ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور: چهل حدیث در مورد انسجام اسلامی (انسجام اسلامی از دیدگاه روایات) / جمعی از مؤلفان مجتمع آموزش عالی امام خمینی رحمه الله.
مشخصات نشر: قم، مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی صلی الله علیه و آله، 1389.
مشخصات ظاهری: 216 ص.
شابک: 4-208-195-964-978
وضعیت فهرستنویسی: فیپا
یادداشت: کتابنامه: ص. 213-216.
موضوع: وحدت اسلامی -- احادیث؛ اربعینات -- قرن 14
موضوع: احادیث شیعه -- قرن 14
شناسه افزوده: مجتمع آموزش عالی امام خمینی رحمه الله
شناسه افزوده: مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی صلی الله علیه و آله.
ردهبندی کنگره: 1389 9 چ 3 و / 141/5 BP
ردهبندی دیویی: 297/218
شماره کتابشناسی ملی: 2110509
چهل حدیث در مورد انسجام اسلامی
تألیف: جمعی از مؤلفان مجتمع آموزش عالی امام خمینی رحمه الله
ناشر: مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی صلی الله علیه و آله
چاپ اول: 1389 ش/ 1432 ق
چاپ: توحید قیمت: 29000 ریال شمارگان: 2000
حق چاپ برای ناشر محفوظ است.
مراکز فروش:
قم، چهارراه شهدا، خیابان حجتیه، فروشگاه مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی صلی الله علیه و آله؛ تلفکس: 02517730517
قم، بلوار محمد امین، سهراه سالاریه، فروشگاه مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی صلی الله علیه و آله؛ تلفن: 02512133106 - فکس: 02512133146
www.miup.ir www.eshop.miup.ir
E-mail: admin@miup.ir
root@miup.ir
چهل حدیث در مورد انسجام اسلامی (انسجام اسلامی از دیدگاه روایات)
جمعی از مؤلفان مجتمع آموزش عالی امام خمینی رحمه الله
(وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا) ؛ و همگی به ریسمان خدا، تمسّک جویید، و پراکنده نشوید.
مهمترین عامل پایداری، ماندگاری و پیشرفت هر قوم و قبیله، هر فرهنگ و تمدن، انسجام و یکپارچگی است و حربهای سختتر از تفرقه بر جبهه هیچ جماعتی فرود نیامده است.
کتاب حاضر که به همت والای جمعی از مؤلفان گرامی نگاشته شده، تلاشی در بازشناسی عوامل اتحاد و انسجام امت اسلام، شناخت عوامل تفرقه و دیدگاه برخی بزرگان دراینباره است.
مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی صلی الله علیه و آله ضمن تقدیر و تشکر از زحمات مؤلفان ارجمند، مطالعه این اثر را به عموم اهل فرهنگ و اندیشه توصیه میکند.
مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی صلی الله علیه و آله
بررسی انسجام و ناپایداری وحدت در جامعۀ اسلامی 13
عوامل و محورهای وحدت 13
الف) خدای واحد، پدر و مادر واحد، دین واحد 13
ب) اطاعت از رهبری 14
ج) دین مقدس اسلام 15
د) اهلبیت پیامبر علیهم السلام 17
ه -) برابری نوعی و برادری دینی 18
و) اخوت اسلامی 19
الف) دامنزدن به اختلافات 20
ب) کنارهگیری از مردم 21
ج) مفاخره و برتریجویی 22
د) گوش به فریبکاری شیطان 22
ه) تحقیر و تذلیل برادر مسلمان 23
الف) کینهتوزی 24
ب) سوءظن و بدفهمی 25
ج) جهل و نادانی 26
الف) عدم وحدت، موجب گسستن از اسلام 27
ب) وحدت، موجب شوکت و قدرت 27
ج) دست خدا با جماعت 28
د) لزوم شرکت در جماعت 29
الف) حفظ پیمان پیوند 30
ب) حفظ جماعه و پرهیز از تفرقه 31
ج) حفظ ارتباطات و دوری از قطع رابطه 32
د) لزوم وحدت عملی و رفتاری 33
ه -) لزوم حفظ وحدت برای بقا 34
و) حفظ آداب و اعتقاد جماعت 34
ز) تلاش و دلسوزی برای تحقق وحدت 36
ح) تفرقهافکنی، بدترین تلاش 37
الف) تعاون و همکاری 37
ب) وحدت مایه رحمت 38
ج) امداد الهی در سایه وحدت 39
د) قدرت و تسلط 40
الف) دینزدایی ثمرۀ اختلاف 41
ب) چیرگی باطل بر حق 42
ج) مرگ جاهلی 42
د) اختلاف، موجب هلاکت 43
ه) تفرقه موجب عذاب 44
مقدمه 45
الف) اهمیت اتحاد و انسجام امت اسلامی و عدم تفرقه میان مسلمانان 47
ب) بیان حقوق مسلمانان نسبت به یکدیگر 56
ج) اهمیت محبت میان مسلمانان و دوری از کذب و سوءظن 59
د) اهمیت به امور مسلمین و اصلاح میان آنها 61
ه) معنای اسلام و ایمان و احترام نفس و مال مسلمانان 63
اتحاد و انسجام اسلامی در نگاه امام و رهبری 69
وحدت اسلامی در کلام مراجع تقلید و علما 88
ده راهکار عملی برای انسجام اسلامی 93
ده راهکار عملی برای اتحاد ملی 93
اتحاد و انسجام در احادیث نبوی 99
منشور اتحاد اسلامی 104
رمز اتحاد اسلامی 105
مشارکت و اتحاد اسلامی 106
ضامن و بقای اتحاد اسلامی 106
امداد الهی در سایه اتحاد اسلامی 107
اتحاد اسلامی، رحمت الهی 108
وحدت ستیزی، گسستن از اسلام 109
نماد اتحاد مسلمین 109
تفرقه، مرگی جاهلانه 110
همبستگی، حیات جامعه مسلمین 111
آثار اتحاد اسلامی 112
پرهیز از دشنام و لعن 113
زمینهها و مقدمات وحدت 114
زمینههای اختلاف و تفرقه 115
مبانی حقوقی وحدت مسلمین 116
بهترین مسلمان، اتحادآور 117
ایمان واقعی در سایه همبستگی 117
راهکارهای اتحاد اسلامی 118
همبستگی مسلمانان نسبت به بیگانگان 118
نرمی و آسانگیری دو عامل اتحاد 119
تفرقه باعث دینزدایی 120
اختلاف مایه دگرگونی قلبها 120
دایره مسلمانی 121
خیرخواهی برای اتحاد اسلامی 122
محور اتحاد اسلامی 123
خطر تکروی 123
وحدت، شرط مسلمانی 124
نهی از ترساندن مسلمان 125
ایمان، بنیاد اتحاد اسلامی 126
پیامدهای اختلاف 126
اختلاف، موجب هلاکت 127
عوامل مثبت اتحاد اسلامی 128
اختلاف، نابودگرمسلمانان 129
سزای تفرقهانداز 130
گستره اتحاد اسلامی 130
اختلافافکن، ملعون درگاه الهی 131
اصول و مبانی اتحاد اسلامی 132
رهبر عامل وحدت 133
شیوههای اتحاد اسلامی 134
بازشناسی اتحاد و انسجام اسلامی 137
مبانی وحدت و انسجام اسلامی 140
الف) اسلام و ایمان 140
ب) قرآن 142
یکم. تأکید به انسجام 142
دوم. اصل واحد 144
سوم. هدف واحد 144
چهارم. خدمت و ایثار 145
پنجم. معیار برتری 145
ج) سنت 146
د) مرجعیت اهلبیت 147
الف) ضرورت وحدت و انسجام 154
ب) ضرورت پرهیز از افتراق 159
الف) برابری 160
ب) برادری 161
ج) حسن خلق 163
د) حسن سلوک 166
ه) مدارا 166
و) همزیستی 168
ز) محبت 171
ح) احترام 173
ط) کمک 174
ی) حسن ظن 174
ک) خیرخواهی و نصیحت 177
ل) اصلاح 179
م) ادای حقوق 181
ن) احترام به مال و جان مسلمان 183
الف) سخنچینی 186
ب) جستوجوی اسرار مردم 189
ج) تعصب بیجا 190
د) دعواهای بیجا 194
ه) دشنام و تحقیر 196
و) فتوای کفر و شرک 197
ز) آزار و اذیت 198
ح) آلودگی باطنی 199
الف) آثار وحدت و انسجام 200
یکم. موجب رحمت و رهایی از عذاب الهی 200
دوم. رهایی از هلاکت 201
سوم. موجب ورود بهشت 202
چهارم. باعث سربلندی و قدرت 203
پنجم. باعث برکت 203
ب. آثار افتراق و عدم انسجام 204
یکم. فتنه و هلاکت 204
دوم. مرگ جهالت 205
سوم. مرگ کفر 206
چهارم. باعث ورود جهنم 206
پنجم. مهدورالدم 207
ششم. دوری دلها 207
هفتم. نابودی 208
هشتم. عدم قبولی اعمال 208
نهم. موجب لعنت الهی و فرشتگان 209
دهم. عدم استجابت دعا 209
یازدهم. مبغوضترین مخلوق نزد خداوند عالم 209
جمعبندی مباحث 211
کتابنامه 213
آقای احمد سعادت
مهمترین عامل وحدت جامعه اسلامی داشتن پروردگار، پدر و مادر و دینی واحد است، با قبول این اصل هیچگونه اختلاف نژادی و اعتقادی مورد پذیرش نیست.
حدیث اول
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«یَا أیُّهَا النَّاسُ، إن الرَّبَّ واحِدٌ والاَبَّ واحِدٌ وإن الدِّینَ واحدٌ لیسَتِ العَربیّةُ لأحدِکُم باَبٍ ولاَ أمٍّ وإنمَا هیَ اللِّسَانُ فَمَن تعَلّمَ العَربیّةَ فَهُو عربِیٌّ؛(1)ای مردم! پروردگار شما یکی است (الله)، پدر همه شما یکی است «آدم» و دین همه یکی است (اسلام). عربیت، پدر و مادر هیچیک از شما نیست، بلکه آن هم یکی از زبانهاست و هرکس زبان عربی را بیاموزد، عربی است.»
1) (1) معالم الحکومه، ص 404.
نکتهها
مسلمانان دارای محورها و عوامل متعدد وحدت بخش هستند: خدایی یگانه که مورد قبول همگان است؛ داشتن نژاد و خونی واحد، بدین معنا که همه فرزند یک پدر بهنام آدم هستند و نیز داشتن دین واحدی بهنام اسلام.
عربیت یا عجمیت از نظر اسلام نژاد محسوب نمیشود، زیرا بر طبق نگاه دین، همۀ انسانها فرزند یک پدر و مادر هستند.
عربیت یک زبان است و براساس حدیث شریف هرکسی که با آن تکلم کند، عرب نام دارد. بنابراین، عربیت نمیتواند موجب تفرق و اختلاف گردد.
یکی از محورهای وحدت در جامعه، اطاعت از اوامر و فرامین رهبر اسلام است.
حدیث دوم
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«إسمَعُوا وأطِیعُوا لمَن ولّاهُ اللهُ الأمرَ، فَإنَّهُ نظَامُ الإسلامِ؛(1)از حاکمان الهی اطاعت کنید و گوش بفرمان باشید، زیرا اطاعت از رهبری مایه وحدت امت اسلام است».
نکتهها
مسلمانها باید گوش به فرمان حاکمان الهی و رهبری باشند.
حاکمی که اطاعت از او واجب و لازم است، حاکم الهی میباشد، نه حاکم جور و مستبد و دیکتاتور.
1) (1) امالی مفید، ج 1، ص 14، حدیث 2.
اطاعت از ولی امر مسلمین، عامل و محور وحدت جامعه اسلامی است.
ولی امر و حاکم اسلامی، باید همیشه مصالح جامعه اسلامی و همبستگی آنها را در نظر داشته باشد.
حدیث سوم
امام علی علیه السلام نیز درباره جایگاه رهبر و نقش وحدتآفرین او در جامعه میفرمایند:
«وَ مکَانُ القَیّمِ بالْاَمرِ مکَانُ النِّظَامِ منَ الْخَرَزِ یجْمَعُهُ ویضُمُّهُ فَإذا انقَطَعَ النّظَامُ تفَرِّقُ الْخَرَزُ وذَهَبَ ثُمّ لمْ یجْتَمِع بحَذافِیرِه أبدَا؛(1)جایگاه رهبر و سرپرست در اجتماع، جایگاه رشتهای است که دانهها را بههم پیوند داده و جمع میکند، و آنگاه که آن رشته بگسلد، دانهها پراکنده گشته و هرگز تمام آنها جمع نخواهند شد.»
نکتهها
رهبر و ولی امر مسلمین، عامل وحدت جامعه است.
اطاعت از رهبر بهمنزله رشتۀ وحدت، موجب اتحاد و همدلی جامعه میگردد و سرپیچی از فرامین او باعث افتراق و اختلاف افراد جامعه میشود.
بدون رهبر و ولی امر، مسلمین هرگز به وحدت و هماهنگی نمیرسند.
حدیث چهارم
دین مقدس اسلام از دیگر محورهای وحدت به شمار میرود. چنانکه در حدیثی آمده؛ یکی از اصحاب رسولخدا صلی الله علیه و آله همراه برادرش خدمت آن حضرت میرسند و میگویند که بر هجرت بیعت فرما، آن
1) (1) نهجالبلاغه، خطبه 146.
حضرت فرمود:
«مضت الهجرة لاهلها»، صحابی (مُجاشع) گفت که پس برای چه بیعت کنیم؟ حضرت فرمود:
«عَلَی الاِسلاَمِ والجِهَادِ؛ برای اسلام و جهاد بیعت نما.»(1)
نکتهها
اسلام، محور وحدت، بیعت و اطاعت است.
هر حادثه و واقعه مهمی، دارای مدت مشخصی است، ولی دین و اسلام جاوید و همیشگی است و در هر زمانی کارایی خاص خود را دارد و همیشه میتواند منشأ و محور وحدت قرار گیرد.
حدیث پنجم
امام علی علیه السلام در کلامی وحدتبخش خطاب به عمر که از امام برای هدایت لشکر اسلام توسط خود در جنگ مشورت خواسته بود، به یکی از عوامل وحدتآفرین اشاره میفرماید. این کلام همچنان زنده و پیام آن زندگیبخش و چراغ راه مسلمانان است، آن حضرت میفرمایند:
«وَالْعَرَبُ الْیوْمَ، وإِنْ کَانُوا قلِیلاً، فَهُمْ کَثِیرُونَ بالاِسْلاَمِ، عزِیزُونَ بالاِجْتَِماع؛(2)عرب با اینکه امروز از نظر تعداد اندکند، اما با نعمت اسلام فراوانند و با اتحاد و هماهنگی عزیز و قدرتمندند.»
نکتهها
دین مقدس اسلام میتواند منشأ و محور وحدت و کثرت واقع گردد؛
وحدت و هماهنگی، نیز عامل عزت و قدرت محسوب میشود؛
اسلام، عامل وحدت و وحدت، عامل عزت و قدرت مسلمانهاست؛
از عوامل و محورهای اساسی وحدت جامعه اسلامی، اهلبیت پیامبر علیهم السلام میباشد. براساس حدیث ثقلین قرآن و عترت دو عامل اتحاد و محور همبستگی و چراغ راهنما برای هدایت امت است، که تمسک به آنها باعث نجات و رستگاری خواهد شد.
حدیث ششم
در حدیثی رسولخدا صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«... فَأنتُم «اَهلُ البَیتِ» أهلُ اللهِ عزَّوجَلّ الَّذِینَ بهِم تمَّتِ النِّعمَةُ واجتَمَعَتِ الفُرقَةُ وائتَلَفَتِ الکَلِمَةُ؛(1)شما اهلبیت علیهم السلام، اهلالله هستید که به برکت شما، نعمت کامل گشته و پراکندگی برطرف شده و اتحاد کلمه پدید آمده است.»
نکتهها
اهلبیت پیامبر علیهم السلام محور وحدت و همبستگی مسلمانان هستند، نه تفرقه و پراکندگی.
اهل بیت علیهم السلام منشأ الهی و قدسی دارند، که اطاعت و پیروی از آنها موجب سعادت و رستگاری انسانها خواهد شد
«أهلُ اللهِ عزَّوجَلّ».
1) (1) الکافی، ج 1، ص 446.
دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ)1 و
«بِهِم تمَّتِ النِّعمَةُ».
حدیث هفتم
در حدیث دیگری رسولخدا صلی الله علیه و آله با خطاب به امام حسن علیه السلام میفرمایند:
«اِبنی هذا سیدٌ ولَعَلَ اللهَ أن یصلِحَ به بینَ فِئَتینِ من المُسلمینَ؛(1)فرزندم امام حسن علیه السلام سید و آقایی است که شاید خداوند به واسطه او بین دو طائفه از مسلمانان صلح برقرار سازد.»
نکتهها
امام حسن مجتبی علیه السلام که به دلایل مختلف نقلی و روایات متواتر یکی از افراد اهلبیت علیهم السلام محسوب میشود، میتواند محور وحدت و صلح بین مسلمانان باشد.
حدیث شریف شاید اشاره باشد به وقایع تاریخی آینده که رسولخدا صلی الله علیه و آله به نحوی از آن خبر میدهد و موضع برجسته امام حسن علیه السلام را نشان داده و تأیید کرده است
صلح امام حسن علیه السلام جهت وحدت و برای مصلحت جامعۀ اسلامی اتفاق افتاده است.
یکی از عوامل و محورهای عمدهای که میتوان روی آن تکیه کرد،
1) (2) صحیح بخاری، ج 5، ص 32 و ج 9، ص 71.
همنوعی بشری است. ما همه انسانیم و خون هیچکسی بر دیگری رنگینتر نیست؛ علاوه بر از آن، مسلمانها در دین، برادر یکدیگر هستند و خدای واحد، کتاب واحد و پیامبر واحد دارند.
حدیث هشتم
پیامبرخدا صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«ألمُؤمِنُونَ إخوَةٌ تتَکَافَؤُ دمَاؤُهُم وهم یدٌ علَی من سوَاهُم؛(1)مؤمنان با هم برادرند و خونشان برابر است و در برابر دشمن متحد و یکپارچهاند.»
نکتهها
مسلمانها دستکم دو محور و عامل وحدت دارند: یکی برابری در نوع و همسانی در بشر بودن (همخونی) است و دیگری برادری و همسانی در مسلمانی و عقیدۀ مشترک؛
در اسلام محور همبستگی عقیده و ایمان است و همنوع نیز قابل احترام میباشد؛
در اسلام از این لحاظ که معیار ارزشگزاری، عقیده و ایمان است، تنها خون مؤمن با یکدیگر تکافؤ و برابری دارد؛
اتحاد و یکپارچگی مسلمانها در برابر اغیار و بیگانگان است، که با آنها از لحاظ ایمان و باورهای دینی یکسان نیستند.
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله مسلمانان را برادر همدیگر دانسته که هیچ کسی بر دیگری فضل و برتری ندارد، جز به تقوای الهی که در اسلام ملاک برتری محسوب میشود.
1) (1) کافی، ج 1، ص 404.
حدیث نهم
رسول خدا صلی الله علیه و آله در حدیثی میفرمایند:
«المُسلِمُونَ اخوَةٌ لاَفَضْلَ لاَحَدٍ علَی احَدٍ الاَّ بالتَّقوَی؛(1)مسلمانان با هم برادرند و هیچکس بر دیگری برتری ندارد جز به تقوا.»
نکتهها
در اسلام هیچیک از ملاکهایی که برای برخی معیار امتیاز و تفاخر و برتری است، ملاک فضل و برتری محسوب نمیشود، از قبیل: نژاد، ثروت و حتی عقیده و باور به یک آیین.
مسلمانی و عقیده مشترک، فقط ملاک اخوت، برادری و وحدت است، اما معیار برتری تقوای الهی میباشد
ملاک برتری و تفضّل فقط و فقط تقوا و عملکرد نیک خود فرد است، نه انتساب او به نژاد خاص و سیادت خانوادگی و امور دیگر.
دامنزدن به اختلافات یکی از عوامل تفرقه است که در احادیث مختلفی به آن اشاره شده است.
حدیث دهم
امام علی علیه السلام در این زمینه میفرمایند:
«سَبَبُ الْفُرْقَةِ الاِخْتِلافُ؛(2)اختلاف به جدایی میانجامد.»
نکتهها
اختلاف از اسباب و موجبات تفرقه محسوب میگردد.
اختلاف میتواند هم در نظر باشد و هم در عمل و رفتار.
تفاوتها را نباید با اختلاف یکی گرفت. در هر جامعهای ناگزیر تفاوتهایی وجود دارد، ولی این تفاوتها نباید منشأ اختلاف و در نتیجه تفرقه گردد که تفرقه خود عامل هلاکت و نابودی است.
از عوامل دیگر تفرقه، کنارهگیری و دوری از مردم است. کسی که از مردم دوری میگزیند، همکار و تحت فرمان شیطان میشود.
حدیث یازدهم
امام علی علیه السلام دراینباره میفرمایند:
«اِیاکُمْ والْفُرْقَةَ فَاِنَّ الشّاذَّ منَ النّاسِ للشَّیطانِ؛(1)از تفرقه و اختلاف بپرهیزید، زیرا کسی که از مردم کناره گرفت و تنها گشت، از آن شیطان خواهد بود.»
نکتهها
کسیکه از مردم کنارهگیری مینماید و از آنها دوری میگزیند، همگام با شیطان شده و شیطان او را از همۀ انسانهای خوب جدا میکند و در مسیر خودش رهنمون میکند.
مسیر شیطان غیر از مسیر وحدت و همگرایی است. شیطان میکوشد که در بین مسلمانان تفرقه و جدایی براندازد.
1) (1) نهجالبلاغه، خ 127، ص 392.
از علل دیگر تفرقه مفاخره و برتریجویی است، که در لسان آیات و بسیاری از روایات به شدت از آن نهی گردیده است.
حدیث دوازدهم
امام علی علیه السلام در این زمینه میفرمایند:
«اَیهَا النّاسُ،... عرِّجُوا عنْ طَرِیقِ الْمُنافَرَةِ، وضَعُوا تیْجَانَ الْمُفَاخَرَة؛(1)ای مردم... از اختلاف و پراکندگی به درآیید و تاج تفاخر و برتریجویی را از سر بنهید.»
نکتهها
در اسلام اساساً مفاخره و برتریجویی از هر لحاظ و با هر ملاکی، مردود و غیر قابل ارزشگذاری است. ملاک ارزشمندی در اسلام فقط تقوای الهی میباشد.
برتریجویی علاوه بر اینکه از لحاظ اخلاقی یکی از رذایل محسوب میگردد، از لحاظ اجتماعی موجب اختلاف و تفرقه میگردد.
یکی از عوامل تأثیرگذار تفرقه، گوش دادن به وسوسهها، زمزمهها و فریبکاریهای شیطان است.
حدیث سیزدهم
امام علی علیه السلام دراینباره میفرمایند:
«إِنَّ الشَّیطَانَ یسَنِّی لکُمْ طُرُقَهُ، ویرِیدُ أن یحُلَّ دینَکُمْ عقْدَةً عقْدَةً،
1) (1) نهجالبلاغه، خطبه 5.
ویعْطِیکُمْ بالْجَمَاعَةِ الْفُرْقَةَ، وبِالْفُرْقَةِ الْفِتْنَةَ. فَاصْدِفُوا عنْ نزَغَاتِهِ ونَفَثَاتِهِ؛(1)همانا شیطان راههای خود را به شما آسان جلوه میدهد، تا گرههای محکم دین شما را یکی پس از دیگری بگشاید و به جای وحدت و هماهنگی، بر پراکندگی شما بیفزایند و در پراکندگی شما را دچار فتنه گرداند، از وسوسهها و فریبکاریهای شیطان روی گردانید.»
نکتهها
شیطان همواره در پی اختلاف و تفرقهافکنی است و از این راه میتواند به مقصد خود نائل گردد.
وسوسهها و فریبکاریهای شیطان مبنی بر تفرقه است و از تفرقه، فتنه را نتیجه میگیرد.
راه مبارزه با شیطان گوش ندادن به وسوسهها و فریبکاریهای او و در مقابل تلاش به هماهنگی و همگرایی است.
از دیگر عوامل تفرقه، تحقیر و خوار شمردن و ظلم به برادر مسلمان است. رسولخدا صلی الله علیه و آله بهشدت از ظلم و تحقیر و خوار شمردن نهی نموده است.
حدیث چهاردهم
در حدیثی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«المُسلِمُ اخُو المُسلِمِ، لآیَظلِمُهُ ولایَخْذُلُهُ ولایَحقِرُهُ؛(2)مسلمان برادر مسلمان است، نه به او ظلم می کند ونه او را خوار و ذلیل میشمارد و نه تحقیرش میکند.»
نکتهها
روح اخوت و برادری با ظلم و تحقیر و خوارشماری سازگاری ندارد.
در جامعهای که ظلم و تحقیر رایج میگردد، دلها نسبت به همدیگر غیر مهربان و بدبین است و در نتیجه آن جامعه به اختلاف و تفرقه کشیده میشود؛ لذا ظلم و تحقیر و خوار شمردن یکدیگر، موجب نفاق و علت تفرقه است.
یکی از موانع خطرناک وحدت که موجب اختلاف و زوال همدلی میگردد، کینهتوزی و ترک برادر مسلمان به قصد دشمنی و عداوت است.
حدیث پانزدهم
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«لاَتَبَاغَضُوا ولا تحَاسَدُوا ولاَتَدَابَرُوا وکُونُوا عبَادَاللهِ اخوَاناً ولایَحِلُّ لمُسلِمٍ أن یهجُرَ اخَاهُ فَوقَ ثَلاثَةَ ایّامٍ؛(1)نسبت به یکدیگر بغض و حسد نداشته باشید و بر همدیگر پشت نکنید، بلکه بنده خدا و برادر دینی باشید و برای هیچ مسلمانی جایز نیست که بیش از سه روز متوالی برادر دینیاش را به قصد کینه و عداوت ترک نماید.»
نکتهها
بغض و حسد از خصایص و رذایل نفسانی بوده و موجب رویگردانی مؤمنان از همدیگر و در نتیجه باعث اختلاف و تفرقه میگردد.
ممکن است بین دو نفر مسلمان بر اثر عواملی، دلگیری و
1) (1) صحیح بخاری، ج 8، ص 23؛ شرح صحیح مسلم، ج 16 و 15، ص 351 و 354؛ لؤلؤ ومرجان، ح 1658.
ناراحتی پیدا شود، ولی نباید مسلمانان این ناراحتی را دامنزده و به کینه و عداوت درازمدت تبدیل کنند.
از دیگر موانع وحدت سوءظن، گمان باطل، کج فهمی و برداشت بد میباشد.
حدیث شانزدهم
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«اِیَّاکُم والظَّن فَإنّ الظَّنَّ اکذَبُ الحَدِیثِ ولاَتَحَسَّسُوا ولاَ تجَسَّسُوا ولاَ تنَاجَشُوا ولا تحَاسَدُوا ولاَتَبَاغَضُوا ولاَتَدابَرُوا وکُونُوا عبَادَاللهِ اخوَاناً؛(1)از ظن و گمان پرهیز کنید، زیرا ظن، دروغترین سخن است. به دنبال عیبجویی و جاسوسی یکدیگر نباشید و در معاملۀ با یکدیگر مکر و حیله ننمایید و نسبت به یکدیگر حسد نبرید و با یکدیگر بغض و کینه نداشته باشید و به یکدیگر پشت نکنید، بندگان خدا و برادران دینی یکدیگر باشید.»
نکتهها
نکتههای اخلاقی، فردی و اجتماعی زیادی در حدیث شریف میباشد. صریحترین نکته این است که سوءظن، عیبجویی، حسادت، بغض و کینه و رویگردانی نسبت به همدیگر، از موانع وحدت، اخوت و بندگی خدا محسوب میشود.
یک فرد مؤمن و مسلمان به امری که یقین حاصل ننموده، نباید ترتیب اثر دهد و آن را منشأ تصمیمگیری و عملکرد خود قرار دهد.
1) (1) لؤلؤ و مرجان، ح 1658.
سوءظن و گمان، همواره انسان را به خطا رهنمون میکند، زیرا در ذات گمان، سخن دروغ نهفته است.
سوءظن، عیبجویی، حسادت، بغض و کینه و رویگردانی نسبت به همدیگر، مخالف روح بندگی خدا و همدلی و اخوت میباشد.
راه وحدت و اخوت، از مسیر اعتماد به همدیگر و حسنظنّ میگذرد.
بندگی خداوند، با همدلی و اخوت، رابطه وثیق و تنگاتنگی دارد.
یکی از موانع وحدت، جهل امت اسلامی است. مسلمانان اگر نسبت به همدیگر شناخت پیدا کنند و از سر صدق و علم سخن بر زبان برانند و از جعلیات و گزافهگویی نسبت به هم دوری گزینند، اختلاف و تفرقه در آنها به حداقل رسیده و یا از بین خواهد رفت.
حدیث هفدهم
امام علی علیه السلام میفرمایند:
«لَو سکَتَ الجَاهِلُ ما اختَلَفَ النَّاسُ؛(1)اگر نادان خاموشی میگزید، مردم دچار اختلاف نمیشدند.»
نکتهها
جهل و نادانی باعث بدبختی، اختلاف و تیرهروزی مردم است.
اگر امور به دست عالمان و دانشمندان آگاه و بیدار سپرده شود، وحدت و همدلی در جامعه حکمفرما میشود.
کسانی که در جامعه به تفرقه و اختلاف دامن میزنند، جاهل و نادان هستند، حتی اگر جامۀ علم و دانش به تن کرده باشند.
1) (1) بحار الانوار، ج 78، ص 81.
ضرورت و اهمیت وحدت جامعه اسلامی به حدی است، که اگر کسی از آن دوری گزیند، در واقع از اسلام گسسته است.
حدیث هجدهم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«مَنْ فَارَقَ الْجَمَاعَةَ شبْراً خلَعَ ربْقَةَ الِاسْلَامِ منْ عنُقِهِ؛(1)هر که یک وجب از جماعت دور شود، طوق مسلمانی از گردن خود بردارد.»
نکتهها
دین مقدس اسلام برای اجتماع اهمیت فوقالعاده قائل است. این دین یک آیین فردی و صرفاً عبادی نیست، بلکه به امور و مسائل اجتماعی و سیاسی نیز پرداخته است.
اجتماع و وحدت جامعۀ اسلامی، به اندازه ایمان و اعتقاد یک فرد مسلمان اهمیت دارد، به نحوی که دوری از اجتماع به معنی دوری و خروج از اسلام محسوب میشود.
کسانیکه به بهانههای مختلف از وظایف و مسئولیتهای اجتماعی شانه خالی میکنند و انزوا و گوشهگیری اختیار مینمایند، از نظر اسلام پسندیده و مورد قبول نیستند.
حدیث نوزدهم
در کلام دیگری حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
1) (1) مسند احمد، مسندالانصار، ح 20581؛ کافی، ج 1، ص 404؛ نهجالفصاحة، ح 2769.
«وَ هم یدٌ علَی من سوَاهُم؛(1)همۀ مسلمانان ید واحده و یک قدرت متشکل علیه دشمنان خود هستند.»
نکتهها
وحدت، موجب شوکت و قدرت مسلمانان میگردد و اجتماع بزرگ اسلامی مانور عظیمی است که پشت دشمنان و بدخواهان را به لرزه در میآورد.
مسلمانان در قبال بیگانگان
(مَن سوَاهُم) باید متحد و با شوکت و قدرت ظاهر شود.
از نشانههای بارز وحدت اسلامی این است که دست خداوند با جماعت است و شیطان با کسی همراه است که با جماعت ناسازگار باشد.
حدیث بیستم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«یَدُاللّهِ علَی الجَماعَةِ والشَّیطانُ معَ من خالَفَ الجَماعَةَ یرکُضُ؛(2)دست خدا بر سر جماعت است و شیطان با کسی همراه است که با جماعت ناسازگار باشد.»
نکتهها
شاید منظور از تعبیر «دست خدا» قدرت الهی، امداد حضرت حق و یا تأیید حقتعالی باشد.
همراهی شیطان با کسی که با جماعت ناسازگار باشد، به معنای انصراف او از جاده حق و صراط مستقیم الهی است.
حدیث بیست و یکم
امام علی علیه السلام نیز دراینباره میفرمایند:
«وَالْزَمُوا السَّوادَ الاَْعْظَمَ فَاِنَّ یدُاللّهِ معَ الْجَماعَةِ واِیّاکُمْ والْفُرْقَةَ؛(1)همراه توده مردم باشید زیرا دست خدا با جمعیت است و از جدایی و پراکندگی بپرهیزید.»
نکتهها
قدرت و شوکت با جماعت است و ذلت و هلاکت با تفرقه و اختلاف.
قدرت و شوکت جماعت و هماهنگی و وحدت آنها منشأ امداد الهی و تأیید حضرت حق دارد.
ذلت و خواری تفرقه، منشأ غیرالهی و ریشه در اختلاف دارد.
شرکت در جماعت مسلمین و هماهنگی و اتحاد با آنها، از مسائل مهمی است که در دین مقدس اسلام به آن توصیه جدی صورت گرفته است و دوری و جدایی از جماعت مسلمانان به شدت نهی گردیده است.
حدیث بیست و دوم
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«تلْتزٍمُ جماعَةَ المُسلمینَ وامَامَهُم، قلتُ (حذیفةبنیمان): فإن لم یکُن لهُم جماعةٌ ولا امامٌ؟ قال: فَأعتزِل تلکَ الفِرقَ کلَّها؛(2)رسولخدا صلی الله علیه و آله در پاسخ یکی
از اصحاب خود میفرمایند: در شرکت به جماعت مسلمین و پیشوای آنها ملتزم باش. آن صحابی میگوید: اگر در بین آنها اتحاد و هماهنگی و جماعت و امامی نباشد، چه کنم؟ حضرت میفرمایند: از همه آن فرقهها دوری و عزلت بگزین.»
نکتهها
مسلمانها باید به وحدت و جماعتشان ملتزم باشند.
همه در اطراف امام و پیشوایشان جمع شوند.
از تفرقه و جدایی بپرهیزند.
جامعهای را که اتحاد نداشته و در اطراف امامی گرد نیامدهاند، باید مورد ترک و عزلت قرار دهند.
مسلمانان دارای یک پیمان مبنی بر پیوند و همبستگی در میان خود میباشند و باید همگان در حفظ آن بکوشند.
حدیث بیست و سوم
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
«ذِمّةُالمُسلِمینَ واحِدةٌ یسعَی بها ادنَاهُم؛(1)همۀ مسلمانان دارای یک پیوند و یک پیمان هستند؛ حتی ضعیفترین آنها هم باید تلاش کند.»
نکتهها
مسلمانان دارای پیمان برادری و برابری هستند.
در حفظ این پیمان باید همگی بکوشند؛ حفظ وحدت وظیفه همگانی و عمومی است و حتی کسانی که تصور میکنند تلاش آنها
1) (1) مستدرک الوسائل، ج 11، ص 45؛ صحیح بخاری، ج 8، ص 145.
ثمری ندارد، باید از کوشش در این جهت فروگزاری نکنند.
همبستگی اجتماعی از مسائلی است که دین اسلام به شدت روی آن حساسیّت به خرج داده و بارها پیامبراعظم صلی الله علیه و آله دربارۀ وحدت و حفظ آن تأکید ورزیدهاند.
حدیث بیست و چهارم
در حدیثی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«أیّهَاالنَّاسُ! علَیکُم بالجَمَاعَةِ وإیاکُم والفُرقَةُ؛(1)ای مردم! بر شما باد به جماعت و بپرهیزید از جدایی.»
نکتهها
از تعابیر و لحن حدیث شریف استفاده میشود، که حفظ جماعت (وحدت) و ارتباط اجتماعی بین مسلمانان، اهمیت فوقالعادهای دارد، زیرا تفرقه و دوری از اجتماع با لحن تحذیر بیان گردیده است.
ممکن است دستور به حفظ وحدت و دوری از تفرقه یک امر ارشادی و برای سامانبخشی به امور اجتماعی مسلمانان باشد و نیز احتمال دارد امر مولوی و تکلیفبخش برای امت محسوب شود. با توجه به احادیث دیگر که خروج از جماعت را گسستن از اسلام میداند،(2)احتمال اخیر بعید به نظر نمیرسد.
حدیث بیست و پنجم
در حدیث دیگر امام علی علیه السلام میفرمایند:
«اَلْزِمُوا الْجَماعَةَ واجْتَنِبُوا الْفُرْقَةَ؛(1)به جماعت رویآورید و از تفرقه و جدایی بپرهیزید.»
نکتهها
حفظ جماعت و وحدت یک امر الزامی و واجب است.
پرهیز از تفرقه نیز به عهده مسلمانان یک الزام و تکلیف است و همه موظف به ترک آن میباشند.
حدیث بیست و ششم
امام علی علیه السلام در حدیثی، به ارتباط بین مسلمانان و بخشش به همدیگر را تأکید نموده و از پشت کردن و دوری گزیدن از یکدیگر به شدت نهی کرده است:
«عَلَیکُم بالتَّواصُلِ والتَّباذُلِ وایاکُم والتَّدابُرَ والتَّقاطُع؛(2)بر شما باد به ارتباط و بخشش به یکدیگر و دوری گزیدن از جدایی و پشت کردن به یکدیگر.»
نکتهها
ارتباط و بخشش با همدیگر، موجب وحدت و همدلی میگردد.
پشت کردن و دوری گزیدن از یکدیگر باعث دلگیری و تفرقه میشود.
لزوم وحدت و همدلی فقط در نظر و اندیشه نیست، بلکه در مقام رفتار نیز باید این خصلت پسندیده و لازم را عملاً نشان داد.
حدیث بیست و هفتم
امام علی علیه السلام در این زمینه میفرماید:
«... ایَّاکُم والتّفَرُّق فَإذَا نزَلْتُم فَانزِلُوا جمِیعاً وإذَا ارْتَحَلْتُم فَارْتَحِلُوا جمِیعاً؛(1)از تفرقه و جدایی بپرهیزید، سپس هرگاه در جایی فرود آمدید، همگی فرود آیید و هرگاه کوچ کردید، باهم کوچ کنید.»
نکتهها
مسلمانان باید در همه رفتارهای خود وحدت اجتماعی را مدِّ نظر قرار دهند.
رفتارهای وحدتآفرین که در ظاهر جزئی و کوچک هستند، میتوانند موجب وحدت و دوری از تفرقه گردد.
مسلمانان در حرکت و سکون و در صلح و جنگشان باید هماهنگ و همگام باشند. آنگاه که میایستند همهباهم بایستند و آنگاه که حرکت میکنند دستهجمعی حرکت نمایند. آنگاه که با کسی در صلح و سلم بهسر میبرند همه به آن پایبند باشند و زمانیکه با دشمنی در جنگ و ستیز هستند، همه به پشتیبانی یکدیگر بکوشند.
1) (1) نهجالبلاغه، وصیت 11.
با توجه به اینکه استکبار و اربابان قدرت و ثروت، دندان طمع تیز کرده و هر لحظه ممکن است ضعفا را پارهپاره کرده و طعمه خود سازند، برای بقا و حفظ حیات خود نیاز به حفظ وحدت و شوکت و همبستگی داریم.
حدیث بیست و هشتم
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با یک تمثیل زیبا میفرمایند:
«عَلَیکَ بالجَمَاعَةِ، فَإنَّمَا یأکُلُ الذِّئبُ القَاصِیةَ؛(1)با جماعت همراه شو، زیرا گرگ، گوسفند دور مانده را میخورد.»
نکتهها
این حدیث شریف چهقدر زیبا دنیای امروز ما را به تصویر میکشد. در دنیای گرگ و میش امروزی، اگر یک لحظه غفلت کنی و از جمع جدا شوی، همان لحظه طعمۀ گرگهای قدرت و ثروت و... خواهی شد.
در جماعت و وحدت، قدرت و شوکتی نهفته است که هیچ دندان تیزی جرأت حمله و نفوذ به آن را ندارد.
در جماعت و همبستگی، امنیتی بیشتر برای زیستن وجود دارد و در اختلاف و تفرقه امیدی به زیستن و یا دستکم بهتر زیستن وجود ندارد.
تلاش برای تحقق و حفظ وحدت، گاهی موجب میگردد که انسان از برخی آداب و اخلاق و حتی اعتقاد خود به دلیل مصلحت و وحدت و هماهنگی با جمع، دست بردارد.
1) (1) مسند احمد، ج 6، ص 446.
حدیث بیست و نهم
زید شحام از امام صادق علیه السلام نقل کرده است، که آن حضرت فرمودند:
«خَالِقُوا النَّاسَ باَخلاقِهِم، صلّوا فِی مسَاجِدِهِم وعوِدُّوا مرضَاهُم واشْهَدُوا جنَائِزَهُم وان اسْتَطَعْتُم أن تکُونُوا الائِمَّة والمُؤذّنِین فَافْعَلُوا فَانّکُم اذَا فَعَلتُم ذلکَ قالُوا هؤُلاءِ الْجَعْفَرِیه رحِمَ اللّهُ جعفراً ما کَانَ احسَنَ ما یؤدِّب اصحابَه واذَا ترکتُم ذلکَ قالُوا هؤلاءِ الجَعفریه فعَلَ اللّهُ بجَعْفَرِ ما کَان اسوء ما یؤَدّب اصحَابَه؛(1)با مردم با رفتار خودشان رفتار کنید، در مساجدشان نماز بخوانید، از مریضهایشان عیادت کنید، جنازههایشان را تشییع نمایید اگر امکان داشت که امام جماعت و یا مؤذن شدید، براساس اعتقاد آنها رفتار نمایید، زیرا اگر اینگونه رفتار نمودید، خواهند گفت: آنها جعفری هستند، خداوند جعفر را رحمت کند، اصحابش را به چه آداب نیکو آراسته است و اگر برخلاف آن عمل نمودید، خواهند گفت که آنها جعفری هستند، خداوند با جعفر آنگونه رفتار کند، اصحابش را به چه آداب بدی آراسته است.»
نکتهها
به علت مصلحت و تحقق وحدت و هماهنگی با جماعت، میتوان تقیه نمود.
دلیل این تقیه، نه ترس و نه امر دیگری است، بلکه صرفاً تخلّق به آداب و نیکو داشتن مقام جماعت و ضرورت وحدت در جامعه اسلامی است.
تمام رفتار مأمومان به امام نسبت داده میشود. بنابراین شیعیان در رفتار و عملکردهایشان باید متوجه باشند که زمینه سوءنیت و رفتار بد را برای دیگر فِرق مهیا نسازند.
1) (1) من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 383.
مسلمانان اگر میخواهند به وحدت و همدلی واقعی دست یابند، باید همه باهم در راه رسیدن به وحدت و تحقق آن تلاش و دلسوزی نمایند.
حدیث سیام
امیرمؤمنان علیه السلام خطاب به ابوموسی اشعری میفرمایند:
«وَلَیسَ رجُلٌ - فَاعْلَمْ - أَحْرَصَ علَی جمَاعَةِ أُمَّةِ محَمَّدٍ صلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ و سلَّم و أُلْفَتِهَا منِّی، أَبْتَغِی بذلِکَ حسْنَ الثَّوَابِ، وکَرَمَ الْمَآبِ؛(1)پس بدان در امت اسلام، هیچکس همانند من وجود ندارد که به وحدت امت محمد صلی الله علیه و آله و به انس گرفتن آنان به همدیگر، از من دلسوزتر باشد. من در این کار پاداش نیک و سرانجام شایسته را از خدا میطلبم.»
نکتهها
صرف خواستن و سخن گفتن از وحدت برای رسیدن به آن کافی نیست، باید برای به دستآوردن و تحقق وحدت، تلاش و دلسوزی به خرج داد.
