ghaemiyeh.com
سرشناسه : نوری، علی، ۱۳۶۳ -
عنوان و نام پدیدآور : کانادا: بررسی وضعیت معلولیتها و معلولان/ علی نوری.
مشخصات نشر : قم: توانمندان، ۱۳۹۸.
مشخصات ظاهری : ۱۲1 ص.؛۵/۱۴ × ۵/۲۱ سم.
شابک : 978-622-6216-37-1
وضعیت فهرستنویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه .
موضوع : معلولان -- کانادا
موضوع : People with disabilities -- Canada
موضوع : معلولان -- کانادا -- توانبخشی
موضوع : People with disabilities -- Rehabilitation -- Canada
موضوع : معلولان -- کانادا -- سیاست دولت
موضوع : People with disabilities -- Government policy -- Canada
شناسه افزوده : دفتر فرهنگ معلولین
ردهبندی کنگره : ۱۵۵۹ HV
ردهبندی دیویی : ۴۰۴۸۰۹۷۱/362
شماره کتابشناسی ملی : ۵۸۱۸۹۲۵
تصویر
کانادا
بررسی وضعیت معلولیتها و معلولان
علی نوری
تصویر
تصویر
کانادا: بررسی وضعیت معلولیتها و معلولان
پدیدآورنده: علی نوری
نوبت چاپ: اول، تابستان 1398
شابک: 1-37-6216-622-978 ISBN: 978-622-6216-37-1
ناشر: توانمندان شمارگان: 1000
نسخه قیمت: 000/200 ریال
قم، بلوار محمدامین، خیابان گلستان، کوچه11، پلاک4، دفتر فرهنگ معلولین
تلفن: 32913452-025 فکس: 32913552-025 همراه: 09125520765
www.HandicapCenter.com
info@handicapcenter.com
www.DataDisability.com
www.Tavanmandan.com
مقدمه 9
معرفی کانادا 11
فصل اول: وضعیت اجتماعی - حقوقی
اقدامات حمایتی.. 19
فرزند معلول. 19
تداوم مسئولیت.. 20
آگاهی دادن به خانوادهها 20
تصویب حقوق بنیادین.. 23
قانون عدالت استخدامی.. 24
تجربه ربکا بلوت.. 25
برنامههای کمک به معلولین.. 27
دستاوردهای معلولان ورزشکار. 28
زهرا نعمتی.. 28
باتانی همیلتون. 29
قرارداد هنسون تراست.. 31
برنامههای حمایتی کودکان. 32
دیگر حمایتها 33
مهاجرین دارای عضو معلول. 34
معلولان جنگی.. 34
کمک درمانی.. 36
انواع کمکهای مالی.. 36
پشتیبانی افراد فاقد شغل.. 37
پشتیبانی از افراد بیمار 37
پشتیبانی از افراد باردار. 38
مراقبتهای درمانی غم خوارانه. 38
کمک مالی به علت از کارافتادگی.. 39
پشتیبانی معلولین.. 39
کمک هزینه دارو. 40
درمان معلولان دارای ضایعه نخاعی.. 40
مناسبسازی و مهندسی شهری.. 42
امکانات شهری.. 42
حضور اجتماعی.. 43
حمل و نقل.. 44
شغل و درآمد. 45
اشتغال. 45
کارگاه بررسی مشکلات شغلی.. 46
مساعدت دولتی.. 47
مهاجرت و اقامت.. 48
پذیرش مهاجران دارای معلولیت.. 48
قانون مهاجرت برای معلولین.. 49
قانون اقامت.. 50
معلولان در استان کبک... 54
حمایت از افراد کمتوان. 54
کمک به کودکان معلول. 57
نظام قضایی و حمایت از معلولان.. 59
دادگاه عدالت اجتماعی.. 59
زندان برای معلولین.. 61
آسیبشناسی و مشکلات.. 63
اصول و تعهدات بنیادین.. 63
برابری و عدم تبعیض... 63
کودکان معلول. 64
حق زندگی، آزادی و امنیت افراد. 64
آزادی از بهرهکشی، خشونت و سوء استفاده. 65
آزادی بیان، عقیده و دسترسی به اطلاعات.. 65
احترام به حریم خصوصی و زندگی خانوادگی.. 65
آموزش و اشتغال. 66
ورزش... 67
تاریخ ورزش معلولین.. 67
توانبخشی و ورزش... 68
رقابت.. 69
مشاهدات عینی.. 70
نگرش مسئولان، کارمندان و مردم عادی.. 70
تسهیلات بیمه. 72
کیفیت توانبخشی.. 72
معماری شهری و امکانات عمومی.. 74
ویژگیهای توانبخشی در ایران. 76
نتیجهگیری.. 78
فصل دوم: وضعیت فرهنگی - آموزشی
تاریخ تحولات.. 81
آغاز آموزش و پرورش معلولان. 81
یکپارچهسازی و ادغام. 82
جایگزینی.. 84
حقوق دانشآموزان استثنایی.. 85
حمایت آموزشی.. 86
وضعیت دانشآموزان دارای معلولیت.. 86
دستورالعملهای اجرایی.. 88
دانشجویان دارای معلولیت.. 90
بورسیه تحصیلی.. 93
پژوهش درباره. 97
فصل سوم: مراکز و تشکلها
کمک دولت به تشکلهای مرتبط با معلولان.. 101
تشکلهای عمومی.. 103
شورای کانادایی افراد معلول. 103
اتحادیه آموزشهای استثنایی استانهای آتلانتیک... 104
تشکلهای نابینایی.. 105
سازمان ملی نابینایان کانادا 105
شورای نابینایان کانادا 109
اتحادیه جهانی نابینایان: زنان نابینا 111
اتحادیه جهانی نابینایان: سالمندان نابینا 112
انجمن ملی کانادایی نابینایان و ناشنوایان. 113
اتحادیه کانادایی بریل.. 114
دیگر تشکلها 115
خدمات حمل و نقل برای معلولان. 115
ریچ کانادا 116
مرکز جامعه جعفری در کانادا یاور معلولان ذهنی.. 117
بنیاد خیریه کهریزک کانادا 118
منابع 121
کانادا به دلیل ساختار مدیریتی آن که به شیوه علمی است، از کشورهای خوشنام و فعال در عرصه خدمات اجتماعی به ویژه خدماتدهی به معلولان و اهتمام به پیشرفت آنها است.
معلولان در کانادا به عنوان یک سرمایه ملی شناخته میشوند که دولت وظیفه دارد از این سرمایه به خوبی حفاظت نماید و نگذارد از این سرمایه غفلت شود. از اینرو به شیوههای مختلف در پروژههای گوناگون از معلولان استفاده شده و آنان با حداکثر بازدهی اجتماعی و فرهنگی بیشترین تأثیر را در کانادا دارند.
دستاوردها و یافتههای دولت و مردم کانادا در زمینه پیشرفت معلولین، الگوهایی است که میتواند به عنوان راه کار در ایران مورد بهرهبرداری قرار گیرد. اما شناخت معلولین و تشکلهای معلولیتی و نیز نهادهای دولتی متصدی امور معلولین در ایران درباره وضع معلولان کانادا بسیار اندک است. جهت انتقال تجارب و دستاوردهای آن کشور به ایران و افزایش آگاهی، کتاب حاضر آماده و عرضه شد.
این کتاب در سه فصل به معرفی نهادها، راهکارها، ایدهها و نظریهها و بالاخره شخصیتهای نخبه و صاحب اندیشه میپردازد، به امید اینکه در آیندهای نه چند دور، پلهای ارتباطی بین معلولین نخبه ایران و کانادا و نهادهای مردمی کوشا در این زمینه برقرار گردد و بتوان با تبادل نیروی انسانی و دانش، مسیر توسعه در جامعه معلولین ایران را گشود.
کانادا نه تنها قابل مطالعه و تجربهآموزی است و راه کارهای تجربه شده میتواند از این کشور دریافت کرد، محل مناسبی برای اقامت معلولین حداقل در یک دوره زمانی است. این کشور از نظر وسعت و کمی جمعیت و داشتن مواهب و ذخایر و امکانات فراوان، برای معلولانی که ظرفیت و توانایی پیشرفت دارند، بهترین محیط
را دارد. معلولان با اندک سرمایه یا با داشتن پشتیبان، میتوانند از امکانات کانادا استفاده کنند.
یکی از شرایط خوب این کشور، داشتن قوانین کارآمد و انسانی برای معلولین است؛ قوانینی که رشد و تعالی آنان را تضمین میکند. البته فقط قانون نیست، اجرای قانون و ضمانت اجرای آن و فرهنگسازی در زمینه قانون مهمتر است. کشورهای زیادی هستند که قانون خوب نوشتهاند ولی در عمل مشکل دارند.
«دفتر فرهنگ معلولین» در راستای اطلاعرسانی به معلولین و معرفی امکانات مطلوب در سراسر جهان به آنها، مطالعات مفصل روی همه کشورها داشته و درصدد است به تدریج یافتههای به دست آمده را منتشر کند.
این کتاب درصدد است پیشرفت معلولان کانادا را رصد کند، علل و عوامل این پیشرفت را ریشهیابی نماید و دستاوردهایی که میتوان با انتقال و بومیسازی در داخل استفاده کرد، معرفی نماید.
در پایان بر خود فرض میدانیم از جناب حجت الاسلام والمسلمین سید جواد شهرستانی نماینده آیت اللّه العظمی سید علی سیستانی تشکر کنیم؛ ایشان همواره با توصیه و راهنماییها راه اینگونه طرحها و پروژهها را گشودهاند.
علی نوری
مرداد ماه 1398
کانادا (Canada) شمالیترین کشور قاره آمریکا، از شمال به اقیانوس شمالگان، از شمال شرقی به تنگه اسمیت، خلیج بافین، تنگه دیویس و دریای لابرادور، از شرق به اقیانوس اطلس شمالی، از جنوب به کشور آمریکا، از غرب به اقیانوس آرام و از شمال غربی به ایالت آلاسکا (کشور آمریکا) محدود است. مساحت کشور پهناور کانادا 9970610 کیلومتر مربع است و شهر اوتاوا پایتخت آن است. یعنی مساحت آن حدود شش برابر ایران است.
کانادا یا دومین کشور وسیع جهان (بعد از روسیه) از منابع سرشار و مهمی چون جنگل، آب، کانی و ماهی فراوان بهرهمند است و در قبال نیروی کار و اندیشه، اقتصاد توانمندی دارد. کشور کانادا عمدتاً از آب و پوسته سنگی و کوه و مرداب تشکیل شده و خاک مرغوب و قابل کشت آن از ارزش فراوانی برخوردار است. سرمای سخت و خشونت طبیعت، اکثر نزدیک به اتفاق جمعیت کشور را در مرزهای جنوبی و در نواری به طول 320 کیلومتر متمرکز ساخته است. کشور کانادا به نواحی جغرافیایی زیر تقسیم میشود:
1- سپر کانادا که وسیعترین ناحیه جغرافیایی این کشور است و تقریباً نیمی از وسعت آن را شامل میشود. این ناحیه که شبیه یک کاسه بزرگ است، خلیج هودسن (هادسن) را در میان خود جای داده، دنباله آن در شرق به رشته کوههای آپالاش منتهی میشود و از غرب تا فروبومان پیرامون دریاچههای گریت بر و گریت اسلِیو و دهانه رود مکنزی گسترش مییابد. فروبومان گریت لیکس (دریاچههای بزرگ) و نیز رودخانه سنت لارنس (سن لوران)، بخش جنوبی سپرگان مزبور را
تشکیل میدهند و انبوهترین نواحی مسکونی و مزروعی کانادا به شمار میآیند.
2- فرابومان شرقی یا ارتفاعات ساحلی لورنچن (لورانتید) در مرز شرقی سپرگان کانادا قرار دارند. دامنه شرقی آنها به نوار ساحلی رودخانه و خلیج سَنت لارنس منتهی میشود و جزایر نیوفاوندلند، کیپ برِتون، پرینس ادوارد و اَنتیکاستی و غیره در آبهای ساحلی این ناحیه قرار دارند و جزئی از خاک کشور کانادا محسوب میشوند و شبه جزیره نووا اسکوتیا (نوواسکوشا) مهمترین و چشمگیرترین عارضه ساحلی آن است.
3- کوردیراهای کانادا که غربیترین بخش این کشور را تشکیل میدهند، از رشته کوههای چندی که به موازات خط ساحلی اقیانوس آرام قرار دارند، پدید آمده است. کوههای مکنزی و گریت پلینز (جلگههای بزرگ) شرقیترین نواحی این قسمتاند و کوههای راکی که در دنباله شمالی کوههای راکی کشور آمریکا قرار دارند، با ارتفاع 3954 متر، (کوه رابسون)، در غرب جلگههای بزرگ قرار دارند. رشته کوههای سِلکِرک و استیکین فضای میان کوههای راکی و رشته کوههای ساحلی را پر کردهاند و دامنه غربی کوههای ساحلی با بریدگیها و آبدرهها و جزایر ساحلی بسیار، به اقیانوس آرام منتهی میشود. جزایر و جزیرکهای بسیاری از جمله جزیره ونکوور و جزیره کوئین شارلوت در آبهای ساحلی آن قرار دارند و کوه وادینگتون، با ارتفاع 3994 متر، بلندترین قله بخش جنوبی است و کوه لوگان که در شمال غربی کانادا و نزدیک مرز آلاسکا قرار دارد با بلندی 5959 متر مرتفعترین نقطه بخش شمالی و بلندترین کوه کشور کانادا محسوب میشود.
4- جزایر شمالی، که عمدتاً در شمال مدار شمالگان قرار گرفتهاند، جزایر بزرگ و کوچک فراوانی هستند که غالباً خالی از سکنه بوده و بافین، الزمیر، ویکتوریا، کوئین الیزابت، سامرست، ملویل، بَنکس و ساوتمپتن مهمترین آنها هستند. رودخانههای بسیاری؛ از جمله مکنزی، پیس، اَتابَسکا، چرچیل، سسکچوان، فریزر؛ از کوردیراهای کانادا سرچشمه میگیرند و رودخانههای باک، نلسون، و آلبنی نیز از دیگر رودهای این کشور محسوب میشوند. کشور کانادا سرزمینی پُر آب است و دریاچههای بسیاری که از عصر یخبندان به جای مانده، در این کشور وجود دارد که دریاچههای گریت بر، گریت اسلیو، اتابسکا، ریندیر، وینیپگ،
مانیتوبا، نیپیگان و بسیاری دیگر از آن جمله محسوب میشوند. کشور کانادا از نظر اداری به دَه استان و سه سرزمین تقسیم میشود و اُوتاوا، ادمونتون، ویکتوریا، وینیپگ، تورنتو، کِبک، و مونترآل مهمترین شهرهای آن هستند. شمال کانادا دارای اقلیم قطبی و جنوب آن معتدلِ مایل به سرد است و اقلیم نواحی شرقی و غربی و درونی آن تفاوت اقلیمی بسیار دارند. بارندگی آن در سراسر سال و به طور یکنواخت روی میدهد و زمستانهای آن کلاً بسیار سرد و سخت است. میانگین دمای شهر اوتاوا در دیماه 9- درجه سانتیگراد و در تیرماه 22 درجه سانتیگراد است و میانگین بارندگی سالانه آن به 1000 میلیمتر میرسد. پوشش گیاهی نواحی شمالی کانادا از گونه نیمه قطبی است و نواحی بالاتر از مدار 58 درجه فاقد گیاه است. مساحت جنگلهای کانادا 455 میلیون هکتار یا حدود یک چهارم از وسعت کشور، است. حیات وحش آن بسیار شبیه به حیات وحش اروپای شمالی و آسیای شمالی است و راسو، سمور، دَلِه، قاقم، خرس سیاه و قهوهای، سیاهگوش، گرگ، روباه، خرس قطبی، شیرکوهی، سگ آبی و خرگوش صحرایی گونههایی از حیات وحش آن را تشکیل میدهند.
کانادا از نظر منابع طبیعی بسیار غنی است و بهرهگیری به جا و منطقی از آن، سطح زندگی ساکنان آن را به نحو شایان توجهی بالا برده است. کشاورزی یکی از عمدهترین منابع درآمد این کشور است و به کارگیری شیوههای مکانیزه، موجب صرفهجویی در استفاده از نیروی کار شده است. بیشتر کشتزارهای کانادا در جنوب قرار دارند و حدود چهارپنجم از زمینهای مزروعی آن بین کوههای راکی و دریاچههای بزرگ واقع است. فصل کشت در نواحی شمالی، کوتاه و تقریباً بیبهره است. دامداری و پرورش گاو و گوسفند و خوک بیشتر در درون بومهای آن رواج دارد و غلات، ذرت، لوبیای سویا، توتون، انواع میوه و سبزیجات، دانههای روغنی، سیب، سیبزمینی، شیره افرا و گوشت و لبنیات از فرآوردههای آن است. کانادا یکی از بزرگترین صادرکنندگان چوب و الوار است و فرآوردههای جنگلی یک دهم از صادرات آن را تشکیل میدهد. وسعت جنگلهای بارآور کانادا 5/26 درصد از
مساحت کشور و حجم چوب و الوار تولید شده آن 5/185 میلیون متر مکعب است. صنایع شیلات کانادا عمدتاً در نیوفاوندلند تمرکز یافته و میزان صید آن 022/1 میلیون تن است. معادن کانادا اهمیت بسیار دارند که عمدهترین آنها عبارتاند از لیگنیت، نمک، آلومینیوم، زغال، روی، مس، پنبه کوهی، نیکل، سرب، اورانیوم، نقره، طلا، کوبالت، کادمیوم و الماس. ذخیره نفت کانادا در حدود 7 میلیارد بشکه است و ذخیره گاز طبیعی آن به 8/1 میلیون متر مکعب بالغ میشود. الکتریسیته تولید شده کانادا 112 میلیون کیلووات ساعت است که 65 درصد از آن به شیوه برقابی تولید میشود، 21 درصد از طریق نیروگاههای حرارتی و چهارده درصد از نیروگاههای هستهای تأمین میشود. کانادا از نظر صنعتی کشوری پیشرفته است و نفت تصفیه شده، روغنهای صنعتی، سیمان، فولاد، آهن، سوخت موتورهای جت، اسید سولفوریک، آلومینیوم، الیاف صنعتی، چوب و الوار، تجهیزات حمل و نقل، لوازم برقی، کاغذ، منسوجات و پوشاک از فرآوردههای صنعتی آن به شمار میآیند.
کانادا دارای نظام فرمانداری کل با دو مجلس قانونگذاری است. فرماندار کل کانادا را ملکه انگلستان انتخاب و منصوب میکند و نهاد قانونگذاری آن از 301 عضو مجلس عوام و 112 عضو مجلس سنا تشکیل میشود. اعضای مجلس عوام را مردم برای پنج سال انتخاب میکنند و سناتورها را فرماندار کل منصوب میدارد و رهبر حزب حائز اکثریت در مجلس عوام سمت نخستوزیری را بر عهده میگیرد.
جمعیت کانادا حدود 33633000 نفر است و تراکم نسبی آن به 4/3 نفر در کیلومتر مربع میرسد. روند افزایش سالانه جمعیت کانادا یک درصد است و انگلیسیها 40 درصد از جمعیت این کشور را تشکیل میدهند. 5/46 درصد از مردم آن کاتولیکاند و 79 درصدشان شهرنشیناند و زبانهای رسمی آنان انگلیسی و فرانسوی است. میانگین امید به زندگی در کانادا 78 سال است و 99 درصد از بزرگسالان آن سواد دارند. نخستین ساکنان کانادا، بین 10 هزار تا 30 هزار سال پیش از سیبری و با عبور از تنگه برینگ و آلاسکا به این سرزمین وارد
شدند و نیاکان اینوئیتها را تشکیل دادند. وایکینگها نخستین اروپاییهایی بودند که در حدود سال 1000م به کانادا گام نهادند و به دلایل نامعلوم آنجا را ترک کردند. جان کابوت ایتالیایی در 1497 به نیوفاوندلند رسید و قرن 16 عصر شناسایی درونبوم کانادا بود. ژاک کارتیه فرانسوی (1491-1557) که نام کانادا احتمالاً از نام او اقتباس شده است و هموطنش ساموئل شامپلن (1567-1635) در امتداد رود سنت لارنس (سن لوران) به شناسایی پرداختند و ماندگاههایی تأسیس کردند که بعدها به کبک و مونترآل موسوم شد؛ و هنری هودسن انگلیسی (1550-1611) نیز به شناسایی کرانههای خلیج هودسن پرداخت. کانادا طی سالهای بعد به صحنه رقابت فرانسه و انگلیس تبدیل شد و از قرن 17 تا 19، سراسر آن به مستعمره این دو کشور تبدیل شد. بعد از جنگهای هفت ساله و معاهده پاریس (1763) کانادا کلاً به انگلستان واگذار شد. هنگام جنگهای استقلال آمریکا (1775-1783) زمانی که مهاجرنشینهای نواحی شمالی علیه انگلیسیها سر به شورش برداشتند، عده بسیاری از مهاجران که به انگلستان وفادار مانده بودند، به کانادا مهاجرت کردند و در نووا اسکوتیا و کبک ساکن شدند. قانون اساسی سال 1867 که به تصویب پارلمان انگلیس رسید، کانادا را به یک مستعمره نیمه مستقل انگلیسی تبدیل کرد و مقرر داشت تا نماینده پادشاه انگلستان با عنوان فرماندار کل اداره امور آن را بر عهده داشته باشند. کانادا در قرن 20 به مرور رو به توسعه نهاد و در جنگهای جهانی اول و دوم از متفقین حمایت کرد. در 1945 به عضویت سازمان ملل متحد در آمد.(1)
1) . دانشنامه دانشگستر، ج12، ص 713-715.
تصویر
کانادا نخست مبانی فرهنگی معلولین را ساماندهی کرده به طوری که معلولین انسانهایی مثل دیگران میباشند و هرگونه تبعیض را مردود دانسته و علاوه بر آن، دولت و مردم موظف به حمایت از معلولین شدهاند. دولت همانگونه که برای همه اقشار زمینه تحصیل را فراهم میآورد برای معلولین هم باید، امکانات و زمینههای آموزش فراگیر را مهیا نماید. مردم و شرکتها همانطور که به داوطلبان شغل میدهند برای معلولین هم باید اشتغال ایجاد نمایند. این مبحث به جنبههای حمایت از معلولین در نظام اجتماعی و اداری کانادا میپردازد.
برنامهریزی دقیق مالی برای همه افراد در هر شرایطی دشوار است. اما ماجرا وقتی یک یا چند فرزند معلول در خانه باشد، سختتر هم میشود؛ مثلاً خیلی از والدین میخواهند مطمئن شوند بعد از اینکه از دنیا رفتند، سهم بیشتری از ارثیه به فرزند معلول خواهد رسید یا او شرایطی دارد که تا همیشه بتواند از امکانات مالی استفاده کند. برنامهریزی برای آینده کودکان معلول در کانادا نیازمند توجه به موارد زیادی است که اینجا با برخی از آنها آشنا میشویم.
لوری گشکه، مادر سه فرزند است؛ فرزندانی که یکی از آنها دچار ناتوانی رشدی شدید است. او تصدیق میکند که پیش از آنکه فرزندانش به سن بزرگسالی برسند به آیندهی آنها فکر نکرده بود. تنها در آن هنگام بود که او و همسرش به طور جدی به فکر تنظیم وصیتنامههای خود افتادند و برنامهریزی برای مراقبت از دختر معلولشان شکل فوریتری به خود گرفت. این اتفاق زمانی افتاد که این پدر و مادر کانادایی اطلاعات بیشتری دربارهی تقسیم و مدیریت ارثیهشان به نفع بچههایشان به دست آوردند.
خانم گشکه، با اشاره به دختر ۳۱ سالهی خود که مبتلا به اوتیسم و سکوت انتخابی است، میگوید: «وقتی که او سن و سال کمتری داشت من به آیندهاش فکر نمیکردم. ما همهی سالهای جوانی عمر خود را، به گذراندن امور روزمرهی زندگی و سر و کله زدن با مسائل مربوط به مدرسه گذراندیم؛ یعنی سالهایی را که انرژی و توان داشتیم. ما بچههای دیگری هم داریم که حالا بزرگ شدهاند و دیگر مسئول زندگی آنها نیستیم. مسئولیت من در قبال دختر معلولم با مرگ «من» به پایان نمیرسد؛ بلکه با مرگ «او» پایان مییابد. این چیزی است که والدین متوجه آن نمیشوند، مگر آنکه در وضعیت ما باشند. این موضوع استرس خیلی زیادی برای ما دارد.»
البته در بهترین شرایط هم برنامهریزی مالی آسان نیست، اما برای والدینی که فرزندان معلول ذهنی یا جسمی دارند، این کار دشوارتر و بسیار فراتر از یک بودجهبندی معمولی است. خانم گشکه تجربه خودش را اینگونه بیان کرده است:
«اگر بخواهیم واقعبین باشیم، همهی پدر و مادرهایی که چیزی در تملک دارند باید وصیتنامه هم داشته باشند. در مورد ما، اتفاقی که افتاد این بود که تا سالها به فکر وصیتنامهی خود نبودیم، چون فکر نمیکردیم که ممکن است نباشیم و نتوانیم بچههایمان را بزرگ کنیم.»
گشکه اکنون به همراه یک وکیل، کارگاههایی را برای کسانی که وارثان معلول دارند برگزار میکند. این وکیل برای سازمان Planned Lifetime Advocacy Network یا PLAN کار میکند.
والدین و اولیایی که در چنین وضعیتی هستند، باید در امور مالی خود توجه دقیقی به جزئیات داشته باشند. این مسأله به ویژه برای خانوادههایی صادق است که معلولیت فرزندان آنها به اندازهی کافی شدید نیست که تحت پوشش حمایتهای دولتی قرار گیرند.
اما تیموتی آمز، مدیر اجرایی PLAN، معتقد است خانوادههای معلولین میتوانند از انواع حمایتها برای بچه معلول خود استفاده کنند؛ چون در کانادا اگر کسی از معلولیت واقعاً شدید جسمانی یا رشدی رنج ببرد مشمول طیف وسیعی از حمایتها و مزایا میگردد و به همین دلیل فشار مالی بر روی خانواده تا حدی کمتر میشود. ولی لازم است این حمایتها شناسایی شود و روش جذب آنها هم کشف شود.
آمز میگوید خانوادههایی که فرزند معلول دارند، باید قبل از هر کاری سراغ حساب پسانداز ثبتشدهی معلولیت (RDSP) بروند. این حساب ویژه، والدین را تشویق میکند که برای تضمین وضعیت مالی بلند مدت فرزندان خود پسانداز کنند. حداکثر مبلغ مجاز برای واریز به این حساب در طول عمر فرد ۲۰۰,۰۰۰ دلار است که البته این شامل کمکهای دولتی و اوراق قرضه نمیشود. واریزها به این حساب میتواند تا پایان سالی که فرد معلول ۵۹ ساله میشود ادامه داشته باشد و دولت کانادا در بیشتر موارد هر سال به اندازهی واریز افراد به این حساب کمک میکند، البته تا سقف ۳,۵۰۰ دلار.
آمز میگوید: «RDSP بهترین روش برای تأمین آینده افراد معلول در کانادا است.
البته به گفتهی گوردون واندرلیک، مؤسس شرکت حقوقی واندرلیک در کلگری، RDSP تنها راه حل ممکن نیست. او و همسرش آنی پنج کودک را به فرزندی پذیرفتهاند که اکنون بین ۲۱ تا ۲۹ سال سن دارند و مبتلا به معلولیتهای مختلف هستند. واندرلیک نقش آنی به عنوان مدافع حقوق معلولان در قوانین و مقررات قابل اجرا، مهم و مؤثری میداند و تجربه خود را اینگونه بیان میکند.
پدر و مادرهایی که فرزندانی با نیازهای خاص دارند، نوعاً همهی منابع خودشان را صرف آن کودکان میکنند و معمولاً چیز زیادی برای پسانداز کردن برایشان باقی نمیماند. اما والدین باید نیازهای کودکشان را ارزیابی کنند و احتیاجات مالی او را در هنگامی که خود دیگر نیستند، در نظر بگیرند. اگر مجبور باشید به یک نفر پول بدهید که همهی کارهای پدر و مادر را انجام بدهد، یعنی باید همه نقدینگی را هزینه نکنند و مقداری از آن را پسانداز کنند.»
