ghaemiyeh.com
سرشناسه : صلواتی، محمود، ۱۳۳۲ -
عنوان قراردادی : دعاهای ماه رمضان .فارسی -- عربی
عنوان و نام پدیدآور : سی گام خودسازی: بر پایه دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان/ محمود صلواتی.
مشخصات نشر : قم: توانمندان، ۱۳۹۷.
مشخصات ظاهری : ۹۶ص.؛ ۲۱/۵×۱۴/۵سم.
شابک : 80000 ریال : 978-600-99808-8-8
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه.
موضوع : دعاهای ماه رمضان
موضوع : *Prayers of Ramadan
موضوع : خودسازی -- جنبههای مذهبی -- اسلام
موضوع : Self-actualization (Psychology) -- Religious aspects -- Islam
موضوع : خودسازی -- جنبههای قرآنی
موضوع : Self-actualization (Psychology) -- Qur'anic teaching
موضوع : روزه (اسلام) -- فلسفه
موضوع : Fasting -- Religious aspects -- Islam -- Philosophy
رده بندی کنگره : 1397 8041ر/ 270BP
رده بندی دیویی : 774/۲۹۷
شماره کتابشناسی ملی : ۲۸۰۵۷۹۵
محمود صلواتی
اللّهمَّ ارْزُقْنیِ التَجافیِ عَنْ دارِالْغُرُورِ
وَ الْاِنابَةِ اِلی دارِالخُلُودِ
وَالْاِسْتِعْدادَ لِلْمَوْتِ
قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ(1).
بارخدایا !
دل برکندن از سرای کژمدار
و بازگشت به سوی سرای ماندگار
و آمادگی برای مردن
پیش از فرارسیدن زمان رفتن را روزیم فرما.
1) . روایت است امام زینالعابدین(ع) پیوسته این دعا را میخواند. (اقبال الاعمال، 228؛ بحار الانوار، 95/63؛ مفاتیح الجنان، اعمال شب بیست و هفتم رمضان).
سیگام خودسازی: بر پایه دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان
پدیدآورنده: محمود صلواتی
نوبت چاپ: اول، بهار 1397
شابک: 8-8-99808-600-978
حروفنگارو صفحهآرا: وجیه عظیما
ناشر: توانمندان ؛ با همکاری انتشارات مبارک
شمارگان: 1000 نسخه قیمت: 000/80 ریال
توانمندان: قم، بلوار محمدامین، خیابان گلستان، کوچه11، پلاک4، دفتر فرهنگ معلولین
تلفن: 32913452-025 فکس: 32913552-025
همراه: 09125520765
www.HandicapCenter.com ,
info@handicapcenter.com
مراکز پخش:
انتشارات مبارک: قم، خیابان صفائیه، کوچه ممتاز، پلاک75، 37749114-025 09133289053
اصفهان، بلوار اشرفی اصفهانی، نبش کوچه 47، مجموعه فرهنگی موسیبنجعفر، 33633811-031
سخن ناشر. 7
پیشگفتار. 9
مراتب روزهداری.. 13
گام اول: تنبّه (بیداری) 15
گام دوّم: تقرّب (خداجویی) 17
گام سوم: تدبّر (هوشیاری و اندیشهورزی) 19
گام چهارم: استمداد (یاریخواهی) 21
گام پنجم: استغفار(آمرزش خواهی) 23
گام ششم: تنزَّه (معصیت گریزی) 27
گام هفتم: تذکر (یادآوری) 29
گام هشتم: تعهد (مسئولیتپذیری) 32
گام نهم: تفویض (به خدا واگذاری) 34
گام دهم: توکّل (با خدا دل آرامی) 36
گام یازدهم: تبتّل (پلیدی گریزی) 38
گام دوازدهم: تزیّن (آراستگی) 41
گام سیزدهم: صبر (شکیبایی) 43
گام چهاردهم: مراقبه (خود نگهبانی) 45
گام پانزدهم: شرح صدر (سینه گشودگی) 48
گام شانزدهم: مرافقه (همراه نیک گزینی) 50
گام هفدهم: عمل صالح (شایسته کرداری) 53
گام هجدهم: مقام جمع (وحدتطلبی) 56
گام نوزدهم: رجا (امیدواری) 58
گام بیستم: سکینه (آرامشخواهی) 60
گام بیست و یکم: وَرَع (پرهیزگاری) 63
گام بیست و دوم: رضا (چهره گشودگی) 65
گام بیست و سوم: توبه (پیراستن از آلودگی) 68
گام بیست و چهارم: استعاذه (به خدا پناهندگی) 70
گام بیست و پنجم: محبت (مهرورزی) 73
گام بیست و ششم: طمأنینه (آرامش خواهی) 75
گام بیست و هفتم: درک شب قدر (شب ارزشیابی) 78
گام بیست و هشتم: حضور (پرده براندازی و باریابی) 81
گام بیست و نهم: فناء فی اللّه (وارستگی و رهایی) 83
گام سیام: بقاء باللّه (به خدا جاودانگی) 86
دعاهای روزهای ماه مبارک رمضان.. 89
دعا در اسلام به عنوان وسیله و راهی برای ارتباط و نزدیک شدن به معبود معرفی شده است. هر انسانی با استفاده از این وسیله میتواند با پروردگار خویش خلوت کرده و راز و نیاز و گفتگو کند. حتی لازم نیست با خواندن متن ادعیه مأثور و به روش رسمی با خدا گفتوگو کند بلکه میتواند به زبان خود و خیلی خودمانی با خدا نجوا نماید. اما ادعیه مأثور کلاس درس و نمونههایی است که شیوه درست ارتباط با خداوند را نشان میدهند.
در دوره جدید که زندگی ماشینی مدرن بر بشر چیرگی یافته و رسانهها پیوسته به گونهای مادیت و گرایش به مظاهر زندگی مادی را القاء میکنند و انسانها در زوایای روح و روان، خویش را پرتاب شده در فضا و بدون تکیهگاه مییابند؛ در چنین شرایطی دعا بهترین درمان برای آلام انسان است، روح و روان آدمی را تغذیه میکند، شادابی و طراوت به زندگی خشک مادی میبخشد و بالاخره تکیهگاه مطمئن به او نشان میدهد.
دعا برای اقشار آسیبمند و گرفتار که فریادرسی جز خدا ندارند؛ و مگر باب رحمت و مهر پروردگار همه درها را به روی خود بسته میبینند بسیار راهگشا و کارگشا است.
حجت الاسلام والمسلمین محمود صلواتی پدیدآورنده این کتاب، از پژوهشگران برجسته حوزه علمیه است که کتاب نهج العباده ایشان در دوازدهمین همایش کتاب سال حوزه علمیه قم برگزیده شده است.
جناب آقای صلواتی در این کتاب دعاهای ماه مبارک رمضان را با قلم روان و ادبیات زیبا و آسان توضیح داده و گامهایی را در جهت بهرهوری هرچه بیشتر از ماه مبارک رمضان ترسیم نموده تا قشرهای مختلف به ویژه افراد دارای مصائب و مشکلات و حاجتمندان به راحتی از آن بهرهور گردند.
بیتردید بارزترین ویژگی روزه ماه مبارک رمضان، تصفیهی نفس، تقرّب به خدا و تلاش در راه خودسازی است؛ چنانچه از پیامبر خدا(ص) روایت است که فرمود: «الصوم نصف الصبر»،(1)«روزه نیمی از صبر است» و خداوند متعال فرمود: «انما یوفّی الصابرون أجرهم بغیر حساب» (زمر:۱۰)؛ و در جای دیگر از «روزه» به «سپر»ی تعبیر شده که در میدان کارزار برای دفع ضربات دشمن، کارساز است. همچنین، از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که فرمود: «الصوم جُنّة من النار»،(2)
«روزه سپر آتش است». از امام صادق(ع) نیز روایت شده است که در تفسیر آیهی شریفهی «استعینوا بالصبر والصلاة» فرمود: مراد از «صبر»، «روزه» است.(3)در واقع بالاترین و والاترین روزهها از نظر ثواب و پاداش، روزهی ماه مبارک رمضان است؛ چنان که در روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرمود: «هر کس ماه رمضان را از روی ایمان و خویشتنداری و مراقبت از گوش و چشم و زبان خود روزه بدارد، خدا روزهاش را میپذیرد، گناهان گذشته و آیندهاش را میآمرزد
و پاداش شکیبایان به او میبخشد».(1)
اگر در روزه چیزی جز صعود انسان از مرتبهی حیوانی به مقامات والا و تشبّه به فرشتگان نباشد، همین در فضیلت آن کافی است. روزه مبارزه با نفس و بازداشتن خویش از اشباع غریزهها و خواستههای نفسانی است و این برخلاف دیگر فرایض، عملی درونی و پنهانی است که کسی جز خدا از آن آگاه نیست. انسان با روزهداری و تحمل گرسنگی، به گونهای با شیطان به مبارزه برمیخیزد و با پرهیز از خوراک و شهوتها، راه ورود شیطان را میبندد؛ از این روست که روزه، سپر آتش قلمداد شده است.
ما در این نوشتار با الهام از دعاهای روزانهی ماه مبارک رمضان، که از مضامین بسیار ژرف و والایی برخوردار است، گامهایی را ترسیم کردهایم(2)
و با استناد به آیات و روایات و نوشتهها و رهنمودهای علمای اخلاق، به ویژه کتاب منازل السایرین، کتاب صد میدان و دیگر آثار عارف وارسته خواجه عبداللّه انصاری، مطالبی را بازگفتهایم که خوانندگان را برای استفادهی معنوی هر چه بیشتر از ماه مبارک رمضان یاری میرساند و هر یک از این سی گام، رونده را گام است و یابنده را مقام(3)
غزالی از مقامات، تحت عنوان منجیات سخن گفته و ده چیز را موجب رستگاری سالک دانسته و توبه، صبر، خوف، رجاء، توحید، توکل، انس و تفکر را از آن جمله بر شمرده است.
عطار از کسب ملکات اخلاقی، با عنوان هفت شهر عشق بدینگونه یاد کرده است:
هست وادی طلب آغاز کار
وادی عشق است از آن پس بیکنار
برسیم وادی
است آن از معرفت
هست چارم وادی استغنا صفت
هست پنجم وادی توحید پاک
پس ششم وادی حیرت صعبناک
هفتمین وادی فقر است و فنا
بعد از آن راه و روش نبود تو را
(عطار، فریدالدین، منطق الطیر/214)
.بدین امید که مورد استفاده اهل بصیرت و رهجویان
1) . شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۰، ص۱۶۴: «من صام شهر رمضان ایمانا واحتسابا وکف سمعه وبصره ولسانه عن الناس قبل اللّه صومه وغفر له ما تقدم من ذنبه وما تأخر واعطاه ثواب الصابرین».
2) . این دعاها در کتاب مفاتیح الجنان مرحوم حاج شیخ عباس قمی به نقل از زاد المعاد مرحوم علامه مجلسی به نقل از ابن عباس از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است. علاقمندان برای آگاهی بیشتر به: البلدالامین/219، مصباح کفعمی/612 و زادالمعاد/144 مراجعه فرمایند.
3) . خواجه عبداللّه برای سلوک از هزار مقام سخن گفته که در صد میدان باید پیمود. نخستین میدان توبه است و آخرین میدان بقاء.
معرفت قرار گیرد و ذخیرهای برای روزی که مال و فرزندان به کار نمیآید باشد.(1)
و ما توفیقی الا باللّه علیه توکلت والیه انیب.
محمود صلواتی
فروردین ماه 1397 ﻫ .ش
1) . پیشنویس مطالب این مجموعه در رمضانالمبارک 1430ق برای سخنرانی در مجموعه فرهنگی موسی بن جعفر(ع) شهرستان خمینیشهر اصفهان تهیه گردید و با اندکی ویرایش در رمضان المبارک 1431ق به صورت روزانه - هر روز یک گام - بر روی برخی سایتهای اینترنتی قرار گرفت و اکنون در آستانه رمضان 1439ق/ بهار 1397ش با ویرایشی نوین به صورت کتاب در اختیار علاقمندان قرار میگیرد. از پژوهشگران انتظار میرود برخطاهای آن دیده فروپوشند و با نکته سنجیهای عالمانه خویش بر غنای آن برای چاپهای بعد بیفزایند.
علمای اخلاق برای روزهداری سه مرتبه بیان کردهاند:
۱. روزهی عموم ۲. روزهی خواص ۳. روزهی خواص خواص. روزهی «عموم»، که اکثر مردم موفّق به انجام آن میشوند، همان روزهای است که از طلوع فجر تا غروب آفتاب از خوردن و آشامیدن و چیزهایی که روزه را باطل میکند، اجتناب کنند. روزهی «خواص»، بازداشتن گوش، چشم، زبان، دست، پا و دیگر اعضای بدن از ارتکاب گناه است؛ چنان که از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: «آنگاه که روزه گرفتی، باید گوش، چشم، مو و پوست تو نیز روزه باشد... و نباید روزی که روزهداری، با دیگر روزهایت برابر باشد».(1)
اما روزهی «خواص خواص»، روزهی دل است؛ به این صورت که دل از هر آنچه غیر خداست خالی شود، افکار دنیوی را از خاطر خود بزداید و به چیزی جز خداوند نیندیشد؛ اگر به کار دنیا و امرار معاش میپردازد، به نیت کسب روزی حلال و آبادانی آخرت باشد. از پیامبر خدا(ص) در حدیثی قدسی روایت شده است که فرمود: «روزه برای من است و من پاداشدهندهی آن هستم» و یا به تعبیر دیگر: «من
1) 1. شیخ کلینی، الکافی، ج۴، ص۸۷: عن الصادق(ع) «اذا صمت فلیصم سمعک وبصرک وشعرک وجلدک...و لا یکون یوم صومک کیوم فطرک».
خود پاداش آن هستم».(1)
از این روست که روزه موجب صفای دل، پاکی اعضاء و جوارح، آبادانی ظاهر و باطن، زمینهساز سپاسگزاری از نعمتهای خدا و احسان به نیازمندان و بیچارگان است؛ در حقیقت، روزه، در صورتی که به شرایط ظاهری و باطنی آن عمل شود روزهدار را از کژیها و آلودگیها میپالاید.(2)
رمضان یک دورهی کامل خودسازی
بیتردید این که خدای متعال در هر سال یک ماه کامل را به روزه اختصاص داده و از مردم خواسته است که پشت سر هم آن را روزه بدارند، بیحکمت نیست. در واقع هر روز این ماه در برنامهی خودسازی، از جایگاه ویژهای برخوردار است. روزهدار با روزه گرفتن هر روز، برای اصلاح نفس، تزکیهی درون و پالایش کژیهای نفسانی، گامی برمیدارد و پلههایی از نردبان تعالی و تکامل را میپیماید که در اینجا ما با الهام از دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان به ترسیم آن میپردازیم.
«وَ نَبِّهْنیِ فِیهِ عَنْ نَومَةِ الْغافِلِینَ»، «بار خدایا در این روز مرا از خواب غفلت بیدار گردان».(1)
نخستین گام در راه خودسازی، به خود آمدن و بیدار شدن از خواب غفلت است. علمای اخلاق به این حالت «یقظه» میگویند. یقظه یعنی بیدار شدن از خواب غفلت، آماده شدن برای پیشرفت و حرکت و بیرون آمدن از حالت سستی و فترت. در کریمه شریفه آمده است: «قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموا للّه» (سبأ:۴۶)، یعنی «من شما را به یک چیز انذار میدهم و آن این که برای خدا بپاخیزید».
نخستین جرقهی حیات معنوی در زندگی انسان با بیداری پدیدار میشود؛ بیداری آن است که از یک سو به نعمتهای بیکران خداوند بنگری و خود را از شمارش آن و از آگاهی بر کرانههای آن ناامید احساس کنی. «وان تعدّوا نعمة اللّه لا تحصوها» (نحل:۱۸)، و خود را از سپاسگزاری ناتوان ببینی؛ «از دست و زبان که بر آید کز عهده شکرش به درآید».(2)از سوی دیگر به خطر گناهان خود واقف شوی و برای جبران آن آستین همت بالا زنی و گردن از بار گران آن برهانی.
و از دیگر سو، از ضایع کردن نعمتها بپرهیزی و آنچه را از نعمتها در اختیار داری، غنیمت شماری و برای جبران از دست رفتهها و
بهرهبرداری از آنچه باقی مانده، بپاخیزی.
