ghaemiyeh.com
سرشناسه : سلیمانی، حسین، ۱۳۴۵ -
عنوان و نام پدیدآور : در جستجوی آرامش: شرح رفتار شما با ازدواج/ حسین سلیمانی؛ تهیه و تنظیم اداره پاسخگویی به سوالات دینی آستان قدس رضوی؛ به کوشش محمدحسین پورامینی؛ ویراستار زهرا مولایی؛ [برای] آستان قدس رضوی، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی.
مشخصات نشر : مشهد: آستان قدس رضوی، شرکت به نشر، ۱۳۹۶.
مشخصات ظاهری : ۶۰ص.: مصور (رنگی).؛ ۱۷×۱۱سم.
فروست : به نشر ، انتشارات آستان قدس رضوی؛ ۲۲۱۱.
رهنما؛ ۱۱۶.
شابک : ۴۵۰۰۰ ریال978-964-02-2716-9:
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : چاپ دوم.
یادداشت : چاپ قبلی : انتشارات قدس رضوی، ۱۳۹۳.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر : شرح رفتار شما با ازدواج.
موضوع : زناشویی -- ارتباط -- جنبههای مذهبی -- اسلام
موضوع : Communication in marriage -- Religious aspects -- Islam
موضوع : راه و رسم زندگی (اسلام)
موضوع : Conduct of life -- *Religious aspects -- Islam
شناسه افزوده : پورامینی، محمدحسین، ۱۳۵۴ - ، گردآورنده
شناسه افزوده : Pouramini,Muhammad Husayni
شناسه افزوده : مولایی، زهرا، ۱۳۶۵ -، ویراستار
شناسه افزوده : آستان قدس رضوی. اداره پاسخگویی به سئوالات دینی و اطلاعرسانی
شناسه افزوده : آستان قدس رضوی. معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
شناسه افزوده : شرکت بهنشر(انتشارات آستان قدس رضوی)
شناسه افزوده : Behnashr Company(Astan Quds Razavi Publications)
رده بندی کنگره : BP۲۵۳/۲/س۸۳د۴ ۱۳۹۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۷۲۵
شماره کتابشناسی ملی : ۴۷۲۸۷۴۲
راه آفتاب
در ازدواج خصائص معنوی را ارزشمندتر از مسائل مادی میدانست و می فرمود: هرگاه خواستگاری آمد که دیندار و با اخلاق بود، خواستهاش را بپذیر و از تنگدستیاش هراسی به دل راه مده.
بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۳۷۲.
تصویر
تصویر
تصویر
در جستجوی آرامش
شرح رفتار «شما» با «ازدواج»
به ازدواجت فکر میکنی، و به رابطهات با «او»، از خودت سؤال میکنی:
۱. قبل از ازدواج چه باید بکنی؟
۲. شرایط اقدام به ازدواج برای تو چیست؟
۳. ویژگیهای مناسب برای انتخاب همسر کدامند؟
۴. رسم و رسومات ازدواجت چه باید باشد؟
۵. و به طور کلی رفتارت با ازدواجت چگونه باید باشد؟
«در جستجوی آرامش» فرمولهایی هستند در جهت پاسخ به سؤالات بالا و شرح رفتار «تو» با «ظاهرت» بر اساس مبانی اسلام.
تصویر
یکی از ابعاد پیشرفت با مفهوم اسلامی عبارت است از سبک زندگی کردن... مثل مسئلۀ خانواده، سبک ازدواج... اینها آن بخشهای اصلی تمدن است... در این بخش، پیشرفت ما چشمگیر نیست... برای ساختن این بخش تمدن نوین اسلامی، به شدت باید از تقلید پرهیز کنیم.(1)
میخواهی به آرامش برسی، به خدایت مراجعه میکنی و تکتک چیزهایی را که برای آرامشت خلق کرده است را، میگذاری کنار هم. یکیشان مربوط به نیمۀه دیگر توست؛ مربوط به کسی است که در کنار «تو» قرار میگیرد تا بشوید «ما». فردی که با بودنش در کنار «تو» یک خانواده ساخته میشود. در جستوجوی آن فرد هستی و در جستوجوی آرامش. آن فرد، بهانهای است برای آرامش «تو».
1) . مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان استان خراسان شمالی، ۱۳۹۱/۰۷/۲۳.
تصویر
تصویر
وقتی کالایی را میخواهیم بخریم، معمولاً روی برچسبش یک برچسبی رویشان است که نوشته شده: «کنترل شد!».
منظور از این جمله و این برچسب این است که ما جنس را در کارخانه کنترل کردهایم، دقیقاً نگاهش کردهایم و مشکلی نداشته است و اکنون چیزی که خریدهایم، کاملاً سالم و درست است.
همانطور که هیچکس دوست ندارد لوازم خراب برای خانهاش بخبرد، هیچ زن و هیچ مردی هم دوست ندارد با کسی زیر یک سقف برای زندگی کردن قرار بگیرد و با کسی تشکیل یک خانواده بدهد که تا قبل از ازدواجش برچسب «کنترل شد!» بر روی غریزۀه جنسیاش نداشته است.
انصافاً به نظر شما کسی حاضر است با فردی ازدواج کند که تا قبل از ازدواج، غریزهۀی جنسیاش را کنترل نکرده و دست به هر کار و هر رابطهای زده است؟! حتی اگر آن فرد توبه هم کرده باشد، معمولاً برای انسان سخت است با کسی ازدواج کند که میداند قبل از ازدواجش غریزهاش را کنترل نکرده و روابط جنسی داشته است.
حالا این انساناما از نظر اسلام انسان چطور باید غریزهاش را کنترل کند؟! فرمول
کنترل غریزهۀ جنسی از نظر اسلام چیست؟ پاسخ این سئوؤال در فرمول زیر است:
«ازدواج + محافظت از چشم و گوش و خیال + کار و ورزش و سرگرمی مفید - ارتباط با دوستان بد - خوردن غذاها یا پوشیدن لباسهای محرک جنسی + روزه + خواندن قرآن و ادعیه»
خداوند برای هر چیزی راه حلی قانونی قرار داده است. اسلام نه میگوید غریزهۀ جنسی به طور کامل باید سرکوب شود و نه میگوید انسانها مجازند به هر طریقی که دوست داشتند، خود را ارضا کنند. قطعاً بهترین راه کنترل غریزهۀ جنسی، ازدواج است و در سایۀه این ازدواج است که انسان به آرامش میرسد؛(1)آرامش از هرمه لحاظ که یکی از موارد مهم آرامشآن، آرامش جنسی است.
اما از نظر اسلام، انسانی که به هر دلیلی امکان ازدواج ندارد یا هنوز زمان ازدواجش فرا نرسیده است، باید غریزهۀ جنسیاش را کنترل کند. کنترل غریزهۀی جنسی قبل از ازدواج، جدای از اینکه در آینده اعتماد را در آینده بین زن و شوهر را زیاد میکند و باعث پُررنگ شدن علاقه میان زن و شوهر میشود،
1) . از نشانههای خداوند این است که همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید (روم:، 21).
روح انسان را هم بزرگ کرده و انسان از اینکه فرمان خدا را عمل کرده و برای ارضای شهوتش دست به هر کاری نزده است، احساس آرامش و راحتی میکند:
«وَ لْیسْتَعْفِفِ الَّذینَ لایجِدُونَ نِکاحاً حَتَّی یغْنِیهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ»(1).
