ghaemiyeh.com
سرشناسه : طباطبایی، سیدمرتضی، ۱۳۴۵ -
عنوان و نام پدیدآور : طلافروشان/ سیدمرتضی طباطبایی ، روحالله جلالوند؛ به سفارش پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر.
مشخصات نشر : قم: معروف، ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری : ۱۲۰ ص.؛ ۱۱×۱۹ سم.
فروست : فقه و زندگی؛ ۲۱.
شابک : ۲۵۰۰۰ ریال:978-600-6612-26-3
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه: ص.۱۱۳-۱۱۹؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : طلا -- جنبههای مذهبی-- اسلام
موضوع : معاملات (فقه)
شناسه افزوده : جلالوند، روحالله، ۱۳۴۱ -
رده بندی کنگره : BP۱۹۰/۱/ط۲۳ط۸ ۱۳۹۳
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۳۷۲
شماره کتابشناسی ملی : ۳۶۳۹۲۹۴
سخن پژوهشکده................................................9
مقدمه .............................................................15
فصل اول: کلیات
تعریف جواهر و طلا. .............................................21
طلا و جواهرات ، پشتوانه انتشار پول. ......................23
تولید طلا. .........................................................24
محک. .............................................................26
عیار.................................................................26
طلا و نقره درآموزه های دینی ................................26
سُدَیر طلا فروش. ..............................................31
دانستنیهای صنف. ..........................................33
تبلیغات طلا و هدایت جامعه بسوی تجمل. ..............34
کنز یااحتکار طلا. ................................................36
کمینگاه ابلیس.................................................37
فصل دوم:مسائل مالی طلا
ساخت طلا و جواهرات. ...................................44
قاچاق طلا. ...................................................44
طلای مردانه. ................................................46
خرید و فروش طلا و نقره (بیع صرف). ....................49
شرائط معامله طلا و نقره. .................................51
شرط اول........................................................51
شرط دوم.......................................................52
فاکتور. ..........................................................53
جدا کردن نگین زیورآلات. ...................................54
پرسش و پاسخ ( تبدیل شمش به زیورآلات). .........55
تعمیر طلا. ....................................................56
ماجرای یونس نقاش. ...................................56
خردههای طلا. .............................................57
ربا. ...........................................................58
ربای قرضی................................................59
ربای معاملی .................................................60
پرسش و پاسخ(وظیفه رباخوار). .........................62
معنای بطلان معامله. .......................................62
قرض دادن طلا. ...............................................63
مدارا با بدهکاران. .............................................64
پرسش و پاسخ (نوسان قیمت طلا). .....................66
عاریه طلا. .......................................................66
تفاوت عاریه با قرض :. ........................................67
تفاوت عاریه با ودیعه(امانت). ..............................68
عاریه طلا و نقره. ............................................68
اجاره طلا. ......................................................69
استفتا...........................................................71
گنج و معدن. .................................................72
خمس گنج و معدن. ...........................................73
حکم گنجهای متعدد. ........................................73
جواهر بدست آمده از راه غواصی. ........................74
(استفتا) خمس طلا. .........................................75
زکات طلا. .......................................................76
فصل سوم : زینت و پوشش با طلا و جواهرات
طلا و زینت در نماز. ............................................83
پرسش و پاسخ (نماز خواندن با طلا). ......................84
حلقه عقد. .......................................................85
پرسش و پاسخ (وظیفه مرد در قبال حلقه طلا). .......85
سخنی با ورزشکاران ( مدال طلا ). .......................86
دندان طلا و روکش طلا. ....................................86
نکته پزشکی. ...................................................87
ظروف طلا. ......................................................89
امام باقر علیه السلام و خانه ی مجلل. .................91
ساخت ، خرید و فروش و استفاده از ظروف طلا. ....92
فصل چهارم: مسائل متفرقه
طلا در مسجد. .............................................97
مهریه. ........................................................98
کفارات و دیات. ............................................100
طهارت........................................................102
حدود.........................................................103
سرقت........................................................105
دیات............................................................107
قتل.............................................................108
سقط جنین...................................................110
مال پیداشده (لُقطه)........................................111
فهرست منابع. ...............................................113
فقه و زندگی و سبک زندگی اسلامی
اسلامی شدن زندگی اجتماعی سه گام دارد:
1- شناخت معروف و منکر در فعالیتهای فردی و روابط انسان و خداوند عز و جلّ
2- شناخت معروف و منکر در حوزه روابط اجتماعی و معاملات اقتصادی.
3- شناخت معروف و منکر در روابط دولت و ملّت
در گام اول فعالیتهای فقهی، اخلاقی پژوهشهای اخلاق مدار فراوانی توسط عالمان و محققان پدید آمده و اصلاح و تقویت روابط عبادی، عقیدتی و معرفتی انسان با
خداوند متعال را مورد توجه قرار داده است.
گام دوم یعنی شناخت معروف و منکر در روابط اجتماعی و معاملات اقتصادی، کاری است که با وجود برخی از آثار علمی و پژوهشهای ارزشمند با نگاه تخصصی به هر صنف مورد توجه قرار نگرفته است. سلسله کتابهای «فقه و زندگی» به پژوهش و نگارش در حوزه اصناف خاص توجه دارد و بایدها و نبایدهای فقهی و اخلاقی و آداب اسلامی هر اتحادیه صنفی و دستاندرکاران مشاغل مختلف تولیدی، توزیعی، و خدماتی را محور پژوهش و نگارش و اطلاعرسانی خویش میداند.
گام سوم در شناخت معروف و منکر به روابط مردم و حکومتها اختصاص دارد، اسلامی شدن روابط دولت و ملّت بالاترین گام به سوی رضای خداوند متعال محسوب میشود و در سایهی پیروی از رهبری الهی و تسلیم دولت و ملت در برابر قوانین قرآن و عترت امکان پذیر است.
در حدود سالهای 1372 ش با آغاز فعالیتهای ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر طرح پژوهشی «فقه و زندگی» توسط جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد حسین فلاح زاده، در پژوهشکده باقرالعلوم(علیه السّلام) قم، پیریزی شد. هدف طرح، تألیف و تدوین مجموعه کتابهایی در زمینه آداب و احکام اسلامی برای اصناف و مشاغل گوناگون اقتصادی و بازاریان کشور بود. با هماهنگی این دو نهاد فرهنگی تألیف
حدود بیست جلد از این مجموعه در سالهای آغاز کمک خوبی به بازاریان متدین در زمینه شناخت احکام شرعی و حلال و حرام مشاغل بشمار میرفت. اما مثل بسیاری دیگر از طرحها این کار هم به دلایل مختلف ناتمام ماند و در زمینهی احکام فقهی بسیاری اصناف اثری فراهم نیامد.
ضرورت اسلامی شدن بازار، علاقهی بسیاری از کسبهی محترم در بخشهای تولید و توزیع و خدمات و پیگیری ریاست محترم ستاد احیاء حجۀ الاسلام و المسلمین زرگر دام عزه العالی سبب احیای مجدّد این طرح پژوهشی کاربردی در سال 1393 ش شد و تالیف و تدوین کتبی دیگر در زمینه فقه اصناف در دستور کار پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قرار گرفت.
در سالهای آغازین، این پژوهشها با هدایت و حمایت ستاد و نظارت علمی و فقهی برادران گرامی حجج اسلام محمد حسین فلاح زاده و محمود مهدی پور شکل گرفت و بیست و چند دفتر از آن فراهم آمد. اینک بار دیگر پس از حدود چهارده سال، این کار ناتمام و بر زمین مانده به توفیق الهی و یاری همان دو برادر و همکاری گروهی از فضلای حوزه علمیه قم در پژوهشکده امر به معروف پیگیری میشود.
همیشه اصناف محترم و صاحبان مشاغل در انجام وظیفه خود نیاز به احکام و قوانین الهی دارند و لازم است معروف و منکرات صنفی را بشناسند. تحوّلات صنفی و دگرگونیها در حوزه کسب و کار سبب میشود که احکام بر اساس نیازهای روز مورد بازنگری فقهی و علمی قرار گیرد و تفقه و اجتهاد جدید ضرورت یابد. از این رو بار دیگر با استفاده از فتاوی مراجع بزرگوار تقلید و قوانین مصوب شورای نگهبان موضوعات کار نشده در برنامه پژوهشی قرار گرفت و بیست اثر جدید تحقیق و تولید شد. عناوین پژوهشهای سال 1393 ش بدین شرح است:
1- احکام صنف طلا و جواهر
2- احکام تلفن همراه
3- احکام بازیهای رایانهای
4- احکام صنف اتوبوسرانی
5- احکام صنف فرش و تابلو فرش
6- احکام صنف کیف و کفش سراجان
7- احکام صنف ماهی فروشان
8- احکام صنف ناشران
9- احکام صنف پوشاک
10- احکام صنف نانوایان
11- احکام صنف اینترنت و رایانه
12- احکام صنف پرندگان و پرنده فروشان
13- احکام صنف اغذیه فروشان
14- احکام صنف پارکها
15- احکام صنف پزشکان
16- احکام صنف قهوهخانهها
17- احکام صنف الکتریکی
18- احکام صنف داروخانهها
19- احکام صنف صوتی و تصویری
20- احکام بیمهها
دفتر از فقه و زندگی که با تلاش برادران گرامی حجج الاسلام سیدمرتضی طباطبایی ، روح الله جلالوند پدید آمده به احکام صنف اختصاص یافته است و امیدواریم محققان و بازاریان محترم با ارائه تجارب و مسائل شرعی خویش ما را در تکمیل این اثر یاری کنند.
با درخواست توفیق از خداوند دانا و توانا و یاری محققان حوزوی و همراهی اصناف کشور، بسیج اصناف و مسؤلان ستادهای امر به معروف، میتوان به سوی اسلامی شدن بازار، آرامش روانی جامعه، کاهش جرم و تخلفات اقتصادی و کسب رضای حضرت حق گامهایی بلندتر برداشت.
امیدواریم با شناخت احکام الهی در تمام بخشها و اجرای آن در زندگی فردی و اجتماعی و در سایه فقه ناب اسلامی و با هدایت حضرت بقیه الله عجل الله تعالی فرجه الشریف، توحید و عدالت در سراسر حاکم گردد. ان شاءالله.
قم پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر خیابان
سمیه کوچه 12 پلاک 355
Al-adl.ir
info@al-adl.ir
وقتی صحبت از زندگی و شئون متفاوت آن می شود ، «کار»، یکی از پررنگترین بخشهای آن را تشکیل میدهد به صورتی که زندگی بدون کار نه تنها رونقی ندارد بلکه خسران و پسرفت میباشد. اسلام نیز به عنوان یک مذهب جامع که برای تمام لحظات و حالات برنامه دارد ، اهمیت زیادی برای کار قائل شده است تا جایی که رسول خدا صلی الله علیه وآله در روایتی می فرمایند: کسی که بر اثر خستگی از کار و تلاش به خواب رود ، آمرزیده میشود.(1)در بین انگیزههای کار و تلاش نیز یکی از برترین انگیزهها ، همانطور که در سخنان ائمه اطهار علیهم السلام موجود است ، فراهم کردن مخارج خانواده میباشد ؛ تا جایی که آن تلاشگری را که برای خانواده
1) عن رسول الله صلی الله علیه وآله : من بات کالا من طلب الحلال بات مغفورا له (وسائل الشیعه ج17 باب 4 ص24)
خود زحمت میکشد را هم تراز مجاهدان در راه خدا قرار میدهد.(1)
عملی با این عظمت حتما دارای آداب و احکامی است که از نظر شارع پنهان نمانده است، بلکه جهات گوناگون آن مورد توجه قرار گرفته است؛مثلا بهترین وقت برای کسب روزی را صبح زود دانسته اند(2). و با فضیلت ترین سحرخیزی را برای کسی معین میکنند که برای تامین مخارج زندگی خانوادهاش سحرخیزی کرده است.(3)
با توجه به اینکه کار و کسب روزی یکی از مهمترین برنامههای روزانه هر شخص محسوب میشود و در قالب شغل های مختلف تحقق می پذیرد، فقهای اسلام احکام و آداب فراوانی برای فروشنده و خریدار ذکر نموده اند. هدف اصلی این کتاب بیان احکام مرتبط با طلا و جواهرات می باشد و تنها به فهرستی فشرده از آداب و احکام عمومی تجارت اشاره می کنیم:
یادگرفتن مسائل تجارت ؛
حرص نداشتن در کسب روزی ؛
1) قال الصادق علیه السلام : الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله (کافی ج9ص566
2) قال امیرالمومنین علیه السلام : الْبُکُورُ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ یَزِیدُ فِی الرِّزْق (وسائل الشیعه ج 15 ص 347)
3) عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ مَا غَدْوَةُ أَحَدِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ مِنْ غَدْوَتِهِ یَطْلُبُ لِوُلْدِهِ وَ عِیَالِهِ مَا یُصْلِحُهُم (دعائم الاسلام ج2 ص15)
کوتاهی نکردن در طلب رزق حلال؛
پذیرفتن قول کسی که از معامله پشیمان شده؛
با وضو بودن ؛
فرق نگذاشتن بین مشتریها ؛
قسم نخوردن ؛
پوشاندن عیب کالا ؛
مشتری بعد از عقد درخواست کم کردن قیمت کالا را نکند.
مشتری کالایی را که میخواهد بخرد مذمت نکند.
دخالت نکردن و برهم نزدن معامله دیگران.
برای تمام مشاغل احکام کلی وجود داردکه در رساله های عملیه و کتب فقهی موجود است، اما از آنجا که هر صنف و شغل احکامی را هم بصورت اختصاصی دارد ، سری کتب فقه و زندگی تألیف و تدوین شده است تا احکام مختص به هر صنف در اختیار مرتبطین با آن قرار گیرد.
طلافروشی هم یکی از همین مشاغل و اصناف است که گروه زیادی با اشتغال به آن نیاز خود و جامعه را تأمین می کنند. در کتاب حاضر با تکیه بر نظرات فقهای اسلام و حضرت امام خمینی قدس سره احکام طلا و جواهر و شرح وظایف خریدار و فروشنده، بیان شده است.
جواهر اصطلاح به چیزی میگویند که برای تزئین انسان یا غیر آن بهکار میرود. عدهای از مردم جهان، برای قسمتهای مختلف بدن خود از جواهرات خاصی استفاده میکنند. متداولترین آنها عبارتند از گوشواره ، گردنبند ، دستبند و انگشتر میتوانند از هر مادهای ساخته شوند اگر چه معمولا موادی مانند سنگهای قیمتی و فلزهای قیمتی در ساختن آنها بهکار میروند.
بطور کلی جواهر و زینت آلات را میتوان به دو قسم تقسیم نمود:1. سنگها 2. فلزات
برخی از سنگهای قیمتی عبارتند از : برلیان ، زبرجد ، زمرد ، الماس ، عقیق ، فیروزه ، یاقوت و حدید و ... . از نظر علم شیمی به هر کدام از این سنگها «کانی» گفته میشود که دارای فرمول خاصی میباشند. خواص فراوانی
برای سنگهای زینتی ذکر شده است . بعنوان مثال از امام علی ابن موسی الرضا علیهما السلام نقل شده است که «عقیق» ، فقر و نفاق را از انسان دور مینماید(1). در بیان ویژگیهای سنگ فیروزه میتوان به این روایت از امام کاظم علیه السلام اشاره نمود که حضرت امیرالمومنین علیه السلام انگشتری با نگین فیروزه داشتند . امام کاظم علیه السلام آن را برای اصحاب اینگونه معرفی نمودند: سنگی است که جبرئیل از بهشت برای حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله هدیه آوردند و ایشان نیز این سنگ را به امیرالمومنین علیه السلام هدیه نمودند (2)
فَقُلْتُ: بَلَغَنِی أَنَّهُ کَانَ لِعَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام خَاتَمٌ فَصُّهُ فَیْرُوزَجٌ، نَقْشُهُ «اللَّهُ الْمَلِکُ».فَقَالَ: «أَ تَعْرِفُهُ؟» قُلْتُ: لَا، فَقَالَ: «هذَا هُوَ ، تَدْرِی مَا سَبَبُهُ؟» قُلْتُ: لَا، قَالَ:«هذَا حَجَرٌ أَهْدَاهُ جَبْرَئِیلُ علیه السلام إِلی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مِنَ الْجَنَّةِ ، فَوَهَبَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام، أَ تَدْرِی مَا اسْمُهُ؟» قُلْتُ: فَیْرُوزَجٌ، قَالَ: «هذَا بِالْفَارِسِیَّةِ، فَمَا اسْمُهُ بِالْعَرَبِیَّةِ؟» قُلْتُ: لَاأَدْرِی، قَالَ: «اسْمُهُ الظَّفَرُ»
.علاوه بر روایات معصومین علیهم السلام ، پیشینیان نیز دارای اعتقادات خاصی نسبت به سنگها داشتهاند مانند یاقوت سرخ که در کلام محمد بن محمود همدانی اینگونه آمده است: هر که یاقوت با خود دارد، خون در تن وی صافی کند و از خُمود و سکته و صرع ایمن بود.(3)
1) کافی ج 6 ص 470ٍ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: الْعَقِیقُ یَنْفِی الْفَقْرَ وَ لُبْسُ الْعَقِیقِ یَنْفِی النِّفَاقَ.
