نقره را)گداخته سازند و با آن روها و پهلوها و پشتهاشان را داغ کنند،این است آنچه برای خویش گنج کردید پس ببخشید آنچه را گنج میکردید». (1)
امام فرمود:ابو ذر غفاری هنگامی که در شام بود هر بامداد با بلندترین صدایش فریاد میکرد:به صاحبان گنجها بشارت بده به داغ کردن روها و داغ کردن پهلوها و داغ کردن پشتها که هموارهدر دوزخادامه دارد تا حرارت و آتش به درونشان میرسد. (2)
34-«ابن بزیع»میگوید امام رضا علیه السلام فرمود:مال جز با پنج خصلت جمع نمیشود:با بخلی شدید،و آرزویی دراز، و حرص و آزی که چیره شده باشد،و قطع رحم و رسیدگی نکردن به خویشاوند،و برگزیدن دنیا بر آخرت. (3)
35-رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمودند:کدامیک از شما مال و ارثش را بیشتر از مال خود دوست دارد؟
عرض کردند:ای رسول خدا هیچیک از ما آنرا دوست ندارد.
فرمودند:همهی شما آنرا دوست دارید.آنگاه فرمودند:فرزند آدم میگوید مال من،مال من.و آیا از اموالت جز آنچه خوردی و نابود کردی،یا پوشیدی و کهنه و مندرس ساختی،یا صدقه دادی و(برای آخرت)باقی گذاشتی،چیزی برای تو است؟و جز اینها هرچه باشد مال و ارث توست. (4)
36-برخی خدمت امام کاظم علیه السلام عرض کردند:
شنیدهایم مردی در زمان رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله مرد و دو دینار از خود بجای گذاشته بود،و رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمودند:مال فراوانی از خود بجای گذاشته است.
امام فرمود:او مردی بود که نزد اهل صفّه (1)میآمد و از آنان تقاضا و گدائی میکرد،و مرد و دو دینار از خود بجای گذاشت. (2)
37-امام صادق علیه السلام فرمود:خدای متعال به موسی علیه السلام وحی کرد:به فراوانی مال شادمانی مشو و ذکر مرا در هر حال ترک نکن که فراوانی مال موجب فراموشی گناهان میشود و ترک ذکر من موجب قساوت دلها میگردد. (3)
38-امام صادق علیه السلام دربارهی گفتار خدای متعال که میفرماید: «کَذلِکَ یُرِیهِمُ اللّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَیْهِمْ- اینچنین خدا اعمالشان را حسرتهایی بر آنان مینمایاند» (4)فرمود:آنست که شخص مال را میگذارد و از روی بخل آنرا در راه فرمانبرداری از خدا انفاق نمیکند،آنگاه میمیرد و آنرا برای کسیکه با آن در فرمانبرداری یا نافرمانی خدا عمل میکند باز میگذارد،پس اگر با آن مال در فرمانبرداری خدا عمل شود آنرا در ترازوی اعمال دیگری میبیند و حسرتش افزوده میشود که قبلا مال برای او بود،و اگر با آن در نافرمانی خدا عمل شود،او با
آن مال او را تقویت کرده که در نافرمانی خدا عمل کند. (1)
39-از امیر مؤمنان علیه السلام سؤال شد که حسرت و تأسف چه کسی از همهی مردم بزرگتر است؟
فرمود:کسیکه مال خود را در ترازوی اعمال دیگری ببیند و خدا او را به جهت آن مال به آتش افکند و وارثش را به جهت آن مال به بهشت وارد سازد. (2)
40-یکی از امامان علیهم السلام در معنای گفتار خدای متعال که میفرماید: «کَذلِکَ یُرِیهِمُ اللّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَیْهِمْ» (3)فرمود:مرد مالی کسب میکند و از اینکه(با آن)کار خیری بکند محروم میماند آنگاه میمیرد و دیگری از او ارث میبرد و(با آن)عمل صالحی انجام میدهد،پس آن مرد چیزی را که کسب کرده بود در ترازوی اعمال دیگری میبیند. (4)
41-امام باقر علیه السلام دربارهی گفتار خدای متعال «اَلَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ...» (5)فرمود:منظور از آن افزون بر دو هزار درهم است. (6)
42-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:ای فرزند آدم!تو در آنچه بیش از معاش روزانهات کسب کردهیی نگهبان و انباردار دیگری هستی. (7)
43-امام صادق علیه السلام فرمود:اگر رزق تقسیم شده است پس حرص و آز برای چه؟ (1)
44-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:اگر بنده اجل خود و شتاب آنرا به سوی خویش ببیند آرزو را دشمن میدارد و دنیا طلبی را ترک میکند. (2)
45-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:کسیکه فردا را از عمر خود بشمارد برای مرگ منزلتی و اهمیتی قائل نشده است. (3)
46-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:اگر بنده اجل خود و شتاب آنرا به سوی خویش ببیند آرزو و دنیاطلبی را دشمن میدارد. (4)
47-پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:طمع و آزمندی مردم را محتاج و مستمند ساخته است. (5)
48-پیامبر صلی اللّه علیه و آله فرمودند:کسیکه نزد مالداری بطمع مالش فروتنی کند دو سوّم دینش از بین میرود. (6)
49-امام صادق علیه السلام میفرماید که امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:فرزند آدم!اگر از دنیا آنچه ترا کفایت کند میخواهی کمترین چیزی که در آنست ترا کفایت میکند،و اگر آنچه ترا کفایت نکند میخواهی همهی آنچه در آنست ترا
کفایت نمیکند. (1)
50-امام باقر یا امام صادق علیهما السلام فرمود:کسیکه به آنچه خدا روزیش فرموده قناعت کند از بینیازترین مردم است. (2)
51-امام صادق علیه السلام فرمود:کسیکه مالی را از حرام و ستمگری و سختگیری بر مردم گردآورده باشد خدا آن مال را در مهلکهها و مصرف باطل میافکند. (3)
52-رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمودند:کسیکه در بدن بیماری نداشته و از امنیت برخوردار و معاش روز و شبش را داشته باشد،چنانست که دنیا را دارد.ای«ابن جعشم»ترا آنقدر که گرسنه نمانی و عورت خویش بپوشانی کافی است،و اگر خانهیی باشد که از گرما و سرما پناهت دهد اشکالی ندارد،و اگر مرکبی باشد که سوار شوی پس خوش بحال تو،و اگر نبود(لازم است به)نان و آب دریا(اکتفا کنی)،و آنچه جز این باشد حساب آن یا عذاب آن بر تو است. (4)
53-«عیسی بن موسی»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:ای عیسی!اموال متعلق به خدای عزیز و جلیل است که
1) (1) -بحار ج 73 ص 176 به نقل از«کافی»
2) (2) -بحار ج 73 ص 178 به نقل از«کافی»
3) (3) -بحار ج 103 ص 8 به نقل از«محاسن» این حدیث در اعلام الوری مرحوم طبرسی در باب معجزات امام صادق علیه السلام نقل شده است که آن گرامی در بیان معنای حدیث به فارسی فرمود«از باد آید به دم شود» یعنی بادآورده را بادش برد.
4) (4) -بحار ج 103 ص 13 به نقل از«عدّة الداعی».
آنرا نزد آفریدگان خود بصورت امانتهایی قرار داده و به آنان امر کرده با میانهروی از آن بخورند و با میانهروی از آن بیاشامند و با میانهروی از آن بپوشند و با میانهروی از آن ازدواج کنند و با میانهروی از آن برای سواری مرکب تهیه نمایند،و اضافه بر اینها را به مستمندان از مؤمنان بدهند،پس کسیکه از آن تجاوز نماید،آنچه بخورد حرام است و آنچه بنوشد حرام است و آنچه بپوشد حرام است و آنچه زناشویی کند حرام است و آنچه سوار شود حرام است. (1)
به ظاهر این روایت عمل نشده است و شاید بر استحباب و کراهت حمل شود.
54-پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:امّت من در دنیا بر سه طبقهاند:
امّا طبقهی اوّل:گردآوری مال و اندوختن آنرا دوست ندارند،و در کسب مال و نگهداری آن کوششی نمیکنند،و از دنیا به آن مقدار که رفع گرسنگی کند و عورت را بپوشاند خشنود و راضیند و در دنیا آنچه آنان را به آخرت برساند بینیازشان ساخته است،و آنان ایمنها هستند که ترسی بر ایشان نیست و اندوهگین نمیشوند.
و امّا طبقهی دوّم؛گردآوری مال را از پاکیزهترین راهها و بهترین روشها دوست دارند،با آن اموال به خویشاوندان خود رسیدگی میکنند و به برادران خود احسان و نیکی مینمایند و با مستمندان خود مواسات میورزند،و اگر به شدّت گزیده شوند بر
1) (1) -بحار ج 103 ص 16 به نقل از«اعلام الدین».
آنان آسانتر است از انکه درهمی غیر حلال کسب کنند یا یک درهم حقی را ضایع سازند و یا یک درهم را تا هنگام مرگ نگهدارند و گنجینه سازند؛این افراد اگر(در قیامت)نسبت به ایشان مناقشه و سختگیری شود عذاب خواهند شد و اگر از ایشان گذشت شود نجات مییابند و در امان میمانند.