و کسانی که امکانی برای ازدواج نمییابند، باید پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بینیاز گرداند.(2)
یکی از مورادی که خوب است انسان به آن توجه کند، این است که ارتباطش را با نامحرم به حد ضرورت برساند؛ یعنی تا لازم نشده است و ضروری نیست، به نامحرم نگاه نکند، حرف نزند، پیامک ندهد، چت نکند و... همین که انسان ارتباطش با نامحرم کم شود، کمکم افکار شیطانیاش هم کمرنگ میشود.
متأسفانه در زمانه عصر ما با ظهور و حضور همه جورهۀ زنها و مردها در خیابان و این تلفنهای همراه و اینترنت و ماهواره و... دسترسی به چیزهای محرکات مستهجن و تحریککننده جنسی بسیار آسانتر از گذشته شده است. اولین کاری که انسان لازم است برای کنترل غریزۀه جنسی انجام دهد، این است که چشم
و گوش و خیالش را در مقابل نامحرم، نوشتهجات، نشریات و فیلمهای فاسد و... چند قفله کند.(1)
چشم و گوش و خیال انسان مثل یک حافظۀه پیشرفته میماند و هرچیزی که انسان میخواند یا میبیند یا حتی به آن فکر میکند، بر روی روح و روان و افکار انسان تأثیر خودش را میگذارد و گاهی این حسرت با پشیمانی همراه خواهد بود.(2)
فرقی ندارد انسان جوان باشد یا پیر، متأهل باشد یا مجرد. انسان نیاز به آرامش دارد، نه تحریک شدن به واسطهۀ حرام. این تحریک شدن به واسطهۀ حرام، آرامش انسان را از بین میبرد و انسان را به گناه و فساد میکشاند. حتی خیلیها بعد از اینکه ازدواج میکنند؛ چون یا در دوران مجردی یا متأهلی چشم و گوششان و خیالشان را محافظت نکردهاند، کمکم زندگیشان تلخ میشود. این انسانها با نگاه کردن به فیلم و عکس و زنها و مردهای دیگر یا با فکر کردن به آنها و تصور کردنشان، کمکم دلبستهۀ آنها شده و محبتشان نسبت به همسرشان کمرنگ میشود. تصور نشود که فکر گناه بیتأثیر است، حتی همین
1) . به مردان باایمان بگو چشمهای خود را ([از نگاه به نامحرمان]) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند ... و به زنان باایمان بگو چشمهای خود را ([از نگاه به نامحرمان]) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند (نور:، 30-3130و31).
2) . امام صادقg میفرمایند: نگاه ([حرام]) تیری از تیرهای مسموم شیطان است و چهبسا نگاه حرامی که حسرت و پشیمانی طولانی را به جای میگذارد (اصول کافی، ج5، ص559).
فکر کردن به گناه هم صفای باطن را از بین میبرد.(1)
اساساً یکی از عواملی که زندگی انسان را پس از ازدواج دچار مشکل میکند و اختلافاتی را برای زن و شوهر پدید میآورد، همین مسئلهۀ محافظت نکردن از چشم و گوش و روان قبل و بعد از ازدواج است و آزادیهای جنسی خانواده را ضعیف میکنند:
در هر جای دنیا که میبینید آزادیهای جنسی هست، به همان نسبت خانواده ضعیف است؛ چون مرد و زن برای اشباع این غریزه، احتیاجی به این کانون ندارند؛ اما در آن جاهایی که دین حاکم است و آزادی جنسی نیست، همه چیز برای مرد و زن هست؛ لذا این کانون خانواده حفظ و نگه داشته میشود.(2)
یکی از عواملی که انسان را به فکر و خیال گناه میاندازد، بیکاری، نداشتن ورزش و سرگرمی مفید است،(3)انسان وقتی خودش را به کاری
ص:1
1) . امام صادقg میفرمایند: ([که حضرت عیسیg به حواریون گفت:]) به شما دستور میدهم که فکر زنا هم نکنید، چه برسد به اینکه زنا کنید؛ چون کسی که خیال زنا کند، مانند کسی است که در خانهای نقاشیشده دود به پا کند. چنین کاری اگرچه خانه را نمیسوزاند؛ ولی زینت و صفای آن را خراب میکند (اصول کافی، ج5، ص542).
2) . بیانات مقام معظم رهبری در خطبۀه عقد، 20/4/1370.
3) . امام صادقg میفرمایند: اگر انسان بیکار و فارغ باشد، به بیهودگی و سرمستی دچار شده، بر اثر آن به چیزهایی مبتلا میشود که زیان آنها، هم بر خود و هم بر نزدیکان او سنگینی خواهد کرد (بحارالأنوار، ج3، ص87).
مشغول کند، فکرش سمت آن کار یا ورزش و... رفته و از اینکه گناه به درون ذهنش نفوذ کند و بعد هم دست به گناه بزند، جلوگیری میشود. اشتغال داشتن، انرژیهای انسان را به درستی آزاد میکند و شادابی حقیقی و واقعی به انسان دست میدهد و گناه و فکر گناه را در وجود انسان ضعیف میکند.
خیلی از مواقع هست خود انسان اگر تنها باشد و کسی از دوستانش در اطرافش نباشد، سمت کار خلاف و حرام نمیرود؛ ولی همین که در جمع آنان قرار میگیرد، عقدههای جنسیاش گشوده میشود. باید از جمع چنین دوستانی فاصله گرفت که باعث تهییج شهوت انسان میشوند. حالا این کارشان یا از طریق میهمانی برگزار کردن است، یا از طریق زدن حرفهای نادرست در جمعهاشان یا حتی میتواند این در جمع آنها بودن از طریق ارسال یک پیامک مستهجن یا حتی یک جوک و... باشدصورت میگیرد. به هر جهت بهتر است انسان سمت دوستانی برود که بودنش در کنار آنها او را به خدا نزدیکتر میکند، نه اینکه با قرار گرفتن در کنار برخی دوستهای بد و ناباب، به فساد و گناه و انحراف کشیده شود. لازم نیست دوستان خیلی بد باشند، همین که جرقۀه فکر گناه و عمل به گناه را در ذهن انسان ایجاد کنند، کافی است برای آنکه نامشان را در لیست سیاه قرار دهیم و دورشان یک خط بزرگ قرمز بکشیم! و به جای آنها برویم به سمت شرکت در مراسم مذهبی و بودن در کنار رفقای مذهبیتر.
پوشیدن لباسهای تنگ و تحریککننده، رعایت نکردن حجاب
هم برای مردان و هم برای زنان، خوردن بعضی غذاهایی که محرک هستند، این مسائل در تحریک شدن انسان اثر دارند؛ مثلاً غذاهای چرب، فلفل، گوشت قرمز و... جزءو مواردی هستند که شهوت جنسی انسان را برمیانگیزانند. برای همین، یکی از راههایی که به انسان کمک میکند تا غریزۀه جنسیاش را کنترل کند، همین نخوردن بعضی غذاها و نپوشیدن بعضی لباسهاست.
انسان گاهی لازم است برای اینکه از شهوات دور شود و به خدا نزدیکتر شود، روزه بگیرد. روزه گرفتن به کنترل غریزهۀ جنسی کمک زیادی میکند. خداوند در روزه گرفتن نیرویی قرار داده است که انسان با استفاده از آن نیرو میتواند غریزۀه جنسیاش را بهتر کنترل کند و از شهوات و چیزهای تحریککننده دور شود.(1)
وقتی انسان روزه است، خودش را بیشتر در کنار خداوند حس میکند و گاهی از اینکه در حال روزه به گناه فکر کند یا گناهی انجام بدهد، از خداوند خجالت میکشد. این خجالت یکی از بهترین هدیههایی است که روزه گرفتن به انسان میدهد و چه هدیۀه خوبی است اینکه انسان گناه نکند؛ چون از خدایش خجالت میکشد.