پیر هرات، خواجه عبداللّه انصاری میگوید:
شناخت نعمتهای بیکران خداوند با سه چیز حاصل میشود:
چراغ عقل را در پیش دیدگان برافروختن
نسیم نعمتهای خدا را احساس کردن
از گرفتاری گرفتاران عبرت گرفتن.
و گناهان را با سه چیز میتوان چاره کرد:
به این که ذات حق را از همه چیز بزرگتر دانی
نفس اماره را به خوبی بشناسی
بیم و اندرزهای خدا را به درستی تصدیق کنی.
و درک نعمتها جز با سه چیز حاصل نمیشود:
دانشآموزی
تجربهاندوزی
۳. معاشرت و همنشینی با نیکان.
و ملاک این همه این است که در گام نخست مصمم باشی و خود را از عادتهای ناپسند وارهانی.(1)
[ذکر این روز «اللّهمَّ نَبِّهْنیِ عَنْ نَومَةِ الْغافِلِین» است.]
1) 1. خواجه عبداللّه انصاری، منازل السائرین، ص ۲۵.
«وقَرّبنی الی مرضاتک»،(1)«بار خدایا مرا به آنچه مورد خشنودی توست نزدیک گردان».
پس از بیداری از خواب غفلت، ضروریترین کار مشخص کردن هدف است؛ تا انسان بداند به کدامین سو میخواهد حرکت کند و به دنبال چه میگردد.
باید ابتدا نیت کرد و برای تحوّل و خودسازی تصمیم گرفت؛ باید جایگاه را مشخص و زوایهی دید را روشن کرد که هدف رسیدن به دنیاست یا آخرت؟ چرا که تعیین هدف در جهتگیری انسان و در نهایت در تکتک اعمال و رفتار وی مؤثر است. شمسالدین محمد لاهیجی گوید:
نیت دارای سه درجه است:
درجهی نخست، نیّتی است که انسان را به سوی اطاعت خدا برانگیزد، از تردید خلاصی بخشد و به کنار گذاشتن موانع دعوت کند.
درجهی دوم نیّتی است که با موانع مبارزه کند، ریشههای مشکلات را بخشکاند و تحمل دشواریها را در راه هدف ممکن کند.
اما درجهی عالی نیت، درجهی تسلیم است که بنده خود را تسلیم حق کند، بر خاک افتد تا امر حق بر گردهاش فرود آید و خویش را در دریای فنا غوطهور سازد.
در معنای قُرب گفتهاند: قُرب عبارتست از سِیر قطره به جانب دریا و
1) 1. دعای روز دوم ماه رمضان: «اللّهمَّ قَرّبنی فیه الی مرضاتک، و جنْبنی فیه من سخطک و نقماتک، و وَفّقنی فیه لقرائة آیاتکْ، برحمتکَ یا ارحمَ الرّاحِمین».
وصول به مقصد حقیقی و اتصاف به صفات الهی.(1)
برخی نیز گفتهاند: قُرب عبارتست از انقطاع از ماسوی اللّه (بریدن از آنچه غیر از خداست). قُرب بر دو قسم است: یکی قُرب نوافل، که زوال صفت بشریت است و ظهور صفات الوهیت بر بشر و دیگر قرب فرایض که فنای عبد است از تعلق به همهی موجودات حتی نفس خود و نماند او را مگر وجود حق.(2)
در قرآن کریم درباره حضرت موسی(ع) آمده است: «وَ نادَیْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَیْمَنِ وَقَرَّبْناهُ نَجِیًّا» «ما او را از وادی طور فراخواندیم و به مقام قرب خود برای شنیدن کلام خویش برگزیدیم.» (مریم:۵۲) و در اینجا بود که مقام ربوبی به حضرت موسی فرمود: «فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُویً»، «کفشهایت را، که رمز وابستگی به دنیاست بکن که تو به جایگاهی مقدس درآمدهای» (طه: ۱۲).
قرب به خدا دارای مراتبی است همانگونه که مولانا میگوید:
قرب نه بالا و پستی جستن است
قرب حق از حبس هستی رستن است
کارگاه قرب حق در نیستی است
غرّة هستی، چه دانی نیست چیست؟
جان به تو نزدیک و تو دوری از او
قرب حق را چون بدانی ای عمو
دان که حق است اقرب از حبلالورید
تو فکندی تیر فکرت را بعید(3)
[ذکر این روز «اللّهمَّ قَرّبنی فیه الی مرضاتک» است.]
«اللّهمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ الذِّهْنَ وَالتَّنْبِیهَ وَأَبْعِدْنِی فِیهِ عَنِ السَّفَاهَةِ وَالتَّمْوِیهِ»(1)
«بار خدایا در این روز هوشیاری و بیداری را بهرهام فرما و از سفاهت و نادانی دورم گردان».
سومین گام در راه خودسازی، هوشیاری و اندیشه ورزی است. پس از بیدار شدن از خواب غفلت و تصمیم گرفتن برای اصلاح خویشتن، باید اندیشیدن و رهایی از جهالت و نادانی را از خدا طلب کرد. خداوند متعال میفرماید: «وَأَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»،(2)«ما این قرآن را بر تو فرود آوردیم تا برای مردم آنچه را برایشان فرود آمده آشکار سازی؛ شاید بیندیشند».
از پیامبر اکرم(ص) نیز روایت است که فرمود: «ألا أنبّئکم بأکیس الکیّسین و احمق الحمقاء؟ قالوا: بلی یا رسول اللّه! قال: أکیس الکیّسین من حاسب نفسه، و عمل لما بعد الموت، وأحمق الحمقاء من أتبع نفسه هواه، و تمنی علی اللّه»، «آیا شما را آگاه نسازم از زیرکترینِ زیرکها و کودنترینِ کودنها؟ گفتند: آری، ای فرستادهی خدا. فرمود: زیرکترینِ زیرکها کسی است که نفس خود را حسابرسی کند و برای پس از مرگش کارهای نیک انجام دهد و کودنترینِ کودنها کسی است که از هوای نفسش پیروی کرده و برای انجام نافرمانی خدا
آرزوی امنیت کند».
در نزد عارفان کمال هوشیاری، هوشیاری دل است و ندیدن چیزی جز محبوب، خواجه عبداللّه در تفسیر آیه شریفه «وابیضّت عیناه» گوید:
خداوند فرمود: چشمان یعقوب در فراق یوسف، سفید شد و نفرمود: کور شد؛ زیرا کوری در حقیقت نابینایی است که دلها را کور میکند نه دیدهها را، که در عالم عشق، چشم عاشق از دیدن جز معشوق در حجاب باید، که در مذهب دوستی دیگری را دیدن عین شرک است و نفاق. که گفتهاند: «رسم عاشق نیست با یک دل دو دل برداشتن»
خدایا در سر گریستنی دارم دراز،
ندانم از حسرت گریم یا از ناز،
گریستن از حسرت نصیب یتیم است
و گریستن شمع بهر ناز!
از ناز گزیستن چون بود؟
این قصهای است دراز!(1)
[ذکر این روز «ربّ زدنی علما» است.]
1) . کشف الاسرار، سوره یوسف، تفسیر آیه شریفه وابیضّت عیناه.
«اللّهمَّ قَوِّنِی فِیهِ عَلَی إِقَامَةِ أَمْرِک»،(1)«بار خدایا در این روز مرا بر انجام فرمانت یاری بخش».
سالک الی اللّه بدون یاری خدا و استمداد از او راه به جایی نمیبرد:
راه سخت است مگر یار شود لطف اله
ورنه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم(2)
در دعای کمیل میخوانیم: «قوّ علی خدمتک جوارحی واشدد علی العزیمة جوانحی»، «بار خدایا اعضایم را برای خدمتت نیرو بخش و بالهای تصمیمم را برای پرواز به کویت استواری ده».
هر کار باید به نام خدا و با استعانت از خدا آغاز شود (بسم اللّه الرحمن الرحیم) و برای خدا و به سوی خدا ادامه یابد (انّا الیه راجعون)؛ و این غرور و خودبزرگبینی است که کسی فکر کند خودش کسی است و به یاری خود میتواند کاری انجام دهد.
«لا حول ولا قوة الّا باللّه»،هیچ نیرو و قوتی نیست مگر با قوت و نیروی الهی. صفات خدا محکمات وجودند و قدرت خدا منشاء همه قدرتهاست. هیچ سنگی از جای خود حرکت نمیکند مگر به اراده و خواست او. این چنین نیست که انسان فکر کند بدون استمداد از او میتواند کاری انجام دهد و بدون یاری او میتواند در جهت خودسازی
و برطرف کردن خصلتهای ناپسند و آراسته شدن به اخلاق پسندیده حرکت کند. بنابراین باید توفیق خوب شدن را نیز از خدا خواست و توفیق استمرار خوبیها را نیز از او انتظار داشت. همواره باید این دعا را زیر لب زمزمه کرد که: خدایا هیچگاه ما را به خودمان وامگذار و نظر لطف و رحمتت را از ما بر مگیر.
برای استمداد از خدا باید به ریسمان محکم الهی چنگ زد که فرمود: «وَاعْتَصِمُوا بحبلِ اللّه جَمِیعاً» (آلعمران: ۱۰۳)، «به ریسمان محکم الهی چنگ زنید» و نیز فرمود: «وَاعْتَصِمُوا بِاللّه هُوَ مَوْلاکُمْ» (حج: ۷۸)، «به خدا متوسل شوید که او سرور شماست».
پیر هرات گوید: «پناه جستن، چنگ زدن به ریسمان خدا و پایداری در فرمانبرداری است».
پناه جستن بر سه وجه است: پناه جستن عوام، پناه جستن خواص و پناه جستن خواصِ خواص.
پناه جستن عوام؛ تصدیق وعده و وعید، تعظیم امر و نهی و معامله کردن با دیگران بر اساس یقین و انصاف است.
پناه جستن خواص؛ اراده را در اختیار گرفتن، کار خلق به خلق واگذاشتن و تعلقات را فروگذاردن است
و پناه جستن خواصِ خواص؛ تنها خدا را دیدن، به خاطر بزرگی خدا به امر او گردن نهادن و برای نزدیک شدن به او با وی دمساز شدن است.(1)
[ذکر این روز «اللّهمَّ قوّ علی خدمتک جوارحی» است.]
1) 1. خواجه عبداللّه انصاری، منازل السایرین، ص۴۱.
«اللّهمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِینَ»،(1)«بار خدایا در این روز مرا از آمرزش خواهان قرار ده».
گام دیگر در جهت اصلاح نفس و جبران خطاهای گذشته، استغفار است؛ آنگاه که انسان به عواقب و پیامد گناهش پی میبرد و درصدد اصلاح و علاج برمیآید، به درگاه الهی رو میکند و آمرزش گناهاش را از او میخواهد.
«اللّهم لا أجد لذنوبی غافرا ولا لقبائحی ساترا ولا لشیء من عملی القبیح بالحسن مبّدلا غیرک»،(2)
«بار خدایا، برای گناهانم آمرزندهای جز تو نمییابم، برای زشتیهایم پوشانندهای جز تو نمیشناسم و برای کردار زشتم دگرگونکنندهای جز تو نمیدانم».
پیامبر خدا(ص) فرمود: «برای هر دردی درمانی است و درمان گناهان، آمرزشخواهی است».(3)
استفغار امری درونی و قلبی است و استغفارکننده باید با تمام وجود از گناهان خود پشیمان باشد و از خداوند طلب آمرزش و غفران کند. اما علاوه بر آن باید آنرا به زیان نیز بیاورد. از امام صادق(ع) روایت است که فرمود: «هر کس کار ناشایستی انجام دهد، خدای متعال تا
1) ۱. دعای روز پنجم ماه رمضان: «اللّهمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِینَ وَاجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ الْقَانِتِینَ وَاجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ أَوْلِیَائِکَ الْمُتَّقِینَ بِرَأْفَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ».
2) ۲. فرازهایی از دعای کمیل.
3) ۳. «لِکُلِّ دَاءٍ دَوَاءٌ وَدَوَاءُ الذُّنُوبِ الِاسْتِغْفَارُ»، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۳۵۴.
هفت ساعت به وی مهلت میدهد. پس اگر سه مرتبه گفت: «أَسْتَغْفِرُ اللّه الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ و اتوبُ اِلَیه»، بر وی چیزی نوشته نمیشود».(1)
غزالی در کیمیای سعادت ذکر استغفار را برای مبتدیان و ذکر سبحان اللّه را برای منتهیان مناسب دانسته است.(2)
خواجه عبداللّه در صد میدان نخستین میدان را توبه و استغفار و آخرین آن را میدان بقاء دانسته است و این همه را جز به عنایت و یاری خدا میسر نمیداند، او در تفسیر سورهی قیامت گوید:
دانی که من نه به خود بدین روزم،
و نه به هدایت خود شمع هدایت میافروزم.
از من چه آید؟
و کردار من چه گشاید؟
طاعت من، به توفیق تو!
خدمت من، به هدایت تو!
توبهی من، به رعایت تو!
شکر من، به انعام تو!
ذکر من، به الهام تو!
همه تویی!
1) . کشف الاسرار،10/309، تفسیر سورهی قیامت.
«اللّهمَّ لا تَخْذُلنی فیهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِیَتِکَ»،(1)
«بار خدایا در این روز مرا با ارتکاب نافرمانیت خوار مگردان».
پزشکان قدیم با دیدن زبان بیمار، بیماریهای جسمی وی را تشخیص میدادند و علمای اخلاق و عرفان، با دقت در گفتار افراد، بیماریهای روحی آنان را تشخیص میدهند. همانگونه که جسم به انواع بیماریها مبتلا میشود، روح انسان نیز به انواع بیماریها از قبیل حرص، حسد، طمع (آز)، خودبزرگبینی (استکبار)، عُجبْ (خود شیفتگی)، یأس از رحمت خدا (خود کمبینی و احساس حقارت)، کسالت و تنبلی از انجام وظیفه و عبادت، بد زبانی (از قبیل دروغ، غیبت، تهمت، فحاشی و ...) مبتلا میشود. آلوده شدن به هر یک از این بیماریها، باعث خفت و خواری انسان در دنیا و آخرت میشود. عیب یابی و کشف بیماریها، خود کار دشواری است و برنامهریزی برای درمان آن، کاری است دشوارتر. هرکس برای سلامت روح و روان خود باید برنامهریزی کند و از پرتگاههایی که انسان را به گرداب گناه میاندازد، دوری گزیند.
«اللّهم لا تخذلنی...»؛ «خذلان» از دیدگاه عارفان، دوران بدبختی سالک است که گاهی به خاطر گناه یا ترک اولایی، از سیر و سلوک باز میماند. زمینههای این گناهان به خود انسان بازمیگردد و به طور طبیعی محرومیت از رحمت خدا را به دنبال دارد. خدای متعال
1) . دعای روز ششم ماه رمضان: «اللّهمَّ لا تَخْذُلْنی فیهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِیَتِکَ وَلاتَضْرِبْنی بِسِیاطِ نَقِمَتِکَ وَزَحْزِحْنی فیهِ مِنْ مُوجِباتِ سَخَطِکَ بِمَنِّکَ وَاَیادیکَ یا مُنْتَهی رَغْبَةِ الرّاغِبینَ».
میفرماید: «اِنْ یَنْصُرْکُمُ اللّه فَلا غالِبَ لَکُمْ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذی یَنْصُرُکُمْ مِنْ به عدهِ وَعَلَی اللّه فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ».،(1)«اگر به یاری خدا بشتابید، کسی بر شما غالب نمیشود. و اگر خدا شما را به خواری واگذارد، چه کسی است که بتواند شما را یاری رساند و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند». و در جای دیگر شیطان مایهی خواری و گمراهی انسان معرفی شده است: «وکان الشیطان للانسان خذولاً»،(2)«شیطان مایهی خواری و بدبختی انسان است».
بدترین حالت برای انسان این است که به خاطر آلوده شدن به گناه، خدای متعال او را به حال خود واگذارد. البته گاه این به خود واگذاردنها زمینهای برای توبه و تحول و تکامل انسان فراهم میآورد. و این خود یکی از ابزارهای آزمایش الهی و زمینهای برای بازگشت و توبه و توجه به اوست - که فرمود: انین المذنبین احبّ الیّ من تسبیح المسبحین.
خواجه عبداللّه گوید:
چون موسی از خواست خود که «ارنی» بود دست کشید و به مقام توبه رسید، خدا او را به رسالت مبعوث گردانید و فرمود:
من تو را از یک چیز منع کردم که دیدار بود
و به شرف پیامبری بیاراستم که بر تو هموار بود
پس این نعمت را شکر کن و قدر آن را بدان.(3)
[ذکر این روز «اللّهمّ لاتخذلنی لتعّرض معصیتک» است.]
