ghaemiyeh.com
سرشناسه : هادی، جعفر، ۱۳۲۵ -
عنوان قراردادی : الحقیقه کماهی .فارسی
عنوان و نام پدیدآور : حقیقت آنگونه که هست/ جعفر الهادی ؛ مترجم محمدمهدی رضایی ؛ [تهیهکننده] اداره ترجمه معاونت فرهنگی جهانی اهل بیت علیهمالسلام.
مشخصات نشر : قم: مجمع جهانی اهل بیت علیهمالسلام، ۱۳۹۲.
مشخصات ظاهری : ۶۴ ص. ؛ ۵/۱۴×۵/۲۱ سم.
شابک : 978-964-529-460-9
یادداشت : پشت جلد به انگلیسی: .Jafar al-hadi. the truth as it is
یادداشت : چاپ قبلی: قم: بشیر اندیشه، ۱۳۸۷.
یادداشت : چاپ دوم.
موضوع : شیعه -- عقاید
موضوع : شیعه -- دفاعیهها و ردیهها
موضوع : شیعه امامیه -- تاریخ
شناسه افزوده : رضایی، محمدمهدی، ۱۳۵۱ -، مترجم
شناسه افزوده : مجمع جهانی اهل بیت (علیهم السلام). اداره ترجمه
شناسه افزوده : مجمع جهانی اهل بیت (علیهم السلام)
رده بندی کنگره : BP۲۱۱/۵/ھ۱۷ح۷۰۴۱ ۱۳۹۲
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۱۷۲
شماره کتابشناسی ملی : ۳۸۳۹۰۰۸
حقیقت آن گونه که هست
استاد جعفر الهادی
ترجمه: محمدمهدی رضایی
حقیقت آن گونه که هست
استاد جعفر الهادی
ترجمه: محمدمهدی رضایی
سرشناسه : هادی، جعفر، ۱۳۲۵ -
عنوان قراردادی : الحقیقه کماهی .فارسی
عنوان و نام پدیدآور : حقیقت آنگونه که هست/ جعفر الهادی ؛ مترجم محمدمهدی رضایی ؛ [تهیهکننده] اداره ترجمه معاونت فرهنگی جهانی اهل بیت علیهمالسلام.
مشخصات نشر : قم: مجمع جهانی اهل بیت علیهمالسلام، ۱۳۹۲.
مشخصات ظاهری : ۶۴ ص. ؛ ۵/۱۴×۵/۲۱ سم.
شابک : 978-964-529-460-9
یادداشت : پشت جلد به انگلیسی: .Jafar al-hadi. the truth as it is
یادداشت : چاپ قبلی: قم: بشیر اندیشه، ۱۳۸۷.
یادداشت : چاپ دوم.
موضوع : شیعه -- عقاید
موضوع : شیعه -- دفاعیهها و ردیهها
موضوع : شیعه امامیه -- تاریخ
شناسه افزوده : رضایی، محمدمهدی، ۱۳۵۱ -، مترجم
شناسه افزوده : مجمع جهانی اهل بیت (علیهم السلام). اداره ترجمه
شناسه افزوده : مجمع جهانی اهل بیت (علیهم السلام)
رده بندی کنگره : BP۲۱۱/۵/ھ۱۷ح۷۰۴۱ ۱۳۹۲
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۱۷۲
شماره کتابشناسی ملی : ۳۸۳۹۰۰۸
بسم الله الرحمن الرحیم
همشناسی یک نیاز است
( وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا )(1)«و شما را جماعتها و طایفهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید.»
دین اسلام د ر حالی روی کار آمد که تودههای مردم پراکنده و از یکدیگر بی خبر بودهاند، بالاتر اینکه پیوسته د ر جنگ و کشمکش و جدال به سر میبردند. اماچه زود به برکت وجود تعالیم توحیدی اسلام پدیده همشناسی جای بی خبری و همیاری جای جنگ و درگیری و همبستگی جای اختلاف و تفرقه را گرفت. در نتیجه آن امت بزرگ و یکپارچه که آن همه خدمات عظیم فرهنگی را به ارمغان آورد -تمدنی را به جامعه بشری تقدیم نمود پای به عرصه هستی نهاد; هم چنان که تودههای وابسته به خویش را در برابر آسیب و گزند ظالمان و ستم پیشگان مورد حمایت قرار داد.
امت اسلامی در چشم مردمان جهان جایگاهی بلند یافت و گرامی و آبرومند گردید و در دیده گردنکشان و زورگویان، تشکل و ائتلافی هراسانگیز و وحشتآور به دست آورد.
1) حجرات 13
و این همه جز در پرتو وحدت امت مسلمان و ارتباط و همبستگی آحاد آن - که خود در سایه هدایتهای دین اسلام به دست آمده بود - نمیتوانست تحقق یابد; وحدتی متقابل که با وجود گوناگونیِ ملیّتها و اختلاف برداشتها و تعدّد فرهنگهاو ناسازگاری عرفها و عادتها و تنها با راهنماییهای اسلام و اتفاق بر سر اصول و بن مایههای اعتقادی و انجام اعمال عبادی و واجبات به وجود آمد. آری وحدت مایه نیرومندی، و تفرقه اسباب ناتوانی است.
این جریان مبارک ادامه داشت تا اینکه همشناسی مسلمین به بی توّجهی و اهمال دگرگون گردید و سازگاری جای خود را به ناسازگاری سپرد و تودههای مسلمان یکدیگر را به کفر و الحاد متهم ساختند و دستهها و جناحها از هم بریدند و میان خویش را به هم زدند، و در نتیجه آن همه عزّت و عظمت نابود گردید و آن شکوه خیره کننده فرو ریخت و طغیان گران، امّت پیشرو و هدایتگر اسلامی را به تمسخر گرفتند و تحقیر نمودند. پس روبهان و گرگان در سرزمینهای اسلامی در هر کوی و برزن، به گردش در آمدند و بیگانگان و نفرین شدگان خدا و انسانهای مورد خشم بشریّت در شهرها و آبادیهای آن امت، به جست و جو و جاسوسی پرداختند.
ثروتهای مسلمانان به تاراج رفت، و مقدّساتشان مورد اهانت واقع شد و ناموسهایشان دستخوش تبهکاران قرار گرفت. سقوط پشت سقوط، شکست در پی شکست، و انحطاط و عقب گرد مسلمانان در اندلس و بخارا و سمرقند و تاشکند و بغداد، دیروز، و در فلسطین و افغانستان، امروز. اینک این امّت مسلمان هر چه فریاد بر میآورد جوابی نمیشنود و هرچه دیگران را به یاری میطلبد، یاری اش نمیکنند و چگونه چنین شود که درد چیز دیگری است، چنان که درمان نیز از گونه دیگر است! بیشک خداوند ابا دارد که کارها را جز از طریق اسباب و علل آنها به جریان اندازد، و پایان کار این امّت به سامان نخواهد رسید مگر به همان چیز که آغاز کار او را سامان بخشید .
امروز که موجودیّت و عقیده امّت اسلامی به وحشیانهترین تجاوزها دچار گردیده و ویرانگرترین هجومها، با ایجاد شکاف در همزیستی مسالمتآمیز مذهبی و اجتهادی آن، وحدتش را به خطر افکندهاند، و دور نیست که این هجمهها آثار و نتایج نا مطلوب خویش را نیز در پی داشته باشند، آیا سزاوار نیست که این امّت بیش از پیش، صفوف خود را منسجمتر و در هم فشردهتر سازد و پیوندهایش رامستحکمتر نماید؟
چرا که مسلمانان با وجود اختلاف در مذهب، در قرآن و سنّت به عنوان دو منبع اصلی، و نیز در توحید و نبوّت و باور به آخرت به عنوان عقیده، و در نماز و روزه و حج و زکات و جهاد و حلال و حرام به عنوان آیین، و در محبت نسبت به پیامبر اطهر و خاندانش - که درودهای خدا بر آنان باد - به عنوان دوستی کردن با ایشان و دشمنی ورزیدن با دشمنانشان، با یکدیگر شریکاند; با اینکه مورد اخیر، در میان ایشان شدت و ضعف دارد.
مَثل امّت مسلمان همچون انگشتان یک دست است که هرچند گوناگون و کوتاه و بلندند، اما همگی در قسمت مفاصل، به یک دست متصل میگردند; و نیز همچون پیکری واحد هستند که از یک جهت اعضای متعدد دارد و از جهتی همه آن اعضا نقش اندامی خود را در حیات بشری - آن هم با وجود اختلاف در شکل (و نقش اندامی) - به انجام میرسانند.
بعید نیست که حکمت تشبیه امّت اسلامی به یک دست، و نیز به یک پیکر، اشاره به همین حقیقت باشد.
بیشک، در روزگاری پیش از این، علمای مذاهب و فرقههای گوناگون اسلامی، درکنار هم و بدون درگیری و کشمکش زندگی میکردهاند، بلکه پیوسته میان ایشان همیاری و همکاری برقرار بوده است; کتابهای کلامی یا فقهی یکدیگر را شرح میکردهاند، در محضر یکدیگر دانش میآموختهاند، رأی یکدیگر را تأیید
مینمودهاند، به یکدیگر اجازه روایت میدادهاند و از یکدیگر اجازه نقل روایت از کتابهای مذهب و طایفه مقابل را میگرفتهاند، و در نماز به یکدیگر اقتدا میکردهاند، به ستایش یکدیگر میپرداختهاند و به درستی مذهب مخالف خود اعتراف میورزیدهاند.