قرآن آرامشدهندۀه قلب و شفای دردهای انسان است. وقتی درد غریزۀه جنسی به انسان خصوصاً انسان مجرد هجوم میآورد، یکی از
1) . پیامبر a میفرمایند: هرکس قدرت بر ازدواج ندارد، روزه بگیرد؛ چراکه روزه نیروی غریزهۀ او را تضعیف میکند (مستدرک الوسائل، ج7، ص507).
بهترین راهها - (اگر نگوییم بهترین راه -) این است که انسان به کتاب خدا پناه ببرد، قرآن را تلاوت کند و در معانی آن تفکر و تدبّر کند. خواندن دعاها، گفتن ذکر و توسل به امامان معصومD راههای دیگری هستند که کمک میکنند به معنویت انسان و انصافاً بزرگترین محافظ انسان در برار هجوم شهوات، همین دژ محکم معنویت است.
امام رضاعلیه السلام میفرمایند:
اجْعَلُوا لِبُیوتِکمْ نَصِیباً مِنَ الْقُرْآنِ فَإِنَّ الْبَیتَ إِذَا قُرِئَ فِیهِ الْقُرْآنُ یسِّرَ عَلَی أَهْلِه.(1)
سهمی از وقت خود را در خانه، مخصوص قرآن قرار دهید ([و قرآن تلاوت کنید])؛ چون خانهای که در آن قرآن خوانده شود، برای اهل و ساکنانش محل انس و آرامش میشود.(2)
تصویر
تصویر
«میخواهد درسش را ادامه دهد!»
پاسخی است که دختر یا خانوادهاش به آقاپسری میدهند که به خواستگاری دخترشان آمده یا پاسخی است که پسر یا خانوادهاش به دیگران میدهند در مقابل این پرسش که: «چرا ازدواج نمیکنید؟».
این «میخواهد درسش را ادامه دهد!» یک اصطلاح شده است برای کسانی که میخواهند ازدواج نکنند؛ حالا ممکن است واقعاً آن فرد بخواهد درسش را ادامه دهد و فکر کند که ازدواج مانع درسش است، یا اینکه ممکن است پشت این پاسخ، ترس از آداب و رسوم ازدواج، مسائل مالی، یا توانایی شروع یک زندگی مشترک و... باشد. این پاسخ و فرار کردن از ازدواج، تبدیل شده است به یک بیماری، بیماریای که به دلیل آن خانوادهها و جوانها به جای اینکه با نزدیکی زمان ازدواج خوشحال و شاد باشند، عزادار میشوند. هرکسی برای اقدام کردن به ازدواج، برای خودش شرایطی را چیده است؛ یکی پایان سربازی را ملاک قرار داده است، دیگری به دستآوردن شغل مناسب، یکی دیگر خرید خانه و ماشین و... :.
ازدواج یک ضرورت است، باید انجام بگیرد. باید تحقق پیدا کند. اینکه دخترها بگویند ما هنوز آماده ازدواج نشدهایم، پسرها بگویند ما هنوز عقل زندگی نداریم، حرفهای منطقی آن چنانی نیست. در خیلی از مسائل زندگی، ما میبینیم که نه، جوانها آمادگی هم دارند، خیلی هم خوبند، میفهمند؛ منتهی این ازدواج یک مسئولیتپذیری هم هست. این حس گریز از مسئولیت، مقداری مانع میشود از اینکه این کار انجام شود.(1)
فرمول اقدام کردن به ازدواج، چیزی است سادهتر از همهۀ اینها؛ ساده در نوشتن و شاید سخت در عمل کردن. به هر حال، اسلام هم برای اقدام به ازدواج برای خودش فرمولی دارد و به مسلمانها توصیه میکند برای اقدام کردن به ازدواج، از این فرمول استفاده کنند. در این فرمول تفاوتی میان شهر و کشور و تاریخ و زمان و زن و مرد نیست. این فرمول در همهۀ زمانها کاربرد دارد و برای همۀه آدمهاست. فرمول اقدام به ازدواج از نظر اسلام یک فرمول ویژه است.:
1) . بیانات مقام معظم رهبری در خطبهۀ عقد، 28/6/1379.
«بلوغ جسمی، روحی و عقلی + ایمان + توکل به خدا = فرمول اقدام به ازدواج از نظر اسلام»
فکر کنید تشنه هستید؛ ولی به هر دلیلی به آب دسترسی ندارید. هرچه زمان بگذرد و آب ننوشید، فشار روانی، ضعف جسمانی و... در شما بیشتر میشود؛ پس نوشیدن به موقع است که شما را کمک میکند و هرچه بگذرد، اذیت و آزارتان بیشتر است. یا اینکه تصور کنید میوههایی دارید بر روی درخت. اگر زود آنها را بچینید، کال هستند و اگر دیر بچینید، گندیده میشوند.(1)ازدواج هم مثل اینهاست؛ اگر زود یا دیر باشد، انسان را دچار مشکل میکند. نه فقط ازدوا ج که هرچیزی زمان و وقت مشخصی دارد. اگر قبل یا بعد از آن اتفاق بیفتد، یا فایده ندارد یا فایده کمی دارد. اگر قبل از سوت داور مبنی بر شروع مسابقه توپ را وارد دروازه کنیم، گل قبول نیست و اگر بعد از سوت داور مبنی بر پایان بازی گل بزنیم هم همینطور!
یک وقتی هست که انسان احساس نیاز میکند؛ نیاز روحی به یک شریک یا نیاز
1) . پیامبر a میفرمایند: دختران باکره مانند میوۀه روی درختاند؛ موقعی که میرسد، اگر چیده نشود، اشعه آفتاب فاسدش میکند و وزش باد آن را پراکنده. دختران وقتی به حد بلوغ رسیدند و مانند زنان در خویشتن تمایل جنسی احساس کردند، دارویی جز شوهر ندارند و اگر همسر نگیرند، از فساد ایمن نیستند؛ چراکه بشرند و بشر از خطا و لغزش مصون نیست (اصول کافی، ج5، ص337).
جسمی و حس میکند که دیگر به بلوغی رسیده است که مسئولیت یک زندگی را به عهده بگیرد. حالا دختر باشد یا پسر فرقی ندارد. این نیاز و احساس بلوغ جسمی، روحی، عقلی و... برای هرکس با توجه به شرایط مختلف فرهنگی، اجتماعی، شغلی، خانوادگی و... از نظر سِنّی تغییر میکند. برای همین نمیشود سن و زمان دقیقی برایش مشخص کرد. ممکن است کسی در هجده سالگی به این نیاز برسد، شخص دیگری در 25 بیستوپنج سالگی و... ؛ اما انسان نباید خودش را گول بزند و مثلاً بدون اینکه آمادگی را داشته باشد، بگوید آمادهام، یا اینکه آمادگی داشته باشد و به خاطر برخی ترسها از ازدواج فرار کند! خیلی وقتها آدمهای اطراف یا خود کسی که میخواهد ازدواج کند، هفت خوان رستم را در مقابل خودشان پدید میآورند و مسائل مختلف مالی، خانوادگی، فرهنگی و... را مطرح میکنند که در حد یک روضهۀ مفصّل اشک انسان را درمیآورد و اختلافات و مشاجرههای مختلفی رخ میدهد، فقط به خاطر یک مسئله: «جوانی میخواهد ازدواج کند!». اصلاً بحثشان بر روی مورد ازدواج یعنی دختر یا پسری که انسان میخواهد با او ازدواج کند، نیست! فقط همین که فرد بخواهد اقدام کند برای ازدواج، بدون در نظر گرفتن چیزهای دیگر، آنقدر برایش شرایط میچینند که از ازدواج کردن پیشمان شود! انگار دنبال هر بهانهای هستند که ازدواج را به تأخیر بیندارند و فرد را از ازدواج کردن منصرف کنند! اما اگر همین جوان، نه خانواده داشته باشد، نه پول داشته باشد، نه کار داشته باشد و
فقط و فقط ایمان داشته باشد، مسیری جلویش قرار میگیرد که منتهی میشود به ازدواج خوب و خوشبختی!
