ghaemiyeh.com
سرشناسه : جامه شورانی، عفت، ۱۳۵۶-
عنوان و نام پدیدآور : ادبیات پایداری با نگاهی به عاشورا/ عفت جامهشورانی؛ ویراستار عبداله حکیم.
مشخصات نشر : تهران: موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، انتشارات، ۱۳۹۷.
مشخصات ظاهری : ح، ۱۰۶ ص.؛ ۵/۱۴ × ۵/۲۱ سم.
شابک : ۱۶۰۰۰۰ ریال : 978-600-8094-37-1
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : پشت جلد به انگلیسی: Efat Jameshorani. Literature of resistance with regard to Ashoura.
یادداشت : کتابنامه: ص. [۱۰۱] - ۱۰۶.
موضوع : جنگ و ادبیات -- ایران
موضوع : War and literature -- Iran
موضوع : جنگ در ادبیات
موضوع : War in literature
موضوع : شعر انقلابی عربی -- تاریخ و نقد
موضوع : Revolutionary poetry, Arabic -- History and criticism
موضوع : جنگ ایران و عراق، ۱۳۵۹-۱۳۶۷ -- ادبیات و جنگ -- تاریخ و نقد
موضوع : Iran-Iraq War, 1980-1988 -- Literature and the war -- History and criticism
موضوع : ایران -- تاریخ -- انقلاب اسلامی،۱۳۵۷ -- ادبیات و انقلاب
موضوع : Iran -- History -- Islamic Revolution, 1979 -- Literature and the revolution.
شناسه افزوده : موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس. انتشارات
رده بندی کنگره : PIR۴۱۹۱
رده بندی دیویی : ۸فا۱/۰۰۸۳۵۸
شماره کتابشناسی ملی : ۵۶۹۶۷۳۸
ادبیات پایداری با نگاهی به عاشورا
عفت جامه شورانی
نام کتاب: ادبیات پایداری با نگاهی به عاشورا
نویسنده: عفت جامه شورانی
ناشر: انتشارات موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تهران
ویراستار: عبدالله حکیم
صفحه آرایی: وحیدرضا بابایی
طراح جلد: شبیر ترابی
نوبت چاپ: اول، زمستان 1397
شمارگان: 1000 نسخه
قیمت: تومان
شابک: 1- 37 - 8094 - 600 - 978
نشانی: بزرگراه همت، خروجی باغ کتاب، باغ موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
تلفن: 88785465 - 021
فصل اول. 7
گذری بر ادبیات پایداری عرب... 7
ادبیات پایداری در لغت و اصطلاح.. 8
شعر ادبیات پایداری عرب در دورۀ معاصر. 12
شاخصهای شعر مقاومت عرب... 13
1- عشق به وطن و ستایش شهیدان. 13
2- بیان هویت و غیرت ملی.. 14
3- دعوت به بیداری و جهاد و القای امید به آینده 15
4- تأکید بر حرکتهای مردمی.. 15
5- دعوت به اتحاد و دوری از تفرقه. 16
6- شناساندن چهرۀ ظالم و بیان بیدادگریهای او. 17
گرایشهای مختلف شعر پایداری عرب... 18
1- گرایش ملی و قومی.. 18
2- دینی و مذهبی.. 19
3- تاریخی و اساطیری.. 19
4- جهانی و انسانی.. 20
فصل دوم. 22
ادبیات پایداری ایران. 22
حوزههای ادب پایداری ایران. 25
1- حوزۀ آرمانها و تفکرات... 25
2- حوزۀ بیان شجاعت و ستایش فتحها 25
3- حوزۀ سوگ سرایی و یادکرد فجایع جنگ.... 26
ادبیات پایداری در دوران معاصر. 26
مروری بر وضعیت سیاسی، اجتماعی ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی.. 29
مروری بر وضعیت فرهنگی ایران. 31
جامعهشناسی ادبیات پایداری ایران. 36
ادبیات پایداری در دورۀ انقلاب اسلامی.. 38
گذری بر شعر عاشورایی بعد از انقلاب اسلامی.. 39
ادبیات دفاع مقدس و فرهنگ عاشورا 55
فصل سوم. 58
شاخصهای ادبیات پایداری در نظم و نثر دفاع مقدس.... 58
الگوهای مذهبی و تاریخی.. 59
سوگ... 59
حماسه. 59
شیفتگی(حب) 59
پیام. 60
وصف شهید و شهادت... 61
میهندوستی.. 63
توصیف جانبازان. 63
ستایش رزمندگان. 65
استناد به متون دینی و مذهبی.. 66
تحقیر و هجو دشمن.. 66
ترسیم چهرۀ رنجکشیده و مظلوم مردم. 67
دعوت به مبارزه و پایداری.. 68
القای امید به آینده 69
منابع.. 70
شهیدان وطنم ایران که با اقتدا به آقا امام حسین(ع) کربلایی دیگر آفریدند. به آنان که از اسارتکده خاک، هزار هزار خورشید در نگاهشان شکفت و در جشن شکفتنشان خدا هر چه فرشته داشت، به ضیافت خاک فرستاد.
تقدیم به آنان که خواستند تا پژواک آرمانهایشان طلسم خوابها را درهم شکند تا پیامی باشند برای همۀ ماندگان و رخوتزدگان خاک. به آنان که خواستند تا با شکوه عمل، نسیم خدا را در کوچههای شب زدۀ دلها بگشایند. و به آنان که دیدند سایههای وحشت را بر سرزمینم ایران و گفتند: انتظار بیهوده است، اگر نرویم خورشید میمیرد و دیدیم که همت آنان همۀ قفلها را شکست و در خیل چشمان بهتزدۀ هزاران بوم شوم، ایران سرزمین دلیران بار دیگر بر تارک جهان درخشید.
به نام او
که قلم را به قسم
به تقدس برآورد
انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، مقطعی مهم، اثرگذار و سرنوشت ساز در تاریخ درخشان ایران زمین و سرمایه ای عظیم از میراث فکری، فرهنگی و تمدنی کشور عزیزمان است که باید به درستی معرفی شود و برای نسل های آینده محفوظ و ماندگار بماند. آیندگان باید این بازه بی نظیر تاریخ را به خوبی بشناسند و به طور ویژه بدانند که در نیم قرن اخیر چه ماجراهای تلخ و شیرین و چه حادثه هایی بر کشور و ملت ایران گذشته است.
این آگاهی، تضمین کنندۀ انتقال فرهنگ و ارزش های پربار این سرزمین به نسلهای بعد و پلی برای انتقال تمدن بین نسلی به شمار می آید. در واقع
این آگاهی ضامن حفظ و بقای اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی خواهد بود و ارزشهایی را که پا کترین جوانان وطن، گرا ن بهاترین دارایی خود را به پای آن نثار کردند، پایدار و جاودانه خواهد نمود.
مراکزی همچون موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس که ویژگی های کم نظیر و کارکردی فرا ملی، فرا جناحی و فرا دستگاهی دارند می توانند پیشتاز تحقق این رسالت تاریخی و ملی باشند. این مهم مستلزم آن است که موزه از همه ظرفیت های بالقوه و بالفعل خود بهره گیرد و با ایجاد گفتمان نخبگانی و فرهنگ سازی عمومی، زمینۀ استفاده از تجارب و اندوخته های فکری، فرهنگی و ارزشی پیشکسوتان و ایثارگران عرصه حماسه، مقاومت، استقلال و سربلندی کشور را برای بهره گیری نسل نو فراهم آورد.
یکی از ظرفیت های راهبردی موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس که می تواند این مأموریت خطیر را با ظرافت، هنرمندی و مانایی انجام دهد، حوزه نشر، کتاب و مطالعه است. کتاب به عنوان میراث ماندگار فرهنگ بشری و قلم به مثابه بی همتاترین ابزار ثبت و ضبط دستاوردهای فکری و فرهنگی انسان، بهترین شیوه برای به تحریر و تصویر درآوردن گفتمان انقلاب اسلامی و عرضه آن به نسل های آینده است.
از این رو، موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با درک این مسئولیت گران سنگ و حساسیت های مترتب برآن، به تدوین و انتشار مفاهیم اصیل و ناب انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و
فرهنگ مقاومت همت گماشته و می کوشد آثاری فاخر و در تراز مخاطبان فهیم و علاقه مند به این راه پر افتخار ارائه نماید.
امید که در پیشگاه خداوند متعال، اولیا و شهدای راه حق، به ویژه ایثارگران و شهیدان انقلاب اسلامی و دوران پر افتخار پس از آن رو سپید و سرافراز باشیم. ان شاءالله
انتشارات موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
ادبیات پایداری نوعی از ادبیات است که در آن به بیان مظلومیتها و رنجهای مردمی میپردازد که گرفتار نظامی استبدادی هستند. این نوع از ادبیات با توجه به مقتضیات دورههای مختلف بروز پیدا میکند. پیامها و مضمونهای نهفته در ادبیات پایداری میتواند متفاوت باشد.اما آنچه در نظم و نثر آن عمومیت دارد، نهی سکوت در برابر استبداد، بیان مظلومیتها و رنجها، ستایش مجاهدان راه آزادی و آزادگی، قیام در برابر ظلم، ارج نهادن به سرزمین و امید به آیندهای پیروز است.
همانطور که میدانیم واژۀ مقاومت و ادب مقاومت برگرفته از ادبیات و فرهنگ عرب است که در دهۀ شصت در ایران کاربرد یافته است و معادل فارسی آن «ادبیات پایداری» نیز به کارمیرود. لازم به ذکر است زیباترین سرودههای پایداری در تاریخ اسلام را باید در حماسۀ شگفت و عظیم عاشورا جست. قیام عاشورا بعنوان مهمترین حادثه در تاریخ تشیع، تأثیر بسیاری در نگاه و رفتار شیعیان داشته است بهویژه آنکه در
انقلاب و جنگ تحمیلی، به ملت ایران پشتوانها ی حماسی، عاطفی و نیرویی معنوی عطا کرد و همگام با آن شاعران متعهد و انقلابی نیز از واقعۀ عاشورا و امام حسین(ع) الهامات بسیار گرفتهاند. بنابراین مطالعه ادبیات و فرهنگ پایداری مبتنی بر آموزههای اسلام به آیندگان، میتواند این میراث گرانبها را به آنان منتقل کند.
بر این اساس پژوهش حاضر در چند فصل تدوین شده است. فصل اول این اثر به شعر پایداری عرب، پیشینه، شاخصها و گرایشهای آن پرداخته است؛ در فصل دوم، ادبیات پایداری در ایران، حوزههای ادبیات پایداری ایران و سپس شعر انقلاب و دفاع مقدس با تأثیر از واقعۀ عاشورا بررسی شده است و در فصل سوم شاخصهای ادبیات پایداری با نگاهی به واقعۀ عاشورا در نظم و نثر دفاع مقدس ذکر گردیده است.
در پایان از استاد محترم دکتر محمدرضا سنگری که همواره مشوق بنده در این راستا بودهاند همچنین دکتر مرتضی هادیان، همکار فاضل و سختکوش و تمامی متصدیان باغموزۀ دفاع مقدس که هر یک به شکلی در سامان دادن این کتاب نقش داشتهاند، قدردانی مینمایم.
ادبیات پایداری نوعی از ادبیات است که در آن به بیان مظلومیتهای مردمی میپردازد که گرفتار نظامی استبدادی هستند این نوع از ادبیات با توجه به مقتضیات زمان در دورههای مختلف بروز پیدا میکند. نهی سکوت در برابر استبداد، بیان مظلومیتها و رنجها، ستایش مجاهدان راه آزادی و آزادگی، قیام در برابر ظلم، ارج نهادن به سرزمین و امید به آیندهای پیروز ازجملۀ پیامهای ادبیات پایداری است. در یک تعریف کلی به سرودهها و نوشتههایی که موضوع اصلی آن، دعوت به مبارزه و پایداری در برابر متجاوزین باشد، ادبیات پایداری یا مقاومت میگویند.
درواقع «ادبیات پایداری عبارت است از آثاری که تحت تأثیر شرایطی چون اختناق و استبداد داخلی، نبود آزادیهای فردی و اجتماعی، قانونگریزی و قانون ستیزی با پایگاههای قدرت، غصب و غارت سرزمین و سرمایههای ملی و فردی و... شکل میگیرند؛ و جانمایۀ این آثار، مبارزه با بیداد
داخلی یا تجاوز بیرونی در همۀ حوزههای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و ایستادگی در برابر جریانهای ضد آزادی است» (سنگری،1380: 9). بنابراین ادبیات پایداری از طرف مردم و پیشروان فکری جامعه در برابر آنچه حیات معنوی و مادی آنها را تهدید میکند به وجود میآید.
امیری خراسانی میگوید: «ادبیات پایداری، ادبیات ستیهندگی، عشق، حماسه و عرفان است. ادبیات توفنده و پرتلاطم که آسودگی به یأس و سکون را نمیپذیرد و بسان روح، پیوسته در کالبد خمود ادبیات هر عصر دمیده میشود؛ درواقع اینگونۀ ادبی، در طول تاریخ و در کشاکش تهاجم قدرتها و تدافع جوامع سلطهناپذیر، همواره بهمثابۀ ابزار و سلاحی بازدارنده رخ نموده و موجبات احیاء تداوم و بقای فرهنگی جوامع مورد هجوم یا تحت سلطه را فراهم آورده است» (امیری خراسانی1387: 90). به عبارتی با سلاح واژه به ستیز بدی رفتن و برای آگاهی و بیداری مردم نظم و نثر پدیدآوردن، ادبیات مقاومت را میسازد.
ادبیات مقاومت مواردی چون هجو، طنز، حبسیه، داستان، نمایش و سرودههای اعتراضی را در حوزۀ خود قرار میدهد. موضوع آن مبارزه در برابر هر نوع استبداد، تحقیر و بندگی است. واژۀ مقاومت و ادب مقاومت برگرفته از ادبیات عرب است و «ادب المقاومه» در دهۀ شصت در ایران کاربرد یافت و معادل فارسی آن «ادبیات پایداری» نیز به کار میرود. لذا در ادامه به شعر پایداری عرب و پیشینۀ میپردازیم.
در قلمرو تاریخ اسلام، از سپیدهدم ظهور و بعثت پیامبر(ص) در مقابل مفاخرهها و خودستاییهای پوک جاهلیت که گاه شبیخونها، قتلها، دزدیها و سیاهیهای دهشتزای خویش را میستودند، زبانی فاخر وبا شکوه چهره نمود که ادبیات پیشین در مقابل آن با همۀ قدرت و توان بیرنگ و بیفروغ شد. «شاید نخستین سرودههایی که در ستایش و دفاع از ساحت پیامبر(ص) و مسلمانان شکنجهشده سروده شد، قصاید ابوطالب باشد. هنگامیکه ابوطالب دید کار به سختی کشیده و هر قبیلهای از قریش، افراد مسلمان شدۀ خود را شکنجه میدهند و از دینشان بازمیدارند، در میان بنیهاشم و بنیمطلب و عبدمناف به پا خاست و آنان را به حمایت از رسول خدا(ص) و نگهداری وی دعوت کرد. سپس همگی جز ابولهب به وی پیوستند و دعوت وی را در حمایت از رسول خدا(ص) پذیرفتند. ابوطالب که بدین کار، شادمان شده بود، قصیدهای در مدح آنان و فضل رسول خدا(ص) گفت که ابیاتی از آن چنین است:
«اذا جتمعت یَوما قُریش لمفخر
فَانُ حُصلت اشرافُ عَبدِ مَنافِها
وَ اِن فَخَرَت یوما فاِن مُحَمَّداً
فَعبدُ مناف سرها و صَمیمُها
فَقی هاشم اَشرافِها و قَدیمُها
هُوَ المُصطَفی من سرها و کریمُها!»
اگر روزی قریش برای مباهات و افتخار گرد آیند / عبد مناف روح و قلب آن است
و اگر اشراف عبد مناف را بخواهیم / شرافت و پیشتازی در بنیهاشم است
اگر افتخار هاشم را بخواهیم / محمد مصطفی(ص)... بزرگ و بزرگوار آنان است. (سنگری، 1385: 27).
پس از انتشار خبر بعثت پیامبر(ص) و بازگشت اعراب به بلاد مختلف از اولین حج بعد از بعثت، باز ابوطالب نگران حال پیامبر(ص) و حملۀ اعراب و پشتیبانی قریش بود و این دلواپسی خویش را در قصیدهای سرود و تمام جان و هستی خویش را در راه دفاع از پیامبر(ص) به میدان آورد. ابوطالب در این قصیده هشدار میدهد که اگر شما قصد قتل او را دارید ما با تمام هستی از او دفاع میکنیم. در این سروده ابوطالب، پیامبر(ص) را بزرگ قوم معرفی کرده و رها کردن او را علامت تباهی و فساد قوم قلمداد نموده است.
کذ بتُم و بیت الله نُبزی محمدا
و نُسِلمه حتی نصرع حوله
و ما ترک قوم- لاابالک سیدا
و لما نُطاعن دونه و نُنا ضل
و نذهل عن ابنائنا الحلائل و
یحوطه الذمار غیر ذرب مواکل»
(همان: 28).
اما میتوان گفت نخستین سروده در تاریخِ اسلام در صحنۀ نبرد، از آنِ حمزه سیدالشهدا(ع) است. «در تمام غزوات و سرایا، همواره شاعرانی بودهاند که در توصیف صحنۀ رزم، کشته شدن دشمنان، هجو دشمن و توصیف مبارزات مجاهدان مسلمان سخن بگویند. سوگسرودههایی نیز در همان صحنۀ نبرد بر فراز پیکر خونآلود شهیدان یا پس از نبرد سروده شده است که برخی از آنها را در سیرۀ ابن هشام و سیره النبی میتوان یافت» (همان: 37).
«سرودههای عصر پیامبر در تحلیل کلی و نهایی دارای مضامین زیر است:
معرفی و تبیین مکتبی که پاسداری از آن حتی به بهای مبارزه کردن تا پای جان، ارزش دارد.
شناساندن چهرۀ پیامبر.
ایجاد روحیه در افراد برای جنگ کردن تا پیروزی و امیدوار کردن آنها به فرا رسیدن امداد الهی.
ایجاد سستی و فترت در روحیۀ دشمن.
توصیف شهیدان و ارزش شهادت.
مرثیه و سوگ شهیدان.
هجو دشمنان (چرا که پیامبر به شعرا میفرمود: دشمنان را هجو کنید)(همان: 42 – 43).
لازم به ذکر است که در عصر پیامبر و امامان، شعر تنهاترین و اصلیترین رسانهای بود که به دلیل رابطهاش با جامعه، کارکرد بسیار مؤثری داشت و شاعران جایگاه بالایی را به خود اختصاص داده بودند و شعرهای بسیاری برای ایجاد روحیه در افرادی که به جنگ میرفتند و نیز توصیف شهیدان و ارزش جهاد و مسائلی از این دست میسرودند. البته زیباترین سرودههای پایداری در تاریخ اسلام را باید در حماسۀ شگفت و عظیم عاشورا جستوجو کرد. امام عاشورا خود چه در مسیر آمدن به کربلا و چه در عرصۀ نبرد، سرودههایی دارد که هر چند برخی از آنها متعلق به شاعران بزرگ عرب مانند یزید بن مفرغ است، اما عمدۀ آنها بدیههسراییهایی هستند که امام به مقتضای حال و اوضاع سروده است.
«رجزهای امام حسین(ع) در صحنۀ نبرد، همگی شورانگیز و شکوهمند، حماسی و استوار و سرشار از مفاهیم و مضامین عمیق ایستادگی، پاکبازی و آزادگی است. پس از کربلا، هر چند دشمن بر این باور بود که همه چیز پایان یافته است، اما گویی این حادثه، خود آغاز راه بود؛ چنانکه خطبههای شگفتآور و ستم برانداز حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) نمونههای درخشان ادب مقاومت در مقابل بیداد به شمار میروند. پس از آن نیز سرودههای فرزدق بهویژه قصیدۀ مشهور ایشان در مقابل هشام بن عبدالملک، سرودههای شاعرانی چون داوود بن عباس یا داوود سلمی در سوگ شهیدانِ فخ، اشبع بن عمر و سلمی در رثای حضرت رضا(ع)، مرثیۀ «دعبل بن علی خزاعی» که در رثای فرزندش احمد سروده و در آن به هجو خلفای عباسی و شهادت حضرت رضا(ع) اشاره کرده است، شعر «علی بن عباس رومی» در شهادت یحیی- از نوادگان زیدبنعلی- و سرودههای شاعران بزرگ دیگر بارقههایی بود در شب بیداد که چهرۀ ستمگر را رسوا و حقیقت پنهان را آشکار میکرد. در تاریخ شیعه، ادب مقاومت جایگاهی رفیع و گسترده دارد (همان: 44).