2) کافی ج 13 ص 91 أَبِی الْحَسَنِ مُوسی علیه السلام وَ فِی إِصْبَعِهِ خَاتَمٌ فَصُّهُ فَیْرُوزَجٌ، نَقْشُهُ «اللَّهُ الْمَلِکُ» فَأَدَمْتُ النَّظَرَ إِلَیْهِ، فَقَالَ: «مَا لَکَ تُدِیمُ النَّظَرَ إِلَیْهِ؟».
3) دانشنامه آزاد ویکی پدیا
فلزات گرانبها انواعی دارد مانند : طلا ، نقره ، پالادیم، پلاتین و ... . در میان این فلزات طلا بواسطه خصوصیات ظاهری و اعتبار جهانی از ارزش خاصی برخوردار میباشد طلا فلزی نرم و شکلپذیر به رنگ زرد روشن و براق است که در مجاورت آب و هوا زنگ نمیزند و سیاه نمیشود. ارزش طلا به دلیل کمیابی آن، کاربردپذیری آسان، تصفیه راحت، مقاومت در مقابل زنگ زدن و خوردگی، رنگ متمایز و ویژگیهایی است که در کمتر فلز دیگری دیده میشود. طلا علاوه بر کاربرد سرمایهای و استفاده در جواهرات کاربردهای گوناگون دیگری از جمله در دندان پزشکی، تولید شیشههای رنگی و با توجه به رسانایی الکتریکی بالا، در صنایع الکترونیک کاربرد دارد.
پول آن چیزی است که انسان برای بدست آوردن کالایی یا خدماتی در اختیار طرف مقابل خود قرار میدهد. بنابراین پول هر چیزی میتواند باشد همانطور که در گذشته برای خرید کالای مورد نظر، کالای دیگری را به فروشنده میدادند که اصطلاحا معامله کالا به کالا نام گرفته است. بعد از مدتی طلا و نقره بعنوان پول استفاده میشدند . درهم و دینار نامهایی هستند که برای سکههای نقره و طلا انتخاب شدند. دشواری و مشقات حمل و نقل
و همچنین اختلافاتی که در وزن و اندازه این سکهها در شهرهای گوناگون بود آنها را نیز از گردونه داد وستدها خارج نمود بنابراین نوبت به پولهای امروزی که بصورت سکه و اسکناس هستند رسید. پولهای جدید هیچ ارزش ذاتی ندارند بلکه اعتبار و ارزش آنها به حکومت و دولتهایی است که آن را منتشر مینمایند. اگر چه این اعتبار و ارزش متکی به مقدار طلا وجواهرات وسایر فلزات و اشیاء گرانبهایی است که دولتهای متتشر کنندهی اسکناس در خزانههای خود دارند و آنها را "پشتوانه " چاپ و انتشار اسکناس قرار دادهاند .
رابطه چاپ اسکناس با پشتوانه آن بدینگونه است که اگر مثلا امروز در برابر یک گرم طلا صد هزار ریال اسکناس چاپ و منتشر میکنند اگر فرضا همین مبلغ به دست کسی برسد پس از یکسال یا چند سال دیگر باید بتواند با همان صد هزار ریال یک گرم طلا را خریداری کند و اگر مجبور شود مبلغی بیشتر اسکناس بپردازد گرانی یا تورم میباشد. (1)
کمیابی طلا ، دور از دسترس بودن آن و مشقات تبدیل
1) سایت دانشنامه آزاد ویکیپدیا
مواد اولیه آن به کالای تجاری سبب چند برابر بودن ارزش طلا بالنسبه به فلزات دیگر شده است به طوریکه سی تُن سنگ معدن، زباله میشود تایک حلقه انگشتر بدست آید. زبالههای سنگ معدن طلا ، منبع بسیاری از عنصرهای سنگین مانند کادُمیم، سرب، روی، مس، آرسنیک، "سلنیم و جیوه است. زبالههای باقیمانده از معادن طلا بعنوان زبالههای بلندمدت خطرناک در کنار ضایعات هستهای قرار میگیرد.
اگر مکعبی را با اضلاع 21 متر بسازیم توانستهایم ظرفی برای طلاهایی که از حدود سال 1880میلادی تا 2012 میلادی استخراج شده است ، بسازیم. نیمی از این منبع گرانبها صرف ساخت جواهرآلات و زیورآلات شده است و مابقی آن یا بعنوان ذخائر کشورهای جهان در بانکهای مرکزی نگهداری میشود یا در پزشکی و صنعت به بهرهبرداری میرسد.
نیمی از طلاهای تولیدی جهان از کشور آفریقای جنوبی است بطوری که رکورد استخراج و تولید 1480تن طلا در یک سال را به خود اختصاص داده است . بیشترین تقاضای طلا از جانب دو کشور هند و چین صورت گرفته است . بنظر میرسد که 18هزار تن طلا در خانههای هند ذخیره شده است.
نیتریک اسید که توان حل کردن نقره وفلزهای پایه را دارد در برابر طلا ناتوان است و نمیتواند آن را ذوب نماید. این ویژگی نیتریک اسید در آزمون اسید برای شناسایی و تایید طلا بهکار میآید.
به دلیل نرمی بالای طلای خالص(24 عیار) آن را با فلزات دیگر آلیاژ (مخلوط) میکنند . مس رایجترین فلز برای ساخت آلیاژ طلاست و گاهی از فلزات دیگری مثل نقره، نیکل، و پالادیم هم استفاده میشود.
درصد طلای موجود در هر مصنوع فلزی به عنوان عیار طلا نامیده میشود که معمولا از واحد ۲۴ یا واحد ۱۰۰۰ بیان میشود. مثلا طلای ۱۸ عیار (یا۷۵۰) حاوی ۷۵ درصد طلاست . (1)
«هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیمٌ »(2)
اوست که آنچه در این زمین است همه را برای شما
آفرید، سپس به (آفرینش) آسمان پرداخت پس آنها را به صورت هفت آسمان (مطابق حکمت و خالی از نقص در خلقت) مرتب و منظم ساخت، و او به همه چیز داناست.
مخلوقات الهی هیچکدام بی دلیل خلق نشده اند و همه تابع اهدافی هستند که خداوند متعال با حکمت خود در نظر گرفته است . موجودات و اشیایی هم که در زمین هستند از این قاعده مستثنی نبوده و با توجه به آیه فوق دارای غایت مشخص و معینی میباشند که آن هدف والا، «بهرهمندی انسان»خواهد بود. انسان نیز بطور طبیعی بدنبال برآوردن نیازهایش ، رفته رفته سعی نموده همه موجودات را به اختیار درآورده، از همه ابزار و امکانات اطراف خود استفاده کند و اتفاقات جدیدی را در زندگیش رقم زند . یکی از نعمتهای الهی که خدا در دل زمین قرار داده و بشر توانسته به آن دست یابد جواهرات است که طلا و نقره نمونههایی از انواع آن می باشند .
با گذشت زمان و معلوم شدن کارایی هر کدام از اشیایی که از زمین استخراج شده اند ، طلا و جواهرات جایگاه خاصی پیدا کردند، جایگاهی که از «نیاز به زیبایی» در انسانها بدست آمده است. برخی از انسان ها که میخواستند و میخواهند خود را «زیبا» و «آراسته» جلوه دهند از زیورآلات بهره میگیرند. این عمل در
بسیاری از موارد با مخارج زیادی همراه است که فراهم کردن و تکاپو برای رسیدن به آن و تهیه انواع گوناگونش ، خود سبب بخشی از جذابیتهای آن خواهد بود ؛ زیرا هر چه دور از دسترس بنماید ، انگار خصوصیتی قابل توجه دارد که سبب گرانی آن شده است . (إنّ ابن آدم لحریص علی ما منع(1)) انسان از این نعمتها که خداوند متعال در اختیارش قرار داده و اصلا برای او خلقش نموده است بهره می برد اما نباید از شرایط استفاده آن نیز غافل باشد. خداوند حدودی را نیز معین نموده و کسانی را که یک زن مسلمان می تواند زینتهای خود را در مقابل آنان مخفی نکند برمی شمارد. (2)
ممکن است کسانی در این مسیر دچار انحراف شده، به حدودی که در دین گفته شده بیتوجهی کنند و بجای اینکه جواهرات را وسیلهای برای زینت حلال قرار دهند ، آن را ابزاری برای چشم و هم چشمی و آزار اطرافیان خود قرار دهند ؛ در اینصورت نعمت خدا را در غیر محلش مصرف نموده اند.
بعض مفسرین قرآن از آیه شریفه «هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ
ما فِی الْأَرْضِ»(1)نکته لطیفی برداشت کردهاند که قابل توجه میباشد:
خدا در این آیه فرموده است: هر آنچه در زمین وجود دارد برای انسان خلق شده است . از این کلام می توان استفاده کرد که آنها برای انسان خلق شده اند نه اینکه انسان برای آنها بوجود آمده باشد . به عبارت دیگر انسان نباید به گونهای رفتار کند که خود را در اختیار جواهرات و دیگر داراییهایش ببیند بلکه باید آنها را اشیایی بداند مانند باقی مخلوقات زمینی که خداوند برای استفاده در چارچوبی که در دین تذکر داده شده است در اختیارش قرار داده است .
بنابراین اصلا سزاوار نیست که کسی بخاطر رسیدن به این کالایی که ارزشش به خود انسانهاست به هر کاری دست بزند یا فکر خود را مشغول نماید . اینگونه رفتارها از جانب اهلبیت علیهم السلام مورد مذمت قرار گرفته است تا حدی که طلا و نقره را با وجود ظاهر زیبایشان سنگهای مسخ شده ای میدانند . «الذَّهَبُ وَ الْفِضَّةُ حَجَرَانِ مَمْسُوخَان»(2)
مسخ در کلام دانشمندان دینی یک نوع عذاب است
که در قرآن چندین بار برای انسانهای روایت الانسان حریص علی ما منع در نهج البلاغه پیدا نشد اگرچه در منهاج البراعه(شرح نهج) آمده است.
تبهکار بکار رفته و معنای آن تغییر یافتن چهره به تصویری ناپسند میباشد. در ادامه روایت اینگونه آمده است:« فَمَنْ أَحَبَّهُمَا کَانَ مَعَهُمَا» کسی که آنها (طلا و نقره) را دوست داشته باشد ، با آنها خواهد بود. شیخ صدوق در کتاب شریف خصال در توضیح این عبارت فرموده اند: اگر کسی آنقدر این جواهرات را دوست داشته باشد که او را از محبت خداوند سبحان بازدارد ، از همان ها و همراه آنان خواهد بود .
وقتی به روایتی از وجود نورانی حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه وآله نظری بیاندازیم ، بیشتر متوجه معنای این همراهی خواهیم شد: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ أَحَبَّنَا کَانَ مَعَنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا أَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَه (1)حضرت فرمودند: «کسی که ما را دوست داشته باشد ، در روز قیامت همراه ما خواهد بود » و در ادامه یک قانون کلی ارائه فرمودند: « اگر کسی یک سنگ را دوست داشته باشد، (روز قیامت) بهمراه آن سنگ محشور خواهد شد.»
در کنار جنبه زینتی طلا ، آنچه اکنون از اهمیت بالایی
1) روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط - القدیمة)، ج2، ص: 418)
برخوردار است ، ویژگی طلا در معاملات و اعتبارات ملل جهان است . مجوز چاپ اسکناس در سراسر جهان ، میزان ذخائر طلای آن کشور میباشد . از این رو توجه به احکام طلا بعنوان با ارزشترین فلز موجود و رایجترین وسیله زینت ضروری می نماید.
ابی الفضل سدیر بن حکیم بن صهیب صیرفی معروف به سدیر صیرفی همانگونه که از کتب رجال و تاریخ برمیآید جزء موالیان و شیعیان اهلبیت علیهم السلام و از اصحاب سه امام معصوم ( امام سجاد علیه السلام ، امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام) بوده است(1).
سدیر و یکی دیگر از موالیان اهلبیت علیهم السلام ، در دوران حکومت یکی از حکام ظالم هم عصر با امام صادق علیه السلام به زندان افتادند. زید شحام که از اصحاب امام صادق علیه السلام است میگوید : هنگام طواف خانه خدا دستم در دست امام صادق علیه السلام ، بود که دیدم اشک از چشمان ایشان جاری است . ایشان رو به من کردند و فرمودند :من از خدایم در مورد «سدیر» و «عبدالسلام بن عبدالرحمن» تقاضایی دارم. (تقاضایم از خدا این است که) آنها را به
1) معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرجال، ج9، ص: 37
من ببخشد و آزادشان نماید.(1)این روایت نشان از محبت امام علیه السلام به سدیر و عبدالسلام میباشد.
سدیر میگوید روزی به جهت سوالی که داشتم نزد امام باقر علیه السلام شرفیاب شدم . عرض کردم که : از حسن بصری خبری به گوش من رسیده است که اگر صحیح باشد ، پس انا لله و انا الیه راجعون (یعنی از شدت بزرگی اشتباه ، کار ما تمام است) . حضرت فرمودند چه شنیدهای ؟ عرض کردم : شنیدهام که حسن بصری میگوید : «اگر مغزم از حرارت خورشید به جوش بیاید به سایه خانه طلافروش پناه نمیبرم و اگر جگرم از شدت تشنگی تکه تکه گردد از خانه طلافروش تقاضای آب نمیکنم» (من این جملات را شنیدهام) در حالیکه شغل و منبع درآمد من همین طلافروشی است ! گوشت و خون من با همین شغل رشد کرده است ! با همین شغل به حج و عمره مشرف شدهام ! دراین هنگام امام محمد باقر علیه السلام نشستند و فرمودند: حسن دروغ گفته است، تو حساب و کتاب دریافت و پرداختت را دقیق انجام بده! و موقع نماز هر چه در دست داری رها کن و به نماز بایست! آیا نمیدانی که اصحاب
1) رجال کشی ص 210 فی أبی الفضل سدیر بن حکیم و عبد السلام بن عبد الرحمن:
ساخت و فروش طلا و جواهر با وجود حدود 75 هزار مغازه طلافروشی (خُرده و عُمده) در کشور یکی از مشاغل و کاسبیهای جامعه ماست. طبق آمار منتشر شده، منبع درآمد بیش از 5 میلیون نفر در کشور از ساخت و فروش و معاملات مرتبط با جواهرات است. در بین مصرفکنندگان جهان، ایران رتبه ششم را داراست که زینت و خودآرائی بیشترین سهم در کسب این رتبه را دارد . منابع آماری از وجود 120 تن طلا در خانه ایرانیها
1) در این مورد اختلافات زیادی وجود دارد. عدهای میگویند که از ظاهر کلام امام علیه السلام میتوان برداشت کرد که اصحاب کهف طلافروش بودهاند بهمین دلیل امام بعنوان مثال از آنها نام برد. اما عده دیگری قائلند که منظور امام از صیارفه ، معنای لغوی آن بوده است . صراف یعنی کسی که خوب و بد را از هم جدا میسازد . اصحاب کهف هم صیارفه کلام بودهاند یعنی کلام خوب را از بد جدا میساختند. (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج5،
2) لِأَبِی جَعْفَرٍ (علیه السّلام) حَدِیثٌ بَلَغَنِی عَنِ الْحَسَنِ الْبَصْرِیِ فَإِنْ کَانَ حَقّاً فَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ قَالَ وَ مَا هُوَ قُلْتُ بَلَغَنِی أَنَّ الْحَسَنَ الْبَصْرِیَّ کَانَ یَقُولُ لَوْ غَلَی دِمَاغُهُ مِنْ حَرِّ الشَّمْسِ مَا اسْتَظَلَّ بِحَائِطِ صَیْرَفِیٍّ وَ لَوْ تَفَرَّثَ کَبِدُهُ عَطَشاً لَمْ یَسْتَسْقِ مِنْ دَارِ صَیْرَفِیٍّ مَاءً وَ هُوَ عَمَلِی وَ تِجَارَتِی وَ فِیهِ نَبَتَ لَحْمِی وَ دَمِی وَ مِنْهُ حَجِّی وَ عُمْرَتِی فَجَلَسَ ثُمَّ قَالَ کَذَبَ الْحَسَنُ خُذْ سَوَاءً وَ أَعْطِ سَوَاءً فَإِذَا حَضَرَتِ الصَّلَاةُ فَدَعْ مَا بِیَدِکَ وَ انْهَضْ إِلَی الصَّلَاةِ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ کَانُوا صَیَارِفَةً الکافی (ط - الإسلامیة)، ج5، ص: 114
خبر میدهند(1).
