ghaemiyeh.com
سرشناسه:موسوی، عبدالرحیم، ۱۳۴۲ -
عنوان قراردادی:الامام المهدی (عج) فی روایات اهل السنه . فارسی
عنوان و نام پدیدآور:امام مهدی عجلالله تعالی فرجهالشریف در روایات اهل سنت [کتاب]/ گروه پژوهش و پاسخ به شبهات، عبدالرحیم موسوی؛ مترجم حسینعلی عربی؛ تهیهکننده اداره ترجمه معاونت فرهنگی [مجمع جهانی اهلبیت (ع)]؛ ویراستاری امرا... نصیری.
مشخصات نشر:قم: مجمع جهانی اهل بیت (ع)، ۱۴۳۵ ق.= ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری:۷۴ ص.؛ ۵/۱۴ × ۵/۲۱ سم.
فروست:در مکتب اهل بیت علیهمالسلام؛ ۲۹.
شابک:دوره 978-964-529-270-4 : ؛ 978-964-529-299-5
یادداشت:کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع:محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق -
موضوع:محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - -- احادیث اهل سنت
موضوع:احادیث اهل سنت -- قرن ۱۴
شناسه افزوده:عربی، حسینعلی، ۱۳۴۹ - ، مترجم
شناسه افزوده:نصیری، امرالله ، ویراستار
شناسه افزوده:مجمع جهانی اهل بیت (ع). اداره ترجمه
شناسه افزوده:مجمع جهانی اهل بیت (ع)
رده بندی کنگره:BP۵۱/م۷۸۵الف۸۰۴۱ ۱۳۹۳
رده بندی دیویی:۲۹۷/۹۵۹
شماره کتابشناسی ملی:۳۶۷۵۸۹۹
بسم الله الرحمن الرحیم
امام مهدی عجلالله تعالی فرجهالشریف در روایات اهل سنت
گروه پژوهش و پاسخ به شبهات، عبدالرحیم موسوی
مترجم حسینعلی عربی
«کار اساسی شما [مجمع جهانی اهل بیت ]... معرفی مکتب اهل بیت است به دنیای اسلام. بلکه به سراسر عالم، چون امروز همه دنیا تشنه معنویت اند و این معنویت در اسلام هست و در اسلامی که در مکتب اهل بیت معرفی می کند به نحو جامع و کاملی وجود دارد».
(از بیانات مقام معظم رهبری «مد ظله العالی»، 1386/5/28)
مکتب اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) که تبلور اسلام ناب محمّدی(صلی الله علیه و آله) و متّکی بر منبع وحیانی است، معارف ژرف و عمیقی دارد که از اتقان، استحکام و برهان برخوردار می باشد و مطابق با فطرت سلیم انسان هاست؛ بر همین اساس است که حضرت امام رضا(علیه السلام) فرمودند:
«فإنّ الناس لو علموا محاسن کلامنا لاتّبعونا» [شیخ صدوق(رحمه الله)، عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج275:2]. این مکتب غنی و نورانی در پرتو عنایات الهی و هدایت ائمه ی اطهار(علیهم السلام) و نیز مجاهدت هزاران جهادگر عرصههای علم و فرهنگ در طول قرون گذشته و حال، بسط و گسترش یافته است.
پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(قدس سره) و تأسیس نظام اسلامی با تکیه بر قوانین اسلامی و با
محوریت ولایت فقیه، افق های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جدیدی را برای انسان های آزاده به ویژه مسلمانان و پیروان و محبّان اهل بیت(علیهم السلام) گشود و توجه بسیاری از نخبگان و مستضعفان جهان را به خود معطوف کرد.
مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام)، مولود این دگرگونی مبارک است که به ابتکار مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنهای (مد ظلّه العالی) در سال 1369 شمسی/ 1990میلادی تأسیس شد و تاکنون خدمات شایانی را در تبلیغ معارف قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) و حمایت از پیروان اهل بیت(علیهم السلام) در سراسر جهان انجام داده است.
معاونت امور فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام) در راستای رسالت خود جهت ارتقای شناخت و آگاهی پیروان اهل بیت(علیهم السلام) در موضوعات، سطوح، مخاطبان و عرصه های مختلف، در حوزه های تولید کتاب و مجلات به زبان های متعدد و سائر محصولات فرهنگی به فعالیت پرداخته است .
این اثر با هدف معرفی معارف اهل بیت(علیهم السلام) و پاسخ به شبهات مخالفین به ویژه وهابیان و سلفیها تهیه شده و حاصل تلاش علمی و پژوهشی گروهی از پژوهشگران و نویسندگان فرهیخته و صاحب نظر و ارجمند می باشد.
در اینجا بر خود لازم می دانم از دبیرکل محترم مجمع، حضرات اعضای محترم شورای کتاب، مدیران محترم اداره کل پژوهش و ترجمه، رئیس محترم گروه مطالعات بنیادی، دبیر محترم شورای کتاب و گروه مطالعات بنیادی، مترجمین عزیز و همکاران ادارهی ترجمه تقدیر و تشکر نمایم. همچنین از برادرانی که در ویرایش، تایپ، مقابله، تصحیح، آماده سازی، نشر و چاپ این کتاب تلاش کردند، تشکر می کنم و توفیق همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم.
معاونت امور فرهنگی مجمع در راستای تعمیق و پویایی آثار منتشره در حوزه ی معارف اهل بیت(علیهم السلام) در سراسر جهان، از دیدگاه ها و پیشنهادهای اساتید، فرهیخته گان، صاحب نظران و پژوهش گران ارجمند استقبال می کند تا زمینه های بسط و گسترش هرچه بیشتر معارف اهل بیت (علیهم السلام)فراهم گردد.
به امید تعجیل در ظهور و فرج منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج).
نجف لک زایی
معاون امور فرهنگی
وحدت، همبستگی، اتّحاد و انسجام، از اصول عقلانی و برخاسته از اعماق سرشت انسانی است؛ هم چنان که یک اصل ثابت، مسلّم و همیشگی دین مقدّس اسلام نیز بوده و هست و تحقّق آرمان های آفرینش و نیل به اهداف عالی آن در این راستا قابل دسترسی است و قطعاً هیچ قوم و آحاد جامعهای، در جنگ و فتنه، نزاع و تفرقه، به خیر و سعادت و کمال انسانی، نخواهد رسید.
امام امیر المؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام) می فرماید:
إنّ الله سبحانه لم یُعط أحداً بفُرقةٍ خیراً ممّن مضی ولاممّن بقی. (1)
«خداوند سبحان، نه به گذشتگان و نه به آیندگان ، با تفرقه و جدایی خیری را عطا نکرده و نمی کند».
در سای وحدت و یک دلی است که جامعه به آرمان ها و پلّه های ترقّی، گام نهاده و زیباترین استحکامات را بر سرتاسر جامعه حاکم می کند و محبّت و صمیمیت و صلح و صفا را می گستراند.
از این رو، می بینیم قرآن کریم با لحن محکم و با هدف هدایت، چنین می فرماید:
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَلاَتَفَرَّقُوا وَاذْکُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَکُنْتُمْ عَلَی شَفَاحُفْرَة مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُم مِنْهَا کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ . (2)
«همه با هم، به حبل الله چنگ زنید و پراکنده نشوید و یاد بیاورید آن زمانی را که با هم دشمنی می کردید. پس خداوند دل های شما را به هم نزدیک کرد و الفت و برادری بر شما حاکم نمود و (نیز) یاد بیاورید آن زمانی را که شما، در لب پرتگاه آتش قرار داشتید، پس خداوند شما را از آن نجات داد و خداوند این چنین آیات خود را تبیین می کند، شاید به هدایت دست یابید».
و نیز پیامبر اکرم؛ حضرت محمّد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله) می فرماید:
«المؤمن للمؤمن کالبنیان یشدّ بعضه بعضاً». (1)
«نسبت فردِ با ایمان با مؤمن دیگر، همانند اجزای یک ساختمانند که هر جزئی از ساختمان، جزء دیگر را نگه داشته و محکم می نماید».
و نیز حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) می فرماید:
«المؤمن أخو المؤمن، کالجسد الواحد، إن اشتکی شیئاً منه وجد ألَم ذلک فی سائر جسده». (2)
«مؤمن برادر مؤمن است ، مانند آنکه یک جسد میباشند؛ اگر عضوی از آن به درد آید، درد و رنج آن به دیگر اعضاء خواهد رسید».
بنابر این تفرقه، کینه توزی، نزاع و خونریزی، هرگز مشروعیت و مصونیت نداشته و از کبائر و زشتیهاست که وجدان و عقل سلیم، آن را بی اساس و بی فرهنگی معرّفی کرده و در دین اسلام هم شدیداً مورد نکوهش و توبیخ قرارگرفته و مرتکب آن را به عذاب الهی، وعده داده است.
جهالت جاهلان و دسیس دسیسه گران و فتنه انگیزان، در طول تاریخ مسلمین، کوشیده است که وحدتِ صفوف و یک پارچگی مسلمین، به جنگ و
خون ریزی تبدیل شده و کینه و بغض و بد بینی و اتّهام به خروج از دین و ورود در شرک را گسترش دهد. بنابر این بر مسؤلان و رهبران امّت و برآحاد جامع اسلامی، فرض و حتم است که اجازه ندهند چنین فضائی بر جامعه اسلامی حاکم گردد و در نتیجه ذخائر و ثروت های امت اسلام، توسّط مستکبران روزگار و کافران خوش رنگ و نگار و صاحبان تراست ها و کارتل ها به راحتی و سهولت، غارت شود.
ما پیروان اهل بیت(علیهم السلام)، برخود لازم می دانیم جهت وحدت بیشتر مسلمین و زدودن موانع این اتّفاق و انسجام، نسبتهای ناروائی که در طول تاریخ، به ویژه در این سالهای اخیر، به مکتب اهل بیت(علیهم السلام) و به صورت ناجوانمردانه نسبت داده شده، از خود دورکنیم و با تمام وجود، از این تهمت ها و نسبت ها توسّط تکفیری ها و جریاناتی که آلت دست انگلیسی ها، صهونیستها، و غارتگران امریکا و ... هستند، اعلان انزجار و تبرّی بجوییم.