و امّا طبقهسوّم؛آنان گردآوری مال را از حلال و حرام و نپرداختن آنرا در اموری که واجب است دوست دارند،اگر آنرا انفاق کنند با زیادهروی و برای پیشی جوئی انفاق میکنند و اگر آنرا نگهدارند از روی بخل و احتکار نگه میدارند. (1)
55-«ابن عمر»همین روایت را از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل میکند و ذیل آن چنین است:
...و اگر آنرا نگهدارند از روی بخل و احتکار نگه میدارند، آنان کسانی هستند که دنیا زمام دلهاشان را بدست گرفته تا به جهت گناهانشان آنان را به دوزخ وارد میسازد. (2)
56-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:خوشا بحال آنکه نزد خود خوار و افتاده است،پس کسبش پاکیزه باشد...و زیادی مالش را انفاق نماید. (3)
57-و نیز فرمود:از مال به قدر ضرورتت نگهدار و زیادی را برای روز حاجتت پیش بفرست(انفاق کن). (4)
58-و نیز فرمود:سخی و بخشنده باش و تبذیرکننده نباش،
و اندازهگیر باش و سختگیر نباش. (1)
59-و نیز فرمود:همانا بزرگترین حسرتها روز قیامت حسرت و تأسف مردی است که مالی را از راه نافرمانی خدا کسب کرد،و مردی از او ارث برد و آنرا در طاعت و فرمانبرداری از خدا انفاق نمود،پس این بوسیلهی آن مال به بهشت وارد شود و اوّلی بواسطهی آن به دوزخ افتد (2)
60-و نیز فرمود:ای مردم!از خدا بپرهیزید،چه بسا آرزومند چیزی که به آن نمیرسد و چه بسا بناکنندهی عمارتی که در آن سکونت نخواهد کرد و چه بسا گردآورندهیی که آنرا ترک کرده بر جای میگذارد،و شاید از راه باطل گردآورد و از پرداخت حقوق واجب آن خودداری ورزید،و از راه حرام به آن رسید و به جهت آن گناهانی بر خود بار کرد،پس به وزرو و بال آن دچار شد و با تأسف و حسرت بر پروردگار خود وارد شد؛ «خَسِرَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةَ ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِینُ (3)قطعا در دنیا و آخرت زیان کرده و آن زیان آشکاری است. (4)
1) (1) -نهج البلاغه ج 3 ص 159
2) (2) -نهج البلاغه ج 3 ص 255
3) (3) -سورهی حج آیهی 11
4) (4) -نهج البلاغه ج 3 ص 235(باید توجه داشت که بسیاری از روایاتی که ذیل این عنوان ذکر شد از روایات دستهی سوّم نیز محیوب میشود،یعنی جزو روایاتی است که شاهد بر جمع میان روایات دستهی اوئل و دوّم و رافع تعارض آنها میباشد.)
1-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:دنیایش که برای او آراسته و زیباست،جانشین و عوض آخرت که بد نگریستن آنرا نزد او زشت جلوهگر ساخته نیست،و فریفتهیی که با نهایت کوشش و همتش بر دنیا دست یافته همانند و برابر کسیکه به کمترین بهره و قسمتش از آخرت نائل شده نمیباشد. (1)
2-از آبادکنندهی سرای فانی و رهاکنندهی سرای جاودانی تعجّب میکنم. (2)
3-مردم چیزی از امور دینشان را برای اصلاح دنیاشان وا نمیگذارند جز آنکه خداوند بر آنان زیاتمندتر از آن را میگشاید. (3)
4-خیر آن نیست که مال و فرزندت زیاد شود،خیر آنست که عملت بسیار گردد. (4)
5-علم بهتر از مال است...دارندگان گنجینههای مال هلاک شدند در حالیکه زندهاند و علماء تا دنیا باقی است جاوید و پایدارند. (1)
1) (1) -نهج البلاغه ج 3 ص 187
روش پیامبران علیهم السلام زهد در دنیاست «فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ- (1)پس از هدایت ایشان پیروی کن» «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ- (2)و برای شما درروشرسول خدا الگو و سرمشق نیکویی است» 1-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:آگاه باشید که امام شما از دنیایش بدو جامهی کهنه و از خوراکش بدو قرص نان اکتفا کرده است،و شما بر این کار توانا نیستید ولی مرا با پرهیزکاری و کوشش و پاکدامنی و درستی یاری نمائید؛به خدا سوگند من از دنیای شما طلایی نیندوختهام،و از غنائم آن چیز فراوانی ذخیره نساختهام،و برای لباس کهنهام جامهی دیگری مهیّا ننمودهام و از زمین آن وجبی تصرّف نکردهام...آری از آنچه آسمان بر آن سایه انداخته است«فدک»در دست ما بود،پس بر آن نفوس گروهی بخل آورد و نفوس گروهی دیگر از آن گذشت کرد،و خدا خوب حکمکنندهیی است.و من با فدک و غیر فدک چه میکنم و چکار دارم. (3)
2-خداوند بر پیشوایان بر حق واجب ساخته که خود را در حدّ ناتوانان از مردم قرار دهند تا بر فقیر فقرش سخت نیاید و او را پریشان و نگران نسازد. (1)
3-قطعا در روش رسول خدا صلی اللّه علیه و آله سرمشق و الگویی کافی برای توست،و ترا دلیلی است برا ینکوهش دنیا و عیب و نقص آن و بسیاری رسوائیها و زشتیهای آن،چرا که جوانب دنیا از آن گرامی گرفته و برای غیر او آماده شد،و از نوشیدن شیر آن منع گردید و از زینتهای آن دور نگهداشته شد.
و اگر میخواهی از فرد دوّمی پیروی کنی به موسی کلیم الله اقتدا کن؛هنگامی که گفت:«خدایا به آنچه از خیر و نیکوئی نازل فرمائی محتاج و نیازمندم»و سوگند به خدا جز نانی که بخورد از خدا نمیخواست،زیرا گیاه زمین را میخورد،و از لاغری سبزی گیاه از پس پوست شکمش دیده میشد.
و اگر میخواهی به شخص سوّمی اقتدا کنی از داود علیه السلام صاحب مزامیر زبور و خوانندهی اهل بهشت پیروی کن؛او به دست خود زنبیلهایی از لیف خرما میبافت و به همنشینانش میگفت کدامیک از شما آنرا برایم میفروشید؟و نان جوی از قیمت آن تهیّه میکرد و میخورد.
و اگر میخواهی از عیسی بن مریم علیه السلام بگو؛سنگ را بالش خویش قرار میداد و لباس زبر و خشن میپوشید و طعام درشت و خشن میخورد و خورشش گرسنگی و چراغش بهنگام شب ماه بود...و میوه و سبزیش گیاهانی که زمین برای
1) (1) -نهج البلاغه ج 2 ص 213
چارپایان میرویاند.و نه زنی داشت که او را به فتنه بیفکند و نه فرزندی که اندوهگینش سازد و نه مالی که او را بپیچاند و بگرداند و نه طعمی که او را خوار سازد؛مرکب سواریش دو پایش و خدمتکارش دو دستش بود.
پس به پیامبر خودت صلی الله علیه و آله که پاکیزهتر و پسندیدهتر است اقتدا کن،همانا او سرمش و الگویی است برای کسی ه پیروی کند،و مایهی شکیبائی است برای کسیکه بخواهد شکیبائی ورزد،و محبوبترین بندگان نزد خدا کسی است که به پیامبر خود اقتدا کند و از پی او برود..
و قطعا درروشرسول خدا صلی الله علیه و آله آنچه ترا بر زشتیها و عیبهای دنیا راهنمائی کند وجود دارد،چرا که آن گرامی با نزدیکان خود در دنیا گرسنگی کشید و با عظمت مقام قرب او به خدا،زینتهای دنیا از او دور نگهداشته شد،پس بیننده باید با عقلش بنگرد آیا خدا بدینوسیله محمد(صلی الله علیه و آله)را اکرام فرموده یا او را خوار ساخته است؟اگر بگوید او را خوار ساخته قطعا دورغ گفته و تهمتی بزرگ زده است،و اگر بگوید او را اکرام فرموده،پس باید بداند که خداوند غیر او را خوار ساخته است که دنیا را به او ارزانی داشته و از مقرّبترین مردمان نزد خود،دنیا را دور نموده است،بنابراین پیرویکننده از پیامبرش پیروی کند...از دنیا بیرون رفت در حالیکه...سنگی بر سنگی ننهاده بود،تا آنگاه که راه خویش را به پایان برد،و دعوت پروردگارش را اجابت نمود پس منت و نعمت خدا بر ما بسیار عظیم است که او را پیشرو ما قرار داد تا از او پیروری نمائیم...
به خدا سوگند،بر اینجامهی پشمین خود آنقدر وصله دوختم تا از دوزندهی آن شرمنده شدم،و گویندهیی به من گفت:آیا آنرا دور نمیاندازی؟!گفتم:از من دور شو که به هنگام بامداد شبروان تحسین و ستایش میشوند. (1)
1) (1) -نهج البلاغه ج 2 ص 73-76
دستهی سوّم از آیات و روایات را ذیل این عناوین ذکر میکنیم:
1-دنیا دوستینه خود دنیاناپسند و مذموم است.
2-شادمانی به دنیا ناپسند و مذموم است.
3-دنیایی که غفلتآور و سرگرمکنندهی انسان باشد ناپسند و مذموم است.
4-مقدم داشتن دنیا بر آخرت نکوهش شده است.
5-گردآوری مال و بخل ورزیدن در مورد آن ناپسند و مذموم است.
6-فروختن آخرت به دنیا سرزنش شده،و خریدن آخرت به دنیا ستایش شده است.
7-اسراف(زیادهروی)و تبذیر(بیهوده خرج کردن اموال)و اتراف(عیشو نوش و خوشگذرانی)ناپسند و مذموم است.
8-خودداری از انفال مال در آنچه خدا فرمان داده مذموم و ناپسند است.
9-اطمینان و دلبستگی به دنیا مذموم است.
10-دنیا هنگامی که کمک برای امور آخرت باشد پسندیده و ممدوح است.
1-خدای متعال میفرماید: «زُیِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَناطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ- برای مردم آراسته شد دوستی خواستهها از قبیل زنان و فرزندان و طلا و نقرهی بسیار...اینها کالای زندگی دنیاست و سرانجام نیک نزد خداست» (1)
ظاهرا فاعل این«تزیین و آرایش»خدای متعال نیست،بلکه شیطان و یا نفس امّارهی آدمی است،زیرا آراستن و زینت کردن بر دو گونه است:
یکی زینت دادن و آراستنی است برای آنکه به دنیا روی آرند و آنرا برای رسیدن به آخرت وسیله سازند و رضایت و خشنودی خدا را با مال و مقام و فرزندان بجویند؛این روشی الهی و نیکوست.و نیز زینت دادن و آراستن فطری که عبارت از تمایل غریزی انسان به این مواهب دنیوی است،و این تزیین و
1) (1) -سورهی آل عمران آیهی 13
آراستن نیز از خدای متعال است،چرا که خواهش طبیعی در مورد این امور تنها محرّک انسان برای تشکیل اجتماع و اقدام در مورد مصالح مجتمع انسانی است.
دیگری،تزیین و آراستنی است برای جلب و جذب قلوب و خیره کردن و پایبند ساختن دلها به خود زینت،و سرگرم و غافل نمودن آنها از ذکر و یاد خدا.و این تصرفی شیطانی و مذموم است که خدای متعال در چندی جای قرآن آنرا کار شیطان معرفی فرموده است.
