ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور:روزه/ از هیئت تحریریه موسسه در راه حق.
مشخصات نشر:قم: موسسه در راه حق، ۱۳۶۱.
مشخصات ظاهری:۴۰ ص.
فروست:موسسه در راه حق؛ ۶۵.
شابک:۳۰ ریال
یادداشت:کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع:روزه
شناسه افزوده:موسسه در راه حق
رده بندی کنگره:BP۱۸۸/۱/ر۹۴ ۱۳۶۱
رده بندی دیویی:۲۹۷/۳۵۴
شماره کتابشناسی ملی:م۷۱-۶۱۶۵
روزه
از هیئت تحریریه موسسه در راه حق
«روزه به من اختصاص دارد، و من خود پاداش آنم»(1). از گفتار امام صادق(علیه السلام)
قرآن کریم میفرماید: «سوگند به خورشید و تابش آن، و سوگند به ماه آنگاه که در پی خورشید درآید، و سوگند به روز آنگاه که آن را آشکار سازد، و سوگند به شب آنگاه که آن را بپوشاند، و سوگند به آسمان و آنکه آن را بنا نهاد، و سوگند به زمین و آنکه آن را گسترده ساخت، و سوگند به جان و آنکه آن را مستوی و کامل آفرید. پس راه بدی و خوبی را بدو الهام نمود. حقیقتاً رستگار کسی است
1) (1) - وافی، ج 2، کتاب الصیام، ص 5، و احتمال میرود مقصود از «وَاَنَا اجْزی علیه» این باشد که من خود پاداش آن را میدهم.
که جان را تزکیه سازد، و محقّقاً زیانکار است آنکه جان را در ظلمت و تاریکیهای جهل و معصیت پنهان دارد»(1).
آئین مقدس اسلام و مجموعه احکام حیاتبخش آن برای رهاندن انسان از دام خواستههای حقیر جسمانی و حیوانی است; چرا که تا عقاب جان آدمی از دام شهوت و هوس، و قید و بند نیازهای زمینی نرهد هرگز به فراز قرب حق و به اوجهای آسمانی پر نمیکشد.
اسلام پیروان خویش را در هر گوشه از زندگی، و در کشاکش نیازها و خواستهها، به سوی همین وارستگی از بندهای حیوانی و آراستگی به فضایل نفسانی فرا میخواند. و احکام آن در هر زمینه مسلمان را به سوی همین هدف برتر میبرد.
ما مسلمانان اگر به راستی و نه تنها در سخن که در عمل نیز، پیرو اسلام باشیم، و دستورات این آیین آسمانی را آنچنان که هست و باید بکار بندیم، بیتردید به قلّههای فرازمند معنویت
1) (1) - سوره شمس، آیه 9-1.
انسان نایل میآییم، همچنانکه سلمانها و ابوذرها، مقدادها و عمارها، و چهرههای بسیاری از این دست نایل آمدند; و میدانیم که آن نامداران تاریخ انسان که مسلمانان واقعی عصر خویش میبودند، در تمام ابعاد انسانیت خویش اسوِه و نمونه بودند: در صفا و صمیمیت چون سرچشمههای روشن آب; پاک و زلال، و در میدان مبارزه با مشکلات و نبرد با ناراستیها، چون کوه نستوه و استوار، و در دانش و اندیشه، چون دریا پرموج و ژرف، و در مناعت طبع و بینیازی از غیر خدا چون آسمان بلند و برافراشته بودند.
آری دستورات اسلام، در عین سادگی و شیرینی، چون صیقلی است که جان مسلمان را جلا میدهد، و چون اسلحهای برنده در نبرد با هر چه جان را زمینگیر و جامعه را منحط و ناتوان میسازد، بکار میآید....
پرورش اسلام برق ثروت را در چشم مسلمان حقیر میسازد، و هیبت مرگ را از اندیشه او میرباید، و براستی شگفتآور است که شربت مرگ که در ذائقه هر جانداری تلخترین طعم را دارد، در ذائقه ایمان مسلمان گوارا میشود. و دیدیم که با تکیه بر اسلام و شهادت، چگونه ملتی ناتوان و غارت شده و اسیر، با فریاد تکبیر بر جهان شورید، و خواب خوش جهانخواران را چنان برآشفت که هنوز از حیرت و شگفتی آنچه واقع شده است نرهیدهاند!
حس خودخواهی، دلبستگی به خویش، پیروی از هوسها لذتجویی و پایبندی به خور و خواب و شهوت، بندهایی
است که انسانها را خوار و بیمقدار میسازد، و تا سرحد حیوان فرود میآورد، و اسلام با یک یک احکام خویش، بیش از هر چیز شکننده این بندهاست و رهاننده جانها.
روزه، یکی از احکام انسانساز اسلام است، که آگاهی از همه فواید، و پیبردن به فلسفه کامل آن، همچون سایر احکام الهی برای انسان عادی ممکن نیست; دانش محدود بشر نمیتواند راهگشای همه اسرار نهفته باشد و اندیشه را به پاسخ همه مجهولات رهنمون شود، شاید روزی دانش انسان به حدی از کمال برسد که دریچه تازهایی به روی بشر بگشاید و بسیاری از حکمتهای دستورات اسلام را باز شناسد....
بنابر این ندانستن فلسفه احکام الهی نباید ما را از انجام آن باز دارد، و موجب نافرمانی و عصیان شود، چرا که این اطاعت کورکورانه نیست، بلکه بر علم و یقین تکیه دارد; زیرا مسلمان میداند که خدای جهان بر همه چیز دانا و از همه چیز آگاه است، و نقص و نیازی نیز در ذات متعال او نیست که از اعمال ما سودی بخواهد، یا از زیانی بهراسد; خدای مهربان خیر محض است، و برای بندگان خود جز خیر و سعادت نمیخواهد، پس اگر به چیزی فرمان میدهد خیر و سعادت ما در آن است و کمال و تعالی ما بدان بستگی دارد، و هر چه را نهی میفرماید برای ما زیانبخش است و بر مصالح مادی و معنوی ما لطمه میزند.
در عین حال میدانیم که در بیشتر دستورات اسلام
اگر همه فلسفه آن بر ما روشن نیست - اجمالی از سود و زیان آنچه امر و نهی شده کاملا آشکار است، در اسلام به خداپرستی و خیر و عدالت و عفت و نیکی به دیگران و احسان به پدر و مادر و بستگان و کار و کوشش و راستی و وفا و یکرنگی، و نیز به نماز و روزه و زکوة و انفاق و امر به معروف و نهی از منکر و حج و جهاد و... امر شده، و از بتپرستی و شرّ و ستم و فحشاء و بدخواهی مردم و بدرفتاری با پدر و مادر و معاشران، و سستی و تنبلی، و دروغ و جفاکاری و نفاق، و نیز از شراب و قمار و زنا و ثروتاندوزی نادرست و دنیاپرستی و بیتفاوتی در اجتماع و تسلیم و ذلت در برابر دشمنان و... نهی شده است; و کدام خردمند است که در سودمندی آنچه در اوامر برشمردیم و زیانمندی آنچه در مناهی ذکر کردیم تردید داشته باشد، اگر چه تمام ابعاد فلسفی هر یک از این احکام را نداند؟!