با وجود این حماسۀ عاشورا و قیام سیدالشهدا(ع) مهمترین رخدادی بوده که باعث تحول مضمونی و معنایی در ادبیات عربی شده است. بااینحال، در طول تاریخ، نگاه به این واقعه، همیشه یکسان نبوده و در این میان، شرایط سیاسی حاکم بر جوامع تأثیر چشمگیری در زاویه دید شاعران
نسبت به جریان عاشورا داشته است. بُعد فردی و اجتماعی شخصیت امام (ع) و میزان نگاه شاعران به هر یک از آنها، از مسائل قابل بررسی در اشعار عاشورایی عربی است. همچنین تعابیر به کار گرفتهشدۀ آنان، حکایت از حضور ادبیات بکایی و حماسی دارد. گاهی نوع نگاه به عاشورا بهعنوان یک تراژدی و گاهی بهعنوان یک انقلاب و نهضت حیاتبخش است. در دنیای عرب، حقطلبی شرافتمندانه، بیش از میدانهای دیگر، بهصورت ادبیات مقاومت آشکار شد.
همانگونه که در کار سیاسی، پیشگامی این حقطلبی با سوسیالیستهای عربی بود، در کار ادبی نیز پیشتازی در دگرگونی با نویسندگان و شعرای سوسیالیست و کمونیست عرب بوده است. «در میان جنگهایی که بین اعراب تحت اشغال اسراییل انجام گرفت نسل نوینی به وجود آمد و چون نسل از قیود بردگی تعصبهای مذهبی حکومتهای عرب آزاد بود، هستۀ ادبیات نوینی را پرورش داد که با ادبیات عربی خارج از اسراییل تفاوتهایی دارد. رئالیست بودن، خالی بودن از تعصبات مذهبی، حس قدرتطلبی، زورگویی و مشتمل بودن برحق طلبی و عدالت و مساوات و خواستن حق تعیین سرنوشت برای اعراب اسراییل، از ویژگیهای برجستۀ این ادبیات است. رشد و نمود این نوع ادب عربی در کشور اسراییل تا پیش از جنگ 1967 بسیار محدود بود، زیرا که تحت فشار دولت اسراییل بود و هیچ راهی برای انتشار جز انتشار نشریات چپ اسراییل نداشت لیکن پس از جنگ 1967 دو عامل موجب گسترش هر چه بیشتر آن گردید:
الف- اشغال شدن بخشهای تازهای از سرزمینهای عربنشین و روبهرو شدن با ستمها و دربهدریها و کشتار و شکنجههای جدید و در نتیجه بالا گرفتن نیروی مقاومت عرب و پیدایش گروههای فدایی و انجام دادن قهرمانیها و جانفشانیهای چشمگیر؛
ب- آزاد شدن نسبی احزاب و نشریات چپ و رشد و توسعۀ افکار شرقی در کشورهای عربی همسایۀ اسراییل.
این دو عامل سبب شد که اینگونۀ ادب به نام ادبیات مقاومت و پایداری در همۀ محافل کشورهای عرب معرفی گردد (منزوی، 1384: 320). از معروفترین نویسندگان ادبیات مقاومت میتوان افراد زیر را نام برد:
محمود درویش، شیخ قاسم، توفیق زیاد، سالم جبران، راشد حسینی، حنا ابوحنا، عصام عباسی، سلیم یوسف جبران، تالیف صالح سلیم، مشل حداد، عیسی لوبانی، فتحی قاسم، عمر محمود زغبی، طارق عون، یعقوب مجازی، امیل حبیبی هایل، عسافله، نبیل عوده، محمد نفاع، عنیف صلاح سالم و محمد علی عطیه.
شعر مقاومت به معنای رایج و امروزی، هرچند ادامۀ مقاومت در شعر کلاسیک عرب است، اما با افزوده شدن عناصری به آن، در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم با بیداری ملل عرب همراه شد و با رواج شعر نو در این قلمرو تجلی و وضوح یافته است. در آن روزگار سرزمینهای عربی
تحت سیطرۀ حکومت عثمانی بود و شاعرانی که احساس میکردند برای احراز هویت خود باید مردم را بیدار کنند به سرودن شعرهایی پرداختند که نفس آن اجتماعی و انقلابی پیدا بود. آنان مردم را برای اثبات وجود خود و حفظ و صیانت زبان عربی که مهمترین شاخصۀ قومیت بود، به پایداری دعوت میکردند. از میان شاعران این دوره میتوان به احمد شوقی و حافظ ابراهیم از مصر، معروف الرصافی و الزهادی از عراق، رشید سلیم الخوری و چند نفر دیگر اشاره کرد که بعدها الجواهری و ابراهیم طوقان شعر پایداری را ادامه دادند.
نوآوری محتوایی در شعر عرب در دهههای نخستین قرن حاضر در اوج بود، اما نوآوری و تجدید در قالبها، دو سه سال پس از پایان جنگ دوم جهانی ظاهر گردید. نخستین شاعرانی که دست به شکستن قالبها زدند، بدر شاکر السیاب و نازک الملائکه بودند که هر دو عراقیاند. پس از آنها شاعران دیگری از کشورهای عربی، هر کدام شیوهای را در پیش گرفتند که آنان را در ردیف نخست و بهعنوان نسل طلایهدار شعر نو میشناسند. شاعرانی مانند آدونیس و قبانی از سوریه، صلاح عبدالصبور از مصر، عبدالوهاب البیاتی و الحیدری از عراق... از جملۀ آنهاست. اما اتفاق دیگری که پس از جنگ جهانی دوم رخ داد، اعلام برپایی کشور اسراییل و به رسمیت شناختن آن از سوی سازمان ملل بود. آوارهشدن یک ملت از دیار خود ضربهای بود که ادبیات پایداری را با هیمهای تازه شعلهور ساخت و نوعی شعر پدید آورد که چند دهه است رواج گستردهای دارد» (بیدج 1389: 75).
در اینجا به شاخصهای شعر مقاومت عرب- هر چند به اختصار و با ذکر یک نمونه از شعر شاعران عرب میپردازیم تا رویکردها و مضامین این نوع شعر را بیشتر مشخص کرده باشیم. مضامینی که عبارتاند از: عشق به وطن و ستایش شهیدان، بیان هویت و غیرت ملی، دعوت به بیداری و جهاد و القای امید به آینده، تأکید و تکیه بر حرکتهای مردمی، دعوت به اتحاد و دوری از تفرقه، شناساندن چهرۀ ظالم و بیان بیدادگریهای او و محکوم کردن سران و کارگزاران عرب.
وطن و جانبازی در راه آن و شهادت، در فرهنگ عرب از اهمیت والایی برخوردار است. بهطوری که این مضامین در ادبیات عرب، جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داده است. ازاینرو میتوان ستایش وطن و تجلیل از جانباختگان و شهیدان را از شاخصهای مهم دیگر ادبیات مقاومت عرب دانست. شهیدانی که به خاطر عشق به میهن، از جان خود گذشتند. این مبارزان در واقع هستی خود را به میدان نبرد بردند و نام وطن را نماد عظمت و افتخار و الگوی فداکاری ساختند. برای نمونه میتوان از جبرا ابراهیم جبرا، شاعر پرآوازۀ فلسطینی نام برد که در شعرش از میهن نام برده و سرزمین خویش را مورد خطاب قرار میدهد و ضمن آن، از کودکیاش و خاطرات پیش از غصب کشورش سخن میگوید:
ای سرزمین ما، ای جایی که جوانیمان در تو
مانند رؤیایی، در سایۀ درختهای پرتقال
و میان درختهای بادام مزرعهها گذشت
ما را به یاد بیاور، اینک که
میان خارهای بیابانها
و کوههای سنگلاخ سرگردانیم (بدوی، 1369: 524).
بیان آزادگی و غیرت ملی از شاخصهای مهم دیگر ادبیات پایداری عرب است که در شاعران عرب، بازتاب گستردهای دارد. آزادی، آرمان آزادیخواهان است. ستیز با زندان، بند و اختناق، فضای پایداری شعر عرب را پر کرده است؛ درواقع، آزادی در ادبیات پایداری عرب، فرشته است، پیامبراست، نسیم و سبزه و درخت و بهار است و شاعر همواره در جستوجوی آن است که هویت آزادگی و غیرت ملی را در شعرهایش به نمایش بگذارد. احمد الصافی النجفی شاعر عراقی، در شعری با عنوان «آزادی جاودان» میگوید:
پس از مرگم مرا در صحرا افکنید، چه خوش است زندگی و مرگ من در صحرا
در قبر حبسم مکنید چونکه از زندان، حتی پس از مرگ بیزارم
وقتی بدنم خورش کرکسها و شیرهای درنده شود
اجزای پیکرم را خواهم دید که با من در هر سو در سیر و سیاحتاند
چه سفر بینظیری است چنین سفری بعد از مرگ
که من در زندگی نیز به شوق آن جان میدادم (بدوی، 1369: 143).
شاعر و نویسنده عرب، از پس ابرهای تیرۀ یأس و سرخوردگی که آسمان چشمان مردم تحت ستم و جور را فراگرفته است، به روشنایی افق فردا نظر دارد و میکوشد با نوید دادن شکست ستم و پیروزی عدالت، مردم را به جهاد دعوت کند و بارقۀ امید را در قلبها روشن نگه دارد. بهاینترتیب این رسالت، در آثار منظوم و منثور شاعران و نویسندگان عرب با بهرهگیری از وعدههای قرآنی صورت میگیرد و البته شاعران و نویسندگان نیز به شیوههای دیگرمیکوشند مردم را به پیروزی نهایی حق بر باطل امیدوار کنند.
سخن گفتن از ملت و سرزمین و تکیه کردن بر حرکتهای مردمی و جانبازی در راه وطن، از شاخصهای اساسی و مهم دیگر در ادبیات مقاومت و پایداری عرب است. «در این راستا، برای تأثیرگذاری بیشتر و تأکید بر اهمیت مشارکت و تحرک مردم، شاعر مقاومت عرب، استفاده از نمادهای ملی و اسطوره را بسیار مفید میداند. ازاینرو در شعر خود از این نمادها بسیار بهره میگیرد. البته هر
یک از شاعران به نحوی از این نمادها بهره گرفتهاند. «شاعران مصر فقط به اسطورههای عربی که در میراث عربی قدیم وجود دارد، بهخصوص به داستانهای الف لیله و لیله- هزار و یک شب- توجه دارند، ولی شاعران دیگر عرب به اساطیر کهن عربی اکتفا نمیکنند بلکه اسطورههای ملل قدیم جهان را نیز در شعرشان میآورند. اسطورهها و نمادها پل پیوند گذشته و امروزند.
«نیاکان من آناناند
که سنگ اهرام را برافراشتند
و گلدستۀ اسلام را ساختند
و ما در روزگار پرافتخارمان
آشتی را پایهگذاری میکنیم
سوگند به اهرام و اسلام و آشتی
که تو را خواهم کشت
با همۀ شرنگهایی که تلخزار روزگار
به من چشاند
در خون تو شنا خواهم کرد (شکری، 1366: 446).
شعر پایداری ملت خود را به وحدت و یکدلی دعوت میکند و از آنها میخواهد اختلافات و دشمنیها را کنار بگذارند و به عهد و پیمانشان در مورد استقلال و آزادی وطن وفادار باشند. برای نمونه
شعری از احمد شوقی- شاعر مصری- میآوریم. شاعر در این شعر بر موضوع تأکید میکند که کشته شدن و ترور «بطرس باشا» آنها را از ادامۀ راه باز نداشته است:
سدیدُ المرامی قدر ماه مُسَدد
تعالوا عسی نطوی الجفاءَ و عهده
الم تکُ مصر مهدَنا ثم لَحدنا
الم نکُ من قبلِ المسیح بن مریم
فهلا تسا قینا علی حُبه الهوی
و ما زال منکم اهلُ وُد رحمه
فلایثنکم عن ذمه قتلُ بُطرُس
و داهیه السُواس لاقی الدواهیا
و ننبذُ اسبابَ الشقاقِ نواحیا
و بینهما کانت لکل مغانیا؟
و موسی، وطه، نعبُدُ النیلَ جاریا؟
وهلا فِدیناه ضفافا و وادیا؟
و فی المسلمین الخیرُ مازالَ باقیا
فقدما عرفنا القتل فی الناس فاشیا
سدیدُ المرامی قدر ماه مُسَدد
تعالوا عسی نطوی الجفاءَ و عهده
الم تکُ مصر مهدَنا ثم لَحدنا
الم نکُ من قبلِ المسیح بن مریم
فهلا تسا قینا علی حُبه الهوی
و ما زال منکم اهلُ وُد رحمه
فلایثنکم عن ذمه قتلُ بُطرُس
و داهیه السُواس لاقی الدواهیا
و ننبذُ اسبابَ الشقاقِ نواحیا
و بینهما کانت لکل مغانیا؟
و موسی، وطه، نعبُدُ النیلَ جاریا؟
وهلا فِدیناه ضفافا و وادیا؟
و فی المسلمین الخیرُ مازالَ باقیا
فقدما عرفنا القتل فی الناس فاشیا
(شوقی، 1995/ 3: 325 -326)
او فردی با هدف بود که هدف تیر قرار گرفت و باتدبیرترین مردم بود که گرفتار مصیبت شد/ بیایید شاید دشمنیها و جور و جفا را کنار بگذاریم و اسباب کینه را دور بریزیم/ آیا مصر گهواره و آرامگاه ما نیست که همواره در آن به آرامش میرسیم؟ آیا قومی نیستیم که قبل از موسی و عیسی و مصطفی، رود نیل را پرستش میکردیم؟/ آیا با عشق این نیل دیگران را سیراب نمیکردیم و مهمانی و دوستی به راه نمیانداختیم؟/ هنوز در میان شما اهل مودت و رحمت وجود دارد و خیر از میان مسلمانان رخت برنمیبندد/ ترور بطرس شما را از وفا به پیمان باز ندارد که کشته شدن افراد سنت دیرین روزگار ماست.
یکی از شاخصهای مهم شعر مقاومت عرب، بیان جنایتها و بیدادگریهای ظالم است. در نظامهای مستبد و بیدادگر، شکنجه و تازیانهزدن و زندان، خفهکردن فریادها در گلو، تبعید و ترور، قانون است. ازاینرو چنین عملکردهایی از سوی استبداد، همواره روح حساس شاعران عرب را میآزرد و آنها را به واکنش در مقابل چنین عملهای غیرانسانی وامیداشت. در میان شعرای عرب، سرودههای بسیاری را میتوان یافت که در آنها، چهرۀ ظالم و ظلم او به تصویر کشیده شده است. برای نمونه «جواد جمیل» شاعر عراقی در شعری با عنوان «ترور» میگوید:
صدای تقتق قدمهایشان بلند بود
صدایشان طعم مرگ میداد
و چشمهایشان چون چشمان وحوشی بود
که شب جنگ آن را پوشانده باشد
«کیستند؟»
«اسم لازم نیست!»
«آمدهایم تا چیزهایی را بشناسی»
و آرامش شب
با صدای تیری لرزید
و ریسمان باریکی از خون
خاموشانه پیچید
...بر جسد زرد
یکتکه ورق پیدا کردیم
تروریستها
نص قانون برایشان اجرا شد (جمیل، 1370: 78)
در این بخش گرایشهای مختلف شعر مقاومت و پایداری عرب را بررسی میکنیم؛ چراکه در جهان عرب شعر مقاومت از سرچشمههای بسیاری تغذیهشده و به همین دلیل جریانهای متفاوتی را به خود دیده است. مهمترین این جریانها و گرایشها، ملی و قومی، دینی و مذهبی، تاریخی و اساطیری و جهانی و انسانی است. حال بهاختصار به بررسی هر یک از این گرایشها میپردازیم:
شاعران عرب برای رساندن پیام پایداری از ابزارهای گوناگونی بهره میبرند و گرایش به قومیت و ملیت که طالبان فراوان دارد یکی از این ابزارهاست. البته ملل عرب بهرغم ادعای غلیظ قومیت در طول روزگاران متمادی، یکی از متفرقترین اقوام نیز به شمار میآیند. «شاعران عرب بزرگترین ضرر و زیان قوم عرب را در پراکندگی آنان میدیدند و در سرودههای خود مردم را به تجمع در زیر لوای قومیت و ناسیونالیسم (ملیگرایی) دعوت میکردند. برای مثال رشید سلیم الخوری شاعر لبنانی میگوید:
اریَ فی الافقِ نوراًٌ من بعیدِ
یلوحَ فهل تریَ یجلو الظلاماً
وَ اسمع فی بروعِ الشامِ صوتاً
و حرک فی قبورِهم الرماماً
ایا وطنی اروم لکَ المعالی و عیشاً مستقلاً و انتظاماً.
(در دوردست افق روشن میبینیم.
آیا این نور، تاریکی را میزداید؟
در سرزمین شام صدایی میشنوم
که سرزمین خفته را برانگیخته است
پژواکی سترگ مردم عراق را بیدار کرده
و استخوان مردگانشان را در گور لرزانده است
ای وطن من! استقلال، آرامش افراشتگیات را آرزومندم) (بیدج1389: 78).
در شعر امروز عرب به دین و مذهب گرایش نشان میدهند. البته علاوهبر قرآن کریم، به شخصیتهای دینی- مذهبی، تاریخی و موروثهای دیگر مانند حکایات و روزهای مشهور عرب نیز توجه میشود. «شاعران امروز عرب شخصیتهای گوناگون دینی و مذهبی را به شعر خود دعوت میکند و از آنها میخواهد برای پیشبرد سخن شاعر که زبان گویای مردم خویش است کمک کند. حال ممکن است این شخصیت در حافظۀ دینی شاعر هم قرار نگرفته باشد» (همان: 90).
شاعران عرب در گرایش به تاریخ از پهلوانها و حماسهسازیهای شخصیتهای تاریخی و بهکارگیری آن در وقایع امروز بسیار بهره میبرند. برای مثال عنتره بن شداد، شاعر جاهلی، مرد دلیری است که آوازۀ قهرمانیهای او به افسانه نزدیک میشود. این شخصیت در ادبیات عرب تمثیلی از شهامت و حقخواهی و استرداد حیثیت است. «بهرهگیری از اسطوره در شعر عرب در آغاز از شعر مدرن عرب بهویژه الیوت و همفکرانش الهام گرفته شد. شاعر امروز از آنجا که دیدگاهی دیگرگونه دارد و از دیدگاه شاعران دیروز فراتر رفته است ناچار از بهکارگیری ابزار بیانی گستردهتر و درخور دیدگاه خویش است که اسطوره یکی از آنها است» (همان: 99). «نخستین شاعر عربی که به بهرهگیری از اسطوره در شعر خود دست یازید، بدر شاکرالسیاب شاعر عراقی بود» (همان: 100).
شاعر امروز عرب در شعر خود به چگونه رسیدن و به زیبایی رسیدن و بهرهگیری از حداکثر ظرفیت زبان و بیان برای رسیدن میاندیشد. یکی از راههای رسیدن، توجه کردن به چیزی فراتر از جغرافیای قومی و توجه به قلمرو فرهنگی جهانی است. امروزه رسانهها از دورترین انسانهای روی زمین در فرصتی کوتاه خبر میآورند. شاعر از آنجا که خود را چشم و زبان مردم میداند، از شادیها و دردهایشان میگوید. اگر بر قومی ستمی میرود، شاعر با اندیشۀ فراگیر، این ستم را در آثار خود بازتاب میدهد. شاعر
عراقی، لبنانی، سوری، مصری یا هر کشور عربزبان دیگری که مردم فلسطین را آواره و ستمدیده میبیند، برای این ملت دربهدر، شعر میسراید، به حمایت از او برمیخیزد، او را به مقاومت وامیدارد و ستمهای رفته بر وی را به گوش جهانیان میرساند. «بر این اساس اغلب شاعران عرب برای فلسطین شعر سرودهاند؛ چرا که مسئلۀ فلسطین برای آنان مسئلۀ ملی و قومی به شمار میرود... محمد الماغوط شاعر سوری میگوید:
ای عرب!