«وَارْزُقْنِی فِیهِ ذِکْرَکَ وَ شُکْرَکَ بِدَوَامِهِ»،(1)«بار خدایا، در این روز تداوم ذکرت را روزیم فرما».
مداومت در ذکر و همواره به یاد خدا بودن، از گامهای دیگر تکامل و از مراحل مهمّ خودسازی است. خداوند متعال در قرآن میفرماید: «إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ»، «پرهیزگاران چون وسوسههای شیطانی به سراغشان آید متذکر میشوند و بینا میگردند». (اعراف:۲۰۱)
از امام صادق(ع) روایت است که فرمود: «شخصی تصمیم به گناه میگیرد اما هنگامی که به یاد خدا میافتد از گناه صرفنظر میکند».
تذکر دارای انواع و اقسامی است:
۱. یادآوری خداوند به هنگام روبهرو شدن با گناهان
۲. یادآوری خداوند به هنگام برخوردار شدن از نعمتها
۳. یادآوری خداوند به هنگام خشم و شهوت
۴. یادآوری خداوند پس از ارتکاب گناه برای انجام توبه
۵. یادآوری خداوند به هنگام مواجه شدن با دنیاداران و ...
انسان باید همواره واعظی در درون داشته باشد:
هرکه را خوابگه آخر به دو مشتی خاک است
گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را(2)
مرحوم امام خمینی(ره) در کتاب چهل حدیث در شرح حدیث هجدهم مینویسد:
«بدان که تذکر از نتایج تفکر است و لهذا منزل تفکر را مقدم بر منزل تذکّر دانستهاند». جناب خواجه عبداللّه فرماید: «تذکر فوق تفکر است، زیرا این طلب محبوب است و آن حصول مطلوب.» تا انسان به دنبال جستجو است، از مطلوب محجوب است و با وصول مطلوب، از تعب تحصیل فارغ آید. و قوت و کمال تذکر بسته به قوت و کمال تفکر است و آن تفکر که نتیجهاش تذکّر نام معبود است، در میزان سایر اعمال نیاید و با آنها در فضیلت مقایسه نشود؛ چنانچه در روایات شریفه از عبادت یک سال و شصت سال و هفتاد سال، تفکر یک ساعت را بهتر شمردهاند و چون ثمرهی مهم عبادات حصول تذکر از معبود حق است و این خاصیت از تفکر صحیح بهتر حاصل میشود. پس اگر طالب کمالات صوریّه و معنویه و سالک طریق آخرت و مهاجر الی اللّه هستی، قلب را عادت بده به تذکّر محبوب و دل را عجین کن با یاد حق تعالی».(1)
در باره تذکر روایاتی است که برخی را یادآور میشویم:
۱. در کافی به سند صحیح از فضیل بن یسار از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: «مَا مِنْ مَجْلِسٍ یَجْتَمِعُ فِیهِ أَبْرَارٌ وَفُجَّارٌ فَیَقُومُونَ عَلَی غَیْرِ ذِکْرِ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا کَانَ حَسْرَةً عَلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَه»، «هیچ مجلسی نیست که در آن نیکان و بدانی گرد هم آیند، آنگاه بدون ذکر خدا برخیزند مگر آنکه برای آنها در روز قیامت مایهی حسرت گردد».
1) 1. امام خمینی، چهل حدیث، ص۲۴۹.
۲. باز در کافی به سند خود از امام صادق(ع) روایت است که فرمود: «إنّ اللّه عزوجلّ یقول: من شغل بذکری عن مسألتی أعطیته أفضل ما اعطی من سألنی»، «هر کس به خاطر ذکر من از درخواست از من باز بماند، او را بیشتر از آنچه کسی از من درخواست کرده عطا خواهم کرد».(1)
۳. در کتاب عدةالداعی از پیامبر خدا(ص) روایت است که فرمود: «وَاعْلَمُوا أَنَّ خَیْرَ أَعْمَالِکُمْ وَأَزْکَاهَا وَأَرْفَعَهَا فِی دَرَجَاتِکُمْ وَخَیْرَ مَا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ ذِکْرُ اللّه سُبْحَانَهُ فَإِنَّهُ أَخْبَرَ عَنْ نَفْسِهِ فَقَالَ أَنَا جَلِیسُ مَنْ ذَکَرَنِی...»، «بدانید که بهترین اعمال شما نزد پروردگارتان و پاکیزهترین و رفیعترین آنها و بهترین چیزی که بر آن آفتاب تابیده، یاد خداوند سبحان است چراکه وی از خودش خبر داده و فرموده: من همنشین کسی هستم که یادم باشد».(2)
پیر هرات گوید:
مردم را نور امید در دل تابد و عارف را نور عیان در جان!
امروز همه با جهان مشغولند،
و او با آن یکی
و فردا همه غرق نعیمند
و او همچنان با آن یکی!(3)
[ذکر این روز «اللّهمّ ارزقنی فیه ذکرک بدوامه» است.]
«اللّهمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ رَحْمَةَ الْأَیْتَامِ وَإِطْعَامَ الطَّعَامِ»،(1)«بار خدایا در این روز مهرورزی به یتیمان و خوراک دادن به دیگران را روزیم فرما».
گام دیگر از پلّههای صعود در مراتب خودسازی، فراتر رفتن از منافع شخص خود و خیر رساندن به دیگران است و پایینترین مرتبه آن این است که دیگران از دست و زبان انسان در امان باشند؛ «المسلم من سلم المسلمون من یده ولسانه»، «مسلمان کسی است که دیگر مسلمانان از دست و زبان وی در امان باشند» و این که وظایف خود را خود انجام دهد و بار زندگی خویش را بر دیگری نیندازد؛ «مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقَی کَلَّهُ عَلَی النَّاس»، «مطرود خداوند است کسی که بار خود را بر دیگران تحمیل کند.» مراتب بالاتر تعهد، خیر رساندن به دیگران و مهرورزی به این و آن است تا عالیترین مراتب آن که ایثار و فداکاری با جان و مال برای رفاه و آسایش و سربلندی و سعادتمندی جامعه است که شهیدان و صالحان از این جملهاند.
در دعای روز هشتم به دو مورد از این موارد به عنوان نمونه اشاره شده است: مهرورزی به یتیمان و خوراک خوراندن به دیگران.
در روایتی از پیامبر خدا(ص) آمده است که فرمود:
«خیر بیوتکم بیت فیه یتیم یحسن إلیه وشرّ بیوتکم بیت فیه یتیم یساء إلیه»،(2)«بهترین خانههای شما خانهای است که در آن یتیمی
مورد احسان و مهربانی قرار گیرد و بدترین خانههای شما خانهای است که در آن با یتیمی بدرفتاری شود».
در قرآن نیز آیاتی در این مورد آمده است: «فامّا الیتیم فلا تقهر و اما السائل فلا تنهر و اما بنعمة ربک فحدث» (ضحی:۱۱)، «پس یتیم را میازارش و سائل را مران از خویش و از نعمت پروردگارت فراوان گوی.» در جای دیگر فرماید «وفی اموالهم حق معلوم للسائل والمحروم» (معارج:۲۵)، «در اموالشان حقی است معلوم برای افراد نیازمند و محروم». اما مرتبهی والای ایثار آنجاست که در شأن اهلبیت فرمود: «وَیُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْکیناً وَیَتیماً وَأَسیراً، إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّه لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَلا شُکُوراً» (انسان:۸)، «و طعام را، با آنکه دوستش دارند، به بینوا و یتیم و اسیر خورانند و گویند ما شما را برای خدا اطعام کردهایم و از شما سپاسگزاری و پاداشی نمیخواهیم».
خواجه عبداللّه مسؤلیتپذیری را شاخهای از جوانمردی میداند و گوید:
خداوند کرامت بینهایت بر اصحابکهف نهاد، که آنان را جوانمرد خواند، همانگونه که ابراهیمخلیل و یوسف صدیق را جوانمرد خواند.
الهی!
نصیب من بیچاره از این کار، همه درد است،
مبارک باد که این درد مرا سخت درد است!
بیچاره آن کس که از این درد فرد است،
هر که بدین درد ننازد، حقأ که ناجوانمرد است!(1)
[ذکر این روز « اللّهمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ رَحْمَةَ الْأَیْتَامِ » است.]
1) . کشف الاسرار، 4/425.
«وَخُذْ بِنَاصِیَتِی إِلَی مَرْضَاتِکَ الْجَامِعَه»،(1)«بار خدایا در این روز مرا به کارهایی که از هر سو مورد خرسندی توست وادار».
به رضای الهی رضایت دادن، به خرسندی او خرسند بودن و کارها را به وی سپردن، از عالیترین مراتب پرهیزگاری است. خداوند متعال در قرآن کریم به نقل از همسر فرعون میفرماید: «وَأُفَوِّضُ أَمْری إِلَی اللّه إِنَّ اللّه بَصیرٌ بِالْعِبادِ»، «کارهایم را به خدا میسپارم که خداوند همواره به کار بندگان بیناست». (غافر:۴۴)
خواجه عبداللّه در بیان معنی تفویض فرماید:
«تفویض را اشارتی است لطیفتر از توکل و معنایی است وسیعتر از آن، چرا که توکل پس از وقوع سبب است و تفویض پیش از وقوع سبب و پس از آن، و آن عین تسلیم به پیشگاه خدای متعال است و توکل شعبهای از آن است.
تفویض دارای سه درجه است:
درجه نخست، آنکه بدانی بنده در برابر عمل خویش توانایی ندارد، پس از مکر در امان نباشد و از دستیاری ناامید نشود و از نیت دلخوش نگردد.
درجه دوم آنکه نیازمندی خود را همواره در برابر دیدگانت بنگری.
1) 1. دعای روز نهم ماه رمضان: «اللّهمَّ اجْعَلْ لِی فِیهِ نَصِیباً مِنْ رَحْمَتِکَ الْوَاسِعَةِ وَاهْدِنِی فِیهِ لِبَرَاهِینِکَ السَّاطِعَةِ وَخُذْ بِنَاصِیَتِی إِلَی مَرْضَاتِکَ الْجَامِعَةِ بِمَحَبَّتِکَ یَا أَمَلَ الْمُشْتَاقِینَ».
پس عملی را نجاتبخش خود ندانی و گناهی را تباه کننده خود مشماری و سببی را به انجام رسانندهی کارهای خود مپنداری.
درجهی سوم آنکه در هر کار خدا را به تنهایی بینی. که حرکت و سکون به فرمان اوست و پراکندگی و ناپراکندگی تنها در اختیار اوست».(1)
[ذکر این روز «افوض امری الی اللّه» است.]
1) 1. خواجه عبداللّه انصاری، منازلالسائرین، ص۷۹.
«اللّهمَّ اجْعَلْنی فیهِ مِنَ الْمُتَوَکِّلینَ عَلَیْکَ»،(1)«بار خدایا در این روز مرا از توکل کنندگان بر خود قرار ده».
توکل به دنبال کار رفتن با تکیه بر خداوند متعال است. توکل لازمهی توحید افعالی است و ذکر آن «لا حول و لا قوة الا باللّه» است و طبق برخی روایات کلید در بهشت است.
توکل در سه چیز حاصل میشود: توکل در بینش، توکل در پویش و توکل در کوشش. خداوند متعال فرماید: «انّه لیس له سلطان علی الذین آمنوا وعلی ربهم یتوکلون»،(2)«برای شیطان بر ایمانباورانی که به خدا گرویده و بر پروردگارشان توکل کنند راهی نیست».
خواجه عبداللّه انصاری در کتاب منازل السائرین مینویسد:
خدای عزوجل میفرماید: «وَعَلَی اللّه فَتَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ» (مائده:۲۳)، «بر خدا توکل کنید اگر ایمان دارید».
توکل سپردن همه کارهاست به دارندهی آن و دل آرام داشتن است بر وکالت وی و این از دشوارترین کارهاست نزد عوام و از ابتداییترین کارهاست نزد خواص. چرا که خدای متعال همهی امور را خود به دست گرفته و چیزی از آن را به مردم واگذار نکرده است.
توکل بر سه وجه است:
در درجهی نخست در پی کار رفتن و از اسباب استفاده کردن است؛ با نیتی که انسان را به کار مشغول سازد، خلق را بهره دهد و درخواستهای نابهجا را واگذارد.
درجهی دوم توکل، کنار گذاردن طلب، چشمپوشی از سبب، و فارغ ساختن اوقات خود برای انجام واجبات است.
درجه سوم، درک حقیقت توکل است که انسان را از علت توکل رها سازد و آن این که بداند مالکیت حق تعالی بر اشیاء مالکیت عزت است؛ هیچ چیز را در مالکیت وی انبازی نیست تا وی را شریک خود سازد و کارهایش را به وی واگذارد. هر چه هست از اوست، به اوست و برای اوست».(1)
الهی!
دانی چرا شادم، چون به خواست خود به دام تو افتادم!
الهی!
تو خواستی، نه اینکه من خواستم،
دوست بر بالین دیدم چو برخاستم!(2)
[ذکر این روز «لاحول ولاقوة الا باللّه» است.]
«اللّهمَّ
حَبِّبْ إِلَیَّ فِیهِ الْإِحْسَانَ وَکَرِّهْ إِلَیَّ فِیهِ الفسوق الْعِصْیَانَ»، «بار خدای در این روز نیکیها را نزدم محبوب گردان و گناه و نافرمانی را برایم ناپسند دان».(1)
از گامهای دیگر برای رسیدن به تکامل و خودسازی انسان، دوری از گناهان و به طور کلی پلیدی گریزی است. گناهان به دو دسته تقسیم میشوند: گناهان بدنی و گناهان قلبی. گناه بدنی گناهی است که با اعضاء و جوارح انجام میشود مانند دزدی، غیبت و دروغگویی. گناه قلبی، گناهی است که در دل انجام میشود و اثرات آن در ظاهر بروز میکند؛ مانند حسد، ریا، تکبّر، دشمنی با نیکیها و دوستداشتن بدیها. در دعای امروز، رهایی از این گناهان را از خدا میطلبیم، چرا که خداوند متعال فرمود: «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلا»،(2)«بیگمان گوش و چشم و دلها در پیشگاه خدای متعال مسئولند».
در روایتی از امیر مؤمنان علی(ع) آمده است که فرمود:
«مَنْ أَرَادَ مِنْکُمْ أَنْ یَعْلَمَ کَیْفَ مَنْزِلَتُهُ عِنْدَ اللّه فَلْیَنْظُرْ کَیْفَ مَنْزِلَةُ
اللّه مِنْهُ عِنْدَ الذُّنُوبِ»،(3)
«اگر کسی میخواهد بداند جایگاهش در
پیشگاه خدا چگونه است، باید ببیند جایگاه خدا نزد وی به هنگام گناه چگونه است».
و در جای دیگر فرماید:
«مَا أَعْظَمَ وِزْرَ مَنْ طَلَبَ رِضَی الْمَخْلُوقِینَ بِسَخَطِ الْخَالِقِ»،(1)«هیچ گناهی بزرگتر از این نیست که بندهای رضایت آفریدگان را با خشم آفریدگاربه دست آرد».
در فرهنگ قرآن به گناهگریزی و پلیدیستیزی «تبتّل» گفته میشود. تبتّل بریدن از بهرهها و چشمداشتهای جهان است؛ در قرآن کریم آمده است: «واذکر اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا»، «خدای خویش را یاد کن و از کارهای بازگسستنی به سوی او باز گسل». (مزمل:۸)
تبتّل - از همه چیز جز یاد دوست بریدن- از مقامات روندگان است که در سلوک الیاللّه به آن میرسند و تا آنجا پیش میروند که بهشت با همهی نهرها و درختان، در جمال خیال آنان نیاید. دوزخ با همهی غلها و زنجیرها از سوز سینهی آنان بلرزد و افعی حرص دنیا، هرگز زیان به روزگار خوش آنان نرساند و خاری از بیشهی حسد و کبر، دامن آنان را نگیرد. گردی از بیابان نفس اماره بر گوشهی ردای آنان ننشیند و دودی از هاویهی هوا به دیدهی دل آنان نرسد. به چشم عبرت به مردم نگرند، به زبان شفقت با دیگران سخن گویند و از سر الفت مهر آنان را به دل گیرند.
