ghaemiyeh.com
سرشناسه : جباری، طاهره،
عنوان و نام پدیدآور : فقه و زندگی 18: احکام و آداب حجاب و عفاف/ تالیف طاهره جباری.
مشخصات نشر :قم: نورالسجاد، ۱۳88.
مشخصات ظاهری : 204ص.
شابک : ۶۰ ریال
وضعیت فهرست نویسی : برونسپاری
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر : حجاب زن در اسلام.
موضوع : حجاب -- جنبههای قرآنی--مسائل اجتماعی و اخلاقی
رده بندی کنگره : BP۱۰۴/ح۳۳الف۶ ۱۳۶۲
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۱۵۹
مقدمه ......................................................11
فصل اوّل: جایگاه زن و آزادی او
نگاه غرب به زن، از دیروز تا امروز ...................19
زن در نظام شاهنشاهی ............................21
جایگاه زن در اسلام و انقلاب اسلامی .............23
نسخه شفابخش ......................................27
فصل دوّم: کلیات
مفهوم پوشش و حجاب ..................................33
مفهوم عفاف ...............................................34
رابطه عفاف با حجاب و پوشش .......................35
تاریخچه حجاب ...........................................37
پوشش در ادیان الهی ...................................38
پوشش در آیین زرتشت..................................38
پوشش در آیین یهود.......................................38
پوشش در آیین مسیح......................................39
پوشش در ایران باستان.....................................39
پوشش در سایر ملل........................................40
پوشش زنان عرب...........................................40
پوشش مسلمانان پیش از نزول آیۀ حجاب..............41
کشف حجاب در ایران .....................................42
ضرورت حفظ حریم میان زن و مرد .......................44
1 .آرامش روانی.............................................45
2.استحکام پیوند خانوادگی.................................46
3.امنیت اجتماعی............................................48
4.ارزش واحترام زن ..........................................49
فلسفۀ حجاب ...39
دیدگاه روان شناسان وجامعه شناسان ..................50
1.حجاب و رشدشخصیت ....................................50
2.حجاب و احساس ارزش و حرمت........................51
3.حجاب وتأمین نیازهای خانواده............................54
4.حجاب ومسؤلیت اجتماعی................................55
فلسفۀ حجاب...................................................55
فلسفۀ حجاب کامل در نماز ................................57
فصل سوم: نیاز انسان به لباس
حجاب در قرآن و سنّت .......................................61
لباس، محافظ بدن............................................61
حیاء و وقار ......................................................64
حیا و وقار در روایات ...........................................68
عفاف در روایات ...............................................69
غیرت در روایات ...............................................70
خودآرایی آراستگی ........................................71
خودآرایی و آراستگی در روایات .........................78
تجملگرایی در پوشش .....................................83
استفادۀ نابجا از زینت و بوی خوش .....................85
احکام خودآرایی و آراستگی .............................81
حفظ حریم در قرآن .........................................91
اختلاط زن و مرد ............................................94
دستدادن با نامحرمان ....................................95
بوسیدن ........................................................96
آداب ورود به خانۀ دیگران ....................................98
حدود پوشش و نگاه .........................................101
حد پوشش درنماز ........................................111
چادر، حجاب برتر ...........................................114
پوشش زن از زن ..............................................116
پوشش زن در مقابل کودکان ..............................117
نگاه و خواستگاری ........................................121
نگاه پزشک ................................................129
نگاه به عکس و فیلم ...................................131
نوع پوشش ..................................................133
لباس شهرت ...................................................143
لباسهایی که بوسیدن آن ها برزن ومرد حرام است....144
پوشیدن لباسهای نازک ، تنگ و رنگی...................146
همحبتی بانامحرم ...........................................148
ورود به حریم زن و شوهر ................................153
حکم رعایت عفّت ..............................................157
پوشش زنان سالخورده ......................................158
عاقبت بیحجاب ................... .........................161
کیفیت حجاب مورد نظر اسلام ...........................162
حضور زن در اجتماع .......................................165
نه حبس و نه اختلاط .....................................170
فصل چهارم: بدحجابی؛ مقابله، پیامدها و راههای درونیکردن حجاب
راههای برخورد و مقابله با بدحجابی .................173
حجاب اقلیتها ..........................................178
پیامدهای بدحجابی ....................................179
الف) پیامدهای اجتماعی، بدحجابی...............179
ب) پیامدهای فرهنگی عقیدتی بدحجابی........180
د) پیامدهای سیاسی بدحجابی...................186
ه) پیامدهای روانی بدحجابی.....................186
راههای درونیکردن حجاب در افراد ..............187
نقش خانواده در درونیکردن حجاب .............188
سیرۀ عملی حضرت فاطمهعلیهاالسلام و اهلبیتعلیهمالسلام در باب پوشش ............191
سخن آخر: حجاب حقّ الهی .......................196
منابع ......................................................199
از دیدگاه اسلام، همانگونه که دین راهنمای اندیشه و اخلاق و عبادات است، راهنمای انتخابها و بایدها و نبایدها در همه شؤون زندگی است. طرح پژوهشی -فرهنگی »فقه و زندگی« با این عقیده شکل گرفت که اسلام پاسخگوی نیازهای بشر در همه عرصههای زندگی است. رفتار و اعمال روزمره هر انسان صدها حکم واجب و مستحب و شرایط حقوقی و اخلاقی دارد که دانستن آن در سلامت روابط اجتماعی و تکامل اخلاقی و معنوی انسان اثر میگذارد، همچنین صدها حرام و مکروه دارد که انجام آن، فضای زندگی فردی و اجتماعی را تیره و تار میسازد.
از آنجا که بسیاری از مشکلات اجتماعی، ناشی از ندانستن احکام الهی و عملنکرن به قوانین فقهی است، اگر دولتها و ملّتها احکام و دستورهای حیاتبخش الهی را بشناسند و به آن عمل کنند زندگی هر روز شیرین و شیرینتر میشود و زمینه برای رشد معنوی و سعادت جاودانی فراهم میگردد.
نویسندۀ محترم این اثر، همچون سایر نویسندگان مجموعه کتب
فقه و زندگی، با بهرهگیری از قرآن، سنت، فقه اهلبیت، اخلاق اسلامی و اصول مسلم عقلی سعی کرده که وظیفه و تکلیف الهی و دینی بانوان محترم را، در رابطه با پوشش و حجاب تبیین کرده و آنها را برای عمل به واجبات و مستحبات الهی راغب و نزدیکتر و از مکروهات و محرمات دور نماید؛ که جا دارد از قلم شیوا و تلاش محققانه ایشان تشکر و قدردانی شود.
همچنین از تمام مسئولان و دستاندرکاران، بهویژه حججاسلام محمود مهدیپور و محمدحسین فلاحزاده که نظارت علمی این مجموعه را بهعهده دارند، و »دبیر ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر«، جناب حجةالاسلام و المسلمین حاج سید احمد زرگر و تشکلهای مردمی ستاد، که با راهنمایی و حمایتهای مالی، ما را در چاپ و نشر این مجموعه یاری میدهند، تشکر و قدردانی میشود.
امید است که دیدگاههای علمی و تجربی خویش را برای تکمیل و اصلاح این مجموعه، به نشانی: قم، خیابان سمیه، کوچه12، پلاک355، پژوهشکده امر به معروف ارسال کنید و ما را در ارائه بیشتر و بهتر خدمات فرهنگی یاری فرمایید.
واللَّه ولی التوفیق
قم -انتشارات نورالسجاد(علیه السّلام)
پوشش زن در برابر مرد بیگانه از مسائل مهم اسلامی است که قرآن کریم با صراحت بر وجوب آن تأکید نموده است. پوشش مناسب، پرهیز از نگاه حرام و عدمجواز خلوت، لازمه حفظ حریم میان مردان و زنان نامحرم است.
زن با رعایت حجاب اسلامی، علاوه بر این که روح خود را برای تزکیه، پالایش و قرب الهی آماده مینماید، زمینه رشد معنوی مردان و گسترش امنیت اجتماعی را فراهم میسازد، حفظ حریم میان مردان و زنان، روح و روان و اخلاق آنان را ساماندهی کرده، بر تحکیم نظام خانواده میافزاید. حال اگر کسانی با نگرش دینی-اسلامی یا با دید جامعهشناسانه و روانشناسانه به چنین تأثیرات مطلوب، بهویژه تأمین امنیّت اجتماعی پیببرند برای اندیشهها و رفتارهایشان دست به گزینش میزنند تا به کمال انسانی دستیابند. ازاینرو به پوشش و عفاف نیز بهعنوان یک حفاظ ظاهری و باطنی در برابر افراد
نامحرم، که مصونیت اخلاقی و خانوادگی و سعادت دنیا و آخرت را درپی دارد، مینگرند.
پوششی که اسلام آن را بهعنوان یک حکم شرعی اعلام کرده، یک عمل ظاهری نیست، بلکه بر پایههای محکم عقیدتی استوار است. این پایهها عبارتند از:
ایمان به خدا و جهان آخرت: ایمان به خدای علیم و حکیم، علاوه بر ایجاد آرامش روحی و روانی، این اطمینان را در انسان بهوجود میآورد که احکام و دستورات الهی، بدون نقص و دارای آثار مطلوبی است. بنابراین، احکام الهی را با تمام وجود پذیرفته و به آنها عمل مینماید.
تقوا و پرهیزکاری: این عامل، اعتقاد قلبی انسان را بهشکلی که مطلوب خداوند متعال است، در عمل او ظاهر میسازد. کسی که درمان بیماری دل را تقوا بداند و آن را به کام جان خود بریزد، در برابر معبود، سراپا تسلیم و رضا میگردد و حفظ حریم را محدودیت نمیداند.
آگاهی کامل: وقتی زن برای این پرسش درونی خود که »چرا باید پوشیده باشم؟« پاسخ قانعکننده پیدا کند، بیتردید با جان و دل این مسئولیت بزرگ فردی و اجتماعی را میپذیرد و دوام آن را تضمین مینماید. بهطور کلّی، شناخت کافی درباره آثار حیاتبخش رعایت حجاب، باعث میشود که زن نهتنها از رعایت آن احساس سنگینی نکند، بلکه بیبندوباری و پوشش
نامناسب را برای روح و جسم خود و خانواده و اجتماع باری سنگین و غیرقابل تحمّل بداند.
بر این اساس و با توجّه به آیات شریفه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً»(1)ما اجر کسانی را که عملشان
نیکوست، ضایع نمیکنیم و «إِنَّا لَا نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ»(2)ما اجر نیکوکاران را ازبین نمیبریم، دستکم در میان پیروان دین مقدس اسلام، پدیده بیحجابی و بدحجابی بروز و ظهور نخواهد داشت، چراکه زنان پوشش اسلامی را عملی صالح و نیکو قلمداد میکنند که بهوسیله آن میتوانند عشق درونی و ایمان قلبیشان را به معبودشان بر سر هر کوی و برزن فریاد بزنند. و از آنجا که خداوند فرمود: «وَالْعَقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ» (3)فرجام نیک از آنِ پاکان پرهیزکار است. کسی که رفتارش مطابق دستورات الهی نیست، نباید انتظار داشته باشد که دیگران تقوا و ایمان قلبی او را باور کنند. او باید بداند که لاجرم اینگونه اعمال به فرموده امام جعفر صادقعلیهالسلام باعث سیاهی قلب او و خارجشدن نور ایمان از دلش خواهد شد. (4)
اگر در قرآن کریم همواره ایمان و عمل صالح در کنار هم
ذکر شده، بدان معناست که خداوند دوست دارد زیبایی قلبی و درونی انسانها به شکل عملی زیباتر جلوهگر شود تا او بتواند بانگ «فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَلِقِینَ»(1)سرداده و به خلقت بشر در برابر مخلوقات دیگرش افتخار نماید.
تلاش این نوشتار بر آن است تا به اختصار، فلسفه، ضرورت و احکام پوشش و نگاه را از دیدگاه قرآن و روایات و فتاوای مراجع عظام تقلید بیان نماید، باشد که به لطف پروردگار این شناخت تبدیل به ایمان قلبی گردیده، عمل صالح بهبار آورد تا در پرتو
آن، زنان و مردان جامعه مصداق آیه شریفه «یَأَیَّتُهَا النَّفْس الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعِی إِلَی رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً»(2)شوند و در بهشت با اولیای خدا همنشین گردند.
چنان که به یاری حق روشن خواهد شد، حجاب مصداق بارز دستورهای حیاتبخش خدا و رسولش است که بنابر بیان آیه شریفه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ»؛
«ای اهل ایمان وقتی که خدا و رسولش شما را به آنچه حیاتبخش است دعوت میکنند، اجابت کنید و بدانید که خداوند بین فرد و قلبش واقع است و بهسوی او محشور خواهید شد.» اجابت آن ضروری است.
گفتنی است احکامی که در ادامه خواهد آمد مطابق با فتوای حضرت امامعلیهالسلام و رهبر معظم انقلاب جمعآوری گردیده و در مواردی که مراجع عالیقدر دیگر نظرشان با این دو بزرگوار یکی بوده، مقابل آن مسئله با کلمه »همه« به این مطلب اشاره شده و در غیر این صورت نظر مخالف بیان گردیده است.
به دلیل این که توجّه اصلی این کتاب، زن و کرامت اوست؛ ناگزیر برای ایجاد بستری مناسب، دیدگاههای مختلف درباره زن را به اجمال طرح نموده، در صدر سخن از کلام حضرت امامرحمة الله و رهبر معظم انقلاب و شهید مطهریرحمة الله یاری میجوییم، باشد که انفاس قدسیه این بزرگواران بر تأثیر کلام بیافزاید.
طاهره جباری
در امپراتوری روم که پایه تمدن امروزی اروپاست، زنها را به بالاترین مقام و به آرایشها میآراستند و احترامشان میکردند. برای اشباع یکی از خاکیترین و مادیترین خصلتهای بشری در مرد و این بزرگترین توهین و تحقیر نسبت به انسان و نسبت به جنس زن است!(1)
زمانی که اروپاییها تازه صنایع را بهوجود آورده بودند و سرمایه داران غربی کارخانجات فراوان تأسیس کرده بودند احتیاج به نیروی کار ارزان، بیتوقّع و کمدردسر داشتند ولذا زمزمه آزادی زن را بلند کردند؛ برای اینکه زن را از داخل خانواده به داخل کارخانهها بکشانند و بهعنوان یک کارگر ارزان از او استفاده نموده، جیبهای خودشان را پر کنند. امروز آنچه به نام آزادی زن در غرب مطرح است، ادامه همان داستان
1) سخنرانی رهبر معظم انقلاب، 70/10/4.
و ماجراست. در گذشته تاریخ هم به زن ظلم شده، امّا این ظلم عمومی و فراگیر و همهگیر مخصوص دوران اخیر و ناشی از تمدّن غرب است که زن را وسیله التذاذ مرد معرفی کردهاند و اسمش را آزادی زن گذاشتهاند. در حالی که درواقع آزادی مردان هرزه برای تمتّع از زن است. غربیها در عرصه هنر هم به زن ظلم کردند؛ اگر امروز در آثار هنری، داستانها، رمانها، نقاشیها و انواع کارهای هنری نگاه کنید، خواهید دید با چه دیدی به زن مینگرند. آیا جنبههای مثبت و ارزشهای والایی که در زن وجود دارد، مورد توجّه قرار میگیرد؟ آیا عواطف رقیق و خوی مهرآمیزی که خدای متعال در زن به ودیعه گذاشته است، خوی مادری، روحیه نگهداری از فرزند و تربیت فرزند مورد توجّه است یا جنبههای شهوترانی و به تعبیر آنها «عشقی»؟ که البته این تعبیر غلط و نادرستی است، حقیقت مسئله شهوت است نه عشق. آنها خواستند زن را اینطور پرورش و عادت بدهند. آنها زن را بهعنوان یک موجود مصرفکننده دستودلباز و کارگر کمتوقّع و کمطلب و ارزان تلقّی میکنند، لکن اسلام اینها را برای زن ارزش نمیداند.(1)
در اروپا و غرب، جنس مرد اجازه پیدا میکند به هر شکلی از جنس زن التذاذ ببرد و این در فرهنگ رومِ قدیم به اشکال مختلف وجود داشته است. اگر دیده میشود، در جامعه غربی
1) سخنرانی رهبر معظم انقلاب، 81/9/25.
نسبت به زن بهنحوی از آنها، بعضی از تکریمها میشود و ستارههای سینما و هنرپیشهها و زنهای زیبا را در مسابقات زیبایی مثلاً احترام میکنند؛ این از آن نوع تکریم در مقام اهانت و اهانت به شکل تکریم است. (1)اروپاییها چون دیر از خواب بیدار شدهاند، میخواهند عقبافتادگی از لحاظ زمان را با هیاهو و جنجالهای دروغین جبران کنند؛ زیرا تا اواسط دهههای دوّم این قرن در هیچجای اروپا هیچ زنی حق رأی و تصرف در مال خود را نداشت. (2)
شگفتآور این که در غرب با همه ادعاها در مورد تکریم زن و با همه تشریفات دروغین و ظاهری که بهعنوان تکریم انجام میگیرد، ارتباط زن و شوهرها در داخل خانهها تأسفبار است، مثل روابط زن و شوهر که در خانوادههای بسیار ارتجاعی و متعصّب ما وجود دارد؛ مثل کتکزدن، سیاهکردن بدن زن، کشتن زن بهخاطر چیزهای کوچک که معمول است. اینها موجب تأسف است. (3)
از حرمسراهای پادشاهان خبرهایی شنیدهاید. این حرمسراداری یعنی چه؟ حرمسراداری همان اهانت یک مرد
است که چون قدرت دارد، به خودش حق میدهد هزار نفر زن را در حرمسرای خود نگهدارد. اگر همه ملّت هم این قدرت را داشتند، میخواستند بهقدر خودشان هزار، چهارصد یا دویست زن داشته باشند. این حاکی از چه نگرشی نسبت به زن است.(1)«زن در جامعه خودباخته نظام پلید پادشاهی حقیقتاً از همه جوانب مظلوم بود. اگر زن میخواست وارد مقوله علم بشود، باید قید دین و تقوا و عفاف را میزد، در میدان سیاست و در زمینههای اجتماعی هم همینطور. البته به این بستگی داشت که خودِ این زن جوهر و استعدادش چگونه باشد. اگر خیلی سستعنصر بود، تا آن اعماق میلغزید، اگر خویشتندار بود تا حدودی میتوانست خودش را حفظ کند، با توجّه به این که دائماً با فشارهای روزافزون ازسوی محیط اجتماعی روبهرو بود.»(2)
در رژیم گذشته با این که جمع کثیری از زنها بیسواد بودند و از مسائل سیاسی، اجتماعی دور نگهداشته شده بودند و اصلاً نمیدانستند که زن میتواند در سرنوشت کشور دخالت داشته باشد، از لحاظ ظاهری شبیه زنان اروپایی، گاهی هم روی دست آنها زده بودند، وقتی آدم با آنها روبهرو میشد خیال میکرد این زن الآن از یک کشور اروپایی وارد ایران شده است، ولی هرگاه با وی دو کلمه صبحت میکرد، معلوم میشد
یک خانم بیسواد یا کمسواد است؛ ضعف شخصیت، او را وادار کرده تا برای خود شخصیتی کاذب درست کند. جلوهگری میکرد تا چشمها را بهسوی خود جلب کند. این، برای زن انحطاط بود. این پیشرفت نبود که زن را با آرایش و با مد یا جلوهگری و لباس و طلا و زیورآلات سرگرم نموده، از او بهعنوان یک ابزار و وسیله در راه رسیدن به مقاصد گوناگون استفاده کنند و نگذارند در میدان سیاست، اخلاق و تربیت وارد شود، آیا جنایتی از این بزرگتر نسبت به زن ممکن است؟ (1)
«زنها را در این دورههای اخیر منحط کردند. نیروهای بانوان ما را به عقب راندند، بانوان ما را منحط کردند؛ خیانت کردند بر ملّت ما. بانوان ما را ملعبه کردند؛ بانوان ما را مثل عروسکها کردند. بانوان ما جنگجو بودند، اینها خواستند ننگجو باشند! و خدا نخواست. اینها اهانت به مقام زن کردند. اینها میخواستند زن را مثل شیء، مثل یک چیز، مثل یک متاع به این دست و آن دست بگردانند.»(2)
اسلام در وقتی که ظهور کرد (در جزیرةالعرب)، بانوان حیثیت خودشان را پیش مردان ازدست داده بودند؛ اسلام آنها را سر بلند و سرافراز کرد، اسلام آنها را با مردان مساوی کرد.
عنایتی که اسلام به بانوان دارد، بیشتر از عنایتی است که بر مردان دارد. مردان بر ملّتها حق دارند و زنها حق بیشتر دارند. زنها مردان شجاع را در دامن خود بزرگ میکنند. قرآن کریم انسانساز است، و زنها نیز انسانساز. وظیفه زنها انسانسازی است، اگر زنهای انسانساز از ملّتها گرفته بشود، ملّتها به شکست و انحطاط مبدّل خواهند شد، شکست خواهند خورد، منحط خواهند شد. زنها هستند که ملّتها را تقویت میکنند، شجاع میکنند. بانوان از صدر اسلام با مردان در جنگها هم شرکت داشتهاند. مقام زن مقام والاست؛ عالیرتبه هستند. بانوان در اسلام بلندپایه هستند. ما میبینیم و دیدیم که زنها، (بانوان محترمات) همدوش مردان بلکه جلو[تر از] مردان در صفِ قتال ایستادند. بچّههای خودشان را ازدست دادند، جوانان خودشان را ازدست دادند و شجاعانه مقاومت کردند. ما میخواهیم زن در مقام والای انسانیّت خودش باشد نه ملعَبه باشد؛ نه ملعبه در دست مردها باشد، در دست اراذل باشد. (1)
بانوان محترم ایران ثابت کردند که در دژ محکم عفّت و عصمت هستند و جوانان صحیح و نیرومند و دختران عفیف و متعهّد به این کشور تسلیم خواهند کرد و هیچگاه در آن راههایی که قدرتهای بزرگ برای تباهکردن این کشور پیشپای آنها گذاشته بود، نخواهند رفت.(2)
هدف از آفرینش هر فرد انسان، همان هدف از آفرینش بشریّت است؛ یعنی رسیدن به کمال بشری و بهرهبردن از بیشترین فضائلی که یک انسان و یک فرد میتواند به آن فضائل آراسته شود. لذا فرقی بین زن و مرد نیست. نشانهاش هم در درجه اوّل فاطمه زهراعلیهاالسلامست که در قلّه بشریّت قرار دارد و کسی از او بالاتر نیست و دیگر زنان بزرگ تاریخ در درجه بعد از ایشان. همانگونه که میبینیم آن بزرگوار بهعنوان یک بانوی مسلمان این فرصت و این قدرت را یافت تا خود را به این اوج برساند. پس فرقی بین زن و مرد نباید باشد، شاید به همین جهت است که خدای متعال در قرآن کریم آنجا که راجعبه نمونه انسانهای خوب و نمونه انسانهای بد مثال میزند، مثال را در هر دو مورد از زن انتخاب میکند که در یک مورد همسر فرعون و در مورد دیگر همسر نوح و لوط «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ ءَامَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ»(1)در مقابل وقتی میخواهد در مورد انسان بد و نگونبخت و انسانی که در جهت غلط حرکت میکند نمونه ارائه بدهد، به همسر نوح و لوط مثال میزند. شاید جای سؤال باشد که چرا زن و مرد، هردو را نمیآورد. اسلام میخواهد در مقابل این برداشت و روش غلط و فهم نادرست که در طول تاریخ از مسئله زن وجود داشته، بایستد. شما از تعلیمات انبیا که بگذرید در همه برداشتهای
1) سوره تحریم، آیه11.
بشری و در همه تحلیلها و تفکراتی که بشر داشته جایگاه زن و مرد یک جایگاه نادرست است و نسبت زن و مرد یک نسبت غلط است. حتّی در تمدنهای بزرگ مثل ایران و روم. ادّعای ما نسبت به مسئله زن در عالم این است و آن چیزی را که در تمدّنهای مادی نسبت به زن عمل میشود و امروز وجود دارد به هیچوجه قبول نداریم و آن را به صرفه و صلاح زن و صرفه و صلاح کل جامعه نمیدانیم. (1)
تبلیغات استکباری و صهیونیستی ما را متّهم میکنند که به رشد علمی و فرهنگی زنان اهمّیت نمیدهیم؛ آنها میدانند که این اتهام دروغ است ولی تکرار میکنند؛ ما برای زن ارزش واقعی انسانی قائلیم، ما میان زن و مرد تفاوتی قائل نیستم. معتقدیم زن و مرد هر دو انسانند و میدان تکامل در برابر آنها باز است؛ راه حضور سیاسی هم باز است. در انقلاب هم ما مشاهده کردیم نقش زنها از مردها اگر بیشتر نبود کمتر هم نبود. در جنگ هم همینطور بود.(2)
نقش زنان در انقلاب ثابت کرد که زن در سایه ایمان و آگاهی و بهدور از منجلاب فسادی که دنیای غرب برای او درست کرده، میتواند نقش اوّل را در تحوّلات جهانی ایفا کند. ثابت کرد که افتخار و عظمت زن در چیزهایی که دستهای آلودۀ صهیونیسم برای او در دنیای منحط کنونی
فراهم آورده نیست، بلکه در سایه طهارت و عفّت و احساس مسئولیت است که زن میتواند همگام با مرد و در مواردی جلوتر از او گام بردارد.(1)
امروز سرگرمشدن به زروزیور برای زن انقلابی مسلمان ایرانی عیب است. امروز سروسینه و دست را از زیورآلات پرکردن و زیور و آرایش و مد و لباس را بت خود قراردادن، برای زن انقلابی مسلمان ایرانی ننگ است. آن زنی که درپی اینگونه چیزهاست، از ارزش پایینی برخوردار است، طلا برای زن ارزشآفرین نیست، بیاعتنایی به طلا ارزشآفرین است. مُد برای زن ارزشآفرین نیست، بیاعتنایی نسبت به مُدهای دامگونه ساخته و پرداخته دشمنان، برای زنان ارزش است.(2)البته تجمّل در حد معقول را اسلام هم رد نکرده،
امّا در حد غیرمعقول بهشکل مسابقه، چشم و همچشمی، رقابت و وابستهکردن زن به تجمّلات، خلاف آن هدفی است که اسلام برای زنها در نظر دارد. (3)
زن مسلمان باید در راه فرزانگی، علم و خودسازی معنوی و اخلاقی تلاش کند و در میدان جهاد و مبارزه پیشقدم باشد،
نسبت به زخارف دنیا و تجمّلات کمارزش بیاعتنا باشد. عفّت و عصمت و طهارتش در حدّی باشد که چشم و نظر هرزه بیگانه را به خودی خود دفع کند. در محیط خانه، دلآرام شوهر و فرزندانش باشد. مایه آرامش زندگی و آسایش محیط خانواده باشد. در دامن پرمهر و عطوفت و با سخنان پرنکته و مهرآمیزش فرزندان سالمی را از لحاظ روانی تربیت کند. انسانهای بیعقده، خوشروحیه و سالم از لحاظ روحی و اعصاب در دامان او پرورش پیدا کنند. مردان و زنان و شخصیتهای جامعه را بهوجود بیاورد. مادر از هر سازندهای، سازندهتر و باارزشتر است.
بزرگترین دانشمندان ممکن است ابزار بسیار فوق پیچیده الکترونیکی یا موشکهای قارهپیما و وسایل تسخیر فضا را بهوجود آورند، ولی هیچکدام از اینها اهمیت این را ندارد که کسی یک انسان والا را بسازد. چنین کاری فقط از مادر ساخته است. این، آن الگوی زن اسلامی است. دنیای استکباری سرشار از جاهلیت، اشتباه میکند که خیال میکند ارزش و اعتبار زن به این است که خود را در چشم مردان بیاراید تا چشمهای هرزه به او نگاه کنند و از او تمتّع بگیرند و او را تحسین کنند. زن را بهعنوان یک انسان والا نگاه کنید تا معلوم شود تکامل و حق
آزادی او چیست؟ زن را بهعنوان موجودی که میتواند خمیرمایه اصلاح جامعه برای پرورش انسانهای والا بشود، نگاه کنید تا معلوم شود زن کیست و آزادی او چگونه است؟ زن را بهعنوان عنصر اصلی تشکیل خانواده در نظر بگیرید، اگرچه خانواده از زن و مرد تشکیل میشود و هردو در تشکیل و موجودیت خانواده مؤثرند؛ امّا آسایش فضای خانواده و آرامش و سکونی که در فضای خانواده وجود دارد، به برکت زن و طبیعت زنانه است؛ با این چشم به زن نگاه کنید تا معلوم شود زن چگونه کمال پیدا میکند و حقوق زن در چیست؟(1)
اسلام میخواهد رشد فکری، علمی، اجتماعی، سیاسی و بالاتر از همه رشد فضیلتی و معنوی زنان به حد اعلا برسد و وجودشان برای خانواده بشری و جامعه بشری بهعنوان یک عضو، حد اعلایی فایده و ثمره را داشته باشد ولذا همه تعالیم اسلام ازجمله مسئله حجاب بر این اساس استوار است.(2)غربیها فشار و تکیه بیشتر را گذاشتند روی آن مسئلهای که درست نقطه مقابل مسائل ارزشی وقاعی است و در اسلام به آن اهتمام شده و لذاست که ما در باب حجاب این همه تأکید داریم و بهنظر ما بحثهایی که در باب پوشش زن میشود خوب است که انجام
معنای لغوی حجاب: کلمه حجاب هم بهمعنی پوشیدن است و هم بهمعنی پرده و حاجب؛ بیشتر استعمالش بهمعنی پرده است، این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده وسیله پوشش (پوششی که مانع از دیدن شیء پوشانده شده میشود) است و شاید بتوان گفت که بهحسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست، آن پوشش حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقعشدن صورت گیرد. حجاب به این معنا در قرآن هفتبار بهکار رفته است.(1)
معنای اصطلاحی حجاب: استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتاً جدیدی است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها کلمه «سِتر» که بهمعنی پوشش است بهکار رفته است. فقها که در بحث «نماز» و «نکاح» این موضوع
1) سوره اعراف، آیه46؛ سوره اعراف، آیه45؛ سوره مریم، آیه17؛ سوره احزاب، آیه53؛ سورهص، آیه32؛ سوره فصّلت، آیه5؛ سوره شوری، آیه51.
را مطرح کردهاند کلمه سِتر را بهکار بردهاند، نه کلمه حجاب را، بهتر این بود که این کلمه عوض نمیشد و ما همیشه همان کلمه پوشش را بهکار میبردیم. زیرا چنان که گفتیم، معنی شایع لغت حجاب پرده است؛ و اگر در مورد پوشش بهکار برده میشد، بهاعتبار پشتپرده واقعشدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشتپرده و در خانه محبوس (زندانی) باشد و بیرون نرود. پوششی که اسلام برای زنان مقرر کرده، بدینمعنی نیست که از خانه بیرون نروند. زندانیکردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست. در برخی از کشورهای قدیم مثل ایران قدیم و هند، چنین چیزهایی وجود داشته است. ولی در اسلام وجود ندارد.
پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوهگری و خودنمایی نپردازد. (1)
عفاف از ریشه عفّت است. عفّت، یعنی پدیدآمدن حالتی برای نفس، که بهوسیله آن از فزونخواهی شهوت جلوگیری شود؛ عفّت، یعنی خویشتنداری از آنچه حلال و زیبا نیست.