گام بعدی تحلیل، عبارت از این است که با در نظر گرفتن طول عمر احتمالی کودک، دریابیم برای تأمین نقدینگی مورد نیاز او چقدر سرمایه باید کنار گذاشته شود.
تعیین حجم ارثیهی شما، تنها بخشی از این معادله خواهد بود که شامل ارزش خالص خانه، حسابهای RRSP، بیمهها و مانند اینهاست. اما بخش دیگر عبارت است از تخصیص آن ارثیه به شخصی که میخواهید. برخی از پدر و مادرها ممکن است بتوانند اموال خود را به طور مساوی بین فرزندانشان تقسیم کنند، اما بعضیهای دیگر باید بین خواهر و برادرهای معلول و غیر معلول تفاوت قائل شوند.
واندرلیک اینگونه توضیح میدهد: «کودک اگر بتواند بیان کند که پول کافی ندارد یا اینکه پولهایش در حال تمام شدن است، میتواند در مورد ارثیهی والدینش ادعایی حقوقی مطرح کند. این کار همراه با یک ریسک حقوقی است. قاضی از این اختیار قانونی برخوردار است که دستور بدهد بخش مشخصی از آن پول به نفع آن کودک کنار گذاشته شود و تحت شرایط خاصی میتواند دستور بدهد که ارثیه به نسبت متفاوتی تقسیم شود. به عبارت دیگر، قاضی میتواند وصیتنامه را تغییر بدهد. پدر و مادرها باید با گرفتن مشاورههای حقوقی بیاموزند که چگونه این ریسک را تقلیل دهند، چرا که چنین اتفاقی نمیتواند تجربهی خوشایندی برای خانواده باشد.»
به گفتهی واندرلیک، والدین باید به فکر تهیه و تدارکی فراتر از نیازمندیهای حقوقی برای فرزند معلول خود باشند. آنها باید مطمئن شوند که فرزندشان از شرایط خوبی برخوردار خواهد بود و برای مثال جای مناسب، غذا و لباس کافی و پول برای تفریح و استراحت خواهد داشت و همچنین مقدار مناسبی پول در یک حساب امانی در دسترس او خواهد بود که بتواند تضمینکنندهی خدمات درخور برای او باشد.
شالودهی یک برنامهی مالی اینچنینی را یک حق سرپرستی مبتنی بر وصیت تشکیل میدهد که به شکل مناسبی سازماندهی شده باشد و به وصی، انعطافپذیری لازم را برای تطبیق دادن پرداختها و وارثان بر اساس نیازمندیهای
در حال تغییر بدهد.
بنابراین والدین کودکان معلول، باید بیش از دیگران در برنامههای مالی و وصیتنامهی خود دقت کنند. نیازمندیهای مالی کودک ممکن است تغییر کند؛ وضعیت مالی خود والدین هم ممکن است دچار تغییر شود. ممکن است دچار رکود اقتصادی شده و مردم شغلهایشان را از دست بدهند. والدین ممکن است حق استفاده از بیمهی گروهی خود را که برای مراقبت از کودک معلولشان روی آن حساب کرده بودند، از دست بدهند. گاهی قوانین برنامههای دولتی و طرحهای مالیاتی نیز ممکن است دچار تغییر شود. نباید به این اکتفا کنید که برنامهای مالی بنویسید و آن را در کشوتان بگذارید تا خاک بخورد. ممکن است مشکلی پیش بیاید و هیچ راه حلی جز رفتن به دادگاه وجود نداشته باشد و این میتواند بسیار پرهزینه و زمانبر باشد.
از اینرو برنامهریزی مالی خوب آن است که تحول پیدا کند و خود را با شرایط در حال تغییر خانواده تطبیق دهد.(1)
در یک قرن گذشته کاناداییهای معلول، با مشکلات و موانع زیادی روبرو بودهاند. آنان باید با مشکلات عدم دسترسی مناسب به امکانات در محل کار، مدارس، ساختمانهای عمومی و بسیاری از مشکلات دیگر کنار میآمدند. افراد معلول و ناتوان، از جمله نابینایان، کسانی که قادر به حرکت نیستند، افراد دارای معلولیتهای ذهنی و همچنین ناتوانان جسمی، باید علاوه بر تحمل مشکلات جسمی و روحی، با مشکلات و موانع عدیدهای در محل کار و زندگی مبارزه و با بسیاری از مشکلات به ناچار کنار میآمدند. آنان حتی با افراد جامعه که قادر به درک مشکلات آنان نبودند دچار مشکل بودند. این افراد برای سالهای طولانی با موانع محیطی مانند راه پلهها، علایم و اخطارهای نوشتاری و مانند این مواجه بودند. علاوه بر این و به علت عدم آگاهی جامعه از مشکلات معلولین، آنان همیشه
1) . این مبحث با تکیه بر مطلبی که در سایت www.atash.ca منتشر شده، تدوین شد.
مورد تبعیض قرار میگرفتند.
در دهه هفتاد میلادی، توجه دولت کانادا به مشکلات معلولین جلب شد و نخستین قانونی که به حقوق خاص معلولین میپرداخت وضع کرد. قانون حقوق بشر کانادا برای کلیه کاناداییها، حقوق برابر بر اساس جنسیت، نژاد، ملیت و ناتوانی فرض کرد و به همه اتباع کانادا حقوق قانونی مساوی اعطا کرد. این نخستین و ضروریترین گام بود. حقوق بشر و عدالت، مهمترین حوزه قابل تحقیق و بررسی در خصوص حقوق معلولین است. حق برابر با سایر افراد و لزوم تطبیق شرایط با نیازهای معلولین، توسط قوانین کانادا به رسمیت شناخته شد. ارمغان ماده 15 منشور حقوق و آزادیهای کانادا برای معلولین، منافع برابر و حمایت قانونی از حقوق آنان بود. به این ترتیب هرگونه اعمال تبعیض و نابرابری در خصوص حقوق و برنامههای معلولین توسط دولت کانادا، به استناد قانون ممنوع شد. همه افراد دارای ناتوانی موقت یا دایمی، اعم از جسمی، مغزی، یادگیری و همچنین افراد دارای اختلالهای روانی و روحی، فارغ از اینکه ناتوانی آنها مشهود باشد یا پنهان، از نظر قانون ناتوان و جزو معلولین محسوب میشوند.
دولت کانادا همچنین مصوبات دیگری برای کمک به وضعیت افراد ناتوان و معلول وضع کرد. از جمله این قوانین، قانون نابینایان و قانون عدالت استخدامی است. بر این اساس، اکنون نابینایی و کم بینایی دارای تعاریف قانونی هستند و حقوق مرتبط با آنان در قانون ذکر شده است. آونتاریو نخستین استانی است که برای حمایت از همراهی سگهای تربیت شده با افراد نابینا در کلیه اماکن عمومی، قانون وضع کرده است، به نحوی که هیچ هزینه اضافه دولتی نباید برای همراهی و حضور این سگ، به فرد نابینا تحمیل شود. فرد نابینای استفاده کننده از سگ راهنما، همچنین دارای حقوق برابر با سایر افراد برای سکونت در منزل است و برای حضور سگ در منزل، هیچ شرط اضافهای نمیتوان بر او تحمیل کرد.
از برقراری شرایط کار بدون هرگونه مانع، استقبال و ضمن اصلاح ضوابط تبعیض آمیز استخدامی، به تشویق اجرای اصل برابری و عدالت، و برقراری تدابیر و
امکانات منطبق با نیازهای افراد ناتوان در کانادا میپردازد. محل کار افراد معلول، باید با نیازهای آنان تطبیق داده شود؛ برای مثال امکان دسترسی به آسانسور برای افراد سوار بر ویلچر باید فراهم گردد. این قانون، اجازه نمیدهد که کارفرما، تقاضای کار افرادی را که برای تصدی شغل مشخص دارای شرایط هستند، فقط به دلیل ناتوانیِ آنها رد کند. اکنون اِعمال تبعیض نسبت به افراد ناتوان و معلول در محل کار، به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست و به این ترتیب، نرخ اشتغال معلولین پیشرفت داشته است. علیرغم این رشد اشتغال، باز هم نرخ بیکاری در بین معلولین، همچنان سرسختانه بالاست و حدود دو سوم معلولین بیکارند. این رقم را با نرخ بیکاری افراد سالم که حدود یک چهارم است مقایسه کنید.
در کنار تلاش بیوقفه معلولین در زندگی، دولت کانادا گامهایی را برای تضمین رعایت منصفانه حقوق آنان و دسترسی معلولین به فرصتهای قانونی برای ایجاد یک زندگی در سطح زندگی افراد سالم برداشته است. معلولین برای تسلط بر شرایط خود تلاش میکنند و قانون نیز آنان را در این راه همیاری میکند. البته کانادا هنوز راه طولانی برای تطبیق محیط زندگی مناسب و سازگار با نیازهای معلولین در پیش رو دارد.
ربکا بلوت از ویندزور آونتاریو نابینای مطلق است و برای تکمیل فرم تمدید گذرنامه خود دچار مشکل شد و هیچ امکان جایگزینی به عنوان یک معلول به او ارایه نشد. این اتفاق در 22 مارچ سال ۲۰۱۷ اتفاق افتاد. ربکا از کارمند اداره گذرنامه، درخواست کرد تا به او در نوشتن پاسخ سؤالات مندرج در فرم کمک کند، ولی به او گفته شد که این کار برخلاف ضوابط و مقررات اداره گذرنامه است و هیچ یک از کارمندان اداره گذرنامه اجازه ندارند فرمها را به جای متقاضیان پر کنند. کارمند مربوطه به ربکا پیشنهاد کرد که او میتواند از فرم مخصوص نابینایان که به خط بریل، خط برجسته مخصوص نابینایان، تهیه شده استفاده کند، ولی به او یادآوری شد که این فرم فقط برای خواندن سؤالات است و کمکی به ربکا برای پر کردن فرم نمیکند. البته همین پیشنهاد هم عملی نشد، چون فرمهای خط
برجسته اداره گذرنامه تمام شده بود! در نهایت، ربکا مجبور شد با کمک کارمند اداره گذرنامه و با دست خط خودش شروع به تکمیل فرم کند.
ربکا به مأمور اداره گذرنامه گله کرد که اگر شخصی قادر به در دست گرفتن قلم نباشد، تکلیف او چیست. در همین زمان، کارمند اداره گذرنامه به سراغ همسر ربکا رفت و از او درخواست کرد تا به جای ربکا فرمها را تکمیل کند، که این درخواست با مخالفت همسر ربکا مواجه شد. او گفت که کارمند اداره گذرنامه با چه توجیهی تا این حد به فردِ همراه یک معلول اطمینان میکند که از او بخواهد به جای او فرمها را تکمیل کند، در حالی که این همراه، ممکن است راننده تاکسی باشد که کرایه خود را گرفته و منتظر است تا او را پس از اتمام کار به مقصد برساند؛ حتی اگر این همراه، همسر فرد معلول هم باشد، شاید دچار سندروم اختلال در خواندن بوده و یا اصلاً بیسواد باشد. این درحالی است که دولت، به دلایل امنیتی و به این علت کارمندان اداره گذرنامه را از همراهی متقاضی برای پر کردن فرمها منع کرده، تا از اطلاعات شخصی افراد حفاظت و از جعل و سوءاستفاده جلوگیری کند. در سایت اداره گذرنامه کانادا، یک نسخه از فرمها برای پر کردن آنلاین و پیش از مراجعه به اداره گذرنامه در نظر گرفته شده تا افراد معلول بتوانند در منزل آن را به کمک دیگران تکمیل کنند. اما به گفته مسئولان اداره خدمات کانادا، این تسهیلات برای پر کردن فرمها، برای معلولینی که به اینترنت و تکنولوژی دسترسی ندارند هیچ فایدهای ندارد و آنان باید شخصاً برای پر کردن فرم به اداره گذرنامه مراجعه کنند که در این صورت همچنان دچار مشکل خواهند شد.
گرچه در دهههای گذشته، کانادا تلاشهای شایان توجهی در خصوص تسهیل دسترسی افراد معلول به امکانات را فراهم کرده است، با این حال موضوع پیش آمده برای ربکا بلوت، نقطه عطفی برای قانونگذاران فدرال خواهد بود تا از این پس دستورالعملهای دولتی مربوط به خدمت رسانی به مشتریان در سراسر کانادا را با انعطاف بیشتری تهیه نمایند و همین رخداد تحولی در نظام حمایتی کانادا پدید آورد.
اگر شما یا یکی از اعضای خانواده شما دچار معلولیت است، ممکن است دارای شرایط برای دریافت کمکهای برنامه حمایت از معلولین آونتاریو (ODSP) باشید. دو نوع کمک توسط دولت آونتاریو در این خصوص ارایه میشود: اول کمک هزینه مالی و دوم حمایت از استخدام و اشتغال است. برای دریافت این کمکها، متقاضی باید بالای هجده سال سن داشته باشد، ساکن آونتاریو باشد، از لحاظ مالی در مضیقه باشد و معلولیت او منطبق با تعریف ارایه شده در برنامه باشد؛ یعنی دارای معلولیت جسمی یا ذهنی قابل توجه و مستمر بوده و یا احتمال داده شود که از تاریخ تقاضا برای مدت یکسال یا بیشتر ادامه خواهد داشت. همچنین اگر معلولیت، مستقیماً منجر به محدودیت در فعالیت و اشتغال شده باشد و متقاضی برای تأمین نیازهای مادی اولیه در تنگنا قرار گرفته باشد. ضمناً چنانچه هزینه تأمین اقلام اساسی منزل متقاضی بیشتر از درآمد باشد، ممکن است کمک هزینه هم به او تعلق گیرد.
اگر معلول همچنان توانایی کار و فعالیت داشته باشد و یا بخواهد که کار کند، برنامه حمایت از اشتغال، به او کمک خواهد کرد. برای استفاده از این کمک، متقاضی باید بالای ۱۶ سال سن داشته، ساکن آونتاریو بوده، قانوناً اجازه کار و اشتغال داشته باشد، دارای معلولیت جسمی یا ذهنی باشد به گونهای که پیدا کردن کار برای او مشکل باشد. مهم است که بدانید متقاضی استفاده از مزایای برنامه حمایت از اشتغال، نباید درحال استفاده از مزایای برنامه کمک هزینه مالی باشند. متقاضی باید بسته اطلاعات معلولیت خود را برای استفاده از این برنامه تکمیل و ارایه دهد. این بسته اطلاعات، شامل چند بخش است که بخشی از آن، تحت عنوان گزارش وضعیت سلامت، باید توسط یک متخصص درمان دارای مجوز تکمیل شود. این گزارش شامل اطلاعات گردآوری شده مربوط به سلامت متقاضی است و در آن نوع معلولیت، ممنوعیتهای پزشکی خاص و مدت رعایت آن، اقدامات درمانی انجام شده و توصیههای پزشکی برای زندگی روزمره بیمار، تأثیر بیماری بر توانایی کار و فعالیت بیمار و مراقبت از خود و نهایتاً امکان شرکت معلول در فعالیتهای اجتماعی، قید شده است. برای تعیین اینکه آیا معلولیت فرد
متقاضی، مانعی برای رقابت شخص معلول با دیگران برای اشتغال محسوب میشود، تأثیر بیماری بر توانایی شخص برای آمادهسازی و کسب شغل باید لحاظ شود. با تمام این اوصاف، وضعیت برای بیماران دچار معلولیتها و اختلالات ذهنی، کمی متفاوت است. مشکل این افراد اصولاً در قدرت فکری و تصمیمگیری آنان است. لذا رفتار جامعه با این دسته از معلولین، متفاوت از سایر معلولین جسمی است و بیشتر معطوف به درمان و کنترل آنان است.
معلولیت، همیشه به عنوان مانع و محدودیت برای انجام امور تلقی نمیشود. شنیدن ماجرای موفقیتهای چشمگیر و نفسگیر افراد دارای معلولیت و نقص عضو در زمینههای مختلف، همیشه جالب و تعجبانگیز است. بررسی اینکه افرادی با تواناییهای فیزیکی یا فکری محدود، چگونه و با چه پشتکاری موفق به انجام کارهایی میشوند که افراد سالم با قابلیتهای کامل، جرأت یا انگیزه انجام آن را ندارند، موضوع مهمی است که پرداختن به آن، قطعاً به افزایش کارایی افراد سالم کمک خواهد کرد. یکی از زمینههای حضور موفق افراد معلول و ناتوان، ورزش و فعالیتهای ورزشی است. تا آنجا که برای این افراد، مسابقات جهانی و بینالمللی مستقلی با عنوان پارالمپیک تابستانی و زمستانی، هر چهار سال یکبار پس از اتمام بازیهای المپیک، برگزار میشود. مطالعه زندگینامه تک تک این ورزشکاران معلول و تلاشهای آنان برای رسیدن به این مرحله از موفقیت، درسهای بزرگی به ما میآموزد. در اینجا به تلاش های دو ورزشکار موفق اشاره میکنیم که معلولیت، انگیزه آنان را برای موفقیت، چند برابر کرد.
زهرا نعمتی، یکی از موفقترین ورزشکاران ایران است. او متولد ۱۹۸۵ در شهر کرمان است و در جوانی در کلاسهای تکواندو شرکت کرد. با توجه به تواناییهایش، توانست بالاترین رتبه در این رشته، یعنی کمربند سیاه را اخذ کند و به عضویت تیم ملی ایران در آمد. آرزوی او شرکت در بازیهای المپیک بود. در سال
۲۰۰۳ و در سن ۲۸ سالگی ستون فقرات او در یک تصادف رانندگی دچار آسیب شد و هر دو پای او از کار افتاد. پس از طی دوران درمان و بهبود حال عمومی، در سال ۲۰۰۶ او رشته تیراندازی با کمان را انتخاب کرد و در مدت شش ماه توانست به مدال قهرمانی در این رشته دست پیدا کند. او برای کسب این مقام با افراد غیر معلول مسابقه داد و برنده شد. با توجه به استعداد باورنکردنی او در تیراندازی با کمان، در سال 2012 برای عضویت در تیم ملی برای شرکت در مسابقات تابستانی المپیک معلولان انتخاب شد و شگفتی را با دریافت دو مدال طلای مسابقات و کسب جایگاه نخستین زن ایرانی دارای مدال طلا در بازیهای المپیک تابستانی کامل کرد. زهرا همچنین مدال برنز تیم گروهی را در این مسابقات کسب کرد. پس از این موفقیت بزرگ، زهرا برای مسابقات المپیک تابستانی 2016 نیز برگزیده شد تا در بین افراد سالم در رشته خودش به رقابت بپردازد. او همچنین به عنوان سردسته کاروان تیم المپیک تابستانی ایران برای حمل پرچم در مراسم افتتاحیه بازیها انتخاب شد. زهرا پس از کسب مدال طلا گفت من میخواستم به جوانان ایرانی به خصوص دختران ثابت کنم که زن ایرانی چیزی از دیگران کم ندارد و حتی با معلولیت هم میتواند مقام و مدال کسب کند. من خواستم که به تمام ذهنیتهای غلط پایان دهم و خوشحالم که موفق شدم.
بزرگترین عامل قدرت زهرا نعمتی این بود که او به خودش باور داشت. مادر زهرا میگوید پس از تصادف او را خندان میدیدیم؛ او شکایت نمیکرد و هرگز گریه نکرد. انتقال او از ورزش تکواندو به تیراندازی کار آسانی نبود. زهرا در مصاحبه با شبکه تلویزیونی WowWow گفت که تکواندوکاری که قادر به حرکت پاهایش نیست، مانند پیانیستی است که قادر به حرکت دستانش نیست. پس از تصادف، او به خودش اجازه نداد تا حس ناامیدی داشته باشد. او در خودش احساس قدرت میکرد و پس از دست دادن پاهایش، توانست جنبههای متفاوتی از درون خودش را پیدا کند.
دستاوردهای زندگی زهرا، هریک به تنهایی چشمگیر و قابل تحسین است، اما
ورزشکاران دیگری هم وجود دارند که کارهای باورنکردنی انجام دادهاند. یکی از این ورزشکاران باتانی همیلتون است. او تمام وقت خود را به موج سواری مشغول بود و علاقهاش به این ورزش بیحد و مرز بود. در سن 13 سالگی و در یک روز آفتابی در ساحل جزیره کااووا در اقیانوس آرام، او با چند نفر از دوستان خانوادگیاش به موج سواری مشغول بود که یک کوسه به باتانی حمله کرد و دست چپ او را کاملاً از جای کند. در کمال ناباوری، باتانی همیلتون دقیقاً یک ماه بعد از این حادثه به موج سواری برگشت؛ اما با یک دست. او یک تخته موج سواری مخصوص برای خود درست کرد، اما پس از مدتی آموزش و تمرین موج سواری با یک دست، توانست مجدداً بر روی همان تختههای موج سواری معمولی به ورزش خود ادامه دهد و در کمتر از یک سال بعد، باتانی در یک مسابقه بزرگ با افراد سالم به رقابت برخواست.
مهم است که افراد معلول به جای تمرکز و توجه به آنچه ندارند و کارهایی که نمیتوانند انجام دهند، به داشتهها و تواناییهای خود آگاه باشند. درست است که زهرا نعمتی پا نداشت و بتانی همیلتون یک دست نداشت؛ اما آنها به موفقیتهایی دست یافتند که بسیاری از افراد سالم، فقط میتوانند رؤیای آن را ببینند. داستان زندگی پر از انگیزه این ورزشکاران بینظیر، نمونه کوچکی است از این واقعیت که اگر به تواناییهای خودمان باور داشته باشیم، به هر هدفی میتوانیم برسیم. اکنون بهترین فرصت برای پایان بخشیدن به باورهای غلط و نادرست درباره معلولین و آموزش تمرکز بر تواناییها و قابلیتهای فعلی آنان برای مشارکت بیشتر در جامعه همانند سایر افراد جامعه است. مطالعه زندگینامه افراد دارای معلولیت و جستجوی تجارب آنان، موجب خواهد شد تا راههای جدیدی برای حمایت از آنان کشف کنیم.
به همین منظور، برنامه حمایت از معلولین آونتاریو، برای ایجاد فرصتهای برابر برای افرادی که به جهت معلولیت، نیاز به کمک و پشتیبانی دارند ایجاد شده است. وظیفه دولت، ایجاد جامعهای مبتنی بر عدالت است که در آن اشخاص، از یک سطح هماهنگ با یکدیگر به رقابت بپردازند. به همین جهت برخی افراد توانا، برای رسیدن به خط شروع رقابت، باید پشتیبانی و کمک اضافه دریافت کنند. پس از
دریافت این کمکها و پشتیبانیها، شخص باید به بهترین وجه از موقعیت ایجاد شده استفاده کند.(1)
«هنسون تراست» نوعی قرارداد بر پایه امانت و اعتماد است که در برنامهریزی املاک و مستغلات استفاده میشود و در زمانی به کار میرود که ذینفع معلولی است که از برنامه حمایت از معلولین آنتاریو (ODSP)، پرداختهای حمایتی دریافت میکند. «هنسون تراست» بر اساس پروندهای در دادگاههای آنتاریو (وزیر خدمات گروهی و اجتماعی علیه هنسون) به این نام درآمد. در این پرونده، دادگاه مقرر داشت که ذینفع اجازه نداشته به اداره کننده و امین اموال دستور بدهد به او پرداختی بابت قرارداد انجام دهد. به این ترتیب، از آن جایی که ذینفع حق مشخصی برای دریافت درآمد از قرارداد را نداشته، بنابراین موجبی برای از دست دادن منافع دولتی وجود ندارد. به عبارتی دیگر، قرارداد هنسون به این منظور منعقد میشود تا افراد معلول و ناتوان بتوانند ضمن حفظ منافع، همچنان از کمکهای دولتی استفاده کنند. در این قرارداد، اداره کننده اموال، تعیین کننده میزان پولی است که به ذینفع داده میشود و این که آیا منافع به ذینفع منتقل شود یا خیر در اختیار اوست. از این رو، دارایی و منافع، در اختیار و در تملک ذینفع نیست و دولت نمیتواند پرداختهای حمایتی خود به ذینفع را متوقف کند.
ذکر این نکته مهم است که طبق قانون برنامه حمایت از معلولین آنتاریو، اگر ارزش داراییهای دریافتکننده کمکهای مالی معلولین (ODSP) بیش از 5 هزار دلار باشد (با چند استثنا از جمله خانه محل اقامت اصلی و یک خودرو)، یا درآمد بیش از میزان مشخصی داشته باشند، واجد شرایط دریافت ODSP نخواهد بود.
با این حال، اغلب اوقات درآمد حاصل از ODSP کافی نیست. به این ترتیب، اگر فردی از اعضای خانواده، ODSP دریافت کند و قرار باشد ارث بزرگی هم به او برسد، چنین حالتی ممکن است موجب شود این فرد صلاحیت دریافت کمکهای
1) . www.dadgar.ca
حمایتی دولتی را از دست بدهد؛ مگر این که وصیتکننده در وصیت خود از قرارداد هنسون تراست سخن به میان آورده باشد.
یکی دیگر از مزیتهای هنسون تراست این است که به اداره کننده اموال اجازه میدهد برای موضوعاتی که به معلولیت ارتباطی ندارند، مانند غذا، لباس، سرگرمی و غیره، پول خرج کند؛ بدون آن که به منافع از کار افتادگی و معلولیت فرد معلول خدشهای وارد شود. از طرفی دیگر، باید توجه داشت که هنسون تراست پاسخی کامل به حل مشکلات نیست. دو نکته اصلی در هنسون تراست عبارتند از: الف) اداره کننده اموال باید اختیار تام داشته باشد و ب) داراییهای ناشی از قرارداد به ذینفع واگذار نشود. در چنین حالتی، از آن جایی که اداره کننده، صلاحیت مطلق توزیع داراییهای ناشی از قرارداد را دارد و زمان توزیع اموال نیز به عهده اوست، انتخاب فرد اداره کننده که کاملاً قابل اعتماد است و از موقعیت خود سوء استفاده نمیکند، حیاتی و بسیار مهم است.
قبل از انعقاد هرگونه قرارداد هنسون تراست لازم است با یک وکیل مشورت شود تا بهترین حالت برای منافع فرد معلول اجرا گردد.(1)
کمک هزینه کودک در کانادا به نام (Canada Child Tax Benefit CCTB) مشهور است و به فرزندان زیر 18 سال کمک هزینهای را به صورت ماهیانه (حدود 3500 دلار در سال) میدهند، کلیه افراد مقیم کانادا و مهاجرین بلافاصله بعد از ورود به کانادا میتوانند برای دریافت این پول اقدام کنند. یعنی کانادا به خاطر نگهداری از بچه خودتان در خانه خودتان به شما حقوق پرداخت میکند! و هر ماه چک آن را به آدرس پستی شما میفرستد.
این پول ماهانه، جهت کمک به هزینههای کودک در حال رشد است و مشمول خانوادههایی با در آمد خالص سالیانه زیر $24.183 میباشد، این میزان کمک هزینه سالیانه بین$۳۲۴۰ تا $۳۴۸۵ میباشد که این رقم تا حدودی بین فرزندان اول تا
1) . این مطلب با عنوان «قرارداد هنسون تراست» نوشته علی احمدیمقدم در سایت دادگر منتشر شده است.
سوم به بعد متغیر است. البته خانوادههایی با درآمد خالص سالیانه بین $24.183 تا $41.544 میتوانند سالیانه بین $۱۳۶۷ تا $۱۴۶۲دریافت و در نهایت حتی اگر درآمد سالیانه شما بیش از $41.544 باشد نیز میتوانید مشمول مزایایی شوید. پرداختها بر اساس نظام مصوب و جدولی است.
حمایتی توسط دولت به نام Universal Child Care Benefit انجام میپذیرد که به شرح زیر پرداخت میشود؛ که این کمک هزینه ماهانه ۱۰۰$ به خانوادهها برای هر فرزند کوچکتر از 6 سال تعلق میگیرد.