در کتاب صد میدان درباره «تبتّل» آمده است:
1) . محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج12، ص210.
«میدان بیست و ششم تبتّل است؛ از میدان اخلاص میدان تبتّل زاید؛ قوله تعالی: «وتبتل الیه تبتیلاً». تبتّل [بریدن و] بازگشتن است و آن از سه چیز است به سه چیز: از دوزخ به بهشت، از دنیا به آخرت و از خود به حق.
از دوزخ به بهشت رسیدن سه چیز است: از حرام به حلال پیوستن، از کینه و عداوت به نصیحت بازگشتن و از دلیری به پرهیزگاری گشتن.
از دنیا به آخرت آمدن سه چیز است: از حرص به قناعت آمدن، از علایق به فراغت آمدن و از اشتغال به انابت آمدن.
از خود به حق گشتن سه چیز است: از ادّعا به نیاز آمدن، از لجاج به تسلیم آمدن و از اختیار به تفویض آمدن».(1)
[ذکر این روز «یا ملجأ العاصین» است.]
1) 1. خواجه عبداللّه انصاری، منازلالسائرین، ص۳۰۲.
«اللّهمّ زَیّنّی فیه بالسَّترِ والعَفافِ»،(1)« خدایا در این روز مرا به زیور پیرایش از گناه و پاکدامنی بیارای».
پس از آنکه انسان خود را از زنگار گناه پاک کرد و دامن از آلودگیها و پلیدیها شست، نوبت آراسته شدن به زیور و زینتهای رفتار و کردار پسندیده است. به گفته مولانا:
اول ای جان دفع شرّ موش کن
وانگهی در جمع گندم کوش کن(2)
اکنون که موشهای دزد و ویرانگر را از انبار غلّهی خود دور کردهایم، باید در فضایی سالم، به جمعآوری دانههای پاکدامنی و پرهیزگاری، و کردار و رفتار شایسته و پسندیده بپردازیم. پس از استحمام و دور کردن کثیفیها، خود را به انواع آرایشها بیاراییم؛ آراسته شدن به پوشش عفاف و پاکدامنی.
خواجه نصیرالدین طوسی در معنای عفت گوید: «عفت آن است که قوت شهوت، مطیع نفس ناطقه باشد، تا نصرت او به اقتضای رأی او بود و اثر خیریّت در او ظاهر شود و از تعبّد هوای
نفس و استخدام لذّات فارغ گردد».(3)
1) . دعای روز دوازدهم ماه رمضان: «اللّهمَّ زَیِّنّی فیهِ بِالسَِّتْرِ وَالْعَفافِ وَاسْتُرْنی فیهِ بِلِباسِ الْقُنُوعِ وَالْکِفافِ وَاحْمِلْنی فیهِ عَلَی الْعَدْلِ وَالاِْنْصافِ وَامِنّی فیهِ مِنْ کُلِّ ما اَخافُ بِعِصْمَتِکَ یا عِصْمَةَ الْخاَّئِفینَ».
2) . مولانا، جلالالدین محمد، مثنوی معنوی، دفتر اول.
3) 1. خواجه نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، ص۷۴.
از امام باقر(ع) نیز روایت است که فرمود: «مَا عُبِدَ اللّه بشَیْءٌ أَفْضَلُ مِنْ عِفَّة بَطْنٍ وَفَرْجٍ»،(1)
«خداوند به چیزی بهتر از پاکداشت شکم و فرج عبادت نشده است».
و این همه فرع بر این است که انسان خود بخواهد و بر پیشرفت خویش استقامت ورزد و تسلیم دستورات خداوند باشد.
پیر هرات گوید:
هر که از در تسلیم در آید بدو سه چیز دهند:
شربتی که دل وی از معرفت زنده گردد.
شرنگی که نفس اماره را بکشد.
شرابی که جانش سرمست شود.
با یکی حلاوت طاعت یابد.
با دیگری از معصیت بگریزد.
با سومی به روح مناجات رسد.
آنگاه در گرفتاریای افتد که از آن رهایی نتوان،
و همه زندگی را نهد بر سر آن!(2)
[ذکر این روز «اللّهمّ زیّنی بالستر والعفاف» است.]
«وَصَبِّرْنِی فِیهِ عَلَی کَائِنَاتِ الْأَقْدَارِ»،(1)«و شکیبایم کن بر مقدراتی که خواهد شد».
صبر؛ شکیبایی در اقامهی فرمان خداوند است. صبر دارای انواعی است: صبر بر مصیبت، صبر در طاعت و صبر بر معصیت.
پیر هرات [خواجه عبداللّه انصاری] در تفسیر آیه «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصابِرُوا وَرابِطُوا وَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (آلعمران: ۲۰۰)، گوید:
«ای کسانی که گرویدید، شکیبایی کنید در راه انجام احکام شرع و شکیبایی کنید در راه جنگ با مشرکان. لشکر سواره مسلمانان را آماده در مرزها نگهدارید، تا آزار کافران را بازدارید و از خشم خداوند بپرهیزید، تا رستگاری یابید».
وی در بیان عرفانی آیه مینویسد:
«یا ایها الذین آمنوا اصبروا ....» یکی خطاب به نفس است، دیگری خطاب به دل و سومی خطاب به جان.
نفس را میگوید: به طاعت و خدمت صبر کن.
دل را میگوید: بر بلا و سختی شکیبا باش.
سومی را گوید: با سوز و شوق درد بساز.
1) 1. دعای روز سیزدهم ماه رمضان: «اللّهمَّ طَهِّرْنِی فِیهِ مِنَ الدَّنَسِ وَالْأَقْذَارِ وَصَبِّرْنِی فِیهِ عَلَی کَائِنَاتِ الْأَقْدَارِ وَوَفِّقْنِی فِیهِ عَلَی الْتُّقَی وَصُحْبَةِ الْأَبْرَارِ بِعِزَّتِکَ یَا قُرَّةَ عَیْنِ الْمَسَاکِینِ».
گفتهاند: صبر عابدان در مقام خدمت بر امید ثواب است.
صبر عارفان در مقام حرمت بر آرزوی وصال است.
صبر دوستداران و عاشقان در حال مشاهدت در وقت تجلی است».
و در کتاب صد میدان گوید:
«میدان هفتم صبر است قوله تعالی «وان تصبروا خیر لکم».
صبر را سه رکن است:
یکی بر بلا که «اصبروا» آن است.
دیگری از معصیت که «صابروا» آن است. سیم بر طاعت که «ورابطوا» آن است.
صبر بر بلا، با «دوستداری» توان و از آن سه چیز زاید:
یکتایی دل، باریکی علم و نور فراست.
صبر بر معصیت به «ترس» توان و از آن سه چیز زاید:
الهام دلها، قبول دعا و نور عصمت.
و صبر بر طاعت با «امید» توان
و از آن سه چیز زاید: بازداشت بلا، روزی ناپیدا و گراییدن به نیکیها».(1)
[ذکر این روز «ربنا افرغ علینا صبرا» است.]
1) 1. خواجه عبداللّه انصاری، کشف الاسرار و عدة الابرار، جزء چهارم، در تفسیر آیه ۲۰۰ سوره آل عمران، و همچنین منازل السایرین، ص۳۴۲.
«وَاَقِلْنی فیهِ مِنَ الْخَطایا وَالْهَفَواتِ»،(1)«بار خدایا در این روز در مورد خطاها و لغزشهایم عذرم را پذیرا باش».
یکی دیگر از گامهای خودسازی، مراقبت از خویش در مورد خطاها و گناهان است؛ مراقبت از خویش برای آلوده نشدن به گناه و مراقبت برای استغفار و پوزشخواهی از خداوند در صورت آلوده شدن بدان.
نفس انسان سرکش و خودسر است و اگر به حال خویش رها شود، همانند حیوان تربیت نایافته به هر سو میرود و از هر علوفهای که سر راه اوست میخورد. این آدمی است که باید با مراقبه، همواره عنان نفس را در اختیار داشته باشد و به آن راهی که میخواهد برود، هدایتش کند و آنچه را میتواند و مجاز است مصرف کند، در اختیار او بگذارد. مراقبه عمل همیشگی مؤمن است که نمیتواند در هیچ مرحله از زندگی و در هر مقامی، از آن غفلت کند:
نفس، اژدرهاست او کی مرده است
از غم بی آلتی افسرده است(2)
مراقبت از نفس این است که اگر حیوان سرکش نفس به راه خطا رفت و یا ناخواسته خطایی از او سر زد، با استغفار و پوزشخواهی وی را به راه راست و صراط مستقیم بازگرداند؛ «رَبَّنا لاتُؤاخِذْنا إِنْ نَسینا أَوْ
أَخْطَأْنا»،(1)
«پروردگارا، اگر از روی خطا یا به اشتباه خطایی مرتکب شدیم مگیر بر ما».
پیر هرات گوید:
مراقبه دوام ملاحظه است مقصود را و آن بر سه درجه است:
درجه نخستین، مراقبهی حق است در راه نوردیدنی پیوسته به سویش؛ میان بزرگداشتی که دلبستهات کند، نزدیکیای که بر گیردت، و شادمانیای که برانگیزدت.
درجه دوم، توجه به این نکته است که حق مراقب توست، با فروگذاشتن معارضه و دوری جستن از اعتراض و شکستن حریم گناه.
درجه سوم، مراقبه ازل است، با مطالعه پیشگامی در برافراشتن پرچم یکتایی؛ مراقبه ظهور اشارات تنهائی و نفخههای جاودانی، و مراقبه رهایی از بندهای دیدهبانی.(2)
و در کتاب صد میدان گوید:
«میدان پنجاه و سیم مراقبت است. از میدان طمأنینه میدان مراقبت زاید. مراقبت به کوشیدن است و آن سه چیز است:
مراقبت خدمت، مراقبت زمان و مراقبت سِرّ.
مراقبت خدمت به سه چیز توان یافت: بزرگ آمدن فرمان، آگاهی از سنتِ [پروردگار جهانیان] و شناختن ریا [عمل کردن برای این و آن].
مراقبت زبان به سه چیز توان: بر فنای شهوات، صفای خطرات و غلبه محبت.
مراقبت سِرّ به سه چیز توان: به گم شدن از گیتی، رها شدن از خودپرستی و دل بریدن از وابستگی».(1)
[ذکر این روز «اللّهمّ تجعلنا غرضأ للبلایا والافات» است.]
1) 1. صد میدان، 76؛ شرح منازل السایرین، 316.
«وَاشْرَحْ فیهِ صَدْری بِاِنابَةِ الْمُخْبِتینَ»،(1)«بار خدایا سینهام را به توبهی فروتنان فراخی بخش».
راندن تیرگیها از دل و گشودگی سینه به انوار الهی، رها شدن از تنگ نظریها، سطحینگریها، خودخواهیها، دنیا بینیها و دنیاطلبیها، از آثار گشودگی سینه است؛ تا انسان در بند خود و اسیر دل است، به جایی نخواهد رسید.
حضرت موسی از خدا گشودگی سینه میخواهد: «ربّ اشرح لی صدری ویسرّلی امری»،(2)
«پروردگارا سینهام را گشایش بخش و کارم را برایم آسان فرما».
خواجه عبداللّه انصاری گوید:
«موسی شرح صدر خواست نه شرح قلب، از آن جهت که حرج و تنگی به سینه رسد نه به دل؛ صدر دیگر است و قلب دیگر. صدر در خبر است و قلب در نظر.
در کریمه شریفه نیز به پیامبر اسلام شرح صدر نوید داده شده است: «الم نشرح لک صدرک ووضعنا عنک وزرک».(3)«آیا به سینهات
گشودگی عطا نکردیم و بار سنگینت را از تو باز ننهادیم؟».
و این گشودگی سینه بود که پیامبر را دریادل کرد و رحمةللعالمین و صاحب اخلاق پسندیده شد که فرمود: «وَإِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ».
پیر طریقت را از انفاس نیک بختان و بدبختان پرسیدند، گفت:
نَفس بدبخت، دود چراغی است کشته،
در خانهای تنگ و در بسته،
و نفس نیک بخت، چشمهای است روان
آراسته به گلهایی الوان.
الهی!
به بهشت و حور چه نیازم؟
اگر مرا سینهای گشوده دهی، از آن سینه بهشتی سازم.(1)
[ذکر این روز «رب اشرح لی صدری» است.]
1) . کشف الاسرار، 4/460، تفسیر سوره هود.
«اللّهمَّ
وَفِّقْنی فیهِ لِمُوافَقَةِ الاْبْرار»،(1)«بار خدایا در این روز به همراهی با نیکان موفقم گردان».
از گامهای دیگر خودسازی، دوستی با افراد صالح و شایسته و همراهی با نیکان است که برگزیدن همراه نیک در سعادت دنیا و آخرت انسان بسیار مؤثر است؛ گفتهاند:
همنشین تو از تو به باید تا تو را عقل و دین بیفزاید(2)
در قرآن کریم آمده است که مؤمنان عاقبت به خیری و مرگ با نیکان را از خداوند میخواهند؛ «وتوفَنا مع الابرار»،(3)
«ما را با نیکان بمیران.» این نتیجهی زندگی و عاقبت کار است؛ در حقیقت، تا انسان در طول زندگی با نیکان زندگی نکند، نمیتواند با آنان بمیرد. در روایتی آمده است: «هر کس آن گونه میمیرد که زندگی میکند و آن گونه برانگیخته میشود که میمیرد».
از امام صادق(ع) روایت است که فرمود: «استکثروا من الاخوان فانَ لکلَ مؤمن شفاعة»، «با برادران دینی خود زیاد ارتباط برقرار کنید، چرا که هر مؤمنی را نزد خدا شفاعت پذیرفتهای است».(4)
1) ۱. دعای روز شانزدهم ماه رمضان: «اللّهمَّ وَفِّقْنی فیهِ لِمُوافَقَةِ الاْبْرارِ وَجَنِّبْنی فیهِ مُرافَقَةَ الاْشْرارِ وَآوِنی فیهِ بِرَحْمَتِکَ اِلی دارِ الْقَرارِ بِاِلهِیَّتِکَ یا اِلهَ الْعالَمینَ».
2) ۲. مولانا، جلالالدین محمد، مثنوی معنوی.
3) ۳. قرآن، آلعمران: ۱۹۳.
4) . شیخ حرّ عاملی، وسایل الشیعة، کتاب العشرة، ج۵، ص۴۰۸. این روایت به نقل از حضرت عیسی(ع) نیز روایت شده است.
از ابن عباس نیز روایت است که گفت: «قیل یا رسول اللّه: ایّ الجلساء خیر؟ قال: من تذکرکم اللّه رؤیته، ویزید فی علمکم منطقه، ویرغبکم فی الاخرة عمله»، «به پیامبر خدا(ص) گفته شد کدامیک از دوستان بهتریناند؟ فرمود: کسی که دیدارش شما را به یاد خدا بیندازد، گفتارش دانش شما را بیفزاید و کردارش شما را به آخرت تشویق کند».(1)
در قرآن کریم خداوند متعال پیامبرش را از اینکه با دیگر مردم با مهر و محبت رفتار میکند و با آنان مشورت میکند، مورد تقدیر قرار میدهد و میفرماید: «فبما رحمة من اللّه لنت لهم ولو کنت فظّاً غلیظ القلب لا نفضَوا من حولک فاعف عنهم واستغفر لهم وشاورهم فی الامر»،(2)
«به لطف خدا با آنان نرمخو شدی و اگر درشتخو و سختدل بودی از پیرامونت پراکنده میشدند. پس آنان را ببخشای و برایشان آمرزش بخواه و در کار با آنان مشورت نما».
و بهترین رفیق و زیباترین دوست برای انسان رفاقت و دوستی با خداوند است. پیر عارفان در تفسیر عرفانی آیه 31 سوره یوسف «فلما سمعت بمکرهن ارسلت الهنّ...» گوید:
چون عزیز مصر در کار یوسف برفت، و داستان عشق او همهی ولایات را گرفت، زبان طاعنان بر او دراز شد، زنان مصر تیر ملامت بر او میانداختند، و او خود را تسلی میداد که معشوق خوب روی به ملامت میارزد. که گفتهاند: آن کس که بار ملامت نکشد عاشق کی بود؟!
زلیخا که این سخنان شنید آنان را فرا خواند تا معشوقش را بدانان بنمایاند، تا بدانند!
و زنان چون جمال یوسف را دیدند، همه از دهشت فرو افتادند و به جای ترنج دستانشان را بریدند، و همگی گفتند: این بشر نیست، این فرشته است!(1)
الهی!
