ghaemiyeh.com
نام جزوه: قرآن اعجاز جهانی و جاودانی اسلام
نویسنده: هیأت تحریریه موسسه در راه حق
ناشر: موسسه در راه حق
نوبت چاپ: مکرر
تاریخ چاپ: 1396 ه- ش
چاپخانه: سلمان فارسی
نشانی: قم، خیابان آیتالله مرعشی نجفی (ارم)
کوچه 20 – پلاک 10- موسسه در راه حق
تلفن: 2-37743221 (025)
www. darrahehaq.com
سامانه پاسخگویی پیامکی: 1000222333
رایگان
قرآن اعجاز جهانی و جاودانی اسلام
درسهایی از اصول دین، شماره پانزدهم
نام جزوه: قرآن اعجاز جهانی و جاودانی اسلام
نویسنده: هیأت تحریریه موسسه در راه حق
ناشر: موسسه در راه حق
نوبت چاپ: مکرر
تاریخ چاپ: 1396 ه- ش
چاپخانه: سلمان فارسی
نشانی: قم، خیابان آیتالله مرعشی نجفی (ارم)
کوچه 20 – پلاک 10- موسسه در راه حق
تلفن: 2-37743221 (025)
www. darrahehaq.com
سامانه پاسخگویی پیامکی: 1000222333
رایگان
پیامبران و اعجاز 5
قرآن جاودانهترین اعجاز 6
فصاحت و بلاغت بیمانند 8
قضاوت دشمنان 11
اسلوب و شیوه بیهمانند 15
هم آهنگی مطالب 16
اعجازهای علمی قرآن 17
نمونههایی از اعجازها: 18
قرآن تحدّی میکند 25
اعجاب و اعتراف دانشمندان بیگانه 28
پیامبران الهی، هماره با نشانههایی روشن برانگیخته میشدند تا مردم باور آورند که آنان از جانب پروردگار فرستاده شدهاند.
از اینرو، آنان که ضمیری چون آینه، روشن و چون زلال چشمهسارها، شفاف و پاک داشتند، تا آن نشانهها را میدیدند؛ دل میسپردند و ایمان میآوردند.
چنانکه افسونگران زمان فرعون، چون اعجاز شگفت موسی علیه السلام را دیدند که چگونه عصایش، اژدهایی سهمگین شد و دانستند که از توان بشری بیرون است؛ بدو ایمان آوردند و از تهدید فرعون نهراسیدند.
حواریون عیسی علیه السلام نیز، تأثیر نفس او را به چشم دیدند که در کالبد مردگان میدمید و به خواست خدای، مرده برمیخاست و جان میگرفت. به او گرایش یافتند و
روح و جان مردهی خویش را با ایمان به عیسی علیه السلام، حیات جاودان بخشیدند.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم که آخرین پیامبران و مهمترین و بهترین آنان بود، و دینی جاودانه آورد که مکمّل همهی ادیان الهی شد و تا رستخیز، هماره خواهد بود؛ به هنگام برانگیختگی، با نشانههایی روشن از جانب خدای آمد، تا دلایلی آشکارا بر حقّانیّت دین راستین و بهترین او باشد.
چنین شد که قرآن، سند جاودانگی اسلام، در آفاق فکر و اندیشهی بشری درخشید.
مشعلی که بر تارک دین بلند محمد صلی الله علیه و آله و سلم در بالاترین ستیغ خردهای روشن بشری، هماره فروزان است. و هماره تا خورشید از خاور میدمد، فروزان خواهد بود. منشور الهی روشنی است که انوار آن، چون
پرتو خورشید، در همهی اعصار و قرون و همیشه و تا جاودان، برای ادامهی حیات و تأمین سعادت مردم، از هر طبقه ضروری است.
در آن شالوده و اساس، آنچه برای هدایت مردمان لازم است، آمده است.
اصول اعتقادات و نیز روابط انسان و خدا و راههای استحکام این رابطه را با گفتاری به نرمی آبهای زلال جویباران زمزمهگر؛ و به استواری کوههای ایستاده، جذّاب و شیوا و محکم، بیان میکند.
وظایف اجتماعی مردم را شرح میدهد، راه و رسم معاشرت را میآموزد.اختلاف طبقاتی و فاصلههای ناهماهنگ را برمیچیند.خواهان برتری «انسان» و برادری و برابری و تربیت آنهاست.