1) مسئله حجاب، ص77و79
مفهوم اصطلاحی: عفاف در اصطلاح یعنی آن حالت نفسانی و رامبودن قوه شهوانی تحت حکومت عقل و ایمان. عفاف و پاکدامنی یعنی تحت تأثیر قوه شهوانینبودن، یعنی جزو آن افرادی که تا در مقابل یک شهوتی قرار میگیرند، بیاختیار میشوند و محکوم این غریزه خود هستند، نبودن. (1)
عفّت نمیتواند یک امر صرفاً درونی باشد و هیچ علامت بیرونی نداشته باشد. بخشی از تفاوت در نشانههای خویشتنداری زن و مرد از تفاوت در خلقت آنها سرچشمه میگیرد و یکی از نشانههای عفاف پوشش است. عفاف بدون رعایت پوشش قابل تصور نیست؛ نمیتوان به زن با مردی عفیف گفت در حالی که عریان یا نیمهعریان در انظار عمومی ظاهر میشود؛ گرچه تفاوت در رفتارهای انسانی و حیوانی، ریشه در تفاوت خلقت و فطرت، گرایشها و مننشها دارد. در اسلام از نشانههای برجسته عفاف میتوان به پوشش اسلامی (حجاب) اشاره نمود.
وقتی زن پوشیده و سنگین از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاکدامنی را رعایت کند افراد فاسد و مزاحم جرأت نمیکنند به او تعرّض کنند.
حیا و عفاف از ویژگیهای درونی انسان است و حجاب به
1) تعلیم و تربیت در اسلام، ص152.
شکل و قالب و نوع و چگونگی پوشش برمیگردد و زن بدون عفّت و پوشش به زبالهدان شهوت مردانِ بیاصول بَدَل میگردد.
نباید بگذارند عفّت زن -که مهمترین عنصر برای شخصیت زن است- مورد بیاعتنای قرار گیرد. عفّت در زن، وسیلهای برای تعالی و تکریم شخصیت زن در چشم دیگران، حتّی در چشم خود مردان شهوتران و بیبند و باز است. عفّت زن، مایه احترام و شخصیت اوست و مسئله حجاب و محرم و نامحرم و نگاهکردن و نگاهنکردن، همه بهخاطر این است که قضیه عفاف در این بین سالم نگهداشته شود.
«امروز یکی از مشکلات زنان در دنیای غرب، بهخصوص در کشور ایالات متّحده امریکا، همین است که مردان با تکیه به زورمندی خودشان، به عفّت زن تعدّی و تجاوز میکنند. آمارهای رسمی آمریکا واقعاً وحشتانگیز است. در هر ششثانیه، یک تجاوز به عنف در کشور امریکا صورت میگیرد! ببینید چقدر مسئله عفّت مهم است و وقتی بیاعتنایی کردند، قضیه به کجا میرسد. هر ششثانیه، یک تجاوز به عنف! برخلاف تمایل زن، مرد زورگو، ظالم، بیبندوبار و بیعفّت بتواند به حریم عفّت زن تعدّی و تجاوز کند. اسلام اینها را ملاحظه میکند. مسئله حجاب که اینهمه مورد توجّه اسلام
است، بهخاطر اینهاست.»(1)
تاریخچه حجاب(2)
آثار بهجامانده از انسانها و تمدنهای کهن نشانگر این است که پوشش به اسلام اختصاص ندارد و پیشینه تاریخی و دیرینه دارد. از سههزارسال قبل از میلاد در تصاویری که نقاشی شده؛ دختران تمام بدن و پسران نیمه پایین بدنشان پوشیده است. چهاردهقرن پیش در نقوش برجسته، فرعون و زن و دخترش پوشیده هستند.
نقش برجستههای مربوط به چهاردهقرن پیش از میلاد در مصر، ملکه را با پوشش نمایش داده است. نقش برجستههای موجود در موزههای بریتانیا، برلین و نایل، نشاندهنده پوشش زنان آن دوره میباشد. زنان در این مجسمهها از پوشش کامل برخوردارند که بعضی مربوط به سههزار سال سال قبل از میلاد هستند. در یونان، روم، مصر و ایران باستان زنان شهرنشین و ثروتمند، خود را میپوشاندند و از نظرها دور نگهمیداشتند. در یونان زن در بیرون خانه بدن و صورت خود را میپوشاند. زنان آشوری به حجاب بدن و صورت و سر عادت داشتند. در روم شرقی حجاب شدیدتری رواج داشت و در روسیه تا هنگام
سلطنت «پطر کبیر» حجاب معمول بود.
پوشش در ادیان الهی (1)
مرکز بعثت زرتشت ایران بود و زنان ایرانزمین از زمان مادها -که نخستین ساکنان این دیار بودند- پوشش کامل شامل پیراهن بلند و چیندار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنل بلند بر روی لباسها داشتند و تا زمان بعثت پیامبراسلامصلی الله وعلیه وآله ادامه داشته است. با توجّه به متون تاریخی در زمان زرتشت اگرچه زن با آزادی در محیط بیرون از خانه رفتوآمد میکرده و همپای مردان بهکار میپرداخته، ولی این امور با حجاب و پرهیز شدید از اختلاطهای فسادانگیز همراه بوده است. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را ولو پدر با برادرشان باشد ببینند. در نقشهایی که از ایران باستان برجای مانده، هیچ صورتی از زن دیده نمیشود و نامی از ایشان به نظر نمیرسد...
در تورات و کتاب فقهی »تِلمود« به صراحت وجود پوشش سر از نامحرمان، نهی از تشبّه زن به مرد و مرد به زن در پوشش، منع لمس و تماس و اختلاط زن و مرد، پرهیز از آرایش و ناز و
1) همان.
غمزه و به صدا درآوردن خلخالهای پا که موجب عذاب الهی میگردد، بیان شده است و در صورت عدم رعایت این فرامین، مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه زنش را طلاق دهد.
مسیحیت، نهتنها احکام سخت یهود را استمرار بخشیده، بلکه در برخی موارد آن را تشدید نموده و در برخی از آیات انجیل کوشش شده عفاف درون را پشتوانه حجاب بیرونی قرار دهد و در مورد لزوم عفّت و آراستگی زن بهوسیله حیا و پرهیز از آرایش و زیورآلات، داشتن وقار و دوری از نگاه نامحرم و وجوب پوشاندن موی سر بهویژه در مراسم عبادی آیاتی بیان شده است. کتابهای مصوّر مسیحیان و ارامنه بیانگر اهتمام زنان مسیحی و ارمنی به حجاب و عفاف است.
در ایران در دوره مادها و هخامنشیان و اشکانیان، زنان علاوه بر لباسهای بلند و گشاد و آستیندار روی آن چادری هم بهسر میکردهاند و لباس بیرون از منزلشان از تجمّلات و تزیینات خاص دور بوده است و از اختلاط با نامحرمان بهشدّت پرهیز میکردهاند. آنچه در ایران ساسانی بوده است، تنها پوشیدگی زن نبوده، بلکه مخفی نگهداشتن زن بوده است.
حجاب زنان از عادت قدیم تمدّنهای بشری بوده است و منشأ پیدایش حجاب حرمت زنان محترمه و ثروتمند بوده و بعداً صورت عفاف به خود گرفته است.
زنان یونانی صورت و اقدامشان را تا روی پامیپوشاندند. زنهای فنیقی دارای پوششهای قرمز رنگ بودند. در لابهلای قدیمیترین کتابهای یونانی سخن از حجاب بهچشم میخورد. در بعضی شهرها صورتشان را با پارچه میپوشاندند و دو منفذ جلو چشمشان قرار میدادند. در بعضی شهرها موقع رفتن به بازار واجب بوده که زنان صورتهایشان را بپوشانند. در هند نیز حجاب سخت و شدیدی نظیر حجاب ایرانیان باستان حکمفرما بوده است.
بنابراین، در عهد باستان در میان همه ادیان و اقوام یونانی، رومی، آلمانی و خاور نزدیک و... پوشش زن بهطور کامل رعایت میشده و از نیمه دوم قرن هجدهم آثاری مبنی بر کمشدن تدریجی حجاب بهچشم میخورد.
زنان عرب پیش از اسلام پوشش مناسبی نداشتند؛ ازاینرو همسران پیامبرصلی الله وعلیه وآله از پیروی آن الگو منع شدند. آیات سوره احزاب(1)بیانگر این نکته مهم است. از بررسیهای تایخی نتیجه
1) سوره احزاب، آیه33 و32.
میگیریم که اصل پوشش، پیش از اسلام رواج داشته است و اسلام فقط حدّ و مرز آن را مشخص کرده است؛ به عبارت دیگر، اسلام این رسم یا عادت را که در برخی جوامع بهگونهای شدید و یا ضعیف بوده است، به حد اعتدال و حدود شرعی رسانده و آن را اصلاح و تعدیل کرده است و جزء فرائض دین قرار داده است تا ناهنجاریهای اجتماعی و خانوادگی را که نتیجه افراطها و تفریطها در این زمینه بوده است، برطرف سازد. (1)
بهنظر میرسد حکم حجاب در سال ششم هجرت تشریع گردید. صاحب تفسیر کشّاف، وضع زنان را در پیش از نزول آیات حجاب چنین شرح میدهد:
«زنان، گریبانهایشان گشاد و باز بود، گردن و سینه و اطراف سینههاشان دیده میشد و داخل روسریها را معمولاً از پشتسر برمیگرداندند (همانطور که الآن بین مردان عرب متداول است) و قسمتهای گردن و بناگوش و سینه دیده میشد.» (2)
باید خاطرنشان کرد که پیش از نزول این آیات، زنان مثل مردان با سرِ باز در معرض اجتماع رفتوآمد نمیکردند، اقامۀ
نماز و حضور زنان در مسجد بهطورحتم با پوشش همراه بود، گرچه نحوه آن با آمدن آیات قرآن تغییر کرد و صورت جدیدتر و کاملتری به خود گرفت، ازاینرو نمیتوان گفت که زنان قبل از نزول آیات فوق، هنگام نماز پوششی نداشتند، یا در اماکن مقدّس و معنوی با همان وضع و شرایطی که در داخل خانه حاضر میشدند حضور یافته، به سخنان پیامبرصلی الله وعلیه وآله در کنار مردان در مساجد گوش فرامیدادند. بنابراین آنچه در جامعه رواج داشت و قرآن به مبارزه با آن برخاست، پدیده بدحجابی بود، نه بیحجابی.
گرچه حافظه مردم، هفدهم دیماه 1364 را آغاز کشف حجاب میداند؛ امّا تغییر شکل لباس زنان در ایران از حرمسرای ناصرالدینشاه پس از سفر او به اروپا آغاز شد. او دستور داد زنها، به تقلید از »بالرین«های روسی، لباسهای کوتاه با شلوارهای نازکچسبان بپوشند. این مدل لباسپوشیدن، بهزودی به زنان اعیان و پس از آن به سایر خانمها سرایت کرد. بدینترتیب لباسهای تا پشت پا به سر زانو رسید. بعد از مشروطه نیز به نام آزادیخواهی برای زن، حجاب را بزرگترین مانع ترقّی او خواندند و بهطور مبالغهآمیزی آن را تبلیغ نمودند. به این ترتیب نسخه کشف حجاب برای زن ایرانی،
پس از زنان ترکیه و افغانستان پیچیده شد. استعمار درپی شکست طرح حضور مستقیم در کشورهای اسلامی، راه تهاجم به فرهنگ غنی و انسانساز اسلام و مقابله با گسترش تعالیم مقدس آن را درپیش گرفت و مبارزهای جدّی و پیگیر را با مظاهر اسلام و هرچه که رنگ و صیغه دین و دینباوری داشت، آغاز نمود. «اماناللَّهخان» در افغانستان مأموریت یافت با فرهنگ اسلامی مبارزه و راه را برای ترویج و گسترش جلوههای مبتذل فرهنگ غرب هموار کند. در ترکیه این مأموریت استعماری به مصطفی کمالپاشا معروف به «آتاترک» سپرده شد و او با عزمی جزم ضمن مقابله مستقیم با اسلام، کشورش را متحوّل نمود؛ «رضاخان» نیز در ایران مأمور اسلامزدایی و آمادهسازی زمینهها و شرایط ترویج و رونق فرهنگ مبتذل غرب شد.
با مطرح شد کشف حجاب و از سر برداشتن چادر که نشانه عفاف و پاکی زن مسلمان بهحساب میآمد، مخالفت مردم متدیّن آغاز شد. مخالفتها و مبارزات مردم با دستگیری و کشتار مردم و روحانیون سرکوب گردید و بدینترتیب زمینههای مناسب برای علنی نمودن منع حجاب آماده شد و اینگونه حجاب و نجابت زن ایرانی بهوسیله رضاشاه برداشته شد و غیرت و شرف مردان منکوب و ناموسشان در معرض دید و تماشای دیگران قرار گرفت.
حکم پوشش از احکام ضروری اسلام است و هیچ مسلمانی نمیتواند در آن تردید کند؛ زیرا در قرآن و روایات به آن تصریح شده است. به همین جهت، فقهای شیعه و سنی به اتّفاق به وجوب آن فتوا دادهاند. همانطور که نماز و روزه به دورانی خاص اختصاص ندارد، دستور پوشش نیز مختص به زمان خاصی نیست.
قرآن کریم درباره ضرورت پوشش اسلامی میفرماید: «ذَلِکَ أَدْنی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ»(1)این کار برای این که از (کنیزان و آلودگان) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است. در آیه دیگر زنان بهشتی را به مروارید تشبیه مینماید که بهسبب ارزشمندی در صدف پیچیده شده است. «کَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ»(2)و بار دیگر میفرماید: زنان بهشتی در
سراپردههای خود مستورند «حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِی الْخِیَامِ»(3)در روایات نیز
زن، ریحانه یا گل ظریف معرفی گردیده است «اَلمرأة رِیحانَةُ». (4)بنابراین،
خالق این گل برای حفظ آن از آسیب حوادث، حجاب را واجب نموده است. «حقیقت آن است که
حرکات و سکنات انسان نیز زباندار است. گاهی وضع لباس، راهرفتن و سخنگفتنِ زن معنادار است و به زبان بیزبانی میگوید: دلت را به من بده، در آرزوی من باش، مرا تعقیب کن و گاهی برعکس، با پوشش و وقارش اعلام میدارد: که دست تعرّض از این حریم کوتاه است.»(1)
از طرف دیگر رعایت حجاب و پوشش، آثار ارزندهای را بهبار میآورد که ضرورت آن را دوچندان مینماید. برخی از آن آثار عبارتند از:
روح بشر فوقالعاده تحریکپذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریکپذیری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام میگیرد. هیچ مردی از تصاحب زیبارویان و هیچ زنی از متوجّهکردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی، از هوس سیر نمیشود. و از طرفی تقاضای نامحدد، خواهناخواه انجام ناشدنی است و همیشه با نوعی احساس محرومیت همراه است. دستنیافتن به آرزوها بهنوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیماریهای روانی میگردد؛ ازاینرو اسلام برای تعدیل و رامکردن این غریزه تدابیری اندیشیده است و در این زمینه هم برای زنان و هم برای مردان، تکلیف معین کرده است، وظیفه مشترک برای هردو،
1) مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص163.
مربوط به نگاهکردن است خلاصه این دستور این است که چشمچرانی، نگاههای خیره و مملو از شهوت و به قصد لذّت به یکدیگر ممنوع است. وظیفه خاص زنان هم این است که بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و در اجتماع به جلوهگری و دلربایی نپردازند. به هیچوجه و هیچ صورت و با هیچ شکل و رنگ و بهانهای کاری نکنند که موجبات تحریک مردان بیگانه را فراهم سازند. بدیهی است که انجام این دستورها، باعث آرامش روحی و روانی زنان و مردان خواهد شد.
خانواده بااهمیتترین نهاد اجتماع است، پس زن و مرد باید در انجام اموری که این بنا را مستحکمتر میکند، تا سرحدّ توان تلاش نمایند و عواملی را که باعث سستشدن بنیاد این نهاد مقدس میگردد، از آن دور نمایند.
عوامل استکام خانواده عبارتند از:
الف) اختصاص دلربایی و دلباختگی به محیط خانه و خانواده در شکل ازدواج مشروع: فلسفه حجاب در اسلام این است که این مهم تحقق یابد و هریک از زن و مرد تنها عامل خوشبختی خود را همسر قانونی خود بداند.
ب) ایجاد پاکترین و صمیمیترین عواطف بین زوجین و برقرارساختن یگانگی و اتّحاد کامل در کانون
خانواده: در کنار همه عوامل تأثیرگذار، تأمین این هدف وقتی ممکن است که مرد چشم به زنی غیر از همسرش نداشته باشد و زن نیز درصدد تحریک و جلب توجّه کسی جز شوهر خود نباشد، و اصل ممنوعیت هر نوع کامیابی جنسی در غیر چارچوب خانواده حتّی قبل از ازدواج هم رعایت گردد.
عوامل سستی بنیان خانواده عبارتند از:
الف) انجام اعمالی که باعث جلب توجّه افرادی غیر از همسر میشود.
ب) معاشرتهای آزاد و بیبندوبار همسران که ازدواج را به تکلیفی محدودیتآور و مزاحم برای کامیابی آزاد از غیر همسر قانونی تبدیل میسازد.
قرآن کریم همسران را «لباس» یکدیگر میداند: «هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ»(1)زنانتان لباس شمایند و شما لباس زنانتان هستید. لباس
از همهچیز به تن انسان نزدیکتر و محرمتر است و در عین حال، تن را از نگاه دیگران میپوشاند.
«زن و شوهر نیز به یکدیگر نزدیکند و هریک از آندو موجب حفظ عفّت دیگری است، آنچنان که لباس، انسان را از برهنگی و بیعفّتی حفظ میکند.» (2)
و به همان ترتیب که لباس هرکس مایه وقار و آراستگی
اوست، همسر انسان نیز باید وقار و آراستگی را در اجتماع برای او فراهم سازد.(1)بیقیدی نسبت به تعهدات خانوادگی مانع ایفای نقش مکملی زن و مرد میگردد و به تعبیر قرآن این لباسها دیگر مایه حفظ عفّت و وقار و رشد شخصیت نمیباشند. حجاب از لوازم سامانیافتن بنیان خانواده است و بیحجابی با آن تعارض آشکار دارد، زیرا بیبندوباری در پوشش، بیبندوباری در تحریک و احساس نیاز را درپی دارد و تأمین نیازهای شعلهور، بنیاد خانواده را نشانه میرود.
حجاب برخلاف نظر منتقدان آن باعث انجام صحیح مسئولیتهای اجتماعی است. اسلام نهتنها بیرونرفتن زن، تحصیل علم و فعالیتهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی او را منع نمیکند؛ بلکه آیات قرآن، احادیث اهلبیتعلیهمالسلام و سیره عملی حضرت فاطمهعلیهاالسلام و حضرت زینبعلیهاالسلام و زنان بزرگ تاریخ اسلام این مطلب را اثبات مینماید. اسلام برای پیشگیری از آلودهشدن محیط کار و اجتماع به لذّتجوییهایی که مختص به محیط خانواده است، حجاب را واجب نمود. چراکه عدمامنیّت، رکود فعالیت زنان و مردان را بهبار میآورد. حضرت امام خمینیرحمة الله در اینباره میفرمایند:
«اکثر شما خانمها آن زمان را یاد ندارید و شاید در بین شما
1) فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل، ص72.
بسیار کم باشد که آن زمان اسفبار را یاد داشته باشد. در آن زمان به اسم این که میخواهیم نیمی از جمعیت ایران را فعّال کنیم، دست به یک جنایت زدند و آن جنایت کشف حجاب بود که بهجای این که نیمی از جمعیت ایران را فعّال کند آن نیم دیگر را که مردان بودند هم از فعالیت انداخت. عروسکهایی که درست کردند، آنهایی که در ادارات بودند، سایر افراد را هم از کارهای خودشان بازداشتند و آنهایی که در خیابانها رها بودند، جوانهای ما را به فساد کشاندند و آنها را از فعّالیت انداختند.» (1)
«ای زن! آگاه باش، دنیا خرابآبادی است که هر نقطه آن به مینهای شیطان و نگاههای آلوده، ناامن گشته است. امّا فرشتههای باحجاب در محفل انس و یاد خدا در امنیّتی بینظیر بهسر میبرند که دیگران از طعم آن بیخبرند». (2)
در طول تاریخ یکی از راههایی که زن برای حفظ مقام و ارزش خود از آن استفاده کرده، حفظ حریم در برابر مرد نامحرم بوده است. این همان روشی است که اسلام بر آن تأکید کرده است. زن هراندازه باوقار و عفیفتر ظاهر شود، از احترام و ارزش بالاتری در نزد مردان برخوردار میشود.
بیتردید در زندگی اجتماعی، افراد جامعه ناگزیر هم از سنتهای خوب و مفید و هم از آداب و رفتار بد و زیانآور تأثیر میپذیرند، در این بخش دیدگاه روانشناسان و جامعهشناسان، درباره اثرات رعایت حجاب و بیحجابی بر سلامت فرد، خانواده و اجتماع بیان میشود:
مجموعه صفات و ویژگیهای جسمی، روانی و رفتاری که هر انسان را از انسانهای دیگر متمایز میسازد، «شخصیت» نام دارد. بر این اساس، هرکس شخصیتی دارد که خود را با آن معرفی میکند و دیگران نیز او را با همان ویژگیها میشناسند انسانی که پیوسته نگران زیبایی خود است و بیشتر در جهت معرفی پیکر خود میکوشد، زندگیاش تحت فرمان و ارادهاش نیست، او چنان زندگی میکند که دیگران میپسندند، نه آنگونه که خود میخواهد. چنین فردی در حس هویّتیابی خود، دچار شکست شده است و قادر نیست هویّتش را به کمال برساند.
زن هم مانند مرد یک انسان است و باید در بعد انسانی رشد و تکامل یابد. کسی که با نمایش زیبایی خود و گزینش پوششی ویژه، در اندیشه جلب نظر دیگران بهسر میبرد، در حقیقت
میخواهد با تکیه بر جذابیتهای ظاهری خویش و نه اصالتها و ارزشهای متعالی خود جایی در جامعه بیابد. درواقع او از این طریق اعلام میدارد، آنچه برایش اصل است و اهمیّت دارد، »زنبودن« است، نه انسانیت، اندیشه، لیاقت و کارآییاش. چنین فردی قبل از همه، اسیر خویش است و به مغازهداری شبیه است که پیوسته در اندیشه تزیین ظاهر اجناس خود و تغییر دکور فروشگاهش بهسر میبرد و فرصت پرداختن به آرزوهای بزرگتر را نمییابد.(1)
روانشناسان، میزان ارزش و احترامی که هر انسانی برای خود قائل است را »حرمت خود« مینامند و آن را اساسیترین عامل رشد و کمال انسان، قلمداد میکنند. انسان با رفتار و گفتارش نشان میدهد که تا چه حد برای خود ارزش و احترام قائل است. براساس نتیجه این قضاوت است که فرد خود را توانا، مهم، موفق و ارزش و یا ضعیف، ناموفق و بیارزش میداند.
هرچقدر فرد خود را باارزشتر بداند، در راه رسیدن به یک زندگی عاطفی متعادل توانمندتر خواهد بود. انسانی که همواره از آشکارشدن ناتوانیش هراسناک است، در نمایش
1) برگرفته از: روانشناسی شخصیت؛ یوسف کریمی، فلسفه حجاب؛ علی محمدی و روانشناسی حرمت خود؛ ناتانیل براندل، ترجمه هاشمی جمال.
هیجانات و عواطفش ابتکار عمل ندارد و دیگران برای او تصمیم میگیرند، بیتردید خود را ارزشمد نمیداند. (1)
خلاقیّت نیز با سطح حرمتِ خود رابطهای کاملاً مستقیم دارد. در جامعهای که برهنگی تمام شریانهای آن را پر کرده و زن و مرد همواره در حال مقایسه داشتهها و نداشتههای خویش هستند، انسانها در تشویش مستمر و دلهره همیشگی فرومیروند زیرا رقابت و مقایسه در میدانی رخ مینماید که ظرفیت رقابت ندارد و بدینسبب، آدمی به تنوّعطلبی حریصانه کشیده میشود. بیتردید تا وقتی این اندیشه، فضای ذهن آدمی را اشغال کرده است، فرصتی برای بروز خلّاقیت و ابتکار باقی نمیماند. ذهنِ مشغول به تصاحب دل و جلب نظر دیگران هرگز اندیشه علمی را برنمیتابد و نمیتواند یافتهای تازه عرضه کند. او درپی آن است که در وضعیت موجود پسندیده شود نه آن که با ابتکار و خلاقیت، وضعیت را تغییر دهد و طرحی نو دراندازد. ازسوی دیگر، از آنجا که با تمام وجود خود را بیارزش میپندارد، برای جبران این کمبود از طریق عرضه پیکر آراسته خود، آسانترین راه را برای مقبولیت در نزد دیگران، برمیگزیند. چنین فردی هم ارزشمندی را ازکف داده و هم برای جبران آن به بیراهه رفته است. در حالی که زن با احساس
1) با استفاده از مجله روانشناسی، شماره2، بررسی حرمت خود در نوجوانان؛ سید حسن سلیمی؛ مسئله حجاب و نظام حقوق زن در اسلام؛ مرتضی مطهری.
ارزشمندی، خود را از دسترس بیگانگان دور نگهمیدارد تا آنجا که مرد، نیازمندانه به آستان وی رویآورد. او باور دارد که راه رسیدن به احساس ارزشمندی پایدار، کسب صفات باارزش و پابرجا است. ازهمینرو است که ویلدورانت میگوید:
زنان دریافتهاند که دستودلبازی مایه طعن و تحقیر است.
اگر زنان این مفهوم را بهطور کامل درک کنند، بیتردید به پوشیدگی و مخفیساختن پیکر خویش بیشتر گرایش نشان میدهند چراکه راه احساس ارزشمندی، در دسترس و مقبولبودن لحظهبهلحظه نیست. راسل میگوید:
از لحاظ هنری، مایه تأسف است که بتوان بهآسانی به زنان دست یافت.
ویلدورانت نیز میگوید: آنچه میجوییم و نمییابیم، عزیز و گرانبها میگردد.
«ویلیام جیمز» بهصراحت توصیه میکند: زنان عزّت و احترامشان به این است که بهدنبال مردان نروند، خود را مبتذل نکنند و خود را از دسترس مردان، دور نگهدارند.
پس حجاب پدیدآورنده و تثبیتکننده احساس ارزشمندی و احترام برای زنان و محدودیت و محرومیت برای مردان است؛ چون راه چشم را که نافذترین کانال حسی مردان است نمیتوان
سدّ کرد. به زنان گفته میشود: پوشیده بیرون بیایید ولی درواقع مخاطب اصلی مرد است که به او گفته میشود: بهرهبرداری آزاد جنسی در همهجا ممنوع است.(1)
خانواده کانون عشق و امید و تحقّق آرزوهای آدمی و مرکز تولّد و پرورش نسل بشر است بهگونهای که هیچ جامعهای نمیتواند بدون خانواده پایدار بماند. غریزه جنسی یکی از علل مهم ازدواج و بهوجود آمدن خانواده است امّا برای پایداری آن کافی نیست. بعد از ازدواج بهتدریج، اهداف جدیدی شکل میگیرد خواستههای غریزی اندک اندک جای خود را به نیازهای روانی، امنیتی، عاطفی و شناختی میدهد و دیگر سرمایه عشقورزی بهتنهایی برای تأمین اهداف خانواده کافی نیست. نخستین شرط تأمین نیازهای جدید، آن است که زن و شوهر از تمایلات و هویّت فردی دستبرداشته، برای ایجاد هویتی جمعی، تلاش نمایند. چنانچه هریک فقط خواهش خویش را دنبال کند، یعنی زن در جهت تجمّل و خودنمایی و مورد پسند واقعشدن در اجتماع و جلب توجّه مردان بیگانه گام بردارد، در دغدغه مقبولیت خویش فرورود و نقش مادری را به فراموشی سپارد و ازسوی دیگر مرد در اندیشه رسیدن به تمکینهای نوتر و پررونقتر بهسر برد و نقش پدری را فراموش کند، بنیان
1) همان، با استفاده از مجله شماره2.
خانواده برباد میرود. بیتردید پرداختن به اموری چون توجّه به لباس، بدن، روی، موی و انگشتنماشدن و مشخصتر معرفیکردن خود و فراموشکردن اهداف خانواده و نیازهای برتر، پایههای خانواده را متزلزل میسازد.
هرکس در برابر خود و دیگران مسئول است. توفیق در انجام مسئولیت، نیازمند استعداد و توانمندی کافی است. پوشش مناسب زن در اجتماع توانمندیی او را در ایفای نقش اجتماعیش بالا میبرد، چراکه هم خود او بدون دغدغه دلربایی و جلب نظر دیگران به انجام وظیفه میپردازد، هم محیط را برای ایفای نقش مردان، آلوده نمیسازد.
«در مسئله پوشش، روح سخن آن است که آیا بهرهبردن مرد از زن باید رایگان باشد؟ آیا مرد حق دارد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر استفاده را ببرد؟ اسلام که به روح مسائل مینگرد به این سؤال جواب منفی میدهد، مردان فقط در محیط خانوادگی و در چارچوب قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین میتوانند از زنان بهعنوان همسران قانونی کامجوئی کنند، امّا در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است. برای زنان نیز کامیابساختن مردان در خارج از
کانون خانوادگی به هر صورت و به هر شکل، ممنوع میباشد چون آن کسی که در این مسئله بهرهمند میگردد مرد است نه زن، لااقل مرد از زن بیشتر بهره میبرد.
بنابراین، حجاب در اسلام از یک مسئله کلی و اساسی ریشه میگیرد و آن این است که اسلام میخواهد انواع لذّتجوییهای جنسی، چه از طریق نگاه چه لمس و چه نوع دیگر به محیط خانواده و در شکل ازدواج قانونی اختصاص یابد و انسان در اجتماع منحصراً برای انجام کار و فعّالیّت حاضر شود.» (1)
خلاصه این که حجاب از دیدگاه اسلام اعلان انزوای زن و برکناری او از فعالیت اجتماعی نیست، بلکه جانپناهی است که در هجوم تیرهای مسموم نگاه به آن پناه میبرد. اگرچه زن با حفظ پوشش اسلامی ممکن است خود را محدود ببیند، امّا او در صورتی میتواند بهعنوان یک انسان ارزشمند با حفظ امنیت در اجتماع ظاهر شود که با سپری مطمئن، بلا را از خود دور نماید. به همین دلیل حتّی اگر کسی از مچ تا سرانگشتان دو دست و گردی صورت زن را با لذّت نگاه کند، آن مواضع نیز باید پوشیده شوند.
1) مسئله حجاب، ص83.
«همانطور که قبلاً بیان گردید، از دیدگاه یکتاپرستان، همه دستورهای خداوند براساس علم و حکمت بیحد اوست، روشن است که بشر توانایی آگاهی از همه آن اسرار را ندارد. آنچه مسلّم است این که خالق مهربان با صدور این احکام، درجه تعبّد و بندگی مخلوقات را اندازهگیری مینماید، البته اگر انسان تا حدودی با فلسفه احکام آشنا شود، انگیزه او برای انجام آن دستورات تقویت میگردد. در این مجال به بعضی از علل وجوب رعایت حجاب کامل در نماز اشاره میشود:
الف) پوشیدگی در نماز تمرین مداوم برای رعایت حجاب در اجتماع است که مانند واکسن یادآور، زن را در برابر آسیبهایی که ممکن است اعتقاد او را به انجام این حکم الهی تهدید نماید، مصونیت میبخشد.