از باب نمونه:
1 - ما که کتاب آسمانی مصون از تحریف، یعنی قرآن کریم را تنها کتاب هم مسلمین و بدون آن که کم و زیاد شده باشد و عیناً، همان قرآن کریم حضرت خاتم الأنبیاء محمّد مصطفی(صلی الله علیه و آله) و ثقل اکبر و سرتاسر آن را داعی توحید و یکتاپرستی می دانیم؛
ما که بزرگ ترین موفّقیت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را نفی بتها (اصنام) و نفی عبادت لات و عزّی و اعلان و تحقّق کلم توحید «لا إله إلا الله» می دانیم؛
ما که خطبه های غرّای توحیدی مولی الموحدین امیر المؤمنین(علیه السلام) را - شبانه روز - در مراکز آموزشی و پژوهشی، دانشگاه ها و حوزه ها و محافل علمی و تربیتی مان به تلاوت و تدریس و استضائه می نشینیم؛
«... متی غِبْتَ حتّی تَحْتاجَ إلی دلیلٍ یَدلُّ علیکَ... عَمِیَتْ عینٌ لا تراکَ... ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَک وَما الّذی فَقَدَ مَنْ وَجَدَک...». (1)
با هم این اوصاف، به صورت جاهلانه و مزوّرانه و مزدورانه به هدف بدبین کردن سایر مسلمین ناجوانمردانه به شرک متّهم شده و می شویم!!! (فما لهم کیف یحکمون)؟؟!!.
2 - اعتقاد به امام مهدی(علیه السلام) و مهدویت، ریشه قرآنی دارد و مذاهب و فرق اسلامی - روی هم رفته - به آن اعتراف دارند تا جائی که انکار آن را موجب قتل منکر آن دانسته اند. (2)
و نیز جایگاه رفیعی از سنّت و معرفت اسلامی را برای آن حضرت ذکر کرده اند و قاطب علمای اهل بیت(علیهم السلام) و بسیاری از علمای مذاهب اسلامی، روایات و احادیث و اخباری که در شأن و ولادت آن حضرت است، مورد تصریح و تصحیح و اعتراف قرارداده اند؛ مانند صاحب سنن ترمذی، قرطبی مالکی، ابوجعفر عقیلی، سیوطی، ابن حجر عسقلانی، حاکم نیشابوری، بیهقی، ابن اثیر، بغوی، ابن قیم، ذهبی، تفتازانی، ابن کثیر دمشقی، جزری شافعی، عبدالوهّاب شعرانی، متّقی هندی، عبدالباقی زرقانی، سفارینی حنبلی، محمّد امین
سویدی، شوکانی، مؤمن شبلنجی، قنوجی بخاری، کتانی مالکی، خضر مصری، غماری شافعی، ناصر الدین البانی، ابواعلی مودودی، کمال الدین ابن طلحه شافعی، یاقوت حموی، ابو نعیم اصفهانی، ابن جوزی حنبلی، گنجی شافعی، جوینی شافعی، ابن علی شافعی همدانی، حمد الله مستوفی، ابن شحن حلبی حنفی، خواجه پارسا حنفی، ابن صبّاغ مالکی، سراج رفاعی، ابن طولون دمشقی، ابو عبّاس قرمانی حنفی، ابن عامر شبراوی، ساباط قاضی حنفی، قندوزی حنفی، حمزاوی شافعی مصری، زرکلی سلفی، یونس سامرایی، احمد طوسی بلاذری، ابن شاکر بدری شافعی، عبدالکریم یمانی، صبان شافعی، ابن عماد دمشقی حنبلی و غیر اینان... .
امام مهدی(علیه السلام) و مهدویت - که در کتاب و سنّت، محکم ترین ریشه و اساس و برهان و این همه معترف به تواتر و صحت و ولادت و حیات از جمیع فرق اسلامی دارد- چگونه با زشتترین تعبیرها مورد استهزاء و تمسخر و افتراء و نسبتهای ناروا قرار گرفته است؟!.
از این عصار انبیاء و خلف اوصیا، گاهی به «امام مزعوم» و گاهی به «معدوم» و ... تعبیر میشود !! و گاهی مینویسند که شیعیان کنار سرداب حلّه یا سرداب بغداد، یا سرداب سامرّا (1)و یا ... مرکبی را آماده میکنند تا آن که او وقتی که از آن سرداب خارج شد، سوار آن مرکب شود!. اینان هنگام نماز هم، هم چنان در کنار مرکب باقی میمانند، زیرا ممکن است که در همان وقت از سرداب خارج شود و کسی کنار مرکب نباشد تا او را سوار کنند!!.
1) (1) - بالآخره، معلوم نشد این سرداب کجاست!
وارونه نشان دادن حقایق، تحریف و سیاه نمایی در زمین اعتقادات و معارف حقّه اهل بیت(علیهم السلام) توسّط دشمنان و بقاء بر میتهای آکلة الاکباد و آنان که گوینده «لااله الاّ الله و محمّدٌ رسول الله» و معتقدان معاد و محشر و اهل قبله و قرآن را همانند گوسفند سر می برند و جهت جلب رضایت سردمداران کفر و غاصبان قدس، همه گونه خوش خدمتی دارند و در تمام دوران ننگین رژیم جعلی و سفّاک صهیونیستی، در حمایت از مظلومین فلسطین، و مقدسات مسلمین حتی یک فشنگ و یا تیری رها نکردهاند، امّا هر روز شاهد آنیم که دسته دسته اهل قبله و توحید و بعثت و معاد را با کمال شقاوت و بی رحمی، قطعه قطعه و به آتش میکشند و فتنه و تفرقه را بین امّت اسلام میگسترانند.
لازم به تذکر است: این دو مورد به عنوان نمونه بود و گرنه مسلمانان هر روزه شاهد نشر و بسط صدها مورد دیگر با هزاران سایت و کتاب و مقالات و نرم افزار، توسّط این مجموع فاقد عاطفه و رحم و متحجّر و تکفیری با هدف شوم تفرقه افکنی و جنگ و جدال در امّت اسلامی می باشند، فإلی الله المشتکی.
در هر صورت، ما به عنوان این که به حفظ وحدت مسلمین و قطع ید اجانب از بلاد اسلامی و زدودن اتّهامات و افتراءات از مکتب اسلام و معارف اهل بیت(علیهم السلام) مکلّفیم، بر خود واجب میدانیم جهت زایل کردن بدبینی از ذهنیتی که اینان در بین عموم مسلمین با دروغ، نفاق، افتراء و بهتان ساختهاند، اقدام نماییم و انزجار و بی زاری خود را از این تفرقه افکنان و جنگ افروزان وابسته به استکبار و کفر جهانی، اعلان نماییم.
مجموع «فی رحاب اهل البیت(علیهم السلام)» (1)حدود چهارده سال پیش، جهت زدودن این ذهنیت و زدودن برخی از موانع وحدت، در معاونت امور فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام و با کمک، مساعدت و همکاری گروهی از فضلا و محققین (2)، طرّاحی و سپس مورد تنظیم و تدوین قرار گرفت.
بحمدالله به سرعت و به طور گسترده و چشمگیر، مورد استقبال محافل علمی و پژوهشی و علاقه مندان و دوستداران وحدت مسلمین، قرار گرفت.
شخصیتهای علمی و دست اندرکاران نشر و قلم و گروههای محاوره و مناظره، در همان زمان تدوین و نشر، پیشنهاد ترجمهی این مجموعه را به زبانهای زنده دنیا دادند که بحمدالله ترجم فارسی آن توسّط ادار ترجم
1) (1) - این مجموعه بیش از چهل جلد است که هر یک از آنها به یک موضوع و یک شبهه اختصاص دارد و به زبان عربی و با سبک مقارنه و ارائه دلائل تنظیم یافته است.
2) (2) - جهت تقدیر از زحمات عزیزانی که در این مجموعه به نوعی تلاش داشته و نقشی که در تحقّق این کار علمی و فرهنگی داشتهاند. متذکّر می شویم: 1 - ابوالفضل اسلامی (علی)؛ مسؤول گروه و مشرف علمی پروژه. 2 - سید منذر حکیم؛ پیگیر امور مجموعه. 5 - 3 - سید عبدالرحیم موسوی(رحمه الله)، شیخ عبدالکریم بهبهانی و صباح بیاتی؛ تهیه کنندگان بعضی از متون مجموعه. 9 - 6 - شیخ عبدالأمیر سلطانی، شیخ محمّد هاشم عاملی، شیخ محمّد امینی و شیخ علی بهرامی؛ تصدّی مسائل استخراج و مقابله. 13 - 10 - سید محمدرضا آل ایوب، عباس جعفری، حسین صالحی و عزیز عقابی؛ در مسائل تصحیح و تطبیق و روند امور. ضمن آن که از نظرات ارزشمند آقایان: شیخ جعفر الهادی (خوشنویس)، شیخ محمّدهادی یوسفی غروی، استاد صائب عبدالحمید وغیر اینان در برخی از این متون استفاده کردهایم. جزاهم الله خیر الجزاء. (ناشر)
معاونت امور فرهنگی، آماده گردید و اینک مورد بررسی مجدّد و ویراستاری قرار گرفت و تقدیم علاقه مندان میشود.
امید است که این تلاش و جهاد فرهنگی، مورد قبول پروردگار متعال و عنایت حضرت بقیة الله الأعظم(عج) قرار گرفته باشد.
گروه مطالعات بنیادی
ابوالفضل اسلامی (علی)
1392/8/28
عقیده به ظهور مصلح جهانی و برپایی حکومت عدل فراگیر، به ادیان آسمانی اختصاصی ندارد بلکه مکاتب فکری و فلسفی نیز بدان عقیده دارند. برای مثال «مکتب کمونیسم»، تاریخ را براساس تناقضات (تز و آنتیتز) تفسیر میکند و میگوید:
«روز موعودی فراخواهد رسید که تناقضات به پایان میرسد و صلح و آرامش، جهان را فرا میگیرد». (1)
تعدادی از اندیشمندان که دارای اعتقادات مذهبی و دینی نیستند نیز این عقیده را پذیرفتهاند. برای مثال اندیشمند مشهور بریتانیایی، برتراندراسل میگوید:
«جهان، در انتظار مصلحی است که آن را زیر پرچم واحد و شعار واحد، متّحد کند». (2)
فیزیکدان مشهور جهان، آلبرت اینشتاین نیز میگوید:
«روزی که در تمام جهان صلح و آرامش برقرار شود و مردم با صفا و محبّت در کنار هم زندگی کنند، چندان دور نیست». (1)
امّا متفکّر ایرلندی، برناردشاو با دقّت و صراحت بیشتری به لزوم ظهور مصلح جهانی اشاره کرده میگوید:
«او در قید حیات است و دارای بنیۀ جسمانی قوی و سالم میباشد و عقل خارقالعادهای دارد. او انسان کاملی است که انسانهای دیگر، با تلاش و کوشش فراوان میتوانند به سوی کمالات او حرکت کنند. عمرش طولانی میشود و به حدود سیصد سال میرسد و میتواند از تجربیاتی که در طول زندگیاش به دست آورده است، استفاده کند». (2)
چنان که گفته شد، ادیان آسمانی، به حتمی بودن ظهور مصلح جهانی اشاره کردهاند و کسی که کتابهای مقدّس را مطالعه و بررسی کند، در مییابد که بشارتهای آسمانی، اشاره میکند که این مصلح جهانی، همان «مهدی صاحبالزمان» است که مذهب شیعه بدان معتقد است. (3)
قاضی ساباطی، یکی از بشارتهای موجود در کتاب اشعیا، از عهد عتیق کتاب مقدّس، در شأن مصلح جهانی را بررسی و تحقیق کرده و گفته است:
«این نص، به صراحت میگوید که وی مهدی(عج) میباشد».