برای خانوادههایی که کودک معلول دارند، برنامه حمایتی با نام Child Disability Benefit انجام میشود. این کمک هزینه معاف از مالیات برای خانوادههایی که صاحب فرزند زیر 18 سال با ناتوانیهای روحی و جسمی شدید (معلولیت) میباشد.
البته از تاریخ 20 جولای 2016 تغییراتی در پرداخت کمک هزینه کودک انجام گرفت که به عنوان New Child Benefit است:
خانوادههایی که درآمد خالص آنها زیر 30 هزار دلار باشد، میزان کامل مزایای جدید را که ماهی ۵۳۳ دلار برای هر فرزند زیر 6 سال و ماهی 450 دلار برای هر فرزند 6 تا 17 ساله است، دریافت میکنند.
از 30 هزار دلار بیشتر، هر چه سطح درآمد خانواده بیشتر باشد، میزان کمک هزینه کمتر خواهد بود. بیشتر خانوادهها به طور متوسط حدود 191 دلار در هر ماه برای هر فرزند دریافت خواهند کرد؛ و اگر فرزندی مشمول دریافت کمک هزینه معلولیت شناخته شود، هر ماه 227 دلار دیگر هم از این بابت اضافه خواهد شد.
اگر سؤالی در مورد این کمک هزینه داشتید، میتوانید با شماره 1-800-387-1193 تماس حاصل نمایید.
در استان کبک کلیه هزینههای مهد کودک فرزندانی که پدر و مادر آنها شاغل هستند پرداخت میشود. این مورد برای استان انتاریو هم در اجرا خواهد شد.
برای اقدام به گرفتن این کمک هزینه باید فرم درخواست مربوطه را پر کرده
(البته توسط مادر) و به Canada Customs and Revenue Agency (CCRA) بفرستید. باید کپی پاسپورت و کارت اقامت دایم، Record of landing-IMM1000 یا تأییدیه اقامت دایم (IMM5292) و شماره حساب و دیگر مشخصات بانکی خودتان را ضمیمه درخواست کنید.(1)
شرایط سادهتر برای مهاجرت خانوادههایی که اعضای بیمار یا معلول دارند به شرح زیر میباشد:
دولت کانادا تغییراتی در خطمشی خود در بررسی شرایط پزشکی متقاضیان مهاجرت به کانادا اعمال نموده است که خلاصه این تغییرات به شرح زیر میباشد:
۱- افزایش آستانه پذیرش هزینههای پزشکی تا سه برابر میزان قبلی برای متقاضیانی که به دلایل پزشکی اقامت آنها در کانادا هزینه بر میباشد.
۲- اصلاح تعریف خدمات اجتماعی با حذف مواردی از جمله آموزشهای ویژه، خدمات توانبخشی و خدمات حمایتهای شخصی که بر این اساس چنانچه اعضای خانواده متقاضی دارای معلولیت ذهنی بوده یا ناشنوا و یا نابینا باشند، میتوانند روند مهاجرتی خود را ادامه دهند.(2)
کانادا حتی به معلولان جنگی هم توجه خاص نموده و آنان هم تحت پوشش نظام حمایتی هستند. با اینکه از جنگ جهانی چند دهه میگذرد ولی معلولان جنگی در کانادا خدمات دریافت میکنند.
دولت کانادا ضمن برگزاری برنامههای یادبود برای ایثارگران و قربانیان جنگ در جهت اعطای نشان شایستگی به شرکت کنندگان در جنگهای اول و دوم جهانی و آذینبندی میادین عمومی کشور هنگام مراسم و جشنها، در حمایتهای مالی و
رفاهی نیز گامهای مؤثری برداشته است.
اسکان رایگان مدافعان میهن در اراضی سلطنتی یا استانی با توافق استانها در املاک سلطنتی، ارائه وام مسکن به مدافعین واجد شرایط، اعطای زمین معوض به آنهایی که محل اسکان آنان باید تغییر کند، واگذاری زمین متناسب با تعداد افراد خانواده و مساعدتهای اقتصادی و تخصصی در طول ساخت مسکن، واگذاری خانههای اجارهای با قیمت پایین، پروژههای احداث مسکن ارزان قیمت استیجاری، ارتباط و همکاری با اتحادیه اسکان کانادا و امور مدافعان در مورد اجاره به شرط تملک، ساخت منازل مسکونی متناسب با وضعیت روحی و جسمی مجروحان جنگی را میتوان نمونههای اقدامات این کشور در بخش مسکن برشمرد.
در خصوص بیمه آسیبدیدگان جنگی در کشور کانادا طرح بیمه عمر، آتشسوزی، ورشکستگی و…توسط کانون مذکور انجام میپذیرد. حتی در قوانین مالی کشور کانادا نسبت به اخذ مالیات از مدافعان میهن دستورالعمل بخشودگی یا تخفیف در نظر گرفته شده است.
بر اساس قوانین کشور کانادا و به منظور قدردانی از رشادت رزمندگان بازنشسته و ایثارگر کانادایی- حتی رزمندگان جنگ جهانی دوم- مستمری سالیانه علاوه بر اهدای جوایز و پاداش، تعلق میگیرد، حتی مستمری بگیران خارجی یا مقیم سایر کشورها نیز از این قانون مستثنی نیستند.
ارائه تجهیزات و وسایل معلولان حتی اقلام جزئی، تأمین اقامتگاه برای افراد واجد شرایط دریافت خدمات درمانی، قرارداد با دانشگاهها و مراکز پزشکی، بیمه درمانی، ارائه سرویسهای دارویی، ارائه پروتزهای مصنوعی، پرداخت هزینههای درمان مجروحان و معلولان جنگ، گوشهای از اقدامات دولت کانادا در امور رفاهی و خدمات درمانی و بهداشتی به آسیبدیدگان جنگی است.(1)
1) . وبلاگ روزنوشتهای جانبازی، ۲۷ تیر ۱۳۸۹
دولت کانادا به سالمندان، بیکاران، کودکان، زنان بیوه و افراد با معلولیتهای جسمی و ذهنی در زمینه نیازهای درمانی و دارویی آنها مساعدت میکند. این کمکها تحت شرایط و بر اساس ضوابطی است که در این مبحث به معرفی آن میپردازم. البته همه افراد ضعیف و ناتوان که مشمول این طرح هستند را میآورم تا اطلاعرسانی جامع باشد.
دولت فدرال و دولت استانی به منظور کمک به ساکنان کانادا، در طول مدتی که قادر به کار کردن و تأمین هزینههای زندگی نباشند، برنامههایی را تدارک دیدهاند. این شرایط ممکن است به دلایلی مانند از دست دادن شغل، بیماری یا آسیبدیدگی، تولد یک نوزاد یا گرفتن یک فرزندخوانده، مراقبت از یکی از بستگان که دچار بیماری جدی باشد، معلولیت یا سایر موقعیتهای خاص زندگی ایجاد شود.
اگر کسی قادر به کار یا تأمین مخارج خود و خانواده خود نباشد، میتوانید برای برنامههای زیر که تأمینکننده مساعدتهای مالی است، تقاضانامه ارائه نماید:
مزایای دوران بیکاری بیمه اشتغال
مزایای دوران بیماری بیمه اشتغال
مزایای زایمان و والدین
مزایای طرح بازنشستگی کانادا به علت از کارافتادگی (CPPD)
برنامه پشتیبانی معلولین (DSP)
برنامه کمکهای اجتماعی
برنامه کمک هزینه دارو
برنامههای مسکن اجتماعی
برای واجد شرایط شدن جهت استفاده از مزایای بیمه اشتغال (EI)، درخواست کننده الزاماً باید مقدار معینی سابقه ساعت کار، به همراه سابقه پرداخت به صندوق EI را داشته باشد. اما اگر دارای مشاغلی مانند کار آزاد، کارگر قراردادی، خود اشتغالی و موارد مشابه است، ممکن است پرداختی به صندوق EI انجام نداده باشید.
افراد میتوانند برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد هر کدام از مزایای بیمه اشتغال به نزدیکترین مرکز سرویس کانادا مراجعه نمایند. همچنین میتوانند با مشاور استخدام اداره نیوکامرز کانادا گفتگو نموده و برای درک بهتر چگونگی عملکرد این مزایا از وی کمک بگیرند.
افرادی که شغل خود را از دست دادهاند، میتوانند از مزایای دوران بیکاری بیمه اشتغال (EI) استفاده کرده و به طور منظم حقوق خاصی دریافت کنند. افرادی که شغل خود را از دست داده و خودشان مقصر نبوده و همچنین آماده انجام کار بوده و در انتظار یافتن شغل هستند، تحت پوشش این برنامه خواهند شد.
این بیمه به طور موقت به بیکاران واجد شرایط، کمکهای مالی مذکور را انجام میدهد تا این افراد بتوانند طی این مدت، مشاغل دیگر را جستجو نموده یا مهارتهای خود را ارتقاء دهند.
معمولاً، در حالات زیر واجد شرایط دریافت مزایای دوران بیکاری نخواهید بود:
– ترک کار بدون دلیل قانع کننده،
– اخراج شدن از کار به دلیل سوء رفتار، یعنی کارفرما فقط به این دلیل شما را اخراج کرده باشد،
– نداشتن ساعات کار کافی در یک دوره زمانی معین،
– عدم پرداخت حق بیمه EI.
مزایای دوران بیماری بیمه اشتغال (EI) برای افرادی که به علت بیماری،
جراحت یا قرنطینه قادر به انجام کار نباشند در نظر گرفته شده است. چنانچه فردی واجد شرایط مذکور باشد، ممکن است این مزایا را تا ۱۵ هفته دریافت کند.
در شرایط معمول، فرد باید یک گواهی پزشکی از یک دکتر ارائه نماید تا تأیید کند که او قادر به انجام کار نبوده و مدت عدم توانایی را نیز مشخص کند.
گاهی اوقات پزشکان برای نوشتن گواهی پزشکی هزینهای دریافت میکنند. این هزینه را باید خودتان پرداخت نمایید، برنامه مزایای بیماری بیمه اشتغال این هزینه را پرداخت نخواهد کرد.
مزایای زایمان و والدین بیمه اشتغال (EI)، بهمنظور پشتیبانی از افرادی که باردار بوده یا به تازگی وضع حمل نموده و مشغول مراقبت از نوزاد هستند یا افرادی که کودکی را به فرزند خواندگی قبول کردهاند در نظر گرفته شده است.
مزایای زایمان EI به مادر واقعی کودک یا مادر جایگزین، حداکثر برای مدت ۱۵ هفته قابل پرداخت است.
مزایای والدین EI به والدین بیولوژیکی نوزاد یا والدین انتخابی نوزاد که مشغول مراقبت از نوزاد هستند، حداکثر برای مدت ۳۵ هفته قابل پرداخت است.
استفاده از این مزایا میتواند توسط هرکدام از والدین انجام شده یا به صورت مشترک بین پدر و مادر مورد استفاده قرار گیرد، اما مجموع مدت مورد استفاده نباید از ۳۵ هفته تجاوز نماید.
برای دریافت این مزایا، علاوه بر دارا بودن شرایط الزامی معمول، فرد باید نسبت به تنظیم و امضای اقرارنامهای شامل جزییات مدت مقتضی مورد انتظار و تاریخ تولد نوزاد، یا در صورت قبول فرزند خوانده، زمان پذیرش فرزند خوانده و نام و آدرس اداره فرزند خواندگی اقدام نماید.
مزایای مراقبتهای درمانی غم خوارانه بیمه اشتغال (EI) برای افرادی که باید به طور موقت از محل کار خود دور بوده و مشغول مراقبت یا نگهداری از یکی از
اعضای خانواده خود که دچار بیماری وخیم بوده و با خطر مرگ روبرو باشند، در نظر گرفته شده است.
مزایای مراقبتهای غمخوارانه EI میتواند تا حداکثر ۶ هفته به کسی که مجبور به ترک کار به خاطر مراقبت از یکی از اعضای خانواده که در معرض خطر مرگ باشد، در ظرف ۲۶ هفته پرداخت گردد.
مزایای طرح بازنشستگی کانادا به علت از کارافتادگی (CPPD) ارائه کننده کمکهای مالی برای افرادی است که به علت ناتوانی جسمی شدید و طولانی مدت، قادر به ادامه کار نباشند.
شرایط لازم برای استفاده از مزایای فوق (CPPD) این است که شما باید در کانادا مشغول به کار بوده و حق طرح بازنشستگی کانادا (CPP) را نیز پرداخت کرده باشید و علاوه بر این در حال حاضر به علت وجود معلولیت قادر به انجام کار به صورت منظم نباشید.
دولت کانادا برنامه پشتیبانی معلولین (DSP) را برای کمک به افراد معلول جهت برنامههای شخصی و ارائه کمکهای لازم برای رفع نیازهای مربوط به معلولیت در نظر گرفته است.
پشتیبانیهای DSP در سه زمینه اصلی ارائه میگردد: پشتیبانی کودکان معلول، پشتیبانی معلولین بزرگسال و حمایتهای شغلی و حرفهای.
قابل ذکر است DSP تأمینکننده درآمد برای هزینههای زندگی معلولین نمیباشد. برای اطلاعات بیشتر با نزدیکترین دفتر برنامه پشتیبانی معلولین (DSP) تماس بگیرید.
دولت کانادا برنامهای را تحت عنوان برنامه کمکهای اجتماعی، برای افراد و
خانوادههایی که توانایی اداره خودشان را ندارند، تدوین نموده است.
این برنامه با تأمین حمایتهای اولیه و سایر خدمات، شرایط افزایش اعتماد به نفس را برای افراد مورد نظر فراهم میسازد.
برای درخواست برنامه کمکهای اجتماعی، با نزدیکترین دفتر این برنامه تماس بگیرید.
افرادی واجد شرایط دریافت برنامه کمک هزینه اجتماعی هستند که درآمد آنها کمتر از هزینههای مجاز بوده و در کانادا نیز اقامت داشته باشند (باید محل سکونت در کانادا داشته و برنامهریزی مشخصی برای اقامت در کانادا نیز داشته باشند).
کمک هزینه دارو
برنامههایی توسط دولت کانادا به منظور کمک به مردم برای تأمین هزینه بعضی از داروهای تجویز شده در نظر گرفته شده عبارتند از:
– برنامه مزایای بهداشتی خانواده
– برنامه داروی سالمندان
– برنامه کنترل دیابت
– برنامه مولتیپل اسکلروزیس
– برنامه ایدز
– برنامه فیبروز کیستیک
میزان مزایای اعطایی از طریق برخی از این برنامهها بر مبنای سطح درآمد دریافت کننده مزایا تعیین میگردد.(1)
توانبخشی و دیگر پروژههای معلولین با درمان مرتبط است و کانادا برای درمان ضایعات نخاعی و دیگر معلولین اقدامات بسیار انجام داده است.
1) . www.cec-iom.com
در این زمینه دولت کانادا از ابتکار عملی جهت روحیه دادن به معلولین و امیدوار نمودن برای بازگشت به زندگی عادی اقدامات بسیار انجام داده است.
دولت کانادا دست به کار بزرگی زده 30 میلیون دلار طی 5 سال گذشته برای تحقیقات مربوط به توانمندسازی بیماران ضایعات نخاعی خبر داده است. نخست وزیر کانادا در این باره گفت: این بودجه صرف انجام تحقیقات نوین عرصه فناوری توانمندسازی بیماران ضایعات نخاعی کانادا خواهد شد. این عرصه از دانش پزشکی طی سالهای اخیر شاهد ارائه نظریه پردازیهای جدید بوده که تماماً با هدف دستیابی به شیوه نوین و البته عملی برای بازگرداندن توان حرکت در بیماران ضایعات نخاعی بوده است. اخیراً دو دانشمند از دانشگاه کپنهاگ دانمارک ثابت کردهاند که نخاع از مکانیسم شبکهای مشابه مکانیسم مغزی برخوردار است. این کشف و جزئیات آن در شماره اخیر نشریه ساینس به چاپ رسیده است. دانشمندان این نظریهپردازی جدید معتقدند که میتوان در آینده با استفاده از چنین دستاوردهایی به درمان بیماران ضایعات نخاعی امیدوار بود. در حقیقت این دو دانشمند ثابت کردهاند که نخاع هم همچون مغز فکر میکند!
اما آنچه که از هم اکنون به خوبی پیداست، زنده شدن امیدهایی نوین برای درمان ضایعات نخاعی و بازگرداندن رؤیای حرکت به بیمارانی است که سالهاست در انتظار دستیابی بشر به دستاوردی نوین در این عرصه با چشمان یا اعضای اندکی از بدن خود زندگی میکنند.(1)
1) . سایت شمعدانی (www.shamdani.com)
معلولان جمعیت قابل توجه از جامعه هستند و لازم است در شهرسازی به نیازها و خواستههای آنان توجه شود. سایت کارومید گزارشی از وضعیت شهرسازی در کانادا تهیه کرده و متذکر نیازهای معلولان هم شده است.
یکی از اهداف کارومید آشنایی فارسی زبانان با تجربیات بینالمللی است. فعالین اجتماعی در ایران با آشنایی با این مسائل و تطبیق آنها با فرهنگ ایران میتوانند از نکات مثبت آنها بهرهمند شوند.
اینجا اجمالاً برخی از امکانات شهری در کانادا مثل پیادهرو مناسب وضعیت معلولان معرفی و گزارش میشود.
-پیادهرو: تمام پیادهروها در کانادا مقداری از سطح خیابان بالاتر هستند. با این وجود در محلهای خطکشی عابر پیاده یک رمپ کوچک تعبیه شده است به طوری که افرادی که از ویلچر استفاده میکنند بتوانند به راحتی از خط عابر پیاده عبور کنند.
-اتوبوس: اتوبوسهای کانادا قابلیت تنظیم ارتفاع دارند. وقتی اتوبوسها در ایستگاه توقف میکنند، راننده ارتفاع اتوبوس را کاهش میدهد به طوری که درب جلویی اتوبوس که به صندلی مخصوص معلولین در داخل اتوبوس نزدیکتر است، با ایستگاه همسطح شود، سپس یک صفحه فلزی به طور اتوماتیک از داخل اتوبوس باز شده و بر روی ایستگاه قرار میگیرد. بدین ترتیب شخص میتواند با ویلچر خود به راحتی سوار اتوبوس شود.
یک نکته دیگر در مورد اتوبوسها که البته مربوط به عموم مردم است، آن است که در جلوی اتوبوس محلی مخصوص حمل دوچرخه وجود دارد. شما میتوانید در این ایستگاه آن را باز کنید و دوچرخه خود را بر روی آن قرار دهید، در مقصد نیز میروید و دوچرخه خود را از روی اتوبوس برمیدارید.
وب سایت: نکته دیگر مربوط به وبسایت سازمانهای دولتی در کانادا میباشد. در وبسایت هر سازمان یا دفتر ذکر شده است که آیا آن سازمان یا دفتر برای مراجعه معلولین مناسب هست یا خیر. به عنوان مثال آیا برای ورود معلولین به داخل سازمان رمپ وجود دارد یا خیر؛ بنابراین شما میتوانید قبل از مراجعه به این مکانها مطمئن شوید که آنها امکانات لازم برای سرویسدهی به یک فرد معلول را دارند یا خیر.
دربها: در کنار بعضی دربها یک دکمه وجود دارد که معلولین میتوانند از آن استفاده کنند. با فشردن این دکمه در به صورت خودکار به طور کامل باز میشود و برای مدتی در همان حالت میماند و بعد به صورت خودکار بسته میشود. در این فاصله فرد معلول میتواند بدونِ اینکه بخواهد درب را نگه دارد به راحتی وارد یا خارج شود.(1)
هر تازه واردی از بدو ورود به کانادا، از کثرت معلولان در سطح شهر شگفت زده خواهد شد. اجتماعات آنان گویای تعداد روزافزون معلولان در سطح شهر است. به طوری که این پرسش مطرح میشود که چرا کانادا اینقدر معلول دارد؟ و آیا ژنهایشان ایرادی دارد که این همه معلول (به خصوص ویلچرنشین) در این کشور وجود دارد؟ سوار اتوبوس میشوی، یک ویلچرنشین میبینی، پیاده میروی، ویلچرنشین میبینی، خرید میروی، ویلچرنشین میبینی خلاصه در همه جای شهر حضور دارند.
به نظر میرسد در ایران هم معلول کم نداریم اما مسئله این است که در کانادا به دلیل امکانات زیادی که جهت خدمترسانی به این قشر از افراد تعبیه شده است، معلولین جسمی در کانادا میتوانند به راحتی و مانند یک انسان سالم جسمی در صحنه اجتماع حضور فعال داشته باشند. زیرا تمامی معابر و اماکن برای آنها مناسبسازی شده و امکانات و وسایل حمل و نقل ارزان و مناسب در اختیار آنان قرار دارد.(2)
دسترسی معلولان به اشتغال و کسب و کار یا به آموزش و نیز حضورشان در جامعه به حمل و نقل بستگی دارد. دولت کانادا تلاش کردهاند، حمل و نقل کارآمد برای آنان ایجاد کنند.
در کانادا سازمانهای مختلفی وجود دارند که هدفشان بهبود وضعیت حمل و نقل افراد معلول است. خدماتی که این سازمانها ارائه میدهند، برای اشخاصی میباشد که بینایی و شنوایی ضعیفی دارند و یا مشکلاتی در حرکتشان وجود دارد.
افراد معلولی که از صندلی چرخدار استفاده میکنند، چنانچه اگر در زندگی روزمره خود به وسایل نقلیه عمومی نیاز پیدا کردند، میتوانند از اتوبوسها و قطارهای تهیه شده توسط شرکت حمل و نقل استفاده کنند.
در گذشته مشکلات عمدهای سبب انزوای معلولین بوده و رفع این موانع از مهمترین اقدامات دولت فدرال کانادا است که باعث مشارکت بیشتر این افراد در جامعه گردد. وضعیت موجود نشان میدهد که امکانات و خدمات به معلولین در کانادا به مراتب بهتر شده است.
امروزه وسایل حمل و نقل عمومی، مدارس، فروشگاهها، مراکز تفریحی و ورزشی، مراکز درمانی، مکانهای عمومی و... با در نظر گرفتن شرایط معلولین ساخته میشود. مناسبسازی سطح عبور و کیفیت دسترسی به وسایل حمل و نقل، اکنون مقدم به هر خدمت دیگری به افراد معلول است.
معلولان بخشی از افراد جامعه هستند که مانند سایر شهروندان نیازمند دسترسی و استفاده از امکانات، به ویژه در وسایل حمل و نقل عمومی هستند زیرا حمل و نقل یکی از اجزای جداییناپذیر در زندگی امروزی است. به منظور رفع نیازهای جابجایی معلولین، برای آنها تاکسیهای ویژه، اتوبوسهای مجهز به سطح شیبدار، صندلی مخصوص معلولین در مترو و... تهیه شده است.(1)
1) . سایت ایرانیان کانادا (www.iraniancanada.com)، 5 فوریه 2017
یکی از مشکلات بزرگ معلولین در کشورهای مختلف، بیکاری معلولان است. این پدیده دارای عواقب و پیامدهای منفی بسیار از جمله بیماریهای روحی و روانی و بزهکاری اجتماعی است. کانادا تلاش کرده اشتغال معلولین را تأمین نماید و موفقیتهایی داشته است.
اشتغال و کسب و کار معلولین یکی از دغدغههای اصلی در همه کشورها است. به ویژه اشتغال نابینایان که اهمیت آن بیشتر است. گزارشی با عنوان «دیدن ماورای نابینایی» درباره اشتغال نابینایان در کانادا توسط وبسایت مرتبط با یکی از مراکز نابینایان کانادایی با نام «دیدن ماورای نابینایی» منتشر کرده است.
در کانادا نابینایان به جای آن که صرفاً از نداشتن فرصت شغلی مناسب و کم کاریهای دولت در ایجاد آن برایشان حرف بزنند، دست به کار فرهنگسازی زدهاند تا هم به هم نوعانشان این آگاهی را بدهند که اگر میخواهند شغلی به دست آورند، راهی به جز توانمندتر شدن ندارند و از سوی دیگر کارفرماها را با مختصات تواناییهای نابینایان آشناتر کنند تا آنها هم بتوانند با خیالِ آسودهتری به سراغ استخدام افراد نابینا بروند.
در بخشهای آغازین مقاله، آمارهایی ارائه شده در خصوص نرخ اشتغال در میان نابینایانِ در سنِ اشتغال و مقایسه آن با سایر افراد. بر اساس این آمار، در کانادا چیزی حدود نیم میلیون نابینا زندگی میکنند که از میان این نیم میلیون، صد هزار نفرشان در سن اشتغال هستند اما درصد آنهایی که از این صد هزار نفر، مشغول به کاراند، ۳۸ درصد است و این در حالی است که این درصد در میان سایر کاناداییها، ۷۳ درصد است.
در این گزارش همچنین آمده است که بیش از نیمی از نابینایان کانادا، با درآمدی کمتر از ۲۰ هزار دلار در سال که گویا در این کشور خط فقر محسوب
میشود، زندگی میکنند. همچنین در جای دیگری از این یادداشت ذکر شده که طی تحقیقاتی که اخیراً انجام شده، ۷۰ درصدِ کاناداییها اظهار کردهاند که اگر بخواهند از میان دو نفری که تمام توانمندیهای لازم برای انجام یک شغل را داشته باشند یکی را انتخاب کنند، آن فرد، متقاضی بینا خواهد بود.
در این مقاله با استناد به این آمار، گفته شده که وضعیت شغلی نابینایان در این کشور وخیم است و این مسئله نیاز به توجه فراوان دارد. افزون بر این، پیشنهادهایی هم برای بهبود نوع نگاه کارفرمایان به متقاضیان نابینا ارائه شده که در صورت عملیاتی شدن، شانس استخدام یک نیروی کار نابینا از سوی کارفرما را افزایش خواهد داد.(1)
اینگونه بررسیهای آماری میتواند مبنای اصلاح امور باشد و بر اساس دادهها، کارشناسان روشهای علمی برای اصلاح عرضه میکنند. مهم این است که در کانادا اراده همگانی برای اصلاح امور معلولین هست؛ و زندگی آنان هر روز در حال بهتر شدن است.
انجمن ملی آموزشی دانشجویان معلول کانادا از دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه و همچنین نمایندگان بخش خصوصی دعوت کرده است در یک کارگاه یک روزه با عنوان «تبادل نظر برای برطرف کردن موانع در محیط کار برای معلولین» شرکت کنند. این کارگاه در تاریخ 12 ماه مارچ سال 2016 برگزار میشود.
افرادی که در زمینههای مربوط به معلولین فعالیت میکنند میتوانند با مراجعه به سایت این انجمن (http://neads.ca/en) با فعالیتهای این انجمن بیشتر آشنا شده و در صورت امکان با بومیسازی آن فعالیتها کمکی به جامعه معلولین داخل کشور نمایند. به عنوان مثال حقوق یک فرد معلول برای استفاده از امکانات
1) . سایت شرکت پکتوس (www.pactos.net)
آموزشی در کشور کانادا در این وبسایت درج شده است.(1)
در گزارش قبلی اشتغال نابینایان در کانادا نگران کننده بود، اما لازم است بدانید این موضوع به همین جا ختم نمیشود و راهکارهای مختلف هست که به معلولین و نابینایان کمک میشود تا به شغل آبرومندی برسند. گزارش زیر درباره مساعدتهایی که دولت به معلولین میدهد.
درباره خدمات دولتی به معلولان دو نوع متفاوت پشتیبانی وجود دارد: طرح اول که دولت استانی متولی آن است به این صورت است که ماهیانه کمک هزینهای را تأمین میکند.
طرح دوم که بسیاری از مردم از آن ناآگاه هستند مربوط به دولت فدرال است که در جهت سپردهگذاری برای دوران بازنشستگی شخص معلول، منابعی را تأمین میکند و بسته به سپردهگذاری شخص معلول یا هر شخص دیگری دولت تا سقف 3 برابر سپردهگذاری اشخاص در این حسابها کمک میکند و در مواردی تا 20000 دلار هم بدون سپردهگذاری کمک بلاعوض برای سرمایهگذاری انجام میدهد.(2)
بنابراین هر نابینایی که شغل ندارد میتواند با استفاده از این مزایا، سودآورترین مشاغل راه راهاندازی کند.