ب) وجود پوششی مخصوص، انسان را از توجّه به تجملات و زینتهای دنیوی دور میکند و باعث حضور قلب بیشتر در نماز میشود.
ج) از آنجایی که در برداشتن عبا و پوشاندن سر در نماز برای مردان نیز مستحب است، پوشیدگی را میتوان نوعی ادب و احترام در برابر خداوند بهشمار آورد.»(1)
1) برگرفته از کتاب پرسشها و پاسخها، نهاد نمایندگی ولیفقیه در دانشگاهها، ص312.
حدود پوشش در نماز با حجاب زن در برابر نامحرم تفاوتهایی دارد که توضیح آن خواهد آمد.
آنچه از آیات و روایات برداشت میشود، این است که لباس به سه نیاز انسان پاسخ میدهد:
در آیه81 سوره نحل آمده است: (4)
«وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُم مِمَّا خَلَقَ ظِلالاً وَ جَعَلَ لَکُم مِنَ الْجِبَالَ أَکْنَاناً وَ جَعَلَ لَکُمْ سَرَابِیلَ تَقِیکُمُ الْحَرَّ وَ سَرَابیلَ تَقِیکُم بَأْسَکُمْ کَذلِکَ یُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْلِمُونَ»؛
خداوند از آنچه آفریده سایههایی برای شما قرار داده، و از کوهها پناهگاههایی، و برای شما پیراهنهایی آفریده که شما را از گرما (و سرما) حفظ میکند، و پیراهنهایی که حافظ شما بههنگام جنگ است، اینگونه او نعمتهایش را بر شما کامل میکند تا تسلیم فرمان
او شوید.
در این آیه سایهها اعم از سایه درختان و اشیاء دیگر و یا سایه غارها و پناهگاههای کوهستانی بهعنوان نعمت الهی معرفی شدهاند، زیرا همانگونه که انسان در زندگی نیاز به تابش نور دارد، در بسیاری از اوقات نیاز به سایه دارد، چراکه اگر نور یکنواخت بتابد، زندگی غیرممکن خواهد بود. بزرگترین سایه برای ساکنان زمین، سایه کره زمین است که شب نام دارد و نیمی از سطح زمین را میپوشاند. نقش این سایه بزرگ و سایههای کوچکتر بههنگام روز بر کسی پوشیده نیست.
ممکن است اهمیت غارها و پناهگاههای کوهستانی برای شهرنشینان آسودهخاطر هرگز روشن نباشد، ولی بیابانگردها، مسافران بیدفاع، چوپانها و خلاصه همه کسانی که از نعمت خانههای ثابت و سیّار محرومند و در آفتاب داغ تابستان و یا سوز سرمای زمستان گرفتار میشوند، میدانند تا چه اندازه وجود یک پناهگاه کوهستانی، اهمیت حیاتی دارد.
در ادامه آیه، بهدنبال بیان سایبانهای طبیعی و مصنوعی به سراغ پوششهای بدن انسان میرود و میفرماید:
خداوند پیراهنهایی که شما را از گرما حفظ میکند و پیراهنهای مخصوص پرمقاومتی که بههنگام جنگ حافظ شما است؛ برای شما قرار داد.
البته فایده پوشش و لباس تنها این نیست که انسان را از گرما
و سرما حفظ کند، بلکه هم باعث شکوه انسان است و هم در برابر بسیاری از خطرات، لباس میتواند از جسم او دفاع کند.
این که در آیه فوق تنها دفاع در مقابل گرما ذکر شده، شاید بهخاطر آن است که عرب در بسیاری از موارد، از دو کلمه ضد، یکی را بهعنوان اختصار ذکر میکند و دوّمی به قرینه اوّلی روشن میشود و یا به این جهت است که در آن مناطق که قرآن نازل گردید، دفاع در برابر گرما از اهمیت بیشتری برخوردار بود. این احتمال نیز وجود دارد که گرمازدگی و سوختگی در برابر آفتاب خطرناکتر است و تحمّل انسان در مقابل گرما و تابش شدید آفتاب
کمتر از مقاومت او در برابر سرما است، چراکه انرژی درونی انسان در سرما تا حد زیادی میتواند او را حفظ کند، ولی دفاع بدن در مقابل گرما کمتر است.
در پایان آیه بهعنوان یک تذکّر و هشدار میفرماید:
خداوند اینگونه نعمتش را بر شما تمام میکند شاید در برابر فرمان او تسلیم شوید.
این طبیعی است که انسان با بررسی نعمتهای مختلفی که وجودش را احاطه کرده بیاختیار به یاد آفریننده نعمت میافتد و اگر کمترین حسّ قدردانی و شکرگزاری در درونش باشد بیدار میگردد و به سراغ بخشنده نعمت میرود.
فوائد سایه کمتر از نور و روشنایی نیست.
لباس و زره که بدن را از سرما و گرما و جنگ حفظ میکنند، نعمتهای خداوند هستند.
غرقشدن در نعمتها نباید انسان را از یاد خالق آنها غافل نماید.
یاد نعمتها عشق به آفریدگار و تسلیم در برابر او را در انسان زنده نگهمیدارد.
آیات23 تا 25 سوره قصص ضمن بیان داستان حضرت موسیعلیهالسلام و دختران شعیبعلیهالسلام، برای حیا و وقار زن و مرد در برابر نامحرم و در اجتماع مثالی ارائه مینماید.(1)
«وَ لَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُکُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِی حَتَّی یُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَ أَبُونَا شَیْخٌ کَبِیرٌ»
و هنگامی که به (چاه) آب مدین رسید، گروهی از مردم را در آنجا دید که چهارپایان خود را سیراب میکنند، و در کنار آنها دو زن را دید که مراقب گوسفندان خویشند (و
1) برگرفته از تفسیر نور، ج9، ص37 و تفسیر نمونه، ج16، ص55 و ترجمه تفسیر المیزان، ج16، ص20.
به چاه نزدیک نمیشوند، موسی) به آنها گفت کار شما چیست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمیدهید؟) گفتند: ما آنها را آب نمیدهیم تا چوپانها همگی خارج شوند، و پدر ما پیرمرد مُسِنّی است.
«فَسَقَی لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّی إِلَی الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ»
موسی به (گوسفندان) آنها آب داد، سپس روبهسوی سایه آورد و عرض کرد پروردگارا! هر خیر و نیکی بر من فرستی من به آن نیازمندم!
«فَجاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ»
ناگهان یکی از آن دو به سراغ او آمد. در حالی که با نهایت حیا گام برمیداشت و گفت: پدرم از تو دعوت میکند تا مزد سیرابکردن گوسفندان را برای ما به تو بپردازد. هنگامی که موسی نزد او (شعیب) آمد و سرگذشت خود را شرح داد گفت: نترس از قوم ظالم نجات یافتی! (1)
هنگامی که موسیعلیهالسلام در کنار چاه آب مدین قرار گرفت، گروهی از مردم را در آنجا دید که چارپایان خود را از آب چاه سیراب میکنند و در کنار آنها دو زن را دید که
1) سوره قصص، آیه23-25.
گوسفندان خود را مراقبت میکنند، امّا به چاه نزدیک نمیشوند. وضع این دخترانِ باعفّت که در گوشهای ایستادهاند و کسی بهداد آنها نمیرسد و مردان چوپان، تنها در فکر گوسفندان خویشند و نوبت به آنها نمیدهند، نظر موسی را جلب کرد. نزدیک آندو آمد و گفت: کار شما چیست؟ چرا پیش نمیروید و گوسفندان را سیراب نمیکنید. دختران در پاسخ او گفتند: ما گوسفندان خود را سیراب نمیکنیم تا چوپانان همگی حیوانات خود را آب دهند و خارج شوند و ما از باقیمانده آب استفاده میکنیم و برای اینکه این سؤال برای موسی بیجواب نماند که چرا پدر این دختران عفیف آنها را به دنبال این کار فرستاده؟ افزودند: پدر ما پیرمرد مُسِنّی است. پیرمردی شکسته و سالخورده، نه خود او قادر است گوسفندان را آب دهد و نه برادری داریم که این کار را انجام دهد و برای اینکه سربار مردم نباشیم، چارهای جز این نیست که ما به پدرمان کمک کنیم. موسی از شنیدن این سخن سخت ناراحت شد، چه بیانصاف مردمی هستند که فقط در فکر خویشند و کمترین حمایتی از مظلوم نمیکنند؟ جلو آمد دلو سنگین را گرفت و در چاه افکند، دلوی که میگویند چندیننفر میبایست آن را از چاه بیرون بکشند، با قدرت بازوان نیرومندش یکتنه آن را از چاه بیرون آورد، و گوسفندان آندو را سیراب کرد.
سپس به سایه رویآورد و به درگاه خدا عرض کرد: خدایا هر خیر و نیکی بر من فرستی من به آن نیازمندم.
پس از مدّتی یکی از آن دو دختر که با نهایت حیا گام برمیداشت و پیدا بود از سخنگفتن با یک جوان بیگانه شرم دارد به سراغ او آمد و تنها این جمله را گفت: پدرم از تو دعوت میکند تا پاداش و مزد آبی را که از چاه برای گوسفندان ما کشیدی به تو بدهد. موسیعلیهالسلام بهسوی خانه شعیبعلیهالسلام آمد. طبق بعضی از روایات دختر برای راهنمایی از پیشرو حرکت میکرد و موسیعلیهالسلام از پشتسرش، باد بر لباس دختر میوزید و ممکن بود لباس را از اندام او کنار زند، حیا و عفت موسیعلیهالسلام اجازه نمیداد چنین شود، به دختر گفت: من از جلو میروم بر سر دوراهیها و چندراهیها مرا راهنمایی کن....
از آیات فوق چنین استنباط میشود که:
از دیدگاه قرآن، حیا از برجستهترین کمالات زن است؛
رفتوآمد زن در بیرون خانه باید براساس حیا و عفّت باشد؛
حفظ حریم میان زن و مرد یک ارزش است که دختران شعیب آن را مراعات میکردند؛
گفتوگوی مرد با زن در صورت اضطرار مانعی ندارد، ولی تا حد امکان باید خلاصه سخن گفت؛
الف) زن در محیط کار تنها نباشد.
ب) با مردان اختلاطی نداشته باشد.
دختران پیامبر خدا چوپانی میکنند، ولی هرگز تن به ذلّت و گدایی نمیدهند؛
در اجتماع از حیا و ضعف زنان نباید سوءاستفاده شود و اگر قانون و حمایتی در کار نباشد، بسیاری از مردان، حقوق زنان را نادیده میگیرند.
از امام باقر یا امام صادقعلیهالسلام نقل است که:
حیا و ایمان همراه همند، هرگاه یکی از آنها (ازبین) برود دیگری نیز با او خواهد رفت.(1)
امیرمؤمنانعلیهالسلام شرم و حیا را زیبا،(2)کلید خوبیها،(3)نتیجه ایمان (4)و پوشاننده عیوب(5)میشمارند. ایشان میفرمایند:
«نتیجه شرم و حیا، پاکدامنی است؛ (6)کسی که شرم و حیا ندارد، خیری در او نیست(7)و هرکه از مردم شرم نکند از
خداوند سبحان شرم نخواهد کرد». (1)
و در جای دیگر میفرمایند:
کسی که خطایش فراوان باشد، حیایش کم است و کسی که حیایش کم باشد، کمتر از گناهان خودداری میکند و کسی که کمتر از گناهان خودداری کند، دلش میمیرد و کسی که دلش بمیرد وارد آتش خواهد شد.(2)و آخرین درجه شرم و حیا آن است که انسان از خودش حیا کند.(3)
از رسولخداصلی الله وعلیه وآله نقل است که:
وقتی حیا نکردی، هر کاری میخواهی بکن؛ (4)کسی که پرده حیا را بدرد، غیبتش جایز است؛(5)حیا نیکوست، ولی در زنان نیکوتر است(6)
و قیامت برپا نمیشود تا اینکه حیا (ازمیان) زنان و کودکان برود.(7)
پیامبرصلی الله وعلیه وآله میفرمایند: عفاف زینت زنان است. (8)
و علیعلیهالسلام فرمودهاند: زکات زیبایی، عفّت و پاکدامنی است.(9)
از امام صادقعلیهالسلام نقل است که:
در روز قیامت زنی زیبا آورده میشود که بهسبب زیباییاش دچار گناه شده و میگوید خدایا تو مرا زیبا آفریدی و من گناه کردم. پس حضرت مریمعلیهاالسلام را آورده، میگویند: آیا تو زیباتری یا این، او را زیبا آفریدیم، ولی دچار گناه نشد. مردی زیبا را میآورند که بهسبب زیباییاش دچار گناه شده و میگوید: خدایا تو مرا زیبا آفریدی و من با زنان گناه کردم. پس حضرت یوسفعلیهالسلام را میآورند و میگویند: تو زیباتری یا این؛ او زیبا بود اما گناه نکرد. (1)
نقل شده که رسولخداصلی الله وعلیه وآله فرمودند:
ابراهیمعلیهالسلام مردی غیرتمند بود و من از او غیرتمندترم. خدا قطع کند بینی مؤمن و مسلمانی را که غیرت ندارد. (2)
امام صادقعلیهالسلام فرمودهاند:
خدا غیرتمند است و هر غیرتمندی را دوست دارد، و چون غیرت دارد کارهای زشت آشکار و پنهان را حرام کرده است. (3)
علیعلیهالسلام فرمودند:
آیا حیا و شرم نمیکنید و غیرت ندارید که زنانتان بهسوی بازارها بیرون میروند و مزاحم مردان بدخو و بیماردل میگردند. (1)
و در جای دیگر میفرمایند:
ای مردم عراق! به من خبر رسیده که زنان شما، در بین راه با مردان برخورد کرده، آنان را کنار میزنند، آیا شرم نمیکنید؟
و فرمود: خدا لعنت کند کسی را که غیرت ندارد. (2)
آیات 26 تا 28 سوره اعراف، لباس را عامل آراستگی و زیبایی و وقار معرفی میکند.(3)
»یَابَنِی آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاساً یُوَارِی سَوْءَاتِکُمْ وَ رِیشاً وَ لِبَاسُ التَّقْوَی ذلِکَ خَیْرٌ ذلِکَ مِنْ آیَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ«؛
ای فرزندان آدم! لباسی برای شما فروفرستادیم که اندام شما را میپوشاند و مایه زینت شماست و لباس پرهیزگاری بهتر است، اینها (همه) از آیات خدا است شاید متذکّر (نعمتهای او) شوند.
«یَا بَنِیآدَمَ لَا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطَانُ کَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُم مِنَ
الْجَنَّةِ یَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِیُرِیَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ یَرَاکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاءَ لِلَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ»؛
ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد آنچنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد، چه این که او و همکارانش شما را میبینند و شما آنها را نمیبینید (اما بدانید) ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان نمیآورند.
«وَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَیْهَا آبَاءَنَا وَاللّهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللّهَ لَا یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَتَقُولُونَ عَلَی اللّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ»؛
و هنگامی که کار زشتی انجام میدهند میگویند: پدران خود را بر این عمل دیدیم، و خداوند به ما دستور داده است! بگو خداوند (هرگز) دستور به عمل زشت نمیدهد آیا چیزی بر خدا میبندید که نمیدانید؟
از آیات قرآن چنین برمیآید که کلیّه مقدّرات انسان اعم از سعادت و شقاوت و امثال آن همه به این داستان منتهی میشود. سرگذشت آدم و درگیری او با شیطان دورنمایی از زندگی همه انسانها است، به همین جهت خداوند در این آیات برنامههایی سازنده، برای همه فرزندان آدم، بیان میکند که در حقیقت دنباله برنامههای آدم در بهشت است.
در آیات مورد بحث به مسئله لباس و پوشانیدن بدن که در
سرگذشت آدم نقش مهمی داشت، اشاره کرده میفرماید: ای فرزندان آدم، ما لباسی بر شما فروفرستادیم، که (اندام شما را میپوشاند و) زشتیهای بدنتان را پنهان میسازد. ولی این لباس تنها برای پوشانیدن تن و مستورساختن زشتیها نیست بلکه زینتی است که اندام شما را زیباتر از آنچه هست نشان میدهد. کلمه لباس در اصل مصدر است و در اینجا بهمعنای چیزی است که برای پوشیدن و پوشانیدن بدن صلاحیت داشته باشد. ریش، در اصل واژه عربی، بهمعنی پرهای پرندگان است و از آنجا که پرهای پرندگان لباس طبیعی در اندام آنها است، به هرگونه لباس نیز گفته میشود، ولی چون پرهای پرندگان غالباً به رنگهای مختلف و زیبا است، یک نوع مفهوم زینت در معنی کلمه ریش نهفته است. همچنین به پارچههایی که روی زین اسب و یا جهاز شتر میاندازند ریش گفته میشود. در آیه فوق همان معنی لباسهای زینتی و جالب از همه مناسبتر است. جمله «یُوَرِی سَوْءَتِکُمْ» که وصف برای لباس است، دلالت دارد بر این که لباس پوشش واجب و لازمی است که کسی از آن بینیاز نیست، یعنی پوشش عضوی است که برهنهبودنش زشت و مایه رسوایی آدمی است، بهخلاف »ریش« که بهمعنای پوشش زاید بر مقدار حاجت و باعث زینت و جمال است. خدای تعالی در این جمله بر آدمیان منت میگذارد که با پوشیدن لباس و آرایش خود هدایتشان کرده است.
در اینجا پس از ذکر لباس ظاهر و پوشاندن عورت ظاهری به ذکر لباس باطن و چیزی که زشتیهای باطن را میپوشاند، و آدمی را از شرک و گناه که باعث رسوایی او است بازمیدارد نقل شده است. آری، آن احساس ناخوشایند که از کشف عورت به آدمی دستمیدهد در عورت ظاهری و باطنی یکسان است، با این تفاوت که تأثّر از بروز معایب باطنی بیشتر و ناگوارتر و بادوامتر است، زیرا در اینجا حسابگر مردم نیستند، بلکه خدای تعالی است و نتیجهاش هم اعراض مردم نیست، بلکه شقاوت و بدبختی دائمی و آتشی است که به دلها سرایت میکند.
تشبیه تقوی و پرهیزگاری به لباس، تشبیه بسیار رسا و گویایی است، زیرا همانطور که لباس بدن انسان را از سرما و گرما حفظ میکند، سپری در برابر بسیاری از خطرها است، عیوب جسمانی را میپوشاند و برای انسان زینت است، روح تقوی و پرهیزگاری نیز علاوه بر پوشانیدن بشر از زشتی گناهان و حفاظت از بسیاری از خطرات فردی و اجتماعی، زینت چشمگیر و بسیار بزرگی برای او محسوب میشود که بر شخصیت او میافزاید.
در جملۀ بعد لباسی را که انسان به استفاده از آن هدایت شده آیتی الهی شمرده شده، که اگر انسان بهدقت در آن بنگرد خواهد فهمید که در باطن او معایب و نواقصی است که آشکار
شدنش باعث رسوایی او است. آن معایب عبارت است از رذایل نفس که اهمیّتش بهمراتب بیشتر از معایب ظاهری و پوشاندنش واجبتر از پوشاندن عیب و عورت ظاهری است، و نیز خواهد فهمید، همانطوری که برای پوشاندن معایب ظاهری لباسی است، برای پوشاندن معایب درونی نیز لباسی است، و آن همان لباس تقوا است که خداوند به آن امر فرموده و به زبان انبیای بزرگوار آن را برای بشر بیان کرده است.
در آیه قبل، از لباس بهعنوان نعمت یاد شد، در این آیه خداوند به همه افراد بشر و فرزندان آدم، هشدار میدهد که مواظب فریبکاری شیطان باشند. او میخواهد این لباس را که نعمت است از آنها سلب کند، مراقب شیطان باشند زیرا شیطان سابقه دشمنی خود را با پدر آنها نشان داده، همانطور که لباس بهشتی را براثر وسوسهها از اندام او بیرون کرد، ممکن است لباس تقوا را از اندام ایشان بیرون نماید، لذا میفرماید:
ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد، آنچنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون ساخت و لباس آنان را از اندامشان بیرون کرد، تا عورتشان را به آنها نشان دهد.
مفهوم آن این است که ای بنیآدم! بدانید که برای شما معایبی است که جز لباس تقوا چیزی آن را نمیپوشاند، و لباس تقوا همان لباسی است که ما از راه فطرت به شما پوشاندهایم پس مواظب باشید که شیطان فریبتان ندهد و این جامۀ خدادادی
را از تن شما بیرون ننماید. آری، ما شیطانها را اولیای کسانی قرار دادیم که به آیات ما ایمان نیاورده با پای خود دنبال آنها بهراه بیفتند. از اینجا معلوم میشود آن کاری که ابلیس در بهشت با آدم و حوا کرده (کندن لباس برای نمایاندن عورتهایشان) تمثیلی است که کندن لباس تقوا را از تن همه آدمیان بهسبب فریفتن ایشان، نشان میدهد و هر انسانی تا فریب شیطان را نخورده در بهشت سعادت است و....
سپس تأکید میکند! که در حقیقت آنجا که تصور میکنید تنها خودتان هستید و خودتان، ممکن است شیطان و همکارانش حضور داشته باشند، و بهراستی باید در برابر چنین دشمن ناپیدایی که لحظات حمله او را با دقّت نمیتوان پیشبینی کرد، همیشه آماده دفاع بود. درست است که ما شیطان و همکارانش را نمیبینیم، ولی ردپای آنها را میتوانیم مشاهده کنیم، هرجا مجلس گناه است، در هر نقطهای که وسائل معصیت آماده است، و در هر موقع پای زرقوبرق دنیا و تجمّلپرستی بهمیان میآید، بههنگام طغیان غرائز و در موقع برافروختهشدن آتش خشم و غضب، حضور شیطان قطعی است، گویا در چنین مواردی انسان صدای وسوسه او را با گوش دل میشنود و ردپای او را با چشم خود میبیند.
آیه ی بعد به دو عذر ساختگی و ناموجّه، یعنی تقلید کورکورانه از نیاکان و تهمت به ساحت مقدس پروردگار،
اشاره دارد و در پاسخ میفرماید:
خداوند هرگز به کارهای زشت و قبیح فرمان نمیدهد، زیرا حکم او از فرمان عقل جدا نیست، دستور به فحشا طبق صریح آیات قرآن کار شیطان است نه کار خداوند، خداوند تنها به نیکیها و خوبیها فرمان میدهد.(1)سپس آیه با این جمله ختم میشود که: آیا به خدا نسبتهایی میدهید که نمیدانید؟
توجه به نشانهها و نعمتهای الهی انسان را از غفلت دور میکند.
لباسی نعمت الهی است که بدن و زشتیهای آن را بپوشاند.
گرچه در تهیّه لباس همه عوامل طبیعی و خود انسان دخالت دارند، امّا خالق اصلی آن خداوند است.
پوشش و پوشاندن کار خداست، ولی برهنگی و ظاهر ساختن زشتیها کار شیطان است.
لباس نعمت الهی و برهنگی و خلع لباس، کیفر گناه است.
پوشش و آراستگی با لباسهای زیبا (تا آنجا که به
1) سوره بقره، آیه269و268.
اسراف کشیده نشود)، مطلوب و محبوب خداوند است.
همراه با آراستن ظاهر با لباس و زینت، باید باطن را با لباس تقوا آراست، در غیر این صورت لباس میتواند وسیلهای برای اسراف، تکبّر، فساد، خودنمایی، مدپرستی، شهوترانی، فخرفروشی و امثال آن شود.
با عبرت از سرگذشت پدر و مادرمان (آدم و حوّا) که در اثر فریب شیطان از بهشتِ خداوند رانده شدند، بدانیم که هیچ انسانی بیمه شده و از وسوسه شیطان در امان نیست.
خروج از جایگاه قرب الهی عامل برهنگی و کشف حجاب است.
هرگونه برنامه و تبلیغاتی که به برهنگی میانجامد، شیطانی است.
میل به آرایش امری فطری و طبیعی است، این گرایش طبیعی، علاوه بر تأثیر مثبت روانی بر دیگران باعث آرامش روانی شخص آراسته میگردد. آراستن خود و پرهیز از آشفتگی و پریشانی، در نظام فکری و ذوق سلیم انسان ریشه دارد. پرهیز از خودآرایی، نه دلیل وارستگی از قید نفس است و نه علامت بیاعتنایی به دنیا. وضع ژولیده و آشفته و عدم مراعات تمیزی و نظافت ظاهری، خودبهخود شخصیت افراد را
در نگاه دیگران خوار میسازد و زبان طعن و توهین دشمن را میگشاید. اسلام به نظافت تشویق کرده و «اَلنِظافَةُ من الایمانِ»(1)فرموده پیامبرصلی الله وعلیه وآله
است. ایشان به شخصی که موهایش ژولیده و جامههایش چرکین بود و بد حال مینمود، فرمودند:
«منَ الْدّین اَلْمُتْعَة» (2)یعنی تمتّع و بهرهبردن از نعمتهای خدا جزو دین است.
و همآن حضرت فرمود:
«بئْسَ الْعَبْد اَلْقاذُورَة»؛(3)یعنی بدترین بنده شخص چرکین و کثیف است.
امیرالمؤمنینعلیهالسلام فرمود:
«إنَّ اللَّهَ جَمیلٌ و یُحِبُّ الجَمالَ»(4)خداوند زیبا است و زیبایی را دوست میدارد.
امام صادقعلیهالسلام فرمود:
خداوند زیبا است و دوست میدارد که بندهاش خود را بیاراید و زیبا نماید و برعکس، فقر و تظاهر به فقر را دشمن میدارد. اگر خداوند نعمتی به شما عنایت کرد باید اثر آن نعمت در زندگی شما نمایان گردد. به آن حضرت گفتند: چگونه اثر نعمت خدا نمایان میگردد؟ فرمود: به این که جامۀ شخص نظیف باشد، بوی خوش استعمال کند، خانۀ
خود را با گچ سفید کند، بیرون خانه را جارو کند، حتی پیش از غروب چراغها را روشن کند که بر وسعت رزق میافزاید.(1)
در کتاب کافی که یادگار هزار سال پیش است، بحثی تحت عنوان اَلزّیُ و التَّجَمل(2)وجود دارد. اسلام به کوتاهکردن و شانهکردن مو و بهکاربردن بوی خوش و روغنزدن به سر سفارشهای اکید کرده است.
درباره پیامبراکرمصلی الله وعلیه وآله الگوی مسلمانان، نقل شده که: پیامبرصلی الله وعلیه وآله نرمخو، خوشظاهر و خوش باطن بود، درباره پوشیدن لباس تمیز و زیبا میفرمود:
هرکس لباس میپوشد، باید آن را پاکیزه نگاهدارد.
پیامبر عظیمالشأن از اصحاب و یاران خود آراستگی را تا بالاترین درجه درخواست میکرد. میفرمود:
أحسنُوا لِباسَکُم وَ أصْلِحُوا رِحالَکُم، حَتّی تَکُونُوا کَأنَّکُم شامَةٌ فِی الناسِ؛ لباسهای خود را نیکو و زین مرکب خود را درست کنید تا همچون خال سیاه، در میان مردم نمایان باشید.(3)
خود آن حضرت از جامه سبز خوشش میآمد. بیشتر جامههایش سفید بود و میفرمود: به زندههایشان سفید
بپوشانید و مردههایتان را در آن کفن کنید. (1)
بر ایناساس، پوشیدن جامه زیبا، بهرهگیری از مسواک و شانه، روغنزدن به مو و گیسوان، معطربودن، انگشتر فاخر به دستکردن و سرانجام آراستن خویش هنگام عبادت و معاشرت با مردم، از مستحبّات مؤکّد و برنامههای روزانه مسلمانان است.(2)
امام حسن مجتبیعلیهالسلام بهترین جامههای خود را در نماز میپوشد و در پاسخ کسانی که سبب این کار را میپرسیدند، میفرمود:
«إنَّ اللَّهَ جَمیلٌ وَ یُحِبُّ الْجَمالَ فَاتَجَمَّلُ لِرَبّی»؛ خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد، پس خود را برای پروردگارم زیبا میسازم. (3)
بنابراین، خداوند زینت و خودآرایی را نهی نمیکند بلکه آنچه در شرع مقدس ممنوع شده است، تبرّج و خودنمایی و تحریک و تهییج بهوسیله آشکار ساختن زینت در محافل اجتماعی است چنانکه میفرماید:
«وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْاولَی»(4)و «َ لَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ»(5)
این آیه زنان عرب را که معمولاً خلخال بهپا میکردند و برای اینکه بفهمانند خلخال گرانبها دارند، پای خود را محکم به زمین میکوبیدند، از این کار نهی میکند. از این دستور میتوان فهمید هر چیزی که موجب جلبتوجّه مردان میگردد، مانند استعمال عطرهای تند و همچنین آرایشهای جلبنظر کننده در چهره، ممنوع است. بهطورکلی زن در معاشرت، نباید کاری بکند که موجب تحریک و تهییج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد.
از مجموعه آیات و روایات در مورد آراستگی ظاهر مرد و زن مسلمان میتوان فهمید که موارد نهی شده در واقع با فلسفه آراستگی که ایجاد نشاط و سلامت و استحکام روابط خانوادگی و اجتماعی است، سازگاری ندارد.
دارد متاع عفت، از چارسو خریدار
بازار خودفروشی، این چارسو ندارد(1)
گرچه اسلام بدون درنظرگرفتن جنسیت با توجّه به تمایل فطری انسان به زیبایی و خودآرائی، به آراستگی و نظافت تن و لباس و آداب و سنن آن توصیه نموده است امّا در مورد زنان بهطور ویژه سفارش نموده که همواره آراسته و دارای زینت باشند تا برای همسر خویش جاذبه داشته باشند.
زنی خدمت پیامبراکرمصلی الله وعلیه وآله آمد و گفت: حق شوهر بر زن
1) شهریار.
چیست؟ فرمود: زیاد است. عرض کرد اندکی از آن را برای من بگویید، فرمودند: زن باید خود را به بهترین بوهای خوش معطر کند و بهترین لباسش را بپوشد و خود را به بهترین زینتی که دارد بیاراید و همواره در خدمت همسرش باشد.(1)
ازسوی دیگر به مردان نیز توصیه شده برای آنکه همسرانشان در معرض اندیشه یا انجام گناه قرار نگیرند، آراستگی و خودآرائی و پاکیزگی را رعایت نمایند.