ای کوههای لذت و خمیر!
ای باغهای گلولههای کور!
از فلسطین شعر میخواهید
شعر از پیروزی و خون؟
دیروز
آن قهرمان نازک لب
به همراه باد
و توپهای غمگین
باز آمد
مهمیز بلند او
چون دو خنجر میدرخشید
به او پیرمردی یا پتیارهای بدهید
به او این ستارهها
و شنهای یهودی را بدهید...» (همان: 103 - 104)
شایسته است که قبل از پرداختن به ادبیات پایداری در ایران گذری اجمالی بر شاعر، شعر و بهطورکلی ادبیات پایداری جهان داشته باشیم. همانطور که مبرهن است سرودههای پایداری مرز و سرزمین نمیشناسد. بنابراین شاعران و نویسندگان در تمام جهان با شعر و نثر خود با ادبیات پایداری سعی در بیداری و پایداری در برابر ظلم داشتند. «لویی آراگون، شاعر ادب پایداری فرانسه، التیام زخمخوردۀ کشورش را در طرح مفاهیم مجرد، عاطفی و انتزاعی چون جوهرۀ انسانیت تاریخ و تمدن میدید. لورکا، شاعر اسپانیایی به جستوجوی آزادی و عدالت اجتماعی بود؛ زیرا سلطۀ فاشیسم روح دموکراسی را افسرده کرده بود. سیمونوف و میخاییل لوکونین، رهایی انسان روسی و سرزمین روسیه را فریاد کردند. پابلو نرودا شاعر شیلیایی فراتر از زمین، عشق به طبیعت را مرام خود ساخت، ناظم حکمت در ترکیه حس میهنپرستی را در هممیهنان خویش بیدار کرد. جیانگ نام، شاعر ادب پایداری ویتنام از عشق و مبارزه در ویتنام سخن گفت و در واپسین
سالهای قرن بیستم میلادی، شاعران ادب پایداری ایران به تقدیس شهادت، رسالت رهایی زمین از سلطۀ استکبار و تداوم انقلاب تاریخی عاشورا دل بستند» (کاکایی، 1380: 13). بیان مظلومیت ملل تحت ظلم در سرودههای اکثر شاعران ایران به چشم میخورد. آنان حلقههای پیوسته تزویر جهانی، بیداد و استکبار را میبینند و با دیگر ملتهای مظلوم همدردی و همراهی میکنند؛ اگر مجموعه سرودههایی که در کشورمان برای فلسطین، بوسنی و هرزگوین و... سروده شدهاست، تنها در طی یک دهه (65 تا 75) جمع آوری کنیم بدون شک از چندین مجلد خواهد گذشت، در میان این خیل عظیم شاعران با موضوعاتی چون انزجار از دشمنان متجاوز و اشغالگر، ابراز همدردی با مظلومین سرزمینهای تحت اشغال، بیان بیدادهای استکبار جهانی دعوت به پایداری و ستایش مقاومت مجاهدان، ایجاد بارقه امید در این ملل و رساندن فریاد مظلومیت ملل تحت ظلم به مردم جهان به سرایش شعر پرداختهاند. در آثار شاعران «سرودهها و اشعاری هست که با تکیه بر اندیشه و آرمان دینی، تصویری از بیدادها و جنایات جهانی را ترسیم میکند. این نوع سرودن سابقهای چندان طولانی ندارد. نخستین نمونههای آن به پنجاه سال اخیر برمیگردد. حساسیت شاعران و نویسندگان نسبت به مسائل جهانی مانند فلسطین، ویتنام، آفریقای جنوبی، کوبا، شیلی و اخیراً بوسنی و افغانستان و... شاعران و نویسندگان را برمیانگیخت تا برای مظلومیت و رنج مردم این سرزمینها یا فداکاری مبارزان و آزادیخواهان آنها
شعر، مقاله و احیاناً نمایشنامه و فیلمنامه بنویسند. عمدۀ آثار پیش از انقلاب اسلامی در ایران در این زمینه از آنِ باورمندان تفکر چپ (مارکسیسم) یا روشنفکران متمایل به غرب بود. گاه در برخی مجلات مذهبی آن زمان سرودههایی با جهتگیری مذهبی، بهویژه دربارۀ فلسطین و الجزایر به چاپ میرسید اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی در این زمینه شاهد سرودههایی و نوشتههایی ارجمند بودهایم. در این اواخر، در طیفی گسترده در باب بوسنیوهرزگوین، شاعران و نویسندگان به خلق آثاری زیبا دست زدند که به دلیل پیوند این آثار با تفکر و باور مذهبی، آنها را میتوان در مجموعۀ ادبیات دفاع مقدس جای داد» (سنگری، 1380: 17-16).
همانطورکه قبلا نیز گفته شد، سرودههای پایداری در سراسر جهان وجود دارد و تنها به کشور ما محدود نمیشود. در ایران نهضتهایی چون نهضت شعوبیه، پس از ورود اسلام، اعتراضات مردم ایران به هجومهای خارجی چون حملات مغولها، پرتغالیها، روسها، و ظهور جنگ نامههای منظوم، در عصر صفوی و بعد از آن دوران مشروطیت، وقوع انقلاب اسلامی، سپس هشت سال دفاع مقدس، اتفاق میافتد. با توجه به پیشینۀ ادبیات پایداری در ایران اینگونه از ادبیات درونمایۀ جاودانه و همیشگی ادبیات فارسی است بهطوریکه هیچیک از دورهها را نمیتوان از مقاومت و پایداری تهی دانست.
بااینحال «عموماً آنچه از کتب و نگاشتههای پیشین محفوظ مانده و یا محل توجه بوده و اکنون به دست ما رسیده است غالباً در دایرۀ
نظارت و حفاظت دربار و حاکمیتها و خاندانهای با نفوذ و وابسته به قدرتهای مطلقه و حاکم بوده است و یا اینکه در بین خواص اهل دانش و از طریق ضبط و نگهداری و استنساخ در بین علما محفوظ مانده است؛ یعنی کانونهای حکومتی و دربار، ملجأ اهل دانش و کتب خانه اهل علم بودهاند. این را هم باید متذکر شد که بعضی گمان میکنند که اگر فلان دانشمند، نویسنده یا مورخ و یا محدث مرتبط با دربار و دستگاه بوده، نانخور و جیرهخوار فرهنگی حاکمیت بوده است و به این نکته توجه ندارند که در زمانهای گذشته، ما شرکتها و مؤسسات بزرگ انتشاراتی در اختیار نداشتهایم که یک کتاب را در چند هزار نسخه چاپ کنند که از بین نرود و یا فایدۀ عام پیدا کند. به همین دلیل بسیاری از علمای بزرگوار در گذشته بهناچار برای حفظ و انتشار آثار فکری و فرهنگی و تاریخی با دستگاه حکومت ارتباط پیدا میکردند و همین امر سبب میشود که ادب پایداری در آن روزگار به نحو بارز و نمایانی وجود نداشته باشد و بهناچار در زیر لایههای پراکنده و بهگونهای کمرنگ، در ادبیات و تاریخ کلاسیک ما نمایان باشد. اگر برخی از آثار کهن ادب فارسی را ملاحظه کنیم میبینیم که جنبههای موعظه و ارشاد در آنها فراوان است؛ این ارشاد و تعلیم بهخصوص در باب آداب ملوک و اخلاق پادشاهان میتواند تا حدی به نحوِ غیرمستقیم اوضاع روزگار را نشان دهد. در دیوانهای شاعران گذشته به هجویههای بسیاری برمیخوریم. هجویهسرایی گاهی جنبۀ اجتماعی و سیاسی داشته است؛ زیرا گویندگان در آن زمان که قدرتِ اقدام علیه حکومت را نداشتهاند، از حربۀ هجو استفاده کردهاند» (مکارمی نیا، 1383: 95 - 96).
بااینحال حبسیهها با تنوعی بسیار زیاد، همچنین ضربالمثلها و قصههایی که در پیشینۀ ادبیات ایران، بهصورت شفاهی یا کتبی رواج داشته است بهعنوان شاخهای از ادبیات پایداری قابل بررسی است.
حوزههای محتوایی و موضوعی ادبیات پایداری علاوهبر طرح آرمانها و تفکرات، ضمن توصیف دلاوریهای مجاهدان و یادکردی از پیروزیهای آنان، مخاطبین را به ایستادگی و داشتن غیرت و حمیت، ترغیب مینماید و با زنده نگهداشتن یاد و نام رهروان راه حق علاوهبر سوگسرایی، بر حفظ ارزشها نیز تأکید دارد. شاعران معاصر گاهی نیز دردمندانه بر افول ارزشها مرثیهسرایی مینمایند و با یادآوری رشادتهای دلاورمردان دیروز، مخاطبین خود را به ایستادگی در برابر تهاجمات گوناگون دشمنان امروز فرامیخوانند.
زمینههای طرح تفکر در ادب مقاومت، خدا، انسان، وطندوستی، نمادگرایی تاریخی، اهداف عالی انسانی و آرمانهای صلحجویانه و آزادیخواهانه است. بدیهی است تهاجم و اشغال سرزمین بهمنزلۀ سلب حق حیات توأم با آزادی و ارادۀ سرزمین اشغال شده است. کسب آزادی و تلاش برای نیل بیشتر به آن از مفاهیم اصلی شعر مقاومت در توجیه حقانیت دفاع است.
سهم عمدۀ موضوعی در متون مربوط به ادب مقاومت، تحریض به ایستادگی در برابر دشمن، بیان شجاعت ستایش مجاهدان، توصیف صحنههای دلاورانۀ جنگ و ستایش فتوحات... ازجمله نخستین مضامین در حوزههای مقاومت و دفاع است که به منظور برجسته نمودن رشادتهای حماسی و تحریض مردم به حضور در دفاع مقدس و ملی صورت میگیرد.
از جمله موضوعات ادبیات پایداری، بیان ویژگیهای قهرمانان عرصۀ جنگ و توصیف قساوت دشمن در تخریب و ویرانی و کشتار و همچنین سوگنامۀ شهیدان است. هدف اصلی از بیان آنها تحریض مخاطب به مقاومت و پایداری در برابر دشمن است. از شاخصههای مهم موضوعی در شعرهای ضد جنگ، بیان عواقب حزنآلود جنگ است. اما بههرحال شاعر در تمام موارد مطرحشده از لحنی حماسی سود میبرد تا کنشهای لازم را در احساس مخاطب پدید آورد.
با توجه به اینکه ریشۀ ادبیات پایداری در ایران به پیش از اسلام برمیگردد اما در زمان معاصر آثار نوشته شده در این زمینه قابل مقایسه با آن دوران نیست. امروزه بیش ازهرزمان دیگر، اصطلاح ادبیات پایداری در فضای فرهنگی کشورمان به
کارگرفته شده است. ادبیات پایداری ایران در سه مرحله شکل میگیرد:
ادبیات پایداری قبل از انقلاب اسلامی(مشروطیت)
ادبیات پایداری در دوران انقلاب اسلامی؛
ادبیات پایداری در هشت سال دفاع مقدس که یکی از افتخارات و دستاوردهای آن، تولد ادبیات و هنر مقاومت و پایداری است» (حامدی کیا، 1389: 228) که قیام عاشورا تأثیر انکارناپذیری در آن دارد.
در ایران اسلامی، در هیچ دورهای حتی دوران مشروطیت بهاندازۀ زمان کنونی به ادبیات پایداری پرداخته نشده است. انقلاب شکوهمند اسلامی و جنگ تحمیلی هشتساله به اشکال مختلف ادبیات پایداری را رونق بخشیدند.
در طول تاریخ وقوع حوادث تاریخی و اجتماعی موجب پدید آمدن آثاری با درونمایههای پایداری گردیده است. در دورۀ معاصر، ادبیات پایداری به جهت وقوع حوادث متعدد، مضامین متنوع و متعددی را پرورانده است. ازآنجاکه عقاید دینی و مذهبی بر ساختار جامعۀ ما حاکم است، بیشتر این مضامین برگرفته از آیات و روایات معصومین و فتوای فقهای مذهب تشیع است. در چنین شرایطی بهخصوص هنگام بروز حوادث اجتماعی و تهاجم بیگانه، از سوی علما و فقها دعوت به جهاد، مبارزه، وحدت و همدلی شکل میگیرد. در دورۀ مشروطه، رهبری مبارزات و قیامها از سوی علمایی همچون سید جمالالدین اسدآبادی، میرزا صالح شیرازی، آیتالله بهبهانی،
آیتالله طباطبایی، آیتالله سید حسن مدرس، شیخ محمد خیابانی و دیگران، رهبری امام خمینی(ره) در جریان قیام پانزدهم خرداد 42، وقوع انقلاب اسلامی سال 57 و جریان هشت سال دفاع مقدس گواه این ادعاست.
دردورۀ مشروطه، شاعرانی همچون عارف قزوینی، سید اشرفالدین گیلانی، ملکالشعرای بهار، فرخی یزدی، مسائلی چون قانون، آزادی، وطن و عدالت را مطرح کردند.
در دورۀ قاجاریه، مقارن با کشته شدن ناصرالدینشاه به دست میرزا رضای کرمانی ، شعر و شاعری درباری رونق خودرا از دست میدهد به طوریکه در دوره پادشاهی مظفرالدین شاه، گویندۀ بزرگی برنمیخیزد. در این دوره که با حرکتهای اصلاحی وتجدد خواهی کسانی چون عباس میرزا و امیرکبیر، مردم به پارهای از آزادیها دستیافته و حقوق سیاسی و اجتماعی خود را درک کرده بودند. با حضوری روزافزون در صحنه سیاست و اجتماع ودرنهایت تاثیرمتقابل آن درعرصه ی ادبیات،باعث بوجودآمدن مضامین و اندیشههایی مانند آزادی، قانون، وطن، مبارزه با استبداد، ستایش از میهن و مسائلی دیگر از این قبیل گردید وبا تشکیل انجمنها و مجلات ادبی از شعر بهعنوان زبان برنده ای برای مبارزه بااستبداد بهره برداری شد.افزون برآن وقوع جنگ جهانی اول و انقلاب اکتبر روسیه (1917) نیزدر شعر و ادب تأثیری عمیق گذاشت و موجب پدید آمدن ادبیات کارگری در میان شاعران این دوره گردید.اما با روی کارآمدن حکومت پهلوی، این جریان بهشدت سرکوب
شدکه قتل فرخ یزدی ومهاجرت ابوالقاسم لاهوتی ازپیشگامان شورشهای کارگری علیه استبداد به اتحاد جماهیر شوروی از پیامدهای آن به شمار میرود (عظیم زاده،1387: 165).
«اگرچه شاعران قبل از کودتای 28 مرداد 1332 از آزادی بیان نسبی برخوردار بودند، غالباً تحت تأثیر احزاب مختلف و روزنامههای طرفدار آنها بهویژه حزب توده قرار داشتند. پس از کودتا، قدرت شاعران محدودتر شد و شاعر مقاومت که هم جان خود را در خطر میدید و هم به تقلید از نیما ابهام را برای بیان مطالب برگزیده بود، شعر را از صراحت بیان خارج کردند؛ ولی بیشتر شعرا به علت ترس از ساواک، علاقه به وضع موجود و یا بیاعتنایی به رسالت شعر، به مسائل اجتماعی توجهی نشان نمیدادند و اقسام فجایعی که در زمان شاه وجود داشت و نیز برخی حوادث تاریخی، مانند قیام پانزده خرداد در شعر مورد توجه قرار نگرفته است. دلایل اوج و حضیض شعر مقاومت به اختناق حاکم بر جامعه، مبارزات مردمی و مسلحانه و همچنین با امید و ناامیدی شاعر ارتباطی مستقیم دارد؛ چنانکه پس از کودتای 28 مرداد، شعر مقاومت دچار رکود شد؛ اما بعد از 1340 به دلیل مبارزات امام خمینی (ره) و مبارزات مسلحانه مردم به اوج خود رسید» (محمدی شکیبا:428.1378)
بعد از سال 1340 سرکوب مبارزان، وقایع تلخ اجتماعی و وضعیت نابهسامان اقتصادی، شرایط نومیدانهای را برای شاعران و نویسندگان بوجود آورده بود تا ازجمله عواملی باشد که بسیاری از شاعران به چریک پیوستند و برای چریکیهای
جنگل شعرهایی با سمت و سویی سیاسی سرودند. این جریان شعری تا سال 1352 ادامه داشت.« بعد از اعدام گلسرخی، سانسور شدیدی از سوی رژیم اعمال شد و بسیاری از شاعران و نویسندگان ممنوع القلم شدند. در سال 1355 کارتر، رئیسجمهور آمریکا، شاه را موظف کرد که اصول حقوق بشر را در ایران به اجرا در آورد. نخستین نشانههای فضای باز سیاسی در تابستان 1356 ظاهر شد. برخی از نمایندگان مجلس و دولتمردان در رادیو و روزنامهها به انتقاد پرداختند. در 17 دی 1356 با چاپ مقالهای توهینآمیز به امام خمینی(ره) در روزنامه اطلاعات، نخستین جرقه شورش در قم در گرفت و پس از آن، آتش انقلاب به سراسر ایران سرایت کرد» (لنگرودی،1377: 16). در سال 1357 درست همزمان با سقوط 2500 سالۀ حکومت شاهنشاهی ودر ادامه شروع جنگ تحمیلی، ادبیات پایداری با مضامینی چون مبارزه با ظلم و استبداد، زور و تزویر و استعمار توسط بیگانگان، ستایش آزادی و آزادگی،دعوت به همدلی وپرهیز ازتفرقه، وصف وستایش شهید وشهادت و بویژه کاربرد عناصر ارزشی وفرهنگی عاشورا دیده میشود.درواقع میتوان گفت: «جنگ تحمیلی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران از بزرگترین رویداد و پدیدههای تاریخ کشور در طول دو دهۀ گذشته بود که مضامین گوناگونی را در اختیار شاعران قرار داده است » (کاکایی، 1380: 51- 52).
هنوز چند صباحی از پیروزی انقلاب نگذشته بود که این نهال نوپا مورد هجوم آفتهای گوناگون قرار گرفت «در زمینۀ
ادبیات به معنای کلی کلمه صف متولیان ادب و هنر ایران اسلامی با ایران دموکراتیک و حتی غیر اسلامی از یکدیگر جدا شد؛ به زبان دیگر صف شعرا و نویسندگان اهل ولایت با غیر ولایی و حتی غیر الهی از یکدیگر جدا شد» (اکبری،1377: 10) گروهی از شاعران در دهههای بیش از انقلاب تمایلات مذهبی داشتهاند که با پیروزی انقلاب، درآثار بعدی خود، دستاوردهای جدیدی بویژه درراستای فرهنگ اسلامی با تجربههای پیشین خود درآمیختند و توانستند به عنوان شاعرانی پیشکسوت، نسل جوان و گروه مستعد و معتقدی را در کنار خود پرورش دهند. از شاعران این گروه میتوان محمدجواد محبت، حمید سبزواری ، علی معلم و... را نام برد.
ادبیات بهخصوص ادبیات پایداری در هر عصر، بازتاب اوضاع و حوادث موجود در آن عصر است. مقطع مهم تاریخ سیاسی ایران در عصر مشروطه به سالهای بین 1284 ش. مصادف با صدور فرمان مشروطه توسط مظفرالدین شاه تا سال 1304 ش. یعنی برقراری سلسلۀ پهلوی توسط رضاخان پهلوی مربوط میشود. در این سالها، کشور ایران با جریانات سیاسی و اجتماعی درگیر تنشهای مهمی در سیر تاریخی خود گردید.