یک نفر را میشناسم که فراری بود، غریب بود، هیچ مالی نداشت، خانواده نداشت، حتی نان نداشت بخورد! ولی چیزی داشت برتر از همۀه اینها: «ایمان».
خداوند به دلیل داشتن ایمانداشتن در مسیرش فرد مناسبی را برای ازدواج قرار میدهد. حالا واقعاً شرایط ما بدتر است یا آن آدم؟ ما در این زمانه شرایط و نداریهایمان بدتر از یک فراری، بیچیز، بیخانواده غریب است؟ این فرد نامش موسیg است. زمانی که با فرعونیان درگیر شد، فهمید که به دنبالش هستند و تحت تعقیب است. برای همین پا به فرار گذاشت، رفت به جایی دیگر. غریب بود، زیر یک درخت نشست و از خدا کمک خواست و خدا دختر شعیبg را بر سر راهش قرار داد. فرقی نمیکند انسان مرد باشد یا زن. خداوند برای زن و مرد باایمان، خودش گشایش قرار میدهد و زمانی که وقتش بشود، خودش در مسیرش همسر خوبی قرار خواهد داد. اینقدر هر روز در عالم چنین اتفاقاتی میافتد که بیان همهۀ آنها خودش یک مثنوی بزرگ است؛ ولی انسانها فراموش کردهاند که ایمان واقعی راه روشن را جلوی انسان میگذارد. انسانها به دنبال به دستآوردن سایر چیزهای غیرضروری میروند و حواسشان به این مسئله نیست! ایمان واقعی معنایش عبودیت است، معنایش خوردن و خوابیدن نیست و معنایش تلاش و کار است. معنایش
بیخیالی نیست و معنایش اعتماد به خداست و... .
قالَ یا مُوسی إِنَّ الْمَلَأَ یأْتَمِرُونَ بِک لِیقْتُلُوک فَاخْرُجْ ... فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً ... فَسَقی لَهُما ثُمَّ تَوَلَّی إِلَی الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَی مِنْ خَیرٍ فَقیرٌ ... وَ قَصَّ عَلَیهِ الْقَصَصَ قالَ لاتَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ ... قالَ إِنِّی أُریدُ أَنْ أُنْکحَک إِحْدَی ابْنَتَی هاتَینِ ...(1)
در این هنگام مردی از نقطهۀ دوردست شهر با سرعت آمد و گفت: ای موسی! این جمعیت ([درباریان فرعون]) شور میکنند که تو را بکشند. فوراً از شهر بیرون برو ... موسی از شهر بیرون رفت و در حالی که بیمناک بود و هر لحظه منتظر حادثهای بود ... و چون به چاه آبی حوالی شهر مدین رسید، موسی گوسفندان آنها ([دختران شعیب]) را سیراب کرد؛ سپس به سوی سایه رفت و گفت: بار الها! من به هر خیر و نیکی که تو برایم بفرستی نیازمندم ... موسی پیش او ([شعیب]) آمد و سرگذشت خود را شرح داد. شعیب گفت: هیچ نترس که از مردمان ستمکار نجات یافتی ... شعیب گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را به تو دهم.(2)
بزرگی میگفت:
«زشت نیست آدم برای ازدواج، روی وام ادارهاش حساب کند؛ ولی روی کمک خدا حساب نکند؟!».
این جملۀه ایشان هرگز از ذهنم بیرون نمیرود؛ انسانها وقتی میخواهند ازدواج کنند، با خود حساب میکنند که پدرم اینقدر میدهد، خودم اینقدر دارم، از فلانجا و فلان وام را میگیرم و... ولی اصلاً در ذهنشان این نیست که خدا هم از مسیرهایی که لازم باشد، به انسان کمک میکند. انسانها به بخشنامهۀ ادارات و بانکها اعتماد دارند؛ ولی به آیهۀ قرآن اعتماد ندارند؛ در صورتی که خدا قانونش این است که اگر کسی با ایمان باشد؛ ولی فقیر، نباید بترسد. برود جلو و اقدام کند برای ازدواج؛ خدا خودش کمکش میکند.(1)اساساً وقتی انسان با توکل به خدا اقدام به ازدواج میکند، خود ازدواج میشود یکی از عوامل بینیازیاش؛(2)چرا؟ چون انسان تا وقتی مجرد است، احساس مسئولیت نمیکند، استعداد و تلاشش را خرج نمیکند تا به مالی برسد؛ ولی وقتی به سمت ازدواج میرود، سعی میکند منظم شود، کار کند، صرفهجویی کند و... و همین باعث میشود مال و اموال کسب کند و زندگی را بچرخاند.
ممکن است بعضیها آزمایششان این باشد که کمی دیر ازدواج
1) . پیامبر میفرمایند: کسی که ازدواج را از ترس فقر ترک کند، گمان بد به خدا برده است؛ زیرا خداوند متعال میفرماید: اگر آنها [که میخواهند ازدواج کنند] فقیر باشند، خداوند آنها را از فضل خود بینیاز میسازد (الکافی، ج5، ص331).
2) . امام صادق میفرمایند: رزق و روزی همراه با همسر و فرزند است (الکافی، ج5، ص330).
کنند، یا اینکه هنوز فرد مناسبشان پیدا نشده باشد؛ ولی مطمئن باشیم خدا به وعدههایش عمل میکند؛ اگر ما واقعاً آنی باشیم آنچه که خدا میخواهد.
از نظر اسلام، داشتن چیزهایی که گفته شد، برای اقدام به ازدواج اصل است و باقی چیزها جزءو اصول اقدام کردن به ازدواج نیستند؛ خانواده، پول، کار، خانه، درس، ماشین، و... هیچکدام در اقدام کردن به ازدواج اصل نیستند. ممکن است کسی آنها را داشته باشد، شاید داشتنشان خیلی هم خوب باشد؛ ولی برای اقدام کردن به ازدواج اصل نیستند.
حالا حرفهای خدا را بگذاریم جلوی رویمان، به حرفهایش نگاه کنیم و به وعدههایی که به ما داده است، بعد به خودمان نگاه کنیم و ببینیم بلوغ جسمی، عقلی، روحی، ایمان و توکل داریم؟! اگر نداریم، برویم به سمت داشتنشان، مطمئن باشیم اگر آنها را داشته باشیم، دیگر لازم نیست بهانه بیاوریم که میخواهیم درسمان را ادامه دهیم! خدا خودش برایمان درسمان را ادامه میدهد!
تصویر
تصویر
وقتی حرف از ازدواج میشود، همه به دنبال مورد «خوب» هستند؛ ولی اینکه این «خوب» دقیقاً به چه معناست، مشخص نیست! هرکس «خوب» را در ذهن خودش به گونهای تصور میکند؛ یکی ملاکش یا بهتر بگویم ملاک اصلیاش برای خوب بودن، خانواده است، دیگری سطح علمی، دیگری شباهتهای فرهنگی و... . دین اسلام هم برای مورد «خوب» تعریف خاص خودش را دارد.