این گروهها و طایفهها، در سطح مردمی نیز در کنار هم و با مهربانی و سازگاری میزیستهاند، آن چنان که گویی هیچ اختلاف و جدایی میان ایشان نبوده است. اگر چه در این میان، نقد و انکارهایی هم وجود داشته، اما بیشتر آنها مؤدّبانه، پاکیزه، و ردهایی علمی و منطقی بوده است .
اینجا ادّله زنده و تاریخی پرشماری بر این همکاری ژرف و پردامنه وجود دارد، و علمای اسلام این پدیده فرهنگی و برجای مانده اسلامی را نقل و روایت کردهاند و آن را ضربالمثل آزادی در مذهب و عقیده قرار دادهاند. علاوه براینکه ایشان در جریان این تعاون مثال زدنی توانستهاند توجّه دنیا را به خود جلب نماید. و احترام جهانیان را نسبت به خود برانگیزند.
بیتردید دشوار نخواهد بود که علمای مسلمان گرد آیند و
با آرامش و زبان منطق و با اخلاص و نیت راست، موارد اختلافی را به بحث و مناقشه بگذارند، تا هر کدام دلیلهای طرف مقابل و برهانهایی را که اقامه میکند، بشناسد و به آنها آگاهی یابد. نیز کار خوب و پذیرفتهای است که هر گروه و طایفهای، در فضایی آزاد و صریح، عقاید و مواضع فکری و فقهی خود را طرح نماید، تا اتّهامات و شبهههای ساخته شده بر ضّد او آشکار شوند و همگان موارد اتفاق و اختلاف رابشناسند و بدانند که آنچه مسلمانان را به یکدیگر پیوند میدهد بیش از آن چیزی است که باعث جدایی آنان از یکدیگر میشود و این گونه است که یخِ رابطه میان مسلمانان ذوب میگردد.
این نوشته گامی است در این راه، تا حقیقت آشکار شود و همگان آن را همانگونه که هست بشناسند، و خدا، خود توفیق دهنده است .
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده مهربان
ستایش برای خدا، پروردگار هستیهاست، و درود و سلام بر خاتم پیامبران و اشرف رسولان، محمد، و بر خاندان پاک و پاکیزهاش، و صحابه برگزیدهاش .
( 1 )شیعیان امروزه گروهی بزرگ از مسلمانان هستند که نزدیک به یک چهارم کل مسلمین دنیا را تشکیل میدهند و ریشههای تاریخیشان به آغاز اسلام و روز نزول این سخن خدای تعالی در سوره بینه بر میگردد که فرمود:
(إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ ) (1); «بی شک کسانی که ایمان آوردند و نیکیها کردند، آنان بهترین آفریدگاند».
آن جا بود که رسول خدا صلی الله علیه وآله دست مبارکش را بر شانه علی بن ابیطالب علیه السلام نهاد و گفت:
«یا علیّ أنت وشیعتک هُم خیر البریة» ;«یا علی، تو و شیعیانت بهترین
1) (1). بینه(98) آیه 7. [1]
آفریدگانید...» (1)
و بدین ترتیب این گروه که به خاطر تبعیت از فقه امام جعفر صادق علیه السلام ، به او منتسب گردیدهاند، شیعه (شیعه جعفری) نامیده شدند.
( 2 )تعداد بسیاری از شیعیان در ایران و عراق و پاکستان و افغانستان و هند ساکن اند و تعداد پر شماری از آنها در کشورهای حاشیهی خلیج فارس، ترکیه، سوریه، لبنان، روسیه، جمهوریهای خود مختار، و نیز به طور پراکنده در کشورهای اروپایی چون انگلستان، آلمان، فرانسه، آمریکا، قاره آفریقا و کشورهای جنوب شرق آسیا زندگی میکنند و در این مناطق برای خود مساجد و مراکز علمی و فرهنگی و اجتماعی دارند.
( 3 )این طایفه دارای طبایع و اصالتها و زبانها و رنگهای مختلفی است و در کنار برادران مسلمان خود از دیگر طوایف و مذاهب با صلح و آرامش و دوستی زندگی میکند و در همه صحنهها، از سر صدق و اخلاص، با آنان همکاری میکند. و این بر اساس سخن خدای تعالی است که فرمود:
1) (1). تفسیر طبری (جامع البیان)، در المنثور، علامه سیوطی.
(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ) 1; «مومنان با هم برادرند.»
و فرمود: (وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی ) 2 «در نیکی کردن و پرهیزگاری، هم یاری کنید.»
و نیز برای تمسّک جستن به سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله که فرمود:
«المسلمون یدٌ واحدة علی مَن سواهم» (1)«مسلمانان در برابر بیگانگان یک دستاند.»
و فرمود:
«المؤمنون کالجسد الواحد» (2)«مؤمنان مثل یک پیکرند.»
( 4 )شیعیان در طول تاریخ اسلامی، در دفاع از اسلام و امّت والامرتبه اسلامی، موضعگیریهای عظمت آفرین و نورانی داشتهاند، همچنان که صاحب حکومتها و دولتهایی خدمتگزار به تمدن اسلامی بودهاند و عالمان و دانشمندانی را به خود دیدهاند که با تألیف صدها هزار کتاب کوچک و بزرگ، در عرصههای تفسیر قرآن، حدیث، اعتقادات، فقه، اصول، اخلاق، درایه، رجال،
فلسفه، مواعظ، حکومت، اجتماع، لغت، ادب، بلکه در پزشکی، فیزیک، شیمی، ریاضیات، نجوم و دیگر علوم طبیعی، در غنا بخشیدن به میراث گرانبهای اسلامی سهم به سزا داشتهاند و در بسیاری از علوم اسلامی پایه گذار و مؤسس بودهاند. (1)
. ر.ک: تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام/ صدر; و الذریعه الی تصانیف الشیعه/ آغا بزرگ تهرانی، در 29 جلد; و کشف الظنون/ افندی; و معجم المؤلفین/ کحاله; و اعیان الشیعه/ سید محسن امین عاملی; و دیگران.
( 5 )ایشان به خداوند یکتا و بیهمتا و یگانه و بی نیازی که نمیزاید و زاده نشده است و هیچ کس چون او نیست باور دارند و جسم بودن، جهت داشتن، مکان، زمان، دگرگونی، حرکت داشتن، فرود آمدن، فراز شدن و این دست امور را که سزاوار بزرگی، جمال، پاکی و جلال خداوندی نیست، از او دور میدارند. و نیز معتقدند که جز او هیچ موجودی لایق پرستش نیست و فرمانروایی و قانونگذاری، تنها در حیطه اختیار اوست و شرک ورزیدن به خدا - پنهان و آشکار - به هر شکل و رنگی که باشد، ظلمی بزرگ و گناهی نابخشودنی به شمار میآید.
شیعه تمام این باورها را از منبع عقل استوار اندیش خود که دو پشتوانه محکم چون قرآن عزیز و سنت پر ارج و صحیح دارد،
1) (1)
اخذ میکند، و البته در بحثهای عقیدتی، برای روایات اسرائیلی (توراتی و انجیلی) و مجوسی جایی نمیشناسد; روایاتی که خدای تعالی را به صورت انسان تصویر میکند وآن ذات پاک را به آفریدگانش مانند میسازد و یا اموری چون ظلم، تعدی، بیهوده کاری و بازی را که بسیار دور از شأن اوست، به او نسبت میدهد، و یا بر جانهای پاک و مطلقاً بی گناه پیامبران، داغ گنهکاری و بدعملی مینهد.
( 6 )شیعه باوردارد که خدای تعالی عادل و حکیم است و همه هستی را بر اساس عدل و حکمت آفریده و هیچ موجودی را بیهوده خلق نکرده است; آن موجود بی جان باشد، یا گیاه، حیوان باشد یا انسان، یا آسمان باشد یا زمین; زیرا بیهوده کاری با عدل و حکمت نمیسازد، و این با الوهیّتی که هر کمالی را برای خداوند اثبات، و هر کمبود و کاستی را از او نفی میکند منافات دارد.
( 7 )همچنین معتقد است که خدای تعالی از همان روز که بشر زندگی خویش را بر روی زمین آغاز نمود بر پایه عدل و حکمت خویش، پیامبران و رسولانی به سوی او گسیل داشت که بی گناه و معصوم بودند و دانش عظیم و گسترده داشتند که از طریق
وحی الهی، از سوی خداوند به ایشان عطا شده بود تا بشریّت را با علم گسترده خود هدایت کنند و او را در رسیدن به کمال مطلوب یاری نمایند و به سوی طاعت خدا که اسباب راهیابی او به بهشت بود و او را شایستگی رحمت و خشنودی خداوند میبخشید، راه بنمایند. بارزترین این پیامبران و رسولان عبارت بودند از: آدم و نوح و ابراهیم و موسی وعیسی علیهم السلام و دیگر پیامبرانی که قرآن از آنها نام برده، یا اسم و مشخصاتشان در روایات شریف آمدهاست .