پیامبراکرمصلی الله وعلیه وآله به مردان میفرمود: لباسهای خود را تمیز کنید و موهای خود را مرتب سازید و مسواک بزنید و آراسته و پاکیزه باشید که برخی از بنیاسرائیل چنین نکردند و زنانشان به گناه آلوده شدند. (2)
از تاریخ زندگی پیامبراسلامصلی الله وعلیه وآله و سایر پیشوایان بزرگ استفاده میشود که آنها با مسئله تجملگرایی در لباس سخت مخالف بودند، تا آنجا که در روایتی میخوانیم: هیئتی از مسیحیان نجران به خدمت
پیامبراسلامصلی الله وعلیه وآله رسیدند در حالی که لباسهای ابریشمین بسیار زیبا که تا آن زمان در اندام عربها دیده نشده بود در تن داشتند، هنگامی که به خدمت پیامبرصلی الله وعلیه وآله رسیدند و سلام کردند، پیامبرصلی الله وعلیه وآله پاسخ سلام آنها را نگفت، حتّی حاضر نشد یک کلمه با آنها سخن گوید، از علیعلیهالسلام در اینباره چاره خواستند، و علّتِ روی گردانی پیامبرصلی الله وعلیه وآله از آنها را، جویا شدند، علیعلیهالسلام فرمودند: من چنین فکر میکنم که اینها باید این لباسهای زیبا و انگشترهای گرانقیمت را از تن بیرون کنند، سپس خدمت پیامبرصلی الله وعلیه وآله برسند آنها چنین کردند، پیامبرصلی الله وعلیه وآله سلام آنها را پاسخ داد و با آنها سخن گفت، سپس فرمود:
وَ الَّذِی بَعَثَنی بِالحَقِ لَقَد أتُونِی اَلْمَرَّةَ الأوْلی وَ أنَّ ابلیسَ لَمعَهُم؛ سوگند به خدایی که مرا به حق فرستاده است، نخستینبار که اینها بر من وارد شدند دیدم شیطان نیز به همراه آنها است. (1)
امام صادقعلیهالسلام به روایت از پدرانش میفرمود:
کار این امت به خیر است تا آن زمان که به روش بیگانگان لباس نپوشند و به سبک آنها غذا نخورند و چون چنین کنند، خدا آنان را خوار میکند.(2)
مسلمانان در صدر اسلام زندگی سادهای داشتند، و ایمان اسلامی (از راه برانگیختن آنان به سادهزیستی و بینیازی و ترک پرمصرفی) از آنان امتی استوار و نیرومند و متّکی به خود، ساخته بود، و بهسبب همین صفتهای ارزشمند بود که بر هر
کس که با آنان میجنگید پیروز میشدند، لیکن از آن به بعد در نعمتهای رنگارنگ غرق شدند، و به زندگیهای اشرافی و اسرافی روی آوردند، و آن روحیّات والا را که با آنها خو گرفته بودند ازدست دادند. پس راز ماندگاری جامعه انقلابی سادهزیستی و دوری از تجمل است.(1)
پیامبرصلی الله وعلیه وآله به ابنمسعود میفرمود:
پس از من مردمانی خواهند آمد که خوراکهای لذیذ و رنگارنگ میخورند، و بر مرکبها سوار میشوند، مردانشان همچون زنی که خود را برای شوهرش میآراید، آرایش میکنند و زینتهای خود را همچون زنان در معرض دید دیگران قرار میدهند و زندگیشان (از نظر تنوّع و تجمّل) مانند پادشاهان ستمگر است اینان منافقان این امّت در آخرالزّمان هستند،... مساجد را تزیین میکنند، جز رسیدن به (مال و مقام) دنیا، هَمّ و غمی ندارند، بنده دنیایند و دلبسته به آن. (2)
در کنار این توصیههای مؤکد به آراستگی، هشدارهای حضرات معصومینعلیهمالسلام نیز باید مورد عنایت قرار گیرد. پیامبرصلی الله وعلیه وآله میفرمودند:
زنی که زینت کرده و معطّر از خانه خارج شود، چون ظلمت قیامت است که روشناییبخشی ندارد؛(1)اگر شوهرش به این کار راضی باشد، در هر قدمی برای همسرش یک خانه در جهنّم میسازند؛(2)و خود او تا زمانی که به خانه برگردد مورد نفرین (فرشتگان) است(3)و سرانجام
زنی که خود را برای غیر شوهرش خوشبو کند؛ (در آخرت) آتش و (در دنیا) ننگ خواهد بود.(4)
ایشان با نگرانی میفرمودند:
فتنه سخت را دیدید و صبر کردید و من از فتنهای سختتر بر شما بیم دارم، و آن هنگایم است که زنان النگوی طلا بهدست و پارچههای فاخر به تن کنند و (به این وسیله شوهر) توانگر را به زحمت اندازند و از (شوهر) فقیر چیزی که بدان دسترسی ندارد بخواهند(5)و وقتی لباس زن فراوان و زینتش خیرهکننده شد، تمایل او
به بیرونرفتن (برای خودنمایی) زیاد میشود؛ پس از کملباسی برای حراست از زنان کمک جویید. (6)
امیرمؤمنانعلیهالسلام زنان را از سه کار، که موجب هلاکت زنان بنیاسرائیل شد، نهی فرمودند:
ریختن موها روی پیشانی، درست کردن کاکل جلو سر و رنگینکردن دست هنگام خروج از خانه.(1)
امام صادقعلیهالسلام نیز زنان را از سرمهکشیدن با رنگ سیاه (در برابر مرد نامحرم) که زینت میباشد، نهی نمودند.(2)
مراد از زینت هر چیزی است که عرفاً زینت محسوب شود و مردم به آن زینت بگویند. بنابراین داشتن النگو، دستبند، بلندکردن ناخن، لاکزدن، حنا گرفتن، بعضی ساعتهای مچی که برای زینت استفاده میشود و پوشیدن دستکشهای نوری برای زینت، از زینتهای دست هستند و باید آنها را از نامحرم بپوشانند. (حضرت امام و آیتاللَّه بهجتقدس سره).(3)
همچنین سرمهکشیدن، برداشتن ابرو، گذاشتن مژه مصنوعی، استفاده از هر نوع لوازم آرایشی و گذاشتن حلقه برای بینی، همگی از زینتهای صورت محسوب میگردند و باید از نامرحم پوشانده شوند. (حضرت امام و آیتاللَّه بهجتقدس سره).
آنچه برای زن زینت محسوب میشود واجب است از
نامحرم پوشانده شود.
آیتاللَّه تبریزی: اگر سرمهکشیدن و اصلاح صورت بهگونهای باشد که پیرزنان از آن استفاده میکنند، لازم نیست از نامحرم پوشانده شود.
آیات عظام اراکی، خامنهای و فاضل: اصلاح صورت و ابرو و ناخن بلند اگر عرفاً زینت محسوب شود، پوشاندن آن لازم است.
آیات عظام سیستانی، نور همدانی و مکارم: پوشاندن اصلاح صورت و ابرو و ناخن بلند بدون رنگ، از نامحرم لازم نیست، مگر آن که منشأ مفسده خاصی گردد.
آیتاللَّه گلپایگانی: بهطور کلی وجه و کفین بنابر احتیاط واجب باید از نامحرم پوشانده شود، چه زینت داشته باشد چه نداشته باشد. (1)
بین نامحرم از فامیل و غیرفامیل از نظر فقهی فرقی نیست. (همه). (2)
سؤال: خانمها حلقه ازدواج را (که بسیار ساده است) نه برای زینت بلکه برای یادگاری و وفاداری به شوهر به دست میکنند، آیا پوشیدن آن از نامحرم واجب است؟
جواب: بهدستکردن هرگونه حلقهای که زینت محسوب
میشود، پوشیدن آن از نامحرم واجب است. حضرت آیات امام، اراکی و گلپایگانی. (1)
آیتاللَّه بهجت: اگر مهیّج و محرک باشد باید بپوشاند و در غیر اینصورت احتیاط است.
آیتاللَّه تبریزی: پوشانیدن انگشتری که بهطور متعارف زنان بهدست میکنند از نامحرم واجب نیست.
آیتاللَّه خامنهای: اگر عرفاً زینت محسوب میشود باید از نگاه نامحرم پوشیده باشد اما چنانچه از آنهایی است که چشمگیر نیست و صدق زینت نمیکند اشکال ندارد.
آیتاللَّه سیستانی: انگشتر و حلقه در دست داشتن و سرمهکشیدن در مقابل نامحرم چنانچه به هدف خودنمایی در مقابل نامحرم نباشد و نیز تحریککننده نباشد و از واقعشدن در حرام نیز ایمن باشد اشکالی ندارد.
آیتاللَّه فاضل: در صورتی که عرفاً زینت محسوب شود پوشاندن آن لازم است.
آیتاللَّه مکارم: اشکالی ندارد.
بنابراین، با توجه به مورد سؤال در استفتاء که حلقه نامزدی است و برای زینت هم نیست و صرفاً برای یادگاری و وفاداری به شوهر است آرا و نظرات فقها همان است که نقل شد. از این کلام فقهاء میتوان نتیجه گرفت که اگر عرفاً زینت محسوب
1) همان، ص123 و استفتائات حضرت امامقدس سره، ج3، ص256 و 257، س36و32.
شود اگرچه خودش چنین قصدی نداشته باشد پوشاندن آن لازم است و اگر جلب توجّه هم نماید که به طریق اولی پوشاندن آن واجب خواهد بود و فرقی هم نمیکند که چه نوع انگشتری باشد.
زینتکردن به زشتی و زیبایی نیست، هرچه عرفاً زینت محسوب شود باید پوشیده گردد. (همه بهجز آیات عظام نوری همدانی، تبریزی و سیستانی که قبلاً ذکر شد.) (1)
عطرزدن و خوشبوکردن بدن اشکال ندارد، ولی اگر عطر زدن بانوان موجب مفسده و تحریک باشد جایز نیست. (همه). (2)
آرایش مردان و زنان اگر عرفاً مختص به جنس مخالف باشد، جایز نیست. (همه).(3)
اجتناب از پوشیدن کفشهایی که صدادار است و صدای آنها را نامحرم میشنود در صورتی که مفسدهای بر آن مترتب شود، لازم است. (حضرت امامعلیهالسلام و آیتاللَّه خامنهای). (4)
آیات53و54 سوره احزاب چگونگی حفظ حریم در برابر نامحرم را برای زنان پیامبرصلی الله وعلیه وآله بیان مینماید. (1)
«وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهنَّ مَتَاعاً فَسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ذلِکُمْ أَطْهَر لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ مَا کَانَ لَکُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لَا أَن تَنکِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِکُمْ کَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِیماً»؛
و هنگامی که چیزی از وسائل زندگی (بهعنوان عاریت) از آنها (همسران پیامبر) میخواهید از پشت پرده بخواهید، این کار دلهای شما و آنها را پاکتر میدارد، و شما حق ندارید رسولخدا را آزار دهید و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسری خود درآورید که این کار نزد خدا عظیم است!
»إِن تُبْدُوا شَیْئاً أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیماً«؛
اگر چیزی را آشکار کنید یا پنهان دارید خداوند از همهچیز آگاه است.
از بعضی قرائن استفاده میشود که گاهی همسایگان و سایر مردم طبق معمول برای عاریتگرفتن اشیایی نزد بعضی از زنان پیامبرصلی الله وعلیه وآله میآمدند؛ هرچند آنها طبق سادگی زندگی آن زمان کار خلافی مرتکب نمیشدند، ولی برای حفظ حیثیّت همسران پیامبرصلی الله وعلیه وآله آیه فوق نازل شد و به مؤمنان دستور داد که هرگاه میخواهند چیزی از آنها بگیرند، از پشتپرده بگیرند.
1) تفسیر نمونه، ج17، ص402؛ تفسیر نور، ج9، ص393؛ ترجمه تفسیر المیزان، ج16، ص500.
روی سخن در این آیه به مؤمنان است و بخشی دیگر از احکام اسلام را مخصوصاً آنچه مربوط به آداب معاشرت با پیامبرصلی الله وعلیه وآله و خانواده نبوّت بوده است ضمن جملههای کوتاه و گویا و صریح بیان میکند. ولی مسلماً این حکم اختصاص به ایشان ندارد. در هیچ موردی نباید بدون اجازه وارد خانه کسی شد (چنان که در سوره نور آیه27 نیز آمده است). حتّی در حالات پیامبرصلی الله وعلیه وآله میخوانیم که وقتی میخواستند وارد خانه دخترشان فاطمهعلیهاالسلام شوند بیرون در میایستادند و اجازه میگرفتند؛ یک روز هم که جابر بن عبداللَّه با ایشان بود، پس از آن که برای خود اجازه گرفتند برای جابر نیز اجازه گرفتند.
نکتهای که در اینجا باید مورد توجّه قرار گیرد این است که منظور از حجاب در این آیه پوشش زنان نیست، بلکه حکمی اضافه بر آن است که مخصوص همسران پیامبرصلی الله وعلیه وآله بوده و آن این که مردم مواظب بودند بهخاطر شرائط خاص همسران پیامبرصلی الله وعلیه وآله هرگاه میخواهند چیزی از آنان بگیرند از پشت پرده باشد، و آنها حتّی با پوشش اسلامی در برابر مردم در اینگونه موارد ظاهر نشوند، البته این حکم درباره زنان دیگر وارد نشده، و برای آنها تنها رعایت پوشش کافی است، بنابراین اسلام به زنان مسلمان دستور پردهنشینی نداده است.
دادوستد زنان، با حفظ حریم مانعی ندارد؛
زنان پیامبرصلی الله وعلیه وآله محصور نبوده و با بیرون از منزل در ارتباط بودند؛ قرآن میفرماید: با رعایت حریم از زنان پیامبرصلی الله وعلیه وآله نیز میتوان چیزی درخواست نمود.
در نحوه ارتباط زنان و مردان، باید محور کارها تقوا و پاکدلی باشد؛
نگاه نامحرمان به یکدیگر، در دل آنان تأثیرگذار است؛
رعایت حریم بین زن و مرد بهنفع هردو است؛
رابطه با نامحرم بدون حفظ حریم، سبب رنجاندن رسولاکرمصلی الله وعلیه وآله میگردد.
امام صادقعلیهالسلام فرمودند:
رسولخداصلی الله وعلیه وآله از ورود مردان به حریم زنان، بدون اجازه آنها نهی میفرمود.(1)
ایشان زنی را که برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند، امّا از غیر او (نامحرمان)، خود را حفظ نماید بهترین زنان میدانستند(2)و میفرمودند:
زن مانند خانهای بیحصار، آسیبپذیر است، (اگر حریم
با نامحرم را حفظ نکند) همین که از خانه خارج شود، شیطان او را احاطه میکند(1)
و هر زنی برای غیر شوهرش روسری را کنار بگذارد؛ حریم خود را شکسته(2)و خداوند پرده خویش را از او برمیگیرد. (3)
امیرمؤمنانعلیهالسلام فرمودند:
از آنجا که خداوند زن را زیبا و ظریف آفریده است، (و مورد رغبت واقع میشود) هرکس با او ازدواج کند، باید از حریمش حمایت کند؛(4)حفاظت از حریم زن و حراست از او (با توجه به موقعیت روحی و جسمیاش) برای او بهتر است و زیباییاش را پایدارتر میسازد. (5)
رسولخداصلی الله وعلیه وآله در جریان بیعت با زنان، از آنها پیمان گرفت که:
«لا یَقْعَدَنَّ مَعَ الرِّجالِ فِی الْخَلاء»؛
با مردان اجنبی خلوت نکنند. (6)
ایشان دستور دادند که شب هنگامی که نماز تمام میشود، اوّل زنها از مسجد بیرون بروند، بعد مردها؛ پیامبرصلی الله وعلیه وآله خوش
نمیداشت که زن و مرد با هم و بهطور مختلط از مسجد بیرون روند. زیرا فتنهها از همین اختلاطها برمیخیزد. رسولخداصلی الله وعلیه وآله برای این که برخورد و اصطکاکی رخ ندهد، دستور میداد مردان از وسط، و زنان از کنار کوچه یا خیابان بروند.(1)روزی که شاهد بیرونرفتن مردان و زنان باهم از مسجد بودند، خطاب به زنها فرمودند: بهتر است شما صبر کنید آنها بروند. شما از کنار بروید و آنها از وسط. (2)
پیامبرصلی الله وعلیه وآله فرمودند:
هرکه با زنی نامحرم دست بدهد به خشم خدا گرفتار میشود(3)و روز قیامت دستبسته وارد میشود. سپش او را بهسوی دوزخ میبرند. (4)
امام صادقعلیهالسلام فرمودند:
برای مردان جایز نیست که با زن (نامحرم) دست بدهند؛ مگر از زیر پارچه (بین دو دست پارچهای حائل باشد)، و دست یکدیگر را نفشارند. (5)
رسولخداصلی الله وعلیه وآله فرمودند:
اگر کسی خواست محرم خود را که بالغ شده ببوسد، خواهر باشد یا عمه یا خاله، میان دو چشم (پیشانی) و سر او را ببوسد و از بوسیدن گونه و دهان او خودداری نماید.(1)
اختلاط زن و مرد نامحرم مکروه است، مگر آنکه پیرمرد با پیرزن باشند. این مکروهبودن در صورتی است که در مجلس هیچوجه حرامی نباشد والّا اختلاط حرام میشود. (همه).(2)
رفتن به مجالسی که انسان میداند در آن مجلس مرتکب حرام میشود جایز نیست. (همه).(3)
اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتی باشند که کسی آنجا نباشد و دیگری نتواند وارد شود، چنانچه بترسند که به حرام بیفتند باید از آنجا بیرون بروند و ماندن در آن مکان حرام است. (همه بهاستثنای آیتاللَّه مکارم که فرمودهاند: مطلقاً حرام
است).(1)
خودنماییکردن به قصد بهگناه انداختن دیگری حرام است. (همه). (2)
حضور زنان در کوچه و بازار و ارتباط با نامحرم بدون ضرورت، خلاف عفّت خانمهاست و در صورت ارتکاب حرام، جایز نیست. (3)
هر کسی که نگاهکردن به او جایز نیست تماس بدنی با او نیز جایز نیست و هرگونه تماس بدن با او حرام است و باید از آن اجتناب کرد، مگر ازروی لباس و بدون قصد لذّت و ریبه؛ اما اگر تلذّذ و ریبه در کار باشد قطعاً حرام است. (همه).(4)
دستدادن با نامحرم جایز نیست مگر ازروی لباس و در این صورت بنابر احتیاط واجب نباید دستِ یکدیگر را بفشارند. (همه). (5)
بوسیدن محارم اشکال ندارد مشروط به آن که به قصد
لذّت و ریبه نباشد (مگر همسر که مطلقاً جایز است). (همه). (1)
اگر کسی بداند که اگر بچّه یا محارم را ببوسد به گناه آلوده میشود نباید ببوسد. (همه).(2)
آیات27و28 سوره نور، آداب ورود به خانه دیگران را بیان مینماید. (3)
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّی تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلَی أَهْلِهَا ذلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ»؛
ای کسانی که ایمان آوردهاید در خانههایی غیر از خانه خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام کنید، این برای شما بهتر است، شاید متذکّر شوید.
»فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِیهَا أَحَداً فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّی یُؤْذَنَ لَکُمْ وَ إِن قِیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْکَی لَکُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ«؛
و اگر کسی در آن نیافتید، داخل آن نشوید تا به شما اجازه داده شود، و اگر گفته شود بازگردید، بازگردید، که برای شما پاکیزهتر است و خداوند به آنچه انجام میدهید آگاه
است.
در این آیات، بخشی از آداب معاشرت و دستورهای اجتماعی اسلام که ارتباط نزدیکی با مسائل مربوط به حفظ عفّت عمومی و رعایت حریم خانواده دارد بیان شده است، و آن طرز ورود به خانههای مردم و چگونگی گرفتن اجازه برای ورود است.
انسان بهناچار در محیط اجتماعی قیود زیادی را ازنظر لباس و طرز حرکت و رفتوآمد تحمّل میکند، ولی ادامه این وضع در تمام مدّت شبانهروز خستهکننده و دردسرآفرین است، او میخواهد مدّتی از شبانهروز را آزاد باشد، قیدوبندها را دور کند و به استراحت بپردازد؛ با خانواده و فرزندان خود به گفتوگوی خصوصی بنشیند و تا آنجا که ممکن است از این آزادی بهره گیرد. اگر بنا باشد هرکس سرزده وارد این محیط گردد و به حریم امن آن تجاوز کند دیگر آن آزادی و آرامش وجود نخواهد داشت. نزول این آیات بیانگر آن است که ازنظر اسلام برای حفظ حجاب اهل خانه و مصونیت از نگاه واردین، ورود به خانه مردم نیاز به اذن و اجازه دارد.
در حدیثی آمده که: ابوسعید از یاران پیامبرصلی الله وعلیه وآله اجازه ورود به منزل گرفت در حالی که روبهروی در خانۀ
پیامبرصلی الله وعلیه وآله ایستاده بود، پیامبرصلی الله وعلیه وآله فرمود: بههنگام اجازهگرفتن روبهروی در نایست!
در روایت دیگری میخوانیم که خودِ آن حضرت هنگامی که به در خانه کسی میآمد روبهروی در نمیایستاد بلکه در طرف راست یا چپ قرار میگرفت و میفرمود: السلام علیکم (و به اینوسیله اجازه ورود میگرفت) زیرا آن روز هنوز معمول نشده بود که در برابر در خانه پرده بیاویزند. (1)
بنابر روایات، انسان حتی بههنگامی که میخواهد وارد خانه مادر یا پدر و یا فرزند خود شود، باید اجازه بگیرد. مردی از پیامبرصلی الله وعلیه وآله پرسید: آیا بههنگامی که میخواهم وارد خانه مادرم شوم باید اجازه بگیرم؟ فرمود: آری، عرض کرد مادرم غیر از من خدمتگزاری ندارد. بازهم باید اجازه بگیرم؟! فرمود: اَتُحِبُّ أن تَراها عُریانَةَ؟ آیا دوست داری مادرت را برهنه ببینی؟ عرض کرد: نه، فرمود: فَاستَاذِن عَلَیها!: پس از او اجازه بگیر! (2)
روزی پیامبرصلی الله وعلیه وآله میخواست وارد خانه دخترش فاطمهعلیهاالسلام شود، نخست بر در خانه آمد دست به روی در گذاشت و در را کمی عقب زد، سپس فرمود: اَلسَلام عَلَیکُم، فاطمهعلیهاالسلام پاسخ سلام پدر را داد، بعد پیامبرصلی الله وعلیه وآله فرمود: اجازه دارم وارد شوم؟ عرض کرد وارد شو ای رسولخدا! پیامبرصلی الله وعلیه وآله فرمود: کسی که همراه من است نیز
اجازه دارد وارد شود؟ فاطمه عرض کرد: مقنعه بر سر من نیست، و هنگامی که خود را به حجاب اسلامی محجّب ساخت پیامبرصلی الله وعلیه وآله مجدداً سلام کرد و فاطمهعلیهاالسلام جواب داد، مجدداً اجازه ورود برای خودش گرفت و بعد از پاسخ موافق فاطمهعلیهاالسلام اجازه ورود برای همراهش جابر بن عبداللَّه گرفت. (1)
این حدیث بهخوبی نشان میدهد که تا چه اندازه پیامبرصلی الله وعلیه وآله که یک الگو و سرمشق برای عموم مسلمانان است این نکات را دقیقاً رعایت میفرمود. حتّی در بعضی از روایات نقل است که: باید سهبار اجازه گرفت، اجازه اوّل را بشنوند و بههنگام اجازه دوّم خود را آماده سازند، و بههنگام اجازه سوّم اگر خواستند اجازه دهند و اگر نخواستند اجازه ندهند! (2)
آیات30و31 سوره نور وظیفه مردان و زنان را در مورد نحوه نگاه و پوشش بیان مینماید. (3)
«قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یُغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکَی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ»؛
به مردان باایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و دامنهای خود را حفظ کنند این برای آنها پاکیزهتر است، خداوند به آنچه انجام میدهید آگاه است.
«وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْارْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَی عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَ لَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»؛
و به زنان باایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوسآلود) فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمایند و (اطراف) روسریهای خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدر شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران همسرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان همکیششان یا کودکانشان یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند یا
کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند، آنها هنگام راهرفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود. (و صدای خلخال که برپادارند به گوش رسد) و همگی بهسوی خدا بازگردید ای مؤمنان تا رستگار شوید.
در کتاب کافی در شأن نزول نخستین آیه از آیات فوق از امام باقرعلیهالسلام چنین نقل شده است که جوانی از انصار در مسیر خود با زنی روبهرو شد (در آن روز زنان مقنعه خود را در پشت گوشها قرار میدادند و طبعاً گردن و مقداری از سینه آنها نمایان میشد) چهره آن زن نظر آن جوان را به خود جلب کرد و چشم خود را به او دوخت هنگامی که زن گذشت جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه میکرد در حالی که راه خود را ادامه میداد تا این که وارد کوچه تنگی شد و باز همچنان به پشتسر خود نگاه میکرد؛ ناگهان صورتش به دیوار خورد و تیزی استخوان یا قطعه شیشهای که در دیوار بود صورتش را شکافت! هنگامی که زن گذشت جوان به خود آمد و دید خون از صورتش جاری است و به لباس و سینهاش ریخته! (سخت ناراحت شد) با خود گفت به خدا سوگند من خدمت پیامبرصلی الله وعلیه وآله میروم و این ماجرا را بازگو میکنم، هنگامی که چشم رسولخداصلی الله وعلیه وآله به او افتاد فرمود چه شده است؟
چون ماجرا را نقل کرد، در این هنگام جبرئیل، پیک وحی خدا، نازل شد و آیه فوق را آورد.(1)
این سوره در حقیقت سوره عفّت و پاکدامنی و پاکسازی از انحرافات جنسی است و آیات مورد بحث که احکام نگاه و حجاب را بیان میدارد نیز کاملاً به این امر مربوط است.
احکام و وظایف ویژه بانوان که در این آیات مطرح شده عبارتند از:
آنها نباید زینت خود را آشکار سازند جز آن مقدار که طبیعتاً ظاهر است. بنابراین زنان حق ندارند زینتهایی که معمولاً پنهانی است آشکار سازند هرچند اندامشان نمایان نشود و به این ترتیب آشکار کردن لباسهای زینتی مخصوصی را که در زیر لباس عادی یا چادر میپوشند مجاز نیست، چراکه قرآن از ظاهرساختن چنین زینتهایی نهی کرده است. در روایات متعددی که از اهلبیتعلیهمالسلام نقل شده نیز همین معنی دیده میشود که زینت باطن به گردنبند، بازوبند، خلخال (همان زینتی که زنان عرب در مچ پاها میبستند) تفسیر شده است. (2)
دوّمین حکمی که در آیه بیان شده این است که: آنها باید خِمارهای خود را بر سینههای خود بیفکنند. خُمر جمع
خِمار در اصل بهمعنی پوشش است، ولی معمولاً به چیزی گفته میشود که زنان با آن سر خود را میپوشانند (روسری)، جُیُوب جمع جِیب بهمعنی یقه پیراهن است که از آن تعبیر به گریبان میشود و گاه به قسمت بالای سینه به تناسب مجاورت با آن نیز اطلاق میگردد.
در سوّمین حکم مواردی را که زنان میتوانند حجاب خود را برگیرند و زینت پنهان خود را آشکار سازند با این عبارت شرح میدهد: آنها نباید زینت خود را آشکار سازند، مگر برای شوهران، پدران، پدرانشوهران و غیر آن که در متن آیه ذکر شده است.
و بالاخره چهارمین حکم را چنین بیان میکنند: آنها بههنگام راهرفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانشان معلوم گردد و صدای خلخالی که بر پا دارند به گوش رسد. آنها در رعایت عفّت و دوری از اموری که آتش شهوت را در دل مردان شعلهور میسازد و ممکن است منتهی به انحراف از جادّه عفّت شود، آنچنان باید دقیق و سختگیر باشند که حتّی از رساندن صدای خلخالی که در پای دارند به گوش مردان بیگانه خودداری کنند، و این گواه باریکبینی اسلام در این زمینه است.
با دقّت در تفاسیر این آیات درمییابیم که:
حفظ نگاه از حرام نشانه ایمان است؛
جاذبههای جنسی را باید از دید نامحرم پنهان کرد؛
گاه باید از سرچشمه جلوگیری شود پس تقوا را از چشم شروع کنیم؛
پاکی چشم مقدّمه پاکدامنی است؛
مردان نیز باید حدودی را برای پوشش خود رعایت نمایند؛
دوری از چشمچرانی و بیعفّتی باعث رشد معنوی انسان است؛
خداوند از چشمچرانی ما آگاه است، در محضر خدا، معصیت نکنیم؛
در لزوم ترک نگاه حرام و حفظ عفاف و پاکدامنی بین زن و مرد، فرقی نیست؛
دلربایی و جلوهگری زنان، در جامعه ممنوع است؛
پوشاندن قسمتهایی از بدن که بهطور طبیعی آشکار است (صورت و دست از مچ تا سر انگشتان) لزومی ندارد؛
اسلام به نیاز فطری زن به آراستگی، در خانه و برای همسر پاسخ میدهد؛
هرگونه راهرفتنی که سبب آشکارشدن زیورهای مخفی زن شود ممنوع است؛
حجاب و پوشش، واجب است و هر کاری که زینت
زن را آشکار کند یا دیگران را از آن آگاه سازد ممنوع است؛
مقدار واجب برای پوشش سر و صورت، بهسر انداختن روسری و مقنعهای است که گردن و سینه را بپوشاند؛
همه مردم نسبت به مسئله نگاه و حجاب مسئولند و برای نگاههای حرام خود باید توبه کنند.
از امام صادقعلیهالسلام درباره زینتی که زن (با توجه به، آیه31، سوره نور) میتواند آشکار سازد؛ سؤال شد، فرمودند:
اَلْوَجْهُ وَ الکفَّینِ؛ صورت و از سر انگشتان تا مچ دو دست. (1)
از ایشان پرسیده شد: آیا ساق دست زن (الذّرِاعَینِ) هم جزء زینتی است که به فرموده خداوند، زنان آن را نباید آشکار کند؟ فرمودند:
نَعَم، وَ ما دُونَ الْخِمار منَ الزِّینَةِ وَ ما دُونَ السِّوارَینِ؛
بله؛ ساق دست زن و سر و گردن و موضع دستبند، جزء زینت است. (2)
پیامبرصلی الله وعلیه وآله به حولاء فرمودند:
لا تُبدِی زِنَتَک لِغَیرِ زَوجِک، زینت خود را برای غیر شوهرت آشکار مکن؛ یا حَولاهُ! لا یحِلُّ لامرَأةٍ أن تُظهَر
معصَمها و قَدَمها لِرَجُلٍ غَیرَ بَعلِها، ای حولاء! برای زن جایز نیست مچ دست و قدمهایش را برای غیر شوهرش آشکار سازد؛ وَ إذا فَعَلتٍ ذلِک لَم تَزَل فی لَعنَة اللَّهِ وَ سَخَطِهِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیها و لَعَنَتها ملائکةُ اللَّهِ وَ اُعدَّلَها عَذاباً ألیما، اگر چنین کرد؛ تا ابد مورد لعنت، خشم و غضب خدا و ملائکه او خواهد بود و در قیامت عذابی دردناک برای او آماده شده است. (1)
و در جای دیگر فرمودند:
ألا أخبِرُکم بِخَیرِ نِسائِکم؟؛ میخواهید، بهترین زنان را به شما معرفی کنم؟
اصحاب عرض کردند: بله. ایشان فرمودند:
إنَّ خَیرَ نِسائِکم اَلوَدودُ، اَلستَتیرَةُ، اَلعَفیفَةُ، اَلعَزیزَةُ فِی اَهلِها، الذَّلَیلَةُ مَعَ بَعلِها، اَلمُتَبِّرَجَةُ معَ زَوجِها، اَلحِصانُ عَن غَیرِهِ؛ زنانی که فرزند آور، مهربان، محجَیه و عفیف، در میان اهل و خانواده عزیز و در برابر شوهرشان متواضع هستند؛ زینتهایشان را برای همسرانشان آشکار و در برابر غیر همسر (نامحرمان) عفّت و پاکدامنی را حفظ میکنند.(2)
رسولخداصلی الله وعلیه وآله حد پوشش و نوع لباس زن در برابر محرم و نامحرم را نیز مشخّص میفرمایند:
لِلزَّوجِ ما تَحتَ الدَّرعِ وَ لِلاِبنِ وَ الاَخِ ما فَوقَ الدَّرعِ وَ لِغَیرِ ذِی محرَمَ أربَعَةٌ (دَرعٌ وَ خِمارٌ وَ جِلبابٌ وَ اِزارٌ)؛
پوشش زن برای همسرش لباس زیرین است و برای پسر و برادرش بیشتر از لباس زیر است و برای نامحرم چهار لباس باید بپوشد؛ پیراهن، رسوری، عبا یا چادر و ازار (روپوش بلند تا پایین پا). (1)
مردی از رسولخداصلی الله وعلیه وآله سؤال کرد: آیا خواهرم میتواند موی سر خود را پیش من برهنه کند؟ ایشان در جواب فرمودند:
نه، من بیم دارم که اگر خواهر تو، موی خویش و زیباییهای خود را برهنه گرداند، موجب لغزش تو گردد.