معلولان بسیاری در چند دهه اخیر به کانادا و اروپا و آمریکا مهاجرت کردهاند. اما لازم است مروری داشته باشیم به وضع مهاجرت و اقامت معلولان در کانادا.
بیش از بیست و پنج سال پیش، انجمن معلولین کانادا (CCD)، تلاش خود را در راستای ایجاد تغییر در قوانین مهاجرتی معلولین آغاز نمود. در سال 1984، این موضوع در کمپین انتخاباتی فدرال و در مناظرات انتخاباتی مطرح گردید و از تمام نامزدها خواسته شد که به منشور سازمان ملل، متعهد گردند و سالیانه 50 نفر از پناهندگان معلول را در کشور بپذیرند. در آن زمان، انجمن معلولین کانادا، اصلاحیه قوانین مهاجرت در راستای منشور سازمان ملل را مطرح و از معلولیت، به عنوان یکی از انواع رایج تبعیض نام برد.
در سال 1991، به موازات تشکیل شورای حقوقی معلولین کانادا که در حال حاضر منحل شده است، انجمن معلولین کانادا، از طریق وضع لوایح قانونی در راه اصلاح قوانین مهاجرتی، قدمهای بزرگی برداشت. در آن زمان، قوانین مهاجرتی کانادا متقاضیان اخذ اقامت دایم را ملزم به انجام معاینات و آزمایشات پزشکی مینمود. هدف از این آزمایشات تشخیص هر گونه بیماری، اختلال، ناتوانی و یا شرایطی بود که بر سلامت و امنیت عمومی مردم کانادا تأثیر میگذاشت و یا شرایطی که منجر میشد تا سازمانهای بهداشتی و اجتماعی کشور کانادا به چالش کشیده شوند و با تقاضای بیش از حد از سوی افراد مواجه گردند. فعالیتهای انجمن معلولین کانادا منجر به حذف برخی اشارات به معلولین در متن قانون شد.
در سال 2000، دپارتمان شهروندی و مهاجرت کانادا، پناهندگان و وابستگانشان را بر اساس کنوانسیون سازمان ملل از بند «Excessive Demand» معاف کرد. آنها معتقد بودند که این بند، برای کانادا تناقض محسوب میشود که
از یک طرف قبول کند پناهندگانی که در فراسوی آبها، نیازمند حمایت هستند و از طرف دیگر به این دلیل که بار زیادی را بر دوش سازمانهای بهداشتی قرار میدهند، ورودشان به کانادا قابل قبول نباشد. تأثیرات مالی این تصمیم نیز بار زیادی را برای استانها به همراه نخواهد داشت.
انجمن معلولین کانادا، بر این باور است که قوانین مهاجرتی چه در عمل و چه در گفتار همچنان بر علیه افراد معلول تبعیضاتی را قایل میشوند که با منشور سازمان ملل همسو نیست. همچنین معتقد است که قوانین مهاجرتی نگاه کلیشهای مردم نسبت به معلولان را قوت بخشیده و آنها را افرادی نالایق و سربار جامعه معرفی میکند و قوانین فعلی مهاجرت، معلولین کانادایی را افرادی بیارزش جلوه داده که در راه اعتلا و ارتقای جامعه قدم بر نمیدارند.(1)
قانون چهل ساله جلوگیری از ورود آن گروه از مهاجران به کانادا که خود و افراد خانواده آنها دارای ناتواناییهای جسمی و ذهنی هستند، تغییر میکند. بر اساس اطلاعیه منتشر شده از طرف وزارت امور مهاجرت و شهروندی، یکی از اولویتهای دولت کانادا، اطمینان از ایجاد و دسترسی به فرصتهای بیشتر برای کاناداییهای دارای ناتوانی جسمی و ذهنی است.
در اطلاعیه وزارت امور مهاجرت تأکید شده اعلام تغییرات جدید در قانون مهاجرت کانادا، در زمینه جلوگیری از ورود مهاجران به دلایل پزشکی، این اطمینان را به همه میدهد که سیاستهای مهاجرتی هر چه بیشتر با ارزشهای کانادایی تطبیق یافته و نشاندهنده اهمیت جایگاه اشخاص دارای معلولیت در نزد دولت است.
از چهل سال پیش تاکنون، با استناد به قوانین شکل گرفته بر پایه افکار مغایر با ارزشهای قرن بیست و یکم، از ورود بعضی از متقاضیان مهاجرت به کانادا به دلیل اینکه دارای معلولیت یا ناتوانیهای جسمی و ذهنی هستند، به دلایل پزشکی
1) . نشریه الکترونیک دادگر (ویژه ایرانیان ساکن در کانادا) (www.dadgar.ca)
جلوگیری میشد. بر اساس اطلاعیه وزارت امور مهاجرت و شهروندی اغلب متقاضیانی که از ورود آنها به کانادا به بهانه تحمیل هزینههای پزشکی به سیستم بهداشت و درمان جلوگیری میشود، افرادی هستند که میتوانند در رده مهاجران اقتصادی قرار بگیرند و مورد قبول واقع شوند و مهارتهای اقتصادی خود را به کانادا بیاورند.
با اینکه که تعداد درخواستهای رد شده بر اساس این قانون خیلی زیاد نبوده، اما پروندههایی وجود داشته که متقاضیان یا فرزندان آنها درخواستشان به دلیل معلولیت رد شده است. احمد حوسن، وزیر امور مهاجرت و شهروندی کانادا، هنگام اعلام تغییرات جدید در قانون مهاجرت گفت: مثال بارز ضرورت تغییر این قانون قدیمی مورد یک استاد دانشگاه یورک بوده است که تقاضای اقامت دائم او به دلیل اینکه فرزندش «سندروم داون» داشته، رد شده بود.
به گفته وزیر امور مهاجرت این گروه از مهاجران تازه وارد نه تنها مزاحمت و هزینهای برای کانادا ندارند، بلکه به رشد و تقویت اقتصاد کشور نیز کمک میکنند.
به نظر وزارت مهاجرت و شهروندی کانادا، تغییرات جدید در مورد عدم اجازه ورود به دلایل پزشکی، تعادلی را بین حفاظت از سیستم سلامت عمومی و خدمات اجتماعی، برقرار خواهد کرد و سیاستهای جدید را با نگاه جاری در مورد افراد دارای معلولیت در یک راستا قرار میدهد.(1)
پس از 40 سال قانون رد اقامت دائم کانادا به خاطر معلولیت تغییر کرد. احمد حسین، وزیر مهاجرت کانادا، روز دوشنبه گفت: پس از چهار دهه، دولت فدرال از قوانینی که مهاجران احتمالی را با معلولیتهای فکری و فیزیکی دور میکند خلاصی پیدا میکند. دولت دیگر اجازه نخواهد داشت افرادی که با شرایط سخت سلامتی یا معلولیتهای جدی روبرو هستند را به این دلیل از اخذ اقامت دائم کانادا محروم کند.
1) . نشریه اینترنتی پرژن میرور (ویژه جامعه فارسی زبان کانادا)، (www.persianmirror.ca)
اکثر کسانی که تحت تأثیر این سیاست قرار گرفتهاند، مهاجرانی اقتصادی هستند که در حال کار و ایجاد شغل در کانادا هستند، اما فرزندان و همسرانشان ممکن است دارای معلولیت باشند.
«مقررات موجود در مورد عدم پذیرش پزشکی بیش از 40 سال سن دارند و به وضوح با ارزشهای کانادایی یا چشمانداز دولت ما در مورد مشارکت مطابقت ندارد».
وی به پرونده استاد خاصی اشاره کرد که استاد دانشگاه یورک و پرونده و تقاضای اقامت دائم او را رد کردند زیرا پسرش سندرم داون داشت و مورد دیگری خانوادهای بودند که به کانادا آمدند و تجارت را آغاز کرد اما به دلیل یک کودک مبتلا به صرع رد شدند.
«این تازه واردین میتوانند به کانادا کمک کنند و دیگر نمیتوان آنان را بار مالی بر شانه کشور کانادا دانست.» «این تازه واردین توانایی کمک به رشد اقتصاد ما و غنی سازی ساختار اجتماعی ما را دارند.»
این تغییرات تعریف خدمات اجتماعی از جمله آموزشهای ویژه، خدمات توانبخشی اجتماعی و حرفهای و خدمات پشتیبانی شخصی را اصلاح خواهد نمود.
اتاوا همچنین آستانه هزینه که در آن میتوان درخواست اقامت دائم را از نظر پزشکی لغو کرد سه برابر میکند. این بدان معناست که طبق جداول دولتی اگر یک بیماری خاص به دلیل سقف مشخصی از هزینه تحمیلی به دولت رد میشد این سقف سه برابر شده است.
این به مهاجرانی که مشکلات جزئی سلامتی دارند و هزینههای بهداشتی و خدمات اجتماعی نسبتاً کمی بر دوش دولت میگذارند و برای اقامت دائم اقدام نمودهاند، مانند کسانی که دارای اختلالات شنوایی یا بینایی هستند، اجازه میدهد که بدون مشکل چک پزشکی را پاس کنند.
از 177000 مهاجر اقتصادی که هر ساله به کانادا پذیرفته میشوند، حدود 1000 نفر تحت تأثیر همین سیاستها غیرقابل پذیرش هستند و از نظر پزشکی رد میشوند. انتظار میرود این تغییرات با اکثریت این موارد کنار بیایند. تلاش زیادی
شده و خواستار لغو این سیاست به طور کامل بودهایم، از جمله از کمیته شهروندی مجلس عوام و اداره مهاجرت و شهروندی کانادا که در سال گذشته این موضوع را مورد بررسی قرار دادهاند این تقاضا را نمودهایم.
رابرت اولیفان، عضو لیبرال مجلس و رییس کمیته ملی گفت که او امیدوار بود که دولت لغو کامل را اعلام کند. او گفت، اما باید کار بیشتری انجام شود برای تعیین پیامد هزینههای که به استانها تحمیل میشود.
«در حال حاضر (احمد حسین) باید به این موضوع نگاه کند، وزیر بهداشت باید به این موضوع نگاه کند، استانها و سرزمینها (provinces and territories) نیز باید آن را تحت بررسی قرار دهند و به حواشی این موضوع نگاه کنند و امیدوارم در عرض یک یا دو سال آینده این اتفاق متوجه شوند که این هزینه آنچنان قابل توجه نیست.»
اما میشل رامپل، منتقد مهاجرتی محافظهکار، میگوید: که وی معتقد است که هزینهها واقعاً میتواند بالا باشد. او از تصمیم دولت برای پیشبرد تغییرات انتقاد کرد قبل از اینکه دادههای مشخصی برای تعیین هزینههای استانها و مناطق تعیین شود.
«نگرانی من این است که دولت فدرال هزینههای خود را به استانها میفرستد بدون برنامه واقعی برای مقابله با آن و به نظر میرسد چیزی است که باید انجام داد قبل از این اعلامیه آن از سوی دولت مرکزی صادر شده باشد.L
ولی احمدحسین نظرش را اینگونه گفته است: اتاوا هزینههای تغییرات اعلام شده را پرداخت میکند، اما هنوز مشخص نیست که آیا این هزینه و پول اضافی در انتقال خدمات بهداشتی یا خدمات اجتماعی خواهد پرداخت.
ما این تغییرات را بازبینی خواهیم کرد تا تأثیری را که در اختیار سیستم خواهند گذاشت بدانیم. حسین گفت: ما باید صبر کنیم و ببینیم که اعداد تا چه حد خواهد بود قبل از اینکه بتوانیم به این سؤال پاسخ دهم.
در عین حال گروههایی که از لغو کامل این سیاست حمایت کردهاند، ناامیدی را نسبت به تغییرات بیان میکنند که به نظر میرسد میگویند زیاد تند نرو.
جیمز هیکس، مدیر ملی معلولان کانادا (CCD)، این تغییرات را فقط
«تغییرات» نامید. سازمان او خواستار لغو کامل مقررات و دیدگاههای پذیرش پزشکی بوده است.
«در حالی که اعلامیه امروز باید ورود بعضی از افراد معلول را برای کانادا آسانتر کند، اما این امر به مراتب کمتر از اصلاحات قانونی است که انتظار داشتیم».
فلیپ مونتویا، استاد دانشگاهی که پرونده وی توسط حسین مطرح شده است، از تغییرات استقبال کرد اما افزود که او احساس میکند که این بسیار کمتر از آن چیزی است که مردم و وکلا میخواستند.
«ما این حرکت تیزهوش را در مسیر درست تشخیص میدهیم، اما بیوقفه خواستار آن هستیم: آنچه امروز باید انجام شود، باید همین امروز انجام پذیرد و نه در آیندهای نامعلوم – ما خواستار حذف کامل این سیاست تبعیضآمیز هستیم».(1)
1) . سازمان مهاجرتی حوری سلیمانی (www.hoori.ca)، تاریخ انتشار: 18 آوریل 2018.
اقدامات و سیاستها در استانهای کانادا گاه متفاوتاند. در مورد معلولین برخی استانها حمایتهای بیشتر اعمال کردهاند. به عنوان نمونه استان کبک را بررسی میکنیم.
مطالعه معلولیت و معلولین در کانادا از دو طریق ممکن است: یکی با مطالعه کشور کانادا و دوم با مطالعه استانها. زیرا هر استان علاوه بر اینکه جزئی از کل کشور است، اما خود استان هم میتواند اقدامات مستقل داشته باشد.
افراد در جامعه با هر ویژگی جسمی و روانی از حقوق مشخص شهروندی برخوردارند. افراد کمتوان جدا از سایر افراد جامعه نبوده و به صرف داشتن نقصی در بدن از این گردونه خارج نمیشوند. فرد کمتوان به دلیل محدودیت عملکرد جسمی، ذهنی و یا حسی که به صورت بلند مدت دارد برای زندگی نیاز دارد از امکانات خاصی استفاده کند. جامعه موظف است حقوق شهروندی را برای داشتن زندگی شایسته به وی اعطا نماید.
در کشور کانادا به توانمند ساختن معلولان برای تصمیمگیری و دادن فرصت زندگی بسیار تأکید شده است. همچنین تلاش شده است تا با ایجاد تغییرات مورد نیاز کمتوانان در جامعه از جمله ایجاد و تقویت نگرش مثبت جامعه نسبت به معلولان، تغییر نگرش معلولان نسبت به خود و تقویت اعتماد به نفس آنها، ارزش دادن به کیفیت زندگی کسانی که با نوعی اختلال مواجه هستند، حمایت اجتماعی برای استفاده از امکانات عمومی جامعه، در اختیار قرار دادن امکانات اضافی و بالا بردن سطح اطلاعات عمومی معلولان نسبت به نوع معلولیتشان و همچنین آگاهی دادن به عموم مردم نسبت به معلولیت برای پذیرش معلول به عنوان یک انسان با توانایی منحصر به فرد و خاص شرایط زندگی عادی در جامعه را برای افراد کمتوان فراهم کنند. مسئله دیگری که بسیار به آن توجه میشود بهبود
بخشیدن به امکانات فیزیکی موجود در مکانهای عمومی مانند بالابرها و گذرگاههای خاص و نشانگرهای صوتی بر سر چهارراهها و غیره است که افراد کمتوان را از انزوا و گوشهنشینی و دوری از فعالیتهای عمومی و اجتماعی بازمیدارد.
از طرف دیگر کمکهای متفاوت دولتی در استانهای مختلف کانادا در اختیار افراد کمتوان قرار میگیرد. در استان کبک سازمان تأمین اجتماعی یاRRQ) Régie des Rentes Quebec ) مسئول تحت پوشش قرار دادن افراد معلول است و در این زمینه اقدامات لازم را انجام میدهد.
در کبک کمکهای دولتی که به افراد کمتوان اختصاص مییابد بسته به شرایط فرد متفاوت است و در زیرگروههای مختلفی طبقهبندی میشود از جمله:
– افراد کمتوان جسمی و حرکتی
افراد کمتوان ذهنی
کمتوانی مادرزادی
کمتوانی دائمی
کمتوانی موقتی
کمتوانی بر اثر تصادف
کمتوانی در حین کار
کودکان کمتوان
سالمندان کمتوان
همچنین در برنامههای مختلف کمک به افراد کمتوان خانوادهها نیز مورد توجه قرار میگیرند. به عنوان مثال والدینی که فرزند معلول حرکتی یا ذهنی دارند تحت پوشش کمک دولت قرار میگیرند که البته این کمکها تا سن ۱۸ سالگی فرزند ادامه خواهد داشت. همینطور فرزندانی که والدینشان به طور موقت یا دائمی دچار معلولیت هستند کمکهای دولتی را به شکلهای مختلف دریافت میکنند. این کمکها به فرزندان معلولان تا بعد از فوت والدین نیز ادامه خواهد یافت.
سازمان تأمین اجتماعی کبک تعریف خاص خود را از معلولیت ارائه میدهد که ممکن است با تعریفی که توسط شرکتهای بیمه ارائه میشود متفاوت باشد. به
همین دلیل افراد برای احراز معلولیت و برخورداری از کمکهای دولتی باید به این سازمان مراجعه کنند و تحت نظر متخصصان این سازمان قرار بگیرد تا میزان و نوع کمتوانی آنها، تأثیری که این کمتوانی بر کیفیت زندگی شخص و اطرافیانش میگذارد و طول زمانی که شخص و خانواده درگیر این مشکل هستند مشخص شود و متعاقباً میزان کمکهای دولتی که به آنها اختصاص مییابد تعیین گردد.
برای این که فردی معلول شناخته شده و تحت پوشش کمکهای دولتی قرار گیرد باید از سه شرط برخوردار باشد:
معلولیت باید تحت تشخیص متخصص و پزشک سازمان تأمین اجتماعی دائمی و غیرقابل بهبود باشد. معلولیت وقتی شدید محسوب میشود که امکان داشتن شغل تمام وقت را از فرد بگیرد. اگر شرایط سلامتی فرد به حدی باشد که با محدودیتهایی مواجه باشد اما بتواند دست کم در سال ۱۴۵۵۴ دلار درآمد داشته باشد معلولیت او شدید محسوب نمیشود.
سن فرد باید کمتر از ۶۵ سال باشد و در زمره سالمندان محسوب نشود.
فرد معلول نباید تحت پوشش هیچ یک از سازمانهای ارائهدهنده کمکهای دولتی مانند بیمه بیکاری، کمکهزینههای رفاهی و از این دست باشد.
میزان کمکی که به فرد معلول تعلق میگیرد متفاوت و بین ۴۳۵ تا ۱۲۱۲ دلار در ماه است. همان طور که گفته شد برای افراد کمتوانی که دارای فرزند هستند مبلغی برای فرزندان نیز در نظر گرفته میشود. این مبلغ برای هر یک از فرزندان زیر ۱۸ سال ۷۳ دلار در نظر گرفته شده است.
کارافتادگی در دوران سالمندی به عنوان معلولیت محسوب نمیشود و در این موارد شخص تحت پوشش سازمان بازنشستگی قرار میگیرد و مراحل خاص خود را برای دریافت کمکهای دولتی طی میکند. از طرف دیگر معلولیتهایی که به طور موقت و در محل کار فرد به آن دچار میشود همچنین معلولیتهای ناشی از تصادف اتومبیل نیز تحت پوشش سازمانها و نهادهای دیگری قرار میگیرد.
افرادی که میخواهند تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی قرار گیرند و از کمکهای دولتی بهره بگیرند باید فرمهای خاصی را که در وبسایت این سازمان موجود است پر کنند. از طرف دیگر دکتر معالج فرد باید گزارش وضعیت پزشکی و
شرایط فرد کمتوان را برای سازمان ارسال کند. در مرحله بعد با فرد معلول تماس حاصل میشود تا در جلسات مشاوره و معاینه پزشکی شرکت کند.
کودکان معلول حرکتی و ذهنی میتوانند تحت پوشش کمکهای دولتی قرار بگیرند. هدف از این کمکها ارتقای سطح رفاه خانواده و ایجاد امکان بهبود و نیز فراهم کردن شرایط برای آموزش و نگهداری از کودکان کمتوان است. این کودکان میتوانند فرزندان بیولوژیکی یا فرزند خواندههای خانواده باشند.
تعریف معلولیت برای کودکان چنین است که کودک باید محدودیتهای معنیدار و قابل تشخیص در فعالیتهای عادی و روزمره خود داشته باشد و این شرایط دست کم باید به مدت یک سال تمام بدون تغییر یا بهبودی ادامه داشته باشد. کمک هزینهای که برای کودکان کمتوان در نظر گرفته شده است مقدار مشخصی است که صرف نظر از نوع معلولیت کودک همچنین میزان درآمد خانواده به آنها تعلق میگیرد. مقدار این کمک هزینه ۱۸۳ دلار در ماه است که علاوه بر کمک هزینههای دیگری که به کودکان پرداخت میشود در اختیار خانواده قرار میگیرد.
تشخیص معلولیت در کودکان نیز مانند بزرگسالان بر عهده سازمان تأمین اجتماعی است اما دامنه بسیار گستردهای از بیماریها حتی بیماریهای گوارشی مانند عدم تحمل گلوتن را در برمیگیرد. از دیگر مشکلاتی که کودکان را مجاز به استفاده از کمکهای دولتی میسازند عبارتند از:
بیماریهای متابولیکی، مشکلات سیستم ایمنی، مشکلات شنوایی و بینایی، مشکلات سیستم عصبی، مشکلات قلبی و تنفسی، بیماریهای کروموزومی، عقبماندگیهای ذهنی، تأخیر در رشد و مشکلات رفتاری، مشکلات گفتاری.
در کنار این کمکها افرادی که به نوعی با معلولیت درگیر هستند تحت شرایطی از معافیتهای مالیاتی هم برخوردار میشوند. افراد معلول در این زمینهها از معافیت برخوردار میشوند:
کمکهزینههای دریافتی به دلیل معلولیت
معافیت از هزینه اضافی بیمه برای دارو
کمکهزینه فرزندان
معافیت از پرداخت هزینه برای بسیاری از کالاها و خدمات مانند پرستار تماموقت، دستگاه تایپ بریل و سایر وسایل کمکی برای نابینایان، آموزش زبان اشاره برای ناشنوایان و سایر وسایلی که برای بهبود رفاه معلولین و با توجه به نوع معلولیت آنها در اختیارشان قرار میگیرد؛
باز پس گرفتن هزینههایی که برای بهبود شرایط زندگی فرد کمتوان صرف میشود مانند نصب بالابر در خانه یا صندلی چرخدار اتوماتیک یا در بازکن برقی؛
همچنین افراد معلول یا کسانی که از فرزند معلول نگهداری میکنند از معافیتهای مالیات بر درآمد نیز برخوردار میشوند که باید مورد ارزیابی قرارگرفته و بر اساس نوع معلولیت و میزان درآمد سالانه فرد مشخص شود.(1)
1) . مقاله حمایت از افراد کمتوان در استان کبک کانادا نوشته نشاط تهرانی مجله اینترنتی پرنیان (نشریه آموزشی، فرهنگی و اجتماعی ایرانیان مهاجر) شماره ۱۷، جمعه ۲۰ دیماه ۱۳۹۲ (January 10, 2014)
کانادا قضاء، دادگاهها را به گونهای طراحی و اجرا کرده که پشتیبان اقشار ضعیف باشند. این دستگاه بر پایه عدالت اجتماعی و حقوق بشر بنا شده و تلاش شده فاقد جایگاه برای انواع تبعیضها باشد. این مبحث اجمالاً به معرفی نظام قضایی و دادرسی و کیفری با رویکرد به معلولین و ناتوانان میپردازد.
دادگاه عدالت اجتماعی آنتاریو (SJTO) متشکل از هیئت دادگاه قضایی و متعهد به حل و فصل و تجدید نظر در خصوص شکایات وارده در زمینه موضوعات خدمات خانواده و کودک، دادرسی امور جوانان، حقوق بشر، اجاره املاک مسکونی، جبران خسارات وارده بر قربانیان خشونت، حمایتهای اجتماعی و پشتیبانی از ناتوانان و آموزشهای ویژه میباشد. دادگاه عدالت اجتماعی آنتاریو و هشت دادگاه تشکیلدهنده آن، به شیوهای عادلانه، دستیافتنی، قابل اجرا و در زمانی مناسب به حل و فصل اختلافات میپردازند. همچنین، با پاسخگویی به نیاز طرفین دعوی و تلاش در راستای شکلگیری درکی کامل از قوانین، در حل و فصل اختلافات و اجرای قوانین قاطعیت به خرج میدهند و عملکردی حرفهای، با کیفیت و بیعیب دارند.
اعضا و کارکنان دادگاه عدالت اجتماعی آنتاریو، بالاترین سطح خدمات اجتماعی را به صورت کاملاً حرفهای ارایه مینمایند و در صورت نیاز، از طریق توسعه و هم فکری پاسخگو میباشند.
دادگاههای تشکیل دهنده دادگاه عدالت اجتماعی آنتاریو عبارتند از:
• هیئت بررسی خدمات خانواده و کودک: این هیئت به بررسی و حل و فصل مشکلات کودکان، جوانان و خانوادهها در آنتاریو پرداخته و در حیطه قوانین خدمات کودک و خانواده، آموزش و فرزندخواندگی بینالمللی فعالیت میکند.
• هیئت جبران آسیبهای جنایی: این هیئت سعی در جبران ضرر مالی وارده
به قربانیان و اعضای خانواده قربانیان جرایم خشونتآمیز در آنتاریو دارد. این دادگاه تحت نظارت قانون قربانیان جرایم خشونتآمیز فعالیت میکند.
• هیئت بررسی شرایط حبس و بازداشت: اگر شما در سنین زیر 18 سال متهم به جرمی شده باشید، با مراجعه به این هیئت میتوانید مشکلات خود را در خصوص موارد زیر مطرح نمایید:
بررسی مکان حبس
بررسی انتقال از حبس آزاد به حبس کنترل شده
بررسی تصمیم اتخاذ شده از سوی هیئت استانی در خصوص رد درخواست مرخصی و یا آزادی موقت
• هیئت بررسی حقوق بشر در آنتاریو: در صورت تجربه هرگونه تبعیض و یا تعرض، به این هیئت مراجعه نمایید. این هیئت هرگونه ادعای مطرح شده در خصوص تبعیض و تعرض را با پیروی از قوانین حقوق بشر و به شیوهای کاملاً عادلانه و در زمانی مناسب بررسی مینماید. بدین ترتیب که ابتدا به طرفین دعوی فرصت حل و فصل اختلاف از طریق میانجیگری داده میشود و در صورتی که طرفین راضی به مصالحه نگردند، این هیئت به دادرسی میپردازد.
• هیئت بررسی مشکلات صاحبان املاک و مستأجران: این هیئت تحت نظارت قانون املاک مسکونی، به شرح فعالیتها و اقدامات خود پرداخته و مسئولیت صاحبان املاک و مستأجران را نیز مشخص کرده و به حل و فصل اختلافاتی به شرح زیر، میپردازد:
مشاجرههای بین صاحبان املاک مسکونی و مستأجران
درخواستهای مرتبط با تخلیه خانه از سوی تعاونیهای املاک غیر انتفاعی
• هیئت آموزشهای ویژه آنتاریو: دو هیئت آموزشهای ویژه آنتاریو (انگلیسی و فرانسوی)، به بررسی دادخواستهای اولیا و قیمین در رابطه با هیئت رئیسه مدارس و سطح برآوردن نیازهای دانش آموزان میپردازد. هیئت انگلیسی به تجدید نظر در خصوص تصمیمات اتخاذ شده توسط مدارس دولتی انگلیسی و هیئت مدیره مدارس کاتولیک پرداخته و هیئت فرانسوی آن به تجدید نظر در خصوص تصمیمات اتخاذ شده توسط مدارس دولتی فرانسوی و هیئتمدیره مدارس
کاتولیک میپردازد.
این هیئت تنها به تجدید نظر در خصوص دادخواستهایی میپردازد که طی آن، اولیا درخواستهای خود را در مرحله اول و در سطح هیئت مدیره مدرسه و بر اساس قوانین آموزش، مطرح کرده باشند.