( 8 )شیعیان بر این باورند که هرکس خدا را اطاعت کند و فرمانهایش را ببرد و قوانین فرود آمده از سوی او را در تمام عرصههای زندگی خود جامه عمل بپوشاند، بیشک نجات مییابد و کامروا میگردد و لایق ستایش و ثواب الهی میشود، هرچند بردهای حبشی باشد; امّا هرکس از فرمان خداوند سرپیچی کند و در برابر اوامرش خود را به نادانی بزند و احکامی جز احکام الهی راعمل نماید، زیانکار و هلاک میگردد و بجاست که او را سرزنش و عذاب کنند، هرچند از بزرگان قریش باشد، همچنان که در حدیث شریف نبوی آمده است. شیعه معتقد است که هنگامه پاداش و عذاب، روز قیامت است،
یعنی روز حسابرسی و سنجش اعمال و بهشت و دوزخ، که پس از گذشتن از عالم قبر و برزخ، بدان خواهیم رسید. اما ایشان مسئله تناسخ را که سخن منکران معاد است نمیپذیرند، چون تکذیب قرآن کریم و سنّت پاک پیامبر صلی الله علیه و آله را در پیخواهد داشت .
( 9 )آنان معتقدند که خاتم پیامبران و رسولان و با فضیلتترین ایشان، رسول خدا، محمدبنعبدالله بن عبدالمطلب صلی الله علیه و آله (1)
. شیعه امامیّه مقید است که هنگام درود و سلام فرستادن بر پیامبر صلی الله علیه و آله ، خاندان آن حضرت را نیز یاد کند و این به خاطر دستوری است که از خود ایشان در این باره رسیده است و در صحاح سته و غیر آن مذکور است.
است که خداوند او را پیش و پس از نبوت و در کارهای تبلیغی و سایر امور، از اشتباه و لغزش نگاه داشت و از گناهان کوچک و بزرگ عصمت بخشید و قرآن کریم را بر او فرو فرستاد که تا ابد قانون زندگی انسانها باشد. آن گاه پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم رسالت الهی خویش را به مردم رسانید و آن امانت را با صداقت و خلوص در اختیارشان گذاشت و در این باره از هر چیز گرانقدر و بیمقدار خود چشم پوشی کرد.شیعه در عرصه تاریخ زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله و شخصیت، حالات، ویژگیها و معجزات ایشان، دهها تألیف و پژوهش از
1) (1)
خود بر جای نهاده است. (1)
. ر.ک: ارشاد شیخ مفید، اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی; دایرة المعارف بحارالانوار، مجلسی; موسوعة الرسول المصطفی سیدمحسن خاتمی.
( 10 )شیعیان بر این باورند که قرآن کریم که به واسطه جبرئیل امین بر رسول خدا صلی الله علیه وآله نازل گردید و گروهی از صحابه ارجمند و پیشاپیش آنان علی بن ابیطالب علیه السلام ، در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و زیر نظر و مراقبت وی و به فرمان و راهنمایی او آن را تدوین کردند و به حافظه خود سپردند و تمام حروف، کلمات، سورهها و آیاتش را به شماره درآوردند و آن را از نسلی به نسل دیگر انتقال دادند، همان قرآنی است که اکنون، روزها و شبها بر زبانِ مسلمانان جاری میشود و هیچ کم و زیاد و تحریف و دگرگونی در آن راه نیافته است. شیعه در این باره نیز، کتابهای مختصر و مطوّل بسیاری نگاشته است. (2)
( 11 )شیعیان معتقدند که رسول خدا صلی الله علیه و آله چون هنگام رحلتش فرارسید، برای پس از خود علی بن ابی طالب علیه السلام را خلیفه خویش و پیشوای امت مسلمان قرار داد تا او امور اجتماعی آنان را سرپرستی کند و از جهت فکری راهنمایشان باشد، مشکلاتشان را حل کند و به
تربیت و تزکیه شان بپردازد و این امر به فرمان خدای تعالی، در جایی به نام «غدیر خمّ» و در واپسین سال زندگانی پیامبر صلی الله علیه و آله در آخرین حج او، و در میان جمعیتی انبوه از مسلمانان که حج آن سال خود را با آن حضرت به جای میآوردند انجام گرفت. براساس بعضی از روایات، شمار حاضران به بیش از صد هزار نفر میرسید و به مناسبت همین واقعه، آیاتی چند نیز نازل گردید. (1)
. «ای پیامبر! آن چه از سوی پروردگارت بر تو نازل گردیده ]به مردم [برسان که اگر چنین نکنی، رسالت او را به انجام نرساندهای و خداوند تو را از مردم نگاه میدارد. بیشک خدا کافران را هدایت نخواهد کرد.» (مائده(5) آیه 67) و سخن خدای تعالی در آ یه اکمال که میفرماید: «امروز دینتان را برای شما کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام گردانیدم و پسندیم که اسلام دینتان باشد» (مائده (5) آیه 3) و فرموده خدای تعالی: «امروز کافران از دین شما مأیوس شدند; پس از آنان نترسید و از من بیم نمایید» (مائده (5) آیه 3) و سخن خدای تعالی: «پرسشگری از عذابی شدنی پرسید که کافران را از آن مانعی نیست» (معارج (70) آیه 2).
این گونه بود که پیامبر صلی الله علیه و آله از مردم خواست با زدن دست خود بر دست علی علیه السلام با او بیعت کنند. مردم و پیش از همه
1) (1)
بزرگان مهاجر و انصار و صحابه معروف چنین بیعت نمودند.
( 12 )شیعیان معتقدند که شخص امام پس از رسول خدا، محمد صلی الله علیه و آله باید همان کاری را بکند که او در زمان حیاتش انجام میداده است; یعنی رهبری، هدایت، تعلیم و تربیت مردم، بیان احکام، حل مشکلات پیچیده و دشوار فکری و همت گماشتن به امور مهم اجتماعی. و همچنین باید آن گونه باشد که اعتماد مردم را به خود جلب نماید و بتواند از این رهگذر، آنان را به ساحل نجات برساند.
بنابراین امام باید در ویژگیها و صفاتی چون عصمت و دانش فراگیر با پیامبر شریک باشد; زیرا به جز دریافت وحی و مقام نبوت، دیگر شایستگیها و مسئولیتهای پیامبر، لازمه وجود اوست. بی شک، نبوت با محمد بن عبداللّه که خاتم پیامبران و رسولان است به پایان رسید. دین محمد صلی الله علیه وآله پایان بخش ادیان و آیینش خاتم آیینها و کتابش آخرین کتابها بود و پس از او پیامبری و پس از دین او دینی و پس از آیین او آیینی ظهور نخواهد کرد.
( 13 )شیعه باور دارد که نیاز امت مسلمان به رهبر آگاه و سرپرست معصوم، اقتضا میکند که تنها به علی علیه السلام به عنوان خلیفه و امام پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله بسنده نشود و حلقههای این امامت و رهبری تا مدت زمان طولانی ادامه یابند، تا اینکه ریشههای دین اسلام تقویت و محکم گردد و اصول شریعت، سالم و دست نخورده باقی ماند و قوانینش از خطرهایی که هر عقیده و نظام الهی را تهدید میکند، دور نگاه داشته شود; و تا اینکه امامان علیهم السلام با توجه به نقشها و اقدامهای خود، در اوضاع و شرایط گوناگون، نمونههایی عملی و برنامههایی متناسب با وضعیت امت مسلمان ارائه نمایند.
( 14 )شیعه معتقد است که دقیقاً به همین سبب و علت مهم بود که پیامبر خدا، محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله به فرمان پروردگار، پس از علی علیه السلام ، یازده پیشوای معصوم دیگر را معین ساخت که با علی علیه السلام منظومه نورانی دوازده امام را شکل دهند که در دو کتاب صحیح مسلم و صحیح بخاری، بدون ذکر نامها و خصوصیات آن دوازده تن، به تعداد و قبیله آنان (قریش) اشاره شده است; آنجا که از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کردهاند که فرمود:
«بی شک تا روزی که دوازده امام و خلیفه که همه از قریش - یا بنی هاشم، آن گونه که در بعضی از کتابها آمده است - هستند، در میان مردم وجود داشته باشد، دین اسلام پیوسته کارگشا، پابرجا، شکستناپذیر و پرتوان خواهد بود».
نامهای ایشان در تألیفات مربوط به فضائل و مناقب اهل بیت علیهم السلام و کتابهای شعر و ادب آمده است. این روایات اگر چه به صراحت از ائمه دوازده گانه، یعنی علی علیه السلام و یازده فرزندش، نام نمیبرد، اما جز بر آنچه باور شیعه جعفری است، منطبق نیستند و تفسیر درست آنها، همان است که ایشان میگویند. (1)
. ر.ک خلفاء النبی، حائری بحرانی.
( 15 )شیعه جعفری معتقد است که دوازده امام عبارتاند از: امام علی بن ابیطالب، عموزاده رسول خدا صلی الله علیه وآله ، داماد ایشان و همسر زهرا علیها السلام ، امام حسن و امام حسین، دو فرزند علی و فاطمه و فرزند زادگان رسول خدا صلی الله علیه و آله ، امام زین العابدین، علی بن حسین (سجاد)، امام محمد بن علی (باقر)، امام جعفر بن محمد (صادق)، امام موسی بن جعفر (کاظم)، امام علی بن موسی(رضا)، امام محمد بن علی (جواد)، امام علی بن محمد (هادی)، امام حسن بن
1) (1)
علی (عسکری)، امام محمد بن حسن (مهدی موعود منتظر) علیهم السلام . (1)
. بسیاری از شاعران برجسته غیر شیعه، عرب و غیرعرب قصیدههای مفصلی سرودهاند که در آنها نام دوازده امام معصوم به طور کامل آمده است; همچنین حصفکی، ابن طولون، فضل بن روز بهان، جامی، عطار نیشابوری و مولوی که بعضی از آنها شافعی، بعضی حنفی و بعضی جزو دیگر مذاهب اسلامی بودهاند.
