ghaemiyeh.com
سرشناسه: نوری، علی، ۱۳۶۳ -
عنوان و نام پدیدآور: حقوق معلولان ایران/ علی نوری ؛ با همکاری دفتر فرهنگ معلولین.
مشخصات نشر: قم: صبح صادق، 1394.
مشخصات ظاهری: 640 ص.: مصور.
شابک: 300000 ریال: 978-600-5724-95-0978-600-7221-18-1
وضعیت فهرستنویسی: فیپا
یادداشت:کتابنامه: ص. 599 – 602 ؛ همچنین به صورت زیرنویس.
یادداشت: عنوان پشت جلد به انگلیسی: DISABILITY RIGHTS IN IRAN
موضوع: معلولان -- وضع حقوقی و قوانین -- ایران
موضوع: معلولان -- حقوق مدنی
شناسه افزوده: دفتر فرهنگ معلولین
ردهبندی کنگره: 1394 7ح9ن/ 1532KMH
ردهبندی دیویی: 55013/346
شماره کتابشناسی ملی: ۳۹۵۸۸۰۳
دفتر فرهنگ معلولین:
قم، بلوار محمدامین، خیابان گلستان، کوچه11، پلاک4 تلفن: 32913452-025 فکس: 32913552-025
همراه: 09125520765 www.HandicapCenter.com
, info@handicapcenter.com
حقوق معلولان ایران
علی نوری
مقدمه. 7
فصل اول: تصویب قانونهای موردی (1301-1368) 11
طلیعه. 13
مبحث1: دوره مجلس شورای ملی (1301-1357). 15
مبحث2: دوره انقلاب اسلامی و مصوّبات شورای انقلاب (1357-1360). 57
مبحث3: دوره جمهوری اسلامی و مصوبات موردی مجلس شورای اسلامی (1360- 1368). 95
نتیجهگیری... 111
فصل دوم: دوره توسعه حقوق آموزشی و مشارکتی (1368- 1383) 113
طلیعه. 115
مبحث1: سازمان آموزش و پرورش استثنایی... 117
مبحث2: مناسبسازی... 135
مبحث3: قوانین موردی در این دوره 145
مبحث4: برنامه توسعه و معلولین... 147
مبحث5: الحاق به کنوانسیون حقوق کودک، 1373. 151
نتیجهگیری... 167
فصل سوم: دوره شفافیت و توسعه حقوق عمومی شهروندی معلولین (1383-1391) 169
طلیعه. 171
مبحث1: زمینهها و علل... 175
مبحث2: تدوین و تصویب قانون جامع 83. 179
مبحث3: اجرای قانون جامع.. 185
مبحث4: کمیسیون و فراکسیون معلولین و معلولیت.... 207
مبحث5: نظریات دولت.... 217
مبحث6: طرحهای زمینه ساز قانون یا معّرِف کارآیی قانون.. 221
مبحث 7: نقد و بررسی: ردیه و دفاعیه. 231
مبحث8: یک تجربه حقوقی: عدم اجرای سه درصد و شکایت به دیوان عدالت اداری... 253
مبحث9: برنامه توسعه. 259
مبحث10: کارآیی دستگاه اجرایی... 269
مبحث11: الحاق به کنوانسیون حمایت از معلولین... 273
مبحث12: سرنوشت «قانون 83» 333
مبحث13: همایش حقوق معلولین، 1384. 339
نتیجهگیری... 343
فصل چهارم: دوره جنبش حقوقگرایی معلولین (1390-1394) 347
طلیعه. 349
مبحث1: تلاش برای تدوین قانون جدید.. 351
مبحث2: لایحه حقوق شهروندی افراد دارای معلولیت.... 355
مبحث3: پیشنویس 36 مادهای... 379
مبحث4: لایحه جامع حمایت از حقوق معلولین... 401
مبحث5: سیر رخدادهای حقوقی از نگاه مسئولین... 437
مبحث6: نقش مردم و سمنها 473
مبحث7: فعالیتهای اجتماعی نمایندگان مجلس..... 561
مبحث8: نقش و جایگاه شهرداری... 589
پایان.. 597
منابع و مآخذ. 599
ضمائم. 603
کتابشناسی حقوق معلولین... 605
تصاویر نشستها 611
فهرست تفصیلی... 631
معلولین ایران اعم از ناشنوا، نابینا، فاقد حس حرکتی و فاقد قدرت ذهنی، متأسفانه تاریخ مدون ندارند. با اینکه به لحاظ مردم شناختی، جمعیت قابل توجه دارند و به لحاظ مشارکت در تحولات اجتماعی و تأثیر در سرنوشت جامعه، جایگاه خاص داشتهاند. در مقایسه با بسیاری از طبقات اجتماعی مانند ادباء و شعراء تعداد معلولین بیشتر بوده و هست؛ چندین کتاب با عنوان تاریخ ادبیات ایران منتشر شده و تحولات ادبی را به تفصیل یادآور شدهاند اما نسبت به معلولیت شناسی و معلولیت پژوهی و بررسی تاریخ تحولات این جامعه، دریغ از یک اثر. وقتی معلولین را با بسیاری از دیگر اقشار بسنجیم، همین نتیجه حاصل میشود. ولی نمیدانم به چه دلیل تحولات تاریخی معلولین در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، حقوقی، دینی و مذهبی و غیره تدوین نشده است.
با اینکه نهادهای مقننه در ایران پس از مشروطیت کارشان آغاز شد؛ اما قانونگذاری برای موضوعات معلولیتی دیر شروع شد. اولین قانون مصوب در 1301ش بوده است، مهمتر از متن مواد مصوب، حواشی، موافقت و مخالفتها و تحلیلهایی بوده که توسط چهرهها بیان میشده است. اما تاکنون شخص یا مرکزی به جمعآوری این اطلاعات و تدوین کتاب یا مقاله نپرداخته است.
مشکل به همینجا ختم نمیشود و فقدان تاریخ پیامدهای بسیار دارد. گفته شده جامعهای که تاریخ ندارد، هویت ندارد و آینده هم ندارد، زیرا گذشته چراغ راه آینده است؛ بر اساس تجارب گذشته، مشکلات حال گشوده خواهد شد و آینده بهتر ساخته میشود.
اهمیت تدوین تاریخ برای ابعاد جامعه و فرهنگ معلولین توسط دفتر فرهنگ معلولین و مؤسسه معلولین فرهیخته کارشناسی و بررسی شد و تصمیم گرفته شد، مجموعه آثاری درباره تحولات تاریخی حقوق، جامعه، فرهنگ و اقتصاد معلولین تألیف شود. اولین دفتر از این مجموعه به حقوق معلولین ایران اختصاص مییابد و کتاب حاضر با عنوان حقوق معلولان ایران به روش تاریخی تقدیم میشود. از اینرو، اثر حاضر مجموعه قوانین نیست؛ یک اثر آکادمیک و نظریهپردازی صرف هم نیست بلکه شامل قوانین همراه با دیدگاهها و تحلیلهای متنوع نخبگان هر دوره و ملاحظات نویسنده است که به ترتیب تاریخی تنظیم و ساماندهی شده است. از دیگر سو نشان دهنده سیر تثبیت حقوق معلولین در ایران است.
هدف اصلی این کتاب اثبات دامنه حقوق معلولان ایران از طریق معرفی قوانین آنها و دیدگاههای متفکران درباره این قوانین است. قوانینی که توسط نهادهای مقننه مطرح و بررسی و تصویب شده یا در شرف تصویب است. در پنج مرحله زیر بررسی و تجزیه و تحلیل میگردد:
1- متن قانون
2- پیشینه و تحولات سابق
3- اقتضائات موجود اجتماعی و فرهنگی
4- آییننامه اجرایی
5- حواشی شامل مخالفت و موافقت، فضاسازی و اخبار درباره
برای نمونه قانون تأسیس سازمان بهزیستی که توسط شورای انقلاب در سال 1359 تصویب شده موادی و تبصرههایی دارد که اصطلاحاً به آن متن قانون بهزیستی میگویند.
پیشینه معلولین در دوران حاکمیت خاندان پهلوی و نیز تلاشهای سازمانهای مردم نهاد معلویتی و غیره موجب تصویب قوانین شده اما به دلیل مشکلات این قوانین و نیز اقتضائاتی که انقلاب مثل توقع معلولین از بهتر شدن شرایطشان در سال 58 و 59 وجود داشت منجر به تصویب قانون بهزیستی شد. اما این قانون حتماً موافق و مخالف داشته و اخباری پیرامون آن منشتر شده است. نیز این قانون برای اجراء تصویب شده و لزوماً نیاز به روش اجرایی دارد. شیوه عملیاتی آن در آییننامه این قانون آمده است.
بنابراین، شیوه این کتاب اینگونه است که هر قانون در پنج محور بررسی و تجزیه و تحلیل میشود. مگر اینکه اطلاعات یکی از این زمینهها در دسترس نباشد. مطالب این کتاب در چهار فصل تنظیم و سیر تحولات تاریخی حقوق معلولان ایران را در چهار مرحله بررسی کرده است:
الف: دوره تصویب قوانین موردی (1301 تا 1368)
ب: دوره تصویب قوانین آموزشی و مناسبسازی (1368-1383)
ج: دوره تصویب و اجرای نخستین قانون جامع (1383 تا 1391)
این دوره به نام شفافیت و توسعه حقوق شهروندی معلولان نامگذاری شده است.
د: دوره جنبش فراگیر حقوقگرایی معلولین (1390 تاکنون)
ذیل هر فصل قوانین و رخدادهای مرتبط به هر قانون به ترتیب تاریخی مطرح خواهد شد. هر قانون در ظرف زمانی و شرایط خاص اجتماعی، فرهنگی و تاریخی ویژه مطرح و به تصویب میرسد. برخی از این شرایط و ویژگیها در قالب تحلیل و اخبار بیان شده است؛ البته برخی هم هرگز مطرح نشده است زیرا اطلاعات آن قابل دسترسی نبوده است.
ده سال اخیر در تاریخ معلولین ایران، مقطع سرنوشتساز و مهم بوده است. زیرا در سال 1383 نخستین مجموعه قوانین ویژه معلولین در مجلس شورای اسلامی تصویب شد و برای اجرا به دولت ابلاغ گردید و در 1394 لایحه جامع حمایت از حقوق معلولین توسط کمیسیون اجتماعی دولت، نهایی و به هیأت دولت ارائه شد، و پس از تصویب دولت، بندهایی از آن جهت تصویب به مجلس رفت.
از اینرو معلولین برای اولین بار صاحب قانون جامع شدند. اگر این دهه را دوره قانونگرایی معلولین بنامیم، مناسب است زیرا جنبش قانونگرایی و حقوق خواهی آنان منجر به انجام دو مجموعه
قانونی مهم شد. برخلاف برخی که فعالیتهای اخیر مرتبط به معلولین را «جنبش اجتماعی» میخوانند و جوهره آن را در قالب دمکراسی خواهی تحلیل میکنند، به نظر میرسد تلاشهای تشکلهای معلولیتی و آحاد معلولین در پی یافتن شرایط معیشتی و زندگی بهتر در چارچوب ضوابط متعارف و مقبول که از آن به قانون تعبیر میشود، است.
نخستین قانون مستقل و عمومی معلولین ایران در سال 1383 با تلاشهای مشترک دولت هشتم و مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. مجلس شورای ملی و شورای انقلاب در دهههای قبل قوانینی برای معلولین تصویب کردهاند ولی همه آنها عمومیت و شمول نسبت به ابعاد مختلف جامعه هدف را ندارد و فقط به یک بُعد معلولین میپردازد یا ضمن دیگر موضوعات بوده است. به عنوان مثال به هنگام بررسی مسائل بهزیستی و تشکیل سازمان بهزیستی در سال 1358 در چند بند هم مسائل معلولین تصویب شده؛ یا وقتی میخواستند بندهایی درباره بازنشستگی تصویب کنند، از معلولین هم یاد شده و بازنشستگی معلولین هم تصویب شده است. قوانین متضمن معلولین از سال 1322 تاکنون بسیار است، اما قوانین ویژه معلولین ایران، فقط عبارتاند از: «قانون جامع حمایت از معلولین مصوب 1383» و «قانون الحاق به کنوانسیون حمایت از معلولین در 1387» و «لایحه جامع حمایت از معلولین مصوب دولت جمهوری اسلامی در 1394».
مهمتر اینکه تاکنون پژوهش جامع و علمی درباره تقنین، حقوق و قوانین معلوین ایران انجام و عرضه نشده است. کتاب حقوق معلولین در قوانین ایران نوشته سید احمد باختر و کتاب مرجع حقوق معلولین نوشته حسین زهرایی و سید محمدرضا تابان هرکدام بخشهایی از تاریخ قانونگذاری معلولین را در بردارند. غیر از این دو اثر، دفتر فرهنگ معلولین سه اثر درباره حقوق معلولین منتشر کرد که عبارت بودند از:حقوق فرهنگی معلولین، قانونگذاری برای معلولین و کارنامه مجلس شورای اسلامی. همچنین سازمان بهزیستی چند کتابچه به نامهای قانون جامع حمایت از معلولان مصوب 83؛ پیماننامه حمایت از افراد دارای معلولیت؛ پیماننامه حمایت از کودکان معلول منتشر کرده است. این آثار بهزیستی صرفاً مجموعه قوانین و بدون توضیح و تحلیل بود. به همین دلیل درصدد برآمدیم کتابی جامع درباره حقوق معلولین بر اساس قوانین مصوب در ایران تدوین کنیم.
معمولاً تمام نهادها و سازمانها مجموعه قوانین خود را منتشر کردهاند. چون انتشار مجموعه قوانین مرتبط به یک موضوع، راه را برای تحقیقات باز کرده و پژوهشگران میتوانند از منظرهای مختلف به بررسی جوانب حقوقی معلولین بپردازند و کتاب، مقاله و گزارش تألیف نمایند. اما نهادهای دولتی و تشکلهای مردمی معلولین اقدام به مجموعهسازی از قوانین معلولین نکردهاند. مهمتر اینکه تحلیلها و بررسیهای قوانین هم جمعآوری و تدوین نشده است.
کتاب حاضر تلاش جدیدی برای جمعآوری قوانین و شناسایی تحلیلها و گزارشهای درباره همچنین فعالیتهای منجر به تهیه متن و تصویب لایحه جامع (که از سال 1391 شروع شد) است. به ویژه تلاشهایی که پس از شکلگیری مجمع هماندیشی و همفکری مضاعف تشکلهای مردمی معلولین و شروع نشستهای معلولین نخبه انجام شد، در این کتاب گزارش و بررسی خواهد شد. اما فعالیتهای متأخر، مسبوق به تلاشهای متنوع در هفتاد سال اخیر بود، از اینرو در هر حادثه حقوقی باید سوابق را هم گزارش بدهیم.
اسناد و مدارک برای مجموعه حاضر و نیز تدوین آن حدود چهار سال، از 1391 تا 1394، طول کشید. در این مدت هر جا احتمال میدادم، سند، مقاله، کتاب، پایاننامه و عکس مرتبط به حقوق معلولین هست، مراجعه و به جمعآوری میپرداختیم. متأسفانه در طول تاریخ و به ویژه در دوره معاصر شخص و مرکزی به فکر جمعآوری اسناد و مدارک مرتبط به معلولین نبوده است. گویا معلولین از حافظه تاریخ پاک شده و اطلاعات آنان مغفول مانده است. بنابراین نوشتن تاریخ تحولات معلولین ایران بسیار دشوار است. به خصوص در موضوعاتی مثل حقوق معلولین که تخصصیتر است و این مبحث زیربنای بسیاری از تحلیلها و تحقیقات میتواند باشد.
از آقای محمد نوری مدیر دفتر فرهنگ معلولین که همواره با بذل مساعی خود پشتیبان توسعه فرهنگسازی معلولین بودهاند و با ویراستاری علمی این کتاب بر غنای آن افزودهاند تشکر میشود. همچنین از آقایان دکتر ناصر قرباننیا دانشیار و مدیر گروه حقوق دانشگاه مفید و دکتر رحیم نوبهار استادیار دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی که بذل محبت فرموده و با نظرات تخصصی و راهگشا در ارتقای کیفی این اثر همکاری داشتند، صمیمانه تشکر میشود.
بر ما فرض است از پشتیبانیهای جناب حجة الاسلام والمسلمین سید جواد شهرستانی نماینده تامالاختیار آیت اللّه العظمی سید علی سیستانی تشکر کنیم.
از همه متخصصان امور معلولین و کارشناسان حقوق و دیگر علاقهمندان اینگونه موضوعات استدعا داریم، نقد و اصلاحات خود درباره این کتاب را عرضه و ما را در گسترش تحقیقات حقوقی معلولین یاری فرمایند.
علی نوری
آبان 1394
مبحث1: دوره مجلس شورای ملی(1301 تا 1357)
مبحث2: دوره انقلاب اسلامی و مصوبات شورای انقلاب(1357 تا 1359)
مبحث3: دوره جمهوری اسلامی و مصوبات مجلس شورای اسلامی(1360 تا 1368)
نخستین آموزشگاه معلولین به نام آموزشگاه کریستوفل در سال 1299ش در تبریز گشایش یافت. مدرسه دیگری در سال 1303 در تبریز توسط جبار باغچهبان دایر شد. در سال 1339، نخستین مرکز آموزشی کودکان کمتوان ذهنی در تبریز، در سال 1344 آغاز آموزش تکلم در آموزش ناشنوایان توسط محمود پاکزاد، در سال 1347 آموزشگاه کودکان معلول جسمی و حرکتی در تهران و در همین سال دفتر آموزش کودکان استثنایی در وزارت آموزش و پرورش راهاندازی شد.(1)
بنابراین با آغاز سده چهاردهم شمسی، کارهای آموزشی و تربیتی معلولین در شهرهای مختلف ایران به تدریج راهاندازی شده است. اما خبری از قانون و قانونگذاری توسط مرکز اصلی قانونگذاری یعنی مجلس شورای ملی نیست. اولین بار که مجلس شورای ملی به امور معلولین ورود کرد، البته بر اساس اسناد و مدارک در دسترس، سال 1301 با تأسیس جمعیت شیر و خورشید سرخ و ایجاد نهادی برای رسیدگی به معلولین است. و برای نخستین بار، در سال 1338 درباره آموزش حرفهای معلولین مباحثی در مجلس شورای ملی مطرح شده است. یعنی دستگاه قانونگذاری رسمی یکصد و پانزده سال بعد از تأسیس اولین مجلس شورای ملی یا عدالتخانه (17 شعبان 1324ق)(2)به امور عمومی معلولین و نود و هشت سال بعد از تأسیس به مسائل آموزش و پرورش معلولین ورود نموده است. البته با جستجوی فراوان سند دیگری نیافتیم که نشان دهنده اهتمام دستگاه قانونگذاری پیش از تاریخهای فوق باشد.
متأسفانه هم منابع و آرشیوهای مهم اسناد و مدارک در زمینه معلولین ضعیف است و هم پژوهشهای اجرا و منتشر شده ناقص میباشند. قبلاً دو کتاب مهم در زمینه حقوق معلولین با موضوع جمعآوری قوانین و تحلیل آنها منتشر شده است: حقوق معلولین در قوانین ایران نوشته سید احمد باختر و کتاب مرجع حقوق معلولین نوشته حسین زهرایی و سید محمدرضا تابان، هر دو کتاب با اینکه مدعی جامعیتاند، ولی قوانین قبل از 1345 را ندارند و اساساً اشارهای نکردهاند. هر دو کتاب قانون استخدام معلولین در سال 1345و قانون تأمین اجتماعی سال 1354 را به عنوان اولین قوانین مصوب برای معلولین در ایران معرفی کردهاند.(3)کتاب دیگری توسط دفتر فرهنگ معلولین با عنوان قانونگذاری برای معلولین منتشر شد که قوانین را از سال 1322 شناسایی و معرفی کرده است.(4)
در این بخش کوشش شده اولین قوانین مصوب شناسایی شود و تا سال 1368 اهمّ قوانین مرتبط به معلولین معرفی گردد. اگر مبدأ تصویب قانون معلولین را در 1301 بدانیم تا 1368 یعنی زمان تصویب نخستین مجموعه قوانین ویژه معلولین، حدود شصت و هفت سال دستگاههای قانونگذاری
فقط قوانین منفرد و موردی و متضمن تصویب میکردهاند. یعنی هر زمان به بخشی از مشکلات جامعه معلولین توجه کرده و قانونی در این باره تصویب میکردند. مطالعه قوانین این دوره بسیار جالب و مشتمل بر نکات بسیار سودمند است. برای شناخت جامعه و فرهنگ معلولین ایران، بررسی این دوره از لحاظ قانونگذاری اهمیت فوقالعاده دارد. این فصل جنبههایی از این دوره را تجزیه و تحلیل خواهد کرد.
اما نخستین مجموعه قوانین ویژه معلولین به نام قانون مناسبسازی در سال 1368 و نخستین قانون عمومی و جامع معلولان ایران در سال 1383 به کوشش دولت وقت به ریاست سید محمد خاتمی به تصویب رسید که خود این هم ماجرای طولانی دارد و در فصلهای بعد به آنها میپردازیم.
مجلس شورای ملی و سپس دولت پادشاهی پهلوی تا سال 1357 مسئول قانونگذاری بودند اما به دلیل تحولات انقلاب اسلامی در ایران بسیاری از اسناد یا از بین رفته و یا از دسترس خارج شده است. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در بهمن 1357 تا شروع به کار مجلس شورای اسلامی در اردیبهشت 1359، شورای انقلاب متصدی قانونگذاری بود. قانون سازمان بهزیستی توسط شورای انقلاب تصویب شد. از اینرو قوانین مصوب معلولین را به ترتیب تاریخی معرفی و بررسی خواهیم کرد. البته هدف خطمشی این کتاب،خطمشی این کتاب بررسی همه جانبهی حقوقی نیست بلکه به شیوه تاریخی، اجتماعی و تا حدّی فرهنگی و به اختصار جنبههایی از هر قانون بررسی میگردد. ضروری است پژوهشگران رشتههای مختلف، هر کدام از منظر تخصصی خود، به تجزیه و تحلیل قوانین معلولین بپردازند. زیرا تا وقتی گذشته تجزیه و تحلیل و ارزیابی نگردد، رسیدن به اهداف آینده هم مشکل خواهد شد.
اما این فصل را «تصویب قوانین موردی» نامگذاری کردیم؛ موردی به معنای منفرد و غیرجمعی و غیرمجموعهای است. گاهی قانونگذار یک دسته از قوانین را برای موضوعی تصویب میکند. برای نمونه در سال 1368، مجموعه قوانین مناسبسازی و در سال 1383، 16 قانون برای معلولین با عنوان قانون جامع حمایت از معلولان تصویب شد. این گونه قوانین را مجموعی یا ویژه یا مجموعهای نامیدهایم. اما گاه در چند قانون، یک ماده هم به معلولین اختصاص یافته است. مثلاً در قوانین مالیات، یک یا دو ماده معافیت مالیاتی برای معلولین تصویب شده است، این گونه قوانین را موردی مینامیم.
دستگاه مقنن در تاریخ ایران به طور رسمی از زمان ناصرالدین شاه قاجار کارش آغاز شد. از سال 1276ق، شاه 25 نفر را انتخاب میکرد. اینان «مجلس مصلحتخانه» یا «مشورتخانه عامه دولتی» را تشکیل میدادند. ریاست آن بر عهده عیسی خان اعتمادالدوله بود. این مجلس هر روز تشکیل میشد و اعضاء درباره امور مملکت بحث میکردند. هر کس میتوانست طرحی عرضه کند و پس از بحث و شور تصویب یا ردّ میشد. در صورت تصویب برای اجرا به شورای دولت (جمع 8 نفره وزیران) میرفت. این مجلس تا 1278ق دوام داشت و بعدها به نامهای دارالشورای دولتی و مشورتخانه نامیده شده است.
مذاکرات و طرحهای مصوب این نهاد، ثبت نشده، از اینرو نمیدانیم درباره معلولین و مشکلات آنان هم بحثی و تصویبی داشته بودند یا نه؟(1)
یکی از خواستههای مهم مشروطه خواهان، تأسیس عدالتخانه یا مجلس شورا بود. بالاخره با فرمان مظفرالدین شاه در 24 جمادیالثانی 1324ق این مجلس تأسیس شد و در 18شعبان 1324ق با حضور شاه و شخصیتها و نمایندگان، نخستین جلسه آن دایر گردید. تا سال 1354، بیست و چهار دوره این مجلس برپا شد. مجالس اول صنفی بود و از هر گروه و طبقه و قشر اجتماعی یک یا چند نماینده حضور داشتند. اما نمیدانیم آیا از معلولین هم نماینده بوده یا نه؟ ولی بعید است چون هیچ خبری در این مورد در دست نیست.(2)
مهم این است با تأسیس مجلس، اندیشه دمکراسی رشد یافت؛ برای اولین بار مفاهیمی مثل حقوق انسان، بهداشت عمومی، ضرورت قانون و وظایف دولت در ایجاد رفاه به میان آمد.(3)این مفاهیم در حقوق معلولین مؤثر بوده است.
تلاش کردیم مصوبات یا طرحها و لوایح معلولیتی که به مجلس شورای ملی رسیده را جمعآوری کنیم. اما به دلیل فقدان برنامهها و ابزارهای پیشرفته در این حوزه، باید به مطالعه همه اسناد و مدارک میپرداختیم. این شیوه نیاز به بودجه و هم نیروی کارآمد داشت. اما هر مقدار توانایی و امکانات داشتیم مطالعه شد. بالاخره یافتیم که نخستین مصوبه در سال 1301ش و مربوط به تأسیس شیر و خورشید سرخ بوده است. در مجموع، قانون معلولین در مجلس شورای اسلامی تصویب شده است. همه این قوانین به ترتیب تاریخی مرتب و منظم در ادامه خواهد آمد.
اما علت پرداختن به گذشته و توجیه زحمات فراوان برای جستجو در تاریخ حقوقی معلولین این است که بدون گذشته، حال را نمیتوان شناخت و برای آینده هم نمیتوان برنامهریزی داشت. پژوهشگران مسائل معلولین باید نگاهی به تجارب قانونگذاری گذشته داشته باشند. بررسی
رخدادهای حقوقی سالهای اخیر ریشه در تحولات حقوق معلولین در گذشته دارد. هرچند مراکز متصدی امور معلولین کم لطفی کرده، اسناد و مدارک تاریخی را جمعآوری و نگهداری نکردهاند. اما همین اندازه که داریم غنیمت است و در این کتاب مورد توجه قرار گرفته است.
معلولان به عنوان یک قشر وسیع از جامعه دارای تعاملات خاص با آحاد جامعه و دیگر اقشار اجتماعاند. تعاملات و ارتباطات در درون جامعه خودشان و نیز با دیگر جوامع بشری اقتضای قوانینی را مینماید. زیرا هر جا تجمع انسانی شکل گیرد، نیاز به قوانین قطعی است، به همین دلیل قانون را از نیازهای مابعدالاجتماع دانستهاند.
جامعه معلولین ایران به دلیل برخورداری از ظرفیتهای فکری و استعدادهای بالای فرهنگی زودتر از بعضی جوامع منطقه خواهان نظام حقوقی شدند. خواستار قانون و تقنین شدند و دستگاههای قانونگذاری را واداشت تا در جهت تصویب قوانین فعال شوند.
مناسب است پژوهشگران بر اساس اسناد و مدارک موجود، سیر قانونگذاری در ایران و جهان اسلام را بررسی کرده تا معلوم شود ضعفها و قوتها در کجا است. در دورههای سابق، معلولین یا حداقل نابینایان در مجلس شورا نماینده داشتند ولی در دوره متأخر و بعد از گذشت چهار یا پنج دهه، مجدداً از ضرورت نمایندگی معلولین در مجلس یاد میشود. با مرور گذشته میخواهیم قوتها و ضعفها را بشناسیم، قوتها را اجرایی و برجسته کنیم و از ضعفها فاصله بگیریم.
همه این نکات به ما میگوید، پرداختن به تاریخ تقنین و فعالیتهای حقوقی در عرصه معلولین ضروری و لازم است، به ویژه اینکه در این زمینه پژوهشهای جدی کمتر انجام شده است.
بخشی از خدماتدهی به معلولین در کشورها توسط جمعیتهای صلیب سرخ و در جهان عرب توسط جمعیتهای هلالاحمر اجرا میشود. در ایران هم ابتدا جمعیت شیر و خورشید تأسیس شد و پس از انقلاب اسلامی ایران، نام آن به جمعیت هلالاحمر تغییر یافت.
دولت عثمانی در سال 1876 میلادی به جای استفاده از نشان صلیب سرخ از معکوس رنگهای پرچم خود یعنی هلالاحمر در زمینه سفید برای جمعیت ملی خود استفاده کرد که بعدها بسیاری از کشورهای اسلامی آن را به عنوان نشان جمعیت ملی خود بکار بردند. جایگاه جمعیت هلالاحمر از نظر عرف بینالمللی بسیار حائز اهمیت است. صلیب سرخ و هلالاحمر بینالمللی، بزرگترین شبکه بشردوستانه غیر سیاسی و امدادرسانی جهان محسوب میشوند.(1)
صلیب سرخ عنوان سازمان بینالمللی است که با هدف تخفیف آلام انسانی و حفظ و پیشرفت بهداشت عمومی و پیشگیری از انواع معلولیتها بر طبق موافقتنامه ژنو در سال 1864میلادی و در نتیجه تلاش ژن هنری دونان سوئیسی تشکیل شد.
در سال 1963، در 88 کشور جهان جمعیتهای ملی صلیب سرخ پدید آمد و همچنین دو گروه بینالمللی دیگر نیز در مرکزشان در ژنو دایر بود. یکی کمیته بینالمللی صلیب سرخ که در سال
1) . سایت جمعیت هلالاحمر جمهوری اسلامی ایران، بخش تاریخچه.
1863 تأسیس شد و مرکب از 25 تن از بزرگان سوئیس بود که هنگام جنگ به عنوان میانجیهای بیطرف خدمت میکردند و دیگری اتحادیه جمعیتهای صلیب سرخ که در سال 1919 تأسیس شد و هدفش کمکهای متقابل و همکاری و توسعه فعالیتهای مربوطه در زمان صلح بود.
فعالیتهای صلیب سرخ بینالمللی از پایان جنگ جهانی دوم توسعه فراوانی یافت. کمیته بینالمللی صلیب سرخ (ICRC) که مقر آن در ژنو قرار دارد، سازمانی است بیطرف، بیغرض و مستقل که وظیفه منحصراً بشردوستانه آن عبارت است از: حفاظت از زندگی و کرامت قربانیان جنگ و نیز خشونت داخلی و یاری رسانی به آنها. فعالیتهای کمیته بینالمللی بر پایه مقررات حقوق بشردوستانه استوار است و در موارد سیاسی، دینی و عقیدتی بیطرف است.(1)
دولت ایران در سال 1301 جمعیت ملی خود را تأسیس کرد، ولی به جای استفاده از نشان صلیب سرخ و یا هلالاحمر علامت شیر و خورشید سرخ را به عنوان نشان جمعیت خود انتخاب کرد.(2)
علامت شیر و خورشید در کنفرانس ژنو در سال 1929 به عنوان نشان سوم مورد حمایت بینالمللی، به تصویب رسید. از آن پس 3 نشان صلیب سرخ، هلالاحمر و شیر و خورشید سرخ به عنوان نشانهای رسمی و بینالمللی شناخته شد و نهایتاً در متن کنوانسیونهای چهارگانه ژنو مصوب 1949 به عنوان نشانه 3 گانه بینالمللی که تحت حمایت حقوق بینالملل بشر دوستانه قرار دارد به تصویب رسید.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در سال 1359 دولت ایران با ارسال نامهای به دولت سوئیس به عنوان امین و نگاهدارنده قراردادهای چهارگانه ژنو، اعلام کرد که استفاده از شیر و خورشید سرخ را به حالت تعلیق درآورده و به جای آن از نشان هلالاحمر استفاده خواهد کرد. از آن پس جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران به جمعیت هلالاحمر جمهوری اسلامی ایران تغییر نام یافت.(3)
با تشکیل شیر و خورشید و آغاز فعالیتهای آن مثل رسیدگی به زلزله و سیلزدگان، گسترش بهداشت و توسعه واکنشهای ضد فلج، سازمان وسیعی شکل گرفت. حدس قوی هست که تأسیس و فعالیتهای شیر و خورشید هم توسط نهادهای مقنن تصویب شده است.
در اساسنامه جمعیت هلالاحمر ماده 3 اینگونه آمده است:
وظایف جمعیت در سطح کشور و خارج از کشور بدین قرار است: کمک به امر توانبخشی و ارائه خدمات اجتماعی در جهت تسکین آلام آوارگان، پناهندگان، مرضی و معلولین و ایجاد حس تعاون و تفاهم و دوستی و نیکوکاری بین مردم.
این بند صریحاً مأموریت و وظیفه هلالاحمر را خدمات اجتماعی و توانبخشی به معلولین و ایجاد حس تعاون و تفاهم و دوستی بین آنها میداند. زیرا معلولین مصداقی از مردم میباشند.(4)
در دوره پهلوی اول، بسیاری از نهادهای مهم شکل گرفت و تأسیس شد. درست است که اراده رضاشاه در شکلگیری آنها مؤثر بوده ولی به نظر میرسد دو نهاد مهم یعنی مجلس شورای ملی و هیئت دولت در ساماندهی به این تشکیلات مؤثر بوده است.
نهادهای مرتبط به امور معلولین مثل آموزش و پرورش معلولین، امور پزشکی و پیشگیری معلولین، سفیر خورشید، پزشکی و درمان در این دوره برای اولین بار شکل گرفتند و بنیانگذاری شدند. بررسی مسائل قانونی و حقوقی این نهادها، بخشی از تاریخ حقوق معلولین است. از اینرو با تفحص و جستجو در فعالیتهای مجلس و دولت بین سالهای 1301 تا 1357 میتوان به سرنخها و مطالب سودمندی رسید.
گزارش مرحوم علیاکبر دهخدا (1257-1334ش) درباره شیر و خورشید سرخ:
شیر و خورشید سرخ: سازمانی خیریه در ایران قبل از انقلاب اسلامی، وابسته به صلیب سرخ جهانی که بجای علامت صلیب نشان شیر و خورشید ایران را برگزیده بود. شیر و خورشید سرخ ایران که بر طبق مقررات بین المللی مربوط به مؤسسات صلیب احمر و هلال احمر جهانی بوجود آمده بیش از چهل سال است که در ایران مصدر فعالیت و خدمات خیرخواهانه است. هر چند قبول مقررات ژنو و پیوستگی کشور ایران به مقررات مذکور در تاریخی قدیم تر از سال 1302ش که در آن رسماً شیر و خورشید سرخ ایران تشکیل شد و به فعالیت پرداخت انجام پذیرفت، ولی این جمعیت پیش از تاریخ مذکور نام و نشانی نداشت، در این سال به همت خیرخواهان و نوع پروران نخستین هیئت مدیره ٔ شیر و خورشید سرخ ایران بر طبق اساسنامه مصوب به وجود آمد و رضاشاه که در آن تاریخ ریاست وزراء را داشت ریاست افتخاری این هیئت را قبول کرد، و بدین ترتیب دوران خدمتگزاری جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران را میتوان به دو قسمت تقسیم نمود:نخست دوره هیجده ساله ٔ پیش از شهریور 1320ش در این دوره فعالیت شیر و خورشید سرخ ایران بیشتر منحصر به امور امدادی و رسیدگی به حال آسیبدیدگان از حوادث و سوانح گوناگون بود، تأسیسات درمانی مفیدی نیز بوجود آورد که اهمّ آن بیمارستانهای شیر و خورشید سرخ تبریز، اردبیل، ماکو، خوی، بوکان، سلدوز در نقاط مختلف آذربایجان و پرورشگاه شیر وخورشید سرخ مشهد و اصفهان بود. دوره دوم بعد از شهریورماه 1320ش تا قبل از انقلاب است که شیر و خورشید سرخ انجام وظیفه میکرد. در این دوره جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران توانست دایره فعالیت خود را توسعه دهد و نه تنها در رشتههای چهارگانه مربوط به خدمات صلیب سرخ و هلال احمر جهانی بلکه در دیگر رشتههای خدمات خیریه و اجتماعی نیز توفیق خدمتگزاری حاصل کند. شیر و خورشید سرخ ایران نزدیک به 300 مؤسسه مختلف خیریه و درمانی را در سراسر کشور در 123 شعبه خود اداره میکرد و گذشته از فعالیتهای درمانی و خیریه و امدادی در امور تربیتی و اجتماعی نیز گامهایی برداشت. هیئتهای مرکزی شیر و خورشید سرخ در شهرستانها و اعضا و رؤسای بخشهای مختلف جمعیت در تمام نقاط و حتی خدمتگزاران مسؤول جمعیت در همه قسمتها اداره امور این مؤسسه خیریه را به رایگان انجام میدادند. تربیت پرستار یکی دیگر از اهم وظایف جمعیت شیر و خورشیدسرخ ایران بود و در سرلوحه برنامه اقدامات شیر و خورشید سرخ یک آموزشگاه پرستاری در تهران و دو آموزشگاه پرستاری دیگر در شهرستان اصفهان و
شیراز به وجود آورده و اداره میکرد. ایجاد مراکز انتقال خون فوری نیز یکی دیگر از وظایف اصلی شیر و خورشید سرخ ایران بود که در مرکز و شهرستانها ایجاد شد و به تدریج توسعه و تکمیل یافت و جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران توانست احتیاجات بیماران را به خون به طور رایگان در همه ٔ بیمارستانها رفع کند. غیر از اینها نظر به احتیاج مبرمی که بود شیر و خورشید سرخ ایران در نقاط مختلف از بیمارستانهای امدادی و زایشگاهها، اندرزگاهها، پرورشگاههای کودکان، درمانگاهها، مراکز مبارزه با سرطان و سل، آسایشگاه معلولین و غیره نزدیک به 300 مؤسسه مختلف را بوجود آورده و آنها را مستقیماً از اعتبارات خود اداره میکرد. (از فرهنگ فارسی معین). وزارت بهداری در شهرهایی که دانشگاه (دانشکده پزشکی ) وجود نداشت بیمارستانها و درمانگاههای بسیاری را به شیر و خورشید سرخ واگذار کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نام این سازمان به هلال احمر تغییر یافته است.(1)
نخستین قانونی که برای معلولین ناشنوا سراغ داریم مربوط به سال 1307 است. به موجب ماده 956 قانون مدنی، اهلیت برای دارا بودن حقوق، با تولد انسان شروع و با مرگ او تمام میشود. طبق ماده 957 قانون مدنی، حمل از حقوق مدنی برخوردار میگردد، مشروط بر اینکه زنده متولد شود. همچنین، به موجب ماده 958 قانون مدنی، هر انسانی از حقوق مدنی، برخوردار خواهد بود؛ ولی هیچ کس نمیتواند حقوق خود را اجرا کند؛ مگر اینکه برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد.
براساس قانون مدنی مصوب 1307، اشخاص محجور، یعنی صغار، اشخاص غیر رشید و مجانین، از مصرف در اموال و حقوق مالی خود، ممنوع هستند و به مستفاد از مجموعه مواد مذکور، مسلّم است که ناشنوایان هم از کلیه حقوق مدنی متمتع هستند و هم اهلیت اجرای حقوق خود را دارند؛ از جمله از حقوق مدنی زیر برخوردارند:
انواع علاقه به املاک و اموال، حق انعقاد قرارداد خصوصی، حق انواع عقود و معاملات و ایقاعات، حق وراثت، حق انتخاب همسر و ازدواج، حق ولایت و حضانت، حق داشتن حساب بانکی، حق امضا و ثبت سند رسمی.
استفاده از زبان اشاره: به موجب ماده 64 قانون ثبت اسناد رسمی، استفاده از زبان اشاره در کشور ما، به عنوان یک وسیله ارتباطی با ناشنوایان پذیرفته شده و عمل مستمر دستگاههای دولتی نیز، به معنای تأیید عرفی زبان اشاره در کشور ماست.
طبق ماده 64 مذکور، در صورتی که طرفین معامله و یا یکی از آنها، کور، کر، گنگ و یا بیسواد باشد، علاوه بر معرفی یکی از اشخاص مزبور، باید همراه خود یک نفر از معتمدین خود را حاضر نماید. معتمد مزبور، در مورد اشخاص کر و گنگ باید از جمله اشخاصی باشد که بتواند با کمک اشاره، مطلب را بفهماند.
1) . لغتنامه دهخدا، ج9، ص 12947.
در تاریخ قانونگذاری ایران، برای اولین بار، مواد 192 و 194 قانون مدنی اشاره را به عنوان وسیله تفهیم و تفاهم، به رسمیت شناخته شده است. این مواد، جزء قانون مدنی، در 1307 در مجلس قانونگذاری وقت، به تصویب رسید.
متن مواد 192 و 194 و 64: متن برخی از قوانین ناشنوایان که چند دهه مورد استفاده حقوقدانان و پژوهشگران بوده اینگونه است:
ماده 192 قانون مدنی: «در مواردی که برای طرفین یا یکی از آنها تلفظ ممکن نباشد اشاره که مبین قصد و رضا باشدکافی خواهد بود.»
ماده 194 قانون مدنی: «الفاظ و اشارات و اعمال دیگرکه متعاملین به وسیله آن انشاء معامله می نماید باید موافق باشد بنحوی که احد طرفین همان عقدی را قبول که طرف دیگرقصد انشاء او را داشته است و الا معامله باطل خواهد بود.» و بعد از مواد یاد شده به موجب ماده 64 قانون ثبت اسناد و املاک مصوب 1310 در تنطیم و ثبت اسناد، اشاره به عنوان وسیله تفهیم و تفاهم مورد قبول و تأکید قرار گرفت.
ماده 64 یاد شده که تاکنون به قوت خود باقی است، به این شرح است: «در صورتی که طرفین معامله و یا یکی از آنها کور یا کر و گنگ، بی سواد باشند علاوه بر معرفی هر یک از اشخاص مزبور باید به معیت خود، یک نفر از معتمدین خود را حاضر نماید. که در موقع قرائت ثبت و امضاء حضور بهم رسانند مگر اینکه بین معرفین کسی باشد که طرف اعتبار آنان است. معتمد مزبور در مورد اشخاص کر و گنگ باید از جمله اشخاصی باشد که بتواند به آنها به اشاره مطلب را بفهماند.»
مجلس شورای ملی در مهر 1338 قانون آموزش حرفهای معلولان و اشتغال آنان را به تصویب رساند. در مرداد 1353 تشکیل وزارت رفاه اجتماعی، در همان مجلس، مورد تأکید قرار گرفت و قانون تأمین خدمات توانبخشی برای معلولان جسمی، روانی و اجتماعی، تصویب شد.
پس از انقلاب اسلامی، مجلس شورای اسلامی در 1364 تأسیس سازمان بهزیستی را تصویب کرد. وظیفه اصلی این سازمان رسیدگی به معلولان از جمله ناشنوایان بود.
این مجلس، قوانین بسیاری در حمایت از حقوق همه معلولان از جمله ناشنوایان به تصویب رساند. برای نمونه، در ماده نهم قانون اشتغال، تمامی شرکتهای تعاونی، معلولان را از پرداخت مالیات بر درآمد، معاف اعلام کرد.
یکی از اقدامات دستگاه قانونگذاری، این بود که قانون الحاق ایران به نهادهای بینالمللی معلولان و ناشنوایان را تصویب کرد. برای نمونه، در اسفند 1372 الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنفرانس حقوق کودک را مجاز شمرد. این اجازه، متضمن حمایت بینالمللی از حقوق کودکان ناشنوا بود.
با توجه به بند چهاردهم اصل سوم و اصول نوزدهم و بیستم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ناشنوایان مانند سایر افراد ملت، در برابر قانون برابر هستند؛ در حمایت قانون قرار دارند؛ از حقوق مساوی برخوردارند و هیچ یک از اصول قانون اساسی، ناشنوایان را از حقوق اساسی مقرر برای سایر افراد ملت، محروم نکرده است؛ اما در سه مورد از حقوق اساسی ناشنوایان، خواهیم دید که تا چه اندازه بدانها عمل میشود.
از آنجا که ناشنوایی، مانع آموزش اطفال ناشنوا به طریق عادی است، برای تأمین امکان آموزش کودکان ناشنوا و ایجاد فرصت برابر و استفاده آنها از حق آموزش، ماده واحده قانون عادی تشکیل سازمان آموزش و پرورش استثنایی مصوب بسیت و یکم آذر 1369 مجلس شورای اسلامی «با توجه به اهمیت ویژگیهای توانبخشی، تعلیم و تربیت کودکان و دانشآموزان استثنایی اعم از نابینایان، نیمهبینایان، ناشنوایان، نیمهشنوایان...» قانونگذار، تأسیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی را مقرر داشته و اساسنامه این سازمان، در 29 مرداد 1370 به تصویب کمیسیون آموزش و پرورش مجلس شورای اسلامی رسیده است و با توجه به مجموع مقررات تدوین شده، آموزش ویژه کودکان ناشنوا در مدرسهها و یا در کلاسهای مخصوص ناشنواها در مدرسههای عادی حق مسلّم کودکان ناشنواست.
با وجود اینکه چند سال است تعداد قابل توجهی از جوانان ناشنوا به مؤسسات آموزش عالی راه یافته و دانشآموخته شدهاند و یا به تحقیق در این مؤسسات اشتغال دارند، با توجه به سختیها و رنجهای این قبیل دانشجویان در رقابت ورودی با دانشجویان شنوا و نیز، در دوره آموزش عالی، جا دارد برای تأمین فرصت عملی آموزش آنان در برابری با دانشجویان شنوا، در ورود به مؤسسات آموزش عالی برای داوطلبان ناشنوایان سهمیهای مقرر گردد؛ و برای برخورداری از این سهمیه، رقابت ورودی بین ناشنوایان باشد. افزون بر این، آموزش دانشجویان ناشنوا، در کلاسهای خاص و یا یک مؤسسه خاص یا قسمت خاصی از مؤسسات موجود، متمرکز شود که مشکل ارتباطی آنها در بهرهگیری از درسهای استادان با استفاده از تعداد کمی رابط زبان اشاره برطرف شود.
حق اشتغال و استخدام: تبصره یکم قانون مصوب سوم بهمن 1360 دولت را ملزم میکند که برای استخدام ده درصد از پرسنل مورد نیاز خود، از بین جانبازان انقلاب اسلامی و بستگان شهدا، اقدام کند. برای تأمین برابری عملی فرصت اشتغال معلولان، از جمله ناشنوایان، با سایر افراد ملت، از این ده درصد، سه درصد به معلولان اختصاص داده شده است. در مورد اجرای این قانون، هیچ اطلاع و آماری منتشر نشده است و به نظر میرسد آییننامه اجرایی این قانون، محتاج به تجدیدنظر باشد. برای تأمین فرصت اشتغال ناشنوایان در بخش خصوصی نیز، هیچ تمهیدی وجود ندارد.
حق تشکیل جمعیت: ناشنوایان، با تشکیل کانونهای خاص خود، در نقاط مختلف کشور از حق تشکیل سازمان، موضوع اصل بیست و ششم قانون اساسی، برخوردارند.
حق انتخاب شدن به نمایندگی شورای اسلامی: به موجب بند ششم ماده بیست قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی، مصوب هفتم آذر 1378 نابینایی و ناشنوایی و ناگویایی مانع ثبتنام برای انتخابات مجلس شورای اسلامی است. در حالی که اگر نابینا یا ناشنوایی، واجد سایر شرایط مورد اعتماد اکثریت رأی دهندگان یک حوزه انتخابیه باشد، نابینا با کمک یک منشی و ناشنوا با کمک یک رابط زبان اشاره خواهد توانست وظایف نمایندگی خود را انجام دهد و اگر با وجود این، امکان انجام وظیفه نمایندگی آنها برای انتخابکنندگان رضایت بخش نباشد، به آنها رأی نخواهند داد.
بنابراین، نباید این حق اساسی ناشنوایان و نابینایان را نادیده گرفت؛ زیرا به موجب شرط سوم ماده بیست و هفتم قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی، انتخاب کنندگان باید عاقل باشند.
حق استخدام رابط و مترجم: استفاده از مترجم زبان اشاره در مواردی که شاکی یا متهم ناشنوا باشد، در مراجع انتظامی و قضایی به عنوان یک اصل مقبول و معمول است.
با توجه به اهمیت صورت تحقیقات تنظیمی از سوی مأموران تحقیق (انتظامی یا قضایی)، و نیز، صورت جلسات دادرسی دادگاهها و مشکل ناشنوایان در درک و اظهار مطالب، و به همین سبب، احتمال تنظیم اسناد مزبور بر مبنای سوء تفاهم و اشتباه، تقاضای جامعه ناشنوایان از مسئولان مربوط، اتخاذ تدبیرهایی است که تحقیقات از ناشنوایان، به عنوان متهم یا متشاکی، با حضور و امضای رابط و مترجم باشد. به طور کلی، تنظیم هیچ یک از اسناد مزبور با امضا یا اثر انگشت یک ناشنوا، بدون حضور و دخالت و امضای مترجم قابل قبول نباشد تا آن سند معتبر باشد و هیچ ناشنوایی، از روی ناتوانی، سندی را به ضرر خود امضا نکند.
قوانین عام: قوه مقننه ایران، مصوباتی برای معلولان داشته که ناشنوایان را نیز در برمیگیرد. برای آشنایی با این قوانین، برخی از آنها مطرح میشود.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی، طرح فوریتیِ تأمین حقوق معلولان و ایجاد تسهیلات لازم را در نشست علنی خود بررسی کرده، مصوبه فوق را به عنوان ماده 2 این طرح تصویب کردند.
بر اساس این مصوبه، وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات، شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفاند برای دسترس و بهرهمندی معلولان، ساختمانها، اماکن عمومی، ورزشی و تفریحی، معابر و وسایل خدماتی موجود را در چارچوب بودجههای مصوب سالانه خود، مناسبسازی کنند.
شهرداریها نیز موظفاند از صدور پروانه احداث و یا پایان کار برای آن تعداد از ساختمانها و اماکن و معابری که ضوابط تخصصی مربوط به معلولان را رعایت نکردهاند، خودداری کنند.
بر اساس این مصوبه، سازمان بهزیستی مجاز است بر امر مناسبسازی ساختمانها و اماکن دولتی و عمومی دستگاههای یاد شده، نظارت و گزارش اقدامات آنها را درخواست کند.
آییننامه اجرایی این ماده، ظرف سه ماه، به طور مشترک توسط وزارت مسکن و شهرسازی، سازمان بهزیستی کشور و سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
بر اساس ماده 3 این طرح، سازمان بهزیستی، موظف شد اقدامات ذیل را برای رفاه حال معلولان، انجام دهد: تأمین خدمات توانبخشی، حمایتی، آموزشی و حرفهآموزی مورد نیاز معلولان با مشارکت خانوادهها، گسترش مراکز خاص نگهداری، آموزشی و توانبخشی معلولان واجد شرایط با همکاری بخش غیردولتی و پرداخت تسهیلات اعتباری و یارانه به آنها.
نمایندگان مجلس در ماده 4 طرح، تصویب کردند که معلولان میتوانند در استفاده از امکانات ورزشی، تفریحی، فرهنگی و وسایل حمل و نقل دولتی (مترو، هواپیما، قطار) از تسهیلات نیمبها بهرهمند شوند.
طبق این مصوبه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تربیت بدنی و شهرداریها موظفاند کتابخانه، اماکن ورزشی، پارک و اماکن تفریحی خود را به نحوی احداث و تجهیز کنند که امکان بهرهمندی معلولان فراهم شود.
نمایندگان مجلس در مصوبه دیگری تصریح کردند که افراد تحت سرپرستی معلولان، با معرفی سازمان بهزیستی کشور، تحت پوشش بیمه خدمات درمانی و خود معلولان، تحت پوشش بیمه خدمات درمانی و بیمه مکمل درمانی قرار میگیرند.
بر اساس مصوبه نمایندگان در ماده 7 این طرح، یکی از فرزندان والدینی که خود ناتوان و معلول بوده (هر دو یا یکی از آنها معلول باشد) و یا حداقل دو نفر از فرزندان آنها ناتوان و معلول باشند، از انجام خدمت وظیفه عمومی معاف میشود.
همچنین، همسرانی که زن ناتوان و معلول خود را سرپرستی میکنند، مادامی که سرپرستی همسر ناتوان و معلول خود را بر عهده داشته باشند، از انجام خدمت وظیفه عمومی معاف میشوند.
در ماده 8 این طرح، نیز دولت موظف شد برای ایجاد فرصتهای شغلی برای افراد معلول، حداقل سه درصد از مجوزهای استخدامی (رسمی، پیمانی، کارگری) دستگاههای دولتی و عمومی را، اعم از وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات، شرکتها و نهادهای عمومی و انقلابی و دیگر دستگاههایی که از بودجه عمومی کشور استفاده میکنند به افراد معلول واجد شرایط اختصاص دهد.
همچنین حق بیمه سهم کارفرما، توسط سازمان بهزیستی کشور تأمین و به کارفرمایانی که افراد معلول را به کار میگیرند، پرداخت میشود.
پرداخت تسهیلات اعتباری خود اشتغالی (وجوه اداره شده) به افراد معلول، به میزان مشخص شده در قوانین بودجه سالانه و پرداخت تسهیلات اعتباری (وجوه اداره شده) برای احداث واحدهای تولیدی و خدماتی اشتغالزا، به شرکتها و مؤسساتی که بیش از شصت درصد سهام و سرمایه آن متعلق به افراد معلول است، از دیگر وظایف دولت است.
بر اساس این مصوبه، حداقل شصت درصد از پستهای سازمانیِ تلفنچی (اپراتور تلفن) دستگاهها، شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی، به نابینایان، کمبینایان و معلولان جسمی- حرکتی اختصاص مییابد.
همچنین شصت درصد از پستهای سازمانیِ متصدی دفتری و ماشیننویسی دستگاهها، شرکتها و نهادهای عمومی به معلولان جسمی- حرکتی اختصاص مییابد.
طبق این مصوبه، کلیه وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی، مجازند تا سقف مجوزهای استخدامی سالانه خود، نابینایان و ناشنوایان و معلولان ضایعات نخاعی واجد شرایط را، رأساً به صورت موردی و بدون برگزاری آزمون استخدامی، به کار گیرند.
سازمان مدیریت و برنامهریزی نیز موظف است سه درصد از مجوزهای استخدامی سالانه وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات دولتی، شرکتها و نهادهای عمومی و انقلابی را کسر و در اختیار سازمان بهزیستی کشور قرار دهد تا نسبت به برگزاری آزمون استخدامی برای معلولان واجد شرایط با همکاری این سازمان، اقدام نماید و معلولین واجد شرایط پذیرفته شده را حسب مورد، به دستگاه مربوط معرفی کند.
نمایندگان مجلس در ماده 9 این طرح تصویب کردند: معلولان نیازمند واجد شرایط، در سنین مختلف میتوانند با معرفی سازمان بهزیستی، از آموزش رایگان در واحدهای آموزشی تابعه وزارتخانههای آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دیگر دستگاههای دولتی و نیز دانشگاه آزاد اسلامی بهرهمند شوند.
همچنین بر اساس ماده 10 این طرح، وزارت مسکن و شهرسازی، بانک مسکن و بنیاد انقلاب اسلامی موظفند حداقل ده درصد از واحدهای مسکونی احداثی، استیجاری و ارزان قیمت خود را به معلولان نیازمند فاقد مسکن اختصاص دهد و با معرفی سازمان بهزیستی کشور، به آنان واگذار نماید.
بر اساس این مصوبه، سازمان ملی زمین و مسکن موظف شد زمین مورد نیاز برای احداث واحدهای مسکونی افراد معلول فاقد مسکن را به نرخ کارشناسی تأمین و در اختیار این افراد و یا تعاونیها و مؤسسات خیریهای که برای آنان مسکن احداث میکنند، قرار دهند.
بر اساس این مصوبه، معلولان از پرداخت هزینههای صدور پروانه ساختمانی، آمادهسازی زمین و عوارض نوسازی معاف میشوند.
بر اساس ماده 13 نیز، سیستم بانکی کشور موظف است از منابع قرضالحسنه خود، تسهیلات اعتباری قرضالحسنه را با بازپرداخت ده ساله، برای خرید اتومبیل مورد نیازِ معلولان جسمی، حرکتی و ضایعات نخاعی قرار دهد.
طبق ماده 14 سازمان صدا و سیما موظف است حداقل دو ساعت از برنامههای خود را در هر هفته و در زمان مناسب، به برنامههای سازمان بهزیستی کشور و آشنایی مردم با توانمندیهای معلولان اختصاص دهد.
بر اساس مصوبه نمایندگان در ماده 15، سازمان بهزیستی کشور موظف است با ایجاد سازوکار مناسب، نسبت به قیومیت افراد معلول، اقدام کند.
دادگاهها موظفاند در نصب یا عزل قیم معلولان، صرفاً از طریق سازمان بهزیستی، عمل و مبادرت به صدور حکم کنند.
به موجب ماده 16 در این طرح، مودیان مالیاتی میتوانند از طریق سازمان بهزیستی کشور و با نظارت این سازمان، برای احداث مراکز توانبخشی، درمانی، حرفهآموزی و مسکن مورد نیاز معلولان اقدام کنند.
گواهی هزینه مودیان مالیاتی در موارد فوق، که به تأیید سازمان بهزیستی کشور رسیده باشد، به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی آنها منظور میشود.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی در ماده 18 نیز، منابع مالی اجرای این قانون را تصویب کردند.
آقای مهدی کروبی، رییس مجلس شورای اسلامی، در پایان تصویب این طرح گفت: «این مصوبه، خدمت کوچکی به معلولان است».
وی از اداره قوانین مجلس شورای اسلامی خواست که سریعتر برای ارسال این مصوبه به شورای نگهبان اقدام کند.
همچنین، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این نشست، طرح الحاق یک تبصره به ماده 58 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران را تصویب کردند.
بر اساس این مصوبه که به عنوان تبصره 3 ماده 58 قانون برنامه سوم توسعه تصویب شد، هیئت امنای صرفهجویی ارزی، در معالجه بیماران، از شمول این ماده مستثنا است.
طبق ماده 58 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی، از 1379 کلیه تخفیفها، ترجیحات و معافیتهای مالیاتی و حقوق گمرکی کلیه دستگاهها،
مؤسسات، نهادهای انقلابی و عمومی غیردولتی، جز در مورد بخشهای فرهنگی، به غیر از معافیتهای برقرار شده بر اساس کنوانسیونهای بینالمللی تجاری و واردات کاغذ برای تهیه کتابهای درسی آموزش و پرورش، لغو میشود.(1)
تصویب قانون برای متکفلین گویا اولین قانونی است که توسط مجلس شورای ملی برای معلولین مصوب شد. جنگ جهانی دوم بین آلمان، ایتالیا و ژاپن از یک طرف و انگلستان، فرانسه، آمریکا، چین و چند کشور دیگر از طرف دیگر هفت سال طول کشید و دامنه آن به ایران هم رسید. رضاشاه در سال 1320 ایران را ترک کرد و محمدعلی فروغی نخستوزیر شد. مجلس و دولت ایران برای ساماندهی به ارتش مصوباتی داشتند. گویا طبق قانون همه حتی معلولین باید به سربازی میرفتند. ولی قانونی در مجلس مطرح شده بود که معلولین معاف شوند. با تقاضای عدهای از معلولین، مجلس تصویب قانون را جلو انداخت. متن تقاضای معلولین که در نشریات آن زمان منتشر شده اینگونه است:
تقاضای متکفلین: ما مشتی سربازان وظیفه متکفل و معلول تا به کی بایستی منتظر تصویب قانون جدید باشیم آیا مدت طولانی که این قانون در شش ماه قبل در مجلس شورای ملی ماند و بالاخره منجر به پس گرفتن آن گردید کم بود آیا انتظار دارید که ما در ایام عید نوروز هم به دیدار زن و فرزند بدبخت خود نائل بشویم و با یک دست فلج و یک چشم کور باز هم به خدمت و بدبختی خود ادامه دهیم آخر کی به یاد ما خواهید افتاد و چه وقت در فکر ما خواهید بود در انتظار تصویب قانون و ختم بلاتکلیفی باشیم.(2)
خبر تصویب قانون سربازی معلولین اینگونه است:
تصویب قانون برای متکفلین: در ششم بهمن ماه 1321 در جلسه مجلس شورای ملی به ریاست آقای اسفندیار، طرح نظام وظیفه افراد معلول مطرح شد. آنگاه گزارش آن در 28 بهمن ماه در روزنامه ایران منتشر شد که گویای اهمیت این موضوع در آن دوره است.
مکتبخانههای قدیم فقط به روش خاصی آموزش مطالب داشتند و خالی از حرفهآموزی و آموزش مهارتها مثل قالی بافی، حصیربافی و زرگری بودند. بچهها معمولاً این حرفهها و مهارتها را از استاد مربوطه یاد میگرفتند. یعنی در حرفهآموزی شیوه استاد و شاگردی حکمفرما بود و در مکتبخانه فقط کتاب و آموزش مطالب بود.
اما با تأسیس مدارس جدید از سال 1299ش در ایران در کنار آموزش مطالب علمی، کم و بیش حرفهآموزی هم بود. البته اوائل زیاد نبود و به تدریج زیاد شد. نخستین مدرسه به سال 1299 آموزشگاه کریستوفل در تبریز برای آموزش نابینایان آغاز به کار کرد و این آموزشگاه نخستین مدرسه معلولین محسوب میشود. پس از آن در سال 1303 آغاز آموزش ناشنوایان در تبریز توسط جبار باغچهبان بود و در سال 1339 نخستین مرکز آموزشی کودکان کمتوان ذهنی در تبریز تأسیس شد و پس از این، دهها مدرسه در شهرهای مختلف ایران دایر شد. البته از سال 1338 مدارس تخصصی حرفهآموزی برای معلولین مصوب شد و از این تاریخ مدارس سه دسته شدند یک دسته صرفاً دانش محور، یک گروه حرفه محور بودند و دسته سوم به هر دو میپرداختند. تا اینکه در سال 1347 دفتر امور کودکان استثنایی تأسیس شد و مدارس معلولین را ملزم کرد تا در کنار دروس نظری، حرفهآموزی هم داشته باشند. بعداً در قوانین سال 1347 در همین فصل، به قانون مدارس استثنایی میپردازیم. اما اینجا قانون آموزش حرفهای 1338 را بررسی میکنیم. اکنون نخست به تاریخ آموزش حرفهای در ایران میپردازم، سپس متن قانون 1338 را میآورم.
با شروع دوره تجددگرایی و شروع صنعتی شدن، به ویژه با روی کارآمدن حکومت پهلوی، کارخانههای پارچه بافی، کفش سازی، و دهها کارخانه و کارگاه دیگر در زمینههای مختلف شروع به کار کردند. همه اینها نیاز به نیروی کار ورزیده و ماهر و مجرب داشتند. به همین دلیل مدارسی برای آموزش حرفه دایر شد و نوجوانان و جوانان را جذب و انواع حرفهها و مهارتها را به آنها یاد میدادند.
اولیاء امور کشور و وزارت معارف متوجه شدند به کمک استادان داخلی نمیتوان همه نیازها را پاسخ گفت. از اینرو از اروپا به ویژه آلمان استاد دعوت کردند. دانشآموزانی که دارای گواهینامه ششم ابتدایی بودند در مدارس حرفهای و صنعتی پذیرفته میشدند، شعبههای تحصیلی این مدارس سابقاً شامل: فلز کاری، نجاری، رنگرزی و برق بود و دوره تحصیل آن نیز 6 سال معین شد ولی در سالهای بعد یک دوره سه ساله نیز بر آن اضافه گردید که فارغالتحصیلان آن به درجه مهندسی نایل میشدند. در سال 1333ش دوازده دبیرستان حرفهای با تعداد 1200 نفر دانشآموز در ایران وجود داشت، علاوه بر تحصیلات عالیه حرفهای بعضی دبیرستانهای مخصوص در کشور تأسیس شد که دوره اول آن تابع تعلیمات متوسطه عمومی و در دوره دوم آن مدت سه سال یکی از رشتههای کشاورزی یا حرفهای یا بازرگانی یا رشتههای هنری تعلیم داده میشد. آمار اینگونه دبیرستانها در آخر مهرماه 1339 از این قرار است:
کشاورزی 655 نفر
حرفهای 3518 نفر 3) بازرگانی 264 نفر 4) هنری 748 نفر.
برای پیشرفت زیادتری در فعالیتهای فنی و حرفهای، سازمان برنامه مبلغ معتنابهی برای کارگاه ماشین ابزارسازی و جوشکاری، ریختهگری، نساجی، معماری و ساختمان 96 کارگاه حرفهای در دبستانها و مبلغ قابل توجهی برای طرحهای ساختمانی دیگر مانند ایجاد کارگاههای خودکار در هنرستان صنعتی تهران و تبریز و تکمیل ساختمان آموزشگاه حرفهای کانون کار و آموزش (تهران) به مصرف رساندند.
در ایران دو نوع مدارس حرفهای غیر کشاورزی وجود داشت: 1- آموزشگاههایی که دارای دوره اول است که تعداد آن 12 آموزشگاه با 2200 نفر دانشآموز بودند. 2- هنرستانها که دارای دوره دوم بودند. هنرستان پسرانه 10 باب با 3000 نفر دانشآموز و هنرستان دخترانه 7 باب با 660 دانشآموز بود. پنج دبیرستان حرفهای نیز وجود دارد که دارای دوره اول و دوم بود.
تنها مؤسسهای که معلم برای مدارس حرفهای تهیه مینمود. هنرسرای عالی فنی (انستیتو تکنولژی) در تهران بود.
علاوه بر این مدارس وزارت فرهنگ برای آشنایی معلمین رشتههای حرفهایی و فنی به اصول فنی و آخرین روشهای آن همه ساله هنگام تعطیلات تابستانی کلاسهایی در تهران و مراکز استان زیر نظر متخصصین ایرانی و خارجی تشکیل میدهد که در پیشرفت کار مربیان بسیار مؤثر است.
غیر از مدارس مذکور که دولتی هستند هم اکنون عدهای از متخصصین فنی با تحصیل امتیاز از وزرات فرهنگ آموزشگاههایی در رشتههای خیاطی، آشپزی، گلدوزی، خانهداری دایر کردهاند و همه ساله عدهای از دوشیزگان و بانوان در آن تحصیل میکردند.
رشتههای تحصیلی در هنرستانهای پسرانه: فلز کاری، برق، ساختمان، مکانیک اتومبیل، رنگرزی و در هنرستانهای دخترانه: خیاطی، آشپزی، آرایش، تند نویسی، عکاسی، خانه داری و تزیین منزل بود.
در سال تحصیلی 38- 1339 در سراسر ایران 64 باب مدارس حرفهای با 8368 دانشآموز دایر بود، و به تحصیلات فنی و حرفهای اشتغال داشتند.
نیز آموزش کشاورزی دایر شد و برای این منظور وزارت فرهنگ مدارس کشاورزی در اکثر شهرستانهای ایران دایر کرد.
در 1315ش در دانشکده فلاحتی کرج از طرف وزارت فرهنگ دانشجویانی به منظور تعلیم در مدارس متوسطه کشاورزی و روستایی تربیت میشدند و همه ساله در حدود 10 تن فارغالتحصیل از آن دانشکده بیرون میآمدند که بعدها به سمت آموزگار در مدارس ابتدایی روستایی تدریس میکردند.
اولین دانشسرای کشاورزی در مهرماه سال 1326 در شهر ساری تأسیس گردید سپس به تدریج در شهرهای شیراز، رضائیه، اهواز، مشهد، کرمانشاه، ورامین (پلشت)، اصفهان، بروجرد، تبریز، کرمان و بلوچستان مدارس کشاورزی ایجاد گردید.
برنامه دانشسرای کشاورزی شامل دو قسمت عملی و نظری است که در اردیبهشت ماه 1328ش به تصویب شواری عالی فرهنگ رسیده و در سال 1335ش در آن تجدید نظر شده است.(1)
کنفرانس بینالمللی کار در سال 1955م/ 1333ش در سی و هشتمین نشست به آموزش حرفه و فنون به معلولان پرداخته و مجموعه پیشنهاداتی را مطرح میکند. این پیشنهادات به نام «توصیه نامه بینالمللی 99» مشهور شده است.
1) . ایرانشهر، ص 1186- 1887.
این توصیه نامه در مجلس سنا به تاریخ اسفندماه 1337 مورد بررسی قرار میگیرد و رأی به قبول آن میدهند. آنگاه به صورت لایحه از مجلس سنا، در مجلس شورای ملی در سال 1338 بررسی و در قالب یک ماده واحده قبولی آن، قانونی میشود. سیر این وقایع ذیلاً گزارش میشود. اما ماهیت واقعی این مصوبه، مجموعه پیشنهادات و توصیهها است. از اینرو تأثیر همه جانبه نداشت. اساساً در ایران به عنوان قانون تلقی نمیشود هر چند گاه آن را قانون مینامند.
مجلس شورای ملی قبول و اجرای اصول پیشنهادی توصیه نامه بینالمللی شماره 99 در خصوص تجدید تربیت آموزشحرفهای معلولین را در قالب ماده واحده و یک تبصره اجازه داده است.
ماده واحده - قبول اجرای اصول پیشنهادی توصیه نامه بینالمللی شماره 99 راجع به تجدید تربیت و آموزش حرفهای معلولین که مشتمل بر دهقسمت (42 بند) است تصویب میشود.
تبصره - وزارتخانههای فرهنگ - صنایع و معادن - بهداری و کار موظفند آییننامههای اجرایی این قانون را با توجه به اصول پیشنهادی توصیه نامهمذکور و اوضاع و احوال کشور تهیه و پس از تصویب هیأت وزیران به موقع اجرا گذارند.
قانون فوق که مشتمل بر ماده واحده و یک تبصره و متن توصیه نامه ضمیمه است پس از تصویب مجلس سنا در جلسه پنجشنبه هشتم مهر ماه یک هزارو سیصد و سی و هشت به تصویب مجلس شورای ملی رسید. رییس مجلس شورای ملی - رضا حکمت
بنابراین قانون بالا در جلسه 6 اسفندماه 1337 به تصویب مجلس سنا رسیده است. سپس پس از چند جلسه شور در مجلس شورای ملی در 8 مهرماه 1338 به تصویب رسید.
توصیه نامه مربوط به تجدید تربیت و آموزش حرفهای معلولین(1)
کنفرانس عمومی سازمان بینالمللی کار بنا به دعوت هیأت مدیره دفتر بینالمللی کار سی و هشتمین دوره اجلاسیه خود را در تاریخ اول ژوئن 1955 درژنو منعقد ساخته و پس از اتخاذ تصمیم به پذیرش برخی پیشنهادات در اطراف تجدید آموزش حرفهای اشخاص معلول چهارمین فقره دستور جلسه وتصمیم بر این که پیشنهادات مزبور باید به صورت یک توصیه نامه درآید.
در این روز 22 ژوئن سال 1955 توصیه نامه ذیل را که ممکن است آن را توصیه نامه تجدید آموزش حرفهای (معلولین) 1955 خواند مورد پذیرش قرارداد از آن جایی که تجدید پرورش و آموزش این گونه اشخاص از نظر بازگرداندن آنها به کاملترین حد امکان سودمندی جسمی - عقلی و معنوی - اجتماعی - حرفهای و اقتصادی که توانایی و استعداد بازگشت به آن را داشته باشند.
و نظر به این که برای رفع نیازمندیهای استخدامی اشخاص معلول و بهترین نحوه استفاده از منابع نیروی انسانی ضرورت دارد که قدرت و نیروی کارکردن اشخاص معلول به وسیله اختلاط و
1) . این متن که گزارش تصویب نامه در کنفرانس ژنو است در واقع ضمیمه مصوبه مجلس شورای ملی است. و روی سایت مرکز پژوهشهای مجلس بعد از مصوبه آمده است.
ترکیب یک طریقه مستمر و هماهنگ پزشکی معرفتالنفسی - اجتماعی - فرهنگی - حرفهای - راهنماییآموزش حرفهای و دوایر کاریابی توسعه یابد اقدامات ذیل را توصیه میکند.
یکم: تعریفات
1 - از نظر مقاصد این توصیه نامه:
الف - اصطلاح «تجدید آموزش حرفهای» عبارت است از آن قسمت از تدابیر مستمر و هماهنگ آموزش و پرورش مجدد که مستلزم میگردد ایجاد امور حرفهای را مانند راهنمایی حرفهای - آموزش حرفهای و کاریابی انتخابی که به منظور امکان تهیه و حفظ شغل مناسبی برای اشخاص معلول طرح گردیده است.
ب - اصطلاح «شخص معلول» مفهومش فردی است که امکان تهیه و حفظ شغل مناسب برای وی در نتیجه علتها و نواقص جسمی و عقلی به میزان قابل توجهی تقلیل یافته باشد.
دوم: حدود تجدید آموزش حرفهای
2 - وسایل تجدید آموزش حرفهای بایستی برای کلیه اشخاص معلول صرف نظر از علت اصلی و کیفیت معلولیت و سن آنها فراهم گردد مشروط به آنکه بتوان آنها را برای شغل مناسبی که امکان به دست آوردن و حفظ آن را داشته باشند آماده ساخت.
سوم: اصول و تدابیر مربوط به راهنمایی و آموزش حرفهای و اشتغال معلولان
3 - به منظور تأسیس یا توسعه دوایر تخصصی راهنمایی حرفهای جهت اشخاص معلول که نیازمند استعانت در طریق انتخاب یا تعویض مشاغل خود میباشند باید هر گونه اقدام لازم و قابل اجرا به عمل آید.
4 - تدابیر مربوط به هدایت حرفهای باید تا جایی که از نظر اوضاع و احوال ملی قابل لازم اجرا بوده و در موارد انفرادی هم مقتضی باشد شامل کارهای ذیل گردد:
الف - مصاحبه و مذاکره با یک نفر مشاور هدایت حرفهای.
ب - بررسی سوابق تجارب حرفه و کار.
ج - بررسی سوابق تحصیلی یا سوابق دیگر مربوط به تعلیمات حرفهای.
د - معاینه پزشکی از جهات هدایت حرفهای.
ه - آزمایشهای مقتضی مربوط به استعداد و توانایی و در صورت لزوم آزمایشهای دیگر روحی.
و - بررسی وضع و حالات شخصی و خانوادگی.
ز - تعیین استعدادها و امکان توسعه توانایی و ظرفیت به وسیله تجارت و آزمایشهای مخصوص کار و وسایل دیگر.
ح - آزمایشهای فنی حرفهای شفاهی یا نوع دیگر در کلیه مواردی که ضروری باشد.
ط - تعیین ظرفیت و توانایی جسمی متناسب با ضروریات استخدامی و امکان بهبود آن ظرفیتها.
ی - تهیه اطلاعات در خصوص فرصتهای استخدامی و آموزش مربوط به معلومات حرفهای توانایی جسمی استعدادها - مزایا و تجارت شخصی مورد نظر و همچنین مربوط به احتیاجات بازار مشاغل.
5 - اصول تدابیر و طریقههای آموزش حرفهای که به طور کلی در مورد آموزش حرفهای اشخاص غیر معلول به کار برده میشود باید تا آن جا که شرایط طبی و فرهنگی اجازه دهد نسبت به اشخاص معلول هم اجرا گردد.
6 - تعلیمات حرفهای اشخاص معلول باید تا حدی که امکانپذیر باشد آنها را برای یک فعالیت اقتصادی که میتوانند در انجام آن از اطلاعات و معلومات حرفهای و استعدادهای خود در زمینه مشاغل آتی استفاده کنند آماده سازند.
6/1- برای این منظورها تعلیمات حرفهای مزبور باید به طریق ذیل صورت گیرد:
الف - تطبیق حرفه انتخابی پس از مشاوره با مشاغلی که معلولیت حداقل تأثیر را در انجام کار داشته باشد و یا این که آن مشاغل عامل تشدید معلولیت نباشند.
ب - در صورت امکان و اقتضاء تعلیمات حرفهای باید در کارگاههایی که شخص معلول قبلاً در آن کارها یا خدمات منتسب به آن اشتغال داشته صورت بگیرد.
ج - تعلیمات حرفهای باید ادامه یابد تا این که شخص معلول مهارت لازم را برای کار عادی و بر پایه مساوی با کارگران غیر معلول (در صورتی که قادربه انجام آن باشد) فرا گیرد.
7 - آموزش حرفهای اشخاص معلول در صورت امکان باید به اتفاق اشخاص غیر معلول و تحت شرایط متساوی انجام گیرد.
8 - جهت آموزش حرفهای اشخاص معلول که مخصوصاً به دلیل کیفیت و شدت معلولیتشان آنها را نمیتوان به اتفاق اشخاص غیر معلول تحت تعلیم قرار داد باید تدابیر و وسایل مخصوص اتخاذ نمود.
8/1- در صورت اقتضاء این تدابیر باید ضمن تدابیر دیگر شامل قسمتهای زیر باشد:
الف - آموزشگاهها و مراکز تعلیمات حرفهای و آموزشگاههای حرفهای شبانهروزی و غیره.
ب - دورههای کوتاه مدت و طویلالمدت آموزش حرفهای برای مشاغل معین و مشخص.
ج - دورههای تکمیلی جهت اشخاص معلول.
9 - به منظور تشویق کارفرمایان به مبادرت به تعلیمات حرفهای اشخاص معلول اقداماتی باید صورت گیرد و این اقدامات باید در صورت اقتضاء متضمن کمکهای مالی - فنی - پزشکی و حرفهای باشد.
10 - جهت پیشرفت ترتیبات مخصوص در زمینه اشتغال معلول باید اقداماتی صورت گیرد.
10/1- ترتیبات مزبور باید اشتغال مؤثر کارگران معلول را به وسایل زیر تأمین کند:
الف - ثبت نام تقاضاکنندگان مشاغل.
ب - ثبت مشخصات حرفهای و سوابق و تمایلات.
ج - مصاحبه با آنها برای انتخاب شغل.
د - در صورت ضرورت تعیین قدرت و توانایی جسمی و حرفهای ایشان.
ه - تشویق کارفرمایان به اعلام پستهای ضروری به منظور تشریح استعداد اشخاص معلول و تأمین کار برای آنها.
و - تماس کارفرمایان در موارد ضروری به منظور تشریح استعداد اشخاص معلول و تأمین کار برای آنها.
ز - کمک به معلولین جهت حصول راهنمایی حرفهای آموزش حرفهای و هر گونه خدمات پزشکی و اجتماعی که مورد ضرورت قرار گیرد.
11 - اقدامات زیر به منظور نظارت امور فوقالذکر انجام گیرد:
الف - تعیین این که برقرار کردن در یک شغل یا توسل به تشکیلات آموزش و تجدید آموزش حرفهای رضایتبخش بوده یا خیر. همچنین تعیین ارزش اصول و تدابیر مربوطه به روش مشاورات حرفهای.
ب - تا حدود امکان رفع مشکلاتی که مانع از استقرار رضایتبخشی معلول در مشاغل آنها میشود.
چهارم: سازمان اداری
12 - دوایر آموزش و تجدید آموزش حرفهای بایستی به منزله یک برنامه مستمر و هماهنگ از طرف مقام یا مقامات صلاحیتدار تشکیل و توسعه یابد و تا جایی که عملی باشد از دوایر موجود راهنمایی حرفهای - آموزش حرفهای و کاریابی استفاده گردد.
13 - مقام یا مقامات صلاحیتدار باید اطمینان حاصل نمایند که برای انجام امور تجدید آموزش و تربیت اشخاص معلول و نظارت و تعقیب امور مزبور کارمندانی با معلومات کافی و مقتضی وجود داشته باشد.
14 - توسعه و پیشرفت امور تجدید تربیت آموزش حرفهای بایستی به موازات توسعه دوایر عمومی راهنمایی حرفهای - آموزش حرفهای و کاریابی صورت گیرد.
15 - دوایر تجدید آموزش حرفهای باید به نحوی تشکیل و توسعه یابد که برای اشخاص معلول فرصتهایی جهت آمادگی برای خدمت و به دستآوردن و حفظ شغل مناسب در هر زمینهای که باشد به وسیله خودشان فراهم آید.
16 - مسئولیت اداری سازمان عمومی و توسعه دوایر تجدید آموزش و تربیت حرفهای باید به نحو زیر محول گردد:
الف - به یک مقام یا.
ب - مشترکاً به مقاماتی که مشمول فعالیتهای مختلف برنامه میباشد در حالی که به یکی از این مقامات باید مسئولیت مقدماتی ایجاد هماهنگی محول شود.
17 - مقام یا مقامات صلاحیتدار موظفند کلیه اقدامات لازم و شایسته را به منظور انجام همکاری و هماهنگی بین هیئتهای عمومی و خصوصی متصدی فعالیتهای تجدید آموزش و تربیت حرفهای معمول دارند.
17/1 - این اقدامات در صورت اقتضا باید شامل مسائل زیر باشد:
الف - تعیین مسئولیتها و تعهدات هیئتهای عمومی و خصوصی.
ب - مساعدت فنی به هیئتهای مخصوص که به طور مؤثر در فعالیتهای مربوط به تجدید آموزش حرفهای شرکت میجویند.
ج - مشاورات فنی با هیئتهای مخصوص.
18 - دوایر تجدید آموزش و تربیت حرفهای باید با استعانت کمیسیونهای مشاورتی ممتاز متشکل برای سراسر کشور و در صورت اقتضا براییک منطقه یا یک محل تأسیس و توسعه یابد.
18/1- این کمیتهها بایستی در موارد مقتضی شامل اعضایی باشد که از میان:
الف - مقامات و هیئتهای که مستقیماً در امر تجدید آموزش حرفهای مداخله دارند.
ب - سازمانهای کارفرمایان و کارگران.
ج - اشخاصی که به دلیل معلومات و ارتباطشان با امر تجدید آموزش و تربیت حرفهای واجد صلاحیت خدمت باشند.
د - سازمانهای اشخاص معلول.
برگزیده شده باشند.
18/2- کمیتههای مورد بحث مسئول مشاوراتی به نحو ذیل میباشند:
الف - در خصوص توسعه و پیشرفت تدابیر و روش و برنامههای مربوط به تجدید آموزش و تربیت حرفهای برای سرتاسر کشور.
ب - در خصوص اجرای ترتیبات و تدابیر متخذه ملی و انطباق آنها با شرایط منطقهای و محلی و هماهنگ ساختنشان با فعالیتهای منطقهای و محلی درآن حدود.
19 - تحقیقات و بررسیها به منظور تعیین ارزش و نتایج و پیشرفت کار دوایر تجدید آموزش و تربیت حرفهای معلولین باید مورد ترغیب و تشویق قرار گیرد مخصوصاً از طرف مقامات صلاحیتدار.
19/1- این گونه تحقیقات و بررسیها بایستی شامل مطالعات مستمر و مخصوص درباره اشتغال معلولین باشد.
19/2- تحقیقات باید همچنین مشتمل باشد بر کارهای علمی در زمینه فنون و تدابیر مختلف که ممکن است در امر تجدید آموزش حرفهای نقشی را بازی کنند.
پنجم: اقدامات و تدابیر به منظور استفاده اشخاص معلول از دوایر تجدید آموزش و تربیت حرفهای
20 - اقدام لازم باید به عمل آید تا این که اشخاص معلول بتوانند از کلیه وسایل موجود تجدید آموزش و تربیت حرفهای استفاده کنند و همچنین برایاین که اطمینان حاصل شود که یک مقامی مسئول است شخصاً به هر فرد معلول معاضدت کند تا بتواند حداکثر آموزش مجدد حرفهای را فرا گیرد.
21 - این اقدامات باید متضمن امور ذیل باشد:
الف - جمعآوری و پخش اطلاعات در خصوص امکان استفاده از دوایر تجدید آموزش و تربیت حرفهای و نتایجی که این دوایر برای اشخاص معلول در بر خواهند داشت.
ب - اعطای کمکهای مالی کافی و مقتضی به اشخاص معلول.
22 - این گونه کمک مالی باید در هر مرحله از جریان تجدید آموزش حرفهای صورت گرفته و برای معلولین تسهیلاتی فراهم آورد که بتوانند خود را برای شغل مناسب و حفظ آن شغل به طور مؤثر و همچنین کارگران آماده و مهیا سازند.
22/1 - کمک مالی باید شامل مؤسسات مجانی تجدید آموزش و تربیت حرفهای کمک هزینه زندگی هزینههای ضروری ایاب و ذهاب که طی دوران تربیت حرفهای لزوم پیدا کند و اعطای وامها یا اعطای پول یا تهیه آلات و ابزار و تجهیزات و همچنین اعضای عاریتی و هر گونه ادوات لازم دیگر باشد.
23 - اشخاص معلول باید بدون از دست دادن مزایای مربوط به بیمههای اجتماعی که به عناوین مختلف تعلق میگیرد امکان استفاده از کلیه وسایلآموزشی و تجدید آموزش داشته باشند.
24 - معلولین ساکن مناطقی که در آن جا امکان یافتن شغل و یا تهیه وسایل آمادگی به انجام کار انجام محدود میباشد.
باید از کلیه تسهیلات از جمله مسکن و غذا جهت آماده ساختن خود به اشتغال کاری بهرهمند گردند و در صورت تمایل بایستی بتوانند به مناطقی که امکان بیشتری از لحاظ اشتغال به کار وجود دارد اعزام گردند.
25 - اشخاص معلول (از جمله کسانی که مدد معاش معلولیت دریافت میکنند) در صورتی که کارشان مساوی کار اشخاص غیر معلول باشد نباید به عنوان معلول بودن از نقطه نظر دستمزد و سایر شرایط استخدام مورد تبعیض قرار گیرند.
ششم: اشتراک مساعی میان هیئتهای مسئول معالجات پزشکی و مسئولین امور تجدید آموزش و تربیت حرفهای
26 - میان سازمانهایی که مسئول مواظبتهای پزشکی میباشند و مسئولین تجدید آموزش و تربیت حرفهای اشخاص معلول باید همکاری بسیار نزدیک و حداکثر هماهنگی در فعالیتهای موجود داشته باشند.
26/2 - وجود این همکاری و هماهنگی در فعالیتهای مربوط باید به منظورهای زیر باشد:
الف - تأمین معالجات پزشکی و در صورت ضرورت تهیه ادوات و اسبابهای عاریتی مناسب به منظور تسهیل و پیشرفت قابلیت اشتغال آتی اشخاص معلول ذیعلاقه.
ب - استعانت در تعیین اشخاص معلول که نیازمند و متناسب برای تجدید آموزش حرفهای هستند.
ج - مجاهدت در راه آغاز تجدید آموزش و ترتیب حرفهای در اولین و مناسبترین وهله.
د - برقرار ساختن مشاوره پزشکی در موارد ضروری در کلیه مراحل تجدید آموزش و تربیت حرفهای.
ه - تعیین ظرفیت و میزان توانایی کار.
27 - امر تجدید آموزش حرفهای در موارد کلی و مشروط به مشاوره پزشکی بایستی در حین معالجات پزشکی آغاز شود.
هفتم: تدابیر مربوط به توسعه فرصتهای استخدامی برای اشخاص معلول
28 - به منظور ایجاد حداکثر فرصتها و امکانات برای اشخاص معلول جهت تهیه و حفظ مشاغل مناسب اقداماتی باید با همکاری نزدیک سازمانهایکارفرمایان و کارگران انجام گیرد.
29 - این اقدامات باید بر پایه اصول و مبادی زیر صورت گیرد:
الف - برای اشخاص معلول باید فرصتهایی مساوی با آن چه به اشخاص غیر معلول داده میشود ایجاد گردد تا بتوانند مشاغلی را که در صلاحیت آنها است انجام دهند.
ب - برای اشخاص معلول باید کاملاً مقدور و میسر باشد که کار مناسبی را از طرف کارفرمایانی که خودشان انتخاب میکنند قبول نمایند.
ج - پیوسته باید توانایی و ظرفیت کار معلولین مورد ابرام و تأیید قرار گیرد نه آن که عکس آن مورد تأیید واقع شود.
30 - اقدامات مذکور باید شامل کارهای ذیل نیز باشد:
الف - انجام بررسیهایی به منظور تجزیه و تحلیل و نشان دادن ظرفیت و توانایی کار اشخاص معلول.
ب - تبلیغات دامنهدار و مستمر و مؤثر با اشاره مخصوص به:
اول - قیاس بین معلولین و اشخاص سالم که به کار مساوی و متشابه اشتغال دارند از نظر تعیین گردش کار - میزان تولید - وقوع حوادث غیبتها و ثبات و پایداری در کار.
دوم - طریقه انتخاب کارکنان بر اساس احتیاجات مشخص و معین.
سوم - طریقه اصلاح و بهبودی شرایط کار متضمن تعدیل و اصلاح ماشین آلات و تجهیزات از نظر تسهیل اشتغال کارگران معلول.
ج - اتخاذ وسایل به منظور آن که تعهدات افزایش یافته کارفرمایان در خصوص بیمه حوادث کار و خسارت کارگران از میان برود.
د - تشویق کارفرمایان به انتقال کارگرانی که توانایی و استعداد کار آنها در نتیجه تقلیل استعداد جسمی تغییر یافته باشد به مشاغل مناسب دیگری در داخل مؤسسات خودشان.
31 - در مواردی که اوضاع و احوال ملی اقتضاء کند و با روش و سیاست ملی هم مطابقت داشته باشد.
استخدام اشخاص معلول باید به وسایل ذیل انجام پذیرد:
الف - استخدام چند درصد اشخاص معلول تحت ترتیبات و قرارهایی که مانع از بیکاری کارگران غیر معلول نشود.
ب - محفوظ نگاه داشتن بعضی مشاغل معین برای اشخاص معلول.
ج - اتخاذ ترتیباتی به این منظور که برای اشخاصی که شدیداً معلول هستند فرصتهای استخدامی یا رجحان بعضی مشاغل مناسب حال آنها فراهمگردد.
د - تشویق ایجاد و تسهیل فعالیت شرکتهای تعاونی یا مؤسسات متشابه دیگر که به وسیله یا از طرف اشخاص معلول اداره میشوند.
هشتم: مشاغل مورد حمایت
32 - مقام یا مقامات صلاحیتدار موظفند با اشتراک مساعی سازمانهای خصوصی اقدامات مقتضی را برای ایجاد و پیشرفت تسهیلات آموزش حرفهای و استخدام اشخاص معلول که نمیتوان آنها را جهت مشاغل عادی رقابتآمیز آماده ساخت تحت شرایط استحفاظی معمول دارند.
32/1- این گونه تسهیلات باید مشتمل باشد به تأسیس کارگاههای حمایت شده و تدابیر مخصوص برای آن عده از اشخاص معلول که به علل جسمانی - روحی یا در اثر مشکلات و جغرافیایی نمیتوانند به طور منظم به حمل کار مسافرت و بازگشت کنند.
33 - کارگاههای مورد حمایت باید تحت نظارت مؤثر پزشکی و حرفهای نه تنها کار مفید و ثمربخشی برای معلولین تهیه کنند بلکه فرصتها و امکاناتی نیز برای تجدید آموزش حرفهای و پیشرفت ارتقاء و در صورت امکان انتقال آنها را به مشاغل عادی فراهم سازند.
34 - برای کارگران معلول که عازم بازگشت به موطن خود هستند باید برنامههای مخصوص تحت نظارت مؤثر پزشکی و حرفهای به منظور تهیه کارمفید و ثمربخش در کشور خودشان تنظیم گردد.
35 - در مواردی که مزد و شرایط کارگران به طور کلی از طریق مقررات قانونی تعیین گردیده این مقررات بایستی درباره معلولینی که به مشاغل موردحمایت اشتغال دارند اجرا گردد.
نهم: مقررات مخصوص برای کودکان و جوانان معلول
36 - دوایر تجدید آموزش و تربیت حرفهای کودکان و جوانان معلول که هنگام تحصیل آنها فرا رسیده بایستی با همکاری نزدیک بین مقامات مسئولآموزش و پرورش و مقام یا مقامات مسئول تجدید آموزش حرفهای تأسیس و توسعه یابد.
37 - برنامههای فرهنگی باید با توجه به مسائل مخصوص کودکان و نوجوانان معلول و نیازمندی آنها به امکانات مشابه به امکانات کودکان و جوانان غیر معلول و به منظور تعلیمات عمومی و حرفهای متناسب با سن توانایی و استعداد و علاقه آنها تنظیم گردد.
38 - هدف و مقاصد اصلی دوایر تجدید آموزش و تربیت حرفهای کودکان و جوانان معلول باید در حدود امکان ناظر به موانع حرفهای و روحی ناشی از معلولیت آنها و ایجاد هر گونه فرصتها و امکاناتی برای آماده ساختن و پذیرفته شدن آنها در مشاغل مناسب باشد استفاده از این فرصتها بایستی مستلزم همکاری بین دوایر پزشکی اجتماعی و فرهنگی و همچنین اولیاء یا سرپرستان و مسئولین کودکان و جوانان معلول باشد.
39 - امر آموزش و پرورش راهنمایی حرفهای - تربیت حرفهای و استخدام کودکان و اشخاص معلول بایستی به موازات تشکیلات عمومی دوایری که برای کودکان و جوانان غیرمعلول استقرار یافته پیش برود و همچنین امور آموزش مزبور در صورت امکان و در موارد مقتضی باید تحتهمان شرایط و به معیت کودکان و جوانان غیر معلول انجام گیرد.
39/1- برای این گونه کودکان و جوانان معلول که معلولیت آنها مانع از شرکتشان در دوایر مورد بحث شرایط متساوی و به معیت کودکان و جوانان غیرمعلول میشود تدابیر و مقررات مخصوص باید در نظر گرفته شود.
39/2- این تدابیر و مقررات باید به خصوص شامل آموزش تربیتی و حرفهای و تخصصی مربیان باشد.
40 - اقداماتی نیز باید به منظور تأمین مسائل ذیل در مورد کودکان و جوانانی که در نتیجه آزمایشهای پزشکی و واجد بودن معلولیتها ومحدودیتهایی به طور کلی برای کار غیر متناسب میباشند صورت گیرد.
الف - معالجات طبی جهت مرتفع ساختن یا تقلیل و بهبودی معلولیتها و محدودیتها در اولین وهله امکان.
ب - تشویق به دخول در دبستان و هدایت به سوی مشاغل مناسب و مطابق دلخواه آنان در حدود ظرفیت و توانایی آنها و همچنین فراهم آوردن امکاناتی برای تربیت حرفهای در راه تحصیل آن مشاغل.
ج - مساعدت مالی و در صورت لزوم تعلیم و تربیت و آموزش حرفهای طی دوران معالجه پزشکی.
دهم: اجرای اصول و مبادی تجدید آموزش و تربیت حرفهای
41 - تدابیر و وسایل مربوط به تجدید آموزش حرفهای بایستی با احتیاجات مخصوص و اوضاع و احوالی هر کشور مطابقت داشته و در زمینه همین احتیاجات و شرایط و طبق اصول و مبادی مندرج در این توصیه نامه به طور تدریجی توسعه و پیشرفت حاصل کند.
41/1- هدفهای اصلی این توسعه تدریجی به منظورهای زیر است:
الف - تعیین و توسعه قابلیت و استعداد حرفهای اشخاص معلول.
ب - ایجاد امکانات استخدامی مناسب به حداکثر امکان.
ج - مرتفع ساختن هر گونه تبعیض در زمینه آموزش استخدام علیه اشخاص معلول از نظر معلولیت آنها.
42 - توسعه و پیشرفت تدریجی دوایر تجدید آموزش حرفهای بایستی در موارد مقتضی به استعانت دفتر بینالمللی کار صورت گیرد.
الف - در صورت امکان به وسیله کمکهای مشاورتی فنی.
ب - به وسیله تبادل مبسوط تجارب بینالمللی حاصله در کشورهای مختلف.
ج - به وسیله اقسام دیگر اشتراک مساعی بینالمللی در طریق تأسیس و توسعه دوایر و اموری که با احتیاجات و شرایط هر کشور مطابقت داشته وضمناً شامل تربیت کارمندان مورد نیاز نیز باشد.
مراتب فوق متن معتبر توصیه نامهای است که در سی و هشتمین دوره اجلاسیه کنفرانس عمومی سازمان بینالمللی کار منعقد در ژنو که در تاریخ 23ژوئن1955 پایان یافته مورد پذیرش قرار گرفته است.
نظر به مراتب بالا در روز 19 ژوئیه 1955 امضاء گردید. رییس کنفرانس - ف - کاچیاالدینی. مدیر کل دفتر بینالمللی کار - داوید مورس.
پاراف رئیس مجلس: متن توصیه نامه فوق مشتمل بر ده قسمت (42 بند) ضمیمه قانون مربوط به اجازه قبول و اجرای اصول پیشنهادی توصیه نامه بینالمللی شماره 99 راجع به تجدید تربیت و آموزش حرفهای معلولین بوده و صحیح است. رییس مجلس شورای ملی - رضا حکمت(1)
پس از تصویب توصیه نامه 42 مادهای در مجلس سنا به تاریخ 6 اسفند 1337 یعنی حدود چهار سال پس از تصویب در کنفرانس بینالمللی کار ژنو در ژوئن 1955م/ 1333ش، این مصوبه به صورت لایحه از سنا به مجلس شورای ملی آمد. این مصوبه شامل ماده ماده و یک تبصره است.
این لایحه (مصوبه مجلس سنا) نخست در کمیسیونهای امور خارجه، فرهنگ، بهداری و امور اجتماعی و کار مطرح و درباره آن بحث شد. پس از رأی این کمیسیونها و تصویب آنها، به تاریخ 8 مهرماه 1338 در صحن علنی مجلس مطرح و تصویب شد.(2)
رئیس مجلس، آقای رضا حکمت لایحه را اینگونه قرائت کرد:
لایحهای که از سنا آمده راجع به قبول توصیه نامه بینالمللی مربوط به آموزش حرفهای معلولین برای شور دوم مطرح است قرائت میشود: گزارش از کمیسیون امور خارجه مجلس شورای ملی. کمیسیون امور خارجه در جلسه ۲۴ فروردین ماه ۱۳۳۸ لایحه ارسالی از مجلس سنا راجع به اجازه قبول و اجرا پیشنهادی توصیه نامه بینالمللی شماره ۹۹ در خصوص تجدید تربیت آموزش حرفهای معلولین را با حضور نماینده دولت مورد رسیدگی قرار داده و ماده واحده و تبصره و توصیه نامه شماره ۹۹ ضمیمه را تصویب و اینک گزارش آن را به مجلس شورای ملی تقدیم میدارد. ماده واحده قبول
اجرای اصول پیشنهادی توصیه نامه بینالمللی شماره ۹۹ راجع به تجدید تربیت و آموزش حرفهای معلولین که مشتمل بر دو قسمت ۴۲ بند است تصویب میشود. تبصره: وزارتخانههای فرهنگ صنایع و معادن بهداری و کار موظفاند آییننامههای اجرایی این قانون را با توجه به اصول پیشنهادی توصیه نامه مذکور و اوضاع و احوال کشور تهیه و پس از تصویب هیئت وزیران به موقع اجرا گذارند.
مخبر کمیسیون امور خارجه مرآت اسفندیاری گزارش از کمیسیون فرهنگ به مجلس شورای ملی.
کمیسیون فرهنگ در جلسه ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۳۳۸ لایحه ارسالی از مجلس سنا راجع به اجازه قبول و اجرا پیشنهادی توصیه نامه بینالمللی شماره ۹۹ در خصوص تجدید تربیت آموزش حرفهای معلولین را با حضور آقای وزیر کار مطرح و خبر کمیسیون امور خارجه را عیناً تأیید و تصویب نمود و اینک گزارش آن را به مجلس شورای ملی تقدیم میدارد. مخبر کمیسیون فرهنگ مهندس جفرودی.
گزارش از کمیسیون بهداری به مجلس شورای ملی: کمیسیون بهداری در جلسه ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۳۸ لایحه ارسالی از مجلس سنا راجع به اجازه قبول و اجرا پیشنهادی توصیه نامه بینالمللی شماره ۹۹ در خصوص تجدید تربیت آموزش حرفهای معلولین را با حضور آقایان وزیر کار و معاون وزارت بهداری مورد رسیدگی قرار داده. و خبر کمیسیون امور خارجه را تأیید و اینک گزارش آن را تقدیم میدارد. مخبر کمیسیون بهداری دکتر سعید حکمت.
گزارش از کمیسیون امور اجتماعی و کار به مجلس شورای ملی: کمیسیون امور اجتماعی و کار در جلسه ۵ اردیبهشت ماه ۱۳۳۸ لایحه ارسالی از مجلس سنا راجع به اجازه قبول و اجرا پیشنهادی توصیه نامه بینالمللی شماره ۹۹ در خصوص تجدید تربیت آموزش حرفهای معلولین را با حضور آقای وزیر کار مورد رسیدگی قرار داده و خبر کمیسیون امور خارجه را تأیید مینمایند.
رئیس: کلیات مطرح است، کسی در ورقه ثبتنام نکرده مخالفی نیست اظهاری نشد رأی میگیریم به ورود در ماده واحده آقایانی که موافقاند قیام فرمایند. اکثر برخاستند، تصویب شد. ماده واحده مطرح است چون کسی اجازه صحبت نخواسته است رأی گرفته میشود. به ماده واحده آقایانی که موافقاند قیام کنند، اکثر برخاستند تصویب شد. کلیات آخر مطرح است کسی اجازه نخواسته رأی نهایی گرفته میشود آقایانی که موافقاند قیام فرمایند، اکثر برخاستند تصویب شد به دولت ابلاغ میشود.(1)
این رأی گیری به تاریخ 8 مهرماه 1338 (بنابر برخی منابع خرداد 1338) بوده است.
نتیجهگیری
در جریان بررسی و شور مجالس سنا و شورای ملی در سالهای 1337 و 1338 و تصویب آنها، مجموعهای از پیشنهادات تصویب شد و چند وزارتخانه ملزم به اجرای این پیشنهادات شدند. اما این «توصیه نامه» هیچگاه جدی گرفته نشد و در سالهای بعد ردپا و تأثیری از آن مشاهده نمیشود.
در مجالس بعدی یا در قوانین بعد، اشاره به این «توصیه نامه» نشده است. با اینکه این پیشنهادات از نظر محتوایی بسیار مهم هستند و اگر جدّی گرفته میشد میتوانست تأثیر ژرف و اساسی ایجاد نماید.
1) . قانونگذاری برای معلولین، ص7-10.
یکی از قوانین موردی که به تصویب مجلس شورای ملی و مجلس سنا در سال 1351 رسید، اثبات حق ارث معلولین است. در ماده 86 قانون استخدام کشوری مصوب 1345 آمده است کسی که استخدام ادارات دولتی میشود، پس از فوت، کسانی میتوانند وارث حقوق و مزایای او باشند. چند گروه را میشمارد از جمله شوهر خانم استخدام شده، اگر علیل (معلول) و از کار افتاده و تحت کفالت عیال خود باشد و نیز فرزندان و نوادگان علیل (معلول) یا ناقص العضو که مادامالعمر قادر به انجام کار نباشند، این افراد هم از حقوق و مزایای شخص استخدامی بهرهمند میشوند.(1)
لازم به ذکر است قانون استخدام کشوری در 1345 به تصویب رسید. چند بار اصلاح شد. در اصلاح 24 اسفند 1351، ماده 86 اینگونه اصلاح شده است. در واقع نکات فوق مربوط به اصلاحیه سال 1351 است. بر اساس این اصلاحیه که در کمیسیون ویژه مجلسین به تصویب رسید معلولین مثل افراد عادی میتوانند وارث حقوق مالی باشند.
در مقاطع 1347 و 1369 دو تصمیم مهم برای افراد استثنایی و دارای معلولیت اتخاذ شد. در سال 47 «دفتر امور کودکان استثنایی»(2)تصویب، قانونی و تأسیس شد. در مشروح مذاکرات مجلس در سال 56، از «اداره کل آموزش و پرورش کودکان استثنایی» نام میبرند و گفته شده این اداره چند سالی است فعال است. بالاخره در سال 69، «سازمان آموزش و پرورش استثنایی» تصویب و تأسیس شد. چون اینها دو عنوان دارد، از اینرو دو مقطع آوردهایم. اما گزارش ثمینه باغچهبان درباره دفتر امور کودکان استثنایی اینگونه است:
«دفتر امور کودکان استثنایی پس از تأسیس خود در سال 1347ش، در نقاط مختلف کشور برای آموزش و رسیدگی به امور افراد استثنایی، مراکز و کلاسهای ویژه ایجاد کرد. در این مراکز یا دبستانها گروههای مختلف دانشآموزان استثنایی (نابینا، ناشنوا، عقب مانده ذهنی) در کلاسهای جداگانه تعلیم میدیدند».(3)
فعالیتهای مختلف غیردولتی در عرصه آموزش و پرورش ناشنوایان را کسانی چون جبار باغچهبان و گلبیدی آغاز کرده و زمینههای لازم برای توجه مدیریت کلان آموزشی و فرهنگی ایران را به مسائل آموزشی معلولان، البته با تأخیر بسیار فراهم آورده بودند. اگر اولین اقدام برای گشایش آموزشگاه کریستوفل در تبریز به سال 1299ش مبنا باشد یا مدرسه ناشنوایان به دست باغچهبان در 1305 مبنا باشد؛ از طرف دیگر اولین اقدام وزارت دولت در آموزش و پرورش را سال 1347 بدانیم، بین این دو
1) . حقوق معلولین در قوانین ایران، سید احمد باختر، ص90؛ سایت مرکز پژوهشهای مجلس، سامانه قوانین، قانون استخدام کشوری، مصوب 31 خرداد 1345.
2) . برخی منابع نامش را «دفتر کودکان و دانشآموزان استثنایی» نامیدهاند (سایت کتابخانه مجلس شورای اسلامی، مشروح مذاکرات 5 اردیبهشت 1357).
3) . بهره ناشنوایان، ص61.
رخداد، 42 یا 48 سال فاصله است، یعنی دولت و وزارت فرهنگ یا آموزش و پرورش بیش از چهار دهه تأخیر داشته است. بالاخره آموزش و پرورش در سال 1347 پس از جلسات متعدد و کارشناسی و بحثهای فراوان، ایجاد دفتر مستقلی برای ساماندهی امور دانشآموزان استثنایی را تصویب کرد و «دفتر امور کودکان استثنایی»، تأسیس شد. این دفتر، مسئولیت آموزش کودکان ناشنوا، نابینا و ذهنی و حرکتی را پذیرفت و اقدام به برپایی کلاس برای آنان در مدارس عادی و ایجاد مراکز مستقل آموزشی کرد. به دلیل اینکه در آن زمان جاهایی چون مدارس باغچهبان و مجتمع آموزشی نیمروز از سالها پیش فعالیت داشتند و غیر از حضور فیزیکی، تجارب ارزندهای هم به دست آورده بودند، این دفتر بر سر سفره آماده حاضر شد و به سرعت به مقاصد خود دست یافت و توانست فعالیت خود را به یکصد نقطه ایران گسترش دهد.(1)
اینکه دفتر امور کودکان استثنایی تا چه سالی ادامه یافت و تبدیل به «اداره کل آموزش و پرورش کودکان استثنایی» شد؟ جوابش را نمیدانیم(2)و به رغم جستجوی فراوان پاسخ آن یافت نشد. اما میدانیم در سال 1369 تبدیل به سازمان شد.
گزارش ثمینه باغچهبان درباره روش این دفتر و توسعه آن اینگونه است:
«دفتر امور کودکان استثنایی با پذیرش اصل همآموزی یا اختلاط کلاسهای ویژهای نیز برای آموزش کودکان استثنایی از جمله ناشنوایان در مدارس عادی تأسیس کرده است. در این کلاسها کودکانی که سن آنها بین شش تا دوازده سال پذیرفته میشوند و دفتر امور کودکان استثنایی کوشیده است که تا حد امکان این کلاسها مجهز به گوشیهای فردی باشد. در اجرای این برنامه نکاتی چند وجود دارد که لازم است برای تضمین موفقیت این برنامه در نظر گرفته شود و نتیجه کار این کلاسها به طور منظم ارزشیابی گردد.
شک نیست که تفاوت سنی و اختلاف میزان شنوایی شاگردانی که در اینگونه تک کلاسها گنجانده میشوند مانع بزرگی در راه پیشرفت تحصیلی این شاگردان ایجاد میکند.
همچنین پراکندگی این مراکز و کلاسها در نقاط مختلف کشور ایجاب میکند که در برنامهی تربیت معلم این کلاسها تکیه بیشتری بر روی کارآموزان بشود. زیرا به راستی سرکشی به این کلاسها که در سطح کشور پراکنده هستند و ارزشیابی کار آموزگاران تازه کار و راهنماییهای به موقع آنها کار آسانی نیست. از جهتی نیز رفع نیازمندیهای فنی این کلاسها از قبیل تعمیر گوشیهای گروهی کلاسها و دیگر وسایل الکترونیکی نیازمند رسیدگی دائمی است. زیرا در غیر این صورت در مدت کوتاهی کلیه این وسایل در اثر مشکلات فنی بسیار کوچک غیرقابل استفاده خواهد بود و این سرمایه گذاری بیثمر خواهد ماند. طبق آخرین گزارش دفتر امور کودکان استثنایی با آغاز سال تحصیلی 1354 در نود نقطه کشور به خدمات دهی میپرداخت:
تهران، اندیمشک، اراک، آباده، اردبیل، اهواز، آبادان، الیگودرز، اصفهان، آمل، استهبان، بیرجند، بجنورد، بندر ماهشهر، بهشهر، انزلی (نام سابق بندر پهلوی)، بم، بابل، بندرعباس، بروجرد، بافت، تبریز، تویسرکان، تربت حیدریه، جهرم، چالوس، خمین، خوی، خرمآباد، دزفول، داراب، ری، رضاییه، رامسر، رشت، زنجان، زاهدان، زابل، سرپل ذهاب، سبزوار، سمنان، شمیران، شیراز، شاهرود، فسا، قم، قوچان، قزوین، کاشان، کرمانشاه، کازرون، کرج، گرمسار، گلپایگان، گرگان، گنبد کاووس، لنگرود، لاهیجان، مراغه، ملایر، مشهد، نطنز، نوشهر، نیشابور، ورامین، همدان، یزد، مهاباد».(1)
دفتر امور کودکان استثنایی دامنه و قلمرو آن رسیدگی به همه مدارسی بود که دانشآموز استثنایی داشتند، اعم از دوره ابتدایی یا متوسطه. از اینرو تا سنین 18 سالگی را شامل میشد و پس از رفتن به دانشگاه از نظارت این دفتر خارج میگردید.
نکته مهم این است که این دفتر در وزارت آموزش و پرورش مستقر بود و در واقع یک دفتر دولتی بود. از اینرو گاه بین مراکز آموزشی خصوصی که سوابق بیشتر و تجارب افزونتر داشتند و این دفتر تنشهایی وجود داشت چنانکه در گزارش ثمینه هم مشاهده میشود.
بهرحال این دفتر نخستین نهاد مصوب و قانونی دولتی است که به امور دانشآموزان معلول میپرداخت. داوری درباره عملکرد و کارنامه آن، نیاز به اطلاعات وسیع دارد؛ متأسفانه چنین اطلاعاتی در دسترس نیست و اگر خانم ثمینه همین اطلاعات را جمعآوری نمیکرد، اکنون هیچ شناختی از این دفتر نداشتیم.
اول این مقاله گفته شد آموزش و پرورش، دو اقدام مهم در دو مقطع داشته است، از اینرو بخشی از تاریخ آموزش استثنایی در سال 69 خواهد آمد. علاقهمندان میتوانند مباحث را در آنجا پیگیری کنند.
نمایندگان مجلس معمولاً در نطقها در صحن علنی مجلس یا در مصاحبهها و اظهارنظرهای دیگر نخست به طرح مشکل میپردازند و پس از اطلاعرسانی و آماده شدن اذهان، راهکار قانونی به یکی از روشهای متعارف عرضه کرده و پس از شور و بررسی به رأیگیری میپردازند. در طول عمر مجلس شورای ملی چند نماینده در نطق و رایزنیها به تمهید مقدمات میپرداختند. هدفشان آمادهسازی اذهان وکلای مجلس و سپس مدیران دولتی و وزرا بود. یکی از نمایندگان بسیار فعال، دکتر محمد خزائلی(1292-1353ش)، نماینده مردم اراک بود. او نابینای مطلق بود ولی دارای دانش اسلامی و حقوقی کافی بود. وی در نطقهای خود به تشریح وضعیت معلولین میپرداخت. نکاتی که او در سخنرانی خود میگفت بعداً تبدیل به لایحه و طرح و مواد قانونی میگشت. از میان سخنان او دو سخنرانی مهمتر است. یکی در سال 1346، دوره 22، جلسه 11 مجلس ایراد شده است. از متن سخنرانی او میتوان به وضع عمومی معلولین در آن دوره پی برد:
1) . بهره ناشنوایان، ص61.
بنام خداوند قادر عالم سمیع بصیر و با اجازه مقام ریاست و همکاران گرامی میخواهم به مناسبت هفته روشندلان که امروز دومین روز آن است مطالبی درباره علت وجودی هفته روشندلان گفتگو کنم و کمی همکاران گرامی را با وضع روحی و زندگی این طبقه مستعد و محروم که حرمان آنها قابل تدارک است و در تدارک آن مخصوصاً چشم امید به همکاران من و مقامات حزبی و دولت بیدار هویدا دوختهاند بیان کنم. پیش از ورود در گفتگو باید سپاس روشندلان را به پیشگاه تقدیم دارم.
اکنون میپردازم به وضع روشندلان. عرض کردم اینها طبقهای هستند مستعد بنا بر قانون روانشناسی هرگاه خداوند حسی را از کسی بگیرد حسهای دیگر را جانشین آن قرار میدهد و این مطلب در روانشناسی مسلم شده و از پیش هم گویندگان ما به آن توجه داشتهاند.
خدا گر ز حکمت ببندد دری/ ز رحمت گشاید در دیگری
حافظه و هوش به معنای عالم انتلیجانس که عبارت از تطبیق با محیط باشد برای نابینایان حاصل است لامسه جای بینائی را تا حد زیادی میگیرد منتهی عرض کردم نابینایان محروم و فراموش شده بودند زیرا حالات نفسانی آنها را کسی درک نمیکرد البته ما میدانیم در کشور ما پدر شعر، رودکی نابینا بود و باز میدانیم ابوالعلاء معری فیلسوف بزرگ عالم اسلام نابینا بود از جانب دیگر میدانیم در هندوستان و یونان شعر و ادب با نابینایان شروع شده اما اینها دارندگان استعدادهای ویژه بودند ولی سابق بطور عموم توجهی به نابینایان نمیشد. فراموش نمیکنم بیست و چند سال پیش که اولین بار که وزیر فرهنگ ایران به دعوت یونسکو به پاریس میرفت به ایشان یادآور شدم که درباره باسواد کردن نابینایان آنجا گفتگویی داشته باشند ایشان گفتند که ما هنوز برای بینایان کشور فکری نکردهایم تا چه برسد به نابینایان البته این ایراد وارد بود و همانجا گفتم که نابینا را باید کمک کرد تا آن حد که در ردیف بینایان قرار گیرد و از آنجا باید او را به حال خود بگذارید. حرمان اینها قابل تدارک است لامسه جانشین بینائی است از قدیم نابینایان با خط برجسته تعلیم میشدند و اولین بار از طرف روحانیون مسیحی مدرسهای برای تعلیم نابینایان گشوده شد و ناچارم تأسف خود را از این قسمت اظهار دارم با اینکه قرآن مجید ما رهبری میکند به اصول تجدد و میفرماید: و بشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه- به جای آنکه روحانیان ما در این کار پیشقدم شده باشند هنوز هم غافل ماندهاند و این کار به دست مسیحیان انجام یافته و باز خوب است که باز جنبه روحانیت دارد مدرسه دیگری در زمان سن لوئی تشکیل شد بهرحال دوران تاریخی نهضت نابینایان طولانی است اما از وقتیکه ویلی برایت فرانسوی نقاط ششگانه را جانشین حروف کرد نابینایان میتوانند با توجه مخصوص به آن نقاط بنویسند و بخوانند و بعد میتوانند آن مطالب را با ماشین تحریر معمولی روی کاغذ بیاورند. مهارت انگشتان آنها آنان را برای کار و حرفه آماده ساخته، نابینایان میتوانند تلفنچیهای رازدار و زبردستی باشند، میتوانند ماساژور باشند و ماساژهای طبی و ورزشی و زیبایی انجام بدهند، میتوانند مترجمان و منشیان زبردست و رازدار و مطلع باشند و همچنین تمام کارهایی که با دست انجام میشود برای آنها مقدور است. تنها رنگها را تشخیص نمیدهند که آن هم با اصول طبقهبندی برای آنها گرچه ابداع رنگریزی و رنگسازی میسر نیست ولی رنگهای پیشبینی شده را میتوانند بکار برند، تنها اعمالی که رابطه مستقیم با چشم داشته باشد و لامسه نتوانند کمک کند از عهده آنها بیرون
است، مانند رانندگی و خلبانی و بقیه کارها را خود مستقلاً میتوانند انجام بدهند یا با کمک بینایان برای آنها تحققپذیر است من از همکاران عزیزم دعوت میکنم که به آموزشگاه نابینایان خردسال در وقت فرصت تشریف بیاورند و از نزدیک کارهای آنها را ببینند، بیایید با هم همدستی کنیم و اینها را آموزش بدهیم، به آنها کار یاد بدهیم و آنها را بکار بگماریم تا آنها از زندگی شرافتمندانه بهرهور شوند تا هم اتمام حجتی بر بینایان شده باشد و هم این طبقه مستعد محروم نماند. بنده درباره نابینایان برنامههای ذیل را به عرض میرسانم، اول شورای نوتوانی لایحه آن از مجلس شورای ملی گذشته و اکنون در سنا است این لایحه هرچه زودتر تصویب و به مورد اجرا گذاشته شود با این توجه که سازمان نابینایان حسابش از حساب معلولان دیگر جدا باشد زیرا معلولان دیگر را باید اجتماع نگهداری کند و مخارجشان را بپردازد در صورتی که نابینا به آنقدر کمک احتیاج دارد که در ردیف بینایان قرار بگیرد و به زودی بتواند گذشته از آنکه زندگی خود را اداره میکند برای دیگران هم مفید باشد مطلب دوم بیمه نابینایان است، این نابینایان در طی راهها و در گذر خیابانها همیشه ممکن است دچار حادثه بشوند ایاب و ذهاب و مخصوصاً وسایط نقلیه برای آنها مزاحم است و جان آنها را در خطر میافکند. برای نابینایان بیمه ایاب و ذهاب برقرار بشود. سوم آموزش آنها است البته وزارت آموزش و پرورش برای کودکان استثنائی برنامهای دارد که پس از تصویب از شورای عالی آموزش و پرورش به تدریج عملی خواهد کرد اما اکنون باید نابینایان بزرگسال را دریابید. در مرکز هر استان همانطوری که سازمان مبارزه با بیسوادی برای باسواد کردن بینایان فعالیت دارد چون نابینایان هم جزو قاطبه ملت هستند اینها هم مشمول. حیف است که عدهای محروم بمانند از این فیض و طبق تعریفی که برای مبارزه با بیسوادی شده باید افراد برای کار آماده شوند بنابراین حرفههای خاص نابینایان جزو این برنامه باید گذاشته بشود. چهارم کارآموزی است بایستی به آنها حرفهای یاد بدهیم و جداً هم سعی بکنیم آنها را بکار گماریم و وظیفه مساوی بخواهیم منتهی در حقوق پرداختی تا حدی جانب آنها را رعایت کنیم تا وضعشان سامان بگیرد باید از نابینایان آمارگیری به عمل آید و متأسفانه آمار دقیق در دست نداریم. طبق آماری که سازمان بهداشت بینالمللی داده است از هر ده هزار نفر ۷۵ نفر نابیناست که اگر با این حساب ما خواسته باشیم رسیدگی کنیم جمعیت نابینایان ایران از 000/150 نفر در میگذرد منتهی تعریف نابینایی در نزد ملل مختلف است حداکثر حد محدود شمول نابینایی را اگر در نظر بگیریم حدود 000/80 نفر نابینا در ایران داریم. خواهشمندم هنگامی که در یک محیط فعال قرار گرفتهاید چند دقیقه چشم خود را بر هم بگذارید ببینید قلب شما دچار چه تأسفی خواهد شد. خوشبختانه محیط فعال کشور ما همه افراد را به صرف انرژی و فعالیت وادار کرده حیف است که نابینایان ما وارد کار و فعالیت نباشند باید یک معاینه طبی در سراسر کشور از نابینایان به عمل آید زیرا بعضی از نابینایان ممکن است به آسانی قابل علاج باشند. مطلب دیگر عبارت است از برخورداری نابینایان از مزایایی که در کشورهای متمدن برای آنها قائل هستند هم چنین بایستی متخصصانی به خارج فرستاده شود اما متخصصانی که به موضوع نابینائی علاقهمند باشند و وارد در کار باشند و بشود از خدمتشان استفاده کرد بایستی سازمان بهداری در مقام پیشگیری از نابینایی برآید و علتش را جستجو کند. خوشبختانه در نتیجه رعایت بهداشت روز به روز از آمار کودکان نابینا کم میشود ولی صنعتی شدن خود به خود مستلزم این است که عدهای نابینای بزرگسال پیدا شود که آنها را باید با
محیط کار خودشان مطابقت بدهند اگر این اقدامات عملی بشود که البته خیلی زیاد هم مخارج صرف شدنی ندارد البته مخارج ساختمان و امثال اینها چیزی هست که در مملکت باقی میماند من مطمئن هستم بهزودی نابینایان بکار خواهند پرداخت و دیگر شما متأثر نخواهید شد و نابینایی را مشغول گدائی نخواهید دید و آن وقت هم برای بینایان هم حدودی قائل بشوید من از همه همکاران عزیز درخواست میکنم در این کار کمک فرمایید چون بحث من و کار من همیشه راجع به فراموش شدگان است. بحث دیگر من راجع به شهر فراموش شده اراک است اراک حوزه انتخابیه بنده است اراک مولد امیرکبیر قائم مقام و ادیبالممالک فراهانی است فرهنگ ایران به اراکیها مدیون است، کشاورزی ایران مدیون صمصامالملک اراکی است وقتی که اوضاعی چنین دارد نمیبایست دچار فراموشی بشود مردمی بودند که حتی روحیه خود را از دست داده بودند بهداری اراک باید تقویت بشود متأسفانه هنوز در اراک بیمارستان کاملاً مجهزی وجود ندارد مدتها چشمپزشک نداشته است چشمپزشکی هم که آمده در شرف فرار و آمدن به تهران است. دندانپزشک ندارد سازمان شیر و خورشید آنجا در حال رکود است و هیچ سازمان خیریه دیگری هم در آنجا نیست به این قسمتها توجه بکنید من از همکاران عزیزم خواهشمندم که با من کمال مساعدت را داشته باشند هر جا که عنوان شهرها مطرح است شهر اراک را به خاطر بیاورید و هر جا طبقات اجتماعی مطرح است طبقه فراموش شده نابینایان را در نظر داشته باشید و هر کجا که شئون مملکتی مورد بحث است فرهنگ را که بهترین قوای دفاعی و قدرت سازنده کشور است در نظر داشته باشید و معلمان را مورد توجه و عنایت قرار بدهید بنده چون فعلاً در مرحله کارآموزی هستم سخن دراز نمیکنم میخواستم درباره انقلاب اداری و مدارس ملی هم گفتگو بکنم به موقع دیگری واگذار میکنم همچنین راجع به مسائل دیگر، درباره فرهنگ و اجتماع حرفهای زیادی دارم که آن را بعد از دوره کارآموزی مطرح خواهم کرد در اینجا از اینکه بذل لطف فرمودید و به عرایض بنده گوش فرا دادید تشکر میکنم همچنین از روزنامههای کیهان و اطلاعات و فرمان که درباره روشندلان مطالب بسیار خوبی نوشتهاند و منادی و نشاندهنده تقاضاهای نابینایان هستند کمال تشکر را دارم و در آخر خواهشمندم هر کجا اقدامی برای شهرها و دهات میشود دست بنده را بگیرید و با خودتان همراه ببرید.(1)
مرحوم خزائلی از دو دانشکده حقوق و ادبیات دانشگاه تهران، دکترا دریافت کرده و کاملاً مسلط بر مباحث و مسائل حقوقی و نیز ظرایف نطق و آرایههای کلامی برای مؤثر شدن سخن بود. از اینرو نطقهای او در مجلس مؤثر بود و توانست در آن شرایط یعنی دهه چهل و پنجاه، فضا را به نفع معلولین تغییر دهد، فرهنگسازی نماید و به مردم و مدیران دولتی، واقعیتهای جامعه معلولین را معرفی کند. به همین دلیل در این دوره، قوانین مؤثر و کارآمدی برای معلولین در مجلس تصویب شد. اما نکات حقوقی که در این سخنرانی مطرح کرده عبارتاند از:
1- نابینایان استعداد لازم برای مشارکت در امور مختلف اجتماعی را دارند و نداشتن یک حس (بینایی) مانع نیست چون لامسه جایگزین آن میشود.
1) . قانونگذاری برای معلولین، ص 11-18.
2- روحانیت مسیحی زمینههای ورود نابینایان به عرصههای اجتماعی را فراهم کرده ولی روحانیون مسلمان هنوز اقدامی نداشتهاند.
3- نابینایان میتوانند شغلهای مطلوب و آبرومند داشته باشند. اگر به آنها آموزش داده شود توانایی یادگیری را دارند و در توسعه و پیشرفت جامعه مؤثر باشند.
4- سوادآموزی و مهارتافزایی و توانبخشی و حرفهآموزی و کارآموزی روشندلان قانونی شود و مراکزی موظف به اجرا شوند.
5- بهداری باید ملزم به اجرای طرحهای پیشگیری شود.
دکتر خزائلی غیر از نکات مثبت، یک نکته را همواره تکرار میکند که درست نیست. او میگوید وضع نابینایان از دیگر معلولین جدا است. معلولین نمیتوانند در جامعه مشارکت داشته و مؤثر باشند ولی نابینایان میتوانند.
به نظر میرسد همه معلولین تواناییها و استعدادهایی دارند و نیاز به کارآموزی و حرفهآموزی دارند و منفک کردن یک قشر درست نیست.
دکتر محمد خزائلی در مجلس شورای ملی در دوره ۲۲، جلسه ۱۵۷ (6 آذر 1348) در صحن علنی سخنرانی دیگری داشت و به بیان وضعیت نابینایان و معلولین پرداخت. متن سخنرانی او را ذیلاً میآوریم:
بنام خدای بزرگ جهان آفرین و با اجازه مقام معظم ریاست و همکاران بسیار گرامی چند دقیقهای مزاحم اوقات شریفتان میشوم امروز روز وصل میان رویداد مقدس اسلامی است. دیروز سبط اکبر امام مجتبی مظهر صلح و صفا متولد شدند و در آن شب بنا به اشهر روایات قرآن مجید کتاب آسمانی اسلام بر قلب پیغمبر اکرم نازل شد و تقارن دارد این دو رویداد با روز پایان هفته روشندلان که به امر شاهنشاه ۳سال است جریان دارد. موقع را مغتنم میشمارم و هر سه رویداد تبریک عرض میکنم و توفیق همه ملت را در پیروزی از نیات مقدس خواستارم وقتی که بنده در سفر سیلان بودم از جانبی همهجا میدیدم که راجع به تدابیر رهبر عظیمالشأن ما گفتگو میداشتند و از جهت دیگر وقتی که کنفرانس جهانی و بینالمللی نابینایان گشایش مییافت شخصی به نام دکتر ایزابل گرانت که خزانهدار این اتحادیه بود وقتی که خواست راجع به نابینایانی که راهنمای نابینایان هستند صحبت کند اول از ایران شروع کرد و از اینکه بنده در مجلس ایران هستم ابراز خوشوقتی بسیار کرد و در عین حال البته باید گفت در وضع حاضر این خصوصیت به ایران تعلق دارد و در تاریخ گذشته در آمریکا سناتور روشندلی داشتهاند و در فنلاند نمایندهای بوده است ولی در وضع حاضر افتخار نصیب بنده شده است. همهجا از آبادانی ایران سخن در میان بود و واقعاً ایرانیها و پارسیها اشتیاق داشتند که به ایران سفر کنند چه خوب است که تسهیلاتی برای آن مردم و مردم ایرانی که خواسته باشند سفر به این گونه نقاط بکنند فراهم بشود تا ایرانیان بهتر قدر کشور خود و فعالیتها و تلاشها را بدانند البته واقعاً شرکت هواپیمایی ملی گاهی اینگونه تسهیلات را فراهم میکند و ما هم بهرهمند بودیم و چهار بلیط افتخاری در اختیار ما قرار گرفت و من تشکر میکنم. تیمسار خادمی و امروز از جانب دیگر یک خصوصیت دیگری دارد در آمریکا روز شکرانه است من هم سپاس میدانم در مرحله اول سپاس قلبی
خودم را تقدیم میدارم به مقام ریاست که امروز افتخار خواهند داد و به آموزشگاه نابینایان تشریف فرما خواهند شد و مسلماً همکاران محترم که در مکتب ایران دوستی پرورش یافتهاند حتماً از مقام ریاست پیروی خواهند فرمود و اگر امروز هم گرفتاری داشته باشند بعدازظهر هر روز میتوانند آنجا سرکشی کنند و تفقدی نمایند. همچنین از وزارت اطلاعات و دستگاه تلویزیون و رادیو که همکاری تام و تمام کردند بسیار متشکرم، از ارباب مطبوعات که مقالاتی نقل کردند و آنچه رویداد این هفته بود کاملاً شرح دادند به سهم خود بسیار سپاسگزارم، این تشویقی است که میشود هفته روشندلان برای این برقرار شده که اولاً ما روشندلان را به جامعه بشناسانیم و برای اینکه خواست روشندلان این است که جامعه بفهمد که در آنها چه استعدادهایی نهفته است و از چه استعدادهایی برخوردارند دیگر اینکه باید در این هفته ما موجبات تشویق روشندلان را فراهم کنیم و مشکلات آنان را مورد مطالعه قرار دهیم خاصیت سوم این هفته هم در این است که بدانیم ظرف سه سال در ایران و جهان چه تحولاتی در امور نابینایان به وجود آمده است البته جهان امسال روبرو شد از طرفی به اینکه در کره ماه بالاخره پا گذاشته شد و پای انسان به این کرهای که فقط از نظر زیبایی در شعرها وارد بود مورد تحقیقات قرار گیرد در جهان روشندلان هم یک رویداد بزرگ اتفاق افتاد که کمتر از این عمل نبود برای اینکه از ۲۵ کشور البته نمایندگان روشندل برجسته هم دور هم توانستند جمع بشوند و با هم توانستند تصمیماتی اتخاذ کنند و به خودشان و به هم سرنوشتان خود بیندیشند و واقعاً توفیقی بسیار عظیم است و باید به عرض عموم برسانم روشندلان مردم عادی و طبیعی هستند نمیخواهم عاطفه همکاران عزیز را برانگیزم ولی بدانید آنها همان دردهایی که دیگران دارند آنها هم دارند مثل دیگر مردم تغذیه میکنند و شادیها آنها را شاد و خندان میسازد استعدادهای نهفتهای دارند دلشان میخواهد بروز دهند موفقیت آنها را شاد میکند و وقتی مورد بیاعتنائی جامعه قرار بگیرند و استعدادشان مورد توجه نباشد افسرده و متأثر میشوند ما به فرمان الهی و وصف الهی تأسی باید بجوییم و همانطوری که خداوند خودش را شاکر میداند و به موجب آنچه که سپاسگزاری موجب مزید نعمت است بنده هم در مقابل این سپاسگزاریها مزید نعمت میخواهم برای روشندلان اول اینکه این روشندلان احتیاج به سوادآموزی دارند و باید تعلیمات اجباری شامل کودکان آنها و پیکار با بیسوادی شامل بزرگان آنها بشود. سواد حرفهای باید به آنها یاد داده شود دیروز هم من با مشاور یونسکو در این خصوص صحبت کردم و قانعش کردم که این موضوع را در پاریس مورد مذاکره قرار بدهند اینها برای ایاب و ذهاب وسیله ندارند و برای اینکه خودشان را برسانند به یک مرکز آموزشی در زحمت هستند تا دو سال پیش سه هزار بلیط در اختیار۷۰-۸۰ نفر روشندل قرار گذاشته میشد اولین اصلاحی که در شرکت واحد انجام شد این بلیطها قطع کردند در حالیکه باید به آنها واقعاً کمک شود و بلیط مجانی در اختیارشان گذارده شود باید اینها بیمه حوادث راه بشوند که بنده ضمن تقدیم لایحه بیمه این قسمت را عرض کردم ولی مورد توجه واقع نشد پول زیادی هم احتیاج ندارد با سیصد چهارصد هزار تومان این بیمه حوادث راه برای نابینایان انجام میشود و امیدوارم در لایحه بیمههای اجتماعی منظور بشود نابینایان و مسئله آنها یک مسئله اقتصادی است فرض بفرمائید که انشاءاللّه در آتیه نزدیکی کشاورزی مکانیزه شد آیا ما احتیاج به کشاورزی دستی نداریم و آیا میشود گلکاری را با اصول مکانیزاسیون انجام داد مسلماً نه. این امور را نابینایان میتوانند انجام دهند بنابراین ما باید از استعدادهای اینها استفاده
کنیم صنایع سبک مسلماً آینده نزدیک باید به دست نابینایان انجام شود و خوب هم انجام میشود این را از حالا باید پرورش بدهیم و این حرف را باید به ایشان بیاموزیم تا در ظرف چهار سال بتوانیم مورد استفاده قرار دهیم بنابراین چون یک برنامه اقتصادی است بنده خواهش میکنم وزارت امور خارجه برای گنجاندن این برنامه اقتصادی در برنامه همکاریهای منطقهای اقداماتی بفرمایند و این را لازم دانسته بودند برای پیشگیری از نابینائی باید اقدامات پیشگیری انجام بشود تا معلوم شود چه نابینایانی سهلالعلاجند و برای معالجه آنها اقدام شود و وزارت اطلاعات باید برنامهای از رادیو و تلویزیون در اختیار آنها بگذارد تا نه به طور مستقیم بلکه بطور غیرمستقیم ما بتوانیم استعدادهای نابینایان و احتیاجات آنها را مورد مطالعه قرار بدهیم و در اختیار وزارت اطلاعات بگذاریم و این برنامه را اجرا بکنیم و احتیاجات آنها را به جامعه معرفی بکنیم که به مشکلات نابینایان برسند و بالاتر از همه رفع تبعیضاتی که به واسطه نابینایی وجود دارد بشود البته خود بنده هم موقعی که میخواستم در مسابقات دانشیاری شرکت کنم به علت نابینائی مانع شدند یک نفر امسال در قسمت دانشسرای عالی موفق شد چون نابینا بود آن را راه ندادند به علت اینکه آئیننامه دانشسرای عالی نابینایان را منع کرده و محروم میدارد یک دوشیزهای که الآن آموزگار است بنام خانم صفاری که استعداد زیادی دارد چند سال پیش شرکت کرد و دوم شد ولی به او اجازه ندادند و حالا سنش از ۲۵ گذشته و در کنکور طبق مقررات جدید در قسمتهای دیگر او را نمیپذیرند و این تبعیض هم تبعیض سنی در کنکور به عقیده من امر خوبی نیست و منافات دارد با اینکه هرکس به تناسب استعداد خودش بهرهور بشود تبعیض سن یا تبعیض به علت دیگر نباید مانع کار باشد. من در خاتمه امیدوارم به حمایت نمایندگان عزیز به هر حزبی که تعلق دارند مسلماً اصلی از اصول مرامنامه آنها کمک به معلولین است طرحهایی بدهند راجع به استخدام نابینایان، راجع به صرف بودجه درباره نابینایان، میدانید که من به کشور خودم، دولت خودم علاقهمند هستم و راضی نیستم که یک شاهی از پول مملکت به هدر برود من متعهد میشوم هر دیناری که خرج نابینایان میشود سه ساله ده برابرش عاید مملکت بشود توفیق همه را از خداوند خواهانم از اینکه به عرایض بنده توجه فرمودید تشکر میکنم.(1)
دکتر محمد خزائلی به دلیل اینکه خودش نابینا بود و مدیریت آموزشگاه نابینایان را بر عهده داشت و از نزدیک با آنها سر و کار داشت، از اینرو مسلط به مسائل و مشکلات آنان بود. این نطق او گویا است که واقف جامعه و فرهنگ معلولین است. نکاتی که در این نطق گفته عبارتاند از:
1- حضور یک نابینا در پارلمان مورد توجه جهان بوده است.
2- از لحن او پیداست که حقوق معلولین مورد توجه مقامات دولتی قرار گرفته و همگان اهتمام به حلّ مشکلات آنها دارند.
برای اینکه اهمیت دکتر محمد خزائلی(1292-1353ش) معلوم شود چند سطری درباره او مینویسم. زیرا او اولین حقوقدان نابینا و اولین قانونگذار نابینا و اولین نماینده مجلس نابینا است. البته باید او را آخرین نماینده قانونگذار هم بدانیم. البته پس از او دهها حقوقدان نابینا به دنیا آمدند. از منظر فعالیتهای او، خزائلی را باید سلسله جنبان و مبتکر حقوق معلولین در ایران بدانیم، همان
1) . قانونگذاری برای معلولین، ص 19-24.
طور که باغچهبان و گلبیدی را پدر و مبتکر آموزش و پرورش ناشنوایان میدانیم، خزائلی هم نخستین حقوقدانی بود که علاوه بر اینکه با مبانی دینی و اسلامی آشنایی داشت، دانش حقوق را تا سطح عالی فرا گرفته بود؛ همچنین چند دوره نماینده مجلس شورای ملی بود و تجربه لازم برای قانونگذاری معلولین را پیدا کرده بود.
او در اراک متولد شد و در بیست ماهگی به دلیل آبله، کاملاً نابینا گردید. با جدیت و تلاش مدارج علمی را طی کرد. سه لیسانس در سه رشته ادبیات، حقوق و منقول و معقول دریافت کرد. نیز دو دکترای حقوق و ادبیات گرفت. به زبانهای فارسی، عربی، آلمانی، فرانسه و انگلیسی تسلط داشت.(1)
در واقع با تلاشهای او بود که قوانین رفاه، اشتغال، کارآموزی، آموزش و پرورش و توانبخشی معلولین به ثمر نشست و تصویب شد.
مجلس شورای ملی، دوره 23، جلسه 176، فروردین 1353، این لایحه را تصویب کرد که یکی از موارد آن مربوط به معلولین است:
ماده۱: به منظور فراهم آوردن و گسترش خدمات رفاهی و همچنین ایجاد هماهنگی و نظام مطلوب و اعمال نظارت و راهنمایی نسبت به این قبیل فعالیتها وزارت رفاه اجتماعی برای انجام وظائف زیر تشکیل میگردد:
الف. تأمین بیمه درمانی همگانی.
ب. فراهم نمودن تأمینهای اجتماعی از قبیل بیمههای اجتماعی و اعطای انواع کمکها به افراد و خانوادههای نیازمند و ایجاد و گسترش صندوقهای حمایت و برقراری مستمریها به استثنای صندوق های بازنشستگی کل کشور و مؤسسات و شرکتهای دولتی.
ج. تأمین خدمات رفاهی برای کلیه گروههای سنی و خانوادهها از طریق ایجاد و تعمیم مراکز رفاه خانواده، مهدهای کودک، خانهها و باشگاههای جوانان و پیران.
د. تأمین خدمات توانبخشی نسبت به معلولین جسمی و روانی و اجتماعی.(2)
ماده 56- به منظور توانبخشی، ترمیم و تجدید فعالیت بیمه شدگان آسیب دیده که قدرت کار اولیه خود را از دادهاند سازمان تأمین خدمات درمانی برای اشتغال آنها به کارهای مناسب دیگر طبق
آییننامههایی که از طرف شورای فنی سازمان مذکور پیشنهاد و به تصویب شورای عالی سازمان خواهد رسید از طریق مؤسسات حرفهای معلولین اقدام خواهد نمود.(1)
این قانون موارد بسیار دارد و نخستین قانون تأمین اجتماعی برای اقشار مختلف است. البته فقط در یک ماده قانونی یعنی ماده 56 به معلولین پرداخته است. و ضرورت توانبخشی افرادی که آسیب دیده و معلول شدهاند و نیز بیمه شدن آنها و اشتغال آنها مورد توجه قرار داده است. هرچند باید موارد دیگری به ابعاد دیگری از معلولین اختصاص مییافت.
از مباحث نمایندگان مجلس شورای ملی در سال 56 و 57 یعنی چند ماه پیش از گسترش انقلاب و پیروزی مردم در بهمن 1357 میتوان فهمید، آنان نسبت به عملکرد دولت در زمینه آموزش افراد دارای معلولیت و دانشآموزان استثنایی معترض هستند. درست است که مباحث و پرسش و پاسخهای دولت و مجلس به قانون جدید منجر نشد، اما لازم است مذاکرات آن دوره را گزارش دهیم تا در تاریخ معلولان درج و تثبیت گردد و وضعیت دانشآموزان استثنایی این مقطع برای پژوهشگران روشن و معلوم باشد.
مجلس به ریاست عبداللّه ریاضی، دوره 24، جلسه 134، یکشنبه 13 آذرماه 1356 تشکیل جلسه داد. از جمله مباحث این جلسه سؤال یکی از نمایندگان به نام دکتر مرتضی مشیر از وزارتخانههای بهداری و بهزیستی و آموزش و پرورش در زمینه کودکان عقب افتاده و استثنایی است.
پس از قرائت مسئولان، رئیس مجلس گفت این سؤال به دولت ابلاغ میشود. چندماه مجلس درگیر بودجه سنواتی بود، نیز مدتی آقای مشیر به مسافرت رفته بود و بالاخره در سه شنبه 5 اردیبهشت 1357، نوبت به طرح سؤال و پاسخ میرسد و پس از قرائت سؤال، نماینده دولت یعنی خانم کوکب معارفی معاون وزیر بهداری و بهزیستی پشت تریبون رفته و میگوید:
با کسب اجازه از مقام معظم ریاست به عرض نمایندگان محترم میرساند در جلسه مورخ ۱۳/۹/۲۵۳۶ جناب آقای دکتر سید مرتضی مشیر نماینده محترم فسا سؤالی راجع به کودکان عقبافتاده و استثنایی تقدیم مقام محترم ریاست محترم مجلس نمودند که طبق مقررات به موقع، برای پاسخگویی اعلام آمادگی گردید ولی به دلیل مسافرت جناب آقای دکتر مشیر و سپس طرح بودجه کل کشور در مجلس شورای ملی، پاسخ دادن به سؤال مذکور به این جلسه موکول گردید.
چون سؤال مورد بحث در دو قسمت میباشد لازم میدانم قبلاً برای روشن شدن موضوع هر دو مورد را قرائت نمایم.
۱ - آیا از کودکان عقبافتاده و استثنایی آماری در دست دارند؟ و چنانچه جواب مثبت باشد عده آنها بالغ بر چند نفر بوده و از لحاظ درجات هوشی در چه شرایطی بسر میبرند؟
1) . حقوق معلولین در قوانین ایران، سید احمد باختر، ص58؛ روزنامه رسمی مورخ 4 تیرماه 1354؛ سایت دادگستری استان تهران، قانون تأمین اجتماعی.
۲ - با توجه به این که در آمریکا پیشرفتهترین کشور دنیا قریب شش میلیون نفر کودکان عقبافتاده و استثنایی وجود دارد و مسلماً تعداد کودکان استثنایی کشور ما رقم بسیار چشمگیری را تشکیل میدهد، مشخص فرمایند دولت برای تعلیم و تربیت و حفظ تندرستی این گروه کثیر چه اقدامی تاکنون انجام داده و برای آینده چه برنامهای در پیش دارند؟
اینک اینجانب از طرف جنابان آقایان وزیران بهداری و بهزیستی و آموزش و پرورش پاسخ این سؤالات را که با همکاری مسئولین مربوط وزارت آموزش و پرورش تهیه شده است به عرض میرسانم:
آنچه به عنوان عقب ماندگی ذهنی در هر اجتماعی مورد قبول قرار گرفته موضوعی است قراردادی به این معنی که دو تا سه درصد کودکانی را که از لحاظ هوشی در پایینترین درجه قراردارند عقب افتاده ذهن محسوب میکنند. با این نحوه احتساب که مورد تأیید تمام مراجع علمی بینالمللی است و در کشور ما هم صادق است طبعاً تعداد کثیری از کودکان کشور ما نیز در این چهارچوب قرار میگیرند.
ولی آنچه از لحاظ برنامهریزی مورد احتیاج است تعیین میزان معلولیتی است که کمبود هوش برای هر کودک ممکن است به وجود آورد زیرا در برنامهریزی تدابیری اتخاذ میشود که کودک عقبافتاده بتواند تا حد ممکن این معلولیت را جبران کند و یا حداقل و حداکثر خودکفایی را در فرد عقب افتاده تأمین نماید.
کودکان عقب افتاده را از لحاظ درجات عقبافتادگی و ضرایب هوشی به سه دسته تقسیم میکنند.
۱ - عقبافتادههایی هستند که با حداقل کمکهای آموزشی میتوانند یک زندگی عادی در بزرگسالی داشته باشند این افراد را عقبافتادگان مرزی و آموزشپذیر مینامند که خوشبختانه اکثریت قریب به اتفاق کودکان در این گروه قرار دارند و وزارت آموزش و پرورش مسئولیت اصلی برای تربیت این گروه را به عهده دارد.
۲ - گروه تعلیم پذیر که قریب ۵ تا ۱۰ درصد مجموع عقبافتادگی ذهنی را تشکیل میدهند و مسئولیت مشترک تعلیم آنان به عهده وزارت آموزش و پرورش و انجمن ملی حمایت کودکان و وزارت بهداری و بهزیستی (انجمن توانبخشی) میباشد.
۳ - قریب ۱ تا ۲ درصد از مجموع عقبافتادگان دارای چنان معلولیتی از لحاظ هوشی هستند که احتیاج بر مراقبت و نگهداری دائم دارند و این گروه از طریق گروههای ویژه بهزیستی وزارت بهداری و بهزیستی تحت پوشش قرار میگیرند.
اقداماتی که از طرف دولت و بخش خصوصی در زمینه حمایت از انواع کودکان عقبافتاده به عمل میآید به شرح زیر است:
۱. وزارت آموزش و پرورش
این وزارت از هشت سال قبل اقدام به تأسیس و تقویت مدارس خاصی برای کودکان استثنایی تعلیمپذیر نموده است به طوری که در حال حاضر در ۱۱۴ نقطه کشور حدود ۸۵۰۰ نفر کودک استثنایی که از این عده ۳۵۰۰ نفر عقبمانده ذهنی و بقیه نابینا و ناشنوا هستند تحت تعلیم
(۱۰۴۸) نفر معلم دیپلمه که دوره تخصصی لازم را دیدهاند به تحصیل اشتغال دارند. علاوه بر این در سال تحصیلی جاری طرحهایی به این شرح:
۱ - ساختمان (۸) مرکز آموزش استثنایی در شهرهای کرج، کاشان، بروجرد، ملایر، شاهی، شهرری و شیراز (دو مرکز)
۲ - ساختمان یک مجتمع در سلطنتآباد تهران
۳ - تربیت ۱۹۸ معلم برای سراسر کشور
۴ - اعزام ۱۹ نفر از معلمان برجسته استثنایی برای کارآموزی به ایالات متحده آمریکا
۵ - تشکیل یک دوره کوتاه مدت تابستانی برای باز آموزی معلمان شاغل
۶ - تشکیل سمینارهایی برای پدران و مادران کودکان استثنایی
۷- تشکیل اردوی دانشآموزان ممتاز استثنایی در دست اجرا است
ضمناً همه ساله از طریق مدیران مناطق آموزشی سراسر کشور آمار کودکان استثنایی با ذکر نوع معلولیت، سن، سایر مشخصات جمعآوری و با توجه به تعداد داوطلب و نوع نیاز، سهمیه مناسبی برای حوزههای مختلف منظور میگردد و به آنها اجازه داده میشود کلاس مورد لزوم را حداقل با (۶) وحتی در بعضی مواقع با (۴) نفر داوطلب تشکیل دهند.
در مورد تربیت معلمان کودکان استثنایی و بازآموزی معلمان شاغل اقداماتی به این شرح صورت میگیرد.
۱ - همه ساله از بین معلمان دیپلمه داوطلب گروهی که شرایط لازم را داشته باشند انتخاب و جهت کارآموزی یکساله به مرکز تربیت معلم کودکان استثنایی معرفی میگردند و بعداً بر حسب تخصصی که کسب نمودهاند در کلاسهای مربوط به تدریس اشتغال میورزند.
۲ - همه ساله معلمان شاغل سراسر کشور به مدت یک هفته دعوت میشوند که در اردوی آموزشی رامسر شرکت نموده و طی مدت مذکور آخرین اطلاعات و دستآوردهای علمی در زمینه آموزش کودکان استثنایی در اختیار آنها گذاشته میشود.
به منظور توسعه مدارس مربوط به آموزش کودکان استثنایی در سطوح ابتدایی، راهنمایی متوسطه، حرفه ایی، طرحهایی به این شرح برای توسعه تعلیمات کودکان استثنایی در طول برنامه ششم در نظر گرفته شده است:
۱ - تربیت عدهایی کمک معلم از فارغالتحصیلان دوره راهنمایی تحصیلی.
۲ - افزایش دوره تربیت معلم کودکان استثنایی از یک سال به دو سال.
۳ - تربت دبیر دانشآموزان استثنایی برای دوره راهنمایی تحصیلی.
۴ - تربیت دبیر فنی برای دانشآموزان استثنایی مشغول به تحصیل در هنرستان و دبیرستان.
۵ - تشکیل کلاسهای کارآموزی تابستانی برای معلمانی که دوره یکساله را گذراندهاند به طوری که بعد از گذراندن چند دوره موفق به اخذ فوق دیپلم تخصصی شوند.
۶ - ایجاد چند مرکز شبانهروزی در نقاط مختلف کشور بر حسب نیاز به خصوص بندرعبارس.
۷- تهیه وسایل خاص آموزش کودکان استثنایی.
۸- تهیه فضاهای آموزشی مناسب و تهیه تجهیزات لازم.
۲. وزارت بهداری و بهزیستی
انجمن توانبخشی وزارت بهداری و بهزیستی در زمینه نگهداری کودکان تعلیمپذیر و آموزش کادر فنی برای تعلیم اینگونه کودکان دارای برنامههای گستردهای است که از آن جمله مرکز ازگل میباشد با گنجایش ۲۰۰ کودک، صد تخت شبانهروزی و ۱۰۰ تخت روزانه از کودکان نگهداری میشود. اینگونه اطفال در منزل به سر برده و روزانه برای آموزش به این مرکز میآیند.
مرکز روانپزشکی جردن نیز دارای تعدادی کلاس روزانه بوده و همچنین در ارزشیابی کودکان مختلف از لحاظ میزان هوشی برنامه گستردهای دارد.
از هر دو مرکز مذکور برای آموزش ضمن خدمات مربیان، کمک مربیان و دیگر پرسنل فنی برای گسترش برنامهها در سایر شهرها و استانها استفاده میشود. همچنین در این مراکز به تربیت مربیان و کمک مربیان پرداخته میشود.
لازم به یادآوری است گروهی از اطفال عقبافتاده که فقط قابل نگهداری هستند و هیچ نوع تعلیمی در جهت خودکفایی نمیتوان به آنان داد در ممالک غربی یک مشکل عظیم اجتماعی به شمار میروند زیرا بایستی در آسایشگاهها از آنها نگهداری شود ولی خوشبختانه در ایران که هنوز خانوادهها رشته الفت را نسبت به حتی بیمارترین و یا معلولترین عضو خانواده حفظ کردهاند اغلب این کودکان را با کمک مختصر از طرف افراد حرفهای و افراد خیر، در نزد خود نگهداری مینمایند.
۳. انجمن حمایت کودکان
طبق آماری که از انجمن ملی حمایت کودکان به وزارت بهداری و بهزیستی واصل شده انجمن مذکور بر مرکز و سرای کودکان در تهران و ۱۶ مرکز در شهرستانها دارد که کودکان عقب افتاده را با توجه به ضرایب هوشی آنها و جنس و سن در این مراکز تحت آموزش روانی قرار داده و یا به آنها حرفه و فن میآموزند که در نتیجه برای زندگی عادی آماده میشوند. ظرفیت این مراکز جمعاً به ۱۹۰۰ نفر میرسد. انجمن مذکور در سرای دیگری به نام سرای مهر از ۱۵۰ نفر کودکان عقبافتاده که دچار عقبافتادگی ذهنی و جسمی بسیار عمیق هستند نگهداری میکند که سال گذشته بر پا شد و به نگهداری چنین کودکانی دور از خانواده اولویت خاص داده شد، علیهذا مرکز آبان متعلق به انجمن واقع در خزانه فرحآباد نیز به نگهداری کودکان عقبمانده ذهنی عمیق اختصاص داده شد که در حال حاضر ۴۰ کودک از این نوع در این محل نگهداری میشوند و قریباً ظرفیت آن به یکصد نفر خواهد رسید.
۶۶ نفر از دختران عقبمانده ذهنی از درجه اول یعنی آموزشپذیر دیگر در سرای اردیبهشت مشغول فراگیری آموزشهای کلاسیک در حدود دروس ابتدایی و تعلیم و حرفه از قبیل قالیبافی و خیاطی و بافندگی و غیره میباشند.
علاوه بر مراکز و سراهای نگهداری کودک، انجمن به وسیله مددکاران اجتماعی و پرداخت مبالغی کمک هزینه تا حدود ۳۰۰ تومان در ماه به بعضی خانوادههایی که کودکان عقبافتاده دارند برای نگهداری و آموزش فرزندانشان یاری میدهند.
۴. بخش خصوصی
البته در هیچ کشوری دولت به تنهایی نمیتواند مسئولیت ارائه تمام خدمات را به کودکان عقبافتاده به عهده داشته باشد و بخش خصوصی سهم عظیمی در این مسئولیت مهم به عهده دارد کما این که در ایران نیز چندین مؤسسه مهم به عهده دارد کما اینکه در ایران نیز چندین مؤسسه خصوصی منجمله انجمن حمایت معلولین در تهران، مؤسسه اسلامی در شیراز آسایشگاه آرسن در رشت، .... تعدادی از این کودکان را نگهداری مینمایند. به طور مثال انجمن حمایت معلولین که نامش برده شد از ۲۵۰ طفل معلول نگهداری مینماید.
در خاتمه به استحضار میرساند. از طرف سازمان بهداشت جهانی دکتر (باش) برای چند سال در ایران مطالعاتی انجام داد که شامل بررسی هوشی کودکان در روستاهای قاسمآباد و قلندری فارس و چند روستا در خوزستان و گروهی از عشایر قشقایی و شهر شیراز بود.
مطالعات ایشان را انجمن توانبخشی وزارت بهداری و بهزیستی دنبال کرده و برنامه پژوهش سراسر کشور در این زمینه در حال اجرا میباشد که چنانچه مورد نظر نمایندگان محترم باشد در آینده بعد از تکمیل، خدمتشان ارائه خواهد شد.
نطق آقای مرتضی مشیر: پس از گزارش نماینده دولت، آقای دکتر مشیر به نطق میپردازد و میگوید:
همکاران محترم موضوع فرزندان عقبافتاده یا کودکان استثنایی امریست جهانی که متأسفانه همه کشورهای دنیا اعم از مترقی، در حال توسعه و یا عقبمانده از گرفتاریهای به آن در امان نیستند تا آنجا که در امریکای شمالی پیشرفتهترین کشور جهان تعداد کودکان عقبافتادهاش متجاوز از ۶ میلیون نفر میباشد و اگر تصور شود که در کشور ما هم حداقل به همان نسبت کودکان عقبافتاده و استثنایی وجود دارد عده آنها متجاوز از یک میلیون نفر خواهد بود و چنانچه آمارگیری دقیقی به عمل آید شاید از این تعداد هم خیلی زیادتر باشد و بدبختانه اکثریت خانوادهها ویا فامیلها از این حیث دچار نگرانی و ناراحتی هستند. به طور کلی این بچهها یا بر اثر نقص عضوی از قبیل نابینایی و یا کرولالی و یا فلج مغزی و یا ناراحتی قلبی و یا به واسطه منگلسیم و غیره میزان هوش و استعدادشان با افراد سالم و طبیعی یکسان نیست و این گروهبندهایی که شده و احتمالاً با پیشرفت علوم و فنون جدید این طبقهبندی قابل تغییر خواهد بود که میتوان گفت درحال حاضر کودکان استثنایی که عقبماندگی ذهنی و یا ذهنی و جسمی دارند به چهار گروه تقسیم شدهاند:
گروه اول - عقبماندگان ذهنی عمیق که این عده متأسفانه درجه هوششان بسیار کم بوده و احتیاج دارند در تمام عمر در مؤسسات شبانهروزی تحت مراقبت قرار گیرند.
گروه دوم - عقبماندگانی هستند که درجه هوشی آنها بین ۳۰ تا ۵۵ بوده و در اصطلاح روانشناسی این طبقه کودکان تربیتپذیر هستند که تا درجاتی میتوانند خواندن و نوشتن را تا حد رفع احتیاج فرا گیرند.
گروه سوم - شامل عقبماندگانی است که دارای درجه هوشی بین ۵۵ تا ۷۵ هستند و این عده آموزشپذیر بوده و تا حد زیادی میتوانند در دوره دبستان کاملاً و مقداری هم تحصیلات دبیرستانی بنمایند و ظیفه وزارت بهداری از نظرات بهداشتی و درمانی درباره این گروه بسیار حساس و دقیق میباشد.
گروه چهارم - گروه خطالمرزی است که درجه هوشی آنها بین ۷۵ تا ۸۵ بوده و با امعاننظر و توجه مخصوص این گروه قادر خواهند بود نظیر افراد عادی تا پایان دوره دبیرستان تحصیل کنند و احتمالاً در آینده نیز موجبات ادامه تحصیلشان در دانشگاههای عمومی و با اختصاصی فراهم گردد.
توجه و مراقبت به امر این کودکان برای همه کشورها مشکل بزرگی را تشکیل میدهد و در این راه با مجاهدت و تربیت متخصصین و صرف هزینههای سنگین بعضی از ممالک پیشرفتهایشان چشمگیر بوده و در چند ساله اخیر ۱۵ کشوری که از نظر حق تقدم دارای موفقیتهای شایان توجهی بودهاند به ترتیب عبارتند از:
1- کشور سوئد در درجه اول 2- کشور دانمارک در درجه دوم 3- امریکای شمالی در درجه سوم 4- اسرائیل در درجه چهارم 5- کشور کانادا در درجه پنجم 6- کشور هلند در درجه ششم 7- کشور چکسلواکی در درجه هفتم 8- کشور فرانسه در درجه هشتم 9- شور فنلاند در درجه نهم 10- کشور نیوزیلند در درجه دهم 11- کشور مجارستان در درجه یازدهم 12- کشور ایتالیا در درجه دوازدهم 13- کشور انگلستان در درجه سیزدهم 14- کشور شیلی در درجه چهاردهم 15- کشورهای اتحاد جماهیر شوروی در درجه پانزدهم ضمناً با وجودی که به وضع کودکان استثنایی ژاپن توجه مخصوصی معمول میگردد معذالک نامش جزو لیست پانزده کشور یاد شده نیست و همین طور کشور آلمان و بلژیک و خیلی از ممالک اروپایی و امریکایی دیگر.
اما در ایران نخستین گام در چند سال قبل به همت والای علیاحضرت شهبانو با تشکیل انجمن حمایت کودکان برداشته شد و اینک چند مرکز مدرن وقتشان مصروف بهبود وضع اینگونه کودکان است.
سپس وزارت آموزش و پرورش با تشکیل اداره کل آموزش کودکان استثنایی تعدادی مدارس مختص این عده کودک در تهران و تعدادی خیلی کم در شهرستان تأسیس نموده که به هیچوجه کافی نبوده و باید در توسعه و تکمیل و رفع نقایص موجوده به خصوص تربیت کادر متخصص و کارگاهها و آزمایشگاههای اختصاصی اقدامهای بسیار جدی و مؤثر معمول دارند تا این مؤسسات بتوانند جوابگوی تمام احتیاجات این قبیل کودکان معصوم در همه طبقات اعم از غنی و فقیر وجود دارد بوده باشد.
و اما به موازات اقدامات وزارت آموزش و پرورش وزارت بهداری و بهزیستی هم قدمهای مقدماتی جهت تعلیم و تربیت و توانبخشی این افراد انجام داده که در مرحله مقدماتی است و تدریجاً منتها با سرعت باید تکمیل شود مثلاً حجم مؤسسه ازگل که ظاهراً به خواص تخصیص داده شده و جوابگوی ۱۰/۱ متقاضیان هم نمیباشد حتماً باید در شمال و جنوب و غرب و مرکز شهر با حجم وسیعتری مشابه آن با کادر متخصص و اعتبار کافی ایجاد گردد و در همین زمان از فکر شهرها و نقاط دور افتاده مملکت نیز غافل نبود.
شاید اعتباری که برای آموزش و پرورش کودکان استثنایی اختصاص داده شده رقم ناچیزی را تشکیل دهد ولی واقعاً لازم است که این مسئله مورد تجدیدنظر قرار گیرد و توجه بفرمایید که دولت آمریکا در چند سال قبل کمکی که برای هر نفر از این اطفال منظور داشته بود در غالب ایالات متجاوز از سه هزار دلار در سال بوده است.
بهرحال قصد ایجانب ارشاد است نه ایراد و خوشحالم که شخص وزیر بهداری و بهزیستی در این امر تخصص دارند، لذا انجام چند امر را از لحاظ وزارتخانههای آموزش و پرورش - بهداری و بهزیستی و کار و امور اجتماعی توصیه میکنم.
اولاً - مسئله آموزش و تفهیم دائم این مطلب است که با داشتن اولاً دکتر و تربیت بهتر خانوادهها در آسایش بیشتری بسر خواهند برد بنابراین وظیفه دولت که در این باره تبلیغات مفید و مؤثر به عمل آورد.
ثانیاً - توصیه به افراد است که در ازدواج با اقارب نزدیک اجتناب ورزند زیرا بیشتر کودکان معلول و یا عقبافتاده ثمره این قبیل ازدواجهای نامیمون میباشند و برای صیانت اجتماع اقتضا دارد به استثناد نظرات علمی این مسئله را در سمینارها مطرح و به اطلاع عموم افراد رسانید.
ثالثاً - حاملگی خانمها در سنین بالای چهل سالگی اغلب موجب تولد کودکان معلول و عقبافتاده میشود و اگر خانوادهها در این موضوع اطلاعاتی داشته باشند مسلماً از جنین و توالد و تناسلی که جز تحمل شکنجه روحی و جسمی ثمرهای ندارد جلوگیری خواهند کرد.
رابعاً - پس از طی آخرین مرحله تحصیلی ایجاب مینماید وزارتخانههای بهداری - آموزش و پرورش و کار و رفاه اجتماعی، کارگاهها و مؤسسات حرفهای مخصوصی برای این گروه در نظر بگیرند تا همانطور که در ممالک پیشرفته دیگر مرسوم است خانوادهها شاهد و ناظر باشند که فرزندان عقب افتاده معصومشان با فراگیری دانشهای لازمه و خدمت در مؤسسات یاد شده بتوانند به زندگانی خود ادامه دهند.
شنیدهام در انگلستان برای رفاه خانوادههایی که کودکان معلول و یا عقبافتاده دارند امتیازاتی در نظر گرفته شده مثلاً از تخفیفهای مخصوص فروشگاهها امکانات رفاهی و مقرری ماهیانه استفاده میکنند و به این ترتیب خانوادهها از وجود طفل خود کمتر احساس نارضایتی مینماید و بعضاً بر اثر برخورداری از این امتیازات دارای رضایت خاطر کامل هستند.
در خاتمه پیشنهاد مینماید علاوه بر بودجه دولتی همه مؤسسات خیریه مملکت به خصوص سازمان شاهنشاهی و خدمات اجتماعی و سازمان شیر و خورشید سرخ موافقت نمایند قسمتی از اعتبارات خود را با قبول سرپرستی برای تعلیم و تربیت و تندرستی و اشتغال بکار اینگونه کودکان عقبافتاده و معلول اختصاص دهند و یقیناً چنین کمکی عامل بسیار مؤثری در بهبود وضع این طبقه خواهد بود. اخیراً انجمنی به نام حمایت از کودکان عقبمانده ذهنی و اطفال استثنایی در تهران تشکیل شده که اینجانب هم افتخار عضویت آن را دارم و عدهای پیشنهاد کردهاند که بنیاد خیریهای در جهت رفاه این جماعت کثیر تشکیل گردد و من یقین دارم نیکوکاران کثیری از هموطنان ما که خداوند آنها را از مال و نعمت دنیایی بینیاز ساخته است به این بنیاد نیکوکاری کمکهای مؤثری خواهند نمود و بدین وسیله بنیاد در شرف تأسیس موصوف بتواند با کمک خانوادهها از این افراد تا پایان عمر حمایت و حراست نماید در پایان جهت رسیدگی بیشتر و بررسی به آمارهای اعلام شده وزارت بهداری و بهزیستی تقاضا دارد موضوع را در کمیسیون رسیدگی به سؤالات احاله فرمایند تا دقیقاً مطالعات لازمه انجام و گزارش امر به مقام محترم ریاست و مجلس شورای ملی تقدیم گردد.(1)
1) . سایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد کتابخانه مجلس شورای اسلامی، بخش مشروح مذاکرات 56 و 57.
آقای کبیری نماینده دیگری بود که در نطقها و اقدامات خود به معلولین میپرداخت. او در فروردین 1356 (دوره 24، جلسه 81) درباره معلولین ذهنی اظهار نظر کرد و گفت:
در مورد معلولین و عقب ماندگان جسمی نیز مراکز درمان فوقالعاده کم است اگر امروز یک طفل عقب افتاده به بیمارستان شفا یحیاییان مراجعه کند ماهها طول میکشد تا برای او جائی تدارک گردد. گویا یگانه بیمارستان منحصر به فرد این کشور است. اطفال عقب افتاده که به بیمارستان شفا یحیاییان فرستاده شدهاند کمتر نتیجه گرفتهاند.(1)
ملاحظات: وضعیت معلولان در سالهای قبل از انقلاب اسلامی و در دوره سیطره حکومت پهلوی هم زیر ذرهبین و مداقه بوده است. از مشروح مذاکرات پیدا است که «اداره کل آموزش و پرورش استثنایی» تأسیس شده بوده و فعالیت داشته ولی مکفی نبوده است.
سابقه آموزش استثنایی دولتی به 1347 باز میگردد. در آن زمان دفتری در وزارت آموزش و پرورش به نام «دفتر امور کودکان استثنایی» تأسیس شده بود و تمامی امور مربوطه را در سراسر کشور زیر نظر گرفته بود. بین 1347 تا 1356 یعنی حدود ده سال تحولات بسیاری در سطح جامعه و فرهنگ به وقوع پیوسته است. اما دقیقاً معلوم نیست اداره کل آموزش و پرورش استثنایی در چه سالی شکل گرفته و کارش را شروع کرده است. نیز نمیدانیم توسط چه نهاد قانونگذاری، تصویب و قانون آن چه بوده است؟ اما در سال 1369 سازمان آموزش و پرورش استثنایی تصویب و تأسیس شد و تحولات جدیدی را رقم زد. بعداً به این سازمان میپردازیم.
1) . قانونگذاری برای معلولین، ص 26-27.
تظاهرات، اعتراضات و اعتصابات علیه رژیم پهلوی و دولت محمدرضا شاه در نیمه دوم سال 1357 گسترش یافت و در 22 بهمن ماه عمر پهلوی به پایان رسید و جمهوری اسلامی علناً و رسماً اعلام شد.
اعضای شورای انقلاب توسط آیت اللّه امام خمینی در آذر ماه 1357 تعیین و کارشان را شروع کردند. با تعطیلی مجلس شورای ملی و دیگر نهادهای مقنن و اجرایی، این شورا به جای آنها مینشست. بعداً با تشکیل دولت موقت مرحوم بازرگان، شورا فقط نقش مقننه و مشورتی برای دولت داشت.(1)در مجموع حدود یک سال و نیم، این شورا سرکار بود و در این مدت توانست برای معلولین کارهایی انجام دهد با اینکه در آن شرایط انقلابی، اولویتها چیزهای دیگر مانند تأمین مایحتاج اولیه مردم بود. یکی از کارهای مهم این شورا تصویب قانون بهزیستی کشور بود. این قانون در 24 تیرماه 1359 در شورای انقلاب تصویب نهایی شد. با توجه به اینکه آخرین جلسه شورای انقلاب پنجشنبه شب 26 تیرماه 1359 به ریاست مهندس بازرگان بوده(2)، معلوم میشود قانون بهزیستی از آخرین قوانین مصوب در شورای انقلاب است.(3)
سازمان بهزیستی مهمترین و اصلیترین، نهاد رسیدگی کننده به امور معلولین است و در تعیین سرنوشت این قشر نقش اساسی داشته و دارد. از اینرو مصوبه شورای انقلاب و محتوای آن در این بخش بررسی میشود. غیر از تصویب بهزیستی در شورای انقلاب، یک قانون موردی هم در این شورا به شرح زیر تصویب شده است. بهرحال دومین نهاد قانونگذاری پس از مجلس شورای ملی، شورای انقلاب است که چند مورد قانون برای معلولین تصویب کرد.
قانون استخدامی کشوری قبلاً تصویب شده بود، شورای انقلاب در آبان ماه 1358 بنا بر ضرورتها، ماده 53 از آییننامه استخدامی شهرداریهای کشور را به صورت زیر اصلاح و تصویب کرد. تاریخ دقیق تصویب این ماده، 12 آبان ماه 1358 است.
ماده 53- در صورتی که مستخدم بازنشسته و یا از کارافتاده فوت شود حقوق وظیفه بازماندگان او با رعایت شرایط زیر برقرار میشود:
الف - عیال دائمی متوفی تا زمانی که شوهر اختیار نکرده است و در صورتی که متوفی دارای چند عیال باشد این سهم به تساوی بین آنان تقسیم خواهد شد.
ب - شوهر در صورتی که علیل و از کار افتاده و تحت کفالت عیال متوفی خود بوده باشد.
پ - فرزندان متوفی تا پایان بیست سالگی و در صورت ادامه تحصیل در مؤسسات رسمی عالی آموزشی تا پایان بیست و پنج سالگی (در مورد دختران مشروط بر اینکه شوهر هم نداشته باشند).
ت - فرزندان علیل یا ناقصالعضو مستخدم متوفی که ازکارافتاده باشند مادامالعمر.
ث - والدین متوفی مشروط بر اینکه تحت تکفل متوفی بوده و سن پدر 60 سال تمام و سن مادر 55 سال تمام یا بیشتر باشد و یا ازکارافتاده باشند.
ج - نوادگانی که پدرشان فوت شده و در کفالت مستخدم متوفی بودهاند با دارا بودن شرایط بندهای پ و ت.(1)
با تصویب این قانون، شوهران، فرزندان و نوههای دارای معلولیت به حداقل حقوق خود، یعنی دریافت حقوق ماهانه بازنشستگی همسر یا پدر یا پدربزرگ متوفی رسیدند.
دولت لایحهای به شورای انقلاب در سال 1358 داد و خواستار ادغام آموزشگاه نابینایان رضا پهلوی در وزارت آموزش و پرورش شد. نیز کارکنان و کارمندان این آموزشگاه تابع قانون استخدام کشوری قرار گیرند.
شورای انقلاب به تاریخ 22 اسفند ماه 1358 مادهای به شرح زیر تصویب کرد:
ماده واحده: از تاریخ تصویب این لایحه قانونی آموزشگاه نابینایان علوی (رضا پهلوی سابق) در وزارت آموزش و پرورش ادغام شده و مفاد لایحه قانونی تعیین تکلیف کارکنان دستگاههای اجرایی مستثنی شده از قانون استخدام کشوری مصوب 8/8/1358 نیز درباره کارکنان این آموزشگاه مجری خواهد بود.(2)
اما تاریخ این آموزشگاه به سال 1343 باز میگردد که به ریاست فرح پهلوی تأسیس شد. کلاسهای این آموزشگاه برای جوانان نابینای علاقهمند بنیاد شده است و به موازات سایر واحدهای وزارت آموزش و پرورش، هدف آن گسترش آموزش بین جوانان و اجرای برنامههایی در جهت پرورش شخصیت آنهاست.
آموزشگاه زیر سرپرستی هیئت مدیره و مدیرعامل و معاونین اداری و مالی و شبانهروزی است. فعالیتها شمار دانشآموزان در آغاز از هفتاد تن بیشتر نبود و این دانشآموزان در کلاسهای دبستان و اول دبیرستان پراکنده بودند و برخی در شبانهروزی آموزشگاه زندگی میکردند. بیشتر این دانشآموزان از استانهای گوناگون کشور به وسیله خانوادهشان، شهرداریها، باشگاه لاینز و مردم انسان دوست معرفی شده بودند.
در سال 1344 پروژهای برای گسترش فعالیت آموزشگاه و پذیرش نابینایان دختر به سازمان داده شد که از تاریخ آذر ماه 1345 به اجرا درآمد و دختران نابینا از سرتاسر کشور در آموزشگاه نابینایان رضا پهلوی پذیرفته شدند و خوابگاه دختران و اداره سرپرستی در آموزشگاه گشوده شد.
دانش آموزانی که دبستان و دبیرستان را به پایان میرساندند میتوانستند در کلاسهای کوتاه مدت حرفهای شرکت کنند. کادر آموزشی آموزشگاه با وزارت آموزش و پرورش همکاری میکرد.
کلاس تمرین ماساژ برای دانشآموزان دوره دبیرستان.
کلاس ماشیننویسی برای دانشآموزان دوره دبیرستان.
کلاس حصیر بافی، توربافی، جاروبافی، زنبیل بافی، کاموابافی، پارچهبافی، برس سازی و درودگری و فلزکاری.
با گسترش سیستم آموزشی نابینایان در سالهای دهه پنجاه و استفاده از خط بریل، در کلاسهای مدرسهها، دانشگاهها، ادارهها، کارگاهها، و هر جایی که در آن جنب و جوش زندگی بود بر روی نابینایان باز بود و آنها نیز مانند بینایان به سهم خود در سازندگی اجتماع سهیم بودند.
آموزشگاه رضا پهلوی کوشش میکند تا زیر بنای محکمی برای رشد شخصیت نابینایان فراهم ساخته و کاستیهای عاطفی آنها را پر کند.(1)
سازمان بهزیستی کشور از مهمترین نهادهای حمایتی دولتی برای ساماندهی به امور معلولین جامعه است. شورای انقلاب و دولت موقت مهندس بازرگان با ادغام چند نهاد حمایتی موجود، سازمان عریض و طویل بهزیستی را ایجاد کردند. پیشنهاد دهنده اصلی دکتر محمدعلی فیاضبخش بود که در جریان هفت تیر و در انفجار حزب جمهوری به شهادت رسید. این سازمان از ابتدا مخالفانی داشت. دلایل مخالفان عمدتاً در چند نکته است: 1- این سازمان با کپیبرداری از کشورهای سوسیالیستی شکل گرفته و هدفش افزایش اقتدار و اختیارات دولت در همه شئون جامعه است. 2- این سازمان مجموعهای ناهماهنگ با مأموریتهای متنوع و گسترده است که تجمیع آنها در یک سازمان کار دشواری است. 3- سپردن معلولین به این سازمان موجب مغفول ماندن آنان میشود چون دیگر بخشهای سازمان جذابیت دارد و با پرداختن به بخشهای جذاب، از معلولین به عنوان قشر فقیر، غفلت میشود. 4- برای امور اساسی و زیربنایی معلولین مثل فرهنگسازی، طرح و برنامه و مدیریت خاصی در سازمان پیشبینی نشده است.
اما کسانی هم همواره از سازمان بهزیستی و عملکرد آن دفاع کردهاند. بالاخره ارزیابی و بررسی و داوری درباره عملکرد این سازمان در عرصه معلولین نیاز به زمانی واسع و اطلاعات کامل دارد. اما خدمات بهزیستی در تمامی شهرها و حتی روستاهای ایران بینظیر بوده است. این سازمان، با استناد بر دو اصل از قانون اساسی مشروعیت یافت.
مجلس خبرگان قانون اساسی در 28 مرداد 1358 کارش را شروع و در 24 آبان 1358 با تصویب 175 اصل قانون اساسی به پایان برد. بعداً شورای بازنگری قانون اساسی در اردیبهشت 1368 تشکیل شد و طی 41 جلسه به تغییر و اصلاح برخی اصول پرداخت و در ششم مرداد 1368 با رأی
1) . انتشارات دفتر مخصوص شهربانو، تهران، 1354، ص46؛ دانشنامه آزاد ویکیپدیا.
اکثریت مردم رسمیت یافت.(1)در هیچکدام از اصول قانون اساسی کلمه معلول، علیل، نابینا، ناشنوا و امثال اینها نیامده است. اما در اصل 21 و 29 قانون اساسی چنین آمده است:
اصل بیست و یکم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد:
ایجاد زمینههای مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او.
حمایت مادران، بالخصوص در دوران بارداری و حضانت فرزند، و حمایت از کودکان بیسرپرست.
ایجاد دادگاه صالح برای حفظ کیان و بقای خانواده.
ایجاد بیمه خاص بیوهگان و زنان سالخورده و بیسرپرست.
اعطای قیمومت فرزندان به مادران شایسته در جهت غبطه آنها در صورت نبودن ولی شرعی.
اصل بیست و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، ازکارافتادگی، بیسرپرستی، در راه ماندگی، حوادث و سوانح و نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبتهای پزشکی به صورت بیمه و غیره حقی است همگانی. دولت مکلف است طبق قوانین از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات و حمایتهای مالی فوق را برای یک یک افراد کشور تأمین کند.
بر اساس این دو اصل سازمان بهزیستی پیشنهاد و شکل گرفت. هیچ کجای این دو اصل از معلول و معلولیت و واژگان مترادف صحبت نشده است. اما در اصل 29 دو واژه «از کار افتادگی» و «حوادث و سوانح» آمده که میتوان به معلولین تعیمم داد. به عبارت دیگر معلولین مصداق از کار افتادگان و نیز مصداق کسانی هستند که بر اثر حادثهای مثل تصادف یا سوانحی مثل قطع دست با ماشین نجاری به هنگام کار معلولیت پیدا کردهاند. به همین دلیل معلولین جزء سازمان بهزیستی قلمداد شدند. در اصل 29 تصریح شده، خدمات بهداشتی، درمانی، مراقبت پزشکی، بیمه و غیره حقی همگانی برای این گروهها از جمله معلولین است و دولت موظف است از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصله از مشارکت مردم، خدمات و حمایتهای مالی فوق را برای یک یک افراد کشور تأمین کند.
در این اصل فقط به درمان و بهداشت اشاره شد و دیگر وظایف با کلمه «و غیره» آمده است، از اینرو اموری مثل آموزش و پرورش، پیشگیری و توانبخشی را میتوان مصداق «و غیره» دانست. به این روش، انواع نیازهای معلولین را به عنوان حقوق مشروع آنها دانست. دولت هم موظف است از طریق سازمان بهزیستی این امور را اجرا نماید.
لایحه تشکیل سازمان بهزیستی کشور توسط وزارت بهداری آماده و توسط وزیر بهداری به تاریخ 24 خرداد 1359 جهت تصویب به شورای انقلاب تقدیم شد. شورا با تغییراتی به تاریخ 24 تیرماه 1359 آن را تصویب نمود.(2)پس از این سیر تصویب مفصلتر گزارش میشود.
این لایحه در وزارت بهداری کارشناسی و تدوین شد و به تاریخ 24 خرداد 1359 توسط وزیر به شورای انقلاب جهت تصویب نهایی ارسال گردید. گویا این وزارتخانه درصدد توسعه منابع مالی و دامنه اداری خود بوده است. اما سرنوشت این لایحه به گونه دیگر رقم خورد و سازمان بهزیستی مستقل و زیر نظر نخستوزیر و بعداً رئیس جمهور شد. یعنی کلاً از وزارت بهداری جدا شد.(1)پس از استقلال بهزیستی از بهداری، مجدداً بهداری تلاش کرد تا بخشی از وظایف بهزیستی را بگیرد. برای نمونه مجلس شورای اسلامی در 3 خرداد 1367 تصویب کرد:
ماده 1- وظایف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی عبارتاند از:
تأمین و ارائه خدمات لازم به معلولین جسمی، ذهنی و اجتماعی قابل توانبخشی در حدود امکانات.
تشویق و ترغیب افراد خیر و مؤسسات خصوصی جهت اقدامات حمایتی برای کودکان در سنین قبل از دبستان و سالمندان و خانوادهها و افراد بیسرپرست و نیازمند و معلولین جسمی و ذهنی و اجتماعی غیرقابل توانبخشی و ارائه این خدمات در موارد ضروری توسط مؤسسات دولتی و نظارت بر این اقدامات.(2)
اما لایحهای که برای تصویب سازمان بهزیستی توسط وزارت بهداری با امضای مرحوم فیاضبخش تقدیم شورای انقلاب شده بود، اینگونه تصویب شد:
ماده واحده - در جهت تحقق مفاد اصول 21 و 29 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و به منظور تأمین موجبات برنامهریزی، هماهنگی، نظارت و ارزشیابی و تهیه هنجارها و استانداردهای خدماتی و توسعه دامنه اجرای برنامههای بهزیستی در زمینه حمایت خانوادههای بیسرپرست و نیازمند و ارائه خدمات مختلف به کودکان و تدارک امکانات پیشگیری و درمانی و توانبخشی حرفهای و اجتماعی معلولین جسمی و روانی و تجدید تربیت منحرفین اجتماعی و حمایت و نگهداری از کودکان و اطفال بیسرپرست و معلولین غیرقابل توانبخشی و سالمندان نیازمند و آموزش نیروی انسانی خدمات بهزیستی و توانبخشی و تأمین موجبات تشویق، جلب مشارکت و فعالیتهای گروههای داوطلب و مؤسسات غیردولتی، سازمان بهزیستی کشور تشکیل میشود.
تبصره 1- سازمانهایی که با تصویب این قانون در سازمان بهزیستی کشور با کلیه کارکنان، تجهیزات، دیون و تعهدات ادغام میشوند عبارتاند از:
معاونت امور بهزیستی و کلیه واحدها و وظایف و فعالیتهای موضوع این ماده واحده مربوط به بهزیستی و وزارت بهداری و بهزیستی و سازمانهای منطقهای بهداری و بهزیستی و مؤسسات ادغام شده و وابسته به آن، کمیته امداد امام، بنیاد شهید، سازمان تربیتی شهرداری تهران.
تبصره 2- رئیس سازمان بهزیستی کشور، مشاور وزیر است.(3)
لازم به تذکر است:
1- در این لایحه، فقط یک جا به معلول اشاره شده و تصریح به معلول جسمی و روانی شده است و سازمان بهزیستی را موظف به توانبخشی حرفهای و اجتماعی معلولین جسمی و روانی میداند.
2- احتمالاً منظورش از معلول جسمی، سه دسته از معلولین یعنی نابینایان، ناشنوایان و معلولین حرکتی است. اما بهتر است تصریح میشد.
3- هم اکنون تعبیر معلول روانی، مرسوم و متداول نیست و معلول ذهنی به کار میبرند.
4- چهار سازمان را موظف به ادغام در بهزیستی کرده است: بهزیستی به عنوان قسمتی از وزارت بهداری، کمیته امداد (تأسیس در 1357)، بنیاد شهید (تأسیس در 1358)(1)، سازمان تربیتی شهرداری تهران. هیچکدام از این نهادها تخصص در امور معلولین ندارند و بهتر بود تشکلهای مردمی را به عضویت در میآورند. سمنهایی مثل کانون ناشنوایان ایران، انجمن نابینایان ایران، تا آن زمان چند دهه سابقه فعالیت داشتند. اگر به کمک فرا خوانده میشدند، کفه ترازوی سازمان به نفع امور معلولین سنگینتر میشد.
خلاصه از ابتدای تأسیس و شکلگیری سازمان بهزیستی، نهادهای غیرمعلولیتی پر نقشتر بودند و تقریباً هیچ نهاد معلولیتی در آن دوره حضور نداشت.
5- اساساً در جریان تشکیل سازمان بهزیستی هیچ سخنی از تشکلهای مردمی نیست و تمامی تلاش به سمت دولتی کردن امور است.
لایحهای که توسط مرحوم فیاض بخش به عنوان وزیر بهداری در خرداد 1359 به شورای انقلاب رفت، در 24 تیرماه همان سال تصویب شد. اما این قانون بعداً، بارها اصلاح شد، به طوری که از اصل لایحه اولیه چیزی باقی نماند. اگر بخواهیم همه اصطلاحات از سال 59 تاکنون را معرفی و تحلیل کنیم، خود نیاز به یک کتاب مستقل دارد. اما لازم است مواردی از اصلاحات مهم و مرتبط به معلولین را معرفی نماییم.
1- چند ماه پس از تصویب لایحه تشکیل سازمان بهزیستی، اولین اصلاح که بسیار مهم هم هست، در اولین سال حیات مجلس شورای اسلامی انجام شد. مجلس، بهزیستی را از وزارت بهداری جدا کرد و به عنوان یک سازمان مستقل با ریاست مستقل، زیر نخستوزیری برد. رئیس سازمان توسط نخستوزیر تعیین میشد و سمت مشاور هم داشت و در هیئت دولت هم شرکت میکرد. یعنی سازمان بهزیستی همپایه وزارت و وزیر بهداری گردید. مجلس شورای اسلامی به تاریخ 10 اسفند ماه 1359 این قانون را تصویب کرد.
2- ادغام واحدهای تربیتی شهرداری سراسر کشور در سازمان بهزیستی مصوب 6 مرداد 1373 مجلس شورای اسلامی.(2)
به منظور جلب مشارکتهای مردمی، شورایی از اشخاص حقیقی و حقوقی تأسیس میشود. ترکیب اعضاء شامل کسانی مثل وزیر بهداشت، وزیر کشور یا معاون، نماینده دبیرخانه ائمه جمعه و جماعات، شهرداری تهران و رئیس سازمان اوقاف است ولی سخنی از معلولین، نماینده معلولین یا نخبگان معلول یا تشکلهای معلولیتی نیامده است.(1)
ذیل وظایف شورای مشارکتهای مردمی آمده است: جلب کمکهای مادی و معنوی به منظور حلّ مشکلات اقشار محروم و معلول و ایتام است.(2)
مؤسسات دولتی و غیردولتی موظفاند 2 تا 5 درصد از کارکنان خود را از معلولین استخدام کنند.(3)
کارگاهها و مؤسساتی که معلولین را استخدام کنند از پرداخت حق بیمه معاف هستند.(4)
مراکز ارتوپدی و دست و پاسازی جمعیت هلالاحمر و مرکز توانبخشی شفای یحیاییان به بهزیستی ضمیمه میگردد.(5)
کمکهای مردمی برای ایجاد فرصتهای شغلی معلولین هزینه میشود.(6)
4- مهمترین اصلاحات قانون بهزیستی در سال 1383 و در قانون جامع حمایت از معلولان و سال 1394 و لایحه جامع حقوق معلولین اتفاق افتاد. این دو قانون و لایحه در فصلهای بعد به تفصیل بررسی خواهد شد. از اینرو از تجربه و تحلیل آنها در اینجا صرف نظر میشود.
بالاخره به برکت پیشنهاد شهید فیاضبخش و تصویب شورای انقلاب سازمانی شکل گرفت که در عرصه معلولین مؤثر بوده و هم اکنون دارای کارنامهای حجیم و فعالیتهای گسترده است.
چگونگی شکلگیری و تأسیس سازمان در سال 1359 توسط وزارت بهداری و شورای انقلاب گزارش شد. سپس در طول حدود چهار دهه تاکنون اصلاحات و تغییرات فراوان پذیرفته و به شکل کنونی به دست ما رسیده است. در اینجا نمیخواهیم خود سازمان بهزیستی را بررسی کنیم بلکه هدفمان مطالعه حقوق معلولین و قوانین ویژه معلولین در ارتباط با سازمان بهزیستی است. یعنی میخواهیم بدانیم این سازمان در ارتباط با حقوق معلولین چه جایگاه و چه وظایفی داشته و دارد؟ ابتدای تأسیس چه وظایفی داشت، پس از اعمال اصلاحات تا 1383 چه وظایفی پیدا کرد و پس از تصویب قانون جامع حمایت از معلولان چگونه شد و نیز در سال 1394 با تصویب لایحه جامع معلولین چه وضعیتی پیدا کرده است؟
بررسی از سال 1383 به بعد را در فصول بعد پی میگیریم؛ اما تحولات سازمان تا سال 1383 در ارتباط با معلولین از نظر شکلگیری سازمان، بررسی و گزارش شد. اکنون میپردازم به ساختار سازمان بهزیستی و حقوق معلولین.
رئیس سازمان بهزیستی هم اکنون توسط رئیس جمهور انتخاب میشود. پنج معاونت دارد: امور توانبخشی، فرهنگی و امور اجتماعی، توسعه مدیریت و منابع، توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد، فناوری اطلاعات، ارتباطات و تحول اداری. البته دو معاونت آخر یعنی توسعه پیشگیری و فناوری اطلاعات به نام مرکز میباشند نه معاونت.
ذیل معاونت توانبخشی سه دفتر امور مراکز توانبخشی، توانمندسازی معلولین، امور توانبخشی روزانه و توانپزشکی هست همانطور که از عنوان آنها پیدا است یکی از آنها ویژه معلولین و دو دفتر دیگر شامل امور معلولین و غیرمعلولین است.
ذیل مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد که در اعداد معاونتها چیده شده است، این موارد را نام بردهاند: پیشگیری از آسیبها، پیشگیری از اعتیاد، پیشگیری از معلولیتها، مشاوره و راهنمایی، ایدز.(1)
بنابراین معلولیت را در کنار اعتیاد، ایدز و آسیبها شمردهاند. این نگاه که معلولیت آسیبدیدگی و نوعی عوارض اجتماعی ناشی از علل و عوامل منفی است در این ساختار مشاهده میشود. با اینکه در بسیاری از کشورها معلولین را به عنوان یک قشر از اقشار جامعه نام بردهاند. مثل پزشکان، معلمان، مهندسان، کارگران، بازنشستهها، بیکاران و دهها قشر دیگر، یکی هم معلولیناند. اینان ذاتاً شر و منفی نیستند بلکه تواناییها دارند و نیز توانمندیهایی هم ندارند. درست مثل یک پزشک که توانمندیهایی دارد و ناتواناییها؛ کارهایی را میتواند انجام دهد و کارهایی را نمیتواند.
وقتی معلولین را جزئی از جامعه و مثل دیگر مردم دانستیم، آن وقت راحتتر و با نگاه مثبت به آنها نگاه میکنیم و برای آنها برنامه ریزی خواهیم داشت. تفاوت نگاه منفی و نگاه مثبت در چند نکته زیر است:
1- اگر گروهی را منفی بدانیم مجبور هستیم آنها را به حاشیه برانیم؛ یا بین آنها و جامعه مرز بکشیم و آنها را در جامعه مشارکت ندهیم. ولی وقتی مثبت بدانیم، آنها مثل دیگران در سازندگی جامعه شرکت پیدا میکنند و با آحاد جامعه تعامل و تعاطی خواهند داشت.
2- در نگاه منفی، معلولین، توانایی خاصی ندارند بلکه مثل ایدزیها، سرطانیها ناتوان محضاند و باید تا مرگ تحت مراقبت باشند. اما در نگاه مثبت، معلولین مثل معلمین استعدادهایی قابل توجه دارند و میتوانند در سازندگی جامعه کمک کنند، میتوانند خانواده تشکیل دهند. البته ناتوانیهایی دارند که باید از طریق توانبخشی یا ابزار آلات یا جایگزینی دیگر اعضاء، جبران شود.
خلاصه اینکه به نظر میرسد چارت تشکیلاتی سازمان بهزیستی به عنوان اولین و مبناییترین نگرش به معلولین، باید اصلاح شود. به همین دلیل با اینکه این سازمان برای معلولین کارها و تلاشهای بسیار دارد و اگر کارنامه ماهانه و سالانهاش منتشر شود همگان این سازمان و رئیس آن را تحسین میکنند، ولی مشکلاتی هست که موجب ثمر ندادن بسیاری از فعالیتهای آن میشود.
پیشنهاد این است که ریاست محترم و جدید سازمان بهزیستی جناب دکتر محسنی بندپی که همگان در کارایی و دلسوزی و فضائل اخلاقی ایشان اذعان دارند با کمک کارشناسان معلولیتی فکری برای کارآمدتر کردن سازمان در حوزه معلولین بنمایند. روشهای مدرنی تجربه شده که هزینهبری کمتر دارد و زودتر جواب میدهد. ولی در گام نخست باید چارت سازمان اندکی تغییر کند.
1) . سایت سازمان بهزیستی کشور.
تا وقتی امور معلولین در کنار امور معتادین و ایدز باشد، مشکل میتوان استعدادهای معلولین را به شکوفایی رساند.
بنابراین اولین حق معلولین این است که آنگونه که هستند نه کمتر و نه بیشتر، آنها را شناخته و در مورد آنها داوری کنند و از آنها انتظار داشته باشند. باید توجه کنیم معلولین همواره تاریخساز بودهاند، معلولین در دوره رسول اکرم(ص) مهمترین مشاغل اجتماعی- فرهنگی را بر عهده داشتهاند؛ معلولین در قرآن یک سوره به نام اعمی دارند و در شأن و حقوق آنان خداوند اظهار نظر کرده است؛ حضرت علی(ع) و دیگر ائمه درباره آنها تأییدیه دارند و آنها را انسانهای مطلوبی دانستهاند؛ و بالاخره هزاران قاری، حافظ قرآن کریم، مفسر کتاب، کارشناس علوم حدیث، ادیب، شاعر، فقیه و متکلم از معلولین برخاستهاند. با این وصف معلول، بیمار و معتاد و گدا نیست، انسان شریفی است که حسی را فاقد است ولی حواس دیگر او قویتر از انسانهای عادی است. البته نمیگویم در معلولین آدم بد و شرور نیست، اکنون درباره جامعه معلولین داوری میکنیم و کلیت این جامعه خوب و کارنامه مطلوب داشته است، به طوری که بعضی از انبیاء الهی معلولیتهایی مانند نابینایی در حضرت یعقوب داشتهاند. (1)
مأموریتها و وظایف
در سایت سازمان بهزیستی این مأموریتها و وظایف برای سازمان پیشبینی شده است: البته کل وظایف و مأموریتهای سازمان حدود چهل عنوان است، ولی موارد مرتبط به معلولین عبارتاند از:
حمایت و توانبخشی نابینایان
حمایت و توانبخشی ناشنوایان
حمایت و توانبخشی معلولان ذهنی
حمایت و توانبخشی معلولان جسمی حرکتی و ضایعه نخاعی
حمایت و توانبخشی بیماران روانی مزمن
کمک به تأمین جهیزیه مورد نیاز ایتام، معلولان و آسیبدیدگان نیازمند
حمایت و نگهداری از معلولان غیر قابل توانبخشی
تحت پوشش قرار دادن نیازمندان از نظر بیمه خدمات درمانی
ساخت اندامهای مصنوعی و کفش طبی مورد نیاز معلولان از طریق مراکز فنی و ارتوپدی سازمان
پیشگیری از معلولیتهای مختلف از طریق اجرای برنامهها و طرحهای مختلف در کشور
تربیت نیروهای انسانی تخصصی مورد نیاز جامعه در زمینههای توانبخشی، بهداشتی، درمانی، اجتماعی از طریق دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی سازمان
آموزش ویژه معلولان نظیر ناشنوایان، معلولان ذهنی، آموزش خط بریل و جهتیابی به نابینایان
آموزش مهارتهای زندگی ویژه معلولان
ارزیابی و راهنمایی شغل معلولان جهت آموزش و اشتغال مناسب
برنامههای فرهنگی و فوق برنامه معلولین و افراد تحت پوشش(2)
مجموعاً از چهل سرعنوان، پانزده سرفصل اختصاص به معلولین دارد و این حجم از مأموریتها قابل قبول است. یعنی گویای اهتمام عملی سازمان به معلولین است. اما با تجزیه و تحلیل این سرفصلها به نکاتی میرسیم. این نکات ذیلاً تقدیم میگردد. از نظر حقوقی سازمان موظف به تأمین همه مایحتاج و نیازمندیهای معلولین است به گونهای که زندگی آبرومندانه داشته باشند اما در جایی در اسناد و مدارک بهزیستی به تساوی اشاره ندارد. در کنوانسیونهای بینالمللی تصریح شده که معلول و غیرمعلول از نظر حقوق اجتماعی تفاوتی ندارند و هیچ گونه تبعیضی بین آنها پذیرفتنی نیست. اما در اسناد و مدارک بهزیستی که تماماً در سایت اینترنتی هم منتشر شده این نکته را ندیدم اما نکات دیگر که با تحلیل سرفصلهای فوق مییابیم عبارتاند از:
1- نقش مردم در وظایف و در چارت سازمان پررنگ نیست. موارد بسیاری هست که مردم میتوانند، تقبل مسئولیت نموده و مشکلات را ریشهای حل کنند.
2 - نقش معلولین و سمنهای معلولیتی هم پررنگ نیست.
3- به آموزش خط بریل و جهتیابی اشاره شده ولی به آموزشهای دیگر مثل آموزش کامپیوتر و اینترنت، آموزش زبان اشاره و دهها نوع آموزش دیگر اشاره نشده است.
از بین همه این آموزشها، آموزش زبان اشاره برای ناشنوایان فوقالعاده مهم است.
4- اشتغال و مشاغل و چگونگی تأمین شغل معلولین به اجمال آمده است با اینکه میتوانستند با معرفی انواع مشاغل و شرایط دستیابی به آنها زمینهها را هموارتر نمایند. معلولین استعداد لازم برای انواع مشاغل فرهنگی، علمی، خدماتدهی، کشاورزی، صنعتی و اجتماعی دارند. اما چون اینها را نمیشناسند، روش دستیابی به آنها را هم نمیدانند و همواره مشکل اشتغال بوده است.
5- روشهای نوین رسیدگی و حمایت و توانبخشی در وظایف و مأموریتهای اعلام شده در سایت بهزیستی مورد توجه قرار نگرفته است. برای نمونه در کشورهای پیشرفته مثل ژاپن، از معلولین نابینا که معمولاً حافظه خوبی دارند در جاهایی مثل خدمات بورس استفاده میکنند. چون زودتر از کامپیوتر به کاربر اطلاعات میدهند. در آلمان برای کشف سرطان از نابینایان فراوان استفاده میکنند زیرا حس لامسه آنها قویتر است و بسیار ارزانتر از اسکنبرداری و شیوههای معمول پزشکی، سرطان را کشف میکنند.
از جمله حقوق معلولین است که تنها سازمان دولتی حامی آنها یعنی بهزیستی، در فضای چند دهه قبل نماند و بر اساس پیشرفتهای روز، طرحها و روشهای روزآمد بدهد، اما متأسفانه این بخش چندین سال است به همین صورت و بدون تغییر مانده است.
6- احادیث مأثوری داریم که حضرت میفرماید به جای کمک مادی به نیازمند به او وسیله کار بدهید. زیرا دائماً بینیاز خواهد شد ولی پول و کمک مادی چند روزه تمام شده و نیازمندی میماند.
اما امروزه باید گفت به معلولین باید اطلاعات داد، اگر اطلاعات مناسب و روزآمد به آنها داده شود، آنان همه نیازهای خود را تأمین خواهد کرد. معلولی که استعداد ورزشی دارد اگر به او اطلاع دهیم که فلان تیم ورزشی در فلان کشور معلولین را جذب میکند او با یک ارتباط و تماس میتواند به شغل مورد نظرش برسد.
تمامی نیازها را میتوان از طریق اطلاعرسانی مناسب مرتفع کرد؛آن هم با حداقل امکانات و بودجه. بهرحال حق اطلاعیابی از حقوق مسلم و حتمی معلولین است و بهزیستی باید این حق را به عنوان وظایف خودش بشناسد و رسمیت ببخشد.
7- فرهنگرسانی و سازندگی فرهنگی معلولین، خانواده معلولین، عموم مردم، مسئولین دولتی و سمنها از جمله حقوقی است که تاکنون متصدی و مسئول نداشته است. یعنی نهادهای کلان دولتی، آن را جزء وظایف خود ندانستهاند. با اینکه زیربناییترین و مهمترین نیاز همگانی است. صدها نکته و مسئله فرهنگی شامل آداب و رسوم، نکات تربیتی، مسائل اخلاقی، وظایف طرفین در تعاملات اجتماعی، احکام شرعی و بالاخره مسائل قابل مراعات در روابط مردم با هم هست که باید در فرهنگسازی و فرهنگرسانی تعلیم داده شود. اما متأسفانه همگان از مسئولین دولتی تا معلولین تا مردم از آنها غفلت دارند و نسبت به آنها ناآگاهاند.
بهزیستی اگر این وظیفه را بر عهده گیرد و در معاونت فرهنگی با جلب طرحها و نظریات و راهکارها اقدامات اساسی را شروع کند، در امور معلولین انقلابی ایجاد خواهد شد. برای نمونه سعدی در بوستان و گلستان چندین حکایت آموزنده در مورد معلولین دارد، هیچکدام را جامعه ما نمیدانند، یک کتاب تصویری احکام برای ناشنوایان تاکنون تدوین و منتشر نشده است و دهها کمبود دیگر.
امکانات و آمادگی
ممکن است فکر شود سازمان بهزیستی امکانات لازم برای اینگونه امور را ندارد. اینجا امکاناتی که در سایت بهزیستی فهرست شده را میآورم. در این سایت چهل سرفصل از امکانات بهزیستی فهرست شده که از بین آنها هشت مورد مرتبط به معلولین است. اینها عبارتاند از:
حدود 1600 واحد توانبخشی ارائه دهنده خدمات به معلولین، سالمندان و بیماران روانی مزمن
امکان خدمات درمانی به بیماران روانی مزمن در 103 مرکز درمانی و توانبخشی بهزیستی
125 مرکز مشاوره پزشکی ژنتیک برای پیشگیری از معلولیتهای ناشی از اختلالات ژنتیکی
بیش از 450 مجتمع خدمات بهزیستی که ارائه دهنده خدمات اجتماعی در سطح کشور است
بیش از 1500مجتمع روستایی که غالباً از محل مشارکتهای مردمی احداث شدهاند
تعداد 37 مرکز درمان بیماران روانی مزمن
تعداد 240 مرکز توانبخشی (انجمن ثبت شده NGO)(1)
از نظر نیروی انسانی هم، آمار شاغلان در بهزیستی نشانگر نکات سودمندی است:
حجم کل نیروی انسانی بهزیستی 043/26 نفر
تعداد 14077 نفر نیروی رسمی و 822 نفر پیمانی و 7739 نفر رسمی کارگری، 606 طرحی، 2593 قراردادی (پیمانکاری) و 156 نیروی سرباز که از این تعداد 611 نفر دارای مدرک تحصیلی دکتری، 711 نفر فوق لیسانس، 5628 نفر لیسانس میباشند شایان ذکر است که نیروی انسانی با مدرک تحصیلی فوق دیپلم نیز تعداد 736 نفر و تعداد 18356 نفر دیپلم و پایینتر را تشکیل میدهند
1) . سایت سازمان بهزیستی کشور.
که به لحاظ پایدار بودن جایگاه شغلی و بهرهگیری از تخصص و تجارب آنان میتواند از جمله امکانات و قابلیتهای این سازمان محسوب شود.(1)
سازمانی با این گسترش، قطعاً امور معلولین را میتواند به سرعت و با کیفیت ساماندهی نماید. اما نیاز به مدیران مناسب و دلسوز و طرحهای بلندمدت و کوتاهمدت دارد. البته نمیخواهم بگویم بهزیستی هیچ کاری نمیکند بلکه هم اکنون فعالترین سازمان در عرصه معلولین است. اما وقتی آن را نسبت به اهداف آرمانی میسنجیم، به نقدهایی میرسیم.
حجم زیادی از تغییرات و تکمیلهای این دوره در قانون بهزیستی در سالهای 1374 و 1375 اتفاق افتاد. اهم آنها به این شرح است:
به پیشنهاد سازمان بهزیستی و طبق قانون مصوب تیرماه 74 تمامی موسسات خصوصی شاغل در امور مربوط به حمایت و توانبخشی معلولان و ارائه خدمات به عقب ماندگان ذهنی و همچنین انجام خدمات در شبانهروزیها و مهدهای کودک از مالیات معاف می باشند.
ماده واحده- کلیه مؤسسات خصوصی که با مجوز سازمان بهزیستی کشور امور مربوط به حمایت و توانبخشی معلولان و ارائه خدمات به عقبماندگان ذهنی و انجام خدمات در مراکز روزانه و شبانهروزیها نگهداری معلولین و کودکان بیسرپرست را به عهده دارند و همچنین مهدهایکودک از پرداخت مالیات بر درآمد معاف میباشند مشروط بر این که سازمان مذکور بر درآمد و هزینه آنها نظارت داشته و مؤسسات فوق حداقل ده درصد از مددجویان خود را بدون دریافت هرگونه دستمزد به افراد معرفی شده از طرف سازمان بهزیستی اختصاص دهند.
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علنی روز یکشنبه هجدهم تیرماه یک هزار و سیصد و هفتاد و چهار مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 21/4/1374 به تأیید شورای نگهبان رسیده است. (رئیس مجلس شورای اسلامی - علیاکبر ناطق نوری)(2)
تبصره 1-4، اصلاحی 9 بهمن ماه 1375- امور اجرایی بهزیستی در هر استان به عهده مدیر کل بهزیستی استان میباشد که توسط رئیس سازمان بهزیستی کشور منصوب میگردد.
تبصره 2- 4، اصلاحی 9 بهمن ماه 1375- به منظور جلب کمکهای اشخاص حقیقی و حقوقی به سازمان بهزیستی کشور شورایی بنام شورای مرکزی مشارکتهای مردمی با بهزیستی در ستاد مرکزی سازمان و شورای مشارکتهای مردمی با بهزیستی در مراکز استانها و شهرستانها به شرح زیر تشکیل میگردد:
الف - ترکیب اعضای شورای مرکزی مشارکتهای مردمی با بهزیستی عبارتاند از:
1- وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به عنوان رئیس شورا؛ 2- وزیر کشور یا معاون وی؛ 3- رئیس سازمان بهزیستی کشور به عنوان دبیر شورا؛ 4- نماینده دبیرخانه ائمه جمعه و جماعات؛ 5- شهردار تهران؛ 6- رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه؛ 7- پنج نفر از معتمدین محلی به انتخاب رئیس سازمان.
ب - ترکیب اعضای شورای مشارکتهای مردمی با بهزیستی استان عبارتاند از:
1- استاندار؛ 2- امام جمعه مرکز استان؛ 3- شهردار؛ 4- مدیر کل بهزیستی استان؛ 5- مدیر کل اوقاف و امور خیریه ؛ 6- رئیس دانشگاه علوم پزشکی مرکز استان؛ 7- پنج نفر از معتمدین محلی به انتخاب مدیر کل بهزیستی استان.
ج - ترکیب اعضای شورای مشارکتهای مردمی با بهزیستی شهرستان عبارتاند از:
1- امام جمعه مرکز شهرستان؛ 2- فرماندار؛ 3- رئیس اداره بهزیستی شهرستان؛ 4- رئیس شبکه بهداشت و درمان شهرستان؛ 5- رئیس اداره اوقاف و امور خیریه؛ 6- شهردار مرکز شهرستان؛ 7- پنج نفر از معتمدین محلی به انتخاب رئیس بهزیستی شهرستان استاندار، رئیس شورای مرکز استان و فرماندار رئیس شورای مرکز شهرستان و مدیر کل بهزیستی استان و رئیس بهزیستی شهرستان دبیر شورا در استان و شهرستان خواهند بود.
وظایف شورای مشارکتهای مردمی با بهزیستی به شرح زیر است:
1- جلب کمکهای مادی و معنوی اشخاص حقیقی و حقوقی به منظور حل مسائل و مشکلات اقشار محروم و معلول و ایتام.
2- نظارت بر نحوه مصرف وجوه خاص اهدایی به سازمان بهزیستی.
تبصره 10، اصلاحی 9/بهمن ماه/1375 - کلیه مؤسسات دولتی و غیردولتی که بیش از پنجاه نفر در آنها به کار مشغولاند مکلفاند طبق آئیننامهای که از طرف سازمان بهزیستی کشور تهیه و به تصویب سازمان بهزیستی کشور میرسد، نسبتی بین 2 تا 5 درصد کارکنان خود را از میان معلولین توانبخشی شده که قادر به انجام کارهای مورد نیاز این قبیل مؤسسات باشند استخدام کنند.
مؤسسات غیردولتی که به هر علتی مفاد این تبصره را رعایت ننمایند، مکلفاند بابت هر مورد مبلغ معینی را که به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید به سازمان بهزیستی کشور بپردازند.
تا در جهت ایجاد فرصتهای شغلی برای معلولین تحت پوشش هزینه گردد.
کارگاهها و مؤسساتی که معلولین را استخدام میکنند از پرداخت حق بیمه سهم کارفرما معاف هستند.
حق بیمه سهم کارفرما از محل بودجه عمومی که سالآنه در قانون بودجه کل کشور منظور خواهد شد پرداخت میگردد (مشابه مقررات قانون معافیت حق بیمه سهم کارفرمایی که تا پنج نفر کارگر دارند).
تبصره 16، الحاقی 9 بهمن ماه 1375- سازمان بهزیستی کشور میتواند در جهت پیشگیری، تشخیص و جلوگیری از شدت معلولیتها طبق ضوابط وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشکی مراکز توانبخشی پزشکی را در چهارچوب تشکیلات موجود سازمان ایجاد نماید.
نتیجهگیری: سازمان بهزیستی با تصویب شورای انقلاب کارش را در سال 1359 آغاز کرد. اکنون حدود 35 سال از عمرش میگذرد. از منظر حقوق بشر، خدمات بسیاری داشته که از مصادیق حقوق بشر است. در جهان متعارف است هر نهادی خدمات انسان دوستانه داشته باشد، مطلوبتر و مقبولتر است و در سراسر جهان بیشتر به آن توجه میشود. اما صرف فعالیت عملی در جهت حقوق انسانی اقشاری مانند معلولین کافی نیست و لازم است این فعالیتها ضبط و ثبت گردد؛ به جهان گزارش شود؛ تا نسلهای آینده و پژوهشگران کنونی در جریان قرار گیرند و تجارب و دستاوردها منتقل گردد.
سازمان بهزیستی تا کنون 36 دوره مسابقات قرآنی برای نابینایان برگزار کرده است. یعنی اولین و قدیمیترین سازمانی است که به خواست دینی روشندلان اهتمام داشته و برای افزایش توانمندیهای قرآنی آنها اقدام کرده است. اما متأسفانه گزارش درباره این مسابقات بسیار اندک است. با اینکه حداقل با ده جلد کتاب گزارشی و تصویری میتوانستیم این تجربه را به جهان معرفی کنیم و به زبانهای مختلف این جنبه حقوق بشری سازمان را در تاریخ ماندگار سازیم.
سازمان بهزیستی در دوره هر رئیس رویکرد و خطمشی کلانی داشته است. از اینرو فعالیتهای کلی سازمان در دوره آقای هاشمی نسبت به دورههای قبل تفاوتهایی داشت. امید است دوره جدید مدیریت و ریاست آقای محسنی بندپی، خطمشی دیگری با خاستگاههای ضروری جدید حاکم گردد.
پس از بررسی قانون بهزیستی و تحولات حقوقی این سازمان میپردازم به دیدگاههای درباره سازمان و نقد و ارزیابیهایی که در این باره منتشر شده است.
زیستن یا بهزیستن(1)
آنچه بدین قلم تقدیم حضور مخاطبان گرامی میگردد تحلیلی گذرا و در عین حال مبتنی بر آمارهایی است که منصفانه به دنبال تجزیه و تحلیل لایههای پنهان از رسالت سازمان بهزیستی است. سازمانی که نامش امید بخش ولیکن عملکرد آن با انتظارات مددجویانش فاصله عمیقی دارد . شهروندانی که بهزیستن را در بهزیستی جستجو میکنند.
بر اساس قوانین کشور ایران، مهمترین نهاد دولتی در جهت سامان دهی طیف آسیبپذیر جامعه، سازمان بهزیستی است. صرفنظر از این که تاکنون این سازمان تا چه میزان در جهت حمایت از اقشار آسیبپذیر جامعه موفق بوده است، بهزیستی از چندین جهت وظایف و مسئولیتهای سنگینی را عهدهدار است. از سویی مسئولیت تأمین رفاه خیل عظیمی از معلولان - متأسفانه موازی با محرومان - به این سازمان محول شده است و از سویی دیگر وظیفه سر و سامان دادن به وضعیت بسیاری از زنان و کودکان محروم جامعه نیز در حیطه مسئولیتهای سازمان بهزیستی جای میگیرد و در همین راستا بسیاری از فعالان و کارشناسان اجتماعی بر این باورند که به دلیل پیچیدگی و علمی بودن فرآیند حمایت از گروههای آسیبپذیر جامعه، همچنین تعدد مراجعان و از همه مهمتر بودجههای ناکافی
1) . نوشته سید محمد موسوی، سایت کانون معلولین توانا، 27 مرداد 1394.
تخصیص یافته به این سازمان، قطعاً اداره این نهاد عریض و طویل، مدیریتی تخصصی میطلبد و اگر مدیری در بهزیستی بتواند با توجه به مشکلات ذکر شده، به واقع معضلات عمده اجتماعی کشور را تشخیص و سپس مرهمی اساسی برای آن بیابد، بیگمان نباید در قدرت مدیریت وی شک کرد.
شاید وقتی سازمان بهزیستی در سال ۱۳۵۹ در جهت تحقق مفاد اصول سوم، بیست ویکم و بیست ونهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تأسیس میگردید کمترکسی باور داشت که شاخصهای رفاه اجتماعی در ایران پس از انقلاب دستخوش تحولات آنچنانی گردد به نحوی که طیف وسیعی از جامعه از آموزش، بهداشت، درمان، تغذیه، مسکن، اشتغال و... محروم گردند. پس میتوان دریافت که آنچه ما امروز از آن به عنوان بهزیستی یاد میکنیم با آرمانهای بنیانگذاران آن من جمله شهید محمدعلی فیاضبخش فاصله آنچنانی دارد و اگر رفاه اجتماعی را به عنوان پاسخی مستقیم به نیازهای اولیه انسان تعریف کنیم باید اذعان کنیم که تلاشهای سازمان بهزیستی در ابعاد کمی و کیفی در مقام مقایسه با عمق آسیبهای اجتماعی ایران، پاسخگوی نیازهای جامعه کنونی نبوده، نیست و نخواهد بود.
در نگاهی کلی به وظایف سازمان بهزیستی، این نهاد حمایتی با بیش از ۲۶ هزار کارمند و مددکار که بالغ بر ۱۸ هزار نفر از آنان دارای تحصیلات دیپلم و پایین تر هستند، موظف به انجام بیش از ۴۵ وظیفه ریز و درشت از جمله نگهداری از سالمندان، ارائه مشاورههای ژنتیک، اعطای فرزندخواندگی، توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR)، پیشگیری و ترک اعتیاد، پیشگیری از تنبلی چشم و اطمینان از سلامت شنوایی کودکان، تأمین بیمه مکمل درمان معلولان، ارائه خدمات به کودکان بیسرپرست یا بد سرپرست، اداره اورژانس اجتماعی، خدمات مشاوره قبل از ازدواج، خدمات مشاوره هنگام طلاق، نظارت بر عملکرد انواع مهدکودکها ،تشکیل ستاد ازدواج و جهیزیه، توسعه و نظارت بر مؤسسات و مراکز غیردولتی، تأمین مسکن مددجویان و معلولان و … است که تحلیل و نقد عملکرد بهزیستی را به امری دشوار تبدیل نموده است زیرا جمعیت هدف این سازمان طیف گستردهای را شامل میشود و هر فعال اجتماعی بنا برحوزهای که در آن کار میکند از همان زاویه به عملکرد بهزیستی نظر دارد اما به طور کلی بسیاری از آگاهان اجتماعی در ایران بر این امر متفقالقولند که خدمات ارائه شده در این سازمان به هیچ وجه متناسب با شدت آسیبهای اجتماعی در ایران نیست.