منظور از«حبّ الشّهوات»غرق شدن در خواستههاست و این کار شیطان است،نه اصل خواهش و کششی که در فطرت و غریزه و طبیعت آدمی نهاده شده و منسوب به خدای متعال میباشد.
و آیه برای رفع این توهّم باطل است که گمان نکنند با اموال و اولاد از خدا بینیاز میشوند؛چنانکه جلوتر از آن میفرماید:
«إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللّهِ شَیْئاً- آنانکه کافر شدند اموال و اولادشان بهچوجه آنان را از خدا بینیاز نمیسازد» (1)،بنابراین آیه میگوید علّت این توهّم آنست که در دوستی این خواستهها و شهوات فرو رفته و از مهمّات اخروی کاملا بریده و به این خواستهها رو کردهاند،و مطلب کاملا بر آنان مشتبه شده است،زیرا اینها همه بهره و کالای زندگی دنیاست و جز مقدمهیی برای رسیدن به سرانجام نیک و حسن عاقبت که نزد خداست نمیباشد،و اینها در اختیارشان گذاشته شده تا وسیلهی سرای آخرت سازند و کالای دنیوی را
1) (1) -سورهی آل عمران آیهی 10 و 116
برای بهرهمندی در آخرت بکار برند نه آنکه به دنیا و زینت و آرایش آن با دیدهی استقلال بنگرند و وسیله را هدف و نتیجه قرار دهن.
و اینگونه آراستن و زینت دادن که دنیا به چشم آدمی مستقل و بصورت نتیجه و هدف درآید،به خدای متعال نسبت داده نمیشود،بلکه منسوب به شیطان است: «زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ ما کانُوا یَعْمَلُونَ- شیطان اعمالشان را برای آنان آراسته و زیبا جلوه میدهد»
پس مقام،مقام نکوهش این شهوات است که مردم دوست دارند و آنان را از آنچه نزد خداست منصرف و سرگرم میسازد و به اعراض و دوری از آخرت بر میانگیزد؛به قرینهی ذیل آیه که میفرماید:
«ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذلِکُمْ- اینها بهره و کالای زندگانی دنیاست و سرانجام نیکو نزد خداست،بگو آیا شما را به نیکوتر از اینها خبر دهم؟»
پس این خواستن،خواستنی است که به حدّ عشق و فرو رفتن در شهوات رسیده،و با تزیین و جلوه دادن شیطان موجب آن شده که دنیا را بر آخرت ترجیح دهد.
و بنابراین آیه شاهدی بر جمع میان آیات و روایات نکوهش و ستایش دنیاست،ولی هنگامی که تزییندهنده خدای متعال باشدچنانکه در برخی تفاسیر ذکر شدهاز آیه در این مقام نمیتوانیم استفاده کنیم.
2- «فَقالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَیْرِ عَنْ ذِکْرِ رَبِّی حَتّی
تَوارَتْ بِالْحِجابِ- پس(سلیمان علیه السلام)گفت:من به جهت دوست داشتن اسبان از ذکر پروردگارم باز ماندم تا- آفتابفرو رفت و پوشیده شد» (1)
بنا بر آنچه برخی از تفاسیر ذکر کردهاند.
1- «کَلاّ بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ- نه چنین است،بلکه دنیا را دوست دارید و آخرت را وا میگذارید.» (2)
4- «إِنَّ هؤُلاءِ یُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ یَذَرُونَ وَراءَهُمْ یَوْماً ثَقِیلاً- اینان دنیا را دوست دارند و روزی سخت و سنگین را پشت سر خود رها کردهاند» (3)
5- «وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا- مال را به شدّت دوست دارید (4)»
از این آیات استفاده میشود که آنچه مذموم و ناپسند است خود دنیا نیست.بلکه نکوهش مربوط به امری نفسانی است که همان دوستی مفرط دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت است.
*** و امّا روایات:
1-امام صادق علیه السلام فرمود:سر هر گناه و خطا دوستی دنیاست. (5)
2-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:دلهاتان را از دنیا
بیرون برید پیش از آنکه بدنهاتان را از دنیا بیرون برند. (1)
3-و نیز فرمود:دلهاتان را از دنیا منصرف سازید و هیچیک از شما نباید به جهت چیزی از دنیا که از او دور شده(از دست داده یا به آن دسترسی ندارد)مانند کنیزان ناله سر دهد. (2)
4-و نیز فرمود:آنکه دلش شیفتهی دنیا گردد،دلش به سه چیز از آن مبتلا میشود:اندوهی که از او جدا نمیشود،و حرصی که او را رها نمیکند،و آرزویی که به آن نمیرسد. (3)
1-خدای متعال میفرماید: «فَلَمّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتّی إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ- پس هنگامیکه آنچه به ایشان تذکّر داده شد فراموش نمودند درهای همهچیز را برویشان گشودیم تا آنگاه که به آنچه داده شدند شادمانی کردند،ناگهان فرو گرفتیمشان،و در این هنگام ایشان نومیدند» (1)
2- «وَ إِذا أَذَقْنَا النّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ إِذا هُمْ یَقْنَطُونَ- و هنگامیکه به مردم رحمتی بچشانیم بدان شادمان میشوند و اگر به جهت آنچه قبلا انجام دادهاند رنجی به ایشان برسد نومید و مأیوس میشوند» (2)
3- «وَ فَرِحُوا بِالْحَیاةِ الدُّنْیا وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا فِی الْآخِرَةِ إِلاّ مَتاعٌ- و به زندگی دنیا شادمان شدند و زندگی دنیا در آخرت
جز کالایی(ناچیز)نیست» (1)
4- «وَ إِنّا إِذا أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ فَإِنَّ الْإِنْسانَ کَفُورٌ- و هنگامیکه ما به انسان رحمتی بچشانیم بدان شادمان میشود و اگر به جهت آنچه قبلا انجام دادهاند رنجی به ایشان برسد انسان ناسپاس است» (2)
بنا بر آنکه آیه بیانگر آن باشد که شادمانی به دنیا مذموم و ناپسند است،نه بیانگر آنکه انسان ناسپاس است.
1-خدای متعال میفرماید: «رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ- مردانی که تجارت و دادوستدی ایشان را از یاد خدا غافل نمیسازد» (1)
2- «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ- ای مؤمنان،اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نسازد،و کسانیکه چنین کنند زیانکارند» (2)
3- «أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ حَتّی زُرْتُمُ الْمَقابِرَ- افزونطلبی شما را به غفلت افکند تا آنجا که بدیدار گورها رفتید» (3)
و امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:ذکرخدااهلی دارد
که آن را به جای دنیا اختیار کردهاند و تجارت و دادوستدی ایشان را از آن مشغول نمیسازد... (1)
1) (1) -نهج البلاغه ج 2 ص 238
1-خدای متعال میفرماید: «قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ عَشِیرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّی یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ- بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و عشیرهی شما و اموالی که فراهم آوردهاید و تجارتی که از کسادی آن بیمدار یدوخانههایی که خوشآیندتان است نزد شما از خدا و رسول او و جهاد در راه او محبوبتر است پس منتظر باشید تا خدا امر خویش را بیاورد،و خدا گروه فاسقان را هدایت نمیکند» (1)
و از این استفاده میشود چیزی که مانع از هجرت به مدینه و جهاد و اطاعت از خدا و پیامبر میشد دوستداری و محبتّی بود که نسبت به غیر خدا داشتند،و در این آیه اصول آنچه خواهش
1) (1) -سورهی توبه آیهی 24
نفسانی به آنها تعلّق میگیرد یاد شده و بیانگر آنست که مقدّم داشتن دوستداری این امور بر دوستداری خدا و رسولش و جهاد در راه او،موجب کیفر و عذاب است،پس محبّت اینها تا وقتیکه مقدّم بر محبّت خدا و رسولش قرار نگیرد مشروع و جایز است،و محبّت مؤمنان نسبت به خدا بیشتر و شدیدتر است.
2- «وَیْلٌ لِلْکافِرِینَ مِنْ عَذابٍ شَدِیدٍ اَلَّذِینَ یَسْتَحِبُّونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا عَلَی الْآخِرَةِ- وای بر کافران از عذابی سخت، آنانکه دنیا را بر آخرت ترجیح داده و برگزیدهاند» (1)
3- «وَ لکِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْراً فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ ذلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَیاةَ الدُّنْیا عَلَی الْآخِرَةِ وَ أَنَّ اللّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ- و لیکن کسیکه سینه بر کفر گشوده(کفر را قلبا پذیرفته)باشد،پس بر آنان غضبی از خداست و برای آنان عذابی بزرگ است،چرا که آنان زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح داه و برگزیدهاند،و خدا کافران را هدایت نمیکند» (2)
راغب میگوید:«حقیقت استحباب آنست که انسان پایبند دوستداری چیزی شود و دلبستهی آن گردد،و متعدّی شدن آن با«علی»معنی ایثار و مقدم داشتن را میرساند» (3)
و معنای«استحباب زندگی دنیا بر آخرت»دنیا را برگزیدن و آخرت را کاملا وا گذاشتن است،و مقابل آن«برگزیدن آخرت
بر دنیا»است،به این معنا که آخرت را نهایت و هدف کوشش خود سازد و دنیا را مقدمهیی برای آن و وسیلهی وصول به آن قرار دهد.بنابراین کسیکه آخرت را برگزیند و اثبات کند ناچار باید دنیا را به جهت آنکه مقدمهی آخرت باشد اثبات کند،و کسیکه دنیا را برگزیند و هدف قرار دهد ناچار باید آخرت را تماما نفی کند.پس مفهوم آیه چنین میشود:آنان با تعلقّی تمام به زندگی دنیا دلبسته و با نفی آخرت از آن دوری و اعراض کردهاند.
پس فرق میان«حبّ»و«استحباب»در شدّت و ضعف است،زیرا«زیادة المبانی تدلّ علی زیادة المعانی»افزونی مبانی کلمه بر افزونی معانی آن دلالت دارد،بنابراین آنچه مذموم است برگزیدن دوستی دنیا بر دوستی آخرت و مقدّم داشتن دنیا بر آخرت است در جائیکه این دو با هم تزاحم و برخورد داشته باشند؛و بدین ترتیب جمعبندی درست میان دو دسته آیات و روایات قدح و مدح دنیا به دست میآید؛یعنی دنیا هنگامیکه مقدمهیی برای تحصیل آخرت و در طریق آخرت باشد در حقیقت آخرت محسوب میشود(چنانکه در برخی روایات هم این تعبیر نقل شده است)ولی هنگامی که مستقلا مورد دوستی و محبت قرار گیرد بگونهیی که بر آخرت تقدّم یابد منفور و مذموم بوده و موجب فسق و کفر بلکه عین کفر و انکار آخرت و معاد است.