برای نمونه، دو قصیده را میآوریم: یکم. قصیده حصفکی حنفی، از علمای قرن ششم هجری، که در آن میگوید:
نخست حیدر است و آنگاه حسن و حسین سپس علی و فرزندش محمد
آنگاه جعفر صادق و فرزند جعفر موسی، و پس از او علی بزرگوار آید
یعنی رضا، سپس فرزندش محمد پس علی و فرزند هدایت یافتهاش
همان حسن، و پس از او جانشینش محمدفرزند حسن که باورش دارند
ایشان پیشوایان و مولایان مناند اگر چه جماعت ناسزایم گویند و عقیدهام نادرست پندارند
پیشوایانی که باید آنان را گران شماری نامههاشان پیوسته است و گسسته نمیشود
ایشان محبتهای خدا بر بندگانشاند و ایشان به سوی او، راه آ شکار و طریق مقصودند
ایشان روز را برای خدا روزه میدارند و در تاریکیها رکوع و سجده به جای میآورند.
1) (1)
ایشان هم ان اهل بیتاند که رسول خدا صلی الله علیه و آله به خاطر عصمت و پاکی ایشان از اشتباه، لغزش و داشتن علم گستردهای که آن را از جدشان به میراث برده بودند، به فرمان خدا آنان را به رهبری امت اسلامی منصوب کرد و گفت: مردم آنان را دوست بدارند و از آنان پیروی کنند و این زمانی بود که خدای تعالی فرمود:
(قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی ) 1 «بگو: من از شما برای پیغمبری مزدی جز دوستی باخویشاوندان ]خود [نمیخواهم».
و فرمود: (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصّادِقِینَ ) «ای کسانی که ایمان آوردید، از (مخالفت فرمان) (1)خدا بپرهیزید و با راستگویان باشید».
( 16 )شیعه جعفری باور دارد که این پیشوایان پاک که تاریخ هیچ گناه و خطایی در گفتار و رفتار از آنان ثبت نکرده است با تمام دانش بسیار خود امت مسلمان را یاری کردند و فرهنگ و تمدن اسلامی را با معارف ژرف و ارائه دیدگاههای درست در زمینههای اعتقادات، احکام، اخلاق، آداب، تفسیر، تاریخ و آینده نگری غنا و عمق بخشیدند; همچنان که با شیوههای گوناگون در سخن و عمل، گروهی از مردان و زنان کم نظیر و برجسته و و نیک را پرورش دادند که برتری و دانش و حسن رفتارشان مورد قبول همگان است.
از دیدگاه شیعه، این پیشوایان اگر چه دستشان از رهبری سیاسی امت کوتاه گردید، اما رسالت فکری و اجتماعی خود را به نیکوترین وجه به انجام رسانیدند و بنیانهای عقیدتی را پاسداری
1) (2) . توبه (9)، آیه 119. [1]
کردند و اصول شریعت را از خطرهای بسیار مصون داشتند. آری، اگر جامعه اسلامی به ایشان فرصت میداد تا نقش سیاسی خود را - که رسول خدا صلی الله علیه و آله به فرمان پروردگار سبحان به آنان واگذار کرده بود - ایفا نمایند بی شک مسلمانان به تمام سعادت و عزت و عظمت لایق خود نائل میشدند و تا همیشه متحد و هماهنگ باقی میماندند و هیچ کشمکش، جنگ و خون ریزی و کشتاری میانشان پدید نمیآمد و هرگز به حقارت و پستی دچار نمیگشتند. (1)
. ر.ک به: الامام الصادق علیه السلام و المذاهب الاربعه، اسد حیدر.
( 17 )ایشان معتقدند که به همین سبب، و با توجّه به دلیلهای نقلی و عقلی بسیاری که در کتابهای اعتقادی آمده است پیروی از اهل بیت علیهم السلام و گردن نهادن به راه و روش ایشان واجب است; زیرا این راه و روش همان راهی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای امّت مسلمان ترسیم نمود و در حدیث متواتر«ثقلین» آنان را به پیمودن آن و التزام بدان سفارش فرمود آنجا که گفت:
«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا»
1) (1)
«من دو چیز گرانبها درمیان شما بر جای مینهم. کتاب خدا و عترتم که خاندان من اند. هرگاه به آنها تمسک نمایید هرگز گمراه نخواهید شد.»
چنان که مسلم در (صحیح) خود و دهها محدث و عالم دیگر در طول قرنهای اسلامی آن را روایت کردهاند. (1)
. ر.ک به: رساله «حدیث الثقلین» از قوام وشنوی که دانشگاه الازهر، در حدود سه دهه پیش، آن را تأیید کرد و پذیرفت.
بی تردید انتخاب جانشین و وصی امری ویژه پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله نیست و مانند آن در زندگی پیامبران گذشته کاری معمول و جاری بوده است. (2)
( 18 )شیعه جعفری باور دارد که امت مسلمان - که خدایش عزت دهد - بایداین مسائل را به دور از هرگونه دشنام و ناسزا و پوشیده گویی و به گمان افکنی و جوسازی و ایجاد ترس به بحث و مناقشه و تحقیق بنشینند و علما و اندیشمندان همه گروهها و طایفهها در همایشهای علمی گرد آیند و با صفا و خلوص نیت و برادری و واقع نگری آنهم در پرتو کتاب خدا و روایات متواتر و صحیح رسیده از رسول خدا صلی الله علیه وآله و با کمک گرفتن از عقل استوار
اندیش خود و بررسیهای تاریخی و ارزیابیهای همه جانبه سیاسی و اجتماعی دوران رسول خدا صلی الله علیه وآله و پس از آن آنچه را که شیعه جعفری میگوید و ادلّهای را که بر نظرات خود میآورد همه را مورد بررسی و تحقیق و ژرفنگری قرار دهند .
( 19 )شیعه جعفری بر این عقیده است که صحابه و مردان و زنانِ پیرامون رسول خدا صلی الله علیه وآله اسلام را یاری و خدمت کردند و در راه گسترش و تثبیت آن از جان و مال گرانبهای خویش گذشتند و بر مسلمانان است که حرمتشان را نگاه دارند و خدماتشان را ارج بنهند و ایشان را پذیرا گردند.
این بدان معنا نیست که همه آنها به طور مطلق عادل بودند و هیچ کس حق ندارد بعضی از اعمال و موضعگیریهای آنان را به محک نقد بسنجد و ارزیابی نماید. صحابه همچون دیگر انسانها، گاه به خطا میرفتند و گاه راه صواب میپیمودند. این، سخنِ تاریخ است که بعضی از ایشان حتی در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآلهاز راه حق منحرف شده بودند; بلکه قرآن کریم در شماری از سورهها و آیات خود، مانند سوره منافقون، احزاب، حجرات، تحریم، فتح، محمد و توبه، بدین مطلب تصریح کرده است.
بنابراین، نقد بدون تعصب و منصفانه اعمال بعضی از صحابه، کفر محسوب نمیشود; زیرا ملاک کفر و ایمان و محور آن دو مشخص است و آن اثبات یا نفی توحید و رسالت و یکی از ضروریات و امور بدیهی دین، همچون نماز، روزه، حج، حرام بودن شراب و قمار و مانند آن میباشد. آری، باید زبان را از دشنام، سرزنش و بدگویی و قلم را از ناروا و زشتی حفظ کنیم که این کار سزاوار مسلمان پاک نهادی که از سیره خاتم پیامبران، محمد صلی الله علیه وآله پیروی میکند، نیست.
با این همه باید گفت که بیشتر صحابه انسانهایی صالح و مصلح بودهاند و لایق احترام و اکراماند. علاوه بر این، تن دادن شیعه به اصول جرح و تعدیل، تنها برای دست یافتن به روایات صحیح و مورد اعتماد نبوی است; با علم به این حقیقت که دروغ بستن و افترا زدن به رسول خدا صلی الله علیه وآله، پس از آن حضرت رو به فزونی نهاد; همچنان که همگان آگاهاند و پیامبر صلی الله علیه وآله خود از آن خبر داده بود و این همان چیزی بود که علمای شیعه و اهل سنت، همچون سیوطی و ابن جوزی و مانند ایشان را برانگیخت تا پیرامون روایاتی که به حق از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله صادر شده بود و از روایات جعلی و افترایی، کتابهایی تألیف کنند و این دو نوع روایات را از هم جدا سازند.
( 20 )شیعیان به وجود مهدی منتظر (عج) باور دارند; چون روایات فراوانی از رسول خدا وارد شده است که مهدی از فرزندان فاطمه ونهمین فرزند امام حسین علیه السلاماست و از آنجا که هشتمین فرزند حسین علیه السلام امام حسن عسگری علیه السلام بود و در سال260 هجری از دنیا رفت و جز یک فرزند پسر به نام (محمد) از خود باقی نگذاشت، پس آن فرزند همان امام مهدی (عج) است که با کنیه ابوالقاسم (1)
. در «صحاح و دیگر تألیفات شیعه و سنی آمده است که پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «در آخر زمان مردی از فرزندان من آشکار میشود که همنام من است و کنیهاش کنیه من، زمین را پس از آنکه از ظلم و تجازوها آکنده شده، از عدالت و داد پر میسازد.»