بر اساس آمارهای غیر رسمی منتشر شده از سوی تشکلهای غیردولتی فعال در حوزه معلولان، دست کم ۱۰ درصد از جمعیت ایران را معلولان تشکیل میدهند که ۳ میلیون نفر دارای معلولیتهای شدید بوده و طبق آمار سازمان بهزیستی نزدیک به ۶۵۰ هزار نفر از این افراد تحت حمایت این سازمان قرار دارند که این آمار بیانگر آن است که درصد قابل توجهی از معلولان ایرانی از هیچ گونه حمایت دولتی برخوردار نیستند. همچنین، آن دسته از معلولانی هم که تحت پوشش بهزیستی هستند و یا در این سازمان پرونده دارند، بهزیستی در توانمندسازی کامل آنان ناکام بوده است زیرا متأسفانه قوانین حمایتی پیرامون معلولان در ایران به سختی و با کندی اجرا میشود و همواره مستمری بهزیستی به تناسب تورم اقتصادی کشور بسیار ناچیز و حتی ذکر مبلغ آن خجالتآور است!
در حوزه اجتماعی نیز اوضاع بهتر از این نیست و طبق آمار سازمان بهزیستی از نزدیک به یک میلیون و ۶۰۰هزار زن سرپرست خانوار که در ایران زندگی میکنند، بهزیستی فقط تاکنون توانسته
کمتر از ۳۰ درصد از آنان را حمایت کند و این در حالی است که بسیاری از تشکلهای فعال در حوزه حقوق زنان این آمار بهزیستی را قبول ندارند و جمعیت زنان سرپرست خانوار و نیازمند حمایت را بیش از ۵ میلیون نفر تخمین میزنند.
وضعیت حمایت از سالمندان نیز چنگی به دل نمیزند و بهزیستی عنوان میکند که نزدیک به ۲۱۵ هزار سالمند نیازمند به حمایت در کشور وجود دارد که این سازمان در بهترین حالت تاکنون توانسته نزدیک به ۶۵ هزار سالمند را مورد حمایت قرر دهد.
موضوع مهم مددکاری در سازمان بهزیستی نیز از دیگر نقاط قابل تأمل در این سازمان است به نحوی که مطابق استانداردهای جهانی، به ازای هر ۱۵ فرد دارای معلولیت باید حداقل یک مددکار وجود داشته باشد و حتی در برخی از کشورهای توسعه یافته این میزان به یک مددکار برای هر معلول نیز میرسد. اما در ایران در خوشبینانه ترین حالت به ازای هر ۴۰۰ مددجو تنها یک مددکار وجود دارد که بیگمان آن مددکار نیز به هیچ وجه توانی برای رفع مشکلات عدیده مددجویانش نخواهد داشت.
اگر کمی هم از آمار و ارقام فاصله بگیریم، باز هم میتوان به نقاط ضعف فراوان دیگری در مجموعه بهزیستی اشاره کرد که انتخاب مدیران سیاسی و غیر تخصصی برای این سازمان حمایتی، اجرای ناقص قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، عدم نظارت بر عملکرد شهرداریها در دسترسپذیری و ایمنسازی اماکن و معابر عمومی، ضعف چشمگیر در آموزش تحصیلی و مشاورهای کودکان و نوجوانان معلول و خانوادههای آنان، عدم توانایی در تأمین بیمه مکمل درمانی مددجویان، عدم وجود دستور العملهای حمایتی اجرایی یکسان در استانها، عدم پرداخت هزینه نگهداری معلولان ذهنی به خانوادهها، بی برنامگی در صدور کارت معلولیت، بینظمی در اعطای سهام عدالت، ضعف چشمگیر در توزیع ناعادلانه امتیاز معافیت گمرکی واردات خودروی معلولان و… اشاره نمود.
در ایران سؤالاتی که ذهن هر فعال اجتماعی آگاه و صاحب نظر را به خود مشغول میکند قرار گرفتن معلولان در کنار محرومین جامعه و پرداخت مستمری در حد نیازمندان به برخی از آنان است - کاری که کمیته امداد امام خمینی هم میتواند متولی انجام آن باشد - در حالی که معنای واقعی حقوق اجتماعی در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه با آنچه مسئولان ما از قانون اساسی کشورمان استنباط نمودهاند کاملاً متفاوت است و به نظر میرسد معلولان مطالبات مهمتری دارند و بیش از آنکه به مستمری ناچیز بهزیستی چشم دوخته باشند به عنوان یک شهروند درجه یک، خواهان تحقق حقوق اجتماعی خود منطبق با قانون اساسی کشورشان هستند و نه کمک مالی و اعانه دولتی!
این در حالی است که متأسفانه هم در جامعه ایران و هم در میان اغلب معلولان این باور غلط وجود دارد که فرد دارای معلولیت میبایست در فلاکت محض باشد تا به وضعیت وی رسیدگی شود!
در هر حال، اگر چه در پیکره سازمان بهزیستی مدیران، کارکنان و مددکاران خوش قلب، دلسوز و انساندوست بسیاری میتوان یافت لیکن برنامههای سازمان با بودجه و اعتبارات محدود تخصیصی به این سازمان هیچ تناسبی با گستردگی وظایف آن ندارد و همانگونه که اشاره شد به دلیل گستردگی وظایف، نقد کامل عملکرد این سازمان نیز بسیار طولانی و خارج از حوصله خواهد بود اما شاید با نگاهی عمیقتر به زندگی معلولانی که با وجود داشتن تخصص بیکار هستند، زنان سرپرست خانواری
که بر اثر فقر شدید در معرض تهدیدند، کودکان کار با آیندهای مبهم، نوزادان نامشروعی که به بهایی اندک خرید و فروش میشوند، متکدیانی که توان تهیه نان شب خویش را هم ندارند، اعتیاد جوانان به مواد مخدر و شدت آسیبهای اجتماعی که بی هیچ نقابی در سطح شهرها رخ مینمایند، به راحتی میتوان دریافت که بهزیستی اگر کاری هم برای این گروههای محروم انجام داده تا چه حد ناکافی و ناکامل است و شاید رفع نسبی آسیبهای اجتماعی بیشمار در ایران نیاز به تحولی اساسی در عملکرد این سازمان داشته و راهکاری تازه جهت برون رفت از چالشهای جامعه هدف سازمان بهزیستی میطلبد.
و نتیجه آنکه: زنده بودن یا زندگی کردن، زیستن یا بهزیستن، آری بهزیستن را باید در بهزیستی جستجو کرد.(1)
اولین مصاحبه از نخستین رئیس بهزیستی و مقایسه آن با وضعیت کنونی(2)
مرحوم فیاضبخش (شهید در انفجار حزب جمهوری اسلامی) به عنوان وزیر بهداری در 24 خرداد 1359، لایحه تأسیس سازمان بهزیستی را برای شورای انقلاب ارسال کرد. این شورا در 24 تیرماه 59 آن را تصویب کرد و بدین ترتیب سازمان بهزیستی متولد شد. 12 روز بعد یعنی مرداد ماه 59، مرحوم فیاضبخش با خبرنگاران گفتگو کرده و درباره این سازمان، خطمشی و اهداف آن، چشماندازهای آینده مطالب مهمی گفته است. این مصاحبه در 7 مرداد منتشر شده است. پژوهشگران و نویسندگان برای تدوین تاریخ معلولین و نیز تألیف تاریخ سازمان بهزیستی به عنوان مهمترین سازمان متولی امور معلولین نیاز مبرم به این مصاحبه دارند. همچنین دانشجویانی که در موضوعات حقوقی، تاریخی و اجتماعی پایاننامه و مقاله مینویسند، از مطالب این مصاحبه باید استفاده کنند. از اینرو متن آن را عیناً میآوریم. در واقع این مصاحبه سنگ بنای سازمان است و تولد سازمان با این مصاحبه آغاز شده است. به همین دلیل نخست متن آن را به صورت عکس میآوریم، سپس به تجزیه و تحلیل آن میپردازیم.
نگاهی به مصاحبه
از نظر تاریخی، اطلاعات مهمی در این مصاحبه آمده است. شخصی که این سخنان را گفته، بنیانگذار سازمان بهزیستی در ایران است و شرایطی که سازمان ایجاد شده، مقطع مهمی در تاریخ اسلام و ایران یعنی چند ماه پس از پیروزی انقلاب است. لذا ضروری است، به مطالب و قسمتهای مهم این مصاحبه، توجه شود. فیاضبخش نخست به اهداف و خطمشی بهزیستی میپردازد و میگوید:
هدف از ایجاد این سازمان یک کاسه کردن کارها و برنامههای تعداد زیادی از سازمانها، تشکیلات و ادارات مختلف عامالمنفعه و خیریه در سطح کشور است. در جامعه امروزی ما افراد و گروههای
نیازمندی هستند که برای سرویس دادن به آنها لازم بود یک سازمان و تشکیلات مستقل و جداگانهای با بودجه و امکانات کافی ایجاد شود.
فیاضبخش به زیاد شدن انواع آسیبمندان اجتماعی، افزایش آمار معلولین و دیگر اقشار آسیبمند میپردازد و میگوید: خانوادههای بیسرپرست، کودکان یتیم، معلولین جسمی مثل نابینایان و ناشنوایان و عقب افتادگان ذهنی، تعداد آنها بعد از انقلاب به مراتب بیشتر شده است. اما او منحرفین اجتماعی مثل روسپیان، ولگردان، متکدیان و معتادین را رو به کاهش میداند و میگوید: با مبارزهای که در این راه شروع شده تعداد آنها روز به روز کمتر میشود. شش گروه دیگر یعنی سالمندان بیسرپرست، بیماران غیر قابل علاج، افلیجها، معاودین و در راه ماندگان را هم به آنان اضافه میکند.
لازم به ذکر است در این دوره صدها هزار پناهجو و مهاجر یا معاود از افغانستان و عراق به ایران آمده بودند و سیل مهاجران رو به افزایش بود.
او درباره معلولین و مهارتآموزی به آنان میگوید: معلولان باید به نحوی یاری شوند که بتوانند به مرور خودکفا بشوند یعنی بچه معلولی که نابینا است ولی از سایر جهات سالم است حرفه و فنی را بیاموزد تا بتواند زندگی خود را اداره کند تا کلّ بر اجتماع نباشد یا بچههای عقب افتاده ذهنی میتوانند بعضی از کارها را یاد بگیرند به طور خلاصه این نیازهای جامعه باعث شد تا این سازمان ملی - مردمی به وجود آید.
فیاضبخش آمار اقشار آسیبمند جامعه را در سال 1359 یعنی 35 سال قبل اینگونه اعلام کرده است: حدود 4 میلیون نفر معلول و محروم در کشور ما وجود دارند که این سازمان میتواند به یاری آنها بشتابد و باید گفت بعد از وزارت آموزش و پرورش، سازمان بهزیستی دومین سازمان از نظر تعداد، سرویس گیرنده است.
در ادامه کارهای اصلی سازمان را اینگونه تحلیل میکند: کار اصلی سازمان بهزیستی شامل سه قسمت میباشد: یکی نگاهداری از افراد فوق یکی حرفه آموزی یا توانبخشی، و بالاخره آموزش مربیانی مخصوص که باید به این افراد سرویس بدهند.
فیاضبخش به سیاست تجمیع مراکز پس از انقلاب اشاره میکند و از آن دفاع کرده و میگوید سازمانهای پراکنده را جمعآوری و متمرکز کردیم. اما اکنون بعد از گذشت 35 سال شاید به این نتیجه برسیم که اگر سازمانها و تشکلها پراکنده بودند و بین آنها رقابت سالم بود، شاید مشکلات بهتر سامان داده میشد. بالاخره وقتی همه قدرت و امکانات و پول یک جا جمع میشود، فساد انگیزی آن هم زیاد است او درباره تمرکز میگوید: پیش از انقلاب حدود 13 تا 14 سازمان مختلف این کار را انجام میداند مثل سازمان نابینایان و ناشنوایان، سازمان ملی رفاه خانواده، یا سازمان زنان و سازمان شاهنشاهی با همه عرض و طولش که قسمتی از آن فقط سازمان اعانه ملی بود که آن همه پول از طریق فروش بلیط بختآزمایی بابت این کار از مردم میگرفت، انجمن ملی حمایت کودکان و سازمان بهزیستی و آموزشی فرح. ایشان به نقد این سازمانها پرداخته و میگوید: که معمولاً هر کدام از آنها به یکی از درباریان وابستگی داشتند و کار آنها بسیار سمبلیک و روبنایی بود و هدف آنها فقط این بود که بگویند ما مشغول انجام کار خیری هستیم. و بودجههای بسیار سنگینی برای این
کارها در اختیار داشتند ولی بازده کار آنها بسیار پایین و حتی در مواردی صفر بود؛ به طور مثال انجمنهای نامبرده حدود 967 واحد و مؤسسه و مدرسه را شامل میشدند تعداد کارمندان آنها حدود 13 هزار نفر و بودجه آنها حدود 16 میلیارد تومان در سال 1357 بوده است.
آقای فیاضبخش بودجه سازمانهای متکفل امور آسیبمندان را 16 میلیارد تومان اعلام کرده و آقای محسنی رئیس جدید سازمان بهزیستی بودجه مصوب در سال 1393 را 1600 میلیارد تومان و بودجههای مردمی را هم همین اندازه یعنی حداقل بودجه سازمان در سالهای اخیر 3200 میلیارد تومان، اعلام کرده است. یعنی طی 35 سال، بودجه سازمان 200 برابر شده است.
دکتر فیاضبخش در قسمت دیگری از سخنانش درباره ساختار اداری بهزیستی و نداشتن بوروکراسی و قید و بندهای اداری گفت: بر اساس تصویب شورای انقلاب در رأس سازمان بهزیستی وزیر مشاور قرار دارد و این سازمان به عنوان یک ارگان دولتی مردمی و یک نهاد انقلابی در اکثر موارد از قید و بند بسیاری از مقررات دست و پا گیر اداری آزاد میباشد و اصول آن با تمام وزارتخانهها متفاوت است و سازمان بهزیستی خوشبختانه تابع مقررات مالی و استخدامی موجود در کشور نیست؛ به طور مثال، اگر تشخیص بدهیم یک فرد در سطح دیپلم میتواند در کار آموزشی و یاری به معلولین موفقیت لازم را داشته باشد میتوانیم خارج از ضوابط موجود استخدامی و مالی بدون در نظر گرفتن مدرک تحصیلی حقوق خوبی به او بپردازیم. از سویی برخی از واحدهای ما یا خودشان درآمد دارند یا از اعاناتی که از سوی مردم داده میشود بهرهمند هستند لذا مقرر شد که اعانات و درآمدهای هر واحد سازمان بدون واریز به خزانه دولت مستقیماً در امر بهبود وضع همان واحد به کار گرفته شود.
فیاضبخش میگوید قرار شده همه کارها شورایی و جمعی اداره شود: همه کارها و تصمیمگیریها به صورت شورایی اداره شود. این شوراها از شش نفر که به ترتیب عبارتاند از: امام جمعه استان یا منطقه معتمد محل، استاندار، نماینده شهرداری، نماینده بهداری و بالاخره سرپرست بهزیستی ناحیه تشکیل میشود و کلیه امور هر منطقه یا استان به صورتی کاملاً غیر متمرکز و خودکفا انجام خواهد گرفت و رابط هر منطقه با مرکز فقط مسئول بهزیستی منطقه میباشد و سازمان مرکزی نیز فقط نقش راهنما و ارائه کننده برنامهها و طرحها را خواهد داشت و بقیه امور زیر نظر و با مسئولیت شوراهای منطقه انجام میگیرد.
نیز او درباره تعداد کارمندان گفت: امروز حدود 12 تا 13 هزار نفر پرسنل این سازمان در وزارتخانهها و سازمانهای مختلف به طور پراکنده به کار مشغول هستند؛ مثل مهندس، کارشناس، مربی و غیره و حتی در برخی از واحدهای وابسته به سازمان بهزیستی با تراکم پرسنل روبهرو هستیم مثلاً در یکی از واحدها حدود 120 کارمند وجود دارد در حالی که تعداد معلولین این آسایشگاه حدود 50 نفر میباشند.
پس میتوان گفت که در حال حاضر سازمان بهزیستی به هیچ وجه احتیاج به استخدام پرسنل جدید ندارد. اما بر اساس آمار عرضه شده در سایت سازمان بهزیستی، پرسنل این سازمان از 13 هزار به 27 هزار نفر شدهاند. یعنی سخن مرحوم فیاضبخش که گفته نیاز به استخدام نیروی جدید نداریم نادیده گرفته شده و این سازمان بیش از دو برابر نیرو استخدام کرده است.
خبرنگاری روش سازمان بهزیستی را نقد کرده و این شیوه را دارای پیامدهای منفی در سالهای بعد میداند. او میگوید: با توجه به اینکه به طور کلی افراد مددگیر (هنوز اصطلاح مددجو فراگیر نشده بود لذا خبرنگار و وزیر واژه مددگیر به کار میبرد) در اجتماع کسانی میباشند که به دلیل نقصهای جسمی و روحی گرفتار این بلایا شدهاند و از سویی ترحم به این افراد و دادن کمکهای علنی همراه با تبلیغات خواه و ناخواه از نظر روانی آنها را دچار عقده و کمپلکسهایی خواهد کرد به ویژه آنکه هدف سازمان بهزیستی آن است که در نهایت از وجود این افراد به صورت مثبت و سازندهای در اجتماع بهره بگیرد و به اصطلاح از سربار شدن آنها بر جامعه جلوگیری کند. آیا در این زمینه فکری شده که این دسته از افراد جامعه ما دچار عقده خود کم بینی و لطمات و ضایعات روحی غیرقابل جبرانی نشوند.
فیاضبخش درباره اشتغال و توانبخشی معلولین از طریق کار میگوید: در یکی از مواد این لایحه تصریح شده است که کلیه کارگاهها و سازمانهای دولتی و خصوصی که بیشتر 50 نفر پرسنل دارند موظفند بین 2 تا 5 درصد پرسنل خود را از میان معلولین حرفهآموزی شده استخدام کنند و اگر این کار را نکردند باید یک مقدار پولی را به صندوق تعاونی سازمان بهزیستی بپردازند. در میان مددگیران ما افرادی با تخصصهای بسیار خوب و بالا وجود دارند و وزارت کار موظف است که از وجود آنها در بازار کار استفاده کند ما معلولینی داریم که حتی رانندگی تراکتور را به خوبی انجام میدهند یا تلقیح مصنوعی دام میکنند یا امور برقی و عکاسی را آموختهاند تلفنچی و یا ماشیننویسهای بسیار ماهری هستند یا در امور کشاورزی فعالیت میکنند و همانطور که گفتم هدف سازمان بهزیستی و دولت آن است که این افراد به صورت افرادی کاملاً کارآمد و خودکفا تحویل جامعه شوند و تمام زمینهها نیز در این مورد پیشبینی و فراهم شده است. به طور مثال سازمان در بسیاری از نقاط دارای مرغداری، گاوداری و کارگاههای مختلف فنی و کشاورزی مخصوص به خود میباشد. از سویی کمکهایی که از سوی مردم میشود به طور مستقیم نیست که اثرات منفی داشته باشد بلکه کمکهای مردم از طریق شوراهای بهزیستی منطقه انجام میگیرد و به طور کلی این دسته از افراد از امکاناتی استفاده میکنند که بر اساس قانون اساسی جزو حقوق آنهاست و به همین جهت نباید در آنها عقدهای به وجود آید چون همانطور که در قانون اساسی برای افراد سالم حقوقی در نظر گرفته شده برای این دسته از افراد نیز حقوقی پیشبینی شده است.
استدلال آقای وزیر این است که چون حقوق معلولان و دیگر آسیبمندان در قانون مشخص است پس در آینده مشکلی پیش نمیآید. اما تاریخ و حقایق تاریخی، نتایج دیگری را نشان میدهد.
به هر حال در این مصاحبه نکات مهمی درج شده است. لازم است کارشناسان امور معلولین و آسیبهای اجتماعی، مدیران سازمان بهزیستی یک بار آن را با دقت مطالعه کنند و با واقعیتهای موجود بسنجند. سپس بررسی کنند چه اندازه از تحلیلها و دیدگاههای مندرج در این مصاحبه عملی و اجرایی شده و چند درصد عملیاتی نشده و به موانع برخورد کرده است.
مقایسه با وضعیت کنونی
پس از مشاهده تحلیلهای اولین رئیس و معمار و بنیانگذار سازمان بهزیستی، لازم است به تحلیلهای مسئولین و رئیس سازمان بهزیستی در این دوره هم توجه کنیم.
آقای دکتر محسنی بندپی رئیس جدید سازمان بهزیستی اعلام کرده، در حال حاضر (21 تیرماه 94)، 5 میلیون نفر از جمعیت کشور تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارند.(1)این آمار با سخنان آقای فیاضبخش مقایسه گردد که در سال 59 که جمعیت ایران حدود 27 میلیون نفر بود میگفت، 4 میلیون نفر آسیبمنداند و باید تحت خدمات بهزیستی قرار بگیرند. نیز میگفت با همین بودجه 16 میلیارد تومانی و پرسنل 12 هزار نفری، 4 میلیون نفر را زیر چتر خدمات آورده و ساماندهی میکنیم و مشکلات آنان را مرتفع میکنیم. ولی هم اکنون جمعیت ایران حدود سه برابر شده، آمار معلولین بنا بر قول معاون توانبخشی سازمان بهزیستی در 18 مرداد 93، 11 میلیون نفر میباشند، پرسنل 27 هزار شده (سایت سازمان بهزیستی) و سی و پنج سال هم از مصاحبه آقای فیاضبخش گذشته و بودجه دولتی و مصوب سازمان 1600 میلیارد تومان شده و به همین اندازه بودجههای دیگر دریافت میکند. یعنی بودجه حدود 3200 میلیار تومان و 200 برابر شده و 5 میلیون نفر را پوشش میدهد. کارشناسان میتوانند وضعیت این دوره را با سال 59 مقایسه، اطلاعات فیاضبخش را با اطلاعات جدید مقایسه کنند و بر اساس شاخصهای مختلف و شیوههای علمی نتیجهگیری کرده و با ترسیم منحنیهای مختلف سیر حرکت و تحولات سازمان را معرفی کنند.
کارشناسان میتوانند مشخص کنند، با افزایش 200 برابری بودجه پرسنل و دو برابر شدن پرسنل، کارآیی سازمان آیا عقب رفته یا پیشرفت داشته است؟ 11 میلیون معلول و نیز در قشرهای دختران فراری، معتادین، زنان بیوه و غیره نسبت به آمار 59 که کل آسیبمندان را پنج میلیون میدانست، چه وضعیتی داریم؟ به عبارت دیگر طی 35 سال سازمان توانسته یک میلیون بر آمار پایه بیفزاید و پنج میلیون تحت پوشش داشته باشد، البته مشکلات این پنج میلیون هم تا بیش از پنجاه درصد مرتفع نشده است.
برخی از آمارهای که در دو سال اخیر توسط مسئولین بهزیستی بیان شده را میآورم تا واقعیتها بیشتر معلوم گردد:
1- یحیی سخنگویی معاون توانبخشی سازمان بهزیستی (8 تیرماه 92)
2 میلیون و 900 هزار معلول در سامانه بانک اطلاعاتی بهزیستی کشور به ثبت رسیدهاند.
یک هزار و هشتصد مرکز زیر پوشش بهزیستی برای خدمات به معلولان فعال است.
چهار درصد از جمعیت کشور معلول هستند.(2)
ملاحظه:
در سال 59 آقای فیاضبخش از فعالیت هزار مؤسسه برای خدمات رسانی به اقشار آسیبمند، خبر میداد و آقای سخنگویی از 1800 مرکز، یعنی مراکز نسبت به بودجه و معلولین، افزایش چشمگیر نداشتهاند.
2- یحیی سخنگویی معاون توانبخشی سازمان (18 مرداد 93)
بیش از 11 میلیون نفر از جمعیت ایران معلول هستند که سه درصد دارای معلولیت بسیار شدید میباشند.
اگر امکانات سازمان ده برابر شود همچنان قادر به تأمین نیازها نیستیم.
بیش از 1800 مرکز خدمات رسانی و توانبخشی در کشور وجود دارد.(1)
3- علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی 12 آذرماه 93
آمار معلولان ایران به 10 میلیون نفر میرسد.
سه میلیون معلول شدید داریم.
آمار معلولیتها از 10 به 15 درصد افزایش یافته است.
سالانه 60 هزار تن در اثر حوادث، بیماریهای ژنتیکی، زایمان غلط، اقدامات نامناسب بهداشتی به آمار معلولان افزوده میشود.
تعداد معلولان زیر 25 سال در ایران، 500 تا 700 هزار نفر حدس زده میشوند.
معلولان بزرگترین اقلیت جهان میباشند.(2)
4- انوشیروان محسنی بندپی رئیس سازمان بهزیستی 21 تیر 94
هشت درصد از جمعیت کشور را سالمندان تشکیل میدهند
سالانه 40 هزار معلول شدید به معلولان کشور افزوده میشود.
در حال حاضر 5 میلیون نفر از جمعیت کشور تحت پوشش سازمان بهزیستی است.
از پنج میلیون نفر تحت پوشش یک میلیون و 100 هزار نفر معلول هستند.
بودجه سازمان از بودجه عمومی در سطح ملی، 1600 میلیارد تومان است.(3)
5- محسنی بندپی رئیس سازمان 19 شهریور 94
یک میلیون و دویست هزار نفر طی 8 ماه گذشته تحت پوشش بهزیستی قرار گرفتهاند.
هنوز 800 هزار نفر در نوبت هستند.(4)
خلاصهای از اظهارات مدیران ارشد بهزیستی را در پنج محور و به صورت آماری آوردهایم تا واقعیتها معلوم شود و مردم بدانند در چه شرایطی میباشند.
البته سازمان بهزیستی از نظر فعالیت، بسیار فعال و پرکار است و توانسته گامهای بلندی بردارد ولی حجم مشکلات بسیار زیاد است. از طرف دیگر نواقصی در ساختار سازمان هست که به رغم تلاشهای بسیار، نتیجههای کمتری مشاهده میشود.
آنچه در اینجا آوردیم، صرفاً گزارش است و درصدد داوری نیستیم. زیرا ما کارشناس این رشته نمیباشیم بلکه صرفاً به عنوان اطلاعرسانی، خواستیم دیدگاهها را نقل کنیم. اما لازم است کارشناسان به بررسی دقیق سیر تحولات سازمان بپردازند. اگر مسیر درست است و هیچ وقت اشتباه
نبوده و الآن هم درست است، به مردم اعلام شود. ولی اگر سیر اقدامات مشکل داشته و هنوز اشکالاتی وجود دارد، مدیران و مسئولین زودتر به درمان و رفع مشکلات بپردازند.
طبیعی است هر شخص نظر سطحی به این آمارها بیندازد و آمارها را کنار هم بگذارد، در ذهنش پرسشهایی ایجاد میشود. برای متقاعد کردن مردم، لازم است سازمان به پاسخگویی بپردازد. اگر خطایی بوده و هست، صادقانه با مردم در میان گذاشته شود و اگر سیر حوادث صحیح بوده، با استدلال به مردم توضیح داده شود.
ممکن است گفته شود کدام آمارها دغدغه آفرین است، به نمونههایی صرفاً اشاره میکنم:
1- اگر بودجهای دویست برابر شده باشد، باید آمار افراد تحت پوشش هم دویست برابر بشود. اگر گفته شود تورم و گران شدن خدمات و کالا مؤثر است، حداقل باید 20 برابر شده باشد یعنی هشتاد میلیون را باید تحت پوشش و رسیدگی میکردند. به عبارت دیگر یعنی کل جمعیت ایران را باید بتوانند رسیدگی کنند و در ایران هیچ فقیر، بیکار و غیره نباید باشد؟
2- چطور در سال 59 با 16 میلیارد تومان میخواستند، چهار میلیون آسیبمند اجتماعی را ساماندهی کنند و معتقد بودند شدنی است و الآن بنابر اظهار مسئولین با ده برابر شدن امکانات کنونی هم نمیتوان، مشکلات را ساماندهی کرد؟ اگر در آن زمان اشتباه میکردند باید اعلام شود و اگر این زمان اشتباه میکنند باید استدلالها گفته شود؟
3- هنوز مشکلات عادی و اولیه معلولان و دیگر اقشار آسیبپذیر مثل اسکان و اشتغال معلولان مرتفع نشده است؟ چرا و موانع چیست؟
4- مرحوم فیاض صادقانه با مردم سخن گفت و مردم هم صادقانه از او حمایت میکردند. آیا امروز هم معلولین میتوانند شفاف و صادقانه با مردم سخن گفته و مشکلات را در میان بگذارند، قطعاً مردم هم حمایت میکنند؟ اما چرا مسئولین با مردم چنین تعاملی ندارند؟
همه این پرسشها نافی خدمات و تلاشهای حجیم بهزیستی نیست.(1)
اولویتهای پژوهشی بهزیستی(2)
این فهرست از نگاهها و زوایای مختلف قابل بررسی و تجزیه و تحلیل است. البته بررسی ابعاد آن سودمند است ولی اکنون وقت و مجال رسیدگی به همه ابعاد آن نیست. با برخی از افراد فعال در حوزه معلولین که سابقه پژوهش در این حوزه را نیز دارند، این موضوعات را بررسی کردیم. مواردی درباره این فهرست به نظرمان رسید که در ادامه بیان میشود.
1- تمامی عناوین اعلام شده در این فهرست، 117 عنوان است. 32 عنوان از آنها مرتبط به معلولین و مددجویان است.
2- هیچ عنوانی از این عناوین درباره دستورات معصومین (ع) و آموزههای قرآنی نیست. با اینکه در سخنان معصومین (ع)، بحثها و نکاتی درباره معلولین، افراد آسیبدیده اجتماعی و جامعههای هدف سازمان هست. برای نمونه در روایتی از امام موسی کاظم (ع) هست:
عونک للضعیف افضل من الصدقة (تحف العقول، ص437)
یعنی مدد و کمک به مددجویان بهتر از پرداخت مال به آنها است.
این روایت بر توانبخشی تأکید کرده و آن را نوعی پیشگیری دانسته است. به طوری که اگر با اقدامات و طرحهای آموزشی به افراد شناخت، آگاهی، عقاید صحیح و روحیه بدهیم، آنان در مقابل بسیاری از آسیبهای اجتماعی تقویت شده و اساساً آنچنان سامان مییابند که نوبت به رسیدگیهای مالی نمیرسد. یعنی آحاد جامعه آسیبمند نمیشوند و بنابراین نوبت به صرف بخشی از هزینههای عمومی کشور برای رفع نابسامانیها نمیرسد. تصور فرمایید یک روایت پنج کلمهای بار معنایی عمیقی دارد و بسیاری از اهداف سازمان را پوشش میدهد.
به دلیل اینکه مردم ایران مسلمان هستند، پیام معصومین(ع) را زودتر قبول میکنند و به راحتی میتوان خطمشی و اهداف سازمان را از طریق آموزههای دینی به مردم القاء کرد و مردم با پذیرش آنها، نوعی مصونیت در مقابل آسیبها پیدا میکنند.
آیا در 117 طرح پژوهشی که اولویتدارترین پژوهشهای مورد نظر سازمان است، هیچ طرحی با گرایش دینی و مذهبی نمیبایست مطرح و معرفی شود؟
با اینکه اگر یک کتاب کوچک با چند روایت و چند آیه در تیراژ وسیع در اختیار مردم قرار گیرد، تأثیر اجتماعی و فرهنگی آن و به تبع تأثیر اقتصادی و عملی آن بسیار بیشتر از دهها اقدام دیگر است.
از یکی دوستانی که نظرات را جویا شدیم میگفت فقط یک کارت به اندازه A4 دیده که یکی از مؤسسات معلولین منتشر کرده و روایتی از امام حسین (ع) درباره معلولین را با خط زیبا درج کرده بودند، در یک جمعی بودم هر کس این کارت و این روایت را میدید تحت تأثیر قرار میگرفت. سازمان بهزیستی با صرف یک میلیون تومان میتوانست هر سال چند حدیث را در قطعههای مختلف منتشر کند.
3- بسیاری از سرفصلهای اعلام شده در این فهرست، مربوط به توانبخشی است. یعنی احتمالاً سه چهارم آن توانبخشی است. به اجماع همه روانشناسان، روح و بُعد غیرجسمانی آدمی تفوق و برتری بر جسم انسان دارد. اگر توانبخشی را منحصر به جسم کنیم و فقط درصدد تواندار و توانمندسازی جسم و بدن باشیم، و از روح و روان غفلت نماییم؛ نتیجه آن قطعاً مطلوب نیست. زیرا انسانی با جسم سالم و توانمند اگر روحیه و باورهای درست نداشته باشد، به تدریج جسمش هم آسیبمند خواهند شد. اساساً آدم بدون روحیه و بدون افکار و اعتقادات صحیح، در توانبخشی جسمش هم مشکل خواهد داشت. بنابراین در توانبخشی اولویت با روان و روح است و باید به طرحهایی اولویت داد که این بُعد آدمی را سامان دهد.
4- در این فهرست حتی تحقیقات مربوطه به روح و روان با گرایش غیر دینی هم ملاحظه نمیشود. برای نمونه اینگونه موضوعات در این فهرست نیست:
من عیناً مشاهده کردم فردی که به سرطان مبتلا بود و دردهای شدیدی داشت، با نماز خواندن آرام میگرفت.
بررسی تأثیر باورهای دینی در قبول تأثیرات فیزیوتراپی.
بررسی وضعیت آماری آسیبهای اجتماعی در خانوادههای متدین.
یعنی تحقیقات میدانی، موردی و آماری در زمینه تأثیر فاکتورهای روحی و روانی، اعتقادی و اخلاقی در این فهرست نیست.
پرسش این است، سازمان بهزیستی و معاونت توانبخشی برای اینکه تدبیر و برنامهریزی درست و صحیح داشته باشد، لزوماً باید از «جامعههای هدف» اطلاعات داشته باشد، این جوامع چون مسلمان هستند و تحت تأثیر متغیرهای دینی و اخلاقی میباشند، سازمان ضرورتاً باید از این متغیرها هم آمار و اطلاعات داشته باشد و پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات به برنامهریزی بپردازد.
به عبارت دیگر بررسی جنبههای جسمانی معلولیت و قشرهای آسیبدیده، نشانگر همه واقعیتها نیست و برنامهریزی بر اساس اینگونه دادهها گمراه کننده است. به همین دلیل به رغم تلاشها و فعالیتهای بسیار گسترده سازمان و صرف هزینههای بسیار، آسیبهای اجتماعی کم نمیشود بلکه روز به روز زیادتر هم میشود.
5- به نظر میرسد تنها راه موفقیت سازمانهایی مثل بهزیستی در کشورهای مذهبی مثل ایران، اجرا و اعمال تدابیر و طرحهای جامع و دو بُعدی است. باید بپذیریم که دو دسته متغیر در فرآیند رخدادهای اجتماعی تأثیر دارند. یک دسته متغییرهایی مربوط به جسم آدمی و دوم متغیرهایی مربوط به روح و روان، فکر و باورهای انسان. پرداختن به یکی و غفلت از دیگری موجب ناکارآیی و عدم موفقیت طرحها است. اگر این تحلیل پذیرفته شود، لاجرم باید ریاست جدید سازمان بهزیستی که اذعان به ضرورت تغییرات هم دارد، نباید راه را به اشتباه برود، بلکه به صراحت باید نیمی از بودجه و امکانات سازمان را در اختیار طرحهای غیرجسمانی بگذارد؛ کارشناسان و متخصصین از جنس دیگر را دعوت کند و به آنها مجال و حتی مسئولیت بدهد. منظورم این نیست که تعدادی از فارغ التحصیلان رشته روانشناسی یا طلاب علوم دینی را به سازمان آورده و چند اتاق به آنها داده شود. بلکه منظورم این است که افرادی که در زمینه آسیبهای اجتماعی یا معلولین کار فکری و پژوهشی کرده و از منظرهای غیر پزشکی و غیر جسمانی به این جوامع پرداختهاند و چندین سال تحقیق کرده و تحلیل نوشتهاند، از دانش و تجریه آنها برای تحول در سازمان استفاده شود.
1- بررسی مقایسهای فرسودگی شغلی مشاوران حضوری و تلفنی (1480)
2- بررسی سهم حوادث در ایجاد معلولیت در معلولین تحت پوشش سازمان به تفکیک نوع حادثه، نوع و شدت معلولیت و استان
3- بررسی علل اختلالات شنوایی در کودکان پیش دبستانی در کشور
4- بررسی شیوع آمبلیوپی در افراد 30-20 سال در کشور
5- بررسی شیوع بیماریهای ایکس لینک در افراد تحت پوشش طرح غربالگری مشاوره ژنتیک در بین دختران 15 تا 25 سال
6- بررسی علل معلولیت در کودکان زیر 14 سال تحت پوشش سازمان
7- بررسی شیوع و بروز و عوامل مؤثر بر مصرف مواد در زنان
8- موانع و مشکلات ارائه خدمات کودکان مادر معتاد
9- مقایسه اثربخشی درمان اجتماع محور و گروههای خودیار
10- بررسی اثربخشی مراکز توانمندسازی و جامعه پذیری (R.R.C) بهبودیافتههای اعتیاد در پیشگیری از عود
11- تحلیل وضعیت مشارکت مردم در برنامههای کاهش بار اعتیاد
12- مقایسه میزان سرمایه اجتماعی در محلههای تحت پوشش برنامه اجتماع محور با سایر محلات
13- تعیین شاخصهای سلامت روانی اجتماعی کودکان و نوجوانان
14- ارزشیابی برنامه آموزش زندگی خانواده
15- بررسی وضعیت کودکان خیابانی و رفتارهای پرخطر
16- مطالعه آینده نگر درباره وضعیت ایدز در کشور و تدوین استراتژیها و مدلهای پیشگیری در جمعیت هدف سازمان
17- بررسی و ارزیابی شبکه حمایتی جامعه نگر از خانوادههای مبتلایان به ایدز
18- تحلیل وضعیت تزریق مواد در کشور
19- مطالعه تطبیقی نظام پیشگیری از HIV/AIDS در ایران و جهان
20- نیازسنجی جامعه هدف CBR بر اساس مؤلفههای ماتریس CBR
21- بررسی روند کار کمیسیون پزشکی تشخیص نوع و شدت معلولیت بر اساس ICF
22- بررسی اثر عضویت درگروههای خو دیار در توانمندسازی معلولین تحت پوشش برنامه CBR
23- بررسی تأثیر برنامههای توانمندسازی بر کیفیت زندگی افراد معلول ضایعه نخاعی
24- بررسی کیفیت زندگی افراد معلول شناسایی شده در توانبخشی مبتنی بر جامعه قبل و بعد از اجرای برنامه
25- تحلیل اثربخشی برنامه آموزش مهارتهای زندگی در برنامه CBR
26- بررسی اثربخشی آموزش در خانواده افراد معلول در مناطق روستایی تحت پوشش برنامه CBR بر عملکرد فردی آنان
27- بررسی تأثیر برنامه CBR بر وضعیت آموزش و تحصیل معلولان بر اساس ماتریس CBR
28- بررسی اثربخشی آموزش افراد معلول در مناطق روستایی تحت پوشش برنامه CBR بر عملکرد آنان
29- بررسی تأثیر آموزش برنامه شیوه زندگی سالم بر ارتقای فعالیتهای معلولین استان
30- ارزیابی میزان رضایتمندی معلولین جسمی حرکتی از کیفیت وسایل کمک توانبخشی ارائه شده
31- بررسی اثربخشی برنامه تربیت شنیداری بر کیفیت زندگی کودکان پس از استفاده از کاشت حلزون و سمعک
32- بررسی الگوهای مدیریت مراکز روزانه توانبخشی در سطح جهان
33- بررسی و مطالعه منزلت اجتماعی افراد مقیم مراکز
34- بررسی اثربخشی خدمات توانبخشی،مراقبتی درمانی در مراکز شبانهروزی بیماران روانی مزمن
35- بررسی نقش مراکز شبانهروزی بیماران روانی مزمن بر «ارتقاء سلامت خانواده گروه هدف»
36- تأثیر نحوه ارائه خدمات روانی اجتماعی (سایکوسوشیال) در مراکز شبانهروزی بیماران روانی مزمن بر مدت زمان اقامت گروه هدف در مرکز
37- بررسی اثرات روانشناختی خدمات توانبخشی مراقبتی در منزل بر سطح بهداشت و سلامت روان خانواده
38- میزان رضایتمندی بیماران ضایعه نخاعی از ویزیت دورهای تیم سیار خصوصی در بخشهای مختلف پزشکی، توانپزشکی، روانشناسی و مددکاری
39- بررسی اثربخشی ارایه خدمات به سالمندان، معلولین جسمی حرکتی ذهنی و روان در طرح توانبخشی میتنی بر خانواده در استان
40- بررسی نقش طرح مراقبین بر سلامت روانی مراقبین و خانوادههای معلولین تحت پوشش طرح
41- بررسی تأثیر اصول مراقبت صحیح و توانبخشی در استقلال افراد معلول
42- محاسبه قیمت تمام شده خدمات مراکز توانبخشی غیر دولتی مراکز ارائه خدمت در منزل
43- بررسی میزان تأثیر خدمات تیمهای سیار مراقبت درمنزل بیماران روانی در روند درمان و توانمندسازی بیماران روانی مزمن
44- تهیه نسخه فارسی Minimum data set (MDS) for nursing home resident and care screening
45- بررسی تأثیر برنامه مراقبت در منزل بر سلامت روانی بیماران روانی مرمن مراکز توانبخشی
46- بررسی اثربخشی طرح مراقبین بر سازگاری زناشویی خانوادههای معلولین
47- بررسی تأثیر برنامه بازگشت به اجتماع (CRP) در ترخیص بیماران روانی مزمن مقیم در مراکز توانبخشی
48- بررسی نقش پیگیری درمان و توانبخشی در منزل بیماران روانی مزمن در تلفیق اجتماعی گروه هدف
49- بررسی کیفیت خدمات تخصصی مراکز غیردولتی آموزشی و توانبخشی روزانه و شبانهروزی و ویزیت در منزل
50- بررسی مقایسهای اثربخشی و کارایی توانبخشی در مراکز بهزیستی (شبانه روزی، روزانه و مراقبتی - ویزیت در منزل)
51- بررسی اثربخشی واگذاری خدمات به مراکز غیردولتی
52- بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد خانوادههای دارای فرزند معلول ذهنی در مواجه با آن
53- بررسی تأثیر آموزش خود مراقبتی بر استقلال سالمندان مبتلا به سکته مغزی
54- بررسی تأثیر بستههای آموزشی در کاهش آثار زخم بستر در توانخواهان ضایعه نخاعی
55- بررسی اثربخشی آموزش خانواده بر کیفیت زندگی خانوادههای دارای بیماران روانی مزمن
56- بررسی سطح سلامت روانی والدین دارای کودکان معلول
57- بررسی میزان دسترسی افراد معلول به شبکه حمل و نقل عمومی در کلان شهرها
58- تعیین میزان اثربخشی طرحواره درمانی در توانمندی سازی افراد در معرض آسیب و آسیبدیده اجتماعی
59- بررسی عوامل محافظت کننده و علل عود کننده مجدد رفتار پرخطر دختران و زنان آسیبدیده اجتماعی
60- بررسی اثربخشی مراکز اقامتی میان مدت درمان اعتیاد
61- بررسی آسیبهای اجتماعی (طلاق - فرار دختران - ارتباط نامشروع) در روستاها
62- بررسی عوامل گرایش به مواد روانگردان در دانش آموزان مناطق آموزش و پرورش
63- بررسی راههای افزایش انگیزه و علاقه مردم در زمینه پیشگیری از آسیبهای اجتماعی
64- طراحی مدل اجرایی (فرهنگی، اجتماعی) پیشگیری از بروز آسیبهای اجتماعی (اعتیاد، پرخاشگری، کودکان کار، گسست نسلی، آسیبهای نوپدید اجتماعی و ....) درجامعه کار و تولید
65- بررسی عوامل شیوع کودک آزاری ونحوه برخورد قانونی با عاملان اجرای آن درمهدکودکها
66- شناسایی عوامل روانی - اجتماعی کودکان کاروخیابانی
67- شناسایی عوامل روانی - اجتماعی مؤثر در همسرآزاری و ارائه الگوی مداخله
68- شناسایی عوامل روانی - اجتماعی مؤثر درخودکشی زنان
69- شناسایی عوامل روانی - اجتماعی مؤثر درفراردختران
70- شناسایی عوامل مؤثر بر افزایش کارایی نیروهای انسانی
71- بررسی رابطه بین آموزش ضمن خدمت و فرهنگ سازمانی با عملکرد کارکنان
72- بررسی نقش نظارتی کمیسیون ماده 26 بر بهبود عملکرد مراکز غیردولتی
73- بررسی رضایتمندی گروههای هدف از واگذاری وظایف سازمان به بخش غیر دولتی
74- بررسی عملکرد مراکز و مؤسسات غیر دولتی قبل و بعد از اجرای سیاستهای تشویقی توسط سازمان
75- بررسی میزان اثرگذاری خصوصیسازی در بهبود عملکرد خدمترسانی به گروههای هدف سازمان
76- بررسی میزان کاهش تصدیگری دولت در راستای واگذاری خدمات به بخش غیر دولتی (در حیطه وظایف سازمان بهزیستی)
77- بررسی میزان نظارت سازمان بر مراکز واگذار شده به بخش غیر دولتی
78- بررسی عوامل مؤثر برخلاقیت کودکان در مهدهای کودک
79- بررسی تأثیر حضور همزمان کودکان معلول و سالم در مهدهای کودک
80- بررسی سطح اضطراب امتحان فرزندان شبانه روزیهای بهزیستی استان تهران
81- بررسی شیوههای ایجاد استقلال اقتصادی، اجتماعی در فرزندان شبانهروزی بهزیستی
82- مقایسه کارآمدی روانشناسی مثبت برکاهش اضطراب کودکان
83- بررسی شیوههای علمی جهت افزایش خلاقیت کودکان در مهدکودک استان
84- بررسی تأثیر هنرهای دیداری بر آموزش راهبردهای رویارویی به کودکان آزاردیده
85- بررسی و مقایسه رشد اجتماعی کودکان 3 تا 5 سال که در مهدکودک از خدمات مهد استفاده میکنند با کودکان نگهداری شده در منزل
86- بررسی مقایسه محیطهای نگهدارنده کودکان بیسرپرست و یا بد سرپرست (خانههای کودکان و خانوادهها) و تأثیر آن بر رفتارهای کودکان
87- بررسی نقش عوامل فرهنگی اجتماعی مؤثر در بروز خشونت شوهران علیه همسران
88- بررسی عوامل خانوادگی مؤثر بر افت تحصیلی دانش آموزان تحت پوشش بهزیستی
89- مقایسه نگرشهای سنتی در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان و نگرشهای جدید و علمی
90- استقلال و تأمین نسبی اقتصادی، اشتغال، بیمههای اجتماعی (راهکارهای توانمندسازی زنان)
91- بررسی میزان اثربخشی مداخلات مرکز مداخله در بحران در افراد اقدام کننده به خودکشی (هرمزگان)
92- بررسی تأثیر ارائه خدمات حمایتی و رفاهی به گروههای آسیبدیده
93- مقایسه سطح عزت نفس خانوادههای توانمند شده با خانوادههای تحت پوشش سازمان
94- بررسی تأثیر ادامه تحصیل فرزندان خانوادههای تحت پوشش (در مقاطع مختلف آموزش عالی) بر توانمندسازی خانواده
95- بررسی رابطه بین وضعیت تحصیلی زنان سرپرست خانوار با طول مدت توانمندسازی آنها
96- بررسی عوامل بازدارنده شکوفایی خلاقیت در بین مددجویان سازمان و ارائه راهکارهای مناسب برای حل موانع
97- بررسی عوامل مؤثر در عدم توانمندسازی آسیب دیدگان اجتماعی
98- پژوهش و ارزشیابی برنامههای اجتماع محور
99- بررسی تأثیر آموزشهای زندگی خانواده و مهارتهای زندگی برکاهش آسیبهای اجتماعی
100- بررسی میزان اثربخشی فعالیتهای پایگاههای خدمات اجتماعی در کاهش آسیبهای اجتماعی (هرمزگان)
101- بررسی نقش مذهب و الگوی زندگی اسلامی - ایرانی در کاهش آمار طلاق در زوجین در معرض طلاق
102- بررسی خصوصیات روانشناختی تماس گیرندگان با صدای مشاور
103- سنجش میزان گرایش مددجویان به برنامههای توانمندسازی ( تسهیلات، برنامههای اشتغال)
104- بررسی علل موفقیت یا عدم موفقیت طرحهای اشتغال زایی مددجویان
105- بررسی وضعیت اشتغال مددجویان (با تکیه بر جذب نیروی انسانی و سرمایهگذاری در امور اشتغال)
106- سنجش میزان اثربخشی گروههای همیار در اشتغال پایدار
107- بررسی و مقایسه وضعیت استخدام و اشتغال معلولان تحت پوشش سازمان بهزیستی در بخشهای دولتی و غیردولتی
108- بررسی و تعیین الگوهای اشتغال و کارآفرینی برای معلولان و ارائه راهبردهای اجرایی در سطح استانها (با تکیه به دو گروه دارای مهارت آماده به کار و گروه بدون مهارت)
109- بررسی نقش منابع دولتی و غیر دولتی در تأمین مسکن معلولین و مددجویان
110- بررسی و مقایسه مسائل اجتماعی و فرهنگی مددجویان ساکن در مسکنهای بهزیستی در مناطق شهری و روستایی
111- بررسی و تعیین عوامل مؤثر بر ترغیب مردم به مشارکتهای نقدی و غیر نقدی برای کمک به جامعه هدف سازمان بهزیستی
112- بررسی و تعیین مسائل، مشکلات و موانع ازدواج معلولین (شامل گروههای جسمی - حرکتی، نابینایان، ناشنوایان، معلولین ذهنی و ...) و ارائه راهکارهای لازم جهت تسهیل در ازدواج ایشان
113- بررسی و تعیین مسائل، مشکلات و موانع ازدواج جامعه هدف سازمان (غیر معلولین مانند سالمندان، زنان سرپرست خانوار، فرزندان شبه خانواده و ...) و ارائه راهکارهای لازم جهت تسهیل در ازدواج ایشان
114- بررسی شیوههای گوناگون جلب و جذب مشارکتهای مردمی در استانهای کشور (با تکیه بر الگوهای فرهنگی)
115- بررسی و مقایسه تأثیرگذاری گروههای مختلف حامی (ورزشکاران، هنرمندان و ....) در ارتقاء مشارکتهای مردمی سازمان بهزیستی
116- شناخت ظرفیتهای موجود در جامعه به منظور حمایت از کسب و کارگروههای هدف
117- جهت بهرهبرداری در پایاننامههای دانشجویی - بررسی عوامل تعیین کننده تقاضای مسکن برای جمعیت تحت پوشش بهزیستی.
این 117 عنوان پژوهشی هم اکنون روی سایت سازمان است و من از آنجا اخذ کردم. همانطور که در مقدمه آمد، این لیست مورد مطالعه برخی افراد فعال و پژوهشگران حوزه معلولین به ویژه محققانی که در زمینه مسائل فرهنگی معلولین دارای آثاری هستند قرار گرفت. این عزیزان نظرات و سؤالاتی درباره این فهرست داشتند که برآیند نظراتشان در قالب پرسشهای زیر مطرح میشود:
تحقیقات که نهایی شده و به نتیجه رسیده، شامل چه نکات مهم و چه دستورالعملها و توصیههایی است؟
اساساً چرا تحقیقات سازمان منتشر نمیشود؟
آیا سازمان بهزیستی تا کنون از پژوهشگران کمک خواسته تا خود تحقیقات سازمان را موضوع قرار داده و به نقادی آنها بپردازند؟
فهرست 117 عنوانی سازمان بهزیستی نشانگر ساختار و چارچوب این سازمان است؛ نشانگر دغدغهها، طرز فکر و شیوه تفکر افراد شاغل در پستهای بالای سازمان است. بنابراین اگر ثابت شد نواقصی در این فهرست هست و بخشهایی از جامعه در این فهرست نیامده، لاجرم سازمان باید در ساختار و در طرز فکر و شیوه عمل مدیران ارشد خود هم تجدیدنظر کند.
اساساً خود مدیران باید در کارها و رفتارهای خود تجدیدنظر کنند و مدیری که یک دهه در پستی فعالیت میکند، وقتی ثابت شود که «جامعه هدف» آن مدیریت نه تنها بهتر نشده، بدتر هم شده، خود این مدیر باید یا استعفا بدهد و یا حداقل در کارهایش تجدیدنظر کند.
البته نقدها به معنای مخالفت با سازمان نیست بلکه نخبگان و فرهیختگان و پژوهشگران حوزه معلولین هدفشان بهبود عملکرد و کارآیی سازمان بهزیستی در حل معضلات اجتماعی است. همانطور که مدیران سازمان هم بر این هدف تأکید داشتهاند.(1)
رئیس محترم سازمان بهزیستی و خلیل صَفَدی کارگزار مملوکیان(2)
آذرماه 1393 آقای دکتر همایون هاشمی رئیس وقت سازمان بهزیستی همراه با دکتر سلیقه رئیس بهزیستی استان قم و معاونان بهزیستی استان قم و بهزیستی مرکز برای بازدید از دفتر فرهنگ معلولین تشریف آوردند. کارها را مشاهده فرمودند و خوشحال و خشنود شدند. این ملاقات نکاتی دارد که گزارش آنها خالی از لطف نیست. اما فقط در این مقال یک مطلب را میخواهم گزارش دهم. این مطلب درباره معرفی معلولین است. صفدی در سده 7 و 8ق از کسانی است که بیشترین اهتمام را برای معرفی معلولین داشته است. حالا میخواهم او را با رئیس سازمان بهزیستی در چارچوب معرفی معلولین مقایسه کنم.
به هنگام بازدید دکتر هاشمی در حضور خبرنگاران فراوان، اینجانب ضمن توضیح فعالیتهای دفتر فرهنگ معلولین، گفتم، پروژهای را دو سال است شروع کردهایم و میخواهیم روشندلان حافظ
قرآن، قاری قرآن و دیگر معلولین که برجستگی خاصی دارند یا هنرآفرینی دارند یا در حرفهای تبحر دارند در قالب یک جلد کتاب معرفی کنیم. خوبی این کار اینست که مردم با فعالیتهای این قشر آشنا میشوند و تبعات فراوان دارد از جمله زمینه برای اشتغال آنان فراهم میشود. نیز این اطلاعرسانی ضرری هم ندارد. اما مدیران بهزیستی با ما همکاری نمیکنند. دکتر هاشمی گفت، کاری خوب است و حتماً به مدیران میگویم همکاری کنند.
پس از آن چند بار تماس گرفتیم ولی مثل سابق همکاری نکردند و هنوز این پروژه مانده است.
لازم است توجه رئیس محترم جدید سازمان بهزیستی آقای دکتر انوشیروان محسنی و نیز توجه دکتر هاشمی به عنوان معاون وزیر رفاه و دیگر مدیران بهزیستی را به حادثهای که در سده 7 و 8 قمری در جهان اسلام اتفاق افتاد جلب کنم. این حادثه مثل همین پروژهای است که دفتر فرهنگ معلولین میخواهد اجرا کند؛ یعنی معرفی معلولین نخبه و اطلاعرسانی در این زمینه.
ریاست محترم سازمان بهزیستی، اگر صلاحالدین خلیل صَفَدی (696- 764ق) در سال 750ق پروژه معرفی معلولین را به اتمام رسانده باشد یعنی 686 سال قبل ضرورت معرفی معلولین را درک کرده و اقدام به این پروژه نموده و یک جلد کتاب زیبا در اینباره تألیف و عرضه کرده است. الآن در دنیای مدرن، با وجود اینترنت و انواع وسایل ارتباطی و انتشاراتی، همان ضرورتهای سابق برای اجرای این پروژه موجود است. یعنی تفاوتی بین این زمان و قرون گذشته نیست و همواره اطلاعرسانی برای معلولین ضرورت داشته است.
برای اینکه نسبت به کار صفدی مطلع شویم، ابتدا درباره خودش و بعداً درباره کارش توضیح میدهم:
صلاح الدین خلیل بن ایبک بن عبدالله صفدی (696-764ق/ 1296-1363م)، ادیب، مورخ در معرفی و بازسازی اخلاقی و بهسازی اجتماعی روشندلان نابینا در عصر خودش بسیار کوشا بوده است. او در شهر صَفَد از بلاد فلسطین متولد شد. به همین دلیل به صفدی نامیده و مشهور شد. در دمشق به تحصیل پرداخت و در فن طراحی و نقاشی مهارت پیدا کرد؛ اما این رشته او را راضی نمیکرد و به مطالعه زندگینامه نخبگان و شخصیتها روی آورد؛ شخصیتشناسی، پژوهش و تألیف در این حوزه را تا آخرادامه داد. (الاعلام، زرکلی، جلد2، ص315، «نابینایان»، یعما، ش 304، ص583-585) تا دویست تألیف برای او شمردهاند. اما اغلب به کتابهای نکت الهمیان و الوافی بالوفیات او را میشناسند. کتاب الوافی حجیمترین کتاب در زمینه شخصیت شناسی و 29 جلد است.
صفدی سالها در دولت مملوکیان کارگزار بود و تولیت دیوان الانشاء صفد، مصر و حلب را بر عهده داشت. چند سال هم مدیرت بیتالمال دمشق را بر عهده داشت. (الاعلام، ص315)
مورخین، دانشمندان بسیار او را تکریم کرده و درباره خصلتها و اخلاق نیکوی صفدی نوشتهاند (نک-: مقدمه مصطفی عطا بر نکت الهمیان و نکت العمیان، ص4-5). صفدی تحولاتی در شیوه شخصیتشناسی و زندگی نامهنگاری به وجود آورد. از یک نظر برای اولین بار به جامعه معلولین توجه کرد و جایگاه اخلاق و معنویت را در این جامعه بررسی نمود. گویا در بُن ذهن او این نکته بوده که معلولین از جمله اقشار مؤثر در تحولات جامعهاند، فرهنگ معلولین هم به مثابه خرده فرهنگ
تأثیرگذار در تاریخ جامعه اسلامی بوده است. پس از بررسی و تجزیه و تحلیل فرهنگ و جامعه معلولین، به عاملی میرسد که به عنوان متغیر اساسی و درجه یک عمل کرده است. این عامل همان اخلاق معلولین و معنویت موجود در فرهنگ آنان است. امروزه در تحقیقات روانشناسی و بررسیهای موردی و میدانی همین نکته اثبات شده است. در جوامعی مثل آلمان که به اخلاق معلولین اهتمام داشتهاند، جامعه تأثیرگذاری پدید آمده که در فرایندهای رشد و توسعه دخالت داشته است.
اطلاعرسانی درباره نابینایان: صفدی پس از چند تحقیق، کتاب نکت الهمیان فی نکت العمیان را نوشت. این عنوان به معنای پر کردن کیسه از نکتههایی درباره نابینایان است. هِمیان یعنی کیسه و خزینه، نَکت یعنی پرکردن، نُکَت یعنی نکتهها و اطلاعات و عمیان جمع اعمی یعنی نابینایان است. به زبان امروزی معنای عنوان این کتاب، اطلاعرسانی پر دامنه درباره نابینایان است. صفدی کتاب دیگری درباره نابینایان نوشت و آن را الشعور بالعور یعنی نابیناشناسی نامید. عُور جمع اعور به معنی یک چشم است. و امروزه در شمار کمبینایان شدید طبقهبندی میشوند. صفدی هدفش را شناخت موفقیتها، خلق و خوی نابینایان و معرفی آنان به مردم میداند. نخست به کتاب نکت الهمیان فی نکت العمیان میپردازم.
صفدی اطلاعات سیصد نابینای فرهیخته را در این کتاب جمعآوری کرده است. نیز ده مقدمه درباره مسائل مهم این قشر در ابتدای کتاب نوشته است. این بحثها و اطلاعات برای اولینبار در یک کتاب مستقل جمعآوری و آمده است و در تاریخ مسبوق به سابقه نیست. در واقع این اثر یک فرهنگنامه یا دانشنامه ویژه نابینایی و نابینایان است که برای اولین بار در تاریخ جوامع منتشر شده است. ترتیب اسامی نابینایان بر اساس الفبای نام، درست مثل کتب مرجع در این دوره تنظیم شده است.
صفدی در مقدمه علت تألیف این اثر را اینگونه مینویسد: روزی کتاب المعارف ابن قتیبه را مطالعه میکردم. دیدم در پایان فصلی را به نابیناها اختصاص داده و آنها را معرفی کرده است. پیگیر شدم، متوجه شدم ابن جوزی در کتاب تلقیح از چند تن نابینا نام برده است.
افرادی را که ابن قتیبه و ابن جوزی نام برده بودند از نظر تعداد اندک بودند ولی پیامبران مثل یعقوب، شعیب و یعقوب، صحابه و تابعین در بین آنها حضور داشتند. اینان رهبری جامعه خودشان را بر عهده داشتند و از نظر اخلاقی در اوج بودند.
با پیدا شدن این ذهنیت برای صفدی او شروع به مطالعه بیشتر و پیدا کردن شخصیتهای نابینای بیشتر، این کتاب را تألیف میکند. هدف صفدی این است که نشان دهد نابینایان از نظرروانی و روحی پست نبوده بلکه دارای فضائل و اخلاقیات نیک فراوان هستند؛ در همه جوامع آنان برخوردار از محاسن و منش رفتار انسانی عالی هستند. اغلب انسانهای موفق، تلاشگر، خدوم و فعال از این قشر میباشند؛ بسیاری از آنان، شاعران با احساسات پاک انسانی میباشند. به همین دلائل صفدی جذب آنان شد و این اثر را تألیف کرد.
چند نکته از کتاب: صفدی در مقدمه مینویسد: روزی در جلسهای با گروهی از فضلا نشسته بودم؛ سخن از محاسن و کرامت نابینایان به میان آمد؛ برخی از بزرگان جلسه به من توصیه کردند کتابی ویژه نابینایان تألیف کنم و درباره آنها اطلاعرسانی نمایم و خوبیها و محسنات آنها را به گوش
مردم برسانم. این سخن مرا به فکر فرو برد و پس از بررسی، تصمیم جدی گرفتم که کتابی درباره آنها بنویسیم.
صَفَدی در آخر مقدمه چند نکته را متذکر شده است، اینجانب از مدیران و رئیس محترم سازمان بهزیستی و دیگر نهادهای مرتبط به امور معلولین میخواهم به این نکات توجه فرمایند. در هفت سده قبل دیدگاههای بسیار پیشرفته و عالمانه درباره معلولین وجود داشته است. صفدی مینویسد: تا کنون نابینایی ندیده ام مگر اینکه دارای ذکاوت و هوش و ابتکار بوده است و نابینای باهوش معمولی یا کم، بسیار اندک است. در ادامه فهرست بلندی از نابینایان نویسنده و شاعر و دارای هوشهای عالی میشمارد. اما علت اینکه ذهن نابینایان اینگونه است چیست؟ صفدی در پاسخ مینویسد: چون قدرت عقلانی و ذهنی آنها مصروف دیدنیها نمیشود و متمرکز میشود. به همین دلیل ما به عنوان افراد سالم وقتی نام کسی یا موضوعی را فراموش میکنیم، چشمان خود را بسته و فکر میکنیم تا به خاطرمان بیاید.
سپس صفدی خاطراتی از نابینایانی در مصر یا شامات نقل میکند: در مصر، نابینایی بود که نامش را فراموش کردهام. کتاب هندسه اقلیدس را برای طلاب میخواند و اشکال آن را با شمع رسم میکرد.
در قلیجیه نابینایی به نام ممدود اعمی بود، سوزن را نخ میکرد و به لباس کوک میزد جوری که کوکها کاملاً یک اندازه بود. نابینای دیگری به نام نجم کبوتر باز بود. کبوترهای خود را به هوا میفرستاد تا کبوترهای غریب را همراه خود پایین بیاورند. از نوع پرواز آنها تشخیص میداد کدام خودی و کدام غریب است. نابینایی به نام علاءالدین بن قیران بود. او در شطرنج تبحر ویژه داشت. ضمن بازی شعر میخواند و سخن میگفت. نیز وسط بازی به بیت الخلاء میرفت و پس از بازگشت، وضعیت چینش مهرهها را به درستی میدانست.
آخرین حکایت صفدی در مقدمه اینست که: در صَفَد نابینایی معروف به شمس بود. از چاه آب میکشید و به مردم میداد و به خانهها میبرد. از عصا هم استفاده نمیکرد. روزی او را دیدم که دست همسرش را گرفته و به سوی حمام عین الزیتون میرفتند.
در مسیر، سر بالایی و در کنار آن درهای بود. او در حالی که دست زنش را فشار میداد به او میگفت مواظب باش در گودال سقوط نکنی (ص84-86).
پشت این حکایات نکات فراوان نهفته است و گویای هوش سرشار و محاسن اخلاقی این قشر میباشد.
در پایان
رئیس محترم بهزیستی کل کشور جناب آقای محسنی از محضر حضرتعالی استدعا دارم به طرحهای زیربنایی و اساسی بپردازید؛ پروژههایی که در تاریخ ماندگار است و در همه دوران مؤثر است مثل صَفَدی که کارش در تاریخ ماندگار است.
اما استدلال برخی مدیران بهزیستی اگر صحیح باشد، کار صَفَدی هم باید نکوهیده و ناپسند باشد. در حالیکه همه کارش را تأیید میکنند. این استدلالهایی مثل چاپ زندگینامه معلولان و نابینایان موجب آبروریزی است یا موجب وهن است یا اخبار و اطلاعاتی به بیرون میرود و دشمنان از درون جامعه ما آگاه میشوند، اگر درست باشد پس صَفَدی و دیگر مورخینی که زندگینامه
شخصیتها را مینویسند باید نکوهش میشدند. برعکس انتشار زندگینامه معلولان نشانگر قوتهای آنان است و علاوه بر فرهنگسازی و آشنایی جامعه با آنان موجب اطلاعرسانی و آشنا شدن شرکتها، نهادها و دیگر افراد خواهان نیروی کار با آنها شده و در نتیجه به اشتغال و اقتصاد و معیشت آنان کمک میکند.(1)
کارنامه همایون هاشمی در مسند ریاست سازمان بهزیستی(2)
پس از گذشت 3 سال و 8 ماه، در اردیبهشت ماه سال 1394 شاهد تغییر در ریاست سازمان بهزیستی کشور بودیم.
«دکتر همایون هاشمی»، رئیس سازمان بهزیستی کشور با تمام نکات مثبت و منفی که در کارنامهی چند ساله خود به جا گذاشت، در دو ماه گذشته، دوره خدمترسانی خود را در این سازمان به پایان رساند و میز ریاست این سازمان را به «دکتر محسنی بندپی» واگذار کرد.
وی که به اعتقاد بسیاری از افراد دارای معلولیت در دوره ریاستش، تنها به رصد کردن مسائل معلولان پرداخت و انجام کارهای عمیق از او کمتر دیده شد، حالا از جایگاه ریاست سازمان کناره گرفته و امروز شاید روزی است که بتوان فعالیتهای چندساله وی را مورد ارزیابی قرار داد.
«طرح آفتاب» یکی از طرحهایی بود که دکتر هاشمی در مدت فعالیت خود اهتمام ویژهای به اجرای آن داشت و طی آن همراه برخی از مدیران سازمان به شهرهای مختلف سفر کرده و با گردآوردن افراد دارای معلولیت در پارکها، به برگزاری مسابقات طنابکشی، شطرنج و... بین معلولان میپرداخت و البته ناگفته نماند که در این بین برخی هم موفق میشدند خود را به ریاست سازمان نزدیک کرده و مشکلات و درخواستهای خود را با وی در میان بگذارند.
شاید امروز وقت آن رسیده که بپرسیم آیا اینگونه رفتارها در شأن و منزلت افراد دارای معلولیت بوده یا نه و چگونه مدیر ارشد تنها سازمان حامی و متولی افراد دارای معلولیت در کشور به اجرای طرحهای سطحی این چنینی تن میدهد و به جای جلب نگرش احترام برانگیز جامعه نسبت به معلولان، 25 میلیارد ریال اعتبار را صرف ترویج نگاههای ترحم برانگیز به معلولان میکرد.
وقتی که افراد دارای معلولیت در تأمین هزینههای دارو و درمان خود ماندهاند و هنگامی که خود سازمان بهزیستی در پرداخت مستمریهای ناچیز معلولان با کمبود اعتبار مواجه است و سازمان بهزیستی برای تنها 10 هزار تومان افزایش با چالش جدی روبهرو میشود و هنوز نتوانسته رافع مشکلات افراد دارای معلولیتهای شدید و یا خانوادههای دارای چند عضو معلول شود قطعاً تخصیص هزینههای میلیاردی برای اجرای طرح آفتاب حتی اگر بهانهاش تقویت روحیه و توانبخشی نیز باشد، تصمیم نادرستی است. هر چند که تا مشکلات زیربنایی چون مسائل درمانی، معیشتی، بیکاری و... حل نشوند، توانبخشی صحیح حتی با صرف میلیاردها اعتبار نیز جاری نخواهد شد.
اتفاق مهم و قابل تأمل دیگری که در دوره ریاست دکتر هاشمی رخ داد، خروج چند هزار مددجو از زیر چتر حمایتی سازمان بهزیستی بود. هزاران فرد دارای معلولیت در شهرهای مختلف به بهانه سنجش افزایش یا کاهش درصد معلولیت به کمیسیون پزشکی بهزیستی فراخوانده شدند و به تشخیص این کمیسیونها با کاهش میزان معلولیت و به عبارتی نزدیک شدن به تندرستی! مواجه شده و از چرخهی حمایت خارج شدند و پرداخت همان مستمری ماهانه چهل و چند هزار تومانیشان نیز قطع شد و جالب آنکه سازمان، هزینه کمیسیون را نیز از خود این افراد دریافت کرد.
همچنین در پیگیری قانون جامع حمایت از معلولان که طی 7 ماه، مورد بازنگری قرار گرفته بود، کمتر شاهد پیگیریهای مدون و برنامهریزی شده مدیر ارشد سازمان برای تصویب این اصلاحیه بودیم.
«سهیل معینی» مدیرعامل انجمن باور، به پیک توانا گفت: سازمان بهزیستی بیشتر از یک سازمان توانبخشی است و یک سازمان اجتماعی حمایتی است و نباید تابع نوسانات باشد و از سیاستهای دولت تأثیر بگیرد در حالیکه تأثیر میگیرد و وقتی این سازمان تحت تأثیر سیاستهای کلی دولت باشد پس در ارائه خدمات نیز دچار نوسان خواهد شد.
وی در تبیین عملکرد دکتر هاشمی ادامه داد: این سازمان در دوره ریاست دکتر هاشمی صرفنظر از مشکلاتی که در مدیریت درون سازمانی، ساختار، نیروها و ... داشت به شدت از دولتهای نهم و دهم تبعیت میکرد یا آن سیاستها را پیش میبرد و در مسائل اجتماعی از توانمندسازی گرفته تا خروج گروه هدف از چرخه حمایت، بسیار سطحی و بدون ریشه عمل میکرد و طرحهایی مانند طرح آفتاب در سطح بسیار پایین به توزیع پول میپرداختند.
رئیس هیئت مدیره انجمن باور رویکرد تبلیغاتی را از دیگر اشکالات وارد به عملکرد سازمان بهزیستی در سالهای گذشته دانست و اضافه کرد: یکی از اقدامات آزار دهنده این دوره آرام کردن مطبوعات با دادن آمارهای غیر واقعی بود و مدیران قبلی سازمان در مصاحبه کردن گوی سبقت را ربوده بودند و در آن دوره سازمان کمتر به انجام کارهای تخصصی پرداخت.
این فعال اجتماعی عدم تدوین سیاستهای درازمدت، ریشهای و ساختاری در بحث گروه هدف را از دیگر نقاط ضعف بهزیستی در دوره قبل اعلام کرد و تصریح کرد: متأسفانه این سیاستها تدوین نمیشدند در حالیکه از تدوین آنها صحبت میشد و ریشه واقعی نداشتند.
سهیل معینی طرح تبدیل توانبخشی مبتنی بر جامعه به توانبخشی مبتنی بر خانواده را غیرعلمی و غیرقابل دفاع دانست و افزود: در دوره ریاست دکتر همایون هاشمی این شعار داده شد در حالی که چنین چیزی در دنیا وجود خارجی ندارد.
معینی با بیان اینکه سازمانهایی مانند بهزیستی هر چه بیشتر در حیطهی حمایتی فرو بروند کمتر به کار توانمندسازی میرسند و بیشتر سیاسی میشوند گفت: اگر سیاستهای ریشهای این سازمان به سامان نرسند این سازمان همچنان در معرض خطر خواهد بود.
«دکتر محمد کمالی» در ارزیابی عملکرد رئیس سابق سازمان بهزیستی کشور به پیک توانا گفت: دکتر هاشمی در اندازهای که میتوانست زحمت کشید اما در بررسی عملکرد ایشان قاعدتاً نیاز به یک بررسی جامع است و باید ببینیم که وی چه امکاناتی در اختیار داشته و با آن امکانات چه کارهایی را انجام داده است.
کمالی که دو دوره معاون توانبخشی بهزیستی بوده ادامه داد: در گزارشهای موجود از عملکرد دکتر هاشمی میتوان به عملکردهای پرحجمی از خدمات در زمینه مسکن، اجتماعی، توانبخشی و پیشگیری اشاره کرد اما انتقاداتی هم وجود دارد که به راهبردهای استراتژیکی که باید در برنامهها جای میگرفت برمیگردد.
کمالی تصریح کرد: من از اینکه چه امکاناتی در اختیار کادر قبلی سازمان بهزیستی قرار داشته اطلاع دقیقی ندارم اما طبق اطلاعاتی که دورادور از جامعهی هدف دارم میتوانم بگویم متأسفانه جامعه هدف چه در حوزه توانبخشی و چه در حوزه اجتماعی با تأمین نیازهای خود هنوز فاصله زیادی دارد.
وی با بیان اینکه سیستمهای نظام اطلاعات آمار سازمان بهزیستی در حوزه جمعیت هدف هنوز روشن نیستند و هنوز فهم گروههای هدف از اعتبارات سازمان آنگونه که باید تبیین نشده افزود: اگرچه موضوع بیمهها، توزیع لوازم کمک توانبخشی، سپردن کودکان بیسرپرست به خانوادهها و استفاده از مشارکت جامعه در دوره ریاست دکتر هاشمی پیشرفتهایی کرد اما به نظر میرسد که همه این موارد میتوانستند بهتر از این اتفاق بیافتند.
کمالی با اشاره به اینکه طرح آفتاب در سازمان بهزیستی طرح جدیدی بود اما سابقه آن در دولت دهم و یازدهم وجود داشت گفت: اعتقاد من این است که وقتی یک مسئول رده بالا شخصاً بیاید و شروع به پرونده دیدن کند این بدان معنی است که من اعتمادی به زیرمجموعه ام ندارم و خودم باید جای آنها عمل کنم.
وی با تأکید بر اینکه من از ابتدا با اجرای طرح آفتاب مخالف بودم گفت: ما در استانها و شهرستانها مجموعههایی را داریم که بر اساس پروتکلهای مشخصی نسبت به تأمین هزینه جامعه هدف اقدام میکنند؛ بنابراین اگر شخصی بدون بررسی کامل و خارج از آییننامه و شیوهنامهها شروع به تأمین هزینههای موردی کند علاوه بر بیاعتنایی به مجموعههای استانی، موجب میشود تا جامعه هدف به جای آنکه دنبال حل مشکلاتشان در استان خود باشند پشت درهای بهزیستی کشور صف بکشند و در نتیجه ما شاهد بروز برخی تخلفات از جمله فروش وقت ملاقات با مدیران رده بالای سازمان به قیمتهای کلان باشیم.
کمالی خاطرنشان کرد: ما زمانی میتوانیم به شکل صحیح به جامعهی هدف رسیدگی کنیم که همه موارد در سیستم و سطحبندی ارائه خدماتمان تعریف شده باشد و همچنین ما نیازمند این نیستیم که مجموعههایی بیایند و دست به کارهای خارقالعاده و خاص بزنند چرا که این کارهای خارق العاده به عدالت نزدیک نیستند و از آن فاصله دارند.
این کارشناس حوزه معلولان ادامه داد: ما باید آنچه میتوانیم برای جامعه هدف انجام دهیم را در یک پروسه و فرآیند مشخص و به صورت سطحبندی شده در سیستم اعمال کنیم و به این ترتیب مثلاً اگر بخواهیم به یک فرد روستایی دارای معلولیت خدمتی ارائه دهیم باید در محل زندگی او این خدمت را بدهیم نه اینکه او به زحمت افتاده و نزد ما بیاید و البته این روند باید سیستمی داشته باشد که در خدمات بیمهای، توانبخشی و تمام برنامهها شفاف شود و اینگونه نباشد که فردی بخواهد برای ما نامهای بنویسد یا از جای دوری به دیدن ما بیاید و ما بخواهیم از سر لطف به او کمکی بکنیم.
دکتر کمالی با بیان این مطلب که من تصور نمیکنم مدیریت دکتر هاشمی به سمت منفی بودن بوده باشد تصریح کرد:
در دوره ریاست دکتر هاشمی انتظار میرفت که پیشرفت بیشتری ببینیم و در اجرای برنامههای کلان برای جامعهی هدف وضعیت بهتری را شاهد باشیم چرا که از توان موجود میشد بهره بهتری گرفت.
«دکتر علی صابری»، عضو شورای شهر تهران با بیان اینکه شعار زدگی و انجام امور موردی از نقاط ضعف بارز در عملکرد دکتر هاشمی است گفت: البته در برخی موارد چارهای هم نیست و جامعه هدف با مراجعه پی در پی موجب میشود سازمان از پرداختن به امور اساسی باز بماند و نتواند برنامهریزی و آیندهنگری کند و بنابراین نتیجهی عالی هم دیده نمیشود.
این وکیل پرونده خونهای آلوده مصاحبههای بیش از حد مدیران دورهی قبلی سازمان بهزیستی را از دیگر اشکالات وارد به عملکرد آنها دانست و تصریح کرد: متأسفانه مدیران قبلی این سازمان به جای اینکه روی کارهای اصلی و اساسی وقت بگذارند به دادن مصاحبههای بیشمار میپرداختند و بدیهی است این امر فرصتی برای انجام کارهای پایهای نمیگذارد.
صابری همچنین گفت: نتیجه مصاحبههای زیاد و پی در پی به جا ماندن صحبتهای ضد و نقیض است و به طور مثال من به عنوان یک فرد دارای معلولیت و نماینده مردم تهران در شورای شهر از صحبتهای مدیران قبلی بالاخره متوجه نشدم بودجه توانبخشی سازمان بهزیستی برای امسال چقدر تعیین شده است.
وی افزود: مسائلی که در بالا ذکر شد جلوه مثبتی از عملکرد این سازمان نمایش نمیدهد و از آنجا که ما با فرد خاصی مشکل نداریم پس اگر این اشکالات رفع نشوند، هر کس دیگری هم که برای مدیریت این سازمان انتخاب شود با کمی نوسان، همین روند را ادامه خواهد داد.
عضو شورای شهر تهران انتخاب مدیران خارج از بدنه سازمان را از دیگر اشکالات وارد به عملکرد دکتر هاشمی دانست و گفت: «طرح آفتاب» در دوره ریاست دکتر هاشمی به زندگی روزمره افراد پول تزریق میکرد و به حل مشکلات موردی آنها میپرداخت و اگرچه برخی افراد به این پول نیاز داشتند ولی این روش، راهکار خوبی نبود.
صابری، طرح آفتاب را مصداق بارز شعار زدگی در دوره ریاست دکتر هاشمی دانست و تصریح کرد: این طرح به ارائه آمارهای پراکنده دامن میزد و روی عدد و رقمهای ناصحیح تمرکز داشت در حالی که اگر اعتبار این طرح در حوزه توانبخشی وارد میشد میتوانست بسیار مؤثرتر باشد.(1)
1) . پیک توانا، ش59، ص 8-9.
سومین دوره از تصویب قوانین موردی با تأسیس مجلس شورای اسلامی آغاز میشود و تا تصویب اولین قانون مجموعی و اختصاصی معلولین در سال 1368 تداوم مییابد. با تصویب قانون مناسبسازی در امور معلولین از نظر حقوقی و قانونی وارد مرحله جدید میشود. اما زمینههای تصویب قانون جامع 83 را باید در فعالیتهای مجلس پیش از سال 68 جستجو کرد. فعالیتها و اقدامات مجلس شرایط اجتماعی و فرهنگی را برای تصویب قانون مناسبسازی آماده کرد. از اینرو لازم است به دوره 60 تا 68 هم توجه شود. با این دوره، دوران «فقط قوانین موردی» به عبارت دیگر اهتمام جزیرهای به حقوق معلولین به پایان میرسد. پس از این دستگاههای قانونگذار به معلولین به عنوان «جامعه هدف» مینگرند و برای آن قانون تصویب میکنند و همانطور که قانون موردی برای آنها دارند، قوانین ویژه و مجموعی هم تصویب مینمایند. همانگونه که پس از سال 1383معلولین به عنوان یک هویت، یک جامعه با ابعاد متنوع در نظر گرفته شدند. تکامل معلولین از افراد مندرج در جامعه دیگر تا جامعه مستقل و دارای تشخص در سال 1368 اتفاق افتاد و تکامل معلولین از قطعههای پراکنده که هر زمان، قطعهای نیاز حقوقی و قانونی داشت و دستگاههای مقنته به آن اهتمام نموده و با تصویب یک یا چند ماده قانون، مشکل آن را درمان مینمودند، به جامعهای با هویت جمعی و خواستگاههای عمومی و همگانی و نیازهای حقوقی عام در سال 83 اتفاق افتاد. این مراحل، تحولات ژرف و مهمی را در تاریخ معلولین ایران رقم زده است.
تلاش میکنم قوانین مصوب این دوره را هم به ترتیب تاریخی بررسی کنم. اما قبل از ورود به قوانین، لازم است شرایط و اوضاع آن دوره مرور شود. مجلس شورای اسلامی در اردیبهشت 1359 کارش را آغاز کرد. البته چند ماه را به اعتبارنامهها و آییننامهها و تعیین مدیریتهای داخلی گذراند. در همین زمان و تا تیرماه 59 شورای انقلاب هم مشغول تصویب قوانین بود. برای نمونه تصویب قانون تشکیل سازمان بهزیستی در همین زمان یعنی در زمانیکه مجلس شورای اسلامی وجود داشت، توسط شورای انقلاب تصویب شد. سید ابوالحسن بنی صدر (متولد 1312) تا خرداد 1360 ریاست جمهوری را بر عهده داشت و مرحوم محمدعلی رجایی (1312- 1360) نخست وزیر او بود.
پس از عزل بنی صدر از ریاست جمهوری و برگزاری انتخابات، در 11 مرداد 1360، مرحوم محمدعلی رجایی به ریاست جمهوری رسید ولی فقط 29 روز رئیس جمهور بود و در 8 شهریور 1360 همراه با نخست وزیرش یعنی محمدجواد باهنر با بمب کارگذاری شده توسط سازمان مجاهدین (منافقین) خلق به شهادت رسید. در دوره نخست وزیری او، عراق جنگ همه جانبه و گستردهای علیه ایران آغاز کرد. همه این نکات گویای اینست که جمهوری نوپای اسلامی که در آغاز راهش تلاش کرده بود، سازمان بهزیستی تأسیس کند و به مشکلات معلولین پایان دهد، مشکلات فراوان جدید به سراغش آمد. در حملات تروریستی گروههای معاند، شهدا و مجروحین و معلولین فراوان پیدا شد. نیز
با آغاز جنگ تحمیلی، بمباران شهرها و روستاهای مرزی با تانک و توپ و هلیکوپتر، هزاران شهید و معلول جدید بود که نیاز مبرم به رسیدگی داشت. از اینرو اولویت از معلولین عادی به معلولین جنگی منتقل شد. با این حال مجلس شورای اسلامی و دولت جمهوری اسلامی در این مدت با تصویب موردی قوانین، زمینههای مساعدت و رسیدگی به معلولین را فراهم آوردند. دقیقاً به همین دلیل بود که تصویب قانون ویژه معلولین تا سال 68 و تصویب قانون جامع معلولین تا سال 1383 طول کشید. قطعاً اگر مشکلات مزبور نبود، در سال 1360 یا نزدیک به آن قانون ویژه یا جامع معلولین تصویب و گامهای بلندی برای آنان برداشته میشد.
این دوره مراکز قانونگذاری متنوع و متعدد شدهاند. غیر از مجلس شورای اسلامی و هیئت دولت، شورای شهر، سازمان برنامه و بودجه، شورای عالی برنامهریزی، شورای عالی قضائی، شورای عالی اداری و شورای عالی شهرسازی هم به تصویب مقررات و قوانین متناسب با اداره خودشان میپرداختند. اینک به اهم قوانین این دوره برای معلولین میپردازیم. این قوانین به ترتیب تاریخ معرفی میشوند. ذیل هر قانون، اصلاحیهها، مکملها و توضیحات آن میآید. این موارد هم به ترتیب تاریخ میآیند.
مجلس شورای ملی در 2 آذرماه 1360 قانونی برای نمایندگان مجلس تصویب کرد. بر اساس این قانون نمایندگان و افراد تحت تکفل آنان، به هنگام بروز حوادث و سوانح و معلول شدن، مشمول حقوق وظیفه و مستمری میشدند.(1)
قانونی در 2 آبانماه 1361 برای رانندگان و محافظان تصویب کردند، به طوری که اگر آنان معلول یا شهید میشدند از حقوق مستمری و وظیفه برخوردار بودند.(2)در 19 تیرماه 1362، قانون دیگری تصویب کردند و اعضای شورای نگهبان را مشمول همان قانون دانستند. در واقع آن قانون را به شورای نگهبان تعمیم دادند.(3)این قانون در ادامه میآید.
در متن هر سه قانون کلمه معلول آمده است. یعنی نمایندگان مجلس، اعضای شورای نگهبان، محافظان و رانندگان آنها اگر بر اثر تصادف یا واژگونی خودرو یا هر دلیل دیگر آسیب دیده و معلولیت پیدا کنند، خود و عائله تحت تکفل آنها حقوق مستمری دریافت میکنند. یک نکته مهم این است که، متن قانون 1360 که موضوع آن نمایندگان هستند، در سایت مجلس و در منابع نیامده است. از متن تعمیم قانون به شورای نگهبان متوجه میشویم که پیش از این قانونی هم برای نمایندگان تصویب شده است.
قانون برقراری حقوق وظیفه و مستمری برای محافظین و رانندگانی که به درجه رفیع شهادت نایل میشوند یا در راه انجام وظیفه فوت یا معلول شوند، مصوب 2 آبانماه 1361
ماده واحده - هر گاه محافظین و رانندگان نمایندگان مجلس شورای اسلامی به درجه رفیع شهادت برسند و یا در راه انجام وظیفه فوت نمایند و یا معلول شوند به نحوی که قادر به انجام کار نباشند به شرطی که مشمول مقررات استخدام کشوری و یا قانون تأمین اجتماعی و یا نیروهای مسلح جمهوری اسلامی نبوده باشند تا آخرین حقوق قبل از وقوع حادثه به شخص معلول و یا به عائله تحت تکفل آنها از محل صرفه جویی در هزینههای جاری اعتبارات مجلس شورای اسلامی و جرائم غیبت و تأخیر نمایندگان پرداخت میشود.
تبصره 1 - عائله تحت تکفل که حقوق مستمری صرف هزینه زندگی آنها میشود از لحاظ این قانون عبارتند از:
الف - زوجه دائمی تا زمانی که شوهر اختیار نکرده باشد.
ب - فرزندان و نوادگان ذکور (به شرط آنکه پدرشان فوت شده و تحت تکفل قانونی باشند) تا سن هجده سالگی تمام. مگر این که به موجب مدارک مثبته در یکی از دانشگاهها یا مؤسسات آموزشی رسمی عالی مشغول تحصیل باشند، در این صورت حقوق وظیفه آنان تا پایان بیست و پنج سالگیپرداخت میشود.
پ - فرزندان و نوادگان اناث (به شرط آنکه پدرشان فوت نموده و تحت تکفل قانونی باشند) تا سن هجده سالگی تمام و به شرط آنکه همسر اختیار نکرده باشند.
افراد این طبقه اگر به موجب مدارک مثبته در یکی از دانشگاهها و مؤسسات آموزشی رسمی عالی مشغول تحصیل باشند و شوهر اختیار نکرده باشند حقوق وظیفه آنان تا پایان بیست و پنج سالگی پرداخت میشود.
ت - فرزندان و نوادگان (به شرط آنکه پدرشان فوت نموده و تحت تکفل قانونی باشند) علیل و ناقصالعضو که قادر به انجام کار نباشند.
ث - پدر و مادر و سایر بستگان تحت تکفل.
تبصره 2 - مرجع تشخیص موارد مشمول این قانون کمیسیون پنج نفره مذکور در قانون حقوق و مستمری نمایندگان مجلس شورای اسلامی و عائله تحت تکفل آنان در مقابل حوادث و سوانح طبیعی یا ناشی از مسئولیتهای خطیر نمایندگی است.
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده و دو تبصره در جلسه روز یکشنبه دوم آبان ماه یک هزار و سیصد و شصت و یک مجلس شورای اسلامی تصویب وبه تأیید شورای نگهبان رسیده است.
سه قانون مزبور به قانون مستمری مجلس شورای اسلامی شهرت دارند، تصریح دارد که هر کدام از نمایندگان، شورای نگهبان یا محافظین و رانندگان آنان حین انجام وظیفه، معلول شوند، خود و خانواده و تحت تکفلها، مستمری و حقوق مالی موظفی خواهند داشت. بسیاری این پرسش را مطرح میکنند که اگر راننده یک شهردار یا استاندار یا وزیر یا هر مسئول دیگر اگر هنگام مأموریت آسیب دیده و معلول شود چرا نباید مثل راننده نماینده مجلس حقوق مستمری و موظفی داشته باشد؟ چرا قانون شغل و مسئولیت این گروه را خطیر و سخت دانسته است؟
بعضی میگویند شغل نمایندگی اتفاقاً از بسیاری از مشاغل دیگر آسانتر است. مگر اینکه سالهای نخست انقلاب را منظور کنیم که نمایندگان تهدید جانی میشدند.
قانون شمول قانون برقراری حقوق وظیفه و مستمری نمایندگان مجلس و عائله تحت تکفل آنان: در مقابل حوادث و سوانح ناشی از مسئولیتهای خطیر نمایندگی و اصلاحیههای بعدی به اعضای شورای نگهبان، مصوب 19 تیرماه 1362
ماده واحده- اعضای شورای نگهبان در مقابل حوادث و سوانح و همچنین عائله تحت تکفلشان مشمول مقررات قانون برقراری حقوق وظیفه و مستمری نمایندگان مجلس و عائله تحت تکفل آنان در مقابل حوادث و سوانح ناشی از مسئولیتهای خطیر نمایندگی مصوب 2/9/1360 مجلس شورای اسلامی و اصلاحیههای بعدی آن میباشند.
تبصره - تعیین موارد فوت، تعیین حقوق وظیفه و مستمری و همچنین تعیین عائله تحت تکفل قانونی عضو شورای نگهبان و سهام آنها به عهده شورای محترم نگهبان میباشد.
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده و یک تبصره در جلسه روز یکشنبه نوزدهم تیرماه یکهزار و سیصد و شصت و دو مجلس شورای اسلامی تصویب و به تأیید شورای نگهبان رسیده است.(1)
مهمتر اینکه قانونی به نام «حقوق وظیفه و مستمری نمایندگان در مقابل حوادث و سوانح» در همه منابع تاریخ 19/4/1365 دارد. غیر از این قانون هیچ قانون دیگری هم برای حقوق مستمری و وظیفه اینان درج نشده است. احتمالاً تاریخ 19/4/1365 که ذیل این قانون آمده اشتباه است و تاریخ درست آن، 2/9/1360 است.
قانون مربوط به نمایندگان چند اصلاح به شرح زیر دارد:
ماده 1 (اصلاحی 27/10/1371) - هر گاه نمایندهای در دوره نمایندگی خود به درجه رفیع شهادت برسد و یا در راه انجام وظیفه فوت نموده و یا معلول شود، به نحوی که قادر به انجام وظایف نمایندگی نباشد، مقرری ماهانهای که برابرحقوق مبناء و افزایش سنواتی نمایندگی است، به عنوان حقوق وظیفه به عائله تحت تکفل قانونی وی و یا خود نماینده حسب مورد پرداخت میشود. نمایندگان شهید از کلیه مزایای مندرج در قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت که در مورد شهدا وضع شده است استفاده خواهند کرد.
تبصره 1 - اگر فوت نماینده پس از دوران نمایندگی ناشی از معلولیت دوران مزبور باشد از مزایای این قانون بهرهمند خواهد شد.
تبصره 2 - هر گاه نمایندهای از کارکنان دولت، سازمانها و مؤسسات وابسته به دولت، شهرداریها و به طور کلی هر مؤسسهای باشد که به موجب مقررات مربوط میتواند از حقوق مستمری و وظیفه استفاده نماید، مستمری بگیران او به انتخاب خود میتوانند فقط از یکی از دو حقوق (دولتی یامجلس) استفاده نمایند. در صورت اختلاف نظر مستمری بگیران تشخیص و تصمیم به عهده کمیسیون ماده (4) این قانون خواهد بود.
تبصره 3 (الحاقی 8/10/1381) - میزان حقوق وظیفه و مستمری نمایندگان مجلس شورای اسلامی که از کارکنان دولت نبوده و در زمان نمایندگی فوت نموده و یا مینمایند مطابق مستخدمین رسمی مشمول ماده (83) قانون استخدام کشوری مصوب 31/3/1345 تعیین و پرداخت خواهد شد.
1) . حقوق معلولان در قوانین ایران، ص48.
تبصره 4 (الحاقی 8/10/1381) - چنانچه نمایندگان مذکور در تبصره (3) تابع قانون تأمین اجتماعیمصوب 3/4/1354 باشند و حقوق وظیفه و مستمری آنان کمتر از میزان حقوق وظیفه و مستمری موضوع تبصره (3) باشد، مابهالتفاوت تا سقف مبلغ مزبور به آنان پرداخت خواهد شد.
تبصره 5 (الحاقی 27/10/1371)- اعتبار لازم جهت اجرای این قانون در سال 1371 از محل صرفهجویی مجلس شورای اسلامی تأمین خواهد شد و در سالهای بعد در صورت وجود اعتبار لازمالاجرا است.
ماده 2 - عائله تحت تکفل از لحاظ این قانون عبارتند از:
الف- زوجه دائمی نماینده تا زمانی که شوهر اختیار نکرده باشد.
ب- فرزندان و نوادگان ذکور (به شرط آنکه پدرشان فوت شده و تحت تکفل نماینده باشند) تا سن هیجده سالگی تمام، مگر این که به موجب مدارک مثبته در یکی از دانشگاهها یا مؤسسات آموزش رسمی عالی مشغول تحصیل باشند در این صورت حقوق وظیفه آنان تا پایان بیست و پنج سالگی پرداخت میشود.
ج- فرزندان و نوادگان اناث (به شرط آنکه پدرشان فوت نموده و تحت تکفل قانونی نماینده باشند) به شرط آن که همسر اختیار نکرده باشند.
د- فرزندان و نوادگان (به شرط آنکه پدرشان فوت نموده و تحت تکفل قانونی باشند) علیل و ناقصالعضو که قادر به انجام کار نباشند.
ه-- پدر و مادر به شرط آنکه تحت تکفل قانونی باشند.
ماده 3 - حقوق وظیفه به تساوی بین عائله تحت تکفل قانونی تقسیم میشود.
ماده 4 - تعیین حقوق وظیفه و مستمری و همچنین تعیین عائله تحت تکفل قانونی نماینده و سهم هر یک از آنها به عهده کمیسیون پنج نفری متشکل از نمایندگان هیئت رئیسه، کمیسیونهای قضایی، بهداری، دیوان محاسبات و امور اداری و استخدامی مجلس میباشد.
ماده 5 - برقراری حقوق وظیفه و مستمری موکول به احراز نیاز مادی نماینده یا عائله تحت تکفل او میباشد. تشخیص این موضوع در صلاحیت کمیسیون مذکور در ماده (4) است.
ماده 6 - کلیه نمایندگانی که از آغاز رسمیت مجلس شورای اسلامی تا تاریخ تصویب این قانون به عللی شهید شده و یا در راه انجام وظیفه فوت نموده و یا معلول گردیدهاند نیز مشمول مقررات این قانون خواهند بود.
قانون فوق مشتمل بر شش ماده و دو تبصره در جلسه روز پنجشنبه نوزدهم تیر ماه یک هزار و سیصد و شصت و پنج مجلس شورای اسلامی تصویب ودر تاریخ 25/4/1365 به تأیید شورای نگهبان رسیده است.
این متن از کتاب حقوق معلولان در قوانین ایران (ص 45 تا 47) اخذ شد و عجیب اینکه با متن مندرج در کتاب مرجع حقوق معلولین (ص 175 تا 176) چند اختلاف فاحش دارد. از جمله ماده 1 که در اینجا اصلاحی 27/10/71 معرفی شده، در آنجا 25/4/65 شناخته شده است.
قانونی با 14 ماده و ذیل برخی مواد، چند تبصره در سال 61 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. تیتر قانون اینگونه است: «قانون برقراری حقوق وظیفه از کار افتادگی و وظیفه عائله تحت تکفل جانبازان و شهداء انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی و پرداخت حقوق و مزایای مجروحین جنگ تحمیلی و انقلاب اسلامی» همانطور که در عنوان قانون مشخص است، واژه معلولین یا معادل آن نیامده است و به نظر میرسد مقنن درصدد تصویب مجموعه قوانینی برای جانبازان و شهداء بوده است. البته در متن برخی مواد واژه معلول استفاده شده است. مثل ماده1 که چنین است:
ماده 1- آن عده از مستخدمین رسمی یا ثابت و نیز کارکنان تمام وقت وزارتخانهها و مؤسسات و شرکتهای دولتی از جمله سازمانهای دولتی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر نام است و مستخدمین شهرداریها که برای حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران و یا به سبب شرکت یا همکاری در عملیات نظامی دفاع از تمامیت و استقلال کشور جمهوری اسلامی ایران معلول و از کار افتاده شناخته میشوند و یا به درجه شهادت نائل میگردند، بارعایت مقررات مربوط به خود مشمول احکام مربوط به از کارافتادگی و فوت به سبب انجام وظیفه شناخته شده و حقوق وظیفه آنان یا عائله تحت تکفل آنان عبارت خواهد بود از مجموع حقوق وظیفهای که بر این اساس حسب مقررات مربوط تعیین میشود به اضافه حقوق پایه یک گروه یک جدول حقوق موضوع ماده 32 قانون استخدام کشوری که از صندوق بازنشستگی کشوری یا صندوق بازنشستگی و وظیفه مربوط حسب مورد پرداخت خواهد شد.(1)
نیز در موارد 3 و 4 و 7 واژه معلول آمده است.(2)اما متن این مواد تصریح دارد که منظور کسانی است که در جریان انقلاب و جنگ تحمیلی علیل شدهاند. به تدریج واژه معلول برای اینان استفاده نشد و به جای آن واژه جانباز متداول و متعارف گردید. با اینکه در سالهای نخست انقلاب، کاربرد واژه معلول برای آسیب دیدگان جنگ متداول بود. در اواخر دهه هفتاد واژههای معلول جنگی در مقابل معلول عادی متداول شد و بالاخره در دهه اخیر واژه جانباز برای آسیب دیدگان جنگ و معلول برای آسیب دیدگان حوادث معمولی متداول شده است. بنابراین واژه معلول در متون حقوقی در سالهای اول انقلاب را نمیتوان تسری و تعمیم به عموم معلولین داد و باید فقط به معلولین جنگ معنی کرد. در واقع در قوانینی مثل قانون 1361 اراده قانونگذار فقط به جانبازان انقلاب و جنگ تعلق میگرفته و معلولین دیگر را عمداً یا سهواً نام نبردهاند. با اینکه در آن شرایط ایران، معلولین عادی شامل نابینا، ناشنوا، آسیب دیدگان جسمی و حرکتی و ذهنی فراوان بودند و نیاز به قانون داشتند. میتوان قانونگذار را در آن شرایط یعنی ابتدای جنگ تحمیلی و مشکلات فراوان ناشی از جنگ را درک کرد که مهمترین مسأله برای آنان حفظ کشور و حراست از کیان کشور بود.
معلولین ذهنی در سال 1365 مورد توجه قوه مقننه قرار گرفته و قانونی در یک ماده و سه تبصره برای تشویق آنان به کار و نیز تأمین مخارج زندگی خود و خانوادهشان تصویب شد.
این قانون مربوط به معلولین ذهنی (روانی) که در کارگاههای حرفهای و مشاغل تولیدی کار میکنند و تولیدات قابل فروش دارند، است. تولیدات اینگونه بیماران به فروش میرسد و درآمد حاصله به عنوان حقالزحمه به خودشان یا خانواده آنها داده میشود.
این قانون در 18 آبان ماه 1365 تصویب و پس از تأیید شورای نگهبان، با امضای رئیس مجلس، هاشمی رفسنجانی ابلاغ شد.(1)هدف مجلس شورای ملی اشتغال و کاریابی برای معلولین روانی است. ادارات بهداری در شهرها موظف شدند کارگاههایی برای این قشر تأسیس کنند و آنان را به کار بگیرند.
دستگاه مقننه آییننامه دقیق و جامعی هم برای این منظور تدوین و تصویب و ابلاغ کرد.
هزینه نگهداری و مراقبت از معلولین روانی ذهنی زیاد است. با این روش چند هدف تأمین میشود. بخشی از هزینههای معلولین، از این طریق تأمین میشود، نیز نگهداری آنها آسانتر میگردد. زیرا بیکاری و عدم مشغولیت، موجب استرس و تشدید بیماری روانی آنها میگردد و با این شیوه آلام آنان کاهش مییابد.
لازم به یادآوری است چنین قوانینی در گذشته کم نبوده است ولی به محض آمدن مدیر بعدی یا دولت یا وزیر بعدی، این قانون را بی سر و صدا تعدیل و قانون دیگری مطرح کرده و تجربه دیگری را از صفر آغاز نمودهاند. در این مورد، اگر این قانون به نتیجه میرسید، تاکنون بسیاری از معلولین روانی به سر و سامان رسیده بودند.
در این دوره چند قانون سودمند برای مالیات معلولین تصویب شد. قانون مالیاتها در اسفند 1366 در مجلس شورای اسلامی به شور گذاشته شد و تصویب شد. در سال 1374 ماده واحدهای برای معافیت مالیاتی تمامی مؤسسات خصوصی شاغل در امور معلولین در مجلس بررسی و تصویب شد. متن این قانون اینگونه است:
قانون معافیت مالی کلیه مؤسسات خصوصی شاغل در امور مربوط به حمایت و توانبخشی معلولان و ارائه خدمات به عقب ماندگان ذهنی، مصوب 18 تیرماه 1374
ماده واحده- کلیه مؤسسات خصوصی که با مجوز سازمان بهزیستی کشور امور مربوط به حمایت و توانبخشی معلولان و ارائه خدمات بهعقب ماندگان ذهنی و انجام خدمات در مراکز روزانه و شبانهروزیها نگهداری معلولین و کودکان بیسرپرست را به عهده دارند و همچنین مهدهای کودک از پرداخت مالیات بر درآمد معاف میباشند مشروط بر این که سازمان مذکور بر درآمد و هزینه آنها نظارت داشته و مؤسسات فوق حداقل ده درصد از مددجویان خود را بدون دریافت هر گونه دستمزد به افراد معرفی شده از طرف سازمان بهزیستی اختصاص دهند.
1) . روزنامه رسمی، شماره 12160، 8/9/1365؛ حقوق معلولان در قوانین ایران، ص 41- 42؛ کتاب مرجع حقوق معلولین، ص 166-167.
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه روز یکشنبه هجدهم تیر ماه یک هزار و سیصد و هفتاد و چهار مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 21/4/1374 به تأیید شورای نگهبان رسیده است؛ رئیس مجلس شورای اسلامی - علیاکبر ناطق نوری(1)
در بهمن 1380، مکمل و اصلاحیه دیگری برای مالیات معلولین مطرح شد. معلولین نیازمند معالجه و توانبخشی میتوانند از مالیات خودشان یا مالیات افرادی که معلول تخت تکفل او است، هزینههای ضروری درمان و توانبخشی را بپردازند.(2)
مراکز نگهداری معلولین ذهنی و حرکتی از پرداخت مالیات بر درآمد در سال 1380 معاف شدند.
ماده 134 اصلاحی 27/11/1380 قانون مالیاتها
درآمد حاصل از تعلیم و تربیت مدارس غیرانتفاعی اعم از ابتدایی، راهنمایی، متوسطه، فنی و حرفهای، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی غیرانتفاعی و درآمد مؤسسات نگهداری معلولین ذهنی و حرکتی بابت نگهداری اشخاص مذکور که حسب مورد دارای پروانه فعالیت از مراجع ذیربط هستند همچنین درآمد باشگاهها و مؤسسات ورزشی دارای مجوز از سازمان تربیت بدنی حاصل از فعالیتهای منحصراً ورزشی از پرداخت مالیات معاف است. آییننامه اجرایی این ماده به پیشنهاد وزارت امور اقتصادی و دارائی به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
شورای اسلامی شهر تهران هم طی مصوبهای در بهمن ماه 1382، معلولین را از پرداخت عوارض شهرداری برای صدور پروانه ساخت برای یکبار معاف کرد.(3)
مالیات تجربه سودمندی در جهان برای اصلاح امور معلولین بوده است. زیرا معافیت مالیاتی جذابیت فوق العاده دارد و موجب میشود تا افراد پولدار و امکاناتدار جذب پروژههای معلولین گردند.
اولین قانونی که جانبازان در کنار معلولین عادی نام برده شدهاند، مربوط به سال 67 است. این قانون شامل ماده واحده و چهار تبصره است. چند اصلاحیه در سالهای بعد دارد و در مجموع قانون مفصلی شده است. متن آن اینگونه است:
قانون نحوه بازنشستگی جانبازان انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی و معلولین عادی و شاغلین مشاغل سخت و زیانآور، مصوب 1 آذرماه 1367
ماده واحده- کلیه وزارتخانهها، شرکتها، مؤسسات دولتی، شهرداریها، بانکها، مؤسسات و شرکتها و سازمانهایی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر نام است میتوانند مستخدمین معلول (اعم از جانبازان انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی، معلولین حوادث ناشی از کار، بیماران ناشی از شرایط خاص کار و معلولین عادی) رسمی یا ثابت یا دارای عناوین مشابه خود را به شرط داشتن حداقل بیست سال تمام سابقه خدمت بر اساس درخواست کتبی آنان و تصویب شورای امور اداری و
استخدامی کشور با افزودن سنوات خدمت ارفاقی که مدت آن ذیلاً برحسب نوع و درجه معلولیت و یا بیماری مشخص گردیده است، به مدت خدمات آنان بدون پرداخت کسور فقط از لحاظ احتساب حقوق بازنشستگیبازنشسته نمایند.
خدمت زائد بر سی سال این افراد قابل محاسبه نبوده و در تعیین حقوق بازنشستگی آنان آخرین حقوق قبل از بازنشستگی مبنای محاسبه قرار میگیرد.
1- در مورد جانبازان انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی در درجات بین 20% تا 40% نقص عضو یا اعضاء یا کاهش تواناییها برای انجام کار حداقل سه و حداکثر شش سال و درجات بین 40% تا آستانه از کارافتادگی کامل حداقل شش و حداکثر ده سال به تناسب درجات فوق به جمع سنوات خدمت مستخدم افزوده میشود. ملاک ارفاق از نظر درجه معلولیت بالاترین میزان معلولیت از آغاز تا زمان بازنشستگی است.
2- در مورد معلولیتهای مربوط به حوادث ناشی از کار و یا بیماریهای ناشی از شرایط خاص کار در درجات بین 20% تا 40% نقص عضو یا اعضاء و یا کاهش تواناییها برای انجام کار حداقل دو و حداکثر پنج سال و درجات بین 40% تا آستانه از کارافتادگی کامل حداقل پنج و حداکثر هشت سال به تناسب درجات فوق به جمع سنوات خدمت مستخدم افزوده میشود.
3- در مورد معلولین عادی که به دلایل غیر ناشی از کار معلول شدهاند در درجات بین 20% تا 40% نقص عضو یا اعضاء یا کاهش تواناییها برایانجام کار حداقل دو و حداکثر سه و در درجات بین 40% تا آستانه ازکارافتادگی کامل حداقل سه و حداکثر شش سال به تناسب درجات فوق به سوابق خدمت مستخدم اضافه میشود.
تبصره 1 - تشخیص درجه معلولیت جانبازان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی به عهده کمیسیون پزشکی بنیاد شهید و تشخیص نوع معلولیت و درجات نقص عضو یا اعضاء و یا کاهش توانایی برای انجام کار در مورد افراد مشمول این قانون به عهده کمیسیون پزشکی معتمد متشکل از حداقل سه نفر از افراد متخصص بر حسب نوع معلولیت و یا بیماری با معرفی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی خواهد بود و تعیین مدت سنوات ارفاقی بر اساس موارد فوقالذکر با شورای امور اداری و استخدامی کشور میباشد.
تبصره2 - مستخدمینی که به استناد ماده (79) قانون استخدام کشوری(1)
تبصره 1- در صورتی که سنوات خدمت مستخدم موضوع این ماده از پانزده سال کمتر باشد مدت خدمت او پانزده سال منظور خواهد گردید.
تبصره 2- در صورتی که مستخدم مذکور در این ماده فوت شود نصف حقوق وظیفه او با رعایت شرایط قانونی به وراث وی تعلق میگیرد.
و مقررات مشابه آن در قوانین دستگاههای مذکور در این لایحه ازکارافتادهمیشوند، حداقل سه سال به سنوات خدمت آنان بدون پرداخت کسور از لحاظ بازنشستگی اضافه خواهد شد و در صورتی که با ارفاق مذکور، خدمت این قبیل افراد از پانزده سال کمتر شود مدت خدمت آنان پانزده سال منظور خواهد شد.1) . ماده 79 قانون استخدام کشوری- هر گاه مستخدم رسمی علیل یا به علت حادثهای ناقص شود به نحوی که از کار کردن باز بماند حقوق وظیفهای برابر با یک سیام متوسط حقوق و تفاوت تطبیق حقوق و فوقالعاده شغل ضربدر سنوات خدمت دریافت خواهد کرد. مشروط بر اینکه از متوسط حقوق او تجاوز نکند.
تبصره 3 - شاغلین مشاغل سخت و زیانآور که وظایف مربوط به شغل آنان باعث بروز ناراحتیهای جسمی و روحی میگردد، میتوانند با داشتن حداقل بیست سال سابقه خدمت بر اساس درخواست کتبی خود با حداکثر پنج سال ارفاق بازنشسته شوند.
تبصره 4 - آییننامه اجرایی ماده فوق ظرف 3 ماه با پیشنهاد سازمان امور اداری و استخدامی با همکاری بنیاد شهید و سازمان بهزیستی تهیه و بهتصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده و چهار تبصره در جلسه علنی روز سهشنبه اول آذر ماه یک هزار و سیصد و شصت و هفت مجلس شورای اسلامیتصویب و در تاریخ 9/9/1367 به تأیید شورای نگهبان رسیده است.(1)
آییننامه اجرایی آن نیز در تاریخ 28/5/1368 طی مصوبات هیات وزیران و با امضای نخست وزیر وقت میرحسین موسوی تصویب شد.
این قانون که ویژه جانبازان است ولی قانونگذار آن را به معلولین عادی هم تعمیم داده، چند اصلاحیه هم داشته است:
در سال 1377 مجلس، همین قانون را به شاغلان مشاغل سخت و زیانآور کلیه نیروهای نظامی و انتظامی، وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و سازمانهای وابسته به آنها تسری و تعمیم داد و آنان هم از حقوق و مزایای جانبازان جنگ بهرهمند شدند.(2)هیئت دولت آییننامه اجرایی این قانون را تصویب کرد و با امضای آقای حسن حبیبی معاون اول رئیس جمهور به تاریخ 1379 ابلاغ گردید.(3)
در سال 1383، مجلس شورای اسلامی، دو تبصره الحاقی و اصلاحی به آن افزود. آزادگان را به آن افزود و برخی شرایط مربوط به جانبازان را تغییر داد. اما از معلولین نامی برده نشد و شرایط آنها تفاوت نکرد.(4)
نکته حقوقی مهم این است که تمامی ایرانیانی که به هر دلیل آسیبمند شده و معلولیت پیدا کردهاند فرزندان این مرز و بوماند. تفاوت بین کسی که در کارخانههای اسلحه سازی آسیب میبیند و رانندهای که در جاده خودروی او دچار تصادف میشود نیست. از اینرو باید تمامی معلولین یک نظام حقوقی داشته باشند و تبعیضها مرتفع گردد.
1) . حقوق معلولان در قوانین ایران، ص 30-32؛ کتاب مرجع حقوق معلولین، ص 228-229؛ سایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، بخش قوانین و مقررات.
2) . روزنامه رسمی، شماره 15590، 15 شهریور 1377؛ کتاب مرجع حقوق ایران، ص236.
3) . کتاب مرجع حقوق معلولین، ص 217-219.
4) . حقوق معلولان در قوانین ایران، ص23.
5) . همان، ص 222-225.
6) . کتاب مرجع حقوق ایران، ص236؛ سایت مجلس شورای اسلامی
نهاد قانونگذار در این دوره وظایف دولت را نسبت به معلولین توسعه داد. به طوری که دولت جمهوری اسلامی در زمینههای متعدد نسبت به معلولین تعهد دارد. به هنگام بررسی قانون هر وزارتخانه یا تأسیس وزارتخانههای جدید، قانونی هم برای معلولین تصویب کرد. وقتی قانون تشکیلات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را بررسی کرد، وظایف این وزارتخانه را برای معلولین گسترش داد.
ماده 1- وظایف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی عبارتاند از:
9- تأمین و ارائه خدمات لازم به معلولین جسمی، ذهنی و اجتماعی قابل توانبخشی در حدود امکانات.
10- تشویق و ترغیب افراد خیر و مؤسسات خصوصی جهت اقدامات حمایتی برای کودکان در سنین قبل از دبستان و سالمندان و خانوادهها وافراد بیسرپرست و نیازمند و معلولین جسمی، ذهنی و اجتماعی غیر قابل توانبخشی و ارائه این خدمات در موارد ضروری توسط مؤسسات دولتی ونظارت بر این اقدامات.(1)
تاریخ اجتماعی و فرهنگی معلولان در ایران گویا این واقعیت است که هر چه جلوتر آمدهایم، توجه و عنایت به امور معلولین افزایش یافته است. بدین معنا که نهادهای دولتی متوجه اهمیت معلولین شدهاند؛ نیز تلقی عموم مردم عوض شده و دیدگاه مثبتتر به معلولین پیدا کردهاند.
علل و عوامل گسترش رویکردهای اجتماعی به معلولین متنوع و زیاد است. اما مهمترین آنها تلاشها و ابراز وجود خود معلولین است. آنان با طی مدارج علمی، با رسیدن به مرتبههای عالی در پستهای مختلف اجتماعی همراه با اطلاعرسانی توجهات را به خود جلب کردند.
یکی از حقوق مهم معلولین استخدام آنان در ادارات دولتی یا مراکز خصوصی است. هنوز وضعیت استخدامی معلولین مطلوب نیست. زیرا هرگاه قانونی تصویب شده بیشتر روی کاغذ مانده و عمل به آن کمتر دیده شده است. اینجا به قوانین موردی استخدام معلولین که در سالهای مختلف از 1360 تا 1383 تصویب شده اشاره میشود.
قانون استخدامی مربوط به جهاد سازندگی در سال 1367 تصویب شد، که اینگونه است:
از قانون مقررات مالی، اداری، استخدامی و تشکیلاتی وزارت جهاد سازندگی، مصوب 23 فرودینماه 1367
ماده 66 - هر گاه عضو جهاد به علت بیماری و یا حادثه غیر ناشی از کار معلول و یا ناقص گردد به نحوی که به تأیید پزشک یا پزشکان معتمد جهاد نتواند ادامه خدمت دهد حقوق وی به طریق زیر محاسبه و پرداخت خواهد شد:
حق عائلهمندی + 50% حق نوع کار با (احتساب افزایش سنواتی)×30/1 سابقه کار فرد.
1) . روزنامه رسمی، شماره 12620- 6/5/1367.
تبصره 1 - در صورتی که سابقه کار عضو موضوع این ماده از 15 سال کمتر باشد مدت خدمت او 15 سال منظور خواهد شد.
تبصره 2 - در صورتی که معلولیت موضوع ماده (66) به گونهای باشد که عضو بتواند متصدی شغل دیگری در جهاد شود حقوق وی بر مبنای شغل جدید محاسبه و پرداخت خواهد شد و در هر حال مبلغ پرداختی به وی از مقرری موضوع این ماده کمتر نخواهد بود.
ماده 67 - در صورتی که عضو به علت حوادث ناشی از کار و یا بیماری حرفهای معلول شود به نحوی که از کار کردن باز بماند حقوق ماهیانه وی به طریق زیر محاسبه و پرداخت میشود.
80% معدل حق نوع کار سه سال آخر خدمت با احتساب افزایش سنواتی + حق عائلهمندی.
تبصره 1 - چنانچه معلولیت فرد در رابطه با جبهههای جنگ باشد برابر آخرین پرداختی ماهیانه به وی پرداخت خواهد شد.
تبصره 2 - در صورتی که معلولیت موضوع ماده 67 به گونهای باشد که عضو بتواند متصدی شغل دیگری در جهاد شود حقوق وی بر مبنای شغل جدید محاسبه و پرداخت خواهد شد و چنانچه مبلغ پرداختی کمتر از حقوق و مزایای سابق آن باشد، مابهالتفاوت به عنوان تفاوت تطبیق پرداختخواهد شد و تا زمانی که مابهالتفاوت پرداخت میشود هر گونه افزایش پرداختی از مبلغ مابهالتفاوت کسر خواهد شد.
ماده 68 - در صورتی که عضو جهاد فوت شود حقوق وظیفه بازماندگان وی با توجه به شرایط ذیل به تساوی بین آنان تقسیم میگردد:
الف- همسر دائمی و فرزندان و نوادگان اناث متوفی تا زمانی که شغل و یا شوهر اختیار نکرده باشند.
ب- شوهر، در صورتی که علیل و از کار افتاده و تحت تکفل همسر متوفای خود بوده باشد.
ج- پسران متوفی تا پایان بیست سالگی و در صورت ادامه تحصیل در مؤسسات آموزش عالی رسمی حداکثر تا پایان بیست و پنج سالگی.
د- فرزندان علیل یا ناقصالعضو متوفی که از کار افتاده (مادامالعمر) باشند.
ه-- والدین متوفی مشروط بر این که تحت تکفل متوفی بوده باشند.(1)
قانون دیگر مربوط به وزارت اطلاعات و استخدام معلولین در این وزارتخانه است. این قانون مصوب 1374 است. فقط موادی که تصریح به حقوق معلولین دارد میآورم.
ماده 34- وزارتخانه موظف است کلیه مستخدمین خود را در قبال حوادثی که منجر به شهادت، فوت، بیماری، جانبازی و معلولیت، همچنین دیه شود. برابر قوانین و مقررات رأساً بیمه نماید.
ماده 91- میزان حقوق وظیفه یا مستمری کسانی که طبق این قانون، هنگام انجام وظیفه یا به سبب آن معلول یا فوت میشوند، معادل آخرینحقوق و فوقالعاده شغل و مزایای مستمری آنان تعیین و پرداخت میشود.
1) . حقوق معلولان در قوانین ایران، ص 100- 101.
تبصره - حقوق وظیفه معلولان فوت شده، موضوع این ماده در صورتی که بنا به تشخیص مرجع پیشبینی شده در ماده (68) این قانون، فوت ناشی از معلولیت باشد، معادل آخرین حقوق وظیفه به مستمری بگیران آنان پرداخت میشود و در صورتی که فوت ناشی از معلولیت نباشد، معادل چهار پنجم آخرین حقوق وظیفه خواهد بود.
ماده 92 - میزان حقوق وظیفه مستخدمی که طبق تشخیص مرجع پیشبینی شده در ماده (68) این قانون، علیل یا به علت حادثهای ناشی از کار، معلول شود، به گونهای که از کار کردن باز بماند، معادل یک سیام متوسط حقوق و فوقالعاده شغل و مزایای مستمر سه سال اشتغال آخر خدمت ضربدر سنوات خدمت خواهد بود.
ماده 97 - حقوق وظیفه و مستمری جانبازان و خانواده شهدا توسط وزارتخانه پرداخت میشود و از مزایا و امکانات رفاهی مانند سایر جانبازان وخانواده شهدای کشور برخوردار خواهند بود.
ماده 98 - جهت هزینه کفن و دفن مستخدمین، اعم از شاغل، بازنشسته، جانباز و معلول که شهید یا فوت شوند، مبلغی معادل سه ماه حقوق و مزایا مشروط بر این که از پانصد هزار (000/500) ریال کمتر نباشد، پرداخت خواهد شد.
ماده 102 - در صورتی که میزان صدمههای وارد شده به جانبازان و معلولان، هنگام انجام وظیفه یا به سبب آن در حدی باشد که به تأیید کمیسیون پزشکی وزارتخانه در انجام کارهای روزانه محتاج کمک و یاری عمل دیگران باشند (و در آسایشگاه جانبازان نگهداری نشوند) ماهانه بر حسب مورد و متناسب با میزان از کار افتادگی از حقوق نگهداری معادل حداقل ده درصد (10%) و حداکثر بیست درصد (20%) دریافتی مقرر خود، استفاده خواهند نمود.(1)
قانون استخدام معلولین در نیروی انتظامی در سال 1374 تصویب شد و اهمّ مواد آن اینگونه است:
ماده 102- خدمت پرسنل در نیروی انتظامی به یکی از صور زیر پایان مییابد:
الف- شهادت؛ ب- جانباز شدن؛ ج- بازنشستگی؛ د- بازخریدی؛ ه-- انتقال؛ و- معلولیت؛ ز- فوت؛ ح- استعفاء؛ ط- معافیت از خدمت؛ ی- اخراج.
ماده 171 - پرسنل وظیفه دوره احتیاط و ذخیره که قبل از خدمت از کارمندان دولت بودهاند در صورت شهادت، جانباز شدن، فوت و یا معلولیت حقوق مستمری و وظیفه آنان برابر مقررات این قانون بر مبنای آخرین حقوق دریافتی از سازمان مربوط و از بودجه همان سازمان پرداخت خواهد شد و چنانچه حقوق آنان در سازمان مربوطه کمتر از حقوق پرسنل کادر ثابت همطراز آنان باشد حقوق مستمری و وظیفه آنان بر مبنای حقوق پرسنل کادر ثابت همطراز محاسبه شده و مابهالتفاوت آن از اعتباری که بدین جهت همه ساله در بودجه نیروی انتظامی منظور میشود، پرداخت خواهد شد.
ماده 172 - هرگاه سابقه خدمت جانبازان موضوع ماده 167 و معلولینی که از حقوق وظیفه استفاده مینمایند کمتر از 20 سال باشد حقوق وظیفه مقرره را از بودجه نیروی انتظامی دریافت نموده و سالانه از مبلغی معادل افزایش حقوق پایه مربوط استفاده خواهند کرد و کسور بازنشستگی
1) . حقوق معلولان در قوانین ایران، ص 91- 93.
بهصندوق مربوط واریز و پس از رسیدن به 20 سال خدمت، از مبلغی معادل آخرین حقوق دریافتی از صندوق بازنشستگی نیروی انتظامی برخوردار خواهند شد.
ماده 179 (اصلاحی 5/3/1383) - به وراث کلیه پرسنل اعم از شاغل، بازنشسته و وظیفه، جانباز، معلول که شهید یا فوت میشوند معادل مبلغ پیشبینی شده در قانون پرداخت پاداش پایان خدمت و بخشی از هزینههای ضروری به کارکنان دولت- مصوب 26/2/1375 با اصلاحات بعدی- هزینه کفن و دفن پرداخت میشود.
ماده 183- در صورتی که میزان صدمات وارده به جانبازان و معلولین حین انجام وظیفه یا به سبب آن در حدی باشد که به تأیید کمیسیون عالی پزشکی نیروی انتظامی در انجام کارهای روزانه زندگی محتاج کمک و معاضدت عملی دیگران باشند. در صورتی که در آسایشگاه جانبازان نگهداری نشوند بر حسب مورد و متناسب با میزان از کارافتادگی از حقوق نگهداری که حداقل آن 150 و حداکثر آن 300 برابر ضریب ریالی میباشد استفاده خواهند کرد.
ماده 186 - جانبازان، معلولین، بازنشستگان، مستمریبگیران و عائله تحت تکفل پرسنل شاغل و بازنشسته، وظیفه بگیر و مستمری بگیران زیر پوشش سازمان تأمین خدمات درمانی خواهند بود.
هر یک از ادارات و نهادهای دولتی قانون استخدامی ویژه خود را دارند. در بسیاری از این قوانین به حقوق استخدامی معلولین اشاره شده است. ولی بیشتر آنها مشابه و مکرراند و نیازی به آوردن همه آنها نیست. مهم عمل به قانون است. بسیاری از افرادی که سالم استخدام شدهاند ولی بر اثر سانحهای معلولیت پیدا کردهاند، به بهانههای مختلف آنها را طرد و اخراج میکنند یا پست اداری متناسب با شئون او نمیدهند. همچنین معلولینی که از ابتدا میخواهند استخدام شوند، وضعیتی نابسامانتر دارند.
اگر قانونگذار تدابیر تضمینی و ضمانتهای قانونی برای استخدام معلولین پیشبینی و تصویب می کرد، تا حدی مسأله بهتر میشد. مثلاً نهادهایی که از استخدام معلولین ممانعت مینمایند، درصدی از بودجه آنها کاهش یابد.
صاحبان حرف و مشاغل و مدیران نهادها معمولاً علاقه دارند، معلولان را با حداقل امتیاز و مزایا بازنشسته کنند. اما خوشبختانه قانونگذاران قوانین خوبی برای بازنشستگی معلولین تصویب کردهاند. در سال 1367 ماده واحده ای با چند تبصره به این صورت تصویب شد:
ماده واحده - کلیه وزارتخانهها، شرکتها، مؤسسات دولتی، شهرداریها، بانکها، مؤسسات و شرکتها و سازمانهایی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر نام است میتوانند مستخدمین معلول (اعم از جانبازان انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی، معلولین حوادث ناشی از کار، بیماران ناشی از شرایط خاص کار و معلولین عادی) رسمی یا ثابت یا دارای عناوین مشابه خود را به شرط داشتن
حداقل بیست سال تمام سابقه خدمت بر اساس درخواست کتبی آنان و تصویب شورای امور اداری و استخدامی کشور با افزودن سنوات خدمت ارفاقی که مدت آن ذیلاً برحسب نوع و درجه معلولیت و یا بیماری مشخص گردیده است، به مدت خدمات آنان بدون پرداخت کسور و فقط از لحاظ احتساب حقوق بازنشستگی بازنشسته نمایند.
خدمت زاید بر سی سال این افراد قابل محاسبه نبوده و در تعیین حقوق بازنشستگی آنان آخرین حقوق قبل از بازنشستگی مبنای محاسبه قرار میگیرد.
1- در مورد جانبازان انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی در درجات بین 20% تا 40% نقص عضو یا اعضاء یا کاهش تواناییها برای انجام کار حداقل سه و حداکثر شش سال و درجات بین 40% تا آستانه از کارافتادگی کامل حداقل شش و حداکثر ده سال به تناسب درجات فوق به جمع سنوات خدمت مستخدمین افزوده میشود. ملاک ارفاق از نظر درجه معلولیت بالاترین میزان معلولیت از آغاز تا زمان بازنشستگی است.
2- در مورد معلولیتهای مربوط به حوادث ناشی از کار و یا بیماریهای ناشی از شرایط خاص کار در درجات بین 20% تا 40% نقص عضو یا اعضاء و یا کاهش تواناییها برای انجام کار حداقل دو و حداکثر پنج سال و درجات بین 40% تا آستانه از کارافتادگی کامل حداقل پنج و حداکثر هشت سال به تناوب درجات فوق به جمع سنوات خدمت مستخدم افزوده میشود.
3- در مورد معلولین عادی که به دلایل غیر ناشی از کار معلول شدهاند در درجات بین 20% تا 40% نقص عضو یا اعضاء یا کاهش تواناییها برایانجام کار حداقل دو و حداکثر سه و در درجات بین 40% تا آستانه از کارافتادگی کامل حداقل سه و حداکثر شش سال به تناسب درجات فوق به سوابق خدمت مستخدم اضافه میشود.
تبصره 1 - تشخیص درجه معلولیت جانبازان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی به عهده کمیسیون پزشکی بنیاد شهید و تشخیص نوع معلولیت و درجات نقص عضو یا اعضاء و یا کاهش توانایی برای انجام کار در مورد افراد مشمول این قانون به عهده کمیسیون پزشکی معتمد متشکل از حداقل سه نفر از افراد متخصص بر حسب نوع معلولیت و یا بیماری با معرفی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی خواهد بود و تعیین مدت سنوات ارفاقی بر اساس موارد فوقالذکر با شورای امور اداری و استخدامی کشور میباشد.
تبصره2 - مستخدمینی که به استناد ماده (79) قانون استخدام کشوری و مقررات مشابه آن در قوانین دستگاههای مذکور در این لایحه از کار افتاده میشوند، حداقل سه سال به سنوات خدمت آنان بدون پرداخت کسور از لحاظ بازنشستگی اضافه خواهد شد و در صورتی که با ارفاق مذکور، خدمت این قبیل افراد از پانزده سال کمتر شود مدت خدمت آنان پانزده سال منظور خواهد شد.
تبصره 3 - شاغلین مشاغل سخت و زیانآور که وظایف مربوط به شغل آنان باعث بروز ناراحتیهای جسمی و روحی میگردد، میتوانند با داشتن حداقل بیست سال سابقه خدمت بر اساس درخواست کتبی خود با حداکثر پنج سال ارفاق بازنشسته شوند.
تبصره 4 - آییننامه اجرایی ماده فوق ظرف 3 ماه با پیشنهاد سازمان امور اداری و استخدامی با همکاری بنیاد شهید و سازمان بهزیستی تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
تبصره 5 (الحاقی 21/2/1383)- جانبازان و آزادگان کارگر مشمول قانون کار و تأمین اجتماعی با لحاظ تبصره (2) ماده (2) قانون اصلاح مقررات بازنشستگی و وظیفه قانون استخدام کشوری مصوب 13/12/1368 مشمول این قانون خواهند بود و مشمول حداقل شرط سنی پنجاه سال با داشتن سی سال سابقه کار نمیباشند.
تبصره 6 (الحاقی 21/2/1383)- پرداخت هزینههای ناشی از اصلاح این قانون اعم از حق بیمه و مستمری قابل پرداخت تا احراز شرایط بازنشستگی و حق بیمه سنوات ارفاقی طبق مقررات در دستگاههای دولتی به عهده دستگاه مربوط و در دستگاههای غیردولتی از جمله دستگاههای مشمول قانون کار به عهده دولت است که با اعلام آن توسط سازمان تأمین اجتماعی اعتبار مربوط طی ردیف جداگانهای همه ساله در بودجه کل کشور پیشبینی و به حساب سازمان یاد شده پرداخت خواهد شد.
آییننامه اجرایی این قانون توسط سازمان تأمین اجتماعی با همکاری بنیاد شهید و امور ایثارگران تهیه و به تصویب هیئت وزیران میرسد.
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده و چهار تبصره در جلسه علنی روز سهشنبه اول آذرماه یک هزار و سیصد و شصت و هفت مجلس شورای اسلامیتصویب و در تاریخ 9/9/1367 به تأیید شورای نگهبان رسیده است.(1)
قانون دیگری به صورت زیر تصویب شد. بر اساس این قانون، نحوه بازنشستگی مصرح در قانون پیش شامل کارکنان واحدهایی از وزارت دفاع هم میشود.
ماده واحده - از تاریخ تصویب این قانون کارکنان واحدهای صنعتی و تحقیقاتی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح که در مشاغل سخت وزیانآور خدمت میکنند و پرستاران نیروهای مسلح و وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح مشمول مقررات تبصره 3 قانون نحوه بازنشستگیجانبازان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و معلولین عادی و شاغلین مشاغل سخت و زیانآور مصوب 1/9/1367 مجلس شورای اسلامی، میگردند.
تبصره - آییننامه اجرایی این قانون ظرف مدت 3 ماه توسط وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده و یک تبصره در جلسه روز یکشنبه مورخ بیستم دی ماه یک هزار و سیصد و هفتاد و یک مجلس شورای اسلامی تصویب ودر تاریخ 16/12/1371 به تأیید شورای نگهبان رسیده است. رئیس مجلس شورای اسلامی - علیاکبر ناطق نوری(2)
قانون دیگری مثل همین قانون برای تعمیم و تسری قانون 67 به کلیه نیروهای نظامی و انتظامی در سال 1377 در مجلس شورای اسلامی تصویب شد.(1)
سومین دوره از اهتمام موردی به حقوق معلولین سالهای 1360 تا 1368 است. در این سالها، مجموعه قانونهای جامع ویژه معلولین مطرح ولی تصویب نشد، اما جریان حق طلبی و جنبش حقوق خواهی معلولین در ایران چندین گام پیشرفت داشت و قوانین موردی در این دوره تصویب شد که جامعه و معلولین را کاملاً متحول کرد. ویژگیهای این دوره به لحاظ حقوقی عبارتاند از:
1- نگرش همه جانبه و جامع به امور معلولین و طرح حقوق معلولین در هر زمینه و تصویب قانون برای امور مختلف.
2- تصویب قوانین متنوع و متعدد از آموزش تا خودرو و پلاک خودرو از استخدام تا بازنشستگی و غیره.
3- به لحاظ کثرت و کمیت، تعداد قوانین این دوره نسبت به کل دو دوره قبل چند برابر بیشتر است.
4- قوانین پایه و زیر بنایی مثل قوانین استخدامی، مالیات و اشتغال در این دوره بیشتر از دورههای قبل است.
این ویژگیها سبب شد تا جریان حقوقگرایی در جامعه معلولین تثبیتتر گردد و زمینهها برای حرکت تاریخی و سرنوشت ساز در دوره بعد یعنی طرح و تصویب قانون جامع حمایت از معلولان هموار گردد.
لازم به ذکر است هدف این کتاب عرضه مجموعه قوانین معلولین نیست. البته هر چه بتوانیم قوانین را بیشتر معرفی میکنیم ولی هدف اصلی تبیین سیر حقوق معلولین در ایران است. از اینرو قوانین تکراری یا قوانینی که در راستای این هدف نیست ذکر نشده است.
1) . روزنامه رسمی، شماره 15590- 15/6/1377؛ حقوق معلولان در قوانین ایران، ص33.
مبحث1: تأسیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی
مبحث2: مناسبسازی
مبحث3: قوانین موردی در این دوره
مبحث4: برنامه توسعه و معلولین
مبحث5: الحاق به کنوانسیون حقوق کودک
از 1301 به عنوان سال توجه و اهتمام دستگاههای قانونگذار به معلولین تا 1368 به عنوان سال نخستین تصویب قوانین مجموعی برای معلولین، حدود شصت و هفت سال است. در این سالها تمامی قوانین معلولیتی موردی و متضمن است. یعنی قوانینی است که در ضمن قوانین دیگر مثل قانون کار، قانون استخدام و قانون آموزش و پرورش برای افراد دارای معلولیت تصویب شده است.
اما در سال 1368 با تصویب «قانون مناسب سازی»، اولین مجموعه قوانین ویژه معلولین تصویب شد. در مناسب سازی، جامعه هدف، معلولین هستند و مجموعه 75 ماده قانونی در چهار فصل تصویب شد. این قانون توسط شورای عالی معماری و شهرسازی ایران در 8 خرداد 1368 تصویب شد. بعد از آن مجلس شورای اسلامی هم برای مناسب سازی مصوباتی داشته است.
قانون مجموعی و ویژه معلولین دیگر، قانون تأسیس مدارس استنثایی کشور است. البته در این دوره چند قانون موردی هم تصویب شده است. یک قانون موردی مهم در این دوره، اختصاص بندهایی به معلولین در قانون توسعه ملی است. به همین دلیل، قوانین توسعهای مرتبط به معلولین را در یک مبحث مستقل آوردم.
نکته مهم این است که در این دوره 15 ساله یعنی تا سال 1383، دو قانون مهم مجموعی برای معلولین تصویب شد ولی ماهیت این دو قانون (مناسب سازی و آموزش و پرورش استثنایی) عدم شمولیت آنها به همه جوانب و ابعاد زندگی معلولین است و فقط به یک جنبه مثل آموزش و آسان سازی تردد معلولین اختصاص مییابد. در سال 1383 قانونی تصویب شد که ماهیت فراگیر و عمومی داشت و به همه ابعاد زندگی معلولین اختصاص دارد.
از سال 1299 مدارسی در ایران تأسیس شده بود که به امور کودکان و دانشآموزان دارای شرایط استثنایی میپرداختند. مدارس باغچهبان و گلبیدی از جمله آنها است. تا اینکه در سال 1347 وزارت آموزش و پرورش برای هماهنگی در امور کودکان استثنایی، «دفتر امور کودکان استثنایی» را گشود. این دفتر را در تحولات حقوقی فصل نخست گزارش نمودم.
نمایندگان مجلس در سال 56 و 57 به نقادی وضعیت دانشآموزان استثنایی پرداختند و شرایط به سمت تحولات پیش میرفت. اما جو انقلابی در ایران، پرداختن به استثناییها را به سال 69 موکول کرد. در این سال مجلس به تأسیس سازمان پرداخت و گامهای اساسی برداشت. این مبحث گزارشی مبسوط و تفصیلی از ابعاد این سازمان و شرایط شکلگیری و دیگر مسائل حقوقی آن است.
ماده واحده- با توجه به اهمیت و ویژگیهای توانبخشی تعلیم و تربیت کودکان و دانشآموزان استثنایی اعم از نابینایان، کم بینایان، ناشنوایان، کم شنوایان، عقبماندگان ذهنی و ناسازگاران عاطفی، معلولین حسی حرکتی و چند معلولیتی به موجب این قانون مؤسسه دولتی بنام (سازمانآموزش و پرورش استثنایی) وابسته به وزارت آموزش و پرورش تشکیل میشود.
تبصره 1 - این سازمان از شمول قانون نحوه تعدیل نیروی انسانی دستگاههای دولتی مستثنی و دارای ردیف اعتباری خاص میباشد.
تبصره 2 - کلیه مؤسسات و واحدهای آموزشی تابع وزارت آموزش و پرورش که به این نوع تعلیم و تربیت اشتغال دارند و یا برای فعالیت سازمان مناسب تشخیص داده میشوند، طبق اساسنامه سازمان به این سازمان منتقل میگردند.
تبصره 3 - وزارت آموزش و پرورش موظف است اساسنامه مشتمل بر اهداف، وظایف، شورا، تشکیلات و منابع مالی سازمان و همچنینامتیازات لازم جهت جذب و نگهداری نیروهای تخصصی مورد نیاز (نظیر فوقالعاده شغل و ساعات تدریس متناسب با صعوبت شغل) را ظرف دو ماه تهیه و جهت تصویب به کمیسیون آموزش و پرورش مجلس شورای اسلامی تقدیم کند.
تبصره 4 - 50% از بودجه سازمان هرساله خارج از قانون محاسبات منظور خواهد شد. دولت موظف است در مدت پنج سال اول تأسیس سازمان به منظور ایجاد امکانات کافی تسهیلات ارزی لازم را در اختیار سازمان قرار دهد.
تبصره 5 - پنج سال خدمت دولتی رضایت بخش در سازمان از هر نظر از جمله بازنشستگی شش سال محسوب میگردد.
تبصره 6 - از تاریخ تصویب این قانون کلیه مؤسساتی که تحت عنوان آموزش و پرورش استثنایی در وزارت آموزش و پرورش و سایر وزارتخانهها فعالیت دارند، زیر پوشش این سازمان قرار گرفته و کلیه اموال منقول و غیر منقول و پرسنل و امکانات و تجهیزات آنها به این سازمان منتقل میگردد.(1)
یادداشت پایانی این قانون اینگونه است: قانون فوق مشتمل بر ماده واحده و شش تبصره در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ بیست و یکم آذرماه 1369 مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 5 بهمن ماه 1369 به تأیید شورای نگهبان رسیده است. رئیس مجلس شورای اسلامی- مهدی کروبی
پس از تصویب قانون تأسیس سازمان، اساسنامه آن هم در مجلس شورای اسلامی در سال 1370 به تصویب رسید و کارش را آغاز کرد. این اساسنامه شامل کلیات، ارکان و مقررات است.
اساسنامه سازمان آموزش و پرورش استثنایی
فصل اول - کلیات
ماده 1- در اجرای تبصره (3) ماده واحده قانون تشکیل سازمان آموزش و پرورش استثنایی مصوب 21/9/1369 مجلس شورای اسلامی، سازمانآموزش و پرورش استثنایی که در این قانون به اختصار «سازمان» نامیده میشود بر اساس مقررات این اساسنامه اداره میگردد.
ماده 2- اهداف سازمان به شرح زیر میباشند:
1- طراحی سیستم آموزشی، پرورشی، و توانبخشی به نحوی که ناتوانیهای ذهنی و جسمی کودکان و دانشآموزان استثنایی جبران گردد و اینگونه کودکان و دانشآموزان بتوانند پس از گذراندن مراحل تحصیلی خود موقعیت اجتماعی و اقتصادی مناسب شرایط خویش را به دست آورند.
2- تغییر و اصلاح مداوم آموزش و پرورش استثنایی با توجه به روشهای نوین آموزش و پرورش استثنایی در جهان و نیازهایی که اینگونه کودکان و دانشآموزان در ارتباط با شرایط خاص جامعه دارند.
3- آموزش و پرورش گروههای مختلف کودکان و دانشآموزان استثنایی با توجه به نیازهای خاص هر گروه در سطوح قبل از دبستان، ابتدایی، راهنمایی و متوسطه و با تأکید خاص بر آموزش حرفهای و تلاش برای تحت پوشش قرار دادن کلیه این گونه کودکان و دانشآموزان.
4- کمک به پیشگیری از بروز ناتوانیهای جسمی و ذهنی، قبل از تولد، هنگام تولد و بعد از تولد از طریق بالا بردن سطح آگاهی عمومی در زمینه عوامل بروز معلولیتها و خصوصیات کودکان استثنایی.
ماده 3- سازمان در جهت تحقق اهداف مذکور در ماده (2) وظایف زیر را به عهده دارد:
1- تهیه مجموعهای از مقیاسها و معیارهای سنجش تواناییها و استعدادهای کودکان و دانشآموزان استثنایی.
2- اجرای طرحهای شناسایی و گزینش کودکان و دانشآموزان استثنایی کشور.
3- تهیه و تنظیم برنامههای مربوط به آموزش و پرورش ویژه برای گروههای مختلف کودکان و دانشآموزان استثنایی.
4- تهیه و تنظیم طرحهای توسعه کمی و کیفی آموزش و پرورش کودکان و دانشآموزان استثنایی.
1) . سایت مجلس شورای اسلامی؛ حقوق معلولان در قوانین ایران، ص38-39؛ کتاب مرجع حقوق معلولین، ص 155-156.
5- تهیه کتب درسی و برنامه آموزشی و درسی خاص متناسب با تواناییهای ذهنی و جسمی گروههای مختلف کودکان و دانشآموزان استثنایی.
6- تهیه و اجرای طرحهای پژوهشی در زمینه آموزش و پرورش گروههای مختلف کودکان و دانشآموزان استثنایی.
7- برقراری ارتباط مداوم با مؤسسات داخلی و سازمانهای بینالمللی ذیربط به منظور کسب تازهترین اطلاعات مربوط به آموزش گروههای مختلف کودکان و دانشآموزان استثنایی و بهرهبرداری از آخرین پژوهشهای علمی جهان در تهیه برنامههای آموزشی و پرورشی.
8- برنامهریزیهای لازم در جهت آموزش حرفهای دانشآموزان استثنایی متناسب با تواناییهای ذهنی و جسمی آنان و تأمین وسایل فنی، حرفهای وتوانبخشی لازم برای مراکز آموزشی از طریق واحدهای ذیربط به منظور اشتغال.
9- تأمین و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز سازمان و تنظیم و اجرای برنامههای لازم برای آموزش ضمن خدمت نیروی انسانی شاغل در سازمان و مراکز وابسته به آن با همکاری و هماهنگی معاونت آموزش و پرورش در امور تأمین و تربیت نیروی انسانی.
10- ارزشیابی کار معلمان و مربیان کودکان و دانشآموزان استثنایی و همچنین مسئولان مراکز و آموزشگاهها و آموزش و راهنمایی آنان در جهت حل مشکلات و مسائل مربوط به آموزش و پرورش استثنایی.
11- ایجاد امکانات لازم در جهت طراحی، تولید، تهیه و توزیع وسایل کمکآموزشی.
12- فراهم نمودن زمینههای لازم جهت تألیف و ترجمه و نشر کتب سودمند و سایر امکانات برای پدران، مادران و معلمان کودکان استثنایی.
13- جلب کمکهای مادی و معنوی مردم، سازمانها، مؤسسات و انجمنهای توانبخشی برای بهبود وضع آموزش و پرورش کودکان و دانشآموزان استثنایی.
14- برنامهریزی و تعیین ضوابط مربوط به نحوه مشارکت بخش خصوصی در آموزش و پرورش استثنایی و ترغیب آنان به این امر و اعمال نظارت لازم بر فعالیت آنان.
15- هماهنگی، همکاری و ارتباط با دانشگاهها و مراکز آموزش عالی داخل به منظور سوق دادن تحقیقات آنان به سمت نیازهای سازمان واستفاده هر چه بیشتر از اساتید و دانشجویان رشتههای مرتبط با کودکان استثنایی.
16- تهیه طرحهای تأمین، تکمیل، توسعه و تجهیز مراکز آموزش و پرورش استثنایی کشور از طریق مطالعه، بررسی و استفاده از تجربیات سایر کشورها در اینگونه مراکز.
فصل دوم - ارکان
ماده 4- سازمان دارای ارکان زیر میباشد:
1- شورای سازمان.
2- رئیس سازمان.
ماده 5- اعضای شورای سازمان عبارتند از:
1- وزیر آموزش و پرورش که ریاست شورا را بر عهده دارد.
2- وزیر یا یکی از معاونان وزارت کار و امور اجتماعی.
3- رئیس سازمان بهزیستی کشور.
4- رئیس یا یکی از معاونان بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی.
5- معاونان وزارت آموزش و پرورش در امور آموزشی، پژوهشی، فنی و حرفهای و پرورشی و تأمین و تربیت نیروی انسانی.
6- رئیس سازمان که سمت دبیری شورا را عهدهدار است.
7- دو نفر از متخصصان امور کودکان استثنایی.
8- یک نفر از معلمان صاحب نظر و با تجربه در امور کودکان استثنایی.
9- دو نفر از معتمدین علاقهمند به امور کودکان استثنایی. «اولویت با والدینی است که فرزندان استثنایی دارند».
10- یک نفر از معلولین صاحبنظر در امور کودکان استثنایی با معرفی سازمان بهزیستی کشور با اولویت خواهران.
11- یک نفر از اعضاء کمیسیون آموزش و پرورش به انتخاب کمیسیون آموزش و پرورش.
تبصره 1 - اعضای مذکور در بندهای (7) و (8) و (9) برای مدت چهار سال توسط وزیر آموزش و پرورش انتخاب و با حکم وی منصوب میشوند. یک نفر از متخصصان موضوع بند (7) به پیشنهاد وزیر فرهنگ و آموزش عالی و اعضاء مذکور در بند (9) به پیشنهاد رئیس سازمان بهزیستیخواهد بود.
تبصره 2 - نحوه تشکیل و اداره جلسات شورا بر اساس آییننامهای خواهد بود که به تصویب شورا میرسد.
ماده 6- شورای سازمان دارای وظایف زیر میباشد:
1- تعیین خط مشیهای کلی سازمان و نظارت بر تحقق اهداف سازمان.
2- تصویب مقررات خاص استخدامی سازمان که توسط رئیس سازمان و با هماهنگی سازمان امور اداری و استخدامی کشور تهیه میگردد.
3- تصویب ضوابط مربوط به اجرای تبصره (5) ماده واحده قانون تشکیل سازمان که توسط رئیس سازمان پیشنهاد میگردد.
4- تصویب برنامه و بودجه سالانه سازمان.
5- تصویب ضوابط و دستورالعملهای اجرایی سازمان که توسط رئیس و اعضاء سازمان پیشنهاد میگردد.
ماده 7- رئیس سازمان که توسط وزیر آموزش و پرورش منصوب میگردد بالاترین مقام اداری و اجرایی سازمان اجرای مصوبات شورای سازمان دارای هر گونه حقوق و اختیارات قانونی میباشد.
ماده 8- اهم وظایف و اختیارات رئیس سازمان به شرح زیر میباشد:1- اداره امور سازمان.
2- امور استخدامی، عزل، نصب، ارتقاء و آموزش کارکنان و صدور دستور پرداختها.
3- اجرای مصوبات شورای سازمان.
4- نمایندگی سازمان در مراجع قضایی و اداری در کلیه مراحل، با حق تعیین وکیل یا وکیل با حق توکیل.
5- ارائه گزارش فعالیت و عملکرد به شورای سازمان.
6- ارائه آییننامههای اجرایی و طرحها و پیشنهادهای لازم برای نیل به اهداف سازمان، به شورای سازمان جهت تصویب.
7- پیشنهاد امتیازات لازم برای جذب و نگهداری معلمان، مربیان و مدیران آموزشگاهها و سایر نیروهای تحت نظر سازمان، به شورای سازمان جهت تصویب.
تبصره - رئیس سازمان میتواند قسمتی از اختیارات خود را به هر یک از رؤسای قسمتهای سازمان به تشخیص خود، تفویض نماید.
فصل سوم - سایر مقررات
ماده 9- اعتبارات مورد نظر سازمان همه ساله در ردیف خاصی به عنوان کمک در بودجه کل کشور منظور میگردد.
تبصره - اعتبارات مورد نیاز سازمان در سال اول از محل ردیف و اعتبارات مربوط به آموزش و پرورش و توانبخشی کودکان استثنایی وزارت آموزش و پرورش و سازمان بهزیستی کشور و سایر دستگاهها تأمین میشود و در سالهای بعد مانند سایر سازمانهای دولتی، در قانون بودجه پیشبینیمیگردد.
ماده 10- به سازمان اجازه داده میشود کتب، نشریات و خدمات سازمان را طبق ضوابطی که به پیشنهاد سازمان به تصویب هیئت وزیران میرسد به فروش رسانده و درآمد حاصل را به درآمد عمومی کشور واریز نماید. معادل وجوه واریزی به خزانه از محل اعتباری که به همین منظور در قانون بودجه کل کشور هر سال منظور میشود در اختیار سازمان قرار خواهد گرفت تا در جهت تحقق اهداف و انجام وظایف سازمان هزینه گردد.
ماده 11- درآمد حاصل از هدایا و کمکهای مردمی، بانکها، شهرداریها و دستگاههای اجرایی و ارگانها و مؤسسات خیریه، از جمله منابع مالی سازمان میباشد.
ماده 12- با تصویب این اساسنامه کلیه اموال، وسایل و تجهیزات موجود همراه با نیروی انسانی مربوط به آموزش و پرورش و توانبخشی افراد استثنایی که در اختیار وزارت آموزش و پرورش است به تشخیص این سازمان به سازمان منتقل میگردد.
ماده 13- کلیه مؤسسات، واحدها، مراکز و قسمتهای مربوط به آموزش و پرورش سایر دستگاهها همراه با نیروی انسانی و کلیه اموال منقول و غیرمنقول، وسائل، امکانات و تجهیزات موجود آنها به پیشنهاد وزیر آموزش و پرورش و تصویب هیئت وزیران به سازمان منتقل میگردد.
ماده 14 - مواردی که در این اساسنامه پیشبینی نشده است طبق قوانین و مقررات جاری کشور عمل خواهد شد.
اساسنامه فوق مشتمل بر چهارده ماده و چهار تبصره که تصویب آن بر اساس تبصره 3 ماده واحده قانون تشکیل سازمان آموزش و پرورش استثناییمصوب 21/9/1369 به کمیسیون آموزش و پرورش
محول گردیده بود در جلسه مورخ 29/5/1370 کمیسیون تصویب و در تاریخ 24/6/1370 به تأیید شورای نگهبان رسیده است. رئیس مجلس شورای اسلامی- مهدی کروبی(1)
اطلاعرسانی درباره ابعاد آموزش استثنایی(2)
آموزش استثنایی در جهان
ریشههای تاریخی آموزش و پرورش استثنایی را به گونهای که امروز مطرح است، میتوان اوایل سالهای 1800 میلادی در میان تلاشهای تنی چند از پزشکان محقق یافت. از ایتارد، پزشک اندیشمند فرانسوی که پزشکی حاذق و صاحبنظر در بیماریهای گوش و تعلیم و تربیت کودکان ناشنوا بود میتوان به عنوان یکی از پیشگامان آموزش و پرورش استثنایی نام برد. از جمله معروفترین کارهای ایتارد، تلاش وی در تربیت ویکتور، کودک 10 سالهای است که در یکی از جنگلهای فرانسه پیدا شد. وی با زندگی اجتماعی آشنایی نداشت و آثاری از رشد زبان در او مشهود نبود.
ادوارد سگن، شاگرد ایتارد که سال 1848 به آمریکا مهاجرت کرد از اولین کسانی است که با روش ابداعی خود سعی در تعلیم و تربیت کودکان عقبمانده ذهنی داشت. در کنار تلاشهای ایتارد و سگن، زحمات چشمگیر خانم ماریا مونته سوری قابل توجه است. وی تحت تأثیر عمیق فعالیتها و روشهای سگن، به عنوان مربی کودکان عقبمانده ذهنی و حامی آموزش و پرورش پیشدبستانی برای همه کودکان شهرت یافت. به دنبال کوششهای قابل ملاحظه ایتارد، سگن و مونته سوری، این پیشگامان نهضت تعلیم و تربیت استثنایی، شاهد تلاشهای گسترده دیگر محققان و متخصصان در کشوهای مختلف جهان و تأسیس مراکز، مدارس و کلاسهای ویژه برای کودکان استثنایی هستیم، به گونهای که امروز همه کشورهای جهان به آموزش و پرورش استثنایی به عنوان یک ضرورت فرهنگی و اجتماعی مینگرند و بخش قابل توجهی از امکانات آموزش و پرورش عمومی آنها به کودکان و دانشآموزان استثنایی اختصاص مییابد.(3)
آموزش استثنایی در ایران
اولین مدرسه ناشنوایان در تهران توسط مرحوم جبار باغچهبان و نخستین مدرسه ویژه نابینایان در تبریز به وسیله یک کشیش آلمانی به نام کریستوفل تأسیس و به دنبال آن در چند شهر دیگر مدارس مشابهی از سوی افراد خیر و آگاه بنیاد نهاده شد. در این مورد میتوان از تأسیس مدرسه شبانهروزی نابینایان در تهران در سال 1328 و چندین مدرسه استثنایی دیگر همچون ابابصیر، خزائلی و غیره نام برد. در سال 1347 دفتری به نام دفتر آموزش کودکان و دانشآموزان استثنایی در وزارت آموزش و پرورش ایجاد شد. در واقع مسئولیت این دفتر، شناخت و جایگزینی مطلوب و آموزش و پرورش کلیه
کودکانی است که به علت تفاوتهای قابل ملاحظه ذهنی، جسمی و عاطفی قادر به استفاده از برنامههای عادی آموزش و پرورش نیستند.
در پی آغاز فعالیت این دفتر، مراکز و مدارس متعددی در نقاط مختلف کشور برای تعلیم و تربیت کودکان استثنایی شروع به کار کردند.
مطابق گزارشهای رسمی وزارت آموزش و پرورش، 10 سال پس از تأسیس این دفتر، یعنی در سال 1357 حدود 8000 دانشآموز استثنایی تحت پوشش دفتر مزبور مشغول تحصیل بودند.
به طور خلاصه سرفصلهای تحولات آموزش استثنایی در ایران اینگونه است:
سال 1299: آغاز آموزش نابینایان در تبریز با تأسیس آموزشگاه کریستوفل
سال 1303: آغاز آموزش ناشنوایان در تبریز توسط جبار باغچهبان و شروع کار تحقیقی و آزمایشی با ناشنوایان توسط ذبیح بهروز
سال 1339: تأسیس نخستین مرکز آموزشی کودکان کم توان ذهنی در تبریز
سال 1344: آغاز شیوه تکلم در آموزش ناشنوایان توسط محمود پاکزاد
سال 1347: شروع به کار آموزش کودکان معلول جسمی- حرکتی با 13 دانشآموز در تهران و تأسیس دفتر آموزش کودکان استثنایی
1355: راهاندازی نخستین کلاس خاص دانشآموزان ناسازگار با 7 دانشآموز در تهران
1364: شناسایی و پذیرش 75 کودک چند معلولیتی در مجموعه ناشنوایان باغچهبان در تهران
سال 1370: تأسیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی
سال 1371: راهاندازی گروه آموزشی دانشآموزان با اختلالات یادگیری و تأسیس ادارات آموزش و پرورش استثنایی استانها
سال 1375: تصویب اجرای طرح سنجش کودکان بدو ورود به دبستان توسط سازمان برای شناسایی کودکان استثنایی
سال 1386: آغاز اجرای آزمایشی طرح آموزش فراگیر در 7 استان
سال 1390: اجرای قطعی آییننامه آموزش و پرورش تلفیقی- فراگیر کودکان و دانشآموزان استثنایی
وظایف اساسی سازمان
پانزده وظیفه برای این سازمان در نظر گرفتهاند که عبارتاند از:
1- تهیه مجموعهای از مقیاسها و معیارهای سنجش تواناییها و استعدادهای کودکان و دانشآموزان استثنایی
2- اجرای طرحهای شناسایی و گزینش کودکان و دانشآموزان استثنایی
3- تهیه و تنظیم برنامههای مربوط به آموزش و پرورش ویژه برای گروههای مختلف کودکان و دانشآموزان استثنایی
4- تهیه و تنظیم طرحهای توسعة کمی و کیفی آموزش و پرورش کودکان و دانشآموزان استثنایی
5- تهیه کتب درسی و برنامة آموزشی و درسی خاص متناسب با تواناییهای ذهنی و جسمی گروههای مختلف کودکان و دانشآموزان استثنایی
6- تهیه و اجرای طرحهای پژوهشی در زمینة آموزش و پرورش گروههای مختلف کودکان و دانشآموزان استثنایی
7- برقراری ارتباط مداوم با مؤسسههای داخلی و سازمانهای بینالمللی مرتبط به منظور کسب تازهترین اطلاعات مربوط به آموزش گروههای مختلف کودکان و دانشآموزان استثنایی و بهرهبرداری از آخرین پژوهشهای علمی جهان در تهیة برنامههای آموزشی و پرورشی
8- برنامهریزیهای لازم در جهت آموزش حرفهای دانشآموزان استثنایی متناسب با تواناییهای ذهنی و جسمی آنان و تأمین وسایل فنی، حرفهای و توانبخشی لازم برای مراکز آموزشی از طریق واحدهای ذیربط به منظور اشتغال
9- تأمین و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز سازمان و تنظیم و اجرای برنامههای لازم برای آموزش ضمن خدمت نیروی انسانی شاغل در سازمان و مراکز وابسته به آن با همکاری و هماهنگی معاونت وزارت آموزش و پرورش در امور تأمین و تربیت نیروی انسانی
10- ارزشیابی کار معلمان و مربیان کودکان و دانشآموزان استثنایی و همچنین مسئولان مراکز و آموزشگاهها و آموزش و راهنمایی آنان در جهت حل مشکلات و مسائل مربوط به آموزش و پرورش استثنایی
11- ایجاد امکانات لازم جهت طراحی، تهیه و توزیع وسایل کمک آموزشی
12- فراهم نمودن زمینههای لازم جهت تألیف و ترجمه و نشر کتب سودمند و سایر امکانات برای پدران، مادران و معلمان کودکان استثنایی
13- جلب کمکهای مادی و معنوی مردم، سازمانها، مؤسسهها و انجمنهای توانبخشی برای بهبود وضع آموزش و پرورش کودکان و دانشآموزان استثنایی
14- برنامهریزی و تعیین ضوابط مربوط به نحوة مشارکت بخش خصوصی در آموزش و پرورش استثنایی و ترغیب آنان به این امر و اعمال نظارت لازم بر فعالیت آنان
15- هماهنگی، همکاری و ارتباط با دانشگاهها و مراکز آموزش عالی داخل به منظور سوق دادن تحقیقات آنان به سمت نیازهای سازمان و استفادة هر چه بیشتر از اساتید و دانشجویان رشتههای مرتبط با کودکان استثنایی.
اهداف سازمان
1 - طراحی سیستم آموزشی، پرورشی، و توانبخشی به نحوی که ناتوانیهای ذهنی و جسمی کودکان و دانشآموزان استثنایی جبران گردد و آنگونه کودکان و دانشآموزان بتوانند پس از گذراندن مراحل تحصیلی خود موقعیت اجتماعی و اقتصادی مناسب شرایط خویش را به دست آورند.
2 - تغییر و اصلاح مداوم آموزش و پرورش استثنایی با توجه به روشهای نوین آموزش و پرورش استثنایی در جهان و نیازهایی که آنگونه کودکان و دانشآموزان در ارتباط با شرایط خاص جامعه دارند.
3 - آموزش و پرورش گروههای مختلف کودکان و دانشآموزان استثنایی با توجه به نیازهای خاص هر گروه در سطوح قبل از دبستان، ابتدایی، راهنمایی و متوسطه و با تأکید خاص بر آموزش حرفهای و تلاش برای تحت پوشش قرار دادن کلیه اینگونه کودکان و دانشآموزان.
4 - کمک به پیشگیری از بروز ناتوانیهای جسمی و ذهنی، قبل از تولد، هنگام تولد و بعد از تولد از طریق بالا بردن سطح آگاهی عمومی در زمینه عوامل بروز معلولیتها و خصوصیات کودکان استثنایی.
تشکیلات سازمان
سازمان دارای ارکان زیر میباشد:
الف) شورای سازمان
ب) رییس سازمان
طبق ماده 5 اساسنامه سازمان آموزش و پرورش استثنایی اعضای شورای سازمان عبارتند از:
1- وزیر آموزش و پرورش (رییس شورا)
2- وزیر کار و امور اجتماعی یا یکی از معاونان
3- رییس سازمان بهزیستی
4- رییس یا یکی از معاونان بنیاد مستضعفان و جانبازان
5- معاونان وزارت آموزش و پرورش
6- رییس سازمان (دبیر شورا)
7- دو نفر از متخصصان امور کودکان استثنایی
8- یک نفر معلم با تجربه و صاحب نظر
9- دو نفر معتمد علاقهمند به امور کودکان استثنایی (ترجیحاً والدین کودکان استثنایی)
10- یک نفر از معلولان صاحبنظر
11- یک نفر از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی
معاونتها و مدیریتها
وظایف حوزه ریاست
اجرای مصوبات شورای سازمان آموزش و پرورش استثنایی.
بررسی و پیگیری عزل و نصب رؤسای ادارات آموزش و پرورش استانها.
ارائه گزارش فعالیتها و عملکرد سازمان استثنایی به شورای سازمان.
نظارت بر برنامههای جذب کمکهای مردمی و مؤسسات و سایر ارگانها.
مشارکت در بازنگری و اصلاح قوانین و مقررات موجود و ارائه آییننامه اجرایی و طرحها و پیشنهادهای لازم برای نیل به اهداف سازمان جهت تصویب در شورا
نظارت بر طرحهای سیستمهای مکانیزه مورد نیاز واحدهای مختلف سازمان آموزش و پرورش استثنایی.
وظایف روابط عمومی و امور بینالملل
اجرای طرحهای اطلاعاتی و انتشاراتی و همچنین اجرای برنامههای بازدید از فعالیتها و پیشرفتهای سازمان آموزش و پرورش استثنایی جهت آگاهی افکار عمومی.
انتشار نشریههای خبری، اطلاعاتی و تخصصی طبق مقررات و ضوابط مربوط.
اقدام به تهیه و ترجمه مقالات و نشریاتی که مربوط به کودکان و دانشآموزان استثنایی میباشد به منظور آشنایی آنان با روشها و سیستم جدید آموزش استثنایی.
برگزاری مصاحبه، تشکیل سمینارها، کنفرانس، بازدیدها، نمایشگاهها و سایر تبلیغات مورد نیاز بر حسب اهداف سازمان.
تهیه و تنظیم طرحهای مربوط به قراردادها، بورسیهها، برنامههای مبادلات فرهنگی ایران با کشورهای خارج و نظارت بر حسن اجرای آنها.
مطالعه و همکاری با مجامع علمی معتبر جهان در جهت پیشبرد اهداف آموزش و پرورش استثنایی.
نظارت بر فعالیتها و عملکرد انجمنهای اولیا و مربیان.
نظارت مستمر بر فعالیتهای مدارس غیرانتفاعی.
انجام مطالعات در خصوص دستیابی به راهکارهای مفید جهت ترویج فرهنگ مشارکت.
طراحی، برنامهریزی و هدایت همایشها و انجمنهای تخصصی، المپیادها و مسابقههای علمی دانشآموزی در سطح داخلی و بینالمللی مربوط به آموزش و پرورش کودکان استثنایی.
اهتمام در جهت تهیه و تنظیم مقالات علمی، و تخصصی جهت چاپ در نشریات تخصصی.
وظایف معاونت برنامهریزی آموزشی و توانبخشی
تهیه و تنظیم طرحها و برنامههای آموزشی و توانبخشی برای کودکان و دانشآموزان استثنایی.
ایجاد هماهنگی و نظارت بر انجام فعالیتهای آموزشی و توانبخشی گروههای مختلف کودکان و دانشآموزان استثنایی.
نظارت و همکاری در تألیف، ترجمه و نشر کتب آموزشی و کمک آموزشی برای کودکان و دانشآموزان استثنایی، معلمان و والدین این گروه از کودکان و دانشآموزان.
همکاری با مؤسساتی که در امور آموزشی و توانبخشی کودکان و دانشآموزان استثنایی فعالیت دارند.
بررسی و مطالعه نظامهای مختلف آموزش و پرورش کودکان و دانشآموزان استثنایی در جهان به منظور انجام تغییرات ضروری و مناسب در برنامههای آموزشی و توانبخشی مورد نظر جهت نیل به اهداف مطلوب سازمان.
تهیه برنامههای ارزشیابی به منظور بررسی شیوههای آموزشی و پیشرفت تحصیلی به منظور ارائه راهحلهای مناسب جهت رفع مشکلات و نارساییها.
تهیه و تنظیم طرحها و برنامههای مناسب در زمینه تطبیق برنامههای آموزشی وحرفه آموزی کودکان و دانشآموزان استثنایی با نیازهای مربوط و تسهیل پذیرش آنها در جامعه.
اهتمام و همکاری در تدوین و تنظیم آئیننامههای مربوط به امور آموزشی و توانبخشی کودکان و دانشآموزان استثنایی.
بررسی و مطالعه شیوههای نوین توانبخشی و مشاوره کودکان و دانشآموزان استثنایی در جهان به منظور انجام تغییرات ضروری و مناسب در برنامههای مورد نظر جهت نیل به اهداف سازمان.
همکاری و نظارت بر طراحی و اجرای برنامهها و فعالیتهای آموزشی به منظور ارتقا سطح دانش و مهارت معلمان، مربیان و کارکنان سازمان.
نظارت بر نحوه اجرای برنامههای سالانه مدیریتها و واحدهای تحت پوشش و ایجاد هماهنگی بین فعالیتهای آنها.
پیشبینی و همکاری در برنامهریزی دورههای آموزشی کوتاه مدت و گردهماییهای علمی– تخصصی با هدف دانشافزایی مربیان، معلمان و خانوادههای دانشآموزان و کودکان استثنایی و ارائه پیشنهاد به اداره کل توسعه مدیریت و پشتیبانی جهت برگزاری دورههای مذکور.
برنامهریزی به منظور بررسی، هماهنگ سازی در متون درسی و آموزشی گروههای مختلف استثنایی.
وظایف مدیریت آموزشی
همکاری و کمک به پیشبرد امور و برنامههای سازمان تحت نظر معاون برنامهریزی آموزشی و توانبخشی
پژوهش در زمینه آموزش و پرورش کودکان و دانشآموزان استثنایی.
نظارت و همکاری در تألیف، ترجمه کتب و نشریات تدوین شده در زمینه آموزشی گروههای مختلف کودکان و دانشآموزان استثنایی به منظور پیشبرد اهداف سازمان.
تهیه و تنظیم طرحهای توسعه آموزش و پرورش دانشآموزان استثنایی و برنامهریزی خاص آنها.
ایجاد ارتباط با خانواده کودکان و دانشآموزان استثنایی به منظور راهنمایی آنها در آموزش و پرورش فرزندانشان.
تهیه و تنظیم طرحهای آشناسازی دانشآموزان استثنایی با حرفههای کار و دانش متناسب با تواناییها و محدودیتهای جسمی و ذهنی آنها.
ارزشیابی از برنامههای آموزشی کودکان و دانشآموزان استثنایی در گروههای مختلف عملکرد مسئولان استانی و ارائه راهنماییهای لازم جهت حل مشکلات و مسائل احتمالی آنان.
تعیین اولویتها در برنامههای کارآموزی دانشآموزان رشتههای کار و دانش و فنی و حرفهای به منظور جهت دادن استعدادهای آنان به سوی حرف و مشاغل مورد نیاز کشور در ارتباط با امکانات موجود بر اساس خطمشی کلی سازمان.
برقراری ارتباط با بخشهای مختلف صنعت، کشاورزی و خدمات اعم از دولتی و غیردولتی به منظور استفاده از امکانات آنان برای کارآموزی دانشآموزان تحت پوشش.
انجام مطالعات و پژوهشهای لازم در زمینه محتوای روشهای مختلف کارآموزیهای ضمن تحصیل دانشآموزان استثنایی و استفاده از دانش و تجربیات دیگر کشورهای جهان به منظور بالا نگه داشتن سطح آموزش علمی آنان.
مطالعه و همکاری به منظور تنظیم آییننامه و شیوههای جدید ارزشیابی و مسابقات علمی.
برقراری ارتباط با مؤسسات و سازمانهای آموزشی ملی و بینالمللی در زمینه آموزش گروههای مختلف کودکان و دانشآموزان استثنایی به منظور کسب تازهترین اطلاعات و تجارب و
هماهنگی برنامههای گروههای فوقالذکر با آخرین تحولات و روشهای علمی جهان از طریق مدیریت حوزه ریاست، روابط عمومی و بینالملل.
وظایف مدیریت توانبخشی
همکاری و کمک به پیشبرد امور و برنامههای سازمان تحت نظر معاون برنامهریزی آموزشی و توانبخشی.
انجام کارهای تخصصی، مطالعاتی و برنامهریزی در زمینههای مختلف توانبخشی، مشاوره و مددکاری پیشنهاد تهیه وسایل مربوط به توانبخشی با توجه به نیاز کودکان و دانشآموزان استثنایی بر حسب ضرورت و اولویت.
همکاری در امور آموزشی با مراکز آموزش عالی در زمینه توانبخشی، مشاوره و مددکاری.
مطالعه مستمر در زمینههای مختلف روشهای توانبخشی، مشاوره و مددکاری به منظور پیشبرد اهداف سازمان.
همکاری با سایر مؤسسات در امور توانبخشی، مشاوره و مددکاری کودکان و دانشآموزان استثنایی.
نظارت بر تهیه و تنظیم آییننامهها و بخشنامههای مربوط به توانبخشی، مشاوره و مددکاری.
نظارت دقیق بر حسن اجرای طرحها و برنامههای مربوط به توانبخشی، مشاوره و مددکاری.
تعیین نمودن خطمشی کلی توانبخشی جهت ارتقاء کیفی وضعیت برنامههای توانبخشی گروههای مختلف.
نظارت بر عملکرد ادارات آموزش و پرورش استثنایی استانها در خصوص امور توانبخشی، مشاوره و مددکاری و ارائه راهنماییهای لازم در این زمینه و اهتمام در رفع مشکلات و تنگناهای احتمالی.
بررسی و تعیین نیازهای مراکز آموزشی استانها به نیروهای توانبخشی، مشاوره و مددکاری و ارائه آن به مسئولین ذیربط جهت برنامهریزی و تأمین نیروی مورد نظر با توجه به ضوابط و درجهبندی پستهای سازمانی واحدهای آموزشی ویژه دانشآموزان استثنایی.
نظارت بر تهیه و خرید تجهیزات واحدهای توانبخشی در مراکز آموزشی استانها.
همکاری با مدیر آموزشی سازمان در جهت پیشبرد برنامههای مشترک در معاونت آموزشی و توانبخشی.
نظارت بر هزینه کردها و اعتبارات ابلاغی برنامه تأمین کمک سرانه توانبخشی.
وظایف معاونت تشخیص، پیشگیری، پرورشی و تربیت بدنی
ایجاد هماهنگی، نظارت و همکاری بر اجرای هدفهای تشخیص، پیشگیری، پرورشی و تربیت بدنی کودکان و دانشآموزان استثنایی.
اقدامات لازم جهت تهیه و هنجاریابی آزمونهای غربالگری و تشخیصی برای گروههای مختلف کودکان و دانشآموزان استثنایی.
اهتمام در اجرای طرحهای شناسایی و گزینش کودکان و دانشآموزان استثنایی کشور.
همکاری با سایر مؤسساتی که به نحوی از انحا در امور پیشگیری، فرهنگی و تربیت بدنی کودکان و دانشآموزان استثنایی فعالیت دارند.
همکاری در تألیف، ترجمه و نشر کتب و نشریات سودمند و مفید برای پدران، مادران و معلمان کودکان و دانشآموزان استثنایی.
نظارت بر تهیه و بکارگیری آزمونهای لازم برای سنجش و ارزیابی استعدادهای تحصیلی.
اهتمام و همکاری در تدوین و تنظیم آییننامههای مربوط به تشخیص، پیشگیری، سنجش و امور پرورشی و تربیت بدنی کودکان و دانشآموزان استثنایی.
طراحی، ایجاد هماهنگی و اجرای برنامههای فرهنگی، هنری، ورزشی و اردویی برای دانشآموزان، معلمان، مربیان و سایر دست اندرکاران حوزه آموزش و پرورش استثنایی.
اهتمام در تشخیص مسائل و مشکلات موجود در اجرای برنامههای پیشگیری، سنجش و امور پرورشی و تربیت بدنی کودکان و دانشآموزان استثنایی و تجزیه و تحلیل آن به منظور اتخاذ تصمیم مناسب جهت پیشگیری از معلولیتها.
اهتمام در بالا بردن سلامت جسمانی و روانی افراد جامعه با همکاری وزارتخانهها و سازمانهای مربوط.
نظارت بر تهیه و تدوین مقررات و ضوابط معلولیت زدایی و ارائه برنامههای میان مدت و بلند مدت در جهت اهداف سازمان.
پیشبینی و برنامهریزی دورههای آموزشی کوتاه مدت برای دانشافزایی معلمان، مربیان استثنایی و ارائه پیشنهاد به اداره کل توسعه مدیریت و پشتیبانی جهت برگزاری.
وظایف مدیریت تشخیص و پیشگیری
برنامهریزی جهت بالا بردن سطح کارآیی واحدها از طریق استاندارد کردن تستهای قابل قبول.
تهیه طرحها و پیشنهادات در زمینه چگونگی ارائه خدمات مربوط به منظور جلوگیری از به وجود آمدن معلولیتها در سطح جامعه.
تهیه برنامههای آموزشی و ارشادی به منظور آگاه ساختن افراد جامعه نسبت به عوامل مثبت و منفی عارضی، آسیبهای اجتماعی که بر اثر عدم رعایت بهداشت و پیشگیری ژنتیکی در جامعه ایجاد میشود.
جمعآوری اطلاعات و طبقهبندی و تجزیه و تحلیل آن به منظور اتخاذ تصمیم مناسب جهت پیشگیری از معلولیتها.
برنامهریزی و نظارت بر شیوه اجرای آزمونهای غربالگری و تشخیصی و دایر نگه داشتن واحدهای مربوط برای پاسخگویی به نیازها.
ارزیابی مستمر و مداوم از فعالیتهای انجام شده جهت رفع نارساییها و مشکلات احتمالی و برنامهریزی جدید در این مورد.
تهیه و تدوین مقررات و ضوابط معلولیت زدایی و ارائه برنامههای میان مدت و بلند مدت در جهت اهداف سازمان.
نظارت بر حسن اجرای برنامههای مصوب مربوط بر اساس دستورالعملها و آییننامههای صادره.
وظایف مدیریت امور پرورشی و تربیت بدنی
تهیه برنامههای لازم جهت تحکیم مبانی دینی و فضایل اخلاقی و رشد اجتماعی دانشآموزان استثنایی و آشنا ساختن آنان با فرهنگ غنی اسلام از طرق مختلف.
مطالعه و تحقیق و تهیه برنامههای پرورشی و تربیت بدنی دانشآموزان در زمینه فعالیتهای فردی، گروهی و اجتماعی.
تهیه طرحها و برنامههای لازم در زمینه برگزاری و اجرای اردوهای تربیتی، برگزاری مسابقات پرورشی و ورزشی بین دانشآموزان استثنایی در سطوح مختلف و صدور دستورالعملهای مربوطه.
تهیه طرح و برنامههای اجرایی مربوط به فعالیتهای گروهی دانشآموزان و نظارت در تشکیل و نحوه فعالیتهای آنها جهت رشد اجتماعی دانشآموزان استثنایی.
تهیه طرحها و برنامههای لازم در مورد انتخاب بهترین آثار فرهنگی، تربیتی و هنری دانشآموزان استثنایی جهت شرکت در نمایشگاههای مختلف.
اهتمام در توسعه و تعمیم فعالیتهای پرورشی و تربیت بدنی در آموزشگاهها.
ایجاد زمینههای همکاری با نهادها و سازمانهای مختلف جهت رشد و تعالی اخلاقی، علمی، اجتماعی و ورزشی دانشآموزان استثنایی.
تهیه و اجرای طرحهای لازم به منظور رشد و توسعه جنبههای اخلاقی، اجتماعی و ورزشی همکاران و آشنایی آنها با موضوعات مربوطه.
پیش بینی و برنامهریزی دورهها، گردهمایی آموزشهای کوتاه مدت برای دانشافزایی مربیان پرورشی و تربیت بدنی و کارشناسان استانها.
برآورد و پیش بینی نیروی انسانی و تجهیزات مورد نیاز تربیت بدنی و فرهنگی برای دورههای مختلف تحصیلی برای سراسر کشور.
وظایف اداره کل توسعه مدیریت و پشتیبانی
ایجاد هماهنگی و نظارت بر فعالیتهای امور اداری، مالی و پشتیبانی سازمان با توجه به اختیارات تفویض شده.
نظارت بر تهیه و تنظیم طرحها و برنامههای مناسب در زمینه استخدام، ارتقاء گروه، انفصال، تعلیق، بازنشستگی و آموزش کارکنان سازمان آموزش و پرورش استثنایی.
نظارت بر تهیه و تنظیم طرحها و برنامههای مناسب در جهت جذب و نگهداری نیروی انسانی متخصص مورد نیاز با هماهنگی و همکاری واحدهای ذیربط.
بررسی وضعیت نیروی انسانی در همه بخشهای سازمان و تهیه برنامه تأمین نیروی انسانی به تناسب اهداف برنامهریزی آموزشی و اجرایی.
اهتمام در اخذ مجوز ردیف استخدامی از معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور با توجه به نیاز واحدهای سازمان آموزش و پرورش استثنایی.
اهتمام در شناخت مشکلات اجرایی برنامههای آموزش ضمن خدمت در سطوح مختلف و استخدام و ارائه راهحلهای مناسب برای مشکلات و معضلات مربوطه.
همکاری با کمیتهها و سمینارهای علمی، پژوهشی، تحقیقاتی، تربیتی، آموزشی و توانبخشی سازمان آموزش و پرورش استثنایی.
نظارت بر حسن اجرای ارزشیابی پرسنل سازمان.
اقدام به تأمین اعتبار از خزانهداری کل بر اساس بودجه مصوب در قالب موارد و برنامههای بودجه جاری و اعتبارات طرحهای عمرانی و تجهیزاتی و درآمدهای اختصاصی سازمان و هماهنگی با سایر واحدهای ذیربط.
نظارت بر تهیه و تنظیم بودجه جاری و عمرانی سازمان و انجام اقدامات لازم در جهت تصویب آن با همکاری واحدهای ذیربط.
نظارت بر تهیه و تنظیم طرحها و برنامههای مناسب در زمینه تدارکات، توسعه و تجهیز مراکز آموزشی تحت پوشش سازمان ذیربط.
گروههای هفت گانه دانشآموزان استثنایی
از نظر آموزشی به فردی دانشآموز استثنایی اطلاق میشود که از نظر شناختی، هوشی، جسمی (حسی، حرکتی)، عاطفی و یا اجتماعی، تفاوت قابل ملاحظهای با افراد همسن خود داشته و این تفاوت به حدی باشد که برخورداری آنان از آموزش و پرورش، مستلزم تغییراتی (متناسب با ویژگیهای این دانشآموزان) در برنامهها، محتوا، روشها، مواد و فضای آموزشی عادی و ارائه خدمات آموزشی و توانبخشی ویژه به آنان باشد. در کشور ما، این مهم بر عهده سازمان آموزش و پرورش استثنایی بوده که متولی امر آموزش، پرورش و توانبخشی دانشآموزان استثنایی است. این دانشآموزان به هفت گروه تقسیم میشوند:
1-گروه دانشآموزان کم توان ذهنی
کم توان ذهنی به فردی اطلاق میشود که عملکرد هوشی او به طور معنیدار یا قابل ملاحظهای پایینتر از میانگین (110-90) باشد و با مشکلاتی در رفتار سازشی توأم بوده و در دوران رشد یعنی تا قبل از 18 سالگی پدیدار شده باشد. مهارتهای سازشی نیز شامل مهارتهایی است که فقدان آنها در زندگی مشکلاتی را به وجود میآورد. این مهارتهای اجتماعی، خود هدایتی و اوقات فراغت است.
2- گروه دانشآموزان دارای اختلالات شنوایی
این گروه از دانشآموزان شامل دانشآموزان ناشنوا و دانشآموزان نیمه شنوا میباشد.دانشآموز ناشنوا به فردی اطلاق میشود که با میزان باقیمانده شنوایی خود علیرغم استفاده از وسایل کمک آموزشی شنوایی نتواند گفتار دیگران را از طریق حس شنوایی بشنود، لذا از فراگیری زبان پیرامون خود از طریق حس شنوایی محروم است. دانشآموز نیمه شنوا به فردی گفته میشود که با میزان باقیمانده شنوایی او حتی با استفاده از وسایل کمک آموزشی و بهرهگیری از راهنمایی آموزشی برای دریافت مطالب شنیداری و گفتاری، کافی نبوده است. در حال حاضر بسیاری از دانشآموزان ناشنوا به ویژه کم شنوا، در کنار دانشآموزان دیگر در مدارس عادی درس میخوانند.
3-گروه دانشآموزان دارای اختلالات بینایی
بر اساس تعریف قانونی، نابینایی عبارت است از میزان دیدی که در چشم برتر بیش از 20 درصد دید ندارد و قابل اصلاح نیست. در این گروه افرادی نیز هستند که کمبینا نامیده میشوند. افراد کمبینا، کسانی هستند که میتوانند با کمک متخصص بینایی از باقیمانده بینایی خود استفاده کنند. این کمکها شامل مواردی از قبیل استفاده از کتابهایی با حروف چاپی درشت و بکارگیری نورپردازی ویژهای برای افزایش فرصتهای بینایی میشود. دانشآموزان نابینا و بعضی از دانشآموزان نیمه بینا از کتابهایی استفاده میکنند که نوشتار آن به شکل بریل یعنی خطوط برجسته است. تعداد زیادی از دانشآموزان نابینا در مدارس عادی درس میخوانند.
4- گروه دانشآموزان جسمی- حرکتی
در این گروه دانشآموزانی قرار دارند که مهمترین مشخصه آنها ناتوانی جسمی است. این ناتوانی ممکن است مادرزادی بوده و یا بعدها در اثر حوادث اتفاق افتاده باشد. این کودکان به دلیل اینکه توان حرکت بسیار ضعیفی دارند، از تجهیزاتی مانند ویلچر، واکر و یا عصا استفاده کنند. بسیاری از این افراد از هوش طبیعی و عادی برخوردارند و با مناسبسازی شرایط محیطی میتوانند در مدارس عادی تحصیل کرده و علیرغم معلولیت جسمی، تعامل خوبی با سایر دانشآموزان دارند.
5-گروه دانشآموزان دارای اختلالات یادگیری
این گروه شامل دانشآموزانی است که نارساییهایی در فرایند ادراکی، توجه، حافظه، دقت و... دارند که بر مهارتهای تحصیلی (خواندن، نوشتن و ریاضی) تأثیر میگذارد. این گروه معمولاً دچار مشکلات حسی نبوده و از نظر بهره هوشی در دامنه بهنجار قرار دارند.
6- گروه دانشآموزان دارای اختلال هیجانی و رفتاری
دانشآموزان دارای اختلالات هیجانی و رفتاری مشکلات زیادی در ارتباط با دوستان و همسالان خود، والدین و معلمان دارند. در تکالیف درسی مشکل دارند. گاهی در نشان دادن رفتارها اغراق میکنند و یا در عملکرد تحصیلی و اجتماعی نارسایی نشان میدهند. این دانشآموزان قوانین مدرسه را زیر پا گذاشته و برای خود و سایر افراد مشکلات زیادی را ایجاد میکنند. از نظر تحصیلی نیز، عملکرد بسیار ضعیفی دارند و بسیاری از آنها در دوران دبیرستان ترک تحصیل میکنند.
7- گروه دانشآموزان چند معلولیتی
دانشآموزان چند معلولیتی، دانشآموزانی هستند که همزمان از دو یا چند معلولیت رنج میبرند. از جمله این وضعیتها، ناشنوایی- نابینایی است که نوعی نارسایی حسی دوگانه است. همچنین چند معلولیتی میتواند به صورت کم توانی ذهنی همراه با فلج مغزی، جلوهگر شود که این وضعیت نیز مشکلات زیادی برای فرد ایجاد میکند.
دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، همایشی در 27 و 28 دی ماه 1379 به نام «همایش حقوق کودکان استثنایی در ایران» برگزار کرد. هدف شناخت قوتهای حقوقی بچههای 7 تا 18 سال در فرهنگ ایرانی و اسلامی و نیز در قوانین بینالملل بود.
استادان در رشتههای مختلف به ایراد مقاله پرداختند و تلاش شد ابعاد حقوقی آنان بررسی و مشکلات حقوقی اینان شناسایی و حلاجی شود.
این همایش تأثیر سودمندی در گسترش حقوق دانشآموزان استثنایی داشت، نیز در برطرف کردن موانع و مشکلات مؤثر بود.(1)
درپایان: تاریخ آموزش و پرورش ناشنوایان و نابینایان به حدود یکصد سال قبل باز میگردد. نخستین آموزشگاه در تبریز در 1299ق دایر شد. کسانی مثل باغچهبان و گلبیدی عمرشان را بر سر آموزش این گروه نهادند. بنابراین سازمان آموزش و پرورش استثنایی ایران باید انبوهی از تجارب و دستاوردهای یکصد ساله را همراه داشته باشد.
بیست و پنج سال از تأسیس این سازمان میگذارد؛ یعنی ربع یک قرن یعنی عمر مفید یک نسل. آیا ارزیابی جامعی از اقدامات و تلاشهای این سازمان انجام یافته است. برای اینکه ارزیابی و تلقی دقیقی از کارهای این سازمان پیدا کنم به سراغ تعدادی از کارشناسان ناشنوایان رفتم. اینان در شورای مرکز کانون ناشنوایان ایران به عنوان قدیمیترین تشکل در زمینه ناشنوایان، میباشند. آنان داوری منفی نسبت به عملکرد سازمان در آموزش ناشنوایان داشتند. البته کارشناسان نابینایان تلقی و داوری بهتری دارند. تجزیه و تحلیل داوریها درباره سازمان خود مقوله مبسوطی است و نیاز به وقت واسع دارد.
1) . خلاصه سخنرانیها و مقالات همایش حقوق کودکان استثنایی در ایران، ص 4-9.
نابینایان، ناشنوایان و معلولین حرکتی نیاز مبرم به مناسب سازی دارند. حضور معلولین در جامعه با تردد آنان در خیابانها، کوچه ها و محیط شهری و فضاهای عمومی تلازم دارد. اگر این مکانها آماده و مناسب برای حرکت معلولین نباشد و موانع سد راه آنان باشد، نه تنها تحرک و تردد آنان کم خواهد شد بلکه دچار آسیب دیدگی خواهند شد. آسیبهایی که گاه منجر به مرگ یا بیماریهای مهلک مثل قطع دست و پا، ضایعات نخاعی و دهها مشکل دیگر. از اینرو از حقوق اولیه و اساسی معلولین، مناسب سازی معابر و شوارع و مکانهای عمومی در شهرها است.
در سال 1368 شورای عالی شهرسازی و معماری، قوانین و مقررات مناسب سازی را تدوین و تصویب کرد. پس از آن مجلس شورای اسلامی، شوراهای شهر و شهرداریها هم در مطالعات کارشناسی، و در تدوین و تصویب قانون و مقررات و نیز در اجرا با جدیت عمل کردهاند. برخی از قوانین و مقررات و طرحهای مهم را معرفی میکنم.
مصوبه زیر شامل کلیات (توضیحات یا مقدمه)؛ و متن اصلی شامل چهار فصل با این سرفصلها است: پیادهرو، پل ارتباطی، توقفگاه، ایستگاه، ورودی ساختمان، راهرو، بازشو، پله، سطح شیبدار، آسانسور، فضای بهداشتی، دیگر اماکن عمومی، مجتمع مسکونی، توصیهها.
شورای عالی شهرسازی و معماری ایران در جلسه مورخ 8/3/68 پیشنهاد وزارت مسکن و شهرسازی در ارتباط با رفع موانع شهرسازی و معماری در عبور و مرور، دسترسی به اماکن و فضاها و تجهیزات عمومی شهری به منظور تأمین امکانات شرکت افراد دارای معلولیتهای گوناگون جسمی در زندگی روزمره جامعه را به شرح زیر تصویب نمود:
1- از این تاریخ در کلیه طرحهای آتی و در دست تهیه شهرسازی، شهرک سازی و مجتمعهای مسکونی و ساختمانی سراسر کشور اعم از اینکه توسط دستگاههای دولتی و وابسته به دولت و شهرداریها و یا بخش خصوصی تهیه گردند، رعایت ضوابط موضوع فصل اول مجموعه پیوست که شامل ضوابط برنامهریزی و طراحی برای تسهیل حرکت معلولین سطح شهر میباشد الزامی بوده و کلیه مراجع مسئول تهیه، بررسی و تصویب و اجرای طرحهای توسعه شهری، شهرک سازی و مجتمعهای ساختمانی و مسکونی موظفند در مراحل مختلف تصویب و صدور پروانه و نظارت ضوابط مذکور را رعایت نمایند.
2- به منظور رفع موانع شهری موجود لازم است که اصلاحات موضوع فصل دوم فوراً و تا قبل از تهیه و یا تجدید نظر در طرحهای توسعه شهری به منظور نزدیکتر کردن شرایط موجود به استاندارد توسط مراجع مسئول عمران شهری با توجه به اولویت هر یک به اجرا در آید.
3- رعایت ضوابط فصل سوم در طراحی کلیه ساختمانهای موضوع فصل مذکور برای تهیه کنندگان طرحهای فوقالذکر الزامی است و مراجع مسئول صدور پروانه و نظارت ساختمانی موظف به اجرای صحیح و دقیق آن هستند.
کلیه ساختمانهای عمومی موضوع این آیین نامه به خصوص ادارات دولتی موجود باید تدریجاً با شرایط این آیین نامه تطبیق داده شوند. تشخیص میزان تطبیق این ضوابط و زمان لازم برای اعمال آن به عهده کمیسیونی مرکب از نمایندگان سازمان بهزیستی بنیاد جانبازان و وزارت مسکن و شهرسازی خواهد بود. وزارت مسکن و شهرسازی موظف است تضمین قانونی اعمال این ضوابط را از مراجع ذیربط کسب نماید.
4- اعمال ضوابط و مقررات فصل چهارم فعلاً اختیاری بوده ولی بر حسب تشخیص کمیسیون موضوع بند 3 و با استفاده از تضمین قانونی که کسب خواهد شد الزامآور خواهد گردید.
5- وزارت مسکن و شهرسازی موظف است حداکثر هر 5 سال یک بار با جلب نظر سازمان بهزیستی و بنیاد جانبازان ضوابط و مقررات موضوع این مصوبه را مورد بازنگری و تطبیق با شرایط و امکانات جدید قرار داده و برای تصویب به شورای عالی شهرسازی و معماری پیشنهاد نماید.
فصل اول: ضوابط مطلوب طراحی فضای شهری
1-1 پیادهرو
1-1-1 حداقل عرض مفید پیادهرو 120 سانتیمتر باشد.
1-1-2 رعایت حداقل 120 سانتیمتر فاصله از دیوار برای هر نوع مانعی که به هر علت نصب آن در پیاده رو برنامهریزی میگردد اجباری است.
1-1-3 ایجاد جدول یا اختلاف سطح بین پیادهرو و سواره الزامی است.
1-1-4 ایجاد جدول به ارتفاع حداقل 5 سانتیمتر بین پیادهرو، باغچه یا جوی کنار پیادهرو الزامی است.
1-1-5 پوشش کف پیادهرو باید از مصالح سخت و غیرلغزنده باشد.
1-2 پلهای ارتباطی بین پیادهرو و سوارهرو
1-2-1 پیشبینی پلهای ارتباطی بین پیادهرو و سوارهرو و حداکثر در هر 500 متر فاصله الزامی است.
1-2-2 اتصال پلهای ارتباطی و پیادهرو باید بدون اختلاف سطح باشد، در صورت وجود اختلاف سطح، رعایت ضوابط ذکر شده در فصل سطح شیبدار الزامی است.
1-2-3 حداقل عرض پلهای ارتباطی که در امتداد مسیر پیادهرو نصب میشوند، برابر عرضپیادهرو باشد. حداقل عرض پلهای ارتباطی عمود بر مسیر پیادهرو 150 سانتیمتر باشد.
1-2-4 محل ارتباط پیادهرو و سوارهرو باید دارای علائم حسی قابل تشخیص برای نابینایان باشد.
1-2-5 ساختن پل یا سطح لغزنده ممنوع است.
1-3 محل عبور عابر پیاده در سوارهرو:
1-3-1 ایجاد خط کشی عابر پیاده در سوارهرو در کلیه تقاطعها و حداکثر در هر 500 متر الزامی است.
1-3-2 ایجاد خط کشی عابر پیاده در محل تردد معلولان و در مکانهای خاص آنها الزامی است.
1-3-3 ساختن پلهای ارتباطی بین پیادهرو و سوارهرو در امتداد خط کشی الزامی است.
1-4 توقفگاه
1-4-1 برای توقف وسیله نقلیه به منظور پیاده و سوار شدن معلولان از وسیله نقلیه درخیابانهای اصلی شهر ایجاد خلیج (پیشرفتگی سواره رو در پیادهرو) به عمق حداقل 60/3 متر و به طور حداقل 12 متر با ارتباط مناسب با پیادهرو الزامی است.
1- 4- 2- اختصاص دو پارکینگ ویژه معلولان با نصب علامت مخصوص در کنار خیابان اصلی و در 500 فاصله الزامی است.
1- 4- 3- در توقفگاههای عمومی اختصاص 3 درصد فضای توقفگاه به معلولان جسمی حرکتی الزامی است.
1- 5 تجهیزات شهری ایستگاهها
1- 5 - 1- پایانههای اتوبوسرانی درون شهری، مراکز شهری، و نزدیک ساختمانهای عمومی پرتردد، احداث محل انتظار ایستگاه اتوبوس به عرض حداقل 140 سانتیمتر و همسطح با کف اتوبوس الزامی است.
1- 5 - 1- 1- شرایط دسترسی به محل انتظار مسافر در ایستگاههای اتوبوس شهری مطابق شرایط اتصال پیادهرو به سوارهرو باشد.
1- 5 - 1- 2- در ایستگاههای قابل استفاده برای معلولان، پیشبینی سرپناه، حفاظ و نیمکت با ارتفاع 45 سانتیمتر از کف الزامی است.
فصل دوم: مناسب سازی معابر
2- 1- پیادهروهای موجود
2- 1- 1 با استفاده از امکانات، حداقل عرض پیادهروهای باریک به 90 سانتیمتر رسانیده شود.
2- 1- 2 موانعی که به هر علت در پیاده رو قرار داشته و یا نصف گردیده و از حداقل عرض مفید90 سانتیمتر میکاهند (مانند مانع عبور وسائط نقلیه، باجه تلفن، صندوق پست، دکه، تیربرق ...) باید جابهجا گردند.
2- 3- محل خط کشی عابر پیاده
2- 3- 1 محل عبور عابر پیاده در سوارهروها باید اصلاح، تسطیح و به صورت خط کشی باحداقل عرض 150 سانتیمتر و قابل دسترسی به پیادهروها شود.
2- 3- 2 وجود پلهای ارتباطی در امتداد کلیه خط کشیهای عابر پیاده الزامی است.
2- 3- 3 جزیره وسط خیابان در محل خط کشی عابر پیاده باید قابل عبور صندلی چرخدار شود.
2- 4- توقفگاهها
2- 4- 1 در توقفگاههای عمومی موجود باید حداقل 2 درصد فضای توقفگاه در نزدیکترین فاصله به ورودی و خروجی و دسترسی مناسب به پیادهرو برای توقف اتومبیل معلولان جسمی حرکتی اختصاص یابد. این عمل در وضع موجود از طریق تبدیل فضای سه محل توقف اتومبیل معلول جسمی حرکتی امکانپذیر است.
فصل سوم: ضوابط کلی طراحی ساختمانهای عمومی
تعریف:
منظور از اماکن عمومی در این آیین نامه، آن دسته از ساختمانهایی هستند که یکی از انواع خدمات عمومی را در اختیار افراد جامعه قرار میدهند.
3-1- ورودیها
3-1-1 ورودی اصلی باید برای استفاده معلولان نیز در نظر گرفته شود، و به سوارهرو یا پارکینگ ساختمان دسترسی مناسب داشته باشد.
3-1-2 ورودی ساختمان حتیالامکان هم سطح پیادهرو باشد.
3-1-3 پیادهرو منتهی به ورودی معلولان باید با علایم حسی مشخص شود.
3-1-4 حداقل عمل فضای جلو ورودی 140 سانتیمتر است.
3-1-5 وجود سایهبان به عرض حداقل 140 سانتیمتر بر روی فضای جلو ورودی الزامی است.
3-1-6 حداقل عرض بازشوها در ورودی ساختمان 160 سانتیمتر باشد.
3-2 راهرو
3-2-1 حداقل عرض راهرو 140 سانتیمتر است.
3-2-2 کف راهروها باید غیرلغزنده باشد و از نصف کفپوشها با پرز بلند نیز خودداری شود.
3-2-3 در صورت وجود اختلاف سطح در کف راهرو باید ارتباط با سطح شیبدار به صورت مناسبی تأمین گردد.
3-3 بازشوها (درو پنجره)
3-3-1 حداقل عرض مفید هر لنگه در برای عبور صندلی چرخدار 82 سانتیمتر باشد.
3-3-2 در مورد درهایی که به خارج باز میشوند تأمین دید کافی الزامی است.
3-3-3 حداکثر ارتفاع دید از کف تمام شده 100 سانتیمتر باشد.
3-3-4 درها باید دارای پاخور به ارتفاع 20 سانتیمتر باشند.
3-3-5 در صورت استفاده از درهای چرخان، گردشی، کشویی، پیشبینی یک در معمولی به عرض مفید حداقل 80 سانتیمتر در جوار آنها برای استفاده معلولان الزامی است.
3-3-6 کلیه درها باید به سهولت باز و بسته شوند.
3-3-7 دستگیره درها باید از نوع اهرمی بوده و فاصله داخلی بین آنها و سطح در 5/3 تا 7 سانتیمتر باشد.
4-3- پله
3- 4- 1 وجود علائم حسی در کف؛ قبل از ورود به قفسه پله برای هشدار به نابینایان الزامی است.
3- 4- 2 عرض کف پله 30 سانتیمتر و حداکثر ارتفاع آن 17سانتیمتر باشد.
3- 4- 3 حداقل عرض پله 120 سانتیمتر باشد.
3- 4- 4 نصب دست انداز در طرفین پله الزامی است.
3- 4- 5 ارتفاع دست انداز از کف پله برای کودکان 60 سانتیمتر و برای بزرگسالان 85 سانتیمتر باشد.
3-5 سطح شیبدار
3-5 -1 حداقل عرض سطح شیبدار 120 سانتیمتر باشد.
3-5 -2 برای سطوح شیبدار تا 3 متر طول حداکثر شیب 8 درصد با عرض 120 سانتیمتر باشد.
3-5 -3 در سطوح شیبدار بیش از سه متر طول (تا حد مجاز 9 متر) در ازای هر متر افزایش طول 5 سانتیمتر به عرض مفید آن اضافه و 5 درصد از شیب آن کاسته شود.
3-6- آسانسور
3-6-1 در ساختمانهای عمومی که برای دسترسی به طبقات از آسانسور استفاده میشود وجود حداقل یک آسانسور قابل استفاده برای معلولان روی صندلی چرخدار الزامی است.
3-6-2 آسانسور باید همسطح ورودی و یا در دسترس بلامانع صندلی چرخدار قرار گیرد.
3-6-3 حداقل فضای انتظار در جلو آسانسور در هر طبقه 150×150 سانتیمتر مربع باشد.
3-6-4 آسانسور قابل استفاده برای معلولان باید مشخصات زیر را داشته باشد:
3-6-4-1 عرض مفید 80 سانتیمتر؛
3-6-4-2 مجهز به دو در کشویی با چشم الکترونیکی؛
3-6-4-3 ابعاد مفید اتاقک آسانسور 110 ×140 سانتیمتر؛
3-7- فضاهای بهداشتی
3-7-1 در قسمتهایی از ساختمانهای عمومی که معلولان تردد مینمایند تعبیه سرویس بهداشتی مخصوص آنان الزامی است.
3-7-2 حداقل اندازه سرویس بهداشتی 170 ×150 سانتیمتر مربع باشد و قابلیت گردش صندلی چرخدار در این فضا الزامی است.
3-7-3 در سرویس بهداشتی باید به بیرون باز شود و گشودن آن در مواقع اضطراری از بیرون امکانپذیر باشد.
3-7-4 نصب کاسه مستراح به ارتفاع 45 سانتیمتر از کف الزامی است.
3-7-5 نصب دستگیرههای کمکی افقی در طرفین کاسه مستراح به ارتفاع 70 سانتیمتر از کف و20 سانتیمتر جلوتر از لبه جلویی کاسه الزامی است.
3-7-6 نصب دستگیرههای کمکی عمودی با فاصله 30 سانتیمتر از جلو کاسه و 40 سانتیمتر بالاتر از نشیمن مستراح به روی دیوار مجاوری اجباری است. دامنه نوسان میلههای عمودی 80 تا120 سانتیمتر باشد.
3-7-7 نصب دستگیره اضافی بر روی قسمت داخلی در به ارتفاع 80 سانتیمتر از کف و 25سانتیمتر فاصله از محور لولا الزامی است.
3-8 -1 کلیه اماکن؛ فضاهای شهری و قسمتهای از ساختمانهای عمومی که برای استفاده معلولان طراحی و تجهیز گردیدهاند باید به وسیله علامت ویژه معلولان مشخص گردند.
3-9 ساختمانهایی که بخشهایی از آن مورد استفاده عمومی قرار میگیرد و باید برای معلولان نیز قابل استفاده باشند؛ به قرار زیر است:
دانشگاهها و مراکز فرهنگی
بیمارستانها و درمانگاهها
مسجد و مصلی
آسایشگاهها
مراکز ورزشی
راه آهن فرودگاه ترمینال مترو
بخش اورژانس کلیه فضاهای درمانی
مراکز خدماتی اداری مانند بانک و مؤسسات مالی و پست و تلگراف و تلفن
مؤسسات دولتی
3-10 در سایر ساختمانهای عمومی رعایت موارد زیر الزامی است:
3-10-1 در مراکز آموزشی غیردانشگاهی باید طبقه همکف یا ده درصد سطح زیربنا؛ برای معلولان مناسب باشد.
3-10-2 کلیه هتلها تا ظرفیت 25 اتاق باید یک اتاق قابل دسترسی و استفاده با سرویسهای بهداشتی مناسب برای معلولان داشته باشد. در ازای هر 25 اتاق اضافه پیشبینی یک اتاق مناسب دیگر برای معلولان ضروری است. این اتاقها باید به طور یکنواخت در بین اتاقهای معمولی هتل توزیع گردند.
3-10-3 کلیه مسافرخانهها و مهمانسراها تا ظرفیت 30 تخت باید یک تخت و یک سرویس بهداشتی مناسب برای استفاده معلولان داشته باشند؛ در ازای هر 30 تخت دیگر با سرویس بهداشتی مناسب برای معلولان اضافه شود.
3-10-4 کلیه ساختمانهای اداری دولتی که بیش از 20 نفر کارمند و حداقل 400 مترمربع مساحت داشته باشند برای اشتغال معلولان قابل استفاده باشد.
3-10-5 کلیه پروانه ساختمانی تجاری و همچنین کلیه واحدهای بیش از 100 متر مربع باید برای معلولان جسمی قابل دسترسی و استفاده باشد.
3- 11 مجتمعهای مسکونی
3-11-1 در ساختمانهای مسکونی که تعبیه آسانسور اجباری است؛ باید یک آسانسور مناسب برای معلولان نصب شده باشد.
3-11-2 کلیه مجتمعهای با بیش از 1000 متر مربع سطح و بیش از 10 واحد مسکونی باید ارتباطهای عمودی و افقی و فضاهای عمومی قابل استفاده برای معلولان جسمی حرکتی باشند.
فصل چهارم
ضوابط توصیهای مناسب سازی محیط شهر برای معلولان
4- 1 کاشت گیاهانی که ریختن میوههای آنها در اطراف پیادهرو ایجاد لغزندگی نماید ممنوع است.
4- 2 چراغ راهنمایی که در کنترل شخص معلول باشد باید در دو طرف محل عبور نصب گردد.
4- 3 ایجاد زمان کافی برای عبور ایمن معلولان از محل خط کشی عابر پیاده الزامی است.
4- 4 وسایل نقلیه عمومی باید به بالابرهای مکانیکی برای دستیابی معلولان به داخل آنها مجهز گردد.
4- 5 در صورتی که ارتفاع سکوی مسافربری همسطح کف وسیله نقلیه عمومی باشد باید یک سکوی فلزی مکانیکی بین ایستگاه و اتوبوس برای هدایت معلولان به داخل اتوبوس تعبیه گردد.
4- 6 مشخص کردن قسمت به خصوصی از اتومبیل و دیگر وسایل نقلیه با کمترین فاصله ازدرهای ورود و خروج برای استفاده معلولان الزامی است. این محلها باید بدون صندلی و مجهز به کمربند؛ دستگیره؛ بستهای دیگر برای ثابت نگاهداشتن صندلی چرخدار در برابر حرکتهای ناگهانی باشد.
4- 7 لازم است که تابلوها با زمینه مشکی و حروف سفید تهیه گردند.
4- 8 برای نابینایان میباید توضیحات با خط «بریل» در گوشه چپ بالای تابلو نوشته و در اینحالت حداکثر ارتفاع تابلو برای افراد ایستاده 122 سانتیمتر باشد (این مساله در مورد تابلوهای نصبشده به دیوار است) ارائه علائم تنها به صورت تصویری مجاز نیست.
میلهها و نردههای راهنما در نقاط حساس خطرناک باید دارای علایم حسی باشند تا نابینایان را آگاه نماید.(1)
لازم به تذکر است مقررات و ضوابط مزبور تلخیص شده و کسانی که درصدد مطالعه تمامی آنها باشند به منابع مراجعه نمایند.
شوراهای شهرهای کوچک و بزرگ، به دستور وزارت کشور، مناسب سازی را در دستور کار خود قرار دادهاند. مصوباتی گذرانده و در اختیار شهرداران قرار دادهاند. برای نمونه شورای شهر تهران به تاریخ 1384 این مصوبات را دارد:
مناسب سازی فضاهای شهری برای جانبازان و معلولین جسمی و حرکتی
(از مصوبات شورای اسلامی شهر تهران)
تاریخ تصویب 14/04/1384
تاریخ ابلاغ 22/04/1384
ماده واحده: برخوردار بودن از حقوق مدنی متناسب با شأن انسانی کمتوانان جسمی و حرکتی و جانبازان محترم انقلاب اسلامی برای تحرک و دسترسی ایمن به خدمات، فضاها و تأسیسات عمومی شهرها با هدف برقراری و اعطای استقلال نسبی، فردی و اجتماعی به این گروههای ویژه، بایستی در ردیف وظایف مسلم حاکمیت و شهروندان و به ویژه متولیان مدیریت شهری قرار گیرد.
به منظور اجرایی نمودن مفاد قانون جامع حمایت از حقوق معلولان مصوب مجلس شورای اسلامی به تاریخ 6/3/83 و با استناد به مصوبه ضوابط ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری به تاریخ 8/3/68 برای افراد معلول جسمی و حرکتی و آئین نامه اجرایی بند (ج) ماده یکصد و نود و سوم (193) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و در اجرای مفاد ماده پنجاه و پنجم (55) قانون شهرداری، شهرداری تهران موظف است از تاریخ ابلاغ این مصوبه حداکثر ظرف مدت دو سال نسبت به انجام موارد ذیل اقدامات لازم را معمول نماید.
الف) آماده سازی و مناسب سازی معابر عمومی و نصب نشانهها و علایم فیزیکی لازم با اولویت میادین و معابر اصلی و نزدیک به تقاطعها.
1) . کتاب مرجع حقوق معلولین، ص 245 تا 257.
ب) تجهیز چراغهای راهنمایی معابر به علایم صوتی و نیز برجسته نمودن سطح پیادهروهای نزدیک به تقاطعها برای استفاده از نابینایان.
ج) انجام تمهیدات لازم در توقفگاههای عمومی با هدف در نظر گرفتن محلهای ویژه برای توقف وسایل نقلیه معلولین.
د) رعایت کلیه ضوابط مندرج در آیین نامه اجرایی بند (ج) ماده یکصد و نود و سوم (۱۹۳) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ساختمانها و اماکن عمومی و خصوصی و نیز بخشهای توسعه شهری و معابر عمومی و .... و اعمال کنترلهای لازم وفق آیین نامه مذکور در صدور هر گونه مجوز ساخت و ساز و گواهی پایان کار.
ه) اطلاعرسانی و فرهنگ سازی مناسب از طریق هماهنگی با سایر دستگاههای اجرایی ذیربط به ویژه سازمان بهزیستی و از طریق دستورالعمل مشخص.
و) تأمین تسهیلات و خدمات ویژه برای کم توانان جسمی و حرکتی و جانبازان در امر رفت و آمد از طریق شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه (مترو) و سازمان تاکسیرانی.
تبصره 1: شهرداری تهران بنا به مسئولیتهای مقرر در قانون شهرداری و خصوصاً مفاده ماده پنجاه و پنجم قانون مذکور مسئولیت هماهنگی و پیگیری اجرایی نمودن مفاد این مصوبه را عهدهدار است و مکلف است با تشکیل ستادی متشکل از نمایندگان بخشهای ذیل نسبت به پیگیری موضوعات و تصمیمات متخذه و اعمال نظارت بر حسن انجام وظایف و مفاد این مصوبه و تصمیمات متخذه اقدام نماید.
1- معاون فنی و عمرانی شهرداری تهران و یا نماینده تامالاختیار به عنوان دبیر ستاد.
2- معاون شهرسازی و معماری شهرداری تهران و یا نماینده تامالاختیار.
3- معاون خدمات شهری شهرداری تهران و یا نماینده تامالاختیار.
4- معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران و یا نماینده تامالاختیار.
5- معاون فرهنگی، اجتماعی شهرداری تهران و یا نماینده تامالاختیار.
6- مدیر عامل سازمان زیباسازی شهر تهران و یا نماینده تامالاختیار.
7- یک نماینده به انتخاب و معرفی شورای اسلامی شهر تهران ستاد مزبور.
موظف است به منظور ایجاد هماهنگیهای لازم حسب مورد از سایر دستگاههای اجرایی ذیربط به ویژه سازمانهای بنیاد شهید و امور ایثارگران، بهزیستی (استان تهران) و مدارس استثنایی کشور وابسته به وزارت آموزش و پرورش جهت شرکت در جلسات دعوت به عمل آورد.
تبصره 2: شهرداری تهران موظف است ظرف مدت یک ماه پس از ابلاغ این مصوبه نسبت به تشکیل ستاد مناسب سازی فضاهای شهری برای معلولین جسمی و حرکتی با حضور کلیه حوزههای اجرایی مرتبط اقدام و گزارش پیشرفت کار را هر سه ماه یکبار جهت اطلاع به شورای اسلامی شهر تهران ارائه نماید.
تبصره 3: شهرداری تهران و کلیه دستگاههای اجرایی که بنا به دلایلی ناچار به تخریب وضعیت و فضاهای مناسب سازی شده جهت تردد کم توانان جسمی و حرکتی و جانبازان در معابر عمومی و
اصلی و سایر معابر میگردند میبایست نسبت به اصلاح مجدد و ایجاد شرایط اولیه و مناسب در معابر مذکور تحت نظارت ستاد اجرایی اقدام نمایند.
تبصره 4: شهرداری تهران مکلف است همه ساله به هنگام تصویب بودجه شهرداری ردیف اعتباری خاص مناسب سازی فضای شهری را برای جانبازان و معلولین جسمی، حرکتی در قالب برنامهها و طرحهای مشخص پیشبینی و پایدار نماید.(1)
نیز شورای شهر و شهرداری تبریز اقدامات و فعالیتهای خود را در این زمینه منتشر کرده است.(2)با اینکه حجم اقدامات و فعالیتها در شهرها زیاد بوده ولی تاکنون اقدامی برای ضبط و ثبت تجارب، اسناد و مدارک و تجزیه و تحلیل آنها نشده است. تجربه نشان داده که حرکتهایی نتیجه بخش است که ضبط مکتوب گردد و به نسلهای آتی منتقل گردد. در غیر این صورت نسلهای بعد مجدداً کار را از صفر شروع میکنند و موجب هدر رفتن اموال و امکانات بسیار میگردد.
برخی جراید اقدامات مطلوبی داشتهاند و برخی از اسناد و مدارک و گزارشها را جمعآوری و نیز بررسی کردهاند. از باب نمونه مجله توان نامه ویژه نامهای با عنوان فرهنگ مناسب سازی به تاریخ شهریور و مهر 1392 منتشر کرد.