بنابر این ندانستن فلسفه حکمی، یا ندانستن تمام فلسفه حکمی به هیچ وجه بهانه سرپیچی از انجام آن نمیتواند باشد; زیرا اطاعت ما از خدای متعال تعبد محض نیست، بلکه حتی تعبد ما نیز بر اساس شناخت و آگاهی ما از علم و دانایی و مهر و خیرخواهی و کمال و بینیازی «او» است، که نامش عزیز و جلیل باد.
اضافه بر این، مرسوم خام اندیشان است که در بررسی سود و زیان یک فرمان اسلامی، تنها به فواید جسمی و بهداشتی و حداکثر به فواید اجتماعی آن توجه میکنند، در حالی که پیروی
از احکام اگر تنها به جهت همین فواید صوری باشد و نه به عنوان اطاعت از خدای متعال، ما هرگز به بندگی و تسلیم در برابر خدای متعال که از اهداف مترقی و برتر اسلام است نخواهیم رسید به همین جهت روزه حتماً باید با نیت و قصد قربت و برای رضای خداوند متعال انجام شود، و بدون نیت باطل است.
روزه بدون نیت و قصد قربت ممکن است فواید جسمی را دارا باشد ولی سازندگی و فواید روحی این عبادت انسانساز را فاقد خواهد بود، مسلمان باید تسلیم خدا باشد نه پرستنده تشخیص خود، و بدیهی است اگر در مسیر تسلیم در برابر حق، فلسفه احکام را نیز پیجویی کنیم و به برخی از آنها پی ببریم، شایسته و پسندیده است.
روزه فواید جسمی و روحی فراوان دارد، شفابخش جسم و توانبخش جان است، پاککننده آدمی از رذایل حیوانی است، در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان بسیار مؤثر است، در تهذیب و تزکیه نفس تأثیر بسزایی دارد.
فواید طبی و بهداشتی روزه که از سودمندیهای کوچک این فریضه انسانساز است به حدی است که شاید نیاز به توضیح و تکرار نداشته باشد، و بیشتر مردم کم و بیش از آن
آگاهند. ما به اختصار به گوشهای از این فواید بهداشتی اشاره میکنیم:
معده و دستگاه گوارش از اعضاء پر کار اندام آدمی است با سه وعده غذا که معمول مردم است تقریباً در همه ساعات دستگاه گوارش به هضم و تحلیل و جذب و دفع مشغول است.
روزه باعث میشود که از یک سو این اعضاء استراحت کنند و از فرسودگی مصون بمانند و نیروی تازهایی بگیرند، و از سوی دیگر ذخایر چربی و... که زیانهائی دارند تحلیل رفته و کاسته شوند.
در روایات اسلامی حتی به فواید جسمی روزه نیز تصریح شده تا با توجه به فواید بهداشتی روزه، این فریضه ثمربخش را به جای آورند، و از سودمندیهای گوناگون آن در حد خود بهرهور شوند.
در حدیث است که پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) در همین رابطه فرموده است:
«صُومُوا تَصِحُّوا»(1)روزه بگیرید تا سالم بمانید.
و نیز در بعض روایات است که فرمودهاند: «معده آدمی خانه بیماریهاست و پرهیز، درمان آن است»(2).
بدیهی است آنگاه این فواید بهداشتی بهتر به دست
میآید که روزهدار امساک روز را با زیادهروی در شب تلافی نکند، که پرخوری خود موجب زیانهای چشمگیری برای دستگاه گوارش است.
با پیشرفت دانش پزشکی، برخی از پزشکان و متخصصان دریافتهاند که امساک از خوردن و آشامیدن، یکی از عالیترین روش درمانی است، یکی از پزشکان میگوید: «طرح درمان به وسیله روزه چنان معجزهآساست که بکار بستن آن مسیر طرحها و برنامههای طب عملی و جراحی را تغییر خواهد داد; زیرا روزه راه تازهایی بروی دانش پزشکی میگشاید، و سلاح مؤثری برای مبارزه با بیماریها به این دانش میبخشد، سلاحی که میتوان آن را از راههای گوناگونی مورد استفاده قرار داد، و انسان را در مبارزه با علّت بیماریها برای بهبود بیماران به نتیجه مطلوب و آشکار میرساند»(1).
«با روزه و امساک میتوان بیماریهایی را بهبود بخشید و معالجه کرد، البته در صورتی که با اعتدال و میانهروی مقرون باشد، و هنگام سحر و افطار در خوردن و آشامیدن افراط نشود»(2).
بررسی فواید بهداشتی و طبی روزه در این مختصر نمیگنجد، آنانکه به توضیح بیشتر علاقمندند میتوانند به کتابهایی که در این زمینه تألیف شده است مراجعه نمایند.(3)
باید توجه داشت، بر خلاف تصور کوتاهاندیشان، روزه هیچگونه ضرری برای افراد سالم مکلّف ندارد، و اگر کسی بیمار باشد و نتواند روزه بگیرد از انجام این تکلیف اسلامی معاف است، و نیز اگر روزه بگیرد و با این کار بیمارتر شود، و یا روزهاش باعث گردد که بیماریش ادامه یابد، کار حرامی مرتکب شده و روزهاش هم نزد خدا پذیرفته نیست; بیماری که روزه برای او ضرر دارد نباید روزه بگیرد و فقط پس از بهبودی کامل لازم است در روزهای دیگری قضای آن را بجا آورد و جبران کند.
افراد سالم باید بدانند که روزه نه تنها زیانی بر ایشان ندارد، که خود چنانکه گفتیم موجب تندرستی و صحت مزاج است، و به گفته برخی که خود روزه نمیگیرند و دیگران را نیز از روزه باز میدارند، و تلقین میکنند که روزه موجب زخم معده میشود، نباید اعتنا کرد.
«روزه باعث استراحت معده است، و در حال روزهداری اسید معده به جای غذا به وسیله صفرا خنثی میشود و زخم ایجاد نمیگردد»(1).
1) (1) - اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 3، ص 79.
اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان متدین ماه مبارک رمضان را روزه میدارند، و به هیچ وجه شکایتی از این بیماری ندارند و نسبت بیماری زخممعده در میان روزهداران بیشتر از دیگران نیست.