«پس از ترور ناصرالدینشاه که نتیجۀ حقطلبیهای مردم بود، جسارت آنها در راه کسب استقلال و یک حکومت مردمی
بیشتر شد تا اینکه پس از به تخت نشستن مظفرالدین شاه با جرقهای که توسط علاءالدوله ایجاد شد و عدهای از تجار و افراد متشخص تهران مورد بیحرمتی قرار گرفتند به یکباره مردم به رهبری علما سر به شورش نهادند و پس از کشمکشهای بسیار و بستنشینیها، شاه قاجار به درخواست آنان مبنی بر عزل عین الدوله و علاءالدوله و تشکیل شورای ملی و... تن داد و در سال 1284 ش. فرمان مشروطیت صادر و مجلس شورای ملی با ترکیبی از نمایندگان مردم تشکیل شد .(آشتیانی،1380: 98)
این تاریخ، مبدأ مهمی در ادارۀ مملکت توسط نیروهای مردمی و محدود کردن قدرت و تسلط شاه و وزرا در کشور بود. اما این پیروزیها، خوابوخیالی بیش نبود، پس از درگذشت مظفرالدین شاه (مدتی کمی بعد از صدور فرمان مشروطه) محمدعلی شاه که اساساً با مجلس و مشروطیت مخالف بود، بر تخت نشست و بعد از مدتی بنای مخالفت با مجلس را گذاشت تا سرانجام در سال 1278 ش. با بمباران مجلس و قتل و تبعید آزادیخواهان به اولین دورۀ مجلس خاتمه داد.
پسازاین جریان، مردم که مجلس و مشروطه و در واقع حقوحقوق خود را ازدسترفته میدیدند در نقاط مختلف سر به شورش برداشتند که در این میان آذربایجان بیشتر از همه مؤثر افتاد و پس از کشتارهای بسیار، انقلابیون در سال 1285 ش. تهران را فتح کردند و محمدعلی میرزا از سلطنت خلع و جای او را به پسر دوازده سالهاش احمدشاه دادند. (مدنی، 1357: 248 و245 و235 و آشتیانی، 1380: 989 و990).
از آنجا که نهضت مشروطیت برپایۀ اسلام و به حکم قرآن و ارزشهای اسلامی به وجود آمد، با نفوذ شخصیت های غیرمعتقد، سودجو و ناسالم به ویژه در مجلس دوم نقش اسلام کمرنگ و انحراف مشروطیت پس از تشکیل این مجلس نمایان گردید و سرانجام با مخالفت و اقدام نظامی روسیه به دلیل ورود مورگان شوستر امریکایی به ایران کابینۀ وقت ناصرالملک مجبور به پذیرفتن خواستۀ روسیه گردید و مجلس مخالف تعطیل شد. نکتۀ حائز اهمیت در اوضاع سیاسی ایران عصر مشروطه این است که در این دوران، بیگانگان و استعمارگران، حضوری دائمی در ایران داشتهاند و این خود، موجب تنشها، انحرافات سیاسی و زد و بندهای پنهانی بود. این کشورها چنان حضور خود را بهحق میدانستند که به سادگی به خاک ایران وارد میشدند و قراردادهایی بر اساس منافع خود میبستند. در واقع اختیار مملکت از کف دولت خارج بود و به علت واگذاری امتیازهای تعهدآور ، یارای مخالفت با سیاستهای آنان را نداشتند.
از دیگروقایع مهم سیاسی جنگ جهانی اول در سال 1293 ش. بود که به موجب آن، نقش روسیه در سیاستهای داخلی ایران کمرنگ گردید. «در جنگ جهانی اول اگرچه ایران از ابتدا بیطرفی خود را اعلام کرد، اما همواره مورد تاختوتاز نیروهای درگیر جنگ بود. همینطور که کمتر نقطهای از کشور، از حضور فیزیکی و نظامی دولتهای درگیر در امان بود و در این بین، صدمات شدیدی به جامعۀ ایران وارد آمد و به خرابی و فقر و هرجومرج دامن زده شد» (آرین پور،1373: 22).
در این گیرودار، مردم که هنوز در پی کسب آزادی و استقلال وطن بودند از پای نمینشستند به طوری که در نقاط مختلف کشور جریانهای سیاسی مهمی به وقوع پیوست. این جریانها و اتفاقات سیاسی و اجتماعی محیط ایران را متشنجتر میساخت و راه را برای عوامل سودجو هموارتر میکرد، قرارگرفتن جامعۀ ایران در جریانهای سیاسی و تاثیر آن بر اوضاع اجتماعی، در رأس کار بودن اشخاص نالایق، قراردادهای بسیار نظامی و اقتصادی که جامعه را بندۀ بیگانگان کرده بود منابع طبیعی زیرزمینی که به تاراج رفته بود واستبداد و خفقانی که دراوضاع سیاسی ایران حکمفرما بود اوضاع دورۀ رضاخان در سال 1302 بوده است اما وی در ادامه با طرح مسائلی چون جمهوریخواهی، توانست طرفداران زیادی پیدا کند به طوری که در سال 1304 با اعلام مجلس مؤسسان به عنوان شاه ایران شناخته شد. بنابراین سرانجام همۀ این غائلهها با ظهور این فرد مستبد در صحنۀ سیاسی ایران فروکش کرد و مردم که از شدت نابهسامانی به ستوه آمده بودند با تبلیغات گستردهای که صورت پذیرفت او را منجی خود دانستند ودرنهایت رضاخان دفتر جدیدی را در تاریخ سیاسی ایران گشود.
تاریخ شعر مقاومت در ایران از زمان مشروطه آغاز شد؛ تا قبل از سال 1320 شاعرانی چون سید اشرفالدین گیلانی، محمدتقی بهار، ابوالقاسم لاهوتی، عارف قزوینی، میرزادۀ عشقی و فرخی یزدی، به
سرودن آن همت گماشتند. در شعر دورۀ مشروطیت «موضوع پایداری در برابر ظلم و بیداد، ناآگاهی و استبداد، آلودگی صاحبمنصبان و طمع همسایگان، بسیار دیده میشود، چنانکه محمد تقی بهار خطاب به محمدعلی شاه میسراید:
وای به شاهی که رعیت کش است
حال خوش ملت از او ناخوش است»
(آرین پور، 1355، ج1: 127).
«او شعری را به مشیرالسلطنه، وزیر دربار، میدهد و برای محمدعلی شاه میفرستد که با این بیت آغاز میشود:
پاسبانا! تا به چند این مستی و خواب گران
پاسبان را نیست خواب، از خواب سر بردار هان»
(همان: 128)
در این زمان بود که عارف، شروع به سرودن اشعار ملی و سیاسی خود کرد و اولین غزل خود را با عنوان «زنده باد و نابود باد» سرود:
آورد بوی زلف توام باد زنده باد
هرگز نمیرد آن پدری کو تو پروراند
نابود باد ظلم چو ضحاک مار دوش
ز آشفتگی نمود مرا شاد زنده باد
و آن مادری که چون تو پسر زاد زنده باد
تا بود و هست کاوه حداد زنده باد
(عارف،1364: 17)
در این زمان، عارف که مشروطه را در خطر میدید، غزلی سرود و در آن، محمدعلی شاه را فردی مستبد معرفی کرد و این حادثه (به توپ بستن مجلس)... را عامل افشای چهرۀ واقعی شاه دانست:
ز زلف بر رخ همچون قمر نقاب انداخت
هلاک، ناوک مژگان آنکه سینۀ ما
رها نکرد دل از زلف خود به استبداد
فغان که هاله به رخسار آفتاب انداخت
نشانه کرد و بر او تیر بیحساب انداخت
گرفت و گفت تو مشروطهای، طناب انداخت
(عارف،1364: 18)
«پس ادب پایداری در کشور ما همزمان با انقلاب مشروطیت و جنگ جهانی اول متأثر از گرایشهای ملی و میهنی بود. در شعر مشروطه، وطن جغرافیای معین مییابد. ابوالقاسم لاهوتی و بهار در ترویج حس وطندوستی و میهنپرستی اهتمامی خاص داشتند. پس از جنگ جهانی دوم، سلطۀ تفکر اومانیستی ادب پایداری ما را مشحون مفاهیم غیر دینی کرد. همزمان با تجدید حیات اسلام در کشورهای بحرانزادۀ آسیایی و آشنایی اندیشمندانِ شرق با درکی نو از مفاهیم دینی و در پرتو قیامهای دینی، مقاومت در برابر ظلم در کشورهای خاورمیانه ظهور میکند که انقلاب اسلامی و انتفاضۀ فلسطین دو نمونۀ برجستۀ آن به شمار میآید» (کاکایی، 1380: 12).
در ایران قبل از مشروطه، ادبیات و شعر این عصر نیز دوران معروف به دورۀ بازگشت را پشت سر میگذاشت.با تحولاتی که در اوضاع سیاسی- تاریخی و اجتماعی ایران به وقوع پیوست، شعر نیز قدم در راه تغییرات و تحولاتی محتوایی و ساختاری گذاشت. بهطوریکه دیگر مدح و ثنای شاهان و وصف معشوق زیبنده نبود. بلکه این مصالح ملی بود که میبایست دغدغۀ هر شاعر و نویسنده متعهد میبود. «شاعران وظیفۀ راهنمایی مردم در مقاطع مختلف سیاسی و اجتماعی را بر عهده داشتند، ادبیاتی که پرخاشگر و ستیزهجو بود، تودههای وسیعی از مردم را بهقصد آموزش و آگاهی نسبت به عقبافتادگی و به تاراج رفتن ثروتهای مادی و معنوی، مخاطب قرار داد» (آژند،1363: 29).
همانطور که گفتیم در این دوره شعر سنتی با مفاهیم جدیدی مواجه میشود. مفاهیمی مثل وطنپرستی، آزادیخواهی، حمایت از ایران، مبارزه با استبداد و... که شاعر در این بین به بیان اینگونه مسائل میپردازد. بهاینترتیب شاعر از سویی در چارچوب سنتها و قوانین اثر کلاسیک گرفتار است، از سویی دیگر مخاطب جدیدی را در نظر گرفته که زبانی بسیار سادهتر از زبان شعر کلاسیک را میپسندد. این دو علت سبب میشود که شعر بهسادگی روی آورد و زبانی درخور فهم عوام برگزیند؛ یعنی شعر کوچه و بازار. «این گرایش بهمرور، سبک نوینی در شعر به وجود میآورد که ترکیبی از زیباییشناسی عوام و استتیک (زیباشناسی) شعر سنتی بود» (لنگرودی،1370: 36).
توجه به قابل فهم بودنِ شعر برای عوام، سبب افت کیفیت شعر از نظر هنری و ادبی شد. گذشته از زبان شعر که به مناسبت محتوای جدید، تغییراتی در آن حاصل شد، در توصیفات شاعرانه نیز دگرگونی به وجود آمد؛ یعنی شاعر این دوره، غالباً به وصف واقعیات میپرداخت و سعی داشت، جلوههایی از زندگی و رویدادهای آن را جلو چشم خواننده مجسم سازد و بدین ترتیب بهنوعی واقعگرایی شاعرانه یا توصیف رئالیستی در شعر فارسی دست یابد.
بهاینترتیب میبینیم که هدف اشعار دورۀ مشروطه یا سبک مشروطه، بهطورکلی بیداری مردم و برانگیختن احساسات ملی و میهنی و ترویج آزادی بیان فردی و اجتماعی و طرد خرافات و اندیشههای سست و ناروا و پیکار با بیگانه بود. «شکلگیری تدریجی طبقۀ متوسط و اندیشۀ تجدد در دورۀ قاجار خواست مشروطیت و حکومت قانون را به همراه دارد. در چنین وضعیتی، ارزشهای تثبیتشدۀ کهن، اهمیت خود را از دست میدهند و ملت و آزادیهای بورژوایی اعتبار مییابند. همزمان با تحولات بنیادی اجتماعی و به خودآیی و خویشتننگری ملی، ادبیات نوینی شکل میگیرد که مهمترین خصوصیتش انتقاد از تمامی مظاهر تحجر سیاسی و فرهنگی است» (میرعابدینی، 1377: 17).
به دنبال این اخذ و اقتباس، سیاسیون و تجدیدطلبان در ایجاد جنبشهای ملی و میهنپرستی میکوشیدند. شعرا و نویسندگان نیز به همراهی با این جنبشها و حمایت از آنها میپرداختند. بهاینترتیب وطندوستی، گرایش به ایران
و ناسیونالیسم را میتوان از درونمایهها و محورهای معنایی خاص شعر فارسی در دورۀ معاصر بهخصوص شعر دورۀ مشروطه دانست.
در این دوره، وطن و ملت و بهتبع آن، گذشتۀ تاریخی و ملی ایرانیان جای بلندی را در شعر به خود اختصاص داد، البته در این میان، نوع نگاه شاعران به مفهوم وطن با یکدیگر متفاوت بود. مثلاً در شعر ایرج میرزا وطن یک پدیدۀ توصیفی است. یعنی از نظر او، این شاهان نیستند که چنین وضعیتی را به ایران تحمیل کردهاند، بلکه مدیران کوچکتری هستند که به دلیل بیلیاقتی، کار شاه را دشوار میکنند. اما شاعرانی چون عارف و عشقی، خود را متعهد به وطن و ملت میدانند و از نظر آنها شاهزادگان و سلاطین قاجار وطنفروشانی هستند که بر ویرانههای وطن چون جغدهای شوم نشستهاند و میخوانند.
درصورتیکه در شعر کلاسیک فارسی، مفهوم وطن تقریباً وجود ندارد؛ چرا که وطن پیامد شکلگیری مفهوم ملت است و ملت مفهومی مدرن به شمار میرود. در گذشته مفاهیمی مانند قوم، قبیله و نظایر آنها نقش اصلی را در روابط بینالمللی و اقوام ایفا میکردهاند. «بهطورکلی تلقی مسلمانان ایرانی نیز در گذشته نسبت به وطن با پس از مشروطه فرق داشت و وطن اسلامی شامل سرزمینهای محل زندگی مسلمانان میشد؛ یعنی مسلمانان به تعبیر امروزی نگرش انترناسیونالیستی نسبت به اسلام داشتند. شاید بهترین مفسر این دیدگاه را بتوان اقبال لاهوری نامید که در اشعار خود از یک وطن بزرگ اسلامی
که تمام مسلمانان را از نژاد و رنگ و ملیتهای مختلف دربر میگیرد سخن میگوید» (اکرام، 1333: 13).
نخستین جرقههای آتشین شعر وطنی در عصر مشروطه در اشعار نویسندگانی چون ادیبالممالک فراهانی، سید اشرفالدین گیلانی، دهخدا و بهار نمایان شد. این ادیبان شاخص، همزمان با سرودههایشان فعالیت سیاسی و اجتماعی و دموکراسی نیز داشتهاند. شروع شعر وطنی و نشان دادن احساسات وطنخواهانه، ظاهراً با «ادیبالممالک فراهانی» است:
گریه کن بر وطن که گریۀ تو
به هوای وطن، زنان گریند
چشم دل را همی کند روشن
گر نگریی تو، کمتری از زن!
(آرین پور، 1373: 324)
بعد از ادیب شاعرانی چون بهار، نسیم شمال و عارف قزوینی را میتوان سرایندگان شعر وطنی نامید و در میان آنها بهار را میتوان در عرصۀ شعر وطنی، بهترین ستایشگر دانست (شفیعی کدکنی،1383: 38).
ای وطن خواهان سرگشته و حیران تا چند؟
کشور دارا و نادار و پریشان تا چند؟
بدگمان و دو دل و سر به گریبان تا چند؟
گنج کیخسرو در چنگ رضاخان تا چند؟
ملک افریدون پامال ستوران تا چند؟
(بهار، 1368: 516)
نکتهای که در اشعار شاعران پس از مشروطه ازجمله شعر بالا بهخوبی نمایان است، توجه بسیار به تاریخ ایران باستان است و این توجه تا حدود زیادی مرهون رشد گرایشهای ناسیونالیستی است که در ادامه ادبیات مقاومت را به وجود آورد و رشد داد.
توجه به وطن، علاوه بر اینکه بهصورت اظهار علاقه نسبت به آن مطرح میشود، گاهی نیز با شکایت از نابسامانی اوضاع ایران همراه است. فقدان آزادی سیاسی، رشد اجتماعی، سرسپردگی حکومتها به قدرتهای خارجی، رکود اقتصادی معیشتی، وجود نابرابریهای اقتصادی- اجتماعی و انحطاط فرهنگی بهویژه دخالتهای روزافزون قدرتهای مسلط خارجی مانند روسیه و انگلستان در امور داخلی ایران، زخمهایی بر دل ریش شاعران آزادیخواه و وطنپرست بود که در اشعار آنها اندوه و حسرت ناشی از این زخمها انعکاس مییافت. ازجمله این شاعران، بهار، نسیم، فرخی یزدی، عشقی و عارف بودند که نابسامانیهای اجتماعی و سیاسی ایران را در اشعار خود منعکس میکردند. مثلاً عشقی در یکی از اشعارش میگوید:
ای دوست ببین بیسروسامانی ایران
بدبختی ایران و پریشانی ایران
از قبر برون آی و ببین ذلت ایران
این ذلت ایرانی و ویرانی ایران
آوخ که لحد جای تو شد تا به قیامت
رفتی و ندیدی تو پریشانی ایران
از وضع کنونی و ز بدبختی ملت
زین فقر و پریشانی و ویرانی ایران
(عشقی،1344: 368)
بهترین جلوهگاه وطن در شعر مشروطیت با مفاهیم مختلف آن است. عارف قزوینی میگوید: وقتی تصنیف وطنی ساختهام که ایرانی از هر ده هزار نفر، یک نفرش نمیدانست وطن یعنی چه؟ تنها تصور میکردند وطن شهر یا دهی است که انسان در آنجا زاییده شده باشد. شکر خدا که بعد از مشروطه معنی وطن فهمیده شد (قزوینی،1364: 334).
بعضی از این شعرا مانند عارف، عشقی و.... احساسات وطنی خود را بیشتر شبیه به طرز نگرش اروپاییان بیان کردهاند و حتی در برخی موارد، این احساسات وطنی رنگ و بوی شوونیزم به خود میگیرد؛ بهویژه آنجا که مسائلی دربارۀ قوم عرب بیان میشود.
در ادامه نگاهی کوتاه میافکنیم به ادبیات پایداری از منظر جامعهشناختی تا در این نگاه هم بتوانیم ویژگیهای این نوع ادبیات را دریابیم و هم اینکه انواع متفاوت و متنوع آن را در حوزههای مختلف بررسی کنیم. ویژگیهای مهم ادبیات پایداری را میتوان چنین بیان کرد:
«شناسۀ اصلی در ادبیات پایداری، عنصر تعهد است؛ یعنی ادبیات پایداری را نوعی از ادبیات متعهد و ملتزم میدانیم. ادبیات متعهد بنابر آنچه در منابع نقد ادبی معاصر آمده است به نظریۀ ژان پل سارتر نسبت داده شده است. او بهصراحت در مورد ادبیات ملتزم میگوید: « غرض از ادبیات، تلاش و مبارزه است. تلاش و مبارزه برای نیل به آگاهی، برای تحرّی حقیقت و برای آزادی انسان و ازاینروست که نویسنده در مقابل عملی که میکند، مسئول است. برای چه مینویسد و دست به چه اقدامی زده است و چرا این اقدام مستلزم توسل به نگارش بوده است؛ زیرا سخن گفتن در حکم عمل کردن است» (سارتر، 1348: 35).
«نظریۀ ادبیات متعهد و ملتزم به زمانی برمیگردد که بزرگترین معجزۀ الهی برای هدایت نوع بشر به وقوع پیوست و قرآن کریم بر نبی مکرم نازل گردید، قرآن که راهنمای جامع و کامل انسان در هر زمینهای است در باب شعر بهعنوان مظهرِ اتمّ کلامِ ادبی، نکاتی را مطرح نموده و تفاوت شاعر و شعر متعهد را از غیر متعهد در آیات مختلف بیان فرموده است. در اینجا تنها به ذکر آیاتی که به واژههای شعر و شاعر تصریح دارند اشاره میشود. در قرآن کریم یکبار واژهی شعرا، یکبار کلمۀ شعر و چهار بار واژۀ شاعر آمده است:
سورۀ شعرا، آیات 224- 227؛
سورۀ یس، آیۀ 5؛
سورۀ صافات، آیۀ 36؛
سورۀحاقه، آیۀ41.
با همین برداشت از قرآن، شعر جهت پیدا کرد و در باب شعر و شاعر باید و نباید و مقصد و مقصود مطرح گردید و این باید و نبایدها مفهوم شعر متعهد را نمایان میکند. پس میتوان نتیجه گرفت که عنصر اصلی در ادبیات پایداری، تعهد است. تعهد در برابر حیات معنوی و مادی و به عبارتی پایداری برای رسیدن به هدف زندگی متعالی» (امیری خراسانی، 1387: 92).