• هیئت بررسی مزایای اجتماعی: این هیئت به بررسی دادخواست ارایه شده از سوی افرادی که از مزایای اجتماعی بیبهره بوده و یا با تصمیمات اتخاذ شده موافق نبودهاند، میپردازد. تصمیماتی از قبیل:
واجد شرایط بودن
میزان کمک دریافتی
نوع کمک دریافتی
این هیئت تحت نظارت بخش چهارم قانون کار آنتاریو در سال 1997 شروع به کار کرد. دادخواستها تحت نظارت برنامه حمایت از معلولین استان آنتاریو، مصوب سال 1977، رسیدگی میشوند.(1)
کارشناسان حقوق بشر در کانادا از نادیده گرفتن وضعیت معلولین در زندانهای این کشور انتقاد کرده و خواستار اصلاح قانون و اصلاح وضعیت شدهاند.
کارشناسان حقوق معلولین در کانادا در خصوص نیاز به تغییرات اساسی در قوانین مربوط به زندانی کردن افراد دارای اختلال کمهوشی ژنتیکی هشدار دادند.
بسیاری از این افراد که به حکم دادگاه در کانادا به محدودیت رفت و آمد محکوم میشوند، به دلیل عدم توانایی در تشخیص زمان و ساعات روز مرتکب نقض قانون شده و روانه زندان میشوند. بر اساس گزارش «نیوز وایس» فعالان حقوق بشر و حمایت از معلولان ضمن ظالمانه خواندن این قانون عنوان داشتند که بسیاری از این افراد معلول با چنین حکم ظالمانهای در محاکم کیفری کانادا مواجه هستند. محکومیت گسترده افراد مبتلا به این معلولیت سبب بحرانیتر شدن شلوغی بیش
1) . سایت دادگر
از حد زندانها نیز میشود.
یکی از معضلات دیگر، مسئله تکرار جرم از سوی این افراد است؛ چرا که پس از آزادی، این افراد مجدداً دچار فراموشی در مقررات رفت و آمد شده و به دلیل تکرار جرم با محکومیت سنگینتری مواجه میشوند.
از طرف دیگر وکلایی که برای این دسته از افراد از سوی دادگاه انتخاب میشوند به دلیل درگیر بودن در پروندههای گوناگون، از وقت گذاشتن و حضور در جلسات محاکمه آنان خودداری میکنند و همین مسئله سبب محکومیت فوری آنان میشود. بر اساس برخی از آمارهای منتشره، حدود 26 درصد از جمعیت زندانهای کانادا را، چنین افرادی تشکیل میدهند.
این آمار در خصوص بومیان بسیار بیشتر میباشد. بر همین اساس، 50 درصد از جمعیت بومیان زندانی، دارای این نوع معلولیت میباشند. همچنین تمامی بومیان دارای این نوع معلولیت، تجربه یک بار زندان را دارند.(1)
1) . سایت روزامه (www.roozame.com)
آسیبشناسی و مشکلات(1)
کمیته حقوق معلولین سازمان ملل درخصوص وضعیت معلولین در کانادا، بررسی مستقل داشته و درباره مشکلات و آسیبها گزارشی منتشر کرده است. موارد مهم این گزارش، البته به روش گزینشی توسط خبرگزاری فارس منتشر شده است. به دلیل مواضع ضد غربی این خبرگزاری، امکان یک سویهنگری و داوریهای یک طرفه در این گزارش هست. اما همین گزارش هم دارای نکات قابل توجه هست.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از مرکز پایش ستاد حقوق بشر، این کمیته گزارش نهایی خود در خصوص وضعیت این افراد در کانادا را در تاریخ 8 می 2017 (18 اردیبهشت) منتشر کرد که اهم موارد آن به شرح ذیل است:
کمیته، نگران حق شرطی است که دولت کانادا هنگام تصویب این کنوانسیون به آن وارد کرده است. این حق شرطها سبب میشود که دولتها پایبندی کامل به این کنوانسیون نداشته و به اهداف مورد انتظار از آن دست نیابند. دولت کانادا کماکان از وارد کردن مفاد این کنوانسیون به قوانین ملی خودداری نموده و دستگاه قضایی و نیروهای پلیس نیز به طور صحیحی این قوانین را اجرا نمیکنند. دولت، تعامل مناسب و منظمی را با سازمانهای حقوق معلولین و همچنین افراد معلول در زمان اتخاذ راهبرد و تصویب قوانین و مقررات مرتبط با حقوق معلولین ندارد.
دولت نسبت به بهرهمندی افراد معلول از حق آموزش، کار، استانداردهای
1) . خبرگزاری فارس، 16 خرداد 1396.
مناسب برای زندگی، دسترسی به مسکن مناسب، آب و بهداشت متناسب با وضعیت معلولین کوتاهی نموده است. در این میان زنان و دختران، بومیان و مهاجران معلول از وضعیت وخیمتری برخوردارند. این دسته از افراد از تبعیضهای جنسیتی، فقر، حاشیهنشینی و عدم دسترسی به خدمات مناسب بهداشتی رنج میبرند.
سازوکارهای نظارتی مناسب نیز جهت اجرای مفاد این کنوانسیون، وجود ندارد. همچنین زنان معلول به ویژه زنان بومی معلول، از تبعیض جنسی در دسترسی مناسب به رسیدگیهای قضایی رنج میبرند. از طرف دیگر، هیچ نشانهای از وجود قوانین برای ارتقای قدرت مالی زنان معلول در مجموعههای قانونگذاری این کشور وجود ندارد. کمیته همچنین نگران حملات لفظی و جو منفی موجود در جامعه علیه معلولان است.
موانع گستردهای کماکان در دسترسی معلولان به خدمات مختلف اجتماعی وجود دارد. برای مثال، دسترسی به سیستم حمل و نقل عمومی به ویژه در مناطق روستایی، دسترسی به فرودگاه، عدم وجود زیرساختهای مناسب جهت دسترسی به اینترنت و شبکههای مجازی و ... بسیار نگران کننده است.
کمیته از اینکه دولت کانادا اطلاعات کاملی از آمار و وضعیت کودکان معلول را جمعآوری نکرده نگران است. همچنین تعداد کودکان بومی که در مراکز نگهداری شبانهروزی نگه داشته میشوند، بیشتر از همیشه است. هیچگونه معیاری درخصوص ارزیابی نیازها و ضروریات برای بهبود وضعیت زندگی کودکان معلول وجود ندارد.
بسیاری از معلولان روانی علیرغم بیآزار بودن، کماکان به صورت اجباری در مراکز نگهداری بازداشت میشوند. قوانین موجود در خصوص نگهداری معلولین محکوم در زندانها، با استانداردهای بینالمللی موجود فاصله زیادی دارد. نبود
محل اقامت مناسب برای زنان معلول در زندانها و پیامدهای منفی تفکیک نامناسب در زندانها، مورد نگرانی ویژه است.
جمعیت بومیان معلول در زندانهای فدرال، بسیار زیاد است، کمیته همچنین از تصویب قوانینی درخصوص تسهیل کمک به مرگ افراد معلول، ابراز نگرانی میکند. معیارهای تعیین شده برای حضور معلولان در دادگاه، پایینتر از سطح معیارهای تعیین شده است، معلولان در زمان شکایت و نیاز به پر کردن فرمهای خاص، با مشکلات گستردهای مواجه هستند.
اشکال گوناگونی از خشونت علیه زنان و دختران معلول به ویژه زنان دارای معلولیت ذهنی روا میشود. خشونت و سوءاستفاده از جمله سوءاستفاده جنسی علیه کودکان معلول و نبود مکانیزمهای دسترسی به عدالت و جبران خسارت، از نگرانیهای دیگر در این خصوص است.
زبان اشاره که مخصوص افراد دارای عدم قدرت تکلم و ناشنوا است کماکان در این کشور به رسمیت شناخته نشده است و امکانات اندک و جزئی برای آموزش این زبان به افراد معلول وجود دارد. همچنین هیچگونه تسهیلاتی در اماکن عمومی برای دسترسی این افراد به اینترنت و سایر وسایل ارتباط جمعی وجود ندارد.
کمیته نگران است که والدین دارای معلولیت، هیچگونه خدمات مناسبی را از سوی آژانسهای مراقبت کودکان در منزل دریافت نمیکنند و همین مسئله موجب رفتن کودکان به مراکز مراقبتی شبانهروزی و در نتیجه جدایی میان اعضای خانوادهها میشود.
همین مشکل برای والدین دارای فرزند معلول نیز وجود دارد که به دلیل عدم
ارائه خدمات مناسب از سوی دولت به خانوادهها، والدین مجبور میشوند کودکان خود را به مراکز نگهداری ارسال کنند. کمیته همچنین با ابراز نگرانی، اعلام کرد علیرغم وجود منع قانونی در دور نمودن افراد معلول از جامعه، با این حال، گزارشات گستردهای درخصوص جداسازی اجباری معلولان از جامعه و نگهداری در مراکز پزشکی وجود دارد.
تفکیک مطلق آموزشی دانشآموزان معلول از مراکز آموزشی، سبب محرومیت گسترده این افراد از امکانات مناسب و خوبی است که در برخی مراکز آموزشی وجود دارد. دولت بایستی به جای جداسازی، زمینه را برای حضور معلولان در این مراکز فراهم کند.
امکانات آموزشی برای زنان معلول بسیار کمتر از مردان است، کودکان معلول در مدارس ابتدایی، از برنامهها و برخی مزایا محروم هستند. تعداد بسیاری از معلولین بیکار بوده و آمار این افراد به دلیل بیتوجهی دولت و عدم برنامه مناسب در این خصوص، به شدت رو به افزایش است.
همچنین اکثر افراد معلول به کارگاههای مشخص فرستاده شده و از حضور آنان در بازار کار جلوگیری میشود.
در گزارش سازمانهای مردم نهاد کانادا به شورای حقوق بشر در خصوص وضعیت معلولین در این کشور در سپتامبر 2016، عنوان شده بود که بیش از 50 درصد از شکایتهای ثبت شده در خصوص تبعیض در کانادا توسط معلولان ثبت شده است.
همچنین طبق این گزارش، دولت کانادا هیچ کودک معلول زیر سن 14 سال را به عنوان معلول ثبت نمیکند و همین مسئله سبب محرومیت آنها از بسیاری از حقوقشان میشود.(1)
1) . خبرگزاری فارس، 16 خرداد 1396، گزارش کمیته حقوق معلولین سازمان ملل.
در کانادا انواع امکانات برای معلولین ایجاد شده تا در زمینه ورزش پیشرفت کنند. نیاز معلولین به ورزش بسیار زیادتر از افراد عادی است چون ورزش برای معلولان روشی برای معرفی توانمندیهای خودشان، نوعی توانبخشی و به دست آوردن سلامتی، شیوهای برای اشتغال و کسب درآمد است. از اینرو معلولان با انگیزه بیشتر به ورزش رو میآورند. فقط لازم است امکانات اولیه برای آنها فراهم آید.
افراد معلول در جهان ورزش، برای خود تاریخچهای دارند و کانادا در رأس سایر ملتها قرار دارد در سال 1973 اوگن رایمر (Eugene Reimer) یک ورزشکار پاراپلژی رکورد دار جهان به عنوان ورزشکار مرد سال 1973 کانادا انتخاب شد و جوایز خود را به یک ورزشکار معلول بخشید.
سه سال بعد اولین مسابقه معلولین در Edmonton, Alberta برگزار شد که شامل بازیهای سالیانه ویلچری، ورزش نابینایان و قطع عضوها بود.
در سال 1983، ورزشکاری به نام Rick Hansen افتخار دریافت اولین جایزه ویژه Lou Marsh (که به اغلب ورزشکاران برجسته کانادایی داده میشد) را به خاطر کسب 9 مدال طلا در بازیهای ویلچری پان امریکن در Halifax, nova Scotia را داشت.
بعد از تأسیس وزارت گردشگری و تفریحی Ontario دکتر رابرت جکسون به ورزشکاران معلول جوایزی اعطا کرد که خانم Joanne Bouw ورزشکار فلج مغزی به خاطر موفقیتهایش در مسابقه قهرمانی جهان، اولین دریافت کننده محسوب شد.
ورزش برای ورزشکاران همواره نمایش خوبی نداشت اواخر سال به خاطر تغییرات زیادی که صورت گرفت آنها با موانع زیادی روبرو شدند. خیلی زود ورزش
برای معلولین جسمی بعد از جنگ جهانی اول مخصوصاً در میان افراد نابینا و قطع عضوها به عنوان ترکیبی از درمان به کار برده شد. ولی علاقه و اشتیاق در میان معلولین درازمدت نبود.
قبل از 1940 دارو برای افراد معلول مخصوصاً آنهایی که دچار آسیب نخاعی شده بودند تأثیر کمتری داشت اکثر آسیبدیدگان نخاعی بعد از مدت کوتاهی به دنبال پیامدهای بغرنج حوادث جان می باختند و گاهی امکان زندگی در آینده را از دست میدادند.
در طول جنگ جهانی دوم به خاطر شمار زیادی از تلفات و ضایعات، این عقیده که ورزش میتواند نوعی کمک به درمان و توانبخشی باشد، رواج پیدا کرد. ولی این امکان تا سال 1944 وجود نداشت تا اینکه دکتر لوید کاتمن متخصص آسیبهای نخاعی، بیمارستانی را در منطقه استوک مندویل (انگلستان) تأسیس و ورزش را به عنوان بخشی از درمان افراد ضایعه نخاعی شروع کرد کاتمن معتقد بود که سربازان آسیب نخاعی تنها نباید زنده بمانند بلکه آنها باید به عنوان اعضای جامعه نقش فعال داشته باشند برای رسیدن به این اهداف والا، کاتمن ورزش را در برنامههای توانبخشی، اول برای اجرای حرکات ورزشی و دوم برای بالا بردن روحیه و اعتماد به نفس مطرح کرد.
او در بیمارستان استوک مندویل ورزش را در چند رشته شامل تیر و کمان، تنیس روی میز، بیلیارد کارخود را شروع کرد و خیلی زود تیمهای ورزشی چوگان و بسکتبال با ویلچر اضافه شد.
در سال 1952، بازیهای استوک مندویل با بیش از 130 شرکت کننده یک واقعه بینالمللی محسوب شد و امروزه این رویداد هر ساله تکرار میشود.
شاخههای گوناگونی از بازیهای اصلی برای رشد و پیشرفت ورزش افراد معلول در آمریکای شمالی، مرکزی و جنوبی طراحی شد در سال 1967 اولین بازیهای ویلچری پان امریکن برگزار شد.
بازیهای Ontario برای معلولین جسمی، ابتدا در سال 1975 در کمبریج که بر
اساس بازیهای استوک مندویل طراحی شده بود برگزار شد.
هدف از شروع، حمایت از ورزشکاران در آموزش و پیشرفت رقابتی آنها بود که در سطوح ملی و بینالمللی شرایط و فرصت را برایشان آماده کرده بود. تا سال 1985 بازیهای Ontaroa دو سال یک بار برگزار میشد اما به خاطر علاقه و حمایتهای زیاد، وزارت گردشگری در سال 1985 اعلام کرد بازیها هر ساله برگزار شود.
اولین بازیهای ملی فلج مغزی کانادا در سال 1987 در Ontaria برگزار شد بعد از آن تیم فلج مغزی و ویلچری کانادا مدعی مقام جهانی را داشت و ورزش معلولین کانادا در بین ملتهای دیگر در رأس قرار دارد.
ورزشکاران شرکت کننده در این بازیها بسیار با انگیزه بودند ارائه این بازیها فرصتی برای تعیین جایگاه تیم کانادا برای پارالمپیک بود.
در سطح بینالمللی، یکی از عظیمترین مسابقات برای معلولین در نیویورک در سال 1984 برگزار شد که در این مسابقه 3000 ورزشکار معلول از 45 کشور شرکت داشتند که با کسب 104 مدال ورزشکاران کانادایی در جایگاه سوم قرار گرفتند در سال 1988 در مسابقات سئول ورزشکاران کانادایی مقام چهارم را در بین 66 کشور کسب کردند در مسابقات پاراالمپیک بارسلون 1992 با کسب 77 مدال مقام هفتم و در بازیهای زمستانی 1994 نروژ مقام چهاردهم با کسب 8 مدال در تاریخچه ورزشی خود دارند.(1)
1) . «جایگاه ورزش معلولین کانادا»، تهیه کننده: سارا عزیزی، انتشار: سایت مرکز ضایعات نخاعی جانبازان، اردیبهشت 86.
یک نفر به نام «پارسا هوشور» در مقاله «وضع و کیفیت آنچه در کانادا در خصوص حقوق معلولان مشاهده کردهام»(1)مشاهداتش را در کانادا نسبت به معلولین نوشته و اطلاعات سودمندی عرضه کرده است. نویسنده در آغاز مقاله نوشته است:
حقیقتش این است که یک ترس بزرگ دارم و این که پس از نوشتن این پست، توسط برخی از خوانندگان وبلاگ، خصوصاً آن دسته که از نزدیک شناخت طولانی مدتی از من ندارند، مورد مواخذه و ملامت قرار بگیرم و به من این انگ را بزنند که فلانی غربزده شده است، فلانی محبت مراجعین ایرانی را فراموش کرده، فلانی به کشورش و زندگی و ارزشهای ایرانیاش پشت کرده، فلانی رفته صفا سیتی و کسانی که میتونسته براشون اندکی مثمر ثمر واقع بشه را به امان خدا رها کرده است. از همهی شما میخواهم که بدون قضاوتهای سریع و پیشداوری خوانندهی این مطالب باشید.
آقای هوشور طی یک ماه در تابستان سال 1392 مواردی در کانادا که به نحوی به معلولان مربوط بوده گزارش کرده است. متن این مقاله بدون کم و کاست در ادامه آمده است.
قوانین زیادی در کانادا تصویب شده است که صراحتاً مسأله برابری انسانها را فقط به صرف انسان بودن مورد تأکید قرار میدهد. انسان، معلول باشد یا غیر
1) . وبلاگ کار درمانی (www.ot.blogfa.com)، 11 مرداد 1392.
معلول چون انسان است از حقوق خاص برخوردار است.
مسئله اساسی، تعداد این قوانین نیست، بلکه این نکته بسیار مهمتر است که واقعاً این قوانین را از دوران کودکی در مدارس در روح و روان بچهها میکارند. برای بزرگترهایی هم که از مدارس اینجا بهرهمند نشدهاند، اجرای قوانین چنان سفت و سخت و جریمههای احتمالی چنان وحشتناک است که کسی را یارای سهلانگاری در این خصوص نیست.
یادمان باشد که صرف گفتن قانون برابری انسانها، هیچ کاری ندارد. اما آیا میتوانید باور کنید که در کانادا فرد مبتلا به ایدز، فرد مبتلا به کوادری پلژی، خانم سالمند ۹۰ ساله، مدیر بزرگترین کمپانی و خلاصه همگان در برابر قانون و کارمندانی که مجری قانون هستند، از یک میزان احترام و امتیاز بهرهمند هستند. شاید بگویید شعار است!، اما دیدهام که یک معلول کوادری پلژی توی صف ادارهی بیمه، با ویلچر خودش آمده و نه درست میبیند و نه درست میشنود و نه درست میتواند حرف بزند و نه اصلاً زبان بلد است و ۱۰ نفر دیگر پشت سر او در صف هستند و حتی یک نفر از آن ۱۰ نفر، پچ پچ و غرغر نمیکند، یک نفر از آن ده نفر صدایش را بالا نمیبرد، و حتی یک نفر از مسئولان و کارمندان پشت آن میز نیستند که بخواهند این معلول را بپیچانند و یا سرسری به سؤال او جواب بدهند. باور نمیکنید که شاید کاری ۳۰ ثانیهای را ۱۵ دقیقه طول بکشد اما حتماً مطمئن میشوند که فرد معلول که در صف ایستاده و نوبتش شده، خرسند و قانع و راضی از اداره خارج میشود.
در کتابها و آموزشها مدام تأکید شده که یکی از راههای مقابله با ناتوانی، این است که به جای افزایش توان فیزیکی و روانی فرد ناتوان، بیاییم و روی محیط پیرامون او تغییراتی ایجاد کنیم تا آن فرد با وجود ناتوانیهایش مستقل بوده و از حقوقی برابر با سایرین بهرهمند شود. بارها شاهد بودهام که این توصیهها فقط در کتابها نیست بلکه جامعه و افراد سالم نسبت به معلولین، نگرشی برابر پیدا کرده و خود را متعهد به اجرای آن میدانند. محیط و امکانات محیطی را به نحوی فراهم آوردهاند که هیچ معلولی از این که به طور مستقل وارد جامعه شود پشیمان نمیشود. البته با وجود همه این قوانین به دلیل اینکه اجرا کننده انسانها هستند،
درصدی از اشتباه و خطا ممکن است. اما رویه غالب اجرای قانون است.
یک مثال دیگر این است که تمام مدارس از کاردرمانگر بهرهمند هستند. اینجا با کمک کاردرمانگر و مراقب و معلمین آموزش دیده و والدین همراه و با هزینه دولت و به صورت کاملاً رایگان در کنار کودکان دیگر مینشینند و درس میخوانند و اظهارنظر میکنند.
همه کاناداییها و افراد مقیم و کسانی که به نوعی اجازه اقامت دارند از یک بیمه فوقالعاده به نام بیمه اوهیپOHIP) ) بهرهمند هستند. البته این نام مال ایالت اونتاریو است یعنی O در اولش اشاره به اونتاریو دارد. اما همه ایالتها بیمه مشابه اوهیپ را دارند.
این بیمه، تقریباً تمام هزینههای آزمایشگاهی، ارزیابی، درمانی، تجهیزات درمانی و غیره را به طور صد در صد پوشش میدهد.
در کنار این مورد، برای معلولین بیمه دیگری به نام ODSP نیز صادر میشود آنچنان جامع و کامل است که باورش سخت است. از حمایت مالی تا کاریابی تا کمک به فرد در جا افتادن در کاری که انتخاب کرده تا تقبل تمامی هزینههای درمانی و توانبخشی و خرید تجهیزات، ویلچر، عصا، عینک، سمعک و اجرای مناسبسازی در محیط منزل و محیط کار.
توانبخشی در کانادا متفاوت است. یعنی در اصل وقتی دولت کانادا تلاش میکند که حقوق شهروندی همه را به صورت برابر و مساوی رعایت کند، طبیعی است که نگرشش به پدیده معلولیت در زمینه توصیههای زیر نیست:
هموطن به شکرانه سلامتت بیا به این حساب، کمکهای مردمی کن.
آخی، طفلکی حتی نمیتوانند درست راه بروند
از من نشنیده بگیر اما هر کی یک خط نامه برای فلانی و یا بهمانی نوشته، کارش توی فلان جا راه افتاده وگرنه اگر توی نوبت سهمیه ویلچر بمانی یه
سری دلال اون جلوترن که خارج از سهمیه دارن بر میدارن و نوبت به تو نمیرسه. اون وقت مجبوری دو برابر قیمت از همون دلالا بخری!
وای خانوما، از وقتی این بچه هه اومده توی کلاس و همکلاسی فرزندان ما شده، بچه من شب ادراری پیدا کرده؛ مدام از من میپرسه مامان چرا فلانی اینجوری حرف می زنه؟! بیایید با مدیر مدرسه صحبت کنیم و او را تحت فشار بگذاریم. اما اگر قراره این بچه مدرسه بیاد، ما شهریههامون رو نمیدهیم و به مدرسه دیگه میرویم. اصلاً این بچه هه عقب افتاده است، مطمئنم درسو نمیفهمه... برای خودش هم بهتره که مدرسه استثنایی برود. بچههای ما چه گناهی کردهاند. اگه فردا بچههای ما بخواهند، ادای حرف زدن او را توی خونه و مهمونی در بیارن و آبروی ما رو ببرن چی میشود؟
با اشاره به یک فرد ویلچری، نگاش نکن... نگاش نکن!
آقای محترم میدونم که اومدی کار کنی، اما ما برای کارمندان سالم هم که دو برابر شما، در کارخانه راندمان دارند جا برای کار نداریم... حالا ببینیم چه کار میشه کرد... چون نامه داری از فلانی ٬باشه٬ شماره حساب بده ما آخر هر ماه یه مبلغی بابت کارکرد میریزیم به حسابت، شما فرض کن داری دورکاری میکنی. همون خونه بمون و گاهی اگر بهت ایمیل دادیم یه متنی رو برامون ترجمه کن .
این جملات نشاندهنده این است که به توانبخشی اهتمام ندارند اما در کانادا در توانبخشی به ارباب رجوع اجازه داده میشود که ریسک کند و مسیر درست را انتخاب کند که میخواهد چه کار کند. کاردرمانگر به ارباب رجوع، عاقبت احتمالی و علمی هر کدام از تصمیمهایی که میگیرد را گوشزد کند و مشاوره میدهد.
مثلاً یک مراجعه کننده با قانقاریا و آمپوتاسیون هر دو دست از مچ، اگر باز هم خواست سیگار بکشد (که خیلی برای شرایطش مضر است)، کاردرمانگر پس از توضیح خطرات و ارائه چند فرم به مراجع و گرفتن چند امضا از او بابت این که
مسئولیت این تصمیمش با خودش است، باید بکوشد تا ابزاری بسازد و طراحی کند که او راحتتر سیگار را در دستش گرفته و بکشد.
شاید در نگاه اول سیستم درمانی و سلامت و بهداشت خودمان درستتر به نظر بیاید که در آن، کاردرمانگر در نقش فردی بالای هرم دستوراتی میدهد و کاربر در تصمیمگیری دخالت داده نمیشود فقط به این بهانه که او دانش تخصصی ما را ندارد.
اما کانادا صراحتاً در کتابها و قوانینش توصیه شده است که همانطور که آدم سالم و عاقل، علی رغم دانستن ضررهای فلان کار، تصمیم میگیرد ریسک کند و مسئولیت ریسکش را میپذیرد، ما نباید افرادی را که از هر نوع معلولیتی رنج میبرند از انتخاب مسئولانه وقایع پیرامونشان محروم کنیم.
اینجا در کتابها و کلینیکهایش میبینید که مدام این مسئله اشاره میشود که همانطور که کاردرمانگر در حیطه دانش تخصصیاش، فردی حائز صلاحیت است، کاربر نیز در خصوص آن شیوهای از زندگی که میپسندد و دوست دارد و به دنبالش است قدرت تشخیص دارد و حائز صلاحیت است. در نتیجه تصمیمات درمانی در خصوص پیشبرد برنامههای توانبخشی باید با مشورت و گفتمان مفصل و حصول توافق بین کاردرمانگر و کاربر گرفته شود.
مطمئن هستم که پس از چند ماه زندگی در اینجا، چیزهای دیگری هم به چشمم خواهد آمد؛ اما در حال حاضر مواردی را دیدهام با شما در میان میگذارم.
در سرتاسر تورنتو، یک عدد پل عابر پیاده ندیدم - به جای آن از چهارراه و چراغ قرمز استفاده میشود. همانطور که میدانید پل هوایی عابر پیاده برای اکثر معلولین و ویلچرنشینان و کسانی که مشکلات تعادلی و ترس از ارتفاع یا اختلال حرکتی دارند غیر عملی است. همچنین آنها هم حق عبور از خیابان را دارند! از اینرو به جای پل از چراغقرمز و خطکشی عابر استفاده شده است.
در سرتاسر تورنتو، دو طرف خیابان، کوچه، اتوبان، آزاد راه، بزرگراه و جاده دو ردیف پیادهرو به عرض یک متر وجود دارد که در تمام تورنتو یک مدل است، پستی
و بلندی ندارد به نحوی که فرد با ویلچر یا کالسکه میتواند بدون هیچ زحمتی تمام شهر را خودش مستقلاً طی کند.
در سرتاسر تورنتو، جوی آب ندیدم و اگر هم باشد با یک پل سرتاسری پوشانده شده تا مشکلی بابت ایاب و ذهاب معلولان به وجود نیاید.
تمامی دکمهها، اهرمها و زنگهایی که در گوشه و کنار خیابانها و اماکن عمومی نصب شده در ارتفاعی است که یک ویلچرنشین بتواند استفاده کند.
تمام دستشوییها در اماکن عمومی، بدون استثناء، دارای دستشویی معلولین است. یک دستشویی فرنگی با دری عریض، دارای دستگیرهها و ساپورتهای تعبیه شده به دیوار که ترانسفر فرد معلول از روی ویلچر به روی سیت دستشویی رو تسهیل میکند.