وقتی هدف از کسب و کار انسانی که در اجتماع به سر میبرد ، رسیدن به رفاه و آسایش شخصی در زندگی باشد و چشم خود را بر روی دیگر اتفاقات ببندد ممکن است که به همنوعان و همشهریان خود آسیب بزند . انسانی که ملاک در ارزش و مقام را ثروتهای مادی در نظر بگیرد قطعا نمیتواند درد طبقه محروم و یا حتی متوسط جامعه را بچشد. انسان در اجتماع مانند یک عضو از بدن است . اگر یک عضو نخواهد که درد دیگران را بفهمد و برای آن راهحلی بیابد ، نتوانسته است وظیفه خود را به خوبی انجام دهد و دیر یا زود ممکن است که کل این بدن و جامعه رو به انحطاط برود و البته خود او هم یکی از اعضای آن خواهد بود که انحطاط دامنگیرش میشود.
طلا بعنوان گرانترین فلز ، یکی از ابزار زینت و خودآرایی است. طبیعی است قیمت بالای آن سبب شده که در دسترس همگان قرار نگیرد . حال اگر عدهای از افراد جامعه که توانایی مالی خوبی دارند بواسطه داراییشان فخرفروشی کنند، ممکن است موجب آزرده شدن خاطر
1) http://tabriztala.e-senf.com
طبقات پایینتر جامعه شوند.
امروزه منافع شخصی، نوک پیکان کسب و کار قرار گرفته است لذا از هر ترفندی برای افزایش درآمد استفاده میشود تا اینکه بتواند منابع مالی بیشتری را جذب خود نماید. اگر چه ممکن است از نظر شرعی اشکالی نداشته باشد ولکن از نظر اخلاق اجتماعی، بعضی رفتارها در شأن «جامعه اسلامی» نخواهد بود. تابلوهای بزرگ تبلیغاتی و یا پیامهای بازرگانی رادیو و تلویزیون که پیام اشرافیگری و تجملگرایی را فریاد میزند ، چهره جامعه را بیش از آنکه شبیه به یک جامعه اسلامی نماید ، شبیه شهر تجاری خواهد نمود که در کنار هر کاخ کوخی بنا شده است. کاخی از اوهام که واقعیتش فقط برای عدهایست و کوخی از حقیقت در پس نگاههای دوخته شده به این تصاویر.
خوب است به تبعات اینگونه تبلیغات نیز توجهی بشود ؛ حسرتی که بر دل یک خانواده بواسطه مشاهده تصاویر سرویسهای طلا مینشیند فاصله طبقاتی را روز به روز بیشتر کرده و اعتماد بین طبقات را کاهش میدهد. البته این سادهترین آسیبی است که میتوان پیشبینی کرد والا اتفاقات سهمگینتری را در میان خانوادهها بدنبال خواهد داشت که خود نیازمند نوشتههای بیشتری خواهد بود.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند: «هرکس بیش از چهل روز احتکار کند، بوی بهشت- که از مسیر پانصد سال شنیده میشود- بر وی حرام خواهد بود.» (1)
احتکار یعنی اینکه طعام را حبس و جمع کند و انتظار بکشد که گران شود با اینکه مسلمین به آن احتیاج دارند و برای آنها ضروری است و کسی هم نیست که به مقدار کفایت مردم، برای آنها بذل نماید. بنابراین حبس کردن کالایی که برای مردم ضرورت ندارد و یا اینکه کسی هست که آن کالا را به مردم بفروشد، حرام نمیباشد گرچه مکروه است.
در تحریر الوسیله امام خمینی گفتهاند که احتکار فقط در غلات چهارگانه (گندم و جو و خرما و کشمش) و روغن و زیتون وارد شده است و اجناس و کالاهای دیگر را شامل نمیشود.
البته جمع کردن هر چیزی که مردم به آن نیاز دارند، کار مطلوب و شایستهای نیست.(2)
همانطور که گذشت نقش طلا در اقتصاد یک کشور بسیار تعیین کننده میباشد تا اندازهای که چاپ اسکناس متوقف بر منابع و ذخائر طلای آن کشور است. نقش دیگری که طلا بطور مستقیم یا غیر مستقیم ایفا
میکند تاثیر او بر قیمت کالاهای مورد نیاز زندگی است. بطوری که با بالا رفتن قیمت طلا بسیاری از قیمتها نیز افزوده میشوند. در استفتاء کتبی که از دفتر حضرت آیه الله مکارم شیرازی صورت گرفت ایشان در مورد احتکار طلا فرمودهاند: در صورتی که اثر بارز و روشنی در بقیه کالاها بگذارد اشکال دارد. (1)
ج: در صورتی که اثر بارز و روشنی در بقیه کالاها بگذارد، اشکال دارد.استفتاء از آیت الله سیستانی: مورد احتکار نیست. (استفتاء ش 4998 س 5)
وقتی که جایگاه دینی کسب و کار معلوم شد ودانستیم که کار عبادت است، مقام «کاسب » نیز روشن می گردد. او کسی که محبت خداوند به او تعلق گرفته است. (2)شیطان نیز که از نزدیک شدن انسان ها به خدای متعال تنفّر دارد، مدام تلاش می کند با دام هایی که بر سرراه بندگان می گستراند مانع رسیدن و نزدیک شدنشان به خدا شود.
اگر این شیطانِ دام گستر را صیاد و بندگان الهی را
1) احتکار طلا چگونه است و احکام آن چیست؟ با توجه به انیکه در حال حاضر تغییر در قیمت طلا، قیمت کالاای ضروری زندگی مردم را تغییرمی دهد.
2) . قال امیرالمومنین « :(علیه السّلام) ان الله عز وجل یحب المحترف الامین » وفی روایة اخری: ان الله تعالی یحب المؤمن المحترف » (کافی، ط اسلامیه، ج 5،ص 113 ، باب صناعات).
شکاربدانیم ، طبیعی است که شکار از«دامهای متعدد/م صیّاد جان سالم بدربرد،هدف «تیر»های اوقرار خواهد گرفت ؛ همان تیری که می تواند شکار وصید را از پای در آورد.
قال ابو عبدالله علیه السلام: النَّظرَةُ سَهمُ مِن سَهامِ ابلیس مَسمُومٌ»(حضرت صادق علیه السلام می فرمایند: نگاه حرام تیری از تیرهای سمّی شیطان است).(1)
این تیری است که کمین یکایک مسلمانان قرار داده شده ویکی از کمینگاه های اصلی او نیز ظلافروشی ست که بواسطه شغلشان ارتباط بیشتری با زنان نامحرم دارند .لذا بر دارندگان این شغل لازم است خودرا برای سپر گرفتن در برابر این هجوم آماده سازند:
دام سخت است مگر یارشود لطف خدا
ورنه آدم نبرد صرفه زشیطان رجیم(2)
ازطرفی نیز این مجاهدت وایستادگی بی اجر باقی نمی ماند، همانطور که امام راستگویان حضرت صادق علیه السلام درادامه حدیث قبل می فرمایند:
«مَن تَرَکَها لِلهِ عَزّو جلّ لالِغَیرِهِ اَعقَبَهُ اللهُ ایماناً یَجِدُ طَعَمهَ»؛
(کسی که این نگاه حرام را برای خدا و نه چیز دیگر ترک
نماید، خداوند متعال به او ایمانی عنایت می کند که
طعمش را بچشد).
و اگر چنین باشد که هست، هیچ کس حاضر نیست
که آن وعده لذّت بخش و نعمت عظیم (طعم ایمان) را
رها کند و خود را به نگاه حرام آلوده نماید.
آنکه صراف گهر شد ننهد هرگز
سنگ را در شهوار به یک میزان(1)
هیچ، آزاده نشد بنده تن، پروین
هیچ پاکیزه نیالود دل و دامان(2)
«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُون»(1)
(بگو: زینتهای خدا وروزیهای پاکیزهای راکه برای بندگانش پدید آورد ، چه کسی حرام کرده؟! بگو: آنان در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آوردهاند [البته اگر چه غیر مؤمنان هم با آنان دربهرهوری شریکند ، ولی] درقیامت فقط ویژه مؤمنان است ما اینگونه آیات خود را برای گروهی که میدانند [و اهل دانش وبصیرتاند] بیان میکنیم).
بهره بردن از زینتهای حلال دنیا مانند پوشیدن لباسهای مناسب و یا سفارش آن به دیگران در سیره اهلبیت علیهم السلام نمونه های بسیار دارد. همانطور که در آیه
1) اعراف 32
شریفه به آن اشاره شده است ، این زینتها که در دنیا قرار دارد و انسان از آن استفاده می کند، در اصل و حقیقتا برای مومنان در نظر گرفته شده است ، و کسانیکه به خدا و روز قیامت ایمان ندارند هدف اصلی خلقت زینتهای دنیا نیستند ، بلکه در کنار مومنان می توانند بهره مند باشند.
در زمان حاضر از واضح ترین مصادیق زینت ، طلا و جواهرات و زیورآلات است، ولکن این نعمت الهی که در اختیار انسان قرار گرفته است مانند بسیاری از نعمتهای دیگر ، دارای حد و مرز و قوانینی است که رعایتش برای مومنین لازم و ضروری است.
طلا و جواهراتی که از معدن استخراج شده و قرار است بعنوان زینت در اختیار بندگان خدا قرار گیرد مراحل زیادی را طی مینماید تا به این شکل درآید . مدلسازی ، ریختهگری، آبکاری، شستشو و ترکیب جواهرات با هم دیگر و مراحل دیگر بر جلوهنمایی و زیبایی این قطعات زینتی میافزاید .
همانطور که گذشت طلا را با مشقت فراوان از معادن استخراج مینمایند و در چرخه خالص سازی و طرح و
دیگر مراحل آمادهسازی قرار میگیرد تا اینکه بصورت یک قطعه زینتی یا پزشکی یا ... درمیآید.
متاسفانه در این بین عدهای بجای طی کردن مراحل قانونی ، بدنبال تهیه طلای قاچاق میباشند که البته این مسئله تا حدود زیادی رواج یافته است و بنابر اذعان برخی از طلافروشان اکثر طلاهای موجود در بازار بصورت قاچاقی خریداری شدهاند. اصل مسئله قاچاق کار حرامی است ولکن اگر هم اکنون مالکیت آن طلا و جواهرات معلوم باشد یعنی مشخص باشد که صاحب این قطعه طلا کیست ، مانعی ندارد . (1)
ج: در صورتی که وضع آن مجهول نباشد، مانعی ندارد؛ هرچند کسانی که قاچاق کرده اند، مرتکب کار حرامی شده اند.
پیرامون اشخاص استفاده کننده و محل و زمان استفادهی از زیور آلات حد و مرزهایی یادآوری شده است. بهرهمندی انسانها از برخی زیورآلات و جواهرات در بسیاری از موارد ستوده شده است وحتی در روایت امام حسن عسکری علیه السلام، در کنار نمازهای مستحبی و زیارت اربعین اباعبدالله الحسین علیه السلام از علامات مومن شمرده شده است.(2)
1) استفتاء کتبی از دفتر حضرت آیه الله مکارم شیرازی ، استفتاء ش 135902 س 8:س: به گفته برخی طلافروشان بسیاری از طلاهای موجود در بازار، به صورت قاجاق وارد بازار می شود. خرید و فروش این گونه زیور آلات چه حکمی دارد؟
2) الوافی ج 4 ص 177: روی عن أبی محمد الحسن بن علی العسکری (علیه السّلام) أنه قال علامات المؤمن خمس صلاة الخمسین و زیارة الأربعین و التختم بالیمین و تعفیر الجبین و الجهر ببسم اللّه الرحمن الرحیم. نشانههای مومن پنجتاست ؛ پنجاه رکعت نماز روزانه، زیارت اباعبدالله الحسین علیه السلام در روز اربعین ، انگشتر در دست راست نمودن ، پینه بستن پیشانی(بواسطه سجدههای طولانی) و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در نمازها.
امام صادق علیه السلام دستی که در آن انگشتر عقیق باشد را محبوبترین دستی میداند که بسوی خدا بلند میشود (1).
ایشان در روایت دیگری میفرمایند:« قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: إِنِّی لَأَسْتَحْیِی مِنْ عَبْدِی یَرْفَعُ یَدَهُ وَ فِیهَا خَاتَمُ فَیْرُوزَجٍ أَنْ أَرُدَّهَا خَائِبَةً». : (خداوند متعال فرمود: من شرم دارم که بندهام را ناامید کنم با وجود اینکه دستش را (به دعا) بلند کرده در حالیکه انگشتر فیروزه به انگشتان اوست.)(2)
اگرچه احکام استفاده از جواهرات و سنگهای قیمتی برای زن و مرد یکسان میباشد ولی تفاوتی که وجود دارد ، حرمت استفاده مردان از طلا است. البته در مواردی برای زنان نیز استفاده از طلا بخاطر زینت حرام دانسته شده است و آن حالت احرام است . (3)
پیرامون ساخت طلا نیز همین حکم وجود دارد زیرا فرمودهاند: «ساخت جواهرات طلا اگر به منظور استفادۀ مردان باشد، حرام است و خرید و فروش آن به این قصد جایز نیست.»(1)
در خرید و فروش طلای مردانه میتوان به این مسئله توجه داشت که هر قطعه زینتی طلا از دو بخش تشکیل شده است؛
1- طلایی که در آن بکار رفته است (بدون توجه به شکل ظاهری).
2- شکل ظاهری آن که محل استفاده آن را معین مینماید.
در معامله طلای مردانه آنچه حرام دانسته شده است ، خرید و فروش، برای « استفاده مردان» است یعنی اینکه طلایی خریداری شود تا یک مرد از آن برای زینت استفاده نماید . اما اگر معاملهای که بر روی طلای مردانه صورت میگیرد بخاطر استفاده زینتی آن نباشد بلکه فقط جنبه مادی آن مدنظر باشد و پولی که پرداخت میشود فقط بخاطر ارزش ماده طلا باشد نه جنبه زینتی آن ، حرمتی را در پی نخواهد داشت. (2)
1) استفتائات آیه الله خامنهای 447 ، جامع المسائل ایه الله فاضل لنکرانی ج 1ص 241 سوال 907
2) استفتاء کتبی از دفتر آیه الله مکارم شیرازی، استفتاء ش 135902 س 9:س: ساختن طلای مردانه چه حکمی دارد؟اجرتی که بابت ساخت آن اخذ می شود ، چه حکمی دارد؟ج: جایزنیست ؛ فقط می توان پول رادر مقابل ماده طلا گرفت و نباید از طلای مردانه استفاده شود.
متاسفانه امروزه در بسیاری از ویترینهای طلافروشی ، طلاهای مخصوص مردان به چشم میخورد . اگر به این نکته توجه داشته باشیم که پولی که از راه حرام وارد زندگی میشود چه انحرافاتی را ایجاد مینماید ، قطعا در این مسئله تجدید نظر خواهیم کرد. خرید و فروش با فروشنده طلای مردانه نیز از نظر اخلاقی تبعات خاص خودش را بدنبال دارد. از نظر شرعی نیز باید دقت کرد که اگر مقدار مال حرامی که از این راه به دست فروشنده طلای مردانه رسیده است فراوان باشد بطوریکه بصورت وسیع با اموال حلال او مخلوط شده باشد ، خرید و فروش با این فروشنده جایز نمیباشد. (1)
بعد از ساخت نوبت به عرضه این کالای قیمتی میرسد که شرایطی برای خرید و فروش طلا و جواهرات ذکر شده است. برخی از این شرایط در تمام خرید وفروشها جاری است و برخی از آنها نیز مختص به نوع خاصی از خرید و فروشهای طلا میباشد.
1) استفتاء کتبی از دفتر آیه الله مکارم شیرازی، استفتاء ش 135902س 10: س: خرید و فروش با فروشنده طلای مردانه چه حکمی دارد؟ج: درصورتی که بدانید اموال او مخلوط با حرام وسیعی است ، جایز نیست.
به فروش طلا در مقابل طلا یا نقره در مقابل نقره بیع صرف گفته میشود و تفاوتی هم بین سکه و غیر سکه در آن نیست .(1)
ممکن است کلمه «صرف» شغل «صرافی» را به ذهن بیاورد در صورتیکه امروزه این دو اصطلاح با یکدیگر متفاوت هستند . صرافیهای امروزه پولهای متفاوت بین کشورها را تبدیل مینمایند ، و بیع صرف که همان شغل طلافروشی است ارتباطی با تبدیل کردن پول ندارد . علت این تشابه نیز روشن است ؛ در قدیم پول رایج بین مردم همان طلا و نقرهای بوده که در دستشان بصورت سکه وجود داشته است و هنگامیکه قصد تبدیل آن را داشتهاند به کسانیکه شغل «صرافی» داشتهاند مراجعه میکردند . با این کار هم طلا و نقره تبدیل میشد هم پول رایج آن زمان. با گذشت زمان طلا و نقره یا همان دینار و درهم جای خود را به پولهای کاغذی یا جنسهای دیگر دادند. به این ترتیب شغل صرافی یا همان تبدیل واحدهای پول به یکدیگر از شغل طلا فروشی که بیع «صرف» میباشد جدا شده است.