تعدادی از بزرگان مورد اعتماد مسلمانان او را دیدهاند و درباره ولادت و ویژگیهای فردی و امامت او و سخن صریح پدر بزرگوارش درباره امامت وی سخنها گفتهاند.ایشان پنج سال پس از تولد از چشمها پنهان گردید; چون دشمنان قصد کشتن و از بین بردن او را داشتند، اما خدای تعالی او را برای برپایی حکومت اسلامی عدالت گستر و فراگیر در آخر الزمان و پاکیزه ساختن زمین از ظلم و ستم پس از پر شدنش از
1) (1)
تعدی و تباهی ذخیره فرموده بود.
طول عمر امام (عج) چیز بعیدی نیست; چنان که جای تعجب و شگفتی نیزندارد که در قرآن آمده است که عیسی علیه السلام حیات دارد وباگذشت 2004 سال از زادنش هنوز به زندگی خود ادامه میدهد. و حضرت نوح 950 سال در میان قومش زیست و آنان را به روی کردن به سوی خدا فرا خواند. و خضر علیه السلام هماره زنده و موجود است. بنابراین خداوند بر هر کاری تواناست و خواست او عملی شده است و برگرداننده و بازدارندهای ندارد. مگر هم او درباره حضرت یونس - که بر او و پیامبر ما سلام باد- نمیفرماید:
(فَلَوْ لا أَنَّهُ کانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ * لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ ) 1 «اگر او از تسبیح گویان نبود تا روز رستاخیز در شکم ماهی میماند.»؟
بسیاری از علمای بزرگ و فرهیخته اهل سنت به ولادت امام مهدی (عج) و وجود او اعتراف کردهاند و از پدر و مادرش نام بردهاند و اوصافش را ذکر نمودهاند; همچون :
الف) عبدالمؤمن شبلنجی شافعی در کتابش: «نورالابصار فی مناقب آل بیت النبی المختار».
ب) ابن حجر هیتمی مکی شافعی در کتابش: «الصواعق المحرقه» آنجا که در باره آن حضرت (عج) گوید. ابوالقاسم، محمد حجت، در زمان در گذشت پدرش پنج سال داشت، اما خداوند او را حکمت عطا کرد و او را قائم منتظر میگویند).
ج) قندوزی حنفی بلخی در کتابش: «ینابیع المودة» ، چاپ شده در آستانه ترکیه در زمان خلافت عثمانیها .
د) سید محمد صدیق حسن قنوجی بخاری در کتابش: «الاذاعة کما کان و مایکون بین یدی الساعة».
این عده از علمای پیشین بودند، اما از عالمان امروز دکتر مصطفی رافعی را میتوان نام برد که در کتابش: «اسلامنا» به تفصیل در باره مسئله تولد آن حضرت دادِ سخن داده است و همه اشکالات و اعتراضات وارده بر آن را پاسخ گفته است .
( 21 )شیعیان نماز میگذارند و روزه میدارند و زکات و خمس اموالشان را میپردازند و حج و عمره را یک بار در همه عمر به عنوان واجب و بیش از آن را به عنوان مستحب انجام میدهند و امر به نیکیها میکنند و از بدیها باز میدارند و با دوستان خدا و رسولش دوستی میورزند و با دشمنان خدا و رسولش
دشمنی میکنند و در راه خدا با هر کافر و مشرکی که اعلان جنگ با اسلام و مسلمانان بکند و با هر که بر ضد امت اسلامی توطئه نماید جهاد میکنند.
ایشان فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی و خانوادگی همچون تجارت و اجاره و ازدواج و طلاق و ارث و تربیت و مسئله شیرخوارگی و حجاب و مانند آن را طبق احکام دین اسلام به اجرا در میآورند و این احکام را از طریق اجتهاد که بر عهده فقیهان خداترس و پرهیزگار است از قرآن و روایات صحیح و احادیث استوار و قطعی اهل بیت و عقل و اجماع علما اخذ مینمایند .
( 22 )شیعیان معتقدند که هر یک از نمازهای واجب روزانه، صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا، وقتی خاص دارند و در پنج نوبت به جای آورده میشوند و بهتر است هر یک از آنها در وقت خاص خود گزارده شود; با این تفاوت که آنان نماز ظهر و عصر و نیز نماز مغرب و عشاء را با هم به جای میآورند; به این دلیل که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بی آنکه عذری داشته باشد و بیمار یا در سفر باشد، چنین میکرده است. این مطلب در صحیح مسلم و غیر آن آمده است و به خاطر سبک نمودن کار امت و آسانگیری بر ایشان، این کار، اکنون امری معمول و طبیعی است.
( 23 )شیعه مانند دیگر مسلمانان اذان میگوید; اما پس از «حی علی الفلاح»، «حی علی خیر العمل» را میآورد; زیرا شکل اذان در زمان رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نیز چنین بوده است و بعدها عمر بن خطاب به اجتهاد خود و به این بهانه که اگر مردم بدانند نماز بهترین کار است، به جهاد حاضر نمیشوند، آن را از اذان حذف نمود.
علامه قوشچی اشعری در «شرح تجرید الاعتقاد» بدین مطلب تصریح کرده و در «المصنّف» کندی و «کنزالعمّال» متقی هندی و مانند آن نیز آمده است که عمر عبارت «الصلاة خیر من النوم» را که پیشتر در زمان رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) گفته نمیشد بر آن افزود.
از آنجا که امورعبادی و مقدمات آنها در اسلام، بسته به فرمان و اجازه شارع مقدس است، بدین معنا که هر چیزی در اسلام باید مستند به متنی خاص یا عام از قرآن و سنت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) باشد و در غیر این صورت بدعتی است که باید دور افکنده شود و به بدعتگزار باز گردد، از این رو کم و زیاد کردن در عبادات، بلکه در هر عمل دینی، با تمسک به تشخیص فردی، کاری
نارواست.
اما آنچه شیعه جعفری پس از «اشهد انّ محمّداً عبده و رسوله » بر اذان میافزاید و میگوید: «اشهد انّ علیّاً ولی اللّه» ، این برگرفته از روایاتی است که از رسول خدا صلی الله علیه وآله و اهل بیت علیهم السلام نقل شده و در آنها آمده است که جمله «محمدٌ رسول اللّه» بر دربِ بهشت نوشته نشده است; مگر اینکه پس از آن، جمله «علیٌ ولی اللّه» آمده است. این سخن میرساند که شیعه، علی علیه السلام را پیامبر خدا نمیداند; چه رسد به اینکه خداوند و پروردگار به شمار آورد.
بنابراین، یاد کرد این جمله پس از شهادتین، به امیدی که مورد قبول خدای تعالی قرار گیرد، جایز است و نباید به این عنوان که جزء اذان است یا گفتنش واجب است، تلقی شود. این، رأی قاطع و اکثر فقهای شیعه جعفری است. پس این زیادی که در اذان آورده میشود و قصد جزء بودن در آن نیست - همچنان که گفتیم - در زمره چیزهایی که در شرع پایه و اساس ندارد نمیگنجد و بدعت به شمار نمیآید.
( 24 )شیعیان بر خاک، زمین، سنگریزه، تخته سنگ و دیگر اجزای زمین و روییدنیهای آن مانند حصیر سجده میکنند و نه بر فرش، پارچه، چیزهای خوردنی و زینتی. و این برگرفته از
روایات بسیاری است که در کتابهای شیعه و سنی وارد شده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله بر خاک و زمین سجده میکرد; بلکه مسلمانان را بدین کار امر میفرمود.
روزی بلال حبشی بر گِردیِ عمامهاش سجده کرد تا داغی زمین آزارش ندهد; پیامبر صلی الله علیه وآله با دست خود عمامه بلال را از زیر پیشانی او بیرون کشید و فرمود: «بلال، پیشانیات را بر خاک گذار» و به صهیب و رباح نیز فرمود: «ای صهیب و رباح، پیشانیتان را بر خاک گذارید». (1)
. ر.ک به: صحیح البخاری; کنزالعمال; المصنف، عبدالرزاق صنعانی; السجود علی الارض، کاشف الغطاء.
همچنین پیامبرصلی الله علیه وآله بنابر آنچه در صحیح بخاری و غیر آن آمده است فرمود: «زمین برای من سجده گاه و پاک کننده قرار داده شده است».دلیل دیگر اینکه نهادن پیشانی بر زمین و سجده کردن بر خاک، مناسبترین حالت سجده در برابر خداست، این است که این عمل بیشترین فروتنی و تواضع در پیشگاه معبود را در خود دارد. و این کار، انسان را به
1) (1)
یاد ریشه و اصل او، یعنی خاک میاندازد. خدای تعالی میفرماید:
(مِنْها خَلَقْناکُمْ وَ فِیها نُعِیدُکُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُکُمْ تارَةً أُخْری ) 1 «از[خاک] آفریدیمتان و بدان بازتان میگردانیم و بار دیگر از آن بیرون میآوریمتان».
دلیل دیگر اینکه سجده، نهایت خضوع و فروتنی است و این با سجده کردن بر سجاده، فرش، پارچه و زینتیهای گران قیمت به دست نمیآید و تنها راه تحققش این است که ارزشمندترین قسمت بدن را که پیشانی است، بر ارزانترین چیز که خاک است بگذاریم; (1)البته خاک باید پاک باشد، و از همین روست که شیعیان تکهای گِلِ خشک شده را برای اطمینان از پاکی آن با خود برمی دارند و چه بسا که برای تبرک آن را از خاک مبارک کربلا که شهادتگاه امام حسین علیه السلام است بر میگیرند; همان گونه که بعضی از صحابه، از سنگریزههای مکه بر میداشتند تا در سفربر آنها سجده کنند. (2)
با این همه، شیعه جعفری بر این کارخود اصرار نمیورزد و
پیوسته بدان مقید نیست; بلکه بر هر تخته سنگ پاک و پاکیزه، مانند سنگفرش مسجد پیامبر صلی الله علیه وآله و مسجد الحرام، بی هیچ مشکل و تردیدی سجده میکند.