در تلاش دلسوزانه برای تحقق وحدت، نباید از کسی امید و توقع پاداش داشت، فقط این کار را برای خدا و به امید پاداش شایسته او انجام داد.
تلاش برای وحدت یک امر معنوی و دارای پاداش الهی است.
1) (1) نهجالبلاغه، نامه 78.
مسلمانها باید در راه رسیدن به وحدت و دوری از تفرقه تلاش نمایند. بدترین تلاشها، کوششی است که در راه تفرقه و جدایی انداختن بین دو یا چند نفر انجام میگیرد.
حدیث سی و یکم
امام علی علیه السلام دراینباره میفرمایند:
«بِئْسَ السَّعْی التَّفْرِقَةُ بینَ الاْلَیفَینِ؛(1)بدترین تلاش، جدایی انداختن میان دو دوست است.»
نکتهها
تلاش در جهت وحدت امری شایسته و در جهت جدایی انداختن و تفرقه، امری مذموم و ناشایسته است.
انسانها باید بکوشد که مناسبات بین دو دوست را مستحکم نماید، نه اینکه با تفرقهافکنی و اختلافانگیزی روابط آنها را در هم ریخته و به جدایی بکشاند.
همه افراد جامعه و کلیۀ مسلمانان در حکم دوست هستند
«المؤمنون اخوة» ؛ لذا تیرهسازی روابط بین مسلمانان در یک جامعه بدترین تلاش محسوب میگردد.
از مهمترین آثار وحدت این است که مسلمانها با وحدت و همدلی میتوانند تکیهگاه و معاون همدیگر باشند و همچون بنیانی مرصوص و
1) (1) شرح غررالحکم، ج 3، ص 256.
استوار، همدیگر را استحکام بخشند و با تکیه بر یکدیگر در برابر تهدیدهای بیگانگان و بحرانهای داخلی ایستادگی کنند.
حدیث سی و دوم
پیامبرخدا صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«أَلمُؤمِنُ للمُؤمِنِ کَالبُنیان المَرصُوص یشُدُّ بعضُهُ بعضًا؛(1)مؤمن نسبت به مؤمن مانند بنای استواری است که اجزای آن، یکدیگر را استحکام میبخشند.»
نکتهها
وحدت و همدلی، استحکام و استواری میبخشند، برخلاف تفرقه که ذلت و سستی به دنبال دارد. بنایی که براساس همبستگی و همدلی بنا شده است، استوار و مستحکم میباشد، ولی بنایی که با شک و بدگمانی و گسستگی پایهریزی میشود، هر لحظه ممکن است فرو بریزد.
مؤمنین همچون اجزای یک مجموعۀ منسجم، باید همکار و تکیهگاه هم باشند و در سختیها و مشکلات همدیگر را یاری رسانند.
وحدت و همبستگی همچون دژی تسخیرناپذیر است، اما اگر اختلاف و تفرقه در آن رخنه کند، از استحکام و استواریاش کاستهمیشود.
از آثار مهم وحدت رحمت و از نتایج زیانبار اختلاف و تفرقه عذاب دردناک الهی است.
1) (1) صحیح بخاری، ج 8، ص 23؛ صحیح مسلم، ج 4، ص 1999؛ نهجالفصاحه، حدیث 3103.
حدیث سی و سوم
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«ألجَمَاعَةُ رحمَةٌ والفُرقَةُ عذَابٌ؛(1)جماعت (وحدت)، مایه رحمت و تفرقه موجب عذاب است.»
نکتهها
در جماعت و وحدت، رحمت و گشایش است و درهای لطف و رحمت الهی به واسطه این همبستگی و همدلی گشوده میشود.
این رحمت میتواند رحمت و نعمتهای مادی باشد که در دنیا موجب توسعه و گسترش اقتصادی، شکوفایی علمی و فرهنگی گردد و نیز میتواند رحمت الهی در آخرت و بخشش و غفران پروردگار باشد.
تفرقه موجب عذاب و بدبختی است. این بدبختی میتواند عذاب دردناک الهی در آخرت باشد و یا عذاب و رنج دنیوی باشد که در معیشت و امور دیگر دنیوی به سختی و مشقت گرفتار شود.
از آثار مهم وحدت و همبستگی جامعه اسلامی این است، که امداد الهی شامل افراد و جوامع متحد میگردد و آنها را قدرتمند و صاحب نفوذ و نیرومند میکند.
حدیث سی و چهارم
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«یَدُ اللهِ علَی الجَمَاعَةِ؛(2)دست خدا بر سر جماعت است.»
نکتهها
منظور از «ید» قدرت و مدد الهی است، که جامعه متحد میتواند از آن بهرهمند شود.
این توانایی و مدد الهی در ساحات مختلف زندگی میتواند تجلی یابد، از قبیل: قدرت نظامی، سیاسی، اقتصادی و غیره.
جامعهای که متحد و هماهنگ باشد، جامعهای قدرتمند، پیشرفته و توسعه یافته از لحاظ نظامی، سیاسی، اقتصادی و... خواهد بود.
جامعهای که همدلی و همبستگی در آن جامعه حاکم نیست، جامعهای ضعیف، ذلیل، متفرق و در هم کوبیده خواهد بود.
یکی از آثار مهم وحدت، قدرت و تسلط بر دیگران است.
حدیث سی و پنجم
امام علی علیه السلام در خطاب به اصحاب خود و نکوهش آنان جهت کندی و رکود در جهاد و مخالفت با امر رهبری، میفرمایند:
«وَإنّی واللّهِ لاَظنُّ ان هؤُلاءِ القَوْمَ سَیُدالُونَ مِنْکُمْ باجْتِماعِهِمْ علی باطِلِهِمْ وتفَرُّقِکُمْ عن حقِّکُمْ؛(1)به خدا سوگند من یقین دارم که آنان (مزدوران معاویه)، به دلیل اتحادشان بر باطل و تفرقه شما بر حق، به زودی بر شما مسلط خواهند شد.»
نکتهها
نتیجه اتحاد و همبستگی، قدرت و تسلط بر طرف مقابل است.
بدون توجه به حقانیت و صواب بودن موضع افراد و جامعه، اگر
1) (1) نهجالبلاغه، خطبه 25.
وحدت در بین افراد یک جامعه حاکم باشد، نتیجه آن قدرت و تسلط بر دیگران - کسانیکه در بین خودشان اختلاف و تفرقه دارند - میباشد.
از آثار بسیار خطرناک و زیانبار اختلاف، دینزدایی و ستردن تقدس از دین است.
حدیث سی و ششم
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«أَلاَ ان فِی التَّبَاغُضِ الحَالِقَةَ لاَ أَعنِی حالِقَةَ الشَّعرِ ولکِن حالِقَةَ الدَّین؛(1)آگاه باشید که در دشمنیها، ستردن و تراشیدن نهفته است، اما نه تراشیدن مو، بلکه ستردن دین.»
نکتهها
اختلاف و تشتت، حالت تقدس و حرمت دین را از بین میبرد و موجبات تقدسزدایی و دینگریزی را فراهم میسازد.
دینزدایی از طرف مؤمنان نیز انجام میپذیرد، بدون اینکه خود به نتیجه عملکردشان آگاه باشند و آن تفرقه و دشمنی با یکدیگر است.
نخستین جرقههای دینزدایی از طرف مؤمنان بهواسطه تفرقه و اختلاف با یکدیگر کلید میخورد و سپس ممکن است با شعلهور سازی از طرف بیگانگان این فرایند سرعت بگیرد.
1) (1) کافی، ج 2، ص 346.
یکی از آثار و پیامدهای اختلاف و عدم وحدت، پیروزی گروه باطل بر طائفه حق است.
حدیث سی و هفتم
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«مَا اختُلِفَ أمَّةٌ بعدَ نبِیّهَا الاّ ظهَرَ أهلُ باطِلِهَا علی اهلِ حقِّهَا؛(1)هیچ امتی پس از پیامبرشان، اختلاف نکردند مگر آنکه گروه باطل بر حقگرایان چیره شدند.»
نکتهها
باطل همیشه از گرد و غبار تشتت و اختلاف سوءاستفاده میکند و از آب گلآلود ماهی میگیرد.
با وحدت و همدلی و همبستگی میتوان جلو باطل را سد کرد؛
در صورت بروز اختلاف، آنکه برنده میشود و پیروز میدان میگردد، باطل است، نه حق.
همواره حق با اکثریت نیست، ممکن است که گروه باطل بر اثر اختلاف و تفرقه سوءاستفاده کرده، بنیۀ خود را قوی و تشدید نموده و بر جمعیت خود افزوده باشد.
از آثار زیانبار اختلاف و جدا شدن از جماعت (وحدت) مسلمانان و رسیدن مرگ در همین حالت، عدم اعتقاد به دین مقدس اسلام و مرگ جاهلی است.
1) (1) کنزالعمال، حدیث 929.
حدیث سی و هشتم
پیامبراعظم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«مَن فَارَقَ الجَمَاعَةَ (شبرًا) مَاتَ میتَةً جاهلیّةً؛(1)هرکس از گروه (مسلمانان) جدا شود، بر مرگ جاهلیت بمیرد.»
نکتهها
از نظر اسلام، اختلاف به حدی ناپسند و مردود است، که عامل به آن جاهل و غیر آشنا به اسلام قلمداد میشود.
اساس اسلام وحدت و جماعت است، زیرا مرگ کسی که در حالت تفرق و جدایی از گروه مسلمانان اتفاق بیفتد، مانند مرگ دوران جاهلیت است، یعنی: «گویی اسلام به گوش او نرسیده است».
همانطور که وحدت، موجب تقویت و قدرت میگردد، اختلاف نیز باعث هلاکت، ضعف و نابودی میگردد.
حدیث سی و نهم
پیامبراعظم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«لاتَختَلِفُوا فَاِنَّ من کَانَ قبلَکُم اختَلَفُوا فَهَلکُوا؛(2)اختلاف نکنید (در میانتان تفرقه نباشد)، آنانکه قبل از شما بودند اختلاف کردند و هلاک شدند.»
نکتهها
رفتن قدرت و سلطه فردی و اجتماعی و در نتیجه هلاکت میشود.
تقویت و شکوفایی یک جامعه و یا ذلت، خواری و هلاکت آنان، به دست خودشان میباشد.
جوامع اسلامی باید از گذشتگان عبرت بگیرند. این سنت الهی است که اختلاف، نتیجهاش هلاکت و بدبختی است و اگر کسی دچار آن گردد، ناگزیر باید انتظار نتیجه را نیز بکشد.
هلاکتی که در اینجا پیشبینی شده ممکن است، دنیوی باشد و ذلت و خواری اجتماعی را در پی داشته باشد، ممکن است هلاکت اخروی باشد و رنج و عذاب آخرتی را نیز به دنبال آورد.
یکی از نتایج زیانبار اختلاف و تفرقه، عذاب دردناک الهی است.
حدیث چهلم
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«ألجَمَاعَةُ رحمَةٌ والفُرقَةُ عذَابٌ؛(1)جماعت (وحدت)، مایه رحمت و تفرقه، موجب عذاب است.»
نکتهها
تفرقه موجب عذاب و بدبختی است.
این عذاب میتواند عذاب دردناک الهی در آخرت باشد و میتواند عذاب و رنج دنیوی باشد که در معیشت و امور دیگر دنیوی به سختی و مشقت گرفتار سازد.
1) (1) نهج الفصاحه، حدیث 1323.
اسحاق ذاکری
وحدت و انسجام امت اسلامی ضرورتی است انکارناپذیر که دارای ریشه قرآنی و مورد تأکید سنت اسلامی میباشد. توجه به اوضاع و احوال کنونی جهان اسلام، این ضرورت را به یقین دو چندان نموده و وظیفه نخبگان علمی و سیاسی جوامع اسلامی است که در راه تحقق اخوت و سازگاری میان امت اسلامی گامهای عملی و اساسی بردارند. بر همین اساس رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان ناخدای کشتی پرتلاطم امت اسلام در عصر حاضر، در پیامی عمومی، همه جوامع اسلامی را به اتحاد و انسجام اسلامی دعوت کردند و این دعوت خیرخواهانه ایشان به صورت عموم و خصوصاً در میان نخبگان علمی کشورهای اسلامی این زمینه را به وجود آورد که یکبار دیگر سنت اسلامی براساس ریشههای قرآنی و دستورهای نبی مکرم اسلامی و ائمه معصومین علیهم السلام و با رویکرد اتحاد و برادری میان مسلمانان، بازخوانی
شود. ازاینرو بعد از تبیین اهمیت اتحاد و انسجام اسلامی در آیات قرآن کریم و سیره عملی پیامبرگرامی اسلام، به سیره گفتاری پیامبربزرگ اسلام صلی الله علیه و آله و اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام توجه شده و در این موضوع، احادیثی که بیانگر اهمیت و ضرورت اخوت و اصلاح میان مسلمانان است بازگو خواهد شد.
قرآن کریم، در آیات متعدد امت اسلامی را به انسجام و سازگاری فرا خوانده است و از نفاق و اختلاف میان مسلمانان برحذر داشته است مانند:(وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها)1 در آیهای دیگر نیز فرمودهاند:(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ) .(1)
همچنین خداوند متعال در آیات دیگر، مسلمانان را از تفرقه و اختلاف و نفاق میانشان برحذر داشته و برای جمعیتی که دنبال نفاق و اختلاف باشند، عذاب عظیم وعده داده است:(وَ لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ) .(2)
سیره عملی وگفتاری پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله نیز گویای اهمیت انسجام و اتحاد مسلمانان در نزد آن حضرت است، بهگونهای که حضرت در همان ابتدای تشکیل حکومت اسلامی در مدینه، به ساختن مسجد به عنوان محل اجتماع مسلمانان اقدام میکنند و در یکی دیگر از اقدامهای مهمشان در راه تحقق اتحاد و انسجام میان مسلمانان، برنامه
عقد اخوت میان انصار و مهاجر را به اجرا گذاشتهاند
«اخی النبی بین اصحابه من المهاجرین والانصار اخوین اخوین.»(1)
با یک نگاه کلی و بررسی مختصر منابع روایی معتبر در نزد مذاهب اسلامی، میتوان ادعا کرد احادیثی که مسلمانان را به الفت و اخوت و همبستگی و همیاری دعوت میکند و یا بیانکننده حقوق برادران دینی بر یکدیگر در زندگی اجتماعی است و یا به صورت کلی مسلمانان را به اتحاد و انسجام در مسائل سیاسی و دیگر عرصهها دعوت میکند، در حد تواتر بوده و جای هیچگونه شک و شبههای باقی نمیگذارد. از آنجا که در این گفتار مجال بررسی تفصیلی این موضوع نیست، به اختصار به چهل حدیث از پیامبراسلام صلی الله علیه و آله، و اهلبیت گرامی آن حضرت که در زیر مجموعههای زیر دستهبندی میشود، اشاره خواهد شد.
حدیث اول
یکی از احادیثی که از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و از طریق منابع روایی معتبره فریقین روایت شده است و بر اهمیت و ضرورت انسجام و یکپارچگی امت اسلامی دلالت میکند، این حدیث شریف است:
«إن المسلمین امة واحدة من دون الناس»(2). پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در این حدیث شریف از مسلمانان، بدون در نظر گرفتن پیروان دیگر ادیان الهی
به عنوان یک «امت» یاد کرده است. این مطلب بیانکننده این نکته است که مسلمانان براساس اعتقاد توحیدی و دیگر اصول مشترکی که دارند باید اتحاد و انسجام کافی را که لازمه «امت واحده» است، داشته باشند، چنانکه در آیاتی از قرآن کریم نیز از مسلمانان به عنوان «امت» یاد شده است (وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النّاسِ)1 و در آیه دیگر خداوند متعال بر «توحید کلمه» و «کلمه توحید» تأکید کرده است:(إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ)2 یعنی تمام مسلمانان براساس اعتقاد توحیدی که دارند که باید خدای واحد را پرستش کنند و خودشان نیز باید متحد و منسجم باشند تا امت واحدهای را تشکیل بدهند.
حدیث دوم
حدیث دیگری که نه تنها مسلمانان را به اتحاد و انسجام و عدم اختلاف و افتراق دعوت میکند، بلکه راه و شیوه رسیدن به سعادت ابدی آنها را نیز تبیین میکند، حدیث «ثقلین» است در این حدیث شریف، پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله نه تنها اتحاد و انسجام امت اسلامی را به اطاعت و پیروی از دستورهای «قرآن کریم» و «اهلبیت عصمت و طهارت» پیوند زده است بلکه سعادت و رستگاری ابدی مسلمانان را نیز در گرو متابعت از «قرآنکریم» و «اهلبیت» دانستهاند:
«انی ترکت فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا بعدی، کتاب الله حبل ممدود من السماء إلی الارض وعترتی اهل بیتی ولن یفترقا حتی یردا علی الحوض فانظرو کیف تخلفونی فیهما؛(1)من در میان شما چیزی به ودیعه گذاشتم
1) (3) به نقل از المراجعات، ص 66: این روایت را ترمذی از زید بن ارقم نقل کردهاند و این همان حدیث 874 از کتاب کنزالعمال، ص 44، جزء اول است.
که اگر بدان اخذ کنید پس از من هرگز گمراه نخواهید شد قرآن، کتاب خدا را که هم چون ریسمان از آسمان تا زمین امتداد یافته است، و عترتم (اهل بیتم) این دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا کنار حوض کوثر به من ملحق شوند، پس بنگرید چگونه به جای من با آنها رفتار میکنید.»
این حدیث شریف به عبارات مختلف و از طریق منابع مختلف روایی نقل شده است در عبارت دیگری به نقل از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله چنین آمده است: «من به زودی از جانب خداوند دعوت میشوم و اجابت خواهم کرد و من در بین شما دو ثقل (دو شیء گرانبها) میگذارم؛ کتاب خدا و عترتم، کتاب خدا ریسمانی است ممتد که از آسمان تا زمین امتداد یافته و عترتم اهلبیت من هستند و خداوند لطیف و خبیر به من خبر داده که آنها از هم جدا نخواهند شد تا هنگامی که در کنار حوض کوثر به من رسند و بنگرید چگونه پس از من با آنها رفتار میکنید.»(1)
از امتیازات حدیث ثقلین نقل متواتر این حدیث در منابع معتبره فریقین است. چنانکه علامه شرفالدین در این موضوع فرمودهاند: «سنت صحیح که حکم به وجوب تمسک به ثقلین میکند متواتر است و بهطور متضافر از بیست و چند نفر از اصحاب پیامبراسلام صلی الله علیه و آله رسیده است.»(2)و یا در مورد دیگر فرمودهاند: «به این مطلب گروهی از دانشمندان بزرگ اهل تسنن اعتراف کردهاند. حتی ابنحجر پس از نقل حدیث ثقلین میگوید: «آگاه باش که حدیث لزوم تمسک به قرآن و
عترت طرق فراوانی دارد و از بیست و چند نفر از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است.»(1)سپس ابنحجر اضافه کرده است که: «طرق مبسوطی از این حدیث در شبهه یازدهم گذشت، در بعضی از آن طرق آمده است، که پیامبر صلی الله علیه و آله آن را در «حجةالوداع» در «عرفه» فرمودهاند، در بعضی دیگر آمده که در مدینه هنگام بیماری در آن موقع که اتاقش مملو از اصحاب بود و در طریق دیگر رسیده است که در غدیرخم و در مورد دیگر است که پس از بازگشت از طائف همانطور که گذشت، فرموده است.»(2)
ابنحجر کلامش را چنین ادامه داده است: «اینها منافاتی باهم ندارد، زیرا مانعی ندارد که آن حضرت در تمام این موارد و موارد دیگر نیز این حقیقت را تکرار کرده باشد و این به دلیل اهمیتی است که در قرآن و عترت پاک او وجود دارد.»(3)
بنابراین حدیث «ثقلین» از نظر سندی، متواتر و در منابع معتبره فریقین نقل شده است. از نظر دلالتی هم حدیث شریف، با صراحت و به روشنی، تمام مسلمانان را به پیروی مطلق از کتاب خدا «قرآن کریم» و «اهلبیت» دعوت کرده است و اتحاد و انسجام امت اسلامی را در پیروی از آنها دانستهاند. نکته مهم دیگر که در بعضی از احادیث بر آن تأکید شده است، عدم تفکیک میان «قرآن کریم» و «اهلبیت» است؛ بدینمعنا که تمسک و پیروی از «ثقلین» مانع از گمراهی و ضلالت است و فرد مسلمان به هر دو اینها باید متمسک شود، چنانکه در فرازی از حدیث ثقلین طبق نقل طبرانی بر آن تأکید شده است:
«فلا تقدموهما ولاتقصرو
عنهما فتهلکو ولاتعلموهم فانهم اعلم منکم؛ از آنها پیش نیافتید که هلاک میشوید و در مورد آنان کوتاه نیایید (از آنها عقب نمانید) که هلاک میشوید، به آنها چیزی نیاموزید که از شما داناترند.»(1)
حدیث سوم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«فانتم (اهل البیت) اهل الله عزوجل الذین بهم تمت النعمه واجتمعت الفرقة وأتلفت الکلمه.»(2)
پیامبراسلام صلی الله علیه و آله در این حدیث شریف نیز جایگاه «اهلبیت» خویش را بهخوبی تبیین کرده و در عظمت آنان فرمودهاند: «شما اهلبیت، اهلالله هستید که به برکت شما، نعمت کامل گشته و پراکندگی برطرف شده و اتحاد کلمه پدید آمده است.»
به یقین، اهلبیت پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله، از جایگاهی عظیم در میان اسلام دارند و مسلمانان از تمام فرق و مذاهب اسلامی، احترام و محبت خاصی برای اهلبیت پیامبر صلی الله علیه و آله قائلاند. ازاینرو، تمسک به «اهلبیت» و پیروی از آنها، نقش مهمی در اتحاد و انسجام اسلامی دارد و علما و دانشمندان مسلمان که انگیزه تقریبی و اصلاحی داشتهاند همواره بر محبت و پیروی از دستورات اهلبیت پیامبراسلام به عنوان یکی از راههای تقریب مذاهب اسلامی تأکید کردهاند.
حدیث چهارم
امام علی علیه السلام میفرماید:
«ایاکم والفرقه فان الشاذ من الناس لشیطان کما ان الشاذ من الغنم للذئب؛(3)از تفرقه و اختلاف بپرهیزید، چرا که
هرکس از اجتماع دور بیافتد طعمه شیطان میشود و مثل گوسفند دور افتاده، طعمه گرگ است.»
امام علی علیه السلام در این حدیث شریف، با تمثیلی که آوردهاند به روشنی جایگاه اتحاد و عدم تفرقه میان مسلمانان را تبیین کرده و بیان داشتهاند که شیطان از نفاق و اختلاف میان مسلمانان بیشترین استفاده را میبرد.
عملکرد و گفتار امام علی علیه السلام در تاریخ سرنوشتساز صدر اسلام، در موضوع اتحاد و انسجام میان امت اسلامی بهگونهای بوده است که از آن حضرت به عنوان اولین منادی وحدت امت اسلامی نام برده شده است و سیره عملی و گفتاری آن حضرت نیز مبتنی بر صیانت از اتحاد امت اسلامی بوده است: چنانکه حضرت در نامهای خطاب به ابوموسی اشعری میگوید:
«ولیس رجل - فاعلم - احرص علی جماعة امة محمد والفتها منی، إبتغی بذالک حس الثواب وکرمالماب؛(1)بدان هیچکس به اندازه علی حریص به وحدت و اتحاد امت اسلامی نیست و همچنین انسش نسبت به آن از من بیشتر نیست و من در این کار پاداش نیک و سرانجام شایسته از خدا میطلبم.»
در مورد دیگری، ابوسفیان بعد از جریان سقیفه خطاب به حضرت علی علیه السلام میگوید: «آیا شایسته است پایینترین تیرههای قریش در کسب قدرت از تو پیش بیافتند؟ بهخدا قسم اگر بخواهی در حمایت از شما، مدینه را پر از سواران جنگی میکنم، دست خود را دراز کنید تا با شما بیعت نمایم.»
1) (1) نهجالبلاغه، نامۀ 78.
پاسخ امام علی از این پیشنهاد ابوسفیان، بهخوبی روشنگر اهمیت وحدت امت اسلامی در نزد امام است. حضرت در پاسخ به ابوسفیان میگوید: «ای ابوسفیان نه؛ تو همیشه به دنبال ضربه زدن به دین اسلام هستی و من هیچ نیازی به کمک تو که پیوسته با اسلام و مسلمانان خصومت داری ندارم.»(1)
بنابراین از بررسی گفتار و عملکرد حضرت امام علی علیه السلام در طول حیاتشان بعد از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله این نکته به خوبی روشن میشود که معیار اصلی گفتار و حرکتهای آن حضرت در مواجهه با حوادت جامعه اسلامی آن روز، حفظ وحدت امت اسلام و در سایه آن حفظ دین اسلام بوده است و این مسئله، بیانگر اهمیت وحدت و اتحاد در جامعه اسلامی است.
حدیث پنجم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«ما اختلف امة بعد نبیها إلا ظهر أهل باطلها علی أهل حقها؛(2)هیچ امتی پس از پیامبرشان اختلاف نکردند، مگر آنکه گروه باطل بر حقگرایان چیره و مسلط شدند.»
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، در این حدیث شریف - با یادآوری سرنوشت امتهای گذشته که با هم اختلاف کردند و در نتیجه از مسیر حق منحرف شدند و اهل باطل سرنوشت آنها را بهدست گرفت - این نکته را برای امت اسلامی تذکر دادهاند که در صورت پدیدار شدن اختلاف میان آنها، حق و باطل مخدوش شده و اهل باطل حاکمیت پیدا خواهند نمود؛ چیزی که امروزه در اکثر کشورهای اسلامی به تجربه عملی ثابت شده است.
حدیث ششم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«لا تختلفوا فان منکان قبلکم، اختلفوا فهلکوا؛(1)اختلاف نکنید، آنانکه قبل از شما بودند، اختلاف کردند و هلاک شدند.»
در این حدیث شریف، پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله، با بیان تاریخ امتهای گذشته، سرنوشت کسانی را که با هم اختلاف داشته باشند، همانا هلاکت و فلاکت میدانند و مسلمانان را از آن پرهیز میدهند.
حدیث هفتم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«خیر المؤمنین من کان مألفه للمؤمنین ولا خیر فیمن لا یألف ولا یؤلف؛(2)
بهترین اهل ایمان کسی است که محور الفت و وحدت مؤمنان باشد. کسی که انس نگیرد و با دیگران مأنوس نشود، خیری در او نیست.» پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در این حدیث شریف، بر نکتهای تأثیرگذار در زندگی اجتماعی مسلمانان اشاره کرده است و آن عبارت است از انس و الفتی که باید در میان مسلمانان و در زندگی اجتماعی آنها حاکم باشند.
حدیث هشتم
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«ان المسلمین ید واحدة علی من سواهم، وانه لایخرج من جماعة المسلمین الا مفارق معاند لهم، مظاهر علیهم...؛(3)مسلمانان در مقابل دیگران باید متحد و یکدست باشند و هرآینه کسی از جماعت مسلمین فاصله نمیگیرد مگر اینکه جدا شده از آنها و
دشمن آنان باشند.» در این حدیث شریف، کسانی که از امت اسلامی فاصله گیرند و باعث تفرقه میان آنان شوند، جدا شده از مسلمانان و در زمره دشمنان آنها محسوب میشوند.
حدیث نهم
امام باقر علیه السلام میفرماید:
«المؤمنون فی تبارهم وتراحمهم وتعاطفهم کمثل الجسد اذا استکی تداعی له سائره باالسهروالحمی؛ مؤمنان در نیکی و شفقت و مهربانی نسبت به یکدیگر مانند یک پیکرند، که اگر به عضوی از آن آسیبی برسد، تمام اعضا در تب و بیخوابی گرفتار آیند.»
احادیثی که بدین مضمون از پیامبر اسلام و دیگر پیشوایان دینی وارد شده است - که مسلمانان را مانند پیکر واحد میدانند و باید در سختیها و درد و رنج دیگر اعضا، شریک هم باشند - در متون دینی به حد تواتر است و این خود نشان از اهمیت انسجام و همدردی میان مسلمانان است.
حدیث دهم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«ایها الناس، علیکم بالجماعه وایاکم والفرقه؛(1)ای مردم! بر شما باد که همراه هم و اجتماع باشید و از تفرقه میان خودتان اجتناب کنید.»
حدیث یازدهم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«من فارق المسلمین قید شبر فقد خلع ربقة الاسلام من عنقه؛(2)هر کسی به اندازه یک وجب، از مسلمین دوری اختیار کند، قید اسلام از گردن او برداشته شده است.»
حدیث دوازدهم
در حدیث دیگر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله چنین فرمودهاند:
«المسلم اخو المسلم لایظلمه ولایسلمه، ومن کان فی حاجة اخیه کان الله فی حاجته ومن فرج عن مسلم کربة فرج الله عنه کربة من کربات یوم القیامه ومن ستر مؤمنا ستره الله یوم القیامه؛(1)مسلمان برادر دینی مسلمان دیگر است، به او ظلم نمیکند و او را تسلیم نمیکند. هرکس دنبال برآوردن حاجت برادر دینی خود باشد، خداوند حاجت او را برآورده کند و هرکسی گرفتاری مسلمانی را حل کند و نسبت به خطای برادر مسلمان خود چشمپوشی داشته باشد، خداوند، گرفتاریای از گرفتاریهای روز قیامت او را حل کرده و نسبت به خطاهای او، چشمپوشی خواهد داشت.»
در این دسته از احادیث، حقوق برادران دینی و همکاری آنها برای حل مشکل همدیگر بهخوبی تبیین شده است و ثوابی بس عظیم برای آن که همانا برآورده شدن حاجت او در نزد خداوند است - منظور شده است.
حدیث سیزدهم
ابن عمر از پیامبراسلام صلی الله علیه و آله روایت کرده است:
«من اکرم اخاه فانما یکرم ربه؛(2)هرکس برادر دینی خود را اکرام و تعظیم کند، هرآئینه پروردگارش را تکریم کرده است.»
حدیث چهاردهم
امام علی علیه السلام میفرماید:
«اجعل نفسک میزانا بینک وبین غیرک، واحب له ما تحب لنفسک، واکره له ما تکره لها، واحسن کما تحب ان یحسن الیک
ولا تظلم کما تحب ان لاتظلم؛(1)همواره نفس خود را معیار و میزان میان خود و غیر خود قرار بده و آنچه را برای او بخواه که برای خود میخواهی و آنچه را برای خود نمیپسندی، برای او نیز نپسند و نیکویی پیشه کن نسبت به او همچنانکه دوست داری که به تو نیکویی شود و ظلم روا مدار چنانکه دوست داری به تو ظلم نشود.»
حدیث پانزدهم
بخاری در صحیح خود چنین روایت کرده است: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«اذاالتقی المسلمان بسیفهما فالقاتل والمقتول فی النار، فقلت یا رسول الله هذا القاتل فمابال المقتول، قال: إنه کان حریصا علی قتل صاحبه؛(2)وقتی دو مسلمان باهم به جنگ و کشتار روی میآروند، قاتل و مقتول هر دو جایگاهشان در جهنم خواهند بود، وقتی از حضرت سؤال میشود، مقتول چرا باید در جهنم باشد، حضرت در جواب فرمودند: به علت آنکه او نیز قصد قتل طرفش را داشته است.»
حدیث شانزدهم
بخاری در صحیح خود روایت کرده است: «قال عبدالله بن عمر: ان رجلا سأل رسول الله صلی الله علیه و آله: أیّ الإسلام خیر؟ قال: تطعم الطعام وتقرأ السلام علی من عرفت ومن لم تعرف؛(3)پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله در پاسخ به سؤالی که بهترین اسلام و مسلمانی را سؤال میکند، فرمودهاند: بهترین مسلمان کسی است که اطعام کند و سلام نماید چه به کسی که میشناسد و چه به کسی که نمیشناسد.»
حدیث هفدهم
بخاری در صحیح خود روایت کرده است:
«قالوا یا رسول الله أی الإسلام افضل؟ قال: من سلم المسلمون من لسانه ویده؛(1)رسولخدا صلی الله علیه و آله در جواب اصحاب خود فرمود: بهترین اسلام و مسلمانی این است که دیگر مسلمانان از زبان و دست او در امان باشند.»
در این حدیث شریف، پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله به نکته بسیار مهمی اشاره دارند و آن عبارت است از اینکه مسلمانان باید هیچگونه آزار ناروا به دیگران نرسانند و مسلمان واقعی کسی است که مردم از آزار و اذیت زبانی و عملی او در امان باشند.
حدیث هجدهم
بخاری در کتاب صحیح خود از انس روایت کرده است: پیامبراکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«لایؤمن احدکم حتی یحب لاخیه ما یحب لنفسه؛(2)هیچیک از شما ایمان نیاورده است مگر اینکه آنچه را برای خود میخواهد، برای برادر دینی خود نیز بخواهد.»
حدیث نوزدهم
امام علی علیه السلام میفرماید:
«المسلم من سلم المسلمون من لسانه ویده إلا با الحق ولا یحل أذی المسلم إلاّ بما یجب؛(3)مسلمان کسی است که مردم از زبان و دست او در امان باشند مگر به اندازه حق او، و برای هیچ مسلمانی اذیت و آزار مسلمان دیگر روا نیست مگر به مقداری که برای او واجب شده و اجازه داده شده است.»
حدیث بیستم
امام صادق علیه السلام میفرماید:
«المسلم اخوالمسلم، هوعینه ومرآته ودلیله، لایخونه ولا یخدعه، ولا یظلمه ولایکذبه ولا یغتابه؛(1)مسلمان برادر مسلمان است، چشم و آئینه و راهنمای اوست، به او خیانت و نیرنگ نمیکند، به او ظلم نمیکند و به او دروغ نمیگوید و غیبت او را نمیکند.»
حدیث بیست و یکم
در حدیث نبوی دیگر چنین آمده است:
«لاتدخلون الجنة حتی تؤمنوا ولا تؤمنون حتی تحابوا، اولا ادلکم علی شیء اذا فعلتموه تحاببتم افشو السلام بینکم.»(2)
در این حدیث شریف پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله مسلمانان را مورد خطاب قرار داده فرمودهاند: «به بهشت راه پیدا نمیکنید مگر اینکه ایمان پیدا کنید و در جرگه مؤمنان داخل نمیشوید مگر اینکه همدیگر را دوست داشته باشید، آیا نمیخواهید شما را به چیزی رهنمون کنم که اگر آن را انجام دهید، همدیگر را دوست خواهید داشت و آن چیز اشاعۀ سلام میان شماست.»
حدیث بیست و دوم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«ایاکم والظن فان الظن اکذب الحدیث، ولاتحسسوا ولا تجسسوا ولا تنافسوا ولاتحاسدوا ولا تدابروا ولا تباغضوا وکونوا عبادالله اخوانا ولا یحل لمسلم ان یهجر اخاه فوق ثلاثة ایام؛(3)از
گمان بد پرهیز کنید، زیرا گمان بد، کاذبترین سخن است: تجسس و تفحص نسبت بهکارهای همدیگر نداشته باشید، همچنین حسد و بغض نسبت به یکدیگر نداشته باشید و به یکدیگر پشت نکنید و برادران دینی هم باشید و برای هیچ مسلمانی روا نیست که از برادر دینی خود بیش از سه روز، دوری گزیند.»
حدیث بیست و سوم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«ان من أحبکم إلی واقر بکم منی مجلسا یوم القیامه احاسنکم اخلاقا وان ابغضکم إلی وابعد کم منی مجلسا یوم القیامه الثرثارون والمتشدقون؛(1)با محبتترین شما نسبت به من و نزدیکترین شما از حیث جایگاه در روز قیامت نسبت به من، خوش اخلاقترین شماست و کسی که زیاد سخن گوید و نسبت به مردم زباندرازی کند، مبغوض من و دورترین افراد نسبت به من در روز قیامت خواهد بود.»
حدیث بیست و چهارم
زبیر بن عوام از رسولخدا صلی الله علیه و آله روایت کرده است: رسول اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«لاتدخلوا الجنة حتی تؤمنوا ولا تؤمنوا حتی تحابوا؛(2)به بهشت راه پیدا نمیکنید، مگر اینکه ایمان بیاورید و در زمرۀ مؤمنین داخل نمیشوید مگر اینکه محبت و دوستی در راه خدا داشته باشید.»
حدیث بیست و پنجم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«ود المؤمن للمؤمن فی الله من اعظم شعب الایمان، الا ومن احب فی الله وابغض فی الله واعطی فی الله ومنع فی الله فهو
من اصفیاء الله؛(1)دوست داشتن مؤمن از بزرگترین شعبههای ایمان است: هرآینه کسی که دوستی کند در راه خدا و دشمنی کند در راه خدا و عطا کند در راه خدا و دریغ کردن او در راه خدا باشد، چنین شخصی از برگزیدههای خداوند است.»
حدیث بیست و ششم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«ان الله تعالی یقول یوم القیامة: این المتحابون بجلالی الیوم اظلهم فی ظلی؛(2)خداوند متعال در روز قیامت خطاب میکند: کجایند متحابون (کسانی که دیگران را برای خدا دوست داشتند و دیگران نیز آنها را دوست داشتند) قسم به جلالم، آنها در روزی که هیچ پناهگاهی برای کسی نیست، در پناه و سایه من خواهند بود.»
حدیث بیست و هفتم
رسولخدا صلی الله علیه و آله فرموده:
«أحب المؤمنین إلی الله من نصب نفسه فی طاعة الله ونصح لامة نبیه و...؛(3)محبوبترین مؤمن در نزد خداوند، کسانی هستند که خودشان را در راه اطاعت خدا و نصحیت و خیرخواهی امت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نصب کردهاند و گام برداشتهاند.....»
حدیث بیست و هشتم
رسولخدا صلی الله علیه و آله فرموده:
«من أصبح ولایهتم بأمور المسلمین فلیس منهم، من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم؛(4)هرکس
صبح کند، درحالیکه به کارهای مسلمانان اهمیتی نمیدهد و به فکر مسلمین نیست، او از آنان نیست. و هرکس بشنود که کسی مسلمانی را به کمک فرا میخواند ولی پاسخش را نمیدهد، مسلمان نیست.»
در این حدیث شریف پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله، به نکته مهم و تأثیرگذار در زندگی اجتماعی مسلمانان اشاره دارند که عبارت است از اهمیت دادن به امور و احوال مسلمین و دوری از حالت بیتفاوتی نسبت به سرنوشت برادران دینی.
حدیث بیست و نهم
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده:
«یا ابا ایوب، الاادلک علی صدقة یحبها الله ورسوله؟ قلت: بلی یا رسول الله، قال: تصلح بین الناس اذا تفاسدوا؛(1)ای ابا ایوب! آیا نمیخواهید شما را به صدقهای رهنمون کنم که مورد رضایت خدا و رسولخداست؟ گفتم: چرا؟ گفت: بعد از آنکه رابطه میان مردم به افساد و اختلاف گرایید، به اصلاح و صلح میان آنها بکوشید.»
حدیث سیام
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«الدین نصیحة، قلنا: لمن؟ قال: لله ولکتابه ولرسوله ولائمة المسلمین ولعامتهم، والّذی نفسی بیده لا یؤمن عبد حتی یحب لأخیه ما یحب لنفسه؛(2)کمال دین در نصیحت و خیرخواهی است. وقتی از حضرت سؤال میشود، نصحیت برای چه کسی؟ در جواب گفتهاند: نصیحت برای خدا و نسبت به دین خدا و نسبت به کتاب خدا و نسبت به رسولخدا و نسبت به حاکمان جامعه اسلامی و نسبت به عامه مردم و قسم به کسی که جان من در دست اوست، کسی صاحب ایمان نیست مگر اینکه دوست
داشته باشد نسبت به برادر دینی خود، آنچه را که برای خود دوست دارد.»
حدیث سی و یکم
جریربنعبدالله میگوید:
«بایعت رسول الله صلی الله علیه و آله علی اقام الصلاه وایتاء الزکاه والنصح لکل مسلم؛(1)من با رسولخدا صلی الله علیه و آله بیعت کردم تا اقامه نماز کرده و زکات مال خود را بدهم و نصیحت و خیرخواهی نسبت به هر مسلمانی داشته باشم.»
حدیث سی و دوم
معاویه بن وهب از امامصادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
«یجب للمؤمن علی المؤمن النصیحة له فی المشهد والمغیب؛(2)حق واجب مؤمن بر مؤمن، نصیحت و خیرخواهی نسبت به اوست، چه در حضور و چه در غیبت او.»
حدیث سی و سوم
انس بن مالک میگوید:
«قال رسول الله صلی الله علیه و آله: من صلی صلاتنا واستقبل قبلتنا واکل ذبیحتنا، فذالک المسلم؛(3)رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود: هرکسی نماز را طبق دستور ما اقامه کند و به سوی قبله ما بایستد و از ذبیحه ما بخورد، او مسلمان خواهد بود.»
حدیث سی و چهارم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«من شهد أن لا اله الا الله واستقبل قبلتنا وصلی صلاتنا واکل ذبیحتنا فذالک المسلم، له ما للمسلم وعلیه ما علی
المسلم؛(1)هرکس به وحدانیت خدا شهادت دهد، و به سوی قبله ما رو کند و صلاه را اقامه کند و از ذبیحه ما اکل کند، او در زمره مسلمانان است، برای اوست تمام حقوق فرد مسلمان و بر اوست تمام تکالیفی که هر مسلمان دارد.»
حدیث سی و پنجم
بخاری در کتاب صحیح خود از ابنعباس نقل میکند که: رسولخدا صلی الله علیه و آله در هنگام فرستادن «معاذ بن جبل» به مأموریت یمن به او چنین گفت:
«إنّک ستأتی قوماً أهل کتاب، فذا جئتهم فأدعهم إلی أن یشهدو أن لا إله إلاّ الله وأن محمّداً رسول الله، فإن أطاعوا بذالک أخبرهم إن الله قد فرض علیهم خمس صلوات فی یوم ولیله، فإن هم أطاعو لک بذالک، أخبرهم ان الله قدقرض علهم صدقه تؤخذ من اغنیائهم فترد علی فقرائهم، فإن هم أطاعو لک بذالک، فإیّاک وکرائم أموالهم - الحدیث؛(2)شما با قومی از اهل کتاب مواجه میشوید، هنگامی که با آنها رسیدید آنها را به شهادت به وحدانیت خدا و رسالت محمد صلی الله علیه و آله دعوت نمایید، اگر دعوت شما را پذیرفتند و امر شما را اطاعت کردند بر آنها خبر بدهید که خداوند بر اغنیای آنها صدقهای را واجب نموده است که باید به فقیران و تهیدستان خود بدهند و اگر آنها در این امر از شما اطاعت کردند، برحذر باشید از آسیب رساندن به مال آنها.»
پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله در این حدیث شریف، به صراحت تأکید دارد که هر قومی که شهادتین بگوید، مال آنها - چه رسد به عرض و نفسشان - محترم است و باید از تعرض مصون باشند.
حدیث سی و ششم
بخاری به نقل از انس بن مالک نقل میکند: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«امرت ان اقاتل الناس حتی یقولوا لا إله إلاّ الله، فاذا قالوها وصلوا صلاتنا واستقبلوا قبلنتنا وذبحوا ذبیحتنا حرمت علینا دماؤهم واموالهم؛(1)من مأمورم با مردم به جهاد بپردازم تا شهادت به وحدانیت خداوند دهند، و هنگامی که شهادت دادند و نماز بهپاداشتند و به سوی قبله ما روی آوردند و از ذبیحه ما استفاده کردند، مال و جان آنها حرمت پیدا میکند.»