ادبیات پایداری با حضور مردم و نقش آنها، معرفی و شناخته میشود. برای مثال هر زمان کشور ما ایران از سوی نیروهای خارجی یا عوامل مستبد داخلی مورد ظلم واقع شده، ادبیاتی بارنگ و بوی پایداری پدید آمده است و این ادبیات زمانی گستردهتر و آشکارتر، قدم در نبردی فرهنگی گذاشته که قدرت حضور مردم در مسائل سیاسی و اجتماعی بیشتر بوده است.
دگرگونیهای اجتماعی ممکن است از طرق مختلف به وقوع بپیوندد: مثلا از طریق:
به گواه تاریخ، ملت غیور ایران همیشه در برابر هر سه مورد ذکر شده بیتفاوت نبوده است و مجاهدتها و ایثارگریهای آنان بهویژه در رویارویی با مهمترین رخداد اجتماعی تاریخ معاصر ( بعد از انقلاب اسلامی)، یعنی جنگ ایران و عراق در تاریخ ثبت است رویدادی که بدون شک تحولات اجتماعی انکارناپذیری را به دنبال داشته است.
پیشروان فکری هر جامعهای که در برابر حاکمیتی جبار، با تولیدات فرهنگی بر مردم زمان خویش تأثیر گذارند به دلیل بهرهگیری از ابزارهای ادبی در آفرینش ادبیات پایداری نقشآفرین میباشند. نمونۀ بارز آن کتاب «حکومت اسلامی» یا «ولایتفقیه» قبل از تشکیل حکومت جمهوری اسلامی توسط حضرت امام خمینی (ره) است.
با ظهور انقلاب اسلامی و تاثیر آن درتمامی شئون زندگی مردم و با جاری شدن سرچشمه زلال فرهنگ اسلامی، شاعران و نویسندگان نیز که برخاسته از درون جامعه بودهاند، بنا به مقتضیات انقلاب، تحت تاثیر قرارگرفتند و ارزشها و مفاهیم تازهای را در آثار خود به یادگار گذاشتند در ادامه با شروع جنگ تحمیلی و پدید آمدن انگیزههای جدید، جهشی بزرگ در ادبیات فارسی به وجود آمد. تا در آن ادبیاتی به نام انقلاب اسلامی شکل بگیرد. «ادبیاتی
که آیینهی باورها، نگرشها و جلوهگاه آرمانهای بلند و زلالی است که در آن اشک و لبخند، آرامش و خطر، فریاد و سکوت، خاکستر و آفتاب و خشم و نرمش همخانهاند. شناختن و شناساندن ادبیات اسلامی، معرفی جریان زلال و جوشانی است که از متن قرآن سرچشمه گرفته، از ساحل سرزمین عطش کربلا گذشته و امتی عاشق و پایدار بالنده را در عصر قحطی ایمان و روزگار ظلمتزده، آبدیده، صبور، بزرگ و پیروز ساخته است» (تقوی، 15/1/1392 http://www.hawzah.net)
انقلاب اسلامی ایران بهعنوان واقعهای بزرگ و تحولی بنیادین و آرمانی در جامعه، با لحظههایی سرنوشتساز، حادثههایی بزرگ و نشیب و فرازهایی که با حیات انقلاب پیوند داشت بر ادبیات، بهویژه شعر تأثیر بسیار زیادی داشته است. شعرِ حمید سبزواری که در همان روزهای آغازین انقلاب سروده شده است نوید امید به آینده است:
«سحر از راه میآید
این پیغام را پیک نسیم از دور دست آورد
و من بوی سحر را از دم طوفانی این ظلمت دیوانه میبویم
و
میخوانم
فروغ صبح را در وحشت این ظلمت گستاخ
طلوع صبح را، لختی دگر تبریک...» (سبزواری، 1368: 394).
با شروع جنگ تحمیلی ایران و عراق و دعوت به پایداری در مقابل دشمن بیگانه، واژگان قدیمی و ازیادرفته فرهنگ دیرینه
اسلامی- ایرانی دوباره احیا شدند. هدف عمدۀ شعر سالهای نخست دفاع مقدس، توجه به مضمون جهت تهییج تودۀ مردم و بسیج نیروها و ایجاد وحدت و همدلی بوده است. ازآنجا که انقلاب اسلامی ایران، با حضور مردم و براندازی رژیم پهلوی همراه بود در شعرِ این دوره تشویق به همبستگی و متحدشدن علیه آمریکا و دشمن بعثی دیده میشود.
ازجمله مضامین مورد نظر شاعران این دوره میتوان به موارد زیر اشاره کرد: « مضامین حماسی، مبارزه با دشمن، حماسهسرایی عاشورا، آرمانهای دینی، ثبت وقایع، مرثیه و سوگ سرایی، غزلسرایی بیشتر از نوع عارفانه و... است.
با بررسی تاریخچۀ شعر فارسی میبینیم که بخش زیادی از آن ادای احترام شاعران به واقعه عاشورا است. عمیقترین و پرمحتواترین اشعار به لحاظ اندیشه و همچنین عاطفیترین و حماسیترین اشعار تاریخ ادبیات ایران در زمینۀ عاشورا سروده شده است که رنگ و بویی از عرفان و معرفت عاشورایی در آنها وجود دارد.
در طول تاریخ در هر زمان قرائت ویژهای از واقعۀ عاشورا وجود داشته است در مقطعی بُعد حماسی آن و براندازی حکومت ظلم و در مقطعی دیگر بُعد عرفانی و اخلاقی این واقعه توجه شاعران را به خود معطوف کرده است.
در حقیقت شعر عاشورایی تلفیقی از شعر حماسی، عرفانی و اخلاقی است. شعر عاشورایی، امروز به یک جریان عظیم و
ارزشمند تبدیلشده است؛ جریانی که در آن شاعران هرکدام با زاویه نگاه خودشان در پی بیان واقعیت واقعه کربلا هستند، واقعهای که از نظر حماسی و احساسی دارای بزنگاههای فراوانی است تا شاعران باورمند را بهسوی خویش بکشاند.
حسین بن علی (ع) با شعار «ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی، فیاسیوف خذینی» پیامآور رسالت احمدی و آرمانهای آزادگی و ستمستیزی شد. این نگاه شهودی به شهادت، به بالندگی کلامی منجر شد که اینک آن را با نام شعر عاشورا میشناسیم. شاعران آیینی، حول این استوانه گرد میآیند و خیمه عاشورایی کلمه را برمیافرازند تا ارزشهای الهی و آرمانهای انسانی را از سر معرفت به تکریم بنشینند و مخاطبان تشنهجان را از زمزم زمزمۀ واژگان عاشورایی سیراب سازند. حسینبنعلی(ع) خود نخستین کسی بود که پیش از شهادت، ملکالشعرای شعر عاشورا شد و چنین سرود:
«یا لقوم من اناس رذل/ جمعوا الجمع لاهل الحرمین/ ثم ساروا تواصو کلهم/ باجتیاهی لرضا الملحدین» فرزند علی(ع) شعر عاشورا را با چنین ابیاتی بنیاد نهاد. پس شعر عاشورایی از چنان قداست دیرینهای برخوردار است که ریشههایش را میتوان در محرم ۶١ هجری جستجو کرد و در هزارههای پسازآن در سایهسار برگ و بارش آسود و قریحه شاعران شیدایی را با عطر شکوفههای شهودیاش آزمود.
همانطور که میدانیم شعر میتواند آیینهای روشن از اوضاع سیاسی و اجتماعی ملتها در طول اعصار و قرون باشد
هر تغییر و تحولی که در جامعهای رخ میدهد تأثیر مستقیم خویش را نیز بر ادبیات میگذارد. انقلاب اسلامی بهعنوان حادثهای بزرگ در تاریخ سرزمین ایران، بر جنبههای گوناگون مؤثر بود و بدون شک ادبیات و بهخصوص شعر نیز از تأثیرات این قیام مهم برکنار نمانده است.
از آنجا که انقلاب اسلامی ایران با پیشوایی روحانیت و بر پایۀ دین شکل گرفته شعر و ادبیات نیز تحت تأثیر آموزههای دینی و الگوهای اسلامی قرار گرفته است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، توجه به آرمانهای دینی و اهداف امام و استفاده از نمادها و شخصیت مذهبی و تاریخی بیشتر شد و شاعران بسیاری در حوزۀ شعر آیینی ورود کردند و آثار ارجمندی پدید آوردند.
قیامهای حقطلبانه علیه زور و زر، همچنین انقلابها در هر زمان و ابعاد، همیشه و در همه حال تداعیکنندۀ نام و یاد قیام امام حسین(ع) و یارانش است. بنابراین در روزهای مصادف با نبرد، حماسه و خون، شاعران مدام انقلاب خونین کربلا را پیش چشم میآورند و با سرودههای عاشورایی، اعتقادات انقلابی خویش را منعکس میکنند. «شعر این دوره، بهویژه از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی و در سالهای آغازین جنگ، شعری شعارگونه، پر تپش و عریان بود که تنها میخواست فریادهای شورانگیز مردم را گزارش کند. اما هرچه زمان میگذشت و هیجانهای جامعه فرو مینشست، شعر نیز آرامتر میشد و شکل هنری به خود میگرفت. شعر انقلاب
اسلامی از دیدگاه مفهومی نیز با شعر پیش از خود، بهویژه شعر رمانتیک پیش از انقلاب تفاوتهایی داشت. رویکرد به دین و سنّتهای دینی، بهویژه مذهب تشیع پرداختن به قیام عاشورا، توجه به نهضتهای آزادیبخش اسلامی، غربستیزی و... از جمله این تفاوتهاست» (حسن لی،1388: 65).
نرگس انصاری، پژوهشگر شعر عاشورایی میگوید: «پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 بزرگترین حادثۀ قرن بود که تحولی بنیادین در مضامین و نگاه شاعران ایجاد کرد. خداگرایی، خودآگاهی، بازگشت به خویشتن، اصالت دادن به ارزشهای متعالی اسلامی و انسانی و بهرهگیری از مفاهیم قرآنی ازجمله ویژگیهای محتوایی شعر انقلاب است، شعری پرتحرک، پویا، فریادگونه، که محتوای آن بر سه محور استبدادستیزی و مبارزه با ستم، تعهد و مسئولیت، طنز و انتقاد قرار دارد» (انصاری، 85:1389).
مشاهدۀ حوادث انقلاب، شاعران را بیش از پیش عاشورایی و یادآوری حوادث عاشورا، شاعران را بیش از پیش انقلابی میکرد. «عناصر مشابه و مشترک موجود در دو انقلاب از قبیل جانفشانیهای انقلابیون، عنصر شهادت، صبر، ایمان، ایثار و اخلاص بهنوعی تطابق ادبی انجامید و عاشورا بهمثابۀ الگوی عملی چه در عرصۀ عمل و چه در عرصۀ نظر (که ادبیات نیز ازجملۀ شئون آن بود) مطرح گردید» (ضیایی189:1389).
درتحول شعرعاشورایی بعدازانقلاب عواملی چند تأثیرگذار بودهاندازجمله توصیههای مقام معظم رهبری مبنی بر زنده نگهداشتن عاشورا وشروع جنگ تحمیلی همچنین تأثیر متقابل
وغیرقابل انکاری که شعر جنگ و شعرعاشورا بر روی هم گذاشتند، شاعران را بر آن داشت تا با تاثیراز واقعه ی عاشورا وبه دلیل شباهت های بسیاری که این دوواقعه باهم داشتند،در باب وقایع دفاع مقدس قلم بزنند.
تفکر و تعقل در واقعۀ عاشورا، از مؤلفههای مهمی است که در شعر عاشورایی بعد از انقلاب بهخوبی نمایان است. خلاف آنچه در شعر عاشورایی دورههای پیش رایج بود، اینگونۀ شعر، پس از انقلاب، صاحبِ پیام شد. شعر عاشورایی درگذشته، تنها به سوگ میپرداخت. شعر «در دست مردم کوچه و بازار بود و صرفاً شاعران درجۀ دوم و سوم و گاهی شاعری فرهیخته و نامی به شعر آیینی میپرداخت» (همان:464) این اشعار هدفی جز گریاندن نداشت. «شعر شیعی در اکثر اوقات، مخصوصاً پیش از انقلاب راه را بر اشک بیمعرفت میگشود که پس از گریستن نمیدانستی چرا اشک ریختهای، اما در شعر عاشورایی پس از انقلاب، ابالفضل راز رشیدی است که تکهتکه افشا میشود» (همان،158:1381).
اما شاعران انقلابی امروز، دو عنصر مهم دیگر یعنی حماسه و پیام را در کالبد بیجان شعر عاشورایی دمیدند و بسیار، به مذمت شاعرانی که عاشورا را در چند واژۀ ناله و تشنگی و اسارت خلاصه میکردند، پرداختند:
حد تو رثا نیست عزای تو حماسه است
ای کاسته شأن تو از این معرکهگیران
(فتحی،1388: 376)
شاعر فهیم عاشورایی، حماسه را به شعر عاشورا پیوند میزند و از درماندگی شاعران بیچاره، فریاد برمیآورد که:
شاعران بیچاره
شاعران درمانده
شاعران مضطر
با نام تو چه کردند؟
و خود در ادامه اینگونه حماسی میسراید که:
تاریخِ زن
آبرو میگیرد
وقتی پلک صبوری میگشایی
و نام حماسیات
بر پیشانی دو جبهۀ نورانی میدرخشد:
زینب! (حسینی، 67:1383).
عاشوراسرایان بزرگ امروز، قاعدۀ نگاه تکراری به عاشورا که همان مرثیهسراییهای تکراری تشنگی، زخم، اشک، اسارت و... است را بر هم زدند و به برجستهسازی هدفهای آرمانی امام شهدا و پیامدهای این قیام عظیم پرداختند. چراکه پیامهای این قیام بیش از مرثیهسراییهای آن شمردن دارد.
جهان یکسره فریاد میشد
اگر روضهخوانها
حرفهایت را میشمردند
نه زخمهایت را (بیابانکی،93:1390).
شاعران همچنانکه غم و اندوه خود را نسبت به پرپر شدن فرزندان پاک رسول خدا با محزونترین و مظلومترین واژهها به تصویر کشیدند، به این واقعیت تلخ که کوتاهی و سستی از شیعیان و بیوفایان امام بود، رنگی پررنگ زدند. گاه شاعر به گذشته نقب میزند و ابتدای حادثۀ کربلا را در غدیر و سقیفه میجوید:
ابتدای کربلا مدینه نیست، ابتدای کربلا غدیر بود
ابرهای خونفشان نینوا، اشکهای حضرت امیر بود
(قزوه،64:1387).
گاه شاعر از نفاق و دورنگی اطرافیان امام میخروشد که مدعیانی دروغین، بیش نبودند و چه بیگاه امام را دشمن شدند:
پیشانی تمام یشان داغ سجده داشت
آنان که خیم هگاه مرا تیر م یزدند
این مردمان غریبه نبودند ای پدر
دیروز در رکاب تو شمشیر م یزدند
(همان: 191)
این تقصیر نهتنها از کوفیان آن روزگار، که از مردمان در همۀ زمانها و دورانها سر زده است. تاریخ بشر در مقابل این واقعه محکوم است و تا قیامت تاوان این خون را بر دوش میکشد:
بی درد مردم ما خدا، بی درد مردم
نامرد مردم ما خدا نامرد مردم
از پا حسین افتاد و ما بر پای بودیم
زینب اسیری رفت و ما برجای بودیم
از دست ما بر ریگ صحرا نطع کردند
دست علمدار خدا را قطع کردند
نوباوگان مصطفی را سر بریدند
مرغان بستان خدا را سر بریدند
در برگ ریز باغ زهرا برگ کردیم
زنجیر خاییدیم و صبر مرگ کردیم
چون بیوگان ننگ سلامت ماند بر ما
تاوان این خون تا قیامت ماند بر ما
(معلم دامغانی،66:1386).
شاعر از کوفیان این روزگار دم میزد که هنوز هم که هنوز است، برقرارند و تاریخ چیزی را عوض نکرده است:
چیزی عوض نشده...
فقط تقویمها شیکتر شدهاند!
و سالهاست دو روز پشت سر هم سرخاند
میگویی نه
مسلمی بفرست
تا از بلندترین برج پایتخت پرتش کنیم (بیابانکی،110:1390).
از دیگر عواملی که باعث رشد و بالندگی شعر عاشورایی بهخصوص در دهههای اخیر شد، توجه نهادها و ارگانهای
فرهنگی و ادبی به برگزاری همایشها و جشنوارهها با موضوع شعر آیینی است. رواج اینگونه نشستها به مناسبتهای مختلف و در شهرهای گوناگون ایران، انگیزهای برای شاعران جوان فراهم کرد تا طبع خود را در راه آفرینش آثار آیینی بهکار گیرند. اینگونه تلاشها در حوزۀ شعر عاشورایی به بار نشست و تحریض قلم و اندیشۀ شاعران را باعث شد و این شعر را به قلههای بلندی رساند. همچنین مجموعه آثار شاعران شرکتکننده در این کنگرهها، به چاپ رسید و ادبیات مکتوب عاشورایی را پربارتر کرد.مجموع این عوامل سبب شد شعر عاشورا پس از انقلاب اسلامی، از لحاظ محتوا هر روز غنیتر و پرمایهتر گردد و با زبانی فخیم و محکم به شرح این انقلاب سترگ از تمام جهات بپردازد. اما تغییر دیدگاه تنها به تغییر در محتوا محدود نشد، بلکه تغییرات ساختاری و لفظی را نیز وارد میدان شعر عاشورایی کرد. قوالبی که درگذشته برای روایت عاشورا بهکار گرفته میشدند، بهگونهای تازه، به سخن درآمدند و قالبهایی هم که بهتازگی جان گرفته بودند، پذیرای مفاهیم عاشورایی شدند. «قالبهایی که بیشتر مطمح نظر شعرای متقدّم در زمینۀ شعر عاشورایی بوده، به ترتیب میتوان از ترکیببند، مثنوی و قصیده نام برد. اما در شعر عاشورایی دو دهۀ اخیر، قالبهای غزل، رباعی، دوبیتی و مثنوی به ترتیب اهمیت حرف اول را میزنند و بیشتر آثار منظوم عاشورایی را به خود اختصاص دادهاند و قالبهای قصیده، ترجیعبند، انواع مسمط، ترکیببند خصوصاً مربع
ترکیب، دوبیتی متصل، شعر آزاد و تضمین در مراحل بعدی این ردهبندی قرار میگیرند که حکایت از تنوع قالب در شعر عاشورایی معاصر دارد و شعرای آیینی این دوره قالبهای کوتاه شعری (غزل، رباعی و دوبیتی)... را برای بیان مطلب مناسبتر تشخیص دادند و لذا آثاری که در این قالبها آفریدهشده، عموماً از نظر کیفی بر دیگر قالبها رجحان دارد» (مجاهدی،409:1379).
روی آوردن شاعران انقلاب به ترکیببند، شاید هنوز برگرفته از تأثیری است که ترکیببند روحنواز محتشم کاشانی در یادها و خاطرههای نسلهای بعد از خود تا به امروز، بهیادگار گذاشته است. چنانکه پیش از این نیز سرودن ترکیببند، بر وزن یا فضای ترکیببند محتشم به یک سنت تبدیل شده بود. شاعران این دوره، ترکیببندهایی محدود اما ماندگار را به شعر عاشورا عرضه کردند که بهمراتب از ترکیببند محتشم، خیالانگیزتر و هنرمندانهتر و در عین حال حماسیتر سروده شده است. علی موسوی گرمارودی از شاعران مطرح انقلاب، ترکیببند عاشورایی «آغاز روشنی آینه» را میسراید و در هر بند از آن، به وصف یکی از قهرمانان کربلا میپردازد. شاعری چون علیرضا قزوه، با قالب ترکیببند، «با کاروان نیزه»ای میآفریند کهیکی از شاهکارهای شعر عاشورایی لقب میگیرد و شاعر جوانتری پس از او به نام محمدسعید میرزایی، به خلق ترکیببندی عاشورایی دست میزند که جزو بهترین آثار او قرار میگیرد. شاعران پیر و جوان دیگر
نیز از این قالب شعری برکنار نماندهاند. آنان ترکیببند را نه بهصورت «غزلهای بلند و دارای میانوند»، بلکه بهصورت «ترکیببندهای کوتاه مربع و مسّدس» به خدمت گرفتند (کافی،252:1388).
