ghaemiyeh.com
سرشناسه:سلیمانریزی، خدامراد، ۱۳۴۶-
عنوان و نام پدیدآور:زمینهسازان ظهور/نویسنده خدامراد سلیمانریزی.
مشخصات نشر :مشهد: انتشارات قدس رضوی، ۱۳۹۱.
مشخصات ظاهری:۳۰ ص.؛ ۱۱ × ۱۷ سم.
شابک:978-600-6543-97-0
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
یادداشت:کتابنامه.
موضوع:محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - -- احادیث
موضوع:مهدویت-- انتظار-- احادیث
شناسه افزوده :موسسه انتشاراتی قدس رضوی
رده بندی کنگره: BP۲۲۴/۴/س۸۲ز۹ ۱۳۹۱
رده بندی دیویی:۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی:۲۸۷۰۵۴۵
تصویر
تصویر
تصویر
انگیزۀ نگارش متن حاضر برخاسته از پاسخ به این پرسش هاست:
چگونه میتوان برای ظهور مهدی زمینه سازی کرد؟
زمینه سازان ظهور چه ویژگی هایی دارند؟
در قرن بیست ویکم، معنای مُردن به مرگ زمان جاهلیت چیست؟
چرا با شنیدن نام «قائم» برمی خیزیم؟ تعبیر جالب امام صادق دراین باره چیست؟
چرا مؤمنان و شیعیان واقعی در عصر غیبت اجر بیشتری از مؤمنانِ زمان حضور معصوم دارند؟
تصویر
تحقق انقلاب عظیم حضرت مهدی، به عنوان بزرگترین تحولی که تاریخ بشر در تمام حیات خود خواهد دید، بر پایههایی استوار است. یکی از این پایه های مهم، فراهم شدن یاران و همراهان و هم رزمانی است که تا پای جان، برای اجرای اهداف ایشان ازپای ننشینند.
بازشناسی این عامل، ما را در راه شناخت آن حاکمیت سترگ کمک خواهد کرد. آنگاه است که درپی شناخت، سر در جِیب تفکر فرو خواهیم برد و خویشتن را با آن شرط ها و ویژگیها محک خواهیم زد و از خود خواهیم پرسید: «آیا خود را برای آن روزگار آماده ساختهایم؟ شاید آن روز، همین فردا باشد.» با فهم این ویژگیها درمی یابیم که پای رفتن به این راه را داریم یا خیر و در آن روز موعود، در مقابلۀ حق و باطل، در کدامین جبهه خواهیم بود.
با سیری در بوستان کلام معصومان، این ویژگیها بهخوبی فرا روی ما قرار خواهد
گرفت. پس بیاییم وضوی عشق و دلدادگی بگیریم، پایافزار تعلقات از جان خویش برگیریم و قدم در این گلستان پرگُل نهیم. باشد که در پایان، دستهگلی خوشبو حاصل این گشت وگذار باشد.
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
این ویژگیها را میتوان اینگونه برشمرد:
خداوند متعال فلسفۀ اساسی آفرینش انسانها را عبادت و بندگی معرفی کرده است(1)و این مهم، تنها زمانی حاصل میشود که شناخت آن ذات مقدس
1) ذاریات 56
فراهم آید. پس از شناخت خداوند است که راه، هموار شده و موانع برطرف می شود.
یاران مهدی از کسانی هستند که خداوند را آنگونه که درخور است، شناختهاند. علی شناخت والای خداوند را در این افراد، اینگونه توصیف کرده اند: «مردانی مؤمن که خدا را چنانکه شایسته است، شناختهاند و آنان، یاران مهدی در آخرالزمان اند.»(1)
امام صادق، ششمین ستارۀ فروزان سپهر ولایت، قلبهای آنان را به سانِ پولاد می دانند و میفرمایند: «آنان مردانیاند که دلهایشان، گویا پارههای آهن است. هیچ تردیدی به ذات خداوند، قلبهایشان را نیالاید و قلبهایشان از سنگ سختتر است.»(2)
بنابراین، اولین قدم برای قرارگرفتن در صف یاران مهدی، شناخت پروردگار است. اگر این قدم برداشته شود، نوبت گام بعدی فرامیرسد که معرفت به معصومان است.