حدیث سی و هفتم
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
«من قال: لا إله إلاّ الله، وکفر بما یعبدون من دون الله، حرمه ماله ودمه وحسابه علی الله؛(2)هرکسی لا اله الاالله بگوید و از پرستش غیر خدا اجتناب کند، مال و جان او در امان است و حساب او با خدا خواهد بود.»
حدیث سی هشتم
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
«من دعا رجلا بالکفر وقال له: عدوالله ولیس کذالک، الا حار علیه؛(3)کسی که دیگری را با نام کافر بخواند و به او بگوید دشمن خدا، حال آنکه آن شخص چنین نباشد، آثار آن به خود گوینده برمیگردد.»
حدیث سی و نهم
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
«ایهاالناس ان ربکم واحد وإن أباکم واحد کلکم لآدم وآدم من تراب «إنّ أکرمکم عندالله اتقیکم» ولیس لعربی علی
عجمی فضل إلاّ بالتقوا؛(1)ای مردم! پروردگارتان یکی است، پدرتان هم یکی است. همۀ شما از آدم هستید و آدم از خاک است (گرامیترین شما نزد خداوند، با تقواترین شماست) عرب را بر عجم برتری نیست، مگر به تقوای الهی.»
حدیث چهلم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
«المسلم علی المسلم حرام دمه وعرضه وماله، المسلم اخو المسلم لا یظلمه ولا یخذله التقوا ههنا - اشار بیده إلی القلب - وبحسب امری من الشر ان یحقر اخاه المسلم؛(2)حق مسلمان بر مسلمان این است که حرام است بر او، نفس و ناموس و مال برادر مسلمان. مسلمان برادر مسلمان است، به او ظلم نمیکند و او را مخذول نمیکند. پیامبر صلی الله علیه و آله - درحالیکه به قلب مبارکش اشاره میکرد - فرمود: تقوای الهی در نزد من است، و به حسب دستور من، تحقیر برادر مسلمان، شر و ظلم است.»
کتابنامه
قرآن کریم.
نهجالبلاغة.
آمدی، غررالحکم و دررالکلم، مؤسسه اعلمی، بیروت 1407 ق.
ابن حجر، الصواعق المحرقة، نوبت چاپ دوم، دارمکتبة القاهره، مصر 1965 م.
ابن شعبه حرانی، تحف العقول، کتاب فروشی اسلامیه، تهران 1384 ق.
ابن هشام، سیره، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت.
ثقة الاسلام کلینی، اصول کافی، ترجمه محمد باقر کوه کمرهای، دوم، اسوه، 1372 ش.
حرانی، تحف العقول، منشورات دارالکتب العلمیه، قم.
ری شهری، میزان الحکمه، منشورات دارالحدیث، قم.
سنن ابی داود، دار الفکر، بیروت.
سنن ترمذی، دارالکتب العلمیه، بیروت.
سنن نسائی، دار الکتب العلمیه، بیروت.
شرف الدین موسوی، سید عبد الحسین، المراجعات، تحقیق: شیخ حسین الراضی، مجمع جهانی اهلبیت، قم 1422 ق.
صالح بن عبدالله وعبد الرحمن بن محمد، نظرة النعیم فی مکارم الاخلاق الرسول الکریم، منشورات دارالوسیله، جده.
صحیح البخاری، تحقیق: شیخ قاسم الشماعی الرفاعیی، نوبت چاپ: اول، دارالقلم، بیروت 1987 م.
صحیح مسلم، بشرح النووی، نوبت چاپ: سوم، مؤسسه تاریخ العربی ودار الاحیاء التراث العربی، بیروت 1987 م.
طباطبایی بروجردی، سید حسین، جامع الاحادیث الشیعه، منشورات مهر، قم 1367 ش.
طبرانی، المعجم الکبیر، منشورات مکتبه ابن تیمیه، قاهره.
علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، نوبت چاپ: دوم، دار الاحیاء التراث العربی، بیروت 1983 م.
متقی هندی، کنز العمال، مؤسسه الرساله، بیروت 1989 م.
مسند الامام احمد حنبل، تحقیق: شیخ شعیب الرنووط، مؤسسه الرساله، اول، بیروت 1999 م.
مقریزی، تقیالدین، النزاع والتخاصم فیما بین بنی امیة و بنی هاشم، ترجمه: میرسید جعفر غضبان، انتشارات مرتضوی.
میبدی، کشف الأسرار وعدة الأبرار، امیرکبیر، تهران 1364.
ناصف، شیخ منصور، التاج الجامع، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت 1986 م.
محمد اسحاق ذاکری
آقای الریال کشمیری
رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیةالله خامنهای (دام ظله العالی):
«ما اگر بخواهیم اتحاد ملی و انسجام اسلامی تحقق پیدا کند، بر اصولی که بین ما مشترک است، تکیه کنیم نباید خود را سرگرم فروعی بکنیم که مورد اختلاف است.»
اتحاد و یکپارچگی مسلمانان و ضرورت توحید کلمه از تعالیم و آموزههای اساسی دین مبین اسلام و سیره و سنت نبوی است. نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله در تحقق سنت الهی
«إنما المؤمنون اخوة» بنیان امت اسلام را بر پایه وحدت و اخوت دینی قرار داد. ایشان با اجرای مؤاخات و پیمان برادری، بنیانهای وحدت، الفت و همبستگی را در بین مسلمانان تحکیم بخشید. با پیدایش اختلاف بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و ظهور فِرَق و مذاهب گوناگون در بین مسلمانان ضرورت توجه به وحدت و اتحاد اسلامی، دو چندان گردید.
ائمهاطهار علیهم السلام و یاران نزدیکشان، وحدت امت و مبارزه با ریشههای تفرقه را، یک استراتژی در حوزه اندیشه و سیره عملی خویش قرار داده و در جهت تحکیم آن تلاشهای فراوانی انجام دادند.
اندیشه «وحدت امت اسلامی» یکی از دغدغههای جدّی عالمان بزرگ در طول تاریخ اسلام بوده است. ظهور سید جمالالدین اسدآبادی فصل جدیدی را در تحقق بیداری مسلمانان و اتحاد اسلامی در پیش روی اندیشمندان مسلمان قرار داد.
در بین علمای معاصر حضرت امام رحمه الله تا جایی برای وحدت و اخوت اسلامی اهمیت قائل بود که آن را مقصد بزرگ انبیا علیهم السلام و ادیان الهی بر شمرده است:
«یکی از مقاصد شرایع و انبیا علیهم السلام توحید کلمه و توحید عقیده است و اجتماع در مهام امور و جلوگیری از تعدیات ظالمه ارباب تعدی است. این مقصد بزرگ انجام نگیرد مگر در سایه وحدت نفوس و اتحاد همم و الفت و اخوت و صداقت قلبی و صفای باطنی و ظاهری و افراد جامعه بهطوری شوند که نوع بنیآدم تشکیل یک شخص دهند.... مسلمین مأمورند به دوستی و مواصلت و نیکویی به یکدیگر و مودت و اخوت و معلوم است آنچه موجب ازدیاد این معانی شود، محبوب و مرغوب است و آنچه این عقد مواصلت و اخوت را بگسلد و تفرقه در بین جمعیت اندازد، مبغوض صاحب شرع و مخالف مقاصد بزرگ او است.»(1)
«وحدت مسلمانان» نه تنها از دلمشغولیهای دیرینه حضرت امام رحمه الله است، بلکه یکی از ارکان و بنیانهای فکری و اندیشه سیاسی ایشان بوده است و در بخشی از نظریه «ولایت فقیه» چنین آورده است:
به منظور تحقق وحدت و آزادی ملتهای مسلمان بایستی پس از سرنگونی دولتهای مستبد و دستنشانده استعمارگران غربی، حکومت عادلانه اسلامی را که در خدمت مردم و برای حفظ نظام و وحدت
1) (1) چهل حدیث، ص 309، 310.
مسلمین است به وجود بیاوریم. چنانکه حضرت زهرا علیها السلام میفرماید: امامت برای حفظ نظام و تبدیل افتراق مسلمین به اتحاد است.»(1)
رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در مورد ضرورت اتحاد در بین مسلمین و تکیه بر نقاط مشترک میان مذاهب و فرق اسلامی در جمع عالمان مسلمان از شیعه و سنی میفرماید:
وحدت میان شیعیان و اهل تسنن در شرایط حساس و بحرانی امروز یک الزام محسوب میشود. تز ایجاد اختلاف میان شیعیان و اهل تسنن باید با آنتی تز پیوستگی فرق اسلامی پاسخ داده شود.
... نقاط اشتراک میان اهل تسنن و شیعیان از جمله: شهادت به وحدانیت خداوند و حقانیت پیامبراعظم صلی الله علیه و آله و نیز پیروی از قرآن کریم و داشتن قبله واحد و بسیاری از ارزشهای مشترک میان این دو، به اندازهای وزن و اعتبار دارند که میتوان با استناد به این موارد میان آنها رابطهای برادرانه و مستحکم ایجاد نمود.
امروز زمان تکیه بر نقاط مشترک میان مذاهب و فرق مختلفی اسلامی است. پررنگ ساختن نقاط افتراق میان شیعیان و اهل تسنن در شرایط کنونی، بازتاب غرض ورزی عدهای از مخالفان اسلام است.»(2)
امید است عالمان درد آشنای جهان اسلام بهویژه بزرگان حوزه علمیه قم با ترجمه به حضور مخرب استعمارگران غرب در کشورهای اسلامی، امت مسلمان از شیعه و اهل سنت را به اتحاد و انسجام اسلامی دعوت نموده و زمینه بازگشت به اسلام راستین و
تحقق آرمانهای اسلامی را در عصر و نسل امروز فراهم نمایند.
دراینجا به تعدادی از احادیث اهل سنت و شیعه با ترجمه و شرح مختصر اشاره میکنیم.
حدیث اول
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
«اَیها النَّاسُ علَیکُمْ بالْجَمَاعَةِ واِیاکُمْ والْفُرْقَة؛ ای مردم! بر شما واجب است که متحد و متفق باشید و از اختلاف و افتراق دوری جویید.»
حدیث دوم
مَعَاذ بن جبل:
«اِنَّ نبِی اقَالَ: ان الْشَیطَانَ ذِئبُ الِانْسَاْنِ کذِئبِ الْغَنَمِ، یأخُذُ الْشَّأةَ الْقَاْصِیةَ الْنَّاحِیةُ، فَاِیاکُمْ والْشِعَابِ، علَیکُمْ بالْجَمَاْعَةِ والْعَامَّةِ والْمَسْجِدِ؛ نبی اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: شیطان برای انسان مانند گرگی میباشد برای گله گوسفندها، گرگ هنگامی که یک گوسفند از گله جدا افتاد به او حمله میکند و آن را میخورد. پس از تقسیم شدن به فرقهها و گروهها دوری جویید و بر شما واجب است که متحد و متفق باشید.»
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به امت خود ماهیت شیطان را معرفی میکند. شیطان همیشه آماده حمله به کسی است که از برادران دیگر جدا شده باشد تا او را طعمه خود قرار دهد و از اسلام خارج کند ولی اگر آن شخص با جماعت باشد، شیطان از حمله کردن به او عاجز خواهد ماند.
حدیث سوم
ابْنُ عمَرٍ میگوید:
«قَالَ رسُولُ ا صلی الله علیه و آله فی حدِیثٍ: فَعَلَیکُمْ بسَوَادِ الاَعْظَمِ، فَاِنَّه منْ شذَّ شذَّ فی النَّارِ؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بر شما واجب است که باهم یکدست باشید چون کسی که از جماعت جدا شود در جهنم سقوط خواهد کرد.»
ما از یک پدر و مادر هستیم، چرا در دام شیطان بیفتیم و از جماعت دور بشویم این کار در آخرت ما را تنها خواهد گذاشت و از تنهایی دچار وحشت خواهیم شد و کسی به کمک ما نخواهد رسید.
حدیث چهارم
«جُبَیر بن مطْعَمْ عنْ ابِیه قالَ: قالَ رسُولُاِ صلی الله علیه و آله ثَلاث لا یغُلُّ علَیهنَّ قلْبُ مؤمِنٍ، أِخْلاصُ العَمَلِ ، والنَّصِیحَةُ لوُلاةِ المُسْلِمینَ، ولزُوْمُ جماعَتِهمْ، فَاِنَّ دعْوَتَهمْ تحیطُ منْ ورائِهمْ؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: سه چیز هستند که در مورد آنها دل مؤمن فریب نمیدهد، در عمل اخلاص برای خدا داشتن و برای مسلمین خیرخواه و دردمند بودن و همراه جماعت مسلمین بودن که آن را واجب و فریضه الهی میداند، زیرا که دعوت توحید، مسلمانان از پشت محکم و قوی میکنند.»
برادری و همراه جماعت بودن، مسلمانان را محکم و آنها را در مقابل دشمنان قوی میکند. مؤمن و دل مؤمن همیشه با اخلاص عمل را انجام میدهد و اتحاد را امر خدا میداند و عمل به آن را واجب.
حدیث پنجم
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
«اَیها النَّاسُ علَیکُمْ بالجَماعَةِ واِیاکُمْ والفُرْقَةِ؛ ای مردم! متحد و متفق باشید و یکدست باشید و از اختلاف و افتراق دوری کنید. این وظیفه الهی بر شماست.»
یکدست بودن ما در مقابل دشمن و برای حفظ اسلام و مسلمین، فریضۀ الهی است و اگر به این فریضه عمل نکنیم مثل امتهای قبل نابود خواهیم شد.
حدیث ششم
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
«أَتانی جبْرَئیلُ فَقَالَ: یا محَمَّدُ، الأِسْلامُ عشْرَةُ أَسْهمٍ وخابَ منْ لا سهمَ له أَوَّلُها، شهادَةُ إن لاَّ اله ألاَّ ا، والثَّانی
ألصَّلاةُ وهی الطُّهرَةُ، ألی ان قالَ والتَّاسِعُ ألْجَماعَةُ وهی الألْفَةُ، والعاشِرَةُ الطَّاعَةُ وهی الْعِصْمَةُ؛ جبرئیل پیش من آمد و گفت: ای محمد! اسلام بر ده بخش استوار است و پست آن کسی است که از اینها بخشی (بهرهای) نداشته باشد؛ بخش اول آن شهادت به توحید و بخش دوم آن نمازی که پاکیزگی دارد و تا به اینجا رسید که بخش هشتم آن با جماعت بودن است و جماعت به معنای الفت است؛ و بخش دهم آن اطاعت است که باعث پرهیز انسان است.»
جبرئیل به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیام آورد که اسلام ده طبقه دارد و مهمتر و قویتر از همه آنها با جماعت بودن و الفت است که موجب استواری اسلام میشود و با الفت بخشهای دیگر حفظ خواهند شد و مسلمانان از شر دشمنان مصون خواهند بود.
حدیث هفتم
امام صادق علیه السلام میفرماید:
«قَالَ أبی قالَ رسُولُ ا صلَّی ا علَیه وآلِه وسلَّمَ: أیمَا مسْلِمینَ تهاجَرا فَمَکَثا ثَلاثاً لاَّ یصْطَلِحانِ ألَّا کانا خارِجینَ منَ الأسْلامِ ولمْ یکُنْ بینَهما ولایة فَأیهما سبَقَ ألی کلامِ أخیه کانَ السَّابِقُ ألی الجَنَّةِ یوْمَ الحِسابِ؛ اگر دو مسلمان با هم قهر کنند و سه روز به قهر خود ادامه دهند و آشتی نکنند، هر دو از اسلام بیرون میروند و میان آنان هیچ پیوند دینی نمیماند و هرکس از آنها پیش از دیگری با برادرش حرف بزند در روز حسابرسی زودتر به بهشت میرود.»
شرح: کسی که مسلمان باشد، قهر نمیکند ولی اگر قهر کرد طول نمیدهد، چون از اسلام خارج شد و غذای شیطان خواهد شد. مسلمانها باید قهر را طولانی نکند و الّا دشمن از این کار استفاده خواهد کرد و قدرت شما را از بین خواهد برد. فکر نکنید آنها دلسوز ما هستند.
حدیث هشتم
رسولخدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
«جآئَنِی جبْرائیلُ فَقالَ لی: یا أحْمَدُ! ألاِسْلامُ عشَرَةُ أسْهمٍ، وقدْ خابَ منْ لا سهمَ له فِیها، أوَّلُها شهادَةُ ان لا اله ألَّا ا وهی الکَلِمَةُ، ألثَّانِیةُ ألصَّلاةُ وهی الطُهرَةُ..... الی ان قالَ والتَّاسِعَةُ الجَماعَةُ وهی الألْفَةُ والعاشِرَةُ الطَّاعَةُ وهی العِصْمَةُ؛ جبرئیل پیش من آمد و گفت: یا احمد! اسلام بر ده بخش استوار هست و پست آن کسی است که از اینها حصهای نداشته باشد، بخش اول شهادت به لااله الا ا که کلمه هست و بخش دوم نماز که پاک است و تا به اینجا رسید که فرمود بخش نهم آن جماعت به معنای الفت هست و دهم آن اطاعت به معنای عصمت است.»
شرح: حضرت جبرئیل به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله از طرف خداوند متعال این پیام آورد که امت شما فکر نکند که با جماعت بودن فایده ندارد بلکه به آنها بگو که با جماعت بودن جزئی از دین اسلام است و رحمت خدا بر کسی است که با جماعت باشد.
حدیث نهم
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
«اِثْنَانِ خیر منْ واحَدٍ، وثَلَاثَة خیر منْ اثْنَینِ، واَرْبَعَة خیر منْ ثَلَاثَةٍ، فَعَلَیکُمْ بالْجَمَاعَةِ فَاِنَّ یدَ امَعَ الْجَمَاعَةِ ولمْ یجْمَعِ ا (عَزَّ وجلَّ) امَّتی الَّا علی هدًی واعْلَمُوْا ان کلَّ شاطِنٍ هدِی فی الْنَّارِ؛ جمع شدن دو نفر از یک نفر بهتر و جمع شدن سه نفر از دو نفر بهتر و جمع شدن چهار نفر از سه نفر بهتر است. پس بر شما واجب است که با هم باشید و با جماعت باشید زیرا قدرت خدا با جماعت است و خداوند عزّوجلّ امت من را فقط بر هدایت جمع کرده است و هر که از حق و هدایت دوری اختیار کند جایگاهش در جهنم خواهد بود.»
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله به امت خود میفهماند که هرچه قدر شما بیشتر جمع
شوید، بهتر است و رحمت خدا و لطف خدا و قدرت پروردگار نیز برای شما بیشتر خواهد شد؛ وگرنه طعمه جهنم خواهید شد و زیان دنیا و آخرت خواهید دید و این موجب افسردگی شما در آخرت میگردد.
حدیث دهم
الحَارِثُ الاَشْعَرِی میگوید
: «قَالَ رسُوْلُ ا صلی الله علیه و آله فی حدِیثٍ: وأنا آمُرُکُمْ بخَمْسٍ اُ امَرَنی بهنَّ؛ السَّمْعِ والطَّاعَةِ والجِهادِ والهجْرَةِ والجَماعَةِ، فَاِنَّه منْ فارَقَ الجَماعَةَ قیدَ شبْرٍ فَقَدْ خلَعَ ربْقَةَ الأسْلامِ منْ عنُقِه، ألَّا ان یراجَعَ ومنْ ادَّعی دعْوی الجَاهلِیةِ فَاِنَّه منْ جثِیی جهنَّمَ؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: در مورد پنج چیز به شما امر میکنم که خدا در مورد آنها به من امر فرموده است: گوش کردن، اطاعت کردن، جهاد کردن، هجرت کردن و متحد شدن و هر کس از جماعت یک وجب هم دور شود گویا او طناب اسلام را از گردن خود در آورده مگر اینکه به طرف جماعت بازگردد.»
از برادری و مهرورزی و با جماعت بودن مسلمین، اسلام حفظ خواهد شد در غیر این صورت دشمنان اسلام، اسلام را نابود خواهند کرد و آن را از جامعه دور خواهند کرد و شناخت حق و باطل مشکل خواهد شد. (اسلام مساوی با اتحاد و عدم اتحاد مساوی با عدم اسلام است).
حدیث یازدهم
کَثیربن عبْدِ ابن عمَرو بن عوْف عنْ أبیه عنْ جدِّه: «أنَّ رسُولُاِ صلی الله علیه و آله قالَ: أعْتَصِمُوا بحَبْلِ ا جمیعاً ولا تفَرَّقُوا ولا تکونوا کالَّذینَ تفَرَّقوا واخْتَلَفُوا منْ بعْدِ ما جائَهمْ منَ البَیناتِ؛ پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمود: همه شما طناب خدا را محکم بگیرید و در میان خود تفرقهاندازی نکنید و مثل بقیه مردم نباشید که با جماعت نیستند و بعد از آمدن نشانههای واضح، باز هم اختلاف میورزند.»
با اختلاف طناب خدا پاره خواهد شد و اگر میخواهید طناب خدا را محکم حفظ کنید، پس با جماعت باشید. و اگر مثل دیگران اختلاف ورزید پس بدانید از لطف خدا محروم خواهید شد و این موجب ذلالت انسان است و برای شما در تاریخ نشانهای واضح و روشن وجود دارد و نشان میدهد که کسانی که اختلاف ورزیدند، نابود شدند.
حدیث دوازدهم
امام علی علیه السلام میفرماید:
«اِیاکَ والفُرْقَةَ فَأنَّ الشَّاذَّ منَ النَّاسِ شیطان؛ از متفرق و جدا جدا شدن بپرهیزید کسانی که از مردم (جماعت) جدا شدند در دام شیطان میافتادند.»
شیطان برای انسان شبیه گرگی میباشد برای گله گوسفند. هنگامی که یک گوسفند از گله جدا افتاد گرگ به او حمله میکند و آن را میخورد یعنی نابود میکند پس باید بیدار باشیم که از جماعت جدا نشویم و الا غذای، شیطان خواهیم شد.
حدیث سیزدهم
امام صادق علیه السلام میفرماید:
«مَنْ خلَعَ جمَاعَةُ المُسْلِمینَ قدْرَ شبْرٍ خلَعَ ربْقَةَ الأیمانِ منْ عنُقِه؛ کسی که از جماعت مسلمین به مقدار یک وجب هم جدا شد گویا طناب اسلام را از گردن خود درآورده است.»
هنگامی که شخص از جماعت مسلمین جدا شود گرگ (شیطان) به او حمله و نابودش خواهد کرد مگر اینکه بهطرف جماعت بازگردد. وقتی که انسان طناب کنترل اسلام را از گردن در بیاورد مسلماً از رحمت خدا نیز محروم خواهد شد.
حدیث چهاردهم
حَبَشی بن حرْبٍ میگوید:
«أنَّهمْ یا رسُولَ ا صلی الله علیه و آله انا نأکُلُ ولا نشْبَعُ،
قالَ: فَلَعَلَّکُمْ تأکُلُونَ متَفَرِّقینَ؟ قالُوا: نعَمْ، قالَ: فَاجْتَمِعُوا علی طَعامکُمْ، واذْکُرُوا اسْمَ ا علَیه یبارِکُ لکُمْ فیه؛ مردم به رسولا صلی الله علیه و آله گفتند یا رسولا! ما میخوریم ولی سیر نمیشویم. پیامبر فرمود: شاید شما غذا در تنهایی و جدا جدا میخورید. آنها گفتند بله، گفت غذای خودتان را با جماعت بخورید و وقت غذا خوردن اسم خدا را ببرید تا خداوند متعال در غذا شما برکت دهد.»
باید برادران مسلمان با جماعت باشند و کارهای اجتماعی را باهم انجام بدهند و در مقابل دشمنان اسلام یکدست باشند، حتی اگر کار کوچکی مثل غذا خوردن باشد.
حدیث پانزدهم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
«کُلُوا جمِیعاً ولا تفَرَّقُوا فَأنَّ البَرْکَةَ فی الجَماعَةِ؛ یکدست و یکپارچه باشید و متفرق نشوید، چونکه برکت خدا در جماعت است.»
اگر کسی میخواهد در سایه پروردگار عالم باشد و از شر شیطان و دشمنان در امان باشد، باید با جماعت مسلمین یکدست شود که با این کار اسلام نیز محکم خواهد شد.
حدیث شانزدهم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
«لاتَحاسَدُوا وتنافَسُوا ولا تباغَضُوا ولا تدابَرُوا وکونُوا عبیدَاِ أخْوَاناً؛ و با یکدیگر حسد نورزید و از یکدیگر جلو نروید و با هم بغض نورزید به یکدیگر پشت نکنید ای بندگان خدا! با هم برادر و رفیق باشید.»
شیطان دنبال مرضهای قلبی انسان خصوصاً حسد و خودنمایی است. او انسان را با مرضهای قلبی نابود و از اسلام خارج میکند.
علاج این امراض فقط با جماعت بودن است و شما با این کار بر شیطان و بر دیگران غلبه خواهید کرد.
حدیث هفدهم
امام صادق علیه السلام فرمود:
«المُسْلِمُ أخُو المُسْلِمِ، هوَعَینُه ومرْآتُه ودلِیلُه لا یخُونُه ولایخْدَعُه ولا یظْلِمُه ولا یکْذِبُه ولایغْتابُه؛ مسلمان برادر مسلمان است، او چشم و آئینه وی است، خیانتش نکند و فریبش ندهد و ستم به او نکند و او را دروغگو نشمارد و پشتسر او بد او (غیبت) نگوید.»
اگر کسی دید که به برادر دینی او ظلم و ستم میشود و پشتسر او غیبت میکنند، واجب است که از برادر مسلمان دفاع کند و اگر در این دفاع بمیرد شهید خواهد مرد.
حدیث هجدهم
جابر میگوید: «پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
ألْمُؤمِنُ یألَفُ ویؤلَفُ، ولا خیرَ فی منْ لا یألَفُ ولایؤلَفُ؛ مؤمن انس میگیرد و با او انس میگیرند و کسی که انسپذیر و انسگیر نباشد از خیر و برکت بیبهره است و بهترین مردمان کسانی هستند که برای دیگران (مردم) سودمندتر باشند.»
با رفتار خوب و خوش انسان میتواند دیگران را تسخیر کند و با یک رفتار نیز میتواند دشمنی ایجاد کند که موجب نابودی او شود، پس لازم است که خوب باشیم و برای دیگران سودمند باشیم تا اسلام محفوظ بماند.
حدیث نوزدهم
امام صادق علیه السلام فرمود:
«ان منْ حقِّ المُسْلِمِ الواجِبُ علی أخِیه أجابَةُ دعْوَتِه؛ حق برادر مسلمان بر برادر مسلمان دیگر این است که دعوت او را اجابت (قبول) کند.»
اگر انسان دعوت برادر مسلمان را قبول کند حتماً کینه و حسد و مرضهای روحی او از جا کنده و نابود خواهد شد و بین دو برادر مسلمان الفت و دوستی برقرار خواهد شد.»
حدیث بیستم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«أنَّ للْمُسْلِمِ علی أخیه المُسْلِمِ منَ المَعْرُوفِ ستاً ألی ان قالَ ویحِبُّ ما یحِبُّ لنَفْسِه ویکْرِه له ما یکْرِه لنَفْسِه؛ هر مسلمان شش حق بر برادر مسلمان خود دارد، یکی از آنها این است که برای او همان چیزی را بپسندد که برای خود پسند میکند و همان چیزی را بر او نپسندد که برای خود ناپسند میداند.»
اگر مسلمانها با هم برادر باشند و یکدیگر را با جماعت مستحکم کنند، دیگر نباید کاری کنند که این دوستی و الفت تبدیل به دوری و فراق شود و اگر مطابق این حدیث عمل شود حتماً الفت و دوستی زیاد خواهد شد و رحمت خدا نیز بیشتر خواهد شد.
حدیث بیستویکم
علی علیه السلام فرمود:
«قَالَ رسُولُ ا صلی الله علیه و آله: منْ أکْرَمَ اخاه المُسْلِمَ فَاِنَّما یکْرِمُ ربَّه؛ کسی که به برادر مسلمان اکرام کند گویا خدا را اکرام کرده است.»
اکرام به برادر مسلمان، اکرام به خداست. تصور نکنید اگر برای برادر مسلمان کار کوچک انجام دادی، کوچک یا پست شدهای، بلکه خدا به کارهای کوچک هم اجر خواهد داد. ما باید برای امت اسلامی خیرخواه و سودمند باشیم، نه نابودگر و تباهکننده.
حدیث بیستودوم
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«مَنْ أکْرَمَ أخاه المُسْلِمَ بکَلِمَةٍ یلْطُفُه بها ومجْلِسٍ یکْرِمُه به لمْ یزَلْ فی ظلِّ ا عزَّ وجلَّ ممْدُوداً علَیه بالرَّحْمَةِ ما کانَ
فی ذلِکَ؛ هر که به برادر مسلمان خود سخنی مهرآمیز بگوید و او را در جای محترمانهای از مجلس بنشاند تا زمانی در آن کار باشد پیوسته سایه رحمت خداوند بر سر او گسترده خواهد بود.»
ای برادر مسلمان! اگر با کسی انس بگیرید با شما انس خواهند گرفت و اگر به کسی احترام کنید، خدا شما را محترم خواهد شمرد و لطف خدا همراه شما خواهد بود ولی اگر احترام و انس نگیرید از خیر و برکت الهی محروم خواهید شد.
حدیث بیستوسوم
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده:
«ألا ومنْ أکْرَمَ أخاه المُسْلِمَ فَأنَّما یکْرِمُ اعَزَّ وجلَّ؛ آگاه باشید کسی که به برادر مسلمان خود اکرام کند گویا او خداوند عزّوجلّ را اکرام کرده است.»
اکرام به برادر مسلمان، اکرام به خداوند و اکرام به خدا، اکرام به رسولا صلی الله علیه و آله هست، این از وظایف اسلام است که به دیگران اکرام کنیم و با این عمل، دین گسترش خواهد یافت و دوستیها در بین بیشتر و محکمتر خواهد شد.
حدیث بیستوچهارم
ابُوموسی میگوید: قالَ رسُولُ ا صلی الله علیه و آله:
«ألمُؤمِنُ للْمُؤمِنِ کالبُنْیانِ یشُدُّ بعْضَه بعْضاً؛ مؤمن برای مؤمن مانند ساختمان است که اجزای مختلف آن یکدیگر را محکم میکنند.»
ما مثل یک ساختمان و یک خانواده هستیم و یک قرآن، یک پیامبر، یک قبله داریم و جزئی از اجزاء خانواده امت اسلامی هستیم. برای حفظ این امت، برادران مسلمان باید یکدست باشند تا کسی به این اجماع اسلامی آسیب نرساند.
حدیث بیستوپنجم
حُذَیفَةُ بنُ الیمانِ میگوید:
«قَالَ رسُولُ ا صلی الله علیه و آله؛ منْ لا یهتَمُّ بأمْرِ المُسْلِمینَ فَلَیسَ منْهمْ ومنْ لمْ یصْبَحُ ویمْسِ ناصِحاً ِوَ لرَسُولِه ولکِتابِه ولاِمامِه ولعامَّةِ المُسْلِمینَ فَلَیسَ منْهمْ؛ پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمود: اگر کسی برای امور مسلمین اهتمام نکند او مسلمان نیست و اگر کسی هر صبح و شام و برای خدا و رسول و برای قرآن و امام و برای عموم مسلمانان، خیرخواه نباشد از مسلمانان نیست.»
مسلمان کسی است که دردمند باشد و احساس درد داشته باشد و برای دیگر مسلمین نیز سودمند و نافع باشد با این کار او محبوب مسلمین خواهد بود و به دین و کتاب و دیگران هم آسیب نخواهد رساند. برای یک مسلمان انسانیت لازم است تا دشمنان از او استفادۀ سوء و نکنند او را به غفلت نکشانند.»
حدیث بیستوششم
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«استو واولا تختلفو فتختلف قلوبکم؛ با یکدیگر برابر باشید و دگرگون شوید که دلهایتان دگرگون میشود.
امت اسلامی یک دین و یک قبله و یک پیامبر و یک پدر و مادر دارند و با هم مثل ساختمان یک مجموعهاند و ما باید این یکی بودن را حفظ کنیم تا شیطان و دشمنان اسلام نتوانند بین ما تفرقه ایجاد کنند و ما را از بین ببرند.
حدیث بیستوهفتم
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«مَنْ ردَّ عنْ قوْمٍ منَ المُسْلِمینَ عادِیةَ مائٍ أو نارٍ وجَبَتْ له الجَنَّةُ؛ اگر کسی مسلمانان را از خطر سیل یا آتشسوزی نجات دهد، بهشت بر او واجب میشود.»(1)
1) (1) نهجالبلاغه، خطبۀ 228.
در عصر حاضر مسلمانان جهان میدانند که استکبار جهانی برای اسلام و مسلمین خطر بزرگی است، پس اگر ساکت بمانند به جهنم خواهند رفت و از اسلام خارج خواهند شد. لذا بر هر مسلمان واجب است که برای حفظ دین اسلام و مسلمانان جهان در حدّ توان خویش مسلمانان را از این خطر بزرگ نجات دهد و دشمنان اسلام را ناامید کند.
حدیث بیستوهشتم
امام صادق علیه السلام میفرماید:
قَالَ رسُولُ ا صلی الله علیه و آله: «منْ اصْبَحَ لا یهتَمُّ باُمُورِ المُسْلِمینَ فَلَیسَ بمُسْلِمٍ؛ کسی که صبح کند و برای امور مسلمین اهتمام نکند، مسلمان نیست.»
مسلمان برادر مسلمان است و باید فکر دیگران هم باشد تا دیگران نیز درباره او فکر کنند. اگر یک مسلمان برای دین، کتاب، رسول و مسلمین، خیرخواه و فایدهمند نباشد، مسلمان نیست.
حدیث بیستونهم
أبُو ذَرٍّ میگوید:
«قَالَ رسُولُ ا صلی الله علیه و آله تبَسُّمُکَ فی وجْه أخیکَ لکَ صدْقَة؛ پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمود: مواجهه با برادر مؤمن با چهرهای بشاش برای شما مانند صدقهای است.»
دادن صدقه به نیازمندان، جایگاه انسان را از لحاظ اجتماعی و مالی محکمتر خواهد کرد. اگر اینها با برادر دینی خود رفتار خوب و برخورد مناسبی داشته باشند، نتیجه آن تسخیر آن فرد خواهد شد و باعث رفاقت آن دو و ایجاد ارتباط اجتماعی وسیعتر خواهد بود.
حدیث سیام
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
«حَقّ علی المُسْلِمِ أذا أرادَ سفَراً ان یعْلِمَ أخْوانَه وحقّ علی أخْوانِه أذا قدِمَ ان یاتُوه؛ هرگاه مسلمانی قصد سفر نماید
سزاوار است به برادران دینی خود اطلاع دهد و آنان وظیفه دارند که هرگاه برادرشان از سفر بازگشت به دیدارش بیایند.»
وقتی انسان برای دیدار یک برادر برود و با چهرهای بشاش که مانند دادن صدقه است، دیدار کند، یقیناً بین آنها دوستی و احترام زیادی به وجود میآید این دیدارها باعث نزدیک شدن و جمع شدن مسلمانان خواهد شد و پشت آنها را محکمتر خواهد کرد.
حدیث سیویکم
حضرت علی علیه السلام میفرماید:
«یقُولُ اسُبْحانَه واعْتَصَمُوا بحَبْلِ ا جمیعاً ولا تفَرَّقُوا''فَأنّی سمِعْتُ رسُولَ ا صلی الله علیه و آله یقُولُ: ان صلاحَ ذاتِ البَینِ أعْظَمُ منْ عامَةِ الصَلاةِ والصِّیامِ؛ بعد از تلاوت این آیۀ کریمه از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود: در میان دو نفر صلح کردن بهتر است از یکسال نماز خواندن و روزه گرفتن.»
دو نفر را جمع کردن و یا صلح کردن بین آنها بهتر از یکسال عبادت است. این کار هم برای محکم شدن احکام اسلام و هم برای انسان در دنیا و آخرت فایدهمند خواهد بود.
حدیث سیودوم
ابُو أیوبَ میگوید: قالَ رسُولُ ا صلی الله علیه و آله:
«یا أبا أیوبَ، ألا أدُلُّکَ علی صدَقَةٍ یحِبُّها اوَ رسُولُه؟ قلْتُ: بلی، یا رسُولَ ا! قالَ تصْلِحُ بینَ النَّاسِ أذا تفاسَدُوا؛ آیا شما را به طرف صدقهای هدایت و راهنمایی نکنم که خدا و رسول آن صدقه را دوست میدارند؟ ابا ایوب گفت: بله یا رسولا! پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمود: در میان مردم صلح کن وقتی در فساد باشند.»
اگر انسان فساد را تبدیل به صلح و صفا بکند، اسلام و مسلمین محکمتر خواهند شد، و إلاّ اگر در فساد باشیم دشمنان از ما علیه
یکدیگر استفاده خواهند کرد و ما را با دست خودمان از بین خواهند برد. پس لازم است با هم بود و در صلح و صفا باشیم تا آسیبی به این وحدت نرسد.
حدیث سیوسوم
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده:
«ألمُؤمِنُونِ کرَجُلٍ واحِدٍ أذا اشْتَکی رأسَه تداعی له سائِرُ الجَسَدِ بالسَّهرِ والحُمّی؛ مؤمنین با هم مثل پیکر یک آدمند. اگر سر کسی درد بگیرد تمام اعضای بدن او به درد خواهند آمد.»
ما باید بدانیم که یکی هستیم و یک پدر و مادر داریم و یک امت اسلامی هستیم و باید یکدست باشیم. هر کسی از همبستگی خارج شود، طعمه شیطان خواهد شد و از بین خواهد رفت. مسلمان بودن یعنی همراه با جماعت بودن، نه جدا جدا شدن؛ قدرت خدا نیز و لطف خدا بر سر جماعت خواهد بود. ما نباید تحت استکبار باشیم و در مقابل ظلم سکوت کنیم. ما نیازمند خدا هستیم، نه نیازمند استکبار.
حدیث سیوچهارم
امام صادق علیه السلام میفرماید:
«ألمُؤمِنُ أخُو المُؤمِنِ کالجَسَدِ الواحِدِ، ان اشْتَکی شیئاً منْه وجَدَ ألَمَ ذلِکَ فی سائِرِ جسَدِه وأرْواحَهما منْ روْحٍ واحِدَةٍ؛ مؤمن برادر مؤمن است، همچون یک پیکر که هرگاه عضوی از آن به درد آید دیگر اندامهای آن نیز درد را حس میکنند؛ ارواح آنها از یک روح هست.»
اگر امروز در فلسطین و عراق افغانستان و کشمیر، ظلم و ستم میشود نباید ساکت و خاموش بمانیم باید عکسالعمل نشان بدهیم چون از یک پدر و مادر هستیم و یک روح و یک اسلام داریم. پس باید درد دیگران را حس کنیم.
حدیث سیوپنجم
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
«ألمُؤمِنُونَ أخْوَة، تتَکافی دمائُهمْ وهمْ ید علی منْ سواهمْ یسْعی بذَمَّتِهمْ أدْناهمْ؛ مؤمنان برادر یکدیگرند خونشان برابر است؛ در برابر دیگران یکدستاند.»
هیچوقت ما نمیتوانیم ببینیم که مؤمن با مؤمن دیگر در جنگ و اختلاف بهسر میبرد؛ چون آنها از یک روح و از یک دینند و در مقابل دشمن یکدستاند و احکام دین و اسلام را با هم حفظ میکنند.
حدیث سیوششم
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
«ألا وان المُؤمِنینَ أذا تحآبَّا فی ا عزَّ وجلَّ وتصافَیا فی اکانا کالجَسَدِ الواحِدِ، أذَا اْشْتَکی أحَدُهما منْ جسَدِه موضِعاً وجَدَ الآخَرُ ألَمَ ذلِکَ المَوضَعَ؛ بدانید اگر مؤمنان برای خدای بزرگ به هم مهرورزند و برای خدا صادقانه دوستی کنند مانند یک پیکرند که هرگاه جایی از یک پیکر به درد آید، دیگری در همان قسمت از پیکر خود احساس درد میکند.»
مسلمانان باید برای خدا به یکدیگر کمک کنند و صادقانه کار بکنند و تصور نکنند که ما جدا جدا هستیم؛ چون شیطان و دشمنان اسلام از این فرصت سوءاستفاده خواهند کرد. مسلمانها باید برای حفظ مسلمانهای دیگر در مقابل دشمن قیام کنند تا دشمن از امت اسلام شکست بخورد.
حدیث سیوهفتم
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
«یدُ اعَلی الجَماعَةِ، والشَّیطانُ معْ منْ خالَفَ الجَماعَةَ یرْکُضُ؛ قدرت خدا بر سر جماعت است و کسیکه با جماعت ناسازگار باشد شیطان با او است و همراه او میرود.»
اگر کسی با جماعت نباشد شیطان او را گمراه خواهد کرد، ولی اگر با جماعت باشد قدرت خدا بر سر او خواهد بود و شیطان توان گمراه کردن او را نخواهد داشت و از شر شیطان در امان خواهد ماند.
حدیث سیوهشتم
امام علی علیه السلام میفرماید:
«سَلامَةُ الدِّینِ والدُّنْیا فی مداراةِ النَّاسِ؛ سلامتی دین و دنیا در مدارا کردن با مردم است.»
اگر یک مسلمان میخواهد بین مردم خوب و محبوب باشد و دین و دنیایش را حفظ کند، باید با مردم با نرمی و حسن خلق رفتار کند تا با این رفتار آنها را تسخیر کند که انسانیت یک انسان به همین است.
حدیث سیونهم
ابْنُ مسْعُودٍ میگوید:
«قَالَ رسُولُ ا صلی الله علیه و آله: لا تخْتَلِفُوا فَأنَّ منْ کانَ قبْلَکُمْ اخَتَلَفُوا فَهلَکُوا؛ پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمود: اختلاف نکنید چون کسانیکه قبل از شما اختلاف کردند هلاک و نابود شدند.»
در تاریخ تجربه شده است که با گروه گروه شدن نمیشود به پیروزی دست یافت، بلکه خود انسان (اختلافکننده) نابود خواهد شد. آن چیزی که شما را در مقابل دشمن محکم میکند فقط و فقط با جماعت و یکدست بودن است.
حدیث چهلم
امام علی علیه السلام میفرماید:
«سَبَبُ الفُرْقَةِ الإخْتِلافُ؛ علت جدایی اختلاف است.»
دشمنان اسلام همیشه دنبال این هستند که بین مسلمانها اختلاف بیندازند و اگر بین آنها اختلاف به وجود بیاید پشت آنها ضعیف و پشت دشمنان محکم خواهد شد و در نتیجه اسلام هم ضعیف خواهد شد.
باید با وحدت، شمع دین را روشن نگهداشت.
برای اتحاد بین المسلمین، به عقیده من سهکار باید کرد:
اتحاد را تعریف کنیم؛
به مقدسات یکدیگر اهانت نکنیم؛
اتحاد را از صورت حرف و شعار درآوریم.
همه باید برای ایجاد اتحاد ملی و انسجام اسلامی تلاش کنند، هرگاه میان مسلمانان تفرقه ایجاد شد، زمینهای برای نفوذ و استعمار بیگانگان نیز مهیا گردیده است.
شیعیان و اهل تسنن، هیچ فرقی باهم نمیکنند بلکه شما برادران ما و از خودمان هستید، هیچ فرقی بین ما و شما نیست، اختلافات دینی و علمی بین علما، اختلافات اساسی بهشمار نمیرود و ریختن خون هر کس که بر زبان لاإله إلاّ ا محمّد رسول ا را جاری کند، حرام است.