4- «فَقالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَیْرِ عَنْ ذِکْرِ رَبِّی حَتّی تَوارَتْ بِالْحِجابِ- پس(سلیمان علیه السلام)گفت:من به جهت دوست داشتن اسبان از ذکر پروردگارم باز ماندم تاآفتاب-
فرو رفت» (1)
5- «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ما لَکُمْ إِذا قِیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ اثّاقَلْتُمْ إِلَی الْأَرْضِ أَ رَضِیتُمْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیا مِنَ الْآخِرَةِ- ای مؤمنان شما را چه شده است که وقتی به شما گفته شد در راه خدا بسیج و کوچ کنید سنگین بر زمین ماندید،آیا به زندگی دنیا به جای آخرت خشنود شدهاید» (2)
6- «فَأَمّا مَنْ طَغی وَ آثَرَ الْحَیاةَ الدُّنْیا فَإِنَّ الْجَحِیمَ هِیَ الْمَأْوی- و امّا کسیکه طغیان ورزد و زندگی دنیا را برگزیند، دوزخ جایگاه اوست» (3)
7- «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقی- بلکه زندگی دنیا را ترجیح داده برگزیدهاند و حال آنکه آخرت بهتر و پایدارتر است» (4)
*** و امّا روایات:
1-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:بدانید آنچه از دنیا کم شود و بر آخرت افزوده گردد بهتر است از آنچه از آخرت کم و بر دنیا اضافه شود،پس چه بسا کم یافتهیی که سود کرده و افزون یافتهیی که زیانکار است. (5)
2-پس دنیا بر شما از آخرت مسلّطتر شده و آنچه زود بدست میآید و گذرنده است(دنیا)برایتان جاذبتر از آنست (آخرت)که دیرتر فرا میرسد. (6)
3-اگر به کشت دنیا فرا خوانده شود انجام میدهد و اگر به کشت آخرت فرا خوانده شود کسالت و تنبلی میورزد،چنانکه گویا آنچه(برای دنیا)انجام میدهد بر او واجب و آنچه در انجام آن سستی میکند(امور آخرت)از او ساقط است. (1)
4-نفرین بر شما،از نکوهش بر شما خسته و ملول شدم،آیا به زندگی دنیا به جای آخرت رضایت دادهاید و ذلّت را به جای عزّت پذیرفتهاید؟ (2)
5-و بسیار بد تجارتی است که دنیا را بهای خود و عوض آنچه نزد خدا برای توست بپنداری... (3)
6-کسیکه دنیا در چشمش عظمت داشته باشد و موقعیت آن در دلش بزرگ جلوه کند،دنیا را بر خدا مقدم میدارد و یکسره به آن روی میآورد و بندهی آن میشود،و قطعا روش رسول خدا صلی الله علیه و آله برای آنکه پیروی کنی کافی است،و ترا دلیلی است بر نکوهش دنیا و عیب آن و بسیاری رسواییها و زشتیهای آن. (4)
7-امام صادق علیه السلام فرمود:از ما نیست کسیکه دنیایش را به جهت آخرتش و آخرتش را به جهت دنیایش ترک کند. (5)
8-مردی به امام صادق علیه السلام عرض کرد:به خدا سوگند ما خواستار دنیائیم و دوست داریم که به ما داده شود.
فرمود:دوست داری با آنچه کنی؟
عرض کرد:با آن بر خود و خانوادهام نیکی و عطا کنم، وصلهی رحم و رسیدگی به خویشاوند نمایم،و صدقه بدهم،و حج و عمره بروم.
فرمود:این خواستاری دنیا نیست،خواستاری آخرت است. (1)
9-«هشام بن سالم»میگوید امام صادق علیه السلام میفرمود:ما دنیا را دوست داریم و اگر به ما عطا نشود برای ما بهتر است،و از آن چیزی به کسی عطا نشده جز آنکه بهرهاش در آخرت نقصان یافته است.
مردی عرض کرد:به خدا سوگند ما خواستار دنیائیم.
امام فرمود:با آنچه میکنی؟
عرض کرد:بر خود و خانوادهام نیکی و عطا میکنم و از آن صدقه میدهم و به خویشاوند رسیدگی مینمایم و حج میروم.
امام فرمود:این خواستاری دنیا نیست خواستاری آخرت است. (2)
این روایت و روایت قبل آن از بهترین روایات در این باب باری رفع تعارض میان دو دسته آیات و اخبار است،و در واقع این دو روایت حاکم بر سایر آیات و روایات و شارح و مفسّر آنهاست.
1-خدای متعال میفرماید: اَلَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبُخْلِ وَ یَکْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرِینَ عَذاباً مُهِیناً- آنانکه بخل میورزند و مردمان را به بخل فرمان میدهند و آنچه خدا از فضل و رحمت خود به ایشان عطا کرده کتمان میکنند،و ما برای کافران عذابی خوارکننده آماده کردهایم» (1)
2- «فَلَمّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ- پس هنگامی که از فضل خویش به ایشان عطا کرد،بدان بخل ورزیدند و با اعراض و روگردانی پشت کردند» (2)
3- «وَ اللّهُ فَضَّلَ بَعْضَکُمْ عَلی بَعْضٍ فِی الرِّزْقِ فَمَا الَّذِینَ فُضِّلُوا بِرَادِّی رِزْقِهِمْ عَلی ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَهُمْ فِیهِ سَواءٌ أَ فَبِنِعْمَةِ اللّهِ یَجْحَدُونَ- و خداوند در رزقوروزی برخی از شما
را بر برخی برتری داد،پس آنانکه برتری داده شدند رزقشان را بر بندگان و مملوکین خود نمیدهند که با هم مساوی باشند،پس آیا نعمت خدا را انکار میکنند» (1)
4- «قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِکُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّی إِذاً لَأَمْسَکْتُمْ خَشْیَةَ الْإِنْفاقِ وَ کانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً- بگو اگر شما مالک گنجینههای رحمت پروردگارم بودید البته از ترس فقر در اثر انفاق، امساک و خودداری میکردید و انسان خسیس و ممسک است» (2)
راغب میگوید:«قتر»کم دادن نفقه و خرجی،و مقابل «اسراف»است و هر دو مذموم و ناپسندند... «وَ کانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً» اشاره به آنست که بخل در نهاد و سرشت انسان است. (3)
5- «إِنْ یَسْئَلْکُمُوها فَیُحْفِکُمْ تَبْخَلُوا وَ یُخْرِجْ أَضْغانَکُمْ ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ فَمِنْکُمْ مَنْ یَبْخَلُ وَ مَنْ یَبْخَلْ فَإِنَّما یَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اللّهُ الْغَنِیُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ- اگر از شما(اموالتان را)بخواهد و اصرار ورزد بخل میورزید و موجب بروز کینههای شما میگردد،اینک شمائید که فرا خوانده میشوید تا در راه خدا انفاق نمائید،پس برخی از شما بخل میورزد و کسیکه بخل ورزد جز این نیست که بر خود بخل میورزد و خداوند بینیاز و شما فقیر و نیازمندید» (4)
6- «اَلَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبُخْلِ وَ مَنْ یَتَوَلَّ فَإِنَّ اللّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ- آنانکه بخل میورزند و مردم را به بخل فرمان میدهند،و هرکس رو بگرداند و پشت کند همانا
خدا بینیاز ستوده است» (1)
7- «وَ أَمّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنی وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنی فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْری- و امّا آنکه بخل ورزید و بینیازی نمود و نیکی را تکذیب کرد پس به زودی او را به سوی سختی و دشواری میرانیم و میبریم» (2)
8- «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ- و کسانیکه در مورد آنچه خدا از فضل خویش به ایشان عطا کرده بخل میورزند نپندارند آن بر ایشان خوب است بلکه آن بر ایشان بد است،به زودی آنچه بدان بخل ورزیدند چون طوقی در روز قیامت در گردنشان قرار گیرد» (3)
9- «...وَ یُؤْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ- و بر خود (دیگران را)مقدّم میدارند هرچند فقیر و نیازمند باشند،و آنانکه از بخل خود نگهداشته شوند آنان رستگارانند» (4)
10- «إِنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ اللّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ فَاتَّقُوا اللّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطِیعُوا وَ أَنْفِقُوا خَیْراً لِأَنْفُسِکُمْ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ، إِنْ تُقْرِضُوا اللّهَ قَرْضاً حَسَناً یُضاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ- جز این نیست که اموال و فرزندانتان آزمایشی است و نزد خدا پاداش بزرگی است،پس تقوای الهی پیشه کنید و بشنوید
و اطاعت کنید و انفاق نمائید که برای خودتان بهتر است و آنانکه از بخل خود نگهداشته شوند رستگارانند،اگر به خدا قرض الحسنه بدهید آنرا برایتان دو برابر میسازد و خدا سپاسگزار بردبار است» (1)
راغب میگوید:«شح»بخل همراه با حرص است که عادت و ملکهی انسان شده باشد. (2)و«یوق»از مادّهی«وقایه» است که به معنای حفظ و نگهداری است.