تو دوستان را به لطف آشکار گشتی،
قومی را به شراب انس، مستان کردی،
قومی را به دریای دهشت غرقه ساختی،
ندا از نزدیک شنواندی و دور را نشان دادی!
رهی را باز خواندی و خود نهان گشتی!
برایشان به عظمت جلوهگری کردی و خود را در پرده نهان کردی!
تا آن جوانمردان را در وادی دهشت و بیطاقتی سرگردان کردی!
به راستی این چیست که با آن بیچارگان کردی؟!
دلیل آن گمشدگان تویی!
دست گیر آن غرق شدگان تویی!
دیت آن کشتگان تویی!(2)
[ذکر این روز «اللّهمّ وفقنی لمرافقة الابرار» است.]
«اللّهمَّ اهْدِنی فیهِ لِصالِحِ الاْعْمالِ»،(1)
«بار خدایا در این روز مرا به شایستهترین کارها هدایت فرما».
انسان دریک زمان، میتواند کارهای مختلفی انجام دهد. اما تشخیص بهترین و درستترین کار و انجام آن، چیزی است که بدان عمل صالح گفته میشود. اولویتبندی کارها و از میان دو کار خوب، انتخاب بهترین و از میان دو کار بد، که انسان مجبور به انجام یکی از آنهاست، انتخاب کم زیانترین، از چیزهایی است که انسان در طول زندگی همواره با آن روبروست. مهمترین ملاک در انتخاب عمل صالح، توجه به آخرت است؛ به شکلی که از میان چند کار، کاری را برگزیند که به ثواب نزدیکتر است و در آخرت ملامت به بار نیاورد. این انتخاب به ویژه در امور مهم زندگی جز با توفیق و توجه الهی امکانپذیر نیست. بسا انسان چیزی به نظرش مهمتر و درستتر میرسد در حالی که اینگونه نیست و یا بعد مشخص میشود که اینگونه نبوده است. بنابراین رهرو راه خدا همواره باید از خدا بخواهد وی را به انتخاب آنچه شایسته است، هدایت کند و او را به کاری که پشیمانی به بار نمیآورد، موفق دارد.
در بیشترین مواردی که خداوند متعال از ایمان سخن به میان آورده،
1) . دعای روز هفدهم ماه رمضان: «اللّهمَّ اهْدِنی فیهِ لِصالِحِ الاْعْمالِ وَاقْضِ لی فیهِ الْحَواَّئِجَ وَالاْمالَ یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلَی التَّفْسیرِ وَالسُّؤ الِ یا عالِماً بِما فی صُدُورِ الْعالَمینَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِهِ الطّاهِرینَ».
از عمل صالح نیز سخن گفته است چرا که ایمان بدون عمل صالح سودی ندارد؛ در سوره عصر میخوانیم: «والعصر انّ الانسان لفی خسر، الاَ الذین آمنوا وعملوا الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر».(1)در اینجا ایمان و عمل صالح در کنار یکدیگر آمده و سفارش به حق و صبر مورد تأکید قرار گرفته است. همینطور در این آیه: «الذین آمنوا وعملوا الصالحات اولئک اصحاب الجنة هم فیهاخالدون»،(2)«کسانی که به خدا گرویده و کارهای شایسته انجام دادهاند، اینان اهل بهشتند و در آن جاودانهاند».
عمل صالح هم باید از «حسن فعلی» برخوردار باشد و هم از «حسن فاعلی». یعنی هم کار، خوب باشد و هم انجامدهنده از انجام آن، اهدافی نیکو را دنبال کند؛ اگر کسی پل و مدرسه و دانشگاه میسازد اما به خاطر ریا و خودنمایی و سوءاستفادههای دیگر، این عمل، عمل صالح نیست؛ شاید کسانی که خلوص نیت را شرط قبولی اعمال میدانند به همین نکته نظر دارند.
برای یافتن عمل صالح باید تلاش کرد و به جستجو پرداخت، اگر طلب در سالک شدت گیرد یاری خدا نیز به یاریش میشتابد و عمل صالح را در هر زمان بدو مینمایاند. و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا.
پیر هرات در تفسیر عرفانی آیه شریفه «اذقال موسی لاهله امکثوا انّی آنست ناراً لعلکم تصطلون» گوید:
آتش نشانهی جود است و دلیل سخاء، بادیه نشین آتش افروزد تا بدان میهمان گیرد؛ هیچ کس به آتش مهمانی چون موسی نیافت و هیچکس به آتش میزبانی چون خدا ندید! موسی آتش میجست که خانه افروزد، آتشی جست که جان و دل سوزد!(1)
[ذکر این روز «اللّهمّ اهدنی لصالح الاعمال» است.]
1) . کشفالاسرار، تفسیر آیه 29 سوره قصص.
«وَخُذْ به کلِّ اَعْضائی اِلیَ اتِّباعِ اثارِهِ»،(1)«بار خدایا همه اندامهایم را به پیروی از آثار این ماه وادار».
جهتدهی به کارهای پراکنده و هدفگذاری یکسان برای گفتاری که آدمی میگوید و کرداری که انجام میدهد، از اموری است که به حرکت تکاملی انسان شتاب بخشیده و او را از چندگانگی به توحید و از پراکندگی به وحدت میرساند. در دعای کمیل میخوانیم: «حتی تکون اعمالی واورادی کلّها وردأ واحدا وحالی فی خدمتک سرمدا»، «خدایا آنگونه کن که همه گفتار و کردارم یک آهنگ را بنوازد و همه احوالم در خدمت تو باشد».
خواجه عبداللّه در منازل السایرین گوید:
«جمع آن است که پراکندگی را از میان بردارد، اشاره را بخشکاند و از آب و خاک فراتر رود و از دو رنگی و دو رویی پیراسته شود.
جمع را سه درجه است: جمع دانش، جمع دریافت و جمع وجود.
جمع دانش، متلاشی شدن همه دانشهاست در دانش خدادادی.
جمع دریافت، تمرکز همهی کارهاست در کارهای خدایی
و جمع وجود، بیتوجهی به همه چیزهای مورد اشاره است در وجود بیکرانه الهی؛
1) ۱. دعای روز هیجدهم ماه رمضان: «اللّهمَّ نَبِّهْنی فیهِ لِبَرَکاتِ اَسْحارِهِ وَنَوِّرْ فیهِ قَلْبی بِضیاَّءِ اَنْوارِهِ وَخُذْ بِکُلِّ اَعْضاَّئی اِلیَ اتِّباعِ اثارِهِ بِنُورِکَ یا مُنَوِّرَ قُلُوبِ الْعارِفینَ».
مقام جمع غایت مقامات سالکان و بر ساحل دریای توحید است».(1)
ذکر این روز «لا اله الا اللّه» است و این شعارِ توحید است که «هیچ خدایی به جز خدای یکتا نیست» و این گواهی، هم به زبان است، هم به دل و هم با هر یک از اندامهای بدن.
پیر هرات گوید:
«بدان که کلمه توحید مایهی دین است و حصار امان و شعار اهل ایمان و مفتاح جنان؛
بی گفتن این کلمه، نه اسلام است و نه سلام؛ بیپذیرفتن آن نه ایمان است و نه امان.
تا به زبان این کلمه را نگویی، در دنیا سلامت نیست؛
تا به دل نپذیری، در عقبی کرامت نیست.
هر که در حمایت این کلمهی بزرگوار آمد،
در سراپردهی امان خدای قهار آمد».(2)
[ذکر این روز «لا اله الا للّه» است.]
«اللّهمَّ وَفِّرْ فیهِ حَظّی مِنْ بَرَکاتِهِ»،(1)
«بار خدایا بهرهام را از برکات این روز فزونی بخش».
از گامهای دیگر سالک الیاللّه، امیدواری به رحمت خداوند است که از فضل خویش بر نعمتهای او بیفزاید. انسان با امید زنده است و آرزوها جهتدهنده اوست؛ آرزوی مثبت، تلاش و کوشش انسان را برای انجام کارهای خیر افزون میکند. راه خدا بینهایت است و برکتها و نعمتهای خدا نیز بینهایت. هیچ عیبی بر بنده نیست که نعمتهای گستردهی الهی را آرزو کند و در صدد به دست آوردن آن باشد. اما این را نیز نباید فراموش کرد که بهشت را به بها میدهند نه به بهانه؛ بخششهای خدا گزاف و بیحساب نیست و از عدالت خدا به دور است اگر همانگونه که به بندگان عابد، زاهد، شکیبا، مجاهد و متعهد خود اجر و پاداش میدهد، به کسانی که بدان درجه از عبادت و تلاش و کوشش تن نمیدهند نیز بدهد. این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که خداوند از فضل خود، کار نیک اندک را میپذیرد و از گناهان بزرگ (در صورت توبه) در میگذرد. «یامن یقبل الیسیر ویعفو عن الکثیر»؛ این فضل گستردهی الهی است که انسان را هم چنان امیدوار نگه میدارد. از این روست که سالک الیاللّه باید همواره بین
1) . دعای روز نوزدهم ماه رمضان: «اللّهمَّ وَفِّرْ فیهِ حَظّی مِنْ بَرَکاتِهِ وَسَهِّلْ سَبیلی اِلی خَیْراتِهِ وَلا تَحْرِمْنی قَبُولَ حَسَناتِهِ یا هادِیاً اِلَی الْحَقِّ الْمُبینِ».
خوف و رجا زندگی کند.
پیر هرات در کتاب صد میدان گوید:
«میدان چهل و سوم رجا است. از میدان فرار، میدان رجا زاید. قوله تعالی: «یحذرالاخرة، ویرجوا رحمة ربه». رجاء امید است و یقین را دو پَر است: یکی «ترس» و دیگری «امید».
مرغ ایمان را دو پَر «خوف» و «رجا»ست
مرغ را بیپَر پرانیدن خطاست(1)
و در تفسیر سوره اعراف گوید:
هرکس را امیدی است و امید عارف دیدار،
عارف را بی دیدار، نه به مزد حاجت است، نه به بهشت کار.
همگان بر زندگانی عاشقند و مرگ برایشان دشوار.
عارف به مرگ محتاج است؛ به امید دیدار.
گوش، از لذت سماع برخوردار. لب، حق مهر را وامگذار.
دیده، آراستهی روز دیدار.
جان، از شراب وصال بس خمار!(2)
[ذکر این روز «یا هادِیاً اِلَی الْحَقِّ الْمُبینِ» است.]
«یا مُنْزِلَ السَّکینَة فی قُلُوبِ الْمُؤْمِنینَ»،(1)
«ای آرامشبخش دلهای مؤمنان».
سکینه اصطلاحی عرفانی اخلاقی است و به معنی آرامش و وقاری است که پس از اطمینان در قلب سالک ایجاد میشود؛ احساس آرامشی که پس از انجام وظیفه و هنگام انجام آن، به انسان دست میدهد و این چیزی است که خدا در دل مؤمنان میاندازد.
«هوالذی انزل السکینة فی قلوب المؤمنین»،(2)«اوست که دلهای مؤمنان را آرامش میبخشد.» این آرامش با یاد و نام خدا در دلها پدید میآید. «الا بذکراللّه تطمئن القلوب»،(3)«دل آرام گیرد به یاد خدا.»
از امام صادق(ع) روایت شده است که درباره گنجی که در داستان خضر و موسی(ع) در قرآن آمده: «وکان تحته کنز لهما»،(4)«در زیر آن دیوار گنجی برای آنان نهفته بود»، فرماید:
«آن لوحی بود که بر آن نوشته شده بود: بسم اللّه الرحمن الرحیم. عجبت لمن ایقن بالموت کیف یفرح و عجبت لمن ایقن بالقدر کیف یحزن و عجبت لمن ایقن بالدنیا وتقّلبها باهلها کیف یرکن الیها»، «در
شگفتم از کسی که مرگ را باور دارد، چگونه شادی میکند؛ تقدیر و اندازهگیری خدا را باور دارد، چگونه غمناک میشود؛ دنیا و دگرگونی آن را میداند، چگونه بدان دل میبندد».
فیض کاشانی گوید:
آن دل که تویی در وی، غم خانه چرا باشد
چون گشت ستون مسند حنّانه چرا باشد
غم خانه دلی باشد، کان بیخبر است از تو
چون جای تو باشد دل، غم خانه چرا باشد
بیگانه کسی باشد، کاو با تو نباشد یار
آن کس که تواش یاری، بیگانه چرا باشد
واژه «سکینه» در آیه ۲۳۸ سوره بقره، آیه ۲۶ سوره فتح و آیه ۳۰ سوره توبه آمده است و با واژه وقار ارتباطی تنگاتنگ دارد.
پیر هرات، در تفسیر عرفانی آیه ۳6 سوره فتح مینویسد:
«سکینه، آرامشی است که خداوند به فضل خود در دل دوستانش میافکند و آرامش دلها را در دو چیز مینهد: یکی در خدمت و دیگری در یقین.
آرامش در خدمت به سه چیز است: ۱. عمل به احکام شرع، تا به اندک توانگر شود، ۲. اعتماد به اصل دین، تا از وسوسهی شیطان در امان باشد و ۳. در کار دین خلق را فراموش کند، تا از ریا آزاد شود. آرامش در یقین نیز به سه چیز است: ۱. به هرچه روزی شود، راضی باشد، تا از سنگینی بار بیاساید، ۲. زیان را یکسان بیند، تا از بیم فارغ شود ۳. امور خود را به خدا واگذارد، تا از علاقهها رهایی یابد.
نشانه رسیدن به سکینه و آرامش این است که آدمی بخشنده و
بخشاینده شود. بخشایشی که همهی دنیا را به کافری بخشد و بر او منت ننهد؛ و بخششی که همهی نعمت دنیا را به مؤمنی بخشد و اگر بپذیرد، ممنون او باشد».(1)
[ذکر این روز «یا مُنْزِلَ السَّکینَةِ فی قُلُوبِ الْمُؤْمِنینَ» است.]
1) 1. رشیدالدین میبدی، ابوالفضل، کشف الاسرار و عدة الابرار، تفسیر آیه ۳6 سوره فتح.
«وَلا تَجْعَلْ لِلشَّیْطانِ فیهِ عَلَیَّ سَبیلاً»،(1)«بار خدایا در این روز راهی را برای شیطان بر من قرار مده».
کار شیطان، اغواگری و وسوسهی درونی است؛ اما بدون خواست انسان نمیتواند به صورت تکوینی او را به انجام کارهای ناپسند مجبور کند. در روز رستاخیز نیز که برخی به شیطان اعتراض میکنند و او را مسئول کارهای ناشایست خود میدانند، او در دفاع از خود میگوید:
«ماکان لی علیکم من سلطان الّا ان دعوتکم فاستجبتم لی فلا تلومونی ولوموا انفسکم»،(2)«من در دنیا بر شما سلطهای نداشتم، تنها من شما را فرا خواندم این شما بودید که دعوتم را پذیرفتید، پس مرا سرزنش نکنید، بلکه خود را سرزنش کنید.» هنگامیکه در دعاها از خدا رهایی از شیطان را میخواهیم، در حقیقت به خدا پناه میبریم و برای مقابله با وسوسههای او، که با سوارگان و پیادگانش بر ما هجوم آورده و ما را تحت فشار قرار میدهد، از خدا یاری میخواهیم.
راه مقابله با شیطان تقوا (خویشتن بانی) و وَرَع (پرهیزگاری) است.
خواجه عبداللّه گوید:
«ورع بازپرهیزیدن است از کارهای ناپسندیده، افزونیهای
ناشایسته و خاطرههای شوریده.
ورع از ناپسندیده به سه چیز توان: ۱. دریغ داشتن خود از نکوهش، ۲. نگاهداشتن دین خود از کاهش ۳. باز داشتن دل از آلایش.
ورع از افزونی به سه چیز توان: ۱. درازی حساب و میزان،۲. شماتت خصمان ۳. غبن از وارثان.
ورع از خاطرههای شوریده به سه چیز توان: ۱. به تدبر قرآن، ۲. به زیارت گورستان ۳. به تفکر در حکمت حکیمان».(1)
[ذکر این روز «اعوذباللّه من الشیطان الرجیم» است.]
1) 1. انصاری، عبداللّه، صد میدان، میدان پانزدهم، ص۴۲.
«وَوَفِّقْنی فیهِ لِمُوجِباتِ مَرْضاتِکَ»،(1)
«بار خدایا در این روز مرا بدانچه زمینهی خشنودیت را فراهم میآورد، موفق فرما».