آنگاه در ادامه مینویسد:
«امامیه میگویند که وی محمّد بن حسن عسکری است که در سال 255 در عصر معتمد عبّاسی، در سامرّا متولّد شده است. مادرش کنیز امام حسن عسکری به نام نرجس بوده است. او یک سال غایب شد، (1)سپس ظاهر شد و دوباره غایب شد که این غیبت کبری است و بعد آن تا زمانی که خدا بخواهد، بر نمیگردد.
از آن جا که عقیدۀ شیعه با این نص، مطابقت بیشتری داشته است، آن را نقل کردهام و هدف من، دفاع از امّت محمّد(صلی الله علیه و آله) با قطع نظر از تعصّب نسبت به مذهب خاصّی میباشد، برای همین گفتم که آنچه مذهب شیعه میگوید، با نصّ کتاب مقدّس، مطابقت بیشتری دارد». (2)
همچنین محمّدرضا فخرالاسلام - که مسیحی بوده و سپس به اسلام گرویده و از میان مذاهب مختلف، شیعه را انتخاب کرده - به همین نتیجه رسیدهاست.
او کتاب انیس الاعلام را در ردّ یهود و نصارا نوشته است. در این کتاب که شبیه دایرة المعارف میباشد، بشارتهای وارد شده در کتاب مقدّس را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده که منطبق بر «مهدی بن حسن عسکری» است. (1)
کسی که با دقّت، بشارتهای کتاب مقدّس را بررسی کند، در
مییابد که اوصاف مربوط به مصلح جهانی، بر غیر مهدی منتظر - که اهل بیت(علیهم السلام) بدان عقیده دارند - مطابقت نمیکند، برای همین اگر کسی عقیدۀ اهل بیت را نشناسد، نمیتواند به مصداق بشارتهای کتاب مقدّس دسترسی پیدا کند؛ چنان که مفسّران کتاب مقدّس چنین حرفهایی را زدهاند. برای مثال مفسّران انجیل، در مورد بندهای 1 و 17 از سفر رؤیا و فصل دوازدهم در مورد مکاشفات یوحنّا لاهوتی گفتهاند:
«شخصی که این بشارتها به ظهور او مژده میدهد، هنوز متولّد نشده است؛ از این رو، تفسیر واضح و روشن این فقرات، در آیندهای معلوم میشود که مصلح جهانی، ظهور کرده باشد». (2)
همچنین عدّهای از علمای اهل سنّت به همین نتیجهای رسیدهاند که ذکر شد. برای مثال استاد سعید ایوب به این نتیجه رسیده است
که مصداق بشارتهای سفر رؤیا از کتاب مقدّس، همان مصداقی است که امامیه بدان معتقد هستند.
وی میگوید:
«در اسفار انبیا نوشته شده است که هیچ عیبی در عمل مهدی نیست».
سپس در توضیح این فقره گفته است:
«من گواهی میدهم که مهدی را با این صفات در کتابهای اهل کتاب یافتهام و هر آینه اهل کتاب دربارۀ اخبار مربوط به مهدی، بررسی و تتبّع کردهاند؛ چنان که در مورد اخبار جدّش(صلی الله علیه و آله) تتبّع و جستجو کرده بودند. اخبار سفر رؤیا به زنی اشاره دارد که از او دوازده مرد متولّد میشوند».
سپس به زن دیگر اشاره میکند؛ یعنی همان زنی که آخرین مرد را که از صلب زن اوّل میباشد، میزاید و در سفر آمده است:
«مشکلات و خطرات زیادی این زن را فرامیگیرد و سمبل این خطرات تنین (اژدها) است. و میگوید: تنین جلو این زن در حال زاییدن، ایستاده و منتظر است که او فرزندش را بزاید تا آن را ببلعد». (1)
یعنی سلطۀ حاکم در صدد به قتل رساندن این فرزند تازه به دنیا آمده است.
1) (1) - سفر رؤیا: 12/ 3.
بارکلی در تفسیر خود در بارۀ تولّد کودک این فقره مینویسد:
«هنگامی که خطرها این زن را احاطه کرد، خداوند فرزندش را از نظرها غایب کرد تا او را حفظ کند». (1)
سفر ذکر میکند که:
«غیبت این فرزند به مدّت 1260 روز خواهد بود (2)و این مدّتی است که نزد اهل کتاب، رمز و رازهایی دارد».
سپس بارکلی دربارۀ نسلِ زن اوّل به صورت عام میگوید:
«تنین، جنگ و ستیز وحشیانهای را با نسل این زن ایجاد میکند؛ چنان که در سفر آمده است: تنین بر این زن، خشمناک میگردد و در صدد است تا جنگ وحشیانهای را با نسل او که به دنبال حفظ دستورات الهی هستند، آغاز کند». (3)
استاد سعید ایوب در توضیح این فقرات مینویسد:
«اینها اوصاف مهدی است و مطابق با اوصافی است که شیعۀ اثنی عشریه برای مهدی قایل است». (4)
1) (1) - سفر رؤیا: 12/ 5.
2) (2) - این مدّت، به صورت سمبلیک و رمزگونه است. در اصل زبان عبری آمده است: او به زودی از تنین، یک زمان و دو زمان و نصف زمان غایب می شود. (ر.ک: بشارات العهدین: 263).
3) (3) - سفر رؤیا: 12/ 13.
4) (4) - المسیح الدجّال، سعید ایوب: 380 - 379، به نقل از المهدی المنتظر فی الفکر الاسلامی، انتشار مرکز الرساله: 14 - 13.
و برای تأیید گفتار خویش، مطالبی را در حاشیۀ کتاب آورده است که این اوصاف را با مهدی امامیه انطباق میدهد. (1)
بنابر این، بسیاری از تحقیق و بررسیها نشان داده است که بشارتهای کتاب مقدّس به «مهدی منتظر» اشاره دارد و مطابق با همان اوصافی است که مذهب اهل بیت(علیهم السلام) برای مهدی، قایل است.
با روشن بودن موضوع و عقیدۀ شیعه دربارۀ حضرت مهدی(عج) که دربارۀ آن، کتابهای متعدّد و مفصّلی نوشته شده و روایات اهلبیت(علیهم السلام) در آنها جمعآوری گشته، در این جا به بررسی روایات اهل سنّت میپردازیم که دربارۀ حضرت مهدی(عج) وارد شده است.
در این بررسی میخواهیم بدانیم که آیا روایات اهل سنّت نیز به عنوان و شخصیت و اوصاف امام(علیه السلام) تصریح کرده، یا فقط ظهور را به صورت متواتر روایت کرده است؟
بدیهی است که اعتقاد و یقین به ظهور مصلح جهان، بدون اطّلاع از شخصیت و اوصاف او، نمیتواند یک اعتقاد مفید و مطابق با خواستۀ رسالت اسلامی باشد؛ زیرا اعتقاد به ظهور، بدون ایمان و عقیده به حضرت مهدی(عج) اعتقاد به آن حضرت را فاسد و
1) (1) - ر.ک: الامام المهدی، در ضمن سلسله کتابهای اعلام الهدایه، چاپ مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام): 24 - 9.
بیخاصیت میکند؛ چنان که اگر شخصی، اعتقاد به وجوب نماز داشته باشد، امّا اطّلاعی از ارکان و فروعات آن نداشته باشد، در این صورت، اعتقاد به وجوب نماز هم بیخاصیت و بیهوده خواهد بود.
در این کتاب، شناخت حضرت مهدی(عج) از منظر روایات اهل سنّت را در ضمن چند مبحث مورد بررسی قرار میدهیم.
بسیاری از علمای اهل سنّت به ولادت حضرت مهدی(عج) اعتراف کردهاند و بعضی به جمعآوری این اعترافات در مجموعههای مخصوصی اقدام کردهاند. این اعترافات از ابتدای عصر غیبت صغری (329- 260ه-.ق.) تا کنون به صورت مستمر ادامه داشته و به حدّ تظافر رسیده است.
ما در این جا به بعضی از اعترافات این علما اشاره میکنیم و برای مطالعۀ بیشتر، باید به کتابهای مفصّلتر مراجعه کرد. (1)
1) (1) - ر.ک: کتاب الایمان الصحیح، سید قزوینی؛ الامام المهدی فی نهج البلاغه، شیخ مهدی فقیه ایمانی؛ من هو المهدی؟، تبریزی؛ الزام الناصب، یزدی حائری؛ الامامالمهدی، استاد محمّد علی دخیل؛ دفاع عن الکافی، سید ثامر العمیدی. در کتاب اخیر، اعترافات128 نفر از اهل سنّت در مورد ولادت حضرت مهدی(عج) جمعآوری شده است که بر حسب قرنی که در آن می زیستهاند، مرتّب شدهاند. اوّلین آنان ابوبکر محمّدبن هارون رویانی (متوفّای 307 ه-.ق.) می باشد که در کتاب خطّی خود المسند، بدان اشاره کرده است و آخرین آنان، استاد معاصر یونس احمد سامرایی می باشد که در کتابش سامرّاء فی ادب القرن الثالث الهجری، بدان اشاره نموده و دانشگاه بغداد در سال 1968م. آن را منتشر کرده است. ر.ک: دفاع عن الکافی: 1/ 592 - 568، تحت عنوان: الدلیل السادس، اعترافات اهل السّنة.