اگر مسلمانان به وصیت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله جامه عملی پوشانده بودند و با تمسک به دو میراث گرانبهای آن پیامبر رحمت (کتاب و اهلبیت) اتحاد بین خودشان را حفظ کرده بودند، اکنون امت منسجم اسلامی بر جهان حکومت میکرد و در عصر کنونی نیز اگر همه مسلمانان یعنی دنیای اسلام که بیش از یک میلیارد نفر در دنیا جمعیت دارد یکپارچگی و انسجام بین خودشان را حفظ نمایند، بر همه جهان مسلط میشوند.
قرآن کریم، ما را به سه وحدت دعوت میکند: وحدت ملی؛ وحدت منطقهای؛ وحدت بینالمللی.
وحدت ملی برای زندگی سالم و امن داخل مرزهای کشور است، وحدت منطقهای، یعنی اینکه مسلمانان، یهودیان و مسیحیان که خدا را
قبول دارند با هم بدون جنگ و خونریزی زندگی کنند: اما وحدت بینالمللی از این جهت است که انسانها با سایر انسانها فرقی از لحاظ ذات و ماهیت ندارند. و همگی خلق و بنده خدا هستند.
تجربه تاریخی نشان میدهد که غربیها هر وقت مسلمانان را در حال نزاع ببینند، درست در همان زمان موقعیت را برای حضور تجاوزگرانه مساعد تشخیص داده، ضربه خود را وارد میکنند. در شرایط امروز درگیریهای فرقهای درون جهان اسلام، بزرگترین گناه کبیره است.
اتحاد ملی و انسجام اسلامی در کنار تقربی که بین مسلمانان وجود دارد باعث خواهد شد تا دشمن به اهداف شوم خود در قبال مسلمانان که ایجاد اختلاف و کینه است، دست پیدا نکند.
دشمنان اسلام و انقلاب، با هراس و خشم از وحدت مسلمانان، ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی را در دستور کار خود قرار دادند و به مقابله با این حرکت جهانی پرداختهاند، اما با هوشیاری مسلمانان این توطئه تا امروز نقش برآب شده است.
انسجام اسلامی، یعنی کار و تلاش برای امت اسلام.
وحدت، جزء اصول کلی اسلامی و در ردیف توحید، از طرف خداوند متعال مطرح شده و در قرآن کریم هم بارها به وحدت در میان مسلمانان سفارش و تأکید شده است. بسیاری فکر میکنند وحدت یک کار مستحبی است درحالیکه از واجبات است.
اتحاد، رمز پیروزی مسلمانان است که مورد تأیید امام راحل رحمه الله نیز بوده است. اکنون استکبار از هر توطئهای برای چیرگی بر مسلمانان دنیا و به راه انداختن فتنه و جنگ بین شیعه و سنی استفاده میکنند. آنچه در عراق اتفاق میافتد نمونهای بارز این استراتژی است.
اخیراً کتابی بهنام نقشهای برای جداء مکاتب الهی در آمریکا انتشار یافته است که در آن گفتوگوی مفصلی با «دکتر مایکل برانت» یکی از معاونان سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) انجام شده است. وی در این گفتوگو به طرحهایی اشاره میکند که علیه شیعیان و مذهب شیعه تدارک دیده شده است. بخشهایی از این کتاب بهطور خلاصه در زیر از نظر خوانندگان میگذرد:
«جهان اسلام از قرنها پیش تحت سیطره دول غربی بوده است و اگرچه در یک قرن اخیر اغلب کشورهای اسلامی به ظاهر استقلال خود را بهدست آوردهاند، ولی نظامهای سیاسی و اقتصادی و بهخصوص فرهنگ این جوامع هنوز در کنترل غربیهاست و از آنها پیروی میکند.
درسال 1357 شمسی، با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، آمریکاییها متحمل خسارات سنگینی شدند. ابتدا ما فکر میکردیم این انقلاب خواست طبیعی جامعه مذهبی ایران است که رهبران مذهبی آن قصد بهرهگیری از شرایط را دارند و با کنار رفتن شاه، ما میتوانیم به مرور افراد مطلوب خود را بر روی کار بیاوریم و سیاستهای خود را در ایران تداوم بخشیم.
اما با گذشت زمان و گسترش فرهنگ انقلاب اسلامی در کشورهای منطقه بهخصوص در عراق، پاکستان، لبنان، کویت و دیگر کشورها متوجه شدیم که در تحلیلهای خود اشتباه کرده بودیم.
در یک گردهمایی که با حضور مقامات سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) برگزار شده که در آن نماینده سرویس اطلاعاتی انگلیس (به علت تجارب زیاد این کشور در جوامع اسلامی) نیز حضور داشت، به این نتیجه رسیدیم که پیروزی انقلاب اسلامی فقط نتیجه سیاستهای
اشتباه شاه در مقابله با این انقلاب نبوده، بلکه عوامل دیگر مانند قدرت رهبر مذهبی آن و استفاده از فرهنگ شهادت دخیل بودند که این فرهنگ از هزار و چهارصد سال پیش توسط نوه پیامبر اسلام (امام حسین علیه السلام) بهوجود آمده است و هر ساله با عزاداری در ایام محرم این فرهنگ ترویج و گسترش مییابد. ما همچنین به این نتیجه دست یافتیم که شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی فعال و پویا هستند.
در این گردهمایی تصویب شد که بر روی مذهب شیعه تحقیقات بیشتری صورت بگیرد و طبق این تحقیقات برنامهریزیها داشته باشیم.
به همین منظور 40 میلیون دلار بودجه برای آن اختصاص دادیم و این پروژه در سه مرحله به ترتیب زیر انجام شد:
جمعآوری اطلاعات و آمار؛
اجرای اهداف کوتاه مدت با انجام تبلیغات علیه شیعیان و راهاندازی اختلافات مذهبی میان شیعیان با دیگر مذاهب اسلام؛
اجرای اهداف بلندمدت جهت از بین بردن این مذهب.
براساس مرحله اول پروژه، محققانی به سراسر جهان اعزام شدند که به سؤالات زیر پاسخ داده شود:
الف) شیعیان در کدام مناطق جهان و در هر منطقه چه میزان نفوذ دارند؟
ب) چگونه تضادهای داخلی شیعیان را میتوان تحریک نمود؟
ج) چگونه بین شیعیان و سنیها اختلاف انداخته و از این اختلافات بهرهبرداری کنیم؟
پس از نظر سنجیها و جمعآوری اطلاعات از سراسر جهان به نتایج مهمی دست یافتیم. ما متوجه شدیم که قدرت مذهب شیعه در دست مراجع و روحانیت میباشد. آنها در هر زمان و از این مذهب صیانت و پاسداری میکنند.
مراجع شیعه در طول تاریخ هیچگاه از حاکم غیر اسلامی و ظالم تبعیت نکردهاند. در ایران با فتوای آیةا شیرازی سیاستهای انگلیس با شکست مواجه شد و حکومت شاه که همپیمان آمریکا بود توسط آیةا خمینی برچیده شد. در عراق صدام با تمام توان خود نتوانست حوزه علمیه نجف را مجبور به تبعیت از خود کند و به همین منظور مجبور شد. این مرکز دینی را تا سالها از فعالیت باز دارد. در لبنان نهضت آیةا امام موسی صدر ارتشهای انگلیس، فرانسه و اسرائیل را مجبور به فرار از این کشور کرد و حزبا لبنان نیز صدمات سنگینی را به ارتش اسرائیل در جنوب این کشور وارد کرد.
این تحقیقات ما را به این نتیجه رساند که بهطور مستقیم نمیتوان با مذهب شیعه رو در رو شد و امکان پیروزی بر آن بسیار سخت است و باید پشتپرده کار کنیم. ما بهجای ضربالمثل انگلیسی «اختلاف بیانداز و حکومت کن» از سیاست «اختلاف بیانداز و نابود کن» استفاده کردیم.
در همین راستا برنامهریزیهای گستردهای را برای سیاستهای بلند مدت خود طرح کردیم. حمایت از افرادی که با مذهب شیعه اختلاف نظر دارند و ترویج کافر بودن شیعیان بهگونهای که در زمان مناسب علیه آنها توسط دیگر مذاهب اعلام جهاد شود. همچنین باید تبلیغات گستردهای علیه مراجع و رهبران دینی شیعه صورت دهیم تا آنها مقبولیت را در میان مردم از دست بدهند.
یکی دیگر از مواردی که باید روی آن کار میکردیم، موضوع فرهنگ عاشورا و شهادتطلبی بود که هر ساله شیعیان با برگزاری مراسمی این فرهنگ را زنده نگه میدارند. ما تصمیم گرفتیم با حمایتهای مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزار کنندگان اصلی اینگونه مراسم که
افراد سودجو و شهرتطلب هستند، عقاید و بنیانهای شیعه و فرهنگ شهادت طلبی را سست و متزلزل کنیم و مسائل انحرافی در آن بهوجود بیاوریم، بهگونهای که شیعه یک گروه جاهل و خرافاتی در نظر آید.
در مرحله بعد باید مطالب فراوانی علیه مراجع شیعه جمعآوری شده و بهوسیله مداحان و نویسندگان سودجو انتشار دهیم و تا 1389 ش، مرجعیت را که سد راه اصلی اهداف ما میباشد تضعیف کرده و آنان را به دست خود شیعیان و دیگر مذاهب اسلامی نابود کنیم و در نهایت تیر خلاص را بر این فرهنگ و مذهب بزنیم.
وحدت اسلامی را از واجبات بدانیم؛
به حج، بهعنوان فرصت طلایی وحدت بیشتر توجه کنیم؛
تحمل در برابر آراء و عقاید یکدیگر داشته باشیم؛
انتقادی بدون اهانت به یکدیگر انجام دهیم؛
از تأکید بیجا بر مسائل جزئی بپرهیزیم؛
هیچکس را تکفیر نکنیم؛
در تبلیغ دین، مرزهای نژادی و جغرافیایی را نادیده بگیریم؛
بر توصیه قرآن در سوره حجرات عمل کنیم؛
نکات گفته شده را با دیگران در میان بگذاریم؛
برای وحدت مسلمین دعا کنیم.
اتحاد ملی در گرو انجام احکام اسلامی است؛
قانون اساسی، محور اتحاد ملی باشد؛
با «من» مبارزه کنیم و «ما» شویم؛
در پیمودن راه امام خمینی رحمه الله پیمان ببندیم؛
پشتیبان ولایت فقیه باشیم؛
حضور فعال و پرشور و نشاط در انتخابات داشته باشیم؛
مقتدر و عزیز باشیم؛
به خود اتّکا کنیم؛
صرفهجویی نماییم؛
احساس مسئولیت عمومی نسبت به سرنوشت جامعه داشته باشیم.
کتابنامه
آمدی تمیمی، عبد الواحد، غررالحکم و دررالکلم، تحقیق: میر سید جلال الدین حسینی ارسوی، دانشگاه تهران 1366 ش.
الأمانی، ابو جعفر محمد بن حسن، معروف به شیخ الطوسی، منشورات بعثت، دار الثقافة، قم.
البخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، منشورات دارالفکر، بیروت.
البعثة، محمد بن اسماعیل، خلق افعال العباد والرد علی الجهمیة و أصحاب التعطیل، قم.
الحرانی، ابن شعبة، تحف العقول، منشورات جماعة المدرسین، قم 1404 ق.
السیوطی، جلال الدین عبد الرحمن بن ابی بکر، الجامع الصغیر، منشورات دار الفکر، بیروت 1414 ق.
الشیخ أبی عبدا محمد بن محمد بن النعمان العکبری المعروف بالشیخ المفید، الأمالی، منشورات جماعة المدرسین، قم.
الطباطبائی البروجردی، لمحقق السید حسین، جامع الأحادیث الشیعة فی احکام الشریعة، منشورات المهر، قم.
الطبرسی، ابی علی، مکارم الاخلاق، منشورات الرضی، قم 1370 ش.
العاملی، الحر، الوسائل الشیعة، منشورات مؤسسة آل البیت علیهم السلام، لاحیاء التراث، قم 1414 ق.
الفیض الکاشانی، لمولی محمد حسن، الوافی، منشورات مکتبة الإمام امیر المؤمنین، اصفهان 1311 ق.
القزوینی، محمد بن یزید، سنن ابن ماجة، منشورات دار الکتب العلمیة، بیروت.
الکلینی، لشیخ ابی جعفر محمد بن یعقوب، الکافی، منشوارت دار الکتب الاسلامیة، طهران 1388 ه ش.
الحرمین، القاهرة.
المجلسی، لعلامة الشیخ محمد باقر، بحارالأنوار، منشورات مؤسسة الوفاء، بیروت.
النیسابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، منشورات دارالفکر، بیروت 1421 ق.
الهندی، لمتقی، کنز العمال، منشورات مؤسسة الرسالة، بیروت 1408/1868 ق.
الهیثمی، نور الدین، مجمع الزواید، منشورات دارالکتب العلمیة، بیروت 1406 ق.
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با شرکت کنندگان در «هماندیشی علمای شیعه و اهل تسنن» 1386.
ترمذی، ابوعیسی محمد بن عیسی بن سوره، سنن الترمذی، (الجامع الصحیح)، تحقیق احمد محمد شاکره، دار احیاء التراث، بیروت 1421.
ری شهری، محمد، میزان الحکمة، منشورات دار الحدیث (عربی و فارسی ترجمه)، قم 1379 ش.
شیبانی، ضحاک بن مخلف البانی، کتاب السنة، محمد ناصر الدین، عمان المکتب اسلامی (عربی)، بیروت (دمشق).
صالح بن عبد ا بن حمید و عبد الرحمن محمد بن عبد الرحمن بن ملوح، نضرة النعیم فی مکارم اخلاق رسول الکریم، منشورات دارالوسیلة، جدة.
طبرانی، سلمان بن احمد عظیم آبادی، المعجم الصغیر، دار الکتب العلمیة، بیروت.
لامام احمد بن حنبل، مسند احمد، منشورات دار صادر، بیروت.
مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چهل حدیث، سال انتشار 1376.
محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی، ابو جعفر، الأمانی، معروف به شیخ الصدوق، منشورات بعثت، قم.
میبدی، رشید الدین احمد بن ابی سعید، کشف الأسراروعدة الأبرار، انتشارات امیرکبیر، تهران.
نامهای از امام موسوی، ص 41، 42.
ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، انتشارات مکتبة الفقیه، قم.
فهرست منابع احادیث
البحار الانوار، ج 59، ص 291.
البحار الانوار، ح 78074، ص 7281.
البحار الانوار، ص 380، ج 65.
الجامع الصغیر، ج 2، ص 532.
الکافی، ج 2، ص 345.
الکافی، ج 2، ص، 166.
الکافی، ج 2، ص 163، جامع احادیث الشیعة، ح 34520 و ح 28361؛ وسائل الشیعة، ح 33616 باب 18؛ بحار الانوار، ح 3771، باب 20.
الکافی، ج 2، ص 174.
الکافی، ج 5، ص 55.
الکافی، ج 6، ص 274، وسائل الشیعة، ج 24، ص 270.
الکافی، ح 41662.
المعجم الاوسط، ج 6، ص 58 و کنز العمال، ص 679.
المعجم الاوسط، ج 7، ص 270؛ المعجم الصغیر، ج 2، ص 50.
امالی الصدوق، ص 431، مجلس 66؛ بحار الانوار، ج 71، ص 303، ج 71، باب 20.
امالی الطوسی، ج 2، ص 478؛ جامع احادیث الشیعة، ج 17، ص 501.
أمالی المفید، ح 1387.
بحار الانوار، ج 85، ص 13.
بحار، ص 316، ج 74 و ج 73، ص 298، ح 32.
بغیة الباحث لابن ابی اسامة، ص 75.
خلق افعال العباد للبخاری، ص 61.
سنن ابن ماجة، ص 1016 2.
سنن الترمذی، ج 4، ص 226.
سنن الترمذی، ج 3، ص 228، ح 1956.
صحیح البخاری، ج 4، ص 151.
صحیح مسلم، ص 820؛ و کنز العمال، ص 674.
غرر الحکم و درر الکلم للآمدی، ص 1076، بحار الانوار ج 33، ص 372.
غرر الحکم، ص 445، فواید المداراة، ص 445.
غررالحکم، ح 10719.
کتاب السنة، ص 139.
کشف الاسرار و عدة الابرار، ج 9، ص 258.
کنز العمال، ج 1، ص 206.
کنز العمال، ج 1، ص 29.
کنز العمال، ج 20، ص 51.
کنز العمال، ص 2061.
کنز العمال، ص 674، میزان الحکمة، (ترجمه فارسی) ج 1، ص 396، بحارالانوار، ج 58، ص 150.
مجمع الزوائد، ج 9، ص 142.
مجمع الزوائد، ص 232.
مسند احمد، ج 2، ص 312.
میزان الحکمة، ج 1، ص 406.
نضرة النعیم، ص 2، ص 46.
فهرست منابع نظرات مراجع
حضرت آیةا امامی کاشانی (امام جمعه موقت تهران) خطبه نماز جمعه تهران، 1386/1/24.
حضرت آیةا جنتی، (دبیر شورای نگهبان).
حضرت آیةا جواد آملی، در دیدار با اعضای شورای مرکزی جامعهای اسلامی، 1385/12/23.
حضرت آیةا سلیمانی، (نماینده ولی فقیه در سیستان و بلوچستان)، دیدار با هیئت رئیسیه و اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد زاهدان.
حضرت آیةا سیستانی، در دیدار با علمای عراق، در روز 29 فروردین 86.
حضرت آیةا فاضل لنکرانی، در دیدار با رهبر شیعیان پاکستان، 1386/1/27.
حضرت آیةا مظاهری، 17 ربیع الاول، 1428 ض ق، 1386/1/16.
حضرت آیةا مکارم شیرازی، در مصاحبه با روزنامه کیهان، 1386/2/5.
حضرت آیةا نوری همدانی، در دیدار با مسئول کمیته امداد امام خمینی.
حضرت آیةا واعظ زادۀ خراسانی، دبیر کل سابق و عضو فعلی مجمع تقریب مذاهب اسلامی، مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی 1386/1/19.
حضرت آیةا واعظ طبسی، (تولیت حرم امام رضا علیه السلام جلسۀ شورای عالی فرهنگی آستان قدس رضوی).
حضرت آیةا هاشمی رفسنجانی، (سخنرانی در بیستمین کنفرانس وحدت اسلامی) فروردین 1386.
بشیر احمد بتّ
دعوت به اتحاد و برادری در میان مسلمانان و دوری از تفرقه و پراکندگی، بارها در کلام الهی مورد تأکید قرار گرفته است. قرآن کریم مسلمانان را دعوت میکند تا به ریسمان خداوندی تمسک جویند تا دچار تفرقه نشوند.(وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا...)1 و همه مسلمین از هر نژاد و طایفه و فرهنگ، امت واحدی هستند:(إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً واحِدَةً)2 فرقی میان عرب و عجم نیست؛ تفاخر و برتریهای قومی، نژادی و زبانی همگی باطل بوده و تنها ملاک برتری تقوا و پرهیزگاری است.(إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ)3
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز از آغاز دعوت خود تا زمان رحلت، منادی وحدت بود. هرچند که ایشان از میان قوم عرب بود لکن دعوت ایشان
فراتر از هرگونه مرزبندی سیاسی، قومی و فرهنگی بود که این امر در سیره آن بزرگوار و در نحوه رفتار با مسلمانان عرب و غیر عرب به وضوح دیده میشود.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله همواره در اندیشه و علم و عمل برای وحدت و یکپارچگی مسلمان تلاش فراوانی نمودند. مبارزه با عوامل اختلاف و سعی و تلاش در ایجاد همبستگی و اتحاد امت اسلامی از تلاشهای اولیه و اساسی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله میباشد. امیرمومنان علی علیه السلام درباره تلاش ایشان برای ایجاد وحدت و همدلی بین مسلمین اینچنین میفرماید:
«قد صرفت نحو أفئدة الابرار، وثُنت الیه أزمة الأبصار، دفن به الضغائن، وأطفأ به الثوائر، ألف به اخواناً، وفرق به أقراناً، أعز به الذلة، وأذل به العزة...؛(1)دلهای نیکوکاران شیفتۀ او گشت، نگاه چشمها به او دوخته شد، خداوند بهوسیلۀ او کینههای دیرینه را دفن کرد، شعلههای فروزان دشمنی و عداوت را خاموش نمود، دلها را با هم الفت داد و مردم را با هم برادر ساخت و دوستان (در کفر و جهالت) را از هم جدا کرد، ذلتها را به عزت و عزتها را به ذلت، تبدیل کرد.»
«... فلم به الصدع، ورتق به الفتق، وألف به الشَمل بین ذوی الأرحام بعد العداوة الواغرة فیالصدور، والضغائن القادحة فیالقلوب؛(2)خداوند بهوسیله پیغمبر جداییها را وصل، و فاصلهها را پیوسته کرد، میان خویشان الفت داد و یگانگی برقرار ساخت پس از آن که دشمنی ریشهدار در سینهها و کینههای برافروخته در دلها جای داشت.»
ولی نباید خیال کنیم وحدتی را که پیامبر بهوجود آورد بدون زحمت و سعی و تلاش بود. شهید مطهری رحمه الله دراینباره میفرماید:
ما میگوییم پیغمبر وحدت بینظیری ایجاد کرد و خیال میکنیم تنها چیزی که مؤثر بود، این بود که رسول اکرم صلی الله علیه و آله ایمان به خدا به آنها یاد داد و به بعد هم فرمان داد متحد باشید و آنها متحد شدند. فکر نمیکنیم که موانع و عوائق اتحاد را که همان ناهماهنگیها و ناهمواریها و پستی و بلندیها و دستاندازها از ناحیه مواهب اجتماعی را از بین برد، هم مقتضی را ایجاد کرد و هم مانع را مفقود کرد.(1)
امروز یکی از نیازهای اولیه و اساسی جهان اسلام، بازگشت به اتحاد و اقتدار و وحدتی است که پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله برای بنیان نهادن آن زحمات طاقتفرسایی را متحمل شدند و فعالیتهای زیادی انجام دادند. در عصر کنونی، خود شخصیت خاتمالمرسلین، از اساسیترین و محورهایی اتحاد مسلمین میباشد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله) میفرماید:
«یکی از عواملی که میتواند در این زمینه (اتحاد بین ملتهای اسلامی) مرکز باشد، عبارت است از وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله.»(2)
«آنچه که همۀ مسلمانها از لحاظ فکر و اعتقاد وحدت و تفاهم، روی او اشتراک دارند، وجود مقدس پیامبرخاتم و نبی اکرم حضرت
محمد بن عبدلله صلی الله علیه و آله است. این نقطه را باید بزرگ شمرد.»(1)
خداوندی که توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همۀ دعاوی مبتنی بر فرقهگرایی، تفاخر و تعصب ورزیهای نامشروع و نامعقول را درهم شکست، در عصر کنونی میتواند توسط این رسول الهی دیوارهای تعصب، تفاخر و فرقهگرایی را در هم شکند و اتحاد و انسجام اسلامی را ایجاد کند.
پس خدا بر ما شریعت ختم کرد بر رسول ما رسالت ختم کرد
رونق از ما محفل ایام را او رسل ختم و ما اقوام را
خدمت ساقیگری با ما گذاشت داد ما را آخرین جامیکه داشت
قوم را سرمایه قوت از او حفظ سر وحدت ملت از او
حقتعالی نقش هر دعوی شکست تا ابد اسلام را شیرازه بست(2)
قبل از ورود به متن اصلی ذکر چند نکته الزامی است:
در این مجموعه، ترتیب احادیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بهحسب منابع فریقین است. در ابتدا احادیثی که در کتب فریقین آمده ذکر شده و سپس احادیثی که در کتب اهل تشیع و اهل تسنن آمده، مطرح گردیده است و در نهایت هم برخی از احادیث ائمه معصومین علیهم السلام را ذکر کردهایم.
برای هر حدیث شرحی کوتاه و مختصر آورده شده است.
در بین توضیحات، از اقوال برخی از متفکران و بزرگان اسلامی و منادیان وحدت و انسجام اسلامی استفاده شده است.
در پاورقی برخی از احادیث برای واژهای ناآشنا و نامأنوس و یا چند معنایی، توضیحاتی داده شده است.
در بعضی از پاورقیها احادیث مشابه ذکر شده است.
به امید آن روزی که پرچم اتحاد اسلامی در سراسر جهان برافراشته شود و مسلمان زیر این پرچم اتحاد کلمه توحید را جلوهای دوباره بخشنده.
اللهم صل علی محمّد واله محمّد وحلّنی بحلیة الصّالحین واَلبسنی زینة المتقین فی بسط العدل وکظم الغیظ واطفاء النّائرة وضمّ اهل الفرقة واصلاح ذات البین....(1)
ذی الحجه 1428
1) (1) دعاء مکارم الاخلاق، مفاتیح الجنان.
حدیث اول
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«یَا أیُّهَا النَّاسُ، ان ربَّکُم واحِدٌ وان ابَائَکُم واحِدٌ کلُّکُم لأدَم وأدَمُ من ترَابٍ ان اکرَمَکُم عندَ اللهِ اتقَاکُم ولَیسَ لعَرَبِیٍّ علی عجَمِیٍّ فَضلٌ الاَّ بالتَّقوَی؛(1)ای مردم! پروردگار شما یکی است، پدران شما یکی است. همه از آدمید و آدم از خاک است، کسی از شما نزد خدا گرامیتر است که پرهیزکارتر است. عرب بر عجم برتری ندارد مگر پرهیزکارتر باشد.»
در این حدیث، درون مایه اصلی وحدت و صمیمیت و اتحاد مسلمانان از هر قوم و نژاد و ملت را، تقوا دانسته شده است؛ چون هرچه ایمان، باور و عمل خالصتر شود، تقوای الهی نیز بیشتر میگردد، مهر و محبت افزایش مییابد، دلها بههم میپیوندند و به وحدت و صمیمیت و اتحاد میرسند. باید توجه داشته باشیم که ریشه اصلی تفرقه در جامعه اسلامی، بیتقوایی افراد است.
امام خمینی رحمه الله میفرماید: «... همین نژادبازی که اسلام قلم سرخ روی آن کشیده و مابین سیاه و سفید و مابین ترک و عرب و عجم هیچ فرقی نگذاشت و فقط میزان را تقوای واقعی قرار داد.(إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ) .»
از دیدگاه اسلام تعصبات نژادی و گرایشهای نامعقول و تند و افراطی نسبت به زبان و قوم و ملیت خویش، یکی از بزرگترین موانع اتحاد مسلمانان محسوب میشود.
1) (1) تحف العقول، ص 4؛ با اندکی تفاوت: معالم الحکومه 404؛ بلاغة الامام علی بن الحسین علیه السلام، ص 55، باب الخطب؛ با اندکی اختلاف جامع الاحادیث، ج 3، ح 7536، ص 100، حافظ جلال الدین عبد الرحمن السیوطی.
حدیث دوم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«أَلمُسلِمُونَ إِخوَةٌ لاَفَضلَ لأَحدٍ علی أَحَدٍ إَلَّا بالتَّقوَی؛(1)مسلمانان با هم برادرند و هیچکس بر دیگری برتری ندارد، جز به تقوا.»
اخوت و برادری، عاطفیترین و صمیمیترین نوع رابطهای است که بین مسلمانان وجود دارد و پیامبر خواسته تا به بهترین وجه مسلمانها را بههم پیوند دهد. قرآن نیز رمز وحدت مسلمانان را اخوت و برادری دانسته است.
رهبر معظم انقلاب میفرماید: «یکی از کارهایی که پیامبر، شاید در همان ماههای اول ورود به مدینه انجام دادند، ایجاد عقد اخوت بین مسلمانها بود؛ یعنی مسلمانها را باهم برادر کرد. اینکه میگوییم باهم برادر هستیم، در اسلام یک تعارف نیست؛ یعنی حقیقتاً مسلمین نسبت به یکدیگر دارای حق برادری هستند و نسبت به هم طلبکارند؛ همچنان که برادران نسبت به هم مدیون یکدیگر هستند و باید نسبت به هم حقوق متقابلی را عمل کنند؛ پیامبر، این را عملی کرد.»(2)
هدف نهایی فطرت و رمز مسلمانی.
جهانشمولی اخوت و فراوانی محبت است.(3)
1) (1) کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج 1، ص 149، علاءالدّین بن علی المتّقی الهندی، مؤسسه الرساله 1409 ه ق؛ نهج الفصاحه، ح 3112، ترجمه ابراهیم احمدیان، جامع الاحادیث، ج 7، ح 23538، ص 444.
2) (2) 1368/7/28. به نقل از منشور اتحاد ملی و انسجام اسلامی؛ علیاکبر سبزیان، ص 158، 159.
3) (3) سونیش دینار (دیدگاههای علامه اقبال)؛ محمد بقایی ماکان، ص 52.
حدیث سوم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«أَلمُؤمِنُ للمُؤمِنِ کَالبُنیَانِ المَرصُوصِ یشُدُّ بعضُهُ بعضًا؛(1)مؤمن نسبت به مؤمن مانند بنای استواری است که اجزای آن، یکدیگر را استحکام میبخشند.»
در این مثال بر وحدت مسلمین تأکید شده است. همانگونه ساختمان محکم از اجزای مختلف و متفاوت بهوجود آمده، هدف واحدی را دنبال میکند، مؤمنین و مسلمانانی که از اقوام، نژادها و سرزمینهای مختلف هستند، هدف واحدی دارند که همان اعتلای کلمه توحید میباشد، میتوان گفت که پیامبر صلی الله علیه و آله میخواهد مسلمانان در همه امور با یکدیگر مشارکت و معاونت نمایند تا در سایه این مشارکت و همکاری دین و ایمان خود را حفظ کنند و نگذارند اجانب بر آنان تسلط پیدا کنند.
حدیث چهارم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«خَیرُ المُؤمِنِینَ من کَانَ مألَفَةً للمُؤمِنِینَ ولاَ خیرَ فِیمَن لاَیَألَفُ ولاَیُؤلَفُ؛(2)بهترین مؤمنان، کسی است که محور الفت مؤمنان باشد، کسی که انس نگیرد و با دیگران مأنوس نشود خیری ندارد.»
شکی نیست که محبت و دوستی یکی از عوامل و رموز اتحاد و انسجام دلهاست. جامعهای که مهر و مودت و دوستی در آن حاکم باشد، از هر نوع اختلاف و فساد باز میماند. محبت نه فقط فرد را به تعالی میرساند بلکه ضامن سلامتی و پیشرفت جامعه و ملت نیز میباشد. پیامبر نه تنها از مؤمنین و مسلمانان خواستار محبت و دوستی با یکدیگر است، بلکه تأکید دارد که محور محبت و الفت دیگران قرار بگیرید تا هر یک از شما بتواند همبستگی نسبت به یکدیگر را حفظ نماید.
حدیث پنجم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«مَا کَانَ اللهُ لیَجمَعَ هذِهِ الأُمَةَ علی الضَّلاَلَةِ أَبَدًا، ویَدُ اللهِ علی الجَمَاعَةِ... فَعَلَیکُم بسَوادِ الأَعظَمِ، فَإِنَّهُ من شذَّ شذَّ فِی النَّارِ؛(1)خداوند هیچگاه اجتماع این امت را بر گمراهی و ضلالت قرار نداده است که دست خدا با جماعت است... پس به جمعیّت عظیم مسلمانان بپیوندید؛ همانا انسان تنها، بهرهاش آتش است.»
تأکید بر چنگ زدن به اجتماع مسلمین و امداد الهی برای جماعت مسلمین، نشان از اهمیت اتحاد اسلامی و انسجام مسلمانان دارد.
امام خمینی رحمه الله میفرماید: «باید همه دست به هم بدهند» هر کسی به مقداری که قدرت دارد، خیال نکند یک نفر است - وقتی پهلویش نفرها واقع شد همچون قطرههای متصل سیل میشود و چون سیلها با
1) (1) السنة لإبن أبی عاصم، ج 1، ح 68، ص 90؛ با اندکی تفاوت نهجالفصاحه، 3211، ص 88.
هم متحد شدند دریا درست میشود. جماعت وقتی که باهم شد پشتیبانشان خدای تبارک و تعالی است: «یَدُ اللهِ معَ الجَمَاعَةِ».(1)
اقبال لاهوری میگوید:
حرز جان کن گفته خیر البشر هست شیطان از جماعت دورتر(2)
حدیث ششم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«أَلجَمَاعَةُ رحمَةٌ والفُرقَةُ عذَابٌ؛(3)جماعت وحدت، مایه رحمت و تفرقه موجب عذاب است.»
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همانند کتاب خدا، وحدت و انسجام مسلمانان را مایه رحمت شمرده و حتی مؤمنین را منشأ رحمت دانسته و لذا جدایی و تفرقه بین آنها را جز عذاب و ذلت چیزی نمیداند. مسلمان به هر اندازهای که به جماعت و وحدت مسلمین پیوند داشته باشد، به همان اندازه استقلال و استحکام خواهد داشت، ولی دوری از این جماعت باعث نکبت و خواری او میگردد.
اقبال لاهوری اشاره ظریفی در بیانات خویش به رحمت بودن وحدت مسلمین را دارد و چنین میسُراید:
فرد را ربط جماعت رحمت است جوهر او را کمال از ملت است
تا توانی با جماعت یار باش رونق هنگامه احرار باش(4)
حدیث هفتم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«مَن فَارَقَ الجَمَاعَةَ شبرًا خلَعَ اللهُ ربقَةَ(1)الإِسلَامِ من عنُقِهِ؛(2)هر کس یک وجب از جامعه مسلمین دور شود، خداوند رشته مسلمانی را از گردن او باز کند.»
در این حدیث اشاره به وحدت ستیزی شده و پیامبراکرم صلی الله علیه و آله حتی یک وجب گسستگی و دوری از جماعت مسلمانان را مساوی با گسستگی از اسلام دانسته است؛ یعنی مسلمان بودن مقید به اتحاد و انسجام با مسلمانان شده، لذا کسی که در پی اختلاف باشد از چارچوب اسلام خارج گشته است.
حدیث هشتم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«بُنِی الاِسلاَمُ علی خمسَة: علی ان یوَحَّدَ الله واَقاَمَ الصَّلاَة واَیتَاءَ الزَّکَاة وصیامَ رمضَانَ والحَجِّ؛(3)اسلام بر پنج پایه نهاده شده است: توحید و یکی دانستن خدا، برپاداشتن نماز، پرداختن زکات، روزه ماه مبارک رمضان و حج بیتالحرام.»
1) (1) الرّبْقة: در واقع نام حلقهای است در ریسمان که در گردن یا پای حیوان میبندند برای نگهداری او، پس اینجا بهعنوان استعاره برای اسلام آمده است، یعنی مسلمان توسط حلقههای اسلام جان و ایمان خویش را مراقبت می کند که عبارتند از: حدود، احکام، امر و نهیهای آن. السنه لإبن أبی عاصم، ج 2، ص 421.
2) (2) کافی، ج 1، ص 404، محمد بن یعقوب کلینی، نهج الفصاحه 2769؛ السنة لابن ابیعاصم، ج 2، ص 421، با اضافه چند کلمه و بحارالانوار، ج 27، ص 67 و 73، محمد باقر مجلسی.
3) (3) صحیح مسلم؛ ج 1، ص 45، در کتب شیعهای بهجای کلمه توحید، لفظ ولایت اهلبیت علیهم السلام ذکر شده است نگاه کنید! امالی، شیخ مفید؛ 353.
در این حدیث مبارک به نمادهای اساسی و بنیادی اتحاد و انسجام اسلامی اشاره شده است: توحید، نماز، زکات، روزه، حج و یا به عبارتی ولایت ائمه، همه اینها سمبل و نماد وحدتند. اعتقاد موحدانه، برپایی نماز (بالأخص نماز با جماعت)، پرداخت زکات برای برطرف ساختن نیازهای مسلمانان، روزه گرفتن در یکماه و در همهجای جهان، اجتماع عظیمالشأن حج در زمان و مکان معین، ارادت مسلمانان به اهلبیت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله، همه در راستای اتحاد مسلمانان است. امام خمینی رحمه الله میفرماید: «وحدت کلمه، در زیر لوای توحید قابل جمع است.»
رهبر معظم انقلاب نیز میفرماید: «جایجای حج، مظهر اتحاد و انسجام اهل قبله و رنگ باختنِ تفاوتهای طبیعی و اعتباری و برجسته شدن وحدت و برادری حقیقی و ایمانی آنهاست.»(1)
شهید مطهری رحمه الله درباره این نماد وحدت میفرماید: «حج، رمز ریختن و شکستن تعیّنها و غلافها و حصارهای خیالی و اعتباری است. همه دور یک خانه طواف کردن، رمز هدف واحد، فکر واحد و ایده واحد است.»(2)
قوم را ربط و نظام از مرکزی روزگارش را دوام از مرکزی
راز دارد راز ما بیتالحرام سوز ما هم ساز ما بیتالحرام(3)
حدیث نهم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«مَن فَارَقَ الجَمَاعَةَ ماتَ میتَةً جاهِلِیَّةً؛(4)
هرکس از گروه «مسلمانان» جدا شود بر مرگ جاهلیت بمیرد.»
تفرقه، یعنی جهالت و گمراهی. آری؛ کسی که همراه جماعت مسلمانان نباشد نمیتواند شناخت خوبی نسبت به رفتار و سلوک فردی و اجتماعی آنان داشته باشد ازاینرو همیشه در جهالت و گمراهی خواهد ماند و هیچگاه به حقیقت و واقعیت دست پیدا نخواهد کرد. رسیدن مرگ نیز در چنین حالتی، جز مرگ جاهلیت چیز دیگری نیست. در مقابل اگر انسان با جماعت باشد و رفتار، کردار و اعتقادات یکدیگر را بشناسد، میتواند به حقیقت برسد و مرگ او نیز عالمانه خواهد بود.
حدیث دهم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«اَلْمُسْلِمُونَ کَالرَّجُلِ الْواحِدِ اذا اشْتَکی عضْوٌ منْ اعْضائهِ تداعی لهُ سائِر جسَدِهِ؛(1)مسلمانان نسبت به همدیگر همچون یک مرد هستند که هرگاه عضوی از اعضای او دردمند شود، اعضای دیگر او نیز احساس درد میکنند.»
وحدت و همبستگی جامعه مسلمانان، به وحدت و همبستگی اعضای انسان تشبیه شده است.
شهید مطهری رحمه الله در توضیح این حدیث مبارک میفرماید: «یکی از
1) (1) کنزالعمّال، ح 759؛ با اندکی تفاوت در جامع الاحادیث، ح 23470، 23471، 23457، ص 433 و 435؛ و نهج الفصاحه، ح 1139 و ح 3106، ص 527 و 530.مضمونی مشابه این حدیث در کتب دیگر مانند: صحیح بخاری؛ ص 37، مسند احمد بن حنبل؛ ج 4, ص 27. این چنین آمده است: «مَثَل الْمُؤمنِینَ فِی توَادهِم وترَاحُمِهِم وتعَاطُفِهِم کَمَثَلِ الجَسَدِ الْواحِدِ اذا اشْتَکی منهُ عضْوٌ تداعی لهُ سائِرَ الجَسَدِ بالسَهَرِ والحِمی». به نقل از: تأملی بر مسئله وحدت از دیرباز تا دیروز؛ محمد حسین امیر اردوش، ص 19.
علائم حیات جامعه این است که همبستگی میان افرادش بیشتر است. خاصیت مردگی، متلاشی شدن و متفرق شدن و جدا شدن اعضای آن از یکدیگر است. خاصیت اجتماع نیز همبستگی و پیوستگی بیشتر اعضا و جوارح آن اجتماع است.»(1)
سعدی این حدیث را در قالب شعر بدینگونه میسراید:
بنیآدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چون عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
حدیث یازدهم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«الْمُسْلِمُ منْ سلِمَ الْمُسْلِمُونَ منْ لسَانِهِ ویَدِهِ والْمُؤمن منْ أمنه الناس علی دمائَهم واموالهم؛(2)مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبانش در امانند و مؤمن کسی است که مردم او را بر جان و مال خویش امین بدانند.»
این حدیث بیانگر اثرات وحدت و همبستگی - که بر اثر تعلیمات اسلامی، یک فرد مسلمان و مؤمن در پی سلامتی دیگر مسلمانان میباشد - و نیز، بیانگر رفتار اجتماعی مسالمتآمیز یک فرد مؤمن و مسلمان در سطح کلان جامعه مسلمین است که اثر این رفتار در بین مسلمانان، وحدت، همدلی و اعتماد به یکدیگر خواهد بود.
1) (1) مرتضی مطهری، احیاء تفکر اسلامی؛ ص 22.
2) (2) جامع الاحادیث، ج 7، ح 23526، ص 444؛ صحیح بخاری، ج 1، ص 15 و ج 1، ص 128؛ صحیح مسلم، ج 1، ح 5006، ص 1145؛ سنن الترمذی جزء 9، ح 2551، ص 215؛ سنن النسائی، ح 5006، ص 1145؛ مسند احمد، جزء 17، ح 8575، ص 117 و جزء 48، ح 22841، ص 426، 79، 133، 197 و ج 18 ص 117؛ با اندکی تفاوت در نهج الفصاحه، ح 2166، ص 70؛ معانی الاخبار 239.
اقبال لاهوری درباره همزیستی مسالمتآمیز میگوید: معنای همزیستی مسالمت این است که به کسی نگوییم خط و ربطت باطل است. اختلاف نباید سبب شود سر یکدیگر را بشکنیم.(1)
فطرت مسلم سراپا شفقت است درجهان دستوزبانش رحمت است(2)
حدیث دوازدهم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«سِبَابُ الْمُسْلِمِ فُسُوقٌ وقِتَالُهُ کُفْرٌ؛(3)دشنام دادن به مسلمان فسق است و کشتن وی مساوی است با کفر.»
یکی از اسباب اختلاف که در جامعه اسلامی مشاهده میگردد دشنام و تکفیر بعضی از گروههای مسلمین نسبت به یکدیگر است. برای ایجاد وحدت، پرهیز از این کارهای زشت واجب است. تکفیر و دشنام، افراد و گروههای مسلمان را به انزوا میکشاند و خشم و تعصب را شعلهورتر میکند. مسلمانان باید به این حدیث پیامبر توجه کامل داشته باشند. بعضی کشتن برخی مسلمانان را مباح دانستند و آن را امری پسندیده
1) (1) سونش دیدار؛ م. ب. ماکان، ص 304.
2) (2) رموز بیخودی؛ ص 267.
3) (3) صحیح بخاری، جزء 1، ح 46، ص 84 و جزء 18، ح 5584، ص 475 و جزء 21، ح 6549، ص 467؛ صحیح مسلم، جزء 1، ح 97، 202؛ سنن الترمذی جزء 7، ح 1906، ص 255 و جزء 9، ح 2558، ص 225؛ سنن النسائی، ح 4110 تا 4119، ص 980 تا 981؛ سنن ابن ماجه جزء 1، ح 68 ص 78 و جزء 11، ح 3929 تا 3931، ص 427 تا 429؛ مسند احمد، جزء 3، ح 1455، ص 465 وجزء 7، ح 3465، ص 500 و جزء 8، ح 3708، ص 243 و ح 3910، ص 451 و جزء 9، ح 4041، ص 71؛ الکافی، ج 2، ص 359؛ وسائل الشیعه، ج 12، ص 280؛ بحار الانوار، ج 71، ص 246، و ج 72، ص 148 و 150؛ با اندکی تفاوت نهجالفصاحة، ح 2240.
میدانند غافل از اینکه طبق این حدیث، آنها خودشان کافرند و مرتکب گناه عظیمی شدهاند.