از قدیمیترها، مشفق کاشانی را میتوان نام برد که با تضمین بیت به بیت ترکیببند محتشم، خود، مسمطی دوازده بندی خلق کرده است و نام «صلای غم» را بر آن گذاشته است:
از موج فتنه چشم جهان غیرت یم است
صبح امید چون شب تاریک مظلم است
وز تندبادِ حادثه پشت فلک خم است
دیروز در رکاب تو شمشیر میزدند
باز این چه نوحه و
چه عزا و چه ماتم است
از سینۀ زمانه یکی آه آتشین
یارب دمیده است مگر روز واپسین
برخاست تا به بارگه هستی آفرین
«باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته
تا عرش اعظم است»
(کاشانی،17:1366)
شاعر جوان و موفق این دوران، سید حمیدرضا برقعی، مربع ترکیببندی را به آثار عاشورایی معاصر هدیه میکند که از نوآوری و خلاقیت سرشار است. او از محتشم رخصت میطلبد و برای
اولین بار، پای «عصر عاشورا»ی فرشچیان را به شعر باز میکند:
با اشکهاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیهها را مرور کرد
ذهنش ز روضههای مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیتهاش مجلس ماتم به پا شده است
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژههاست
شاعر شکستخوردۀ طوفان واژههاست
بیاختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد واژۀ لبتشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه میکند
دارد غروب فرشچیان گریه میکند
(برقعی،74:1390)
قالبهای دیگر شعر، از نو و کلاسیک، هرکدام به نحوی در شعر عاشورایی بعد از انقلاب، نمایان شدند. «با وقوع
انقلاب، وضعیت قالبها تغییر کرد، طرز تازه قدری عقب کشید. مثنوی و رباعی حضوری بسیار چشمگیر یافتند. و حتی سایر قالبها نظیر قصیده و دوبیتی نیز حرارتی در خود احساس کردند. اما غزل همچنان مرتبۀ نخست را داشت و تقریباً از ناموران شعر انقلاب، شخصیتی نمیتوان یافت که غالب آثارش را در این ساخت، نپرداخته باشد، حتی نوگرایان و نوسرایان ادبیات انقلاب اسلامی آثار غزلیشان بیشتر است. ازآنجاکه تمام شاعران انقلاب اسلامی به مضمون عاشورا میپرداختند، غزل عاشورایی این عهد نیز جایگاهی شایسته دارد» (کافی528:1388).
این غزلها بهخصوص در شعر جوانترها، با بیانی تازه و ملموس و همزمان کوبنده و حماسی سروده شده است که کار شاعران عاشورایی را به شاعران سبک هندی و مکتب وقوع نزدیک میکند. از دلایلی که میتوان برای گرایش به سبک هندی در شعر معاصر بیان کرد «تازگی زبان این شیوه است. نهضت نوگرایی معاصر با توجه به ویژگیهایی از قبیل ترکیبسازی، آشناییزدایی، حسآمیزی و تصویر و ترکیبهای پارادوکسی به این شیوه التفات نشان داد» (کافی، 175:1381).
پرداختن به عینیات و حسّیات نیز، کار شاعران مکتب وقوع است که ردپایی در شعر عاشورایی بعد از انقلاب دارد. «از ویژگیهای بارز سبک وقوع، بهکارگیری زبان ساده، صریح و عریان و استفاده از بیان صمیمی و دوستداشتنی در توصیف حالات عاشقانه است که بهصورت کاملاً واقعی و نه در عالم
خیال مجال بروز و ظهور پیدا میکند، و به تصویر کشیدن این جاذبههای شدید عاطفی و اُنسی به شکل واقعی و طبیعی و درعینحال هنرمندانه، از رسالت پیروان این سبک به شمار میرود. طبیعت سبک وقوع حضور الزامی آرایههای لفظی و معنوی و اغراقات شاعرانه و بیان متکلفانه را بههیچروی برنمیتابد و در تبیین حالات واقعی عاشقانه، از زبانی ساده و عریان و بیانی صمیمی بهعنوان ابزاری مطمئن سود میجوید و جزئیگویی و مضمونپردازی از خصیصههای ذاتی این سبک به شمار میرود» (مجاهدی،349:1379).
یک نمونه غزلهایی که در همین سالها از سید حمیدرضا برقعی برای خطبهخوان پنجم عاشورا امام محمدباقر که زیبایی را در لفظ و معنا به نمایش گذاشته است:
نگاه کودکیات دیده بود قافله را
تمام دلهرهها را تمام فاصله را
هزار بار بمیرم برات میخواهم
دوباره زنده کنم خاطرات قافله را
تو انتهای غمی از کجا شروع کنم
خودت بگو بنویسم کدام مرحله را
چقدر خاطرۀ تلخ مانده در ذهنت
ز نیزهدار که سر برده بود حوصله را
چه کودکی بزرگی است اینکه دستانت
گرفته بود به بازی گلوی سلسله را
میان سلسله مردانه در مسیر خطر
گذاشتی به دل درد داغ یک گله را
چقدر گریه نکردید با سه ساله چقدر
به روی خویش نیاوریدهاید آبله را
دلیل قافله میبرد پابهپای خودش
نگاه تشنۀ آن کاروان یک دله را
هنوز یک بهیک آری بهیاد میآری
تمام زخمِ زبانهای شهر هلهله را
مرا ببخش که مجبور میشوم در شعر
بیاورم کلماتی شبیه حرمله را
بگو صبور بلا در منا چه حالی داشت
که در تلاطم خون دید قلب قافله را
(برقعی،37:1390)
مثنوی و رباعی از قالبهای پر جنبوجوش در شعر عاشورایی بعد از انقلاباند. در عرصۀ مثنوی سرایی، علی معلم با آن زبان حماسی و آرکائیک، حرف اول را میزند. از میان شاعران برگزیده در این پژوهش نیز احمد عزیزی در مثنویهای خود، حرفهای تازهای برای گفتن دارد. نادر بختیاری از دیگر شاعرانی است که در میدان مثنوی عاشورایی خوش میتازد:
یکبار دیگر العطشم شعلهور شده است
چشمانم از تراوش خورشید تر شده است
ای ذوالفقار در تف خون خفته ای حسین!
ای حیدر دوباره برآشفته ای حسین!
مظلومی از درون تو میخواندم بهپیش
هل من معین خون تو میخواندم به پیش
من این منِ همیشه مسافر بهسوی تو
من آنکه مانده بر تن او آرزوی تو
لال تحیّر آینهسان شب نداشتم
میخواستم بتازم و مرکب نداشتم
میخواستم به خلسۀ خون آشنا شوم
هفتاد و سومین سر از تن جدا شوم
وقتیکه تشنه تاخت بهسوی معاد خون
برخاست از مهابت او گردباد خون
آنگاه عرصه بر نفس او سپند شد
بانگ فیا سیوف خذینی بلند شد
اسلام کفر تن به مجوس و مجوسه زد
دیدم که تیغ بر رگ خورشید بوسه زد
روحی بلند همچو ملائک خروج کرد
روحی که بال و پر زد و قصد عروج کرد
آن روح در طواف به گرد امام شد
وآن حج ناتمام بدینسان تمام شد
وقتی سر مبارک او را برید مرگ
صد بار مرد و زنده شد و وارهید مرگ
دیدم که نور میزند از دخمهای برون
دلخستهام کشاند به دنبال رد خون
خون در میان نور چه میکرد؟ یا علی
خورشید در تنور چه میکرد؟ یا علی...
(بختیاری،214:1387)
«بهطور اجمال میتوان تازگی زبان، گستردگی دایرۀ واژگان، باستانگرایی، تصویرهای عینی و ملموس و بهره گرفتن از وزنهای بلند، قافیههای پرخون و ردیفهای طولانی را از ویژگیهای مثنوی عاشورایی در ادبیات انقلاب دانست» (کافی،535:1388).
رباعی عاشورایی را میتوان در دفتر همصدا با حلق اسماعیل اثر سید حسن حسینی بهوفور یافت. حسینی در رباعیهای خود با هنرمندی، مضامین جنگ و دفاع مقدس را با مفاهیم عاشورا پیوند میزند و این دو گونۀ شعری را بیشازپیش با هم، همریشه و همسو مییابد. بالا بردن روحیۀ ظلمستیزی و دادخواهی، نگاه آگاهانه و با بصیرت به وقایع پیرامون و پیروی از پیشوایان و هدایتگران، مضمون اکثر رباعیهای حسینیاند.
عالم همه خاک کربلا بایدمان
پیوسته به لب خدا! خدا! بایدمان
تا پاک شود زمین ز ابنای یزید
همواره حسین مقتدا بایدمان
(حسینی،109:1386)
شاعر همدوره و هم دل و هممسلک با حسینی، قیصر امینپور نیز در مجموعۀ «در کوچۀ آفتاب» رباعیاتی با موضوع انقلاب و جنگ و عاشورا دارد که هم مضمون با رباعیات
حسینی است و حیف است که در بحث از شعر عاشورایی بعد از انقلاب از آنها و شاعرش یادی به میان نیاورد.
برخیز که روح آب بر خاک افتاد
آن راکب خون رکاب بر خاک افتاد
چشمان شفق به سوگ خون میگرید
همسایۀ آفتاب بر خاک افتاد
(امین پور،26:1363)
جدیترین اثر عاشورایی امینپور منظومۀ «ظهر روز دهم» اوست که ویژۀ گروه سنی نوجوان و با فضاسازی و ساختاری متناسب با ذهن مخاطب خود سروده است. او مثنوی نینامه را نیز در کارنامۀ سرودههای عاشورایی خود دارد که در آن حدیث نی و بر نی شدن سر امام و شهدای کربلا را با بیانی نمادین و تمثیلی به تصویر کشیده است:
خوشا از دل نم اشکی فشاندن
به آبی آتش دل را نشاندن
خوشا زان عشقبازان یاد کردن
زبان را زخمۀ فریاد کردن
خوشا از نی، خوشا از سر سرودن
خوشا نینامهای دیگر سرودن
نوای نی نوایی آتشین است
بگو از سر بگیرد، دلنشین است
نوای نی، نوای بینوایی است
هوای نالههایش نینوایی است
نوای نی نوای هر دل تنگ
شفای خواب گل، بیماری سنگ
قلم تصویر جانکاهی است از نی
عَلم، تمثیل کوتاهی است از نی
خدا چون دست بر لوح و قلم زد
سر او را به خط نی رقم زد...
(امینپور1388: 363)
سلمان هراتی نیز شبیه دوستان شاعرش، رباعیهای عاشورایی میآفریند:
زان دست که چون پرنده بیتاب افتاد
بر سطح کرخت آبها تاب افتاد
دست تو چو رُود تا ابد جاری شد
زان روی که در حمایت از آب افتاد
(هراتی58:1386)
از دیگر رباعیسرایان شاخص این دوره محمدرضا سهرابی نژاد و بیژن ارژن را میتوان نام برد. «کوتاهی قالب، کوبندگی وزن و فشردگی مضمون در رباعی سبب شد تا در روزگار تپش انقلاب و در سالهای متمادی جنگ این قالب، اقبال وافر یابد و در شکار مضمون و بیان نکات حماسی دستافزار نخست شاعران قرار گیرد» (کافی،537:1388). غلامرضا رحمدل، قالبهای کوتاه شعری را مناسب نسل جنگ میداند: «حافظۀ تاریخی نسل جنگ، با قوالبِ کوتاهِ اطلاعرسانی مأنوستر است تا قوالب بلند و سینۀ نسل جنگ برای انتقالِ قوالبِ کوتاهِ اطلاعرسانی به سینۀ نسلهای پس از جنگ، آمادگی بیشتری دارد تا انتقال قوالب بلند» (شرفشاهی،77:1384).
او را که فشرد در بغل چون جانش
او مانده فقط ز جمع سربازانش
با مصحف کوچکش به رزم آمده بود
شش آیه نداشت بیشتر قرآنش
(سهرابی،148:1378)
خورشید، سر بریده در تشت طلاست
شب، سینۀ پر ز تیر مردان خداست
نیزار غروب، خیمههای سوزان
مه، گمشده دختری ز جمع اسراست
(همان،158)
ای لاله تو از سلالۀ عبّاسی
خوننامهای از رسالۀ عبّاسی
بر کتف بدون دست او سبز شدی
زان نام تو گشت لالۀ عبّاسی
(ارژن، 142:1387)
دوبیتی نیز با بسامدی کمتر نسبت به رباعی، گهگاه در شعرهای عاشورایی شاعران شاخص بعد از انقلاب دیده میشود. اینجا هم دوبیتی به همان صورتی است که انتظارش را داریم، یعنی با همان زبان و بیان ساده و مردمی خود از محرم دم میزند:
دلم دریاچۀ غم شد دوباره
قد آیینهها خم شد دوباره
صدای سنج دمادم اومداز دور
بخون ای دل محرم شددوباره
بخون ای دل که دشتستون صدا شه
کمی فایز بخون دردم دوا شه
ملائک نوحهخونای حسیناند
بخون والله خدا هم از خدا شه
(قزوه،166:1388)
هرچند عمدۀ شاعران آیینی بعد از انقلاب، قالبهای سنتی شعر را، برای بیان مفاهیم و مضامین مذهبی به خدمت گرفتند، اما شعر آزاد گاهی چنان در این میدان درخشیده است که نمیتوان از آن سخنی به میان نیاورد. کافی، دلایل رویکرد شاعران انقلابی به شکلهای سنتی را بدین قرار میداند:
«1- ازآنجاکه پدیدۀ اجتماعی انقلاب خود ریشه در سنّت داشت، بسیار طبیعی بود تا برخی از شاعران که به این جریان منسوبند، گرایش به سنّت در شعر داشته باشند.
2- پدیدۀ شورانگیز انقلاب و با فاصلهی اندکی بروز
جنگ، زبانی سترگ و حماسی را طلب میکرد تا حضور روشنگرانه و گران خود را با صلابت تمام فریاد کند و این از قالب نوپای شعر روز که هیچگونه تجربهای در حماسهپردازی نداشت، برنمیآمد.
3- بزرگان شعر نیمایی و شیوۀ آزاد، عموماً روشنفکرانی غیر دینی بودند که شاعر دردمند و متعهد انقلاب نزدیکشدن به مشی هنریشان را اکراه داشت.
4- تنها امتیاز شعر نو، تازگی زبان بود که با آمادگی پیدا کردن قالبهای سنتی برای پذیرفتن زبان و مضامین نو، این امتیاز و وجه موّجه را نیز از دست داده بود.
5- بازگشت به مذهب در انقلاب و رویکرد عرفانی شعر انقلاب و تناسب قالبهای سنّتی با این موضوع و مضمون، سبب دیگری برای معطل ماندن قالبهای نو بود.
6- ابتذال زبان و محتوا در نزد شاعران درجۀ دو نوسرا باعث رکود طرز تازه شده بود و موجهای مختلف شعر نو، موج نو، ناب و حجم سطحی و بدون شناخت نقّادانه رو شده بودند و سؤالات شاعران جوان انقلاب دراینباره بیپاسخ مانده بود» (کافی، 457:1388).
گرما رودی از شاعران سنّتیسرایی است که یکباره شعر سپیدی به عظمت و غرّایی «خط خون» میآفریند. این شعر که از تمام شعرهای عاشورایی این شاعر به لحاظ قوت در بیان و هنرنماییهای ادبی بالاتر است، از شاهکارهای شعر
عاشورایی معاصر محسوب میشود. خط خون، روایت یکدست و منسجمی است که رنگ و بویی تاریخی و اساطیری دارد. در این شعر به هم آمیختگی طبیعت و ماورای طبیعت در آفریدن فضای ملموس و عینی مؤثر واقعشده است؛ از طرفی گرهافکنیهای بسیار هنرمندانۀ شاعر، تلاش و کاوش ذهن و تخیل را برمیانگیزاند. در مجموع نگاه متفاوت شاعر به واقعه و استفاده از تعابیر پخته و حماسی و تصاویر زیبا، سبب ماندگاری شعری عاشورایی در قالب سپید شده است.
دیگر شاعری که شعر نیمایی و سپید را در عرصۀ شعر عاشورایی سربلند کرد، سید حسن حسینی است که نگاه تازهی خود به قیام امام را در مصراعهای کوتاه و بلند دفتر گنجشک و جبرئیل به تماشا گذاشت. حسینی در این مجموعۀ تقریباً عاشورایی، با زبانی محکم و کوبنده، عاشورائیان را بهگونهای نو به تصویر میکشد. خیالانگیزیهای نازک و تو در تو، ابهام و پیچیدگیهایی که گاه بهافراط کشیده میشود، تصاویر و تعابیر رنگارنگ و استفادۀ بسیار از عناصر طبیعی و انسانی در تصاویر استعاری و کنایی، سبک شعر حسینی را به شعر سبک هندی نزدیک میکند. در مجموع این اثر، پیوندی میان قالبهای نو و ادبیات انقلاب و شعر عاشوایی است.
از دیگر قالبهای شعری، اگرچه در مجموعههای شاعران کموبیش وجود دارد، اما آثاری شاخص که بتوان آن را جزو نمونههای برجسته شعر عاشورا شمرد، مشاهده نشده است. چهبسا قالبهای قدیم و جدیدی که بهتازگی در جریان
نوگویی مضامین عاشورا قرار گرفته اند و برای شاخص شدن نیازمند گذر زماناند. قالبهایی اعم از قصیده و دوبیتی و بحرطویل که اخیراً نظر شاعران جوان آیینی را به خود جلب کرده است.
خارج از بحث پیرامون قالب، پس از وقوع انقلاب اسلامی، در لحن و بیان و واژگان اشعار عاشورایی نیز اتفاقاتی رخ داد. چنانکه پیشازاین نیز اشاره شد، شاعران پس از تغییر و تحولات ناشی از انقلاب، هنری سرایی و مذهبی سرایی را که سابقاً میانۀ خوشی با هم نداشتند در یکجا جمع کردند؛ که این ناشی از نگاه تازه و دیگرگونۀ آنها به این واقعۀ سترگ بود. به دنبال همین نگرشها، لحن و بیان شاعران نیز تغییر کرد و شعر، زبانی روشن و ساده به خود گرفت و همین دلیلی بر جایگیر شدن شعر آیینی در میان مردم شد.
«شعر عاشورایی امروز باید دارای بیان عینی و ملموس و شیوۀ گفتاری آن بر اساس مشهودات و مفاهیم مادی و محسوس، استوار باشد تا مخاطب بتواند بهراحتی با آن ارتباط برقرار کند و آن را با تمام وجودش حس کند و درعینحال امکان برداشت فکری و دریافت اندیشگی را به او بدهد. تاریخ مصرف مفاهیم معنوی، انتزاعی و غیرملموس اگر کلاً سر نیامده باشد به پایان خود نزدیک میشود. صداقت، ایثار، مروّت و مفاهیمی ازایندست، از ارزشهای کلیدی عاشورا به شمار میروند و وظیفۀ شاعر این روزگار برای نشان دادن این مفاهیم ارزشی، از بیان عینی و مشهودی بهره گرفتن است (مجاهدی،340:1379).
پیدایش ردیفهای اسمی و قافیههایی بدیع و نو در اشعار عاشورایی، ناشی از دید وسیع شاعران به تمام جنبههای عاشورا و در نتیجه گسترش دایرۀ واژگان و کثرت لغات است. به عقیدۀ شفیعی کدکنی انتخاب ردیفهایی که جنبۀ اسمی دارند، برای نمایش دادن قدرت شاعری گویندگان است«حضور ردیفهای جاذبهدار، خوشآهنگ و خوشتراش و پیامدار، به برقراری موسیقی کناری شعر در میان کلمات کمک میکند و غنای محتوایی آن را سبب میشود». (شفیعی کدکنی،225:1390) واژگان و الفاظ بهکار رفته در اشعار نیز، متناسب با بیان حماسی و جهادی شاعران این دوره تغییر کردند. «علاوه بر واژگان مشترک که با طرز نو در زبان شعر انقلاب راهیافته بود، واژگان خاص ماجرای کربلا، نام مکانها، اشخاص، ابزار و آلات جنگ قدیم، این دایره را وسیعتر ساخت. همچنین به دلیل آیینی بودن شعر عاشورا، میزان قابل توجهی واژگان قرآنی، پارههایی از آیات قرآن، احادیث، روایات و زیارات مربوط به آن و اصطلاحات اهل مدرسه نیز در حوزۀ زبان و واژگان شعر عاشورایی عهد انقلاب وارد شد» (کافی،548:1388).