همانطور که گفتیم فواید جسمی و بهداشتی روزه اگر چه چشمگیر و غیر قابل انکار است، ولی مهمترین فواید روزه اثرات بهداشتی آن نیست، متأسفانه برخی در بررسی فواید روزه تنها به همین اثرات بهداشتی آن بسنده کردهاند، در حالی که فواید برتر روزه به جنبههای معنوی آن مربوط میشود، فواید جسمی روزه با اثرات معنوی آن در سازندگی، تربیت و تزکیه انسان، قابل مقایسه نیست. اگر چه همان فواید طبی هم گواهی است بر اصالت اسلام عزیز، چرا که این آیین فطری و آسمانی، چهارده قرن پیش با ژرفبینی و احاطهایی که جز از خدای متعال نمیتواند بود، در محیط جاهلیت عرب دستوراتی برای انسانها وضع کرده است که دانش پزشکی انسان متمدن عصر ما با پیشرفت خود روز به روز، به گوشههایی از حکمت آن پی میبرد.
روزه، به ویژه روزه ماه مبارک رمضان که در اسلام بر همه مسلمین مکلف که بتوانند روزه بگیرند واجب است، عامل مؤثری است در ایجاد و تقویت روحیه تقوی و پرهیزکاری:
قرآن مجید این فایده بزرگ روزه را با جمله«لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» یادآور میشود، و این عبادت را عامل تقوی میشمارد.
تقوی و پرهیزگاری در تربیت و سازندگی و شخصیت اسلامی یک مسلمان نقش بسیار مهمی دارد، و برای رسیدن به همین اثر پرارزش است که بهترین عبادت در ماه صیام و در حال روزه اجتناب از گناهان است.
از پیامبر بزرگوار(صلی الله علیه وآله وسلم) روایت است که در خطابهای فضیلتهای ماه رمضان را برای مسلمانان بیان فرمودند; علی(علیه السلام) پرسید: بهترین اعمال در این ماه چیست؟
پیامبر پاسخ دادند:
«اَلْوَرَعُ عَنْ مَحارِمِ اللّهِ». اجتناب و پرهیز از گناهان و از کارهایی است که خدا حرام کرده است.
روزهدار با بکار بستن این دستور الهی که شرط کمال روزه است، روح تقوی را در خود زنده میکند، و این مراقبت ثمربخش در ماه مبارک رمضان و در حال روزه بسیار آسانتر است چرا که گرسنگی و تشنگی و دیگر محدودیتهای روزه، شعلههای سرکش غرایز حیوانی و هوسها را تا حد چشمگیری خاموش میسازد، و حتی اگر موقتاً هم باشد گریبان عقل و جان را از چنگ شهوات رها میسازد و برای روزهدار زمینهای آماده برای تمرین تقوی و پرهیزگاری فراهم میشود، و با مراقبت و تمرین پیاپی در یک ماه، نیروی بازدارنده از گناه در او به وجود
میآید، و خصلت خودداری در او ریشه میگیرد و رشد میکند، و او با گذراندن این برنامه یک ماهه توفیق مییابد که پس از ماه روزه نیز پرهیزگار باقی بماند، و بدین ترتیب به مقام پرارج «تقوی» که به تعبیر قرآن و فرموده پیشوایان معصوم ما، کرامت انسان بدان وابسته است نائل آید.(1)
حکومت غرایز و شهوات بر انسان خطرناکترین حکومتها است و آدمی را اسیر و بیاختیار میسازد، و به پستی و رذالت میکشاند; مبارزه با سلطه شهوات نفس که «جهاد اکبر» نامیده شده به پایمردی و ارادهایی استوار نیاز دارد.
انسان با روزهداری، که امساک از خوردن و آشامیدن و خودداری از برخی چیزهای دیگر است، در واقع با خواهشهای خویش میجنگد، و در برابر غرایز خود مقاومت میکند; تمرین این عمل اراده و تصمیم را در انسان نیرومند میسازد، و جان را از قید حکومت و سلطه هوسها و خواهشها میرهاند.
در حدیث است که امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودهاند:
«اَفْضَلُ النّاسِ مَنْ جاهَدَ هَواهُ(2)وَاَقْوَی النّاسِ مَنْ غَلَبَ هَواهُ»(3): بهترین مردم کسی است که با هوای نفس خود مبارزه کند
و نیرومندترین آنان کسی است که بر آن پیروز شود.
پس روزهداران از بهترین مردمند، چرا که با خواستههای نفسانی مبارزه میکنند، و اگر با مراقبت و کوشش از روزه خویش این بهره را بگیرند که بر نفس خود مسلط شوند از نیرومندترین مردم نیز خواهند بود.
روزه، چراغ معرفت و آگاهی را در درون برمیافروزد:
اندرون از طعام خالیدار تا در آن نور معرفت بینی(1)
روزه، و بویژه روزه یک ماهه رمضان موجب میشود که حکومت شهوات و امیال شیطانی جای خود را به حکومت تقوی و پیروی از دستورات الهی بدهد، و تیرگی هوسها و شهوات در جان آدمی به نورانیّت و روشنی باطن تبدیل شود.
در سایه همین صفا و پاکی حاصل از روزه است که روزهدار با خودآگاهی نه تنها دهان و شکم را از خوردن و آشامیدن; که دست و پا و چشم و گوش و زبان و همه اعضای خویش را از آنچه خدا حرام فرموده نگاه میدارد، و میتواند به آن درجه از تقوی نائل آید که حتی از اندیشه و فکر گناه نیز دوری گزیند، و این اوج نورانیّت روزه است.
در حدیث آمده که امیرالمؤمنان علی(علیه السلام) نیز به همین مرتبه اشاره
1) (1) - گلستان سعدی.
میفرماید:
«صِیامُ الْقَلْبِ عَنِ الْفِکْرِ فِی الأثامِ افْضَلُ مِنْ صِیامِ الْبَطْنِ عَنِ الطَّعامِ»(1): روزه دل از اندیشه گناهان، برتر از روزه شکم از خوردن و آشامیدن است.
و البتّه این بدان معنا نیست که ظاهر روزه و امساک از خوردن و آشامیدن را رها کنیم، بلکه لازم است به آن اکتفا ننماییم و همراه با آن بکوشیم که به نتایج معنوی روزه نیز برسیم.
جالب است که همین امساک ظاهری و روزه معمولی نیز انقلابی روحی در روزهداران بوجود میآورد، و طبق شهادت دست اندرکاران، در ماه مبارک رمضان از شرارتها و تباهیها کاسته میشود; در دوران طاغوت چون ماه مبارک رمضان فرا میرسید میزان جنایت و فساد سیر نزولی پیدا میکرد، و عربدهجویی و زد و خورد و چاقوکشی و بدمستی که در غیر ماه رمضان بازارش رواج داشت در این ماه عزیز به طور محسوسی کاهش مییافت.
خوشبختانه با انقلاب مقدس اسلامی هم در ملّت و جوانان ما تحولی چشمگیر بوجود آمد و هم مراکز فساد و تباهی از میان برداشته شد، و شایسته است که از این پس بکوشیم نتایج معنوی پرارزش از روزه کسب کنیم.
باری، صفا و پاکی حاصل از روزه، و خودداری و پرهیزکاری روزهدار همچون سپری است که روزهدار را از آتش
1) (1) - غررالحکم، چاپ نجف چاپخانه لقمان، ص 203.