شناخت امام، در هر زمان، بر پیروان ضروری است؛ ولی آنچه شناخت آخرین رهبر را از اهمیتی دوچندان برخوردار میسازد، موقعیت ویژۀ آن است: ولادت پنهان و زیست مخفی و امتحان های دشوار بر حساسیت و سختی این معرفت افزوده است. به ویژه پس از شناخت خداوند، اصل شناخت امام، بسیار دشوار و طاقتفرساست و پرندۀ اندیشۀ عمومِ مردم را توان پرواز تا آن قلۀ رفیع نیست. کسی که میخواهد از یاران حضرت مهدی باشد، ناگزیر باید قدم دوم را نیز ثابت و استوار بردارد و شناخت آن حضرت را در رأس برنامههای خود قرار دهد؛ به گونهای که حاصل این معرفت و شناخت، آن باشد که آن حضرت را همواره ناظر و شاهد اَعمال و رفتار خود بداند.
یاران مهدی امام خویش را به بهترین وجه میشناسند و این شناخت آگاهانه، در تمامی وجودشان رسوخ کرده است. بنابراین، یار مهدی شدن، بدون شناخت آن حضرت
امکانپذیر نخواهد بود. در روایات فراوانی چنین آمده است: «هرکه بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد، مرگش مرگ جاهلیت باشد»(1)و «هرکس از دنیا رود، درحالی که آشنا به امام خویش باشد، همانند کسی است که در خیمۀ قائم در خدمت آن حضرت باشد.»(2)
گرچه حضرت در پس پردۀ غیبت و پنهانزیستی هستند، هرگز از چشم معرفت و شناخت انسانها پنهان و غایب نیستند. آنچه از ما خواسته شده، دیدن آن حضرت با بصیرت و آگاهی است، نه با چشم سر؛ آنگونه که عدهای تمام همتشان ملاقات با آن حضرت است. گاهی غافل از این هستیم که اگر معرفت به آن حضرت نباشد، دیدن ایشان فایدۀ کاملی نخواهد داشت. کم نبودند کسانی که همواره جمال پیامبر و ائمه را زیارت میکردند؛ ولی بهرۀ معرفتی چندانی از آن معصومان نبردند. امامصادق میفرمایند: «هر آنکس که امامش را شناخت
تصویر
و قبل از قیام او چهره در خاک کشید، به سانِ کسی است که در سپاه آن حضرت، خدمتگزاری خواهد کرد. نه، بلکه به سانِ کسی است که زیر پرچم آن حضرت است.»(1)
بنابراین، شوق دیدار آن حضرت و سعادت دیدن ایشان، اهمیت بسیاری دارد؛ ولی از آن مهمتر، شناخت و معرفت امام است که حاصل آن، ارتباط روحی با ایشان است. امامصادق با تأکید، شیعیان را به شناخت خداوند و پیامبر و حجتهای الهی فرا خوانده و اینگونه توصیه کردهاند: «خدایا، خویشتن را بر من آشنا ساز که اگر خود را به من نشناسانی، فرستادۀ تو را نتوانم شناخت. بارخدایا، رسول خویش را به من بشناسان که اگر او را به من نشناسانی، هرگز از حجت تو آگاه نخواهم شد. پروردگارا، مرا از حجت خویش آگاه ساز که اگر حجت خود را به من نشناسانی، در دینم دچار گمراهی خواهم گشت.»(2)این دعا از حضرت مهدی
نیز نقل شده که نشان دهندۀ اهمیت آن است.(1)
پس از شناخت خداوند و امامزمان، زمان عملیاتی ساختن اعتقاد و تبلور حقیقی آن، در اطاعت محض از آن انوار پاک است.
هم سوکردن رفتارها و نیتها و جهتگیریها طبق خواست رهبر، یکی از ویژگیهای مهم رهروان است. اگر کسی در مرحلۀ شناخت، تاحدّامکان معرفت کسب کند، در مرحلۀ اطاعت نیز دچار تردید نخواهد شد؛ حال آنکه اگر کسی در آن مرحله، دچار تردید و نقصان شود، در مرحلۀ اطاعت، هرگز پیرو خوبی نخواهد بود. اطاعت از امام از جنس اطاعت از
1) نک : کمال الدین و تمام النعمه ج2 ص512
خداوند متعال است؛ زیرا وقتی کلام الهی در دشت جان مؤمنان طنین اندازد، خداوند اطاعت پیامبر و امامان را هم ردیف اطاعت از خود ذکر کرده است: «خداوند را اطاعت کنید و همچنین، پیامبر و اولی الامر خود را.»(1)
اگرچه اکنون حضرت مهدی در پس پردۀ غیبت هستند، میبایست به اراده و فرمان ایشان گردن نهاد؛ زیرا اگر کسی اکنون از دستورهای آن حضرت اطاعت کند، در زمان ظهور نیز چنین خواهد بود. رسول گرامی اسلام دراین باره میفرمایند: «خوشا به حال کسی که به حضور قائم باریابد و حال آنکه پیش از قیام نیز پیرو او باشد؛ با دوست او، دوست و با دشمن او، دشمن و مخالف باشد. با رهبران و پیشوایان هدایت گر پیش از او نیز دوست باشد. آنان، همنشین و دوستان من و گرامیترین امت من نزد من هستند.»(2)
ازآنجاکه امام حقّ بزرگی بر گردن پیروان دارند، خداوند احترام ایشان را بر پیروان لازم کرده است. ازاین رو، هر آنچه مایۀ بزرگداشت ایشان میشود، یاران آن حضرت انجام می دهند. آنان این روحیه را در زمان غیبت در خود ایجاد کردهاند تا در زمان ظهور نیز با این ملکۀ نفسانی، همواره و در همۀ لحظات، احترام آن حضرت را نگاه دارند.