او در کتاب الکامل فی التاریخ، در ضمن حوادث سال 260 هجری مینویسد:
«در این سال، ابومحمّد علوی عسکری از دنیا رفت. او بنابر مذهب امامیه، یکی از ائمّۀ دوازده گانه است و پدر محمّد میباشد که او را امام منتظر میدانند». (1)
او در وفاتالأعیان مینویسد:
«ابوالقاسم محمّد بن حسن عسکری بن علی الهادی بن محمّد الجواد - که قبلاً او را نام بردیم - دوازدهمین امام شیعیان و معروف به حجّت میباشد. او در روز جمعه، نیمه شعبان سال 255 به دنیا آمدهاست».
سپس از مورّخ جهانگرد، ابن ازرق فارقی (متوفّای 577 ه-. ق.) نقل کرده است که در تاریخ میافارقین گفته:
«این حجّت مذکور، در نهم ماه ربیع الأوّل سال 255 به دنیا آمده و گفته شده است که میلاد او در هشتم شعبان سال 256 بوده است و همین صحیحتر است». (2)
باید گفت که قول صحیح در مورد ولادت آن حضرت(عج) همان قول اوّل ابنخلکان؛ یعنی روز جمعه، نیمه شعبان سال 255 میباشد و تمام شیعیان بر همین قول اتّفاق نظر دارند. در این زمینه روایات صحیحی نقل شده و علمای متقدّم بر آن تأکید کردهاند.
شیخ کلینی - که تقریباً تمام عصر غیبت صغری را درک کرده - این تاریخ را از مسلّمات دانسته و روایات مربوط به این تاریخ را بر روایات دیگر مقدّم داشتهاست. او دربارۀ میلاد آن حضرت نوشته:
«آن حضرت در نیمۀ شعبان سال 255 قمری متولّد شده است». (1)
شیخ صدوق (متوفّای 381 ه- .ق.) از استاد خود، محمّد بن محمّد بن عصام کلینی، از محمّد بن یعقوب کلینی، از علی بن محمّد بن بندار روایت کرده است:
«صاحب الزمان(عج)، در نیمۀ شعبان سال 255 هجری متولّد شده است». (2)
لازم به ذکر است که کلینی، قول خود را به علی بن محمّد نسبت نداده است؛ زیرا این قول، مشهور و مورد قبول همه است.
او در سه کتاب خود به ولادت حضرت مهدی(عج) اعتراف کرده است و کتابهای دیگر او را مورد بررسی قرار ندادهایم.
در کتاب العبر مینویسد:
«در سال 256 هجری، محمّد بن حسن بن علی الهادی بن محمّد الجواد بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق العلوی الحسینی متولّد شده است. او همان ابوالقاسمی است که رافضیها او را حجّت مینامند و لقبش را مهدی، منتظر و صاحب الزمان میدانند و او آخرین امام از ائمّۀ دوازده گانه است». (1)
همچنین در تاریخ دول الاسلام، در شرح حال امام حسن عسکری(علیه السلام) مینویسد:
«حسن بن علی بن محمّد بن علی الرضا بن موسی بن جعفر الصادق، ابو محمّد الهاشمی حسینی، یکی از امامان شیعه است که قایل به عصمت آنان هستند و به او حسن عسکری گفته میشود؛ زیرا در سامرّا سکونت داشته است و به این شهر، عسکر گفته میشد. او پدر امام منتظر رافضیهاست که در هشتم ربیع الأوّل سال 260 هجری، در 29 سالگی از دنیا رفت و در کنار پدرش به خاک
1) (1) - العِبَر فی خبر مَنْ غَبَر: 3/ 31.
سپرده شد، امّا پسرش، محمّد بن حسن که رافضیها او را قائم و حجّت مینامند، در سال 258 متولّد شده است». (1)
و در کتاب سیر اعلام النبلاء مینویسد:
«منتظر شریف، ابوالقاسم محمّد بن حسن العسکری بن علی الهادی بن محمّد الجواد بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمّد الباقر بن زین العابدین بن الحسین الشهید بن الامام علی ابن ابی طالب العلوی الحسینی، آخرین امام، از ائمّۀ دوازده گانه میباشد». (2)
لازم به ذکر است که آنچه مورد نظر ما دربارۀ ولادت حضرت مهدی(عج) بود، نقل کردیم، امّا دربارۀ عقیدۀ ذهبی در مورد مهدی(عج) باید گفت که وی تنها در انتظار سراب بوده است.
در ذیلِ تتمّۀ مختصر که معروف به «تاریخ ابن الوردی» میباشد، آمده است:
«محمّد بن حسن الخالص در سال 255 هجری به دنیا آمد». (3)
او در کتاب الصواعق المحرقه، فصل آخر باب یازدهم مینویسد:
«ابو محمّد الحسن الخالص که ابن خلکان او را عسکری نامیده است، در سال 232 هجری متولّد شد... و در 28 سالگی در سامرّا از دنیا رفت و در کنار پدر و عمّهاش به خاک سپرده شد. گفته میشود که او مسموم شد. او غیر از ابوالقاسم، محمّد الحجّه فرزندی نداشت که هنگام وفات پدرش، پنج ساله بود، امّا در همین سن، خداوند به او حکمت را عنایت کرده بود. او قائم و منتظر نامیده میشود؛ زیرا گفته شده است که در مدینه از نظرها غایب شد و معلوم نشد که کجا رفته است». (1)
او در کتاب الاتحاف تصریح میکند که حضرت مهدی(عج) محمّد بن حسن عسکری در شب نیمۀ شعبان سال 255 هجری متولّد شده است. (2)
او در کتاب نور الأبصار به اسم امام مهدی(عج) و نسب شریف و کنیه و القاب وی به طور مفصّل اشاره میکند تا این که میگوید:
«او آخرین امام از ائمه دوازده گان امامیه میباشد». (1)
او در الأعلام، در شرح حال امام مهدی منتظر مینویسد:
«محمّد بن حسن عسکری الخالص بن علی الهادی ابوالقاسم، آخرین امام دوازدهگانۀ امامیه میباشد... در سامرّا به دنیا آمد و هنگامی که پنج ساله بود، پدرش از دنیا رفت و گفته شده است که در شب نیمۀ شعبان سال 255 متولّد شده و در سال 265 به غیبت صغری رفته است». (2)
باید گفت که شروع تاریخ غیبت به اتّفاق نظر شیعه، از سال 260 هجری بوده است و شاید آنچه در الأعلام آمده است، غلط چاپی باشد؛ زیرا زرکلی سال غیبت را به صورت عددی نوشته و احتمال اشتباه در آن بسیار زیاد است. برای اطّلاع بیشتر میتوانید به کتاب المهدی المنتظر فی الفکر الاسلامی، چاپ مرکز الرساله، صفحۀ 127 - 123 مراجعه کنید.
کسی که به بررسی روایات صحیحهای که در کتابهای اهل سنّت دربارۀ نام و نسب مهدی(عج) وارد شده است، بپردازد، در مییابد که این روایات بر این نکته تأکید می ورزند که نسب مهدی(عج) به رسول الله(صلی الله علیه و آله) بر میگردد و او از اهلبیت(علیهم السلام) و آخرین امام از ائمّۀ دوازدهگانۀ معصوم است که ملقّب به «مهدی منتظر» میباشد.
این مطالب، مطابق با اعتقاد شیعۀ امامیه میباشد و در این جا به برخی از روایاتی که از نام و نسب او بحث میکند، اشاره میشود:
از قتاده روایت شده است که:
«از سعید بن مسیب پرسیدم: آیا مهدی حق است؟ گفت: بله حق است. پرسیدم: از چه طایفهای است؟ گفت: کنانه. پرسیدم: از چه تیرهای؟ گفت: از قریش. پرسیدم: از چه بطنی؟ گفت: از بنی هاشم». (1)
1) (1) - عِقد الدرر: 44 - 42، باب اوّل؛ مستدرک حاکم: 4/ 553؛ مجمع الزوائد: 7/ 115.
ابن ماجه از انس بن مالک روایت کرده است:
«رسول الله(صلی الله علیه و آله) فرمود: ما فرزندان عبدالمطّلب؛ یعنی من و حمزه و علی و جعفر و حسن و حسین و مهدی، از سادات اهل بهشت هستیم». (1)
از سیف بن عمیر روایت شده است:
«نزد منصور عبّاسی بودم که ناگهان به من گفت: ای سیف بن عمیر! بدان که حتماً منادی از آسمان، به اسم مردی از فرزندان ابوطالب، ندا خواهد داد.
عرض کردم: فدایت شوم ای امیرالمؤمنین! آیا این را روایت میکنی؟
گفت: آری، قسم به آن که جانم به دست اوست! این را با گوشهایم شنیدم.
عرض کردم: ای امیرالمؤمنین! من این حدیث را تاکنون نشنیدهام!
1) (1) - سنن ابن ماجه: 2/ 1368، ح 4087، باب خروج مهدی(عج)؛ مستدرک حاکم: 3/ 211؛ جمع الجوامعلإ سیوطی: 1/ 851.
گفت: ای سیف! این ندا حق است و اگر بیاید، ما اوّلین کسانی هستیم که آن را اجابت میکنیم، امّا این ندا به سوی یکی از پسر عموهای ماست.
عرض کردم: مردی از فرزندان فاطمه؟
گفت: آری، ای سیف! اگر من این حدیث را از ابوجعفر، محمّد بن علی (امام باقر(علیه السلام) نشنیده بودم و تمام اهل زمین آن را روایت میکردند، آن را قبول نمیکردم، امّا من آن را از محمّد بن علی شنیدهام». (1)
از ابوسعید خدری روایت شده است:
«رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: قیامت برپا نمیشود تا زمین پر از ظلم و جور شود، آنگاه مردی از عترت، یا اهل بیت من ظهور میکند که زمین را پر از قسط و عدل میکند، پس از آن که پر از ظلم و جور شده باشد». (2)
1) (1) - عقد الدرر، مقدّسی شافعی: 150 - 149/ باب چهارم.
2) (2) - مسند احمد: 3/ 424، ح 10920؛ مسند ابی یعلی: 2/ 274، ح 987؛ مستدرک: 4/ 577؛ عقد الدرر: 36، باب اوّل؛ موارد الظمآن: 464، ح 1880 و 1879؛ مقدّمه ابن خلدون: 250، فصل 53؛ جمعالجوامع: 1/ 902؛ کنز العمّال: 14/ 271، ح 38691؛ ینابیع المودّه: 433، باب 73.