در این رواق، سخن از فرمول انتخاب کردن زن «خوب» است. پسرها و خانوادههایشان باید این مسئله را خیلی جدی بگیرند.(1)قرار است شریکی برای زندگی انتخاب شود؛ شریکی که میتواند کمک کند به خوشبختی واقعی انسان و عاقبت به خیریاش و شریکی که میتواند زندگی انسان را تلخ کند و شاید در عاقبت انسان را جهنمی کند! شریکی که معمولاً انسان بیشتر عمرش را با «او» میگذراند و بیشتر اتفاقات تلخ و شیرین مهم زندگیاش در کنار «او» رقم میخورد.
1) . امام صادقg [درباره درخصوص انتخاب زن] میفرمایند: نگاه کن که جانت را در کجا قرار میدهی و چه کسی را در داراییات شریک میکنی و چه فردی را بر دین و و امانتت آگاه میکنی (اصول کافی، ج5، ص323).
از نظر اسلام، اساس، اصل و ریشه انتخاب (- بخوانید «خوب» بودن یک دختر برای ازدواج -) نباید ظاهر و پول و خانواده و اینجورمثلاً باکلاس و اینطور مسائل باشد!(1)منظورم این است کهیعنی ستون و دلیل اصلی انتخابمان، به خاطر این چیزها نباید نباشد. به هر حال هرکسی خودش میداند دلیل اصلی انتخابش چیست! ممکن است دلیل اصلی یک انتخاب، مسائل دیگری باشد و اتفاقاً آن دختر دارای مال فراوان هم باشد. هیچ اشکالی ندارد؛ ولی هرکس وقتی با وجدانش خلوت کند، میفهمد دلیل اصلی انتخابش چیست!
بعد از بیان این مسائل، برویم سراغ فرمول ویژگیهای مورد خوب برای پسرها.
«ایمان + عفت و حیا + خانوادهۀ خوب و اصیل + کمخرج و با مهریهۀ کم + مهربان و بااخلاق»
اساس و ریشۀه انتخاب کردن، چه انتخاب زن و چه انتخاب شوهر در اسلام یک چیز است: «آرامش». قرار است با ازدواج کردن، انسان به آرامش برسد و هر چیزی که
1) . پیامبر a میفرمایند: هرکس با دختری هرچند از مسیر شرعی و با مال حلال ازدواج کند؛ اما ازدواج کردنش به قصد خودنمایی، ریا و شهرت باشد، خداوند ذلت و خواری او را افزون کند (وسائل الشیعه، ج20، ص52).
اسلام برای انتخاب میگوید، در خدمت آرامش برای انسان مؤمن است.
پنجره:
وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکمْ مِنْ أَنْفُسِکمْ أَزْواجاً لِتَسْکنُوا إِلَیها(1).
و از نشانههای خداوند این است که همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید.(2)
ایمان صفتی است که بخشی از آرامش را (- اگر نگوییم تمامش را )- پدید میآورد. زنی که ایمان واقعی داشته باشد، شوهرش در زندگی آرامش بیشتری دارد؛ چراکه مثلاً میداند همسرش به او خیانت نخواهد کرد؛ همهۀ اقسام خیانت:، اخلاقی، مالی، آبرویی و... . زنی که ایمان واقعی داشته باشد، شوهرش در زندگی آرامش بیشتری دارد؛ چراکه میداند همسرش با توجه به دستور خداوند و دین، در سختیها و فشارهای مالی، روحی، اجتماعی و... همراه و یاور اوست. زنی که ایمان واقعی داشته باشد، شوهرش در زندگی آرامش بیشتری دارد؛ چراکه میداند همسرش مؤمنه است و به او توجه و محبت کامل دارد و در تربیت فرزندان نیز از هیچ کوششی دریغ نمیورزد و... و برای همین است که اسلام به عنوان اولین صفت
از صفات یک زن خوب برای ازدواج این صفت را آورده است(1)و این صفت است که زیبایی حقیقی به همسر میدهد.
اگر چنانچه کسی به خاطر مال و جمال ازدواج کند، طبق روایت ممکن است خدای متعال مال و جمال را به او بدهد و ممکن هم هست که ندهد؛ اما اگر چنانچه برای تقوا و عفاف قدم بگذارد و ازدواج بکند، خدای متعال به او مال هم خواهد داد، جمال هم خواهد داد. ممکن است کسی بگوید جمال که اعطا کردنی نیست؛ یک کسی یا جمال دارد یا ندارد! معنایش این است که چون جمال در چشم شما و دل شما و در نگاه شماست، اگر انسان کسی را خیلی هم جمیل نباشد، دوست داشت او را جمیل میبیند. وقتی کسی را دوست نداشت، هر چقدر هم جمیل باشد، به نظر او جمیل نمیآید.(2)
مطلب بعدی دربارۀه عفت و حیاست. درست است که حجاب، عفت و حیا، درون ایمان هست؛ یعنی اگر کسی واقعاً باایمان باشد، همۀه دستورات خداوند را عمل میکند و یکی از دستورات مهم خداوند، حجاب، عفت و حیاست. این مطلب درست است؛ ولی اما این مسئله آنقدر این مسئله برای اسلام مهم است که آن را به
صورت جداگانه به عنوان یکی از صفات زن خوب آورده است(1)و انصافاً هم اینچنین است. همان قاعدۀه اصلی که آرامش باشد را در نظر بگیرید، حالا تصور کنید یک شوهر وقتی همسرش باعفت و حیاست، چقدر بیشتر احساس آرامش روحی و روانی میکند، چقدر بیشتر اطمینان کسب میکند که همسرش در معرض دید نامحرمان و احیاناً انسانهای چشم ناپاک نیست! و همین احساس باعث میشود شوهر آرامش بیشتری داشته باشد.
خانوادهۀ خوب و اصیل، یکی دیگر از ملاکها برای انتخاب زن است.(2)یک خوب و اصیل در جامعه جا افتاده است که لزوماً خانوادههای سرشناس به لحاظ اقتصادی، مدیریتی، علمی و... را خوب و اصیل میدانند؛ ولی اما مقصود و منظور از اصیل در اینجا احتمالاً چیزی جدای از همهۀ اینهاست. اصالتی در زندگی آرامش انسان را بیشتر میکند که بر پایۀه دین استوار باشد. ممکن است خانوادهای از نظر سطح علمی در حد دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و هیئت علمی و... نباشد؛ ولی اما دارای اصالت دینی باشد. اصالت دینی یعنی چه؟ یعنی اینکه از نظر دین و ایمان در میان مردم به خانوادهای ریشهدار معروف باشد؛ یعنی اینکه هرچه به حال و گذشتهشان نگاه کنیم، انسانهای مؤمن و
مورد اعتماد مردم را بیابیم. مادرها، مادربزرگها، پدرها، پدربزرگها و... همۀه انسانهای مؤمن و قابل اعتمادی بوده باشند. این معنای بهتری برای اصالت است؛ چراکه این معناست که باعث آرامش میشود. اگر خانوادهای اینگونه باشد، براساس دستورات دین، دخترشان را تربیت، ارشاد و راهنمایی میکنند و براساس دستورات دین، داماد را جزئی از خانواده میدانند و با وی رفتار میکنند و احیاناً در موقع بروز ناراحتی و اختلاف، انصاف، عدالت و توصیههای دین را عمل میکنند؛ اما لزوماً اگر خانوادهای سطح علمیاش بالا باشد یا سطح اقتصادیاش، دیندار نیست! یعنی اینطور نیست که هر خانوادهای که از نظر علمی اصیل بود، از نظر دینی و مذهبی هم اصیل باشد؛ پس چه بهتر است که انسان در خانواده به دنبال اصالت دینی و مذهبی باشد که آرامش بیشتر در چنین خانوادهای است.