ائمهبه عنوان معلمان انسانها، هرگز از این مهم غفلت نکردهاند و عظمت آخرین معصوم، آن بزرگواران را به تکریم و احترام واداشته است. وقتی دعبل خزاعی قصیدهای برای امام رضا خواند که در فرازهایی از آن، به حضرت مهدی اشاره شده بود، حضرت رضا به احترام ذکر نام مقدس ایشان متواضعانه برخاستند، دست بر سر نهادند و
برای فرج قائم آل محمد دعا کردند.(1)به راستی، کسی که از احترام اندکی مثل برپاخاستن هنگام شنیدن نام آن حضرت کوتاهی می کند، چگونه ممکن است در عصر ظهور، به تکریم آن حضرت بپردازد و از جان خود بگذرد؟
از امام صادق پرسیدند: «چرا به هنگام شنیدن نام قائم، لازم است برخیزیم؟» آن حضرت فرمودند: «برای آن حضرت، غیبتی طولانی است و این لقب، یادآور دولت برحقّ آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست. ازاین رو، آن حضرت از فرط محبت و مرحمتی که به دوستانش دارد، به هرکس که حضرتش را به این لقب یاد کند، نگاه محبتآمیزی میاندازد. از تجلیل و تعظیم دربرابر آن حضرت این است که هر بندۀ خاضعی، درمقابل صاحب عصر خود، هنگامی که مولای بزرگوارش به سوی او بنگرد، ازجای برخیزد. پس باید برخیزد و تعجیل در
1) صافی گلپایگانی منتخب الاثر ص 640
تصویر
فرج امر مولایش را از خداوند طلب کند.»(1)
علاوه بر حکمت یادشده، از حکمت اجتماعی نیز نباید غفلت شود و آن، آمادگی افراد در هر لحظه، برای قیام و مبارزه و جهاد در راه تحکیم عدالت اجتماعی و حفظ حقوق انسانهاست. شیعۀ منتظر، بلکه هر مسلمان، در عصر غیبت باید همواره چنین هدفی داشته باشد و در راه تحقق آن، به شیوه های گوناگون بکوشد. همچنین، این آمادگی را داشته باشد که هرگاه، نام پیشوای قیام ذکر میشود، به پا خیزد و آمادگی همه جانبۀ خود را نشان دهد و این آمادگی را همیشه به خود و دیگران تلقین و در خود و دیگران تحکیم کند.(2)
باورداشتن به انتظار راستین که اساس شخصیت یاران مهدی را شکل میدهد، پیشینهای بس طولانی در تاریخ شیعه دارد. به این انتظارِ حیاتبخش در فرهنگها و ادیان گذشته نیز توجه و اهتمام میشده است؛ ولی زمانی جهت گرفت و مصداق یافت که آخرین فرستادۀ الهی، بر بام نبوت بانگ برآورد و انسانها را به روزگاری سراسر نور نوید داد: دنیا به پایان نرسد؛ مگر آنکه امتِ مرا مردی رهبری کند که از اهلبیت من است و به او مهدی می گویند.
اکنون قرنها از آن بانگ ملکوتی میگذرد؛ ولی همچنان طنین دلنشین و امیدبخش آن ندای ملکوتی، در گوش انسانهاست و این بشارت بزرگ، زندگی مردمان را در عصر پایدار و بلند انتظار، با تاریخی روشن از نمودها و جلوههای فکری و عملی، روزبه روز، به آن دروازۀ روشنایی نزدیکتر میسازد. آنچه در این رهیافت، ارزشی بس والا دارد، زمینهسازی برای ایجاد آن حکومت موعود است؛ اگرچه زمان برپایی آن، از اسرار الهی بوده و فقط در ارادۀ
خداوند است.