عذاب الهی که مولود گناهان است مصون میدارد.
در حدیث است که پیامبر عزیز اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:
«اَلصَّوْمُ جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ»(1): روزه سپری است که روزهدار را از آتش دوزخ حفظ میکند.
«صبر» از خصایلی است که در اخلاق اسلام بر آن بسیار تأکید شده است; انسان مسلمان در زندگی فردی و اجتماعی خویش در راه هدفهایی مبارزه میکند و با مشکلاتی نیز روبرو است، بدون خصلت صبر، پیروزی بر مشکلات و رسیدن به هدفها آسان نیست. صبر و تحمل بر نیروی مقاومت و پایداری آدمی میافزاید و اراده را توانا میسازد، هیچ جامعهایی اگر تحمل ناگواریها را نداشته باشد بر مشکلات خویش و بر دشمنان خود نمیتواند پیروز گردد، با صبر و مقاومت است که میتوان به پیکار ستمگران رفت، و دست استعمارگران را کوتاه نمود; و روزه - بویژه در روزهای گرم و طولانی تابستان که فشار تشنگی طاقتفرسا میشود - به طور چشمگیری به انسان صبر و مقاومت میبخشد، و تحمل رنج و سختی را بر آدمی آسان میسازد.
1) (1) - وافی، جزء 7، ص 5.
در حدیث از حضرت امام باقر(علیه السلام) است که در آخرین جمعه از ماه شعبان پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله وسلم) در ضمن خطبه مبارکهاش ماه رمضان را ماه صبر نامیدهاند:
«شَهْرُالصَّبْرَ وَاِنَّ الصَّبْرَ ثَوابُهُ الْجَنَّةُ» (ماه رمضان، ماه صبر است و همانا که پاداش صبر بهشت است).(1)
و از حضرت امام صادق(علیه السلام) نیز همین ویژگی روزه نقل شده است: «هرگاه برای کسی حادثهایی جانکاه پیش آمد پس باید روزه بگیرد که خدای عزّوجّل میفرماید: «وَاسْتَعینُوا بِاصَّبْر»(2)(یَعْنِی الصِیام(3)از خدای متعال به وسیله صبر (یعنی روزه) کمکبگیرید.
اسلام بر خلاف مکاتب مادی شرق و غرب، دنیا و نعمتهای مادیِ آن را وسیلهایی برای تکامل معنوی و رسیدن به سعادت جاوید آخرت میداند، و به همین جهت فرهنگ اسلام فرهنگ لذتجویی و مصرف نیست بلکه فرهنگ قناعت و ایثار است. در روشهای مادی، تن آدمی و خور و خواب آن اصالت دارد، و حرص و آز، برای برخورداری بیشتر گریبانگیر افراد است، و در اسلام اصالت با معنویت انسان است، و قناعت و ایثار و فداکاری از راههای وصول به مراتب بلند انسانیّت محسوب میشود.
روزه فریضهای است که مسلمان را از غرقه شدن در مادهگرایی و حرص و آز برای لذتهای مادی، و مسابقه برای مصرف و تنپروری میرهاند، و به او میآموزد که به فکر دیگران باشد و بر خواهشهای جسمانی خویش مسلط گردد، و به مصرف به قدر نیاز قناعت ورزد و از اسراف و تبذیر بپرهیزد.
روزه به مسلمان میآموزد که با کم هم میتوان زیست، و حرص و طمع فقط غرق شدن در مادیات و انحراف از معنویات است، و برای زیستن لازم نیست که با همه وجود به تن و لذتهای آن پرداخت.
روزه به مسلمان مناعت و قناعت را میآموزد، و ارزش این صفات و تأثیر آن در ایجاد صفات برجسته دیگر همچون زهد، و «جود» و بخشش بسیار است. قانع از دیگران بینیاز است و تن به ذلّت و خواری نمیدهد، جامعهایی که روح قناعت را در خود بپرورد بر خود متکی خواهد بود، و با دوری از مصرف بیرویه میتواند بر پای خویش بایستد و از بیگانه بینیاز باشد.
همه دیدیم پس از تهدید آمریکا و غرب به تحریم اقتصادی ایران، امام امت و رهبر کبیر انقلاب اسلامی (قدّس سرّه) فرمودند: «ملت ما مسلمان است و در برابر تحریم اقتصادی و کمبود و نیازمندیها روزه خواهد گرفت».
آری! روزه مسلمان را به زیستن با مصرف کم آشنا میسازد، و به راستی نیز ملت مسلمان ما میتواند با الهام از فریضه ثمربخش روزه سطح مصرف را پایین آورد، و با قناعت
به آنچه دارد از وابستگیهای اقتصادی به استعمارگران، نجات یابد. مسلمانان صدر اسلام با همین روحیه از همه چیز خویش در راه خدا میگذشتند و حتی در میدانهای جنگ به چند دانه خرما قناعت میکردند، و با تکیه بر معنویت و صفات انسانی خویش پیروزی میآفریدند، و خدای را سپاس که هم اکنون نیز بسیاری از جوانان ما، بویژه گلهای سرخ انقلاب اسلامی، جوانان رزمنده پاسدار و بسیج از یک چنین ایمان و روحیهایی برخوردارند، و بسیار اتفاق افتاده است که جوانان بسیجی و پاسدار مسلمان در سنگر جنگ با دشمنان اسلام، روزه بوده و گاه روزه خویش را با شربت شهادت افطار کرده است، و حماسه این خداجویان حماسهآفرین برای همیشه در صفحات پرافتخار تاریخ اسلام ثبت خواهد بود. پاکترین درودهای ما و درود خدا و فرشتگان بر ایشان باد.
پیشوایان گرامی دین، در روایات و ادعیه اسلامی، ماه رمضان را ماه مواسات نامیدهاند.(1)
از نتایج بارز روزه برانگیختن حس همدردی نسبت به مستمندان و همنوعان تنگدست است. آنانکه زندگی آسودهایی
1) (1) - کافی ج 4، ص 66 - وسایل ج 7، ص 3.
دارند و رنج فقر و طعم گرسنگی و تشنگی را نچشیدهاند، ممکن است از حال مستمندان غافل بمانند و روزه وسیلهایی است که آنان را از غفلت میرهاند و رنج مستمندان را به یاد آنان میآورد تا به دستگیری فقیران همت گمارند و به درد دل آنان برسند.
از سویی به احسان و اطعام و انفاق به مستمندان در ماه مبارک رمضان بسیار سفارش شده است، و از سوی دیگر گرسنگی و تشنگی روزه موجب درک رنج مستمند میگردد، و بدین ترتیب ثروتمند به فقیر نزدیک میشود، و احساسها رقت مییابد، و احسان و انفاق فزونی میگیرد، و جامعه کمک به همنوع را میآموزد.