مجلس شورای اسلامی در سال 1370 قانونی تصویب کرد و ورود خودرو خارجی را ممنوع اعلام کرد مگر در مواردی که در قانون به عنوان استثنا آمده است. یکی از این استثناها معلولین است که به این صورت آمده است:
وزارت صنایع سنگین مجاز است خودروهای سواری مورد نیاز برای بررسی امکان ساخت و همچنین خودروهای مخصوص جانبازان و معلولان که امکان ساخت آنها در داخل کشور نمیباشد را رأساً وارد نماید. یا بر اساس ضوابطی که به تصویب هیئت وزیران میرسد اجازه ورود آنها را صادر نماید.(1)در قانون دیگری سازمان بهزیستی موظف شد به معلولین معرفینامه برای دریافت پلاک معلولیت خودرو بدهد و معلولین با مراجعه به نیروهای انتظامی پلاک ویژه دریافت کنند.(2)
یکی از ضرورتهای اساسی برای زندگی بیمه است. امروزه بدون بیمه، زندگی ممتنع شده و کسانی که بیمه ندارند، به هنگام بروز بیماری یا ایجاد حادثه، آسیبهای جانکاه و ضررهای غیرقابل جبران متحمل میشوند. از اینرو معلولین و سمنهای معلولیتی از دهههای پیش خواستار اجرای بیمه معلولین بودهاند. قانونگذاران هم در چند قانون بیمه معلولین را تصویب نمودهاند. از جمله این قانون:
آیین نامه چگونگی تشخیص و تعیین افراد نیازمند موضوع تبصره یک ماده (14) قانون بیمه همگانی خدمات درمانی کشور، مصوب 1374
ماده 1- در اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی کشور و در چهارچوب تعاریف موضوع بند (4) ماده (1) قانون یاد شده، افراد و خانوادههایی که به لحاظ موقعیت اقتصادی و اجتماعی و عدم استطاعت مالی، فاقد پوشش بیمهای خدمات درمانی هستند، در شمول گروههای و افراد تحت حمایت برنامه بیمه اقشار نیازمند قرار گرفته و مشمول استفاده از تسهیلات و امکانات منظور شده در برنامه یاد شده خواهند بود.
افراد مزبور عبارتند از:
الف- از کارافتادگان و معلولان نیازمند که توانایی مالی اداره زندگی خود را ندارند و افراد تحت تکفل آنها.
ب- زنان و کودکان بیسرپرست و نیازمند موضوع قانون تأمین زنان و کودکان بیسرپرست، مصوب 1371.
پ- خانوادههای زندانیان نیازمند، در مدت زندانی بودن سرپرست خانواده.
ت- آسیبدیدگان ناشی از حوادث طبیعی و غیر طبیعی که امکانات اولیه زندگی خود یا وسایل اشتغال خود را از دست دادهاند تا زمانی که امکانات اولیه یا وسایل اشتغال خود را به دست آورند.
ث- عایله نیازمند تحت تکفل سربازانی که درآمدی برای اداره زندگی ندارند، در مدت سربازی و حداکثر تا پایان سال 1374.(1)
1) . روزنامه رسمی، شماره 14694- 28/3/1374؛ سایت مجلس شورای اسلامی.
پیش از مشروطیت، همه دخل و خرجها و همه تصمیمها و اقدامات برای عمران و آبادانی کشور در اختیار پادشاه و در شهرها در اختیار حاکم بود. امور ضابطهمند و دارای مقررات نبود و هر گونه میل و اراده ملوکانه تعلق میگرفت، اجرایی میشد. اما پس از نهضت مشروطیت و تأسیس عدالتخانه یا مجلس شورای ملی و شکلگیری نهادهای مدنی، کشور دارای نظام مالی و مقررات دخل و خرج شد. بودجه تنظیم شد و نظامی برای بودجه پدیدار گشت. از سال 1325ش برنامه عمران ملی (بعداً به شورای عالی برنامه تغییر نام یافت) شکل گرفت و از 1327ش سازمان برنامه و بودجه شکل گرفت. یکی از کارهای این سازمان تدوین خطمشی برای عمران و توسعه کشور بود و تلاش شد این خطمشی در قالب برنامههای ابتدا 7 ساله و بعداً 5 ساله اجرایی شود. اولین برنامه از 1327 تا 1334 اجرا شد. مجدداً پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران سازمان خطمشی عمران و توسعه را اندکی تغییر داد و اولین برنامه در 1362 در هیئت دولت تصویب شد ولی به دلیل شروع جنگ و مسائل جنگ آغاز نشد. از آبان 1367 با تصویب برنامه اول توسعه مجدداً، امور عمرانی و آبادانی بر اساس برنامه و تدبیر آغاز شد. تا اینکه دوره ریاست جمهوری محمود احمدینژاد پیش آمد. ایشان این سازمان را منحل کرد و اساس برنامهریزی و برنامههای توسعه را کنار گذاشت. مجدداً با انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری، سازمان ابقاء و احیاء شد و برنامهریزی توسعه مجدداً آغاز شد.(1)
معلولین به عنوان بخشی از جامعه در توسعه و عمران ملی میتوانند مشارکت داشته باشند و در زمینههای مختلف نقش ایفاء کنند. برنامه توسعه دوم تا چهارم بین سالهای 1373 تا 1379 اجرایی شد. پس از برنامه چهارم، دولت محمود احمدینژاد همه این امور را ملغا و تعطیل کرد. در هر برنامه مواردی که به معلولین مرتبط است گزارش میشود.
قانون برنامه دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، مصوب 20 آذرماه 1373
1- تلاش در جهت تحقق عدالت اجتماعی از طریق:
5- تعمیم، گسترش و بهبود نظام تأمین اجتماعی به وسیله تأمین منابع از محل بودجه عمومی به منظور پرداخت مستمری به اقشار نیازمند، زنان و کودکان بیسرپرست و معلولین توسعه بیمههای اجتماعی و قرار دادن همه اقشار مردم تحت پوشش بیمه خدمات درمانی تا آخر برنامه دوم و پرداخت سهم سرانه دولت مطابق ضوابط قانون بیمه خدمات درمانی.
از جمله سیاستهای کلی این برنامه، اشتغال معلولین است:
1) . خاطرات، ابوالحسن ابتهاج، تهران، 1371، ج1، ص310- 315؛ درآمدی بر برنامهریزی، ابراهیم رزاقی، تهران، 1367، ص 135-140؛ دانشنامه جهان اسلام، ج3، ص 214-217؛ سازمان برنامه و بودجه، تهران، 1374، جم- .
7-16- ایجاد زمینههای آموزش و اشتغال معلولین و جانبازان با توجه به قابلیت و تواناییهای آنان.(1)
بخش اول - حوزههای فرابخشی
فصل پنجم - نظام تأمین اجتماعی و یارانهها
ماده 36 - در اجرای اصل بیست و نهم (29) قانون اساسی و به منظور توسعه عدالت اجتماعی، نظام تأمین اجتماعی با هدف حمایت از اقشارمختلف جامعه در برابر رویدادهای اقتصادی، اجتماعی و طبیعی و پیامدهای آن از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، از کار افتادگی، بیسرپرستی، درراهماندگی، حوادث و سوانح و ناتوانیهای جسمی، ذهنی، روانی و نیاز به خدمات بهداشتی درمانی و مراقبتهای پزشکی به صورت بیمهای و غیر آن ( حمایتی و امدادی) حقی است همگانی و دولت مکلف است طبق قوانین، از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات و حمایتهای مالی فوق را برای یکایک افراد کشور تأمین کند.
ماده 38 - حمایتهای بخش غیر بیمهای پیشگیری، توانبخشی و حمایتی برای نیازمندان، علاوه بر خدمات ویژهای که در برنامههای بخش اشتغال، مسکن و آموزش برای گروههای نیازمند در نظر گرفته میشود مشتمل بر موارد ذیل است:
1- پیشگیری از بروز آسیبهای اجتماعی و معلولیتهای جسمی و روانی برای آحاد جامعه.
2- پرداخت سرانه بیمه درمان در چارچوب نظام بیمه همگانی خدمات درمانی.
3- فراهم آوردن تسهیلات لازم برای نگهداری افرادی که نیاز به سرپرستی و یا نگهداری دارند و فراهم آوردن زمینه بازتوانی و خود اتکایی آنان.(2)
فصل بیست و پنجم- بهداشت و درمان
ماده 193- به منظور ارتقاء سطح کیفی و کمی خدمات توانبخشی و دسترسی آحاد مردم به این خدمات با هدف تساوی فرصتها و مشارکت معلولین در جامعه، مناسب سازی اماکن عمومی (خصوصی و دولتی) در طول برنامه سوم صورت میگیرد و همچنین در طول برنامه سوم آسایشگاههایی برای بستری جانبازان زن اختصاص یافته و استفاده از آمبولانس برای جانبازان بالای هفتاد درصد (70%) قطع نخاع و اعصاب و روان و شیمیایی به صورت رایگان منظور میگردد.(3)
هیأت وزیران در جلسه مورخ 26/11/1379 بنا به پیشنهاد مشترک وزارت مسکن و شهرسازی، سازمان بهزیستی کشور و سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور، موضوع نامه شماره 1575/319- 6676/105 مورخ 5/10/1379 سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و به استناد بند (ج) ماده (193) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران - مصوب 1379- آییننامه اجرایی بند یاد شده را به شرح زیر تصویب نمود:
ماده 1- تمام دستگاههای اجرایی دولتی و سازمانهای غیر دولتی و مالکان ساختمانهای با مصرف عمومی مکلفند قسمتهای مورد استفاده عمومی اماکن و ساختمانهای (خصوصی و دولتی) خود را براساس ضوابط مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری، حداکثر ظرف یکسال، برای افراد دارای معلولیت که از صندلی چرخدار استفاده میکنند، مناسب سازی نمایند.
تبصره 1- منظور از اماکن عمومی وزارتخانهها، مؤسسات و شرکتهای دولتی، فرودگاهها، دانشگاهها، ترمینالها، مراکز تجاری، رستورانها، پارکها و معابر و به طور کلی دیگر مکانهایی است که مورد استفاده عمومی قرار میگیرند.
ماده 2- تمام دستگاههای اجرایی دولتی و سازمانهای غیر دولتی مکلفاند حداکثر ظرف دو سال، نسبت به مناسب سازی محیط داخلی اماکن عمومی خود برای دسترسی معلولان به خدمات مرتبط با آنها اقدام نمایند.
ماده 3- شهرداریها موظفاند ظرف دو سال، نسبت به آماده سازی و مناسب سازی معابر عمومی با اولویت معابر اصلی و نزدیک به تقاطعها برای تردد معلولان اقدام نمایند.
ماده 4- شهرداریها موظف اند ظرف دو سال، نسبت به تجهیز چراغهای راهنمایی معابر به علایم صوتی و نیز برجسته نمودن سطوح پیاده روهای نزدیک تقاطعها برای استفاده نابینایان، اقدام نمایند.
ماده 5- شهرداریها موظف اند در توقفگاههای عمومی، تمهیدات لازم را برای در نظر گرفتن محلهای ویژه، برای توقف وسیله نقلیه معلولان پیشبینی و فراهم نمایند.
ماده 6- شرکت مخابرات ایران موظف میباشد حداکثر ظرف یک سال، نسبت به نصب تلفنهای قابل دسترسی برای معلولان و ناشنوایان در ساختمانها و اماکن و معابر عمومی اقدام نمایند.
ماده 7- شرکتها و سازمانهای تاکسیرانی و اتوبوسرانی وابسته به شهرداریها و راه آهن شهری تهران (مترو) موظفند ظرف دو سال نسبت به تأمین خدمات ویژه برای افراد دارای معلولیت اقدام نمایند.
ماده 8- سازمان هواپیمایی کشوری و شرکت راه آهن جمهوری اسلامی ایران موظفند تمهیدات لازم را برای استفاده معلولان از جملگی خدمات خود فراهم نمایند.
ماده 9- دستگاههای اجرایی دولتی و سازمانهای غیر دولتی، در تمام ساخت و سازهای اماکن عمومی (خصوصی و دولتی) شامل شهرهای جدید، معابر عمومی و ... که بعد از تصویب این آیین نامه آغاز خواهد شد، موظف به رعایت ضوابط مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری ایران در این زمینه خواهند بود.
ماده 11- صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران موظف است نسبت به تولید و پخش برنامههای تبلیغی برای ارتقای آگاهی عمومی در زمینه مناسب سازی اماکن عمومی برای افراد معلول اقدام نماید.
ماده 12- اعتبارات لازم برای اجرای مفاد این آیین نامه، از محل اعتبارات مصوب دستگاههای اجرای ذیربط تأمین و پرداخت خواهد شد.
ماده 13- گزارش مربوط به حسن اجرای مفاد آیین نامه در ساختمانها و اماکن مرتبط با شهرداریها و مؤسسات عمومی غیر دولتی و اماکن و معابر عمومی، توسط وزارت کشور و گزارش مربوط به حسن اجرای مفاد آیین نامه در دستگاههای اجرایی و نهادهای انقلاب اسلامی توسط وزارت مسکن و شهرسازی هر شش ماه یک بار تهیه و به کمیسیون امور اجتماعی هیئت دولت ارایه خواهد شد.(1)
بخش اول- رشد اقتصاد ملی دانایی محور در تعامل با اقتصاد جهانی
فصل اول- بسترسازی برای رشد سریع اقتصادی
ماده 30- دولت موظف است به منظور هویتبخشی به سیمای شهر و روستا، استحکام بخشی ساخت و سازها، دستیابی به توسعه پایدار و بهبود محیط زندگی در شهرها و روستاها، اقدامهای ذیل را در بخشهای عمران شهری و روستایی و مسکن به عمل آورد:
الف) هویتبخشی به سیما و کالبد شهرها، حفظ و گسترش فرهنگ معماری و شهرسازی و ساماندهی ارائه خدمات شهری از طریق:
1- تهیه و تدوین قانون جامع شهرسازی و معماری کشور تا پایان سال اول برنامه چهارم.
2- مناسبسازی فضاهای شهری و روستایی برای جانبازان و معلولین جسمی حرکتی و اعمال این ضوابط در اماکن و ساختمانهای عمومی و دولتی تا پایان برنامه چهارم.
بخش سوم - توسعه سلامت، امنیت انسانی و عدالت اجتماعی
فصل هشتم: ارتقای امنیت انسانی و عدالت اجتماعی
ماده 101- دولت موظف است برنامه ملی توسعه کار شایسته را به عنوان گفتمان جدید عرصه کار و توسعه، بر اساس راهبرد «سه جانبهگرایی» که متضمن عزت نفس، برابری فرصتها، آزادی و امنیت نیروی کار، همراه با صیانت لازم باشد و مشتمل بر محورهای ذیل تهیه تا پایان سال اول برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تقدیم مجلس شورای اسلامی بنماید.
گسترش حمایتهای اجتماعی (تأمین اجتماعی، بیمه بیکاری، ایجاد، توسعه و تقویت ساز و کارهای جبرانی، حمایتهای اجتماعی از شاغلین بازار کار غیر رسمی، توانبخشی معلولین و برابری فرصتها برای زنان و مردان و توانمندسازی زنان از طریق دستیابی به فرصتهای شغلی مناسب).(2)
مجلس شورای اسلامی در نیمه دوم سال 1372 درباره الحاق و انضمام کشور جمهوری اسلامی ایران به «کنوانسیون حقوق کودک» به شور و بحث پرداخت. پس از تصویب قانون، شورای نگهبان قبول نکرد و مجدداً به کمیسیون مربوطه ارجاع شد. بالاخره بحث و بررسیها تا سال 1373 طول کشید و بالاخره الحاق به صورت مشروط پذیرفته شد. اصل 23 کنوانسیون حقوق کودک درباره کودکان دارای معلولیت است. از اینرو این قانون همواره مورد توجه و استناد تشکلهای معلولین بوده است.
اینجا نخست به سیر تصویب قانون الحاق میپردازم سپس تبعات و آثار آن بررسی میشود.
ایران و کنوانسیون حقوق کودک(1)
جمهوری اسلامی ایران نیز از جمله کشورهایی است که کنوانسیون حقوق کودک را در 5 سپتامبر 1990 امضا و در آگوست 1994 (اسفند ماه 1372)(2)تصویب کرده است. دولت جمهوری اسلامی ایران در هنگام امضای کنوانسیون به این شرح، اعلام حق شرط نموده است: «جمهوری اسلامی ایران نسبت به مواد و مقرراتی که مغایر با شریعت اسلامی باشد حق شرط مینماید و این حق را برای خود محفوظ میدارد که هنگام تصویب، چنین حق شرطی را اعلان نماید.»
با توجه به این که طبق اصل هفتاد و هفتم قانون اساسی، عهدنامهها، مقاولهنامهها، قراردادها و موافقتنامههای بینالمللی باید به تصویب مجلس برسد، مجلس شورای اسلامی طی ماده واحدهای، الحاق به کنوانسیون را با همین قید کلی ملزم نبودن به موارد مغایر با موازین اسلامی و قوانین داخلی تصویب نمود. متن ماده واحده چنین بود: «کنوانسیون حقوق کودک، مشتمل بر یک مقدمه و 54 ماده به شرح پیوست، تصویب و اجازه الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به آن داده میشود; مشروط بر آنکه مفاد آن در هر مورد و در هر زمان که در تعارض با قوانین داخلی و موازین اسلامی باشد، لازم الرعایه نباشد.»
ولی با این وجود، شورای نگهبان در نظریه شماره 5760 - 4/11/1372 خود به مجلس، موارد مخالفت کنوانسیون با موازین شرع را مشخصاً اعلام داشته است؛ موارد مشخص شورای نگهبان عبارت بودند از: بند 1 ماده 12 (آزادی عقیده) بند 1 ماده 13 (آزادی بیان) بنده 2 ماده 13 (محدودیتها نسبت به حق مذکور) بند 1 ماده 14 (آزادی فکر و عقیده و مذهب) بند 3 ماده 14 (محدودیتها نسبت به حق مذکور) بند 2 ماده 15 (محدودیت نسبت به حق آزادی تشکیل اجتماعات و شرکت در آنها) بند 1 ماده 16 (منع دخالت در امور شخصی و خانوادگی) بند 1 قسمت 1 ماده 29 (جهتگیری آموزش کودک).
مجلس شورای اسلامی، پس از دریافت نظر شورای نگهبان، به جای این که موارد مشخص شورای نگهبان را تأمین کند، با اصلاح یک عبارت کوچکی در متن ماده واحده (عبارت «باشد و یا» را بعد از کلمه «اسلامی» و قبل از کلمه «قرار گیرد» اضافه کرد) اکتفا کرد و آن را تصویب نمود و در واقع با این عبارت، شورای نگهبان یک حق تحفظ کلی را پذیرفت و مصوبه مجلس را تائید کرد؛ بدین صورت که «و... مشروط بر این که مفاد آن در هر مورد و در هر زمان در تعارض با قوانین داخلی و موازین اسلامی باشد و یا قرار گیرد، از طرف دولت جمهوری اسلامی ایران لازم الرعایه نباشد.» مفهوم شرط یاد شده، این است که دولت جمهوری اسلامی ایران با پیوستن به کنوانسیون، درصدد بر نمیآید که قوانین خود را با مقررات کنوانسیون وفق دهد و آن را اصلاح کند، بلکه قوانین خود را اجرا میکند و در آینده نیز قوانینی را که مناسب بداند وضع و اجرا میکند و به هر صورت، هر جا مقررات کنوانسیون با قوانین داخلی فعلی یا قوانین مصوب بعدی مغایر تشخیص داده شد، این مقررات برای دولت جمهوری اسلامی ایران لازم الرعایه نیست و همین امر است که مورد اعتراض بسیاری از کشورها قرار گرفته و این شرط کلی را غیر قابل قبول و غیرمنطبق با کنوانسیون میدانند.
البته برخی در این مورد معتقدند که دولت ایران با گنجاندن چنین شرطی، در حقیقت قبول و اعتراف کرده است که بین قوانین داخلی و مفاد کنوانسیون، مغایرت اساسی وجود نداشته و نباید داشته باشد و فقط در موارد جزئی، قوانین داخلی و موازین اسلامی ارجح است و استدلال خلاف آن نقض غرض خواهد بود.
این خلاصهای از موقعیت جمهوری اسلامی ایران نسبت به کنوانسیون حقوق کودک بود. ولی لازم به ذکر است که تصویب کنوانسیون حقوق کودک در ایران، بدین معنی نیست که سابقاً در ایران حقوق کودک رعایت نمیشد، بلکه قوانین و مقرراتی قبل از تصویب کنوانسیون مذکور وجود داشت که در جهت حمایت از حقوق کودک، تصویب و اجرا میشده است.
البته قوانینی (بعد از تصویب کنوانسیون) در ایران به تصویب رسیده است که گامی مهم و مؤثر در جهت حمایت از حقوق کودک میباشد، از جمله، پیشبینی آیین دادرسی خاص ویژه اطفال بزهکار زیر 18 سال در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1378، تجدیدنظر در قانون مدنی در مورد سن نکاح مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام 1381 (اصلاحیه ماده 1041 ق م)، تجدیدنظر در ماده 1169 ق. م در مورد حضانت اطفال، مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام (آذر ماه 1382 مبتنی بر این که سن حضانت، اعم از پسر و دختر، تا سن هفت سالگی با مادر است) و قانون مهم دیگر، «قانون حمایت کودکان و نوجوانان» مصوب 29/5/1381 میباشد که از نه ماده تشکیل شده است. طبق ماده یک آن، اشخاص کمتر از 18 سال شمسی تمام، از حمایتهای قانونی این قانون بهرهمند میشوند. در این قانون، هر گونه اذیت و آزار کودکان و نوجوانان که سلامت جسم یا روان آنان را به مخاطره بیندازد، ممنوع شده است. طبق ماده 3 این قانون، هرگونه خرید و فروش و بهرهکشی و به کارگیری کودکان به منظور ارتکاب اعمال خلاف، از قبیل قاچاق، ممنوع و مرتکب علاوه بر جبران خسارت، به مجازات مقرر محکوم خواهد شد. طبق ماده 4، هرگونه صدمه و اذیت و آزار و شکنجه جسمی و روحی کودکان و نادیده گرفتن عمدی سلامت و بهداشت روانی و جسمی و ممانعت از تحصیل آنان ممنوع شده است و در ضمن، کودکآزاری، از جمله جرائم عمومی محسوب میشود و
نیاز به شاکی خصوصی ندارد (ماده 5 قانون) و اشخاص و مؤسسات و مراکزی هم که به نحوی، مسؤولیت نگاهداری و سرپرستی کودکان را بر عهده دارند، مکلفند به محض مشاهده کودکآزاری، به مقامات صالح قضایی جهت پیگرد، اطلاع بدهند.
همانگونه که ملاحظه شد، بیشتر مواد کنوانسیون حقوق کودک، در این قانون بیان شده و این حاکی از حساسیت قانونگذار نسبت به قضیه میباشد که قابل تحسین است.
همایش حقوق کودکان استثنایی در ایران(1)
دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، در 27 و 28 دیماه 1379 همایشی به نام «حقوق کودکان استثنایی در ایران» برپا کرد و به مقوله پیوست و الحاق ایران به کنوانسیون حقوق کودک و آثار آن پرداخت. ساختار علمی و اجرایی این همایش اینگونه بود:
کمیته علمی:
دبیر علمی همایش: جناب آقای داورمنش
اعضاء کمیته به ترتیب حروف الفبا:
جناب آقای دکتر حبیب آقابخشی
سرکار خانم نرگس ادیب
جناب آقای دکتر حسین سازمند
سرکار خانم دکتر یگانه صالحپور
سرکار خانم دکتر سیما فردوسی
جناب آقای دکتر فرهادی
سرکار خانم لیلی مشیری
جناب آقای ابوالقاسم نجفی
جناب آقای دکتر غلامعلی افروز
جناب آقای ستار اعتمادی
سرکار خانم فاطمه شعاعی
جناب آقای دکتر اصلان ضرابی
سرکار خانم فروغ فیوضات
جناب آقای دکتر مجتبی فتحعلی
جناب آقای دکتر میرخانی
کمیته اجرایی:
دبیر اجرایی همایش: سرکار خانم شعاعی
اعضاء کمیته به ترتیب حروف الفبا:
جناب آقای آرش آزما
سرکار خانم نرگس ادیب
1) . با تشکر از آقای محمدرضا دشتی که کتاب سخنرانیها و مقالات این همایش را در اختیار این جانب قرار داد. اساساً ایشان انسانی نیکوکار و دلسوز و خدوم میباشد و زبان و عملش همواره برای مساعدت به امور نیک در تکاپو است.
سرکار خانم منیر الفتمهر
سرکار خانم زهره باقریانزاده
جناب آقای حیدر حسینی
جناب آقای عباس داورمنش
سرکار خانم فاطمه سعیدی
سرکار خانم دکتر یگانه صالحپور
جناب آقای ابوالفضل عباسی
سرکار خانم شیرین غیوری
سرکار خانم ملودی ملکانی
جناب آقای احمد آملی
سرکار خانم فخری احمدی مهر
جناب آقای اکبر باقریان
سرکار خانم مهری پاکدل
سرکار خانم محبوبه خورشیدی
جناب آقای محمدرضا دشتی
سرکار خانم منصوره شهدادی
سرکار خانم مریم عزتالله زاده
جناب آقای جلیل غفوریان
سید حسین قدیمی ذاکر
سرکار خانم افسانه ناظمی(1)
خطمشی و اهداف:
مطابق تخمینهای آماری حدود 12 درصد کودکان سنین مدرسه (7 تا 18 سال) را افرادی با مشخصات و نیازهای ویژه تشکیل میدهند. افرادی که جهت به بالفعل درآوردن تواناییهای بالقوه خود نیازمند امکاناتی خاص بوده به این جهت به عنوان «کودکان استثنایی» تلقی میگردند. افرادی با کمتوانی ذهنی، نقیصههای حرکتی، اختلالات خاص یادگیری، مشکلات بینایی یا شنوایی، مشکلات گفتاری، ناسازگاری، بیماریهای صعبالعلاج و نیز همچنین تیزهوشان.
آیا در جامعه اسلامی ما توجه کافی به آنها میشود؟ آیا به حقوق و نیازهای اجتماعی زیستی آنها توجه لازم به انجام میرسد؟ آیا در قوانین جاری اعم از قوانین مدنی و کیفری داوری مناسب و متناسب به ویژگی استثناکنندگی در آنها به انجام میرسد؟
روند حرکت در عرصه ارائه خدمات به این عزیزان در کشور ما خصوصاً از بعد از انقلاب اسلامی روندی شکوهمند و پر ارج بوده و همواره سمتگیری عرضه خدمات به این دسته از عزیزان در جامعه اسلامی ما به موازات کنوانسیونهای بینالمللی حقوق اینگونه کودکان بوده. اما آیا به همه ابعاد توجه شده و آیا حرکتهای به انجام رسیده صحیح و مکفی بوده است؟
1) . همایش حقوق کودکان استثنایی در ایران، ص 4-5.
بدیهی است که همگامی این عزیزان در درجه اول به عنوان انسانهایی در کنار سایر انسانها مسائل حقوقی عامه را شامل حال آنان نموده و بعد در قدم دوم زمینههای استثناکننده نیز ویژگیهای خاص حقوقی را مطرح میدارد. محدوده قبول تعهدات و مسئولیتپذیریها، قوانین کیفری و جزایی، قوانین مدنی و نگاه پرمهر شریعت اسلام از یک سو، و محدوده حقوق و قوانین اجتماعی، حق معلولیت، حق بازتوانی و بهبود، حق حضانت وارث و پشتوانه تداوم تأمین اجتماعی اقتصادی و استراتژیک زندگی سالم خصوصاً از بعد از فوت والدین و سایر متولیان نسبی و سببی، همه اینها جای بحث و بررسی دارد و همه اینها جای اعلان و عرصه به جامعه، مردم و خانوادهها را دارد.
اهداف برگزاری این همایش:
تلاقی افکار و بیان نقطه نظرات محققین، مسئولان و کارگزاران به منظور رسیدن به نتایج در زمینه حقوق کودکان استثنایی.
بررسی و تعمق در جهت رسیدن به راهکارهای مناسب در راستای حقوق کودکان استثنایی.
اشاعه زمینههای حقوقی کودکان استثنایی در جامعه.
گوشزد نمودن ابعاد حقوقی کودکان استثنایی به دولتمردان و قانونگذاران جامعه.
ایجاد زمینههای تحقیقاتی پیرامون حقوق کودکان استثنایی در سطح جامعه.
عناوین مورد بحث:
بررسی و تعمق پیرامون راهکارها و قوانین موجود مرتبط با افراد استثنایی در ایران و مقایسه عملکردی آن با مفاد کنوانسیونهای بینالمللی مرتبط
نگاهی به مسائل حقوقی کودکان استثنایی در برخی از سایر جوامع
تحلیل قوانین مدنی مرتبط با افراد استثنایی در ایران
تحلیل زمینهها و مسائل شرعیه مرتبط با افراد استثنایی در مکتب مهرپرور اسلام
تحلیل قوانین مربوط به نظام تأمین اجتماعی مرتبط با افراد استثنایی در ایران
ملاحظاتی پیرامون زمینههای هتک و سوء استفاده از حریم افراد استثنایی و طرق مقابله قانونی با آنها
مخاطبین: جامعه، خانوادهها، قانونگذاران، مسئولان دولتی، حقوقدانان، محققین، مصلحین، مصلحین اجتماعی، متخصصین.(1)
نگاهی به حقوق افراد دارای معلولیت
پس از خیرمقدم آقای عباس داورمنش دبیر علمی همایش، دکتر محمد کمالی معاون توانبخشی سازمان بهزیستی سخنرانی خود را با عنوان مزبور آغاز کرد. خلاصه مقاله او چنین است:
معلولیت پدیدهای است که از سالیان بسیار طولانی همراه با بشر بوده است و برخورد جوامع با آن متفاوت و یک روند تاریخی رو به رشد و جایگزینی عقل و تدبیر به جای خشونت و محو و نابودی داشته است، هرچند هنوز هم در بسیاری جوامع این تغییر و تحول به صورت مشخص و کلی رخ نداده است، لیکن به نظر میرسد حرکت جوامع بدین سمت و سو قرار گرفته است.
1) . همایش حقوق کودکان استثنایی در ایران، ص 6-7.
آنچه دنیای امروز، در موضوع حقوق افراد دارای معلولیت بیان میکند مجموعه نظراتی است که از حدود 58 سال پیش از آغاز، لیکن به طور جدی در 30 سال اخیر مطرح شده است، مقاله حاضر نگاهی به این دوران خواهد داشت و به موضوع معلولیت از زاویه حقوق مدنی افراد دارای معلولیت و نه صرفاً یک موضوع بهداشتی یا رفاهی خواهد نگریست.
حمایت از حقوق انسانی وظیفه دولتها در هم جوامع و برای همه شهروندان است. افراد دارای ناتوانی و معلولیت باید حقوق مشابهی برای زندگی همچون شهروندان داشته باشند و نباید هیچ استثنایی وجود داشته باشد لیکن توجه ویژهای به موارد زیر لازم است.
دسترسی به خدمات بهداشتی
توانمندسازی و ایجاد فرصتهای مساوی برای کسب درآمد
ایاب و ذهاب و مناسبسازی اماکن عمومی
زندگی فرهنگی، اجتماعی و آموزش - مسکن، اطلاعات
مشارکت سیاسی
دیدگاه تداخل اجتماعی افراد دارای ناتوانی و معلولیت امروزه به یک ایده استثنایی در جهان تبدیل گردیده است به صورتی که شعار «یک جامعه برای همه» در برنامههای مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گرفته است. با این همه، کمبود آگاهیهای عمومی و وجود نگرش منفی نسبت به معلولیت و ناتوانی هنوز هم از عمدهترین مشکلات برای دستیابی به حقوق انسانی افراد دارای ناتوانی در همه جوامع قلمداد میشود.
در این میان نگاه ما به آینده چگونه خواهد بود. تصویر آیندهای روشن از بهبود وضعیت معلولان در جامعه و یا ادامه وضعیت موجود، بدیهی است تدوین و تصویب قوانین جدید، آگاهسازی جامعه و تغییر نگرش افراد و تلاش بیوقفه افراد دارای معلولیت، نمای روشن از آینده را ترسیم خواهد کرد.(1)
حمایتهای قانونی از کودکان استثنایی
عنوان سخنرانی خانم میمنت چوبک وکیل پایه یک دادگستری است.
کودکان آیندهسازان جهانند. از این روست که موضوع حقوق کودک و دفاع از حقوق آنان هماره مورد توجه بوده است. در قرآن کریم آیههایی وجود دارد که مربوط به کودکان و سفهاست و تکالیف والدین و اجتماع را نسبت به آنان بیان میفرماید. از جمله آیات 5 و 6 از سوره نساء، آیه 282 از سوره بقره، آیه 152 از سوره انعام و آیه 34 از سوره اسراء، علاوه بر آیات قرآنی، احادیث و روایات فراوانی نیز در مورد آنها ملاحظه شده است. قانون مدنی ایران که نشأت گرفته از فقه شیعه میباشد در کتاب دهم که در تاریخ 1314 به تصویب رسیده است به امور محجورین و قیومت پرداخته است و ضمن مشخص نمودن اشخاص محجور یعنی کسانی که قادر به تصرف در اموال و حقوق مالی خود نیستند موضوع ماده 1307 این قانون، در بخشهای دیگر وظایف و تکالیف پدر، جد پدری وصی و در صورت فقدان آنان وظایف و تکالیف قیم را در خصوص اداره امور مالی و حقوق غیرمالی آنان بیان میدارد. از آنجایی
1) . همایش حقوق کودکان استثنایی در ایران، ص 11-12.
که محجورین خود قادر به دفاع از حقوق خود نیستند بخشی از قانون مدنی نیز در خصوص وظایف و اختیارات مدعی العموم از لحاظ حمایتهای قانونی از محجورین میباشد که برای حفظ نظم اجتماع و حقوق محجورین وظایف و تکالیف در خور توجهی دارد. قانون امور حسبی یکی دیگر از قوانینی است که حمایتهای قانونی را در مورد این افراد مورد توجه قرار داده است. این قانون در سال 1319 به تصویب رسیده و باب دوم را به قیومیت اختصاص داده است.
دولت ایران یکی از کشورهایی است که به کنوانسیون حقوق کودک ملحق شده و در سال 1372 این کنوانسیون به تصویب مجلس محترم شورای اسلامی رسیده و هم اکنون جزء قانون داخلی ایران محسوب و مفاد آن قابلیت اجرا پیدا نموده و چون ماده 23 این کنوانسیون به کودکانی که از لحاظ جسمی و ذهنی دارای معلولیت میباشند پرداخته است مشاهده میشود که حمایت از این کودکان از جهات مختلف مورد توجه مسئولین نظام قرار گرفته است.(1)
کودک و معلول و ضرورت تحول نگرش در جامعه
سخنرانی سرکار خانم دکتر طلعت کاویانپور رئیس انجمن مرکزی اولیاء و مربیان کودکان و نوجوانان استثنایی است.
مطالعه و بررسی زندگی معلولین از دیرباز، این چشمانداز نه چندان زیبا را پیش روی میگستراند که بین تکامل اجتماعی و وضع اجتماعی معلولین هیچگونه توازن منطقی وجود نداشته است. این واقعیت، نشاندهنده کندی آهنگ رشد عدالت اجتماعی و بلوغ فکری انسانها در نظامهای تاریخی - اجتماعی است.
با توجه به بافت اجتماعی - فرهنگی جامعه رو به رشد ما و شرایط مناسبی که از حیث تاریخی - اجتماعی پدید آمده است، نگارنده برای ایجاد تحول نگرش در جامعه نسبت به معلول، راهکارها و پیشنهادهایی کارساز را مطرح میسازد. باشد که در آیندهای نه چندان دور در دستور کار مسئولان امور و به ویژه انجمنهای غیردولتی که برای معلولین تلاش خستگیناپذیر دارند، قرار گیرد:
1- هر گونه تغییر نگرش جامعه نسبت به معلول ضرورتاً بر اساس آگاهی و شناخت اعضای جامعه میتواند صورت گیرد. این آگاهی و شناخت را به صورت پیشنهادها و راهکارهای علمی سودمند میتوان به مسئولین و مدیران مهدکودکها، دبستانها، راهنماییها و دبیرستانها ارسال داشت و از آنان خواهش کرد تا در این کار مهم فرهنگی همکاری و نقش داشته باشند و در محیط آموزشی خود آن راهکارهای پیشنهادی را به نحو مطلوبی به اجرا درآورند.
2- تعریف معلولیت به زبان ساده، چگونه معلولیت به وجود میآید، راههای پیشگیری از آن را میتوان در سطوح مختلف آموزشی برای دانشآموزان مطرح نمود و ضمناً این آگاهی را به آنها داد که در جامعه ما هستند کسانی که به نوعی معلول هستند و ما باید نسبت به آنها نگاهی انسانی و برخوردی طبیعی و عادی داشته باشیم.
1) . همایش حقوق کودکان استثنایی در ایران، ص 13-14.
3- تهیه بروشور (تاشوهایی) ساده که آگاهیهای لازم را درباره انواع معلولیتها و راههای پیشگیری از آن به خانوادههای جوان ندارند، بدهد.
4- برگزاری همایشها و سخنرانیهایی به زبان ساده، کوتاه متناسب با مخاطبین جامعه درباره معلول و معلولیت و به کارگیری مضامین شاعرانه انساندوستی از ادبیات فارسی.
5- یاری گرفتن از رسانههای گروهی، تلویزیون، رادیو، جراید و نشریات، کامپیوتر و اینترنت. زیرا نقش این رسانهها آگاهیدهنده، روشنگر و تصویر کننده روحیات و توانمندیهای معلولین در ابعاد مختلف علمی و فرهنگی میتواند باشد.
6- ایجاد کلاسهای آموزش خانواده در مدارس استثنایی و انجمنهای غیردولتی که برای معلولین زحمت میکشند.
7- برگزاری نمایشگاه توانمندیهای معلولین و ایجاد نمایشگاههای دائمی از حاصل کارهای ذوقی و هنری آنان.
8- توانبخشی جامعهنگر مطلوبترین شکل از مناسبات فرد معلول با جامعه و دستگاههای اجرایی است. در این نظام صرفاً به فرد معلول و نگهداری او تکیه و نگریسته نمیشود. بلکه جامعه و خانواده نیز در محور مدیریت دستگاههای اجرایی و با همیاری سازمانهای غیردولتی NGO نقش مؤثری در برنامهریزیهای ارائه شده ایفا میکنند که در نهایت نگرش آحاد جامعه را نسبت به معلول متحوّل میسازد.
9- اهمیت بخشیدن به ورزش کودکان و نوجوانان معلول در سطح مدارس و جامعه و گسترش انجمنهای ورزشی و آموزش آنها در سطح قهرمانی و حضورشان در میدانهای ورزشی.
امروزه شرایط تاریخی - اجتماعی جهان معاصر، نگرش خرافی را نسبت به معلولین متحول ساخته است. امروزه معلولین در سراسر جهان، مثل همه افراد جامعه، جایگاه خود را دارند. بی آنکه به آنان به دیده ترحم و تحقیر یا تمسخر نگریسته شود. دیگر زمان آن فرا رسیده است که معلول در مرکز قرار گیرد و سازمانهایی که به نحوی در امور معلولین دخالت دارند، در پیرامون این مرکز قرار گیرند. کاستیهای اساسنامههای سازمانهای غیردولتی معلولین، حتی ساختار آموزشی برنامههای درسی و توانبخشی دانشآموزان معلول میباید از سوی کارشناسان بازنگری و بازنویسی شود. قوانین مربوط به معلول نیز باید از سوی حقوقدانان مجرب، بازنگری گردد. شورای عالی معلولین متشکل از آنانی که با معلول سر و کار دارند و یا خود معلول هستند (معلولین هوشمند) تشکیل شود.(1)
تحلیل قوانین مرتبط با افراد استثنایی در ایران با توجه به کنوانسیون حقوق کودک
مقاله آقای علیاکبر جمالی کارشناس امور برنامهریزی معلولین است.
کودکان آسیبپذیرترین قشر اجتماع هستند و در زمانی در معرض همه گونه خطرات اجتماعی قرار دارند. در کشورهای مختلف برای حفظ و صیانت کودکان از بهرهکشیهای ظالمانه، قوانین و مقرراتی که خاص و ویژه این کودکان است، توسط قانونگذاران وضع شده است.
1) . همایش حقوق کودکان استثنایی در ایران، ص 29-33.
در ایران تا قبل از سال 1338 مقررات خاصی در مورد دادرسی اطفال و نوجوانان در سیستم قضایی ایران وجود نداشت، هرچند که در قانون مجازات عمومی مصوب 1304 برای اطفال مجازاتهای خاصی که متناسب با سن آنها بود، پیشبینی شده بود.
در سال 1338 قانون مربوط به تشکیل دادگاه بزهکار به تصویب رسید و بر اساس این قانون مقرر شد که به کلیه جرائم اطفال زیر 8 سال (از 6 سال تمام تا 18 سال تمام) در این دادگاه رسیدگی شود و محل خاصی برای نگهداری این کودکان ایجاد و با عنوان «کانون اصلاح و تربیت» نامیده شود.
مجلس شورای اسلامی در 1/2/72 پیماننامه حقوق کودک را که توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شده بود، مورد قبول و تصویب قرار داد. البته با حفظ حق شرط یا رزرو در قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب کیفری مصوب سال 78 که آخرین قانون جزایی ایران میباشد. در فصل پنجم تحت عنوان «ترتیب رسیدگی به جرایم اطفال» از ماده 219 الی 231 آئین رسیدگی به جرایم اطفال را پیشبینی نموده است.
پیماننامه حقوق کودک
همانگونه که ذکر شد مجلس شورای اسلامی در اسفند ماه سال 72 پیماننامه حقوق کودک را که از مصوبات مجمع عمومی سازمان ملل متحد بود به تصویب رساند. با تصویب این معاهده مسئولیت دولت جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با حقوق کودک در جهان مورد توجه قرار میگیرد.
الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون حقوق کودک که در خرداد ماه 73 صورت گرفت و ایران حق تحفظ خود را نسبت به مواردی که کنوانسیون با قوانین داخلی و موازین شریعت اسلامی در تعارض باشد، تصریح نموده است. ماده 23 کنوانسیون حقوق کودک به مسئله کودکان معلول توجه دارد که بیشتر مورد بحث ما میباشد.
در ایران سازمان بهزیستی مسئول ارائه خدمات خاص بهزیستی و توانبخشی به کودکان میباشد و در این زمینه باید حداکثر تلاش را برای ارائه و گسترش و افزایش خدمات و تجهیزات به عمل آورد.
سازمان در حال حاضر با پرداخت سوبسید به بخش خصوصی سعی در ایجاد توازن و تعادل بین عرضه و تقاضا در این باره مینماید، هم اکنون ضمن اینکه خانوادههایی که دارای کودکان معلول میباشند بر اساس آئیننامه کمکهای مالی تحت پوشش قرار میدهد به وسیله مراکز خاصی بنا به نیازی که کودکان معلول و خانوادههای دارای معلول دارند خدمات لازم اعم از ارائه وسایل توانبخشی و توانپزشکی عرضه میدارد و هم با ارائه خدمات فنی حرفهای و کاریابی و طرح تدوین قوانین و مقررات نظیر تخصیص سهم برای معلولین و طرح حمایت از اشتغال معلولین که شامل معلولین زیر 18 سال نیز هست زمینههای ورود آنها را به اجتماع فراهم از طرفی آموزش به کودکان نابینا و ناشنوا و ارائه خدمات مناسب با شرایط آنان از مراکز خانواده و نهایتاً عامه مردم میگردد و زیست طبیعی و شایستهای را برای آنان مهیا میسازد.
خدمات مشاورهای و مددکاری از طریق ارتباط مستقیم و یا تلفنی برای رفع مشکلات و معضلات کودکان و بهبود سیستمهای تربیتی و مشاوره ژنتیکی برای پیشگیری از معلولیتها بخش دیگر فعالیتهای این سازمان است.
تعریف کودک در کنوانسیون:
کودک فردی است که به سن 18 سال تمام نرسیده است. در قوانین ما سن بلوغ مبنای مسئولیت کیفری و تکلیف شرعی است. این سن برای دختران 9 سال تمام و برای پسران 15 سال تمام است. در قوانین مختلف دیگر معیار سن متفاوت است.
حفظ حقوق کودکان در قوانین ایران:
قانون مدنی ایران در ماده 1168 نگهداری اطفال را هم حق و هم تکلیف والدین بر شمرده است. هرگاه مصلحت کودک ایجاب کند و سلامت و تربیت او به خطر افتد دادگاه میتواند نگاهداری از طفل را به دیگری بسپارد. خارج کردن طفل از کشور بدون رضایت والدین یا اجازه دادگاه ممنوع است.
ماده 1173 قانون مدنی اعلام مینماید: «هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه میتواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای مدعی العموم هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند اتخاذ کند.»
در قوانین مربوط به سازمان بهزیستی کشور وظایف حمایتی از کودکان استثنایی به عهده سازمان مذکور محول شده است.
با توجه به اهمیت مسئله یاریرسانی به کودکان استثنایی در کشور ما چندین فاکتور منفی وجود دارد که باید با توان در رفع آنها کوشش شود.
مسئله نخست کمبود امکانات مادی برای کمکرسانی به کودکان استثنایی و تحت پوشش قرار دادن خانوادههایی است که دارای چنین کودکانی هستند. سازمان بهزیستی با همه توان خود تاکنون نتوانسته است به استانداردهای جهانی نزدیک شود.
نکته دوم: نبود مراکز مدرن و پیشرفته در شهرهای کشور است. صرف کمکرسانی مادی به این کودکان بدون وجود مراکز کارآمد و استفاده از دانش آموختگان متخصص، مشکل این کودکان را پاسخ نمیدهد.
نکته سوم: کمبود مراکز مشاوره و راهنمایی برای خانوادههایی است که فرزند معلول دارند.
نکته چهارم: عدم هماهنگی سازمانهای مسئول به نهادهای بینالمللی بخصوص یونیسف و صندوق کمک به کودکان سازمان ملل متحد میباشد.
نکته پنجم: تقویت بنیه مالی مراکز تعلیم و تربیت کودکان استثنایی وابسته با آموزش و پرورش میباشد که به این مهم باید توجه شود.(1)
تحلیل قوانین مرتبط با افراد استثنایی در ایران
مقاله سرکار خانم صالحی قاضی دادگستری - مستشار اداره کل تحقیقات و پژوهشهای قوه قضاییه است.
1) . همایش حقوق کودکان استثنایی در ایران، ص 45-47.
برای حمایت از اطفال و اشخاص ناتوان و معلول ذهنی و جسمی به طور کلی جهت پر نمودن خلأها و چالشهای قانونی باید توجه خاص مبذول داشت و راهبردها و راهکردهایی اندیشید هرچند حقوق کودکان معلول ذهنی از حقوق سایر کودکان جدا نیست لیکن به لحاظ ویژگیهای رشد عقلانی و جسمانی قانون حقوق و امتیازات خاصی را برای ایشان در نظر گرفته که باید مدنظر قرار گیرد. بنا علیهذا با عنایت به اینکه قانون تشکیل دادگاه اطفال بزهکار مصوب 1338 عملاً منسوخ است و سن تمییز در قانون مجازات اسلامی مشخص نشده و تشخیص آن بر عهده دادگاه میباشد و ضابطهای هم برای آن در نظر گرفته نشده و نهایتاً منتج به برخوردهای سلیقهای گردیده است و از طرفی آیین دادرسی جدید التصویب کفایت نمیکند بنابراین معتقدم نظر بر اینکه جرائمی که علیه اشخاص محجور و اطفال صغیر به وقوع میپیوندند یا آنان مرتکب جرائمی میگردند که از نظر شرایط با جرایم نسبت به کبار و اشخاص رشید تفاوت دارد و با توجه به الحاق ایران در سال 1372 به کنوانسیون حقوق کودک برای حمایت هرچه بیشتر از این افراد حداقل یک فصل در قانون مجازات اسلامی به آن تخصیص یابد.
در قوانین ما مواد معتددی به محجورین تخصیص داده شده است و آنچه در این مقاله مورد نظر است حق مسلم معلولین از برخورداری از کلیه حقوق مصرحه در قوانین میباشد ولی به لحاظ وضعیت خاص آنان باید دقت نظر بیشتری معمول و قوانین حمایتی مبسوطتری در جهت حفظ غبطه آنان تدوین گردد به هر تقدیر به طور اجمال در مورد مواد ذیربط توضیح داده خواهد شد:
طبق ماده 958 قانون مدنی «هر انسان متمتع از حقوق مدنی خواهد بود لیکن هیچ کس نمیتواند حقوق خود را اجرا نماید مگر اینکه برای این امر اهلیت داشته باشد» کسی اهلیت قانونی برای اجرای حقوق مدنی دارد که محجور از تصرف در اموال و حقوق مالی خود نباشد وفق ماده 1207 قانون مدنی «اشخاص ذیل محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند: 1- صغار 2- اشخاص غیر رشید 3- مجانین. و آنچه مورد بحث ما میباشد بند 2 و 3 این ماده است.»
بند «2» قانون مدنی در ماده 1208 غیر رشید را تعریف و میگوید «غیر رشید کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نباشد» غیر رشید کسی است که به سن بلوغ شرعی رسیده ولی با داشتن عقل دارای شعور لازم و قوه دماغی کافی برای اداره امور دارایی و حفظ منافع خود را در اجتماع نمیباشد و غیر رشید را سفیه نیز مینامند.
افعال غیر رشید به اعتبار آثار بر دو قسم است: افعال قضایی- افعال مادی.
قسم اول: افعال قضایی - که اعمال ارادی دماغی میباشد که قانون آنها را معتبر شناخته و از آن حمایت مینماید که این افعال نیز به دو دسته تقسیم میشوند: یک- افعالی که موجب تصرف در اموال و حقوق مالی است که به استناد ماده 1214 قانون مدنی «معاملات و تصرفات غیر رشید در اموال نافذ نیست» مگر با اجازه ولی یا قیم او اعم از اینکه این اجازه قبلاً داده شده باشد یا بعداً به استثناء تملکات بلاعوض وی که نافذ است پس غیر رشید در معاملات خود مستقل نیست ولی معاملات وی قابل تنفیذ است ولی صغیر غیر ممیز و مجنون چون نمیتوانند قصد انشا معامله را بنمایند هیچگونه افعال قضایی آن صحیح و قابل تنفیذ نیست.
دو - افعالی که موجب تصرف در اموال و حقوق مالی نیست که اینگونه افعال صحیح میباشد زیرا سفیه میتواند کاملاً اراده نماید و مقتضا و آثار هر عقد و ابقایی را ایجاد کند این است که ذیل ماده 1214 قانون مدنی میگوید: «... مع ذلک تملکات بلاعوض از هر قبیل که باشد بدون اجازه هم نافذ است.» ولی مستنداً به ماده 1263 قانون مدنی اقرار سفیه در امور مالی مؤثر نیست.
قسم دوم - افعال مادی: اعمالی است که شخص به وسیله جوارح خود به جا میآورد که در صورتی که اعمال غیر رشید منجر به ورود خسارت گردد سفیه باید جبران کند مانند شکستن درب و پنجره و تصادف با اتومبیل دیگری در اثر بی مبالاتی زیرا سفیه عاقل است ولی قیم مسئولیت اعمال او را ندارد و فقط نماینده مالی او میباشد. بالعکس در صغیر غیر ممیز و مجنون در صورتی که اولیاء و مستحفظین در نگاهداری آنان قصور و در نتیجه خساراتی به دیگران وارد آید مسئولند و بر حسب ماده 7 قانون مدنی مسئولیت مدنی مسئول جبران خسارت میباشند و در صورت عدم استطاعت از اموال مجنون زیان وارده جبران خواهد گردید (مستفاد از ماده 1216 قانون مدنی و مواد 306 و 50 قانون مجازات اسلامی) ولی مستنداً به ماده 1215 قانون مدنی: هرگاه کسی مالی را به تصرف صغیر غیر ممیز یا مجنون بدهد صغیر یا مجنون مسئول ناقص یا تلف شدن آن مال نخواهد بود.
بند «3» - مجانین - مجنون کسی است که دارای اختلال اعصاب دماغی است و نمیتواند در اجتماع وضعیت خود را حفظ و از حقوق خود دفاع نماید و باید مورد حمایت قرار گیرد و حمایت او مستنداً به ماده 1217 قانون مدنی و قرار دادن او تحت سرپرستی ولی و قیم است. وفق ماده 1217 قانون مدنی «اداره اموال صغار و مجانین و اشخاص غیر رشید به عهده ولی یا قیم آنان است و به دستور ماده 1211 قانون مدنی «جنون به هر درجه که باشد موجب حجر است» و ماده 1213 قانون مدنی نیز اشعار میدارد: «مجنون دائمی مطلقاً و مجنون ادواری در حال جنون نمیتواند هیچ تصرفی در اموال و حقوق مالی خود بنماید ولو با اجازه ولی یا قیم خود لیکن اعمال حقوقی مجنون ادواری در حال افاقه نافذ است...»
کلاً سفه و جنون دو وضعیت روحی هستند که بر انسان عارض میگردند و مرز سفاهت و جنون از نظر علم روانشناسی گروه آموزشپذیر میباشد و به لحاظ عوارض جنبی قضیه و آثاری که بر آن بار است و منجر به محرومیت از حقوقی میگردد نمیتوان بدون رسیدگی دادگاه کسی را سفیه یا مجنون و از تصرف در حقوق مالیش محروم نمود و مستنداً به ماده 70 قانون امور حسبی اثر حجر از تاریخ قطعیت حکم مترتب میشود لیکن اگر ثابت شود که علت حجر قبل از تاریخ حکم حجر وجود داشته اثر حجر از تاریخ وجود علت حجر مترتب میشود و فرقی نمیکند که سفه و جنون متصل به زمان صفر باشد یا در کبارت حادث شده باشد اگر حجر متصل به زمان صفر بوده و ولی قهری در قید حیات باشد مستنداً به ماده 73 قانون امور حسبی پس از جری تشریفات قانونی در اداره سرپرستی و صدور حکم حجر از ناحیه دادگاه ولایتنامه برای پدر صادر و وی مستقلاً به اداره محجور میپردازد و هیچ مرجعی حق دخالت در امور را ندارد و اگر حجر بعد از صغر ایجاد گردد ولی قهرتاً به سمت قیم منصوب و تحت نظر اداره سرپرستی انجام وظیفه مینماید و در صورت فوت ولی قهری ولایت و اداره امور مستنداً به ماده 73 قانون امور حسبی بولی خاص واگذار و حضانت مجنون یا سفیه طبق ماده واحد حق واگذاری حضانت فرزندان به مادران آنان مصوب 1367 حضانت به عهده مادر گذارده
میشود و وفق ماده 1172 قانون مدنی هیچ یک از ابوین حق ندارند در مدتی که حضانت به عهده آنان است از نگهداری او امتناع ورزند. و کلاً در صورت عدم وجود ولی خاص معمولاً مادر به سمت قیم انتخاب و تحت نظر اداره سرپرستی امورات صغیر را اداره مینماید.
گاهی ممکن است چند قیم تعیین گردد یا بر قیم ناظر استصوابی یا استطاعی تعیین شود که در مورد اول کلیه کارها با صوابدید ناظر انجام و در مورد ثانی فقط باید ناظر از جریانات مطلع شود و کلاً وفق ماده 1231 قیم خواهد نمود.
ماده 90 ق امور حسبی: وجوه زائد از احتیاج صغیر را قیم در صورت امکان نباید بدون سود بگذارد و اگر بیش از 6 ماه بدون سود بگذارد مسئول تأدیه خسارت است و در دعاوی به دستور ماده 1242 قانون مدنی قیم نمیتواند دعوی مربوط به مولی علیه را به صلح خاتمه مگر با تصویب مدعی العموم و در راستای ماده 85 قانون امور حسبی ولی یا قیم میتواند در صورت اقتضا به محجور اجازه اشتغال به کار یا پیشه بدهد و وفق ماده 86 قانون امور حسبی صغیر ممیز یا سفیه میتواند اموال و منافعی که به سعی او حاصل شده با اذن ولی یا قیم اداره نماید زیرا عقود و ایفاعات با اراده منعقد و محجور ممیز میتواند اداره نماید و ماده 88ق امور حسبی اشعار مینماید که در صورتی که پزشک ازدواج مجنون را لازم بداند قیم میتواند با اجازه دادستان برای مجنون ازدواج نماید و هرگاه طلاق زوجه مجنون لازم باشد به پیشنهاد دادستان و تصویب دادگاه قیم طلاق دهد البته این ماده در خصوص مجنون ذکور مصداق دارد زیرا این ازدواج هزینههایی از قبیل مهریه و نفقه را دربردارد و طبق ماده 1246 قانون مدنی میتواند برای انجام قیومت اجرت مطالبه نماید و نکته قابل توجه دیگر اینکه طبق ماده 1244 قانون مدنی قیم باید سالی یک مرتبه حساب تصدی خود را به مدعی العموم بدهد.
رفع حجر - زمانیکه حکم حجری به استناد ماده 1225 قانون مدنی صادر میگردد. رفع آن نیز با تصویب دادگاه باشد و ماده 102 قانون امور حسبی حکایت از این مینماید که رفع حجر باید در دفتر مخصوص ثبت گردد.
مسئولیت جزایی مجانین: با عنایت با اینکه انجام اقدامات مجرمانه مستلزم وجود اراده یعنی رکن معنوی جرم میباشد و معلولین ذهنی به لحاظ اینکه اعمالشان بر مبنای اراده و آگاهانه نیست مستنداً به ماده 233 و 49 قانون مجازات اسلامی از مسئولیت کیفری مبری هستند.
آنچه در مقاله حاضر مورد نظر ماست این است که معلولین ذهنی حق برخورداری از تمام حقوق مصرحه در قوانین را داشته و حتی به لحاظ وضعیت خاص آنان باید قوانین حمایتی بیشتری در جهت آنان تدوین گردد و قوانین حمایتی فعلی به شرح ذیل میباشد.
ماده 1180 قانون مدنی: «مجنون و طفل صغیر تحت نظر پدر و جد پدری است و هر یک از اقربای طفل یا دادستان در صورت امتناع و استنکاف ولی میتوانند الزام ایشان را به نگهداری از دادگاه بخواهد» و ماده 633 قانون مجازات اسلامی نیز برای کسی که طفل یا شخصی را که قادر به محافظت از خود نباشد در محلی رها نماید از 6 ماه تا 2 سال حبس در نظر گرفته است و با توجه به ماده 10 قانون اساسی که تأکید در اهمیت خانواده نمود و با عنایت به اینکه بار سنگین نگهداری اینگونه اطفال بر گردن خانواده میباشد و آنان با معضلات نگهداری، آموزش و تعلیم و تربیت و مشکلات مادی مواجه هستند لذا برای بقا و پیشرفت نیاز به مساعدتهای ویژه و اقدامات
اجرایی و قانونی و حمایتی دولت دارد و بنا بر اصل 4330 قانون اساسی و ماده 1 و 5 تأمین وسایل و امکانات تحصیلی اطفال و نوجوانان آموزش و پرورش رایگان به عنوان یکی از نیازهای اساسی ایرانیان بوده و دولت مکلف است امکانات آموزش را تا سطح دانشگاه در اختیار کودکان قرار دهد و از آنجایی که بخشی از معلولیتها در دوران بارداری واقع میشود باید توجه خاص به مادران باردار نمود لذا قانونگذار در قانون اساسی، اصل 21 و 29 در جهت حمایت از حقوق مادران باردار در نظر گرفته است:
اصل 21 قانون اساسی، بر لزوم حمایت از مادران به خصوص در دوران بارداری تأکید کرده و اصل 29 حق برخورداری از بیمه، بهداشت، درمان و خدمتهای پزشکی را برای آنان مد نظر قرار داده، البته اقداماتی از لحاظ آموزش و توانبخشی برای کودکان معلول ذهنی به عمل آمده و به منظور بالا بردن آگاهیهای عمومی و جبران ناتوانیهای ذهنی و جسمی کودکان و احراز موقعیتهای اجتماعی، اساسنامه سازمان آموزش و پرورش کودکان استثنایی مصوب سال 1372 این سازمان را موظف به شناسایی، گزینش، تهیه و تنظیم برنامه آموزش و پرورش و نیز آموزش حرفهای، ارتباط با مؤسسات بینالمللی جهت کسب اطلاعات، تربیت نیروی انسانی، تألیف و ترجمه کتب آموزشی تولید و توزیع وسایل کمک آموزش و برنامهریزی جهت مشارکت بخش خصوصی به عمل آورده است که به هیچ وجه کفایت نمیکند و اصل تساوی انسانها در برابر قانون و عدم تبعیض و محرومیت طبق قانون اساسی نادیده گرفته شده است و ضرورت برنامهریزی کارشناسانه با بودجه معقول و متعارف در این زمینه الزامی است و جهت بهبود کمی و کیفی حقوق معلولین و عقبماندگان ذهنی و پیشگیری از این ضایعه پیشنهاد مینمایم که:
1- جهت پیشگیری از ایجاد فرزندان معلول ذهنی و جسمی اجبار آزمایش سرولوژی متابولیت قبل از ازدواج و در صورت عدم ایمنی تزریق واکسن آبله مرغان و سرخچه به زوجه.
2- گنجاندن طرق پیشگیری از ایجاد فرزند معلول ذهنی و جسمی در دروس مدارس از دوران راهنمایی به بعد و آموزش همگانی از طرف وسایل ارتباط جمعی.
3- وضع قوانین مبنی بر ارائه خدمات خاص به نحو رایگان به اینگونه افراد
4- تدوین ماده قانونی در جهت تعیین مجازات برای کسانی که به اینگونه افراد تمسخر و تحقیر و توهین مینماید.
5- ایجاد پلیس قضایی مخصوص محجورین به طور تخصصی.
6- بالا بردن سن ازدواج (از 18 سال به بالا)
7- قانون تکلیف اداره بهزیستی در جهت نظارت بر مراکز توانبخشی و قانونمند کردن آن افراد.
8- قانون سرمایهگذاری خصوصی یا دولتی و ایجاد تسهیلات در آموزش و پرورش معلولین و یکپارچهسازی مدارس عادی و استثنایی.
9- ایجاد مراکز آموزشی و حرفهای قابل دسترسی همگان
10- قانون اجبار آزمایش ژنتیکی در سه ماهگی تا در صورت احراز معلولیت اجازه کورتاژ صادر گردد.
11- اصلاح و تکمیل ماده 51 قانون مجازات اسلامی: «ماده 51: جنون در حال ارتکاب جرم به هر درجه که باشد رافع مسئولیت کیفری است» بهتر میبود به جای کلمه جنون از عبارت فقدان شعور به
علت مادرزادی یا عراضی و اختلال تام قوه تمییز یا اراده استفاده میگردد و از طرفی در مورد مجرمانی که در هنگام ارتکاب به اختلال نسبی شعور یا قوه تمییز یا اراده دچار هستند تعیین تکلیف مینمود و به هر تقدیر جهت پر نمودن خلا و چالش قانونی و نقیضه فوق الاشاره معتقد به احیا ماده 36 قانون مجازات عمومی سابق به خصوص مرعی داشتن فراز یک و دو بند «ب» آن ماده با تطبیق آن با قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1373.
12- قانون الزام گذراندن دوران کوتاهمدت آموزش از ناحیه متخصصین اطفال و زنان و مغز و اعصاب جهت چگونگی مواجهه با کودکان کمتوان و ناتوان و معلول ذهنی...
13- حمایت شغلی و ایجاد بازار کار و ایجاد آموزشگاهی مختص معلولین جسمی و ذهنی با عنایت به توانمندی و کارایی آنان و تسری ماده 83 قانون کار (البته قانونی مبنی بر استخدام 3% از معلولین موجود است که بیشتر مختص به معلولین جنگی است و به هر حال درصد بسیار پایینی است و کفایت نمیکند.)
14- قانون حمایت از فعالیتهای پزشکی روستایی امدادی و پیشگیری جهت ممانعت از ایجاد کودکان ناتوان یا کمتوان یا عقب مانده نسبی.
15- بالا بردن سن مسئولیت کیفری و قائل شدن حداقل سن برای نقض قانون کیفری به نحوی که زیر این سن کودک فاقد مسئولیت کیفری و وضع مقرراتی در جهت رفتار با اینگونه کودکان بدون توسل به دادرسیهای قضایی به شرطی که حقوق بشر و ضمانتهای حقوقی کاملاً رعایت گردد.
16- افزایش دستمزد کارکنان و کارشناسان آموزشی و توانبخشی به لحاظ صعوبت کار.
17- تدوین قانون تشدید مجازات علیه اشخاصی که از معلولین ذهنی سوءاستفاده جسمی جنسی بهرهکشی و ارتکاب اقدامات مجرمانه توسط این معصومین مبادرت میورزند.
18- ارائه خدمات درمانی توانبخشی به بیمهگذاران.
19- زیرنویس نمودن برنامههای تلویزیونی جهت برابرسازی فرصتها برای همه افراد از جهت استفاده از امکانات.
20- ایجاد رشته کارشناسی و تقویت توانبخشی آموزشی و درمانی، آموزش مربیان ورزیده و آگاه و افزایش مهدکودکها و مدارس موجود برای اینگونه کودکان.
21- روشن نمودن اذهان عمومی و ممنوعیت ازدواج فامیلی به خصوص پسرخاله و دخترخاله، پسرعمو و دخترعمو. پس از آزمایشهای معمول ژنتیک و الحاق بند 5 به ماده 1045 قانون مدنی در این راستا.
22- اتحاد کلینیک مادر و فرزند، اجبار مداخله مادران باردار به این دلیل و اخذ گواهی سلامت.
23- الزام وزارت مسکن به برنامهریزیهایی در راستای مناسبسازی اماکن عمومی و معابر و رعایت وضعیت معلولین در شهرسازی.(1)
1) . همایش حقوق کودکان استثنایی در ایران، ص 56-63.
کنوانسیون حقوق کودک و کودکان استثنایی
مقاله خانم دکتر فاطمه قاسمزاده مشاور و روانشناس کودک است.
کنوانسیون حقوق کودک به عنوان یک سند بینالمللی، پس از ده سال بحث و گفتگو بین کارشناسان رشتههای مختلف علوم انسانی در سال 1989 میلادی تدوین شد و با تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1990 به مرحله اجرا درآمد. جمهوری اسلامی ایران در سال 1373 به صورت مشروط آن را پذیرفته است.
هدف اساسی پیماننامه حقوق کودک، ایجاد زندگی بهتر برای کودکان و تلاش در راه رشد هم آهنگ و متعادل آنان در زمینههای جنبههای اساسی رشد (رشد جسمی، رشد ذهنی، رشد عاطفی، روانی و رشد اجتماعی) است و برای دستیابی به این هدف، چهار محور اساسی رشد، بقا، حمایت و مشارکت را مورد توجه قرار داده است.
کنوانسیون حقوق کودک بر پایه نیازهای اساسی کودکان و درک ضرورت حمایت از آنان به علت آسیبپذیری آنها و اهمیت سالهای حساس کودکی در رشد و پرورش کودکان تدوین شده است. پیماننامه حمایت از کودکان را در دو بعد اساسی مورد توجه قرار داده است:
الف) حمایت از حقوق تمام کودکان بدون هیچ گونه تبعیض. این نوع حمایت در واقع جنبه پیشگیری دارد و به عنوان یک پیش نیاز برای رشد و سلامت جسمی و روانی کودک مطرح میشود. این حمایت عام را میتوان به صورت زیر مورد توجه قرار داد:
1- حقوق مدنی و آزادیها: مواد 7-8-12 تا 17-37 پیماننامه
2- محیط خانواده و مراتب جایگزین: مواد 5-9-10-11-18-19-20-21-25-39 پیماننامه
3- بهداشت و رفاه بنیادی: مواد 6-18-23-24-26-27
4- آموزش و اوقات فراغت و فعالیتهای فرهنگی: مواد 28-29-31
ب) حمایتهای ویژه: منظور حمایت از کودکانی است که به دلایلی دچار آسیب شدهاند و هدف کاهش و رفع مشکلات آنان است. موادی که در پیماننامه به این کودکان اختصاص یافته به شرح زیر است:
1- کودکان بزهکار: 37-39-40
2- کودکان در شرایط اضطرار (کودکان معلول: پناهنده و درگیر جنگ) مواد: 22-38-39
3- کودکان در شرایط استثمار و بدرفتاری: مواد 29-32-33-34-35-36-39
4- کودکان در شرایط تبعیض: ماده 30
به این ترتیب در کنوانسیون حقوق کودک، کودکان استثنایی به صورت عام در کنار سایر کودکان و به صورت خاص در بخش حمایتهای ویژه مورد توجه قرار گرفتهاند.
در راه تحقیق حقوق کودکان، چالشهایی وجود دارد که مهمترین آنها به شرح زیر است:
1- موانع اقتصادی (مانند فقر، نبود عدالت اجتماعی و ...)
2- موانع فرهنگی (مانند باورها، نگرشها و سنتهای نادرست)
3- موانع قانونی (نبود قانون یا نارسایی قانون در زمینه حمایت از کودکان)
راهکارها:
مهمترین راهکارها برای رفع این چالشها مشارکت است و عواملی که در این مشارکت نقش دارند، به شرح زیر است:
1- نقش دولت در سطح برنامهریزیهای کلان
2- نقش خانواده با توجه به اهمیت آن در رشد و پرورش کودکان
3- نقش سازمانهای دولتی مربوط به کودکان
4- نقش سازمانهای غیردولتی مربوط به کودکان
5- نقش کودکان و نوجوانان به عنوان یکی از محورهای اصلی مشارکت.(1)
به هر حال در این همایش جنبههای مختلف حقوق کودک به ویژه تعارض یا توازی قوانین موجود با «کنوانسیون حقوق کودک» به خوبی بررسی شده است.
در تاریخ پانزده ساله این دوره یعنی سالهای 1368 تا 1382 سه حادثه مهم حقوقی به وقوع پیوست و مبدأ تحولات جدید در جامعه و فرهنگ معلولین شد:
1- قانونی برای آموزش و پرورش معلولین تدوین و تصویب شد.
2- قانونی برای مناسب سازی معلولین تدوین و تصویب شد.
3- در برنامه توسعه، بندهایی به معلولین اختصاص یافت.
این تحولات حقوقی موجب شد تا مشارکت اجتماعی معلولین تسریع شود و آموزش و پرورش آنان با سرعت و کیفیت افزونتر به پیش رود. تبعیضها و نابرابری بین آنان و افراد عادی کاهش یافت و زمینه برای زندگی بهتر و رفاه بیشتر هموارتر گردید.
1) . همایش حقوق کودکان استثنایی در ایران، ص 64-65.
مبحث1: زمینهها و علل
مبحث2: تدوین و تصویب قانون جامع
مبحث3: اجرای قانون جامع
مبحث4: کمیسیون و فراکسیون معلولین و معلولیت
مبحث5: نظریات دولت
مبحث6: طرحهای زمینه ساز قانون یا معّرِف کارآیی قانون
مبحث 7: نقد و بررسی: ردیه و دفاعیه
مبحث8: یک تجربه حقوقی: عدم اجرای سه درصد
مبحث9: برنامه توسعه
مبحث10: کارآیی دستگاه اجرایی
مبحث11: الحاق به کنوانسیون حمایت از معلولین
مبحث12: سرنوشت «قانون 83»
مبحث13: همایش حقوق معلولین، 1384
سالهای آخر دهه هشتاد شمسی تا اوائل دهه آخر این سده، یعنی مشخصاً 1376 تا 1391، دوره خاصی در تاریخ معلولین ایران است. اما برای اینکه این دوره را مشخصتر نماییم. ابتدای آن را 1383 به عنوان سال تصویب قانون جامع حمایت از معلولان و انتهای آن را 1391 به عنوان الغای قانون جامع و طرح لایحه جامع حمایت از حقوق معلولین در نظر گرفتیم. این سالها را «دوره شفافیت و توسعه حقوق عمومی شهروندی معلولین ایران» نام نهادیم. زیرا سه حادثه بسیار مهم و بینظیر در سه مقطع این دوره به وقوع پیوست: یکی تدوین و تصویب «قانون جامع»، دوم «تشکیل فراکسیون حمایت از معلولین در مجلس» و سوم «الحاق به کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولین» است. غیر از این سه حادثه، رخدادهای دیگری در راستای این سه حادثه شکل گرفت. همه اینها منجر به توجه و آگاهی به حقوق مدنی و شهروندی معلولین ایران در لایحههای مختلف سیاست، اجتماع و فرهنگ شد. نهادهای کلان مانند مجلس شورای اسلامی برای اولین بار «فراکسیون حمایت از معلولین» را تشکیل داد و با برنامههای دائمی به حمایت این قشر پرداخت، دولت، تمامی بخشها، وزارتخانهها و ادارات خود را مأمور به پیگیری امور معلولین کرد. قانون به عنوان معیار اقدامات تصویب شده بود و عدم اجرای آن، توجهات را برمیانگیخت و نهاد یا شخصی که مانع اجرا بود، معرفی و نقد میشد.
لازم به تذکار است از سال 1368 قانون ویژه معلولین به صورت مجموعهای داشتیم. چون در این سال قانون مناسبسازی معلولین در 57 بند تصویب و ابلاغ شد و در سال 1369 قانون آموزش و پرورش استثنایی تصویب شد. اما تا سال 83 قانونی که شمول و عمومیت داشته باشد، تصویب نشده بود. اولین قانونی که ابعاد مختلف جامعه معلولین را مورد توجه قرار داد، بود. قانون 83 بود.
از سوی دیگر خود معلولین، شکوفاتر شده و با تشکیل سمنها، راهاندازی نشریات و برپایی جلسات و نمایشگاهها فعال شده بودند. از طرف دیگر در این دوره شاهد رشد رسانهها مثل اینترنت و ماهواره بودیم که کوچکترین خبری به سرعت پخش و منتشر میشد.
همچنین خاستگاههای عمومی مردم بین سالهای 76 تا 84 یعنی در دولت اصلاحات افزایش چشمگیر یافت، همگان و از جمله معلولین به طرح خواستههای حقوقی و نیازهای اولیه خود میپرداختند. دولت برای پاسخگویی به این نیازها و خواستهها، برای اولین بار «قانون جامع حمایت از معلولان» را مطرح کرد. چنین قانونی در آن شرایط چند پیامد داشت:
مطالبات معلولین را به روشنی بیان میکرد و بیان خواستههای آنها را شفاف مینمود.
سطح خواستهها از کف تا سقف را معلوم مینمود.
خطمشی و اهداف تا رسیدن به یک وضعیت مطلوب را نشان میداد.
ابعاد جامعه معلولین و جنبههای مختلف حقوقی این جامعه معلوم شد.
از اینرو از مجلس خواسته شد این قانون را به صورت طرح در مجلس کارشناسی و نهایی و تصویب کند. بالاخره این قانون تصویب شد و ابلاغ گردید. اما سیر حوادث پس از تصویب این قانون مانع از اجرای کامل آن شد و بالاخره معلولین به خواستههای اصیل و عمومی خود به طور کامل نرسیدند.
این فصل در 10 مبحث به بررسی قانون جامع 83 و سرنوشت آن، الحاق به کنوانسیون و تشکیل فراکسیون میپردازد؛ زیرا سرنوشت نخستین قانون مجموعی و ویژه معلولین مهم است. سیر حوادث از طرح و تصویب قانون 83 تا الغاء و کنار نهادن آن و حواشی آن؛ دوم الحاق جمهوری ایران به پیماننامه یا کنوانسیون جهانی حقوق معلولین و سوم تشکیل فراکسیون و فعالیتهای آن، سه ویژگی محوری این دوره است. بقیه حوادث ناشی از این سه رخداد میباشد.
در پرتو شفافیت حقوقی معلولین، در این دوره به طور گسترده حقوق طبیعی و حقوق اصیل مطرح شد و معلولین متوجه اهمیت نیازهای حقوقی خود، تأثیر اجرای حقوق در زندگی فردی و جمعیشان شدند. نیز همین شفافیت موجب شد دامنه و ابعاد حقوق معلولین تبیین گردد. پیش از این دوره، نیازهای مادی و معنوی معلولین در محور توجهات بود و مجلس درصدد تأمین نیازهای آنان بود. اگر سخنی از حق و حقوق به میان میآمد منظورشان نیاز و تأمین نیاز بود. ولی در این دوره، حق به عنوان یک مقوله ذاتی لایتغیر، حتمی و جزء ذات زندگی فرد و جامعه و از لوازم انسانیت مطرح شد. نیز ابعاد حقوق را به همه شؤون فردی اجتماعی معلولین گسترش دادند. این مباحث در این دوره زمینههای جنبش حقوقی معلولین در دوره بعد را فراهم آورد.
قانونخواهی و اهتمام به حقوق معلولین در این دوره از رویکرد فردی به گرایش اجتماعی، از قوانین انفرادی به حقوق شهروندی تبدیل شد و هویت اجتماعی معلولین در این دوره تثبیت شد.
خانم فاطمه آلیا رئیس فراکسیون درباره پیشرفتهای حقوقی معلولین در سال 1387 گفته است: «امسال به عنوان سال عدالت و تکریم معلولین قدمهای زیادی برای معلولین برداشته شد. امسال نسبت به سالهای گذشته با تلاشهای بیشتر مجلس، مردم و دولت اقدامات بیشتری در جهت بهبود وضعیت و حل مشکلات معلولین بوده است. با شروع روز جهانی معلولین، سال معلولین، سال عدالت و تکریم معلولان نام گرفته است.»(1)
از اینگونه اظهارنظرها میتوان وضعیت معلولین را در ابعاد حقوقی و اجرایی متوجه شد.
کارنمای فعالیتهای حقوقی: دهه 1390 دورهای است که تصویب بیشترین حجم قوانین معلولین را داشته است. سرفصل این قوانین اینگونه است.
الف) قوانین مجموعی(2)
قانون جامع حمایت از معلولان، تصویب 1383
قانون تشکیل فراکسیون حمایت از معلولین، تصویب 1384
قانون الحاق به کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولان، تصویب 1387
ب) قوانین موردی(1)
اهم اینگونه قوانین عبارتاند از: برنامه توسعه؛ ورزش معلولین؛ قانون بودجه سنواتی؛ نظام رفاه اجتماعی.
این چهار دسته از قوانین، درست است که با هدف معلولین تصویب نشدهاند و جامعه هدف آنها عامتر است ولی شامل چند ماده و بند درباره معلولین میباشند.
حجم و اهمیت قوانین مجموعی با «جامعه هدف معلولین» در این دوره بیشتر از دیگر دورهها است. از اینرو این دوره را شفافیت و گسترش حقوق معلولین نامگذاری کردم. یعنی سه قانون ویژه معلولین در این دوره تصویب و اجرایی شده علاوه بر آن 6 طرح، در مذاکرات مطرح شده ولی طرح یا لایحهای برای آنها گویا تدوین نشده و در نتیجه مصوب هم نشده، البته اجرا شده است. پس در مجموع نه قانون مطرح شده ولی 3 قانون مصوب و نهایی شده است.
1) . منظور قوانینی است که اختصاص به معلولین دارد ولی در مجموعه قوانین با موضوعات غیرمعلولیتی آمده است. مثلاً در مجموعه قوانین برنامه توسعه ملی، یا مجموعه قوانین ورزشی چند قانون هم به معلولین اختصاص دارد.
هر دوره تاریخی بر اثر علل و عواملی تحقق مییابد و رخدادهای تاریخی هم تابع قانون علیت است؛ دورهای از تاریخ معلولین که حدوداً از 1380 تا 1390 جریان یافت هم از این قاعده مستثنی نیست. اما علل و زمینههایی که این دوره را شکل داد عبارتاند از:
الف) علل و زمینههای عمومی و مربوط به فرآیند کلی دوره
ب ) علل و زمینههای مربوط به هر یک از رخدادهای مهم
اینجا به اهم زمینهها اشاره میکنم:
1- فضای جامعه در این دوره با طرح مقولاتی مثل جامعه مدنی؛ گفتگو و دیالوگ فرهنگها و ملتها؛ لزوم اصلاحات؛ حقوق مدنی و بشری؛ شأن و کرامت انسان؛ مشارکت همگان در سرنوشت اجتماعی؛ مشروعیت نقد و انتقاد به عنوان یک حق مسلم شهروندی توسط رئیس جمهور و دولت اصلاحات به گونهای شده بود که معلولین هم به نقد گذشته و حال خود میپرداختند و خواستار اصلاح امور خود شده بودند. آنان میخواستند در ساخت جامعه خودشان مشارکت مستقیم داشته باشند و راضی به دخالت دیگران در امور خود نبودند.
2- طرح شعار گفتگو با جهان و تعامل مثبت با همه کشورها از جمله غرب، ذهنیتهای سابق مطرود بودن غرب و نفی تمامیت غرب و نهادهای غربی را کنار زد و وارد عرصهای شدیم که باید با نهادهای بینالملل تعامل داشت و از امکانات و تجارب آنها بهره گرفت. به همین دلیل زمینههای الحاق به کنوانسیون فراهم آمد و بعداً با تلاشهای مجلس اجرایی شد.
3- حوادثی مثل جنگ تحمیلی موجب تأخیر طرح حقوق معلولین شده بود. اما پس از پذیرش قطعنامه و اتمام جنگ در سال 1367 جانبازان به سرعت صاحب حقوق شدند و مجلس حقوق آنها را به رسمیت شناخت و تصویب کرد. نیز اقشاری مثل زنان و کارگران هم صاحب نظام حقوقی شده بودند، اما معلولین نظام ویژه حقوقی هنوز نداشتند. به همین دلیل خواستههای تشکلهای معلولیتی، نخبگان معلول و حتی مجلس و نمایندگان مجلس برای ساماندهی به نظام حقوقی آنان زیاد شده بود و مجلس در سال 1383 قانون جامع را تصویب کرد.
4- جمعیت معلولین به تبع افزایش آمار جمعیتی کل ایران زیاده شده بود، از طرف دیگر مشکلات و نیازهای معلولین به همین اندازه هم افزایش یافته بود. از اینرو دستگاههای مقننه و اجرایی باید چاره اندیشی میکردند. نماینده بیرجند حسین ابراهیمی در این باره میگوید:
«نگاهی به وضعیت معلولان در کشورهای پیشرفته این واقعیت را آشکار میسازد که در چنین کشورهایی 95 درصد امکانات و شرایط برای معلولان فراهم و قابل استفاده است. این در حالی است که در کشوری مثل ایران با چیزی حدود 10 میلیون معلول معمولی، شدید و خیلی شدید بدون احتساب سالمندان که به سمت نوعی معلولیت میروند، با وجود قوانین و مصوبههای متعدد از سوی مجلس شورای اسلامی هنوز در این زمینه حرکتی وجود نداشت. این انتقادات در سطح کلان شهرها
مطرح میشود که در سطح مراکز استان و شهرستانها هم با وجود تعداد قابل توجهی معلول، امکانات در حداقل بوده و به هیچ عنوان متناسب با شرایط آنان نیست.
عموم مردم که معمولاً معلولی در خانه دارند و نیز خود معلولین دائماً به نمایندگان بابت کمبودها فشار میآورند. نمایندگان وقتی به مسئولین اجرایی منعکس میکنند، پاسخ آنها فقدان یا ضعف قانون یا کمبود منابع مالی است. به همین دلیل مجلس قانون جامع حمایت از معلولان را در سال 1383 تصویب کرد. جهتگیری نمایندگان در مجلس همواره در راستای تصویب قوانینی برای رفع مشکلات معلولان و ایجاد شرایطی متناسب با وضعیت آنان بوده است اما هنوز تا رسیدن به شرایط ایدهآل فاصله زیادی وجود دارد.
چنین محرومیتی برای تمام معلولان در سراسر کشور وجود دارد؛ اما برای معلولان در استانهای محروم «محرومیت مضاعف» است. زیرا در شهرهای بزرگی همچون تهران هرچند مشکلات بیشتری برای این قشر وجود دارد ولی امکانات هم هست. اما در شهرهای دور افتاده، مشکلات هست و امکانات هم نیست. آمادهسازی امکانات برای رفع احتیاجات اولیه معلولان ضروری است. در این زمینه دولت باید با نگاهی ویژه در خصوص اختصاص اعتبار در جهت حل مشکلات این قشر گام بردارد تا آنها هم بتوانند مانند سایر شهروندان زندگی عادی داشته باشند.»(1)
5- پس از جنگ و آغاز برنامه توسعه، حرکت پرشتابی برای صنعتی شدن و گسترش کشاورزی در ایران آغاز شد. اما همه اینها موجب رشد آمار معلولین شد. کارگرانی بر اثر سوانح کار یا مردم عادی در جاده ها و حوادث جادهای دچار آسیب شده و معلول شده بودند. از اینرو بین سالهای 80 تا 90 آمار معلولین از این نگاه هم قابل توجه بود. از اینرو تصویب قانونی برای ساماندهی به مشکلات آنها یک ضرورت بود.
6- معلولین در دهههای اول سده چهاردهم شمسی، نیاز اصلیشان سوادآموزی بود. نهادها هم وظیفه اصلی خود را با سواد نمودن آنان میدانستند. پس از سواد دار شدن اکثر آنها، نیاز به مدارس دوره متوسطه و سپس دانشگاه پیدا کردند. اما از حدود 1380 به بعد آمار معلولین تحصیل کرده در مقاطع عالی دانشگاهی بسیار زیاد شده بود؛ و نیازهای جدیدتر پیدا کرده بودند. اشتغال، حقوق فرهنگی، حقوق مدنی میخواستند و قانون 83 پاسخی بود به خواستههای آنان.
7- در دولت اصلاحات تشکلهای مردمی گسترش چشمگیر یافت، از جمله معلولین در همه شهرها صاحب تشکلهای متعدد شدند. پس از تشکیل سمن، آنها دور هم نشسته و به تحلیل مشکلات پرداخته، سپس عملاً درخواست رسیدگی به مشکلات خود را داشتند. از اینرو خواستهها و مطالبات عمومی معلولین افزایش چشمگیر یافت. دولت و مجلس برای پاسخگویی به این مطالبات، قانون 83 را تصویب کردند. پس از دولت اصلاحات، دولت احمدینژاد آمد. چون این دولت هم با شعار مردمگرایی آمده بود و مدعی رسیدگی به نیازهای مردم بود، از اینرو مطالبات عمومی را گسترش داد. خلاصه اینکه برای پاسخ به مطالبات قانون 83 تصویب شد.
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 25 مهر 1389.
9 - در دولت اصلاحات فضای مطبوعاتی گسترش یافت، رسانههای ماهوارهای و اینترنتی و نشریات متعدد منتشر میشد و خواستهها و مطالبات معلولین را هم منتشر میکردند. از اینرو جوّ عمومی کشور منتظر اقدامی از سوی مجلس بود.
10 - قانون 83 در اواخر عمر مجلس ششم به سرعت تصویب و عرضه شد. نمایندگان مجلس ششم به تحول در لایههای مختلف جامعه اعتقاد داشتند، به ویژه درصدد بودند به گروههای خاص اجتماعی، به اقلیتها و به اقشار آسیبپذیر اهتمام ویژه داشته باشند. از اینرو قانون 83 یادگار آن مجلس است. در واقع به صورت طرح هم تصویب شد یعنی از طرف خود مجلس بررسی و تدوین و در صحن عمومی تصویب شد.
قانونگذار در 16 ماده تلاش کرده تمامی نیازهای حقوقی و قانونی معلولین ذهنی، حرکتی، بینایی و شنوایی را مرتفع نماید. از اینرو به موضوعات متنوع و متعدد پرداخته است. تقریباً همه نیازمندیهای قانونی معلولین در این قانون آمده است. به همین دلیل در نامگذاری آن، واژه «جامع» به کار رفته است.
اهمیت این قانون در چند نکته است. از جمله نخستین قانون مجموعی است که با جامعه هدف معلولین تدوین و تصویب شده است. تاکنون هیچ قانون دیگر که مجموعی و عمومی باشد در ایران تصویب نشده است. قانون مناسبسازی یا قانون آموزش و پرورش استثنایی، مجموعی و ویژه معلولین است و در سال 68 و 69 تصویب شده ولی عمومی نیست. لایحه جامع حمایت از معلولین جدید که در جریان است هنوز در مجلس مطرح نشده است. بنابراین قانون 83 افتخار ایران است و اقدام مهمی است که در تاریخ معلولین ایران برای دولت جمهوری اسلامی ایران، افتخار و عزت دارد.
اما تاریخ این قانون مشتمل بر رخدادهایی است که مشروعیت و مقبولیت آن را تأمل برانگیز میکند. این قانون در اواخر عمر مجلس ششم تصویب شد. مجلسی که اکثریت آن اصلاحطلب بودند و معتقد به حقوق شهروندی و اذعان به حقوق اقشار و اقلیتها مثل معلولین داشتند. اما شورای نگهبان قانون 83 را تأیید نکرد. تا اینکه با پایان مهلت قانون شورای نگهبان، رئیس وقت مجلس مهدی کروبی با استفاده از حق قانونی خود پس از ده روز آن را برای رئیس جمهوری وقت محمد خاتمی جهت اجرا ابلاغ کرد.
رئیس جمهور آن را برای وزارت بهداشت و درمان جهت اجرا فرستاد. عمر دولت محمد خاتمی در همان سال به پایان رسید و دولت محمود احمدینژاد در ریاست جمهوری مستقر شد. از این به بعد اجرای این قانون با موانع و تنشهای فراوان همراه بوده است. گزارشهای این رخدادها را در چند مبحث عرضه میکنم. هدف این است که سیر تحقق حقوق معلولین از لابلای این حوادث معلوم گردد و تجارب سودمندی که میتوان از این رخدادها آموخت، به نسیان سپرده نگردد. از اینرو همه تلاش خود را به کار بستیم، و منابع مختلف مطالعه شد، کوشیدیم تا هر سند و مدرکی در دسترس بود، پیدا کرده و اطلاعات آنها بازخوانی شود تا این تجارب ثبت و در تاریخ حقوقی معلولین ماندگار شود.
این قانون مصوب مجلس شورای اسلامی در تاریخ 17 خردادماه 1383 است و شامل 16 ماده میباشد.
قانون حمایت از معلولین مصوب 1383
ماده1: دولت موظف است زمینههای لازم را برای تأمین حقوق معلولان، فراهم و حمایتهای لازم را از آنها به عمل آورد.
تبصره: منظور از معلول در این قانون به افرادی اطلاق میگردد که به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان بهزیستی بر اثر ضایعه جسمی، ذهنی، روانی یا توأم، اختلال مستمر و قابل توجهی در
سلامت و کارآیی عمومی وی ایجاد گردد، به طوری که موجب کاهش استقلال فرد در زمینههای اجتماعی و اقتصادی شود.
ماده2: کلیه وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفاند در طراحی، تولید و احداث ساختمانها و اماکن عمومی و معابر و وسایل خدماتی به نحوی عمل نمایند که امکان دسترسی و بهرهمندی از آنها برای معلولان همچون افراد عادی فراهم گردد.
تبصره1: وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفاند جهت دسترسی و بهرهمندی معلولان، ساختمانها و اماکن عمومی، ورزشی و تفریحی، معابر و وسایل خدماتی موجود را در چارچوب بودجههای مصوب سالانه خود مناسبسازی نمایند.
تبصره2: شهرداریها موظفاند از صدور پروانه احداث و یا پایان کار برای آن تعداد از ساختمانها و اماکن عمومی و معابری که استانداردهای تخصصی مربوط به معلولان را رعایت نکرده باشند خودداری نمایند.
تبصره3: سازمان بهزیستی کشور مجاز است بر امر مناسبسازی ساختمانها و اماکن دولتی و عمومی دستگاههای مذکور در ماده فوق نظارت و گزارشات اقدامات آنها را درخواست نماید.
تبصره4: آییننامه اجرایی ماده فوق ظرف سه ماه مشترکاً توسط وزارت مسکن و شهرسازی، سازمان بهزیستی کشور و سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
ماده3: سازمان بهزیستی کشور موظف است در چارچوب اعتبارات مصوب در قوانین بودجه سالانه اقدامات ذیل را به عمل آورد:
الف. تأمین خدمات توانبخشی، حمایتی، آموزشی و حرفه آموزی مورد نیاز معلولان با مشارکت خانوادههای معلولان و همکاری بخش غیردولتی (خصوصی، تعاونی، خیریه) و پرداخت یارانه (کمک هزینه) به مراکز غیردولتی و خانوادهها.
ب. گسترش مراکز خاص نگهداری، آموزشی و توانبخشی معلولان واجد شرایط(معلولان نیازمند، معلولان بیسرپرست، معلولان مجهولالهویه، معلولان با ناهنجاریهای رفتاری) با همکاری بخش غیردولتی و پرداخت تسهیلات اعتباری و یارانه (کمک هزینه) به آنها.
ج. تأمین و تحویل وسایل کمک توانبخشی مورد نیاز افراد معلول.
د. گسترش کارگاههای آموزشی، حمایتی و تولیدی معلولان و ارائه خدمات توانبخشی حرفهای به معلولان جهت توانمند سازی آنان.
تبصره: کارگاههای آموزشی، حمایتی و تولیدی معلولان موضوع ماده فوق از شمول قانون کار مصوب 29/8/1369 مستثنی خواهد بود.
ماده4: معلولان میتوانند در استفاده از امکانات ورزشی، تفریحی، فرهنگی و وسایل حمل و نقل دولتی (مترو، هواپیما، قطار) از تسهیلات نیمه بها بهرهمند گردند.
تبصره: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تربیت بدنی و شهرداریها موظفاند کتابخانه، اماکن ورزشی، پارک و اماکن تفریحی خود را به نحوی احداث و تجهیز نمایند که امکان بهرهمندی معلولان فراهم گردد.
ماده5: افراد تحت سرپرستی معلولان با معرفی سازمان بهزیستی کشور تحتپوشش بیمه خدمات درمانی و معلولان تحت پوشش بیمه خدمات درمانی و بیمه مکمل درمانی قرار میگیرند.
ماده6: یکی از فرزندان اولیایی که خود ناتوان و معلول بوده (هر دو یا یکی از آنها معلول باشد) و یا حداقل دو نفر از فرزندان آنها ناتوان و معلول باشد از انجام خدمت وظیفه عمومی معاف میگردد.
تبصره: همسرانی که زن ناتوان و معلول خود را سرپرستی مینمایند مادامی که سرپرستی همسر ناتوان و معلول را برعهده داشته باشند از انجام خدمت وظیفه عمومی معاف میگردند.
ماده7: دولت موظف است جهت ایجاد فرصتهای شغلی برای افراد معلول تسهیلات ذیل را فراهم نماید:
الف. اختصاص حداقل سه درصد (3%) از مجوزهای استخدامی (رسمی، پیمانی، کارگری) دستگاههای دولتی و عمومی اعم از وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات، شرکتها و نهادهای عمومی و انقلابی و دیگر دستگاههایی که از بودجه عمومی کشور استفاده مینمایند به افراد معلول واجد شرایط.
ب. تأمین حق بیمه سهم کارفرما توسط سازمان بهزیستی کشور و پرداخت آن به کارفرمایانی که افراد معلول را به کار میگیرند.
ج. پرداخت تسهیلات اعتباری به واحدهای تولیدی، خدماتی، عمرانی و صنفی و کارگاههای تولیدی حمایتی در مقابل اشتغال افراد معلول به میزانی که در قوانین بودجه سالانه مشخص میگردد.
د. پرداخت تسهیلات اعتباری خود اشتغالی (وجوه اداره شده) به افراد معلول به میزانی که در قوانین بودجه سالانه مشخص میگردد.
ه-. پرداخت تسهیلات اعتباری (وجوه اداره شده) جهت احداث واحدهایتولیدی و خدماتی اشتغالزا به شرکتها و مؤسساتی که بیش از شصت درصد (60%) سهام و سرمایه آنها متعلق به افراد معلول است.
و. اختصاص حداقل شصت درصد (60%) از پستهای سازمانی تلفنچی(اپراتور تلفن) دستگاهها، شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی به افراد نابینا و کم بینا و معلولان جسمی، حرکتی.
ز. اختصاص حداقل شصت درصد (60%) از پستهای سازمانی متصدی دفتری و ماشیننویسی دستگاهها، شرکتها و نهادهای عمومی به معلولین جسمی، حرکتی.
تبصره1: کلیه وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی مجازند تا سقف مجوزهای استخدامی سالانه خود، افراد نابینا و ناشنوا و معلولین ضایعات نخاعی واجد شرایط را رأساً به صورت موردی و بدون برگزاری آزمون استخدامی به کار گیرند.
تبصره2: سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور موظف است سه درصد (3%) از مجوزهای استخدامی سالانه وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات دولتی، شرکتها و نهادهای عمومی و انقلابی را کسر و در اختیار سازمان بهزیستی کشور قرار دهد تا نسبت به برگزاری آزمون استخدامی اختصاصی برای معلولین واجد شرایط با همکاری سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور اقدام و معلولین واجد شرایط پذیرفته شده را حسب مورد به دستگاه مربوطه معرفی نماید.
تبصره3: سازمان بهزیستی کشور مجاز است در قالب اعتبارات مصوب خود، صندوق فرصتهای شغلی معلولان و مددجویان بهزیستی را ایجاد و اساسنامه آن را به تصویب هیئت وزیران برساند.
تبصره4: سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور موظف است آموزشهای لازم فنی و حرفهای را متناسب با بازار کار برای معلولان به صورت رایگان و تلفیقی تأمین نماید.
ماده8: معلولان نیازمند واجد شرایط در سنین مختلف میتوانند با معرفی سازمان بهزیستی کشور از آموزش رایگان در واحدهای آموزشی تابعه وزارتخانههای آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دیگر دستگاههای دولتی و نیز دانشگاه آزاد اسلامی، بهرهمند گردند.
تبصره: آییننامه اجرائی این ماده مشترکاً توسط سازمان بهزیستی کشور و وزارتخانههای مذکور و دانشگاه آزاد اسلامی ظرف مدت دو ماه پس از ابلاغ این قانون تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
ماده9: وزارت مسکن و شهرسازی، بانک مسکن و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی موظفاند حداقل ده درصد (10%) از واحدهای مسکونی احداثی استیجاری و ارزان قیمت خود را به معلولان نیازمند فاقد مسکن اختصاص داده و با معرفی سازمان بهزیستی کشور در اختیار آنان قرار دهند.
تبصره1: سیستم بانکی کشور مکلف است، تسهیلات اعتباری یارانهدار مورد نیاز احداث و خرید مسکن معلولان را تأمین و به معلولان یا تعاونیهای آنها و یا مؤسسات خیریهای که برای معلولان، مسکن احداث مینمایند پرداخت کند.
تبصره2: سازمان ملی زمین و مسکن موظف است زمین مورد نیاز احداث واحدهای مسکونی افراد معلول فاقد مسکن را به نرخ کارشناسی تهیه و در اختیار افراد مذکور و یا تعاونیها و مؤسسات خیریهای که برای آنان مسکن احداث مینمایند قرار دهد.
تبصره3: معلولان از پرداخت هزینههای صدور پروانه ساختمانی، آمادهسازی زمین و عوارض نوسازی معاف میگردند.
تبصره4: سازمان بهزیستی کشور موظف است در قالب اعتبارات مصوب خود در قوانین بودجه سالانه و کمکهای یارانهای اشخاص حقیقی و حقوقی نسبت به احداث واحدهای مسکونی برای معلولان و مددجویان اقدام و مالکیت یا بهرهبرداری آنها را مطابق آییننامهای که سازمان بهزیستی کشور با همکاری وزارت مسکن و شهرسازی و سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور تهیه و به تصویب هیئت وزیران میرسد به معلولان و مددجویان واجد شرایط واگذار نماید.
ماده10: میزان کمک هزینه (یارانه) پرداختی سازمان بهزیستی کشور به مراکز غیردولتی (روزانه و شبانهروزی) بابت نگهداری، خدمات توانبخشی و آموزشی وحرفهآموزی معلولان همه ساله با در نظر گرفتن نرخ تمام شده خدمات و تورم سالانه مشترکاً توسط سازمان بهزیستی کشور و سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور و وزارت بازرگانی تهیه و قبل از خردادماه هر سال به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
ماده11: مرکز آمار ایران مکلف است در سرشماریهای عمومی جمعیت کشور به نحوی برنامهریزی نماید که جمعیت افراد معلول به تفکیک نوع معلولیت آنها مشخصگردد.
ماده12: سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران موظف است حداقل دو ساعت از برنامههای خود را در هر هفته در زمان مناسب به برنامههای سازمان بهزیستی کشور و آشنایی مردم با توانمندیهای معلولین اختصاص دهد.
ماده13: سازمان بهزیستی کشور موظف است با ایجاد ساز و کار مناسب، نسبت به قیمومیت افراد معلول اقدام نماید، دادگاهها موظفاند در نصب یا عزل قیم افراد معلول صرفاً از طریق سازمان مذکور عمل و مبادرت به صدور حکم نمایند.
تبصره1: سازمان بهزیستی کشور موظف است جهت دفاع از حقوق افراد معلول، در محاکم قضائی وکیل تعیین نموده و به دادگاه مربوطه معرفی کند.
تبصره2: سازمان بهزیستی کشور مجاز است در موارد ضروری جهت جلوگیری از تضییع حقوق معلولان بیسرپرست به نمایندگی از آنها در دادگاهها طرح دعوا و دادخواهی نماید.
تبصره3: آییننامه اجرائی این ماده ظرف مدت سه ماه مشترکاً توسط سازمان بهزیستی کشور و وزارت دادگستری تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
ماده14: مؤدیان مالیاتی میتوانند از طریق سازمان بهزیستی کشور و با نظارت آن جهت احداث مراکز توانبخشی، درمانی و حرفهآموزی و مسکن مورد نیاز افراد معلول اقدام نمایند. گواهی هزینه مؤدیان مالیاتی در موارد فوق که به تأیید سازمان بهزیستی کشور رسیده باشد به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی آنان تلقی میگردد.
تبصره: آییننامه اجرایی این ماده مشترکاً توسط سازمان بهزیستی کشور و وزارت امور اقتصادی و دارائی ظرف مدت سه ماه پس از ابلاغ قانونی تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
ماده 15: رؤسای سازمانهای بهزیستی استانها مجازند در جلسات شورای برنامهریزی و توسعه استان و گروههای کاری آن به عنوان عضو شرکت نمایند.
تبصره: به منظور کمک به اشتغال معلولان و مددجویان، رئیس سازمان بهزیستی کشور مجاز است در جلسات شورای عالی اشتغال شرکت نماید.
ماده16: اعتبار مورد نیاز اجرای این قانون از محل منابع زیر تأمین میگردد:
از محل اعتباراتی که دستگاهها و نهادها حسب وظایف قانونی در قوانین بودجه سالانه منظور مینمایند.
از محل اعتبارات هزینهای و تملک سرمایهای سازمان بهزیستی کشور که تاکنون از محل اعتبارات مذکور خدمات لازم را به معلولان ارائه میداده است.
از محل وجوه واصله از اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها در کشور.
از محل صرفهجوئی در هزینههای دستگاهها، شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی که میزان سالانه آن برای هر یک از دستگاهها و شرکتها و نهادها را هیئت وزیران مشخص مینماید.
تبصره1: آییننامه اجرائی این ماده توسط سازمان بهزیستی کشور و سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
تبصره2: آن تعداد و یا بخشی از مواد این قانون که نیاز به اعتبار جدید داشته باشد مادامی که اعتبار لازم از محل منابع مذکور در این ماده تأمین نگردد، اجرا نخواهد شد. (1)
مکاتبات بین مجلس و دولت: پس از اتمام شور مجلس و تصویب، به شورای نگهبان جهت تأیید رفت. اما شورای نگهبان در مهلت قانونی و مقرر پاسخ نداد. از اینرو بر اساس قانون توسط رئیس مجلس برای رئیس جمهور ارسال شد. نامه رئیس مجلس اینگونه است:
حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای سید محمد خاتمی
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
طرح تأمین حقوق معلولان و ایجاد تسهیلات لازم برای آنها که یک فوریت آن در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ 16 اردیبهشت 1383 مجلس شورای اسلامی با اصلاحاتی در عنوان و متن تصویب شده بود به لحاظ انقضای مهلت مقرر موضوع اصل نود و چهارم (94) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و عدم وصول پاسخ شورای محترم نگهبان، در اجرای اصل یکصد و بیست و سوم (123) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به پیوست ارسال میگردد. (رئیس مجلس شورای اسلامی- مهدی کروبی)(2)
رئیس جمهور وقت محمد خاتمی قانون جامع را برای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جهت اجرا ارسال کرد. تعجب این است که چرا برای سازمان بهزیستی که متصدی اصلی امور معلولین است ارسال نشده است. اصل نامه سید محمد خاتمی اینگونه است:
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
قانون جامع حمایت از حقوق معلولان که در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ شانزدهم اردیبهشت ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و سه مجلس شورای اسلامی تصویب و بدون ارائه نظر از سوی شورای نگهبان در مهلت مقرر در اصل نود و چهارم قانون اساسی طی نامه شماره 16078 مورخ 6/3/1383 مجلس شورای اسلامی واصل گردیده است، به پیوست جهت اجرا ابلاغ میگردد. (رئیس جمهور- سید محمد خاتمی)
متن اصل 94 قانون اساسی اینگونه است:
کلیه مصوبات مجلس شورای اسلامی باید به شورای نگهبان فرستاده شود. شورای نگهبان موظف است آن را حداکثر ظرف ده روز از تاریخ وصول از نظر انطباق بر موازین اسلام، و قانون اساسی مورد بررسی قرار دهد و چنانچه آن را مغایر ببیند برای تجدید نظر به مجلس بازگرداند. در غیر این صورت مصوبه قابل اجرا است.
معمولاً هر قانونی، روش اجرایی خاص دارد که در آییننامه آن مشخص میشود. به همین دلیل برای هر قانون، آییننامه اجرایی هم نوشته میشود. تدوین آییننامه به اندازه تدوین خود قانون مشکل و صعب است نیز آییننامه در عمل مشکلات و موانع فراوان ممکن است داشته باشد. بهرحال هر نظام حقوقی و هر مجموعه قوانین، لایه مهمتری به نام آییننامه دارد. معلولین با شناخت آییننامهها، روش اجرا و مسیر تحقق قانون را به دست میآورند. بر این اساس، علل عدم اجرا را خواهند فهمید و میتوانند از مسیر خاص خودش، اجرا نشدن قانون را پیگیری کنند.
در واقع معلولین وقتی به حقوقشان میرسند که آییننامهها درست اجرا شود. چون اجرای آییننامه به اجرای قانون منجر میشود. اما اگر آییننامهها را درست نشناسند مسیر تحقق قانون را هم نمیشناسند.
در مجموع هشت آییننامه برای قانون جامع تدوین و تصویب شده است. تدوینکنندگان آیین نامه، کارشناسان وزارتخانهها و سازمانهای مختلف بودهاند، نیز تصویب آنها یا در هیأت دولت بوده و یا در شوراهای عالی.
تاریخ تصویب 4 خرداد 1384
تهیه شده توسط وزارت مسکن و شهرسازی - سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور وزارت رفاه و تأمین اجتماعی
هیأتوزیران در جلسه مورخ 4/3/1384 بنا به پیشنهاد مشترک شماره 100.4778 مورخ 25/9/1383 وزارتخانههای رفاه و تأمین اجتماعی و مسکن و شهرسازی و سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور و به استناد تبصره (4) ماده (2) قانون جامع حمایت از حقوق معلولان - مصوب 1383- آییننامه اجرایی ماده یاد شده را به شرح زیر تصویب نمود.
ماده 1: عبارات زیر در این آییننامه در معانی مشروح زیر به کار میروند:
الف) مناسبسازی:
اصلاح محیط و تدارک وسایل حمل و نقل است به طوری که افراد مع-لول ق-ادر باشن-د تا آزادان-ه و بدون خطر در مح-یط پیرامون خود اع-م از اماکن عمومی، معابر، محیط شهری و بین شهری و ساختمانهای عمومی حرکت کنند و از تسهیلات محیطی، اجتماعی، فرهنگی و اقتص-ادی با حفظ است-قلال فردی لازم بهرهمند شوند.
ب)دستگاههای مشمول این آییننامه:
کلیه وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی.
پ) ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای معلولان:
ضوابط مصوب مورخ 6/10/1378 شورای عالی شهرسازی و معماری و اصلاحات بعدی آن برای افراد معلول و ناتوان.
ت) اماکن عمومی:
کلیه وزارتخانهها، مؤسسات و شرکتهای دولتی، اماکن ورزشی، پایانه ها، فرودگاهها، قطارهای ش-هری و برون شهری، مراکز تجاری، بانکها و خودپردازها، بوستانها، معابر عمومی و نظایر آنها.
ماده 2: شهرداریهای سراسر کشور موظفاند از صدور پروانه احداث و پایان کار برای ساختمانها و اماکن عمومی و معابری که ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای معلولان را رعایت نکرده باشند، خودداری نمایند.
تبصره: کلیه دستگاهها موظفاند هنگام تن-ظیم بودجه سالانه خود اعتبارات مورد نی-از مناسبسازی را پیش بینی و به سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور و دیگر مراجع ذیربط پیشنهاد نمایند.
ماده 3: دستگاهها موظفاند در طی یک برنامه سه ساله از زمان تصویب و ابلاغ این آییننامه هر سال حداقل 30% از ساخ-تمانهای عمومی وابس-ته را برای استفاده م-علولان، ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای معلولان مناسبسازی نمایند.
ماده 4: شهرداریهای سراسر کشور موظفاند جهت مناسبسازی اماکن عمومی اقدامات زیر را انجام دهند.
الف) مناسبسازی معابر عمومی با اولویت معابر اصلی و نزدیک به تقاطعها و همچنین پارکها
ب) تجهیز و نصب چراغها و علای-م راهنمایی م-ناسب در معابر عم-ومی و برجستهسازی سطوح پیادهروهای نزدیک به تقاطع و همچنین پارکها.
پ) رفع موانع و تطبیق مقررات صدور پروانه با ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای معلولان.
تبصره: اعتبار لازم برای اجرای این ماده و سایر مواردی که بر عهده شهرداریها گذاشته شده است از محل اعتبار مربوط تأمین میگردد.
ماده 5: کلیه شرکتها و سازمانهای حمل و نقل عمومی درون شهری و برون شهری موضوع این آییننامه موظفاند طی یک برنامه پنج ساله نسبت به مناسبسازی اماکن عمومی خود(ایستگاهها، بنادر و فرودگاهها) و وسایل حمل و نقل عمومی مربوط بر اساس ضوابط و مقررات برای معلولان اقدام نمایند.
ماده 6: شرکتهای خودروساز داخلی موظفاند استانداردهای لازم جهت ساخت وسایل نق-لیه عم-ومی به م-نظور اس-تفاده م-علولان و ج-انبازان را رعایت و نسبت به س-اخت خودروهای شخصی متناسب با وضعیت معلولان و بنا به سفارش آنان یا دستگاههای ذیربط اقدام نمایند.
ماده 7: سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بنیاد شهید و امور ایثارگران موظفاند با هماهنگی سازمان بهزیستی کشور نسبت به تولید و پخش برنامههای آموزشی در رسانههای عمومی (ملی و استانی) برای ارتقاء آگاهی عمومی در زمینه مناسبسازی برای افراد دارای معلولیت اقدام نمایند.
ماده 8: سازمان بهزیستی کشور موظف است به منظور پیگیری و ایجاد هماهنگیهای لازم برای مناسبسازی، ستاد هماهنگی و پیگیری مناسبسازی را با ترکیب زیر تشکیل دهد:
وزیر رفاه و تأمین اجتماعی یا معاون ذیربط او (رئیس).
نماینده ثابت وزارت کشور.
نماینده ثابت وزارت مسکن و شهرسازی.
نماینده ثابت سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور.
نماینده ثابت وزارت راه و ترابری.
نماینده ثابت وزارت صنایع معادن.
نماینده ثابت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.
نماینده ثابت سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور.
نماینده ثابت بنیاد شهید و امور ایثارگران.
نماینده تشکلهای غیر دولتی ایثارگران.
نماینده ثابت شورای هماهنگی تشکلهای غیر دولتی.
تبصره- ستاد میتواند در صورت ضرورت نسبت به دعوت از سایر سازمانهای دولتی و غیردولتی و اشخاص صاحب نظر حسب مورد اقدام نماید.
ماده 9: نظارت بر اجرای این آییننامه در سراسر کشور با سازمان بهزیستی کشور بوده و سازمان یاد شده موظف است گزارش نظارتی خود را به هیئت وزیران منعکس نماید. محمدرضا عارف - معاون اول رئیسجمهور
رونوشت به: دفتر مقام معظم رهبری، دفتر رئیس جمهور، دفتر ریاست قوه قضائیه، دفتر معاون اول رئیس جمهور، دفتر معاون حقوقی و امور مجلس رئیس جمهور، دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دیوان محاسبات کشور، دیوان عدالت اداری، اداره کل قوانین مجلس شورای اسلامی، سازمان بازرسی کل کشور، اداره کل حقوقی، اداره کل قوانین و مقررات کشور، کلیه وزارتخانهها و سازمانها و مؤسسات دولتی نهادهای انقلاب اسلامی، روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران و دفتر هیئت دولت ابلاغ میشود.(1)
تاریخ تصویب 8 خرداد 1391
تدوینکننده: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی؛ وزارت راه و شهرسازی؛ وزارت علوم، تحقیقات و فناوری؛ وزارت آموزش و پرورش؛ وزارت صنعت، معدن و تجارت - وزارت کشور؛ و معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور؛ سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران؛ بنیاد شهید و امور ایثارگران وزیران عضو کمیسیون امور اجتماعی و دولت الکترونیک در جلسه مورخ 7/12/1390 بنا به پیشنهاد مشترک وزارتخانههای تعاون، کار و رفاه اجتماعی و راه و شهرسازی و
1) . روزنامه رسمی، شماره 17551، مورخ پانزده خرداد 1384؛ حقوق معلولین در قوانین ایران، ص 25-31 و 105-107؛ کتاب مرجع حقوق معلولین، ص 76-78.
معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور و به استناد تبصره (4) ماده (2) قانون جامع حمایت از حقوق معلولان - مصوب 1383 - و با رعایت تصویبنامه شماره 164082/ت373ه- مورخ 20/10/1386 تصویب نمودند:
آییننامه اجرایی ماده (2) قانون جامع حمایت از حقوق معلولان موضوع تصویبنامه شماره 14277/31960ه- مورخ 9/3/1384 به شرح زیر اصلاح میشود:
1- ماده (2) به شرح زیر اصلاح میشود:
ماده2- شهرداری های سراسر کشور موظفند از صدور پروانه احداث و پایان کار برای ساختمانها و اماکن عمومی و معابر در صورت عدم رعایت استانداردهای تخصصی مربوط به معلولان از جمله عدم مطابقت با نقشه یا ضوابط و مقررات شورای عالی شهرسازی و معماری ایران خودداری نمایند.
2- در بند «ب» ماده (4) پس از عبارت «علایم راهنمایی» عبارت «و هشدار دهنده» اضافه میشود.
3- متن زیر به عنوان تبصره (1) به ماده (4) اضافه و عنوان تبصره ماده یادشده به تبصره (2) اصلاح میشود:
تبصره 1- مصادیق علایم هشداردهنده توسط ستاد موضوع ماده (8) تعیین میشود. برای یکسانسازی نظارت بر شاخصها و استانداردهای مندرج در قانون و آییننامههای اجرایی ضروری است تا در برنامه نرمافزاری صدور پروانه، چک لیست (سیاهه مقابله) ضوابط معلولین لحاظ گردد. چک لیست (سیاهه مقابله) مذکور توسط وزارت راه و شهرسازی تهیه و توسط وزارت کشور به مراجع صدور پروانه ابلاغ میشود.
4- متن زیر به عنوان تبصره به ماده (6) اضافه میشود:
تبصره - وزارت صنعت، معدن و تجارت موظف است گزارش عملکرد این ماده را هر شش ماه یک بار به ستاد ارایه نماید.
5- ماده (8) به شرح زیر اصلاح میشود:
ماده8 - به منظور پیگیری و ایجاد هماهنگیهای لازم برای مناسب سازی، ستاد هماهنگی و پیگیری مناسبسازی که در این آییننامه به اختصار «ستاد» نامیده میشود، با ترکیب زیر تشکیل میگردد:
1- وزیر کشور یا معاون ذیربط (رییس)
2- رئیس سازمان بهزیستی کشور (دبیر)
3- معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی
4- معاون ذیربط وزارت راه و شهرسازی
5- معاون ذیربط وزارت صنعت، معدن و تجارت
6- معاون ذیربط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
7- معاون ذیربط وزارت آموزش و پرورش
8- معاون ذیربط معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور
9- معاون ذیربط سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
10- معاون ذیربط بنیاد شهید و امور ایثارگران
11- نماینده تشکلهای غیردولتی ایثارگران
12- نماینده شورای هماهنگی تشکلهای غیردولتی معلولان
13- رئیس شورای عالی استانها
14- رئیس سازمان شهرداری ها و دهیاریهای کشور
تبصره1- در مراکز استانها ستاد استانی با ریاست استاندار و با حضور مدیران کل استانی دستگاههای اجرایی موضوع این ماده تشکیل خواهد شد.
تبصره2- دستورالعمل چگونگی تشکیل جلسات ستاد (کشوری و استانی) در اولین جلسه ستاد تصویب خواهد شد.
تبصره3- ستاد میتواند در صورت ضرورت نسبت به دعوت از سایر سازمانهای دولتی و غیردولتی و اشخاص صاحبنظر حسب مورد اقدام نماید.
6- متن زیر به عنوان ماده (9) اضافه و عنوان ماده (9) قبلی به ماده (10) اصلاح میشود:
ماده9- وزارت راه و شهرسازی بر حسن اجرای ضوابط معماری و شهرسازی برای افراد معلول جسمی و حرکتی موضوع مصوبه شماره 3200/310 مورخ 6/10/1378 شورای عالی شهرسازی و معماری ایران در تمامی اماکن عمومی نظارت میکند و با هماهنگی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و بنیاد شهید و امور ایثارگران و سازمان بهزیستی کشور موظف است تمهیدات و اقدامات لازم را برای رفع موانع دسترسی معلولان فراهم نماید.
این تصویبنامه در تاریخ 1/3/1391 به تأی-ید مقام محترم ریاس-ت جمهوری رسیده است.(1)
1- هدف: اجرای ماده 6 قانون جامع حمایت از حقوق معلولان
2- منظور: الف: شناسایی معلولانی که به دلیل عدم کارآیی قادر به اداره امور خود نبوده و نیاز به مراقب دارند. ب: معافیت افراد واجد شرایط قانونی خانواده معلولان. ج: تعیین وظایف هر یک از سازمانهای ذیربط.
3- اجراء:
الف- قانون:
معلول به کسی اطلاق میگردد که به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان بهزیستی براثر ضایعه جسمی، ذهنی، روانی یا توأم، اختلال مستمر و قابل توجهی در سلامت و کارآئی عمومی وی ایجاد گردد، بطوری که موجب کاهش استقلال فرد در زمینه اجتماعی و اقتصادی شود، لذا در راستای ماده 6 قانون جامع حمایت از حقوق معلولان به شرح زیر از انجام خدمت دوره ضرورت معاف میگردد:
(1) یکی از فرزندان اولیائی که خود معلول بوده (هر دو یا یکی از آنها معلول باشد) و یا حداقل دو نفر از فرزندان آنها معلول باشد از انجام خدمت دوره ضرورت معاف میگردد.
1) . کتاب مرجع حقوق معلولین، ص 79-81.
(2) همسرانی که زن معلول خود را سرپرستی مینمایند مادامی که سرپرستی همسر معلول را برعهده داشته باشند از انجام خدمت دوره ضرورت معاف میگردند.
ب- نحوه اجراء:
الف) معلولیت جسمی حرکتی.
ب) معلولیت ذهنی.
ج) معلولیت بینائی.
د) معلولیت شنوائی.
ه-) معلولیت گفتاری.
و) معلولیت بیماران روانی مزمن.
الف - خفیف ب: متوسط ج: شدید د: خیلی شدید
نقص عضو و معلولیت به تنهایی موجب معافیت از خدمت نبوده بلکه عدم کارآیی و نیاز به مراقب به دلیل نقص عضو ملاک اصلی معافیت میباشد.
گروهبندی، درجهبندی و تعیین میزان درصد معلولیت افراد به عهده کمیسیون پزشکی سازمان بهزیستی مستقر در شهرستانهای سراسر کشور که مطابق دستورالعمل شماره 6608/800/10 مورخ 20/5/1383 که از افراد زیر تشکیل میگردد، میباشد:
الف) 1نفر پزشک متخصص وزارت بهداشت.
ب) 2نفر پزشک متخصص سازمان بهزیستی.
ج) 1نفر پزشک متخصص سازمان نظام پزشکی کشور.
د) مسئول توان بخشی بهزیستی شهرستان.
ه-) 1نفر روانشناس.
و) 1نفر کارشناس توانبخشی.
تبصره: کمیسیون پزشکی با توجه به مدارک و مستندات و معاینات دقیق گروه، درجه و درصد معلولیت فرد را بشرح فرم پیوست اعلام مینماید.
تشخیص عدم کارآیی و نیاز به مراقبت و در نهایت معافیت از انجام خدمت دوره ضرورت، برعهده شورای پزشکی حوزههای وظیفه عمومی ناجا میباشد که به موجب قانون وظیفه عمومی در شهرستانها تشکیل میشود.
مصادیق معلولیت که میتوانند در شمول مقررات قرار گرفته و با احراز عدم کارایی و نیاز به مراقب از سوی شورای پزشکی حوزههای وظیفه موجب معافیت گردد به شرح زیر اعلام میگردد:
الف) گروه اول: معلولین جسمی حرکتی:
بخش1: قطعی اندام:
قطع دو پا از زیر زانو و بالاتر.
قطع یک پا از بالاتر زانو.
قطع دو دست از آرنج و بالاتر.
کلیه قطع عضوهائی که از مواد فوق شدیدتر باشند.
بخش2: دفورمیتیها:
الف) انحرافات ستون فقرات شامل:
اسکولیوز شدید و خیلی شدید غیراصلاحی (ساختاری)
کیفوز شدید و خیلی شدید غیر اصلاحی (ساختاری)
فیوژنهای شدید و خیلیشدید و وسیع ستون فقراتکه منجر بهعدمکارائی آن گردد.
ب) دفورمیتیهای اندام:
تغییر شکلهای شدید و خیلی شدید و هر دو پا.
تغییر شکلهای شدید و خیلی شدید هر دو دست.
تغییر شکلهای شدید و خیلی شدید کامل یک اندام (فوقانی یا تحتاتی)
تغییر شکلهای شدیدتر از موارد مذکور.
بخش3: شکستگیها و دررفتگیها:
شکستگیهای شدید و خیلی شدیدی که منجر به عدم کارآئی هر دو پا گردد.
شکستگیهای شدید و خیلی شدیدی که منجر به عدم کارآئی هر دو دست گردد.
شکستگیهای شدید و خیلی شدیدی که منجر به اختلال شدید در عملکرد ستوان فقرات گردد.
در رفتگیهای شدید و خیلی شدید در اندام (فوقانی و یا تحتانی و توأم) که منجر به عدم کارآئی حداقل دو عضو گردد.
بخش4: اختلالات عضلانی:
کلیه اختلالات و بیماریهای اکتسابی و غیراکتسابی که منجر به عدم کارائی حداقل یک اندام کامل (از اندام فوقانی و تحتانی) گردد.
بخش5: اختلالات سیستم اعصاب مرکزی و محیطی:
اختلال سیستم اعصاب مرکزی:
ضایعات مغزی.
اختلالات مخچهای و پایههای مغزی.
ضایعه نخاعی:
آنسفالیت
اختلالات اکستراپیر امیدال مزمن
هیدروسفالی
میکروسفالی
ماکروسفالی
انواع ضایعات عروقی مغزی
مولتی پپل اسکلروزیس (MS)
انواع پلژیها (منوپلژی، همی پلژی، کوادری پلژی، پاراپلژی)
انواع پارزیهای شدید و خیلی شدید (همی پارزی، کوادری پارزی، پاراپارزی)
انواع پلی نوریتها
انواع اختلالات اعصاب محیطی
انواع نورو فیبرو ماتوزها
انواع تومورها
تبصره: کلیه اختلالات فوق مشروط به اینکه حداقل کارآیی یک اندام را بطور کامل مختل نموده و موجب اختلال در عملکرد افراد شود به نحوی که به تشخیص کمیسیون پزشکی نیاز به مراقبت داشته باشد.
ب) گروه دوم: معلولیت ذهنی:
بخش اول: معلولین ذهنی با بهره هوشی زیر55.
بخش دوم: معل-ولین ذهن-ی با بهرههوشی بین 75- 55 که دارای معلولیته-ای ترکیبی دیگر بوده و یا دارای ناآرامی یا تشنج غیر قابل کنترل یا صرع باشد.
ج) گروه سوم: معلولیت بینائی:
بخش اول: اختلال در دید و چشم، دید کمتر از 5 %
بخش دوم: اختلال در میدان بینائی هر دو چشم، میدان بینائی کمتر از 20.
بخش سوم: نابینائی مطلق.
بخش چهارم: تخلیه هر دو چشم.
د) گروه چهارم: معلولیت شنوائی:
بخش1: اختلال شنوائی هر دو گوش از 56 دسیبل به بالا.
بخش2: ناشنوائی مطلق.
ه-) گروه پنجم: معلولیت گفتاری:
بخش1: اختلال در گفتار، اختلال در تولید آوا و لکنت شدید.
بخش2: زبان پریشی.
و) گروه ششم: معلولیت بیماران روانی مزمن:
کلیه بیماران روانیکه بهتشخیصکمیسیون پزشکیمزمن شده و به درمان پاسخ نمیدهند.
افرادی که دارای چند معلولیتی باشند، معلولیت بارز آنان مدنظر قرار گرفته و در تعیین درصد معلولیت در یک گروه بالاتر قرار خواهندگرفت.
در مواردیکه در این دستورالعمل به آن اشاره مستقیم نشده است درصورتیکه موجب عدمکارآئی حداقل یک اندامکامل فوقانی و تحتانی موجب اختلال در عملکرد فردگردد و به تشخیصکمیسیون پزشکی نیاز به مراقبت داشته باشند مشمول این دستورالعمل قرار خواهد گرفت.
ج: وظایف و مسئولیتها:
1- سازمان بهزیستی:
الف) معرفی افراد واجد شرایط جهت دریافت کارت معافیت از انجام خدمت دوره ضرورت به وظیفه عمومی.
تبصره - سازمان بهزیستی میتواند مسئولیت معرفی افراد واجد شرایط را به ادارات بهزیستی استانها تفویض نماید که در این صورت بایستی اسامی و نمونه امضای افراد صاحب امضاء را به معاونت وظیفه عمومی ارسال نماید.
ب) ارسال روگرفت مدارک زیر به وظیفه عمومی همراه با فرم معرفینامه:
1- روگرفت رأی کمیسیون پزشکی سازمان بهزیستی مبنی بر تعیین و نوع ازکارافتادگی و معلولیت فرد.
2- روگرفت سند ازدواج.
3- معاونت وظیفه عمومی:
الف) وظیفه عمومی فرم معرفی افراد واجد شرایط جهت دریافت کارت معافیت معلولیت را طراحی و به سازمان بهزیستی ارسال مینماید.
ب) وظیفه عمومی پس از دریافت معرفینامه نسبت به تشکیل شورای پزشکی اقدام و در صورت واجد شرایط بودن افراد نسبت به صدور کارت معافیت اقدام مینماید.
3- امور متفرقه:
الف: انتخاب یک نفر جهت استفاده از معافیت برعهده پدر مشمول و در صورت فقدان با مادر و در غیر اینصورت سازمان بهزیستی به عنوان قیم نسبت به انتخاب و معرفی مشمول واجد شرایط اقدام مینماید.
ب: کسانی که همسر آنان بعد از ازدواج معلول شدهاند در شمول مقررات قرار گرفته و از طریق سازمان بهزیستی با ارائه سند ازدواج رسمی و دائم به وظیفه عمومی و پس از تشکیل شورای پزشکی و احراز نیاز به مراقبت نسبت به صدور کارت معافیت اقدام میشود.
ج: چنانچه زن معلول یا یکی از بستگان وی از طریق سازمان بهزیستی اثبات نمایند که همسرش سرپرستی او را رها نموده است، کارت معافیت صادره ابطال و فرد جهت انجام خدمت دوره ضرورت اعزام خواهد شد.
د: ملاک برخورداری از مقررات فوق وضعیت فرد در زمان احضار قانونی جهت انجام خدمت دوره ضرورت میباشد، لذا کسانی که در زمان غیبت واجد شرایط معافیت شدهاند رسیدگی به تقاضای آنان منوط به داشتن عذر موجه بر اساس ضوابط جاری قانون وظیفه عمومی میباشد.
ه- : مقررات اعضا امتیازات ویژه به ایثارگران، قهرمانان ملی، امداد جویان در مورد خانوادههای معلولین به قوت خود باقی است و در چارچوب ضوابط ابلاغی اقدام خواهد شد.
و: کسانی که مشغول انجام خدمت دوره ضرورت میباشند پس از معرفی وظیفه عمومی مبنی بر معافیت فرد، سریعاً از خدمت ترخیص خواهند شد.
تبصره - کارکنان وظیفه مجازند به خدمت خود ادامه داده و کارت پایان خدمت دریافت نمایند لیکن آن دسته از کارکنان وظیفه که علاقمند به استفاده از مقررات فوق باشند با هر میزان خدمت انجام داده، کارت معافیت دریافت خواهند نمود.
ز : چنانچه معلولین نیروهای مسلح متقاضی بهرهمندی از امتیازات این قانون باشند بایستی از جانب امور ایثارگران رده خدمتی به سازمان بهزیستی معرفی گردند.(1)
تاریخ تصویب 5 مرداد 1384
وزارت آموزش و پرورش - وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی - وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - وزارت رفاه و تأمین اجتماعی و دانشگاه آزاد اسلامی
هیئت وزیران در جلسه مورخ 5/5/1384 بنا به پیشنهاد مشترک شماره 4166/100 مورخ 11/9/1383 وزارتخانههای آموزش و پرورش علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان بهزیستی کشور و دانشگاه آزاد اسلامی و موضوع نامه شماره 16448/10-800 مورخ 24/11/1383 سازمان بهزیستی کشور و به استناد تبصره ماده (8) قانون جامع حمایت از حقوق معلولان - مصوب 1383 - آییننامه اجرایی ماده (8) قانون یاد شده را به شرح زیر تصویب نمود:
ماده 1: در این آییننامه عبارات به کار رفته در معانی مشروح زیر به کار میروند:
الف) معلول: فردی که شرایط مقرر در ماده (1) قانون جامع حمایت از معلولان مصوب 1383 را دارا باشد.
ب) قانون: قانون جامع حمایت از حقوق معلولان مصوب 1383.
پ) معلول نیازمند واجد شرایط: معلولی که نیازمند بودن وی به تأیید واحدهای ذیربط در سازمان بهزیستی کشور رسیده باشد.
ت)آموزش رایگان: معافیت معلول از پرداخت هزینههای آموزشی مربوط.
ث)آموزش: آموزش در تمام مقاطع مختلف تحصیلی شامل مهد کودک(تا قبل از سن ورود به دبستان) ابتدایی، راهنمایی، متوسطه، پیشدانشگاهی، عالی (دانشگاهی)، تخصصی و تکمیلی و آموزش مهارتهای فنی و حرفهای.
ج) واحدهای آموزشی: واح-دهای آموزش-ی وزارتخ-انههای علوم، تحقی-قات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و آموزش و پرورش، سازمان بهزیستی کشور، سازمان آموزش فنی و حرف-های کشور، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه پیام نور، دانشگاه جامع علمی کاربردی، واحدهای آموزشی سایر وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات و شرکتهای دولتی.
ماده 2: کلیه معلولان نیازمند واجد شرایط میتوانند از آموزش رایگان در تمام مقاطع تحصیلی و در کلیه واحدهای آموزشی بهرهمند گردند.
ماده 3: شرایط ورود و مدت آموزش معلولان نیازمند واجد شرایط در واحدهای آموزشی برابر ضوابط و مقررات آموزشی حاکم بر واحدهای آموزشی حاکم بر واحدهای آم-وزشی مربوطه خواهد بود
1) . روزنامه رسمی، شماره 17877، مورخ چهار مرداد 1385؛ حقوق معلولین در قوانین ایران، ص 108-115.
و معلولان نیازمند واجد شرایط مجازند فقط از آموزش رایگ-ان برای حداکثر م-دت آموزش-ی تع-یین ش-ده در آییننامه آموزش-ی واحد آموزشی م--ربوط بهرهمند گردند.
ماده 4: آن عده از معلولان نیازمند واجد شرایط که از بورسیه تحصیلی یا تعهد دبیری با پوشش صد درصد استفاده مینمایند نمیتوانند از آموزش رایگان مقرر شده در این آییننامه بهرهمند شوند.
تبصره: آن عده از معلولانی که بخشی از هزینه آموزش یا بورسیه آنها از منابع اعتباری دستگاههای دولتی تأمین میشود فقط میتوانند تا سقف کسری هزینههای آموزشی از تسهیلات و مزایای این آییننامه استفاده نمایند.
ماده 5: سازمان مدیریت موظف است اعتبار مورد نیاز برای دانشجویان معلول نیازمند که بر اساس م-اده(50) ق-انون برنام-ه چه-ارم توس-عه اقتصادی، اجتماعی و ف-رهن-گی جمهوری اسلامی ای-ران مص-وب 1383 جذب میش-وند را پیش بی-نی و پرداخت نمایند.
رونوشت به: دفتر مقام معظم رهبری، دفتر رئیس جمهور، دفتر ریاست قوه قضائیه، دفتر معاون اول رئیس جمهور، دفتر معاون حقوقی و امور مجلس رئیس جمهور، دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دیوان محاسبات کشور، دیوان عدالت اداری، اداره کل قوانین مجلس شورای اسلامی، سازمان بازرسی کل کشور، اداره کل حقوقی، اداره کل قوانین و مقررات کشور، کلیه وزارتخانهها و سازمانها و مؤسسات دولتی، نهادهای انقلاب اسلامی، روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران و دفتر هیئت دولت ابلاغ میشود.(1)
ماده1- در این تصویبنامه اصطلاحات زیر در معانی مشروح مربوط به کار میروند:
الف - معلولان: کلیه افرادی که به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان بهزیستی بر اثر ضایعه جسمی، ذهنی، روانی یا توأم، اختلال مستمر و قابل توجهی در سلامت و کارآیی عمومی وی ایجاد گردد به طوری که موجب کاهش استقلال فرد در زمینههای اجتماعی و اقتصادی شود.
ب - مددجویان: کلیه افرادی که تحت پوشش حمایتی سازمان بهزیستی کشور (به جز معلولان) هستند.
ج - قانون: قانون جامع حمایت از حقوق معلولان - مصوب 1383- .
د - سازمان: سازمان بهزیستی کشور.
ه- - معاونت برنامهریزی: معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رییس جمهور.
ماده2- سازمان هر ساله اعتبارات معینی را جهت پیش بینی در لوایح بودجه سالانه به منظور اجرای تبصره (4) ماده (9) قانون و تأمین مسکن مورد نیاز مشمولین آییننامه به معاونت برنامهریزی پیشنهاد مینماید.
ماده3- سازمان مکلف است اعتبارات مصوب قوانین بودجه سالانه را به همراه کلیه کمکهای یارانهای اشخاص حقیقی و حقوقی که به منظور تأمین مسکن معلولان نیازمند و مددجویان صورت
1) . روزنامه رسمی، شماره 17603، مورخ سیزده مرداد 1385؛ حقوق معلولین در قوانین ایران، ص 116-117؛ قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، ص 33-37.
میگیرد با رعایت قوانین و مقررات مربوط صرف هزینه احداث واحدهای مسکونی که توسط اشخاص حقیقی و حقوقی برای مشمولین آییننامه انجام میشود نماید.
ماده4- کمکهای یارانهای اشخاص حقیقی و حقوقی جهت احداث واحدهای مسکونی برای مشمولین آییننامه به استن-اد ماده (147) قان-ون مالیاتهای مستقیم - مصوب 1366- جزو هزینههای قابل قبول برای تشخیص درآمد مشمول مالیات محسوب خواهد شد.
ماده5 - سازمان مکلف است پس از احداث واحدهای مسکونی و آماده شدن آن جهت سکونت، مالکیت یا بهرهبرداری از آنها را به معلولان و مددجویان واجد شرایط واگذار نماید.
ماده6 - برای احداث واحدهای مسکونی موضوع این آییننامه، سازمان صرفاً مجاز به قبول کمکهای یارانهای اشخاصی است که کتباً قصد تبرع در کمک خود را اعلام داشته و حق هرگونه ادعای حق و حقوق نسبت به واحدهای احداثی آن را از خود ساقط نموده باشند.
ماده7- اولویتها و شرایط معلولان نیازمند و مددجویان و شرایط و نوع واگذاری جهت استفاده از واحدهای مسکونی موضوع این آییننامه مطابق ضوابطی خواهد بود که توسط سازمان تهیه و به تصویب کارگروهی متشکل از وزرای رفاه و تأمین اجتماعی، مسکن و شهرسازی و رؤسای سازمان بهزیستی کشور و بنیاد مسکن خواهد رسید.
ماده 8 - اح-داث و ب-هرهبرداری از واح-دهای م-سکونی م-وض-وع این آییننامه از پرداخت کلیه هزینههای صدور پروانه ساختمان، آمادهسازی زمین و عوارض نوسازی معاف میباشند.
ماده9- واگذاری واحدهای مسکونی موضوع این آییننامه باید از طریق اعلان فراخوان عمومی به مشمولین آییننامه و پس از انتخاب مشمولین واجد شرایط براساس اولویتها و شرایط موضوع ماده (7) توسط هیئتی مرکب از رییس سازمان شهرستان، نماینده سازمان استان و نماینده فرماندار شهرستان صورت گیرد.
ماده10- واگذاریهای موضوع این آییننامه به صورت بلاعوض و رایگان میباشد.
ماده11- رییس سازمان مسئول نظارت بر حسن اجرای این آییننامه میباشد.
این تصویبنامه در تاریخ 5/1/1387 به تأیید مقام محترم ریاست جمهوری رسیده است. معاون اول رئیس جمهور - پرویز داودی(1)
تاریخ تصویب 27 دی ماه 1383
وزارت رفاه و تأمین اجتماعی - وزارت بازرگانی - سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور
هیئت وزیران در جلسه مورخ 9/5/1384 بنا به پیشنهاد مشترک شماره 3520/100 مورخ 3/3/1384 وزارت بازرگانی، سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور و سازمان بهزیستی کشور و به استناد ماده (10) قانون جامع حمایت از حقوق معلولان - مصوب 1383 - آییننامه میزان کمک
1) . کتاب مرجع حقوق معلولین، ص 91-92.
هزینه (یارانه) قابل پرداخت به مراکز غیردولتی بابت نگهداری، خدمات توانبخشی، آموزشی و حرفهآموزی معلولان را به شرح زیر تصویب نمود:
ماده 1: عبارات زیر در این آییننامه در معانی مشروح زیر به کار میروند:
قانون: قانون جامع حمایت از حقوق معلولان مصوب 1383
مراکز نگهداری، توانبخشی و آموزشی غیر دولتی: مراکز نگهداری و توانبخشی و آموزشی روزانه و شبانهروزی غیر دولتی دارای پروانه فعالیت از سازمان بهزیستی که اشخاص حقیقی، حقوقی، به صورت خصوصی، تعاونی، خیریه یا هیئت امن-ائی اداره میگردند.
ارائه خدمات: شامل مراقبت، نگهداری، خدمات توانبخشی، درمانی، آم-وزشی و حرفهآموزی به صورت روزانه و شبانهروزی مراکز نگهداری، توانبخشی و آموزشی غیر دولت-ی.
افراد مشمول این تصویب نامه: معلولان، سالمندان، بیماران روانی مزمن نیازمند دارای سرپرست که واجد شرایط نگهداری و مراقبت در م-راکز روزانه و شبانهروزی مط-ابق ضوابط سازمان بهزیستی کشور باشند.
ماده 2: سازمان بهزیستی کشور مکلف است با رعایت قوانین و مقررات از محل اعتباراتی که در قوانین بودجه سالانه کشور منظور میشود. به ازای هر فرد مشمول این تصویبنامه ماهانه مبلغی را به عنوان کمک هزینه به شرح جدول پیوست این تصویبنامه برای ارائه خدمات به مراکز نگهداری، توانبخشی و آموزشی غیر دولتی پرداخت نماید.
تبصره: میزان کمک هزینه پرداختی به هر یک از مراکز نگهداریف توانبخشی و آموزشی غیردولتی برای ارایه خدمات مقرر در این آییننامه به افراد مشمول این تصویبنامه بر اساس درجهبندی مراکز فوق که توسط سازمان بهزیستی کشور انجام شده و میشود، مشخص و پرداخت خواهد شد.
ماده 3: میزان کمک هزینه قابل پرداخت به مراکز نگهداری، توانبخشی و آموزشی غیر دولتی جهت ارائه خدمات توانبخشی و آموزشی به افراد مجهولالهویه یا فاقد سرپرست مشمول این تصویبنامه تا میزان(60%) ارقام مندرج در جدول پیوست که تأیید شده به مهر دفتر هیئت دولت است، قابل افزایش میباشد.
ماده 4: سازمان بهزیستی کشور مجاز است به خانوادههایی که افراد مشمول این تصویبنامه را نگهداری مینمایند ماهانه کمک هزینهای به میزان (60%) کمک هزینه قابل پرداخت برای نگهداری و توانبخشی آنها در مراکز شبانهروزی غیر دولتی پرداخت نماید.
ماده 5: سازمان بهزیستی کشور مجاز است کمک هزینه قابل پرداخت به مراکز نگهداری، توانبخشی و آموزشی غیر دولتی مستقر در استان تهران، مناطق محروم و گرمسیری را تا سقف (10%) کمک هزینههای تعیین شده در جدول پیوست این تصویبنامه افزایش دهد.
تبصره: نقاط محروم و گرمسیری موضوع این ماده با تأیید سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور تعیین میشود.
ماده 6: سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور موظف است همه ساله اعتبارات لازم را برای پرداخت کمک هزینه به مراکز نگهداری، توانبخشی و آموزشی غیر دولتی و خانوادهها به میزان مبالغ تعیین شده در این تصویبنامه در لوایح بودجه سالانه منظور نمایند.
ماده 7: رعایت استانداردهای خدماتی، آموزشی، بهداشتی، توانبخشی، تغذیهای و مراقبتی منظور شده در آیین نامهها و دستورالعملهای تخصصی صدور پروانه فعالیت مراکز نگهداری، توانبخشی و آموزشی غیر دولتی و شرایط و ضوابط تعیین شده در این آییننامه از س-وی مراکز نگهداری، توانبخشی و آموزش-ی غیر دول-تی دریافت کننده یاران-ه ال-زامی اس-ت.
تبصره: سازمان بهزیستی کشور موظف است بر رعایت استاندارهای تعیین شده در ماده فوق توسط مراکز غیردولتی دریافت کننده یارانه، نظارت نماید.
ماده 8: مراک-ز نگه-داری، توانبخشی و آموزش-ی غی-ر دولتی که اداره آن-ها بر اس-اس تبصره(24) قانون بودجه سال 1380 کل کشور و ماده(88) قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت - مصوب1380- به بخش غیر دولتی واگذار شده یا میشود در صورت تمایل و تطبی-ق وضعیت خود با مفاد این تصویبنامه مجازند از تسهیلات و مزایای مندرج در این تصویبنامه بهرهمند و یارانه لازم را به میزان تعیین شده در این تصویبنامه از سازمان بهزیستی کش-ور دریافت نمایند. معاون اول رئیس جمهور
رونوشت به: دفتر مقام معظم رهبری، دفتر رئیس جمهور، دفتر ریاست قوه قضائیه، دفتر معاون اول رئیس جمهور، دفتر معاون حقوقی و امور مجلس رئیس جمهور، دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دیوان محاسبات کشور، دیوان عدالت اداری، اداره کل قوانین مجلس شورای اسلامی، سازمان بازرسی کل کشور، اداره کل حقوقی، اداره کل قوانین و مقررات کشور، وزارت دادگستری، وزارت امور اقتصادی و دارائی روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران، دبیرخانه شورای اطلاعرسانی دولت و دفتر هیئت دولت ابلاغ میشود.(1)
تاریخ تصویب 27 دی ماه 1383
وزارت دادگستری- سازمان بهزیستی کشور
هیئت وزیران در جلسه مورخ 27/10/1383 بنا به پیشنهاد مشترک وزارت دادگستری و سازمان بهزیستی کشور موضوع نامه شماره 5521/02/111 مورخ 12/10/1383 وزارت دادگستری و به استناد تبصره (3) ماده (13) قانون جامع حمایت از حقوق معلولان - مصوب 1383 - آییننامه اجرایی قانون یاد شده را به شرح زیر تصویب نمود:
ماده 1: کلیه دادگاهها موظفاند صرفاً با معرفی و اعلام سازمان بهزیستی کشور جهت نصب و عزل قیم برای افراد معلول اقدام نمایند.
ماده 2: تشخیص معلولیت افراد موضوع ق-انون جام-ع حمایت از حق-وق معل-ولان به منظور نص-ب قی-م، با کمیسیون پزشکی سازمان بهزیستی کشور خواهد بود.
ماده 3: مراقبت، نگهداری و توانمندسازی معلولان و همچنین نمایندگی قانونی آنها در کلیه امور مربوط به اموال و حقوق مالی تا زمان نصب قیم توسط دادگاه، با سازمان بهزیستی کشور خواهد بود.
1) . کتاب مرجع حقوق معلولین، ص 93-95؛ قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، ص 38-43.
ماده 4: در موارد فوریت و ضرورت مانند فوریتهای پزش-کی که دست-رسی به قیم مق-دور نیست و ن-یز در مواردی که اساساً قیم نصب نش-ده اس-ت، مسئول-ین بهزیست-ی در سراسر کش-ور و همچنی-ن کارکنان بهزیستی به تشخیص رئیس سازمان یا رئیس اداره، با اختیارات و مسئولیتهای قانونی قیم عمل خواهند نمود.
ماده 5: سازمان بهزیستی کشور مکلف است اجرت قیم موضوع این آییننامه را از محل اموال اعتباراتی که در بودجه سالیانه پیشبینی میشود، پرداخت نماید.
تبصره - اجرت قیم آن عده از معلولینی که توانایی مالی دارن-د با تشخی-ص دادگاه از مح-ل اموال معلولین پرداخت خواهد شد.
ماده 6: چنانکه قیم به تکالیف قانونی خود مانند ارائه صورتحساب زمان تصدی به دادستان عمل نکند سازمان بهزیستی کشور موظف است مراتب را جهت عزل قیم به دادگاه صالح اعلام نماید
ماده 7: سازمان بهزیستی کشور موظف است نسبت به ارائه مشاوره حقوقی به کلیه معلولان کشور و تعیین وکیل برای دفاع از حقوق افراد معلول در محاکم قضایی اقدام و به دادگاه مربوط معرفی نماید.
تبصره: سازمان بهزیستی کشور مجاز است در موارد ضروری جهت جلوگیری از تضییع حقوق معلولان بیسرپرست به نمایندگی از آنها در دادگاهها و دادسراها طرح دعوی و دادخواهی نماید.
ماده 8: سازمان بهزیستی کشور علاوه بر استفاده از وکلای دادگست-ری و مش-اوران حقوقی موضوع ماده(187) قانون برنام-ه سوم توسع-ه اقتصادی، اجتماعی و فرهن-گ-ی جمهوری اسلامی ایران- مصوب1379- برای طرح هر گونه دع-وی یا دف-اع و تعق-یب دعاوی مربوط به معلولین میتواند از کارشناسان اداره حقوقی یا کارمندان رسمی خود با رعایت شرایط مقرر در ماده(32) قانون آیین دادرس-ی دادگاههای عم-ومی و انق-لاب در امور مدنی- مصوب 1379 – به عنوان نماینده حقوقی استفاده نماید.
تبصره 1: کانونهای وکلای دادگستری در سراسر کشور و نیز مرکز امور مشاوران حقوقی، وکلا و کارشناسان قوه قضاییه موظفند حسب درخواست سازمان بهزیستی کشور و ادارات تابعه آن در سراسر کشور نسبت به تعیین وکیل معاضدتی مورد نیاز افراد معلول اقدام نمایند.
تبصره 2: سازمان بهزیستی کشور مکلف است در صورتی که معلولین به واسطه عدم کفایت دارایی قادر به تأدیه هزینه دادرسی نباشند، دادخواست اعسار از پرداخت هزینه دادرسی به دادگاه تقدیم نماید و دادگاه در صدور حکم مبانی نظرات سازمان را تا حد امکان مورد توجه قرار خواهد داد.
ماده 9: قیم یا معلول که متقاضی حمایت قضایی میباشند باید درخواست کتبی خود را با ذکر دلایل به سازمان بهزیستی کشور تسلیم نمایند.
تبصره: مرجع تشخیص ضرورت حمایت قضایی و حقوقی از معلولین، بالاترین مقام سازمان، مدیران کل ادارات بهزیستی استانها و رؤسای ادارات بهزیستی شهرستانهای سراسر کشور خواهند بود. معاون اول رئیس جمهور
رونوشت به: دفتر مقام معظم رهبری، دفتر رئیس جمهور، دفتر ریاست قوه قضائیه، دفتر معاون اول رئیس جمهور، دفتر معاون حقوقی و امور مجلس رئیس جمهور، دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دیوان
محاسبات کشور، دیوان عدالت اداری، اداره کل قوانین مجلس شورای اسلامی، سازمان بازرسی کل کشور، اداره کل حقوقی، اداره کل قوانین و مقررات کشور، کلیه وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات دولتی، نهادهای انقلاب اسلامی، روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران، دبیرخانه شورای عالی اطلاعرسانی دولت و دفتر هیئت دولت ابلاغ میشود.(1)
تاریخ تصویب: 31/2/1385
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی - وزارت رفاه و تأمین اجتماعی - وزارت امور اقتصادی و دارایی
هیئت وزیران در جلسه مورخ 31/2/1385 بنا به پیشنهاد مشترک وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمان بهزیستی کشور و به استناد تبصره ماده (14) قانون جامع حمایت از حقوق معلولان - مصوب 1383- آییننامه اجرایی ماده یاد شده را به شرح زیر تصویب نمود:
ماده 1 - صد در صد ( 100%) کمکها و مشارکتهای نقدی و بلاعوض کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی به سازمان بهزیستی کشور که جهت احداث مراکز توانبخشی، درمانی و حرفهآموزی و تأمین مسکن متناسب با نیاز افراد معلول پرداخت میگردد به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی عملکرد سال پرداخت منبعی که مؤدی انتخاب مینماید تلقی میگردد
ماده 2 - پذیرش هزینه قابل قبول مالیاتی موضوع ماده (1) این آییننامه صرف نظر از نحوه تشخیص (علیالرأس و یا رسیدگی به دفاتر قانونی) قابل کسر از درآمد مشمول مالیات کلیه منابع بر درآمد خواهد بود.
ماده 3 - مشارکت غیر نقدی شامل اموال اعم از منقول و غیر منقول است که باید توسط کارشناسان رسمی دادگستری تقویم گردد.
ماده 4 - ادارات کل بهزیستی استان مکلفاند صورتجلسه دریافت کمکهای غیر نقدی اعم از منقول و غیر منقول را که به تأیید مدیرکل و ذیحساب رسید است، ظرف یک هفته در اختیار کمک کننده قرار دهند.
تبصره - صورتجلسه موضوع این ماده به عنوان گواهی سازمان بهزیستی کشور محسوب و به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی تلقی میشود
ماده 5 - ملاک برخورداری از تسهیلات این آییننامه ارائه گواهی از اداره کل بهزیستی استان ذیربط با رعایت قانونهای مالیاتهای مستقیم مصوب 1366 و اصلاحات بعدی آن میباشد. پرویز داودی
رونوشت به: دفتر مقام معظم رهبری، دفتر رئیس جمهور، دفتر ریاست قوه قضائیه، دفتر معاون اول رئیس جمهور، دفتر معاون حقوقی و امور مجلس رئیس جمهور، دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دیوان محاسبات کشور، دیوان عدالت اداری، اداره کل قوانین مجلس شورای اسلامی، سازمان بازرسی
1) . کتاب مرجع حقوق معلولین، ص 96-98؛ قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، ص 46-51.
کل کشور، اداره کل حقوقی، اداره کل قوانین و مقررات کشور، کلیه وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات دولتی، نهادهای انقلاب اسلامی، روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران، دبیرخانه شورای عالی اطلاعرسانی دولت و دفتر هیئت دولت ابلاغ میشود.(1)
سازمان بهزیستی در کتابی که درباره قانون 83 منتشر کرد یک قسمت هم به آییننامههای غیرمصوب اختصاص داده است. ذیلاً این موارد نقل میشود:
شرح آییننامههایی که هنوز به تصویب هیأت وزیران نرسیده است:
1- ماده 7، تبصره 3
آییننامه مذکور توسط سازمان بهزیستی کشور تهیه و به دفتر وزیر رفاه نیز ارسال گردیده و در حال حاضر جهت تأیید نهایی به هیأت دولت ارسال شده است.
2- ماده 9، تبصره 4
از نمایندگان وزارت مسکن و شهرسازی و سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور دعوت به عمل آمده تا متن آییننامه مذکور تهیه و مراحل بعدی پیگیری شود.
4- ماده 16، تبصره 1
آییننامه مذکور تهیه شده و به سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور ارسال گردیده است.
لازم به ذکر است که آییننامههای فوق الذکر توسط معاونت امور توانبخشی و معاونت هماهنگی امور اشتغال در حال پیگیری میباشد.
ماده 1: مجموعه دولت (هیئت وزیران - کلیه وزارتخانهها)
ماده 2: کلیه وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی
ماده 3: کلیه وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلاب اسلامی
ماده 4: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تربیتبدنی و شهرداریها
ماده 5: سازمانهای بیمه خدمات درمانی و بهزیستی کشور
ماده 6: سازمان نظام وظیفه
ماده 7: مجموعه دولت / هیئت وزیران، کلیه وزارتخانه، سازمانها، مؤسسات، شرکتها و نهادهای عمومی و انقلابی
ماده 8: وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزشی پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی
1) . روزنامه رسمی، شماره 17853، مورخ بیست و چهار خرداد 1385؛ حقوق معلولین در قوانین ایران، ص 121-122؛ قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، ص 52-54.
ماده 9: وزارت مسکن و شهرسازی، بانک مسکن و سیستم بانکی کشور بنیاد مسکن، شهرداری ها، سازمان ملی زمین و مسکن.
ماده 10: سازمان مدیریت و برنام هریزی کشور، وزارت بازرگانی، سازمان بهزیستی کشور، هیئت وزیران
ماده 11: مرکز آمار ایران
ماده 12: سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و سازمان بهزیستی کشور
ماده 13: وزارت دادگستری، سازمان بهزیستی کشور، هیئت وزیران، دادگاهها و محاکم قضایی
ماده 14: وزارت امور اقتصادی و دارایی، سازمان بهزیستی کشور، هیئت وزیران مؤدیان مالیاتی اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی
ماده 15: سازمان بهزیستی کشور و ادار ات تابعه، استانداریها و فرمانداریها
ماده 16: سازمان مدیریت و برنامه ریزی، سازمان بهزیستی کشور، هیئت وزیران.(1)
سازمان بهزیستی در کتابی که درباره قانون 83، در سال 86 منتشر کرد، کارهای انجام یافته تا سال 86 را به شرح زیر گزارش کرده است.
اقدامات کلی در خصوص قانون جامع حمایت از حقوق معلولان (مصوب 16/2/83 مجلس شورای اسلامی) تا مورخه 30/9/85
تدوین شیوه نامهها و آیین نامههای اجرایی مواد 2، 8، 10، 13، 9، 14 و 16 قانون جامع حمایت از حقوق معلولان با همکاری دستگاههای ذیربط، که آییننامههای اجرایی مواد 2، 8، 10، 13 و 14 طی سالهای 1383 تا 1385 به تصویب هیئت دولت رسیده و اجرا میشود.
پیشنویس آییننامه اجرایی ماده 9 در کمیسیون اجتماعی هیئت دولت در حال بررسی بوده و پیشنویس آییننامه اجرایی ماده 16 نیز به سازمان مدیریت و برنامهیزی جهت بررسی و اعلام نظر ارسال شده است.
جهت نظارت بر انجام امور فوق دبیرخانه کمیته اجرایی پیگیری مصوبات و جلسات مرتبط با مفاد قانون در معاونت امور توانبخشی سازمان بهزیستی تشکیل و فعالیت مینماید. شایان ذکر است اجرای دیگر مواد این قانون 16 مادهای نیاز به تصویب آییننامه اجرایی در هیأت وزیران ندارد که در ادامه به اقدامات صورت گرفته در خصوص مفاد هر ماده و مشکلات مربوطه اشاره میشود.
اقدامات انجام شده در خصوص ماده 1
هماهنگی و تشکیل کمیسیونهای پزشکی سازمان با حضور پزشکان متخصص در مراکز بهزیستی کلیه استانها و شهرستانها به منظور تشخیص و تعیین شدت و نوع معلولیت افراد و صدور کارت شناسایی جهت معلولان و ایجاد بانک اطلاعاتی برای آنها که تقریباً در تمام استانها اقدامات چشمگیری در این خصوص انجام شده است و طی سالهای 84 و تا ابتدای زمستان
1) . قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، ص 57-59.
85 جمعاً بیش از 439000 پرونده در 21670 جلسه کمیسیونها در سراسر کشور بررسی تخصصی و جامع شده و نسبت به صدور کارت شناسایی معلولان اقدام شده است. همچنین کمیسیون کشوری مربوطه (کمیسیون عالی) نیز در حوزه معاونت امور توانبخشی فعال میباشد.
اقدامات انجام شده در خصوص ماده 2
تشکیل ستاد هماهنگی و پیگیری مناسبسازی کشور (در تهران با هماهنگی وزارت رفاه و تأمین اجتماعی، در استانها با نظارت استاندار و در شهرستانها با نظارت فرماندار تشکیل شده است) که اجرای ماده 2 و تبصرههای مربوطه در قانون جامع حمایت از حقوق معلولان را دنبال نموده و گزارشات مربوطه را به مراجع ذیصلاح منعکس مینماید.
از جمله نتایج پیگیری مصوبات این ستاد میتوان به اقدام برای عقد تفاهمنامه با 3 وزارتخانه برای شروع عملیات مناسبسازی ساختمانهای در اختیار در سراسر کشور و راهاندازی 21 دستگاه آسانسور در 5 ایستگاه مترو صادقیه، خیام، ترمینال جنوب، امام خمینی(ره) و خزانه توسط شرکت قطار شهری تهران اشاره کرد.
ضمناً طی مصوبه شماره 74277 /ت 31960 ه- مورخ 9/3/84 هیئت دولت، آییننامه اجرایی این ماده به کلیه دستگاهها در استانها جهت اجرا ابلاغ شده است.
همچنین اولین گزارش این سازمان در خصوص وضع موجود مناسبسازی در کشور به تفکیک هر دستگاه در هر استان و میزان پیشرفت امر مناسبسازی در کلیه استانها آماده شده است.
اقدامات سازمان در خصوص ماده 3
تأمین خدمات توانبخشی، حمایتی، آموزشی و حرفهآموزی مورد نیاز معلولان با مشارکت خانوادههای معلولان و همکاری بخش غیردولتی با پرداخت یارانه (کمک هزینه) به مراکز غیردولتی و خانوادهها که در حال حاضر قریب به 46300 نفر معلول (اعم از سالمندان - بیماران روانی مزمن، معلولین ذهنی، جسمی حرکتی و حسی) در 949 مرکز،
ساماندهی شدهاند؛ یارانه پرداختی 44 میلیارد تومان میباشد. تعداد 855/167 نفر نیز در خانوادهها با پرداخت 21 میلیارد تومان یارانه نگهداری میشوند.
تأمین وسایل کمک توانبخشی معلولین با اعتباری بالغ بر 4 میلیارد تومان در سال 85 انجام شده است. موضوع کارگاههای حمایتی در کمیتهای مرکب از کارشناسان و صاحبنظران توانبخشی در دست بررسی و اقدام میباشد.
اقدام جهت انعقاد تفاهمنامه با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری جهت بهرهمندی معلولان از تسهیلات ویژه گردشگری و تفریحی و وزارت دادگستری برای ارائه خدمات بهتر قضایی به معلولان.
انعقاد تفاهمنامه با چند فدراسیون ورزشی به منظور بهرهمندی معلولان از امکانات فدراسیونهای مربوطه.
اقدامات انجام شده در خصوص ماده 4
با پیگیریهای انجام شده شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران «هما» طی نامه شماره 639/م/ب به مفاد ماده 4 قانون جامع حمایت از حقوق معلولان عمل کرده که در این رابطه معلولان تحت پوشش سازمان بهزیستی با ارائه معرفینامه بهزیستی استانها یا ارائه کارت
شناسایی ویژه معلولان از خدمات نیمبها بلیت پروازهای داخلی و خارجی هما استفاده مینمایند. مذاکره در این خصوص با چند شرکت هواپیمایی دیگر نیز انجام شده و شرکت هواپیمایی ایران ایر تور نیز از ابتدای سال 86 اقدام به ارائه تسهیلات نیم بهاء مینماید. همچنین شرکت قطار شهری تهران و حومه نیز تسهیلات نیم بها ارائه مینماید.
نیم بها شدن بلیت سینماها در ایام هفته بجز روزهای تعطیل با هماهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز بررسی شده و بزودی عملی خواهد شد.
اقدامات انجام شده در خصوص ماده 5
با پیگیریهای به عمل آمده و عقد تفاهم نامهای جامع با سازمان بیمه خدمات درمانی، از ابتدای سال 85 (علاوه بر معلولانی که در سالهای گذشته از خدمات بیمهای بهرهمند بودهاند) بیش از 300 هزار نفر معلول با اعتباری بالغ بر 144000 میلیون ریال برای استفاده از تسهیلات بیمه درمانی پذیرش شدهاند و تعداد 900 نفر معلول ضایعه نخاعی نیز با اعتباری بالغ بر 4500 میلیون ریال از تسهیلات بیمه مکمل درمان بهرهمند بودهاند. مذاکره و پیگیری از طریق شورای عالی بیمه برای برقراری شمول بیمهای خدمات توانبخشی معلولان نیز توسط سازمان انجام شده و مکاتبات لازم صورت گرفته است.
اقدامات انجام شده در خصوص ماده 6
با پیگیری انجام شده و طی نامه شماره 2/05/201/م/4/ن مورخ 22/1/85 ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران آییننامه اجرایی این ماده به تمام ادارات نظام وظیفه و بهزیستی ابلاغ شده و اجرا میگردد و تاکنون با تشکیل 2115 جلسه در کمی سیونهای مربوطه، 6300 مشمول با استفاده از این ماده از انجام خدمت سربازی معاف شدهاند.
اقدامات انجام شده در خصوص ماده 7
پیگیری و مذاکرات مکرر و نهایتا ابلاغ دستورالعمل شماره 17778/1806 مورخ 25/4/85 از سوی سازمان مدیریت و برنامهیزی کشور به کلیه دستگاهها در خصوص اجرای کامل تبصره 2 این ماده (اختصاص 3 درصد مجوزهای استخدامی به معلولان از طریق بهزیستی) و منظم شدن اجرای آن در وزارتخانهها و دستگاهها.
تشکیل کمیته اختصاص 3 درصد از مجوزهای استخدامی دستگاهها جهت اشتغال معلولان در ستاد اشتغال سازمان و نیز پیگیری موضوع در ستاد اشتغال استانها.
ایجاد بانک اطلاعات معلولان جویای کار دارای مدرک فوق دیپلم به بالا در ستاد فوقالذکر جهت پیگیری اشتغال ایشان.
با هماهنگی سازمان مدیریت و برنامهیزی کشور طی سال 1385 بیش از 362 نفر از معلولان در سازمانها و ارگانهای دولتی با استفاده از سهمیه 3 درصد استخدام و بکار گرفته شدهاند در صورتی که طی دو سال گذشته از این طریق تنها 173 معلول استخدام شده بودند.
انعقاد قرارداد با سازمان فنی حرفهای جهت آموزش معلولان.
اقدامات انجام شده در خصوص ماده 8
با تأمین کامل هزینه تحصیل سالانه کلیه دانشجویان معلول در سراسر کشور توسط سازمان بهزیستی، موضوع ماده مذکور (آموزش رایگان) بطور کامل رعایت و اجرا میشود. در حال حاضر
سالانه شهریه دانشگاه بیش از 8600 نفر دانشجوی معلول در هر ترم و در مقاطع مختلف تحصیلی توسط این سازمان تأمین و پرداخت میشود.
طرحهایی نیز در جهت کیفیسازی تحصیل معلولان در دانشگاهها در دست بررسی است که همکاری بیشتر وزارتخانههای مربوطه و دانشگاه آزاد اسلامی را میطلبد.
اقدامات انجام شده در خصوص ماده 9
در برخی استانها وزارت مسکن و شهرسازی و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی 10 درصد از واحدهای مسکونی تولیدی خود را بر اساس معرفینامه سازمان بهزیستی به معلولان واگذار نمودهاند ولی با توجه به اینکه هنوز آییننامه پیشنهادی سازمان بهزیستی به تصویب نرسیده است، موانع بیشماری در جهت دستیابی معلولان به مسکن ارزان قیمت وجود دارد و اجرای کامل قانون اختصاص 10 درصد واحدهای مسکونی وزارت مسکن به معلولان نیز دائما مورد پیگیری این سازمان بوده و میباشد.
سازمان بهزیستی همه ساله با کمک افراد خیر و نیکوکار و با توجه به اعتبارات ابلاغی در جهت ساخت مسکن معلولان اقدام مینماید که برای سال 85 حدود 9000 واحد مسکونی در نظر گرفته شده بود که 1300 واحد تحویل معلولان شده است، 3868 واحد در مراحل ساخت و تکمیل است و ساخت 5000 واحد با همکاری بنیاد مسکن انقلاب اسلامی نیز شروع شده است.
موضوع معافیت معلولان از پرداخت هزینههای صدور پروانه ساختمانی، آمادهسازی و عوارض نوسازی تقریباً رعایت م ی گردد و با پیگیریهای سازمان، اخیراً شهرداری تهران نیز (از ابتدای بهمن 85) شهرداریهای 22 منطقه شهر تهران را ملزم به رعایت این ماده قانونی نموده است.
اقدامات انجام شده در خصوص ماده 10
با توجه به مشکلات عدیده مراکز غیردولتی در تأمین هزینههای مراکز و پایین بودن سطح یارانه پرداختی، در جهت افزایش و تعیین یارانه مراکز، موضوع در سال گذشته و با تصویب هیأت وزیران اقدام شد و سطح یارانه پرداختی به مراکز پس از آنکه پنج سال بدون تغییر مانده بود، افزایش یافت. امسال نیز موضوع طی نامههای شماره 1288/800-11 مورخ 31/4/85 و 1812/800-11 مورخ 21/11/85 به وزارت رفاه و تأمین اجتماعی و طی نامه شماره 1190/840 مورخ 13/3/85 به سازمان مدیریت و برنامهیزی و نهایتاً طی نامه شماره 7411/ص/100 مورخ 9/12/85 وزارت رفاه و تأمین اجتماعی به کمیسیون اجتماعی هیأت دولت ارسال و موضوع در نوبت تصویب هیأت وزیران قرار گرفته است.
اقدامات انجام شده در خصوص ماده 11
مرکز آمار ایران در سرشماری سال 85 در جهت اجرای مفاد ماده 11 با سازمان بهزیستی همکاری داشته و نظر سازمان در پرسشنامه ملی لحاظ شده است.
اقدامات انجام شده در خصوص ماده 12
سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی در جهت تولید برنامههای مرتبط با توانمندیهای معلولان اقداماتی را انجام داده ولی کافی نبوده است، لذا تمهیداتی از سوی روابط عمومی سازمان اندیشیده شده که ان شاءا... با حمایتهای مالی و معنوی از فیلم سازان و تولیدکنندگان سریالهای تلویزیونی، شاهد تحول در برنامههای مرتبط با توانمندیهای معلولان خواهیم بود.
علی ایحال طی سال 85 تا حال حاضر سازمان بهزیستی برای نخستین بار، با همکاری سازمان صدا و سیما اقدام به تهیه و پخش بیش از 700 ساعت برنامه زنده و غیرزنده از 5 شبکه سیما نموده است. در همین راستا چند جشنوا ره نیز به مناسب هفته بهزیستی و روز جهانی معلولان و ... برگزار شده و تعداد زیادی از وزراء و مدیران عالی رتبه کشور طی این جشنوارهها با معلولان عزیز در منازل ایشان دیدار کردهاند که از طریق صدا و سیما منعکس شده است. برنامههایی نیز برای توسعه فعالیت شبکههای صدا و سیما در این زمینه در دست بررسی و هماهنگی است.
اقدامات انجام شده در خصوص ماده 13
در خصوص قیمومیت افراد معلول با هماهنگی سازمان بهزیستی و وزارت دادگستری مصوبه شماره 5956/ت 32086 مورخ 5/11/83 هیئت وزیران جهت اجرا به مراجع ذیربط ابلاغ شده و اجرا میشود. همچنین در جهت تعمیق و گسترش خدمات مربوطه جهت معلولان بر اساس این ماده، تفاهمنامهای با وزارت دادگستری تهیه شده و در دست اقدام است.
اقدامات انجام شده در خصوص ماده 14
با پیگیریهای صورت گرفته، آ یین نامه این ماده در خرداد سال 85 توسط هیأت وزیران تصویب شده و در حال حاضر ادارات کل اقتصادی و دارایی در سراسر کشور مفاد ماده 14 قانون را رعایت مینمایند ولی لازم است اطلاعرسانی بیشتری انجام گردد و وزارت امور اقتصادی و دارایی تشویقات بیشتری برای مودیان مالیاتی مربوطه در نظر گیرد. برنامههای تبلیغاتی در این خصوص توسط سازمان در دست بررسی و اقدام است.
اقدامات انجام شده در خصوص ماده 15
برابر پیگیری صورت گرفته و با ابلاغ موضوع از طریق وزیر کشور، روسای سازمانهای بهزیستی استانها از ابتدای سال جاری در جلسات شورای برنامهریزی و توسعه استانی شرکت مینمایند.
اقدامات انجام شده در خصوص ماده 16
ضمانت اصلی اجرایی مواد قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، این ماده میباشد که علیرغم پیگیریهای مجدانه این سازمان، آییننامه پیشنهادی هنوز به تصویب نرسیده است. لذا سازمان بهزیستی رایزنیهای متعددی با وزارت رفاه و تأمین اجتماعی و سازمان مدیریت و برنامهیزی انجام داده اما هنوز به سقف اعتبارات مورد نظر قانون دست نیافتهایم. (اعتبار پیش بینی شده جهت اجرای قانون در سال 85 مبلغ 600 میلیارد تومان بوده که تاکنون 42 میلیارد تومان آن محقق شده است). همچنین طرحهایی از سوی این سازمان برای تأمین اعتبار لازم در اجرای این قانون تهیه شده که عناوین آن در انتهای این نامه ذکر شده است. قدر مسلم آنکه تا این ما ده اجرا نشود، اجرای کامل 15 ماده فوق الذکر عملی نخواهد بود.(1)
1) . قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، ص 61-72.
امور معلولین در مجلس شورای اسلامی در یک کمیسیون پیگیری نمیشود و به اقتضای نوع آن، در کمیسیون اجتماعی، کمیسیون فرهنگی، کمیسیون پزشکی و غیره پیگیری میگردد. امور معلولین هم متنوع و گسترده است. اما بسیاری از امور معلولین مربوط به کمیسیون اجتماعی مجلس است. دو دهه اخیر، این کمیسیون با وزرای تعاون، کار و رفاه اجتماعی، صنایع و معادن، راه و ترابری جلساتی برگزار میکرد و به بررسی امور معلولین میپرداخت.(1)خانم فاطمه آلیا(2)معتقد است اینکه اکثر یا همه کمیسیونها به امور معلولین میپردازند، یک حسن است ولی باید فعالتر با امور معلولین برخورد کنند. در مجلس باید همه کمیسیونها رسیدگی به حقوق معلولان را مورد توجه قرار دهند، این موضوع خاص فراکسیون حمایت از حقوق معلولان و کمیسیون اجتماعی نیست، اگر بحث تأمین مسکن و مناسبسازی مطرح است کمیسیون عمران وظیفه دارد، اگر بحث ادامه تحصیل است کمیسیون آموزش و تحقیقات باید پیگیر باشد، اگر بحث تأمین اعتبارات است کمیسیون برنامه و بودجه باید تمام تلاش خود را به کار گیرد، اگر حقوق برابر سیاسی برای معلولان مطرح است کمیسیون امنیت ملی و شوراها وظیفه ایجاد زمینههای لازم برای تحقق آن را دارند، بنابراین چون معلولان قشر عزیزی از این جامعه هستند در تمام کمیسیونهای مجلس باید به آنها توجه شود، در قانون بودجه هم لازم است همه کمیسیونها به بودجه معلولین ورود داشته باشند.(3)
از طرف دیگر چون امور معلولین زیاد است، فراکسیون حمایت از حقوق معلولین تأسیس شد و به طور ویژه امور معلولین را پیگیری میکند. خانم آلیا این رخداد را هم افتخار میداند.
افتخار پارلمان ما تشکیل فراکسیون حمایت از حقوق معلولان برای اولین بار در پارلمانهای دنیا در مجلس هفتم و در سال 1384 است، تشکیل این فراکسیون، مجلس و نمایندگان را نسبت به حقوق، نیازها و مشکلات معلولان و خانوادهها آنها حساس کرده است.(4)
اما به نظر میرسد اگر ریاست مجلس، کمیسیون ویژهای برای امور معلولین ایجاد کند، مطلوبتر است. زیرا اولاً نمایندگانی که تخصص در امور معلولین دارند تجمع پیدا میکنند، بهتر به امور معلولین رسیدگی میشود. دوم اینکه همه مسائل یک جا تجمیع میشود و از پراکنده کاری موجود جلوگیری میشود. سوم اینکه معلولین و تشکلهای معلولیتی هم میدانند به کجا و به کدام نماینده مراجعه کنند.
از نظر کثرت و تعداد، آمار معلولین زیاد است، از نظر اهمیت و کیفیت، دارای پایگاههای بالای اجتماعی هستند و در جامعه مؤثر و صاحب نفوذ میباشند. بالاخره از هر جهت حساب کنیم، رسیدگی به آنان به روش متمرکز بهتر از رسیدگی به روش پراکنده است.
مجلسهای قانونگذاری یا نهادهایی که جمعی تصمیم میگیرند، اعضا را به چند کمیسیون تقسیم میکنند. کمیسیونها وظایف خاصی دارند. اما نمایندگان میتوانند گروههایی خارج از شرح وظایف متداول تشکیل دهند و به پیگیری مسألهای خاص و مهم بپردازند. این تشکل را فراکسیون مینامند. برای اولین بار فراکسیون حمایت از معلولین توسط برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از سال 1384 و در مجلس هفتم تشکیل شد. این فراکسیون در شفاف شدن حقوق و کلاً امور معلولین بسیار مؤثر بوده است.
کتابهای فرهنگنامهای و لغتنامه مثل فرهنگ معین فراکسیون را به معنای مجموعه اعضا هم فکر در یک زمینه دانستهاند. اما گویا هنوز معادلی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای آن تصویب نشده است. جمعی که تشکیل میشود خارج از ساختار اداری ولی در چارچوب خطمشی و ضوابط یک سازمان مثل مجلس کار میکنند. اما اینکه مجلس شورای اسلامی تلاش کرد فراکسیون معلولین را تصویب کند، تجربه جدیدی است.(1)
یکی از خدمات مجلس شورای اسلامی، تصویب و تأسیس فراکسیون ویژه معلولیت و معلولین است. این فراکسیون در چند سالی که از عمرش میگذرد، خدمات سودمندی داشته است. اولین جلسه فراگیر فراکسیون حمایت از معلولین در آبان 1386 با حضور وزیر رفاه(2)، رئیس سازمان بهزیستی(3)، نمایندهای از سازمانهای غیردولتی خاص محرومان و تعدادی از روسای کمیسیونهای تخصصی مجلس برگزار شد.
در روز نخست کاری، اعضای هیئت رئیسه مشخص گردید. فاطمه آلیا به عنوان رئیس، عشرت شایق به عنوان نایب رئیس، علی ریاض به عنوان دبیر و فاطمه رهبر به عنوان سخنگو و هاجر تحریری به عنوان منشی انتخاب شدند.
در جلسه مذکور، موضوعات تخصیص بودجه مشخص برای اجرای قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، استخدام سه درصد سهمیه معلولان در دستگاهها و مسکن دائمی برای معلولان، مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
هدف و خطمشی فراکسیون، توجه خاص به خواستههای معلولین و توجه به مشکلات، پیگیری قوانین و حقوق آنها، تذکر نسبت به کمکاریها، ممانعت از اشتباهات معرفی شده است.
فراکسیون اولویت را در این دوره به اجرای قانون جامع میداد و نیز معتقد بود تخصیص بودجه لازم و مشخص برای اجرای قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، مسکن معلولان، مناسبسازی اماکن
عمومی، آموزشهای مورد نیاز معلولان، بیمه خدمات درمانی و عملیاتی شدن نیم بها کردن هزینه حمل و نقل معلولان و اجرای 3 درصد استخدامی از مسائل ضروری معلولین است.
بر اساس آمار این فراکسیون در حال حاضر 4/۲ درصد از جمعیت کشور را معلولان جسمی، ذهنی و حرکتی تشکیل میدهند که جمعیتی بالغ بر دو میلیون و ۸۰۰ هزار نفر هستند اما فقط ۵۱/۸ درصد از معلولان شناسایی شده زیر پوشش بهزیستی قرار گرفتهاند و بقیه در نوبت دریافت خدمات هستند.(1)
فراکسیون حمایت از معلولان برای رفع مشکلات معلولین جلسات بحث و گفتگو با حضور مسئولین سازمان مدیریت، سازمان بهزیستی و نمایندگانی از سازمانهای غیردولتی و مردم نهاد و دیگر مسئولین دولتی یا مردمی برگزار میکند. این نشستها، تدبیر مؤثری بود. زیرا با گفتگو و مذاکره ابعاد مشکلات بررسی میشود و افراد به دیدگاههای یکدیگر آگاه میشوند و جریان امور شفافیت پیدا میکند.
مسئولین فراکسیون از جمله فاطمه آلیا یکی از اهداف کوتاه مدت فراکسیون را تصویب نهایی طرح دو فوریتی است که دو فوریت آن در مجلس تصویب شده است. بر اساس این طرح 500 هزار معلول منتظر نوبت و 100 هزار زن سرپرست خانوار، زیر پوشش سازمان بهزیستی در میآمد و از خدمات حمایتی استفاده میکردند.
دیگر نگرانی فراکسیون، اجرای کامل قانون جامع حمایت از معلولان بود، مناسبسازی خیابانها و اماکن عمومی، اشتغال و تحصیلات از نیازهای مهم معلولان بود و در قانون جامع حمایت از معلولان منظور شده است. اما چون در لایحه بودجه سالانه، سرفصل بودجهای برای آن تصویب نشده بود، دولت میگفت نمیتوانیم قانون جامع را اجرا کنیم.
اعلام تشکیل این فراکسیون امید زیادی را برای این قشر ایجاد کرد. گویا مجلس شورای اسلامی در ایران، اولین دپارتمان در دنیا بود که فراکسیون حمایت از معلولان تشکیل داده است.
یکی از تدبیرهای فراکسیون برای توسعه اشتغال معلولین، تأکید بر خرید نهادها و سازمانها و حتی مردم عادی از شرکتهای معلولان بود.(2)به این شیوه توانستند، دهها نهاد تولیدی را توسط معلولین سرپا نگه دارند.
عشرت شایق، نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی و دیگر مسئولین فراکسیون با طرح مشکلات در جلسات فراکسیون اطلاعرسانی کردند. آنان بارها گفتند: خدماتدهی به معلولان کشور متناسب با تعداد و نیازهای متعدد این قشر نبوده است؛ قانون جامع حمایت از حقوق معلولان با اینکه در سال ۸۳ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده، اما اجرای این قانون به دلیل عدم تصویب و ابلاغ آییننامههای اجرایی و تأمین نشدن اعتبارات مورد نیاز از روند مناسبی برخوردار نبوده و مددجویان معلول از حمایتهای پیشبینی شده این قانون کمتر بهرهمند شدهاند؛ بر اساس این قانون دولت موظف به ارائه خدمات آموزشی، توانبخشی و درمانی مؤثر به معلولان بوده و باید اماکن
عمومی، ورزشی و تفریحی را برای استفاده آنان مناسبسازی نماید که اقدامات صورت گرفته رضایتبخش نمیباشد.
حداقل ۱۰ درصد از واحدهای مسکونی احداث شده توسط وزارت مسکن و شهرسازی باید به معلولان نیازمند واگذار شود که تاکنون گزارشی از سوی دستگاههای اجرایی در خصوص اقدامات انجام یافته ارائه نگردیده است. اینگونه نقدها، وضعیت را شفاف کرده و همگان به مشکلات پی میبرند. نیز مدیران دولتی، بر تحرک و تلاش خود میافزودند. معلولان نیز یاد میگرفتند پیگیر امور خود باشند.(1)
یکی از کارهای فراکسیون حمایت از معلولان پیگیری اجرای این قانون و نظارت بر عملکرد دستگاههای اجرایی در خدمترسانی به معلولان بوده است. این نظارتها در این دوره، امور معلولین را در جهت مطلوبیت سوق داد.
فراکسیون حمایت از معلولان سه نقش مهم بر عهده گرفته است. البته این فراکسیون نخستین تجربه در نوع خودش میباشد و پیش از این چنین تشکل و نهادی نداشتهایم. از اینرو ساختار و وظایف آن در طول زمان و با آزمون و خطا به دست آمده است.
این فراکسیون در شرایطی شکل گرفت که دولت نهم برخی از عملکردهای مجلس را قبول نمیکرد و ساز استقلال داشت و مجلس نظارت خود را بر مجریان امور گسترش داد و نسبت به اجرای مصوبات تذکر میداد. از جمله نسبت به مصوبات معلولیتی هم مداقه و نظارت داشت ولی چون امور معلولین بین کمیسیونها پخش بود، از اینرو این فراکسیون تشکیل شد تا نظارت بر مصوبات را پیگیری نماید. غیر از نظارت، تأمین نیازهای حقوقی و قانونی معلولین و کمک برای رفع نواقص قانونی آنان و بالاخره کارشناسی امور معلولین با ایجاد اتاق فکر، در این فراکسیون اجرا میشد. بنابراین نظارت، قانونگذاری و کارشناسی و تفکر سه وظیفه مهم این فراکسیون است.
به نظر میرسد فراکسیون توانست اتاق فکر و هستهای از کارشناسان معلولین دایر کند و مشکلات پیچیده این قشر را حلاجی نماید. هسته کارشناسی مشکلات معلولین با کمک و مشارکت مدیران مجرب دولتی به ویژه از سازمان بهزیستی، نمایندگان مجلس، استادان دانشگاه، مدیران سمنهای معلولین و دیگر متخصصین مردمی شکل گرفته و عمل کرده است. نکته مهم و قابل توجه این است که مذاکرات و مباحثات در جلسات کارشناسی و فکری را نمیدانیم ضبط و ثبت شده است؟ چرا مسئولین فراکسیون و ریاست مجلس این گونه دیالوگهای فکری را منتشر نمیکند؟ مسلماً انتشار این گونه اسناد، بررسی و پژوهش را در امور معلولین توسعه میدهد.
نشست فراکسیون حمایت از معلولان مجلس شورای اسلامی برای تعیین اعضا هیئت رئیسه در سال 1387 در 16 تیرماه برگزار شد. نیز در این جلسه پیش نویس اساسنامه مطرح گردید و مقرر شد پس از انتخاب هیئت رئیسه این اساسنامه مورد بررسی دقیق اعضا قرار گیرد.
در ادامه این نشست، انتخابات هیئت رئیسه فراکسیون برگزار شد. در نتیجه، انتخابات شکور احمدنژاد و سید کاظم دلخوش با 19 رأی، فاطمه آلیا با 18 رأی، تیرهخوان با 17 رأی، فاطمه رهبر،
1) . خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، 26 بهمن 1386.
سید کاظم موسوی با 15 رأی، ریحانی با 14 رأی، انوشیروان محسنی با 13 رأی، جعفری با 12 رأی، زهره الهیان و جهانبخش امینی با 11 رأی به عنوان یازده عضو هیئت رئیسه فراکسیون حمایت از معلولین انتخاب شدند.
در این جلسه رؤسای کمیسیونهایی که به طور مستقیم با کمک رسانی به عزیزان معلول در ارتباط هستند از قبیل کمیسیون اجتماعی، آموزشی و تحقیقات، بهداشت و درمان به این فراکسیون دعوت شدند.(1)
از جمله فعالیتهای مؤثر این فراکسیون، الحاق ایران به این کنوانسیون بود. از اینرو برای بردن آن به صحن علنی، برنامهریزی شد.
بالاخره با هماهنگیهای به عمل آمده و تلاشهای انجام شده در راستای ماده 102 آئیننامه داخلی مجلس تصویب لایحه الحاق به کنوانسیون جهانی حمایت از افراد دارای معلولیت در اولویت قرار گرفت و با تصویب در کمیسیونهای اصلی و فرعی، در دستور کار صحن مجلس شورای اسلامی قرار گرفت.
نام این فراکسیون بعداً به فراکسیون حمایت از معلولان و پیشگیری از معلولیتها و گویا از 1389 به بعد نامش به فراکسیون معلولین و جانبازان تغییر یافت.(2)
خلاصه گزارش عملکرد این فراکسیون تقدیم میشود تا قوتها و ضعفهای این نهاد معلوم گردد و سوابق و اسناد آن در تاریخ ثبت گردد. اعضای فراکسیون از نمایندگان داوطلب و علاقمند به موضوع خدمترسانی به معلولان تشکیل شد. از اینرو چون زور و جبری در کار نبود و کاملاً با عشق و علاقه کار میکردند، بازدهی آن بالا بود. فراکسیون از سال 1384- دوره هفتم مجلس شورای اسلامی - فعالیت خود را آغاز نموده و در دورههای هشتم و نهم با عضوگیری و انتخابات و تشکیل جلسات تداوم یافته است.
خطمشی آن باتوجه به دیدگاه اسلام و جهتگیری انقلاب اسلامی و اصول مختلف قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به ویژه اصول سوم، بیست و هشتم، بیست و نهم و سی و یکم که بر ایجاد امکانات عادلانه، رفع تبعیضات ناروا، تأمین خدمات و حمایت های مورد نیاز در زمینههای اشتغال، مسکن، آموزش، فرهنگ تأکید میکنند، پیریزی و تدوین شده است.
این فراکسیون با تمرکز بر توانمندیها و نیازها و مطالبات گروه هدف که در تمامی حوزههای انتخابیه به نمایندگان محترم مراجعه مینمایند تلاش نموده است با توجه به سیاستهای کلی نظام، قوانین بالا دستی و برنامههای توسعه در جهت پیشگیری از معلولیتها و توانمندسازی معلولان محترم در حوزه ارتقای این امر قوانین متعددی را به تصویب برساند، همچنین به منظور تسهیل و رفع موانع خدمترسانی به گروه هدف توسط دستگاههای اجرایی همواره تعامل مناسبی با وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان بهزیستی کشور داشته است. اهم اقدامات و عملکرد این فراکسیون به شرح ذیل میباشد:
الف: قانونگذاری: این فراکسیون در شش مورد زیر تلاش نمود تا حقوق معلولین تأمین گردد:
تلاش برای افزایش اعتبارات مربوط به معلولان در قوانین بودجه سالانه که توفیقاتی به همراه داشته است.
تصویب قانون الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون جهانی حمایت ازحقوق معلولان (2007).
پیگیری پیشنهادات واصله از سازمان های مردم نهاد در حوزه های وضع و اصلاح قوانین مختلف.
همکاری سه جانبه مجلس، دولت وسازمانهای مردم نهاد در مورد لایحه بازنگری قانون حمایت از حقوق معلولان و تدوین اصلاحیه قانون جهت ارائه و تصویب در مجلس شورای اسلامی.
ارائه پیش نویس طرح الحاق یک تبصره به ماده 26 قانون تخلفات رانندگی درمورد تردد نابینایان.
ارائه طرح اصلاح قانون انتخابات در صحن علنی به منظور رفع مانع نابینایان برای نامزدی در انتخابات.
ب: نظارت: در شرایطی که ساز و کار نظارتی کارآمدی قابل توجه نداشته باشد، بناچار مجلس باید به وظیفه نظارتی خود، عمل کند. فراکسیون در پنج شاخه زیر به اعمال نظارت پرداخته است:
تذکرات متعدد کتبی و شفاهی به دستگاههای اجرایی کشور در خصوص اعمال و پیگیری اجرای 3% سهمیه استخدام معلولان محترم.
پیگیری جهت تسهیل تردد معلولین در مراجعات اداری و حضوری به مجلس شورای اسلامی.
ایفای وظیفه نظارت قانونی بر دستگاههای اجرایی از جمله تذکر، سوال.
پیگیری رفع نواقص برجستهنگاری اسکناسها جهت استفاده نابینایان محترم.
پیگیری مسایل و حقوق معلولان در طرح هدفمندی یارانهها.
پیگیری نقض قوانین، مواردی که معلولین به عنوان نقض قانون اطلاع به فراکسیون دادند، فراکسیون به پیگیری میپرداخت. اما سازمان بهزیستی اصلیترین نهاد برای نظارت و پیگیری موارد نقض قانون است.(1)
رفع و حلّ مشکلات معلولین در گرو تعاملات گروههای مختلف است. فراکسیون با جلسات، نشستها، هم اندیشیها، مذاکرات، مکاتبهها و طرق دیگر تلاش کرده ارتباطات بین نهادها و افراد متصدی امور معلولین را گسترش دهد. این تلاشها به توسعه حقوق معلولین منجر شده است. وظایف فراکسیون را در این حوزه عبارت است از:
برقراری ارتباط و تلاش در جهت رسیدگی به مشکلات سازمانهای مردم نهاد معلولین سراسر کشور در زمینههای مختلف.
برگزاری نمایشگاه دستاوردهای معلولان محترم در حوزههای مختلف علمی، هنری ورزشی و غیره همزمان با روز جهانی معلولان.
مکاتبه با نمایندگان محترم حوزههای انتخابیه مختلف در خصوص رفع مشکلات سازمانهای مردم نهاد معلولین حوزه مربوطه که درخواستهای خود را به فراکسیون ارائه نموده بودند.
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 21 اردیبهشت 1390.
بازدید از انجمن نابینایان ایران.
بازدید از مراکز توانبخشی رادمهر و شفق شهرستان شهریار.
درخواست و دریافت گزارش فعالیت اعضای فراکسیون حمایت از حقوق معلولان.
برگزاری جلسات مستمر با مسئولین ذیربط دستگاه های اجرایی و سازمان های مردم نهاد ذیربط.
با توجه به تلاشهای صورت گرفته توسط نمایندگان محترم و به طور خاص اعضای فراکسیون حمایت از حقوق معلولین و پیشگیری از معلولیت امید است این تلاشها، تداوم یابد. با ارتقا سطح فرهنگ عمومی کشور، نگاه عمومی به معلولین محترم و جایگاه ایشان در جامعه تصحیح شود. نیز امید هست گامهای مؤثر در جهت حمایت از حقوق معلولین و پیشگیری از معلولیتها را در همه سطوح به ویژه در عرصه قانونگذاری به سرانجام برسد.
بالاخره این فراکسیون، تجربهای موفق و کارآمد بوده و معلولین امید دارند این تجربه مداوم پیدا کند و بهتر از گذشته بتوانند امور معلولین را به سرانجام برسانند.
فراکسیون معلولان کمک کار خوبی برای کمیسیون مرتبط به امور معلولین بوده است. به عبارت دیگر فراکسیون جای خالی کمیسیون معلولین را در مجلس پر کرده است. کمیسیون اجتماعی مجلس هم وظایف متنوع و گسترده دارد و توانایی رسیدگی به همه آنها را ندارد. یکی از وظایف این کمیسیون، رسیدگی به امور معلولین است.
از اینرو مجلس به تجربه جدید دست زد و فراکسیون حمایت از معلولین را با رأی نمایندگان قانونمند نمود و ضوابطی برای آن تعیین کرد. با این اقدام فراکسیون، شترمرغ شده؛ نه کمیسیون با اختیارات کامل و قانونی است و نه مثل دیگر فراکسیونها فقط به امور جناحی و حاشیهای میپردازد بلکه در بسیاری از موارد مثل کمیسیونها عمل میکند.
بهرحال کمک خوبی برای مجلس و کمیسیون اجتماعی بوده است. در مواردی اقدامات رسمی از موضع مجلس داشته است. مثلاً با وزرا نامهنگاری کرده و در چارچوب حمایت حقوقی از معلولین، مواردی را تذکر میدهد یا توضیح میخواهد و غیره.
عملکرد فراکسیون به گونهای است که در تاریخ حقوق معلولین ایران، یک نقطه عطف محسوب میشود. زیرا این فراکسیون توانست حقوق معلولین را ارتقا دهد و جامعهپذیر کند. حقوق مددجویان را به مدیران دولتی معرفی و آنان را توجیه کند تا در این راه تلاش کنند. معلولین را نسبت به حقوقشان آگاهتر نموده و آنها را تهییج نمود تا چشم به دست دیگران نداشته و خودشان تلاش کنند.
کشورهای توسعه یافته و نیز کشورهای در حال توسعه، از معلولین به عنوان یک سرمایه ملی و یک فرصت برای پیشرفت و توسعه ملی استفاده کردهاند. برای اولین بار فراکسیون درصدد برآمد معلولین را در پروسه توسعه ملی فعال کند. از اینرو، در برنامه پنجم توسعه به آنان مسئولیت و مشارکت داده شد. برای این منظور فراکسیون جلسهای با حضور مقامات مسئول برای پیشگیری از معلولیتها و اهتمام به جایگاه معلولین در برنامه پنجم توسعه در خرداد 1389 تشکیل
داد. در این جلسه بازنگری قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، دریافت پیشنهادها در این مورد و همچنین جایگاه حقوقی معلولان در لایحه برنامه پنجم توسعه مورد بررسی قرار گرفت.(1)
خانم فاطمه آلیا رئیس فراکسیون حمایت از معلولان، از تشکیل کارگروهی به منظور تدوین پیشنهادهای مربوط به معلولان برای لحاظ در برنامه پنجم توسعه خبر داد. وی با اشاره به نشست اخیر فراکسیون حمایت از معلولان اظهار داشت: با توجه به در دستور کار بودن برنامه پنجم توسعه، در این نشست که با حضور اعضای فراکسیون و دبیران سازمانهای مردم نهاد مربوط به معلولان و جمعی از کارشناسان دستگاههای اجرایی و همینطور رئیس جدید سازمان بهزیستی برگزار شد، جایگاه معلولان و اجرای قوانین مربوطه در برنامه پنجم مورد بحث و بررسی قرار گرفت. متعاقب این نشست، کارگروهی با رویکرد شورای حقوقی با عضویت نمایندگانی از سازمانهای مردم نهاد مربوط به معلولین، کارشناسان مرکز پژوهشها و اداره قوانین مجلس تشکیل گردید که طی هفته جاری و آینده با تدوین پیشنهادهای اخذ شده از حاضرین در جلسه فراکسیون، مجموعهای از پیشنهادها را برای لحاظ در برنامه پنجم توسعه آماده کنند.
همچنین قرار است اسفندیاری رئیس سازمان بهزیستی جلساتی را برای جمعآوری و تدوین پیشنهادها برگزار کنند که در نهایت مجموعه این پیشنهادها به کمیسیونهای تخصصی و کمیسیون تلفیق برنامه پنجم توسعه ارائه خواهد شد.(2)
قبلاً تلقی عمومی این بود که معلولین توان اجرای چند شغل محدود و انگشت شمار دارند. تلفنچی و فروش بلیط اتوبوس شهری را بهترین شغل برای آنان میدانستند. اما وقتی معلولین مدارج علمی را طی کردند و با تلاش و کوشش وافر به مشاغلی مثل استادی دانشگاه، دبیری دبیرستانها، وکالت، نمایندگی مردم در شورای شهر رسیدند، همگان متوجه استعداد و ظرفیتهای آنان شدند. سند زیر نشان میدهد که معلولین در آزمون پرستاری رتبه آوردهاند ولی مسئولین از پذیرش آنان امتناع دارند.
رئیس فراکسیون حمایت از حقوق معلولان نامهای به وزیر بهداشت نوشت که متن آن اینگونه است:
خواهر ارجمند سرکار خانم دکتر وحید دستجردی
وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
نظر به برگزاری آزمون استخدامی در تاریخ ششم اسفندماه جاری به منظور جذب تعداد بیست و سه هزار پرستار، موارد ذیل جهت اطلاع و اقدام به موقع و مؤثر به استحضار میرساند همانگونه که در ملاقات حضوری چندی قبل نیز یادآوری شد، وفق قانون جامع حمایت از حقوق معلولان تخصیص سه درصد سهمیه به معلولان واجد شرایط استخدام جزو حقوق قانونی این قشر تلاشگر و خواهان مشارکت در پیشرفت کشور است. بنابراین جذب حدود 690 نفر در آزمون استخدامی مورد انتظار است.
از آنجایی که شماری از انواع معلولیتها اشکال و مانعی برای بخشی از فعالیتهای مرتبط با شغل شریف پرستاری نیست، بنابراین ضروری است از هماکنون با بهرهگیری از ظرفیت و توان و مسئولیت سازمان بهزیستی کشور به معلولان محترم واجد شرایط اطلاعرسانی شود تا فرصت شرکت در آزمون و برخورداری از حق قانونی آنان فوت نشود.
اگر چه تجربه برگزاری آزمونهای استخدامی وزارت آموزش و پرورش و نوع نگرش بعضی از مسئولان محترم آن وزارت نسبت به جذب معلولان محترم برای آنان ایجاد دغدغه نموده است. امید میرود در سایه تدبیر و برنامهریزی سرکار عالی آزمون استخدامی آتی، آزمونی برای توجه آن وزارت محترم به حقوق قانونی معلولان عزیز باشند.(1)
این نامه نشانگر این است که فراکسیون به وظیفه نظارتی خود عمل کرده و خواهان توضیح از مدیران ارشد درباره مشکلات است.
فراکسیون حمایت از معلولان به تدریج دامنه فعالیتهای خود را گسترش داد و در حوزههای مختلف به پشتیبانی فکری و عملی معلولین پرداخت. اینجا نمونههایی را گزارش میکنم.
فراکسیون از ورزشکاران معلول مدالآور بازیهای آسیایی گوانجو تقدیر نمود و با تدبیر مؤثری، آنها را مورد تفقد و حمایت قرار داد. برنامهریزی فراکسیون حمایت از معلولان برای تقدیر از ورزشکاران معلول مدالآور بازیهای آسیایی گوانجو به دلیل عملکرد خوب این ورزشکاران در بازیهای آسیایی صورت گرفت.(2)ورزش معلولان به خصوص معلولان ضایعه نخاعی مهم است و نیاز به امکانات دارد. چون تحرکها برای آنها نوعی درمان است و اگر انجام ندهند، روز به روز مشکلاتشان افزایش پیدا میکند. در واقع در این زمینهها سرمایهگذاری میشود تا از هزینههای درمان و معالجه آنها کاسته شود.(3)
این فراکسیون مهمترین خواستهاش در مورد لایحه بودجه سال 90 را افزایش مستمری معلولان عنوان کرد. در لایحه بودجه پیشنهادی دولت به طور کلی مواردی در نظر گرفته شده که قابل توجه نیز هست. زمانی که بودجه به مجلس ارائه میشود پیشنهادهای نمایندگان در کمیسیون تلفیق بررسی میشود. فراکسیون در رابطه با معلولان پیشنهادهایی داد تا توسط کمیسیون تخصصی معتبرتر به صحن برود. چون این شیوه، شانس رأی آوری بیشتر دارد.
فراکسیون حمایت از معلولان هم برای افزایش مستمری مددجویان تحت پوشش سازمان بهزیستی و هم برای خرید تجهیزات مورد نیاز طیف مختلف معلولان اعم از نابینایان و ناشنوایان که البته بخشی از آنها در مصوبات دولت لحاظ شده است، برخی پیشنهادها را از سوی کمیسیون اجتماعی به کمیسیون تلفیق ارائه کرده است.
مسکن معلولان به عنوان یکی از مهمترین نیازهای این قشر جامعه است که خوشبختانه دولت به مسئله مسکن معلولان توجه خوبی داشته است و قرار است سالانه یکصد هزار مسکن به معلولان داده شود.
به نظر میرسد نیازهای زیر بنایی مثل مسکن و اشتغال اهمیت بسیار دارد و پیگیری فراکسیون در این گونه امور موجب تثبیت حقوق معلولین شده است.
در پایان یاد آور میشوم: نام فراکسیون در ابتدای تأسیس یعنی در سال 1384 در مجلس هفتم فراکسیون حمایت از معلولین یا فراکسیون حمایت از حقوق معلولین بود. پس از آن چند بار تغییر یافت و اکنون اسم آن فراکسیون حمایت از معلولین و پیشگیری از معلولیت است.
پس از جستجوی فراوان مصوبات مجلس به هنگام شکلگیری این فراکسیون را نیافتم نیز مذاکرات نمایندگان یافت نشد. حدس این است که در کمیسیون اجتماعی یا در اتاق ریاست تصویب فراکسیون نهایی شده و به آن رأی دادهاند و به صحن علنی و عمومی مجلس نیاوردهاند.
قوه مجریه برای اولین بار پس از تصویب قانون جامع حمایت از معلولان در سال 1383، موظف به اصلاح امور معلولین میشود. تا این تاریخ قانون جامعی که به ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی مثل اشتغال، آموزش، ورزش و غیره معلولین بپردازد وجود نداشت و دولتها به سلیقه و بر اساس سیاستهای خود به امور معلولین میپرداختند اما از اینجا، دولت در همه مسائل و امور معلولین باید پاسخگو باشد و مجلس نیز بر نحوه اجرای دولت نظارت مینماید. این قانون در ماههای آخر عمر دولت هشتم(محمد خاتمی) عرضه و تصویب شد و این دولت مجال زیاد برای تأمل در اجرای این قانون پیدا نکرد. اما دولت نهم و دولت دهم (محمود احمدینژاد) به مداقه و تأمل پرداخت و از وزارتخانهها و سازمانها درخواست کرد نظر بدهند. تأملات و بررسیهای دولت نهم بیش از یک سال طول کشید ولی هر وزارتخانه و سازمانی در محدوده کاری خودش، قانون 83 را تجزیه و تحلیل کرد و اشکالات آن را نوشت و برای نهاد ریاست جمهوری و کمیته ویژه ارسال کرد. با رسیدن نظرات به ریاست جمهوری زمزمههای اصلاح قانون برخاست و به فکر افتادند لایحه اصلاحیه قانون 83 را بنویسند و به مجلس بفرستند.
اینجا نظرات وزارت آموزش و پرورش، وزارت کشور و سازمان بهزیستی را میآوریم. چون به دیگر نظرات دسترسی نداشتیم.
1- قانون جامع حقوق معلولان- مصوب 1383- قانون مناسبی بود لکن مفاد آن ضمانت اجرایی نداشت بنابراین در اصلاحیه و لایحه جدید بیشتر باید به اجرای مفاد و آیین نامه آن پرداخته شود.
2- سازمان بهزیستی به عنوان متولی امور معلولان در نظر گرفته شده است و وظایف سایر نهادها در ارتباط با معلولان پر رنگ نیست از طرف دیگر در هر بندی که وظیفه خاصی برای سازمان بهزیستی در نظر گرفته شده است، کارگروهی اعتبارات مورد نظر را محاسبه و در سر جمع اعتبارات این سازمان لحاظ نموده لکن در وظایفی که برای سایر نهادها تعریف شده است اعتبارات آن مشخص نیست.
ماده 3 قسمت الف- آموزش کارکنان به صورت تبصره بند (الف) ذکر شود.
ماده 3- قسمت ب: خط آخر به صورت در تشکیل این سامانه به شهرداریها، اعتبارات لازم را کمک نماید اصلاح شود.
ماده 4- قسمت ب ج: کلمه زیربط غلط است (ذیربط)
ماده 4 تبصره بند د: با توجه به خود بند د در تبصره و نیز عبارت سازمان آموزش و پرورش استثنایی اضافه شود.
ماه 4 بند ه- : وزارت آموزش و پرورش به عنوان نهاد همکاری کننده در نظر گرفته شود.
ماده 7 بند الف: مراکز آموزش پیش دبستانی تحت نظارت آموزش و پرورش برای دانشآموزان آموزشپذیر میباشد و کودکان تربیت پذیر و حمایت پذیر میتوانند تحت پوشش سازمان بهزیستی باشند که بهتر است این دو مقوله در بند الف از یکدیگر تفکیک شود.
ماده 7 بند ب: امکان آموزش حرفهای به معلولین شدید وجود ندارد.
ماده 7 بند د: در بخش فرهنگی (آخرین بند ماده 6) ذکر شود.
ماده 17- بعد از عبارت سازمان بهزیستی نام سازمان آموزش و پرورش استثنایی به عنوان مشاوره دهنده برای نظام جامع آموزش مهارتهای فنی و حرفهای کارآموزان دارای معلولیت ذکر شود.
ماده 21 بند الف: سازمان آموزش فنی و حرفهای به عنوان سازمان همکار صدا و سیما در کنار سایر سازمانها ذکر شود.(1)
در ابتدای تبصره ذیل بند (د) ماده (2) این جمله اضافه شود: نظارت بر حسن اجرای ضوابط شورای عالی شهرسازی و معماری درباره مناسب سازی فضاها و اماکن برای معلولان بر عهده وزارت راه و شهرسازی میباشد.
2- متن ذیل به عنوان بند (د) به ماده (13) اضافه و عناوین بندهای بعدی اصلاح شود:
وزارت صنعت، معدن و تجارت تسهیلات لازم در خصوص راهاندازی خط تولید وسایل نقلیه ویژه معلولان را در حد لازم مورد نظر قرار داده و سهمی از تولید کارخانجات خودرو سازی را در این باره جهت تأمین نیاز معلولان تخصیص دهد.
3- متن ذیل به بند (ج) ماده (8) اضافه شود:
وزارت آموزش و پرورش مراکز آموزش عالی و مراکز آموزشی فنی و حرفهای موظف هستند که توسعه علوم و فنون، مهارتها و تکنولوژیهای مربوط به مناسب سازی محیطها، فضاها و اماکن برای معلولان را در برنامهریزیها و فعالیتهای خود منظور نمایند.(2)
نگاهی به مشکلات اجرایی قانون مذکور گویای این واقعیت است که بازبینی و اصلاح محتوای قانون، اصلیترین گام در مسیر تحقق مفاد آن خواهد بود. حوزه معاونت امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور نیز با درج این واقعیت، طی سال گذشته تلاش نمود تا با همکاری تشکلهای غیر دولتی معلولان، نسبت به تهیه پیشنویس مواد اصلاحی قانون اقدام نماید. در همین راستا جلسات متعددی تشکیل گردید و طی آن، کارشناسان توانبخشی و نمایندگان برخی تشکلهای فعال در این زمینه، نکته نظرات خود را مطرح و پیشنهاداتی را در جهت رفع موانع اجرایی قانون ارائه نمودند که ما حصل این تلاشها، پیشنویس اصلاحیه قانون جامع حمایت از حقوق معلولان تهیه گردید.
ضرورت تکمیل پیشنویس تهیه شده و اخذ نقطه نظرات کارشناسان سایر دستگاههای اجرایی ایجاب مینمود، اقدامات و هماهنگیهایی نیز در سطح معاونت محترم رفاه و تأمین اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی صورت پذیرد. لذا جلساتی در دفتر توانمندسازی و حمایتی وزارتخانه مذکور تشکیل که طی این نشستها نمایندگان برخی تشکلهای فعال به ویژه انجمن باور، کارشناسان دفتر توانمندسازی معلولین سازمان بهزیستی کشور و معاونت پژوهشی مجلس شورای اسلامی، صاحب نظرات حوزههای مختلف شهرداری، وزارت مسکن و شهرسازی، بیمه، سلامت و بهداشت، معاونت راهبردی ریاست جمهوری و سایر دستگاههای اجرایی به طرح دیدگاههای خود در خصوص نحوه اصلاح قانون پرداختند. که ما حصل آن تهیه و تدوین پیش نویس نهایی قانون جامع حمایت از حقوق معلولان میباشد، امید است با حمایتهای رئیس جمهور محترم و اعضای هیئت دولت، شرایط لازم جهت تصویب لایحه اصلاحیه قانون فراهم گردد. ضمناً در بازبینی و اصلاح مواد مورد بحث، نکات مهمی مد نظر قرار گرفته است که اهم آنها عبارتاند از:
1- تأکید به این واقعیت که تشخیص و طبقه بندی معلولان بایستی بر اساس طبقه بندی بینالمللی و با تکیه بر معیارهای علمی روز صورت پذیرد تا خدمت رسانی به گروههای هدف بر طبق نیازها و قابلیتهای آنان انجام شود.
2- پیشبینی یک اهرم نظارت قوی در قالب شورای عالی معلولان که ریاست آن بر عهده رئیس جمهور محترم میباشد آن نظارت بر حسن اجرای قانون مذکور است.
3- تأکید بر ایجاد ردیفهای اعتباری مختص به قانون جامع حمایت از حقوق معلولان در دستگاههای اجرایی.
4- تشریح دقیق وظایف دستگاههای اجرایی در قبال افراد دارای معلولیت و میزان مشارکت آنها در اجرای بی کم و کاست قانون مزبور.
5- رفع ابهامات قانون فعلی در بسیاری از بخشها به ویژه در زمینه اشتغال، بیمه، سلامت و بهداشت و ایجاد امکانات دسترسی برای گروههای مختلف معلول.
بدیهی است سازمان بهزیستی کشور بر اساس اهداف و وظایف فراروی انجام هر گونه اقدامی در جهت تسهیل اجرای قانون مذکور و احیای کامل حقوق افراد معلول را در دستور کار خود قرار میدهد.
مستندات قانونی مرتبط در قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، مصوب 1383(1)
ماده 1- دولت موظف است زمینههای لازم را برای تأمین حقوق معلولان، فراهم و حمایتهای لازم را از آنها به عمل آورد.
تبصره- منظور از معلول در این قانون به افرادی اطلاق میگردد که به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان بهزیستی بر اثر ضایعه جسمی، ذهنی، روانی یا توأم؛ اختلاف مستمر و قابل توجهی در سلامت و کارآیی عمومی وی ایجاد گردد. به طوری که موجب کاهش استقلال فرد در زمینههای اجتماعی و اقتصادی شود.
1) . منظور موادی از قانون 83 است که به وظایف بهزیستی پرداخته است.
ماده 2- کلیه وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفند در طراحی، تولید و احداث ساختمانها و اماکن عمومی و معابر و وسایل خدماتی به نحوی عمل نمایند که امکان دسترسی و بهرهمندی از آنها برای معلولان همچون افراد عادی فراهم گردد.
تبصره 1- وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفند جهت دسترسی و بهرهمندی معلولان، ساختمانها و اماکن عمومی، ورزشی و تفریحی، معابر و وسایل خدماتی موجود را در چارچوب بودجههای مصوب سالانه خود مناسب سازی نمایند.
تبصره 2- شهرداریها موظفند از صدور پروانه احداث و یا پایان کار برای آن تعداد از ساختمانها و اماکن عمومی و معابری که استانداردهای تخصصی مربوط به معلولان را رعایت نکرده باشند خودداری نمایند.
تبصره 3- سازمان بهزیستی کشور مجاز است بر امر مناسب سازی ساختمانها و اماکن دولتی و عمومی دستگاههای مذکور در ماده فوق نظارت و گزارشات اقدامات آنها را درخواست نماید.
تبصره 4- آیین نامه اجرایی ماده فوق ظرف سه ماه مشترکاً توسط وزارت مسکن و شهرسازی، سازمان بهزیستی کشور و سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
ماده 3- سازمان بهزیستی کشور موظف است در چارچوب اعتبارات مصوب در قوانین بودجه سالانه اقدامات ذیل را به عمل آورد:
الف- تأمین خدمات توانبخشی، حمایتی، آموزشی و حرفهآموزی مورد نیاز معلولان با مشارکت خانوادههای معلولان و همکاری بخش غیردولتی (خصوصی، تعاونی، خیریه) و پرداخت یارانه (کمک هزینه) به مراکز غیردولتی و خانوادهها.
ب- گسترش مراکز خاص نگهداری، آموزشی و توانبخشی معلولان واجد شرایط (معلولان نیازمند، معلولان بیسرپرست، معلولان مجهولالهویه، معلولان با ناهنجاریهای رفتاری) با همکاری بخش غیردولتی و پرداخت تسهیلات اعتباری و یارانه (کمک هزینه) به آنها.
ج- تأمین و تحویل وسایل کمک توانبخشی مورد نیاز افراد معلول.
د- گسترش کارگاههای آموزشی، حمایتی و تولیدی معلولان و ارائه خدمات توانبخشی حرفهای به معلولان جهت توانمندسازی آنان.(1)
ملاحظه: میراث دولت نهم و دولت دهم در مورد قانون معلولین و قانون 83 بسیار کم حجم است. مقایسه این دولت با دولت حسن روحانی از نظر کمیت دیدگاهها و نظریات عرضه شده، قابل قیاس نیست و از طرف دولت یازدهم، تحلیلها و بررسیهای متعدد و متنوع منتشر شده است.
1) . سایت کانون معلولین توانا، 13 بهمن 92.
در این دوره چند روش ابتکاری جدید برای رساندن پیام معلولین به لایههای مختلف جامعه و توجیه مدیران دولتی و زمینه سازی برای تصویب و اجرای حقوق معلولان اجرا شد. این روشها عبارتاند: برگزاری نمایشگاه، تشکیل کمیته پیگیری، طرح تعاون و همکاری مشترک، انجمن نخبگان، سال تکریم و عدالت و کارگروه مشورتی. اکنون به توضیح این راهکارها میپردازم. اینها مقدمه چینی برای تدوین و تصویب قانون یا مؤخر از قانون و به منظور معرفی کارآیی قانون میباشند. از اینرو خود این عناوین قانون مصوب ندارد؛ البته اگر میداشت بهتر بود.
هفت سال از تصویب و اجرای «قانون جامع حمایت از معلولان»، برای اینکه نتایج و پیامدهای این قانون در ایران عیناً نشان داده شود، نمایشگاهی در حیاط مجلس شورای اسلامی در میدان بهارستان برپا شد.
این نمایشگاه با نام «نمایشگاه فرهنگی، هنری، علمی، ورزشی، ادبی، صنعتی و فناوری معلولان ایران» از دوشنبه 15 آبان 1389 به مدت 4 روز برپا شد. مبتکر اصلی آن «فراکسیون حمایت از معلولان» بود ولی دولت به ویژه سازمان بهزیستی و تشکلهای معلولیتی هم در اجرای آن سهم مؤثر داشتند.
این نمایشگاه پاسخ به کسانی است که قانون جامع را فاقد تأثیر مثبت و بدون سودمندی و پیامد مطلوب میدانستند و با زبان رسا میگوید: این کارنامه قانون جامع بعد از هفت سال است.