آنان در نماز، دست راست خود را بر دست چپ نمینهند; چون معتقدند که پیامبر صلی الله علیه وآله چنین نمیکرده است و این عمل با آیه و روایتی روشن و قانع کننده ثابت نشده است. از اینرو میبینیم که «مالکیّه» نیز چنین کاری نمیکنند. (1)
. ر.ک به: صحیح بخاری; صحیح مسلم; سنن بیهقی و برای دانستن رأی مالکیه، ر.ک به: بدایة المجتهد، ابن رشد.
( 25 )شیعه جعفری وضو میگیرد بدین صورت که دستها را از آرنجها تا سر انگشتان میشوید و نه برعکس; زیرا ایشان چگونگی وضو را از ائمه اهل بیت علیهم السلام فرا گرفتهاند و آنان از رسول خدا صلی الله علیه و آله واین پیشوایان بهتر از هر کس دیگر میدانند که جدشان چگونه وضو میساخته است و بی شک رسول خدا صلی الله علیه وآله اینگونه وضو میگرفته است. مفسران قرآن واژه «الی: به» در آیه وضو (2)را به «مع: با» تفسیر کردهاند چنانکه شافعی صغیر نیز در کتابش «نهایة المحتاج» چنین کرده است.
ایشان همچنین در وضو پاها و سرهای خود را مسح میکنند و نمیشویند; به همان علت که ذکر کردیم و به دلیل این گفته ابن عباس که «وضو عبارت است از دو شستن و دو مسح کردن، یا دوشسته شده و دو مسح شده.» (1)
. ر.ک: صحاح و سنن، و تفسیر فخر رازی، در تفسیر آیه وضو.
( 26 )شیعه جعفری ازدواج موقت را جایز میداند بااستناد به گفته صریح قرآن کریم:
( فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ ) 2 «زنانی را که از آنها تمتع میگیرید واجب است که مهرشان را بدهید.»
دلیل دیگر عمل مسلمانان در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و صحابه آن حضرت تانیمه دوران خلافت عمر بن خطاب است که این کار را میکردهاند و آن ازدواجی شرعی است که با ازدواج دائم در موارد زیر مشترک اند.
الف) زن نباید شوهر دار باشد و صیغه عقد با ایجاب از طرف
1) (1)
زن و قبول از سوی مرد شکل میگیرد و به اجرا در میآید.
ب) باید مالی به عنوان اجرت به زن داده شود که در عقد دائم آن رامهر میگویند و این نص قرآن کریم است; هم چنان که گذشت .
ج) پس از جدا شدن مرد از زن، زن باید عده نگه دارد.
د) پس از جدایی، عده واجب است و فرزند از آن مرد خواهد بود. زن نمیتواند بیش از یک همسر داشته باشد.
ه-) فرزند و پدر و فرزند و مادر از یکدیگر ارث میبرند.
تفاوت ازدواج موقت با دائم این است که در اوّلی باید مدت را معین کنند و دادن نفقه و قسمت به زن بر مرد واجب نیست و زن و مرد از یکدیگر ارث نمیبرند. و در جدا شدن ایشان از هم به طلاق نیاز نیست، بلکه سپری شدن مدت معین یا بخشیدن باقی مانده مدت مشخص شده در عقد کافی است.
حکمت وضع این نوع از ازدواج در اسلام این است که به نیاز جنسی مردان و زنان که قادر به تدارک همه لوازم ازدواج دائم نیستند، یا به خاطر مرگ همسر و مانند آن به محرومیت افتادهاند و با این همه میخواهند با سربلندی و شرافت زندگی کنند پاسخ
گفته است. بنابراین ازدواج موقت درمرتبه نخست برای حل یک مشکل بزرگ اجتماعی است تا اینکه جامعه اسلامی درلجنزار تباهی و لاابالیگری سقوط نکند.
گاه ازدواج موقّت برای آشناییهای مشروع پیش از ازدواج دائم استفاده میشود. و این گونه جلو ارتباط نامشروع و زنا و سرکوب جنسی و توسّل به راههای حرام دیگری چون استمنا از سوی کسی که نمیتواند تنها یک زن داشته باشد یا کسی که نمیتواند از نظر اقتصادی و معیشتی یک زن یا بیشتر را اداره نماید و در عین حال نمیخواهد به حرام مبتلا گردد گرفته میشود.
به هر حال این ازدواج مستند به قرآن و سنت و عمل صحابه در برههای بلند از زمان است و اگر در زمره عمل زنا قرار گیرد معنایش این است که قرآن و پیامبر و صحابه زنا راجایز شمردهاند و کسی که ازدواج موقت کرده مدتی به زنا کردن مشغول بوده است. پناه بر خدا! علاوه بر این، نَسخ ازدواج موقت هرگز مستند به قرآن و سنت نبوده و دلیل محکم و صریحی بر آن وجود ندارد. البته اگر چه شیعه امامیّه با استناد به قرآن و حدیث این نوع از ازدواج تشریع شده و مشروع را جایز و حلال
میشمارد، امّا ازدواج دائم و تشکیل خانواده را کاری والاتر و برتر میداند; چون خانواده اساس یک جامعه سالم و نیرومند است.
ایشان به ازدواج موقت که در اسلام «متعه» اش میگویند میل و گرایش ندارند هرچند که طبق دستور دین و سنت صلی الله علیه و آله حلال است; هم چنان که گفتیم. ذکر این نکته نیز بجاست که شیعه امامیّه بر اساس قرآن و حدیث و تعالیم و سفارشهای پیشوایان از اهل بیت علیهم السلام هرنوع احترامی را در حق زنان لازم میداند و برای او ارزش بسیار قائل است و در گستره مربوط به جایگاه و شئون و حقوق زن به ویژه در سطح برخوردهای اخلاقی با او و نیز در مسائل ملکیت و ازدواج و طلاق و سرپرستی و شیردهی و عبادات و داد و ستدها احکامی عالی و قابل توجه در روایات پیشوایان علیهم السلام و در فقه ایشان وجود دارد.
( 27 )شیعه جعفری این امور را حرام میداند: زنا، لواط، ربا، کشتن انسان بیگناه، شرابخواری، قمار، پیمانشکنی، فریب و خیانت و نیرنگ، احتکار، کمفروشی، غضب، دزدی، ناراستی، دشمنی، غنا، رقص، نسبت ناروا دادن، تهمت، سخنچینی، لهو و لعب، آزردن مؤمنان، غیبت، دشنام، و ناسزا،
دروغ، سخنباطل، و دیگر گناهان بزرگ و کوچک و تا جایی که ممکن باشد هماره سعی در کنارهگیری از آنها دارد و با تمام تلاش میکوشد تا با وسایل و شیوههای گوناگون از همهگیر شدن آن گناهان در سطح جامعه جلوگیری نماید; با تألیف و نشر کتابها و جزوههای اخلاقی و تربیتی و بر پاکردن نشستها و سخنرانیها و خطبههای جمعه و...
( 28 )شیعیان فضائل و ارزشهای اخلاقی را مهم میشمارند و به موعظه و سخنان پندآموز، عشق میورزند و به شنیدن آن سخنان مبادرت میکنند و از سر اشتیاق به پند شنیدن، در خانهها و مساجد و میدانها و در مناسبتهای مختلف مجالس بر پا مینمایند و از همین روست که به خواندن دعاهای پر فایده و بلند معنایی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و پیشوایان پاک روایت شده است روی میآورند; دعاهایی چون دعای کمیل، دعای ابوحمزه ثمالی، دعای سمات، دعای جوشن کبیر، دعای مکارمالاخلاق، و دعای افتتاح که در ماه رمضان خوانده میشود. ایشان این دعاها را که از مضامین والا و برجسته برخوردار هستند با خشوع و شکسته دلی و روحانیت و گریه و تضرع میخوانند که این کار باعث تهذیب نفس و نزدیک شدن ایشان به خدای تعالی میگردد. این دعاها را در دایرة المعارفی که
اخیراً با عنوان «موسوعة الادعیة الجامعه» چاپ و منتشر شده است میتوان یافت، نیز در کتابهای متداول و معروف در میان بزرگان و برگزیدگان.
( 29 )شیعیان مزار و مرقد پیامبر صلی الله علیه وآله و اهل بیت پاک و فرزندان آنها را مورد توجه و اهمیت قرار میدهند. مرقد امام حسن مجتبی، امام زینالعابدین، امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام در بقیع مدینه، مرقد امام علی علیه السلام در نجف اشرف; مرقد امام حسین بن علی علیه السلام و برادر، فرزندان و فرزندان برادر و اصحابش را که با او در روز عاشورا به شهادت رسیدند، در کربلا، مرقد امام هادی و امام عسکری علیهم السلام ، در سامرا، مرقد امام جواد و امام کاظم علیهم السلام در کاظمین، مرقد امام رضا علیه السلام در شهر مشهد (در ایران)، مرقد پسران و دختران ایشان در قم و شیراز، مرقد قهرمان کربلا، بانو زینب، در دمشق و مرقد بانو نفیسه را در قاهره که از کریمههای اهل بیت است، همواره مورد توجه و احترام قرار میدهند و این کار به خاطر احترام گذاشتن به رسول خدا صلی الله علیه وآله است; زیرا حرمت شخص از طریق حرمت نهادن به فرزندان او حفظ میشود و باقی میماند و بزرگداشت فرزندان یک انسان، بزرگداشت خود او نیز هست. از سوی دیگر این قرآن کریم است که آل عمران، آل یس، آل ابراهیم و
آلیعقوب را میستاید و شأنشان را بزرگ میدارد; در حالی که عدهای از آنها جزو پیامبران و رسولان نبودهاند. قرآن میفرماید:
(ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ ) 1 «فرزندانی که از یکدیگر بودند».