آرامش را فراموش نکنیم؛ شاهکلید انتخاب، همین آرامش است و همۀه خصوصیات را در خدمت این آرامش توضیح میدهیم. به همین دلیل یکی از خصوصیات بهترین زنان، کمخرجی(1)و با مهریهۀ کم(2)است. زنی که اینگونه باشد، هم خودش و هم همسرش آرامش بیشتری دارند. مردان زیادی دیدهام که از ترس توقعات زیاد مالی همسرانشان مجبورند چند برابر کار کنند و تبدیل شدهاند به یک ماشین فقط در جهت به دستآوردن پول برای خواستههای همسر، و آرامش در زندگیشان یا مرده است یا در حال
مرگ است. اساساً زنی که زیاد برای مخارج زندگی به مرد فشار بیاورد، هم خودش آرامش ندارد؛ چراکه مدام نگاه و فکرش سمت مسائل مالی است و هم شوهرش آرامش ندارد؛ چراکه مدام باید در فکر فراهم کردن خواستههای همسرش باشد. البته مرد باید حواسش به وظایفش باشد و در حدی که شرع وظیفهاش قرار داده، زندگی را فراهم کند و در این مسئله تردیدی نیست؛ ولی از آن طرف تردیدی هم نیست که در سایهۀ این کمخرجی و کممهری، آرامش برای بهتر بندگی کردن فراهم میشود؛ چراکه هدف از زندگی، نزدیکتر شدن به خداست و باقی چیزها هدف اصلی نیستند. باز به خاطر همان آرامش است که مهربانی و مددکار زندگی بودن،(1)جزءو خصوصیات زن خوب است. همهۀ اینها کمک میکنند به اینکه انسان به آرامش برسد و در کنار این آرامش است که بندگی کردن تصویر دیگری میگیرد و انسان بهتر میتواند به وظایف دینیاش بپردازد.
1) . امام صادقg میفرمایند: بدان که بهترین بانوان، زنی است که فرزند زیاد به دنیا بیاورد و برای شوهرش مهربان باشد و در امر دنیا و آخرت، مددکار او باشد و در زندگی برای همسرش مشکل به وجود نیاورد (معانی الأخبار، ص318).
تصویر
تصویر
مسئلهای که در ازدواج فوقالعاده ریشهای و مهم است، همین بحث آرامش است. هر نکته، ملاک و معیاری که انسان میخواهد در آینده همسرش داشته باشد را باید با آرامش بسنجد. حتی اگر فردی مسلمان نباشد، دیندار نباشد و... اگر میخواهد در این زندگانی دنیا زندگی خوبی داشته باشد، باید ببیند در کنار چه فردی آرامش بیشتری خواهد داشت و با همان فرد ازدواج کند. این مسئله یک مسئلۀه کاملاً فطری و انسانی است و در این مهم بودن آرامش و معیار بودنش تفاوتی میان دین و مذهب و اقلیم و فرهنگ انسانها نیست.
وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکمْ مِنْ أَنْفُسِکمْ أَزْواجاً لِتَسْکنُوا إِلَیها(1).
و از نشانههای خداوند این است که همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید.(2)
در این فرمول قرار است به دنبال مرد خوب بگردیم؛ همان شوهر خوب منظورم است. این فرمول برای دختران و خانوادههایی است که به دنبال داماد خوب میگردند.
دختر شوهر دادن واقعاً سخت است. در اطرافیان و در جامعه، مردم چقدر با اضطراب و ترس این کار را انجام میدهند. اسلام نیز به مهم بودن این مسئله اشاره کرده است(1)و واقعاً هم مسئلۀه مهمی است؛ چراکه تأثیرپذیری زن از همسرش بیش از مرد از زنش است و دقت نکردن در انتخاب شوهر ممکن است خلقیات و حتی اعتقادات دینی دختر را تغییر دهد.(2)
درست است که سخت است؛ ولی هر کار سختی با عنایت خداوند و توکل کردن بر وی آسان خواهد شد. به هر حال، این کاری است که باید انجام شود و مثل باقی موارد زندگی فرمول خاص خودش را دارد.
فرمول ویژگیهای پسر خوب برای ازدواج از قرار ذیلچنین است.
«دیندار + بااخلاق + اصالت خانوادگی - شرابخوار - منحرف جنسی - غیرت بیجا + دست و دلباز»
1) . رسول خداa میفرمایند: ازدواج، گردنبند بندگی است؛ بنابراین، هرکس از شما دختر خود را شوهر دهد، او را به بندگی داده است؛ پس هرکس از شما باید بنگرد که دختر خود را به بندگی چه کسی میدهد (وسائل الشیعه، ج20، ص79).
2) . امام صادقg میفرمایند: زن، تربیت و خلق و خوی مرد را به خود میگیرد و مرد او را تحت تأثیر دین خود قرار میدهد (مستدرک الوسائل، ج14، ص440).
ممکن است ما تصور کنیم فکرهایی که امروز در جامعه وجود دارند، سختگیریهایی که هست و تصوراتی که وجود دارد، مال این زمانه است و در گذشته نبوده است؛ ولی تاریخ شهادت میدهد که مثلاً در گذشته هم خانوادههایی بودهاند که تصور میکردند پسری مناسب دخترشان نیست و از همین رو دچار مشکل میشدهاند و نمیدانستند دخترشان را باید به همسری چه کسی دربیاورند.(1)
براساس فرمول ویژگیهای پسر خوب، دینداری مهمترین ویژگی است. این مسئله را ساده نگیریم! کسی که دیندار باشد و باتقوا، به دختر انسان ظلم نمیکند، حتی اگر او را دوست نداشته باشد.(2)
اگر کسی دیندار باشد، به نظر اسلام عمل میکند و به همسرش تا میتواند عشق و محبت میورزد،(3)به او خیانت نمیکند، بر خانوادهاش دست و دلباز خواهد بود و بداخلاقی و بد رفتاری نمیکند، و اگر کسی
1) . علیبناسباط، به امام باقرg دربارۀه دخترانش نامهای نوشت و گفت: کسی همتای خود نمییابد ]تا دخترانش را به همسری آنان درآورد[. امام باقرg به او نوشتند: آنچه را دربارۀه دخترانت نوشته بودی که کسی همتای خودت نمییابی، دریافتم. خدایت رحمت کند! چنین اندیشهای به خود راه مده! چراکه رسول خداa میفرمود: هرگاه کسی نزد شما ]به خواستگاری[ آمد که اخلاق و دین او را میپسندید، به او زن دهید که اگر چنین نکنید، گناه و تباهی بزرگی در زمین ([جامعه]) پدید خواهد آمد (اصول کافی، ج5، ص34).
2) . امام حسنg به مردی که با ایشان دربارۀه ازدواج دختر خود مشورت کرد، فرمودند: او را به مردی باتقوا شوهر ده؛ زیرا اگر دختر تو را دوست داشته باشد، گرامیاش میدارد و اگر دوستش نداشته باشد، به وی ستم نمیکند (مکارم الأخلاق، ص204).