احاطه به لغات و در دسترس داشتن واژهها، چندان دشوار نیست اما، ترکیب و نیز ترتیب و تنظیم آنها به شیوهای که رعایت فصاحت و بلاغت شده باشد و هم جملهبندی بهگونهای باشد که بیان در همان حال که در دسترس ذهن خواننده است، در بالاترین جایگاه باشد، کاری است که بیرعایت قواعد باریک و دقیق ادبی و مهارت و ذوقی سرشار، انجامپذیر نیست.
در فنّ «فصاحت و بلاغت» آمده است که:
برای «فصاحت و بلاغت» در هر گفتار یا نوشتار، رعایت سه موضوع ضروری است:
اوّل: احاطه به واژهها و معانی
دوّم: قدرت فکر و لطافت ذوق
سوّم: قدرت بیان یا قلم
اما، همواره باید در نظر داشت که اگرچه همهی قواعد و ضروریات فصاحت و بلاغت نیز، رعایت شود باز کسی نمیتواند مدّعی گردد که نوشته یا گفتهی او در همهی زمانها «برترین» است و کسی همانند آن نمیتواند آورد.
اما، خداوند متعال، که حوزهی قدرت و دانش او را پایانی نیست، از ترکیب و تنظیم کلمات، در قرآن سخن را بهگونهای آراسته است تا هیچکس گرچه بلیغترین و فصیحترین مردمان، نظیر آن، نتواند آورد. و این است رمز جاودانه بودن قرآن و سند پیامبری جاوید حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم .
قرآن به گواهی تاریخ در روزگاری درخشید که عرب در اوج ترقّی ادبی بود. شعرای نامی و خطبای بزرگی چون امرؤالقیس و لبید و... که هنوز از نوابغ
عرصهی ادب بشمارند، اشعاری میسرودند و سخنانی ایراد میکردند که گاه تا حدّی دلنشین و بلند بود که بر پرده و یا به لوح زرّین مینوشتند و بر دیوار کعبه میآویختند.
اما همین آثار، به طلوع خورشید فروزندهی قرآن، چون ستارگان، رنگ باختند و غروب کردند. عرب بلیغ از بلاغت قرآن در حیرت ماند تا آنجا که دشمنان پرخاشجوی اسلام و محمّد صلی الله علیه و آله و سلم ، که حتی در محو او و دینش دست به تیغ بردند؛ با همهی تلاشهایشان از گرفتن یک اشتباه یا حتّی کوتاهی در زبان و بیان قرآن، افسوس خوردند، چراکه نمیتوانستند.
خوشتر آن باشد که وصف دلبران
گفته آید در کلام دیگران
ایّام حج بود،(1)
مردم از همهجا به مکّه میآمدند. و قریش ناراحت بود چراکه بیم داشت خبر پیامبری محمد صلی الله علیه و آله و سلم در تازهواردان تأثیر بگذارد. پس گروهی از قریش با ولید که سرکردگی داشت؛ گرد هم آمدند تا همه به ناروا به پیامبر نسبتی ببندند و بدینگونه تازهواردان را از ملاقات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بازدارند. چون جمع شدند، یکی گفت: میگوییم این مرد کاهن است.
1) . حج از سنّتهایی بوده است که پیش از اسلام بهگونهای، رایج بوده است.
ولید گفت: باور نخواهند داشت چون سخنان او همانند گفتهی کاهنان نیست.
دیگری گفت: میگوییم دیوانه است.
ولید گفت: هیچکس نمیپذیرد چراکه گفتار و کردار او به دیوانگان مانند نیست.
گفتند: میگوییم شاعر است.
گفت: این را نیز نمیپسندند، چراکه عرب به همهی گونههای شعری آشناست و کلام او به شعر نمیماند.
گفتند: میگوییم جادوگری است.
گفت: جادوگران روش ویژهای دارند چون گره زدن نخ و دمیدن و... و محمّد صلی الله علیه و آله و سلم ، کارهایی ازاینگونه، نمیکند. آنگاه ولید خود اظهار داشت: سوگند به خدا، سخن این مرد حلاوت و دلچسبی ویژهای دارد.