مثل همین روایت را عبدالله بن عمر از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) چنین روایت میکند:
«قیامت برپا نمیشود تا مردی از اهل بیت من ظهورکند که همنام من است». (1)
و از علی(علیه السلام) روایت شده است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«مهدی، از ما اهل بیت است که خداوند در یک شب، کار او را اصلاح میکند». (2)
1) (1) - مسند البزاز: 1/ 281؛ مسند احمد: 3761؛ سنن ترمذی: 4/ 55، باب 52، ح 2230؛ المعجم الکبیر: 10/ 135/ ح 10221؛ تاریخ بغداد: 4/ 388؛ عقد الدرر: 38، باب 3؛ مطالب السؤول: 2/ 81؛ البیان فی اخبار صاحب الزمان، محمّد نوفلی قریشی گنجی شافعی: 91؛ فرائد السمطین: 2/ 327، ح 576؛ الدرّ المنثور: 6/ 58؛ جمع الجوامع: 1/ 903؛ کنزالعمّال: 14/ 271، ح 38962؛ برهان المتقی: 90، باب 2، ح 4.
2) (2) - کتاب ابن ابی شیبه: 8/ 678، ح 190؛ فتن ابن حماد و مسند احمد: 1/ 84؛ تاریخ بخاری: 1/ 371/ ح 994؛ سنن ابن ماجه: 2/ 1367، باب 34/ ح 4085؛ مسند ابویعلی: 1/ 359/ ح 465؛ حلیة الاولیاء: 3/ 177؛ الکامل، ابن عدی: 7/ 2643؛ الفردوس: 4/ 222، ح 6619؛ البیان فی اخبار صاحب الزمان، گنجی شافعی: 100؛ عقد الدرر: 183، باب 6؛ العلل المتناهیه: 2/ 2856، ح1432؛ فرائد السمطین: 2/ 331، ح 583; میزان الاعتدال: 4/ 294؛ الحاوی، سیوطی: 2/ 213؛ الدرّ المنثور: 6/ 58؛ جمعالجوامع: 1/ 449؛ الجامع الصغیر: 2/ 672، ح 9243؛ صواعق، ابن حجر: 163، باب 511، فصل 1؛ کنزالعمّال: 14/ 264، ح 38664؛ برهان المتقی: 87، باب 1/ ح 43؛ مرقاة المفاتیح: 9/ 349؛ فیض القدیر: 6/ 278، ح 9243.
از عبدالله بن عمر روایت شده است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«در آخر الزمان، مردی از فرزندان من ظهور میکند که همنام و هم کنیه من است. او زمین را از عدل پر میکند، پس از آن که از ظلم پرشده است. او مهدی است». (1)
از امّ سلمه، همسر پیامبر(صلی الله علیه و آله) روایت شده است که آن حضرت فرمود:
«مهدی حق است و از فرزندان فاطمه میباشد». (2)
همچنین امّسلمه روایت کرده است:
«از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنیدم که میفرماید: مهدی از عترت من، از فرزندان فاطمه میباشد». (3)
1) (1) - تذکرة الخواص: 33; عقد الدرر: 43/ باب اوّل؛ منهاج السنه، ابن تیمیه: 4/ 87 - 86.
2) (2) - تاریخ طبری: 3/ 364؛ المعجم الکبیر: 23/ 267، ح 566; مستدرک حاکم: 4/ 557.
3) (3) - سنن ابی داوود: 4/ 104، ح 4284؛ سنن ابن ماجه: 2/ 1368، باب 34، ح 4086؛ الفردوس: 4/ 497، ح 6943؛ مصابیح البغوی: 3/ 492، باب 3، ح 4211؛ جامع الاصول: 5/ 343؛ مطالب السؤول: 8؛ عقد الدرر: 36، باب اوّل؛ میزان الاعتدال: 2/ 87؛ مشکاة المصابیح: 3/ 24، فصل 2، ح 5453؛ تحفة الاشراف: 13/ 7، ح 18153؛ الجامع الصغیر: 2/ 672، ح 9241؛ الدرّ المنثور: 6/ 58؛ جمع الجوامع: 1/ 449؛ الصواعق المحرقه، ابن حجر: 141، باب 11/ فصل 1؛ کنزالعمّال: 14/ 262، ح 38662؛ مرقاة المفاتیح: 9/ 350؛ اسعاف الراغبین: 145؛ فیض القدیر: 6/ 277، ح 9241؛ التاج الجامع للاصول: 5/ 343.
از حذیفة بن یمان روایت شده است:
«روزی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) برای ما خطبه خواند و ضمن صحبتهایش فرمود: اگر از دنیا تنها یک روز مانده باشد، خدای متعال آن را طولانی خواهد کرد تا مردی از فرزندانم که همنام من است، ظهورکند. سلمان فارسی پرسید: از کدام فرزندتان ای رسول خدا؟! فرمود: از این فرزندم و دستش را به پشت حسین(علیه السلام) زد». (1)
از ابو سعید خدری روایت شده است:
«رسول خدا(صلی الله علیه و آله) یک بار مریض شد که از آن بهبودی یافت. در همین حال دخترش فاطمه(علیهاالسلام) به عیادتش آمد و من در سمت راست
1) (1) - المنار المنیف، ابن قیم: 329 و 148، فصل 50، به نقل از طبرانی در الأوسط؛ عقد الدرر: 45/ باب اوّل؛ ذخائر العقبی، محب طبری: 136؛ فرائد السمطین: 2/ 575 و 325، باب 61؛ القول المختصر، ابن حجر: 7/ 37، باب 1؛ فرائد فوائد الفکر: ص 2، باب اوّل؛ السیرة الحلبیه: 1/ 193؛ ینابیع المودّة: 3/ 63، باب 94.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نشسته بودم. وقتی که فاطمه ضعف و بیحالی پدرش را دید، بغض گلویش را گرفت و اشکش جاری شد.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به وی فرمود: چرا گریه میکنی ای فاطمه؟! آیا نمیدانی که خداوند نظری به زمین افکند و از میان خلایق، پدرت را به عنوان پیامبر برگزید، سپس نظر دیگری به زمین افکند و شوهر تو را برگزید و به من وحی کرد تا او را به همسری تو برگزینم و او را وصی خودم قرار دهم؟ آیا نمیدانی که مورد لطف و کرم خداوند واقع شدهای که پدرت تو را به عالمترین و صبورترین و اوّلین مسلمان، تزویج کرده است؟
فاطمه(علیهاالسلام) خوشحال شد و خندید. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) میخواست که بیشتر به عنایتهایی که خداوند به محمّد و آل محمّد ارزانی داشته بود اشاره کند، برای همین فرمود:
ای فاطمه! علی(علیه السلام) هشت منقبت ویژه دارد: ایمان به خدا و رسولش، داشتن حکمت، همسری با تو، پدر حسن و حسین و آمر به معروف و ناهی از منکر بودن.
ای فاطمه! به ما اهل بیت، شش خصلت داده شده است که به هیچ کس دیگری داده نشده است و هیچ کس غیر از ما اهل بیت آن را درک نمیکند: پیغمبر ما برترین پیامبران است که پدر تو میباشد؛ وصی ما، برترین اوصیاست که شوهر تو میباشد؛ شهید ما، برترین
شهدا ست که عموی تو حمزه میباشد؛ سبطهای این امّت از ما هستند که فرزندان تو حسن و حسین میباشند و مهدی این امّت از ما میباشد که عیسی پشت سر او نماز میخواند. سپس بر شانۀ حسین(علیه السلام) زد و فرمود: مهدی این امّت، از فرزندان این امام میباشد». (1)
«ابوالقاسم طاهر بن موسی الکاظم، از پدرش، از جدّش روایت کرده است که جعفر بن محمّد(صلی الله علیه و آله) فرمود:
خلف صالح از فرزندان من است که مهدی این امّت میباشد. اسم او محمّد و کنیهاش ابوالقاسم است که در آخرالزمان، ظهور میکند. نام مادرش نرجس است و همیشه ابری بالای سرش است که او را از خورشید سایه میکند. این ابر همیشه با او حرکت میکند و با صدای رسا اعلام میکند: این مهدی است، از او پیروی کنید». (2)
از حسن بن خالد روایت شده است:
«علی بن موسی الرضا(صلی الله علیه و آله) فرمود: کسی که ورع و پرهیزگاری نداشته باشد، دین ندارد و گرامیترین فرد در پیشگاه خداوند، باتقواترین آنان است».
سپس فرمود:
«چهارمین فرزند از نسل من، مادرش برترین کنیزان است. خدا به وسیلۀ او زمین را از هر ظلم و جوری، پاک میگرداند». (1)
رویانی و طبرانی و غیره روایت کردهاند:
«مهدی از فرزندان رسول خداست که صورتش همانند ستاره میدرخشد. رنگ چهرهاش عربی و جسم او جسم بنیاسرائیلی (قدبلند) است. او زمین را پر از عدل میکند، پس از آن که از ظلم پر شدهاست. اهل زمین و آسمان به حکومت او راضی میشوند. همچنین در اوصاف او آمده است: او جوان است و چشمهای
1) (1) - ینابیع المودّه: 489 و 448، از کتاب فرائد السمطین.
مشکی و ابروانی پرپشت و بینی کشیده و محاسن انبوهی دارد و در گونۀ راستش، خالی وجود دارد.
و شیخ محی الدین ابن عربی در فتوحات میگوید: بدانید که حتماً مهدی ظهور خواهد کرد، امّا خروج او به وقوع نمیپیوندد تا هنگامی که زمین پر از ظلم و جور شده باشد و او آن را پر از عدل و داد میکند. او از عترت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و از فرزندان فاطمه(علیهاالسلام) میباشد. جدّ او حسین بن علی ابن ابی طالب(علیه السلام) و پدرش امام حسن عسکری بن علی النقی بن محمّد التقی بن علی الرضا... بن علی ابن ابی طالب(علیه السلام) میباشد. او همنام رسول خدا(صلی الله علیه و آله) میباشد و مسلمانان بین رکن و مقام با او بیعت میکنند. در شکل و شمایل و اخلاق و رفتارش، شبیه پیامبر(صلی الله علیه و آله) است و بیشترین بهره را اهل کوفه از او میبرند. او اموال را به عدالت تقسیم میکند و حضرت خضر همراه وی است». (1)
1) (1) - مشارق الانوار فی فوز أهل الاعتبار، شیخ حسن عدوی حمزاوی مصری: 477 - 476، فصلٌ فی المهدی(عج)؛ یواقیت الجواهر: 562، باب أشراط الساعة، به نقل از الفتوحات المکیه، باب 366.