3) . امام علیg میفرمایند: به درستی که زن، شاخۀه گل است ... پس در هر حال با او مدارا و همراهی کن تا زندگی باصفایی داشته باشی (من لا یحضره الفقیه، ج4، ص392).
اینگونه باشد، یقیناً دختر در زندگی آرامش بیشتری خواهد داشت. یادتان که نرفته است! تمام ویژگیها و قسمتهای فرمول باید در خدمت آرامش انسان باشند. بر همین اساس، اسلام به دختر دادن به چنین مردی سفارش کرده است، حتی اگر وضعیت مالی مساعدی نداشته باشد و به عکس، اسلام سفارش کرده است به فردی که اخلاق درستی ندارد، دختر ندهیم.(1)
امام رضا میفرمایند:
إِنْ خَطَبَ إِلَیک رَجُلٌ رَضِیتَ دِینَهُ وَ خُلُقَهُ فَزَوِّجْهُ وَ لَایمْنَعْک فَقْرُهُ وَ فَاقَته.(2)
اگر مردی نزد تو به خواستگاری آمد و دین و اخلاق او را پسندیدی، به وی زن بده و فقر و نداریاش مانع تو از این کار نشود.(3)
توجه به خانوادهۀ فرد نیز ویژگی است که لازم است به آن توجه شود. جدای از تأثیر وراثت و خانواده بر روی فرزندان، اگر خانواده خوب و
باایمان باشند، در زمانی که فرضاً مشکلی برای زن و شوهر پیش بیاید، کمک میکنند به رفع آن و هر کمک دیگری که برای زندگی توأم با آرامش نیاز باشد را انجام خواهند داد. این فقط بخشی از ماجراست. انسان اگر دقت کند، متوجه میشود که خانوادهۀ خوب و باایمان تأثیر بسیار زیادی در آرامش زندگی خواهند داشت. اینکه دختر احساس کند خانوادهۀ همسرش فهیم، باایمان و بااخلاقاند و از بودن در کنار آنها حس خوب و آرامش داشته باشد، زندگی را شیرینتر خواهد کرد. بر همین اساس، توجه به این نکته نیز بسیار مهم است.(1)علاوه بر ایناینها ویژگیهای مثبت، بود؛ ولی از نظر اسلام، برخی ویژگیهای منفی نیز هستند که توجه به آنها بسیار اهمیت دارد؛ به گونهای که بارها به آنها اشاره شده است و خانوادهها و دختران به این مسئله سفارش شدهاند که به آنهایی که این ویژگیها را ندارند، زن ندهند. از جمله آن ویژگیها شرابخوار بودن است.(2)از جمله آن ویژگیها شخصی است که انحراف جنسی داشته باشد(3)یا بیجهت و بیجا غیرت به خرج دهد.(4)
1) . امام صادقg میفرمایند: با خانوادهۀ خوب و شایسته وصلت کنید؛ زیرا رگ و ریشه اثر دارد (مکارم الأخلاق، ص197).
2) . امام رضاg میفرمایند: از زن دادن به شرابخوار دوری کن؛ چراکه اگر به او زن بدهی، مثل آن است که دلاّل زنا شده باشی (مستدرک الوسائل، ج14، ص19).
3) . شخصی به امام کاظمg در طی نامهای دربارهۀ خواستگار دخترش سئوؤالی پرسید و امام در پاسخش نوشتند: اگر ([خواستگار دخترت مشکلش]) به حد انحراف جنسی نباشد، عیبی ندارد (وسائل الشیعه، ج20، ص81).
4) . امام علیg میفرمایند: از غیرت ورزیدن بیجا ]نسبت به زنان[ بپرهیز که غیرت بیجا زن سالم را به بیماری ]و نادرستی[ میکشاند و زن پاکدامن را به اندیشۀه گناه (الکافی، ج5، ص53).
دست و دلباز بودن و سخاوت به خرج دادن برای همسر و خانواده، ویژگی خوب دیگری است که لازم است در فرمول به آن اشاره کنیم(1)و باز این نکته هم مانند باقی موارد در خدمت آرامش است. به هر جهت مشخص است که دختر آرامش بیشتری خواهد داشت وقتی شوهرش بر خانوادهاش تنگ نگیرد و خسیس نباشد و با جان و دل برای آنها خرج کند و در حد توان، امکانات رفاهی مناسب را برای آنها فراهم نماید.
همهۀ این حرفها و همۀه این شرایط برای آرامش حقیقی و نهایی است. آرامش حقیقی و نهایی وقتی است که انسان در کنار همسری شایسته، ایمانش حفظ شود و وقتی از دنیا میرود، خداوند از او راضی باشد. به فکر زن و مردی باید بود و زن و مردی را باید انتخاب کرد که انسان را بهشتی کند.
خیلی از زنها هستند که شوهرانشان را بهشتی میکنند. خیلی از مردها هم هستند که زنهایشان را بهشتی میکنند. عکس آن هم هست(2)... هر دو کوشش کنید که متدین، در راه خدا،
1) . رسول خدا a فرمودند: از جمله بهترین مردان، کسی است که پارسا، پاکیزه و دست و دلباز باشد، از نظر جنسی سالم و به دور از انحراف بوده و نسبت به پدر و مادرش نیکوکار و با خانوادهاش نیز خوشرفتار بوده باشد؛ آنگونه که آنان وادار نشوند در زندگی به دیگری پناه ببرند (تهذیب الأحکام، ج7، ص400).
2) . بیانات مقام معظم رهبری در خطبۀه عقد، 10/2/1375.
در راه اسلام، در راه حقیقت، در راه امانت و صداقت، نگه دارید و مانع از انحراف و لغزش شوید(1)... انسان با راهنمایی و دلسوزی و تذکر بجا، با مانع شدن از زیادهرویها و بعضی کجرفتاریهای همسرش، میتواند او را اهل بهشت کند. البته عکس آن هم هست. با افزونطلبیها، با توقعات و با روشهای غلطی که وجود دارد، میتواند همسر خود را جهنمی کند.(2)
تصویر
تصویر
آدمها وقتی از چیزی ناراحت میشوند، مشکلی برایشان پیش میآید و... نفس عمیق طولانی میکشند. این نفس عمیق طولانی کمی آرامشان میکند، فقط همین! والاّ مشکلشان با نفس عمیق طولانی از بین نمیرود!
بیایید با هم یک نفس عمیق طولانی بکشیم! چرا؟ به خاطر رسم و رسوماتی که به دروغ ضروری شدهاند و انسانها مجبورند آنها را انجام دهند، در صورتی که اساساً آن رسم و رسومات هیچ ضرورتی ندارند و در اسلام چنین چیزهایی نیست.
چه کسی گفته است در خواستگاری لازم است چنین رسم و رسوماتی که اکنون مطرح است، باشد؟ اینها در اسلام است؟ چه کسی گفته است باید عقد، عروسی، پاتختی، حنابندان، جهاز دیدن و... اجرا شوند؟! چه کسی گفته است باید ماشین عروس را گل زد، عکاس و فیلمبردار آورد و هزینههای مختلف غیرضروری را انجام داد؟ چه کسی گفته است باید حتماً سرویس طلا، سرویس ساعت، حلقه، لباس مهمانی، سرویس حوله، کیف و کفش، ساک آرایش، چمدان، لباس
خواب و... خریده شود و اینها جزءو اصول ازدواجاند؟ آیا این نظر اسلام است؟! چه کسی گفته است باید در عقد به عروس زیزبانی داده شود؟ سفرهۀ عقد چیده شود و...؟ . چه کسی گفته است حتماً باید در هر عیدی و مراسمی و چیزی خانوادۀه عروس و داماد به یکدیگر هدیه دهند؟! چه کسی گفته است اول باید خواهر بزرگتر ازدواج کند، بعد خواهر کوچکتر؟! چه کسی گفته است ... .