حدیث سیزدهم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«لِلْمُسْلِمِ علَی الْمُسْلِمِ ستٌّ بالْمَعْرُوفِ یسَلِّمُ علَیْهِ إِذَا لقِیَهُ ویُجِیبُهُ إِذَا دعَاهُ ویُشَمِّتُهُ إِذَا عطَسَ ویَعُودُهُ إِذَا مرِضَ ویَتْبَعُ جنَازَتَهُ إِذَا ماتَ ویُحِبُّ لهُ ما یحِبُّ لنَفْسِهِ؛(1)مسلمان را بر مسلمان شش حق است: وقتی او را میبیند سلامش میگوید و چون دعوتش میکند میپذیرد و چون عطسه میزند، خدا را برایش سپاس میگوید و چون بیمار میشود، عیادتش میکند و چون میمیرد جنازهاش را تشییع میکند و آنچه برای خویش میپسندد برای او هم میپسندد.»
در این حدیث به برخی از رفتارهای اجتماعی همچون سلام کردن، عیادت، اجابت دعوت مسلمان، شرکت در تشییع جنازه و... اشاره شده است که یک فرد مسلمان باید در روابط اجتماعی با دیگران به این نوع رفتار توجه داشته باشد چون این اعمال باعث صمیمت و مودت در سطح جامعه میشوند همبستگی میان مسلمانان میشود.
1) (1) سنن الترمذی، ج 9 ص 386؛ صحیح مسلم، جزء 11، ح 4032، ص 127؛ سنن ابن ماجه، ج 4، ح 1423، ص 362؛ مسند احمد، جزء 2، ح 636، ص 142 و جزء 18، ح 8490، ص 132؛ جزء 19، ح 8973، ص 16. (در کتب مذکور در برخی از احادیث به پنج و برخی دیگر به چهار حقوق اشاره شده است.) با اندکی تفاوت نهجالفصاحة، ح 1392 و 2272، ص 194.
حدیث چهاردهم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«لَاتَحَاسَدُوا ولَاتَنَاجَشُوا ولَا تبَاغَضُوا ولَا تدَابَرُوا ولَا یبِعْ بعْضُکُمْ علَی بیْعِ(1)بَعْضٍ وکُونُوا عبَادَ اللَّهِ إِخْوَانًا الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ لا یظْلِمُهُ ولَا یخْذُلُهُ(2)ولَا یحْقِرُهُ...؛(3)حسودی مکنید و در معامله همدیگر پا مگذارید و دشمنی مکنید و به هم پشت مکنید و در معاملات با هم دیگر خصومت مکنید. ای بندگان خدا! با هم برادر باشید. مسلمان برادر مسلمان است به او ظلم نمیکند و او را تنها و بییاور نمیگذارد؛ یعنی اگر احتیاج به کمک داشته باشد به او کمک میکند و او را تحقیر نمیکند.»
حسد، کینه، تجسس، دخالت بیجا و... عواملی هستند که آتش تفرقه را شعلهور میکند، لذا پیامبر تأکید دارد که باید از این مسائل پرهیز نمود.
رهبر معظم انقلاب میفرماید: «مردمی که در بین خود دچار حسد باشند، دچار بدخواهی یکدیگر باشند، دچار حیلهگری با یکدیگر باشند، دچار حرص به دنیا و غل نسبت به مال دنیا باشند و دچار کینهورزی با یکدیگر باشند، در این جامعه حتی اگر قانون هم بهطور دقیق عملی شود، سعادت در این جامعه نیست... این جامعه بشری مطلوب نیست، جامعهای
1) (1) یقال باع فلان علی بیع فلان: این یک ضربالمثل قدیمی عرب است که برای مردی بهکار میبرند که با صاحبش بر سر چیزی خصومت می کند و او از روی نیرنگ می خواهد او را مغلوب نماید وقتی آن چیزی را با مهارت بهدست میآورد میگویند: باع فلان علی بیع فلان. لسان العرب؛ ج 8, ص 36.
2) (2) . خذل: بمعنی ترک معونت و اعانت میباشد. همان.
3) (3) . صحیح مسلم، جزء 12، ح 4650، ص 426؛ سنن الترمذی، ج 7، ص 166؛ مسند احمد، جزء 15، ح 7403، ص 443، موطا مالک، ج 5، ص 396، مالک بن انس، با اندکی تفاوت نهج الفصاحه، 2442 و 2436، ص 70
که انسان در آن احساس ناامنی کند، احساس کند که به او حسد میورزند و نسبت به او بد دلی و کینهورزی میکنند، برای او تؤطئه میچینند و نسبت به او و دارایی او حرص میورزند، راحتی در این جامعه نیست.(1)
حدیث پانزدهم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«... کُلُّ الْمُسْلِمِ علَی الْمُسْلِمِ حرَامٌ دمُهُ ومَالُهُ وعِرْضُهُ حسْبُ امْرِئٍ منْ الشَّرِّ أن یحْقِرَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ؛(2)همهچیز مسلمان بر مسلمان حرام است؛ خونش، مالش، آبرویش. برای مرد همین شر بس است که برادر مسلمان خویش را تحقیر کند.»
بسیاری از فقهای اسلامی این روایت را زیربنای روابط اجتماعی و حقوقی میدانند و معتقدند: از آنجا که این روایت شامل سه حوزه مال، آبرو و جان مسلمانان میباشد، نقش پایهای در تأمین حقوق هر انسان مسلمان پیدا میکند و همه عرصههای حقوقی مربوط به فرد را دربر میگیرد. احترام به مال و آبرو و جان مسلمان مسئله بنیادی اسلام است و احترام گذاشتن صرفاً یک عدم تعرض محدود نیست؛ بلکه رابطهای برخوردار از سطحی عالی، یک تعامل مبتنی بر اصل کرامت انسانی و اسلامی و یک عامل شکلدهنده نظم جامعه اسلامی است. بنابراین جامعهای که بر پایه احترام متقابل و نبود تعرض مستقیم و غیر مستقیم به حقوق دیگران شکل گرفته باشد، جامعهای متحد، منسجم و خالی از هر نوع اختلاف و تفرقه است.
حدیث شانزدهم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«الْمُسْلِمُ إِذَا کَانَ مخَالِطًا النَّاسَ ویَصْبِرُ علَی أَذَاهُمْ خیْرٌ منْ الْمُسْلِمِ الَّذِی لا یخَالِطُ النَّاسَ ولَا یصْبِرُ علَی أَذَاهُمْ؛(1)مسلمانی که با مردم بیامیزد و بر آزارشان شکیبایی کند، بهتر است از مسلمانی که با مردم نیامیزد و بر آزارشان شکیبایی نکند.»
این حدیث بر اختلاط و اجتماع مسلمانان تأکید فراوان دارد، بهگونهای که حتی باعث اذیت و آزار برخی افراد نباید صحنه اجتماع مسلمین را ترک کرد بلکه باید با جماعت مسلمین متحد شد. البته این بدان معنا نیست که در رذایل اخلاقی و ناهنجاریهای اجتماعی با آنها شریک باشیم، بلکه مراد از اجتماع و جماعت مسلمانان همانطور که در برخی از کتبهای فریقین آمده است جماعت اهل حق است.
حدیث هفدهم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«لَا یؤْمِنُ أَحَدُکُمْ حتَّی یحِبَّ لأَخِیهِ ما یحِبُّ لنَفْسِهِ؛(2)هیچیک از شما مؤمن (واقعی) نمیشود تا موقعی که آنچه برای خویش دوست دارد برای برادر (مسلمان) هم دوست داشته باشد.»
دوست داشتن، یکی دیگر از عوامل اتحاد و همدلی محسوب میشود. پیامبر در این گفتار بر آن است تا ایمان واقعی مردم را در پی
دوست داشتن یکدیگر و خواستههای یکدیگر ارزیابی نماید. وقتی خواستهها یکی شوند دیگر جایی برای تفرقه نخواهد بود، بلکه همبستگی کامل برفرد و جامعه مسلمانان حاکم خواهد گشت.
حدیث هجدهم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«ثَلَاثٌ لا یغِلُّ علَیْهِنَّ قلْبُ امْرِئٍ مسْلِمٍ إِخْلَاصُ الْعَمَلِ للَّهِ والنَّصِیحَةُ لأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِینَ واللُّزُومُ لجَمَاعَتِهِمْ؛(1)سه خصلت است که دل هیچ فرد مسلمانی به آن خیانت نکند: خالص نمودن عمل برای خدا خیرخواهی پیشوایان مسلمین، همراه بودن با جماعت مسلمین.»
در این حدیث به راهکارهای اساسی اتحاد اسلامی اشاره شده است؛ خلوص عمل، که جوهر عبادت و کارهای مسلمانان باید باشد؛ و خیرخواهی پیشوایان، که محور اتحاد هستند و اتحاد جز در سایه اطاعت و فرمانبری از آنها میسر نیست و سوم، همراه بودن با جماعت مسلمانان، که به معنای جدا نشدن و اختلاف و پراکندگی ایجاد نکردن در بین مسلمانان میباشد.
حدیث نوزدهم
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«اَلْمُسْلِمُونَ یدٌ علی منْسواهُم تتَکَافَا دمَاؤُهُم؛(2)مسلمانان، یک دست (یکپارچه همچون یکدست نیرومند) نسبت به
بیگانگان هستند و خونشان برابر است.»
این گفتار در واقع، بخشی از قدرت و عظمت مسلمین را نشان میدهد که مسلمانان میتواند با اتحاد و یکپارچگی در مقابل تجاوز بیگانگان صفآرایی کنند. امام خمینی رحمه الله در توضیح این حدیث مبارک میفرماید: «حتی تعبیر دو دست نفرمودند و باید شما اجتماع و وحدتتان را بهجایی برسانید که بین خودتان جدایی نبینید و این دستور اسلامی است که با یکدیگر برادر باشید که هیچ قدرتی نتواند بر شما چیره شود.»(1)
حدیث بیستم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
«اَلمُومِنُونَ هیِّنَونَ لیِّنُونَ کالجَمَلِ الالِفِ ان قیدَ انقَادَ واِذَا انیخَ علی صخرَةٍ استِناخَ؛(2)مؤمنان آسانگیر و نرمند؛ همچون اشتر دستآموز که اگر ریسمانش را بکشند، میرود و اگر بر سنگی بخوابانش میخوابد.»
آسانگیری و نرمش، دو عامل اصلی در تفاهمات اجتماعی، فرهنگی و... مستوجب بقا و پیشرفت یک قوم و ملت است. اگر روح تسامح و نرمش، بر روابط فردی و اجتماعی یک ملت حاکم گردد اختلاف در سطح جامعه بهوجود نخواهد آمد. اینها از عوامل تضمینکننده همدلی و همبستگی مسلمانان است.
حدیث بیستویکم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«أَلاَ ان فِی التَّبَاغُضِ الحَالِقَهَ(1)لاَ أَعنِی حالِقَهُ الشِّعرِ ولکِن حالِقَهُ الدِّینِ(2)؛ آگاه باشید که در دشمنیها، ستردن و تراشیدن نهفته است، اما نه تراشیدن مو، بلکه ستردن دین.»
دشمنی با یکدیگر باعث تضعیف نیرو و قدرت مسلمان میشود؛ در نتیجه، دین و عظمت آنکه جز در سایه اتحاد و همبستگی مسلمان بقا و دوام نمییابد، از بین خواهد رفت. باید از کینه و دشمنی بهطور جدی پرهیز کنم تا بتوانیم عظمت و قدرت اسلام و مسلمانان را در سطح وسیعی حفظ نماییم. در غیر اینصورت سرنوشت اسلام و مسلمانان مانند عصرکنونی خواهد بود که مشاهده میکنیم در حال حاضر کینهتوزیها و دشمنیهای بیمورد و غیرمعقول، بسیاری از ملتها و کشورهای اسلامی، عظمت و قدرت خویش را از دست دادهاند و اجانب بر آنان مسلط شدهاند.
حدیث بیستودوم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«إِستَوُوا ولاَ تختَلِفُوا فَتَختَلِف قلُوبُکُم؛(3)با
1) (1) الحالقه: مراد ازحالقه قطع رحم و ظلم به یکدیگر هم میباشد. لسانالعرب: ج 10، ص 66.
2) (2) کافی، جلد 2، ص 346. با اندکی تفاوت در منابع گوناگون اهل سنت هم به همین مضمون روایت آمده است از جمله این دو حدیث را ملاحظه فرمایید!«اَلَا اخبِرَکُم باَفضَلِ من درَجةِ الصَّلَاةِ والصِّیَامِ والصَّدَقةِ؟ قالُوا: بلی، قالَ: اصلاَح ذَات البَینِ، قالَ: وفَسَادُ ذَاتُ البَینِ هی الحَالِقَةُ، ولاَ اقُولُ تحلَقُ الشِّعرِ ولکِن تحلَقُ الدِّینِ.» تفسیر ابن کثیر، ج 2 و 3، ص 412 و 90. «دَبَّ الَیکُم داءُ الاُمَمِ قبلَکُم الحَسَدُ والبَغضَاءُ والبَغضَاءُ هی الحَالِقَةُ، حالِقَةُ الدِّینِ لاَ حالِقَةُ الشِّعرِ...» مسند احمد، ج 3، ص 347.
3) (3) نهجالفصاحة، ح 288 و با اندکی تفاوت، ح 289، ص 88، کنزالعمال، حدیث 895.
یکدیگر برابر باشید و دگرگون مشوید که دلهایتان دگرگون میشود.»
برابری و مساوات نکته قوت اتحاد و وحدت ملتهاست مسلمانان باید این محور را حفظ نمایند و از اختلافات پرهیز کنند؛ چون تفرقه مایه اختلاف قلب - که محور کارهای یک انسان است - میشود. لذا نباید به کارهایی دست زد که منجر به دگرگونی قلبها گردد.
حدیث بیست سوم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«لیَسَ منَّا من دعَا إلی عصَبِیَّةٍ،(1)ولیَسَ منَّا من قاتَلَ علی عصَبِیَّةٍ ولیَسَ منَّا من ماتَ علی عصَبِیَّةٍ؛(2)کسی که برای تعصب و عصبیت دعوت کند از ما نیست و کسی که برای تعصب بجنگد از ما نیست و کسی که بر عصبیت بمیرد از ما نیست.»
در این حدیث، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یکی از زشتترین خصلتها که تعصب بیجا و باطل است را مورد مذمت شدید قرار میدهد. ایشان دعوت به عصبیت و جنگیدن برای آن و مردن در حالت عصیبت را، خروج از دایره اتحاد و اسلام دانسته؛ زیرا تعصبورزی بیجا عمدهترین عامل اختلاف میان مسلمانان میباشد.
امام خمینی رحمه الله میفرماید: «عصبیت، یکی از اخلاق باطنه نفسانیه است که آثار آن مداخله کردن و حمایت نمودن از خویشاوندان و مطلق
1) (1) عصبیّة: یعنی دفاع از خویشاوندان و گروه چه ظالم باشد چه مظلوم. کتاب العین؛ ج 2، ص 367.
2) (2) سنن ابی داود، 5121. وباتوضیحات بیشتر در مسند ابن راهویه، جزء 1، ص 92، مثل همین حدیث در کتب شیعه با مضمون دیگری آمده است. «من تعَصَّبَ وتعُصِّبَ له فَقَدَ خلَعَ ربقَةَ الاِیمَانِ من عنقِه». اصول کافی، ج 2، ص 308.
متعلقان است، چه تعلق دینی و مذهبی و مسلکی باشد، یا تعلق وطنی و آب و خاکی و غیر آن، که منشأ بسیاری از مفاسد اخلاقی است و خود آن فینفسه مذموم است، گرچه برای حق با امر دینی باشد و منظور اظهار حق نباشد بلکه منظور غلبه خود با هم مسلک خود یا بستگان خود باشد.»(1)
حدیث بیستوچهارم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«مَن یضمِنُ لی خمسَة اضمِنُ له الجَنَة: النَّصِیحَة لله عزَّوَجَلَّ، والنَّصِیحَة لرَسُولِه، والنَّصِیحَة لکِتَابِ الله، والنَّصِیحَة لدِین، والنَّصِیحَة لجَمَاعَةِ المُسلِمِینِ؛(2)هرکس پنجچیز را برای من ضمانت کند من نیز در عوض بهشت را برایش تضمین مینماییم: خیرخواهی برای خدا، خیرخواهی برای پیامبرش، خیرخواهی برای کتاب خدا، خیرخواهی برای دین اسلام، خیرخواهی برای جماعت مسلمین.»
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این گفتار وحدتآمیز خویش، خواستار خیرخواهی برای جماعت مسلمین هستند و در عوض آن بهشت را تضمین مینمایند. اهمیت خیرخواهی برای اتحاد مسلمین با توجه به سیاق گفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بیشتر روشن میگردد؛ چون جماعت مسلمین را همردیف خدا، پیامبر، قرآن و اسلام قرار داده است و از اینجا معلوم میشود که مسئله وحدت مسلمانان یک مسئله توحیدی
1) (1) امام خمینی، چهل حدیث، ص 125 و 126.
2) (2) مشکاةالانوار 310. علی بن حسن طبرسی، مشابه این حدیث در کتب اهلسنت آمده است از جمله... هنگامیکه شخصی معنی (الدِّینُ النَّصِیحَةُ) را از پیامبر گرامی اسلام| میپرسد و ایشان میفرماید: «مراد از آن خیر خواهی خدا، و برای کتاب خدا، و برای پیامبر خدا، و برای رهبران مسلمین و عامه مسلمین میباشد». صحیح مسلم، ح 55، ص 55.
است. به نظر میرسد جمله ارزشمند شیخ کاشف الغطاء: «بنیالاسلام علی کلمتین؛ کلم التوحید وتوحید الکلمه» ناظر به همین بیان باشد.
حدیث بیستوپنجم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«أَنتُم اهلَ البَیتَ» أَهلُ اللهِ عزَّوَجَلَّ الَّذِینَ بهم تمَتِ النَّعمَةَ وإِجتَمَعَت الفُرقَةَ وائتَلَفَت الکَلِمَةَ؛(1)شما اهلبیت، اهلالله هستید که به برکت شما، نعمت کامل گشته و پراکندگی برطرف شده و اتحاد کلمه پدید آمده است.»
اتحاد و انسجام مسلمانان بر محور اهلبیت علیهم السلام امری ممکن و پسندیده است و همه مسلمانان جهان عظمت آن بزرگواران و نقش آنان در ترویج و تبیین دین مبین اسلام را قبول دارند؛ رفتار و گفتارشان میتواند الگو و نمونهای مناسب برای مسلمانان باشد.
مقام معظم رهبری در این خصوص میفرماید: امیرالمؤمنین علیه السلام محور وحدت است. همۀ دنیای اسلام در مقابل امیرالمؤمنین خاضعند و عامه دنیای اسلام امیرالمؤمنین علیه السلام را تجلیل میکنند... درباره او اشعار مدحآمیز دارند، نه فقط درباره امیرالمؤمنین بلکه درباره همه یا اغلب ائمه معصومین علیهم السلام اینها خاضعند.(2)
حدیث بیستوششم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«ثَلاَثَةٌ لاتَسأَل عنهُم: رَجُلٌ فَارَقَ الجَمَاعَةَ
وعصَی إِمَامَهُ وماتَ عاصِیَاوَ أَمَةٌ او عبدٌ ابقَ من سیِّدِهِ فَمَاتَ. وَ امرَأَةٌ غَابَ عنهَا زَوجُهَا وقد کَفَاهَا مؤُونَةُ الدُّنیَا فَتَبَرَّجَت بعدَهُ، فَلاَتَسأَل عنهُم؛(1)از سه کس مپرس: 1. مردی که از جماعت مسلمین دوری گزیند و امام خود را نافرمانی کند و در آن حال بمیرد. 2. کنیز یا بندهای که در حال گریز از آقای خود بمیرد. 3. زنی که شوهرش از او دور باشد و مخارج او را بپردازد و در غیبت شوهرش، آرایش و خودنمایی کند، از اینها مپرس.»
اگرچه در این حدیث شاهد مثال همان مورد اول است، ولی هر سه مورد نوعی دوری از همبستگی و عقوبت آن را بیان میدارد. از دیدگاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کسی که از جماعت مسلمانان فاصله گرفته و نیز از امام مسلمین که محور اتحاد و انسجام است، نافرمانی کرده باشد، نباید دربارهاش نگرانی بد، خرج داد چون چنین کسی عصیان نموده است و اگر بمیرد عاصی خواهد مرد.
حدیث بیستوهفتم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«مَن اصبَحَ ولَا یهتَمَّ بأَمُورِ المُسلِمِینَ فَلَیسَ منهُم. من سمِعَ رجُلاً ینَادِی یا للمُسلِمِین فَلَم یجِبهُ فَلَیسَ بمُسلِمٍ؛(2)هرکس روز خویش را آغاز کند و به کارهای مسلمانان اهمیتی، مسلمان نیست و هرکس بشنود که کسی مسلمانی را به کمک فرا میخواند، ولی پاسخش ندهد، مسلمان نیست.»
اهتمام ورزیدن به کارهای مسلمانان، همبستگی و وحدت را در پی خواهد داشت. تأکید پیامبر صلی الله علیه و آله نیز به همین علّت است؛ چون مسلمان وقتی مسلمان است که به فکر امور و کارهای دیگر مسلمانان باشد. به گفته شهید مطهری رحمه الله مسلمان شرط مسلمانیاش، همدردی و همدلی است.(1)
حدیث بیستوهشتم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«لَاتَرَوَّعُوا المُسلِمَ فَإِنَّ روعَةَ المُسلِمِ ظلمٌ عظِیمٌ؛(2)مسلمان را مترسانید او ستمی است بزرگ.»
یکی از موانع اتحاد و انسجام مسلمانان ایجاد رعب و وحشت و ترس در دلهای مسلمانان است. با ترجمه به اهمیت امر اتحاد از دیدگاه پیامبر ایشان ترساندن مسلمان را مساوی با ظلمی بزرگی دانسته است. این ترس همه انواع آن را دربر میگیرد چه از حیث جان، مال، آبرو، پیشرفت و... چه از حیث دائره و محدوده آن.
حدیث بیستونهم: اطاعت، مساوی با وحدت
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«إِسمَعُوا وأَطِیعُوا لمَن ولَاهَ اللهُ الأَمرُ، فَإِنَّهُ نظَامُ الإِسلَامِ؛(3)به فرمان حاکمان الهی گوش فرا دهید و از آنها اطاعت کنید؛
زیرا اطاعت از رهبری مایه وحدت امت اسلام است.»
در این حدیث به نظام و وحدت امت اسلامی اشاره شده که جز در سایه اطاعت و پیروی از حاکمان اسلامی میسر نیست؛ چون رهبریت و
حاکمیت اسلامی نقش محوری در اتحاد اسلامی دارند. لذا اطاعت از آنها بر امت اسلامی واجب.
حدیث سیام
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«اَلْمُؤْمِنُونَ کَالنَّفْسِ الْواحِدَةِ؛(1)مؤمنان همچون یک روح هستند.»
این حدیث، اساس و بنیاد وحدت و همدلی را، ایمان میداند.
استاد شهید مطهری رحمه الله میفرماید: «آن عاملی که واقعاً افراد را همروح میکند، ایمان است. هرگز تاریخ جهان اتحادی را که در میان همدینها و همایمانها بوده است در میان گروههای دیگر نشان نداده است که اصلاً خودشان را یکی ببینند.»(2)
اقبال لاهوری چه زیبا سروده:
مؤمنان معدود لیک ایمان یکی جسمشان معدود لیکن جان یکی(3)
حدیث سیویکم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«مَا اختَلَفَ أُمَةٌ بعدَ نبِیِّهَا الاَّ ظهَرَ أَهلُ باطِلِهَا علی اهلِ حقِهَا؛(4)هیچ امتی پس از پیامبرشان، اختلاف نکردند مگر آنکه گروه باطل بر حقگرایان چیره شدند.»
وقتی امت و ملتی دچار اختلافات میشوند، اهل باطل و فرصتطلبان از این اختلافات به نفع خویش استفاده میکنند و زمام امور آن ملت را که بر حق هم بودهاند، بهدست خویش میگیرند. این هشداری است که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله به امت واحده خویش گوشزد میکند تا مبادا این امت هم دچار سرنوشت امت گذشته گردد. ولی متأسفانه مسلمانان و بالأخص حاکمان دولتهای اسلامی این هشدار را نادیده گرفته و لذا در عصر حاضر شاهد سیطره و چیرگی اهل باطل بر مملکتهای اسلامی و سرزمینهای مسلمانان هستیم.
رهبرمعظم انقلاب میفرماید: «امروز این ضعف و ذلتی که مسلمانان کشورهایی در دنیا دچار آن شدهاند، ناشی از همین تفرق و اختلاف است.»(1)
حدیث سیودوم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«لاَ تختَلِفُوا، فَإِنَّ من کَانَ قبلَکُم اختَلَفُوا فَهَلَکُوا؛(2)اختلاف نکنید، آنان که قبل از شما بودند اختلاف کردند و هلاک شدند.»
یکی از پیامدهای مهم اختلاف ملتها، هلاکت و نابودی آنهاست. تاریخ شاهد بر این وقایع است که اقوام گذشته بر اثر اختلاف و تفرقه نابود شدند. قرآن کریم نیز به صراحت به این پیامد نابودکننده اشاره دارد سوره انفال آیه شماره 36 میفرماید:(وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ) .
اولین منادی اتحاد اسلامی در قرن بیستم، سید جمالالدین اسدآبادی در این زمینه میگوید: «تجربه تاریخی نشان میدهد که عروج و سقوط نژادها و اقوام و ملل، در گرو اتحاد و عدم آن بوده است این ناموس
خداوندی است که نصیب هر ملتی از هستی، تنها به مقدار بهرهای است که از اتحاد و اتفاق برده است و خداوند هیچ قومی را هلاک نساخته مگر پس از آن که به تفرقه و نفاق مبتلا شدند.»(1)
شهید مطهری رحمه الله میفرماید: «یکی از عواملی که مایه فنای اقوام است تفرق و تشتت است: دست دست شدن، فرقه فرقه شدن، دو قبیله شدن، هر دستهای یک فکری، عقیدهای، مسلکی داشتن، هر دستهای در گوشهای یک کشور تشکیل دادن.»(2)
حدیث سیوسوم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ لایَظْلِمُهُ ولَا یسْلِمُهُ ومَنْ کَانَ فِی حاجَةِ أَخِیهِ کَانَ اللَّهُ فِی حاجَتِهِ ومَنْ فَرَّجَ عنْ مسْلِمٍ کُرْبَةً فَرَّجَ اللَّهُ عنْهُ کُرْبَةً منْ کُرُبَاتِ یوْمِ الْقِیَامَةِ ومَنْ ستَرَ مسْلِمًا ستَرَهُ اللَّهُ یوْمَ الْقِیَامَةِ؛(3)مسلمان برادر مسلمان است، نه به او ظلم میکند و نه از او دست میکشد تا هر کاری بخواهد انجام دهد؛ (یعنی او را به حال خود وانمیگذارد. و کسی که حاجت برادر (مسلمان) خویش را برآورده کند خدا حاجت او را برآورده میکند و کسی که مصیبتی از مسلمان دور کند خدا غمی از غمهای روز قیامت را از او دور مینماید و کسی که مسلمانی را بپوشاند خداوند در روز قیامت او را خواهد پوشاند.»
برخی از عواملی که میتواند نقش مثبت و سازندهای در امر اتحاد و انسجام
مسلمانان داشته باشد، کمک و یاری آنان نسبت به همدیگر است بالأخص برطرف کردن نیازهای اقتصادی، اجتماعی، فردی و غمهای یکدیگر است. در چنین موارد انسان بیشتر نیازمند به همیاری و همدردی است. به علاوه این کارها منجر میشود به وحدت و همدلی مسلمانان که مقصد و هدف اصلی این سخن گرانبهای پیامبراکرم صلی الله علیه و آله است و اجر معنوی نیز دربر دارد.
حدیث سیوچهارم
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«إِذَا أَشَارَ الْمُسْلِمُ علَی أَخِیهِ الْمُسْلِمِ بالسِّلَاحِ فَهُمَا علَی جرُفِ(1)جهَنَّمَ فَإِذَا قتَلَهُ خرَّا جمِیعًا فِیهَا؛(2)وقتی مسلمانی اسلحهای علیه برادر مسلمان دیگر میکشد پس هر دوی آنها درآبکند دوزخ میباشند و وقتی او را میکشد هر دو در آن میافتند.»
این حدیث مبارک به اثر نابود کردن مسلمان اشاره کرده است. کشیدن اسلحه که باعث از بین رفتن اتحاد و همبستگی مسلمانان، میشود و نه فقط منجر به ذلت و خواری در دنیا میگردد، بلکه اگر این اسلحهکشی به مسلمانکُشی تبدیل شود جایگاه آنها جهنم خواهد بود. لذا مسلمانی که کلمه لا اله الا الله بر لبش زمزمه میکند به هیچوجه راضی به انجام چنین کار قبیحی نمیشود. بنابراین ما کسانی که به اسم مسلمان علیه برادران مسلمان دیگر در کشورهای مختلف اسلامی اسلحه میکشند و آنان را به طرزی فجیع به قتل میرساند، نمیتوانند مسلمان باشند، بلکه آلت و دست استعمار و دشمنان اسلام هستند.
حدیث سیوپنجم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«لَا یحِلُّ دمُ امْرِئٍ مسْلِمٍ إِلَّا بإِحْدَی ثَلَاثٍ النَّفْسُ بالنَّفْسِ والثَّیِّبُ(1)الزَّانِی والتَّارِکُ دینَهُ الْمُفَارِقُ أَوْ الْفَارِقُ الْجَمَاعَةَ؛(2)ریختن خون مسلمان جز در سه حالت روا نمیباشد؛ کسی که مرتکب قتل نفس شود، مردی که زن داشته باشد و زنا کند و کسی که از اسلام دست بردارد و یا از جماعت (مسلمین) جدا شود.»
از نگاه پیامبراکرم صلی الله علیه و آله کسی که از جماعت مسلمین دوری گزیند و باعث تفرقه مسلمین گردد، سزای او کشتن است، زیرا بالاترین عامل شکست و ذلت و سقوط امت اسلامی، تفرقه و اختلاف است. لذا فتنهانگیز و تفرقهافکن مستحق قتل است، بلکه حتی کسی که شعار تفرقه دهد و قدم نخستین در اختلاف میان مسلمانان را بردارد، سزاوار قتل میباشد.
حدیث سیوششم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«اَلمُؤمِنُونَ بعضُهُم لبَعضٍ نصحَةٌ(3)وادُّونَ وان افتَرَقَت منَازِلُهُم واَبدَانُهُم والفَجَرَةُ(4)بعضُهُم لبَعضٍ غَشَشَةٌ(5)یتَخَاذَلُونَ وان اجتَمَعَت منَازِلُهُم واَبدَانُهُم؛(6)افراد با ایمان، بعضی برای بعضی دیگر، خیرخواه هستند و با
1) (1) الثَّیِّبُ: زن بیوه و یا مردی که همسر داشته باشد. لسان العرب.
2) (2) مسند احمد، جزء 9، ح 4197، ص 232؛ کنز العمال، ح 380.
3) (3) نصحة: نصح الشیء یعنی خلص و اصل النّصح أی الخلوص. لسانالعرب، ج 2، ص 65.
4) (4) الفجرة: حلف فلان علی فجرة و اشتمل علی فجرة اذا رکب امرا قبیحا من یمین کاذب أو زنا أو کذب. همان؛ ج 5، ص 47.
5) (5) غشش: الغش، نقیض النصح و هو مأخوذ من الغشش المشرب المکدر. همان، ج 6، ص 323.
6) (6) جامع الاحادیث، ج 3، ح 23616، ص 453. کنز العمال، ح 757.
یکدیگر مهر و محبت میورزند، گرچه منزلهایشان و جسمهایشان از یکدیگر جداست و گناهکاران، بعضی برای بعضی دیگر، بدخواه هستند و یکدیگر را یاری نمیکند گرچه منزلهایشان و جسمهایشان یکی باشد.»
ایمان ملاک و اساس وحدت است، مؤمنین چون هرجا و هر کجا که باشند دلشان برای یکدیگر میتپد و مرزها و محدودیتهای جغرافیایی و منطقهای و نسلی و نژادی و... مانع اتحاد آنها نمیشود.
امام خمینی رحمه الله میفرماید: «مرزها جدا، قلبها باهم. اگر چنانچه مسلمین با هم اتحاد کنند با حفظ مرزهای خودشان لکن قلبهایشان باهم متحد باشد اینها جمعیت کثیری هستند.»(1)
اقبال لاهوری میفرماید:
جوهر ما با مقامی بسته نیست باده تندش بهجامی بسته نیست
هندی و چینی و سفال جام ماست رومی و شامی گل اندام ماست
قلب ما از هند و روم شام نیست مرز و بوم او بهجز اسلام نیست(2)
حدیث سیوهفتم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«ثلاثَة لعَنَهم الله تعَالی: رجلٌ رغِبَ عن والِدَیه ورَجلٌ سعَی بینَ رجُلٍ واِمرَأَة یفَرِّقُ بینَهمَا ثُمَ یخلُفُ علَیها من بعدِه ورجُلٌ سعَی بینَ المُؤمِنِینَ بالاَحَادِیثِ لیتَبَاغَضُوا او یتَحَاسَدُوا؛(3)سه کس هستند که خدا آنها را لعنت کرده است: کسی که به پدر و مادرش بیاعتنایی کند، کسی که میان مرد و زنی سعایت کند تا میان آنها
جدایی و اختلاف بیندازد و سپس خودش با آن زن ازدواج کند، و کسی که میان مؤمنین سخنچینی کند تا آنان نسبت به یکدیگر دشمنی و حسد بورزند.»
اگر اندکی به حدیث مذکور توجه کنیم، خواهیم فهمید که هر سه گروه یعنی پدر و مادر، زن و شوهر و مؤمنین، نوعی اتحاد و همبستگی را برای جامعه مسلمین بهوجود میآورند و نقش اساسی در یکپارچگی جامعه ایفا میکنند؛ لذا قرآن اطاعت از پدر و مادر را در شش جا همردیف توحید الهی دانسته و زن و شوهر را منبع وحدت و مجسمه رحمت و مودت میداند و برادری و یکپارچگی مؤمنان را نیز دلیلی بر رحمت الهی دانسته است.
حدیث سیوهشتم
امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:
«و الظَّاهِرُ ان دینُنَا واحِدٌ ونَبِیُّنَا واحِدٌ ودَعوَتُنَا فِی الاِسلاَمِ واحِدَةٌ...؛(1)بدیهی است که پروردگار ما یکی است و پیغمبر ما یکی است و دعوت ما در اسلام یکی است.»
این جمله بخشی از نامهای است که امام علی علیه السلام برای مردم جهان اسلام نوشته و در آن از سرپیچی مردم شام شکایت کرده است. پس از آن در توضیح این جمله فرموده است:
«ما چیزی بیش از شامیان دربارۀ ایمان به خدا و تصدیق رسولش نداریم، آنها نیز در این خصوص فزونی بر ما ندارند. ما و آنها در همۀ امور شریک و متحد هستیم.»
1) (1) نهجالبلاغه، نامۀ 58.
در این نامه امام علی علیه السلام به مبانی و محورهای اصلی اتحاد اسلامی اشاره دارد.
رهبر معظم انقلاب میفرماید: به نظر ما اختلاف شیعه و سنی، در حقیقت اختلاف نیست، زیرا در اصول اصلی اسلامی - که اگر کسی آنها را نداشت، مسلمان نیست - مشترکند؛ یعنی هر دو مذهب، به قبله واحد، خدای واحد، پیامبر واحد، قرآن واحد و احکام و ارکان واحد اسلامی معتقدند.(1)
چون مبانی و اصول ما یکی است نباید به اختلافات جزئی بها دهیم، زیرا دشمنان اسلام به این اختلافها اهمیت زیادی میدهند.
اقبال لاهوری در این زمینه میگوید:
سود یکیاست این ملت را هم نقصان یکی پیامبر هم یکیاست و نیز ایمان یکی
کعبه یکی، خدا یکی و قرآن هم یکی چه کار بزرگی! گر بود مسلمان یکی(2)
حدیث سیونهم
فاطمه زهرا علیها السلام فرمود:
«وَ طَاعَتُنَا نظَامًا للمِلَّةِ واِمَامَتُنَا لمَا للفُرقَةِ والَجَهَادُ عزُّ الاِسلاَم؛(3)پیروی از ما «اهل بیت» نظام امت و رهبری ما عامل وحدت و جهاد مایه عزت و سربلندی اسلام است.»
از دیگر عوامل وحدت اسلامی جایگاه رهبری است. رهبر نقش اساسی در وحدت مسلمین ایفا میکند، زیرا رهبر در نظام اسلامی، محور و تکیهگاه مردم محسوب میشود و مردم در همه شئونات زندگی مادی و معنوی خویش به او پناه میبرند و از رهنمودهایش در همه زمینهها استفاده مینمایند.
حدیث چهلم
امام صادق علیه السلام فرمود:
«صَدَقَةٌ یحِبُّهَا اللهُ اصلاَحَ بینَ النَّاسِ إِذَا تفَاسَدُوا وتقَارُبَ بینَهُم إِذَا تبَاعَدُوا؛(1)صدقهای که خداوند آن را دوست دارد، ایجاد وحدت هنگام پیدایش اختلاف و تباهی امت و نزدیک کردن آنها در هنگام جدایی است.»
اصلاح ذاتالبین یکی از شیوههای اتحاد اسلامی است که قرآن هم بر آن تأکید دارد: «مؤمنان برادر یکدیگرند پس میان برادرانتان صلح و آشتی برقرار کنید.» قرآن و فرمایشات پیامبر بیشترین اهمیت را به سالمسازی روابط انسانی میدهد.
بر این اساس اگر فضایل اخلاقی در تمام سطوح و لایههای درونی جامعه توسعه پیدا کند، فضایی آکنده از انسانیت و اخلاق اسلامی به وجود میآید و نوعی همبستگی درونی و معنوی میان مردم حاکم میشود.
در اینصورت، مردم نه تنها با همدیگر اختلاف نمیکنند بلکه همه به یکدیگر احترام گذاشته و شخصیت قائل میشوند و پیشنهادها و خواستههای همدیگر را میپذیرند و یاری به همنوع را افتخار خود میدانند.
1) (1) الکافی، ج 2، ص 209.
کتابنامه
ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، ادب حوزه، قم 1405 ق.
ابوعبد الرحمن بن شعیب، سنن النسائی، دارالفکر، بیروت 1421 ق.
ابوعبدالله، احمدبن محمد، مسند احمد بن حنبل، دارصادر، بیروت.
اربلی، علی بن حسین، مکتبه بنی هاشمی، کشف الغمة، تبریز 1381 ه. ق.
الاقبال لاهوری، محمد، رموز بیخودی، کوه نور پریس دهلی نو 1997.
السنه لابن ابی عاصم.
السیوطی، حافظ جلال الدین عبدالرحمن، جامع الاحادیث، دارالفکر، بیروت 1414.
المتّقی الهندی، علاء الدّین بن علی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، مؤسسه الرساله 1409 ه ق.
امام خمینی، چهل حدیث.
امام خمینی، صحیفه نور..
امیر اردوش، محمد حسین، تأملی بر مسئله وحدت از دیرباز تا دیروز، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، 1384.
بخاری، محمدبن اسماعیل، صحیح بخاری، دارالفکر، بیروت 1401 ق.
ترمزی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، داراحیاء التراث العربی، بیروت 1357 ق..
جاوید موسوی، سید حمید، اتحاد اسلامی در آثار شهید مطهری، صدرا، 1386.
جمشیدی، مسلم، صحیح مسلم، دار الفکر، بیروت 1421 ه. ق.
حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آلالبیت، قم 1409 ق.
حرانی ابومحمد حسن بن علی، تحف العقول، مکتب لجیرقی، قم 1394 ق.
خنطلی مرزوی، اسحاق بن ابراهیم بن محمد، مسند ابن راهویه، دارالکتاب العربی، بیروت 1423 ق.
رازی، ابوالفتوح، تفسیر ابوالفتوح، شرکت به نشر، مشهد 1381 ق.
سبزیان، علیاکبر، منشور اتحاد ملی و انسجام اسلامی، انتشارات خادمالرضا، خرداد 1386.
سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن ابیداوود، دارالإحیاء التراث العربی، بیروت ج 2.
سید رضی، نهج البلاغه، صبحی صالح.
شیخ مفید، امالی؛ کنگره شیخ مفید، 1413 ه.
صاحبی، محمد جواد، اندیشه اصلاحی در نهضتهای اسلامی اخیر، دفتر تبلیغات اسلامی، قم 1374.
صدوق، محمدبن علی، معانی الاخبار، مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، قم 1418 ق.
قریشی دمشقی، ابوالفداء، اسماعیل بن محمد کشیر، تفسیر ابن کثیر، دار الطیبه للنشر و التوزیع الریاض، 1420 ق.
قزوینی، ابو عبدالله محمدبن یزید، دارالفکر، بیروت 1415 ق.
قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان.
کتاب العین.
مالک بن انس، موطأ مالک، دار احیاء التراث العربیه، 1424 ق.
مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، مؤسسه الوفاه، بیروت 1404 ه. ق.
محمد اقبال، کلیات اقبال، ندیم یونس پرینترز، لاهور پاکستان.
محمد بقایی ماکان، سونیش دینار (دیدگاههای علامه اقبال)، فردوس، تهران 1380.
محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، دار الکتب الاسلامیه، طهران 1365 ش.
مطهری، مرتضی، احیاء تفکر اسلامی، انتشارات صدرا، تهران 1380.
مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، صدرا، تهران 1380.
مطهری، مرتضی، یادداشتهای شهید مطهری، انتشارات صدرا.
معالم الحکومه.
میر آقوی، سید جلال، جهان اسلام مشکلات و راهکارها، جهانی تقریب مذاهب اسلامی، 1379.
نرم افزار، المکتبة الشامله (مجموعه کتب اهل سنت) کتابهای اهل تسننی که بدون ذکر تاریخ و محل انتشار در این مجموعه استفاده گردید از این نرم افزار بوده است.
نرم افزار؛ جامع الاحادیث (مجموعه کتب اهل تشیع) کتابهای اهل تشیع که بدون ذکر تاریخ و محل انتشار در این مجموعه استفاده گردید از این نرم افزار بوده است. www:leader.ir پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری.
نهج الفصاحه، ترجمه ابراهیم احمدیان، نشر شهاب الدین، 1385.
فدا حسین عابدی
مقصود از وحدت و انسجام اسلامی چیست؟ آیا مقصود این است، از میان مذاهب اسلامی یکی انتخاب شود و سایر مذاهب کنار گذاشته شود. یا مقصود این است که مشترکات همه مذاهب گرفته شود و مفترقات همه آنها کنار گذاشته شود و مذهب جدیدی اختراع شود، که عین هیچیک از مذاهب موجود نباشد؟ یا اینکه وحدت اسلامی، به هیچوجه ربطی به وحدت مذاهب ندارد و مقصود از اتحاد مسلمین، اتحاد پیروان مذاهب مختلف، در عین اختلافات مذهبی، در برابر بیگانگان است؟
بدیهی است که منظور از وحدت اسلامی، حصر مذاهب به یک مذهب و یا اخذ مشترکات مذاهب و طرد مفترقات آنها - که نه معقول و منطقی است و نه مطلوب و عملی - نیست. اینکه منظور از وحدت و انسجام اسلامی، اتحاد مسلمین است در یک صف در برابر دشمنان مشترکشان.