11- «وَ الَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ یَوْمَ یُحْمی عَلَیْها فِی نارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوی بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما کَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ فَذُوقُوا ما کُنْتُمْ تَکْنِزُونَ- و آنانکه طلا و نقره را گنج کرده و آنرا در راه خدا انفاق نمیکنند به عذابی دردناک بشارتشان ده،روزی که آن را در آتش دوزخ گداخته سازند و روها و پهلوها و پشتهاشان را با آن داغ کنند؛این است آنچه برای خود گنج کردید پس بچشید آنچه را گنجینه میساختید» (3)
12- «وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ اَلَّذِی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ- وای بر هر سخنچین عیبجوی،آنکه مالی گردآورد و آنرا شمرد» (4)
13- «قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّا یَجْمَعُونَ- بگو به فضل خدا و رحمت اوست،و برای این باید
شادمانی کنند که این بهتر است از آنچه جمع میکنند» (1)
«وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللّهِ وَ رَحْمَةٌ خَیْرٌ مِمّا یَجْمَعُونَ- و اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید هر آینه آمرزش و رحمتی از جانب خدا از آنچه جمع میکنند بهتر است» (2)
*** و امّا روایات:
1-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:انباردار دیگری نباش. (3)
2-و نیز فرمود:آنچه از خیر(اموال)و نیکی که پیش فرستی ذخیرهیی است که برایت میماند،و آنچه واگذاری خیرش برای غیر تو خواهد بود. (4)
3-و نیز فرمود:دارندگان خزائن اموال هلاک شدهاند در حالیکه زندهاند... (5)
ستایش شده است
1-خدای متعال میفرماید: «أُولئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الْحَیاةَ الدُّنْیا بِالْآخِرَةِ فَلا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ- اینها هستند که زندگانی دنیا را به بهای آخرت خریدند پس در عذاب آنان تخفیفی داده نخواهد شد» (1)
2- «فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً- پس آنرا از پس پشت افکندند و به بهایی ناچیز فروختند.» (2)
3- «اِشْتَرَوْا بِآیاتِ اللّهِ ثَمَناً قَلِیلاً- آیات خدا را به بهایی ناچیز فروختند» (3)
4- «وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتِی ثَمَناً قَلِیلاً- آیات مرا به بهایی ناچیز مفروشید» (4)
5- «وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولئِکَ ما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ
إِلاَّ النّارَ- و به بهایی ناچیز میفروشند،آنان در شکم خویش جز آتش نمیخورند» (1)
6- «إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ- کسانیکه پیمان خدا و سوگندهاشان را به بهایی ناچیز میفروشند در آخرت بهرهیی ندارند» (2)
7- «خاشِعِینَ لِلّهِ لا یَشْتَرُونَ بِآیاتِ اللّهِ ثَمَناً قَلِیلاً- فروتنان برای خدا که آیات خدا را به بهایی ناچیز نمیفروشند» (3)
*** و امّا روایات:
1-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:آخرتت را به دنیایت مفروش. (4)
2-دنیایت را با نابودی دینت اصلاح نکن که از زیانکارتران در اعمال میشود. (5)
3-آگاه باشید که تباه شدن چیزی از دنیاتان به شما زیانی نمیرساند پس از آنکه ستون دینتان را نگهداشته باشید،و آگاه باشید که بعد از آنکه دینتان را تباه سازید چیزی از امور دنیاتان که مراقبت آن نمائید سودی به شما ندارد. (6)
4-مردم چیزی از امور دینشان را برای اصلاح دنیایشان وا نمیگذارند جز آنکه خدا برویشان زیانمندتر از آنرا
میگشاید. (1)
5-امام صادق علیه السلام فرمود:خداوند«ذهب»و «فضّه»-طلا و نقرهرا لعنت فرمود و آندو را جز کسیکه از جنس آنها باشد دوست نمیدارد.
راوی میگوید عرض کردم:فدایتان شوم،طلا و نقره؟
فرمود:چنان نیست که تو پنداشتهیی؛«ذهب»آنست که موجب ذهاب دیناز بین رفتن دینگردد،و«فضّه»آنست که افاضهی کفر نمایدکفر را روان سازد-. (2)
*** 1-خدای متعال میفرماید: «إِنَّ اللّهَ اشْتَری مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ- خداوند جانها و اموال مؤمنان را خریداری میکند به آنکه در عوض بهشت برای آنان باشد» (3)
2- «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلی تِجارَةٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ- ای مؤمنان آیا شما را به تجارتی که از عذاب دردناک نجاتتان دهد راهنمایی کنم:به خدا و رسولش ایمان آورید و در راه خدا با اموال و جانهایتان جهاد نمائید،این اگر بدانید برایتان بهتر است» (4)
3-امیر مؤمنان علی علیه السلام هنگامی که شنید مردی از
دنیا بدگویی میکند فرمود:ای بدگوی به دنیا که به فریبندگی آن فریفته شدهیی و فریب اباطیل آنرا خوردهیی،آیا فریفتهی دنیایی و آنگاه از آن بدگویی میکنی....
همانا دنیا سرای راستی است برای کسیکه نسبت به آن راستی ورزد،و سرای سلامت است برای کسی از آن فهم و درک بدست آورد،و سرای بینیازی است برای کسیکه از آن کسب توشه کند،و سرای پند و موعظه است برای کسیکه به آن پند گیرد،محل سجدهی دوستان خدا و محّل نماز فرشتگان الهی و محل نزول وحی خدا،و محل تجارت اولیاء خداوند است که در آن رحمت را کسب کنند و بهشت را سود برند. (1)
1) (1) -نهج البلاغه ج 3 ص 181
1-خدای متعال میفرماید: «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِینِ وَ کانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ کَفُوراً- تبذیرکنندگان برادران شیطانهایند و شیطان نسبت به پروردگارش بسیار کافر و ناسپاس است» (1)
2- «وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَیْرَ مَعْرُوشاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُکُلُهُ وَ الزَّیْتُونَ وَ الرُّمّانَ مُتَشابِهاً وَ غَیْرَ مُتَشابِهٍ کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ- اوست(خدایی)که باغهایی که درختانش روی داربست قرار گرفته و باغهایی که درختانش روی داربست قرار نگرفته،و درخت خرما،و کشت که خوراکش گوناگون است،و زیتون،و انار که مشابه یکدیگر و نامشابه یکدیگر است بیافرید.از بار آن هنگامی که بار دهد
1) (1) -سورهی اسراء آیهی 27
بخورید و حق آنرا روز درویدنش بدهید و اسراف نکنید که او اسرافکاران را دوست ندارد» (1)
ظاهرا جملهی «لا تُسْرِفُوا- اسراف نکنید»متعلق به جملهی «کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ- از میوهاش بخورید»است نه به جملهی «وَ آتُوا حَقَّهُ- حقش را بدهید».
و فرق میان«تبذیر»و«اسراف»آنست که تبذیر بیجهت مصرف کردن چیزی است بدون انکه علّتی خردمندانه داشته باشد،مثل آنکه چوبی را بیجهت بسوزاند؛ولی اسراف بیش از اندازه مصرف کردن است.
*** و امّا روایات:
1-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:برای اقتصاد و میانهروی اسراف را رها کن. (2)
2-و نیز فرمود:کسیکه میانهروی کند مخارجش سنگین و تنگدست نمیشود. (3)
3-سخاوتمند باش و تبذیرکار مباش،اندازهگیر و تدبیر کنندهباش و سختگیر مباش. (4)
4-«داود بن سرحان»میگوید:امام صادق علیه السلام را دیدم که میوه را به دست خویش پیمانه میکرد.عرض کردم:
فدایتان شوم چه خوب بود اگر به برخی از فرزندان یا خدمتکارانتان امر میفرمودید بجای شما این کار را انجام میدادند!
فرمود:ای داود!مرد مسلمان را جز سه چیز اصلاح نمیکند:
تفقّه در دین،و شکیبایی بر مصیبت،و تدبیر و اندازهگیری در معاش. (1)
5-امام صادق علیه السلام فرمود:کمال،همهی کمال در سه چیز استو جزو آن سه چیز«تدبیر و اندازهگیری در معاش»را ذکر فرمود. (2)
6-امام صادق علیه السلام فرمود:وقتی خداوند برای خانوادهیی خیر بخواهد،میانهروی در معاش را روزی آنان میفرماید. (3)
7-امام باقر علیه السلام فرمود:سه چیز از نشانههای مؤمن است:اندازهگیری و تدبیر نیکو در معاش،و شکیبایی بر مصیبت،و تفقّه در دین.و فرمود:در مردی که میانهروی در معاش نداشته باشد خیری نیست،و چنین فردی نه صلاح دنیایش را مراعات کرده است نه اصلاح آخرتش را. (4)
8-امام صادق علیه السلام در مورد این آیه: «وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلی عُنُقِکَ. (5)دستت را به گردنت نبندکه هیچ انفاق نکنی-»دست خویش را مشت کرد و فرمود:یعنی اینطور.و در مورد «وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ. (6)و به کلّی نیز آنرا مگشاکه هرچه داری انفاق نمایی-»کف دست خود را باز
کرد و فرمود:یعنی اینطور. (1)
9-«عبید بن زرارة»میگوید امام صادق علیه السلام فرمود:ای عبید!اسراف موجب فقر و میانهروی موجب غنی و بینیازی است. (2)
10-امام کاظم علیه السلام فرمود:من ضمانت میکنم هر کس میانهروی کند فقیر نشود. (3)
1-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:ای فرزند آدم!آنچه بیش از معاش روزانهات بدست آوری،در مورد آن انباردار دیگری خواهی بود. (1)
2-و نیز فرمود:خدای سبحان روزی مستمندان را در اموال ثروتمندان قرار داده،پس فقیری گرسنه نمیماند مگر آنکه ثروتمندی از روزی او بهرهور شده و خدای متعال در مورد آن از ایشان سؤال و بازپرسی خواهد کرد. (2)
3-و نیز فرمود:امور دنیا بر چهار چیز استوار است...