پس از بیان اسم و نسب حضرت مهدی(عج) به روایاتی که در مورد صفات آن حضرت در کتابهای اهل سنّت وارد شده میپردازیم:
1- ابوسعید خدری از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روایت کرده است:
«مهدی، از من است که دارای پیشانی نورانی و بینی کشیده است. او زمین را پس از آن که از ظلم و جور پر شده است، پر از قسط و عدل میکند». (1)
2- از حذیفه روایت شده است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«مهدی، یکی از فرزندان من است که صورتش همانند ماه شب چهارده میدرخشد. رنگ چهرهاش، عربی و جسم او بنی اسرائیلی
1) (1) - سنن ابی داوود: 4/ 107، ح 428؛ مستدرک حاکم: 4/ 557 (با کمی اختلاف)؛ معالم السنن: 4/ 344؛ مصابیح البغوی: 3/ 492، ح 4212؛ العلل المتناهیه: 2/ 859، ح 1443؛ جامع الاصول: 5/ 343، باب 7؛ مطالب السؤول: 2/ 80، باب 12؛ البیان: 117؛ عقدالدرر: 59، باب 3؛ مشکاة المصابیح: 3/ 171، باب 2، فصل 2، ح 5454؛ الجامع الصغیر: 2/ 672، ح 9244؛ جمع الجوامع: 1/ 449؛ کنزالعمّال: 14/ 264، ح 38665؛ مرقاة المفاتیح: 9/ 351، ح 5454؛ فیض القدیر: 6/ 278، ح 9244؛ التاج الجامع للاصول: 5/ 343، باب 7.
(قد بلند) است. زمین را پس از آن که پر از ظلم و جور شده است، پر از عدل و داد میکند. اهل آسمان و زمین و حتّی پرندگان هوا به حکومت او راضی میشوند...». (1)
3- از ابو سعید خدری روایت شده است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«مهدی، از ما اهل بیت میباشد که قامتی بلند و کشیده دارد و صاحب پیشانی نورانی است. او زمین را پس از آن که از ظلم و جور پرشده است، از عدل و داد پر میکند». (2)
4- از قتاده از عبدالله بن حرث روایت شده است:
«مهدی، در حالی که چهل ساله است، ظهور میکند و گویی که یکی از بنی اسرائیل است». (3)
5- از محمّد بن جبیر روایت شده است:
1) (1) - الفردوس: 4/ 496، ح 6940؛ العلل المتناهیه: 2/ 858، ح 1439; البیان: 118، باب 8؛ ذخائر العقبی: 136؛ عقد الدرر: 60، باب 3؛ میزان الاعتدال: 3/ 449؛ البیان المیزان: 5/ 24؛ الفصول المهمّه: 284؛ الجامع الصغیر: 2/ 672، ح 9245؛ الصواعق المحرقه، ابن حجر: 164، باب 11/ فصل 1؛ کنزالعمّال: 14/ 264، ح 38666؛ مرقاة المفاتیح: 9/ 350؛ لوائح السفاوینی: 2/ 4؛ اسعاف الراغبین: 146؛ نورالابصار: 187؛ فیض القدیر: 6/ 279، ح 9245.
2) (2) - مستدرک حاکم: 4/ 557؛ عقد الدرر: 60، باب 3؛ فرائد السمطین: 2/ 330، ح 580؛ برهان المتقی: 98، باب 2، ح 28 و ص 99، باب 3/ ح 3؛ ینابیع المودّه: 448، باب 94.
3) (3) - فتن ابن حماد: 258، ح 1008؛ الحاوی: 2/ 232؛ برهان المتقی: 99، باب 3، ح 2؛ کنز العمّال: 14/ 586، ح 39660.
«مهدی، ابروانی پرپشت و جدا از هم و چشمانی سیاه دارد. از حجاز ظهور میکند تا بر منبر دمشق مستقر میشود و در این حال،
هجده ساله است». (1)
6- از عبدالله بن بشیر، از کعب روایت شده است:
«مهدی در مقابل خداوند، چنان خاشع است که گویی همانند عقاب بالهای خویش را بر زمین گشودهاست». (2)
7- از ابن عبّاس روایت شده است:
«مهدی جوانی است که از ما اهلبیت میباشد». (3)
8- عبدالرحمن بن عوف، از پدرش روایت کرده است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«خداوند از عترت من مردی را مبعوث میکند که بین دندانهای پیشین او فاصله وجود دارد و دارای پیشانی نورانی است. او زمین را پر از عدل و داد میکند و اموال فروانی را میبخشد». (4)
1) (1) - برهان المتقی: 100/ باب 3، ح 5، عقد الدرر: 64 -63، باب 3؛ الحاوی: 2/ 232؛ فرائد فوائد الفکر: 4، باب 2.
2) (2) - فتن ابن حماد: 258؛ عقد الدرر: 65، باب 3؛ الحاوی: 2/ 232؛ القول المختصر: 98، باب 3، ح 29؛ برهان المتقی: 101، باب 3، ح 10.
3) (3) - فتن ابن حماد: 102؛ الحاوی: 2/ 232؛ برهان المتقی: 98، باب 2، ح 27 و 21؛ کنز العمّال: 14/ 585، ح 39658 (با اندکی اختلاف)؛ فرائد فوائد الفکر: 2، باب 1.
4) (4) - البیان: 139/ باب 19؛ عقد الدرر: 37، باب 1؛ فرائد المسطین: 2/ 331، ح 582؛ الحاوی: 2/ 220؛ الصواعق المحرقه، ابن حجر: 164، باب 11/ فصل2؛ القولالمختصر: 43/ باب1/ ح 33؛ برهان المتقی: 84/ باب 1، ح 32; اسعاف الراغبین: 146؛ ینابیع المودّه: 436 و 433، باب 73/ فصل 2؛ فرائد فوائد الفکر: 4، باب2.
9- محمّد بن جعفر از علی ابن ابی طالب(علیه السلام) روایت میکند:
«این پسرم حسین(علیه السلام) سید و سرور است؛ چنان که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) او را سید نامیده است. به زودی خداوند از صلب او کسی را خلق میکند که همنام پیامبر شما و از جهت خُلق و خوی و شکل و شمایل شبیه او است. او در حالی که مردم در غفلت به سر میبرند و حقّ او را ضایع کردهاند و ظلم و جور را رواج دادهاند، ظهور میکند. به خدا قسم! اگر خروج نکند، هر آینه گردن او را میزدم. با ظهورش اهل آسمانها و ساکنان آن را خوشحال میکند. او دارای پیشانی نورانی، بینی کشیده، شکم برآمده و گونههای صاف است که بر گونۀ راستش خال سیاهی دیده میشود. بین دندانهای پیشین او فاصله وجود دارد و او زمین را پس از آن که از ظلم و جور پر شده است، از عدل و داد پر میکند». (1)
1) (1) - سنن ابی داوود: 4/ 108، ح 429؛ جامع الاصول: 5/ 343؛ مختصر ابی داوود: 6/ 162، ح4121؛ عقد الدرر: 45، باب 1؛ فتن ابن کثیر: 1/ 38؛ مقدّمه ابن خلدون: 391، فصل 53؛ الحاوی: 2/ 214؛ الدرّالمنثور: 6/ 39، ذیل آیه 18؛ جمعالجوامع: 2/ 35؛ کنزالعمّال: 13/ 647، ح 27636؛ مرقاة المفاتیح: 9/ 363، ح 5462؛ ینابیع المودّه: 432، باب 72؛ التاج الجامع للاصول: 5/ 343، ح 10.
10- از سلیمان بن حبیب روایت شده است:
«از ابوامامۀ باهلی شنیدم که رسول الله(صلی الله علیه و آله) فرمود: بین شما و روم، چهار بار صلح و آرامش برقرار میشود که چهارمین صلح به دست مردی از خاندان هرقل شکسته میشود که هفت سال طول میکشد.
مردی از عبدالقیس به نام مستورد بن غیلان پرسید: ای رسول خدا! در آن روز، چه کسی رهبری مردم را بر عهده دارد؟ فرمود: فرزند من مهدی که چهل ساله است. گویی صورتش همانند ستاره میدرخشد و در گونۀ راستش، خال سیاهی دیده میشود...». (1)
11- از هیثم بن عبدالرحمن، از علی ابن ابی طالب(علیه السلام) روایت شده است:
«محلّ تولّد مهدی در مدینه است. او از اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) است و همنام آن حضرت(صلی الله علیه و آله) میباشد. محلّ هجرت وی بیت المقدّس است. محاسن انبوه و چشمهای مشکی و دندانهای برّاق دارد. در صورتش خال سیاهی دیده میشود. پرچم او از جنس مخمل سیاه و به شکل مربع میباشد. خداوند به وسیلۀ سه هزار فرشته او را یاری میکند که آنان بر صورت و پشت مخالفین او میزنند». (2)
در این قسمت، به مقاماتی که حضرت مهدی(علیه السلام) آن را کسب میکند و جایگاهی که در پیشگاه الهی دارد، اشاره میشود:
1- از انس بن مالک روایت شده است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«ما فرزندان عبدالمطّلب؛ یعنی من، حمزه، علی، جعفر، حسن، حسین و مهدی، از سروران بهشت هستیم». (1)
2- از ابن عبّاس روایت شده است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«مهدی، طاووس اهل بهشت است». (2)
1) (1) - سنن ابن ماجه: 2/ 1368، باب 34، ح4087؛ مستدرک حاکم: 3/ 211؛ تاریخ بغداد: 9/ 434، ح 5050؛ مطالب السؤول: 2/ 81، باب 13؛ البیان: 101، باب 3؛ ذخائر العقبی: 15، 89؛ الریاض النضره: 3/ 4 و 182، فصل 8؛ عقد الدرر: 194، باب 7؛ فرائد السمطین: 2/ 32، باب 7، ح 370؛ مقدّمه ابن خلدون: 398، باب 53؛ الفصول المهمّه: 284، چاپ دارالأضوا، فصل 12؛ جمع الجوامع: 1/ 851؛ الصواعق المحرقه، ابن حجر: 160،باب11، فصل1، ودر صفحه 187، باب 11، فصل 2، ح 2، برهان المتقی: 89، باب 2، ح 3؛ اسعاف الراغبین: 124؛ الحاوی: 2/ 214.