مسلمین زمینههای وفاق بسیاری دارند که میتواند مبنای یک اتحاد محکم گردد. مسلمین همه خدای یگانه را میپرستند و همه به نبوت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ایمان و اذعان دارند؛ کتاب همه قرآن و قبله همه کعبه
است؛ با هم و مانند هم حج میکنند و مانند هم نماز میخوانند و مانند هم روزه میگیرند و مانند هم تشکیل خانواده میدهند و داد و ستد مینمایند و وحدت در جهانبینی، فرهنگ، سابقه تمدن، بینش و منش، معتقدات مذهبی، پرستشها و نیایشها، آداب و سنن اجتماعی میتواند از آنها ملتی واحد بسازد و قدرتی عظیم بهوجود آورد که باعث شود قدرتهای عظیم جهان ناچار در برابر آنها خضوع نمایند، خصوصاً اینکه در متن اسلام بر این اصل تأکید شده است. مسلمانان به نصر صریح قرآن، برادر یکدیگرند و حقوق و تکالیف خاصی آنها را به یکدیگر مربوط میکند. با این وضع، چرا مسلمین از این همه امکانات وسیع که از برکت اسلام نصیبشان گشته استفاده نکنند؟ هیچ ضرورتی ایجاب نمیکند که مسلمین به خاطر اتحاد اسلامی، صلح و مصالحه و گذشتی در مورد اصول یا فروع مذهبی خود بنمایند. همچنانکه ایجاب نمیکند درباره اصول و فروع اختلافی فیمابین، بحث و استدلال نکنند و کتاب ننویسند. تنها چیزی که وحدت اسلامی به وجود میآورد این است که مسلمین برای اینکه احساسات کینهتوزی در میانشان پیدا نشود، یا شعلهور نگردد، متانت را حفظ کنند، یکدیگر را سب و شتم ننمایند، به یکدیگر تهمت نزنند و دروغ نبندند، منطق یکدیگر را مسخره نکنند و بالأخره، عواطف یکدیگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند و حدودی را که اسلام در دعوت غیر مسلمان به اسلام، لازم دانسته است، درباره خودشان رعایت کنند.(ادْعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ)1 . وحدت و اتحاد مسلمانان از مهمترین مسائل جهان اسلام به شمار میرود. ازاینرو قرآنمجید در آیات متعدد بر آن تأکیده کرده است.
با جستوجو در منابع اسلامی و بهویژه روایات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در منابع فریقین، اهمیت، ضرورت و آثار وحدت و انسجام اسلامی به وضوح روشن میگردد; و به این نتیجه حاصل میشود که وحدت کلمه، نسخۀ اکسیری برای حل مشکلات عالم اسلام و جوامع اسلامی است. نقاط مشترک بین فرقهای اسلامی بیشتر از مسائل اختلافی بین آنها میباشد. نقاط مهمی که میتواند همۀ فرقهها و مسالک اسلامی را گرد هم آورد، مانند: قرآن، سنت پیامبر اهلبیت علیهم السلام، معاد، کعبه، نماز، روزه، حج، جهاد، زکات، امر به معروف و نهی از منکر و....
سالی که رهبر عظیم شان انقلاب اسلامی حضرت آیةالله خامنهای «مدظلهالعالی» به سال وحدت ملی و انسجام اسلامی، نامیده است، فرصت خوبی برای بررسی این موضوع است، بنده نیز به نوبه خود سعی کردهام قدم کوچکی در این زمینه بردارم و به جوامع اسلامی هدیه کنم. ما در این نوشتار سعی کردهایم که احادیث مشترک بین فریقین بهویژه احادیثی که از رسول اسلام صلی الله علیه و آله در زمینه وحدت و انسجام اسلامی در کتب فریقین آمده است جمعآوری و دستهبندی کرده و بهعنوان «چهل حدیث درباره اتحاد و انسجام اسلامی» به دوستداران وحدت و انسجام اسلامی تقدیم کنیم.
نوشتار حاضر از چهار گفتار تشکیل یافته است که در گفتار اول، به مبانی وحدت و انسجام اسلامی پرداخته شده است. در گفتار دوم، اهمیت و ضرورت وحدت و انسجام اسلامی ترسیم شده است. در گفتار سوم عوامل انسجام و اتحاد اسلامی اشاره شده است. و در گفتار چهارم، عوامل افتراق وحدت و انسجام اسلامی بررسی شده است. در گفتار پنجم، آثار و فواید اتحاد و انسجام اسلامی را برشمردهایم. با این امید که خداوند سعی این جانب را شرف قبولیت بخشیده و این تلاش
گام کوچکی برای اتحاد و انسجام بین مسلمانان جهان باشد.
لازم به ذکر است که این نوشتار براساس چهل حدیث دستهبندی شده و برای هر روایت، عنوانی مناسب انتخاب شده که از گفتار دوم بحث اصلی چهل حدیث شروع خواهد شد.
در منابع اسلامی، مسلمان به کسی گفته میشود که به وحدانیت خداوند و رسالت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و به معاد، ایمان داشته باشد و آن را به زبان آورد. این شخص در دارةالاسلام داخل شده است و جان، مال و آبروی او محترم و حفظ آن بر همه واجب است، باید به او احترام بگذارند و روایات فراوانی دراینباره در منابع فریقین وارد شدهاند که برخی از آنها را متذکر میشویم:
از رسولخدا صلی الله علیه و آله نقل شده است:
«من قال لا اله الاّ الله وکفر بما یعبدون من دون الله حرم ماله ودمه وحسابه علی الله؛(1)هرکس لا اله الاّ الله بگوید و عبادت غیر خدا را انکار کند، جان و مال او محترم است و حساب او با خداوند است.»
انس بن مالک نقل میکند:
«ما من احد یشهد ان لا اله الاّ الله وانّ محمداً رسول الله صادقاً من قلبه الاّ حرّمه علی النار؛(2)هرکس با صداقت به شهادت لا اله الاّ الله وانّ محمداً رسول الله، اقرار کند، آتش (جهنم) بر او حرام گشته است.»
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«اشهد ان لا اله الاّ الله وانّ محمداً عبّده
ورسوله والذی نفسی بیده لا یقولها احد الاّ حرّمه الله علی النّار؛(1)قسم به کسی که جانم بهدست اوست، هیچکس لا اله الاّ الله وانّ محمداً عبّده ورسوله نمیگوید مگر اینکه خداوند او را بر آتش حرام میکند.»
عمربن خطاب نقل میکند؛ ما خدمت رسولخدا صلی الله علیه و آله بودیم، شخصی آمد و از آن حضرت پرسید: ای محمد صلی الله علیه و آله! ایمان چیست؟ فرمود:
«ان تؤمن بالله وملائکته وکتبه ورسله والیوم الاخر...» وقال: فما الاسلام؟ قال: «شهادة ان لا اله الاّ الله وانّ محمداً عبده ورسوله واقامة الصلاة وایتائ الزکاة وحجّ البیت وصوم رمضان...؛(2)ایمان یعنی به خدا، فرشتگان، کتابهای خدا و رسولشان و به روز رستاخیز ایمان بیاورد.» گفت اسلام چیست؟ فرمود: «اسلام عبارت است از شهادت به لا اله الاّ الله وانّ محمداً عبده ورسوله و اقامه نماز دادن زکات و انجام حج و روزۀ ماه مبارک رمضان...»
انس بن مالک از رسولخدا صلی الله علیه و آله نقل کرده است:
«من صلّی صلاتنا واستقبل قبلتنا وأکل ذبیحنا فذالک المسلم؛(3)کسی که مانند ما به طرف قبله نماز بخواند ذبیحه ما را بخورد، مسلمان است.»
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در بیانی دیگر فرمود:
«من صلی صلاتنا واستقبل قبلتنا واکل ذبیحنا فذالک المسلم الذی له ذمّة الله وذمّة رسوله...؛(4)هرکس مانند ما نماز را به طرف قبله بخواند و ذبیحۀ ما را بخورد، مسلمان است و در پناه خدا و رسول میباشد.»
امیرالمؤمنین علیه السلام از رسولخدا صلی الله علیه و آله نقل کرده است که فرمود:
«انّ الله تبارک وتعالی جعل الاسلام زینة وجعل کلمة الاخلاص حصناًللدماء فمن استقبل قبلتنا وشهد شهادتنا واکل ذبیحتنا فهو المسلم له مالنا وعلیه ما علینا(1)؛ خداوند، اسلام را زینت و کلمۀ اخلاص را نگهدارندۀ خون (مسلمان) قرار داده است. پس هرکس به قبله ما رخ کند و مانند ما کلمه به زبان جاری کند و ذبیحه ما را بخورد، او مسلمان است و هر چیزی که برای ماست برای او است و هر چیزی علیه ماست، علیه او نیز بهحساب میآید.»
یکی از اساسیترین مبانی و محور انسجام اسلامی، قرآن کریم میباشد. همۀ مسلمانان با اختلاف فرق و مکاتب گوناگون بر این باورند که قرآن مجید وحی الهی است و در آن هیچگونه تحریفی صورت نگرفته است. مسلمانان احکام و دستورات قرآن را بدون هیچگونه تردیدی واجبالاتباع و منکر آن را از زمرۀ اسلام خارج میدانند. قرآن مجید وسیلۀ محکمی است که چنگ زدن به آن باعث سعادت دنیوی و اخروی بشر است. از اینرو خداوند قرآن را به ریسمان خود تعبیر کرده است و فرموده:(وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا)2 در چندین آیه از قرآن مجید، بر انسجام اسلامی تأکید شده که به چند نمونه اشاره میشود.
(وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ
1) (1) مستدرک الوسائل، ج 11، ص 125، ح 1.
أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً) ؛(1)و همگی به ریسمان خدا، تمسک جویید و پراکند نشوید و نعمت خدا را بر خودتان، به یاد آورید، آنگاه که دشمن (یکدیگر) بودید و [او] میان دلهای شما الفت قرار داد. پس به (برکت) نعمت او برادران (همدیگر) شدید.
(وَ لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ) ؛(2)و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند (آن هم) پس از آنکه نشانههای روشن به آنان رسید و آنها عذاب عظیمی دارند.»
(وَ أَطِیعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرِینَ) ؛(3)فرمان خدا و پیامبرش را اطاعت کنید و نزاع نکنید که سست میشوید و قدرت و (شوکت) شما از میان میرود! و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است.
(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ) ؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! همگی در صلح [و آشتی] درآیید و از گامهای شیطان، پیروی نکنید که او دشمنی آشکار برای شماست.
(هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِینَ وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لکِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ) ؛(4)و از خدا و فرستادهاش اطاعت کنید و با همدیگر کشمکش مکنید که سست میشوید و مهابت شما از بین میرود، و شکیبایی کنید، [چرا] که خدا با شکیبان است.
قرآن مجید تصریح دارد که ریشۀ همۀ انسانها یکی است و از یک نفس به وجود آمدهاند و دین همه نیز واحد است:
(یا أَیُّهَا النّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثِیراً وَ نِساءً)1 ؛ ای مردم! [خودتان] را از عذاب پروردگارتان حفظ کنید! (همان) کسی که شما را از یک شخص آفرید و از او همسرش را آفرید و از آن دو مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت.
(شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسی أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا) ؛(1)برای شما از دین مقرر کرد آنچه را که نوح را بدان سفارش کرده، و آنچه را که ابراهیم و موسی و عیسی علیهم السلام را بدان سفارش کردیم که دین را برپا دارید و در آن تفرقهافکنی مکنید.
(وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ) ؛(2)و جن و انس را جز برای پرستش [خود] نیافریدم.
(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ) ؛(3)ای کسانی که ایمان آوردهاید! همگی در صلح [و آشتی] در آیید و از گامهای شیطان، پیروی نکنید.
یکی از عناصر انسجام ایثار و قربانی است که به معنای قربانی کردن ذات و منافع ذاتی خود کریم برای دیگران و داشتن روحیه ایثارگرانه است. قرآن کریم در توصیف مسلمانان صدر اسلام میگوید:
(وَ الَّذِینَ تَبَوَّؤُا الدّارَ وَ الْإِیمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمّا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) ؛(1)(ونیز) کسانی (از انصار) که پیش از آن (مهاجران) در سرای (اسلام) و ایمان [مدینه] جای گرفته بودند هرکس به سوی آنان هجرت کرده دوست میدارند و در سینههاشان نسبت به آنچه به آن (مهاجران) داده شده، نیازی نمییابند و مهاجران را بر خودشان برمیگزینند و ترجیح میدهند و گرچه آنان نیازمند باشند، و هرکس از (بیگذشتگی و) آزمندی خودش نگاه داشته شود پس تنها آنان رستگارند.
بنابراین باید در همۀ زمانها در مسلمانان روحیه ایثار و فداکاری زنده باشد که دراینصورت موفق خواهند بود و بین آنها عنصر تفرق و جدایی راه نخواهد یافت؛ چون همه کارهایشان برای خداست و جدایی و افتراق جایی است که مصالح ذاتی و شخصی را بر مصالح اسلام و اهداف آن مقدم داشته شود:(إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّهِ لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً) .(2)
قرآن مجید همۀ افتخارات برتری در جاهلیت را باطل شمرده و معیار برتری را امور ذیل قرار داده است:
تقوا:(إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ)1 ؛ ارجمندترین شما نزد خدا، خود نگهدارترین (و پارساترین) شماست.
علم: (هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ) ؛ بگو آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند یکسانند؟ فقط خردمندان متذکر میشوند.
جهاد:(فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدِینَ عَلَی الْقاعِدِینَ) ؛ خدا مجاهدان را بر فرونشستگان (از جهاد) برتری بخشیده است.
قرآن نه فقط به مسلمانان دعوت انسجام داده است بلکه همۀ بشر را دعوت به وحدت کرده است، مانند این آیه که خداوند میفرماید:
(قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلی کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنّا مُسْلِمُونَ) ؛(1)بگو! ای اهل کتاب! بیایید، بهسوی سخنی که میان ما و شما یکسان است که جز خدا را نپرستیم و هیچ چیزی را شریک او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما بعض [دیگر] را - به غیر خدا - به پروردگاری بر نگزینیم. و اگر [از این دعوت] روی برتابند پس بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم.
از دیگر محورهای اساسی انسجام اسلامی، سنت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله است که همۀ مسلمانان بدون استثنا، بر عمل به سنت آن حضرت تأکید دارند و به آن افتخار میکنند. بنابراین بر ماست که سنت حقیقی آن حضرت را بشناسیم و همه مطابق آن عمل کنیم تا در مسیر واحد قرار بگیریم و به نقطهای برسیم که همگی به سنت ناب محمدی عمل کرده بهطور حقیقی مصداق امت واحده
1) (2) آل عمران، آیۀ 64.
قرار بگیریم. رسولخدا صلی الله علیه و آله به انسجام اسلامی و وحدت امت اسلامی بسیار اهمیت میداد، بهگونهای که بعد از هجرت یکی از مهمترین کارهایی که انجام داد، بستن عقد اخوت و برادری بین مهاجرین و انصار بود. ایشان تمام انصار و مهاجرین را جمع کرد و بین آنها پیمان برادری برقرار کرد.
نوشتار حاضر مشتمل بر روایاتی است که در آن، سنت آن حضرت از نظر گفتار وکردار در بحث انسجام اسلامی ترسیم شده است؛ لذا از آوردن روایات در اینجا صرفنظر میکنیم.
در نگرش فریقین، عترت پیامبر صلی الله علیه و آله، شایستهترین افراد جامعه بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله میباشند چنانکه برخی از اهل سنت، عترت را در مراتب مختلف همچون وجوب محبت، تحریم صدقه، طهارت، سلام و صلوات، با پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله همسان میداند.(1)بنابراین یکی از مهمترین راهکارهای انسجام اسلامی، پذیرش رهبری و مرجعیت اهلبیت علیهم السلام میباشد. که به شرح زیر امکانپذیر است:
مرجعیت علمی; پذیرش مرجعیت اهلبیت علیهم السلام یکی از بهترین راههای تمسک به آنان است که اهل سنت نیز این مرجعیت را قبول دارند و کلمات بزرگان دلیل بر این مدعاست. چنانکه خلیفه دوم میگوید: «لا ابقانی الله فی معضلة لیس فیها ابوالحسن؛(2)خداوند مرا در هیچ مشکلی باقی نگذاشت که برای حل آن ابالحسن نباشد».
عایشه میگوید: «علی هو اعلم الناس بالسنة;(1)علی نسبت به سنت از همه آگاهتر است.»
مرجعیت سیاسی؛ با نگاهی ژرف در منابع اهل سنت به وضوح روشن میگردد که حضرت علی علیه السلام از نظر علم; زهد، تقوا، شجاعت، اقربیت به رسولخدا صلی الله علیه و آله و.... از همۀ صحابه افضل بوده است. افضلیت، یکی از معیارهایی انکارناپذیر مرجعیت سیاسی نزد اهل سنت میباشد و به این مطلب حتی خلفا، در مقامات مختلف اعتراف کردهاند، چنانکه ابوبکر میگوید: «اقیلونی فان علیا احق منی بهذا الامر واقیلونی اقیلونی فانی لست بخیر منکم وعلی فیکم؛(2)مرا رها کن در مورد این امر (خلافت)، علی از من مستحقتر است، مرا رها کن، مرا رها کن، من از شما بهتر نیستم و علی در میان شماست.»
بنابراین یکی از بهترین راهکارهای تمسک به اهل بیت علیهم السلام، پذیرش مرجعیت و رهبری آنها در صحنههای مختلف زندگی بشر مانند: اخلاق، علم، عقاید، احکام، سیاست و حکومت است. اگر عالم اسلام از ابتدا، رهبری اهلبیت را قبول میکردند؛ امت اسلامی به مشکلات کنونی گرفتار نمیشد؛ زیرا بنیان اسلام بر رهبری اهلبیت نهاده شده است.
در روایتی از امام باقر علیه السلام میخوانیم:
«بنی الاسلام علی خمس دعائم: اقام الصلوة، وایتاء الزکاة، وصوم شهر رمضان، وحج البیت، والولایة لنا اهل
1) (1) زرندی حنفی، نظم درر السمطین، ص 133; احمد بن عبدالله، ص 78; تفسیر ثعالبی، ج 1، ص 52; محمد بن اسماعیل بخاری، التاریخ الکبیر، ج 2، ص 255 و ج 3، ص 228; ابن عساکر تاریخ مدینه دمشق، ج 42، ص 408; المناقب، ص 91.
2) (2) محمد ابن حسن شیبانی، شرح کتاب السیر الکبیر، ج 1، ص 36: «اقیلونی فلست بخیرکم»; دکتر خلیلی، السقیفه ام الفتن، ص 100 می نویسد: ابابکر قصور خود را اعتراف کرد و گفت «اقیلونی بیعتکم فلست بخیرکم».
البیت;(1)اسلام بر پنج پایه استوار شده است: نماز، و زکات، و روزه ماه رمضان، و حج، و ولایت و رهبری عترت.» آیات و روایات فراوان دیگری نیز بر این مطلب صراحت دارد که نوشتار حاضر نمیتوانیم به بررسی آنها بپردازیم.
در تاریخ میتوانیم نمونههای زیادی بهدست آوریم که در مراحل مختلف - چه در زمان خلفای صدر اسلام چه در زمان بعد از آن - به اهلبیت علیهم السلام مراجعه میشد و آنها با اینکه در مسئلۀ امامت با آنها اختلاف داشتند - و این مطلب را در مواضع مختلف به صراحت بیان کردهاند - ولی برای حفظ مصالح مسلمین از کمک کردن جهت حل آن مشکل بههیچوجه دریغ نمیکردند. نمونه بارز آن سیرۀ امیرالمؤمنین علیه السلام است که برای انسجام اسلامی، پایمان شدن حق خود و حتی توهین به خاندان عصمت را به جان خود خرید تا به اصل اسلام، ضربهای وارد نشود.
شهید مطهری رحمه الله در این مورد میگوید: «سیرۀ حضرت علی علیه السلام بهترین درس آموزنده در زمینه وحدت است. علی علیه السلام از اظهار و مطالبۀ حق خود و شکایت از ربایندگان آن خودداری نکرد. با کمال صراحت ابراز داشت و علاقه به اتحاد اسلامی را مانع آن قرار نداد. در عین حال، این تظلمها موجب نشد که از صف جماعت مسلمین در مقابل بیگانگان خارج شود. در جمع و جماعت شرکت میکرد و سهم خویش را از غنایم جنگی آن زمان دریافت میکرد. از ارشاد خلفا دریغ نمینمود، طرف شور [و مشورت] قرار میگرفت و ناصحانه نظر میداد. در جنگ مسلمین با ایرانیان که خلیفۀ وقت مایل است خود شخصاً شرکت نماید علی علیه السلام پاسخ میدهد که: خیر، شرکت نکن، زیرا تا تو در مدینه هستی دشمن فکر میکند که فرضاً سپاه میدان جنگ را از بین ببرد از مرکز مدد
1) (1) الخصال صدوق، ص 278; وسائل الشیعه، ج 1، ص 23; بحار الانوار، ج 65، ص 376.
میرسد، ولی اگر شخصاً به میدان نبرد بروی، خواهند گفت: «هذا اصل العرب؛ ریشه و بن عرب این است، نیروهای خود را متمرکز میکنند تا تو را از بین ببرند و با روحیۀ قویتر به نبرد با مسلمانان خواهند پرداخت.»(1)
علی علیه السلام قربانی وحدت امت اسلام شده است؛ و الا رفتار علی علیه السلام در مورد حقوق از دست رفته خویش طوری دیگر بود، چنانچه خود ایشان میفرماید:
«وایم الله لولا مخافة الفرقة بین المسلیمن وان یعود الکفر ویبور الدّین لکنّا علی غیر ما کنّا لهم علیه؛(2)به خدا سوگند اگر بیم وقوع تفرقه میان مسلمانان و بازگشت کفر و تباهی دین نبود، رفتار ما با آنان طور دیگر بود.»
علی علیه السلام صبر کرد تا افتراق بین مسلمین ایجاد نشود:
«فرایت ان الصبر علی ذالک افضل من تفریق کلمة المسلمین وسفک دمائهم والناس حدیثوا عهد بالاسلام والدین یمخض مخض الوطب یوفسده ادنی وهن ویعکسه اقل خلق؛(3)دیدم صبر از تفرقه کلمۀ مسلمین و ریختن خونشان بهتر است. مردم تازه مسلمانند و دین مانند مشکی است که تکان داده میشود، کوچکترین سستی آن را تباه میکند وکوچکترین فردی آن را وارونه میکند.»
امیرالمؤمنین علیه السلام در جواب ابوسفیان، آنگاه که آمد و میخواست تحت عنوان حمایت از علی علیه السلام فتنه برپا کند، فرمود:
«شقّوا امواج الفتن بسفن النجاة وعرّجوا عن طریق المنافرة وضعوا تیجان المفاخرة؛(4)امواج دریای فتنه را با کشتیهای نجات بشکافید، از راه خلاف و تفرقه دوری گزینید و نشانههای تفاخر بر دیگران را از سر بر زمین نهید.»
و در شورای شش نفری پس از تعیین و انتخاب عثمان فرمود:
«لقد علتم انی احق الناس بها ووالله لاسلمنّ امور المسلین ولم یکن فیها جور الاّ علی خاصّةً؛(1)شما خود میدانید من از همه برای خلافت شایستهترم. به خدا سوگند مادامی که کار مسلمین روبه راه باشد و تنها بر من جوروجفا شده باشد، مخالفتی نخواهم کرد.»
اگر به سیرۀ دیگر ائمۀ اطهار علیهم السلام هم نگاه کنیم، میبینیم همه آنها برای ایجاد وحدت اسلامی تلاش کردهاند. امام حسن علیه السلام برای انسجام امت اسلامی، با معاویه صلح کرد. امام حسین علیه السلام نیز در حقیقت برای حفظ یکپارچگی امت جدش قیام کرد تا اسلام از مسیر اصلیاش خارج نشود دراینباره فرمود:
«انی لم اخرج اشراً ولابطراً ولا مفسداً انما خرجت لطلب الاصلاح فی امّت جدی وارید ان آمر بالمعروف وانهی عن المنکر اسیر بسیرة جدی وابی علی بن ابی الطالب؛(2)من برای فساد و ظلم و ستم قیام نکردهام، بلکه قیام من فقط برای این است که میخواهم به نیکی، امر و از بدی، نهی کنم و به سیرۀ جد امجد و پدرگرامی عمل نمایم.»
پس قیام امام حسین علیه السلام برای این بود که مردم را که بعد از رحلت پیامبر و حضرت علی علیه السلام از مسیر اصلی خارج شده بودند، به مسیر اصلی برگرداند و به راه واحد که همان اسلام ناب است، راهنمایی کند و این همان انسجام حقیقی اسلام است.
امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نیز این راه را ادامه دادند و به مردم توصیه میکردند که با مسلمانان همزیستی مسالمتآمیزی داشته باشند معاویةبن وهب نقل میکند که من از امام صادق علیه السلام پرسیدم که ما (شیعیان) با دیگران (اهل تسنن) چگونه معاشرت کنیم، تکلیف ما
چیست؟ امام فرمود: «ببینید ائمه شما چگونه رفتار میکنند، مانند امامان خود رفتار کنید. به خدا قسم امامان شما بیماران آنها را عیادت میکنند، جنازههای آنها را تشییع میکنند و برای آنها شهادت میدهند.»(1)
برخی میپندارند که بحث دربارۀ اهلبیت باعث افتراق است، لذا نباید به آن پرداخت! ولی در حقیقت اینطور نیست. اگرچه امامت اهلبیت علیهم السلام مورد بحث در بین فرق اسلامی است، ولی همۀ این فرقهها اهلبیت علیهم السلام را بهعنوان مرجعیت علمی قبول دارند. بهترین دلیل، حدیث ثقلین است که شیعه و اهل سنت این حدیث را در کتابهای حدیثی و تفسیریشان بهگونههای مختلف نقل کردهاند و آن را حداقل حدیث معتبر و قابل قبول میدانند. برخی از فرازهای حدیث این است:
«انّی تارک فیکم الثقلین»، «انّی تارک امرین ان اخذتم بهما لن تضلوا بعدی ابداً»، «ترکت فیکم ما لن تضلوا ان اعتصمتم کتاب الله وعترتی»، «ایّهاالناس انی تارک فیکم امرین لن تضلوا ان اتبعتموهما کتاب الله واهل بیتی.»(2)حدیث ثقلین، تمسک به قرآن و عترت را ضامن
1) (1) پیشین، اتحاد اسلامی در آثار شهید مطهری، ص 33، به نقل کافی، ج 2، ص 363.
2) (2) برخی کتابهای اهل سنت که در آن حدیث ثقلین به صورتهای محتلف نقل شده است: مسند احمد، ج 3، ص 14، ج 4، ص 317، ج 5، ص 182، 189؛ سنن الترمزی، ج 5، 329؛ المستدرک، ج 3، ص 110، 148، مجمع الزواید، ج 9، ص 162، 163؛ تحفة الاحوذی، ج 10، ص 197؛ المصنف، ج 7، ص 176، 418؛ منتخب مسندعبد بن حمید، ص 108؛ کتاب السنة، ص 337، 418، 629، 630؛ مسند ابی یعلی، ج 2، ص 33؛ المعجم الصغیر، ج 1، ص 131، 135؛ المعجم الاوسط، ج 3، ص 374، ج 4، ص 33؛ المعجم الکبیر، ج 3، ص 65، ج 5، ص 154، 166، 170، 182، 186، الفواید المنتقاة، ص 74؛ دستور المعالم الحکم، ص 146، شرح نهجالبلاغه (ابن ابی الحدید) ج 6، ص 375؛ نظم دررالسمطین، ص 231، جامع الصغیر, ج 5، ص 402، کنزالعمال، ج 1، ص 172، 175، 186، 187، 381، ج 5، ص 190؛ فیض القدیر، ج 3، 19، 20؛ شواهد التنزیل، ج 2، ص 42؛ تفسیر ابن کثیر، ج 4، ص 122، 123؛ الدر المنثور، ج 2، ص 60، ج 6، ص 7.
رستگاری بشر دانسته است و قدر متیقن از تمسک نیز همان مرجعیت علمی میباشد؛ چرا که اهلبیت علیهم السلام اعلم قرآنند؛ چنانکه در ضمن حدیث ثقلین آمده:
«فلا تقدموهم فتهلکوا ولا تقصروا عنهم فتهلکو ولا تعلموهم فانهم اعلم منکم؛(1)از اهلبیت نه مقدم شوید و نه متأخر بمانید که هر دو سبب هلاکت است و نه سعی کنید آنها را تعلیم دهید، زیرا آنها از شما اعلمترند.»
بنابراین حدیث، مرجعیت اهلبیت نزد همۀ فرق اسلامی مسلّم است، آنان بهتر و بیشتر از همه استعداد درک قرآن را دارند، چنانکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده است:
«معاشر الناس هذا علی اخی ووصیی وواعی علمی وخلیفتی فی امتی علی من آمن بی، الا ان تنزیل القرآن علی وتأویله وتفسیره بعدی علیه(2); ای مردم!
این علی; برادر، وصی، امین علم و خلیفه من است برای کسانی که بر من ایمان آوردهاند». و خود امیرالمؤمنین نیز ارتباط خود با قرآن را به این صورت بیان داشته است:
«والله ما نزلت آیة الا وقد علمت فیما نزلت وأین نزلت وعلی من نزلت ان ربی وهب لی قلبا عقولاً ولسانا ناطقاً؛(3)به خدا سوگند آیهای نازل نشده است مگر من خوب میدانم درباره چه، کجا و بر چه کسی نازل شده است، زیرا خدا به من قلب فکرگرا و زبان گویا عنایت فرموده است.»
1) (1) قندوزی، ینابیع المودة، ج 2، ص 438، عبدالحسین شرف الدین، المراجعات، (ناشر جمعیت اسلامیه تحقیق حسین الراضی.) ص 61.
2) (2) ابن طاووس، الیقین، ص 352.
3) (3) ینابیع المودة، ج 1، ص 244 و ج 2، ص 408; حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج 1، ص 40، 45، 46، 51; الطبقات الکبری، ج 2، ص 328; ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج 42، ص 398; انساب الاشراف، ص 99; خوارزمی، المناقب، ص 90.
لازم به ذکر است که از این گفتار به بعد در ذیل چهل عنوان احادیث فریقین مورد بررسی قرار شده است.
حدیث اول
ضرورت وحدت و انسجام اسلامی را رسولخدا صلی الله علیه و آله اینگونه بیان میفرماید:
«اثنان خیر من واحد وثلاثة خیر من اثنین واربعة خیر من ثلاثة فعلیکم بالجماعة فانّ یدالله مع الجماعة ولم یجمع الله عزّ وجلّ امّتی إلاّ علی هدی واعلموا ان کلّ شاطن من النار؛ دو نفر از یک نفر بهترند، سه نفر از دو نفر بهترند و چهار نفر از سه نفر بهترند. بر شما باد که با جماعت باش، چرا که دست خدا با جماعت است. خداوند امت من را صرفاً بر هدایت جمع کرده
است و بدانید هرکس از حق دور است، مقامش در آتش است.»(1)
در جای دیگر رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«ایّها الناس علیکم بالجماعة وایّاکم والفرقة؛ ای مردم! با جماعت باش و از جدایی و افتراق پرهیز کن.»(2)
وحدت به معنای یگانه شدن و انفراد است.(3)و اتحاد در لغت به معنای یکی شدن دو چیز موجود میباشد
«صیرورة الشیئین الموجود شیئاً واحداً»(4)چنانکه گفته شد، وحدت، یگانه و یکی شدن دو چیز موجود است، ولی وقتی ما میگوییم وحدت مسلمانان یا اتحاد بین مسلمین مراد
معنای لغوی آن نیست، بلکه معنا جدا از لغت است. تمام مکاتب فکری مسلمانان با حفظ اصولشان - که همه آن را قبول دارند از قبیل: توحید، رسالت، معاد، قبله مشترک، قرآن، اهلبیت - در مقابل دشمن مشترک در یک صف جمع میشوند و اتحاد اسلامی به معنای دست برداشتن گروهی از عقاید خود و اختیار نمودن مذهب دیگر، نیست.
رهبر معظم انقلاب حضرت آیةالله خامنهای مقصود از وحدت و انسجام را اینگونه بیان میکند:
«منظور ما از وحدت، هماهنگی و یکنوایی و همصدایی است، تا برادران دیگر در مقابل هم قرار نگیرند و لولههای تفنگ از دشمن به دوست منصرف نشود».(1)حرف ما بهعنوان پیام وحدت این است که مسلمانان بیایند با هم متحد بشوند و با یکدیگر دشمنی نکنند و محور هم کتاب خدا و سنت نبیاکرم و شریعت اسلامی باشد. این حرفی است که هر عاقل بیغرض و منصفی آن را قبول خواهد کرد.
بنابراین وحدت اسلامی به این معناست که تمام مسلمانان عالم با حفظ اصول و عقایدشان، مسائل اختلافی را روی میز حل کنند و در مقابل دشمنان اسلام یکپارچه قیام کنند و به این آیه عمل کنند:(مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ)2 ؛ محمد صلی الله علیه و آله رسولخدا و کسانی که با آن حضرتند در مقابل کفار سختگیر و در مقابل خودشان رحم دل و مهربانند.
از ژرفنگری در منابع اسلامی به وضوح روشن میشود که وحدت و اتحاد بین مردم در نزد رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه هدی علیهم السلام بسیار با اهمیت است. در روایات فراوانی، رسولخدا علاوه بر تأکید به وحدت،
1) (1) دفتر مقام معظم رهبری, حدیث ولایت، مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری، ج 4، ص 91.
راهکارهای وحدت و محبت بین مردم را بیان نموده است که به برخی از این روایات را مورد بررسی قرار میدهیم:
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شدهاست:
«ذمة المسلمین واحدة یسعی بها أدنا هم و هم ید علی من سواهم فمن اخفر مسلما فعلیه لعنة الله والملائکة والناس اجمعین لا یقبل منه یوم القیامة صرف و لاعدل;(1)همه مسلمانان در سایه یک پیمان بوده و ضعیفترین افرادشان در سایه آن کار میکند و همه باهم چون یک دست بر سر بیگانگانند. وای بر کسی که این پیمان را حتی نسبت به یک فرد مسلمان بشکند که بر اوست لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم و از او در روز قیامت هیچ عملی پذیرفته نخواهند شد.»
«وعنه ایضاً، ایاکم والظن فان الظن أکذب الحدیث ولاتجسسوا ولاتحسسوا، ولا تناجشوا ولا تحاسدوا ولا تدابروا، ولا تباغضوا وکونوا عبادالله اخواناً(2)ولا یحل لمسلم ان یهجراخاه فوق ثلاثة ایّام؛(3)از گمان بد بپرهیزید، زیرا دروغترین گفتار همان است که از روی گمان گفته میشود برای بهدست آوردن اخبار مخفی به یکدیگر گوش نکشید. در امور یکدیگر تجسس و پیجویی نکنید، حسد نورزید و از هم فاصله نگیرید و با هم دشمنی نکنید، بندگان خدا بوده و چون برادران باشید و روا نیست مسلمانی بیش از سه روز از برادر مسلمانش دوری کند.»
1) (1) مسند احمد، ج 1، ص 126; ج 8، ص 145; صحیح بخاری، ج 2، ص 221; السنن الکبری، ج 5، ص 196، ج 8، ص 193 و ج 9، ص 94; نسائی، السنن الکبری، ج 2، ص 486; مسند ابی یعلی، ج 1، ص 255; صحیح ابن حبان، ج 9، ص 30، 33; المعجم الاوسط، ج 6، ص 5; کنزالعمال; ج 14، ص 128، اضواء علی السنة المحمدیه، ص 94.
2) (2) مسند احمد، ج 2، ص 287، 342، 465، 470، 482، 492، 517، 539; صحیح البخاری، ج 6، ص 136 و ج 7، ص 88 و ج 8، ص 3; صحیح مسلم، ج 8، ص 10.
3) (3) صحیح بخاری، ج 7، ص 88، 90; صحیح مسلم، ج 8، ص 8; السنن الکبری، ج 10، ص 232; صحیح ابن حیان، ج 12، ص 476.
«وعنه ایضاً، المسلم اخو المسلم لا یظلمه ولا یسلمه ومن کان فی حاجة اخیه کان الله فی حاجته ومن خرج عن مسلم کربة فرج الله عنه کربة من کربات یوم القیامة ومن ستر مؤمناً سترالله یوم القیامة;(1)مسلمان برادر مسلمان است و بد و ظلم نکرده و تنهایش نمیگذارد. کسی که سرگرم مورد نیاز برادر خود بود خداوند کار او را اصلاح میکند، کسی که گرفتاری مسلمانی را برطرف کرد خداوند گرفتاری روز قیامت را برطرف میکند و کسی که بر زشتی مسلمانی پردهپوشی نمود خداوند زشتیهای وی را در روز قیامت مستور میدارد.»
از روایات مذکور به این نتیجه میرسیم که اگر کسی بین برادران ایمانی و اسلامی تفرقهاندازی بکند، از رحمت الهی دور میشود؛ دوری از برادر مؤمن از سه روز بیشتر روا نیست؛ برآوری حاجت مؤمن باعث الفت و مورد توجه خدا قرار میگیرد؛ محبوبترین فرد نزد خدا کسی است که با دیگران دوستی کند و دوستیاب باشد و مبغوضترین فرد نزد خدا کسی است که جدایی و افتراق بیاندازد.
عبدالمؤمن انصاری از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که گفت: «من از امام صادق علیه السلام پرسیدم که مردم میگویند: که رسولخدا صلی الله علیه و آله فرموده است که:
«اختلاف امتی رحمة؛ در میان امت من اختلاف رحمت است.» امام فرمود: آنها راست گفتهاند. عرض کردم: بنابراین اتفاق امت عذاب خواهد شد؟! فرمود: «خیر، آنچه را آنها فکر میکنند آنطور نیست، بلکه رسولخدا این آیه را اراده کرده است: (فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا...) که مردم خدمت رسولخدا صلی الله علیه و آله بیایند و در مسائل گوناگون گفتوگو کنند و [حقیقت را] از ایشان یاد بگیرند و سپس در میان قوم خویش رفته،
1) (1) احمد بن حنبل، مسند احمد، ج 2، ص 91; بخاری، صحیح بخاری، ج 3، ص 98، ج 8، ص 59; مسلم نیشابوری صحیح مسلم، ج 8، ص 18.
آنچه از محضر رسولخدا یاد گرفتهاند به مردم یاد بدهند. همانا مقصود از اختلافشان اختلاف شهرهاست، نه اختلاف در دینشان.(1)
سیرۀ حضرت علی علیه السلام به ما نشان میدهد که ایشان پس از رحلت رسولخدا صلی الله علیه و آله، با وجود مشکلات فراوان و با اینکه حق خویش را از دست داده بود، اما با تدبیر مدبّرانه خویش، انسجام اسلامی را در مقابل دشمنان اسلام حفظ نمود؛ و کسانی که به بهانه حمایت از اهلبیت علیهم السلام میخواستند از پشت به اسلام خنجر بزنند، برخورد نمود. حضرت در جایی میفرماید:
«خیر الناس فی حالاً النّمط الاوسط فالزموه والزموا السواد الاعظم فانّ یدالله مع الجماعة وایّاکم والفرقة فانّ الشاذ من النّاس للشیطان کما ان الشاذ من الغنم للذئب إلا من الدعا الی هذا الشعار فاقتلوه ولو کان تحت عمامتی هذه؛ بهترین مردم نسبت به من گروه میانرو هستند. از آنها جدا نشوید، همواره با بزرگترین جمعیتها باشید که دست خدا با جماعت است. از پراکندگی بپرهیزید که انسان تنها بهره شیطان است آنگونه که گوسفند تنها طعمه گرگ خواهد بود، آگاه باشید هرکس که مردم را به اشعار تفرقه وجدایی دعوت کند، او را بکُشید هرچند که زیر عمامه من باشد.»(2)
از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است که فرمود:
«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا»
فانی، سمعت رسولالله صلی الله علیه و آله یقول: «انّ صلاح ذات البین اعظم من عامة الصلاة والصیام» ؛ «همه به ریسمان خداوند چنگ بزنید وتفرقه نیندازید»، من از رسولخدا شنیدهام که فرمود: «مصالحه بین دو نفر بهتر از نماز و روزه یک ساله است.»(3)
حدیث دوم
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«انّ الاختلاف والتنازع والتثبط من امرالعجز والضعف وهوممّا لایحبّه الله ولایعطی علیه النصر والظفر؛ اختلاف، جنگ و دعوا از اسباب تضعیف است و از چیزهای است که خداوند آن را دوست ندارد و به آن کمکی نمیکند و بر آن پیروزی عنایت نمیکند.»(1)
علی بن ابیالطالب علیه السلام اختلاف را در زمرۀ گناهان کبیره و همراه شرک به خدا قرار داده است:
«الکبائر: الشرک باالله وقتل النفس... و فراق الجماعة؛(2)شرک قتل نفس و جدایی از جماعت، از گناهان کبیرهاند.»
ابن عباس از رسولخدا صلی الله علیه و آله نقل کرده است که فرمود
: «من فارق المسلمین قید شبر فقد خلع ربقة الاسلام من عنقه؛(3)کسی که بین مسلمانها تفرقه بیندازد (از دایره اسلام خارج شده است) ریسمان اسلام را از گردنش انداخته است.»
از امام صادق علیه السلام نقل شده است:
«من خلع جماعة المسلمین قدرشبرخلع ربقة الایمان من عنقه؛(4)کسی که از جماعت مسلمین خارج شود از دایره اسلام خارج شده است.»
از رسولخدا صلی الله علیه و آله نقل شده است:
«ثلاثة لا تسئل عنهم: رجل فارق الجماعة وعصی امامه ومات عاصیاً...؛(5)سه گروه هستند که در مورد آنها
1) (1) شرح نهجالبلاغه، ج 14، ص 232؛ بحار الانوار، ج 85، ص 13، ح 23.
2) (2) ابن کثیر، تفسیر القرآن الکریم، ج 2، ص 191، در ذیل تفسیر آیۀ 153، سوره انعام و آیۀ 13، سورۀ شوری.
3) (3) محمدیعقوب کلینی، الکافی، ج 1، ص 409، ح 4؛ کنز العمّال، ج 1، ص 207، ح 1035.
4) (4) بحارالانوار، ج 85، ص 13، ح 23.
5) (5) مسند احمد، ج 6، ص 19.
سؤال نخواهد شد (به آنها توجهی نخواهد شد) شخصی که از جماعت جدا شده و از امامش سرپیچی کرده و با آن عصیان بمیرد...»
رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«اربعة لیست غیبتهم غیبة.... والخارج عن الجماعة الطاعن علی امتی الشاهر علیهم بسیفه؛(1)چهار گروه هستند که غیبتشان، غیبت محسوب نمیشود... کسی که از جماعت خارج شود، به امت من ناسزا بگوید و بر آنها با شمشیر حمله کند.»
حدیث سوم
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«انّ المسلمین ید واحدة علی من سواهم وانّ لا یخرج من جماعة المسلمین الاّ مفارق معاندلهم مظاهرم علیهم؛(2)مسلمانان در مقابل دیگران مانند دست واحدند و از جماعت مسلمانان خارج نمیشود جز کسانی که دشمن آنان باشد.»
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«المسلون تتکافأ دمائهم یسعی بذمتهم أدناهم ویجبر علیهم اقصاهم والمسلمون ید علی من سواهم یردّ مشدّ علی مضعفهم ومتسرّعهم علی قاعدهم.»(3)
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مؤمنان را مانند جسم واحد دانسته است:
«انّ المؤمن من اهل الایمان بمنزلة الرأس من الجسد یألم المؤمن لأهل الإیمان کما یألم الجسد لما فی الرأس؛(4)یک مؤمن از اهل ایمان مانند سر نسبت
به جسم است که هرگاه مؤمنی را مشکلی پیش آید مؤمنان دیگر نیز احساس درد کنند، چنانکه درد و الم سر، در جسم او نیز اثر میکند.»
در روایت دیگری همه مؤمنان را به شخص واحد تشبیه کرده است:
«المؤمنون کرجل واحد اذا اشتکی رأسه تداعی له سائر الجسد بالسهر(1)والحمی؛(2)مؤمنان مانند شخص واحدی هستند که هرگاه، سر شخص به درد آید بقیه جسم نیز در اثر آن بهدرد آید.»