«مواسات» یعنی سهیم ساختن برادران در رزق و روزی، و ماه رمضان را شاید به همین جهت ماه «مواسات» نامیدهاند تا مسلمانان به احسان نسبت به هم بپردازند، و با تمرین بر این صفت ارزنده انسانی، جامعه را از حقد و کینه برهانند، و برادروار در کنار هم از نعمتهای الهی بهره بگیرند; و شایسته است که روزهداران به همه این نکات انسانی روزه توجه کنند، و بکوشند واقعاً فریضه روزه را آنچنان که باید بجا آورند و ماه مبارک رمضان را آنچنان که سزاوار این ماه است بسر آورند، تا همگان از برنامههای سازنده اسلامی بهرهور شوند.
در حدیث است که از حضرت امام حسن عسگری(علیه السلام) پرسیدند: چرا روزه واجب شده است؟
فرمودند: «تا ثروتمند درد گرسنگی را دریابد و به
فقیر توجه کند»(1).
در حدیث دیگر آمده است که «هشام» از امام صادق(علیه السلام) علت روزه را پرسید.
امام(علیه السلام) فرمود: «جز این نیست که خدای (عزّوجّل) روزه را واجب کرد تا غنی و فقیر با هم به واسطه آن مساوی گردند و این بدان جهت است که غنی رنج گرسنگی را لمس نکرده بوده تا به فقیر رحم کند، و هر وقت چیزی خواسته قدرت بدست آوردن آن را داشته است، پس خدای عزّوجّل خواسته است که میان بندگانش یکنواختی بوجود آورد، ثروتمند درد گرسنگی را بچشد، تا بر ضعیف رقّت کند و بر گرسنه رحم نماید»(2).
وقتشناسی و نظم و انضباط در امور از مظاهر تمدن انسانی و از عوامل مهم توفیق و پیشرفت است شاید برخی گمان کنند که این از ویژگیهای زندگی غربیان و تمدن آنهاست، در حالی که نظم و انضباط و تنظیم اوقات از تعلیمات اصیل اسلام است، از حضرت امیرمؤمنان صلواتاللّه علیه در اولین فرازهای وصیت خود به فرزندانش آمده است که به دو فرزند عزیزش حضرت امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) فرمودهاند:
«اُوصیکُما وَجَمیعَ وَلَدی و َاَهْلی وَمَنْ بَلَغَهُ کِتابی بِتَقْوَی اللّهِ وَ نَظْمِ امْرِکُمْ...»(3): «شما و همه فرزندان و اهل بیتم
وهر کسی را که نامهام به او برسد به تقوی و نظم در کارهایتان سفارش میکنم و...».
اصولا فرائض اسلامی شاهد توجه اسلام به نظم و انضباط است; هر یک از نمازهای پنجگانه را باید در وقت مخصوص آن بجا آورد، مراسم حج باید در وقت و مکان ویژه خود انجام شود، و روزه نیز در ماه مبارک رمضان با دیدن هلال ماه شروع و با دیدن هلال ماه شوال خاتمه مییابد، و نیز هر روز از سپیده دم آغاز و به مغرب پایان میپذیرد، و با توجه به اینکه ماه رمضان ماه قمری است طبعاً در فصول چهارگانه سال جریان دارد، و گاه در روزهای بلند تابستان و گاه در روزهای کوتاه زمستان قرار میگیرد، و در همهی شرایط لازم است که لحظه و دقیقه را نیز در شروع سپیدهدم و آغاز مغرب در نظر داشت و به هیچ وجه روزهدار نمیتواند از نظام آن سرپیچی نماید و این خود درسی است که مسلمان نیز دقیق و منظم شود، و امور خویش را در زندگی تنظیم کند.
آنچه برشمردیم، گوشههایی از برخی نتایج و آثار فریضهی الهی روزه است، و ماه روزه اضافه بر اینها سودمندیها و برکات دیگری نیز دارد که در پرورش اسلامی فرد و جامعه بسیار مؤثر است:
ماه مبارک رمضان، ماه خدا، ماه آشنائی با قرآن، ماه
عبادت، ماه دعا، ماه آمرزش، ماه توبه و بازگشت از گناهان و اصلاح خود است.
در این ماه به قرائت قرآن بسیار سفارش شده، و مرسوم مسلمین است که در ماه رمضان بیشتر از ماههای دیگر قرآن میخوانند، و این خود وسیلهیی است که جامعه اسلامی با قرآن و معارف آن آشنایی بیشتری پیدا کنند، و برای پیشرفت در صراط خدا و اسلام از کلام خدای متعال آموزش بگیرند.
ماه رمضان ماه عبادت و بندگی و راز و نیاز با معبود جهان است; در روایات اسلامی تأکید شده که در این ماه با توجه و خضوع بیشتر نمازها را بجا آورند، و از نمازهای مستحبی در شب و روز غفلت نورزند، و بدین ترتیب با یک تمرین یک ماهه مؤمنین به عبادت خالصتری موفق میشوند، و جانها به خدا نزدیکتر میگردد.
ماه رمضان ماه دعا است; از پیشوایان گرامی است که فرمودهاند، مؤمنان در این ماه و بویژه در شبهای مبارک قدر در دعا و نیایش مبالغه کنند، و با توجه به اثرات سازنده دعا و نیایش، روزهداران میتوانند در پیوند معنوی خویش با خدای متعال تحولی بوجود آورند، و بیش از پیش به ذات متعال هستی بخش او نزدیک شوند و کسب فیض کنند.
ماه رمضان ماه آمرزش و توبه و بازگشت به سوی خداست; آنانکه در زندگی خویش آلودگیهایی داشتهاند، میتوانند با روزه جان خویش را شستشو دهند، و در خلوت سحرها بارو آوردن به
خدای متعال درون را صفا بخشند و از خدای خویش طلب آمرزش کنند، و میتوانند با همین زمینه برای همیشه از کجیها و گمراهیها دست بردارند و براه آیند.
در احادیث آمده است که پیشوایان معصوم(علیهم السلام) فرمودهاند گناهان در این ماه بخشوده میشوند; و این مژده بزرگی است برای آنانکه لغزشهایی داشتهاند تا نومید نباشند، و از برکات این ماه استفاده کنند، و بسوی خدا بازگردند و روی دل به سوی او دارند، و با او پیمان بندند که از گناهان دست بشویند و خود را اصلاح کنند و گذشته را جبران نمایند; و بدون تردید گناهکارِ پشیمانی که در این ماه مبارک برای خدا روزه بدارد و از گذشتهی خویش شرمسار باشد و از خدا آمرزش بخواهد مورد مهر و عفو خدا قرار خواهد گرفت و سعادتش تأمین میشود.
از برکتهای این ماه همین انقلاب روحی و تحوّل درونی روزهداران و همین توفیقات عملی است، که انسان آلوده را پاک میسازد و از عذاب الهی که محصول گناهان است نجات میبخشد و روزهدار را از ظلمتها به نور میکشاند، به نور تقوی به نور فضیلتهای اخلاقی، به نور توبه و بازگشت به سوی خدا، به نور مهر و رحمت خدای متعال....
«لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»1 : «شب قدر از هزار ماه بهتر است».
قرآن کریم با آیهی فوق بر این ویژگی شب قدر تصریح میفرماید، شب قدر شب نزول فرشتگان بر زمین و شب نور و سعادت و قرب به خدا، و سلام و رحمت است.
در اول سوره دخان میفرماید: «حم وَ الْکِتابِ الْمُبِینِ - إِنّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ...» : «سوگند به کتاب مبین که ما فرو فرستادیمش در شبی مبارک...».
و در سوره قدر میفرماید:
بِسمِ اللّهِ الرّحْمنِ الرَّحیم
«إِنّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ - وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ - لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ - تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ
فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ - سَلامٌ هِیَ حَتّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ»1 همانا ما - قرآن را - در شب قدر نازل کردیم، تو چه میدانی شب قدر چیست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است، فرشتگان و روح در (یارحمت) است تا سپیدهدم.
در احادیث بسیاری آمده که پیشوایان معصوم ما نیز بر اینکه شب قدر در ماه مبارک رمضان است و سه شب 19 و 21 و 23 ماه رمضان یا یکی یا دو تا از این سه شب، شب قدر است تأکید فرمودهاند، و فقط بنابر مصالحی آن را تعیین نکردهاند. دعاها و اعمال این سه شب و توجه خاص پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و ائمه معصومین(علیهم السلام) به این شبهای ارجمند شاهد دیگری است بر اینکه شب قدر همین سه شب یا یکی یا دو تا از این سه شب است. از پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله وسلم) که در یکی از خطبههای خود در مورد ماه رمضان فرموده است: «... در این ماه شبی است که از هزار ماه بهتر است»(1).
شبهای قدر اوج معنویت ماه رمضان است، شبهایی است که زندگی مؤمن در آن سراسر رنگ خدا میگیرد، پهنهیی است که روزهدار بر آن میایستد و بر همهی (ماسوای) حق پشت میکند و در خلوت پر راز شب با عبودیت محض در پیشگاه خدا همه چیز و حتی خود را به فراموشی میسپارد، از هر چه زمینی است میبُرَد
1) (2) - کافی ج 4، ص 67، حدیث 5.
و با آسمان پیوند میخورد، مجرد میشود، و به عبادت خدای یکتا میایستد، پرده اسباب و قوانین و نوامیس جهان به یک سو میرود، و مؤمن با دل و جان تنها خدا را میبیند که کارگزار همه هستی است و با چشم جان کلام خدا را مینوشد که: (فرشتگان به فرمان خدا فرود میآیند)، و با دل در مییابد که کاینات چونگویی با چوگان امر الهی متحرکند، و این امر او و اراده او است که سیطره خویش بر همه چیز گسترده است....
لیله قدر، میعاد انسان با خداست، شب رنگ باختن جسم و حکومت روح است، شب حقارت ماده و عظمت معناست، شب تجلّی معنویت دین و آسمانی شدن زمین است، شب همگامی انسان با فرشتگان است، شب فراموشی خود و استغراق در خدا است، شب باران مهر و رحمت حق بر روزهداران خداجوست، شب تقدیر الهی است; آری شب قدر شب نزول ملائکه، به نزد امام زمان (عجلالله تعالی فرجه الشریف) است.
در شبهای قدر باید همچنانکه پیشوایان به ما آموختهاند با خدای جهان به راز و نیاز و دعا و نیایش بپردازیم، چه خوب است که سراسر شب بیدار ماند، و در نماز و عبادت کوشید، و نیازها را به پیشگاه خدا عرضه داشت، و مهر و رحمت و آمرزش از او خواست و پیوند فطری خویش را با ذات هستی آفرین او تجدید کرد و استوار ساخت، و براستی محروم کسی است که از فیض این شب محروم بماند چرا که اوج تجلّی همه سازندگیهای فریضه انسانساز روزه را باید
در شب قدر دید و در شب قدر به کمال رساند.
امید است ملّت بیدار دل ما و بویژه جوانان عزیز با برخورداری از برکات ماه رمضان، در شبهای قدر به کمال انسانی خویش توجه کنند، و با شور و ایمان در این شبهای مکرّم بر مراتب فضیلت و تعالی معنوی خویش بیافزایند، تا پس از هر ماه رمضان مسلمانی باشیم که اسلام و ژرفای تعالیم و احکام پرارج آن را بهتر شناخته و جان خویش را به هدفهای این آیین آسمانی نزدیکتر ساخته باشیم.
اینکه به پارهیی از سخنان منقوله از پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) و ائمه طاهرین(علیهم السلام) پیرامون ماه رمضان و روزه توجه کنیم:
سه روز به رمضان مانده بود، پیامبر به بلال فرمود اعلام کند تا مردم گردآیند، مردم جمع شدند، پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) بر منبر برآمد و پس از ستایش و حمد و ثنای خدای متعال فرمود: «ای مردم! خداوند شما را به این ماه ویژگی داد، هم اکنون این ماه فرا میرسد و آن سیّد و سرور همهی ماههاست، در این ماه شبی است که از هزار ماه بهتر است، درهای دوزخ در این ماه بسته و درهای بهشت باز میشود...»(1)
از امام باقر(علیه السلام) نقل کردهاند که پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) روی مبارک خود را به مردم میکرد پس از آن میفرمود: «ای گروه مردمان! آنگاه که هلال ماه رمضان طلوع
1) (1) - کافی ج 4، ص 67 حدیث 5.
کند شیاطین سرکش به بند کشیده میشوند درهای آسمان و بهشت و رحمت باز، و درهای دوزخ بسته میگردد، دعا مستجاب است، و خدا را در ماه رمضان بهنگام افطار آزاد شدگانی هستند که خدا از آتش آزادشان میفرماید. هر شب فرشتهیی بانگ میزند آیا سائلی هست؟ آیا استغفار کنندهیی هست؟ خدایا هر کس انفاق میکند پاداشش بده و هر کسی بخل میورزد تلفی نصیبش کن.» «تا ماه شوال در رسد مؤمنان را ندا میدهند که فردا پاداشتان را بگیرید که روز پاداش و جایزه است.»
سپس امام باقر(علیه السلام) فرمود: «سوگند به آنکه جانم بدست اوست، آن پاداش و جایزه از جنس درهم و دینار نیست»(1).
راوی از امام صادق(علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) نقل میکند که فرمود: «روزهدار اگر چه در بستر خود باشد در حال عبادت است، مادام که از مسلمانی غیبت نکند.»(2)
و در حدیثی آمده است که امام صادق(علیه السلام) فرموده است: «خواب روزهدار عبادت و نفس او تسبیح است».
و در حدیث دیگر فرمودند، خدای (عزّوجّل) به موسی(علیه السلام) وحی فرمود: «... ای موسی! بوی دهان روزهدار نزد من از مشگ خوشبوتر است.»