سخن او، همانند درختی است انبوه، با ریشههایی استوار و عمیق و شاخههایی که از پرباری خمیدهاند.
پس میتوانیم به مردم بگوییم: گفتار او سحرآمیز است چراکه بین پدر و فرزند و همسر و شوهر و برادر جدایی میافکند.(1).
ملّتهای غیر عرب برای شناخت فصاحت و بلاغت و نیز برای پی بردن به اینکه قرآن در حدّ اعلای فصاحت و بلاغت است؛ میتوانند رجوع کنند به گفتهی سخنسنجان عرب همان روزگاران - که در تاریخ ثبت شده است - و هم به نوشتههایی که در همین عصر، در این زمینه قلمی شده و اعتراف آنانکه متخصّص این رشته هستند.
1) . این گفتار ولید اشاره است به اینکه: هر تازه مسلمان، با قبول اسلام در مسیر دیگری قرار میگرفت چندانکه گاه مجبور میبودند دست از خویشاوندان بشویند و یا با عقاید آنان مخالفت ورزند.
خوشبختانه از زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تاکنون در همهی دورهها متخصّصین فنّ بلاغت و ادبیات عرب به فصاحت و بلاغت بیمانند قرآن اعتراف کرده و خود را در برابر آن، عاجز دانستهاند.
همچنانکه نویسندگان معاصر عرب:
عبدالفتاح طیاره، دانشمند معروف معاصر مینویسد:
«علماء و ادباء و نویسندگان هر عصری به اعجاز قرآن اعتراف کرده و خود را در برابر آن عاجز دیدهاند.»
تاریخ عرب رجال نامی زیادی که در نثر و یا در نظم برتری ویژهای داشتهاند، چون ابن مقفّع، جاحظ، ابن عمید، فرزدق، بشار، ابونواس، ابوتمام، و... را معرّفی میکند اما آنان همه در برابر قرآن خضوع کردهاند و
ناگزیر به اعتراف شدهاند که قرآن عزیز، از جنس کلام بشری نیست و وحی الهی است.(1)
دکتر طه حسین، ادیب توانای معاصر میگوید:
«قرآن، برتر از حد نظم و نثر است چراکه ویژگیهایی دارد که در هیچ نثر و نظمی نمیتوان یافت پس قرآن را نمیتوان نظم یا نثر نامید بلکه باید گفت: قرآن است و بس.»
و این ممتاز بودن و یگانه بودن، نتیجهی ویژگی زبان و بیان و اسلوب قرآن است. و در هیچیک از آثار عرب، نظیر آن نمیتوان یافت.
1) . روح الدین الاسلامی، ص 32-30، چاپ پنجم، بیروت.
نوشته یا گفتهی هر کس، هرچند چیرهدست و یا شیرینگفتار باشد، باری در شرایط و حالات مختلف یکدست نخواهد بود، بهویژه کارهایی که در روزهای نخستین نویسندگی از هر نویسنده بهجا مانده با آثاری که پس از سالیان و بر اثر تجربههای بیشتر و تمرین مکرّر، بهجا گذارده است، بسیار تفاوت میکند و همیشه آثار بعدی بهتر است.
اما قرآن، باآنکه در طی 23 سال شده است، باآنکه در شرایط مختلف نازل شده است و چون رودباری دراز که از بستر سنگلاخها، شنزارها، تنگهها، درّهها و دشتهای گوناگون بگذرد، از حوادثی شگرف، در گذشته اما هماره، چون سرچشمه، زلال مانده است. یکدستی و هماهنگی مطالب و اسلوب و شیوه و بیان قرآن،
شگفتانگیز است. این شگفتی وقتی به اوج میرسد که میبینیم باآنکه در محتوای قرآن، از رشتههای گوناگونی سخن به میان آمده اما اسلوب و یگانگی بیان و جهت، یکدست مانده است...
آشکار است هرکس که فقط در یکرشتهی خاص، به حدّ استادی رسیده است، اگر در همان رشته کاری ارائه کند، درخشان خواهد بود اما همینکه خواست در رشتههای دیگر نیز- که در آنها استاد نیست - توان خویش بیازماید؛ حتماً کاری برجسته ارائه نخواهد کرد. اما قرآن، در هر زمینهای تا حدّ شگفتی، درخشیده است.