همانگونه که از مفهوم روایت آشکار است، رعایت این موارد توسط محارم موجبات سلامت روابط بین افراد خانواده را فراهم میسازد. (2)
در کتب فقهی و رسالههای عملیه، مسئله حجاب مفصلاً مورد بررسی قرار گرفته است. فقها پوشش را به دو دسته تقسیم میکنند:
پوششی که در نماز باید بهکار برده شود که البته شرائطی دارد؛ از قبیل پاکبودن، غصبینبودن و... و پوششی که در مقابل مردان بیگانه باید رعایت شود و شرائط خاص نماز را
ندارد ولی شرایط خاصی دارد، که خواهد آمد.
اصل حکم حجاب از نظر فقهای عظام از ضروریات است یعنی بیاعتنایی به اصل حجاب و عدم رعایت آن معصیت و گناه است.
بر زنان واجب است تمام بدن خود بهاستثنای وجه (قسمتی از صورت که در وضو، شستن آن واجب است) و کفین (دو دست از مچ تا سرانگشتان) را از نامحرم بپوشانند مشروط به آن که:
الف) وجه و کفین آنها زینت نداشته باشد. (همه).
ب) کسی به قصد لذّت و ریبه به وجود و کفین آنها نگاه نکند. (1)
تذکر: تلذّذ یعنی لذّتبردن و نگاه ازروی تلذّذ یعنی نگاهی که به قصد لذّتبردن باشد، وامّا ریبه یعنی نگاه بهخاطر تلذّذ و چشمچرانی نیست، ولی خصوصیت دو طرف طوری است که خطرناک است و دنبال این نگاه بیم لغزش و افتادن در فساد میرود. این دو نوع نگاه مطلقاً حرام است، حتّی در مورد محارم. تنها موردی که استثناء شده، نگاهی است که مقدمه خواستگاری است.
جایز نیست کف پا، روی پا، قوزک پا و پاشنه پا در برابر نامحرم نمایان باشد. بنابراین اگر خانمی در حال نماز این
1) توضیحالمسائل مراجع، م2435.
قسمتها را نپوشاند در حضور نامحرم معصیت کرده ولی نمازش صحیح است. (همه). (1)
نمایانبودن زیر چانه، گردن، گوش، سینه و دستها تا بازو برای خانمها جایز نیست و باید این مواضع را هم از نامحرم بپوشانند. در نماز هم این مقدار باید پوشیده باشد. (همه).(2)
بنابر احتیاط واجب خانمها باید موهای مصنوعی (که به موهای خود وصل کردهاند) یا کلاهگیس را از نامحرم بپوشانند. (همه بهجز آیات عظام بهجت، سیستانی، مکارم)(3)
آیات عظام بهجت و سیستانی: بر زن واجب است از نامحرم بپوشاند.
آیتاللَّه مکارم: اگر این کار زینت محسوب میشود، واجب است آن را از نامحرم بپوشاند.
زن باید در حال نماز، تمام بدن حتی سر و موی خود را بهجز صورت (به مقداری که شستن آن در وضو واجب است) و دستها تا مچ و پاها (آیتاللَّه سیستانی: روی پا) تا مچ را
بپوشاند امّا برای آن که یقین کند که مقدار واجب را پوشانده است، باید مقداری از اطراف صورت و پایینتر از مچ را نیز بپوشاند. (همه). (1)
در نماز باید زیر چانه پوشانده شود. (همه). (2)
هنگام نماز اگر مرد نامحرم او را میبیند، روی پا باید پوشانده شود. (همه بهجز آیات عظام تبریزی و مکارم). (3)
آیتاللَّه مکارم: واجب نیست ولی بهتر آن است که بپوشاند.
آیتاللَّه تبریزی: بنابر احتیاط، واجب است.
تذکر: لازم نیست پشت و روی پا بهوسیله جوراب پوشانده شود بلکه اگر بهوسیله چادر و مانند آن نیز پوشانده شود، کافی است.
نمازخواندن زن با مانتو و شلوار، اگر جاهایی از بدن که باید پوشیده شود را بپوشاند اشکال ندارد. (همه). (4)
برجستگیهای بدن هنگام نماز در برابر نامحرم اگر
1) توضیحالمسائل مراجع، م789؛ آیتاللَّه وحید؛ توضیحالمسائل، م795؛ اجوبةالاستفتاءات، ص437.
2) العروةالوثقی، ج1، فی الستر و الساتر، م6.
3) آیتاللَّه سیستانی sistani.org (حجاب)، س3 و آیتاللَّه تبریزی، صراطالنجاة، ج5، س1275 و استفتائات، س1614 و آیتاللَّه فاضل، جامعالمسائل، ج1، ص1706 و آیتاللَّه صافی، جامعالاحکام، ج2، س1696 و آیتاللَّه خامنهای، اجوبةالاستفتائات، س438.
4) العروةالوثقی، ج1، فی الستر و الساتر، الثانی؛ آیتاللَّه تبریزی، استفتائات جدید، ج1، س446؛ آیتاللَّه فاضل، جامعالمسائل، ج1، س244.
باعث جلب توجّه مرد نامحرم گردد، باید پوشانده شود و اگر پوشانده نشود، زن گناه کرده است، ولی نماز او صحیح است. (همه).(1)در هنگام نماز، پوشاندن زیورآلات، واجب نیست ولی پوشاندن بدن (قسمتی که آن زیورآلات روی آن قرار گرفته) واجب است. (همه). (2)
در موقع نماز اگر مرد نامحرم زن را نمیبیند، پوشاندن چهره آرایش کرده برای زن در نماز واجب نیست. (همه). (3)
اگر زن در بین نماز بفهمد که موهای او از چادر بیرون آمده، باید آن را بلافاصله بپوشاند و نمازش صحیح است به شرط آن که پوشاندن زیاد طول نکشد ولی اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است. (همه بهجز آیات عظام بهجت، تبریزی و وحید خراسانی)(4)
آیتاللَّه تبریزی: اگر در بین نماز بفهمد، نمازش باطل است و اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است.
آیات عظام بهجت و وحید خراسانی: اگر در بین نماز
بفهمد، باید آن را بلافاصله بپوشاند ولی بنابر احتیاط (مستحب) نماز را تمام کند و دوباره بخواند. و اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است.
پوشاندن روی پا و کف آن در سجده واجب نیست. (همه).(1)
واجب است تمام بدن زن بهجز قرص صورت و دستها تا مچ از نامحرم پوشانده شود. هر لباسی که این مقدار واجب را بپوشاند مانع ندارد ولی پوشیدن چادر بهتر است (آیتاللَّه خامنهای: چادر بهترین نوع حجاب و نشانه ملّی ماست) و از لباسهایی که توجّه نامحرم را جلب کند باید اجتناب شود. (همه). (2)
خانم مرضیه حدیدهچی (دبّاغ) نقل میکند:
من وقتی همراه امام از فرانسه آمدم، مانتو و شلوار تنم بود. در مهران پایم صدمه خورده بود و هنوز عصایی زیر دستم بود. با آن مانتو شلوار، خدمتشان رسیدم تا گزارش بدهم. فرمودند: «شما چادر ندارید؟ بگویم احمد برایتان یک چادر بخرد؟» گفتم: نه حاجآقا، چارد دارم، امّا چون به کوه میرفتم و اسلحه روی دوشم و فشنگ به کمرم و
قمقمه به پهلویم آویزان بود و گاهی هم سه پایه تیربار را روی دوشم میگرفتم و از کوه بالا میرفتم، این بود که اگر چادر هم بهسر میکردم، دیگر خیلی مشکل بود. فرمودند: »چادر برای زن بهتر است.« من هم از همانجا آمدم و چادر را سرم کردم و دیگر برنداشتم. (1)
پوشیدن چادرهایی که موها و یا سایر نقاط بدن از پشت آن نمایان است کفایت نمیکند و خانمها خصوصاً در منزل اگر نامحرمی هست باید از پوشیدن اینگونه چادرها خودداری کنند. (همه). (2)
خانمها نمیتوانند آستین خود را برای آمپولزدن و یا فشار خون و یا نبضگرفتن و غیره در مقابل نامحرم بالا ببرند مگر در حال اضطرار. (همه). (3)
خانمها باید عورت خود را از زنهای دیگر بپوشانند ولی
1) مجله حدیث زندگی، ص61.
2) احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص117؛ امام خمینی، آیتاللَّه نوری و آیتاللَّه سیستانی، التعلیقات علی العروة فی الستر و الساتر، م1؛ العروةالوثقی، ج1، فی الستر و الساتر، م16؛ آیتاللَّه صافی، جامعالاحکام، ج2، س1692؛ آیتاللَّه فاضل، جامعالمسائل، ج1، س1712؛ آیتاللَّه مکارم، استفتاءات، ج2، ص154 دفتر آیات عظام وحید، بهجت و تبریزی.
3) العروةالوثقی، ج1، فی الستر و الساتر، قبل از م1؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص112.
پوشانیدن بقیه بدن واجب نیست؛ مگر آنکه در معرض نگاه با ریبه باشد. (همه). (1)
اگر خانمی بداند که خانم دیگری به قصد لذّت به بدن یا به دست و صورت او نگاه میکند، واجب است بدن و دست و صورت را از آن خانم بپوشاند. (همه به استثنای آیتاللَّه بهجت) (2)
آیتاللَّه بهجت: پوشاندن بدن و دست و صورت لازم نیست.
پوشاندن عورت زن از زنان دیگر واجب است اگرچه بدون قصد لذّت نگاه کنند مگر در حال اضطرار. بنابراین راههای جلوگیری از حاملگی مستلزم نگاه زن به عورت زن باشد و بعضی عکسهای رادیولوژی از رحم یا قراردادن دستگاه داخل رحم که مستلزم کشف عورت است غیر از حالت اضطرار جایز نیست و باید اجتناب شود. (همه). (3)
اگر بچّهها (اعم از دختر یا پسر محرم یا نامحرم) به سن
1) العروةالوثقی، ج1، فی الستر و الساتر، قبل از م1؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص129.
2) توضیحالمسائل مراجع، م2436؛ العروةالوثقی، ج1، فی الستر و الساتر، قبل از م1؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص129.
3) توضیحالمسائل مراجع، م2436؛ العروةالوثقی، ج1، فی الستر و الساتر، قبل از مسئله1؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص63.
تمیز نرسیده باشند، پوشاندن بدن حتّی عورت از آنها واجب نیست. امّا اگر به سنّی رسیدهاند که خوب و بد را تشخیص میدهند، اگر دختر است و یا پسر است و محرم، فقط عورت را باید بپوشانند اگر پسر است و نامحرم واجب است عورت را بپوشاند و بنابر احتیاط واجب به استثنای وجه و کفین بقیه بدن را باید از او بپوشانند. (همه). (1)
در حدیثی از امام باقرعلیهالسلام به نقل از رسولخداصلی الله وعلیه وآله آمده است که:
کُلُّ عَیْنٍ باکِیَةٌ یَوْم الْقِیَامةِ إلا ثَلاثَ اعْیُنٍ عَیْنٌ بَکَتْ منْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ عَیْنٌ غُضَّتْ عَنْ محَارِم اللَّهِ وَ عَیْنٌ بَاتَتْ سَاهِرَةً فِی سَبِیلِ اللَّه؛
تمام چشمها در قیامت گریانند مگر سه چشم: چشمی که از ترس خدا بگرید و چشمی که بر روی گناه بسته شود و چشمی که در راه خدا بیدار بماند. (2)
حضرت علیعلیهالسلام فرمودند:
اَلعَینُ رائِدُ القَلبَ الفِتَن؛ چشم، دل را به فتنهها میکشاند. (3)
و اَلعُیونُ مصائِدُ الشِیطانِ؛ شیطان بهوسیله چشمها انسان را به دام میاندازد.(1)
و کَم من نَظرَةٍ جَلَبَت حَسرَةً؛ چهبسا نگاهی که مایه حسرت میگردد.(2)
وَ لَعَنَ اللَّهُ النّاظِرَ وَ المنظورَ إلیهِ؛ کسی که نگاه (حرام) میکند و کسی که به او نگاه میشود هردو مورد لعنت خداوند هستند. (3)
من غَضُّ طَرفَهُ أراحَ قَلبَهُ؛ هرکه نگاه خویش را از حرام برگیرد؛ قلبش آرام میگیرد. (4)
امام صادقعلیهالسلام فرمودند:
اَلنَّظرَةُ بَعدَ النَّظرَةِ تَزَرَعُ فی القَلبِ الشَّهوَةَ وَ کَفَی بِها لِصاحِبِها فِتنَةَ؛ نگاه در پی نگاه شهوت را در دل میرویاند و این برای گمراهی صاحب آن کافی است. (5)
و باز میفرمایند:
من ملَأ عَینَیهِ من حَرام ملَأ عَینَیهِ یوم القِیامةِ من النّارِ اِلّا أن یتوبَ وَ یرجِعُ؛ هرکس چشم خود را از نگاه حرام آکنده سازد (یعنی به نامحرم نگاه مستمر داشته باشد که لذّت ببرد نه نگاه گذرا) خداوند در روز قیامت چشم او را از آتش پرمیگرداند مگر اینکه
توبه کند و از عمل خود دست بردارد. (1)
ازجمله سخنان رسولخداصلی الله وعلیه وآله در اینباره این که:
إشتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ عَلی إمرَأةٍ ذات بَعلٍ ملَأت عَینَها من غَیرِ زَوجِها؛ غضب خداوند بر زنی که به مردی غیر از شوهرش (یعنی مرد نامحرم) نگاه میکند؛ شدید است.(2)
در جای دیگر میفرمایند:
اَلنَّظرَةُ سَهمُ مَسمُومٍ منْ سِهام إبلیسٍ فَمن تَرَکَها خَوفاً من اللَّهِ أعطاهُ اللَّهُ إیماناً یَجِدُ حَلاوَتَهُ فی قَلبِهِ؛ نگاه، تیری مسموم از تیرهای شیطان است، هرکه از ترس خدا آن را ترک کند خداوند به او ایمانی عطا میفرماید که شیرینی آن را در دل خود احساس میکند،(3)و این که اَلنَّظرُ إلی محاسِنِ النِّساءِ، نگاهکردن به زیبائیهای زنان نیز تیری از تیرهای شیطان است، هرکس آن را ترک کند، أذاقَهُ اللَّهُ طَعم عِبادَةٍ تَسُرَّهُ، خداوند مزه عبادتی سرورآفرین را به او خواهد چشانید. (4)
امام صادقعلیهالسلام فرمودند:
حضرت شعیب از دخترش پرسید: چگونه امانتداری این جوان (حضرت موسی) را فهمیدی که او را امین
میخوانی؟ دختر گفت: وقتی دعوت شما را به او ابلاغ کردم، به من گفت: از پشتسر، مرا راهنمایی کن؛ تا مبادا به قامت من چشم بدوزد. (1)
از امام رضاعلیهالسلام نقل شده است که:
نگاه مردان به موهای زنان از آن جهت حرام است که باعث تهییج آنان و کشیدهشدنشان به فساد و آنچه نه حلال است و نه پسندیده، میگردد. (2)
در حجّةالوداع زنی نزد پیامبرصلی الله وعلیه وآله آمد و از آن حضرت، احکام شرعی مربوط به حج را پرسید. فضل بن عباس که کنار پیامبرصلی الله وعلیه وآله بود، به آن زن نگاه کرد و زن نیز به فضل نگاه کرد. پیامبرصلی الله وعلیه وآله روی فضل را از جانب آن زن برگرداند و فرمود: مرد جوان و زن جوان، میترسم که شیطان بین آندو قرار گیرد. (3)
پیامبرصلی الله وعلیه وآله زنان را از معاشرت با زنانی که وصف آنها را برای شوهرانشان طوری بازگو میکنند، مثل این که خودشان او را دیدهاند، نهی فرمودند.(4)همچنین امام صادقعلیهالسلام فرمودند:
سزاوار نیست که زن (زیباییهای خود را) نزد زنان یهودی و نصرانی آشکار کند، زیرا آنها وصف او را نزد شوهرانشان بازگو میکنند. (5)
از امام صادقعلیهالسلام روایت شده است:
لا بَأسَ أن یَنظُرَ اِلی وَجهِها وَ معاصِمها إذا اَرادَ أن یَتَزَّوَّجَها؛ وقتی شخص بخواهد با زنی ازدواج کند، باکی نیست که به چهره و محل دستبندها نگاه کند.(1)
مفهوم این حدیث آن است که اگر قصد ازدواج در کار نباشد نگاهکردن جایز نیست. چون اولاً نگاه خواستگار با نگاه غیرخواستگار فرق میکند. خواستگار به دیده خریداری نگاه میکند و معمولاً خالی از تلذّذ نیست. بنابراین، فقها میگویند: نگاه خواستگار با علم به این که تلذّذ حاصل میشود مانعی ندارد. البته هدف او باید تحقیق باشد نه تلذّذ، ولی کسی که قصد خواستگاری ندارد، نباید با چشمان خیره و نگاههای خریداری، زن را ورانداز کند و این منافات ندارد که نظر به چهره زن بهاندازهای که لازمه همصحبتی است جایز باشد. ثانیاً در مورد نگاهی که مقدمه خواستگاری است، چنان که روایات دیگر دلالت دارد و فقها هم فتوا میدهند، جواز نظر اختصاص به چهره و دو دست ندارد بلکه نسبت به مطلق زیبائیهای زن نیز جایز است. برای نمونه دو روایت را ذکر میکنیم:
از امام صادقعلیهالسلام پرسیده شد: اَلرَّجُلُ یُریدُ أن یَتَزَّوَّجَ المرأةَ اَیَنظُرَ
1) وسائلالشیعة، ج20، ص88؛ کافی، ج5، ص365.
اِلی شَعرِها؟ شخصی میخواهد با زنی ازدواج کند، آیا جایز است به موی او نگاه کند؟ فرمودند: نَعَم، إنَّما یُریدُ أن یَشتَرِیها بِاَغلَی الثَّمنِ، آری زیرا به گرانبهاترین قیمت، خریدار اوست. (1)
یعنی آنچه انسان در زندگی زناشوئی مایه میگذارد از هر چیز گرانبهاتر است. و در جای دیگر در جواب به این سؤال که: اَیَنظُرُ الرَّجُلُ اِلی المرأدِ یُریدُ تَزویجَها فَیَنظُرَ اِلی شَعرِها وَ مَحاسِنِها؟ آیا مردی که قصد ازدواج دارد حق دارد به مو و زیبائیهای زن مورد نظرش نگاه کند؟ میفرمایند: لا بَأسَ بِذلِکَ إذا لَم یَکُن متَلَذِّذَا، اشکالی ندارد مشروط بر این که مقصودش التذاذ نباشد.(2)پس معلوم شد جواز نظر برای خواستگار، اختصاص به چهره و دو دست ندارد.
قانون کلی: نگاهکردن به هر چیزی یا هر کسی (خودش یا عکسش) به قصد لذّت یا با خوف به فساد افتادن (غیر از همسر) حرام است، اگرچه نگاه به محرم باشد. خواه نگاه به زن یا به مرد یا به حیوان یا به جماد، به عکس، فیلم، مجسمه یا هر چیز دیگر باشد، حتّی نگاهکردن به بدن خود در آینه یا هر جای دیگر به قصد شهوترانی حرام است. (همه).
آیتاللَّه خامنهای: هر نگاهی که باعث تحریک غریزه جنسی بشود مگر بین زن و شوهر حرام است.(1)
نگاهکردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است: نگاهکردن بهصورت و دستها اگر به قصد لذّت باشد حرام است ولی اگر بدون قصد لذّت باشد مانعی ندارد (به شرط اینکه صورت و دستها زینت نشده باشد). نگاهکردن زن به بدن مرد نامحرم حرام میباشد و نگاهکردن زن به بدن مرد نامحرم حرام میباشد و نگاهکردن بهصورت و بدن و موی دختر نابالغ اگر به قصد لذّت نباشد و بهواسطه آن بیم گرفتاری در گناه نباشد اشکال ندارد، ولی بنابر احتیاط باید جاهایی را که مثل ران و شکم معمولاً میپوشانند نگاه نکند. (همه بهجز آیات عظام گلپایگانی، سیستانی، تبریزی)
آیتاللَّه گلپایگانی: نگاهکردن به صورت و دستهای زن نامحرم، چه با زینت چه بدون زینت، بنابر احتیاط واجب جایز نیست.
آیتاللَّه سیستانی: بنابر احتیاط مستحب بهتر است از نگاه بهصورت و دستها پرهیز کرد.
آیتاللَّه تبریزی: اگر زینت در صورت و دستها ازقبیل
1) توضیحالمسائل مراجع، م2433؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص46.
انگشتر ساده و اصلاح صورت و سرمهای باشد که حتی در پیرزنها معمول است، پوشاندن آن بر زن واجب نیست و نگاهکردن مرد به آن هم اگر به قصد لذّت نباشد، مانع ندارد. (1)
تذکر: فرقی بین نامحرمی که فامیل و دوست است و نامحرم غریبه نیست.
نگاهکردن مرد به کفپا، رویپا، پاشنهپا و ساقپای خانمهای نامحرم حتّی بدون قصد لذّت جایز نیست و خانمها باید آنها را بپوشانند. (همه بهجز آیات عظام گلپایگانی، سیستانی، تبریزی) (2)
آیتاللَّه گلپایگانی: بهطورکلی نگاهکردن به بدن نامحرم حرام است و نگاه بهصورت و دستها بنابر احتیاط واجب جایز نیست.
آیتاللَّه سیستانی: اگر زن اهل رعایت حجاب باشد و یا اگر امر به حجاب شود قبول کند، نگاهکردن به این مواضع جایز نیست، والّا اشکال ندارد.
آیتاللَّه تبریزی: نگاهکردن مرد به کفپا و رویپا تا قوزکپا، بنابر احتیاط جایز نیست.
زن و مرد میتوانند بهاستثنای عورتین به تمام بدن محارم نگاه کنند، مشروط به آن که قصد لذّت و ریبه نباشد (بهاستثنای همسر که مشروط به این شرط نیست) در صورت قصد لذّت و ریبه باید از نگاه به بدن محارم اجتناب کرد. بنابر احتیاط مستحب، بهتر است که نگاهکردن مردان به محارم خود از زانو تا ناف ترک گردد). (همه بهجز آیتاللَّه سیستانی) (1)
آیتاللَّه سیستانی: بدون قصد لذّت نگاه به بدن محارم غیر از عورتین اشکال ندارد.
نگاه به نامحرم حرام است امّا اگر اتّفاقی نگاه انسان به نامحرم بیفتد به شرط این که بلافاصله نگاه را برگرداند که حکم نگاهکردن را پیدا نکند اشکال ندارد. (همه).(2)
نگاه مرد به بدن مرد (بهجز عورتین) و نگاه زن به بدن زن (بهجز عورتین) به شرط آن که به قصد لذّت نباشد جایز است. (همه). (3)
مرد میتواند به صورت و دستهای زن نامحرمی که کاملاً حجابش را رعایت کرده به شرط این که زینت نشده باشد
و نگاه به قصد لذّت و ریبه نباشد نگاه کند. (همه بهجز آیات عظام گلپایگانی، سیستانی، تبریزی که در مسئله1 این بخش بیان شد.)(1)
اگر زن بداند که مرد با قصد لذّت به دست و صورت او نگاه میکند، اگرچه دست و صورت او زینت نداشته باشد، باید آنها را نیز بپوشاند. (همه بهجز آیتاللَّه بهجت: اگر کمک به حرام باشد پوشاندن، واجب است.)(2)
مرد نمیتواند به مواضعی که زنان مسلمان بدحجاب نپوشاندهاند و یا زینت کردهاند نگاه کند امّا نگاهکردن به مواضعی که زنان غیرمسلمان عادتاً نمیپوشانند بدون قصد لذّت اشکال ندارد. (همه بهجز آیات عظام اراکی، گلپایگانی، سیستانی)(3)
آیتاللَّه اراکی: نگاهکرن، به مو و سر و صورت زنان اهل کتاب و کفاراشکال ندارد و احیتاط واجب آن است که به غیر اینها نگاه نکند.
آیتاللَّه گلپایگانی: احتیاط واجب آن است که به غیر از
1) توضیحالمسائل مراجع، م2437و2436؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص42.
2) العروةالوثقی، ج1، فی الستر و الساتر، قبل از م1؛ مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع، ج2، ص83و81؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص127.
3) توضیحالمسائل مراجع، م2433؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص45و43.
صورت و دست او نگاه نکند.
آیتاللَّه سیستانی: نگاهکردن به بدن زنهای مبتذله که اگر امر به حجاب کنند اعتنا نمیکنند بدون قصد لذّت اشکال ندارد و در این حکم فرقی بین زنان کفّار و زنان دیگر نیست و نیز فرقی بین دست و صورت و دیگر جاهای بدن که عادتاً نمیپوشانند نیست.
نگاهکردن زنها به بدن مرد نامحرم به استثنای صورت و دستها و مقداری که مردان عادتاً نمیپوشانند حرام است. (همه بهجز آیات عظام بهجت و فاضل) (1)
آیتاللَّه بهجت: بنابر احتیاط واجب حرام است. نگاه به قسمتهایی که عادتاً نمیپوشانند، جایز است؛ مگر اینکه کمک به گناه باشد.
آیتاللَّه فاضل: نگاهکردن زنها به بدن مرد نامحرم، بهاستثنای صورت و دستها حرام است.
نگاهکردن به باز و یا سینه یا جایی دیگر از بدن مرد نامحرمی که لباس نامناسب پوشیده (مانند آنکه لباس آستین کوتاه و با یقه باز و یا نازک و بدننما پوشیده باشد) حتی اگر بدون قصد لذّت و ریبه باشد حرام است. (همه بهجز آیتاللَّه
1) توضیحالمسائل مراجع، م2433؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص67.
بهجت).(1)
آیتاللَّه بهجت: بنابر احتیاط واجب حرام است.
اگرچه بر مرد لازم نیست خود را بپوشاند ولی خانمها واجب است نگاه نکنند. (همه).(2)
زن میتواند به تمام بدن پسر یا دختر غیرممیّز نگاه کند امّا بعد از سِن تمیز نباید به عورت آنها نگاه کند. (همه بهجز ایات عظام اراکی، بهجت، تبریزی، گلپایگانی که میفرمایند: نگاه به عورتین بچّه ممیّز حرام است.) (3)
در صورتی که انسان شک کند که این شخص از کسانی است که نباید به او نگاه کرد، نباید به او نگاه کند. (همه بهجز آیتاللَّه بهجت: احتیاط در اجتناب است.)(4)
تاکنون از مفهوم آیات و روایات، عدمجواز نگاه و لمس بدن نامحرم معلوم گردید؛ اما نگاه و لمس قسمتی از بدن بیمار توسط پزشک، جهت معالجه، در حال اضطرار، استثناء گردیده است. از امام صادقعلیهالسلام درباره زن مسلمانی که شکستگی یا زخم
یا جراحتی در جایی از بدنش بهوجود آمده است که مرد نامحرم نباید آن را نگاه کند، سؤال شد؛ امامعلیهالسلام فرمودند: إِذا اضطَرَّت اِلَیهِ فَیعالِجُها إن شاءَت، در حال اضطرار (پزشک مرد) میتواند او را معالجه کند.(1)این موارد اضطرار در فتاوای مراجع عظام روشن گردیده است.
جایز نیست خانمها بدون تحقیقکردن از وجود دکتر زن به دکتر مرد مراجعه کنند. مگر در صورتی که دکتر زن نتواند مداوا کند و یا مداوا توسط دکتر مرد بدون نگاه و لمس بدن زن امکانپذیر باشد. (همه). (2)
دکتر محرم نیست اگر در حال اضطرار مجبور شد به بدن نامحرم نگاه کند باید به همان مقدار اکتفا کند، تا میتواند از روی لباس معاینه نماید. (همه). (3)
آمپولزدن به نامحرم چون مستلزم نگاه و لمس است جایز نیست مگر در حال اضطرار. (همه).(4)
گرفتن عکس در رادیولوژی، تزریق یا گرفتن خون و
1) کافی، ج5، ص534؛ وسائلالشیعة، ج20، ص233.
2) احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص113؛ مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع، ج1، ص183.
3) توضیحالمسائل مراجع، م2441؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص48و47.
4) العروةالوثقی، ج2، النکاح، م35؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص48.
انجام سونوگرافی، اگر مستلزم نگاه به بدن نامحرم و کشف عورت در مقابل دیگران باشد، در حالی که بتواند به متخصص محرم مراجعه کند، توسط نامحرم حرام است. (همه). (1)
زایمان و سرازین باید توسط پزشک زن انجام شود، مگر در حال اضطرار. (همه).(2)
جلوگیری از حاملگی اگر مستلزم فعل حرامی باشد، جایز نیست. بعضی از روشها، مسلتزم سه فعل حرام است:
الف) نگاهکردن به عورت دیگری در غیر اضطرار.
ب) کشف عورت برای دکتر در غیر اضطرار.
ج) لمس عورت در غیر اضطرار (غیر اضطرار به این دلیل که راههای دیگری وجود دارد). (همه).(3)
زنان در ورزشگاههایی که مردان پوشش کافی ندارند برای دیدن مسابقه نمیتوانند بروند، امّا دیدن فیلم غیرمستقیم مسابقات اگر به قصد ریبه و لذّت نباشد و ترس از افتادن در فتنه و فساد نباشد، اشکالی ندارد. (همه بهجز آیات عظام خامنهای و گلپایگانی)(4)
آیتاللَّه خامنهای: اگر بهصورت مستقیم پخش شود، بنابر احتیاط واجب نگاه نکنند و اگر بهصورت غیر مستقیم و با قصد لذّت و موجب ریبه و فساد باشد، حرام است.
آیتاللَّه گلپایگانی: زنها نمیتوانند عمداً به اینگونه فیلمها نگاه کنند.
خرید و فروش و نگهداری عکسهای مبتذل حرام است و باید آنها را ازبین برد. (همه).(1)
زنان میتوانند به عکس مردان، نگاه کنند مشروط به آنکه به قصد لذّت و ریبه نباشد و موجب فتنه و فساد نشود خواه بشناسند و یا نشناسند، محرم باشد یا نامحرم. (همه بهجز آیتاللَّه سیستانی) (2)
آیتاللَّه سیستانی: اگر بیش از معمول برهنه باشد بنابر احتیاط واجب جایز نیست.
مرد به عکس زنانی که حجاب کامل ندارند اگر آنها را بشناسد نمیتواند نگاه کند. (همه، بهجز آیات عظام اراکی، سیستانی، گلپایگانی و مکارم) (3)
آیتاللَّه اراکی: اگر به قصد لذّت نباشد مانعی ندارد.
آیتاللَّه سیستانی: در صورتی که از زنان مبتذله نباشد، بنا بر احتیاط واجب نباید نگاه کند.