اشتراک هر دو شغل در مسئله ربا سبب شده است که
1) ترجمه تحریر الوسیله ج 2 ص 429
مراجع تقلید بحث پولهای کاغذی را نیز در کنار مباحث طلا و جواهرات یا در مباحث ربا ذکر نمایند که به اختصار اشارهای میشود:
اگر معامله بر پولهای کاغذی که در زمان ما متعارف است از یک طرف یا دو طرف واقع شود (یعنی خرید و فروش خود پول بدون در نظر گرفتن ارزش اعتباری آن، چه یک نفر پولهای شخص دیگری را خریداری نماید یا دو نفر در مقابل پول یکدیگر پول بدهند) ظاهر آن است که احکام معامله صرف بر آنها جاری نمیشود، و لیکن اضافی گرفتن اگر به قصد فرار از ربا باشد، جایز نیست. پس کسی که میخواهد با سود قرض بدهد و برای فرار از ربا پولهای کاغذی را با اضافه گرفتن بفروشد کار حرامی کرده است و بیع هم باطل است.(یعنی بجای اینکه شرط کند که در مقابل صد هزار تومن ، یک ماه دیگر صد و ده هزار تومن به من برگردان ، میگوید: من کاغذ این صد هزار تومن را به صد و ده هزار تومان به تو میفروشم تا یک ماه دیگر مبلغ آن را بیاوری، که در اینصورت معاملهی حرام و باطلی انجام دادهاست .)(1)
ولکن موضوع اصلی نگارش این کتاب معامله
1) تحریر الوسیلة - ترجمه؛ ج2، ص: 429
«صرف» یا همان خرید و فروش طلا و نقره است؛ این چنین معاملهای شرائطی دارد که بیان میشود:
در معاملهای که طلا در مقابل طلا یا نقره در مقابل نقره خرید و فروش میشود باید طلا و نقره و عوض در مجلس تحویل داده شوند یعنی باید فروشنده و خریدار پیش از آن که از یکدیگر جدا شوند، جنس و عوض آنرا به یکدیگر تحویل دهند و اگر هیچ مقدار از چیزی را که قرار گذاشتهاند تحویل ندهند، معامله باطل است(1)
آیه الله بهجت 1654: اگر مقداری تحویل داده شد، معامله نسبت به آن مقدار صحیح و ثابت است.
آیه الله مکارم1810 و آیه الله سیستانی2080 وآیه الله فاضل1558: اگر فقط مقداری از آن را تحویل دهند معامله فقط به همان مقدار صحیح است و طرف مقابل میتواند معامله را فسخ کند
. اما اگر طلا یا نقره بطور کامل تحویل داده نشود (یعنی بعض آن تحویل داده شود.) ؛ در این صورت معامله در بخشی از آن که تحویل داده شده است صحیح است و در باقیمانده باطل میباشد. (2)نکته مهم: بنابر مسئلهای که ذکر شد ، خرید و وفروش
طلا به طلا یا نقره به نقره بصورت نسیه(1)و سلف(2)
جایز نیست .(3)
اما نسیهی طلا در مقابل پول اشکال ندارد . (4)
اگر طلا در مقابل طلا و یا نقره در برابر نقره خرید و فروش شود باید در وزن مساوی باشند و فروش طلا به طلای بیشتر یا کمتر یا فروش نقره به نقره بیشتر یا کمتر جایز نیست و معامله حرام و باطل است.(5)این حکم فقط در موردی نیست که هر دو طلا یا هر دو نقره مرغوب باشند ، بلکه اگر یکی مرغوب و دیگری کهنه و شکسته باشد نیز این حکم جاری است و باید وزن هر دو مساوی باشد(6).
اما اگر طلا را به نقره یا نقره را به
طلا بفروشند اگر وزن یکی از آنها بیشتر باشد معامله صحیح میباشد.(7)
فروش طلا ....طلا ...باید در همان مجلس واگذار نمود
نسیه و سلف صحیح نیست
وزن باید مساوی باشد
غیرطلا(پول ،نقره و...)
نسیه و سلف صحیح است
تساوی وزن شرط نیست
توجه: نمودار بالا در مورد معامله نقره با نقره و نقره با غیر نقره نیز میآید.
سند مالکیتِ یک قطعه طلا یا جواهر زینتی ، فاکتوری است که در اختیار خریدار قرار میگیرد ولکن عموم مردم نسبت به محاسباتی که برای به دست آوردن قیمت نهایی طلا در فاکتور ثبت شده است اطلاع کافی ندارند . البته این بیاطلاعی نقصی در صحت معامله وارد نمیکند بلکه «اگر مطمئن به صحت آن باشد، مانعی ندارد»(1)
1) استفتاء کتبی از دفتر آیه الله مکارم شیرازی،،استفتاء ش 135902 ، م 10 .س: آیا جهل مشتری به محاسبات درفاکتور فروش طلا ، به معامله آسیب می زند؟ ج: آیا مطمئن به صحت آن باشد ، مانعی ندارد.آیة الله سیستانی : مهم این است که عوض و معوض معلوم باشد.استفتاء ش 4998، س1
فروش طلای بدون فاکتور اشکال ندارد ولی اگر در عرف ، معامله بدون فاکتور ، معامله شیء مجهول محسوب شود ، معامله اشکال دارد»(1)
طلافروشان هنگام فروش زیور آلاتِ طلا که نگینی غیر از طلا (پلاستیک ، شیشه و ...) دارند ، نگین را نیز وزن میکنند و جزء قیمت به حساب میآورند لکن هنگام خرید ابتدا آن نگینها را جداکرده و سپس وزن میکنند و نگینها را جزء قیمت به حساب نمیآورند. از آنجا که این کار با رضایت مشتری انجام میشود حرمت شرعی ندارد ولی از انصاف به دور است و میتواند مصداق گرانفروشی باشد(2)
استفتاء ش 172 ، تاریخ 9/ 2/ 93 س 5.
بنظر میرسد که سود جویی ، موجب
1) استفتاء کتبی از دفتر آیه الله مکارم شیرازی،استفتاء ش 135902، س 7س: فروش طلای بدون فاکتور باتوجه به اینکه ازنظر قانون باید بافاکتور باشد، چه حکمی دارد؟ ج: درصورتی که عرف بدون فاکتور مجهول محسوب شود، معامله اشکال دارد.
2) استفتاء شفاهی از دفتر آیه الله وحید خراسانی و استفتاء کتبی از دفتر آیه الله مکارم شیرازی ، و استفتاء کتبی از دفتر آیه الله صافی گلپایگانی(با اطلاع طرفین از مقدار آن و یا با مصالحه اشکالی ندارد.)استفتاء از آیة الله مکارم شیرازی، استفتاء ش 135902 ، م 4:س: طلافروشان هنگام فروش زیورآلاتی که نگینی غیر از طلا دارند، نگین را هم وزن می کنند و جزء قیمت طلا به حساب می آورند لکن هنگام هنگام خریدابتدا آن نگین ها را جدا کرده و س پس وزن می کنند و نگینها را جزء قیمت به حساب نمی آورند.الف( محاسبه نگینهای غیر طلا هنگام فروش زیورآلات چه حکمی دارد؟ب( جدا کردن نگین ها برای خرید چه حکمی دارد؟ج: در صورت توافق طرفین مانعی ندارد ولی سزاوار است انصاف را رعایت کنند.استفتاء آیة الله صافی: دقیقاً همان سوال بالا و جواب مذکور در پاورقی.
این عمل برخی طلافروشان می شود ولکن در روایتی از امیرالمومنین علیه السلام اینگونه آمده است که : چه بسا [بهره] اندک که سودمند است و چه بسا [بهره] بسیار که زیانبار است.(1)
زرگرها در مقابل ساخت و تبدیل شمش به زیورآلات، مزدی معیّن میپردازند، سپس همان طلای ساخته شده را در مقابل وزن مساوی از طلای شمش، با اضافهی اجرت ساخت بیشتر به دیگری میفروشند، آیا چنین معاملهای صحیح است؟.
ج. اگر ثمن (آن چیزی که در مقابل خرید کالا پرداخت میشود) معامله پول باشد، یا اجرت ساخت را جداگانه
1) خطبه 114 نهج البلاغه
بدون ارتباط به عوضین معامله بگیرد، اشکال ندارد.(1)
همانطور که خرید و فروش طلا و جواهرات یکی از راههای کسب بشمار میآید ، تعمیر آنها نیز از مشاغل جامعه ما میباشد. اتفاقات جالبی در تعمیر جواهرات و سنگهای قیمتی رخ داده است که برخی از آنها بصورت داستان به ما رسیده است؛
امام هادی علیه السلام در سامرا همسایهای داشت بنام یونس نقاش . او اگر چه کارش نقش کردن و حکاکی بر روی سنگهای قیمتی بود ولی بسیاری از اوقات برای خدمت به امام علیه السلام به محضر ایشان مشرف میشد. یک روز با حال پریشان وارد خانه حضرت شد و عرض کرد: ای سرور من! وصیّت میکنم که با اهل بیت من خوب رفتار کنید! حضرت فرمود: مگر چه خبر است؟ و تبسّم میکرد. عرض کرد که: «موسی بن بغا(2)
بحار ج 82ص 249 باب 33 قنوتات طویله
یک نگین گرانبها به من داد تا آن را نقش کنم ، ولی هنگام کار، این نگین با ارزش دو تکه شد. فردا هم باید آن را تحویل دهم . اگر ابن بغا این نگین
شکسته را ببیند یا هزار شلاق به من میزند و یا اینکه مرا خواهد کشت .» حضرت فرمود : «به خانهات برگرد ، تا فردا خبر خوبی میشنوی!»
صبح فردا یونس نزد امام حاضر شد و عرض کرد که « از طرف ابن بغا برای پس گرفتن نگین آمدهاند» حضرت فرمود: «نگران نباش. خبر خوبی خواهی شنید!» یونس گفت : «در جواب درخواست آنها چه بگویم؟» حضرت فرمودند: «برو به حرفهایشان گوش بده ، چیزی غیر از خوبی نخواهی شنید. »
یونس نقّاش رفت و بعد از زمانی خندان برگشت و عرض کرد: «ای آقای من! وقتی نزد موسی بن بغا رسیدم به من گفت : «همسران من بخاطر آن نگین با هم اختلاف کردهاند، اگر ممکن است آن نگین را دو تکه کن تا اختلافشان برطرف شود.» حضرت با شنیدن این سخن خدا را حمد کرد و فرمود: «تو در جواب او چه گفتی؟» عرض کرد: «گفتم به من مهلت بده تا در این مورد فکر کنم.» حضرت فرمود: «خوب جواب گفتی».(1)
هنگام تعمیر زیورآلات طلا در اثر ساییدن یا ضربه
1) منتهی الآمال، شیخ عباس قمی ،ج3،ص:1848
زدن قدری از طلا بصورت خرده طلا در میآید . از آنجایی که همان خردهها هم دارای ارزش مالی میباشند لازم است بدانیم که مالک آن خردههای طلا، مشتری است و تعمیرکار نمیتواند آنها را برای خودش بردارد. البته اگر مشتری اجازه دهد که در این صورت جزء درآمدهای تعمیرکار محسوب میشود و خمس دارد.(1)
علت حرام بودن فروش طلا به طلا یا نقره به نقره بهمراه اضافه را «مسئله ربا » دانستهاند . مباحث تفصیلی ربا در کتابهای دیگر بطور دقیق مورد بررسی قرار گرفته است ولکن لازم است که در این جا نیز گزیدهای از این موضوع مهم بیان شود:
« یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ یُرْبِی الصَّدَقاتِ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ
1) استفتاء کتبی از دفتر آیه الله مکارم شیرازی، استفتاء ش 135902، س 5.س: هنگام تعمیر زیورآلات طلا، دراثر ساییدن وضربه قدری از طلا به صورت خرده طلا در می آید ، وظیفه تعمیر کار دراین گونه موارد چیست ؟ یعنی آیا وظیفه دارد به مشتری اطلاع دهد؟ آیا این خرده های طلا شامل خمس می شود ؟ اگرمشتری اطلاع خرده های طلای تعمیر شده رادرخواست نکرد ، چه حکمی دارد؟ج: خرده طلا متعلق به مشتری است ؛ مگر اینکه اجازه دهد ودراین صورت جزء درآمدهای فروشنده می شود وخمس دارد.آیة الله سیستانی : اگر مطمئن به رضایت باشد؛ اشکال ندارد، استفتاء ش 4998، س 2.
کَفَّارٍ أَثیمٍ» (1)(خدا «ربا» را نابود میکند، و صدقات را فزونی میدهد و خدا هیچ ناسپاس بزهکاری را دوست ندارد).
در تحریرالوسیله حضرت امام خمینی رحمه الله علیه ربا را بر دو قسم «ربای قرضی» و «ربای معاملی» ذکر کرده اند که تعریف هر کدام بصورت جداگانه می آید:
مالی را به عنوان قرض به کسی پرداخت کند به شرط اینکه وام گیرنده بیشتر از مقداری را که گرفته است بازگرداند. فرقی نمی کند که پول بیشتری بگیرد یا اینکه شرط کند که کاری برای او انجام دهد مثلا در مقابل ده هزار تومان ، ده هزار تومان برگرداند و یک پیراهن نیز برای او بدوزد، در این صورت نیز این معامله حرام و باطل است و همچنین اگر شرط نشده باشد ولی بنابر پرداختن اضافه باشد ربا و حرام است.
البته اگر در ابتدا زیاده را شرط نکنند و بنا بر پرداختن اضافه نباشد، اما هنگام پرداخت ، آنکسی که قرض گرفته است ، بیشتر از آنچه گرفته است برگرداند نه تنها حرام نیست بلکه مستحب نیز می باشد. (2)
در رساله حضرت امام خمینی رحمه الله علیه ربا را اینگونه تعریف نموده اند: «اگر مقداری از جنسی را که با وزن یا پیمانه میفروشند به زیادتر از همان جنس بفروشد، مثلا یک مَن گندم را به یک مَن و نیم گندم بفروشد، ربا و حرام است.»(1)
«اگر چیزی را که اضافه میگیرند غیر از جنسی باشد که میفروشد، مثلا یک من گندم را به یک من گندم و ده تومان پول بفروشد باز هم ربا و حرام است، بلکه اگرچیزی زیادتر نگیرد ولی شرط کند که خریدار عملی برای او انجام دهد، ربا و حرام میباشد.»(2)
بطور کلی اگر شرط کنند که بیش از مقدار فروخته شده یا قرض داده شده برگردانده شود ، و بعبارت دیگر سود پرداخت شود، معامله حرام و باطل است و فرقی نمی کند که هر دو طرف راضی باشند یا نباشند (3)
«حتی اگر یکی از دو جنس سالم و دیگری معیوب، چنانچه بیشتر از مقداری که میدهد، بگیرد باز هم ربا و حرام است »(4). در محل بحث نیز همین قاعده جاری است یعنی اگر « طلای ساخته را بدهد و بیشتر از آن طلای
نساخته بگیرد ربا و حرام میباشد»(1).
با توجه به این حکم حضرت امام که « اگر جنس یکی خوب و جنس دیگری بد باشد یا با یکدیگر تفاوت قیمت داشته باشند، چنانچه بیشتر از مقداری که میدهد، بگیرد باز هم ربا و حرام است» (2)میتوان گفت : تفاوت عیار در طلا مانع ربا بودن در تفاوت وزن نمیشود . یعنی اگر ده مثقال طلای 24 عیار در مقابل دوازده مثقال طلای 18 عیار قرار گیرد باز ربا و حرام خواهد بود. اگر چه میتوان برای فرار از ربا، دو معامله جداگانه انجام دهند.(3)یعنی در یک معامله طلای 24 عیار خریداری شود و در مقابلش چیزی غیر از طلا پرداخت شود . با اتمام معامله اول میتواند در معامله دیگری طلای 18 عیار را بفروشد و در مقابلش چیزی غیر از طلا دریافت نماید.