تغییر و تحول در زمینۀ لغات و کلمات همچنین، تنوع در وزن و بحر و لحن را به همراه میآورد. شعر عاشورایی امروز، اوزان مختلفی را به خود دیده است. غلامرضا کافی اهمیت موسیقی در شعر عاشورایی را به دلیل کاربری مدیحهسرایی، پردهخوانی، مقتلخوانی، تعزیهگردانی، مدّاحی و پیش واقعهخوانی میداند. وی معتقد است تنوع اوزان در شعر عاشورا به خاطر همین دلایل است (همان:549).
محمدعلی مجاهدی، شعر عاشورایی را متنوعترین اشعار از لحاظ اوزان عروضی میداند. «از اوزان کوتاه گرفته تا اوزان بلند و از اوزان معروف و مأنوس تا اوزان نادر و کمسابقه در شعر عاشورایی امروز میتوان سراغ گرفت. صرفنظر از برخی اوزان نامطبوع و بلند که در برقراری ارتباط با مخاطبان غالباً دچار مشکل میشوند، حضور سایر اوزان را به خاطر تنوعی که به آهنگ شعر عاشورایی معاصر بخشیدهاند بایستی به فال نیک گرفت، چرا که هر وزنی مقتضیات خاص خود را دارد و به شاعر این اجازه را میدهد که در گسترۀ واژگانی خود، واژههای تازهای را شکار کرده و سراغ ترکیبات جدیدی برود که با وزن شعر هماهنگتر باشد» (مجاهدی،380:1379).
شاعر با انتخاب وزن مناسب برای شعر خود، به ارتباط هرچه بیشتر موسیقی و کلام کمک میکند. به طبع اوزان سنگین و حماسی با فضای اشعار عاشورایی موافقترند. چنانکه برخی با گزینش وزن ریتمیک و شاد، این مهم را نادیده میگیرند. چیزی که در نوحهها و مداحیهای این روزها مرسوم شده است.
هر چند شعر عاشورایی در این سالها، در تمامی ابعاد رشدی قابل توجه و چشمگیر یافته است، اما هنوز تمام آنچه باید نیست و هنوز انتظارها از راویان آن حماسۀ سترگ، بزرگ است و هنوز راه تا رسیدن به مقصود دراز است.
یکی از تغییر و تحولات شعر معاصر علیالخصوص شعر جنگ، شروع جنگ تحمیلی عراق بر ایران بود که باعث شد روزنههای جدیدی در شعر این دوره ایجاد گردد و بهطورکلی ادبیات مقاومت در هشت سال دفاع مقدس و پسازآن با اقبال و توجه بیشتری از سوی شاعران و نویسندگان مواجه گردید. بهبودی مینویسد: «بدون شک تحولات سیاسی و اجتماعی در هر دورهای موجب دگرگونیهای ژرف در ادبیات و هنر هر کشور خواهد شد، زیرا ادبیات و هنر با اجتماع پیوند و رابطهای ناگسستنی دارند. از سال 1359 به بعد در پی حملۀ عراق به ایران، ادبیات با چرخشی وسیع متوجه جنگ شد. شعر در این دوره به دلیل اینکه راه کوتاهتری بین تحریک قرایح و آفرینش میپیماید؛ نسبت به قالبهای دیگر با بسامد بیشتر استفاده شد و به خدمت جنگ درآمد» (بهبودی، 1373: 81). اشعار در طول جنگ تحمیلی، نقش مهمی در ایجاد انگیزه و روحیۀ شهادتطلبی و آرمانخواهی و استقامت در رزمندگان بهویژه با تأثیرپذیری انکارناپذیر از حماسۀ عاشورا و قیام امام حسین(ع) در قالبهای متنوع سروده شده است. شاعرانی جون جلال محمدی، نصرالله مردانی، ساعد باقری، سلمان هراتی، یوسفعلی میرشکاک، مشفق کاشانی، فاطمه راکعی در غزل، حمید سبزواری، شهریار و سپیده کاشانی در قصیده، قیصر امین پور، حسن حسینی و میر هاشم میری در رباعی و دوبیتی، علیرضا قزوه، مصطفی علی پور، احمد عزیزی و علی معلم در مثنوی در زمینۀ شعر دفاع مقدس نقش مهمی داشتند.
ادبیاتی که در دوران جنگ به وجود آمد، نام ادبیات دفاع مقدس را بر خود گرفت. محمدرضا سنگری میگوید: «ادبیات دفاع مقدس به مجموعۀ نوشتهها و سرودههایی گفته میشود که درونمایه و موضوع آنها، به مسائل هشت سال دفاع مقدس و پیامدها و تبعات آن باز گردد. ادبیات دفاع مقدس بیان هنری عشق و ایثارگریهایی است که برخی از آنها را لااقل در دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به چشم خود دیدهایم. آثار ادبی مربوط به دفاع مقدس شامل ادبیات جبهه و ادبیات پشت جبهه، ادبیات مقاومت و ادبیات دوران اسارت است و هویت ملی و وطنپرستی نیز از دیگر شاخصههای این ادبیات است. جلوۀ بارز ادبیات دفاع مقدس، شعر است. شعر دوران انقلاب و جنگ تحمیلی از نظر عرفانی و ارزشهای انسانی از دورههای پرافتخار شعر فارسی به شمار میرود. کاربرد مسائل فراوان سیاسی، اجتماعی، وطنی و فرهنگی بهویژه مسائل مربوط به حوزۀ دفاع مقدس و جنگ، از مشخصههای بارز ادبیات این دوران است» (سنگری، 1380، 3: 15).
شعر دفاع مقدس، دفتر و سفینة احوال، عادات، اندیشهها، اعتقادات رزمندگان و شهدا و ایثارگران و شاعران است که در قالب محتوایی چون: ترغیب، تشویق، جهاد اصغر و اکبر، حماسه و عرفان، بیگانهستیزی، وطندوستی، شهادتطلبی، مبارزه با غربزدگی و خودباختگی، مردمگرایی، خودباوری، انتقاد، مضامین اسطورهای، تاریخی و دینی میدرخشد. « این نوع از شعر آمیختگی شرع و شعر است و تجسم ستیز شرع و
شر است. موضوع شعر دفاع مقدس در بر گیرندة اندیشهها و احساسات و تمایلاتی است که در برابر مظاهری چون زور، تجاوز، خونریزی، بیان شده است. در جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق و به دنبال آن دفاع مقدس سلحشورانۀ مبارزان خستگیناپذیر در جبهههای نبرد حق علیه باطل و خلق حماسههای شگفت و استقامت و پایداری، جانمایۀ ارزشمندی است که شکوفایی و بالندگی شعر دفاع مقدس را در سالهای پر تبوتاب جنگ و نیز بعد از آن شکوه و شفافیت داده است» (سنگری، 20/12/1392 http://farhangi.um.ac.ir).
در سالهای آغازین انقلاب، اشعار شاعران این جریان، گاهی علاوه بر شعارزدگی، با تأکید بر زبان معمول، فخامت و استواری خود را از دست دادند و بدون ابهام هنری و تصویرگری و انسجام مناسب، در پی ابلاغ پیام برآمدند. این شعرها که بازتاب روح جمعی و انعکاس رخدادهای اجتماعی سیاسی بودند، اغلب متأثر از شرایط جامعه، بافت و بیانی گزارشگونه، شعارزده و روایی داشت بهنحویکه فرم و ساختار بعضی از آنها تحتالشعاع محتویات قرار میگرفت. بااینهمه، از اواسط دورۀ اول (1363 به بعد) همزمان با تثبیت نسبی اوضاع، مجال بیشتری یافتند تا با رویکرد به فرم زیباییشناسی و گرایش عمیقتر به جوهر شعری و ایجاد پیوند بین شاخصههای دینی، حماسی و اجتماعی، شعر این برهه را به مرزهایی از هویت سبکی نزدیک سازند.
در همین روزها شعر نیمایی بیشتر مورد توجه قرار گرفت.
ولی این اشعار تنها شباهت صوری با شعر نیمایی داشت و از راز و رمزهای خاص این شعر بیبهره بود. بااینهمه، با تثبیت گامبهگام انقلاب، شعر کلاسیک غلبهیافت و قالبهای کهن مانند رباعی، دوبیتی، قصیده، مثنوی، قطعه و بیشتر از همه غزل احیا شدند و مورد توجه قرار گرفتند. در واقع رویکرد سنت گرایانة انقلاب و احیا و بازخوانی سنتهای دینی پاسخی شکلی و زبانی از شاعران وفادار به آرمانهای خود طلب میکرد که شاعران انقلاب با احیای قالبهای کهنه، دراین راه موفق عمل کردند.
پسازاین تکامل شعری، شعر به سمت تکامل محتوایی گام برداشت تا آنجا که میتوان گفت؛ تکتک کلمات و واژگان دفاع مقدس فریاد وارستگی، بیتعلقی، رستگاری، شکستناپذیری، آزادگی، استقلال و روحیه شهادتطلبی شهیدان را که برگرفته از فرهنگی عاشورایی با الگوپذیری از اباعبدالله الحسین (ع)بود، سر میدهد. سخنوران و ظریف طبعان حماسهساز ایرانی با قلم عشق و ذوق هنری خود این مصادیق را بر طبق ورق دفتر شعر خود به رشته نظم کشیدند تا سینهبهسینه نقل گردد و در تاریخ زبان و ادبیات این قوم دیرینه ماندگار و جاویدان بماند. تأمل و تعمق و تفکر خواننده در نکات دقیق و باریک سخنسنجان شعر دفاع مقدس سبب پردهبرداری از گوهرهای ارزشمند سخن فارسی است که با ارزشهای ادبیات دفاع مقدس عجین و آراسته شده است.
پس از بررسی و تبیین ادبیات دفاع مقدس و فرهنگ عاشورا، اکنون برای روشن شدن بیشتر مطلب، به شاخصهای ادبیات پایداری در نظم و نثر دفاع مقدس میپردازیم.
بهرهگیری از الگوهای تاریخی نیز یکی از شاخصهای مهم ادبیات پایداری است. در کشور ما واقعۀ کربلا یکی از این الگوها است. با شروع انقلاب اسلامی، کربلا بارزترین اسوه و الگوی مبارزه شد. «اصولاً کربلا بر چهار رکن و پایۀ اساسی استوار است. سوگ، حماسه، پیام و شیفتگی (حب)، که ادب گذشتۀ فارسی عمدتاً به بُعد سوگ پرداختهاند.
آنچه پیش از هر چیز، شاعران و نویسندگان را تحت تأثیر قرار داد، همین بُعد سوزناکی کربلا است. شاید پیوند این بُعد با عاطفه- اصلیترین محور شعر و سروده- انگیزۀ پرداختن به
این جنبۀ کربلا است. البته در طی تاریخ شیعه، تأکید امامان و بزرگان نیز به همین موضوع است که دعوت به اشک و گریه حتی بر امام حسین(ع) گواه این مسئله است. این اشک و سوز، ترجمان مظلومیت و پلی برای شناخت ظلم و نفرت نسبت به ظالم است» (سنگری، 1380/ 2: 33).
«کربلا جز سوگ، جلوهگاه عظمتِ انسان و نمایشگاه بزرگ پاکبازی، ایستادن و نشکستن و ستیزِ قهرمانان و شکوهمندی آنان است. رزمی بینظیر در پرتو ارادهای سترگ. در کربلا هزاران توجیه برای تسلیم، گریز، فتور و سستی میتوان یافت؛ اما روحهای آسمانی، قلبهای مطمئن، نگاههای لبریز از عشق و طمأنینه و وجودهایی که هستی خویش را در هستیِ محبوب گم کردهاند، در برابر ازدحام نیزه و شمشیر میایستند و حماسهای جاودانه را رقم میزنند» (همان: 33).
حادثۀ سرخ کربلا و حماسه خونینی که اندکی بیش از یک نیمروز آفریده شد، جنگ دو قدرت ستمگر و یا نبردی بر سر آبوخاک نبود، بلکه نهضتی برخاسته از شور و شعور الهی به رهبری دردانهای خدایی بود که علیه ستم پدید آمد. «دو عنصرِ اساسی معرفت و محبت، بنیاد انقلاب عظیم عاشورایی را تشکیل میدهند. شوریدگی و عشقی که در جانِ صحابۀ پاکباز کربلا
جریان دارد از آنان پروانههایی بیپروا، پاکبازانی بیتاب و مشتاقان و شیفتگانی به مرگ ساخته است... کربلا قصۀ عشق و دلدادگی، در نهایت و کمال خویش است، و صحابۀ امام حسین(ع) آینهای هستند در برابر خورشیدِ وجودِ امام» (همان، 34- 35).
قصۀ کربلا و نهضت سیدالشهدا قضیهای شخصی نیست، بلکه جریانی است تاریخی که سنت الهی محسوب میشود. از آنجا که امام(ع) انسان کامل و خلیفهالله است بهیقین، قول و فعل و تقریر او حجت و حاکی پیام است. «کربلا پیامآور تمامی آن چیزهایی است که در زندگی انسان باید مطرح شود. آنچه روابط انسانی را سامان میبخشد و مسیر کمال را هموار میکند و بودنِ انسان را معنا و مفهوم میبخشد، در جریان کربلا پیدا و مهیاست. در کربلا ایمان، عشق، صبوری، وحدت و همدلی، پاکی و پاکبازی، صداقت و صمیمیت، بصیرت و معرفت، عزت و آزادگی در مقابل شقاوت و شیفتگی، دنیاپرستی، خودخواهی، کجفهمی و جهل، ناپاکی، کفر، ذلت و اسارت ایستاده است. در نتیجه کربلا رویارویی پاکترین و آزادهترین انسانها با ذلیلترین و پلیدترین آنهاست. در کتاب روشن کربلا هر چه بخواهیم یافتنی است» (همان: 35- 36). در ادامه به ذکر نمونههایی از اشعار شاعران دفاع مقدس که با تأثیر از شخصیت امام حسین(ع) سروده شده است میپردازیم:
خوشبختآنکسانکه خدارابه وقت مرگ
با شوق کربلا ارنی گوی میشوند
با ذکر یا حسین ملاقات میکنند
آن عارفان که روی به میقات می کنند
(میرزایی،35:1393).
دیشب حضور عشق را در خواب دیدم
میدان به میدان روی مینها جای پا بود
سنگر به سنگر در جنون ره میسپردیم
تفسیر رمز یا علی (ع)را میشنیدم
از کرخه تا کارون نوای نینوا بود
در کربلایی غرق خون ره میسپردیم
(جهانیان، 1386: 37).
فکر کردم عاشقی یعنی همین
کربلا را مکه میپنداشتم
در کنار ساحل اروند رود
دیدن جان دادههای روی مین
مکه را در فکه میپنداشتم
من سری دیدم که روی نیزه بود...
(صفیاری، 1386: 84).
واژۀ شهادت در لغت به معنای گواهی دادن، دیدن، نمونه بودن، شاهد بودن، کشته شدن در راه خدا و شهید گردیدن است و شهید، یعنی حاضر، شاهد عالم به غیب، و یکی ازاسمای حسنای خدا و سرانجام کشته شدن در راه خدا و دین است. روشن است که در ادبیات ما مراد از شهادت همان کشته شدن در راه خداوند است که سبب اصلاح جامعه میگردد.
از آنجا موضوع شهادت یکی ازشاخصترین مضامین ادبیات پایداری است شهادت و شهادت طلبی است که ازجملهی عالی ترین مفاهیم ادب پایداری است وشاعران با عشق به مجاهدان نبرد که انتخابی ایثارگونه و آگاهانه در باب شهادت داشته و آن را یک ارزش برتر دانستهاند باسرودن اشعاردروصف شهیدوشهادت، شهادت رزمندگان را نوعی معراج تلقی کرده که جنبۀ اشراقی و تجریدی در حد اعلای تمجید را داراست لذا بحث از شهیدان عموماً روحی، قدسی و عرفانی و همیشه با تکریم همراه است.
به تصویر کشیدن شهادت، ترغیب به تداوم راه شهدا، وصف شهدا حسرت بهجا ماندن از کاروان شهدا و رسیدن به شهادت و ترویج فرهنگ ماندگار آن ازجمله مضامینی است که شاعران دفاع مقدس درسروده هایشان، بدین مهم پرداختهاند. جلیل آهنگر نژاد در شعر«آئینه سبز درد» چنین سروده است:
در دل شب این شب متروک و سرد
این شب آشفتۀ نامهربان
با دلی آزرده و پایی به گل
همدم اندوه و سکوت و غمم
آنکه توانست و به تو دل نداد
قصۀ مجنون و بیابان نکرد
همدم «همت» نشد و بازگشت
بانگ خوش قافله یادش به خیر
فرصت هم کوچه مستی شدن
سیر شدن از شبح خوابها
زخمی دریاچۀ ماهی شدن
بال زدن با «صفر خوشروان»
مست شدن در شب دریای راز
همنفس ساده سودا شدن
باز بهیاد شب و الفجر هشت
حنجرۀ سرخ غزل میسرود
«بانه و سردشت و مریوان» ما
در دل سرخ شب غوغای حرب
از که بجویم ره آیین تو؟
این شب لبریز غزلهای درد
این شب دلمردۀ بی ناگهان
حسرت شمشیر شهادت به دل
چشم پر از حسرت صد ماتمم
دل به چراغ شب محفل نداد
روبه ره مشهد «چمران» نکرد
با غم و اندوه تو دمساز گشت
شوق شب نافله یادش به خیر
مست ز آوای الستی شدن
خسته شدن از شب مردابها
دشمن تزویر و سیاهی شدن
تا به کرانهای خوش آسمان
قصۀ «شیرودی» و بازی دراز
در سحر عشق تو پیدا شدن
سرخترین خاطرهها سبز گشت
از دل خونین من و «کرخه رود»
لاله رخ از خون شهیدان ما
سبزترین خاطره «گیلان غرب»
«قصر» دلارامی «شیرین» تو؟
(آهنگر نژاد، 19:1384).
وطن و ستایشِ میهن از شاخصههای مهم در ادبیات پایداری است. «در شعر دفاع و پایداری ایران، موضوع وطندوستی سابقهای بسیار درخشان دارد. تطابق اندیشههای دینی و ملی با طرح روایت حُب الوَطن مِنَ الایمان از قول شارع مقدسِ دین اسلام، سبب شد تا ایرانیان در چشمانداز عشق به میهن، آرمانهای دینی را مد نظر قرار دهند» (کاکایی، 1380: 65). محمدجواد محبت شاعر دفاع مقدس کرمانشاهی بعد از حمله بعثیان عراق به کشورش ایران و تصرف شهرش قصر شیرین چنین گفته است:
ای مسکن مألوف من، ای شهر مظلوم
چونی به زیر یوغ دشمن آه... چونی؟
ای ساحت پربار و حاصلخیز «الوند»
«باغ فلاحت»، «دار خرما»، «بان افشار»
شیران ایران بار دیگر در کمینند
کوچندگان! «الوند» میخواند شما را
ای بسته روز و شب نظر بر فضل محبوب
دور از دیار و خانه و کاشانه تا چند؟
توش و توان و همت و یاری چو ازاوست
ای سرزمین آشناییهای دیرین!
ای چشم مشتاقان ز دیدار تو محروم
دور از تو بر خصم تو بادا این زبونی
زودا ز جانبازان شود جان تو خرسند
هر گوشهات از خاطرات خوب، سرشار
تا روبهان در سوگ حسرت وانشینند
از دل برآرید آشنا دست دعا را
فتح نهایی در دلت امیّد مطلوب
بیگانگان را بیش از این در خانه مَپسَند...
تا «کربلا» راه درازی نیست ای دوست...
ای خاک دامنگیر... آه ای قصر شیرین
(محبت، 1381: 49).
از موضوعات ادبیات پایداری و شعر دفاع مقدس تجلیل از مقام شامخ جانبازان رشید اسلام است. آنان با از دست دادن عضوی از اعضای بدنِ خود و با درس گرفتن از نماد جانبازان، حضرت ابوالفضل عباس(ع) نهایتِ ایثار و ازخودگذشتگی را نشان دادهاند و بدون ادعا درنهایت صبوری در بین ما زندگی میکنند و برخی از آنان بعد از گذشت سالها با تحمل دردها و سختیهای فراوان به درجۀ شهادت نائل میشوند.