اگرچه هدف نخستین و اصلی قرآن، به تصریح خود آن، تنها هدایت مردم به شاهراه سعادت و نیکبختی در زندگی دنیوی و آن دنیایی مردم است اما جایجای، در ضمن
پیگیری آن هدف والا؛ حقایقی بسیار از دانشهای بشری در رشتههای علوم طبیعی و فیزیولوژی و هیأت و... بیان داشته است. و این خود نشانهی بلند دیگری است بر اعجاز قرآن. چراکه پیامبر به گواهی تاریخ مسلم، هرگز درس نخوانده بود و نیز در محیطی میزیست که از دانش و معارف بشری (غیر از ادبیات) بهکلی بیبهره و از مراکز علمی آن روز چون یونان، روم و ایران به دور بودند.
الف: هواشناسی دانشی است که بسیار نوپاست
آگاهیهای گذشتگان دربارهی پدید آمدن ابر و باران و برف. از حدود حدسیّات و حسیّات تجاوز نمیکرد و بهطور کلی جنبهی خیالی و احتمالی داشت و بر مبنای علمی بنیانگذاری نشده بود.
ناخدایان و کشاورزان، هر یک نشانهها و قرینههایی برای پیشگویی باد و باران داشتند؛ اما از چگونگی پیدایش آن خبری نداشتند.
هزاران سال بر همین اساس گذشت تا در قرن 17 میلادی گرماسنج و در قرن 19 میلادی تلگراف و بهتدریج چیزهای لازم در هواشناسی؛ کشف و اختراع شد. و کمکم دانشمندان به تحقیق پرداختند تا در نیمهی اول قرن بیستم میلادی دانشمند نروژی «بیرکنس»(1)موفّق شد؛ قاعدهی عمومی تشکیل و تحرّک مجموعهی ابرها و پیدایش طوفانها و بارانهای همهجایی را اعلام کند.
پس از دامنهی اکتشافات، این دانش، همانند سایر رشتهها، بسیار پیش رفت. کیفیت آبستنی ابر، جدا شدن باران از آن، شکلگیری و سقوط تگرگ و مسائل مربوط
1) Byerkness.1
به صاعقه و تندر و آذرخش و طوفانهای مناطق گرمسیر، جریان سراسری بادهای مجاور زمین و مسائل دیگر تا حدود زیادی آشکار شد.(1)
و اما نظر قرآن حدود پانزده قرن پیش به هنگامیکه از باد و باران و غیره سخن میراند درست همان است که آخرین کشفیات جدید هواشناسی بدان دستیافته است:
مثلاً: امروز ثابت شده است که ابر ممکن است با وجود آنکه به حالت اشباع رسیده باشد، تقطیر نشود و یا اگر هم بشود، دانهها چنان ریز باشند که در هوا معلّق بمانند و سقوط نکنند و باران نبارد مگر آنکه بهوسیلهی ذرّات نامرئی نمک که بهوسیلهی باد از روی دریا آورده میشوند بارور گردند.
1) . باد و باران در قرآن، ص 25 – 19.
و یا مهمتر از آن: رطوبت هوا به دور برکههای متبلور برف که در ارتفاعات بالاتر بسته شده و بهوسیلهی باد پاشیده میشود؛ جمع گردد و سرانجام قطرات ریز و نخستین باران در اثر اختلاط و تصادم و تلاطم بادها، به هم بپیوندد تا رفتهرفته درشت و درشتتر شده و براثر وزن نسبتاً زیاد خود، از خلال تودههای ابر ساقط گردد.(1)
درصورتیکه قرآن کریم در 14 قرن قبل تصریح کرده است که: ما بادها را برای تلقیح میفرستیم و بهوسیلهی آن از آسمان آب فرو میریزیم و شما را سیراب میکنیم.(2)
ب: پس از اختراع هواپیما و امکان پروازهای بلند
دانش بشری و دید او از حدّ ابرهای متشکل و مستور از سوزنهای یخ در گذشت. تا این هنگام کسی نمیدانست که در آسمان و بر فراز سر مردم کوههایی از سوزنهای یخ موجود است.(1)
اما قرآن با قاطعیت کامل میگوید:
(وَ یُنَزِّلُ مِنَ السَّماء مِنْ جِبالٍ فیها مِنْ بَرَدٍ).(2)
خدا از کوههای یخی که در دل آسمان است (برف و تگرگ و باران) نازل میکند.