نکته قابل توجه این است که وزن یا پیمانه برای ربا شرط شدهاند پس معلوم میشود که در اشیائی که خرید و فروش آنها بصورت عددی یا متری است ، اضافه گرفتن موجب ربا نمیشود همانطور که گفته شده است: «چیزی
را که مثل پارچه به صورت متری میفروشند، یا چیزی را که به صورت عددی معامله میکنند، اگر مقداری را بفروشد، ولی زیادتر از آنرا بگیرد (مثلًا یک تخته فرش بزرگ را با دو تخته فرش کوچکتر معامله کند) اشکال ندارد.»(1)
1- چنانچه ربا خوار، مالی را از راه ربا برده باشد، چگونه باید با او رفتار گردد؟
2- در صورتی که مال به ربا رفته، صاحب داشته باشد آیا باید مال به صاحب اصلی برگردد یا خیر؟ و در غیر این صورت چه باید کرد؟
ج- ربا حرام است ربا خوار باید از گناه گذشته توبه نماید و آنچه را که بابت ربا گرفته ضامن است باید به مالک آن برگرداند و اگر نزاعی در بین باشد رسیدگی به آن موکول به محاکم قضائی است.(2)
همانطور که در انتهای مسئله ربای قرضی آمده است معاملاتی که در آنها ربا باشد از نظر شرعی، حرام و باطل هستند . لازم است که روشن شود منظور از حرمت و بطلان
چیست؟
یعنی اینکه آن آثاری که در معامله صحیح وجود دارد در معامله باطل نیست(1)
؛ به این معنا که در معامله صحیح انسان مالک آن کالایی میشود که خریداری کرده است ولکن در معامله باطل این اتفاق نمیافتد ، بعبارت دیگر آنچه را بابت ربا گرفته است ضامن است که به صاحبش برگرداند (2)
و تا زمانیکه آن را برنگردانده است نمی تواند در آن مال تصرف کند (3)و هر گونه تصرف او حرام میباشد. البته اگر از یافتن صاحب مال مأیوس و ناامید شده است میتواند از طرف او آن مال را به فقرا صدقه دهد. (4)
«مَنْ ذَا الَّذی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَریم»(5)
(کیست که به خدا وامی نیکو دهد تا خدا آن را برای او دو چندان کند و او را پاداشی نیکو و باارزش باشد؟ )
از داد وستدهای رایج بین مردم ، مسئله قرض می باشد
که اسلام آن را برای ریشه کن کردن ربا قرار داده است. بر خلاف کسانی که سود حاصل از ربا را رشد مالی و یک خرید و فروش ساده می پندارند(1)، خداوند متعال آن را خسران و ضرر برشمرده و از نمونههای شیطان زدگی دانسته است.(2)
نگاه اجتماعی اسلام به یاری و کمک کردن برادران دینی سبب میشود تا ربا در جامعه مسلمانان از بین رفته و قرض الحسنه جای آن را بگیرد. اینکه چرا در آیات قرآن از قرض دادن به قرض حسن (نیکو) تعبیر شده و آن را «قرض دادن به خدا»
(یقرض الله قرضا حسنا) خوانده اند، خود گویای نکات مهم و ظریفی است که از بحث خارج است، ولکن با نگاه به روایاتی که عظمت مومن و آبروی او را مطرح می کند می توان به گوشه هایی از اهمیت مسئله قرض الحسنه پی برد.
گذر از پل صراط با سرعت برقی که چشمها را خیره میکند ، پاداش عمل کسی قرار داده شده است که با
1) ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا . این بدان سبب است که آنها گفتند: بیتردید داد و ستد نیز مانند رباست(بقره 275)
2) الَّذینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ کَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَس کسانی که ربا میخورند، (در میان مردم) قیام و رفتاری ندارند مگر مانند رفتار کسی که شیطان او را به برخورد خود دیوانه کرد (بقره 275)
قرض گیرنده مدارا نموده است.(1)
حتی در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که من قرض دادن مالی را بیشتر از صدقه دادن آن مال دوست دارم.(2)
اگر قرض گیرنده در پرداخت قرض خود تاخیر کند و قرض دهنده او را ملامت نکند، به تعداد روزهای به تاخیر افتاده، ثواب صدقه برای او نوشته می شود.(3)
قرض دادن طلا عملی است که بیشتر در بین بازاریان و گاهی موارد در بین بانوان به چشم می خورد که نمی توان گفت از فضیلت های قرض بی بهره است . ولکن اطلاع از احکام قرض بر کسی که میخواهد این کار را انجام دهد لازم است . وقتی کسی مالی را قرض میدهد، میخواهد که اصل مال به او بازگردانده شود نه اینکه اصل مال از بین برود. بنابراین در طلا اگر همان قطعه بازگردانده شود که معمولا بین مصرف کنندگان به اینگونه است ، مانعی ندارد ولکن اگر همان قطعه طلا برگشت داده نشود دیگر قرض بر آن اطلاق نمیگردد.(4)
1) وسائل الشیعة، ج18، ص: 331
2) سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ لَأَنْ أُقْرِضَ قَرْضاً أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَتَصَدَّقَ بِمِثْلِهِوسائل الشیعة، ج18، ص: 330
3) مَنْ أَقْرَضَ قَرْضاً وَ ضَرَبَ لَهُ أَجَلًا- فَلَمْ یُؤْتَ بِهِ عِنْدَ ذَلِکَ الْأَجَلِ- کَانَ لَهُ مِنَ الثَّوَابِ فِی کُلِّ یَوْمٍ یَتَأَخَّرُ عَنْ ذَلِکَ الْأَجَلِ- بِمِثْلِ صَدَقَةِ دِینَارٍ وَاحِدٍ فِی کُلِّ یَوْمٍ. وسائل الشیعة، ج18، ص: 330
4) استفتاء کتبی از دفتر آیه الله مکارم شیرازی استفتاء ش 135902، سؤال 19.س: طلا (نه اجاره وودیعه وعاریه ) چه حکمی دارد؟باتوجه به انی که عین مال موجود نیست.ج: قرض وعاریه درجایی است که عین مال موجود باشد.
اگر قیمت طلا ، نقره یا پولی که قرض داده شده است طی این چند روز بیشتر یا کمتر شود ، وظیفه چیست؟
مراجع عظام تقلید در پاسخ می فرمایند: اگر همان مقداری را که قرض گرفته است پس بدهد کافیست و لازم نیست که ما به التفاوت پرداخت نماید(ضامن اختلاف قیمت طلا نمی باشد). البته اگر طرف گیرنده راضی بود که یک چیز اضافه ای هم بپردازد ، اشکالی ندارد(1).
در اینجا باید توجه داشت که این عمل با ربا فرق دارد زیرا از ابتدا شرط نکردهاند که قرض گیرنده چیزی اضافه پرداخت کند.
در این بخش از مطلب بنظر میرسد لازم است ابتدا تفاوت عاریه با قرض و ودیعه(امانت) توضیح داده شود و سپس وارد اصل مطلب شویم:
1) امام خمینی مسئله 2165. آیه الله العظمی مکارم باید همان مقدار را که گرفته پس بدهد، خواه قیمت آن کم شده باشد یا زیاد1946
عاریه، عقدی است که به موجب آن، عاریه دهنده مال خود را در اختیار دیگری قرار میدهد، تا از آن استفاده مجانی کند. در عاریه، برخلاف قرض، اصل مال از ملکیت صاحب آن خارج نمیشود و عاریه گیرنده تنها اجازه استفاده حلال از مال را دارد؛ البته استفادهای که موجب از بین رفتن اصل مال نگردد. به همین جهت، عاریه تنها در جایی صحیح است که با استعمال، اصل شیء از بین نرود، مانند عاریه ظروف، فرش و وسایل نقلیه؛ اما در چیزهایی که با مصرف از بین میروند، مثل نان، میوه و غذا ، عاریه صحیح نیست.
در قرض، به محض تحویل گرفتن مال ، قرض گیرنده مالک شیء میشود و میتواند هر نوع تصرفی را در آن انجام دهد. پس میتوان اشیایی را قرض داد که با مصرف از بین میروند. در قرض، فرد با گرفتن قرض، ضامن مثل یا قیمت میگردد، چه از آن شیء استفاده کند یا نکند و چه اصل شیء باقی بماند یا از بین برود.
در عاریه گرفتن کالاهای معمولی اگر مال در دست عاریه گیرنده تلف شود، در صورتی که تعدی و تفریط نکرده باشد ضامن نیست؛ مگر این که در متن عقد، شرط ضمان شود، ولی در عاریه طلا و نقره ضامن است مگر اینکه شرط عدم ضمان شود.
همانطور که گذشت استفاده از منافع شیء در عاریه اشکال ندارد ولی در ودیعه این امکان وجود ندارد؛ یعنی در عاریه اجازه داده می شود که از کالا استفاده و بهره برداری شود اما در ودیعه این اجازه داده نمی شود بلکه کسی که مالی را به ودیعه نزد دیگری قرار می دهد ، به جهت این است که او را مورد اعتماد دانسته لذا مال را فقط برای نگهداری در اختیار او قرار می دهد و بنای بر پرداخت اضافه هم نبوده است.
عاریه دادن طلا و نقره برای استفاده حرام جایز نیست. مثلا کسی گردنبندی را به زنی عاریه دهد تا خود را در جشن مختلط با نامحرم زینت کند ؛ در این صورت کار حرامی مرتکب شده است.
در مورد ضمانت نگهداری این عاریه گفته شده است که : اگر در نگهداری عاریه کوتاهی نکند و در استفاده از آن زیاده روی نکند و بطور اتفاقی از بین رود، باید عوض آن را بدهد مگر آنکه از همان ابتدا شرط کرده باشند که اگر تلف شد ، کسیکه عاریه گرفته است ضامن نباشد. اما اگر اصلا شرط نکرده باشند که در صورت تلف ، ضامن هست یا خیر؛ در این صورت حتی اگر در نگهداری کوتاهی هم
نکرده باشند ، باز ضامن است و باید عوض آن را بدهد.
نکته: آیه الله فاضل لنکرانی میفرمایند: عاریه دادن چیزی برای استفادۀ حرام از آن جایز نیست بنابراین عاریه دادن انگشتر طلای مردانه به مرد جایز نیست. بلی اگر همین انگشتر را برای کاری غیر از زینت کردن مرد بگیرد مانعی ندارد.(1)
یکی از معاملاتی که بر طلا صورت میگیرد «اجاره» است. اجاره یعنی اینکه منافعی که یک کالا دارد در مقابل یک عوض واگذار شود(2)
مانند همین خانههای اجارهای که در بین مردم رایج میباشد. به اینصورت که مالکِ خانه، منافع و بهرهبرداری از این خانه را برای مدت معلومی در مقابل مبلغ معلومی به دیگری واگذار مینماید. نکته ی قابل توجه این است که اصل کالا در اجاره باقی است . مثلا کسی که خانهای را اجاره گرفته است نمیتواند خانهی دیگری را به صاحبخانه بازگرداند بلکه باید همان خانهای را که اجاره نموده است بازگرداند.
این معامله بر روی طلا نیز اتفاق میافتد . یعنی طلایی را به دیگری واگذار میکنند که در مدت معلومی از منافع
آن بهرهمند شود و در برابر این بهرهمندی ، علاوه بر اصل مال، مبلغی را به عنوان اجاره، به مالک اصلی پرداخت نماید.
مثلا خانمی برای رفتن به مجلس شادی به زیور طلا نیاز دارد و از طلا فروش، برای مدت معینی – مثلا برای یک شبانه روز- اجاره می کند و عین آن را همراه با اجاره آن به طلا فروش برمی گرداند.
مثال های دیگری نیز میتوان ذکر نمود: طلافروشی مقداری طلا به مدت یک سال اجاره میکند تا در ویترین مغازه قرار دهد و با این کار جلب مشتری نماید. در این مثال اصل مال که طلا هست باقی است و تفاوتی نکرده است، در این صورت اجاره طلا جایز است و اشکالی ندارد . مثالهای ذکر شده وجود اجاره طلا در بین طلافروشان را بیان نمود. برای اجاره طلا در بین مشتریان و مصرفکنندگان نیز میتوان از این مثال استفاده کرد که عدهای از بانوان برای شرکت در مراسم جشن از دوستان و همسایگان خود قطعات زینتی طلا را اجاره میکنند تا در روز مشخصی آن را بازگردانند و البته در قبال این کار مبلغی را نیز پرداخت نمایند. به این کار نیز اجاره طلا گفته میشود و اشکالی هم ندارد زیرا همانطور که گفته شد اصل مال که طلا است باقی است.
استفتائی در این زمینه از آیهالله بهجت شده است که از نظرتان میگذرد:
طلاساز، یک کیلو طلا را یکساله اجاره میکند که با آن معاملاتی انجام دهد و آخر سال یک کیلو را با اجرت آن پس بدهد، آیا چنین اجارهای صحیح است؟ راهشرعی را در صورت عدم صحّت آن، بیان فرمایید.
ج. این اجاره باطل است؛(1)
ندارد. راه صحیح آن است که شخص خواهان اجاره، یک کیلو طلا از طلا فروش به قیمت مثلاً یک میلیون و دویست هزار تومان در ذمّه خود خریداری کن د و طلا را تحویل بگیرد و بدهی در ذمّه اوست. سپس یک کیلو طلا به
صورت تحویل یک سال )سلف( به طلافروش در مقابل یک میلیون از آنچه در ذمّه اوست را بفروشد که در راس سال یک کیلو طلا به او بدهد و دویست هزار تومان باقیمانده در ذمه را نیز بپردازد. استفتاء ش 135902 ، م14
زیرا در اجاره باید عین مال1) استفتاء کتبی از دفتر آیه الله صافی گلپایگانی س: اجاره دادن طلا چه حکمی دارد؟الف)به این معنی که طلا رااجاره می دهند که یک شب استفاده شود ودر روز بعد برگردانده شود.ب)به این معنا که یک زرگر به زرگر دیگر یک کیلو طلا احاره می دهد تا سال دیگر آن را پس بگیرد. لکن زرگر دوم سال بعد یک کیلو طلای دیگر به او تحویل م یدهد. با توجه به اینکه در اجاره باید عین مال الاجاره برگردانده شود، این کار چه حکمی دارد؟ج )الف): فرض سوال اشکالی ندارد.ج )ب(: اجاره باطل است. استفتاء ش 172 ، تاریخ 9/ 2/ 93 س 1. نظر آیة الله مکارم شیرازی:ج (الف و ب): در صورتی که عی ن همن طلاها را بازنگرداند، اجاره مفهومی
باقی باشد که در اینجا باقی نیست؛ ولی راه حلّیت آن به این صورت میشود که آن سود و اجرتی را که میخواهد در طول سال بدهد، در مقابل جنسی کم ارزش معامله کند، به شرط این که یکساله یک کیلو طلا را به عنوان قرض بگیرد.(1)
گنج: به مالی می گویند که در زمین ، دیوار یا درخت یا هرجای دیگر ، «توسط انسان» پنهان شده باشد ؛ مانند کوزه و ابزار و وسایل قدیمی که اکنون قیمتی شده اند و یا اشیاء گرانبهایی که در گذشته هم ارزشمند بوده است، مانند سکه و سنگهای تراشیده. (2)
معدن: اموال ارزشمندی است که در زمین یا کوه یا شبیه اینها نهفته است و «آفریده خداست» نه اینکه انسانی آن را مخفی کرده باشد. (3)
امام رضا علیه السلام در روایتی گنج و معدن را شامل خمس
1) استفتائات آیه الله بهجت 4319
2) برداشت از رساله آیه الله العظمی مکارم شیرازی مسأله 1534
3) المعدن: هو ما استُخرج من الأرض ممّا کانت أصله، و اشتمل علی خصوصیّة یعظم الانتفاع بها، و إلیه یرجع ما فی المسالک من أنّها: «هی البقاع التی أودعها اللّه شیئاً من الجواهر المطلوبة».(معجم فقه الجواهر، ج5، ص: 463)
دانستهاند. (1)
وقتی گنجی پیدا می شود ، ابتدا مخارجی که برای پیدا کردن گنج هزینه شده است را کسر کرده و بعد اگر ارزش آن به 105 مثقال نقره معمولی یا 15 مثقال طلای معمولی(2)برسد شامل خمس می شود که در این صورت باید یک پنجم آن را به عنوان خمس پرداخت کند.
معدن هم اگر به همین اندازه ارزش داشته باشد ، بنابر احتیاط واجب خمس به آن تعلق می گیرد. (3)
اگر در ظرفهای متعدّدی که در «یکجا» دفن شده مالی پیدا کند که قیمت آنها روی هم رفته 105 مثقال معمولی نقره یا 15 مثقال معمولی طلا باشد، باید خمس آن را بدهد.
اگر در «چند جا» گنج پیدا کند، هر کدام از آنها که قیمتش به این مقدار میرسد، خمس آن واجب است.
1) الْخُمُسُ مِنْ خَمْسَةِ أَشْیَاءَ مِنَ الْغَنَائِمِ وَ الْغَوْصِ وَ مِنَ الْکُنُوزِ وَ مِنَ الْمَعَادِنِ وَ الْمَلَّاحَةِ(نمکزار) (کافی ج1 ص540)
2) آیه الله سیستانی و آیه الله صافی و آیه الله بهجت می فرمایند: 105 مثقال نقره مسکوک(سکه) یا 15 مثقال طلای مسکوک
3) آیه الله مکارم: : احتیاط واجب آن است که نصاب معیّنی در آن نیست، یعنی آنچه را از معدن استخراج میکنند کم باشد یا زیاد خمس دارد
اگرچه امروزه جنبه های علمی غواصی بر جنبه های اقتصادی آن مقدم شده است ولکن هنوز در استانهای ساحلی کشورمان، امرار معاش مردم بر پایه دریا می باشد که در این میان، یافتن جواهرآلاتی همچون مروارید جایگاه خود را دارد.
لذا اگر به واسطۀ غوّاصی (یعنی فرو رفتن در دریا)، لؤلؤ ومرجان، یا جواهر دیگری که با فرو رفتن در دریا به دست میآید، بیرون آورند، روئیدنی باشد، یا معدنی(در دل زمین باشد)، چنانچه هزینه های استخراج و بیرون آوردن آن را کم کنند و قیمت آن به 18 نخود طلا(1)
برسد، باید خمس آنرا بدهند، چه در یک دفعه آنرا از دریا بیرون آورده باشند، یا در چند دفعه، اشیایی که از دریا بیرون آورده از یک جنس باشد، یا از چند جنس.