انتظار به معنای چشم به راه بودن و درنگ کردن به امید پیشامدی خاص است. به بیان دیگر، کیفیتی روحی است که موجب به وجودآمدن حالت آمادگی برای چیزی میشود که انتظار آن را می کِشند. ضد انتظار، یأس و ناامیدی است. این اندیشه در فرهنگ مهدویت، بیش از هر چیز، مشتمل بر عنصر خوشبینی به روند کلّی نظام طبیعت و سِیر تکاملی تاریخ و اطمینان به آینده است و نیز طرد عنصر بدبینی دربارۀ پایان کار بشر که طبق بسیاری از نظریهها و فرضیهها، فوقالعاده تاریک و ظلمانی است. امید و آرزوی تحقق این نوید کلّیِ جهانی و انسانی، در روایات اسلامی «انتظار فرج» خوانده شده و عبادت، بلکه برترین عبادات، شمرده شده است.
پیامبر اکرم و ائمه بر انتظار آن روز موعود و لحظهشماری در فرارسیدن حکومت حق که فقط به دست آن حضرت تشکیل میشود، تأکید فراوانی کرده، آنرا از اصول اساسی
دینداری شمرده و پاداشهای بزرگی برای منتظران آن بیان کردهاند. ازهمین رو، عالمانِ بزرگ، انتظار را یکی از وظایف مهم مردم در عصر غیبت و عنصری اساسی در زمینهسازی و حفظ روحیۀ مناسب برای درک زمان ظهور می دانند و همواره مؤمنان را به رعایت این وظیفۀ خطیر، با گفتار و کردار، ترغیب میکنند. دربارۀ انتظار فرج و ارج و اهمیت آن، احادیث فراوانی از پیشوایان معصوم روایت شده است. پیامبر گرامی اسلام میفرمایند: «برترین کارهای امت من، انتظار فرج از خدای عزّوجل است.»(1)
بنابراین، انتظار از نوع عمل و کار است. امام صادق میفرمایند: «هرکس بخواهد از یاران قائم شود، باید منتظر باشد و با خویهای پسندیده عمل کند و با چنین حالی منتظر باشد. هرگاه بمیرد و پس از مردنش، قائم به پا خیزد، پاداش او همچون کسی خواهد
1) کمال الدین و تمام النعمه ص 644
بود که در دوران حکومت، آن حضرت را درک کرده باشد.»(1)
در احادیث فراوانی آمده است که انتظار فرج و چشمداشتن به ظهور، باید با مواظبت بر وظایف شرعی و فضایل اخلاقی همراه باشد. آمادگی برای درک ظهور حضرت مهدی در مفهوم انتظار نهفته است و این، کاملاً با برداشت ناصحیح از انتظار که ثمرهاش رخوت و سستی جامعه است، متضاد خواهد بود.
آنان که وجودشان سرشار از عشق خداوند و اولیای اوست، اگر عصر ظهور را درک کنند، بزرگترین افتخارشان خدمت به مهدی آل محمد خواهد بود. شاید باورکردن این سخن
1) نعمانی غیبت ص 200
مشکل باشد که رئیس مذهب شیعه که هزاران دانشمند، زانوی ادب و دانشجویی در محضر کلامشان بر زمین مینهادند و شاگردان اَدبستان ایشان، عقابان تیزپرواز آسمان اندیشه و علم بودند، آنگاه که نام آخرین ذخیرۀ الهی را نزد ایشان می بردند، با حسرتی برآمده از عمق جان و آرزویی بیمانند، آهی از نهاد برمی آوردند و میفرمودند: «اگر او را درک کنم، در تمام روزهای زندگانیام، خدمتگزار او خواهم بود.»(1)هرکس بخواهد در آن روزگار، خدمت به آن حضرت نصیبش شود، میبایست در دوران غیبت، خدمت به آن حضرت و یاران ایشان را سرلوحۀ کارهای خود قرار دهد.
بیتردید، خادمان دوران ظهور، همان خادمان دوران غیبت اند و خشنودکردن آن حضرت، با هر رفتاری که انجام شود، بزرگترین خدمت به ایشان است؛ همانگونه که نگران کردن
1) نعمانی غیبت ص 245
و اذیت و آزار ایشان، با رفتاری ناشایست، خیانتی بس عظیم است. پس، منتظر راستین و علاقهمند به حضرت مهدی، باید تمامی لحظههای زندگیاش را در خدمت به ایشان سپری کند.