ج: موجودات زنده در کرات
با آنکه بشر به کمک دانش فضایی، در ماه گام گذاشته است اما هنوز وجود موجودات زنده در کرات آسمان از مرحلهی تئوری، در نگذشته است و تنها با نشانههای
زیادی احتمال میدهند که در بعضی از کرات موجودات زندهای از قبیل: حیوان و یا انسان یافته شود.
اما قرآن بدون ابهام میفرماید:
«و از نشانههای خداست: آفرینش آسمان و زمین و آنچه در آن دو از جنبندگان پراکنده است و او بر گردآوردن آنها، آنگاهکه بخواهد توانا و قادر است.(1)
د: در سوره یس، آیه 36 آمده است:
(سُبْحان الَّذی خَلَقَ الاَْزْواجَ کُلَّها مِمّاتُنْبِتُ الاَْرْضُ وَ منْ اَنْفُسهِم وَ مِمّا لایَعْلَمُونَ).
منزّه و پاک است آنکه آفرید همهی زوجها را: از آنچه زمین میرویاند و از خودشان و از آنچه نمیدانند. و در سورهی طه، آیهی 53 میخوانیم:
1) . سوره شوری، آیه 29، کلمه «دابّه» در این آیه بر هر چه که جنبنده است از انسان و حیوان، اطلاق میگردد.
(و اَنْزَلَ مِنَ الْسَّماء ماءً فَاَخْرَجْنا بِه اَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَّی).
و از آسمان آبی فرود آورده پس به آن زوجهایی از گیاهان و روییدنیهای گوناگون پدید آوردیم.
در زمانهایی که دانش بشری، هنوز اجازه نمیداد که مفسّران عالیقدر بدانند گیاهان و روییدنیها زوج و جفت دارد؛ زوجیّت را به اصناف و انواع و یا صورت و مادّه و سایر اصطلاحات فلسفی - که در حوزهی قرآن راه ندارند - توجیه و تفسیر میکردند. اما امروز بر اساس تحقیقهای جدید، دریافتهاند که نهتنها انسان و حیوان، جفت آفریده شدهاند، بلکه روییدنیها نیز جفت دارند.
یکی از شگفتترین پدیدههای این جهان، جفتگیری و تلقیح گیاهان است که در کتابهای دانش طبیعی، ذکر شده است.
قرآن تحدّی میکند(1)
قرآن نهتنها از جهت فصاحت و بلاغت، بلکه همانطور که اشاره شد، در همهی عرصههای فکری و اجتماعی بشری؛ و برای همهی طبقات معجزه است:
برای سخنسنجان از جهت فصاحت و بلاغت؛
برای حکما از جهت حکمت؛
برای دانشمندان از جهت جنبههای علمی و...
به همین جهت، قرآن، خطاب به همه جوامع میگوید:
اگر میگویید این کتاب، کلام بشر است؛ پس مانند و برابر با آن را بیاورید:
1- سورهی اسراء آیه 88:
1) . تحدّی در لغت: قصد کردن، برابری کردن در کاری و در اینجا مقصود: کسی را به مسابقه در برابری، دعوت کردن.
اگر جن و بشر فراهم آیند تا مانند این قرآن آورند نتوانند؛ هرچند برخی از ایشان، دیگران را پشتیبانی کنند.
2- سورهی هود، آیهی 15:
میگویند آن - قرآن - را به دروغ بسته است؛ بگو 10 سوره چون همان دروغها بیاورید، و هر که را جز خدا میتوانید؛ بخوانید تا شما را یاری دهد، اگر راست میگویید؛ و چنانچه پاسختان نداند، بدانید، به علم خدای فرود آمده است و بدانید جز او، خدایی نیست.
3- سوره بقره، آیه 23:
اگر نسبت به آنچه بر بندهی خود (= محمد صلی الله علیه و آله و سلم ) فرود آوردیم شک دارید، سورهای مانند آن بیاورید.
اما به گواهی تاریخ میبینیم که از آن زمان تاکنون هیچکس در این راه، جرأت برابری کردن نداشته است.