این نمایشگاه نخستین تجربه بود و تاکنون چنین نمایشگاهی با این ابعاد نداشتهایم. پیام این نمایشگاه این است که اگر به حقوق واقعی معلولین توجه شود، استعدادهای آنان به عینیت رسیده و میتوانند مهمترین کارها را به انجام رسانند. حقوقخواهی در مقابل ترحم قرار دارد.
آنچه در کشور ما بر نگرش جامعه نسبت به معلولیت تأثیر اساسی داشته است، نگرش ترحمآمیز و توأم با احساسات انسان دوستانه و آمیخته با باورهای اعتقادی مردمی است که ناخواسته سیر تکاملی و واقعگرایانه جامعه را دستخوش تغییرات آنچنانی نموده و باعث شدهاند تا همواره انسانهای معلول به عنوان افرادی ضعیف و ناتوان مورد دلسوزی قرار گیرند و ناخودآگاه از رشد و پویایی فکری باز مانند که حاصل این باور نادرست، انزوای پنهان معلولان و عدم حضور اجتماعی آنان در جامعه است که علاوه بر لطمات روحی به ایشان، بهداشت روانی خانواده را نیز شدیداً به مخاطره انداخته است.
پیام دیگر نمایشگاه این است که معلولین نیز مانند دیگر شهروندان میتوانند از فرصتهای اجتماعی برابر بهرهمند گردند. البته دستیابی به این مهم مستلزم یک تحول اجتماعی است و اولین قدم در تحقق آن، حضور فعال و مؤثر فرد فرد معلولان در جامعه است. حضوری که جامعه را با توانمندیها و نیازمندیهای این افراد آشنا نماید. مدیریت فراکسیون در آستانه برپایی این نمایشگاه تأکید داشت:
«فراکسیون حمایت از حقوق معلولان مجلس شورای اسلامی» مصمم است تا ضمن تغییر زاویه نگاه مسئولان علیالخصوص نمایندگان ملت و مدیران دستاندرکار مجلس، نسبت به واقعیتهای تلخ و شیرین زندگی معلولان، آنان را به مشارکت در قانونگذاری، برنامهریزی و پیگیری اجرای قوانین برای رفاه حال این قشر معزز، دعوت نماید تا در سایه حضور پربرکت «سازمانهای مردم نهاد معلولان کشور» با حرکتهای فرهنگی، ضمن قدردانی از تلاش قانونگذاران در خانه ملت، آنان را به نظارت بیشتر و دقیقتر در اجرای قوانین دعوت نماید.(1)
برگزاری «نمایشگاه فرهنگی، هنری، علمی، ورزشی، ادبی، صنعتی و فناوری معلولان ایران» همزمان با هفته معلولان در سال 89 برگزار شد. اکنون گزارشی از بخشهای این نمایشگاه تقدیم میگردد.
الف. چشمانداز: معطوف نمودن توجه نمایندگان منتخب ملت و مدیران کل اجرایی مجلس شورای اسلامی به توانمندیهای هنری، علمی، ادبی، فنی، ورزشی، و... معلولان
ب. اهداف نمایشگاه عبارت بود از:
گرامیداشت روز جهانی معلولین
تغییر نگرش نمایندگان منتخب ملت نسبت به معلولیت
ایجاد بانک اطلاعاتی از همکاری خاص نمایندگان با فراکسیون
ایجاد نمونه عملی از همت مضاعف معلولان به جهت تمرکز رسانههای غربی بر حقوق بشر در ایران
جلب نظر مساعد نمایندگان ملت در تصویب قوانین جدید
تشویق و ترغیب نمایندگان بر نظارت دقیقتر بر اجرای قوانین در کشور
ج. محورهای نمایشگاه:
یکی از معضلاتی که معلولین با آن مواجهاند عدم توان خرید مسکن مناسبسازی شده است. این نمایشگاه به دنبال انعکاس این مشکل و فعالیتهایی که تشکلها و تعاونیهای معلولین در این زمینه انجام دادهاند.
معضل اشتغال در تمام جوامع وجود دارد و معلولین نیز از این امر مستثنی نیستند و با معضلات بسیاری مواجه هستند اما انجمن معلولان در ایران ساکت نشستهاند و در زمینههای مختلف اقدام به ایجاد اشتغال برای معلولین نمودهاند این نمایشگاه به دنبال انعکاس توانمندی معلولان در ایران بود.
معلولان با تمام محدودیتهایی که داشتهاند دست از تلاش برنداشته و در عرصههای مختلف علمی، هنری، و فرهنگی موفقیتهایی را کسب کردهاند. این قسمت به معرفی نخبگان معلول به نمایندگان و دیگر اقشار مردم است.
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 2 آبان 1389.
مناسبسازی میکوشد با هدف ایجاد تساوی فرصتها و رعایت حقوق افراد معلول به منظور مشارکت آنان در کلیه امور جامعه، حضور معلولان جامعه را در اذهان طراحان شهری جهت ایجاد فضایی مناسب به مرحله تعیین برساند. تغییر ساختارهای موجود برای تسهیل استفاده معلولین، بیش از حد پرهزینه است. با این حال، اگر نیازهای معلولین در مرحله برنامهریزی و طراحی در نظر گرفته شود، این هزینه را میتوان پسانداز کرد. این نمایشگاه به دنبال بررسی این مشکل و موانع موجود بر سر راه مناسبسازی معلولان بود.
در این قسمت کتابها و مجلات و فصلنامههایی که در مورد معلولین به چاپ رسیده است به نمایش گذاشته شد و همچنین آثار و انتشارات معلولین نیز در این زمینه، نمایش داده شد.
در این قسمت از نمایشگاه توانمندیهای معلولین در عرصه صنایع دستی به نمایش گذاشته شد و حمایتهایی که مسئولین میتوانند در این زمینه داشته باشند، بررسی شد.
در این قسمت نیز آثار معلولان هنرمند خطاط و نقاش به نمایش گذاشته شد.
در این بخش از نمایشگاه سعی شد تا توانمندیهای معلولان ایران را در عرصه ورزش به نمایش گذاشته و ورزشکاران خوب ایران را به نمایندگان جامعه معرفی کرد.
در این قسمت نمایشگاه سعی شد تولیدات ایرانی معلولان در عرصه تولیدات کمک توانبخشی تجهیزات پزشکی معرفی شد.
در این بخش تلاش شد تا آثار ساخته شده در حوزه فیلم و سریال معلولان در نمایشگاه به نمایش گذاشته شود و نمایندگان را بیشتر با مسائل و مشکلات معلولین آشنا کند.
معلولان در عرصههای مختلف شکوفای بسیاری داشتند. در این نمایشگاه، اختراعات معلولین و یا برای معلولین را به نمایش گذاشته شد.
در این قسمت از نمایشگاه سعی شد هنرمندان مطرح در عرصه هنر(موسیقی و آواز و غیره) به نمایندگان معرفی شوند.
در ایران تشکلهای معلولین یکی از فعالترین تشکلهای ایران میباشند که در عرصههای مختلفی توانمندیهای بالایی دارند. در این نمایشگاه تلاش شد تا توانمندیها و فعالیتهای مختلف تمام تشکلهای معلولان در کشور را به صورت تصویری و مکتوب نمایش داده شود.
در این قسمت نمایشگاه به تحلیل آمار در حوزه معلولان پرداخته و نمونههایی از معلولیتها را ارائه داده و به بررسی مشکل آمار معلولان اشاره نمود.
در این قسمت از نمایشگاه تلاش شد تا موفقیتها و فعالیتهای فرهنگی که در عرصه معلولان وجود دارد (اردوها، مراسمات، جشنوارهها و غیره) را به جامعه معرفی کند.
مسئله ازدواج برای معلولان دارای ابعاد خاصی است که نیاز به بررسی و توجه ویژه مسئولان دارد. در این بخش از نمایشگاه به دنبال انعکاس ازدواجهای موفق معلولان با معلولان و یا افراد تندرست با معلول است. این قسمت از نمایشگاه میتواند یکی از بخشهای جذاب نمایشگاه باشد.
در پایان نمایشگاه سعی نمود تا چالشها و موانع موجود بر سر راه معلولان را به نمایندگان گوشزد کند و از آنها قول بگیرد در حل مشکلات معلولان همراه آنان باشند.
درباره این نمایشگاه ملاحظات و نکات چندی را میتوان مطرح کرد:
1- معلولین ایران از نظر بهره هوشی و استعداد از بسیاری از کشورها و نیز از کشورهای منطقه بالاتر هستند. این نکته را میتوان در این نمایشگاه دید. اما متأسفانه در این زمینه اطلاعرسانی نبوده یا بسیار کم بوده است.
کسانی که این نمایشگاه را دایر کردند، باید پروژه را به اتمام میرساندند و با ایجاد سایت اینترنتی و نیز با تألیف یک جلد کتاب، تمام اسناد و مدارک، تمامی عکسهای کالاهای در معرض نمایش و تلقی و دیدگاه مردم و مسئولین را در این کتاب میآوردند. به عبارت دیگر استفاده از نمایشگاه را دائمی مینمودند. شش روز نمایشگاه بود و کسانی دیدند و بعد از مدتی هم خاطره آن از اذهان محو میگردد. تنها راه تداوم این نمایشگاه تألیف کتابی درباره آن و نیز راهاندازی سایتی درباره کارنامه معلولین است.
2- اطلاعرسانی درباره کارنامه و فعالیتهای معلولین نخبه در ایران بسیار اندک است. به همین دلیل شور و شوق در معلولین کاهش یافته است. در کشورهایی، اگر یک معلول یک اثر هنری کوچک خلق کند، دهها بار او را در صدا و سیمای ملی خودشان نشان میدهند، رسانهها به مصاحبه با او میپردازند، از والدین، دوستان و نزدیکان او خاطره میگیرند و پخش میکنند. زندگی او را به عنوان قهرمان ملی به چند زبان پخش میکنند. اما در ایران صدا و سیما از نمایشگاهی که نشانگر خلاقیت بخشی از جامعه معلولین است، فقط چند ثانیه و شاید یک دقیقه مطلب پخش میکند. معلولین سرمایههای این کشوراند و لازم است معرفی آنان به جهان، موجب افزایش اعتبار و حیثیت ایران میشود.
3- تأسیس بانک اطلاعات برای معلولین نخبه نیاز فوری است. این بانک زندگینامه و شخصیت آنان را معرفی میکند، آثار و تولیدات آنهار ا به جهان میشناساند و زمینههای افزایش بهرهوری آنان را فراهم میآورد.
4- برپایی همایشهایی درباره بخشهای این نمایشگاه هم ضروری بوده است. مثلاً دانشکده هنر دانشگاه تهران بایست، تولیدات هنری عرضه شده را در همایشی بررسی و نقادی میکرد. خانه
کتاب، با دعوت استادان، در همایش یک روزه، کتب عرضه شده را نقادی میکرد. این شیوه به ارتقای تولید میانجامد.
5- تأسیس موزه معلولین برای بهترین آثار و خلاقیتها ضرورت دیگر است.
6- تأسیس بازارچه تولیدات معلولین در فرودگاهها، ترمینالهای مسافربری و در مراکز متروی تهران هم یک ضرورت است.
همه اینها مهم و میتوانستند در همان سالها اجرا شوند. اگر چنین اقداماتی اجرایی میشد، تأثیر این نمایشگاه مضاعف میگردید. حقوق معلولین ایجاب میکند مسئولین و مدیران به موارد مزبور توجه داشته باشند. نایب رئیس مجلس حجت الاسلام ابوترابی به هنگام بازدید از نمایشگاه به سخنرانی پرداخت. چند تن از نمایندگان مجلس و رؤسای چند کمیسیون و چند مدیر ارشد دولتی حضور داشتند، ایشان تحت تأثیر این نمایشگاه قرار گرفته بود و گفت ما باید از معلولین حمایت کنیم.(1)اما این سخنرانی با چند مطلب کلی و تکراری به پایان رسید. اگر ایشان از کارشناسان کمک میگرفت و سخنرانی مهم و مؤثر با بیان موارد مزبور ایراد میکرد، مدیران را راهنمایی میکرد، پروژههای ضروری را به آنها یادآور میشد و راهنماییهای لازم را میفرمود.
تشکلهای معلولیتی در این دوره فعال تر شدند. برخی از آنها که در بهزیستی پرونده عضویت داشتند کمیتهای تشکیل دادند. این تشکل به نام «کمیته پیگیری» مشهور شده است. البته نام اصلی آن اینگونه است. کمیته پیگیری، اجرا و بهینهسازی قانون جامع حمایت از معلولان.
این کمیته در بهزیستی مستقر است و با تشکیل جلسات بحث و بررسی درباره مشکلات معلولین، نظریات کارشناسی و راهکارهای خود را مکتوب به بهزیستی ابلاغ میکرد. البته در کارشان مشکلاتی بود که موجب کندی و بعد تعطیلی شد.
از جمله اقدامات نیک آنها نامهای جهت تشکر از نمایندگان و ریاست مجلس شورای اسلامی برای تصویب الحاق ایران به کنوانسیون حمایت از معلولان بود. متن این نامه همراه با توضیحاتی ذیلاً میآید.
اما متأسفانه مثل دیگر اقدامات تجارب این کمیته هم جایی مکتوب نشده؛ حتی اسامی سمنهای عضو این کمیته هم معلوم نیست. از ریاست محترم بهزستی تقاضای عاجزانه داریم، اینگونه اقدامات را سرمایههای ملی بدانند و در ضبط و ثبت اسناد آنها دستور لازم را بفرمایند. به راحتی یک جلد کتاب در این باره میتوانستند منتشر کنند.
انجمنهای عضو کمیته پیگیری، اجرا و بهینهسازی قانون جامع حمایت از معلولان، در نامهای از علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی و نمایندگان مجلس، برای تصویب الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون حقوق انسانی افراد دارای معلولیت تشکر و قدردانی کردند.
1) . سایت سازمان بهزیستی کشور، 15 آبان 1389.
در این نامه چنین آمده است: بیگمان در تاریخ پرفراز و نشیب ملت سرافرازمان روزهایی است که تجلی به ثمر نشستن آرمانهای ملی، دینی و تاریخی ملت قهرمان ایران عزیز است. روزهایی همچون 22 بهمن 1357 سالروز پیروی با شکوه انقلاب اسلامی ایران، 12 فروردین 1358 سالروز تأسیس رسمی جمهوری اسلامی ایران با مهر تأیید ملت تاریخساز ایران و سوم خرداد 1361 سالروز بازگشت خرمشهر مقاوم به دامن ایران اسلامی. در تقویم شکلگیری هویت گروههای مختلف اجتماعی نیز روزهای است که یادآور حصول موفقیتهای عظیم تاریخی و سرنوشتساز است.
چهارشنبه 13 آذر 1387 روز تصویب الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون حقوق انسانی افراد دارای معلولیت یکی و بلکه مهمترین روز در تاریخ فعالیتهای جامعه افراد دارای معلولیت ایران و سازمانهای مردم نهاد است، سرآغاز فصلی نوین در ایجاد فرصتهای برابر و متناسب با شأن انسانی و شهروندی میلیونها انسان دارای معلولیت در گستره ایران عزیز میباشد.
آنگاه ضمن تأکید بر فعالیتهای پیگیر و مستمر افراد معلول و سازمانهای مردم نهاد در تحقق این امر آمده است: قطعاً این پیروزی به جز همراهی دلسوزانه و احساس مسئولیت قابل تقدیر نمایندگان مجلس شورای اسلامی میسر نمیشد. لذا به نیابت از جامعه معلولان کشور و سازمانهای فعال، قدردانی خود را از همگامی اعضا خانه ملت با آرمان خواهی جامعه معلولان ایران و حسن انجام وظیفه نمایندگان محترم ملت نسبت به یکی از پرمشکلترین اقلیتهای اجتماعی ابراز میکنیم و به ویژه از زحمات و پیگیریهای فراکسیون اجتماعی و تلاشهای دلسوزانه کارشناسان مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی سپاسگزاریم و از ریاست محترم مجلس نیز به خاطر هدایت مدبرانه نشست مربوطه مجلس منتج به اخذ آراء قاطع اعضا خانه ملت به نفع الحاق، تشکر ویژه به عمل میآوریم. قطعاً هر بهروزی و سعادتمندی که در پرتو تحقق مفاد این کنوانسیون در زندگی میلیونها معلول ایرانی رخ دهد سهمی در سعادتمندی شما نمایندگان دلسوز ملت خواهد داشت.
در پایان ضمن قدرشناسی مجدد از نقش سرنوشتساز مجلس شورای اسلامی ایران در تحقق این پیروزی آیندهساز برای معلولان کشور انتظار داریم اعضا محترم خانه ملت با تصویب قوانین پایین دست و اجرایی برای تبدیل حقوق مورد تأیید افراد معلول مندرج در کنوانسیون به دستاوردهای ملموس برای افراد معلول و تحقق عملی فرصتهای برابر این گروه اقدام شایسته خود را در تصویب کنوانسیون تکمیل کرده و موجب شوید طعم شیرین الحاق جمهوری اسلامی به کنوانسیون در کام افراد معلول کشور حس شود.(1)
در این دوره شاهد نشستهای مشترک، جلسات با حضور متصدیان از نهادهای مختلف و بالاخره همکاری بین دستگاههای قانونگذاری و اجرایی مردمی هستیم. به همین دلیل اقدامات مؤثر و طرحهای سودمندی اجرا شد.
1) . خبرگزاری مهر، 5 دی ماه 1387.
امور معلولین چند بعدی و پیچیده است، نیاز به هماهنگی و اشتراک مساعی همه دستگاهها هست تا یک مسأله و مشکل گرهگشایی گردد. به ویژه دعوت معلولین و تشکلهای معلولیتی به همکاری، علاوه بر اینکه به نوعی تکریم آنها است، موجب تسریع امور و سرعت در حلّ مشکلات است. برای نمونه، برخی از نشستها و همکاری گزارش میشود:
اعضا فراکسیون حمایت از معلولان مجلس، روز جهانی معلول با دبیران سازمانهای مردم نهاد معلولین نشست مشترکی برگزار کردند. در این نشست که ظهر یکشنبه یازدهم آذرماه برگزار شد، «فاطمه آلیا» عضو فراکسیون حمایت از معلولین مجلس شورای اسلامی با اشاره به عمر سه ماهه این فراکسیون، معلولیت را یک ناتوانی جزئی جسمی دانست که خداوند از روی حکمت برای آدمی مقدر کرده است در حالیکه درهای بسیاری از نبوغ و هوش را برای شخص معلول گشوده است؛ از اینرو معلولین توانایی بسیاری از کارها را دارند. او با اشاره به خواست نهادهای مردمی برای برداشتن محدودیتهای معلولین در کاندیداتوری مجلس شورای اسلامی، کاندیدا شدن معلولین را امری مطلوب دانست؛ چون آنان توانایی به انجام رساندن این وظیفه را دارند. اما هم اکنون برای کاندیدا شدن معلولین منع قانونی وجود دارد. باید تلاش کرد ابتدا قانون اصلاح شود.(1)
یکی از خواستههای معلولین از قدیم، داشتن نشست با مسئولین و مدیران و تشکلهای معلولین است. اگر این خواسته به صورت قانون مصوب میشد، کارآیی آن مضاعف میگردید. مثلاً رئیس بهزیستی ملزم میشد که هر ماه و یا هر دو ماه یک جلسه با تشکلهای معلولین داشته باشد. نیز معاونان او ملزم میشوند.
البته مانع و مشکل که همیشه وجود داشته، دستور مذاکرات این جلسات است. تلقی عمومی این است که معلولین جلسه را برای مساعدت مالی میخواهند و مهمترین خواسته آنان، دریافت کمک مالی است. از طرف دیگر مسئولین بهزیستی هم بر اساس این تلقی، جلسات با معلولین را مدیریت کردهاند.
آقای حسن کامران نماینده مردم اصفهان در فراکسیون معلولان اعلام کرده بود که وقتی آقای فقیه رئیس بهزیستی بود در اتاقش به روی معلولین بسته بود و هیچ به آنها توجهی نمیکرد و از رئیس جدید آقای اسفندیاری خواست به معلولین توجه نماید.(2)اسفندیاری مدیر جدید سازمان کل بهزیستی کشور با حضور در فراکسیون معلولان و جانبازان اعلام کرد در جلسه تشکلهای معلولین شرکت کرده و نظرات مدیران انجمنها و سمنها را شنیده است و قول داد برای بهبود وضع جامعه معلولان و جانبازان در آیندهای نزدیک جلسهای در بهزیستی برگزار خواهد کرد تا نمایندگان و مدیران انجمنها مشکلات و مسائل خود را در این زمینه به مسئولان ارائه دهند.(3)
گاه این نشستها در سطح بالا و با حضور ریاست جمهوری بوده است. فراکسیون همراه با جمعی از معلولان و سازمانها، نهادها و تشکلها با رئیس جمهور ملاقات داشت. برگزاری همایش کاربردی
تشکلهای مردمی و نهادها(NGOها) دارای معلولیت ذهنی نیز در سالن آمفیتئاتر بهزیستی روز یکشنبه 10 آذر تشکیل شده است.(1)
معلولین در طول تاریخ در همه دورهها درخشیدهاند؛ اما در عصر ظهور اسلام به دلیل حمایت رسول خدا(ص) و قرآن از حقوق و کرامت و حیثیت معلولین بیشتر درخشش داشتهاند. جاحظ در سده چهارم قمری و صفدی در سده هفتم قمری، کتابهایی درباره معلولین نوشتند و آنان را معرفی کردند.
کتاب صفدی به نام نکت الهمیان فی نکت العمیان چند بار منتشر شده، او در جای جای کتابش به نبوغ و خلاقیتهای معلولین اشاره کرده است.(2)
اما گاه بعضی افراد القاء کردهاند که معلولین، آدمهای منزوی، متکدی و عقبمانده هستند. اگر چنین افراد نادر در جامعه معلولین پیدا شود، خیلی کماند و نسبت به کل قابل توجه نمیباشند.
فراکسیون مجلس و رئیس آن خانم آلیا در سال 1390، طرحی برای معرفی معلولین نخبه معرفی کردند. خانم آلیا در مصاحبه با ایسنا از این طرح گفته و ابعاد آن را معرفی کرده است.(3)به نظر ایشان، معلولانی که موفق به کسب افتخارات شده و کشور را سربلند کردهاند، کم نبودهاند. معلولین در زمینههای مختلف تلاش کرده، اختراعات خوبی داشته و اختراعات سودمندی را به تولید رساندهاند.(4)
خانم آلیا از چهرههای خدوم معلولین و انسانی شریف است و در عرصه رشد و ارتقای این قشر فراوان کوشیده است. ذهن خلاق و مبتکر دارد. این طرح ابتکاری او هم، یک ضرورت است، اما لازم است به چند نکته توجه شود:
قبل از هر اقدامی لازم است مقدمهچینی و تمهید مقدمات شود. اطلاعات معلولین نخبه گردآوری و در بانک اطلاعات ذخیره گردد.
تصویب قانون 83 و فعال شدن دستگاههای اجرایی، بعد از سال 1383، موجب شور و نشاط در جامعه معلولین شد. آنان باور کردند که میتوانند بدون تبعیض و در فضایی با فرصتهای مساوی و برابر با افراد عادی زندگی کنند.
فراکسیون حمایت از معلولان برای اطلاعرسانی و رسانهای کردن اخبار فعالیتها؛ سال 1389 را سال تکریم و عدالت معلولان نامید.
فاطمه آلیا رئیس فراکسیون، برنامههای سال عدالت و تکریم معلولین را اعلام کرد. قدمهای زیادی برای معلولین برداشته شد و همه دستگاهها امسال نسبت به سالهای گذشته قدمهای بیشتری در
جهت بهبود وضعیت و حل مشکلات معلولین برداشتهاند، نیز با شروع روز جهانی معلولین، سال 1389 سال عدالت و تکریم معلولان نام گرفته است.
الحاق ایران به کنوانسیون جهانی و تأثیر آن در حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت با پیگیریهای به عمل آمده در دولت به تصویب رسید و تقدیم مجلس شد.
این لایحه همچنین با توجه به در پیش بودن روز جهانی معلولین و بر اساس ماده 102 آییننامه داخلی با بیش از 180 امضاء از طرف نمایندگان در اولویت قرار گرفت و در صحن علنی مجلس مطرح شد.(1)
از طرف دیگر در سال 1389، جایگاه معلولان در برنامه توسعه بررسی و تثبیت شد. در بودجه این سال سرفصلهای بیشتری به معلولین اختصاص مییافت. اقدام مهم دیگر تشکیل کارگروهی با رویکرد شورای حقوقی در این سال بود نمایندگانی از سازمانهای مردم نهاد مربوط به معلولین، کارشناسان مرکز پژوهشها، اداره قوانین مجلس و فراکسیون در این کارگروه عضویت دارند. هدف این است که پیشنهادات مختلف اخذ و در برنامه توسعه پنجم آورده شود.(2)
از طرف دیگر تلاشهای بسیار برای افزایش میزان تحصیلات معلولان با توجه به پیشرفتهای تکنولوژی نوین انجام یافته است.
در سالهای دور معلولان امکان ادامه تحصیل نداشتند و به همین علت بیشتر در شغل اپراتوری و برخی شغلهای محدود به کار گرفته میشدند، اما پس از تصویب قانون جامع حمایت از حقوق معلولان و سرمایهگذاری نظام جمهوری اسلامی برای ادامه تحصیل معلولان میزان تحصیلات این قشر از شهروندان بالا و در برخی موارد دکترا و فوق لیسانس است به همین دلیل نهادها درصدد تعریف فضا و حوزههای اشتغال متناسب با تحصیلات، توانمندیها و مهارتهای معلولان برآمدهاند.(3)
همه اینها موجب شد که از زحمات و تلاشهای خود معلولین تشکر و قدردانی شود، دوم اینکه از مدیران اجرایی مثل مدیران سازمان بهزیستی هم تشکر شود؛ سوم تلاشهای مجلس هم معرفی و از آنها هم قدردانی گردد. مهم تر اینکه فعالیتهای بسیاری که در سراسر ایران اجرا میشود به جهان معرفی شود. از اینرو سال 1389 به عنوان «سال عدالت و تکریم معلولان» از طرف فراکسیون حمایت از معلولان مجلس نامگذاری شد.
برنامههای توسعه از سال 1327 توسط سازمان برنامه و بودجه آغاز شد و به رغم چند سال تعطیلی، برنامه پنجم در 1389 تدوین و نهایی شد ولی دولت محمود احمدینژاد از اساس آن را ملغی و ابطال کرد و سازمان برنامه و بودجه را هم تعطیل نمود.
برای اولین بار تلاشهای بسیاری برای گنجاندن معلولین در بخشهای مختلف برنامه توسعه انجام گرفت. فراکسیون حمایت از معلولین، نشستهای متعدد و مشترک برای جمعآوری و تدوین آراء برپا کرد تا بتواند از ظرفیتهای مختلف برنامه به نفع معلولین استفاده کند. یکی از اقدامات ابتکاری تشکیل کارگروه با حضور نمایندگان مجلس، نمایندگان سازمانهای مردم نهاد، کارشناسان مرکز پژوهشها، اداره قوانین مجلس و فراکسیون در سال 1389 بود. هدف اصلی آنها، ایجاد یک پایگاه مشورتی و شورای حقوقی بود و میخواستند طرحها و آراء مختلف را جمعآوری و تدوین کنند و به متصدیان برنامه پنجم توسعه بدهند. اگر این تدابیر اجرایی میشد جایگاه معلولین در قسمتهای مختلف ارتقاء مییافت. اما به دستور رئیس جمهور وقت، هر آنچه هم تدوین شده بود خمیر شد.(1)
خلاصه: این شش طرح عملی و اجرایی شد. حداقل برای یک بار عملیاتی شد. ولی تبدیل به سامانه قانونمند نگردید. اگر مجلس برای اینها طرح آماده میکرد و مصوب میشد، امور معلولین بهتر و دقیقتر عملیاتی میشد. اساساً نمایندگان یا فراکسیون معلولین یا کمیسیون اجتماعی درصدد تدوین و تصویب قانون برای این طرحها نبودند. به نظر میرسد همه این طرحها مهم و سودمند و مؤثر هستند و اگر قانونی شوند تأثیر آنها مضاعف میگردد.
1) . خبرگزاری جمهوری اسلامی، 8 خرداد 1389.
پس از تصویب قانون 83 و ابلاغ برای اجرا، نقدها شروع شد؛ به طوری که با گذشت زمان انتقادات گسترش یافت. چند سال بعد یعنی در نیمه دوم دهه نود، انتقادات اوج گرفت و منجر به کنار گذاشتن این قانون و تدوین قانون جدید گردید. این مبحث درصدد گزارش اهمّ این انتقادات به صورت دسته بندی شده است. چند نظر عمومی درباره مشکلات معلولین هست. عدهای فقدان یا ضعف قانون را علت اصلی مشکلات میدانند. معمولاً مدیران اجرایی چنین دیدگاهی دارند. معمولاً در ایران پس از انقلاب، رویهای مرسوم و جا افتاده شده است، هر دولتی میآید اقدامات و کارها و قوانین دولت قبل را تخطئه میکند و هر دولت میخواهد خودش بنای جدید ایجاد نماید و کل بنای سابق را رها هم نمیکند بلکه تخریب میکند. هستی خود را در تخریب و نابودی دیگران میبیند. تاکنون هیچ دولتی نیامده و بگوید رویه و ساختار فکری و ضوابط کلی سابق را قبول دارم و همان را ادامه میدهم. این نوع رفتار، مخل و مضر به حقوق معلولین است. زیرا هر رئیس جمهور حدود یک سال طول میکشد که تیم خودش را مستقر کند و با آمدن تیم جدید، بودجه فراوان نیاز است تا ضوابط جدید را بنویسند و ابلاغ کنند و بودجههایی که قبلاً صرف شده، همه را کنار میگذارند. این بودجهها میتوانست برای بهبود زندگی معلولین مصرف شود و این زمانها میتوانست در راه ساختن زندگی بهتر معلولین به کار گرفته شود.
اما مجلس نظر دولت دالّ بر اینکه قانون ضعف و مشکل دارد را قبول ندارد و مجلسیها بارها اعلام کردهاند که بهترین قانون در سال 1383 برای معلولین تصویب شده و مدیران توان اجرای آن را نداشته یا تجربه و تخصص لازم را ندارند.(1)همچنین نمایندگان گفتهاند: دولت و مدیران دولتی انگیزه لازم برای اجرای قانون را ندارند.(2)
نظر سومی هم هست. طرفداران این نظر معتقداند: معلولین با تلاش و کوشش میتوانند پیشرفت کنند و دولت و مجلس را وادار کنند تا به آنان اهتمام نمایند. وقتی نابینایی مدارج علمی را طی کرد و بهترین وکیل یا بهترین پزشک شود. همگان مجبوراند او را محترم شمرده و به نیازهای او توجه نمایند.(3)این دیدگاه انسان محور است. اما نظریه اول قانون محور و نظریه دوم مدیریت محور است. نظریه چهارمی هم میتوان عرضه کرد و بین سه دیدگاه مزبور جمع کرد و به هر سه فاکتور مزبور بها داد.
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 27 مهر 1389.
2) . همان.
3) . تشکلهایی مانند دفتر فرهنگ معلولین(قم)؛ کانون معلولین توانا(قزوین)؛ و مجتمع رعد (تهران) چنین نظری دارند. هر چند فاکتورهای قانون و مدیریت را هم مؤثر میدانند ولی انسان را محور همه تحولات میدانند (نمایندگان این تشکلها در نشست سماوات در کاشان، این دیدگاه را بیان کردند).
در بین انتقادات به «قانون 83»، گاه گفته شد که این قانون توسط شورای نگهبان تأیید نشده پس مشروعیت ندارد. این سخن کاملاً غلط است. زیرا در قانون آمده که اگر پس از تصویب مجلس، طی ده روز شورای نگهبان نظر نداد، دولت میتواند آن را اجرا کند. پس چنین قانونی بر اساس خود قانون مشروع است و مشکل حقوقی ندارد.
نمایندگان، کارشناسان، مدیران و معلولین در این دوره، این موارد را به عنوان مشکل حوزه معلولین معرفی کردند: ایاب و ذهاب، درمان، بیمه، مسکن، ازدواج، اشتغال، استخدام، عمل به قانون؛(1)معافیت سربازی، پرداخت مستمری، هزینه تحصیلی، مساعدت برای خرید امکانات تحصیل، بانک اشتغال،(2)مناسب سازی، بودجه و سرفصل بودجه در بودجه سالانه.(3)
دو نظریه مهم در زمینه مشکلات معلولین در این دوره وجود داشت. در اواخر دهه 1390 و در سالهای 1388 به بعد به رقم تصویب قانونی جامع و مؤثر در سال 1383، هنوز مشکلات معلولین به قوت خود باقی بود. از اینرو دو دیدگاه در این سالها شکل گرفت: یک نظر علت اصلی مشکلات معلولین را ضعف قانون میداند. نظر دیگر میگوید قانون مشکلی ندارد و عدم اجرای قانون ریشه مشکلات معلولین است. یعنی نمایندگان توپ را به زمین مجریه و دولت توپ را به زمین مجلسیها میاندازد.
ایشان به عنوان نماینده قاینات، عدم اجرا را مشکل میداند و چنین اظهار نظر کرده است:
«در حالیکه قانون جامع حمایت از حقوق معلولان در سال 83 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده و در بندهای مختلف آن به قوانینی برای رفع مشکلات معلولان اشاره شده است اما شواهد حاکی است که تاکنون اقدام چشمگیری برای اجرایی شدن آن به انجام نرسیده است.
او در پاسخ به این که قوانین مصوب مجلس تا چه اندازه مدافع حقوق معلولان بوده و آیا باید قوانین دیگری در اینباره به تصویب مجلس برسد یا خیر میگوید: در این حوزه تمام قوانین مدافع حقوق معلولان از جمله بهسازی فضای شهری، اختصاص سهمیه برای استخدام در ادارات دولتی و ... در مجلس مصوب شده و از این نظر ضعف قانونی از ناحیه مجلس وجود ندارد.»(4)
نهایتاً آقای قربانی میگوید: «مجلس باید در کنار هر قانونی که تصویب میکند ضمنانت اجرایی آن را هم فکر کند. اگر قوانین وضع و تصویب شود و مدیران ارادهای برای اجرا نداشته باشند، مشکلات تداوم مییابد.»(5)
ایشان به عنوان نماینده مردم نهبندان و سربیشه، نظر آقای قربانی را تأیید میکند و میگوید: «اگر چه قوانین مجلس قوانین کاملی است. اما اجرایی نشدن آن توسط دولت همچنان مشکلات را برگرده این قشر باقی گذاشته است.»(1)به نظر صابری نمایندگان ابزارهای بازدارنده در اختیار ندارند. او در این باره میگوید: «نهایت ابزاری که میتوانیم استفاده کنیم، تذکر و پس از آن سؤال است. هر روز داریم تذکر میدهیم. جمع تذکرات در این سالها بسیار شده است و تأثیری هم ندارد. چون مدیر اگر نخواهد اجرا کند، هر کاری بکنیم، اجرا نمیکند و باید فکر دیگری شود.»(2)
یک نکته جالب این است که دکتر انوشیروان محسنی بندپی روزی در مجلس بود و به عنوان نایب رئیس اول کمیسیون بهداشت و درمان در مجلس فعالیت داشت. اکنون او سکاندار مهمترین نهاد اجرایی معلولین یعنی رئیس سازمان بهزیستی است. به همین دلیل معلولین دقیقاً نظرات، افکار، فعالیت و عملکرد ایشان را زیر نظر دارند. روزی که در مجلس بود در گفتگویی با خبرگزاری مجلس شورای اسلامی در سال 1389 گفته بود: «بیتوجهی دستگاههای اجرایی به معلولان، دلیل اصلی مشکلات معلولین است. رویه نادرست مدیران در عدم اجرای قانون یا دور زدن قانون یا اعمال سلیقهای آن پیامدهای خطرناک برای کشور دارد. از جمله موجب دلسردی معلولین از حضور و مشارکت در جامعه میشود.»(3)
آقای محسنی بندپی با اشاره به نامه فاطمه آلیا به وزیر بهداشت و حمایت از حقوق معلولان در آزمون استخدامی پرستاران، اظهار کرد: «معلولان بسیاری هستند که نتوانستهاند با این روند در اجتماع حضور یابد و فعالیت کنند؛ افرادی تحصیل کرده و صاحب اندیشه که گاه از ناتوانی جسمی رنج میبرند. متأسفانه دستگاههای اجرایی در اجرای قوانینی که بر آنها مکلف شده است همکاری لازم را با مجلس ندارند.»(4)
لازم به ذکر است آقای محسنی نزدیک به یک سال است ریاست سازمان بهزیستی را بر عهده گرفته است. تلقی همگان درباره عملکرد ایشان تاکنون مثبت است و ایشان را در خور تقدیر میدانند. از تجارب گذشته میتوان درس گرفت و خوشنامی بر جای گذاشت. امید است آقای محسنی تا آخر دوره مسئولیتشان همچنان نزد معلولین خوشنام و خدوم باقی بمانند و به حقوق معلولین توجه و اهتمام داشته باشند. تنها خواسته مددجویان از ایشان این است که مثل برخی مدیران بی اعتنا به قانون نباشند و سخنان و توصیههای خود، به هنگامی که در جایگاه نماینده مجلس بودند را همواره مرور فرمایند.
خانم فاطمه آلیا با بیان اینکه هیچ دستگاهی اراده و عزم این را ندارد که حق و حقوق معلولان را نقض کند، از معلولان خواست موارد نقض قانون را به مجلس یا سازمان بهزیستی اطلاع دهند.
معلولان اقشار گستردهای از جامعه هستند؛ همه به نوعی در معرض معلولیت قرار دارند و این اتفاقی است که هر لحظه ممکن است حادث شود.
ممکن است یکی از اعضا خانواده مدیری که اهتمام به اجرای حقوق معلولین ندارد در معرض آسیب قرار گیرد و دچار معلولیت شود. از اینرو خواهش و تمنای عموم معلولین و نمایندگان مجلس اینست که مدیران و رؤسای ارشد نظام به حق و حقوق معلولین توجه کنند. بودجههای آنان را جای دیگر صرف نشود و حقوق این قشر بیپناه تضییع نگردد. بر اساس متون دینی قطعاً اینگونه کارها، عواقب سوء و پیامدهای منفی دارد و قطعاً به عنوان غصب اموال و تضییع حقالناس گریبان آنها را خواهد گرفت.
یکی از نویسندگان به نام حسن فاتحی درباره علل و عوامل اجرا نشدن قانون 83 به پنج متغیر اشاره میکند. او نقد و انتقادهای جدی و اساسی به نظام اجرایی قانون دارد و مینویسد:
«یکی از قوانین مصوب مجلس قانون جامع حقوق معلولین در ۱۶ ماده اجرایی میباشد که به دلایل زیر اجرا نشده و از عدالت رفتاری و عملی خبری نیست:
۱. انگیزه و شناخت کافی نسبت به درک مشکلات معلولین از سوی مدیران مرتبط با معلولین وجود ندارد و به عبارتی خود متولیان معلولین و در رأس آنها سازمان بهزیستی از ناقضین اصلی حقوق شهروندی معلولین میباشند و ریشه این معضل بزرگ نیز به سوء مدیریتها و فرصت طلبیهای برخی مدیران اجرایی مربوط میشود.
در تبصره واحده ماده یک قانون حمایت از حقوق معلولین تأکید شده است: معلول به فردی در این قانون اطلاق میشود که به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان بهزیستی بر اثر ضایعه جسمی، ذهنی و روانی یا توأم اختلال مستمر در سلامت و کارایی عمومی وی ایجاد گردد به طوری که موجب کاهش استقلال فرد در زمینههای اجتماعی و اقتصادی شود.
کدام مدیر ارشد و کدام مدیرکل در تنها سازمان متعلق به معلولین با این رویکرد به معلولین مینگرد؟ اگر همین نگرش قانونی مصوب در تعامل با معلولین مورد تمکین واقعی مدیران قرار گیرد بسیاری از فشارها و نگرانیهای روزمره زندگی از دوش معلولین برداشته میشود ولی واقعیت این است نگرش مدیران اجرایی به معلولین نگرشی فنی و قانونی نیست و حتی در خود سازمان بهزیستی انتظاری فراتر از کارکرد افراد سالم از معلولین وجود دارد و این در صورتی است که افراد سالم در همان موقعیت شغلی کارایی به مراتب پایینتر از معلولین و آن هم از روی عمد و قصور دارند و علت اصلی این فرافکنی سوء مدیریتها به وجود معلولین در محیط کاری ناشی از بی توجهی جدی به تبصره قانونی مذکور میباشد.
۲. سازمان بهزیستی به عنوان تنها متولی معلولین از ضعفهای ساختاری مدیریتی و اجرایی حاد برخوردار میباشد یعنی هم مدیران آن توان درک روحیات و مشکلات معلولین را ندارند و اندک مدیران مسئول و خدوم نیز به حاشیه رانده میشوند و هم معاونتها و کارشناسیهای سازمان بهزیستی طوری چیدمان مدیریتی پیدا کردهاند که اندک توجهی به خود معلولین توانمند در حل مشکلات و ارائه راهکارها را ندارند و به عبارتی معلولین منتقد توانمند که از توان بالای تحلیل مشکلات
برخوردارند در سیستمی نادرست یا منزوی میشوند و یا از زندگی میافتند و با انواع برچسبها و فشارهای تصنعی روبرو میشوند و دلیل اصلی این تناقض رفتاری مدیران نیز حاکمیت روابط و باند گرایی به جای نظریه شایسته سالاری میباشد.
در این معضل بزرگ مدیریتی آنقدر بهزیستی ناتوان است که حتی مدیرکلهای برخی استانها برای خود یک حکومت بزرگی درست کردهاند و تا مهره ذی نفوذی آنها در مجلس و یا استانداریها وجود دارد همان مدیرکلها نیز ترس بازخواست قانونی از مراجع بالا را ندارند و با این جزایر مستقل مدیریتی چگونه میشود انتظار داشت که قوانین مصوب مجلس در مورد معلولین اجرا شود؟
۳. به علت فقدان اطلاع رسانیها و نیز نبود جلسات و همایشهای بزرگ با حضور حداقل مدیران استانی در مراکز استانها اکثر مدیران اجرایی سایر ادارات و ارگانها نگرشی سنتی توأم با سلایق خاص خودشان نسبت به معلولین دارند یعنی یا دید ترحمی دارند و یا دید تنفری و علت این نقصها نیز باز به قصور متولیان مستقیم معلولین در سازمان بهزیستی مربوط میشود یعنی آنها آنقدر در مشکلات داخلی و جاری خودشان مانور میدهند که راه حلهای خارج از سازمانی را نیز فراموش میکنند.
۴. به نظر میرسد تنها وجود قوانین نمیتواند راهکار واقعی مشکلات معلولین باشد بلکه تا مجریان قانون شعور و معرفت انجام وظیفه پیدا نکرده باشند قوانین شکل اجرایی به خود نخواهند گرفت و متأسفانه سیستم مدیریتی کلان نیز خواه ناخواه تبلیغ را به جای خدمت و هیاهو را به جای تکریم اشتباه گرفته است و دوست دارد بدین شکل از تعهد عملی قوانین شانه خالی کند.
۵. تشکلات غیردولتی معلولین نیز تا زمانیکه زیر نظر سازمان بهزیستی از حداقل شرایط برای طرح دغدغهها و راهکارهای خود محروم باشند توان ابراز وجود نخواهند داشت و نخواهند توانست در اجرای عملی قوانین مؤثر گردند بنابراین باید تدبیری اندیشیده شود که حداقل نخبگان معلول در مدیریتهای اجرایی مرتبط با معلولین فرصت طرح نظر و دخالت عملی داشته باشند. و به رویه استفاده ابزاری از معلول باید خاتمه داده شود و به جای آن از توانمندی و طرحهای خلاق آنها در جهت حل معضلات خودشان بهره جسته شود.»(1)
بالاخره و به هر دلیل بسیاری از بندهای قانون 83 اجرایی نشد و انتقادات فراوانی مطرح شد ولی گویا گوش شنوایی نبود تا اینکه از سال 1389 دولت و مجلس به این نتیجه رسیدند، قانون 83 را کنار گذاشته و قانون جدیدی در دولت تدوین و عرضه شود. اما این دغدغه هست که اگر قانون جدید با صرف بودجه فراوان و امکان زیاد تدوین و تصویب شود، مجدداً چه تضمینی هست که اجرا خواهد شد. مگر اینکه در قانون جدید، ضمانتها، تضمینها و ضامنهای مستحکم و بازدارنده و کارآمد درج شود. به طوری که هیچکس جرأت تخلف نداشته باشد. لازم به تذکار است ضمانتهای حقوقی هر مقدار قوی باشد، باز راه گریزی برای آن پیدا میکنند. و لازم است ضمانتهای اخلاقی و شرعی و نیز توجیههای معرفتی و تربیتی هم به آن افزوده شود. مدیری که نسبت به پیامدهای عدم اجرای
1) . پایگاه اطلاعرسانی تابناک، حسن فاتحی، 26 شهریور 1388.
قانون معرفت دارد قطعاً کمتر تخلف میکند. همچنین ضمانتهایی مثل نظارت مردمی و دیدهبانی مطبوعات هم لازم است قانونی شود.
هنوز جنبههای آماری معلولین روشن و معلوم نیست. گاه سازمان بهزیستی با تکیه بر نداشتن آمار جامع، از پذیرش معلولین طفره رفته است. مجلس شورای اسلامی در سال 1386 طرح دو فوریتی مطرح کرد که 500 هزار معلول منتظر نوبت توسط سازمان بهزیستی پذیرش شوند.(1)در همین راستا عشرت شایق، نماینده مردم تبریز در جلسه فراکسیون تأکید کرد که: «اقدامات صورت گرفته برای خدماتدهی به معلولان کشور متناسب با تعداد و نیازهای متعدد این قشر نبوده است.»(2)
حسین ابراهیمی نماینده بیرجند معتقد است در ایران حدود 10 میلیون معلول هست و این حجم معلول، نیاز به تدبیرهای جدی دارد:
«در کشوری مثل ایران با چیزی حدود 10 میلیون معلول معمولی، شدید و خیلی شدید بدون احتساب سالمندان که به سمت نوعی معلولیت میروند با وجود قوانین و مصوبههای متعدد از سوی مجلس شورای اسلامی هنوز در این زمینه حرکت قابل توجهی صورت نگرفته است.
این انتقادات در سطح کلان شهرها مطرح میشود که در سطح مراکز استان و شهرستانها هم با وجود تعداد قابل توجهی معلول، امکانات در حداقل بوده و به هیچ عنوان متناسب با شرایط آنان نیست. 23 مهر؛ روز جهانی عصای سفید روزنامهی آوای خراسان جنوبی را بر آن داشت تا نحوه تصویب قوانین حامی معلولان در مجلس و چگونگی اجرایی شدن آن را در سطح استان خراسان جنوبی را از سه تن از نمایندگان آن جویا شود. نتیجه این بررسی مطلوب نبود.»(3)
مجلس شورای اسلامی در سالهای 1385 به بعد کارگروه اشتغال و سرمایهگذاری ایجاد کرد تا به روش تخصصی و ویژه به مشکلات این حوزه از جمله مسائل معلولین رسیدگی کند. یکی از اعضای این گروه، به نام مسعود ریحان نماینده اهر معتقد است:
«باید نگاه جامعه به معلولان بیشتر یک نگاه علمی و کارشناسی بوده و ساز و کاری تبیین شود که زمینههای فعالیتهای اجتماعی معلولان بیش از پیش فراهم شود. معلولیت مانعی برای کار و زندگی نبوده و در بعضی مواقع معلولین کارهایی انجام و منشاء خدمات ارزنده برای کشور شدهاندکه حتی افراد سالم نتوانستهاند آن کار را انجام دهند و با عزم و اراده خود و با وجود برخی ناملایمات در جامعه بر مشکلات فائق آمدهاند که این افراد بهترین الگو و سرمشق برای معلولان ما هستند. معلولین مشکلات عدیده در حوزه اشتغال دارند و لازم است حداقل قانون سه درصد استخدام ادارات و نهادها
عملی شود. اگر توجه جدی به معلولان شود و برنامهریزی مناسبی در این خصوص صورت گیرد قطعاً این افراد میتوانند به نحو شایستهای منشاء خدمات ارزنده برای رشد و شکوفایی در عرصههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و علمی در کشور باشد.
باید زمینهای فراهم کنیم تا با کمک دولت و مجلس در جهت تأمین نیازهای عمومی معلولان خصوصاً اشتغال، مسکن، ازدواج، ایاب و ذهاب و درمان گامهای عملی برداریم که در این خصوص نمایندگان مجلس از طرحهایی که به نفع معلولان و در جهت حل مشکلات عمومی آنها باشد، حمایت میکنند.»(1)
در مورد اشتغال و استخدام، ماده 7 در قانون جامع 1383 چنین میگوید:
ماده هفت- دولت موظف است جهت ایجاد فرصتهای شغلی برای افراد معلول تسهیلات ذیل را فراهم نماید:
الف- اختصاص حداقل سه درصد (3%) از مجوزهای استخدامی (رسمی، پیمانی، کارگری) دستگاههای دولتی و عمومی اعم از وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات، شرکتها و نهادهای عمومی و انقلابی و دیگر دستگاههایی که از بودجه عمومی کشور استفاده مینمایند به افراد معلول واجد شرایط.
ب- تأمین حق بیمه سهم کارفرما توسط سازمان بهزیستی کشور و پرداخت آن به کارفرمایانی که افراد معلول را به کار میگیرند.
ج- پرداخت تسهیلات اعتباری به واحدهای تولیدی، خدماتی، عمرانی، و صنفی و کارگاههای تولیدی حمایتی در مقابل اشتغال افراد معلول به میزانی که در قوانین بودجه سالانه مشخص میگردد.
د- پرداخت تسهیلات اعتباری خود اشتغالی (وجوه اداره شده) به افراد معلول به میزانی که در قوانین بودجه سالانه مشخص میگردد.
ه-- پرداخت تسهیلات اعتباری (وجوه اداره شده) جهت احداث واحدهای تولیدی و خدماتی اشتغالزا به شرکتهای و مؤسساتی که بیش از شصت درصد (60%) سهام و سرمایه آنها متعلق به افراد معلول است.
و- اختصاص حداقل شصت درصد (60%) از پستهای سازمانی تلفنچی (اپراتور تلفن) دستگاهها، شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی به افراد نابینا و کم بینا و معلولان جسمی - حرکتی.
ز- اختصاص حداقل شصت درصد (60%) از پستهای سازمانی متصدی دفتری و ماشیننویسی دستگاهها، شرکتها و نهادهای عمومی به معلولین جسمی - حرکتی.
تبصره1: کلیه وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی مجازند تا سقف مجوزهای استخدامی سالانه خود، افراد نابینا و ناشنوا و معلولین ضایعات نخاعی واجد شرایط را رأساً به صورت موردی و بدون برگزاری آزمون استخدامی به کار گیرند.
تبصره2: سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور موظف است سه درصد (3%) از مجوزهای استخدامی سالانه وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات دولتی، شرکتها و نهادهای عمومی و انقلابی را
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 10 مرداد 1389.
کسر و در اختیار سازمان بهزیستی کشور قرار دهد تا نسبت به برگزاری آزمون استخدامی اختصاصی برای معلولین واجد شرایط با همکاری سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور اقدام و معلولین واجد شرایط پذیرفته شده را حسب مورد به دستگاه مربوطه معرفی نماید.
تبصره 3: سازمان بهزیستی کشور مجاز است در قالب اعتبارات مصوب خود، صندوق فرصتهای شغلی معلولان و مددجویان بهزیستی را ایجاد و اساسنامه آن را به تصویب هیئت وزیران برساند.
تبصره 4: سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور موظف است آموزشهای لازم فنی و حرفهای را متناسب با بازار کار برای معلولان به صورت رایگان و تلفیقی تأمین نماید.(1)
متن قانون در اینباره جامع و صریح است و مشخص نیست با چه توجیهی برخی مدیران میگفتند در این زمینه قانون ضعف دارد.
محمدرضا صابری نماینده نهبندان هم معتقد است قانون مشکلی ندارد. او به وجود قانون جذب سه درصد استخدامیها در ادارات و نهادهای دولتی از بین معلولان اشاره میکند و میگوید: «با وجود چنین قانونی اما شاهد عدم اجرای آن از سوی نهادهای دولتی هستیم. با اینکه بهکارگیری این افراد در واحدهای مربوطه موفقیتآمیز بوده به طور مثال در بخش اپراتور که در مواردی دیده شده این افراد چندین هزار شماره تلفن را حفظ هستند ولی باز شاهدیم که استخدامی از بین این افراد صورت نمیگیرد.»
او همچنین به عدم اجرای این قانون در سطح استان خراسان جنوبی اشاره کرده و میگوید: «در استخدامی که حدود یک ماه پیش از سوی استانداری به انجام رسید متأسفانه شاهد بودیم که سه درصد مذکور لحاظ نشد.»
او درباره شیوه پیگیری نمایندگان برای اجرایی کردن این قانون میگوید: «اگرچه ما تذکرات شفاهی خود را به مسئولان استانی انتقال دادیم ولی به نظر میرسد در حد همین تذکرات شفاهی باقیمانده و نتیجهای در برنداشته باشد. در این زمینه دولت باید پیگیری و توجه لازم را برای اجرایی کردن قوانین مصوب مجلس داشته باشد. بخشی از مشکلات استخدامی و اشتغال معلولین در نامه رئیس فراکسیون به وزیر بهداشت و درمان آمده است.»(2)
دکتر انوشیروان محسنی بندپی به عنوان معاون کمیسیون پزشکی مجلس درباره استخدام معلولین دیدگاه مهمی دارد:
او در رابطه با توجه به وضعیت استخدامی معلولان در بسیاری از موارد با وزرا به بحث و گفتگو پرداخت. در آخر معتقد شد: «برخی در دستگاههای اجرایی دیدگاه کوتهبینانه دارند و نمیخواهند معلولان به حقوق خود برسند.» او از راز مهمی پرده بر میدارد و میگوید: «به نظر میرسد که دستگاههای دولتی بر این باور هستند که میتوانند این بودجه را صرف افرادی دیگر کنند. در صورتی که استفاده از توانمندیهای معلولان در پیشبرد اهداف سازندگی در کشور را نباید نادیده انگاشت. نظر نمایندگان نسبت به استخدام معلولان، معلولان ذهنی نیست، بلکه معلولانی هستند که مشکلات
جسمی دارند اما از اندیشههای نو و روحیه تلاش برای ارائه خدمت برخوردار هستند. بهرحال قانون حمایت از معلولان تاکنون در دولت نهم و دهم اجرایی نشده است.»(1)
تاکنون همه پژوهشگران و نویسندگان دنبال علت بیتوجهی مجریان به معلولان میگشتند و اکنون با سخن آقای محسنی معلوم میشود مشکل در کجا است. مشکل اینست که مدیران اجرایی در دولت معتقد بودند صرف بودجه استخدام و اشتغال معلولین برای آنها سودمند نیست و باید این بودجه را برای اقشار دیگر مصرف کرد.
البته پس از اظهارات متعدد در زمینه اجرا نشدن حقوق و قوانین معلولین توسط دستگاههای اجرایی و ایجاد جو اجتماعی، سازمان بهزیستی در سایت خود اظهار نظر کرد و نوشت:
«اشتغال یکی از مهمترین دغدغههای معلولان است، این قانون باعث رفع دغدغههای معلولان میشود و باید مسئولان نیز برای رفع مشکل اشتغال معلولان اقدام کنند، ایجاد اشتغال باید در اولویت باشد چرا که این مسئله تأثیر مستقیمی بر روی روحیه و اعتماد به نفس آنها دارد، بنابراین سرمایه گزاری اصلی باید بر روی اشتغال باشد.
سازمان بهزیستی نیز برنامههایی را برای اشتغال معلولان در نظر گرفته است، در این مورد تفاهمنامهای بین وزارت تعاون و سازمان بهزیستی برای ایجاد تعاونیهای فراگیر اشتغال معلولان انجام شده است، انشاءالله این تعاونیها اگر فعال شوند تا حدودی دغدغه اشتغال این عزیزان پاسخ داده میشود، وزارتخانههای رفاه، تعاون و کار نیز برای توانمندسازی هرچه بیشتر تواناییهای معلولان فعالیت خود را آغاز کردهاند؛ در کنار اینها بحث استخدام معلولان در آزمون استخدامی آموزش و پرورش است که تلاش شده در این آزمون نیز به سهمیههای معلولان توجه کافی شود.»(2)
همچنین فراکسیون حمایت از حقوق معلولین پا پیش نهاد و جلساتی بین مدیران اجرایی و نمایندگان گذاشت تا دیدگاهها و افکار و رویهها را به هم نزدیک کند.
خانم آلیا رئیس فراکسیون، پیشرفت در کارهای کارشناسی قانون بازنشستگی و کاهش ساعت کاری معلولان را مهم دانست. یکی از مطالبات معلولان رسیدگی به قانون بازنشستگی و کاهش ساعت کاری آنها است که کارهای کارشناسی آن انجام شده و منتظر مشخص شدن محل تأمین اعتبار آن است. این قانون چیزی شبیه به قانون اشتغال و بازنشستگی جانبازان است و همچنین ساعت کار آنها با توجه به نوع معلولیت در مورد افرادی که استخدام رسمی هستند و از نظر جسمی توان کار تمام وقت را ندارند مشخص میشود. وی همچنین از حضور مسئولان بهزیستی و کارشناسان مراکز پژوهشی در جلسه فراکسیون حمایت از حقوق معلولان خبر داد.(3)
چند ماه بعد معلولینی در آزمون استخدامی آموزش و پرورش شرکت کردند ولی آنها را کنار زدند و موجب منازعات جدید بین مدیران اجرایی و مجلس شد. خانم آلیا با اشاره به پیگیری ماده قانونی استخدام سه درصد در آزمون استخدامی آموزش و پرورش، عنوان کرد: «مکاتبات انجام شده با کل
کشور نشان میدهد آمار قابل توجهی از معلولان در آزمون استخدامی آموزش و پرورش شرکت و حد نصاب قبولی را کسب کردهاند اما فقط به دلیل معلولیت پذیرفته نشدهاند؛ اگرچه بررسیها نشان میدهد معلولیت آن هیچ مغایرتی با اشتغال در آموزش و پرورش ندارد لذا با کمک معاونت بهزیستی و معاونت سرمایههای انسانی ریاست جمهوری به دنبال مطالبه معلولان شرکت کننده در آزمون هستیم.»
وی با اعلام این خبر که معاونت سرمایههای انسانی ریاست جمهوری با بررسی مدارک ارسال شده به فراکسیون حمایت از حقوق معلولان در خصوص آزمون آموزش و پرورش حق را به معلولان داده است، گفت: «از سازمان بهزیستی درخواست کردیم مدارک افرادی که در آزمون استخدامی آموزش و پرورش شرکت کردهاند را از واحدهایش در کل کشور جمعآوری کند تا بتوانیم پیگیر حق و حقوق آنها باشیم.»(1)
در مورد استخدام معلولین حقالتدریسی هم مشکلاتی بوده که خانم آلیا توضیح میدهد:
«تغییر رویکرد آموزش و پرورش در پذیرش نیرو توجه به قانون مصوب مجلس در مورد استخدام معلمان حقالتدریس است، اگرچه بهتر بود پیش از فراخوان عمومی این تصمیم اتخاذ میشد، اما حقوق معلولان دارای سابقه حقالتدریسی در صورت مواجه شدن با مشکل قابل پیگیری است.»
درباره پذیرش معلولانی که در آزمون نخست آموزش و پرورش پذیرفته شدهاند، تصریح کرد: «اعمال تغییر در شرایط پذیرش آزمون مرحله دوم استخدام آموزش و پرورش نگرانیهایی در میان پذیرفته شدگان آزمون نخست اعم از معلول و غیر معلول به وجود آورده است. این موضوع دو جنبه دارد که به واسطه آن هم معلولان و هم غیر معلولان مراجعاتی داشتهاند، بخش نخست اینکه برای آزمون استخدامی وزارت آموزش و پرورش یک فراخوان عمومی اعلام و افراد علاقهمند به تعلیم و تربیت در آزمون شرکت و در مرحله نخست پذیرفته شدند، اما برای مرحله دوم تصمیمات جدیدی بر اساس قانون استخدام معلمان حقالتدریس اتخاذ شد که مطابق با آن هر ساله باید به تناسب مجموعه بازنشستگانی که از چرخه آموزش و پرورش خارج و به افتخار بازنشستگی نایل میشوند، نیروهای حقالتدریس جذب آموزش و پرورش شوند.(2)
با تأکید بر این قانون وضعیت جدیدی در نحوه پذیرش نیروهای آموزش و پرورش در آزمون دوم پیش آمد به این صورت که وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد فقط پذیرفته شدگانی که سابقه حقالتدریس دارند جذب میشوند، بنابراین عده زیادی از گردونه پذیرش خارج شده و این سؤال را مطرح میکنند که اگر از ابتدا این تصمیم اتخاد و اعلام میشد ما سرمایهگذاری مادی و معنوی برای این آزمون انجام نمیدادیم.
اما در مورد معلولان، بر اساس قانون جامع حمایت از معلولان ۳ درصد از سهمیه استخدامی دستگاههای دولتی باید به معلولان تخصیص داده شود، وقتی صحبت از جامعه معلولان میکنیم، منظور یک طیف متنوع و مختلف است که گاهی تنها ناراحتیهای کوچک در دست یا پا دارند.
اینگونه معلولان به خوبی میتوانند تکلم و تدریس کنند، از جامعه عظیم معلولان فقط درصد اندکی معلولان ذهنی هستند که نمیتوانند در استخدامها به این شکل سهم داشته باشند البته برای این دسته از معلولان برنامههای جداگانهای در نظر گرفته شده تا در صورتی که قابل آموزش هستند آموزشهای فنی و حرفهای به آنها ارائه شود.
این طیف عظیم معلولیتهای اندکی دارند که مانع اشتغال آنها در آموزش و پرورش نیست، برخی میتوانند در سمتهای اداری مورد نیاز آموزش و پرورش استخدام شوند، اما متأسفانه به طور کلی دستگاههای دولتی در زمانی که استخدام دارند معمولاً با توجیهاتی به این معلولان کم لطفی میکنند. اگر در بین این معلولان کسی سابقه حقالتدریس دارد، اما به این بهانه که معلولیت دارد، جذب نشده قابل پیگیری است.
بر اساس برخی اخبار رسیده از شهرستانها زمانی که معلولان پذیرفته شده در آزمون نخست به مراکز مربوطه مراجعه میکنند، به جای اینکه به آنها توضیح دهند که شما سابقه حقالتدریسی ندارید، ظاهراً برخی کج سلیقگی کرده و بحث قانونی مجلس را مطرح نکردند، بلکه گفتند دلیل عدم پذیرش شما نوع معلولیتان است اما این معلولان توجیه نشده و به دنبال جواب قانع کننده میگردند.
صرف نظر از اشکالی که پیش آمد یعنی نخست فراخوان عمومی شد، ولی پس از آن تصمیم گرفته شد، فقط کسانی که سابقه حقالتدریس دارند، پذیرفته شوند اگر معلولانی سابقه حقالتدریس دارند به تعبیر بهتر شرایطی که در پایگاه آموزش و پرورش آمده را دارند، ولی به صرف معلولیت نمیتوانند در مرحله دوم شرکت کنند قابل پیگیری است و قطعاً خود مجموعه وزارتخانه هم از حق این عزیزان دفاع خواهد کرد.
علاوه بر آموزش و پرورش گویا قرار است وزارت بهداشت نیز نیرو استخدام کند، در این مقوله دیگر بحث داشتن سابقه حقالتدریس مطرح نیست، اما انتظار داریم حتماً ۳ درصد سهمیه استخدام معلولان مورد توجه قرار گیرد.
خانم آلیا در ادامه با اشاره به اینکه تنها شغلی که نابینایان میتوانند انجام دهند اپراتوری و تلفنچی بودن است عنوان کرد: به کارگیری نابینایان در اپراتوری، قانون مصوب مجلس است مبنی بر اینکه ۶۰ درصد مشاغل اپراتوری و تلفنچی باید به نابینایان تخصیص داده شود، البته بهتر این است که بیشتر از ۶۰ درصد به این معلولان نابینا تعلق گیرد، اما قانون حداقل را در نظر گرفته اگرچه به این حداقل هم توجه نمیشود.
تمام وزارتخانهها و دستگاههای دولتی به قانون اختصاص ۳ درصد از سهمیه استخدام معلولان توجه کنند؛ چرا که درصد بسیار بالایی از معلولان توانمندیهای فوقالعادهای دارند که میتوانند مؤثر باشند.»(1)
برخی از سخنان خانم آلیا از نظر حقوقی و نیز از نظر واقعیتهای اجتماعی و فرهنگی اشکال دارد. او میگوید نابینایان فقط میتوانند شغل اپراتوری داشته باشند. اولاً در قانون شغل نابینایان محدود نشده، بلکه قانون میگوید این شغل را هم به خوبی میتوانند انجام دهند همانطور که
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 22 مرداد 1389.
مشاغل دیگر را هم میتوانند اجرا کنند. هم اکنون نابینایی هست که استاد دانشگاه تهران میباشد و 5 دوره استاد برتر و نمونه شده و رئیس جمهور به او تقدیرنامه داده است. نیز معلمهایی که سالها تدریس داشته و موفق بودهاند.
علی عباسپور تهرانی فرد، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات معتقد است به دلیل اثرات سوء که ممکن است معلولیت در شخصیت و روان بعضی از معلولان داشته باشد بهتر است از معلولان در شغل معلمی استفاده نشود و میتوان از این نیروها در امور دفترداری و کارهای اداری آموزش و پرورش استفاده کرد.
او درباره استدلالهای آموزش و پرورش در امتناع از استخدام برخی معلولان در این وزارتخانه گفت: «در مورد این مسئله نظرات مختلفی وجود دارد و نمیتوان یک حکم کلی داد چرا که در تأیید صلاحیت معلولان برای استخدام در شغل مدیریتی دو جنبه جسمی و روانی معلولان مورد توجه است. ممکن است معلولیت در شخصیت و روان بعضی از معلولان اثرات سوء داشته باشد و بعضی از این افراد از نظر روحی کمبودهایی داشته باشند که تأثیر مستقیم هم بر دانشآموز داشته باشد.
شرایط تدریس در مدرسه و ارتباط با دانشآموزان با شرایط تدریس در دانشگاه و ارتباط با دانشجو متفاوت است و نمیشود حکم کرد که هرگونه معلولیت باعث توانمندیهای فرد معلول میشود و این معلولیت میتواند هم اثرات مثبت و هم اثرات منفی داشته باشد. باید دید معلولیت این شخص معلول چقدر در توان اداره کلاس و ارتباط با دانشآموز تأثیر دارد آیا تأثیرش مثبت است یا منفی؟.»(1)
معلوم نیست آقای عباسپور بر اساس چه دلیل و مدرک و سندی چنین داوری میکند و قاطعانه میگوید معلولین نابینا برای معلمی مناسب نیستند. آیا معلمهایی که نابینا هستند و سالها در این کار بوده و موفق هم بودهاند، ایشان از نزدیک دیده و کار آنها را مشاهده کرده است. نابینایی در آموزش و پرورش اصفهان داریم به نام یدالله قربعلی دبیر زبان انگلیسی است، بسیار موفق هم بوده است. حتی پس از بازنشستگی مجدداً دعوت به کار شد. دکتر حسن رضایی نابینا و استاد دانشگاه تهران، چند بار استاد نمونه شده است.
سخنان آقای عباسپور، سخنان صحابه پیامبر(ص) در مدینه را به یاد میآورد. آنان به پیامبر میگفتند چرا عبدالله بن ام مکتوم نابینا را به عنوان مؤذن صبح تعیین کردهای؟ او از پلهها نمیتواند به بام برود و اذان بگوید آن هم در صبح تاریک، چون سپیده را نمیبیند، زمان را نمیتواند تشخیص بدهد و مردم کارش را قبول نمیکنند. پیامبر(ص) حرفهای آنان را شنید و گفت او صلاحیت این کار را دارد. در کشورهای غربی و پیشرفته تجربه شده که دانشآموزان از معلمین معلول بهتر حرف شنوی دارند و او را بهتر دوست دارند و با او در کلاس بهتر همکاری میکنند.
رئیس فراکسیون، خانم آلیا در نامه رسمی به وزیر بهداری خواستار اجرایی شدن، قانون سه درصد شد. ولی وزیر حتی جواب ایشان را نداد. زیرا به نظر میرسد دلیل و جواب منطقی نداشت. اما اینگونه برخوردها که موجب حقسوزی حقوق معلولین است در تاریخ میماند.
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 1 شهریور 1389.
رئیس فراکسیون، از وزیر بهداشت و درمان خواست تا ۳ درصد مربوط به سهمیه معلولان در آزمون استخدامی پرستاری اعمال شود و همچنین بر ضرورت افزایش مستمری این قشر در لایحه بودجه سال ۹۰ تأکید کرد. خانم فاطمه آلیا، با بیان اینکه هنوز پاسخی از سوی وزارت بهداشت در خصوص نامهای که به این وزارتخانه برای آزمون استخدامی فرستادم، دریافت نکردم افزود: «در قانون جامع حمایت از حقوق معلولان آمده است که هر نوع استخدام دولتی که صورت میگیرد، سه درصد باید به معلولان اختصاص پیدا کند.
حدود سه سال قبل در یک جلسه حضوری نیز موضوع استخدام معلولان را با وزیر بهداشت و درمان مطرح کردم و خواستم در مورد آزمون پرستاری سهمیه معلولان در نظر گرفته شود.
وی دلیل برگزاری آزمون استخدامی پرستاران را برای تثبیت شغل افرادی که در مراکز درمانی در حال فعالیت هستند عنوان کرد و گفت: اینکه میگوییم معلول در واقع آنها افرادی هستند که یک ناتوانی کوچک جسمی و یا ناراحتی دارند که به شغلشان لطمهای نخواهد زد، چون طیف معلولان بسیار وسیع است.
حدود ۲ هفته قبل نیز به صورت مکتوب در این رابطه با وزیر بهداشت صحبت کردم و رونوشت این نامه را نیز به معاونت نیروی انسانی ریاست جمهوری و همچنین کمیسیون بهداشت مجلس ارسال کردم تا همه در این رابطه نظارت داشته باشند.
بیتوجهی که در آزمون استخدامی آموزش و پرورش در مورد معلولان و سهمیه سه درصدی صورت گرفت، در مورد آزمون پرستاری صورت نگیرد.
از آنجایی که شماری از انواع معلولیتها اشکال و مانعی برای بخشی از فعالیتهای مرتبط با شغل شریف پرستاری نیست، لذا ضروری است از هماکنون با بهرهگیری از ظرفیت و توان و مسئولیت سازمان بهزیستی کشور به معلولان واجد شرایط اطلاعرسانی شود تا فرصت شرکت در آزمون و برخورداری از حق قانونی آنان فوت نشود.
اگرچه تجربه برگزاری آزمون استخدامی وزارت آموزش و پرورش و نوع نگرش بعضی از مسئولان آن وزارت نسبت به جذب معلولان برای آنان ایجاد دغدغه کرده است. امید میرود در سایه تدبیر و برنامهریزی سرکار عالی آزمون استخدام آتی، آزمونی برای توجه آن وزارت به حقوق قانونی معلولان عزیز باشد.»(1)
عمر دولت و مدیران اجرایی سه دولت گذشت. همچنان بحث استخدام 3 درصد باقی است، همچنان معلولین بینصیب پشت در استخدام و اشتغال ماندهاند. بسیاری از آنها عمر مفیدشان رو به اتمام است و دیگر تاب و توانی برای استخدام ندارند. بیش از ده سال این موضوع هر روز نقل محافل بوده است. اما رئیس جمهور جدید در سال اول دستور داد سریع قانون معلولین نهایی شود و وزیر رفاه هم متصدی استخدام شده است. البته هنوز خبری نیست. سخن معلولین به مسئولین و مدیران این دولت این است که دولتهای قبل مقاومت کردند و قانون استخدام را اجرا نکردند، حقوق معلولین را نادیده گرفته و بودجه ویژه آنها را صرف کارهای دیگر کردند.
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی،30 بهمن 1389.
خانم آلیا گفت: «یک نکته مهم و اساسی در ایجاد نشاط در زندگی معلولان را اشتغال و تمام مسئولان در مجلس و دولت بر آن صحه گذاشتهاند. اگرچه همه مسئولان ایجاد اشتغال برای معلولان را تأیید میکنند اما متأسفانه یک سیاستگذاری با ثبات و مداوم برای این امر صورت نگرفت، لذا در ماده ۷ قانون جامع حمایت از معلولان ۳ درصد از سهمیه استخدامی را به معلولان اختصاص دادیم، اما متأسفانه با اتفاقات و تحولاتی که در سالهای اخیر به دلیل کوچک سازی دولت و ادغام وزارتخانهها ایجاد شد به طور طبیعی استخدامها کاهش یافت و این ماده از قانون را تحتالشعاع قرار داد، بنابراین قوانین مذکور نیازمند بازنگری است.»(1)
ایشان عدم اجرای قانون استخدام و اشتغال را کوچک شدن بدنه دولت میشمارد. یعنی مجریان دولتی اینگونه استدلال میکنند. اما در عمل برعکس دیده شده بسیاری از ادارات و سازمانها و وزارتخانهها در دولت محمود احمدی نژاد فربهتر شدند و هزاران نیروی جدید گرفتند. اما به معلولین که میرسند، میگویند میخواهیم دولت را کوچک کنیم.
مسکن از نیازهای جدی معلولین است. به ندرت صاحب مسکن هستند آنهایی هم که دارند، خانواده کمک کردهاند. در دولت محمد خاتمی قرار شد، وزارت مسکن و شهرسازی طرحی برای مسکندار شدن معلولین اجرا کند و در دولت محمود احمدی نژاد، قرار شد مسکن مهر این وظیفه را اجرا نماید. حال یکی از نمایندگان بعد از گذشت چند سال و عدم عمل به قول و قرارها میگوید:
«حداقل ۱۰ درصد از واحدهای مسکونی احداث شده توسط وزارت مسکن و شهرسازی باید به معلولان نیازمند واگذار میشد که تاکنون گزارشی از سوی دستگاههای اجرایی در خصوص اقدامات انجام یافته ارائه نگردیده است، و یکی از کارهای فراکسیون حمایت از معلولان پیگیری اجرای این قانون و نظارت بر عملکرد دستگاههای اجرایی در خدمترسانی به معلولان میباشد.»(2)
متن قانون جامع 1383 در اینباره چنین است:
ماده نه: وزارت مسکن و شهرسازی، بانک مسکن و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی موظفند حداقل ده درصد (10%) از واحدهای مسکونی احداثی استیجاری و ارزان قیمت خود را به معلولان نیازمند فاقد مسکن اختصاص داده و با معرفی سازمان بهزیستی کشور در اختیار آنان قرار دهند.
تبصره 1: سیستم بانکی کشور مکلف است، تسهیلات اعتباری یارانهدار مورد نیاز احداث و خرید مسکن معلولان را تأمین و به معلولان یا تعاونیهای آنها و یا مؤسسات خیریهای که برای معلولان، مسکن احداث مینمایند پرداخت کند.
تبصره 2: سازمان ملی زمین و مسکن موظف است زمین مورد نیاز احداث واحدهای مسکونی افراد معلول فاقد مسکن را به نرخ کارشناسی تهیه و در اختیار افراد مذکور و یا تعاونیها و مؤسسات خیریهای که برای آنان مسکن احداث مینمایند قرار دهد.
تبصره3: معلولان از پرداخت هزینههای صدور پروانه ساختمانی، آمادهسازی زمین و عوارض نوسازی معاف میگردند.
تبصره 4: سازمان بهزیستی کشور موظف است در قالب اعتبارات مصوب خود در قوانین بودجه سالانه و کمکهای یارانهای اشخاص حقیقی و حقوقی نسبت به احداث واحدهای مسکونی برای معلولان و مددجویان اقدام و مالکیت و یا بهرهبرداری آنها را مطابق آیین نامهای که سازمان بهزیستی کشور با همکاری وزارت مسکن و شهرسازی و سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور تهیه و به تصویب هیئت وزیران میرسد به معلولان و مددجویان واجد شرایط واگذار نماید.(1)
همانطور که از متن قانون پیداست بسیار صراحت دارد و در چند تبصره ابعاد این معضل را گشوده است.
برای مسکن به عنوان دیگر دغدغه معلولان اخیراً همکاریهایی میان وزارت رفاه و وزارت مسکن انجام شده است و یکصد هزار واحد مسکونی برای معلولان در نظر گرفته شده است تا زمینه هرچه راحتتر زندگی کردن آنها فراهم شود، وزارت تعاون نیز در خصوص ایجاد تعاونیهای معلولان برای تهیه مسکن توافقاتی داشتهاند.(2)
متأسفانه آمار و ارقام بودجههای مصرف شده در بخش مسکن معلولین و کسانی که خانهدار شدهاند و دیگر جوانب آن در دولتهای محمد خاتمی و محمود احمدینژاد در اختیار نیست تا بتوان ارزیابی درست و واقعی داشت.
دومین ماده در قانون 83، مناسبسازی است. زیرا مقدمه برای بسیاری از امور و حقوق معلولین است. متن ماده 2 اینگونه است:
ماده دو: کلیه وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفاند در طراحی، تولید و احداث ساختمانها و اماکن عمومی و معابر و وسایل خدماتی به نحوی عمل نمایند که امکان دسترسی و بهرهمندی از آنها برای معلولان همچون افراد عادی فراهم گردد.
تبصره 1: وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفاند جهت دسترسی و بهرهمندی معلولان، ساختمانها و اماکن عمومی، ورزشی و تفریحی، معابر و وسایل خدماتی موجود را در چهارچوب بودجههای مصوب سالانه خود مناسبسازی نمایند.
تبصره 2: شهرداریها موظفند از صدور پروانه احداث و یا پایان کار برای آن تعداد از ساختمانها و اماکن عمومی و معابری که استاندارهای تخصصی مربوط به معلولین را رعایت نکرده باشند خودداری نمایند.
تبصره 3: سازمان بهزیستی کشور مجاز است بر امر مناسب سازی ساختمانها و اماکن دولتی و عمومی دستگاههای مذکور در ماده فوق نظارت و گزارشات اقدامات آنها را درخواست نماید.
تبصره 4: آیین نامه اجرایی ماده فوق ظرف سه ماه مشترکاً توسط وزارت مسکن و شهرسازی، سازمان بهزیستی کشور و سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.(1)
اما داوری برخی نمایندگان اینگونه است:
«بر اساس این قانون دولت موظف به ارائه خدمات آموزشی، توانبخشی و درمانی مؤثر به معلولان بوده و باید اماکن عمومی، ورزشی و تفریحی را برای استفادهی آنان مناسبسازی نماید که اقدامات صورت گرفته رضایتبخش نمیباشد.»(2)
خانم آلیا رئیس فراکسیون معلولین، مناسبسازی معابر برای معلولان را یکی از مفاد بسیار مهم این قانون برشمرد و تأکید کرد: «مناسبسازی موضوع بسیار مهمی است اما متأسفانه تنها حدود ۳۰ درصد عملیاتی شده است، البته مناسبسازی معابر در شهرستانهای مختلف و حتی مناطق مختلف شهر تهران متفاوت است، به نحوی که در بعضی مناطق مناسبسازی بیشتر مورد توجه قرار گرفته و در برخی مناطق دیگر توجه چندانی به آن نشده است، لذا از مهندس چمران که علاوه بر رئیس شورای اسلامی شهر تهران، ریاست شورای عالی استانها را هم بر عهده دارند دعوت کردیم تا در جلسات فراکسیون حضور یابند، خوشبختانه مهندس چمران هم به این موضوع علاقهمند است و به دنبال تحقق این ماده از قانون در تهران و استانهای دیگر کشور است.
شهرداریهای کل کشور باید به مناسبسازی معابر توجه کنند و تحقق این امر هم تکریم معلولان و هم یک ضرورت برای جامعه است؛ چراکه سالمندان و حتی افراد سالم در معابر ناهموار و دارای مانع با زمین خوردن به آمار معلولان اضافه میشوند، این مبحث مهمی است که مورد خطاب آن شهرداریها هستند، مناسبسازی ساختمانها هم باید مورد توجه قرار گیرد، بر اساس این قانون در ساختمانهای دولتی و نهادهای عمومی مناسبسازی باید مورد توجه قرار گیرد.»(3)
فرهنگ مناسبسازی مهمتر از خود آن است. در کشورهای پیشرفته، رسانهها موظفاند به ترویج فرهنگ مناسبسازی بپردازند. در کشور ما، مردم مسلمان هستند و در فرهنگ اسلامی، روایات فراوانی در این زمینه داریم. در روایات هست اگر کسی سنگی را از جلوی پای عابری بردارد چقدر ثواب برای او منظور میشود. اگر وعاظ و مبلغها یک سال، به این مسئله بپردازند بسیاری از مسائل مرتفع میشود.
دکتر شکور اکبرنژاد به رقم اینکه پزشک متخصص است و میتواند مثل بقیه پزشکان زندگی عادی داشته باشد ولی حدود دو دهه است خودش و زندگیاش را وقف مناسبسازی کرده است. دیدگاههای علمی و کاربردی سودمندی هم در این زمینه دارد. او به عنوان نماینده مردم تبریز اسکو و آذرشهر، معتقد است قانون حمایت از معلولین که به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده، هیچگاه عملی نشده و به هیچ وجه هیچکدام از نهادهای مسئول به آن توجه نکردهاند. ایشان میگوید:
«در بخشی از قانون حمایت معلولین آمده است که نهادهای مربوط باید به موضوع مناسبسازی معابر و راهها ویژه معلولین توجه کنند اما متأسفانه حتی در مجلس شورای اسلامی نیز این موضوع مغفول مانده است. رئیس مجلس شورای اسلامی از کمیسیون عمران مجلس خواست که این موضوع را پیگیری کند.
باوجود گذشت حدود ۸ سال از تصویب قانون جامع حمایت از حقوق معلولین که در ماده ۲ این قانون موضوع مناسبسازی را با اهمیت فوقالعادهای مورد تأکید قرار داده و ارگانها و سازمانهای دولتی، شهرداریها را موظف به مناسبسازی ساختمانهای اداری، عمومی و معابر شهری نموده که افراد دارای معلولیت قادر باشند همانند دیگر اقشار جامعه در این اماکن و معابر تردد نمایند.
ولی متأسفانه مسئولین مجلس شورای اسلامی و نمایندگان محترم خودشان به این قانون در بخش مناسبسازی احترام نگذاشته و عمل نکردهاند به طوریکه نه تنها موانع معماری موجود در ورودیهای شرقی و بعضی نقاط دیگر مجلس بعد از هشت سال هنوز برطرف نشده، مشکلات دیگری هم بر آن افزوده شده و در ورودیها افراد دارای معلولیت باید وسایل کمکی توانبخشی مانند دست و پای مصنوعی، و سایر اندامهای مصنوعی را که متصل کردن آنها به بدن و باز کردن آنها زحمات و مشکلات زیادی برای این افراد دارد، که از بدن خود جدا کنند و بعد از کنترل مجدداً مورد استفاده قرار دهند، در صورتیکه با روشهای مدرن و الکترونیکی در دنیا این مسائل حل شده لذا مجلس و دستگاههای حفاظتی باید در این زمینه هم مناسبسازی شوند، حتی لازم است که به نیروهای انسانی هم آموزش لازم در خصوص برخورد با معلولین و جانبازان داده شود و مناسبسازی فرهنگی شکل هم بگیرد و عندالزوم خدمات ویژه در اختیار این عزیزان گذاشته شود.»(1)
نیز آقای علی اصغر اکبرزاده رئیس جامعه معلولان استان آذربایجان شرقی گفته است: «ریاست محترم مجلس نسبت به مناسبسازی دستور قاطع برای رفع اشکال صادر فرمایند، بدیهی است که باید خانه ملت از هر حیث در راستای رعایت حقوق مراجعه کنندگان به ویژه افراد دارای معلولیت نمونه و فراتر از استانداردهای جهانی مناسبسازی باشد و باید مناسبسازی را در کلیه ابعاد رعایت نماید.
امروزه یکی از معیارهای جامعه سالم برخوردار بودن از حقوق مدنی متناسب با شأن انسانی گروههای آسیبپذیر همچون معلولین، سالمندان و افراد کمتوان برای تحرک و دسترسی ایمن به خدمات، فضاها و تأسیسات عمومی شهرها میباشد. لذا در راستای تأمین امکان مشارکت و حضور گسترده افراد دارای معلولیتهای جسمی و حرکتی در زندگی شهری و بهرهمندی از تجارب علمی و عملی اندیشمندان و سازمانهای مؤثر برای نیل به اهداف مدنظر، برای داشتن شهری امن و بدون موانع فیزیکی جهت حضور جانبازان، معلولین جسمی و حرکتی و افراد کمتوان باید اقدامات مؤثر به عمل آورد.»(2)
مناسبسازی از حقوقی است که منشاء و مبدأ و مقدمه حقوق دیگر معلولین است. اگر مناسبسازی نباشد، تردد امکانپذیر نیست، رفتن به سرکار هم ممتنع میشود و بالاخره بسیاری از حقوق معلولین عملاً ملغی میگردد.
مفاهیمی مثل زندگی ایدهآل نسبی است اما حداقلهایی باید موجود باشد تا بتوان گفت زندگی تاچه حد ایدهآل است. حسین ابراهیمی نماینده مجلس معتقد است، هنوز معلولین به شرایط ایدهآل زندگی نرسیدهاند و با زندگی مطلوب فاصله زیاد دارند.(1)این مطلب را در مهر 1389 بیان کرده است. یعنی حدود شش سال از اجرای قانون 83 میگذشت. به نظر ایشان، قوانین مشکلی ندارد و مجلس قوانین بسیار در راستای ایجاد زندگی مطلوب برای معلولین تصویب کرده است. اما مشکل در جای دیگر یعنی در اجرا است.(2)
آقای قربانی نماینده دیگر مجلس معتقد است بودجه به اندازه کافی برای حل مشکلات معلولین هست، سازمان بهزیستی امکانات لازم را دارد، قانون هم هست، پس علت مشکلات اینها نیست. متن نظر ایشان اینگونه است:
«از نظر اعتبارات؛ نیز بهزیستی به عنوان متولی اصلی رسیدگی به امور این قشر، دارای امکانات کافی است و مشکلی از این جهت برای خدمت به معلولان وجود ندارد.
با اینکه در اکثر موارد به وجود قوانین کامل در مجلس برای حمایت از معلولان اشاره میشود اما تداوم مشکلات این قشر میرساند که تصویب قوانین به تنهایی راه به جایی نبرده و بهبودی در شرایط این قشر از جامعه ایجاد نکرده است.»(3)
این نمایندگان میخواهند بگویند مشکل اجرایی وجود دارد و مدیران نمیتوانند مشکلات را رفع کنند.
خانم فاطمه آلیا، رئیس فراکسیون حمایت از حقوق معلولان در مجلس ضمن گرامیداشت روز جهانی معلولان گفت: «این هفته اقتضا میکند، تمام تلاش و توجه به حقوق معلولان باشد و با عنایت به شعار زندگی بهتر برای همه باید توجه همه نهادها، ارگانها، دولت و مجلس را به وضعیت معلولان در کشور معطوف کنیم، اگرچه قدمهای بسیار خوبی در این راستا برداشته شده است، اما هنوز هم تا رسیدن به وضع مطلوب فاصله داریم.»(4)
گاه فقدان یا کمبود اعتبارات مالی و بودجه مانع اجرای قانون و نرسیدن معلولین به حقوقشان است. اما خانم عشرت شایق نماینده تبریز معتقد است. مجلس قانون کارآمدی در سال 83 تصویب
کرد؛ پس از این نوبت دولت است که لایحه بودجه کارآمد عرضه کنند. در واقع نباید به بهانه عدم بودجه و اعتبار، قانون را تعطیل کرد. سخن او اینگونه است:
«قانون جامع حمایت از حقوق معلولان در سال ۸۳ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است، اما اجرای این قانون به دلیل عدم تصویب و ابلاغ آییننامههای اجرایی و تأمین نشدن اعتبارات مورد نیاز از روند مناسبی برخوردار نبوده و مددجویان معلول از حمایتهای پیشبینی شدهی این قانون کمتر بهرهمند شدهاند.»(1)
مرکز پژوهشهای مجلس طی اظهار نظری ضمن اعلام این مطلب که ورود مجلس به حوزه تفصیلی ارقام بودجه و دخالت در تخصیص و توزیع اعتبار بین دستگاههای اجرایی به مصلحت مجلس نیست، خواستار رد طرح اصلاح قانون بودجه سال ۱۳۸۹ کل کشور به منظور تأمین وسایل کمک توانبخشی مورد نیاز جانبازان و معلولین شد.
در مقدمه توجیه طرح، از یکسو مشکلات جانبازان و معلولان جهت تأمین وسایل کمک توانبخشی از قبیل ویلچر، عصا، سمعک، دستگاههای بهدید و برجستهنگار، کامپیوتر ویژه نابینایان و مواردی از این قبیل و از سوی دیگر فقدان اعتبار کافی در اختیار دستگاههایی مانند سازمان بهزیستی، بنیاد شهید و امور ایثارگران و جمعیت هلال احمر کشور دلیل ارائه طرح عنوان شده است.
بهموجب این طرح مبلغ ۸۰۰ میلیارد ریال از جزء ۵ ردیف ۵۲۰۰۰۰ قانون بودجه سال ۱۳۸۹ کسر و در قالب جزء جدیدی ذیل ردیف مزبور به موارد فوق اختصاص مییافت.
مرکز پژوهشهای مجلس با رد طرح فوق پیشنهاد کرد: کلیات طرح رد شود و نمایندگان مجلس شورای اسلامی از طریق ابزارهای نظارتی خود دولت را ملزم به اجرای دقیق قانون و رفع مشکلات معلولان و جانبازان کنند.(2)
رئیس فراکسیون معلولان مجلس خانم آلیا ضمن انتقاد از برخی بیتوجهیها به جامعه معلولان کشور گفت: «اگر چه هم اکنون در فصل بودجه قرار داریم و باید در خصوص بودجه معلولان چانهزنی کنیم اما متأسفانه در موارد متعدد عدم خدمترسانی مطلوب به جامعه معلولان کشور ارتباطی با بودجه و اعتبارات ندارد.»(3)
ایشان صریحاً مشکلات معلولین و عدم اجرای حقوق معلولین را، ناشی از فقدان بودجه نمیداند و کسانی که میگویند اعتبار نداریم پس قانون را اجرا نمیکنیم را ردّ میکند.
ماده 3 قانون 83 میگوید سازمان بهزیستی موظف است در چارچوب اعتبارات مصوب در قوانین بودجه سالانه اقدامات ذیل را به عمل آورد.(4)
قید «چارچوب اعتبارات مصوب در قوانین بودجه» بسیار مهم است و بهانهای به دست مدیران اجرایی شده است. آنان هر قانونی را بخواهند اجرا نکنند، استدلال و دلیل آن را همین ماده قانونی
میدانند و میگویند در چارچوب اعتبارات مصوب نیست. نمایندگان بسیار تلاش کردند این بند را به گونهای اصلاح کنند ولی امکانپذیر نشد.
اساس قانون 83 بر برابرسازی فرصتها است. البته در این قانون مادهای در اینباره نداریم ولی تمامی مواد به گونهای است که نتیجه آن مساوات بین افراد دارای معلولیت و افراد عادی برقرار میشود. اما در متن کنوانسیون بینالمللی که جمهوری اسلامی هم پذیرفته، یک فصل در باب تبعیض و تساوی هست:
ماده 5) تساوی و عدم تبعیض:
دولتهای عضو اذعان دارند که تمام افراد در برابر قانون مساوی هستند و بدون هیچ گونه تبعیض استحقاق دارند که به طور مساوی توسط قانون حمایت و از آن بهرهمند شوند.
دولتهای عضو میبایست تمام تبعیضهای مبتنی بر معلولیت را ممنوع کنند و ضامن حمایت قانونی و مساوی از معلولین در مقابل تمام تبعیضها باشند.
برای پیشبرد برابری و حذف تبعیضها، دولتهای عضو میبایست تمام اقدامات لازم را اتخاذ نمایند تا اطمینان حاصل شود؛ انطباق موجه فراهم گردیده است.
اقدامات ویژهای که برای تسریع یا رسیدن به تساوی عملی برای معلولین مطابق مبانی کنوانسیون حاضر لازم است؛ نباید تبعیض شناخته شود.(1)
مهدی سنایی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در اینباره میگوید:
«قانون جامع حمایت از حقوق معلولان در 16 اردیبهشت ماه 1383 در 16 ماده با هدف احقاق حقوق شهروندی معلولان و برابرسازی فرصتها به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. طبق این قانون، کلیه وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظف هستند.»(2)
او یکی از تبعیضها را عدم رعایت حقوق معلولین در استخدام آموزش و پرورش میداند. در پی آزمون استخدامی آموزش و پرورش و عدم پذیرش معلولان در این آزمون، مهدی سنایی نماینده نهاوند در گفتگو با نشریه هگمتانه نسبت به این موضوع انتقاد کرد و گفت: «چندی پیش در آزمون استخدامی آموزش و پرورش شاهد آن بودیم که هیچ معلولی در پایان آزمون و اعلام نتایج به عنوان استخدام در سازمان آموزش و پرورش پذیرفته نشد. درحالی که طبق قانون میباشد معلولان 3 درصد از استخدام را به خود اختصاص دهند، اما بعد از برگزاری این آزمون عملاً حتی از 3 درصد هم خبری نبود و هیچ معلولی به استخدام آموزش و پرورش در نیامد.»(3)
نتیجهگیری
اهمّ نقدهایی که تا کنون درباره قانون 83 بیان شده ذیل هشت سرفصل گزارش شد. اما این نقدها به این معنا نیست که این قانون کلاً و از اساس درست نبوده و هیچ تأثیر و کارآیی نداشته است. این قانون از قوانین معلولین تمامی کشورهای منطقه پیشرفتهتر است. نیز بندهای از آن که اجرایی شد، تحولات ژرفی در زندگی معلولین ایران ایجاد کرده است.
انصافاً بعضی مواد این قانون مورد توجه قرار گرفته است؛ از جمله تحصیل معلولان به نحوی که در صورت قبولی در دانشگاهها سازمان بهزیستی در جریان قرار میگیرد و طبق قراردادی که با دانشگاهها دارد هزینه تحصیل معلولان را پرداخت میکند، این قدم بسیار مثبت و خوبی است، چراکه حتی در کنوانسیون حمایت از حقوق معلولان هم در این حد به تحصیلات معلولان پرداخته نشده و آن را تا سوم راهنمایی ذکر میکند، در حالی که در کشور ما معلولان تا هر مقطعی که تمایل دارند میتوانند ادامه تحصیل دهند. بسیاری از معلولین که به مدارج عالی علمی رسیدند و توانستند مقاطع فوق لیسانس و دکترا را طی کنند از همین قانون بهرهمند بودند.
از اینرو انصاف است، فقط مذمومات و بَدیهای قانون را بزرگ نکنیم؛ بلکه محسنات قانون را هم بیان کنیم.
در سال 1389مثل سنوات گذشته، معلولین در آزمون استخدامی آموزش و پرورش در شهرهای مختلف شرکت کردند. ولی وقتی نتایج آمد معلوم شد در بسیاری از جاها معلولین کلاً حذف شده یا اکثراً حذف شدهاند.
تشکلهای معلولین و مجلس شورای اسلامی معتقد بودند بر اساس قانون 83 باید 3 درصد از استخدامها از معلولین باشد. ولی آموزش و پرورش به قوانینی استناد میکرد که شرط متصدیان تعلیم و تربیت را سلامت میدانست. نزاع بالا گرفت، حتی در شهرها اعتراضات عمومی شکل گرفت و بالاخره پای دیوان عدالت اداری به وسط کشیده شد. دیوان هم رأی به نفع معلولین داد. این تجربه که دارای ابعاد پیچیده حقوقی است و به راحتی قابل فهم نیست، در تاریخ حقوقی معلولین اهمیت خاص دارد و قابل مطالعه است. از اینرو برخی اسناد و مدارک در این زمینه را میآورم تا ثبت آن در تاریخ حقوق معلولین محرز گردد.
در شانزدهم مرداد 89 سهیل معینی مدیرعامل انجمن باور و حامی معلولین به انتقاد از وزارت آموزش و پرورش پرداخت. زیرا سهمیه 3 درصدی استخدام معلولان را اجرا نکرده و به وظیفه خود عمل نکرده است. او تأکید کرد: اخیراً مسئولان امر گزینش به استناد بند عدم داشتن سلامت کامل، از مصاحبه افراد معلولی که در مرحله اول آزمون کتبی پذیرفته شده خودداری کردند.
این روزها از شهرهای مختلف اعتراضاتی از سوی معلولان منعکس شده است و انجمنها نیز اعتراض دارند که چرا وزارت آموزش و پرورش که مکلف و موظف به اجرای سهمیه 3 درصدی استخدام معلولان است، به این قانون عمل نمیکند.
به گفته رئیس انجمن باور ظاهراً آموزش و پرورش به استناد قانون مدیریت خدمات اداری خود را موظف به اجرای سهمیه 3 درصدی استخدام معلولان نمیداند این در حالی است که این استناد معیوبی است چرا که براساس قانون تنظیم بخشی از مقدمات استخدام دولتی و همچنین الحاقیهای در سال 84، بر اختصاص سهمیه 20 درصدی اشتغال به ایثارگران و 3 درصدی معلولان تأکید شده است، حتی قانون فوق براساس تصمیم مجلس و با توجه به اتمام قانون پنجساله چهارم یک سال دیگر تمدید شده است. او با اعلام اینکه آموزش و پرورش با کدام مجوز و شرع از استخدام معلولان خودداری کرده است گفت: دهها سال است که آموزش و پرورش عرصه ورود معلولان و نابینایان است پس به چه دلیل باید از جذب معلولان خودداری شود؟(1)
1) . سایت خبر آنلاین، 16 مرداد 1389.
با افزایش و تداوم منازعات درباره عدم استخدام 3 درصد معلولین در آموزش و پرورش، مدیرکل حقوقی وزارت آموزش و پرورش به دیوان عدالت اداری شکایت کرد. موضوع شکایت او، نظرخواهی از دیوان در زمینه تعارض قوانین استخدام 3 درصد معلولین و لزوم سلامت افراد استخدامی و تعارض آراء صادره توسط قضات دیوان بود. یعنی علیه شخصی یا نهادی شکایت نکرد بلکه خواستار نظر دیوان در زمینه تعارض قوانین شده بود. متون شکوائیه مدیر کل دفتر حقوقی وزارت آموزش و پرورش اینگونه است:
همانگونه که مستحضرید طبق تبصره 2 ذیل ماده 7 قانون جامع حمایت از حقوق معلولان سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور (معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور) موظف است 3 درصد از مجوزهای استخدامی سالانه وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات دولتی، شرکتها و نهادهای عمومی و انقلابی را کسر و در اختیار سازمان بهزیستی قرار دهد تا نسبت به برگزاری آزمون استخدامی برای معلولان واجد شرایط با همکاری سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور اقدام و معلولان واجد شرایط پذیرفته شده را حسب مورد به دستگاه مربوطه معرفی کند. لذا در این زمینه تکلیف متوجه سازمان مدیریت میباشد صرف نظر از آن به موجب بند (ز) ماده 42 قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب 1386 داشتن سلامت جسمانی و روانی و توانایی برای انجام کار یکی از شرایط استخدام بویژه در شغل معلمی که به عنوان الگوی شخصیتی در محیط آموزشی و جامعه مطرح میباشد عنوان شده است و این در حالی است که بنا بر تبصره ذیل ماده یک قانون جامع حمایت از حقوق معلولان مصوب 1383 فرد معلول از شرط سلامت برخوردار نیست. مضافاً این که در قانون گزینش مصوب 1374 نیز توانایی انجام کار تأکید شده است که در حال حاضر قانون گزینش به استناد تبصره 4 ماده 42 قانون مدیریت خدمات کشوری تنفیذ و به قوت خود باقی است. از طرفی بر اساس ماده 127 قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب 1386 که کلیه قوانین و مقررات عام و خاص مغایر (به جز قانون بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت مصوب 5/6/1386) ملغی شده است.
بی تردید با تصویب قانون مدیریت خدمات کشوری بند الف ماده 7 قانون جامع حمایت از حقوق معلولان مصوب 1383 (اختصاص حداقل 3% از مجوزهای استخدامی دستگاههای دولتی به معلولان) نسخ شده است. لیکن اخیراً آراء متناقضی از شعبات 4 و 23 دیوان عدالت اداری در مورد «اعمال 3 درصد سهمیه معلولان در آزمون استخدامی وزارت آموزش و پرورش موضوع بند الف ماده 7 قانون جامع حمایت از معلولان» صادر شده است که ضمن تقدیم آراء مورد اشاره، مستدعی است مقرر فرمایند در اجرای ماده 43 قانون دیوان عدالت اداری موضوع در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری مطرح و نسبت به صدور رأی وحدت رویه اقدام و نتیجه به این وزارت نیز اعلام شود.
گردش کار پروندهها و مشروح آراء به قرار زیر است:
الف: شعبه 23 دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره 8909980900008559 موضوع شکایت آقای طاهر محمودی به طرفیت وزارت آموزش و پرورش کردستان و به خواسته الزام خوانده مبنی بر احقاق حقوق قانونی و استخدام در آموزش و پرورش بر طبق قانون 3% سهمیه قانونی (قانون حمایت از حقوق معلولان) به موجب دادنامه شماره 9009970902300091-30/1/1390، مفاداً به شرح آینده به صدور رأی مبادرت کرده است:
با توجه به این که آقای طاهر محمودی در دادخواست علیه وزارت آموزش و پرورش کردستان تقاضای الزام خوانده مبنی بر احقاق حقوق قانونی و استخدام در آموزش و پرورش بر طبق قانون سه درصد سهمیه قانونی (قانون حمایت از حقوق معلولان) را مطرح کرده است و مدعی است در آزمون سال 1389 شرکت کرده است و جزء پذیرفته شدگان تا سه برابر ظرفیت مرحله اول آزمون شده است و با انجام مصاحبه و تکمیل فرم درخواست و مدارک مورد نیاز جهت معاینه و مصاحبه به چشم پزشک ارجاع کردند. کارشناس با طرح یک سؤال به این که این خودکار را میبینی؟ نسبت به اینجانب که نابینا هستم اظهارنظر منفی کرد و با درخواست استخدام مخالفت شد تقاضای رسیدگی دارم. خوانده در لایحهای اعلام داشته است: طبق اظهار شخص شاکی تصریح به نابینا بودن دارد و واجد شرایط عمومی استخدام نیست و استدلال شاکی به قانون حمایت از حقوق معلولان با توجه به ماده 127 قانون مدیریت خدمات کشوری که قانون مغایر را لغو کرده است، منتفی و مردود است. با عنایت به مراتب مذکور و ملاحظه شرح شکایت و اسناد و مدارک ابرازی و لایحه دفاعیه و ضمایم علی الخصوص آییننامه اجرایی بند «ز» ماده 42 قانون مدیریت خدمات کشوری شکایت را فاقد وجاهت قانونی تشخیص، رأی به رد آن صادر و اعلام میشود. رأی دیوان قطعی است.
ب: شعبه 4 دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره 8909980900010770 موضوع شکایت آقای احسان خرمآبادی به طرفیت وزارت آموزش و پرورش کردستان و به خواسته لحاظ نمودن 3 درصد از مجوزهای استخدامی در آزمون وزارت آموزش و پرورش در سال 1389 به معلولین واجد شرایط به موجب دادنامه شماره 8909970900401271 - 22/10/1389مفاداً به شرح آینده به صدور رأی مبادرت کرده است:
در خصوص شکایت آقای احسان خرم آبادی به طرفیت آموزش و پرورش به خواسته لحاظ نمودن سه درصد سهمیه معلولان در آزمون استخدامی وزارت آموزش و پرورش در سال 1389 با توجه به مفاد دادخواست و مستندات ارائه شده من جمله فتوکپی نامه شماره 835/5/25 – 6/5/1389 سازمان بهزیستی استان کردستان که دلالت بر معلولیت شاکی دارد و با عنایت به مفاد لایحه دفاعیه اداره کل آموزش و پرورش استان کردستان به شماره 1030/40359/641 – 13/7/1379 نظر به این که دستگاه مشتکی عنه حسب بند الف ماده 7 قانون جامع حمایت از معلولان مکلف به اختصاص سه درصد سهمیه معلولان در مجوزهای استخدامی است و ماده 42 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب 15/8/1384 نیز در تأیید سهمیه 3 درصد واجد شرایط معلولان تدوین شده است و ماده اخیرالذکر نیز توسط بند الف ماده 9 قانون بودجه سال 1389 در سال 1389 تنفیذ شده است و از طرفی آزمون استخدامی نیز در سال 1389 برگزار شده است، لذا با توجه به مراتب فوق شکایت شاکی در حد لحاظ نمودن 3 درصد سهمیه معلولان و اخذ مجوزهای استخدامی وارد تشخیص و مستنداً به مواد 7 و 22 قانون دیوان عدالت اداری به وارد دانستن شکایت به شرح اخیرالذکر حکم صادر و اعلام میشود. رأی دیوان قطعی است.
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 26 تیر 91 با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آینده به صدور رأی مبادرت میکند.
رأی هیأت عمومی
اولاً: تعارض در مدلول آراء مذکور در گردش کار محرز است.
ثانیاً: موضوع تابع استدلال به کار رفته در رأی شماره 25-24 مورخ 28/1/1391 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری است و رأی شعبه چهارم دیوان به شماره دادنامه 8909970900401271-22/10/1389 صحیح و موافق مقررات است. این رأی به استناد بند 2 ماده 19 و ماده 43 قانون دیوان عدالت اداری برای شعب دیوان و سایر مراجع اداری مربوط در موارد مشابه لازم الاتباع است./
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، معاون قضایی دیوان عدالت اداری، علی مبشری(1)
مجید انتظامی عضو هیئت مدیره جامعه معلولان ایران در مورد استخدام سه درصد معلولین در وزارت آموزش و پرورش، آقای حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش را مقصر میداند و میگوید:
رأی اصلاحی دیوان عدالت اداری درباره استخدام معلولان در آموزش و پرورش صادر شده است. این دیوان یک بار دیگر بر الزام آموزش و پرورش به استخدام افراد دارای معلولیت تأکید کرد اما اتفاقی که عملاً در 10 سال گذشته افتاده، بیتوجهی و شانه خالی کردن دستگاههای دولتی و وزارتخانهها از زیر بار استخدام سه درصدی معلولان بوده که باید مسئولان مربوطه پاسخگوی این مسأله باشند.
در سال 89 حاجیبابایی وزیر آموزش و پرورش محمود احمدینژاد با استخدام معلولانی که در آزمون استخدامی وزارت آموزش و پرورش نمره قبولی دریافت کرده بودند، مخالفت کرد. همین امر با واکنش افراد دارای معلولیت و بهخصوص معلمان معلول مواجه شد و به شکایت از این وزارتخانه به دیوان عدالت اداری انجامید. او تأکید میکند: دیوان عدالت اداری هم حق را به معلولان داد و در آرای متعدد خود بر الزام آموزش و پرورش نسبت به اعمال سهمیه معلولان در آزمون استخدامی تأکید کرد اما داستان به همین جا ختم نشد و مدیرکل دفتر حقوقی، املاک و حمایت قضایی معاونت حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش در تیرماه 91 طی دادخواستی که بیشباهت به فرار رو به جلو برای توجیه اشتباه این وزارتخانه نبود، یک بار دیگر نسبت به رأی صادره اعتراض کرد که دیوان عدالت اداری نیز در روز 25 خرداد 93 با ابلاغ رای اصلاحی، مجدداً بر دادنامه قبلی تأکید کرد.
طبق بند الف ماده «7» قانون 16 مادهای حقوق معلولان، اختصاص حداقل 3 درصد از مجوزهای استخدامی دستگاههای دولتی و عمومی اعم از وزارتخانهها، شرکتها، موسسات، نهادهای عمومی و انقلابی و دیگر دستگاههایی که از بودجه عمومی کشور استفاده میکنند به افراد معلول واجد شرایط، وظیفهای قانونی است، یادآور میشود: «در هیچ کجای این بند هم لفظ «میتواند»، «در صورت امکان» یا عباراتی از این دست که متضمن «اختیاری» بودن موضوع برای دستگاهها باشد، نیامده و به نظر میرسد قانونگذار در مقام بیان، دستگاهها را «مکلف» کرده است. بنابراین استخدام 3 درصد جزء حقوق قانونی معلولان محسوب میشود و هیچ دستگاهی نمیتواند و نباید از زیر بار این وظیفه، شانه خالی کند.(2)
علی همت محمودنژاد رئیس انجمن حمایت از حقوق معلولان، خواستار جلوگیری از تضییع حقوق معلولان در وزارت آموزش و پرورش شد و گفت: سهمیه ۳ درصدی استخدام معلولان اجرایی نمیشود. بر اساس قانون جامع حمایت از حقوق معلولان باید ۳ درصد از استخدامهای دستگاهها و نهادهای دولتی به معلولان اختصاص پیدا کند اما این در حالی است که این قانون از سوی برخی از دستگاهها اجرایی نمیشود.
با توجه به اینکه ۵ هزار نفر در ردیف استخدام جدید آموزش و پرورش قرار دارند بنابراین باید طبق قانون ۳ درصد استخدام معلولان ۱۵۰ نفر از این تعداد در اختیار سازمان بهزیستی قرار گرفته تا از میان معلولان، افراد دارای شرایط لازم را انتخاب و به وزارت آموزش و پرورش معرفی کنند.
متأسفانه در دولت قبل وزیر آموزش و پرورش وقت به هیچ عنوان حاضر نشد تا سهمیه ۳ درصدی معلولان را از بین ۴۰ هزار نفر مستخدم این وزارتخانه اجرایی کند. به گفته محمودنژاد، از ۴۰ هزار نفر باید ۱۲۰۰ نفر معلول طبق سهمیه در آموزش و پرورش استخدام میشدند اما متأسفانه این افراد پس از قبولی در آزمون این وزارتخانه به دلیل معلولیت پذیرش نشدند.
او عضو سازمان جهانی معلولان هم هست و از رئیس سازمان بهزیستی خواست با توجه به نرخ بیکاری ۴ برابری معلولان نسبت به جامعه عادی (۴۰ درصد)، نسبت به تحقق این موضوع و سهیه ۳ درصدی اشتغال معلولان اقدام مساعد به عمل آورد. هنوز شکایت سازمانهای مردم نهاد و بسیاری از معلولان در استخدام قبلی وزارت آموزش و پرورش و تضییع حقوق معلولان در دیوان عدالت اداری مطرح است. بر اساس قانون جامع حمایت از حقوق معلولان ۳ درصد استخدامهای قراردادی، پیمانی و رسمی باید در اختیار معلولان قرار گیرد که متأسفانه تاکنون اجرایی نشده است.
وی درخواست کرد تا از میان ۵ هزار سهمیه استخدام آموزش و پرورش قبل از مشخص کردن سهمیههای استانی، ۱۵۰ نفر سهمیه معلولان را جدا کرده و در اختیار بهزیستی قرار دهند.
عضو سازمان جهانی معلولان گفت: با تغییر دولت و وزیر رفاه، معلولان هنوز از وعده وزیر سابق رفاه در حضور رئیس جمهور مبنی بر استخدام ۲ هزار نابینا از دستگاههای وابسته به وزارت رفاه را برای خود محفوظ میدانند. نیز وی تأکید کرد آموزش و پرورش دولت یازدهم همان رویه دولت احمدینژاد را ادامه داده و از استخدام سه درصد معلولان ممانعت مینماید.(1)
ملاحظه: دیوان عدالت اداری در سه نوبت بر قانونی بودن استخدام سه درصد معلولین در آموزش و پرورش تأکید کرده و این قانون را درست و بدون معارض دانسته ولی باز وزارت آموزش و پرورش از استخدام معلولین پرهیز دارد. رأی نخست دیوان عدالت اداری و نظریات چند تن از کارشناسان معلولین را آوردیم تا ابعاد قضیه مشخص شود.
1) . سایت خبرگزاری مهر، 31 فروردین 94؛ سایت فردا نیوز، 1 اردیبهشت 94.
در سال 1325ش، هیئت پنجاه نفری از نخبگان و مدیران تشکیل شد تا «برنامه عمران ملی» را تدبیر و اجرا کنند بعداً این هیئت را شورای عالی برنامه نامگذاری کردند. این شورا در سال 1328، دستورالعملی به نام برنامه اول عمرانی عرضه کرد. مجلس شورای ملی هم آن را تصویب نمود. مجلس سازمان برنامه و بودجه را نیز جهت اجرای این برنامه تصویب کرد. این نخستین برنامه برای آبادانی و عمران همگانی ایران بود.(1)شش برنامه توسعه قبل از پیروزی انقلاب در ایران مطرح و پنج برنامه اجرا شد. پس از پیروزی انقلاب، از سال 1362 برنامه توسعه اول آغاز شد. دولتهای سازندگی و اصلاحات خود را متعهد به اجرای برنامه میدانستند اما دولت محمود احمدی نژاد از اساس با برنامه و بودجه و برنامه توسعه مخالف بود. از اینرو سازمان را تعطیل و برنامه توسعه هم کامل ملغی شد.
فراکسیون و دیگر نهادهای درگیر امور معلولین با تلاش بسیار، برای معلولین جایگاهی در برنامه توسعه پیشبینی کرده بودند. اینجا به گردآوری و ضبط دستاوردهای فکری و نظری آن دوره میپردازیم تا در تاریخ بماند.
فراکسیون معلولان مجلس شورای اسلامی با حضور مقامات مسئول برای پیشگیری از معلولیتها و اهتمام به جایگاه معلولین در برنامه پنجم توسعه در خرداد 1389 تشکیل شد. در این جلسه بازنگری قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، دریافت پیشنهادها در این مورد و همچنین جایگاه حقوقی معلولان در لایحه برنامه پنجم توسعه مورد بررسی قرار گرفت.(2)
خانم فاطمه آلیا رئیس فراکسیون حمایت از معلولان، از تشکیل کارگروهی به منظور تدوین پیشنهادهای مربوط به معلولان برای لحاظ در برنامه پنجم توسعه خبر داد. وی با اشاره به نشست اخیر فراکسیون حمایت از معلولان اظهار داشت: «با توجه به در دستور کار بودن برنامه پنجم توسعه، در این نشست که با حضور اعضای فراکسیون و دبیران سازمانهای مردم نهاد مربوط به معلولان و جمعی از کارشناسان دستگاههای اجرایی و همینطور رئیس جدید سازمان بهزیستی برگزار شد، جایگاه معلولان و اجرای قوانین مربوطه در برنامه پنجم مورد بحث و بررسی قرار گرفت. متعاقب این نشست، کارگروهی با رویکرد شورای حقوقی با عضویت نمایندگانی از سازمانهای مردم نهاد مربوط به معلولین، کارشناسان مرکز پژوهشها و اداره قوانین مجلس تشکیل گردید که طی هفته جاری و آینده با تدوین پیشنهادهای اخذ شده از حاضرین در جلسه فراکسیون، مجموعهای از پیشنهادها را برای لحاظ در برنامه پنجم توسعه آماده کنند.
همچنین قرار است اسفندیاری رئیس سازمان بهزیستی جلساتی را برای جمعآوری و تدوین پیشنهادها برگزار کند. در نهایت مجموعه این پیشنهادها به کمیسیونهای تخصصی و کمیسیون تلفیق برنامه پنجم توسعه ارائه خواهد شد.»(1)
در جلسه چهارم خرداد 1389 فراکسیون معلولان و جانبازان پیشنهادهای لازم جهت حمایت از معلولان در برنامه پنجم توسعه مطرح و مورد بررسی قرار گرفت. این فراکسیون با حضور اسفندیاری رئیس جدید سازمان کل بهزیستی کشور، فاطمه آلیا رئیس فراکسیون معلولان و جانبازان، کاظم دلخوش، شهریاری، حسن کامران، موسوی، محجوب و جمعی از رؤسای انجمنهای معلولان و جانبازان برگزار شد.
کاظم دلخوش عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در این جلسه با بیان اینکه بررسی برنامه پنجم توسعه در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار دارد، گفت: «باید تلاش کرد در برنامه هدفمند کردن یارانهها و قانون اصل ۴۴ رویکرد جدیدی به مسائل معلولان داشت و بهزیستی و اعضای فراکسیون معلولان قویتر از گذشته در این حوزه ورود کند. برای طرح دو فوریتی حمایت از معلولان که در دستور کار این فراکسیون است، باید از تجارب کشورهای دیگر الگو بگیریم. به ویژه اینکه کشورهای پیشرفته در این حوزه چه حق و حقوقی برای جامعه معلول خود در نظر گرفتهاند، حتماً باید بررسی شود. برای نوشتن برنامه پنجم توسعه قوانینی که کارآمد و به روز نیست را باید شناسایی و بازنگری کنیم. دولت و بهزیستی طرح اصلاحی خود را جهت اصلاح و کارآمدی موارد ذکر شده در برنامه چهارم توسعه به مجلس ارائه کنند.»
شهریاری نماینده دیگر مجلس از مشکلات برنامه چهارم توسعه و ورود آنها به برنامه پنجم اظهار نگرانی کرد: «در برنامه چهارم توسعه پس از تصویب قوانین در جهت تسهیل حال جامعه معلولان و نوشتن آییننامهها، منابع مالی ذکر نمیشد. عدم اعلام منابع مالی عاملی شد تا مصوبات مجلس اجرایی نشود.»
حسن کامران از اعضای فراکسیون معلولان و جانبازان با بیان اینکه در مدیریت قبلی سازمان کل بهزیستی کشور بر روی معلولان و جانبازان بسته بود، اظهار امیدواری کرد که درب دفتر مدیر جدید این سازمان به روی جامعه و مشکلات معلولان بسته نباشد و با تکریم معلولین میتوان آنها را در برنامه توسعه هم، جایگاه داد.
آقای موسوی توضیح داد: «در سازمان کل بهزیستی اتاق مدیریت در طبقه نهم قرار دارد. و برای ارتباط نزدیک مدیریت با بدنه جامعه معلولان لازم است اتاق مدیریت به طبقه اول آورده شود تا مراجعه کنندگان راحتتر مسائل و مشکلات خود را به گوش مسئولان این سازمان برسانند. چون جامعه معلولان نیاز به محبت بیشتر دارند. در این خصوص نیاز است بیشتر از گذشته به وضع موجود فکر کنیم. اگر مسئولین به معلولین اعتماد داشته باشند، آنها کارآیی مطلوبی خواهند داشت. بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی نباید در انجام وظایف خود تداخل داشته باشند و درست نیست معلولان را مانند توپ بین خود پاس دهند.»
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 8 خرداد 1389.
محجوب نماینده مردم تهران با اشاره به درخواست پرداخت وام بلاعوض به معلولان گفت: «در گذشته برای خود اشتغالی به این معلولان وامهایی داده شد که متأسفانه این پول در جای دیگری خرج شد. لازم است از حق تحقیق و تفحص مجلس برای مشخص شدن این موضوع بهره گیرد تا این مشکل هرچه زودتر برطرف شود.»(1)
مذاکرات اعضای جلسه هیئت رسیدگی به نظرات و جمعآوری آراء برای درج در برنامه توسعه را آوردم تا فضای جلسه و دغدغههای آنان معلوم شود. در سخنان آنان طرح مشخص علمی که جایگاههای معلولین در توسعه ملی را تبیین کند را نمیبینیم. با اینکه مباحث جدی در این زمینه مطرح است.
یک نکته مهم این است که کسی از تجارب تاریخی خودمان نمیگوید. تجربهگیری و اخذ تجارب از کشورهای پیشرفته را مطرح میکنند که خوب است ولی مهمتر اینکه معلولین در ساخت تمدن و مدنیت در قرون نخست اسلامی، بسیار کوشا بودند، رودکی، رازی و دهها پزشک، ادیب و نخبه نابینا، ناشنوا و غیره در تاریخ اسلام ظهور کردند و سرنوشت تمدن اسلامی را رقم زدند. خوب است از این تجارب هم بهرهگیری شود، اروپا با اخذ تجارب مسلمانان به پیشرفت رسید.
حتی نابینایان در قرن پنجم و ششم قرآن را به خط برجسته میخواندند. یعنی قبل از لویی بریل فرانسوی، مسلمانان درآمد خط برجسته را اختراع کرده بودند.(2)
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در آذرماه 93 نشست علمی جایگاه معلولیت در برنامه ششم توسعه را برگزار کرد. در این نشست دکتر محمد کمالی دانشیار دانشکده علوم توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران پیرامون جایگاه معلولیت در برنامه ششم توسعه سخنرانی کرد. او از وضعیت معلولین ایران، تحلیلی عرضه کرد که قابل توجه است. از اینرو به درج دیدگاههای او میپردازم.
هم اکنون بیش از یک میلیارد فرد دارای ناتوانی در جهان وجود دارند که 3 نفر از هر 4 نفر در کشورهای در حال توسعه هستند. تنها 1 تا 2 درصد کودکان دارای معلولیت به آموزش دسترسی دارند و در کشورهای در حال توسعه نیز تنها 2 درصد افراد دارای معلولیت به توانبخشی دسترسی دارند. افراد داری ناتوانی/ معلولیت به عنوان گروهی اقلیت دیده میشوند، اگرچه آنها بزرگترین گروه اقلیت در جهان هستند که دو سوم آنها در کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند. تا قبل از سال 1980 به معلولیت ناتوان در اداره خود و وظایف خانوادگی، ناتوان در مراقبت از خود ناتوان در کسب حرفه و انجام فعالیتهای اجتماعی و دارای مشکل در فعالیتهای روزمره زندگی گفته میشد. اما تعریف درست ناتوانی عبارت است از فقدان نوعی یا یکی از تواناییها و دارای انواع تواناییهای دیگر. یعنی ناتوانی مطلق نداریم. حتی کسی که ضایعه نخاعی است و از ناحیه گردن به پایین فلج است، اما میتواند فکر کند. کارشناسان بر اساس مدلهای مختلف، ناتوانی و معلولیت را تحلیل میکنند. مثل
مدل اخلاقی، مدل تراژدی شخصی، مدل پزشکی و مدل اجتماعی. اما در تعریف معلولیت بعد از سال 1980 میلادی ناتوانی به عنوان هر گونه کاهش یا فقدان توانایی (به دنبال یک اختلال) برای انجام فعالیتها به شیوه طبیعی است. در حالی که معلولیت ناکارآمدی اجتماعی به دنبال یک اختلال یا ناتوانی است.
آمارهای جهانی در زمینه ناتوانی و معلولیت اینگونهاند: تا سال 2010 سازمان ملل متحد و سازمان جهانی بهداشت حدود 10 درصد از جمعیت جوامع را دارای نوعی از ناتوانی و معلولیت محسوب میکردند. این بیان در سال 2011 در پیام دبیرکل سازمان ملل متحد به مناسبت روز جهانی معلولان به 15 درصد و بیش از یک میلیارد نفر افزایش یافت.
تجزیه و تحلیل دادههای بروز شده مطالعه بار جهانی بیماری در سال 2004 تخمین زد که 15.3% از جمعیت جهان (حدود 978 میلیون نفر از جمعیت تخمینی 6.4 میلیارد نفری در سال 2004) ناتوانی متوسط یا شدید داشتهاند، در حالی که 2.9% یا حدود 185 میلیون نفر ناتوانی شدید را تجربه کردهاند.
اما آمارهای ناتوانی و معلولیت در ایران اینگونه است: در سرشماری سال 1385 بار دیگر واحد اندازهگیری به فرد دارای ناتوانی و معلولیت تغییر پیدا میکند و از سوی دیگر در مورد معلولیت های ذهنی هم جامعه مورد پرسش قرار میگیرد.
در این سال شاهد تغییر گستردهای در ارقام سرشماری هستیم. جمعیت کل کشور در این سال به رقم 70 میلیون و 495 هزار و 782 نفر بالغ میگردد. علاوه بر اینکه از ناشنوایی به طور مطلق سؤال میشود از اختلالهای گفتار و صدا نیز پرسش به عمل میآید که مجموع اختلالهای شنیداری را به رقم 244 هزار و 251 نفر میرساند. نابینایان با تغییر کمی همچون سرشماریهای گذشته بالغ بر 94 هزار و 231 نفر میباشند. تعداد افراد با معلولیت جسمی به 623 هزار و 672 نفر افزایش مییابد و پرسش از اختلال ذهنی تعداد 295 هزار و 218 نفر را شامل میسازد.
بر این اساس جمعیت افراد دارای ناتوانی و معلولیت حدود 101هزار و 222 نفر به دست میآید. در نتیجه میتوان گفت میزان شیوع ناتوانی و معلولیت در سرشماری 1385 بالغ بر 1.43 درصد بوده است.
بر اساس سرشماری نفوس و مسکن سال1390 بار دیگر شاهد تغییر واحد اندازهگیری به خانوار هستیم. از 21 میلیون و 185 هزار و 647 خانوار کشور، 919 هزار و 163 خانوار اعلام نمودهاند که دارای عضو با معلولیت بودهاند. بنابراین آمار، نسبت خانوارهای دارای عضو دارای معلولیت به کل خانوارهای کشور، برابر 4.3 درصد است. به عبارت دیگر در بین هر 100 خانوار ساکن ایران، حدود 5 خانوار دارای عضو دارای معلولیت وجود داشته است. در حیطه آمارهای ثبتی هم عمدتاً آمارهای ارائه شده از سوی سازمانهای ارائه دهنده خدمات مطرح شدهاند. هر چند این آمارها با توجه به نوع خدمات غیرفعال - تعیین شده بر اساس مراجعه افراد - و امکان همپوشانی نمیتوانند بیانگر درستی از آمار افراد دارای ناتوانی/معلولیت باشند. در حال حاضر، عمده خدمات توانبخشی در کشور توسط سازمان بهزیستی کشور ارائه میگردد. بر اساس آخرین آمار، جمعیتی بیش از 1250 هزار نفر از افراد دارای ناتوانی/معلولیت تحت پوشش این خدمات هستند. همچنین خدمات توانبخشی در وزارت
تعاون، کار و رفاه اجتماعی، وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور، بنیاد شهید و امور ایثارگران، جمعیت هلال احمر، کمیته امداد امام خمینی و نیز بخش غیردولتی به جامعه ارائه میگردد.
در قانون برنامه چهارم توسعه 1383-1379 ماده 97 بند ط بر تداوم اجرای طرح ساماندهی و توانبخشی سالمندان با پوشش حداقل بیست و پنج درصد (25%) جمعیت هدف تأکید شده بود. و در ماده 101 بند ج نیز گسترش حمایتهای اجتماعی (تأمین اجتماعی, بیمه بیکاری، ایجاد، توسعه و تقویت ساز و کارهای جبرانی، حمایت های اجتماعی از شاغلین بازار کار غیر رسمی، توانبخشی معلولین و برابری فرصتها برای زنان و مردان و توانمندسازی زنان از طریق دستیابی به فرصتهای شغلی مناسب). مورد تأکید قرار گرفته بود. اما در ماده 133 نیز معافیت از پرداخت کلیه هزینههای ثبتی خانههای بنیاد مسکن تصریح شده بود.
اما در قانون برنامه پنجم توسعه 1389-1384 و در ماده 20معافیت دانشجویان از پرداخت شهریه دانشگاههای غیر دولتی، حمایتی و توانمندسازی و نیز در ماده 39 به منظور توانمندسازی افراد و گروههای نیازمند به ویژه زنان سرپرست خانوار و معلولان نیازمند با تأکید بر برنامههای اجتماع محور و خانواده محور، با استفاده از منابع بودجه عمومی دولت و کمکهای مردمی و طراحی نظام سطحبندی خدمات حمایتی و توانمندسازی متناسب با شرایط بومی، منطقهای و گروه های هدف حداکثر تا پایان سال اول برنامه و فراهم نمودن ظرفیتهای لازم برای استقرار نظام مذکور در طول برنامه تأکید شده بود.
همچنین اجرای برنامههای توانمندسازی حداقل سالانه ده درصد (10%) خانوارهای تحت پوشش دستگاههای حمایتی به استثناء سالمندان و معلولین ذهنی، توانمندشده و خروج آنان از پوشش حمایتهای مستقیم و نیز تأمین حق سرانه بیمه اجتماعی زنان سرپرست خانوار نیازمند، افراد بیسرپرست و معلولین نیازمند در طول سالهای اجرای برنامه، معافیت افراد تحت پوشش سازمانها و نهادهای حمایتی از پرداخت هزینههای صدور پروانه ساختمانی، عوارض شهرداری و هزینههای انشعاب آب، فاضلاب، برق و گاز برای کلیه واحدهای مسکونی اختصاص یافته به آنها فقط برای یک بار تأکید شده است در ماده 169 نیز شورای عالی شهرسازی و معماری موظف است به منظور تدوین و ترویج الگوهای معماری و شهرسازی اسلامی - ایرانی از دیگر موارد قانون برنامه پنجم توسعه در این خصوص بود.
همچنین در این برنامه بر تهیه تدون طرحهای مناسبسازی ساختمانها و فضاهای شهری و روستایی برای معلولین جسمی و حرکتی تأکید شده بود. علاوه بر این شهرداریها و دهیاریها موظفند بر اساس ضوابط و طرح های موضوع این بند نسبت به مناسبسازی معابر و فضاهای عمومی شهری و روستایی اقدام نمایند.
ماده 4 قانون - مصوب 21 اردیبهشت 1383 مجلس شورای اسلامی- اهداف حوزه حمایتی و توانبخشی را بیان میکند. از مجموع 13 بند ذکر شده تنها 4 بند به طور مستقیم با توانبخشی و افراد دارای ناتوانی/معلولیت مرتبط است. هر چند باید پذیرفت سایر بندها نیز برای تحقق اهداف منظور شده در آن چهار بند بسیار حیاتی و ضروری است.
در بندهای «ه-»، «ی»، «ک» و «ل» به طور مشخص از رسیدگی به وضعیت معیشتی با اولویت افرادی که به دلایل جسمی و روانی قادر به کار نیستند، لزوم تأمین خدمات پیشگیرانه از بروز و تشدید معلولیتی و پوشش توانبخشی، فراهم نمودن امکانات برای بهبود وضع جسمی، ذهنی، اجتماعی و اقتصادی معلولان و پوشش توانبخشی، فراهم نمودن امکانات برای بهبود وضع جسمی، ذهنی، اجتماعی و اقتصادی معلولان و در انتها آمادهسازی محیط اجتماعی و فضای فیزیکی متناسب با ویژگیها و تواناییهای معلولان، نام برده شده است.
وی در خصوص قانون جامع حقوق معلولان مصوب سال 1383 نیز گفت: در سال 1383، همچنین قانون جامع حمایت از حقوق افراد دارای ناتوانی/معلولیت به تصویب میرسد. این اولین قانون اختصاصی در حیطه افراد دارای ناتوانی/معلولیت و به ویژه در موضوع حقوق آنان است که ایران را به دسته کشورهای محدودی، 45 کشور، برد که دارای قانون خاص برای افراد درای ناتوانی/معلولیت خود هستند. این قانون۱۶ماده با هدف رعایت حقوق شهروندی افراد دارای معلولیت و برابرسازی فرصتها برای آنان در ایران تصویب شد. در ماده یک قانون آمده است: «دولت موظف است زمینههای لازم را برای تأمین حقوق افراد دارای ناتوانی/معلولیت، فراهم و حمایتهای لازم را از آنها به عمل آورد.
تصویب کنوانسیون جهانی حمایت از حقوق افراد دارای ناتوانی/معلولیت یکی از مهمترین قوانین مصوب در کشور در حیطه حقوق افراد دارای ناتوانی/معلولیت است. بعد از پیوستن ایران به کنوانسیون حقوق کودک امضاء و تصویب آن، کنوانسیون جهانی حمایت از حقوق افراد دارای ناتوانی/معلولیت برای جامعه افراد دارای ناتوانی و معلولیت ایرانی بسیار با اهمیت تلقی میشود. با تصویب مجلس شورای اسلامی در تاریخ 13 آذر 87، دولت ایران متعهد شد در تمام شئون و قوانین جامعه حقوق افراد دارای ناتوانی/معلولیت را مانند افراد عادی رعایت کند و تبعیضی علیه آنها اعمال نشود. همچنین در تبصره یک آن مراجع ملی را مشخص مینماید: «وزارت رفاه و تأمین اجتماعی (سازمان بهزیستی کشور) و بنیاد شهید و امور ایثارگران بهعنوان مراجع ملی موضوع ماده 33 کنوانسیون تعیین میگردند تا با هماهنگی یکدیگر نسبت به اجراء مفاد کنوانسیون اقدام نمایند.»
توانبخشی باید در جهت هویتبخشی به افراد صورت گیرد و همه بپذیرند که چنین کاری لازم است زیرا افراد دارای ناتوانی و معلولیت هم باید مثل افراد عادی و غیر ناتوان زندگی خود را تأمین کنند و اشتغال داشته باشند. نیازهای افراد دارای ناتوانی/معلولیت، برقراری فرصت های مساوی در همه زمینهها، قانون کنوانسیون و جامع حقوق معلولان، ارائه خدمات برای ارتقای کیفیت زندگی، برنامههای توانبخشی مبتنی بر جامعه، توسعه برنامههای اشتغال، توسعه مشارکتهای مردمی و توسعه نهادهای غیر دولتی به عنوان محورهای کلی برای برنامه ششم در نظر گرفته شده است.(1)
1) . سایت دولت، 21 آبان 1393.
اشاره: جامعه معلولین استان مرکزی(اراک) مجموعه پیشنهادهای خود را در 17 بند تنظیم کرده و به صورت زیر روی وبسایت خودش به تاریخ دی ماه 1393 منتشر کرده است. جامعه معلولین استان مرکزی جهت پیگیری امور بیمه معلولین تشکلی به نام دبیرخانه پیگیری بیمه تأمین اجتماعی معلولان کشور راهاندازی کرده است.
1- تأسیس صندوق جهانی حمایت از معلولان (مانند دیگر صندوقها از جمله یونیسف، یونسکو و...)
این صندوق میتواند عضویت تمامی کشورها بخصوص کشورهای عضو OPEC را به صورت آزاد بپذیرد. یا در شرایطی خاصتر، منحصر به کشورهای اسلامی، کشورهای آسیایی و یا کشورهای نفتخیز منطقه خاورمیانه باشد.
با تدوین آیین نامه، ضمن مشخص نمودن دستورالعملهای اجرایی، شرایط عضویت، مبلغ ورودیه اولیه، پرداخت حق عضویت سالیانه با رقمی مشخص شده جهت حمایت از NGOهایی که در جهت حمایت از معلولان سراسر دنیا فعالیت میکنند، تعیین گردد.
عضویت ایران در این صندوق با تأیید مجلس شورای اسلامی و به عنوان پیشنهاد دهنده طرح.
هدف از تأسیس این صندوق، کمک به اجرایی شدن قانون دفاع از حقوق معلولین، بسترسازیهای مشترک جهانی در ارتقای سطح کمی، کیفی و رفاهی زندگی معلولان و نیز تأمین منابع مالی صندوق ویژه بازنشستگی معلولان میباشد.
2- تشکیل شورای عالی معلولان
3- تسریع در تصویب لایحه بازنگری دفاع از حقوق معلولان
4- ایجاد زمینههای اشتغال پایدار و کارآفرینی
با توجه به توانمندیهای معلولان در انجام کارهای مبتنی بر توانبخشی و وجود طرحهای کارشناسی شده در زمینه اشتغال در این انجمن، هدف از این کار، رفع مشکلات اقتصادی و ارتقای سطح کیفی زندگی آنها میباشد.
تشکیل و تشویق تعاونیهای مخصوص معلولان با هدف تولید و عرضه خدمات توسط افراد آموزش دیده با هدف حمایت از اشتغال معلولان در بخش تعاونی.
اعمال حمایتهای تشویقی از کارفرمایان و کارآفرینان معلول.
5- پیگیری و اصلاح قوانین بازنشستگی معلولان در بخش دولتی و غیر دولتی (شاغلین مشمول قانون کار، تأمین اجتماعی و بخش غیردولتی (حرف و مشاغل آزاد)
مشاغل خانگی از جمله قالیبافی) بدون شرط سنی جزو قوانین بیمهای مشاغل سخت و زیانآور محسوب گردند و با 15 سال سابقه خدمت با پرداخت حق بیمه با افزودن 15 سال سنوات خدمت ارفاقی تا پوشش 30 سال خدمت بدون سقف سنی با لزوم ضمانت پرداخت سنوات از بودجه عمومی کشور (از محل وجوه اداره شده دولت).
تبصره: با توجه به اینکه در اصلاحیه قانون جامع حمایت از حقوق معلولان نقش قوه قضاییه و دیوان محاسبات در پیگیری و رسیدگی به تخلفات عدم اجرای قانون دیده نشده در زمینه بازنشستگی معلولان اعمال گردد.
1- بودجه عمومی کشور
2- منابع داخلی سازمان بهزیستی کشور
3- پیشبینی در لایحه بودجه سنواتی.
4- تأمین منابع از محل اصلاح نظام یارانهها: تعدیل تعداد افرادی که یارانه دریافت میکنند و نیز خانوادههایی که از دریافت یارانه انصراف میدهند (از درآمد حاصل از هدفمندی یارانهها).
5- تأمین منابع از محل وجوه اداره شده توسط دولت.
6- تأمین منابع از محل اجرای طرح جامع حمایت از معلولین در اصلاحیه قانون جامع.
6- تهیه مسکن مناسب با کمترین هزینه برای معلولان
7- اداره سازمان بهزیستی زیر نظر نهاد ریاست جمهوری
8- حضور افراد دارای معلولیت در رأس سازمان بهزیستی
9- افزایش مبلغ مستمری دریافتی معلولان شدید و خیلی شدید تحت پوشش سازمان بهزیستی
10- تشکیل صندوق بیمه تکمیلی طلایی
ای صندوق ویژه معلولان و خانوادههای آنان جهت بهرهمندی تمام افراد دارای معلولیت از خدماتی شامل تهیه لوازم توانبخشی، انجام خدمات فیزیوتراپی، کاردرمانی و ... میباشد.
با توجه به محدودیت منابع بهزیستی، تأمین منابع مالی این صندوق توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی صورت پذیرد.
11- اعمال تغییرات اساسی در آییننامه استخدام افراد دارای معلولیت
الف) استخدام بدون آزمون معلولان در ارگانها و سازمانهای دولتی (مانند فرزندان و اعضای خانواده شهدا و جانبازان عزیز انقلاب اسلامی).
ب) با توجه به بالا بودن هزینههای زندگی معلولان نسبت به سایر اقشار جامعه، بخشودگی مالیاتی حقوقبگیران و کارمندان معلول دولتی و غیر دولتی و نیز کم کردن ساعت کاری آنان (همچون جانبازان عزیز انقلاب اسلامی).
پ) حذف سقف سنی برای معلولان جهت اشتغال
ت) اشتغال و توسعه مشاغل (مشاغل خانگی)
ث) ایجاد و توسعه بازار فروش محصولات خانگی
ج) تأسیس کارگاههای تولیدی و بستهبندی
چ) تشکیل صندوق فرصتهای شغلی
12- بخشودگیهای گمرکی
13- ایجاد تدابیر و تلاش در جهت اجرایی شدن ماده 4 قانون دفاع از حقوق معلولان.
14- اجرای کامل مفاد کنوانسیون بینالمللی معلولان
15- رایگان نمودن صددرصدی تحصیلات دانشجویان معلول در تمامی مقاطع
16- تأمین هزینههای نگهداری و درمانی
پرداخت صددرصدی هزینه نگهداری از معلول (معلولان) خیلی شدید نیازمند نگهداری و مراقبت ویژه، به خانوادههای آنها (همچون خانوادههای جانبازان عزیز انقلاب اسلامی)
دستورالعملی که برای معلولان ضایعه نخاعی جهت دریافت حق پرستاری برای آنها منظور میگردد، اصلاح شود. علاوه بر معلولان ضایعه نخاعی، میبایست معلولان دارای معلولیت با ریشه ژنتیکی پیشرونده که به مرور زمان بر شدت معلولیت آنها افزوده میشود نیز شامل دریافت حق پرستاری گردند.
17- برنامههای حمایتی
حمایت از ازدواج معلولان و کمک به آنها در تحقق این امر مهم، جهت پیشگیری از معلولیت، تمامی محضرهای عقد و ازدواج موظف و مکلف گردند نتایج آزمایشهای ژنتیکی افرادی که قصد ازدواج دارند را از آن آزمایشگاه استعلام نمایند.
حمایت از ورزش معلولان و گسترش آن، حمایت از ورزشکاران حرفهای معلول.
تدبیری مثل تصویب «فراکسیون حمایت از معلولین»، کارآیی دستگاه مقننه در عرصه معلولین را گسترش و افزایش داد. نیز با تدبیرهایی کارآیی دولت به عنوان دستگاه مجری هم افزایش یافت. مهمترین نهاد مجری دولتی، سازمان بهزیستی است. با افزایش آگاهی و توانمندیهای سازمان یعنی قانون، بودجه و مدیریت، تواناییهای سازمان و فعالیتهای آن گسترش چشمگیر در سالهای هشتاد تاکنون داشته است. البته وضعیت ایدهآل نیست ولی نسبت به قبل بهتر است.
مدیران دولتی معمولاً ناکارآمدی یا ضعف مدیریتی خود را به گردن کمبود یا نبود بودجه و امکانات میاندازند. اما در این دوره سازمان بهزیستی و دستگاه اجرایی بودجه کافی داشت، قانون هم داشتند فقط باید مدیریت خود را ارتقا داده و از مدیران شایسته و مجرب و کارآمد استفاده میکردند. اما مدیریت دولتی در این دوره غیر از تمشیت روزانه امور عادی معلولین، ابتکار برجسته و نوآوریهای چشمگیر نداشت. به عنوان مثال نمایشگاه معلولین که در بهارستان برگزار شد، اگر مجلس و فراکسیون حمایت از معلولین و تشکلهای معلولیتی نبودند، این نمایشگاه هم شکل نمیگرفت.
با مرور رخدادهای تاریخ معلولین در این دوره، مجلس را از نظر ابتکارات و فعالیتها باید نمره عالی بدهیم ولی دستگاههای اجرایی نمره متوسط به پایین میگیرند.
بهرحال کارنامه همگان در تاریخ ثبت میشود و نسلهای بعد، با مرور و مطالعه کارنامهها داوری خواهند کرد. لذا اگر امروز قضاوت نکنیم بعداً دیگران درباره ما حکم مینمایند.
به نظر میرسد شرایط ویژهای که در دهه نود به وجود آمده بود، ظرفیت و آمادگی اقدامات بزرگ اجرایی را داشت. دولت میتوانست گامهای بلندی بردارد.
ایشان درباره دستگاه اجرایی حقوق معلولین نکاتی گفته که در فضای رسانهها بازتابهایی داشته است. ابتدا سخنان ایشان را نقل میکنیم و در ادامه به بررسی آن میپردازیم:
۱. انگیزه و شناخت کافی نسبت به درک مشکلات معلولین از سوی مدیران مرتبط با معلولین وجود ندارد و به عبارتی خود متولیان معلولین و در رأس آنها سازمان بهزیستی از ناقضین اصلی حقوق شهروندی معلولین میباشند و ریشه این معضل بزرگ نیز به سوء مدیریتها و فرصت طلبیهای برخی مدیران اجرایی مربوط میشود.
در تبصره واحده ماده یک قانون حمایت از حقوق معلولین تأکید شده است: معلول به فردی در این قانون اطلاق میشود که به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان بهزیستی بر اثر ضایعه جسمی، ذهنی و روانی یا توأم اختلال مستمر در سلامت و کارایی عمومی وی ایجاد گردد به طوری که موجب کاهش استقلال فرد در زمینههای اجتماعی و اقتصادی شود.
کدام مدیر ارشد و کدام مدیرکل در تنها سازمان متعلق به معلولین با این رویکرد به معلولین مینگرد؟ اگر همین نگرش قانونی مصوب در تعامل با معلولین مورد تمکین واقعی مدیران قرار گیرد
بسیاری از فشارها و نگرانیهای روزمره زندگی از دوش معلولین برداشته میشود ولی واقعیت این است نگرش مدیران اجرایی به معلولین نگرشی فنی و قانونی نیست و حتی در خود سازمان بهزیستی انتظاری فراتر از کارکرد افراد سالم از معلولین وجود دارد و این در صورتی است که افراد سالم در همان موقعیت شغلی کارایی به مراتب پایینتر از معلولین و آن هم از روی عمد و قصور دارند و علت اصلی این فرافکنی سوء مدیریتها به وجود معلولین در محیط کاری ناشی از بی توجهی جدی به تبصره قانونی مذکور میباشد.
۲. سازمان بهزیستی به عنوان تنها متولی معلولین از ضعفهای ساختاری مدیریتی و اجرایی حاد برخوردار میباشد یعنی هم مدیران آن توان درک روحیات و مشکلات معلولین را ندارند و اندک مدیران مسئول و خدوم نیز به حاشیه رانده میشوند و هم معاونتها و کارشناسیهای سازمان بهزیستی طوری چیدمان مدیریتی پیدا کردهاند که اندک توجهی به خود معلولین توانمند در حل مشکلات و ارائه راهکارها را ندارند و به عبارتی معلولین منتقد توانمند که از توان بالای تحلیل مشکلات برخوردارند در سیستمی نادرست یا منزوی میشوند و یا از زندگی میافتند و با انواع برچسبها و فشارهای تصنعی روبرو میشوند و دلیل اصلی این تناقض رفتاری مدیران نیز حاکمیت روابط و باند گرایی به جای نظریه شایسته سالاری میباشد.
۳. به علت فقدان اطلاع رسانیها و نیز نبود جلسات و همایشهای بزرگ با حضور حداقل مدیران استانی در مراکز استانها اکثر مدیران اجرایی سایر ادارات و ارگانها نگرشی سنتی توأم با سلایق خاص خودشان نسبت به معلولین دارند یعنی یا دید ترحمی دارند و یا دید تنفری و علت این نقصها نیز باز به قصور متولیان مستقیم معلولین در سازمان بهزیستی مربوط میشود یعنی آنها آنقدر در مشکلات داخلی و جاری خودشان مانور میدهند که راه حلهای خارج از سازمانی را نیز فراموش میکنند.
۴. به نظر میرسد تنها وجود قوانین نمیتواند راهکار واقعی مشکلات معلولین باشد بلکه تا مجریان قانون همت و معرفت انجام وظیفه پیدا نکرده باشند قوانین شکل اجرایی به خود نخواهند گرفت و متأسفانه سیستم مدیریتی کلان نیز خواه ناخواه تبلیغ را به جای خدمت و هیاهو را به جای تکریم اشتباه گرفته است و دوست دارد بدین شکل از تعهد عملی قوانین شانه خالی کند.(1)
این نقد را ناصح و دلسوزی به نام حسن فاتحی در سایت تابناک نوشت. اما کلی گویی و نادیده گرفتن خدمات سازمان بهزیستی هم صحیح نیست. این سازمان در دهه نود اقدامات و فعالیتهای سودمند و کارگشایی برای معلولین در زمینههای پزشکی، بیمه، اهداء عصا و ویلچر و عینک و سمعک و غیره داشته است. لازم بود آقای فاتحی از فعالیتهای مثبت و سودمند هم چند جمله مینوشت. البته اگر از منظر طرحهای ابتکاری و تدبیرهای زیر بنایی بنگریم، بله بهزیستی در آن دوره کارنامه چشمگیر نداشت.
به نظر میرسد، اگر سازمان بهزیستی اطلاعرسانی به هنگام و جامع داشت؛ اگر هر سال در زمینه کارهایش چند جلد کتاب راهنما، یا کارنامه راهنما و مرجع منتشر میکرد، نویسندگان هم با مراجعه به
1) . پایگاه اطلاعرسانی تابناک، حسن فاتحی، 26 شهریور 1388.
این مأخذها، قضاوت صحیح ابراز میکردند. بارها از ریاست بهزیستی خواهش و تمنا کردهایم که حق مردم و حق معلولین است که از فعالیتهای بهزیستی بدانند و لازم است بهزیستی کارنامه فعالیتهایش را بیشتر و منظمتر منتشر کند.
ملحق شدن ایران به این پیماننامه به صورت لایحه، نخست در سال 1387 در هیئت دولت تصویب شد سپس به مجلس رفت و مجلس هم به آن رأی داد.(1)در مجلس به دلیل ضرورتها از جمله در پیش بودن روز جهانی معلولین و بر اساس ماده 102 آیین نامه داخلی با بیش از 180 امضاء از طرف نمایندگان در اولویت قرار گرفت و در صحن علنی مجلس مطرح شد و روز چهارشنبه 13 آذر 1387 با رأی نمایندگان به تصویب رسید. شورای نگهبان 4 دیماه 87 آن را تأیید کرد و همین روز طی نامهای ریاست مجلس علی لاریجانی به رئیس جمهور وقت محمود احمدینژاد ابلاغ کرد(2). در برخی از منابع و کتابها، در تاریخ تصویب و الحاق به کنوانسیون اختلافهایی هست ولی بر اساس منابع دست اول تاریخهای فوق درست است.
خانم فاطمه آلیا درباره لایحه الحاق ایران به کنوانسیون جهانی حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت میگوید: « این لایحه با پیگیریهایی به عمل آمده در دولت به تصویب رسید و تقدیم مجلس شد. امروز در حضور بیش از 100 نفر از اقشار مختلف معلولین که در مجلس حضور داشتند لایحه الحاق ایران به کنوانسیون جهانی معلولین با 180 رأی نمایندگان به تصویب رسید.»(3)
این لایحه در وزارت رفاه و تأمین اجتماعی و سازمان بهزیستی بررسی و نهایی شده است. البته برخی از دستگاههای دیگر هم همکاری داشتهاند. الحاق ایران به این کنوانسیون به معنای این است که مواد آن را پذیرفته و ملزم به اجرای آن است. از اینرو معلولین میتوانند از مدیران دولتی اجرای آن را در زمینههای مسکن، مناسبسازی، تحصیلات، اشتغال، ورزش و غیره مطالبه کنند.
کنوانسیون در واقع یک میثاق و تعهد است و هر دولت آن را بپذیرد و به آن ملحق شود به معنای این است که متعهد به اجرای آن است. لذا تعهدآور و الزامآور است.
قبل از الحاق ایران به این کنوانسیون، سازمان بهزیستی متن آن را ترجمه و به صورت کتاب در سال 1386 (توجه کنید یک سال قبل از طرح در مجلس) همراه با قانون 83 منتشر کرد؛(4)
تا عموم مردم و به ویژه معلولین از متن آن مطلع شوند. این کتاب با مقدمههای کاظم نظمده (معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی) و کیوان دواتگران (مدیرکل دفتر امور توانبخشی معلولان جسمی حرکتی و حسی) منتشر شد. متن کنوانسیون توسط آریا همدانچی به فارسی برگردان و توسط محمدرضا دشتی ویرایش شد. با توجه به تاریخ چاپ کتاب بهزیستی که شامل متن کنوانسیون و قانون 83 است و در سال 1386 منتشر شده، معلوم میشود کنوانسیون پس از تصویب در مجمع
عمومی سازمان ملل، در سازمان بهزیستی و دستگاههای اجرایی ایران ترجمه و بررسی شده و جهت اطلاعرسانی متن آن را منتشر کردهاند. با اینکه هنوز در مجلس تصویب نشده بود.
لازم به ذکر است این کنوانسیون، ضمیمهای هم دارد که به نام «پروتکل الحاقی کنوانسیون حقوق معلولین» شناخته میشود و به اندازه خود کنوانسیون اهمیت دارد.(1)
تصویب الحاق به کنوانسیون در مجلس شورای اسلامی به صورت لایحه بوده و نخست دولت تصویب کرده و سپس به مجلس فرستاده است. تصویب مجلس اسنادی دارد که بسیار مهم است و بعداً به آنها میپردازیم. یعنی مجلس بر اساس ماده واحده کنوانسیون را تصویب کرد. در واقع رأی مجلس به ماده واحده بوده است. این موضوع در مجلس هفتم به ریاست علی لاریجانی تصویب شد. نکته دوم اینکه مجلس تا حدی مشروط به کنوانسیون رأی داد و تصریح کرد به مواد کنوانسیون که مخالف مبانی و ضوابط شریعت و فرهنگ ایرانی باشند، رأی نمیدهد. بعداً بیشتر به تحلیل و بررسی رأی مجلس میپردازم.
متن کنوانسیون در واقع قانون نامه یا میثاق حقوقی معلولان جهان است. همه دغدغهها و نیازهای حقوقی معلولان از ملتها و کشورهای مختلف منظور شده است. دارای پنجاه ماده است. هر ماده به گونهای تنظیم شده که یک سرفصل را پوشش میدهد. لذا پنجاه ماده، پنجاه سرفصل دارد. اینها عبارتاند از:
ماده 1) هدف
ماده 2) در اهداف کنوانسیون حاضر
ماده 3) مبانی عمومی
ماده 4) تعهدات کلی
ماده 5) تساوی و عدم تبعیض
ماده 6) زنان معلول
ماده 7) کودکان معلول
ماده 8) ارتقای آگاهیها
ماده 9) در دسترس بودن
ماده 10) حق زندگی
ماده 11) وضعیتهای خطرناک و فوریتهای انسانی
ماده 12) به رسمیت شناختن تساوی در برابر قانون
ماده 13) دسترسی به عدالت
ماده 14) آزادی و امنیت فردی
ماده 15) رهایی از شکنجه یا رفتار و مجازاتهای بیرحمانه غیرانسانی یا تحقیرکننده
1) . این الحاقیه در کتاب کنوانسیون بینالمللی، ص 61-68 آمده است.
ماده 16) رهایی از بهرهکشی، خشونت و سوء استفاده
ماده 17) دفاع از موجودیت فردی
ماده 18) آزادی تغییر محل زندگی و ملیت
ماده 19) زندگی مستقل و شرکت در اجتماع
ماده 20) تحرک شخصی
ماده 21) آزادی ابراز عقیده و بیان دسترسی به اطلاعات
ماده 22) احترام به حریم خصوصی
ماده 23) احترام به خانه و خانواده
ماده 24) تحصیلات
ماده 25) سلامتی
ماده 26) توانمندسازی و توانبخشی
ماده 27) کار و اشتغال
ماده 28) استاندارهای مناسب زندگی و حمایتهای اجتماعی
ماده 29) مشارکت در زندگی سیاسی و اجتماعی
ماده 30) مشارکت در زندگی فرهنگی، تفریحی
ماده 31) آمار و جمعآوری اطلاعات
ماده 32) همکاریهای بینالمللی
ماده 33) اجرای ملی و نظارت
ماده 34) کمیته حقوق معلولان
ماده 35) گزارش دولتهای عضو
ماده 36) رسیدگی به گزارشها
ماده 37) همکاری دولتهای عضو و کمیته
ماده 38) همکاری کمیته با سایر ارگانها
ماده 39) گزارشهای کمیته
ماده 40) کنفرانس دولتهای عضو
ماده 41) سپردن
ماده 42) امضاء
ماده 43) موافقت با پذیرش
ماده 44) سازمان ائتلاف منطقهای
ماده 45) اجرا
ماده 46) قید و شرط
ماده 47) اصلاحیهها
ماده 48) خروج
ماده 49) قالب در دسترس
ماده50) متون اصلی
موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران نسبت به کنوانسیون مهمّ است. زیرا مسئولین و شخصیتهای نظام جمهوری اسلامی دیدگاه واحد و یکسان نسبت به اینگونه اسناد و متون بینالمللی ندارند. در مورد این کنوانسیون، نظر مجلس مشروط است و به طور مطلق آن را نپذیرفته است. اما دولت و قوه قضائیه آیا مثل مجلس فکر میکنند یا نظر دیگر دارند؟ در این باره سند رسمی غیر از مقدمهای که دو تن از مدیران ارشد سازمان بهزیستی نوشتهاند، یافت نشد. از اینرو این متن را موضع رسمی دولت میتوان تلقی کرد. کاظم نظم ده مدیر امور توانبخشی سازمان مینویسد:
اختلافات مذهبی، دینی و قومی در کنوانسیون نیامده و فقط بر اشتراکات ملل و اقوام و پیروان ادیان تأکید شده است. این اشتراکات که علیالقاعده ایران هم جزئی از آن است، عبارتاند از:
«اعتقاد به اصل برابری فرصتهای اجتماعی برای تمامی افراد، نوعی تفکر جهان شمول است که مبنای بسیاری از تحولات عصر حاضر بوده است. امروزه سازمان ملل متحد به عنوان مرکز ثقل فعالیتهای مجامع بیناللملی، نقش حائز اهمیتی را در توسعه اصول حقوق بشر، رفع تبعیض علیه گروههای مختلف اجتماعی و برابرسازی فرصتها برای تمامی جوامع ایفا مینماید که تصویب قطعنامهها و کنوانسیونهای جهانی در خصوص زنان، کودکان، کارگران مهاجر و گروههای مختلف معلول، نمایانگر واقعی بخشی از این تلاشها است.
پس از پایان جنگ جهانی دوم و افزایش روز افزون تعداد افراد آسیب دیده و معلول و به تبع آن، وسعت یافتن دایره مسائل رفاهی و اجتماعی آنان، سازمان ملل متحد تلاش نمود تا با تکیه بر عزم دولتها در بهبود وضعیت زندگی معلولان، قوانین و آییننامههایی را جهت تشریح حقوق فردی و اجتماعی آنان و ملزم ساختن کشورها به رعایت حقوق این افراد وضع نماید. تصویب برنامه اقدام جهانی برای افراد معلول و آییننامههای متعدد با محوریت برابری فرصتهای اجتماعی برای این گروه، بخشی از تلاشهای ارزندهای است که طی دهههای اخیر از سوی این سازمان صورت گرفته است تا ندای عدالتخواهی معلولان به گوش تمامی سردمداران جهان نواخته شود.
تلاش اخیر سازمان ملل جهت تصویب کنوانسیون جهانی حقوق معلولان را حقیقتاً میتوان برگ سبز دیگری در دفتر افتخارات آن برشمرد که سند حاصل از این تلاش از 30 مارس 2007 در مقر این سازمان در اختیار کشورهای مختلف قرار داده شده است تا با امضای آن، به عضویت کنوانسیون مزبور درآمده، به تعهدات خود در قبال افراد معلول، جامع عمل بپوشانند. کنوانسیون حاضر که برایند مشارکت سازمانهای غیردولتی فعال در امور معلولان در سطح دنیاست، در نگاهی فراتر از قوانین موجود، مصرانه بر رفع تبعیضهای اجتماعی و تحقق آرمانهای حقوق بشر برای گروههای مختلف معلول تأکید میورزد.
در کشور ما نیز به ویژه پس از پیروزی انقلاب، توجه به افراد محروم و آسیبپذیر به عنوان یک ارزش اجتماعی و دینی مطرح گردید. با تشکیل سازمان بهزیستی کشور و قرار گرفتن افراد معلول به عنوان یکی از گروههای هدف این سازمان، چگونگی تحقق خواستههای آنان در سطح جامعه به صورت یک
پرسش اساسی در نظر مسئولان امر مطرح گردید. از این پس سازمان کوشید تا از خلال رایزنی با مراجع قانونگذار و مدیران اجرایی، زمینه تصویب قوانین و آییننامههایی را جهت حمایت از حقوق افراد معلول فراهم آورد که مصوبه مجلس شورای اسلامی در خصوص سهمیه سه درصد اشتغال معلولان در نهادها و مؤسسات دولتی و نیز مصوبه وزارت مسکن و شهرسازی در خصوص مناسب سازی اماکن دولتی برای افراد معلول، نتیجه بخشی از این تلاشها بوده است. اما خلأ قانونی کماکان پا برجا بود و مانع جلب توجه مسئولان و عموم افراد جامعه نسبت به معلولان و خواستههای بر حق آنان میگردید که این مسأله در نهایت موجب شد تا سازمان بهزیستی با مشارکت فعال تشکلهای غیردولتی معلولان، پیشنویس طرح جامع حمایت از حقوق افراد معلول را تهیه و آن را به مجلس ششم تقدیم نماید.
فرجام امیدبخش تلاشهای انجام شده، تصویب قانون 16 مادهای حمایت از حقوق معلولان در اردیبهشت 1383 بود که حقیقتاً جان تازهای را در کالبد نظام توانبخشی معلولان دمید. قانون مزبور که بر حق مسلم افراد دارای معلولیت در استفاده برابر و مؤثر از امکانات رفاهی، فرهنگی، بهداشتی و آموزشی و نیز رفع تبعیض علیه آنان در زمینه اشتغال و مسکن تأکید میورزد، زمینه ساز تشریک مساعی تمامی ارگانها جهت رفع تبعیضهای فراروی این گروه خواهد بود.
هر چند تا کنون تلاشهای بسیاری از سوی سازمان جهت جلب مشارکت وزارتخانهها و سازمانهای ذیربط به منظور اجرایی شدن این قانون صورت گرفته است لیکن تحقق این امر تا کنون بنا به دلایل گوناگون چنانکه باید، محقق نگردیده است که امید میرود در آینده نزدیک شاهد آن باشیم.
تصویب کنوانسیون جهانی حقوق معلولان تحت شرایطی صورت گرفته است که اقدامات اثربخش برای تحقق خواستههای افراد معلول داخل کشور، مجدانه در حال پیگیری است. این همزمانی را میبایستی به فال نیک گرفت چرا که زمینه ساز عضویت فعال کشورمان در این کنوانسیون خواهد بود که خود در افزایش سطح آگاهی مسئولان و عموم افراد جامعه نسبت به حقوق افراد معلول و تحقق خواستههای بر حق آنان مؤثر میباشد. تدوین مجموعهای مشتمل بر قانون جامع حمایت از حقوق معلولان و کنوانسیون جهانی حقوق افراد معلول و انتشار آن به زبانهای فارسی و انگلیسی نیز در راستای تحقق هدف فوق صورت میپذیرد. به عبارت دیگر مجموعه حاضر به دنبال آن است تا با متمرکز ساختن توجه متخصصان امور معلولان، قانونگذاران و مدیران اجرایی بر مسائل فراروی افراد معلول، سمت و سوی نگاه آنان را به چگونگی حل این مسائل معطوف سازد. بدون شک این امر از طریق بررسی قوانین موجود، مقایسه و تحلیل آنها و اتخاذ راهکارهای اجرایی مؤثر، محقق خواهد گشت.»(1)
معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی، کاظم نظم ده در این نوشته نکات مهمی آورده است. از جمله دغدغههای ایرانیان برای قانونمند سازی فعالیتهای معلولین با تلاشهای بینالمللی در این
1) . کاظم نظم ده، کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولان، ص1- 4.
زمینه و تصویب کنوانسیون حقوق معلولان در سازمان ملل همزمان و همدوره است. یعنی درایت مسئولین و مدیران ایرانی و زمانسنجی آنان مورد تأکید قرار گرفته است.
کیوان دواتگران مدیرکل دفتر امور توانبخشی معلولان جسمی حرکتی و حسی در پیشگفتار دیگر بر کتاب کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولان، تأکید میکند:
«معلولین ایران میخواهند از حقوق و آزادیهای فردی برابر با سایر افراد برخوردار باشند و به ویژه در تصمیمگیریهای مربوط به خود، فعالانه مشارکت نمایند.
شک نیست که تحقق اصل مشارکت و برابرسازی فرصتها برای افراد معلول، منوط به وضع قوانینی است که متضمن خواستههای متعارف آنان و تشریح وظایف جامعه در خصوص چگونگی تأمین این خواستهها میباشد. حرکت مجامع بینالمللی به ویژه سازمان ملل متحد در مسیر حمایت از افراد معلول با رویکرد قانون مدارانه در طول سه دهه گذشته، به تدوین اسناد حقوقی مهمی منجر گردیده که جایگاه قانونی و اجتماعی معلولان را در نظر رؤسای تمامی کشورهای دنیا تبین مینماید. تصویب کنوانسیون جهانی حقوق معلولان، مهمترین اقدام در این راستا به شمار میرود. این کنوانسیون که حاصل تلاش مشترک کارشناسان سازمان ملل و سازمانهای غیر دولتی فعال در امور معلولان میباشد، ضمن نگاهی جامع به مسائل رفاهی، آموزشی، شغلی و معیشتی معلولان، تلاش دارد تا با نگاهی انسانگرایانه، جایگاه فرد دارای معلولیت را در نظامهای حقوق بشر تشریح نموده و به خواستههای مسلم آنان به عنوان انسانهای برخوردار از آزادی و حق انتخاب، تأکید نماید.
در کشور ما نیز تقریباً از اواسط دهه 70، ضرورت ایجاد پشتوانه حقوقی جهت حمایت از حضور و مشارکت اجتماعی معلولان به طور جدی در بحثهای مشترک میان مسئولان و کارشناسان سازمان بهزیستی و تشکلهای مربوطه مطرح گردید. حاصل نهایی چندین ماه تلاش، تهیه پیشنویس طرح حمایت از حقوق افراد معلول بود که سرانجام در آخرین روزهای فعالیت مجلس ششم به صورت قانون جامع حمایت از حقوق افراد معلول به تصویب نمایندگان رسید. این قانون 16 مادهای که به واقع سند افتخار ملی و نشانی از هویت اسلامی جامعه ماست، گویای انتظارات برحق افراد معلول در استفاده بهینه از خدمات عمومی و رفاهی، امکانات فرهنگی، آموزشی و فرصتهای شغلی میباشد. قانون مزبور هرچند به لحاظ ضمانت اجرایی و پشتوانههای اعتباری با چالشهایی مواجه میباشد، در حال حاضر مهمترین سند حقوقی است که بر اساس چارچوبهای آن میتوان در راستای تبیین و تثبیت جایگاه قانونی و اجتماعی گروههای معلول جامعه حرکت نمود.
بررسی اجمالی کنوانسیون جهانی حقوق معلولان و قانون جامع حمایت از حقوق افراد معلول، توجه ما را به نکات مهمی جلب میکند:
نخست این که جوهره اصلی هر دو مصوبه، بر اصل برابرسازی فرصتهای اجتماعی برای افراد دارای معلولیت استوار است و این نشان میدهد که دنیای کنونی با وجود پیشرفتهای عظیم علمی و صنعتی، کماکان با چالشی عمیق در تأمین حقوق افراد معلول مواجه است که حل آن نیز نه تنها نیازمند عزم ملی بلکه مستلزم ارتباط تنگاتنگ میان تمامی کشورها جهت تبادل نظر و اتخاذ سیاستهای مشترک در حل مسائل موجود است. گو این که دغدغههای مشترک اکثر جوامع مانند متناسبسازی امکانات و خدمات، توسعه امکانات شغلی و برنامههای آموزشی و آگاه سازی جامعه در
خصوص مسائل معلولان، ضرورت تشریک مساعی میان آنها را به ویژه برای کمک به کشورهای در حال توسعه تبیین مینماید.
دوم آن که کنوانسیون جهانی حقوق معلولان به رغم تأکید بر مسائل رفاهی و معیشتی معلولان، از خلال نگاهی انسانگرایانه، محور توجه خود را بر نیازهای سطح بالاتر این افراد بنا نهاده است. چنانکه در بخشهای اعظمی از کنوانسیون، موضوعاتی از قبیل آزادیهای مشروع افراد معلول (آزادی در ابراز عقیده، انتخاب محل زندگی و دامنه تحرک اجتماعی)، توجه به تفاوتهای فردی آنان، حمایت همه جانبه از زنان و کودکان معلول و توسعه تحقیقات و تکنولوژی مرتبط با این گروه مورد بحث قرار گرفته است. ارائه خدمات ضروری در وضعیتهای بحرانی به افراد معلول و تلاش جهت جلوگیری از رفتارهای خشونت آمیز و بهرهکشی از این اشخاص نیز از دیگر موضوعات مورد تأکید در کنوانسیون است که به توسعه امنیت اجتماعی برای افراد معلول میانجامد. پس در مییابیم که تلاش جهت تحقق خواستههای افراد معلول، تنها در گامهای نخست به تأمین امکانات رفاهی و معیشتی محدود میگردد، در حالی که گامهای بعدی میبایستی در حیطه نیازهای سطح بالاتر یعنی تأمین امنیت، احترام و آزادی برای افراد معلول برداشته شود.
نکته آخر این که تلاش ما برای پیوستن به کنوانسیون جهانی حقوق معلولان بدون شک نه تنها بر عزم ملی ما در پیگیری اجرای قانون جامع حمایت از حقوق معلولان میافزاید بلکه شرایط مناسبی را جهت استفاده از امکانات و تجارب سایر کشورهای دنیا در اجرای قوانین مرتبط برایمان فراهم میآورد. تحت چنین شرایطی است که میتوانیم چشم اندازهای امیدبخشی را در زندگی آتی افراد معلول کشور جستجو کنیم. ناگفته پیداست که تحقق این مهم، صرفاً با وضع قوانین یا امضای کنوانسیونهای جهانی امکانپذیر نخواهد بود بلکه نیل به این هدف، در سایه همفکری و تشریک مساعی متخصصان امور معلولان و مدیران اجرایی کشور محقق خواهد شد.»(1)
نکات مزبور به عنوان مواضع دولت جمهوری اسلامی ایران، ارزش حقوقی دارد. پژوهشگران رشته حقوق و حقوقدانان میتوانند با استناد بر این آراء، به اثبات یا ردّ موارد حقوقی بپردازند.
خبر تصویب کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولان در 2006م/ 1385ش وقتی به مردم، نخبگان و پژوهشگران رسید، همگان منتظر بودند متن آن را زودتر مشاهده کنند. یکی از اقدامات نیک سازمان بهزیستی این بود که قبل از الحاق ایران به این کنوانسیون(13 آذر1387) آن را ترجمه و به صورت کتاب در 1386 منتشر کرد. یعنی یک سال قبل از ملحق شدن و تصویب الحاق در مجلس، آن را منتشر کرد. احتمالاً پس از تصویب در مجمع عمومی سازمان ملل، سازمان بهزیستی روی آن کار کرده است.
متن کنوانسیون در سالهای اخیر چندبار ترجمه شده است. سید محمدرضا تابان آن را ترجمه و در کتاب مرجع حقوق معلولین صفحه 15 تا 51 آورده است. ترجمه دیگری گویا توسط هیئت
1) . کیوان دواتگران، کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولان، ص6-8.
حقوقی مجمع هماندیشی اجرا شده است. ترجمه تابان همراه با معادل اصلاحات در پاورقیها است. نیز متن انگلیسی آن در همین کتاب آمده است. آریا همدانچی هم آن را ترجمه و با ویرایش محمدرضا دشتی در کتاب کنوانسیون بیناللملی حقوق معلولان آمده است. (1)نام انگلیسی این کنوانسیون اینگونه است:
Convention on the Rights of Persons with Disabilities
این متن مهمترین سند بینالمللی است که از حقوق معلولین حمایت میکند، متأسفانه آحاد معلولان ایران از متن آن کمتر اطلاع دارند. لذا لازم است نشریات و رسانههای معلولیتی نیز معلمین و استادان و مبلغین در هر شرایط درباره آن توجیه و اطلاعرسانی کنند.
این میثاق نامه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تاریخ ۱۳ دسامبر ۲۰۰۶م/ 22 آذرماه 1385ش تصویب شد.
سپس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، قطعنامه ۱۶۸6/۵۶ مورخ ۱۹ دسامبر ۲۰۰۱ را منتشر کرد. در آن تصمیم گرفته شده بود که برای بررسی یک کنوانسیون جامع و فراگیر به منظور ارتقاء و حمایت از حقوق و کرامت افراد معلول بر اساس توجه جامع نگر به فعالیتهای انجام شده در توسعه اجتماعی، حقوق انسانی و منع تبعیضها و در نظر گرفتن توصیههای کمیسیون حقوق بشر و کمیسیون توسعه اجتماعی، یک کمیته ویژه که حضور در آن برای تمام دولتهای عضو و ناظران سازمان ملل آزاد باشد؛ تشکیل شود.
کمیته ویژه تدوین متن کنوانسیون بلافاصله در 2001م/ 1380ش تشکیل شد. ظاهراً نوشتن کنوانسیون چهار سال طول کشید و در 2005م/ 1384ش قطعنامهای صادر کرد و اطلاعرسانی نمود: این قطعنامه به شماره ۶۰/۲۳۲ به تاریخ ۲۳ دسامبر ۲۰۰۵ بوده و در آن بر این نکات تأکید شده است:
با استقبال از همکاریهای بین دولتها و سازمانهای غیردولتی و نهادهای ملی حقوق بشر و کمیته ویژه.
۱. مراتب قدردانی خود را از کمیته ویژه برای تهیه پیش نویس جامع کنوانسیون حقوق معلولین و پیشنویس پروتکل الحاقی کنوانسیون اعلام میدارد.
۲. کنوانسیون حقوق معلولین و پروتکل الحاقی، ضمیمه شده به قطعنامه حاضر را که از تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۰۷ در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک برای امضاء مفتوح خواهد بود؛ مصوب مینماید.
۳. دولتها را مصرانه فرا میخواند تا امضاء و تصویب کنوانسیون و پروتکل الحاقی را با توجه خاص در نظر گیرند و امیدوار است که دولتها آن را در اسرع وقت اجرایی کنند.
1) . تهران، سازمان بهزیستی، 1386.
۴. از دبیرکل میخواهد که بعد از اجرایی شدن کنوانسیون، کارکنان و تسهیلات لازم برای اجرای مؤثر امور کنفرانس دولتهای عضو و کمیته بر اساس کنوانسیون و پروتکل الحاقی و اطلاعرسانی در مورد کنوانسیون و پروتکل الحاقی را تدارک ببیند.
۵. همچنین از دبیرکل میخواهد که به طور پیشرونده استانداردها و دستورالعملهای دسترسی به تسهیلات و خدمات سازمان ملل را با در نظر گرفتن مفاد کنوانسیون به خصوص هنگام تقبل بازسازیها اعمال نماید.
۶. از آژانسها و نهادهای سازمان ملل میخواهد و سازمانهای بینالمللی و غیردولتی را دعوت مینماید تا در اطلاع رسانی درباره کنوانسیون و پروتکل الحاقی و درک بهتر آن تلاش نمایند.
۷. از دبیرکل میخواهد که در شصت و دومین جلسه مجمع، گزارشی از وضعیت کنوانسیون حاضر و پروتکل الحاقی و اجرای قطعنامه حاضر کنوانسیون حقوق معلولین، تسلیم نماید.
در مقدمه کنوانسیون به ضوابط دولتهای عضو اشاره میکند و مینویسد:
الف) با یادآوری اصول اعلام شده در منشور سازمان ملل که کرامت و ارزش ذاتی و حقوق لاینفک مساوی همه اعضاء جامعه بشری را به عنوان پایه آزادی، عدالت و صلح در جهان به رسمیت شناخته است.
ب) با به رسمیت شناختن اینکه سازمان ملل در اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون جهانی حقوق بشر موافقت و اعلام نموده است که همه انسانها بدون هیچ گونه تفاوتی حق برخورداری از همه حقوق و آزادیهای مشخص شده در آن را دارند.
پ) با تأکید بر جهانی بودن، غیر قابل تقسیم بودن و مستقل بودن تمام حقوق انسانی و آزادیهای پایه، همچنین نیاز معلولین به تضمین برخورداری بدون تبعیض از تمام این حقوق و آزادیها.
ت) با یادآوری معاهده جهانی حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، معاهده بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیون بینالمللی حذف تمام تبعیضهای نژادی، کنوانسیون بینالمللی حذف تمام انواع تبعیضها بر علیه زنان، کنوانسیون منع شکنجه و سایر رفتارها و تنبیههای بیرحمانه، غیرانسانی یا تحقیرکننده، کنوانسیون حقوق کودک، کنوانسیون بینالمللی دفاع از حقوق کارگران مهاجر و خانواده آنها.
ث) با تصدیق این مطلب که معلولیت یک مفهوم استنتاجی است که از تعامل بین افراد دارای نقص، با موانع فکری و محیطی ناشی میشود و از مشارکت مؤثر و کامل آنها مساوی با دیگران جلوگیری میکند.
ج) با تصدیق اهمیت اصول و سیاستهای راهبردی در «حرکت جهانی برای معلولین» و در «قوانین استاندارد، یکسان سازی فرصتها برای افراد معلول» و تأثیر آن بر توسعه و ارزیابی سیاستها، طرحها، برنامهها و حرکتها در سطوح ملی، منطقهای و بینالمللی برای پیشبرد فرصتهای مساوی برای معلولین.
چ) با تاکید بر اهمیت باورهای مربوط به موضوع معلولیت به عنوان جزیی لاینفک از استراتژیهای وابسته به توسعه پایدار.
ح) با تصدیق اینکه تبعیض در مورد هر انسان بر اساس معلولیت، تضییع ارزش و کرامت ذاتی اوست.
خ) با تصدیق متفاوت بودن معلولین.
د) با تصدیق نیاز به ارتقاء و حمایت از حقوق انسانی همه معلولین از جمله کسانی که مراقبتهای ویژه بیشتری نیاز دارند.
ذ) با نگرانی از اینکه با وجود این اسناد و اقدامات مختلف، معلولین همچنان در مشارکت اجتماعی به عنوان اعضایی مساوی، با موانعی مواجه میشوند و حقوق انسانی آنها در تمام نقاط دنیا تضییع میشود.
ر) با تأیید اهمیت همکاری بینالمللی برای بهبود وضعیت تمام معلولین در همه کشورها به خصوص در کشورهای در حال توسعه.
ز) با تأکید بر اهمیت به رسمیت شناختن مشارکت فعلی و بالقوه معلولین در رفاه همگانی و نیز با توجه به مختلف بودن جوامع آنان و اینکه ارتقای برخورداری کامل معلولین از حقوق انسانی و آزادیهای پایه و مشارکت کامل ایشان عامل افزایش حس تعلق و پیشرفتهای بارز در توسعه انسانی، اجتماعی و اقتصادی و فقرزدایی میشود.
ژ) با تأکید بر اهمیت استقلال و عدم وابستگی افراد معلول که شامل «آزادی انتخاب» نیز میشود.
س) با در نظر داشتن اینکه معلولین میبایست فرصت مشارکت فعالانه در روند تصمیم گیری در سیاستها و برنامهها به خصوص راهبردهای مستقیم مربوط به خودشان را داشته باشد.
ش) با نگرانی از شرایط مشکلی که معلولین با آن مواجه هستند و این شرایط موجب میشود که آنها به اشکال مختلف و شدید با تبعیض بر اساس نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقاید سیاسی و سایر ملاحظات ملی، گروهی، بومی، اصالتهای اجتماعی، امکانات، تولد، سن و موارد دیگر مواجه شوند.
ص) با تأکید بر اینکه زنان و دختران معلول اغلب در معرض خطر بیشتری در خشونتهای داخل یا خارج خانه ای، جراحت، سوء استفاده، غفلت، بی تفاوتی، بدرفتاری و بهرهکشی و تحقیر هستند.
ض) با تأکید بر اینکه کودکان معلول میبایست از تمام حقوق انسانی و آزادیهای پایه مساوی با سایر کودکان برخوردار باشند و با یادآوری الزاماتی که میبایست توسط دولتهای عضو به همین منظور بر اساس کنوانسیون حقوق کودک اتخاذ گردد.
ط) با تأکید بر نیاز به الحاق ملاحظات وابسته به جنسیت در تمام تلاشها برای پیشبرد برخورداری کامل از حقوق انسانی و آزادیهای پایه برای معلولین.
ظ) با برجسته نمودن این واقعیت که اکثر معلولین در شرایط فقر به سر میبرند و در این راستا، با تأکید بر نیاز مبرم در رسیدگی به تأثیر منفی فقر بر افراد معلول.
ع) و با خاطر نشان کردن اینکه شرایط صلح و امنیت مبنی بر احترام که اهداف و اصول آن در منشور آمده است و نظارت بر اسناد حقوق انسانی قابل اجرا برای دفاع از حقوق معلولین به خصوص در درگیریهای نظامی و اشغالگری توسط نیروهای خارجی ضروری است.
غ) با تأکید بر اهمیت دسترسی به محیط فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و دسترسی به بهداشت و تحصیل و دسترسی به اطلاعات و ارتباطات که فرد معلول را قادر میسازد تا به طور کامل از تمام حقوق انسانی و آزادیهای پایه بهرهمند شود.
ف) با آگاهی از اینکه هر فرد نسبت به سایر افراد جامعه تکالیفی دارد و موظف است حداکثر تلاش خود را در جهت ارتقاء و نظارت حقوقی که در سند بینالمللی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است، بنماید.
ق) با قبول اینکه خانواده واحد اصلی و طبیعی جامعه محسوب شده و مستحق محافظت توسط اجتماع و دولت است و اینکه افراد معلول و اعضای خانواده آنها میبایست حمایت و مساعدت لازم را دریافت کنند تا بتوانند در روند برخورداری کامل معلولین از حقوق مساوی سهیم باشند.
ک) با اذعان به اینکه یک کنوانسیون بینالمللی کامل و جامع برای پیشبرد و دفاع از حقوق انسانی و حرمت افراد معلول سهم عمدهای برای رسیدگی به مشکلات اجتماعی شدید معلولین و توسعه حضور آنان در محیطهای مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و با فرصتهای مساوی چه در کشورهای توسعه یافته و چه در حال توسعه خواهد داشت. موافقت خود را به شرح ذیل اعلام میکند.
پس از مقدمه که بیانگر ضوابط است، نوبت به متن کنوانسیون میرسد. پنجاه ماده آن به این شرح میباشد:
ماده۱) هدف:
هدف از این کنوانسیون پیشبرد، حمایت و حصول اطمینان از برخورداری مساوی همه معلولین از حقوق انسانی، آزادیهای پایه و افزایش احترام به حرمت ذاتی آنها است.
افراد معلول آن دسته از افرادی هستند که دارای نقایص طولانی مدت فیزیکی، ذهنی یا حسی میباشند و در تعامل با موانع مختلف ممکن است از نظر مشارکت کامل و مؤثر بر اساس اصول مساوی با دیگران دچار تأخیر شوند.
ماده۲) در اهداف کنوانسیون حاضر:
ارتباطات شامل زبان گفتاری و اشاره، نمایش متن، بریل، ارتباطات لامسه ای، حروف درشت، ارتباطات نوشتاری، شنیداری، چند رسانهای قابل دسترس، زبان ساده، خواننده متن، روشهای تقویت کننده و جایگزین، رو شها و وسایل ارتباطات شامل اطلاعات و تکنولوژی ارتباطات در دسترس، است.
«تبعیض بر اساس معلولیت» یعنی قائل شدن هرگونه استثناء یا محدودیت بر اساس معلولیت که به اختلال یا خنثی نمودن رسمیت برخورداری یا احقاق حقوق و آزادیهای پایه در زمینههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی یا هر زمینه دیگری منجر شود و آن تمام اشکال شامل نفی «انطباق موجه» را در بر میگیرد.
زبان شامل زبان گفتاری، زبان اشاره و سایر زبانهای غیرگفتاری است.
«انطباق موجه» به معنی تغییرات و اصلاحات مناسب و ضروری است که تحمیل کننده بار نامتناسب و سنگین نبوده و در صورت نیاز، در مواردی خاص برای حصول اطمینان از برخورداری معلولین از حقوق مساوی با دیگران و احقاق آن و آزادیهای پایه به کار میرود.
«طراحی جامع» و «طراحی یکپارچه» به معنی طراحی تولیدات، محیطها، برنامهها و سرویسهایی است که به وسیله همه مردم تا بالاترین حد ممکن قابل استفاده بوده و نیازی به تطابق یا طراحی اختصاصی ندارد.
«طراحی جامع» و «طراحی یکپارچه» نمیبایست وسایل کمکی برای گروه خاصی از معلولین را نادیده بگیرد.
ماده۳) مبانی عمومی: مبانی کنوانسیون حاضر شامل:
الف) احترام به حرمت ذاتی، استقلال فردی، شامل آزادی در انتخاب و عدم وابستگی.
ب) عدم تبعیض.
پ) مشارکت مؤثر و کامل و تلفیق در جامعه.
ت) احترام قائل شدن برای تفاوتهای معلولین و قبول معلولیت به عنوان جزیی از تفاوتهای انسانی و بشری.
ث) مساوی سازی فرصتها.
ج) دسترسی.
چ) تساوی مردان و زنان.
ح) احترام به ظرفی تهای کودکان معلول و احترام به حق کودکان معلول برای حفظ هویت آنها.
ماده۴) تعهدات کلی:
۱. دولتهای عضو متعهد میشوند که از به رسمیت شناختن حقوق انسانی و آزادیهای پایه برای معلولین بدون هیچ گونه تبعیض مبتنی بر معلولیت، اطمینان حاصل نموده و آن را توسعه دهند.
به این منظور دولتهای عضو متعهد میشوند:
الف) برای پایه گذاری تمام حقوق به رسمیت شناخته شده در این کنوانسیون تمام اقدامات قانونگذاری و مدیریتی و سایر اقدامات مناسب را مصوب نمایند.
ب) اقدامات مناسب شامل قانونگذاری برای تعدیل یا منسوخ کردن قوانین، آییننامهها، رسوم و اعمال تبعیض آمیز بر علیه معلولان است.
پ) در تمام خطمشیها و برنامهها، حمایت و گسترش حقوق انسانی معلولین را در نظر گیرند.
ت) از تمام اعمال و اقدامات مغایر با کنوانسیون اجتناب کنند و اطمینان حاصل نمایند که صاحب منصبان اجتماعی و مؤسسهها مطابق با کنوانسیون فعلی عمل مینمایند.
ث) تمام اقدامات مناسب را برای حذف تبعیضهای مبتنی بر معلولیت که توسط هر فرد، سازمان یا بخش خصوصی انجام میشود به عمل آورند.
ج) تحقیقات و ارتقای وسایل، سرویسها، تجهیزات و تسهیلات را که طبق ماده ۲ این کنوانسیون به حداقل انطباق و کمترین هزینه لازم برای برطرف نمودن احتیاجات معلولین نیاز داشته باشند برای
بهبود دسترسی و استفاده از آنها و ارتقای طراحی جامع در توسعه استانداردها و خطمشیها اتخاذ نموده یا توسعه دهند.
چ) توسعه تحقیقات و بالا بردن سطح دسترسی و استفاده از تکنولوژیهای جدید شامل تکنولوژیهای اطلاعات و ارتباطات، وسایل کمک حرکتی، تکنولوژیهای کمکی مناسب با معلولیت و ارجحیت دادن به تکنولوژیهای قابل تهیه و ارزان را اتخاذ نموده یا ارتقاء دهند.
ح) تدارک اطلاعات قابل دسترس برای معلولین درباره وسایل کمک حرکتی و تکنولوژیهای کمکی شامل تکنولوژیهای جدید و سایر انواع تسهیلات کمکی و سرویسهای حمایتی.
خ) ارتقای سطح آموزشی متخصصین و کارکنانی که با معلولین کار میکنند؛ به منظور کمک بیشتر برای به رسمیت شناختن حقوق موجود این کنوانسیون و خدماتی که توسط این حقوق تضمین شده است.
۲. هر دولت عضو میبایست با حداکثر منابع موجود و در دسترس اقداماتی را در صورت نیاز به شکل همکاریهای بینالمللی به منظور شناسایی کامل این حقوق بدون تعصب درباره تعهدات کنوانسیون با توجه به حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و با هدف دستیابی سریع این حقوق بر اساس قوانین بینالمللی قابل اجرا اتخاذ نماید.
۳. دولتهای عضو در توسعه و استقرار قانونگذاری و خطمشیها برای اجرای این کنوانسیون و در روند تصمیم گیریهای مرتبط با معلولین، میبایست با معلولین مشاوره نموده و به طور تنگاتنگ و فعالانه افراد معلول از جمله کودکان معلول را از طریق سازمانهای نماینده آنها شرکت دهند.
۴. هیچ چیز در کنوانسیون فعلی نمیبایست قوانینی را که راهگشای به رسمیت شناختن حقوق معلولین بوده و ممکن است در قوانین یک کشور یا قوانین بینالمللی لازم الاجراء برای آن کشور لحاظ شده باشد؛ تحت تاثیر قرار دهد. نباید هیچ محدودیت و ابطالی در مورد حقوق انسانی پایه به رسمیت شناخته شده یا موجود در دولتهای عضو کنوانسیون حاضر، کنوانسیونها، آییننامهها، قوانین پیش نویس با این عنوان که کنوانسیون فعلی آن حقوق را به رسمیت نمیشناسد یا اهمیت کمتری برای آنها قائل است، اعمال گردد.
۵. قوانین کنوانسیون فعلی میبایست به تمام دولتهای فدرال بدون هیچ استثنایی تعمیم یابد.
ماده۵) تساوی و عدم تبعیض:
۱. دولتهای عضو اذعان دارند که تمام افرد در برابر قانون مساوی هستند و بدون هیچ گونه تبعیض استحقاق دارند که به طور مساوی توسط قانون حمایت و از آن بهرهمند شوند.
۲. دولتهای عضو میبایست تمام تبعیضهای مبتنی بر معلولیت را ممنوع کنند و ضامن حمایت قانونی و مساوی از معلولین در مقابل تمام تبعیضها باشند.
۳. برای پیشبرد برابری و حذف تبعیضها، دولتهای عضو میبایست تمام اقدامات لازم را اتخاذ نمایند تا اطمینان حاصل شود؛ انطباق موجه فراهم گردیده است.
۴. اقدامات ویژهای که برای تسریع یا رسیدن به تساوی عملی برای معلولین مطابق مبانی کنوانسیون حاضر لازم است؛ نباید تبعیض شناخته شود.
ماده۶) زنان معلول:
۱. دولتهای عضو تصدیق میکنند که زنان و دختران دارای معلولیت در معرض تبعیضهای مختلفی هستند و از این نظر باید اقداماتی برای حصول اطمینان از برخورداری کامل آنان از تمام حقوق و آزادیهای پایه اتخاذ گردد.
۲. دولتهای عضو میبایست تمام اقدامات لازم برای دستیابی به توسعه کامل برای پیشرفت و توانمند سازی زنان به منظور تضمین احقاق حقوق انسانی و برخورداری آنان از آزادیهای پایه تنظیم شده در این کنوانسیون را به عمل آورند.
ماده۷) کودکان معلول:
۱. دولتهای عضو میبایست تمام اقدامات لازم برای اطمینان از برخورداری کامل کودکان معلول از حقوق انسانی و آزادیهای پایه را به صورت مساوی با سایر کودکان اتخاذ نمایند.
۲. در تمام اقدامات مرتبط با کودکان، منافع عالیه کودک از با اهمیت ترین ملاحظات است.
۳. دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل نمایند که کودکان معلول دارای حق ابراز عقیده آزادانه در تمام موضوعات مربوط به خود میباشند و باید به عقیده آنها بر اساس سن و بلوغشان، مساوی با سایر کودکان توجه کرد و مطابق با معلولیت و ملاحظات سنی کمک لازم برای شناسایی آن حق به عمل آید.
ماده۸) ارتقای آگاهیها:
۱. دولتهای عضو متعهد به اقدامات فوری، مؤثرو مناسب در موارد زیر میشوند:
الف) افزایش آگاهیها در میان جامعه، شامل افزایش سطح آگاهی خانوادهها درباره معلولین و افزایش احترام به حقوق و حرمت آنها.
ب) مبارزه با رفتارهای کلیشه ای، مضر و تعصبات در مورد معلولین در تمام زمینههای زندگی از جمله آنهایی که بر پایه جنس و سن میباشند.
پ) افزایش آگاهی از ظرفیتها و مشارکتهای افراد معلول.
۲. اقدامات مورد نظر شامل موارد زیر است:
الف) آغاز نمودن و حفظ چالش آگاهیهای اجتماعی، برنامه ریزی شده برای:
الف- ۱) افزایش احترام به حقوق افراد معلول.
الف-۲) ارتقاء برداشتهای مثبت از معلولین و افزایش آگاهیهای اجتماعی.
الف-۳) ارتقاء درک مهارتها، شایستگیها، تواناییها و مشارکت معلولین در کار و بازار کار.
ب) ارتقای سیستم آموزشی در تمام سطوح از جمله در سنین پایین و کودکی و تفکر احترام به حقوق معلولین.
پ) تشویق تمام سازمانهای رسانهای برای به تصویر کشیدن معلولین به شکلی که با اهداف این کنوانسیون همخوانی داشته باشد.
ت) ارتقای برنامههای آموزشی درباره معلولین و حقوق آنها.
ماده۹) در دسترس بودن:
۱. برای توانمند سازی معلولین به داشتن یک زندگی مستقل و مشارکت کامل آنها در تمام جنبههای زندگی، دولتهای عضو میبایست اقدامات مناسب را برای حصول اطمینان از دسترسی
معلولین مساوی با سایر افراد به محیطهای پزشکی، حمل و نقل، اطلاعات و ارتباطات، شامل تکنولوژی و سیستمهای ارتباطی و نیز دسترسی آنان به سایر تسهیلات و سرویسهای عمومی و آزاد، هم در مناطق روستایی هم در مناطق شهری به عمل آورند.
این اقدامات شامل شناسایی و حذف موانع و سدهای موجود در راه رسیدن به دسترسیها، میبایست در موارد ذیل اجرا شود.
الف) ساختمانها، راهها، حمل و نقل و سایر تسهیلات داخل و خارج خانهای شامل مدارس، منازل، تسهیلات پزشکی و محل کار.
ب) اطلاعات، ارتباطات و سایر سرویسها شامل سرویسهای الکترونیک و سرویسهای اضطراری.
۲. دولتهای عضو همچنین میبایست اقدامات مناسب را در موارد زیر اتخاذ نمایند.
الف) توسعه، ترویج و نظارت بر استقرار حداقل استانداردها و خطمشیها برای دسترسی به تسهیلات و سرویسهای همگانی و آزاد.
ب) اطمینان از اینکه نهادهایی که تسهیلات و سرویسهای همگانی و آزاد ارائه میدهند؛ تمام ابعاد دسترسی معلولین را مد نظر دارند.
پ) آموزش اصول دسترسی افراد معلول برای سرمایه گذاران.
ت) تهیه علایم عمومی در ساختمانها به خط بریل و علایمی که آسان خوانده شوند و قابل درک باشند.
ث) تهیه فرمهایی از کم کهای حضوری و رابطین شامل راهنما، گوینده و رابط حرفهای زبان اشاره برای تسهیل نمودن دسترسی به ساختمانها و سایر مکانهایی که استفاده از آنها برای عموم آزاد است.
ج) ارتقاء سایر اشکال مساعدت و حمایت افراد معلول برای حصول اطمینان از دسترسی آنان به اطلاعات.
چ) توسعه دسترسی افراد معلول به اطلاعات در دسترس و تکنولوژیها و سرویسهای ارتباطی.
ح) ارتقاء طراحی، توسعه، تولید و پخش اطلاعات در دسترس و تکنولوژیها و سرویسهای ارتباطی در یک مرحله ابتدایی به صورتی که این تکنولوژی و سیستمها با حداقل هزینه قابل دسترسی باشد.
ماده۱۰) حق زندگی: دولتهای عضو اذعان دارند که هر انسانی حق مادرزادی حیات دارد و باید تمام اقدامات لازم برای اطمینان از بهرهمندی کامل افراد معلول از حقوق مساوی با دیگران به عمل آید.
ماده۱۱) وضعیتهای خطرناک و فوریتهای انسانی: دولتهای عضو میبایست مطابق با تعهدات خود در قوانین بینالمللی شامل قوانین بشر دوستانه بینالمللی، قوانین بینالمللی حقوق بشر، تمام اقدامات لازم را برای اطمینان از دفاع و امنیت افراد معلول در هنگام خطر شامل درگیریهای نظامی، فوری تها و حوادث طبیعی به کار ببندند.
ماده۱۲) به رسمیت شناختن تساوی در برابر قانون:
۱. دولتهای عضو اذعان دارند که افراد معلول حق دارند در همه جا در برابر قانون به رسمیت شناخته شوند.
۲. دولتهای عضو میبایست حق برخورداری معلولین از صلاحیتهای قانونی مساوی با سایر افراد در تمام جنبههای زندگی را به رسمیت بشناسند.
۳. دولتهای عضو میبایست اقداماتی را به کار برند تا دسترسی معلولین به حمایتی که ممکن است در حین احقاق صلاحیتهای قانونی مورد نیاز باشد؛ فراهم آید.
دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل نمایند که تمام اقدامات مرتبط با احقاق صلاحیتهای قانونی برای فراهم کردن حمایت مناسب و مؤثر در پیشگیری از سوء استفاده، مطابق قوانین بینالمللی بشری فراهم گردیده است. در این گونه حمایتها میبایست اطمینان حاصل شود که در اقدامات مرتبط با احقاق صلاحیتهای قانونی به حقوق فرد، خواستهها و ارجحیتهای وی احترام گذاشته شده است و عاری از هرگونه تعرض به منافع یا تأثیرات ناروا است؛ شایسته و مناسب با محیط فرد است و در کمترین زمان ممکن اقدام مینمایند و به طور مرتب مورد بازبینی یک مسئول یا مقام لایق قضایی مستقل و بیطرف قرار میگیرند. این حمایتها میبایست مناسب سطوحی باشد که در آن اقدامات، حقوق و منافع فرد تحت تأثیر قرار میگیرد.
۴. بر اساس این ماده دولتهای عضو میبایست تمام اقدامات مناسب و مؤثر را برای حصول اطمینان از حقوق مساوی فرد در مالکیت یا توارث اموال و برای کنترل امور مالی فرد و داشتن دسترسی مساوی به وامهای بانکی، رهن و سایر انواع اعتبارات مالی اتخاذ نمایند و میبایست اطمینان حاصل نمایند که افراد معلول به اجبار از داراییهای خود محروم نشدهاند.
ماده۱۳) دسترسی به عدالت:
۱. دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل نمایند که دسترسی مؤثر معلولین به عدالت، مساوی با سایرین از جمله تأمین انطباق مناسب با سن، برای تسهیل نقش مؤثر آنها به عنوان شرکت کنندههای مستقیم و غیرمستقیم مثل شهود در تمام مراحل قانونی مانند بازرسیها و سایر مراحل مقدماتی به عمل آمده است.
۲. برای کمک به اطمینان از اینکه افراد معلول به عدالت دسترسی مؤثر دارند؛ دولتهای عضو میبایست آموزشهای لازم را برای مجریان عدالت مثل پلیس و کارکنان زندانها ارتقاء دهند.
ماده۱۴) آزادی و امنیت فردی:
۱. دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل نمایند که افراد معلول مساوی با دیگران:
الف) از حق آزادی و امینت فردی برخوردارند.
ب) به طور غیر قانونی و اجباری از آزادی خود محروم نشد هاند و هرگونه محرومیت از آزادی، مطابق با قانون بوده و هیچگاه نباید وجود معلولیت، محرومیت از آزادی تلقی گردد.
۲. دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل نمایند در صورتی که افراد معلول در روند دادرسی از آزادی خود محروم شدهاند، آنها مساوی با دیگران مستحق تضمینهایی مبتنی بر قانون بینالمللی حقوق بشر هستند و میبایست مطابق با اهداف و اصول این کنوانسیون از جمله موارد انطباق موجه با آنان رفتار شود.
ماده۱۵) رهایی از شکنجه یا رفتار و مجازا تهای بی رحمانه، غیرانسانی یا تحقیر کننده:
۱. هیچ کس نباید مورد شکنجه، رفتار یا مجازاتهای بیرحمانه، غیرانسانی یا تحقیرکننده قرار گیرد. به طور اختصاصی هیچ کس نباید بدون رضایت آزادانهاش تحت مطالعات علمی و پزشکی قرار گیرد.
۲. دولتهای عضو میبایست تمام اقدامات مؤثر و قانونی، مدیریتی، قضایی و سایر اقدامات لازم را برای حفظ افراد معلول مساوی با دیگران از شکنجه، رفتار و مجازاتهای بی رحمانه، غیرانسانی یا تحقیرکننده به عمل آورند.
ماده۱۶) رهایی از بهره کشی، خشونت و سوء استفاده:
۱. دولتهای عضو میبایست اقدامات مناسب قانونی، مدیریتی، اجتماعی، تحصیلی و سایر اقدامات لازم را برای حفاظت افراد معلول چه در داخل و چه در خارج از خانه، در برابر تمام انواع بهره کشی، خشونت و سوء استفادههای وابسته به جنسیت اتخاذ نمایند.
۲. دولتهای عضو همچنین میبایست تمام اقدامات مؤثر برای پیشگیری از تمامی انواع بهره کشی، خشونت و سوء استفاده در کنار حصول اطمینان از اشکال مناسب، مساعدتهای وابسته به جنسیت و سن و نیز حمایت از معلولین و خانواد هها و مراقبین آنها شامل ملزومات اطلاعاتی و آموزشهای مبتنی بر چگونگی پیشگیری، تشخیص و گزارشدهی بهرهکشی، خشونت و سوء استفاده را اتخاذ نمایند.
دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل نمایند که سرویسهای حمایتی به سن و جنسیت و نوع معلولیتها حساسیت لازم را دارند.
۳. برای جلوگیری از وقوع هر نوع بهره کشی، خشونت و سوء استفاده؛ دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل کنند که تمام تسهیلات و برنامههای طراحی شده برای ارائه خدمات به افراد معلول به طور مؤثری توسط مقا مهای مستقل نظارت میشوند.
۴. دولتهای عضو میبایست تمام اقدامات مناسب برای پیشرفت بهبودی فیزیکی، درکی و روان شناختی، توان بخشی و حضور مجدد اجتماعی افراد معلول قربانی بهره کشی، خشونت و سوء استفاده را از طریق سرویسهای حمایتی فراهم کنند. این درمان و حضور مجدد اجتماعی میبایست در محلی انجام شود که سلامت، بهزیستی و احترام به نفس و حرمت استقلال معلول را پرورش داده و نیازهای خاص وابسته به سن و جنس را در نظر قرار میدهد.
۵. دولتهای عضو میبایست قانونگذاری و سیاست گذاریهای مؤثر شامل: قانونگذاری، سیاست گذاریها با محوریت زنان و کودکان را انجام دهند تا اطمینان حاصل شود که عوامل بهرهکشی، خشونت و سوء استفاده از معلولین شناسایی، بازپرسی و در صورت لزوم محاکمه میشوند.
ماده۱۷) دفاع از موجودیت فردی: هر فرد معلولی حق دارد که مساوی با دیگران به موجودیت فردی، جسمی و ذهنی اش احترام گذاشته شود.
ماده۱۸) آزادی تغییر محل زندگی و ملیت:
۱. دولتهای عضو میبایست حق معلولین را در آزادی تغییر محل زندگی و آزادی انتخاب اقامت و ملیت، مساوی با دیگران به رسمیت شناخته و اطمینان حاصل نماید که افراد معلول:
الف) دارای حق کسب یا تغییر ملیت هستند و از ملیت خود به اجبار یا به علت معلولیت محروم نشدهاند.
ب) به علت معلولیت از توانایی ایشان برای دریافت مالکیت و استفاده از مدارک ملیتی خود و سایر مدارک شناسایی یا استفاده از پروسههای مهاجرت که ممکن است برای تسهیل احقاق حق آنها در آزادی تغییر محل لازم باشد، محروم نشدهاند.
پ) آزاد هستند که هر کشوری از جمله کشور خودشان را ترک کنند.
ت) به اجبار یا به علت معلولیت از حق خود برای ورود به کشورشان محروم نشدهاند.
۲. کودکان معلول میبایست بلافاصله بعد از تولد ثبت گردند و میبایست از زمان تولد حق داشتن اسم و حق برخورداری از یک ملیت را داشته باشند و تا جائی که ممکن است حق شناخت والدین و نگهداری توسط آنها را داشته باشند.
ماده۱۹) زندگی مستقل و شرکت در اجتماع: دولتهای عضو این کنوانسیون حق مساوی همه معلولین برای زندگی در اجتماع با انتخابهای مساوی با سایر افراد را به رسمیت بشناسند و میبایست اقدامات مؤثر و مناسب برای تسهیل برخورداری کامل افراد معلول از این حق و پیوستن و مشارکت کامل آنها در اجتماع را با حصول اطمینان از موارد زیر به عمل آورند:
الف) افراد معلول مساوی با سایرین دارای فرصت انتخاب محل اقامت هستند و انتخاب میکنند که کجا و با چه کسی زندگی کنند و مجبور به زندگی در یک چیدمان خاص نیستند.
ب) افراد معلول به یک سری سرویسهای داخل خانه ای، اقامتی و اجتماعی شامل مساعدتهای شخصی لازم برای حمایت از زندگی و حضور در اجتماع و پیشگیری از انزوا و انفکاک از جامعه دسترسی دارند.
پ) سرویسهای اجتماعی و تسهیلات عامه مردم برای افراد معلول مساوی و در دسترس بوده و پاسخگوی نیاز آنها است.
ماده۲۰) تحرک شخصی: دولتهای عضو میبایست اقدامات مؤثر زیر را برای حصول اطمینان از حداکثر تحرک مستقل معلولین به عمل آورند:
الف) تسهیل تحرک فردی معلول بر مبنای روش و زمانی که خودش انتخاب میکند و با هزینه که قابل پرداخت است.
ب) تسهیل دسترسی فرد معلول به وسایل کمک حرکتی با کیفیت، لوازم و تکنولوژیهای کمکی و انواع مساعدتهای حضوری و واسطهای به وسیله در دسترس درآوردن آنها با هزینه قابل پرداخت.
پ) آموزش در مهارتهای حرکتی برای افراد معلول و کارکنان و متخصصینی که با معلولین کار میکنند.
ت) تشویق نهادهای تولید کننده وسایل کمک حرکتی و تکنولوژیهای کمکی به توجه نمودن به تمام جنبههای حرکتی معلولین.
ماده۲۱) آزادی ابراز عقیده و بیان و دسترسی به اطلاعات: دولتهای عضو میبایست تمام اقدامات لازم را به عمل آوردند تا اطمینان حاصل شود که افراد معلول میتوانند حق آزادی بیان و ابراز عقیده شامل جستجو، دریافت و تبادل اطلاعات و نظرات، مساوی با دیگران و از طریق زبا نهای اشاره، بریل، ارتباطات تقویت شده و جایگزین و راه و رو شهای در دسترس و انواع ارتباطات شامل موارد زیر را به انتخاب خود کسب نمایند:
الف) قرار دادن اطلاعات در نظر گرفته شده برای عموم جامعه به صورت قابل دسترس در اختیار معلولین با معلولیتهای مختلف در زمان مناسب و بدون هیچ گونه هزینه اضافی.
ب) پذیرش و تسهیل استفاده از زبان اشاره، بریل، ارتباطات تقویت شده، جایگزین وسایر موارد، اشکال و انواع ارتباطاتی که در تعاملات اداری توسط افراد معلول انتخاب میشود.
پ) تأکید نمودن به نهادهای خصوصی که سرویسهای لازم را برای عموم جامعه از طریق مواردی چون اینترنت تدارک میبینند به تهیه اطلاعات و سرویسهای در دسترس و قابل استفاده برای معلولین.
ت) تشویق رسانهها شامل تهیه کنندگان اطلاعات اینترنتی برای ارائه سروی سهای قابل دسترس برای معلول.
ث) به رسمیت شناختن و ترویج زبان اشاره.
ماده۲۲) احترام به حریم خصوصی:
۱. در امور شخصی، فامیلی، خانگی، مراودات و سایر موارد ارتباطی هیچ فرد معلولی بدون توجه به محل اقامت و چیدمان زندگی که ممکن است داشته باشد نباید به اجبار و بر خلاف قانون دخالت کرد یا به شرافت و اعتبار وی به صورت غیرقانونی تعدی کرد.
۲. دولتهای عضو میبایست از محرمانه بودن اطلاعات شخصی، بهداشتی، توان بخشی فرد معلول مساوی با دیگران حمایت کنند.
ماده۲۳) احترام به خانه و خانواده:
۱. دولتهای عضو میبایست اقدامات مناسب و مؤثر برای حذف تبعیض علیه معلولین در تمامی موضوعات مربوط به ازدواج، خانواده، مراقبت از فرزندان و روابط را مساوی با سایر افراد به عمل آورند تا اطمینان حاصل شود که:
الف) حقوق تمام افراد معلول در سن ازدواج که تمایل دارند آزادانه و با توافق طرفین ازدواج کرده و تشکیل خانواده دهند؛ به رسمیت شناخته شده است.
ب) حقوق افراد معلول برای انتخاب آزادانه بر تعداد و فاصله گذاری بین فرزندان و دسترسی به اطلاعات وابسته به سن، آموزش باروری و تنظیم خانواده و موارد لازم برای قادر نمودن آنها برای احقاق این حقوق تدارک دیده شده است.
پ) افراد معلول از جمله کودکان میبایست باروری خود را به صورت مشابه با دیگران حفظ نمایند.
۲. دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل نمایند در حقوق و مسئولیتهای افراد معلول در مورد قیومیت، سرپرستی، تولیت و فرزند خواندگی و مؤسسات در جایی که این مفاهیم در قانونگذاری ملی وجود دارد؛ در تمام موارد منافع عالیه کودک ارجح است.
دولتهای عضو میبایست مساعدت مناسب را برای افراد معلول در مورد مسئولیت بزرگ کردن کودکان به عمل آورند.
۳. دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل نمایند که کودکان معلول از نظر احترام به زندگی خانوادگی شان دارای حقوق مساوی با دیگران هستند.
به منظور به رسمیت شناختن این حقوق و پیشگیری از پنهان سازی، رهاسازی، بی توجهی و جد ا سازی کودکان معلول دولتهای عضو میبایست متعهد شوند که اطلاعات، خدمات و حمایتهای سریع و جامع برای کودکان معلول و خانواده آنان را فراهم کنند.
۴. دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل نمایند که نباید کودک برخلاف میل والدینش از آنان جدا شود. مگر آنکه مقامات واجد شرایط مطابق با قوانین و روندهای قابل اجرا حکم دهند که این جدایی برای منافع کودک لازم است. در هیچ موردی نبایدکودک از والدینش( یکی یا هر دوی آنها ) بر اساس معلولیتش جدا شود.
۵. دولتهای عضو میبایست تعهد نمایند چنانچه خانواده به سببی قادر به نگهداری از کودک معلول نباشد هر تلاشی را برای تأمین مراقبت جایگزین توسط فامیلهای دور به عمل آورد و هرگاه این مسئله با شکست مواجه شود در یک مجموعه خانوادگی در جامعه این امر را انجام دهد.
ماده۲۴) تحصیلات:
۱. دولتهای عضو حق معلولین را برای تحصیل به رسمیت میشناسند و به منظور شناسایی این حق بدون تبعیض و بر اساس فرصتهای مساوی میبایست اطمینان حاصل نمایند که یک سیستم تحصیلی فراگیر در تمام سطوح یادگیری مادام العمر برای موارد زیر سازماندهی شده است:
الف) توسعه کامل ظرفیتها و احساس کرامت و حرمت نفس و استحکام احترام به حقوق، آزادیهای پایه و اختلافات انسانی.
ب) ارتقاء، شخصیت، استعداد، خلاقیت و همچنین تواناییهای ذهنی و جسمی معلولین و به حداکثر رساندن ظرفیتهای آنان.
پ) قادر ساختن معلولین به مشارکت مؤثر در یک اجتماع آزاد.
۲. برای شناسایی این حق دولتها میبایست اطمینان حاصل نمایند که:
الف) افراد معلول در سیستم آموزش عمومی به علت معلولیت کنار گذاشته نشدهاند و کودکان معلول از تحصیلات ابتدایی و راهنمایی اختیاری و اجباری به علت معلولیت اشان محروم نشدهاند.
ب) افراد معلول باید در جامعهای که زندگی میکنند به تحصیل فراگیر با کیفیت و رایگان در سطوح اولیه و راهنمایی و مساوی با دیگران دسترسی داشته باشند.
پ) انطباق موجه در نیازهای فرد تدارک دیده شده است.
ت) افراد معلول در سیستم تحصیلی عمومی حمایت لازم را برای سهولت تحصیلی مؤثر کسب نمایند.
ث) اقدامات حمایت فردی و مؤثر در محیطهایی که توسعه اجتماعی و آکادمیک را به حداکثر میرساند موافق با هدف تلفیق کامل تدارک دیده شود.
۳. دولتهای عضو میبایست افراد معلول را قادر سازند که مهارتهای پیشرفت در زندگی و پیشرفت اجتماعی را یاد بگیرند تا در مشارکت کامل و مساوی آنها در امر تحصیل و به عنوان اعضای جامعه تسهیل گردد. دولتهای عضو برای این منظور میبایست اقدامات مناسب شامل موارد زیر را به عمل آورند:
الف) تسهیل نمودن یادگیری خط بریل، الفبای جایگزین، فرمهای تقویت شده، اشکال و انواع ارتباطات، مهارتهای جهت یابی و تحرک، تسهیل نمودن حمایت همسان و انتقال تجربه.
ب) تسهیل نمودن یادگیری زبان اشاره و ارتقای هویت جمعیت ناشنوایان.
پ) حصول اطمینان از گسترش تحصیل افراد به خصوص تحصیل کودکان نابینا، ناشنوا و نابینا ناشنوا به بیشتر زبانها، روشها و اشکال مناسب ارتباطی برای فرد و در محیطهایی که پیشرفت آکادمیک و اجتماعی فرد را به حداکثر میرساند.
۴. برای کمک نمودن به حصول اطمینان از این حق دولتهای عضو میبایست اقدامات مناسب را برای استخدام معلمان، شامل معلمان معلول واجد شرایط در زمینه زبان اشاره و بریل و نیز برای آموزش افراد حرفهای و کارکنان در تمام مراحل آموزشی به عمل آورند.
این آموزشها میبایست با آگاهی در زمینه معلولیت، راه و روشها و وسایل ارتباطی تقویت کننده و جایگزین، سبکها و محتویات آموزشی برای حمایت افراد معلول همراه باشد.
۵. دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل نمایند که افراد معلول به تحصیلات متوسطه، آموزش حرفهای آموزش بالغین و آموزش مادام العمر بدون هیچ گونه تبعیض و مساوی با دیگران، دسترسی دارند.
برای دستیابی به این منظور دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل کنند که «انطباق موجه» برای معلولین فراهم شده است.
ماده۲۵) سلامتی: دولتهای عضو حق افراد معلول را برای برخورداری از بالاترین استانداردهای ممکن در زمینه بهداشت، بدون تبعیض قائل شدن بر اساس معلولیت؛ به رسمیت میشناسند. دولتهای عضو میبایست تمام اقدامات لازم را برای حصول اطمینان از دسترسی معلولین به خدمات بهداشتی با رعایت تفاوتهای جنسی، شامل توا ن بخشی مرتبط با بهداشت اتخاذ نمایند.به طور اختصاصی دولتهای عضو میبایست:
الف) برای افراد معلول مراقبتها و خدمات بهداشتی با وسعت، کیفیت و استانداردهای رایگان یا قابل پرداخت مساوی با آنچه برای سایرین تدارک دیده شده است به خصوص در زمینههای بهداشتی و باروری و برنامههای جامعه نگر مهیا کنند.
ب) آن دسته از خدمات بهداشتی که برای معلولین به خصوص به علت معلولیت شان مورد نیاز است شامل تشخیص و مداخله مناسب و سرویسهای طراحی شده برای کم کردن یا پیشگیری از معلولیت بیشتر در کودکان و افراد مسن تر را تدارک ببیند.
پ) این خدمات بهداشتی را تا جایی که ممکن است در نزدیکی محل خود معلولین از جمله در مناطق روستایی فراهم کنند.
ت) از افراد حرفهای فعال در زمینه بهداشت بخواهند که برای معلولین، مراقبتی با کیفیت و مشابه سایر افراد بر اساس موافقت آگاهانه و آزادانه از جمله به وسیله افزایش آگاهیها در زمینه حقوق، حرمت و استقلال انسانی و بر اساس نیازهای افراد معلول از طریق آموزش و ترویج استانداردهای اخلاقی در جامعه و در بخش مراقبت بهداشتی خصوصی فراهم کنند.