2) (2) - الفردوس: 4/ 222، ح 6668؛ البیان: 118، باب 8؛ عقد الدرر: 199، باب 7؛ الفصول المهمّه: 284، فصل 12؛ برهان المتقی: 171، باب 12، ح 2؛ کنوز الدقائق: 152؛ نور الابصار: 187؛ ینابیع المودّه: 181، باب 56.
3- ابوهریره روایت کرده است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«در این امّت، خلیفهای ظهور خواهد کرد که نه ابوبکر و نه عمر بر او برتری ندارند». (1)
4- عبدالله بن عمر از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل کرده است:
«مهدی در حالی که در بالای سرش ابری سایه افکنده است، ظهور میکند و از این ابر ندا بر میخیزد: این خلیفۀ خدا مهدی است، از او پیروی کنید». (2)
5- همچنین از عبدالله بن عمر روایت شده است که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«مهدی، ظهور میکند در حالی که بالای سرش فرشتهای است که ندا میدهد: این مهدی است، از او پیروی کنید». (3)
1) (1) - المصنّف ابن ابی شیبه: 15/ 198، ح 19496؛ الکامل، ابن عدی: 6/ 2433؛ عقد الدرر: 199/ باب 7؛ برهان المتقی: 172، باب 2، ح 6.
2) (2) - البیان: 132، باب 515؛ عقد الدرر: 183/ باب 6؛ فرائد السمطین: 2/ 316، باب 61، ح 569 و 566؛ الفصول المهمّه: 289، فصل 12؛ الحاوی: 2/ 217؛ تاریخ الخمیس: 2/ 288؛ نورالابصار: 189 - 188.
3) (3) - تلخیص المتشابه: 1/ 417؛ البیان: 133، باب 16؛ فرائد السمطین: 2/ 316، باب 61، ح 569؛ الحاوی: 2/ 217؛ القول المختصر: 39، باب 1، ح 24؛ برهان المتقی: 72، باب 1، ح 2؛ ینابیع المودّة: 447، باب 78.
در این جا سؤال میشود که آیا امام دیگری، بعد از او میآید، یا این که او آخرین امام است؛ چنان که شیعه بدان معتقد است و ظهور او را انتظار میکشد؟
روایت وارد شده در کتابهای اهل سنّت، به آخرین امام بودن حضرت مهدی اشاره دارد:
1- از ثوبان روایت شده است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«سه نفر نزد شما جنگ میکنند که هر سه، پسر خلیفه هستند، امّا امر هیچ کدام به سامان نمیرسد. سپس پرچمهای سیاه رنگی از طرف مشرق به پیش میآید که جنگی سخت رخ میدهد... . در این قسمت چیزی را فرمود که آن را به یاد ندارم و بعد از آن فرمود: هنگامی که او را دیدید، برای بیعت به سوی او بشتابید، اگر چه بر چهار دست وپا بر روی برف باشد. به درستی که او خلیفۀ خدا مهدی(عج) است». (1)
1) (1) - البیان: 104، باب 3؛ سنن ابن ماجه: 2/ 1367، ح 4084؛ مستدرک حاکم: 4 / 463؛ تلخیص المستدرک: 4/ 464 - 463؛ مسند احمد بن حنبل: 5/ 277 (با اندکی اختلاف).
2- از علی ابن ابی طالب(علیه السلام) روایت شده است:
«به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) عرض کردم: آیا مهدی از ما اهل بیت است یا از غیر ما؟ فرمود: بلکه از ماست. به وسیلۀ ما دین ختم میشود؛ چنان که به وسیلۀ ما آغاز شد. به وسیلۀ ما مردم از گمراهی نجات می یابند؛ چنان که در آغاز به وسیلۀ ما از گمراهی شرک، رهایی یافتند. به وسیلۀ ما خداوند در دلهای مردمالفت در دین ایجاد میکند، بعد از آن که به دشمنی به واسطۀ فتنه دچار شده بودند؛ چنان که خداوند بعد از دشمنی به واسطۀ شرک، بین آنان الفت و دوستی در دین ایجاد کرد». (1)
3- ابن حجر هیتمی (متوفّای سال 974 ه-.ق.) مینویسد:
«ابوحسین آبری گفتهاست: اخبار مربوط به مهدی و ظهور او از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به تواتر رسیده است و راویان بسیاری نقل کردهاند که مهدی از اهلبیت آن حضرت میباشد و زمین را پر از عدل میکند و حضرت عیسی(علیه السلام) همراه او ظهور میکند و او را در کشتن دجّال در باب لد، در سرزمین فلسطین یاری میکند. آن
1) (1) - المعجم الاوسط: 1/ 136، ح 157؛ البیان: 125/ باب 11؛ عقد الدرر: 192، باب 7؛ مجمع الزوائد: 7/ 317 و 316؛ مقدّمه ابن خلدون: 397 - 396، باب 53؛ الفصول المهمّه: 288؛ الحاوی: 2/ 217؛ جمع الجوامع: 2/ 67؛ الصواعق المحرقه: 163، باب 11، فصل 1؛ کنزالعمّال: 14/ 598، ح 39682؛ برهان المتقی: 91، باب 2، ح 8 و 7؛ فرائد فوائد الفکر: 3، باب 1؛ نور الابصار: 188.
حضرت رهبری امّت را در دست میگیرد و حضرت عیسی(علیه السلام) پشت سر او نماز میخواند». (1)
4- و شیخ صبان (متوفّای 1206 ه-.ق.) گفته است:
«اخبار متواتری از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است که مهدی(عج) ظهور خواهد کرد و او از اهل بیت آن حضرت میباشد و زمین را از عدل و داد پر میکند و عیسی(علیه السلام) او را در کشتن دجّال در باب لد، در سرزمین فلسطین کمک میکند و او رهبری این امّت را بر عهده میگیرد و حضرت عیسی(علیه السلام) پشت سر او نماز میخواند». (2)
5- ابو سعید روایت کرده است:
«زمین پر از ظلم و جور میشود و آنگاه مردی از اهلبیت من ظهور میکند...». (3)
روایات موجود در کتابهای اهل سنّت، شخصیت و اسم و نسب و صفات حضرت مهدی(عج) را بیان میکند. در این جا این سؤال مطرح میشود که آیا در عصر ظهور، نشانۀ دیگری وجود دارد که ایمان و یقین افراد را افزایش دهد و آنان را از انحراف و فریفته شدن توسّط دیگران باز دارد؟
روایاتی که نقل میگردد، بر این نکته تأکید می ورزد که حضرت عیسی(علیه السلام) از آسمان هبوط میکند و به مهدی(عج) اقتدا میکند:
1- ابن ابی شیبه در المصنّف، از ابن سیرین روایت میکند:
«مهدی(عج) از همین امّت است که حضرت عیسی(علیه السلام) به او اقتدا میکند». (1)
2- ابو نعیم از عبدالله بن عمر روایت کرده است:
1) (1) - المصنّف، ابن ابی شیبه: 15/ 198.
«عیسی بن مریم(علیه السلام) از آسمان بر مهدی نازل میشود و پشت سر او نماز میخواند». (1)
3- مناوی در شرح حدیث:
1) (1) - الحاوی للفتاوی، سیوطی: 2/ 78.
میفرماید: شما امامت کنید ای روح الله! امّا حضرت عیسی(علیه السلام) میفرماید: شما امامت کنید که خدا برای شما مقرّر کرده است».
سپس در ادامه مینویسد:
«هنگام ظهور مهدی(عج) عیسی(علیه السلام) هبوط میکند و او را در کشتن دجّال یاری میدهد و در احادیث آمده است که: مهدی از عترت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از فرزندان فاطمه میباشد». (1)
5- در فتح الباری آمده است:
«ابوالحسن خسعی آبدی، (2)در مناقب شافعی میگوید: اخبار به حدّ تواتر رسیده است که مهدی از این امّت میباشد و عیسی(علیه السلام) پشت سر او نماز میخواند. او این را در ردّ حدیثی که ابن ماجه از انس نقل کرده مبنی بر این که: هیچ مهدیای، غیر از عیسی نیست، آورده است. سپس آن حضرت(عج) از عیسی(علیه السلام) درخواست میکند که امامت را بر عهده بگیرد، امّا عیسی(علیه السلام) قبول نمیکند».
سپس مینویسد:
«اقتدای عیسی(علیه السلام) به مردی از این امّت در آخرالزمان و در نزدیکی بر پا شدن قیامت، دلالت بر صحیح بودن این قول دارد که: زمین از حجّت خدا خالی نمیماند و خداوند به همه چیز عالمتر است». (1)
6- ابن ابی شیبه از ابن سیرین نقل می کند که گفت:
«مهدی، از این امّت است و او همان کسی است که بر عیسی بن مریم امامت می کند». (2)
از جمله نشانههایی که باعث اعتقاد و اطمینان بیشتر به حضرت مهدی(عج) و جلوگیری از انحراف میباشد، پرچم آن حضرت میباشد.
پرچم آن حضرت به مثابۀ علامتی است که افراد را به سوی آن حضرت دعوت میکند و در این جا به دو روایت اشاره میشود:
1- از عبدالله بن شریک روایت شده است:
«پرچم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) همراه مهدی(عج) میباشد. ای کاش! او را درک میکردم در حالی که (از خوشحالی) فریاد بر می آوردم». (1)
2- از ابی اسحاق، از نوف بکایی روایت شده است:
«در پرچم مهدی(عج) نوشته شده است:
البیعة لِلّه». (2)
شکّی نیست که در حکومت مهدی(عج) عدالت با تمام فروع آن برقرار میشود و زمین و آسمان، خیر و برکت خود را ارائه میدهند و در این حکومت، نمونۀ جهانی است که ظلم و فسادی در کار نیست و انسان به سعادت میرسد. روایاتی به این مطلب اشاره دارند که به برخی از آنها اشاره میشود:
1- ابوسعید خدری از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت کرده است:
«امّت من در زمان حضرت مهدی(عج) چنان غرق در نعمت میشوند که هیچ گاه مثل آن را ندیده اند. آسمان دائماً بر آنان میبارد و هیچ گیاهی در زمینی نیست، مگر این که میروید. و مال، آن قدر فراوان است که هر فردی از آن حضرت چیزی بخواهد، آن را به او عطا میکند». (1)
2- همچنین ابوسعید خدری از رسول الله(صلی الله علیه و آله) روایت کرده است:
1) (1) - فتن ابن حماد: 253، ح 992؛ البیان: 145، باب 23؛ عقد الدرر: 225، باب 8 ؛ الفصول المهمّه: 289 - 288، فصل 12؛ نورالابصار: 189، باب 2.