شکی نیست که دینداری در عصر غیبت حضرت مهدی از هر زمان دیگری مشکلتر و طاقت فرساتر است. امام صادق از آن سوی قرنها، سختی این دوران را اینگونه تصویر کرده اند: «صاحب این امر را غیبتی است که در آن، هرکس از دین خود دست برندارد، همانند کسی است که با کشیدن دست خود به ساقۀ فتاد که بوتهای تیغدار است، خارهای آنرا بستُرَد.» آن حضرت مدتی سر به زیر افکندند و سپس فرمودند: «صاحب این امر، دارای
تصویر
غیبتی است. پس بندۀ خدا باید پرهیزکاری و تقوا پیشه کند و به دین خود پایدار باشد... .»(1)آزمایشهای دینی برای همۀ ایمان آورندگان و در همۀ زمانها، قانونی الهی است؛ اما در عصر غیبت، تمامی عوامل دست به دست هم داده و این آزمایش را به کمال رسانده است. در این دوران، نگه داشتن دین بسیار دشوار است و بیشتر مردم، به انگیزههای گوناگون، ایمان دینی خود را در زندگی ازدست میدهند و دین را کنار میگذارند. گسترش زمینههای ناباوری و افزایش انگیزههای انحراف و گریز از دین و نیز ستیزهجوییهای دشمنان با دیندارای، از عوامل بسیار مهم این آزمایش است. آنان که در این گردابهای ترسناک، دین خود را حفظ میکنند، از شأن و رتبهای بس رفیع برخوردار خواهند بود.
پیامبر اکرم فرمودند: «ای علی، بزرگترین مردمان در ایمان و یقین، کسانی هستند
1) کافی ج1 ص 335
که در واپسین روزگار میزیند؛ پیامبرشان را مشاهده نکرده اند و امامشان پنهان است. پس، به سبب خواندن خطی بر روی کاغذ ایمان میآورند.»(1)انسانِ این دوران، برخلاف انسان معاصر با پیامبر، از تمامی دریافتهای حسی به دور است و فقط براساس درک عقلی و تاریخی، پیامبر و ائمه را میشناسد و به رسالت و امامت آنان ایمان میآورد. امام سجاد دراین باره میفرمایند: «به درستی که مردمان زمان غیبت مهدی که امامتش را باور دارند و منتظر ظهور اویند، از مردمان همۀ زمانها برترند؛ زیرا چنان عقلها و فهمها و شناخت آنان قوت بخشیده شده است که غیبت نزد آنان، همچون دیدن باشد... . آنان به حق، اخلاصورزان اند.»(2)
موفقیت در این آزمایش، نیازمند بینشی است که انسان دیندار در پرتو آن بتواند دربرابر
تحریفها و شُبههها و تردیدها، دین خود را حفظ کند و با هیچیک از عوامل انحراف، خلوص دینی و دینداری خود را در فکر و عمل ازدست ندهد. چنین کاری مصداق این سخن رسول گرامی اسلام خواهد بود که فرمودند: «به زودی پس از شما کسانی میآیند که یک نفر از آنان، پاداش پنجاه نفر از شما را دارد.» گفتند: «ای رسول خدا، ما در جنگ بدر و اُحد و حنین، در رکاب شما جهاد کردیم و دربارۀ ما آیۀ قرآن نازل شده است.» پیامبر فرمودند: «اگر آنچه از آزارها و رنجها که بر آنان میرسد، بر شما آید، به سانِ آنان شکیبایی نخواهید داشت.»(1)آری، پایداری بر دین در روزگار غیبت، به تحمل سختیها، ترسها، محرومیتها و تنگناهای مادی خلاصه نمیشود؛ بلکه تحمل فشارهای سخت روحی و معنوی نیز بر آنها افزوده می شود. اگر دینداری با صبر و شکیباییِ درست و آگاهانه ای توأم نباشد، به تدریج،
1) کتاب الغیبه ص 456
ناامیدیها پدیدار میشود و باور را از روح و فکر میزداید .(1)
منتخب الاثر، لطفالله صافی گلپایگانی.
محمدرضا حکیمی، خورشید مغرب.
دادگستر جهان، آیةالله ابراهیم امینی.
مهدویت وآسیبهای فرارو، حسین ایرانی، کتابچه رهنما، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی، ش33.
سیمای حکومت مهدوی، رحیم کارگر ،کتابچه رهنما، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی، ش65.
نیک شهر مهدوی، محمدحسین پورامینی، کتاب دین، نشاط و زندگی، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی.
1) www.porseman.net
تصویر
تصویر