تمام دربهای اماکن عمومی، تجاری و مسکونی دارای دری مخصوص عبور افراد ویلچر نشین است که به جای هل دادن یا کشیدن در با زدن یک دکمه باز میشود.
تمام ورودیها و خروجیهای عمومی، دارای رمپهای استاندارد به همراه دستگیره سرتاسری است. یعنی در حقیقت هر جا پله میبینید، حتماً رمپ یا سطح شیبدار یا آسانسور هم خواهید دید.
تمام پارکینگهای اماکن عمومی و تجاری و اداری، حداقل سه تا پنج محل خطکشی شده ویژه پارک کردن افراد معلول دارند. یعنی اگر پارکینگ شلوغ باشد و حتی یک جا برای پارک کردن پیدا نشود، اما این سه یا پنج جای ویژه معلولین خالی و دست نخورده و برای ایشان است. این محلهای خطکشی شده، کمترین فاصله را تا درب ورودی آن مجتمع دارند.
سگهای افراد نابینا، میتوانند ایشان را در تمام محیطها همراهی کنند. از اداره گرفته تا رستوران تا لب ساحل.
در تمام چراغ قرمزها، سبز شدن و قرمز شدن چراغ توسط یک سوت منقطع، به افراد نابینا و سگهای آموزش دیدهشان اطلاع داده میشود.
تمام اتوبوسها خدمات ویژهای را برای معلولین ویلچرنشین تعبیه کردهاند: اولاً تا زمانی که فرد ویلچرنشین سوار نشود، هیچ فردی جلوتر از او سوار نمیشود. ثانیاً
در صورتی که سرنشینهای قبلی روی صندلیهای ویژه معلولین نشسته باشند توسط راننده به صندلیهای دیگری هدایت میشوند و سپس این صندلیها را تا میکنند تا فضایی وسیع داخل اتوبوس ایجاد شود تا فرد بتواند با ویلچر داخل اتوبوس بیاید. ثالثاً: اتوبوس ارتفاعش را پایین میآورد! تا پله اول اتوبوس از لبه جدول، ارتفاعی نداشته باشد. رابعاً: یک سطح شیبدار اتوماتیک از لبه پله به روی لبه پیادهرو قرار میگیرد. خامساً وقتی فرد با ویلچر به داخل آمد و در فضای همان صندلیهای تا شده خود را جا داد، راننده او را با کمربند ایمنی مخصوص، تثبیت میکند. و هر کدام را ۳ بار چک میکند و از فرد ویلچرنشین اوکی میگیرد. سادساً در تمام این پروسه که شاید ۵ دقیقه طول بکشد، هیچ سرنشینی در داخل و یا هیچ کدام از افرادی که همچنان در داخل صف و بیرون اتوبوس در انتظار ورود هستند اظهار ناراحتی و غرغر نمیکنند... و رفتار و حالات چهره راننده اتوبوس هم اگر خوشرو نباشد، بسیار معمولی و بدون اندکی ناراحتی است... نکته این است که ممکن است این معلول بخواهد یک ایستگاه جلوتر پیاده شود. و مجدداً تمام این کارها انجام میشود. بازهم بدون شکایت.
بسیار خوب، همه اینها یک طرف داستان است و آن چیزی که من در ایران تجربه کردهام نیز در طرف دیگر.
دوست دارم اکنون چیزهای مثبتی نیز از ایران بگویم که به نظرم در مقایسه با اینجا بسیار سرتر است.
1- دانش تخصصی و تجربه کار درمانگرها در ایران معمولاً بیشتر از کانادا است، چون کاردرمانگر ایرانی در سه سال کار، با بیش از ۵۰۰ پرونده ارتباط خواهد داشت و حداقل هر هفته ۶۰ ساعت کار میکند. این آمارها برای کار درمانگران اینجا رؤیا و خیالپردازی و افسانه است!.
2- یک کاردرمانگر خوش اخلاق و پاک طینت در ایران، علیرغم آزار و اذیتهای فراوان، محدودیت فراوان مالی، فشردگی برنامههای درمانی و ... واقعاً خودش را وقف توانبخشی و درمان مراجعینش میکند و از زندگی و تفریح و استراحت و پیشرفت شخصیاش هزینه میکند و در آن واحد هم مشاوره میدهد،
هم با همه برای حقوق و امتیازهای مراجعش چانه میزند، هم در مقایسه با تلاشی که میکند دریافتیای ندارد، با این وجود مثل کوه استوار میماند تا مراجعینش بیشتر رنج نکشند و آنها را به ساحل امن برساند. بعید میدانم در کانادا در کار درمانگران کل ایالت اونتاریو حتی یک نفر از ایشان را یارای یک ماه پایداری و استقامت در برابر این همه سختی و فشار باشد.
3- کار درمانگران در ایران توسط هیچ کدام از رشتههای علوم پزشکی و رشتههای همکار، آن ارج و قربی که شایسته آنها است را دریافت نمیکند. حتی یک کاردرمانگر باید چندین و چند بار خواهش و التماس کند تا مدیر فلان مدرسه، کودکی با مشکل تعادلی را در میان سایر همسالانش بپذیرد و تازه باز هم ممکن است به برنامههای کار درمانگران اهمیتی داده نشود و واقعاً قانونی هم پشت کاردرمانگر نیست که مدیر مدرسه و یا سایر همکاران را وادار به تعامل و همکاری با او بکند. با این وجود واقعاً این کاردرمانگر میکوشد تا علیرغم موانع موجود با رفاقت و ارتباط اطرافیان و همکاران و طیف متخصصین علوم پزشکی را با خود همراه کند. بعید میدانم اگر کار درمانگران اینجا که در کتابهایشان در خصوص «چگونگی رهبری سایر رشتههای علوم پزشکی در ارائه خدمت به مراجعین» مطلب مینویسند، تحمل یک ماه فعالیتی که همکاران ارزشمندم در ایران دارند را داشته باشند.
4- یک کاردرمانگر در ایران در ازای کار شاق در کلینیک همکاران یا کار پر مسئولیت و پر فشار در کلینیک خصوصیاش، به صورت سالم و اخلاقی، بسیار بعید است که از کمند تورم گذر کند و بیشتر از گذران زندگی بتواند مرفه و بیدغدغه زندگی کند. این جا کاردرمانگران با ۶۰ درصد همان ساعات کاری یک کاردرمانگر در ایران، در طبقه مرفهترین قشر اقتصادی - اجتماعی قرار میگیرند و دغدغههای خرید ماشین و ملک و غیره را ندارند. با این وجود کاردرمانگران اخلاقی و سالم زیادی در ایران میشناسم که همچنان مسئولانه و بزرگوارانه در حال وقف نیروی بدنی و روانی و انرژی و دانششان هستند و برای ارباب رجوع کم نمیگذارند.(1)
1) . وبلاگ کار درمانی، 11 مرداد 1392.
کشور کانادا دارای وسعت زیاد نسبت به ایران و بسیاری از دیگر کشورها دارای جمعیت اندک است. از طرف دیگر این کشور دارای آب و هوای خوب و ذخایر و امکانات طبیعی بسیار است. به همین دلیل یکی از مقاصد مهاجران است؛ به ویژه معلولان زیادی به این کشور رفته و اقامت گرفتهاند.
از منظر معلولیتی، کانادا چند ویژگی مهم دارد: اول اینکه توانسته زمینههای پیشرفت، اشتغال پایدار برای معلولین ایجاد کند و در این زمینه دستاوردهای سودمند دارد. دوم اینکه زمینه مساعدی برای معلولین است، معلولانی که امکانات مالی یا علمی یا تجربی دارند و میتوانند کارکرد خوبی داشته باشند، کانادا یکی از مکانهای مطلوب برای آنها است.
آموزش و پرورش کانادا به گونهای پیریزی شده که تمام شهروندان این کشور اعمّ از افراد دارای معلولیت و استثنایی و افراد عادی به طور یکسان از امکانات آموزشی برخوردار هستند. بر اساس منشور آزادی حقوق بشر در این کشور، تمام شهروندان صرف نظر از نژاد، جنسیت، سن، زبان، معلولیتهای جسمی، ذهنی و غیره باید بتوانند از آموزش و پرورش متناسب با نیازهای خود و جامعه برخوردار باشند.
امروزه تعلیم و تربیت دانشآموزان استثنایی در کنار دانشآموزان عادی در مدارس دولتی کانادا امری بسیار عادی تلقی میشود. دانشآموزان استثنایی با معلولیتهای ذهنی و جسمی و سایر دانشآموزانی که با استانداردهای آموزشی موجود در کانادا همخوانی ندارند، مانند مهاجرانی که زبان رسمی مدرسه زبان اول آنان نیست به روش تلفیقی تحصیل میکنند.
نظام کنونی آموزش و پرورش معلولان در کانادا، نتیجه تلاشهای مستمری است که از حدود 170 سال قبل آغاز شد.
برای نخستین بار در سال 1860م، چند مؤسسه شبانهروزی که بیشتر شبیه مراکز درمانی بود. برای ارائه خدمات به دانشآموزان کر و لال در استانهای کانادا بر پا شد. سپس، نهادهای دیگری ویژه دیگر دانشآموزان استثنایی در این استانها به راه افتاد. سالها پس از راهاندازی این مراکز آموزشی، مسئولان و دستاندرکاران ذیربط به این حقیقت اعتراف کردند که تعلیم و تربیت این کودکان، جدای از دیگر دانشآموزان عادی، آنان را از روند غالب جامعه به دور میسازد. بنابراین، تشکیل کلاسهای تفکیک شده ویژه در مدارس عادی برای دانشآموزان
استثنایی توصیه گردید. در این رهگذر در سال 1920 کلاسهای ویژه تفکیکی برای طیف گستردهای از کودکان ناشنوا، نابینا و سایر فراگیران مبتلا به معلولیتهای ذهنی و جسمی، در مدارس عادی فراگیرانی که از هوش و استعداد خدادادی برخوردار بودند، برپا شد.
از سال 1960 تاکنون، تشکیل مدارس ویژه و کلاسهای تفکیک شده در مدارس عادی با هدف آموزش و ارائه خدمات جانبی به کلیه دانشآموزان استثنایی به صورت یک خطمشی، در کلیه استانهای کانادا به اجرا در میآید. بر پایه این سیاست، آموزش فراگیران استثنایی در چارچوب برنامههای رسمی و با عنایت بر میزان و نوع معلولیت دانشآموز، انجام میگیرد. از جمله، میتوان به مراکز آموزشی ویژه دانشآموزان استثنایی مبتلا به معلولیتهای شدید، کلاسهای تفکیک شده اختصاصی در مدارس عادی دولتی و کلاسهای معمولی(1)که فراگیر استثنایی در کنار دانشآموزان عادی به تحصیل سرگرماند نیز اشاره کرد.(2)
یکپارچهسازی و ادغام(3)
کارشناسان آموزش و پرورش در کانادا تلاش کردهاند مرزهای مصنوعی بین اقشار جامعه را حذف کنند تا اقشار در کنار هم به تکمیل یکدیگر بپردازند. یکپارچهسازی، راهکاری برای دستیابی به فلسفهای فراگیر است. این راهکار ترکیبی از اندیشه و عمل شمرده میشود. این رویکرد آموزشی، فراتر از مکان فیزیکی آموزش است و توجه به ایجاد یک نظام عقیدتی و ارزشی که بر اساس آن بتوان با نشاندن دانشآموز استثنایی در کنار فراگیر عادی؛ احساس تعلق، همبستگی و تعامل (همیاری و داد و ستد) را در وی (و یا هر دو) وجود آورد.
یک "جامعه فراگیر(4)"
آگاهانه و به طور مستمر پیوسته، میکوشد نیازهای متغیر
اعضای خود را برآورده سازد. چنین جامعهای تأیید، حمایت، همکاری و امکان دسترسی مادی به مزایا و حقوق شهروندی را برای تمام اعضای خود فراهم میآورد. در چنین رویکردی، مدارس، شاگردان استثنایی را در کنار همسالان عادی خود و در یک کلاس، ثبتنام کرده و برای آنان امکانات و تجهیزات لازم فراهم میکنند.
آمارهای مربوط به کانادا نشان میدهد که در سال 1991 حدود 58 درصد از دانشآموزان استثنایی در سنین 5 تا 14 سال در مدارس عادی، 5 درصد از آنان در کلاسهای جداگانه مدارس عادی و 37 درصد دیگر، در مدارس ویژه دانشآموزان استثنایی سرگرم تحصیل بودهاند.
مدیران آموزشی در استانهای مختلف کانادا، به "آموزش فراگیر(1)" توجه ویژه داشتهاند و در نگاه آنان این شیوه آموزش اولویت خاصی دارد. در بیشتر استانها "آموزش فراگیر" به صورت موردی و بر اساس شدت و ضعف معلولیت شاگرد انجام میپذیرد. به طور مثال، مدارس بیشتر ترجیح میدهند دانشآموزانی را که تنها یک معلولیت فیزیکی دارند، در کلاسهای عادی ثبتنام کنند و از ثبتنام دانشآموزانی که مبتلا به چندین معلولیت هستند - به منظور حمایت از آنان - تا حد امکان پرهیز میکنند.
ثبتنام دانشآموزان استثنایی در کلاسهای عادی بحثهای زیادی را میان گروههای مختلفی که با این دانشآموزان سر و کار دارند از جمله والدین، سیاستگذاران و مسئولان آموزشی برانگیخته است. افراد موافق با "آموزشهای فراگیر" بر منافع و مزایای علمی و اجتماعی این روش تأکید میورزند و در مقابل، آن دسته از کسانی که با این شیوه مخالفند، معتقدند که هر فراگیر نیازهای خاص خود را دارد و "آموزش فراگیر" با بودجه و امکانات محدود، نمیتواند پاسخگوی این نیازهای به خصوص باشد. در این ارتباط از 24 تا 26 اکتبر سال 2004، همایشی در شهر اوتاوا (پایتخت کشور کانادا) تشکیل شد و کارشناسان جنبههای مثبت و منفی روشهای آموزشی معلولین را بررسی کردند.(2)
جایگزینی(1)
بر اساس طرح "آموزش فراگیر"، هر دانشآموز در کانادا حق دارد در مدرسهای که نزدیک به محل زندگی او است، تحصیل کند. از اینرو، بر اساس "برنامه آموزش انفرادی(2)"
جایگزینی دانشآموز انجام میشود. به عبارت دیگر، جایگزین کردن دانشآموز، نتیجه طرح آموزش انفرادی است نه نقطه آغاز آن. بنابراین، کمتر میتوان جایگزینی را پیشبینی کرد.
جایگزینی دانشآموز، بر اساس نیازهای ویژه و شدت و ضعف ناتوانیهای او انجام میگیرد. به طور مثال، اگر نوع ناتوانی فراگیر باعث ایجاد اختلال در محیط کلاسهای عادی و یادگیری سایر دانشآموزان نشود، دانشآموز مزبور در کلاسهای عادی مدرسهای که نزدیک محل زندگی او قرار دارد، جایگزین خواهد شد. در غیر این صورت، در کلاسهای خاص دور از محل زندگی جایگزین و ثبتنام میگردد.
به عبارت دیگر، قبل از آن که دانشآموز استثنایی بتواند به کلاسهای عادی منتقل شود، گروه جایگزین باید تشخیص دهد که آیا کودک میتواند در کلاسهای عادی بدون محدودیت و مزاحمت برای سایر دانشآموزان، با استفاده از وسایل کمکی مناسب، آموزش ببیند؟ به طور مثال، در مورد نابینایان و کمبینایان، مهمترین و اصلیترین سؤالات مطرح شده عبارتست از: جایگزینی دانش آموزان به چه نحوی باید انجام شود؟ آنان به چه خدماتی نیاز دارند؟ آیا نیازهای ایشان در مدارس خاص نابینایان، بهتر برطرف میشود یا در مدارس تلفیقی؟ پاسخ به این پرسشها به طور حتم به عوامل بسیاری مانند محیط مدرسه، میزان پذیرش دانشآموزان استثنایی از سوی اولیای مدرسه، دانشآموزان، امکانات مدرسه مسائل روحی و روانی این دانشآموزان مانند انگیزه، عزت نفس، اعتماد به نفس، تواناییها، بلوغ اجتماعی و غیره بستگی دارد. این عوامل در جایگزینی
دانشآموزان استثنایی بسیار مؤثر است.
والدین کودکان معلول همانند دیگر مادران و پدران میخواهند فرزندانشان از حقوقی برابر نسبت به سایر کودکان برخوردار باشند. آنان آرزو دارند که فرزندانشان به عنوان یک شهروند با امنیت و آزادی زندگی کنند. لایحهای که در قانون اساسی سال 1982 در ارتباط با حقوق آموزش(1)
معلولان به تصویب رسید، گام بزرگی در گسترش حقوق آموزشی این قشر از جامعه کانادا به شمار میآید.
این قانون تأکید بسیاری بر برابری حقوق آموزشی معلولان با سایر دانشآموزان دارد. این تأکید به صراحت در عبارت زیر به چشم میخورد:
"تمام مردم در برابر قانون مساوی هستند؛ قوانین باید بدون توجه به معلولیت فیزیکی یا روانی کودکان معلول، از حقوق مساوی آنان با دیگر کودکان دفاع نماید".
بر اساس این قوانین، یک کودک به عنوان یک شهروند کانادایی، چهار حق اساسی دارد:
1- برخورداری از حقوق اقتصادی؛
2- بهرهمندی از مراقبتهای بهداشتی؛
3- حق برخورداری از امنیت؛
4- بهرهمندی از آموزش و پرورش.(2)
به تدریج قوانینی در زمینه آموزش افراد دارای معلولیت تصویب شده و از طرف دیگر مردم روی این قوانین توجیه شدهاند، به طوری که نهاد آموزش معلولین استحکام لازم را پیدا کرده و کارآمدی مطلوبی دارد.
برنامهها و اقدامات بسیار در کانادا هست تا افراد دارای معلولیت از کودکی و نوجوانی مهارتهای لازم را کسب کنند، دانشهای مورد نیاز را فرابگیرند و در نهایت در دوره دانشگاه با تبحر در یک یا چند رشته تخصصی بتوانند برای کشورشان مفید باشند.
آموزش کودکان و جوانان دچار اختلال بینایی و نابینا یا افرادی که سایر معلولیتها را دارند به تدریج نهادینه شده و ضوابط خاص پیدا کرده است. در جولای 2003 گزارشی درباره آموزش نابینایان منتشر گردید که عیناً میآورم:
در حال حاضر قریب به 95 درصد دانشآموزان نابینا یا دچار ضعف بینایی در مدارس مختلط تحصیل میکنند.
برنامه درسی گسترش داده شده (در کنار برنامه آموزش عادی) شامل آموزش هشت مهارت است، این مهارتها عبارتاند از:
1- تقویت مهارتهای جبرانی (Compensatory skills) و مهارتهای عملکردی (Functional skills). مهارتهای جبرانی به مهارتهایی گفته میشود که دانشآموز باید کسب کند تا بتواند برنامه درسی عادی را دنبال کند (مثال: استفاده از حس لامسه برای خواندن به جای حس بینایی = آموختن بریل). مهارتهای عملکردی شامل مهارتهایی است که به دانشآموز کمک میکند در خانه، مدرسه و جامعه مشارکت کند. بر مهارتهای ارتباطی نیز در این قسمت تمرکز میشود.
2 - جهتیابی و جابجایی: تمرکز بر آموزش آگاهی مکانی (spatial awareness) به دانش آموزان. اینکه دانشآموزان بدانند کجا هستند و قادر باشند ایمن، بهرهور، هدفمند و مستقل در محیط جابجا شوند. در این بخش برنامه آموزشی، آگاهی از بدن (body awareness)، جهتیابی، آگاهی فضایی و دانش عملی در مورد ویژگیهای محیطی که در آن هستند به دانشآموزان کمک میکند در فعالیتهای
گروهی با سایر همکلاسان خود شرکت کنند. مهارتهای جهتیابی و جابجایی به وسیله افرادی که گواهینامههای تخصصی مرتبط را دریافت کردهاند، به دانشآموزان تدریس میشود.
3- مهارتهای اجتماعی: توسعه مهارتهای بین فردی و اجتماعی به دانشآموزان کمک میکند با همکلاسیهای خود بهتر ارتباط برقرار کنند، در فعالیتهای گروهی شرکت کنند و در نهایت بستر مناسبی برای کاریابی در آینده برای آنها فراهم میکند. در مورد همتایان بینا، مهارتهای اجتماعی بیشتر از طریق مشاهده و در جریان زندگی روزمره کسب میشود. برای دانشآموزان با اختلال بینایی و نابینا این مهارتها باید از طریق دستورالعملهای زماندار، شهودی و مرحله به مرحله (timely, insightful, sequential) آموزش داده شود. اطلاعات در مورد ارتباطات غیرکلامی (زبان بدن، ژست و موقعیت بدن و حالت صورت) و آموزههای فرهنگی (رعایت فاصله مناسب با طرف مقابل هنگام تعامل و گفتگو) باید برای دانشآموزان با اختلال بینایی و نابینا مهیا شود. در این برنامه دانشآموزانِ بدون ضعف بینایی نیز در مورد پیامدهای ضعف بینایی در زندگی آموزش داده میشوند تا در برقراری ارتباط با همکلاسان کمبینا و نابینای خود بهتر عمل کنند.
4- مهارتهای مدیریت شخصی و زندگی مستقل: این مهارتها افراد را برای انجام کارهایی آماده میکند که به بیشترین استقلال ممکن در زندگی برسند. برنامه درسی برای توسعه مهارتهای زندگی مستقل طراحی شده است. این مهارتها شامل آموزش در زمینههایی مانند بهداشت شخصی، آمادهسازی مواد غذایی، مدیریت مالی و زمانی، مدیریت خانه، سازماندهی وسایل شخصی و فضا در نبود ورودیهای بصری است.
5- مهارتهای مرتبط با تفریح و اوقات فراغت: از آنجا که معمولاً مهارتهای حرکتی دانشآموزان دچار ضعف بینایی یا نابینا در جریان جست و خیز کردن در کودکی تقویت نشده باشد، این قسمت از برنامه درسی بر تقویت این جنبه از مهارتها و آمادهسازی دانشآموزان برای حضور در فعالیتهای تفریحی تأکید دارد.
6- مهارتهای شغلی و مدیریت زندگی: در این بخش به دانشآموزان مسیرهای شغلی مناسب نشان داده میشود. مهارتهایی از قبیل یافتن محل استقرار برای مشاغل خاص، دسترسی به فناوریهای کمکی مناسب، مهارتهای حمایت از خود برای مقابله مؤثر با نگرش منفی نسبت به افراد معلول در جامعه.
7- تکنولوژیهای کمکی: مهارت استفاده از تکنولوژیهای کمکی مانند بریل، ماشین حساب سخنگو، مهرهای برجسته بریل و دیگر نمونهها
8 - مهارتهای بهرهوری بینایی: مهارتهایی که به وسیله آن، دانشآموزان کمبینا بتوانند حداکثر استفاده را از ورودیهای بصری خود بکنند. آموزشهای بهرهوری بینایی شامل آموزش مهارتهای تفسیر صحنههای تار، مهارتهای مکانی و اسکن کردن و غیره است.
اجرای این مهارتها بر اساس دستورالعملهایی است که به آن استاندارد میگوییم و شامل 13 استاندارد است:
استاندارد 1: همه دانشآموزان بینا یا دچار اختلال بینایی تیمی از معلم، والدین، معلم نابینایان و راهنمای حرکتی دارند. هدف این تیم، برنامهریزی، پیادهسازی، نظارت بر حسن اجرا و ارزیابی نیازهای آموزشی منحصربه فرد دانشآموز است. اعضای این تیم به وضوح شرح وظایف خود را میدانند.
استاندارد 2: نوع و فراوانی دستورالعملها و خدمات ارائه شده توسط معلم نابینایان بر اساس نیازهای ارزیابی شده دانشآموز و سطح حمایت مورد نیاز دانشآموز، تعیین میشود. تعداد دانشآموزان تخصیص یافته به هر معلم بر اساس نیاز هر دانشآموز، زمان لازم برای تهیه مطالب، حمل و نقل، مشاوره با والدین و غیره تعیین میشود.
استاندارد 3: برنامهها و خدمات مورد نیاز برای هر دانشآموز توسط معلم دانشآموزان با اختلال بینایی و نابینا با همراهی تیم عنوان شده ارزیابی و تعیین میشود. این برنامهها با همکاری نزدیک معلم نابینایان و متخصص حرکت و مکانیابی و بر اساس آزمونهای رسمی و غیر رسمی تدوین میشود. این ارزیابیها
در مقاطع مختلف بروز میشود.
استاندارد 4: برنامه آموزشی هر دانشآموز به صورت منحصر به فرد و بر اساس نیازهای مشخص دانشآموز تهیه میشود. تهیه این برنامه به عهده تیم ذکر شده در استاندارد 1 است.
استاندارد 5: همه دانشآموزان نابینا و دچار اختلال نابینایی صرف نظر از درجه اختلال و وجود یا عدم وجود سایر معلولیتها، از خدمات معلم نابینایان و دانشآموزان با اختلال بینایی استفاده میکنند. راهنمای مکانیابی و حرکت، ارزیابیهای لازم از کلاس و محل سکونت دانشآموز را انجام داده و توصیههای لازم را به تیم برنامهریزی و والدین ارائه میدهد.
استاندارد 6: مواد آموزشی، همزمان با همکلاسان بینا، در فرمت مورد نیاز دانشآموزان در اختیار آنها قرار میگیرد. دانشآموزان با اختلال بینایی یا نابینا میتوانند فرمت مورد نیاز خود را درخواست کنند.
استاندارد 7: تکنولوژی کمک آموزشی مورد نیاز دانشآموز بر اساس ارزیابی انجام شده توسط متخصصان تیم، در خانه و مدرسه در دسترس دانشآموزان قرار میگیرد. معلمان و والدین در مورد این تکنولوژی آموزش میبینند.
استاندارد 8: تمامی مطالب اینترنتی توصیه شده توسط اداره آموزش و پرورش استان و همچنین وبسایت این اداره طوری طراحی و ارائه میشوند که دانشآموزان با اختلال بینایی و نابینا نیز بتوانند از آن استفاده کنند.
استاندارد 9: نرمافزار آموزشی برای آموزش و تمرین مطالب درس داده شده در دسترس دانشآموزان قرار خواهد گرفت
استاندارد 10: والدین از اعضای مهم تیم آموزشی مدرسه هستند. والدین اطلاعات و آموزش کافی برای نظارت بر تکالیف و راهنمایی فرزندان خود برای انجام تکالیف در منزل را کسب میکنند.
استاندارد 11: دانشآموزان دچار اختلال بینایی و نابینا میتوانند به برنامههای آموزشی فشرده و کوتاه مدت در راستای آموزش برنامه آموزشی گسترش یافته دسترسی داشته باشند.
استاندارد 12: به محض تشخیص اختلال، برنامههای واسطهگری و مداخله
(intervention) برای دانشآموزان و والدین اجرا میشود. این برنامهها شامل خدمات تخصصی برای آمادهسازی والدین و فرزندان برای رویارو شدن با ضعف بینایی است.
استاندارد 13: یک برنامه انتقال جامع برای هر دانشآموز در زمان انتقال از یک محیط آموزشی به محیط آموزشی دیگر (تغییر مقطع یا تغییر محیط فیزیکی) تدارک دیده و اجرا میشود.
اجرای قوانین آموزشی بر عهده استانها است. اگر چه ممکن است که نحوه اجرا از استانی به استان دیگر متفاوت باشد، همه بر اساس اصول واحدی انجام میشود.
یکی از سایتهای ثبت آمارهای جهانی با نام WD تعداد احتمالی و تقریبی معلولان در کشور ایران را 607 هزار و 528 از میان جمعیت 67 میلیونی اعلام کرده است که در میان اقشار و حرفههای مختلف در حال زندگی هستند. ولی مشهور است که ایران حدود ده درصد معلول دارد یعنی در 75 میلیون جمعیت تقریبی کشور، حدود هفت میلیون نفر معلول دارد.
با وجود اینکه جستجو در اینترنت برای یافتن آمار دقیق دانشجویان معلول در ایران چه به زبان فارسی و چه به انگلیسی نتیجهای در بر نداشت اما وجود افراد معلول در میان تمامی اقشار به خصوص قشر دانشجو در ایران که مدنظر این گزارش است حقیقتی نیست که به توان به راحتی آن را انکار کرد.