آیتاللَّه گلپایگانی: در صورتی که او را میشناسد، بنابر احتیاط واجب و اگر او را نمیشناسد، بنابر احتیاط مستحب، نباید نگاه کند.
آیتاللَّه مکارم: اگر زن مقید به حفظ حجاب است، نگاهکردن اشکال دارد.
نگاهکردن به تصویر زن نامحرم، حکم نگاهکردن به خود زن نامحرم را ندارد، بنابراین اگر نگاه ازروی لذّت نبوده و خوف افتادن به گناه نباشد و تصویر هم متعلّق به زن مسلمانی که بیننده آن را میشناسد نباشد، اشکال ندارد و بنابر احتیاط واجب نباید به تصویر زن نامحرم که بهطور مستقیم از تلویزیون پخش میشود، نگاه کرد ولی در پخش غیرمستقیم تلویزیونی اگر ریبه و خوف افتادن به گناه نباشد، نگاهکردن اشکال ندارد (آیتاللَّه خامنهای)
آیات عظام اراکی، فاضل، گلپیاگانی، مکارم میفرمایند: فیلم اعم از مستقیم یا غیرمستقیم حکم عکس را دارد.
آیتاللَّه بهجت: دیدن نامحرم و شنیدن صدای او از طریق تلویزیون اگر همراه با فساد و ریبه باشد، اشکال دارد. (1)
1) اجوبةالاستفتائات، ص1183؛ احکام بانوان، س42، ص32؛ احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، ص83.
دیدن زنان غیرمسلمان در تلوزیون و یا فیلم، اگر با قصد لذّت و یا ترس از وقوع در مفسده نباشد، اشکال ندارد. (همه).(1)
عکسبرداشتن مرد از زنان نامحرم حرام نیست، به شرط آن که همراه با نگاه به نامحرم و لمس بدن او نباشد. (همه). (2)
آیات60و59 سوره احزاب علاوه بر معرفی نوعی پوشش مناسب برای زنان، فلسفه وجوب آن را نیز بیان مینماید، ضمن این که اشدّ مجازات مزاحمین را تعیین میفرماید. (3)
«یَا أَیُّهَا الْنَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَالبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنَی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَ کَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِیماً»؛
ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلبابها (روسریهای بلند) خود را به خویش نزدیک کنند، این کار برای این که (از کنیزان و آلودگان) تشخیص داده شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است و (اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنها سرزده) خداوند همواره غفور و رحیم است.
«لَئِن لَمْ یَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یُجَاوِرُونَکَ فِیهَا إِلَّا قَلِیلاً»؛
اگر منافقین و آنها که در دلهایشان بیماری است، و (همچنین) آنها که اخبار دروغ و شایعات بیاساس در مدینه پخش میکنند دست از کار خود برندارند تو را بر ضد آنان میشورانیم سپس جز مدّت کوتاهی نمیتوانند در کنار تو در این شهر بمانند.
در تفسیر علی بن ابراهیم در شأن نزول آیه نخست چنین آمده است: آن ایّام زنان مسلمان به مسجد میرفتند و پشتسر پیامبرصلی الله وعلیه وآله نماز میگزاردند، هنگام شب موقعی که برای نماز مغرب و عشا میرفتند بعضی از جوانان هرزه و اوباش بر سر راه آنها مینشستند و با مزاح و سخنان ناروا آنها را آزار میدادند و مزاحم آنان میشدند، آیه فوق نازل شد و به آنها دستور داد حجاب خود را بهطور کامل رعایت کنند تا بهخوبی شناخته شوند و کسی بهانه برای مزاحمت پیدا نکند.
در این آیه نخست به زنان باایمان دستور داده میشود که هرگونه بهانه و مستمسکی را از دست مفسدهجویان بگیرند، سپس با شدیدترین تهدیدی -که در آیات قرآن کمنظیر است- منافقان و مزاحمان و شایعهپراکنان را مورد حمله قرار میدهد.
اینکه منظور از جلباب چیست، مفسران و ارباب لغت چند
معنی برای آن ذکر کردهاند:
1.ملحفه (چادر) و پارچه بزرگی که از روسری بلندتر است و سر و گردن و سینهها را میپوشاند. 2.مقنعه و خمار (روسری). 3.پیراهن گشاد. (1)
گرچه این معانی با هم متفاوتند ولی قدر مشترک همه آنها این است که بدن بهوسیله آن پوشانده شود. امّا آنچه صحیحتر بهنظر میرسد این است که در اصل لغت، کلمه جلباب شامل هر جامه وسیع میشده است، ولی غالباً در مورد روسریهایی که از چارقد بلندتر و از رداع (عبا یا چادر) کوتاهتر بوده بهکار میرفته است. ضمناً معلوم میشود دو نوع روسری برای زنان معمول بوده است: یک نوع روسریهای کوچک که آنها را خمار یا مقنعه مینامیدهاند و معمولاً در داخل خانه از آنها استفاده میکردهاند. نوع دیگر روسریهای بزرگ که مخصوص خارج منزل بوده است.
منظور از یُدْنِینَ (نزدیک کنند) این است که زنان جِلباب را به بدن خویش نزدیک سازند تا درست آنها را محفوظ دارد، نه این که آن را آزاد بگذارند بهطوری که گاه و بیگاه کنار رود و بدن آشکار گردد، و به تعبیر دیگر، لباس خود را جمعوجور کنند. البته معنی لغوی نزدیکساختن چیزی،
1) لسانالعرب، مجمعالبحرین، مفردات راغب، بحرالمحیط و تاجالعروس.
پوشانیدن با آن نیست بلکه وقتی که به زن بگویند جامهات را به خود نزدیک کن مقصود این است که آن را رها نکن، آن را جمعوجور کن، آن را بیاثر و بیخاصیت رها نکن و خود را با آن بپوشان. استفاده زنان از روپوشهای بزرگ که بر سر میافکندهاند دوجور بوده است: یکنوع صرفاً جنبه تشریفاتی و اسمی داشته است همچنان که امروزه بعضی بانوان چادری را میبینیم که چادرداشتن آنها صرفاً جنبه تشریفاتی دارد. با چادر هیچ جای بدن خود را نمیپوشانند، آن را رها میکنند. وضع چادر سرکردنشان نشان میدهد که اهل پرهیز از معاشرت با مردان بیگانه نیستند و از این که مورد بهرهبرداری چشمها قرار میگیرند إِبا و امتناعی ندارند. نوع دیگر برعکس بوده و هست؛ زن چنان با مراقبت جامههای خود را به خود میگیرد و آن را رها نمیکند که نشان میدهد اهل عفاف و حفاظ است. با این عمل خودبهخود دور باشی ایجاد میکند و ناپاکدلان را مأیوس میسازد.
احتمال دیگری که در معنای این جمله داده شده این است که وقتی زن پوشیده و سنگین از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاکدامنی را رعایت کند، افراد فاسد و مزاحم، جرأت نمیکنند متعرّض آنها شوند بنا به این احتمال معنی جمله این است که بدینوسیله شناخته میشوند که زنان نجیب و عفیف میباشند. و بیماردلان از این که به آنها طمع ببندند چشم
میپوشند زیرا معلوم میشود اینجا حریم عفاف است، چشم طمع کور، و دست خیانت کوتاه است.
بهطور کلی مطلبی که از این آیه استفاده میشود و یک حقیقت جاودانی است این است که زن مسلمان باید آنچنان در میان مردم رفتوآمد کند که علائم عفاف و وقار و سنگینی و پاکی از آن هویدا باشد و با این صفت شناخته شود، و در این صورت است که بیماردلانی که دنبال شکار میگردند از آنها مأیوس شده و فکر بهرهگیری از آنها در مخیّلهشان خطور نمیکند. میبینیم که جوانان ولگرد همیشه متعرّض زنان جلف و سبک میگردند. وقتی که به آنها اعتراض میشود که چرا مزاحم میشوی؟ میگویند اگر دلش این چیزها را نخواهد با این وضع بیرون نمیآید. این دستور مانند دستوری است که در بیستوپنج آیه قبل از این آیه خطاب به زنان رسولخداصلی الله وعلیه وآله وارد شده است: «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ»؛ در سخنگفتن رقّت زنانه و شهوتآلود که موجب تحریک طمع بیماردلان میگردد بهکار نبرید. در این دستور، وقار و عفاف در کیفیت سخنگفتن و در آیه مورد بحث، دستور وقار در رفتوآمد را بیان میکند. قبلاً گفتیم که حرکات و سکنات انسان گاهی زباندار است. گاهی وضع لباس، راهرفتن، سخنگفتن زن معنیدار است و به زبان
بیزبانی میگوید دلت را به من بده، در آرزوی من باش، مرا تعقیب کن. گاهی برعکس با بیزبانی میگوید دست تعرّض از این حریم کوتاه است. به هر حال این آیه در مقام بیان کیفیت خاصی برای پوشش نیست. کیفیت پوشش فقط در آیه31 سوره نور بیان شده است و با توجّه به این که این آیه بعد از آیه سوره نور نازل شده است میتوان فهمید که منظور از »یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَالبِیبِهِنَّ« این است که دستور قبلی سوره نور را باید کاملاً رعایت نمایند تا از شرّ آزار مزاحمان راحت گردند. در آیه قبل از این آیه میفرماید: «وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلوا بُهْتَاناً وَ إِثْماً مُّبِیناً»؛ آنان که بدونجهت مردان و زنان باایمان را آزار میرسانند بهتان و گناه بزرگی مرتکب میگردند. این آیه رسماً به کسانی که مردان و زنان مسلمان را آزار میرسانند، پرخاش میکند. بلافاصله به زنان دستور میدهد که در رفتار خود وقار و سنگینی را کاملاً رعایت کنند تا از آزار افراد مزاحم مصونیت پیدا کنند.
از لحن آیه چنین استفاده میشود که سه گروه در مدینه مشغول خرابکاری بودند، هرکدام بهنحوی اغراض شوم خود را پیاده میکردند، و این بهصورت یک برنامه و جریان درآمده بود و جنبه شخصی و فردی نداشت. نخست منافقین بودند که با توطئههای ضداسلامی برای براندازی اسلام میکوشیدند. دوّم
اراذل و اوباش که قرآن از آنها تعبیر به: «الَّذِین فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ« بیماردلان] کرده است. گروه سوّم کسانی بودند که با پخش شایعات در مدینه مخصوصاً بههنگامی که پیامبرصلی الله وعلیه وآله و ارتش اسلام به غزوات میرفتند به تضعیف روحیه بازماندگان میپرداختند و خبرهای دروغین از شکست پیامبرصلی الله وعلیه وآله و مؤمنین میدادند و قرآن هرسه گروه را مورد تهدید شدید قرار داده است.
نکتهای که در اینجا قابل تأمل است این است که افرادی که در کوچهها و خیابانها مزاحم زنان میگردند، از نظر قانون اسلام مستحق مجازات سخت و شدیدی میباشند. تنها دستگیری و تراشیدن سر آنها کافی نیست. بسیار سختتر باید مجازات شوند. حداقل آنچه از این آیه فهمیده میشود، تبعید آنها از جامعه پاک اسلامی است. جامعه، هراندازه برای عفاف و پاکی احترام بیشتری قائل باشد برای خائنان، مجازات شدیدتری قائل میشود.
پیامها
نوع لباس مردم در جامعه، معرِّف شخصیّت، مکتب و هدف آنها میباشد؛
زنان باید لباسی بپوشند که معرّف شخصیّت و تأمینکنندۀ
عفّت و آبروی آنان باشد؛
با پوشش نامناسب نباید بهانه بهدست بیماردلان و مزاحمان عفّت عمومی داد؛
عامل اصلی بسیاری از مزاحمتها برای زنان و دختران، نوع پوشش آنهاست؛
رفتوآمد زنان در خارج از منزل، با حفظ عفّت عمومی مانعی ندارد؛
حفظ عفاف عمومی و امنیت در اجتماع بهعهده زنان باایمان است؛
نافرمانیهای گذشته و استفاده از پوششهای نامناسب پس از توبه مورد بخشش و رحمت الهی قرار خواهد گرفت؛
مزاحمین نوامیس باید از جانب حکومت اسلامی باشدّت مجازات گردند.
رسولخداصلی الله وعلیه وآله فرمودند:
صِنفانِ من أهلِ النّار لَم أرَهُما؛ دو گروه از دوزخیان را هنوز ندیدهام، قوم معَهُم سِیاطٌ کَأذنابِ البَقَرِ یَضرِبونَ بِها النّاسَ، گروهی که با تازیانههایی که با خود دارند مردم را میزنند، وَ نِساءُ کاسِیاتُ عاریاتٌ، مائِلاتٌ ممیلاتٌ، رؤوسُهنَّ کَأسنَمةِ البَختِ المائِلَةِ لا تَدخُلَنَّ الجنّةَ، و لا تَجِدَنَّ ریحَها وَ إنَّ ریحَها لَیُوجَدَ من مسیرَةٍ کذا و کذا.: و
(گروه دیگر) زنانی که در عین پوشیدگی برهنهاند (لباس نازک و بدننما به تن دارند)؛ کجروی میکنند و دیگران را به بیراهه میکشند؛ موهایشان را مانند کوهان شتر میبندند؛ اینان به بهشت نمیروند و بوی بهشت را که از فاصله دور به مشام میرسد؛ استشمام نمیکنند.(1)
امیرمؤمنانعلیهالسلام نیز درباره اوضاع زنان در آخرالزمان چنین فرمودند:
یَظْهَرُ فِی آخِرِ الزَّمانِ وَ اقْتِرَابِ السَّاعَةِ وَ هُوَ شَرُّ الْأزْمنَةِ نِسْوَةٌ کَاشِفَاتٌ عَارِیَاتٌ متَبَرِّجَاتٌ منَ الدِّینِ دَاخِلَاتٌ فِی الْفِتَنِ مائِلَاتُ إِلَی الشَّهَوَاتِ مسْرِعاتٌ إِلَی اللَّذَّاتِ مسْتَحِلَّاتٌ لِلْمحَرَّماتِ فِی جَهَنَّم خَالِدَات؛
در آخرالزمان که بدترین زمانها است، زنانی پیدا میشوند که در عین پوشیدگی برهنهاند و خودنمایی میکنند؛ از دین خارج و در فتنهها داخل شدهاند و به شهوات متمایل و بهسوی لذّات شتابانند؛ حرامهای خدا را حلال میشمارند و در جهنّم جاودانهاند.
و نیز ایشان میفرمایند:
عَلَیکم بِالصَّفیقِ منَ الثِیابِ فَإنَّ من رَقَّ ثَوبُهُ رَقَّ دینَهُ؛
از لباس نازک برحذر باشید؛ زیرا کسی که لباسش نازک شد؛ دینش نیز ضعیف میشود.(2)
امام صادقعلیهالسلام فرمودند:
لَا یَصْلُحُ لِلْمرْأةِ الْمسْلِمةِ أنْ تَلْبَسَ منَ الْخُمرِ وَ الدُّرُوعِ ما لَا یُوَارِی شَیْئاً:
برای زن مسلمان مصلحت نیست که لباس و روسریش بهگونهای باشد که او را نپوشاند.(1)
و دیگر اینکه:
لا ینبَغی لِلمرأةِ أن تَجمرَ ثَوبُها إذا خَرَجَت من بَیتِها؛
سزاوار نیست که زن هنگام خروج از منزل لباسش را جمع و فشرده (بهگونهای که برجستگیهای بدنش پیدا باشد) و یا معطّر کند. (2)
امیرمؤمنانعلیهالسلام فرمودند:
کُنْتُ قَاعِداً فِی الْبَقِیعِ معَ رَسُولِاللَّهِصلی الله وعلیه وآله فِی یَوْم دَجْنٍ وَ مطَر إِذْ مرَّتِ امرَأةٌ عَلَی حِمارٍ، در یک روز بارانی در کنار رسولخداصلی الله وعلیه وآله در بقیع نشسته بودیم که زنی سوار بر مرکب از آنجا عبور کرد. فَهَوَتْ یَدُ الْحِمارِ فِی وَهْدَةٍ فَسَقْطَتِ الْمرْأةُ فَأعْرَضَ النَّبِیّصلی الله وعلیه وآله بِوَجْهِهِ، پای حیوان لغزید و زن به زمین افتاد؛ پیامبرصلی الله وعلیه وآله از این صحنه روی برگرداند؛ قَالُوا یَا رَسُولَاللَّهِ إِنَّهَا متَسَرْوِلَةٌ، اصحاب عرض کردند: ای رسولخدا، آن زن شلوار پوشیده است، قَالَ اللَّهُم اغْفِرْ لِلْمتَسَرْوِلَاتِ ثَلَاثاً، ایشان سهبار فرمودند: خداوندا زنانی که شلوار میپوشند را مورد مغفرت قرار بده؛ سپس فرمودند:
یَا أیُّهَا النَّاسُ التَّخِذُوا السَّرَاوِیلَاتِ فَإِنَّهَا منْ أسْتَرِ ثِیَابِکُم وَ حَصِّنُوا بِهَا نِسَاءَکُم إِذَا خَرَجْنَ؛
ای مردم شلوار بپوشید؛ زیرا پوشانندهترین لباسهای شماست و زنان شما را هنگام خروج از منزل حفظ مینماید. (1)
امام حسینعلیهالسلام میفرمایند:
«من لَبِسَ ثَوباً یشهُرُهُ کساهُ اللَّهُ یوم القِیامةِ ثَوباً منَ النّارِ»؛
هرکس لباس بپوشد که او را انگشتنما نماید، خداوند در قیامت لباسی از آتش به او میپوشاند. (2)
امام صادقعلیهالسلام نیز در اینباره فرمودند:
کفی بِالمرءِ خِزیاً أن یلبِسَ ثَوباً یشهُرُهُ اَو یرکبَ دابَّةُ تشهُرُهُ؛
برای رسوایی و خواری فرد همین بس که لباسی بپوشد یا مرکبی سوار شود که او را انگشتنما کند. (3)
امام صادقعلیهالسلام نقل میکنند که:
کَانَ رَسُولُاللَّهِصلی الله وعلیه وآله یَزْجُرُ الرَّجُلَ أنْ یَتَشَبَّهَ بِالنِّسَاءِ وَ یَنْهَی الْمرْأةَ
أنْ تَتَشبَّهَ بِالرِّجَالِ فِی لِبَاسِهَا؛ (1)
رسولخداصلی الله وعلیه وآله مردان را از این که خود را به زنان شبیه نمایند، منع میفرمود و زنان را نیز از پوشیدن لباس شبیه مردان نهی مینمود و میفرمود:
لَعَنَ اللَّهُ الرّجُلَ یَلبِسُ لُبسَةَ المرأةِ وَ المرأةَ تَلبِسُ لُبسَةَ الرَّجُلِ؛
مردی که چون زنان لباس بپوشد و زنی که چون مردان لباس بپوشد، مورد لعنت خدا واقع میگردد. (2)
لباسهایی که پوشیدن آنها بر زن و مرد حرام است
پوشیدن لباس شهرت چه برای مرد چه زن بنابه احتیاط واجب جایز نیست. (همه بهاستثنای آیات عظام گلپایگانی و بهجت که حرام میدانند) ولی نمازخواندن با آن اشکال ندارد.(3)
تذکر: لباس شهرت، لباسی است که به لحاظ رنگ، جنس، دوخت و طرح آن برای کسی که آن را میپوشد معمول نیست و موجب جلبتوجّه نامحرمان میگردد. یادآور میشود هر چیزی که مصداق پوشش باشد مثل کفش، کلاه، پیراهن، دامن،
روسری، مقنعه، جوراب، شلوار و... این حکم، شاملش میگردد.
احتیاط واجب آن است که مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه نپوشد ولی نمازخواندن با آن اشکال ندارد. (همه بهجز آیات عظام خامنهای و بهجت) (1)
آیتاللَّه خامنهای: اگر آن را بهعنوان لباس انتخاب نکرده باشند اشکال ندارد. پوشش اعم از این که دیده شود یا دیده نشود و فرقی بین اجتماع و خلوت نیست.
آیتاللَّه بهجت: حرام است.
پوشیدن لباسهای مختص کفّار حرام است. (همه بهجز آیتاللَّه بهجت) (2)
آیتاللَّه بهجت: خلاف احتیاط است.
آیتاللَّه خامنهای: بهطور کلی پوشیدن کراوات و یا دیگر لباسهایی که پوشش و لباس غیرمسلمان محسوب میشود بهطوری که پوشیدن آنها منجر به ترویج فرهنگ منحط مهاجم شود جایز نیست. (3)
جورابهای نازک که پوستپا از پشت آن نمایان باشد حکم پوشش ندارند و خانمها باید از پوشیدن اینگونه جورابها در مقابل نامحرم اجتناب کنند. بلکه باید از جورابهایی استفاده کنند که بدننما نباشد. (همه). (1)
پوشیدن لباس در رنگهای زننده و جلب توجهکننده در محیطهایی که نامحرم هست با فرض مهیّجبودن حرام است. (همه بهجز آیات عظام بهجت، تبریزی، فاضل، گلپایگانی)(2)
آیتاللَّه بهجت: اگرچه منعی ندارد، ولی مسلمان در لباس هم باید وقار داشته باشد.
آیتاللَّه تبریزی: اگر لباس زن زینت باشد واجب است مانند بدن پوشانده شود.
آیتاللَّه فاضل: اگر موجب فساد و گناه میشود جایز نیست.
آیتاللَّه گلپایگانی: با فرض مهیجبودن و معرضّیتداشتن برای فساد حرام است.
پوشیدن لباسهای تنگ که حجم و برآمدگیهای بدن زن را مشخص میکند یا لباسهای محرک در مهمانیها اگر از نگاه نامحرم بهدور باشد و ایجاد مفسدهای نکند، اشکالی ندارد
در غیر اینصورت جایز نیست. (همه). (1)
پوشیدن هرگونه لباسی که عرفاً مهیّج باشد و جلبتوجّه نامحرمان کند حرام است چه برای زن چه مرد؛ بدیهی است لباس باید از نظر عرف مهیّج نباشد نظر یک یا چند نفر ملاک نیست. (همه). (2)
در اینصورت برخی دستکشهای توری، چادر یا روسری تروی و نازک، آویختن چیزهایی مانند گل، گل سینه یا زریدوزی به روسری، چادر و مانتو، گذاشتن دکمه در محلهای خاصی از لباس، بازگذاشتن دکمههایی از لباس اگرچه زیر آن پوشش باشد اگر مهیّج باشند حرام است. (3)
اگر شوهر، همسرش را مجبور کند که بدون پوشش اسلامی در جلوی میهمانان نامحرم حاضر شود، زن میتواند در این موارد از دستور شوهر سرپیچی کند و اگر ماندن او در خانه شوهر با مشقت فراوان همراه باشد، میتواند از منزل او بیرون برود و جای دیگری زندگی کند. (همه). (4)
آیه32 سوره احزاب چگونگی حرفزدن زن با نامحرم را بیان مینماید. (1)
«یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلَا مَعْرُوفاً»؛
ای همسران پیامبر! شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید اگر تقوی بیشه کنید، بنابراین بهگونهای هوسانگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید.
وقتی به زنان پیامبرصلی الله وعلیه وآله که بیشترشان پیر و سالخورده بودند و زندگی سادهای داشتند، هشدار داده میشود که با کرشمه و ناز سخن نگویند، زنان جوان و زیبا باید حساب کار خود را بکنند.
با کرشمه سخنگفتن زن، بیتقوایی است.
گرچه چشمچرانی و هوسبازی یک بیماری روحی است امّا زن باید با رعایت وقار در گفتار و رفتار مانع تحریک بیماردلان گردد.
از دیدگاه قرآن، سخن مورد رضای خداوند، هم پرمحتوا است و هم با شیوه سالم ادا میشود.
1) تفسیر نمونه، ج17، ص289؛ تفسیر نور، ج9، ص359؛ ترجمه تفسیر المیزان، ج16، ص455.
امام صادقعلیهالسلام فرمودند:
کانَ رَسولُاللَّهِصلی الله وعلیه وآله یسَلِّم عَلی النِّساءِ وَ یردُدنَ؛ رسولخداصلی الله وعلیه وآله به زنها سلام میکردند و زنها هم جواب سلام ایشان را میدادند، وَ کانَ اَمیرُالمؤمِنینَعلیهالسلام یسَلِّم عَلی النِّساءِ وَ کانَ یکرَهُ أن یسَلِّم عَلی الشابَّةِ مِنْهُنَّ، امیرمؤمنان نیز به زنها سلام میکردند، ولی از سلامکردن به زنهای جوان کراهت داشتند و میفرمودند: أتَخَوَّفُ أن یعجِبَنی صَوتُها فَیدخُلَ عَلی أَکثَرُ مما اَطلُبُ من الأحرِ، از این میترسم که از صدایش خوشم بیاید و ضرر این سلام بیشتر از ثواب آن بشود.(1)
ابابصیر میگوید:
کُنْتُ أقْرِیُّ امرَأةً کُنْتُ أعَلِّمهَا الْقُرْآنَ؛ به زنی قرآن آموزش میدادم، فَمازَحْتُهَا بِشَیْءٍ، با او مزاح و شوخی کردم فَقَدِمتُ عَلَی أبِیجَعْفَرٍعلیهالسلام سپس نزد امام باقرعلیهالسلام رفتم. فَقَالَ لِی أیَّ شَیْءٍ قُلْتَ لِلْمَرْأةِ، آن حضرت به من فرمودند: به آن زن چه گفتی؟ فَغِّطَّیْتُ وَجْهِی، شرمگین شدم و صورتم را پوشاندم، فَقَالَ لَا تَعُودَنَّ إِلَیْهَا، ایشان فرمودند: بهسوی او بازنگرد! (2)
شنیدن صدای زن در صورتی که تلذّذ و ریبه در کار نباشد جایز است. مرحوم آیتاللَّه سید محمد کاظم طباطبائی یزدی در العروةالوثقی باب نکاح فصل اوّل مسئله39 میفرماید:
شنیدن صدای زن در صورتی که همراه با تلذّذ و ریبه نباشد جایز است، ولی در عین حال مادامی که ضرورتی نیست، ترک آن بهتر است. و بر زن حرام است که بخواهد صدای خود را نازک کند و نیکو سازد بهطوری که تحریکآمیز باشد، چنان که خدای متعال در قرآن خطاب به زنان پیغمبراکرمصلی الله وعلیه وآله میفرماید: در حرفزدن صدا را نازک و مهیّج نکنید که موجب طمع بیماردلان گردد.
مسئله جواز استماع صدای زن، جزء مسلّمات است و دلیل آن سیره قطعی بین مسلمین و ضروری بودن و مخصوصاً سیره قطعی تاریخ رسولخداصلی الله وعلیه وآله و ائمه اطهارعلیهمالسلام است. علاوه بر این، مفهوم آیه مذکور این است که حرفزدنی که در آن کرشمه و ناز بهکار نرود جایز است. یعنی خود این آیه دلیل بر جواز همسخنشدن زن و مرد اجنبی است. (1)
مردها با دو شرط میتوانند با نامحرم صحبت کنند:
الف) به قصد لذّت و ریبه نباشد.
1) مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص258.
ب) با این صحبتکردن به گناه آلوده نشوند. (همه).(1)
صحبتکردن با نامحرم بهغیر ضرورت مکروه است، خصوصاً اگر مخاطب جوان باشد. (همه).(2)
اگر مردی بداند با صحبت با نامحرم به گناه میافتد نباید با او صحبت کند خواه زن بهگونهای صحبت کند که مرد را به گناه بیندازد یا درباره مطلبی صحبت کند که مرد به گناه بیفتد. (همه).(3)
صحبتکردن با هرکس درباره هر چیزی ازروی شهوت و لذّت جایز نیست (مگر با همسر). (همه).(4)
خانمها با سه شرط میتوانند با نامحرم صحبت کنند:
الف) به قصد لذّت و ریبه نباشد.
ب) صدای خود را ترقیق و تلطیف نکند. (نازککردن صدا یا با ناز و غمزه حرفزدن)
ج) بیم افتادن در فتنه و فساد برای دو طرف صحبت نباشد. (همه). (5)
خانمها نباید در هنگام صحبتکردن با نامحرم صدای
خود را رقیق و نازک کنند بهگونهای که اگر در دل مخاطب مَرَضی باشد او را به خود جلب کند، اگرچه در مورد مطالبی عادی صحبت کنند. (همه).(1)
دوستی زن و مرد نامحرم (همراه با قصد لذّت و شهوت) جایز نیست. (همه). (2)
قرآنخواندن خانمها در مقابل نامحرم اگر موجب تحریک و مفسده باشد جایز نیست. (همه بهاستثنای آیات عظام گلپایگانی و بهجت)
آیتاللَّه بهجت: اگر موجب فساد است مجاز نیست، بلکه غالباً خواندن زن در حضور مرد و استماع آن موجب فساد است پس جایز نیست.
آیتاللَّه گلپایگانی: بانوان و دختران نزد نامحرم قرآن را باصدا نخوانند و همچنین با صدا خواندن مرد چنانچه موجب تلذّذ بانوان باشد، اشکال دارد. (3)
آیات عظام خامنهای و فاضل: همخوانی زنان و همچنین شنیدن آن در صورتی که به قصد لذّت و ریبه نباشد مانعی ندارد.
آیتاللَّه بهجت: حکم همخوانی زنان مانند قرآنخواندن آنها میباشد.
آیتاللَّه سیستانی: چنانچه بیم واقعشدن در حرام باشد، یا نوعاً محرک باشد، جایز نیست.(1)
آیات عظام بهجت و خامنهای: تکخوانی زن اگر موجب فساد است مجاز نیست، بلکه غالباً خواندن زن در حضور مرد و استماع آن موجب فساد است پس جایز نیست.
آیتاللَّه فاضل: تکخوانی زن جایز نیست. (2)
گوشدادن به اخباری که گوینده آن زنان هستند، اگر بدون لذّت و ریبه باشد اشکال ندارد. (همه).(3)
آیات58و59 سوره نور آداب ورود به جایگاه خصوصی پدر و مادر و همسران را بیان مینماید. (4)
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِیَسْتَأْذِنکُمُ الَّذِینَ مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ وَالَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُم مِنْکُمْ ثَلاثَ مَرّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الفَجْرِ وَحینَ تَضَعُونَ ثِیابَکُمْ مِن الظَّهِیرَةِ وَ مِن بَعْدِ صَلاَةِ الْعِشَاءِ ثَلاَثُ عَوْرَاتٍ لَکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ وَ لَا عَلَیْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَیْکُم بَعْضُکُمْ عَلَی بَعْضٍ کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الآیَاتِ وَاللَّهُ عَلیمٌ
حَکِیمٌ»؛
ای کسانی که ایمان آوردهاید باید بردگان شما و همچنین کودکانتان که به حد بلوغ نرسیدهاند در سه وقت از شما اجازه بگیرند: قبل از نماز فجر، و در نیمروز هنگامی که لباسهای (معمولی) خود را بیرون میآورید، و بعد از نماز عشا، این سه وقت خصوصی برای شما است،
امّا بعد از این سهوقت گناهی بر شما و بر آنها نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر طواف کنید (با صفا و صمیمیت به یکدیگر خدمت نمایید) اینگونه خداوند آیات را برای شما تبیین میکند و خداوند عالم و حکیم است.
«وَ إِذَا بَلَغَ الْاطْفَالُ مِنکُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَأْذِنُوا کَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِه وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ»؛
و هنگامی که اطفال شما به سن بلوغ رسند باید اجازه بگیرند، همانگونه که اشخاصی که پیش از آنها بودند اجازه میگرفتند، اینچنین خداوند آیاتش را برای شما بیان میکند و خدا عالم و حکیم است.