ث) از تبعیض بر علیه افراد معلول در زمینه بیمههای بهداشتی و بیمههای عمر که میبایست منصفانه و قابل قبول تدارک دیده شوند؛ در جایی که این بیمهها توسط قوانین ملی مجاز شناخته شده است جلوگیری کنند.
ج) از منع تبعیض آمیز مراقبتهای بهداشتی، سرویسهای بهداشتی یا غذا و مایعات بر اساس معلولیت جلوگیری کنند.
ماده۲۶) توانمند سازی و توان بخشی:
۱. دولتهای عضو میبایست اقدامات مؤثر و مناسب را از طریق حمایتهای همسان برای قادر ساختن معلولین به دستیابی و حفظ حداکثر استقلال، توانایی فیزیکی، ذهنی، اجتماعی و شغلی و یکپارچگی و مشارکت کامل در تمام جنبههای زندگی به عمل آورند. به این منظور دولتهای عضو میبایست سرویسهای توانمند سازی و توا نبخشی جامعی را به خصوص در زمینههای بهداشتی، اشتغال، تحصیل و خدمات اجتماعی سازماندهی و تقویت کنند؛ به طوری که:
الف) در ابتدایی ترین مرحله ممکن و بر اساس ارزیابیهای چندگانه از نیازها و تواناییهای فردی شروع شود.
ب) از مشارکت و پیوستن فرد به جامعه در تمام زمینههای اجتماعی حمایت کنند و تا حد امکان نزدیک به اجتماع خود آنها از جمله در مناطق روستایی و در دسترس معلولین باشد.
۲. دولتهای عضو میبایست آموز شهای اولیه و مداوم را برای کارکنان و افراد حرفهای فعال در سرویسهای توانمندسازی و توا نبخشی توسعه و ارتقاء دهند.
۳. دولتهای عضو میبایست دسترسی و دانش استفاده از وسایل و تکنولوژیهای کمکی طراحی شده برای معلولین را با توجه به ارتباط آنها به توانمند سازی و توان بخشی ارتقاء دهند.
ماده۲۷) کار و اشتغال:
۱. دولتهای عضو حق افراد معلول برای کارکردن را مساوی با سایر افراد به رسمیت میشناسند و این حق شامل برخورداری از فرصت تأمین زندگی با کار آزادانه در بازار، کار انتخاب شده و محیط کاری که باز، یکپارچه و قابل دسترس برای افراد معلول است.
دولتهای عضو میبایست حق کار را از جمله حق کاری افرادی که در هنگام کار دچار معلولیت شدهاند با اتخاذ مراحل خاص از طریق قانونگزاری به رسمیت شناخته و از آن حمایت کنند.
الف) تبعیض بر اساس معلولیت را در تمام موارد مربوط به انواع اشتغال شامل شرایط کارگزینی، استخدام، اشتغال، تداوم شغل، ارتقای شغلی و شرایط ایمنی و بهداشتی کار ممنوع کنند.
ب) از حقوق افراد معلول مساوی با سایرین در شرایط عادلانه و مطلوب کاری شامل فرصتهای مساوی، مزد مساوی برای کار مساوی و شرایط کاری امن و بهداشتی از جمله پیشگیری از سانحه و رسیدگی به شکایات حمایت کنند.
پ) اطمینان حاصل نمایند که افراد معلول قادرند که حقوق کاری و صنفی خود را مساوی با سایرین وصول کنند.
ت) افراد معلول را قادر سازند که دسترسی مؤثر به برنامههای راهنمایی و فنی عمومی و حرفهای سرویسهای کاریابی و آموزشهای حرفهای و مداوم داشته باشند.
ث) فرصتهای استخدام و ارتقای شغلی را برای معلولین در بازار کار افزایش دهند و به یافتن شغل، حفظ و نگهداری از آن و بازگشت به کار افراد معلول کمک نماید.
ج) فرصتهای خود اشتغالی، تأسیس شرکتها، توسعه تعاونیها و افتتاح مشاغل آزاد را توسعه بخشند.
چ) افراد معلول در بخش دولتی استخدام شوند.
ح) استخدام افراد معلول در بخش خصوصی را از طریق سیاستگذاریها و اقدامات مناسب که ممکن است شامل برنامههایی برای حرکت مؤید، مشوق و سایر تلاشها باشد؛ توسعه دهند.
خ) طمینان حاصل نمایند که «انطباق موجه» برای فرد معلول در محیط کاری به عمل آمده است.
د) فراگیری تجربه کاری در بازار کار آزاد را توسط معلولین توسعه دهند.
ذ) برنامههای توان بخشی شغلی حرف های، حفاظت کار و بازگشت به کار را برای معلولین ارتقاء دهند.
۲. دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل نمایند که معلولین در بردگی و بیگاری نگه داشته نشدهاند، از کار اجباری و الزامی محافظت میشوند.
ماده۲۸) استانداردهای مناسب زندگی و حمایتهای اجتماعی:
۱. دولتهای عضو حق معلولین را برای داشتن یک زندگی مناسب و استاندارد برای خود و خانواده شان شامل غذا، پوشاک، مسکن و تقویت مداوم شرایط زندگی به رسمیت میشناسند و میبایست برای حمایت قانونی و رسمیت یافتن این حقوق بدون تبعیض بر اساس معلولیت تدابیر مناسبی اتخاذ کنند.
۲. دولتهای عضو حق معلولین را برای حمایت اجتماعی و برخورداری از آن حق، بدون تبعیض بر پایه معلولیت به رسمیت شناخته و میبایست اقدامات مناسبی را برای حمایت و ارتقاء این حقوق به شرح ذیل اتخاذ نمایند:
الف) حصول اطمینان از دسترسی مساوی افراد معلول به سرویسهای آب بهداشتی و وسایل و سایر کمکهای مناسب و قابل وصول مربوط به نیازهای معلولیت.
ب) حصول اطمینان از دسترسی معلولین به خصوص زنان و دختران و سالمندان معلول به برنامههای حمایت اجتماعی و فقرزدایی.
پ) حصول اطمینان از دسترسی معلولین و خانوادههای آنها که در شرایط فقر زندگی میکنند به کمکهای دولتی در هزینههای مرتبط با معلولیت شامل کمکهای آموزشی، مشاورهای و مالی مناسب و مراقبت دوره نقاهت.
ت) حصول اطمینان از دسترسی افراد به برنام ههای اسکان دولتی.
ث) حصول اطمینان از دسترسی افراد معلول به مزایا و برنامههای بازنشستگی.
ماده۲۹) مشارکت در زندگی سیاسی و اجتماعی: دولتهای عضو میبایست حقوق سیاسی و فرصت برخورداری از آن را مساوی با دیگران تضمین نموده و تعهد نمایند که:
الف) به وسیله موارد ذیل اطمینان حاصل نمایند که افراد معلول به شکلی مؤثر و کامل در زندگی سیاسی و اجتماعی به طور مستقیم یا از طریق نمایندگانشان که آزادانه انتخاب شده اند؛ شرکت میکنند که این مسئله علاوه بر داشتن حق و فرصت رأی دادن و انتخاب شدن شامل موارد ذیل است:
(I) حصول اطمینان از اینکه روند رأی گیری، تسهیلات و مفاد آن مناسب، در دسترس و برای درک و استفاده آسان است.
(II) حفاظت از حق معلولین تا بتوانند با رأیهای مخفی در انتخابات و در رفراندومهای عمومی بدون ترس شرکت کنند و از انتخابات حمایت کرده و به صورت مؤثری دفتر انتخاباتی داشته باشند و تمام عملکردهای اجتماعی را در سطح حکومتی از طریق تسهیل استفاده از تکنولوژیهای جدید و کمکی در مکانهای مناسب انجام دهند.
(III) ابراز عقیده آزادانه معلولین را به عنوان رأی دهندگان تضمین کنند و به این منظور در جایی که لازم است به درخواست ایشان اجازه کمک به آنها از طریق فردی که توسط خودشان تعیین شده است؛ داده شود.
ب) فعالانه محیطی را که در آن افراد معلول بتوانند امور اجتماعی را بدون تبعیض و مساوی با دیگران به طور مؤثر و کامل هدایت کنند؛ توسعه بخشند و آنها را به مشارکت در امور اجتماعی به شرح ذیل ترغیب کنند:
(I) مشارکت در سازمانها و انجمنهای غیردولتی مرتبط با زندگی اجتماعی، سیاسی کشور و مشارکت در فعالیتها و سازماندهی جناحهای سیاسی کشور.
(II) تشکیل و پیوستن به سازمانهای معلولین برای اینکه نماینده آنها در سطح بینالمللی، ملی، منطقهای و محلی باشد.
ماده۳۰) مشارکت در زندگی فرهنگی، تفریحی و ورزشی:
۱. دولتهای عضو حق معلولین را برای شرکت در زندگی فرهنگی مساوی با دیگران به رسمیت میشناسند و میبایست تمام اقدامات لازم را اتخاذ نمایند تا اطمینان حاصل شود که معلولین:
الف) از دسترسی به محصولات فرهنگی قابل وصول برخوردار باشند.
ب) از دسترسی به برنامههای تلویزیونی، فیلم، تئاتر و سایر فعالیتهای فرهنگی قابل وصول برخوردار باشند.
پ) از دسترسی به مکانهای ارائه خدمات و اجراهای فرهنگی مثل تئاتر، موزه، سینما، کتابخانه و خدمات توریستی برخوردار بوده و تا جایی که امکان دارد از دسترسی به مکا نهای تاریخی و محلهایی که از نظر ملی دارای اهمیت هستند؛ بهرهمند شوند.
۲. دولتهای عضو میبایست تمام اقدامات مناسب را اتخاذ کنند تا افراد معلول قادر شوند فرصت توسعه و استفاده از خلاقیت، ظرفیتهای هنری و ذهنی خود را نه تنها برای سود خود بلکه برای غنی سازی جامعه داشته باشند.
۳. دولتهای عضو میبایست تمام مراحل مناسب را منطبق با قوانین بینالمللی اتخاذ نمایند تا اطمینان حاصل نمایند که قوانین حفاظت کننده مالکیتهای معنوی به یک مانع غیرمنطقی یا تبعیض آمیز، در دسترسی معلولین به منابع فرهنگی تبدیل نشده باشند.
۴. معلولین میبایست مساوی با دیگران مستحق شناسایی و حمایت برنامههای خاص فرهنگی و هویت زبانی شان شامل زبان اشاره و فرهنگ ناشنوایان باشند.
۵. نظر به قادر سازی افراد معلول به شرکت مساوی با سایر افراد در فعالیتهای تفریحی و ورزشی؛ دولتهای عضو میبایست اقدامات مناسبی را شامل موارد زیر اتخاذ نمایند:
الف) تشویق و ارتقای حضور معلولین در کامل ترین حد ممکن در جریان فعالیتهای ورزشی در همه سطوح.
ب) حصول اطمینان از اینکه افراد معلول دارای فرصت سازماندهی، توسعه و مشارکت در فعالیتهای ورزشی، تفریحی مختص معلولین بوده و به این منظور آنها را به مربیگری، تمرین و تلاش مناسب، مساوی با دیگران تشویق نماید.
پ) اطمینان حاصل نمایند که افراد معلول به حوزههای ورزشی، تفریحی و گردشگری دسترسی دارند.
ت) اطمینان حاصل نمایند که افراد معلول به مشارکت در بازیها، فعالیتهای تفریحی و ورزشی از جمله فعالیتهای موجود در سیستم مدرسه دسترسی دارند.
ث) اطمینان حاصل نمایند که افراد معلول به خدمات سازمانهای تفریحی، گردشگری و ورزشی دسترسی دارند.
ماده۳۱) آمار و جمع آوری اطلاعات:
۱. دولتهای عضو متعهد میشوند که اطلاعات مناسب شامل اطلاعات آماری و تحقیقاتی را برای طبقه بندی و بنیان گذاری سیاستهای لازم برای اجرای این کنوانسیون جمع آوری کنند و روند جمع آوری و حفظ اطلاعات میبایست:
الف) موافق با حفاظت قانونی شامل قوانین حفظ اطلاعات برای حصول اطمینان از رازداری و احترام به حریم خصوصی افراد معلول باشد.
ب) موافق با هنجارهای پذیرفته شده بینالمللی برای حفاظت از حقوق بشر و آزادیهای پایه و اصول اخلاقی آمار باشد.
۲. جمع آوری اطلاعات منطبق با این ماده میبایست در سطحی وسیع و مناسب برای کمک به ارزیابی تعهدات دولتهای عضو در رابطه با کنوانسیون حاضر و برای شناسایی و رسیدگی به موانعی که افراد معلول در راه دستیابی حقوق خود با آن مواجه میشوند؛ به کار برود.
۳. دولتهای عضو میبایست مسئولیت انتشار این آمار و حصول اطمینان از دسترسی معلولین و سایرین به آن را بپذیرند.
ماده۳۲) همکاریهای بینالمللی:
۱. دولتهای عضو اهمیت همکاریهای بینالمللی و ارتقای آن را در حمایت از تلا شهای ملی برای شناسایی مقاصد و اهداف کنوانسیون حاضر به رسمیت شناخته و اقدامات مناسب و مؤثری را در این مورد بین دولتها و در صورت نیاز با مشارکت سازمانهای مرتبط بینالمللی و منطقهای و جوامع مدنی به خصوص سازمانهای معلولین اتخاذ خواهند کرد. این اقدامات میتواند شامل موارد ذیل باشد:
الف) حصول اطمینان از همکاریهای بینالمللی شامل برنامههای توسعه بینالمللی یکپارچه و در دسترس برای افراد معلول.
ب) تسهیل و حمایت از ظرفیت سازی شامل تبادل و تقسیم اطلاعات، تجربیات، برنامههای آموزشی و اجرای بهینه.
پ) تسهیل همکاری در تحقیقات و دسترسی به دانش علمی و فنی.
ت) تدارک کمکهای فنی و اقتصادی مناسب شامل تسهیل دسترسی به تبادل تکنولوژی کمکی در دسترس از طریق انتقال تکنولوژی.
۲. مفاد این ماده بدون تعصب به تعهدات هر کدام از دولتها برای عمل به تعهدات اشاره شده در این کنوانسیون است.
ماده۳۳) اجرای ملی و نظارت:
۱. دولتهای عضو هماهنگ با سیستمهای سازمانی شان میبایست یک یا چند هسته مرکزی را در دولت برای موضوعات مربوط به استقرار کنوانسیون حاضر مشخص کرده و به تأسیس یا تأمین یک مکانیسم هماهنگ کننده در دولت برای تسهیل اقدامات مرتبط با بخشها و در سطوح مختلف توجه لازم را داشته باشند.
۲. دولتهای عضو میبایست بر حسب نیاز هماهنگ با سیستمهای مدیریتی قانونی شان در داخل دولت یک چارچوب شامل یک یا چند مکانیسم مستقل برای پیشبرد، حمایت و نظارت استقرار کنوانسیون حاضر، تأسیس، تأمین، تقویت و حفظ کنند. در هنگام طراحی چنین مکانیسمی دولتهای عضو میبایست اصول مربوط به وضعیت و عملکرد مؤسسات ملی برای حمایت و توسعه حقوق انسانی را در نظر گیرند.
۳. جامعه مدنی به خصوص افراد معلول و سازمانهای نماینده آنها میبایست به طور کامل در روند نظارتی دخالت و حضور داشته باشند.
ماده۳۴) کمیته حقوق معلولین:
۱. میبایست یک کمیته حقوق معلولین (در اینجا کمیته نامیده میشود) با وظایفی که ذکر گردیده تشکیل شود.
۲. کمیته میبایست در زمان اجرایی شدن این کنوانسیون دارای۱۲ نفر از خبرگان باشد. بعد از تصویب یا پیوستن۶۰ کشور اعضای کمیته میبایست با ۶ نفر افزایش به حداکثر ۱۸ نفر برسد.
۳. اعضای کمیته میبایست از ظرفیتهای فردی لازم برخوردار بوده و دارای وضعیت اخلاقی بالا و در زمینههای مختلف کنوانسیون حاضر توانا و مجرب باشند. از دولتهای عضو دعوت به عمل میآید تا هنگام اعلام نامزدی کاندیداها به مفاد تدوین شده در ماده ۳/۴ این کنوانسیون توجه ویژه مبذول دارند.
۴. اعضای کمیته میبایست توسط دولتهای عضو و با در نظر گرفتن ملاحظات لازم به پراکندگی جغرافیایی منصفانه آنها، نمایندگی اشکال مختلف مدنی و سیستمهای قانونی، اصل تعادل جنسیتی و مشارکت معلولین خبره انتخاب گردند.
۵. اعضای کمیته میبایست توسط رأیهای مخفی و از میان یک لیست نامزد شده توسط دولتهای عضو در گردهمایی دولتهای عضو که توسط دبیر کل سازمان ملل تشکیل میشود؛ انتخاب شوند. در جلساتی که حداقل با دو سوم دولتهای عضو تشکیل شده است افراد انتخاب شده
برای کمیته میبایست کسانی باشند که بیشترین رأی را آوردهاند و اکثریت قاطع رأی نمایندگان حاضر دولتها در رأی گیری را کسب کرده باشند.
۶. انتخابات اولیه میبایست تا ۶ ماه بعد از تاریخ اجرایی شدن کنوانسیون حاضر انجام شود. حداقل ۴ ماه قبل از هر انتخابات مجمع عمومی میبایست نامهای به دولتهای عضو نوشته و از آنها درخواست کند که نامزدهای خود را در عرض ۲ ماه معرفی نمایند. دبیر کل در اقدام بعدی میبایست فهرستی از تمام نامزدها به ترتیب حروف الفبا تهیه کند به صورتی که نمایانگر دولتهایی باشد که آنها نامزد کردهاند و سپس میبایست آن را به دولتهای عضو کنوانسیون حاضر تسلیم نماید.
۷. اعضای کمیتهها میبایست برای یک دوره ۴ ساله انتخاب گردند. آنها میبایست امکان یک بار انتخاب شدن مجدد را داشته باشند؛ با این حال زمان خدمت ۶ نفر از اعضای منتخب در انتخابات اول پس از دو سال به پایان میرسد و بلافاصله بعد از انتخابات اول، اسامی این ۶ نفر باید به وسیله رئیس در پایان گردهمایی که در بند ۵ این ماده اشاره شده است؛ با قرعه کشی انتخاب گردد.
۸. انتخاب ۶ نفر عضو بعدی کمیته میبایست در موقعیت انتخابات معمولی و مطابق با مفاد این ماده انجام شود.
۹. اگر یکی از اعضای کمیته فوت شود یا استعفا دهد یا به هر دلیل اعلام کند که دیگر قادر به انجام وظایف خود نیست؛ دولت عضوی که او را نامزد کرده است میبایست فرد خبره دیگری که واجد شرایط بوده و صلاحیت لازم مربوط به مفاد این ماده را دارد؛ برای خدمت در زمان باقی مانده تعیین کند.
۱۰. کمیته میبایست قوانین مربوط به روند کار خود را تبیین کند.
۱۱. دبیر کل سازمان ملل میبایست کارکنان و تسهیلات لازم برای اجرای مؤثر عملکردهای کمیته تحت عنوان کنوانسیون حاضر را تدارک ببیند.
۱۲. با تصویب مجمع عمومی اعضای کمیته تحت عنوان این کنوانسیون میبایست حقوقی را مطابق با شرایطی که میتواند توسط مجمع عمومی تضمین شود از منابع سازمان ملل با توجه به اهمیت مسئولیتهای کمیته دریافت نماید.
۱۳. اعضای کمیته میبایست مستحق دریافت تسهیلات، امتیازات و مصونیت خبرگان مأمور در سازمان ملل باشند. چنانچه در بخشهای کنوانسیون امتیازات و مصونیتهای سازمان ملل مشخص گردیده است.
ماده۳۵) گزارشهای دولتهای عضو:
۱. هر دولت عضو میبایست از طریق کمک مجمع عمومی سازمان ملل گزارش جامعی از اقداماتی که در زمینه تلاشها برای انجام تعهدات خود تحت عنوان کنوانسیون حاضر و نیز پیشرفت به دست آمده در ارتباط با آن را ۲ سال بعد از اجرایی شدن کنوانسیون حاضر به کمیته تسلیم کند.
۲. بعد از آن دولتهای عضو میبایست حداقل ۴ سال یک بار و نیز هر زمان که کمیته درخواست کند؛ گزارشهای بعدی را تسلیم کنند.
۳. کمیته میبایست درباره راهنمایی مورد نیاز برای محتوای گزارشها تصمیم گیری کند.
۴. نیازی نیست دولت عضو که یک گزارش اولیه جامع را به کمیته ارائه کرده است؛ در گزارشهای بعدی خود، اطلاعات قبلی را بیاورد. دولتهای عضو دعوت میشوند تا در هنگام ارائه گزارشها به
کمیته، روند آزاد و شفافی را اتخاذ نموده و ملاحظات ویژهای را به مفاد ماده ۳/۴ کنوانسیون حاضر به عمل آورند.
۵. گزارشها میتواند نشانگر عوامل و مشکلاتی باشد که میزان عمل به تعهدات طرح شده در کنوانسیون حاضر را تحت تأثیر قرار دهد.
ماده۳۶) رسیدگی به گزارشها:
۱. هر گزارش میبایست مورد توجه کمیته قرار گرفته و پیشنهادها و توصیههای عمومی مناسب درباره گزارش در نظرگرفته شود و به دولت عضو مربوطه ارجاع شود.
دولت عضو میتواند با هر اطلاعاتی که برای کمیته انتخاب کرده است؛ پاسخگو باشد و کمیته میتواند اطلاعات بیشتری را در مورد اجرای کنوانسیون حاضر از دولت عضو درخواست نماید.
۲. اگر دولت عضو به وضوح در تسلیم گزارش تأخیر داشته باشد؛ کمیته میتواند نیاز به بررسی اجرای کنوانسیون در آن دولت عضو را بر اساس اطلاعات صحیح در دسترس کمیته، به آن دولت عضو اعلام کند.
چنانچه با گذشت ۳ ماه پس از اعلام، گزارش مربوطه تسلیم نگردد؛ کمیته میبایست دولت عضو مورد نظر را به شرکت در بررسی دعوت نماید. اگر دولت عضو به تسلیم نمودن گزارش مربوطه پاسخ دهد مفاد بند ۱ این ماده اجرا خواهد شد.
۳. دبیر کل سازمان ملل میبایست این گزارشها را در دسترس تمام دولتهای عضو قرار دهد.
۴. دولتهای عضو میبایست گزارشهای خود را در سطحی وسیع در دسترس مردم کشورشان قرار دهند و دسترسی پیشنهادها و توصیههای عمومی مربوط به این گزارشها را تسهیل نماید.
۵. کمیته میبایست در صورت صلاحدید گزارشهای دولتهای عضو را به آژانسهای تخصصی، صندو قها و برنامهها و سایر ارگانهای ذیصلاح سازمان ملل جهت طرح یک درخواست و اظهار نیاز به توصیه یا کمک فنی موجود در آن مطابق با ملاحظات توصیههای کمیته ارجاع دهد.
ماده ۳۷) همکاری دولتهای عضو و کمیته:
۱. هر دولت عضو میبایست با کمیته همکاری نموده و اعضای آن را در تحقق بخشیدن به تعهداتشان یاری نماید.
۲. در همکاری با دولتهای عضو کمیته میبایست به راه و روشهای افزایش ظرفی تهای ملی برای اجرای این کنوانسیون از طریق همکاریهای بینالمللی توجه ویژهای داشته باشد.
ماده ۳۸) همکاری کمیته با سایر ارگانها: برای تقویت اجرای مؤثر این کنوانسیون و همچنین تشویق همکاریهای بینالمللی طرح شده در کنوانسیون حاضر:
الف) آژانسهای تخصصی و سایر ارگانهای سازمان ملل باید مجاز باشند تا در جایی که در محدوده تعهداتشان قرار میگیرد؛
در ملاحظات مربوط به اجرای مفاد کنوانسیون حاضر شوند.
کمیته میتواند از آژانسهای تخصصی و سایر ارگانهای واجد شرایط در صورت صلاحدید برای آماده کردن توصیههای تخصصی در زمینه اجرای کنوانسیون در مواردی که در چارچوب تعهدات مرتبط با آنان قرار میگیرد دعوت کند. کمیته میتواند از آژانسهای تخصصی و سایر ارگانهای
سازمان ملل دعوت کند که گزارشهایی را درباره اجرای کنوانسیون در محدوده فعالیت هایشان تسلیم نماید.
ب) و اگر آن نقض کننده تعهدات باشد کمیته میتواند در صورت نیاز با سایر ارگانهای بنیان گذاری شده توسط معاهدات بینالمللی حقوق بشر با هدف اطمینان از استمرار در ارائه گزارش خطمشیهای مربوطه پیشنهادها و توصیههای کلی و جلوگیری از دوگانگی و تداخل در اجرای عملکردشان مشورت کنند.
ماده ۳۹) گزارشهای کمیته: کمیته میبایست هر دو سال یک بار به مجمع عمومی سازمان ملل و شورای اقتصادی اجتماعی در مورد فعالیت هایش گزارش داده و پیشنهادها و توصیههای عمومی را بر اساس ارزیابی گزارشها و اطلاعات دریافتی از طرحهای دولتی ارائه دهد. این پیشنهادها و توصیههای عمومی میبایست در گزارش کمیته همراه توضیحات احتمالی از دولتهای عضو منظور شده باشد.
ماده ۴۰) کنفرانس دولتهای عضو:
۱. دولتهای عضو میبایست به طور منظم در«کنفرانس دولتهای عضو» برای بررسی هر موضوع مرتبط با اجرای کنوانسیون حضور داشته باشند.
۲. تا ۶ ماه بعد از اجرایی شدن کنوانسیون حاضر، کنفرانس دولتهای عضو میبایست توسط مجمع عمومی سازمان ملل تشکیل شود، گردهمایی بعدی میبایست هر دو سال یک بار یا بر اساس تصمیم کنفرانس دولتهای عضو یا دبیر کل مجمع عمومی سازمان ملل تشکیل شود.
ماده ۴۱) سپردن: دبیر کل سازمان ملل میبایست سپرده دار کنوانسیون حاضر باشد.
ماده ۴۲) امضا: کنوانسیون حاضر میبایست برای امضا توسط تمام دولتهای عضو و سازمانهای ائتلافی منطقهای در دفتر مرکزی سازمان ملل در نیویورک از تاریخ (۳۰/ مارس/ ۲۰۷۷) مفتوح باشد.
ماده۴۳) موافقت با پذیرش: کنوانسیون حاضر میبایست توسط دولتها و سازمانهای ائتلافی منطقهای امضا کننده، موضوع تصویب و تأیید رسمی قرار گیرد.
این کنوانسیون میبایست برای پیوستن هر دولت یا سازما نهای ائتلاف منطقهای که کنوانسیون را امضا نکرده است؛ مفتوح باشد.
ماده۴۴) سازما ن ائتلاف منطقهای:
۱. سازمان ائتلاف منطقهای به معنی سازمانی است که توسط دولتهای مستقل یک منطقه مشخص، بنیان گذاری شده است و دولتهای عضو آن اختیار لازم مربوط به موضوعات این کنوانسیون را به آن سازمان دادهاند. این سازمانها میبایست گستردگی اختیاراتشان را با توجه به موضوعهای مرتبط با این کنوانسیون در اسناد تأییدیه رسمی یا عضویت خود اعلام کنند.متعاقباً آنها باید سپرده دار را از هر تغییر عمده در محدوده اختیاراتشان آگاه کنند.
۲. در این کنوانسیون اشاره به دولتهای عضو شامل این سازمانها در محدوده اختیاراتشان نیز است.
۳. نباید در اهداف مورد نظر در ماده ۴۵ پاراگراف ۱ و ماده ۴۷ پاراگراف ۲ و ۳ هیچ سند سپرده شده توسط یک سازمان ائتلاف منطقهای شمارش گردد.
۴. سازمانهای ائتلاف منطقهای در موضوعهایی که در محدوده اختیار آنها قرار میگیرد، میتوانند از حق داشتن رأی در کنفرانس دولتهای عضو با همان تعداد رأی دولتهای عضوشان که طرفهای این کنوانسیون هستند؛ برخوردار باشند. اگر هر کدام از دولتهای عضو بخواهد حق رأی داشته باشد، سازمان مربوطه نمیتواند حق برخورداری از رأی آن کشور را داشته باشد و بالعکس.
ماده ۴۵) اجرا:
۱. کنوانسیون حاضر میبایست در روز سی ام بعد از سپردن بیستمین سند تصویب یا الحاق، اجرایی شود.
۲. بعد از سپردن بیستمین سند مربوطه، برای هر کدام از تصویب نامهها، تأیید رسمی یا الحاق کشورها و سازمانهای ائتلاف منطقهای کنوانسیون میبایست در روز سی ام بعد از تحویل سند ایشان، اجرایی شود.
ماده ۴۶) قید و شرط:
۱. قید و شرطهایی که با اهداف و مقصود این کنوانسیون ناسازگار باشد؛ نمیبایست مجاز شناخته شوند.
۲. قید و شرطها در هر زمان میتواند پس گرفته شوند.
ماده ۴۷) اصلاحیهها:
۱. هر دولت عضو میتواند اصلاحیهای در مورد کنوانسیون حاضر پیشنهاد دهد و آن را به دبیر کل سازمان ملل متحد تسلیم کند. دبیر کل سازمان میبایست آن را برای دولتهای عضو به انضمام درخواستی مبنی بر اینکه آیا آنها از کنفرانس دولتهای عضو به منظور تصمیم گیری درباره اصلاحیه پیشنهادی حمایت میکنند یا نه؟ ارسال کند.
در صورتی که تا ۴ ماه بعد از ارسال، حداقل یک سوم دولتهای عضو از چنین کنفرانسی حمایت کنند. دبیرکل میبایست، زیر نظر سازمان ملل متحد چنین کنفرانسی را تشکیل دهد. هر اصلاحیهای که توسط دو سوم دولتهای عضو حاضر تصویب شود؛ میبایست توسط دبیر کل به مجمع عمومی و بعد از آن به منظور تصویب برای تمام دولتهای عضو فرستاده شود.
۲. تمام اصلاحیههای تأیید شده مطابق بند ۱ میبایست در سیامین روز بعد از اینکه تعداد سندهای سپرده شده به دو سوم تعداد دولتهای عضو در زمان تصویب اصلاحیه رسید اجرایی شود. بعد از آن، اصلاحیه برای هر کدام از دولتهای عضو در سیامین روز بعد از دریافت سند مربوطه اجرایی میشود؛ یک اصلاحیه میبایست فقط برای آن دول تهای عضو که آن را قبول کرد هاند؛ تعهد آور باشد.
۳. اگر در کنفرانس دول تهای عضو با توافق عام چنین تصمیمی گرفته شود که یک اصلاحیه مطابق با بند۱ مورد قبول و تصویب قرار گرفته شود به صورتی که منحصراً به مواد۴۰،۳۹،۳۸،۳۴ مربوط باشد؛ برای تمام دولتهای عضو، در سیامین روز بعد از اینکه تعداد اسناد سپرده شده به دو سوم تعداد دولتهای عضو در زمان تصویب اصلاحیه رسید، اجرایی خواهد شد.
ماده ۴۸) خروج: هر دولت عضو میتواند با اعلام کتبی به دبیر کل سازمان ملل از کنوانسیون حاضر خارج شود. خروج از معاهده یکسال بعد از تاریخ دریافت اعلام کتبی از طرف دبیر کل جاری خواهد شد.
ماده۴۹) قالب در دسترس: متن کنوانسیون حاضر میبایست به صورتی آسان در دسترس قرار گیرد.
ماده ۵0): متون عربی، چینی، انگلیسی، فرانسوی، روسی و اسپانیایی کنوانسیون حاضر ارزش واحد خواهند داشت. در مقام گواهی نمایندگان تامالاختیار ذیل حسب الامر دولتهای متبوع کنوانسیون حاضر را امضا کردهاند.(1)
کنوانسیون بینالمللی و قانون جامع، ص 8 به بعد.
کنوانسیون و پروتکل الحاقی یک متن واحد هستند و دولتهایی که ملحق به کنوانسیون میشوند حتماً باید پروتکل الحاقی را هم امضا کنند.(2)این الحاقیه، 18 ماده دارد و در واقع آییننامه اجرای کنوانسیون است. شامل روش اجرا و ضوابط عضویت، خروج از عضویت، تذکرات، بازبینی کشورهای عضو و دیگر مباحث است. تاریخ تصویب این پروتکل الحاقی مشخص نیست که آیا همزمان با متن کنوانسیون این پروتکل هم آماده و عرضه شد یا مدتی بعد از آن بوده است. نکته دیگر این که مؤلفین پروتکل و کشورهایی که در آن نقش داشتهاند هم معلوم نیست.
متن پروتکل الحاقی کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولان(3): دولتهای عضو این پروتکل توافق میکنند که:
ماده (1):
1- هر دولت عضو این پروتکل (دولت عضو) صلاحیت کمیته حقوق معلولان (کمیته) را برای دریافت و بررسی مکاتبههای افراد یا از طرف افراد یا گروههایی که در آن حوزه ادعا میکنند که توسط دولتهای عضو مربوطه قربانی تضییع مفاد کنوانسیون شدهاند؛ به رسمیت میشناسد.
2- هیچ مکاتبهای در مورد دولتی که عضو پروتکل حاضر نمیباشد؛ نمیبایست دریافت شود.
ماده (2): کمیته میبایست مکاتبات زیر را «غیر قابل قبول» در نظر گیرد:
الف) مکاتبه بی نام.
ب) مکاتبه مبتنی بر سوء استفاده از حق تسلیم چنین مکاتبههایی بوده یا مغایر با مفاد کنوانسیون حاضر باشد.
پ) موضوع مشابهی که قبلاً توسط کمیته بررسی شده باشد؛ یا در روند تحقیق بینالمللی دیگری در حال بررسی باشد.
ت) تمام راه حلهای محلی در دسترس مورد بحث قرار نگرفته است. این مورد نباید در جایی که اقدام به حل مشکل بدون دلیل طولانی شده یا بعید میباشد که به حل مؤثر مشکل ختم شود به عنوان قاعده قرار گیرد.
ث) اگر آشکارا بی اساس بوده یا به صورت مؤثر تأیید نشده باشد.
ج) حقایق موضوع مکاتبه قبل از اجرایی شدن کنوانسیون حاضر اتفاق افتاده باشد؛ مگر آن که آن حقایق تا تاریخ فوق ادامه یافته باشد.
ماده (3): با توجه به مفاد ماده2 پروتکل حاضر، کمیته میبایست هر مکاتبه تسلیم شده را به صورت محرمانه به اطلاع دولت عضو برساند، در عرض 6 ماه دولت دریافت کننده نامه میبایست به کمیته، توضیح و گزارش کتبی که روشنگر موضوع و راه حل آن - در صورت اعمال گردیدن توسط دولت مربوطه باشد - تسلیم نماید.
ماده (4):
1- در هر زمان بعد از دریافت یک مکاتبه و قبل از رسیدن به تعیین صحت آن، کمیته میتواند درخواستی را برای توجه فوری به اقدامات موقتی که ممکن است برای جلوگیری از خسارت جبران ناپذیر به قربانی یا قربانیان خشونت مورد ادعا لازم باشد، به دولت عضو ارسال نماید.
2- اجرای بند 1 این ماده توسط کمیته به معنی تشخیص صحت و سقم مکاتبه نمیباشد.
ماده (5): کمیته میبایست هنگام بررسی مکاتبات مربوط به این پروتکل جلسات خود را پشت دربهای بسته انجام داده و بعد از بررسی نامه کمیته میبایست پیشنهادها و توصیههای احتمالی را به دولت عضو و به نویسنده نامه ارسال نماید.
ماده (6):
1- اگر کمیته اطلاعات موثقی را مبنی بر تضییع ناگوار یا برنامهریزی شده حقوق اعلام شده در کنوانسیون توسط یکی از دولتهای عضو دریافت کند، کمیته میبایست دولت عضو را به بررسی اطلاعات و به همان منظور تسلیم نمودن اظهار نظرهای مربوط به اطلاعات ذکر شده؛ دعوت کند.
2- ضمن در نظر گرفتن هر توضیحی که ممکن است توسط دولت عضو مربوطه تسلیم شود و همینطور هر اطلاعات موثق، کمیته میتواند یک یا چند عضو را برای هدایت یک تحقیق و گزارش فوری به کمیته تعیین کند. در صورت داشتن مجوز، با رضایت دولت عضو گروه تحقیق میتواند از منطقه بازدید کند.
3- بعد از بررسی یافتههای این تحقیق کمیته میبایست این یافتهها را به همراه توضیحات و توصیههای مربوطه برای دولت عضو ارسال نماید.
دولت عضو مربوطه میبایست در عرض 6 ماه بعد از دریافت چنین یافتهها، توضیحات و توصیههایی از کمیته، اظهار نظرهای خود را به کمیته تسلیم نماید.
4- این تحقیق میبایست محرمانه بوده و همکاری دولت عضو باید در تمام مراحل دنبال گردد.
ماده (7):
1- کمیته میتواند دولت عضو مربوطه را دعوت نماید که در گزارش خود مطابق ماده 35 کنوانسیون، جزییات اقدامات اتخاذ شده در پاسخ به یک تحقیق انجام شده مطابق با ماده 6 پروتکل حاضر را الحاق نماید.
2- کمیته در صورت نیاز میتواند، بعد از پایان دوره 6 ماهه که در ماده 6/4 به آن اشاره شده است؛ از دولت عضو مربوطه بخواهد، گزارش اقدامات اتخاذ شده در پاسخ به چنین تحقیقی را ارایه نماید.
ماده (8): هر دولت عضو میتواند در زمان امضا یا تصویب پروتکل یا پیوست آن اعلام نماید که صلاحیت کمیته پیش بینی شده در ماده 6 و7 را به رسمیت نمیشناسد.
ماده (9): دبیر کل سازمان ملل متحد میبایست سپردهدار پروتکل حاضر باشد.
ماده (10): پروتکل حاضر میبایست برای امضا توسط دولتها و سازمانهای ائتلاف منطقهای امضا کننده کنوانسیون در دفتر مرکزی سازمان ملل در نیویورک از تاریخ 30 / مارس/ 2007 مفتوح باشد.
ماده (11): این پروتکل میبایست مورد تأیید رسمی سازمانهای ائتلاف منطقهای امضا کننده این پروتکل که به صورت رسمی کنوانسیون را تصویب یا تأیید کرده اند؛ قرار گیرد.
این پروتکل میبایست برای تصویب توسط هر دولت یا سازمان ائتلاف منطقهای که کنوانسیون را به طور رسمی تصویب، تأیید یا موافقت کرده و پروتکل حاضر را امضاء نکرده است؛ مفتوح باشد.
ماده (12):
1- منظور از سازمانهای ائتلاف منطقهای سازمانهایی است که توسط دولتهای یک منطقه مشخص تشکیل شده و در رابطه با موضوعات طرح شده در این کنوانسیون و این پروتکل اختیار لازم از طرف دولتهای عضو به آنها تنفیذ شده است.
این سازمانها میبایست در اسناد رسمی، تأییدیه یا توافقنامه های خود حدود اختیاراتشان را در رابطه با موضوعات طرح شده در کنوانسیون و پروتکل اعلام کنند. متعاقباً آنها میبایست هرگونه تغییر در محدوده اختیاراتشان را به سپرده گذار اطلاع دهند.
2- در این پروتکل اشاره به دولتهای عضو شامل این سازمانها در حدود اختیاراتشان نیز میشود.
3- در مورد اهداف ماده 13 بند 1 ماده 15 بند 2 هیچ سند سپرده شده توسط سازمانهای ائتلاف منطقهای نباید منظور شود.
4- سازمانهای ائتلاف منطقهای در محدوده اختیاراتشان میتوانند؛ در جلسات دولتهای عضو حق رأی داشته باشند و تعداد رأی آنها مساوی تعداد رأی دولتهای عضوشان که طرفهای این پروتکل هستند؛ میباشند. اگر هر کدام از دولتهای عضو بخواهد حق رأی داشته باشند، سازمان مربوطه نمیتواند حق برخورداری از رأی آن کشور را داشته باشند و بالعکس.
ماده (13):
1- پیرو اجرای کنوانسیون پروتکل حاضر میبایست در سیامین روز بعد از سپردن دهمین سند تصویب یا عضویت اجرایی شود.
2- برای دولتها یا سازمانهای ائتلاف منطقهای که بعد از سپردن دهمین سند مربوطه پروتکل را تصویب یا به طور رسمی تأیید و مورد پذیرش قرار میدهند، پروتکل میبایست در سیامین روز بعد از سپردن سند ایشان اجرایی گردد.
ماده (14):
1- قید و شرطهایی که با هدف پروتکل حاضر همخوانی نداشته باشد؛ نمیبایست مجاز شناخته شوند.
2- قید و شرطها در هر زمان میتوانند پس گرفته شوند.
ماده (15):
1- هر دولت عضو میتواند الحاقیهای را به پروتکل حاضر پیشنهاد داده و آن را به دبیر کل سازمان ملل متحد تسلیم نماید. دبیرکل میبایست هر الحاقیه پیشنهادی را به انضمام درخواستی - مبنی بر اینکه آیا آنها از گردهمایی دولتهای عضو برای بررسی و تصمیمگیری در مورد آن پیشنهاد حمایت میکنند یا خیر؟ - برای دولتهای عضو ارسال نماید.
در صورتی که در عرض 4 ماه بعد از تاریخ چنین مکاتبهای حداقل یک سوم دولتهای عضو با چنین گردهمایی موافقت نمایند، دبیرکل میبایست این گردهمایی را با حمایت سازمان ملل برگزار نماید.
هر الحاقیهای که توسط دو سوم دولتهای عضو حاضر و رأی دهنده تصویب شود؛ میبایست توسط دبیر کل برای تصویب به مجمع عمومی و بعد از آن برای پذیرش برای تمام دولتهای عضو فرستاده شود.
الحاقیه تصویب یا تایید شده، مطابق پاراگراف 1، میبایست در سیامین روز بعد از اینکه تعداد سندهای سپرده شده، به دو سوم تعداد دولتهای عضو در زمان تصویب الحاقیه رسید؛ اجرایی شود.
بعد از آن میبایست الحاقیه برای هر دولت عضو در سیامین روز از سپردن سند موافقت، اجرایی شود. یک الحاقیه فقط برای دولتهای عضو که آن را پذیرفته، تعهد آور است.
ماده (16): هردولت عضو میتواند با اعلام کتبی به دبیر کل سازمان ملل از پروتکل خارج شود. خروج از پروتکل یکسال بعد از دریافت اعلام کتبی به دبیرکل جاری میگردد.
ماده (17): متن پروتکل حاضر میبایست به صورت آسان در دسترس قرار گیرد.
ماده (18): متون عربی، چینی، انگلیسی، فرانسوی، روسی و اسپانیایی پروتکل حاضر ارزش واحد خواهند داشت.
در مقام گواهی منصوبین تامالاختیار زیر حسبالامر دولتهای متبوع پروتکل حاضر را امضا کردهاند.
متن اصلی کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت در 22 آذرماه 1385/ 13 دسامبر 2006 در مجمع عمومی سازمان ملل تصویب شد و مجلس شورای اسلامی در 13 آذرماه 1387 تصویب کرد و در 4 دی ماه 1387 به تأیید شورای نگهبان رسید. یعنی فاصله بین تصویب در مجلس و تأیید شورای نگهبان، بیش از بیست روز است. بین تصویب متن اصلی در سازمان ملل و تصویب مجلس شورای اسلامی دو سال فاصله است. البته پیش از تصویب مجلس، هیئت دولت آن را بررسی و آن را مصوب و
به صورت لایحه به مجلس فرستاد. گویا ارسال به مجلس، به تاریخ 6 مهرماه 1387 بر اساس نامه زیر بوده است. سرعت دولت و مجلس در تصویب این قانون اولاً درخواستهای عموم و فشار افکار عمومی و دوم پیگیریهای فراکسیون حمایت از معلولین بوده است. نامه زیر، پس از تصویب توسط رئیس مجلس علی لاریجانی به رئیس جمهور محمود احمدینژاد ابلاغ میشود.
جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد
رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران
عطف به نامه شماره 112132/38785 مورخ 6/7/1387 در اجراء اصل یکصد و بیست و سوم (123) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قانون تصویب کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت که با عنوان لایحه به مجلس شورای اسلامی تقدیم گردیده بود، با تصویب در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ 13/9/1387 و تأیید شورای محترم نگهبان به پیوست ابلاغ میگردد. علی لاریجانی
متن قانون تصویب کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت: مجلس شورای اسلامی این قانون را در یک ماده و دو تبصره تصویب کرد:
ماده واحده- کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت مورخ 22/9/1385 هجری شمسی برابر با 13 دسامبر 2006 میلادی مشتمل بر پنجاه ماده به شرح پیوست تصویب میگردد و به دولت جمهوری اسلامی ایران اجازه تودیع اسناد تصویب آن با رعایت تبصرههای زیر داده میشود:
تبصره 1- وزارت رفاه و تأمین اجتماعی (سازمان بهزیستی کشور) و بنیاد شهید و امور ایثارگران به عنوان مراجع ملی موضوع ماده (33) کنوانسیون تعیین میگردند تا با هماهنگی یکدیگر نسبت به اجراء مفاد کنوانسیون اقدام نمایند.
تبصره 2- باتوجه به ماده (46) کنوانسیون، جمهوری اسلامی ایران خود را ملتزم به رعایت آن دسته از مفاد کنوانسیون که مغایر با موازین حقوقی جاری خود باشد نمیداند.
پس از متن ماده واحده و دو تبصره با بسمله شروع میکند. پس از بسمله، مقدمه کنوانسیون و در ادامه پنجاه ماده کنوانسیون را آورده است. و در آخر و پس از ماده 50 چنین آمده است:
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده منضم به متن کنوانسیون شامل مقدمه و پنجاه ماده در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ سیزدهم آذرماه یک هزار و سیصد و هشتاد و هفت مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 4/10/1387 به تأیید شورای نگهبان رسید.(1)علی لاریجانی
چند نکته مهم، قابل طرح است که در محتوای حقوقی این مصوبه مؤثر میباشد:
1- عنوان و تیتری که مجلس برای این مصوبه برگزیده چنین است: «قانون تصویب کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت»
1) . سایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، بخش قوانین و مقررات.
واژه «تصویب کنوانسیون حقوق» نه «تصویب الحاق به کنوانسیون» به کار برده است. احتمالاً مجلس الحاق و پیوستن را قبول نداشته است و عضویت جمهوری اسلامی ایران در یک نهاد حقوقی وابسته به سازمان ملل برای نمایندگان مجلس هفتم خوشایند نبوده است. اما در عموم و در افواه مردم، «الحاق و تصویب الحاق یا ملحق شدن» هست.
2- «کلمه قانون تصویب» استفاده شده است. یعنی برای جمهوری اسلامی ایران قانونی که در مجلس تصویب شده و در شورای نگهبانی تأیید شده مهم است. این قانون شامل ماده واحده و دو تبصره است. به عبارت دیگر مجلس به این قانون رأی داده است نه به اصل کنوانسیون و نه به الحاق به کنوانسیون.
3- قانون تصویب کنوانسیون شامل ماده واحده و دو تبصره است. در ماده واحده، کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت خیلی مجمل و اجمالاً معرفی شده است. تبصره یکم، وزارت رفاه و تأمین اجتماعی و در پرانتز سازمان بهزیستی کشور و بنیاد شهید و امور ایثارگران را مراجع ملی ایران برای هماهنگی با مدیریت کنوانسیون در سازمان ملل و اجرای داخلی آن معرفی کرده است. در ادامه آمده این دو نهاد ملی با هماهنگی یکدیگر نسبت به اجرای مفاد کنوانسیون اقدام مینمایند.
اولاً چرا سازمان بهزیستی با واو عطف ذکر نشده و آوردن آن در پرانتز ابهام آفرین است. دوم اینکه صریحاً سخن از اجرای کنوانسیون به میان نیاورده و با قیود «با هماهنگی یکدیگر» «نسبت به اجرای مفاد کنوانسیون اقدام مینمایند»، از قطعیت اجرا کاسته است. سوم اینکه ذیل ماده 33، سه بند آمده است، بند اول خواستار معرفی نهادهای دولتی از داخل کشور برای استقرار سیستمی جهت اجرای کنوانسیون میپردازد؛ بند دوم ایجاد چند مکانیسم توسط دولت برای پیشبرد، اجرا و نظارت بر پیشرفت کنوانسیون است؛ بند سوم جامعه مدنی به خصوص معلولین و تشکلهای معلولین باید ناظر بر اجرا و پیشرفت کنوانسیون باشند.
در نامه آقای علی لاریجانی از بند سوم خبری نیست و آن را مسکوت گذاشته است. یعنی دو بند اول که برای دولت عضو کنوانسیون تعیین تکلیف کرده، اجمالاً دو یا سه سازمان ملی به عنوان مرجع معرفی میکند ولی وقتی به جامعه مدنی و معلولین از جنس مردم میرسد مسکوت میگذارد.
برای روشن شدن اهمیت این موضوع متن ماده 33 را از کنوانسیون میآورم:
ماده 33) اجرای ملی و نظارت: 1- دولتهای عضو هماهنگ با سیستمهای سازمانیاشان میبایست یک یا چند هسته مرکزی را در دولت برای موضوعات مربوط به استقرار کنوانسیون حاضر مشخص کرده و به تأسیس یا تأمین یک مکانیسم هماهنگ کننده در دولت برای تسهیل اقدامات مرتبط با بخشها و در سطوح مختلف توجه لازم را داشته باشند. 2- دولتهای عضو میبایست بر حسب نیاز هماهنگ با سیستمهای مدیریتی قانونیاشان در داخل دولت یک چارچوب شامل یک یا چند مکانیسم مستقل برای پیشبرد، حمایت و نظارت استقرار کنوانسیون حاضر، تأسیس، تأمین، تقویت و حفظ کنند. در هنگام طراحی چنین مکانیسمی دولتهای عضو میبایست اصول مربوط به وضعیت و عملکرد مؤسسات ملی برای حمایت و توسعه حقوق انسانی را در نظر گیرند. 3- جامعه
مدنی به خصوص افراد معلول و سازمانهای نماینده آنها میبایست به طور کامل در روند نظارتی دخالت و حضور داشته باشند.(1)
4- در تبصره 2 چنین آمده است:
با توجه به ماده 46 کنوانسیون، جمهوری اسلامی ایران خود را ملتزم به رعایت آن دسته از مفاد کنوانسیون که مغایر با موازین حقوقی جاری خود باشد نمیداند.(2)
این به معنای مشروط و معلق شدن کل کنوانسیون است. هر مادهای که مورد اعتراض قرار گیرد مسئولین در پاسخ خواهند گفت چون با قانون بودجه سالیانه یا با قانون اساسی یا با ماده قانونی دیگر مخالف و مغایر است.
در صورتی که معمولاً قوانین مرجع و بینالمللی اصل هستند و بقیه قوانین معارض و مغایر با آنها باید به نفع قانون اصل، اصلاح یا کنار گذاشته شود. و گرنه اجرای کنوانسیون در جهان معنا پیدا نمیکند. نکته مهم دیگر اینکه کمیته تدوین کنوانسیون، دغدغهها و ضوابط ملی و اعتقادی همه کشورهای عضو سازمان ملل را لحاظ کرده و به گونهای مادهها را تدوین کرده که با هیچکدام از فرهنگها تعارض نداشته باشد. به عبارت دیگر فقط مشترکات ملل را آوردهاند.
اما ماده 46 که در تبصره 2 آمده چنین است:
ماده 46 قید و شرط: 1- قید و شرطهایی که با اهداف و مقصود این کنوانسیون ناسازگار باشد نمیبایست مجاز شناخته شود. 2- قید و شرطها در هر زمان میتواند پس گرفته شود.(3)
مفاد هیچیک از این دو بند، مطلبی که در تبصره 2 مصوبه مجلس شورای اسلامی آمده را نمیفهماند. بلکه برعکس شرط و قیدی مثل مطلبی که در تبصره 2 آمده چون با کنوانسیون ناسازگار است، مجاز شمرده نمیشود.
4- از پروتکل الحاقی به کنوانسیون هم در جریان تصویب کنوانسیون در مجلس خبری نیست.
5- کنوانسیون حمایت از حقوق معلولین توسط افرادی خبره و آشنای به حقوق معلولین و نیازهای معلولین در جهان تدوین شده است. نکاتی در این کنوانسیون هست که اگر بخشی از آنها هم در ایران اجرایی شود تحولی مطلوب در همه شؤون معلولین است.
لازم است معلولین، تشکلهای معلولین نسبت به کنوانسیون و اجرای آن حساس باشند، اخبار آن را دائماً رصد کنند و در صورت عدم اجرا پیگیر باشند.
6- وزارت رفاه، سازمان بهزیستی و بنیاد شهید که اسم آنها در قانون کنوانسیون آمده، تا کنون هیچ اطلاع و گزارشی از اجرای این کنوانسیون ندادهاند و معلولین و مردم را در جریان اقدامات خود نگذاشتهاند؟ آیا مسکوت آن را رها کردهاند؟ آیا شورا و کمیتهای را مأمور برای پیگیری و اجرا کردهاند؟ واقعاً مسئولین تشکلها و پژوهشگران چیزی نمیدانند.
7- در جلسات هماهنگی تعدادی از تشکلهای معلولین که به مجمع هماندیشی مشهور است، لازم است برای کنوانسیون و اجرای مفاد آن فکری شود. زیرا اساسیترین و مهمترین قانون معلولین که روی آن تکیه است و ضمانتهای بینالمللی دارد، همین کنوانسیون است. قانون 83 به رقم اهمیت و مشروعیت آن ولی در عمل با مشکلات فراوان مواجه شد. حدود یک دهه معلولین معطل آن بودند و در آخر هم بسیاری از مشکلات آنان مرتفع نگردید. اما برای اجرای کنوانسیون نمیتوان بهانه آورد.
برخی کشورهای اسلامی متن کنوانسیون را با ضوابط شریعت و مبانی فقه اسلامی سنجیدهاند و بر شیوه مطالعه تطبیقی به این نتیجه رسیدهاند که مشکل فقهی و شرعی ندارد و همه مواد آن با اسلام تطابق دارد.
سازمان ملل متحد کنوانسیون را اصلیترین سند برای رفع مشکلات معلولین در کشورها میداند. از اینرو آن را به زبانهای مختلف ترجمه و در سایزها و مدلهای مختلف منتشر کرده است. از نشر آن برای کودکان، به صورت متن درسی و غیره نیز حمایت میکند. در ایران تا کنون دو کتاب برای آن منتشر شده است:
1- پیمان نامه بینالمللی حقوق افراد دارای معلولیت به زبانی کودکانه، بنیاد ویکتور پیندا یونیسف، ترجمه پریسا افتخار، ارزیابی نهایی ترجمه کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران، قم، آیین احمد(ص)، 1387؛ چاپ دوم بهار 1388.
2- کنوانسیون بینالمللی و قانون جامع حمایت از حقوق معلولین، به کوشش معاونت امور توانبخشی سازمان بهزیستی، تهران، آرویج و سازمان بهزیستی، 1386.
چند مقاله در این زمینه منتشر شده ولی پایان نامه مطلوب در این زمینه مشاهده نشده است و پژوهش در این موضوع گسترش چشمگیر نداشته است. با اینکه برخی کشورها کتب، مقالات و پایان نامههای بسیار در این باره منتشر کردهاند. بهرحال کنوانسیون آنگونه که شأن آن است در ایران مورد استقبال قرار نگرفته است. با اینکه لازم بود نشستها، کنفرانسها و همایشها درباره آن برپا میشد. در رشته حقوق به عنوان متن درسی قرار میگرفت. حتی در حوزههای علمیه توسط علما با فقه اسلامی بررسی تطبیقی شود.
دکتر کمالی عضو هیئت علمی دانشکده توانبخشی دانشگاه تهران و هیئت امنای انجمن باور در مقدمه کتاب پیمان نامه بینالمللی حقوق افراد دارای معلولیت به زبان کودکانه درباره سابقه، ویژگیها و نشر کنوانسیون مطالب سودمندی نوشته است:
«توجه به حقوق افراد دارای ناتوانی (معلولان) در سازمان ملل متحد هرچند سابقه نسبتاً طولانی دارد و میتوان در اسناد و اعلامیهها ردپایی از آن را سراغ گرفت، اما توجه اساسی به این موضوع از سال
1980 میلادی آغاز شد. تصویب سال 1981 به عنوان سال جهانی معلولان، اولین حرکت جدی سازمان ملل برای جلب توجه کشورها به موضوع زندگی جمعیت عظیم معلولان کشورهای عضو است.
علیرغم تلاشهای دو دهه بعد، وضعیت زندگی افراد دارای ناتوانی تغییر چندانی در جوامع نکرده و تصویب قوانین داخلی نیز راهگشا نبوده است؛ چه اغلب به صورت موردی و چه در بین متون قوانین دیگر، راهکاری برای تأمین حقوق معلولان فراهم نمیشود. در بین 191 کشور جهان تنها کمتر از 50 کشور دارای قانون یا قوانینی هستند که در آن به حقوق معلولان اشاره شده است؛ درحالیکه در آن کشورها نیز قوانین موجود به صورت کامل اجرا نمیشوند.
بنابراین معلولان، خانوادههای آنان و نیز سازمانهای غیردولتی و از سوی دیگر برخی متخصصین و نیز دولتها، به هیچ عنوان از این اقدامات رضایت حاصل نکرده و تلاش خود را برای تصویب کنوانسیونی جهانی در زمینه حقوق معلولان دو چندان کردند. علیرغم اینکه دو بار تقاضا برای تصویب کنوانسیون در مجمع عمومی سازمان ملل متحد رد شد اما در سال 2001 پیشنهاد مکزیک برای تصویب چنین کنوانسیونی به تصویب رسید و مجمع عمومی، کمیتهای مرکزی را برای بررسی و تصویب آن تعیین کرد. این کمیته از آن سال به بعد، 8 نشست مهم کاری و صدها ساعت مذاکره فشرده را به انجام رساند تا در نهایت در جلسه هشتم خود در دسامبر 2006 متن نهایی را مصوب کرد.
کنوانسیون حقوق معلولان از ویژگیهای منحصر به فردی برخوردار است که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
این اولین کنوانسیون سازمان ملل متحد در هزاره سوم و قرن بیست ویکم است. در 6 کنوانسیون قبلی تنها در یک ماده (کنوانسیون جهانی حقوق کودک) به معلولان اشاره شده بود، در حالی که اینک یک کنوانسیون به تنهایی در این زمینه نگاشته شده است.
متن کنوانسیون بسیارجامع و فراگیر است و شامل کلیه گروههای مختلف دارای ناتوانی و معلولیت میشود.
این اولین کنوانسیونی است که افراد ذینفع و سازمانهای غیر دولتی معلولان، در نوشتن آن سهیم بودهاند.
این اولین کنوانسیونی است که در تاریخ سازمان ملل، در اولین روز گشوده شدن برای امضاء، 84 کشور آن را امضاء کردهاند و برای اولین بار سازمانهای ائتلاف منطقهای نیز حق امضای آن را پیدا کردهاند که در این زمینه میتوان به امضای «جامعه اروپا» اشاره کرد.
تمام این ویژگیها میتواند دلایل مهمی در اهمیت و ضرورت مصوب ساختن چنین پیمانی باشد. به نظر میرسد جامعه جهانی در آغاز قرن بیست و یکم بیش از گذشته به موضوع حضور جمعیت بیش از 650 میلیونی معلولان میاندیشد و تنها راه ایفاء حقوق این بزرگترین گروه اقلیت همه جوامع را اجرای کنوانسیون جهانی دانسته است تا همگان با رعایت آن، برای حضور بیشتر معلولان در صحنههای جوامع و ایفای نقش در توسعه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشور خود گام بردارند.
هنوز افراد دارای ناتوانی در جوامع مختلف، از وجود برچسبها و انگهای مختلف و نابرابری در رسیدن به فرصتها رنج میبرند؛ و این نه تنها در فرصتهای اقتصادی که در فرصتهای آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز وجود دارد. هنوز هم نگاه ترحمآمیز و صدقهای بر نهادهای
خدمترسانی به معلولان حاکم است و بزرگترین نیاز جامعه معلولان، به رسمیت شناخته شدن آنان به عنوان شهروندان درجه یک است تا از همه آن حقوقی که سایرین در جامعه بهره میبرند، برخوردار شوند.
این امر، بر لزوم تغییر نگرش مردم و دست اندرکاران امور مختلف جامعه در مورد افراد دارای ناتوانی بار دیگر تأکید میکند. این را شاید بتوان روح حاکم بر کنوانسیون حقوق معلولان دانست. درسایه اجرای این کنوانسیون، امید میرود تا با تضمینهای ملی و بینالمللی، راه برای ایفای نقش مثبت، سازنده و شهروندی کامل از سوی معلولان در جوامع فراهم شود و محرومیتهای تاریخی این قشر با سرعت بیشتری کاهش یابد.
در این میان آموزش و آگاه ساختن مردم و افراد دارای ناتوانی نسبت به آنچه در کنوانسیون مطرح شده است ضرورتی اجتنابناپذیر است. متأسفانه شاید بتوان یکی از دلایل مورد غفلت واقع شدن و نادیده گرفتن افراد دارای ناتوانی از سوی افراد عادی در جوامع را ناشی از فقدان آگاهی این افراد از حقوق خود و نیز قوانین و مقررات جامعه دانست. اینک که جامعه جهانی بدین گونه نسبت به حقوق افراد دارای ناتوانی واکنش نشان داده است و دولت جمهوری اسلامی هم میرود تا با تصویب آن در مجلس شورای اسلامی زمینه تحقق و اجرای آن را فراهم سازد، لزوم انجام فعالیتهای جدی برای آشنا نمودن افراد دارای ناتوانی و خانوادههای آنان و نیز افراد جامعه با محتوای کنوانسیون آشکارتر میشود.
آموزشها در زمینههای مختلف آنگاه کارسازترند که از دوران کودکی شروع شوند. اما در جوامع در حال توسعه به طور معمول کودکان در مراحل آموزش به طور جدی مد نظر قرار نمیگیرند و این امر به ویژه در موضوعاتی مانند کنوانسیون که بحثی در حیطه بزرگسالان محسوب میشود، بیشتر به چشم میخورد. لازم است همه اقشار حتی کودکان نسبت به معلولیت و حقوق معلولان اطلاعات پیداکنند.»(1)
در زمینه کنوانسیون اطلاعرسانی چندان نشده است. با اینکه در پروتکل الحاقی تصریح شده که اگر معلولین و شهروندان از عدم اجرا یا اجرای بد کشوری خبری دارند، ارسال به دبیر کل سازمان ملل یا دبیر مجمع عمومی سازمان ملل کنند، رسیدگی میشود. بهرحال این تعهدنامه با سرنوشت معلولین پیوند ذاتی دارد. تشکلهای معلولین و خود آنان باید با مسئولین این کنوانسیون همکاری جدی داشته باشند. چون اطلاعرسانی اندک بوده، تحقیقات درباره کنوانسیون هم اندک بوده است.
البته در سالهای اخیر ایران نیز چون بسیاری از کشورها شاهد تحولاتی در خصوص حمایت از حقوق معلولان و پژوهش در این باره بوده است. در مقدمه یکی از این تحقیقات مؤلف مینویسد: «در سال 1383 قانون جامع حمایت از حقوق معلولان در ایران تصویب گردید و در سال 1387 ایران از طریق الحاق، به کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت پیوست. این تحولات توسط پژوهشگر یک
1) . مقدمه پیمان نامه بینالمللی حقوق افراد دارای معلولیت به زبان کودکانه، به قلم محمد کمالی، ص 2-3.
ضرورت است. این نوشتار با توجه به این ضرورت به بررسی تعهدات جمهوری اسلامی ایران در خصوص حقوق فرهنگی معلولان از دو منظر حقوق بینالمللی و حقوق داخلی و با توجه خاص به دو سند مهم فوق و با رویکرد تطبیقی بین این دو سند، میپردازد. در تحقیق حاضر حق آموزش، حق شرکت در حیات فرهنگی جامعه و حق دسترسی به اطلاعات برای افراد دارای معلولیت مورد مطالعه قرار گرفته است. در نهایت، این نتیجه حاصل میگردد که در خصوص حق بر آموزش، قانون جامع حقوق ممتاز و نسبتاً جامعی را و بعضاً حقوق بیشتری را برای معلولان در مقایسه با کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت پیشبینی نموده است. با این وجود، فقدان یا ضعف مقررات قانون داخلی در جهت هماهنگی با مندرجات کنوانسیون در خصوص حق شرکت در حیات فرهنگی جامعه و حق دسترسی به اطلاعات افراد دارای معلولیت مشهود است. هرچند سازمان بهزیستی و نهادهای ذیربط تلاشهایی برای تحقق بخشیدن به حقوق فوق انجام دادهاند.»(1)
کنوانسیون بر احترام به کرامت و شأن ذاتی، حق مشارکت آزادانه در زندگی فرهنگی جامعه، لزوم برابری، ضرورت آموزش معلولین، عدالت، امنیت، سلامتی و دیگر نیازهای ضروری انسان تأکید میکند.
امروزه تلاشهای بسیاری صورت میگیرد که معلولان مانند دیگر گروههای اجتماعی از حقوق خود بهرهمند شوند. این گروه از جمعیت در کشور حق دارند که مانند دیگر شهروندان در محیطی فارغ از تبعیض زندگی کنند و از تمامی حقوق اختصاص یافته به بشر از جمله حقوق فرهنگی مندرج در کنوانسیون بینالمللی حمایت از معلولان بهرهمند گردند.
تعهدات ایران در خصوص حقوق اساسی معلولان در دو حوزه حقوق داخلی و بینالمللی قابل بررسی است. در حوزه داخلی قوانین، مصوبات و آییننامههای ذیربط خصوصاً قانون اساسی و قانون جامع حمایت از حقوق معلولان (مصوب مجلس شورای اسلامی، 16 اردیبهشت 1383) و آییننامههای اجرایی این قانون (مصوب هیئت وزیران) مورد توجه قرار گرفته است. در حوزه بینالمللی، کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت (نیویورک، 13 دسامبر 2006م) جامعترین سند در خصوص حقوق معلولان به حساب میآید و تصویب آن نقطه عطفی در تاریخ تمدن انسانی در گذار از «نگاه ترحم محورانه» به «رویکرد حق مدارانه» در خصوص معلولان به شمار میآید. تصویب کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت نقطه اوج اقدامات و فعالیتهای متعدد سازمانهای ملی و بینالمللی دولتی و غیر دولتی در راستای حمایت از حقوق معلولان به شمار میآید. علاوه بر کنوانسیون فوق، دیگر اسناد بینالمللی که حقوق فرهنگی را به طور عام، بدون توجه به قشر خاص، مورد توجه قرار دادهاند از جمله میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، 1966 و
1) . سید احمد طباطبایی، سعید نوری نشاط، حقوق فرهنگی معلولین، با ویرایش محمد نوری، دفتر فرهنگ معلولین، 1390، مقدمه.
کنوانسیون حقوق کودک، 1989 مورد توجه قرار گرفته است. حائز اهمیت میباشد که جمهوری اسلامی ایران عضو تمامی معاهدات فوق میباشد.(1)
تعریف معلول: کنوانسیون معلول را اینگونه معرفی کرده است: معلول به فردی گفته میشود که دارای نقایص طولانیمدت فیزیکی، ذهنی یا حسی باشند. بطوری که نتوانند با همنوعان و دیگر انسانها ارتباط و تعامل صحیح داشته باشند چنین انسانی دارای حقوق اساسی و برابر با دیگران است.(2)
مفاهیم اصلی این تعریف عبارتاند از: «افراد دارای معلولیت»؛ «حقوق اساسی و برابر»؛ نقص طولانیمدت است. معلولیت ممکن است شکلهای مختلف داشته باشد، ولی مهم این است که فرد را از زندگی روزمره خود باز میدارد. تبصره ماده یک قانون جامع حمایت از حقوق معلولان مصوب 1383 نیز افراد دارای معلولیت را به شرح زیر تعریف مینماید:
منظور از معلول در این قانون به افرادی اطلاق میگردد که به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان بهزیستی بر اثر ضایعه جسمی، ذهنی، روانی یا توأم، اختلال مستمر و قابل توجهی در سلامت و کارایی عمومی وی ایجاد گردد، به طوری که موجب کاهش استقلال فرد در زمینههای اجتماعی و اقتصادی شود.
با مقایسه تعاریف مندرج در کنوانسیون و قانون جامع روشن میگردد که تفاوت عمدهای بین آنها وجود ندارد. در قانون جامع مقام صلاحیتدار برای احراز معلولیت کمیسیون پزشکی سازمان بهزیستی تأمین گردیده است.
«حقوق معلولین» مجموعه گستردهای از حقوق را در بر میگیرد و با یک مرور گذرا بر مفاد اسناد بینالمللی موجود، به ویژه میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روشن میگردد که حق آموزش، حق مشارکت اجتماعی، حق استفاده از منابع اطلاعاتی و دسترسی به اطلاعات، حق زندگی، حق آزادی و امنیت فردی، حق دفاع از هویت و موجودیت خود، حق تعیین محل زندگی، حق داشتن همسر و خانواده، حق کار و اشتغال، حق داشتن مسکن و سکونت اهمیت بسیار در زندگی انسان دارد.(3)
بعضی این حقوق را به حقوق سیاسی، حقوق اجتماعی و حقوق فرهنگی تقسیم کردهاند و حقوق فرهنگی را عبارت میدانند از حق آموزش، حق شرکت در زندگی فرهنگی و حق دسترسی به اطلاعات.(4)
آموزش و پرورش افراد دارای معلولیت از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است، زیرا این بخش از حیات فرهنگی آنان نقش بسیار مهمی در توانمند شدن، اشتغال و کشف استعداد و تواناییهای آنان
دارد. در واقع هدف مهم آموزش و پرورش مسلط کردن فرد بر محیط پیرامونش است. این مهم از طریق حق دسترسی به تحصیل بدون تبعیض، بهرهمندی رایگان از تحصیل، رفتار با شئونات انسانی با کودکان معلول در دوران تحصیل، تعهد نسبت به رشد و آمادگی آنان در جهت بازگشت به جامعه برای یک زندگی مسئولانه مقدور میگردد.
بر اساس یکی از رویکردهای نوین در توانبخشی معلولان تحت عنوان «توانبخشی اجتماع محور»، آموزش در کنار سلامت، اشتغال، برخورداری از استانداردهای مناسب زندگی و حمایت اجتماعی از اصول اولیه و اساسی در توانمندسازی این افراد میباشند. اهمیت آموزش در توانمندسازی این افراد به اندازهای است که متخصصان توانبخشی مبتنی بر جامعه، راه برون رفت معلولان از فقر را سه چیز میدانند: آموزش، آموزش و آموزش.
آموزش ابزار قدرتمندی برای ارتقای توانمندسازی معلولان است. چنانکه ریفیکن و پریدمور (2001) اظهار میدارند که اطلاعات (آموزش) قدرت است. کسانی که اطلاعات ندارند، فاقد قدرت و حق انتخاب در خصوص بهبود شرایط زندگی خود هستند و نمیتوانند اتفاقات پیرامون خود را کنترل کنند. از طریق برنامههای آموزشی رسمی و غیر رسمی معلولان میتوانند دانش و مهارتهای لازم را برای انجام عملکردها، وظایف یا برخی از فعالیتهای اقتصادی مؤثر در رشد و توسعه فردی و اجتماعی به دست آورند. در واقع، تحقق بسیاری از حقوق معلولان از جمله اشتغال و دیگر حقوق فرهنگی (مانند مشارکت در زندگی فرهنگی و دسترسی به اطلاعات) در گرو تحقق امر آموزش میباشد.
تعهدات بینالمللی ایران در زمینه حق آموزش برای معلولان فقط محدود به کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت(1)نمیشود و حقوقی نیز در میثاق بینالمللی حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و نیز کنوانسیون حقوق کودکان آمده است و ایران نیز عضو این دو معاهده و متعهد به آنها میباشد. هر چند در این دو سند بینالمللی اشارهای به طور خاص به معلولان نشده است، ولی بهرحال با اطلاقی که دارند شامل حال معلولان نیز میشود. ماده 13 میثاق بینالمللی حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی(2)به حق تمامی افراد به آموزش و پرورش تصریح دارد.
بند دوم ماده 13 میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مجموعهای از تعهدات را در خصوص حق بر آموزش برای دولتها قائل میشود: اجباری بودن آموزش و پرورش ابتدایی، رایگان بودن آموزش و پرورش ابتدایی، تعمیم آموزش و پرورش فنی و حرفهای، به تساوی قرار گرفتن
1) . کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت مصوب 13 دسامبر 2006 میلادی مشتمل بر پنجاه ماده، دولتهای عضو خود را متعهد کرده است که تحقق کلیه حقوق بشر و آزادیهای بنیادین را برای تمامی افراد دارای معلولیت بدون هر گونه تبعیض بر مبنای معلولیت تضمین و ارتقا دهند. مجلس شورای اسلامی، به دولت جمهوری اسلامی ایران اجازه تودیع اسناد تصویب این کنوانسیون را با رعایت تبصرههای زیر داد: تبصره 1. وزارت رفاه و تأمین اجتماعی (سازمان بهزیستی کشور) و بنیاد شهید و امور ایثارگران به عنوان مرجع ملی موضوع ماده (33) کنوانسیون تعیین میگردند تا با هماهنگی یکدیگر نسبت به اجرای مفاد کنوانسیون اقدام نمایند. تبصره 2. با توجه به ماده (46) کنوانسیون، جمهوری اسلامی ایران خود را ملتزم به رعایت آن دسته از مفاد کنوانسیون که مغایر با موازین حقوقی جاری خود باشد، نمیداند (نقل از حقوق فرهنگی معلولین، ص16).
2) . میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پیرو قطعنامه (XXI)A 2200 مورخ 16 دسامبر 1966 در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید و در سوم سپتامبر 1976 قدرت اجرایی یافت. نماینده مختار دولت ایران در تاریخ 15 فروردین 1347 (4 آوریل 1968) این میثاق را در نیویورک امضا کرد و چند سال بعد، مطابق ماده واحده مجلس شورای اسلامی ملی در 14 آذر 1351 و با تصویب آن توسط مجلس سنا در تاریخ 14 اردیبهشت 1354 به این میثاق ملحق گردید (نقل از حقوق فرهنگی معلولین، ص17).
آموزش در دسترس عموم، تشویق و تشدید آموزش برای کسانی که فاقد آموزش و پرورش ابتدایی بودهاند، یا آن را تکمیل نکردهاند، توسعه شبکه مدارس در کلیه مدارج، بهبود شرایط مادی معلمان.
ماده 2 کنوانسیون حقوق کودک نیز کشورهای عضو را متعهد میسازد تا حقوق مندرج در این کنوانسیون را برای تمامی کودکان بدون هیچگونه تبعیضی از جهات مختلف از جمله عدم توانایی تضمین نمایند. هدف از درج عبارت عدم توانایی تأکید بر حق آموزش معلولان میباشد. ماده 28 این کنوانسیون نیز با ادبیات مشابه میثاق حقوق اقتصادی، به آموزش و پرورش اجباری و رایگان کودکان تأکید دارد. علاوه بر ماده فوق، ماده 23 کنوانسیون حقوق کودک(1)نیز حاوی تعهداتی صریح در خصوص کودکان معلول است. بند سه این ماده کشورهای عضو را به برنامهریزی لازم برای دسترسی مؤثر کودکان معلول به آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت متعهد میسازد.(2)
افزون بر تعهدات مندرج در اسناد فوق، تعهدات تفضیلی ایران در خصوص حق آموزش افراد دارای معلولیت را باید در کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت یافت. ماده 24 کنوانسیون به موضوع آموزش میپردازد. ابتدای این ماده، دولتهای عضو را متوجه مسئله تحقق این حق، بدون تبعیض و بر مبنای فرصت برابر نموده است و بیان کرده است که دولت عضو باید بتوانند نظام آموزشی فراگیری را در تمامی سطوح و به صورت آموزش مادام العمر برای معلولان تضمین کند و البته بندهایی را به عنوان اجزای اصلی این نظام آموزشی مطرح کرده است و از جمله به توسعه کامل تواناییهای انسان و حس منزلت و خود ارزشی و تحکیم احترام به حقوق بشر، آزادیهای بنیادین و تنوع انسانی و توسعه شخصیت، استعداد و خلاقیت توأم با تواناییهای جسمی و ذهنی افراد دارای معلولیت تا نهایت توانمندیهای آنها و توانمند ساختن افراد دارای معلولیت جهت مشارکت مؤثر آنان در جامعه آزاد اشاره کرده است. کنوانسیون در ذیل این ماده چهار بند مهم آوردهاند و از دولتهای عضو خواستهاند که تضمین کنند که این موارد محقق میشود.
بند اول به جزییات نظام آموزش همگانی پرداخته است، بند دوم به آموزش و مهارتهای زندگی اجتماعی اشاره کرده است، بند سوم به آموزش معلمان ویژه معلولان و ابزارها و تجهیزات مورد نیاز این معلمان پرداخته است و بند چهارم به موضوع مختلف آموزش عالی و آموزش فنی و حرفهای توجه کرده است. در واقع، این چهار بند، جوانب مختلف آموزش را برای معلولان را پوشش داده است و نگاهی جامع به تحقق حق بر آموزش برای افراد دارای معلولیت دارد. در اینجا قصد نداریم که وارد جزییات موضوع شویم، ولی لازم به ذکر است که ماده 24 مادهای جامع در موضوع آموزش میباشد. باید دقت شود که ماده 24 آموزش را تنها محدود به دوره ابتدایی نمیداند و رابطهای بین آموزش و زندگی فرد معلول و حدود تواناییهایش ایجاد میکند و به ابزارها، وسایل و روشها توجه دارد.
1) . کنوانسیون حقوق کودک مشتمل بر یک مقدمه و 54 ماده مصوب نوامبر 1989 است. در تاریخ اول اسفند 1372، جمهوری اسلامی ایران مطابق ماده واحده مجلس شورای اسلامی به این کنوانسیون پیوست و در هنگام الحاق حق شرطی را برای خود قایل شد، بدین مضمون که «مفاد این کنوانسیون در هر مورد و در هر زمان در تعارض با قوانین داخلی و موازین اسلامی باشد و یا قرار گیرد، از طرف دولت جمهوری اسلامی ایران لازم الرعایه نباشد» (نقل از حقوق فرهنگی معلولین، ص18).
2) . اصل 5 اعلامیه حقوق کودک (مصوب مجمع عمومی 20 نوامبر 1959) مقرر میدارد: «کودکی از لحاظ بدنی، فکری یا اجتماعی معلول است، باید تحت توجه خاص، آموزش و مراقبت لازم متناسب با وضع خاص وی قرار گیرد» (نقل از حقوق فرهنگی معلولین، ص18).
در حقوق داخلی ایران نیز حق آموزش برای همه افراد از جمله معلولان مورد توجه قرار گرفته است. اصل سیام قانون اساسی بیان میدارد که دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد. در این اصل، همه ملت صاحبان حق دسترسی به آموزش و پرورش تلقی شدهاند و هیچ گونه قید خاصی برای محدود کردن افراد آورده نشده است. با در نظر گرفتن روح قانون اساسی و اصل برابری همه در پیشگاه قانون (اصول 19 و 20)، معلولان نباید با مانعی در بهرهمندی از حقوق فرهنگی خود به ویژه حق بهرهمندی از آموزش و پرورش روبرو شوند و قوانین عادی باید به گونهای تسهیل کنندهای تحقق این حقوق باشند. این اصول فراگیر، تمام محدودیتهای نامعقول را از پیش پای ملت در برخورداری از حقوق و آزادیها، برداشته و راه را برای هر گونه توجیه تبعیضآمیزی بسته است و لذا هیچ محدودیت قانونی برای آموزش و پرورش از نظر سن، جنس، مرام، مسلک و یا عقیده دینی یا مذهبی وجود ندارد.
تصویب قانون جامع حمایت از معلولان گام مثبت و مهمی در جهت تحقق بخشیدن به حقوق معلولان به شمار میآید. مطابق ماده اول این قانون، دولت موظف است، زمینههای لازم را برای تأمین حقوق معلولان، فراهم و حمایتهای لازم را از آنها به عمل آورد. از جمله حمایتهای مورد نظر این قانون حمایتهای آموزشی میباشد. ماده هشت قانون جامع بیان میدارد:
معلولان نیازمند واجد شرایط در سنین مختلف میتوانند با معرفی سازمان بهزیستی کشور از آموزش رایگان در واحدهای آموزشی تابعه وزارتخانه آموزش و پرورش، علوم تحقیقات و فنآوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دیگر دستگاههای دولتی و نیز دانشگاه آزاد اسلامی بهرهمند گردند.(1)
ماده 1 آییننامه اجرایی ماده هشت مصوب هیئت وزیران(2)مفاهیم موجود در ماده هشت را به شرح زیر تبیین نموده است:
«معلول نیازمند واجد شرایط» معلولی است که نیازمند بودن وی به تأیید واحدهای ذیربط در سازمان بهزیستی کشور رسیده باشد (بند پ)
منظور از آموزش رایگان، معافیت معلول از پرداخت هزینههای آموزشی مربوط میباشد. «آموزش» تمام مقاطع مختلف تحصیلی شامل مهدکودک (تا قبل از سن ورود به دبستان) ابتدایی، راهنمایی، متوسطه، پیش دانشگاهی، عالی (دانشگاهی)، تخصصی و تکمیلی و آموزش مهارتهای فنی و حرفهای را شامل میگردد. (بندهای ت و ث).
1) . در گزارش اقدامات کلی انجام شده در خصوص قانون جامع حمایت از حقوق معلولان تا مورخه 30/9/85 آمده است: با تأمین کلیه هزینه تحصیل سالانه کلیه دانشجویان معلول در سراسر کشور توسط سازمان بهزیستی، موضوع ماده مذکور (آموزش رایگان) به طور کامل رعایت و اجرا میشود. در حال حاضر سالانه شهریه دانشگاه بیش از 8600 نفر دانشجوی معلول در هر ترم و در مقاطع مختلف تحصیلی توسط این سازمان تأمین و پرداخت میشود. طرحهایی نیز در جهت کیفیسازی تحصیل معلولان در دانشگاهها در دست بررسی است که همکاری بیشتر وزارتخانههای مربوطه و دانشگاه آزاد اسلامی را میطلبد. (سایت سازمان بهزیستی کشور)
2) . بر اساس تبصره ماده هشت، آییننامه اجرایی این ماده مشترکاً توسط سازمان بهزیستی کشور و وزارتخانههای آموزش و پرورش علوم، تحقیقات و فنآوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان بهزیستی کشور و دانشگاه آزاد اسلامی تهیه و در جلسه مورخ 5/51384 به تصویب هیأت وزیران رسید.
«واحدهای آموزشی» تحت شمول آموزش رایگان شامل کل واحدهای آموزشی وزارتخانه علوم، تحقیقات و فنآوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و آموزش و پرورش، سازمان بهزیستی کشور، سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه پیام نور، دانشگاه جامع علمی کاربردی، واحدهای آموزشی سایر وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات و شرکتهای دولتی میگردد. (بند ج ماده 1 آییننامه اجرایی ماده هشت).
با دقت در تعاریف فوق روشن میگردد که در مقایسه با افراد عادی، معلولان هم در بهرهگیری از آموزش رایگان و هم در خصوص نوع واحدهای آموزشی از حقوق بیشتری برخوردارند.(1)در جهت تحکیم امر آموزش، ماده پنج آییننامه اجرایی ماده هشت اجرایی سازمان مدیریت را موظف میسازد تا اعتبار مورد نیاز برای دانشجویان معلول نیازمند که بر اساس ماده (50) قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب -1383- جذب میشوند را پیشبینی و پرداخت نمایند.
در ارتباط با آموزشهای لازم برای اشتغال تبصره 4 ماده 5 آییننامه مقرر میدارد: «سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور موظف است، آموزشهای لازم فنی و حرفهای را متناسب با بازار کار برای معلولان به صورت رایگان و تلفیقی تأمین نماید». ماده 10 نیز موضوع کمک هزینه برای آموزش و حرفه آموزی معلولان را مطرح میکند و بیان میدارد که میزان کمک هزینه (یارانه) پرداختی سازمان بهزیستی کشور به مراکز غیر دولتی (روزانه و شبانه) بابت نگهداری، خدمات توانبخشی و آموزشی و حرفه آموزی معلولان همه ساله مشترکاً توسط سازمان بهزیستی کشور و سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور و وزارت بازرگانی تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.(2)نکته مثبت و ابتکاری قانون جامع، طرح مسئله مشارکت خانواده معلولان و همکاری بخش غیر دولتی اعم از خصوصی، تعاونی و مؤسسات خیریه برای ارائه خدمات حمایتی، آموزشی و حرفهآموزی معلولان است.
علاوه بر قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، آییننامه آموزش و پرورش تلفیقی- فراگیر کودکان و دانشآموزان با نیازهای ویژه(3)نیز دارای اهمیت فوقالعادهای است. در مقدمه این آییننامه آمده است که ممکن است دانشآموزان یک مدرسه همانند افراد اجتماع در رنگ پوست، نژاد، زبان و خصوصیات جسمی یا توانایی ذهنی متفاوت باشند، اما این تفاوتها نباید موجب کنار گذاشته شدن آنها از برنامههای آموزشی شود. مطابق تبصره یک ماده این آییننامه، دانش آموزان گروههای آسیبدیده بینایی، آسیبدیده شنوایی، آسیب دیده جسمی- حرکتی، دارای هوش
1) . بر اساس ماده سه این آییننامه شرایط ورود و مدت آموزش معلولان نیازمند واجد شرایط در واحدهای آموزشی برابر ضوابط و مقررات آموزشی حاکم بر واحدهای آموزشی مربوطه خواهد بود و مزیتی در مقایسه با افراد عادی نخواهند داشت.
2) . هیأت وزیران در جلسه مورخ 9/5/1384، آییننامه میزان کمک هزینه (یارانه) قابل پرداخت به مراکز غیر دولتی بابت نگهداری، خدمات توانبخشی، آموزشی و حرفهآموزی معلولان را (آییننامه اجرایی ماده (10) قانون جامع حمایت از معلولان) تصویب نمود. بر اساس ماده 2 این آییننامه سازمان بهزیستی کشور مکلف است، با رعایت قوانین و مقررات از محل اعتباراتی که در قوانین بودجه سالانه کشور منظور میشود. به ازای هر فرد مشمول این تصویبنامه ماهانه مبلغی را به عنوان کمک هزینه بشرح جدول پیوست این تصویب نامه برای ارایه خدمات به مراکز نگهداری، توانبخشی و آموزشی غیر دولتی پرداخت نماید.
3) . مصوبه هفتصد و سی و پنجمین جلسه شورای آموزش و پرورش مورخ 13/4/1385.
مرزی (دیرآموز)، دانش آموزان با مشکلات ویژه یادگیری، مشکلات رفتاری-هیجانی (خفیف تا متوسط) که توسط پایگاه سنجش سازمان آموزش و پرورش استثنایی شناسایی میشوند، تحت پوشش این روش قرار میگیرند.
با تطبیق تعهدات داخلی و بینالمللی ایران در خصوص حقوق آموزشی معلولان، این نتیجه حاصل میشود که قانون جامع و آییننامههای اجرایی آن با آنکه چند سال قبل از الحاق به کنوانسیون معلولان به تصویب رسیدهاند؛ قسمت اعظم مندرجات کنوانسیون در خصوص آموزش را پوشش میدهد. حتی در برخی موارد حقوق بیشتری را در نظر گرفته است. به طور مثال، کنوانسیون آموزش رایگان را فقط برای مقاطع ابتدایی و متوسطه الزامی ساخته، ولی بر اساس قانون جامع، همان گونه که اشاره گردید، آموزش رایگان شامل مهدکودک، پیش دانشگاهی، عالی (دانشگاهی)، تخصصی و تکمیلی و آموزش مهارتهای فنی و حرفهای نیز میشود.
با این وجود، در قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران مواردی هست که مسکوت مانده است. از جمله میتوان به بندهای الف تا پ بند 3 ماده 24 کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت اشاره کرد که به موضوع تسهیل آموزش خط بریل و خطهای جایگزین، تسهیل در یادگیری زبان اشاره، تضمین ارائه آموزش به کودکان نابینا، ناشنوا یا نابینا- ناشنوا با استفاده از مناسبت زبانها و شیوهها است. هرچند این موارد توسط بهزیستی و مراکز وابسته به آن پیگیری میشود. بنابراین، ضرورت دارد که قوانین و مقررات خاصی که تضمین کننده پایداری و تداوم آموزشهای فوق باشند، وضع شوند.(1)
برخی از جنبههای آموزش معلولین ایرانی، وضع حادتر است. آموزش زبان اشاره برای ناشنوایان در قوانین جاری ایران در هیچ مادهای نیامده است. همین مسأله موجب پیامدهای ناگوار در حیات فرهنگی و اجتماعی ناشنوایان شده است.
معلولین بر اساس کنوانسیون حق دارند از هنر و سینما بهرهمند شوند، تولیدات فرهنگی مثل موسیقی را از رسانهها گوش دهند، برای فراگیری فن نویسندگی اقدام کنند و کتاب و مقاله بنویسند. این حق جنبههای بسیار متنوع دارد.
در ماده 30 کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت، مشارکت معلولان در زندگی فرهنگی مطرح شده است. این ماده شامل پنج بند است که چهار بند آن درباره حیات فرهنگی معلولان است.
الف) از دسترسی به محصولات فرهنگی قابل وصول برخوردار باشند،
ب) از دسترسی به برنامههای تلویزیونی، فیلم، تئاتر و سایر فعالیتهای فرهنگی قابل وصول برخوردار باشند،
1) . حقوق فرهنگی معلولین، ص 14-27. به دلیل جامعیت مطلب، بدون دخل و تصرف از این منبع نقل گردید.
پ) از دسترسی به مکانهای ارائه خدمات و اجراهای فرهنگی مثل تئاتر، موزه، سینما، کتابخانه و خدمات توریستی برخوردار بوده و تا جایی که امکان دارد از دسترسی به مکانهای تاریخی و محلهایی که از نظر ملی دارای اهمیت هستند؛ بهرهمند شوند.
دولتهای عضو میبایست تمام اقدامات مناسب را اتخاذ کنند تا افراد معلول قادر شوند، فرصت توسعه و استفاده از خلاقیت، ظرفیتهای هنری و ذهنی خود را نه تنها برای سود خود، بلکه برای غنیسازی جامعه داشته باشند.
دولتهای عضو میبایست تمام مراحل مناسب را منطبق با قوانین بینالمللی اتخاذ نمایند تا اطمینان حاصل نمایند که قوانین حفاظت کننده مالکیتهای معنوی به یک مانع غیر منطقی یا تبعیضآمیز، در دسترسی معلولان به منابع فرهنگی تبدیل نشده باشند.
معلولان میبایست مساوی با دیگران مستحق شناسایی و حمایت برنامههای خاص فرهنگی و هویت زبانشان شامل زبان اشاره و فرهنگ ناشنوایان باشند.(1)
موضوع مشارکت فرهنگی مردم، به اشکال مختلف، در قوانین و مقررات داخلی ایران بیان شده است و ساز و کارهای مختلفی برای تقویت این مشارکت فراهم گردیده است، اما به طور اخص در مورد معلولان و در جهت عملیاتی نمودن مفاد ماده 30 کنوانسیون اقدام قانونی چشمگیری صورت نگرفته است.(2)به طور مثال، بند 19 اصول سیاست فرهنگی کشور مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی (20/5/1371) به موضوع مشارکت مردم در زندگی فرهنگی اشاره دارد و وظیفه گسترش زمینه مشارکت و مباشرت مردم در امور فرهنگی، هنری، علمی و اجتماعی و همچنین حمایت از فعالیتها و اقدامات غیر دولتی به منظور همگانی شدن فرهنگ و توسعه امور فرهنگی با نظارت دولت، را به عنوان یکی از وظایف فرهنگی نهادهای دولتی مطرح میسازد. شورای فرهنگی عمومی کشور،(3)نیز که به منظور سیاستگذاری، هدایت و نظارت فرهنگ عمومی کشور، زیر نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شده است، به تشویق مشارکت مردم در امور فرهنگی پرداخته است. با این وجود، نهادهای فوق در برنامههای خود به طور مستقیم به موضوع معلولان نپرداختهاند.(4)
به رغم اهمیت فرهنگ و فرهنگسازی برای معلولین و نیاز مبرم این قشر به امور فرهنگی، تلاش خاصی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان بهزیستی در این زمینه مشاهده نشده است. کارهای جزئی و روزمره دارند ولی امور تداومدار و کلان نیست.
در قانون جامع حمایت از حقوق معلولان به طور تفصیلی و کامل مشارکت معلولان در حیات فرهنگی اجتماع طرح نشده است. در این قانون فقط در بند ب ماده سه موضوع گسترش مراکز خاص نگهداری، آموزشی و توانبخشی معلولان واجد شرایط با همکاری بخش غیر دولتی و پرداخت تسهیلات اعتباری و یارانه به آنها مطرح است و در ماده چهارم نیز بیان میدارد که معلولان میتوانند
1) . کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولان، ص 45-46.
2) . حقوق فرهنگی معلولین، ص29.
3) . آییننامه شورای فرهنگ عمومی کشور در 5 ماده و 25 بند و دو تبصره در جلسات مورخ 23/2/76 و 6/3/76 و 20/3/76 شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده است. (به نقل از کتاب حقوق فرهنگی معلولین، ص30)
4) . حقوق فرهنگی معلولین، ص30.
در استفاده از امکانات ورزشی، تفریحی، فرهنگی و وسایل حمل و نقل دولتی (مترو، هواپیما، قطار) از تسهیلات نیمبها بهرهمند گردند.(1)همچنین در ذیل این ماده، تبصرهای گنجانده شده است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تربیت بدنی و شهرداریها را موظف کرده است که کتابخانه، اماکن ورزشی، پارک و اماکن تفریحی خود را به نحوی احداث و تجهیز نمایند که امکان بهرهمندی معلولان فراهم گردد. هر چند این موارد تا حدودی میتواند تسهیل کننده مشارکت معلولان در حیات فرهنگی اجتماع باشد، اما برای تحقق مفاد کنوانسیون معلولان کافی نمیباشد. در قانون جامع از موضوع حق بر تشکل و نیز حق مشارکت اشخاص دارای معلولیت در تمامی تصمیمگیریها و رایزنیها که بر زندگی آنها اثرگذار است، سخنی گفته نشده است. در حالی که این موضوع میتواند تأثیر به سزایی در میزان مشارکت فرهنگی معلولان داشته باشد.
نهادهای عمومی و دولتی بسیاری نیز در چارچوب بخشنامهها و یا ضوابط خود تسهیل کننده تشکیل گروهها، مراکز، یا شرکتهای فرهنگی هستند، سازمان بهزیستی میتواند با صدور مجوز برای مراکز خاص معلولان مشارکت بیشتر آنها را در حیات فرهنگی تقویت نماید. در این خصوص، بنیاد شهید هم میتواند تسهیل کننده تشکیل گروههای خاص جانبازان باشد.
لازم است، اشارهای نیز به نقش سازمانهای غیر دولتی تحت عنوان کانونها و انجمنهای فرهنگی شود که در بسیاری از موارد، میتوانند زمینهساز تحقق حق شرکت مردم در حیات فرهنگی باشند. به طور مثال، سازمانهای افراد کمتوان بعد از سازمان بینالمللی معلولان در سال 1981 در سراسر دنیا تشکیل شدند، اما در کشور جمهوری اسلامی ایران از سابقه کمتری برخوردارند. در این خصوص، معلولان نیز تاکنون تشکلهایی را ایجاد نمودهاند؛ اما در بعد فرهنگی تلاش کمتری در جهت تأسیس انجمن یا مؤسسه فرهنگی شده است. در این خصوص دولت باید با مشوقها و مساعدتهای لازم به این فعالیتها رونق بخشد.(2)
در ایران تشکلهای فراوانی در همه شهرها برای معلولین یا توسط خود معلولین شکل گرفته است. این تشکلها رویکردهای آموزشی، خیریهای و خدماترسانی، پژوهشی و تألیف و تولید مجله و کتاب و توانبخشی و مهارتافزایی دارند. به دلیل هزینهبری زیاد و مشقتهایی که در فرهنگسازی هست، مراکز به ندرت مبادرت به این کار مینمایند. اگر به تولید کتاب و نشریه هم رو میآورند، اغلب به منظور انتشار مجلات عمومی یا کتب آموزشی و درسی یا کمک درسی است. اما نهادی که صرفاً برای گسترش آگاهیهای معلولین و ایجاد بانک جامع اطلاعات معلولین به صورت رایگان و با انتشار عمومی بر روی اینترنت تلاش میکند، فقط دفتر فرهنگ معلولین است. این مرکز هم به دلیل
1) . بر اساس گزارش اقدامات انجام شده در خصوص ماده 4 قانون جامع: معلولان تحت پوشش سازمان بهزیستی با ارایه معرفینامه بهزیستی استانها یا ارایه کارت شناسایی ویژه معلولان از خدمات نیمبها بلیت پروازهای داخلی و خارجی «هما» استفاده مینمایند. مذاکره در این خصوص با چند شرکت هواپیمایی دیگر نیز انجام شده و شرکت هواپیمایی ایران ایر تور نیز از ابتدای سال 86 اقدام به ارایه تسهیلات نیمبها مینماید. همچنین شرکت قطار شهری تهران و حومه نیز تسهیلات نیمبها ارایه مینماید. نیمبها شدن بلیط سینماها در ایام هفته به جز روزهای تعطیل با هماهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز بررسی شده و به زودی عملی خواهد شد. بر اساس این گزارش، همچنین اقدام جهت انعقاد تفاهمنامه یا سازمان میراث فرهنگی و گردشگری جهت بهرهمندی معلولان از تسهیلات ویژه گردشگری و تفریحی صورت گرفته است. (سایت سازمان بهزیستی کشور)
2) . حقوق فرهنگی معلولین، ص 27-35.
محدودیت در منابع مالی و نداشتن بودجه کافی و مکفی، به سختی پروژههایش را اجرا میکند و گاه نشریهاش یک سال تأخیر دارد.
ماده 21 کنوانسیون با عنوان «آزادی ابراز عقیده و بیان و دسترسی به اطلاعات» به بیان حق دیگر معلولین میپردازد. با توجه به ویژگی عصر جدید که عصر اطلاعات نامیده میشود، حق دسترسی به اطلاعات و جریان آزاد اطلاعات از اهمیت مضاعفی برخوردار میباشد. در اسناد بینالمللی به این بخش از حقوق فرهنگی نیز تأکید شده است.
دولتهای عضو تمامی تدابیر مناسب را اتخاذ خواهند نمود تا تضمین نمایند افراد دارای معلولیت میتوانند حق آزادی بیان و عقیده، از جمله آزادی جستوجو، دریافت و سهیم شدن در اطلاعات و عقاید را بر مبنای برابر با سایرین و از طریق تمامی اشکال ارتباطی به انتخاب خود و به گونهای که در ماده (2) این کنوانسیون تعریف شده است، از جمله از راههای زیر اعمال نمایند:
الف) ارائه اطلاعات در نظر گرفته شده برای عموم مردم به افراد دارای معلولیت در اشکال و فنآوریهای قابل دسترس و متناسب با انواع معلولیت، به موقع و بدون هزینه اضافی؛
ب) پذیرش و تسهیل استفاده از زبان اشاره، بریل، روشهای ارتباطی تقویت شده و جایگزین و سایر شیوهها، روشها و اشکال ارتباطی قابل دسترس افراد دارای معلولیت به انتخاب خودشان در تعاملات رسمی؛
پ) ملزم ساختن نهادهای خصوصی که ارائه کننده خدمات به عموم مردم از جمله از طریق اینترنت میباشند، جهت ارائه اطلاعات و خدمات در اشکال مفید و قابل دسترس برای افراد دارای معلولیت؛
ت) ترغیب رسانههای همگانی از جمله ارائه کنندگان اطلاعات از طریق اینترنت جهت قابل دسترس نمودن خدمات خود برای افراد دارای معلولیت؛
ث) شناسایی و ترویج استفاده از زبانهای اشاره.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به مفهوم آزادی بیان، به عنوان یک حق فردی، به صراحت اشاره نشده است. با این وجود، اصل 24 قانون اساسی مقرر میدارد: «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند، مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند. تفصیل آن را قانون معین میکند.» اصل 175 قانون اساسی نیز به موضوع آزادی بیان در صدا و سیما اینگونه میپردازد: «در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تأمین گردد.» در قانون اساسی بر جستجو، جمعآوری، انتقال، انتشار و دریافت آزادانه اطلاعات اشاره نشده است.
در قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، موضوع دسترسی افراد دارای معلولیت به اطلاعات طرح نشده است. با مطالعه دقیق تعهدات کشورها در خصوص دسترسی به اطلاعات بر اساس کنوانسیون معلولان روشن میگردد که ساز و کارهای قانونی و اجرایی متعددی باید برای تحقق این
تعهدات ایجاد گردد. همانگونه که در بخش بعدی توضیح داده خواهد شد، قانون جامع مقررات کامل و تفصیلی را برای مناسبسازی محیطهای فیزیکی برای معلولان پیشبینی نموده است. اما در خصوص مناسبسازی محیطهای مجازی و فرهنگی مقررات کافی وجود ندارد به طور مثال، تسهیل استفاده از زبان اشاره، بریل و روشهای ارتباطی دیگر و ترغیب رسانههای همگانی از جمله ارائه کنندگان اطلاعات از طریق اینترنت به اینکه خدماتشان برای افراد دارای معلولیت قابل دسترس باشد؛ در قانون جامع درج نگردیده است. ماده 4 (بند 1- ب) کنوانسیون معلولان، کشورهای عضو را متعهد میسازد تا برای پایهگذاری تمام حقوق به رسمیت شناخته شده در این کنوانسیون تمام اقدامات قانونگذاری و مدیریتی و سایر اقدامات مناسب را مصوب نمایند.
هرچند هدف اصلی حق دسترسی به اطلاعات ارتقای سطح آگاهی عمومی خود معلولان میباشد، حقیقت این است که یکی از علل ناکامیهای موجود در دستیابی افراد معلول به منزلی شایسته و خدمات مورد نیاز، فقدان آگاهی آنان، خانوادههایشان و نیز عموم مردم در خصوص توانمندیها از یکسو و نیازهای آنان از سوی دیگر میباشد. به عبارت دیگر، شاه کلید حل بسیاری از مشکلاتی که هم اکنون جامعه معلولان دچار آن است، افزایش سطح آگاهی عمومی است.(1)
ماده 12 قانون جامع بیان میدارد که «سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران موظف است که حداقل دو ساعت از برنامهها را در هفته در زمان مناسب به برنامههای سازمان بهزیستی کشور و آشنایی مردم با توانمندیهای معلولان اختصاص دهد.» اگر چه اجرای این ماده مفید میباشد، اما به تنهایی نمیتواند جوابگوی نیازهای موجود در خصوص افزایش آگاهی معلولان و عموم مردم در مسائل مرتبط به معلولان باشد و نیاز به ابتکارات و تنوع روشها دارد.(2)
ماده 10 به این مسأله پرداخته و میگوید: دولتهای عضو اذعان دارند که هر انسانی حق مادرزادی حیات دارد و باید تمام اقدامات لازم برای اطمینان از بهرهمندی کامل افراد معلول از حقوق مساوی با دیگران به عمل آید.(3)
برای دستیابی معلولین به زندگی مطلوب در ماده 11 چنین آمده است:
1) . حقوق فرهنگی معلولین، ص 35-40.
2) . در گزارش اقدامات انجام شده در خصوص ماده 12 آمده است: سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی در جهت تولید برنامه های مرتبط با توانمندیهای معلولان اقداماتی را انجام داده، ولی کافی نبوده است، لذا تمهیداتی از سوی روابط عمومی سازمان اندیشیده شده که انشاءاللّه با حمایتهای مالی و معنوی از فیلمسازان و تولیدکنندگان سریالهای تلویزیونی، شاهد تحول در برنامههای مرتبط با توانمندیهای معلولان خواهیم بود. با وجود این، طی سال 85 تا حال حاضر سازمان بهزیستی برای نخستین بار، با همکاری سازمان صدا و سیما اقدام به تهیه و پخش بیش از 700 ساعت برنامه زنده و غیر زنده از 5 شبکه سیما نموده است. در همین راستا، چند جشنواره نیز به مناسبت هفته بهزیستی و روز جهانی معلولان و... برگزار شده و تعداد زیادی از وزرا و مدیران عالیرتبه کشور طی این جشنوارهها با معلولان عزیز در منازل ایشان دیدار کردهاند که از طریق صدا و سیما منعکس شده است. برنامههایی نیز برای توسعه فعالیت شبکههای صدا و سیما در این زمینه در دست بررسی و هماهنگی است. (سایت سازمان بهزیستی کشور)
3) . کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولان، ص26.
دولتهای عضو باید مطابق با تعهدات خود در قوانین بینالمللی شامل قوانین بشر دوستانه بینالمللی، قوانین بینالمللی حقوق بشر، تمام اقدامات لازم را برای اطمینان از دفاع و امنیت افراد معلول در هنگام خطر شامل درگیریهای نظامی، فوریتها و حوادث طبیعی به کار ببندند.(1)
نویسندگان متن کنوانسیون به عدم برابری فقدان مساوات معلولین و افراد عادی حساسیت خاص دارند و در جاهایی از متن کنوانسیون به نفی تبعیض پرداختهاند. البته دین اسلام هم به عدالت، اعتدال و مساوات اهتمام ویژه دارد. کنوانسیون در ماده 12 به نفی تبعیض پرداخته است:
1- دولتهای عضو اذعان دارند که افراد معلول حق دارند در همه جا در برابر قانون به رسمیت شناخته شوند.
2- دولتهای عضو میبایست حق برخورداری معلولین از صلاحیتهای قانونی مساوی با سایر افراد در تمام جنبههای زندگی را به رسمیت بشناسند.
3- دولتهای عضو میبایست اقداماتی را به کار برند تا دسترسی معلولین به حمایتی که ممکن است در حین احقاق صلاحیتهای قانونی مورد نیاز باشد؛ فراهم آید.
4- دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل نمایند که تمام اقدامات مرتبط با احقاق صلاحیتهای قانونی برای فراهم کردن حمایت مناسب و مؤثر در پیشگیری از سوء استفاده، مطابق قوانین بینالمللی بشری فراهم گردیده است. در این گونه حمایتها میبایست اطمینان حاصل شود که در اقدامات مرتبط با احقاق صلاحیتهای قانونی به حقوق فرد، خواستهها و ارجحیتهای وی احترام گذاشته شده است و عاری از هر گونه تعرض به منافع یا تاثیرات ناروا میباشد؛ شایسته و مناسب با محیط فرد است و در کمترین زمان ممکن اقدام مینمایند و به طور مرتب مورد بازبینی یک مسئول یا مقام لایق قضایی مستقل و بیطرف قرار میگیرند. این حمایتها میبایست مناسب سطوحی باشد که در آن اقدامات، حقوق و منافع فرد تحت تاثیر قرار میگیرد.
5- بر اساس این ماده دولتهای عضو میبایست تمام اقدامات مناسب و مؤثر را برای حصول اطمینان از حقوق مساوی فرد در مالکیت یا توارث اموال و برای کنترل امور مالی فرد و داشتن دسترسی مساوی به وامهای بانکی، رهن و سایر انواع اعتبارات مالی اتخاذ نمایند و میبایست اطمینان حاصل نمایند که افراد معلول به اجبار از داراییهای خود محروم نشدهاند.(2)
ماده 13 درباره عدالت است و در دو بند نکات سودمند آورده است:
1- دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل نمایند که دسترسی مؤثر معلولین به عدالت، مساوی با سایرین از جمله تأمین انطباق مناسب با سن، برای تسهیل نقش مؤثر آنها به عنوان شرکت
کنندههای مستقیم و غیر مستقیم مثل شهود در تمام مراحل قانونی مانند بازرسیها و سایر مراحل مقدماتی به عمل آمده است.
2- برای کمک به اطمینان از اینکه افراد معلول به عدالت دسترسی مؤثر دارند؛ دولتهای عضو میبایست آموزشهای لازم را برای مجریان عدالت مثل پلیس و کارکنان زندانها ارتقا دهند.(1)
در ماده 15 دولت عضو موظف شده شرایطی فراهم آورد که معلولین اذیت و آزار و تحقیر نشوند.
1- هیچ کس نباید مورد شکنجه، رفتار یا مجازاتهای بیرحمانه، غیر انسانی یا تحقیر کننده قرار گیرد. به طور اختصاصی هیچ کس نباید بدون رضایت آزادانهاش تحت مطالعات علمی و پزشکی قرار گیرد.
2- دولتهای عضو میبایست تمام اقدامات مؤثر و قانونی، مدیریتی، قضایی و سایر اقدامات لازم را برای حفظ افراد معلول مساوی با دیگران از شکنجه، رفتار و مجازاتهای بیرحمانه، غیر انسانی یا تحقیر کننده به عمل آورند.
و در ماده 16 خشونت و سوء استفاده از معلولین نفی شده است:
1- دولتهای عضو میبایست اقدامات مناسب قانونی، مدیریتی، اجتماعی، تحصیلی و سایر اقدامات لازم را برای حفاظت افراد معلول چه در داخل و چه در خارج از خانه، در برابر تمام انواع بهرهکشی، خشونت و سوء استفادههای وابسته به جنسیت اتخاذ نمایند.
2- دولتهای عضو همچنین میبایست تمام اقدامات مؤثر برای پیشگیری از تمامی انواع بهرهکشی، خشونت و سوء استفاده در کنار حصول اطمینان از اشکال مناسب، مساعدتهای وابسته به جنسیت و سن و نیز حمایت از معلولین و خانوادهها و مراقبین آنها شامل ملزومات اطلاعاتی و آموزشهای مبتنی بر چگونگی پیشگیری، تشخیص و گزارشدهی بهرهکشی، خشونت و سوء استفاده را اتخاذ نمایند.
دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل نمایند که سرویسهای حمایتی به سن و جنسیت و نوع معلولیتها حساسیت لازم را دارند.
3- برای جلوگیری از وقوع هر نوع بهرهکشی، خشونت و سوء استفاده؛ دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل کنند که تمام تسهیلات و برنامههای طراحی شده برای ارایه خدمات به افراد معلول به طور مؤثری توسط مقامهای مستقل نظارت میشوند.
4- دولتهای عضو میبایست تمام اقدامات مناسب برای پیشرفت بهبودی فیزیکی، درکی و روانشناختی، توانبخشی و حضور مجدد اجتماعی افراد معلول قربانی بهرهکشی، خشونت و سوء استفاده را از طریق سرویسهای حمایتی فراهم کنند. این درمان و حضور مجدد اجتماعی میبایست در محلی انجام شود که سلامت، بهزیستی و احترام به نفس و حرمت استقلال معلول را پرورش داده و نیازهای خاص وابسته به سن و جنس را در نظر قرار میدهد.
1) . کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولان، ص28.
5- دولتهای عضو میبایست قانونگذاری و سیاستگذاریهای مؤثر شامل: قانونگذاری، سیاستگذاریها با محوریت زنان و کودکان را انجام دهند تا اطمینان حاصل شود که عوامل بهرهکشی، خشونت و سوء استفاده از معلولین شناسایی، بازپرسی و در صورت لزوم محاکمه میشوند.
هر فرد معلولی حق دارد که مساوی با دیگران به موجودیت فردی، جسمی و ذهنیاش احترام گذاشته شود.(1)
در ماده 18 تأکیده شده که نمیتوان معلولین را به سکونت در جایی اجبار کرد.
1- دولتهای عضو میبایست حق معلولین را در آزادی تغییر محل زندگی وآزادی انتخاب اقامت و ملیت، مساوی با دیگران به رسمیت شناخته و اطمینان حاصل نماید که افراد معلول:
الف) دارای حق کسب یا تغییر ملیت هستند و از ملیت خود به اجبار یا به علت معلولیت محروم نشدهاند.
ب) به علت معلولیت از توانایی ایشان برای دریافت مالکیت و استفاده از مدارک ملیتی خود و سایر مدارک شناسایی یا استفاده از پروسههای مهاجرت که ممکن است برای تسهیل احقاق حق آنها در آزادی تغییر محل لازم باشد، محروم نشدهاند.
پ) آزاد هستند که هر کشوری از جمله کشور خودشان را ترک کنند.
ت) به اجبار یا به علت معلولیت از حق خود برای ورود به کشورشان محروم نشدهاند.
2- کودکان معلول میبایست بلافاصله بعد از تولد ثبت گردند و میبایست از زمان تولد حق داشتن اسم و حق برخورداری از یک ملیت را داشته باشند و تا جائی که ممکن است حق شناخت والدین و نگهداری توسط آنها را داشته باشند.(2)
معلولین حق دارند از امکاناتی بهرهمند شوند تا توانبخشی آنها تضمین گردد. این نکته در ماده 26 آمده است.
1- دولتهای عضو میبایست اقدامات مؤثر و مناسب را از طریق حمایتهای همسان برای قادر ساختن معلولین به دستیابی و حفظ حداکثر استقلال، توانایی فیزیکی، ذهنی، اجتماعی و شغلی و یکپارچگی و مشارکت کامل در تمام جنبههای زندگی به عمل آورند. به این منظور دولتهای عضو میبایست سرویسهای توانمندسازی و توانبخشی جامعی را به خصوص در زمینههای بهداشتی، اشتغال، تحصیل و خدمات اجتماعی سازماندهی و تقویت کنند؛ به طوری که:
الف) در ابتداییترین مرحله ممکن و بر اساس ارزیابیهای چندگانه از نیازها و تواناییهای فردی شروع شود.
ب) از مشارکت و پیوستن فرد به جامعه در تمام زمینههای اجتماعی حمایت کنند و تا حد امکان نزدیک به اجتماع خود آنها - از جمله در مناطق روستایی- و در دسترس معلولین باشد.
2- دولتهای عضو میبایست آموزشهای اولیه و مداوم را برای کارکنان و افراد حرفهای فعال در سرویسهای توانمندسازی و توانبخشی توسعه و ارتقا دهند.
3- دولتهای عضو میبایست دسترسی و دانش استفاده از وسایل و تکنولوژیهای کمکی طراحی شده برای معلولین را با توجه به ارتباط آنها به توانمندسازی و توانبخشی ارتقا دهند.(1)
در ماده 27 تأمین کار و اشتغال معلولین را حق مسلم آنها دانسته است:
1- دولتهای عضو حق افراد معلول برای کارکردن را مساوی با سایر افراد به رسمیت میشناسند و این حق شامل برخورداری از فرصت تأمین زندگی با کار آزادانه در بازار، کار انتخاب شده و محیط کاری که باز، یکپارچه و قابل دسترس برای افراد معلول میباشد.
دولتهای عضو میبایست حق کار را - از جمله حق کاری افرادی که در هنگام کار دچار معلولیت شدهاند - با اتخاذ مراحل خاص از طریق قانونگذاری به رسمیت شناخته و از آن حمایت کنند.
الف) تبعیض بر اساس معلولیت را در تمام موارد مربوط به انواع اشتغال شامل شرایط کارگزینی، استخدام، اشتغال، تداوم شغل، ارتقای شغلی و شرایط ایمنی و بهداشتی کار ممنوع کنند.
ب) از حقوق افراد معلول مساوی با سایرین در شرایط عادلانه و مطلوب کاری شامل فرصتهای مساوی، مزد مساوی برای کار مساوی و شرایط کاری امن و بهداشتی از جمله پیشگیری از سانحه و رسیدگی به شکایات حمایت کنند.
پ) اطمینان حاصل نمایند که افراد معلول قادرند که حقوق کاری و صنفی خود را مساوی با سایرین وصول کنند.
ت) افراد معلول را قادر سازند که دسترسی مؤثر به برنامههای راهنمایی و فنی عمومی و حرفهای سرویسهای کاریابی و آموزشهای حرفهای و مداوم داشته باشند
ث) فرصتهای استخدام و ارتقای شغلی را برای معلولین در بازار کار افزایش دهند و به یافتن شغل، حفظ و نگهداری از آن و بازگشت به کار افراد معلول کمک نماید.
ج) فرصتهای خود اشتغالی، تأسیس شرکتها، توسعه تعاونیها و افتتاح مشاغل آزاد را توسعه بخشند.
چ) افراد معلول در بخش دولتی استخدام شوند.
ح) استخدام افراد معلول در بخش خصوصی را از طریق سیاستگذاریها و اقدامات مناسب که ممکن است شامل برنامههایی برای حرکت مؤید، مشوق و سایر تلاشها باشد؛ توسعه دهند.
خ) اطمینان حاصل نمایند که «انطباق موجه» برای فرد معلول در محیط کاری به عمل آمده است.
د) فراگیری تجربه کاری در بازار کار آزاد را توسط معلولین توسعه دهند.
1) . کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولان، ص 40-41.
ذ) برنامههای توانبخشی شغلی حرفهای، حفاظت کار و بازگشت به کار را برای معلولین ارتقا دهند.
2- دولتهای عضو میبایست اطمینان حاصل نمایند که معلولین در بردگی و بیگاری نگه داشته نشدهاند، از کار اجباری و الزامی محافظت میشوند.(1)
ماده 9 به تفصیل به مشکل مناسبسازی پرداخته است. اینگونه شروع میکند: برای توانمندسازی معلولان به داشتن یک زندگی مستقل و مشارکت کامل آنها در تمام جنبههای زندگی، دولتهای عضو باید اقدامات مناسب را برای دسترسی معلولان به محیطهای پزشکی، حمل و نقل، اطلاعات و ارتباطات، سرویسهای عمومی به عمل آورند.(2)
در مباحث فوق حقوق ماهوی فرهنگی معلولان مورد مطالعه قرار گرفت. بحث اساسی دیگری وجود دارد و آن مناسبسازی محیطهای مجازی، فیزیکی، فرهنگی و محیطهای اجتماعی برای تسهیل و امکانپذیر نمودن بهرهمندی معلولان از حقوق خود بالأخص حقوق فرهنگی میباشد. به طور مثال، بر اساس قانون جامع حق تحصیل رایگان معلولان در واحدهای آموزشی به رسمیت شناخته شده است. اما اگر امکان دسترسی فرد معلول به این واحدها از جهت تأمین وسیله نقلیه مناسب، از جهت محیط فیزیکی و یا وسایل آموزشی مناسب فراهم نباشد، حق فوق غیر قابل استیفا خواهد بود.
ماده 9 تعهدات، کشورهای عضو را در خصوص مناسبسازی محیطهای فیزیکی، آموزشی و اجتماعی برای معلولان بیان مینماید: برای توانمندسازی معلولان به داشتن یک زندگی مستقل و مشارکت کامل آنها در تمام جنبههای زندگی، دولتهای عضو میبایست اقدامات مناسب را برای حصول اطمینان از دسترسی معلولان، مانند سایر افراد، به محیطهای پزشکی، حمل و نقل، اطلاعات و ارتباطات، شامل تکنولوژی، و سیستمهای ارتباطی و نیز دسترسی آنان به سایر تسهیلات و سرویسهای عمومی و آزاد، هم در مناطق روستایی هم در مناطق شهری به عمل آورند.
این ماده سپس به بیان جزییات مناسبسازی ساختمانها، راهها، حمل و نقل و تسهیل دسترسی معلولان به اطلاعات و ارتباطات (از جمله سرویسهای الکترونیک) و دیگر امر مربوط به مناسبسازی میپردازد. ماده 20 کنوانسیون نیز به ارائه خدمات لازم در جهت تسهیل تحرک شخصی معلولان اشاره دارد.
در حقوق داخلی این امر مورد توجه قرار گرفته است. در سند چشمانداز بیست ساله کشور به برخورداری از سلامت، رفاه، تأمین اجتماعی، فرصتهای برابر و بهرهمندی از محیط زیست مطلوب برای ملت ایران اشاره شده است. با توجه به شرایط خاص جسمی و محدودیت در تواناییهای معلولان، ضرورت دارد تا مناسبسازی محیط برای بهرهمندی معلولان از حقوق اجتماعی و فرهنگی خود انجام گیرد. مناسبسازی در قوانین و آییننامههای اجرایی مصوب دولت مورد توجه خاص قرار
گرفته است. ماده 30 (بند 2 بخش الف) قانون برنامه چهارم توسعه دولت را برای مناسبسازی فضاهای شهری و روستایی برای جانبازان و معلولان جسمی حرکتی موظف میسازد و اعمال این ضوابط را در اماکن و ساختمانهای عمومی و دولتی ضروری میداند. ماده 2 قانون جامع مقرر میدارد: کلیه وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفاند در طراحی، تولید و احداث ساختمانها و اماکن عمومی و معابر و وسایل خدماتی به نحوی عمل نمایند که امکان دسترسی و بهرهمندی از آنها برای معلولان همچون افراد عادی فراهم گردد.
تبصره1: وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفاند جهت دسترسی و بهرهمندی معلولان، ساختمانها و اماکن عمومی، ورزشی و تفریحی، معابر و وسایل خدماتی موجود را در چارچوب بودجههای مصوب سالانه خود مناسبسازی نمایند.(1)
از جمله نتایج پیگیری مصوبات این ستاد میتوان به اقدام برای عقد تفاهمنامه با سه وزارتخانه برای شروع عملیات مناسبسازی ساختمانهای در اختیار در سراسر کشور و راهاندازی 21 دستگاه آسانسور در 5 ایستگاه مترو صادقیه، خیام، ترمینال جنوب، امام خمینی و خزانه توسط شرکت قطار شهری تهران اشاره کرد. (سایت سازمان بهزیستی کشور). نیز نک- : تواننامه، ش2.
ماده یک آییننامه اجرایی ماده 2 قانون جامع،(2)مناسبسازی را چنین تعریف مینماید: «مناسبسازی»: اصلاح محیط و تدارک وسایل حمل و نقل است، به طوری که افراد معلول قادر باشند آزادانه و بدون خطر در محیط پیرامون خود اعم از اماکن عمومی، معابر، محیط شهری و بین شهری و ساختمانهای عمومی حرکت کنند و از تسهیلات محیطی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی با حفظ استقلال فردی لازم بهرهمند شوند. بر اساس همین ماده اماکن عمومی شامل کلیه وزارتخانهها، مؤسسات و شرکتهای دولتی، اماکن ورزشی، پایانهها، فرودگاهها، قطارهای شهری و برون شهری، مراکز تجاری، بانکها و خودپردازها، بوستانها، معابر عمومی و نظایر آنها میگردد.
ماده چهار آییننامه، شهرداریهای سراسر کشور را موظف میسازد که مناسبسازی معابر عمومی را با اولویت معابر اصلی و نزدیک به تقاطعها و همچنین پارکها را به انجام میرسانند و به تجهیز و نصب چراغها و علائم راهنمایی مناسب در معابر عمومی و برجستهسازی سطوح پیادهروی نزدیک به تقاطع و همچنین پارکها مبادرت نمایند.
ماده پنج آییننامه به امر حمل و نقل مناسب توجه داشته و کلیه شرکتها و سازمانهای حمل و نقل عمومی درون شهری و برون شهری موضوع این آییننامه را موظف میسازد تا طی یک برنامه پنج ساله نسبت به مناسبسازی اماکن عمومی خود (ایستگاهها، بندرها و فرودگاهها) و وسایل حمل و نقل عمومی مربوط بر اساس ضوابط و مقررات برای معلولان اقدام نمایند. ماده شش شرکتهای خودروسازی داخلی را متعهد مینماید تا استانداردهای لازم جهت ساخت وسایل نقلیه عمومی به
1) 1. اقدامات انجام شده در خصوص ماده 2 تشکیل ستاد هماهنگی و پیگیری مناسبسازی کشور (در تهران با هماهنگی وزارت رفاه و تأمین اجتماعی، در استانها با نظارت استاندار و در شهرستانها با نظارت فرماندار تشکیل شده است) که اجرای ماده 2 و تبصرههای مربوطه در قانون جامع حمایت از حقوق معلولان را دنبال نموده و گزارشات مربوط را به مراجع ذیصلاح منعکس مینماید.
2) . بر اساس تبصره 4 ماده 2: آییننامه اجرایی مناسب سازی مشترک توسط وزارت مسکن و شهرسازی، سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور و وزارتخانه رفاه و تأمین اجتماعی تهیه و در جلسه مورخه 4/3/1384 به تصویب هیأت وزیران رسید.
منظور استفاده معلولان و جانبازان را رعایت و نسبت به ساخت خودروهای شخصی متناسب با وضعیت معلولان و بنا به سفارش آنان یا دستگاههای ذیربط اقدام نمایند.
در جهت اشاعه فرهنگ مناسبسازی، ماده هفت آییننامه فوق، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بنیاد شهید و امور ایثارگران را ملزم میسازد تا با هماهنگی سازمان بهزیستی کشور نسبت به تولید و پخش برنامههای آموزشی در رسانههای عمومی (ملی و استانی) برای ارتقای فرهنگ عمومی در زمینه مناسبسازی برای افراد دارای معلولیت اقدام نمایند.(1)
در خصوص موضوع مناسبسازی برای تسهیل فرآیند آموزش، تبصره سوم ماده یک آییننامه آموزش و پرورش تلفیقی فراگیر کودکان و دانشآموزان با نیازهای ویژه نیز بیان میدارد که وزارت آموزش و پرورش موظف است با تدوین استانداردها و شاخصهای مورد نیاز نسبت به ایمنی و مناسبسازی فضاهای مدرسه و کلاسها و برگزاری جلسات آموزش جبرانی و استمرار خدمات سلامت و توانبخشی و رفاهی برای حضور دانشآموزان دارای نیازهای ویژه با همکاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سازمان بهزیستی اقدام نماید.
هدف از اجرای این روش، گسترش عدالت آموزشی و تأمین فرصتها و امکانات مناسب پرورشی و آموزشی برای دانشآموزان با نیازهای ویژه به منظور نیل آنان به کفایتهای فردی و اجتماعی و همچنین شناخت متقابل دانشآموزان عادی و دانشآموزان دارای نیازهای ویژه و ایجاد زمینه تعامل صحیح بین آنان به منظور فراهم نمودن زمینه پذیرش تفاوتها در افراد جامعه است (بند یک و دوم ماده 2 آییننامه)
برخی از نویسندگان معتقدند که مقررات حمایتی تحسین برانگیز میباشد، ولی بین «قانونگذاری» و «اجرا» تفاوت قائل شدهاند. در خصوص مناسبسازی، میتوان نتیجه گرفت که قوانین و آییننامههای کافی وجود دارد، ولی باید در یک مطالعه مستقل تحقیق نمود که تا چه اندازه این مقررات عملی شدهاند. با توجه به شواهد و نگاه اولیه فرض بر این میباشد که تلاشهای بسیاری لازم است تا مناسبسازی مقرر در حقوق ایران جامه عمل بپوشد.(2)
نتیجه: اسناد بینالمللی از جمله کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولان و اعلامیه جهانی حقوق بشر ناتواناییهای جسمی و یا روحی معلولان را معرفی کردهاند، سپس روش تحقق حقوق آنان را آوردهاند. مشکلات و چالشهایی همراه بود و برای رفع این موانع نیاز به راهکارهای قانونی و اجرایی ویژه بود. در ایران قانونگذاران، قانون جامع حمایت از معلولان را در سال 1383 به تصویب رساندند و در سال 1387 ایران به کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت ملحق گردید. این رخدادها زمینهساز تحولات بزرگی در این کشور در عرصه معلولین بوده است.
از تحقیق و تطبیق تعهدات ایران تحت اسناد فوق این نتیجه حاصل میگردد که از میان حقوق فرهنگی اختصاص یافته به معلولان، حقوقی مثل آموزش و آزادی نقش کلیدیتر و اساسیتر دارند. در واقع، تحقق بسیاری از حقوق معلولان در گرو اینها میباشد. اگر آموزش معلولان به نحو احسن و به طور کامل انجام شود، بستر مناسبی برای تحقق حق اشتغال و دیگر حقوق فراهم خواهد شد. مقررات مندرج در قانون جامع و کنوانسیون حقوق معلولان در خصوص آموزش مناسب و پیشرفته میباشد و در مواردی از قبیل گستره آموزش رایگان، قانون جامع حقوق بیشتری را در مقایسه با کنوانسیون برای معلولان مقرر داشته ولی در برخی موارد، ساکت است؛ به طور مثال، در خصوص مشارکت در زندگی فرهنگی و دسترسی به اطلاعات، کنوانسیون مقررات تفصیلی و جامعی را دارا میباشد؛ اما قانون جامع و آییننامههای مربوطه ساز و کارهای لازم را برای اجرایی نمودن مفاد کنوانسیون پیشبینی نکرده است. رفع این مشکل میتواند از طریق اصلاح قانون معلولین در ایران و رعایت همه جنبهها در قانون جدیدی که در حال تصویب در مجلس است، امکانپذیر باشد.
ایجاد تسهیلات لازم (مناسبسازی) در محیطهای فیزیکی و مجازی برای معلولان موضوعی دیگر میباشد. اهمیت مناسبسازی برای بهرهمندی معلولان از حقوق خودکمتر از خود حقوق نمیباشد. مقررات نسبتاً جامعی در خصوص مناسبسازی محیطهای فیزیکی عمومی و فرهنگی از جمله آمادهسازی مکانها و ساختمانها و وسایل نقلیه وجود دارد و تلاشها باید در خصوص اجرای این مقررات متمرکز شود. در خصوص مناسبسازیهای محیطهای مجازی در کنوانسیون حقوق معلولان مقررات متعددی درج گردیده است. تسهیل استفاده از زبان اشاره، بریل و ترغیب رسانههای همگانی از جمله ارائه کنندگان اطلاعات از طریق اینترنت به اینکه خدماتشان برای افراد دارای معلولیت، خصوصاً برای نابینایان و یا ناشنوایان قابل دسترس باشد، از جمله این مقررات میباشد. با این وجود، در قانون جامع و آییننامههای مربوط موارد فوق در خصوص مناسبسازیهای محیطهای مجازی آموزشی و فرهنگی پیشبینی نگردیده است؛ هر چند سازمان بهزیستی و نهادهای ذیربط تلاشهایی را در این زمینه انجام دادهاند.
باور عمومی مردم کشور نسبت به معلولان بیشتر نشأت گرفته از دیدگاه ترحم به معلولان است که سالهاست در سراسر جهان حاکم است و تلاش کمتری در جهت توانمندسازی ایشان انجام میگیرد. دولت باید فعالیت همه جانبهای را برای ترویج رویکرد توانمندسازی، به عنوان یک اقدام زمینهساز در خصوص تحقق حقوق فرهنگی معلولان به کار ببندد و این نکته که معلولان هم مانند سایر شهروندان در فضای بدون تبعیض باید از حقوق خود بهرهمند شوند، جای خود را در فرهنگ و ادبیات و نظام آموزشی و فرهنگی کشور باز کند.(1)
1) . حقوق فرهنگی معلولین، ص 47-50.
قانون جامع حمایت از معلولان مصوب 16 اردیبهشت 1383 (به اختصار قانون 83) هر چند نخستین قانون جامع و ویژه بود و موجب شور و شوق در جامعه شد و این جامعه را در ابعاد مختلف رشد و ارتقاء داد، اما نواقصی هم داشت. هرچه جلوتر آمدیم، نواقص بیشتر خودش را نشان داد. بطوری که در سالهای آخر دهه نود مثلاً سالهای 1389 تا 1391 زمزمههای اصلاح و تکمیل و یا تعویض به گوش میرسید. فاطمه آلیا نماینده تهران و رئیس فراکسیون معلولین در گفتگویی چنین اظهار نظر کرد:
«قانون جامع حمایت از نظر محتوا و هم از نظر اجرایی مشکلات زیادی دارد و بازنگری این قانون قطعی است. اما هر کس نمیتواند به بهانه ناقص بودن آن را نقض کند. اما اینکه مسئولان اجرایی اظهار میکنند، این قانون را اجرا نمیکنند چون پول و اعتباری ندارند درست نیست چون باید اعتبارات را وضع کنند.
بله بسیاری از اهداف و نیازهای گروه هدف که همان معلولان هستند در این قانون تأمین نشده است، و نیاز به بازنگری و اصلاح دارد. ولی همین مقدار هم قابل اجراست.
فراکسیون در برنامه پنجم و بودجه سالانه برخی موارد را مطرح کرد؛ که برخی با موافقت و برخی با مخالف روبرو شد؛ اما تلاشها در این بخش به نتیجه نرسید و ما از دولت خواستیم تا لایحه اصلاحی را به مجلس ارائه دهد.»(1)
از تابستان و بهویژه نیمه دوم سال 1390، قانون 83 قفل شد. چون دولت و دستگاه اجرایی همواره ادلهای مثل نداشتن بودجه، عدم مشروعیت این قانون و غیره را مطرح میکردند. استدلال مجلس این بود که درست است این قانون نواقصی دارد ولی برای اکنون کافی است. تا اینکه مجلس به دولت پیشنهاد داد تا طرح اصلاحی بیاورد. از این زمان دولت به فکر نوشتن اصلاحیه افتاد و به تدریج اصلاحیهنویسی به لایحهنویسی منجر شد. یعنی درصدد برآمدند قانون 83 را کنار گذاشته و قانون جدیدی بنویسند. کار تدوین قانون در دولت احمدینژاد آغاز شد و میراث آن به دولت حسن روحانی رسید. این قانون بالاخره در سال 1394 در هیأت دولت مصوب شد و بخشی از آن هم به مجلس برای تصویب رفت. گزارش لایحه 94 در فصل بعد میآید. اما اینجا خوب است به برخی اظهارنظرها توجه شود. البته به منظور ثبت این تجربه تاریخی، اظهارنظرها و آراء مهم را اینجا میآوریم.
خانم عشرت شایق نماینده مردم تبریز، معلولان را از نیازمندترین افراد مددجو دانست و با اشاره به آمارها و پژوهشهای صورت گرفته توسط دستگاههای مسئول، آمار آنان را رو به ازدیاد دانست و قانون 83 را مکفی ندانست:
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 27 تیر 1390.
«با این که این قانون یکی از مهمترین قوانین حمایتی کشور بوده و میتواند پاسخگوی نیازهای ضروری معلولین باشد اما کافی نبودن اعتبارات اختصاص یافته به دستگاههای مسئول باعث شده تا بخش عمدهای از آن اجرایی نشود. ملزم بودن دستگاههای حمایتی به تأمین تغذیه سالم و کافی، تضمین خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی رایگان همچنین تأمین مسکن ارزان قیمت برای مددجویان از جمله موارد مطرح در قانون مذکور است.
کثرت مددجویان و تنوع نیازهای آنان ایجاب میکند که تمام نهادها و دستگاههای اجرایی کشور خود را ملزم به ارائه خدمات به افراد نیازمند بدانند و به هر طریق سازمانهای حمایتی اعم از دولتی و مردمی را در امر خدمترسانی یاری دهند. البته قانون هم مهم است و باید ظرفیتهای لازم را داشته باشد.»(1)
خانم آلیا در مورد ورزش معلولین قانون را نیازمند اصلاح میداند و میگوید:
«متأسفانه در ورزش معلولان غفلت کردهایم، وزیر ورزش تعهد سازمان تربیت بدنی به مدالآوران پارالمپیک گوانجو را محقق کند، همچنین رسانهها باید سرفصل مهمی در مورد ورزش معلولان باز کنند. بیتوجهی به ورزش معلولان به ویژه ضایعه نخاعیها زخم بستر آنها را به دنبال دارد.
جامعه معلولین شاهد حوادث فرهنگی، ورزشی، تقنینی، اجتماعی و اقتصادی فراوانی در دو دهه اخیر بوده است. این حوادث توجه به اهتمام مجلس محترم شورای اسلامی را جلب نموده و سرانجام آن، تصمیمگیری جدید یا تصویب قانون جدید یا اصلاح قوانین گذشته بوده است.»(2)
خانم فاطمه آلیا ضمن ابراز نارضایتی از عدم اجرای برخی مفاد قانون حمایت از حقوق معلولان، تصریح کرد: «تصویب قانون حمایت از حقوق معلولان در سال ۸۳ قدم بسیار بزرگی در راستای توجه به معلولان است اما زمانی که این قانون برای تأیید به شورای نگهبان رفت، شورا فرصت بررسی کامل این قانون را نداشت و قانون آنجا ماند.
طبق قانون اگر ده روز از ارسال مصوبهای بگذرد و شورای نگهبان نظر خود را در مورد مصوبه مجلس ارائه نکند آن قانون تأیید شده تلقی میشود این مصوبه مجلس تأیید شده تلقی و تبدیل به قانون شد اما بخشهایی از آن نیازمند شفافسازی است. همچنین تبصره ۲ ماده ۱۶ حمایت از حقوق معلولان اجرای این قانون را مشروط به در اختیار داشتن بودجه میکند.»(3)
ایشان با اشاره به عدم شفافیت تخصیص اعتبارات در این قانون اظهار کرد: «در تبصره ۲ ماده 16 این قانون آمده مفاد در نظر گرفته شده در این قانون در صورت تأمین بودجه اجرا خواهد شد همین کلمه در هر صورت فضا را تا حدودی شرطی میکند، به همین دلیل است که از این ماده هم برداشت مثبت میشود و هم برداشت منفی، برداشت مثبت از تبصره ۲ ماده ۱۶ میشود اختصاص بودجه و اجرای تمام مفاد قانون است و متأسفانه برداشت منفی باعث میشود از طرف دستگاههای اجرایی اعلام شود در صورت در اختیار داشتن بودجه این قانون را اجرا میکنیم.
تبصره ۲ ماده ۱۶ قانون حمایت از حقوق معلولان نیازمند شفافسازی است و از رئیس جدید سازمان بهزیستی درخواست کردهایم تا با کمک کارشناسان این سازمان یک بار دیگر قانون مذکور را با توجه به مقتضیات زمان و تغییرات ایجاد شده و با توجه به نوع نیازمندیهای معلولان بررسی و خلأهای موجود را به مجلس اعلام کنند تا مجلس هم این قانون بازنگری و تکمیل کند.»(1)
«برای نمونه مواردی که نیازمند بازنگری است عبارتاند از:
بحث تحصیل معلولان در این قانون مورد توجه قرار گرفته است، امّا در دستگاههای اجرایی در اختصاص ۳ درصد از سهمیه استخدامی به معلولان کوتاهی میشود. عدم پذیرش معلولانی که حدنصاب قبولی آزمون استخدام آموزش و پرورش را کسب کردهاند در حال پیگیری است.
انصافاً بعضی مواد این قانون مورد توجه قرار گرفته است از جمله تحصیل معلولان به نحوی که در صورت قبولی در دانشگاهها سازمان بهزیستی در جریان قرار میگیرد و طبق قراردادی که با دانشگاهها دارد هزینه تحصیل معلولان را پرداخت میکند، این قدم بسیار مثبت و خوبی است، چراکه حتی در کنوانسیون حمایت از حقوق معلولان هم در این حد به تحصیلات معلولان پرداخته نشده و آن را تا سوم راهنمایی ذکر میکند، در حالی که در کشور ما معلولان تا هر مقطعی که تمایل دارند میتوانند ادامه تحصیل دهند. همین قانون موجب شد که معلولان هم اکنون به مدارج عالی برسند. اما مواردی از قانون هم تقصان دارد. متأسفانه ماده اختصاص 3 درصد از سهمیه استخدامی به معلولین موردی است که باید بازنگری شود و ضمانت اجرایی در قانون منظور شود.
نماینده مردم اراک، مرحوم دکتر محمد خزائلی چند دوره نماینده مجلس بود. نابینای مطلق بود ولی این معلولیت مانع از کارش نبود. فعالترین نماینده بود . علاوه بر نمایندگی آموزشگاه داشت، تدریس میکرد و چند زبان میدانست. هیئتهای ایرانی هر جا در دنیا میرفتند به خزائلی افتخار میکردند و موجب حیثیت و آبرو برای ایران شده بود. از اینرو باید منع قانونی برای حضور معلولین در مجلس را برداریم. اوایل انقلاب هم چنین قیدی در قانون نداشتیم اما پس از مدتی عدم حضور نابینایان به دلیل اینکه به تنهایی قادر به انجام فعالیتهای نمایندگی نیستند در قانون قید شد البته شاید در آن زمان تجهیزات به اندازه امروز نبود ولی امروزه در کشور خودمان تجهیزات پیشرفتهای در اختیار نابینایان قرار میگیرد و آنها به راحتی میتوانند وظایف نمایندگی را انجام دهند، البته متأسفانه دو فوریت و یک فوریت این طرح به تصویب نرسید اما در روند بررسی قرار دارد و هفته گذشته به کمیسیون شوراها ارجاع شد که امیدواریم در اولین فرصت به تصویب برسد و یک قید اولویت طبق ماده ۱۰۲ آییننامه داخلی مجلس برای آن در نظر بگیریم و بتوانیم آن را به سرعت تصویب کنیم تا در انتخابات مجلس نهم نابینایان بتوانند نامزد انتخابات مجلس شوند.
نابینایان با مدارک کارشناسی ارشد و دکترا در سمتهای وکیل دادگستری، استاد دانشگاه، معلم و پژوهشگر حضور دارند. امیدوار است، مجلس بتواند با تصویب این قانون این محرومیت را برطرف کند
1) . خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، 12 آذر 1390.
تا نابینایان هم از حقوق برابر سیاسی برخوردار باشند، از آن گذشته هماکنون فناوریها به سمتی میرود که میتوان با صحبت کردن و حتی گاهی با حرکت سر از این تجهیزات استفاده کرد، همچنین امیدوار است، در سالهای آینده همه معلولان به بهترین تجهیزات و فناوریهای روز تجهیز شوند.»(1)
نمایندگانی که در فراکسیون عضویت داشتند، نیز مدیران دولتی از سال 89 و مخصوصاً 90 بر ضعفهای قانون 83 تأکید کردند و پیشنهاد تدوین قانون جدید در اواخر دولت محمود احمدینژاد تأیید شد ولی عمر این دولت برای ارائه به مجلس و تصویب کفاف نداد.
خانم فاطمه آلیا با تأکید بر ضرورت در اختیار داشتن آمار دقیق معلولان در سطح کشور تصریح کرد: «از رئیس مرکز آمار درخواست کردیم در سرشماری اخیر اطلاعات معلولان با ذکر نوع معلولیت به صورت دقیق دریافت شود؛ چراکه متأسفانه آمار درستی از تعداد معلولان، نوع معلولیت و شرایط آنها برای تخصیص بودجه و تدوین برنامههای مورد نیاز در اختیار نداشتیم و هر زمان بحث بودجه پیش میآید آمارهای متفاوتی از تعداد معلولان توسط سازمان بهزیستی و مرکز پژوهشهای مجلس و خود مرکز آمار ارائه میشد اما خوشبختانه در سرشماری اخیر با تلاش دکتر عادل آذر رئیس مرکز آمار قدم بزرگی برداشته شد تا آمار صحیحی در مورد معلولان در کل کشور داشته باشیم. بهرحال قانون 83 مبتنی بر اطلاعات دقیق آماری نیست. لازم است نخست آمارگیری دقیق شود بعداً قانون کنونی را بسنجیم و اگر معلوم شد از آمارها فاصله دارد به قانون جدید رو آوردیم.»(2)
کم کم در بحثها از لایحهای که باید دولت تدوین کند و پس از تصویب جایگزین قانون 83 گردد، سخن به میان آمد. خانم آلیا گفت: «بودجه تأمین تجهیزات مورد نیاز معلولان باید در لایحه پیشنهادی دولت مورد توجه قرار گیرد.»(3)
«شعار امسال روز جهانی معلولان که از امروز آغاز و در کشور ما معمولاً یک هفته برگزار میشود زندگی بهتر برای همه است، به نحوی که معلولان یک زندگی عادی مانند سایر اقشار جامعه داشته باشند، اگر ناراحتی جسمی حرکتی از ناحیه دست و پا دارند با تأمین پروتز، ویلچرها و واکرهای مناسب، اگر معلولیت آنها کمشنوایی و ناشنوایی است با کاشت حلزون و استفاده از سمعک تا حدودی بهبود یابد، و در مورد نابینایان هم با استفاده از فناوریهای جدیدی که در کشور خودمان هم تولید میشود میتوان محرومیت نابینایی را پوشش داد. اما قانون باید همه این موارد را پوشش دهد.
افتخار پارلمان ایران تشکیل فراکسیون حمایت از حقوق معلولان برای اولین بار در پارلمانهای دنیاست. معلولان باید از حقوق برابر سیاسی برخوردار باشند. نامزدی نابینایان در مجلس برای تحقق حقوق برابر سیاسی اهمیت دارد. اگر در مجلس نهم نمایندهای از نابینایان داشته باشیم، در دنیا میتوانیم بگوییم که حامی این قشر هستیم.»(4)
در این دوره سه قانون ویژه معلولین تصویب شد: قانون جامع حمایت از حقوق معلولان (1383)؛ قانون فراکسیون حمیات از معلولین (مهر 1386)؛ الحاق به کنوانسیون (آذر 1387). این سه قانون، مجموعه و ویژه معلولین است. اما بین سالهای 1380 تا 1390، قوانین موردی هم برای معلولین تصویب شده است.
قانون افزایش معلولان و زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی کشور در مجلس شورای اسلامی نهایی شد و پس از تأیید شورای نگهبان به قوه مجریه ابلاغ شد. این قانون در تیرماه 1387 در شورای نگهبان تأیید و به قوه مجریه رفت. ماده واحده این قانون اینگونه است:
ماده واحده - به منظور گسترش پوشش خدمات توانبخشی و حمایتی از یکصد هزار نفر از معلولان و سی هزار نفر از زنان سرپرست خانوار دولت مجاز است با جابهجایی اعتبارات از محل صرفهجویی حداکثر تا مبلغ سیصد میلیارد ریال در اختیار سازمان بهزیستی کشور قرار دهد.
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ پنجم تیرماه یک هزار و سیصد و هشتاد و هفت مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 12/4/1387 به تأیید شورای نگهبان رسید.
دهه 1390 دورهای است که تصویب بیشترین حجم قوانین معلولین را داشته است. سرفصل این قوانین اینگونه است.
الف) قوانین مجموعی(1)
قانون جامع حمایت از معلولان، تصویب 1383
قانون تشکیل فراکسیون حمایت از معلولین، تصویب 1386
قانون الحاق به کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولان، تصویب 1387
طرحهای غیر مصوب: نمایشگاه دستاوردهای معلولین؛ کمیته پیگیری؛ انجمن نخبگان؛ سال عدالت و تکریم معلولین؛ کارگروه برنامه پنجم توسعه؛ همکاری مشترک.
همه این شش طرح در بخش طرحهای غیر مصوب آمده است.
ب) قوانین موردی(2)
اهم اینگونه قوانین عبارتاند از: برنامه توسعه؛ ورزش معلولین؛ قانون بودجه سنواتی؛ نظام رفاه اجتماعی.
این چهار دسته از قوانین، درست است که با هدف معلولین تصویب نشدهاند و جامعه هدف آنها عامتر است ولی شامل چند ماده و بند درباره معلولین میباشند.
1) . منظور مجموعه ای از قوانین است که اختصاص به جامعه هدف یعنی معلولین دارد و در مقابل قوانین موردی است.
2) . منظور قوانینی است که اختصاص به معلولین دارد ولی در مجموعه قوانین ویژه موضوع غیرمعلولیتی آمده است. مثلاً در مجموعه قوانین برنامه توسعه ملی، با مجموعه قوانین ورزشی، چند قانون هم به معلولین اختصاص دارد.
حجم و اهمیت قوانین مجموعی با «جامعه هدف معلولین» در این دوره بیشتر از دیگر دورهها است. از اینرو این دوره را شفافیت و گسترش حقوق معلولین نامگذاری کردم. یعنی سه قانون ویژه معلولین در این دوره تصویب و اجرایی شده علاوه بر آن 6 طرح، در مذاکرات مطرح شده ولی طرح یا لایحهای برای آنها گویا تدوین نشده و در نتیجه مصوب هم نشده، البته اجرا شده است. پس در مجموع نه قانون مطرح شده ولی 3 قانون مصوب و نهایی شده است.
شش قانون موردی هم برای معلولین تصویب شده است. لازم است به شیوه قانونسنجی (Lawmetrix) کتابی درباره قوانین معلولین این دوره نوشته شود. البته جوانب دیگر این قوانین هم قابل بحث است. ولی اکنون که مشغول آمار و ارقام قوانین این دوره هستیم متذکر میشوم که قانونسنجی قوانین این دوره مهم و لازم است.
یک سال پس از تصویب «قانون جامع حمایت از معلولان» همایشی به نام «همایش حمایت از حقوق معلولین» در تهران برگزار شد. این همایش توسط «جمعیت حمایت از معلولین» وابسته به «مؤسسه خیریه حمایت سبز پارسیان» در 12 آذر ماه 1384 برپا شد.
این همایش جهت فرهنگسازی، بستر سازی و گسترش قانون مزبور برگزار شد و تأثیرات آن قابل توجه است. برای شناخت بیشتر از این همایش، گزارشی تقدیم میگردد:
برگزارکنندگان: مؤسسه خیریه حمایت سبز پارسیان، تشکلی بود که توسط بعضی از معلولان و دانشگاهیها مانند محمدرضا دشتی، محمد کمالی و عباس داورمنش تأسیس شده بود. این مؤسسه شاخهای به نام جمعیت حمایت از حقوق معلولین داشت که به کارهای حقوقی مثل همین همایش میپرداخت. اما افرادی که در برپایی این همایش مشارکت داشتند عبارتاند از:
رئیس همایش:
دکتر سیاوش قرهبگلو سجادی
دبیرکمیته علمی:
دکتر عباس داورمنش
دبیر کمیته اجرایی:
علیاکبر داوودی
دبیر جمعیت حمایت از معلولین:
محمدرضا دشتی
اعضاء کمیته علمی:
دکتر سیاوش قرهبگلو سجادی
دکتر عباس دارومنش
دکتر اصلان ضرابی
استاد زینالعابدین مهرنیا
دکتر سیروس بهنام
دکتر محمد کمالی
دکتر مجتبی مقبل الحسینی
علیرضا پویا
سرکار خانم دکتر لادن گوران سوادکوهی
سرکار خانم دکتر مینا آروانه
سرکار خانم زهران نژاد بهرام
دکتر آریا همدانچی
دکتر سعید منصوری
حسین اردستانی
سرکار خانم نسترن رحیمی
دکتر مجتبی رحیمی(1)
اهداف جمعیت حمایت از حقوق معلولین وابسته به مؤسسه خیریه حمایت سبز:
شناساندن معلولیت به جامعه
تغییر نگرش مسئولین و جامعه نسبت به معلولیت
حمایت حقوقی و مدنی، رفع تبعیض و به دست آوردن جایگاه واقعی افراد معلول و احقاق حقوق مدنی و رفع مشکلات حقوقی
یک سویه و هماهنگ کردن خدمات متفرقه که در جامعه به صورت پراکنده جهت حمایت از این افراد انجام میگیرد.
ایجاد یک متولی خاص بر برآوردن حقوق مدنی معلولین
فراهم نمودن امنیت اجتماعی در مجیط زندگی کار و دفاع از حقوق مدنی آنها
ایجاد بخشهای نگهداری جهت راهنمایی و حل مشکلات اجتماعی، خانوادگی و اقتصادی آنها
تلاش برای ایجاد ثبات کاری معلولین
تلاش در جهت فعالسازی اجتماعی معلولین
جمعآوری و ایجاد قوانین مورد تأیید در مورد حقوق مدنی معلولین و سعی در جهت به اجرا درآوردن آنها در سطح ملی
بررسی و انعکاس چگونگی پیشرفت برخی کشورها در جهت حل مسائل حقوقی معلولین
انجام فعالیت در جهت شناسانیدن حقوق اجتماعی و فردی معلولین به ارگانهای مرتبط و تلاش در جهت رفع تبعیض و احقاق حقوق مدنی آنان در سطح ملی.(2)
سخنرانی دکتر قرهبگلو سجادی رئیس همایش حقوق معلولین و مدیر عامل مؤسسه حمایت سبز پارسیان
امروز نیز همچون سالهای قبل روز جهانی معلولین را در حالی برگزار میکنیم که نگاه نگران معلولین ایرانی در افق تنهایی خویش منتظر برق کشتی سبزی است که او را از جزیره سکون و انزوای خود به دیار فعالیت و جوش و خروش راهنمایی کند. کشتی سبزی که باید به دستان من و تو هموطن ایرانی ساخته و پرداخته شود.
در این روز گرامی و عزیز، واقعاً نمیدانم برای صورت معصوم معلول ایرانی، نگاههای ترحمآمیز اطرافیان تنفرآمیزتر است؟ یا بندها، مادهها و تبصرههای مسطور شده در کتاب قطور قوانین که در پستوی پیچ در پیچ اتاقهای سازمانهای متولی «بایگانی شده» در حال خاک خوردن هستند؟
امروز معلول ایرانی که به دنبال حقی است که خداوند به هر انسانی اعطاء کرده است. که آن هم یک زندگی با شرافت و بدون دغدغه است.
آیا کار، تحصیل، ازدواج جزوی لاینفک از یک زندگی با شرافت نیست؟
امروز معلول ایرانی به میل خود به انزوا کشیده نشده است که بخواهد فقط به میل خود از آن خارج شود. بلکه جامعه و برخوردهای نامناسب او را مجبور به عزلت نشینی کرده است و جامعه نیز باید شرایط و بستری مناسب را با در نظر گرفتن یکسانسازی و اولویتبندی ایجاد کند تا او را از انزوا خارج شود. و این شرایط نباید به عنوان یک لطف و ترحم باشد بلکه به عنوان پیش نیازی که مدتها پیش از وی سلب گردیده است، به وی بازگردانیده شود.
در اینجا مجدداً با کمال افتخار اعلام میکنم که برنامه ریزی، اجرا، هماهنگی این گردهمایی به دست توانمند معلولین و جانبازان عزیز انجام گردیده است.
تا به همگان ثابت کنند که اگر فرصت و امکانات مناسب، نه حتی بیشتر از سایرین در اختیار آنان قرار داده شود. آنها قادرند کارهای بزرگی را انجام دهند که در این رویداد باشکوه ملاحظه میفرمایید.
همت والای این عزیزان، ما را بر آن داشت تا در گردهمایی شرکت کنیم که هدف آن نه فقط بزرگداشت ظاهری معلولین و اهداء جوایز و قدردانی از آنان باشد.
بلکه به حول و قوه الهی به گشایش درها و بهبود شرایط مدنی برای آنان که با مشارکت و همکاری تک تک شما عزیزان فراهم میشود، چشم دوختهایم.
مؤسسه حمایت سبز پارسیان در راستای اهداف بشر دوستانه و با پیروی از اصول برجسته حقوق انسانی و پاس داشتن وظایف اجتماعی بر خود فرض داشت که این روز را به امید ایجاد بستر مناسب جهت بهبود فضای فعالیت برای این بخش جامعه گرامی بدارد.
اطلاعرسانی صحیح مهمترین و والاترین پیام این نشست است هر چند که شاید حتی خود معلولین نیز از حقوق خودآگاهی چندانی نداشته باشند. ولی ما موظف به انجام آن هستیم.
اگرچه هم اکنون مسئولین و شخصیتهای علمی و پژوهشی زیادی در تلاش هستند که این امر را برآورده کنند. ولی ما به دنبال روزی هستیم که همه مسئولین و نه فقط تعدادی از آنها به این بزرگترین اقلیت غیرقومی هرجامعه توجهی خاص داشته باشند.
با امید خداوند منان این گردهمایی آغازی خواهد بود بر حرکتی نو و جدید که در جامعه توسط انسانهایی والا و وارسته، مسئولین دلسوز، معلولین توانمند و افرادی با ایمان پایهریزی خواهد شد.
جمعیت حمایت از حقوق معلولین وابسته به مؤسسه خیریه حمایت سبز پارسیان پیوستن شما عزیزان را به این مسیر سبز و روحانی گرامی میدارد. و امید دارد در نائل شدن به اهداف همایش به شرح ذیل یاریگری همیشگی باشیم:
شناساندن معلولیت به جامعه
تغییر نگرش مسئولین و جامعه نسبت به معلویت
حمایت حقوقی و مدنی، رفع تبعیض و به دست آوردن جایگاه واقعی افراد معلول و احقاق حقوق مدنی و رفع مشکلات حقوقی
یکسویه و هماهنگ کردن خدمات متفرقه که در جامعه به صورت پراکنده جهت حمایت از این افراد انجام میگیرد.
ایجاد یک متولی خاص بر برآوردن حقوق مدنی معلولین
فراهم نمودن امنیت اجتماعی در مجیط زندگی کار و دفاع از حقوق مدنی آنها
ایجاد بخشهای نگهداری جهت راهنمایی و حل مشکلات اجتماعی، خانوادگی و اقتصادی آنها
تلاش برای ایجاد ثبات کاری معلولین
تلاش در جهت فعالسازی اجتماعی معلولین
جمعآوری و ایجاد قوانین مورد تأیید در مورد حقوق مدنی معلولین و سعی در جهت اجرا درآوردن آنها در سطح ملی
بررسی و انعکاس چگونگی پیشرفت برخی کشورها در جهت حل مسائل حقوقی معلولین
انجام فعالیت در جهت شناسانیدن حقوق اجتماعی و فردی معلولین به ارگانهای مرتبط و تلاش در جهت رفع تبعیض و احقاق حقوق مدنی آنان در سطح ملی.
باشد که روزهای آتی را با نگاهی نو آغاز کنیم و در ساخت هر سازهای بدانیم که شاید معلولی از آن عبور میکند. و در هر بند قانونی که مصوب میکنیم بدانیم که گروه بزرگی از همنوعان ما در انتظار هستند و در هر فعالیتی که انجام میدهیم باور کنیم که آموزش شرط نخست پیشگیری است.(1)
دیگر سخنرانان: غیر از سخنرانی آقای سجادی که خلاصه آن عرضه شد، دیگر سخنرانان عبارت بودند از:
آیتاللّه هاشمی رفسنجانی؛ دکتر عباس داورمنش؛ محمدرضا دشتی؛ دکتر ضرابی؛ دکتر محمد کمالی؛ خانم دکتر رحیمی؛ دکتر پویا؛ آقای اردستانی؛ دکتر رحیمی؛ آقای شاهوردی؛ آقای مهرنیا؛ خانم سوسن نخجوان؛ آقای رضا درجزینی.
همایش بر این عقیده است که عزیزان معلول و جانباز همانند سایر مردم حق سهمی از درآمدهای خالص و ناخالص کشور را دارا میباشند و میباید سرانه و حق معلولیت به طور عادلانه و از محل اعتبارات جاری به آنان تعلق بگیرد و در جهت رفع نیازهای مالی آنها کمتر متکی و متصل به صدقه و انفاق آن هم به طور مستقیم باشیم.
همایش بر افزایش توجه بیشتر و تدوین و تصویب قوانینی مبتنی بر رعایت حقوق ویژه عزیزان معلول و جانباز با هدف ایجاد برابری فرصتی همانند با سایر افراد جامعه را در دستور کار دولت محترم خدمتگزار و مجلس محترم شورای اسلامی درخواست می نمایند.
همایش به در نظر گرفتن اولویت در توجه به عزیزان معلول و جانباز در همه ابعاد رفاهی تحصیلی، شغلی و زیستی تأکید ورزیده و انتظار دارد قوانین مصوب مربوط به آنان از ضمانت اجرایی محکم و لازم الاجرا برخوردار باشد یعنی تا ضمانت اجرایی نداشته باشد واقعا همه آنها حرف است.
با توجه به اضطراب آیندهنگر خانوادههای این گونه افراد همایش بر لزوم توجه و ایجاد راه حلی در جهت قرار گرفتن زیر چتر بیمهای و نظام تأمین اجتماعی تأکید دارد.
همایش بر این عقیده است تا راهکارهای حقوق افراد معلول و جانباز کشور باید منطبق بر شرایط فرهنگ بومی و ساختاری نظام کشور باشد.
1) . خلاصه مقالات و سخنرانیها همایش حقوق معلولین، ص 23-26.
همایش اعتقاد دارد که در راهکارهای حقوقی مربوط افراد معلول و جانباز باید پاسخگوی نیاز همه افراد معلول و جانباز کشور باشد و نه معلولین و جانبازان پایتخت کشور
نظر به اهمیت اشتغال در کسب منزلت فردی و اجتماعی همایش بر لزوم گسترش زمینههای شغلی برای افراد معلول و جانباز تأکید دارد.
انتظار میرود ارگانهای ذیربط دولتی نظام معظم جمهوری اسلامی ایران با حمایت و نظارت هرچه قویتر نسبت به مراکز عرضه خدمات توانبخشی و ایجاد راهکارهای مناسب و عملی به بهبود و گسترش امکانات توانبخشی برای کلیه افراد معلول و جانباز اهتمام ورزد.
همایش بر لزوم انجام برنامههای جامع در راستای اصلاح و نگرش جامعه که رسالت عمده رسانههایی چون صدا و سیما و جراید است تأکید عمیق میورزد.
نظارت بر رعایت وضعیت عزیزان معلول و جانباز در ساخت و بهسازی اماکن و معابر عمومی که از وظایف شهرداریها و وزارت مسکن و شهرسازی است میبایست جدی و لازم الاجرا تلقی گردد.(1)
در این دوره اطلاعات داد و ستد شد و همگان واقعیتهایی را شنیدند و دیدند که سابقه نداشت. زیرا از یک سو معلولین برای اولین بار با مجموعهای از قوانین (قانون جامع و کنوانسیون) مواجه شدند که اذعان و اعتراف به بایستهها و ضرورتهایی داشت و از سوی دیگر گروهی به نام فراکسیون حمایت از معلولین به پیگیری امور معلولین میپرداخت، افشاگری میکرد، کمکاری یا نواقص کارهای مدیران را رسانهای میکرد، سمنهای معلولیتی را به وسط میدان مشارکت میآورد و از آنان کار میطلبید. جلسات رو در رو با نشاندن مدیران ارشد دولتی و تشکلهای معلولین و نخبگان معلول سر یک میز تشکیل میداد و آنان را به دیالوگ رو در رو فرا میخواند.
تشکیل فراکسیون حمایت از حقوق معلولان، یکی از دستاوردهای بزرگ، در هفتمین دوره مجلس بوده است. زیرا با تشکیل این فراکسیون فضایی به وجود آمد که معلولان برای حضور اجتماعی نشاط پیدا کردند. به تعبیر بهتر با تشکیل این فراکسیون و حمایتهایش نوعی تحول فرهنگی ایجاد شد، به نحوی که خیلی از خانوادههای دارای فرزند معلول دیگر آنها را در انزوا از جامعه نگه نمیدارند. معلولیت را ننگ نمیدانند بلکه به خدمات معلولین در طول تاریخ، به رودکیها، به جابر انصاریها و به ابناممکتومها افتخار مینمایند. تشویق همگانی و عمومی برای حضور معلولان در عرصههای مختلف اجتماعی یک قدم مثبت فرهنگی و یک سرمایه است. اما معلولان به دنبال این حضور نیاز به ملزوماتی دارند که ایجاد آنها نیازمند توجه بیشتر مسئولان است.
افزایش میزان تحصیلات معلولان؛ اهتمام معلولین به پیشرفتهای تکنولوژی فناوریهای نوین، در این دوره بسیار گسترش یافت. به طوری که هماکنون کمترین نابینایی پیدا میشود که با کامپیوتر و برنامههای ویژه آن آشنا نباشد و استفاده نکند. متأسفانه در سالهای دور معلولان امکان ادامه
1) . خلاصه مقالات و سخنرانیها همایش حقوق معلولین، ص 43-44.
تحصیل نداشتند و به همین علت بیشتر در شغل اپراتوری و برخی شغلهای محدود به کار گرفته میشدند، اما پس از تصویب قانون جامع حمایت از حقوق معلولان و سرمایهگذاری نظام جمهوری اسلامی برای ادامه تحصیل معلولان میزان تحصیلات این قشر از شهروندان بالا و در برخی موارد دکترا و فوق لیسانس است. به همین دلیل باید فضا و حوزههای اشتغال متناسب با تحصیلات، توانمندیها و مهارتهای معلولان را آماده و مهیا کرد. انجمن نخبگان معلول باید جدی گرفته شود. البته در این دوره طرح آن ریخته شد. زیرا نخبگان بسیاری در میان معلولان هست که دولت میتواند در زمینههای مختلف از آنها استفاده کند. در این دوره برخی معلولان موفق به کسب افتخارات بسیاری برای کشور شدهاند و هماکنون در میان معلولان کسانی هستند که در زمینه تأمین تجهیزات مورد نیاز معلولان قدمهای بسیار خوبی برداشتهاند که باید مورد حمایت قرار گیرند تا تولیدات و اختراعات آنها به تولید انبوه برسد.
معلولین در رشته های ورزشی، علوم قرآنی و حدیثی، شعر و ادبیات و سایر رشتهها رشد و ارتقای مطلوبی در این دوره داشتند.
مهمترین وظیفه سازمان بهزیستی یا فراکسیون مجلس این است که این تجارب را رها نکند. با تعویض رئیس جمهور، همه اینها تعطیل نشود، با عوض شدن مدیریتها، کلاً راه عوض نشود، بلکه این راهی که شروع شده، تداوم یابد. برای این منظور دولت و مجلس باید تجارب این دوره را تماماً گردآوری کنند و اسناد و مدارک، صحبتها و نظرات، اقدامات و خلاصه هر آنچه مربوط به معلولین است که در سالهای حدود 1380 تا 1390 بوده، جمعآوری و به صورت یک جلد کتاب، یا یک لوح فشرده یا بر روی وب سایتی منتشر نمایند.
خانم فاطمه آلیا در صحبتی به تاریخ 26 بهمن 1390 قول داد(1)، به زودی مجموعهای مدون منتشر میشود. هم اکنون چهار سال از آن تاریخ گذشته و چیزی ندیدهایم. الآن هم دیر نیست و میتوان مجموعهای آماده و منتشر کرد.
این دوره با مباحث قانون 83 آغاز شد ولی در جامعه زمینههایی وجود داشت که این قانون به سرعت جواب داد. تجربه این دوره گویای این است که قانون تأثیرات آشکار و پنهان در لایههای جامعه دارد و میفهماند:
تقنین و قوانین معلولین زمینهساز رشد و ترقی جامعه معلولین است. به رغم تلاشهای مجلس شورای ملی و بعداً مجلس شورای اسلامی برای تکمیل قوانین معلولین و پر کردن خلأهای قانونی در ایران، هنوز مشکلات فراوانی در عرصه قوانین است. مشکلات معلولین در زمینههای اشتغال، ازدواج، رفاه عمومی و دهها معضل دیگر مرهون فقدان قوانین جامع و رهگشا است.
به منظور کارشناسی مسائل و مشکلات حقوقی جامعه معلولین درصدد برآمدیم، نخست فعالیتهای پیشین را شناسایی و ارزیابی کنیم. سپس به عرضه راهکارهای حقوقی اقدام نماییم. از اینرو این فصل فعالیتهای مجلس شورای اسلامی را به عنوان اصلیترین نهاد قانونگذاری در ایران معرفی مینماید.
1) . خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، 26 بهمن 1390.
نتیجه عینی این دوره را میتوان در صعود تیمهای ورزشی معلولین در رقابتهای بینالمللی دید. افتخارات کسب شده توسط معلولان و جانبازان در مسابقات ورزشی سال 1389 در گوانجو و اینکه معلولین توانستند با کمترین امکانات بیشترین مدالها را برای کشور به دست آورند، گویای این است که برنامهها و تدبیرهای حقوقی و اجرایی نتیجهبخش بوده است. نشاط و شادابی معلولین در ورزش توجه همه جهانیان را جلب کرد و به موفقیتهای مطلوبی رسیدند و هنوز معلولین در رشتههای ورزشی پر تلاش و با نشاط هستند. با اینکه فدراسیون معلولان و جانبازان قول داده بود تسهیلاتی برای ازدواج و تأمین مسکن برای مدالآوران پارالمپیک گوانجو تقدیم آنان کند اما در مورد برخی از مدالآوران این وعده هنوز عملیاتی نشده است.(1)
بازتاب جهانی پیشرفتهای حقوقی معلولین در ایران، قابل توجه بوده است. قوانین مربوط به معلولان در گزارش حقوق بشر در ژنو تحسین و تشویق اکثر کشورها را به دنبال داشت. همه کمیسیونهای مجلس باید رسیدگی به حقوق معلولان را مورد توجه قرار دهند، چون موجب ارتقای جایگاه ایران در مجامع جهانی است.خبر اقدامات مجلس و دولت در ایران به همه دنیا رسیده و همه میدانند اینجا چه خبر است و در نشستها ایران را تشویق میکنند.
تقویت سازمان بهزیستی و سازمانهای مردم نهاد مربوط به معلولان و رفع کمبودها و ضعفها کارنامه خوبی در زمینه رسیدگی به معلولان به همراه داشته است. گزارش حقوق بشر در ژنو در سال 1390 در زمینه معلولان، ایران را مورد تحسین و تشویق قرار داده است. اکثر کشورها از ایران درخواست کردهاند که از تجربیات جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند.(2)
کارنامه مثبت و قابل توجه ایران در دهه اخیر در زمینه معلولین به ویژه تصویب قانون 1383، موجب کسب حیثیت مضاعف برای ایران شده است. البته جهان از همه فعالیتها و تلاشهای داخل ایران خبر ندارد. مطلوب است رسانه ملی یعنی صدا و سیما اهمیت این مسأله را بیشتر متوجه شده و با همکاری سازمان بهزیستی به روشهای مختلف فعالیتهای معلولین را برجسته و اطلاعرسانی نماید.
مبحث1: تلاش برای تدوین قانون جدید
مبحث2: لایحه حقوق شهروندی افراد دارای معلولیت
مبحث3: پیشنویس 36 مادهای
مبحث4: لایحه جامع حمایت از حقوق معلولین
مبحث5: سیر رخدادهای حقوقی از نگاه مسئولین
مبحث6: نقش مردم و سمنها
مبحث7: فعالیتهای اجتماعی نمایندگان مجلس
مبحث8: نقش و جایگاه شهرداری
تاریخ حقوق معلولین ایران با رخدادهای تقنینی و قانونگذاری در سال 1301 آغاز شده است و تاکنون به رغم فراز و نشیبها و افت و خیزها تداوم داشته است.
به دلیل کمی مستندات و منابع، تدوین تاریخ تقنین حقوق معلولین مشکلات خاص خود را دارد. تحولات حقوقی در جامعه معلولان ایران را میتوان به روشهای دیگر هم تدوین کرد؛ مانند محور قرار دادن منابع حقوقی و تحلیل تحولات حقوقی بر مبنای کتابشناسی آثار حقوقی؛ روش دیگر محور قرار دادن شخصیتهای معلولین و خواستههای حقوقی آنان و تدوین تاریخ حقوق معلولین بر مبنای تحولات موجود در این حوزه.
اما این کتاب با محور قرار دادن تقنینها و قوانین ویژه معلولین تألیف شده است. رخدادهای تقنینی مهم را محور قرار میدهد و به ترتیب تاریخی به آنها میپردازد. مهمترین مشکل و مانع در شیوه اتخاذ شده، کمبود منابع است. مجلس شورای اسلامی و دستگاههای دیگر که در قانونگذاری مشارکت داشتهاند، کارنامههای خود را موضوعی مکتوب و منتشر نکردهاند و به ندرت کتابی در این زمینه منتشر شده است.
از سال 1301 تا حوالی سال 1368، تقنین قوانین معلولین، یک سیر خاص و یکنواخت داشت. در این دوره که هفت دهه طول کشید، ایران شاهد تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ژرف بوده است. تحولاتی که اهم آنها انقلاب اسلامی؛ انقلاب سفید؛ تغییر رژیم پهلوی؛ سرکار آمدن نظام جمهوری اسلامی؛ تغییر قانون اساسی و جنگ تحمیلی عراق است. اما در عرصه حقوق و قوانین معلولین، فقط قانونگذاریهای موردی بوده، که به اقتضای نیازها و شرایط جریان داشته است. هر چند پس از انقلاب 1357، با تأسیس سازمان بهزیستی، گامهای بلندتر برای جامعه معلولین برداشته شد ولی در عرصه حقوق و قانون آنان، طرح و لایحههای مهم و زیر بنایی مواردی مصوب شد که در فصول پیش گزارش شد.
از سال 68 تا تصویب قانون 83 دوره دوم تاریخ معلولین ایران رقم خورد. در این دوره چند قانون مناسبسازی و قانون آموزش و پرورش استثنایی مصوب شد. هر کدام از اینها منشأ تحولات و بروز تغییرات شده است.
دوره سوم از تصویب قانون 83 تا الغای این قانون و تدوین قانون جدید مشهور به قانون 36 مادهای یا لایحه 63 مادهای تداوم داشت. مجلس ششم و دولت محمد خاتمی با شعارهای رسیدگی به اقشار آسیبپذیر و طرح جامعه مدنی و مشارکت مردم در سرنوشت اجتماعی، به این نتیجه رسیدند قدمی برای معلولین بردارند. فضا به گونهای بود که گفته میشد پیش از انقلاب مشکلات بعضی از اقشار جامعه مرتفع شد، پس از انقلاب 57 هم اقشاری به رفاه و خواستگاههای خود رسیدند، اما برای معلولین در هر دو دوره، اقدامات زیر بنایی و گسترده نشده است. فشار افکار عمومی بر مسئولین زیاد بود. نتیجه این شد که مجلس شورای اسلامی طرح قانون جامع حمایت از معلولان را تدوین و در سال 83 تصویب کرد. با تدوین و تصویب این قانون عصر جدیدی در تاریخ معلولین آغاز شد. هر چند
سرنوشت خود قانون 83 ابتر بود ولی منشاء تحولات بسیار به ویژه موجب گسترش حقوق معلولین و شفاف شدن وظایف و مبادی مشکلات شد. بالاخره دوره سوم تاریخ حقوقی معلولین رقم خورد. این دوره را در فصل سوم به تفصیل گزارش داده و تحلیل کردیم. البته قلهها و حوادث مهم و اساسی مطرح شد و از همه حوادث کوچک صرف نظر کرده و فقط به اهمّ آنها پرداختیم.
دوره چهارم از حدود سال 90 شروع شده و تا کنون تداوم دارد. این دوره مرتب بر دورههای پیش است و از دستاوردهای تحولات سابق بهره میبرد. البته این چهار دوره بر اساس تحولات حقوقی و قانونی معلولین معرفی شده است. اما تاریخ تحولات معلولین ایران به لحاظ فرهنگی، به لحاظ اجتماعی و از از نگاه آموزش و پروش، دورهبندی دیگری دارد. بهرحال این دوره زمینهساز پیدایش و ورود تشکلهای غیر دولتی ویژه معلولین به عرصه حقوق خواهی شد. حدوداً از سال 1390 شاهد برپایی نشستها، همایشها، میزگردها، تألیف مقاله و کتاب برای اصلاح و کارآمدسازی حقوق معلولین ایران هستیم. برخی این دوره یعنی سالهای 1390 به بعد را «جنبش اجتماعی معلولین» نامیدهاند. این اصطلاح را اولین بار آقای سهیل معینی مؤلف و پژوهشگر حوزه معلولین به کار برد.(1)اما به نظر میرسد بهتر است نام این دوره را «جنبش حقوقی معلولین» نامید. بعداً درباره دلیل و استدلالم بحث خواهم کرد.
آقای معینی جوهریه تحولات این سالها را «دمکراسی» تعریف میکند. یعنی با تلاشهای مردم، معلولین، دولت و مجلس، بستری فراهم آمد که مقولاتی مثل برابریخواهی، مشارکت اجتماعی، اهتمام به سرنوشت خود و همنوعان و نفی تبعیض برجستهتر و فراگیرتر شد. اما در نقد سهیل معینی میتوان گفت، واژه جنبش بار عملی دارد و با اقدام عملی عمومی همراه است، در حالی که همه مفاهیم مزبور رویکرد حقوقی دارند. از اینرو بهتر است این دوره را جنبش حقوقی بنامیم.
محتوای این فصل بررسی فعالیتهای حقوقی و تقنینی در مجلس شورای اسلامی، در هیئت دولت و در جامعه معلولین و سمنهای آنها است.
با اینکه از نظر زمانی، دوره چهارم حدود چهار سال تداوم داشته ولی حجم فعالیتها و اقدامات، نشستها و بیانات و تحلیلها بیشتر است. به همین دلیل اصرار داریم تعبیر جنبش را به کار ببریم. مطالب این فصل در پنج مبحث تنظیم خواهد شد. هر مبحث به بخشی از تحولات این دوره میپردازد.
لازم است درباره منابع این فصل متذکر شوم که بیشتر مأخذ غیر کتابخانهای است و از سایتهای اینترنتی اخد شده است. زیرا هنوز کتاب، مقاله، پایاننامه درباره بسیاری از حوادث حقوقی جدید تألیف و عرضه نشده است. در بسیاری از موارد، کتاب حاضر نخستین اثر و مأخذ کتابخانهای است و پژوهشگران آتی از این کتاب به عنوان مأخذ استفاده خواهند کرد.
1) . پیشبرد حقوق افراد معلول، ص 63-69.
برای اولین بار در تاریخ معلولین ایران، قانونی در سال 1383 تصویب شد. این قانون به نام «قانون جامع حمایت از معلولان» منشأ تحولات اجتماعی و حقوقی در جامعه معلولین شد. با اینکه بعد از تصویب همواره با مشکلاتی همراه بود. به طوری که چند سال بعد از تصویب و مشخصاً از سال 1388 زمزمههای تغییر، اصلاح آن یا تدوین قانون جدید و کنار نهادن قانون 83 به گوش میرسید. در سالهای آخر دهه نود، دولت به این نتیجه رسید قانون جدید تدوین کند. وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مأمور تدوین شد. رئیس جمهور وقت دورهاش به اتمام رسید و دکتر حسن روحانی انتخاب شد. وزارت رفاه بر تلاشهای خود افزود و قانونی در 33 ماده به عنوان پیشنویس برای طرح در دولت آماده و منتشر کرد. اما وزیر و کارشناسان به آن راضی نشدند و کمیتهای برای تکمیل آن تعیین شد و چندی بعد متن 63 مادهای به عنوان متن نهایی برای طرح در هیئت دولت عرضه شد. در سال 94 دولت اعلام کرد بخشی از این قانون را در هیات دولت تصویب کرده و به بخشی دیگر را به صورت لایحه به مجلس فرستاده است.
دلیل و عواملی که موجب شد، قانون 83 را کنار گذاشته و قانون جدید تألیف شود در جلسات مختلف و توسط کارشناسان تجزیه و تحلیل شده است. از جمله این جلسات، نشستی بود که با حضور علی همت محمودنژاد(عضو اصلی هیئت مدیره سازمان جهانی معلولان و مدیرعامل انجمن دفاع از حقوق معلولین ایران)، مهدیه نجفیزاده(معاون مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد) و محمدرضا دشتی(کارشناس روابط عمومی و مسئول کارآفرینی اجتماعی مؤسسه رعد) برگزار شد تا به نمایندگی از جامعه معلولان، حرفها، مشکلات و مسائل مهم حقوقی و اجتماعی معلولین در چارچوب نقادی قانون 83 رسیدگی شود.
علی همت محمودنژاد به مناسبسازی و پیادهروها و تردد با وسایط شخصی یا عمومی پرداخته و میگوید: «همانطور که در ماده ۲ قانون جامع حمایت از حقوق معلولان آمده، الان بزرگترین مشکل معلولان دسترسی است. وقتی یک فرد نتواند وارد دانشگاه شود یا از امکاناتی مانند کتابخانه، فرهنگسرا، سینما و پارک استفاده کند هیچگاه نمیتواند تواناییهای خودش را نشان دهد. هنوز پلههای مترو و اتوبوسها برای معلولان مناسبسازی نشدهاند. البته پلاک ویژه معلولان برای خودروی معلولان طراحی و پیگیری شد، مسئولان هم با آن موافقت کردند و به نتیجه رسید. این پلاک کمک میکند در طرحهای ترافیک و زوج و فرد حضور پیدا کنیم. اما اداره راهنمایی و رانندگی هنوز در مورد مسائل معلولیتی جدی نیست. مثلاً اگر کسی در جایگاه ویژه معلولین توقف کند پلیس او را به ندرت جریمه میکند. چون در قبض جریمه کدی برای این مورد تعبیه نشده است. شهردار ایتالیا فقط به خاطر یک دقیقه پارک در جایگاه ویژه معلولان از کار برکنار شد و این خبر خیلی مهمی در رسانهها بود. بلیت هواپیما بر اساس ماده ۴ قانون جامع حمایت از حقوق
معلولان باید نیمبها باشد، در این قانون گفته نشده که سفر خارجی باشد یا داخلی و گفته نشده که شرکت خصوصی باشد یا دولتی اما بلیت هواپیما تا سال گذشته برای معلولان تنها از دو شرکت دولتی نیمبها بود و حالا همان دو شرکت هم بلیت نیمبها نمیدهند و میگویند بیایید اینجا و اگر هواپیما صندلی خالی داشت به شما بلیت نیمبها میدهیم. حتی یک شرکت خصوصی در بلیت هواپیمایش نوشته از سوار کردن معلولان معذوریم.»(1)
خانم نجفیزاده به تشکلهای معلولین پرداخته و قلمرو فعالیت آنها، تأثیر آنها در زندگی معلولین، تعامل آنها با دستگاههای اجرایی را تبین کرده و میگوید: «جایگاه فعالیت این تشکلها در قانون معلوم نیست و ابعاد فعالیت آنها در قانون 83 تبیین نشده است.»(2)
محمدرضا دشتی نیز خاطر نشان کرد: «وضعیت شغلی معلولین و اشتغال معلولین در قانون 83 روشن شده است. هاوکینگ شخصیت مهم و نابغه معلول انگلیسی است و شهرت جهانی دارد. در ایران هم شخصی داریم که در سطح هاوکینگ است. خانم بهاره هنرپرور در دوران لیسانس با آقای هاوکینگ آشنا میشود و با او مکاتبه میکنند. ایشان به خانم هنرپرور میگوید من هم این مشکلات را دارم و بروید در همین رشته تحصیلی من درس بخوانید، خانم هنرپرور هم این رشته را تا مقطع دکترا ادامه میدهد. اما با مشکلات فراوان، چون سه بار در دوره فوق لیسانس ایشان را به دلیل معلولیت رد کردند. آقای هاشمی در دانشگاه آزاد دستور داد، برگشت و توانست دوره فوق لیسانس و دکترا را طی کند. ایشان الآن در آفریقا مشغول کار و پژوهش است. چون در ایران کار برایش نیست. یعنی فردی که افتخار ایران است باید برود در افریقا کار کند؟ با اینکه قانون 83، خوب اشتغال را حلّ کرده ولی در اجرا موانع بسیار زیاد است.
مبحث دیگر درباره ورزشکاران معلول است و تبعیض فاحشی بین قهرمانان پارالمپیک و المپیک وجود دارد. علیالقاعده نباید بین معلول و غیر معلول در ورزش قهرمانی تفاوت باشد. اما متأسفانه میزان جایزه ورزشکاران المپیک ده برابر ورزشکاران پارالمپیک است.
قانون جامع حمایت از معلولین در ۱۶ ماده در سال ۸۳ در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. دولت آقای احمدینژاد اجرای آن را کنسل کرد و در دولت چند بار مورد بازنگری قرار گرفت. بیش از یک سال و نیم است که اداره حقوقی وزارت رفاه، سازمان بهزیستی و کارشناسان و نمایندگان NGOها درباره آن نظر دادهاند و ایرادهای مربوط به آن را گرفتهاند و الآن در کمیسیون اجتماعی دولت است و امید است زودتر تکلیف آن روشن گردد. اما قبلاً که قانون 83 اجرا میشد، موادی از آن را مجریان، اجرا نمیکردند. در بحث اشتغال معلولان، این قانون سه درصد استخدامها را برای معلولان میداند اولاً سه درصد بسیار کم است و حتماً باید این درصد زیاد شود چون وقتی به مناطق میرسد عملاً سهمی به معلولان نمیرسد. دوم اینکه از واژههایی نامأنوس و مخالف با کنوانسیون حقوق جهانی معلولان استفاده میکنند و شرط صحت جسمانی کامل را پیش میکشند.
از مقایسه بین وضعیت معلولان ایران و سایر کشورها میتوان فهمید در کشورمان آیین دادرسی خاص ویژه معلولین نداریم در حالی که اگر آن را داشته باشیم هنگامی که قاضی بخواهد برای معلولی که جرمی را مرتکب شده حکم صادر کند میتواند بسیاری از موارد و شرایط را در نظر بگیرد یا وقتی علیه کسی که معلول است جرمی را مرتکب شوند باید تشدید مجازات در نظر گرفته شود. در انگلستان و بسیاری از کشورها افرادی که علیه معلولین جرمی را مرتکب میشوند با ۴۰ درصد تشدید مجازات مواجه میشوند. هنوز در ایران بانک جامع اطلاعاتی راجع به معلولان نداریم. از اینرو در مورد معلولین زندانی، اطلاعاتی نداریم. لازم به ذکر است، شرایط زندان برای معلولان بسیار سخت تر از شرایطی است که افراد عادی میتوانند در آنجا تحمل کنند و در بسیاری از کشورها تسهیلاتی برای آنها در نظر میگیرند. در کشور سوئد هر معلول یک شخص حمایتگر دارد. نیز رشتهای به نام حمایت معلولین در دانشگاههای سوئد تدریس میشود. مهم این است که در قانون 83، به دادرسی، به شرایط زندان و به بسیاری از موارد دیگر پرداخته نشده است. میتوان این موارد را به کنوانسیون ارجاع داد. مثلاً در متن قانون نوشت، هر موردی در این قانون ذکر نشده بر اساس کنوانسیون و میثاقهای بینالمللی عمل شود.»(1)
خلاصه نظر بسیاری از کارشناسان این است که قانون جامع مصوب 83 اگر در همین حدّ هم عملی و اجرایی میشد خوب بود ولی، همواره از اجرای آن طفره میرفتند. الآن هم چند سال است آن را کنار گذاشته و مشغول تدوین قانون جدید هستند. امید است قانون جدید هر چه زودتر تصویب و ضمانتهای اجرایی در آن لحاظ شود.
1) . خبرگزاری خبر آنلاین، ۱۰ اسفند ۱۳۹۳.
متنی شامل 24 ماده و با عنوان «لایحه حقوق شهروندی افراد دارای معلولیت (توسعه و اصلاح قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، مصوب 83» به تاریخ 13 بهمن ماه 1392 از سایت کانون معلولین توانا قزوین اخذ شد. عکس صفحه نخست این متن اینگونه است:
پس از صفحه فوق، 24 ماده آمده است. اما چند نکته مهم وجود دارد. این نکات برای پژوهشگران تاریخ حقوق معلولین ایران اهمیت دارد:
1- در قسمت تاریخ پیشنهاد، 7/2/92 درج شده است. یعنی این متن در دولت دهم و حدود 2 ماه مانده با اتمام دولت دهم نهایی و پیشنهاد شده است.
2- این متن روی سر برگهای دفتر هیئت دولت و به عنوان گزارش کمیته تخصصی آمده است. مشخص است کمیته تخصصی در هیئت دولت هم مستقر بوده و در زمینه حقوق معلولین کار میکرده و این متن حاصل کار آنها است. اما آنها چه کسانی هستند و اسامی آنها، اطلاعاتی درج نشده است.
3- برخی قرائن و شواهد در متن مثل استفاده از واژه حقوق شهروندی هست که انتساب این متن به دولت دهم (محمود احمدینژاد) را تضعیف و انتساب آن به دولت یازدهم (حسن روحانی) را تقویت میکند. مخصوصاً عنوان (تیتر) و ماده یک دارای واژههای نزدیک به ادبیات آقای روحانی است.
4- تاریخ انتشار آن(بهمن 92) نشان میدهد که در زمان دولت یازدهم منتشر شده است.
5- جمع این نکات نشان میدهد این متن در اواخر دولت محمود احمدینژاد آماده شده ولی فرصت تقدیم به مجلس را نداشته و دولت حسن روحانی با ویرایش برخی جاهای آن در نیمه دوم سال 92 منتشر کرده و در اختیار کارشناسان برای نظرخواهی گذاشته است. البته این گزارش صرفاً یک احتمال است. چون به اسناد دولتی دسترسی ندارم و نمیدانم پشت پرده چه خبر است.
اکنون نخست متن 24 مادهای را میآوردم و سپس آن را با قانون 83 مقایسه میکنم و در ادامه نشستی که در سال 92 برای بررسی همین متن منعقد شد را گزارش میکنم.
این لایحه در 24 ماده به شرح زیر منتشر شده است:
گزارش کمیته تخصصی
پیشنهاد دهنده: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
کمیسیون مرتبط: امور اجتماعی و دولت الکترونیک
تاریخ پیشنهاد: 07/02/1392
عنوان پیشنهاد: لایحه حقوق شهروندی افراد دارای معلولیت (توسعه و اصلاح قانون جامع حمایت از حقوق معلولان- مصوب 1383-)
خلاصه پیشنهاد و دلایل توجیهی:
1- طبق اعلام وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، تصویب و اجرای قانون جامع حمایت از حقوق معلولان- مصوب 1383- علی رغم بهبود نسبی و قابل ملاحظه در آسایش و آرامش گروه هدف و ارتقای سطح خدمات حمایتی و توانبخشی افراد دارای معلولیت، نتوانسته انتظارات و توقعات میلیونها نفر از شهروندان معلول را برآورده سازد و موانع عمده فراروی آنان را رفع نماید.
2- وزارت یاد شده با اعلام اهدافی به شرح زیر پیشنویس لایحه مورد نظر را برای طی مراحل تصویب ارائه نموده است:
تغییر ماهیت حقوقی قانون از طرح به لایحه
حذف موارد بازدارنده اجرای مطلوب قانون از متن قانون
پیشبینی نهاد عالی نظارتی
تطبیق مفاد قانون با تحولات اداری کشور
توسعه مفاد قانون به نیازهای مغفول مانده افرا معلول در قانون جامع
تدقیق برخی مفاد تفسیر برانگیز قانون جامع
استفاده از ظرفیتهای جدید در بهبود سطح زندگی افراد معلول
تعمیم مسئولیت بهبود زندگی افراد معلول از یک دستگاه به همه سازمانها و دستگاههای ذی ربط
ماده 1
دولت جمهوری اسلامی ایران، در راستای تحقق بندهای «3»، «7»، «9» و «12»، اصل سوم، اصل بیست و نهم و بندهای «1» و «2» اصل چهل و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مفاد قانون جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت مصوب 1383 مجلس شورای اسلامی، مفاد پیماننامه جهانی حقوق افراد دارای معلولیت مصوب 1387 مجلس شورای اسلامی و تحقق سند چشمانداز توسعه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران در افق 1404، مفاد این قانون را با هدف تصریح، تضمین و تحقق حقوق شهروندی افراد دارای معلولیت، برابرسازی فرصتها در همه عرصههای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی فراروی شهروندان دارای معلولیت و ممانعت از اعمال هر گونه تبعیض علیه حقوق، کرامت انسانی و شأن شهروندی این افراد ناشی از معلولیت آنان، به تصویب میرساند.
تبصره 1- فرد دارای معلولیت کسی است که بر اساس طبقهبندیهای بینالمللی انواع معلولیت با تأیید کمیسیون تخصصی پزشکی- توانبخشی تشخیص نوع و تعیین شدت معلولیت سازمان بهزیستی کشور در اثر اختلال و آسیب جسمی، حسی، ذهنی، روانی و یا توأم با محدودیت قابل توجه و مستمر در فعالیتهای روزمره زندگی و مشارکت اجتماعی مواجه است.
تبصره 2- نظر به ضرورت مشخص شدن نوع و شدت معلولیت شهروندان هدف این قانون، به منظور برخورداری از حقوق مندرج در مواد بعدی و سایر قوانین و مقررات معطوف به شهروندان دارای معلولیت و سطحبندی خدمات به آنان در مواد مقرر، سازمان بهزیستی کشور مکلف است کارت هوشمند معلولیت، افراد دارای معلولیت را با مکانیسم مندرج در آییننامه اجرایی این تبصره صادر نماید. تا زمان صدور کارت هوشمند، کارتهای صادره قبلی توسط سازمان بهزیستی کشور کماکان معتبر است. آییننامه اجرایی چگونگی تعیین نوع و شدت معلولیت شهروندان هدف این قانون و صدور کارت هوشمند معلولیت آنان، حداکثر سه ماه پس از تصویب و ابلاغ این قانون، توسط سازمان بهزیستی کشور تدوین و به تأیید وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی خواهد رسید.
(منطبق با ماده 1 قانون جامع با اصلاحات)
ماده 2- مناسبسازی و دسترسپذیری:
تحقق مشارکت کامل شهروندان دارای معلولیت در همه فعالیتها و امور اجتماعی، مستلزم مناسبسازی همه معابر، ساختمانها و اماکن دارای کاربری عمومی جهت دسترسی و کاربری این شهروندان است. در راستای تحقق این حق اساسی شهروندان دارای معلولیت و منطبق با اجرای احکام سند چشمانداز توسعه همه جانبه جمهوری اسلامی ایران، دولت مکلف است ضمن تحقق
کامل امر مناسبسازی و دسترسپذیری محیطهای شهری و روستایی برای شهروندان دارای معلولیت تا افق 1404، بر انجام اقدامات زیر نظارت کند.
الف- قوای سه گانه و مؤسسات و شرکتهای وابسته به آنها، دستگاههای اجرایی موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری و بخش غیردولتی با کاربری عمومی مکلفند ضمن رعایت کلیه ضوابط و استانداردهای دسترسپذیری ساختمانها و تأسیسات برای افراد دارای معلولیت در طرحهای آتی و در دست تهیه خود و ممانعت از احداث اماکن جدید و فاقد دسترسپذیری برای افراد دارای معلولیت، ساختمانها و تأسیسات فعلی تحت پوشش خود را بر اساس برنامهریزی و هدفگذاری معین و با پیشبینی بودجه مشخص سالانه تا افق 1404 جهت دسترسی کاربران دارای معلولیت مناسبسازی نمایند.
ب- شهرداریها مکلفند از صدور پروانه احداث، بازسازی، و یا پایان کار برای ساختمانها و اماکن با کاربری عمومی و معابری که استانداردهای لازم بر اساس ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری را برای افراد دارای معلولیت رعایت نکرده باشند، خودداری نمایند.
ج- کلیه دستگاههای متولی صدور مجوز، مکلفند رعایت ضوابط و استانداردهای مناسبسازی را در شرایط و الزامات صدور مجوز لحاظ نمایند.
د- به منظور سیاستگذاری، برنامهریزی اجرایی، نظارت بر امر خطیر مناسبسازی و ایجاد بانک جامع اطلاعات مناسبسازی در کشور، ستاد هماهنگی مناسبسازی کشور به ریاست وزیر کشور و با شرح وظایف و ساختار متناسب مندرج در آییننامه جدید اجرایی ماده 2 قانون جامع مصوب خردادماه 1391 هیئت وزیران تشکیل میشود. ستاد مذکور گزارش عملکرد ملی در عرصه مناسبسازی را سالانه به شورایعالی امور معلولان و مجلس شورای اسلامی ارائه میدهد.
تبصره- نحوه نظارت و پیگیری مربوط به مناسبسازی در آییننامه اجرایی که توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با همکاری سازمان بهزیستی کشور، وزارت کشور، وزارت راه و شهرسازی و معلولیت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید، مشخص خواهد شد.
(منطبق با ماده 2 قانون جامع با اصلاحات و اضافات، منطبق با ماده 9 پیماننامه جهانی حقوق افراد دارای معلولیت)
ماده 3- تردد و تحرک:
امکان بهرهمندی افراد دارای معلولیت از وسایل نقلیه به ویژه سامانههای حمل و نقل عمومی همسان با سایر آحاد جامعه، حق شهروندی افراد دارای معلولیت است. دولت جمهوری اسلامی ایران به منظور تحقق استیفای افراد دارای معلولیت از این حق شهروندی، از انجام اقدامات زیر حمایت و پشتیبانی به عمل میآورد:
الف- دسترسپذیری کلیه سامانههای حمل و نقل عمومی درون شهری و برون شهری تا افق 1404 و منطبق با استانداردهای بینالمللی دسترسپذیری سامانههای حمل و نقل عمومی برای افراد دارای معلولیت شامل مناسبسازی کلیه پایانهها، ایستگاهها و تأسیسات سامانههای حمل و
نقل عمومی و امکان بهرهمندی شهروندان دارای معلولیت از ناوگانهای حمل و نقل عمومی زمینی، دریایی و هوایی.
سامانههای مذکور مکلفند کارکنان خود را جهت همیاری علمی و صحیح با مسافرین دارای معلولیت آموزش دهند.
ب- به منظور ممانعت از تضییع حق شهروندی افراد دارای معلولیتهای شدید و خیلی شدید، جهت مشارکت اجتماعی در همه عرصهها و برخورداری از کلیه خدمات، همسان با سایر آحاد جامعه، به دلیل عدم امکان استفاده از سامانههای حمل و نقل عمومی موجود از یک سو و زمانبر بودن تکمیل روند دسترسپذیری سامانههای حمل و نقل عمومی از سوی دیگر، شهرداریهای کشور متناسب با امکانات خود اقدام به تشکیل سامانههای حمل و نقل ویژه شهروندان دارای معلولیت مینمایند. دولت مکلف است در تشکیل این سامانهها به شهرداریهای فاقد اعتبارات لازم، کمک نماید.
ج- استفاده شهروندان دارای معلولیتهای شدید و خیلی شدید از سامانههای حمل و نقل ریلی و اتوبوسرانی درون شهری رایگان و استفاده این افراد از سامانههای برون شهری ریلی، هوایی و دریایی نیمبهاء است.
تبصره- چگونگی جبران هزینههای استفاده افراد دارای معلولیتهای شدید و خیلی شدید از امتیازات این بند در آییننامه اجرایی مصوب کارگروه متشکل از نمایندگان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، وزارت کشور، وزارت راه و شهرسازی، معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری، حداکثر سه ماه پس از ابلاغ این قانون مشخص میشود.
د- به منظور تسهیل استفاده شهروندان دارای معلولیت از خودروهای شخصی مناسبسازی شده جهت تردد مستقل، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مکلف است با پیشبینی اعتبارات لازم، افراد دارای معلولیت را جهت تملک خودروهای مناسبسازی شده مورد نیاز از طریق اعطای کمکهای بلاعوض، وامهای قرضالحسنه و کمبهره یاری نماید.
(ماده جدید الحاقی تکمیلی ماده 4 قانون جامع، منطبق با مواد 9 و 20 پیماننامه جهانی حقوق افراد دارای معلولیت)
ماده 4- مراقبت های بهداشتی و خدمات توانبخشی:
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دسترسی به مراقبتهای بهداشتی و خدمات درمانی را حق اساسی کلیه ایرانیان شناخته است. در راستای برخورداری شهروندان دارای معلولیت از این حق و رفع نیاز این شهروندان به خدمات و وسایل توانبخشی در جهت بازتوانی و تأمین سلامت آنان اقدامات و حمایتهای زیر صورت میپذیرد:
الف- کلیه افراد دارای معلولیت فاقد پوشش بیمههای پایهای سلامت و ناتوان از پرداخت حق بیمههای مذکور و افراد تحت تکفل آنان تحت پوشش بیمههای پایهای سلامت قرار میگیرند. همچنین افراد دارای معلولیت نامبرده جهت دسترسی به خدمات درمانی، توانبخشی و مشاورهای لازم جهت جبران پیامدهای معلولیت آنان تحت پوشش بیمههای تکمیلی نیز قرار میگیرند.
تبصره- در صورت عدم شمول ارائه خدمات توانبخشی و مشاوره مورد نیاز افراد دارای معلولیت توسط بیمههای پایهای و تکمیلی سلامت، دولت مکلف است دسترسی این افراد را به خدمات مذکور بدون تحمیل هزینههای اضافی تأمین نماید.
ب- سازمان بهزیستی کشور مکلف است با حفظ رویکرد محوری کمک به مراقبت و نگهداری از افراد دارای معلولیت در بطن خانوادهها و ارائه حمایتهای لازم به این خانوادهها، خدمات مراقبتی و نگهداری از افراد دارای معلولیت به ویژه افراد دارای معلولیتهای شدید و خیلی شدید را از طریق مراکز وابسته به خود یا حمایت از مراکز بخش غیردولتی (خصوصی، تعاونی، خیریه و تشکلهای مردم نهاد) تأمین نماید. اعتبارات مورد نیاز تأمین این خدمات از جمله یارانه پرداختی به مراکز غیردولتی سالانه بر اساس گزارش کارگروه تخصصی زیربط و با احتساب هزینه تمام شده خدمات، پیشبینی و توسط دولت در بودجه سالانه سازمان بهزیستی منظور میشود.
ج- دسترسی به خدمات توانبخشی (پزشکی، اجتماعی و حرفهای) از مهمترین نیازها و حقوق شهروندان دارای معلولیت است. در جهت رفع این نیاز، سازمان بهزیستی کشور مکلف است با استفاه از ظرفیت مراکز تخصصی خود یا حمایت از ظرفیتهای مراکز بخش غیردولتی، دسترسی افراد دارای معلولیت را به خدمات مذکور تأمین نماید. اعتبارات مورد نیاز تأمین این خدمات از جمله یارانه پرداختی به مراکز غیردولتی سالانه بر اساس گزارش کارگروه تخصصی زیربط و با احتساب هزینه تمام شده خدمات، پیشبینی و توسط دولت در بودجه سالانه سازمان بهزیستی منظور میشود.
د- گسترش کارگاههای آموزشی، حمایتی و تولیدی افراد دارای معلولیت و ارائه خدمات توانبخشی حرفهای برای آنان جهت توانمندسازی جامعه هدف با همکاری سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور، سازمان فنی و حرفهای کشور و تشکلهای غیردولتی افراد دارای معلولیت.
تبصره- شیوه کار کارگاههای توانبخشی حرفه ای افراد دارای معلولیت و حقوق شاغلین به کار در این کارگاهها در آییننامه اجرایی تشکیل کارگاههای حمایتی توسط کارگروه تخصصی این امر متشکل از کارشناسان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان بهزیستی کشور حداکثر ظرف مدت سه ماه پس از تصویب این قانون، تدوین و به تأیید هیئت وزیران خواهد رسید.
ز- دسترسی به وسایل توانبخشی، بخش انفکاکناپذیر از بازتوانی افراد دارای معلولیت و جبران پیامدهای منفی ناشی از معلولیت آنان است. به منظور رفع این نیاز شهروندان دارای معلولیت، سازمان بهزیستی کشور مکلف است وسایل توانبخشی مورد نیاز این شهروندان را با اولویت استفاده از وسایل توانبخشی استاندارد تولید داخلی و در صورت عدم وجود یا تکافوی تولیدات استاندارد داخلی، از منابع خارجی تأمین نماید. این تأمین باید متناسب با توان مالی افراد دارای معلولیت با تحمیل حداقل هزینه و در صورت فقدان توان مالی به صورت رایگان صورت پذیرد. اعتبارات مورد نیاز این بخش سالانه متناسب با نیاز گروه هدف توسط دولت در بودجه سازمان بهزیستی کشور منظور میشود.
و- دسترسی به وسایل و فنآوریهای کمکی تسهیل کننده زندگی روزانه افراد دارای معلولیت از حقوق مسلم آنهاست. در پاسخ به این حقوق سازمان بهزیستی مکلف است وسایل و فنآوریهای
کمکی مذکور را رأساً یا با حمایت از بخش خصوصی یا تشکلهای مردم نهاد با بهای مناسب و منطبق با توان خرید مصرفکنندگان، در اختیار آنان قرار دهد.
ه-- به منظور پیشگیری از بروز معلولیتهای اجتنابپذیر، سازمان بهزیستی کشور مکلف است با همکاری سایر دستگاهها از جمله وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نسبت به تدوین و اجرای برنامههای پیشگیری و کاهش بروز پدیده معلولیت اقدام نماید.
(ماده جدید الحاقی منطبق با مواد 3، 5 و 10 قانون جامع، منطبق با مفاد مواد 25 و 26 پیماننامه جهانی حقوق افراد دارای معلولیت)
ماده 5- دسترسی به امکانات ورزشی:
امکان اشتغال به فعالیتهای ورزشی از مهمترین ابزار بازتوانی و ارتقاء سطح سلامت و ضریب نشاط فردی و جمعی افراد دارای معلولیت است. به منظور پاسخ به این نیاز اساسی افراد دارای معلولیت اقدامات زیر صورت میپذیرد:
الف- وزارت ورزش و جوانان، شهرداریهای کشور و سایر سازمانها، دستگاههای اجرایی دولتی، نهادهای عمومی و مؤسسات بخش غیردولتی احداث کننده اماکن ورزشی ممکلفند، منطبق با ماده 2 این قانون و در رعایت حق شهروندان دارای معلولیت برای دسترسی برابر به امکانات ورزشی، اماکن، تأسیسات و تجهیزات ورزشی خود را جهت دسترسی این افراد و با رعایت استانداردهای مربوطه، مناسبسازی نمایند.
ب- وزارت ورزش و جوانان به عنوان دستگاه مادر، سیاستگذار در زمینه تربیت بدنی، مکلف است با هماهنگی معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری سهم عادلانه و متناسب شهروندان دارای معلولیت را از بودجه ملی ورزش اختصاص داده و با اولویت فراگیر اماکن و تأسیسات ورزشی جهت اشتغال به ورزش افراد دارای معلولیت در کنار سایر شهروندان، نسبت به توسعه مراکز و تأسیسات ورزشی اختصاصی فعالیتهای ورزشی افراد دارای معلولیت و حمایت خاص از مسابقات و جشنوارههای ورزشی آنان اقدام نماید.
ج- با توجه به اهمیت مضاعف ورزش در تأمین سلامت و توانبخشی افراد دارای معلولیت، استفاده این افراد از اماکن ورزشی دولتی و نهادهای عمومی رایگان و استفاده آنان از اماکن ورزشی بخش غیردولتی نیمبهاء است.
تبصره: ساز و کار چگونگی استفاده نیمبهاء افراد دارای معلولیت از اماکن ورزشی بخش غیردولتی در آییننامه اجرایی این بند با شرکت نمایندگان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، وزارت ورزش و جوانان، معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری حداکثر سه ماه پس از تصویب و ابلاغ این قانون مشخص خواهد شد.
د- به منظور تربیت نیروی انسانی متخصص در امر ورزش افراد دارای معلولیت، وزارت علوم تحقیقات و فنآوری مکلف است گرایشها و دروس تخصصی ورزش افراد دارای معلولیت را پیشبینی و تدوین نماید.
(ماده جدید الحاقی مکمل مفاد ماده 4 قانون جامع، منطبق با ماده 30 پیماننامه جهانی حقوق افراد دارای معلولیت)
ماده 6- دسترسی به امکانات فرهنگی و منابع اطلاعاتی:
اشتغال به فعالیتهای خلاقانه فرهنگی و هنری از مهمترین ابزارهای شکوفایی استعدادهای معنوی همه آحاد جامعه به ویژه شهروندان دارای معلولیت جهت غلبه بر محدودیتهای ناشی از معلولیت این افراد از یک سو و ایجاد تصویر مثبت از توانمندیهای این افراد در ذهن جامعه از سوی دیگر است. به منظور ایجاد بستر مناسب شکوفایی استعدادهای فرهنگی و هنری افراد دارای معلولیت و دسترسی برابر آنان به منابع اطلاعاتی به عنوان پیش شرط لازم تحقق مشارکت آنان در عرصههای تولیدات و فعالیتهای فرهنگی اقدامات زیر صورت میپذیرد:
الف- کلیه وزارتخانهها، سازمانها، دستگاههای اجرایی و مؤسسات دولتی یا وابسته به نهادهای عمومی و نیز مؤسسات بخش غیردولتی فعال در عرصه خدمات فرهنگی و هنری مکلفند ضمن رعایت الزامات ماده 2 این قانون مبنی بر دسترسپذیری اماکن فرهنگی خود برای افراد دارای معلولیت، با ارائه تسهیلات زمینه بهرهمندی شهروندان دارای معلولیت را از برنامههای خود در کنار سایر آحاد جامعه، فراهم آورند.
ب- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی و سایر سازمانها و مؤسسات دولتی فعال در عرصه امور فرهنگی و هنری همچنین سازمانها و مؤسسات فرهنگی وابسته به شهرداریهای کشور مکلفند با لحاظ حقوق و نیازهای فرهنگی شهروندان دارای معلولیت در همراهی با سازمان بهزیستی و تشکلهای مردم نهاد افراد دارای معلولیت از فعالیتها، رویدادها و جشنوارههای فرهنگی و هنری افراد دارای معلولیت حمایت به عمل آورند.
ج- سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور مکلف است با لحاظ حق شهروندی افراد معلول جهت گردشگری و بازدید از اماکن تاریخی و گردشگری کشور، ضمن تحقق و نظارت بر مناسبسازی اماکن تحت پوشش برای دسترسی افراد معلول، با پیشبینی منابع مورد نیاز، به توسعه تورهای گردشگری حمایتی، برای افراد معلول اقدام نماید و بازدید این افراد از اماکن فرهنگی و هنری، مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی نیمبهاء خواهد بود.
تبصره- ساز و کار چگونگی استفاده نیمبهاء افراد دارای معلولیت از اماکن فرهنگی و هنری بخش غیردولتی در جلسهای با شرکت نمایندگان وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری حداکثر سه ماه پس از تصویب و ابلاغ این قانون مشخص خواهد شد.
ز- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان دستگاه مادر در امور نشر کتاب و مطبوعات، مکلف است با لحاظ حق اساسی شهروندان معلول برای دسترسی به کتب و نشریات، به طور سالانه بودجه مورد نیاز تولید و انتشار کتب و نشریات بریل، گویا درشتنما و قالبهای الکترونیکی، جهت شهروندان نابینا و کمبینا و چاپ و انتشار کتب و نشریات تخصصی حوزه افراد دارای معلولیت را پیشبینی و تخصیص دهد. همچنین وزارتخانه مذکور موظف است با توجه به انتشار روز افزون کتب و نشریات الکترونیک، ضمن رعایت حقوق مالکیت معنوی ناشرین، با اتخاذ تدابیر مشوقانه، ناشرین را به در دسترس نهادن نسخ الکترونیکی آثار خود ترغیب نماید.
و- به منظور رعایت حق شهروندی افراد دارای معلولیتهای حسی برای دسترسی برابر به اطلاعات منتشر شده در عرصه عمومی جهت آگاهی جامعه، منابع نشر این اطلاعات مکلفند دادههای مذکور را حداقل در یکی از اشکال بریل، گویا یا قالبهای الکترونیکی در دسترس افراد دارای معلولیتهای حسی قرار دهند.
ه-- با توجه به انتشار روزافزون اطلاعات عمومی در فضاهای مجازی و توسعه خدمات الکترونیکی در این عرصه از یک سو و حق برابر شهروندان نابینا و کمبینا برای دسترسی اطلاعات و خدمات الکترونیکی در فضاهای مجازی، وزارت ارتباطات و فنآوری اطلاعات مکلف است استانداردهای دسترسپذیری به دیدارگاههای مجازی را برای فنآوریهای کمکی نابینایان و کمبینایان تدوین و بر رعایت آن از سوی کلیه وزارتخانهها، سازمانها، نهادهای عمومی و انقلابی و مؤسسات غیردولتی ارائه دهنده خدمات عمومی نظارت نماید.
(ماده جدید الحاقی مکمل ماده 4 قانون جامع، منطبق با ماده 30 پیماننامه جهانی حقوق افراد دارای معلولیت)
ماده 7- آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان دارای معلولیت:
کودکان و نوجوانان دارای معلولیت از آسیبپذیرترین گروهها در میان شهروندان دارای معلولیت محسوب میشوند که رفع نیازهای آنان در عرصههای آموزشی، پرورشی، توانبخشی، مراقبتهای بهداشتی و دسترسی به امکانات لازم مستلزم توجه خاص دولت و تخصیص منابع کافی است.
به منظور بهرهمندی کودکان و نوجوانان دارای معلولیت از حقوق انسانی و شهروندی خود، منطبق با مفاد پیماننامه جهانی حقوق کودک مصوب 1372 مجلس شورای اسلامی حمایتهای زیر از این گروه به عمل میآید:
الف- امکان آموزش برابر و بدون تبعیض کودکان دارای معلولیت آموزشپذیر در مراکز آموزش پیش دبستانی در کنار همسالان فاقد معلولیت خود و نیز امکان آموزش کودکان دارای معلولیتهای شدید و حاد یادگیری، کمتوانی ذهنی و معلولیتهای چندگانه در مراکز خاص آموزش پیش دبستانی تحت پوشش سازمان بهزیستی یا بخش غیردولتی با حمایت این سازمان.
تبصره- سازمان بهزیستی مکلف است با پرداخت کمک هزینه و یارانه، فقدان یا عدم تکافوی توان مالی والدین را جهت پرداخت هزینههای آموزش کودکان دارای معلولیت را در مراکز آموزش پیشدبستانی جبران نماید. میزان یارانه مذکور هر سال توسط کارگروهی متشکل از کارشناسان سازمان بهزیستی، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری تعیین و اعتبارات مورد نیاز آن در بودجه سالانه سازمان بهزیستی منظور میشود.
ب- امکان آموزش رایگان کودکان و نوجوانان دارای معلولیت از مقطع آموزش ابتدایی تا متوسطه، هنرستان و کار و دانش با اولویت رویکرد آموزش فراگیر مبتنی بر تحصیل دانشآموزان دارای معلولیت در مدارس عادی در کنار دانشآموزان فاقد معلولیت و همچنین امکان آموزش رایگان دانشآموزان دارای معلولیتهای بسیار شدید و حاد یادگیری، کمتوانی ذهنی، یا معلولیتهای چندگانه و ناهنجاریهای شدید رفتاری در مراکز خاص آموزشی و حرفهآموزی، وزارت آموزش و پرورش مکلف است منطبق با الزامات ماده 2 این قانون کلیه مدارس و مراکز آموزشی تحت پوشش خود و محل
تحصیل دانشآموزان دارای معلولیت و تأسیسات ورزشی و پرورشی وابسته را به همراه وسایل نقلیه سرویسهای تردد دانشآموزان مذکور را مناسب سازی نماید.
سازمان آموزش و پرورش استثنایی مکلف است کلیه پشتیبانیهای تخصصی از دانشآموزان دارای معلولیت را هم چون تأمین معلمین رابط، وسایل کمک آموزشی متناسب با معلولیت هر دانشآموز و تأمین منابع آموزشی قابل دسترس و استفاده دانشآموزان دارای معلولیت حسی را به عمل آورد.
ج- سازمان بهزیستی مکلف است خدمات و وسایل توانبخشی مورد نیاز کودکان دارای معلولیت را از بدو تولد توأم با معلولیت یا بلافاصله پس از بروز معلولیت کودک، در اختیار آنان قرار دهد.
د- وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان و مؤسسات وابسته به شهرداریها و سایر مؤسسات فعال در عرصه فعالیتهای فرهنگی کودکان و نوجوانان مکلفند ضمن ایجاد فرصتهای برابر بهرهمندی کودکان و نوجوانان دارای معلولیت از خدمات و برنامههای پرورشی و فرهنگی خود، از تولید منابع آموزشی فوق برنامه، بازیهای فکری، کتب و نشریات ویژه کودکان و نوجوانان در اشکال قابل دسترس برای کودکان و نوجوانان دارای معلولیتهای حسی و همچنین محصولات فرهنگی منطبق با نیازهای ویژه کودکان و نوجوانان دارای معلولیت حمایت به عمل آورند.