آن چیزی که در اسلام ضروری است و واجب و باید به عنوان رسم و رسوم ازدواج رعایت شود، چیزی است سادهتر از آنچه فکرش را میکنیم. فرمول رسم و رسومات لازم و واجب از نظر اسلام تنها یک چیز است:
«خواندن عقد شرعی»
خدایی که برای دستشویی رفتن انسان و شیوهۀ حمامکردنش حمام کردنش برنامه معیّن کرده است، اغلب این برنامههایی که ما برای ازدواج، خودمان و دیگران را ملزم به رعایت آنها میدانیم، در دینش نیاورده است! آیا اگر تمام این رسم و رسومات صحیح و درست بودند، خداوند به آنها اشاره نمیکرد؟ برای خدا که کاری نداشت همانطور که میگوید نماز واجب
است، میگفت دادن زیرزبانی به عروس هم واجب است! سخت است؟!
برخی از رسم و رسومات مثل میهمانی دادن برای ازدواج در اسلام نیز آمده است و این عمل مستحب است! واجب نیست! مستحب است که به فقرا هم غذا داده شود!(1)ما خودمان را گول میزنیم و میگوییم: اسلام گفته میهمانی دادن و ولیمه دادن مستحب است! ادامهاش را نمیگوییم که این ولیمه باید به فقرا هم داده شود. خودمان هرچه آدم گردنکلفت است، در میهمانی دعوت میکنیم که بشوند باعث فخر میهمانی! ولی از دعوت کردن فقرا حتی اگر نسبت خویشاوندی با ما داشته باشند هم معمولاً خودداری میکنیم!
شما اگر نگاه کنید به تشریفات ازدواج در میان اقوام مختلف، خواهید دید در اسلام تشریفات ازدواج ساده است. البته جشن و سرور و اینها عیبی ندارد ... اما اینها جزءو دین و تشریفات رسمی و دینی ازدواج نیست. هرکس خواست میتواند انجام دهد، هرکس نخواست، نه. اینکه حتماً باید بروند در یک معبدی و زانو بزنند جلوی کسی و چه بکنند و مراسمی که در جاهای دیگر وجود دارد، در اسلام نیست. در اسلام، یک
1) . رسول خدا a از اینکه غذای میهمانی (میهمانی ازدواج و دیگر میهمانیها) اختصاص به متموّلان داشته باشد و به فقیران داده نشود، نهی فرمودهاند (اصول کافی، ج6، ص282).
صیغهای است شرعی که باید خوانده شود.(1)
در اسلام هیچکدام از این رسم و رسوماتی که ما خودمان و دیگران را مجبور کردهایم به عمل کردن به آنها وجود ندارد. آن قدر خانوادهۀ عروس مجبور شدهاند جهاز بخرند و خانوادۀه داماد مجبور شدهاند طلا و جواهر بخرند، میهمانیهای مختلف بگیرند و... در صورتی که از نظر اسلام اینها وظیفۀه واجب نیست و آنقدر عروس و دامادها فقط و فقط به خاطر همین مسائل و رعایت نکردن فلان رسمِ بیخود و بیجهت کارشان به اختلاف و دعوا و جدایی کشیده است! این رسم و رسومات غلط در ازدواج را چه کسی به وجود آورده است و هر گناهی که به علت ایجاد آن رسم غلط در جامعه انجام شود را به پای آن فردی که رسم اشتباهی را به وجود آورده است، نیز مینویسند:(2)
إِنَّا نَحْنُ نُحْیالْمَوْتی وَ نَکتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُم(3).
ماییم که مردگان را زنده میکنیم و آنچه کردهاند و آنچه از آثارشان بعد از مردن بروز میکند، همه را مینویسیم.(4)
اسلام یک مجموعه مستحبات ساده دارد که ضروری هم نیستند و میشود انجامشان نداد. اغلب رسم و رسومات ما در ازدواج، رسمهایی غلط و زاییده شهوات انسان و چشم و همچشمیهاست. اگر نگوییم بسیاری از آن کارها اسراف است و حرام است (- که هست -) حداقل این است که مجبور کردن دیگران به کاری که وظیفهشان نیست، صحیح نیست و این عمل ما جلوۀه زیبایی از اسلام نشان نمیدهد. به این دلیل که ما مسلمانیم، اعمال ما در رسم و رسومات ازدواج این نشان را دارد که اسلام این رسم و رسومات را قبول دارد و ما وظیفه داریم آنها را انجام دهیم و در این میان، خانوادههایی که بیشتر مذهبیاند، مسئولیتشان سنگینتر است؛ چراکه دیگران اعمال آنها را به پای دین مینویسند.
راه حل چیست؟ سادهترین راه حلی که به ذهن میرسد این است که ما بازگردیم به رسم و رسومات ازدواج در اسلام. اسلام یک رسم واجب در ازدواج دارد که همان عقد شرعی باشد و برخی رسم و رسومات مستحب مثل برگزاری مراسم خواستگاری در روز جمعه، مثل دادن میهمانی برای ازدواج و... . رسم واجب را که باید انجام بدهیم، رسم و رسومات مستحب چه؟ رسم و رسومات مستحب را نیز رعایت کنیم؛ ولی فقط در همان حدی که اسلام معیّن کرده است، حتی کمتر انجام بدهیم؛ چون به هر حال مستحب است و واجب نیست؛ ولی اما بیش از آنکه اسلام معیّن کرده است، انجام ندهیم.
بگذریم! هرچه بیشتر درخصوصباره این مسائل حرف زده شود، غم انسان بیشتر میشود. بهتر است برویم و نفس عمیقمان را بکشیم ... یک نفس عمیق طولانی!
حالا «درجستجوی آرامش» را خواندهای. میدانی که برای آرامش در زندگی باید قبل از ازدواج غریزۀ جنسیات را کنترل کنی. میدانی که برای اقدام به ازدواج بلوغ جسمی و روحی بسیار اهمیت دارد و میدانی که مهمترین ویژگی برای زن و مرد خوب برای ازدواج ایمان است که در سایۀ ایمان، آرامش در زندگیات بیشتر خواهد بود.
۱. مطلع عشق (توصیههای مقام معظم رهبری به زوجهای جوان) گردآوری: محمدجواد علیاکبری. انتشارات انقلاب اسلامی.
۲. چلچراغی برای سقف مشترک. مجموعه رهنما جلد۲۹. محمدرضا احمدی. معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی آستان قدس رضوی.
۳. ازدواج خوب سه قفل سه کلید. مجموعه رهنما جلد۳۲. احمد نبوی. معاونت تبلیغات و ارتباطات آستان قدس رضوی.
۴. ارتباط نیکو زیر سقف. مجموعه رهنما جلد۶۰. علی نقی فقیهی. معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی آستان قدس رضوی.
۵. چگونه همسری باشیم. مجموعه رهنما جلد۸۲. علی نقی فقیهی. معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی آستان قدس رضوی.
۶. روابط دختر و پسر. مجموعه رهنما جلد۵۹. علیرضا مستشاری. معاونت تبلیغات و ارتباطات آستان قدس رضوی.
۷. مطلع مهر. امیرحسین بانکی فرد. انتشارات حدیث راه عشق.
۸. گلبرگ زندگی۱. حسین دهنوی. انتشارات خادمالرضاg.