بخشندهیی که در نیکی و احسان خویش بخل نورزد...و هنگامی که ثروتمندی در نیکی و احسانش بخل ورزد فقیر آخرتش را به دنیایش میفروشد. (3)
4-و نیز فرمود:آیا ندیدید آنانکه آرزوی دور و دراز دارند و کاخهای بلند بنا میکنند و اموال بسیار گرد میآورند چگونه خانههاشان گور و گرد آوردههاشان تباه گردید و اموالشان نصیب وارثان شد؟... (1)
5-و نیز فرمود:خدا پدرانتان را بیامرزد!برخیاز اموالتان را با انفاق در راه خدا و نیکی و احسانپیش فرستید که برایتان بماند(نفع اخروی آن به شما برسد)و همه را پس از خود وا نگذارید که علیه شما گردد(مسئولیت و جواب اخروی آن بر عهده شما باشد). (2)
6-و نیز فرمود:ای پسر آدم!در مالت وصّی خود باشد و در آن آنچه دوست داری بعد از تو با آن انجام دهند انجام بده. (3)
7-و نیز فرمود:چیزی از مال دنیا پس از خود وامگذار زیرا آنرا برای یکی از این دو وا میگذاری:یا کسی است که در آن به فرمان خدا عمل میکند و او بوسیلهی آنچه شقاوت و مسئولیتش بعهدهی توست به سعادت میرسد.و یا کسی است که در آن به نافرمانی و معصیت خدا عمل میکند و تو در معصیتش کمک او بودهیی.و هیچک از این دو سزاوار آنکه بر خود مقدّم داری نیستند. (4)
8-و نیز فرمود:کسیکه نعمتهای الهی بر او فراوان شود نیازمندیهای مردم به او نیز بسیار میگردد،پس آنکه برای خدا آنچه در نعمتها واجب است در آن نیازمندیها انجام دهد
(با نعمتهایی که خدا به او عطا کرده در رفع نیاز مردم بکوشد و واجبات مالی خود را بپردازد)موجب دوام و بقاء نعمتها شده است،و آنکه آنچه در آن نعمتها واجب است بر پا ندارد و انجام ندهد،آن نعمتها را در معرض زوال و فنا قرار داده است. (1)
9-امام صادق علیه السلام نقل میفرماید که از امام باقر علیه السلام در مورد دینارهای( طلا)و درهمهای( نقره)آنچه در مورد آنها بر مردم واجب است،سؤال شد.فرمود:آنها خاتمهای خداوند در زمین است که خدا آنرا موجب اصلاح و درستی امور خلقش قرار داده و بوسیلهی آن شؤون و کاروکسب مردم قوام مییابد، پس کسیکه خدا به او دنیار و درهم بسیار داده اگر حق خدای متعال را در آنها رعایت کند و زکاتشان را بپردازد،او کسی است که آنها برایش حلال و پاک و خالص است،و اگر در آن بخل بورزد و حق خدا را نپردازد و از آن ظرف(طلا و نقره)بسازد، تهدیدهای خدا در کتاب آسمانیش بر او درست و سزاوار است؛ خدای متعال میفرماید: «یَوْمَ یُحْمی عَلَیْها فِی نارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوی بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما کَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ فَذُوقُوا ما کُنْتُمْ تَکْنِزُونَ- (2)روزی که آنها را در آتش جهنّم گداخته سازند و روها و پهلوها و پشتهاشان را با آن داغ کنند،این است آنچه برای خویش گنج میکردید پس بچشید آنچه را گنجینه میساختید» (3)
10-امام باقر علیه السلام فرمود:هنگامی که این آیه نازل
شد «وَ الَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ- (1)و کسانیکه طلا و نقره را گنج میکنند و آنرا در راه خدا انفاق نمینمایند به عذابی دردناک بشارتشان ده»رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمودند:آنچه زکاتش داده شود«کنز»نیست هرچند زیر هفت طبقهی زمین قرار گیرد و آنچه زکاتش داده نشود،«کنز»است اگرچه روی زمین باشد. (2)
1-خدای متعال میفرماید:
«أَ رَضِیتُمْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیا مِنَ الْآخِرَةِ- آیا به زندگانی دنیا به جای آخرت خشنود شدهاید» (1)
2- «إِنَّ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا وَ رَضُوا بِالْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اطْمَأَنُّوا بِها وَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ آیاتِنا غافِلُونَ أُولئِکَ مَأْواهُمُ النّارُ- کسانیکه ملاقات ما را امید نمیبرند و به زندگانی دنیا خشنود شده و به آن دلبستهاند و کسانیکه از آیات ما غافلند،آنان جایگاهشان آتش دوزخ است» (2)
3- «وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ اَلَّذِی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ کَلاّ لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ- وای بر هر عیبجوی طعنهزن که مالی گردآورده و آنرا میشمرد،میپندارد مالش او را جاودان میسازد،چنین نیست؛هر آینه در آتش
خردکننده افکنده خواهد شد» (1)
*** امّا روایات:
1-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:دلبستن به دنیا با وجود آنچه از آن میبینی،جهل و نادانی است. (2)
2-و نیز فرمود:مبادا به دلبستگی و چسبیدن اهل دنیا به آن و جنگ و ستیزشان بر سر آن فریفته شوی. (3)
3-و نیز فرمود:دل کندن از آن پر بهرهتر از دلبستن به آنست. (4)
4-و نیز فرمود:به دنیا انس گرفتند پس آنان را بفریفت،و به آن اعتماد نمودند پس آنان را به هلاکت افکند؛بنابراین پیشی بگیریدخدا رحمتتان کندبه سوی خانههایتان که به آباد کردنش فرمان داده شدید. (5)
است
1-خدای متعال میفرماید: «وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ- و از آنچه روزی ایشان ساختیم انفاق میکنند» (1)
2- «مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثِیرَةً- کیست که به خدا قرض الحسنه دهد تا به مراتب بسیار برایش بیفزاید» (2)
3- «مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ- مثل آنانکه اموالشان را در راه خدا انفاق میکنند همانند دانهیی است که هفت سنبله برآورد» (3)
4- «اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ- آنانکه در آسایش و سختی انفاق میکنند» (4)
5- «وَ الْمُؤْمِنُونَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ... ...وَ الْمُؤْتُونَ
اَلزَّکاةَ... ...أُولئِکَ سَنُؤْتِیهِمْ أَجْراً عَظِیماً- مؤمنان به آنچه بر تو نازل شده ایمان میآورند...و دهندگان زکات...به آنان پاداشی بزرگ خواهیم داد» (1)
6- «اَلَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ أُولئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا- آنانکه نماز را بر پا میدارند و از آنچه روزیشان ساختیم انفاق میکنند،آنان حقیقتا مؤمنانند» (2)
7- «وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکاةِ فاعِلُونَ- و آنانکه انجام دهندهی زکاتند» (3)
8- «وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ- و کسی که از بخل خویش نگهداشته شود،ایشان رستگارانند» (4)
9- «إِنْ تُقْرِضُوا اللّهَ قَرْضاً حَسَناً یُضاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ- اگر به خدا قرض الحسنه بدهید آنرا برایتان دو برابر میسازد و شما را میآمرزد و خداوند سپاسگزار بردبار است» (5)
10- «وَ ما أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ بِالَّتِی تُقَرِّبُکُمْ عِنْدَنا زُلْفی إِلاّ مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِکَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِی الْغُرُفاتِ آمِنُونَ- و اموال و فرزندانتان نیست که شما را نزد ما مقرّب میسازد،مگر کسیکه ایمان آورد و کار شایسته کند که برای ایشان به جهت آنچه انجام دادهاند پاداش دو برابر خواهد بود و آنان در غرفههای( بهشت)آسوده و ایمنند» (6)
وجه دلالت این آیات بر منظور ما آنست که چون«انفاق»و «زکات»و«قرض»پسندیده و ممدوح است بنابراین آنچه این کارها متوقف بر آن میباشد یعنی«مال»نیز پسندیده و ممدوح خواهد بود،زیرا وجود مال هرچند از قبیل«شرط وجوب»است نه«شرط واجب»-و بهمین جهت تحصیل مال برای آنکه به حدّ نصاب برسد وز کات آنرا بپردازد واجب نیستدر عین حال از مطلوب بودن زکات،مطلوب بودن مال نیز در صورتیکه در راه خدا انفاق شود،استفاده میشود.و بنابراین دلیل مطلوب بودن هر کار شایستهیی که متوقف بر وجود مال باشد،مانند ساختن مسجدها و مدرسهها و خیابانها و راهها و انجام حج و بر پا داشتن شعائر دینی و غیر اینها،بر مطلوب بودن تحصیل مال دلالت دارد.