(ماده جدید الحاقی منطبق با ماده 7 پیماننامه جهانی حقوق افراد دارای معلولیت، منطبق با مفاد پیماننامه جهانی حقوق کودک)
ماده 8- فرصتهای برابر در آموزش عالی:
دولت جمهوری اسلامی ایران با هدف ایجاد فرصتهای برابر جهت کسب تخصص و نیل به مدارج عالی تحصیلی و علمی توسط شهروندان دارای معلولیت، کسب شرایط و الزامات اشتغال پایدار توسط افراد دارای معلولیت در خور شأن انسانی آنان و بهرهمندی جامعه از توانمندیهای علمی و تخصصی افراد دارای معلولیت در عرصههای علمی و پژوهشی کشور حمایتهای زیر را از امکان تحصیل شهروندان دارای معلولیت در مراکز آموزش عالی به عمل میآورد.
الف- تحصیل رایگان افراد دارای معلولیت در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور از طریق پرداخت شهریه دانشجویان دارای معلولیت از سوی دولت به دانشگاهها و مراکز آموزش عالی دریافت کننده شهریه.
تبصره- چگونگی پرداخت شهریه دانشجویان دارای معلولیت توسط آییننامه اجرایی این امر مصوب کارگروه تخصصی متشکل از نمایندگان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، وزارت علوم تحقیقات و فنآوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، نمایندگان دانشگاهها و مراکز آموزشی غیردولتی و معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری به گونهای تعیین شود که دانشجویان دارای معلولیت در روند اداری پرداخت شهریه شده و متضمن رعایت کرامت و احترام دانشجویان مذکور باشد.
ب- تأمین وسایل کمک آموزشی مورد نیاز دانشجویان دارای معلولیت و تأمین منابع و مواد آموزشی دانشجویان دارای معلولیتهای حسی در اشکال قابل استفاده این دانشجویان با تخصیص اعتبارات لازم از سوی دولت.
ج- مناسبسازی ساختمانها، تأسیسات و تجهیزات آموزشی، پژوهشی و رفاهی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی جهت دسترسی دانشجویان دارای معلولیت و تکمیل این روند تا افق 1404 منطبق با الزامات ماده 2 این قانون تا زمان تحقق مطلوب روند مناسبسازی و دسترسپذیری، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی محل تحصیل دانشجویان دارای معلولیت مکلفند حداکثر تسهیلات و همیاریهای لازم را جهت آموزش و پژوهشهای دانشجویان دارای معلولیت، ارائه نمایند.
د- وزارتخانههای متولی امر آموزش عالی مکلفند حداکثر سه ماه پس از تصویب و ابلاغ این قانون دستورالعمل ارائه حمایتهای جبرانی به دانشجویان دارای معلولیت را شامل ساماندهی چگونگی برگزاری امتحانات و آزمونها، برخورداری آنان از دستیاران تحقیقاتی و پژوهشی (استفاده از کار دانشجویی)، چگونگی تأمین وسایل کمک آموزشی و مواد آموزشی قابل استفاده دانشجویان دارای معلولیت حسی و چگونگی استفاده از امتیازات و تسهیلات رفاهی توسط دانشجویان دارای معلولیت را تدوین و به کلیه دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ابلاغ نمایند.
ه-- وزارتخانههای متولی امر آموزش عالی، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و پژوهشکدههای کشور مکلفند ضمن نظارت بر جذب بدون تبعیض متخصصین دارای معلولیت در هیئتهای علمی و پژوهشی با اعطای بورسهای تحصیلی و مطالعاتی داخلی و خارج از کشور از ارتقاء سطح علمی افراد دارای معلولیت حمایت به عمل آورند.
(منطبق با ماده 8 قانون جامع با اصلاحات، منطبق با مفاد ماده 24 پیماننامه جهانی حقوق افراد دارای معلولیت)
ماده 9- حق برخورداری از مسکن:
وزارت راه و شهرسازی، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و کلیه سازمانها و شرکتهای تابعه و همچنین سایر نهادهای دخیل در ایجاد مسکنهای حمایتی و ارزان قیمت و مناسبسازی شده موظفند سالانه حداقل 10% از واحدهای مسکونی احداثی در قالب کلیه طرحهای خود را با معرفی سازمان بهزیستی کشور به افراد دارای معلولیت نیازمند فاقد مسکن اختصاص دهند.
تبصره 1- سیستم بانکی کشور مکلف است تسهیلات اعتباری بلندمدت یارانهدار با نرخ سود 4% را جهت احداث و خرید مسکن مورد نیاز افراد دارای معلولیت تأمین و به افراد دارای معلولیت تحت پوشش و یا تعاونیها و مؤسسات خیریه مورد تأیید سازمان بهزیستی کشور اختصاص دهد. معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری اعتبار مورد نیاز جهت پرداخت مابهالتفاوت نرخ سود یارانهای 4% و نرخ سود مصوب سیستم بانکی را بر اساس مطالبه سالانه بانک مرکزی در قانون بودجه سالانه منظور خواهد نمود.
تبصره 2- سازمان ملی زمین و مسکن موظف است زمین مورد نیاز احداث واحدهای مسکونی افراد دارای معلولیت فاقد مسکن را به صورت اجاره بلندمدت (99 ساله) تهیه و در اختیار افراد مذکور و یا تعاونیها و مؤسسات خیریهای که برای آنان مسکن احداث مینمایند، قرار دهد.
تبصره 3- افراد دارای معلولیت از پرداخت هزینههای صدور پروانه ساختمانی، آمادهسازی زمین، عوارض نوسازی و همچنین حق انشعابات آب، برق، گاز و دفع فاضلاب برای یک بار معاف میباشند. اعتبار مورد نیاز جهت اجرای این تبصره از محل منابع داخلی دستگاههای مرتبط تأمین میگردد.
تبصره 4- معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری موظف است هر ساله بنا بر پیشبینی سازمان بهزیستی کشور اعتبار مورد نیاز جهت کمک به افراد دارای معلولیت را در احداث و یا خرید و مناسبسازی واحدهای مسکونی مورد نیاز آنها، تأمین نماید.
(منطبق با ماده 9 قانون جامع با اصلاحات، منطبق با ماده 28 پیماننامه جهانی حقوق افراد دارای معلولیت)
ماده 10- حق تأمین اجتماعی:
برخورداری از تأمین اجتماعی پایدار و حداقل سطح معیشت از مهمترین درخواستها و حقوق اجتماعی شهروندان دارای معلولیت فاقد شغل و درآمد ثابت به ویژه افراد دارای معلولیتهای بسیار شدید ناتوان از انجام کار است.
دولت جمهوری اسلامی ایران با شناسایی این حق اساسی اجتماعی، ضمن تأکید بر اعمال بیشترین اهتمام خود جهت تأمین سطح زندگی مناسب برای شهروندان دارای معلولیت و متضمن کرامت انسانی این شهروندان با تخصیص حداکثر منابع مالی و غیرمالی ممکن، مستمری (حق معیشت) شهروندان دارای معلولیتهای بسیار شدید و شدید فاقد شغل و درآمد را به ترتیب 80 و 60 درصد حداقل دستمزد سالانه منطبق با قانون کار تعیین و اعتبارات لازم را در بودجه سالانه خود منظور مینماید.
(ماده جدید الحاقی منطبق با ماده 28 پیماننامه جهانی حقوق افراد دارای معلولیت)
ماده 11- تخفیفات مالیاتی:
به منظور جذب سرمایههای بخش غیردولتی در روند ایجاد زیر ساختهای رفاهی، آموزشی، توانبخشی برای افراد دارای معلولیت و ارتقاء سطح زندگی شاغلین دارای معلولیت و خانوادههای دارای فرزند معلول حمایتهای مالیاتی زیر در نظر گرفته میشود:
100% هزینههای اشخاص حقیقی و حقوقی در جهت احداث و تجهیز و توسعه و مناسبسازی کلیه مراکز توانبخشی، نگهداری و مراقبتی، حرفهآموزی، آموزشی، کارآفرینی، رفاهی و مسکن مورد نیاز افراد دارای معلولیت که مجوز فعالیت از سازمان بهزیستی کشور را کسب نموده با گواهی سازمان مذکور به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی خواهد بود.
تبصره 1- به منظور کمک دولت برای جبران هزینههای ناشی از معلولیت، افراد دارای معلولیت شاغل، 100% حقوق و مزایا یا دستمزد افراد دارای معلولیت خیلی شدید و 80% حقوق و مزایا یا دستمزد افراد دارای معلولیت شدید و 60% حقوق و مزایا یا دستمزد افراد دارای معلولیت متوسط تا میزان و سقف سالانه مقرر توسط کارگروه تصریح شده در آییننامه اجرایی این ماده از پرداخت مالیات معاف میباشند. 50% حقوق و مزایا یا دستمزد یکی از اولیاء افراد دارای معلولیت خیلی شدید و شدید مادامی که مسئولیت پرداخت هزینههای مترتب بر معلولیت فرد بر عهده اولیاست از پرداخت مالیات
معاف خواهند بود. گواهی تأیید نوع و شدت معلولیت افراد مشمول این ماده از سوی کمیسیون پزشکی تشخیص نوع و شدت معلولیت سازمان بهزیستی ارائه خواهد شد.
تبصره 2- معافیت مالیاتی افراد دارای معلولیت دارای مشاغل آزاد بر اساس درآمد سالانه، از یک تا چند منبع، عیناً مشابه شاغلین مشمول تبصره 1 این ماده خواهد بود.
تبصره 3- آییننامه اجرایی این ماده توسط سازمان بهزیستی کشور و وزارت امور اقتصادی و دارایی ظرف سه ماه از لازمالاجرا شدن قانون تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
(منطبق با ماده 14 قانون جامع با اصلاحات و اضافات)
ماده 12- تحکیم بنیاد خانوادههای دارای نیازهای ویژه:
به منظور ارتقاء سطح زندگی افراد دارای معلولیت، کمک مؤثر به خانوادههای دارای فرزند معلول و تحکیم بنیاد خانوادههای زوجهای دارای معلولیت، خدمات حمایتی زیر ارائه میشود:
الف- بانوان کارمند دارای معلولیت، بانوان کارمند همسر فرد دارای معلولیت و یا واجد فرزند دارای معلولیت، به شرط نگهداری وی در منزل، از مقررات مربوط به قانون خدمت نیمه وقت بانوان و اصلاحات بعدی آن با استفاده از حقوق و مزایای کامل بهرهمند خواهند شد و در صورتیکه فرزند دارای معلولیت فاقد مادر باشد، پدر یا سرپرست قانونی وی به شرط نگهداری فرد دارای معلولیت در منزل، با یک چهارم کسر ساعات کار هفتگی از حقوق و مزایای کامل استفاده خواهد نمود.
ب- کمک به تشکیل خانواده زوجهای دارای معلولیت، از طریق پرداخت تسهیلات ویژه ازدواج، اولویت در دریافت مسکن تملکی با دریافت کمک هزینه اجاره مسکن، ارائه خدمات مددکاری، مشاورهای و پرستاری به زوجهای مذکور .
ج- به منظور حمایت از زندگی افراد دارای معلولیت در چارچوب کانونهای گرم خانواده و جبران هزینههای معنوی و مادی تحمیلی به خانوادهها، ناشی از پیامدهای معلولیت این افراد، دولت کمک هزینهی جبرانی را با عنوان حق پرستاری یا مددکاری به سرپرست خانوادههای دارای فرزند معلول، همسران این افراد و یا قیم افراد دارای معلولیت با تصریح قانون پرداخت مینماید. میزان این کمک متناسب با نوع و شدت معلولیت فرد، تعداد افراد دارای معلولیت در هر خانواده و میزان هزینه زندگی خانوار و خط فقر، هر سال توسط کار گروه تخصصی مربوطه که بر اساس آییننامه اجرایی این ماده تشکیل میشود، تعیین و توسط دولت در بودجه سالانه کشور منظور میشود.
د- کلیه دستگاههای موضوع ماده 16 این قانون مکلفند ساعات کار روزانه شاغلین دارای معلولیتهای خیلی شدید و شدید را، که حضور تمام وقت آنان در محل کار موجب کاهش شاخصهای سلامت این افراد میشود، حداکثر دو ساعت در روز کاهش دهند.
تبصره- آییننامه اجرایی این ماده توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان بهزیست کشور و معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری، ظرف مدت سه ماه تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
(ماده جدید الحاقی منطبق با مواد 7 و 22 پیماننامه جهانی حقوق افراد دارای معلولیت)
مواد 13 الی 18، مواد جدید الحاقی منطبق با مفاد پیشنویس لایحه قانون توسعه کارآفرینی و اشتغال معلولین، جایگزین ماده 7 قانون جامع است.
ماده 13
کارفرمایانی که افراد دارای معلولیت جویای کار را در مراکز کسب و کار خود استخدام کنند با رعایت شرایط زیر از یارانه حقوق و دستمزد افراد دارای معلولیت شاغل استفاده خواهند کرد:
الف- مدت قرارداد استخدامی کارفرما با فرد دارای معلولیت شاغل حداقل یک سال باشد.
ب- حقوق و دستمزد فرد دارای معلولیت شاغل بر اساس مصوبات شورای عالی کار و سایر قوانین و مقررات مربوط به طور کامل از سوی کارفرما پرداخت شود.
ج- سایر مزایای قانونی تصریح شده در قانون کار (مزایای رفاهی کارگران) به معلول شاغل اختصاص داده شود.
تبصره 1- منظور از فرد دارای معلولیت جویای کار در این قانون عبارت است از افراد دارای معلولیتی که دارای توانایی انجام کار باشند و مهارتها و آموزشهای لازم برای اشتغال را کسب نموده باشند.
تبصره 2- منظور از یارانه حقوق و دستمزد عبارت است از: پرداخت حداکثر 50% حقوق و دستمزد ماهانه فرد دارای معلولیت شاغل با توجه به میزان معلولیتش (خیلی شدید- شدید- متوسط- خفیف) از محل برنامه اعتباراتی که ذیل ردیف وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در قوانین بودجه سنواتی درج میگردد. به کارفرمایی که فرد دارای معلولیت را استخدام کرده است، پرداخت خواهد شد.
تبصره 3- یارانه حقوق و دستمزد برای هر فرد دارای معلولیت شاغل در بخش مزدبگیری غیردولتی تا پنج سال قابل پرداخت میباشد.
تبصره 4- کارفرمایانی که در مراکز کسب و کار خود، افراد دارای معلولیت جویای کار را استخدام نمایند، مشروط بر آنکه مدت قرارداد استخدامی آنان با فرد دارای معلولیت شاغل حداقل یکسال باشد - با توجه به تعداد افراد دارای معلولیتی که استخدام کردهاند - از مشوقهای مالیاتی برخوردار و از پرداخت حق بیمه سهم کارفرمایی در قبال افراد دارای معلولیت جذب شده معافند. همچنین افراد دارای معلولیتی که به صورت خوداشتغالی یا در کارگاههای اشتغال خانگی مشغول به کار میباشند حسب مورد از پرداخت حق بیمه سهم کارفرما یا خویشفرما معاف میشوند. حق بیمه سهم کارفرمایی یا خویشفرمایی اینگونه افراد توسط دولت تأمین و پرداخت خواهد شد.
تبصره 5- آییننامه اجرایی این ماده توسط وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی با هماهنگی سازمان تأمین اجتماعی و سازمان بهزیستی کشور و وزارت امور اقتصادی و دارایی تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
ماده 14
کارفرمایان مراکز کارآفرینی و اشتغال افراد دارای معلولیت، همچنین آموزشگاههایی که اختصاصاً آموزشهای فنی و حرفهای یا آموزشهای کارآفرینی و توسعه مهارتهای کسب و کار یا سایر آموزشهای منجر به اشتغال را صرفاً به افراد دارای معلولیت ارائه میدهند، با تأیید وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از پرداخت مالیات و عوارض سالانه شهرداری معاف میباشند.
ماده 15
دولت مکلف است به منظور ایجاد اشتغال پایدار برای افراد دارای معلولیت قادر به کار و خروج این افراد از چتر سازمانهای حمایت اجتماعی، بخشی از بودجه سالانه ایجاد اشتغال را در کشور متناسب با سهم جمعیتی افراد دارای معلولیت دارای توانمندی اشتغال و سرانه سرمایه و فناوری مورد نیاز اشتغال برای این افراد تحصیص دهد. وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به عنوان دبیر شورای عالی امور شهروندان دارای معلولیت کشور، مکلف است گزارش عملکرد سالانه دولت را در این بخش به این شورا ارائه دهد.
ماده 16
کلیه وزارتخانهها، سازمانها و دستگاههای اجرایی، مؤسسات و شرکتهای دولتی و ملی شده تحت پوشش و یا مدیریت دولتی اهم از اینکه دارای قوانین و مقررات خاص باشند و یا نباشند، قوه قضائیه اعم از کادر قضایی و اداری و سازمانها و مؤسسات وابسته و تابعه آنها، قوه مقننه و مؤسسات وابسته، نهاد ریاست جمهوری، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران (سازمانهای وابسته و تابعه) نیروهای مسلح جمهوری اسلامی (کارمندی، نظامی و انتظامی)، نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی و نهادهای انقلاب اسلامی و شرکتهای تحت پوشش وابسته یا تابعه آنها و کلیه سازمانها و شرکتهای جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران، شهرداریها و شرکتهای تحت پوشش آنان و نیز مؤسسات و شرکتهایی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر نام است از قبیل سازمان تأمین اجتماعی، شرکت ملی نفت ایران، شرکت ملی گاز ایران، شرکت ملی صنایع پتروشیمی، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، سازمان صنایع ملی ایران، شرکتهای هواپیمایی، سازمان انرژی اتمی، اعضای هیئت علمی و کادر اداری دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کشور، مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای نگهبان، مکلفند حداقل 5% مجوزهای استخدام نیروی انسانی خود را (رسمی، پیمانی، قراردادی) در اختیار افراد دارای معلولیت واجد شرایط و دارای توانمندی کار در پستهای مشمول مجوزهای مذکور با افزودن 5 سال به سقف شرط سنی استخدام قرار دهند و معاونتهای برنامهریزی و نظارت راهبردی، توسعه منابع و سرمایه انسانی ریاست جمهوری موظفند تمهیدات و ساز و کارهای قانونی اجرای این حکم را فراهم نمایند. حکم مذکور بر اطلاق یا عموم کلیه احکام و مقررات که در قوانین بعدی بر نسخ یا تغییر و یا اصلاح آن تصریح نشده معتبر خواهد بود.
تبصره 1- شرکتهای دولتی قابل واگذاری در چارچوب قانون اجرای سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی مکلفند حداقل 5% نیروی انسانی مورد نیاز خود را از افراد دارای معلولیت جویای کار تأمین نمایند و این امر در قراردادهای واگذاری این شرکتها تصریح میشود. با اجرای این تکلیف شرکتهای مذکور از تسهیلات مقرر در تبصره چهار ماده 13 این قانون برخوردار میشوند.
تبصره 2- دستگاههای اجرایی موضوع ماده 5 قانون مدیریت خدمات کشوری مکلفند تنها از شرکتها و مؤسساتی در بخش تعاونی و خصوصی خرید خدمت نمایند که 3% از کارکنان خود را از میان افراد دارای معلولیت جذب نموده باشند.
ماده 17
سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور مکلف است رأساً یا با جلب مشارکت بخش غیردولتی، اقدام به تأسیس و توسعه آموزشگاهها و مراکز آموزش مهارتهای فنی و حرفهای افراد دارای معلولیت نموده و ضمن ارائه کلیه پشتیبانی های حقوقی، تخصصی و فنی، تأمین تجهیزات تخصصی مهارتآموزی
متناسب با شرایط کارآموزان دارای معلولیت، یارانه آموزش این افراد را در بودجه سنواتی خود منظور و پرداخت نماید. همچنین این سازمان مکلف است به منظور تأمین کیفیت و بازدهی مطلوب آموزشهای فنی و حرفهای افراد دارای معلولیت، با اخذ مشاورههای تخصصی سازمان بهزیستی استانداردها و نظامنامه جامع آموزش مهارتهای فنی و حرفهای کارآموزان دارای معلولیت را تدوین و به مراکز موضوع این ماده ابلاغ نماید.
ماده 18
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مکلف است در راستای ایجاد بستر مناسب کارآفرینی برای افراد دارای معلولیت و حفظ ایمنی این افراد حین کار، خدمات زیر را با همکاری سازمانهای ذیربط ارائه دهد:
الف- ایجاد مراکز کاریابی، خدمات کارآفرینی و مشاورههای شغلی ویژه افراد دارای معلولیت در مراکز استانها و شهرستانها.
ب- ایجاد بانک اطلاعات جامع کارآفرینی و اشتغال افراد دارای معلولیت و مددجویان.
ج- طراحی، تدوین و تنظیم آییننامههای حفاظت، ایمنی و بهداشت کار ویژه شاغلین دارای معلولیت با همکاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و بنیاد شهید و امور ایثارگران.
ماده 19- بازنشستگی پیش از موعد:
نظر به فرسایش مضاعف توان جسمی، روحی یا توأمان افراد دارای معلولیت به ویژه معلولیتهای خیلی شدید و شدید در مقایسه با افراد غیرمعمول دارای سابقه کار مشابه و کاهش شاخصهای سلامت افراد دارای معلولیت ناشی از این فرسودگی، دولت حق بازنشستگی پیش از موعد را برای افراد دارای معلولیت و متناسب با شدت معلولیت آنان به شرح زیر قائل میشود:
کلیه افراد دارای معلولیت شاغل در دستگاههای موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری و بخش غیردولتی میتوانند به شرط داشتن حداقل پانزده سال سابقه خدمت و یا پرداخت حق بیمه، بر اساس درخواست کتبی آنان و تصویب صندوق بازنشستگی یا سازمان بهزیستی کشور حسب مورد بدون شرط سنی، با افزودن سنوات خدمت ارفاقی، یه مدت خدمات آنان، بدون پرداخت کسور و فقط از لحاظ احتساب حقوق بازنشستگی، بازنشسته شوند.
خدمت زائد بر سی سال این افراد قابل محاسبه نبوده و در تعیین حقوق بازنشستگی آنان، آخرین حقوق قبل از بازنشستگی مبنای محاسبه قرار گرفته و متناسب با مجموع سنوات خدمت یا پرداخت حق بیمه و سنوات ارفاقی خواهد بود.
تبصره 1- میزان سنوات خدمت ارفاقی موضوع ماده فوق برای افراد دارای معلولیت خفیف، متوسط شدید و خیلی شدید به ترتیب 2، 4، 7 و 10 سال خواهد بود که توسط سازمان بهزیستی کشور تعیین و جهت اجرا به دستگاه یا صندوق مربوطه ابلاغ میگردد.
تبصره 2- آییننامه اجرایی این ماده حداکثر ظرف مدت سه ماه از تصویب آن توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان بهزیستی کشور، سازمان تأمین اجتماعی، صندوق بازنشستگی کشور و معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
(ماده جدید الحاقی)
ماده 20- معافیت از خدمت نظام وظیفه عمومی برای همیاری افراد دارای معلولیت
یکی از فرزندان اولیایی که خود دارای معلولیت بوده (هر دو یا یکی از آنها دارای معلولیت باشد) و حداقل دو نفر از فرزندان آنها دارای معلولیت باشد از انجام خدمت دوره ضرورت معاف میگردد.
تبصره- مشمولانی که با معلولان اناث دارای معلولیت جسمی - حرکتی ازدواج کنند به صورت موقت از انجام خدمت دوره ضرورت معاف میشوند و پس از گذشت ده سال از استمرار ازدواج آنها، معافیت موقت به معافیت دائم تبدیل میشود.
(منطبق با ماده 6 قانون جامع)
ماده 21- فرهنگسازی و افزایش آگاهیهای عمومی:
به منظور ترویج نگرش صحیح نسبت به افراد دارای معلولیت و افزایش آگاهیهای عمومی جهت تعامل سازنده با شهروندان دارای معلولیت و فرهنگسازی عمومی جهت آشنایی جامعه با حقوق این شهروندان اقدامات زیر صورت میپذیرد:
الف- سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مکلف است حداقل پنج ساعت از برنامههای شبکههای صدا و سیمای خود را در سطح ملی و انسانی هر هفته در زمان مناسب و با موضوع افراد دارای معلولیت به طرح مشکلات این گروه، اقدامات صورت پذیرفته و سازمانهای ذیربط (سازمان بهزیستی کشور، سازمان آموزش و پرورش استثنایی، تشکلهای مرتبط با امور افراد دارای معلولیت، بنیاد شهید و امور ایثارگران)، ترویج نگرش صحیح اجتماعی در خصوص معلولیت و افراد دارای معلولیت، آموزشهای پیشگیرانه از بروز معلولیت و برقراری ارتباط میان این گروه با مسئولین اختصاص دهد. هزینههای تولید و پخش اینگونه برنامهها و همچنین تیزرها، فیلمهای آموزشی و پوشش رویدادهای تخصصی فرهنگی، ورزشی و اجتماعی مربوط به شهروندان دارای معلولیت از محل اعتبارات صدا و سیما پیشبینی و تخصیص خواهد یافت.
تبصره 1- سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مکلف است به منظور حفظ شأن و رعایت کرامت انسانی و شهروندی افراد دارای معلولیت نسبت به تدوین دستورالعمل جامع برنامهسازی در این خصوص با همکاری کارشناسان سازمان بهزیستی کشور، اساتید دانشگاه و کارشناسان سازمانهای مردم نهاد افراد دارای معلولیت اقدام نماید.
تبصره 2- به منظور تحقق حقوق شهروندان دارای معلولیتهای حسی (نابینایان، ناشنوایان) در بهرهگیری از تولیدات شبکهها مختلف سیما، رسانه ملی مکلف است نسبت به زیرنویسی فیلمها و برنامههای شبکههای مختلف آن رسانه، استفاده از رابط ناشنوایان و نیز پخش توصیف شنیداری فیلمها جهت افراد نابینا اقدام نماید.
ب- وزارت آموزش و پرورش مکلف است جهت آشنایی دانشآموزان با حقوق و توانمندیهای افراد دارای معلولیت دروسی را با محتوای آموزش حقوق شهروندان دارای معلولیت، سمبلهای انواع معلولیت و نشانههای شهری مربوط به افراد معلول متناسب با مقاطع تحصیلی دانشآموزان پیشبینی و در نظام آموزش عمومی قرار دهد.
ج- کلیه وزارتخانهها، سازمانها، دستگاههای اجرایی، مؤسسات و شرکتهای ارائه دهنده خدمات عمومی مکلفند بسته به موضوع فعالیت خود، شیوه ارائه صحیح خدمات به شهروندان دارای معلولیت
را با رعایت حقوق آنان، با کسب نظر و مشاوره سازمان بهزیستی و تشکلهای مردم نهاد افراد دارای معلولیت، به کارکنان خود و با پیشبینی بودجه لازم، آموزش دهند.
د- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، شهرداریهای کشور و سایر سازمانها و نهادهای دارنده سالن های نمایش فیلم، مکلفند بدون اخذ هزینه، امکان نمایش تیزرهای آموزشی در خصوص حقوق افراد دارای معلولیت و چگونگی تعامل با این افراد را فراهم آورند.
(منطبق با ماده 12 قانون جامع با اصلاحات و اضافات، منطبق با ماده 8 پیماننامه جهانی حقوق افراد دارای معلولیت)
ماده 22- معلولیت و دادههای آماری:
مرکز آمار ایران مکلف است با اخذ معیارها و شاخصهای تخصصی سازمان بهزیستی کشور در سرشماریهای عمومی نفوس و مسکن به نحوی برنامهریزی نماید که جمعیت افراد دارای معلولیت به تفکیک نوع معلولیت مشخص گردد. آمار و اطلاعات تخصصی استخراج شده جهت برنامهریزیهای لازم در مدیریت امور افراد دارای معلولیت در اختیار سازمانهای ذیربط قرار میگیرد.
(منطبق با ماده 11 قانون جامع، منطبق با ماده 21 پیماننامه جهانی حقوق افراد دارای معلولیت)
ماده 23- دسترسی به عدالت قضایی:
به منظور ممانعت از اعمال هرگونه تبعیض علیه حقوق شهروندان دارای معلولیت به واسطه معلولیت آنان، استفاده از ظرفیتهای قضایی جهت پیگیری حقوق تضییع شده افراد دارای معلولیت و حراست از حقوق افراد دارای معلولیتهای ذهنی و روانی که شخصاً قادر به دفاع از خود نیستند اقدامات زیر صورت میپذیرد:
الف- مراجع قضایی مکلفند هنگام نصب قیم برای افراد کمتوان ذهنی و مبتلایان به بیماریهای روانی مزمن نظر سازمان بهزیستی را اخذ کند. در مواردی که فرد واجد شرایطی از افراد طبقه اول محجور، برای پذیرش قیومیت وجود نداشته باشد یا این سمت را نپذیرد دادگاه مکلف است سازمان بهزیستی را به عنوان قیم تعیین کند.
ب- سازمان بهزیستی کشور مکلف است در پروندههایی که در اعمال و اجرای این قانون و نیز قانون تصویب کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت و مقررات دیگر، حقوق جمعی افراد دارای معلولیت تضییع شده است با رعایت ماده 32 آیین دادرسی مدنی اقامه دعوی نموده و موضوع را تا حصول نتیجه پیگیری کند. سازمانهای مردم نهاد افراد دارای معلولیت نیز حسب مورد محق در اقامه دعوی و پیگیری چنین دعاوی خواهند بود.
ج- واحدها و کارشناسان حقوقی سازمان بهزیستی کشور مکلفند حسب درخواست شخص دارای معلولیت یا در مواقع مقتضی قیم قانونی فرد دارای معلولیت در پروندههایی که حق فرد معلول به دلیل معلولیت، مورد تبعیض قرار گرفته یا چنین ادعایی مطرح است، در دادگاه مربوطه شرکت نموده و به عنوان نماینده فرد دارای معلولیت با رعایت ماده 32 آیین دادرسی مدنی محسوب شود.
تبصره 1- اداره معاضدت کانون وکلای دادگستری و نیز مرکز مشاوره قوه قضاییه مکلفند علاوه بر الزامات مندرج در قوانین موضوعه، موارد استفاده افراد دارای معلولیت از وکیل معاضدتی را به کلیه
پروندههای مطروحه اینگونه افراد در مراجع قضایی یا شبه قضایی تعمیم دهند. سازمان بهزیستی کشور تفاهمنامه مربوط را ظرف سه ماه تهیه و به امضاء مراجع پیشگفته میرساند.
تبصره 2- قوه قضائیه مکلف است خدمات قضایی و مشاورهای ناظر به ایثارگران را درباره تمامی افراد دارای معلولیت اجرا کند.
(منطبق با ماده 13 قانون جامع با اصلاحات و اضافات، منطبق با مفاد مواد 12 و 13 پیماننامه جهانی حقوق افراد دارای معلولیت)
ماده 24- نهاد عالی نظارت بر حسن اجرای قانون:
در راستای تحقق مفاد این قانون و پیماننامه حقوق افراد دارای معلولیت که با تصویب مجلس شورای اسلامی از اعتبار قوانین داخلی کشور برخوردار شده است و نیز به منظور تحقق سیاستگذاریها و برنامهریزیهای کلان در امور افراد دارای معلولیت، انجام هماهنگیهای ضروری میانبخشی در امر بهبود سطح و کیفیت زندگی شهروندان دارای معلولیت و با هدف نهایی اعمال نظارت عالیه بر حسن اجرای کلیه قوانین معطوف به افراد دارای معلولیت یا اثرگذار بر زندگی آنان، شورای عالی امور شهروندان دارای معلولیت کشور با ترکیب زیر تشکیل میشود:
رئیس جمهور (رئیس شورا)
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی (دبیر شورا)
رئیس سازمان بهزیستی کشور (نماینده سازمان تخصصی متولی امور افراد دارای معلولیت)
وزیر راه و شهرسازی، وزیر آموزش و پرورش، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزیر صنعت، معدن و تجارت و وزیر کشور و سایر وزراء و مسئولان مدعو متناسب با موضوع کار شورا حسب مورد
رئیس فراکسیون حمایت از حقوق معلولان مجلس شورای اسلامی
رؤسای کمیسیونهای ذیربط مجلس شورای اسلامی برحسب موضوع
رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور
نماینده تامالاختیار رئیس قوه قضاییه
رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران
پنج نفر از نمایندگان افراد دارای معلولیت کشور به انتخاب شبکههای ملی تشکلهای مردم نهاد برحسب گروههای اصلی افراد دارای معلولیت کشور (نابینایان، ناشنوایان، افراد دارای معلولیت جسمی - حرکتی، افراد کمتوان ذهنی و مبتلایان به اختلالات روانی مزمن که تا زمان ایجاد شبکههای مذکور، انجمنهای ذیربط عهدهدار این وظیفه خواهند بود)
سه نفر از کارشناسان برجسته امور افراد دارای معلولیت کشور با معرفی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی
(ماده جدید الحاقی)
لایحه حقوق شهروندی نسبت به قانون 83، هشت ماده بیشتر دارد و ماده اول آن گویای این است که بعد از قانون 83 تدوین عرضه شده است. یعنی اولین متن حقوقی جامع و عمومی بعد از قانون 83 برای معلولین است. به عبارت دیگر اولین اصلاحات مدون بر مبنای قانون 83 است.
تفاوتهایی بین این لایحه و قانون 83 مشهود است. از جمله متن مواد این لایحه مفصل و طولانی است و تلاش کرده به اجمال ردّ نشود و در هر مورد همه ابعاد را توضیح دهد. دوم اینکه اضافات و ویرایشها یا جابجاییها در پرانتز توضیح داده شده است.
احتمالاً میتوان گفت: این قانون ترکیب و تلفیقی از دیدگاههای حقوقی دولت دهم و دولت یازدهم است.
تاریخ دقیق عرضه و نشر متن لایحه حقوق شهروندی افراد دارای معلولیت مشخص نیست و روی متن هم قرینه خاصی ندارد. ما به تاریخ بهمن ماه 1392 از اینترنت اخذ کردهایم ولی چه زمانی روی سایت قرار گرفته مشخص نیست.
اما به کوشش کانون معلولین توانا قزوین نشست یک روزه در تاریخ 24 اسفندماه 1392 به منظور بررسی همین لایحه در تهران برگزار شد. عنوان این همایش چنین است: «نشست هم اندیشی سازمانهای مردم نهاد معلولان: لایحه حقوق شهروندی افراد دارای معلولیت».
زیربناییترین و اساسیترین اقدام برای معلولین در همه کشورها تدوین و تصویب قوانین مصوب و مورد نیاز است. نهادهای متصدی امور معلولین مانند سازمان بهزیستی و نیز برخی کمیسیونها و جمعیتهای مدافع حقوق معلولین در مجلس شورای اسلامی باید چنین نشستهایی را برگزار کنند و با دعوت تشکلهای معلولین به بررسی قانون معلولین و هم اندیشی با آنان بپردازند ولی کمتر به این امر مبادرت داشتهاند. کانون معلولین توانا تشکلی در قزوین به ریاست سید محمد موسوی از شخصیتهای فعال در عرصه معلولین و مدیریت محمد رضا هادیپور، پیش قدم شده و اقدام به دعوت از تشکلهای ویژه معلولین و تعامل فکری داشتهاند. گزارشی از این همایش در پایگاه اینترنتی کانون توانا منتشر شده است که خلاصه آن تقدیم میگردد:
گزارشی از مذاکرات جلسه: بیش از ۱۵ تشکل حمایت از معلولان روز پنچشنبه، به همت کانون معلولین توانا دور هم جمع شدند تا ضمن بررسی لایحه حقوق شهروندی افراد دارای معلولیت، در روند تصویب قانون جامع حمایت از معلولان اثرگذار باشند.
سید محمد موسوی، رئیس هیات مدیرهی کانون معلولین توانا در این نشست ضمن تشکر از تشکلهایی که احساس مسئولیت کرده و دعوت کانون معلولین را برای شرکت در این نشست پذیرفتهاند، کانون معلولین توانا را در این حرکت خادم و میزبان تشکلها دانست و گفت: ما یک درد مشترک داریم و وظیفه داریم با حرکتهای عاقلانه در بهبود وضعیت معلولان اثرگذار باشیم.
در بحث هدفمندی یارانه حق معلولان نیز به ویژه در بحث بنزین مطرح شد و معلولان بارها برای مطالبه این حق به بهزیستی مراجعه کردند و در نهایت همه گروهها سهمیه خود را گرفتند اما برای معلولان هیچ فکری نشد. معلولان باید به حقوق خود آگاه باشند و این گروه باید در هر روز کاری مجلس حاضر باشند و جایگاه خود را در قوانین ببینند.
برخی مسئولان هنوز با واقعیتهای زندگی معلولان آشنایی ندارند و ما باید برای آشنایی مسئولان به ویژه نمایندگان محترم مجلس با مسائل معلولان دور هم جمع شده و حرکتهای اجتماعی انجام دهیم. من امروز از طرف خودم، شرکت گروه بهداشتی فیروز و کانون معلولین توانا بار مالی و میزبانی این حرکت را به عهده میگیرم و اگر دوستانی مانند آقای معینی و صابری در بحث کارشناسی این حرکت را تقویت میکنند، من هم میخواهم در این زمینه موثر باشم.
این فعال حوزه معلولان با اشاره به اینکه معلولان شدید و دارای زخم بستر رئیسان ما هستند و اگر لاستیک ویلچر معلولی پنچر شود او با مستمری اندک خود چگونه قادر به رفع این مشکل خواهد بود تاکید کرد: قلب مسئولان با ماست پس ما هم باید با دادن برنامه و آشنا کردن آنها با مسائل معلولان آنها را یاری دهیم.
موسوی همچنین ایجاد یک کمیته حقوقی که تلفیقی از تشکلها باشد را از اهداف این نشست دانسته و گفت: در این کمیته تلفیقی تشکلهای غایب نیز باید به مشارکت گرفت.
سهیل معینی مدیر عامل انجمن باور نیز در این نشست ضمن تشکر از تلاش کانون معلولین توانا در برگزاری این نشست کانون معلولین را از فعالترین تشکلها در بحث حقوق افراد دارای معلولیت دانست و گفت: کانون معلولین با اینکه در قزوین مستقر است و دسترسی کمتری به امکانات موجود در پایتخت دارد اما به جرات میتوان گفت از بسیاری از تشکلهای مستقر در تهران فعالتر است.
ما از تمام تشکلها این انتظار را داریم که تصور نکنند به علت دور بودن از تهران نمیتوانند موثر باشند چرا که مشکلات معلولان ملی است و کانون معلولین توانا با وجود فاصلهای که با تهران دارد همواره توانسته در این راستا فعال باشد.
در دهه هفتاد شاهد رشد کمی تشکلهای محلی، شهرستانی و استانی بودیم اما به مرور مشاهده شد که ایجاد این تشکلها رشد چشمگیری در بهبود شرایط زندگی معلولان نداشته و این نکته که حقوق افراد دارای معلولیت جنبه قانونی ندارد به عنوان یک خلاء احساس شد.
درادامه فعالیت تشکلها ضرورت برجسته کردن این حقوق حس شد و به این منظور کمیتهای در سال ۸۷ تشکیل شد که پیشنویس اولیهی حقوق افراد دارای معلولیت را تهیه کرد و سازمان بهزیستی هم از سال ۸۱ در این موضوع ورود کرد و با رایزنیهای انجام شده و نشستهای صورت گرفته با نمایندگان مجلس، سرانجام قانون جامع حمایت ازمعلولان در سال ۸۳ به تصویب رسید.
اگر چه بند ۱۶ قانون یاد شده تحقق اعمال این قانون را به داشتن اعتبار منوط کرده اما بزرگترین دستاورد قانون جامع این است که ما برای پیگیری حقوق خود مبنای قانونی پیدا کردیم.
صرف نظر از اینکه وضعیت اجرایی قانون جامع به چه شکل است اما بر اساس این قانون بیش از ۲۰ هزار دانشجوی معلول در سراسر کشور توانستند وارد دانشگاه شوند و امروز کمتر مسئولی است که به ضرورت مناسبسازی فضاها برای دسترسی معلولان اعتقاد نداشته باشد.
هر فرد معلولی که قادر به کار باشد اما دولت نتواند به او کار بدهد، حق برخورداری از تامین اجتماعی را دارد و این حق در قانون یاد شده برجسته شده و دولت مکلف شده حداقل حقوق بیکاری را که به سایرین میدهد به معلولان جویای کار نیز بدهد.
این فعال حقوق معلولان پرداخت بیمهی سهم کارفرما، داشتن قانون جداگانه برای کودکان و نوجوانان معلول، معافیت مالیاتی، پرداخت حق مددکاری و ... را از دیگر دستاوردهای قانون جامع دانست و گفت: در این قانون تلاش بر این بوده که تمامی مشکلات و مسائل پیش روی معلولان دیده شود.
تشکلها باید در عین مستقل بودن با هم هماهنگ بوده و تعریف دقیقی از شبکههای ملی داشته باشند و همچنین تشکیل شبکه معلولان کشور باید هدف همه ما باشد.
دکتر علی صابری عضو شورای شهر تهران در این نشست با تاکید بر این که تشکلها باید در اقدامات بزرگ و ملی با هم همسو و هماهنگ باشند گفت: ما باید به هر قانون تصویب شدهای که به طور مستقیم و غیرمستقیم به معلولان ربط دارد به صورت ملی نگاه کرده و تخصصی برخورد کنیم.
اینکه ما در تمام قوانین معلولان را فراتر ببینیم خوب است اما این انتظار که هر روز قانون جدیدی برای معلولان تصویب بشود درست نیست.
وی با اعلام این مطلب که تشکلها باید برای قانون جامع حمایت از معلولان انرژی بگذارند گفت: در مسائل حقوقی حرکتها باید تکاملی بوده و حرکتهای ما باید منسجم باشد تا رسانهها نیز در برخورد با تشکلها ادبیات قویتری پیدا کنند.
او که عضو هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز هم هست در ادامه گفت: در دفتر شورای شهر به روی طرحها، فکرها و نظرات همه باز است و ما میتوانیم تشکلهای شهر تهران و معلولانی که تمایل دارند را از تصمیمات شورای شهر مطلع سازیم.
محمود کاری، رئیس انجمن ندای معلولان با بیان اینکه اقدام کانون توانا در برگزاری این نشست نقطه عطفی است و تشکلها باید با برنامه ریزی فعالیت کنند گفت: مایه افتخار ماست که آقای موسوی به عنوان یک سرمایهگذار در کارخانه خود معلولان را استخدام کرده و سایر سرمایهداران هم باید بدانند که معلولان توانمند هستند.
محمدرضا دشتی از رعد مرکز از زحمات کانون توانا تشکر کرد و گفت: آنچه مسلم است این است که با پیگیری و تلاش تشکلها لایحه حقوق شهروندی افراد دارای معلولیت به نتیجه خواهد رسید.
رحمان دلاوری مدیرعامل جامعه معلولین و عضو شورای شهر دلیجان، توجه به توسعه دانش زندگی معلولان را از مواردی قابل توجه دانست و گفت: در جامعه ما آموزشهایی برای کسانی که تازه معلول میشوند وجود ندارد و ما در تنظیم این لایحه بهتر است از کشورهای دیگر الگوبرداری کرده و همچنین دولت را متقاعد کنیم که از معلولان به عنوان نیروهای خلاق و ایدهپرداز استفاده کند.
مهدی قنبری موحد، مدیرعامل و رئیس هیات مدیره جامعه معلولین زنجان، ضمن تشکر از مسئولان جلسه، راهاندازی کلینیکهای درمانی را از ضروریات معلولان اعلام کرد.
حامد عابدینزاده از انجمن ناشنوایان که خودش نیز از ناشنوایان است، تربیت رابط ناشنوایان در سازمانهای دولتی و استخدام این رابطها را در همه مراکز برای برقراری ارتباط ناشنوایان و احقاق حقوق آنها لازم دانست.
البرزکوهی از انجمن معلولین ضایعات نخاعی ایران از تلاشهای کانون توانا و سیدمحمد موسوی تشکر کرد و گفت: قانون جامع قانون بسیار خوبی است و برای تصویب این لایحه باید تلاش کرد.
کسانی که میخواهند وارد این برنامه بشوند باید تقاضای مشخصی داشته و گروهی برای پیگیری خواستهها داشته باشند.
در پایان یک تیم ۷ نفره متشکل از نمایندگان تشکلهای حاضر در جلسه به منظور انجام مقدمات و تعیین زمان و نحوه برگزاری نشستهای بعدی تشکیل شد.
گفتنی است این تشکلها از گیلان، مازندران، اصفهان، قزوین، زنجان، ساری، دلیجان، کاشان، تهران و ... خود را برای شرکت در اولین جلسه هماندیشی تشکلها که در هتل هویزه تهران برگزار شد رسانده بودند.(1)
1) . مجله تواننامه، ش 2و3، ص 126-129.
اولین قانون مجموعی معلولین (مجموعهای از قوانین درباره ابعاد مختلف جامعه و آحاد معلولین) در سال 1383 در مجلس شورای اسلامی تصویب شد و در همین سال ریاست جمهوری برای اجرا ابلاغ کرد. با تعویض دولت و آمدن رئیس جمهور جدید، اجرای آن در عمل با اختلال و موانعی مواجه شد. اما به طور نیم بند اجرا میشد تا اینکه در سالهای 89 و 90 ناکارآمدی آن و لزوم تدوین قانون جدید بیش از پیش مطرح شد و دولت تصمیم به تدوین قانون جدید گرفت. متنی در دولت دهم تدوین شد ولی نتوانستیم آن را پیدا کنیم. گویا دولت یازدهم متن آماده شده دولت سابق را بعضی اصلاحات در 24 ماده آماده میکند و درصدد بر میآید تقدیم مجلس کند. این متن را در مبحث قبل آوردم. اما تصمیم دولت عوض شده و تصمیم میگیرد، بیشتر بر روی محتوا کار شود. پیشنویس 36 مادهای آماده و بعد اصلاحات دیگر بر روی متن اعمال میشود.
با انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب حسن روحانی و شکلگیری دولت جدید، افکار عمومی از ابتدای دولت جدید خواستار تعیین تکلیف نسبت به قانون معلولین بودند. بالاخره پیشنویس لایحهای به نام لایحه جامع حمایت از حقوق معلولان به عنوان محصول مطالعات و بررسیهای تیم تدوین قانون جدید منتشر شد. این پیشنویس به نامهای «لایحه پیشنویس»؛ «قانون 36 مادهای»؛ «قانون 94» مشهور شده است. اینجا نخست متن 36 ماده؛ و سپس بررسی و تجزیه و تحلیل مواد عرضه میشود. یک نکته مهم این است که پیش نویس 36 مادهای به صورت لایحه در دولت تدوین شد به قصد اینکه به مجلس شورای اسلامی تقدیم و پس از تصویب اجرایی شود. اما در دولت با مخالفتهایی مواجه و تیم کارشناسان طرح بازنویسی آن را دادند. چند ماه کار مطالعاتی شد و متن جدید در 63 ماده تدوین شد. پس از این، نخبگان و کارشناسان به قانون 63 مادهای میپرداختند و متن 36 مادهای از دستور کار کلاً حذف شد. چون بررسیها مشترک است و هر دو متن 36 و 63 مادهای را هدف قرار دادهایم، از اینرو نظرات نخبگان و تشکلهای معلولین درباره هر دو را بعد از متن 63 مادهای و در مبحث چهارم آوردهام.
ماده 1- به منظور تضمین و تحقق حقوق افراد دارای معلولیت، برابرسازی فرصتها در همه عرصههای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی فراروی شهروندان دارای معلولیت و حفظ کرامت انسانی و شأن شهروندی این افراد، دولت موظف است بر اساس این قانون، حمایتهای لازم را از آنها به عمل آورد.
تبصره 1- فرد دارای معلولیت کسی است که بر اساس طبقهبندیهای بینالمللی انواع معلولیت با تأیید کمیسیون پزشکی - توانبخشی تشخیص نوع و تعیین شدت معلولیت سازمان بهزیستی کشور با محدودیت قابل توجه و مستمر در فعالیتهای روزمره زندگی و مشارکت اجتماعی مواجه است.
تبصره 2- وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی (سازمان بهزیستی کشور) مکلف است کارت هوشمند معلولیت افراد دارای معلولیت را صادر نماید.
تبصره 3- آییننامه اجرایی چگونگی تعیین نوع و شدت معلولیت و صدور کارت هوشمند معلولیت آنان، حداکثر سه ماه پس از تصویب این قانون؛ توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ابلاغ خواهد شد.
ماده 2- قوه قضاییه و واحدهای تابعه و وابسته و دستگاههای اجرایی موضوع ماده (222) قانون برنامه پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران مکلفاند تا سال 1404 به منظور مناسبسازی فضاهای اداری، کلیه ضوابط و استانداردهای دسترسپذیری ساختمانها و تأسیسات برای افراد دارای معلولیت در ساختمانهای موجود و نیز طرحهای آتی و در دست تهیه خود برای افراد دارای معلولیت را رعایت نمایند.
ماده 3- شهرداریها مکلفاند از صدور پروانه احداث، بازسازی و یا پایان کار برای ساختمانها و اماکن عمومی از جمله مجتمعهای تجاری، اداری، درمانی و آموزشی که استانداردهای لازم بر اساس ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری را برای افراد دارای معلولیت رعایت نکرده باشند، خودداری نمایند.
تبصره 1- شهرداریها مکلفاند در احداث معابر عمومی و بازسازی آنها مناسبسازی نمایند.
تبصره 2- دستگاههای متولی صدور مجوز مکلفاند رعایت ضوابط و استانداردهای مناسبسازی را در شرایط و الزامات صدور مجوز لحاظ نمایند.
تبصره 3- به منظور سیاستگذاری، برنامهریزی اجرایی، نظارت بر امر مناسبسازی و ایجاد بانک جامع اطلاعات مناسبسازی در کشور، ستاد هماهنگی مناسبسازی کشور به ریاست وزیر کشور ایجاد میشود. ترکیب اعضا و شرح وظایف ستاد یاد شده و نحوه نظارت و پیگیری مناسبسازی طبق آییننامهای است که بنا به پیشنهاد وزارت کشور ظرف سه ماه پس از ابلاغ این قانون به تصویب هیئت وزیران میرسد.
ماده 3- وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی موظف است پوشش بیمه سلامت افراد دارای معلولیت را به گونهای تأمین نماید که شامل خدمات توانبخشی - پزشکی مورد نیاز افراد یاد شده نیز بشود.
تبصره 1- سازمان بهزیستی کشور مکلف است با حفظ رویکرد محوری کمک به مراقبت و نگهداری از افراد دارای معلولیت در بطن خانوادهها و ارائه حمایتهای لازم به این خانوادهها، خدمات مراقبتی و نگهداری از افراد دارای معلولیت به ویژه افراد دارای معلولیتهای شدید و خیلی شدید با نیاز خاص را از طریق مراکز وابسته به خود یا حمایت از مراکز بخش غیردولتی (خصوصی، تعاونی، خیریه و تشکلهای مردم نهاد) تأمین نماید. اعتبارات مورد نیاز تأمین این خدمات از جمله یارانه پرداختی به مراکز غیردولتی سالانه با احتساب هزینه تمام شده خدمات، پیشبینی و توسط دولت در بودجه سالانه سازمان بهزیستی کشور منظور میشود.
تبصره 2- سازمان بهزیستی کشور مکلف است وسایل و تجهیزات توانبخشی مورد نیاز و نیز وسایل و فناوریهای کمکی تسهیلکننده زندگی روزانه افراد دارای معلولیت را با اولویت استفاده از وسایل
توانبخشی استاندارد تولید داخلی و در صورت عدم وجود یا تکافوی تولیدات استاندارد داخلی، از تولیدات خارجی تأمین نماید.
ماده 4- سازمان بهزیستی کشور مکلف است با استفاده از ظرفیت مراکز تخصصی خود یا از طریق حمایت از ظرفیتهای بخش غیردولتی، دسترسی افراد دارای معلولیت و بیماران روانی مزمن را به خدمات (توانبخشی، آموزشی، پزشکی، اجتماعی و حرفهای) مذکور تأمین نماید. اعتبارات مورد نیاز تأمین این خدمات از جمله یارانه پرداختی به مراکز غیردولتی سالانه با احتساب هزینه تمام شده خدمات و متناسب با نرخ تورم پیشبینی و توسط دولت در بودجه سالانه سازمان بهزیستی کشور منظور میشود.
تبصره 2- سازمان بهزیستی کشور موظف است با همکاری سازمان آموزش فنی و حرفه ای و تشکلهای غیردولتی مربوط نسبت به گسترش کارگاههای آموزشی، حمایتی و تولیدی افراد دارای معلولیت و ارائه خدمات توانبخشی حرفهای برای آنان اقدام نماید.
ماده 5 - به منظور پیشگیری از بروز معلولیتهای اجتنابپذیر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مکلف است با همکاری سازمان بهزیستی کشور نسبت به تدوین و اجرای برنامههای پیشگیری و کاهش بروز پدیده معلولیت اقدام نماید.
ماده 6 - الف: دولت و شهرداریهای سراسر کشور موظفاند نسبت به مناسبسازی و دسترسپذیری کلیه سامانههای حمل و نقل عمومی درون شهری و برون شهری منطبق با استانداردهای بینالمللی برای افراد دارای معلولیت شامل مناسبسازی کلیه پایانهها، ایستگاهها و تأسیسات سامانههای حمل و نقل عمومی و امکان بهرهمندی شهروندان دارای معلولیت از ناوگان حمل و نقل عمومی زمینی، دریایی و هوایی تا سال 1404 اقدام نمایند و کارکنان خود را جهت همیاری علمی و صحیح با مسافرین دارای معلولیت آموزش دهند.
تبصره 1- شهرداریهای کشور موظفاند اقدام به ایجاد سامانههای حمل و نقل ویژه شهروندان دارای معلولیت نمایند. دولت مکلف است در ایجاد این سامانهها به شهرداریهای فاقد اعتبارات لازم، کمک نماید.
تبصره 2- استفاده شهروندان دارای معلولیتهای شدید و خیلی شدید از سامانههای حمل و نقل ریلی و اتوبوسرانی درون شهری رایگان و استفاده این افراد از سامانههای برون شهری ریلی، هوایی و دریایی نیم بهاء است.
ب: به منظور تسهیل استفاده افراد دارای معلولیت از خودروهای شخصی مناسبسازی شده، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مکلف است منابع مالی لازم را برای مناسبسازی خودروی افراد دارای معلولیت از طریق اعطای کمکهای بلاعوض، وامهای قرضالحسنه و کم بهره تأمین نماید.
ماده 7- دستگاههای اجرایی موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری موظفاند اماکن ورزشی، فرهنگی و هنری خود را جهت دسترسی برابر افراد دارای معلولیت با رعایت استانداردهای مربوط مناسبسازی و همچنین از فعالیتها و جشنوارههای فرهنگی و هنری افراد دارای معلولیت حمایت نمایند.
ماده 8- معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور موظف است با هماهنگی وزارتخانههای ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی، سهم عادلانه و متناسب افراد دارای معلولیت و جبران هزینه بخش غیردولتی ارائه دهنده خدمات ورزشی به آنان را از بودجه ورزش و امور فرهنگی و هنری کشور اختصاص دهد و با اولویت طراحی فراگیر اماکن و تأسیسات ورزشی در کنار سایر شهروندان، نسبت به توسعه مراکز و تأسیسات ورزشی اختصاصی فعالیتهای ورزشی و حمایت خاص از مسابقات و جشنوارههای ورزشی آنان اقدام نماید.
ماده 9- سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مکلف است با پیشبینی منابع مالی مورد نیاز نسبت به تدوین و ابلاغ سیاستهای حمایتی و اجرایی توسعه تورهای گردشگری برای افراد دارای معلولیت اقدام نماید.
ماده 10- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلف است از محل اعتبارات مصوب، سهم سالانه بودجه مورد نیاز تولید و انتشار کتب و نشریات بریل، گویا، درشت نما و قالبهای الکترونیکی جهت افراد نابینا و کمبینا و چاپ و انتشار کتب و نشریات تخصصی مورد نیاز افراد دارای معلولیت را تخصیص دهد. همچنین وزارت مذکور موظف است با توجه به انتشار روزافزون کتب و نشریات الکترونیک، ضمن رعایت حقوق مالکیت معنوی ناشرین، با اتخاذ تدابیر تشویقی، ناشرین را به در دسترس نهادن نسخ الکترونیکی آثار خود ترغیب نماید.
تبصره 1- منابع نشر این اطلاعات مکلفاند دادههای مذکور را حداقل در یکی از اشکال بریل، گویا یا قالبهای الکترونیکی در دسترس افراد دارای معلولیتهای حسی قرار دهند.
تبصره 2- وزارت یاد شده مکلف است با همکاری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با پیشبینی اعتبار لازم به منظور استفاده ناشنوایان و کمشنوایان نسبت به تجهیز نیمی از سالنهای سینماهای کشور به فناوریهای کمکی مورد نیاز و نیز زیرنویس فیلمهای سینمایی اقدام نماید.
تبصره 3- وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مکلف است استانداردهای دسترسپذیری به دیدارگاههای مجازی را برای فناوریهای کمکی نابینایان و کمبینایان تدوین و بر رعایت آن از سوی دستگاههای اجرایی موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری نظارت نماید.
ماده 11- یکی از فرزندان اولیائی که خود دارای معلولیت بوده (هر دو یا یکی از آنها دارای معلولیت باشد) و یا حداقل دو نفر از فرزندان آنها دارای معلولیت باشد از انجام خدمت دوره ضرورت معاف میگردد.
تبصره - مشمولانی که با معلولان اناث دارای معلولیت جسمی - حرکتی ازدواج کنند به صورت موقت از انجام خدمت دوره ضرورت معاف میشوند و پس از گذشت ده سال از استمرار ازدواج آنها معافیت موقت به معافیت دائم تبدیل میشود.
ماده 12- کارفرمایان بخش غیردولتی که افراد دارای معلولیت جویای کار را در مراکز کسب و کار خود استخدام کنند با رعایت شرایط زیر از یارانه حقوق و دستمزد افراد دارای معلولیت شاغل استفاده خواهند کرد:
الف- مدت قرارداد استخدامی کارفرما با فرد دارای معلولیت شاغل حداقل یک سال باشد.
ب- حقوق و دستمزد فرد دارای معلولیت شاغل بر اساس مصوبات شورای عالی کار و سایر قوانین و مقررات مربوط به طور کامل از سوی کارفرما پرداخت شود.
ج- سایر مزایای قانونی تصریح شده در قانون کار (مزایای رفاهی کارگران) به معلول شاغل اختصاص داده شود.
تبصره 1- منظور از فرد دارای معلولیت جویای کار در این قانون عبارت است از افراد دارای معلولیتی که دارای توانایی انجام کار باشند و مهارتها و آموزشهای لازم برای اشتغال را کسب نموده باشند.
تبصره 2- منظور از یارانه حقوق و دستمزد عبارت است از پرداخت حداکثر 50% حقوق و دستمزد ماهانه فرد دارای معلولیت شاغل با توجه به نوع معلولیت از محل برنامه اعتباراتی که ذیل ردیف وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در قوانین بودجه سنواتی درج میگردد.
تبصره 3- یارانه حقوق و دستمزد برای هر فرد دارای معلولیت شاغل در بخش مزدبگیری غیردولتی تا پنج سال قابل پرداخت است.
تبصره 4- آییننامه اجرایی این ماده ظرف سه ماه پس از تصویب این قانون توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی تهیه و به تصویب هیئت وزیران میرسد.
ماده 13- کارفرمایانی که در مراکز کسب و کار خود، افراد دارای معلولیت جویای کار را استخدام نمایند، مشروط بر آنکه مدت قرارداد استخدامی آنان با فرد دارای معلولیت شاغل حداقل یک سال باشد- با توجه به تعداد افراد دارای معلولیتی که استخدام کردهاند، از مشوقهای مالیاتی برخوردار و از پرداخت حق بیمه سهم کارفرمایی در قبال افراد دارای معلولیت جذب شده معافاند، همچنین افراد دارای معلولیتی که به صورت خوداشتغالی یا در کارگاههای اشتغال خانگی مشغول به کار میباشند حسب مورد از پرداخت حق بیمه سهم کارفرما یا خویشفرما معاف میشوند. حق بیمه سهم کارفرمایی یا خویشفرمایی اینگونه افراد توسط دولت تأمین و پرداخت خواهد شد.
تبصره 2- آییننامه اجرایی این ماده توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
ماده 14- کارفرمایانی که افراد دارای معلولیت جویای کار را در مراکز کسب و کار خود به کارگیری نمایند از سرانه وام خوداشتغالی بر اساس سیاستهای هزینهای شورای عالی اشتغال بهرهمند خواهند شد.
تبصره - کارفرمایان میتوانند تنها از یکی از امتیازات موضوع مواد (12)، (13) و (14) حسب مورد و با توجه به نیاز خود استفاده نمایند.
ماده 15- کلیه دستگاههای موضوع ماده (222) قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه و ماده (117) قانون مدیریت خدمات کشوری مکلفاند حداقل پنج درصد مجوزهای استخدام نیروی انسانی خود را (رسمی، پیمانی، قراردادی و سایر عناوین مشابه) به افراد دارای معلولیت واجد شرایط و دارای توانمندی کار در پستهای مشمول مجوزهای مذکور با افزودن پنج سال به سقف شرط سنی استخدام اختصاص دهند.
تبصره 1- واگذاری شرکتهای دولتی مشمول قانون اجرای سیاستهای کلی اصل (44) قانون اساسی علاوه بر رعایت احکام مندرج در قانون مزبور منوط به پیشبینی جذب حداقل پنج درصد
نیروی انسانی مورد نیاز از افراد دارای معلولیت جویای کار در قرارداد واگذاری شرکت است. با اجرای این تکلیف شرکتهای مذکور از تسهیلات مقرر در ماده (13) این قانون برخوردار خواهند شد.
تبصره 2- دستگاههای اجرایی موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری مکلفاند در شرایط مشابه از شرکتها و مؤسسات بخش تعاونی و خصوصی خرید خدمت نمایند که حداقل سه درصد از کارکنان خود را از میان افراد دارای معلولیت جذب نموده باشند.
ماده 16- سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور مکلف است رأساً یا با جلب مشارکت بخش غیردولتی، اقدام به پذیرش کارآموزان دارای معلولیت نموده و از طریق مناسبسازی و توسعه مراکز موجود و با تأسیس آموزشگاهها و مراکز آموزش مهارتهای فنی و حرفهای افراد دارای معلولیت اقدام نموده و ضمن ارائه حمایتهای لازم و تأمین تجهیزات تخصصی مهارتآموزی متناسب با شرایط کارآموزان دارای معلولیت، یارانه آموزش این افراد را در بودجه سنواتی خود منظور و پرداخت نماید. همچنین این سازمان مکلف است به منظور تأمین کیفیت و بازدهی مطلوب آموزشهای فنی و حرفهای افراد دارای معلولیت، با اخذ مشاورههای تخصصی سازمان بهزیستی و سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور استانداردها و نظامنامه جامع آموزش مهارتهای فنی و حرفهای کارآموزان دارای معلولیت را تدوین و به مراکز موضوع این ماده ابلاغ نماید.
ماده 17- وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مکلف است در راستای ایجاد بستر مناسب کارآفرینی برای افراد دارای معلولیت و حفظ ایمنی این افراد حین کار، خدمات زیر را با همکاری سازمانهای ذیربط ارائه دهد:
الف - صدور مجوز ایجاد مراکز کاریابی، خدمات کارآفرینی و مشاورههای شغلی ویژه افراد دارای معلولیت در مراکز استانها و شهرستانها.
ب - ایجاد بانک اطلاعات جامع کارآفرینی و اشتغال افراد دارای معلولیت و مددجویان.
ج - طراحی، تدوین و تنظیم آییننامههای حفاظت، ایمنی و بهداشت کار ویژه شاغلین دارای معلولیت با همکاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و بنیاد شهید و امور ایثارگران.
ماده 18- تحصیل افراد دارای معلولیت در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور از طریق پرداخت شهریه توسط دولت و به صورت رایگان خواهد بود.
تبصره 1- آییننامه اجرایی این ماده توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با همکاری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی و معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور تهیه و به تصویب هیئت وزیران میرسد.
تبصره 2- وسایل کمک آموزشی مورد نیاز دانشجویان دارای معلولیت و تأمین منابع و مواد آموزشی دانشجویان دارای معلولیتهای حسی در اشکال قابل استفاده این دانشجویان با تخصیص اعتبارات لازم از سوی دولت تأمین خواهد شد.
تبصره 3- تا زمان تحقق مطلوب روند مناسبسازی و دسترسپذیری ساختمانها، تأسیسات و تجهیزات آموزشی و پژوهشی، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی مکلفاند حداکثر تسهیلات و همیاریهای لازم را جهت آموزش و پژوهشهای دانشجویان دارای معلولیت، ارائه نمایند.
تبصره 4- وزارتخانههای متولی امر آموزش عالی مکلفاند حداکثر سه ماه پس از تصویب و ابلاغ این قانون دستورالعمل ارائه حمایتهای جبرانی به دانشجویان دارای معلولیت را شامل ساماندهی چگونگی برگزاری امتحانات و آزمونها، برخورداری آنان از دستیاران تحقیقاتی و پژوهشی (استفاده از کار دانشجویی)، چگونگی تأمین وسایل کمک آموزشی و مواد آموزشی قابل استفاده دانشجویان دارای معلولیت حسی و چگونگی استفاده از امتیازات و تسهیلات رفاهی توسط دانشجویان دارای معلولیت را تدوین و به کلیه دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ابلاغ نمایند.
تبصره 5 - وزارتخانههای متولی امر آموزش عالی، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و پژوهشکدههای کشور مکلفاند ضمن نظارت بر جذب بدون تبعیض متخصصین دارای معلولیت در هیئتهای علمی و پژوهشی با اعطای بورسهای تحصیلی و مطالعاتی داخلی و خارج از کشور از ارتقاء سطح علمی افراد دارای معلولیت حمایت به عمل آورند.
ماده 19- وزارت راه و شهرسازی و سایر نهادهای دخیل در ایجاد مسکنهای حمایتی و ارزان قیمت و مناسبسازی شده موظفاند سالانه حداقل 10% از واحدهای مسکونی احداثی در قالب کلیه طرحهای خود را با معرفی سازمان بهزیستی کشور به افراد دارای معلولیت نیازمند فاقد مسکن (با اولویت زوجهای دارای معلولیت) اختصاص دهند.
تبصره 1- سیستم بانکی کشور مکلف است تسهیلات اعتباری بلندمدت مسکن حمایتی موضوع این ماده را با نرخ سود 4% تأمین و به افراد دارای معلولیت تحت پوشش و یا تعاونیها و مؤسسات خیریه مورد تأیید سازمان بهزیستی کشور اختصاص دهد.
معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری اعتبار مورد نیاز جهت پرداخت مابهالتفاوت نرخ سود یارانهای 4% و نرخ سود مصوب سیستم بانکی را بر اساس مطالبه سالانه بانک مرکزی در قانون بودجه سالانه منظور خواهد نمود.
تبصره 2- سازمان ملی زمین و مسکن موظف است زمین مورد نیاز احداث واحدهای مسکونی افراد دارای معلولیت فاقد مسکن را به صورت اجاره بلندمدت (99 ساله) تهیه و در اختیار افراد مذکور و یا تعاونیها و مؤسسات خیریهای که برای آنان مسکن احداث مینمایند، قرار دهد.
تبصره 3- افراد دارای معلولیت از پرداخت هزینههای صدور پروانه ساختمانی، آمادهسازی زمین، عوارض نوسازی و همچنین حق انشعابات آب، برق، گاز و دفع فاضلاب منطبق با الگوی مسکن مصوب شهری یا منطقه برای یک بار معاف میباشند. اعتبار مورد نیاز جهت اجرای این تبصره از محل منابع داخلی دستگاههای مربوط تأمین میگردد.
تبصره 4- استفاده از تسهیلات موضوع این ماده صرفاً برای یک بار مجاز است.
تبصره 5 - وزارتخانههای تعاون، کار و رفاه اجتماعی و راه و شهرسازی موظفاند اعتبار مورد نیاز موضوع این ماده را هر ساله به معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور پیشنهاد نمایند تا در قوانین بودجه سالانه پیشبینی شود.
ماده 20- مرکز آمار ایران مکلف است با اخذ معیارها و شاخصهای تخصصی سازمان بهزیستی کشور در سرشماریهای عمومی نفوس و مسکن به نحوی برنامهریزی نماید که جمعیت افراد دارای
معلولیت به تفکیک نوع معلولیت مشخص گردد. آمار و اطلاعات تخصصی استخراج شده جهت برنامهریزیهای لازم در مدیریت امور افراد دارای معلولیت در اختیار سازمانهای ذیربط قرار میگیرد.
ماده 21- به منظور ترویج نگرش صحیح نسبت به افراد دارای معلولیت و افزایش آگاهیهای عمومی جهت تعامل سازنده با شهروندان دارای معلولیت و فرهنگسازی عمومی جهت آشنایی جامعه با حقوق این شهروندان، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران موظف است اقدامات زیر را به عمل آورد.
الف- حداقل پنج ساعت از برنامههای شبکههای صدا و سیما در سطح ملی و استانی هر هفته در زمان مناسب و با موضوع افراد دارای معلولیت به طرح مشکلات این گروه، اقدامات صورت پذیرفته سازمانهای ذیربط (سازمان بهزیستی کشور، سازمان آموزش و پرورش استثنایی، تشکلهای مرتبط با امور افراد دارای معلولیت، بنیاد شهید و امور ایثارگران)، ترویج نگرش صحیح اجتماعی در خصوص معلولیت و افراد دارای معلولیت آموزشهای پیشگیرانه از بروز معلولیت و برقراری ارتباط میان این گروه با مسئولین اختصاص یابد. هزینههای تولید و پخش اینگونه برنامهها و همچنین تیزرها، فیلمهای آموزشی و پوشش رویدادهای تخصصی فرهنگی، ورزشی و اجتماعی مربوط به شهروندان دارای معلولیت از محل اعتبارات سازمان یاد شده پیشبینی و تخصیص خواهد یافت.
ب- به منظور حفظ شأن و رعایت کرامت انسانی و شهروندی افراد دارای معلولیت نسبت به تدوین دستورالعمل جامع برنامهسازی در این خصوص با همکاری کارشناسان سازمان بهزیستی کشور، اساتید دانشگاه و کارشناسان سازمانهای مردم نهاد افراد دارای معلولیت اقدام نماید.
ج- به منظور تحقق حقوق شهروندان دارای معلولیتهای حسی (نابینایان، ناشنوایان) در بهرهگیری از تولیدات شبکههای مختلف سیما، رسانه ملی مکلف است نسبت به زیرنویسی فیلمها و برنامههای شبکههای مختلف آن رسانه، استفاده از رابط ناشنوایان و نیز پخش توصیف شنیداری فیلمها جهت افراد نابینا اقدام نماید.
ماده 22- وزارت آموزش و پرورش مکلف است جهت آشنایی دانشآموزان با حقوق و توانمندیهای افراد دارای معلولیت، حقوق شهروندان دارای معلولیت، سمبلهای انواع معلولیت و نشانههای شهری مربوط به افراد معلول را در محتوای آموزشی مقاطع تحصیلی دانشآموزان پیشبینی نماید.
ماده 23- دستگاههای اجرایی موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری مکلفاند متناسب با موضوع فعالیت خود، شیوه ارائه صحیح خدمات به شهروندان دارای معلولیت را با رعایت حقوق آنان، با کسب نظر و مشاوره سازمان بهزیستی و تشکلهای مردم نهاد افراد دارای معلولیت، به کارکنان خود و با پیشبینی بودجه لازم، آموزش دهند.
ماده 24- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، شهرداریهای کشور و سایر سازمانها و نهادهای دارنده سالنهای نمایش فیلم مکلفاند بدون اخذ هزینه، امکان نمایش تیزرهای آموزشی در خصوص حقوق افراد دارای معلولیت و چگونگی تعامل با این افراد را فراهم آورند.
ماده 25- اقدامات قضایی زیر جهت حمایت از افراد دارای معلولیت صورت میگیرد:
الف- مراجع قضایی مکلفاند هنگام نصب قیم برای افراد کمتوان ذهنی و مبتلایان به بیماریهای روانی مزمن نظر سازمان بهزیستی را اخذ کند. در مواردی که فرد واجد شرایطی برای پذیرش قیمومیت وجود نداشته باشد یا این سمت را نپذیرد دادگاه مکلف است سازمان بهزیستی را به عنوان قیم تعیین کند.
ب- سازمان بهزیستی کشور مکلف است در پروندههایی که در اعمال و اجرای این قانون و نیز قانون تصویب کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت و مقررات دیگر، حقوق جمعی افراد دارای معلولیت تضییع شده است با رعایت ماده 32 آیین دادرسی مدنی اقامه دعوی نموده و موضوع را تا حصول نتیجه پیگیری کند. سازمانهای مردم نهاد افراد دارای معلولیت نیز حسب مورد محق در اقامه دعوی و پیگیری چنین دعاوی خواهند بود.
ج- سازمان بهزیستی کشور مکلف است حسب درخواست فرد دارای معلولیت یا در مواقع مقتضی، قیم قانونی فرد دارای معلولیت در پروندههایی که حق فرد معلول به دلیل معلولیت (به تشخیص سازمان یادشده)، مورد تعرض قرار گرفته یا چنین ادعایی مطرح است، در دادگاه مربوط شرکت نموده و به عنوان نماینده فرد دارای معلولیت با رعایت ماده 32 قانون آیین دادرسی مدنی محسوب شود.
تبصره 1- اداره معاضدت کانون وکلای دادگستری و نیز مرکز مشاوره قوه قضاییه مکلفاند علاوه بر الزامات مندرج در قوانین موضوعه، موارد استفاده افراد دارای معلولیت از وکیل معاضدتی را به کلیه پروندههای مطروحه اینگونه افراد در مراجع قضایی یا شبه قضایی تعمیم دهند. سازمان بهزیستی کشور تفاهمنامه مربوط را ظرف سه ماه تهیه و به امضاء مراجع پیشگفته میرساند.
تبصره 2- قوه قضائیه مکلف است خدمات قضایی و مشاورهای ناظر به ایثارگران را درباره تمامی افراد دارای معلولیت اجرا کند.
ماده 26- صد در صد هزینههای اشخاص حقیقی و حقوقی در جهت احداث و تجهیز و توسعه و مناسبسازی کلیه مراکز توانبخشی، نگهداری و مراقبتی، حرفهآموزی، آموزشی، کارآفرینی، رفاهی و مسکن مورد نیاز افراد دارای معلولیت که مجوز فعالیت از سازمان بهزیستی کشور را کسب نموده با گواهی سازمان مذکور به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی خواهد بود.
ماده 27- به منظور کمک دولت برای جبران هزینههای ناشی از معلولیت، افراد دارای معلولیت شاغل، 100% حقوق و مزایا یا دستمزد افراد دارای معلولیت خیلی شدید و 80% حقوق و مزایا یا دستمزد افراد دارای معلولیت شدید و 60% حقوق و مزایا یا دستمزد افراد دارای معلولیت متوسط تا میزان و سقف سالانه مقرر از پرداخت مالیات معاف میباشند. 50% حقوق و مزایا یا دستمزد یکی از اولیاء افراد دارای معلولیت خیلی شدید و شدید مادامی که مسئولیت پرداخت هزینههای مترتب بر معلولیت فرد بر عهده اولیاست از پرداخت مالیات معاف خواهند بود. گواهی تأیید نوع و شدت معلولیت افراد مشمول این ماده از سوی کمیسیون پزشکی تشخیص نوع و شدت معلولیت سازمان بهزیستی ارائه خواهد شد.
تبصره 1- معافیت مالیاتی افراد دارای معلولیت دارای مشاغل آزاد بر اساس درآمد سالانه، از یک تا چند منبع، عیناً مشابه شاغلین مشمول این ماده خواهد بود.
تبصره 2- آییننامه اجرایی این ماده توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ظرف سه ماه از لازمالاجرا شدن قانون تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
ماده 28- سازمان بهزیستی کشور با همکاری سازمان آموزش و پرورش استثنایی موظف است امکان دسترسی برابر و بدون تبعیض کودکان زیر شش سال دارای معلولیت آموزش پذیر در مراکز آموزش پیشدبستانی در کنار همسالان فاقد معلولیت و نیز امکان آموزش کودکان زیر شش سال دارای معلولیتهای شدید و حاد یادگیری، کمتوانی ذهنی و معلولیتهای چندگانه را در مراکز خاص آموزش پیشدبستانی تحت پوشش خود یا بخش غیردولتی فراهم نماید.
تبصره - سازمان بهزیستی کشور مکلف است با پرداخت کمک هزینه و یارانه، فقدان یا عدم تکافوی توان مالی والدین را جهت پرداخت هزینههای آموزش کودکان دارای معلولیت را در مراکز آموزش پیشدبستانی جبران نماید. میزان یارانه مذکور هر سال توسط کارگروهی متشکل از کارشناسان سازمان بهزیستی، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری تعیین و اعتبارات مورد نیاز آن در بودجه سالانه سازمان بهزیستی منظور میشود.
ماده 29- وزارت آموزش و پرورش موظف است امکان آموزش رایگان کودکان و نوجوانان دارای معلولیت از مقطع آموزش ابتدایی تا متوسطه، هنرستان و کار و دانش با اولویت رویکرد آموزش فراگیر مبتنی بر تحصیل دانشآموزان دارای معلولیت در مدارس عادی در کنار دانشآموزان فاقد معلولیت و همچنین امکان آموزش رایگان دانشآموزان دارای معلولیتهای بسیار شدید و حاد یادگیری، کمتوانی ذهنی، یا معلولیتهای چندگانه و ناهنجاریهای شدید رفتاری در مراکز خاص آموزشی و حرفهآموزی را فراهم و وسایل نقلیه سرویسهای تردد دانشآموزان مذکور را مناسبسازی نماید.
ماده 30- سازمان آموزش و پرورش استثنایی مکلف است کلیه پشتیبانیهای تخصصی از دانشآموزان دارای معلولیت را هم چون تأمین معلمین رابط، وسایل کمک آموزشی متناسب با معلولیت هر دانشآموز و تأمین منابع آموزشی قابل دسترس و استفاده دانشآموزان دارای معلولیت حسی را به عمل آورد.
ماده 31- سازمان بهزیستی مکلف است خدمات و وسایل توانبخشی مورد نیاز کودکان دارای معلولیت را از بدو تولد توأم با معلولیت یا بلافاصله پس از بروز معلولیت کودک، در اختیار آنان قرار دهد.
ماده 32- وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان و مؤسسات وابسته به شهرداریها و سایر مؤسسات فعال در عرصه فعالیتهای فرهنگی کودکان و نوجوانان مکلفاند ضمن ایجاد فرصتهای برابر بهرهمندی کودکان و نوجوانان دارای معلولیت از خدمات و برنامههای پرورشی و فرهنگی خود، از تولید منابع آموزشی فوق برنامه، بازیهای فکری، کتب و نشریات ویژه کودکان و نوجوانان در اشکال قابل دسترس برای کودکان و نوجوانان دارای معلولیتهای حسی و همچنین محصولات فرهنگی منطبق با نیازهای ویژه کودکان و نوجوانان دارای معلولیت حمایت به عمل آورند.
ماده 33- دولت موظف است با تخصیص منابع مالی لازم، مستمری (حق معیشت) افراد دارای معلولیتهای بسیار شدید و شدید فاقد شغل و درآمد را به میزان حداقل دستمزد سالانه منطبق با
قانون کار تعیین و اعتبارات لازم را در بودجه سالانه خود منظور نماید تا از طریق سازمان بهزیستی کشور به افراد دارای معلولیت پرداخت شود.
ماده 34- به منظور ارتقاء سطح زندگی افراد دارای معلولیت، کمک مؤثر به خانوادههای دارای فرزند معلول و تحکیم بنیاد خانوادههای زوجهای دارای معلولیت، خدمات حمایتی زیر ارائه میشود:
الف- بانوان کارمند دارای معلولیت، بانوان کارمند همسر فرد دارای معلولیت و یا واجد فرزند دارای معلولیت، به شرط نگهداری وی در منزل، از مقررات مربوط به قانون خدمت نیمه وقت بانوان و اصلاحات بعدی آن با استفاده از حقوق و مزایای کامل بهرهمند خواهند شد و در صورتیکه فرزند دارای معلولیت فاقد مادر باشد، پدر یا سرپرست قانونی وی به شرط نگهداری فرد دارای معلولیت در منزل، با یک چهارم کسر ساعات کار هفتگی از حقوق و مزایای کامل استفاده خواهد نمود.
ب- کمک به تشکیل خانواده زوجهای دارای معلولیت، ارائه خدمات مددکاری، مشاورهای و پرستاری به زوجهای مذکور
ج- به منظور حمایت از زندگی افراد دارای معلولیت در چارچوب کانونهای گرم خانواده و جبران هزینههای معنوی مادی تحمیلی به خانوادهها، ناشی از پیامدهای معلولیت این افراد، دولت کمک هزینهی جبرانی را با عنوان حق پرستاری یا مددکاری به سرپرست خانوادههای دارای فرزند معلول، همسران این افراد و یا قیم افراد دارای معلولیت با تصریح قانون پرداخت مینماید. میزان این کمک متناسب با نوع و شدت معلولیت فرد، تعداد افراد دارای معلولیت در هر خانواده و میزان هزینه زندگی خانوار و خط فقر، هر سال توسط کار گروه تخصصی مربوطه که بر اساس آییننامه اجرایی این ماده تشکیل میشود، تعیین و توسط دولت در بودجه سالانه کشور منظور میشود.
د- کلیه دستگاههای موضوع ماده (19) این قانون مکلفاند ساعات کار روزانه شاغلین دارای معلولیتهای خیلی شدید و شدید را، که حضور تمام وقت آنان در محل کار موجب کاهش شاخصهای سلامت این افراد میشود، حداکثر دو ساعت در روز کاهش دهند.
تبصره - اعتبارات مورد نیاز جهت اجرای این ماده توسط سازمان بهزیستی کشور هر ساله به معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور جهت پیشبینی در بودجه سالانه اعلام خواهد شد.
ماده 35- کلیه افراد دارای معلولیت شاغل در دستگاههای موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری و بخش غیردولتی میتوانند به شرط داشتن حداقل پانزده سال تمام سابقه خدمت پرداخت حق بیمه، بر اساس درخواست کتبی آنان و تصویب صندوق بازنشستگی یا سازمان بهزیستی کشور حسب مورد، بدون شرط سنی، با افزودن سنوات خدمت ارفاقی، به مدت خدمات آنان، بدون پرداخت کسور و فقط از لحاظ احتساب حقوق بازنشستگی، بازنشسته شوند.
خدمت زائد بر سی سال این افراد قابل محاسبه نبوده و در تعیین حقوق بازنشستگی آنان، آخرین حقوق قبل از بازنشستگی مبنای محاسبه قرار گرفته و متناسب با مجموع سنوات خدمت یا پرداخت حق بیمه و سنوات ارفاقی خواهد بود.
تبصره 1- میزان سنوات خدمت ارفاقی موضوع ماده فوق برای افراد دارای معلولیت خفیف، متوسط، شدید و خیلی شدید به ترتیب 2، 4، 7 و 10 سال خواهد بود که توسط سازمان بهزیستی کشور تعیین و جهت اجرا به دستگاه یا صندوق مربوطه ابلاغ میگردد.
تبصره 2- آییننامه اجرایی این ماده حداکثر ظرف مدت سه ماه از تصویب آن توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان بهزیستی کشور، سازمان تأمین اجتماعی، صندوق بازنشستگی کشور و معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
ماده 36- در راستای تحقق مفاد این قانون و پیماننامه حقوق افراد دارای معلولیت که با تصویب مجلس شورای اسلامی از اعتبار قوانین داخلی کشور برخوردار شده است و نیز به منظور تحقق سیاستگذاریها و برنامهریزیهای کلان در امور افراد دارای معلولیت، انجام هماهنگیهای ضروری میانبخشی در امر بهبود سطح و کیفیت زندگی شهروندان دارای معلولیت و با هدف نهایی اعمال نظارت عالیه بر حسن اجرای کلیه قوانین معطوف به افراد دارای معلولیت یا اثر گذار بر زندگی آنان، شورای عالی امور شهروندان دارای معلولیت کشور با ترکیب زیر تشکیل میشود:
رئیس جمهور (رئیس شورا)
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی (دبیر شورا)
رئیس سازمان بهزیستی کشور (نماینده سازمان تخصصی متولی امور افراد دارای معلولیت)
وزیر راه و شهرسازی، وزیر آموزش و پرورش، وزیر علوم، تحقیقات و فنآوری، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزیر صنعت، معدن و تجارت و وزیر کشور
رئیس فراکسیون حمایت از حقوق معلولان مجلس شورای اسلامی
رؤسای کمیسیونهای ذیربط مجلس شورای اسلامی برحسب موضوع
رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور
نماینده تامالاختیار رئیس قوه قضاییه
رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران
پنج نفر از نمایندگان افراد دارای معلولیت کشور به انتخاب شبکههای ملی تشکلهای مردم نهاد برحسب گروههای اصلی افراد دارای معلولیت کشور (نابینایان، ناشنوایان، افراد دارای معلولیت جسمی- حرکتی، افراد کمتوان ذهنی و مبتلایان به اختلالات روانی مزمن که تا زمان ایجاد شبکههای مذکور، انجمنهای ذیربط عهدهدار این وظیفه خواهند بود)
سه نفر از کارشناسان برجسته امور افراد دارای معلولیت کشور با معرفی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی(1)
مذاکرات جلسات کمیسیون اجتماعی دولت مستقر در ریاست جمهوری و جلسات برگزار شده در وزارت رفاه به دست ما نرسیده است. حتماً این مذاکرات ضبط میشود. اما اگر در اختیار
1) . این متن رسماً منتشر نشده، فقط کمیته پیگیری تدوین قانون معلولین مستقر در وزارت رفاه و تعاون، این متن را جهت نظرخواهی در اختیار برخی از تشکلهای معلولین قرار داده است. به نقل از روابط عمومی کانون توانا قزوین، سایت وزارت رفاه مدتی این متن را روی سایت خودش منتشر کرده بود.
پژوهشگران قرار بگیرد به عنوان یک منبع مرجع، تأثیر بسیار در پژوهشهای مرتبط به حقوق معلولین خواهد داشت.
گویا مسئول تدوین پیشنویس لایحه، کمیسیون اجتماعی دولت بوده است. اما این کمیسیون کار را تا اندازهای پیش برده و تحویل وزارت رفاه داده است و متصدی تدوین پیشنویس لایحه، در سال 93 و 94 وزرات رفاه بوده است.(1)
پس از دستیابی به متن پیشنویس 36 مادهای، به مطالعه و بررسی آن پرداختیم. حاصل این بررسیها تقدیم میگردد.(2)
این بررسیها در سه قسمت بسترسازی، متن پیشنویس و دیگر ملاحظات دسته بندی شده است. نخست درباره تمهید مقدمات و بسترسازی برای تصویب و اجرا نه ملاحظه آمده است. و درباره متن 16 ملاحظه آمده و در بخش دیگر ملاحظات، چهار بند آمده است.
بسترسازی: درباره مقدمات و تمهیدات پیشنویس ملاحظاتی هست که ذیلاً به عرض میرسد. قانون مثل نهالی است و باید در زمین مناسب کاشته شود. اگر شرایط کاشت نهال مطلوب نباشد، رشد و نمو و ثمردهی آن به مخاطره میافتد. کارآیی قانون تابع شرایط و تمهیدات مطلوب است. درباره شرایط و مقدمات و بستر پیشنویس 36 مادهای ملاحظاتی هست که در نه بند عرض میشود.
1- ضرورت قانون خوب؛ هیچ شخصی با قانون و کارآیی آن و نیاز جامعه به قانون مخالف نیست، عدم قانون مساوی با آنارشیسم و هرج و مرج است. امّا گاه شرایط به گونهای است که نمیتوان انتظار تصویب قانون کارآمد داشت و باید قوانین ناقص را پذیرفت.
شرایط 3 سال اخیر از جمله مقطعهایی تاریخی است که نمیتوانیم قانون جامعی که حلّال همه مشکلات معلولین باشد، انتظار داشته باشیم. اگر چنین قانونی تصویب هم بشود، پول و امکاناتش نیست و بدون اجرا رها میشود.
2- بر اساس نکته فوق لازم است مؤسسات معلولین با دقت و تدبیر، خطمشی چند مرحلهای داشته باشند. یعنی یک خطمشی پنج ساله کارشناسی و تدوین شود. در این خطمشی گفته میشود هر وقت شرایط کشور عادی شد و امکانات کافی وجود داشت، قانون A یعنی قوانین مطلوب و نهایی اجرا خواهد شد.
لذا قانون A را کارشناسی و برای مراجع ذیصلاح ارسال میشود و در صورت نیاز حتی تصویب هم میشود ولی اجرای آن منوط به عادی شدن شرایط میشود.
اما قانونی هم برای حال در نظر گرفته میشود بهرحال یکی از معضلات معلولین در همه دورهها این است که قوانین پیشنهادی آنها با شرایط موجود تناسب و سازگاری ندارد. لذا باید در نوع قانون یکی ایدهآل و نهایی و دوم موقت و مخصوص شرایط حاضر پیشنهاد نمود یا قانون موجود و جاری با افزودن بندهایی مناسب برای زمان کنونی میشود.
1) . همه این نکات بر اساس مسموعات در همایشها به ویژه جلسات مجمع هماندیشی سمنهای معلولین ایران است. اشخاصی مانند سهیل معینی که با دولت در ارتباط است، این نکات را بیان کردهاند. متأسفانه چند سالی میگذرد تا اسناد و مدارک در دسترس قرار گیرد.
2) . بررسی و تحلیل پیش نویس 36 مادهای، در سایت دفتر فرهنگ معلولین به تاریخ 21 خرداد 1394 درج شده است.
3- مهمترین مسئله شناخت زمان حال و ویژگیهای آن و چگونگی حل مشکلات معلولین در این شرایط است. شناخت زمانه و شناخت راههای برون رفت از معضلات معلولین و نیز شناخت منابع تا بتوان با تکیه بر آنها برخی مشکلات را مرتفع کرد، به دست آوردن این شناختها کاری مشکل و نیاز به کارشناسان رشتههای مختلف از حقوق تا جامعهشناسی، تعلیم و تربیت و غیره دارد.
اولاً اقتضائات، طرز فکر، اخلاقیات و ابعاد اجتماعی معلولین باید به خوبی شناخته شود؛ ثانیاً وضعیت بهتر و ایده آل معلولین هم باید شناخته شود و سوم راههای برون رفت از وضعیت نابسامان به وضعیت ایدهآل هم بررسی و تحلیل شود. همه اینها نیاز به نخبگان و خبرگانی کارشناس دارد.
پس از این شناختها میتوان قانونی کارآمد تدوین کرد. قانون باید در ظرف جامعه و شرایط خاص اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی تحقق یابد. اگر به وضعیت حال و شرایط موجود توجه نشود، بهترین قانونها هم ابتر میماند. مگر قانون 16 مادهای سال 1383 نبود، حداقل بندهای مترقی داشت ولی ابتر ماندن آن به دلیل عدم توجه به شرایط بوده است. به نظر میرسد کسانیکه پیشنویس 36 مادهای را تدوین کردهاند شناخت جامعی از جامعه معلولین نداشتهاند و این پیش نویس مشکلات جدی دارد که در بندهای بعد توضیح میدهیم.
4- بخشی از شرایط را میتوان ساخت و ایجاد کرد. مثلاً تقنین اولاً نیاز به عزم و اراده عمومی دارد؛ این عزم را میتوان در مسئولین متصدی تقنین ایجاد کرد. دوم اینکه تقنین نیاز به بسیج افکار عمومی دارد؛ این را هم میتوان ایجاد نمود. برای ایجاد شرایط مطلوب، آحاد معلولین و سمنهای معلولین سراسر ایران از شورای هفت نفره و دبیر آن آقای سید محمد موسوی و حداقل از دبیرخانه این شورا (مستقر در کانون معلولین توانا قزوین)(1)توقع دارند: حداقل در 2 سال اخیر که شورا تعیین شده و کار را شروع کردهاند، دو اقدام ضروری زیر را جدی گرفته و پیگیری نمایند:
الف) آموزش همگانی معلولین در زمینه قانون جامع. معلولین به عنوان مخاطبان اصلی این قانون، هیچ شناختی از آن ندارند؛ با اینکه ضروری است ساختار این قانون، مواد آن، دغدغههای تدوین کنندگان و دیگر ابعاد آن را بدانند. تا نسبت به حق و حقوق خودشان واقف شوند؛ تا اگر تبعیض یا ظلمی در حقشان هست، آگاه باشند. اگر نسبت به حقوقشان آگاه باشند میتوانند از حقشان دفاع کنند و میتوانند برای احقاق و استیفای حقوق خود اقدام نمایند. بر اساس پرسوجوی دفتر فرهنگ معلولین فقط یک درصد از معلولین این قانون را مطالعه کردهاند.
هیئت هفت نفره و دبیر شورا به راحتی میتوانستند در هر شهر جلساتی برپا کنند مثلاً در هر شهر یک جلسه باشد و فردی برایشان قانون جامع را توضیح دهد یا جزوهای چاپ شود و گویا و بریل شود و برای مراکز معلولین کشور ارسال شود. نیز خوب بود در مجله پیک توانا که متعلق به کانون توانا قزوین است، متن اصلی قانون و گزارشهای بیشتری از آن چاپ میشد. دفتر فرهنگ معلولین دو سال است متن قانون و حواشی آن را روی سایت گذاشته است ولی دیگر مراکز کمتر تلاش کردهاند.
1) . تشکل جدیدی از سال 1392 در سمنهای معلولیتی به نام «مجمع هماندیشی» و «هیئت هفت نفره» شکل گرفته است که حدود 65 مرکز غیر دولتی ویژه معلولین در آن عضو هستند. دبیر آن رئیس هیات مدیره کانون توانا قزوین سید محمد موسوی است.
ب) دومین توقع معلولین از هیئت هفت نفره و دبیر محترم، اطلاعرسانی است. پس از اجلاس نخست در 24 اسفندماه 1392 تاکنون چند صفحه درباره نشستها، جلسات، اقدامات، تصمیمهای شورا یا دبیر یا دبیرخانه اطلاعرسانی شده است؟ حجم اندک و انگشت شمار گزارشها و متنهایی که بر روی خبرگزاریها و سایتهای معلولین منتشر کردهاند مؤید کم کاری در زمینه اطلاعرسانی فعالیتها است.
بالاخره قانون جامع برای معلولین است و اینان اگر منفعل و دلسرد باشند، اگر تصویب هم شود، اجرای آن مشکل خواهد داشت.
5- در زمینه توجیه مسئولین، عموم مردم و معلولین و همراه کردن این سه قشر با قانون جامع، حتماً لازم است چند اقدام مهم و اساسی انجام شود:
الف: تهیه کتابهای کم حجم برای هر سه گروه یعنی برای هر کدام یک کتاب ویژه. البته برخی مطالب این سه کتاب مشترک است ولی بیشتر مطالب متفاوت و ویژه است. این سه کتاب به چند محور مهم میپردازد:
معرفی معلولین ایران و پیشرفتهای آنان در دهههای اخیر. همگان باید بدانند معلولین کَلّ و سربار نیستند، متکدی و جیره خوار نیستند بلکه شخصیتهای بزرگواری هستند که در طول تاریخ در پیدایش تمدن و مدنیت و توسعه علوم مؤثر بودهاند.
برای نمونه شخصیتهای معلول که استاد دانشگاه هستند، وکیل و در پستهای عالی اشتغال دارند باید در این کتب معرفی شوند. نابینای مطلقی در دانشگاه تهران در مقام استادی چند بار استاد برتر شده است.
دیدگاه قرآن کریم و احادیث در دفاع از معلولین بسیار مهم است. سیره رسول خدا(ص) که نابینای مطلقی مثل عبداللّه ابن ام مکتوم را در عالیترین پستهای اجتماعی و فرهنگی آن زمان منصوب کرد.
نتیجهگیری در این کتب این است که معلولین در سطوح مختلف به پیشرفت کشور کمک کردهاند ولی چون تبعیض بوده و نتوانستهاند از فرصتهای برابر استفاده کنند، نتوانستهاند خدمات مؤثرتر و گستردهتر داشته باشند و قانونی میخواهند تا عدالت را در مورد آنان اجرایی کند.
نیز در این کتابها نمونههایی از تبعیضها در مورد معلولین با آمار و اسناد آورده شود و زندگی سخت و مشقتبار اکثریت آنها مطرح شود.
دستور حضرت علی(ع) خطاب به مالک اشتر که به عنوان والی عازم مصر بود بسیار مهم است. حضرت در مورد معلولین سخنان بسیار عالی مطرح فرمودهاند. این سخنان را باید به گوش مسئولین این زمان که پیرو حضرت علی(ع) هستند، رساند و آنان را با انواع شیوههای توجیهی، آماده نمود تا قانون جامع را تصویب و اجرایی نمایند.
متأسفانه تاکنون کار جدی در باب آماده کردن و توجیه سه قشر مردم، مسئولین و خود معلولین نشده است. برای نمونه انتشار، کتب راهنما و توجیهی لازم است.
6- در سالهای اخیر و حتی در چند دهه اخیر حرکتهای بسیار برای اصلاح امور معلولین برداشته شده ولی تداوم نداشته و مثل صاعقهای سریع آمده و سریع هم خاموش شده است. مهمترین وظیفه مسئولین نهادینه کردن و پایدار کردن جریان اصلاح امور معلولین است.
از اینرو اولاً تشکل و تشکیلات شبکهای لازم است؛ دوم تدوین خطمشی بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت است. برنامه و خطمشی گام بهگام اجرا میشود و هر سال بخشهایی از آن اجرایی خواهد شد.
پیشنویس 36 مادهای بخشی از این برنامه و خطمشی است و راهکارهای آلترناتیو و جایگزین نیز باید منظور میشود که اگر پیشنویس تصویب نشد یا اجرا نشد، طرحهای بدیل اجرا شود.
7- بسیج افکار عمومی مهمترین و کارآمدترین شیوه برای حلّ مشکلات ملی و عمومی است. در همه جهان و در طول تاریخ معضلات مهم با این شیوه رفع و رجوع شده است. قانون جامع و همه مسائل معلولین هم فقط با این شیوه قابل حلّ است.
بسیج افکار عمومی یعنی معلولین، مردم و نهادها و حتی دولت و مجلس و دستگاه رهبری و همگان از نظر فکری و ذهنی خواهان و طالب این موضوع باشند. قانون جامع وقتی به سامان میرسد هم در مرحله تصویب و هم در مرحله اجرا که افکار عمومی در این جهت متحد و بسیج شوند.
متأسفانه کار جدی در این زمینه نشده است، رسانهها در این باب ضعیف عمل میکنند و اقدامات گسترده مشاهده نمیشود. با اینکه میتوان نخست رسانهها را ظرف یک ماه با مصاحبهها، مقالات و گزارشهای متعدد و هماهنگ غنی کرد. نیز مراجع تقلید، روحانیون و وعاظ را توجیه کرد تا در سخنان عمومی و منابر خواهان موضوع باشند، معلمین، استادان دانشگاه و خلاصه همه اقشار نخبه و دارای رهبری اجتماعی را با توجیه، بسیج نمود. پس از بسیج این قشر، خود اینان جامعه را بسیج میکنند.
8- همگان در همه جلسات به درستی از فرهنگسازی و ضرورت آن سخن میگویند، بخشی از فرهنگسازی بسیج افکار عمومی از طریق اطلاعرسانی است. یعنی مهمترین عامل برای بسیج عمومی، تغذیه علمی و اطلاعات است. مجمع هم اندیشی تشکلهای معلولین و هیئت هفت نفره باید با نشر گزارشها و متون کارشناسی رسانهها و جامعه را تغذیه و از حرفها تکراری و پوچ جلوگیری نماید.
برای نمونه عرض میکنم یکی از مسئولین در مرکز یکی از استانهای بزرگ کشور درباره معلولین تعبیر گدا و متکدی به کار برده و مدعی شده بود اینان کارآیی ندارند و مؤثر نیستند. وقتی به ایشان عرض شد رسول خدا(ص) در اوج قدرت در مدینه یعنی سال هفتم قمری عبداللّه ابن ام مکتوم نابینای مطلق را مؤذن صبح مسجد و جانشین خود در زمانهایی که در شهر حضور نداشت، تعیین کرد و قرآن کریم و خداوند، در پاسخ به کسانی که در جلسهای به عبداللّه کمتوجهی (نه بیاحترامی) کرده بودند آیات شدید و پر عتابی در سوره عَبَسَ نازل کرد. این مسئول محترم با شنیدن این واقعیتها از گفته خود متأثر شد. این یک نمونه است و نشان میدهد اگر تشکلها خوب کار کنند، جو و فضا عوض میشود و خود مسئولین، امور معلولین را پیگیری خواهند کرد. یعنی برخی مسئولین اگر داوری منفی در مورد معلولین داشتهاند، حتماً مغرض نیستند، بلکه چون اطلاع کافی ندارند، بعضاً داوری غیرمناسب داشتهاند. اینان ذاتاً مؤمن و شریف و دلسوز هستند و میتوانند در پروژههای مختلف معلولیتی کمک کنند.
9- اگر رهبر معظم حضرت آیتاللّه خامنهای، ریاست جمهوری، دفتر رهبری، مدیران ارشد نهاد و وزرای مربوطه دائم در جریان اقدامات تشکلهای معلولین قرار گیرند، در اینصورت خودشان هم پیگیر امور میشوند و عامل محرک و پیش برنده خواهند شد. اطلاعات داریم که به ویژه مقام رهبری و دیگر مراجع خواهان اصلاح امور معلولین هستند و این سرمایه مهمی است.
حداقل گزارش همایشها و جلسات و نسخهای از ویژهنامهها و متون کارشناسی در اختیار این مقامات قرار گیرد.
بررسی متن 36 ماده: این متن که گاه به نام قانون جامع و گاه به نام پیشنویس و گاه به نام قانون 36 مادهای مشهور شده، نسبت به قوانین پیشین پیشرفتهتر و منجسمتر است. با این حال درباره متن این قانون ملاحظاتی هست. این ملاحظات در 16 بند عرضه میشود.
این پیشنویس به صورت لایحه به نام «لایحه جامع حمایت از حقوق معلولین» در 36 بند عرضه شده است. یعنی دولت آن را تدوین کرده و به مجلس فرستاده است.
1- اولین ملاحظه، مربوط به ساختار 36 بندی این قانون است. عناوین هر یک از بندها اینگونه است:
ماده 1 ضرورت برابرسازی فرصتها
ماده 2 مناسبسازی اماکن وابسته به قوه قضائیه
ماده 3 بیمه سلامت
ماده 4 خدمات پزشکی و توانبخشی و حرفهای
ماده 5 پیشگیری
ماده 6 مناسبسازی توسط دولت و شهرداریها
ماده 7 استفاده از اماکن عمومی ورزشی و فرهنگی
ماده 8 خدمات ورزشی
ماده 9 گردشگری و تورهای گردشگری
ماده 10 انتشار کتب بریل و گویا و نشریات تخصصی و نسخ الکترونیکی
ماده 11 معافیت سربازی
ماده 12 استخدام و اشتغال
ماده 13 مشوق مالیاتی برای کارفرمایان دارای کارگر معلول
ماده 14 استفاده از وام خوداشتغالی برای کارفرمایان مزبور
ماده 15 استخدام 5 درصد
ماده 16 آموزش و مهارت افزایی
ماده 17 اشتغال معلولین
ماده 18 تحصیل در دانشگاه
ماده 19 تأمین مسکن
ماده 20 آمارگیری از معلولین
ماده 21 فرهنگسازی توسط صدا و سیما
ماده 22 آموزش نمادها و سمبلهای معلولیتی در آموزش و پرورش
ماده 23 آموزش مهارتها
ماده 24 نمایش تیزرهای آموزشِ حقوق معلولین در سینماها
ماده 25 اقدامات قضایی مثل تعیین قیم و دادرسی معلولیتی که حقشان تضییع شده
ماده 26 مناسبسازی مراکز آموزشی
ماده 27 معافیت مالیاتی معلولین در حقوق ماهانه
ماده 28 تحصیل برابر
ماده 29 آموزش رایگان
ماده 30 پشتیبانی آموزشی
ماده 31 خدمات توانبخشی کودکان
ماده 32 تأمین نیازهای فکری و فرهنگی با تأمین محصولات فرهنگی و منابع آموزشی
ماده 33 مستمری ماهانه
ماده 34 ارتقای سطح زندگی
ماده 35 بازنشستگی
ماده 36 تشکیل شورای عالی امور شهروندان دارای معلولیت به ریاست رئیس جمهور
با مطالعه این مواد و تجزیه و تحلیل آنها به راحتی نتایج زیر به دست میآید:
دولت متصدی امور معلولین است و تمامی امور معلولین از طریق دولت حل و فصل میشود.
تمامی مفاد یا اکثر بندها دارای محتوای مالی است و هزینههای جدیدی را به نظام اداری- مالی دولت تحمیل میکند.
در این قانون، به تعاونیها، مردم و خود معلولین نقش اول داده نشده است. بلکه نقش اصلی و اول دولت است و بقیه تابع دولت ایفای مسئولیت میکنند. یعنی اگر دولت از این قانون حذف شود و کنار برود یا به هر دلیل نتواند ایفای مسئولیت نماید، بقیه عوامل و عناصر نقش خود را از دست میدهند.
با اینکه میشد، به خود معلولین و مردم نقش اول را داد و دولت مجری آنان باشد و اگر هم نتوانست مجری باشد، راهکارهای بدیل در نظر گرفته شود.
برای نمونه میتوان قوانین اینگونهای داشت:
جمعی از معلولین میتوانند زمین بایری را در اختیار گرفته و زراعت کنند، وزارت کشاورزی باید مالکیت آنها را تثبیت کند و محصول آنها را با قیمت مناسب خرید نماید.
جمعی از معلولین میتوانند واحد تولیدی صنعتی راهاندازی کنند؛ در اینصورت وزارت صنایع برای پروانه و مجوز آنها سریعاً اقدام نماید. برای ساخت و بهرهبرداری وام بدون بهره در اختیارشان بگذارد و فروش محصولات آنها را تا چند ماه بر عهده داشته باشد.
معلولین در فردی یا گروهی بتوانند فیلمهای سینمایی بسازند. وزارت فرهنگ و ارشاد در همه مراحل ساخت فیلم به آنان کمک کند و پس از تولید برای نمایش یا فروش فیلمهای با موضوع معلولیت مساعدت نماید.
این موارد بار مالی چندان برای دولت ندارد و موجب اشتغال و سودآوری و حل مشکلات معلولین هم میشود. نیز قوانینی برای عموم مردم مثل موارد زیر تصویب کرد:
مستحضر هستید که حضور معلولین در مساجد، پیامدهای مثبت فراوان خواهد داشت، در کاهش بیماری روانی آنها تأثیر دارد، موجب گسترش حضور اجتماعی آنان خواهد و....
کتابخانههایی که بخشی را برای معلولین تجهیز کنند، مثلاً چند قفسه کتب بریل مورد نیاز نابینایان تجهیز کنند یا وسایل الکترونیکی مورد نیاز آنها تجهیز کنند یا امکاناتی برای ورود با ویلچر یا پارک ویلچر و استفاده از صندلی چرخدار فراهم نمایند، وزارت ارشاد بابت تجهیز هر قسمت، 1000 عنوان کتاب رایگان در اختیار این کتابخانهها قرار دهد. این قسمت با نظارت نهاد کتابخانههای عمومی اجرایی میشود.
نیکوکارانی که یک واحد ساختمانی از 50 متر تا بیشتر برای امور فرهنگی مثل کتابخانه معلولین اختصاص دهند، سازمان اوقاف موظف است امور حقوقی و تجهیز این مکانها را با استفاده از معلولین منطقه اجرایی نماید. مثلاً کتابخانهای تأسیس و در اختیار معلولین منطقه قرار دهد. به این روش که 5 نفر از معلولین منطقه توسط خودشان به عنوان هیئت امنا و شورای مدیریت انتخاب و طبق آییننامه مدیریت نمایند.
دولت موظف است در همه امور معلولین از خودشان استفاده کند. مثلاً معلولین پزشک توسط وزارت بهداشت و درمان توجیه شوند تا در هر منطقه یک واحد کوچک پزشکی و توانبخشی برای معلولین تجهیز و راهاندازی شود. دولت در اعطای مجوز و دیگر امور حقوقی تسریع و مساعدت نماید.
خلاصه اینکه در قانون جامع موارد زیادی دیده نشده و غفلت شده است. کمیتهای سه نفره را میتوان مأموریت داد تا این موارد را استخراج و لیست کنند.
2- همانطور که از عناوین پیدا است، تشتت بین مواد هم سنخ مشاهده میشود مثلاً مناسبسازی در مواد 2، 6 و 26 آمده است.
3- چنین قانونی حتماً نیاز به مقدمهای مفصل درباره اهمیت معلولین در ساختار جامعه و فرهنگ و معرفی شخصیتهای مهم معلولین و نقش بی بدیل معلولین در طول تاریخ و خدمات آنها، نیز درباره ضرورت قانون معلولین دارد. زیرا شناخت درست و واقعی درباره این قشر در جامعه وجود ندارد. حتی مسئولین و وزرا و بزرگان هم شناخت صحیحی از این قشر ندارند.
4- جایگاهی برای تعاونی، یعنی معلولین که میخواهند کار گروهی انجام دهند یا تعاونیهای ترکیبی از معلولین و سالمها در این قانون مشاهده نمیشود با اینکه بسیار مهم است. با اندک پشتیبانی مالی معلولین در قالب گروههای چند نفره میتوانند درآمدهای خوبی داشته باشند و در این قانون این موارد مغفول است.
5- یک تجربه مهم در کویت، امارات و بحرین در مورد معلولین هست که میتوان در قانون جامع هم از آن استفاده کرد.
هیئت امنایی برای معلولین در کویت حدود 40 سال قبل تشکیل شد، اینان سرمایههای وقفی و خیرین را جمعآوری و بانکی تأسیس کردند. قرار شد خیرین پولهای خود را در این بانک به مدت 5 سال نگهداری کنند. بالاخره این بانک با برنامهریزیهای دقیق کارشناسانه شروع به درآمدزایی و قوی شدن کرد و تمامی امور معلولین از تحصیل تا اشتغال و غیره را زیر پوشش گرفت. نتیجه اینکه ظرف یک دهه تقریباً همه مشکلات آنان را رفع کرد. در ایران هم به راحتی میتوان چنین تجاربی را اجرایی کرد و در قانون به آنها پرداخت.
6- مشکل اساسی معلولین چیست؟ قطعاً نه مساعدت مالی و نه مساعدت پزشکی است. بلکه نشناختن استعدادها و تواناییهای آنان و عدم تبدیل این استعدادها از قوه به فعلیت و دوم معرفی آنان به مراکز و جوامع از زیربناییترین مشکلات است.
خلاصه معضل اصلی معلولین فقدان اطلاعرسانی در مورد تواناییها و استعدادهای آنان است. معلولی که آموزگار بریل خوبی به زبان کردی است و خط بریل کردی را ابتکار کرده اگر به دنیا معرفی شود به کشورهای مختلف دعوت میشود تا به دانشآموزان کرد تبار نابینا بریل کردی یاد بدهد و اگر این اقدام عملی شود، این آموزگار سالانه میلیونها دلار کسب درآمد خواهد داشت. اما متأسفانه در گوشه یکی از شهرهای کوچک در ایران است و کسی هم او را نمیشناسد. معلولی که تار خوب مینوازد یا نی خوب مینوازد یا قاری یا حافظ قرآن است یا استاد علوم قرآنی است و چند سال استاد نمونه شده است و خلاصه هر کدام استعداد و حرفهای میدانند، اینان اگر به جهان معرفی شوند و دولت هم موظف باشد، کاریابی، اعزام و اشتغال آنان را تسریع نماید، بسیاری از مشکلات معلولین مرتفع میگردد.
7- فرهنگسازی به عنوان یک ضرورت جدی فقط در ماده 21 مطرح شده و صدا و سیما را مسئول فرهنگسازی معرفی کرده است. با اینکه همه میدانند صدا و سیما در این زمینه نه تنها خوب عمل نکرده بلکه گاهی عملکرد تخریبی داشته است.
لازم است برای فرهنگسازی بندهای مختلف مطرح میشد و به ابعاد پیچیده آن عنایت میشد.
8- در باب مشاغل و طبقهبندی مشاغل معلولین، در قانون خلأهای جدی هست. اولاً باید تأکید کرد که معلولین توانایی داشتن مشاغل صنعتی، کشاورزی، خدماتی، فرهنگی و علمی را دارند. هم اکنون در همه این عرصهها مشغول هستند.
اما دستیابی معلولین به پنج گروه از مشاغل مزبور نیاز به کارشناسی دارد. مهم این است که دولت باید موظف شود در هر بخش، حداقل 7 درصد از فرصتها را در اختیار معلولین قرار دهد برای نمونه:
اگر قرار است دانشجو اعزام شود، 7 درصد از معلولین اعزام شوند.
اگر قرار است معلم و استاد به خارج اعزام کنند تا در دانشگاه یا مدارس متعلق به ایران کار کنند، 7 درصد از معلولین باشد.
نیز در گزینش استاد، گزینش نمایندگان شورای شهر و مجلس و خبرگان، دانشجو و طلبه، پزشک، مجوز چاپ و نشر، مجوز نشریه و صدها شغل دیگر باید معلولین منظور شوند.
9- متأسفانه حوزه علمیه قم طلبه معلول نمیگیرد. با رئیس شورای مدیریت صحبت شد ولی مانعی دارند و آن مصوبه شورای عالی است. در مسیحیت معلولین آموزش کوتاهی میبینند و به مدارس، بیمارستانها و غیره اعزام و به تبلیغ مسیحیت میپردازند. تأثیر بسیار خوبی هم داشته است.
10- اقدامات زیربنایی فرهنگی و اطلاعرسانی مانند بانکهای اطلاعات معلولین و رسانههای ویژه معلولین اصلاً در این قانون نیامده است. با اینکه به راحتی میشد وزارت فرهنگ و ارشاد را مسئول کرد و بانک سازی را بر عهده اش گذاشت. همچنین وزارت ارشاد موظف شود تمامی هزینههای نشریات معلولین را پرداخت نماید.
11- در نظام اداری ایران و در دولت جمهوری اسلامی هیچ جایی برای کتاب بریل، کتاب گویا و کتاب الکترونیک و خلاصه کالاهای علمی و فرهنگی معلولیتی و کتب معلولین منظور نشده است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید یک معاونت در تشکیلات خود برای ساماندهی به این منظور ایجاد نماید.
12- وزارت فرهنگ و ارشاد و وزارت علوم موظف شود تا در کنار کتاب سال و کتاب فصل و انواع جشنوارهها و جوایز کتاب یک جشنواره و جایزه برای کتاب و یکی برای پایاننامه و سومی برای مقالات و چهارم برای دیگر کالاها مثل کتاب گویا راهاندازی کند و آثار برتر جایزه بگیرند. اساساً این قانون در این موارد خلأهای جدی دارد.
13/10- قانون جامع بیشتر به امور نابینایان و معلولین حرکتی و ذهنی پرداخته است و به ناشنوایان اندک پرداخته است و این تبعیض و بیعدالتی است: مثلاً زبان اشاره در ایران وضعیت بحرانی دارد ولی به آن اشاره نشده است و هیچ قانونی در مورد آن نیست.
14- بسیاری از کشورها از امکانات موجود در کشورهای اروپا و در امریکا برای بهبود وضعیت امور معلولین خود استفاده میکنند. مثلاً از بورسهای تحصیلی، از امکانات دانشگاهی و کتابخانهای و دهها مورد دیگر بهرهبرداری و استفاده میکنند. میتوان اینگونه امور را تبدیل به قانون کرد.
15- امکانات عمومی مثل اوقاف و مساعدتهایی که سازمان اوقاف میتواند برای معلولین داشته باشد در این قانون نیامده است.
16- در زمینه سمنها و تشکلهای معلولین به رغم اهمیت و تأثیر آنها در این قانون چیزی نیامده است.
دیگر ملاحظات: برخی نواقص هست که از منظر بیرونی قابل کشف است. یعنی با مقایسه متن این قانون با دیگر قوانین به دست میآید. یا مربوط به اجرای آن است. این ملاحظات در چهاربند میآید.
1- همگان بر این باور هستند که قانون ضروری است ولی همه چیز و علت تامه حلّ مشکلات نیست. برای حل مشکلات اگر قانون ناقص هم باشد ولی شرایط دیگر مثل مجری لایق وجود داشته باشد، میتوان امید به حلّ مشکلات داشت. از اینرو نواقص را صرفاً جهت اطلاع داشتن بیان کردیم و اصراری بر نوشتن لایحه بهتر نیست. ولی برای اموری مثل اطلاعرسانی و ایجاد بسترهای لازم برای رفع مشکلات اصرار داریم. این موارد را قبلاً در بندهای 1 تا 9 توضیح دادیم.
2- کمتر از یک دهه نگذشت که گفته شد قانون 83 کارایی ندارد و باید قانون دیگری تدوین و تصویب شود. با اینکه در برخی کشورها، قوانین چند سدهای دارند. حال اینکه در ایران مدام به فکر
تعویض قانون هستند و فکر میکنند عوض شدن کلمات و جملات و تدوین متن با انشاء جدید، کلید حل مشکلات است، تفکری خطا است. برای تدوین هر قانون، سرمایههای بسیار اعم از وقت و انرژی انسانی و غیره مصرف میشود. عاقلی میگفت بهتر است معلولین بگویند ما قانون جدید نمیخواهیم، همان قانون قبل را خوب و کامل عمل کنید، بودجه تدوین و تصویب قانون جدید را به جامعه معلولین بدهید تا مشکلاتشان رفع شود. ولی دیگر کار از این حرفها گذشته و قانون جدید به مجلس هم رسیده است و باید برای پیشبرد تصویب آن تلاش کرد. برای اینکه معلولین و تشکلها به متن قانون جدید واقف شوند، باید سیر آن را ملاحظه کنند. زمزمههای تغییر قانون معلولین در دولت محمود احمدینژاد پیدا شد. این دولت متنی شامل 36 ماده تدوین کرد و قرار شد به صورت لایحه به مجلس شورای اسلامی ارسال گردد. یعنی از نظر این دولت این متن، نهایی و کامل بود، حتی آییننامههای اجرای آن را هم نوشتند. ولی با آمدن دولت آقای روحانی گفته شد این متن قانون مشکلاتی دارد و به عنوان پیشنویس باید در کمیسیون اجتماعی نهاد ریاست جمهوری مطرح و پس از طی مراحلی در هیئت دولت تصویب و به مجلس تقدیم گردد.
3- راجع به کنوانسیون حمایت از معلولین هیچ اشارهای نشده است. با اینکه مطابق عرف بینالملل و حقوق بینالملل، مواد کنوانسیون حاکم بر قوانین و مقررات داخلی است. یعنی در هر شرایط اولویت با کنوانسیون است.
4- در باب ضمانت اجرایی در این پیشنویس، نکته بندی نیامده است.
پیشنویس قانون معلولین در 36 ماده در اختیار برخی از تشکلها قرار گرفت و در ماههای نیمه اول سال 94، بحث درباره این پیشنویس نُقل مجالس حقوقدانان و معلولین بود. همه مشغول بودند که ناگهان متن دیگری به وسط آمد. وزارت رفاه، این متن را لایحه جامع حمایت از حقوق معلولین شناخت.
در خبرها بود که متن لایحه جامع حمایت از حقوق معلولین 66 ماده دارد. اما متنی که در اختیار قرار گرفت 63 ماده داشت. سه ماده اختلافی که در لایحه جامع حمایت از حقوق معلولین نیامده است، مواد 64، 65 و 66 است که بعداً توضیح میدهیم.
اواخر بهار و تابستان 94 مشغول متن لایحه 66 یا 63 مادهای بودیم که گفته شد هیئت دولت برخی از این مواد را تصویب کرده و به عنوان مصوبه دولت برای اجرا، به دستگاههای اجرایی ابلاغ کرده است. و علی القاعده بقیه مواد را به صورت لایحه به مجلس ارسال کرده است. البته خبرها در این زمینه متفاوت و گاه متناقض بوده است. بعداً اخبار منتشره در این زمینه را در یک بخش بررسی میکنیم اما متنهایی که به دست ما رسیده، چهار متن است. یعنی غیر از متن اصلی (63 مادهای)، نسبت به دو پاره شدن متن 63 مادهای، دو روایت و در مجموع سه متن به دست ما رسیده است. یک بار متنی به نام لایحه هیات دولت برای ارسال به مجلس در 39 ماده از دبیرخانه مجمع هم اندیشی و کانون معلولین توانا واصل شد، ولی از پاره دوم آن که مصوبه دولت باشد چیزی دریافت نکردیم. سپس به تاریخ 26 مرداد 94 پس از پیگیری فراوان از دفتر انجمن باور به مدیریت آقای سهیل معینی و اصلیترین چهره شناخته شده در تصویب قانون، دو متن دریافت شد: یک متن در 28 ماده و مصوب هیأت وزیران در 10 خرداد 94 و دوم متنی با عنوان لایحه حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت با 25 ماده. همچنین یک ضمیمه با عنوان استثنائاتی که در قانون ابقاء شد نیز از انجمن باور دریافت شد. همه این متون را به ترتیب در این مبحث میآوریم. اما در مورد تنوع و تعدد متون، علت آن شاید تعدد دستگاههای تصمیم گیرنده است. زیرا کمیسیون اجتماعی مستقر در ریاست جمهوری، وزارت کار و رفاه، گروه کارشناسان حقوقی و اجتماعی سازمان بهزیستی و نیز تشکلهای مردمی مانند انجمن باور و مجمع هماندیشی همه اینها جلساتی برای نهایی کردن متن حقوقی معلولین داشتهاند. ممکن است برخی از متون توسط این مراکز منتشر شده باشد. البته دولت باید طی بیانیه، مواضع خود و متنی که قبول دارد را اعلام کند. عناوین متون واصل شده اینگونهاند:
1- لایحه جامع حمایت از حقوق معلولان (63 مادهای)
2- لایحه هیئت دولت (39 مادهای)، اخذ شده از مجمع هماندیشی تشکلهای معلولان
3- لایحه حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت (25 مادهای)، اخذ شده از انجمن باور
4- متن استثنائاتی که در قانون ابقاء شد، اخذ شده از انجمن باور
5- مصوبات داخلی دولت در خرداد 1394 (28 مادهای)، اخذ شده از انجمن باور
به منظور بررسی، مطابقت و اطلاعرسانی همه این متون که مورد نیاز پژوهشگران است را در این بخش آوردهایم. پس از آن به بررسی و تجزیه و تحلیل اخبار میپردازیم و در ادامه دیدگاههای مردم، تشکلها و دولت آمده است.
لایحه(برنامه) جامع 63 مادهای حمایت از حقوق افراد معلول پس از بررسی در کمیسیون اجتماعی دولت و نهایی شدن در وزارت تعاون، کار و رفاه، توسط وزیر وقت، علی ربیعی به هیئت دولت تقدیم شد. در هیئت وزیران هم به تصویب رسید و بخشهایی از آن برای تبدیل شدن به قانون طی لایحهای به مجلس شورای اسلامی تقدیم شد تا پس از تصویب اجرایی شود. بخشهایی هم به سازمان بهزیستی برای اجرا، تقدیم شد. ظاهراً قبل از اجرا، باید تبدیل به بخشنامه شود و به جاهای مختلف ابلاغ شود.
به اعتقاد انوشیروان محسنی بندپی رئیس سازمان بهزیستی کشور اجرای صحیح و بند به بند برنامه جامع حمایت از حقوق معلولان میتواند بخش مهمی از مشکلات معلولان را در حوزههای مختلف برطرف سازد. وی امیدوار است که بخش مهمی از این برنامه به صورت بخشنامه از سوی دولت به دستگاهها جهت اجرا ابلاغ شود و بخش دیگر هم با تصویب در مجلس به قانون تبدیل شود.(1)
فصل اول - کلیات
ماده 1- تعاریف:
الف- فرد دارای معلولیت: در این قانون به کسی اطلاق میگردد که بر اساس طبقهبندیهای بینالمللی انواع معلولیت با تأیید کمیسیون پزشکی- توانبخشی نوع و تعیین شدت معلولیت سازمان بهزیستی کشور در اثر اختلال و آسیب جسمی، حسی، ذهنی و روانی و یا توأم، با محدودیت قابل توجه و مستمر در فعالیتهای روزمره زندگی و مشارکت اجتماعی مواجه است.
تبصره- چگونگی تشکیل کمیسیونهای پزشکی- توانبخشی تعیین نوع و شدت معلولیت و صدور کارت هوشمند معلولیت برای فرد دارای معلولیت، بر اساس آییننامهای خواهد بود که حداکثر 3 ماه پس از تصویب این قانون، توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با همکاری وزارتخانههای بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و وزارت کشور تهیه و به تصویب هیئت وزیران میرسد.
ب- وزارت: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
پ- سازمان: سازمان بهزیستی کشور
ت- دستگاههای مشمول: کلیه دستگاههای اجرایی موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری، قوه قضائیه، قوه مقننه، مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای نگهبان و سازمانها و مؤسسات وابسته و تابعه آنها و کلیه سازمانها و شرکتهایی که به نحوی از انحاء از بودجه عمومی کشور استفاده میکنند و یا قسمتی از بودجه آنها توسط دولت تأمین میگردد.
1) . خبرگزاری فارس، سه شنبه 20 خرداد 1394.
فصل دوم - مناسبسازی، دسترسیپذیری و تردد و تحرک
ماده 2- کلیه دستگاههای مشمول مکلفاند ضمن رعایت کلیه ضوابط و استانداردهای دسترسپذیری ساختمانها و تأسیسات برای افراد دارای معلولیت در طرحهای آتی و در دست تهیه خود، ساختمان و تأسیسات فعلی تحت پوشش خود را بر اساس برنامهریزی و هدفگذاری معین و با پیشبینی بودجه مشخص سالانه، تا افق 1404 مناسبسازی کنند.
ماده 3- شهرداریها مکلفاند از صدور پروانه احداث، بازسازی و یا پایان کار برای ساختمانها و اماکن با کاربری عمومی از جمله مجتمعهای اداری، درمانی و آموزشی که ضوابط و استانداردهای مصوب دسترسپذیری افراد دارای معلولیت را رعایت نکرده باشند، خودداری و در احداث و بازسازی معابر عمومی مناسبسازی نمایند.
ماده 4- دستگاههای متولی صدور مجوز، مکلفاند رعایت ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد دارای معلولیت و استانداردهای مناسبسازی را در شرایط و الزامات صدور مجوز لحاظ نمایند.
ماده 5- وزارت راه و شهرسازی موظف است در کلیه طرحهای آمادهسازی و اجرای مجتمعهای مسکونی به صورت انبوه و نیز طراحی و اجرای شهرهای جدید، ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد دارای معلولیت را رعایت نمایند.
ماده 6- به منظور سیاستگذاری، برنامهریزی اجرایی، نظارت بر امر مناسبسازی و ایجاد بانک جامع اطلاعات مناسبسازی در کشور، ستاد هماهنگی مناسبسازی کشور به ریاست وزیر کشور ایجاد میشود. ترکیب اعضا و شرح وظایف ستاد یاد شده و نحوه نظارت و پیگیری مناسبسازی طبق آییننامهای است که بنا به پیشنهاد وزارت کشور با هماهنگی وزارت راه و شهرسازی و وزارت ظرف 3 ماه پس از ابلاغ این قانون به تصویب هیئت وزیران میرسد.
ماده 7- وزارتخانههای راه و شهرسازی و کشور و شهرداریها موظفاند حسب مورد نسبت به مناسبسازی و دسترسپذیری کلیه پایانهها، ایستگاهها، تأسیسات سامانهها و ناوگان حمل و نقل درون شهری و برون شهری منطبق با استانداردهای بینالمللی دسترسپذیری سامانههای حمل و نقل عمومی برای دسترسی افراد دارای معلولیت اقدام و امکان بهرهمندی این افراد از ناوگان حمل و نقل زمینی، دریایی و هوایی را فراهم نمایند و کارکنان خود را جهت همیاری علمی و صحیح با مسافرین دارای معلولیت، آموزش دهند.
تبصره 1- شهرداریهای مکلفاند جهت امکانپذیری تردد افراد دارای معلولیت شدید، سامانههای حمل و نقل ویژه افراد دارای معلولیت را با تجهیز ناوگان خودروهای مناسبسازی شده ایجاد نمایند. دولت مکلف است در ایجاد این سامانهها به شهرداریهای فاقد اعتبارات لازم، کمک نماید.
تبصره 2- استفاده افراد دارای معلولیتهای شدید از سامانههای حمل و نقل ریلی و اتوبوسرانی درون شهری دولتی رایگان و استفاده این افراد از سامانههای برونشهری ریلی، هوایی و دریایی دولتی نیمبها است. (برای بخش غیردولتی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مکلف است نسبت به پیشبینی اعتبارات لازم در لوایح بودجه سالانه اقدام نماید).
ماده 8- وزارت مکلف است تسهیلات لازم برای مناسبسازی برای خودروهای افراد دارای معلولیت تحت پوشش بهزیستی کشور را تأمین نماید.
فصل سوم - خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی
ماده 9- وزارت مکلف است پوشش بیمه سلامت افراد دارای معلولیت تحت پوشش سازمان را به گونهای تأمین نماید که شامل خدمات توانبخشی- پزشکی مورد نیاز این افراد باشد.
ماده 10- سازمان مکلف است وسایل و تجهیزات توانبخشی و فناوریهای کمک زیستی تسهیلکننده زندگی افراد دارای معلولیت را با رعایت استانداردهای لازم و با اولویت تأمین از تولیدات داخلی با بهای مناسب و منطبق با توان خرید مصرفکنندگان، در اختیار آنها قرار دهد.
ماده 11- سازمان مکلف است نسبت به حمایت از نگهداری و مراقبت از افراد دارای معلولیت به ویژه افراد دارای معلولیتهای اعصاب و روان، کمتوان ذهنی، جسمی- حرکتی شدید و افراد دچار معلولیتهای چندگانه در کانون خانواده از طریق ارائه خدمات آموزشی و مشاورهای به خانوادهها به منظور همیاری صحیح آنان با افراد دارای معلولیت و پرداخت حق پرستاری یا مددکاری به سرپرست، همسر یا قیم این افراد اقدام نماید.
میزان این کمک متناسب با نوع و شدت معلولیت فرد دارای معلولیت، تعداد این افراد در هر خانواده و بر اساس هزینههای متعارف نگهداری و مراقبت از افراد دارای معلولیت و متناسب با تورم، تعیین و پرداخت میشود.
تبصره- اعتبارات مورد نیاز اجرای این ماده هر ساله توسط وزارت با هماهنگی معاونت برنامهریز و نظارت راهبردی رئیس جمهور پیشبینی و در بودجه سالانه سازمان کشور منظور میشود.
فصل چهارم- امور ورزشی، فرهنگی، هنری و آموزشی
ماده 12- وزارتخانههای ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلفاند با هماهنگی معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور نسبت به اختصاص سهم عادلانه و متناسب افراد دارای معلولیت و کمک هزینه به بخش عمومی غیردولتی ارائهدهنده خدمات ورزشی به افراد دارای معلولیت از بودجه ورزش و امور فرهنگی، هنری و تفریحی کشور اقدام نمایند.
ماده 13- وزارت ورزش و جوانان مکلف است با اولویت طراحی فراگیر اماکن و تأسیسات ورزشی در کنار سایر افراد، نسبت به توسعه مراکز و تأسیسات ورزشی اختصاصی فعالیتهای ورزشی و حمایت از مسابقات و جشنوارههای ورزشی افراد یاد شده اقدام نماید.
ماده 14- استفاده افراد دارای معلولیت از مراکز، تأسیسات و خدمات ورزشی دولتی و شهرداریهای کشور با اولویت کارکنان متبوع، رایگان است.
ماده 15- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلف است به منظور استفاده برابر حقوق نابینایان و ناشنوایان از محصولات تصویری با تخصیص اعتبارات لازم از تولید فناوری (توصیف تصاویر) فیلمها برای افراد نابینا و زیرنویس این محصولات برای افراد ناشنوا و نیز تجهیز سالنهای نمایش به فناوریهای کمکی مذکور حمایت به عمل آورد.
ماده 16- سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مکلف است با پیشبینی منابع مالی مورد نیاز نسبت به تدوین و ابلاغ سیاستهای حمایتی و اجرایی توسعه تورهای گردشگری برای افراد دارای معلولیت اقدام نمایند.
ماده 17- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلف است از محل اعتبارات مصوب سالانه خود، بودجه مورد نیاز تولید و انتشار کتب و نشریات بریل، گویا، چاپ درشت و قالبهای الکترونیک برای افراد نابینا و کمبینا و چاپ و انتشار کتب و نشریات تخصصی مورد نیاز افراد دارای معلولیت و هم چنین ایجاد پایگاههای اطلاعرسانی تخصصی این افراد را تخصیص دهد. هم چنین وزارت مذکور موظف است ضمن رعایت حقوق مالکیت معنوی ناشرین، با اتخاذ تدابیر تشویقی، ناشرین را به در دسترس نهادن نسخ الکترونیکی آثار خود جهت استفاده نابینایان و کمبینایان ترغیب نماید.
ماده 18- مراجع نشر قوانین، مقررات، بخشنامهها، دستورالعملها و اقدامات و تصمیمات قوای سه گانه و نهادهای عمومی مکلفاند موارد یاد شده را حداقل در یکی از اشکال بریل، گویا، چاپ درشت یا قالبهای الکترونیکی در دسترس افراد دارای معلولیت قرار دهند.
ماده 19- وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مکلف است استانداردهای دسترسپذیری به دیدارگاههای مجازی را برای فناوریهای کمکی نابینایان و کمبینایان تدوین و بر رعایت آن از سوی دستگاههای اجرایی نظارت نماید.
ماده 20- سازمان با همکاری وزارت آموزش و پرورش (سازمان آموزش و پرورش استثنایی) موظف است امکان دسترسی برابر و بدون تبعیض کودکان دارای معلولیت به مراکز آموزشی پیشدبستانی و مهدکودکها در کنار همسالان فاقد معلولیت آنان را فراهم نماید. همچنین امکان آموزش کودکان زیر 6 سال دارای معلولیتهای شدید و حاد یادگیری، کمتوان ذهنی و معلولیتهای چندگانه که امکان آموزش در مراکز آموزش تلفیقی را ندارند، در مراکز خاص آموزشی از طریق حمایت از بخش غیردولتی یا رأساً فراهم نمایند.
تبصره- سازمان مکلف است نسبت به پرداخت کمک هزینه آموزش کودکان دارای معلولیت در مهدهای کودک و مراکز آموزش پیشدبستانی اقدام نماید. میزان کمک هزینه مذکور هر سال توسط کارگروهی متشکل از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری تعیین و اعتبارات مورد نیاز آن در بودجه سالانه سازمان منظور میشود.
ماده 21- وزارت آموزش و پرورش مکلف است تا با ایجاد بستر لازم، امکان تحصیل رایگان دانشآموزان معلول از مقطع ابتدایی تا پایان مقطع آموزش متوسطه، هنرستان و کار و دانش، در مدارس عادی و در کنار دانش آموزان فاقد معلولیت فراهم نماید.
ماده 22- وزارت آموزش و پرورش مکلف است امکان تحصیل رایگان دانشآموزان دارای معلولیت جسمی را که بر اساس تشخیص کارشناسان ارزیاب سازمان آموزش و پرورش استثنایی بر اثر نوع و شدت معلولیت یا مواجه با معلولیتهای چندگانه، قادر به تحصیل در محیطهای آموزش عادی نیستند در مراکز آموزش استثنایی دولتی تأمین نماید.
ماده 23- سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور مکلف است کلیه پشتیبانیهای تخصصی از دانشآموزان دارای معلولیت از جمله تأمین معلمین رابط، وسایل کمک آموزشی متناسب با معلولیت هر دانشآموز و تأمین منابع آموزشی قابل استفاده دانشآموزان دارای معلولیت حسی را تأمین نماید.
ماده 24- سازمان مکلف است خدمات و وسایل توانبخشی مورد نیاز کودکان دارای معلولیت را از بدو بروز معلولیت کودک، در اختیار آنان قرار دهد.
ماده 25- وزارتخانههای آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان و مؤسسات وابسته به شهرداریها و سایر مؤسسات دولتی، عمومی، غیردولتی مکلفاند ضمن ایجاد فرصتهای برابر بهرهمندی کودکان و نوجوانان دارای معلولیت از خدمات و برنامههای پرورشی و فرهنگی خود، از تولید منابع آموزشی فوق برنامه، بازیهای فکری، کتب و نشریات ویژه کودکان و نوجوانان در اشکال قابل دسترس برای کودکان و نوجوانان دارای معلولیتهای حسی و همچنین محصولات فرهنگی منطبق با نیازهای ویژه کودکان و نوجوانان دارای معلولیت، حمایت به عمل آورند.
ماده 26- افراد دارای معلولیت نیازمند واجد شرایط در سنین مختلف میتوانند با معرفی سازمان از آموزش عالی رایگان در واحدهای آموزشی تابعه وزارتخانههای آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دیگر دستگاههای دولتی و نیز دانشگاه آزاد اسلامی بهرهمند گردند.
تبصره- آیین نامه اجرایی این ماده توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با همکاری وزارت، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی و معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور تهیه و به تصویب هیئت وزیران میرسد.
ماده 27- سازمان مکلف است با همکاری وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و آموزش و پرورش و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی تابع وسایل کمکآموزشی مورد نیاز دانشجویان دارای معلولیت و تأمین منابع و مواد آموزشی دانشجویان دارای معلولیتهای حسی در اشکال قابل استفاده این دانشجویان را تأمین نماید. اعتبار مورد نیاز این ماده در بودجه سالانه دستگاههای مربوطه پیشبینی خواهد شد.
ماده 28- تا زمان تحقق مطلوب روند مناسبسازی و دسترسپذیری ساختمانها، تأسیسات و تجهیزات آموزشی و پژوهشی، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی مکلفاند حداکثر تسهیلات و همیاریهای لازم را جهت آموزش و پژوهشهای دانشجویان دارای معلولیت، ارائه نمایند.
ماده 29- وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و آموزش و پرورش، مکلفاند حداکثر 6 ماه پس از ابلاغ این قانون دستورالعمل ارائه حمایتهای جبرانی به دانشجویان دارای معلولیت را شامل ساماندهی چگونگی برگزاری امتحانات و آزمونها، برخورداری آنان از دستیاران تحقیقاتی و پژوهشی (استفاده از کار دانشجویی) و چگونگی استفاده از امتیازات و تسهیلات رفاهی توسط دانشجویان دارای معلولیت تدوین و به کلیه دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ابلاغ نمایند.
ماده 30- وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و آموزش و پرورش و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ضمن نظارت بر جذب بدون تبعیض متخصصین دارای معلولیت در هیئتهای علمی و پژوهشی با اعطای بورسهای تحصیلی و مطالعاتی داخلی و خارج از کشور از ارتقاء سطح علمی افراد دارای معلولیت حمایت به عمل آورند.
ماده 31- یکی از فرزندان اولیایی که خود دارای معلولیت بوده (هر دو یا یکی از آنها دارای معلولیت باشد) و یا یکی از فرزندان آنها دارای معلولیت باشد از انجام خدمت دوره ضرورت معاف است.
ماده 32- مشمولانی که با معلولان اناث دارای معلولیت جسمی، حرکتی ازدواج کنند به صورت موقت از انجام خدمت دوره ضرورت معاف میشود و پس از گذشت 10 سال از استمرار ازدواج آنها، معافیت موقت به معافیت دائم تبدیل میشود.
فصل پنجم- کارآفرینی و اشتغال
ماده 33- وزارت مکلف است در قالب اعتبارات مصوب سازمان، صندوق فرصتهای شغلی معلولان و مددجویان بهزیستی را ایجاد و اساسنامه آن را ظرف 3 ماه پس از ابلاغ این قانون به تصویب هیئت وزیران برساند.
ماده 34- کارفرمایان بخش غیردولتی که افراد دارای معلولیت جویای کار را در مراکز کسب و کار خود استخدام کنند با رعایت شرایط زیر از یارانه حقوق و دستمزد افراد دارای معلولیت شاغل استفاده خواهند کرد:
مدت قرارداد استخدامی کارفرما با فرد دارای معلولیت شاغل حداقل یک سال باشد.
حقوق و دستمزد فرد دارای معلولیت شاغل بر اساس مصوبات شورای عالی کار و سایر قوانین و مقررات مربوط به طور کامل از سوی کارفرما پرداخت شود.
سایر مزایای قانونی تصریح شده در قانون کار (مزایای رفاهی کارگران) به فرد دارای معلولیت شاغل پرداخت شود.
تبصره 1- منظور از فرد معلول جویای کار در این قانون، فرد معلولی است که توانایی انجام کار داشته و مهارتها و آموزشهای لازم برای اشتغال را کسب نموده باشد.
تبصره2- منظور از یارانه حقوق و دستمزد عبارت است از پرداخت حداکثر 50 درصد حقوق و دستمزد ماهانه فرد دارای معلولیت شاغل با توجه به نوع معلولیت از محل برنامه اعتباراتی که ذیل ردیف وزارت در قوانین بودجه سنواتی درج میگردد.
تبصره 3- یارانه حقوق و دستمزد برای هر فرد دارای معلولیت شاغل در بخش مزدبگیری غیردولتی تا 5 سال قابل پرداخت است.
تبصره 4- آییننامه اجرایی این ماده ظرف 3 ماه پس از تصویب این قانون توسط وزارت تهیه و به تصویب هیئت وزیران میرسد.
ماده 35- کارفرمایانی که در مراکز کسب و کار خود، افراد دارای معلولیت جویای کار را استخدام نمایند، مشروط بر آنکه مدت قرارداد استخدامی آنان با فرد دارای معلولیت شاغل حداقل یک سال باشد. با توجه به تعداد افراد دارای معلولیتی که استخدام کردهاند از مشوقهای مالیاتی برخوردار و از پرداخت حق بیمه سهم کارفرمایی در قبال افراد دارای معلولیت جذب شده معافاند، همچنین افراد دارای معلولیتی که به صورت خوداشتغالی یا در کارگاههای اشتغال خانگی مشغول به کار میباشند حسب مورد از پرداخت حق بیمه سهم کارفرما یا خویشفرما معاف میشوند؛ حق بیمه سهم کارفرمایی یا خویشفرمایی این گونه افراد توسط دولت تأمین و پرداخت خواهد شد.
تبصره 1- آییننامه اجرایی این ماده توسط وزارت با همکاری وزارت امور اقتصادی و دارایی تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
ماده 36- کارفرمایانی که افراد دارای معلولیت را جذب نمایند از سرانه وام خوداشتغالی بر اساس سیاستهای هزینهای شورای عالی اشتغال بهرهمند خواهند شد.
تبصره- برخورداری از هر یک از امتیازات موضوع این ماده به تناسب شدت معلولیت و تعداد افراد دارای معلولیت به کار گرفته شده، در کارگروهی متشکل از وزارت و وزارت امور اقتصادی و دارایی و معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور تعیین خواهد شد.
ماده 37- کلیه دستگاههای مشمول مکلفاند حداقل 5 درصد مجوزهای استخدامی نیروی انسانی خود را (رسمی، پیمانی، قراردادی و سایر عناوین مشابه) به افراد دارای معلولیت واجد شرایط و دارای توانمندی کار در پستهای مشمول مجوزهای مذکور اختصاص دهند.
ماده 38- سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور مکلف است رأساً با جلب مشارکت بخش غیردولتی، اقدام به پذیرش کارآموزان دارای معلولیت نموده و از طریق مناسبسازی و توسعه مراکز موجود و یا تأسیس آموزشگاهها و مراکز آموزش مهارتهای فنی و حرفهای افراد دارای معلولیت اقدام نموده و ضمن ارائه حمایتهای لازم و تأمین تجهیزات تخصصی مهارتآموزی متناسب با شرایط کارآموزان دارای معلولیت، یارانه آموزش این افراد را در بودجه سنواتی خود منظور و پرداخت نماید.
همچنین این سازمان مکلف است به منظور تأمین کیفیت و بازدهی مطلوب آموزشهای فنی و حرفهای افراد دارای معلولیت، با اخذ مشاورههای تخصصی سازمان و سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور استانداردها و نظامنامه جامع آموزش مهارتهای فنی و حرفهای کارآموزان دارای معلولیت را تدوین و به مراکز موضوع این ماده ابلاغ نماید.
ماده 39- وزارت مکلف است در راستای ایجاد اشتغال برای افراد دارای معلولیت و حفظ ایمنی این افراد حین کار، خدمات زیر را با همکاری سازمانهای ذیربط ارائه دهد:
صدور مجوز ایجاد مراکز کاریابی، خدمات کارآفرینی و مشاورههای شغلی ویژه افراد دارای معلولیت.
ایجاد بانک اطلاعات جامع کارآفرینی و اشتغال افراد دارای معلولیت.
طراحی، تدوین و تنظیم آییننامههای حفاظت، ایمنی و بهداشت کار ویژه شاغلین دارای معلولیت با همکاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.
فصل ششم- مسکن
ماده 40- وزارت راه و شهرسازی و سایر دستگاههای دخیل در حمایت از ایجاد مسکن مکلفاند متناسب با ارائه تسهیلات و اقدامات حمایتی از سازندگان واحدهای مسکونی اعم از انبوهسازان، تعاونیها و بخش خصوصی، تعهد لازم برای اختصاص حداقل (10 درصد) واحدهای مسکونی احداثی به افراد دارای معلولیت فاقد مسکن (با اولویت زوجهای دارای معلولیت) به صورت ارزان قیمت و مناسبسازی شده با معرفی سازمان را توسط سازندگان مذکور اخذ و بر اجرای آن نظارت نمایند.
تبصره1- نظام بانکی کشور مکلف است تسهیلات اعتباری بلند مدت مسکن حمایتی موضوع این ماده را برای یک بار با نرخ سود 4% تأمین و به افراد دارای معلولیت تحت پوشش سازمان و یا تعاونیها و مؤسسات خیریه مورد تأیید سازمان اختصاص دهد.
معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهوری اعتبار مورد نیاز جهت پرداخت مابه التفاوت نرخ سود 4 % و نرخ سود مصوب سیستم بانکی را بر اساس مطالبه سالانه بانک مرکزی در قانون بودجه سالانه منظور خواهد نمود.
ماده 41- سازمان ملی زمین و مسکن موظف است زمین مورد نیاز احداث واحدهای مسکونی افراد دارای معلولیت فاقد مسکن را به صورت اجاره بلند مدت (99 ساله) تهیه و در اختیار افراد مذکور و یا تعاونیها و مؤسسات خیریهای که برای آنان مسکن احداث مینمایند، قرار دهد.
ماده 42- افراد دارای معلولیت از پرداخت هزینههای صدور پروانه ساختمانی، آماده سازی زمین، عوارض نوسازی و همچنین حق انشعابات آب، برق، گاز و دفع فاضلاب منطبق با الگوی مسکن مصوب شهری یا منطقه معاف میباشند.
تبصره1- استفاده از تسهیلات موضوع این ماده صرفاً برای یک بار مجاز است.
تبصره2- وزارت و وزارت راه و شهرسازی موظفاند اعتبار مورد نیاز موضوع این ماده را هر ساله به معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور پیشنهاد، تا در قوانین بودجه سالانه پیشبینی شود.
فصل هفتم- فرهنگسازی و ارتقای آگاهیهای عمومی
ماده43- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران موظفاند با همکاری سازمان نسبت به تولید برنامههای رادیویی، تلویزیونی و هنری در سطح ملی و استانی با موضوع ترویج نگرش صحیح اجتماعی در خصوص معلولیت و افراد دارای معلولیت و آموزشهای پیشگیرانه از بروز معلولیت اقدام نمایند.
ماده44- سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مکلف نسبت به زیرنویسی فیلمها و برنامههای شبکههای مختلف سیما، استفاده از رابط ناشنوایان و نیز پخش توصیف شنیداری فیلمها جهت افراد نابینا اقدام نمایند.
ماده 45- وزارت آموزش و پرورش مکلف است جهت آشنایی دانشآموزان با حقوق و توانمندیهای افراد دارای معلولیت دروسی را با محتوای آموزشی حقوق این افراد، علائم و نمادهای انواع معلولیت و نشانههای شهری مربوط به افراد معلولیت را در محتوای آموزشی در مقاطع تحصیلی دانشآموزان پیشبینی نمایند.
ماده46- دستگاه های اجرایی مکلفاند متناسب با موضوع فعالیت خود شیوه ارائه صحیح خدمات به افراد دارای معلولیت را با کسب نظر و مشاوره سازمان و تشکلهای مردم نهاد افراد دارای معلولیت به کارکنان خود و با پیشبینی بودجه لازم آموزش دهند.
ماده 47- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی شهرداری کشور و سایر سازمانها و نهادهای دارنده سالن های نمایش فیلم، مکلفاند بدون اخذ هزینه، امکان نمایش تیزرهای آموزشی در خصوص حقوق افراد دارای معلولیت را در اختیار سازمانهای ذیربط قرار دهند.
فصل هشتم- حمایتهای قضایی و تسهیلات مالیاتی
ماده 49- مراجع قضایی مکلفاند هنگام نصب قیم برای افراد کمتوان ذهنی و مبتلایان به بیماریهای روانی مزمن نظر سازمان را اخذ کنند. در مواردی که فرد واجد شرایطی برای پذیرش قیمومیت وجود نداشته باشد یا این سمت را نپذیرد داده مکلف است سازمان را به عنوان قیم تعیین کند.
ماده50- سازمان مکلف است در پروندههایی که اعمال و اجرای این قانون و نیز کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت و مقررات دیگر حقوق جمعی این افراد تضییع شده است موضوع را تا حصول نتیجه پیگیری کنند.
ماده 51- سازمان مکلف است حسب درخواست فرد دارای معلولیت یا در مواقع مقتضی قیم وی در پروندههایی که حق فرد دارای معلولیت به دلیل معلولیت(به تشخیص سازمان یاد شده) مورد تعرض قرار گرفته یا چنین ادعای مطرح است، در دادگاه مربوط شرکت نموده و به عنوان نماینده فرد دارای معلولیت با رعایت ماده 32 آیین دادرسی مدنی محسوب میشود.
ماده 52- کانون وکلای دادگستری و مرکز مشاوره قوه قضاییه مکلفاند علاوه بر الزامات مندرج در قوانین مربوط موارد استفاده افراد دارای معلولیت از وکیل معاضدتی را به کلیه پروندههای مطروحه اینگونه افراد در مراجع قضایی یا شبه قضایی تعمیم دهند.
ماده 53- صد درصد از هزینههای اشخاص حقیقی و حقوقی در جهت احداث و تجهیز و توسعه و مناسبسازی کلیه مراکز توانبخشی، نگهداری و مراقبت، حرفهآموزی، آموزشی، کارآفرینی، رفاهی و مسکن مورد نیاز افراد دارای معلولیت که مجوز فعالیت از سازمان را کسب نموده با گواهی سازمان به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی خواهد بود.
ماده 54- صد درصد حقوق و مزایا یا دستمزد مشمول مالیات افراد دارای معلولیت خیلی شدید و هشتاد درصد حقوق و مزایا یا دستمزد مشمول مالیات افراد دارای معلولیت شدید و شصت درصد حقوق و مزایا یا دستمزد مشمول مالیات افراد دارای معلولیت متوسط تا میزان و سقف سالانه مقرر از پرداخت مالیات معاف میباشند.
ماده 55- پنجاه درصد حقوق و مزایا یا دستمزد مشمول مالیات یکی از اولیاء افراد دارای معلولیت خیلی شدید مادامی که مسئولیت پرداخت هزینههای مترتب بر معلولیت فرد بر عهده اولیاست از پرداخت مالیات معاف خواهند بود. گواهی تأیید نوع و شدت معلولیت افراد مشمول این ماده از سوی کمیسیون پزشکی تشخیص نوع و شدت معلولیت سازمان ارائه خواهد شد.
تبصره- آیین نامه اجرایی این ماده توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی و وزارت ظرف شش ماه از لازمالاجرا شدن قانون تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
فصل نهم- معیشت و تسهیلات اداری
ماده 56- دولت موظف است کمک هزینه معیشت افراد دارای معلولیت بسیار شدید و شدید فاقد شغل و درآمد را به میزان حداقل دستمزد سالانه تعیین و اعتبارات لازم را در بودجه سالانه خود منظور نماید تا از طریق سازمان بهزیستی کشور به افراد دارای معلولیت پرداخت شود.
الف- بانوان کارمند دارای معلولیت، بانوان کارمند همسر فرد دارای معلولیت و یا دارای فرزند دارای معلولیت، به شرط نگهداری فرد دارای معلولیت در منزل (به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان)، از تسهیلات مقرر در قانون خدمت نیمه وقت بانوان و اصلاحات بعدی آن با استفاده از حقوق و مزایای کامل بهرهمند خواهند شد و در صورتی که فرزند دارای معلولیت فاقد مادر باشد. پدر یا سرپرست قانونی وی و شاغلین مرد دارای همسر دارای معلولیت به شرط نگهداری فرد دارای معلولیت در منزل
(به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان)، با یک چهارم کسر ساعات کار هفتگی از حقوق و مزایای کامل استفاده خواهد نمود.
ماده 57- سازمان موظف است نسبت به ارائه خدمات مددکاری، مشاورهای و مراقبتی به افراد دارای معلولیت به ویژه زوجهای دارای معلولیت اقدام نماید.
ماده 58- دستگاههای مشمول مکلفاند ساعات کار روزانه شاغلین دارای معلولیتهای شدید و خیلی شدید را حداکثر دو ساعت در روز کاهش دهند.
تبصره- اعتبارات مورد نیاز جهت اجرای این ماده توسط سازمان هر ساله به معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور جهت پیشبینی در بودجه سالانه اعلام خواهد شد.
فصل دهم- پیشگیری از بروز معلولیت
ماده59- وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مکلف است با همکاری وزارت برنامه جامع پیشگیری و کاهش بروز معلولیت را تدوین و اجرا نماید.
ماده 60- وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی موظف است با همکاری وزارت، بستههای آموزشی پیشگیری از بروز معلولیتهای قابل اجتناب را برای خانوادهها و سایر گروههای هدف اجتماعی تدوین کرده و به صورت رایگان در اختیار آنان قرار دهد. هم چنین این وزارتخانه مکلف است از طریق شبکه خانههای بهداشت، خانوادههای ساکن روستا و مناطق دور افتاده را در این زمینه آموزش دهد.
ماده 61- سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مکلف است با همکاری سازمان نسبت به تولید و پخش آموزشهای پیشگیری از بروز معلولیت اقدام نماید.
ماده 62- سازمان مکلف است، نسبت به آموزش پیشگیریهای لازم به والدین دارای معلولیتی که نوع معلولیت آنان مبین احتمال بروز این معلولیت در فرزندان آنهاست اقدام نماید.
فصل یازدهم- شورای هماهنگی امور افراد دارای معلولیت
ماده 63- به منظور هماهنگی بین دستگاههای مشمول و در راستای فراهم شدن زمینه اجرای این قانون و نظارت بر حسن اجرای آن شورای هماهنگی امور افراد دارای معلولیت یا ترکیب زیر تشکیل میشود:
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی (رئیس شورا)
رئیس سازمان بهزیستی کشور (دبیر شورا)
وزیر راه و شهرسازی یا معاون ذیربط
وزیر آموزش و پرورش یا معاون ذیربط
وزیر علوم، تحقیقات و فنآوری یا معاون ذیربط
وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی یا معاون ذیربط
وزیر صنعت، معدن و تجارت یا معاون ذیربط
وزیر کشور یا معاون ذیربط
رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی یا معاون ذیربط
معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور یا معاون ذیربط
نماینده تامالاختیار رئیس قوه قضاییه
رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران یا معاون ذیربط
پنج نفر از نمایندگان افراد دارای معلولیت کشور به انتخاب شبکههای ملی تشکل مردم نهاد بر حسب گروههای اصلی افراد دارای معلولیت کشور (نابینایان، ناشنوایان، افراد دارای معلولیت جسمی- حرکتی، افراد کمتوان ذهنی و مبتلایان به اختلالات روانی مزمن که تا زمان ایجاد شبکههای مذکور، انجمنهای ذیربط عهدهدار این وظیفه خواهند بود)
سه نفر از کارشناسان برجسته امور افراد دارای معلولیت کشور با معرفی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی
اتمام متن 63 مادهای، اما با توجه به اینکه مشهور و شایع بود که این لایحه 66 مادهای است، سه مادهای که اینجا نیامده یعنی مواد 64 و 65 و 66 عبارتاند از:
ماده 64: دبیرخانه شورا موظف است گزارش عملکرد هر سال را که بر اساس شاخصهای هر برنامه و فعالیت تنظیم شده است حداکثر تا پایان آذرماه سال بعد به هیئت وزیران ارائه نماید.
ماده 65: منابع مالی مورد نیاز در قالب مفاد لوایح بودجه سنواتی پیشبینی خواهد شد.
ماده 66: کلیه قوانین و مقررات مغایر با این قانون ملغیالاثر میباشد.
احتمالاً مسئولین تدوین و نشر این لایحه، این سه ماده را غیرقابل نشر دانستهاند، زیرا مربوط به امور درون دولت میباشد.
پس از نهایی شدن لایحه جامع حمایت از حقوق معلولین در وزارت تعاون، کار و رفاه، متن آن همراه با نامه وزیر علی ربیعی به هیئت دولت تقدیم شد تا در جلسات دولت تصویب گردد. تاریخ ارسال و تقدیم لایحه به هیئت دولت گویا اواخر اردیبهشت ماه 94 بوده است. اما تاریخ تصویب در هیئت دولت 10 خردادماه 94 بود.یعنی در این تاریخ آقای ربیعی دو متن به هیات دولت میبرد: یکی به عنوان لایحه برای ارسال به مجلس و دوم متنی که توسط هیات دولت تصویب و به صورت بخشنامه ابلاغ می شود.
نخست متنی در 39 ماده از مجمع هماندیشی تشکلهای مردم نهاد معلولان و کانون معلولین توانا به دست ما رسید که تیتر و عنوان ندارد. یعنی با کلمه فصل اول- کلیات شروع شده است. اسم آن را «لایحه 39 مادهای» گذاشتیم.
اما به تاریخ 26 مردادماه 94 از انجمن باور دو متن دیگر دریافت شد یکی با عنوان «لایحه حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت» با 25 ماده و دوم متنی به نام «مصوبات داخلی دولت» شامل 28 ماده. متن لایحه 25 مادهای دارای امضاء وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، وزیر اقتصاد و دارایی و رئیس جمهور است. این سه متن را به ترتیب در زیر آوردهایم:
(اخذ شده از مجمع هماندیشی تشکلهای مردم نهاد معلولان)
فصل اول - کلیات
ماده 1- تعاریف:
الف- فرد دارای معلولیت: در این قانون به کسی اطلاق میگردد که براساس طبقهبندیهای بینالمللی انواع معلولیت سازمان بهداشت جهانی با تأیید کمیسیون پزشکی - توانبخشی تعیین نوع و تعیین شدت معلولیت سازمان بهزیستی کشور در اثر اختلال و آسیب جسمی، حسی، ذهنی و روانی و یا توأم ، با محدودیت قابل توجه و مستمر در فعالیتهای روزمره زندگی و مشارکت اجتماعی مواجه است.
تبصره- چگونگی تشکیل کمیسیونهای پزشکی- توانبخشی تعیین نوع و شدت معلولیت و صدور کارت هوشمند معلولیت برای فرد دارای معلولیت، براساس آییننامهای خواهد بود که حداکثر سه ماه پس از تصویب این قانون، توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی (سازمان بهزیستی کشور) با همکاری وزارتخانههای بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و وزارت کشور تهیه و به تصویب هیئت وزیران میرسد.
ب- وزارت: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
پ- سازمان: سازمان بهزیستی کشور
ت- دستگاههای مشمول: کلیه دستگاههای اجرایی موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری، قوه قضائیه، قوه مقننه، مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای نگهبان و سازمانها و مؤسسات وابسته و تابعه آنها و کلیه سازمانها و شرکتهایی که به نحوی از انحاء از بودجه عمومی کشور استفاده میکنند و یا قسمتی از بودجه آنها توسط دولت تأمین میگردد.
فصل دوم - مناسبسازی، دسترسیپذیری و تردد و تحرک
ماده 2- کلیه دستگاههای مشمول مکلفند ضمن رعایت کلیه ضوابط و استانداردهای دسترسپذیری ساختمانها و تأسیسات برای افراد دارای معلولیت در طرحهای آتی و در دست تهیه خود، ساختمان و تأسیسات فعلی تحت پوشش خود را براساس برنامهریزی و هدفگذاری معین و با پیشبینی بودجه مشخص سالانه، تا افق 1404 مناسبسازی کنند. /(این ماده از نظر اجرایی هم شامل دستگاههای اجرایی دولت تحت نظر قوه مجریه است که به این اعتبار میتواند به عنوان مصوبه هیئت دولت ابلاغ شود. بخشی از دستگاههای تحت شمول از جمله ساختمانهای شهرداریهای کشور و قوه قضائیه و برخی نهادهای عمومی تحت پوشش هیئت دولت و قوه مجریه نبوده، لذا تعمیم شمول اجرایی این ماده به همه دستگاهها مستلزم الحاق هم زمان آن به لایحه نیز هست.)/
ماده 3- شهرداریها مکلفند از صدور پروانه احداث، بازسازی و یا پایان کار برای ساختمانها و اماکن با کاربری عمومی از جمله مجتمعهای اداری، درمانی و آموزشی که ضوابط و استانداردهای مصوب دسترسپذیری افراد دارای معلولیت را رعایت نکرده باشند، خودداری و در احداث و بازسازی معابر عمومی مناسبسازی نمایند.
ماده 4- دستگاههای متولی صدور مجوز، مکلفاند رعایت ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد دارای معلولیت و استانداردهای مناسبسازی را در شرایط و الزامات صدور مجوز لحاظ نمایند. /(این ماده نیز از نظر اجرایی هم شامل دستگاههای اجرایی دولت تحت نظر قوه مجریه است که به این اعتبار میتواند به عنوان مصوبه هیئت دولت ابلاغ شود. بخشی از دستگاههای تحت شمول
از جمله ساختمانهای شهرداریهای کشور و قوه قضاییه و برخی نهادهای عمومی تحت پوشش هیئت دولت و قوه مجریه نبوده لذا تعمیم شمول اجرایی این ماده به همه دستگاهها مستلزم الحاق هم زمان آن به لایحه نیز هست.)/
ماده 5- وزارتخانههای راه و شهرسازی و کشور و شهرداریها موظفاند حسب مورد نسبت به مناسبسازی و دسترسپذیری کلیه پایانهها، ایستگاهها، تأسیسات سامانهها و ناوگان حمل و نقل درون شهری و برون شهری منطبق با استانداردهای بینالمللی دسترسپذیری سامانههای حمل و نقل عمومی برای دسترسی افراد دارای معلولیت اقدام و امکان بهرهمندی این افراد از ناوگان حمل و نقل زمینی، دریایی و هوایی را فراهم نمایند و کارکنان خود را جهت همیاری علمی و صحیح با مسافرین دارای معلولیت، آموزش دهند. (ماده 7)
تبصره 1- شهرداریهای مکلفاند جهت امکان تردد افراد دارای معلولیت شدید، سامانههای حمل و نقل ویژه افراد دارای معلولیت را با تجهیز ناوگان خودروهای مناسبسازی شده ایجاد نمایند. دولت مکلف است در تشکیل این سامانهها به شهرداریهای فاقد اعتبارات لازم، کمک نماید.
تبصره 2- استفاده افراد دارای معلولیتهای شدید از سامانههای حمل و نقل ریلی و اتوبوسرانی درون شهری دولتی رایگان و استفاده این افراد از سامانههای برونشهری ریلی، هوایی و دریایی دولتی نیمبها است.
وزارت مکلف است جهت اجرای این تبصره در بخش غیردولتی نسبت به پیشبینی اعتبارات لازم در لوایح بودجه سالانه اقدام نماید.
(وزارتخانههای راه و شهرسازی و کشور موضوع این ماده زیر نظر دولت بوده و میتوانند به طور مستقیم احکام این ماده را اجرا کنند، نهاد عمومی شهرداریها موضوع این ماده میتوانند از طریق لایحه مکلف به اجرای احکام ماده شوند. لذا این ماده نیز قابلیت دوگانه دارد.)
فصل سوم - خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی
ماده 6- وزارت مکلف است پوشش بیمه سلامت افراد دارای معلولیت تحت پوشش سازمان را به گونهای تأمین نماید که شامل خدمات توانبخشی-پزشکی مورد نیاز این افراد باشد. (ماده 9)
ماده 7- سازمان مکلف است با اولویت حمایت از نگهداری و مراقبت از افراد دارای معلولیتهای اعصاب و روان، کمتوانان ذهنی، جسمی- حرکتی شدید و افراد دچار معلولیتهای چندگانه در کانون خانواده از طریق ارائه خدمات آموزشی و مشاورهای به خانوادهها به منظور همیاری صحیح آنان با افراد دارای معلولیت را از طریق مراکز وابسته به خود یا حمایت از مراکز بخش غیردولتی (خصوصی، تعاونی، خیریه و تشکلهای مردم نهاد) تأمین نماید. (ماده 11)
تبصره - میزان کمک هزینه بابت حق پرستاری یا مددکاری موضوع این ماده، متناسب با نوع و شدت معلولیت فرد دارای معلولیت، تعداد این افراد در هر خانواده و بر اساس هزینههای متعارف نگهداری و مراقبت از افراد دارای معلولیت و متناسب با تورم سالانه و میزان کمک هزینه پرداختی به مراکز بخش غیردولتی هر ساله با در نظر گرفتن نرخ تمام شده خدمات و نرخ تورم سالانه توسط وزارت با همکاری سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور تهیه و به تصویب هیئت وزیران میرسد.
فصل چهارم - امور ورزشی، فرهنگی، هنری و آموزشی
ماده 8- استفاده افراد دارای معلولیت از مراکز، تأسیسات و خدمات ورزشی دستگاههای دولتی و شهرداریهای کشور با اولویت کارکنان متبوع، رایگان است. (ماده 14)
ماده 9- مراجع نشر قوانین، مقررات، بخشنامهها، دستورالعملها مکلفاند موارد یاد شده را حداقل در یکی از اشکال بریل، گویا، چاپ درشت یا قالبهای الکترونیکی در دسترس افراد دارای معلولیت قرار دهند. (این ماده نیز در هر دو بخش مصوبه و لایحه قابل لحاظ است زیرا مراجع نشر قوانین و اطلاعات بیش از قوه مجریه میتوانند زیر نظر قوه مقننه، قضاییه و نهادهای عمومی نیز باشند.) (ماده 18)
ماده 10- سازمان با همکاری وزارت آموزش و پرورش (سازمان آموزش و پرورش استثنایی) موظف است امکان دسترسی برابر و بدون تبعیض کودکان دارای معلولیت به مراکز آموزشی پیشدبستانی و مهدکودکها در کنار همسالان فاقد معلولیت آنان را فراهم نماید. همچنین امکان آموزش کودکان زیر شش سال دارای معلولیتهای شدید و حاد یادگیری، کمتوان ذهنی و معلولیتهای چندگانه را که امکان آموزش در مراکز آموزش تلفیقی را ندارند، در مراکز خاص آموزشی از طریق حمایت از بخش غیردولتی یا رأساً فراهم نمایند. (ماده 20)
تبصره- سازمان مکلف است امکان آموزش کودکان دارای معلولیت والدینی را که قادر به پراخت هزینه مهد کودکها و مراکز آموزش پیش دبستانی نیستند، با پرداخت یارانه فراهم نماید. نسبت به پرداخت کمک هزینه آموزش کودکان دارای معلولیت در مهدهای کودک و مراکز آموزش پیش دبستانی اقدام نماید. میزان این یارانه کمک هزینه مذکور هر سال توسط کار گروهی متشکل از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور تعیین و اعتبارات مورد نیاز آن در بودجه سالانه سازمان منظور میشود.
ماده 11- وزارتخانههای آموزش و پرورش و فرهنگ و ارشاد اسلامی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمانها و مؤسسات وابسته به شهرداریها و سایر مؤسسات دولتی و عمومی غیردولتی سایر مراکز آموزش عالی غیردولتی مکلفاند ضمن ایجاد فرصتهای برابر بهرهمندی کودکان و نوجوانان دارای معلولیت از خدمات و برنامههای پرورشی و فرهنگی خود، از تولید منابع آموزشی فوق برنامه، بازیهای فکری، کتب و نشریات ویژه کودکان و نوجوانان در اشکال قابل دسترس برای کودکان و نوجوانان دارای معلولیتهای حسی و همچنین محصولات فرهنگی منطبق با نیازهای ویژه کودکان و نوجوانان دارای معلولیت، حمایت به عمل آورند. (دستگاههای مختلف موضوع این ماده هم زیر نظر قوه مجریهاند که به این اعتبار موضوع این ماده میتواند مصوبه باشد و هم خارج از شمول قوه مجریه و دولت که به این اعتبار میتواند احکام این ماده در مورد دستگاههای مذکور در قالب لایحه به مجلس شورای اسلامی فرستاده شود. لذا این ماده دارای قابلیت دوگانه است.) (ماده 25)
ماده 12- افراد دارای معلولیت نیازمند واجد شرایط در سنین مختلف میتوانند با معرفی سازمان از آموزش عالی رایگان در واحدهای آموزشی تابعه وزارتخانههای آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دیگر دستگاههای دولتی و نیز دانشگاه آزاد اسلامی و سایر مراکز آموزش عالی غیردولتی بهرهمند گردند. (ماده 26)
تبصره- آیین نامه اجرایی این ماده توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با همکاری وزارت، وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی و معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور تهیه و به تصویب هیئت وزیران میرسد.
ماده 13- یکی از فرزندان والدینی که خود دارای معلولیت بوده یکی یا هر دو آنها دارای معلولیت باشند و یا یکی از فرزندان آنها دارای معلولیت باشد از انجام خدمت نظام وظیفه معاف میباشد. (ماده 31)
ماده 14- مشمولانی که با معلولان اناث دارای معلولیت جسمی، حرکتی ازدواج کنند به صورت موقت از انجام خدمت دوره ضرورت معاف میشود و پس از گذشت 10 سال از استمرار ازدواج آنها، معافیت موقت به معافیت دائم تبدیل میشود. (ماده 32)
فصل پنجم- کارآفرینی و اشتغال
ماده 15- وزارت مکلف است در قالب اعتبارات مصوب سازمان، صندوق فرصتهای شغلی معلولان و مددجویان بهزیستی را ایجاد و اساسنامه آن را ظرف سه ماه پس از ابلاغ این قانون به تصویب هیئت وزیران برساند. (ماده 33)
ماده 16- کارفرمایان بخش غیردولتی که افراد دارای معلولیت جویای کار را در مراکز کسب و کار خود استخدام کنند، با رعایت شرایط زیر از یارانه حقوق و دستمزد افراد دارای معلولیت شاغل استفاده خواهند کرد:
1- مدت قرارداد استخدامی کارفرما با فرد دارای معلولیت شاغل حداقل یک سال باشد.
2- حقوق و دستمزد فرد دارای معلولیت شاغل براساس مصوبات شورای عالی کار و سایر قوانین و مقررات مربوط از سوی کارفرما پرداخت شود.
3- سایر مزایای قانونی تصریح شده در قانون کار (مزایای رفاهی کارگران) به فرد دارای معلولیت شاغل پرداخت شود.
تبصره 1- منظور از فرد دارای معلولیت جویای کار در این قانون، فرد معلولی است که توانایی انجام کار داشته و مهارتها و آموزشهای لازم برای اشتغال را کسب نموده باشد.
تبصره2- منظور از یارانه حقوق و دستمزد عبارت است از پرداخت حداکثر 50% حقوق و دستمزد ماهانه فرد دارای معلولیت شاغل با توجه به نوع معلولیت از محل برنامه اعتباراتی که ذیل ردیف اعتباری وزارت در قوانین بودجه سنواتی درج میگردد.
تبصره 3- یارانه حقوق و دستمزد برای هر فرد دارای معلولیت شاغل در بخش مزدبگیری غیردولتی تا 5 سال قابل پرداخت میباشد.
تبصره 4- آییننامه اجرایی این ماده ظرف سه ماه پس از تصویب این قانون توسط وزارت تهیه و به تصویب هیئت وزیران میرسد. (ماده 34)
ماده 17- کارفرمایانی که در مراکز کسب و کار خود، افراد دارای معلولیت جویای کار را استخدام نمایند، مشروط بر آنکه مدت قرارداد استخدامی آنان با فرد دارای معلولیت شاغل حداقل یک سال باشد- با توجه به تعداد افراد دارای معلولیتی که استخدام کردهاند- از مشوقهای مالیاتی برخوردار و از پرداخت حق بیمه سهم کارفرمایی در قبال افراد دارای معلولیت جذب شده معافند، همچنین افراد
دارای معلولیتی که به صورت خوداشتغالی یا در کارگاههای اشتغال خانگی مشغول به کار میباشند حسب مورد از پرداخت حق بیمه سهم کارفرما یا خویشفرما معاف میشوند؛ حق بیمه سهم کارفرمایی یا خویشفرمایی این گونه افراد توسط دولت تأمین و پرداخت خواهد شد. (ماده 35)
تبصره 1- آییننامه اجرایی این ماده توسط وزارت با همکاری وزارت امور اقتصادی و دارایی تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
ماده 18- کارفرمایانی که افراد دارای معلولیت را جذب نمایند از سرانه وام خوداشتغالی براساس سیاستهای هزینهای شورای عالی اشتغال بهرهمند خواهند شد. (ماده 35)
تبصره- برخورداری از هر یک از امتیازات موضوع این ماده به تناسب شدت معلولیت و تعداد افراد دارای معلولیت به کار گرفته شده، در کارگروهی متشکل از وزارت و وزارت امور اقتصادی و دارایی و معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور تعیین خواهد شد.
ماده 19- کلیه دستگاههای مشمول مکلفاند حداقل پنج درصد مجوزهای استخدامی نیروی انسانی خود را (رسمی، پیمانی، قرارداری و سایر عناوین مشابه) به افراد دارای معلولیت واجد شرایط و دارای توانمندی کار در پستهای مشمول مجوزهای مذکور اختصاص دهند. (ماده 37)
ماده 20- سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور مکلف است رأساً یا با جلب مشارکت بخش غیردولتی، اقدام به پذیرش کارآموزان دارای معلولیت نموده و از طریق مناسبسازی و توسعه مراکز موجود و یا تأسیس آموزشگاهها و مراکز آموزش مهارتهای فنی و حرفهای افراد دارای معلولیت اقدام نموده و ضمن ارائه حمایتهای لازم و تأمین تجهیزات تخصصی مهارتآموزی متناسب با شرایط کارآموزان دارای معلولیت، یارانه آموزش این افراد را در بودجه سنواتی خود منظور و پرداخت نماید.
همچنین این سازمان مکلف است به منظور تأمین کیفیت و بازدهی مطلوب آموزشهای فنی و حرفهای افراد دارای معلولیت، با اخذ مشاورههای تخصصی سازمان و سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور استانداردها و نظامنامه جامع آموزش مهارتهای فنی و حرفهای کارآموزان دارای معلولیت را تدوین و به مراکز موضوع این ماده ابلاغ نماید. (ماده 38)
فصل ششم- مسکن
ماده 21- وزارت راه و شهرسازی و سایر دستگاههای دخیل در حمایت از ایجاد مسکن مکلفند متناسب با ارائه تسهیلات و اقدامات حمایتی از سازندگان واحدهای مسکونی اعم از انبوهسازان، تعاونیها و بخش خصوصی، تعهد لازم برای اختصاص حداقل (10%) واحدهای مسکونی احداثی به افراد دارای معلولیت فاقد مسکن ( با اولویت زوجهای دارای معلولیت) به صورت ارزان قیمت و مناسبسازی شده با معرفی سازمان را توسط سازندگان مذکور اخذ و بر اجرای آن نظارت نمایند. (ماده 40)
تبصره1- نظام بانکی کشور مکلف است تسهیلات اعتباری بلندمدت مسکن حمایتی موضوع این ماده را برای یک بار با نرخ سود 4% تأمین و به افراد دارای معلولیت تحت پوشش سازمان و یا تعاونیها و مؤسسات خیریه مورد تأیید سازمان اختصاص دهد.
معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهوری اعتبار مورد نیاز جهت پرداخت مابهالتفاوت نرخ سود 4 % و نرخ سود مصوب نظام بانکی را بر اساس مطالبه سالانه بانک مرکزی در قانون بودجه سالانه منظور خواهد نمود.
سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهوری اعتبار مورد نیاز جهت پرداخت مابهالتفاوت نرخ سود 4% و نرخ سود مصوب نظام بانکی را بر اساس مطالبه سالانه بانک مرکزی در قانون بودجه سالانه منظور خواهد نمود.
ماده 22- سازمان ملی زمین و مسکن موظف است زمین مورد نیاز احداث واحدهای مسکونی افراد دارای معلولیت فاقد مسکن را به صورت اجاره بلند مدت (99 ساله) تهیه و در اختیار افراد مذکور و یا تعاونیها و مؤسسات خیریهای که برای آنان مسکن احداث مینمایند، قرار دهد. (ماده 41)
ماده 23- افراد دارای معلولیت از پرداخت هزینههای صدور پروانه ساختمانی، آماده سازی زمین، عوارض نوسازی و همچنین حق انشعابات آب، برق، گاز و دفع فاضلاب منطبق با الگوی مسکن مصوب شهری یا منطقه معاف میباشند. (ماده 42)
تبصره1- استفاده از تسهیلات موضوع این ماده صرفاً برای یک بار مجاز است.
تبصره2- وزارت و وزارت راه و شهرسازی موظفاند اعتبار مورد نیاز موضوع این ماده را هر ساله به سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور پیشنهاد، تا در لوایح بودجه سالانه پیشبینی شود.
فصل هفتم- فرهنگ سازی و ارتقای آگاهیهای عمومی
ماده 24- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران موظفاند با همکاری سازمان نسبت به تولید برنامههای رادیویی، تلویزیونی و هنری در سطح ملی و استانی با موضوع ترویج نگرش صحیح اجتماعی در خصوص معلولیت و افراد دارای معلولیت و آموزشهای پیشگیرانه از بروز معلولیت اقدام نمایند. (ماده 43)
ماده 25- سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مکلف است حداقل پنج ساعت از برنامههای خود را در هفته در زمان مناسب به برنامههای سازمان و آشنایی مردم با توانمندیهای افراد دارای معلولیت اختصاص دهد و نسبت به زیرنویسی فیلمها و برنامههای شبکههای مختلف سیما، استفاده از رابط ناشنوایان و نیز پخش توصیف شنیداری فیلمها جهت افراد نابینا اقدام نمایند. (ماده 44)
ماده 26- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، شهرداریهای کشور و سایر زمانها و نهادهای دارنده سالنهای نمایش فیلم، مکلفاند بدون اخذ هزینه، امکان نمایش تیزرهای آموزشی در خصوص حقوق افراد دارای معلولیت و چگونگی تعامل با این افراد را که توسط سازمان و یا تحت نظارت سازمان تهیه شده است، فراهم آورند. (ماده 47)
فصل هشتم- حمایتهای قضایی و تسهیلات مالیاتی
ماده 27- مراجع قضایی مکلفاند هنگام نصب قیم برای افراد کمتوان ذهنی و مبتلایان به بیماریهای روانی مزمن نظر سازمان را اخذ کنند. در مواردی که فرد واجد شرایطی برای پذیرش
قیومیت وجود نداشته باشد یا این سمت را نپذیرد دادگاه مکلف است سازمان را به عنوان قیم تعیین کند. (ماده 49)
ماده 28- سازمان مکلف است حسب درخواست فرد دارای معلولیت یا در مواقع مقتضی قیم وی، در پروندههایی که حق فرد دارای معلولیت به دلیل معلولیت (به تشخیص سازمان یاد شده)، مورد تعرض قرار گرفته یا چنین ادعای مطرح است، در دادگاه مربوط شرکت نموده و به عنوان نماینده فرد دارای معلولیت (با رعایت ماده 32 آیین دادرسی مدنی) محسوب میشود. (ماده 51)
ماده 29- کانون وکلای دادگستری و مرکز مشاوران حقوقی، وکلا و کارشناسان قوه قضاییه مکلفاند علاوه بر الزامات مندرج در قوانین مربوط، موارد استفاده افراد دارای معلولیت از وکیل معاضدتی را به کلیه پروندههای مطروحه اینگونه افراد در مراجع قضایی یا شبه قضایی تعمیم دهند. (ماده 52)
ماده 30- صد درصد هزینههای اشخاص حقیقی و حقوقی در جهت احداث و تجهیز و توسعه و مناسبسازی کلیه مراکز توانبخشی، نگهداری و مراقبتی، حرفهآموزی، آموزشی، کارآفرینی، رفاهی و مسکن مورد نیاز افراد دارای معلولیت که مجوز فعالیت از سازمان را کسب نموده با تأیید سازمان به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی خواهد بود. (ماده 53)
ماده 31- صددر صد حقوق و مزایا یا دستمزد مشمول مالیات افراد دارای معلولیت خیلی شدید و هشتاد درصد حقوق و مزایا یا دستمزد مشمول مالیات افراد دارای معلولیت شدید و شصت درصد حقوق و مزایا یا دستمزد مشمول مالیات افراد دارای معلولیت متوسط تا میزان و سقف سالانه مقرر از پرداخت مالیات معاف میباشند. (ماده 54)
ماده 32- پنجاه درصد حقوق و مزایا یا دستمزد مشمول مالیات یکی از اولیاء افراد دارای معلولیت خیلی شدید و شدید مادامی که مسئولیت پرداخت هزینههای مترتب بر معلولیت فرد بر عهده اولیاست از پرداخت مالیات معاف خواهند بود. گواهی تأیید نوع و شدت معلولیت افراد مشمول این ماده از سوی کمیسیون پزشکی تشخیص نوع و شدت معلولیت سازمان ارائه خواهد شد. (ماده 55)
تبصره - آیین نامه اجرایی این ماده توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی و وزارت ظرف شش ماه از لازمالاجراء شدن قانون تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
فصل نهم- معیشت و تسهیلات اداری
ماده 33- دولت موظف است کمک هزینه معیشت افراد دارای معلولیتهای بسیار شدید و شدید فاقد شغل و درآمد را به میزان حداقل دستمزد سالانه تعیین و اعتبارات لازم را در بودجه سالانه کل کشور منظور نماید تا از طریق سازمان بهزیستی کشور به افراد یاد شده پرداخت شود. (ماده 56)
الف- بانوان کارمند دارای معلولیت، بانوان کارمند همسر فرد دارای معلولیت و یا مادر دارای فرزند معلول و یا والدین دارای معلولیت به شرط نگهداری فرد دارای معلولیت در منزل (به تشخیص کمیسیون پزشکی- توانبخشی سازمان)، از تسهیلات مقرر در قانون خدمت نیمه وقت بانوان و اصلاحات بعدی آن با استفاده از حقوق و مزایای کامل بهرهمند خواهند شد و در صورتی که فرزند دارای معلولیت فاقد مادر باشد، پدر یا سرپرست قانونی وی و شاغلین مرد دارای همسر دارای
معلولیت به شرط نگهداری فرد دارای معلولیت در منزل (به تشخیص کمیسیون پزشکی- توانبخشی سازمان)، با یک چهارم کسر ساعات کار هفتگی از حقوق و مزایای کامل استفاده خواهد نمود.
ماده 34- سازمان موظف است نسبت به ارائه خدمات مددکاری، مشاورهای و مراقبتی به افراد دارای معلولیت به ویژه زوجهای دارای معلولیت اقدام نماید. (ماده 57)
پیشنهاد جایگزین ماده 33 (58)- کمک به تشکیل خانواده زوجهای دارای معلولیت، از طریق پرداخت تسهیلات ویژه ازدواج، مسکن، ارائه خدمات مددکاری، مشاورهای و مراقبتی به زوجهای مذکور.
تبصره- اعتبارات مورد نیاز جهت اجرای این ماده توسط سازمان هر ساله به معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور جهت پیشبینی در بودجه سالانه اعلام خواهد شد.
ماده 35- دستگاههای مشمول مکلفاند ساعات کار روزانه شاغلین دارای معلولیتهای جسمی- حرکتی شدید و خیلی شدید را حداکثر دو ساعت در روز کاهش دهند. (ماده 58)
تبصره- اعتبارات مورد نیاز جهت اجرای این ماده توسط سازمان هر ساله به معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور جهت پیشبینی در بودجه سالانه اعلام خواهد شد.
فصل دهم- پیشگیری از بروز معلولیت
ماده 36- وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مکلف است با همکاری وزارت و سازمان برنامه جامع پیشگیری و کاهش بروز معلولیت را تدوین و اجرا نموده و ماده 60- وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی موظف است با همکاری وزرات، بستههای آموزشی پیشگیری از بروز معلولیتهای قابل اجتناب را برای خانوادهها و سایر گروههای هدف اجتماعی تدوین کرده و به صورت رایگان در اختیار آنان قرار دهد. هم چنین این وزارتخانه مکلف است از طریق شبکه خانههای بهداشت، خانوادههای ساکن روستا و مناطق دور افتاده را در این زمینه آموزش دهد. (ادغام مواد 59 و 60؛ ماده 62- سازمان مکلف است، نسبت به آموزش پیشگیریهای لازم به والدین دارای معلولیتی که نوع معلولیت آنان مبین احتمال بروز این معلولیت در فرزندان آنهاست اقدام نماید.)
فصل یازدهم- نظارت و منابع مالی
ماده 37- به منظور هماهنگی بین دستگاههای مشمول و در راستای فراهم شدن زمینه اجرای این قانون و نظارت بر حسن اجرای آن و آیین نامههای اجرایی مربوط، شورای هماهنگی امور افراد دارای معلولیت با ترکیب زیر تشکیل میشود: (ماده 63)
1- وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی (رئیس شورا)
2- رئیس سازمان بهزیستی کشور (دبیر شورا)
3- وزیر راه و شهرسازی یا معاون ذیربط
4- وزیر آموزش و پرورش یا معاون ذیربط
5- وزیر علوم، تحقیقات و فنآوری یا معاون ذیربط
6- وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی یا معاون ذیربط
7- وزیر صنعت، معدن و تجارت یا معاون ذیربط
8- وزیر کشور یا معاون ذیربط
9- رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی یا معاون ذیربط
10- معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور یا معاون ذیربط
11- نماینده تامالاختیار رئیس قوه قضاییه
12- رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران یا معاون ذیربط
13- پنج نفر از نمایندگان افراد دارای معلولیت کشور به انتخاب شبکههای ملی تشکل مردم نهاد بر حسب گروههای اصلی افراد دارای معلولیت کشور (نابینایان، ناشنوایان، افراد دارای معلولیت جسمی- حرکتی، افراد کمتوان ذهنی و مبتلایان به اختلالات روانی مزمن که تا زمان ایجاد شبکههای مذکور، انجمنهای ذیربط عهدهدار این وظیفه خواهند بود)
14- سه نفر از کارشناسان برجسته امور افراد دارای معلولیت کشور با معرفی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی
تبصره 1- دبیرخانه شورا در سازمان مستقر میباشد و مسئولیت پشتیبانی علمی، پژوهشی و خدماتی متناسب با وظایف و مسئولیت شورا را بر عهده خواهد داشت.
تبصره 2- دستورالعملهای داخلی شورا به پیشنهاد دبیرخانه به تصویب شورا خواهد رسید.
تبصره 3- دبیر شورا موظف است گزارش عملکرد هر سال را که بر اساس شاخصهای هر برنامه و فعالیت تنظیم شده است حداکثر تا پایان آذرماه سال بعد به هیئت وزیران ارائه نماید. (ماده 64)
ماده 38- منابع مالی مورد نیاز، در قالب مفاد لوایح بودجه سنواتی پیشبینی خواهد شد. (ماده 65)
تبصره- به منظور شفاف سازی منابع مالی اختصاص یافته برای حمایت از افراد دارای معلولیت، معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور مکلف است نسبت به ایجاد ردیف اعتباری ذیل فصل رفاه اجتماعی متناسب با عناوین فصول این قانون در لوایح بودجه سنواتی اقدام نماید.
ماده 39- کلیه قوانین و مقررات مغایر با این قانون ملغیالاثر میباشد. (ماده 66)
بیست و چهار یا بیست و هفت ماده مصوب نشده و موادی هم جابجا و ترکیب و تلفیق شده است. این تغییرات برای کارهای پژوهشی مهم است. اینها را به ترتیب معرفی میکنم:
1- ماده یکم مربوط به تعریف معلولین با یک تبصره و این تبصره دارای چهار بند است. این ماده به عنوان ماده یکم تصویب شده است. با همه بندها و تبصره آن.
2- فصل دوم (مناسبسازی) شامل هفت ماده (2 تا 8) است. ولی هیئت دولت فقط چهار ماده یعنی 2 و 3 و 4 و 7 را تصویب کرده است. و سه ماده یعنی 5 و 6 و 8 را تصویب نکرده است.
3- برای ماده 2 و 4 توضیحگر آورده است. یعنی چند جمله در پرانتز جلو این مواد آورده است و وظایف دولت را در اجرا مشخص نموده است.
4- فصل سوم (خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی) شامل مواد 9 و 10 و 11 است. اما هیئت دولت فقط مواد 9 و 11 را پذیرفته است. لذا در مصوبه دولت این فصل 2 ماده دارد.
5- ماده 11 (در مصوبه دولت ماده 7) تغییرات بسیار پذیرفته است. نیز یک تبصره را هیئت دولت تصویب کرده ولی با تغییرات بسیار.
6- فصل چهارم (امور ورزشی، فرهنگی و آموزشی) شامل 21 ماده از 12 تا 32 است. یکی از مفصلترین فصول میباشد. اما هیئت دولت 7 ماده از 21 ماده را تصویب کرده است. یعنی مواد 14، 18، 20، 25، 26، 31 و 32 را مصوب کرده است. آن هم با تغییرات محتوایی بسیار.
7- فصل پنجم (کارآفرینی و اشتغال) شامل مواد 33 تا 39 (7 ماده است). هیئت دولت غیر از ماده 39 بقیه را تصویب کرده البته محتوای مواد را بعضاً تغییر داده است.
8- فصل ششم (مسکن) شامل سه ماده از 40 تا 42 است. در تصویب هیئت دولت همه این مواد تصویب شده است.
9- فصل هفتم (فرهنگسازی و ارتقای آگاهیهای عمومی) شامل پنج ماده (از 43 تا 47) است. هیئت دولت سه ماده 43، 44 و 47 را تصویب کرده است.
10- فصل هشتم (حمایت قضایی و تسهیلات مالی)، مواد 49 تا 55 یعنی 7 ماده دارد. اما در هیئت دولت 6 ماده یعنی 49، 51، 52، 53، 54 و 55 تصویب شده است.
11- فصل نهم (معیشت و تسهیلات اداری) شامل مواد 56 و 57 و 58 است. هیئت دولت مواد 56 و 57 و 58 را پذیرفته ولی یک پیشنهاد جدید ذیل ماده 56 هم آورده است.
فصل دهم (پیشگیری از بروز معلولیت) شامل مواد 59 تا 62 است.
هیئت دولت سه ماده 59 و 60 و 62 را ادغام و در یک ماده به نام ماده 36 آورده است.
فصل یازدهم به نام شورای هماهنگی امور افراد دارای معلولیت است. هیئت دولت عنوان این فصل را تبدیل به «نظارت مالی و منابع مالی» کرده است.
در این فصل یک ماده (63) آمده است که در متن 63 مادهای آخرین ماده میباشد. اما هیئت دولت سه ماده طولانی آورده است. به جهت اهمیت و مباحث بسیاری که درباره محتوای این فصل هست، متن 63 مادهای و متن مصوب هیئت دولت را میآورم.
متن فصل یازده از لایحه 63 مادهای
فصل یازدهم- شورای هماهنگی امور افراد دارای معلولیت
ماده 63- به منظور هماهنگی بین دستگاههای مشمول و در راستای فراهم شدن زمینه اجرای این قانون و نظارت بر حسن اجرای آن، شورای هماهنگی امور افراد دارای معلولیت یا ترکیب زیر تشکیل میشود:
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی (رئیس شورا)
رئیس سازمان بهزیستی کشور (دبیر شورا)
وزیر راه و شهرسازی یا معاون ذیربط
وزیر آموزش و پرورش یا معاون ذیربط
وزیر علوم، تحقیقات و فنآوری یا معاون ذیربط
وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی یا معاون ذیربط
وزیر صنعت، معدن و تجارت یا معاون ذیربط
وزیر کشور یا معاون ذیربط
رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی یا معاون ذیربط
معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور یا معاون ذیربط
نماینده تامالاختیار رئیس قوه قضاییه
رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران یا معاون ذیربط
پنج نفر از نمایندگان افراد دارای معلولیت کشور به انتخاب شبکههای ملی تشکل مردم نهاد بر حسب گروههای اصلی افراد دارای معلولیت کشور (نابینایان، ناشنوایان، افراد دارای معلولیت جسمی- حرکتی، افراد کمتوان ذهنی و مبتلایان به اختلالات روانی مزمن که تا زمان ایجاد شبکههای مذکور، انجمنهای ذیربط عهدهدار این وظیفه خواهند بود)
سه نفر از کارشناسان برجسته امور افراد دارای معلولیت کشور با معرفی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی
متن فصل یازده از مصوبه دولت:
فصل یازدهم- نظارت و منابع مالی
ماده 37- به منظور هماهنگی بین دستگاههای مشمول و در راستای فراهم شدن زمینه اجرای این قانون و نظارت بر حسن اجرای آن و آیین نامههای اجرایی مربوط، شورای هماهنگی امور افراد دارای معلولیت با ترکیب زیر تشکیل میشود: (ماده 63)
1- وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی (رئیس شورا)
2- رئیس سازمان بهزیستی کشور (دبیر شورا)
3- وزیر راه و شهرسازی یا معاون ذیربط
4- وزیر آموزش و پرورش یا معاون ذیربط
5- وزیر علوم، تحقیقات و فنآوری یا معاون ذیربط
6- وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی یا معاون ذیربط
7- وزیر صنعت، معدن و تجارت یا معاون ذیربط
8- وزیر کشور یا معاون ذیربط
9- رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی یا معاون ذیربط
10- معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور یا معاون ذیربط
11- نماینده تامالاختیار رئیس قوه قضاییه
12- رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران یا معاون ذیربط
13- پنج نفر از نمایندگان افراد دارای معلولیت کشور به انتخاب شبکههای ملی تشکل مردم نهاد بر حسب گروههای اصلی افراد دارای معلولیت کشور (نابینایان، ناشنوایان، افراد دارای معلولیت جسمی- حرکتی، افراد کمتوان ذهنی و مبتلایان به اختلالات روانی مزمن که تا زمان ایجاد شبکههای مذکور، انجمنهای ذیربط عهدهدار این وظیفه خواهند بود)
14- سه نفر از کارشناسان برجسته امور افراد دارای معلولیت کشور با معرفی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی
تبصره 1- دبیرخانه شورا در سازمان مستقر میباشد و مسئولیت پشتیبانی علمی، پژوهشی و خدماتی متناسب با وظایف و مسئولیت شورا را بر عهده خواهد داشت.
تبصره 2- دستورالعملهای داخلی شورا به پیشنهاد دبیرخانه به تصویب شورا خواهد رسید.
تبصره 3- دبیر شورا موظف است گزارش عملکرد هر سال را که بر اساس شاخصهای هر برنامه و فعالیت تنظیم شده است حداکثر تا پایان آذرماه سال بعد به هیئت وزیران ارائه نماید. (ماده 64)
ماده 38- منابع مالی مورد نیاز، در قالب مفاد لوایح بودجه سنواتی پیشبینی خواهد شد. (ماده 65)
تبصره- به منظور شفاف سازی منابع مالی اختصاص یافته برای حمایت از افراد دارای معلولیت، معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور مکلف است نسبت به ایجاد ردیف اعتباری ذیل فصل رفاه اجتماعی متناسب با عناوین فصول این قانون در لوایح بودجه سنواتی اقدام نماید.
ماده 39- کلیه قوانین و مقررات مغایر با این قانون ملغیالاثر میباشد. (ماده 66)
تفاوت مصوبه هیئت دولت و پیشنویس 63 مادهای در فصل یازدهم چند نکته است:
1- عنوان فصل عوض شده و به جای شورا آمده است: نظارت و منابع مالی؛ اما شورا در متن ماده 37 (مصوبه هیئت دولت) پذیرفته شده است. یعنی با تصویب این قانون تمامی امور معلولین توسط این شورا برنامهریزی و تصمیم سازی میشود.
2- در مصوبه دولت سه تبصره برای ماده 37 (که همان ماده 63 قبلی است) آمده است. دو تبصره جدید و تبصره سوم همان ماده 64 میباشد که در لایحه 66 مادهای آمده است.
3- در مصوبه دولت مواد 38 و 39 افزوده شده که در واقع مواد 65 و 66 مندرج در لایحه 66 مادهای است.
در تاریخ 26 مرداد 94 متنی از دفتر انجمن باور دریافت کردیم که گفته میشود همان لایحهای است که در دولت تدوین شده و به مجلس تقدیم میشود. این متن در 25 ماده و با عنوان «لایحه حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت» با یک مقدمه توجیهی و امضاء وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، وزیر امور اقتصادی و دارایی و رئیس جمهور واصل شد. البته متن 39 مادهای با متن 25 مادهای بسیار شبیه هستند و بسیاری از مواد عیناً تکرار شده است. متن 25 مادهای را در زیر آوردهایم:
مقدمه توجیهی:
یکی از مهمترین دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی ایران است که با لحاظ نیازهای اولیه افراد معلول، بر تحقق تعدادی از حقوق حقه آنان تأکید داشته است. علیرغم بهبود نسبی و قابل ملاحظه در آسایش و آرامش گروه هدف و ارتقاء سطح خدمات حمایتی و توانبخشی افراد دارای معلولیت، قانون جامع حمایت از حقوق معلولان - مصوب 1383 - نتوانسته است انتظارات و توقعات میلیونها نفر از شهروندان معلول را برآورده سازد و موانع عمده فراروی آنان را رفع نماید. لذا به منظور رفع موانع پیش رو، انطباق مفاد قانون تحولات کشور به ویژه در رابطه با نظام اداری و تسهیلات استخدامی، استفاده از ظرفیتهای بالقوه و بالفعل جدید کشور در بهبود سطح زندگی افراد جامعه هدف، ایجاد تمهیدات و اقدامات لازم توسط دستگاههای اجرایی ذیربط با توجه به وظایف و مسئولیتهای آنان حذف موارد بازدارنده برای اجرای مطلوب و ارایه راه کارهای مناسب برای نیازهای مغفول مانده در قانون قبلی، لایحه زیر برای طی مراحل قانونی تقدیم میشود.
لایحه حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت
فصل اول- کلیات
ماده 1- تعاریف
الف- فرد دارای معلولیت: شخصی که براساس طبقهبندیهای بینالمللی انواع معلولیت سازمان بهداشت جهانی با تأیید کمیسیون پزشکی- توانبخشی تعیین نوع و تعیین شدت معلولیت سازمان بهزیستی کشور در اثر اختلال و آسیب جسمی، حسی، ذهنی، روانی و یا توأم، با محدودیت قابل توجه و مستمر در فعالیتهای روزمره زندگی و مشارکت اجتماعی مواجه است.
تبصره: چگونگی تشکیل کمیسیونهای پزشکی- توانبخشی تعیین نوع و شدت معلولیت و صدور کارت معلولیت برای فرد دارای معلولیت، براساس آییننامهای خواهد بود که ظرف سهماه پس از ابلاغ این قانون، توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با همکاری وزارتخانههای بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و کشور تهیه و به تصویب هیئت وزیران میرسد.
ب- وزارت: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
پ- سازمان: سازمان بهزیستی کشور
ت- دستگاههای مشمول: دستگاههای اجرایی موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری، قوه قضائیه، قوه مقننه، مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای نگهبان و سازمانها و موسسات وابسته و تابعه آنها و کلیه سازمانها و شرکتهایی که به نحوی از انحاء از بودجه عمومی دولت استفاده میکنند و یا قسمتی از بودجه آنها توسط دولت تأمین میگردد.
تبصره: دستگاههای مشمول ملزم به اجرای تکالیف مقرر در قانون جامع حمایت از حقوق معلولان و این قانون (حسب مورد) می باشند.
فصل دوم- مناسبسازی، دسترسپذیری و تردد و تحرک
ماده 2- شهرداریها مکلفند از صدور پروانه احداث، بازسازی و پایانکار برای ساختمانها و اماکن با کاربری عمومی از جمله مجتمعهای تجاری، اداری، درمانی و آموزشی که ضوابط و استانداردهای مصوب دسترسپذیری افراد دارای معلولیت را رعایت نکرده باشند، خودداری و در احداث و بازسازی معابر عمومی مناسبسازی نمایند.
ماده 3- وزارتخانههای راه و شهرسازی و کشور و شهرداریها موظفند حسب مورد نسبت به مناسبسازی و دسترسپذیری کلیه پایانهها، ایستگاهها، تأسیسات سامانهها و ناوگان حمل و نقل درون شهری و برون شهری منطبق با استانداردهای بینالمللی دسترسپذیری سامانههای حمل و نقل عمومی برای دسترسی افراد دارای معلولیت اقدام و امکان بهرهمندی این افراد از ناوگان حمل و نقل زمینی، دریایی و هوایی را فراهم نمایند و کارکنان خود را جهت همیاری علمی و صحیح با مسافرین دارای معلولیت، آموزش دهند.
تبصره 1- شهرداریها مکلفند جهت امکان تردد افراد دارای معلولیتهای شدید، سامانههای حمل و نقل ویژه افراد دارای معلولیت را با تجهیز ناوگان خودروهای مناسبسازی شده ایجاد نمایند. دولت مکلف است در تشکیل این سامانهها به شهرداریهای فاقد اعتبارات لازم، کمک نماید.
تبصره 2- استفاده افراد دارای معلولیتهای شدید از سامانههای حمل و نقل ریلی و اتوبوسرانی درونشهری دولتی و عمومی رایگان و استفاده این افراد از سامانههای برونشهری ریلی، هوایی و
دریایی دولتی و عمومی غیردولتی نیمبهاء است. وزارت مکلف است جهت اجرای این تبصره نسبت به پیشبینی اعتبارات لازم در لوایح بودجه سالانه اقدام نماید.
فصل سوم- خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی
ماده 4- وزارت مکلف است پوشش بیمه سلامت افراد دارای معلولیت تحت پوشش سازمان را به گونهای تأمین نماید که شامل خدمات توانبخشی - پزشکی مورد نیاز این افراد باشد.
ماده 5- سازمان مکلف است با اولویت حمایت از نگهداری و مراقبت از افراد دارای معلولیت به ویژه افراد دارای معلولیتهای اعصاب و روان، کمتوانان ذهنی، جسمی - حرکتی شدید و افراد دچار معلولیتهای چندگانه در کانون خانواده از طریق ارائه خدمات آموزشی و مشاورهای به خانوادهها به منظور همیاری صحیح آنان با افراد دارای معلولیت و پرداخت حق پرستاری یا مددکاری به سرپرست، همسر یا قیم این افراد، خدمات مراقبتی و نگهداری از افراد دارای معلولیت را از طریق مراکز وابسته به خود یا حمایت از مراکز بخش غیردولتی (خصوصی، تعاونی، خیریه و تشکلهای مردم نهاد) تأمین نماید.
تبصره 1- میزان کمک هزینه بابت پرداخت حق پرستاری یا مددکاری موضوع این ماده، متناسب با نوع و شدت معلولیت فرد دارای معلولیت، تعداد این افراد در هر خانواده و براساس هزینههای متعارف نگهداری و مراقبت از افراد دارای معلولیت و متناسب با تورم سالانه و میزان کمک هزینه پرداختی به مراکز بخش غیردولتی هر ساله با در نظر گرفتن نرخ تمام شده خدمات و نرخ تورم سالانه توسط وزارت با همکاری سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور تهیه و به تصویب هیأت وزیران میرسد.
تبصره 2- خدمات و کمک هزینه موضوع این ماده و تبصره (1) به سالمندان نیازمندی که به تشخیص سازمان در آستانه معلولیت قرار می گیرند، تسری مییابد.
فصل چهارم- امور ورزشی، فرهنگی، هنری و آموزشی
ماده 6- استفاده افراد دارای معلولیت از مراکز، تأسیسات و خدمات ورزشی دستگاههای دولتی و شهرداریهای کشور با اولویت کارکنان متبوع، رایگان است.
ماده 7- افراد دارای معلولیت نیازمند واجد شرایط در سنین مختلف میتوانند با معرفی سازمان از آموزش عالی رایگان در واحدهای آموزشی تابعه وزارتخانههای آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دیگر دستگاههای دولتی و نیز دانشگاه آزاد اسلامی و سایر مراکز آموزش عالی غیردولتی بهرهمند گردند.
تبصره- آییننامه اجرایی این ماده توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با همکاری وزارت، وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور تهیه و به تصویب هیأت وزیران میرسد.
فصل پنجم- کارآفرینی و اشتغال
ماده 8- وزارت مکلف است در قالب اعتبارات مصوب سازمان، صندوق فرصتهای شغلی معلولان و مددجویان بهزیستی را ایجاد و اساسنامه آن را ظرف سهماه پس از ابلاغ این قانون به تصویب هیئت وزیران برساند.
ماده 9- کارفرمایان بخش غیردولتی که افراد دارای معلولیت جویای کار را در مراکز کسب و کار خود استخدام کنند، با رعایت شرایط زیر از یارانه حقوق و دستمزد افراد دارای معلولیت شاغل استفاده خواهند کرد:
1- مدت قرارداد استخدامی کارفرما با فرد دارای معلولیت شاغل حداقل یک سال باشد.
2- حقوق و دستمزد فرد دارای معلولیت شاغل براساس مصوبات شورای عالی کار و سایر قوانین و مقررات مربوط از سوی کارفرما پرداخت شود.
3- سایر مزایای قانونی تصریح شده در قانون کار (مزایای رفاهی کارگران) به فرد دارای معلولیت شاغل پرداخت شود.
تبصره 1- منظور از فرد دارای معلولیت جویای کار در این قانون، فرد معلولی است که توانایی انجام کار داشته و مهارتها و آموزشهای لازم برای اشتغال را کسب نموده باشد.
تبصره 2- منظور از یارانه حقوق و دستمزد عبارت است از پرداخت حداکثر پنجاه درصد حقوق و دستمزد ماهانه فرد دارای معلولیت شاغل با توجه به نوع معلولیت از محل برنامه اعتباراتی که ذیل ردیف اعتباری وزارت در قوانین بودجه سنواتی درج میگردد.
تبصره 3- یارانه حقوق و دستمزد برای هر فرد دارای معلولیت شاغل در بخش مزدبگیری غیردولتی تا پنج سال قابل پرداخت میباشد.
تبصره 4- آییننامه اجرایی این ماده ظرف سه ماه پس از ابلاغ این قانون توسط وزارت تهیه و به تصویب هیئت وزیران میرسد.
ماده 10- کارفرمایانی که در مراکز کسب و کار خود، افراد دارای معلولیت جویای کار را استخدام نمایند، مشروط بر آن که مدت قرارداد استخدامی آنان با فرد دارای معلولیت شاغل حداقل یک سال باشد - با توج-ه به تعداد افراد دارای معلولیتی که استخدام کردهاند - از پرداخت حق بیمه سهم کارفرمایی در قبال افراد دارای معلولیت جذب شده معافند، هم چنین افراد دارای معلولیتی که به صورت خوداشتغالی یا در کارگاههای اشتغال خانگی مشغول به کار میباشند حسب مورد از پرداخت حق بیمه سهم کارفرما یا خویشفرما معاف میشوند. حق بیمه سهم کارفرمایی یا خویشفرمایی اینگونه افراد توسط دولت تأمین و پرداخت خواهد شد.
تبصره 1- آییننامه اجرایی این ماده توسط وزارت با همکاری سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
ماده 11- سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور مکلف است راساً یا با جلب مشارکت بخش غیردولتی، اقدام به پذیرش کارآموزان دارای معلولیت نموده و از طریق مناسبسازی و توسعه مراکز موجود و یا تأسیس آموزشگاهها و مراکز آموزش مهارتهای فنی و حرفهای افراد دارای معلولیت اقدام نموده و ضمن ارائه حمایتهای لازم و تأمین تجهیزات تخصصی مهارتآموزی متناسب با شرایط کارآموزان دارای معلولیت، یارانه آموزش این افراد را در بودجه سنواتی خود منظور و پرداخت نماید.
همچنین این سازمان مکلف است به منظور تأمین کیفیت و بازدهی مطلوب آموزشهای فنی و حرفهای افراد دارای معلولیت، با اخذ مشاورههای تخصصی سازمان و سازمان آموزش و پرورش استثنائی کشور استانداردها و نظامنامه جامع آموزش مهارتهای فنی و حرفهای کارآموزان دارای معلولیت را تدوین و به مراکز موضوع این ماده ابلاغ نماید.
فصل ششم- مسکن
ماده 12- وزارت راه و شهرسازی و سایر دستگاههای مربوط مکلفند متناسب با ارایه تسهیلات و اقدامات حمایتی از سازندگان واحدهای مسکونی اعم از انبوهسازان، تعاونیها و بخش خصوصی، تعهد لازم برای اختصاص حداقل ده درصد واحدهای مسکونی احداثی به افراد دارای معلولیت فاقد مسکن (با اولویت زوجهای دارای معلولیت) به صورت ارزانقیمت و مناسبسازی شده با معرفی سازمان را توسط سازندگان مذکور اخذ و بر اجرای آن نظارت نمایند.
تبصره 1- نظام بانکی کشور مکلف است تسهیلات اعتباری بلندمدت مسکن حمایتی موضوع این ماده را برای یک بار با نرخ سود ترجیحی تأمین و به افراد دارای معلولیت تحت پوشش سازمان و یا تعاونیها و مؤسسات خیریه مورد تأیید سازمان اختصاص دهد.
تبصره 2- سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور اعتبار مورد نیاز جهت پرداخت مابهالتفاوت نرخ سود چهار درصد و نرخ سود مصوب نظام بانکی را بر اساس مطالبه سالانه بانک مرکزی در قانون بودجه سالانه منظور خواهد نمود.
ماده 13- سازمان ملی زمین و مسکن موظف است زمین مورد نیاز احداث واحدهای مسکونی افراد دارای معلولیت فاقد مسکن را به صورت اجاره بلندمدت (نود و نه ساله) تأمین و در اختیار افراد مذکور و یا تعاونیها و مؤسسات خیریهای که برای آنان مسکن احداث مینمایند، قرار دهد.
ماده 14- افراد دارای معلولیت از پرداخت هزینههای صدور پروانه ساختمانی، آمادهسازی زمین، عوارض نوسازی و همچنین حق انشعابات آب، برق، گاز و دفع فاضلاب منطبق با الگوی مسکن مصوب شهری یا منطقه معاف میباشند.
تبصره 1- استفاده از تسهیلات موضوع این ماده صرفاً برای یک واحد مسکونی مجاز است.
تبصره 2- وزارت و سایر دستگاههای اجرایی ذیربط موظفند اعتبار مورد نیاز موضوع این ماده را هر ساله به سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور اعلام نمایند تا در لوایح بودجه سالانه پیشبینی شود.
فصل هفتم: فرهنگسازی و ارتقای آگاهیهای عمومی
ماده 15- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، شهرداریها و سایر سازمانها و نهادهای دارنده سالنهای نمایش فیلم، مکلفند بدون اخذ هزینه، امکان نمایش تیزرهای آموزشی مورد تأیید سازمان در خصوص حقوق افراد دارای معلولیت و چگونگی تعامل با این افراد را فراهم آورند.
ماده 16- سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مکلف است حداقل پنج ساعت از برنامههای خود را در هفته در زمان مناسب به برنامههای سازمان و آشنایی مردم با توانمندیهای افراد دارای معلولیت اختصاص دهد و نسبت به زیرنویسی فیلمها و برنامههای شبکههای مختلف سیما، استفاده از رابط ناشنوایان و نیز پخش توصیف شنیداری فیلمها جهت افراد نابینا اقدام نماید.
فصل هشتم- حمایتهای قضایی و تسهیلات مالیاتی
ماده 17- مراجع قضایی مکلفند هنگام نصب قیم برای افراد کمتوان ذهنی و مبتلایان به بیماریهای روانی مزمن نظر سازمان را اخذ کنند. در مواردی که فرد واجد شرایطی برای پذیرش قیومیت وجود نداشته باشد یا این سمت را نپذیرد دادگاه مکلف است سازمان را به عنوان قیم تعیین کند.
ماده 18- سازمان مکلف است حسب درخواست فرد دارای معلولیت یا قیم وی (حسب مورد)، در پروندههایی که حق فرد دارای معلولیت به دلیل معلولیت (به تشخیص سازمان یاد شده)، مورد تعرض قرار گرفته یا چنین ادعایی مطرح است، در دادگاه مربوط شرکت نموده و به عنوان نماینده فرد دارای معلولیت با رعایت ماده (32) آیین دادرسی مدنی محسوب میشود.
ماده 19- کانون وکلای دادگستری و مرکز مشاوران حقوقی، وکلا و کارشناسان قوه قضائیه مکلفند علاوه بر الزامات مندرج در قوانین مربوط، موارد استفاده افراد دارای معلولیت از وکیل معاضدتی را به کلیه پروندههای مطروحه اینگونه افراد در مراجع قضایی یا شبه قضایی تعمیم دهند.
ماده 20- صد در صد هزینههای اشخاص حقیقی و حقوق-ی در جهت احداث و تجهیز و توسعه و مناسبسازی کلیه مراکز توانبخشی، نگه-داری و مراقبت-ی، حرفهآموزی، آموزشی، کارآفرینی، رفاهی و مسکن مورد نیاز افراد دارای معلولیت که مجوز فعالیت از سازمان را کسب نموده، با تأیید سازمان به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی محسوب میشود.
ماده 21- پنجاه درصد حقوق و مزایا یا دستمزد مشمول مالیات یکی از اولیاء افراد دارای معلولیت خیلی شدید و شدید مادامی که مسئولیت پرداخت هزینههای مترتب بر معلولیت فرد بر عهده اولیاء است از پرداخت مالیات معاف خواهند بود. گواهی تأیید نوع و شدت معلولیت افراد مشمول این ماده از سوی کمیسیون پزشکی تشخیص نوع و شدت معلولیت سازمان ارایه خواهد شد.
تبصره- آییننامه اجرایی این ماده توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی و وزارت ظرف ششماه پس از ابلاغ قانون تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
فصل نهم- معیشت و حمایتهای اداری و استخدامی
ماده 22- دولت موظف است کمک هزینه معیشت افراد دارای معلولیتهای بسیار شدید و شدید فاقد شغل و درآمد را به میزان حداقل دستمزد سالانه تعیین و اعتبارات لازم را در بودجه سالانه کل کشور منظور نماید تا از طریق سازمان بهزیستی کشور به افراد یاد شده پرداخت شود. بانوان کارمند دارای معلولیت، بانوان کارمند همسر فرد دارای معلولیت یا دارای فرزند دارای معلولیت به شرط نگهداری فرد دارای معلولیت در منزل (به تشخیص کمیسیون پزشکی - توانبخشی سازمان)، از تسهیلات مقرر در قانون خدمت نیمهوقت بانوان و اصلاحات بعدی آن با استفاده از حقوق و مزایای کامل بهرهمند خواهند شد و در صورتی که فرزند دارای معلولیت فاقد مادر باشد، پدر یا سرپرست قانونی وی و شاغلین مرد دارای همسر دارای معلولیت به شرط نگهداری فرد دارای معلولیت در منزل (به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان)، با یک چهارم کسر ساعات کار هفتگی از حقوق و مزایای کامل استفاده خواهد نمود.