و در حدیث دیگر از آن حضرت(علیه السلام) روایت شده که «روزهدار دو خوشحالی و سُرُور دارد، یکی به هنگام افطار و
دیگری آنگاه که خدای خویش را ملاقات کند»(1).
در حدیث دیگر از امام صادق(علیه السلام) که فرمود: امام زینالعابدین(علیه السلام) هر زمانی که روزه میگرفت فرمان میداد گوسفندی ذبح کنند و اعضاء آن را قطعه قطعه کنند و در دیگها بار بگذارند، به هنگام افطار به دیگها نزدیک میشد، تا بوی آب گوشت به او میرسید با اینکه روزه بود فرمان میداد کاسهها را بیاورند وبرای افراد مختلف غذا میفرستاد، آنگاه خود با نان و خرما افطار میکرد. پس همین بود شام آن حضرت (صلّیاللّه علیه و علی آبائه).(2)
در حدیث دیگر از آن حضرت است که از پدرش امام باقر(علیه السلام) نقل فرمودهاند که به «سدیر» فرمود: «ای سدیر میدانی این شبها چه شبهایی است؟»
سدیر گفت: «بلی پدرم فدای تو باد، این شبهای ماه رمضان است، برای چه؟»
فرمود: «آیا میتوانی هر شب از این شبها ده بنده از فرزندان اسماعیل(علیه السلام) آزاد سازی؟»
عرض کرد: «پدر و مادرم فدایتان، مالی که چنین کاری بتوانم انجام دهم ندارم».
امام تعداد را به تدریج کم کرد تا به یک بنده رسید، سدیر در پاسخِ همه آنها عذرخواهی کرد که نمیتواند.
پس امام به او فرمود: «آیا نمیتوانی هر شب مسلمانی را افطاری دهی؟»
عرض کرد: «ده نفر را هم میتوانم».
پس پدرم به سدیر فرمود: «این همان چیزی است که من اراده کردهام ای سدیر همانا افطاری دادن تو به برادر مسلمانت معادل آزادی بندهیی از فرزندان اسماعیل(علیه السلام) است.(1)
مختصری از احکام روزه
در پایان مقال به اختصار دستورات و احکام روزه را ذکر میکنیم، و علاقمندان میتوانند جزئیات احکام را در رسالههای مراجع تقلید ملاحظه فرمایند:
روزه چهار قسم است:
1 - واجب 2 - مستحب 3 - مکروه 4 - حرام
روزههای واجب
الف - روزه ماه رمضان.
ب - روزه قضا.
ج - روزههای کفاره و یکی از آنها کفاره روزه ماه رمضان است: اگر کسی عمداً در روز ماه رمضان روزه خود را باطل کند باید قضای آن را بجا
1) (1) - کافی ج 4، ص 68 و 69.
آورد و کفاره آن را انجام دهد. کفاره هر یک روز آن است که یا یک بنده آزاد سازد، و یا شصت نفر مستمند را طعام دهد، و یا شصت روز روزه بگیرد که سی و یک روز آن حتماً پی در پی باشد.
د - روزه اعتکاف: معتکف کسی است که در مسجد مخصوصی (نه هر مسجدی) سه روز برای عبادت بماند و روزه بگیرد، در این صورت روزه روز سوم بر او واجب میشود.
ه - روزه بدل هَدْی: یعنی کسی که در مراسم حج شرکت کرده و گوسفند برای قربانی ندارد و نمیتواند تهیه کند باید سه روز در حج و هفت روز پس از مراجعت از سفر حج روزه بگیرد.
و - روزه نذر و عهد و قسم و شرط و اجاره: یعنی ممکن است کسی نذر یا عهد کند و یا قسم بخورد که روزی را روزه بگیرد، و یا ضمن معامله با کسی شرط کند که روزی را روزه بگیرد یا اجیر شود که روزی را روزه بگیرد. در این صورتها روزه روزهایی که تعهد کرده است بر او واجب میشود.
روزههای مستحب
غیر از روزهایی که روزه آن واجب، حرام، و یا مکروه است، روزه گرفتن در بقیه ایام سال مستحب است البتّه اگر
برای کارهای مهمتری مزاحمت نداشته باشد.
روزه در برخی روزها استحباب بیشتری دارد و بدان سفارش و تأکید شده است، مانند هیجدهم ماه ذیحجه (عید غدیر) - هفدهم ماه ربیعالاول (میلاد پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)) بیست و هفتم ماه رجب (بعثت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)).
روزههای مکروه
روزه در برخی موارد مکروه است، مثل روزه مستحبی مهمان بدون اجازه میزبان و یا در صورتی که میزبان او را از روزه نهی کرده باشد و برخی از فقهاء آن را حرام میدانند.
ونیز روزه مستحبی فرزند بدون اجازه پدر مکروه است در صورتی که موجب آزار و آزردگی پدر و مادر نباشد، و اگر پدر و مادر آزرده میشوند روزه مستحبی بر فرزند حرام خواهد بود. و اگر پدر یا مادر، فرزند را از روزه مستحبی نهی کند اگر چه آزرده نشوند و آزار نبینند احتیاط آن است که از روزه صرفنظر کند.
روزههای حرام
روزه در روزهای عید فطر (اول ماه شوال) و عید قربان (دهم ماه ذیحجه) حرام است. و نیز برای کسی که در مراسم حج در «منی» باشد روزه در روزهای 11 و 12 و 13 ذیحجه حرام
است.
روزه در روزی که مشکوک به سیام شعبان است که ورود به ماه رمضان شرعاً ثابت نشده به نیت ماه رمضان حرام است. امّا به قصد غیر ماه رمضان مانعی ندارد.
روزه نذری که برای کار حرامی باشد حرام است، مثلا کسی نذر کند که اگر موفق شود فلان کار حرام را انجام دهد و یا فلان کار واجب را ترک نماید به شکرانه آن روزه بگیرد; این نذر حرام و روزه آن نیز حرام است.
روزه سکوت حرام است، یعنی اگر کسی سکوت را جزو قیود روزه خود قرار دهد و با همین نیت روزه بگیرد حرام است.
روزه وصال حرام است، یعنی کسی نیت کند روزه دو روز را به هم وصل نماید و در شب هیچ نخورد، یا یک روز و یک شب را روزه بگیرد.
روزه برای کسی که بیمار میشود و یا روزه باعث شدت بیماریش میگردد حرام است، و نیز روزه در سفر حرام است مگر در برخی موارد مانند آنکه نذر کند در فلان سفر روزه باشد.
احتیاط واجب آن است که زن بدون اذن شوهر روزه مستحبی نگیرد، به ویژه اگر با حقوق شوهر منافات داشته باشد که در این صورت حرام است.
روزه ماه مبارک رمضان با چند شرط بر افراد واجب میشود:
1 بالغ باشد.(1)
2 عاقل باشد.
3 مسافر نباشد، مگر بعض سفرها که روزه در آنها صحیح است و گاهی هم واجب است.
4 اگر از بانوان است در حال حیض و نفاس نباشد.