*** و امّا روایات:
1-امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:دنیا برای غیر دنیا آفریده شده نه برای خود دنیا(خودش هدف نیست). (1)
2-دنیا سرای عبور است نه سرای اقامت،و مردم در آن دو گونهاند،یکی آنکه خود را در آن فروخت و به هلاکت افکند،و دیگری آنکه خود را خرید و آزاد ساخت. (2)
3-دنیا برای کسیکه از آن توشه بگیرد سرای ثروت و بینیازی است. (3)
4-و بدانکه تو برای آخرت آفریده شدی نه برای دنیا. (4)
5-از دنیا توشهیی بردارید که فردا(در آخرت)با آن خود را حفظ کنید! (1)
6-بد تجارتی است که دنیا را بهای خود و عوض آنچه برای تو نزد خداست بدانی،و برخی از ایشان با کار آخرت دنیا را میخواهد و با کار دنیا آخرت را نمیخواهد. (2)
7-آگاه باشید دنیا سرایی است که نجات از آن نیست مگر در آن...پس آنچه از دنیا برای دنیا گرفته شود از آن بیرون میروند و دربارهی آن مورد محاسبه و مسئولیت قرار میگیرند،و آنچه از دنیا برای غیر دنیا گرفته شود،بر آن وارد میشوند و در ان اقامت میکنند. (3)
8-آنچه را که برایتان میماند(نعمتهای اخروی)بوسیلهی آنچه از دستتان میرود(خواستههای دنیوی)خریداری کنید. (4)
9-بندگان برگزیدهی خداوند؛کم دنیا را که پایدار نیست به بسیار آخرت که فنا ندارد فروختند. (5)
10-و باید از سرای رفتنش(دنیا)برای سرای اقامتش (آخرت)توشه بردارد. (6)
11-دنیا برای اقامت شما خلق نشده بلکه برای عبور و گذشتن شما آفریده شده است تا در آن توشهیی از اعمال برای سرای اقامت(آخرت)بردارید. (7)
12-ای مردم!جز این نیست که دنیا سرای گذشتن و
آخرت سرای اقامت است،پس از محلّ عبورتان برای محلّ اقامتتان توشه بگیرید...در آن آزمایش میشوید و برای غیر آن آفریده شدهاید. (1)
13-آمادهی سفر شوید خدا رحمتتان کند که مسلما در میانتان به کوچیدن ندا دادهاند(رحلت از دنیا سرنوشت حتمی شماست)،و تمایل به دنیا را کم کنید و با توشهی شایستهیی که نزد شماست به دنیا پشت کرده بروید... (2)
14-بر شما باد جدّیت و کوشش...و توشهگیری در سرای توشه.و زندگانی دنیا شما را نفریبد آنچنانکه افراد پیش از شما را فریفت.. (3)
15-نباید برترین چیزی که برای خود از دنیایت بدست میآوری رسیدن به لذّتی یا فرو نشاندن خشمی باشد،بلکه باید میراندن باطلی یا زنده کردن حقی باشد. (4)
16-و باید شادمانی تو به آنچه از پیش فرستادهیی(اعمال صالح)باشد و تأسفت بر آنچه پس از خویش وا گذاشتهیی. (5)
17-باید مرد از خود برای خود توشه بگیرد...و از فانی برای باقی و از آنچه از دست میرود برای آنچه جاوید است. (6)
18-بزرگی این خانه را در دنیا میخواهی چه کنی...و آری اگر بخواهی با آن به(بهرههای)آخرت برسی،در آن میهمان را پذیرایی و به خویشان نیکی و رسیدگی کن،در این صورت با
آن به آخرت میرسی. (1)
19-هرکس خداوند به او مالی عطا کند باید با آن به خویشان نیکی و رسیدگی نماید،و میهمانی نیکو دهد و اسیر و گرفتار را نجات بخشد،و به مستمند و مقروض عطا کند.و باید در ادای حقوق(صاحبان حق)و در پیشآمدها برای رسیدن به پاداش اخروی شکیبایی ورزد.نائل شدن به این خصلتها شرف بزرگواریهای دنیوی و نیل به فضیلتهای اخروی است انشاء اللّه. (2)
20-و بوسیلهی دنیا آخرت بدست میآید. (3)
21-امام علیه السلام در حالیکه کفش خود را وصله میکرد فرمود:به خدا سوگند این کفش نزد من از فرمانروایی بر شما بهتر است مگر آنکه حقی را بر پا دارم یا باطلی را دفع کنم. (4)
22-مردم در دنیا دو گونه عمل میکنند،یکی آنکه برای دنیا عمل میکند که این،دنیایش او را از آخرتش بازداشته است...و دیگری آنکه برای بعد از آن عمل میکند و این آنچه از دنیا دارد بدون عملی به او میرسد و او هر دو بهره(بهرهی دنیوی و اخروی)را بدست آورده و هر دو سرا(سرای دنیا و سرای آخرت)را با هم مالک شده و نزد خداوند نیز آبرومند است. (5)
23-پرهیزکاران هم نعمتهای نزدیک دنیا و هم بهرههای دور آخرت را دارند،با اهل دنیا در دنیایشان شریکند و اهل دنیا در
آخرت ایشان شرکت ندارند،در دنیا در برترین مسکنها سکونت دارند و بهترین خوراکها را میخورند و از آنچه دنیاداران بهره میگیرند بهرهورند،و از آنچه جبّاران متکبّر دارند برخوردارند، در عین حال از دنیا با توشهیی کامل و تجارتی پرسود میروند،در دنیایشان به لذّت زهد در دنیا رسیدهاند،و به اینکه فردا در آخرتشان همسایگان خدایند یقین دارند. (1)
24-مال و پسران،کشت و بهرهی دنیوی است و عمل صالح کشت و بهرهی اخروی.و گاهی خدای متعال هر دو را به گروههایی عطا میفرماید. (2)
*** 25-امام صادق علیه السلام فرمود:خداوند به بندهیی سی هزار(درهم یا دینار)عطا نکرده که خیر او را خواسته باشد.و فرمود:هرگز مردی ده هزار(درهم یا دینار)از حلال جمع نکرده است،و مسلّما خداوند هر دو را(دنیا و آخرت را)به گروههایی میدهد در صورتیکه به خویشاوند عطا کنند و به عمل صالح موفق شوند؛و مسلّما خداوند به گروهی دنیا و آخرت را با هم عطا فرموده است. (3)
26-امام صادق علیه السلام در تفسیر آیهی «مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَ مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ نَصِیبٍ- کسیکه کشت آخرت را
بخواهد در کشت او(یعنی در پاداش اخرویش)میافزاییم،و کسیکه کشت دنیا را میخواهد از آن به او میدهیم و برای او در آخرت بهرهیی نیست» (1)فرمود:مال و پسران کشت دنیا و عمل صالح کشت آخرت است،و گاهی خدا هر دو را به گروههایی عطا میفرماید. (2)
ظاهر آیه حاکی از آنست که دنیا و آخرت با هم جمع نمیشوند،ولی روایتی که در تفسیر آن ذکر شد دلالت دارد که مفاد آیه حکمی کلّی نیست بکله گاهی خداوند دنیا و آخرت را برای گروههایی جمع میفرماید،هرچند«قد»افادهی تقلیل میکند (یعنی به ندرت چنین چیزی اتفاق میافتد).
27-«ابو بصیر»میگوید:خدمت امام باقر علیه السلام، ثروتمندان شیعه را یاد کردیم،گویا مام از آنچه از ما در مورد آنها شنید بدش آمد؛فرمود:ای ابا محمد!هنگامی که مؤمن دارا و مهربان و رسیدگیکننده به خویشان و نیکوکار به یارانش باشد خداوند پاداش آنچه در نیکوکاری انفاق میکند دو بار دو برابر عطا میفرماید زیرا خدا در کتاب خود میفرماید: «وَ ما أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ بِالَّتِی تُقَرِّبُکُمْ عِنْدَنا زُلْفی إِلاّ مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِکَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِی الْغُرُفاتِ آمِنُونَ- (3)و اموال و فرزندانتان نیست که شما را نزد ما مقرّب میسازد،مگر کسیکه ایمان آورد و کار شایسته کند که
برای ایشان به جهت آنچه انجام دادهاند پاداش دو برابر خواهد بود و آنان در غرفههای( بهشت)آسوده و ایمنند». (1)
28-رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمودند:ثروت و بینیازی کمک خوبی برای تقوای الهی است. (2)
29-امام صادق علیه السلام فرمود:دنیا کمک خوبی برای آخرت است. (3)
30-امام صادق علیه السلام فرمود:دنیا برای آخرت کمک خوبی است. (4)
31-امام باقر علیه السلام فرمود:دنیا برای طلب آخرت کمک خوبی است. (5)
32-در وصیت«مفضل بن عمر»آمده است:از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:به برخی از دنیا برای آخرت کمک بگیرید و سربار مردمان نباشید. (6)
33-مردی خدمت امام صادق علیه السلام ثروتمندان را یاد کرد و از آنان بدگویی نمود،امام فرمود:ساکت باش،ثروتمند اگر رسیدگیکنندهی به خویشانش و نیکوکار به برادرانش باشد خداوند پاداش او را دو برابر میسازد زیرا خدا میفرماید: «وَ ما أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ بِالَّتِی تُقَرِّبُکُمْ عِنْدَنا زُلْفی إِلاّ مَنْ آمَنَ وَ
عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِکَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِی الْغُرُفاتِ آمِنُونَ- و اموال و فرزندانتان نیست که شما را نزد ما مقرّب میسازد،مگر کسیکه ایمان آورد و کار شایسته کند که برای ایشان به جهت آنچه انجام دادهاند پاداش دو برابر خواهد بود و آنان در غرفههای( بهشت)آسوده و ایمنند» (1)
34-«عمرو بن جمیع»میگوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود:خیری نیست در کسیکه گردآوری مال از راه حلال را دوست نداشته باشد تا با آن آبروی خویش حفظ کند و قرضش را بپردازد و به خویشاوندش رسیدگی نماید. (2)
35-مردی به امام صادق علیه السلام عرض کرد:به خدا سوگند ما طالب دنیائیم و دوست داریم که به ما داده شود،امام فرمود:دوست داری با آنچه کنی؟
عرض کرد:با آن خودم و خانوادهام را تأمین نمایم وصلهی رحم کنم و صدقه بدهم و حج و عمره بجای آورم.
فرمود:این طلب دنیا نیست،طلب آخرت است. (3)
این روایت از بهترین روایات در این موضوع و شرحدهندهی روایات سرزنش و ستایش دنیا است و بر آنها حکومت دارد و جلوی آنها قرار میگیرد،و گویای آنست که:طلب دنیا اگر برای منظور پسندیده و شرعی باشد طلب دنیا نیست و طلب آخرت محسوب میشود.
36-«عمر بن سیف»میگوید امام صادق علیه السلام به من فرمود:طلب روزی از راه حلال را رها مکن که آن کمک تو در دینت میباشد،و شترت را ببند و توکّل کن. (1)
37-«عقرقوفی»میگوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم:از ابوذررحمت خدا بر اوچیزی نقل میکنند که گفته است:سه چیز است که مردم دشمن دارند و من آنها را دوست دارم.مرگ را دوست دارم،و فقر را دوست دارم،و بلا را دوست دارم!
امام فرمود:این موضوع آنطور نیست که شما روایت میکنید، منظور او این است که مرگ در فرمان خدا از زندگی در نافرمانی خدا نزد من محبوبتر است،و فقر در فرمان خدا از بینیازی در نافرمانی خدا نزد من محبوبتر است،و بلا در فرمان خدا از سلامتی در نافرمانی خدا نزد من محبوبتر است. (2)
38-امام صادق علیه السلام فرمود:خدای متعال(به موسی کلیم اللّه)فرمود:ای موسی!دنیا سرای عذاب و سختی است و آنرا ملعون قرار دادم،هرچه در آن است ملعون است مگر آنچه برای من باشد. (3)
39-«اسباط بن سالم»میگوید خدمت امام صادق علیه- السلام شرفیاب شدم،امام پرسید:«عمر بن مسلم»چه میکند؟
عرض کردم:خوب است ولی تجارت را رها کرده است.
امام علیه السلام سه بار فرمود:کار شیطان است.و فرمود:آیا نمیداند که رسول خدا صلی اللّه علهی و آله از کاروانی که از شام آمده بود خریداری کرد و در دادوستد سود نمود چنانکه قرضش را پراخت و(از آن سود)در میان خویشان خود تقسیم فرمود؟ خداوند میفرماید: «رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِیتاءِ الزَّکاةِ- مردانی که تجارت و خرید و فروش آنان را از یاد خدا و بر پا داشتن نماز و پرداخت زکات باز نمیدارد» (1)،قصّهگو(و معرکهگیر)میگوید آنان تجارت نمیکردند!(این قصّهگویان)دروغ میگویند،آنان نماز را در وقت آن وا نمیگذاشتند و افضل از کسی هستند که به نماز حاضر شود ولی تجارت نکند. (2)
40-«روح بن عبد الرّحیم»از امام صادق علیه السلام نقل میکند که در مورد آیهی «رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ- مردانی که تجارت و خریدوفروش آنان را از یاد خدا باز نمیدارد» (3)فرمود:آنها اهل تجارت بودند و چون وقت نماز میشد تجارت را رها کرده به سوی نماز میرفتند و اجر آنان بزرگتر از کسی است که تجارت نمیکند. (4)
پایان آنچه گذشت آیات و روایاتی است که میخواستیم ذکر کنیم،و ممکن است پژوهنده عناوین دیگری نیز بیابد، همچنانکه ممکن است برخی از عناوین یاد شده را به برخی دیگر ارجاع یا برخی را ضمن برخی دیگر قرار دهد؛بهر حال ما ادّعای آنکه همهی آیات و روایات مربوطه را ذکر کرده باشیم نداریم، همچنانکه مدّعی ذکر همهی عناوین و نیز تشخیص کامل عناوین نیستیم،و فقط میگوییم:این بحث تا آنجا که ما میدانیم نو و تازه است،بر تو باد که در تکمیل آن بکوشی.