ماده 23- دستگاههای مشمول مکلفند ساعات کار روزانه شاغلین دارای معلولیتهای شدید و خیلی شدید را حداکثر دو ساعت در روز کاهش دهند.
فصل یازدهم- نظارت و منابع مالی
ماده 24- به منظور شفافسازی منابع مالی اختصاص یافته برای اجرای این قانون و حمایت از افراد دارای معلولیت، سازمان مدیریت و برنامهریزی مکلف است نسبت به ایجاد ردیف اعتباری ذیل فصل رفاه اجتماعی متناسب با عناوین فصول این قانون در لوایح بودجه سنواتی اقدام نماید.
ماده 25- با لازمالاجرا شدن این قانون، قانون جامع حمایت از حقوق معلولان - مصوب 1383- به استثنای ماده (2) و تبصرههای (1) و (3) آن، تبصره ماده (4)، بندهای (الف)، (ج)، (د)، (ه-)، (و) و (ز) و نیز تبصرههای (1) و (2) ماده (7)، ماده (11) و ماده (15) و تبصره آن ملغیالاثر میباشد.
(وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی؛ وزیر امور اقتصادی و دارایی؛ رئیس جمهور)
همراه و ضمیمه متن لایحه 25 مادهای، در همان تاریخ 26 مرداد 94 متن دیگری از انجمن باور واصل شد که عیناً در زیر آمده است.
استثنائاتی که در قانون ابقاء شدند:
ماده 2- کلیه وزارتخانهها، سازمانها و موسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفند در طراحی، تولید و احداث ساختمانها و اماکن عمومی و معابر و وسایل خدماتی به نحوی عمل نمایند که امکان دسترسی و بهرهمندی از آنها برای معلولان هم چون افراد عادی فراهم گردد.
تبصره 1- وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفند جهت دسترسی و بهرهمندی معلولان، ساختمانها و اماکن عمومی، ورزشی و تفریحی، معابر و وسایل خدماتی موجود را در چارچوب بودجههای مصوب سالانه خود مناسبسازی نمایند.
تبصره 3- سازمان بهزیستی کشور مجاز است بر امر مناسبسازی ساختمانها و اماکن دولتی و عمومی دستگاههای مذکور در ماده فوق نظارت و گزارشات اقدامات آنها را درخواست نماید.
تبصره ماده 4- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تربیت بدنی و شهرداریها موظفند کتابخانه، اماکن ورزشی، پارک و اماکن تفریحی خود را به نحوی احداث و تجهیز نمایند که امکان بهرهمندی معلولان فراهم گردد.
بندهای الف، ج، د، ه-، و، ز و نیز تبصرههای 1 و 2 ماده 7
الف- اختص-اص ح-داقل سه درصد (3%) از مج-وزهای استخدامی (رسمی، پیمانی، کارگری) دستگاههای دولتی و عمومی اعم از وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات، شرکتها و نهادهای عمومی و انقلابی و دیگر دستگاههایی که از بودجه عمومی کشور استفاده مینمایند به افراد معلول واجد شرایط.
ج- پرداخت تسهیلات اعتباری به واحدهای تولیدی، خدماتی، عمرانی و صنفی و کارگاههای تولیدی حمایتی در مقابل اشتغال افراد معلول به میزانی که در قوانین بودجه سالانه مشخص میگردد.
د- پرداخت تسهیلات اعتباری خوداشتغالی (وجوه اداره شده) به افراد معلول به میزانی که در قوانین بودجه سالانه مشخص میگردد.
ه-- پ-رداخت تسهیلات اعتباری (وجوه اداره شده) جهت احداث واحدهای تولیدی و خدماتی اشتغالزا به شرکتها و مؤسساتی که بیش از شصت درصد (60%) سهام و سرمایه آنها متعلق به افراد معلول است.
و- اختص-اص حداقل شصت درصد (60%) از پستهای سازمانی تلفنچ-ی (اپراتور تلفن) دستگاهها، شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی به افراد نابینا و کمبینا و معلولان جسمی، حرکتی.
ز- اختصاص حداقل شصت درصد (60%) از پستهای سازمانی متصدی دفتری و ماشیننویسی دستگاهها، شرکتها و نهادهای عمومی به معلولین جسمی، حرکتی.
تبصره 1- کلیه وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی مجازند تا سقف مجوزهای استخدامی سالانه خود، افراد نابینا و ناشنوا و معلولین ضایعات نخاعی واجد شرایط را رأسا به صورت موردی و بدون برگزاری آزمون استخدامی به کار گیرند.
تبصره 2- سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور موظف است سه درصد (3%) از مجوزهای استخدامی سالانه وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات دولتی، شرکتها و نهادهای عمومی و انقلابی را کسر و در اختیار سازمان بهزیستی کشور قرار دهد تا نسبت به برگزاری آزمون استخدامی اختصاصی برای معلولین واجد شرایط با همکاری سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور اقدام و معلولین واجد شرایط پذیرفتهشده را حسب مورد به دستگاه مربوطه معرفی نماید.
ماده 11- مرکز آمار ایران مکلف است در سرشماریهای عمومی جمعیت کشور به نحوی برنامهریزی نماید که جمعیت افراد معلول به تفکیک نوع معلولیت آنها مشخص گردد.
ماده 15- رؤسای سازمانهای بهزیستی استانها مجازند در جلسات شورای برنامهریزی و توسعه استان و گروههای کاری آن به عنوان عضو شرکت نمایند.
تبصره- به منظور کمک به اشتغال معلولان و مددجویان، رئیس سازمان بهزیستی کشور مجاز است در جلسات شورای عالی اشتغال شرکت نماید.
به تاریخی که متن فوق واصل شد یعنی 26 مرداد 94، متن دیگری هم در 28 ماده با عنوان مصوبات داخلی دولت از انجمن باور دریافت شد. مقدمه آن صراحت دارد هیات دولت در 10 خرداد 94 این متن را در 28 ماده تصویب و با امضاء اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور به دستگاههای اجرایی ابلاغ شده است.
لازم به ذکر است متن 39 مادهای که قبلاً آوردیم، اگر لایحه باشد باید بخش دومی هم داشته باشد که هیات دولت تصویب کرد، ولی قسمت دومی به دست ما نرسید. اما متن 25 مادهای با عنوان لایحه، بخش دومی دارد که همین متن 28 مادهای است. زیرا دولت و وزیر تعاون، کار و رفاه تصریح دارد که متن 63 مادهای دو قسمت شده است. اکنون متن 28 مادهای مصوب در دولت را میآوریم:
وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی - وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی - وزارت راه و شهرسازی - وزارت ورزش و جوانان - وزارت دادگستری - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی - وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات - وزارت آموزش و پرورش - وزارت کشور - وزارت صنعت، معدن و تجارت - وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران - سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری - سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور - سازمان بهزیستی کشور - بنیاد شهید و امور ایثارگران - مرکز آمار ایران
هیئت وزیران در جلسه 10/3/1394 به پیشنهاد وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و به استناد اصل یکصد و سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تصویب کرد:
1- به منظور سیاستگذاری، برنامهریزی اجرایی، نظارت بر امر مناسبسازی و ایجاد بانک جامع اطلاعات مناسبسازی در کشور، ستاد هماهنگی مناسبسازی کشور به ریاست وزیر کشور تشکیل میشود. ترکیب اعضاء و شرح وظایف ستاد یاد شده و نحوه نظارت و پیگیری مناسبسازی طبق دستورالعملی است که توسط وزارت کشور با هماهنگی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی که در این تصویبنامه «وزارت» نامیده میشود و وزارت راه و شهرسازی ظرف سهماه از لازمالاجرا شدن این تصویبنامه تهیه و ابلاغ میشود.
2- دستگاههای متولی صدور مجوز مربوط مکلفند با رعایت قوانین و مقررات مربوط، ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد دارای معلولیت و استانداردهای مناسبسازی را در شرایط و الزامات صدور مجوز لحاظ نمایند.
3- وزارت راه و شهرسازی موظف است در کلیه طرحهای آمادهسازی و اجرای مجتمعهای مسکونی به صورت انبوه و نیز طراحی و اجرای شهرهای جدید، ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد دارای معلولیت را رعایت نماید.
4- وزارت مکلف است ساز و کار لازم جهت ارایه تسهیلات برای مناسبسازی خودروهای افراد دارای معلولیت تحت پوشش سازمان بهزیستی کشور که در این تصویبنامه سازمان نامیده میشود را با رعایت قوانین و مقررات مربوط فراهم نماید.
5- سازمان مکلف است وسایل و تجهیزات توانبخشی و فناوریهای کمک زیستی تسهیلکننده زندگی افراد دارای معلولیت را با رعایت استانداردهای لازم و با اولولیت تأمین از تولیدات داخلی با بهای مناسب و منطبق با توان خرید مصرفکنندگان، در اختیار آنان قرار دهد.
6- سازمان با همکاری وزارت آموزش و پرورش (سازمان آموزش و پرورش استثنائی) موظف است علاوه بر فراهم نمودن امکان دسترسی برابر و بدون تبعیض کودکان دارای معلولیت به مراکز آموزش پیشدبستانی و مهدکودکها و مراکز آموزشی مقطع ابتدایی تا پایان مقطع آموزش متوسطه و هنرستانها در کنار همسالان فاقد معلولیت آنان در مدارس عادی، امکان آموزش کودکان زیر شش سال دارای معلولیتهای شدید و حاد یادگیری، کمتوان ذهنی و معلولیتهای چندگانه را که امکان آموزش در مراکز تلفیقی را ندارند، در مراکز خاص آموزشی از طریق حمایت از بخش غیردولتی یا رأساً فراهم نماید. سازمان مکلف است نسبت به پرداخت کمک هزینه آموزش کودکان دارای معلولیت در مهدهای کودک و مراکز آموزش پیشدبستانی اقدام نماید. بار مالی این بند توسط سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور در لوایح بودجه سنواتی پیشبینی میشود.
7 - وزارتخانههای ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلفند با هماهنگی سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور و با رعایت قوانین و مقررات مربوط نسبت به اختصاص سهم عادلانه و متناسب افراد دارای معلولیت و کمک هزینه به بخش عمومی غیردولتی ارایه دهنده خدمات ورزشی به افراد دارای معلولیت از بودجه ورزش و امور فرهنگی، هنری و تفریحی کشور اقدام نمایند.
8 - وزارت ورزش و جوانان مکلف است با اولویت طراحی اماکن و تأسیسات ورزشی در کنار سایر افراد، نسبت به توسعه مراکز و تأسیسات ورزشی اختصاصی فعالیتهای ورزشی و حمایت از مسابقات و جشنوارههای ورزشی افراد دارای معلولیت با رعایت قوانین و مقررات مربوط اقدام نماید.
9 - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلف است با رعایت قوانین و مقررات مربوط به منظور استفاده برابر افراد ناشنوا از محصولات تصویری با تخصیص اعتبارات لازم از زیرنویس این محصولات برای افراد ناشنوا حمایت کند.
10 - سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مکلف است با پیشبینی منابع مالی مورد نیاز نسبت به تدوین و ابلاغ سیاستهای حمایتی و اجرایی توسعه تورهای گردشگری برای افراد دارای معلولیت با رعایت قوانین و مقررات اقدام نماید.
11 - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلف است از محل اعتبارات مصوب مربوط، بودجه مورد نیاز تولید و انتشار کتب و نشریات بریل، گویا، چاپ درشت و در قالبهای الکترونیک برای افراد نابینا و کمبینا و چاپ و انتشار کتب و نشریات تخصصی مورد نیاز افراد دارای معلولیت و هم چنین ایجاد پایگاههای اطلاعرسانی تخصصی این افراد را تأمین کند. همچنین وزارت مذکور موظف است ضمن رعایت حقوق مالکیت معنوی ناشرین، با اتخاذ تدابیر تشویقی، ناشرین را به ارایه نسخ الکترونیکی آثار خود جهت استفاده نابینایان و کمبینایان ترغیب نماید.
12 - مراجع نشر قوانین، مقررات، بخشنامهها و دستورالعملها مکلفند موارد یاد شده را با رعایت قوانین و مقررات مربوط حداقل در یکی از اشکال بریل، گویا، چاپ درشت یا قالبهای الکترونیکی در دسترس افراد دارای معلولیت قرار دهند.
13- وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مکلف است استانداردهای دسترسپذیری به دیدارگاههای مجازی برای فناوریهای کمکی نابینایان و کمبینایان را با رعایت قوانین و مقررات مربوط تدوین و بر رعایت آن از سوی دستگاههای اجرایی نظارت نماید.
14 - سازمان آموزش و پرورش استثنائی کشور مکلف است با رعایت قوانین و مقررات مربوط کلیه پشتیبانیهای تخصصی از دانشآموزان دارای معلولیت از جمله تأمین معلمین رابط، وسایل کمک آموزشی متناسب با معلولیت هر دانشآموز و تأمین منابع آموزشی قابل استفاده دانشآموزان دارای معلولیت حسی را فراهم نماید.
15 - وزارت آموزش و پرورش مکلف است با رعایت قوانین و مقررات مربوط امکان تحصیل رایگان دانشآموزان دارای معلولیت جسمی را که بر اساس تشخیص کارشناسان ارزیاب سازمان آموزش و پرورش استثنائی کشور بر اثر نوع و شدت معلولیت یا مواجه با معلولیتهای چندگانه، قادر به تحصیل در محیطهای آموزش عادی نیستند، در مراکز آموزشی استثنائی دولتی تأمین نماید.
16 - سازمان مکلف است با رعایت قوانین و مقررات مربوط خدمات و وسایل توانبخشی مورد نیاز کودکان دارای معلولیت را از بدو بروز معلولیت، در اختیار آنان قرار دهد.
17- وزارتخانههای آموزش و پرورش و فرهنگ و ارشاد اسلامی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمانها و مؤسسات وابسته به شهرداریها و سایر مؤسسات دولتی و عمومی غیردولتی مکلفند با رعایت قوانین و مقررات مربوط ضمن ایجاد فرصتهای برابر بهرهمندی کودکان و نوجوانان دارای معلولیت از خدمات و برنامههای پرورشی و فرهنگی خود، از تولید منابع آموزشی فوق برنامه، بازیهای فکری، کتب و نشریات ویژه کودکان و نوجوانان در اشکال
قابل دسترس برای کودکان و نوجوانان دارای معلولیتهای حسی و همچنین محصولات فرهنگی منطبق با نیازهای ویژه کودکان و نوجوانان دارای معلولیت، حمایت به عمل آورند.
18- سازمان و وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و آموزش و پرورش و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی تابعه مکلفند وسایل کمک آموزشی مورد نیاز دانشجویان دارای معلولیت و تأمین منابع و مواد آموزشی دانشجویان دارای معلولیتهای حسی در اشکال قابل استفاده این دانشجویان را با رعایت قوانین و مقررات مربوط تأمین نماید. اعتبار مورد نیاز این بند در بودجه سالانه دستگاههای مربوط پیشبینی خواهد شد.
19- سازمان موظف است با همکاری سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور و سازمانهای مردمنهاد به منظور توانبخشی حرفهای، توانمندسازی و اشتغال حمایتی افراد دارای معلولیتی که به دلیل نوع و شدت معلولیت یا آسیبمندی از معلولیتهای چندگانه قادر به کار در محیطهای کسب و کار عادی نیستند، نسبت به گسترش کارگاههای آموزشی، حمایتی و تولیدی افراد دارای معلولیت و ارایه خدمات توانبخشی حرفهای برای آنان با رعایت قوانین و مقررات اقدام نماید.
20 - وزارت مکلف است در راستای ایجاد اشتغال برای افراد دارای معلولیت و حفظ ایمنی این افراد حین کار، خدمات زیر را با همکاری سازمانهای ذیربط و با رعایت قوانین و مقررات مربوط ارایه دهد:
الف: صدور مجوز ایجاد مراکز کاریابی، خدمات کارآفرینی و مشاورههای شغلی ویژه افراد دارای معلولیت.
ب: ایجاد بانک اطلاعات جامع کارآفرینی و اشتغال افراد دارای معلولیت.
ج: طراحی، تدوین و تنظیم آییننامههای حفاظت، ایمنی و بهداشت کار ویژه شاغلین دارای معلولیت با همکاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.
21 - وزارت آموزش و پرورش مکلف است جهت آشنایی دانشآموزان با حقوق و توانمندیهای افراد دارای معلولیت دروسی را با محتوای آموزشی حقوق این افراد، علایم و نمادهای انواع معلولیت و نشانههای شهری مربوط به افراد دارای معلولیت را در محتوای آموزشی مقاطع مختلف تحصیلی دانشآموزان با رعایت قوانین و مقررات مربوط پیشبینی نماید.
22 - دستگاههای مشمول مکلفند با رعایت قوانین و مقررات مربوط و متناسب با موضوع فعالیت خود، شیوه ارایه صحیح خدمات به افراد دارای معلولیت را با کسب نظر و مشاوره سازمان و تشکلهای مردمنهاد افراد دارای معلولیت، به کارکنان خود آموزش دهند.
23- سازمان موظف است با رعایت قوانین و مقررات مربوط نسبت به ارایه خدمات مددکاری، مشاورهای و مراقبتی به افراد دارای معلولیت به ویژه زوجهای دارای معلولیت اقدام نماید.
24 - سازمان مکلف است با رعایت قوانین و مقررات مربوط، نسبت به آموزش پیشگیریهای لازم به والدین دارای معلولیتی که نوع معلولیت آنان مبین احتمال بروز این معلولیت در فرزندان آنهاست، اقدام نماید.
25- وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مکلف است با همکاری وزارت، برنامه جامع پیشگیری و کاهش بروز معلولیت را با رعایت قوانین و مقررات مربوط تدوین و اجرا نماید.
26- وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی موظف است با همکاری وزارت و با رعایت قوانین و مقررات مربوط، بستههای آموزشی پیشگیری از بروز معلولیتهای قابل اجتناب را برای خانوادهها و
سایر گروههای هدف اجتماعی تدوین کرده و به صورت رایگان در اختیار آنان قرار داده و از طریق شبکه خانههای بهداشت، خانوادههای ساکن روستا و مناطق دورافتاده را در این زمینه آموزش دهد.
27- سازمان مکلف است با همکاری وزارت در مواردی که به دلیل عدم اجرای قوانین و مقررات مربوط، حقوق جمعی افراد دارای معلولیت تضییع میشود، موضوع را تا حصول نتیجه پیگیری نماید.
28 - به منظور هماهنگی دستگاههای مربوط به اجرای این تصویبنامه و نظارت بر حسن اجرای آن شورای هماهنگی افراد دارای معلولیت با ترکیب زیر تشکیل میشود:
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی (رئیس)
رئیس سازمان بهزیستی کشور (دبیر)
وزیر راه و شهرسازی یا معاون ذیربط
وزیر آموزش و پرورش یا معاون ذیربط
وزیر علوم، تحقیقات و فناوری یا معاون ذیربط
وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی یا معاون ذیربط
وزیر صنعت، معدن و تجارت یا معاون ذیربط
وزیر کشور یا معاون ذیربط
رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران یا معاون ذیربط
رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور یا معاون ذیربط
نماینده تامالاختیار رئیس قوه قضائیه
رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران یا معاون ذیربط
پنج نفر از نمایندگان افراد دارای معلولیت کشور به انتخاب شبکههای ملی تشکلهای مردمنهاد بر حسب گروههای اصلی افراد دارای معلولیت کشور (نابینایان، ناشنوایان، افراد دارای معلولیت جسمی - حرکتی، افراد کمتوان ذهنی و مبتلایان به اختلالات روانی مزمن) تا زمان ایجاد شبکههای مذکور، انجمنهای ذیربط عهدهدار این وظیفه خواهند بود.
سه نفر از کارشناسان برجسته امور افراد دارای معلولیت کشور با معرفی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی
تبصره 1- دبیرخانه شورا در سازمان مستقر میباشد و مسئولیت پشتیبانی علمی، پژوهشی و خدماتی متناسب با وظایف و مسئولیت شورا را برعهده خواهد داشت.
تبصره 2- دستورالعملهای داخلی شورا به پیشنهاد دبیرخانه به تصویب شورا خواهد رسید.
تبصره 3- دبیر شورا موظف است گزارش عملکرد سالانه این تصویبنامه را بر اساس شاخصهای هر برنامه و فعالیت تنظیم شده است، به هیأت وزیران ارایه نماید.
(اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور)
از سال 1392 تا اکنون که مردادماه 1394 است، چند حادثه حقوقی اتفاق افتاده است. نیز تحلیلهای متفاوت و نسبتاً زیاد درباره حقوق معلولین مطرح شده است. اهمّ حوادث در این دو سال عبارت است از: نشر پیشنویس 36 مادهای از طرف دولت جمهوری اسلامی؛ انتشار لایحه جامع حمایت از معلولان در 63 یا 66 ماده؛ انتشار متن مصوب دولت از طرف وزارت تعاون، کار و رفاه به عنوان نماینده دولت در امور معلولین؛ دهها جلسه با عناوین مختلف جهت بررسی و اظهار نظر.
این حوادث با حواشی و تحلیلهای مطرح شده، رخدادهایی است که در تاریخ حقوق معلولین تأثیر ژرف و همه جانبه خواهد داشت. این مبحث به دیدگاههای مسئولین میپردازد و تحلیلهای آنها را رصد میکند.
نخست اخبار منتشره در این سالها که گویای اقدامات، تصمیمها و آراء مجلسیها و دولتیها است را میآورم. زیرا برخی از حقایق حقوق معلولین را میتوان از اخبار به دست آورد. سپس تحلیلهای نمایندگان و مدیران دولتی را میآوریم. البته این تحلیلها و بررسیها مربوط به پیشنویس 36 مادهای و لایحه 63 یا 66 مادهای و نیز مصوبه دولت است. تحلیلهای ویژه و مخصوص پیشنویس 36 مادهای را قبلاً و بعد از متن آن پیشنویس آوردم و اکنون به بقیه تحلیلها که شامل همه متون اخیر میشود میپردازم.
یک نکته مهم این است که اخبار به ترتیب تاریخ است. چون تاریخ اقدامات و تاریخ اظهارنظرها خود گویای نکات فراوان است. برای نمونه در مرداد 1391 معاون توانبخشی سازمان بهزیستی از اتمام اصلاحات لایحه خبر داده و گفته به زودی تقدیم مجلس میشود. دقیقاً دو سال و نه ماه بعد یعنی در خرداد 1394 وزیر رفاه، خبر اتمام اصلاح لایحه را گفته است.
سیر اخبار حوادث معلولین و رخدادهای حقوقی معلولین اگر دقیق بررسی شود، تعارضها و تناقضها، کارهای مکرر، و نیز نظرات ابداعی و ابتکاری و اقدامات سودمند به دست میآید.
جنبش حقوقی معلولین در اخبار و تحلیلهای منتشره نمایان و پیدا است. در واقع اخبار و تحلیلها گویا و نشانگر وضعیت کنونی و اوضاع گذشته این جنبش میباشد. تجارب و دستاوردهای مختلف را در اخبار و تحلیلها میتوان صید کرد و برای اقدامات آینده، از آنها بهره گرفت.
این مبحث شامل دو بخش است: سیر حوادث در آینه اخبار؛ تحلیل و نقدها
اخبار حقوقی معلولین از سال 91 تا 10 مرداد 94 رصد شده و به ترتیب تاریخی آمده است. بعد از هر خبر، نکات برجسته و مهم آن را نشان دادهایم.
تحلیلهای هر مدیر دولتی یا هر نماینده به صورت گزینشی آمده است، یعنی فقط نکات مهم و سودمند انتخاب شدهاند. پس از هر تحلیل، نکات مهم مندرج در تحلیل نیز آمده است.
درباره لایحه جامع حمایت از حقوق معلولین که ابتدا پیشنویس 36 مادهای و بعداً به لایحه 63 مادهای معروف شده، اخباری در سطح رسانهها منتشر شده است. این اخبار گویای دیدگاههای مسئولین، تصمیمات و اقدامات آنها است. نکاتی در اخبار آمده که نشانگر مواضع حقوقی نهادها و از طرف دیگر، پیشرفت جریان حقوقخواهی معلولین میباشد. تا کنون در طول تاریخ حقوق معلولین، به اندازه دو یا سه سال اخیر اخبار و گزارش حول و حوش این موضوع منتشر نشده است. کثرت اخبار و گستردگی اطلاعرسانی در اینباره نشانگر اهمیت آن و نیز نشانگر اهمیت و گستردگی جریان حقوقگرایی معلولین است.
معاون توانبخشی سازمان بهزیستی کشور در مرداد ماه سال 1391 از تدوین دو نسخه از لایحه بازنگری در قانون جامع حمایت از حقوق معلولان در سازمان بهزیستی و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی خبر داد و اعلام کرد که در این میان نسخه سازمان بهزیستی آماده شده است و در حال ارائه به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است.(1)
علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی چهارم اردیبهشت ماه 1394 از به اتمام رسیدن لایحه اصلاح قانون حمایت از حقوق معلولان در دولت خبر داده و گفت به زودی این لایحه که در راستای احقاق حقوق معلولان است تقدیم مجلس خواهد شد.
او در گفت وگویی با سایت جماران درباره آخرین وضعیت بررسی لایحه اصلاح قانون حمایت از حقوق معلولان در دولت، اظهار کرده بود: برای جامعتر شدن لایحه اصلاح قانون حمایت از حقوق معلولان پیشنهادات زیادی ارایه شده بود که وزارت کار تمام پیشنهادات را به طوردقیق مورد بررسی قرار داد. علت آنکه این لایحه با کمی تأخیر به اتمام رسید بررسی پیشنهادات مذکور بود که البته اکنون در کمیسیون اجتماعی دولت به پایان رسیده است و به زودی تقدیم مجلس خواهد شد.
همچنین از مشارکت معلولان در بررسی لایحه اصلاح قانون حمایت از حقوق معلولان خبر داد. این لایحه در صحن دولت در نوبت رسیدگی قرار دارد و تمام فقدان هایی که در راستای حقوق معلولان بود در آن لحاظ شده و تلاش شده نواقص قانونی آن نیز برطرف شود. در سال 94 خبرهای خوشی برای معلولان خواهیم داشت و به نظر میرسد این لایحه میتواند به احقاق حقوق از دست رفته آنها کمک کند.(2)
ملاحظه: سایت جماران در نقد و توضیح نظرات وزیر نوشته است: این موضوعات در حالی مطرح شده که یکی از مسئولان سابق حوزه توانبخشی سازمان بهزیستی اجرای اصلاحیه قانون جامع
معلولان را نیازمند تامین اعتبار سه هزار میلیارد تومانی دانسته و اعلام کرده بود: هر زمان که در مجلس به تصویب برسد باید بودجه مورد نیاز آن نیز تخصیص داده شود در غیر این صورت امکان اجرای آن نیست.(1)
هیئت دولت عصر روز یکشنبه 10 خرداد 94 به ریاست دکتر حسن روحانی تشکیل جلسه داد و مهمترین مسائل جاری کشور از سوی اعضای دولت مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.
سپس هیئت وزیران گزارش کمیسیون امور اجتماعی و دولت الکترونیک را درباره برنامه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت مورد بحث و بررسی قرار داد و ضمن تصویب این برنامه، مقرر کرد بخشی از برنامه که نیازمند کسب اجازه از مجلس شورای اسلامی است در قالب لایحه به مجلس شورای اسلامی تقدیم گردد و بخشهای دیگر آن نیز که در صلاحیت دولت یا دستگاههای اجرایی است، برای اجرا ابلاغ شود.(2)
ملاحظه: 1- اولین بار، یکشنبه 10 خردادماه 1394، متن تدوین شده در وزارت رفاه در هیئت دولت مطرح شد. دولت رأی به دو تکه کردن آن داد. همین مبحث بعداً تنشزا شد و برخی به مخالفت آن برخاستند.
2- در متن خبر تغییر لایحه یا قانون نیامده بلکه از «برنامه جامع حمایت از حقوق معلولان» یاد شده است. احتمالاً ضبط و تصحیف سهوی باشد. خبرنگار دقت حقوقی نداشته و در کاربرد واژگان دقت نکرده است. شاید دولت با دقت و عمداً واژه برنامه را استفاده کرده و هدفش تصویب یک راه یعنی برنامه برای یک دوره معین زمانی است مثل برنامه پنج ساله توسعه.
اگر اصطلاح برنامه عمداً استفاده شده باشد، نیازی به تصویب مجلس نیست و مثل دیگر برنامهها، خود دولت میتواند تصویب کند.
علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در حاشیه نشست مشترک با جمعی از معلولان کشور و سازمانهای مردم نهاد در این حوزه، در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری صداوسیما با بیان اینکه این برنامه روز گذشته در ۱۱ فصل و ۶۸ ماده(3)به تصویب هیئت وزیران رسیده است مهمترین ویژگی این برنامه حمایتی را بهرهمندی سالمندان کشور دانست که دارای معلولیت هستند.
وی دیگر ویژگیهای این برنامه را مکلف کردن دستگاهها برای اجرای طرحهای حمایتی از معلولان اعلام کرد و افزود: وزارتخانههای کشور و راه و شهرسازی و همچنین شهرداریها باید برای مناسبسازی فضاهای عمومی و پارکها و سایر مکانهایی که مورد استفاده معلولان است، اقدام کنند.
در این برنامه سازمان بهزیستی موظف شده است تجهیزات مورد نیاز معلولان را در قالب یارانهای یا به صورت رایگان در اختیار آنان قرار دهد. وی همچنین حمایت مالی از افرادی را که در خانه از معلولان مراقبت میکنند از دیگر مواردی دانست که در برنامه جامع به آن اشاره شده است.
دولت در این برنامه وزارت ورزش و جوانان را مکلف کرده است علاوه بر اینکه امکانات ورزشی را به صورت رایگان در اختیار معلولان قرار دهد با مناسبسازی ورزشگاهها نیز شرایط را برای حضور آنان در این اماکن هرچه سریعتر فراهم کند.
ناشنوایان امکان استفاده از برنامههای سینمایی را ندارند، افزود: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این برنامه موظف است برای تولید برنامههای مورد علاقه این گروه از معلولان کشور با زیرنویس فارسی اقدام کند.
ایجاد اشتغال و تأمین معیشت معلولان را از دیگر وظایف دولت دانست و گفت: همچنین وزارت راه و شهرسازی در این برنامه جامع مکلف شده است با پرداخت وامهای کم بهره از معلولان نیازمند مسکن حمایت کند. دولت موظف شده است تا پایان سال ۹۵ همه خانوادههایی را که دو فرد معلول دارند خانهدار کند. وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی نیز در این برنامه موظف به اجرای طرحهای پیشگیرانه از جمله غربالگری برای جلوگیری از معلولیت شده است از تشکیل هیئت عالی نظارت در دولت برای اجرای دقیق این برنامه جامع خبر داد. هیئت عالی نظارت علاوه بر پنج وزیر و هشت نفر از معلولان؛ نمایندگانی از صداوسیما، قوه قضائیه و معاونت برنامهریزی ریاست جمهوری نیز حضور دارند.
بر اساس تصمیم هیئت وزیران بخشهایی دیگر از این لایحه که برای اجرایی شدن نیازمند قانون است به زودی به مجلس شورای اسلامی ارسال میشود.
وی با اشاره به اینکه لایحه حمایت از معلولان بیش از ده سال در دولت متوقف مانده است، تأکید کرد: دولت تلاش میکند بخشهای باقیمانده را در اسرع وقت به مجلس شورای اسلامی ارسال کند تا در همین دوره پس از تصویب به اجرا درآورد. هم اکنون دستگاههای اجرایی کشور موظف به جذب ۳ درصد از کارکنان خود از میان معلولان کشور هستند، گفت: با تصویب مجلس شورای اسلامی این میزان به ۵ درصد افزایش خواهد یافت.(1)
ملاحظه1:
1- وزیر رفاه یک روز پس از طرح لایحه (یا برنامه) در دولت، در جمع خبرنگاران به تبیین قوتها و برجستگیهای این لایحه میپردازد. در این خبر بعضی جاها واژه برنامه و گاه واژه لایحه آمده است.
2- وزارت رفاه و دیگر دست اندرکاران تدوین حقوق معلولین باید زودتر چندبار به اطلاعرسانی میپرداختند. ولی برای اولین بار آقای ربیعی نشست خبری در این باره گذاشته است.
3- در متن خبر از نشست وزیر با تشکلها و نهادهای معلولیتی سخن رفته است. ولی سزاوار بود از هر شهر تعدادی میآمدند یا یک نفر به عنوان نماینده میآمد. این جلسات معمولاً با شرکت کسانی اجرایی میشود که براثر رابطه همیشه حضور دارند.
1) . خبرگزاری مهر، دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴؛ سایت جماران، 11 خرداد 1394.
4- وزیر محترم از این موضوعات سخن گفته است: سالمندان معلول؛ اعطای نیازمندیها توسط بهزیستی؛ مناسبسازی؛ توسعه امکانات ورزشی؛ فیلمهای زیرنویسدار برای ناشنوایان؛ اشتغال؛ تأمین مسکن؛ پیشگیری؛ تشکیل هیئت عالی نظارت. در آخر آقای ربیعی میگوید 10 سال است این برنامه در دولت مانده است یعنی از سال 85 در دولت آقای احمدینژاد شروع شده و در سال 94 در دولت آقای روحانی به ثمر رسیده است.
ملاحظه2:
مسئول روابط عمومی کانون معلولین تونا قزوین، سید اکبر حسینی، گزارشی درباره سخنان وزیر رفاه (علی ربیعی) و نشست خبری مزبور دارد که توصیفی است و در زیر آمده است:
عصر دوشنبه ۱۱خردادماه 1394 نمایندگان سازمانهای مردم نهاد فعال کشور در دیدار با علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و رئیس کمیسیون اجتماعی دولت از کم و کیف تصویب لایحه حمایت از حقوق معلولان در هیئت دولت تدبیر و امید اطلاع یافتند.
وی با حضور در جمع مدیران و نمایندگان سازمانهای مردم نهاد معلولان که به خواست وی در دفتر ایشان حضور یافته بودند ضمن ابراز خوشحالی از تصویب لایحه و طرح حمایت از معلولان گفت: از همکاران خواستم تا همه عزیزانی را که برای تحقق این هدف مهم تلاش کردند خصوصاً کسانی که در کمیسیونهای فرعی و اصلی اجتماعی دولت یاریگر ما بودند و به نوعی خانواده بزرگ ما هستند دعوت نمایند تا شخصاً از آنان تشکر کنم و انشاءالله سرآغاز فصل جدیدی از کار را با هم شروع کنیم.
علی ربیعی در حاشیه دیدار با نمایندگان سمنهای معلولان و گروهی از خبرنگاران گفت: در نظام چند لایه تأمین اجتماعی، یکی از گروههای هدف ما جامعه معلولان هستند که باید پوشش صد درصدی برای آنها داشته باشیم.
حدود ۱۰ سال است که معلولان منتظر اجرای قانون جامع حمایت از معلولان هستند و خوشبختانه در دولت یازدهم این قانون با همکاری و مشارکت خود معلولان و گروههای ذینفع مورد بازنگری قرار گرفت و این لایحه که اکنون به برنامه تبدیل شده در ۱۱ فصل تصویب شد که هریک از فصول آن امکانات جدیدی برای معلولان به همراه خواهد آورد.
بخشهایی از این برنامه در اختیار دولت بود که برای تسریع کار در هیئت وزیران تصویب شد و از امروز قابل اجراست. بخشهایی نیز نیازمند تصویب در مجلس است و باید به قانون تبدیل شود. به عنوان مثال چنانچه مجلس تصویب کند از این پس یکی از فرزندان والدینی که خود دارای معلولیت بوده (هردو یا یکی از آنها دارای معلولیت باشند) و یا یکی از فرزندان آنها دارای معلولیت باشد از انجام خدمت نظام وظیفه معاف میشوند.
بر اساس فصل ابتدایی این لایحه فرد دارای معلولیت به شخصی اطلاق میشود که بر اساس طبقهبندیهای بینالمللی انواع معلولیت سازمان بهداشت جهانی با تأیید کمیسیون پزشکی- توانبخشی تشخیص نوع و تعیین شدت معلولیت سازمان بهزیستی کشور در اثر اختلال و آسیب جسمی، حسی، ذهنی، روانی و یا توأم با محدودیت قابل توجه و مستمر در فعالیتهای روزمره زندگی و مشارکت اجتماعی مواجه است.
فصل دوم این لایحه به مناسبسازی، دسترس پذیری و تردد و تحرک اختصاص دارد. دستگاههای متولی صدور پروانه و مجوز پایان کار ساختمان مکلفاند ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد دارای معلولیت و استانداردها را در شرایط و الزامات صدور مجوز لحاظ کنند.
همچنین وزارت راه و شهرسازی موظف است در تمامی طرحهای آمادهسازی و اجرای مجتمعهای مسکونی به صورت انبوه و نیز طراحی و اجرای شهرهای جدید، ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد داری معلولیت را رعایت کند.
در بخش خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی بیمهها را موظف کردیم پوشش بیمه سلامت افراد داری معلولیت تحت پوشش سازمان را به گونهای تأمین کنند که شامل خدمات توانبخشی و بهزیستی مورد نیاز این افراد شود. سازمان بهزیستی نیز مکلف است وسایل و تجهیزات توانبخشی و فنآوریهای کمک زیستی تسهیل کننده زندگی افراد دارای معلولیت را با رعایت استانداردهای لازم و با اولویت تأمین از تولیدات داخلی با بهای مناسب و منطبق با توان خرید مصرف کنندگان در اختیار آنها قرار دهد.
در همین فصل از لایحه حمایت از حقوق معلولان، سازمان بهزیستی مکلف شده است با اولویت حمایت از نگهداری و مراقبت از افراد دارای معلولیت به ویژه افراد دارای معلولیتهای اعصاب و روان، کمتوانان ذهنی، جسمی و حرکتی شدید و افراد دچار معلولیتهای چندگانه در کانون خانواده از طریق ارائه خدمات آموزشی و مشاورهای به خانوادهها به منظور همیاری صحیح آنها با افراد دارای معلولیت و پرداخت حق پرستاری یا مددکاری به سرپرست، همسر یا قیم این افراد، خدمات مراقبتی و نگهداری از افراد دارای معلولیت را از طریق مراکز وابسته به خود یا حمایت از مراکز بخش غیر دولتی تأمین کند.
وزارتخانههای ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلف شدهاند برای اختصاص سهم عادلانه و متناسب افراد معلول و کمک هزینه به بخش عمومی غیر دولتی ارائه دهنده خدمات ورزشی به افراد معلول از بودجه ورزش و امور فرهنگی و تفریحی کشور در فصل چهارم این لایحه اشاره کرد.
کارآفرینی و تأمین اشتغال را از دیگر فصول تصویب شده این قانون در هیئت وزیران است. وزارت مسکن و شهرسازی برای تأمین مسکن ارزان قیمت و مناسبسازی شده معلولان به توافقهایی دست یافتهاند.
بر این اساس با وامهای کم بهره تکلیفهایی برای نظام بانکی کشور ایجاد شده که طبق آن خانوادههای دارای دو معلول به بالا تا سال 1395 صاحب خانه شوند.
وی حمایتهای قضایی و تسهیلات مالیاتی برای معلولان و تأمین معیشت و حمایتهای اداری و استخدامی به اضافه برنامههای پیشگیری از بروز معلولیت را از دیگر فصلهای این برنامه جامع دانست و گفت: به منظور هماهنگی بین دستگاههای مشمول در راستای فراهم شدن زمینه اجرای این قانون و نظارت برحسن اجرای آن و آییننامههای اجرایی مربوط، شورای هماهنگی با حضور هفت وزیر و روسای سازمانهای بهزیستی، صدا و سیما، بنیاد شهید، نماینده تامالاختیار رئیس قوه قضائیه، پنج نفر از افراد دارای معلولیت و سه نفر از کارشناسان برجسته امور افراد دارای معلولیت کشور تشکیل خواهد شد.
تصویب این برنامه در هیئت وزیران نیازمند تلاشهای گستردهای بود و یک سال به طول انجامید همچنین امیدوارم در دو سال باقی مانده از عمر دولت یازدهم زیرساختهای لازم برای اجرای کامل این برنامه فراهم شود.(1)
ملاحظه3:
مدیر دفتر فرهنگ معلولین، محمد نوری، یادداشتی درباره سخنان وزیر رفاه (علی ربیعی) منتشر کرده است:
1- علی ربیعی وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی، برای پیشبرد امور معلولین سخت کوشیده است. به توصیه من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق همه معلولین و همه تشکلهای معلولیتی از ایشان تشکر ویژه داریم. قطعاً نام ایشان در تاریخ خدمات به معلولین ماندگار است.
ایشان در ابتدای جلسه 11 خرداد با تشکلها و مسئولین از همه کسانی که برای پیشبرد امور حقوقی و اجرایی لایحه جامع تلاش کردهاند، تشکر کرد. اینگونه اقدامات در ادبیات وزرا نادر است و نشانگر طبع خدمتگزاری آقای ربیعی است. فقط خدمت ایشان یک نکته عرض میکنم: جناب آقای ربیعی تجارب به دست آمده در جریان این لایحه مهمتر از خود آن است. این تجارب در گذشته ثبت و ضبط نشده است. تمنا میکنم تمامی مستندات و مدارک را در کتاب یا لوح فشرده در اختیار عموم قرار دهید. این اقدام کمک مهمی به پژوهشگران و نیز کمک به نسلهای آتی برای فهم امور معلولین است. برای نمونه عرض کنم از دورههای قبل مثلاً از تلاشهای دوره جبار باغچهبان یا دوره محمد خزائلی، اسناد و مدارک بسیار اندک مانده است. از اینرو برای تحلیل و بررسی آن دوره دچار مشکل هستیم.(2)
2- دولت یازدهم که خود را مردمی میداند و واقعاً هم مردم آن را دوست دارند، باید مفاد این لایحه را قبل از تصویب در هیئت دولت در اختیار معلولین میگذاشت و از آنان مشاوره مینمود.
با اینکه چند بار درباره لایحه و برنامه، تحلیلها و سخنانی منتشر شده اما هنوز تا 10 مردادماه رسماً متن آنچه در دولت تصویب شده و متن موادی که قرار است به مجلس برود، منتشر نشده است. 20 خردادماه خبرگزاری فارس لایحه 66 مادهای را منتشر کرد. اما تا چه اندازه مورد تأیید دولت است، تا متنی رسماً توسط دولت منتشر نشود و امضاء و مهر دولت را نداشته باشد نمیتوان اطمینان پیدا کرد.
3- ساختار این لایحه بسیار متین و پیشرفته شده است.
اشکال زیر بنایی قوانین معلولیتی ایران این است که دولت محور است. کلید حلّ و راهکار ساماندهی به همه مشکلات را دولت میداند. با اینکه میتوان مردم و معلولین را در کانون قرار داد.
فصل دوم (مناسبسازی) شامل 7 ماده است ولی درباره اساسیترین مشکل مناسبسازی یعنی فرهنگسازی، توجیه مردم بر اساس فرهنگ دینی و ترویج فرهنگ مناسب شدن همه امکنه هیچ نکتهای نیامده است.
فصل سوم (خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی)، در همه بندها توانبخشی روحی و فکری معلولان و اهتمام به بهداشت روانی همه اقشار معلولین مغفول است. با اینکه اصل و جوهره تصحیح و سامانبخشی امور معلولین منوط به روح و روان و تفکر است.
فصل چهارم (امور ورزشی، فرهنگی، هنری و آموزشی)، مفصلترین فصل و شامل 20 ماده است، برای اولینبار به کتابهای بریل، گویا و الکترونیک توجه شده است. اما هنوز اشکالات زیر بنایی مشهود است.
چرا در وزارت فرهنگ و ارشاد، معاونت سینمایی و معاونت مطبوعاتی هست ولی معاونت کتاب گویا نیست؛ حداقل در معاونت فرهنگی معاونت کتاب گویا پیشبینی نشده است؟ با اینکه جمعیت استفاده از کتاب گویا، از استفادهکنندگان از سینما در جهان بیشتر است و در ایران چون نمیشناسند و بستر آن مهیا نیست شاید کمتر باشد.
کتاب گویا فقط برای معلولین نیست و عموم مردم در راه و در مواقع مختلف مشغول بودن میتوانند از کتاب گویا استفاده کنند. در برخی اتوبوسها و متروها و تاکسیهای برخی کشورها، کتاب گویا هست. مسافران در مسیر راه یک مطلب یا یک کتاب را از این طریق مطالعه میکنند.
بهرحال در ساختار اداری وزارت فرهنگ باید برای کتب گویا، بریل و الکترونیک فکر و تدبیر اساسی شود. نیز برای فرهنگسازی و برای حمایت از تولیدکنندگان این نوع کتب نیاز به قانون هست. برای نمونه چرا وزارت ارشاد 100 تا 500 نسخه کتاب معمولی برای حمایت از ناشر خرید میکند ولی تا کنون هیچ نسخهای از کتاب گویا خرید نکرده است؟
چرا خانه کتاب برای همه موضوعات نقد کتاب راهاندازی کرده ولی نقد کتاب بریل، نقد کتاب گویا و نقد کتاب الکترونیک ندارد و اراده راهاندازی آن را هم ندارد؟ و دهها چرای دیگر. همه اینها قانون میخواهد و در این لایحه فکری برای این موارد نشده است.
در بخش آموزش نواقص افزونتر است. برای نمونه با اینکه در بخش ناشنوایان، بحرانیترین مسئله زبان اشاره است، اما هیچ اشاره به آن نشده است.
ایجاد بانک اطلاعات جامع کارآفرینی و اشتغال افراد دارای معلولیت.
کارشناسان قانونگذار اگر فقط تدبیرهایی برای بانک اطلاعات معلولین میداشتند، حداقل نیمی از معضلات اشتغال مرتفع میشد. اما در این زمینه فقط همین نیم جمله آمده است.
فصل ششم (مسکن) در این بخش راهکارهای عملی و تدبیرهای مطلوبی عرضه شده است.
فصل هفتم (فرهنگسازی و ارتقای آگاهیهای عمومی) شامل پنج ماده است. رادیو و تلویزیون، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت آموزش و پرورش و شهرداریها موظف به فرهنگسازی شدهاند.
حداقل دو دهه است که از این نهادها خواستار فرهنگسازی بودهایم ولی بازدهی کمی داشتهاند و درصد کمی فرهنگ مطلوب را در مردم، در معلولین و در مسئولین ارتقاء دادهاند. برای روشن شدن این مقوله چند پرسش مطرح میکنیم:
مهمترین متن دینی در بین همه کتب آسمانی در دفاع از معلولین، آیات نخست سوره عبس است، صدا و سیما چند برنامه در این زمینه داشته، چند فیلم ساخته است؟ عبداللّه بن ام مکتوم نابینای مطلق و چند تن دیگر از صحابه رسول خدا(ص) که معلول بودند در چند کتاب درسی مطرح شده در کدام برنامه، همایش و غیره مطرح شده است؟
دفتر فرهنگ معلولین که یک تشکل کوچک مردمی است تا کنون چند هزار صفحه مطلب به روشهای مختلف در مردم منتشر کرده است. سخنان معصومین(ع) درباره معلولین را به شکلهای مختلف منتشر کرده است ولی کدام نهاد دولتی حتی یک درصد از کارهای دفتر فرهنگ معلولین را انجام داده است؟
فصلهای 8 و 9 و 10 درباره امور قضایی، مالیاتی، تسهیلات اداری و معیشتی و پیشگیری است و نکات مطلوبی است. برای اولینبار پیشگیری در قانون درج شده است.
فصل یازدهم درباره شورای هماهنگی امور افراد دارای معلولیت است.(1)
حسین نحوینژاد معاون توانبخشی سازمان بهزیستی در گفتگویی با سایت جماران به تاریخ 20 خردادماه 94 درباره چند موضوع صحبت کرد. او نگرانیها از دو تکه شدن قانون معلولان را درست شمرد و گفت: تلاش میکنیم لایحه حمایت از معلولان به صورت کامل به مجلس فرستاده شود.
ما هم در دغدغههای معلولان شریک هستیم، ضمن تشکر از ریاست جمهوری و هیئت دولت، تلاش میکنیم به خاطر این که قانون دو تکه نشود، لایحه حمایت از معلولان را به صورت کامل به مجلس بفرستیم. دولت در این اقدامات تنها نیست و تا زمانی که لایحه به مجلس و کمیسیونها برود، تشکلهای معلولان در کنار دولت خواهند بود.
در جلسه وزیر رفاه با تشکلهای معلولان و خبرنگاران اعلام شد که بخش هایی از لایحه حمایت از معلولان تحت عنوان برنامه از سوی دولت اجرا شود. در این جلسه نمایندگان تشکلهای معلولان نگرانی خود را از تفکیک لایحه مطرح کردند. به نظر من، نگرانی به جایی است. البته دولت با قصد خیرخواهی، درصدد بوده بخش هایی که میتوان به سرعت انجام داد، معطل مجلس نباشند.
قانون 16 مادهای مصوب 83 از سال 91 در حال بازنگری است. یکی از مشکلات این قانون این است که تمام کارها را منوط به تأمین اعتبار میکند. البته بودن قانون هر چند ناقص باشد، بهتر از نبودنش است. چند سال با همین قانون 16 مادهای و ناقص، بسیاری از مشکلات حل شد. مناسبسازی در کشور با همین قانون عملی و فراگیر شد. قبل از این قانون، مناسبسازی نبود. الزام
1) . محمد نوری، سایت دفتر فرهنگ معلولین، 12 خرداد 1394.
دولت در پرداخت یارانه و ارایه تسهیلات و تکریم سالمندان، بر اساس قانون 16 مادهای اجرایی شد. در عین حال این قانون ایراداتی هم داشت که اشتغال یا معافیتها از جمله مشکلات آن است.
شورای هماهنگی به عنوان نهاد ناظر بر اجرای قانون و سامان دهنده به حمایت همه جانبه از معلولان در قانون جدید آمده است. قرار شده، این شورا متشکل از هفت وزارتخانه، پنج سازمان، پنج نماینده از گروههای معلولان، سه متخصص و صاحب نظر به انتخاب وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی، سیاستگذاری، برنامهریزی، نظارت و رسیدگی به شکایات را بر عهده بگیرند.
اعضایی از قوه قضائیه و مقننه در این شورا حضور خواهند داشت. حضور آنان رسیدگی به امور معلولان و رفع ضعفها و اشکالات بودجهای و غیره را تسهیل میکند و موجب تقویت قانون میگردد.(1)
ملاحظه:
1- نظر آقای نحوینژاد در گرفتن تصویب مجلس نسبت به همه 63 ماده ارائه شده، به آراء حقوقی نزدیک است و مناسب با آینده نگری است. زیرا معمولاً با آمدن رئیس جمهور جدید قانونهای مصوب در دولت قبلی هم کنار گذاشته میشود. حتی قانون مصوب مجلس در سال 1383 اجرا نشد.
2- بین نظری که میگوید برای سرعت در اجرا باید قانون جدید دو تکه شود و نظری که میگوید کل مواد به مجلس برود و تصویب شود، میتوان اینگونه جمع کرد: دولت تصویب کند، تا مراحل تصویب قانون در مجلس طی میشود برای اینکه معلولین بدون قانون نمانند، این قوانین توسط دستگاهها اجرا شود.
3- آقای نحوینژاد به قانون 83 میپردازد و میگوید بازنگری این قانون از سال 1391 آغاز شد. اما آقای ربیعی میگفت از 1385 بررسی آن شروع شد.(2)
4- متذکر میشود قانون هر چند ناقص، بهتر از فقدان آن است و آثار و سودمندیهای قانون 83 مثل گسترش مناسبسازی را معرفی میکند.
5- شورای هماهنگی یا شورای نظارت یا هر اسم دیگر آن گذاشته شود، نهادی است که برای اولین بار در تاریخ معلولین تشکیل میشود. این شورا شامل اعضایی از شخصیتهای حقیقی یا نماینده شخصیتهای حقوقی است که توانایی تصمیمگیری دارند. با حضور این افراد نظام جمهوری اسلامی میتواند در عالیترین سطوح مدیریتی و سیاسی کشور برای معلولین تصمیمگیری کند و مشکلات آنان را ریشهای مرتفع نماید.
یادداشتی در پایگاه اطلاعرسانی و خبری جماران در 25 خرداد 94 منتشر شد و اقدام دولت را زیر سؤال برد. این یادداشت اینگونه شروع میشود: پس از آنکه وزارت رفاه بخشهایی از لایحه جامع حمایت از حقوق معلولان را در 66 ماده منتشر و اعلام کرد که بخشهایی دیگر برای تصویب به
مجلس میرود، نگرانیهایی نسبت به تاریخ مصرف دار شدن قانون معلولان ایجاد شد. زیرا علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دوشنبه 12 خرداد با اشاره به آخرین خبرها از سرنوشت لایحه حمایت از معلولان، گفت: بخشهایی از لایحه حمایت از معلولان اکنون به برنامه تبدیل شده و از امروز قابل اجراست که دولت برای تسریع کار، این برنامهها را در هیئت وزیران به تصویب رسانده و بخشهایی هم نیازمند تصویب در مجلس است.
این صحبت وزیر واکنشهایی را از سوی برخی تشکلهای حامی معلولان در پی داشت که به نگرانی از دو تکه شدن قانون مربوط میشد. سهیل معینی مدیرعامل انجمن باور در این خصوص به خبرنگار جماران گفت: ضمن قدردانی از دولت برای تسریع روند پیگیری لایحه حمایت از معلولان، معتقدم وقتی یک لایحه به دو قسمت تقسیم میشود، ممکن است این مشکل را به وجود بیاورد که دست دولتهای بعدی برای امتناع از اجرای برخی مصوبات هیئت دولت فعلی باز باشد. لذا اگر کل مواد، تحت عنوان لایحه به قانون تبدیل شود دولتهای بعدی بدون کم و کاست ملزم به اجرای آن هستند. شاید نیت پشت قضیه این بوده که هیئت دولت اختیارات خود را به قوه دیگر وا ننهد، اما به نظر من دولت نباید بدون تمرکز کافی برای تسهیل در اجرای قانون تصمیمی بگیرد که اجرای کل قانون در آینده به مشکل بخورد و فرصت تاریخی بازنگری آن از دست برود.
رونمایی بخشهایی از لایحه در 20 خرداد ماه در حالی صورت گرفت که حسین نحوینژاد معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی پیش از این در گفت و گو با جماران از تلاش برای ارسال کامل لایحه سخن گفته بود. به نظر او، با توجه به اینکه ما هم در دغدغههای معلولین شریک هستیم، ضمن تشکر از ریاست جمهوری و هیئت دولت، تلاش میکنیم به خاطر اینکه قانون دو تکه نشود لایحه حمایت از معلولان را به صورت کامل به مجلس بفرستیم. دولت دیگر در این اقدامات تنها عمل نخواهد کرد و تا زمانی که لایحه به مجلس و کمیسیونها برود تشکلهای معلولین در کنار ما خواهند بود.
محمد اسماعیل سعیدی عضو هیئت رئیسه کمیسیون اجتماعی مجلس هم در گفت و گویی ضمن اشاره به اینکه قانون جامع حمایت از حقوق معلولان هنوز به مجلس ارسال نشده است، گفت: به محض ارسال به سرعت در دستور بررسی و تصویب نهایی قرار میگیرد.
سرعت در روند بررسی و تصویب قانون معلولان بستگی دارد به اینکه دولت آن را به صورت طرح دو فوریتی به مجلس ارائه کند یا یک فوریتی .
در پایان نویسنده این یادداشت اظهارنظر میکند که با توجه به سوابق گذشته برخی دولتها در عدم اجرا یا اجرای سلیقهای مصوبات هیئت دولتهای پیشین، این نگرانی وجود دارد که دولتهای آینده بخشهای رونمایی شده لایحه حمایت از معلولان توسط دولت تدبیر و امید را مورد بی مهری قرار دهند و نسبت به اجرای مصوبات دولتی که پروسه تبدیل شدن به قانون را در مجلس شورای اسلامی نگذرانده است، به صورت گزینشی و بر اساس سلایق شخصی عمل کند.
ملاحظه: این یادداشت مشتمل بر نکات مهمی است.
1- بر اساس مستندات محکمی نظر دولت برای دو تکه کردن قانون را آورده، سپس استدلالهای مخالفان را هم آورده است.
2- نویسنده گویا به اشتباه 66 ماده را آورده است. زیرا مینویسد 66 ماده مصوبه دولت شده و برنامه قابل اجرا است و بقیه مواد به مجلس ارسال میشود. در حالی که کل مواد 66 ماده است و آنچه به عنوان مصوبه هیئت دولت منتشر شد. 39 ماده است.
3- از قول عضو کمیسیون اجتماعی مجلس آورده که هنوز چیزی به مجلس نرسیده است.
سهیل معینی، مدیر عامل شبکه تشکلهای نابینایان و کمبینایان کشور و نماینده سازمانهای غیر دولتی در کمیته تدوین لایحه جامع و مدیر مسئول روزنامه ایران سپید از علنی شدن متن «برنامه جامع حمایت از حقوق معلولان» که تغییر و تحول یافته لایحه جامع حمایت از حقوق معلولان است، خبر داد.
به گفته او، متن لایحه در قالب 63 ماده به هیئت محترم دولت تحویل داده شد که در جریان نقد و بررسیهای نهایی آن، ابتدا سه ماده با ماهیت تضمین اجرای قانون به آن اضافه و سپس شش ماده از آن حذف شد که 60 ماده باقیمانده متن برنامه جامع حمایت از حقوق معلولان را تشکیل میدهد.
متن برنامه شصت مادهای توسط هیئت محترم دولت به دو بخش تقسیم شده که 32 ماده از آن به صورت مصوبات قطعی هیئت دولت جهت اجرا به طور مستقیم به وزارتخانهها و دستگاههای دولتی برای اجرا ابلاغ خواهد شد و 28 ماده باقیمانده به صورت لایحه حقوق معلولان برای تصویب به مجلس شورای اسلامی فرستاده میشود. برخی تغییرات اعمال شده مطلوب نظر جامعه معلولان کشور نیست، از جمله عدم افزایش سهمیه استخدام دولتی افراد معلول از 3 به 5 درصد و نیز حذف امتیاز معافیت حقوق و دستمزد افراد معلول از پرداخت مالیات متناسب با شدت معلولیت آنها. اما، مهمترین دغدغه معلولان جدا از کمی و کاستیهای اعمال شده به متن لایحه حمایت از حقوق، امکان تغییر و نقض مصوبات هیئت محترم دولت فعلی در زمان دولت آینده است که اگر کل متن لایحه جهت تبدیل شدن به قانون به مجلس شورای اسلامی میرفت امکان تخطی دولت آینده از اجرای قانون کاهش مییافت. معینی خواهان تلاش مستمر تشکلهای معلولان در این امر شد.(1)
ملاحظه: سهیل معینی متن برنامه مصوب دولت را 60 ماده میداند. در حالیکه متنی که منتشر شده و در دسترس است، 66 ماده دارد. از طرف دیگر میگوید از 60 ماده برنامه، 32 ماده در هیئت دولت تصویب و به دستگاههای اجرایی ابلاغ شد و 28 ماده به مجلس تقدیم میشود. در حالی که متن مصوبه دولت 39 ماده دارد.
علی صابری حقوقدان و نابینا و عضو شورای شهر تهران در گفت و گو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران درباره لایحه اخیری که با عنوان حمایت از معلولان در دولت به تصویب رسیده است، اظهار کرد اقدام دولت در انتشار لایحه جامع 66 مادهای حمایت از حقوق معلولان عجولانه
1) . روزنامه ایران سپید، 27 خرداد 1394.
بود؛ چرا که از سال 91 تاکنون کارشناسان بسیاری ساعتها برای تنظیم لایحه حمایت از معلولان وقت گذاشته بودند و باید زحمات آنها جمعآوری میشد و پس از تدوین جامع، عرضه میگشت.
دولت در ارسال لایحه به مجلس زمان زیادی را معطل کرد. اما از اصلاحیه دیگری رونمایی کرد. قانونی که کارشناسی و تدوین و تنظیم شده بود، زبانش حقوقی بود و صرفا مطالبهگری نبود؛ نیز شامل تمام بخشهای کشور میشد. کارشناسان از جمله اینجانب در جلسات در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در سطوح مختلف استفاده شد. در خصوص بسیاری مباحث از جمله مالیات، مسکن، اشتغال و آموزش از کارشناسان خبره دعوت شده بود. اما آنچه ارائه شد متن کامل و شامل همه آن زحمات نیست. کارشناسان حدود سه سال بر روی این لایحه زحمت کشیده بودند که میتوانست با کمک مرکز پژوهشهای مجلس نواقص آن رفع شود و بهترین قانون در زمینه قوانین حمایتی باشد.
شاید اقدام دولت در رونمایی از 66 ماده و ارسال بخشهایی از قانون برای تصویب در مجلس، اقدام خوبی باشد اما از نظر حقوقی قابل درک نیست. چون معلوم نیست دولت چه برنامهای دارد. درست است که مصوبه هیئت وزیران از قانون کمتر است ولی بی اعتبار هم نیست و ابطال آن باید در دیوان عدالت، مجلس یا دولت صورت گیرد. اما نمیدانم اینکه بخشی از لایحه را تبدیل به برنامه کنیم و بخشی را به مجلس بفرستیم از نظر حقوقی، چه اهدافی را تعقیب میکند؟
ملاحظه: علی صابری گویا خودش عضو کمیته کارشناسان و تدوین کنندگان لایحه بوده است. انتقادات او تند است و مشخصاً دو نقد دارد:
1- لایحه چند سال کارشناسی شده ولی در جمع اطلاعات و تدوین نهایی سرعت (به قول ایشان عجله) شده و 66 ماده را عرضه کردهاند. با اینکه میشد متن بهتر و جامعتری عرضه کرد.
2- دو تکه شدن متن 66 مادهای از نظر اینکه معلوم نیست چه هدفی را تعقیب میکند و پشت صحنه این تصمیم چیست؟ مشکل دارد.
اما دلیلی که همه مخالفان دو تکه شدن میآورند یعنی فقدان ضمانت برای اجرا شدن در دولتهای بعد را ایشان قبول ندارد.
علی صابری عضو حقوقدان و عضو کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر تهران با انتقاد از روند بازنگری و تصویب لایحه بازنگری شده قانون جامع حمایت از حقوق معلولان در دولت یازدهم در 66 ماده، ابراز امیدواری کرد: با درایت وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و هماهنگی با معاون اول رئیس جمهور، این لایحه مجدداً ارجاع و مورد بازنگری قرار گیرد.
او در یکصد و شصت و ششمین جلسه شورای شهر تهران به ریاست مرتضی طلایی، با اشاره به بازنگری قانون جامع حمایت از حقوق معلولان خاطرنشان کرد: در دولت گذشته و با کارهای کارشناسی و فارغ از مسائل سیاسی و با خرد جمعی بازنگری این قانون و با مشارکت تشکلهای در وزارت رفاه شکل گرفت و در نهایت این موضوع به کمیسیون اجتماعی دولت ارسال شد.
همچنین او به فعالیت ستاد مناسبسازی معابر شهری برای جانبازان و معلولان اشاره کرد و گفت: در سال 84 بر اساس مصوبه شورا این ستاد تشکیل و در نهایت در سال 87 فعالیت خود را آغاز نمود
که متأسفانه در سال 90 تعطیل گردید که با پیگیریهای بنده و مجتبی شاکری مجدداً فعالیت این ستاد آغاز شد.
ملاحظه: سخنان صابری در این سخنرانی، شدت گفتههایش در 3 تیرماه را ندارد و نرمتر است. ولی اینجا اطلاعاتی درباره ستاد و مناسبسازی داده که سودمند است.
احمد عاملی کارشناس حقوق معلولان درباره لایحه جامع 66 مادهای حمایت از حقوق معلولان که اخیراً توسط دولت منتشر شده، آن را در حکم قانون دانست و گفت هیچ ایرادی به آن نیست و هر دولتی رأس کار قرار گیرد موظف است آن را اجرا کند.
دولت در واقع با استفاده از ظرفیتهای قانونی این لایحه را تصویب کرده و دستگاههای اجرایی مکلف هستند برای آن بودجه تعیین و آن را اجرا کنند. دولتهای بعدی تنها میتوانند در جهت حمایت از معلولان، لایحه فعلی را کامل کنند اما اجازه کنار گذاشتن مصوبه فعلی را نخواهند داشت.
این حقوقدان با اشاره به کنوانسیون جهانی حقوق معلولان که جمهوری اسلامی در سال 1387 آن را پذیرفته خاطرنشان کرد: ماده 9 قانون مدنی میگوید کلیه معاهداتی که به تصویب مجلس برسد در حکم قانون است.
به نظر آملی، حقوق افراد دارای معلولیت در زمره حقوق عمومی و انسانی محسوب میشود، لذا هر قانون داخلی که درخصوص معلولان تصویب شود جزو اسناد حقوق بشر محسوب شده و باید مکمل کنوانسیون حقوق معلولان باشد. همچنین برخی موارد خصوصی انسانها به خاطر اهمیت احیای کرامت انسانی افراد از جمله معلولان در زمره حقوق بشر محسوب میشوند.
قانون میتواند در چارچوب کنوانسیون به جزییات بیشتر بپردازد تا معلولان بتوانند در پروسه توانبخشی از مکانیزمهای حمایتی بیشتری با توجه به ویژگیهای خاص هر کشور برخوردار شوند.
دولت تدبیر و امید در واقع با استفاده از حق قانونی خود لایحه را تصویب کرده و الباقی که یک سری نقایص بوده را به مجلس فرستاده تا دستش در افزایش بودجه معلولان باز باشد.
به گزارش جماران، لایحه (برنامه) جامع 66 مادهای حمایت از حقوق افراد معلول پس از توقف 10 ساله با 11 فصل روز 20 خرداد ماه امسال در هیئت وزیران به تصویب رسید و بخشهایی از آن برای تبدیل شدن به قانون طی لایحهای به مجلس شورای اسلامی میرود تا پس از تصویب اجرایی شود.
پس از انتشار لایحه حمایت از حقوق معلولان توسط دولت، نگرانیهایی از سوی برخی تشکلهای حامی معلولان نسبت به دو تکه شدن قانون ابراز شد و برخی عنوان کردند ممکن است دست دولتهای بعدی در امتناع از اجرای مصوبات هیئت دولت فعلی باز شود.(1)
ملاحظه: احمد آملی تنها کارشناسی است که در سالهای اخیر، نظریات و تحلیلهای مغایر دیگر دارد. به تکرار حرفهای دیگران نپرداخته بلکه با مطالعه دقیق نظر داده است. حرفهای جدید حقوقی دارد. برای نمونه درباره کنوانسیون تنها کسی است که نظر داده است. نیز تحلیلش از دو تکه
1) . سایت جماران، 13 تیرماه 94.
شدن قانون هم با دیگران متفاوت است و به نظر او اشکالی ندارد. او این لایحه را با دیگر قوانین مقایسه کرده و قانون معلولین را حاکم بر دیگر قوانین دانسته است.
مدیرعامل انجمن دفاع از حقوق معلولان علی همت محمود نژاد در گفتوگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره لایحه حمایت از حقوق افراد معلولین، انتقاداتی مطرح کرد.
به نظر او، تمامی افراد فعال حوزه معلولان از مسئولان تا فعالان این حوزه همگی نسبت به بازنگری این لایحه در دولت، استقبال میکنند اما نسبت به برخی مفاد آن انتقاداتی دارند. درحال حاضر این لایحه به 2 بخش تقسیم شده است؛ بخشی از آن به صورت برنامه دولت در ارتباط با حمایت از حقوق معلولان در دولت به تصویب رسیده و بخشی از آن نیز تنظیم شده تا به صورت لایحه و برای تبدیل شدن به قانون به مجلس شورای اسلامی ارائه شود.
این در حالی است که هرآنچه به عنوان برنامه در دولت به تصویب میرسد، ممکن است برای دولتهای آینده قابل اجرا نباشد و مجددا باید هر سال در دولتها به تصویب برسد در حالی که لایحه تنها یک بار به تصویب میرسد و به عنوان قانون قابلیت اجرای آن نیز دائمی و همیشگی است ، اما برنامهای که در دولت باقی مانده و تبدیل به قانون نمیشود، همواره باید برای اجرایش چانهزنی و پیگیری صورت گیرد.
همچنین در گذشته و در لایحه پیشین، ارائه وسایل توانبخشی به معلولان رایگان بود. طی سالهای گذشته هیچگاه سازمان بهزیستی هزینهای برای ارائه وسایل توانبخشی از معلولان دریافت نمیکرد. اما در لایحه جدید آمده که دولت در قبال ارائه وسایل توانبخشی به معلولان باید از آنها هزینهای حداقلی دریافت کند؛ حال این سؤال پیش میآید که معلولی که کار، اشتغال و حتی مستمری ندارد چگونه میتواند هزینه این خدمات و وسایل را پرداخت کند؟.
تمامی حقوق شهروندی معلولان در این لایحه مراعات نشده است. با وجود آنکه در این قانون به حقوق مدنی و همچنین حقوق قضایی معلولان در دادگاهها نیز پرداخته شده است، اما این موضوعات پررنگ نیست؛ برای مثال در این قانون برای آن دسته از افرادی که علیه معلولان اقدامات مجرمانه انجام میدهند تشدید مجازات در نظر گرفته نشده است.
او از حذف قانون 3 درصدی استخدام معلولان در دستگاهها و نهادهای دولتی، خبر داد و گفت: در حالی که این قانون از سال 1368 تصویب شده، اما متاسفانه در جریان بازنگری «لایحه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت» توسط دولت، این قانون حذف شده که به هیچ وجه برای معلولان و فعالان این حوزه قابل قبول نیست.
در پیش نویس بازنگری «لایحه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت» که به دولت ارائه شد، سهم استخدامی معلولان به 5 درصد ارتقاء یافت اما نه تنها 5 درصد تصویب نشد بلکه 3 درصد قانون استخدام نیز حذف شد.
همچنین خدمات رفاهی دولت به معلولان مشکلاتی دارد. اکثر خدمات اجتماعی و اقتصادی دولت تنها به معلولان شدید و خیلی شدید ارائه میشود، در حالی که باید این خدمات در اختیار
تمامی معلولان نیازمند قرارگیرد. برخی از معلولان با وجود معلولیت شدید به علت وضعیت مالی و توان اقتصادی بالا نیازی به دریافت مستمری ماهیانه و یا سایرخدمات از نهادهای حمایتی را ندارند اما ممکن است معلول خفیفی را داشته باشیم که به شدت نیازمند دریافت این خدمات باشد.
فردی که شرایط دریافت معافیت پزشکی دارد امکان فعالیت او در چرخه اقتصادی به صورت پویا، بسیار کم است؛ حتی اگر امکان حضور داشته باشد، تنها در دوره زمانی کوتاه (5 تا 10 ساله) توانایی کار کردن دارد و بعد از آن توانایی خود را از دست خواهد داد؛ به همین دلیل خدمات رفاهی دولت نباید تنها براساس تقسیمبندی معلولان به شدید و خیلی شدید ارائه شود؛ بلکه باید نیازمندیهای این افراد مبنای ارائه خدمات قرار گیرد. البته معلولان شدید و خیلی شدید در اولویت قرار دارند، در واقع طبقهبندی از شدید و خیلی شدید باید به نیازمند و غیرنیازمند تغییر کند.
این لایحه باید به صورت کلی برای تبدیل شدن به قانون به مجلس شورای اسلامی ارسال شود. تا از طریق فراکسیون حمایت از حقوق معلولان، کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی و سایر نمایندگان، بهرهمند و تقویت گردد.(1)
ملاحظه: علی همت محمودنژاد سه نقد بر لایحه حقوق معلولین دارد:
1- دو تکه کردن این لایحه درست نیست.
2- برخی مواد به ضرر معلولین است، مثل دادن وسایل مورد نیاز معلولین در مقابل دریافت وجه در حالی که قبلاً رایگان بوده است.
3- در موادی حقوق شهروندی معلولین تماماً مراعات نشده و کاستیهایی دارد.
انوشیروان محسنی بندپی رئیس سازمان بهزیستی کشور شب گذشته در مراسم افطاری انجمن حمایت از حقوق معلولان که با حضور جمعی از معلولان و همچنین علیهمت محمودنژاد رئیس انجمن برگزار شد، اظهار داشت: بزرگ مددکار جهان بشریت حضرت علی(ع) بوده است و ویژگیهای آن حضرت در تمامی ابعاد میتواند الگوی مناسبی برای هر مسلمانی باشد. وی با اشاره به خدمات در نظر گرفته شده از سوی سازمان بهزیستی برای جامعه هدف و به ویژه معلولان خاطر نشان کرد: خدمات تخصصی و توانبخشی، آموزشی، تحصیلی، حمایتی و غیره از جمله خدماتی است که از سوی سازمان ارائه میشود. در حال حاضر سازمان بهزیستی به زنان سرپرست خانوار، کودکان بیسرپرست و بدسرپرست، سالمندان، بیماران روانی مزمن و غیره خدمات مختلفی را ارائه میکند. او خطاب به معلولان خاطر نشان کرد: سازمان بنا دارد شرایطی را فراهم کند تا با حمایت معلولان مشکلات و موانع و چالشهای روبهرو و در مسیر زندگی معلولان را مرتفع سازد. وی در ادامه به قانون جامع حمایت از حقوق معلولان اشاره کرد و گفت: این قانون در سال 83 تصویب و در نهایت اجرا شد که با مشکلاتی روبهرو بود که در نهایت و در یکسال گذشته مورد بازنگری قرار گرفت و اصلاحاتی در این قانون انجام شده است.
1) . خبرگزاری ایسنا، دوشنبه 15 تیر 1394.
قانون جامع حقوق معلولان در حال حاضر در قالب 25 ماده و 10 فصل در هیئت دولت به تصویب رسیده است و به زودی با امضا حجتالاسلام روحانی رئیس جمهور و همچنین وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به مجلس ارائه خواهد شد. تسهیل در استخدام معلولان، ارائه خدمات به معلولان فاقد اشتغال و ناتوان و ارائه خدمات حمایتی و مناسبسازی از جمله اصلاحاتی است که در قانون جدید صورت گرفته است. وی در پایان از برنامهریزی سازمان بهزیستی جهت ارائه خدمات بیمهای به معلولان خبر داد و گفت: بنا داریم تمامی معلولان را تحت پوشش بیمه تکمیلی قرار دهیم.(1)
ملاحظه:
1- آقای محسنی به نکات اختلافی که در یکی دو سال اخیر به ویژه از 11 خرداد 94 به بعد مطرح شده، نپرداخته است و از آنها رد شده است.
2- قانون مصوب در هیئت دولت، آیا برنامه است؟ آیا دو تکهای است؟ آیا یک لایحه است که در هیئت دولت تصویب و پس از آن به مجلس میرود؟ خلاصه مباحثی که در حرفهای دیگران بود در سخنان آقای محسنی نیست.
3- متن قانون مصوب هیئت دولت را 25 مادهای در ده فصل اعلام کرده است.
4- راجع به اشتغال 3 درصد یا 5 درصدی هم چیزی نمیگوید.
افشین پرفکر مقدم بازرس جامعه معلولین ایران در گفت وگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران قانون معلولان مطلوب را دارای جامعیت دانست؛ در غیر این صورت به نظر ایشان، مشکلی که حل نمیکند هیچ، بلکه باری هم بر دوش معلولان و جامعه میگذارد و معلولان قانونی را که خود دارای معلولیت باشد نمیخواهند. او در مورد بازنگری قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، گفت: درحالی که معلولان چشم به لایحه حمایت از حقوق معلولان دوخته بودند، دولت در اقدامی غیر منتظره از قانونی که باید به مجلس ارائه میداد، رونمایی کرد.
تحلیل هیئت دولت این بود که بخشی از لایحه نوشته شده جزو برنامههای دولت است و احتیاجی به تصویب در مجلس ندارد. البته به نظر معلولان بهتر آن بود که لوایح نوشته شده که توسط کارشناسان و نمایندگان معلولان بعد از صرف وقت چند ساله و با زحمت بسیار نوشته شده بودند به مجلس ارائه و در بخش مرکز پژوهشهای مجلس بررسی میشد. اما لایحه مورد نظر را به دو پاره قسمت کردند: قسمتی به عنوان برنامه دولت اجرا خواهد شد که به زعم دولت احتیاج به تصویب مجلس ندارد و بخش دوم به مجلس ارائه خواهد شد.
این در حالی بود که پیش از این دولت در ارائه این لایحه به مجلس، سستی به خرج داد و بعد از نزدیک به یک سال لایحه فوق ارائه شد. جالب این بود که در مدت این یک سال هیچ حرفی در مورد دوپاره شدن این قانون به میان نیامد و بعد از یک سال دولت به صورتی جهشی تصمیم گرفت بخشی از قانون را به صورت برنامه دولت اجرا کند.
1) . خبرگزاری فارس، 19 تیر 1394.
دلیل دیگر که برنامه شدن بخشی از قانون به صلاح افراد دارای معلولیت نیست، این است که ممکن است در تصویب ردیف بودجه سنواتی بعداً ممکن است برای قسمت برنامهای دولت، بودجه تعیین نشود. در این صورت کاری نمیشود کرد. اما اگر این بخش از برنامه مصوب مجلس باشد در صورتی که به درستی انجام نشود مجلس میتواند دولت را ملزم به اجرای مصوبه مورد نظر کند.
جامع بودن قانون حمایت از حقوق معلولان به افزایش بندهای آن دارد. قانون جامعتر و راه گشاتر است که تعداد مواد قانونی آن بیشتر باشد. هرچه تعداد پیشنهادات انجمنهای معلولان بیشتر باشد قانون بهتری خواهیم داشت؛ چون جوانب و ابعاد مختلف زندگی معلولین را پوشش میدهد.(1)
ملاحظه:
1- افشین پرفکر مقدم در مجموع دو نکته را تبیین کرده است: 1- دو تکه شدن قانون معلولین به نفع معلولین نیست؛ چون برنامه مصوب یک دولت ممکن است در دولت بعدی مورد توجه نباشد و اجرا نگردد؛ دوم اینکه مجلس میتواند برای برنامه دولت به هر دلیل، ردیف بودجه در بودجه سنواتی اختصاص ندهد. اما وقتی قانون مصوب باشد مجلس موظف است؛ آن را ذیل سرفصل بگنجاند.
2- جامعیت قانون بستگی به کثرت و کمیت مواد قانونی دارد. هر چه مواد بیشتر باشد، جامعیت آن بهتر است.
در ماههای نخست سال 94، مسئولین دولتی درباره لایحه حمایت از معلولان اظهارنظرهای مختلفی کردند؛ وعدههایی دادند و قول دادند به زودی تکلیف این لایحه معلوم شود. اما پس از سپری شدن چند ماه و ورود به ماههای گرم تیر و مرداد و عملی نشدن قولها، صدای اعتراضات بلندتر شد. فاطمه آلیا نمایند ه مردم تهران در مصاحبه با خبرگزاری خانه ملت به تندی مسائلی را مطرح کرده است:
او با انتقاد از عدم ارائه لایحه حمایت از حقوق معلولان از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به مجلس گفت: با وجود آنکه چند ماه است که وزیر کار وعده ارائه این لایحه را به مجلس میدهد اما متأسفانه هنوز هفته مدنظر وی برای ارائه این لایحه فرا نرسیده چرا که هر بار اعلام میدارد که قرار است این هفته لایحه مذکور به مجلس تقدیم شود. وزیر کار حتی در صدا و سیما نیز اعلام کرد که قرار است این لایحه به مجلس ارائه شود که متأسفانه هفته گذشته نیز سپری شد اما از ارائه آن به مجلس خبری نیست. بیش یکسال و نیم است که وزیر کار به طور مرتب وعده میدهد که لایحه حمایت از حقوق معلولان به مجلس ارائه میشود. اما واقعیت آن است که این اقدامات باعث ناامیدی معلولان میشود. اگرچه ما بر این باور هستیم که اگر این لایحه نیز به تصویب مجلس برسد تا اجرایی شدن آن زمان لازم است.
بدون شک ارائه لایحه حمایت از حقوق معلولان و اصلاح قانون فعلی گامی در جهت احترام و حفظ کرامت معلولان است و نشان دهنده توجه مجلس و دولتب معضل این قشر از جامعه است.
1) . سایت جماران، 29 تیرماه 1394.
اگر هنوز این لایحه برای ارائه به مجلس آماده نیست وزیر کار نباید وعده آن را به معلولان میداد. چرا که عملی نشدن آن این سوال را در ذهن ایجاد میکند که آیا امید بخشی به معلولان باید مورد غفلت واقع شود؟ انتظار است بعد از شروع به کار مجلس در هفته آینده لایحه حمایت از حقوق معلولان به مجلس برسد تا بتوان بخش عمدهای از مطالبات معلولان را پاسخ داد.(1)
ملاحظه:
1- سرنوشت و زندگی معلولان به این لایحه منوط است. به همین دلیل آنان پیگیر هستند و اخبار را رصد میکنند. عدم عمل مدیران دولتی به قول و قرارهای خود تأثیرهای منفی در روحیه و روان آنها خواهد داشت و موجب بیاعتمادی میشود.
2- مشارکت اجتماعی مددجویان بستگی به اعتماد متقابل مردم و دولت دارد. اما با آسیب دیدن اعتماد فیمابین، بسیاری از پروژهها و طرحها با مشکل مواجه خواهد شد.
3- دولت باید معلولان را فرزندان جامعه و ملت خودش بداند و حقایق را به اطلاع آنها برساند. حتی مشکلات، موانع، کمبودها را به اطلاع آنها برساند. مشکلات این لایحه و علل اجرایی نشدن آن را اطلاعرسانی کند. این روش پیامدهای مثبتی در پی خواهد داشت؛ از جمله معلولین توجیه میشوند.
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی (خانه ملت)، 10 مرداد 94.
بخش گذشته حقایق حقوقی مددجویان در آینه اخبار مطرح و معرفی شد. این بخش تحلیلها را به اختصار میآورد. این تحلیلها، گویای آراء حقوقی کارشناسان درباره لایحه و متن 66 مادهای و بعضاً قوانین دیگر است. نکات مهم، طرحها، دیدگاهها و گاه قولهای مهمی در این تحلیلها آمده است که با گذشت چند سال الآن میتوان به صحت و سقم آنها پی برد. تاریخ بیان این تحلیلها مهم است و پژوهشگران با در نظر گرفتن ظرف زمانی که تحلیل در آن بیان شده، میتوانند به حقایقی دست یابند. پس از هر تحلیل نکات مهم و برجسته ذیل ملاحظات آمده است. نیز ذیل هر ملاحظه تحلیل خلاصه شده است.
فاطمه آلیا نماینده مردم تهران، ری و شمیرانات و اسلامشهر و رئیس فراکسیون حمایت از معلولان در مجلس شورای اسلامی به عنوان سخنران در جمع مسئولان تشکلها، آرزوی فراکسیون حمایت از حقوق معلولان را تحقق و ایجاد اتحادیه ملی معلولان در سراسر کشور دانست و گفت: در گذشته قدمهای مؤثری در راستای ارائه خدمات به معلولان برداشته شد، اما هنوز کارهای زیادی بر زمین مانده و تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله بسیاری داریم.
با توجه به اینکه جامعه حساس و دغدغه مند شده است در حوزه حمایت از معلولان همین امر باعث خوشحالی و خرسندی است، در مجلس هفتم و درخصوص بودجه معلولان متأسفانه مشکلاتی به وجود میآمد، اما با گذشت زمان در مجلس هشتم با حمایت فراکسیون حقوق معلولان اعتبارات خوبی برای حمایت از معلولان تأمین شد.
بازنگری قانون جامع حمایت از معلولان با توجه به تأکید وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در مجلس هشتم کلید خورد و امیدواریم اصلاحیه قانون به اتمام برسد و در قالب یک لایحه از طریق دولت به مجلس ارسال شود. چنانچه این قانون به مجلس ارسال شود، میتوان امیدوار به اجرای کامل قانون باشیم، چراکه در این راستا دولت اعتبارات لازم را پیشبینی خواهد کرد.
وی با بیان اینکه در نسخه تدوین شده از سوی سازمان بهزیستی، نظرات وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز لحاظ شده است، اظهار داشت، پس از ارسال به وزارت کار و رفاه اجتماعی، لایحه بازنگری حمایت از حقوق معلولان به هیئت دولت و سپس به مجلس ارسال میشود. پیشبینی میشود لایحه اصلاحیه قانون جامع حمایت از معلولان شهریور ماه تقدیم مجلس شود.
هرچند این قانون ۸ سال پیش به تصویب رسیده بود اما با توجه به نیازهای روز و اقتضائاتی که در حال حاضر وجود دارد ضرورت بازنگری طی دو، سه سال اخیر احساس گردید و اصلاحاتی در برخی از مواد آن در حال حاضر در دست بررسی و اعمال است.
به لحاظ ایراداتی که این قانون داشته، در یک سال اخیر یعنی از اواخر مجلس هشتم تا یکی، دو ماه اوایل مجلس نهم فراکسیون حمایت از حقوق معلولان جلسات متعدد کارشناسی با سازمان بهزیستی کشور، تشکلها و سازمانهای مردم نهاد فعال در امور معلولین برگزار کرده و به موازات آن
نیز کارهای کارشناسی در مرکز پژوهشهای مجلس نیز انجام شده و نتایج آن یک سلسله پیشنهادهایی است که اکنون تنظیم و برای بازنگری و اصلاح قانون آماده شده است.
با توجه به اینکه در تبصره ۲ ماده ۱۶، اجرای این قانون موکول به تخصیص اعتبارات مربوطه میشد و همچنین عدم اجرای قانون ۳ درصد استخدام معلولان و پابرجا بودن معضل اشتغال و مسکن آنان، این موضوعات نیاز به اصلاح و بازنگری داشته، لذا مقرر شد پیشنهادات مشترک مجلس، تشکلها و سازمان بهزیستی یکجا و به صورت یک لایحه از طرف دولت تقدیم مجلس شود و از آنجایی که این قانون در قالب یک لایحه به مجلس ارسال خواهد شد، میتوان به اجرای کامل آن امیدوار باشیم زیرا دولت نیز اعتبارات لازم را پیشبینی خواهد کرد.
با توجه به سپری شدن چند سال از قانون جامع حمایت از حقوق معلولان و همچنین با توجه به زمانی که این قانون به تصویب رسید و در آن زمان به شورای نگهبان رفت و البته شورا هم فرصت نکرد ایرادات این قانون را مشخص و اصلاح کند، در حال حاضر اجرای قانون با مشکلاتی روبرو است که نیاز به اصلاحیه و بازنگری دارد.
بازنگری قانون جامع حمایت از معلولان با توجه به تأکید وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در مجلس هشتم کلید خورد و در نتیجه برگزاری این نشستهای مشترک، مقرر شد تا آخر شهریور ماه سال جاری لایحه اصلاحیه قانون جامع حمایت از معلولان به دلیل بار مالی و وظایف دولت در این ارتباط تقدیم به مجلس شود.
از آنجایی که این بسته پیشنهادی و اصلاحیههای صورت گرفته باید در کمیسیون اجتماعی دولت بررسی شود اما دولت قول داده که این فرآیند را تا آخر شهریور طی و لایحه را تقدیم مجلس کند و ما نیز امیدواریم در مهر و آبان ماه سال جاری لایحه اصلاحیه قانون جامع حمایت از معلولان را به تصویب برسانیم تا به فضل الهی دوازدهم آذر که روز جهانی معلولان است یک قانون جامع، مفید و به روزی برای توانمندسازی و پیشرفت بیشتر معلولان در عرصههای مختلف تحصیل، اشتغال، ازدواج و غیره را فراهم کنیم.
قانون جامع حمایت از حقوق معلولان گرچه دارای نقاط ضعفی بود که تحقق خواستههای معلولان را به تعویق انداخت اما زمانی به تصویب رسید که در کشور ما هیچ قانونی مختص افراد معلول وجود نداشت و به همین جهت در زمان خود، حرکتی مترقی محسوب میشد که هدف اصلی آن، برابرسازی فرصتها برای معلولان در ابعاد مختلف، اعم از آموزش، توانبخشی، اشتغال، تأمین سلامت و مشارکت اجتماعی بود، اما امیدواریم بازنگری قانون و تصویب آن در مجلس نیز نیاز به چندین سال زمان نداشته باشد!
تنها در سایه اصلاح قوانین و نظارت عالیترین سطوح اجرایی میتوانیم جامعهای خالی از تبعیض را برای اقشار آسیب پذیر ترسیم کنیم و آنگاه است که به چشم حقیقت درمییابیم معلولیت، ناتوانی و محرومیت نیست بلکه زمینهساز پشتکار است و توانایی است به شرط آنکه راه، هموار و عدالت، روشنگر راه پیشرو باشد.(1)
1) . سایت ممتاز نیوز، 30 مرداد 1391.
ملاحظات و نکات
1- ایجاد اتحادیه ملی معلولان آرزوی فراکسیون حمایت از حقوق معلولان است.
2- هنوز کارهای زیادی بر زمین مانده و تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله داریم.
3- در مجلس هفتم مشکلاتی در بودجه سنواتی معلولان وجود داشت. اما در مجلس هشتم با حمایت فراکسیون بودجه خوبی تصویب شد.
4- بازنگری قانون جامع حمایت از حقوق معلولین با تأکید وزیر تعاون، کار و رفاه در مجلس هشتم شروع شد.
5- با اتمام اصلاح قانون، آن را به صورت لایحه دولت به مجلس تقدیم میکند.
6- لایحه اصلاحیه قانون جامع حمایت از معلولان شهریور ماه 1391 تقدیم مجلس میشود.
7- از چند سال پیش (1388 و 1389) ضرورت بازنگری قانون 83 احساس میشد.
8- از اواخر مجلس هشتم و ماههای اول مجلس نهم، جلسات متعدد کارشناسی با سازمان بهزیستی جهت اصلاح قانون برقرار بود. مرکز پژوهشهای مجلس نیز کارشناسیها عرضه کرد. همه اینها منجر به بازنگری قانون شده است.
9- پس از انجام بررسی در مجلس، نظرات به کمیسیون اجتماعی دولت منتقل میشود و دولت پیشنهادات را تدوین و به صورت لایحه تقدیم مجلس میشود. قرار است تا آخر شهریور، دولت لایحه را تقدیم مجلس کند.
10- این لایحه در ماههای مهر و آبان در مجلس تصویب خواهد شد و دوازدهم آذرماه به مناسبت روز جهانی معلولین، قانون جامع، مفید و به روز خواهیم داشت.خلاصه اینکه قرار بوده قانون 16 مادهای 83 را اصلاح کنند و نهایتاً تا آبان ماه 91، تصویب آن در مجلس به اتمام برسد. اما اکنون مرداد ماه 94 هستیم و هنوز خبری از تصویب مجلس نیست. البته دولت و مجلس تقصیر ندارند، علت عمده تأخیر، انتخابات جدید ریاست جمهوری و آمدن دولت یازدهم و آقای حسن روحانی است. البته اگر امور قانونگذاری و دلسوزی برای معلولین ضابطهمند و نهادینه بود، این تأخیرها وجود نداشت.
همایون هاشمی، رئیس سازمان بهزیستی کشور در تیرماه سال 1391 در مراسم بازنگری قانون جامع حمایت از حقوق معلولان که با حضور نمایندگان مجلس و برخی از نمایندگان انجمنها و تشکلها برگزار شد، به بیان اهداف و فعالیتهای بهزیستی در این زمینه پرداخت. او نخست به یکپارچهسازی و مناسبسازی پرداخت و گفت: اگر یکپارچهسازی و مناسبسازی در سطح جامعه اتفاق بیفتد، معلولان میتوانند در عرصههای مختلف اجتماعی شرکت کنند. اما حضور مؤثر معلولین در جامعه، نیازمند قانونی همهنگر و جامع است. لذا سازمان خواهان ارتقاء حقوق معلولان و سطح پوشش خدمات در قالب یک قانون جامع اجرایی است.
قانون جامع حمایت از حقوق معلولان در سال ۱۳۸۳ تصویب شد و این یک قدم رو به جلو بود، اما در حال حاضر این قانون پاسخگوی اهداف بهزیستی و جامعه معلولان نیست و نواقصی در این قانون
مشاهده میشود. از ابتدا تدوین قانون 83، یک قانون کامل و در عین حال با قابلیت اجرایی مورد نظر و بهزیستی تلاش کرد تا اتفاقات خوبی در تبصرهها و مفاد این قانون صورت گیرد.
بسیاری از وظایفی را که بهزیستی در حال حاضر انجام میدهد بر اساس قانون 83 (16 مادهای) به عهده سازمان نیست و باید سایر دستگاهها و وزارتخانهها آن را انجام دهند، اما متأسفانه چون نظارتی بر اجرای قانون وجود ندارد دستگاهها و سازمانها وظایف خود را انجام نمیدهند.
پیشنهادی تحت عنوان «پیشگیری از معلولیتها» به این قانون اضافه شد که اگر این ماده به تصویب برسد گام مهمی را در جلوگیری و بروز معلولیتها در جامعه برخواهیم داشت و به زودی نیز این اصلاحیه به اتمام میرسد و پیشبینی میشود در اواسط مردادماه این طرح از طریق وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به دولت و پس از بررسیهای لازم در دولت به مجلس شورای اسلامی ارسال شود.
در حال حاضر بیش از ۲۴ هزار مرکز در سازمان وجود دارد که تعداد زیادی از آنها در قالب تشکلها و خیریهها اداره میشود.
هاشمی با اشاره به اجرای طرح آفتاب در سطح کشور یادآور شد، در این طرح مشکلات معلولان در بخشهای مختلف همچون درمان، مسکن، اشتغال و … بررسی میشود؛ به طوری که هر هفته بیش از ۶۰۰ معلول با معاونین و مدیران بهزیستی مشکلات خود را در میان میگذارند.
در ماده ۱۷ به بحث پیشگیری اشاره شده است که مبنی بر پدیده جلوگیری از بروز معلولیتهاست، سازمان بهزیستی کشور تأکید ویژهای بر پیشگیری از معلولیتها دارد و در همین راستا اولین بنیاد پیشگیری از معلولیتها را در مشهدالرضا افتتاح کرد و به زودی در ۴ قطب کشور نیز این آزمایشگاه و مراکز ایجاد خواهد شد تا ارتقاء همهجانبه خدمات برای معلولان را با کمترین خلأ و مشکلات داشته باشیم.(1)
ملاحظات و نکات
1- مراسم بازنگری قانون 83 با حضور نمایندگان تشکلها، نمایندگان مجلس، رئیس و معاونان سازمان بهزیستی در تیرماه 91 برگزار شد.
2- قانون 83 یک قدم به جلو بود اما در حال حاضر پاسخگوی اهداف بهزیستی و جامعه معلولان نیست و نواقصی دارد.
3- نظارت بر اجرای قانون نیست و دستگاهها و سازمانها وظایف خود را انجام نمیدهند.
4- پیشگیری برای اولین بار به قانون افزوده شد و مواد قانونی پیشگیری تدوین شد.
5- در اواسط مرداد 91، این طرح از طریق وزارت تعاون به دولت رفته، پس از بررسی در دولت به مجلس ارسال میشود.
6- 24 هزار مرکز در سازمان بهزیستی ثبت شده که بسیاری از آنها تشکل خیریهای است.
1) . سایت ممتاز نیوز، 30 مرداد 1391.
7- طرح آفتاب در بهزیستی شروع میشود. در این طرح هر هفته، بیش از 600 معلول به معاونین و مدیران بهزیستی مراجعه و مشکلات خود را منتقل میکنند. این طرح به بررسی مشکلات درمانی، مسکن، اشتغال و دیگر مشکلات معلولین میپردازد.
8- اولین مرکز پیشگیری در مشهد الرضا افتتاح شد و قرار است به زودی در 4 قطب دیگر کشور نیز مراکز پیشگیری افتتاح شود.
فاطمه آلیا (رئیس فراکسیون حمایت از حقوق معلولین مجلس شورای اسلامی)، آخرین فعالیتهای این فراکسیون را گزارش داد: درحال حاضر در این فراکسیون بیشتر به اعتبارات و بودجه سنواتی برای بهبود زندگی و رشد مادی و معنوی معلولان میپردازد.
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان بهزیستی باید به صورت مدیریت شده و عادلانه در جهت رشد مادی و معنوی معلولین این بودجه را به کار بگیرند و در عین حال نگاهی هم به سازمانهای مردم نهاد داشته باشد. همچنین فراکسیون حمایت از حقوق معلولان منتظر است، دولت محترم لایحه اصلاح قانون جامع حمایت از حقوق معلولان را به مجلس ارائه دهد. این امر تاکنون بیش از حد تعیین شده زمان برده است.
این لایحه آماده است و با همکاری تشکلها، مجلس و دولت تهیه شده، اما مدتها در کمیسیون اجتماعی دولت مانده است. ما در جلسهای که دو ماه پیش با آقای ربیعی داشتیم؛ این مسئله را مطرح کردیم و ایشان نیز وعده دادند که ظرف دو هفته آینده این اصلاحیه ارائه داده شود اما هنوز این اتقاق نیفتاده است.
از آنجا که این قانون بسیار برای زندگی معلولین مهم و مؤثر است، تشخیص داده شد در فرآیند اجرا نیازمند یکسری تغییرات و اصلاحات است. بنابراین فراکسیون همچنان منتظر ارائه این اصلاحیه است.
بحث دیگری که از طریق مکاتبات با وزرای ذیربط پیگیری میشود، درخواست تسهیلاتی برای فراهم کردن خودروی مناسبسازی شده برای معلولین است. سال ۸۵ قانونی داشتیم که اجازه میداد خودروی مناسبسازی شده برای معلولین از خارج از کشور وارد شود یا شرایطی در اختیار آنها قرار گیرد که بتوانند این خودروها را وارد کنند. اما با توجه رویکرد اقتصاد مقاومتی بهتر است خودروسازان داخلی به این مسئله توجه کنند و خودروهای مناسبسازی شده، با کمک وزارت صنعت و معدن و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در اختیار افراد واجد شرایط در چهارچوب قانون قرار بگیرد.
نکته دیگر بحث مغفول واقع شده ایاب ذهاب معلولین است. همه معلولین به اندازهای برخوردار نیستند که از وسایل نقلیه شخصی یا آژانس استفاده کنند. بنابراین میطلبد که چه برای استفاده از مترو، اتوبوس و بالابر، شرایط مناسبی برای آنان فراهم و تا زمان تکمیل این مناسبسازی حداقل بخشی از هزینههای ایاب و ذهاب معلولین لحاظ شود.
اکنون شهرداری تهران و تاکسیرانی بعضی وسایل نقلیه را مناسبسازی کردهاند؛ اما زمان استفاده از آنها محدود است و رایگان هم نیست در حالی که در یارانهای که به معلولین پرداخت میشود، این هزینه محاسبه نشده است.
علاوه بر این مسئله اشتغال، ازدواج و مسکن معلولین نیز باید در دستور کار همه دستگاهها باشد. در این سالها اخیر در این مورد تلاشهای بسیاری شده و بخش مهمی از آن هم محقق شده است همچنین این فرهنگسازی انجام شده است که معلولین هم بتوانند مانند یک شهروند عادی بین مردم زندگی و فعالیت کنند و برای توانمندسازی خودشان بکوشند.
همه جای دنیا قانون عصای سفید رعایت میشود یعنی راننده باید به محض دیدن عصای سفید مانند چراغ قرمز با آن برخورد کند. مجلس در حال بررسی این است که در قانون تخلفات رانندگی به آن بپردازد و فرد خاطی اعمال قانون شود.(1)
ملاحظات و نکات
1- در دولت جدید، اصلاح قانون معلولین و تدوین آن متمرکز در دولت شده و فراکسیون حمایت از معلولین در مجلس به امور دیگر معلولین مثل بودجه و اعتبارات میپردازد.
2- اصلاح و تدوین لایحه حمایت از معلولین پیش حدّ و بیش از حدّ تعیین شده، زمان برده است.
3- این لایحه با همکاری تشکلها، مجلس و دولت تهیه شده اما مدتها در کمیسیون اجتماعی دولت مانده است.
4- تسهیلات برای خودروی مناسبسازی شده توسط فراکسیون در حال پیگیری است.
5- ایاب و ذهاب و تقبل هزینه آن توسط دولت.
6- فرهنگسازی مهم است بطوری که معلولین مانند یک شهروند عادی بین مردم زندگی و فعالیت کنند.
7- قانون عصای سفید و رعایت حق تقدم نابینایان در قانون راهنمایی و رانندگی در حال بررسی است.
همایون هاشمی رئیس بهزیستی در نشست خبری که به مناسبت12 آذر روز جهانی معلولین در محل سازمان بهزیستی برگزاری شد، اظهار داشت: سازمان بهزیستی در سه حوزه پیشگیری، توانبخشی و خدمات اجتماعی فعالیت میکند و این فعالیتها در سطح کشور گسترده شده است.
امروز به حوزه توانبخشی و توانمندسازی نیاز داریم و سازمان با تغییر رویکرد که مستلزم شرایط، منابع انسانی، سخت افزار و ادبیات منسجم و واحد است به این اقدامات مبادرت میکند. البته این اتفاق با زحمت و سختی در سنوات اخیر انجام شده و میتوان گفت توانمندسازی به جای وضعیت معیشتی صرف در سازمان مستقر شده است.
از جمله مهمترین اقداماتی که ظرف چند سال اخیر در سازمان انجام شده میتوان به تغییر ادبیات در اقدامات بهزیستی، بازنگری قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، اجرای طرحهای نوین در حوزه توانمندسازی، تغییر نوبت برنامههای توانبخشی به سمت خانوادهها اشاره کرد.
1) . خبرگزاری ایلنا، 26 دی 1392.
در طرح جدید توانبخشی مبتنی بر خانواده تاکنون 4 هزار و 200 نفر خدمات در منزل گرفتند که این تعداد در حال عبور از مرز 6 هزار نفر است. در این طرح معلول در کنار خانواده از طریق ویزیت در منزل آموزش میبیند. همچنین در طرح ترخیص معلولان سالمند و بیماران روانی حدود دو میلیارد تومان در فاز پایلوت هزینه شده است.
در سنوات گذشته در کل کشور 10 هزار مسکن مناسبسازی شده برای معلولان ساخته شده است. تنها در شش ماهه نخست سال 93 بیش از 20 هزار مسکن تحویل مددجویان شده و تا پایان سال نیز به تعهدات خود در این زمینه عمل خواهیم کرد.
همچنین 12 هزار و 500 معلول ضایعه نخاعی از سازمان بهزیستی، خدمات مستمر و یارانه دریافت میکنند در بخش ناشنوایان نیز حدود سه سال است که پشت نوبتی نداریم و برنامههای غربالگری اوتیسم، ناشنوایی، کم شنوایی و پیشگیری از این بیماریها انجام میشود تا جایی که در همه استانها مرکز اوتیسم وجود دارد.
وی به بازنگری قانون جامع حمایت از معلولان و افزایش مادههای آن از 16 به 63 ماده قانونی هم پرداخت و قول داد این طرح به زودی برای تصویب تقدیم مجلس شود و در این طرح سهمیه سه درصدی اشتغال معلولان در سازمانها به 5 درصد افزایش یافته است.
در سال 86، سازمان بهزیستی 37 هزار پرسنل داشت که در حال حاضر به 20 هزار نفر کاهش یافته اما با توجه به افزایش 4 برابری بودجه این سازمان وظیفه بهزیستی نیز دو برابر شده و نیاز به کمک خیرین است.
امسال 230 هزار مددجو وارد چرخه حمایت از بهزیستی شدند تا جایی که در برخی استانها فرد پشتنوبتی نداریم و در وضعیت فعلی این سازمان به 4 میلیون و 800 هزار مددجو خدمترسانی میکند.
در حال حاضر 36 هزار دانشجو در مقاطع مختلف تحصیلی تحت پوشش سازمان بهزیستی هستند، از این تعداد یک هزار و 500 نخبه معلول در مقطع دکتری و فوق دکتری تحصیل میکنند.(1)
ملاحظات و نکات
1- پیشگیری، توانبخشی و خدمات اجتماعی سه مأموریت اصلی سازمان بهزیستی است.
2- با تلاش فراوان در سالهای اخیر توانبخشی و توانمندسازی به جای معیشتی و خدماتی صرف قرار گرفت. به جای پرداخت وجه با دادن امکانات، خوراکی و پوشاکی، به تواناسازی فرد از جهات مختلف میپردازند تا روی پای خود بایستد و هزینههای خود را به دست آورد. اما مقدمه تواناسازی، فرهنگسازی است. با توجه به اینکه مردم ایران مسلمان و شیعهاند، باید آنان را بر اساس فرهنگ شیعی، بیشتر با آیات و روایت آشنا نمود.
3- مشارکت خانواده یا خانواده محوری در بهزیستی در حال فراگیری است.
4- در همه استانها مراکز اوتیسم دایر شده است.
5- اشتغال از سه درصد به پنج درصد افزایش یافته است.
1) . خبرگزاری تسنیم، 10 آذر 1393.
6- اکنون سازمان به 4 میلیون و 800 هزار مددجو خدمترسانی دارد.
7- 36 هزار دانشجو تحت پوشش سازمان هستند.
8- یک هزار و پانصد نخبه معلول در مقطع دکترا و فوق دکترا تحصیل میکنند.
این روزها صحبت از معلولان با برنامهای همراه است که امیدهای زیادی به آن بسته شده تا کلیدی برای قفلهایی باشد که سالها بسته بود. امیدها به برنامهای است که از آن به عنوان «برنامه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت» یاد میشود. برنامهای که گاهی دغدغهها درباره آن در قامت پرسشهایی بی پاسخ در میان فعالان حقوق معلولان ظاهر میشود.
در این میان، گوش شنوایی که در سکوت بیادعای خود زبانی گویا برای پاسخهای ما باشد را در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مییابیم. پزشکی که سابقه مدیرکلی دفتر پیشگیری و توانمندسازی وزارت رفاه سابق و مدیرعاملی انجمن نخبگان معلول را نیز در پرونده شغلیاش دارد.
دکتر محمود علیمحمدی، مشاور وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی در امور معلولان، در حال حاضر در شورای عالی راهبردی سازمان بهزیستی کشور، نقشه راه بهتر زیستن را برای مخاطبان بی شمار بهزیستی ترسیم میکند. خبرگزاری ایسنا در گفتگویی با آقای علیمحمدی، تحلیلهای ایشان را آورده است. این مصاحبه را خلاصه کرده و فقط تحلیلهای غیرتکراری آن را میآوریم.
پیشینه و تاریخچه تدوین قانون معلولین: سابقه تدوین قانون جامع حمایت از حقوق معلولان به سالهای منتهی به سال 83 باز میگردد. زمانی که مسئولان سازمان بهزیستی کشور به این جمع بندی رسیدند که باید یک سند قانونی برای پیشبرد اهداف حوزه معلولان در دست داشته باشند.
پس از بررسیها و مطالعات مقدماتی کارشناسان سازمان بهزیستی و گروهی از فعالان حقوق معلولان با حمایت و پیگیریهای ریاست سازمان بهزیستی، پیشنویس قانون جامع حمایت از حقوق معلولان را آماده کردند که بنا به دلایلی با هدایتهای سازمان بهزیستی به صورت طرح در مجلس مطرح شد.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی به جهت رعایت عدم مغایرت با اصل 75 قانون اساسی، ماده 16، به ویژه تبصره 2 که اجرای مواد قانون را منوط به تأمین اعتبار آن از محلهای خاص کرده بود را به طرح اضافه کردند.
براساس اصل 75 قانون اساسی، درطرحهای ارائه شده توسط نمایندگان، که به تقلیل درآمد یا افزایش هزینه عمومی میانجامد، میبایست طریق جبران کاهش درآمد یا تأمین هزینه جدید نیز معلوم شده باشد. به عبارت دیگر بدون موافقت نمیتوان بار مالی بر دولت تحمیل کرد.
قانون جامع با این شرایط در اردیبهشت ماه سال 83 توسط مجلس شورای اسلامی تصویب و به شورای نگهبان ارسال شد؛ در آن زمان بین شورای نگهبان و مجلس در این زمینه یک همکاری شکل گرفت که میتواند الگویی برای آینده باشد.
اگرچه نقطه ضعف قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، ماده 16 آن بود که به نحوی موجب عدم ضمانت اجرایی آن میشد اما با این وجود، تصویب این قانون نقطه عطفی در تحولات حوزه افراد
معلول بود و علاوه بر آن که ما را جز و چهل و چند کشور پیشرو دارای قانون مستقل در حوزه معلولان قرار میداد؛ به عنوان اولین سند اختصاصی قانونی در زمینه حقوق معلولان، کرامت اجتماعی شهروندان دارای معلولیت را ارتقا میبخشید. تصویب قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، اگرچه در عمل انتظارات معلولان را برآورده نکرد، اما توانست گفتمان حوزه معلولیت را از «تقاضای لطف» به «مطالبه حق» تغییر دهد.
به تدریج آیین نامههای اجرایی قانون نیز تدوین و به تصویب رسید و در این میان بخشهایی که نیاز به بودجه و اعتبارات مالی نداشت توفیقات بیشتری را در اجرا نصیب ما کرد.
از جمله آیین نامه اجرایی ماده 8 در جهت برابر سازی فرصتها، با اختصاص وقت اضافه به معلولان واجد شرایط در آزمونهای ورودی و داخلی موسسات آموزش عالی، تحصیلات عالیه را تسهیل و در کنار پرداخت هزینه تحصیل دانشجویان دارای معلولیت، جمعیت معلولان با تحصیلات دانشگاهی را به شکل قابل توجهی افزایش داد.
علل و عوامل بازنگری در قانون 83: مواد 1تا 15 میتوانست ظرفیتهای زیادی را در ارتقا کیفیت زندگی افراد معلول ایجاد کند که به دلیل مشکل ماده 16 عمده این ظرفیتها قفل و قابلیت اجرای آن سلب شده بود.
این در واقع اولین مشکل قانون و البته نه، تنها مشکل آن بود. علاوه براین، دو مسأله دیگر نیز وجود داشت که در مجموع، اصلاح و بازنگری قانون جامع حمایت از حقوق معلولان را ضروری میکرد.
مسأله دوم این بود که در طی این سالها شرایط محیطی و زمینههای اجرایی قانون به نحوی تغییر کرد که برخی از مواد موضوعیت یا زمینههای اجرایی خود را از دست دادند.
به عنوان مثال در بند (و) ماده 7 قانون جامع حمایت از حقوق معلولان اشارهای به الزام دستگاهها به اختصاص 60 % از پستهای سازمانی تلفنچی به نابینایان، کم بینایان و معلولان جسمی حرکتی شده بود که با روند خصوصی سازی و برون سپاری این گونه مشاغل به بخش خصوصی عملاْ زمینههای اجرای این بخش از قانون از بین رفت.
مسأله سوم این بود که ما در آذر ماه سال 87 با تصویب مجلس شورای اسلامی رسماً به کنوانسیون بین المللی حقوق افراد دارای معلولیت پیوستیم.
اگر متن کنوانسیون را ملاحظه فرموده باشید عبارات کنوانسیون بیشتر به شکل سیاستها و راهبردهای کلی بیان شده است و برای اجرا و تحقق آن میبایست قوانین متناسب و جزئی تری تهیه و تدوین شود. بنابراین برای اینکه در تحقق الزامات مفاد کنوانسیون تلاش مناسبی را به سرانجام برسانیم و گزارشات دورهای مناسبی را ارائه کنیم، لازم بود تغییراتی را در قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، اعمال کنیم.
زمان شروع بازنگری و اصلاح قانون جامع و فعالیتهای کمیته تلفیق و کمیسیون اجتماعی دولت: در اواخر سال 90 بحثهای مرتبط با ضرورت بازنگری قانون جامع حمایت از حقوق معلولان شکل جدیتر و عملیاتیتری به خود گرفت و در نهایت منجر به تشکیل اولین جلسه بازنگری قانون جامع حمایت از حقوق معلولان در اسفند همان سال شد.
این جلسات به طور عمده با حضور و محوریت نمایندگانی از جامعه معلولان و کارشناسان دفتر توانمندسازی وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی تشکیل میشد، البته در ادامه جلسات و با توجه به موضوع جلسه، کارشناسانی از سازمان بهزیستی، دفتر حقوقی وزارتخانه، مرکز پژوهشهای مجلس و نمایندگان دستگاهها و سازمانهایی که به نحوی در قانون از آنها نام برده شده بود یا اجرای قانون به آنها مربوط میشد؛ در جلسات شرکت میکردند یا نظرات خود را به صورت مکتوب ارسال میکردند.
در نهایت این فعالیتها در قالب کمیته تلفیق به عنوان هسته مرکزی کار، و با حضور افراد برگزیده، ادامه حیات داد. همزمان با این تلاشها مسئولان سازمان بهزیستی نیز در مقیاس محدودتری جلساتی را برگزار و پیشنویسی را تهیه و به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ارسال کردند. و در همین ایام به موازات کارهای ارزنده کمیته تلفیق؛ برای افزایش دقت کار، نشستهایی نیز در دفتر مشاور امور معلولان با حضور اساتید حوزه توانبخشی، کارشناسان سازمان بهزیستی، مرکز پژوهشهای مجلس و سایر صاحب نظران تشکیل شد و متونی که با زحمات ارزشمند دوستان کمیته تلفیق تهیه شده بود بازنگری شد.
در این جلسات تقریباً نظرات معاونان توانبخشی سازمان بهزیستی در 30 سال اخیر اخذ شد و همچنین از نظرات تشکلهای غیر دولتی و کارشناسانی که تجربه تدوین قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران را داشتند؛ استفاده شد. در نهایت جمع بندی نظرات در دی ماه 91 به کمیته تلفیق ارسال شد. کمیته تلفیق نیز در آخرین بازبینی، اصلاحات مورد نظر خود را اعمال و پیشنویس لایحه اصلاح قانون جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت در فروردین سال 92 به هیئت دولت ارسال شد. در نهایت آنچه که به سرانجام رسید حاصل یک کار کارشناسی سه لایه و با نهایت وسواس و دقت ممکن بود.
با استقرار دولت تدبیر و امید جلسات متعددی در کمیسیون اجتماعی دولت تشکیل و با پیگیری و حمایتهای مجدانه ربیعی وزیرتعاون، کار و رفاه اجتماعی، متن ارسالی با دقت، کارشناسی و بررسی شد و در نهایت جرح و تعدیلهایی در آن اعمال شد.
انصافاً باید بگویم تغییرات و اصلاحات اعمالی کمیسیون، منطقی و قابل دفاع بود. در نهایت در بهار سال 94 پیشنویس ارائه شده به هیئت وزیران، در قالب برنامه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت به تأیید دولت رسید؛ البته این برنامه شامل دو بخش است یک بخش در قالب مصوبه هیئت وزیران تصویب و ابلاغ خواهد شد و بخش دوم نیز به شکل لایحه برای تصویب به مجلس شورای اسلامی ارسال میشود.
تفاوت برنامه جامع نسبت به قانون جامع: در قانون جامع حمایت از حقوق معلولان مصوب سال 83، موادی راجع به تعریف معلولیت، مناسب سازی محیط، اشتغال، حمل و نقل و ورزش معلولان، بیمه درمانی، تأمین خدمات و وسایل کمک توانبخشی، مراکز نگهداری و توانبخشی معلولان، تحصیل و مسکن معلولان، نظام وظیفه و مسائل حقوقی معلولان و وظایف صدا و سیما نسبت به معلولان، را ملاحظه میکنیم که بر پای همه این مواد و موضوعات خوب و ضروری مانعی به نام ماده 16 و مشکل تأمین اعتبار خودنمایی میکند.
در برنامه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت، بخشهایی از مواد 2 ، 4 ، 7 ، 11 و 15 قانون قبلی که مربوط به موضوعات مناسب سازی، تسهیلات حمل ونقل و فرهنگی و ورزشی، اشتغال، آمار و عضویت بهزیستی در شوراهای استانی بود؛ همچنان حفظ و ابقا شده است.
برخی از مواد مثل نظام وظیفه به دلیل اینکه در قوانین مربوطه دیده شده و تکراری است حذف و تعدادی موضوعات جدید مانند پیشگیری از معلولیتها به آن اضافه شده و سایر موضوعات نیز تکمیل و بسط یافته است.
برنامه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت، درقالب دو بخشِ تصویب نامه هیئت وزیران، با 28 ماده و لایحه تقدیمی به مجلس با 25 ماده در 10 فصل، تهیه و تنظیم شده است. در مجموع این برنامه افق بسیار روشنی را در پیشبرد اهداف معلولان ترسیم میکند. تصویب برنامه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت، فصل نوینی را در استیفای حقوق معلولان خواهد گشود و منجر به تحولات عمیقی در افزایش کیفیت زندگی معلولان و کاهش بار ناتوانی خواهد شد.
همچنین، رصد کلان روندها و تغییرات محیطی، نویدبخش آیندهای روشن و مناسب برای معلولان است که در بستر برنامه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت، تسهیل و تسریع خواهد شد.
کار و اشتغال افراد معلول: در برنامه جامع شرایط خوبی برای اشتغال فراهم شده است. از جمله تشکیل صندوق فرصتهای شغلی معلولان با تسری به مددجویان بهزیستی از حالت اختیاری به تکلیفی تغییر یافته است. همچنین علاوه بر بیمه شدگان اجباری محیطهای کاری معمول، معلولانی که به صورت خود اشتغالی یا در کارگاههای اشتغال خانگی مشغول به کار باشند حسب مورد از پرداخت حق بیمه سهم کارفرما یا خویش فرما معاف میشوند. ما امیدواریم با کمک این تسهیلات جهش مناسبی دراشتغال خانگی و خویش فرمایی معلولان ایجاد شود.
یکی از سیاستهای مفید در حوزه اشتغال معلولان در بخش خصوصی پرداخت یارانه حقوق و دستمزد یا همان جبران کارایی به کارفرما به منظور تشویق کارفرمایان به استخدام و جذب معلولان است. این یارانه تاسقف 50 درصد حقوق و دستمزد فرد دارای معلولیت با شرایطی که در لایحه آمده است قابل پرداخت به کارفرمایان است.
علاوه بر آن، در برنامه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت، دستگاههای مشمول، مکلف به تقلیل ساعات کار شاغلین دارای معلولیتهای شدید و خیلی شدید به میزان حداکثر دو ساعت در روز خواهند بود.
همچنین، پشتیبانی از خدمات اشتغال در بخش آموزش فنی حرفه ای، گسترش کارگاههای آموزشی حمایتی، برای معلولانی که مشکلات بیشتری دارند، ارایه خدمات توانبخشی حرفهای، توجه به حفاظت، ایمنی و بهداشت کار معلولان و گسترش مراکز کاریابی ویژه افراد معلول، از جمله تسهیلات و تکالیفی است که در برنامه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت پیش بینی شده است.
حل مشکل مسکن: در بخش مسکن هم ارائه تسهیلات و اقدامات حمایتی به تولید کنندگان مسکن، متناظر با تعهد ایشان نسبت به واگذاری 10 درصد از واحدهای احداثی خود با تخفیف و به صورت مناسب سازی شده به معلولان خواهد بود. همچنین اختصاص تسهیلات بلند مدت مسکن حمایتی از سوی نظام بانکی با نرخ سود ترجیحی به معلولان واجد شرایط و معافیت از هزینه پروانه
ساختمان، عوارض نوسازی وحق انشعابات آب، برق، گاز، فاضلاب برای یکبار از جمله موارد پیش بینی شده در برنامه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت است.
مشکلات فرهنگی، هنری، ورزشی و غیره: در ماده سیزده قانون جامع حمایت از حقوق معلولان در موضوع حمایتهای قضایی برداشت عام و ناصوابی نسبت به نصب قیم برای افراد معلول وجود داشت که در برنامه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت، تصحیح شد؛ به نحوی که میتوان گفت، در این برنامه، حمایتهای قضایی از معلولان، نسبت به قانون جامع دقیق تر و مبسوطتر شده است.
همچنین به منظور حمایت از خانوادههای معلولان که بیشترین بار و مسئولیت معلولیت را اعضای خانواده بر دوش میکشند، تسهیلات و حمایتهای مالی ویژهای برای این گروه پیشنهاد شده است. از جمله 50 % حقوق و مزایا یا دستمزد مشمول مالیات یکی از والدین متکفل فرد معلول شدید و خیلی شدید معاف از مالیات خواهد بود.
در خصوص زنان نیز، بانوان کارمند معلول یا همسر فرد معلول یا دارای فرزند معلول، به شرط نگهداری فرد معلول در منزل میتوانند از مزایای خدمت نیمه وقت بانوان با حقوق و مزایای کامل استفاده کنند. همچنین در برنامه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت، پیش بینی شده که دولت کمک هزینه معیشت معلولان شدید و خیلی شدید فاقد شغل و درآمد را به میزان حداقل دستمزد سالانه تعیین اعتبار و پرداخت کند. در حوزه فرهنگ نیز به منظور تغییر نگرشهای منفی نسبت به معلولان و ارتقاء آگاهیهای عمومی، پخش رایگان تیزرهای آموزشی در سالنهای نمایش در نظر گرفته شده و میزان ساعتی که صدا و سیما ملزم به پخش برنامههای مربوط به توانمندیهای معلولان بود از دو ساعت به پنج ساعت در هفته افزایش یافته است.
در زمینه برابرسازی فرصتها برای گروههای خاص معلولیتی، استفاده از زیرنویس در محصولات تصویری برای افراد ناشنوا، انتشار قوانین و تولید کتب و نشریات با فرمت قابل استفاده برای افراد نابینا و کم بینا، تشویق ناشرین به ارائه نسخه الکترونیکی آثار خود برای استفاده نابینایان و ایجاد پایگاههای اطلاع رسانی تخصصی معلولان، در برنامه جامع حمایت ازحقوق افراد دارای معلولیت دیده شده است. علاوه بر این در زمینه تخصیص اعتبارات مرتبط با حمایت از تورهای گردشگری معلولان، فعالیتهای فرهنگی، هنری و ورزشی و حمایت از مسابقات و جشنوارههای ورزشی معلولان نیز موادی در برنامه جامع در نظر گرفته شده است.
پیشبینی یک نهاد عالی نظارتی: پیشبینی بخش نظارت و هماهنگی، یکی از موضوعات کلیدی بود که در برنامه جامع، برای هماهنگی دستگاههای مرتبط با معلولان و نظارت بر اجرای وظایف آنها، تحت عنوان، شورای هماهنگی افراد دارای معلولیت دیده شد.
این شورا به ریاست وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی و دبیری رئیس سازمان بهزیستی کشور و با عضویت و شرکت تعدادی از وزرا و مسئولان سازمانها و دستگاهها یا معاونان آنها؛ به علاوه پنج نماینده از تشکلهای غیر دولتی معلولان و نیز سه نفر از کارشناسان برجسته حوزه معلولان، تشکیل خواهد شد و میتواند تأثیر مناسبی برانسجام و هماهنگی اقدامات این بخش داشته باشد، البته توجه به این نکته حائز اهمیت است که گزارش عملکرد این شورا میبایست سالانه به هیئت وزیران ارائه شود.
وضعیت تصویب برنامه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت: بخش لایحه برنامه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت به صورت طبیعی، به جهت نیاز به تصویب مجلس مسیر طولانی تری را طی خواهد کرد. اما بخشی از برنامه جامع که میبایست به شکل تصویب نامه هیئت وزیران به تأیید دولت برسد مسیر کوتاه تری خواهد داشت البته این بخش اخیر در آستانه تصویب است ولی هنوز به تصویب نرسیده است.
نگرانیها در مورد دو بخشی شدن این قانون: نگاهی در دولت وجود دارد و به نظر من درست و منطقی است و آن این است که دولت نباید اختیاراتی را که به موجب قانون دارد؛ یک بار دیگر در قالب لایحه به تصویب مجلس برساند لذا برخی از موادی که در پیشنویس اصلاح قانون آمده بود به دلیل آنکه از وظایف یا اختیارات دولت بود در قالب پیشنویس مصوبه هیئت وزیران با 28 ماده تنظیم شد. لذا این تصور که این نحوه تصمیمگیری، خاص قانون معلولان بوده اشتباه است و در موارد مشابه نیز این رویه اعمال میشود.
بخش دوم برنامه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت نیز که نیاز به تصویب مجلس شورای اسلامی داشت در قالب لایحهای با 25 ماده و در 10 فصل برای ارسال به مجلس تنظیم شده است.
عدم الزام دولتهای آینده نسبت به اجرای مصوبات دولتهای قبلی: با تغییر دولتها مصوبات دولتهای قبل لغو نمیشود مگر آنکه مصوبه سابق، به صراحت توسط مصوبه جدید لغو شود. بنابراین تا زمانی که یک مصوبه لغو نشود شأن قانونی آن حفظ شده و برای مجموعه قوه مجریه، در هر دولتی الزامآور است. چنانکه در حال حاضر نیز تعدادی از مصوبات دولت قبل، در دولت تدبیر و امید هم در حال اجرا است. به عنوان مثال مصوبه خودرو معلولان، مصوب دولت قبل است اما در این دولت اجرایی شد.
بالاخره هر کدام از این اشکال قانونی مزایا و معایبی دارند که در محاسبه منفعت نهایی، برآیند این مزایا و معایب باید در نظر گرفته شود.
بنابراین با توجه به مجموع شرایط، به نظر میرسد که مصوبه دولت برای معلولان منفعتی کمتر از مصوبه متناظر مجلس نداشته باشد. ثالثا آنچه که در اجرای قوانین حوزه معلولان و تثبیت آن نقش کلیدی دارد حضور و مطالبه گری خود معلول در جامعه است به یقین با حیات و فعالیت جنبشهای اجتماعی معلولان هیچ دولتی حاضر به نادیده گرفتن این شور و سر زندگی در پیگیری مطالبات به حق معلولان نخواهد بود.
تشکیل شورای عالی معلولان: واقعیت آن است که پیشنهاد ما شورای عالی معلولان بود اما از دولت قبل به این طرف یک تعدیلی در نگاه به شوراهای عالی به وجود آمد به این مفهوم که تعدد شوراهای عالی با توجه به محدودیت وقت رئیس جمهور، در نهایت منجر به تشکیل نشدن این شوراها و نقض غرض میشد.
از سوی دیگر شورای عالی رفاه همچنان ظرفیتهایی البته نه به شکل اختصاصی لیکن به شکل عمومی برای حل مشکلات معلولان دارد کما اینکه در گذشته نیز کمیتهای برای حل مشکلات معلولان در ذیل دبیرخانه این شورا فعالیت میکرد.
با این حال نباید اگر ما به 100 نرسیدیم 90 را نادیده بگیریم. شورای هماهنگی معلولان، با حضور هفت وزیر، رؤسای بنیاد شهید و سازمانهای صدا وسیما، بهزیستی و مدیریت و برنامه ریزی، نمایندگان قوه قضائیه و تشکلهای مردم نهاد؛ ظرفیت خوبی برای هماهنگی و پیگیری مطالبات معلولان ایجاد میکند که میتواند کمک مؤثری در نیل به اهداف این حوزه داشته باشد.
بهرحال ما باید بپذیریم در یک سیستم مشارکتی یا سلسله مراتبی ممکن است افرادی باشند که با ما هدف مشترک داشته باشند اما سلیقه و راهکاری متفاوت ارائه کنند که موجب اثرگذاری بر فرآیند تصمیمسازی و در نهایت تصمیمگیریشود. با این حال این روند کاملاً منطقی و منطبق بر عقلانیت و خرد جمعی خواهد بود اگر چه با سلیقه ما متفاوت باشد.
سهمیه 3 درصد استخدام معلولان: بحث حقوقی اشتغال معلولان نکات ظریفی دارد که محتاج عنایت بیشتری است. در پیشینه موضوع، ما تبصره 10 ماده واحده قانون تشکیل سازمان بهزیستی مصوب سال 1359 را داریم که در آن سهمیه اشتغال معلولان برای بخشهای دولتی و غیر دولتی بسته به مورد بین 2 تا 5 درصد در نظر گرفته شده است. بنابراین سهمیه 5 درصدی استخدام موضوع جدیدی نیست و اتفاق خاصی را رقم نخواهد زد کما اینکه در گذشته هم بوده است. استدلال دوستان سازمان مدیریت و برنامه ریزی هم برای عدم تغییر در سهمیه استخدام 3 درصد قانون جامع معلولان این است که با توجه به اینکه سهمیه 3 درصد هیچ گاه به طور کامل مورد استفاده قرار نگرفته، افزایش سهمیه به پنج درصد عملا کمکی به معلولان نخواهد کرد.
نکته دیگر این است که در سالهای اخیر به ویژه در موضوع استخدام چند سال پیش آموزش و پرورش، در خصوص معلولان یک اختلاف برداشتی از قانون با مسئولان وزارت آموزش و پرورش و معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی سابق پیدا کردیم. به این مفهوم که آنها با استناد به ماده 127 قانون مدیریت خدمات کشوری مبنی بر لغو کلیه مقررات مغایر با قانون مذکور، این قانون که مؤخر نسبت به قانون جامع حمایت از حقوق معلولان بود را ناسخ ماده 7 قانون جامع حمایت از حقوق معلولان میدانستند. بنابراین در اصلاح قانون برای ما بیش از اینکه عدد درصد سهمیه استخدامی مهم باشد ایجاد هر گونه تغییری در این ماده اهمیت داشت تا با استناد به آن، قانون سهمیه استخدام معلولان، مؤخر نسبت به قانون مدیریت خدمات کشوری شود و مشکل نسخ آن مرتفع شود.
با این مقدمه همانطور که اشاره شد، برای اینکه این مشکل به نحو دیگری مدیریت شود در لایحه تقدیمی تعدادی از مواد قانون جامع حمایت از حقوق معلولان از جمله برخی از بندها و تبصرههای ماده 7 قانون مذکور که به سهمیه 3 درصد استخدام معلولان نیز اشاره دارد ابقا شده است به این ترتیب این بخش از ماده 7 نسبت به قانون مدیریت خدمات کشوری مؤخر شده و مشکل ادعایی آن رفع میگردد لذا معلولان اطمینان داشته باشند نه تنها قانون سهمیه 3 درصد استخدام معلولان حذف نشده است بلکه مشکلات قبلی آن نیز رفع خواهد شد.
نقش تشکلهای غیردولتی و فعالان حوزه معلولان: نمایندگان معلولان در همه مراحل تدوین قانون مشارکت فعال داشتهاند. فعالان و دلسوزان این حوزه با نقدهای منصفانه و نظرات اصلاحی خود که به وزارتخانه ارسال کرده اند، همواره کمک شایستهای کردهاند.
در موقعیت کنونی و در این مرحله نظرات متعارض و متضاد کمکی به پیشرفت کار و تصویب برنامه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت نخواهد کرد. از بحثها و چالشهای درون گروهی که بگذریم، در شرایط فعلی، توجه به این نکته اهمیت دارد که؛ کنشهای اجتماعی متضاد در حمایت از حقوق معلولان، علامت خوبی برای حمایت طلبی و همراهی نیروهای اجتماعی نیست.
امروز به همدلی و وحدت کلیه معلولان برای حمایت از برنامه جامع حمایت ازحقوق افراد دارای معلولیت و پیگیری حقوق خود نیاز هست(1)و معلولین و تشکلهای معلولیتی باید با همزبانی و همدلی به بررسی دقیق مشکلات و تلاش برای رفع آنها اهتمام داشته باشند.
ملاحظات و نکات
1- دکتر محمود علیمحمدی قبلاً پزشک؛ مدیرعامل انجمن نخبگان معلول؛ مدیر کل دفتر پیشگیری و توانمندسازی وزارت رفاه بوده است و اکنون مشاور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در امور معلولان و عضو شورای عالی راهبردی سازمان بهزیستی کشور است.
2- سابقه تدوین قانون جامع معلولین به سال 1383 باز میگردد.
3- نمایندگان مجلس ششم در سال 83 جهت رعایت اصل 75 قانون اساسی، ماده 16 را در قانون جامع حمایت از معلولین آوردند. اما همین ماده نقطه ضعف آن قانون شد.
4- قانون 83 نقطه عطفی در تاریخ معلولین بود، از طرف دیگر ایران جزء چهل و چند کشور پیشرو و دارای قانون مستقل در حوزه معلولان شد.
5- تصویب قانون 83 اگرچه انتظارات معلولین و مردم را برآورده نکرد اما توانست گفتمان حوزه معلولیت را از تقاضای لطف به مطالبه حق تغییر دهد. یعنی نشان میداد معلولین چه حقوقی دارند و روش تأمین حقوق آنها چگونه است.
6- قانون 83 موجب شد معلولین در برخی زمینهها پیشرفت قابل توجه داشته باشند؛ مناسبسازی و تحصیلات متوسطه و دانشگاهی از جمله این پیشرفتها بود.
7- در مجموع سه مسأله در سالهای پس از تصویب قانون 83 رخ داد که بازنگری این قانون را ضروری مینمود: 1- بند 16 که کل قانون را متعلق به بودجه و اعتبارات مالی کافی میدانست؛ 2- مباحثی و بندهایی از قانون 83 به دلیل تغییر شرایط اجتماعی و پیشرفت فناوری، منسوخ شده بود، مثلآً در ماده 7، بند (و) آمده بود، نهادها و دستگاهها موظفاند، 60 درصد از پست سازمانی تلفنچی را به نابینایان و معلولین جسمی حرکتی اختصاص دهند. این مبحث به دلیل خصوصیسازی بسیاری از سازمانها و نیز آمدن فناوری جدید عملاً منسوخ شد و قانون هم باید تغییر مییافت؛ 3- مسأله سوم الحاق ایران به کنوانسیون حمایت از معلولین در سال 87 بود. این مسأله شرایط حقوقی معلولین را اساساً تغییر داد. کنوانسیون خطمشی کلی و راهبردها را بیان کرده و دولت و مجلس باید مبتنی بر آنها قانون مناسب با شرایط جدید تصویب میکردند. بالاخره این سه مسأله شرایط را تغییر داد و بازنگری در قانون را حتمی نمود.
1) . خبرگزاری ایسنا، 7 مرداد 1394.
8- محمود علیمحمدی اولین مدیر دولتی است که شروع بازنگری در قانون 83 و سیر حوادث پس از آن را گزارش داده است. البته گزارش او بسیار اجمالی و مختصر است.
9- برای اولین بار از سازمانی به نام کمیته تلفیق سخن به میان آورده است.
10- تفاوتهای برنامه جامع مصوب دولت و قانون جامع 83 را توضیح داده است.
11- برنامه مصوب دولت دارای 28 ماده و لایحه تقدیمی به مجلس دارای 25 ماده در ده فصل است.
12- برای اولین بار صندوق فرصتهای شغلی معلولان در برنامه آمده است.
13- خوداشتغالی، اشتغال خانگی، یارانه حقوق و دستمزد، تقلیل ساعات کار معلولین از موضوعات مهم مندرج در برنامه است.
14- محمود علیمحمدی در 7 مرداد 94 میگوید برنامه حمایت از معلولین هنوز در هیئت دولت تصویب نشده است. با اینکه در خرداد ماه همانطور که در اخبار آمده، آقای ربیعی و برخی مسئولین دیگر از تصویب آن در دولت خبر دادند.
نخبگان، پژوهشگران، نویسندگان، روزنامهنگاران، تشکلهای مردمی، جایگاه انکارناپذیر در ایجاد و فراگیر شدن جنبش حقوقی معلولین دارند. در این جا به برخی از این فعالیتها میپردازم. مطالب این بخش شامل دو قسمت گزارش فعالیت معلولین و گزارش فعالیت مردم و هر کدام شامل فعالیتهای فردی و فعالیتهای جمعی است. در مجموع، مطالب این بحث در چهار گروه دستهبندی خواهد شد:
الف: فعالیتهای تشکلهای ویژه معلولین
ب: فعالیتهای جمعی و مشترک معلولین
ج: اظهارنظر افراد و نخبگان
د: فعالیتهای مشترک مردمی
ه: فعالیتهای پژوهشی، انتشاراتی و رسانهای
این دفتر با خطمشی فرهنگسازی و اطلاعرسانی به ترویج فرهنگ مطلوب بین مردم، معلولین و مسئولین میپردازد. از طریق انتشار نشریه تواننامه و نشریه الکترونیکی، سایت به روز و جامع در شبکه جهانی اینترنت، انتشار کتب گویا و بریل، برپایی جلسات و همایشها، سخنرانی در نشستها و جشنوارهها، انتشار کتب مرجع و راهنما و نشر کتب حقوقی، ترویج فرهنگ را به پیش میبرد. کسانی که میخواهند از فعالیتهای این دفتر مطلع شوند، میتوانند به سایت دفتر مراجعه نمایند.(1)از وقتی بحث تدوین قانون جدید اوج گرفت، مدیریت دفتر چند بار به کارشناسی و تألیف مقاله و انتشار آنها روی سایت اقدام کرد. اینجا سه یادداشت، یکی درباره قانون 36 مادهای و دوم درباره قانون 63 مادهای و سوم یادداشتی درباره حقوق بشر معلولین از سایت دفتر نقل میشود:
ملاحظاتی درباره پیشنویس قانون جامع حمایت از حقوق معلولان (36 مادهای)(2)
این نوشته به مثابه یک تحلیل برای متصدیان امور معلولین است. اما نکاتی که پیرامون قانون جامع هست در ده بند بررسی خواهد شد و از بند دهم به متن قانون جامع میپردازیم. یعنی نه بند نخست درباره تمهید مقدمات و بسترسازی برای تصویب و اجرا است.
بسترسازی
1- ضرورت قانون خوب؛ هیچ شخصی با قانون و کارآیی آن و نیاز جامعه به قانون مخالف نیست، عدم قانون مساوی با آنارشیسم و هرج و مرج است. امّا گاه شرایط به گونهای است که نمیتوان انتظار تصویب قانون کارآمد داشت و باید قوانین ناقص را پذیرفت.
شرایط 3 سال اخیر از جمله مقطعهایی تاریخی است که نمیتوانیم قانون جامعی که حلّال همه مشکلات معلولین باشد، انتظار داشته باشیم. اگر چنین قانونی تصویب هم بشود، پول و امکاناتش نیست و بدون اجرا رها میشود.
2- بر اساس نکته فوق لازم است مؤسسات معلولین با دقت و تدبیر، خطمشی چند مرحلهای داشته باشند. یعنی یک خطمشی پنج ساله کارشناسی و تدوین شود. در این خطمشی گفته میشود هر وقت شرایط کشور عادی شد و امکانات کافی وجود داشت، قانون A یعنی قوانین مطلوب و نهایی اجرا خواهد شد.
لذا قانون A را کارشناسی و برای مراجع ذیصلاح ارسال میشود و در صورت نیاز حتی تصویب هم میشود ولی اجرای آن منوط به عادی شدن شرایط میشود.
اما قانونی هم برای حال در نظر گرفته میشود بهرحال یکی از معضلات معلولین در همه دورهها این است که قوانین پیشنهادی آنها با شرایط موجود تناسب و سازگاری ندارد. لذا باید در نوع قانون یکی ایدهآل و نهایی و دوم موقت و مخصوص شرایط حاضر پیشنهاد نمود یا قانون موجود و جاری با افزودن بندهایی مناسب برای زمان کنونی میشود.
3- مهمترین مسئله شناخت زمان حال و ویژگیهای آن و چگونگی حل مشکلات معلولین در این شرایط است. شناخت زمانه و شناخت راههای برون رفت از معضلات معلولین و نیز شناخت منابع تا بتوان با تکیه بر آنها برخی مشکلات را مرتفع کرد، به دست آوردن این شناختها کاری مشکل و نیاز به کارشناسان رشتههای مختلف از حقوق تا جامعهشناسی، تعلیم و تربیت و غیره دارد.
اولاً اقتضائات، طرز فکر، اخلاقیات و ابعاد اجتماعی معلولین باید به خوبی شناخته شود؛ ثانیاً وضعیت بهتر و ایده آل معلولین هم باید شناخته شود و سوم راههای برون رفت از وضعیت نابسامان به وضعیت ایدهآل هم بررسی و تحلیل شود. همه اینها نیاز به نخبگان و خبرگانی کارشناس دارد.
پس از این شناختها میتوان قانونی کارآمد تدوین کرد. قانون باید در ظرف جامعه و شرایط خاص اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی تحقق یابد. اگر به وضعیت حال و شرایط موجود توجه نشود، بهترین قانونها هم ابتر میماند. مگر قانون 16 مادهای سال 1383 نبود، حداقل بندهای مترقی داشت ولی ابتر ماندن آن به دلیل عدم توجه به شرایط بوده است. به نظر میرسد کسانیکه پیشنویس 36 مادهای را تدوین کردهاند شناخت جامعی از جامعه معلولین نداشتهاند و این پیش نویس مشکلات جدی دارد که در بندهای بعد توضیح میدهیم.
4- بخشی از شرایط را میتوان ساخت و ایجاد کرد. مثلاً تقنین اولاً نیاز به عزم و اراده عمومی دارد؛ این عزم را میتوان در مسئولین متصدی تقنین ایجاد کرد. دوم اینکه تقنین نیاز به بسیج افکار عمومی دارد؛ این را هم میتوان ایجاد نمود. برای ایجاد شرایط مطلوب، آحاد معلولین و سمنهای معلولین سراسر ایران از شورای هفت نفره و دبیر آن آقای سید محمد موسوی و حداقل از دبیرخانه
این شورا (مستقر در کانون معلولین توانا قزوین)(1)توقع دارند: حداقل در 2 سال اخیر که شورا تعیین شده و کار را شروع کردهاند، دو اقدام ضروری زیر را جدی گرفته و پیگیری نمایند:
الف) آموزش همگانی معلولین در زمینه قانون جامع. معلولین به عنوان مخاطبان اصلی این قانون، هیچ شناختی از آن ندارند؛ با اینکه ضروری است ساختار این قانون، مواد آن، دغدغههای تدوین کنندگان و دیگر ابعاد آن را بدانند. تا نسبت به حق و حقوق خودشان واقف شوند؛ تا اگر تبعیض یا ظلمی در حقشان هست، آگاه باشند. اگر نسبت به حقوقشان آگاه باشند میتوانند از حقشان دفاع کنند و میتوانند برای احقاق و استیفای حقوق خود اقدام نمایند. بر اساس پرسوجوی دفتر فرهنگ معلولین فقط یک درصد از معلولین این قانون را مطالعه کردهاند.
هیئت هفت نفره و دبیر شورا به راحتی میتوانستند در هر شهر جلساتی برپا کنند مثلاً در هر شهر یک جلسه باشد و فردی برایشان قانون جامع را توضیح دهد یا جزوهای چاپ شود و گویا و بریل شود و برای مراکز معلولین کشور ارسال شود. نیز خوب بود در مجله پیک توانا که متعلق به کانون توانا قزوین است، متن اصلی قانون و گزارشهای بیشتری از آن چاپ میشد. دفتر فرهنگ معلولین دو سال است متن قانون و حواشی آن را روی سایت گذاشته است ولی دیگر مراکز کمتر تلاش کردهاند.
ب) دومین توقع معلولین از هیئت هفت نفره و دبیر محترم، اطلاعرسانی است. پس از اجلاس نخست در 24 اسفندماه 1392 تاکنون چند صفحه درباره نشستها، جلسات، اقدامات، تصمیمهای شورا یا دبیر یا دبیرخانه اطلاعرسانی شده است؟ حجم اندک و انگشت شمار گزارشها و متنهایی که بر روی خبرگزاریها و سایتهای معلولین منتشر کردهاند مؤید کم کاری در زمینه اطلاعرسانی فعالیتها است.
بالاخره قانون جامع برای معلولین است و اینان اگر منفعل و دلسرد باشند، اگر تصویب هم شود، اجرای آن مشکل خواهد داشت.
5- در زمینه توجیه مسئولین، عموم مردم و معلولین و همراه کردن این سه قشر با قانون جامع، حتماً لازم است چند اقدام مهم و اساسی انجام شود:
الف: تهیه کتابهای کم حجم برای هر سه گروه یعنی برای هر کدام یک کتاب ویژه. البته برخی مطالب این سه کتاب مشترک است ولی بیشتر مطالب متفاوت و ویژه است. این سه کتاب به چند محور مهم میپردازد:
معرفی معلولین ایران و پیشرفتهای آنان در دهههای اخیر. همگان باید بدانند معلولین کَلّ و سربار نیستند، متکدی و جیره خوار نیستند بلکه شخصیتهای بزرگواری هستند که در طول تاریخ در پیدایش تمدن و مدنیت و توسعه علوم مؤثر بودهاند.
برای نمونه شخصیتهای معلول که استاد دانشگاه هستند، وکیل و در پستهای عالی اشتغال دارند باید در این کتب معرفی شوند. نابینای مطلقی در دانشگاه تهران در مقام استادی چند بار استاد برتر شده است.
1) . تشکل جدیدی از سال 1392 در سمنهای معلولیتی به نام «مجمع هماندیشی» و «هیئت هفت نفره» شکل گرفته است که حدود 65 مرکز غیر دولتی ویژه معلولین در آن عضو هستند. دبیر آن رئیس هیات مدیره کانون توانا قزوین سید محمد موسوی است.
دیدگاه قرآن کریم و احادیث در دفاع از معلولین بسیار مهم است. سیره رسول خدا(ص) که نابینای مطلقی مثل عبداللّه ابن ام مکتوم را در عالیترین پستهای اجتماعی و فرهنگی آن زمان منصوب کرد.
نتیجهگیری در این کتب این است که معلولین در سطوح مختلف به پیشرفت کشور کمک کردهاند ولی چون تبعیض بوده و نتوانستهاند از فرصتهای برابر استفاده کنند، نتوانستهاند خدمات مؤثرتر و گستردهتر داشته باشند و قانونی میخواهند تا عدالت را در مورد آنان اجرایی کند.
نیز در این کتابها نمونههایی از تبعیضها در مورد معلولین با آمار و اسناد آورده شود و زندگی سخت و مشقتبار اکثریت آنها مطرح شود.
دستور حضرت علی(ع) خطاب به مالک اشتر که به عنوان والی عازم مصر بود بسیار مهم است. حضرت در مورد معلولین سخنان بسیار عالی مطرح فرمودهاند. این سخنان را باید به گوش مسئولین این زمان که پیرو حضرت علی(ع) هستند، رساند و آنان را با انواع شیوههای توجیهی، آماده نمود تا قانون جامع را تصویب و اجرایی نمایند.
متأسفانه تاکنون کار جدی در باب آماده کردن و توجیه سه قشر مردم، مسئولین و خود معلولین نشده است. برای نمونه انتشار، کتب راهنما و توجیهی لازم است.
6- در سالهای اخیر و حتی در چند دهه اخیر حرکتهای بسیار برای اصلاح امور معلولین برداشته شده ولی تداوم نداشته و مثل صاعقهای سریع آمده و سریع هم خاموش شده است. مهمترین وظیفه مسئولین نهادینه کردن و پایدار کردن جریان اصلاح امور معلولین است.
از اینرو اولاً تشکل و تشکیلات شبکهای لازم است؛ دوم تدوین خطمشی بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت است. برنامه و خطمشی گام بهگام اجرا میشود و هر سال بخشهایی از آن اجرایی خواهد شد.
پیشنویس 36 مادهای بخشی از این برنامه و خطمشی است و راهکارهای آلترناتیو و جایگزین نیز باید منظور میشود که اگر پیشنویس تصویب نشد یا اجرا نشد، طرحهای بدیل اجرا شود.
7- بسیج افکار عمومی مهمترین و کارآمدترین شیوه برای حلّ مشکلات ملی و عمومی است. در همه جهان و در طول تاریخ معضلات مهم با این شیوه رفع و رجوع شده است. قانون جامع و همه مسائل معلولین هم فقط با این شیوه قابل حلّ است.
بسیج افکار عمومی یعنی معلولین، مردم و نهادها و حتی دولت و مجلس و دستگاه رهبری و همگان از نظر فکری و ذهنی خواهان و طالب این موضوع باشند. قانون جامع وقتی به سامان میرسد هم در مرحله تصویب و هم در مرحله اجرا که افکار عمومی در این جهت متحد و بسیج شوند.
متأسفانه کار جدی در این زمینه نشده است، رسانهها در این باب ضعیف عمل میکنند و اقدامات گسترده مشاهده نمیشود. با اینکه میتوان نخست رسانهها را ظرف یک ماه با مصاحبهها، مقالات و گزارشهای متعدد و هماهنگ غنی کرد. نیز مراجع تقلید، روحانیون و وعاظ را توجیه کرد تا در سخنان عمومی و منابر خواهان موضوع باشند، معلمین، استادان دانشگاه و خلاصه همه اقشار نخبه و دارای رهبری اجتماعی را با توجیه، بسیج نمود. پس از بسیج این قشر، خود اینان جامعه را بسیج میکنند.
8- همگان در همه جلسات به درستی از فرهنگسازی و ضرورت آن سخن میگویند، بخشی از فرهنگسازی بسیج افکار عمومی از طریق اطلاعرسانی است. یعنی مهمترین عامل برای بسیج عمومی، تغذیه علمی و اطلاعات است. مجمع هم اندیشی تشکلهای معلولین و هیئت هفت نفره باید با نشر گزارشها و متون کارشناسی رسانهها و جامعه را تغذیه و از حرفها تکراری و پوچ جلوگیری نماید.
برای نمونه عرض میکنم یکی از مسئولین در مرکز یکی از استانهای بزرگ کشور درباره معلولین تعبیر گدا و متکدی به کار برده و مدعی شده بود اینان کارآیی ندارند و مؤثر نیستند. وقتی به ایشان عرض شد رسول خدا(ص) در اوج قدرت در مدینه یعنی سال هفتم قمری عبداللّه ابن ام مکتوم نابینای مطلق را مؤذن صبح مسجد و جانشین خود در زمانهایی که در شهر حضور نداشت، تعیین کرد و قرآن کریم و خداوند، در پاسخ به کسانی که در جلسهای به عبداللّه کمتوجهی (نه بیاحترامی) کرده بودند آیات شدید و پر عتابی در سوره عَبَسَ نازل کرد. این مسئول محترم با شنیدن این واقعیتها از گفته خود متأثر شد. این یک نمونه است و نشان میدهد اگر تشکلها خوب کار کنند، جو و فضا عوض میشود و خود مسئولین، امور معلولین را پیگیری خواهند کرد. یعنی برخی مسئولین اگر داوری منفی در مورد معلولین داشتهاند، حتماً مغرض نیستند، بلکه چون اطلاع کافی ندارند، بعضاً داوری غیرمناسب داشتهاند. اینان ذاتاً مؤمن و شریف و دلسوز هستند و میتوانند در پروژههای مختلف معلولیتی کمک کنند.
9- اگر رهبر معظم حضرت آیتاللّه خامنهای، ریاست جمهوری، دفتر رهبری، مدیران ارشد نهاد و وزرای مربوطه دائم در جریان اقدامات تشکلهای معلولین قرار گیرند، در اینصورت خودشان هم پیگیر امور میشوند و عامل محرک و پیش برنده خواهند شد. اطلاعات داریم که به ویژه مقام رهبری و دیگر مراجع خواهان اصلاح امور معلولین هستند و این سرمایه مهمی است.
حداقل گزارش همایشها و جلسات و نسخهای از ویژهنامهها و متون کارشناسی در اختیار این مقامات قرار گیرد.
10- متن قانون جامع
این پیشنویس به صورت لایحه به نام «لایحه جامع حمایت از حقوق معلولین» در 36 بند عرضه شده است. ملاحظاتی درباره این قانون هست که ذیلاً به عرض میرسد.
1/10- ساختار 36 بندی این قانون یعنی عناوین هر یک از بندها اینگونه است:
ماده 1 ضرورت برابرسازی فرصتها
ماده 2 مناسبسازی اماکن وابسته به قوه قضائیه
ماده 3 بیمه سلامت
ماده 4 خدمات پزشکی و توانبخشی و حرفهای
ماده 5 پیشگیری
ماده 6 مناسبسازی توسط دولت و شهرداریها
ماده 7 استفاده از اماکن عمومی ورزشی و فرهنگی
ماده 8 خدمات ورزشی
ماده 9 گردشگری و تورهای گردشگری
ماده 10 انتشار کتب بریل و گویا و نشریات تخصصی و نسخ الکترونیکی
ماده 11 معافیت سربازی
ماده 12 استخدام و اشتغال
ماده 13 مشوق مالیاتی برای کارفرمایان دارای کارگر معلول
ماده 14 استفاده از وام خوداشتغالی برای کارفرمایان مزبور
ماده 15 استخدام 5 درصد
ماده 16 آموزش و مهارت افزایی
ماده 17 اشتغال معلولین
ماده 18 تحصیل در دانشگاه
ماده 19 تأمین مسکن
ماده 20 آمارگیری از معلولین
ماده 21 فرهنگسازی توسط صدا و سیما
ماده 22 آموزش نمادها و سمبلهای معلولیتی در آموزش و پرورش
ماده 23 آموزش مهارتها
ماده 24 نمایش تیزرهای آموزشِ حقوق معلولین در سینماها
ماده 25 اقدامات قضایی مثل تعیین قیم و دادرسی معلولیتی که حقشان تضییع شده
ماده 26 مناسبسازی مراکز آموزشی
ماده 27 معافیت مالیاتی معلولین در حقوق ماهانه
ماده 28 تحصیل برابر
ماده 29 آموزش رایگان
ماده 30 پشتیبانی آموزشی
ماده 31 خدمات توانبخشی کودکان
ماده 32 تأمین نیازهای فکری و فرهنگی با تأمین محصولات فرهنگی و منابع آموزشی
ماده 33 مستمری ماهانه
ماده 34 ارتقای سطح زندگی
ماده 35 بازنشستگی
ماده 36 تشکیل شورای عالی امور شهروندان دارای معلولیت به ریاست رئیس جمهور
با مطالعه این مواد و تجزیه و تحلیل آنها به راحتی نتایج زیر به دست میآید:
دولت متصدی امور معلولین است و تمامی امور معلولین از طریق دولت حل و فصل میشود.
تمامی مفاد یا اکثر بندها دارای محتوای مالی است و هزینههای جدیدی را به نظام اداری- مالی دولت تحمیل میکند.
در این قانون، به تعاونیها، مردم و خود معلولین نقش اول داده نشده است. بلکه نقش اصلی و اول دولت است و بقیه تابع دولت ایفای مسئولیت میکنند. یعنی اگر دولت از این قانون حذف شود و
کنار برود یا به هر دلیل نتواند ایفای مسئولیت نماید، بقیه عوامل و عناصر نقش خود را از دست میدهند.
با اینکه میشد، به خود معلولین و مردم نقش اول را داد و دولت مجری آنان باشد و اگر هم نتوانست مجری باشد، راهکارهای بدیل در نظر گرفته شود.
برای نمونه میتوان قوانین اینگونهای داشت:
جمعی از معلولین میتوانند زمین بایری را در اختیار گرفته و زراعت کنند، وزارت کشاورزی باید مالکیت آنها را تثبیت کند و محصول آنها را با قیمت مناسب خرید نماید.
جمعی از معلولین میتوانند واحد تولیدی صنعتی راهاندازی کنند؛ در اینصورت وزارت صنایع برای پروانه و مجوز آنها سریعاً اقدام نماید. برای ساخت و بهرهبرداری وام بدون بهره در اختیارشان بگذارد و فروش محصولات آنها را تا چند ماه بر عهده داشته باشد.
معلولین در فردی یا گروهی بتوانند فیلمهای سینمایی بسازند. وزارت فرهنگ و ارشاد در همه مراحل ساخت فیلم به آنان کمک کند و پس از تولید برای نمایش یا فروش فیلمهای با موضوع معلولیت مساعدت نماید.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موظف است محصولات فرهنگی مثل کتاب معلولین را تا پانصد نسخه خرید نماید.
این موارد بار مالی چندان برای دولت ندارد و موجب اشتغال و سودآوری و حل مشکلات معلولین هم میشود. نیز قوانینی برای عموم مردم مثل موارد زیر تصویب کرد:
مستحضر هستید که حضور معلولین در مساجد، پیامدهای مثبت فراوان خواهد داشت، در کاهش بیماری روانی آنها تأثیر دارد، موجب گسترش حضور اجتماعی آنان خواهد و....
کتابخانههایی که بخشی را برای معلولین تجهیز کنند، مثلاً چند قفسه کتب بریل مورد نیاز نابینایان تجهیز کنند یا وسایل الکترونیکی مورد نیاز آنها تجهیز کنند یا امکاناتی برای ورود با ویلچر یا پارک ویلچر و استفاده از صندلی چرخدار فراهم نمایند، وزارت ارشاد بابت تجهیز هر قسمت، 1000 عنوان کتاب رایگان در اختیار این کتابخانهها قرار دهد. این قسمت با نظارت نهاد کتابخانههای عمومی اجرایی میشود.
نیکوکارانی که یک واحد ساختمانی از 50 متر تا بیشتر برای امور فرهنگی مثل کتابخانه معلولین اختصاص دهند، سازمان اوقاف موظف است امور حقوقی و تجهیز این مکانها را با استفاده از معلولین منطقه اجرایی نماید. مثلاً کتابخانهای تأسیس و در اختیار معلولین منطقه قرار دهد. به این روش که 5 نفر از معلولین منطقه توسط خودشان به عنوان هیئت امنا و شورای مدیریت انتخاب و طبق آییننامه مدیریت نمایند.
خلاصه اینکه در قانون جامع موارد زیادی دیده نشده و غفلت شده است. کمیتهای سه نفره را میتوان مأموریت داد تا این موارد را استخراج و لیست کنند.
2/10- همانطور که از عناوین پیدا است، تشتت بین مواد هم سنخ مشاهده میشود مثلاً مناسبسازی در مواد 2، 6 و 26 آمده است.
3/10- چنین قانونی حتماً نیاز به مقدمهای مفصل درباره اهمیت معلولین در ساختار جامعه و فرهنگ و معرفی شخصیتهای مهم معلولین و نقش بی بدیل معلولین در طول تاریخ و خدمات آنها، نیز درباره ضرورت قانون معلولین دارد. زیرا شناخت درست و واقعی درباره این قشر در جامعه وجود ندارد. حتی مسئولین و وزرا و بزرگان هم شناخت صحیحی از این قشر ندارند.
4/10- جایگاهی برای تعاونی، یعنی معلولین که میخواهند کار گروهی انجام دهند یا تعاونیهای ترکیبی از معلولین و سالمها در این قانون مشاهده نمیشود با اینکه بسیار مهم است. با اندک پشتیبانی مالی معلولین در قالب گروههای چند نفره میتوانند درآمدهای خوبی داشته باشند و در این قانون این موارد مغفول است.
5/10- یک تجربه مهم در کویت، امارات و بحرین در مورد معلولین هست که میتوان در قانون جامع هم از آن استفاده کرد.
هیئت امنایی برای معلولین در کویت حدود 40 سال قبل تشکیل شد، اینان سرمایههای وقفی و خیرین را جمعآوری و بانکی تأسیس کردند. قرار شد خیرین پولهای خود را در این بانک به مدت 5 سال نگهداری کنند. بالاخره این بانک با برنامهریزیهای دقیق کارشناسانه شروع به درآمدزایی و قوی شدن کرد و تمامی امور معلولین از تحصیل تا اشتغال و غیره را زیر پوشش گرفت. نتیجه اینکه ظرف یک دهه تقریباً همه مشکلات آنان را رفع کرد. در ایران هم به راحتی میتوان چنین تجاربی را اجرایی کرد و در قانون به آنها پرداخت.
6/10- مشکل اساسی معلولین چیست؟ قطعاً نه مساعدت مالی و نه مساعدت پزشکی است. بلکه نشناختن استعدادها و تواناییهای آنان و عدم تبدیل این استعدادها از قوه به فعلیت و دوم معرفی آنان به مراکز و جوامع از زیربناییترین مشکلات است.
خلاصه معضل اصلی معلولین فقدان اطلاعرسانی در مورد تواناییها و استعدادهای آنان است. معلولی که آموزگار بریل خوبی به زبان کردی است و خط بریل کردی را ابتکار کرده اگر به دنیا معرفی شود به کشورهای مختلف دعوت میشود تا به دانشآموزان کرد تبار نابینا بریل کردی یاد بدهد و اگر این اقدام عملی شود، این آموزگار سالانه میلیونها دلار کسب درآمد خواهد داشت. اما متأسفانه در گوشه یکی از شهرهای کوچک در ایران است و کسی هم او را نمیشناسد. معلولی که تار خوب مینوازد یا نی خوب مینوازد یا قاری یا حافظ قرآن است یا استاد علوم قرآنی است و چند سال استاد نمونه شده است و خلاصه هر کدام استعداد و حرفهای میدانند، اینان اگر به جهان معرفی شوند و
دولت هم موظف باشد، کاریابی، اعزام و اشتغال آنان را تسریع نماید، بسیاری از مشکلات معلولین مرتفع میگردد.
7/10- فرهنگسازی به عنوان یک ضرورت جدی فقط در ماده 21 مطرح شده و صدا و سیما را مسئول فرهنگسازی معرفی کرده است. با اینکه همه میدانند صدا و سیما در این زمینه نه تنها خوب عمل نکرده بلکه گاهی عملکرد تخریبی داشته است.
لازم است برای فرهنگسازی بندهای مختلف مطرح میشد و به ابعاد پیچیده آن عنایت میشد.
8/10- در باب مشاغل و طبقهبندی مشاغل معلولین، در قانون خلأهای جدی هست. اولاً باید تأکید کرد که معلولین توانایی داشتن مشاغل صنعتی، کشاورزی، خدماتی، فرهنگی و علمی را دارند. هم اکنون در همه این عرصهها مشغول هستند.
اما دستیابی معلولین به پنج گروه از مشاغل مزبور نیاز به کارشناسی دارد. مهم این است که دولت باید موظف شود در هر بخش، حداقل 7 درصد از فرصتها را در اختیار معلولین قرار دهد برای نمونه:
اگر قرار است دانشجو اعزام شود، 7 درصد از معلولین اعزام شوند.
اگر قرار است معلم و استاد به خارج اعزام کنند تا در دانشگاه یا مدارس متعلق به ایران کار کنند، 7 درصد از معلولین باشد.
نیز در گزینش استاد، گزینش نمایندگان شورای شهر و مجلس و خبرگان، دانشجو و طلبه، پزشک، مجوز چاپ و نشر، مجوز نشریه و صدها شغل دیگر باید معلولین منظور شوند.
9/10- متأسفانه حوزه علمیه قم طلبه معلول نمیگیرد. با رئیس شورای مدیریت صحبت شد ولی مانعی دارند و آن مصوبه شورای عالی است. در مسیحیت معلولین آموزش کوتاهی میبینند و به مدارس، بیمارستانها و غیره اعزام و به تبلیغ مسیحیت میپردازند. تأثیر بسیار خوبی هم داشته است.
10/10- اقدامات زیربنایی فرهنگی و اطلاعرسانی مانند بانکهای اطلاعات معلولین و رسانههای ویژه معلولین اصلاً در این قانون نیامده است. با اینکه به راحتی میشد وزارت فرهنگ و ارشاد را مسئول کرد و بانک سازی را بر عهده اش گذاشت. همچنین وزارت ارشاد موظف شود تمامی هزینههای نشریات معلولین را پرداخت نماید.
11/10- در نظام اداری ایران و در دولت جمهوری اسلامی هیچ جایی برای کتاب بریل، کتاب گویا و کتاب الکترونیک و خلاصه کالاهای علمی و فرهنگی معلولیتی و کتب معلولین منظور نشده است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید یک معاونت در تشکیلات خود برای ساماندهی به این منظور ایجاد نماید.
12/10- وزارت فرهنگ و ارشاد و وزارت علوم موظف شود تا در کنار کتاب سال و کتاب فصل و انواع جشنوارهها و جوایز کتاب یک جشنواره و جایزه برای کتاب و یکی برای پایاننامه و سومی برای مقالات و چهارم برای دیگر کالاها مثل کتاب گویا راهاندازی کند و آثار برتر جایزه بگیرند. اساساً این قانون در این موارد خلأهای جدی دارد.
13/10- قانون جامع بیشتر به امور نابینایان و معلولین حرکتی و ذهنی پرداخته است و به ناشنوایان اندک پرداخته است و این تبعیض و بیعدالتی است: مثلاً زبان اشاره در ایران وضعیت بحرانی دارد ولی به آن اشاره نشده است و هیچ قانونی در مورد آن نیست.
14/10- بسیاری از کشورها از امکانات موجود در کشورهای اروپا و در امریکا برای بهبود وضعیت امور معلولین خود استفاده میکنند. مثلاً از بورسهای تحصیلی، از امکانات دانشگاهی و کتابخانهای و دهها مورد دیگر بهرهبرداری و استفاده میکنند. میتوان اینگونه امور را تبدیل به قانون کرد.
15/10- امکانات عمومی مثل اوقاف و مساعدتهایی که سازمان اوقاف میتواند برای معلولین داشته باشد در این قانون نیامده است.
16/10- در زمینه سمنها و تشکلهای معلولین به رغم اهمیت و تأثیر آنها در این قانون چیزی نیامده است.
11- همگان بر این باور هستند که قانون ضروری است ولی همه چیز و علت تامه حلّ مشکلات نیست. برای حل مشکلات اگر قانون ناقص هم باشد ولی شرایط دیگر مثل مجری لایق وجود داشته باشد، میتوان امید به حلّ مشکلات داشت. از اینرو نواقص را صرفاً جهت اطلاع داشتن بیان کردیم و اصراری بر نوشتن لایحه بهتر نیست. ولی برای اموری مثل اطلاعرسانی و ایجاد بسترهای لازم برای رفع مشکلات اصرار داریم. این موارد را قبلاً در بندهای 1 تا 9 توضیح دادیم.
12- در این متن هیچ اشاره به کنوانسیون و الحاق ایران به آن نشده است. کنوانسیون نیز یک مجموعه قوانین است و اگر بین آنها تعارض باشد؛ کدامیک رجحان و اولویت دارد. بهرحال در قوانین داخلی باید موضع قانونگذار ایرانی نسبت به کنوانسیون معلوم باشد.
ملاحظات درباره لایحه جامع حمایت از حقوق معلولان (63 مادهای)(1)
همایش بزرگی از 65 نهاد و تشکل معلولین در 5 و 6 خردادماه در قزوین برپا بود و دبیر و مدیر بخش حقوقی و اعضای هیئت هفت نفره هیچکدام از لایحه 63 مادهای چیزی نگفتند. همه از لایحه 36 مادهای حرف میزدند. ناگهان 20 خرداد خبرگزاری فارس لایحه 66 مادهای که در دولت تصویب شده بود را اطلاعرسانی کرد.
دولت یازدهم که خود را مردمی میداند و واقعاً هم مردم آن را نسبتاً بیشتر دوست دارند، باید مفاد این لایحه را قبل تصویب در هیئت دولت در اختیار معلولین میگذاشت و از آنان استمداد مینمود.
اما با مطالعه این لایحه، چند نکته به نظر رسید:
ساختار این لایحه بهتر و پیشرفته شده است.
اشکال زیر بنایی قوانین معلولیتی ایران این است که دولت محور است. کلید حلّ و راهکار ساماندهی به همه مشکلات را دولت میداند. با اینکه میتوان مردم و معلولین را در کانون قرار داد.
1) . این مقاله توسط دفتر فرهنگ معلولین و در وبسایت این مرکز منتشر شده است.
فصل دوم (مناسبسازی) شامل 7 ماده است ولی درباره اساسیترین مشکل مناسبسازی یعنی فرهنگسازی، توجیه مردم بر اساس فرهنگ دینی و ترویج فرهنگ مناسب شدن همه امکنه هیچ نکتهای نیامده است.
فصل سوم (خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی)، در همه بندها توانبخشی روحی و فکری معلولان و اهتمام به بهداشت روانی همه اقشار معلولین مغفول است. با اینکه اصل و جوهره تصحیح و سامانبخشی امور معلولین منوط به روح و روان و تفکر است.
فصل چهارم (امور ورزشی، فرهنگی، هنری و آموزشی)، مفصلترین فصل و شامل 20 ماده است، برای اولینبار به کتابهای بریل، گویا و الکترونیک توجه شده است. اما هنوز اشکالات زیر بنایی مشهود است.
چرا در وزارت فرهنگ و ارشاد، معاونت سینمایی و معاونت مطبوعاتی هست ولی معاونت کتاب گویا نیست؛ حداقل در معاونت فرهنگی معاونت کتاب گویا پیشبینی نشده است؟ با اینکه جمعیت استفاده از کتاب گویا، از استفادهکنندگان از سینما در جهان بیشتر است و در ایران چون نمیشناسند و بستر آن مهیا نیست شاید کمتر باشد.
کتاب گویا فقط برای معلولین نیست و عموم مردم در راه و در مواقع مختلف مشغول بودن میتوانند از کتاب گویا استفاده کنند. در برخی اتوبوسها و متروها و تاکسیهای برخی کشورها، کتاب گویا هست. مسافران در مسیر راه یک مطلب یا یک کتاب را از این طریق مطالعه میکنند.
بهرحال در ساختار اداری وزارت فرهنگ باید برای کتب گویا، بریل و الکترونیک فکر و تدبیر اساسی شود.
نیز برای فرهنگسازی و برای حمایت از تولیدکنندگان این نوع کتب نیاز به قانون هست. برای نمونه چرا وزارت ارشاد 100 تا 500 نسخه کتاب معمولی برای حمایت از ناشر خرید میکند ولی تا کنون هیچ نسخهای از کتاب گویا خرید نکرده است؟
چرا خانه کتاب برای همه موضوعات نقد کتاب راهاندازی کرده ولی نقد کتاب بریل، نقد کتاب گویا و نقد کتاب الکترونیک ندارد و اراده راهاندازی آن را هم ندارد؟ و دهها چرای دیگر. همه اینها قانون میخواهد و در این لایحه فکری برای این موارد نشده است.
در بخش آموزش نواقص افزونتر است. برای نمونه با اینکه در بخش ناشنوایان، بحرانیترین مسئله زبان اشاره است، اما هیچ اشاره به آن نشده است.
ایجاد بانک اطلاعات جامع کارآفرینی و اشتغال افراد دارای معلولیت.
کارشناسان قانونگذار اگر فقط تدبیرهایی برای بانک اطلاعات معلولین میداشتند، حداقل نیمی از معضلات اشتغال مرتفع خواهد شد. اما در این زمینه فقط همین نیم جمله آمده است.
حداقل دو دهه است که از این نهادها خواستار فرهنگسازی بودهایم ولی بازدهی کمی داشتهاند و درصد کمی فرهنگ مطلوب را در مردم، در معلولین و در مسئولین ارتقاء دادهاند. برای روشن شدن این مقوله چند پرسش مطرح میکنیم:
مهمترین متن دینی در بین همه کتب آسمانی در دفاع از معلولین، آیات نخست سوره عبس است، صدا و سیما چند برنامه در این زمینه داشته، چند فیلم ساخته است؟ عبداللّه بن ام مکتوم نابینای مطلق و چند تن دیگر از صحابه رسول خدا(ص) که معلول بودند در چند کتاب درسی مطرح شده در کدام برنامه، همایش و غیره مطرح شده است؟
تشکلهای کوچک معلولین تاکنون کارهای فراوان انجام دادهاند. مثلاً سخنان معصومین(ع) درباره معلولین را به شکلهای مختلف منتشر کردهاند. ولی صدا و سیما در زمینه فرهنگ مذهبی معلولین کاری نکردهاند.
فصلهای 8 و 9 و 10 درباره امور قضایی، مالیاتی، تسهیلات اداری و معیشتی و پیشگیری است و نکات مطلوبی است. برای اولینبار پیشگیری در قانون درج شده است.
فصل یازدهم درباره شورای هماهنگی امور افراد دارای معلولیت است.
این متن هم راجع به کنوانسیون مطلبی ندارد.
رئیس جمهور جناب دکتر حسن روحانی(1)
به مناسبت انتشار منشور حقوق شهروندی توسط رئیس جمهور و جایگاه معلولیت و معلولین در این منشور
متن پیشنویس منشور حقوق شهروندی امروز (5 آذرماه 1392) همزمان با گزارش یکصد روزه رئیس محترم جمهور جناب دکتر حسن روحانی ساعت 10 تا 11 شب در کانال یک صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران منتشر شد. البته این متن در سایت ویژه رئیس جمهور یعنی www.president.ir منتشر شد. این متن منشور حقوق شهروندی و به عبارت سادهتر وظایف و خدمات دستگاههای حکومتی و دولتی در برابر مردم است.
امام همام شیعیان، امام علی(ع) به صراحت دولتمردان را موظف میدانست و در مواضعی از نهجالبلاغه به ویژه در فرمان به مالک اشتر وظایف حاکمیت را بیان کرده است. اینک دکتر حسن روحانی با تأسی از آن امام، وظایف مسئولین و مدیران در ردههای مختلف را تبیین نمود.
البته فقط بخشی از این منشور منتشر شده و در عنوان آن چنین آمده (گام اول: اصول کلی، برنامه و خط مشی دولت). اما جایگاه معلولین در این منشور چگونه است. دفتر فرهنگ معلولین به عنوان یک نهاد مردمی نگاه اجمالی دارد به جایگاه معلولیت و معلولین در این منشور. معلولین ایران
1) . نامه دفتر فرهنگ معلولین.
زمین از نظر کمی و آماری جمعیت انبوهی را تشکیل میدهند و برخی جمعیت آنان را تا هفده درصد و حداقل ده درصد برشمردهاند.
یعنی جمعیت کسانی که مادرزاد یا بر اثر تصادف جادهای و حوادث شغلی یا علل دیگر ناتوان شدهاند، 7 تا 11 و نیم میلیون دانستهاند. اینان ناشنوا، کمشنوا، نابینا، کمبینا، ناتوان حرکتی از ناحیه دست و پا و ستون فقرات و بالاخره ناتوان ذهنیاند. متأسفانه با ظهور بیماریهای صعبالعلاج و لاعلاج و بحران تغذیه و تأثیرات آن در تواناییهای جسمی و روحی، مشکلات موجود در جادهها و خودروها و پایین بودن شاخصهای ایمنی کار در مشاغل و دیگر علل و عوامل، روز به روز به آمار معلولین افزوده میشود. مهم این است؛ امروزه در دنیای پیشرفته به معلولین به چشم یک عنصر ناتوان و ذلیل و گوشهنشین نگاه نمیشود بلکه آنان را سرمایه ملی و دارای استعدادهای خاص و خارقالعاده میدانند که تواناییهای آنان منحصر به فرد است.
از اینرو جا داشت جناب آقای حسن روحانی فصل ویژهای برای معلولین گشوده و به مسائل و معضلات این قشر گسترده اجتماعی بپردازد. قشری که از یک نظر از همه اقشار جامعه نماینده دارد زیرا پزشک معلول داریم، کشاورز، بازاری، طلبه، دانشجو و دیگر اقشار معلول داریم. از جهت دیگر معلولین امروز تا مراتب عالی در ورزش، در پزشکی، در استادی دانشگاه، در دروس حوزوی، در خلاقیت صنعتی و غیره پیش رفتهاند.
جناب آقای رئیس جمهور این متن که بیست صفحه است، فقط در دو مورد، کلمه معلولان (صفحه 11) و معلولیت (صفحه 3) را به کار برده است. البته در یکجا، واژهی گروههای آسیبپذیر (ص10)، در یکجا کودکان آسیبپذیر (ص13) و در دو جا توانمندسازی (ص10 و 11) استفاده شده است. ضمن تشکر از جنابعالی که به فکر این قشر مظلوم بودهاید، امّا به هیچ وجه ابعاد و مسائل و مشکلات حقوقی شهروندی آنان در فاز کلیات و خطمشی بیان نشده است و امید هست به حقوق این قشر فرهیخته اما مظلوم توجه جدی شود.
رئیس محترم جمهوری، معلولین ایران زمین حضرتعالی را انسانی شریف، مؤمن، فرهیخته و دلسوز دانسته و به همین دلیل مؤسسهها و مراکز معلولین در سراسر کشور از موفقیتهای حضرتعالی در انتخابات و دیگر توفیقهای آن جناب مسرورند. مشکلات و موانع شما را درک میکنیم و نمیخواهیم در این شرایط سخت بر مشکلات بیفزاییم. فقط هدف این است که در این منشور جایگاه حقوقی معلولین مشخص شود. از اینرو دفتر فرهنگ معلولین چند پیشنهاد تقدیم مینماید:
1- مناسب است برای تدوین بخش معلولین این منشور از خود معلولین و مؤسسات معلولیتی استفاده فرمایید. اگر اجازه بفرمایید، دفتر فرهنگ معلولین مؤسسههای معلولین را دعوت و در یک نشست یکروزه دیدگاههای آنان را جمعآوری و پیشنویس این بخش را تدوین و تقدیم حضرتعالی نماید.
2- مناسب است یک بخش مستقل شامل کلیات، انواع معلولین و طبقهبندی آنان و نیز حقوق هر کدام، تدوین گردد.
معلولین شامل چهار گروه عمده یعنی نابینایان، ناشنوایان، ناتوان حرکتی و توانخواهان ذهنی است. هر کدام اقتضائات و حقوق ویژهای مطالبه میکنند. از اینرو لازم است در بخش کلیات، در یک بند تقسیمبندی آنها مطرح، آنگاه در چهارفصل به حقوق هر کدام مستقلاً پرداخته شود.
3- قرآن کریم نسبت به همه متون مقدس، جدیتر به دفاع از معلولین پرداخته است. یک سوره در دفاع از نابینایی به نام عبداللّه ابی ام مکتوم نازل شده است. منظور سوره عبس است که برخی مفسرین، آن را سوره اعمی نامیدهاند.
مناسب است در طلیعه بخش مرتبط به حقوق معلولین، این سوره آورده شود.
4- همانطور که شعر فارسی بنی آدم اعضای یکدیگرند در ورودی سازمان ملل حک شد، سخن امام علی(ع) و نیز سخن امام حسین(ع) درباره معلولین آنچنان زیبا است که صلاحیت نصب در سر در یونسکو و دیگر سازمانهای مدافع حقوق معلولین را دارد. دفتر فرهنگ معلولین این سخنان را در قابی تقدیم جنابعالی مینماید و امیدواریم در محلی نصب فرمایید که نصبالعین روزانه باشد.
نیز این دو سخن را اینجا هم برای استحضار عمومی میآوریم:
فرمان امام علی(ع) به مالک اشتر درباره معلولین:
آنگاه در خصوص طبقه گرفتار و محروم جامعه، که همه درها به روی آنها بسته است به تو هشدار میدهم؛ این طبقه عبارتاند از: فقیران، نیازمندان، افراد زمینگیر، خاطر پریشانها یا دردمندان. همانا گروهی از این طبقه، خویشتنداری کرده، اما گروه دیگر به گدایی اقدام کردهاند. پس به خاطر خدا پاسدار حقّی باش که خداوند برای این طبقه معیّن فرموده است: بخشی از بیتالمال، و بخشی از غلّههای زمینهای غنیمتی اسلام را در هر شهری به این طبقه اختصاص ده. زیرا تفاوتی بین خودی و غیر خودی نیست و دورترین مسلمانان همانند نزدیکترین آنان سهمی مساوی از بیت المال دریافت میکنند. مبادا سر مستی حکومت تو را از رسیدگی به آنان باز دارد، بلکه همواره در فکر مشکلات آنان باش و به آنان اخم مکن. به ویژه کسانی که از چشمها دورند و در منظر و مرئی نیستند، اولویت داشته و بیشتر سزاوار رسیدگی میباشند، چون دیگران آنان را کوچک میشمارند و کمتر به تو دسترسی دارند. برای این گروه، افرادی مطمئن، خدا ترس و فروتن را انتخاب کن تا درباره آنان تحقیق و مسائل را به تو گزارش کنند. نیز پیوسته از آنان دلجویی کن چون مسئولیتی سنگین بر دوش زمامداران است. پس بخشی از وقت خود را به کسانی اختصاص ده که به تو نیاز دارند، و شخصاً به امور آنان رسیدگی کن، و در مجلس عمومی با آنان بنشین. سربازان و یاران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور کن تا بدون اضطراب با تو سخن بگویند. من از رسول خدا(ص) بارها شنیدم که میفرمود «ملتی که حقوق ناتوانان را از زورمندان، بدون ترس و لرز نتواند بازستاند، رستگار نخواهد شد». پس درشتی و سخنان ناهموار آنان را تحمل کن. البته اگر اموری را نتوانستی مهیا کنی با مهربانی، معذرتخواهی کن. (نهجالبلاغه، عهدنامه مالک اشتر، فراز هفتم، ترجمه مرحوم محمد دشتی)
سخن امام حسین(ع) درباره معلولین:
ای مردم مشاهده میشود که بدون بیم و نگرانی پیمان خود را با خداوند شکستهاید؛ در حالی که از نقض تعهدات پدران خود هراسناک هستید، اما پیمان خودتان با رسول خدا و التزام به فرامین آن حضرت را عملاً معتبر نمیشمارید. به همین دلیل نابینایان و ناشنوایان و معلولین در شهرها پشتیبان و یاور ندارند و به امور آنها رسیدگی نمیشود.
ای مردم به اندازه شرایط و موقعیت خودتان، برای معلولین احساس مسئولیت نکرده و تلاش نمیکنید؛ اگر توانایی هیچ کاری ندارید، حداقل از خادمان معلولین تشکر نمایید. (تحف العقول، ص۲۳۷)
مردم مسلمان و مؤمن بدانند رئیس جمهوری انتخاب کردهاند که عامل به سخنان ائمه(ع) و رهبران دینی است و در زمینه معلولین هم دستورات بزرگان دین را راهنمای عمل خود دانسته است. به همین دلیل در قلوب همه مردم، از جمله معلولین جای دارد.
این تشکل مردمی دیدگاههایش درباره حقوق و قانون معلولان ایران را به شرح زیر بیان کرده و نخست به وضعیت حقوق معلولان در جهان پرداخته است.
اعلامیه جهانی حقوق بشر بر تمام ابعاد زندگی انسانها سایه افکنده است. بنابراین حقوق بشر، حقوقی نیست که بعضی از کشورها جنبه صرفاً سیاسی به آن دادهاند. اولین باری که کلامی از معلول در اعلامیههای جهانی مطرح میشود در سال ۱۹۲۴ است. در سال ۱۹۷۶ طرح صندوق حمایت از معلولین و نامگذاری سالی با این عنوان پیشنهاد داده شد که به این طرح جامۀ عمل نپوشاندند. تا سال ۱۹۸۱ که سال معلولین نام نهاده شد تا از نظرها فراموش نشود که ۱۰% از جامعه بشری ناتوانانی هستند به نام معلولین. اما در سال ۱۹۸۱ نتوانستند کمکی به جامعه معلولین نمایند تا اینکه تصمیم گرفتند برنامهای جامع و مدون در طی یک دهه از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۲ ابلاغ نمایند.
برخی کشورها بیشتر و برخی کمتر در این زمینه کار میکنند، اما مجموعه این کار به جایی نرسید. قاره آسیا هم از سال ۱۹۹۳ تا سال ۲۰۰۳ را به عنوان دهه معلولین اعلام کرد و ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷ را هم آفریقا اعلام کرد و سال ۲۰۰۳ را اروپا به عنوان سال معلولین انتخاب کرد، باز هم کار به جایی نرسید. احساس معلولین در جوامع این بود که ما نیاز به کنوانسیون بینالمللی داریم.
در سال ۱۹۸۹ کنوانسیون حقوق کودک به تصویب رسید. اساس آن، اعلامیه جهانی حقوق بشر بود در سال ۱۹۹۳ کنوانسیون حقوق معلولین در سازمان ملل به تصویب مجمع عمومی رسید در آن قوانین استاندارد برای زندگی معلولان، شامل ۲۳ ماده است که خیلی از م-سائل در آن مط-رح میشود که جنبه ال-زامی و اجب-اری ندارد و کشورها میتوانند از آن استفاده کنند و میتوانند استفاده نکنند. گزارشها حاکی از آن بود که در کشورها عزم راسخی برای اجرای این قوانین وجود ندارد و قوانین دیگری هم در سال ۱۹۹۸ به تصویب میرسد که در آن میگویند: «آن چیزی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر است در مورد معلولین هم مجری است و قابل انجام است».
اعلامیه ۱۹۲۴ فقط یک جمله دارد: «کودکی که دارای معلولیت ذهنی است باید حمایت شود». یعنی کلمه معلولیت از اینجا در قوانین بینالملل وارد شد. در اعلامیه حقوق بشر در ۱۹۴۸ اسمی از معلول نیست. اما برخی از مواد آن قابل تعمیم به مسئله معلولیت است. همۀ افراد بشر آزاد آفریده شدهاند و نباید مورد هیچگونه تبعیضی قرار گیرند. آن چیزی که ما با آن مسئله داریم تبعیض به خاطر معلولیت است.
چیزی که در کنوانسیون حقوق معلولان تصویب شده، همه حرفش این است که این تبعیض به خاطر معلولیت است و هیچ چیز دیگری نیست و سیاسیاش هم نباید بکنیم. این مشکلی که وجود دارد به خاطر معلولیتش نباید برایش تبعیض قائل شویم.
در ۱۹۵۹ باز یک اعلامیه میدهند که این اعلامیه هم توصیه است و خیلی نقشی ندارد کودکی که دارای معلولیت جسمی و ذهنی است باید تحت توجه خاصی قرار بگیرد.
در سال ۱۹۷۱ کمی جدیتر به این موضوع پرداخته میشود یک اعلامیه ۱۲ مادهای داریم که در آن به مسائل کودکان دارای معلولیت به صورت جدیتر پرداخته شده است. از دولتها وملتها میخواهند که به وضعیت کودکان دارای معلولیت رسیدگی کنند.
در سال ۱۹۷۵ باز یک اعلامیه در مورد معلولیتهای جسمی مطرح میشود که در این اعلامیه مسائل به صورت دقیقتر و جزئیتر بیان میشود. مثلاً حق داشتن زندگی مستقل و حق حضور در برنامههای اجتماعی در نظر گرفته میشود. در سال ۱۹۸۹ کنوانسیونی در مورد حقوق کودک به تصویب میرسد که چند سال بعد در ایران هم به تصویب میرسد.
کنوانسیون برای کسانی که به آن کنوانسیون میپیوندید در مرحله اول الزامی میشود یعنی زمانی که شما قبول کردید که به کنوانسیون بپیوندید و زمانی که قانون شد شما ملزم به اجرای تمام آن قوانین هستید.
مگر چیزهایی که در خود کنوانسیونها یک حق استثنا قائل میشوند. مثلاً یک کشور بر حسب عرف یا مذهب یا قوانین داخلی میتواند بعضی از قوانین کنوانسیون را اجرا نکند مثلاً کنوانسیون حقوق کودک، کودک تا ۱۸ سالگی تعریف شده ولی کودک در قوانین ما تا ۱۵ سالگی است یک مقدار مشکلاتی که ما در قوانین قضایی داریم همین مسئله است.
در ماده۲۳ کنوانسیون از کودک معلول نام برده میشود و چون ما به کنوانسیون پیوستیم و در مجلس آن را تصویب کردیم ملزم به رعایت آن و ارائه گزارش هستیم. در ادامه به کشورهای عضو پیشنهاد میشود کودکانی که از نظر جسمی و روحی معلول هستند باید از یک زندگی کامل، محترمانه و در شرایطی که متضمن افزایش رشد اتکا به نفس به او باشد و مشارکت او را در جامعه افزایش دهد برخوردار باشد و تبصرههای ماده ۲۳ میگوید که باید از معلول مراقبت ویژه شود.
تقریباً همه هدفش این است که افراد معلول مثل افراد عادی بتوانند در جامعه به عنوان شهروند زندگی کنند. ولی فضاها را در جامعه باید مساعد بکنیم تا افراد بتوانند در کنار هم زندگی بکنند. اینکه ما بتوانیم بگوییم مشارکت افراد معلول برابر با افراد عادی است لازمهاش اول ارتقای آگاهی عمومی است. باید جلساتی را در جاهای مختلف طراحی کنند و یکی از اهدافش این باشد که بتوانیم آگاهیها و توانمندیهای معلولمان را افزایش دهیم.
این نگاهی که در ما، انسانهای به اصطلاح سالم وجود دارد که معلولین کسانی هستند که در آسایشگاهها به سر میبرند وچه میگویند که معلول در جامعه حضور داشته باشد؟ در جامعه معلولین افراد اندیشمند و مؤثر فراوانی وجود دارند.
هیچ نگرانی هم از این ندارد که نابینا است هیچ شرمی هم ندارد که بگوید نابیناست برای اینکه به عنوان مثال وکیل مدافع هموفیلیها است. داستان هموفیلیها را شما میدانید که به وسیله خونهای آلوده مبتلا شدند ایشان توانستند این پرونده را پیروز شوند.
خواستن توانستن است یعنی آدمی؛ وکیلی و نابینا باشد و پرونده بزرگ را پیروز شود بنابراین جای تأسف دارد که در آییننامه مجلس مصوب شده است:
نابینا نمیتواند نماینده مجلس شود در حالی که در انگلستان دو وزیر نابینا و در اندونزی رئیس جمهور نابینا داشتند.
با یک نگاه تیزبینانه در مییابیم که اینها انسانهایی هستند مانند ما، اما فاقد تواناییهای کامل سایر اندامهای بدنشان میتواند! رشد کند و ارتقا یابد. بنابراین در ارتقای آگاهی این فضا باید وجود بیاید . دوم مراقبتهای پزشکی، سوم مراقبتهای توانبخشی و چهارم خدمات حمایتی. سالهاست که حقوق معلولین به عنوان وظیفه هر فردی نادیده گرفته شده است.
علم اصلاح نژاد تفکری است که در قرن ۱۹ شکل گرفت و بیان کرد معلولین کسانی هستند که نژاد ما را از بین بردند مانند هیتلر که از این تفکر استفاده کرد و گفت نژاد آریایی را معلولین از بین بردند . پنجاه هزار معلول را در آلمان در حمامهای گاز خفه کردند. به خاطر اینکه هیتلر میگفت معلولین نژاد آریا را تخریب کردند به همین دلیل امروز هم نئونازیها اولین کسانی که مورد حمله قرار میدهند معلولین هستند.
عقیمسازی عقب ماندگان ذهنی، تفکری ضد حقوق انسانی است که هنوز هم خواهان دارد. در دنیا تقریباً آسایشگاه جمع شده و جایی به عنوان آسایشگاه نگهداری در کشورهای توسعه یافته نداریم . حتی یک معلول، حتی آنکه زندگی نباتی دارد باید در کنار خانواده باشد و از او حمایت بشود نه اینکه در آسایشگاه نگهداری شود.
معلولین گفتند ما کنوانسیون میخواهیم و بدون کنوانسیون به حقوق خود دست نمییابیم همچنان که ۶۰-۷۰ سال است که اعلامیه صادر شده اما هیچکس به آن بها نمیدهد . گرچه قانون حمایت از معلولین را تصویب کردهایم و سازمان ملل نیز میتواند برای معلولین اقداماتی انجام دهد اما نظر معلولین این است در سازمان ملل کاری را بدون حضور ما انجام ندهید و اگر میخواهید برای ما کاری کنید بگذارید ما حضور داشته باشیم. که البته این کار در دنیا بیسابقه است که کسانی که در کنوانسیونی ذینفع هستند در نوشتن آن هم حضور داشته باشد.
مکزیک از سال ۲۰۰۰ دو بار پیشنهاد کنوانسیون را میدهد که مجمع عمومی آن را رد کرد و بالاخره در سال ۲۰۰۱ مجمع آن را پذیرفت.
طبق گزارش کنوانسیون از ۱۹۱ کشور عضو مجمع، فقط ۵۰ کشور هستند که قوانینی برای معلولین دارند، که این نشانگر برچسبها و نگرشهای منفی کشورها به کنوانسیون هستند. به عنوان مثال به رغم امکانات زیادی که در آمریکا وجود دارد ولی نگرش آنها نسبت به معلولین منفی است.
در فاصله ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۷، هفت نشست در رابطه با حقوق معلولین برگزار شد تا بالاخره پس از نهایی شدن نتایج در ۲۷ آگوست ۲۰۰۶ در ۱۳ دسامبر همان سال به این نتیجه رسیدند که کنوانسیون حقوق معلولین تصویب شود و قرار شد از ۳۰ مارس ۲۰۰۷ (۱۰ فروردین ۱۳۸۶) کشورهای موافق آن را امضا کنند که در همان روز اول ۸۰ کشور آن را امضا کردند که تا آن زمان بیسابقه بود و جامائیکا در همان روز آن را به تصویب مجلس کشورش نیز رساند.
طبق آخرین اطلاعات در حال حاضر ۱۲۷ کشور کنوانسیون را امضا کردند و میخواهند آن را در کشورشان به تصویب برسانند. لازم به ذکر است این کنوانسیون یک پروتکل الحاقی هم دارد و آن این است که در صورت عدم اجرای قوانین کنوانسیون میتوان شکایت کرد.
۷۱ کشور علاوه بر اینکه کنوانسیون را امضا کردند پروتکل الحاقی را هم امضا کردند. ۲۳ کشور به تصویب پارلمانهایشان هم رساندهاند. در حال حاضر گرچه روند امضاها مقداری کند شده ولی روند تصویبها رو به افزایش است تا ۲ ماه قبل ۱۷ کشور بودند که تصویب کردند و ۱۴ کشور هم پروتکل الحاقی را تصویب کردند.
در حال حاضر کشور ما جزء کشورهایی است که این کنوانسیون را امضاء نکرده و این در حالی است که وزارت رفاه موافقت خود را اعلام نموده و برای تصویب به هیئت دولت فرستاده است.
مجمع تشخیص مصلحت نظام و وزارت امور خارجه هم موافقت خود را اعلام نمودهاند. کمیسیون حقوق بشر اسلامی در حداقل سه جلسه با حضور حقوقدانان و اساتید برجسته ماده به ماده این طرح را مورد بررسی قرار داده و عدم مغایرت آن را با شرع و عرف بیان کرده است. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی هم موافقت خود را اعلام کرده است. و این یکی از خواستهها و مطالبات جامعۀ معلولین است. یعنی جامعه معلولین ایران اگر دو خواسته داشته باشد یکی پیوستن به کنوانسیون است و دومی اجرای کامل حقوق جامع که ما خیلی آن را کامل نمیدانیم ولی به هر شکل چیزی است که مورد نیاز ما است.
این خرد جمعی، نگاهش، نگاهی انسانی است نگاه انسانهایی که در جامعه هستند و در کنار ما و باید از حقوقشان که در طول تاریخ نادیده گرفته شده و مورد غفلت قرار گرفته شده دفاع کرد پس بنابراین این وظیفه امروز بر عهده شمایی هم که این را میخوانید یا میشنوید نیز سنگینی خواهد کرد که:
اولاً از این مسئله دفاع کنید و ثانیاً این پیام را برسانید که معلولان در جامعه کسانی نیستند که باید از جامعه بیرونشان ریخت. کسانی نیستند که باید از جلوی چشم ردشان کرد بلکه کسانی هستند که باید بیایند در متن اجتماع و حضور فعال داشته باشند و در توسعه زندگی خودشان و در توسعه جامعه خودشان نقش داشته باشند.
همه ما زمانی ممکن است معلول شویم. ممکن است خدای ناکرده با یک سانحه یا یک سکته مغزی، با یک سکته قلبی، با یک بیماری به فردی تبدیل شویم که روی صندلی چرخدار قرار گرفته. آن وقت خیلی دیر است که بیاییم بگوییم حالا که روی این صندلی هستم خیلی خوب است که حقوق معلولین را رعایت بکنیم امروز باید به فکر این عزیزان باشیم.
چرا همیشه در میان معلولین یک عده باید فراموش شوند، حتی یک نفر. معلول اگر برگ زردی است در آفرینش و خلقت این برگ برای زیبایی آفرینش است این نگاه هنری است به معلولیت پس معلول زیبایی میبخشد و اگر نباشد،آفرینش زیباییهایش به طور کامل مشخص نیست این نگاه، نگاه هنرمندانه است. خدا به کسانی که معلولیت دارند عشق میورزد در انجمن حمایت از معلولین یک شعار وجود دارد که هر چند وقت یک بار عوض میشود.
قبل از این، شعار این بود که معلولین فرشتگان عالم ناسوتاند. این بیان برای این است که بدانند واقعاً معلولیت را از نظر فیزیکی هیچگاه در زندگی خود دخیل ندانند چرا که معلولیت ماهیت انسان را عوض نمیکند.
معلولیت فیزیکال است آنچه که به چشم میبینند و آنچه که به ظاهرمی بینند برای چشم است برای ظاهر است. اصلاً واقعاً زیاد مهم نیست که بخواهیم رویش مانور بدهیم باید راجع به حقوق معلولان صحبت کرد، راجع به اینکه وضعیت آنها چطور بوده است؟ و در آینده چطور خواهد بود؟ بزرگترین مشکلی که معلول دارد، با این مشکل فیزیکی، باورهای غلط فرهنگی است مگر نه اینکه معلول میتواند عاشق شود، گریه کند، نماز بخواند و روزه بگیرد. باورهای غلط فرهنگی، فکر میکنند فقط آنها هستند که میتوانند عاشق شوند و دل دارند. نه همه با هم برابرند «ان اکرمکم عنداللّه اتقیکم» یعنی کسی بالاتر است که تقوی بیشتری پیشه کرده باشد.
آدم سودمند آدمی است که به افراد همنوع خودش بیشتر سود برساند. چه بسا یک معلول سودش خیلی بیشتر از یک فرد سالم باشد.
کسانی را میتوان معلول خواند که کنار خیابان از شب تا صبح میایستند و هیچ کاری ندارند که انجام دهند. پس باید این باورهای غلط فرهنگی را با نشان دادن توانمندیهای معلولین به جامعه، اصلاح کنیم. خیلی از خانوادهها معلولین را باور ندارند. یک بچه CP که به سختی میتواند حرف بزند توی بهزیستی برایش مینویسند MR این عقب مانده ذهنی است. انصافاً همین آدم درجشنواره خوارزمی شرکت کرده و جزء نفرات برتر شده است و امسال هم یک جشنوارهای در آلمان برپا شده و این فرد هم دارد در آن شرکت میکند این فرد به عنوان یک عقب مانده ذهنی شناخته شده است یعنی کسی که مددکار این فرد بوده حاض-ر نبوده با این فرد۱۰ دقیقه وقت بگذار ببین-د آیا ضریب هوشی دارد یا ندارد؟ عقب مانده ذهنی یعنی کی؟ یعنی کسی که واقعاً از نظر ارتباط با محیط خارج از خودش ناتوان باشد. این برمیگردد به اینکه معلول باید خود فعالیت کند و به اصطلاح جامعه را آگاه نماید اما آنچه راجع به حقوق معلولان بیشتر مد نظر است امسال سال ۸۷ پیگیر کنوانسیون حقوق معلولان باشیم.
جلسهای در وزارت امور خارجه برای پیگیری کنوانسیون حقوق معلولین برگزار شد. در این جلسه چهارگروه، انجمن حمایت ازحقوق معلولین، بنیاد شهید، بهزیستی و وزارت رفاه مأمور شدند که لایحهای را تنظیم نمایند تا به تصویب هیئت دولت برسد. امسال با توانمندیهایی که در بدنه تشکلهای معلولین است باید همه دست به دست همدیگر بدهند تا این لایحه به تصویب برسد.
اما قانون جامع حمایت از حقوق معلولان که در ۱۶/اردیبهشت/۸۳ به تصویب رسید این قانون ۶ ماه قبل از این طرح یک فوریتیاش به تصویب رسیده بود بعد مشخص شد که مجلس میخواهد آن را در بایگانیاش نگه دارد. با تعاملاتی که با مجلس انجام شد، مجلس این را از بایگانی در آورد و تصویب کرد.
اکنون در مجلس فراکسیونی به نام فراکسیون دفاع ازحقوق معلولین ایران برای اولین بار ایجادشده است چرا این کار انجام شد؟ صرف وجود این فراکسیون بیانگر لزوم توجه بیشتر به حقوق معلولین است.
معلولین هم عضو جامعه هستند جامعه در اثر اشتباه و سهلانگاری، معلول را روی دست خودش قرار داده چرا او باید تاوان بدهد؟ معلول حق دارد از یک زندگی شرافتمندانه برخوردار باشد. حق دارد از تمام مواهبی که دیگران استفاده میکنند او نیز بهرهمند شود. چرا نباید یک دانشجوی نابینا یا ناشنوا که سر کلاسی نشسته است بتواند به راحتی به اطلاعات دسترسی داشته باشد؟ نابینایان بطور متوسط ۱۴ ساعت بعد اطلاعات به دستشان میرسد. رادیو برای ناشنوایان یک جعبه بی استفاده است. صدا و سیما چرا به ناشنوایان غرامت پرداخت نمیکند؟ حق یک ناشنوا از رادیو تا چه اندازه است؟ آن را باید پرداخت کنند دولت جمهوری اسلامی پذیرفته که ۱۰% از واحدهای مسکونی ساخته شده برای معلولین است پس چرا اجرا نمیشود؟ اگریک سال این کارانجام شود هیچ معلولی بدون خانه نمیماند. اگر دختر معلول ازدواج نکرد، اگر کسی به سراغش نیامد کما اینکه ۹۰% دختران معلول به خاطر فیزیک نه ماهیت دارای سلیقه هست و تقوا دارد و… همه چیز دارد فقط یک کم پایش میلنگد میرود بهزیستی میگویند تو معلولیتت کم است میخواهد ازدواج کند میگویند معلول هستی نه بهزیستی به خاطر معلولیت کم حاضر است آنها را بپذیرد نه اجتماع به آنها میدان میدهد.
اینجا حق این بانو چه میشود؟ کی باید به او غرامت پرداخت کند؟
در عربستان سعودی به دختر بالای ۳۰ سال آنسه میگویند. دولت عربستان به اینکه معلول باشد، سالم و غیر سالم ندارد به دختر آنسه ماهی ۲۰۰ دلار پرداخت میکند فقط به خاطر اینکه راحت باشد. در ژاپن عیدی به کودکان ۲۴۰ دلار میدهند، ولی در کشور ما که مهد تمدن و دینباوری و فرهنگ است به معلول ۱۰ هزار تومان عیدی میدهند. یک مستمری برای معلول مینویسند ۵ بار میرود بانک میبیند واریز نشده همان ۵ بار کرایه را داده ولی مجبور است چه کار باید بکند؟
پس حقوق انسانی معلولین دارد پایمال میشود. چرا وقتی قانونگذار تصویب میکند که بلیت هواپیما برای معلولین نیم بهاست، ولی برای همراه نیم بها نمیدهیم. این در صورتی است که نابینا به دلیل امنیت نمیتواند تنها مسافرت کند. باید خودمان را با دنیا همراه کنیم دنیا دارد حرکت میکند معلول به ترحم احتیاجی ندارد، به رحم احتیاج دارد. ترحم مال ضعیف به ضعیف است ولی رحم مال قوی به ضعیف است ولی همه اینها دارند به معلولین ترحم میکنند هر جا دم از معلول و معلولیت است اول غم است. هر جا سخن از زندگی معلول است ۴ نفر را نشان میدهند که پشت میله هستند. کی گفته اینها معلولاند؟ اینها محجورند و قدرت فکر ندارند.
شما رشد و شکوفایی به عقل مردم بدهید عاطفههایشان خود به خود برانگیخته است. قرآن میگوید:
هر مولودی که زاده میشود فطرت خدایی دارد هیچکس نیست که زاده شده باشد و فطرت خدایی نداشته باشد. پس بنابراین به دنبال این نباشیم که همهاش ازعاطفه معلول استفاده بکنیم بیاییم حقوق انسانی او را بدهیم. معلولین هیچ چیزی از جامعه نمیخواهند فقط یک چیز میخواهند: حق، حق را اجرا کنند.
آمار معلولین استان و اینکه چه تعداد از معلولین تحت پوشش بهزیستی هستند اینگونه است: در مورد آمار معلولین در استان سمنان که توسط اداره بهزیستی استان سمنان شناسایی شده و دارای پرونده میباشد۷۰۷۰ (هفت هزار و هفتاد) نفر است. که به تفکیک شهرستانها:
۲۲۸۰ نفر در شهرستان شاهرود، دامغان ۱۱۶۰نفر، سمنان ۲۳۸۹ نفر و گرمسار ۱۲۴۱ نفر، از این تعداد ۱۱۰۰ نفر مستمری بگیر هستند. از ۶۷۰ نفر روانی مزمن که در استان شناسایی شدهاند ۱۸۵ نفر کمک هزینه درمان در منزل را دریافت میکنند و۱۱۰ نفر هم در م-راکز شبانه و روزانه نگهداری میشوند. ۱۷۰ نفر ضایعه نخایی در استان شناسایی شدهاند که از این۱۷۰ نفر تنها ۱۶ نفر حق پرستاری را دریافت میکنند. برای ۴۵۰۰ نفر از معلولین شناسایی شده، کارت شناسایی معلولین کارت صادر شده و همه پوشش بیمه خدمات درمانی هستند و ۵۰۰۰ نفر هم بیمه مکمل و ۷۵ دانشجوی معلول تحت حمایت بهزیستی استان سمنان هستند که این دانشجویان از تحصیل رایگان برخوردار هستند. ۵۳۲ نفر از دانش آموزان کمک هزینه آموزشی دریافت میکنند و مراکز دولتی و غیردولتی که در آن خدمات ارائه میشود، مرکز سالمندان ۶ مرکز، ۵ مرکز شبانه و ۱ مرکز روزانه روانی مزمن، ۳ مرکز که ۲ مرکز شبانهروزی و ۱ مرکز روزانه و مرکز خانواده و کودک ناشنوا، ۱ مرکز توانبخشی کمتوانان ذهنی، ۹ مرکز که ۴ مرکز بالای ۱۴ سال و ۲ مرکز زیر ۱۴ سال و ۳ مرکز شبانهروزی و ۲ مرکز شبانهروزی هم که واگذار شده است که یکی مرکز سالمندان بوده است و دیگ-ر مرکز نگ-هداری معلولین. در مجموع ۱۰۰۰ نفر مع-لولین در این مراکز خدم-ات توانبخشی و نگهداری را دریافت میکنند. با توجه به آم-ار ارائه شده خدماتی که بهزیس-تی ارائه میدهد اص-لاً قابل مقایسه با نیاز مددجویان و معلولین نیست.
یک دلیل عمدهای که برای این کار وجود دارد این است ساختار سازمان بهزیستی با یک وظایف بسیار زیاد و منابع بسیار محدود است که این منابع محدود باعث شده که خدمات توانبخشی و نگهداری و مستمری که باید ارائه بدهد نتواند آن را اجرا کند.
بودجه خرید وسایل کمک توانبخشی در استان آنقدر محدود است که اگر بخواهیم نیازهای اولیه وسایل کمک توانبخشی معلولین استان را بخواهیم مرتفع کنیم، این بودجه باید حداقل ۴ برابر شود. و در سایر قسمتهای مختلف به همین شکل، به نظر میرسد سازمان بهزیستی علیرغم همۀ تلاشی که داشته به دلیل یک سری مشکلات و تنگن-اها نتوانسته خواستهها و نیازهای معلولین را برطرف کند برای برطرف کردن این مشکلات راهکارهای زیر باید اجرا شود:
اولین قسمت این است که برای ارائه هر قسمتی و ه-ر سیکل کاری باید یک قانون جام-ع و مدونی وجود داشته باشد. این قانون مدون، باید اجرایی باشد. در سال ۸۳ قانون جامعی تصویب شد و در ۱۶ بند و۱۰ ماده که کلمه مکلف و موظف در آن ذکر شده ولی متأسفانه معلوم نیست که چقدر از این قانون اجرا شده است. مطلب دوم بعد از قانون زمینه اجرایی آن است.
نه اینکه زمینه اجرایی قانون وجود نداشته باشد، خدماتی از سالها قبل ارائه میشده و این قانون ۲ تا ۳ سال است که شکل گرفته است و این قانونی هم که تازه ش-کل گرفته ضمانت اجرایی ندارد و خیلیها ف-کر میکنند که مت-ولی اجرای این قانون سازمان بهزیستی است ولی برای ح-ل مشکلات
معلولین بایستی همه دست به دست هم بدهند. سه گروه در اینجا نقش خیلی اس-اسی دارند: اول خود معلولین دوم سازمانها سوم جامعه.
اینکه باورهای غلطی که در جامعه وجود دارد درست است پس جامعه هم در رفع این باورها نقش دارند. این قانونی که تصویب شده نیاز به یک سری زمینهها و بسترها برای اج-را دارد و یکی از این بسترها بحث اعتباری است. در این قانون ۱۶ بند وجود دارد که ۱۵ بند آن اج-رایی و در بن-د شانزدهم گفته شده که اجرای آن بندهای بالا منوط به اختصاص اعتبارات است. بناب-راین لازم است ابتدا اعتبارات آن هم اختصاص داده شود تا بعد اجرایی گردد.
نکته آخر هم اینکه، نباید قانون جنب-ه امتیازدهی و امتیازگیری داش-ته باشد. اگر معلولین مشارکت اجتماعی در جامعه داشته باشند جامعه س-ود میبرد، و م-علولین نیز از قبل این مشارکت اج-تماعی میتوانند نیازهای خود را مرتفع کنند. ب-نابراین باید اول ی-ک فرهنگسازی شکل بگیرد و اگر نگرشی بر روی حقوق معلولین است باید به گونهای باشد که احساس نشود کار برای معلولین ی-ک امتیازدهی است. بلکه معلول هم حق زندگی و مشارکت اجتماعی دارد.
سازمان مدیریت استان، یک بودجه ۱۰۰ میلیون تومان-ی برای مناسبسازی اختصاص داد. مناسبسازی چگونه انجام میشود؟ زمین را میسازند که اگر ویلچر از آن بالا رها کن-ند با سرعت پایین میآید. تازه آن هم اص-ولی انجام نمیشود خیلی از مسئولین و دوستانی که متصدی هستند که سازمان بهزیستی هم یک-ی از آن ارگانها است هنوز به آن درجه از نگرش نرسیدند که بدانند فاصله بین سلامت یا عادی بودن یک انسان و معلولیت یک لحظه است.
با تشکر ویژه از تمام مادران و هم-سرانی که فارغ از همه دغ-دغهها و مشکلات و مسائلی که بوده بدون هیچ گونه قانون کنوانسیون و پیمان نامه معلولین خود را پذیرفتهاند و هدایت کردهاند که در جامعه حضور داشته باشند.(1)
این انجمن درباره پیشنویس 36 مادهای مطلبی با عنوان «طرح پیشنویس شورای عالی معلولین کشور» منتشر کرده است. این مقاله به قلم علیرضا حیدری عضو انجمن تألیف شده است. ابتدا کلیاتی درباره قانون معلولین سپس پیشنویسی در 39 ماده نوشته است.
انجمن جوانان روشنبین در سال 1379 با مجوز سازمان ملی جوانان اصفهان تأسیس شده و از آن زمان به فعالیت در امور مربوط به نابینایان میپردازد. مشکلاتی که معلولین کشور ما با آن مواجه هستند، ناشی از چهار عامل عمده است.
1- فقدان قانونی جامع و به روز که دارای ضمانت اجرایی نیرومند بوده و بتواند مدافع حقوق معلولین در زمینههای مختلف باشد. (البته در کشور ما قانون جامع حمایت از حقوق معلولین به تصویب مجلس رسیده است لیکن این قانون متناسب با شرایط و نیازهای فعلی معلولین نبوده و از ضمانتهای اجرایی لازم و کافی نیز برخوردار نمیباشد).
1) . سایت جامعه معلولان ایران.
2- عدم وجود سازمانی که مسائل مربوط به معلولین را به شکل تخصصی و ویژه پیگیری نماید. (البته از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی سازمان بهزیستی در راستای توانبخشی و حمایت از معلولین و سایر افراد آسیبپذیر جامعه تأسیس گردید. لیکن به علت واگذاری وظایف و مسئولیتهای متعدد به این سازمان تأسیس سازمان و یا نهادی که بتواند، از ظرفیتها و استعدادهای معلولین استفاده نموده و مسائل و نیازهای ایشان را به شکلی ویژه و تخصصی پیگیری نماید. ضروری به نظر میرسد).
3- فقدان نمایندهای در دولت که بتواند، به موقع نیازهای افراد معلول را منعکس و پیگیری نماید.
4- فقدان نمایندهای از میان معلولین در مجلس شورای اسلامی که بتواند، در قانونگذاریها مسائل و نیازهای معلولین را گوشزد و پیگیری نموده و همچنین در جهت پیگیری مسائل کلان مربوط به معلولین کشور، به موقع اقدام نماید. (البته در مجلس شورای اسلامی ایران، فراکسیون معلولین تا حد زیادی این اقدامات را انجام میدهد لیکن وجود نمایندهای از میان معلولین که از دانش لازم برخوردار باشد، میتواند به تسریع و تسهیل انجام فعالیتهای مذکور کمک شایانی نماید).
با توجه به این موارد و نظر به این نکته که در حال حاضر طرح اصلاح قانون حمایت از حقوق معلولین در دولت محترم مطرح گردیده است، از حدود دو سال قبل، از طرف این انجمن، طرح تشکیل شورای عالی معلولین کشور مطرح گردیده و پیشنویسی نیز در جهت تشکیل این شورا تهیه و برای تمامی مسئولین ذیربط، ارسال شده است. لیکن با توجه به این نکته که انجام اقداماتی از این دست، همکاری و هماهنگی تمامی افراد ذیربط و ذینفع را میطلبد.
بر طبق تحقیقات میدانی، پژوهشهای دانشگاهی و برآورد سازمان آمار و سازمان بهزیستی تعداد تقریبی معلولین کشور اعم از معلولین بینایی، ذهنی، ناشنوا و جسمی - حرکتی حدود پنج میلیون نفر میباشند، که روزانه 110 نفر به آنها اضافه میشود و پیشبینی میگردد تا سال 1404 جمعیت معلولین بالغ بر دوازده میلیون نفر شود. اگر جمعیت خانوادهها و وابستگان معلولین را در نظر بگیریم ملاحظه میشود که بخش قابل ملاحظهای از جمعیت کشور با مسئله معلولیت درگیر هستند. از اردیبهشت سال 1359 سازمان بهزیستی جهت حمایت و توانبخشی، آموزش و نگهداری این اقشار و دیگر طیفهای آسیبپذیر تشکیل گردیده که هر ساله مبالغی از بودجه کشور را جهت این امور هزینه مینماید. ولی با وجود این، اکثر معلولین دچار محرومیتهای اقتصادی، محدودیتهای تحصیلی و حرفهآموزی و نیز نارساییهای مدنی و معضلات فرهنگی و اجتماعی میباشند. زیرا سازمان بهزیستی و دیگر مؤسسات متولی امور معلولین جهت پیشگیری از معلولیت، بسترسازی به منظور رشد معلولین آموزشپذیر و فراهم نمودن موجبات اشتغال و خودکفایی معلولین تحصیل کرده و آموزشدیده و همچنین توانبخشی مددجویان قابل اصلاح و تربیت، توفیق قابل توجهی نداشتهاند. چرا که سازمان بهزیستی و دیگر نهادهای همسو، اولاً فاقد برنامهریزی علمی مبتنی بر واقعیتهای روز بوده، ثانیاً از مدیران و کارشناسان متخصص و متعهد به پیشرفت معلولین در حد نیاز برخوردار نیستند یا استفاده لازمه را به عمل نمیآورند. از طرفی اساسنامه سازمان بهزیستی و آئیننامهها و بخشنامههای مرتبط با وظایف آن از ضمانت قانونی و پشتوانهی حقوقی مؤثری برخوردار نمیباشد. به همین دلیل دیگر وزارتخانهها، نهادها و مخصوصاً بخش خصوصی و مراکز ملی چندان با این سازمان در جهت تحقق
اهدافش همکاری نمینمایند. ثالثاً سازمان بهزیستی آن طور که باید بودجه و نیروی انسانی لازم را برای مطالعه و جذب پیشرفتها و فناوریهای دیگر کشورها در جهت پرورش، آموزش و توانبخشی معلولین اختصاص نداده و در برخی زمینهها و رشتهها همچنان از متُدها و اصول آموزشی سالیان پیش استفاده مینماید. کما اینکه معلولین کشور از بسیاری تجهیزات و امکانات آموزشی و توانبخشی مورد استفاده در کشورهای پیشرفته برخوردار نبوده و تجهیزاتی که به ندرت وارد کشور میشود بسیار گران هستند که عموم معلولین توان خرید آنها را ندارند و سازمان بهزیستی نیز در این خصوص برنامه و بودجه معینی تدارک ننموده است. باری از آنجایی که ادامه این وضعیت هر ساله مبالغ هنگفتی به بودجه سالیانه دولت تحمیل نموده و از طرفی نیازها و مشکلات معلولین و مددجویان انباشتهتر میگردد و نظر به اینکه علاوه بر معلولین اعضای خانوادهی آنان نیز مستقیم و غیرمستقیم متأثر از کمبودها و مشکلات آنان میباشند، که این امر طیف گستردهای از جامعه را دچار تنش و نارضایتی پنهان و آشکار مینماید، لذا تشکلهای معلولین استان اصفهان دلسوزانه و از سر خیرخواهی و آیندهنگری طرح ذیل را به منظور برون رفت از این وضعیت فرسایشی پیشنهاد مینمایند. چون بر این باوریم که تشکیل شورای عالی معلولین کشور به شرح مندرج در این طرح زمینهساز کاهش هزینههای فراوان، خودکفا شدن اغلب معلولین و کارآمد شدن تدریجی سازمانهای متصدی امور معلولین و مددجویان میگردد.