«در امّت من، مهدی ظهور خواهد کرد که حدّاقل هفت، یا نُه سال حکومت خواهد کرد. در زمان او امّت من چنان در نعمت غوطه ور میشوند که هیچ گاه مثل آن را ندیدهاند؛ در آن زمان، زمین نعمتهایش را ارائه میکند و چیزی را پنهان نمیکند. در آن هنگام، ثروت آن قدر فراوان است که هر کس چیزی از مهدی بخواهد، به او عطامیکند». (1)
3- در روایت دیگری ابو سعید خدری از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت میکند:
«همانا در امّت من مهدی، ظهور میکند که پنج، یا هفت، یا نُه سال حکومت میکند - تردید در مقدار سنین از طرف راوی میباشد - در آن دوران، هر کسی پیش آن حضرت بیاید و درخواست کمککند، وی به قدری که بتواند آن را حمل کند، به وی می دهد». (2)
1) (1) - سنن ابن ماجه: 2/ 1367 - 1366، ح 4083؛ مستدرک حاکم: 4/ 558؛ برهان المتقی: 81/ باب 1، ح 25 و ص 82، باب 1، ح 26.
2) (2) - سنن ترمذی: 4/ 439، باب 53، ح 2232؛ البیان: 107، باب 6؛ العلل المتناهیه: 2/ 858، ح1440؛ مشکاة المصابیح: 3/ 24، فصل 2، ح 5455؛ مقدّمه ابن خلدون: 393، فصل 53؛ الحاوی: 2/ 215؛ الصواعق المحرقه: 164، باب 11، فصل 1؛ کنزالعمّال: 14/ 262، ح 38654؛ مرقاة المفاتیح: 9/ 352؛ مشارق الأنوار: 114، فصل 2؛ تحفة الأحوذی: 6/ 404، ح 2333؛ التاج الجامع للاصول: 5/ 343 - 342.
4- جابر بن عبدالله انصاری روایت کرده است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«در آخرالزمان خلیفهای میآید که اموال زیادی را میبخشد که به شمارش نمیآید». (1)
5- همچنین مسلم در صحیح خود روایت دیگری را از جابر نقل کرده است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«در آخر الزمان، خلیفهای میآید که مال را بدون شمارش تقسیم میکند». (2)
اگر حضرت مهدی(عج) چنان که شیعه معتقد است، یکی از ائمّۀ معصومین(علیهم السلام) باشد، در این صورت باید که از الطاف الهی از قبیل: علم وسیع، قدرت بر ارائۀ معجزه برای اثبات امامت خود و جانشینی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) برخوردار باشد. آبا و اجداد یازدهگانهاش از این مواهب الهی برخوردار بودند و روایات زیر به بهرهمندی وی از موهبتهای الهی اشاره دارد:
1- از امیرالمؤمنین(علیه السلام) روایت شده است:
«مهدی به پرندۀ آسمان اشاره میکند که او در دستش میافتد و چوب خشک را در زمین فرو میبرد که به سرعت، سبز میشود و شاخ و برگ میدهد». (1)
2- همچنین از امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب(علیه السلام) روایت شده است:
1) (1) - برهان المتقی: 76، باب 1، ح 14.
«سه پرچم برافراشته میشود؛ پرچمی در مغرب و پرچمی در جزیره و پرچمی در شام. به مدّت یک سال فتنه و جنگ میان آنان ادامه مییابد».
سپس دربارۀ خروج سفیانی و ظلم و ستمهایی که مرتکب میشود، صحبت کرد و آنگاه دربارۀ ظهور مهدی(عج) و بیعت مردم با او بین رکن و مقام فرمود:
«او با لشکر خود به آرامی حرکت میکند تا به وادی القری میرسد. در آن جا پسر عموی حسنیاش با دوازده هزار سواره به وی برمیخورد و میگوید: ای پسر عمو! من از تو نسبت به فرماندهی این لشکر سزاوارترم، من پسر حسن و من مهدی هستم، مهدی(عج) به وی میفرماید: بلکه من مهدی هستم.
پسر عموی حسنی میگوید: آیا نشانهای داری تا به واسطۀ آن با تو بیعت کنم؟ مهدی به پرندۀ آسمان اشاره میکند که پرنده در دست وی سقوط میکند. سپس چوب خشکی را در زمین فرو میکند که به سرعت، سبز شده و شاخ و برگ میکند. حسنی به وی عرض میکند: ای پسر عمو! این لشکر در اختیار تو است». (1)
1) (1) - برهان المتقی: 76، باب 1، ح 15.
در خلال این بحث، معلوم شد که ایمان به ظهور مصلح جهانی، مختصّ ادیان آسمانی نیست بلکه شامل مکاتب فکری و فلسفی غیر دینی هم میشود.
در کنار اعترافات ادیان آسمانی به ظهور این مصلح جهانی، بررسیهای علمی در مطالبی که در کتابهای عهدین در این باره آمده است، مشخّص میکند که این مصلح جهانی، همان «مهدی(عج)» است.
علمای مذاهب مختلف اسلامی از سال 260 هجری تا زمان حاضر، اعترافات خویش دربارۀ ولادت حضرت مهدی(عج) را در کتابهای خود نوشتهاند.
نگاهی به مجموع احادیث حضرت مهدی(عج) که در کتابهای مسلمانان وارد شده است، کافی است تا بدون هیچ شک و تردیدی، به تواتر این احادیث، یقین حاصل شود. (1)و تواتر اجمالی آن در کتابهای اهل سنّت به اثبات رسیده است که علما و محدّثان، آن را در کتابهای خود روایت کردهاند. (2)
بزرگان بسیاری از اهل سنّت از قبیل: ترمذی (1)(متوفّای 297ه-.ق.)؛ حافظ ابو جعفر عقیلی (2)(متوفّای 322 ه-.ق.)؛ حاکم نیشابوری (3)(متوفّای 405 ه- .ق.)؛ امام بیهقی (4)(متوفّای 458 ه- .ق.)؛ امام بغوی (5)(متوفّای 510 ه- .ق.)؛ ابن اثیر (6)(متوفّای 606 ه- .ق.)؛ قرطبی مالکی (7)(متوفّای 671 ه- .ق.)؛ ابن تیمیه (8)(متوفّای 728 ه- .ق.)؛ حافظ ذهبی (9)(متوفّای 748 ه- .ق.)؛ گنجی شافعی (10)(متوفّای 658 ه- .ق.)؛ حافظ ابن قیم (11)(متوفّای 751 ه- .ق.) و غیره به صحّت احادیث مهدی(عج) تصریح کردهاند؛ چنان که در تألیفاتشان آمده است.
1) (1) - سنن ترمذی: 4/ 2231 و 505 :2230 و ج 4/ 56 و 2233.
2) (2) - الضعفاء الکبیر، عقیلی: 3/ 1257 و 253.
3) (3) - مستدرک حاکم: 4/ 558 و 553، 465، 429.
4) (4) - الاعتقاد و الهدایة الی سبیل الرشاد، بیقهی: 127.
5) (5) - مصابیح السُّنه: 4215 و 4213، 4210، 493 و 492.
6) (6) - النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ابن اثیر: 5/ 254.
7) (7) - التذکره، قرطبی: 704/ باب ما جاء فی المهدی.
8) (8) - منهاج السّنه، ابن تیمیه: 4/ 211.
9) (9) - تلخیص المستدرک، ذهبی: 4/ 558 و 553.
10) (10) - البیان فی أخبار صاحب الزمان: 500.
11) (11) - المنار المنیف، ابن قیم: 135 - 130 و 331 - 326.
همچنین عدّهای از علمای اهلسنّت به تواتر احادیث مهدی(عج) تصریح کردهاند که برخی از آنها عبارتند از: بر بهاری (1)(متوفّای 329 ه-.ق.)؛ محمّد بن حسن آبری شافعی (متوفّای 363 ه-.ق.)؛ این را قرطبی مالکی (2)از او نقل کرده است. و همچنین قرطبی مالکی (3)(متوفّای 671 ه- .ق.)؛ حافظ جمالالدین مزنی (4)(متوفّای 742 ه- .ق.)؛ ابن قیم (5)(متوفّای 751 ه- .ق.)؛ و ابن حجر عسقلانی (متوفّای 852 ه- .ق.) و غیره نقل کرده اند.
علاوه بر این، اخباری وجود دارد که حدیث متواتر را تأیید میکند، از قبیل احادیثی که به توصیف شخصیت، شمایل و افعال وی پرداخته و اخباری که به بحث دربارۀ اسم و نسب و نام مادر و پدرش میپردازد.
در این صورت، اخبار مطلق را به وسیلۀ اخباری که به توصیف وی میپردازد، مقید میکنیم، از قبیل اخباری که میگوید:
«وی از اولاد عبدالمطّلب و ابوطالب است و از اهل بیت(علیه السلام) میباشد و از فرزندان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و از فرزندان حسین(علیه السلام) و از فرزندان امام صادق(علیه السلام) و از فرزندان امام رضا(علیه السلام) میباشد».
و نصوصی که میگوید امام مهدی(عج) خلیفۀ خدا و آخرین امام است و حضرت عیسی(علیه السلام) به او اقتدا میکند، آن حضرت را مشخّص و معین نموده و به ما ثابت میکند که او همان کسی است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به ظهور او بشارت داده است و او محمّد بن حسن العسکری بن علی الهادی... بن علی ابن ابی طالب میباشد.
بدین ترتیب، روشن میشود که مهدی موعود در نیمۀ دوّم قرن سوّم هجری متولّد شده است و الآن زنده است و به حیاتش ادامه میدهد.
توجّه نصوص به خصوصیات جسمانی و شخصیتی وی، نشان میدهد که شریعت اسلامی چه مقدار به رهبری موعود جهانی حضرت مهدی(عج) اهمّیت میدهد و در صدد تعیین مصداق واقعی این موعود میباشد تا این موضوع از سوی شیادان، مورد سوء استفاده قرار نگیرد. اضافه بر این که بیان چنین خصوصیاتی، اطمینان و یقین شخص را نسبت به مهدی(عج) بیشتر میکند.