سالک به آنچه خدا برای وی خواسته، خرسند است و با این کار زمینهی خشنودی خدا را فراهم میآورد. یکی از زمینههای خشنودی خداوند، دوست داشتن ذات حق است به گونهای که عشق به مولا، دیگر عشقها را از دل او بیرون کند. در روایتی از امام صادق(ع) نقل است که فرمود: «ایمان کسی خالص نمیشود تا این که خدا را از خود، پدر و مادر، فرزند، اهل و عیال و مال، و از همهی مردم بیشتر دوست بدارد».(2)
دوست داشتن مستمندان، بیچارگان و نیازمندان نیز باعث خشنودی خداوند است؛ چرا که اینها عیال خداوندند. حضرت موسی(ع) از خدایش خواست تا یکی از نشانههای خشنودی خود از بندگانش را باز گوید. به او وحی رسید که «ای موسی، هرگاه دیدی بیچارگان و مسکینان را دوست داری و از ستمگران بیزاری، بدان که این خشنودی و دشمنی تو نشانهی خشنودی من است».(3)
1) ۱. دعای روز بیست و دوم ماه رمضان: «اللّهمَّ افْتَحْ لی فیهِ اَبْوابَ فَضْلِکَ وَاَنْزِلْ عَلَیَّ فیهِ بَرَکاتِکَ وَوَفِّقْنی فیهِ لِمُوجِباتِ مَرْضاتِکَ وَاَسْکِنّی فیهِ بُحْبُوحاتِ جَنّاتِکَ یا مُجیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّینَ».
2) ۲. «لایمحض رجلُ الایمان باللّه حتی یکون اللّه احب الیه من نفسه وابیه وامّه وولده وماله ومن الناس کلهم»، مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۲، ۲۵.
3) 3. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۲، ص۲۴۱.
چهرهگشادگی و خرسندی به آنچه خدا برای انسان مقدر کرده، از چیزهایی است که مورد رضای خداوند است. در روایت است: «من لم یرض بقضایی. ... فلیطلب ربّا سوایی»،(1)«هر کس به قضای من رضایت ندهد، پروردگاری جز من را جستجو کند».
فراق و وصل چه باشد رضای دوست طلب
که حیف باشد از او غیر او تمنایی(2)
پیر هرات در کتاب صد میدان گوید:
«میدان بیست و سوم رضاست. قوله تعالی: «رضی اللّه عنهم ورضوا عنه»،(3)«خدا از آنان خشنود است و آنان از او خشنود». رضا خشنودی است و بسندکاری. و آن سه چیز است: به دین وی چنان که فرستاده راضی باشی، به روزی خود و دیگران چنان که مقرر کرده راضی باشی و به مولای خود به جای هرچه از اوست راضی باشی».(4)
جانی است مرا به عشق تو خورده رقم
خواهیاش به شادی کش و خواهیش به غم(5)
و هم او در تفسیر عرفانی آیه شریفه فلما اسلما و تلّه للجبین (صافات/103) در بیان قربانی اسماعیل توسط ابراهیم (علیهما السلام) گوید:
من چه دانستم، که این دود، آتش داغ است!
من پنداشتم که هر جا آتشی است چراغ است!
من چه دانستم که در دوستی کشته را جایگاه است،
و قاضی خصم را پناه است!
من چه دانستم که حیرت را به وصال تو طریق است،
و ترا آن بیش جوید، که در تو غریق است.(1)
الهی!
چگونه یادت کنم، که خود همه یادم!
من خرمن نشان خود را، همه بر باد دادم!
[ذکر این روز «اللّهمّ وفّقنی لموجبات مرضاتک» است.]
1) . کشفالاسرار، 1/521.
«اللّهمَّ اغْسِلْنی فیهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَطَهِّرْنی فیهِ مِنَ الْعُیُوبِ»،(1)«بار خدایا مرا از گناهان شسته و از عیبها پیراسته کن».
شب قدر، شب توبه و بازگشت به درگاه خداوند متعال و شب شستشوی اندام از آلودگی به گناهان است؛ این شب، شب پیراستن روح و جان از عیوب معنوی مانند کبر، ریا، حسد و عُجْب با آب توبه است که همهی گناهان را پاک میکند؛ در همین زمینه فرمودند: «التائب من الذنب کمن لاذنب له»، «توبه کننده از گناه گویی هیچ گناهی مرتکب نشده است».
فیض بیکران خداوندی در طول ماه مبارک رمضان، که ماه ضیافت الهی است، بر همگان جاری است و گستردهتریناش در شبهای مبارک قدر است. سالک همواره انتظار چنین لحظاتی را میکشد تا نفخهی رحمانی بوزد و دل مردهاش با نسیم بهاری و نغمهی ملکوتی زنده شود.
پیر هرات در میدان توبه پیرامون آیه شریفه: «توبوا الی اللّه توبة نصوحأ»،(2)«به درگاه خدا با توبهای بی بازگشت توبه کنید»، گوید:
«توبه نشانِ راه است و سالار بارگاه و کلید گنج و شفیع وصال و
میانجی پذیرش و شرط قبولی عمل و سرِّ همه شادیها.
ارکان توبه سه چیز است. پشیمانی در دل، پوزشخواهی به زبان و بریدن از بدی و بَدان.
و اقسام توبه سه است: توبهی مطیع، توبهی عاصی و توبهی عارف. توبهی مطیع از بسیار دیدن طاعت است، توبهی عاصی از اندک دیدن معصیت و توبهی عارف از نسیان است و منت.
بسیار دیدن طاعت را سه نشان است: یکی خود را به کردار خود ناجی دیدن، دیگر مقّصران را به چشم خواری نگریستن و سه دیگر عیب کردار خود باز ناجستن.
و اندک دیدن معصیت را سه نشان است: یکی خود را مستحق آمرزش دیدن، دیگر بر اصرار آرام گرفتن و سه دیگر با بَدان الفت داشتن. نسیان و منت را سه نشان است: چشم احتقار از خود بر گرفتن، حال خود را قیمت نهادن و از شادی آشنایی فرو ایستادن».(1)
[ذکر این روز «استغفر اللّه ربّی واتوب الیه» است.]
1) 1. خواجه عبداللّه انصاری، صد میدان، میدان توبه، ص۳۱.
«وَاَعُوذُبِکَ مِمّا یُؤْذیکَ»،(1)
«از آنچه تو را میآزارد به تو پناه میبرم».
پس از توبه و انابه به درگاه خدا و و شستشوی دل و جان و روان از پلیدیها و آلودگیها، گام بعدی پناه بردن به خدا برای سپاسگزاری از سلامت نفس و پیشگیری از آلودگیِ دوباره به معصیت و نافرمانی خداست. باید از شرّ نفس اماره و شیطان گمراهکنننده به خدا گریخت و برای پیروزی از خدا کمک گرفت. باید لب را به ذکر «اعوذباللّه من الشیطان الرجیم» مترنّم کرده و همواره در نظر داشت که باید به حول و قوهی الهی پناه برد؛ «لاحول ولا قوة الا باللّه».
علمای عرفان و اخلاق دو مقام و میدان را برای پناه بردن به خدا مطرح کردهاند: یکی میدان «رغبت» است در آیهی شریفه «و انّا الی ربنا راغبون»(2)و یکی میدان «اعتصام»، «چنگ زدن به ریسمان محکم الهی» در آیه شریفه «واعتصموا به حبل اللّه جمیعأ و لا تفرّقوا».(3)
در کتاب صد میدان آمده است:
«میدان هشتاد و یکم «اعتصام» است؛ از میدان استسلام، میدان اعتصام زاید. اعتصام دست بر زدن است. اعتصام بر سه رشته است:
اول دست در توحید زدن که «فقد استمسک بالعروة الوثقی»(1)است. دوم به قرآن چنگ زدن که «حبل اللّه» است: «واعتصموا بحبل اللّه جمیعأ»(2)و سوم دست به حق در زدن که «و من یعتصم باللّه»(3)
است».(4)
«الهی! تو مؤمنان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی».(5)
«و در منزل و مقام رغبت زیر آیهی شریفه «و زکریا اذ نادی ربّه ربّ لاتذرنی فردأ وانت خیرالوارثین. فاستجبناله ووهبناله یحیی واصلحنا له زوجه انهم کانوا یسارعون فی الخیرات ویدعوننا رغباً ورهباً وکانوالنا خاشعین»،(6)نویسد:
«یادکن زکریا را که خدا را فرا خواند و گفت خدایا! مرا تنها و بی فرزند مگذار و تو بهترین وارثانی. پس ندای او را اجابت کردیم و یحیی را به او دادیم و همسر او را زاینده کردیم. چون آنها در کارهای نیک شتابان بودند و ما را از روی بیم و امید میخواندند و برای ما فروتن بودند.» به مذاق عارفان معنی آیه این است: خداوندا، پرده عصمت از من باز مگیر و مرا بر یادکرد خود میدار و از خود به دیگران مشغول مدار.
خداوند بندگان را بنواخت تا بشناختند. توفیق داد تا پرستیدند. تلقین کرد تا بخواستند. دل آنها را معدن نور کرد تا دوست داشتند. خدایی که بی رشوت دوست دارد، بیمنت عطا دهد و بی وسیلت
گرامی گرداند. هر که نیاز بدو برد، توانگرش سازد. هر که ناز بدو کند، عزیزش دارد. اگر سالها بنده گناه کند و گوید: توبه! گوید: پذیرفتم».(1)
[ذکر این روز «اعوذباللّه من الشیطان الرجیم» است.]
1) 1. انصاری، عبداللّه، منازل السائرین، ص309.
«اللّهمَّ اجْعَلْنی فیهِ مُحِبَّاً لاِوْلِیاَّئِکَ»،(1)
«بار خدایا در این روز مرا دوستدار دوستانت قرار ده».
محبت، دوستی و مهر ورزی است و این از عالیترین و والاترین مقامات است، دوستی خدا و دوستی با دوستان خدا. در پایان کتاب صد میدان آمده است:
و این صد میدان همه در میدان محبّت مستغرق است قوله تعالی: «یحبّهم و یحبونه» -- «خدا آنان را دوست میدارد و آنان دوستدار خداوندند».(2)«و دوستی را سه مقام است: اول راستی، دوم مستی و سوم نیستی».(3)
هنگامی که محبت به نهایت کمال رسد، عاشق در معشوق فانی میشود. در کتاب عللالمقامات نیز آمده است:
«محبت بنده، درخشش وی در برابر عزت پروردگار است و این در مذهب عوام عمده ایمان و در مکتب خواص علت «فنا» است.»(4).
پیر هرات در تفسیر سوره لقمان گوید:
«دلیل یافتِ دوستی؛ دو گیتی به دریا انداختن است و نشان
1) 1. دعای روز بیست و پنجم ماه رمضان: «اللّهمَّ اجْعَلْنی فیهِ مُحِبَّاً لاِوْلِیاَّئِکَ وَمُعادِیاً لاِعْداَّئِکَ مُسْتَنّاً بِسُنَّةِ خاتَِمِ اَنْبِیاَّئِکَ یا عاصِمَ قُلُوبِ النَّبِیّینَ».
2) 2. قرآن، مائده: 5.
3) 3. انصاری، عبداللّه، رساله صد میدان، ص117.
4) 4. فضلاللّه میبدی، ابوالفضل، کشف الاسرار و عدة الابرار، تفسیر آیه 32 از سوره یاسین.
حقیقت دوستی، به غیر نپرداختن!»(1)
«اول دوستی داغ است و آخر آن چراغ. اول دوستی اضطرار است و میانه آن انتظار و آخر آن دیدار!»(2)
در جای دیگر گوید:
«همه دوستی میان دو تن باشد. سه دیگر در نگنجد. در این دوستی همه تویی، من در نگنجم».(3)
و به راستی در وادی دوستی جای اغیار نیست، عاشق جز به معشوق نیندیشد و جز وصل و دیدار او نخواهد و در این راه دیگر خود را نمیبیند.
پیر هرات در مناجات نامهای گوید:
«الهی! ار زبان محبت خاموش است، حالش همه زبان است!
و رجان بر سر دوستی کرد. چون دوست به جای جان است!
غرق شده، آب نبیند، که گرفتار آن است!
به روز چراغ نیفروزند، که روز چراغ جهان است!»(4)
[ذکر این روز «اللّهم اجعلنی محبّاً لاولیائک ومعادیاً لاعدائک» است.]
«اللّهمَّ
اجْعَلْ سَعْیی فیهِ مَشْکُورا»،(1)« بار خدایا تلاشم را در این روز پاداش عنایت فرما».
حرکت و تلاش انسان باید برای دستیابی به هدف و رسیدن به نتیجهای باشد؛ کشاورز به امید درو میکارد، باغبان به امید میوه درخت مینشاند، تاجر به امید سود تجارت میکند، غواص به امید یافتن دُرِّ گرانبها به ژرفای دریا میرود و سالک به امید نتیجه به نماز و روزه و عبادت میپردازد. آن که نمازهایش را با حضور قلب میخواند، به بیچارگان و بینوایان رسیدگی میکند، اموالش را در راه خدا میبخشد، در روزهای گرم تابستان روزه میگیرد و در شبهای طولانی زمستان به عبادت و راز و نیاز با معبود میپردازد، بیتردید انتظار پاداش و مزدی از خداوند متعال دارد. بدون شک این تلاش و عبادت او نیز از دید خداوند رئوف و رحیم پوشیده نیست و تلاشهای وی را بینتیجه نمیگذارد. همچنانکه فرمود: «وکان سعیکم مشکورا»،(2)
«تلاش شما مورد سپاس خواهد بود و خدا به چندین و چند برابر پاداش خواهد داد».
انسان سالک به خدا اطمینان دارد و خدا نیز این اطمینان را به بندگان خود داده است که به وعدههایش با آنان وفا کند؛ چنان که
فرمود: «اوفوا به عهدی اوف بعهدکم»،(1)«شما به پیمانتان با من وفا کنید، من نیز به پیمانم با شما وفا خواهم کرد».
صاحب نفس مطمئنه هیچگاه در نتیجهبخش بودن عبادت و تلاش خود تردید نخواهد کرد. پیر هرات در تفسیر عرفانی آیه شریفه «الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکراللّه الا بذکراللّه تطمئن القلوب»(2)گوید:
«به زبان اشارت این آیه از دو کس خبر میدهد: یکی مرید و دیگری مراد. یکی کسی که اوقات خویش به ذکر زبان مستغرق دارد، گهی نماز کند، گهی تسبیح گوید، گهی قرآن خواند، و آن دیگری که مانند غریق در دریای بیکران ذکر حق را با جان مینوازد. این یک در راه دین است رونده، و در بند ذکر خویش درمانده و آن یک بر بساط قرب از مردم و اسباب دنیوی ربوده شده و به جذبهی الهی ویژه گشته. آن را گویند ذکر نگهدار! و این را گویند: ذکر را گوش دار! گروهی در آرزوی بهشتند و گروهی بهشت در انتظار آنهاست. که مصطفی فرمود: بهشت به چهار گروه اشتیاق دارد: روزهداران رمضان، خوانندگان قرآن، نگاهدارندگان زبان و سیر کنندگان گرسنگان».(3)
البته عارفان وارستهای که پیروان راستین مولا امیر مؤمنان علی(ع) هستند، خدا را به طمع بهشت یا ترس از دوزخ عبادت نمیکنند، بلکه چون او را شایسته عبادت یافتهاند میپرستند؛ زبان حال اینان این مناجات پیر هرات است که گوید:
«الهی! هر کس را امیدی است و امید عارف دیدار.
عارف را بی دیدار، نه به مزد حاجت است نه به بهشت کار.
همگان در زندگانی عاشقند و مرگ برایشان دشوار؛
عارف به مرگ محتاج است به امید دیدار».(1)
[ذکر این روز «شکراً للّه» است.]
1) 1. همان، ج3، ص۷۳۲، تفسیر سوره اعراف.
«اللّهمَّ ارْزُقْنی فیهِ فَضْلَ لَیْلَةِ الْقَدْرِ»،(1)
«بار خدایا در این روز فضیلت شب قدر را روزیم فرما».
قَدْر به معنی ارزش و اندازه است. شب قدر به شبی گفته میشود که سرنوشت انسان در آن رقم میخورد و تحولی بزرگ در رفتار وی پدید میآید؛ از کردار ناشایست و ناصواب گذشتهی خود پشیمان شده و توبه میکند و تصمیم میگیرد در آیندهای روشن و بدون گناه زندگی کند. این شب بهتر از هزار ماه است و فرشتگان در آن، با اجازهی پروردگارشان، بر انسان فرود میآیند. این شب، شبِ رحمت، برکت و سلامتی است تا این که فجرِ درخشان بدرخشد و صبح روشن زندگی آغاز شود.