5 روزه موجب بیماری و یا شدت بیماری نشود.
ضمناً روزه بر مردان و زنان پیر و بر کسی که بیماری عطش دارد و بر ایشان روزه طاقتفرسا و پرمشقت است، و نیز بر بانوان باردار و شیردهنده اطفال که روزه برای خودشان یا طفلشان ضرر داشته باشد واجب نیست.
هلال ماه رمضان و ماه شوال به چند چیز ثابت میشود:
1 خود انسان هلال ماه را ببیند.
2 تواتر و شیاع: یعنی در میان مردم رؤیت هلال ثابت شود و خبر آن چنان همگانی و متواتر باشد که انسان یقین کند.
3 دو شاهد عادل شهادت دهند که خودشان هلال را رؤیت کردهاند.
4(بنابر مشهور) حاکم شرع حکم کند که ماه آغاز شده یا پایان یافته است.
1) (1) - دختران پس از نُه سال تمام و پسران پس از پانزده سال تمام بالغ میشوند (گاهی بلوغ پسران قبل از پانزده سالگی و علامتهای آن در رسالههای عملیه ذکر شده).
5 گذشتن 30 روز از ماه قبل (زیرا ماه قمری بیش از سیروز نیست).
اگر اول ماه رمضان ثابت نشد و مشکوک بود، نباید به قصد ماه رمضان روزه بگیرد و اگر به قصد آخر شعبان روزه بگیرد و بعد معلوم شود اول رمضان بوده روزه او جزو ماه رمضان محسوب میشود و کافی است.
همانگونه که در عبادات دیگر «نیّت» لازم است، روزه هم باید با نیّت باشد، بنابر این امساک تنها بدون قصد روزه، روزه محسوب نمیشود.
منظور از نیت برای روزه آن است که قصد کند روزه مقرر شده در اسلام را انجام دهد «قربةً الی اللّه» و تصمیم داشته باشد، که بنابه فرمان خدا از آنچه روزه را باطل میسازد خودداری نماید.
1) (1) - ترزیق آمپولهای غذایی مورد اشکال است و اکثر مراجع تقلید احتیاط یا فتوی به اجتناب دادهاند ولی ترزیق آمپولهای دوایی به عقیده اکثر آنها جایز است.
3 - عمل جنسی.
4 - استمناء (یعنی کاری کند که منی از او خارج شود).
5 - تا صبح به حال جنابت یا حیض یا نفاس باقی ماندن (یعنی اگر کسی شب ماه رمضان جنب شد، و یا زن از حیض و نفاس پاک شد باید پیش از طلوع فجر غسل کند و اگر نمیتواند تیمم بدل از غسل نماید و اگر عمداً غسل یا تیمم نکند روزه او باطل است، یعنی قضا و کفاره دارد، گرچه همان روز را هم نباید بخورد.
6 - عمداً بر خدای متعال و پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و ائمه معصومین(علیهم السلام) دروغ بستن، و همچنین دروغ بستن به حضرت زهرا(علیهما السلام) و پیامبران گذشته نیز بنابر احتیاط باطل کننده روزه است.
7 - سر زیر آب کردن روزه را باطل میکند. حتماً یا بنابر احتیاط واجب.
8 - غبار غلیظ به حلق رساندن و مانند آن است سیگار کشیدن و نظایر آن روزه را باطل میکند. حتماً یا بنابر احتیاط واجب.
9 - تنقیه کردن با مایعات که در این مورد روزهاش قضا دارد، ولی بدون ضرورت کفارهاش بنابر احتیاط است.
10 - عمداً قی و استفراغ کردن ولی اگر ضرورت داشته باشد روزهاش فقط قضا دارد نه کفاره.
11 - زن در حال استحاضهیی که باید برای نماز غسل کند، اگر این غسل را انجام ندهد روزهاش باطل است. در بعض موارد حتماً یا بنابر احتیاط واجب.
آنچه برشمردیم در صورتی روزه را باطل میسازد که عمداً و با اختیار انجام شود، ولی اگر فراموش کند و یا بیاختیار انجام گیرد، روزهاش باطل نیست. تنها با جنابت صبح کردن است که اگر به جهت فراموشی از غسل جنابت باشد، روزه را باطل میکند. در صورتی که فراموشی غسل یک روز یا چند روز تمام باشد، که آن یک روز یا چند روز را باید قضا کند، ولی کفاره ندارد و اگر در بین روز یادش بیاید و غسل کند آن روز قضا هم ندارد و روزهاش صحیح است.
اگر در ماه رمضان به جهت بیماری یا مسافرت یا علتهای دیگر روزه نگرفته است، باید پس از ماه رمضان در صورت توانایی قضای آن را بجا آورد و تا ماه رمضان سال بعد وقت دارد و نباید قضای روزه را از یکسال تأخیر بیندازد و اگر کوتاهی کند و در عرض یک سال بجا نیاورد در سالهای بعد باید علاوه بر قضای روزه برای هر روز آن یک مُدّ طعام (یک چارک که تقریباً معادل سه چهارم یک کیلو است) باید به فقیر شرعی بدهد.
اگر کسی عمداً و بدون عذر شرعی از انجام روزه ماه مبارک رمضان خودداری کند و در روز کاری که روزه را باطل میسازد انجام دهد باید علاوه بر قضای روزه کفاره هم بدهد.
کفاره هر روز یکی از این سه چیز است:
1 - یک بنده آزاد کند.
2 - شصت مستمند را طعام بدهد.
3 - شصت روز روزه بگیرد، که 31 روز آن باید پی در پی باشد.
و اگر کسی روزه خود را با کار حرامی مثلا با آشامیدن شراب باطل سازد، باید برای کفاره آن این هر سه کار را انجام دهد. و در این زمان که برده و بنده وجود ندارد، آزاد کردن بنده ساقط است و باید یکی از دو کفاره دیگر را انجام دهد.
اگر کسی قدرت انجام هیچ یک از اینها را نداشته باشد، به قدری که میتواند صدقه بدهد، و اگر آن را هم نتواند، باید استغفار کند و هر وقت توانایی پیدا کند، باید کفاره را انجام دهد.
در برخی موارد قضا بدون کفاره لازم است، که برای اطلاع از آنها و سایر جزئیات احکام روزه باید به رساله مرجع تقلیدتان مراجعه نمایید.
در پایان به همه برادران و خواهران مسلمان توصیه میکنیم، که در انجام روزه ماه مبارک رمضان کوشا باشند، و از این فریضه ثمربخش غفلت نورزند، و باید افراد سست عنصر و بیاراده و شکمپرست بدانند که کوتاهی از این وظیفه اسلامی نه تنها قضا و کفاره دارد که خود گناهی بزرگ نیز محسوب میشود; از ششمین پیشوا و امام، حضرت صادق(علیه السلام) روایت است که فرمودند: هرکس یک روز روزه ماه رمضان را باطل سازد، روح ایمان از او بیرون میرود».(1)
1) (1) - ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 281.