دراینجا تذکر این نکته خالی ازلطف نیست که محاسبه خمس طلا مانند باقی اجناس و کالاهای دیگر است یعنی اگر در باقی اجناس قیمت فروش نسبت به قیمت خرید افزایش داشته باشد، آن مقدار تفاوت، هنگام رسیدن سال خمسی متعلق خمس است .البته اگر
1) هر نخود طلا 330/3 گرم
خمس سرمایه اصلی را هم پرداخت نکرده باشد، باید آن را نیز پرداخت کند. مثلاً اگر قطعه طلا را 100 تومان خریده باشد و هنگام فروش 150 تومان قیمت گذاری شده باشد،باید خمس 50 تومان زیاده را سر سال خمسی بپردازد و اگرخمس آن 100 تومان را نیز نداده باید آن را هم بپردازد.
از آنچه گذشت (نداشتن فرق بین محاسبه خمس طلا
و دیگر اجناس) مشخص می شود که اگر مقداری طلا به
انسان به ارث برسد، متعلق خمس نمی شود؛ چون ارث
خمس ندارد.
در کتب استفتائاتِ علما سوالات زیادی راجع به طلاهایی که بعنوان منفعت کسب هستند و یا طلاهایی که مردان برای همسرانشان میخرند یا زنان هدیه میگیرند مطرح شده است. به نمونههایی از آنها اشاره میکنیم:
س: اگر زنی طلای زینتی خود را که بدان نیز احتیاج دارد برای رفع نیازمندیها و مؤونه زندگی بفروشد و در سال مصرف کند:
1- آیا متعلق خمس است یا نه؟
2- چنانچه پولش تا تمام سال به مصرف نرسید و ماند برای سال دیگر آیا خمس دارد یا خیر؟
3- و در هر صورت اگر سالهای بعد چون نیاز به زینت
دارد اگر بخواهد دو مرتبه از در آمد کار، طلایی بخرد باید خمس آن را بدهد یا نه؟
ج : طلا اگر از در آمد کسب پیش از پرداخت خمس تهیه شده و در سال بعد بفروش رسیده پول فروش آن خمس دارد، و بعد اگر خواست از در آمد کسب به مقدار شئون خود زینت آلات تهیه کند از مؤونه محسوب است و خمس ندارد.
س: طلایی که مرد برای زن خود میخرد، آیا باید خمسش را بدهد؟
ج : اگر به مقدار شئون باشد، خمس ندارد.(1)
س: شوهری با مال متعلق خمس طلا برای همسرش خریده و به او بخشیده اگر شوهر خمس آنها را نپردازد آیا پرداخت خمس بر همسرش واجب است ؟
ج:بلی در فرض سوال همسرش باید خمس را بپردازد(2)
در میان احکام مالی که ارتباط تنگاتنگی با مسائل عبادی دین اسلام دارد مسئله زکات است . جزئیات این مسئله (مانند : چیزهایی که زکاتشان واجب است، شرایط وجوب زکات هر کدام از آنها، مقدار زکاتی که باید پرداخت
شود و مصارف زکات و ... ) را میتوان در رسالههای عملیه مراجع معظم تقلید مطالعه نمود.
یکی از چیزهایی که با شرائط خاصی پرداخت زکات در آن واجب است طلا و نقره میباشد ولکن برای اینکه بدانیم چه طلا و نقرهای مشمول حکم زکات میشود مسئله 1800 توضیح المسائل حضرت امام رحمه الله علیه را مرور میکنیم:
1- زکات طلا و نقره در صورتی واجب میشود که آنرا سکّه زده باشند و معاملۀ با آن رایج باشد.
2- و اما در سکّۀ طلا و نقرهای که منقوش نشدهاند زکات واجب نیست مگر آن که رایج در معاملات باشند که زکاتشان بنابر احوط واجب است.
با توجه به مسئله بالا امروزه بدلیل اینکه طلا و نقره مانند گذشته، سکههای رایج داد و ستدهای بین مردم نیستند دیگر شامل این حکم فقهی نمیشوند . همانطور که در نظرات فقهای معاصر بر این موضوع تصریح شده است:
به طلای غیر مسکوک (سکه) زکات تعلق نمیگیرد.(1)
کار صحیح است؟ )با توجه به نوسان بازار طلا اگر ارزش این قطعه طلاخیلی بالا رفت یا خیلی پایین آمد، چه حکمی دارد؟ب) در صورت اتمام مدت رهن، آیا مرتهن می تواند آن قطعه طلا را بفروشد؟ (باتوجه به اینکه در ابتدای مدت رهن، قیمت این طلاده تومن بوده و اکنون
بیست تومن شده؟)ج )الف): رهن طلا اشکالی ندارد.
ج )ب): طلبکار می تواند طلا را بفروشد و دین خود را بردارد و الباقی را به مدیون برگرداند. استفتاء ش 172 تاریخ 9/ 2/ 93 س 2..
1) http://www.leader.ir/langs/fa ، و استفتاء کتبی از دفتر آیه الله صافی گلپایگانی :س: الف) قطعه طلایی را به عنوان رهن در مقابل مبلغی قرار م یدهد، آیا این
میل به زیبایی در یکایک انسان ها وجود دارد و هر کس به نوعی سعی می کند که زیبایی خود را با توجه به افکار و اهداف خود به نمایش بگذارد. این امر در دین مبین اسلام نیز مغفول نمانده است و در مباحث متعدد، مسئله زینت و زیبایی را مطرح نموده است. انسان به دنبال زینت بخشی به خودش ، ابزار و وسایلی را تولید کرده تا بتواند به زیبایی مورد نظرش دست یابد که اکنون به زیور آلات و جواهرات تعبیر می شوند. زمان و مکانِ به نمایش گذاشتن زینت و زیبایی از نظر اسلام مراتبی دارد. بهترین نوع آن را آراستگی زن در مقابل شوهر خود برشمرده اند. البته آراستگی و زینت زن در تمام حالات امری نیکو شمرده شده است که نهایت و مرز آن، جایی است که در معرض دید نامحرم باشد؛ یعنی تا زمانیکه این زینت و آرایش از دید نامحرم مخفی باشد ، مانعی ندارد. از آنجا که در برخی آیات قرآن آمده است، خداوند
برای بسیاری از مخلوقات و شاید برای همه آنها زینتی قرار داده ؛ مثلا ستارگان را زینت برای آسمان(1)و درخت و سبزه ها را زینت برای زمین(2)
قرار داده است. این خدای حکیم که زیبایی ها را دوست دارد(3)، زینت حقیقی انسان را نیز ایمان و تقوا برشمرده است. نگاه مادی و دنیوی به زینت نیز مرزبندی و حدودی را لازم دارد و الا آنچه را که قرار است با زینت بدست آوریم ، هیچگاه موفق به فراهم کردن آن نخواهیم بود.
شخصی نزد امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد من لباسهای گرانبهایی به تن می کنم . کار صحیحی انجام می دهم ؟ حضرت فرمودند : هیچ اشکالی ندارد و فرمودند: امیرالمومنین علی علیه السلام، ابن عباس را بسوی خوارج فرستاد در حالیکه لباسهای گرانبها به تن داشت و بر بهترین مرکب ها را سوار بود. خوارج به ابن عباس گفتند : تو نسبت به مردم فضیلت بیشتری داری ! اما اکنون با لباس متکبران و اغنیا با ما ملاقات می کنی!؟ ابن عباس آیه قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْق(4)را تلاوت
1) إِنَّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزینَةٍ الْکَواکِبِ صافات 6
2) إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَی الْأَرْضِ زینَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً کهف7
3) قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السّلام) إِنَّ اللَّهَ جَمِیلٌ یُحِبُّ الْجَمَالَ وَ یُحِبُّ أَنْ یَرَی أَثَرَ النِّعْمَةِ عَلَی عَبْدِهِ. کافی ج6 ص438
4) اعراف 32
کرد. بعد از اینکه امام صادق علیه السلام این داستان را نقل کردند فرمودند: خداوند زیبا است و زیبایی را دوست دارد البته اگر حلال باشد(1).
خوارج فکر می کردند کسیکه از دیگران فضیلت بیشتری دارد نباید از زینتهای دنیا بهرهای داشته باشد ولکن امام صادق علیه السلام با استفاده از این ماجرا قصد داشتند بفهمانند که این طرز فکر غلط است . بلکه همانطور که در ابتدای این کتاب با توجه به آیات قرآن آمده است ، مقصود اصلی خداوند متعال از خلقت زینتهای دنیا ، بهره بردن مومنان و متقین می باشد ، و بهرهمندی دیگران از زینتهای دنیا بواسطه تفضّل الهی خواهد بود.
امام حسن علیه السلام موقعی که برای نماز به مسجد می رفتند بهترین لباس خود را به تن می کردند و می فرمودند که برای خدای خودم زینت می کنم و آیه «خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ(2)» را تلاوت می کردند.(3)
قطعا استفاده از بوی خوش و لباس زیبا و مناسب با نماز از فضیلت بسیاری برخوردار است ولکن رعایت چند
نکته لازم است:
استفاده مردان از طلا بطور کلی حرام است و در نماز نیز موجب باطل شدن نماز هم میشود. لذا اینطور نیست که اگر مردی انگشتر طلای خود را موقع نماز از انگشت خارج کند و بعد از نماز آن را دوباره به دست کند، کار حرامی مرتکب نشده باشد..
در استفاده مرد از طلا ، فرقی بین پیدا و پنهان بودن نیست. مثلا اگر گردنبند طلای او معلوم نباشد باز هم حرام است و نماز با آن باطل می باشد.
البته اگر مردی فراموش کند که انگشتر طلا بدست دارد و بعد از نماز متوجه شود، نمازش صحیح است.
زینت زنان با طلا در نماز و غیر نماز هیچ اشکالی ندارد.
اگر مردی طلایی مثل انگشتر یا گردنبند طلا در جیب خود داشته باشد در هنگام نماز خواندن نماز او باطل است؟ و اگر گردنبند طلا به گردن داشته باشد ولی آن پیدا نباشد چطور؟
پاسخ: نماز در صورت اول صحیح است و در صورت دوم باطل است (1).
1) www.Sistani.org
متاسفانه در بین مردان تا حدودی این مسئله وجود دارد که فکر می کنند استفاده از طلا به مدت کوتاه اشکالی ندارد ولی این فکر نادرستی است. استفاده مردان از طلا حتی به مدت کوتاه مثلا جلسه عقد حرام می باشد. بعضی از مردان می گویند که حلقه طلا بعنوان علامت نامزدی ما شمرده می شود و قصد زینت در آن وجود ندارد که در این صورت هم استفاده جایز نمی باشد. (1)
از وسایل زینتی مردان ساعت مچی است که دربعضی موارد عقربه های آن ازطلا می باشد. استفاده از چنین ساعتهایی اشکال ندارد و نماز با آن صحیح می باشد. (2)
س: اگر در مراسماتی چون ازدواج که برای مرد انگشتر طلا خریداری می شود مرد طلای خریداری شده را بپذیرد وبعد آنرا بفروشد پولی که از فروش انگشتر بدست می آورد آیا حلال است یا حرام؟ ضمنا بدست کردن حلقه طلا برای امتحان اندازه بودن یا نبودن ایراد شرعی دارد یا ندارد؟
ج: می توانید پول را در مقابل نگین آن بگیرد ومجرد
اندازه گرفتن پوشیدن شمرده نمی شود(1)
ورزشکارانی که درسطح داخلی وبین المللی مشغول به پیکار باحریفان وکسب مقامات بالا هستند با هر پیروزی خود ملت ایران راشادمان کرده ، افتخار دیگری برای ایران اسلامی رقم می زنند.ضمناً ازاین رو که اینان نمایندگان پرافتخار ایرانی هستند که مزیّن به حکومت جمهوری اسلامی است، رعایت قوانین واحکام اسلامی قطعاً می تواند درترویج و شناساندن این مذهب گام مؤثر وبزرگی باشد .درهمین راستا باید گفت که اکثر مراجع عظام تقلید به گردن آویختن مدال طلا رابرای مردان حرام و نماز خواندن با آن را باطل می دانند.(2)
امروزه استفاده از دندان طلا به دلایل گوناگون با استقبال کمتری روبروست ولکن کسانی هستند که دندانهای طلا دارند و با وجود اینکه استفاده مرد از طلا حرام است می خواهند بدانند ، نماز خواندنشان با دندان
طلا چه حکمی دارد؟ در جواب این سوال فرمودهاند: گذاشتن روکش طلا یا پلاتین روی دندان اشکال ندارد، ولی پوشاندن دندانهای جلو با طلای زرد، اگر به قصد زینت باشد، خالی از اشکال نیست.(1)
ج: اگر دندان طلا در جلو باشد و جنبه زینت داشته باشد، برای مردان چه درنماز و چه در غیر نماز اشکال دارد، مگر اینکه ناچار باشد و در مورد لباس جایز نیست
ملاک حرمت استفاده از طلا برای پوشیدن یا به گردن آویختن توسط مردان صدق زینت نیست بلکه به هر صورت و به هر قصدی اگر استفاده شود حرام است ولی استفاده از آن توسط مردان برای مصارف پزشکی اشکال ندارد.(2)طبق بررسی های انجام شده تعداد گلبولهای سفید در خون مردان بیشتر از بانوان است و تماس بدن مرد با طلا باعث ازدیاد قابل توجه گلبول سفید در خون ایشان می شود.این افزایش به طور طبیعی موجب کاهش گلبول های قرمز در خون می شود که در نهایت باعث به
هم خوردن تعادل دو نوع گلبول می شود. همین امر باعث بروز کم خونی در مردان می شود و از سوی دیگر باعث بروز سرطان خون نیز خواهد شد که همگی بر اثر اشکال در گلبولهای بدن است .
علاوه بر این از طلا یک نوع اشعه خارج می شود که باعث می شود این اختلال در مردان رخ دهد اما ساختار بدن زن اینگونه نیست . بین پوست وگوشت بدن زن یک لایه چربی وجود دارد که همین چربی باعث می شود که این اشعه در بدن زن اثر نگذارد.
از ضررهای دیگری که اطبا در استفاده طلا برای مرد متذکر شده اند تأثیر منفی این اشعه طلا روی هرمونهای جنسی مرد است . استفاده از طلا توسط مردان باعث بروز اشکالات هرمونی شده و حرکت اسپرم ها را با مشکل مواجه میکند به طوری که سرعت آنها به قدری کاهش پیدا میکند که قدرت کافی برای باروری تخمک نداشته و موجب ناباروری مرد می شود در واقع بررسی های صورت گرفته حاکی از آن است که بیشترین تأثیر طلا دربافتهای بدن مرد روی اندام تناسلی است .
علاوه بر ناباروری که پیامد مهمی در استفاده طلا است مشکلات روحی و خانوادگی ناشی از آن را هم باید اضافه کرد که گاهی باعث هزینه های زیاد برای درمان
ناباروری و حتی بر هم خوردگی زندگی ها میشود . در این میان حتی افرادی که از طلا به عنوان زینت استفاده نمی کنند و تنها شغل آنها ایجاب میکند که باطلا در ارتباط باشند هم از این خطرات در امان نیستند . طلا در طبیعت به سه رنگ زرد و سفید و قرمز هست که رنگ آن مهم نیست و مهم ماهیت آن است که این عوارض را دارد که در هر سه رنگ آن این عوارض هست.(1)
»وَ لَوْ لا أَنْ یَکُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ یَکْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَیْها یَظْهَرُونَ * وَ لِبُیُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَیْها یَتَّکِؤُنَ * وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ کُلُّ ذلِکَ لَمَّا مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقینَ» (2)
و اگر [بهرهمندی کفار از انواع نعمت های مادی و تهیدستی مؤمنان، سبب] این نبود که همه مردم [به خاطر ضعف ایمان و ناآگاه بودن به حقایق] بر محور کفر، امتی واحد شوند، ما برای خانههای کافران، سقفهایی از نقره قرار میدادیم و نردبانهایی که با آن بر بالای خانهها برآیند. * و برای خانههایشان [نیز] درها و تختهایی [از نقره
میساختیم] که بر آن تکیه زنند، * و [برای خانهها و زندگی آنان] زر و زیور [قرار میدادیم]، ولی همه اینها جز کالای اندک زندگی دنیا نیست، و آخرت نزد پروردگارت برای پرهیزکاران است.
زندگی بر مدار تشریفات و مصرف گرایی ، از اهدافی است که دشمنان اسلام پیوسته بدنبال آن هستند که در زندگی مسلمانان و معتقدین به خدا و ائمه اطهار علیهم السلام گسترش دهند. زیرا با این عمل می توانند لذت زودگذر و محسوس حیات مادی را به مومنین بچشانند و با استمرار آن ، اعتقاد به قیامت و معاد را کمرنگ کنند. عملی که می تواند در نهایت منجر به انحطاط و سقوط یک مومن باشد. از طرفی هم، جهان کفر که سردمدار مادی گرایی است، توانسته چیرگی خود را به عالم نشان دهد، زیرا همان مسلمانانی که شریعتشان اسراف را حرام کرده و همدردی با فقرا را از افتخاراتش میدانسته است اکنون برخی از آنان بدنبال بدست آوردن زیورآلات جدید و استفاده از رفاهیترین کالاهای زندگی ، محتاج غیرمسلمانان است.