شب قدر شب نزول قرآن بر پیامبر اکرم(ص) است. خداوند در سوره قدر میفرماید:«انا انزلناه فی لیلة القدر، وماادریک مالیلة القدر، لیلة القدر خیر من الف شهر، تنزل الملائکة والروح فیها باذن ربهم من کل امر، سلام هی حتی مطلع الفجر».(2)
در اینکه شب قدر در سال چه شبی است اختلاف است. اما بیشتر آن را در ماه مبارک رمضان و یکی از شبهای پانزدهم،
نوزدهم، بیست و یکم، بیست و سوم، بیست و هفتم و شب آخر ماه مبارک میدانند. بیش از اینکه بدانیم شب قدر کدامیک از این شبهاست، باید به این بیندیشیم که شب قدر را چگونه درک کنیم و چگونه به این فیض عظیم نایل شویم. ممکن است سالیان درازی بر برخی بگذرد و آنان شب قدری در زندگیشان نداشته باشند و تنبّه و تحوّلی در ایشان به وجود نیاید. ممکن است برخی افراد هم در طول زندگی، بارها و بارها به درک شب قدر نایل شده و با فرشتگان همآغوش شوند. شب قدر در شبهای سال ناپیداست، این آدمی است که باید شب قدرش را مشخص کند و به درک این فیض عظیم نایل شود. البته این زمینه در ماه مبارک رمضان به ویژه در دهه آخر آن فراهمتر است و سفره ضیافت الهی گستردهتر. خوشا به حال کسانی که از این سفره متنعّم میشوند. هر شب، شبِ قدر است اگر قدر بدانی؛ «و طوبی لاصحاب النعیم نعیمهم». هرگز مباد که فرصتها را از کف دهیم و از این چند روز عمر به ویژه روزها و شبهای پربرکت ماه مبارک رمضان استفاده نکنیم.
منقول است که امام زینالعابدین(ع) در شب بیست و هفتم رمضان، از آغاز شب تا پایان، پیوسته این دعا را میخواند:
اللّهمَّ ارْزُقْنیِ التَجافیِ عَنْ دارِالْغُرُورِ
وَ الْاِنابَةِ اِلی دارِالخُلُودِ
وَالْاِسْتِعْدادَ لِلْمَوْتِ
قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ.(1)
1) . مفاتیح الجنان، اعمال شب بیست و هفتم رمضان.
بارخدایا!
دل برکندن از سرای کژمدار
و بازگشت به سوی سرای ماندگار
و آمادگی برای مردن
پیش از فرارسیدن زمان رفتن را روزیم فرما.
اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد
باقی همه بیحاصلی و بی خبری بود
پیر هرات در میدان غیرت از کتاب صد میدان گوید:
«غیرت رشک بردن به چیزی است که چیزی جایگزین آن نیست و آن «عمر» است و «دل» و «وقت». عمر، دکان است و خِرَد، پیرایه و دین، سرمایه و مؤمن، بازرگان. آنچه از عمر گذشت، تاوانی است نادرمان. و آن نَفَس که در آنیم، یا تحفه است یا داغ؛ و آنچه از عمر مانده است یا زهر است یا تریاق.
دل، خزینهی مردان است و شیطان، دشمن؛ و مراقبت، قفل، و مؤمن، محتاج؛ هر چه از نَفَس میکاهد، در دل میافزاید، و هر چه بر دنیا میافزاید، از قیمت میکاهد. وقت مرد، ساعت غیبت مرد است از خود. وقت بر خداوندِ وقت، گرانتر است از دو جهان».(1)
[ذکر این روز «اللّهمّ ارزقنی فیه فضل لیلة القدر» است.]
1) . انصاری، عبداللّه، رساله صد میدان، ص80.
«وَ اَکْرِمْنیِ فِیهِ بِاِحْضارِ الْمَسائِلِ»(1)،
«بار خدایا، در این روز مرا با حضور در مسائل گرامی بدار».
از جمله گامهای خودسازی و در مراتب عالی آن احساس حضور است. احساس حضور در پیشگاه خدای متعال و احساس دست یابی به مسائل مورد نیاز برای انجام وظیفه در جهت عبودیت خداوند، که هدف اصلی آفرینش انسان است.
عالم محضر خداست و عالِم آگاه به مسائل دین و آشنا به تکالیف است که راه و رسم بندگی را میشناسد، و با انجام فرایض و تقرب به نوافل شرط عبودیت را به جا میآورد. نه چیزی از امور بندگان بر خداوند پوشیده است. و نه انسان سالک بین خود و خداوند پرده و پوششی میکشد و خود را از فیض ربالعالمین محروم میکند. در این کهنه سرای گیتی هر کس و هر چیز به گونهای در تلاش است که خود را به محضر پروردگار هستی برساند و در سایه سار فیض مطلق وی به آرامش برسد، زاهد با نماز، عابد با نیاز، عالِِم با تاخت و تاز، عارف با نسیمی دلنواز و نسیم صبحگاهی و گلهای بهاری با صد کرشمه و ناز.
پیر هرات در باب هشتاد و دوم منازل السائرین گوید:
«خداوند متعال فرمود: انّ فی ذلک لذکری لمن کان له قلب اوالق السمع و هوشهید - همانا در این [قرآن] پندی است برای کسی که دلی دارد، و گوش فرا مینهد و گواه است».
1) . دعای روز بیست و هشتم: «اللّهمَّ وَفِّرْحَظّیِ فِیهِ مِنَ النَّوافِلِ، وَاَکْرِمْنیِ فِیهِ بِاِحْضارِ الْمَسائِلِ، وَقَرَّبْ فِیهِ وَسِیلَتیِ اِلَیْکَ مِنْ بَیْنِ الْوَسائِلِ، یامَنْ لایَشْغَلُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحِّینَ».
مشاهده؛ برافتادن حجاب است به یکباره؛ و آن برتر است از مکاشفه؛ زیرا مکاشفه از جمله نعمتهاست و چیزی از خطوط ترسیمی در آن باقی است اما مشاهده، دیدار عین و ذات است و آن راسه درجه است:
مشاهده «معرفت» که فراتر از علم است، مشاهده «معاینه» که ریسمانها را میگسلد و زبان اشاره را لال میسازد، و مشاهده «جمع» که سالک را به خود میکشد و بر دریای وجود میراند.(1)
وهم او در مناجاتی گوید:
الهی! تو آنی که نور تجلی، بر دلهای دوستان تابان کردی،
چشمههای مهر، در سرهایشان روان کردی
و آن دلها را آیینه خود، و محل صفا کردی
تو در آن پیدا!
و به پیدایی خود در آن، دو گیتی ناپیدا کردی
ای نور دیده آشنایان،
و سوز سینه دوستان،
و سرور نزدیکان،
همه تو بودی و تویی،
نه دوری، تا جویند.
نه غایبی، تا پرسند.
نه تو را جز به تو یابند!(2)
[ذکر این روز «یاحیّ و یاقیوم» است.]
«اللّهمَّ غَشِّنیِ فِیهِ بِالرَّحْمَة»(1)، «بار خدایا در این روز مرا با رحمت خود فرو پوشان».
فرو رفتن در رحمت الهی و غرق دریای بیکران لطف و عنایت او شدن که جز با فضل و عنایت او به دست نمیآید.
رحمت دو گونه است، رحمت عام ، که همه موجودات را در بر میگیرد «و رحمتی وسعت کلّ شییء» و رحمت خاص، که ویژه مؤمنان و عارفان است که خداوند بر آنان صلوات و رحمت و درود فرستاده «اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمة». رحمت خدا همانند باران است که بر همه یکسان میبارد. اما برخی مردم همچون زمین شوره زار هستند که باران در آنها تأثیری جز رویدن خار و خس ندارد و برخی مردم چون سرزمین حاصلخیزی هستند که هر گیاهی در آن کشت شود سر بر میکشد و جوانه میزند و طراوت و سرسبزی به ارمغان میآورد.
غیب را ابری و آبی دیگر است آسمان و آفتابی دیگر است
ناید آن الاّ که بر خاصان پدید باقیان فی لبس من خلق جدید
هست باران از پی پروردگی نیست باران از پی پژمردگی(2)
سالکان الی اللّه خود را از بند و زنجیرها و وابستگیهای دنیایی میرهانند و چون قطرهای متصل شده بر دریا به دریای بیکران رحمت خداوندی میپیوندند و از قید ما و منی میرهند. سالک آنگاه که از خواب غفلت بیدار میشود و قدم در راه سلوک معنوی میگذارد، در هر گام چند صفت از صفات بشری را فرو مینهد تا آن که از وی هیچ نماند و به مقام فنا دست یابد و از اینجاست که سیر فی اللّه که بقاء بااللّه است آغاز میگردد.
پیر هرات در میدان شصت و چهارم از کتاب صد میدان گوید:
از میدان جمع میدان انقطاع زاید. قوله تعالی«انّی مهاجر الی ربی».
انقطاع، از غیر حق بریدن و به حق پیوستن است.
منقطعان با حق سه مردند:
یکی به «عذر»، دیگری به «جهد» سیم به «کلّ»
منقطع به عذر را سه نشان است:
نفسِ مرده؛ دل زنده؛ زبان گشاده.
منقطع به جهد را سه نشان است:
تن در سعی ؛ زبان در ذکر؛ عمر در جهد.
منقطع به کل را سه نشان است:
با خلق به رعایت ؛ با خود بیگانه؛ از تعلق آسوده.
و با زبان مناجات گوید:
الهی!
تا آموختنی را آموختم
آموخته را جمله بسوختم
اندوخته را برانداختم
و انداخته را بیندوختم
نیست را بفروختم
تا هست را بیفروختم.(1)
[ذکر این روز «کل شیئ هالک الا وجهه» است.]
1) . شرح منازل الاسایرین، 323.
«عَلی ما تَرْضاهُ وَیَرْضاهُ الرَّسُول»(1)، «بار خدایا در این روز روزهام را، آن گونه که تو و پیامبرت میپسندی، با سپاس و پذیرش خودت قرین فرما».
امروز روز پایان یافتن ماه مبارک رمضان است و روز پاداش و نتیجه، و آن قبول افتادن نماز و روزه و تلاوت قرآن و عبادات این ماه، به درگاه خدای متعال و در پیشگاه پیامبر و فرستاده اوست، امروز باید نتیجه زحمات روزه دار و نماز گزار مهر تایید و قبول بخورد و به جاودانگی بپیوندد. امروز با جاودانگی عمل، سالک نیز به جاودانگی میپیوندد و پس از یک دوره خودسازی و پالایش، و پیرایش و آرایش، چون قطرهای متصل شده بر دریا به دریا واصل میشود و پس از پشت سر گذاشتن منزل فناء فی اللّه به مقام بقاء باللّه میرسد. و در این مقام میماند. این مقام دیگر منزل نیست که از آن گذر کند، اینجا مقام است و جایگاه ماندن برای همیشه؛ فوز عظیم است و جایگاه صدق عند ملیک مقتدر و عالیترین مرحله سیر و سلوک انسان و پیوستن به ابدیت که اناللّه و انّا الیه راجعون و این همه بیعنایت او حاصل نمیگردد.
شیخ قشیری در تعریف فناء و بقاء گوید: فناء سقوط اوصاف مذموم است و بقاء یافتن اوصاف محمود.
1) . دعای روز سیام: «اللّهمَّ اجْعَلْ صِیامِی فِیهِ بِالشُّکْرِ وَالْقَبُولِ، عَلی ما تَرْضاهُ وَیَرْضاهُ الرَّسُولُ، مُحْکَمَةً فُرُوعُهُ بِالْاُصُولِ، بِحَقِّ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَالِهِ الطاهِریْنَ، وَالْحَمْدُللّه رَبِّ الْعالَمینَ».
پیر هرات گوید: الهی!
آب عنایت تو به سنگ رسید.
سنگ بار گرفت.
سنگ درخت رویانید،
درخت میوه و بار گرفت.
درختی که: بارش همه شادی،
طعمش همه انس،
بویش همه آزادی؛
درختی که بیخ آن در زمین وفا
شاخ آن بر هوای رضا
میوه آن معرفت و صفا
و حاصل آن دیدار و لقاست.(1)
سخن را با این مناجات کوتاه پیر هرات به پایان میبریم که فرمود:
الهی!
هر چه مرا از دنیا نصیب است به کافران ده!
و آنچه مرا از عقبی نصیب است به مؤمنان ده!
مرا در این جهان، یاد و نام تو بس،
و در آن جهان دیدار و سلام تو بس.(2)
[ذکر این روز «انا للّه وانا الیه راجعون» است.]
از ابن عباس روایت است که پیامبر خدا(ص) فضیلت بسیار برای هر روز ماه مبارک رمضان بیان کرد و برای هر روز دعاهای مخصوص با فضیلت و ثواب فراوان بیان فرمود، که ما به اصل دعا اکتفا میکنیم:
دعای روز اول
اللّهمَّ اجْعَلْ صِیامیِ فِیهِ صِیامَ الْصّائِمینَ، وَ قِیامیِ فِیهِ قِیامَ الْقائِمِینَ، وَ نَبِّهْنیِ فِیهِ عَنْ نَومَةِ الْغافِلِینَ، وَهَبْ لِی جُرْمِی فِیهِ یا اِلهَ الْعالَمِینَ، وَاعْفُ عَنّیِ یا عافِیاً عَنِ الْمُجْرِمِینَ.
بار خدایا! در این ماه روزهام را روزه روزهداران و نمازم را نماز نمازگزاران، گردان؛ از خواب بیخبران بیدارم کن و بر گناهم دیده فروپوشان؛ ای پروردگارِ جهانیان و از من در گذر ای بخشنده گنهکاران.
دعای روز دوم
اللّهمَّ قَرّبْنیِ فِیهِ اِلی مَرْضاتِکَ، وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مِنْ سَخَطِکَ وَ نَقِماتِکَ، وَ وَفِّقْنِی فِیهِ لِقَرائَةِ آیاتِکَ، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
بارخدایا! در این ماه به خشنودیت نزدیکم کن، و مرا از خشم و انتقامت وارهان، و بر تلاوت آیاتت موفقم گردان، به رحمتت ای مهربانترین مهربانان.
دعای روز سوم
اللّهمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ الذِهْنَ وَ التَنْبِیهَ، وَ باعِدْنِی فِیهِ مِنَ السَّفاهَةِ وَ التَمْویهِ، وَاجْعَلْ لِی نَصِیباً مِنْ کُلِّ خَیْرٍ تُنْزِلُ فِیهِ، بِجُودِکَ یا اَجْوَدَ الْاَجْوَدِینَ.
بار خدایا! در این ماه تیزهوشی و بیداری بهرهام ساز. و از نادانی و گمراهی بدارم باز. و از هر نیکی که در آن میفرستی بهرهمندم ساز، به بخششت ای بخشندهترین بخشندگان.
دعای روز چهارم
اللّهمَّ قَوِّنِی فِیهِ عَلَی إِقَامَةِ أَمْرِکَ، وَارْزُقْنِی فِیهِ حَلَاوَةَ ذِکْرِکَ، وَأَوْزِعْنِی فِیهِ
أَدَاءَ شُکْرِکَ بکرمک، واحفظنی فیه بحفظک و سترک یا أبصر الناظرین.
بار خدایا! در این ماه برای برپا داشتن فرمانت یاریم رسان، و شیرینی یادت را به من چشان، بر به جای آوردن سپاست به کرمت آمادهام فرما، و به نگهداری و پردهپوشیت نگهداریم نما، ای بیناترین بینایان.
دعای روز پنجم
اللّهمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِینَ، وَاجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ الْقَانِتِینَ، وَاجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ أَوْلِیَائِکَ الْمُتَّقِینَ، بِرَأْفَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
بارخدایا! در این ماه از آمرزشخواهان قرارم ده، و از بندگان شایستهات که سر به فرمانبرداریت فرود آورده، و مرا از مقربان درگاهت گردان، به مهربانیت ای مهربانترین مهربانان.
دعای روز ششم
اللّهمَّ لا تَخْذُلْنی فیهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِیَتِکَ، وَلاتَضْرِبْنی بِسِیاطِ نَقِمَتِکَ، وَزَحْزِحْنی فیهِ مِنْ مُوجِباتِ سَخَطِکَ، بِمَنِّکَ وَاَیادیکَ یا مُنْتَهی رَغْبَةِ الرّاغِبینَ.