این آیات نیز به یکی از اموری که با مسئله عفّت عمومی و مبارزه با هرگونه آلودگی جنسی ارتباط دارد پرداخته و خصوصیات آن را تشریح میکند و آن مسئله اجازهگرفتن کودکان بالغ و نابالغ بههنگام ورود به اتاقهایی است که مردان و همسرانشان ممکن است در آن خلوت کرده باشند.
بدیهی است این دستور متوجّه اولیای اطفال است که آنها را وادار به انجام این برنامه کنند، چراکه آنها هنوز به حد بلوغ نرسیدهاند تا مشمول تکالیف الهی باشند، و به همین دلیل مخاطب در اینجا اولیا هستند.
این یک نوع ادب اسلامی است، هرچند متأسفانه امروز کمتر رعایت میشود و با این که قرآن صریحاً آن را در آیات فوق بیان کرده است، در نوشتهها و سخنرانیها و بیان احکام نیز کمتر دیده میشود که پیرامون این حکم اسلامی و فلسفه آن بحث شود، اگرچه ظاهر آیه وجوب رعایت این حکم است حتی اگر فرضاً آن را مستحب بدانیم به دلیل اهمیتی که این موضوع در ساختار اخلاقی فرزندان دارد، باید از آن سخن گفته شود، و جزئیات آن مورد بحث قرار گیرد.
برخلاف آنچه بعضی از سادهاندیشان فکر میکنند که کودکان سر از این مسائل درنمیآورند و خدمتکاران نیز در این امور دقّت نمیکنند؛ ثابت شده است که کودکان روی این مسئله فوقالعاده حساسیّت دارند، و گاه میشود سهلانگاری پدران و مادران و برخورد کودکان به منظرههایی که نمیبایست آن را ببینند سرچشمه انحرافات اخلاقی و گاه بیماریهای روانی شده است. متأسفانه قربانیان این بیتوجهی کم هم نیستند. اینجا است که ارزش و عظمت این حکم اسلامی آشکار میشود که
مسائلی را که روانشناسان امروز به آن رسیدهاند از چهارده قرن پیش در احکام خود پیشبینی کرده است.
در همینجا به پدران و مادران توصیه میشود که این مسائل را جدّی بگیرند و فرزندان خود را به گرفتن اجازه ورود عادت بدهند، و همچنین از کارهای دیگری که سبب تحریک فرزندان میگردد ازجمله خوابیدن زن و مرد در اتاقی که بچههای ممیز میخوابند تا آنجا که امکان دارد پرهیز کنند، و بدانند این امور ازنظر تربیتی فوقالعاده در سرنوشت آنها مؤثر است.
مسئول آموزش احکام دین به فرزندان، والدین مؤمن هستند؛
محل خواب والدین باید جدا و دور از چشم فرزندان باشد؛
کودکی و بردگی بهانهای برای شکست حریم دیگران نیست؛
مرد باید در طول شبانهروز، ساعاتی را به همسر خود اختصاص دهد و فرزندان مزاحم نشوند؛
اسلام دین زندگی است و از جامعیّت کاملی برخوردار است. برای مسائلی مانند ورود کودک به اتاق والدین نیز طرح
و برنامه دارد؛
کودکان باید پاکدامنی را از محیط خانه بیاموزند؛
تربیت و آموختن آداب اسلامی باید قبل از بلوغ کودکان آغاز شود؛
پوشش زن و مرد در حضور فرزندان و در خلوت باید متفاوت باشد؛
دستوراتی که خداوند برای حفظ عفت صادر کرده، آگاهانه و حکیمانه است؛
نوجوانان از اعمال و رفتار بزرگان و اطرافیان، الگو میگیرند.
رعایت مسائل عفّت در مورد بچّهها توسط پدر و مادر لازم است. (همه). (1)
آیه60 سوره نور استثنایی برای حکم حجاب مطرح مینماید. (2)
«وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِی لَا یَرْجُونَ نِکَاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَ جُنَاحٌ أَن یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَن یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»؛
و زنان ازکار افتادهای که امید به ازدواج ندارند گناهی بر آنها نیست که لباسهای (روئین) خود را بر زمین بگذارند به شرط این که در برابر مردم خودآرایی نکنند و اگر خود را بپوشانند برای آنها بهتر است. و خداوند شنوا و دانا است.
این آیه، استثنایی برای حکم حجاب زنان بیان میکند و زنان پیر و سالخورده را از این حکم مستثنی میشمرد. برای این استثناء دو شرط وجود دارد: نخست این که به سنوسالی برسند که معمولاً امیدی به ازدواج ندارند، و به تعبیر دیگر جاذبه جنسی را کاملاً از دست دادهاند. دیگر این که در حال برداشتن حجاب، خود را زینت ننمایند. روشن است که با این دو قید مفاسد کشف حجاب در مورد آنان وجود نخواهد داشت و به همین دلیل اسلام حکم حجاب را از این زنان برداشته است.
این نکته نیز روشن است که منظور، برهنهشدن و بیرونآوردن همه لباسها نیست بلکه تنها کنارگذاشتن لباسهای رو است که بعضی روایات از آن تعبیر به چادر و روسری کرده است. منظور این است که مانعی ندارد آنها سر خود را برهنه کنند و موها و گردن و صورت خود را نپوشانند. و بههرحال
همۀ اینها در صورتی است که آنها خودآرایی نکنند و زینتهای پنهانی خود را مانند دیگران بپوشانند، همچنین لباسهای زینتی که جلب توجّه میکند به تن نکنند و به تعبیر دیگر آنها مجازند بدون چادر و روسری با لباس ساده و بدون آرایش بیرون آیند.
قوانین اسلام مطابق با واقعیّت و ضرورتها و نیازها و تواناییهای اجتماعی است (باید برای پیرزنی که میل به همسر ندارد و آرایش نمیکند، مسئله را آسان گرفت)
برای زنان چه پیر چه جوان، آرایش و نشاندادن زینت به نامحرم ممنوع است.
سالخوردگی بهتنهایی کافی نیست، بلکه باید بیمیلی به ازدواج نیز باشد تا اجازه برداشتن روسری را داشته باشند.
حجاب، مایه حفظ عفّت و بهنفع زنان است.
دوخت لباس و نوع و رنگ آن، هرچه به عفّت نزدیکتر باشد، بهتر است.
در کنار آزادی، هشدار لازم است. (اگر از آسانبودن و راحتی احکام الهی، سوءاستفاده شود و برای اهداف شیطانی، بهکاربرده شود، خدا شنوا و آگاه است و به حساب متخلّفان
میرسد.)
در روایات اسلامی حدود برداشتن پوشش برای زنان سالخورده تعیین گردیده است و ذکر شده که جایز است روسری خود را بردارند. از جمله: از امام صادقعلیهالسلام نقل است که: مقصود از أَن یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ، الْخِمارَ وَ الْجِلْبَابَ، روسری و چارقد است، گفتم: بَیْنَ یَدیْ منْ کَانَ، جلو هرکس که بود؟ فرمود: بَیْنَ یَدیْ منْ کَانَ، جلو هرکس که بود، غَیْرَ متَبَرِّجَةٍ بِزِینَةٍ، اما به شرط اینکه ساده باشد و نخواهد خودآرائی و خودنمائی کند، فَإِنَّ لَم تَفْعَلْ فَهُوَ خَیْرٌ لَهَا، پس اگر این کار را انجام ندهد برای او بهتر است. (1)
ازجمله وَ أَن یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ در آیه و فَإِنْ لَم تَفْعَلُ فَهُوَ خَیْرٌ لَهَا در این روایت میتوان یک قانون کلی استنباط کرد و آن این است که ازنظر اسلام هرقدر زن جانب عفاف و ستر را بیشتر مراعات کند پسندیدهتر است. این اصل کلی اخلاقی را در مورد همه رخصتهای تسهیلی و ارفاقی که به حکم ضرورت درباره وجه و کفین و غیره داده شده است، نباید از یاد برد.
1) کافی، ج5، ص532؛ وسائلالشیعه، ج20، ص202.
در روایت آمده است که امیرالمؤمنینعلیهالسلام فرمود: من و فاطمه خدمت رسولخداصلی الله وعلیه وآله بودیم و دیدیم که حضرت بهشدت گریه میکند علت را سؤال نمودیم، حضرت فرمود: شبی که مرا به معراج بردند نمونههایی از اهل عذاب را به من نشان دادند و گریه من بهخاطر آن چیزهایی است که مشاهده کردم، ازجمله زنانی از امتم را دیدم که در عذاب هستند و سپس به ذکر موارد پرداختند تا رسیدند به اینجا که فرمودند: وَ رأیتُ امرأةً معَلَقة بشعرِها یُغلی دِماغُ رَأسِها: زنی را دیدم که به موهایش آویزان در آتش است و مغز سرش میجوشد.
سپس به ذکر علّت این عذابها پرداخت و در توضیح آن فرمود: این زنی از امت من بود که در دنیا موی خودش را از نامحرم نپوشانده است. (1)
هر لباسی که تمام بدن غیر از وجه (صورت) و کفین (دستها تا مچ) را بپوشاند و موجب تحریک و جلبتوجّه نامحرم نگردد؛ کافی است ولی باید توجه داشت که همانطور که بقیه واجبات دارای مراتب مختلفی میباشند، حجاب نیز
1) بحارالانوار، ج8، ص309.
دارای مراتب متوسط، خوب، خوبتر است. حجاب پیامی قاطع و کوبنده با خود دارد، و آن این است که در برابر همه مردان اجنبی نوعی هشدار و اعلام دورباش میدهد، اکنون باید دید چه عواملی در رساندن این پیام و اثرگذاری آن مؤثر است:
حدود و میزان پوشش: بدونشک هر اندازه بدن زن پوشیدهتر باشد نقش نیرومندتری در دورسازی دیدگان نظارهگر ایفا میکند. اگر نگاههای آلوده را همچنان که در روایات آمده است تیرهای زهرآلود شیطان بدانیم، پوشش زن همانند قوسی است که تیر از آن کمانه میکند و منحرف میشود و از اصابت و نفوذ در هدف بازمیماند. برعکس هر اندازه بدن زن برهنهتر باشد تیرهای شیطانی را بیشتر متوجّه خود ساخته و از آن آسیب خواهد دید. ازهمینروست که چادر را حجاب برتر شناختهاند، زیرا با وجود شرایط دیگر، بیشترین پوشش و مطمئنترین مصونیت را فراهم میآورد.
کیفیت پوشش: میزان ضخامت و حتّی کیفیّت دوخت لباس، خود بخش مهمی از حجاب را تشکیل میدهد بدونشک لباسهای نازک و تنگ و بدننما فرودگاه پیکان مسموم شیطان و موجب خیرهشدن چشمهای هرزه و آلوده و به فسادکشاننده جامعه است. در مقابل، لباسهای غیر بدننما، دیدهها را از خود دور میسازد، و سلامت معنوی نفوس را تأمین میکند.
رنگ پوشش: تردیدی نیست که برخی از رنگها چشم
را خیره میسازد، و پارهای دیگر نگاهها را از خود میراند و دور میسازد. اگرچه در روایات به پوشیدن لباسهای روشن و مخصوص سفید سفارش شده است؛ (1)امّا باید اندیشید که چه رنگی برای تأمین حجاب واقعی و مصونیت معنوی جامعه و خیرهنکردن چشمها و برنیفروختن آتش شهوت مناسبتر است؟ مگر ما در جامعهای زندگی نمیکنیم که میلیونها جوان در اوج غریزه جنسی بهسر میبرند و در سختترین شرایط جوانی از امکان ازدواج محرومند و کافی است با اندکجرقهای شعلههای غریزه در وجودشان برافروخته شود و به انواع گناهان و ناراحتیها مبتلا گردند؟ پس باید به هر وسیلهای (حتی با گزینش رنگ مناسب لباس در جامعه) بهسلامت دینی و روحی و روانی آنان کمک کنیم و موجب جلبتوجّه آنان و قرارگرفتنشان در دام مفاسد نشویم. گرچه فقها نسبت به رنگها تأکید چندانی نکردهاند، ولی بر این مسئله پای میفشارند که لباس نباید موجب جلبتوجّه و عواقب سوء ناشی از آن باشد. ازاینرو است که در طول تاریخ، زنان مسلمان به میل خود لباس مشکی را برای حجاب برگزیدند و این سنّت حسنه مورد تقریر و پذیرش پیامبرصلی الله وعلیه وآله و امامانعلیهمالسلام قرار گرفت، زیرا آنان به این وسیله احساس امنیت و مصونیت
1) بحارالانوار، ج76، ص302.
بیشتری میکردند. (1)
آهنگ خوش از کام و دهان و لب شیرین
ار نغمه کند ور نکند دل بفریبد
ازاینرو قرآن مجید یکی از صفات خوب زنان مؤمن را در قالب داستان دختران شعیب، حیا و وقار میداند.
حاصل بررسی آیات و روایات آنکه:
زن باید بدن و زیورآلات و آرایش خود و هرآنچه را که نزد عرف زینت محسوب میشود، در برابر مرد نامحرم بپوشاند و تنها دست و صورت از آن استثنا شده است.
هرچند دین اسلام نسبت به نوع و رنگ و حتی دوخت لباس، تأکید چندانی ندارد و تنها به اصل پوشش اعم از چادر، مانتو و مانند آن تکیه کرده است ولی روشن است که لباس نباید تنگ، محرک، نازک، بدننما و باعث جلب توجّه گردد. ازاینرو چادر برترین پوشش بهشمار میآید. از مواردی که مشکیبودن آن مکروه نیست بلکه نشانه وقار و متانت است،
1) حجاب در ادیان الهی، محمدی آشنایی.
چادر و عبا میباشد که در روایات به آن اشاره شده است. (1)
پرهیز از نرمش در سخن که باعث طمع نامحرم شود و متانت در راهرفتن و استفادهنکردن از کفشهایی که باعث توجّه نامحرم میگردد، بخشی از حجاب زن را تشکیل میدهد.
گرچه پوشش کامل برای مرد واجب نیست ولی نگاه زن به بدن او حرام است. همانگونه که پوشش صورت و دستها تا مچ بر زن، واجب نیست ولی نگاه مرد به آن ازروی شهوت حرام است.
اسلام با همه توجهی که به خطر شکستهشدن حصار عفاف دارد، همانطور که روش این آئین پاک خدایی است که یک آئین معتدل و متعادل است و از هر افراط و تفریطی بهدور است و امتش را امت وسط میخواند، از جنبههای دیگر غافل نمیشود. زنان را تا حدودی که منجر به فساد نشود از شرکت در اجتماع نهی نمیکند. در بعضی موارد شرکت آنها را واجب میداند، مانند حج، که بر زن و مرد هردو واجب است و حتی شوهر حقّ ممانعت ندارد. و در بعضی موارد به دادن اجازه اکتفا میکند. چنان که میدانیم جهاد بر زنان واجب نیست، مگر
1) کافی، ج3، ص403؛ وسائلالشیعه، ج4، ص383.
وقتی که شهر و دیار مسلمین مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعی به خود بگیرد. در این صورت همانطور که فقها فتوا میدهند بر زنان نیز واجب میشود، ولی در غیر اینصورت واجب نیست. در عین حال رسولخداصلی الله وعلیه وآله به برخی از زنان اجازه میداد که در جنگها برای کمک به سربازان و مجروحین شرکت کنند. قضایای زیادی در تاریخ اسلام در این زمینه هست. (1)
بر زنان واجب نیست که در نماز جمعه شرکت کنند، ولی بعد از حضور واجب است بمانند و ترک نکنند.(2)
بر زنان واجب نیست که در نماز عیدین شرکت کنند، ولی شرکتشان بلامانع است. برای زنان صاحب جمال شرکت در این مجامع مکروه است. (3)
پیغمبراکرمصلی الله وعلیه وآله زنان خود را (با قید قرعه) به سفر میبرد؛ بعضی از اصحاب نیز چنین میکردند.(4)
همۀ مورخین این مطلب را نوشتهاند که: پیغمبراکرمصلی الله وعلیه وآله از زنان بیعت گرفت، ولی با آنها مصافحه نکرد، دستور داد ظرف آبی آوردند، دست خود را در آن فروبرد و دستور داد زنان دست
خویش را در آب فروبرند و همین را بیعت شمرد.(1)
عایشه گفت هرگز دست ییغمبرصلی الله وعلیه وآله در همه عمر، دست یک زن بیگانه را لمس نکرد.(2)زنان را از تشییعجنازه منع نکرد ولی آن را لازم هم نشمرد. رسولخداصلی الله وعلیه وآله ترجیح داد زنان در تشییعجنازه شرکت نکنند. در عین حال در موارد خاصی شرکت کردهاند و احیاناً نماز خواندهاند. در روایات ما آمده است که وقتی زینب دختر بزرگ رسولاکرمصلی الله وعلیه وآله وفات کرد، زهرای مرضیهعلیهاالسلام و زنان مسلمانان آمدند و بر وی نماز خواندند.(3)
ازنظر روایات شیعه برای زنان جوان شرکت در تشییعجنازه مکروه است. علماء اهلتسنن از امعطیه نقل کردهاند که گفت رسولاکرمصلی الله وعلیه وآله ما را توصیه کرد که در تشییعجنازه شرکت نکنیم ولی منع نفرمود. (4)
«اسماء» دختر یزید انصاری، از طرف زنان مسلمان مدینه مأمور شد به نمایندگی آنان نزد رسولخداصلی الله وعلیه وآله برود و پیام گلایهآمیز زنان مدینه را به رسولخداصلی الله وعلیه وآله ابلاغ کند و جواب بگیرد. اسماء وقتی وارد شد که رسولخداصلی الله وعلیه وآله در میان جمع
اصحاب بود. گفت: پدر و مادرم قربانت. من نماینده زنان هستم بهسوی تو، ما زنان میگوییم خداوند عزوجل تو را هم بر مردان مبعوث فرمود و هم بر زنان. تو تنها پیامبر مردان نیستی، ما زنان نیز به تو و خدای تو ایمان آوردیم. ما زنان در خانههای خویش نشسته، نیاز جنسی شما مردان را برمیآوریم، فرزندان شما را در رحم خویش میپرورانیم، امّا از آنطرف میبینیم وظائف مقدّس و کارهای بزرگ و ارجمند و پراجر و باارزش به مردان اختصاص یافته و ما محرومیم. این مردان هستند که توفیق جمعه و جماعت دارند، به عیادت بیماران میروند، در تشییعجنازه شرکت میکنند، حج مکرّر انجام میدهند، و از همه بالاتر توفیق جهاد در راه خدا دارند. در صورتی که وقتی یک مرد به حج یا جهاد میرود ما زنان هستیم که اموال شما را نگهداری میکنیم، برای جامههای شما نخریسی میکنیم، فرزندان شما را تربیت میکنیم. چگونه است که ما در زحمتها شریک شما مردان هستیم، امّا در وظائف بزرگ و مقدّس و کارهای پراجر و پاداش، شرکت نداریم و از همه آنها محرومیم؟
رسولاکرمصلی الله وعلیه وآله نگاهی به اصحاب کرد و فرمود: آیا تاکنون از زنی سخنی به این خوبی و منطقی بدین رسایی در امور دین شنیدهاید؟ یکی از اصحاب گفت: خیال نمیکنم این سخن از خود این زن باشد. رسولخداصلی الله وعلیه وآله به جواب این مرد اعتنا نکرد؛ روکرد به اسماء و فرمود:
ای زن! آنچه میگویم
درست توجّه کن و به زنانی که تو را فرستادهاند نیز بفهمان. پنداشتی که هرکه مرد شد بهواسطه این کارها که برشمردی توفیق اجر و پاداش و فضیلت را مییابد و زنان محرومند؟ خیر چنین نیست. زن اگر خوب خانهداری و شوهرداری کند، نگذارد محیط پاک خانه با غبار کدورت آلوده شود، اجر و پاداش و فضیلت و توفیقش معادل است با همه آن کارها که مردان انجام میدهند.
اسماء زنی باایمان بود و تقاضای او و زنان همفکرش از عمق ایمانشان برمیخاست؛ نه ازروی هوای نفس. آنان نگران این بودند که مبادا وظائفی که به عهدهشان واگذار شده، قدر و قیمتی نداشته باشد و همه وظائف مقدّس و قدر و قیمتدار به مردان اختصاص یافته باشد. آنان تقاضای مساوات زنان و مردان را داشتند امّا در ربودن گوی فضیلت و انجام وظیفه مقدّس؛ چیزی که در خیال آنان خطور نمیکرد این بود که امیال فردی را حقوق بنامند و جنجال راه بیندازند. این بود که وقتی آن جواب را شنید، چهرهاش از خوشحالی برافروخته شد و با خوشحالی بهسوی همفکرانش برگشت. (1)
از مجموع آنچه بیان شد، معلوم گشت که نظر اسلام، نه آن
1) اسد الغابه، ج5، ص398و399.
چیزی است که مخالفان، اسلام را بدان متهم میکنند، یعنی زندانیبودن زن در خانه، و نه اختلاط زن و مرد در مجامع، که دنیای جدید آن را پذیرفته است و عواقب شوم آن را میبیند. حبس کلی زن در خانه، نوعی مجازات بود که بهطور موقّت در اسلام برای زنان بدکار مقرر شد. اسلام، با اختلاط مخالف است نه با شرکت زن در مجامع. اسلام میگوید: نه حبس و نه اختلاط، بلکه باید حریم نگهداشته شود. سنّت جاری مسلمین از زمان رسولخداصلی الله وعلیه وآله همین بوده است که زنان از شرکت در مجالس و مجامع منع نمیشدهاند ولی همواره حریم بین زن و مرد نامحرم رعایت شده است. در مساجد و مجامع، حتّی در کوچه و معبر، زن یا مرد مختلط نبوده است. لذا شرکت مختلط زن و مرد در برخی مجامع، مانند برخی مشاهد مشرفه و خیابانهای پرازدحام، برخلاف آموزههای دینی است. (1)
1) مسئله حجاب، مرتضی مطهری، ص241و240.
از آیات امر به معروف و نهی از منکر میتوان استفاده کرد که جلوی هرگونه منکر و گناه، باید ایستاد و اجازه ظهور و بروز به آن نداد. در زمان پیامبرصلی الله وعلیه وآله و امام علیعلیهالسلام نیز هرچند زنان بدحجاب وجود داشتهاند امّا آن بزرگواران به حکم قرآن با این پدیده برخورد کردند، بهدنبال آن دیگر آنها نمیتوانستند هرطور دلشان خواست در اجتماع ظاهر شوند حتّی اقلیتهای مذهبی نیز موظّف به رعایت مقررات اسلامی در جامعه اسلامی بودهاند.
در هر صورت هنجارهای دینی را باید در جامعه به اجرا گذاشت و نمیتوان تنها به عقیده و میل مردم اکتفا کرد. فکر کنید، چقدر از مردم حاضرند با میل و رغبت و ازروی اعتقاد، از رشوهگرفتن و اختلاس اجتناب کنند؟ چقدر حاضرند از شراب و زنا با میل و رغبت احتراز نمایند تا آنها را آزاد
گذاشت که در عمل هم با میل و رغبت وظایف خویش را اجرا کنند؟ این موضوع منحصر به کشور ما نیست. در هر کشوری یک سلسله قوانینی است که به اجبار آنها را به اجرا میگذارند. در کشوری مثل فرانسه که آن را مهد آزادی میشمارند چگونه بهاجبار دختران را وادر به بیحجابی میکنند تا به مدرسه یا دانشگاه راه یابند؛ تفاوت در جامعه اسلامی و غیراسلامی در نوع هنجارها است نه چگونگی برخورد با آنها.
برای مقابله با بدحجابی و بیحجابی راههای ذیل مناسب بهنظر میرسد:
برخورد از موضع قدرت و حسابشده با متخلّفین
کار بنیادی فرهنگی
برای ریشهکن ساختن یک مفسده اجتماعی، همزمان با اجرای حدود الهی، برای ایجاد یک محیط اجتماعی سالم، باید مجموعهای از آموزشهای فکری و فرهنگی آمیخته با آداب اخلاقی و عاطفی و آموزشهای صحیح اسلامی، ترتیب داد.
اگر در مسئله لباس و پوشش اسلامی صرفاً بخواهیم از طریق زور وارد شویم و استدلال و منطق نداشته باشیم و نتوانیم حقانیت و لزوم پوشش اسلامی، آثار مثبت و فواید و برکات اجرای این فریضه الهی را با کار فرهنگی مستمر، عمیق و ریشهای ثابت کنیم، متأسفانه باید منتظر رواج و گسترش بدحجابی و رواج ارزشهای غربی بهصورت گسترده در
جامعه اسلامی باشیم.
عامل مهم دیگری که میتواند ما را در مقابله با این معضل اجتماعی یاری نماید اهتمام جدّی جامعه به انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر است. بدیهی است که اگر مردم در این زمینه بهصورت جدّی وارد عمل شوند و این فریضه الهی را منطبق با شرایط و مراتبی که در شرع مقدس معین گردیده، عملی سازند دستگاههای فرهنگی و امنیتی نیز بهتر میتوانند در حل این معضل اجتماعی اقدام نمایند.
«امر به معروف و نهی از منکر که یکی از ارکان اساسی اسلام و ضامن برپاداشتن همه فرائض اسلامی است باید در جامعه ما احیا شود و هر فدری از آحاد مردم خود را در گسترش نیکی و صلاح و برچیدهشدن زشتی و گمراهی و فساد، مسئول احساس کند.»(1)
«مسئله امر به معروف و نهی از منکر، تکلیف همیشگی مسلمانهاست. جامعه اسلامی، با امر به معروف و نهی از منکر، زنده میماند. قوام حکومت اسلامی به امر به معروف و نهی از منکر است و اگر این کار نشود آنوقت است که: لیُسَلِطَنَّ اللَّهُ عَلَیکُم شِرارَکُم عَلی خِیارِکُم فَیَدعُوا خِیارُکُم فَلا یُستَجابَ لَهُم؛
1) سخنرانی مقام معظم رهبری، 69/3/10.
خداوند اشرار را بر خوبان مسلّط خواهد کرد و دعوت خوبان بیجواب خواهد ماند. (1)قوام حکومت اسلامی و بقای حاکمیت اخیار به این است که در جامعه امر به معروف و نهی از منکر زنده باشد. امر به معروف و نهی از منکر، فقط این نیست که ما برای رفع تکلیف دو کلمه بگوییم، آنهم در مقابل منکراتی که معلوم نیست مهمترین منکرات باشند. همه باید معروفشناس و منکرشناس باشند، این معنای نظارت و حضور و همکاری عمومی است، بهمعنی معرفت بالا در همه است والّا اگر ما امر به معروف را در یک دایره محدود آنهم بهوسیله افراد معلوم زندانی بکنیم و دشمن هم در تبلیغات خودش سمپاشی کند که در ایران قرار است ازاینبهبعد نسبت به زنهای بدحجاب اینچنین عمل بشود، این صحیح نیست.»(2)
«چیزی که جامعه را اصلاح میکند همین نهی از منکر زبانی است. اگر مردم به آدم بدکار، خلافکار، کسی که اشاعه فحشا میکند و میخواهد قبح گناه را در جامعه ازبین ببرد، بگویند و ده، صد، یا هزارنفر و بهطورکلی افکار عمومی جامعه روی وجود او سنگینی کند، این برای او شکنندهترین چیزهاست.
تکرار، بهترین حربه در مقابل گناهکار است. نهی از منکر،
اراده و تصمیم، قدرت و شجاعت لازم دارد. لذا آحاد مردم باید با شجاعت و قوّت نفس از عملیشدن خلافهای سیاسی، اقتصادی، اداری، فرهنگی در جامعه ممانعت کنند و با نهی از منکر به کسی اجازه غیبت، دروغگویی، شایعهپراکنی، توطئه، کمکاری و ناراضیتراشی، دزدی مال مردم و برباددادن آبروی دیگران را ندهند.» (1)
برخی از مراتب امر به معروف از وظایف نظام اسلامی است و ازهمینرو رهبر معظم انقلاب مراتب دوّم و سوّم را که نوعاً منجر به برخورد عملی میشود بهعهده نیروهای انتظامی و قضایی نهادهاند، لیکن مرتبه اوّل آن (که جنبه ارشادی و راهنمایی دارد) به دوش همگان است. درعینحال در این رابطه باید چند نکته را در نظر داشت:
شناخت دقیق احکام شرعی مربوط به امر به معروف و نهی از منکر، موارد معروف و منکر، شرایط وجوب، مراتب و کیفیت اجرای زیبای آن.
استفاده از شیوههای رفتاری و اخلاقی آموزنده و کارساز و جذّاب در امر به معروف.
مأیوسنشدن از عدمتأثیر آنی و فوری. (2)
اقلیتهای مذهبی که در قلمرو حکومت اسلامی زندگی میکنند موظّفند مقررات و قوانین کشور اسلامی را رعایت کنند. ازجمله مواردی که آنها در جامعه اسلامی باید رعایت کنند عبارتند از:
کلیه مقررات و قوانین اسلامیِ کشورهای محل اقامت؛
احترام به مقررات و شعائر دینی؛
عدمتظاهر به منکرات؛
اقلّیتهای مذهبی نمیتوانند سنتهای حاکم بر جامعه اسلامی را بشکنند. طبق قراردادشان با حکومت اسلامی نباید به حدود و احکام اسلامی تجاوز کنند. حجاب یکی از احکام و ضرورتهای دین مبین اسلام است، پس باید از جانب اقلّیتها رعایت گردد.
«از تاریخ استفاده میشود که در صدر اسلام نیز آنها نوعی حجاب داشتند. منتها حجابهای آنان با حجابهای مسلمین فرق داشته. شاید این که در روایات اسلامی داریم کنیزها واجب نیست سرشان را بپوشانند، بهخاطر این بوده که اینان مسلمان نبودند، تحت حکومت اسلامی آمدند و حجاب را در تمام بدن رعایت، امّا در موهای سر رعایت نمیکردند. این در حالی است که ما میبینیم بعضی از اهل کتاب هم پوشش سر را رعایت میکردند، به یقین حکومت اسلامی فشار زیادی روی اهل
کتاب و اهل ذمّه نداشته و شاید درمیان آنها زنانی بودند که موهای خود را نمیپوشاندند و در اجتماع ظاهر میشدند ولی گاهی میشود اگر تبعیض میان زنان مسلمان و غیرمسلمان در یک جامعه واقع شود، منشأ مشکلات میشود. حکومت اسلامی میتواند از آنها هم بخواهد برای رعایت احترام جامعه اسلامی و همرنگشدن با مسلمین و برای اینکه در محیط تبعیضی نباشد، احتراماً ارزشهای کشوری را که در آن زندگی میکنند، رعایت کنند که یکی از آن ارزشها حجاب است.»(1)
بیمیلی برخی مردان به لذّتهای مشروع درون خانواده در اثر دسترسی آسان به زنان بدحجاب در بیرون خانواده که منجر به افزیاش تعداد زنان خودسرپرست و بدسرپرست میگردد.
محدودشدن آزادی و مشارکت اجتماعی مطلوب زنان و محرومشدن جامعه از فعالیّت سازنده و سالم آنان، چراکه بدحجابی و خودآرائی زمینه ناامنی و خشونت اجتماعی و
1) فرهنگ حجاب؛ بیمها و امیدها، دفتر مطالعات دینی زنان، ص138 (زیر نظر آیتاللَّه مکارم شیرازی).