برای پی بردن به این حقیقت آزار دهنده که در دانشگاههای ایران توجه چندانی به شرایط دانشجویان معلول نشده و این افراد باید به تنهایی گلیم خود را از آب بیرون بکشند نیاز به تحقیق و بررسی فراوان نیست. هرچه توانایی مالی این افراد کمتر باشد عمق مشکلات برای آنها بیشتر خواهد شد.
کشورهای دیگر جهان نیز دارای افراد معلول هستند که در بسیاری موارد این تعداد از تعداد معلولان در ایران بسیار بیشتر است. برای مثال ایالات متحده به صورت تقریبی 2 میلیون و 642 هزار و 898، آلمان 741 هزار و 821 و روسیه یک
میلیون و 295 هزار و 766 نفر معلول در کشورهای خود دارند.
با این حال تحقیق و گردش در میان سایت دانشگاههای مختلف دنیا میزان ارزش و احترام و تسهیلاتی که چنین کشورهایی برای این افراد در میان دانشجویان در نظر میگیرند را آشکار میکند. در اکثر دانشگاهها از قبیل دانشگاه کوئینز در کانادا و دانشگاه کالیفرنیا در ایالات متحده بخشی مجزا به دانشجویان معلول اختصاص داده شده است تا این دانشجویان متناسب با نوع معلولیت خود بتوانند از خدمات آموزشی، بهداشتی و خوابگاهی استفاده کنند.
تمامی حقوق دانشجویان معلول، وظایف آنها و وظایف مسئولان و اساتید دانشگاه در برابر این دانشجویان به صورت کتاب قانونی در دانشگاه کوئینز کانادا موجود بوده و تمامی افراد موظف به رعایت این قوانین هستند.
در دانشگاه کوئینز دانشجویان معلول حق دارند به دورههای تحصیلات پیشرفته دسترسی داشته و متناسب با نوع معلولیت تحت آموزش قرار گرفته و در مکان متناسب ساکن شوند. در این دانشگاه مسئولان موظفند تمام تلاش خود را در رعایت حقوق این دانشجویان صرف کرده و از عقب ماندگی و یا عدم درک مفاهیم به دلیل معلولیت آنها جلوگیری کنند. تمامی حقوق دانشجویان معلول، وظایف آنها و وظایف مسئولان و اساتید دانشگاه در برابر این دانشجویان به صورت کتاب قانونی در دانشگاه موجود بوده و تمامی افراد موظف به رعایت این قوانین هستند.
فرماندار کالیفرنیا که در سالهای 1983 تا 1991 در این سمت مشغول به کار بوده است معتقد بود تمامی دانشجویان شایسته داشتن فرصت تحصیل هستند و به همین دلیل دانشگاه کالیفرنیا با تأسیس موسسهای به کمک دانشجویانی که از نیازهای خاصی برخوردار بودند شتافته و امکان تحصیل آسان و لذتبخش را برای دانشجویان معلول فراهم آورد.
این دانشگاه مأموریت و هدف نهایی خود را حمایت از دانشجویان معلول در تحصیل و کسب نمرات مناسب و شایسته اعلام کرده است. بالغ بر هزار و 300 دانشجو تحت این شرایط در هر ترم در این دانشگاه تحصیل کرده و تا کنون بالغ بر 3 هزار دانشجوی معلول از این دانشگاه فارغ التحصیل شدهاند.
خدمات این دانشگاه در گروههای خدمات برای ناشنوایان و کمشنوایان، خدمات برای افراد ناتوان حرکتی و مرکز فوق پیشرفته تقسیم میشود. در عین حال دانشجویان از خدمات معاینات پزشکی دورهای برخوردارند تا در صورت نیاز نوع خدمات آموزشی آنها متناسب با نیازهای آنها تغییر و انطباق داده شود.
پرستاری، مشاورههای مخصوص آموزشی، پارکینگهای مخصوص، خوابگاههای مخصوص و کمک هزینههای تحصیلی از دیگر خدمات این دانشگاه برای دانشجویان معلول است. مرکز فوق پیشرفته این دانشگاه نیز یکی از مراکز قابل توجه است. در این مرکز تمامی تجهیزات الکتریکی مورد نیاز برای تحقیقات و آزمایشها متناسب با نوع معلولیت افراد تهیه شده است.
کارگاهها و میزهای قابل انطباق، رایانههای قابل انطباق و دسترس اپل، تجهیزات و نرمافزارهای ارتباطی قابل انطباق، تجهیزات و صفحه کلیدهای مخصوص خط بریل، نرم افزارهای ترجمه خط بریل، تجهیزات تشخیص کاراکترهای نوری برای خواندن و نوشتن، نرم افزارهای تشخیص صوت و صدا و نرمافزارهای پیشبینی لغات از جمله تجهیزاتی هستند که فرایند تحصیل و تحقیق را برای دانشجویان با ناتوانیهای مختلف تسهیل میکند.
دانشگاه ویندزور نیز برنامههای مفصلی برای دانشجویان معلول ارائه کرده است. افراد با ناتوانیهایی در بینایی یا شنوایی، درک و حرکت و همچنین مبتلایان به بیماریهای مزمن تحت حمایت این برنامههای آموزشی دانشگاه خواهند بود. به گفته مقامات این دانشگاه برنامه حمایت از افراد معلول با هدف به حداقل رساندن تأثیر ناتوانیهای موجود بر روند تحصیل و یادگیری آنها ارائه شده است.
در این دانشگاه نیز مشاورههای تحصیلی متناسب با نوع معلولیت، شیوههای آموزشی مناسب و استفاده از تکنولوژیها و تجهیزات منطبق با شرایط فرد در دستهبندیهای برنامه حمایتی از افراد معلول قرار دارد.
به گزارش مهر، شاید مقایسه ایران با چنین کشورهایی که از نظر سطح تکنولوژی و علمی در سطوح بالاتر جهانی قرار گرفتهاند زیاد منصفانه نباشد، اما چنین سطح علمی و تجهیزاتی یک شبه به کشورهای قدرتمند جهان وارد نشده است و با توجه به اشاره مکرر مسئولان کشور مبنی بر تواناییهای
نامحدود علمی و تکنولوژیکی کشور میتوان به خود اجازه داد که پا را از مرزهای ایران فراتر گذاشته و نگاهی کوتاه به توجه مقامات دیگر کشورها به قشر معلول جامعه کرد.(1)
از آنجا که دانشجویان معلول هم مانند دانشجویان عادی، باید بتوانند از امکانات تحصیلی پیرامون خود استفاده کنند، در سرتاسر جهان بورسیههای تحصیلی زیادی برای معلولان وجود دارد که برای دانشجویانی که ناتوانی جسمی، حسی و یادگیری دارند، یا از لحاظ سلامت روان در وضعیت مناسبی نیستند، کمکهای مالی ارائه میدهند. در این مقاله به معرفی بورسیههای تحصیلی موجود در کانادا برای دانشجویان معلول میپردازیم. این بورسیهها در کانادا و آمریکا است.
بورسیه AAHD Frederick J. Krause: این بورسیه برای افرادی است که معلولیت و مشکلات سلامت دارند. و به نام AAHD Frederick J. Krause، شناخته میشود مختص دانشجویان معلولی است که از شهروندان آمریکایی هستند و به عنوان دانشجوی تمام وقت کارشناسی یا کارشناسی ارشد در یکی از دانشگاههای معتبر آمریکا ثبتنام کرده باشند. برای گرفتن این بورسیه شما باید مدارک مربوط به معلولیت یا بیماری خود را ارائه دهید.
بورسیه دانشگاهی انجمن ناشنوایان و کمشنوایان الکساندر گراهام بل: این بورسیه بر اساس لیاقت و شایستگی به دانشجویان تمام وقتی که مشکل ناشنوایی یا کمشنوایی دارند، برای تحصیل در مقطع کارشناسی در دانشگاهها اهدا میشود. تعداد محدودی بورسیه هم برای دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد ارائه میشود. این بورسیه برای دانشجویان آمریکایی و غیر آمریکایی قابل دریافت است.
1) . سایت مؤسسه مهاجرتی گنجی (www.ganjico.com)
بورسیه تحصیلی Reintegration Baer: این بورسیه برای افرادی است که دارای معلولیت ذهنی و روانی هستند. بورسیه Reintegration Baer به آن دسته از شهروندان آمریکایی که از اسکیزوفرنی، اختلال اسکیزوافکتیو یا اختلال دو قطبی رنج میبرند و در حال حاضر تحت درمان هستند، تعلق میگیرد. این بورسیه به دورههای معادل دبیرستان، دورههای مدارس فنیحرفهای یا دورههای تجارت در مقطع کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد تعلق میگیرد.
بورسیه معلولیت یادبود فلورا ماری جنکینز: این بورسیه تحصیلی برای دانشجویان معلول آمریکایی است که در مقطع کارشناسی ثبتنام یا پذیرفته شدهاند. برای درخواست استفاده از بورسیه معلولیت یادبود فلورا ماری جنکینز، باید یک مقاله که در آن تأثیر معلولیت در زندگی شما شرح داده شده باشد، را ارائه دهید.
بورسیه تحصیلی فدراسیون هموفیلی آمریکا: این برنامه شامل چهار دسته بورسیه است که هدف آن، حمایت از دانشجویان با اختلالات خونی از طریق کمک هزینه تحصیل در خدمات پزشکی و سلامت است تا بتوانند در رشتههای پزشکی مشغول به کار شوند.
بورسیه معلولیت مایکروسافت: بورسیه معلولیت مایکروسافت برای فارغالتحصیلان معلول دبیرستانی از هر کشوری است تا بتوانند در مقطع لیسانس دانشگاه آمریکا یا کالج فنی تحصیل کنند. برای دریافت این بورسیه، باید به فناوری علاقهمند باشید، ثابت کنید که نیاز مالی دارید و یک رشته در مهندسی، علوم کامپیوتر، سیستمهای اطلاعاتی کامپیوتر، حقوق، بازرگانی یا سایر رشتههای مرتبط در نظر داشته باشید.
بورسیه مرکز ملی یادگیری معلولان آنه فورد و آلگرا فورد توماس: این
بورسیه برای دانشآموزان دو سال آخر دبیرستانهای آمریکاست که مشکلات یادگیری یا ADHD دارند و در شرف ورود به آموزش عالی هستند.
بورسیه Google Lime: این بورسیه نوعی حمایت مالی از دانشجویان رشتههای مهندسی و کامپیوتر است. بورسیه Google Lime برای دانشجویان معلول همه کشورها برای تحصیل در هر مقطعی در دانشگاههای آمریکا و کانادا است. برای دریافت این بورسیه، باید در حال تحصیل در رشتههای علوم کامپیوتر و مهندسی کامپیوتر یا در رشتههای بسیار نزدیک به رشتههای فنی باشید.
بورسیه ADHD Shier Canada: این بورسیه برای اتباع قانونی آلبرتا، نوا اسکوتیا، اونتاریو، یا کبک است که ADHD داشته باشند، تا بتوانند در هر مؤسسه آموزش عالی معتبر در یکی از ایالتهای ذکر شده تحصیل کنند.
بورسیه تحصیلی بنیاد ChairScholars: بنیاد ChairScholars کمک هزینه تحصیلی برای تحصیل در دانشگاهها و آموزشهای فنیحرفهای به دانشجویان کم درآمد و دارای معلولیت شدید، ارائه میدهد و به آنها این فرصت را میدهد که به دنبال رؤیاهای خود، به این خاطر که «هیچ مشکل جسمی نباید مانع یک ذهن با انگیزه باشد»، بروند. این بنیاد سه نوع بورسیه تحصیلی ارائه میکند: دوره بورسیه ملی، دوره بورسیه فلوریدا و دوره بورسیه منطقه شهری نیویورک.
برنامه دانشجویی فولبرایت آمریکا: برنامه دانشجویی فولبرایت آمریکا کمکهای مالی برای پروژههای انفرادی هنری، پژوهشی و تحصیلی یا دستیاری تدریس زبان انگلیسی ارائه میدهد. متقاضیان ممکن است از فارغالتحصیلان قدیمی یا فارغالتحصیلان اخیر مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا باشند. دانشجویان معلول تشویق به ثبتنام در این طرح شدهاند. هر داوطلب باید یک بیانیه در مورد هدف خود از شرکت در دورههای تحصیلی خارج از کشور ارائه دهد. این برنامه تبادل فرهنگی را از طریق تعامل مستقیم به صورت فردی در کلاس
درس، رشته، خانه و در قالب انجمنها تسهیل میکند که به دریافت کننده آن، این امکان را میدهد تا نقطه نظرات و عقاید و خطمشی و طرز تفکر دیگران را درک کند و در نتیجه درک متقابل ارتقا مییابد.
بورسیه بینالمللی گیلمن: بورسیه تحصیلی بینالمللی گیلمن به دانشجویان مقطع کارشناسی آمریکا که در دو سال از چهار سال دانشگاه برای شرکت در دورههای تحصیل در خارج از کشور در سراسر دنیا، از صندوق فدرال پل گرانت کمکهای مالی دریافت میکنند، جوایزی را اهدا میکند. هدف این برنامه این است که از دانشجویانی که به دلایلی از تحصیل آنها در خارج از کشور جلوگیری شده است، مانند دانشجویانی که نیاز مالی دارند، دانشجویان زیر شاخه برخی رشتههای خاص مانند علوم و مهندسی، دانشجویانی که پس زمینه قومیخاصی دارند و دانشجویان معلول حمایت کند.
بورسیه Lime Connect: شرکت Lime Connect بورسیههای تحصیلی متفاوتی را به دانشجویانی که در آمریکا و کانادا در ارتباط با شرکتهای شریک تحصیل میکنند، ارائه میدهد. برخی از این بورسیهها شامل حق کارآموزی میشود. تمام این بورسیهها بر اساس شایستگی و نه بر اساس نیاز مالی تعلق میگیرد. برای دریافت این بورسیه نیازی نیست که دانشجویان از خدمات معلولین یا مراکز دسترسی در سطح دانشگاه استفاده کنند یا مدرکی دال بر معلولیت خود ارائه دهند.
بورسیه تحصیلی سازمان Mobility International: سازمان Mobility International مجموعهای از بورسیههای تحصیلی را ارائه میدهد که میتواند از طریق مبادلات بینالمللی استفاده شود. افراد معلول اگر واجد شرایط لازم برای اخذ این بورسیهها باشند، میتوانند برای درخواست هر یک از این کمک هزینههای تحصیلی اقدام کنند. برخی از کمک هزینههای تحصیلی بهطور انحصاری برای افراد معلول، زنان، شهروندان آمریکایی یا غیر آمریکایی و یا کسانی
که به دنبال اجرای برنامه خاصی باشند، ارائه میگردد.(1)
درباره وضعیت فرهنگی معلولین کانادا، پژوهشهای انجام شده و گاه به صورت کتاب یا مقاله عرضه شده است. کتاب زیر یک نمونه از این کارها است.
آموزش و پرورش دانشآموزان استثنایی با تأکید بر آموزش و پرورش نابینایان در کانادا، عذرا دبیری اصفهانی و طیبه زندیپور، تهران، آییژ، 1385.
بر اساس منشور آزادی حقوق بشر تمام شهروندان صرف نظر از نژاد، جنسیت، سن، زبان، معلولیتهای جسمی، ذهنی و … در کل دنیا باید بتوانند از آموزش و پرورش متناسب با نیازهای خود و جامعه برخوردار باشند.
امروزه تعلیم و تربیت دانشآموزان استثنایی در کنار دانشآموزان عادی در مدارس دولتی دنیا امری بسیار عادی تلقی میشود. دانشآموزان استثنایی با معلولیتهای ذهنی و فیزیکی سایر دانشآموزانی که با استانداردهای آموزش موجود در کانادا همخوانی ندارند، مانند مهاجرانی که زبان رسمی مدرسه زبان اصلی آنان نیست، دانشآموزان این کلاسهای تلفیقی را شامل میشوند.
این کتاب از امر آموزش و پرورش در کشور کانادا برای دانشآموزان استثنایی بحث میکند و با هدف معرفی آموزش و پرورش در کشور کانادا تدوین شده است و هیچگونه ارزیابی و داوری در این مقوله مدنظر واقع نگردیده است و نگارندگان این کتاب بر اساس شواهدی که در طول اقامت خود در کشور کانادا بودهاند و همین که برای این گروه از دانشآموزان خدمات ارائه میگردد که کتاب حاضر را به تألیف رساندهاند.
رشد کیفی و کمی آموزش و پرورش دانشآموزان با نیازهای اختصاصی به ویژه دانشآموزان نابینا و کمبینا انگیزه نگارش این اثر بوده است به این امید که شاید تجربیات ارزنده کشور کانادا در زمینه آموزشهای استثنایی بتواند راهگشایی برای حل مشکلات آموزشی و پرورشی دانشآموزان استثنایی ایران به خصوص نابینایان
1) . بورسیههای تحصیلی برای دانشجویان معلول، آناهید اعظمیفر، سایت اینترنتی payment24.ir، ۴ خرداد ۱۳۹۶.
و کمبینایان به شمار آید.
این نوشتار کوششی بوده است در راستای معرفی نظام آموزش و پرورش استثنایی در کانادا به ویژه افراد دارای آسیب بینایی، به این منظور کتاب در چهار بخش تنظیم شده است. در بخش اول آموزش و پرورش استثنایی در کانادا به طور کلی: نگاهی گذرا به تاریخچه آموزش و پرورش دانشآموزان استثنایی، یکپارچهسازی و ادغام، جایگزینی قانون و دانشآموزان استثنایی و در بخش دوم، آموزش و پرورش نابینایان و کمبینایان به طور ویژه: تعریف آسیبهای بینایی، نگاهی گذرا به تاریخچه آموزش و پرورش نابینایان و کمبینایان، برنامههای آموزشی کوتاه مدت، برنامههای آموزشی فوق برنامه، مهارتهای جابجایی و حرکت از محلی به محل دیگر به کند و کاو کشیده شده است.
در بخش سوم خدمات راهنمایی و مشاوره تحصیلی – شغلی به طور کلی: راهنمایی و مشاوره حرفهای (تحصیلی – شغلی) موارد قانون جهانی عصای سفید و آنچه نابینایان در این راستا از آن بهرهمندند، مطرح شده است. مرور موانع اشتغال، عناوین شاغلین نابینای ۷۵ کشور از ۱۳۵ کشور عضو اتحادیه نابینایان از دیگر مبحث این بخش است.
بخش چهارم به معرفی سازمانها، انجمنها، مؤسسات اتحادیهها، نهادها، شوراها و دیگر مراکز خدماترسانی کانادا به نابینایان و ذکر هدفها و خدمات آنها پرداخته است.
این اثر توسط دکتر عذرا دبیری اصفهانی و دکتر طیبه زندی پور از اساتید دانشگاه الزهرا تهران، از انتشارات آییژ، سال ۱۳۸۵ در ۱۴۲ صفحه به چاپ رسیده است.(1)
1) . سایت مؤسسه نابینایان بصیر (www.www.bassir.ir)
دولت کانادا به منظور توسعه مدنیت در جامعه معلولین به روشهای مختلف از تشکلها حمایت میکند؛ و پروژهای با عنوان “برنامه مشترک اجتماعی در بخش از کارافتادگی (معلولیت) (SDPP-D)” راهاندازی کرده تا به سازمانهای غیرانتفاعی که در زمینه کمک به افراد معلول فعالیت دارند کمک مالی کند.
این کمک مالی تا سقف 250.000 دلار و حداکثر به مدت سه سال به سازمانهای منتخب تعلق میگیرد.
دولت کانادا این کمک مالی را در راستای تعهد خود در کنوانسیون سازمان ملل درباره حقوق افراد معلول انجام میدهد.
پروژههایی میتوانند از این کمک استفاده کنند که حداقل روی یکی از مسایل و مشکلات افراد معلول مانند زندگی فعال، دسترسی بهتر به امکانات، شناسایی جمعیت مورد آسیب از این پدیده و رشد آگاهی عمومی نسبت به مسایل معلولیت، فعالیت کنند.
هدف برنامه مذکور که عنوان دقیق آن Disability Component of the Social Development Partnership Program (SDPP-D)I است، بهبود مشارکت و اتحاد عموم مردم در رابطه با معلولیت و تأثیر آن در تمام جنبههای زندگی اجتماعی در کانادا است. به طور خلاصه بودجه این برنامه به سازمانهای غیرانتفاعی در سراسر کانادا که با موانع موجود بر سر راه افراد معلول مقابله میکنند تعلق میگیرد.
خلاصه اهداف برنامه (SDPP-D) به شرح زیر است:
– حمایت از ایجاد و توسعه رویکردهایی که به چالشهای معلولیت در زندگی اجتماعی میپردازد.
– گسترش و تعویض ابزار، منابع و مطالعاتی که به رفع موانع اجتماعی افراد معلول به طور خاص، خانوادههایشان و اجتماع کمک کند.
– ایجاد مشارکت عمومی و شبکههای اجتماعی که به حل مسایل موجود و در حال ظهور در این زمینه کمک کند.
“کاستاس منگاکیس” (Costas Menegakis) نماینده ریچموند هیل در پارلمان از کسانی که در زمینههای فوق برنامه و یا پیشنهادی دارند خواسته تا آن را ارایه دهند.(1)
1) . سایت سلام تورنتو (www.salamtoronto.ca)
تشکلهای مختلف در کانادا فعالیت دارند، یک دسته آنها تشکلهایی هستند که برای نابینایان کار میکنند، دستهای برای ناشنوایان و تشکلهایی هم برای قشرهای دیگر معلولین فعالیت میکنند. اما یک دسته هم عمومی هستند و به همه معلولیت رسیدگی میکنند و دامنه فعالیتهای آنها همگانی است. اکنون به معرفی عمومیها میپردازم.
شورای کانادایی افراد معلول(1)
این شورا که از سوی دولت فدرال پشتیبانی میشود، سازمانی است که مشوق و حامی معلولان کانادایی است. این شورا، توسط افراد معلول تأسیس و توسط خود آنان اداره میشود. هدف این شورا، ارتقای زندگی معلولان کانادایی از طریق مقابله و از بین بردن نابرابری و تبعیض است. اعضای این شورا را سازمانهای ملی، منطقهای و محلی تشکیل میدهند.
این شورا، از طریق شرکت در فعالیتهای سازمان "افراد معلول بینالمللی(2)" و همچنین با ارائه پروژههای بینالمللی، فعال است. فعالیتها و سیاستهای اجرایی این شورا بر اساس عقاید زیر پیریزی شده است:
افراد معلول باید از حقوق و مسئولیتهایی برخوردار باشند که دیگر افراد عادی از آنها بهرهمند هستند. بنابراین، هرگونه محدودیت و ضعفی برای معلولان غیرقابل تحمل است و باید از میان برود؛
تمام معلولان باید به خودیاوری کاملاً متعهد باشند؛
معلولان باید در فرآیند تصمیمگیری در زمینههایی که به نحوی در زندگی آنان تأثیرگذار است، دخالت داده شوند.
منشور آزادی(3)
و حقوق بشر، تساوی استفاده از تمام مزایا و حقوق شهروندی را برای معلولان ضمانت کرده و تبعیض بر اساس معلولیت ذهنی و جسمانی را منع
نموده است. بنابراین، تمام قوانین آینده باید از این منشور تبعیت کنند. یادآور میشود که این شورا تمام مصوبههای جدید حقوق بشر را برای آگاهی اعضا و سایر افراد ذینفع چاپ و منتشر میکند.
در سال 1993 سازمانهای مختلفی، کمیته متحدی را با هدف تلفیق کامل دانشآموزان نابینا و کمبینا با دانشآموزان عادی تشکیل دادند.(1)
این اتحادیه، در سال 1975 با هدف ارائه خدمات و برنامههای آموزشی به افراد معلول از هنگام تولد تا 21 سالگی، با همکاری وزارت آموزش و پرورش استانهای نیوبرانزویک(2)، نیوفاندلند(3)، نوااسکوتیا(4)، و پرنس ادوارد(5)تشکیل شد. افراد ناشنوا، نابینا، افراد نابینای ناشنوا و کمبینا و کمشنوا، میتوانند از خدمات این مرکز سود برند.
این اتحادیه که بر اساس یک توافقنامه میان چهار استان نام برده به وجود آمده است، اتحادیهای منحصر به فرد در کانادا است که میتواند به عنوان یک الگوی خدماتی کارآمد و مؤثر در سطح منطقهای، خدمات خود را به مخاطبان ارائه نماید. برنامهها و خدماتی که توسط این اتحادیه ارائه میشود، کمک به مناطق مختلف آموزشی در چهار استان نام برده، به منظور برآوردن نیازهای آموزشی و پرورشی افراد نابینا و ناشنوا است. بیشتر خدمات این اتحادیه، قابل ارائه به افراد معلول است. در صورت لزوم برنامههای آموزشی کوتاه مدت در مرکز این اتحادیه - که در هالی فاکس(6)قرار دارد - ارائه میگردد.(7)
تشکلهایی در کانادا هست که دامنه و قلمرو فعالیتهای آنها، نابینایان است. آموزش خط بریل، تولید کتب صوتی یا دیگر مسائل مرتبط به نابینایان میپردازند. اکنون به معرفی مهمترین این تشکلها میپردازم.
سازمان ملی نابینایان کانادا (به انگلیسی: Canadian National Institute for the Blind) (با نماد اختصاری CNIB)، سازمان خیریهای است در کشور کانادا که به صورت کار داوطلبانه در زمینه کمک به کاناداییهای نابینا یا کمبینا و ارتقای آگاهی درباره سلامت بینایی در این کشور فعالیت میکند. این سازمان در آغاز در سال ۱۹۱۸ برای کمک به سربازانی که در جنگ جهانی اول دچار مشکل بینایی میشدند پایهگذاری شد. از آن پس این سازمان گستره فعالیت خود را در زمینههایی همچون تحقیقات، ارتقای آگاهی عمومی، مشاوره و توانبخشی و نیز ایجاد یک کتابخانه مخصوص افراد با مشکل بینایی (کمبینا یا نابینا) افزایش داده است.
امروزه، مهمترین و اصلیترین گروهی که در کانادا حامی نابینایان و افراد مبتلا به انواع آسیبهای بینایی به شمار میرود، مؤسسه ملی نابینایان کانادا است که از سال 1918 ارائه خدمات خود را به نابینایان آغاز کرد. کلنل ادوین بِیکر(1)، دکتر شرمن سویفت(2)و پنج تن دیگر، این مؤسسه را تأسیس کردند. در همین ایام، کتابخانهای(3)
برای ارائه خدمات کتابخانهای و انتشاراتی به این نهاد پیوست. هدف از برپایی این مؤسسه، در حقیقت پاسخگویی به نیازهای نابینایان جنگ جهانی اول بود.
در دهههای 1950 و 1960، با پیشرفتهای تکنولوژیکی، این نهاد دست به تأسیس مرکزی به منظور مشاوره و راهنمایی حرفهای زد. این مرکز، برنامههای زندهای برای برنامهریزی حرفهای و آموزشهای شغلی ارائه نمودند. در حال حاضر، این مرکز، دارای 9 دفتر یا مرکز استانی است که خدماتی در زمینه آموزشهای اجتماعی، کاریابی و زندگی مستقل بدون نیاز به یاری دیگران ارائه میدهند. این مراکز خدمات مختلفی را در سراسر کانادا به نابینایان، کمبینایان، والدین، مربیان، متخصصان رشته آموزش نابینایان و کمبینایان، پژوهشگران و دیگر افراد علاقهمند به مسائل نابینایان و کمبینایان، ارائه مینمایند. این خدمات عبارتند از:
مشاوره و راهنمایی مراجعه کنندگان به مراکز ذیربط؛
توانبخشی شغلی؛
آموزش مهارتهای جابهجایی و جهتیابی؛
توانبخشی دیداری برای افزایش میزان دید کمبینایان؛
مشاورههای شغلی؛
کمکهای تکنیکی؛
خدمات کتابخانهای.