میدانیم که «بزرگانِ هر ملت، نمودار عظمت و بزرگی آن ملت هستند. گاه یک چهرۀ برجسته و یک شخصیت مؤثر میتواند در حوادث بزرگ و تعیینکننده، شاهین ترازوی سرنوشت را به سمت بهروزی و پیروزی مردم کشور خود متمایل سازد و حافظ نجابت، آبرومندی و سرفرازی آنان در عرصههای جهانی و عصرهای تاریخی باشد. هنرمند و شاعر برخوردار از معرفت اجتماعی بر خود لازم میداند که این آزادگانِ سترگ ملی و مذهبی را در سرودههای خود بنوازد و در شناساندن مناسب آنان به مردم روزگار خود از ظرفیتهای هنری بهدرستی بهره گیرد» (خادمی کولایی، 1385: 123).
بنابراین یکی دیگر از شاخصهای ادبیات جنگ و پایداری، بیان توصیف حماسهها و ستایش شهامتهای مبارزان و جانبازان اسلام است. در کشور ما جنگی ناخواسته و نابرابر بر ملت ایران تحمیل شد و رزمندگان با تمام قدرت و توان در مقابل این تجاوز آشکار ایستادند و مردانه از وطن و شرف
خود دفاع کردند. شاعر نیز این رشادتها و جانبازیها را به طرز خوبی در اشعار خود به نمایش گذاشتهاند. بارزترین این آسیبها عارضه شیمیایی است که بسیاری از رزمندگان و مردم مناطق مرزی را تحت تأثیر خود قرار داده است:
چندیست جان به حجم تنت جا نمیشود
بر گُر گرفتن تو نسیمی بر آتش است
دکتر که عکسهای تو را دیده بود گفت:
طعنه زده به دختر تو همکلاسیاش
امواج سینۀ تو به من یاد داده است
دریای بیقرار! تو اسطوره نیستی!
جایی که عقل مانع پرواز آدمی ست
پروانه از شرارۀ آتش به هیچ وجه
من با تو سوختم که بدانم چه میکشی
هِی سرفه میکنی نفست وا نمیشود
اکسیژنی که در نفست جا نمیشود
این زخم کهنه است؛ مداوا نمیشود
این سرفهها برای تو بابا نمیشود
دریا بدون موج که دریا نمیشود
اسطوره با مبالغه افسانه میشود
عاقلتر آن کسیست که دیوانه میشود
«پروا» نکرده است که پروانه میشود
«احساس سوختن به تماشا نمیشود»
چندیست جان به حجم تنت جا نمیشود
بر گُر گرفتن تو نسیمی بر آتش است
دکتر که عکسهای تو را دیده بود گفت:
طعنه زده به دختر تو همکلاسیاش
امواج سینۀ تو به من یاد داده است
دریای بیقرار! تو اسطوره نیستی!
جایی که عقل مانع پرواز آدمی ست
پروانه از شرارۀ آتش به هیچ وجه
من با تو سوختم که بدانم چه میکشی
هِی سرفه میکنی نفست وا نمیشود
اکسیژنی که در نفست جا نمیشود
این زخم کهنه است؛ مداوا نمیشود
این سرفهها برای تو بابا نمیشود
دریا بدون موج که دریا نمیشود
اسطوره با مبالغه افسانه میشود
عاقلتر آن کسیست که دیوانه میشود
«پروا» نکرده است که پروانه میشود
«احساس سوختن به تماشا نمیشود»
(عظیمی مهر، 1386: 95).
بیان توصیف حماسهها و ستایش شهامتهای رزمندگان اسلام، یکی دیگر از شاخصهای ادبیات پایداری است. جنگی ناخواسته و نابرابر بر ملت ایران تحمیل شد که رزمندگان با تمام قدرت خویش در مقابلِ این تجاوزِ آشکار ایستادگی کردند؛ این استقامت در شعر و نثر پایداری به نمایش درآمد. بیان مظلومیت رزمندگان اسلام و ملت ایران در طول جنگ، بیانی است حماسی که در اشعار بسیاری از شاعران دیده میشود:
ز هر سو دلیران ایران وطن
بهیکباره در جنبوجوش آمدند
شکستند آن بیوطن مردمان
شما ای دلیران میهنپرست
همان رادمردان دشمنشکن
چو شیر اوژنان در خروش آمدند
خدا بیخبر مردم ناتوان
که خود از شما خصم خاطی شکست
(شیروانی، 1384: 119).
بر خاک غربت میگذارد سر کبوتر
در هر کرانه میرسد برگوش دشمن
تا از عروق دشمنان جاری کند، خون
با یک پلاک گمشده امشب دوباره
در ماورای باور شب، بار دیگر
بانگ مهیب نعرۀ اللهاکبر
یک دست رگبار است و دشنه دست دیگر
دل را به دریا میزند مرد دلاور
(جهانیان، 1384: 63).
یکی دیگر از شاخصهای مهم ادبیات پایداری اعتقاد به باورها و اعتقادات مذهبی مردم است. دفاع مقدس ما سرشار از نشانهها و تصاویری است که اخلاص و توسل ملتی را به امامان نشان میدهد. ادبیات کشور ما در آن برهه از زمان، محورِ همهچیز را در هستی، خدا قرار داده بود و سیر بهسوی حق را حرکتی لازم میدانست. این ادبیات، تحت تأثیر مکتب اسلام و متونی که علما نوشتهاند با احساسی سرشار از صداقت و پاکی به این منظور دستیافته است، بدین ترتیب ادبیاتی که منطبق با متونِ مذهبی و دینی بهخصوص تعالیم قرآن است؛ هنری میشود که موجب اهتزاز روح میگردد.
اینجا در جنگل بلوط
پشت پیرترین درخت جنگل
صدا در فضا میپیچد
«اِن ربک لبالمرصاد»
همانا خداوند پشت بلوطها در کمین است هیزمشکنان را
و جنگل...!؟
بوی غریبهها میگیرد
این را از جنبش پوزه گرگها
میفهمم... (عظیمی مهر، 1386: 24).
هجو و نشان دادن حقارت دشمن و کفار، یکی دیگر از شاخصهای ادبیات پایداری است که در اسلام هم از اهمیت بالایی برخوردار است. «هجو و هزل سابقۀ طولانی در ادب عرب دارد. پیامبر(ص) به هجویه سمت و سویی تازه بخشیدند. ایشان پیوسته شعرا را به سرودن و ضبط اشعار خود وادار میفرمود و آنها را راهنمایی میکرد که گفتار مخالفین و نسب و تاریخ نشر و نمای آنها را از افراد مطلع یاد گرفته و با ذکر نقاط ضعف به مقابله برخاسته و آنان را خفیف و سرشکسته سازند. به شعرا میفرمود: دشمنان را هجو گویید. چراکه مؤمن با جان و مال خود باید در راه خدا جهاد کند. به آنکه جان محمد در قبضۀ قدرت اوست قسم یاد میکنم که این عمل شما چنان است که با تیرهای آتشین قلب دشمن را بشکافید و آنها را نابود سازید» (سنگری، 1380: 44).
یاران خطر کنید خدا را
بر خصم دین و ملک ببندید
از خاک پاک خویش برانید
از لوث ظالمان بزدایید
تا بر جهان کنید مبرهن
وقت ظفر رسید شما را
راه زمین و راه هوا را
بیگانگان بیسروپا را
در سرزمینتان همهجا را
تیه ضلال قوم دغا را
(محبت،10:1381).
یکی دیگر از شاخصهای ادبیات پایداری، بیان مظلومیت ملت ایران در طول جنگ است. جنگ از مناطق جنگی به مناطق
غیرنظامی هم کشیده شد. بمبارانهای هوایی هر روز دهها خانواده را به خاک و خون کشید. بهعنوان نمونه احمد عزیزی در سرودهای که در ادامه آمده است از جنگ تحمیلی ، جوانان ، نوجوانان و کودکان کشتهشده در حملات جنگی چنین میگوید:
جاری از سرچشمههایت رود شیر
کی ببینم در گلستان ولا
رو به سوی دجله قربانی کنیم
زیر زنجیر علمهای کلام
السلام ای کربلای پنچ ما
السلام ای راهیان کربلا
ما ز صحرایی که خون گشت آمدیم
شهر ما از حجلۀ اکبر پر است
اصغر بغض پرستاران شده
اصغر مخلوط آهنپارهها
اصغر در خواب بمبارانشده
از زنان از مدینه آمده
دم بگیریم ای شهید ابن شهید
جادههایت زیر بیرق از حریر
باز باشد راه سرخ کربلا
بر ضریحش شبنم افشانی کنیم
دستهدسته دم بگیریم السلام
السلام ای کشتزار رنج ما
ای فرات ماهیان کربلا
ما ز قربانگاه سر دشت آمدیم
از صدای ضجۀ اصغر پر است
اصغر رؤیت ز دمپایی شده
اصغر چسبیده بر دیوارها
اصغر از مو شناسایی شده...
از سر قبر سکینه آمده
از کبوترهای بنیاد شهید...
جاری از سرچشمههایت رود شیر
کی ببینم در گلستان ولا
رو به سوی دجله قربانی کنیم
زیر زنجیر علمهای کلام
السلام ای کربلای پنچ ما
السلام ای راهیان کربلا
ما ز صحرایی که خون گشت آمدیم
شهر ما از حجلۀ اکبر پر است
اصغر بغض پرستاران شده
اصغر مخلوط آهنپارهها
اصغر در خواب بمبارانشده
از زنان از مدینه آمده
دم بگیریم ای شهید ابن شهید
جادههایت زیر بیرق از حریر
باز باشد راه سرخ کربلا
بر ضریحش شبنم افشانی کنیم
دستهدسته دم بگیریم السلام
السلام ای کشتزار رنج ما
ای فرات ماهیان کربلا
ما ز قربانگاه سر دشت آمدیم
از صدای ضجۀ اصغر پر است
اصغر رؤیت ز دمپایی شده
اصغر چسبیده بر دیوارها
اصغر از مو شناسایی شده...
از سر قبر سکینه آمده
از کبوترهای بنیاد شهید...
(عزیزی،116:1387)
ادبیات پایداری، مردم را مردم خون و شهادت و تمثیلی از حماسه، ایثار و وحدت میداند و آنان را از تبار نور و حقیقتِ آزادی به شمار میآورد که در مقابل ظلم ایستادهاند و پرچم
پیروزی در نبرد حق علیه باطل را برافراشته و در قلههای رفیع شجاعت سیر میکنند و این یکی از شاخصها و درونمایههای ارزشمند این نوع ادبیات است و همین درونمایه، باعث شده است که در شعرِ شاعران دفاع مقدس، دعوت به پایداری نمود خاصی یابد.
یاران خوش است بانگ بلند خروشتان
دشمنگداز نعره رها کرده در فضا
باید هراس در تن بیداد افکنید
اینک پیام دوست، بهیاران سختکوش
باطل نماندنی است، بمانید چون به حق
گر زندهاید، شادی ایمان به کامتان
پاینده باد، پایۀ عزت به دوشتان
شور و غرور همدلی سختکوشتان
با آرمان زندۀ پر جنبوجوشتان
ای همدل آنکه نور شود، پردهپوشتان
باز است بر حقیقت حق، چشم و گوشتان
گر رفتهاید، شربت توحید، نوشتان
یاران خوش است بانگ بلند خروشتان
دشمنگداز نعره رها کرده در فضا
باید هراس در تن بیداد افکنید
اینک پیام دوست، بهیاران سختکوش
باطل نماندنی است، بمانید چون به حق
گر زندهاید، شادی ایمان به کامتان
پاینده باد، پایۀ عزت به دوشتان
شور و غرور همدلی سختکوشتان
با آرمان زندۀ پر جنبوجوشتان
ای همدل آنکه نور شود، پردهپوشتان
باز است بر حقیقت حق، چشم و گوشتان
گر رفتهاید، شربت توحید، نوشتان
(محبت، 1381: 74).
از شاخصهای مهم دیگر ادبیات پایداری و شعر جنگ، امید به آینده و پیروزی با روحیۀ خودباوری و احیاء هویت اسلامی است؛ این عوامل، انگیزهای جهت انجام کارهای بزرگ
بهوسیلۀ مردان کوچک و متعهد است که نوید فتح و ظفرند و آیندهای درخشان را برای مردم کشور به ارمغان میآورند. نگاه معنوی به موضوعات اجتماعی و پیوند مسائل اجتماعی با دنیایی انتزاعی، نقطۀ عطفی در شعر متعهد بعد از انقلاب است.
صخره کی میبیند از طوفان شکست؟
کوه پا برجاست از هر گرد باد
مرد باید بود وقت کارزار
پایمردی حاصل نظم امور
مست قدرت، ظالم از آغاز ظلم
خواست ایران را بگیرد دست کفر
همدلان، رزمآوران انداختند
بیاثر کی میشود تیر دعا؟
جانودل باید به راه دین نهاد
با شما یاران به پیروزی رسید
نیست در انسان با ایمان شکست
یک نسیم آرد به آب، آسان شکست
مرد کی بیند ز نامردان شکست؟
هست سهم کار بیسامان شکست
دارد این آغاز، در پایان شکست
یافت در هنگامه، این فرمان، شکست
دشمنان خلق را در جان، شکست
کی فتد در آیۀ قرآن شکست
تا نبیند هیچوقت ایران شکست
با شمایان حصر آبادان شکست
(محمدجوادمحبت، 1381: 63).
قرآن کریم
ارژن، بیژن. (1363). در کوچة آفتاب. چاپ اول، تهران: حوزۀ هنری سازمان تبلیغات اسلامی.
ارژن، بیژن. (1387). چهلکلید. چاپ اول، تهران: تکا.
اکبری ، منوچهر. (1377). نقد و تحلیل شعر دفاع مقدس. تهران : سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی
اکرام، محمد، اقبال لاهوری. (1333). ارمغان پاک. تهران: معرفت.
امینپور قیصر. (1388). مجموعۀ کامل اشعار مروارید. تهران.
امیری خراسانی، احمد. (1387). نامۀپایداری. مجموعۀ مقالات، تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس.
انصاری، نرگس. (1389). عاشورا در آئینۀ شعر معاصر. تهران: مجتمع فرهنگی عاشورا.
آرینپور، یحیی. (1373). از صبا تا نیما. جلد اول و دوم، تهران: فردا.
آژند، یعقوب. (1363). ادبیات نوین ایران. تهران: امیرکبیر.
آشتیانی، عباس اقبال. (1380). تاریخ ایران. جلد اول و دوم، تهران: بهزاد.
بختیاری. نادر. (1387). هفتاد و سومین سر. تهران: تکا.
بدوی، مصطفی. (1369). گزیدهای از شعر عربی. ترجمۀ غلامحسین یوسفی و یوسف بکار، تهران: اسپرک.
بهبودی، هدایتالله. (1373). ادبیات انقلاب. مجموعه مقالههای سمینار بررسی ادبیات انقلاب اسلامی، تهران: سمت.
بیابانکی، سعید. (1390). نامههای کوفی. تهران: سورۀ مهر.
بیدج، موسی. (1389). مقاومت و پایداری در شعر عرب از آغاز تا امروز. تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس.
تقوی، سیده سهله. (1392). «انقلاب اسلامی و تأثیر آن در شعر معاصر». http://www.hawzah
جمیل، جواد. (1370). سانسور شدهها. ترجمۀ صابر امامی. تهران: حوزۀ هنری.
حامدی کیا، یوسف. (1389). مجموعۀ مقالات فرهنگ عاشورایی و ادبیات پایداری. قم: اس نبی
حائری، سید هادی. (1364). عارف قزوینی شاعر ملی ایران. تهران: جاویدان.
حسن لی، کاووس. (1388). گونههای نوآوری در شعر معاصر ایران. تهران: ثالث.
حسینی، سید حسن. (1386). همصدا با حلق اسماعیل. چاپ سوم، تهران: سورۀ مهر.
حسینی، سید حسن. (1383). گنجشک و جبرئیل. تهران: افق.
خادمی کولایی، مهدی. (1385). آشنای شالیزار(پژوهشی در زندگی و شعر سلمان هراتی). ساری: شفلین.
ذاکر حسینی، عبدالرحیم. (1377). ادبیات سیاسی ایران در عصر مشروطیت. تهران: علم.
سارتر، ژان پل. (1348). ادبیات چیست؟. ترجمۀ ابوالحسن نجفی. تهران: کتاب زمان.
سایکس، پرسی. (1362). تاریخ ایران. ترجمۀ محمد فخر داعی گیلانی. تهران: علمی.
سبزواری، حمید. (1368). سرود سپیده، تهران: کیهان.
سنگری، محمدرضا. (1380). نقد و بررسی ادبیات منظوم دفاع مقدس. تهران: پالیزبان.
سنگری، محمدرضا. (1385). نقد و بررسی ادبیات منظوم دفاع مقدس. تهران: پالیزبان.
سهرابینژاد، محمدرضا. (1387). نیلوفریهای مهتابی. تهران: تکا.
شفیعی کدکنی، محمدرضا. (1383). ادوار شعر فارسی. تهران: علمی.
شفیعی کدکنی، محمدرضا. (1390). صورخیال در شعر فارسی. تهران: آگاه.
شکری، غالی (1366). ادب مقاومت. ترجمۀ محمدحسین روحانی. تهران: نشر نو.
شوقی، احمد (1995). الشوقیات. ج 2، بیروت: دارالکتاب عربی.
عشقی، میرزاده. (1344). دیوان. تهران: امیرکبیر.
عظیمی مهر، اصغر، رضا، حساس. (1384). شهر باروت و باران. تهران: صریر.
عظیمی مهر، اصغر، فرصت صفایی، فرشاد. (1386).خلسه در خون. تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاعمقدس.
عظیمی مهر، اصغر، محسن. (1386). بلوط نام کوچک زیتون است. تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاعمقدس.
عظیم زاده، امیرعلی. (1387). نگاهی به تاریخچۀ شعر مقاومت و بررسی آن در دوره دفاع مقدس. مجلۀ علوم انسانی، ویژۀ فرهنگ و ترجمه، سال 16.
غلامرضا، رحمدل شرفشاهی و همکاران. (1384). معماری خیال در مجموعۀ آتش نی. مجلۀ علمی - پژوهشی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، تابستان. شمارۀ 41، صص 73-94.
فتاحی، محمدرضا. (1384). مشرق جان. کرمانشاه: چشمه هنر و دانش.
فتحی، حسین. (1388). مجموعۀ اشعار حسین منزوی. تهران: نگاه.
قزوه، علیرضا. (1387). سورۀ انگور. تهران: تکا.
قزوینی، عارف. (1364). مجموعۀ آثار. تدوین سید هادی حائری، تهران: جاویدان
کاشانی، مشفق. (1366). صلای غم. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
کافی، غلامرضا. (1381). دستی بر آتش. شیراز: نوید شیراز.
کافی، غلامرضا. (1388). شرح منظومۀ ظهر. تهران: مجتمع فرهنگی عاشورا.
کاکایی، عبدالجبار. (1380). بررسی تطبیقی موضوعات پایداری در شعر ایران و جهان. تهران: پالیزان.
لنگرودی، شمس. (1370). تاریخ تحلیلی شعر نو. جلد اول، تهران: مرکز.
محبت، محمدجواد. (1381). رگبارکلمات. کرمانشاه: صبح روشن.
محمدزاده، مرضیه. (1383). دانشنامۀ شعر عاشورایی، انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم. تهران: وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی.
محمدی شکیبا، فاطمه. (1378). سیر تحلیلی شعر مقاومت در ادبیات فارسی. تهران: دانشگاه تربیت مدرس.
مدنی، سید جلال الدین. (1357). تاریخ سیاسی معاصر ایران. جلد 1، تهران: مرکز.
معلم دامغانی، علی. (1386). رجعت سرخ ستاره. تهران: سورۀ مهر.
مکارمینیا، علی. (1383). بررسی شعر دفاع مقدس. تهران: ترفند.
منزوی، رحیم. (1384). صد سینه زن. اردبیل: فائزون.
میر عابدینی، حسن. (1377). صد سال داستان نویسی ایران. تهران: چشمه.
میرزایی، محمد سعید. (1393). زخم عتیق. تهران: تکا.
هراتی، سلمان. (1386). آب در سماور کهنه. تهران: تکا.
خاتمه
اللهم رزقنی شفاعه الحسین، یوم الورود و ثبتنی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین الذین بذلو مهجهم دون الحسین(ع) والحمدلله ربالعالمین.