دلیل دیگر این احترام، اعتراض نکردن قرآن به کسانی است که گفتند:
(لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِداً) 2 «بر ]کنار[ شان مسجدی خواهیم ساخت».
یعنی بر مزار اصحاب کهف، عبادتگاهی بر پا میکنیم تا خداوند در کنار ایشان پرستیده شود و قرآن کار آنها را شرک نمیشمارد; زیرا مسلمان مؤمن تنها برای خدا رکوع و سجده میکند و تنها او را میپرستد و چون مرقد آن اولیای الهی به وجود آنها تقدس یافته است، عبادت خود را کنار ضریح ایشان به جای میآورد. همچنان که مقام ابراهیم، تقدس و ارجمندی یافت و خدای تعالی فرمود:
(وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّی ) 3 «و گوشهای از مقام ابراهیم را
نمازگاه خود کنید».
این گونه نیست که هر کس پشت مقام ابراهیم نماز به جای آورد، مقام را پرستیده و هر کس با سعی میان صفا و مروه، خدا را عبادت کرد، آن دو کوه را عبادت کرده است. خداوند برای عبادت خود مکانهای مبارک و مقدسی را که سرانجام به خود آن ذات یگانه منتسب میگردند، اختیار فرموده است. بی شک روزها و مکانهایی چون روز عرفه و سرزمین منی و عرفات از قداست برخوردارند و سبب آن، انتساب آنها به خدای تعالی است.
( 30 )از همین جاست که شیعه جعفری همچون دیگر مسلمانانِ آگاه و آشنا به شأنِ رسول خدا صلی الله علیه و آله از سر تکریم و احترام به زیارت قبور اهل بیت علیهم السلام اهتمام میورزند و با این کار از ایشان پندها میگیرند و عهد خویش را با آنها تازه میکنند و بر ارزشهایی که آن وجودهای پاک به خاطر شان جهاد کردند و در راه حفظ آنها به شهادت رسیدند تأکید مینمایند.
زائران این مزارهای شریف، در زیارتهای خود، فضائل صاحبان قبور، جهاد، نمازگزاری، زکات دادن و تحمل آزار و شکنجه ایشان در این راه را یاد آور میشوند و افزون بر این، با این
مهرورزی که در حق فرزندان ستمدیده پیامبر کریم صلی الله علیه و آله میکنند، با او در غم و اندوه فرزندانش سهیم میگردند; مگر او نبود که در شهادت حمزه فرمود: «اما حمزه گریه کننده ندارد»؟ مگر او نبود که در مرگ فرزند دلبندش ابراهیم، گریست؟ مگر او نبود که برای زیارت به بقیع میرفت و مگراو نبود که میفرمود: «به زیارت قبرها بروید که شما را به یاد آخرت میاندازد»؟ (1)
. شفاء السقام، سبکی شافعی ص107; سنن ابن ماجه، ج1، ص117.
آری، زیارت قبور ائمه اهل بیت علیهم السلام و یاد کرد سیره و مواضع جهادی ایشان، در حقیقت آیندگان را به یاد شهادتها و جانبازیهای این بزرگان در راه اعتلای اسلام و مسلمین میاندازد و نیز روح شجاعت، دلاوری، از خود گذشتگی و شهادت در راه خدا را در آنان میپروراند.
زیارت، کاری انسانی، فرهنگی و عقلانی است. امتها معمولاً بزرگان و بنیانگذاران تمدن خود را بزرگ میشمارند و در مناسبتهای ویژه، یاد آنان را به شکلها و شیوههای
1) (1)
گوناگون زنده میدارند. این کار، مایه افتخار و مباهات و احترام به ارزشهای برجای مانده از ایشان است و توجه دیگر امتها را به این امت و ارزشهای او سبب میگردد و این همان چیزی است که قرآن کریم هنگام ستایش از جهتگیریهای ناب پیامبران، اولیا، نیکان و بیان سرگذشت آنها مورد توجه قرار داده است.
( 31 )شیعه جعفری رسول خدا صلی الله علیه وآله و ائمه پاک علیهم السلام را شفیع خود قرار میدهند و با توسل به ایشان، خدای تعالی را میخوانند تا گناهانشان را بیامرزد و نیازهاشان را برآورد و بیماری شان را بهبود بخشد; زیرا قرآن چنین کاری را اجازه داده، بلکه بدان فرا خواندهاست; آنجا که میفرماید:
(وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوّاباً رَحِیماً) 1 «اگر هنگامی که آنان بر خود ستم کردند، نزد تو آمدند و از خدا آمرزش خواستند و پیامبر هم برای آنان آمرزش طلبید، خدا را توبهپذیر و مهربان خواهند یافت».
و میفرماید:
(وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضی ) 1 «به زودی پروردگارت چیزی به تو عطا میکند که خشنود شوی».
آن چیز، مقام شفاعت است. چگونه میتوان پذیرفت که خداوند مقام شفاعت را به پیامبرش عطا کند و او را وسیله حاجت خواهی نیازمندان قرار دهد، آنگاه مردم را از شفاعت خواستن از آن حضرت منع نماید و یا پیامبر را از استفاده ازآن مقام محروم سازد؟
خدای تعالی از فرزندان یعقوب حکایت میکند که وقتی آنان از پدر خود دستگیری خواستند و به او گفتند:
قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنّا کُنّا خاطِئِینَ ) 2 «ای پدر! برای گناهان ما آمرزش بخواه; چون ما خطاکار بودهایم».
آن پیامبر کریم و معصوم نه تنها بر آنها خُرده نگرفت، بلکه فرمود:
(سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی ) 3 «به زودی برایتان آمرزش میطلبم».
هیچ کس نمیتواند که ادعا کند که پیامبر و امامان علیهم السلام مردگانی
بیش نیستند و درخواست دعا از آنان کاری بیهوده است; زیرا تمام پیامبران و به ویژه رسول خدا صلی الله علیه و آله زندهاند و پروردگار سبحان درباره پیامبر صلی الله علیه و آله میفرماید:
(وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً ) 1 «و ما این گونه شما را امتی معتدل قرار دادیم تا بر مردمان گواه باشید و رسول بر شما گواه باشد»;
یعنی بیننده و ناظر و فرمود:
(وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ ) 2 «هر چه میخواهید بکنید که خدا و رسولش و مؤمنان به زودی کار شما را میبینند».
این آیه تا قیامت جاری و پیوسته است و همچون جریان خورشید، ماه و استمرار شب و روز، استمرار دارد. همچنین پیامبر و ائمه اهل بیت(علیهم السلام شهیدند و به فرموده خدای تعالی در قرآن، شهدا زندهاند و نمردهاند.
( 32 )شیعه جعفری در زاد روز پیامبر و ائمه علیهم السلام ، مراسم جشن و شادی برگزار میکنند و در ایام رحلت و شهادت ایشان، مجالس
ماتم و عزا. در این مجالس به یادآوری فضیلتها و مناقب و مواضع بلند آنان که در روایات صحیح آمده است، میپردازند و این کار را به تبعیت از قرآن انجام میدهند که مایههای ستایش پیامبر و دیگر فرستادگان خدا را بیان میکند و آنان را پاس میدارد و نگاهها را بدیشان متوجه میسازد تا امام و درسآموز و هدایتگر مردم معرفی گردند.
شیعه جعفری دراین مراسم و مجالس، از کارهای حرام خودداری میورزد و از کارهایی همچون آمیختگی مردان و زنان، استفاده از خوردنیهای حرام، (1)
. غلو، یعنی بالا بردن انسان تا سطح خدای و پروردگاری یا باور داشتن به این که او میتواند جدا از خواست و اجازه خدای تعالی، هر کاری انجام دهد; مانند آن چه مسیحیان و یهودیان درباره پیامبرانشان میگویند.
غلو در مدح و ستایش و دیگر اموری که با روح شریعت اسلام ناسازگار است و تجاوز از حدود مسلم آن به شمار میآید و یا اعمالی که منطبق با آیه، روایت صحیح و قاعدهای صحیح که مستنبط از کتاب و سنت نباشد، خودداری میکند.( 33 )شیعیان از کتابهایی چون «کافی»، از ثقه الاسلام کلینی و «من لا یحضره الفقیه»، از شیخ صدوق، و «الاستبصار» و «التهذیب»، از شیخ طوسی - که در عرصه حدیث کتابهایی
1) (1)
استوار و ارزشمند و شامل روایات وارده از رسول اکرم و خاندان پاک و مطهّرش علیهم السلام میباشند استفاده میکنند. این کتابها هرچند دربردارنده احادیث صحیح است، اما با این همه، نه مولّفان این کتب و نه شیعیان از آنها به عنوان «الصحیح» یاد نمیکنند و فقهای شیعه صحت همه روایات آمده در آنها را نمیپذیرد و تنها روایاتی را که صحّتشان بر ایشان معلوم گردیده اخذ مینمایند و روایات غیر صحیح و غیر حسن و روایاتی را که طبق تعابیر علم درایه و رجال و قواعد علم حدیث نمیتوان اخذ نمود، رها میکنند.