البتّه در زمان محمد صلی الله علیه و آله و سلم و پس از رحلت آن گرامی، برخی از عرب چون مسیلمه، سجاح، ابن ابی العوجاء از این راه درصدد معارضه برآمدند، اما نتوانستند و سرانجام به ناتوانی خویش اعتراف کردند.
در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دشمنان اسلام که در راه مبارزه با او از سختترین راهها گذشتند: مانند شکنجه دادن مسلمانان، در محاصرهی اقتصادی گذاردن آنان، توطئه برای قتل محمد صلی الله علیه و آله و سلم و... تن به کار آسانی چون «آوردن یک سوره شبیه قرآن» ندادند.
در زمان حاضر نیز برخی از دشمنان که در راه کوباندن اسلام میلیاردها دلار خرج میکنند؛ حتماً اگر میتوانستند، از این راه بی خرج و آسان (= آوردن سورهای مانند قرآن)؛ با اسلام مبارزه کنند، تاکنون این کار را کرده بودند و خبر آن را چون بزرگترین سند
پیروزی خود و شکست اسلام، در همهی شیپورهای مخابراتی عالم میدمیدند.
دانشمندان اروپا در عصر بلندگرایی انسان نیز به اعجاز قرآن اعتراف کردهاند:
یک بانوی دانشمند ایتالیایی - استاد دانشگاه ناپل - میگوید:
کتاب آسمانی اسلام، نمونهای اعجاز آمیز است... از آن تقلید نمیتوان کرد. اسلوب و سبک آن در ادبیات عرب بیسابقه است. تأثیر ویژهی آن در روح آدمی، ناشی از امتیازات و برتریهای آن است... چگونه ممکن است چنین کتابی، کار محمّد صلی الله علیه و آله و سلم باشد درحالیکه او یک عرب درس ناخوانده بود... ما در این کتاب، گنجینههایی از دانشها میبینیم که از گنجایش هوش بزرگترین
فیلسوفان و سیاستمداران برتر است، به همین دلایل قرآن اثر یک فرد تحصیلکرده نیز نمیتواند باشد.(1)
استاد سنایس میگوید: بیگمان قرآن همان قانون همگانی و کاملی است که از هیچ سو، باطل در آن راه ندارد. پس شایستهی همهی زمانها و مکانهاست و اگر مسلمانان چنانکه باید، بدان چنگ زنند، دوباره سیادت گذشتهی خویش را بازخواهند یافت.(2)
جان ویلیام دروپر J.W.Droper میگوید:
قرآن یادآوریهای اخلاقی، بسیار دارد. سبک نگارش آن بهگونهای تنظیم یافته است که ما، به هیچ صفحهای از آن در نمینگریم مگر آنکه عالیترین نوشتهای را که هر کس باید بپسندد، در آن خواهیم یافت.
این بنیاد ویژه، که به گونهی پارههای کوتاه آمده است، مطالب و شعارها و قوانینی است که بهخودیخود کمال دارد و برای همهی مردم، در همهی نشیب و فرازهای زندگی، قابل بهرهبرداری است».(1)
در پایان، این یادآوری دریغ آلود و حسرتزای، لازم است که: اگر ما با قرآن آشنا شویم و برنامههای بلند و شکوهمند و دقیق آن را به کار بندیم، سیادت و برتری همهجانبه از آن ما خواهد بود.
بنیانهای بلند عظمت ما مسلمانان هنگامی فرو ریخت، که دست از عمل کردن به فرامین این کتاب آسمانی برداشتیم، پس به زمین خوردیم، چون از اسلام تنها به نام آن اکتفا کردیم.
1) . تاریخ ترقی فکر اروپا - لندن 1875، ص 344-343.
بزرگی از دست رفته هنگامی بازمیگردد، که ما نیز از این راه کج بازگردیم و از نو مسلمان شویم، و قرآن را بر فراز دیدهی دل و خرد بگذاریم و بگشاییم و آن را سرمشق زندگی کنیم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:اِذَا الْتَبَستْ عَلَیْکُمُ الْفِتنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآنِ...(1)هنگامیکه فتنهها چون پارههای شب تیره بر شما فرو پیچد، به قرآن دستآویزید.
پایان
ص: 32
1) . اصول کافی، ج 2، ص 599.