در شریعت محمدی (همانطور که در آیات فوق آمد) اگر تجمل گرایی یک امتیاز و افتخار بود ، قطعا خداوند آن را برای بندگان و مومنین خودش انتخاب میکرد ولکن
خداوند میفرمایند: «ما سقفهای خانههای کفار
را از نقره قرار میدادیم» و اینگونه تجملات را برای ایشان که اعتقادی به خداوند ندارند قرار میدادیم.
حَکَم بن عُتَیبِه در خانه ای مجلل و مزین به زیورآلات به محضر امام باقر علیه السلام شرفیاب شد. شگفت زده به در و دیوار زیبای خانه نگاه می کرد و از اینکه امام در چنین خانه مجللی حضور یافته است تعجب می کرد. امام متوجه تعجب او شد لذا فرمود: درباره این گونه زندگی کردن چه فکر می کنی؟ حَکم عرض کرد : اینگونه زندگی شما را برای بعضی جوانان تصور می کنیم. حضرت این آیه شریفه را تلاوت فرمودند: مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ(بگو: زینتهای خدا و روزیهای پاکیزهای را که برای بندگانش پدید آورد، چه کسی حرام کرده؟) (1)
این خانه هم از نعمتهای الهی است که به ما ارزانی داشته و البته من به تازگی ازدواج کرده ام و این خانه ای که می بینی خانه همسر من است و الا خانه خود من همان خانه ای است که تو فکر می کنی. (2)
اگر چه حضرت صاحب چنین خانهی مجللی نبودند و کسی را هم به اینگونه زندگی ترغیب نکردند ولکن از داشتن چنین خانه ای هم نهی نکرده اند .
البته با نگاه به روایات معصومین علیهم السلام بویژه نامههای حضرت امیرالمومنین علیه السلام به والیان و کارگزارانشان(1)در نقاط مختلف حکومت اسلامی در مییابیم که اهتمام به ساده زیستی در مسئولین باید بسیار بیشتر از سایر مردم باشد و این بخاطر انتسابشان به حکومت اسلامی است .
از صریحترین مصادیق تجملگرایی و اشرافیگری استفاده از ظروف گران قیمت است. در برخی مجامع رقابت و فخرفروشی بیارزش دنیوی به حدی رسیده است که پذیرایی با ظروف طلا و نقره از ارزشها بشمار میرود بر اساس احکام الهی، خوردن و آشامیدن در ظروف طلا و نقره حرام میباشد. اگرچه خوردن و آشامیدن در ظرفی که روی آن آب طلا یا آب نقره دارد اشکال ندارد(2)
1-بهجت: اشکال دارد231
وحید : ولی ظرفی که نقره کاری شده از جای نقره کاری آن نخورند و نیاشامند. 236
همانطورکه نگهداری و زینت اتاق توسط این ظروف اگر اسراف نباشد، بدون اشکال است. (1)
بهجت: استعمال آنها در غیر زینت محل احتیاط است. 227
فاضل: استعمال آنها در زینت اتاق حرام است ولی در غیر زینت حرام نیست 231
مکارم : بنابر احتیاط واجب استفاده آنها برای زینت اتاق یا هرمنظور دیگر جائز نیست.247
وحید: بنابر احتیاط واجب مطلق استعمال آنها هر چند زینت اتاق جائز نیست ولی نگهداری مانع ندارد234
سیستانی : مانند امام: گرچه احوط در ترک است در زینت و نگهداری. 227
صافی : نگهداری آنها به قصد ذخیره مالی حرمتش معلوم نیست گرچه احوط در ترک است. 232
البته غیر از بحث استفاده از ظروف طلا و نقره ، مسئله ساخت آن مورد اهمیت است که اگر برای استفاده حرام نباشد اشکال ندارد.(2)
وحید: جائز نیست مگر برای زینت نمودن که محل اشکال است 234
مکارم: بنابر احتیاط واجب باید اجتناب کرد.248
بهجت : برای استعمال حرام ، حرام است ولی غیر آن نه228
سیستانی: مانع ندارد گرچه احوط در ترک است. 227
صافی : در استعمالات محرمه حرام است. 233
پیرامون خرید و فروش ظروف طلا و نقره نیز نظرات مراجع متعدد است ولکن بنظر امام راحل رحمه الله علیه : «خرید و فروش ظرف طلا و نقره و نیز پولی را که فروشندۀ آن
میگیرد، حرام نیست.»(1)
1) آیة الله مکارم : خرید وفروش و مزد آنها اشکال دارد. 248 آیة الله وحید: اشکال ندارد مگر برای زینت که محل اشکال است. 234 آیة الله سیستانی: مانع ندارد گرچه احوط در ترک است .227 آیة الله صافی : به قصد استعمالات محرمه حرام است. 234
مسجد بعنوان نماد مسلمین و محل اجتماع آنان ، نباید بنای مخروبهای باشد بلکه می بایست ساده و بدون تشریفات و دارای آراستگی و زینتهای ظاهری باشد . اگر چه گفته شده است در ساخت مساجد باید به این نکته توجه داشت که زینتهای مسجد به گونهای نباشد که توجه نمازگزاران را به خود جلب کند و از نماز منصرف نماید بلکه به اندازه معقول اکتفا شود . امروزه مساجد را به شیوههای مختلف تزیین میکنند مانند کاشی کاری ، استفاده از چوب ، نورپردازی و راههای دیگر. از نظر فقهی مانعی برای اینگونه آراستگی ها وجود ندارد ولکن به نظر اکثر مراجع عظام تقلید «بنابر احتیاط واجب، مسجد را نباید با طلا زینت کرد.»(1)
از طرفی نیز اگر نکات شرعی لازم
1) توضیح المسائل امام مسأله 890
رعایت شود ، نوشتن قرآن و اسماء متبرکه بر روی طلا و جواهر مانعی ندارد. (1)
وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیْءٍ مِنْهُ نَفْساً فَکُلُوهُ هَنیئاً مَریئا(2)
«و مهر زنان را (بطور کامل) بعنوان یک بدهی (یا عطیه،) به آنان بپردازید! (ولی) اگر آنها چیزی از آن را با رضایت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف کنید!»
از مسائلی که در بحث ازدواج مورد ابتلا مسلمانان میباشد مسئله مهریه است. مهریه مالی است که مرد در ازای ازدواج نمودن پرداخت میکند و اختصاصی هم به دین اسلام ندارد . حتی پیش از اسلام و اکنون در ادیان غیر از اسلام این امر اتفاق میافتد.
عقد دائم بدون تعیین مهریه صحیح است یعنی میتوانند قبل از عقد و حین خواندن صیغه عقد مهریه را تعیین ننمایند اما بعد از ازدواج مرد ملزم به پرداخت
«مهر المثل»(1)
خواهد بود.(2)
در اسلام مقدار معینی برای مهریه واجب نشده است و به توافق طرفین واگذار شده است ولکن از روایات فهمیده میشود همانطور که مهریه زیاد مورد تایید ائمه اطهار علیهم السلام نیست ، از قرار دادن مهریه کم نیز نهی شده است. در روایتی از وجود نورانی امیرالمومنین علیه السلام نقل شده است : «إِنِّی لَأَکْرَهُ أَنْ یَکُونَ الْمَهْرُ أَقَلَّ مِنْ عَشَرَةِ دَرَاهِمَ لِئَلَّا یُشْبِهَ مَهْرَ الْبَغِیِّ.»(3)بر من ناگوار است که مهریهای کمتر از ده درهم(4)باشد تا شبیه اجرت بدکاران نشود.
در مقدار مهریه بهترین نمونه و الگو ، زندگی حضرت امیرالمومنین علیه السلام با حضرت فاطمه زهرا علیها السلام است . علاوه بر رفتار و کردار اهلبیت علیهم السلام در این مسئله روایاتی هم که مهریه زیاد را نفی میکنند بسیار است . در روایتی از امام صادق علیه السلام، مبارکی و میمنت زن را در مهریهی کم او و
1) با توجه به مسئله 6 در تحریر الوسیله ج3 ص 532 مراد از مهر المثل : ملاحظۀ حال زن و صفات او از سن و بکارت و نجابت و عفت و عقل و ادب و شرف و جمال و کمال و اضداد اینها است، بلکه هر چه که عرفا و به طور عادی در بالا بردن مهر و نقصان مؤثر است، ملاحظه شود، پس خویشان و فامیل و شهر آن زن و غیر اینها هم ملاحظه شوند.
2) با توجه به مسئله 3،4،5 تحریر الوسیله ج3 ص531
3) وسائل الشیعه ج 21 ص254
4) (419.58 گرم نقره )
نامبارکی زن را در مهریهی زیاد او دانستهاند. (1)
امروزه در بین متدینین مقدار متعادل مهریه را «مَهرُالسُنَّه» مینامند . مهرالسنه همان مقدار مهریهای است که رسول خدا حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم برای همسرانشان در نظر میگرفتند که در روایات و نقلهای تاریخی 500 درهم یا 50 دینار ذکر شده است.(2)حضرت امام خمینی ره در پاسخ به استفتائی در مورد مهرالسنه، مقدار آن را 262.5 مثقال بازاری نقره مسکوک نگاشتهاند.(3)
در مبحث کفارات و دیات و ... چند مقدمه را باید در نظر گرفت:
دینار و مثقال شرعی با دینار و مثقال بازاری (عرفی و صیرفی) متفاوت است .
دینار شرعی و مثقال شرعی یکی هستند و تفاوت ، تنها در سکه بودن دینار است .
یک «دینار» یک مثقال شرعی است.(4)
1) عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السّلام) قَالَ: مِنْ بَرَکَةِ الْمَرْأَةِ خِفَّةُ مَئُونَتِهَا وَ تَیْسِیرُ وِلَادَتِهَا وَ مِنْ شُؤْمِهَا شِدَّةُ مَئُونَتِهَا وَ تَعْسِیرُ وِلَادَتِهَا . وسائل الشیعه ج 21 ص 250
2) مصطلحات الفقه، ص: 526
3) استفتائات حضرت امام خمینی س 31 مهر السنه
4) تحریر الوسیله ج 2ص26
الدینار مثقال شرعیّ(1)
و الدینار الشرعی هو مثقال شرعی کما نص علیه .(2)
خلافی نیست میان علماء که دینار در جاهلیت و اسلام تفاوت نکرده است، و دینار و مثقال شرعی یکی است؛(3)
در تبدیل دینار و مثقال شرعی به اوزان کنونی چنین میتوان گفت:
هر نخود 3.330 گرم است
هر مثقال شرعی 18 نخود است .
پس هر مثقال شرعی 59.94 گرم است
هر نخود 3.330 گرم است
هر مثقال صیرفی 24 نخود است(4)
پس هر مثقال صیرفی 79.92 گرم است (5)
هر ده درهم هفت مثقال شرعی است(6)
هر مثقال شرعی 59.94 گرم است
پس 7 مثقال شرعی : 419.58 گرم می شود که مساوی است با 10 درهم
10 درهم : 419.58 گرم است .
پس یک درهم 41.958 گرم است.
دینار و درهم- بر خلاف پولهای رایج امروزی که صرفاً دارای ارزش اعتباریاند- علاوه بر ارزش اعتباری دارای ارزش ذاتی است و آنچه مورد نظر فقها است، همان طلای مسکوک با وزن معیّن است. از این عنوان در بابهای طهارت، زکات، خمس، تجارت، حدود و دیات سخن گفتهاند.
برای استغفار از برخی گناهان و محرمات ، علاوه بر توبه لازم است که کفاره نیز پرداخت شود . مثلا اگر مردی با زن حائض از جلو مقاربت و جماع کند علاوه بر اینکه کار حرامی مرتکب شده است و باید استغفار نماید ، پرداخت کفاره نیز به گردن او میآید.
کفارهی این گناه را به شرح ذیل میباشد:
چنانچه شمارۀ روزهای حیض زن، (یعنی تعداد روزهایی که زن خون حیض میبیند ) به سه قسمت تقسیم شود؛ در اینصورت :
1- اگر مرد در قسمت اول آن، با همسرش از جلو جماع کند، بنابر احتیاط واجب، باید هیجده نخود طلا(یک دینار )، کفاره به فقیر بدهد. (یک دینار یا مثقال شرعی یا 75/0مثقال بازاری (صیرفی) است معادل همان 59.94 گرم . )
2- اگر در قسمت دوم آن جماع کند، باید نُه نخود طلا (نصف دینار )، کفاره به فقیر بدهد. ( که همان نصف دینار یا مثقال شرعی است معادل 29.97 گرم)
3- اگر در قسمت سوم آن جماع کند، باید چهار نخود و نیم طلا(1)، کفاره به فقیر بدهد.( که همان ربع دینار یا مثقال شرعی است معادل 14.985 گرم )
مثال: اگر زنی که شش روز خون حیض میبیند، اگر شوهرش در شب یا روز اول و دوم، با او جماع کند، باید هیجده نخود طلا بدهد و در شب یا روز سوم و چهارم، نُه نخود و در شب یا روز پنجم و ششم باید چهار نخود و نیم طلا بدهد.(2)
یکی از کاربردهای طلا و نقره معیار بودن آن در برخی حدود الهی است که در حد سرقت، دیه قتل، سقط
جنین، دیه ضرب و جرح دیگران و احکام مال پیدا شده نقش دارد. اجرای حدود با دقت فراوان، آثار حیات بخشی در جامعه دارد بطوری که در حدیث شریف آمده است:
عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ علیه السلام فِیقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها(1)قَالَ لَیْسَ یُحْیِیهَا بِالْقَطْرِ وَ لَکِنْ یَبْعَثُ اللَّهُ رِجَالًا فَیُحْیُونَ الْعَدْلَ فَتُحْیَا الْأَرْضُ لِإِحْیَاءِ الْعَدْلِ وَ لَإِقَامَةُ الْحَدِّ لِلَّهِ أَنْفَعُ فِی الْأَرْضِ مِنَ الْقَطْرِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً(2)
امام کاظم علیه السلام در تفسیر آیه «و زمین را پس از مردنش حیات میبخشد» میفرمایند: (خدا) زمین را با بارش باران زنده نمیکند بلکه کسانی را برمیانگیزد تا برابری را بپا میدارند؛ بنابراین زمین بخاطر زنده شدن عدالت ، زنده میشود . برپایی حدود خدا بر روی زمین بسیار سودمندتر است از بارش چهل روزه باران.
«حدود» جمع «حد» است . منظور از «حد» در احکام «مجازاتی است که دین برای برخی از گناهان و معاصی در نظر گرفته است» .
برخی از این گناهان (مانند: حد زنا ، قذف ( تهمتهای ناروا) ، سرقت و محاربه (استفاده از آلات جنگی برای
ترساندن مردم) در قرآن ذکر شدهاند.
حدودی که برای این گناهان در نظر گرفتهاند متفاوت است ، قتل و حبس و تازیانه و ... . ولکن آنچه با موضوع این نوشتار همخوانی دارد حدودی است که در رسالههای عملیه با طلا و نقره یا درهم و دینار معین شدهاند. لذا با انجام آن گناه ، ملزم به پرداخت مبلغی میباشد.
«وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالاً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزیزٌ حَکیم»(1)
«دست مرد دزد و زن دزد را، به کیفر عملی که انجام دادهاند، بعنوان یک مجازات الهی، قطع کنید! و خداوند توانا و حکیم است. »
تشخیص اینکه چه کسی دزد است و در چه صورتی باید انگشتان او را قطع کرد با حاکمان شرع است؛ و الا اگر قرار بود هر کس آن هم بصورت سلیقهای اینگونه احکام الهی را اجرا نماید موجب هرج و مرج در جامعه میشد.
ضمنا دین اسلام برای اجرای حدود، قوانین فراوان و پیچیدهای در نظر گرفته است که بدون تسلط برآنها ، اجرای احکام خداوند جایز نیست . فراوانی و پیچیدگی احادیثِ حدود ، خود گواه بر اهمیت داشتن جان و
1) سوره مائده آیه 38
سلامتی یک مسلمان است . اگرچه او خطا و گناهی هم انجام داده باشد ولکن نمیتواند دلیل بر این باشد که هر کس به دلخواه خود شخص خطا کار را مجازات نماید .
از شرایطی که برای قطع انگشتان سارق ذکر شده است ، ارزش مالی است که او سرقت کرده است . در بیان این مقدار فرمودهاند: «نصاب قطع آن است که به ربع دینار ( 14.985 گرم) طلای خالصی که سکه بر آن زده شده باشد برسد، از لباسها و معادن و میوهها و اطعمه- تازه باشد یا نه، اصل آن برای تمام مردم مباح باشد یا نه، از چیزهایی باشد که فساد به سرعت آن را میگیرد مانند سبزیجات و میوههای تازه و مانند آنها، یا نه- و خلاصه هر آنچه را که مسلمان مالکش میشود در صورتی که به این حد برسد، در آن قطع میباشد.(1)»
یعنی اگر کسی مالی را که ارزشش بیشتر از 14.985 گرم طلای خالص بود بدزدد باید انگشتانش قطع شود و قطع کردن انگشتان کسی که کمتر از این مقدار دزدیده جایز نیست (اگر چه بازگرداندن مالی را که به سرقت برده است واجب است) . این حکم برای زن و مرد یکسان است(2).
«وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْریرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلی أَهْلِهِ إِلاَّ أَنْ یَصَّدَّقُوا»(1)
« هیچ فرد باایمانی مجاز نیست که مؤمنی را به قتل برساند، مگر اینکه این کار از روی خطا و اشتباه از او سر زند (و در عین حال،) کسی که مؤمنی را از روی خطا به قتل رساند، باید یک برده مؤمن را آزاد کند و خونبهایی به کسان او بپردازد مگر اینکه آنها خونبها را ببخشند »
اگر کسی بر روی انسان جنایتی مرتکب شود ، شخص جنایت دیده میتواند با توجه به شرائطی که در کتب فقها آمده است درخواست قصاص نماید به این معنا که شبیه همان جنایتی که به او وارد شده است را به شخص ظالم وارد نماید . مثلا اگر دست راستش قطع شده است میتواند دست راست جنایت کننده را قطع نماید .(2)یا اینکه اگر کسی از روی عمد دیگری را بکشد ، خانواده و ورثه او میتوانند قصاص نمایند و قاتل را بکشند(3).
البته اگر جنایت دیده یا اولیاء مقتول همانطور که در
آیه شریفه قرآن ذکر شده است(1)
، از قصاص صرفنظر نمایند در اینصورت جنایت کننده یا قاتل موظف است که در مقابل این جنایت مالی را پرداخت نماید.
به مالی که پرداخت مینماید «دیه» گفته میشود . این جنایت میتواند قتل یا کمتر از آن باشد مانند قطع یا نقص عضو ، جراحت و ... (2). در نوشتار حاضر به برخی از آنها اشاره میشود:
«وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتی حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ »(3)
«و انسانی را که خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانید! مگر بحق (و از روی استحقاق)»
همانطور که گفته شد ورثه کسیکه کشته شده است میتوانند با شرائط خاصی درخواست قصاص نمایند ولکن اگر از این حق خود دست بردارند میتوانند دیه دریافت نمایند. مقدار این دیه «در قتل عمد، که دیه تعیین میشود ، «یک صد شتر» یا «دویست گاو» یا «هزار گوسفند» یا «دویست حله» یا «هزار
دینار» (59940 گرم معادل 59کیلو و 940 گرم طلا) یا «ده هزار درهم» (419580 گرم 419.58گرم نقره ) میباشد.»(1)
رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمودند:
ازدواج کنید (تا نسلتان زیاد شود) زیرا من به کثرت شما در روز قیامت بر سایر امم افتخار و مباهات میکنم حتی جنین سقط شده خشمگین بر در بهشت میایستد، به او میگویند وارد بهشت شو، میگوید: تا پدر و مادرم پیش از من به بهشت نروند قدم در بهشت نخواهم گذاشت.(2)
خداوند از اولین لحظاتی که خلقت یک انسان آغاز میشود او را موجودی محترم میداند حتی اگر هنوز متولد نشده باشد . این مسئله از تعیین دیه برای جنایتهایی که به جنین وارد میشود روشن است.
«جنین چهل روزه اگر بصورت علقه درآمده بود، دیهی
1) تحریر الوسیله ج4 ص 351
2) کافی ط اسلامیه ج 5 ص 334 باب فضل الابکار : تَزَوَّجُوا الْأَبْکَارَ فَإِنَّهُنَّ أَطْیَبُ شَیْءٍ أَفْوَاهاً وَ فِی حَدِیثٍ آخَرَ وَ أَنْشَفُهُ أَرْحَاماً وَ أَدَرُّ شَیْءٍ أَخْلَافاً وَ أَفْتَحُ شَیْءٍ أَرْحَاماً أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنِّی أُبَاهِی بِکُمُ الْأُمَمَ- یَوْمَ الْقِیَامَةِ حَتَّی بِالسِّقْطِ یَظَلُّ مُحْبَنْطِئاً عَلَی بَابِ الْجَنَّةِ فَیَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ادْخُلِ الْجَنَّةَ فَیَقُولُ لَا أَدْخُلُ حَتَّی یَدْخُلَ أَبَوَایَ قَبْلِی فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لِمَلَکٍ مِنَ الْمَلَائِکَةِ ائْتِنِی بِأَبَوَیْهِ فَیَأْمُرُ بِهِمَا إِلَی الْجَنَّةِ فَیَقُولُ هَذَا بِفَضْلِ رَحْمَتِی لَک
اسقاط آن سی مثقال (بازاری) طلا است و دیه به عهده کسی است که مباشر در سقط آن بوده است»(1)
دیه جنینی که سن او بین ۲۲ تا ۴۸ روز بوده، ۲۰ دینار شرعی معادل ۱۵ مثقال (بازاری) طلا (1198.8 گرم) میباشد. (2)
مسئله جزئیات فراوانی دارد که بر جوینده لازم رسالهعملیه مراجع تقلید را مطالعه نماید.
دیهای که برای سیلی زدن و مانند آن که صورت به وسیله آن سیاه شود بدون آنکه مجروح و شکسته شود ارش آن شش دینار است. و اگر سبز شود و سیاه نگردد سه دینار است.و اگر سرخ شود یک دینار و نصف میباشد. و در بدن نصف است؛ پس در سیاه شدن آن سه دینار. و در سبز شدن آن یک دینار و نصف. و در سرخ شدن آن سه چهارم دینار است. و بین مرد و زن و کوچک و بزرگ و همچنین بین اجزای بدن- دیه مقرّری داشته باشد یا نه- و رنگ تمام صورت را گرفته باشد یا نه، اثر آن مدتی باقی بماند یا نه، فرقی ندارد. ولی اگر لطمه در سر باشد ظاهر آن است که به حکومت تعیین میشود. و اگر جنایت آن
را متورم کند بدون آنکه رنگش تغییر یابد پس تعیین ارش به حکومت میباشد. و اگر هر دو را حادث کند ظاهر آن است که تقدیر و حکومت هر دو ثابت است.(1)
در میان احکامی که طلا و نقره نقش دارد به مسائلی برمیخوریم که راجع به اموالی است که توسط مکلفین پیدا شده است . حضرت امام خمینی رحمه الله علیه در این باره میفرمایند: «اگر مالی پیدا کند که نشانه دارد و قیمت آناز 6/12 نخود نقره سکه دار کمتر است:
1- چنانچه صاحب آن معلوم باشد و انسان نداند راضی است یا نه، نمیتواند بدون اجازۀ او آنرا بردارد.
2- اگر صاحب آن معلوم نباشد میتواند به قصد این که ملک خودش شود بردارد. در این صورت اگر تلف شود نباید عوض آنرا بدهد بلکه اگر قصد ملک شدن هم نکرده و بدون تقصیر او تلف شود دادن عوض بر او واجب نیست.»(2)
در تعیین مقدار مال پیدا شدهای که با پیدا کردنش این احکام بار میشود میتوان اینگونه گفت: که هر نخود 3.330 گرم است . حاصل ضرب 12.6 در 3.330 میشود
41.958 گرم . بنابراین اگر کسی شیئی را پیدا کند که ارزشش کمتر از 41.958 گرم (0.525 مثقال بازاری) باشد اگر صاحبش معلوم نباشد میتواند برای خودش بردارد.
قرآن
نهج البلاغه
صحیفه سجادیه
أجوبة السائلین-لنکرانی، محمد فاضل موحدی-متوفی: 1428 ه ق/عربی- وزیری- 1جلدی-ناشر: دفتر حضرت آیة الله-تاریخ نشر: 1416 ه ق-نوبت چاپ: اول-مکان چاپ: قم- ایران
اجوبه الاستفتائات-خامنهای، سید علی بن جواد حسینی-فارسی-وزیری-دفتر معظم له در قم-تاریخ نشر: 1424 ه ق-نوبت چاپ: اول-مکان چاپ: قم- ایران
استفتائات آیه الله بهجت گیلانی، فومنی، محمد تقی بهجت/متوفی 1430 ه ق- فارسی-وزیری- 4جلدی-ناشر: دفتر حضرت آیة الله بهجت-تاریخ نشر: 1428 ه ق-نوبت چاپ:
اول-مکان چاپ: قم- ایران
استفتائات حضرت امامخمینی، سید روح اللّه موسوی-متوفی: 1409 ه ق-فارسی-جیبی-3جلدی- دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم-تاریخ نشر: 1422 ه ق-نوبت چاپ: پنجم-مکان چاپ: قم- ایران
أوزان المقادیر-اصفهانی، مجلسی دوم، محمد باقر بن محمد تقی-متوفی 1110 ه ق- عربی- جیبی-1جلدی-ناشر: کتابفروشی بصیرتی-نوبت چاپ: اول-مکان چاپ: قم- ایران-محقق، مصحح: علی رضا رحیمی ثابت-ملاحظات: این کتاب همراه" مسکن الفؤاد" تألیف شهید ثانی چاپ شده و از روی نسخه حجری که در سال 1310 ه ق به چاپ رسیده عکسبرداری شده است
ترجمه تحریر الوسیله : خمینی، سید روح اللّه موسوی-مترجم: اسلامی، علی-متوفی: 1409 ه ق- فارسی- وزیری- 4جلدی-ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم-تاریخ نشر: 1425 ه ق-نوبت چاپ: 21-مکان چاپ: قم- ایران
توضیح المسائل امام : خمینی، سید روح اللّه موسوی-متوفی: 1409 ه ق- فارسی- وزیری- 1جلدی-تاریخ نشر: 1426 ه ق-نوبت چاپ: اول-محقق- مصحح: مسلم قلیپور گیلانی
توضیح المسائل آیه الله بهجت گیلانی، فومنی، محمد تقی
بهجت-متوفی: 1430 ه ق- فارسی- وزیری- 1جلدی-ناشر: انتشارات شفق-تاریخ نشر: 1428 ه ق-نوبت چاپ: 92-مکان چاپ: قم- ایران
توضیح المسائل آیه الله وحید خراسانی - خراسانی، حسین وحید- فارسی- وزیری- 1جلدی- ناشر: مدرسه امام باقر علیه السلام-تاریخ نشر: 1428 ه ق-نوبت چاپ: نهم-مکان چاپ: قم- ایران
جامع الأحکام- گلپایگانی، لطف الله صافی- فارسی- وزیری- 2جلدی-ناشر: انتشارات حضرت معصومه سلام الله علیها-تاریخ نشر: 1417 ه ق-نوبت چاپ: چهارم-مکان چاپ: قم- ایران
حدود و قصاص و دیات (مجلسی)- اصفهانی، مجلسی دوم، محمد باقر بن محمد تقی-متوفی: 1110 ه ق-فارسی- وزیری- 1جلدی-ناشر: مؤسسة نشر الآثار الإسلامیة-نوبت چاپ: اول-مکان چاپ: قم- ایران-محقق-مصحح: علی فاضل
الخصال- ابن بابویه، محمد بن علی-متوفی: 381 ق-محقق ، مصحح: غفاری، علی اکبر-اخلاقی- عربی
دعائم الإسلام- ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی-متوفی: 363 ق-محقق ، مصحح: فیضی، آصف- فقهی- عربی
37.رجال کشی-اختیار معرفة الرجال- تاریخ فقیهان و راویان- کشّی، ابو عمرو، محمد بن عمر بن عبد العزیز-متوفی: نیمه
اول قرن 4 ه ق- عربی- وزیری-
1جلدی-ناشر: مؤسسه نشر دانشگاه مشهد-تاریخ نشر: 1490 ه ق/مکان چاپ: مشهد- ایران-محقق، مصحح: دکتر حسن مصطفوی
رساله توضیح المسائل- لنکرانی، محمد فاضل موحدی-متوفی: 1428 ه ق- فارسی- وزیری- 1جلدی-تاریخ نشر: 1426 ه ق-نوبت چاپ: صدوچهاردهم-مکان چاپ: قم- ایران
رساله توضیح المسائل-شیرازی، ناصر مکارم-فارسی-وزیری-1جلدی-ناشر: انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام-تاریخ نشر: 1429 ه ق/نوبت چاپ: پنجاه ودوم-مکان چاپ: قم- ایران
روضة الواعظین و بصیرة المتعظین( ط- القدیمة)- فتال نیشابوری، محمد بن احمد-متوفی: 508 ق- عربی- 2جلدی-ناشر: انتشارات رضی-مکان چاپ: ایران؛ قم-سال چاپ: 1375 ش-نوبت چاپ: اول
العروة الوثقی مع تعالیق الإمام الخمینی- یزدی، سید محمد کاظم طباطبایی-متوفی: 1337 ه ق- عربی- وزیری- 1جلدی-ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدس سره-تاریخ نشر: 1422 ه ق-نوبت چاپ: اول-مکان چاپ: تهران- ایران-شارح: خمینی، سید روح اللّٰه موسوی-وفات شارح: 1409 ه ق
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام- جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی-
فارسی- وزیری 3جلدی-ناشر: مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام-تاریخ نشر: 1426 ه ق-نوبت چاپ: اول-مکان چاپ: قم- ایران/محقق مصحح: محققان مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی
قوانین مجازات اسلامی؛
الکافی( ط- الإسلامیة)- کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق-متوفی: 329 ق-محقق ، مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد عربی- 8جلدی-ناشر: دار الکتب الإسلامیة-مکان چاپ: تهران-سال چاپ: 1407 ق-نوبت چاپ: چهارم-
کتاب التفسیر(تفسیر عیاشی)- عیاشی محمد بن مسعود- روایی-قرن: چهارم- عربی- شیعی- چاپخانه علمیه-مکان چاپ: تهران-سال چاپ: 1380 ق-تحقیق: سید هاشم رسولی محلاتی-توضیح: تفسیر سوره حمد تا کهف .
مصطلحات الفقه- مشکینی، میرزا علی-متوفی: 1428 ه ق- عربی- وزیری- 1جلدی
47.معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرجال- خویی، سید ابو القاسم موسوی-متوفی: 1413 ه ق- عربی-وزیری 24جلدی
اول-مکان چاپ: تهران- ایران-ملاحظات: تهیه کننده:اسماعیلتبار، احمد- حسینی، سید احمدرضا
منهاج الصالحین-سیستانی، سید علی حسینی-عربی- وزیری- 3جلدی-ناشر: دفتر حضرت آیة الله سیستانی-تاریخ نشر: 1417 ه ق-نوبت چاپ: پنجم-مکان چاپ: قم- ایران
نجاة العباد- خمینی، سید روح اللّه موسوی-متوفی: 1409 ه ق فارسی- وزیری- 1جلدی-ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدس سره-تاریخ نشر: 1422 ه ق-نوبت چاپ: اول-مکان چاپ: تهران- ایران
نهج الفصاحة( مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلی الله علیه و آله)- پاینده، ابو القاسم-متوفی: 1363 ش
الوافی- فیض کاشانی، محمد محسن بن شاه مرتضی-متوفی 1091 ق- عربی- 26جلدی-ناشر: کتابخانه امام أمیر المؤمنین علی علیه السلام-مکان چاپ: اصفهان-سال چاپ: 1406 ق-نوبت چاپ: اول
وسائل الشیعة- شیخ حر عاملی، محمد بن حسن -متوفی: 1104 ق-محقق ، مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام- عربی- 30جلدی-ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام-مکان چاپ: قم-سال چاپ: 1409 ق-نوبت چاپ: اول
هدایة الأمة إلی أحکام الأئمة- منتخب المسائل- عاملی، حرّ، محمد بن حسن-متوفی: 1104 ه ق- عربی- وزیری- 8جلدی-ناشر: مجمع البحوث الإسلامیة-تاریخ نشر: 1412
ه ق-نوبت چاپ: اول-مکان چاپ: مشهد- ایران-محقق، مصحح: بخش حدیث در جامعه پژوهش های اسلامی
56.سایت تبیان www.tebyan.net
57.سایت دانشگاه علوم پزشکی ایلام
59.http://www.leader.ir/langs/fa
موضوع احکام مسجد
مؤلف محمدحسین فلاح زاده
احکام تاکسیرانی مهدی رفیعی
احکام معاملات ملکی اسماعیل محمدی
احکام پرستاری فاطمه استشاره
احکام اعتکاف محمد حسین فلاح زاده
احکام آرایشگری مریم واعظ
احکام رستوران ها و تالارهای پذیرایی جواد افتخاری
احکام کشتیرانی علی اکبرسرشار
احکام هتل داری حسینیه عظیمی
احکام مسکن غلامرضا قلی زواره
احکام جشن و شادمانی شمس الله صفرلکی
احکام تربیتی و ورزشی بانوان اعظم سپهری یگانه
احکام عکاسی عزت احمدی
احکام سینما و فیلم سازی سعید عباس زاده
احکام شیرینی پزی و قنادی محمد زراعتی
احکام انتخابات سید صیف الله نحوی
احکام مدیریت و کارمندی محمد علی بخشی
احکام و آداب حجاب و عفاف طاهره جباری
احکام و آداب معلمان و استادان مسعود صفی یاری
احکام و آداب دانش آموزی و دانشجویی مسعود صفی یاری