( 35 )شیعه جعفری چه بسا در موارد گوناگون بدون تعصّب و سختگیری نسبت به عقاید خود، به احادیث صحیحی که از رسول خدا صلی الله علیه وآله در منابع برادران اهل سنّت (1)
. به جاست که در این جا با صدای بلند اعلام کنیم که شیعه امامیه نیز اهل سنتاند; زیرا هر سخن و عمل و امضایی را که در سنت نبوی آمده است میپذیرند، که از جمله آنها وصیتهای پیامبر صلی الله علیه و آله در حق اهل بیتش میباشد. ایشان به این سفارش التزام عملی دقیق دارند و عقاید و فقه و کتابهای حدیثی آنان نیکوترین گواه بر این مطلب است. اخیراً دائرة المعارف مفصلی منتشر شده به نام «سنن النبی» که روایات وارده از رسول اکرم صلی الله علیه و آله در مصادر شیعی، یکجا در آن گنجانده شده است.
و جماعت آمده است استناد میکند. شاهد این سخن تالیفات گذشته و امروز علمای شیعه است و در آنها احادیثی از صحابه پیامبر و همسران او و از صحابه مشهور و راویان بزرگی چون ابوهریره و انَس و دیگران نقل شده است، البته با این شرط که روایات صحیح باشند و با قرآن و احادیث صحیح و عقل استوار اندیش و اجماع علما تعارض نداشته باشند.( 36 )شیعه جعفری بر این باور است که تمام ناملایمات و مصیبتهایی که در گذشته و امروز دامنگیر جامعه اسلامی و مسلمانان شده یا میشود، تنها نتیجه دو چیز است:
1) (1)
نادیده گرفتن اهل بیت علیهم السلام به عنوان شایستهترین افراد برای رهبری و بی توجهی به هدایتها و آموزههای ایشان و به ویژه تفسیرهایی که آنان از آیات قرآن کریم به دست دادهاند و دو دستگی، اختلاف و کشمکش میان مذاهب و فرقههای اسلامی.
از این رو، شیعه جعفری هماره سعی در متحد ساختن صفوف امت مسلمان دارد و در این راه دست برادری و محبت به سوی همگان دراز میکند و این در حالی است که اجتهادات علمای آن فرقهها و مذاهب و احکام صادره از سوی آنان را به چشم احترام مینگرد. این گونه است که میبینیم شیوه عالمان شیعه از همان قرنهای نخستین اسلام بر آن بوده که آرای فقهای غیر شیعه را در کتابهای فقهی، تفسیری و کلامی خود ذکر میکردند. کتاب «الخلاف» در زمینه فقه، از شیخ طوسی و «مجمع البیان» در تفسیر، از طبرسی که بارزترین علمای الازهر آن را ستودهاند، «تجریدالاعتقاد» از نصیرالدین طوسی در عقاید که علاءالدین قوشچی اشعری آن را شرح کرده است، نمونهای از این کتابها هستند.
( 37 )عالمان برجسته شیعه گفت و گوی میان دانشمندان مذاهب
گوناگون اسلامی در زمینههای فقه، عقائد، تاریخ و تفاهم ایشان در مسائلِ روزِ مربوط به مسلمانان و پرهیز از نثار تهمتهای ناروا به یکدیگر و مسموم ساختن فضا با دشنام و بدگویی را یک ضرورت اجتنابناپذیر میدانند تا زمینههای مناسب برای نزدیکی منطقی میان گروهها و فرقههای اسلامی ایجاد گردد و راه بر دشمنان اسلام و مسلمین که برای رخنه کردن در صفوف مسلمانان و وارد کردن ضربه نهایی بر ایشان دنبال بهانه میگردند، بسته شود.
ازاین رو، شیعه جعفری هیچ مسلمانی را - پیرو هر مذهب فقهی و روش اعتقادی که باشد - به کفر متهم نمیکند; مگر کسی را که جمیع مسلمانان بر کفر او یک رأی و متفق گردیدهاند و با هیچ فرقهای نرد دشمنی نمیبازد و توطئه چینی علیه آن را اجازه نمیدهد و با تمام مسلمانان، در هر جا، همچون برادران و خویشان خود مهربان و برادر است; اما با مذاهب ساختگی استعماری، همچون بهاییّت، بابیّت و قادیانه و... سرِناسازگاری دارد و پیوسته با آنان در اختلاف و ستیزه است و وابستگی به هر یک از آنها را حرام میداند.
اگر شیعه جعفری - گاهی و نه همیشه - تقیه را که عبارت از پنهان
داشتن مذهب و عقیده است به کار میگیرد، این به تصریح قرآن کریم کاری شرعی است و مذاهب اسلامی در موقعیتهای سخت درگیری میان طایفهها بدان عمل میکردهاند و این، دو علت داشته است; حفظ جانها و خونها، تا به هدر نروند، و حفظ وحدت اسلامی تا دچار رخنه و شکافنشود.
( 38 )به عقیده شیعه جعفری علت عقب ماندگی امروز مسلمانان عدم پیشرفت ایشان در عرصههای فکری و فرهنگی و علمی و فن آوری است. و چاره آن عبارت است از آگاهی دادن و بیداری بخشیدن به مردان و زنان مسلمان وبالا بردن سطح فکری و فرهنگی و علمی آنان از طریق ایجاد مراکز علمی همچون دانشگاهها و مدارس و استفاده کردن از دادههای علوم جدید برای از پیش پا برداشتن موانع اقتصادی و عِمرانی و صنعتی و کاشتن بذر خود باوری و اعتماد به خویش در جان فرزندان امّت اسلامی برای سوق دادن ایشان به سوی میدانهای کار و عمل و فعالیت، تا امر خود کفایی و استقلال این امّت تحقق یابد و وابستگی و تحت سلطه بیگانگان بودن یکسره از میان رخت بر بندد.
برهمین اساس شیعیان به هرجای که پابگذارند و وارد شوند، در آنجا مکانها و مراکز علمی و آموزشی و مدارس برپا میکنند و برای
پروردن متخصّصین در علوم مختلف، همچنان که در هر کشوری که باشند به مدارس و دانشگاههای آن کشور وارد میشوند و از میان ایشان عالمان و هنرمندانی که در سطوح مهم و مختلف فارغ التحصیل میگردند و به مراکز علمی پیشرفته و متکاملتر پای مینهند.
( 39 )شیعیان از راهی که درمیان ایشان (تقلیددر احکام) نام دارد با عالمان و فقیهان خود مرتبط میشوند; در مشکلات فقهی خود به آنان مراجعه میکنند و در تمام بخشهای زندگی خود طبق فتاوای ایشان عمل مینمایند; زیرا فقها درنظر ایشان و کلا و نایبان عام آخرین پیشوای پاک (عج) هستند و چون آنان در زندگی و اموراقتصادی خود بردولتها و حکومتها تکیه ندارند از سوی آحاد این طایفه بزرگ بسیار مورد اعتماد میباشند.
همچنین حوزههای علوم دینی که مراکز پرورش فقها هستند نیازهای اقتصادی خویش را از اموال خمس و زکاتی که مردم با رغبت و اختیار، به فقها میپردازند و آن راهمچون نماز و روزه وظیفهای شرعی میدانند تأمین میکنند. برای وجوب، دادن خمس از سود مال، نزد شیعه ادلّه روشنی وجود دارد کهپارهای از آنها در کتابهای موسوم به «الصحیح» و «السنن» آمدهاند.
( 40 )شیعه جعفری بر این باور است که مسلمانان حق دارند از حکومتهای اسلامی که طبق قرآن و سنت عمل میکنند برخوردار باشند; حکومتهایی که حافظ حقوق مسلمانان باشند و با دولتهای دیگر روابط عادلانه و سالم برقرار نمایند و حد و مرزهای آن روابط را پاس بدارند و استقلال فرهنگی و اقتصادی و سیاسی مسلمانان راضامن گردند تا امت مسلمان هماره عزیزو سربلند باشد; همچنان که خداوند این عزّت رابرای آنان خواسته است:
(وَ لِلّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ ) 1 «عزّت تنها برای خدا و رسولش و مومنان است.»
و فرموده است:
(وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ) 2 «سستی نورزید و اندوهگین مباشید که شما برترین خواهید بود اگر از مؤمنان باشید.»
شیعیان معتقدند که اسلام - به عنوان یک دین کامل و تمام عیار - برای نظام حکومت و کشورداری، روشی دقیق و ژرفنگر ارائه
کرده است واین علمای امّت بزرگ اسلام هستند که باید بنشینند و درصدد کشف صورت کامل این روش و شیوه حکومتی برآیند، تا امّت اسلامی از این حیرت و سرگردانی و مشکلات پی در پی که به آخر نمیرسد خلاصی یابد، که خداوند خود یاری دهنده و پشت و پناه است:
(إِنْ تَنْصُرُوا اللّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ ) 1
«اگر خدا را یاری کنید شما را یاری میکند و پایداری خواهد بخشید.»
این برجستهترین و مهمترین اصول و کلّیات بود درعرصه اعتقادات و آیین شیعه امامیه که او را «شیعه جعفری» نیز میگویند.
این طایفه امروز در همه سرزمینهای اسلامی در کنار برادران مسلمان خود زندگی میکند و بر حفاظت از موجودیت و عزّت مسلمانان بسیار حریص است و آماده است که جان و هر چیز گرانبهای خود را دراین راه فدا کند.