امام صادق علیه السلام:
«انّما المؤمنون رأس واحد؛(3)مؤمنان، مانند رأسواحدند.»
از این روایات به این نتیجه میرسیم که در ظاهر همۀ انسانها برابر هستند و عضوی از یک خانواده واحد بهشمار میآیند. هیچکس بر دیگری برتری ندارد جز به تقوا:(إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ) ؛ گرامیترین شما، پرهیزکارترین شماست.
بنابراین مشکل یک نفر مشکل همه است و درد یکی، درد همه است. اگر مؤمن این احساس را نداشته باشد، گویا مسلمان نیست و بلکه از زمرۀ اسلام خارج خواهد بود.
ولاتدابروا(1)وکونوا عبیدالله (عبادالله) اخواناً؛(2)با یکدیگر حسد، دشمنی، و خصومت نکنید و با هم برادر باشید.»
و نیز رسولخدا صلی الله علیه و آله فرموده است:
«علیکم بالتواصل والتباذل وایّاکم والتقاطع والتحاسد والتدابر وکونوا عبادالله اخواناً؛(3)بر شما باد که با یک دیگر مرابطه و تباذل داشته باشید و از قطع رابطه، حسد و خصومت بپرهیزید و با هم برادر باشید.»
در مورد دیگری پیامبراسلام صلی الله علیه و آله فرموده است:
«ألا ان المسلم اخوالمسلم فلیس یحلّ لمسلم من اخیه شیء الاّ ما احلّ من نفسه؛(4)آگاه باشید! مسلمان برادر مسلمان دیگر است، برای هیچیک از مسلمانان چیزی روا نیست جز آنکه آن را برای خود سزاوار میداند.»
در این روایت نیز پیامبراسلام صلی الله علیه و آله امر به برادری اهل اسلام حکم فرمود است:
«کونوا عبادالله اخواناً کما أمرکم المسلم اخو المسلم..؛(5)چنانکه به شما امر کردهام که برای خدا با هم برادر باشید.»
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در روایتی مؤمن را به آینه تشبیه کرده فرموده است:
«المؤمن مرآة المؤمن والمؤمن اخو المؤمن من حیث؛(6)مؤمن آینه مؤمن و برادر یکدیگر است.»
در روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل شده، علاوه بر اوصاف مؤمن که در احایث نبوی بیان شده، ویژگیهای دیگری نیز آمده است:
«المسلم
اخو المسلم هو عینه ومرآته ودلیله لا یخونه ولا یخدعه ولا یظلمه ولا یکذبه ولا یغتابه؛(1)مؤمن، برادر، چشم و راهنمای مؤمن دیگر است که نه خیانت میکند، نه فریب میدهد، نه ظلم میکند، نه دروغ میگوید و نه از برادر خود غیبت میکند.»
برای هر مؤمن بر مؤمن دیگر حقوقی است که شماری از آنها در روایات ذکر شده است؛ از جمله اینکه یک برادر نسبت به دیگری مانند آینه رفتار کند، چنانکه کار آینه این است که هر عیبی در او است، آن را بدون هیچ نقص به صاحبش نشان دهد. مؤمن هم نسبت به مؤمن دیگر باید مانند آینه و بلکه بالاتر از آن باشد، چرا که آینه فقط عیبهایی نشان میدهد که جلوی او و روبهروی او باشد ولی مؤمن هر عیب ظاهری و باطنی را به برادر دینی هشدار میدهد و عیب و نقص او را نشان میدهد و او را به راه سعادت دنیوی و اخروی راهنمایی میکند.
در معنای حسن خلق گفته شده است:
«هو طلاقة الوجه، وبذل المعروف، وکف الأذی؛(2)حسن خلق عبارت است از، چهرۀ باز، نیکی به دیگران و اذیت و آزار نرساندن به دیگران.»
حدیث پنجم
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «لن تؤمنوا حتی تراحموا»، قالوا: یا رسولالله صلی الله علیه و آله، کلّنا رحیم قال: انه لیس برحمة احدکم صاحبه ولکنّها رحمة للعامة؛(3)شما هرگز ایمان
نیاوردهاید مگر اینکه باهم مهربان باشید. اصحاب گفتند: ای رسولخدا صلی الله علیه و آله! ما همه با یکدیگر مهربان هستیم. فرمود: مهربانی این نیست که شما فقط با یکدیگر مهربان باشید، بلکه باید با همۀ مردم مهربانی و مدارا کنید.»
آن حضرت در جایی دیگر، شرط ورود به بهشت را حسن خلق قرار داده است:
«لا تدخلوا الجنة حتی تراحموا قالوا یا رسول الله کلنا رحیم قال انه لیس برحمه احدکم ولکن رحمة العامه؛(1)اگر با هم حسن اخلاق نداشته باشید به بهشت وارد نمیشوید گفتند: ای رسولخدا! ما که با دیگران با حسن اخلاق رفتار میکنیم فرمود: این حسن اخلاق نیست که شما با یکدیگر رفتار شایسته داشته باشید، بلکه بر عموم مردم ترحم نمایید و حسن اخلاق را رعایت کنید.»
در روایت دیگری، رسول الله صلی الله علیه و آله صاحب اخلاق حسنه را شبیه خود قرار داده است:
«الا اخبرکم باشبهکم بی؟ قالوا بلی یا رسول الله فقال: احسنکم خلقاً والینکم کنفاً وابّرکم بقرابته واشدّکم حباً لاخوانه فی دینه؛(2)آیا به شما خبر بدهم که از شما کدام شخص به من شبیهتر است؟ همه گفتند: بلی ای رسولخدا صلی الله علیه و آله! فرمود: هرکدام از شما از نظر اخلاقی نرمتر و نیکی کنندهتر به خویشاوندان و به برادران دینی و مهربانتر باشد به من شبیه است.»
از نبی اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود:
«ما وضع فی المیزان أرجح من حسن الخلق؛(3)ارزشمندترین چیزی که در قیامت به میزان گذاشته میشود، حسن خلق است.»
همچنین از علی بن الحسین علیه السلام نقل شده که رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود:
«ما
یوضع فی میزان امری یوم القیامة أفضل من حسن الخلق؛(1)در روز قیامت، افضلترین چیزی که به میزان گذاشته میشود، حسن خلق (انسان) است.»
عن أبی عبدالله علیه السلام قال: «إن الله تبارک وتعالی لیعطی العبد من الثواب علی حسن الخلق کما یعطی المجاهد فی سبیل الله.»(2)
از نبی اسلام صلی الله علیه و آله پرسیده شد که بهترین اعمال کدام است، فرمود:
«حسن الخلق؛(3)حسن خلق است.»
ایشان در بیانی دیگر فرمودند:
«إن من الإیمان حسن الخلق وأفضلکم إیمانا أحسنکم خلق؛(4)حسن خلق از نشانههای ایمان است و بهترین شما از لحاظ، ایمان نیکوترین شما در خلق و رفتار است.»
در روایت دیگر از رسولخدا صلی الله علیه و آله آمده است:
«إن حسن الخلق لیذیب الخطیئة کما تذیب الشمس الجلید؛(5)حسن خلق، همچون خورشید که پوست (حیوان) را خشک میکند، گناهان را میزداید.»
در روایتی نبوی، صاحب اخلاق حسنه، از عابد بدخلق، شایستهتر دانسته شده است.
«شاب سخیّ حسن الخلق أحب إلی الله من شیخ بخیل عابد شیء الخلق.»(6)
در روایتی دیگر، از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است که حسن خلق از شایستهترین حسبها بهشمار میآید:
«أکرم الحسب حسن الخلق.»(7)
حدیث ششم
ابوذر از رسول اسلام صلی الله علیه و آله نقل کرده است که فرمود:
«تبسمک فی وجه اخیک لک صدقة»(1)
از امام باقر علیه السلام نقل شده که شخصی خدمت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آمد و از آن حضرت خواست که نصیحتش کند، رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«الق اخاک بوجه منبسط؛(2)با برادر خود با چهرۀ باز ملاقات کن.»
«مدارا» یعنی ملاینه و نرمخویی و اینکه شخص با مردم رفتاری نرم و خوش و مناسب شخصیت آنان داشته باشد.(3)
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
«انّ الله امرنی بمداراة الناس کما امرنی باقامة الفرائض؛(4)خداوند به من امر کرده است که همچون ادای واجبات، با مردم با نرمش رفتار کنم.»
از رسولخدا صلی الله علیه و آله سؤال شد که:
ایّ الاعمال افضل؟ قال: «الحنیفیة السمحة.»(5)
قال رسول الله صلی الله علیه و آله:
«الا اخبرکم بمن یحرم علی النار وبمن تحرم علیه النار؟ علی کلّ قریب هیّن سهل؛(6)آیا به شما خبر بدهم که چه کسانی بر آتش و آتش بر چه کسانی حرام شده است؟ فرمود: به هر
کس که با نرمی با مردم رفتار کند و بر آنها آسان بگیرد.»
علی علیه السلام هنگامی که ابن عباس را والی تعیین کرد به او فرمود:
«یابن عباس! علیک بتقوی الله والعدل بمن ولّیت علیه وان تبسط للناس وجهک وتوسع علیهم مجلسک وتسعهم بحلمک؛(1)ای ابن عباس! تقوا را پیشه کن و به مردم با عدل برخورد کن، با چهرۀ باز و گشاده با آنها رفتار کن، در مجلس خود آنها را جا بده و با مردم بردبار باش.»
از عایشه نقل شده است که رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود:
«انّ الله عزّ وجلّ رفیق ویحبّ الرفق فی الامر کلّه؛(2)خداوند رفیق (نرم خو) است و در تمام امور نرمی را دوست دارد.»
آن حضرت صلی الله علیه و آله مدارا را نصف ایمان و رفقت را نصف زندگی شمرده است:
«مداراة الناس نصف الایمان والرفق بهم نصف العیش.»(3)
همچنین رسولاکرم صلی الله علیه و آله بعد از ایمان به خدا، مدارا را رأس عقل قرار داده است:
«رأس العقل بعد الایمان بالله مداراة الناس.»(4)
در روایتی رسولخدا صلی الله علیه و آله کسی که با ویژگی مدارا بمیرد، شهید نام نهاده است:
«من عاش مداریا مات شهیدا.»(5)
حضرت علی علیه السلام مدارا را ثمره عقل قرار داده است:
«ثمرة العقل مداراة الناس.»(6)
همچنین علی علیه السلام مدارا را رأس حکمت و باعث سلامت دین و دنیا قرار میدهد:
«رأس الحکمة، مداراة الناس»(1)و
«سلامة الدین والدنیا فی مداراة الناس.»(2)
همزیستی مسالمتآمیز با مردم یکی از تعلیمات قرآن و سنت و سیرۀ مستمره بزرگان دین میباشد و خصوصاً سیرۀ اهلبیت علیهم السلام در این مورد، الگویی شایسته برای ماست.
حدیث هشتم
رسول الله صلی الله علیه و آله در این مورد میفرماید:
«لا تقاطعوا ولا تدابروا ولا تباغضوا ولا تحاسدوا وکونوا عبادالله اخواناً ولا یحلّ لمسلم ان یهجر اخاه فوق ثلاث؛(3)با یکدیگر قطع رابطه، خصومت، دشمنی و حسد نکنید و با هم برادر باشید. برای هیچکس از مسلمانان جایز نیست که بیشتر از سه روز از برادر مسلمان ناراضی و قهر باشد.»
قال الصادق علیه السلام:
«علیکم بالصّلاة فی المساجد وحسن الجوار للناس وحضور الجنائز انه لابدّ لکم من النّاس ان احداً لا یستغنی عن الناس فی حیاته والناس لابدّ لبعضهم من بعض؛(4)بر شما لازم است، نمازهایتان را در مساجد بخوانید و با همسایگان رفتار خوب داشته باشید و در تشییع جنازهها شرکت کنید، زیرا در زندگی هیچکس بینیاز از دیگری نیست و برخی به دیگران نیازمند هستند.»
معاویه بن وهب نقل میکند: من از امام صادق علیه السلام پرسیدم که ما (شیعیان) با دیگران (اهل تسنن) چگونه معاشرت کنیم، تکلیف ما چیست؟ امام فرمود:
«کیف ینبغی لنا ان نصنع فیما بیننا وبین قومنا وفیما بیننا وبین خلطائنا من الناس؟ قال: تؤدون الأمانة إلیهم وتقیمون الشهادة لهم وعلیهم وتعودون مرضاهم وتشهدون جنائزهم؛(1)امانت آنها را بدهید، برای آنها (اگر شهادت لازم باشد) شهادت بدهید، بیمارانشان را عیادت کنید، (کسی از آنها بمیرد) در تشییع جنازهشان شرکت کنید.»
امام حسن بن علی صلی الله علیه و آله معاشرت خوب با مردم را، رأس عقل میشمارد:
«رأس العقل معاشرة الناس.»(2)
امام علی علیه السلام معیار زندگی با دیگران را اینگونه بیان میفرماید:
«اجعل نفسک میزانا فیما بینک وبین غیرک، وأحب لغیرک ما تحب لنفسک، واکره له ما تکره لها، لاتظلم کما لا تحب ان تظلم، وأحسن کما تحب ان یحسن إلیک، واستقبح لنفسک ما تستقبحه من غیرک، وارض من الناس ما ترضی لهم منک؛(3)در معاشرت با مردم، خودت را میزان قرار بده. آنچه را خود دوست میداری برای دیگران نیز همان را بخواه آنچه را نمیپسندی، برای دیگران نیز نخواه. اگر ستم به خود را نمیخواهی به دیگران هم ستم نکن. آنچه را برخود روا میدادی همان را بر دیگران روا بدار و آنچه را برای خود ناپسند میدار، برای دیگران نیز آن را مکروه بشمار.»
امامحسن علیه السلام میفرماید:
«صاحب الناس مثل ما تحب ان یصاحبوک به؛(4)همان رفتاری را به مردم روا دار که آن برای خود نیز میپسندی.»
امام صادق علیه السلام معتقد است که حتی با یهودی هم با رفتار خوب باید برخورد شود:
«صانع المنافق بلسانک، وأخلص ودک للمؤمن، وإن جالسک یهودی فأحسن مجالسته؛(1)با منافق به زبان خوش برخورد کن، با مؤمن با اخلاص کامل رفتار نما و با یهودی هم مجالست نیکو داشته باش.»
ابوذر میگوید: روزی رسول الله صلی الله علیه و آله به من فرمود:
«اتق الله حیث ما کنت، وأتبع السیئة الحسنة تمحها، وخالق الناس بخلق حسن؛(2)هرجا که هستی از خدا پروا کن، بدی را با خوبی جواب بده، با مردم، با اخلاق حسنه رفتار کن.»
رسولالله صلی الله علیه و آله در روایت دیگری، فلسفه حسن معاشرت را چنین بیان فرموده است:
«أحسن مصاحبة من صاحبک تکن مسلما؛(3)با کسی که با شما معاشرت دارد، خوب رفتار کن تا او (اگر کافر باشد به سبب حسن اخلاق) اسلام بپذیرد.»
حسن معاشرت با مردم تأثیر بهسزایی دارد، بهگونهای که در صدر اسلام تعداد زیادی با دیدن حسن اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله، اسلام را پذیرفتند.
عایشه نقل میکند: روزی شخصی اذن دخول خواست، رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود: این مرد بدترین شخص فلان قبیله است. وقتی او داخل شد، آن حضرت با چهرۀ بشاش از او استقبال کرد و به او رفتار خوب نشان داد وقتی آن فرد مرخص شد، عایشه از آن حضرت پرسید: ای رسولخدا صلی الله علیه و آله! آن سخن شما و این رفتار شما! آن حضرت فرمود:
«إن من شر عباد الله من تکره مجالسته لفحشه؛(4)بدترین مردم کسی است که به سبب بدی کسی، رفتار بدی داشته باشد.»
حدیث نهم
معاذ نقل میکند که از رسولخدا صلی الله علیه و آله پرسیده شد: بهترین ایمان کدام است؟ فرمود:
«ان تحبّ لله وتبغض لله وتعمل لسانک فی ذکر الله» قال وماذا یا رسول الله؟ قال: «وان تحبّ للناس ما تحبّ لنفسک وتکره لهم ما تکره لنفسک؛(1)بهترین ایمان این است که محبت و دشمنی با افراد برای خدا باشد و زبان در ذکر خدا مشغول باشد.» سپس پرسید که مقصود از ذکر خدا چیست؟ ایشان فرمود: «آنچه را برای خود دوست دارید، برای دیگران نیز همان را بخواهی و آنچه را برای خود نمیپسندی، برای دیگران هم نخواهی.»
روایات زیادی در مورد محبت مردم از رسولالله صلی الله علیه و آله رسیده است که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
بهترین عمل:
«افضل الاعمال بعد الایمان بالله التودّد إلی الناس؛(2)بعد از ایمان به خدا، محبت به مردم از بهترین عملهاست.»
خردمندی:
«رأس العقل بعد الایمان بالله عزّ وجلّ التودّد إلی الناس؛(3)بعد از ایمان، خردمندانهترین کار، محبت به مردم است.»
میزان نیکوکاری: حضرت علی علیه السلام محبت به مردم را میزان نیکوکاری قرار داده است:
«اجعل نفسک میزاناً فیما بینک وبین غیرک احبّ لغیرک ما تحبّ لنفسک واکره له ما تکره لها واستقبح من نفسک ما استقبح من غیرک؛(4)نفس خود را بین خود و دیگران میزان قرار بده
کههرچه برای خود دوست داری برای دیگران هم دوست بدار و هرچیزی که از آن کراهت داری، برای دیگران هم آن را مکروهبدان.»
دوست دور بهتر از خویشاوند نزدیک: شیعه و اهل سنت هر دو از علیبن الحسین علیه السلام این روایت را نقل کردهاند:
«القریب من قربته المودة وان بعد نسبته والبعید من باعدته البغضاء وان قرب نسبه وشیء أقرب من ید الی جسد وانّ الید اذا غلت(1)قطعت واذا قطعت حسمت(2)؛(3)قریب کسی است که دوستی داشته باشد اگرچه از نظر خویشاوندی دور باشد، و اجنبی کسی است که با فردی پیوند دوستی نداشته باشد اگرچه از لحاظ خویشاوندی با او نزدیک باشد. از نظر نزدیکی و نسبی، از همه نزدیکتر با انسان، دست او است، ولی هرگاه از دست خیانتی رخ دهد، قطع میگردد و آن را میبندد.»
این روایت نزدیکان را به دست تشبیه کرده است، برای اینکه بگوید صرف قربت فایده ندارد. دست نزدیکترین عضو انسان است، ولی این دست هنگامی که دزدی میکند در حقیقت دشمن او است و یا اینکه انسان دشمن دستش میشود و این امر سبب میشود که دستش قطع بشود.(4)پس هرکس انسان را دوست داشته باشد گرچه از نظر حسب و نسب دور باشد به او نفع میرساند، ولی کسی که از نظر حسب و نسب انسان به او نزدیک است ولی به جای اینکه به او کمکی کند باعث ذلت او میشود شخص اجنبی از او بهتر است.
حدیث دهم
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «من اکرم اخاه فانّما یکرم الله؛(1)هرکس به برادر دینی خود احترام کند گویا به خدوند احترام کرده است.»
شبیه این روایت را امیرالمؤمنین علیه السلام نیز از رسول الله صلی الله علیه و آله نقل کرده است:
«من اکرم اخاه المسلم فانّما یکرم ربّه؛(2)هرکس به برادر مسلمانی احترام کند، به پروردگار احترام کرده است.»
رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود:
«من اکرم اخاه المسلم بکلمة یلطفه بها وفرّج عنه کربته لم یزل فی ظلّ الله الممدود علیه الرحمة ما کان فی ذالک؛(3)کسی به برادر مسلمانی، با کلمهای اظهار لطف کند و مشکلی را از او برطرف کند، تا وقتی در آن کار مشغول است در سایۀ رحمت الهی خواهد بود.»
همچنین از آن حضرت نقل شده است:
«من أکرم أخاه فانما یکرم الله فما ظنکم بمن یکرم الله عزوجل ان یفعل به؟؛(4)هرکس به برادر (دینی) خود اکرام کند به خدا اکرام کرده است و کسی که خدا به او احترام کند چه مقامی خواهد داشت!»
در روایت دیگری چنین آمده است: کسی که به برادر دینی مسلمانی احترام کند در سایۀ فرشتگان قرار میگیرد:
«من أکرم أخاه المسلم بمجلس یکرمه، أو بکلمة یلطفه بها أو حاجة یکفیه إیاها، لم یزل فی ظل من الملائکة ما کان بتلک المنزلة؛(5)کسی برادر مسلمانی را در مجلسی احترام کند، یا
توسط کلمهای او را گرامی بدارد و یا حاجت برادر دینی را برآورده کند، در سایه فرشتگان قرار خواهد گرفت تا زمانی که در آن کار مشغول است.»
حدیث یازدهم
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«المؤمنون اخوة یقضی بعضهم حوائج بعض فبقضاء بعضهم حوائج بعض یقضی الله حوائجهم یوم القیامة؛(1)مؤمنان برادرند برخی حاجات برخی دیگر را برآورده میکنند و هرکه (در دنیا) حوایج دیگر را برآورده کند، خداوند روز قیامت حاجات او را برآورده میکند.»
از عمربن خطاب نقل شده است که از رسول الله صلی الله علیه و آله پرسیده شد:
ایَّ الاعمال افضل؟ فرمود: «إدخالک السرور علی مؤمن اشبعت جوعته أو سترت عورته أو قضیت له حاجته؛(2)کدام عمل بهتر است؟ فرمود: «با سیر کردن مؤمنی یا پوشاندن سرش و یا برآورده کردن حاجتش او را خوش کند.»
همچنین روایت دیگری، ادخال سرور، سیر کردن و رفع کردن مشکل مؤمن را سبب مغفرت دانسته است:
«ان الموجبات المغفرة ادخال السرور علی اخیک المسلم واشباع جوعته وتنفیس کربته.»(3)
حدیث دوازدهم
ابن عمر میگوید: من رسولخدا صلی الله علیه و آله را در حال طواف به خانه کعبه دیدم که میفرمود:
«... والذی نفس محمد بیده لحرمة المؤمن اعظم
عندالله حرمة منک: ماله ودمه وان یظنّ به الاّ خیراً؛(1)قسم به کسی که جان محمد در دست اوست، حرمت مؤمن بزرگتر از حرمت تو (کعبه) است؛ یعنی مال و جان او، دربارۀ او جز گمان خیر نباشد.» در روایات مختلف از حسن ظن تعبیرهای مختلفی شدهاست که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
حرمت سوء ظن:
«انّ الله تعالی حرّم من المسلم دمه وماله وان یظنّ به ظنّ السوء؛(2)خداوند خون، مال وگمان بد نسبت به مسلمان را حرام قرار داده است.»
قیمت بهشت:
«لا یموتن أحدکم إلا وهو یحسن الظن بالله فان حسن الظن بالله ثمن الجنة؛(3)هیچکس از شما نمیرد، جز اینکه به خدا حسن ظن داشته باشد: زیرا حسن ظن به خدا، قیمتش بهشت است.»
رأسعبادت:
«حب الدنیا رأس کل خطیئة ورأس العبادة حسن الظن بالله؛(4)دوستی با دنیا ریشۀ همه بدیهاست و حسن ظن، ریشۀ همه خوبیها و سردار عبادت است.»
بهترین سرشت وعادت:
«حسن الظن من أحسن الشیم وأفضل القسم؛(5)حسن ظن، از فطرت و عادت خوب است.»
اخلاق خوب:
«حسن الظن من أفضل السجایا وأجزل العطایا؛(6)حسن ظن از اخلاق وعطایای خوبی است.»
سکون قلب:
«حسن الظن راحة القلب؛(1)حسن ظن باعث آرامش دلهاست.»
آسانی کار:
«خذ من حسن الظن بطرف تروح به قلبک ویروح به أمرک؛(2)حسن ظن را پیشه کن، زیرا آن سبب آرامش دلها و آسانی کار هست.»
دوری از گناه:
«حسن الظن یخفف الهمّ، وینجی من تقلد الإثم؛(3)حسن ظن، مشکلات را آسان و از طوق گناه، رها میکند.»
باعث جلب محبت:
«من حسن ظنه بالناس حاز منهم المحبة؛(4)حسن ظن نسبت به مردم، محبت آنها را جلب میکند.»
بهترین پرهیزکاری:
«أفضل الورع حسن الظن؛(5)حسن ظن، بهترین پرهیزکاری است.»
از بررسی روایاتی که در این زمینه ذکر شد، به این نتیجه میرسیم که اگر مسلمانها در گفتمان وکارکردهایشان نسبت به یکدیگر حسنظن داشته باشند، دوریها و دشمنیها به نزدیکی و محبت تبدیل خواهد شد؛ زیرا آنچه سبب دشمنی میشود، ابتدا از سوءظن شروع میشود. این سوءظن کمکم به دشمنی و سپس به افتراق میانجامد. ازاینرو قرآن از ظن بد به شدت نهی کردهاست:(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ) ؛(6)ای صاحبان ایمان! از سوءظن خودداری کنید، زیرا برخی از گمانها انسان را به گناه میکشاند.
حدیث سیزدهم
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«انّما الدین النصیحة» قالوا:
«لمن یا رسولالله صلی الله علیه و آله؟ لله ولکتابه والائمة المسلمین وعامتهم؛(1)دین، خیرخواهی است. گفتند: ای رسولخدا صلی الله علیه و آله! برای چه کسی خیرخواهی کنیم؟ فرمود: برای خدا، رسول، کتاب خدا، ائمه مسلمین و عموم مردم.»
در روایت دیگری
(والائمة المؤمنین ولجماعتهم)(2)آمده است. در روایتی دیگر، امام خیرخواهی را علامت کمال دین دانسته است:
«وأدی النصیحة لأهل بیت نبیه فقد استکمل حقیقة الایمان.»(3)
واژۀ «نصیحت» در لغت به معنای «خلوص» و مقصود آن خواستن خیر برای کسی است که مورد توصیه قرار گرفته است. البته کارکرد آن در موارد مختلف فرق میکند. اگر این واژه در مورد خدا استعمال شود به معنای صحت اعتقاد و اخلاص نیت در عبادت است. مثلاً: «نصیحةالله؛ یعنی اعتقاد به وحدانیت خدا و اخلاص در عمل. و نصیحة رسوله، یعنی تصدیق به نبوت و انقیاد به آنچه که او امر ونهی کرده است. همچنین، نصیحه عامة المسلمین، یعنی ارشاد و هدایت و خیرخواهی برای آنها در دنیا و آخرت.(4)
ضرورت و اهمیت خیرخواهی و نصیحت مسلمانان، روایات زیادی در فریقین آمده است که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
اهتمام به امور مسلمین: پیامبراسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«من لایهتمّ بامر
المسلمین فلیس منهم ومن لا یصبح ویمس ناصحاً لله ولرسوله ولکتابه ولامامه ولعامة المسلین فلیس منهم؛(1)هرکس به امور مسلمانان اهتمام نکند، صبح و شام [در فکر] عمل به دستورات خدا رسول، کتاب و امام نباشد و به مسلمانان خیرخواهی نکند، از آنها (مسلمان) نیست.»
محبوب خدا: پیامبراسلام صلی الله علیه و آله کسی را که به فکر خیرخواهی برای مسلمانان و مؤمنین باشد، محبوبترین فرد نزد خدا قرار داده است:
«احبّ المؤمنین إلی الله من نصب نفسه فی طاعة الله ونصح لامة نبیه؛(2)محبوبترین مؤمنان کسی است که خود را به اطاعت خدا و خیرخواهی برای مسلمانان وقف کند.» خیرخواهی برای دیگران به قدری اهمیت دارد که گویا بهخود نصیحت میکند:
«لینصح الرجل منکم أخاه کنصیحته لنفسه.»(3)
خیرخواهی موجب ورود به بهشت: رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود:
«من یضمن لی خمسا أضمن له الجنة، قیل: وما هی؟ یا رسول الله قال: النصیحة لله عزّوجلّ، والنصیحة لرسوله، والنصیحة لکتاب الله، والنصیحة لدین الله والنصیحة لجماعة المسلمین»؛(4)هرکس پنجچیز را به من ضمانت بدهد، من بهشت را برای او ضمانت میدهم. پرسیده شد: آن امور کدامند؟ فرمود: نصیحت به خدا، رسول، دین و گروه مسلمانان.
موجب نجات:
«فاقبل النصیحة کی تنجو عن العذاب؛(5)خیرخواهی را قبول کن، زیرا آن موجب نجات از عذاب است.»
اخلاق کرام: علی علیه السلام میفرماید:
«النصیحة من أخلاق الکرام»؛(1)خیرخواهی، از اخلاق کرام است.»
محبت ثمرۀ نصیحت: علی علیه السلام:
«النصح یثمر المحبة، النصیحة تثمر الود؛(2)نصیحت وخیرخواهی، محبت و مودت را بهبار میآورد.»
با خیرخواهی کدورتها زدوده میشود و محبتها افزوده میشود و در نتیجه این کار باعث انسجام اسلامی خواهد شد.
حدیث چهاردهم
پیامبراسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«یا أبا أیوب! ألا اخبرک وأدلک علی صدقة یحبها الله ورسوله؟» قلت: بلی یا رسول الله صلی الله علیه و آله قال: «تصلح بین الناس اذا تفاسدوا؛(3)ای ابا ایوب! آیا تو را به صدقهای راهنمایی کنم که خدا و رسولش، آن را دوست داشته باشند. گفتم: بلی ای رسولخدا صلی الله علیه و آله! فرمود: هرگاه بین مردم فسادی رخ بدهد بین آنها اصلاح کن».
شبیه این روایت در منابع مکتب اهل بیت علیهم السلام از امام صادق نیز روایت شده است که فرمود:
«صدقة یحبّها الله: اصلاح بین الناس اذا تفاسدوا وتقارب بیهم اذا تباعدوا(4)صدقهای که خدا آن را دوست دارد، اصلاح بین مردم و نزدیک آوردن آنهاست هرگاه از یکدیگر دور شوند.»
اصلاح مردم یکی از اموالی صریح قرآن است که در آیات متعدد به آن حکم شده است؛ از جمله:(وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَیْنِکُمْ)5
(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ) ؛(1)همانا مؤمنان برادر یکدیگرند. بین برادران اصلاح کنید و از خدا پروا کنید، شاید به شما رحم شود.
(وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما) ؛(2)اگر بین دو گروه از مؤمنان جنگ شود، بین برادرانتان اصلاح کنید. از پیامبراسلام صلی الله علیه و آله و دیگر ائمهاطهار علیهم السلام روایات متعددی در زمینه اصلاح مردم با تعبیرهای گوناگونی ارائه شده است که به چند نمونه اشاره میکنیم:
بهترین عبادت: رسولخدا
صلی الله علیه و آله فرمود: «إصلاح ذات البین أفضل من عامة الصلاة والصیام؛(3)اصلاح بین دو نفر از نماز و روزۀ یکساله بهتر است.»
بهتر از صدقه: پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«ألا اخبرکم بأفضل من درجة الصیام والصلاة والصدقة؟ إصلاح ذات البین، فإن فساد ذات البین هی الحالقة؛(4)آیا چیزی که بهتر از نماز، روزه و صدقه است به شما بگویم؟ آن اصلاح ذات بین است، زیرا فساد ذاتبین تباهی است.»
مقصد قیام امام حسین علیه السلام از زبان ایشان بدینگونه بیان شده است:
«وإنما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی صلی الله علیه و آله؛(5)من جز برای اصلاح امت جدم قیام نکردهام.»
اگر در این رمان، امت اسلامی بهجای دست به گریبان همدیگر شدن به فکر اصلاح امت اسلامی بیفتد، بعید نیست که اسلام و مسلمانان، عزت از دست رفته را دوباره به دست آورند.
حدیث پانزدهم
رسولخدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
«خمس من حق المسلم علی المسلم رد التحیة واجابة الدعوة وشهود الجنازة وعیادة المریض وتشمیت العاطس إذا حمد الله عزّوجلّ؛(1)برگردن مسلمان پنج حقوق برای دیگری است؛ جواب سلام، قبول دعوت، شرکت در تشییع جنازه، عیادت مریض، او هرگاه عطسه کند والحمدلله بگوید، خداوند در جوابش یرحمک الله بگوید.»
در روایت دیگری، رسولالله صلی الله علیه و آله شش حقوق برای مسلمان قرار داده است که علاوه بر حقوق مذکور، نصیحت و خیرخواهی را نیز بر آن اضافه شده است:
«حق المسلم علی المسلم ستّ: إذا لقیته فسلم علیه، وإذا دعاک فأجبه، وإذا استنصحک فانصح له، وإذا عطس فحمد الله فسمته، وإذا مرض فعده، وإذا مات فاتبعه؛(2)در روایت دیگری پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله جادادن سلمان در مجلس و از جای خود برخاستن به احترام او را، نیز از حقوق یک مسلمان به حساب آورده است:
«إن حق المسلم علی المسلم إذا رآه یرید الجلوس إلیه ان یتزحزح له؛(3)حق مسلمان بر دیگری این است که هرگاه او بخواهد در مجلسی بنشیند، (به احترام او) از جای خود تکان بخورد.»
امام صادق علیه السلام ادای حق مؤمن را بهترین عبادت شمرده است:
«والله ما عبد الله بشیء أفضل من أداء حق المؤمن؛(4)قسم به خدا! خداوند به چیزی بهتر از ادای حق مؤمن، عبادت نشده است.»
امام صادق علیه السلام در روایت دیگری، حق مؤمن را بزرگتر از حق کعبه دانسته است:
«إن المؤمن أفضل حقا من الکعبة؛(1)حق مؤمن بزرگتر از کعبه است.»
در روایتی دیگر نیز امام صادق علیه السلام حق مسلمان را بر دیگری اینگونه بیان کرده است:
«ومن حق المسلم علی المسلم ان لا یشبع ویجوع أخوه، ولا یروی ویعطش أخوه، ولا یلبس ویعری أخوه، وما أعظم حق المسلم علی أخیه المسلم؛(2)حق مسلمان بر دیگری این است که او شکم سیر نخورد وقتی که برادرش گرسنه باشد، همچنین او سیراب نشود درحالیکه برادر مسلمانش تشنه باشد، لباس نپوشد درحالیکه برادرش عریان باشد، چه بزرگ است حق مسلمان بر دیگری.»
معلّی یکی از یاران امام صادق علیه السلام از ایشان نقل میکند: من از مولایم امام صادق علیه السلام سؤال کردم که حقوق مسلمان بر مسلمان دیگری چیست؟ فرمود: «هفت حق است که ادای آن واجب است؛ هرکس یکی از آنها را ضایع کند از ولایت و اطاعت خداوند خارج شده است. عرض کردم: ای فرزند رسولخدا آنها کدامند؟ فرمود: من میترسم که آنها را به تو بگویم ولی تو نتوانی ادا کنی؟ عرض کردم لاقوة الا بالله. امام فرمود: آسانترین آنها این است که آنچه را دوست داری برای دیگر همان را دوست بدار و آنچه را خودت دوست نداری برای دیگری هم نخواه. دوم اینکه. از ناراحت کردن او اجتناب کن و در حال مریضی از او عیادت کن و اوامر او را اطاعت کن. حق سوم اینکه: به او با جان ومال و زبان، دست و پا کمک کنی. حق چهارم اینکه: برای او مانند چشم او، آینه و راهنمای او
بشوی. حق پنجم اینکه: تا او گرسنه است تو سیر نشو، تا او تشنه است تو سیراب نشو و تا او عریان است تو لباس به تن نکن. حق ششم، اینکه: اگر تو خادم داری و مسلمان دیگری خادم ندارد، خادم خود را در خانه او بفرست که لباس او را بشوید و غذاهای او را درست کند و برای او تخت خوابش را پهن کند. حق هفتم این است که... دعوت او را قبول کن، مریض او را عیادت کن، در تشییع جنازه او شرکت کن و هر وقت باخبر شدی که او نیازی دارد، آن را فوراً برآورده کن و نگذار که او برای قضای حاجت به تو التماس کند. هرگاه این کارها را کردید، در این صورت ولایت خود را به ولایت او و ولایت او را به ولایت خودت متصل کردهای.»(1)
حدیث شانزدهم
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«المسلم علی المسلم حرام دمه وعرضه وماله المسلم أخو المسلم لا یظلمه ولا یخذله؛(2)خون، آبرو ومال مسلمان بر دیگری حرام است و مسلمانان به یکدیگر نه ظلم میکنند و نه یکدیگر را خوار میشمرند.»
در قرآن این مطلب بدینگونه بیان شده:«وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها وَ غَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِیماً؛3 هرکس عمداً مؤمنی را بکشد، پس کیفرش، (آتش) جهنم است، در حالی آنجا ماندگار است و خدا بر او خشم میگیرد و او را از رحمتش دور میسازد و عذابی بزرگ برایش آماده ساخته است.»
نقل شده است که پیامبراسلام صلی الله علیه و آله، همیشه از برداشتن سلاح علیه مسلمان، نهی میکرد:
«کان ینهی ان یسل المسلم علی المسلم السلاح؛(1)همیشه نهی میکرد که کسی از مسلمان علیه دیگری اسلحه بر دارد.»
رسول خدا صلی الله علیه و آله در بیان چنین میفرماید:
«إذا تواجه المسلمان بسیفیهما فقتل أحدهما صاحبه فالقاتل والمقتول فی النار قالوا یارسول الله هذا القاتل فما بال المقتول قال انه أراد قتل صاحبه؛(2)هرگاه بین دو مسلمان، یکی بر دیگری با اسلحه در مقابل بیاید و او را به قتل برساند، هر دو دوزخی هستند! پرسیدند: ای رسولخدا صلی الله علیه و آله! این چطور رواست که قاتل و مقتول هردو اهل جهنم بشوند؟ فرمود: برای اینکه مقتول نیز قصد داشت که او را بکشد.»
همچنین ایشان میفرماید:
«إذا أشار المسلم علی أخیه المسلم بالسلاح فهما علی جرف جهنم فإذا قتله خرا جمیعا فیها؛(3)هرگاه مسلمانی به مسلمان دیگر با اسلحه اشاره کند، هردو در کنار جنهمند، ولی وقتی که او را بکشد همه به جهنم خواهند رفت.» علتش همان است در روایت قبلی ذکر شد.
مقداد بن اسود نقل میکند، از رسولخدا صلی الله علیه و آله پرسیدم: اگر من با کافری جنگ کنم و او یکی از دستانم را قطع کند و سپس بگوید: من اسلام را قبول کردم، آیا بعد از آن (پذیرش اسلام) با او بجنگم یا خیر؟ پیامبر صلی الله علیه و آله در جواب فرمود: اگر تو با او بجنگی او در مقامی خواهد بود که تو در آن بودی و تو به مقامی خواهی رسید که او قبل از اقرار به اسلام بوده است!
ابوحاتم میگوید: مقصود از «فان قتلته بمنزلتک قبل ان تقتله» این است که قبل از قبول اسلام خون کافر برای تو مباح بود، ولی بعد از قبولی اسلام توسط آن کافر، گویا یک مسلمان را به قتل رساندهای و قتل مسلمان موجب کفر است و باعث خروج از ملت اسلام میشود؛ چونکه خدا فرموده است:(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصاصُ فِی الْقَتْلی) یعنی: اسلام با اقرار شهادتین، ثابت میشود.(1)
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
«لا یحل دم رجل یشهد ان لا إله الا الله وأنی رسول الله إلا ثلاثة نفر التارک للإسلام المفارق للجماعة والثیب الزانی...؛(2)خون کسی که شهادت به وحدانیت خداوند و رسالت من بدهد، (ریختن آن) حلال نیست، مگر برای سه نفر: کسی که از اسلام برگردد، کسی که از جماعت مسلمین خارج شود، و زانی سیّب...».
اسامة بن زید میگوید، رسولخدا صلی الله علیه و آله ما را برای معرکه با کفار فرستاد. یک انصاری در مقابل یک کافر قرار گرفت ولی وقتی ما میخواستیم او را بکشیم، شهادتین بر زبان جاری کرد در این هنگام انصاری دست از او برداشت ولی من او را کشتم. وقتی این خبر به رسولخدا صلی الله علیه و آله رسید به من فرمود:
«یا اسامة! قتلته بعد ما قال لااله الاّالله» من گفتم ای رسولخدا صلی الله علیه و آله! اقرار شهادتین او جز برای حفظ جانش نبود. باز رسولخدا صلی الله علیه و آله همان جمله را تکرار کرد، بهگونهای که من این قدر از آن کار پشیمان شدم که آرزو میکردم ای کاش قبل از این روز اسلام نپذیرفته بودم!(3)
حدیث هفدهم
پیامبراسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«ألا انبئکم بشرارکم؟ قالوا: «بلی یا رسول الله»، قال: المشاؤون بالنمیمة، المفرقون بین الأحبة، الباغون(1)للبراء(2)المعایب؛(3)آیا به شما از بدترین شما خبر بدهم؟ گفتند: بلی ای رسولخدا صلی الله علیه و آله! فرمود: سخنچینی که بین دوستان جدایی میاندازد.»
حقیقت نمّامی، افشای سر است، چون صاحبش کشف آن را نمیپسندد. در تعریف نمّامی، از غزالی نقل شده است: «کشف قولی یا فعلی از کسی که افشای آن را نمیپسندد و نقل این قول برای ایجاد فتنه و فساد باشد».(4)ممکن است این کار با زبان یا اشاره یا کتابت و غیر آن باشد. مثلاً بگوید: فلانی درباره تو این چیز را گفته است. این کار حرام است و هرکس چنین سخنی را از کسی بشنود نباید آن را تصدیق کند؛ چون ناقل آن طبق آیه قرآن فاسق است.(5)سخنچینی، آتش دشمنی را میافروزد و دوستی را به دشمنی و وحدت را به افتراق تبدیل میکند. در روایات مختلف سخنچینی با تعبیرات مختلف، نکوهش شده است که به چند نمونه از آنها اشاره میکنم:
بدترین مردم: رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود:
«شرار الناس... المشاؤن بالنمیمة، المفرقون بین الأحبة الباغون للناس العیب اولئک لا ینظر الله إلیهم ولا یزکیهم
یوم القیامة؛(1)بدترین مردم، سخنچینی است که بین دوستان جدایی میاندازد و عیب مردم را فاش میکند. خداوند به آنها نگاه نمیکند و روز قیامت آنها را پاک نمیکند.»
بذر دشمنی: علی علیه السلام فرمود:
«ایّاک والنمیمة فانّها تزرع الشحناء فی قلوب الرجال؛(2)از سخنچینی پروا کن، زیرا سخنچینی در دلهای مردم دشمنی را میکارد.»
«بهترین افراد امت من کسانیاند که با دیدن آنها خدا به یاد بیاید و بدترین بندگان خدا کسانیاند که سخنچینی کنند و بین دوستان جدایی بیاندازند.»
محروم از بهشت: عن أبیجعفر علیه السلام قال:
«محرمة الجنة علی القتاتین(3)المشائین بالنمیمة؛(4)بهشت بر سخنچینان حرام است.»
مراد از «قتات» همان سخنچین است و این مطلب در روایتی که ابوذر از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل کرده است، تشریح شده است. ایشان فرمود:
«لا یدخل الجنة القتات.» اباذرپرسید، مقصود از قتات چیست؟ فرمود: «النمّام» یعنی قتات همان سخنچین است.(5)
مبتلا به عذاب قبر: حضرت علی علیه السلام قال:
«عذاب القبر یکون من النمیمة؛(6)عذاب قبر برای سخنچین است.»