بار خدایا! در این ماه بخاطر نافرمانیت خوارم مگردان، و با تازیانه عذابت مجازاتم مکن، و از آنچه خشمت را بر میانگیزد دورم گردان، به احسان و نعمتبخشیت ای منتهای اشتیاق مشتاقان.
دعای روز هفتم
اللّهمَّ أَعِنِّی فِیهِ عَلَی صِیَامِهِ وَ قِیَامِهِ، وَاجْنُبْنِی فِیهِ مِنْ هَفَوَاتِهِ وَآثَامِهِ، وَارْزُقْنِی فِیهِ ذِکْرَکَ وَشُکْرَکَ بِدَوَامِهِ، بِتَوْفِیقِکَ یَا هادی المضلَّین.
بار خدایا! در این ماه بر روزه و نماز یاریم فرما، و از خطاها و گناهان دورم نما، و یاد مداومت را روزیم فرما، به توفیق و عنایتت ای راهنمای گمراهان.
دعای روز هشتم
اللّهمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ رَحْمَةَ الْأَیْتَامِ، وَإِطْعَامَ الطَّعَامِ، وَإِفْشَاءَ السَّلَامِ، وَمُجَانَبَةَ اللِّئَامِ، وَصُحْبَةَ الْکِرَامِ، بِطَوْلِکَ یَا مَلْجَأَ الْآمِلِینَ.
بار خدایا! در این ماه، مهرورزی بر یتیمان، طعام دادن به گرسنگان،
آشکار کردن سلام، و همنشینی با بزرگواران گرام را روزیم فرما، به گشاده دستیت ای پناه آرزومندان.
دعای روز نهم
اللّهمَّ اجْعَلْ لِی فِیهِ نَصِیباً مِنْ رَحْمَتِکَ الْوَاسِعَةِ، وَاهْدِنِی فِیهِ لِبَرَاهِینِکَ السَّاطِعَةِ، وَخُذْ بِنَاصِیَتِی إِلَی مَرْضَاتِکَ الْجَامِعَةِ، بِمَحَبَّتِکَ یَا أَمَلَ الْمُشْتَاقِینَ.
بار خدایا! در این ماه از رحمت گستردهات برایم بهرهای مقرر فرما، و با دلایل روشنگرت هدایتم نما، و به خرسندی همه جانبهات راهی برایم گشا، به حق محبتت ای امید مشتاقان.
دعای روز دهم
اَللّهمَّ اجْعَلْنی فیهِ مِنَ الْمُتَوَکِّلینَ عَلَیْکَ، وَاجْعَلْنی فیهِ مِنَ الْفاَّئِزینَ لَدَیْکَ، وَاجْعَلْنی فیهِ مِنَ الْمُقَرَّبینَ اِلَیْکَ، بِاِحْسانِکَ یا غایَةَ الطّالِبینَ.
بار خدایا! در این ماه از توکلکنندگان بر خودت، از سعادتمندان پیشگاهت، و از مقربان درگاهت قرارم ده، به گشاده دستیت ای منتهای درخواستِ درخواستکنندگان.
دعای روز یازدهم
اللّهمَّ حَبِّبْ اِلَیَّ فیهِ الاِحْسانَ، وَکَرِّهْ اِلَیَّ فیهِ الْفُسُوقَ وَالْعِصْیانَ، وَحَرِّمْ عَلَیَّ فیهِ السَّخَطَ وَالنّیرانَ، بِعَوْنِکَ یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ.
بارخدایا! در این ماه به گشادهدستی علاقمندم ساز، و تبهکاری و نافرمانی را از نظرم انداز، و خشم و آتشت را بر من چیره مساز، به یاریت ای فریادرسِ فریادرس خواهان.
دعای روز دوازدهم
اللّهمَّ زَیِّنّی فیهِ بِالسَّتْرِ وَالْعَفافِ، وَاسْتُرْنی فیهِ بِلِباسِ الْقُنُوعِ وَالْکِفافِ، وَاحْمِلْنی فیهِ عَلَی الْعَدْلِ وَالاِنْصافِ، وَامِنّی فیهِ مِنْ کُلِّ ما اَخافُ، بِعِصْمَتِکَ یا عِصْمَةَ الْخاَّئِفینَ.
بارخدایا! در این ماه به حیا و پاکدامنی بیارایم، و به لباس قناعت و کفاف
بپوشانم، و به دادگری و انصاف بکشانم، و از آنچه میترسم ایمن سازم، به نگهداریت ای نگهدارِ خدا ترسان.
دعای روز سیزدهم
اللّهمَّ طَهِّرْنِی فِیهِ مِنَ الدَّنَسِ وَالْأَقْذَارِ، وَصَبِّرْنِی فِیهِ عَلَی کَائِنَاتِ الْأَقْدَارِ، وَوَفِّقْنِی فِیهِ عَلَی الْتُّقَی وَصُحْبَةِ الْأَبْرَارِ، بِعِزَّتِکَ یَا قُرَّةَ عَیْنِ الْمَسَاکِینِ.
بار خدایا! در این ماه از پلیدی و آلودگیها پاکیزهام دار، و برای آنچه برایم مقدر فرمودهای بر من شکیبایی فروبار، و به پرهیزگاری و همنشینی با نیکان مرا وادار، به یاریت ای روشنی دیده بینوایان.
دعای روز چهاردهم
اللّهمَّ لا تُؤ اخِذْنی فیهِ بِالْعَثَراتِ، وَاَقِلْنی فیهِ مِنَ الْخَطایا وَالْهَفَواتِ، وَلا تَجْعَلْنی فیهِ غَرَضاً لِلْبَلایا وَالاْفاتِ، بِعِزَّتِکَ یا عِزَّ الْمُسْلِمینَ.
بارخدایا! مرا به لغزشهایم مگیر، و از خطاها و گناهانم دیده برگیر، و مرا به تیر بلاها و آفتها نشانه مگیر، به عزتت ای عزتبخش مسلمانان.
دعای روز پانزدهم
اللّهمَّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الْخاشِعینَ، وَاشْرَحْ فیهِ صَدْری بِاِنابَةِ الْمُخْبِتینَ، بِاَمانِکَ یا اَمانَ الْخاَّئِفینَ.
بارخدایا! در این ماه طاعت بندگان فروتنت را بهرهام فرما، و سینهام را به بازگشت توبهکنندگان گشودگی عطا نما، به امان بخشیت ای امانبخش دلهای ترسناکان.
دعای روز شانزدهم
اَللّهمَّ وَفِّقْنی فیهِ لِمُوافَقَةِ الاْبْرارِ، وَجَنِّبْنی فیهِ مُرافَقَةَ الاْشْرارِ، وَآوِنی فیهِ بِرَحْمَتِکَ اِلی دارِ الْقَرار،ِ بِاِلهِیَّتِکَ یا اِلهَ الْعالَمینَ.
بارخدایا! در این ماه مرا به همنشینی با نیکان موفق ساز، و از رفاقت با بدان بدارم باز، و در سرای جاویدان به رحمتت با بهشتیان نما دمساز، به حق خداییت ای معبود جهانیان.
دعای روز هفدهم
اللّهمَّ اهْدِنی فیهِ لِصالِحِ الاْعْمالِ، وَاقْضِ لی فیهِ الْحَواَّئِجَ وَالاْمالَ، یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلَی التَّفْسیرِ وَالسُّؤ الِ، یا عالِماً بِما فی صُدُورِ الْعالَمینَ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِهِ الطّاهِرینَ.
بارخدایا! در این ماه راهنماییم کن به کارهای شایسته، و حاجتها و آرزوهایم را نما برآورده، ای آنکه به توضیح و پرسش آفریدگان نیازمند نمیباشی، ای آنکه بدانچه در دلهای جهانیان است آگاهی، درود فرست بر محمد و خاندانش که پاکاند و پاکیزه.
دعای روز هیجدهم
اللّهمَّ نَبِّهْنی فیهِ لِبَرَکاتِ اَسْحارِهِ، وَنَوِّرْ فیهِ قَلْبی بِضیاَّءِ اَنْوارِهِ، وَخُذْ بِکُلِّ اَعْضاَّئی اِلیَ اتِّباعِ اثارِهِ، بِنُورِکَ یا مُنَوِّرَ قُلُوبِ الْعارِفینَ.
بارخدایا! در این ماه آگاهم ساز از برکت سحرهایش، و دلم را نورانی گردان از پرتو انوار تابانش، و تمام اعضای پیکرم را وادار به پیروی از آثارش، به نور خودت ای روشنی بخش دلهای عارفان.
دعای روز نوزدهم
اللّهمَّ وَفِّرْ فیهِ حَظّی مِنْ بَرَکاتِهِ، وَسَهِّلْ سَبیلی اِلی خَیْراتِهِ، وَلا تَحْرِمْنی قَبُولَ حَسَناتِهِ، یا هادِیاً اِلَی الْحَقِّ الْمُبینِ.
بارخدایا! از برکتهای این ماه بهرهام را افزون گردان، و راهم را به سوی نیکیهایش نما آسان، و مرا از دریافت نیکیهایش محروم مگردان، ای راهنمای خلق به سوی حقیقتِ نمایان.
دعای روز بیستم
اللّهمَّ افْتَحْ لی فیهِ اَبْوابَ الْجِنانِ، وَاَغْلِقْ عَنّی فیهِ اَبْوابَ النّیرانِ، وَوَفِّقْنی فیهِ لِتِلاوَة الْقُرْانِ، یا مُنْزِلَ السَّکینَةِ فی قُلُوبِ الْمُؤْمِنینَ.
بارخدایا! در این ماه درهای بهشت را به رویم بگشا، و بر رویم ببند درهای دوزخ را، و بر تلاوت قرآن موفقم فرما، ای فرود آورنده آرامش در دلهای مؤمنان.
دعای روز بیست و یکم
اللّهمَّ اجْعَلْ لی فیهِ اِلی مَرْضاتِکَ دَلیلاً، وَلا تَجْعَلْ لِلشَّیْطانِ فیهِ عَلَیَّ سَبیلاً، وَاجْعَلِ الْجَنَّةَ لی مَنْزِلاً وَمَقیلاً، یا قاضِیَ حَواَّئِجِ الطّالِبینَ.
بارخدایا! در این ماه برایم به سوی خشنودیت راهنمایی نه، و شیطان را بر من سلطه مده، و بهشت را منزل و استراحتگاهم قرار ده، ای برآورنده حاجتهای مشتاقان.
دعای روز بیست و دوم
اللّهمَّ افْتَحْ لی فیهِ اَبْوابَ فَضْلِکَ، وَاَنْزِلْ عَلَیَّ فیهِ بَرَکاتِکَ، وَوَفِّقْنی فیهِ لِمُوجِباتِ مَرْضاتِکَ، وَاَسْکِنّی فیهِ بُحْبُوحاتِ جَنّاتِکَ، یا مُجیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّینَ.
بار خدایا! در این ماه درهای فضل و کرمت را به رویم بگشا، و برکاتت را بر من نازل فرما، و مرا بدانچه موجب خرسندی توست موفق نما، و در میانههای بهشتت بده مأوا، ای اجابتکننده درخواستهای بیچارگان.
دعای روز بیست و سوم
اللّهمَّ اغْسِلْنی فیهِ مِنَ الذُّنُوبِ، وَطَهِّرْنی فیهِ مِنَ الْعُیُوبِ، وَامْتَحِنْ قَلْبی فیهِ بِتَقْوَی الْقُلُوبِ، یا مُقیلَ عَثَراتِ الْمُذْنِبینَ.
بارخدایا! در این ماه از گناهان بپالایم، و از هر عیب بپیرایم، دلم را بدانچه نشانه پرهیزگاری دلهاست امتحان گردان، ای آمرزنده لغزشهای گنهگاران.
دعای روز بیست و چهارم
اللّهمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ فیهِ ما یُرْضیکَ، وَاَعُوذُ بِکَ مِمّا یُؤْذیکَ، وَاَسْئَلُکَ التَّوْفیقَ فیهِ لاِنْ اُطیعَکَ وَلا اَعْصِیَکَ، یا جَوادَ السّاَّئِلینَ.
بارخدایا! در این ماه آنچه را مورد خشنودی توست از تو میخواهم، و از آنچه تو را میآزارد پناه به تو می برم، و توفیق اطاعت و ترک معصیتت را از تو میخواهم، ای بخشنده درخواستکنندگان.
دعای روز بیست و پنجم
اللّهمَّ اجْعَلْنی فیهِ مُحِبَّاً لاِوْلِیاَّئِکَ، وَمُعادِیاً لاِعْداَّئِکَ، مُسْتَنّاً بِسُنَّةِ خاتِمِ اَنْبِیاَّئِکَ، یا عاصِمَ قُلُوبِ النَّبِیّینَ.
بارخدایا! در این روز مرا دوستدار دوستان، و دشمن دشمنانت، و پیرو روش پایانبخش پیامبرانت گردان، ای نگهدارنده دلهای پیامبران.
دعای روز بیست و ششم
اللّهمَّ اجْعَلْ سَعْیی فیهِ مَشْکُورا، وَذَنْبی فیهِ مَغْفُورا، وَعَمَلی فیهِ مَقْبُولاً، وَعَیْبی فیهِ مَسْتُوراً، یا اَسْمَعَ السّامِعینَ.
بارخدایا! در این روز کوششم را قدردانی شده، گناهم را آمرزیده، عملم را پذیرفته، و عیبم را پوشیده گردان، ای شنواترین شنوایان.
دعای روز بیست وهفتم
اللّهمَّ ارْزُقْنی فیهِ فَضْلَ لَیْلَةِ الْقَدْرِ، وَصَیِّرْ اُمُوری فیهِ مِنَ الْعُسْرِ اِلَی الْیُسْرِ، وَاقْبَلْ مَعاذیری وَحُطَّ عَنّیِ الذَّنْبَ وَالْوِزْرَ، یا رَؤُفاً بِعِبادِهِ الصّالِحینَ.
بارخدایا! در این روز فضیلت شب قدر را بهرهام گردان، و کارهای سخت و دشوارم را نما آسان، عذرم را بپذیر و گناهانم را بریز، ای با بندگان شایسته خویش مهربان.
دعای روز بیست و هشتم
اللّهمَّ وَفِّرْحَظّیِ فِیهِ مِنَ النَّوافِلِ، وَاَکْرِمْنیِ فِیهِ بِاِحْضارِ الْمَسائِلِ، وَقَرَّبْ فِیهِ وَسِیلَتیِ اِلَیْکَ مِنْ بَیْنِ الْوَسائِلِ، یامَنْ لایَشْغَلُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحِّینَ.
بارخدایا! در این روز بهرهام را از مستحبات بیفزا، و با فراهم آمدن درخواستها بر من کرم فرما، و از میان دیگر وسایل وسیلهام را به سوی خود نزدیک نما، ای آنکه سرگرمش نمیسازد اصرار اصرارکنندگان.
دعای روز بیست ونهم
اللّهمَّ غَشِّنیِ فِیهِ بِالرَّحْمَةِ، وَارْزُقْنیِ فِیهِ التِّوْفِیقَ وَالْعِصْمَةَ، وَ طَهِّرْ قَلْبیِ مِنْ غَیاهِبِ التُّهَمَةِ، یا رَحِیماً بِعِبادِهِ الْمُؤْمِنِینَ.
بارخدایا! در این روز مرا به رحمت خود پوشان، و توفیق طاعت و خودداری از گناه را بهرهام گردان، و دلم را پاک ساز از تهمت زدن به این و آن، ای مهرورز به بندگان با ایمان.
دعای روز سیام
اللّهمَّ اجْعَلْ صِیامِی فِیهِ بِالشُّکْرِ وَالْقَبُولِ، عَلی ما تَرْضاهُ وَیَرْضاهُ الرَّسُولُ، مُحْکَمَةً فُرُوعُهُ بِالْاُصُولِ، بِحَقِّ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَالِهِ الطاهِریْنَ، وَالْحَمْدُللّه رَبِّ الْعالَمینَ.
بارخدایا! در این ماه روزهام را آن گونه قرار ده که مورد سپاس و مقبول درگاهت افتد، به گونهای که مورد پسند تو و پسند پیامبرت باشد، و فرعش بر پایه اصلش استواری یابد، به حق سرور ما محمد و خاندان پاکیزهاش و سپاس ویژه خداست پروردگار جهانیان.