و خلاصهی آنچه از این بحث بدست میآید آنکه:بین آیات و روایات اصلا تعارضی نیست،و دنیا به معنای اعم آن،بخودی خود نه پسندیده و نه ناپسند است،و اگر در امور مشروع و در راه جلب رضایت خدای متعال بکار رود نیک و پسندیده و ممدوح،و اگر در امور نامشروع و غیر معقول بکار رود ناپسند و مذموم خواهد بود.
و خدای متعال به تحصیل دنیا به معنای اعم آن فرمان داده
زیرا آشکار است که انسان با آن پاداش اخروی را کسب میکند و در امور دنیا و آخرتش به آن نیازمند است،و رسیدن به کمالات نیز متوقف بر آنست.
آری،دنیا موجب خسران و زیان نیز هست،زیرا انسان با آن از حق رو میگرداند و تبذیر و اسراف میکند،و به مردم ستم روا میدارد،و در زمین سرکشی مینماید و فساد براه میاندازد.
بنابراین دنیا وسیلهی آزمایش و امتحان انسان است؛خدای متعال میفرماید: «إِنّا جَعَلْنا ما عَلَی الْأَرْضِ زِینَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً- ما آنچه بر زمین است زینت آن قرار دادیم تا ایشان را بیازماییم کدامشان بهتر عمل میکنند» (1)
و میفرماید: «إِنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ اللّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ- جز این نیست که اموال و فرزندانتان فتنه و آزمایشی است،و نزد خدا پاداشی بزرگ است» (2)
بنابراین از آنچه ذکر شد بدست میآید که عرف میان ادّلهی مختلف را بدینگونه وفق میدهد که دنیا اگر وسیلهی کسب آخرت و معنویات باشد پسندیده و اگر خود هدف و منظور واقع شود ناپسند و مذموم است.
و نیز ممکن است بگوییم:از آیات و روایاتی که میگوید دنیا فضل از جانب خدا و رحمت و پاداش نیکوکاران و مؤمنان است،استفاده میشود که:دنیا به معنای اعم آن بخودی خود محبوب و پسندیده است و این با آنکه گاهی بالعرض هم پسندیده
قرار گیرد منافاتی ندارد.
و در این صورت،موافقت و جمع میان ادّله بدینگونه ممکن است که:دنیا به معنای اعم آن بخودی خود،و اگر وسیلهی کارهای خیر قرار گیرد بالعرض،پسندیده و محبوب است،و اگر وسیلهی کسب معاصی و کارهای زشت شود بالعرض ناپسند و مذموم است.و انصاف آنست که این جمعبندی قوی و استواری است و روایات رسیده از خاندان عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین آنرا تأیید و تأکید میکند.
گفتار علاّمهی مجلسی علامهی مجلسی رحمة اللّه علیه در سخنانش برای جمع میان دو دسته از دلائل،وجوهی ذکر کرده که شاید بازگشت آن به برخی از آنچه ما ذکر کردیم باشد،در عین حال ذکر گفتار ایشان خالی از فائده نیست:
در ذیل حدیث 94/4 پس از سخنانی فرموده است:«اهل تسنّن در برتری«فقر»بر«غنی»و«کفاف»یا بر عکس آن چهار نظر دارند که سوّم آن برتری«کفاف»و چهارم توقف در مطلب و عدم ترجیح هریک است.و معنای«کفاف»آنست که نه محتاج باشد و نه زیادی داشته باشد.و تردیدی نیست که«فقر»نسبت به حال اکثر مردم سالمتر و نیکوتر،و«غنی»نسبت به حال برخی بهتر است.پس سزاوار است که مؤمن به هرچه خدا به او عطا کرده و صلاح او را در آن دانسته،راضی باشد.در دعاهای رسیده از پیشوایان معصوم خواستن فقر از خدا نیامده بلکه در اکثر دعاها پناه بردن به خدا از فقری که موجب شقاوت شود و از غنایی که
سبب طغیان گردد آمده است.» (1)
و نیز در ذیل حدیث 94/26«کاد الفقر ان یکون کفرا- فقر ممکن است به کفر بینجامد»پس از نقل سخنان بسیار از اهل تسنّن فرموده است:«و من میگویم:جمع میان روایاتما، انست که«فقر»و«غنی»هریک نعمتی از نعمتهای خداست که هریک را بنا بر علمی که به مصالح کامله دارد به هرکس بخواهد عطا میکند،و بر بندهی خدا لازم است که بر فقر شکیبایی ورزد بلکه شکرگزار آن باشد و اگر بینیازی به او عطا کرد شکرگزاری کند و به وظایفی که مقتضای آنست عمل نماید.
و در صورتی که مستمند و ثروتمند هریک به آنچه مقتضای حالشان است عمل کنند،احتمال قویتر آن است که فقیر صابر از غنّی شاکر ثواب و پاداش بیشتری دارد،ولی مراتب احوال هر دو بسیار گوناگون و مختلف است و نمیتوان در مورد هیچیک از دو طرف حکمی کلّی کرد،و ظاهرا«کفاف»سالمتر و بیخطرتر از فقر و غنی است،و بهمین جهت طلب کفاف در بیشتر دعاها آمده و پیامبر صلّی الله علیه و آله برای خاندان و عترت خویش از خدا طلب کفاف میکرد» (2)
و نیز در ذیل حدیث 95/3 فرموده است:«و نیز این روایات بر ناپسند بودن فراوانی اموال و فرزندان دلالت دارد و روایات در این مورد مختلف است،و در بسیاری از دعاها طلب غنا و فراوانی اموال و فرزندان آمده و در بسیاری از آنها مذمت فقر و پناه بردن به
خدا از آن ذکر شده،و جمع میان آنها مشکل است،و ممکن است جمع میان آنها به این باشد که:غنا و ثروتمندی پسندیده و ممدوح آنست که وسیلهی تحصیل آخرت باشد و مانع پراختن به طاعات و عبادات نگردد،چنانکه فرمودهاند:«نعم المال الصّالح للعبد الصّالح- چه خوب است مال حلال برای بندهی شایسته»(مال را کز بهر دین باشی حمول- «نعم مال صالح خواندش رسول)و این کم و نایاب است؛و فقر ناپسند آنست که بر آن صبر نتواند و موجب تن دادن به ذلّت و نیاز به مردم شود...و تردیدی نیست که فراوانی اموال و فرزندان و خدمتکاران غالبا موجب غفلت از یاد خدا و آخرت است،همچنانکه خدای سبحان میفرماید: «أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ- جز این نیست که اموال و فرزندانتان فتنه و آزمایشی است» (1)و نیز میفرماید: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی- همانا انسان چون ببیند بینیاز شده طغیان میورزد» (2)ولی اگر داشتن این چیزها مانع تحصیل آخرت نشود و مظنور از آنها اطاعت خدا باشد،آنها از نعمتهای الهی برای کسانیکه خدا صلاح ایشان را در آن دانسته میباشد؛و گویا این روایات رسیده در مورد فقر و غنی محمول بر اغلب موارد است» (3)
و نیز در ذیل حدیث 122/30:«و ما باید معنای دنیا و مذموم از آنرا ذکر کنیم زیرا این موضوع بر بیشتر مردمان مشتبه شده، بسیاری از آنان مطلب حقّی را دنیا مینامند و از آن بدگویی
میکنند و متقابلا چیزی را که عینا دنیای ناپسند است برمیگزینند و آنرا زهد مینامند و مطلب را بر افرادی که نمیدانند مشتبه میسازند.
بدان که دنیا بر معانی مختلفی اطلاق میشود:
اوّل:زندگی دنیا؛و این مطلقا ناپسند و از چیزهایی که بد داشتن و رها کردنش واجب باشد نیست،بلکه ناپسند آن،آنست که بقای در دنیا را برای انجام معاصی و کارهای باطل دوست بدارد...و نتیجه آنکه اگر کسی زندگی و بقا و عمر را برای منظورهای ناروا بخواهد،این ناپسند و مذموم است و کسیکه بقا را برای طاعات و عبادات و کسب کمالات و تحصیل سعادتها بخواهد پسندیده و ممدوح و عین آخرت است و بهمین جهت انبیاء و اوصیاء طول عمر و بقای در دنیا را میخواستند...
دوّم:دینار و درهم و اموال دنیا و کالاهای آن؛و این نیز بکلّی مذموم نیست بلکه مذمومش آنهایی است که از حرام یا شبهناک بدست آید یا وسیلهی این دو شود و بازدارندهی از یاد خدا و مانع از عبادت خدا باشد و یا چنان به آنها دلبسته باشد که در حقوق واجب و مستحب بذل و انفاق نکند...
سوّم:کامیابی به لذتهای دنیا از قبیل خوردنیها و نوشیدنیها و پوشیدنیها و همسرها و مرکبها و خانههای وسیع و نظایر اینها؛که در استحباب لذتجویی به بسیاری از اینها در صورتی که مشتمل حرام و شبههناک یا اسراف و تبذیر نباشد،و نیز در سرزنش و مذمت ترک اینها و رهبانیت...روایات بسیار رسیده است.
چون این را دریافتی بدان که آنچه از مجموع آیات و روایات
آنطور که ما میفهمیم بدست میآید آنست که دنیای مذموم، مرکب از مجموع اموری است که انسان را از طاعت خدا و دوستی او و تحصیل آخرت باز میدارد؛و دنیا و آخرت دو رقیب مقابل یکدیگرند و آنچه موجب رضایت خدای متعال و قرب به او شود از آخرت است هرچند بر حسب ظاهر از اعمال دنیا باشد...» (1)
و الحمد للّه اوّلا و آخرا.
1) (1) -بحار 61/73-63