مبتلا به عذاب دردناک: از علی علیه السلام نقل شده است که پیامبراسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«أربعة یزید عذابهم علی عذاب أهل النار إلی ان
قال ورجل اغتاب الناس، ومشی بالنمیمة، فهو یأکل فی النار لحمه؛ از چهار گروه از اهل جهنم، بیشتر از عذاب جهنم اذیت میکشند تا اینکه اهل جهنم به یک دیگر میگویند: اینها چه کسانی هستند که از عذاب جنهم بیشتر به ما آزار می دهند!.. یکی از آنها شخص سخنچین است که چه در حال خوردن گوشت خود است، اهل جهنم از او سؤال میکنند تو چه کردهای که به این حال و روز افتادهای، میگوید: من در دنیا سخنچینی میکردم.»(1)
مبتلا به عذاب آتش: رسولالله صلی الله علیه و آله میفرماید:
«ومن مشی فی نمیمة بین اثنین سلط الله علیه فی قبره نارا تحرقه إلی یوم القیامة وإذا خرج من قبره سلط الله علیه تنینا أسود ینهش لحمه حتی یدخل النار؛(2)کسی که بین دو نفر سخنچینی کند، خداوند آتشی در قبرش میفرستاد که تا روز قیامت او را میسوزاند، و هرگاه از قبرش بیرون آید خداوند بر او اژدهای سیاهی را مسلط میکند که او را میگزد تا اینکه او داخل آتش میشود.»
مبغوضترین فرد: پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«وأبغضکم إلی الله المشاؤون بالنمیمة، المفرقون بین الاحبة؛(3)از شما مبغوضترین فرد نزد خداوند، سخنچینی است که دوستان را از هم جدا میکند.»
بدترین فرد بر روی زمین: در روایتی آمده است که سخنچینی، از بزرگترین سحری است که بین دو دوست جدایی میاندازد، بین دو گروه دشمنی ایجاد میکند، خونریزی راه میاندازد. بر اثر آن خانهها ویران میگردد و اسرارها عیان میشود، بنابراین او بدترین فرد در روی زمین است:
«والنمام اشر من وطئ الارض بقدم.»(4)
از این روایات به وضوح روشن میشود که در افتراق بین مردم، بدترین نقش را سخنچینی دارد.
حدیث هجدهم
رسولخدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
«یا معشر من أسلم بلسانه ولم یسلم بقلبه لاتتبعوا عثرات(1)المسلمین فإنه من تتبع عثرات المسلمین تتبع الله عثرته ومن تتبع الله عثرته یفضحه؛(2)ای گروه که از زبان ایمان آورده ولی از قلب ایمان را نپذیرفتهاید! به جستوجوی اسرار مردم نپردازید، زیرا هرکس به اسرار مسلمانان پردازد، خداوند از رازهای او پرده برمیدارد و هرکس خداوند از اسرارش پرده بردارد، رسوا خواهد شد.»
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود:
«أدنی ما یخرج به الرجل من الإیمان ان یؤاخی الرجل الرجل علی دینه فیحصی علیه عثراته وزلاته لیعیره بها یوما ما؛(3)کمترین کاری که شخصی را از ایمان خارج میکند این است که با کسی برای دینش دوستی کند و سپس عیوب و لغزشهای او را جمع کند تا روزی علیه او استفاده کند.»
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«یا معشر من اسلم بلسانه ولم یدخل الایمان قلبه لا تؤذوا المؤمنین ولا تتبّعوا عوراتهم فانّه من یتبع عورة اخیه یتّبع الله عورته ومن یتبع الله عورته یفضحه ولو فی جوف بیته؛(4)ای کسانی که به زبان ایمان آوردهاید و ایمان (حقیقی) در دلتان داخل نشده است! به
مؤمنان آزار ندهید، و جستوجوی اسرارشان نپردازید، زیرا هرکس به اسرار برادرش بپردازد، خداوند اسرارش را فاش میکند و هرکس خدا اسرارش را فاش کند، [حتماً] رسوا میشود، اگرچه در درون خانه پنهان شود.»
امام صادق علیه السلام نیز شبیه حدیث مذکور را از رسولخدا صلی الله علیه و آله نقل فرموده است:
«یا معشر من اسلم بلسانه ولم یخلص الإیمان إلی قلبه لا تذموا المسلمین ولا تتبّعوا عوراتهم فانّه من تتبّع عوراتهم تتبّع الله عورته ومن تتبّع الله تعالی عورته یفضحه ولو فی بیته؛(1)ای کسانی که به زبان ایمان آوردهاید و ایمان (حقیقی) در دلتان داخل نشده است، مسلمانان را رسوا نکنید و به جستوجوی اسرارشان نپردازید، زیرا هرکس به دنبال اسرار مسلمانان برود، خداوند نیز به اسرارش توجه میکند و اگر خدا اسرار کسی را مورد توجه قرار دهد، رسوا خواهد شد اگرچه در خانه باشد.»
مراد از «تتبع عورات» هر عیبی است که انسان آن را به علت حیا و غیره میپوشاند.(2)به عبارت دیگر اسرار هر فرد را میتوان از این واژه استفاده کرد.
رسولخدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
«من ستر علی مؤمن فی عورة فکأنما أحیا میتا؛(3)کسی که عیب مؤمنی را بپوشاند، گویا مردهای را زنده کرده است.»
حدیث نوزدهم
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله فرمود:
«لیس منّا من دعا إلی عصبیة ولیس منّا من
قاتل علی عصبیة ولیس منّا من مات علی العصبیة؛(1)کسی که به عصبیّت دعوت کند، از ما نیست و کسی که برای عصبیت کشته شود، از ما نیست و همچنین کسی که بر عصبیت بمیرد از ما نیست.»
«العصبه»، یعنی قوم و خویش انسان که شدیداً از انسان، دفاع میکند. و «تعصّب»، یعنی غیرت به خرج دادن و زیر بار حق نرفتن، پافشاری کردن در عقیدۀ شخصی. «عصبیت» نیز به معنای همبستگی شدید، طرفداری حزبی یا فامیلی و عقیدتی است.(2)پس روایاتی که در آن از تعصب مذمت شده است، مقصودشان طرفداری و حمایتهای بیجایی است که بدون دلیل و به سبب روابط فامیلی و خویشاوندی نسبت به کسی ابراز کنند.
دوست داشتن اقوام و فامیل بهطور مطلق، منفی و مورد نکوهش روایت نیست، چنانکه از رسولخدا صلی الله علیه و آله سؤال شد:
«یارسول الله أمن العصبیة ان یحبّ الرجل قومه؟ قال: «لا ولکن من العصبیة ان یعین الرجل قومه علی الظلم؛(3)ای رسولخدا صلی الله علیه و آله! آیا کسی به قوم خویش، محبت کند، تعصب به شمار میآید؟ فرمود: «خیر، ولی تعصب این است که کسی به علت فامیل بودن، به کمک او در ظلم بپردازد.»
همچنین از امام سجاد علیه السلام نیز سؤال شد که عصبیت چیست؟ آن حضرت فرمود:
«العصبیة التی یأثم علیها صاحبها ان یری الرجل شرار قومه خیراً من خیار قوم آخرین ولیس من العصبیة ان یحبّ الرجل قومه ولکنّ العصبیة ان یعین قومه علی الظلم؛(4)تعصبی که گناه دارد این است که کسی آدم بد قوم
خود را خوب بداند، ولی این تعصب نیست که کسی قوم خود را دوست بدارد ولی کسی که در ظلم به قوم خود کمک کند، این تعصب است.»
رسولاکرم صلی الله علیه و آله همواره مراقبت میکرد که بین مسلمانان، حرفی از تعصبات قومی، به میان نیاید.
پیامبرخدا صلی الله علیه و آله، در روایتی، با این افتخار به اقوام گذشته را چیزی گندناک میخواند و مردمی که با این کارها خود را مشغول میکنند به «جعل، یعنی سوسک» تشبیه میکند:
«لیدعن رجال فخرهم باقوام، إنّما هم فحم من فحم جهنّم او لیکوننّ اهون علی الله من الجعلان الّتی تدفع بانفها النّتن؛(1)آنان که به قومیت خود تفاخر میکنند، این کار را رها کنند و بدانند که آن مایههای افتخار جز ذغال جهنم نیستند و اگر آنان دست از این کار نکشند، نزد خدا از جعلهایی (سوسکهایی) که کثافت را با بینی خود حمل میکنند پستتر خواهند بود.»
ابوعقبه که از اهل فارس بود میگوید: در جنگ احد با رسولخدا صلی الله علیه و آله بودم و به یکی از مشرکین ضربتی وارد کردم و از روی غرور گفتم:
«خذها وانا الغلام الفارسی؛ از جوان فارسی این ضربت را بگیر.» وقتی این سخن به گوش رسولخدا رسید، [با ناراحتی] فرمود:
«هلاّ قلت: خذها منّی وانا الغلام الانصاری»(2)چون پیامبر احساس کرد که هماکنون این سخن تعصبات دیگران را برخواهد انگیخت، فوراً آن جوان را از این کار نهی کرد و فرمود: چرا نگفتی منم غلام انصاری؛ یعنی چرا به چیزی که به آئین و مسلک مربوط است افتخار نکردی و پای تفاخر قومی و نژادی را به میان کشیدی؟ ایشان در جای دیگری فرموده است:
«الا ان العربیة لیست باَب والد ولکنّها لسان ناطق فمن قصر به عمله لم یبلغ به حسبه؛ عربیت پدر کسی بهشمار نمیرود و فقط زبان گویایی است. آن که عملش نتواند او را به جایی برساند حسب و نسبش هم او را به جای نخواهد رساند.»(1)
همچنین کمک کردن به خویشاوندان و حمایت از آنها در زمینه احقاق حق، تعصب نیست. بدین وسیله میشود هم به ظالم از انجام ندادن ظلمش و هم به مظلوم برای دفع ظلم بر او، کمک کرد.
نقل شده است: وقتی بین دو جوان انصاری و مهاجر دعوا شد و هرکدام بهنام قوم خویش فریاد زدند، رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود: «شما را چه شده که دعوای جاهلیت به راه انداختهاید! گفتند: ای رسولخدا صلی الله علیه و آله! این دو جوان به جان هم افتادهاند! آن حضرت فرمود:
«ولینصرالرجل اخاه ظالماً او مظلوماً ان کان ظالماً فلیتنبّه فانّه له نصر وان کان مظلوماً فلینصره؛(2)به برادر خود کمک کن، چه ستم دیده باشد و یا چه ستمکار. اگر ظالم باشد کمک به او در این است که متنبهاش کند و این کار در حقیقت کمک به او است اما اگر مظلوم باشد به او نیز کمک کند.»
از روایات نقل شده به این نتیجه میرسیم که، تعصب بیجا بین اقوام و حتی مذاهب مختلف، سبب ایجاد نفرت و عامل افتراق بین اقوام و مذاهب میشود که اسلام از آن به شدت نهی کرده است. اولین کسی هم که تعصب کرد، شیطان بود که رانده دربار الهی شد. از اینرو رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«لیس منا من دعا إلی عصبیة، ولیس منا من قاتل
علی عصبیة، ولیس منا من مات علی عصبیة؛(1)کسی که به تعصب دعوت کند و بر عصبیت کشته شود و بر عصبیت بمیرد، از ما نیست.»
حدیث بیستم
پیامبراسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«أبغض الرجال إلی الله الألد الخصام؛(2)بدترین مردم نزد خداوند کسی است که دعوا و جدال میکند.»
در روایات دربارۀ دعواهای بیجا حداقل سه واژه بهکار برده شده است: جدال، مراء و خصومت. جدال، شدیدترین صورت خصومت و مناظره است.(3)و خصومت به این معناست که با دلیل فاسد از چیزی و یا از کسی دفاع کند. مراء، با کسره «میم»، به معنای مجادله در امر دینی و دنیوی است و این کار حرام میباشد.(4)
فرق بین این دو این است که مراء با اعتراض همراه است ولی جدال ممکن است با جدل باشد و ممکن است بدون اعتراض باشد. جدال اخص از خصومت است.
«مراء» گاهی مرادف مجادله است و گاهی اخص از آن میباشد و در خصومت شدت لازم نیست. غزالی گفته است، هر سخنی با مقابلش مخالف باشد در مراء داخل است. مثلاً کسی بگوید این شیرین است ولی شما بگویید که این ترش است. هرگاه مراء و خصومت با یکدیگر جمع شود که
ممکن است که مراء به امور دینی مربوط شود و خصومت به امور دیگر.(1)
ابودردا، ابو امامه باهلی، انس وواثلة ابن الأسقع میگویند: ما در یک مسئله دینی با هم مشغول دعوا بودیم؛ در این هنگام رسولخدا صلی الله علیه و آله وارد شدند و وقتی ما را در حالت دعوا دیدند به قدری ناراحت شدند که تا به حال آن حضرت را در این حال ندیده بودیم: ایشان فرمود: «آیا من شما را از این کار نهی نکرده بودم؟ آیا نمیدانید اقوام دیگر به سبب جنگ و جدال به هلاکت رسیدهاند؟ این دعواها را رها کنید که هیچ فایدهای ندارد جز اینکه بین برادران دشمنی ایجاد میشود و در فتنه گرفتار میشوند(2)معصومین در روایات، از دعواهای بیجا تعبیرهای گوناگونی آوردهاند که به برخی اشاره میکنیم:
ایجاد دشمنی: سلیمان ابن داود به پسرش میگوید:
«یا بنیّ! ایّاک والمراء فانّ لیست فیه منفعة وهو یهیج بین الاخوان العداوة؛(3)ای فرزندم از مجادله بپرهیز، زیرا در آن هیچگونه فایدهای نیست، بلکه بین برادران دشمنی ایجاد میکند.»
همچنین از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:
«ایاکم والخصومة فانها تشغل القلب وتورث النفاق وتکسب الضغاین؛(4)از خصومت بپرهیزید، زیرا آن دل را مشغول میکند موجب نفاق و دشمنی خواهد بود.»
باعث گناه: رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«کفی بک اثماً ان لا تزال مخاصماً؛(5)خصومت دائمی برای گناه کافی است.»
تباهی دین: امام محمد باقر علیه السلام
«الخصومة تمحق الدین وتحبط العمل وتورث الشک؛(1)خصومت باعث تباهی دین و عمل و موجب شک است.»
بیتقوایی: امام صادق علیه السلام میفرماید:
«لایخاصم إلا شاک أو من لا ورع له؛(2)خصومت نمیکند مگر کسی که شککننده و بیتقوا باشد.»
ایجاد نفاق: امیرالمؤمنین علیه السلام در بیانی زیبا میفرمایند:
«ایاکم والمراء والخصومة فإنهما یمرضان القلوب علی الإخوان، وینبت علیهما النفاق؛(3)از جدال و خصومت پرهیز کنید، زیرا موجب بیماری (معنوی) قلبی میشود و بذر نفاق را میکارد.»
علامت کمال ایمان: امام زینالعابدین علیه السلام میفرماید:
«إن المعرفة بکمال دین المسلم ترکه الکلام فیما لایعنیه وقلة المراء وحلمه وصبره وحسن خلقه؛(4)نشانههای کمال دین مسلمان، ترک سخنهای بیجا و کم شدن خصومتها و داشتن حلم و صبر و حسن اخلاق است.»
از این روایتها روشن میشود که جدال و دعوا باعث دشمنی بین برادران و در نتیجه افتراق و تشتت بین مسلمانان خواهد بود.
حدیث بیستویکم
رسولخدا صلی الله علیه و آله فرموده است:
«المسلم علی المسلم حرام دمه وعرضه وماله، المسلم اخو المسلم لا یظلمه ولا یخذله التقوی هاهنا - واشار بیده الی
القلب - وبحسب امریء من الشرّ ان یحقر اخاه المسلم؛(1)خون، آبرو و مال هر مسلمان بر دیگری حرام است. مسلمانان، با هم برادرند و یکی بر دیگری ستم نکند و اورا رسوا ننماید. تقوا در دل انسان است و هر کس به حسب بدیش، مسلمان دیگر را تحقیر میکند!»
در روایت دیگری از رسولخدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود:
«سباب المسلم فسوق وقتاله کفر؛(2)سبّ و فحش یک مسلمان، فسق و کشتن او کفر است.
سب و فحش دادن به مسلمان در هر حالت قبیح است.(3)بهطوریکه اهل سنت حتی فحش به میت را حرام میداند،(4)چه رسد فحش به مسلمان زنده.
حدیث بیستو دوم
رسولالله صلی الله علیه و آله میفرماید:
«لایرمی رجل رجلا بالفسق أو الکفر، إلا ارتدت علیه ان لم یکن صاحبه کذلک؛(5)هیچ شخصی به دیگری فتوای کفر و فسق نمیزند مگر اینکه خود اهتمامکننده مرتد خواهد بود اگر او اینگونه نباشد.»
یکی از مشکلات امروز جهان اسلام این است که فرقههای مسلمان یکدیگر را به تکفیر و تفسیق متهم میکند و از این عمل جاهلانه جز دشمنان اسلام کسی بهره نمیبرد. قرآن مجید تکفیر و قتل کسانی که اقرار به وحدانیت خداوند و رسالت پیامبراسلام صلی الله علیه و آله اقرار میکنند را حرام دانسته است. چنانکه در آیه زیر به این مطلب اشاره شده است:
(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَتَبَیَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقی إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیاةِ الدُّنْیا)1 ؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید که برای (جهاد) در راه خدا سفر میکنید! پس تحقیق کنید؛ و به کسی که اظهار اسلام میکند و با شما طرح صلح میافکند، نگویید: مؤمن نیستی، درحالیکه زندگی ناپایدار و پست دنیا و غنایمش را میجویید....
این آیه در مورد قتل یکی از یهودیان ناحیه خیبر است که وقتی از حمله لشکر اسلام احساس خطر کرد، اموال خود را در یکجا جمع کرده و اقرار به اسلام کرد. ولی یکی از مسلمانان (اسامة بن زید) حرف او را قبول نکرد و او را کشت. وقتی این خبر به رسولخدا صلی الله علیه و آله رسید و خطاب به اسامه فرمود:
«قتلت رجلاً شهد ان لا اله الاّالله وانّی رسول الله؟!؛ آیا فردی را که به وحدانیت خدا و رسالت من گواهی داده بود کشتی؟!» اسامه گفت: ای رسولخدا صلی الله علیه و آله! شهادت او فقط برای حفظ جان و اموالش بود! فرمود: مگر تو قلبش را شکافته بودی یا درون او را میدانستی که شهادت زبانی او را قبول نکردی؟! اسامه میگوید بعد از آن قسم خوردم که دوباره کسی را که شهادت به وحدانیت و رسالت بدهد به قتل نرسانم.(1)
حدیث بیستوسوم
رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«کلّ المسلم علی المسلم حرام دمه وعرضه وماله، المسلم اخو المسلم لا یظلمه ولا یعیبه ولا... ولا یوذیه بقتارقدره(2)
الاّ ان یغرف(1)له غرفة؛(2)خون، آبرو و مال مسلمان، بر مسلمان دیگر حرام است. مسلمانها با هم برادرند و نباید یکی بر دیگری ظلم و عیب تراشی کند و یا او را رسوا نماید و زره برابر بر دیگری ظلم نمیکند و مگر (حتی) او را قطعه قطعه کند.» قرآن مجید نیز از آزار و اذیت منع کرده است و یکی از مصداقهای آزار و اذیت را تهمت بیجا و ناروا قرار داده است:(وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِیناً) ؛(3)کسانی که مردان با ایمان و زنان با ایمان را بدون آنکه چیز (بد) ی کسب کرده باشند، آزار میدهند، به یقین [بار] تهمت و گناه آشکاری بر دوش گرفتهاند. امیرالمؤمنین علیه السلام نیز مسلمان واقعی را کسی میداند که دیگران از اذیت و آزار لسانی او محفوظ بمانند:
«فالمسلم من سلم المسلمون من لسانه ویده الاّ بالحق ولا یحلّ أذی المسلم الاّ بما یجب»(4)؛ مسلمان کسی است که دیگر مسلمانان از زبان و دست او محفوظ بمانند و اذیت مسلمان جایز نیست مگر این که واجب باشد.» یعنی در جایی که کسی بر دیگری تجاوز کرده و در نتیجه مجازات شود، در این صورت اذیت بهشمار نمیآید.
حدیث بیستوچهارم
امام علی علیه السلام فرموده است:
«انّما انتم اخوان علی دین الله ما فرّق بینکم
الاّ خبث السرائر وسوء الضمائر فلا توازرون(1)ولا تناصحون ولا تباذلون ولاتوادّون؛(2)همانا شما برادران دینی هستید، شما را جدا نکرده است جز آلودگیهای باطنی و ذهنی شما، زیرا شما نسبت به همدیگر مساعدت، خیرخواهی، سخاوت و محبت نمیکنید.» از این فرمایش امیرالمؤمنین، معلوم میشود، یکی از اسباب جدایی برادران دینی و عدم انسجام اسلامی، کدورت و آلودگیهای باطنی انسان است که نمیگذارد واقعیت و حقیقت اسلام نمایان شود و سوءتفاهم که یکی از موانع بزرگ انسجام اسلامی است از بین برود. اگر ما برادران دینی، درون خودمان را پاک و دیوارهای سوءتفاهم را بریزیم، بعید نیست که افتراق ما به اتفاق، دشمنیهای ما به محبت و برادری تبدیل شود.
رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«... وما تکرهون فی الجماعة خیر ممّا تحبّون فی الفرقة، فی الجماعة رحمة وفی الفرقة عذاب؛(3)آنچه شما در اتفاق ناپسند میشمارید، بهتر از چیزی است که شما آن را در افتراق، خوبمیپندارید.»
عجلونی اگرچه سند حدیث را ضعیف میداند ولی میگوید: قرائنی دارند که این مطلب را تأیید میکند، چنانکه از ابنعباس نقل شده است
که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«یدالله مع الجماعة، واتبعوا السواد الاعظم، فان شذّ شذّ فی النّار» و همچنین روایات،
«یدالله مع الجماعة فاذا شذّ الشاذ منهم اختطفته الشیاطین» و
«یدالله مع الجماعة، والشیطان مع من فارق الجماعة یرکض.» و شواهد عینی در طول تاریخ به این حقیقت دلالت دارند که آنسجام، رحمت الهی و تفرقه و اختلاف، عذاب خداوندی بهشمار میآید. فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام نیز بر این حقیقت مهر تأیید میزند، آنجا که میفرماید:
«فانّ الاجتماع رحمة والفرقة عذاب؛(1)انسجام و اتفاق، رحمت و افتراق و جدایی عذاب است.»
حدیث بیستوششم
عبدالله بن مسعود در ضمن تفسیر آیۀ اعتصام میگوید: «فانّ الله تعالی یأمر بالالفة وینهی عن الفرقة فانّ الفرقة هلکة والجماعة نجاة»(2)قرطبی از ابن مسعود در تفسیر آیه:(وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا) نقل کرده است: مراد از آیه، جماعت است و معنای دیگر نیز ذکر شده، ولی همه متداخل یکدیگرند و در تفسیر ذیل آیه این روایت را نیز آورده است: «فإن الله تعالی یأمر بالالفة وینهی عن الفرقة فإن الفرقة هلکة والجماعة نجاة؛(3)خداوند امر به الفت و نهی از افتراق کرده است.»
ابن جریر طبری نیز در ذیل آیه:(أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا
فِیهِ)1 گفته است: «ولا تتفرقوا فیه تعلموا ان الفرقة هلکة، وأن الجماعة ثقة؛(1)در دین افتراق نکن. بدان افتراق، هلاکت و انسجام، وثاقتاست.»
خداوند الفت و انسجام مردم را نعمت الهی شمرده است: «واذکروا نعمة الله علیکم إذ کنتم أعداء فألف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته إخوانا» قرطبی میگوید: مراد از اتفاق به این معنا نیست که اختلاف در فروعات، حرام باشد، بلکه مقصود از نهی اختلاف، اختلافی است که مانع الفت و انسجام و سبب فساد باشد، و إلا رسولخدا صلی الله علیه و آله نیز اختلاف امت را موجب رحمت میداند.(2)
حدیث بیستوهفتم
امیرالمؤمنین در شام، در ضمن خطبهای به نقل از پیامبراسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«فمن سرّه بحبوحة(3)الجنّة فلیلزم الجماعة فانّ یدالله علی الجماعة وانّ الشیطان مع الواحد؛(4)هر کس میخواهد در وسط بهشت جای بگیرد با جماعت باشد، زیرا شیطان با کسی است که تنها باشد.» این روایت در کتابهای اهل سنت نیز با کمی اختلاف، از عمربن خطاب نقل شده است.(5)
حدیث: بیست و هشتم
پیامبراسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«ید الله مع الجماعة فاذا شذّ الشاذ(1)منهم اختطفه(2)الشیطان کما یختطف الذئب الشاة من الغنم؛(3)دست خدا با جماعت است، هرگاه کسی از جماعت جدا شود، شیطان او را میرباید چنانکه گرگ بز را از گوسفندها میرباید.
پیامبراسلام صلی الله علیه و آله نیز با اشاره به عزت و کرامت انسان؛ انسجام را باعث عزت و افتراق را موجب فساد در امور مردم میداند و میفرماید:
«انتم اهل العزّةو.... فلا تختلفوا فتفسدوعلیکم امورکم؛(4)شما اهل عزت هستید... بنابراین اختلاف نکنید، زیرا اختلاف باعث فساد امور شما میشود.»
حدیث بیستونهم
پیامبراسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«کلوا جمیعاً ولا تفرقوا فانّ البرکة مع الجماعة؛(5)با هم بخورید و از یکدیگر جدا نشوید، زیرا برکت، در باهم بودن و با جماعت است.»
اتفاق و انسجام حتی در حال غذا خوردن نیز فوایدی دارد که حداقل آن نزدیکی دلهاست که این موضوع اثبات شده است.(6)در روایت است که
اگر با هم غذا بخورید، غذای یک نفر برای دو نفر و غذای دو نفر برای سه نفر... کفایت میکند. بنابراین اگر این اتفاق را در مسائل اجتماعی قرار دهیم چهقدر برکت خواهد داشت؟! مثلاً اگر بهجای یک نفر دو نفر با دشمن مقابله کند و همۀ مسلمانان یکصدا و یکدست با دشمنان اسلام و استکبار جهانی مبارزه کنند، برکت و پیروزی بسیاری خواهند داشت.
حدیث سیام
پیامبراسلام صلی الله علیه و آله در ضمن واقعهای فرمود:
«انما اهلک من کان قبلکم الفرقة؛(1)اقوامی که قبل از شماها بودند به سبب اختلاف هلاک شدند.»
و نیز فرمود:
«انما هلک من کان قبلکم لمّا تنازعوا فی هذاالامر انی عزمت علیکم الاّ تنازعوا فیه؛(2)کسانی که قبل از شما بودند به علت اختلاف در این امر (قدر) هلاک شدند و من تصمیم گرفتهام که شما در این امر اختلاف نکنید.»
در بیانی دیگر فرمود:
«لاتختلفوا فانّ من کان قبلکم اختلفوا فهلکوا؛(3)اختلاف نکنید، کسانی که قبل از شما بودند به علت اختلاف هلاک شدهاند.»
همچنین ایشان میفرماید:
«فلا تختلفوا من بعدی کما اختلف من کان قبلکم من بنیاسرائیل؛(4)بعد از من اختلاف نکنید، چنانکه قبل از شما
بنیاسرائیل اختلاف کردند.» پیامبراسلام صلی الله علیه و آله برای جلوگیری از تفرقه بین امت اسلامی به قدری مراقب بود که هرگاه اختلاف حتی در مسئلهای کوچک ایجاد میباشد، فوری مداخله میکرد و آن را رفع و دفع مینمود. چنانکه چند نمونه از این موارد را ملاحظه کردیم. مورد دیگری آمده است که دو نفر در قرائت آیه ای از قرآن اختلاف کردند، وقتی رسولخدا صلی الله علیه و آله باخبر شد با حالت ناراحتی فرمود:
«انما هلک من کان قبلکم باختلافهم فی الکتاب؛(1)کسانی که قبل از شما بودند به علت اختلاف در کتاب (شان) هلاک شدند.»
حدیث سیویکم
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«من خرج من الطاعة وفارق الجماعة مات میتة جاهلیة؛(2)هرکس از اطاعت و از گروه (مسلمین) خارج شود، به مرگ جاهلیت مرده است.» در روایت دیگر، کسانی که از جماعت جدا شدهاند با کسانی که امام وقت را نشناختهاند در یک صف آورده شدهاند، زیرا کسی که در اطاعت امام درآید و او را قبول کند دیگر معنا ندارد که از گروه مسلمانان خارج شود؛ چون امام حق، محور انسجام است:
«من فارق الجماعة قیاس او قید شبر فقد خلع ربقة الاسلام من عنقه من مات ولیس علیه امام فمیتته میتة جاهلیة ومن مات تحت رایة عصبیة فقتلته قتلة جاهلیة؛(3)هرکس به اندازۀ یک وجب از جماعت جدا شود، طوق اسلام
را از گردن خود واکرده است و کسی که بدون امام بمیرد بر موت جاهلیت مرده است و همچنین کسی زیر پرچم تعصب درآید و زیر آن کشته شود به مرگ جاهلیت مرده است.»
روایت دیگری نیز به مطلب فوق اشاره کرده و جدایی از جماعت را به عنوان جاهلیت قبل از اسلام معرفی کرده است:
«من مات مفارق الجماعة فانه یموت موتة الجاهلیة»(1)
حدیث سیودوم
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«من فارق شبراً فقد فارق الاسلام؛(2)هرکس به اندازۀ یک وجب از (جماعت مسلمین) جدا شود، از اسلام جدا شده است.» در روایت دیگری نیز رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«من فارق الجماعة شبراً خلع ربقة الاسلام من عنقه؛(3)هرکس یک وجب از جماعت جدا شود، از دایرۀ اسلام جدا شده است.»
حدیث سیوسوم
پیامبراسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«من فارق الجماعة فهو فی النار علی وجهه؛(4)هرکس از جماعت (اسلام) جدا شود، بر صورتش به جهنم وارد خواهد شد.» و نیز فرمود:
«یدالله مع الجماعة فاتبعوا السواد الاعظم فانّ من شذّ شذّ
فی النار؛(1)دست خدا با جماعت است، به جمعیت اسلام بپیوندید، زیرا که هرکس از جماعت مسلمین جدا شود، به آتش داخل خواهد شد.»
حدیث سیوچهارم
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«من فرّق بین امّتی وهم جمیع فاضربوا رأسه کائناً من کان؛(2)هرکس بین امت (اسلام) تفرقه بیندازد، حتی بین گروه کثیری هم که باشد، هر جا بود گردنش را بزنید.» در این مورد امیرالمؤمنین علیه السلام نیز فرموده است:
«الا من دعا الی هذالشعار فاقتلواه ولو کان تحت عمامتی هذه؛(3)هرکس به این (اختلاف و افتراق) دعوت کند او را بهقتل برسانید، حتی آن شخص زیر عمامه من باشد.» یعنی کسی که بین مسلمانان اختلاف ایجاد کند خون او ارزشی ندارد. درحالیکه خون و آبرو و حتی مال مسلمان محترم است، ولی خون تفرقهکننده ارزش ندارد و هدر میباشد.
حدیث سیوپنجم
رسولخدا صلی الله علیه و آله فرموده است:
«لا تختلفوا فتختلف قلوبکم؛(4)اختلاف نینداز، زیرا اختلاف باعث دوری دلها میشود.» از امام صادق علیه السلام نقل شده است که پیامبراکرم فرمود صلی الله علیه و آله:
«ولاتختلفوا فیخالف الله بین قلوبکم؛(5)
اختلاف نکنید، [پس اگر کسی اختلاف ایجاد کند] خداوند بین دلهایتان اختلاف ایجاد میکند.» یعنی ایجاد اختلاف، سبب میشود که رحمت و لطف خداوند از او برداشته شود و او به خود واگذار کند. در نتیجه دلها از همدیگر دور میشود و باعث نابودی فرد و اجتماع خواهد شد.
حدیثسیوششم
رسول خدا صلی الله علیه و آله در ضمن وصیت به حضرت علی علیه السلام فرمود:
«یا علی! ثلاث موبقات:(1)نکث(2)الصفقة(3)وترک السنّة وفراق الجماعة؛(4)ای علی! سه چیز موجب نابودی (انسان) میشود: شکستن معامله و پیمان، ترک سنت و جدایی از جماعت (مسلمین).»
حدیث سیوهفتم
جبرئیل از جانب خدا به رسولخدا صلی الله علیه و آله گفت:
«بلّغ امتک انه من مات مفارق الجماعة لا یجیء رائحة الجنة وان کان اکثر عملاً من اهل الارض لا اقبل منه صرفاً(5)ولا عدلاً؛(6)به امت بگو هرکس بمیرد و از جماعت جدا شود، بوی بهشت به مشام او نمیرسد، اگرچه عمل او از (همه) اهل زمین بیشتر باشد و از او هیچچیز پذیرفته نمیشود.»
حدیث سیوهشتم
«... یا محمد تارک الجماعة عندی ملعون وعند الملائکة ملعون وقد لعنتهم فی التوراة والانجیل والزبور والفرقان؛(1)ای محمد! کسی که جمعیت را ترک کند نزد من و فرشتگان ملعون است و در تورات و انجیل و زبور و فرقان بر او لعنت شده است.»
حدیث سیونهم
«.. یا محمد! تارک الجماعة لا استجیب له دعوة ولا انزل علیه الرحمة وهم یهود امتک وان مرضوا فلا تعدهم وان ماتو فلا تشیّع جنائزهم؛(2)ای محمد! کسی که جمعیت را ترک کند دعایش را استجابت نمیکنم و رحمت را بر او نازل نمیکنم: آنها یهود امت تو هستند و اگر مریض شوند به عیادت آنها نرو و اگر بمیرند، در تشییع جنازهشان شرکت نکن.»
حدیث چهلم
«ولایمشی علی الارض ابغض علیّ من تارک الجماعة؛(3)مبغوضترین جنبندگان روی زمین در نزد من کسی است که جماعت را ترک کند.»
اکنون برای حسن ختام، مطالب گذشته را در چند سطر خلاصه میکنیم:
قرآن مجید، سنت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله، مرجعیت علمی اهلبیت علیهم السلام مناسبترین محور وحدت و انسجام اسلامیاند.
قرآن مجید و احادیث پیامبراسلام صلی الله علیه و آله، انسجام اسلامی را یکی از ضروریات مسائل اسلامی دانسته است.
احادیث اسلامی، رمز پیروزی و نجات از هلاکت را در گرو انسجام اسلامی میدانند.
احادیث فریقین بر این مطلب تأکید دارند که هرکس، کلمۀ شهادتین را بر زبان آورد؛ مسلمان میباشد و جان و مال و آبروی او محترم است.
محبت، احترام، کمک، مدارا، حسن سلوک، حسن ظن، خیرخواهی و اصلاح ذات بین، طبق تعلیمات نبوی، از عوامل انسجام میباشد.
سخنچینی، سوءظن، جستوجوی اسرار مردم، تعصب بیجا، خصومت و مجادله بیجا، دشنام و تحقیر، آزار واذیت، از عوامل اختلاف شمرده است.
سربلندی و قدرت، موجب رحمت و رهایی از عذاب الهی و ورود به بهشت، از آثارانسجام اسلامی میباشند.
سرخوردگی و هلاکت، افتراق و جدایی دلها، مرگ کفر و جهالت، عدم استجابت دعا و ورود به جهنم و مبتلا به عذاب دائمی، از آثار شوم افتراق و جدایی هستند.
القرآن المجید، (با ترجمه، دکتر محمد علی رضایی اصفهانی)
ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، دارالاحیاالکتب العربیه، بیتا، بیروت.
ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث، مؤسسه اسماعیلیان، چاپ چهارم، 1364.
ابن بلبان، علاءالدین علی، تحقیق: شعیب ارنووط، صحیح ابن حبان. بیروت: مؤسسة الرسالة، 1414 ه.
ابن حنبل احمد، مسند احمد، دار صادرات، بیروت.
ابن سعد، الطبقات الکبری، دارصادرات، بیروت.
ابن سلامة، دستورمعالم الحکم، مکتبة المفید، قم.
-، محمد، مسند الشهاب، مؤسسة الرسالة، بیروت.
ابن شعبه حرانی، ابومحمدحسن بن علی، تحف العقول، مؤسسه نشراسلامی، قم.
ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی الطالب، نجف، مکتبة الحیدریه، 1376.
ابن صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، مؤسسه اعلمی، تهران 1404.
ابن طاووس، سیدعلی بن موسی، الطرائف، قم 1371 ه.
-، الیقین، قم، مؤسسه دارالکتاب، 1413.
ابن عساکر، ابی القاسم علی بن حسن بن هبه شافعی، تحقیق: علی شیری، تاریخ مدینةالدمشق، بیروت: دارالفکر، 1415 ه.
ابن قدامه، عبدالرحمان، الشرح الکبیر، دارالکتاب العربی، بیروت.
ابن ماجه قزوینی، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، دار الفکر، بیروت.
ابوریه محمود، اضواء علی السنة المحمدیه، دارالکتب اسلامی.
الأحسائی، ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی، مطبعه سید الشهدا، قم 1403 ه. ق.
الدر المنثور فی تفسیر المأثور، دارالفکر، بیروت 1414 ه.
امینی، عبدالحسین، الغدیر، دارالکتاب العربی، بیروت 1397 ه.
بخاری، محمد بن اسماعیل، التاریخ الکبیر، المکتبة الاسلامیه.
-، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، دارالفکر، بیروت 1401 ه.
بلازری، انساب الاشراف، مؤسسه اعلمی، 1394 ه.
بندر ریگی، محمد، فرهنگ جدید، قم 1374 ش.
بیهقی، احمد بن الحسین، السنن الکبری، دارالفکر، بیروت.
ترمزی، محمد بن عیسی، السنن الترمزی، دار الفکر، 1403 ه.
تمیمی موصلی، احمدبن علی بن مثنی، تحقیق، حسین سلیم اسد، مسند ابویعلی موصلی، دارالمأمون للتراث.
ثعالبی، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر الثعالبی، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت 1418 ه.
جوهری، الصحاح، دارالعلم للملایین، چاپ چهارم، بیروت 1407 ه.
حرعاملی، شیخ محمد بن حسن، وسائل الشیعه، داراحیاءالتراث العربی، بیروت.
-، شیخ محمد بن حسن، الفصول المهمه، مؤسسه معارف اسلامی، قم 1418 ه.
حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران.
حسینی، شهاب الدین، الوحدة الاسلامیة، مجمع تقریب المذاهب اسلامی، قم 1427 ه ق.
خوارزمی، موفق، المناقب، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ دوم، قم 1411 ه..
دفتر مقام معظم رهبری، حدیث ولایت (مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری)، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران 1376 ش.
دمشقی ابن کثیر، اسماعیل، البدایة والنهایه، داراحیاء التراثالعربی، بیروت 1408 ه.
-، اسماعیل، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالمعرفه، 1407 ه.
دمشقی ابن کثیر، اسماعیل، تفسیرالقرآن العظیم، بیروت، دارالمعرفه.
زبیدی، تاج العروس، المکتبة الحیاة، بیروت.
زرندی حنفی، جمال الدین محمد بن یوسف، نظم دررالسمطین فی فضائل المصطفی والمرتضی والبتول والسبطین، قم، مکتبه امام امیرالمؤمنین، 1377 ه.
سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن ابن ابی داود، بیروت، دارالفکر، 1410 ه ق.
سیوطی، جلال الدین، جامع الصغیر، بیروت، دارالفکر.
شافعی، محمد بن ادریس، المسند، دارالکتب العلمیه، بیروت.
شرف الدین، عبدالحسین، المراجعات، تحقیق: حسین الراضی، جمعیت اسلامیه.
شیخ صدوق، (ابی محمد بن علی بن حسن بن موسی بن بابویه قمی)، ثواب الاعمال، منشورات رضی، چاپ دوم، قم 1368.
-، الخصال، جامعه مدرسین، قم.
-، علل الشرایع، مکتبة الحیدریه، نجف 1966 م.
-، معانی الاخبار، انتشارات اسلامی، قم 1361 ش
-، من لا یحضره الفقیه، جامعه مدرسین، چاپ دوم، قم 1404 ه.
شیخ مفید، ابی عبدالله محمدبن نعمان بغدادی، الاختصاص، جامعه مدرسین، قم.
طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الاوسط، دارالحرمین.
-، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، مکتبة ابن تیمیه، قاهره.
-، سلیمان بن احمد، معجم الاوسط، دار الحرمین.
طبری، احمدبن عبدالله، ذخائرالعقبی فی مناقب ذوی القربی، مکتبه قدسی، 1356 ش.
-، محمد بن جریر، تفسیر الجامع البیان عن تأویل آیات القرآن، بیروت، دار الفکر، 1408 ه.
طریحی، شیخ فخرالدین، مجمع البحرین، وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، تهران 1369 ش.
عبده، محمد، نهج البلاغه، دارالمعرفه، بیروت.
عظیم آبادی، محمد شمس الحق، عون المعبود شرح سنن ابن ابی داود، دارالکتب العلمیه، چاپ دوم، بیروت 1415 ه.
علم الهدی، سید مرتضی، الامالی، کتابخانه، آیة الله مرعشی، قم 1403 ه ق.
فراهیدی، خلیل ابن احمد، کتابالعین، مؤسسه، دارالهجرة چاپ دوم، قم 1409 ه ق.
قرطبی، محمد بن عبدالله انصاری، الجامع لاحکام القرآن، مؤسسه التاریخ العربی، بیروت 1405 ه ق.
قزوینی، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، دار الفکر، بیروت.
قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودة، دارالاسوة چاپ اول 1416 ق.
کلینی، محمد ابن یعقوب، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم، 1368 ش.
کورانی، علی، معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مؤسسه معارف الاسلامیه، قم 1411 ه.
کوفیاهوازی، حسین بن سعید، کتاب المومن، مدرسه امام مهدی، قم 1404 ه.
لیثی واسطی، علی بن محمد، تحقیق، حسین حسنی، عیون الحکم والمواعظ، قم، دار الحدیث، 1376 ش.
مازندرانی، ملا محمد صالح، شرح اصول کافی.
متقی هندی، کنز العمّال، مؤسسه الرسالة، بیروت.
مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، مؤسسه الوفا، بیروت 1403.
محمدی ری شهری، میزان الحکمه، دارالحدیث، قم.
مغربی، قاضی نعمان، دعائم الاسلام، دار المعارف، 1383.
مناوی، محمد عبدالرؤف، تحقیق، احمدعبدالسلامی، فیض القدیر شرح جامع
الصغیر، دار الکتب العلمیة، بیروت 1415 ه.
موسوی، سید حمید جاوید، اتحاد اسلامی در آثار شهید مطهری، انتشارات صدرا، قم 1428 ه.
نسائی، احمد بن شعیب، سنن النسائی، دارالفکر، بیروت 1348 ه.
نسوی، ابن سفیان، کتاب الاربعین، دارالبشائر الاسلامیة، 1414 ه.
نمازی، علی، مستدرک سفینة البحار، مؤسسه نشر اسلامی، قم 1419 ه.
نوری طبرسی، مستدرک الوسائل، مؤسسه آلالبیت لاحیا التراث، قم 1408 ه.
نووی دمشقی، ابی زکریا یحییبنشرف، ریاض الصالحین من حدیث سید المرسلین، دار الفکر، چاپ دوم، بیروت 1411 ه.
نووی، محی الدین، المجموع فی شرح المهذب، دار الفکر.
نیشابوری، محمدبن فتال، روضةالواعظین، منشورات رضی، قم.
نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، دارالفکر، بیروت.
هیثمی، نور الدین، مجمع الزواید، دار الکتب العلمیه، بیروت 1408 ه.