مشاوره و ارجاع(1): مشکلات جسمانی در ارتباط با نابینایی و ناشنوایی، کاملاً آشکار و مشخص است، اما تنگنای بزرگتر مسائل روانی، سازگاری فرد با محیط و پذیرش معلولیت است که معلول را نیازمند به آموزشهای لازم در این زمینه میسازد.
خدمات مشاورهای و ارجاع، یکی از خدماتی است که این مرکز به معلولان و خانوادههای آنان ارائه مینماید. در این زمینه مشاوران کار آزموده این مرکز، آموزشهای لازم را از طریق مشاورههای خصوصی و کلاسهای گروهی به آنان و خانواده ایشان ارائه میدهند. از طریق این آموزشها، معلول و اطرافیان او بهتر خواهند توانست با مسائل عاطفی و روانی از دست دادن بینایی، خود را سازگار نمایند.
1) 1.Comseling And Referral
خدمات مشاورهای و ارجاعی عبارتند از مشاورههای خصوصی با معلولان، مشاوره با خانواده آنان؛ جلب حمایتهای گروهی سایر نابینایان از فرد نابینایی که تازه به مرکز مراجعه کرده است؛ ارجاع فرد نابینا به نهادها و سازمانهای خارج از مرکز و سرانجام، تشویق فرد نابینا به استفاده از سایر خدمات این مرکز.
آموزش توانبخشی(1): این مرکز جهت آموزشهای لازم در زمینه فعالیتهای روزمره زندگی برای افراد نابینا و کمبینا، کلاسهایی دایر میکند. هدف از این آموزشها، ارتقای استقلال فردی نابینایان و کمبینایان در انجام وظایف و کارهای روزانه است. این کلاسها و آموزشها که به صورت فردی و گروهی برگزار میشود، در زمینههای مشروحه زیر، فراگیر نابینا و کمبینا را آماده برای رویارویی با زندگی روزمره مینماید:
مهارتهای ارتباطی: آموزش بریل، نوشتن، تایپ کردن، ضبط صدا و...؛
ساماندهی کارهای شخصی: رعایت نظافت، بهداشت، سلامت عمومی، مهارت در لباس پوشیدن و نگهداری از آنها، انجام کارهای بانکی و غیره؛
نگهداری و مراقبت از خانه: آشپزی، نظافت خانه، حراست از خانه و وسایل آن؛
مهارتهای جهتیابی: جابهجایی در درون خانه؛
فعالیتهای تفریحی: آموزش سرگرمیهای مختلف در داخل خانه.
آموزش جهتیابی و جابهجایی(2): هدف اصلی این برنامه، آموزش رفت و آمد مستقل به نابینایان و کمبینایان است تا آنان بتوانند پس از گذراندن این دوره، با سلامت کامل از محلی به محل دیگر آمد و شد کنند و اعتماد به نفس و حس استقلال در ایشان تقویت شود. این آموزشها شامل موارد زیر است:
آموزش انفرادی: برای بالا بردن مهارتهای رفت و آمد مستقل فراگیر از مبدأ به مقصد؛
آموزش تکنیکهای استفاده از عصای سفید؛
آموزش چگونگی حرکت از مبدأ به مقصد با کمک یک فرد بینا؛
آموزش ترسیم نقشههای ذهنی توسط فراگیر و استفاده از سایر حواس برای حرکت از محلی به محل دیگر؛
توانبخشی دیداری(1)
جهت افزایش میزان دید کمبینایان.
متخصصان بهداشت چشم در این مرکز، به افراد کمبینا کمک میکنند تا به طور صحیح از باقیمانده دید خود استفاده کنند و در صورت امکان، میزان دید این افراد را افزایش دهند. آموزش استفاده از عدسیهای بزرگ، یادگیری ورزشهای مناسب چشم از جمله شیوههایی است که این متخصصان از آنها بهره میگیرند.
توانبخشی شغلی(2): یکی دیگر از خدمات مؤسسه ملی نابینایان کانادا، شناخت مشاغل مورد نیاز در بازار اشتغال و آموزش مهارتهای کاریابی است. در این راستا، مشاوران شغلی به افراد مبتلا به آسیبهای بینایی کمک میکنند تا برنامهای برای دستیابی به کار دلخواه خود در آینده طرحریزی نمایند. سپس، بر اساس پیشهی انتخابی، معلومات، مهارتها و تواناییهای لازم برای احراز این حرفه مشخص میشود. مرحله بعد، ارزیابی دانش، مهارتها و تواناییهای فرد نابینا یا کمبینا در ارتباط با شغل انتخاب شده است. در صورت نبود مهارت و تواناییهای بسنده برای انجام حرفه مشخص شده، فراگیر نابینا یا کمبینا تحت آموزشهای لازم در این مرکز و یا مراکز ذیربط قرار میگیرد.
زمانی که نابینا و یا کمبینا آمادگی خود را برای آغاز کار و یا برگشت به حرفه انتخابی اعلام کرد، این مرکز برنامه تازه دیگری برای کاریابی فرد معلول طراحی میکند. در این برنامه، شخص مبتلا به آسیبهای بینایی باید با چگونگی استفاده از بانکهای اطلاعات مشاغل آشنا شود، روش نوشتن درخواست کار را فراگیرد، راه و رسم مصاحبه با کارفرما را تمرین کند و سرانجام، پس از ارسال درخواست کار به کارفرما، شیوههای پیگیری را یاد بگیرد.
پس از آموزشهای لازم در زمینه توانبخشی شغلی و کاریابی، این مرکز از مراجعهکننده خود میخواهد تا زمان استخدام قطعی، ارتباط خود را با این مرکز قطع نکند تا مرکز بتواند مشاوره و حمایتهای لازم را به وی ارائه نماید. با این
آموزشها که معمولاً بین 3 تا 6 ماه به درازا میکشد، مراجعه کننده به این مرکز میتواند به آسانی به بازار کار انتقال یابد.
این کانون، با بسیاری از سازمانهای دولتی و خصوصی در ارتباط است. این ارتباط تنگاتنگ، سبب میشود بسیاری از کارفرمایان به مراجعهکنندگان که نابینایان و کمبینایان هستند، اعتماد نمایند و آنان را استخدام کنند. یادآور میشود که این مرکز مانند سایر مراکز کاریابی در کانادا، مجهز به بانکهای اطلاعاتی چاپی و الکترونیکی هستند. این بانکها، اطلاعات لازم درباره مشاغل مورد نیاز در بازار کار کانادا، دانش، مهارتها و تواناییهای لازم برای احراز این مشاغل، نام، نشانی و تلفن کارفرمایی را که اقدام به استخدام نموده در اختیار مراجعه کننده میگذارد.
کمکهای تکنیکی(1): در صورت نیاز نابینایان و کمبینایان به فراگیری روند کار با ابزار الکترونیکی مانند ضبط صوت، ماشین تحریر، کامپیوتر و دیگر نیازمندیهای تکنیکی، متخصصان مجرب این مرکز، خدمات لازم را به طور رایگان به معلول ارائه مینمایند.
خدمات کتابخانهای(2): کتابخانه مؤسسه ملی نابینایان کانادا، در سال 1906 برپا شد و امروزه این کتابخانه به صورت دیجیتالی اداره میشود. این مرکز، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و خدمترسانان علمی به اشکال مختلف از قبیل کتابهای بریل، کتابهای گویا، نوارهای صوتی و الکترونیکی و غیره در کانادا است و سالانه 108 میلیون مواد کتابخانهای گوناگون را به درخواستکنندگان امانت میدهد.(3)
شورای نابینایان کانادا، در سال 1944 در شهر لندن در استان انتاریو (واقع در کانادا)، کار خود را آغاز کرد. این سازمان که از سوی دولت فدرال تأمین میگردد، سازمانی است خیریه و به عنوان "صدای نابینای کانادایی" شهرت یافته است. دفتر مرکزی این سازمان در شهر اتاوا است و در حال حاضر 85 شعبه در سراسر کانادا
دایر کرده است.
این سازمان، برخلاف مؤسسه ملی نابینایان کانادا که صرفاً ماهیت خدماتی دارد، بیشتر به حقوق نابینایان توجه میکند و تمام اعضای آن نابینایان و دیگر افراد مبتلا به آسیبهای بینایی هستند.
هدف و ضرورت شورا از این قرار است: برپایی، سازماندهی و حفظ همبستگی ملی در جهت یاری رساندن و توسعه کوششهای فردی و گروهی نابینایان و دیگر افراد مبتلا به آسیبهای بینایی به منظور:
دوباره به دست آوردن اعتماد به نفس، اتکای به خویش، عزت نفس و استقلال؛
دخالت و دفاع از مسایلی که به نحوی در زندگی نابینایان و کمبینایان تأثیر میگذارد؛
ارتقای کیفیت زندگی نابینایان از طریق آموزش عالی، مشاغل پر درآمد، ارتباطات اجتماعی و سرانجام، ایجاد روابط و دوستی نزدیک میان نابینایان و مردم عادی؛
ارتقا و تبیین استانداردهایی برای حفظ دید و جلوگیری از نابینایی؛
ایجاد برابری در تمام زمینهها برای نابینایان و افراد مبتلا به آسیبهای بینایی؛
ارتقای فرصتهای همسان در زمینه آموزش و استخدام نابینایان؛
ارتقای دستیابی و دسترسی مساوی به اطلاعات؛
ارتقای تلفیق نابینایان با مردم عادی در جوامع مختلف آموزشی، اجتماعی و غیره؛
ارتقای فعالیتهای تفریحی و ورزشی برای نابینایان در سراسر کانادا؛
افزایش عزت نفس و اعتقاد به اصل شهروند درجه یک بودن در تمام اعضا که همگی نابینا و کمبینا هستند؛
کنترل خدمات و اطمینان از کیفیت بالا و برابری این خدمات به نابینایان و کمبینایان در سراسر کانادا؛
ارتقا و کنترل خدمات و لوایح در تمام سطوح؛
ارتقا و کسب اطمینان از توجه به نیازهای تکنولوژیکی نابینایان؛
اتحادیه جهانی نابینایان: زنان نابینا(2)
آمار نشان میدهد که بیش از 25 میلیون نفر زن نابینا و کمبینا در جهان زندگی میکنند که حدود 80 درصد از آنان در کشورهای در حال توسعه به سر میبرند. این زنان نابینا و کمبینا، در حقیقت از معلولیت، محرومیت و ستمهایی چون معلولیت فیزیکی، فقر و تبعیضهای جنسیتی رنج میبرند.
مجمع عمومی اتحادیه جهانی نابینایان، از حقوق برابر زنان نابینا و کمبینا در تمام صحنههای زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، آموزشی و فرهنگی در جامعه و خانواده حمایت میکند. این اتحادیه در کانادا برای ایجاد یک شبکه حمایتی از زنان نابینا و کمبینا در سطح محلی، منطقهای، ملی و بینالمللی میکوشد. این تلاشها بیشتر در زمینه آموزش و شغلیابی برای این زنان است. در زمینه سوادآموزی این اتحادیه با همکاری یونسکو، تلاشهای خود در زمینه دسترسی به برنامههای سوادآموزی، تربیت آموزگار، فراهم کردن مواد آموزشی و تولید مواد چاپی و غیر چاپی مبذول داشته، زیرا اعتقاد بر این اصل است که سواد خواندن و نوشتن تنها راهی است که این زنان میتوانند خود را از فقر و تبعیض رهایی بخشند. از سوی دیگر، برای زنان نابینا و کمبینا، بسیار دشوار است که بتوانند بدون داشتن مهارتها و آموزشهای شغلی، برای خود کاری دست و پا کنند و تا اندازهای بار مالی خانواده را بر دوش کشند. از اینرو، این اتحادیه پروژههایی را برای این منظور تدارک دیده است. یکی دیگر از خدمات این سازمان، ارائه بورسهای تحصیلی به زنان مبتلا به آسیبهای بینایی است. این بورسها به زنانی که قصد ورود به کالج یا دانشگاه در کشور خود را دارند، اعطا میگردد.(3)
اتحادیه جهانی نابینایان: سالمندان نابینا(1)
امروزه، اکثر افراد مبتلا به آسیبهای بینایی در جهان سالمند هستند. با پیشرفت خدمات بهداشتی و زیاد شدن طول عمر، انتظار میرود که عده سالمندان نابینا به دو برابر در 15 سال آینده افزایش یابد. در کشورهایی که خدمات اجتماعی در سطح بالایی ارائه میشود، سالمندان مبتلا به آسیبهای بینایی، میتوانند به طور مستقل و یا در سازمانهای خاص در سایه حمایت خدمات اجتماعی زندگی کنند. اما در کشورهای در حال توسعه، اغلب سالمندان از سوی خانوادههای خود و یا محلهای که زندگی میکنند، حمایت میشوند که این حمایتها نمیتواند دائمی و پاسخگوی تمام نیازهای آنان باشد. تأمین زندگی سالمندان، رسیدگی به مسائل پزشکی ایشان، توجه به معماری خانهها و شهرها با در نظر گرفتن احتیاجهای سالمندان و سایر نیازهای آنان که در زیر به آنها اشاره شده است، از مسائلی است که این اتحادیه در اولویتهای کاری خود قرار داده است:
فراهمسازی اطلاعات لازم برای سالمندان نابینا و کمبینا در جهت برآوردن نیازهای ارتباطی آنان؛
طراحی ابزار و وسایل کمکی برای این معلولان؛
کمک به سالمندان و ارائه خدمات توانبخشی توسط داوطلبان آموزش دیده.
میزان درآمد و حق بازنشستگی سالمندان از عوامل بسیار مهمی است که میتواند مشکل نابینایی و یا کمبینایی آنان را از نظر مالی کمرنگتر سازد. تفریحات و ورزش یکی از مهمترین عوامل در سلامت جسمی و روحی سالمندان است که میتواند نقش مؤثری در اجتماعی نمودن آنان داشته باشد. توجه به این مهم، باید در فهرست کاری مسئولان امر قرار گیرد.(2)
انجمن ملی کانادایی نابینایان و ناشنوایان(1)
این انجمن، با هدف حمایت از کسانی که هم نابینا و هم ناشنوا هستند. به راه افتاد. این معلولان که هر دو حس بینایی و شنوایی خود را از دست دادهاند، با دشواریهای بسیاری در زمینههای کسب اطلاعات، تعلیم و تربیت، کاریابی و سایر هدفها و مسئولیتهای اجتماعی روبهرو هستند. بنابراین، اینان به دلیل داشتن چند معلولیت، به خدمات تخصصی خاص از قبیل روشهای ایجاد ارتباط با دنیای پیرامون خود نیاز دارند.
هدف و ضرورت: حمایت و پشتیبانی از خدمات جدید و پیشرفته برای نابینایان ناشنوا؛
حمایت و کوشش در جهت پیدا کردن روشها و تکنیکهای نوین و پیشرفته برای آسانترسازی ارتباط نابینایان ناشنوا با جهان خارج؛
افزایش آگاهی جامعه از مواردی که میتواند در زندگی نابینایان ناشنوا تأثیرگذار باشد؛
جمعآوری و اشاعه اطلاعاتی که به نابینایان ناشنوا کمک میکند تا بتوانند به عنوان یک شهروند عادی، در محافل اجتماعی شرکت جویند.
برای رسیدن به اهداف یاد شده، این انجمن فعالیتهای زیر را به عنوان سیاستهای اجرایی خود پذیرفته است.
انتشار مجله و خبرنامه برای رساندن صدای نابینایان ناشنوا به گوش عموم مردم؛
حمایت و کوشش در جهت توسعه و پیشرفت روشهایی که نابینایان ناشنوا بتوانند بدون کمترین مانع از امکانات شهر خود مثل هواپیما، اتوبوس، قطار و... استفاده کنند؛
کمک به خریداری ابزارهای ارتباطی همانند ماشین برگردان یا ترجمهکن متون به بریل(2)،
رایانه، چاپگرهای بزرگنما ساز(3)و در اختیار نابینایان ناشنوا نهادن
این وسایل.(1)
اتحادیه کانادایی بریل، با هدف ارتقای جایگاه بریل به عنوان رسانه اصلی برای نابینایان و کمبینایان، در سال 1991 برپا شد. هیئت امنای این اتحادیه، از نمایندگانی چون والدین نابینایان، کمبینایان و مربیان بریل تشکیل شده است. این اتحادیه، سه عضو دائمی دارد که عبارتند از: شورای کانادایی نابینایان، مؤسسه ملی کانادایی نابینایان و مؤسسه بریل نازارت. این اتحادیه پاسدار و حامی ارزشهایی به شرح زیر است:
تمام کاناداییهایی که جهت کسب اطلاعات به بریل نیاز دارند، میتوانند بریل را فراگیرند زیرا حق آنان است؛
تمام نابینایان و کمبینایان حق دستیابی مساوی به اطلاعات از طریق بریل را دارند.
هدف و ضرورت اتحادیه بریل: برای بسیاری از نابینایان و کمبینایان در کانادا، بریل به عنوان یک رسانه ضروری برای سوادآموزی، از جایگاه خاصی برخوردار است. هدفهای این اتحادیه عبارتند از:
فراهم کردن شیوههایی در جهت حمایت از بقای مستمر بریل در صورت ایجاد تغییرات تکنولوژیکی؛
فعالیت در سطح فنی و بینالمللی از طریق شورای بینالمللی انگلیسی بریل؛
آگاهسازی خوانندگان بریل از تغییرات ایجاد شده در کدهای بریل؛
شرکت در ارزیابی تغییرات کدهای بریل؛
آگاهسازی همگانی از اهمیت بریل برای نابینایان و کمبینایان؛
چاپ نشریه ملی اتحادیه، دست کم دو بار در سال به زبانهای انگلیسی و فرانسه؛
ایجاد و کنترل استانداردهای لازم برای تدریس بریل؛
1) . همان، ص 131-132.
ایجاد روشها و سیاستهای سازنده برای نفوذ در قانونگذاران بریل؛
تمرکز و تأکید فراوان در جهت قانونی کردن سوادآموزی بریل.
این اتحادیه از زمان تأسیس، عملکردهای درخشانی را از خود نشان داده است. ناگفته نماند که اتحادیه کانادایی بریل، یک سازمان غیر دولتی است که بودجه خود را از طریق حق عضویت سالانه اعضای خویش تأمین میکند.(1)
تشکلهایی هم در کانادا هستند که فعالیت حقوقی یا حمل و نقل و غیره دارند که در این جا معرفی میشوند.
سازمانهای خاصی تأمین کننده خدمات ویژه برای حمل و نقل معلولین است. این خدمات علاوه بر ساکنین، به بازدیدکنندگان نیز ارائه میشود. این سازمان ها خدمات خود را به افرادی که دچار مشکلات حرکتی هستند یا افرادی که ناتوانی بینایی یا شنوایی دارند و یا استفاده کنندگان از اعضای مصنوعی و یا استفاده کنندگان از صندلی چرخدار ارائه میکند.
شرکتهای حمل و نقل عمومی اتوبوس نیز تعدادی اتوبوس کم ارتفاع را برای استفاده کنندگان از صندلی چرخدار در سطح شهر به کار گرفته است. برای اطلاع از خطوط مجهز به این اتوبوسها میتوانید با این شرکت تماس بگیرید.
در سالهای اخیر، معلولان کشور کانادا شرایط بهتری پیدا کردهاند و در مقایسه با گذشته، موانع کمتری پیشرو دارند. حالا آنها هم به راحتی میتوانند مانند دیگر افراد جامعه در مدرسه، محل کار، مکانهای عمومی و در سطح شهرها حضور یابند و از امکاناتی که در اختیار همه مردم قرار دارد، استفاده کنند. تا چند دهه قبل، معلولانی که در این کشور زندگی میکردند مشکلات
1) . همان، ص 135-136.
متعددی داشتند؛ مشکلاتی مانند موانع فیزیکی و ناآگاهی و رفتار ناصحیح مردم نسبت به این افراد. در آن شرایط، دولت کانادا نسبت به این موارد بیتفاوت نماند و برای بهبود وضع زندگی به کمک معلولان آمد تا آنها هم بتوانند مانند سایر افراد جامعه و همراه آنها زندگی کنند و آنطور که دوست دارند در جامعه حضور یابند. رفع موانع فیزیکی، بهسازی پیادهروها و خیابانها، سرویسهای ویژه و امکان ورود با صندلیهای چرخدار به مراکز خرید و سالنهای نمایش و... بخشی از این اقدامات است که در کانادا انجام شد.
هماکنون معلولان کانادایی به راحتی میتوانند از تاکسیهای ویژه استفاده کنند یا سوار اتوبوسهایی شوند که همگی مجهز به سطح شیبدار هستند و مکانی مخصوص در آن برای قرار گرفتن صندلی چرخدار در نظر گرفته شده است. همچنین در اتوبوس و متروهای کانادا، صندلیهای ویژهای برای معلولان قرار گرفته که با نماد مخصوصی مشخص شده است تا آنها راحت و بدون دردسر بتوانند روی صندلی خودشان بنشینند. جالب است که دیگران نیز هیچوقت روی این صندلیها که مخصوص معلولان است، نمینشینند و صندلی را برای آنها خالی میگذارند؛ حتی زمانی که صندلیهای دیگر پر است و جایی برای نشستن نیست.(1)
ریچ کانادا یک سازمان غیر انتفاعی واقع در اتاوای کانادا است که در یافتن وکیل مدافع برای معلولین این کشور فعالیت دارد. این سازمان از 1981 تأسیس شده است. همچنین در زمینه آگاهی رسانی در رابطه با حقوق معلولین به وکلا، مردم و خود معلولین از طریق سمینارها و کنفرانسها نیز فعال است و نیز با بسیاری از پروژههای سیستم قضایی کانادا در ارتباط میباشد.(2)
مرکز جامعه جعفری در شهرک وان در کانادا، با تشکیل گروهی از داوطلبان با عنوان «شبکه حمایتی نیازهای خاص» به کمک معلولان ذهنی، مبتلایان به بیماریهای سندرم داون و اوتیسم شتافت.
گروه ترجمه خبرگزاری «حوزه» به نقل از muslimlink، مرکز جامعه جعفری در شهرک وان در کانادا، هر هفته میزبان معلولان، کودکان مبتلا به ناتوانیهای ذهنی و مبتلایان به سندرم داون میباشد.
هر سه شنبه، مدرسه اسلامی الصادق در این مرکز کلاسهای آموزشی با حضور سه مدرّس برای کودکان مبتلا به ناتوانیهای ذهنی برگزار میکند.
علویه جعفر یک فارغ التحصیل دبیرستان و دختر جوانی است که به سندرم داون مبتلا شده، اما این بیماری سبب از بین رفتن اشتیاق او به یادگیری مهارتهای مختلف نشده، سندرم داون یک بیماری ژنتیکی است که وجود یک کروموزوم اضافه در ژنتیک افراد منجر به مشکلات متعدد ظاهری، فکری، آموزشی و سلامتی در مبتلایان میگردد.
علویه که مداوم به مرکز جعفری، مسجد و مدرسه اسلامی الصادق سر زده و همراه با خانوادهاش در فعالیتهای معنوی اجتماعی شرکت داشته میگوید: من میخواهم به جامعه کمک کنم.
وی همیشه در نمازهای جمعه و دیگر نشستهای مذهبی حضور دارد.
به گفته جامعه سندرم داون کانادا، 45 هزار کانادایی در این کشور به این بیماری مبتلا بوده و از هر 66 نفر، 1 نفر به اوتیسم مبتلاست و این دو تنها دو مورد از ناتوانیهای موجود در این کشور بوده و جوامع مسلمان نیز از این معضلات استثنا نیستند. در این میان جامعه جعفری کمیته ویژهای با عنوان «شبکه حمایتی نیازهای خاص» تشکیل داده که به خانوادهها با نیازهای ویژه کمکرسانی میکند. این گروه برنامههای سالانهای به ویژه در ایام محرم و رمضان برگزار میکند. برخی برنامههای این شبکه به صورت دستهجمعی و با حضور والدین برگزار شده و برخی دیگر از پروژهها نیز مخصوص کودکان هستند.
میثم پدر علویه میگوید: بسیار عالی است که جامعه ما برای کمک و
یاریرسانی به این کودکان، جوانان و بزرگسالان برخاستهاند.
رکسانا که دخترش ثریا به بیماری اوتیسم مبتلاست میگوید: «از زمانی که داوطلبان شبکه به یاری ما آمدهاند دیگر آنقدر احساس تنهایی نمیکنم و کمی آرامش به سراغم آمده است».(1)
دکتر محمدرضا حکیمزاده در سال 1351 مرکز کهریزک را در جنوب تهران جهت نگهداری معلولان و سالمندان تأسیس کرد. در سال 2000م بعضی از نیکوکاران مقیم کانادا شعبهای از این مرکز را در تورنتو کانادا تأسیس کردند.
محمد فتوت مدیرعامل کنونی این بنیاد در مصاحبهای با سایت دادگر درباره فعالیتهای اینجا گفت:
«بنیاد کهریزک کانادا(2)
وابسته به هیچ ارگان سیاسی، مذهبی و غیره نیست، طبق قوانین کانادا به ثبت رسیده است و مورد تائید خزانهداری کل کانادا و سفارت کانادا در تهران (در زمانی که سفارت باز بود) میباشد. ما موظف هستیم هرگونه کمک مالی که دریافت میکنیم، پس از کسر هزینه به حساب بنیاد خیریه کهریزک در ایران ارسال نماییم که رقمی حدود 95 درصد اعانات دریافتی است. اینجا باید به اطلاع شما برسانم که هزینههای بالاسری ما در اینجا بسیار پایین و در حداقل ممکن است چون اعضای هیئت مدیره اکثر مخارج را شخصاً تقبل میکنند. حال شمهای از انواع فعالیتهایمان در کانادا بگویم. ما در طول 16 سال فعالیت با برپا نمودن بازارهای متعدد، گردهمایی خانمها و کنسرتهای مختلف از هنرمندان ایرانی و غیر ایرانی و در نهایت با شرکت در مراسم و جشنهای گوناگون جامعه ایرانی تورنتو، به
جمعآوری اعانه مشغول بودهایم.
آخرین برنامه ما در مرکز هنری ریچموند هیل، کنسرت “نوای عشق” توسط گروه نیاز بود که با استقبال فوقالعادهای روبرو شد. ما با درآمد حاصله از این کنسرت در کنار کمکهای نقدی خیرین، قادر خواهیم بود تعداد 5 دستگاه، شوینده ضدعفونی کننده آسایشگاه کهریزک در تهران را که بسیار کهنه و فرسودهاند، تعویض کنیم».(1)
1) . سایت دادگر (www.dadgar.ca)
آموزش و پرورش دانشآموزان استثنایی: تأکید بر آموزش و پرورش نابینایان در کانادا، عذرا دبیری اصفهانی و طیبه زندیپور، تهران، آییژ، 1385.
تحریریه ویژنتو (www.visionto.online)
سایت ایرانیان کانادا (www.iraniancanada.com)
سایت اینترنتی (www.payment24.ir)
سایت بانک جامع اطلاعات معلولان (www.datadisability.com)
سایت دفتر فرهنگ معلولین (www.handicapcenter.com)
سایت روزامه (www.roozame.com)
سایت سازمان مهاجرتی حوری سلیمانی (www.hoori.ca)
سایت سلام تورنتو (www.salamtoronto.ca)
سایت شرکت پکتوس ( www.pactos.net)
سایت شمعدانی (www.shamdani.com)
سایت کارومید (www.karomid.com)
سایت مرکز ضایعات نخاعی جانبازان
سایت مؤسسه ریچ (www.reach.ca)
سایت مؤسسه مهاجرتی گنجی (www.ganjico.com)
سایت مؤسسه مهاجرتی گنجی (www.ganjico.com)
سایت مؤسسه نابینایان بصیر (www.bassir.ir)
مجله اینترنتی پرنیان (نشریه آموزشی، فرهنگی و اجتماعی ایرانیان مهاجر)
نشریه الکترونیک دادگر (ویژه ایرانیان ساکن در کانادا) (www.dadgar.ca)
نشریه اینترنتی پرژن میرور (ویژه جامعه فارسیزبان کانادا)، (www.persianmirror.ca)
وبلاگ روزنوشتهای جانبازی
وبلاگ کار درمانی (www.ot.blogfa.com)
وبلاگ ماجراهای تحصیل در کانادا (www.studyincanada.persianblog.ir)