تجاوزات و سوءاستفاده علیه زنان را فراهم میسازد و اتلاف عمر و سرمایه و استعدادهای مرد و زن را باهم بهدنبال دارد.
فروپاشی اخلاق اجتماعی و ازبین رفتن عشق و عاطفه پاک در روابط.
ابزار قرارگرفتن خانمها در حد مانکنهای پشت ویترین جهت فروش محصولات سرمایهداران.
بیاعتنائی نسل جوان به ازدواج بهسبب کشیدهشدن لذّتهای بصری و جنسی به بیرون از کانون خانواده.
«لباس هر انسان پرچم کشور وجود اوست، پرچمی است که او بر سردر خانه وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام میدارد که از کدام فرهنگ تبعیت میکند. همچنانکه هر ملّتی با وفاداری و احترام به پرچم خود اعتقاد خود را به هویّت ملّی و سیاسیش ابراز میکند، هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزشها و بینشها معتقد و دلبسته باشد لباس متناسب با آنها را ازتن بدر نخواهد کرد.» (1)
در تمدّن غرب، انسان حیوانی باهوش محسوب میشود؛ پس زندگی انسان در همین چند سال عمر خلاصه میگردد. بدیهی است در چنین بینشی از انسان و جهان، لذّتطلبی هدف
1) فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل، ص40.
اصلی و نهائی است. نتیجه این که لباس و پوشش نیز وسیلهای برای آرایش و نمایش و ایجاد و تشدید لذائذ جنسی محسوب میگردد. پس طراحی و تولید لباس بر مبنای نمایش مبالغهآمیز و غیرواقعی جذّابیتها و زیبائیهای بدن انسان صورت میگیرد. امّا در شرق، انسان در تن خلاصه نشده، به مراتبِ معنوی و عرفانی او نیز توجه شده، در اسلام علاوه بر تن به روح انسان نیز توجّه شده و او موجودی خداگونه و کمالجو معرفی گردیده و علاوه بر لذّتطلبی جسمی لذائذ عرفانی و معنوی، از اهداف عالیه خلقت او محسوب میشود و بدینترتیب تفاوت لباس درواقع تفاوت دو بینش است و تبدیل و تغییر آن در گرو تغییر و تعویض جهانبینی و فرهنگ انسان میباشد.
ازاینرو این عملِ بهظاهر پیشپا افتاده، یعنی برداشتن چادر و روسری، زنان متجدّد را در فرآیند پذیرش بینش مبتنی بر فرهنگ بیحجابی قرار داده و بهزودی آنان را در مقابل دین و عقیده و فرهنگ خودی قرار میدهد.
رهبر معظم انقلاب میفرمایند:
باید معلوم شود که واقعاً پوشش زن ایرانی (لباس زیر چادر) چهگونه باید باشد. لباس زن هندی لباسی ساده است، زن اروپایی هم لباسش معلوم است، امّا آیا زن ایرانی هم لباس مشخصی دارد که نشان دهد ایرانی است؟ همان مدی
را که امروز خیاطخانههای اروپا درست
میکنند ما میآوریم اینجا، این لباس ایرانی نیست، این ترویج فرهنگ غرب است. آنوقت ما که میگوییم مرگ بر آمریکا، خودمان اینطور فرهنگ آمریکا را ترویج میکنیم!... ما ایرانی هستیم باید بگردیم همان چیزی را که متعلّق به خود ماست پیدا کنیم. (1)
تصور نکنید که اگر ما فرضاً چادر را گذاشتیم کنار و مقنعه و لباسی که در قرآن هست را درست کردیم، دست از سر ما برمیدارند؛ نه، آنها به این چیزها قانع نیستند بلکه میخواهند مثل زمان شاه که زن اصلاً حجاب و پوشش نداشت، همان فرهنگ منحوس خودشان عیناً در اینجا عمل بشود. (2)
شهید مطهری معتقد بود که:
»اگر انسان در عمل، شهوتران، مادهپرست و اسیر شهوات گردید تدریجاً افکار و اندیشههایش هم بر حکم اصل انطباق با محیط، خود را با محیط روحی و اخلاقی او سازگار میکنند، یعنی اندیشههای متعالی خداشناسی و خداپرستی و خدادوستی جای خود را به افکار پست مادّیگری میدهد. مادّیگری گاهی اعتقادی است و گاهی اخلاقی، مادّیت اخلاقی یعنی اینکه شخص هرچند ازنظر اعتقاد معتقد به ماوراء طبیعت است لیکن ازنظر اخلاق و
عمل مادی است و مادّیت اخلاقی، (بیعفتی، بیحجابی، خودآرایی و روابط نامناسب با افراد همجنس و غیرهمجنس و...) یکی از علل و موجبات مادّیت اعتقادی است. لذا در نهایت یا اعتقاد فدای عمل میشود یا عمل فدای اعتقاد، این را نمیتوان باور کرد که کسی بتواند یک عمر زندگی کند در حالی که به لحاظ فکری و ایمانی، الهی ولی عملاً مادی باشد؛ عاقبت یکی از دوطرف غالب خواهد شد و این همان فاجعهای است که در غرب و وابستگان به فرهنگ غرب اتفاق افتاده. (1)
زن، مظلومترین قربانی سرمایهداری غرب و درعینحال بُرندهترین سلاح دست آنها است. در آنجا فاجعه با غفلت از هویّت معنوی انسان آغاز شد و همه وجود زن در جسم او منحصر گردید و آنگاه چشمان آزمند دنیاپرستان، زن را چونان طعمهای برای گرمی بازار سرمایه برگزید و او را در مسلخ پول قربانی کرد. عشق، آن لطیفه معنوی که آکنده از رازورمز بود، جای خود را به سکس داد و سکس، در خدمت اقتصاد قرار گرفت و زاینده هزار صنعت تولیدی و گرداننده هزار بازار مصرف شد و هنر چنان به سکس آلوده شد که در این قحط سالی یاران، همه عشق را فراموش کردند و از یاد بردند، که روزگاری هنر دریچه گشودهای بهسوی عالم معنا و حقیقت بود. هنر که ترجمان عالم معنا
1) علل گرایش به مادیگری، مرتضی مطهری، ص170.
بود، اکنون آئینه دنیای صورت شده است و دراینمیان سینما یعنی هنر هفتم، آئینه تمامنمای ابتذال شد و تلویزیون سینمای مبتذل را به خانهها برد و تئاتر کمی دیرتر ولی سرانجام مغلوب این غول وحشی گردید و نمایش تنهای عریان و صحنههای آمیزش جنسی در تماشاخانهها معمول گشت، اکنون در آنجاها برهنگی و عریانی، جای زیبائی نشسته، سکس جای عشق و ابتذال و تحریک جنسی نام هنر یافته است. و دریغا در این فرهنگ که فرهنگهای اصیل را به حقارت مینگرد، زن بهصورت حیوانی درآمده که باید از جنسیت او بیهیچ قید و حد و مرزی بهره گرفت. این حیوان که خود افسارش به دست دنیاداران حریص است، به نوبه خود افسار مردان را در دست دارد، و این نگاه مردان است که آنان را غافل از همهچیز بردهوار بهدنبال زنان میکشاند و کار به جائی میرسد که اگر زندگی زن بسته به آن است که او را نگاه کند مردان نیز زنده از آنند که زن را نگاه کنند و از نگاه تا گناه راهی نیست و فاصله این دو حتی از تفاوت این دو کلمه نیز کمتر است که نگاه در حقیقت همان گناه است.
امّا در اسلام معنویت و روحانیت به هیچروی در مقابل مادّیت و جسمانیّت قرار نگرفته و انسان برای رسیدن به حقیقت معنوی خود مجبور نیست واقعیّت مادّی خود را نابود کند. معنویّت اسلامی هدایتکننده و کنترلکننده جسمانیّت و مادّیت است. دین نیامده تا ما را از جسم غافل
سازد، بلکه برای آن است که به ما اندازه بیاموزد، تا بتوانیم با حفظ اعتدال از افراط و تفریط مصون بمانیم. در این بینش، انسان روبه خدا دارد که کمال مطلق و سرچشمه همه خوبیها و ارزشها است و این است که از تن بهره میگیرد اما بهاندازه، نه همهوقت نه همهجا و نه با همهکس. وظیفه او خطیرتر از آن است که به جسمش شناخته شود. برای آن لباس نمیپوشد که تن را عرضه کند. بلکه لباس میپوشد تا خود را بپوشاند. لباس برای او حریم است، بهمنزله دژی تن او را از دستبرد محفوظ میدارد و کرامت او را حفظ میکند. لباس برای آن است که تحریک جنسی را کم کند نه آن که بر قدرت تحریک بیفزاید. لباس پوست دوّم انسان نیست بلکه خانه اوّل اوست، انسانِ اسلام، کمال خود را در آن نمیبیند که تن خود را چون کالا تزیین کند و بهراه اندازد و بفروشد. بلکه بجای آن که تن خود را به خلق بفروشد، جان خود را به خدای خویش میفروشد. پس مسئله لباس یک سلیقه فردی نیست، مسئله تفاوت دو فرهنگ است و این تفاوت در همه امور اصلی مربوط به انسان ازجمله در لباس جلوهگر میشود. تغییر لباس همواره پیامد تغییر یک
فرهنگ است. انسان تا با فرهنگ خود وداع نکند نمیتواند با لباس خود وداع کند و تا فرهنگ قومی را نپذیرد لباس آنها را به تن نمیکند، به همین خاطر در احادیث آمده که: من تَشَبَّهَ بِقَوم أوشک أن یکونَ منهُم؛
هرکس خود را به قومی شبیه کند بهزودی از آن گروه خواهد شد.(1)
با توجّه به این که خاستگاه اصلی برهنگی و اختلاط زنان و مردانِ مغربزمین و مشخصاً اروپا و آمریکاست، لذا افراد بیقید و بیحجاب نیز به تأیید فرهنگ و سیاستهای حاکم بر آن سرزمینها اقدام میکنند و برای تحکیم و توجیه موقعیت خود به تکریم و تأیید سیاستها و سیاستمداران غرب و نفی و تحقیر مدیران و متولیان کشور خود (که رعایت حجاب و روابط مشروع درون خانواده را حکمی الهی و لازمالاجرا میدانند) میپردازند.
تشدید رقابت کاذب در جلب نظر و نگاه مردان بیماردل، نگرانی و دلهره ناشی از مورد تأیید قرارنگرفتن توسط دیگران، احساس حقارت و خودکمبینی و تلاش در تسکین امراض روحی ناشی از وسواس در انتخاب لباس و کیف و کفش و آرایش.
انتقال ناآرامیهای روانی زنان به همسران و فرزندان آنها، بلوغ زودرس و اضطرابهای مخرّب روانی را بهدنبال دارد.
1) فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص35و34 - 40و39 با اندکی تلخیص.
روحیه تنوعطلبی جنسی، بیماری خودارضائی، تجاوز و آزار جنسی همراه با خشونت، اعتیاد به مواد مخدّر و مشروبات، برای تسکین کاذبِ تشنّجات ناشی از تحریکات جنسی.
پرداختن به امور پست و کودکانهای چون به نمایش گذاردن جاذبههای ظاهری، زن را از مطالعه، تحقیق، پیشرفت و معنویت بازمیدارد.
بیرنگشدن نقش مادری و همسری زنان که در عدم اعتدال روانی و رفتاری خانواده و ناآرامی اجتماعی بسیار مؤثر است.
انسان قبل از اینکه عملی را انجام دهد، در ذهن خود آن عمل را تصوّر میکند و از تصوّر مصالح آن عمل، شوقی در او بهوجود میآید که باعث برانگیختهشدن و ایجاد رغبت نسبت به انجام آن عمل میگردد و برعکس اگر از عواقب سوء کاری آگاه باشیم انگیزهای برای ترک و اجتناب در ما ایجاد میشود.
جهت موفّقیت در این کار، انجام این امور مفیدفایده میباشد:
الف) کمکردن رابطه با کسانی که به این باورها بیاعتقاد یا کماعتقادند.
ب) ایجاد ارتباط با کسانی که به این باورها سخت پایبندند.
ج) تفکّر درباره آثار مثبت حجاب و آفات بیحجابی.
د) توجّه ویژه به عبادات و انجام بهموقع آنها.
ه’) عدمتوجّه به تمسخر و سرزنش دیگران.
و) توسّل و استمداد از ائمهاطهارعلیهمالسلام
ز) یادآوری خشنودی خداوند از عمل به دستور حجاب.
به تحقیق، نخستین و مؤثرترین محیط آموزشی و تربیتیِ انسان محیط خانوادگی و اوّلین مربیان و معلّمان او پدر و مادر میباشند. کودک از بدو تولد تا سالیانی چند با خانواده در ارتباط مستقیم و انحصاری میباشد. او طریقه خوردن، سخنگفتن، لباسپوشیدن و راهرفتن را در خانواده میآموزد. سلسله اعصاب و مغز و ذهن حساس و ظریف کودک از همان آغاز تولد دقیقاً از صحنهها، حوادث، رفتار و اعمال و حالات پدر و مادر فیلمبرداری میکند و شکل میگیرد. در همینجاست که
جام وجود او باید لبریز از معارف ناب گردد تا در اجتماع اگر در این جام هر چیزی ریخته شود بیرون بریزد و با آن ممزوج نگردد. عدمرعایت پوشش و عفاف و ارتباط پدر و مادر با نامحرم، بدون عنایت به موازین اخلاقی و اسلامی بهشدّت پایه و اساس بینش و روش او را متزلزل میکند. در بیان نقش خانواده همین بس که در رژیم گذشته علیرغم محیط آلوده بیرون تعداد کثیری از خانوادهها با مراقبت عالمانه و دقیق در سایه عفاف و حجاب و اخلاق دینی، فرزندانی پاک و متدین و پایبند به ارزشهای اسلامی تربیت و تحویل جامعه دادند و هم آنها از اوّل انقلاب نقش اثرگذار خود را ایفا نمودند. در این میان مادر بهجهت برخورداری از موقعیت ویژه و استثنایی در مقایسه با سایر اعضاء خانواده تأثیر فوقالعادهای در ساختار اخلاقی فرزندان خود دارد. رسول گرامیاسلامصلی الله وعلیه وآله فرمودند:
شقاوت و سعادت هرکس از رحم مادرش آغاز میگردد.
و امام حسینعلیهالسلام در جریان کربلا دائم شقاوت یزید را به دامن ناپاک مادرش و دوربودن از ذلّت خود و اهلبیتعلیهمالسلام را به دامنهای پاکی که در آنها تربیت شده بودند، نسبت میدادند و امام صادقعلیهالسلام نیز میفرمودند:
خوشبخت کسی است که مادرش دارای گوهر گرانبهای عفّت باشد.
امام خمینیقدس سره میفرمودند:
تربیت از دامن مادر شروع میشود، آنقدر که اخلاق مادر در بچّه نورس تأثیر دارد و به او منتقل میشود، از دیگران عملی نیست. مادرها مبدأ خیرات هستند. اگر بد تربیت کنند مبدأ شرورند. یک مادر ممکن است بچّهای را خوب تربیت کند و آن بچه یک امّت را نجات دهد، ممکن است بد تربیت کند و موجب هلاکت امّت بشود. (1)
اگر مادران بدانند که اندیشههای آنها چه تأثیر ژرفی روی فرزندانشان میگذارد، اندیشههای خود را تعالی بیشتری میبخشند.
در این راستا خانوادهها باید به سه نکته مهم تربیتی حتماً توجّه نمایند:
قبل از ورود فرزند به زندگی و حتّی قبل از ازدواج خلقوخوهای ناشایست را با تمرین و امر به معروف و نهی از منکر از یکدیگر بزدایند و عادتهای ناخوشایند و ناهماهنگیهای اخلاقی بین خود را تا حد امکان اصلاح نمایند تا در تربیت فرزندشان اختلال بهوجود نیاید.
از گفتن و پرداختن به هر سخنی یا هر درددلی از دوست و آشنا و اجتماع و خصوصاً گفتوگوهای دوستانه و غیردوستانه در باب رفتار با کودکان و انتقاد از رفتار یکدیگر در حضور فرزندانشان جداً احتراز نمایند.
همیشه به یاد داشته باشند که هرچه در کودکی در ذهن
1) امام خمینیقدس سره، صحیفه نور، ج9، ص136.
فرزندانشان بکارند و دائم به تغذیه مفید آن بپردازند در هنگام بلوغ و جوانی آن را درو خواهند کرد.
به این ترتیب نقش کلیدی خانواده در پرورش انسانهای استوار و پایبند به فرهنگ اصیل مشخص گردید و روشن است که اگر خانوادهها از وظایف خطیر خود غافل گردند دیگر نهادهای تربیتی با زحمت طاقتفرسا و با دشواری و ضریب احتمال پایین میتوانند این نقص تربیتی را جبران نمایند.
چادر در صورتی که در میان ایرانیان معمول است (چادر بلند که تا پایین پای میرسد) در میان جامعه عربها معمول نبوده، ولی چیزی شبیه نیمه چادر رایج بود که ظاهراً منظور از جلباب هم که در آیات قرآن آمده، همین است. چیزی که نه مثل مقنعه و روسری کوتاه و نه مثل چادر خیلی بلند است، این چادر شاید تا کمر و کمی پایینتر میرسیده است و آن بزرگواران از آن استفاده میکردند. عربها لباسی داشتند به نام دِرع که پیراهنی وسیع است و ملحفهای که همان چادر بوده است و مقنعه از روایات استفاده میشود. این بزرگواران هر سه پوشش فوق را داشتند. مقنعه را سر میکردند و درع هم پیراهن گشادی بوده که تا پشتپا میرسیده و آستینهایش بلند و گشاد بوده و
مقنعه آن چادری بوده که به خودشان میپیچیدند. در آداب نمازگزار هم آمده که زن در موقع نماز اگر بخواهد حجاب کاملی داشته باشد، از مقنعه و درع و ملحفه استفاده کند. (1)
بنابر نقل تاریخ، کیفیت حجاب حضرت فاطمهعلیهاالسلام بههنگام خروج از منزل و ایراد خطبه معروف خود در مسجد، چنین بوده؛ مقنعه را به سر پیچید و سر و صورت و تمام بدن را با جلباب (عبا یا چادر) پوشانید و در میان جمعی از زنان قوم خود به طرف مسجد حرکت نمود. (2)
لائَت خِمارَها عَلی رَأسِها وَ اشتَمَلَت بِجِلبابِها وَ اَقبَلَت فِی لَمهٍ مِن حَفَدَتِها وَ نِساءِ قَومِها.
امام صادقعلیهالسلام فرمودند:
اِنَّ فاطِمةَ بِنتَ رَسولِصلی الله وعلیه وآله، اِستأذَنَ عَلَیها اَعمی فَحَجَبَته؛
مرد نابینایی اجازه خواست تا بر حضرت فاطمهعلیهاالسلام وارد شود.
آن حضرت خود را پوشاند. پیامبرصلی الله وعلیه وآله فرمودند: لِم حَجَبتَهُ وَ هُوَ لا یراک؟ چرا خود را میپوشانی حال آن که او تو را نمیبیند؟ حضرت عرض کردند: یا رَسولَاللَّهِ إن لَم یرانی فَأنَا أراه وَ هُوَ یشُم السّریحَ؛ اگر او مرا نمیبیند من او را میبینم و او بو را استشمام میکند. (3)
این جمله دقیق صدیقهاطهرعلیهاالسلام بیانگر آن است که حالت زن بیحجاب در روان مرد نامحرم حتّی اگر آن مرد او را نبیند،
تأثیر منفی خود را خواهد گذاشت و عفّت فاطمی حتّی این اندک تأثیر را برنمیتابد.
بارها این ماجرا را شنیدهایم که: روزهای آخر عمر فاطمهعلیهاالسلام به اسماء فرمودند: من از این که (پس از مرگ) زنها را در تابوتِ سربازی که بر روی آن پارچهای میافکنند بهطوری که حجم بدن آنها برای بینندگان مشخص میباشد، ناراحت هستم. اسماء میگوید: من آنچه را در حبشه دیده بودم که چوبی کمانی را روی تابوت قرار میدادند و پارچه را روی آن میانداختند؛ برای ایشان درست کردم. سپس حضرت فرمودند: چقدر خوب و زیبا، در این صورت دیگر حجم بدن مشخص نیست و زن از مرد شناخته نمیشود.(1)یعنی پاره تن پیامبرصلی الله وعلیه وآله حتی پس ازمرگ هم، راضی نیست حجم بدنش را نامحرم ببیند.
فاطمه صغری (دختر امام حسینعلیهالسلام) پس از این که کتک خورد و گشواره و مقنعهاش را کشیدند، خطاب به عمّهاش حضرت زینبعلیهاالسلام گفت: آیا پارچهای هست که با آن سرم را بپوشانم؟ (احتمالاً منظور نداشتن چادر یعنی همان جلباب است).(2)
وقتی عمر بن سعد در کوفه نزد اهلبیتعلیهمالسلام آمد، زنان بر او فریاد زده و گریه کردند. او به یارانش گفت: هیچکدام از شما داخل خیمههای ایشان نشوید و به این جوان مریض (امام سجادعلیهالسلام)، تعرّض نکنید. پس زنان از او خواستند که آنچه از آنها گرفتهاند، به آنها برگردانند تا با آن خود را بپوشانند.(1)
در حین سفر مردی به نام سعد وقتی فهمید که آنها فرزندان امام حسینعلیهالسلام هستند؛ از سکینهعلیهاالسلام پرسید: آیا حاجتی داری؟ سکینهعلیهاالسلام گفت: ای سعد به حاملان این سرها بگو: این سرها را در جلوی ما حرکت دهند تا مردم مشغول نگاهکردن آنها شده، به حرم رسولخداصلی الله وعلیه وآله نگاه نکنند. (2)
حضرت سکینهعلیهاالسلام میگوید: در خواب، حضرت فاطمهعلیهاالسلام را دیدم، روبهروی او ایستاده، گریه میکردم و میگفتم: ای مادر! به خدا حق ما را انکار کردند، چادر ما را پاره کردند و حریم ما را شکستند. (3)
حضرت زینبعلیهاالسلام در دربار یزید به او فرمود: ای یزید! آیا این عدالت است که زنان و کنیزان خود را از نامحرم بپوشانی و دختران رسولخداصلی الله وعلیه وآله را به اسارتگیری و پوشش از آنها برگیری، چهرههایشان را در مقابل نامحرم آشکار سازی و در
کوچه و بازار بگردانی؟ (1)
سکینهعلیهاالسلام دختر امام حسینعلیهالسلام در مجلس یزید میگریست. یزید از او علت گریهاش را پرسید. سکینهعلیهاالسلام گفت: چرا گریه نکند کسی که پوششی ندارد تا با آن صورت خود را از تو و همنشینان تو، بپوشاند؟!
تصور کنید، زنان و بچّههایی که ماهها در سفر بودهاند، رویارویی و جسارت سپاه دشمن را از هنگام ورود به کربلا دیدهاند، از روز هفتم محرم در محاصره آب بودهاند، از شب دهم دیگر آب در خیمهها یافت نشده، روز عاشورا آنهمه شقاوت دشمن را در به شهادت رساندن عزیزانشان و حمله وحشیانه به خیمهها مشاهده کردهاند، خسته، گرسنه، تشنه، امّا هرجا که لب به شکایت گشودهاند، تنها غصّه آنها هتکحرمت و حریمشان و کمشدن پوششان بوده است و از شاگردان مکتب فاطمهعلیهاالسلام مگر جز این انتظار میرفت!
اُسراء علیرغم گرسنگی شدید در طول راه، از پذیرفتن خوراک از مردم خودداری میکردند و حتّی کودکان را نیز از گرفتن غذا از مردم بازمیداشتند و با عزّتنفس بیان میداشتند: صدقه بر ما حرام است. امّا با این حال از فرمانده دشمن، تقاضای پوششی برای رعایت حجاب خود مینمودند.
1) بحارالانوار، ج45، ص134؛ اللهوف، ص182.
بعضی افراد خیال میکنند که حجاب برای زن، محدودیت و حصاری است که خانواده و وابستگی به شوهر برای او ایجاد نموده است و بنابراین پندار، حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است، لیکن راهحل رفع این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم و روایات به این است که زن باید کاملاً درک کند که حجابِ او تنها مربوط به خود او نیست تا بتواند از حق خود صرفنظر کند و نیز حجاب زن مربوط به مرد هم نیست تا با رضایت مرد از حجاب صرفنظر شود. حجاب زن مربوط به خانواده هم نیست تا اعضای خانواده هم رضایت بدهند؛ بلکه حجاب زن، حقّی الهی است.
در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربی مبتلایند، اگر زن همسرداری آلوده شد و همسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام میکنند؛ امّا در اسلام چنین نیست. حرمت زن، به خود زن، به شوهر و به برادر و فرزندانش اختصاص ندارد و همه اینها اگر رضایت بدهند، خدا راضی نخواهد بود؛ چون حرمت زن و حیثیت زن، حقاللَّه است و خدای سبحان زن را سرمایه عاطفه آفرید که معلّم رقّت باشد و پیام عاطفه بیاورد.
اگر جامعهای این درس رقّت و عاطفه را ترک نماید و به
دنبال غریزه و شهوت برود، به همان فسادی مبتلا میشود که غرب گرفتار آمده است. ازاینرو کسی حق ندارد بگوید که من به نداشتن حجاب رضایت دادهام و از این که قرآن کریم میفرماید: هر گروهی، اگر هم راضی باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم میشود که عصمت زن، حقاللَّه است و به هیچ کسی ارتباط ندارد. قهراً همه اعضای خانواده و اعضای جامعه و خصوصاً خود زن امین امانت الهی هستند.
زن از نظر قرآن امانتدار حق خداست؛ یعنی این مقام، حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست به زن داده و خواسته است او این حق را به امانت حفظ کند؛ آنگاه جامعه مسلمانان بهصورتی درمیآید که جهان در برابر آن خضوع مینماید.
جامعهای که قرآن در آن حاکم است، جامعه عاطفه است و سرّش این است که نیمی از جامعه یعنی زنان، معلّمان عاطفه هستند؛ بخواهیم یا نخواهیم و بدانیم یا ندانیم، اصول خانواده درس رأفت و رقّت میدهد و رأفت و رقّت در همه مسائل، کارساز است؛ بنابراین، در هر بخشی و بعدی از ابعاد، برای سیر به مدارج کمال، زن و مرد تفاوتی ندارند، منتها باید اندیشهها، قرآنگونه باشد؛ یعنی همانگونه که قرآن کمال و حجاب و
اندیشه و عفاف را با هم سازگار میداند، ما نیز در نظام اسلامی، کمال و حجاب را هماهنگ بدانیم؛ یعنی عظمت و کمال زنان در این است که مردانِ نامحرم را نبینند و مردان نامحرم نیز، آنان را نبینند.
حجاب، احترام به زن است؛ اگر کسی از تشخیص اصول ارزشی عاجز باشد، ممکن است حجاب را بند بداند و حال آنکه قرآن کریم در بیان فلسفه حجاب میفرماید: «این دستور برای این است که زنان (محترم) شناخته شوند و مورد اذیّت قرار نگیرند.»(1)
و آخر دعوانا ان الحمدللَّه رب العالمین
1) زن در آیینه جلال و جمال، عبداللَّه جوادی آملی، ص350.
قرآن.
نهجالبلاغه.
اجوبةالاستفتائات، حضرت آیتاللَّه خامنهای، رهبر معظم انقلاب.
احکام دختران، محمد وحیدی.
احکام دین، محمد حسین فلاحزاده.
احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان، سید مسعود معصومی.
آسیبشناسی دینی فمینیسم، سید حسین تقوی دهاقان.
6 . الگوی جامع شخصیت زن مسلمان، محمد تقی سبحانی.
7 . بار سنگین زنان شاغل، شرلی اسلون فیدر، مترجم، مینا اعظامی.
9 . پاسداران حجاب، محمد مهدی تاج لنگرودی.
10 . پوشاک اقوام مختلف، براون و اشنایدر، ترجمه یوسف کیوان شکوهی.
پوشاک زنان در ایران، جلیل ضیاءپور.
تاریخ تمدن، ویلدورانت.
تحلیلی بر روابط دختر و پسر، علیاصغر احمدی.
تفسیر المیزان.
تفسیر نمونه.
تفسیر نور.
17 . توضیحالمسائل مراجع، سید محمد حسین بنیهاشمی خمینی.
18 . جریانشناسی دفاع از حقوق زن، ابراهیم شفیعی سروستانی.
20 . حجاب بیانگر شخصیت زن، محمدی اشتهاردی.
22 . حجاب غنچهها، ج4-1 (کودکان) رضا شیرازی.
حجاب میوه شناخت، سید مسعود آقایی.
حجاب و کشف حجاب در ایران، فاطمه استاد ملک.
حجاب و نقش آن در سلامت روان، عباس رجبی.
خانواده متعادل، دکتر محمد رضا شرفی.
درآمدی بر ظنام شخصیت زن در اسلام، محمد رضا زیبایینتژاد و محمدتقی سبحانی.
دفاع از حقوق زن، محمد حکیمی.
روانشناسی زن در نهجالبلاغه.
زن از دیدگاه ادیان و مکاتب، حوزه علمیه خواهران.
زن در آیینه جمال و جلال، آیتاللَّه جوادی آملی.
سایت باشگاه اندیشه WWW.bashgah.net سایت حوزه WWW.hawzah.net.
33 . سخنرانیهای مقام معظم رهبری.
صحیفه نور.
عطر عفاف، ناهید طیبی.
غررالحکم.
فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، حداد عادل.
38 . فرهنگ حجاب، جعفر شیخالاسلامی.
39 . فلسفه حجاب، علی محمدی آشنایی.
فلسفه حجاب، شهید مطهری.
کشف حجاب، زمینهها، پیامدها و واکنشها، مهدی صلاح.
لهوف.
مسائل ازدواج و حقوق خانواده، علیاکبر بابازاده.
مسائل جدید از دیدگاه علماء و مراجع تقلید، سید محسن مسعودی.
مستدرکالوسائل.
من لایحضرهالفقیه.
47 . نظام حقوق زن در اسلام، شهید مطهری.
48 . نهجالفصاحه.
49 . واقعۀ کشف حجاب، دفتر مطالعات تاریخ معاصر ایران.
احکام مسجد ................................. منتشر شده است
احکام تاکسیرانی.................... منتشر شده است
احکام معاملات ملکی .......................... منتشر شده است
احکام پرستاری .......................... منتشر شده است
احکام اعتکاف .................................... منتشر شده است
احکام کشتیرانی............................... منتشر شده است
احکام تالارهای پذیرایی...................... منتشر شده است
احکام ورزش بانوان.............................. منتشر شده است
احکام مدیرت وکارمندی.................... منتشر شده است
احکام انتخابات....................................منتشر شده است
احکام قنادیها...................................... منتشر شده است
احکام سینما............................... ......... منتشر شده است
13.احکام عکاسی.........................................منتشر شده است
14.احکام آرایشگری...................................منتشر شده است
15.احکام هتل داری.................................منتشر شده است
16.احکام مسکن ...............................منتشر شده است
17.احکام جشن وشادمانی.................منتشر شده است
18.احکام وآداب حجاب وعفاف .........منتشر شده است
19.احکام تعلیم وتربیت ..........منتشر می شود
20.احکام مخابرات واینترنت ......منتشر می شود
21.احکام نانوایی.............منتشر می شود
برای تهیه آثار فوق با ما به نشانی: قم، میدان معلم، بلوار سمیه، 16 متری عباس آباد جنب مدرسه شهیدین، انتشارات نورالسجاد تماس بگیرید.
تلفن :7835554-0251 و09127510529