فصل اول: تأسیس شورای عالی معلولین کشور
ماده 1: به منظور تصمیمگیری، سازماندهی و نظارت بر حسن اجرای قوانین و مصوبات مربوط به معلولین و نیز بسترسازی جهت پیشگیری از معلولین و فراهم نمودن موجبات توانبخشی کلیه معلولین، دولت موظف است حداکثر شش ماه پس از تصویب این قانون اقدام به تشکیل شورای عالی معلولین کشور با شرایط ذیل نماید:
شورای عالی معلولین کشور با حضور وزرای کشور، بهداشت درمان و آموزش پزشکی،کار، رفاه و معاون، دادگستری، آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فناوری، ریاست سازمان بهزیستی کشور و هشت نفر از نمایندگان نابینایان، ناشنوایان، معلولین جسمی - حرکتی و کمتوان ذهنی و به ریاست رئیس جمهور تشکیل میشود.
تبصره 1: برای تعیین هشت نماینده معلولین کشور به شرح زیر اقدام میگردد:
الف: در هر استان توسط استانداری انتخاباتی از بین معلولین آن استان و تشکلهای مربوطه برگزار شده و از هر استان از هر یک از صنوف معلولین یک نماینده و جمعاً 4 نفر تعیین میگردد.
ب: زیر نظر وزارت کشور این نمایندگان از کل کشور مجمعی تشکیل داده و از بین خود از هر یک از صنوف معلولین دو نماینده جمعاً هشت نفر جهت عضویت در شورای عالی معلولین کشور برای مدت 4 سال انتخاب میکنند.
ج: شرایط کاندیداتوری نفرات برای عضویت در مجمع نمایندگان معلولین به شرح زیر است:
1- عضویت در یکی از تشکلهای قانونی معلولین حداقل به مدت 2 سال
2- حداقل 30 سال سن و حداکثر 50 سال سن
3- حداقل تحصیلات درجه کارشناسی یا معادل آن
د: در مورد معلولین کمتوان ذهنی عضویت قیمهای آنان یا نفرات عضو تشکلهای مربوطه به شرط احراز شرایط کاندیداتوری بلامانع است.
تبصره 2: وظایف و محدوده اختیارات این شورا طبق این قانون بوده و آییننامه اجرایی آن ظرف مدت 3 ماه پس از تصویب قانون به تصویت هیئت وزیران خواهد رسید.
تبصره 3: دولت مکلف است ردیف بودجه شورای عالی معلولین کشور را در بودجه سالیانه لحاظ نماید.
تبصره 4: پس از شکلگیری شورای عالی معلولین این شورا و نمایندگیهایش در سطح استانها باید تمامی موارد قانونی و اجرایی مرتبط با معلولین را پیگیری و دنبال نموده و تمامی سازمانها و مؤسسات دولتی، عمومی و خصوصی در هر شرایط ملزم به پاسخگویی به این شورا میباشند.
ماده 2: فرد معلول مشمول این قانون کسی است که معلولیت وی مورد تأیید وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی قرار گیرد.
ماده 3: سازمان آمار ایران موظف است با همکاری مراجع ذیربط، اقدام به شناسایی و ثبت آمار معلولین نبوده و آمار به دست آمده را در اختیار شورای عالی معلولین کشور قرار دهد.
ماده 4: شورای عالی معلولین کشور موظف است، در تمامی لوایح دولت و مصوبات مجلس، شرایط و مطالبات ویژه معلولین را لحاظ نماید.
تبصره 1: هیئت دولت و تمامی کمیسیونهای مجلس شورای اسلامی موظفاند، مصوبات خود را به منظور بررسی مطابقت با شرایط و نیازهای افراد معلول در اختیار شورای عالی معلولین کشور قرار داده و از نظرات کارشناسی شده شورا در اصلاحات احتمالی مصوبات مذکور، استفاده نمایند.
فصل دوم: بهداشت، پیشگیری، درمان
ماده 5: وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی موظف است، کلیه خانوادههای ایرانی را مورد مطالعه قرار دهد تا در صورت مشاهده موارد مشکوک، اقدامات لازم برای راهنمایی و معالجه آنها صورت گرفته و بدین وسیله از گسترش معلولیت و تولد فرزندان معلول جلوگیری شود.
ماده 6: به منظور پیشگیری عام از گسترش معلولیت، دولت موظف است علاوه بر ترویج آموزشهای همگانی جهت رعایت نکات بهداشتی در خصوص معلولیت، اقدام به افزایش مراکز مشاوره ژنتیک در کلیه استانهای کشور نموده و همه افردای که مبادرت به ازدواج مینمایند را ملزم به انجام مشاوره رایگان نماید.
ماده 7: دولت موظف است جهت درمان افراد معلول علاجپذیر (حسب تأیید وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی) از طریق خدمات رایگان، پرداخت وامهای بلاعوض و یا وامهای دراز مدت بدون بهره و همچنین در کوتاهترین مراحل اداری به خصوص در موارد اعزام به خارج از کشور اقدام نماید.
فصل سوم: آموزش و توانبخشی
ماده 8: دولت موظف است زمینه ی آموزش و تحصیل رایگان معلولین در تمامی سطوح و مقاطع و در مراکز آموزشی دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی را به صورت رایگان فراهم نماید.
ماده 9: دولت موظف است کلیه وسایل آموزشی و کمک آموزشی ویژه معلولین را تهیه و به اقتضای نیاز و نوع معلولیت در اختیار آنان قرار دهد.
تبصره 10: چگونگی واگذاری این وسایل به صورت رایگان، نیم بها و یا فروش اقساطی طی مصوبه شورای عالی معلولین کشور تعیین میشود.
ماده 10: تعلیم و تربیت معلولین باید از دوره آمادگی تا پایان دبستان در مدارس ویژه و توسط مربیان آموزش دیده انجام گیرد و از دوره راهنمایی به بعد مناسب با تواناییها و استعدادهای فرد معلول، در مدارس عادی و یا ویژه انجام شود.
تبصره 1: بدیهی است که معلولین در تمامی مراحل، مقاطع و سطوح آموزشی همواره به خدمات مشاورهای و تجهیزات آموزشی ویژه نیاز دارند از همین روی لازم است شورای عالی معلولین کشور سازمانهای مربوطه را ملزم به تأمین و تدارک امکانات فوق نماید.
ماده 11: برنامههای آموزشی و تحصیلی باید شامل همه افراد معلول از جمله بزرگسالان شده و به مناطق روستایی توجه خاص شود.
تبصره 1: به منظور ایجاد عدالت، دادن فرصتهای برابر به افراد معلول و جلوگیری از تضییع حق ایشان در رقابت با سایرین، در تمامی آزمونها اعم از آزمونهای تحصیلی و استخدامی، باید توسط مرجع آزمون گیرنده، شرایط، امکانات و تمهیدات ویژه و مورد نیاز این افراد تدارک دیده شود.
تبصره 2: در صورت بروز هر مشکلی در این رابطه شورای عالی معلولین کشور و نمایندگیهای آن استانها موظفاند هر چه سریعتر مسئله را پیگیری نموده و در جهت رسیدن معلولین خسارت دیده به حقشان، اقدامات مقتضی را انجام دهند.
ماده 12: روشهای آموزش خاص معلولین میباید در دورههای تربیت معلم به عنوان جزئی از دوره آموزش گنجانده شود و تربیت معلم مخصوص با ویژگی اشراف بر کلیه موارد درسی امری الزامی است.
ماده 13: فرآیند توانبخشی اعم از کسب مهارتهای روزانه، جهتیابی و غیره و همچنین فرآیند حرفهآموزی متناسب با اصول علمی و زیر نظر افراد متخصص از آموزشهای الزامی برای افراد معلول بوده و کلیه این افراد باید متناسب با تشخیص شورای عالی معلولین کشور برای نواحی مختلف، واجد گواهینامه دوره توانبخشی و حرفهای باشند.
تبصره 1: دولت موظف است در تمامی شهرستانها مراکز ویژهای را به منظور ارائهی خدمات توانبخشی، آموزش مهارتهای توانانیابی و حرفهای به افراد معلول تأسیس نموده یا مراکز آموزشی موجود را به منظور ارائهی خدمات مذکور به افراد معلول، از نظر امکانات و موقعیت فیزیکی مناسبسازی نماید.
تبصره 2: تعیین مرجع ذیصلاح به منظور نظارت بر فرآیند آموزش مهارتهای توانبخشی و حرفهای معلولین بر عهدهی شورای عالی معلولین کشور و وزارتخانهها و سازمانهای دولتی مرتبط میباشد.
فصل چهارم: اشتغال و حرفهآموزی
ماده 14: به منظور توانبخشی شغلی و تعدد حرفهها برای افراد معلول به ویژه برای معلولین بینایی، وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی موظف است ضمن مناسبسازی مراکز فنی و حرفهای آنها را به جدیدترین تجهیزات آموزشی ویژه آموزش به معلولین مجهز نماید.
ماده 15: دولت موظف است افراد معلول آموزش پذیری را که به دلیل شدت معلولیت و یا نیازهای خاص خود از رقابت شغلی در بازار آزاد اشتغال ناتوان میباشند در یکی از مراکز دولتی و یا کارگاههای حمایتی به کار بگمارد.
تبصره 1: منظور از کارگاههای حمایتی، مراکز دولتی است که از این پس به فراخور نیازها و تواناییهای افراد معلول یا مجوز دولت راهاندازی گردیده و با نظارت و حمایت دولت تا رسیدن به مرز خودکفایی به فعالیت خود ادامه خواهند داد.
ماده 16: کلیه سازمانها، شرکتها و مؤسسات دولتی و خصوصی موظفاند افرادی که در اثر سانحه دچار معلولیت شدهاند را متناسب با توانایی و علاقهشان در شغل سابق خود نگه داشته و در غیر این صورت کار جدیدی را در همان سازمان یا شرکت به آنها محول سازند.
تبصره 1: معلولین شاغل و کارکنانی که در اثر حادثه دچار معلولیت میشوند میباید در طول دوره درمان و توانبخشی از کلیه حقوق و مزایای خود برخوردار باشند.
تبصره 2: بدیهی است که تأمین ملزومات و امکانات مناسب برای ادامه کار معلولین مذکور بر عهدهی سازمان مربوطه است.
ماده 17: دولت موظف است علاوه بر توسعه اشتغال معلولین در سازمانهای دولتی از طرق ذیل اقدام به ایجاد اشتغال و تأمین شغلی برای افراد معلول نماید.
الف: اختصاص بیقید و شرط 5% از سهمیهی استخدامی تمامی مراکز دولتی و عمومی به استخدام افراد معلول
ب: انحصاری ساختن بعضی مشاغل و تولید بعضی کالاها برای افراد معلول
ج: حمایت از طریق دخالت در تأمین مواد اولیه مورد نیاز با قیمت ارزان و خرید کالاها و خدمات تولید شده توسط افراد معلول و یا کارگاههایی که اکثریت افرادش معلول هستند.
د: ایجاد انگیزه در کارفرمایانی که توانایی و تخصص و امکانات آموزش فنی حرفهای و جذب افراد معلول را دارند.
ه- : افزایش وام اشتغال به ویژه برای معلولین بینایی و همچنین اختصاص تسهیلات و پرداخت پاداش به کسانی که بتوانند برای افراد معلول ایجاد اشتغال نمایند.
و: معافیت مالیاتی و اختصاص تسهیلات ویژه به تعاونیهای کوچک ویژه معلولین.
تبصره 1: دولت موظف است از کارفرمایانی که با اخذ تسهیلات مذکور به استخدام افراد معلول مبادرت مینمایند، ضمانتهای لازم را به منظور تأمین آتیه شغلی و پرداخت به موقع حقوق و مزایای معلولین دریافت نماید.
ماده 18: سازمانها و شرکتهای دولتی و خصوصی موظفاند کارکنان معلول خود را در پستهایی قرار دهند که متناسب با آخرین مدرک تحصیلی یا حرفهای آنان بوده و امکانات لازم را در جهت سهولت انجام کار در اختیارشان قرار دهند.
فصل پنجم: رفاه اجتماعی و توسعه فرهنگی و ورزشی
ماده 19: سازمانهای دولتی موظفاند، خدمات جانبی مؤثر برای توانبخشی حرفهای شاغلین معلول خود را تهیه و به صورت رایگان در اختیار آنها قرار دهند.
ماده 20: از آنجایی که هزینه زندگی و معیشت معلولین به نسبت دیگر افراد مضاعف میباشد، لذا دولت موظف است هر ماهه مبلغی به عنوان حق معلولیت به کلیه معلولین اعم از شاغل یا بازنشسته و یا بیکار پرداخت نماید. میزان و چگونگی این پرداخت توسط شورای عالی معلولین کشور تعیین میشود.
تبصره 1: بخشی از حقوق معلولیت سنین پایینتر از هجده سال به خانوادههایشان اعطا خواهد شد و بخش دیگر در حساب پساندازی که به نام فرد معلول افتتاح میگردد، نزد دولت ذخیره میشود تا پس از رسیدن به سن 18 سالگی پشتوانهای برای وی باشد.
تبصره 2: به منظور رفاه اقتصادی افراد معلول و خانوادههایشان کالاهایی نیز به صورت رایگان و نیمبها در اختیارشان قرار خواهد گرفت.
تبصره 3: به منظور حمایت از معلولین شاغل در مراکز دولتی حقوق ایشان از پرداخت کسورات معاف خواهد شد.
ماده 21: افراد معلول برای دستیابی به تمام اشکال درآمدی و ترفیع موقعیت اداری و توسعه شغلی و حفظ آن و تأمین اجتماعی به شکلی که با نظام اقتصادی و توسعه یافتگی کشور متناسب باشد باید مانند همنوعان غیر معلول از فرصتهای یکسانی برخوردار شوند.
ماده 22: دولت موظف است کسانی را که با افراد معلول زندگی میکنند و در کارهای روزمره به آنان یاری میرسانند به گونهای مورد حمایت قرار دهد که بتوانند استراحت کافی داشته و برای تأمین نیازهای شخصی خود اقدام نمایند.
ماده 23: دولت موظف است حمایتهای قانونی لازم را از لحاظ مالی و اداری نسبت به ایجاد و توسعه مراکزی که در راستای تولید وسایل کمک حرفهای، آموزشی و غیره معلولین فعالیت میکنند به عمل آورد.
تبصره 1: واردات کلیه وسایل و لوازم ویژه معلولین اعم از آموزشی، کمک حرفهای، توانبخشی و غیره که در خارج کشور ساخته میشوند و همچنین مواد اولیه مورد نیاز ساخت این وسایل در داخل کشور از پرداخت هر گونه عوارض گمرکی و مالیات معاف میباشند.
ماده 24: افراد معلول شاغل در سازمانها و شرکتهای دولتی و خصوصی از لحاظ سنوات خدمت و سن بازنشستگی نسبت به سایر افراد به طور اختیاری از پنج سال معافیت برخوردار میباشند و در صورت استفاده از این معافیت، مشمول کلیه حقوق و مزایایی خواهند بود که یک فرد پس از پایان دوره خدمت خود از آن بهرهمند میباشد.
ماده 25: دولت موظف است افرادی که دارای معلولیتهای شدید یا چند معلولیتی هستند را برحسب مورد و بنا به نیاز و درخواست خانواده فرد معلول در منزل، مجامع شبانهروزی و یا مراکز ویژه به صورت رایگان و در صورت لزوم با فراهم آوردن امکانات و تجهیزات لازم، نگهداری نموده و جهت توانبخشی اجتماعی و حرفهای ایشان، مساعی لازم را به کار برد.
ماده 26: افراد معلول و سازمانهای غیردولتی یا غیرانتفاعی، خدمات دهنده ویژه معلولین به هنگام دریافت پروانه ساختمانی، پایان کار، اخذ انشعاب آب، برق و گاز از تخفیف ویژه برخوردار میباشند که چگونگی آن توسط شورای عالی معلولین کشور تعین میگردد.
ماده 27: دولت موظف است هر ساله ایام جهانی تمامی گروههای معلولین را به نحو شایستهای ارج نهاده از طریق رسانههای خبری به خصوص صدا و سیما، در جهت درک توانمندیهای معلولین فرهنگسازی نماید.
تبصره 1: رسانههای گروه دولتی به خصوص صدا وسیما موظفاند، در برنامههای خود در هر طول هفته ساعاتی را به بخش برنامههایی جهت فرهنگسازی پیرامون تبیین توانمندیها و نیازهای معلولین اختصاص دهند. بدیهی است که تعیین مدت زمان لازم برای پخش این برنامهها در طول هفته و همچنین سیاستگذاری پیرامون محتوای آنها بر عهدهی شورای عالی معلولین کشور خواهد بود.
ماده 28: دولت موظف است در برنامههای آموزشی عمومی، بهسازی و ارتقاء سطح دانش و آگاهی کلیه کارکنان سازمانهای ذیربط در امور معلولین، آموزشهای پیشگیری، درمان، توانبخشی و درک علل پزشکی و اجتماعی معلولیت و مشارکت این افراد را لحاظ نماید.
ماده 29: شورای عالی معلولین کشور موظف است با ایجاد واحد پژوهش و اطلاعرسانی جهت دستیابی به اهداف ذیل اقدام نماید:
الف - پژوهش درباره شرایط اقتصادی و اجتماعی معلولین و چگونگی مشارکت آنان در برنامههایی که در زندگی آنان و خانوادههایشان مؤثر میباشد.
ب - پژوهش درباره علل و انواع بروز اختلالات معلولیت و چگونگی پیشگیری و مداوای آنها
ج - تدوین و ایجاد بانک اطلاعات جامع در زمینه حقوق، مشارکت و نیازهای فرهنگی و سایر نیازهای برآورده نشده معلولین برای آگاهی عمومی.
د - ارائه نتایج تحقیقات و پژوهشهای به عمل آمده به معلولین و خانوادههایشان و متخصصان و کارشناسانی که در زمینههای گوناگون معلولین اعم از فرهنگی، پزشکی و غیره در ارتباط میباشند.
ه- - تهیه آمار دقیق از معلولین به منظور برنامهریزی لازم
و - تهیه جدیدترین اطلاعات از پیشرفتهای پزشکی و وسایل کمک حرفهای و آموزش و توانبخشی معلولین.
ماده 30: دولت موظف است از طریق اقدامات ذیل، زمینه فعالیت معلولین را در انواع رشتههای ورزشی فراهم و به توسعه و تقویت آن بپردازد.
الف: احداث مکانهای ورزشی متناسب با ویژگی گروههای مختلف معلولین.
ب: افزایش برگزاری مسابقات ورزشی به صورت کشوری و منطقهای با کمیت و کیفیت مناسب
ج: تربیت مربیان ویژه در کلیه رشتههای ورزشی
د: ایجاد امکانات ایاب و ذهاب و مسافرت ورزشکاران به مراکز ورزشی و مکانهای برگزاری مسابقات
ه: تخصیص مزایای مالی به معلولین دارای مقامهای جهانی و یا عضو در تیم ملی همانند سایر ورزشکاران هم سطح
ماده 31: دولت موظف است جهت استفاده افراد معلول از مراکز و وسایل تفریحی، اقدام به مناسبسازی آنان، مطابق با وضعیت گروههای مختلف معلولین نماید.
فصل ششم: خدمات حمایتی، حمایتهای حقوقی و قضایی و ازدواج
ماده 32: رعایت حقوق افراد معلول به ویژه معلولین بینایی در هنگام عبور از خیابان از طرف رانندگان امری الزامی است دولت مکلف است که ساز و کار قانونی اجرای این ماده را فراهم نماید.
ماده 33: دولت مکلف است در تمامی شهرها موجبات مناسبسازی معابر عمومی، مراکز تجاری، خدماتی، کتابخانههای عمومی و ایستگاههای تاکسی، اتوبوس، قطار و مترو و فرودگاهها را از طریق تنظیم دستورالعمل و ابلاغ آن به ادارات ذیربط فراهم نماید.
تبصره 1: تمامی مراکز عمومی اعم از دولتی و غیره دولتی موظفاند دستگاهها و تجهیزات ارائهی خدمات عمومی خود نظیر خودپردازها، پوزها، دستگاههای اتوماتیک خرید بلیت و کالا را به نحوی مناسبسازی نمایند که دسترسی و استفاده از آنها برای تمامی معلولین امکانپذیر باشد.
تبصره 2: مناسبسازی خدمات مذکور حتماً باید هنگام طراحی و ساخت آنها برنامهریزی شده و صورت گیرد.
تبصره 3: مراکز دولتی و مؤسسات غیردولتی موظفاند، امکانات خود را در زمینهی ارائهی خدمات دولت الکترونیک را به منظور دسترسی و استفادهی پرسنل و مراجعین معلول، مناسبسازی نمایند.
تبصره 4: در صورت تخلف از موارد بالا مجوز پایان کار ساخت به سازمان متخلف اعطا نمیگردد.
ماده 34: دولت موظف به اختصاص تسهیلات ویژه به منظور حمایت از افراد معلول در زمینهی خرید، اجاره و یا ساخت مسکن میباشد.
تبصره 1: تسهیلات ویژه مسکن معلولین باید به اندازهای باشد که به آنان توانایی خرید، ساخت و یا اجاره مسکن در موقعیت مناسب شهر را بدهد.
ماده 35: نیروی انتظامی و قوه قضاییه موظف به حمایت از افراد معلول و خانوادههایشان به هنگام بروز مشکلات اقتصادی میباشند و محاکم عمومی دادگستری، کلیه مراجع اختصاصی و اداری موظفاند پروندههای افراد معلول را خارج از نوبت و در اسرع وقت رسیدگی نمایند.
تبصره 1: افراد معلول و خانوادههایشان در برخورداری از وکیل معاضدتی دارای حق اولویت میباشند.
ماده 36: دولت موظف است کسانی را که با افراد معلول، ازدواج مینمایند مورد حمایت مالی و معنوی قرار داده و امکانات رفاهی از قبیل مسکن، اشتغال و غیره را برای آنان فراهم نماید.
تبصره 1: زوجهایی که هر دو نفر آنها دچار معلولیت میباشند میباید از خدمات مددکار رایگان برخوردار شوند تا در انجام امور زندگی، آنان را یاری نمایند.
ماده 37: افرادی که دارای والدین معلول هستند، باید در زمینه استخدام و تحصیل از اولویت ویژه برخوردار باشند، که چگونگی آن را شورای عالی معلولین کشور تعیین مینماید.
ماده 38: دولت موظف است با تخصیص بودجه و صدور مجوزهای لازم موجبات طراحی، ساخت و تولید وسایل و تجهیزات آموزشی، کمک آموزشی و توانبخشی ویژه معلولین را در داخل کشور فراهم نماید.
ماده 39: وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، موظف است کلیه مراکز درمانی در شهرها را به ابزار و وسایل پیشرفته درمانی ویژه معلولین مجهز و ملزم به ارائه خدمات نماید. چگونگی پرداخت هزینه درمان افراد معلول توسط مصوبه شورای عالی معلولین کشور تعیین خواهد شد.(1)
آقای سهیل معینی به عنوان مدیر چاوش در جریان تصویب حقوق معلولین در سالهای اخیر فعال بوده است. پس از آخرین اقدام هیات دولت در 10 خرداد 94 و تأیید متن حقوقی آماده شده، شبکه چاوش بیانیه زیر را در 16 خرداد 94 منتشر نمود.
شبکه تشکلهای نابینایان و کم بینایان برای هبستگی کلیه سمنهای فعال سراسر کشور در خصوص حمایت از تصویب لایحه حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت بیانیه ای را منتشر کرد. متن بیانیه به این شرح است:
به نام خدا. هیئت مدیره شبکه تشکلهای نابینایان و کمبینایان کشور(چاوش) با تبریک تصویب برنامه جامع حمایت از حقوق معلولان کشور در نشست هیئت محترم دولت در روز یکشنبه 10 خردادماه به جامعه شهروندان معلول ایران به ویژه شهروندان نابینا و کمبینا به عنوان دستآوردی بزرگ در راه پاسخگویی به حقوق شهروندی افراد معلول و بهبود چشم گیر سطح زندگی این افراد که محصول فعالیت مدافعین حقوق مدنی معلولان به ویژه نابینایان کشور است و با تشکر از فعالیتهای مستمر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در دفاع از این دستآورد تا تحقق کامل آن در هیئت دولت و با قدردانی صمیمی از حمایتهای دکتر حسن روحانی ریاست محترم جمهور در حمایت تمام عیار از تصویب این قانون در هیئت دولت با دعوت از تشکلهای عضو شبکه و نیز کلیه تشکلهای خارج از شبکه و فعال در سطح استانها و شهرستانهای مختلف کشورمان جهت همبستگی و حمایت از تصویب لایحه این برنامه در مجلس شورای اسلامی این تشکلها را به هماهنگی و اقدام مشترک در زمینه های زیر فرا میخواند:
انتشار متن برنامه برای آگاهی عمومی اعضای خود و ایجاد زمینه آشنایی و آگاهی کامل نابینایان و کمبینایان از حقوق مسلم شهروندان معلول در چهارچوب برنامه حمایت از حقوق معلولان از طریق نشر متن برنامه به هر شکل مقتضی و برپایی نشستهای تخصصی دراین خصوص در اسرع وقت.
فرا خواندن کارشناسان عضو خود و نیز دعوت از کارشناسان میهمان متخصص برای شرکت در نشستهای تخصصی مطالعه و بررسی دقیق متن برنامه، تعیین نقاط ضعف متن برنامه و قابل اصلاح در بررسیهای مجلس شورای اسلامی، جمع بندی نظرات کارشناسان مدعو و ارسال این جمع
1) . این مقاله به قلم علیرضا حیدری از انجمن جوانان روشنبین اصفهان در 3 خرداد 1394 منتشر شده است.
بندیهای برای هیئت مدیره شبکه که مدیر عامل و رییس آن از اعضای اصلی کمیته تدوین لایحه جامع حمایت از حقوق معلولان هستند برای بررسی نهایی و طرح در مجلس شورای اسلامی.
لازم به یاد آوری است که با توجه به ضرورت تسریع در این روند به منظور تصویب لایحه در مجلس کنونی و ورود مجلس به فضای سیاسی انتخابات از نیمه دوم سال، ضروری است اقدامات توصیف شده از سوی تشکلهای نابیانیان و کمبینایان حداکثر در یک ماه و نیم آینده صورت پذیرد. هیئت مدیره شبکه آمادگی کامل خود را برای هرگونه همکاری با تشکلهای نابینایان در انجام موارد بالا اعلام میکند.(1)
1) . سایت روزنامه ایران سپید، 16 خرداد 1394.
هماندیشی
هماندیشی اسمی برای جریانی است که از سال 1392 بین تشکلهای مردمی معلولین شکل گرفته است. مسئولان و مدیران مراکز سابقهدار معلولین پس از تأخیر در ارائه قانون معلولین و مشخصاً در سال 92 در تعامل و گفتوگو بودند تا کاری انجام دهند و تدبیری برای مشکلات معلولین بیندیشند. پس از رایزنیها به این نتیجه رسیدند نشستی برپا کنند. بالاخره بیست و چهارم اسفندماه 1392 به عنوان یک روز تاریخی جدید در تاریخ معلولین ایران ثبت شد، زیرا چند تشکل به دعوت «کانون معلولین توانا قزوین» دور هم نشستند و هفت نفر به عنوان سکّاندار هدایت جامعه معلولین تدبیر و مدیریت امور کلان را بر عهده گرفتند. آقایان: سید محمد موسوی، علی اکبر جمالی، سهیل معینی، رحمان دلاوری، کاظم البرز کوهی، مهدی قنبری و علی ضرابی به عنوان هیئت هفت نفره انتخاب شدند. آقای سید محمد موسوی دبیر هیئت هفت نفره و آقای سهیل معینی نماینده هیئت برای همکاری با دولت جهت تصویب قانون جامع تعیین شدند.
«هماندیشان» تاکنون سه نشست مهم و عمومی داشتهاند. البته جلسات در سطح محدود و بین چند عضو یا جلسات هیئت منتخب هم برقرار بوده است. گزارش سه نشست عمومی ذیلاً تقدیم میشود. زیرا این جلسات عمدتاً برای پیگیری حقوق معلولین بوده و مباحث مهمی مطرح شده است. مهم این است که جریان هماندیشی، جنبش حقوقگرایی معلولین را چند فاز به جلو برد.
اولین نشست هماندیشی یک روزه سازمانهای مردمنهاد معلولان به منظور بررسی لایحه حقوق شهروندی افراد دارای معلولیت برگزار شد. بیش از پانزده تشکّلِ حمایت از معلولان، روز پنچشنبه، به همت «کانون معلولین توانا» دور هم جمع شدند تا ضمن بررسی لایحه حقوق شهروندی افراد دارای معلولیت، در روند تصویب قانون جامع حمایت از معلولان اثرگذار باشند.
سید محمد موسوی رئیس هیئت مدیره کانون معلولین توانا در این نشست ضمن تشکر از تشکلهایی که احساس مسئولیت کرده و دعوت کانون معلولین را برای شرکت در این نشست پذیرفتهاند، کانون معلولین توانا را در این حرکت خادم و میزبان تشکلها دانست و گفت: ما یک درد مشترک داریم لذا باید با حرکتهای عاقلانه در بهبود وضعیت معلولان اثرگذار باشیم.
در بحث هدفمندی یارانه حق معلولان نیز به ویژه در بحث بنزین مطرح شد و معلولان بارها برای مطالبه این حق به بهزیستی مراجعه کردند و در نهایت همه گروهها سهمیه خود را گرفتند اما برای معلولان هیچ فکری نشد. از اینرو این گروه باید در هر روز کاری مجلس حاضر باشند و جایگاه خود را در قوانین ببینند.
برخی مسئولان هنوز با واقعیتهای زندگی معلولان آشنایی ندارند و ما باید برای آشنایی آنها به ویژه نمایندگان محترم مجلس با مسائل معلولان دور هم جمع شده و حرکتهای اجتماعی انجام
دهیم. کانون معلولین توانای قزوین، بار مالی و میزبانی این حرکت را به عهده دارد و دوستانی مانند آقای معینی و صابری در کارشناسی، این حرکت را تقویت میکنند.
معلولان شدید و دارای زخم بستر در واقع رئیسان این جریان هستند. اگر لاستیک ویلچر معلولی پنچر شود او با مستمری اندک خود چگونه قادر به رفع این مشکل خواهد بود. البته قلب مسئولان با ماست، اما باید با دادن برنامه و آشنا کردن آنها با مسائل معلولان، به یاری مدیران و مسئولان بشتابیم.
هدف این نشست را ایجاد یک کمیته حقوقی را که تلفیقی از تشکلها باشد، دانست. در این کمیته تلفیقی، تشکلهای غایب هم به مشارکت فرا خوانده میشوند.
مدیر عامل« انجمن باور» آقای سهیل معینی نیز در این نشست ضمن تشکر از تلاش کانون معلولین توانا در برگزاری این نشست کانون معلولین را از فعالترین تشکلها در خصوص حقوق افراد دارای معلولیت دانست و گفت: کانون معلولین با اینکه در قزوین مستقر است و دسترسی کمتری به امکانات موجود در پایتخت، دارد اما به جرئت میتوان گفت از بسیاری از تشکلهای مستقر در تهران فعالتر است.
ما از تمام تشکلها این انتظار را داریم که تصور نکنند به علت دور بودن از تهران نمیتوانند مؤثر باشند، چرا که مشکلات معلولان، ملی است و کانون معلولین توانا با وجود فاصلهای که با تهران دارد همواره توانسته در این راستا فعال باشد. در دهه هفتاد، شاهد رشد کمّی تشکلهای محلی، شهرستانی و استانی بودیم، اما به مرور مشاهده شد که ایجاد این تشکلها رشد چشمگیری در بهبود شرایط زندگی معلولان نداشته و این نکته که حقوق افراد دارای معلولیت جنبه قانونی ندارد به عنوان یک خلأ احساس شد.
درادامه فعالیت تشکلها ضرورت برجسته کردن این حقوق حس شد و به این منظور کمیتهای در سال 78 تشکیل شد که پیشنویس اولیهی حقوق افراد دارای معلولیت را تهیه کرد و سازمان بهزیستی هم از سال ۸۱ در این موضوع ورود کرد و با رایزنیهای انجام شده و نشستهای صورت گرفته با نمایندگان مجلس، سرانجام قانون جامع حمایت از معلولان در سال ۸۳ به تصویب رسید.
اگر چه بند ۱۶ قانون یاد شده تحقق اعمال این قانون را به داشتن اعتبار منوط کرده، اما بزرگترین دستاورد قانون جامع این است که برای پیگیری حقوق معلولین مبنای قانونی پیدا کردند.
صرف نظر از اینکه وضعیت اجرایی قانون جامع به چه شکل است، اما بر اساس این قانون بیش از بیست هزار دانشجوی معلول در سراسر کشور توانستند وارد دانشگاه شوند و امروز کمتر مسئولی است که به ضرورت مناسبسازی فضاها برای دسترسی معلولان اعتقاد نداشته باشد.
هر فرد معلولی که قادر به کار باشد اما دولت نتواند به او کار بدهد، حق برخورداری از تأمین اجتماعی را دارد و این حق در قانون یاد شده برجسته شده و دولت مکلّف شده حداقل حقوق بیکاری را که به سایرین میدهد به معلولان جویای کار نیز بدهد.
پرداخت بیمهی سهم کارفرما، داشتن قانون جداگانه برای کودکان و نوجوانان معلول، معافیت مالیاتی، پرداخت حق مددکاری و دیگر دستاوردهای حقوقی را از دیگر دستاوردهای قانون 83 دانست و گفت: در این قانون تلاش بر این بوده که تمامی مشکلات و مسائل پیش روی معلولان دیده شود.
تشکلها باید در عین مستقل بودن با هم هماهنگ بوده و تعریف دقیقی از شبکههای ملی داشته باشند، همچنین تشکیل شبکه معلولان کشور باید هدف همه ما باشد.
سپس دکتر علی صابری، عضو شورای شهر تهران و عضو کانون وکلای دادگستری در این نشست با تاکید بر اینکه تشکلها در اقدامات بزرگ و ملی باید همسو و هماهنگ باشند گفت: ما باید به هر قانون تصویب شدهای که به طور مستقیم و غیرمستقیم به معلولان ربط دارد به صورت ملی نگاه کرده و تخصصی برخورد کنیم.
اینکه ما در تمام قوانین، معلولان را فراتر ببینیم خوب است اما این انتظار که هر روز قانون جدیدی برای معلولان تصویب شود درست نیست.
وی با اعلام این مطلب که تشکلها باید برای قانون جامع حمایت از معلولان انرژی بگذارند گفت: در مسائل حقوقی، حرکتها باید تکاملی و منسجم باشد تا رسانهها نیز در برخورد با تشکلها ادبیات قویتری پیدا کنند. آغوش دفتر شورای شهر به روی طرحها، فکرها و نظریات همه باز است و ما میتوانیم تشکلهای شهر تهران و معلولانی را که تمایل دارند از تصمیمات شورای شهر مطلع سازیم.
محمود کاری، رئیس «انجمن ندای معلولان» با بیان اینکه اقدام کانون توانا در برگزاری این نشست، نقطه عطفی است و تشکلها باید با برنامه ریزی فعالیت کنند گفت: مایه افتخار ماست که آقای موسوی به عنوان یک سرمایهگذار در کارخانه خود معلولان را استخدام کرده و سایر سرمایهداران هم باید بدانند که معلولان توانمند هستند.
محمدرضا دشتی از رعد مرکز از زحمات کانون توانا تشکر کرد و گفت: آنچه مسلم است این است که با پیگیری و تلاش تشکلها لایحه حقوق شهروندی افراد دارای معلولیت به نتیجه خواهد رسید.
رحمان دلاوری مدیرعامل جامعه معلولین و عضو شورای شهر دلیجان، توجه به توسعه دانش زندگی معلولان را از موارد قابل توجه دانست و گفت: در جامعه ما آموزشهایی برای کسانی که تازه معلول میشوند وجود ندارد و ما در تنظیم این لایحه بهتر است از کشورهای دیگر الگوبرداری کرده و همچنین دولت را متقاعد کنیم که از معلولان به عنوان نیروهای خلاق و ایدهپرداز استفاده کند.
مهدی قنبری موحد، مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره جامعه معلولین زنجان، ضمن تشکر از مسئولان جلسه، راهاندازی کلینیکهای درمانی را از ضروریات معلولان اعلام کرد.
حامد عابدینزاده از انجمن ناشنوایان که خود نیز از ناشنوایان است، تربیت رابط ناشنوایان در سازمانهای دولتی و استخدام این رابطها را در همه مراکز برای برقراری ارتباط ناشنوایان و احقاق حقوق آنها لازم دانست.
البرزکوهی از انجمن معلولین ضایعات نخاعی ایران از تلاشهای کانون توانا و سیدمحمد موسوی تشکر کرد و گفت: قانون جامع، قانون بسیار خوبی است و برای تصویب این لایحه باید تلاش کرد. کسانی که میخواهند وارد این برنامه بشوند باید تقاضای مشخصی داشته باشند و گروهی برای پیگیری خواستهها تشکیل دهند.
در پایان، هفت نفر از نمایندگان تشکلهای حاضر در جلسه به منظور انجام مقدمات و تعیین زمان و نحوه برگزاری نشستهای بعدی تعیین شدند. این هفت نفر موظفاند ظرف چند ماه، با برنامهریزی منسجم و منظم، تشکلهای معلولین را از سراسر ایران دعوت کنند و نشست دوم را تشکیل دهند.
گفتنی است، نمایندگان تشکلهایی از گیلان، مازندران، اصفهان، قزوین، زنجان، ساری، دلیجان، کاشان، تهران و دیگر شهرها برای شرکت در این جلسه آمده بودند. محل نشست سالن اجتماعات هتل هویزه تهران بود.(1)
این نشست هر چند محدود به 15 تشکل بود ولی مدیریت آن، انگیزه تعمیم داشت و در جلسات بعدی دیگر تشکلها هم دعوت شدند. بهرحال این نشست، سنگ بنای تأسیس تشکیلات فراگیر معلولین ایران بود و به هماندیشی مشهور شد.
همانطور که در پایان گزارش آمده است، هفت نفر منتخب که کمیته یا هیئت یا به هر اسم دیگر فعالیت خود را از 24 اسفند شروع کردهاند، اولین و مهمترین انتظار از آنها، تدوین نقشه راه است. معلولین خوب به خاطر دارند که در دهههای متوالی، هر چند گاه، تجمعی و نشستی بوده و در همه این نشستها دفاع از حقوق معلولین مطرح بوده است. اما پس از مدتی به سردی گراییده و بعد از نهایتاً 5 جلسه، ملغی شده و از بین رفته است.
زیرا در همه حرکتهای گذشته، محوریت به افراد تشکیلات داده میشد. یعنی یک یا چند نفر یا یک تشکیلات میآید، شعارهایی مطرح مینمود، افراد گرد او جمع شده و جلساتی برپا میشد و هر کس نظری میداد. پس از مدتی به هر دلیل، آن فرد یا تشکل کنار میکشید و جمع از هم میپاشید و مضمحل میشد. اما اگر برنامه محور باشد و در جلسه اول و دوم نقشه و برنامهای مدون تصویب گردد، اگر فرد یا تشکیلات هم نبود، فرد و تشکل دیگر به وسط میآید.
این تجربه بیانگر این است که ضروری بود در نشست نخست هماندیشی، برنامهای مطرح و تصویب میشد. برای این کار، باید محور این نشست یعنی کانون توانا قزوین و سید محمد موسوی با کمک چند تن از متفکران و کارشناسان معلولین خطمشی و برنامه و نقشه راه برای پنج سال را تدوین میکردند و در یکصد نسخه تکثیر نموده و قبل از برپایی نشست برای مسئولین مراکز و نخبگان معلولین میفرستادند، آنگاه بر مبنای آن مراکز دعوت میشدند و در این نشست این برنامه مطرح و به تصویب میرسید. اما اگر در جلسه نخست این کار اجرایی نشده لازم است در جلسه دوم اجرایی شود.
نه ماه بعد از نشست نخست یعنی در 28 آبان ماه 1393، دومین مجمع هماندیشی سازمانهای مردم نهاد معلولان کشور به همت کانون معلولین توانا و باحضور بیش از شصت تشکل معلولین کشور در هتل لاله تهران برگزار شد. این تشکلهای فعال در حوزه معلولان از سراسر کشور دور هم جمع شدند تا در تسریع روند تصویب قانون جامع حمایت از معلولان اثرگذار باشند. نه ماه قبل یعنی به تاریخ 24 اسفند ماه 1392 تعدادی از نخبگان معلولین تجمع کردند و پس از بررسی اولویتها و اهمّ موضوعات، به این نتیجه رسیدند که هم اکنون لایحه جامع، اولویتدارترین مسئله برای معلولین ایران است. از اینرو هفت نفر جهت ساماندهیِ امور حقوقی معلولین ایران انتخاب شدند. نه ماه بعد اینان
1) . سایت کانون معلولین توانا، 24 اسفند 1392.
به همراه مسئولین شصت نهاد دیگر در 28 آبان ماه 1393 در هتل لاله تهران تجمع کردند تا فکری برای اصلاح قانون معلولین کنند.
این قانون دارای پیشینه مفصل است. سابقه آن در قانونگذاری مجلسها و دولتهای پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران خود موضوع چند کتاب و پایاننامه است. در اصل به صورت لایحه و به نام «لایحه جامع حمایت از حقوق معلولین» توسط دولت به مجلس تقدیم خواهد شد. سپس در کمیسیون مربوط و صحن علنی مجلس بررسی و تصویب و در مرحله بعد به شورای نگهبان میرود. اما در افواه این لایحه به نام قانون جامع مشهور شده است. آخرین قانون معلولین، با نام «قانون جامع حمایت از حقوق معلولان» در 16 اردیبهشت ماه 1383 در 16 ماده با هدف احقاق حقوق شهروندی معلولان و برابرسازی فرصتها به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. تلاشهای دولت آقای خاتمی در تصویب آن مؤثر بود. دولت نهم و دهم اراده جدی برای اجرای قانون معلولین نداشت. بالاخره به دلیل مشکلاتی که این قانون داشت، دولت دهم تصمیم گرفت، قانون جدیدی به صورت لایحه، آماده کند و به مجلس بفرستد. در دولت یازدهم کمیسیون اجتماعی نهاد ریاست جمهوری پیگیری کرد و بالاخره این قانون در وزارت کار و سازمان بهزیستی و کمیسیون اجتماعی دولت نهایی شد و به هیئت دولت ارسال گردید. دولت پس از تصویب آن را به مجلس ارسال کرد.
دبیر و اعضای هیئت منتخب تشکلهای معلولان در دومین مجمع هماندیشی سازمانهای مردم نهاد کشور به بیان دیدگاهها و نظریات خود پرداخته و تجربیات خود را با سایرین به اشتراک گذاشتند.
در این نشست، ضمن تشکر از حضور تشکلهای مردم نهاد معلولان بر تشکیل اولین شبکه اجتماعی معلولان در کشور تاکید کرد. او به عنوان دبیر ضمن تأکید براین مطلب که معلولیت ناتوانی نیست گفت: ما باید با تلاشهای خود راه را برای سایر افراد دارای معلولیت و به ویژه کودکان و نوجوانان هموار کنیم. دور هم جمع شدن سازمانهای مردم نهاد، یکی از اتفاقات خوبی است که به کمک مدیران تشکلها به زودی شاهد آن خواهیم بود.
وی به عنوان مدیرعامل «انجمن باور» نیز دراین مجمع با اشاره به ضرورت تصویب قانون جامع حمایت از معلولان گفت: سازمانهای غیردولتی باید با گرفتن مشارههای خوب، گامهای اساسی بردارند. سپس تصویب قانون جامع با تلاش سازمانهای مردم نهادو به همت نمایندگان دولت یکی از اتفاقات خوبی است که امیدواریم به زودی شاهد آن باشیم. معلولان زمانی توانمند هستند که خودشان به خودشان کمک کنند و به اثبات تواناییهای خود بپردازند. ما باید به اندازهای با هم اتحاد داشته باشیم که راهی جز ایجاد شبکه یکپارچه ملی برای خود نبینیم. ما با دورهم بودنها خواهیم دید که قدرت زیاد و بزرگی داریم و میتوانیم گامهای مؤثری برداریم.
دکتر علی صابری به عنوان عضو شورای شهر تهران که خود نیز از معلولان است، در دومین مجمع هماندیشی سازمانهای مردم نهاد معلولان گفت: اگرچه تصویب قانون جامع حمایت از معلولان میتواند اتفاق خوبی برای این گروه باشد، اما اگر قرار است قانون باعجله تصویب شده و به خوبی اجرا نشود این کار مناسبی نخواهد بود. او با تاکید براینکه تشکیل شبکه ملی معلولین یک رویداد بزرگ برای معلولان است گفت: دیگر وقت آن رسیده که افراد دارای معلولیت در جلسات رسمی دور هم جمع شوند و دیگر وقت درد دل کردنهای دوستانه به پایان رسیده است. همچنین با بیان اینکه
کانون معلولین توانا در دور هم جمع کردن تشکلها به خوبی ایفای نقش کرده تصریح کرد: افراد دارای معلولیت باید به میدان بیایند و با انجام کارهای کارشناسی و علمی برای خود قدم بردارند.
در ادامه، مدیران برخی سازمانهای مردم نهاد نظریات و پیشنهادهای خود را اعلام کرده و به ارائه راهکارها و دیدگاههای خود پرداختند.
در پایان، بیانیه دومین مجمع هماندیشی سازمانهای مردم نهاد معلولان توسط عضو هیئت مدیره کانون توانا و دبیر برگزاری مجمع هماندیشی تشکلها، سیداکبر حسینی قرائت شد و به امضای مدیران تشکلها رسید.(1)
بیانیه دومین مجمع هماندیشی
شرکت کنندگان در این نشست در پایان، بیانیهای را امضا کردند. متن این بیانیه اینگونه است.
ما حاضرین در مجمع هماندیشی سازمانهای مردم نهاد معلولان با تأکید بر حقوق برابر همه شهروندان کشور ایران مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی و سایر قوانین و مقررات رسمی کشور و حقوق شهروندان افراد دارای معلولیت مصرح در قوانین خاص این قشر معزز از جمله «قانون جامع حمایت از حقوق افراد معلول مصوب ۱۳۸۳ مجلس شورای اسلامی» و مفاد پیماننامه جهانی حقوق انسانی افراد دارای معلولیت که با امضا و الحاق جمهوری اسلامی ایران به آن از اعتبار قوانین داخلی کشور برخوردار است و با تکیه بر ضرورت تحقق حقوق برابر شهروندان دارای معلولیت با سایر آحاد جامعه صرف نظر از تفاوتها و محدودیتهای جسمی، حرکتی، حسی، ذهنی و روانی یا توأم آنها، ایجاد بستر عملی مشارکت همه جانبه افراد دارای معلولیت در روندهای تصمیمسازی و تصمیمگیریهای کلان کشور به ویژه امور معطوف به این شهروندان و ظرفیتسازی برای تحقق مفاد پیماننامه جهانی حقوق انسانی افراد معلول در کشورمان، ضمن گرامیداشت روز جهانی معلولان، ۱۲ آذر و در راستای تحقق فلسفه وجودی این مناسبت یعنی توجه درخور به حقوق و نیازهای ۱۵ درصد از جمعیت دارای معلولیت جوامع بشری، تحقق مفاد مندرج در بندهای این بیانیه را خواستاریم:
با توجه به اتمام تدوین و بررسیهای کارشناسی پیشنویس لایحه حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت در کمیسیونهای تخصصی و اصلی هیئت دولت از یک سو و نقش کلیدی این لایحه بر بهبود سطح زندگی میلیونها تن از شهروندان دارای معلولیت کشورمان از سوی دیگر از وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی به عنوان مسئول دستگاه مادر در تدوین و پیگیری اجرای این لایحه درخواست مینماییم در اسرع وقت این لایحه را با حساسیت اولویت رسیدگی به هیئت محترم دولت ارائه نماید.
ضمن تأکید بر درک روشن از وضعیت حساس ایران عزیزمان در شرایط کنونی بینالمللی و مشغله دولت محترم یازدهم برای به فرجام رساندن پرونده هستهای ایران و شکستن بی بازگشت تحریمهای ناعادلانه تحمیلی علیه ایران با حفظ حقوق مسلم ملت بزرگمان، از رئیس جمهور محترم و هیئت دولت انتظار داریم با توجه به دامنه وسیع تأثیرات تصویب لایحه حمایت از حقوق افراد معلول بر سایر
1) . رقیه بابایی، سایت کانون معلولین توانا، 28 آبان 1393.
قوانین و مقررات معطوف به این گروه و لحاظ این لایحه به عنوان سند بالا دست در سیاست گذاریها و برنامه ریزیهای مربوط به رفع نیازهای شهروندان معلول، با اعمال حمایت حداکثری از این قانون آن را در کوتاه ترین زمان ممکن تصویب و به مجلس شورای اسلامی ارائه نمایند.
از نمایندگان محترم خانه ملت به ویژه فراکسیون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت میخواهیم پس از دریافت متن لایحه از دولت محترم ضمن رفع نقایص و خلأهای احتمالی موجود در لایحه از طریق جلب مشارکت کارشناسان این حوزه و صاحب نظران فعال سازمانهای غیر دولتی افراد معلول، در اسرع وقت این لایحه را برای ابلاغ به دستگاههای اجرایی تصویب نمایند و در ادامه مبتنی بر تجارب ده ساله سپری شده پس از تصویب قانون جامع حمایت از حقوق افراد معلول، با اعمال حساسیتهای لازم ضمن رصد دقیق اجرای مفاد لایحه بر تحقق کامل آن نظارت نمایند.
با توجه به تأثیر اساسی تصویب و اجرای برنامههای پنج ساله کلان توسعه کشور برسیاست گذاریها و برنامه ریزیهای اجرایی، از مسئولان محترم وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور میخواهیم نیازها، حقوق و جایگاه شهروندان دارای معلولیت را با جلب مشارکت کارشناسان صاحب نظر درحوزه افراد دارای معلولیت و سازمانهای غیر دولتی فعال در این حوزه در برنامه ششم توسعه تدوین و مشخص نمایند.
از دولت محترم، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان بهزیستی کشور میخواهیم به منظور تحقق هدف نهایی زندگی مبتنی بر عزت نفس، توام با رفاه و مستقل شهروندان دارای معلولیت، با جایگزینی رویکرد توانمندسازی معلولان به جای تداوم چرخه معیوب اعطای کمکهای بلاعوض کوچک، موقت و سطحی به افراد دارای معلولیت، با تدوین و اجرای برنامههای علمی کارآفرینی پایدار برای شهروندان دارای معلولیت متناسب با سطح توانمندی و مهارتهای آنان، گامهای عملی و ملموس برای خروج شهروندان معلول از چتر سازمانهای حمایتی بردارند.
نمایندگان سازمانهای مردم نهاد معلولان کشور؛ هتل لاله تهران- چهارشنبه ۲۸ آبان ماه 1393
امضاهای نمایندگان تشکلها و شرکت کنندگان در آخر این بیانیه آمده است.
ملاحظات:
1- در سخنان شرکت کنندگان سخنی از کنوانسیون نبود اما در متن بیانیه از این کنوانسیون یاده شده است.
2- امور دعوت تشکلها و شخصیتها و تجمیع آنان و نیز اداره جلسه آنان، کار بس دشوار است. اما مدیران کانون معلولین توانا قزوین با سختکوشی آن را به انجام رساندند.
3- نشستی که با دشواری بسیاری اجرایی شده باید از لحظات آن استفاده میشد. افراد دعوت شده، نخبههای پر استعداد هستند و ظرفیت نشست هماندیشی بینظیر است. از اینرو میتوانند بسیاری از مشکلات معلولین را ساماندهی کنند. امید است از این ظرفیت به خوبی استفاده شده باشد.
4- آقایان معینی، صابری و موسوی، تاریخ تحولات حقوقی معلولین را تا حدّی تبیین کردند؛ اما برای تجربهاندوزی بیشتر لازم است در این جلسات، تاریخ حقوقی معلولین ایران و جهان با نگاه درسآموزی و عبرت گرفتن، بیان گردد.
سومین مجمع هماندیشی سازمانهای مردم نهاد معلولین در پنجم و ششم خردادماه 1394 در شهر قزوین در پارک سرسبز و فضای باز اداره جهاد سازندگی برگزار شد.
این مجمع با حضور مدیران 64 تشکل و معلولین از شهرهای مختلف به منظور بررسی اقدامات انجام شده در زمینه قانون جامع در قزوین آغاز به کار کرد. اسناد و مدارک و نیز تحلیلهای مرتبط به این نشست را جمعآوری کرده تا برای پژوهشگران در تاریخ بماند و ثبت و ضبط گردد.
کانون معلولین توانا به عنوان یکی از تشکلهای قزوین بود. گفتنی است دبیرخانه تشکل جدید معلولین ایران یعنی مجمع هماندیشی در کانون توانا قزوین مستقر است. از اینرو همه امور مربوط به دعوت مهمانان و پشتیبانی برای نیازهای مختلف نشست در دبیرخانه مستقر در کانون انجام میشود. این اقدام خیرخواهانه کانون در کارنامه خود کانون و در تاریخ معلولین ثبت خواهد شد، زیرا بدون این مساعدتها، این نشست عملی نمیشد. اکنون گزارشهای کانون توانای قزوین و هیئت اعزامی دفتر فرهنگ معلولین در پی آن میآید.
سومین مجمع هماندیشی سازمانهای مردم نهاد معلولان کشور در قزوین برگزار شد. سید محمد موسوی رئیس هیئت مدیره کانون معلولین توانا و دبیر مجمع هماندیشی در اولین روز از این همایش ضمن تاکید بر اینکه معلولیت ناتوانی نیست، گفت: معلولان زمانی توانمند هستند که تواناییهای خود را به اثبات برسانند. هماندیشی سازمانهای مردم نهاد اتفاقی مبارک است. البته شایسته ترین افراد برای تصمیم گیری در خصوص مشکلات معلولان خود آنها هستند و هیچ کس بهتر از خود معلولین به تنگناهای این قشر آگاهی ندارد. ما باید با تلاشهای خود راه را برای سایر افراد دارای معلولیت و به ویژه کودکان و نوجوانان هموار کنیم. معلولین ده درصد از جامعه بوده و مانند دیگران دارای حقوق شهروندی هستند و دولت موظف است که از حق قانونی این قشر دفاع کند و برای دفاع از قانون حمایت از معلولان باید در اصلاحیه قانون راه حلی اندیشیده شود.
تصویب قانون جامع حمایت از معلولان، ضرورتی جدی است. سازمانهای غیردولتی باید با دریافت مشاوره، برای تسریع در روند این اصلاحیه، قوانین حمایتی کشورهای دیگر را بررسی کرده و پیشنهادهای خود را به مسئولان ذیربط ارائه کنند.
در این نشست دو روزه، لایحهی حمایت از حقوق معلولان مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت و پیشنهادهای لازم برای لحاظ در قانون به هیئت دولت و مجلس ارائه خواهد شد. متأسفانه با گذشت بیش از یک دهه از تصویب قانون جامع حمایت از حقوق معلولان یعنی قانون 1383، روند اجرای آن با نارساییهایی روبهرو بوده است.
حسن کاشی مدیر کل دفتر فرهنگی اجتماعی استانداری قزوین شروع به سخن نمود و تاکید کرد:سازمانهای مردم نهاد و تشکلهای غیر دولتی یک ظرفیت بالقوه محسوب میشوند و هر کشوری از آنها بهره بگیرد به موفقیت میرسد.
سومین مجمع هماندیشی سازمانهای مردم نهاد معلولان کشور در واقع به میزبانی استان قزوین برگزار شده و استانداری افتخار دارد از تشکلهای معلولین پذیرایی نماید؛ به امید اینکه ظرفیتهای بالقوه سازمانهای مردم نهاد برای حل مشکلات و معضلات آماده شوند.
دیگر ظرفیت این سازمانها تقویت سرمایه اجتماعی است و مؤلفههای سرمایه اجتماعی همان مشارکت است و استفاده از این ظرفیتها باعث شکوفایی و پیشرفت کشور میشود. توجه به این سرمایههای اجتماعی اعتماد بین دولت و مردم را تقویت میکند و موجب پیشرفتهای فرهنگی و اجتماعی میگردد.
دبیر مجمع و رئیس هیئت مدیره کانون معلولین تأکید کرد: افراد دارای معلولیت، ده درصد جمعیت جامعه را تشکیل میدهند و این افراد نیاز به بهداشت، درمان، آموزش و. . دارند. دولت هم به تنهایی نمیتواند این وظایف را انجام دهد. تشکلهای معلولان باید به وحدت برسند و فعالیتهای خود را به انسجام برسانند تا به کمک دولت شتافته و با همکاری هم به اهداف مطلوب برسند. سازمانهای مردم نهاد معلولان کشور باید به دنبال یکپارچگی باشند تا بتوانند به اهداف خود برسند. بدون تشکیلات هیچ اقدامی به ثمر نمینشیند. ما باید تشکیلات فراگیر داشته باشیم؛ اما تشکیلاتی که در خدمت دولت و مردم نه روبهروی دولت باشد. همه ما خیرخواه و خادم دولت هستیم. مدیران دولتی هم باید از این زاویه به ما نگاه کنند.
سهیل معینی مدیرعامل «انجمن باور» به ایراد سخن پرداخت و بر استفاده ازظرفیتهایی را که قانون برای معلولان قائل است تأکید کرد. وی ضمن تشکر از زحمات «کانون توانا» در برگزاری این نشست گفت: این دورهم جمع شدنهای معلولان تمرینی برای هماندیشیهای بیشتر و بزرگتر است. این مجمع باید در روند پیشرفت خود سرعت بیشتری پیدا کند تا هرچه زودتر به نتیجه برسیم. انتخابات مجلس نزدیک است و در چند ماه آینده و پیش از اینکه مجلس در فضای انتخابات وارد شود,باید بتوانیم قانون جامع را پیگیری و برای تصویب آن تلاش کنیم. یکی از مشکلات تشکلها این است که دیر اقدام میکنند. در صحنه حضور ندارند و تأخیر دارند. باید در هر موضوع به سرعت و زود اقدام کرد. بهطور مثال وقت تصویب قانون بودجه است و تشکلهای معلولان باید در این وقت محدود اقدام کنند.
ظرفیتهایی که قانون برای معلولان قائل شده، خوب و مطلوب است هر چند نواقصی دارد، اما همین را هم استفاده نمیکنیم. از حالا باید تلاش کنیم که قانون جامع بهطور مستحکم تصویب و پایه گذاری شود، چرا که پس از تصویب، دیگر نمیتوان اصلاحیهای اعمال کرد. قانون را نباید برای این دوره دانست؛ بلکه باید به گونهای باشد که آیندگان هم بتوانند از آن بهره لازم را ببرند.
منصور برجیان مدیرعامل «انجمن علمی، فرهنگی معلولان ایران» ضمن تشکر از هیئت رئیسه مجمع و رئیس هیئت مدیره کانون معلولین، جمع کردن اینگونه امکانات و افراد را دور هم آن هم از نقاط مختلف کشور کار بسیار سختی است و از کانون توانا تشکر کرد. وی از معلولان خواست همواره
پشت یکدیگر باشند تا بتوانند به اهداف خود برسند. سپس تأکید کرد: من و شمایی که الان در این جلسه هستیم نمایندگان هزاران معلول هستیم و باید به همه معلولان فکر کنیم. آنان نیازهای بسیار دارند، ما باید با تدبیر و زمان سنجی به کمک دولت بشتابیم و مشکلات را از مسیر صحیح مرتفع نماییم. معلولان با وحدت به همدلی و هماندیشی میرسند. خدای نکرده علیه هم نباشیم بلکه همیشه در تقویت همدیگر بکوشیم.
علی ضرابی عضو شورای هفت نفره مجمع هماندیشی و مدیرعامل «انجمن ضایعات نخاعی ایران» در این نشست به اهمیت صنف گرایی تشکلهای معلولان پرداخت، و موفقیت معلولین برای رفع مشکلات را صنفی وارد شدن میدانست.
مدیران سازمانهای مردم نهاد باید در رسانه صحبت کنند و جامعه را با دیدگاه خود آشنا سازند، چون اطلاعرسانی و آگاه کردن جامعه و مردم بسیار مهم است.
اما در مورد بهزیستی، ظرفیت آن محدود است و اگر تنها مشکل بیمه معلولان را مرتفع کندا بسیار سپاسگزار خواهیم بود. معلولان باید با حقوق خود آشنا شوند و بدانند که طرح بیمه سلامت چه مزایایی دارد.
ایمانیراد از جامعه معلولان مشهد خواستار ارتباط مدیران تشکلها با مدیران دولتی و عرضه خواستههای به حق جامعه معلولان به مسئولان شد. بهزیستی به عنوان سازمان حامی معلولان، یک سازمان معلول است و برای این سازمان وظایف مختلفی تعریف شده است. با توجه به محدودیت اعتبارات سازمان بهزیستی و تعدّد وظیفه این سازمان، ایجاد تغییر در ساختار این سازمان لازم است. برخی از وظایف بهزیستی باید به سایر سازمانها واگذار شود تا این سازمان بهطور تخصصیتر به مسائل معلولان رسیدگی کند.
قولهایی که به تشکلها داده میشود صرفا اخلاقی است و ضمانت اجرایی ندارد و این مسائل باید مورد توجه معلولان قرار بگیرد.
مجدداً سهیل معینی، مدیرعامل «انجمن باور» و معاون سابق وزیر رفاه به اهمیت قانون پرداخت و این حرف که همه مشکلات ما در گرو قانون نیست را حرف درستی دانست. ولی گفت نباید نسبت به قانون بی اهمیت باشیم. الان هجده هزار دانشجوی معلول داریم که اگر الزام قانونی نداشتیم هرگز نمیتوانستیم این تعداد دانشجوی معلول داشته باشیم.
اگر قانون مشخصی برای معلولان وجود نداشت، نمیتوانستیم حرف رسمی برای گفتن داشته باشیم. هم اکنون قانون مدون و ویژهای برای معلولان داریم که ، ولی قانون بهتر و بی نقصتر میخواهیم، لذا درصدد اصلاح قانون هستیم.
اصلاحیه قانون جامع هم اکنون در کمیسیون اجتماعی دولت است و به زودی برای تصویب وارد مجلس میشود و ما میتوانیم به این روند کمک کنیم. قانون جامع تا حدودی هم اجرا شد و نزدیک به سه سال روی اصلاحیه همین قانون کار شده است. ما نباید به دنبال مواردی باشیم که اشتغال معلولان را آسان کند و نه به دنبال مواردی که اشتغال معلولان را سخت و مشکل نماید. در امور معلولان چندین وزارتخانه از جمله آموزش و پرورش، بهداشت و… دخیل هستند و تنها جایی که از وزارتخانههای مختلف میتواند گزارش کارهای مربوط به امور معلولان را بخواهد شخص رئیس
جمهوری است؛ از اینرو باید سطح شورای عالی معلولان را بالا بکشیم به گونهای که خود شخص رئیس جمهوری بر آن نظارت داشته باشد. مدیران تشکلها پیشنهاد بدهند که چگونه از دولت بخواهیم که تصویب قانون جامع را در الویت قرار دهد و متن قانون چگونه باشد که نمایندگان مجلس به آن رای مثبت بدهند.
مدیرعامل انجمن معلولین خوزستان به ضرورت قوانین کهنسالی پرداخت و گفت: کهنسالی در انتظار همه ماست. وی به افزایش قوانین پیری در کنار قوانین معلولان پرداخت. انجام کارهای اصلی از عهده دولت برمی آید و ما میتوانیم به عنوان یک صنف گره گشا و مشاور انجام این امور را از دولت بخواهیم.
تشکلها به روشهای مختلف میتوانند دولت را از ظرفیتهای موجود در معلولین مجاب کنند.
محبوبه خلوق مدیرعامل «انجمن برنا» به نیازهای واقعی معلولان و اینکه باید یکصدا به گوش مسئولان برسد، پرداخت و آن را فقط از طریق تشکیل و راه اندازی شورای عالی معلولان ممکن دانست. او بیش از چهار دوره عضو شورای عالی زنان بوده و به مشکلات این طیف اشراف دارد و شبکه ارتباطات معلولین را راه حلّ بسیاری از مشکلات میداند. در شبکه سازی کسی به دنبال ریاست نیست و همه میخواهیم بخشی از صدای واحد معلولان باشیم. معلولان باید فعالیتهای خود را یکپارچه کنند و به وحدت برسند.(1)
قرار شد در سومین مجمع یعنی پنجم و ششم خردادماه 1394 در قزوین شرکت کنیم. ساعت 6 صبح از قم حرکت کردیم و ساعت 5/10 به قزوین رسیدیم. با اینکه از قبل اعلام شده بود جلسه 30/10 شروع میشود ولی با یک ربع تأخیر ساعت 45/10 شروع شد.
گزارش رخدادهای این جلسه را ذیلاً تقدیم میکنیم. نخست مجری برنامه (آقای سید اکبر حسینی) توضیحاتی داد و آقای سیدمحمد موسوی دبیر مجمع هماندیشی و رئیس هیئت مدیره کانون توانای قزوین شروع به صحبت کرد و گفت:
ما معلولین، نخست عنان و مدیریت خود را به دست عزیزان دولتی سپردیم ولی آنان یا ضرورت کار را درست درک نکردند یا دغدغه و وقت کافی نداشتند و نتوانستند مدیریت کنند، لذا مجبور شدیم خودمان جمع شویم و تشکُل ایجاد کنیم.
1) . سایت کانون معلولین توانا، 5-6 خرداد 1394.
نکته دیگر اینکه حالا که صاحب تشکیلات شدهایم، باید از اقدامات فردی و انفرادی پرهیز شود. برای نمونه برای کارهای جاری یا برای تبریک به رئیس جدید بهزیستی، اقدام هر شخص و مدیر هر تشکیلات به تنهایی، درست نیست بلکه باید از طریق مجمع اقدام شود.
سیر تصویب قانون اینگونه است که پس از تدوین اولیه در جلساتی که دبیرخانه امور اجتماعی ریاست جمهوری برگزار میکند بررسی میشود و پس از گذشتن از این مرحله به وزارت کار میرود و وزیر کار آن را بررسی و ویرایش کرده و به هیئت دولت عرضه میکند. پس از تصویب هیئت دولت به مجلس میرود. در حال حاضر مرحله دبیر اجتماعی طی شده و قرار است وزیر به هیئت دولت عرضه کند که هنوز نکرده است.
آقای نوری در یادداشتی به آقای معینی گفت: اگر ممکن است موارد زیر را توضیح دهید:
آیا حقوقدانان کمک کردند و اینان چه کسانی بودند؟
طرح در مجلس و تصویب مطلوب آن نیاز به توجیه و آماده کردن اذهان نمایندگان و نیز فضاسازی عمومی دارد. آیا اقدامات و فعالیتهایی در این مورد انجام دادهاید و آیا میتوانید این اقدامات را معرفی کنید؟
اگر قانونی تصویب شود که کارآیی لازم را نداشته باشد چه کار باید کرد؟ و چه طرح بدیل و جایگزینی برای قانون جامع دارید؟
مجدداً آقای موسوی صحبت کرد و گفت: همه تشکلها و NGOها باید کمک کنند تا قانونی جامع تصویب شود. با نمایندگان شهر خود لابی کنید از آنان دعوت کرده و برایشان توضیح دهید. همچنین نمایندگان شورای شهر و استانداران را توجیه کنید و از آنان بخواهید تا از دولت بخواهند قانون زودتر و بهتر تصویب شود.
قبلاً هم اجمالاً گفتم در تعامل و گفتوگو با دولتیها باید منافع جمع لحاظ شود، جوری نباشد که تلقی آنان از ما این باشد که برای تکدی نزدشان میرویم. از موضع شرافتمندانه نزد آنها برویم. تا نگویند اینها برای درخواست و دریافت ما را میخواهند. حرمت و احترام و شرافت جامعه معلولین را مراعات کنیم.
درباره قانون هم گفت: همهی مشکل معلولین فقدان قانون نیست. قانون خوب اگر دست مجری بد بیفتد، خراب میکند و قانون بد اگر دست مجری خوب باشد آباد میکند. به نظر من اگر قانون
معلولین تصویب هم بشود در این شرایط قابل اجرا نیست، زیرا بسیاری از موارد آن مالی است و دولت بودجه کافی ندارد. برای اجرای این قانون، بودجه دولت چند برابر میشود و دولت فعلاً بودجه ندارد. در حال حاضر مهمترین مشکل در معلولین فرهنگ است. باید نگرش مردم به معلولین عوض شود و آنها را شهروند درجه دو و سه ندانند بلکه مردم برای آنها احترام قائل شوند و مسئولان آنها را دارای حقوق مساوی بدانند.
خودباوری در معلولین مهم است؛ آنان باید بدانند جایگاه و نقش مؤثری در جامعه دارند. نباید خود را ارزان بفروشند.
آنگاه مدیران و مسئولان نهادهای معلولیتی شروع به معرفی خود کردند. هرکس فقط نام و نام خانوادگی، سمت، شغل و تحصیلات خود را معرفی کرد.
بالاخره جلسه صبح تا ساعت یک و پانزده دقیقه ظهر ادامه داشت یعنی حدود دو و نیم ساعت فقط جلسه توسط آقای موسوی دبیر هفت نفره، آقای افشار (رئیس بهزیستی قزوین) و آقای عابدینی (امام جمعه قزوین) گذشت و آنان سخن گفتند و تریبون دستشان بود.
یکی از ابتکارات خوب مدیریت این همایش، برگزاری در تالار باغستان جهاد کشاورزی و در محوطه باز و باغ بزرگ و پر از درخت و گل بود که محیطی آرام و دلنشین داشت.
میزهای نهار را در کنار سالن و زیر درختان چیده بودند. نهار خوشمزهای بود، چیدن میزها جالب بود، شوید باقلا با گوشت و نیز قیمه نثارا پلو بود. گویا درست آن نثار پلو و قیمه است ولی قزوینیها آن را قیمه نثارا پلو مینامند. غذای مجلسی قزوینیها است و از وقتی قزوین پایتخت صفویه بوده در مجالس اعیان و دربار بوده است.
نثار پلو شامل برنج، زعفران، خلال بادام و پسته و خلال پوست پرتغال است، گویا کمی شکر به آن میزنند و زیر برنج مقداری قیمه پرگوشت میریزند.
بهرحال دستشان درد نکند به معلولان احترام کردند و از این نظر سنگ تمام گذاشته بودند.
در جلسه صبح، هیئتها به محض ورود و نشستن، اتیکت جلوی آنها نصب میگردید. ما در کنار آقای حیدری از خراسان جنوبی و آقای جمالی یکی از اعضای هیئت هفت نفره و رئیس انجمن نابینایان ایران در تهران بودیم. نیز خانم کاظمی از مدیران سابق کانون توانای قزوین در کنار ما بود.
جلسه بعدازظهر ساعت دو و چهل و پنج دقیقه شروع شد. در کنداکتور برنامه، مکتوب و اعلام شده بود که بعدازظهر، انتخابات شورای مرکزی است. ولی در اول کار معلوم بود مجری فضاسازی میکرد که انتخابات لغو شده است. میگفت: اعضا هنوز یکدیگر را نمیشناسند و چون شناخت دقیق از یکدیگر ندارند خوب است انتخابات برگزار نشود و به جلسه بعد از ماه مبارک رمضان موکول میشود. چون ما شبکه مجازی را راهاندازی میکنیم و روی این شبکه مدیران مراکز، خود را معرفی میکنند، و انتخابات با شناخت و آگاهی برگزار میشود.
موضوع دوم که در برنامه بود ولی اجرا نشد، رونمایی از شبکه مجازی بود. در این زمینه مجری بیان نکرد که چرا و به چه دلیل از شبکه مجازی رونمایی نمیشود، و فقط گفتند بعداً توسط مسئول فنی توضیحاتی ارائه میشود.
یادداشتی به مجری داده شد که دو موردی که در برنامه بود یکی انتخابات و دوم رونمایی شبکه مجازی خوب بود توسط دبیر محترم جناب آقای موسوی توضیح داده میشد و از مدیران معذرت خواهی میگردید. این کار، نوعی بی احترامی به شرکت کنندگان است و باعث میشود اعتماد خود را از دست بدهند.
مجری در اوایل جلسه بعدازظهر اعلام کرد کسانی که صبح کتباً درخواست سخنرانی کردهاند به ترتیب سه دقیقه صحبت کنند. اولین نام محمد نوری مدیر دفتر فرهنگ معلولین بود.
معلولین انسانهای شریفی هستند که در پستهای عالی ملی و مذهبی مشغولند، آنان در سمتهای استاد دانشگاه، وکیل، نویسنده و پژوهشگر، روزنامهنگار، قاری و حافظ قرآن، کارشناس و مشاور امور دینی فعالیت میکنند. دعوت از تشکلهای آنها، تکریم آنهاست. اما در باب قانون جامع، نظریات خود را قبلاً برای ریاست محترم جمهوری و آقای معینی ارسال کردهایم. نیز طرح بدیل آماده کردهایم. چون معتقدیم این قانون اگر تصویب هم بشود پاسخگو و حلّال همه مشکلات معلولین نیست. آقای افشار(رئیس بهزیستی قزوین) هم گفت اگر تصویب هم بشود معلوم نیست تا چه حد اجرا بشود. بالاخره غیر از فعالیت برای تصویب و اجرای قانون جامع، لازم است همه تخم مرغها را در یک سبد نچیده و یک خط دیگر هم راهاندازی شود. یعنی اتاق فکری تعیین شود و خطمشی پنج ساله برای حل مشکلات معلولین تعیین گردد. از تجارب کشورهای منطقه و جهان هم استفاده شود. بسیاری از کشورها نه قانون جامع، نه پول نفت در اختیار معلولین نبود ولی با تدبیر و عقلانیت، مشکلاتشان را حلّ کردند. ما هم در ایران میتوانیم مشکلات را حل کنیم.
ما در دفتر فرهنگ معلولین، طرح پیشنهادی تألیف کردیم در این طرح نوشته شده که از طریق فرهنگسازی و اطلاعرسانی میتوان اکثر مشکلات را رفع کرد:
با اطلاعرسانی میتوان دولت و مجلس را توجیه کرد تا خودشان به دنبال حل مشکلات معلولین باشند.
با اطلاعرسانی مناسب، افکار عمومی در سراسر کشور و در قشرهای مختلف بسیج میشود. بسیج افکار عمومی اگر اتفاق بیفتد پنجاه درصد مشکل حلّ است. در همه دنیا و در طول تاریخ، معضلات بزرگ را از طریق بسیج افکار عمومی حل و فصل کرده اند. تعریف بسیج افکار عمومی هم این است: نخبگان، روزنامهنگاران، معلمان، استادان، روحانیان، مراجع، وعاظ و منبریها و خلاصه همه به گونهای توجیه شوند که به روش خودجوش و خودکار در پی حلّ معضلات معلولین باشند. همه جا سخن از آنان باشد. در قضیه تحریم تنباکو، میرزای شیرازی کاری کرد که همه بسیج شوند حتی در دربار همسر شاه با قلیان کشیدن شاه مخالفت میکرد.
با اطلاعرسانی مناسب، نیکوکاران و آدمهای متموّل شریف که در خارج از کشور زندگی میکنند برای حل مشکلات مالی معلولین اقدام کنند. همان راهی که در کشورهای حاشیه خلیج اجرا شد و بانکی از سرمایههای راکد چند نفر، برای معلولین ایجاد و تأسیس گردید و بسیاری از مشکلات معلولین رفع شد.
در این طرح، تدبیرهای آسان ولی اجرایی پیشبینی شده که میتوان دولت و مجلس را تحت تأثیر افکار عمومی قرارداد.(1)اصل این دیدگاه ایناست که معلولین بر استعدادهای خود تکیه داشته باشند و با تلاش و کوشش، جایگاهی برای خود ایجاد کنند. از نظر اجتماعی هم از جریانهای اصیل جامعه مساعدت دریافت نمایند.
محمدی از شیراز درباره وزن و نقش اجتماعی معلولین، افزایش سمتها و پستها به عبارت دیگر ورود معلولین به پستها و مسئولیتهای عالی جامعه مثل تلاش برای نماینده مجلس شدن، تلاش برای وزیر شدن، تلاش برای نماینده شورای شهر شدن. نیز به اهمیت آموزش و توجیه معلولین و اهمیت مناسبسازی پرداخت.
نیزNGOهای هر استان نمایندگانی انتخاب کنند. این نمایندگان با استاندار، با شورای شهر، با دیگر مقامات و نمایندگان مجلس ارتباط داشته باشند. با این روش از تشتّت و اختلاف جلوگیری میشود.
در این هنگام آقای «روزبه» استاندار قزوین به جلسه آمد و گفت من برای شنیدن آمدهام. مجری گفت: آقای استاندار، 64 تشکّل معلولین اینجا حضور دارند و حدود یکصد نفر در سالن هستند.
نخعی از انجمن دفاع از حقوق معلولان زاهدان، درباره وضعیت معلولین استان سیستان و شهر زاهدان و نیازهای معلولین را مطرح کرد.
سهیل معینی مجدداً درباره اهمیت قانون گفت و سخن کسانی که میگویند نیازی به قانون نیست را نقد کرد. البته در جمع کسی نگفت قانون خوب نیست یا قانون ضرورت ندارد یا به سراغ قانون نباید رفت، بلکه فقط یکی دو نفر گفتند همه تخم مرغها را نباید در یک سبد چید و همه تلاشها را نباید مصروف به قانون نمود، بلکه باید راهکارهای بدیل و جانشین برای حل مشکلات معلولین در نظر گرفت تا در صورت شکست راهکار قانون، کل پروژه اصلاح امور معلولین شکست نخورد. آقای معینی گفت: اگر قانون نبود این تعداد دانشجوی معلول جذب دانشگاه نمیشدند و موفقیتهای دیگر را به دست نمیآوردند.
1) . این طرح در قالب دیدگاههای دفتر فرهنگ معلولین در فصل چهارم، در قسمت دیدگاههای تشکلها آمده است.
ضرابی عضو هیئت هفت نفره و رئیس این هیئت در سخنانی به چند نکته اشاره کرد: من یقین دارم در این شرایط اگر این قانون به مجلس برود تصویب نمیشود. برای آماده کردن نمایندگان و مردم، مناسب است NGOها در هر منطقه و استان با هم جلسه داشته و سپس با مردم و نمایندگان مجلس جلسه بگذارند.
محمود کاری از« انجمن ندای معلولین ایران» (تهران) نخست به ضرورت مداخلهگری پرداخت و گفت: معلولین باید فنون و شیوه مداخله در سیاست و مدیریت کلان را بیاموزند. مداخلهگری از اهم وظایف نهادهای معلولین است، زیرا بدون مداخله نمیتوان به حل و فصل مشکلات معلولین پرداخت.
آموزش معلولین و ارتقای سطوح دانش و مهارت آنان از ضرورتهاست. نیز فرهنگسازی مهم است. NGOها باید مستقل بوده و روی پای خود بایستند. مدیران یاد بگیرند که با قناعت، داشتههای خود را مدیریت کنند و بدون افراط و تفریط قانع و مستقل و آزادمنش باشند، روحیه متکدی نداشته باشند.
حیدری از خراسان جنوبی خواهان تداوم نشستها و جلسات شد و نقش استانداران در هر استان را مهم شمرد وNGOها را ملزم ساخت تا به ملاقات استانداران بروند و آنان را توجیه کنند.
کوثری خود را به عنوان کارشناس امور اینترنت و سایت معرفی کرد و درباره نقش و جایگاه شبکه مجازی و دیجیتالی روی اینترنت سخن گفت. وی کارکردها و نقشهای متعددی را برای شبکه برشمرد مثل ارتباط با هم و تعامل با یکدیگر، استفاده از اینترنت برای بهرهوری از تجارب جهانی، کاهش هزینهها. او اشاره کرد که لازم نیست مدیران، فیزیکی دور هم جمع شوند بلکه هر ماه به روش ویدئو کنفرانس با هم میتوانند تعامل داشته باشند.
حسینی به عنوان مجری مجدداً تأکید کرد که در پایان این جلسه از شبکه مجازی رونمایی میشود.
مینا ترابی از بندرعباس و بهزاد علیزاده از گچساران به ترتیب درباره وضعیت معلولین شهر خود سخن گفتند.
علیزاده گفت: همدلی و همزبانی در استان و شهر ما نیست و همه با هم تعارض دارند از اینرو شهر معلول است و کارکردن در این شهر بسیار مشکل است.
ایمانزاده از جامعه معلولین مشهد، اکبرزاده از آذربایجان شرقی، امیری از کانون به ترتیب به نکاتی مثل ضرورت مناسبسازی و اصلاح وضعیت پزشکی دارو و درمان معلولین سخن گفتند.
سید محمد موسوی گفت: هیئت هفت نفره منتخب شماست. من دبیر مجمع هستم و هیئت هفت نفره هم رئیس و سخنگو دارد. مجمع هم دبیرخانه دارد که کانون توانای قزوین دبیرخانه آن است.
سید وفا ربیعی مدیرعامل «مؤسسه نیکوکاری رعد» سنندج درباره اهمیت و نقش هنر در امور معلولین سخن گفت. ایشان عنوان کرد: افراد دارای معلولیت باید از راه هنر صحبتهای خود را بیان کنند تا تاثیرگذاری بیشتری داشته باشند.
محمدجواد خادمی از اصفهان درباره فعالیتهای مؤسسه صحبت کرد و پس از او خانم حاجی لو که دکترای زمین شناسی دارد و روی ویلچر است از انجمن ضایعات نخاعی تهران سخن گفت.
آخرین سخنران مجدداَ سید محمد موسوی بود: تأسیس شبکه ضروری است و این کار را سریعاً انجام میدهیم. این شبکه دارای کارکردهای متفاوت و متعدد است. انتقال تجارب به یکدیگر و تعامل مدیران و آحاد معلولین با یکدیگر از طریق شبکه؛ شناسایی یکدیگر و ایجاد معارفه طبیعی در درون شبکه، چون هر شخصی اطلاعات خود را در صفحه خود میگذارد. از اینرو معارفه و شناسایی برای رأی دادن آسان میشود. ما باید به معلولین اهمیت بدهیم، آنها را محترم بشماریم. وقتی شبکه راهاندازی شود هر مرکز میتواند خود و آثارش و خلاقیتها و فعالیتهایش را معرفی کند.
همه مراکز و مؤسسات باید از حقوق معلولین حمایت کنند و یک سایت حقوقی هم جهت مشاوره حقوقی راهاندازی میکنیم.
مشکلات را در کتاب و جزوههایی تجزیه و تحلیل کرده و منتشر میکنیم. نیز درباره نخبگان کتاب چاپ میکنیم.
من با مشاغل بدنی و کارگری برای معلولین مخالف هستم، ما باید مشاغل فکری و فرهنگی را برای آنان ترویج کنیم. معلولین باید از نظر فرهنگی و تحصیلی پشتیبانی شوند تا برای اشتغال در مشاغل مناسب آماده شوند. در آینده معلولین بلیط فروش و تلفنچی نداریم بلکه استاد دانشگاه، مدرس، پژوهشگر، روزنامه نگار و نویسنده داریم. اما ما باید آنها را از کودکی پشتیبانی کنیم تا مراحل عالی تحصیل را طی کنند و به مشاغل عالی برسند.
اما مؤسسات نباید هر کدام فردی عمل کنند و نزد مسئولین رفته و درخواستهای مالی داشته باشند بلکه مراکز باید از طریق هیئت هفت نفره و دبیرخانه با مقامات ملاقات کنند.
تفرقه و اختلاف به مصالح و منافع معلولین ضربه میزند بلکه همه یک صدا و بدون تشتت و با یک موضعگیری واحد باید حضور و ظهور داشته باشند.
برخی از مسئولان دوست دارند معلولین به صورت متفرق به سراغ آنها بروند و دوست دارند معلولین به درخواستهای مالی بپردازند. بعضی از آنها به من گفتند: مؤسسات معلولیتی همگی اهل معاملهاند و به فکر مصالح معلولین نیستند بلکه به فکر حسابهای خودشان هستند. از اینرو بعد از این، همه نهادهای معلولیتی و همه مدیران با نظم و طبق قواعد مطلوب باید اقدام به ارتباط نمایند.
بالاخره ساعت هفت و سی دقیقه جلسه بعدازظهر هم به پایان رسید. یعنی حدود پنج ساعت طول کشید. همه خسته بودند و دعوت شدند به آش دوغ در محوطه باغ، آش خوشمزهای بود ولی مثل آش دوغ اردبیل و تبریز نبود و بیشتر شبیه آش رشتهی تهران بود.
روز دوم همایش برنامه عمومی و نشست نبود. بسیاری پس از پایان مراسم روز نخست، قزوین را ترک کردند؛ به ویژه تشکلهای مهمتر کسی نماند و تماماً رفتند. اما افرادی که ماندند به بازدید کارخانه گروه بهداشتی فیروز رفتند. شایان ذکر است که ۹۲ درصد کارمندان و کارکنان این کارخانه را افراد توانیاب (معلول) تشکیل میدهند.
ملاحظات
1- نشستهای متعدد معلولین از سال 1370 تا کنون را شرکت کردهایم، ولی این نشست نسبتاً بهتر و پربارتر و مؤثرتر بود. هرچند میتوانستند بهتر مدیریت کنند و تأثیر آن را نیز افزایش دهند.
2- استفاده محیطی نشست بسیار کم بود؛ یعنی میتوانستند تدبیرهایی برای فرهنگسازی و معارفه مراکز در محوطه داشته باشند؛ مثلاً نمایشگاهی از آثار و تولیدات مراکز شرکت کننده در حاشیه همایش برپا کنند، همچنین تاریخ تأسیس هر مؤسسه و فعالیتهای آن را در صفحه بزرگ نمایش دهند.
3- اطلاعرسانی در مورد اقدامات و فعالیتهای هیئت هفت نفره بسیار ضعیف بود. میتوانستند با ایجاد نمایشگاه یا انتشار یک ویژه نامه یا یک جلد کتاب فعالیتها و چهرهها را معرفی کنند؛ مثلاً بسیاری با اعضای هفت نفره آشنا نبودند و کارنامه آنها را نمیدانستند. همچنین با انجام ابتکارات مختلف معرفی بیشتر هیئت و دبیر مجمع امکانپذیر بود.
4- بازتاب و انعکاس رسانهای نشست نسبتاً خوب بود؛ یعنی اولین مباحث و گفتوگوها روی سایت کانون توانا اطلاعرسانی میشد. ولی متن گزارش وقایع بسیار کم و ناکافی بود و گزارشها چندان حرفهای نبود. همچنین جا داشت آلبوم عکس مفصل و قطعات فیلم از همایش حداقل بر روی سایت کانون توانا درج میشد.
5- برخی موارد مهم اعلام شده اجرایی نشد یکی انتخابات و دوم رونمایی از شبکه مجازی بود.
6- بالاخره این نشست از وقایعی است که در تاریخ معلولین ایران ماندگار خواهد شد. سخنان افراد، تعاملات، دیالوگها همه اسناد مهمی است که در آینده معلولین تأثیر جدی دارد.
7- سخنان اکثر شرکتکنندگان، تکراری بود؛ یعنی مباحث گذشته را مجدداً بیان کردند. همچنین در چارچوب قانون جامع کمتر صحبت شد. مدیر جلسه هم تذکر نمیداد و این جلسه فاقد جمعبندی نهایی و نتیجهگیری بود و بیشتر جهت آشنایی مراکز بایکدیگر بود.
8- جلسه به روش فردی مدیریت میشد. اینگونه جلسات خوب است، رئیس جلسه و مجری هر دو ساعت عوض شود و به روش گروهی اداره گردد.
9- وضعیت صوتی و صدا رسانی جلسه مطلوب نبود و اغلب صداها نمیرسید.
10- به رغم همه مشکلات، نسبت به دیگر جلسات، تأثیر فکری و معنوی آن بهتر و بیشتر بود.(1)
این تشکل با تلاش و اهتمام مهندس منصور برجیان در سال 1384 تأسیس شده است. از آن زمان تا کنون ایشان مدیرعاملی آن را بر عهده داشته و توانسته اقدامات نیکی در کارنامه خود ثبت کند. برجیان بر اثر تصادف اتومبیل از ناحیه دو پا، فاقد حرکت و ویلچر نشین شد ولی دارای اخلاق حسنه و روابط انسانی متعالی و مهمتر دارای سوابق کاری فراوان برای معلولین است.
1) . سایت دفتر فرهنگ معلولین، گزارش گروه اعزامی، قم، 8 خرداد 1394.
آقای برجیان در نشستهای مختلف حقوقی معلولین شرکت کرده و دارای تجارب سودمندی است. پس از نشست سوم مجمع هماندیشی، طی نامهای نظر او را جویا شدیم و ایشان نوشت:
احتراماً؛ عطف به نامه شماره 902/94 مورخ 10/3/1394 به استحضار میرساند مجمع هماندیشی سازمانهای مردم نهاد معلولین ایران با دبیری کانون معلولین توانا در قزوین برگزار گردید و علیرغم مدیریت خوب و زحمات بسیار زیاد و اقداماتی که در این خصوص انجام پذیرفته بود. متأسفانه این گردهمایی هیچگونه بازدهی و نتیجه مشخص نداشته و فقط میتوان گفت یک گردهمایی خوب و بینظیر بوده که با برنامهریزیهای پرمحتواتر میتوان بهتر از این همایشها را پربارتر تدارک و اجرایی نمود. ضمناً مواردی چند قابل ذکر است.
1- شورای هفت نفره به غیر از برگزاری همایش آن هم با زحمات و هزینه و مدیریت کانون توانا، هیچ گزارشی از عملکرد و یا فعالیتهای انجام شده ارائه ننموده تا در این خصوص بتوان بررسی و اظهار نظر نمود.
2- با توجه به اظهارات وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی در جلسه مورخ 11/3/1394 لایحه قانون از هیئت دولت به مجلس ارائه و تعدادی از موارد آن به صورت طرح در دستور کار دولت قرار گرفته است، پس شورا فقط میتواند در جهت تصویب لایحه در مجلس اقدام جدی و فراگیر به عمل آورد و پس از تصویب در مجلس، هیئت دولت با صدور بخشنامه در خصوص ارائه خدمات برای جامعه هدف به کلیه ادارات، سازمانها و مراکز تابعه آنها را ملزم به همکاری بدون هیچگونه کم و کاستی نماید.
3- این شورا میتواند با برنامهریزی بهتر برای ارتباط بیشتر سازمانهای مردم نهاد مرتبط با معلولین و رسیدن به اهداف بلندتر و حمایت از یکدیگر بسیار مؤثر و کارآمد عمل نماید و در نشستهای آتی با دستور کار مشخص و قابل پیگیری با مشارکت دیگر انجمنها اقدام نماید.
4- یکی دیگر از اهداف شورا باید ایجاد روحیه هماهنگی و مطالبه حقوق در عزیزان گروه هدف باشد و با پیگیری سازمانهای مردم نهاد مرتبط در خصوص احیای این قانون و اجرایی شدن آن گامهای مؤثر و کاربردی برداشته شود.
در خاتمه از پیگیری مجدانه و تلاشهای بیوقفه دفتر فرهنگ معلولین و خصوصاً جنابعالی نهایت سپاس و تشکر را دارد. (منصور برجیان، 24 خردادماه 94)
تلاش کردیم اسامی شرکت کنندگان را فهرست کنیم تا در تاریخ بماند. از نظر پژوهشی، اینگونه اطلاعات بسیار مهم است. ده ها سال بعد، مؤلفی میخواهد درباره نشستهای هماندیشی، مطلبی تألیف کند، اینکه چه افرادی و چه تشکلهایی آمدند و چه حرفهایی مطرح شد، برای او مهم است. از اینرو برای اینکه این اطلاعات در تاریخ بماند اسامی شرکتکنندگان را گردآوری کردیم. اینان به ترتیب الفبا چنیناند:
انجمن باور/ تهران (سهیل معینی)
انجمن توانیابان مشهد (ابراهیم هدایی)
انجمن توانای آمل (حامد رزازی)
انجمن جسمی حرکتی دامغان (مرصع گلابی، سمانه امیرآبادی)
انجمن جوانان روشنبین اصفهان (محمدجواد خادمی، علی فارسیمدان)
انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توانیاب (مریم مظفری)
انجمن حمایت از معلولین خوزستان (احمد همدانی پور، جمیله دغاغله، مریم عطایی)
انجمن خانواده ناشنوایان ایران/ تهران (اکرم سلیمی، رضا محمودی)
انجمن دفاع از حقوق معلولین (محمد نخعی قانیی، ابوالحسن غفاری)
انجمن سماوات (سید ساعد مطهری)
انجمن ضایعات نخاعی شیراز (سید مجید موسوی)
انجمن ضایعات نخاعی قزوین (محمدحسن راد منش)
انجمن ضایعات نخاعی هرمزگان (فرشید معنایی)
انجمن علمی آفرینشهای هنری معلولان ایران/ تهران (منصور برجیان، اکبر نقدلو)
انجمن فرهنگی رفاهی معلولین بینایی گیلان (احمد ممتازی)
انجمن فرهنگی موج نوراصفهان (اسماعیل رفاهی، علی اکبر معصومزاده)
انجمن مراکز غیر دولتی استان کرمان (محمدعلی افضلی)
انجمن معلولین کهکیلویه و بویراحمد (محراب علوی، شکرالله محرابینژاد، مختار دهرابپور)
انجمن معلولین هرمزگان (مینا ترابی، شهناز باقرزاده)
انجمن نابینایان ایران/ تهران (علی اکبرجمالی، مجتبی نورآهان، منصور شادکام)
انجمن نابینایان آذربایجان غربی (عبدالمناف عظیمی، مریم عبداللهی)
انجمن ناشنوایان استان مرکزی (غلامعباس کزازی)
انجمن ندای معلولین ایران (محمود کاری، محمد روشنی)
انجمن همت گلستان (رضا شاه حسینی)
آسوده ماوی اصفهان (شهناز ملک محمدی)
جامعه معلولین ارومیه (پری مرد میدان)
جامعه معلولین استان البرز (احمد سردشتی، پیام میرعلائی)
جامعه معلولین اصفهان (پروین شیرانی، محمدرضا طاهری)
جامعه معلولین ایران/ تهران (کامران عاروان)
جامعه معلولین آذر بایجان شرقی (علیاصغر اکبرزاده)
جامعه معلولین دلیجان (رحمان دلاوری)
جامعه معلولین زنجان (مهدی قنبری موحد، علیرضا جباری)
جامعه معلولین ساری (اسداله دلاویز، بهنام شکارچی)
جامعه معلولین گچساران (مهرداد علیزاده)
جامعه معلولین لرستان (جواد یعقوبوند، فضل الله نوری)
جامعه معلولین مرکزی (مصطفی چقایی)
جامعه معلولین مشهد (محمدایمانی راد، محسن رضا زاده چرخکار)
جامعه معلولین یزد (مسعود سلطانی، حسین مدعی)
جامعه نابینایان اصفهان (صفیه جان قربان، سید وحید صابری)
جامعه نابینایان آذر بایجان شرقی (داود خلیل آبادگان)
جامعه نابینایان طلیعه خراسان شمالی (حمید حیدری، فرامرز فخار)
جامعه نابینایان یزد (روح الله رنجبر)
دفتر فرهنگ معلولین/ قم (محمد نوری، علی نوری)
شورای هماهنگی تشکلهای مردم نهاد استان فارس (محمد مهبودی)
ضایعات نخاعی استان تهران (فریده حلمی)
کانون آموزش و اشتغال معلولین/ اصفهان (زیبا ربانی، پروین هاشمزاده)
کانون سازمانهای مرد نهاد لرستان (حسین امینیخواه، مهدی نجفی)
مجتمع رعد غرب تهران (محمدرضا دشتی)
مجتمع نیکوکاری رعد کرج (غلامرضا احمدی بیداخویدی)
مرکز حمایت از معلولین ضایعات نخاعی/ تهران (علی ضرابی، کاظم البرزکوهی)
مرکز رعد سنندج (سید وفا ربیعی، شهین لحافیان)
مؤسسه توان گستران برنا (محبوبه خلوق)
مؤسسه توانبخشی ولیعصر (ایمانعلی مردانی)
مؤسسه خیریه عمل (محمدرضا هدایتی)
مؤسسه رعد زنجان (سید مسعود هاشمی)
مؤسسه معلولین شرق گیلان (عباس بابادوست)
مؤسسه نابینایان قزوین (غلامعلی بخشیفرد)
مؤسسه رعدالغدیر (علی سلطانزاده)
تصاویر این نشست در بخش ضمائم پایان کتاب آمده است.
درباره حقوق معلولین در سالهای اخیر، استادان دانشگاه، روحانیون و وعاظ، حقوقدانان، مؤلفین و دیگر نخبگان، تحلیلهای فراوان گفته و نوشتهاند. آوردن همه اظهارنظرها، خود کتابی مفصل و حجیم خواهد شد. اما اینجا خیلی خلاصه و فشرده، چند مطلب منتخب را آوردهایم.
مجلس شورای اسلامی در ۱۶ اردیبهشتماه سال ۱۳۸۳ قانون جامع حمایت از حقوق معلولان را در ۱۶ ماده و با هدف احقاق حقوق شهروندی معلولان و برابرسازی فرصتها به تصویب رساند.
بر اساس این قانون؛ کلیه وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظف شدند تا در طراحی، تولید، احداث ساختمانها و اماکن عمومی، معابر و وسایل خدماتی به نحوی عمل کنند که امکان دسترسی و بهرهبرداری از آنها برای معلولان همچون افراد عادی فراهم شود، اما با گذشت ۸ سال از تصویب این قانون، این قشر همچنان در آرزوی اجرای کامل این قانون هستند.
بهارستانیها در آن زمان به این فکر بودند که اجرای چنین قانون می تواند تا حدودی از حجم مشکلات معلولان بکاهد اما نمیدانستند که بعد از ۸ سال، این شهروندان همچنان سهمی از امکانات رفاهی، تفریحی، مناسبسازی شهری، حمل و نقل عمومی و … نداشته باشند و قانون جامع حمایت از حقوق معلولان فقط در کاغذ باقی بماند.
در قانون جامع حمایت از معلولان دولت مکلف شده زمینههای لازم را برای تأمین حقوق معلولان، فراهم و حمایتهای لازم را از آنها به عمل آورد، ضمن اینکه تمامی وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفاند در طراحی، تولید و احداث ساختمانها و اماکن عمومی و معابر و وسایل خدماتی به نحوی عمل کنند که امکان دسترسی و بهرهمندی از آنها برای معلولان همچون افراد عادی فراهم شود و سازمان بهزیستی کشور وظیفه دارد در چارچوب اعتبارات مصوب در قوانین بودجه سالانه اقدامات ذیل را به عمل آورد.
در بخش دیگری از مواد قانون جامع حمایت از معلولان آمده است: این افراد می توانند در استفاده از امکانات ورزشی، تفریحی، فرهنگی و وسایل حمل و نقل دولتی (مترو، هواپیما، قطار) از تسهیلات نیمبها بهرهمند شوند و افراد تحت سرپرستی معلولان با معرفی سازمان بهزیستی کشور تحت پوشش بیمه خدمات درمانی و بیمه مکمل درمانی قرار گیرند. ضمن اینکه یکی از فرزندان اولیائی که خود ناتوان و معلول بوده (هر دو یا یکی از آنها معلول باشد) و یا حداقل دو نفر از فرزندان آنها ناتوان و معلول باشد، از انجام خدمت وظیفه عمومی معاف می شود.
در ادامه مواد قانون جامع حمایت از معلولان نیز بر حمایت دولت جهت ایجاد فرصتهای شغلی برای افراد معلول و پرداختی سازمان بهزیستی کشور به مراکز غیردولتی (روزانه و شبانهروزی) بابت نگهداری، خدمات توانبخشی و آموزشی و حرفهآموزی معلولان تأکید شده است.
در موادی دیگر از قانون جامع حمایت از معلولان آمده است که مرکز آمار ایران موظف است در سرشماریهای عمومی جمعیت کشور به نحوی برنامهریزی کند که جمعیت افراد معلول به تفکیک نوع معلولیت آنها مشخص شود.
بر اساس مواد دیگر این قانون سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران موظف است حداقل دو ساعت از برنامههای خود را در هفته در زمان مناسب به برنامههای سازمان بهزیستی کشور و آشنایی مردم با توانمندیهای معلولین اختصاص دهد ضمن اینکه سازمان بهزیستی کشور موظف است با ایجاد ساز و کار مناسب، نسبت به قیمومیت افراد معلول اقدام کند و دادگاهها موظفاند در نصب یا عزل قیم معلول صرفاً از طریق سازمان مذکور عمل و مبادرت به صدور حکم کند.
در خصوص تأمین بودجه مورد نظر نیز در قانون جامع حمایت از معلولان ذکر شده است که بودجه از محل اعتباراتی که دستگاهها و نهادها حسب وظایف قانونی در قوانین بودجه سالانه منظور می کنند و از محل اعتبارات هزینهای و تملک سرمایهای سازمان بهزیستی کشور که تاکنون از محل اعتبارات مذکور خدمات لازم را به معلولان ارائه داده است و از محل وجوه واصله از اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها در کشور و همچنین از محل صرفهجویی در هزینههای دستگاهها، شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی که میزان سالانه آن برای هر یک از دستگاهها و شرکتها و نهادها را هیئت وزیران مشخص شده است، تأمین شود.
تبصره ۲ ماده ۱۶ این قانون نیز اجرای این قانون را موکول به تخصیص اعتبارات مربوطه کرده و گفته آن تعداد و یا بخشی از مواد این قانون که نیاز به اعتبار جدید داشته باشد مادامی که اعتبار لازم از محل منابع مذکور در این ماده تأمین نگردد اجرا نخواهد شد.
با نگاهی گذار به برخی از مواد قانون جامع حمایت از حقوق معلولان پیخواهیم برد که بخش گستردهای از مواد از سوی دستگاهها و سازمانها مغفول مانده که همین امر منجر به کاهش خدمترسانی به معلولان شده است.
قانون جامع حمایت از حقوق معلولان متوجه اشکالاتی از جمله تضعیف جایگاه سازمان بهزیستی در الزام دستگاهها به اجرای قانون و نظارت برعملکرد آنها و همچنین تبصره ۲ ماده ۱۶ این قانون است که راه فرار را برای دستگاهها باز گذاشته و اجرای قانون را منوط به تخصیص بودجه دانسته خواهیم شد، که سرانجام پس از گذشت سالها از تصویب این قانون، مسئولان پی به مشکلات این قانون بردند و خواستار بازنگری در آن شدند و به همین منظور اواخر سال گذشته مسئولان از بازنگری و اصلاح مفادی از قانون با تشکیل کارگروهی متشکل از وزارتخانههای رفاه، بهداشت، فراکسیون حمایت از معلولان مجلس و تشکلهای غیردولتی خبر دادند.(1)
مسئولین، مدیران و تشکلهای معلولین لازم است از قانون 83 و عدم موفقیت آن درس بگیرند و تجارب پیشین را در جریان قانون جدید عملی کنند. البته هنوز کسی، روزنامهنگاری، و کارشناسی تحلیل جامع از علل و عوامل عدم موفقیت آن عرضه نکردهاند. زیرا اطلاعات جامع، آمارها را در اختیار
1) . خبرگزاری ایلنا، 26 دی 1392.
ندارند. تجربه بزرگی که در قانون 83 و قوانین پیشتر بوده این است که تمامی اسناد و مدارک جمعآوری شود و بانک اطلاعات سرویسدهی گردد.
برای معلولان در ابعاد مختلف، اعم از آموزش، توانبخشی، اشتغال، تأمین سلامت و مشارکت اجتماعی بود،اما امیدواریم بازنگری قانون و تصویب آن در مجلس نیز نیاز به چندین سال زمان نداشته باشد.
معلولان یا به تعبیر شایستهتر توانخواهان، بزرگترین اقلیت جهان نام گرفتهاند که حدود 10 درصد ازجمعیت این کره خاکی را تشکیل می دهند. اقلیتی پراکنده که هیچ مرزی نمیشناسد. در دل تمام ملل و اقوام و مذاهب اعم از زن و مرد یافت می شوند. اما اقلیت نامیدن آنها به معنای اقلیت حقوقی نیست. معلولان تابع نظام حقوقی اقلیتها نیستند بلکه در حوزه جداگانهای به نام حقوق معلولان به عنوان شاخهای از نظام حقوق بشر و تحت لوای آن قرار دارند. حقوق معلولان پا را از مرزهای نظام حقوقی داخلی فراتر نهاده و وارد عرصهی نظام حقوق بینالملل شده است. بر این اساس، صیانت از حقوق افراد دارای معلولیت دیگر نه از سر لطف و دلسوزی نهادهای قدرت است بلکه الزام و تعهدی قانونی است که بر عهده یکایک دولتها است. کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت (2006) نقطهی عطفی در تاریخ بشریت و نشانگر عزم جدی جامعهی جهانی در پاسداری از حقوق معلولان محسوب می شود. این کنوانسیون، معلولان را با وجود برخورداری از حمایتهای کلی اسناد بینالمللی حقوق بشری چون اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948) و میثاق ین بینالمللی حقوق بشر(1966)، زیر چتر حمایتی حقوق خاص قرار می دهد. معلولان به دلیل دارا بودن وضعیت خاص جسمی یا روحی و روانی ناتوان از بهرهوری کامل حقوقی که برای همهی انسانها در نظر گرفته شده می باشند و در مواردی قربانی تبعیضهای مضاعف و چندگانه قرار می گیرند مانند زنان و کودکان معلول که حتی ممکن است وضع از این بدتر باشد اگر از میان گروههای اقلیت نیز باشند! در نتیجه مبرهن است که این گروه از جمعیت انسانی نیازمند مداخلهی جدیتر دولت در فراهم کردن امکانات و یاری رساندن به آنها از طریق اتخاذ سیاستها و تدوین و اجرای قوانین مساعد حال آنهاست. با آگاهی از چنین واقعیتی بود که سازمان ملل متحد دست به تدوین و تصویب کنوانسیون 2006 زد که خوشبختانه با اقبال جهانی نیز روبرو بود. بر اساس آخرین آمار اعلامی در سایت سازمان ملل متحد، 155 کشور کنوانسیون مزبور را امضا و 130 کشور به تصویب رساندهاند از جمله ایران که بعد از امضاء سند در زمان ارائه شده اولیه برای امضا کشورها، در سال 1387 شمسی در مجلس شورای اسلامی این کنوانسیون را به تصویب رساند اگرچه با تأخیری قابل توجه سند الحاق ایران از سوی وزارت خارجه به سازمان ملل تودیع شد. بهرحال سند مزبور در حال حاضر، وارد نظام حقوق داخلی کشور ما شده و همسنگ با دیگر قوانین داخلی الزامآور محسوب می شود.
از جمله مواد مهمی که در این کنوانسیون 50 مادهای وجود دارد و قصد داریم در این نوشتار کوتاه بیشتر به آن بپردازیم مادهی 29 می باشد. مادهی 29 به حقوق سیاسی معلولان می پردازد و به طور روشن بر حق آنان برای مشارکت در زندگی سیاسی و عمومی تأکید می کند. مشارکت در زندگی
سیاسی و عمومی یک حق بشری و همچنین مبنایی برای برخورداری از دیگر حقوق بشری به شمار می رود. حق رأی دادن و حق انتخاب شدن از مهمترین جلوههای این حق به شمار می روند. هرچند این حق فراتر از تشریفات جریانهای دموکراتیک است و مشارکت در مفهوم گستردهتری از جمله مشارکت در تصمیمگیریهای سیاسی و قانونگذاری و همچنین مشارکت در روند توسعه را در بر می گیرد.
حقوق سیاسی که مفهوم شناخته شدهای در نظام حقوق بشر است در مادهی 25 میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی چنین آمده است: «هر شهروندی حق و امکان خواهد داشت بدون در نظر گرفتن هیچیک از تبعیضات مذکور در ماده یک(نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا عقیده دیگر، اصل و منشأ ملی یا اجتماعی، ثروت، نَسَب یا سایر وضعیتها) و بدون محدودیتهای غیر معقول:
الف. در اداره امور عمومی بالمباشره یا به واسطه نمایندگانی که آزادانه انتخاب شوند، شرکت نماید.
ب. در انتخابات ادواری که از روی صحت به آراء عمومی مساوی و مخفی انجام و تضمین کننده بیان آزادانه اراده انتخاب کنندگان باشد رأی بدهد و انتخاب بشود.
ج. با حق تساوی طبق شرایط کلی بتواند به مشاغل عمومی کشور خود نائل شود.
«کمیته حقوق بشر مرجع نظارتی میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی در یک نظریه تفسیری، ابعاد مشارکت در امور عمومی و حق رأی را چنین تشریح می کند: «ماده 25 میثاق حق همهی شهروندان در شرکت در امور عمومی، حق به رأی دادن و انتخاب شدن و حق برخورداری از خدمات عمومی را به رسمیت شناخته و از آن حمایت می کند. میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی همهی کشورها را فارغ از نوع نظام سیاسی که بر آنها حاکم است، ملزم می کند که به نحو مقتضی مصوبات و سیاستهای مرتبط خودشان را با این میثاق تطبیق دهند تا همه شهروندان از فرصت مؤثر بهرهمندی از حقوقی که در میثاق حمایت شده است، برخوردار شوند. ماده 25 در مرکز ثقل حکومت دموکراتیک - که بر پایهی رضایت مردم و مطابق با اصول این میثاق (حقوق مدنی و سیاسی) شکل گرفته است - قرار دارد».
اما ماده فوقالذکر میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی با وجود شمولیت گستردهی آن، برای حمایت از حقوق سیاسی معلولان ناکافی است زیرا این ماده که سعی در کوتاه کردن دست دولت در برقراری تبعیض داشته، هیچگونه تعهد ایجابی را برای دولت برای برداشتن موانع عملی تبعیض فراروی افراد دارای معلولیت در نظر نمیگیرد، در صورتیکه امروز در دنیا این مسئله روشن شده است که با توجه به تحولات حقوق بشری، معلولان بیش از موانع قانونی از تبعیضهای عملی واقع در متن جامعه رنج می برند و نمیتوانند در یک فرصت برابر و چشم بسته به تفاوتها با بقیه مردم رقابت کنند بلکه نیاز به اقدامات حمایتی دارند تا کمبودها و نارسائیهای آنها جبران شود. به خاطر همین کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت، دولتها را ملزم می کند که پس از برداشتن موانع تبعیضآمیز علیه معلولان بایستی تئوری تبعیض مثبت را در حق آنان اجرا کنند؛ در نتیجه بر اساس مادهی 5 کنوانسیون مذکور، تدابیر ویژهای که برای تسریع یا دستیابی به برابری عملی افراد دارای معلولیت ضروری است، به عنوان تبعیض تلقی نمیگردد. مادهی 29 کنوانسیون نیز بر اساس همین رویکرد
است که حمایت دولت را در مشارکت دادن معلولان در امور سیاسی ضروری می داند. لحن ماده 29 کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت با لحن ماده 25 میثاق حقوق مدنی و سیاسی متفاوت است:
در مادهی 29 از عبارات (دولت) تعهد می نماید، تضمین می کند، ترغیب می کند و.. استفاده شده است یعنی مسئولیت بیشتر بر دوش دولت سنگینی می نماید. در بند الف ماده 29 آمده است که دولتهای عضو متعهد خواهند شد که تضمین نمایند افراد دارای معلولیت می توانند بطور مؤثر و کامل در زندگی سیاسی و عمومی بر مبنای برابر با سایرین، مستقیماً یا از طریق نمایندگانی که آزادانه برگزیدهاند از جمله حق و فرصت افراد دارای معلولیت جهت رأی دادن و انتخاب شدن، مشارکت نمایند.
نکته دیگری که در مادهی 29 بایستی مورد توجه قرار گیرد این است که هیچ محدودیتی را برای معلولان فرض نمیکند و حتی معلولان ذهنی از حقوق سیاسی کامل برخوردارند و می توانند در انتخابات رأی بدهند و یا انتخاب شوند. زیرا که هدف اولیه کنوانسیون یاد شده ترویج، حمایت و تضمین برخورداری کامل و برابر از تمامی حقوق بشر برای تمام افراد معلول بوده است و هیچ استثنایی را باقی نگذاشته است. هر چند در حال حاضر معلولان ذهنی در اغلب کشورها از حقوق کامل برخوردار نیستند ولی طبق نظر دیوان اروپایی حقوق بشر محروم کردن آنان از مشارکت سیاسی نقض اصل تساوی انسانها و حق بر انتخابات آزادانه است. نمونهی مشهور آن قضیه Kiss Vs Hungary در نزد دیوان اروپایی حقوق بشر می باشد. در این قضیه خواهان (kiss) که مبتلا به جنون افسردگی بوده طبق حکم دادگاه مجارستان تحت قیمومیت جزئی قرار گرفت. وی از اینکه از حق ثبتنام در انتخابات محروم شده بود نزد دیوان اروپائی حقوق بشر شکایت کرد زیرا که طبق قانون اساسی مجارستان افرادی که تحت قیمومیت قرار داشته باشند حق رأی ندارند. دیوان مذکور قانون داخلی مجارستان را نقض ماده 3 (حق بر انتخابات آزاد) پروتکل اول کنوانسیون اروپایی حقوق بشر تشخیص داد. کمیسر حقوق بشر شورای اروپا از این رأی تاریخی استقبال کرده و آن را نقطهی شروعی برای تغییر در جهت ارتقا حقوق افراد دارای معلولیت عنوان کرده است.
با این حال گروه اندکی از کشورها محدودیتهای اعمال شده بر افراد ناتوان ذهنی را برداشتهاند؛ برای مثال استرالیا یکی از کشورهایی است که تمام محدودیتهای معلولان برای انتخاب کردن و انتخاب شدن را در قوانین داخلی کشور برداشته است، در نتیجه آنها حق دارند از تمام حقوق سیاسی خودشان در تساوی با دیگران برخوردار شوند. در همین راستا دولت بریتانیا در سال 2006 قانون انتخابات را اصلاح کرد که بر اساس آن افراد ناتوان ذهنی که پیش از این فاقد صلاحیت حقوقی برای رأی دادن بودند، از حقوق کامل برخوردار شدهاند. از طرف دیگر، یکی از کشورهای موفق در زمینه پاسداری و حمایت از حقوق معلولان که در آثار منتشره بینالمللی در موضوع مورد بحث حاضر معرفی شده، کشور بورکینا فاسو می باشد که علاوه بر رفع موانع قانونی بر سر راه مشارکت سیاسی افراد معلول، به دنبال تضمین عملی برنامه تبعیض مثبت، در نهادهای قضایی، قانونگذاری و اجرایی سهمیههای خاصی را برای معلولان در نظر گرفته است.
در کشور ما با وجود اینکه ایران عضو کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت 2006 می باشد اما در حقوق داخلی تضمین مدبرانهای برای حقوق سیاسی معلولان اندیشیده نشده است. حتی قانون جامع حمایت از حقوق معلولان هیچ مادهای را به این موضوع اختصاص نداده است. در قوانین
انتخابات کشور نیز معلولان با چالشهای جدی مواجه هستند. از جملهی این چالشها بحث شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان در قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی و نیز به همان نحو، شرایط انتخاب کنندگان در قانون انتخابات ریاست جمهوری است. ماده 27 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی یکی از سه شرط انتخاب کنندگان را عاقل بودن ذکر می کند یعنی این ماده معلولان ذهنی را از حق رأی دادن محروم می کند. از طرف دیگر، در بند 6 ماده 28 همان قانون در مورد شرایط انتخاب شوندگان آمده است که انتخاب شوندگان هنگام ثبتنام باید دارای سلامت جسمی در حد برخورداری از نعمت بینایی، شنوایی و گویایی باشند. تبعیضآمیز بودن این بند بر کسی پوشیده نیست. زیرا که بخشهای زیادی از معلولان را از شرکت در انتخابات و کاندید شدن برای نمایندگی مجلس محروم می کند. ماده 36 قانون انتخابات ریاست جمهوری هم مثل قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی یکی از شرایط سه گانهی انتخاب کنندگان را عدم جنون می داند؛ در نتیجه مجانین که جزء معلولان ذهنی به شمار می روند از صلاحیت حقوقی برای رأی دادن برخوردار نیستند. البته در خصوص جنون شاید بتوان این توجیه را مطرح کرد که ناتوانی ذهنی وقتی به این درجه برسد دیگر اراده فرد منتفی می شود و تشخیصی در موضوعات ندارد تا بتواند رأی بدهد وطبیعتاً قیّم و سرپرست فرد به جای او تصمیم درست و منطبق با مصالح او را باید اتخاذ نمایند ولی اگر ناتوانی ذهنی در این سطح نباشد، به طرق مختلف از جمله کمک قانونی دیگران باید این امکان را فراهم کرد که فرد دچار مشکل، بتواند خود تشخیصش را در امور مختلف اجتماعی بیان دارد و از فرصتهای مزبور محروم نشود. نکته دیگر قابل ذکر در حیطه قوانین کشور ما این است که در کمال تعجب بر خلاف قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی، در مقررات مربوط به انتخابات ریاست جمهوری، سلامت جسمی از شروط کاندیدا برای ثبتنام در انتخابات ریاست جمهوری محسوب نمیشود گرچه حکمت آن روشن نیست و هیچ تجربه عملی نیز در این خصوص نداشتهایم ولی ظاهراً امتیاز مثبتی به نفع حقوق معلولان در مقایسه با قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی به شمار می رود. قانون انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا اما هیچگونه ذکری در مورد سلامت جسمی و روانی به عنوان شروط لازم برای افراد انتخاب کننده یا انتخاب شونده به میان نیاورده است؛ در نتیجه معلولان در انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا با هیچ مانعی به لحاظ معلولیت روبرو نخواهند بود. قانون انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا یکی از مدرنترین و دموکراتیک ترین قانون انتخاباتی کشور به لحاظ برقراری اصل برابری و منع تبعیض محسوب می شود که نه تنها معلولان و برخی گروههای آسیبپذیر دیگر با محدودیت مشارکت مواجه نیستند بلکه اقلیتهای دینی نیز برابر با دیگران می توانند در آن با حق رأی کامل و آزادانه در انتخابات شرکت کنند.
آنچه اجمالاً با مطالعه قوانین انتخاباتی در نظام حقوقی ایران بر می آید این است که علیرغم وجود قوانین مترقی به خصوص قانون اساسی کشور و تأکید آن بر برابری همگانی در مقابل قانون و در بهرهمندی از قانون(اصول 19 و20)، مستثنی کردن معلولان و انکار حقوق کامل آنها در مشارکت سیاسی از لحاظ موازین بینالمللی حقوق بشر معاصر قابل پذیرش نیست و بر همین اساس لازم است نهادهای قانونگذاری و سیاستگذاری عمومی ضمن توجه به تعهدات بینالمللی کشور،در
جهت رفع موانع موجود قدمهای مثبتی بردارند و به خصوص زمینههای اجرایی ماده 29 کنوانسیون را به طور کامل فراهم آورند.
حقوق سیاسی معلولان در انتخابات محدود به رأی دادن و رأی گرفتن نیست. دیگرحقوقی که معلولان در فرایند انتخابات دارند نباید مورد غفلت واقع شود. شاید مجموعه حمایتهایی که معلولان در زمان انتخابات به آن نیاز دارند در یک نگاه ساده به نظر برسند ولی برای خود افراد دارای معلولیت بسی پراهمیت می باشند. دسترسی به رسانههایی که برای معلولان قابل فهم باشد مانند تهیه روزنامه به خط بریل برای نابینایان برای آگاهی از اخبار، آگاه کردن آنها از شرایط ثبتنام، لیست کاندیدها، تشکیل احزاب، رأی دادن، حتی کاندید شدن و انتخاب شدن و محل مناسب قرار گرفتن صندوق رأیگیری که برای معلولان قابل دسترس باشد، از جمله حقوق دیگر معلولان هستند که باید در این زمینه مراعات شوند. در خیلی از کشورها به مسئولان برگزاری انتخابات آموزشهای ویژه رفتار با معلولان داده می شود که مبادا حقوق متناسب با شئونات آنان نادیده گرفته شود.
نتیجه طبیعی مشارکت دادن معلولان در زندگی سیاسی و عمومی هر جامعه برابر ماده 29 کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت، این است که آنها اعم از ناتوانان حسی یا ذهنی احساس خواهند کرد که در تصمیم گیریهای سرنوشت جامعه همراه با سایر افراد به طور برابر شریکاند و چه دستاوردی بزرگتر از این امر که همه اجزا جامعه در فرآیند تکاملی جامعه مشارکت داشته باشند.(1)
منابع:
مجموعه قوانین و مقررات انتخابات جمهوری اسلامی ایران قابل دسترس در سایت وزارت کشور
www.ohchr.org/EN/Issues/Disability/Pages/politicalpubliclife.aspx
www.ohchr.org/EN/Issues/Disability/Pages/ThematicStudies.aspx
Thematic study by the Office of the United Nations High Commissioner for Human Rights on participation in political and public life by persons with disabilities (A/HRC/19/36)
Marianne Schulze, Understanding the UN Convention on the Rights of Persons with Disabilities, July 2010, Available Online:
http://www.handicap-international.
fr/fileadmin/documents/publications/HICRPDManual.pdf
www.un.org/disabilities
آقای خسرو گیتی فعال در عرصه حقوق ناشنوایان در نامهای به دکتر هاشمی رئیس وقت سازمان بهزستی کشور درباره حقوق ناشنوایان مطالبی را آورده است و متن نامه پس از سلام اینگونه است:
چون با وجود تصویب کنوانسیون حقوق اشخاص دارای معلولیت بموجب ماده واحده مصوب 3 آذر 1387 مجلس شورای اسلامی از اجرای این کنوانسیون تا حال حاضر هیچ اثر و نشانی از تغییر در وضع اشخاص دارای معلولیت مشاهده نمیشود و به عنوان مثال علیرغم مقررات کنوانسیون درباره شناسایی زبان اشاره و استفاده از آن در آموزش ناشنواها هنوز از نظر سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور استفاده از زبان اشاره در آموزش اطفال ناشنوا ممنوع است و به نظر می رسد تعیین تکلیف برای سازمانهای مربوط به اجرای این کنوانسیون تصویب آییننامه اجرائی هیئت محترم
1) . این مقاله به قلم محمدرضا آفتاب در وبسایت کمیسیون حقوق بشر اسلامی منتشر شده است.
وزیران را ایجاب می کند لذا با ایفاد طرح پیشنهادی برای این آییننامه به پیوست هرگونه اقدام مقتضی را برای بررسی و نهایی کردن و تصویب آن به تجویز اصل یکصد و سی و هشتم قانون اساسی استدعا دارد.
لزوماً اضافه می کند که هرگاه علت بلا اجرا ماندن کنوانسیون احتمالاً این گمان باشد که اظهار نظر شورای محترم نگهبان در جلسه مورخ 4/10/1387 خود دایر به عدم مغایرت این قانون با موازین اسلام و قانون اساسی بالحاظ شرط مقرر در تبصره 2 آن و بدون رسیدگی ماهوی به مقررات کنوانسیون بوده است هرچند چنین گمانی درباره اظهار نظر شورای نگهبان به معنای این است که شورای محترم نگهبان انجام وظیفه اختصاصی خود مقرر در اصل نود و یکم قانون اساسی را به قوه مجریه محول کرده است که این نظر قابل قبول نیست لیکن میتوان موضوع را از شورای محترم نگهبان سؤال نمود و بعد از حصول اطمینان از اینکه اظهارنظر قبلی شورای نگهبان با بررسی ماهوی مقررات کنوانسیون و احراز عدم مغایرت آن با موازین اسلام و قانون اساسی بوده برای تصویب آییننامه اجرایی کنوانسیون اقدام شود.
در رعایت « موازین حقوقی » منظور در تبصره 2 مذکور هم هر چند معنای واضح آن موازین اسلام و قانون اساسی است اما اگر در این خصوص هم تردیدی باشد می توان بر طبق اصل هفتاد و سوم قانون اساسی تفسیر عبارت را از مجلس شورای اسلامی درخواست نمود. با تجدید احترام و تشکر قبلی از هرگونه اقدام مساعد جنابعالی. خسرو گیتی، 3 مهر 1393(1)
ملاحظات: بر اساس نکات مطرح شده در نامه مزبور، آقای گیتی طرح پیشنهادی برای آییننامه اجرائی قانون تصویب کنوانسیون حقوق اشخاص دارای معلولیت را به صورت زیر عرضه کرده است.
1- با توجه به مقررات کنوانسیون حقوق اشخاص دارای معلولیت وزارت رفاه، کار و امور اجتماعی (سازمان بهزیستی کشور) موظف است تهیه و اجرای پیگیر و مستمر طرحهای زیرا را در اولویت قرار دهد:
الف - آگاه سازی جامعه از معلولیت و لزوم قبول آن به عنوان یک تنوع انسانی و احترام به منزلت انسانی اشخاص معلول
ب - مناسبسازی اماکن و مؤسسات و وسایل خدماتی و حمل و نقل برای سهولت استفاده اشخاص معلول از جمله اشخاص نابینا و ناشنوا از این امکانات
پ - تأمین و توزیع وسایل توانبخشی بین اشخاص معلول بطور مجانی و حداکثر نیمبها حسب اقتضای مورد.
ت - تأسیس یک دفتر امور اشتغال اشخاص دارای معلولیت برای تهیه و اجرای تمامی طرحهای حرفهآموزی، کارآفرینی، کاریابی برای اشخاص معلول و استخدام و اشتغال آنها در سازمانهای دولتی و بخش خصوصی
ث - حمایت منظم و مستمر از کودکان و زنان و سالمندان معلول
1) . سایت جوانان ناشنوای پیشتاز ایران، 3 مهر 1393.
ج - برقراری کمک مالی برای اشخاص معلول و فقرزدائی از جامعه معلولان (کمک هزینه برای اشخاص معلول با درآمد شغلی و مستمری برای اشخاص معلول بدون کار و یا از کار افتاده)
2- هرگونه اقدام لازم برای اجرایی کردن قسمتهایی از قانون جامع حمایت از معلولان که تاکنون بلا اجرا مانده است به عهده وزارت رفاه و کار و امور اجتماعی خواهد بود.
3- وزارت رفاه و کار و امور اجتماعی مکلّف است مراقبت نماید که در تمام تصمیم گیریهای قانونی و اداری درباره امور اشخاص معلول نظر مشورتی سازمانهای مربوط به آنان کسب شود و مورد توجه قرار گیرد و در امور اجرایی و خدماتی مربوط به هر گروه از معلولان هم از سازمانها و اشخاص همان گروه استفاده شود.
4- وزارت رفاه و کار و امور اجتماعی مسئول تهیه و اجرای طرحهای مناسب تأمین سایر حقوق اشخاص دارای معلولیت مقرر در کنوانسیون است که در این آیئن نامه از آن ذکری نیست و با توجه به بند الف قسمت 1 ماده 4 در هر مورد که تأمین حقوق اشخاص دارای معلولیت مطرح در این قانون وضع قانونی را ایجاب نماید تهیه پیش نویس لایحه قانون مورد نیاز به عهده وزارت رفاه و کار و امور اجتماعی خواهد بود.
5- وزارت آموزش و پرورش (سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور) مکلّف است آموزش مجانی پیش دبستانی و دبستانی و راهنمایی اطفال دارای معلولیت را با پشتیبانیهای لازم آموزشی تأمین نماید.
6- با توجه به شناسایی زبان اشاره به عنوان زبان خاص ناشنواها در ماده 2 کنوانسیون حقوق اشخاص دارای معلولیت و سایر مواد کنوانسیون مربوط به این موضوع اولاً - وزارت آموزش و پرورش (سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور) و وزارت علوم و فنآوری به اقدامات لازم برای استفاده از زبان اشاره و مترجم زبان اشاره در آموزش ناشنواها در تمام سطوح آموزش ملزم می گردند.
ثانیاً - وزارت رفاه و کار و امور اجتماعی (سازمان بهزیستی کشور) موظف است برای تهیه و اجرای طرحهای تحقیقاتی زبان اشاره مورد استفاده ناشنوایان مناطق مختلف کشور و ثبت و ضبط آن در فیلمهای ویدئویی با استفاده از محققان زبان اشاره دانشگاهی کشور و کارشناسان زبان و نیز برای آموزش و تأمین مترجمان زبان اشاره در تمام موارد منظور در کنوانسیون مذکور اقدام نماید و هزینه اجرای تمامی طرحهای مذکور در این آییننامه از جمله طرحهای تحقیقاتی و آموزشی زبان اشاره و حق الزحمه مترجمان زبان اشاره را در تمام موارد در بودجه سالانه خود پیشبینی نماید.
7 - کلیه وزارتخانهها و سازمانهای دولتی و شهرداریها در اجرای این آییننامه مکلّف به همکاری با وزارت رفاه و کار و امور اجتماعی خواهند بود.(1)
در پایان لازم به ذکر است اصلیترین حقوق ناشنوایان ارتباط اجتماعی آنها است. اگر آنان نتوانند با دیگر ناشنوایان تعامل و ارتباط داشته باشند قطعاً بسیار مغبون خواهند شد. با توجه به اینکه زبان اشاره در ایجاد ارتباط ناشنوایان مؤثر است، لازم است در این زمینه تدبیر جدی عملی گردد.
1) . سایت جوانان ناشنوای پیشتاز ایران، 3 مهر 1393.
مجید انتظاری عضو هیات مدیره جامعه معلولان ایران درباره مشکلات و خواستههای معلولان میگوید: «به نظر میرسد توجه به نیازها و خواستههای معلولان در کشور در چرخهای معیوب قرار گرفته و حل این مشکلات بسیار فراتر از وظایف سازمانی مانند سازمان بهزیستی است». میافزاید: «در همه جای دنیا سازمانها و ارگانهای مختلف در چرخه زندگی افراد معلول نقش مهمی دارند اما در ایران همه نگاهها تنها به سازمان بهزیستی است، در حالی که این شکل از کار منطقی و درست نیست و همه دستگاهها به نوعی باید به نیازهای معلولان جامعه پاسخ دهند.»
او با اشاره به ناقص بودن قوانین مربوط به معلولان میافزاید: «طبق ماده قانون اساسی بسیاری از دستگاهها و وزارتخانهها وظایفی را در قبال افراد معلول دارند اما متاسفانه همه آنها حتی شهرداری هم از این مسئولیت شانه خالی میکنند.» او تاکید میکند: «شهرداری وظیفه دارد معابر را برای افراد معلول مناسبسازی کند اما میتوان گفت هیچ توجهی به این مساله نمیشود و اگر هم اقدامی شده کم و ناچیز بوده است.»
وی راجع به قانون 83 میگوید: «این قانون با تمام نواقصی که داشت اما وزارتخانهها و ارگانها را موظف کرده بود برای پیشبرد اهداف جامعه معلولان اقداماتی انجام دهند اما باز هم معلولان مورد بیمهری این دستگاهها قرار گرفتند و اقدامات مناسبی که بتواند به آنان کمک کنند را ندیدند.»
«براساس آمارها 15 درصد از جمعیت کشور؛ یعنی چیزی حدود 12 میلیون نفر از افراد جامعه معلول هستند، این در حالی است آمار بهزیستی حدود چهار میلیون نفر است و این نشان میدهد همه افراد معلول به دلایل شخصی نخواستند از امکانات بهزیستی بهرهمند شوند.»
او تاکید میکند: «هرچند مسئولان کشور آمار 15 درصد را قبول ندارند و طبق آمار جمعیت معلول را 11 درصد اعلام میکنند اما با این وجود باز هم برای همین درصد -که چیزی حدود 9 میلیون نفر را شامل میشود- کار اساسیای انجام ندادهاند.» انتظاری میگوید: «حال این سوال پیش میآید که آیا برای 9 میلیون نفر تنها سازمان بهزیستی میتواند پاسخگوی آنها باشد و با توجه به سطح درآمد دستگاهها و ارگانهای دولتی آیا نباید قدمی از سوی آنان برداشته شود؟»
او با بیان اینکه 60 درصد از جمعیت اعلام شده معلولان بیکار هستند، میگوید: «این افراد به دلایل مختلف و محدودیتهایی که دارند نمیتوانند از خانه خارج شوند و یکی از علتهای آن هم این است که دسترسیهای لازم برای آنان تعریف نشده است و به همین دلیل فرد معلول به تنهایی نمیتواند از خانه خارج شود. » این عضو هیاتمدیره جامعه معلولان ایران معتقد است: «معلولان با چهار مشکل اساسی مثل حق دسترسی، حق آموزش، حق معیشت و مسائل فرهنگی مواجهند. تمام این مشکلات دست به دست هم میدهد تا معلولان نتوانند با مشکلاتی که دارند به راحتی در جامعه حضور یابند.»
نگاه تبلیغمحور به جای برنامهمحور: «با این همه مشکلاتی که گفته شد تنها سازمان بهزیستی نمیتواند پاسخگویی این مسائل و مشکلات باشد. متاسفانه نگاهی که هماکنون در جامعه حاکم است نگاه تبلیغمحور به جای برنامه محور است.»
انتظاری میگوید: «نکته مهمتر اینکه مشکلات معلولان تنها در روز جهانی معلولان مطرح میشود و این افراد در این روز تاج سر جامعه میشوند؛ همه میآیند وعده وعیدهایی میدهند، میروند و دوباره همه چیز فراموش میشود تا سال آینده و این چرخه همچنان ادامه دارد.»
او به گفتههای ابوترابی نماینده مجلس اشاره میکند و میگوید: «این نماینده هم بارها تاکید کرده برای جامعه اسلامی زیبنده نیست که افراد معلول در تنگنا قرار گیرند و خدماتی که در خور و شایسته آنان است، انجام نگیرد.»
وی از مسئولان خواست از زیر بار مسئولیت حمایت و کمک معلولان شانه خالی نکنند و با همراهی تمام دستگاهها به نیازهای این قشر پاسخ دهند.
انتظاری یکی از انتقادات وارده به دستگاههای دولتی را متوجه سازمان صداوسیما میداند و میگوید: «طبق ماده 12 قانون اساسی این سازمان باید هفتهای دو ساعت برنامه مفید برای معلولان داشته باشد اما متاسفانه این اتفاق نیفتاده و اگر هم کاری شده در حد ساخت یک سریال بوده که آن هم چهره خوبی از معلولان ارائه نشده است.»
او حق استخدامی معلولان را مورد اشاره قرار میدهد و میگوید: «در ماههای گذشته، رای اصلاحی دیوان عدالت اداری درباره استخدام معلولان در آموزش و پرورش صادر شده است. این دیوان یک بار دیگر بر الزام آموزش و پرورش به استخدام افراد دارای معلولیت تاکید کرد اما اتفاقی که عملا در 10 سال گذشته افتاده، بیتوجهی و شانه خالی کردن دستگاههای دولتی و وزارتخانهها از زیر بار استخدام سه درصدی معلولان بوده که باید مسئولان مربوطه پاسخگوی این مساله باشند.»
وزیر آموزش و پرورش و تخریب استخدام معلولان: عضو هیاتمدیره جامعه معلولان ایران میگوید: «در سال 89 حاجیبابایی وزیر آموزش و پرورش محمود احمدینژاد با استخدام معلولانی که در آزمون استخدامی وزارت آموزش و پرورش نمره قبولی دریافت کرده بودند، مخالفت کرد. همین امر با واکنش افراد دارای معلولیت و بهخصوص معلمان معلول مواجه شد و به شکایت از این وزارتخانه به دیوان عدالت اداری انجامید.» او تاکید میکند: «دیوان عدالت اداری هم حق را به معلولان داد و در آرای متعدد خود بر الزام آموزش و پرورش نسبت به اعمال سهمیه معلولان در آزمون استخدامی تاکید کرد اما داستان به همین جا ختم نشد و مدیرکل دفتر حقوقی، املاک و حمایت قضایی معاونت حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش در تیرماه 91 طی دادخواستی که بیشباهت به فرار رو به جلو برای توجیه اشتباه این وزارتخانه نبود، یک بار دیگر نسبت به رای صادره اعتراض کرد که دیوان عدالت اداری نیز در روز 25 خرداد 93 با ابلاغ رای اصلاحی، مجددا بر دادنامه قبلی تاکید کرد.»
انتظاری با بیان اینکه طبق بند الف ماده «7» قانون 16 مادهای حقوق معلولان، اختصاص حداقل 3 درصد از مجوزهای استخدامی دستگاههای دولتی و عمومی اعم از وزارتخانهها، شرکتها، موسسات، نهادهای عمومی و انقلابی و دیگر دستگاههایی که از بودجه عمومی کشور استفاده میکنند به افراد معلول واجد شرایط، وظیفهای قانونی است، یادآور میشود: «در هیچ کجای این بند هم لفظ «میتواند»، «در صورت امکان» یا عباراتی از این دست که متضمن «اختیاری» بودن موضوع برای دستگاهها باشد، نیامده و به نظر میرسد قانونگذار در مقام بیان، دستگاهها را «مکلف» کرده
است. بنابراین استخدام 3 درصد جزء حقوق قانونی معلولان محسوب میشود و هیچ دستگاهی نمیتواند و نباید از زیر بار این وظیفه، شانه خالی کند.»(1)
سهیل معینی مدیر عامل انجمن باور ناگفتههایی از روند بازنگری قانون جامع حقوق معلولان را در مصاحبهای با روزنامه ایران سپید بازگفته است.
ضرورت توجه نهادهای دولتی، نهادهای عمومی غیر دولتی و نهادهای خصوصی به معلولان، موضوع تازهای نبوده و از سالهای دور مورد توجه برخی کارشناسان و فعالان حوزه معلولان بود. لزوم برخورداری قشر معلول از حقوق ویژه، در درجه اول اهمیت مباحث کارشناسان قرار داشت و ضرورت نیل به مجموعه مدونی از حقوق ویژه افراد معلول، آن دسته از فعالان صاحب دغدغه و نمایندگان پیگیر در مجلس شورای اسلامی را بر آن داشت تا اقدام به تدوین مجموعه منسجمی تحت عنوان «حقوق ویژه افراد معلول» کنند. ماحصل آن اقدامات، تصویب قانون 16 مادهای «حمایت از حقوق معلولان» در سال 1383 در مجلس ششم شورای اسلامی شد. اما بعد از گذشت چند سال، مسائلی مثل میزان نظارت بر اجرای قانون و لحاظ کردن موارد مغفول مانده، مسئولان و برخی کارشناسان را به امر بازنگری آن قانون واداشت. حاصل فرآیند مباحث و جلسات متعددی که برگزار گردید، تدوین مجموعهای از مواد تحت عنوان «برنامه جامع حمایت از حقوق معلولان» شد که مقرر گردید این مجموعه در قالب لایحهای از سوی دولت یازدهم به مجلس ارائه شود تا تحت بررسی نمایندگان مجلس قرار بگیرد. نکته جالب توجه و در عین حال قابل بحث، روند چگونگی تدوین برنامه جامع حمایت از حقوق معلولان است. به نظر میرسد طرح شفاف مباحث مطروحه در جلسات بازنگری قانون جامع و بیان نکات ناگفته پیرامون فرآیند تدوین برنامه جامع، برای تنویر افکار جامعه هدف، مفید باشد. به همین بهانه، گفتگوی مفصلی با سهیل معینی، مدیر عامل شبکه تشکلهای نابینایان و کمبینایان کشور و مدیر عامل انجمن باور که به عنوان یکی از نمایندگان نهادهای غیر دولتی در طرح بازنگری قانون جامع حمایت از حقوق معلولان حضور داشته، انجام دادهایم.
– بعد از اینکه قانون در سال 83 به تصویب مجلس ششم رسید، پس از چند سال به این فکر افتادیم روند پیشبرد اجرای قانون را بررسی کنیم. در این بررسی به اشکالاتی برخوردیم که بخشی از آن اشکالات به متن قانون باز میگشت. بارها این مسأله را با دوستانی که نگاه حقوقی داشتند مطرح کردیم. حقیقت این است که متن قانون جامعه به صورت طرح قانونی در مجلس تصویب شد. طرحهای قانونی برخلاف لوایح، نمیتوانند بار مالی بر دولت تحمیل کنند. به هر حال باید این قانون از فیلتر تأیید شورای نگهبان هم میگذشت. یکی از مهمترین اصول تأیید مصوبات مجلس از سوی شورای نگهبان، عدم مغایرت با شرع و همچنین عدم مغایرت با اصل 75 قانون اساسی بود که بنا بر
1) . سایت روزنامه فرهیختگان، 1 اردیبهشت 1394.
اصل 75 قانون اساسی، نباید طرحهای مصوب مجلس بار مالی بر دولت تحمیل کنند. طبعاً در تنظیم متن قانون این نکته لحاظ شد که بار مالی بر دولت تحمیل نشود تا مورد تأیید شورای نگهبان گردد. خب موادی که ابعاد رفاه اجتماعی معلولان را پوشش میدادند، طبعاً باری مالی داشتند، به همین علت یا حذف شدند یا به گونهای نگاشته شدند که مستقیم بار مالی بر دولت تحمیل نکنند. این یکی از نقایص قانون بود. نقیصه دیگر قانون، همان ماده 16 معروف بود که اجرای قانون را منوط به وجود بودجه میکرد. علاوه بر اینها، فقدان نظارت نقیصه و ضعف دیگر قانون بود.
یکی از وظایف دوگانه مجلس در کنار امر قانونگزاری، نظارت بر حسن اجرای قوانین است. انتظار میرفت در طول این یازده سال مجلس بر اجرای این قانون نظارت دقیق داشته باشد که به هر دلیل، این نظارت ضعیف بود. در نتیجه تلاش بر این شد تا در متن اصلاحیه قانون، نهاد نظارتی دیده شود. این موارد، نقایص و ضعفهای درونی قانون محسوب میشدند، اما اشکالات دیگری هم وجود داشت. مثلاً برخی مواد قانون به دلیل تحولات قانونی و اداری در کشور از درجه اعتبار ساقط شده بودند. به عنوان نمونه، آنجا که در موضوع مسکن مقرر شده بود 10 درصد مسکنهای اجاره به شرط تملیک باید به معلولان اختصاص یابد، دیگر قابل اجرا نبود یا در بحث استخدامها مقرر شده بود 60 درصد پست اپراتوری تلفنها باید شامل معلولان شود که این سیستمها دستخوش تحولات اداری و قانونی قرار گرفته بودند. بنابر این باید متن قانون مورد بازنگری قرار میگرفت. ضمن اینکه برخی موارد مثل مسائل مربوط به تأمین اجتماعی در قانون لحاظ نشده بودند و باید به هر شکل در قانون گنجانده میشدند. مجموعه این جمعبندیها پس از 8-9 سال اجرای قانون در یک طیف زمانی یکی دو ساله این نتیجه را به دست داد که بهتر است قانون جامع حمایت از حقوق معلولان مورد بازنگری قرار گرفته و تقویت شود و نقایص قانون از نظر محتوایی، اجرایی و تطبیق با شرایط زمان حل گردد. با توجه به اینکه دولتی و همچنین غیر دولتیها متقاعد به بحث بازنگری شده بودند، نوعی همگرایی و وفاق به منظور بازنگری قانون شکل گرفت و همین اتفاق، جرقه شروع روند بازنگری را زد.
نگاه تبلیغاتی کردند و در مصاحبهها اعلام کردند که این قانون ظرف شش ماه بازنگری میشود. حال آنکه این امر ناممکن است! شما هنوز زیرساختهای اصلاح قانون را تدارک ندیده اید! ببینید قانونگذاری امر سادهای نیست؛ حتی در مجلس هم که نهاد رسمی قانونگذاری است، تصویب یک قانون مراحل متعددی را طی میکند؛ نخست در قالب یک طرح به کمیسیون فرعی میرود و بعد از آن به کمیسیون اصلی، سپس به کمیسیون تلفیق فرستاده میشود و پس از طی کردن این مراحل به صحن علنی میرود و در آنجا رأی گیری صورت میگیرد و بعضاً اشکالاتی وارد میشود و مجدداً برای اصلاح به کمیسیون اصلی ارجاع میشود، یک روند منسجمی است که باید هم این گونه باشد. قانون متن سادهای نیست که هر لحظه تغییر کند، آثار جدی حقوقی بر آن وارد میشود و بر زندگی میلیونها نفر تأثیر میگذارد.
وقتی از سوی سازمان بهزیستی برای حضور در طرح بازنگری دعوت شدیم، از ما خواستند که به سرعت پیشنویسی آماده کنیم تا به عنوان خوراک در اختیار رئیس وقت سازمان قرار بگیرد، سپس مدت زمان لازم و منطقی برای روند بازنگری را در اختیارمان بگذارند. این عوامل باعث شد که ظرف یکی دو هفته به طور ضرب الاجل کار را انجام دهیم و باید اذعان کنم که بسیار غیر کارشناسی صورت گرفت، فقط خود ما غیر دولتی مجبور شدیم این کار را انجام دهیم، چون میخواستیم مدت زمان واقعی که حد اقل بین شش ماه تا یک سال در نظر گرفته بودیم و تقاضا کرده بودیم را در اختیارمان قرار دهند.
در هر حال پیشنویس ابتدایی که با پیشنویس واقعی خیلی فاصله داشت، تنظیم شد و قرار شد بعد از آن، کار بازنگری در سطح بالاتری در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ادامه یابد، چون وزارتخانه مادر این حوزه بود و قرار بود متن قانون در سطح کلان بررسی شود. در این مرحله وزارت تعاون از انجیوهای معلولان دعوت کرد تا نظرهای خود در خصوص بررسی و اصلاح قانون جامع را بیان کنند که این مباحث طی سه تا پنج جلسه مطرح شد که تخمیناً با حضور 30 انجیو صورت گرفت که ماحصل این جلسات، تدوین یک پیشنویس شد. این را برای آن عده میگویم که اظهار کرده بودند که انجیوها در این طرح نقشی نداشتند، اتفاقاً NGO ها نقش داشتند و این بی انصافی است که بخواهیم نقش آنها را منکر شویم؛ منتها یکی از اصلیترین فعالیتهایها در دنیا، مشارکت کارشناسانه در بررسی و تدوین قوانین مربوط به معلولان است که الزاماً بسیاری از NGO های ما در ایران از عهده این کار بر نمیآیند. من این نکته را بارها گفته ام و متأسفانه بسیاری از همینها دلخور شده و این نکته را بر نتافتهاند.
نظرهای انجیوها در آن مرحله غیر کارشناسی بود، اتفاقاً برخی اظهار نظرها رگههایی کارشناسی شدهای داشتند، منتها انسجام لازم در تدوین متن پیشنویس را نداشتند. به اصطلاح پایه را میداد، اما اینکه چه سمت وسویی داشته باشد دیده نمیشد. تشخیص این هم بر عهده ما نبود، خود وزارتخانه با استفاده از کارشناسانی که داشت تصمیم گرفت اظهار نظرهای انجیوها را دریافت کند و در مرحله بعدی به شکل تخصصی، نظرهای دریافتی به قول معروف چکشکاری شده و فرم و قالب حقوقی بگیرد. در نتیجه قرار شد کمیتهای فشرده و تخصصی برای انجام این مرحله تشکیل شود.
– وقتی مقرر شد که کمیتهای تخصصی و فشرده بحث بازنگری را پیگیری کند، عملاً این کمیته با حضور عدهای از مدیران وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، مدیران و کارشناسان سازمان بهزیستی از بخش دولتی تشکیل شد و از بخش غیر دولتی من و آقای صابری، عضو شورای اسلامی شهر تهران برای حضور در این کمیته دعوت شدیم. البته علت این دعوت، میزان سوابق کار ما در حیطه معلولان و نقشی که در تنظیم پیشنویس قانون داشتیم، بود. علاوه بر این، خود من در سالهای بعد از تصویب قانون جامع حمایت از معلولان به مدت یک سال و نیم تا دو سال، مشاور وزیر کار بودم. به نظرم این اتفاق، مایه فخر و مباحات ما و جامعه نابینایان است که نمایندگان بخش غیر دولتی کمیته تخصصی، از بین نابینایان انتخاب شدهاند. به جز من و آقای صابری، آقای دکتر شهبازی که کارشناس حقوقی و یکی از کارشناسان جانباز مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی است نیز به این کمیته دعوت شد؛ البته در یکی از جلسات آقای محمودنژاد از انجمن دفاع از حقوق معلولان حضور داشت، ولی حضور او محدود به همان جلسه بود.
طبعاً اجماع بر راه نخست صورت گرفت و بنا شد پایه قانون جامع باشد و کار اصلاحیه و بهینه سازی بر آن صورت بگیرد. طبیعتاً اگر دست ما باز و فرصت کافی میبود، امکان بازنویسی و تنظیم قانون از نو فراهم میشد و موارد مغفول مانده بیشتری مد نظر قرار میگرفت. طبعاً باید کار پایه به پایه
و بر اساس مواد قانون جامع انجام میشد و روال هم به طریق اولی، بر این مبنا گذاشته شد. در هر جلسه مسئولان مربوط به حوزههای هر ماده دعوت میشدند تا کار بررسی با حضور آنها صورت بگیرد. واقعیت این است که متأسفانه همین روند به خوبی انجام نگرفت؛ مسئولان برای حضور در جلسات کم توجهی میکردند، برای حضور فلان مسئول باید نامه نگاریهای فراوان صورت میگرفت، برخی مسئولان به جای اینکه خودشان حضور داشته باشند، معاون خود را میفرستادند، معاون نمیآمد شخصی در حد یک کارشناس فرستاده میشد و ... همین برخورد آن مسئولان بعدها کار دست ما داد. زمانی که مسئول ذیربط در جلسه حاضر نمیشد و یک کارشناس را میفرستاد، به هر حال کار بررسی و اصلاحیه انجام میشد، اما زمانی که بحث به کمیسیون تخصصی دولت فرستاده شد، در آن مقطع بود که نماینده بالاتر فلان وزارتخانه یا سازمان اصل قضیه را زیر سؤال میبرد.
با همه این مشکلات کار ادامه پیدا کرد و در نهایت در 28 اسفند 91 متن نهایی نوشته شد. خوب یادم هست که وقتی در همان 28 و 29 اسفند متن نهایی بررسی میشد تا در اختیار وزارتخانه قرار بگیرد، دولت تعجیل داشت تا قبل از پایان سال حرف و حدیث باقیماندهای نباشد و متن نهایی در اختیار وزارتخانه باشد تا بعد از تعطیلات نوروز 92 و آغاز هفته کاری جدید، کار بررسی و ارائه به مجلس انجام شود، چون هدف اصلی دولت این بود که قانون در زمان دولت دهم تصویب شود. اما حوادث بیرونی که قبلاً اشاره کردم، در این مقطع بر کار ما تأثیر گذاشت. وقتی مشخص شد که نماینده دولت دهم برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری رد صلاحیت شد، و خبری قطعی این موضوع در اردیبهشت 92 اعلام شد، تمام آن فشارها برداشته شد و کلاً قضیه از سوی دولت رها شد.
کمیسیون تخصصی دولت، یکی از معدود اتفاقاتی بود که رخ داد. من و آقای صابری البته آقای صابری به علت مشغلههای زیاد در شورای شهر در بسیاری از جلسات نمیتوانست حاضر شود.
در کنار دوستان دولتی، کار را به شکل کاملاً چالشی پیش بردیم. از آنجا که هدف اصلی ما دفاع از حقوق معلولان بود، در موارد زیادی با مباحث چالش بر انگیزی با دوستان دولتی مواجه بودیم؛ البته بعدها همان دوستان اذعان داشتند که وجود آن چالشها لازم بود. اما باید با تأسف اظهار کنم که سازمان بهزیستی در آن مقطع مثل لشکر شکست خورده عمل کرد. رئیس وقت سازمان که اصلاً در جلسات حضور نداشت، معاون توانبخشی آقای سخنگویی هم شاید در دو جلسه حاضر شد. این روال غیر متعهدانه باعث شد که یک بار دبیر کمیسیون کتباً به آقای هاشمی اعتراض کند. واقعاً جای گله از آقای هاشمی است که چرا به تعهدات خود به عنوان سازمان دولتی پابند نبود. بهرحال انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و طبعاً تا زمانی که دولتی جدید کابینه را تحویل بگیرد زمانی صرف شد، دبیر اولیه کمیسیون تغییر کرد و دبیر جدید با روندی تازه اما بدون هیچ فشاری کار را ادامه داد، کارشناسان جدید نظرهای خاص خود را داشتند و در نهایت، با تمام مقتضیاتی که بر قانون بار شد، متن نهایی با تغییراتی آماده شد.
این نکته را لازم میدانم بیان کنم که کمیسیونها محل چالشاند. در واقع در کمیسیونها بده بستان صورت میگیرد، در یک جا مجبور میشوی کوتاه بیایی تا در جای دیگر بتوانی از موارد مهمتری دفاع کنی، به هر حال آنچه در کمیسیون آماده و نهایی میشود، قطعاً با آنچه که به شکل اولیه ارائه شده تفاوت دارد. بر همین اساس، برخی مواد که ما ارائه کرده بودیم، در متن نهایی حذف شدند. در کل آنچه آماده شد، اکثریت موادی بود که ما ارائه کرده بودیم، اما برخی مواد با دگرگونی مواجه شدند. خب متن نهایی آماده شد و به کمیسیون اجتماعی فرستاده شد که در آنجا تشکلها و کارشناسان دخل و تصرف نداشتند و جلسه در حد وزرا بود و با شتاب بیشتری پیش میرفت. در آن مرحله هم تلفاتی داشتیم، اما آنچه به عنوان متن اولیه به کمیسیون اجتماعی ارسال شده بود، متنی شامل 66 ماده بود. در نهایت در 10 خرداد متن نهایی تصویب شد، اما اتفاقاتی افتاد. نخست اینکه از همان 66 ماده اولیه چند ماده حذف شد و دومین اتفاق، دو پاره شدن متن بود. استدلال دولت این بود که موادی که در اختیار خودش است و میتواند جزو مصوبات داخلی دولت قرار داده و به سازمانها و نهادهای ذیربط ابلاغ کند را نباید به مجلس احاله کند. در واقع موادی در قالب لایحه به مجلس احاله میشود که الزاماً جزو اختیارات دولت نیست و محتاج تأیید مجلس است یا مجلس به طور غیر مستقیم بر آن تأثیر دارد؛ مثلاً موادی که دارای بار مالی هستند، حتماً باید در مجلس به تصویب برسند. بر این اساس، آنچه در دولت تصویب شد، «برنامه جامع حمایت از حقوق معلولان» عنوان گرفت که شامل دو بخش است: مصوبات داخلی دولت شامل 28 ماده و لایحهای که باید به مجلس ارائه شود که شامل 25 ماده است.(1)
1) . سایت روزنامه ایران سپید، 28 مرداد 1394.
این مقاله به صورت نامه به ریاست محترم کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی آقای پورمختار ارسال شده است:
از آنجایی که بنده خود فردی معلول بوده و دارای تحصیلات فوقلیسانس حقوق جزا و جرمشناسی میباشم و با توجه به اینکه بعد از مدتها لایحه جامع حمایت از حقوق معلولان توسط دولت محترم تقدیم مجلس گردیده است، بنده حقیر در وهله اول به عنوان یک معلول و اما بعد به عنوان یک حقوقدان بعد از مطالعه آن لایحه نواقص و ایرادات و خلأهای برجسته و غیر قابل اغماضی مشاهده کردم که با نام این لایحه یعنی ((لایحه جامع حمایت از حقوق معلولین)) کاملاً در تضاد بوده و مهمتر اینکه در صورت تصویب این لایحه و عرضه آن در قالب قانونی لازمالاجراء، قطعاً سعی در تجمیع قوانین متفرقه مربوطه و نیز جامعیت آن بوده به نحوی که جوابگوی نیازها و حلال مشکلات این قشر آسیبپذیر باشد، چرا که جامعه معلولین ایران سالهاست در انتظار تصویب قانونی هستند که حداقل پوششدهنده نسبی مشکلات و معضلات این طیف از جامعه بوده و حداقل در یک بازه زمانی ربع قرنی به اقتضای شرایط زمانی و دیگر شاخصهای تأثیرگذار دیگر شاهد خلأ قانونی مناسب برای ارائه خدمات به معلولان نباشیم، لذا بر خود واجب دیدم با توجه به اینکه تمامی مشکلات این گروه از جامعه هدف سازمان بهزیستی به وضوح در طول یک دوره زندگی 33 ساله را با پوست و گوشت و استخوان خود لمس کردهام و با بیان این نکته که از آنجایی که تنظیم کنندگان اصلی این لایحه به شکر خدا خود معلول نبوده و به عبارتی مصداق جمله معروف: ((بدون پوشیدن کفشهای دیگری در مورد راه رفتن وی نباید قضاوت کرد)) میباشند، جای هیچگونه گلایهای نیز در خصوص ایرادات بر ایشان وارد نیست، فلذا نواقص و ایرادات لایحه مزبور را بر اساس فصل بندیهای آن لایحه به تفکیک به محضر مبارک تقدیم میدارم، امید است که انشاءالله نسبت به رفع ایرادات و اصلاح لایحه مذکور و نهایتاً تصویب آن، برای همیشه شاهد ایجاد یک پشتوانه قانونی محکم و مستدل برای توجه و تلاش بیش از پیش در راستای رفع معضلات این قشر از جامعه خود باشیم:
1- جناب آقای دکتر شهریاری، در قسمت آخر بند الف ماده یک از فصل اول مبحث کلیات، جمله ((با محدودیت قابل توجه و مستمر در فعالیتهای روزمره زندگی)) آورده شده است، که این قید ((قابل توجه)) خود جای تفسیر برای اجرا کنندگان را باز گذاشته به نحوی که در آینده شاهد تصمیمات سلیقهای در برخورد با معلولیتها و شناسایی و خدماترسانی به آنها توسط کمیسیونهای تشخیص معلولیت خواهیم بود، مضافاً اینکه یکی از مشکلات و دغدغههای فعلی معلولان همین مسئله بوده و با توجه به این که یکی از اهداف تصویب قوانین جامع رفع ابهامات و برطرف کردن ایرادهای قوانین فعلی است امید است به این مسئله توجه گشته و قید مزبور از متن ماده حذف گردد.
2- جناب آقای دکتر شهریاری، در ماده سوم از فصل دوم مربوط به مناسبسازی، اگر چه نهادهای ذکر شده مصداقی بوده و حصری نیستند، اما تنظیم کنندگان لایحه در بیان مصداقها به ذکر اهم نهادها در قالب مجتمعهای اداری، درمانی، آموزشی و تجاری پرداختهاند، لذا مستدعی
است، هتلها و مسافرخانهها را که یکی از موارد گریبان گیر و کاملاً مشهود در مسافرتهای معلولین میباشد را نیز به این مصادیق اضافه نمایید.
3- جناب آقای دکتر شهریاری، در تبصره دوم از ماده هفتم لایحه و در فصل دوم، تسهیلات استفاده از بلیط نیم بهاء، صرفاً و فقط برای معلولین با درجه شدید پیشنهاد گردیده است، اما همانگونه که استحضار دارید معلولین با درجه شدید، اصولاً و در اکثر موارد به کسانی اطلاق میگردد که کاملاً زمینگیر بوده و نوع معلولیت آنها با توجه به بخشنامهها و آئیننامههای دور از عدالت سازمان بهزیستی در مهر و مومهای اخیر در خصوص سختگیری کمیسیونهای تشخیص معلولیت، به گونهای بوده که معلولین با درجه شدید در 95٪ موارد از توانایی جسمی لازم برای رفتن به سفر برخوردار نبوده و لذا حتی حذف این تسهیلات تا تصویب آن با این شرایط ((لحاظ کردن برای معلولان با درجه شدید)) نزدیکتر به صواب بوده، چون عملاً وجود خارجی به سختی برای آن متصور میباشد، لذا با توجه به امید معلولان به رایگان کردن بلیط ناوگان زمینی و هوایی، پیشنهاد میگردد ماده مزبور بدین نحو که «معلولین با درجه متوسط به بالا با داشتن یک نفر همراه آن هم به خاطر اینکه این معلولان حتماً باید در سفرها حداقل یک همراه داشته باشند از بلیط 100٪ رایگان و معلولین تا درجه متوسط به تنهایی از بلیط نیمبها استفاده نمایند» اصلاح و تصویب گردد.
4- جناب آقای دکتر شهریاری، در فصل سوم که مربوط به خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی میباشد، انتظار میرفت که تنظیم کنندگان این لایحه، خدمات رفاهی را نیز اضافه مینمودند، لذا استدعا دارم در صورت امکان با اختصاص دادن مادهای در این فصل به امکانات رفاهی، ترتیبی مقرر گردد تا در مواردی که معلولان در مسافرت به سر میبرند و یا برای معالجات و یا دیگر امور از محل اقامت دائم خود سفر کردهاند، در خوابگاههای سازمان بهزیستی در سراسر کشور اسکان داده شوند، زیرا یکی از مشکلات اساسی معلولین اعم از خود و همراهانشان از قبیل همسر و فرزندان و فرد همراه و کمک کننده به ایشان، راه ندادن آنها به مهمانسراهها و خوابگاههای سازمان بهزیستی بوده که مسئولین عزیز بیان میدارند که صرفاً متعلق به کارمندان سازمان بهزیستی میباشند.
5- جناب آقای دکتر شهریاری، تنظیم کنندگان لایحه در ماده 10 متأسفانه به بدعتی ناپسند آن هم در قبال قشری روی آوردهاند که سقف آرزوهای این قشر حرکتی چند متری و یا ایستادنی چند ثانیهای آن هم با کمک ابزار انسانی و توانبخشی میباشد، اما در ماده مزبور دادن هر نوع وسیله توانبخشی به معلولان را در صورت پرداخت بهای آن تجویز کردهاند، لذا خواهشمندم اولاً به دلیل اینکه تصویب این ماده بدین شکل ما را در مقابل خدا، قدم و قلم و وجدانمان بدهکار خواهد کرد، ثانیاً مغایرت با کنوانسیون 2007 حقوق معلولین بوده و ثالثاً کرامت و شأن افراد معلول خدشهدار خواهد شد و رابعاً شأن ملی و بینالمللی نظام جمهوری اسلامی ایران برتر و فراتر از این است که در مقابل دادن یک عصا یا ویلچر هزینه آن را از فردی معلول که تنها آرزویش عصایی بوده تا با تکیه بر آن بتواند برای دقیقهای لذت ایستادن را تجربه کند، گرفته شود، لذا خواهشمند است برای حفظ شأن نظام و مجلس محترم و برای اینکه در آینده برای این مصوبه مورد مؤاخذه وجدان و آیندگان خود قرار نگیریم، ضمن حذف این ماده ترتیبی عنایت فرمایید وسایل کمک توانبخشی به صورت رایگان در اختیار معلولان قرار گیرد.
6- جناب آقای دکتر شهریاری، با توجه به ماده 32 لایحه و تسهیلات در نظر گرفته شده برای آقایانی که با معلولین اناث ازدواج میکنند از جمله معافیت از خدمت وظیفه عمومی، پیشنهاد میگردد ضمن اضافه کردن تبصرهای به ماده 11 لایحه، سیاستی تشویقی نیز برای ازدواج خانمها با آقایان معلول از قبیل، تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی قرار گرفتن چنین خانمهایی و جزء مشاغل سخت و زیانآور محسوب کردن این نوع بیمه برای آنها لحاظ گردد، زیرا با این کار از یک طرف امتیاز خانمها و آقایان سالمی که با معلولین جنس مخالف ازدواج میکنند برابر شده، و از طرف دیگر علاوه بر اینکه خانمهای معلول از سرخوردگی احتمالی ناشی از این تفکر که شاید ازدواج آقایان سالم با ایشان نه از روی عشق و دوست داشتن که صرفاً به خاطر استفاده از معافیت خدمت وظیفه عمومی بوده مصون خواهند بود، مضافاً با وجود امتیاز بیمهای لحاظ شده برای خانمهای سالمی که با آقایان معلول ازدواج میکنند، چنین اناثی قطعاً با داشتن پشتوانه مناسب بیمهای، علاوه بر احساس امنیت برای دوران از کار افتادگی، سختیهای احتمالی زندگی با یک مرد معلول را نیز فراموش کرده و به یقین احتمال جدایی و از هم پاشیدگی زندگی آنها هم بسیار کمتر خواهد بود.
7- جناب آقای دکتر شهریاری، در فصل چهارم که مربوط به امور فرهنگی و غیره میباشد، پیشنهاد میگردد که تسهیلاتی برای چاپ تألیفات معلولین در نظر گرفته شود زیرا که، معلولین بسیار زیادی در کشور وجود داشته که آثار تألیفی متعددی در زمینههای مختلف آماده چاپ دارند، اما به دلیل نداشتن هزینههای چاپ و سختگیری مجموعه انتشاراتی کشور در چاپ آثار این قشر، خواهشمندم علاوه بر در نظر گرفتن یارانه و تسهیلاتی برای آن دسته از انتشاراتیهایی که آثار معلولین را پذیرش و چاپ میکنند، ساز و کار لازم و مناسب جهت آسانتر شدن اخذ مجوز آثار این قشر از وزارت خانههای مربوطه برای چاپ نیز فراهم گردد.
8- جناب آقای دکتر شهریاری، در فصل چهارم و در ماده 26 لایحه، که از نظر بنده به عنوان یک معلول، مهمترین، اساسیترین و ضروریترین اصل این لایحه میباشد، تنظیم کنندگان محترم با سطحینگری و بخلورزی در مورد گنجاندن شرط ((نیازمند واجد شرایط))، دایره شمول پرداخت شهریه دانشجویان معلول را فوقالعاده و بر خلاف اصول پیش گفته ملی و بینالمللی محدود کردهاند، زیرا که در حال حاضر علیرغم وجود نص صریح قانون جامع حمایت از حقوق معلولین و برنامههای سوم، چهارم و پنجم توسعه خصوصاً بند «ک» ماده 20 قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه و قوانین بودجهای سالهای اخیر خصوصاً بند«الف»تبصره 15 قانون بودجه سال 1394، و نیز حمایت همه جانبه تشکلهای مردم نهاد و کنوانسیونهای بینالمللی حمایت از حقوق معلولین، بالاتفاق در خصوص تحصیل رایگان معلولین در تمام مقاطع تحصیلی، اما متأسفانه به دلیل وجود چنین قیدی در آییننامه اجرایی قانون جامع مصوب 1383، شاهد این معضل بودهایم که سازمان محترم بهزیستی با دست آویز قرار دادن همان قید، در زمانهای مختلف با صدور بخشنامههای مختلفی با این مضامین که در برههای شدت معلولیت از 50٪ به بالا را شرط پرداخت شهریه و در برههای دیگر و باز هم با تفسیر همان قید عملاً نصوص صریح قوانین مارالذکر مبنی بر تحصیل رایگان معلولین را زیر پا گذاشته و نبود بودجه را بهترین بهانه و مستمسک قرار داده و تشخیص خود را در خصوص پرداخت شهریه به معلولین به دلخواه خود، از هر گونه گزند و اعتراض و تجدیدنظری در امان میدیدند، کما
این که در حال حاضر هیچ معلولی در سطح کشور ولو محتاج و نیازمند نداریم که به صورت رایگان و بدون بدهکاری در دانشگاههای واجد شهریه از قبیل پیام نور و دانشگاه آزاد در حال تحصیل باشند، لذا آوردن چنین قید و شرطی برای پرداخت شهریه معلولین، شبیه این خواهد بود که دستگاههای مسئول پرداخت شهریه ایثارگران عزیز و گرامی بیان نمایند که از پرداخت شهریه هر کدام از جانبازان و خانوادههای شهدایی که وضع مادی مطلوبی دارند معذوریم که این قاعدهای کاملاً بر خلاف اصل بوده چرا که مقنن اصل را در این خصوص بر حمایت، تشویق و احترام به معلولین دارای پشتکار و اراده و نیز علاقهمند به تحصیل قرار دادهاند، بنابراین پرداخت 100٪ شهریه معلولان در مراکز آموزشی و دانشگاهی در وهله اول یک اصل کلی برای حمایت از نفس معلولین تحصیلکرده میباشد، بنابراین مستمندانه و ملتمسانه از شما نمایندگان محترم تقاضا دارم پرداخت شهریه معلولان را بدون قید و شرط تصویب بفرمایید، تا اولاً معلولین با مسلح شدن به سلاح علم و دانش، وارد چرخه آموزش و علم و نهایتاً کارآفرینی، تولید و پژوهش قرار بگیرند و به واسطه نداشتن یا نپرداختن شهریه، تبدیل به سرباری برای جامعه نشوند و ثانیاً معلولانی که با هزاران بدبختی و گرفتاری و امید به آینده تا مرحله تحصیلات عالی ادامه تحصیل دادهاند، و مهمتر به دلیل معلولیتی که دارند و باید کنار خانوادههایشان تحصیل نمایند و به همین سبب نیز اکثر معلولان در دانشگاههای آزاد و پیام نور که در تمام شهرها وجود دارند در حال تحصیلاند، از ادامه تحصیل باز نمانند.
9- جناب آقای دکتر شهریاری، در ارتباط با مبحث آموزش مندرج در فصل چهارم لایحه، پیشنهاد میگردد موارد ذیل در آن لایحه گنجانده شده و تصویب گردد، چرا که از جمله موضوعات مهمی که گریبان گیر معلولان بوده اما متأسفانه از دید تنظیم کنندگان لایحه پنهان مانده است همین مسائل بوده که ذیلاً به آنها اشاره میگردد:
الف: جهت تشویق معلولان به تحصیل و قدردانی از ایشان که با وضعیت معلولیت ادامه تحصیل دادهاند و نیز اینکه حداقل باید شرایط جسمی و روحی این قشر را با داوطلبان سالم و فاقد معلولیت مقایسه کرده و از آنجایی که رقابت افراد معلول با افراد سالم و فاقد معلولیت آن هم در شرایط برابر با مشکلات و محدودیتهای مختلفی که معلولین دارند، قطعاً رقابتی ناعادلانه میباشد، پیشنهاد میگردد سهمیهای برای آزمونهای مقاطع مختلف تحصیلی اعم از کنکور، ارشد، دکترا، اعزام به خارج و دیگر رقابتهای آموزشی- تحصیلی برای معلولین در نظر گرفته شود.
ب: پیشنهاد میگردد تسهیلات لازم برای انتقال دانشجویان معلول به محل زندگی خانواده آنها در نظر گرفته شده و تصویب گردد.
ج: پیشنهاد میگردد برای شرکت در کلاسهای تقویتی از جمله کنکور، برای معلولان تسهیلاتی از قبیل پرداخت شهریه شرکت آنها در این کلاسها، تصویب گردد.
10- جناب آقای دکتر شهریاری، در خصوص فصل پنجم از لایحه مزبور در مورد مبحث اشتغال، پیشنهاد میگردد موارد ذیل اضافه و تصویب گردد:
الف: پرداخت تسهیلات کارآفرینی از محل وجوه اداره شده و بدون بهره به معلولان.
ب: ایجاد سازوکار مناسب و امضاء تفاهم نامههای لازم و انجام هماهنگیهای بین بخشی با هدف تسهیل و عدم سختگیری در تشکیل تعاونیهای ویژه معلولین و نیز تعاونیها و شرکتهای با موضوع خدمت به معلولین.
ج: تأمین سهم آورده معلولان در زمان تشکیل تعاونیها و نیز زمان اخذ تسهیلات جهت ایجاد مشاغل پایدار و تولیدی.
د: مکلف کردن سازمان بهزیستی در خصوص واگذاری مراکز زیر مجموعه آن سازمان که موافقت اصولی مراکز مزبور را سازمان بهزیستی صادر میکند، از قبیل مراکز نگهداری و حرفهآموزی معلولین و مراکز و کلینیکهای مددکاری به معلولین واجد شرایط و با اولویت آنها.
11- جناب آقای دکتر شهریاری، در فصل هشتم لایحه و در مبحث حمایتهای قضایی، پیشنهاد میگردد که لزوماً در صورت امکان موارد ذیل به لایحه مذکور اضافه و تصویب گردد:
الف: مکلف کردن قضات به تعیین مجازاتهایی غیر از حبس در جرائم تعزیری، به دلیل مناسب نبودن حبس برای معلولین با درجه متوسط به بالا و هم چنین پیشبینی تفکیک زندانیان معلول از دیگر زندانیان، با در نظر گرفتن آئیننامه نحوه تفکیک و طبقهبندی زندانیان مصوب 9/9/1385 رئیس قوه قضائیه.
ب: اجازه بهرهمندی و حمل وسایل دفاع شخصی برای معلولین.
12- جناب آقای دکتر شهریاری، در ماده 55 این لایحه مواردی در خصوص تسهیلات مالیاتی در نظر گرفته شده، که متأسفانه اهم موارد مورد اغفال واقع شده، لذا موارد ذیل پیشنهاد میگردد، امید است به لایحه مزبور اضافه و تصویب گردد:
الف: در وهله اول ملتمسانه خواهشمندم مستند به استدلالات قبلی در خصوص قید شدت معلولیت در مورد برخورداری معلولین از برخی معافیتهای مالیاتی در نظر گرفته شده، قید مزبور حذف گردد.
ب: خواهشمند است که مصداق حقوق، مزایا و مشاغل معاف از مالیات اعم از محلهای کسب، مغازهداری، مشاغل پزشکی، وکالت، سردفتری و مواردی از این قبیل به صورت حصری برشمرده شوند.
ج: با توجه به قانون مربوط به ورود خودروی سواری در موارد خاص مصوب19/3/1370 مجلس شورای اسلامی که در مورخ 26/3/1370 به تأیید شورای نگهبان رسیده است، و نیز با لحاظ کردن این مطلب که در سال1393 به دلیل ورود تعدادی خودروی ویژه معلولین و اختصاص آنها به افرادی خاص به صورت سلیقهای، پیشنهاد میگردد که هر فرد معلول با درجه متوسط به بالا و از نوع جسمی و حرکتی برای یک بار با استفاده از معافیتهای مالیاتی و گمرکی بتواند خودروی خارجی مناسب خود را وارد نماید.
و اما نکته ما قبل آخر اینکه، استدعا دارم در صورت امکان ترتیبی عنایت فرمایید تا در زمان تصویب لایحه مورد اشاره چه در کمیسیونهای تخصصی و چه در صحن علنی مجلس این حقیر به عنوان یک معلول حقوقدان و به نمایندگی از جامعه معلولین ایران حضور داشته و با دفاع از این
مرقومه در جهت تصویب قانونی جامع به شما عزیزان و معلولین گرامی در بهرهمندی از تصویب این قانون کمکی کرده باشم.
در پایان بر خود واجب میدانم به استحضار برسانم که از جمله خصوصیات و ویژگیهای یک قانونگذار خوب این بوده که قانونی را مصوب نمایند که جامعنگر، برطرف کننده خلأهای تقنینی، شفاف، صریح، متناسب با یک بازه زمانی حداقل ربع قرنی، برطرف کننده نیازهای آتی جامعه هدف و همراه با آینده نگری باشد، لذا خواهشمندم از آنجایی که مخاطب و موضوع لایحه مزبور، قشری خاص بوده که در جامعه اسلامی سقف آرزوها و آمال ایشان مناسبسازی محیط اطراف و پرداخت و تأمین شهریه دانشگاهشان میباشد، با تصویب لایحه مذکور و صد البته با اصلاح و اضافه کردن موارد پیشنهادی در مرقومه این حقیر و مضافاً آنچه قطعاً از دیدگاه با بصیرت شما در این خصوص از قلم نخواهد افتاد، گامی ماندگار در اواخر عمر این دوره از مجلس بردارید که انشاءالله دعای خیر این طیف آسیبپذیر از جامعه بدرقه راه تک تک شما و نمایندگان محترم خواهد بود.(1)
1) . نصرت اله مجاهدی منش، نامه به کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی، مهر ماه 1394.
کمیسیون حقوق بشر اسلامی از نهادهای مردمی است که به وضعیت حقوق بشر در ایران رسیدگی میکند. یکی از اقدامات این کمیسیون برپایی نشستی درباره حقوق معلولین در سیام بهمن ماه 1392 بود. در این نشست کارشناسان حقوق معلولین یعنی آقایان علی صابری، رحیم نوبهار و محمد نوری درباره حقوق معلولین به عنوان بخش و مصداقی از حقوق بشر سخن گفتند.
زیرا معلولین از بارزترین و مهمترین اقشار مطرح در حقوق بشر هستند و چتر حقوق بشر از هر جهت شامل آنان باید بشود. کمیسیون حقوق بشر اسلامی و جناب ضیائیفر به همین دلیل به معلولین و حقوق آنان عنایت ویژه دارند و برای اولین بار جلسه کارگاهی برای بررسی حقوق توانخواهان در سیام بهمن ماه 92 برگزار کردند. هدف این نشست، آشنا نمودن مدعوین با ابعاد حقوق اینان بود. مدعوین دانشجویان کارشناسی ارشد و د کتری در رشته حقوق بودند. استادان در چند برنامه از ساعت 8 صبح تا 7 بعدازظهر، هر کدام جنبهای از حقوق توانخواهان را وارسی و بررسی نمودند. مدیر دفتر فرهنگ معلولین، آقای محمد نوری از جمله استادانی بود که به بررسی حقوق معلولین در متون اسلامی پرداخت. خلاصه متن حاضر در این جلسه مطرح شد.
وضعیت کنونی معلولین در جهان اسلام و بالأخص در ایران به گونهای است که نسبت به تعداد و جمعیت آنها، کمبودها و نواقص بسیار است. بر اساس آمارهای عرضه شده بیش از 12 درصد از جامعه ما را معلولین تشکیل میدهند یعنی بیش از هشت میلیون از جمعیت ایران، به نوعی معلولیت دارند. منظور معلولیتهایی است که منشأ مادرزادی یا بر اثر تصادف یا بیماری است و جانبازان جنگ از قلمرو ما فعلاً بیرون هستند. تصور بفرمایید جمعیتی بیش از هشت میلیونی داریم ولی نظام حقوقی کارآمد ندارند، اشتغال فراگیر ندارند، نظام بیمه و خدمات جامع ندارند، آینده آنان نامعلوم است و دهها نوع نواقص دیگر پیش روی جامعه معلولین است. قابل توجه اینکه دبیر کل سازمان ملل متحد آقای بان کیمون هفته گذشته اعلام کرد یک میلیارد معلول در جهان هست(1). در ارتباط با این مشکلات دو فرضیه هست.
باور عدهای این است که ریشه همه این نقایص عدم حمایت شریعت و دین است. اما فرضیه دومی هست که دین دفاعیات از معلولین دارد ولی مسلمانان همتی برای شناخت متون دینی در ارتباط با معلولین نداشتهاند.
کلیات و قضایایی که در متون درج شده میتواند مبنا و اساس استنباطهای فقهی و تدوین قوانین موضوعه باشد. در مسائل و موضوعات دیگر هم از چند روایت و آیه احکام بسیار استنباط شده است.
در اینجا تلاش میکنیم قضایای دینی، آیات و روایاتی که در دفاع از معلولین و تکریم معلولین وارد شد، معرفی و بررسی کنیم. چون احترام معلولین و تکریم آنان زیر بناییترین مسئله است.
1) . رسانههای همگانی، 25 بهمن ماه 1392.
اگر حقوقدانان، فقها و مدیران باور به محترم بودن معلولین داشته باشند قطعاً در وظایف خود کوتاهی نمیکنند.
نگرش جوامع و متفکران: مناسب است ابتدا نگاهی به نگرش جوامع نسبت به معلولین در عصر ظهور اسلام داشته باشیم. از گذشتههای دور نگرش و نگاه مردم به معلولین منفی بوده است. افراد معلول را به دیده نحوست و بدیمنی و شوم مینگریستند؛ معلول را فرزند شیطان، ثمره و فرزند گناه، دارای روح خبیثه میدانستد. در اینباره اساطیر در فرهنگ باستان رواج دارد. دو راه کار همواره مطرح بوده است:
الف: نابود کردن معلول
ب: محتاج ترحم و مراقبت دائمی
در یونان باستان کودکان معلول را در رودخانه میافکندند. ارسطو میگوید معلولین حق حیات ندارند (این نکته را در کتاب معروف سیاست گفته است). افلاطون میگوید معلولین در جامعه آرمانی و پویا جایی ندارند. در قرون وسطی معلولین را به دلیل اینکه فکر میکردند دارای روح شیطانی و پلشت هستند در آتش میسوزاندند. حتی در دوره جدید، داروین، معلول را به دلیل بقای اصلح یا بقای اکمل، ناقص و نابود شونده میداند.
بالاخره همه نظامهای اجتماعی و اخلاقی که بشر ساخته نه تنها جایگاهی برای معلول در نظر نمیگرفتند بلکه معلول را محکوم به نابودی و دارای سرنوشت هلاکتپذیر میدانند.
تنها انبیاء و صالحان به ویژه اسلام، منادی احترام و تکریم معلولین بوده و آنها را انسانهای باشرف و صالح میدانستهاند. درست است معلول یک حس یا یک عضو ندارد ولی انسان است و به جای آن حواس و استعدادهای دیگر او قویتر است.
طبقهبندی متون اسلامی: اسلام تفاوتی بین انسانها قائل نشده و همه را فرزندان آدم و بدون تمایز و تفاوت دانسته است. متونی که به معلولین پرداخته به سه دسته عمده قابل تقسیماند:
الف: آیات قرآن
ب: روایات
ج: متون تاریخی بیانگر سنت و رویه معصومین(ع)
در وقت اندک نمیتوان به همه اینها رسید و فقط به آیات آن هم به اجمال میپردازم. امّا آیات قرآنی که احترام به معلولین و کرامت آنان را مطرح کردهاند به چند گروه قابل دسته بندی میباشند. گاه این آیات را در بیست گروه دستهبندی و بررسی کردهاند. چند دسته از آیات را اجمالاً عرض میکنم:
1- تعریف معلول
در مثلها و ادبیات عامیانه مردم در بین ایرانیان و عربها هست که به کافر یا به انسان خطاکار یا متهم یا قاتل کور، نابینا، اعمی، معاق و معلول گفته میشود. با اینکه چشم و بینایی دارد و بدنش سالم است. در قرآن هم همین نکته پذیرفته شده است. یعنی کور و معلول واقعی و حقیقی را نداشتن چشم و فقدان بینایی نمیداند بلکه اینگونه افراد با مردمان دیگر برابر هستند بلکه کسانی که ایمان و بصیرت ندارند کور واقعیاند.
اَفَلَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَی الْأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتی فِی الصُّدُور (سوره حج آیه 46)
چندین آیه در قرآن هست که میفرماید کسانی که برای حلّ مشکلات مردم تلاش و حرکت نمیکنند، در واقع مشلول و معلول حرکتی هستند ولی فردی که یک پا ندارد ولی در راه خدا و برای سعادت و بهورزی مردم دائم در تلاش و حرکت است، این فرد را نمیتوان شل و اعرج نامید بلکه این فرد از هر نظر مساوی با دیگران است.
قرآن صراحتاً میفرماید عدهای زیادی از مردم که در جهنم هستند: لَهُمْ أَعْینٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ (اعراف 179)
کسانی چشم، گوش و بدن سالم دارند ولی از مرتبه انسانیت سقوط کردهاند چون غفلت دارند. یعنی واقعیتها و حقایق را نمیفهمند و به راه اشتباه رفتهاند.
بهرحال نخستین دسته از آیات که کم هم نیست، آیاتی که مردمی که اعضاء و جوارحی مثل چشم، گوش، دست و پا ندارند، معلول نمیداند یا حداقل معلول حقیقی نمیداند و میگوید اینها مثل دیگران هستند بلکه معلول واقعی را کسانی معرفی میکند که فاقد انسانیتاند، ظالماند، غافلاند، از کمک به مردم دریغ ورزیدهاند و از سیر در راه حق اباء دارند.
2- آیات گروه دوم: عدم تمایز و تبعیض ذاتی بین انسانها
از نظر قرآن همگان و عموم انسان برابر و تساوی ذاتی دارند و تنها ملاک تمایز و برتری تقوی است. آیه معروف انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائلَ لتعارفوا ان اکرمکم عنداللّه اتقیکم (حجرات 13) گویای این است که اختلافات مردم ذاتی نیست و برتری به تقوا است.
از اینرو معلول و سالم تفاوت و افتراق ذاتی با هم ندارند. در حقوق، در فرصتها و امکانات اجتماعی و آموزشی یکسان میباشند. چه بسا معلولی که به دلیل داشتن محاسن اخلاقی از افراد عادی برتری دارد.
3- آیات گروه سوم: مسئولیت همگانی
از نظر قرآن معلول و غیر معلول، نابینا، ناشنوا و شنوا همه مسئولیت دارند و متعهدند در راه خدا تلاش کنند و برای سعادت جامعه خود بکوشند.
خداوند میفرماید همه مسلمانان باید از خداوند اطاعت کنند و نیز از رسول خدا(ص) اطاعت کنند و اعمی، اعرج و مریض نمیتوانند بگویند به دلیل مشکل جسمی، از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند. یعنی عمومیت آیات اطاعت، ایمان، مسلمانی و غیر شامل معلول و غیر معلول میشود و معلولین استثناء نشدهاند. البته در برخی تکالیف فرعی مثل جهاد حکم از آنها سلب شده ولی در اصل مسئولیتها، وظیفه و تعهد دارند.
لیس علی الاعمی حرجٌ و لا علی الاعرج و لا علی المریض حرج و من یطِعِ اللّه و رسولَه (فتح17)
4- آیات گروه چهارم: تأمین امنیت روانی و اجتماعی برای معلولین
اذیت مادی یا معنوی معلولین در قرآن نهی شده است. تحقیر و مسخره کردن و سنگ انداختن به آنان که متأسفانه بسیار در جامعه ما رواج دارد از نظر قرآن مردود است.
یا ایها الذین آمنوا لا یسخَر قومٌ من قومٍ عسی ان یکونوا خیراً منهم (حجرات 11)
رسول اللّه(ص) فرمود: ان اللّه یعذّب الذین یعذّبون الناس فی الدنیا (صحیح ابن حبان،ج12، ص426)
آیات و روایات در این زمینه فراوان است و خلاصه همه آنها این است که همانطور که مردم عادی در بازار و محل کار و محل تحصیل تردد دارند و کسی مزاحم آنها نیست معلولین هم باید چنین باشند. متأسفانه هم اکنون دائم معلولین مورد آزار و بی احترامی قرار میگیرند.
چند پروژه تحقیقاتی درباره این واقعیت که چرا معلولین در عرصه جامعه حضور ندارند اجرا شده است. حضور معلولین در اماکن عمومی در کشورهای اروپایی و پیشرفته چشمگیر است؛ در خیابانهای لندن یا پارکهای پاریس، معلولین فراوان مشاهده میشوند. ولی در ایران به ندرت به معلول برخورد میشود. با اینکه تقریباً از هر ده نفر یک نفر معلول باید دیده شود. علت اصلی عدم حضور آنان، نداشتن امنیت و بیحرمتی به آنان است. در شهر قم بارها مشاهده شده بچهها به معلولین سنگ انداخته و آنها را مسخره کردهاند یا راننده تاکسی بیاحترامی کرده است.
سوره عبس و تولی
شاه بیت و احساسیترین و حساسترین آیات مدافع معلولین، ده آیه نخست سوره عبس است. گاه این سوره به همین دلیل اعمی نامیدهاند. آهنگ این سوره بسیار زیبا است.
فردی نابینا به نام عبداللّه بن ام مکتوم پرسان پرسان جای حضرت رسول(ص) را پیدا میکند و به سراغ حضرت میآید و درصدد پرسیدن، چند سؤال شرعی بوده است در حالیکه رسول خدا با جمعی از بزرگان و اشراف مشغول گفتگو بود، عبداللّه بن ام مکتوم وارد شد، سلام گفت، و با سروصدا میخواست خود را به حضار معرفی کند.
یکی از اهل جلسه از او رو برگرداند و چهره در هم کشید و حالت ناراحتی به خود گرفت. ولی عبداللّه چون نابینا بود و هیچکدام از این حالتها را ندید، مجدداً صدا میزد و خواهان پاسخ رسول خدا(ص) بود. در این هنگام آیات نخست این سوره نازل شد. درباره شأن نزول و فردی که رو برگرداند، اختلاف است. اهل سنت رسول خدا و شیعیان خلیفه سوم، یا فرد دیگری را ذکر کردهاند. البته همه، روی اینکه نابینایی به جلسه اشراف وارد شده و اشراف و بزرگان به او بهاء ندادند و احترام او را پاس نداشته و به او بیتوجهی کردند، اتفاق نظر دارند.
خداوند در دفاع از این فرد نابینا میفرماید:
ای کسانیکه رو بر میگردانید و به نابینای تازه وارد بیتوجهی میکنید، و چهره در هم میکشید و حالت عبوس به خود میگیرید. شما چه میفهمید او مزکّی و پاک و آگاه است. البته این حادثه برایش سودمند است و بر آگاهی او میافزاید.
اما شما که خود را اشراف و مستغنی و سرمایهدار و پولدار میدانید به قول علامه طباطبایی در ترجمه آیه امّا من استغنی اما تویی که توانگری خود را به رخ مردم میکشی و فکر میکنی متصدی او و مسئول او هستی در حالیکه چنین نیست.
او که شتابان به سوی شما آمده در حالیکه خدا ترس و متقی و با خشیت است ولی شما در تغافل هستید و خود را به غفلت میزنید گویا او را ندیدهاید.
این ده آیه بسیار زیبا و آموزنده است. یکی از سران کلیسا در بیروت در جلسهای که برای معلولین بود پس از توضیح این آیات میگفت اگر فقط ما این چند آیه را داشتیم همه معلولین را به سوی خودمان جذب میکردیم ولی مسلمانان این همه دُرهای گرانبها دارند ولی معرفی و استفاده نمیکنند.
فارغ از مباحث علمی زیادی که درباره این ده آیه در تفاسیر مفصلاً به آنها پرداختهاند و بیشتر آنها را در کتاب سوره روشندلان آمده است. آیات خیلی روشن و واضح و گویا به ضرورت تکریم و احترام به معلولین و روشندلان پرداخته است. خلاصه اینکه چند نکته مهم در این آیات هست:
الف) احترام و توجه به معلولین لازم و ضروری است. بین امور بسیار مهم که رسول خدا مشغول ساماندهی به آنها بوده، توجه به خواسته یک معلول مقدم و ارحج است. بزرگان با رسول خدا جلسه مهمی داشتند و مشغول بحثهای مهم درباره اسلام و مسلمین بودند، از طرف دیگر یک نابینا آمده و خواستار توجه جمع یا خواهان سؤالاتی از رسول خدا است. خداوند میفرماید به دومی اهمیت بده و این را مقدم بشمار.
میتوان این نکته را به عرصههای اجتماعی تعمیم داد؛ یعنی اگر امر دایر باشد بین تبلیغات و صرف هزینههای میلیاردی برای تبلیغ در زمینه اسلام و رسیدگی به امور معلولین، آیا باید از امور معلولین عبس و تولی داشت یا امور معلولین واجبتر است؟
حقوقدانان و مدیران اجتماعی وقتی تزاحم و تعارض بین امور عمومی و امور معلولین را مشاهده میکنند به نظر میرسد بر اساس این آیات باید امور معلولین را مقدم بشمارند. البته هم اکنون برعکس است در همه زمینهها از امور معلولین عبس و تولی می شود؛ و جامعه اسلامی و نظام اسلامی از این قشر روی برگردانده است.
حقوق ماهانه دریافتی یک معلول در کشورهای اروپایی حداقل 7 هزار یورو است یعنی حدود 25 میلیون تومان است، در ایران چقدر است بعضی از آنها را بهزیستی حقوق ماهانه 25 تا 50 هزار تومان میدهد. این مبلغ کرایه ماشین آنها برای رفتن و دریافت آن مبلغ نیست.
عبداللّه بن ام مکتوم پس از اینکه آن احترام و تکریم الهی را عیناً مشاهده کرد تبدیل به انسان خلاقی شد که خدمات بزرگی به فرهنگ اسلامی کرده است. زندگینامه او در منابع مثل الطبقات الکبری ابن سعد آمده است. احادیث فراوانی از طریق او نقل شده است. اروپا که به نابیناها حقوق میدهد و به آنها توجه میکند نتیجه آن مشارکت و حضور معلولین در امور مختلف و تلاش برای پیشبرد امور است. به همین دلیل افراد معلول رقم بسیار بالایی به اقتصاد ملی این کشورها کمک کردهاند. اختراعات بسیاری توسط معلولین بوده است مثلاً برق را ادیسون ناشنوا اختراع کرد.
بهرحال ثمره و نتیجه احترام به معلولین، برکتهای فراوان دارد که در همین آیات هم آمده است.
ب) از آیات سوره عبس و تولی درس میگیریم که اگر کسی یا کسانی معلولین را تحقیر کردند، به آنان بیتوجهی نمودند، دولت، مجلس شورای اسلامی، سازمان بهزیستی، کمیسیون حقوق بشر اسلامی، دفتر فرهنگ معلولین یا هر گروه و شخص دیگر باشد فرقی نمیکند مسلمانان وظیفه دارند با عتاب با او برخورد کنند، توبیخ کنند، و مثلاً بگویند: چرا کمیسیون حقوق بشر تاکنون هیچ اقدامی درباره معلولین انجام نداده؛ چرا هنوز حقوق معلولین، بیمه معلولین، تحصیل، اشتغال و دهها مشکل آنان حلّ نشده است؟
چرا کنوانسیون حقوق معلولین در دسامبر 2006 (بهار 1386) در سازمان ملل تصویب شد، حتی کشورهایی مانند مصر و سودان ظرف سه روز آن را پذیرفتند و دولت این کشورها دستور العمل اجرایی صادر کرد. اما در ایران 30 ماه بعد امضاء و پذیرفته شد یعنی در مهر 1388. بعد از پذیرش هنوز آییننامههای اجرایی آن در زمینههای مختلف تدوین نشده و این میثاقنامه بینالمللی در ایران هنوز شکل اجرایی و حتی حقوقی به خود نگرفته است.
درسهای دیگری از این سوره میتوان آموخت که در کتاب سوره روشندلان مطرح شده است.
سرگذشت حضرت ایوب(ع)
حضرت ایوب(س) را قرآن به گونهای زیبا و عبرتآموز مطرح کرده است. قرآن از حضرت ایوب چهار بار در چهار سوره نام برده و او را از نسل ابراهیم و از انبیاء معرفی کرده است. حضرت ایوب مشکلات جسمی داشت و به قول امروزیها معلول بود. قرآن معلولیت او را اینگونه بیان میکند:
و ایوب اذ نادی ربه انّی مَسَنی الضُّر و انت ارحم الراحمین (سوره انبیاء آیه 83)
و اذکر عبدنا ایوب اذ نادی ربه انی مسنی الشیطان بِنُصْب و عذاب (ص 41)
ضُرّ و نُصب در تفاسیر به نقص عضو، بیماری لاعلاج یا صعب العلاج و معلولیت تعبیر و تفسیر شده است. ایوب با اینکه پیامبر بود معلولیت داشت. ایوب سالهای زیادی از عمرش را با درد و عذاب سپری کرد اما واکنش او صبر و عبودیت بود. انا وجدناه صابراً نعم العبد انه اواب (سوره ص، آیه 44)
به خاطر استقامت و صبوری و تحمل، دعایش مستجاب شد و خداوند او را عافیت و سلامتی بخشید و به ثروت زیاد و مکنت فراوان دست یافت. بهرحال از نظر قرآن معلولیت سد راه ترقی انسان نیست حتی مانع پیامبری هم نیست. چون ایوب پیامبری بود که حدود بیست سال از عمرش را معلول بود. با این حال نکات و عبرتهایی درباره ایوب ذکر کرده که عبارتاند از:
ایوب از هدایتیافتگان است. (انعام، آیه 84)
ایوب از محسنین و نیکوکاران است. (انعام، آیه 84)
به ایوب وحی میشده است. (نساء، آیه 163)
ایوب همردیف ابراهیم، اسماعیل، یعقوب، یونس، هارون و سلیمان است. (نساء، آیه 163 و انعام، آیه 84)
بدبختیها و مشکلات در زندگی انسان از جمله در زندگی ایوب منسوب به شیطان است. (سوره ص، آیه 41)
ایوب با تلاش شخصی خودش و بهرهگیری از توانمندیهای خود، ضُر و معلولیت را کنار زد و بیاثر ساخت. (سوره ص، آیه 42)
او از خداوند برای رفع مشکلات ناشی از معلولیت طلب کمک نمود (انبیاء، آیه 83)
اجابت و پاسخ مثبت خداوند به درخواست ایوب (انبیاء، آیه 84)
رفع مشکلات و ناراحتیهای ناشی از معلولیت پس از خداگرایی ایوب. (انبیاء، آیه 84)
ایوب بر اثر معلولیت نه تنها فقیر و بیچاره نشد بلکه ثروتمند و صاحب امکانات فراوان گردید. (انبیاء، آیه 84)
سرگذشت ایوب را عبرتی برای بندگان و خردمندان دانسته است. (سوره انبیاء، آیه 84)
ایوب را بر اثر مرض و معلولیت از جامعه طرد کردند و مردم با او رفتار ناشایسته داشتند ولی او هرگز مردم را نفرین نکرد و بد مردم را نخواست.
خداوند به او امر کرد که پا به زمین بکوبد و چشمهای آب گرم برای شستشوی بدن بیمارش و چشمهای آب سرد به او اعطا کرد. (سوره انبیاء، آیه 84) یعنی او روی پای خودش بپا خواست و عافیت بازیافت.
خداوند ایوب را به اوّاب یعنی بازگشتکننده به خداوند (ص، آیه 32)، صابر (ص، آیه 44) و دارای عبودیت معرفی کرد (سوره انبیاء، آیه 84).
معلولیت منتسب به خداوند نیست بلکه ایوب میگوید شیطان مرا به بلایا دچار کرده است. (ص، آیه 41)
خداوند به ایوب کتاب، داوری و نبوت اعطاء کرد. (انعام، آیات 89-90)
داستان سرگذشت ایوب در سه فرهنگ اسلامی، یهودی و مسیحی مؤثر بوده است. بطوری که هم در قرآن به آن توجه شده و هم در تورات، رسالهای به نام ایوب هست. نیز در ادبیات فارسی مثلهایی مثل صبر ایوب، چشمه ایوبی، شراب ایوبی رواج دارد. ایوب نبی در بلاکشی و صبر و تحمل و یعقوب نبی هم در فراق و دوری از فرزندش و صبر در همه این فرهنگها اسوه و الگو شدهاند.
خلاصه اینکه سرگذشت حضرت ایوب در قرآن این است که او با تلاش با صبر و با درایت بر مشکلات معلولیت فائق آمد و به امکانات بزرگی دست یافت.
مولانا جلالالدین رومی درباره حضرت ایوب چنین سروده است:
آن یکی اندر بلا ایوبوار/ و آن دگر در صابری یعقوبوار
هفت سال ایوب با صبر و رضا/ در بلا خوش بود با ضیف خدا
تا چو وا گردد بلای سخت رو/ پیش حق گوید بصد گون شکر او
کز محبت با من محبوب کُش/ رو نکرد ایوب یک لحظه ترش
از وفا و خجلت علم خدا/ بود چون شیر و عسل او با بلا
گفت حق ایوب را در مکرمت/ من بهر موییت صبری دادمت
او شد تسلیم او ایوبوار/ کی اسیرم هرچه میخواهی بیار
مرغِ آبی غرق دریای عسل/ عین ایوبی شراب و مغتسل
که بدو ایوب از پا تا بفرق/ پاک شد از رنجها چون نور شرق
وضعیت حقوقی معلولین
تا اینجا اهم آیات قرآن در ارتباط با توجه و احترام به معلولین مطرح شد. اما می خواهم این ذهنیت را در ارتباط با کنوانسیون جهانی حقوق معلولین (مصوب سازمان ملل متحد دسامبر 2006/ بهار 1386) بررسی کنیم. این کنوانسیون مانیفست و راهنمای جامعه معلولین است و دارای 50 ماده اصلی و 18 ماده الحاقی است. مهمترین ویژگی آن تأکید بر کرامت ذاتی معلولین است. ولی تعابیر آن بسیار ضعیفتر از تعبیرهای قرآنی است.
این کنوانسیون پس از تصویب در بهار 1386 در مجمع عمومی سازمان ملل، به همه کشورها از جمله جمهوری اسلامی ابلاغ شد تا نظر خود را بدهند. اما دولت با داشتن گنجینهای از آموزههای اسلامی مدافع حقوق معلولین و کانون جامع حمایت از معلولین مصوب سال 1383 و آیات و روایات
فراوان، این میثاقنامه جهانی را تا 5/2 سال بعد امضاء نکرد. تا بالاخره در مهر 1388 رسماً این تعهدنامه بینالمللی را پذیرفت. اما نکته مهم این است که:
اولاً نهادهای مردمی معلولین اعتراضهای جدی به روش بررسی و شیوه پیوستن به این کنوانسیون و دیگر کنوانسیونهای بینالمللی دارند. با اینکه معلولین و نهادهای معلولیتی میتوانند آراء و نظریات اساسی و راهبردی بدهند ولی کلاً از آنها مخفی نگاه داشته شده؛ از آنان خواسته نمیشود نظر بدهند و آنان را به مشارکت دعوت نمیکنند. این نوعی کم لطفی و بی احترامی به آنان است و به قول قرآن روی برگرداندن نسبت به آنان است.
نکته دوم در خود این کنوانسیون هست که دولتهای عضو میتوانند اطلاعات بدهند، دیدگاه جامعه خودشان را منعکس کنند. دولت جمهوری اسلامی حداقل میتوانست تفسیر علامه طباطبایی از سوره عبس را به انگلیسی ترجمه و ارسال کند. یعنی آیات و روایات و سیره نبوی که بهترین آموزهها را در زمینه تکریم و احترام معلولین دارد مطرح نشده، اما مجدداً سازمان ملل در حال تکمیل اطلاعات برای تکمیل کنوانسیون جامعتر است.
گویا چند سال آینده کنوانسیون جامعتر مطرح خواهد شد. دفتر فرهنگ معلولین آمادگی دارد با همکاری کمسیون حقوق بشر اسلامی متنی را آماده کند و برای سازمان ملل بفرستند متنی که چهره واقعی اسلام و قرآن کریم را در زمینه تکریم معلولین نشان میدهد. این معرفی نامه با عملکرد مسلمانان در ردههای مختلف و دولت مردان تمایز مییابد. یعنی چهره واقعی و حقیقی قرآن و اسلام را به جهان معرفی کنیم تا این ذهنیت دنیا که ساختار سیاسی و اجتماعی جوامع اسلامی را نماینده اسلام میدانند تصحیح شود.
خلاصه اینکه معلولین از نگاه قرآن افرادی هستند که فقط فاقد یک عضو یا یک حس میباشند، ولی در اصل انسانیت و در دارا بودن خلاقیت و در اینکه میتوانند اقدامات بزرگ و سازندهای داشته باشند تفاوتی با دیگران ندارند. از اینرو باید مثل دیگران از مواهب اجتماعی، از فرصتها و امکانات آموزشی، اجتماعی و اقتصادی بهرهمند شوند.
در چند ماه گذشته قانونی تصویب شده که نابینا نمیتواند برای نمایندگی مجلس شورا ثبتنام کند، قانون مصوب داریم که فرد معلول هر چند معلولیت در چند انگشت داشته باشد، نمیتواند به حوزه علمیه راه یابد و قوانین دیگر که تماماً با روح آیات قرآن در تعارض جدی است. وظیفه حقوقدانان است که تکلیف جامعه را روشن کنند. حضرت رسول(ص) به نابینای مطلق مسئولیتهای مهم مثل اداره شهر مدینه به عنوان پایتخت ام القرای جهان اسلام میسپرد. از اینرو مصوبههای فوق هم با آیات قرآن و هم با سنت نبوی در تعارض است. کمیسیون حقوق بشر اسلامی میتواند این تعارض را مطرح و راه کار درست را معرفی نماید.(1)
1) . به قلم محمد نوری، اخذ شده از مجله تواننامه، شماره 2و3، آبان- بهمن 1392، ص 83-91.
در دو دهه اخیر فعالیتهای علمی، انتشاراتی و رسانهای در حوزه معلولین رشدی پیوسته و آرام داشته است. البته پس از روی کار آمدن دولت یازدهم (دکتر حسن روحانی) سرعت یافته است. انتشار کتاب و مقالات حقوقی یا راهاندازی سایت اینترنتی برای تبیین حقوق معلولان و دیگر اقدامات مشابه تأثیر اساسی و زیربنایی در حقوق معلولین و تحولات حقوقی دارد. اینجا تلاش میکنم گزارش اجمالی از این گونه فعالیتها را عرضه کنم.
پایان نامههای دانشگاهی اهمیت بسیار در توسعه و پیشرفت هر علم بر عهده دارد. زیرا پایان نامهها محصول و نتیجه حدود بیست سال تحصیل یک شهروند و علاوه بر آن ترکیبی از اندیشهها و تجارب چند استاد و دانشجو است. پایان نامه علاوه بر اینکه شاخص سنجش وضع یک فرهنگ و علم است، نقش تأثیرگذار در پیشرفت علم را بر عهده دارد.
به رغم اینکه در کشورهای جهان اسلام مثل مالزی، عربستان سعودی و لبنان سالانه دهها پایان نامه در عرصه معلولین تحقیق، تألیف و عرضه میشود. اما در ایران تا سالهای اخیر تعداد بسیار محدود عرضه شده بود و جدیداً پایان نامههای با کیفیت در موضوعات معلولیت رو به افزایش است. برای نمونه به چند مورد از آنها اشاره میکنم:
نقد و بررسی صور خیال در شعر شاعران نابینا: با تأکید بر شوریده شیرازی، فاطمه صادقی تبار، دانشگاه قم، زمستان 1392.
نقش فرهنگ بر تغییر نگرش جامعه نسبت به حقوق کودکان دارای ناتوانی، زهرا نیکویی، دانشگاه مفید، 1394.
با اینکه در زمینه حقوق و امور حقوقی معلولین دهها موضوع و سوژه ناب و مهم هست ولی هنوز استادان به اهمیت موضوع واقف نیستند و به دانشجویان خط دهی مناسب ندارند. استادان و دانشجویان محترم توجه داشته باشند به جای اینکه در موضوعات بیاثر و تکراری پایان نامه بگیرید، در موضوعاتی مثل معلولیت ذهنی و تلقی فقهای مسلمان از آن؛ رابطه سفه و معلولیت ذهنی؛ مشاغل ممنوع و مشروع برای معلولین در فقه اسلامی و حقوق ایران، قانون کتاب بریل، قانون کتاب گویا، وظایف حقوقی شهرداریها در زمینه معلولین و دهها موضوع دیگر میتوان پژوهش کرد.
چند نکته در پایاننامه نگاری در موضوعات معلولیت قابل توجه است:
نیکوکاران و نهادهایی باید مشوق شوند و تصویب شود که برای هر پایان نامه ویژه معلولین مبلغی به دانشجو و مبلغی به استاد پرداخت شود. اقدامات تشویقی موجب افزایش رغبت خواهد شد.
صدا و سیما به معرفی افرادی که پایان نامه ویژه معلولین مینویسند، بپردازد.
سمنهای معلولین با اطلاعرسانی، سوژهها و موضوعات مورد نیاز را اعلام کنند.
سازمان بهزیستی و وزارت فرهنگ و ارشاد باید در زمینه چاپ و نشر این پایان نامهها قوانین و تدبیرهایی داشته باشند.
تاکنون در زمینه حقوق معلولین ایران این آثار منتشر شده است:
سازمان بهزیستی در زمینه حقوق کودک به ویژه مسائلی مثل سرپرستی، حضانت و فرزندخواندگی آثار بیشتری منتشر کرده است:
بررسی مفهوم پدیده بیسرپرستی، علی حاج یوسفی، تهران، سازمان بهزیستی، 1374.
آییننامه اجرایی فرزندخواندگی، دفتر امور شبه خانواده، تهران، سازمان بهزیستی، 1385.
چکیدهای بر فرزند پذیری، رضا رزاقی، تهران، سازمان بهزیستی، 1385.
وضعیت کودک آزمایشگاهی در سیستم حقوق ایران، تهران، جهاد دانشگاهی، 1377.
مجموعه استفتائات مراجع تقلید، قم، بهزیستی استان قم، 1381.
مجموعه قوانین و مقررات سازمان بهزیستی کشور، محمد منصوری، تهران، سازمان بهزیستی، 1376.
موانع و مشکلات حقوقی پیرامون مراقبت در خانواده، سید مجتبی موسوی، شیراز، اداره بهزیستی استان فارس، 1382.
دو کتاب حقوق معلولان در قوانین ایران از سید احمد باختر (تهران، جاودانه، 1388) و کتاب مرجع حقوق معلولین از حسین زهرایی و سید محمدرضا تابان (نوید شیراز، 1393) دارای قوانین بیشتر و جامعتراند. اما هر دو بدون شرح و توضیح و فقط مجموع قوانین میباشند. البته آقای باختر متخصص حقوق و وکیل است و کتابش بیعیبتر ولی کتاب دوم دارای اشکالات فراوان ساختاری و محتوایی است. با این حال بهتر از هیچ چیز است و تا حدی به نیازهای پژوهشی محققان پاسخ میدهد.
دفتر فرهنگ معلولین هم چهار اثر حقوقی با عنوانهای فعالیتهای مجلس شورای اسلامی، قانونگذاری برای معلولان، حقوق فرهنگی معلولین و سوره روشندلان منتشر کرده است. این آثار به رغم کم حجمی ولی مؤثر بوده است.
مهمتر اینکه یک مجموعه آثار حقوقی توسط دفتر فرهنگ معلولین در حال نهایی شدن و انتشار است و برای اولین بار منابع رفرنس جامع عرضه خواهد شد. یکی کتاب حاضر با عنوان حقوق معلولان ایران در چهار فصل و شامل قوانین معلولین از 1301 تا 1394؛ نیز شامل اظهار نظرها و داوریها و نقد و بررسیها و مقایسههای آراء حقوقی است.
دومین کتاب که به زودی به چاپ میرود ترجمه نکت الهمیان و نکت العمیان از صفدی (قرن 7ق) است. یک اثر مرجع و بسیار مهم در زمینه معلولین مسلمان از سده یکم تا ششم قمری است.
سوم کتابی با عنوان منشور حقوقی معلولان بر اساس قرآن و سنت، تألیف آن به پایان رسیده و در حال ویرایش است. تمامی آیات و روایات و گزارشهای درباره سیره معصومین(ع) که محتوای حقوقی و معلولیتی دارد اینجا آورده و بررسی شده است. این کتاب با چنین رویکردی کاملاً ابتکاری است.
کتاب چهارمی در دست تألیف است با عنوان معلولیت در فقه اسلامی و شامل آراء فقها میباشد. امیدوارم با تأمین بودجه پژوهشگران، این آثار به زودی منتشر شود.
مهار ناشدنی، ترجمه مسیحا برزگر (تهران، نشر ذهن آویز، 1392)
همین اثر با عنوان توقف ناپذیرباش توسط الهه صالحی برگردان و چاپ شده است (تهران، دُرسا، 1393).(1)
از گذشته نشریه و جراید در فرهنگسازی معلولین مؤثر بوده است. در سالهای اخیر نشریات بسیار (حدود پنجاه عنوان مجله معلولیتی) در ایران منتشر شده است. بعضی از آنها مثل شکست سکوت متوقف شدهاند. اما نشریات سودمند و پرطرفداری که اکنون منتشر میشود عبارتاند از:
آوای رسا، ماهنامه فرهنگی، اجتماعی از جامعه معلولین یزد. این مرکز قبلاً پیک معلولین را به همین سبک و روش منتشر میکرد.
آوای نگاه، توسط انجمن خانواده ناشنوایان ایران منتشر میشود.
افق اندیشه، گاهنامه کانون ناشنوایان ایران
بشری، علمی، فرهنگی، اجتماعی و ورزشی. توسط مؤسسه بشری تهران، به قلم بریل و ویژه نابینایان منتشر میشود.
پیک توانا، ماهنامه فرهنگی و اجتماعی. توسط کانون معلولین توانا قزوین منتشر میشود.
تعلیم و تربیت استثنایی، ماهنامه علمی، آموزشی و فرهنگی. توسط سازمان آموزش و پرورش استثنایی منتشر میشود.
توان نامه، فصلنامه مطالعاتی و اطلاعرسانی ویژه معلولیت و معلولین. توسط دفتر فرهنگ معلولین قم و موسسه معلولین فرهیخته منتشر میشود.
توان یاب، فصلنامه فرهنگی و اجتماعی. توسط مجتمع نیکوکاری رعد غرب تهران منتشر میشود.
سپیدنامه وصال، توسط بنیاد توانگران کارآفرین نور شیراز منتشر میشود.
علم و فرهنگ، ماهنامه فرهنگی و اجتماعی. در تهران و به شیوه بریل و ویژه نابینایان منتشر میشود.
کودکان استثنایی، فصلنامه علمی پژوهشی. توسط پژوهشکده کودکان استثنایی منتشر میشود.
اینها اهم نشریاتی است که هم اکنون در ایران منتشر میشود و تأثیرهای متعدد بر فرهنگ و جامعه معلولین دارند. از جمله موجب گسترش جریان حقوقخواهی در جامعه معلولین شده است. زیرا از طریق این نشریات، معلولین در جریان اقدامات مجلس شورا و دولت قرار گرفته و به کاستیها یا اقدامات مثبت پی میبرند. اثر دیگر این نشریات ایجاد اجماع عمومی و پیدایش حس مشترک برای اقدام همگانی بین معلولین است. اینکه معلولین به قناعت عادت کرده و نسبت به وضع موجود و
1) . مراجعه شود به مصاحبه با مترجم این اثر، مسیحا برزگر در مجله تواننامه، ش 4-6، ص271.
تبعیضها اعتراض نکردهاند، به خاطر همین نشریات است که با زبانها و تحلیلهای مختلف آنان را دعوت به اقدام عاقلانه و غیر احساسی نمودهاند و متذکر شدهاند حرکتها احساساتی نه تنها وضع را بهتر نمیکند بلکه پیامدهای زیانبار و مخرب در پی خواهد داشت. بهرحال نشریات معلولیتی تاکنون آثار مطلوبی از جمله برای پیشرفت حقوق معلولین داشته است.
در دهههای اخیر نهادهای دولتی کمتر اهتمام به نشر مجلات معلولیتی داشتهاند و بار تولید و انتشار نشریات بر دوش تشکلهای مردمی و خود معلولین بوده است.
معلولین از وسایل مدرن استفاده کرده و به سرعت خودشان را با شرایط جدید منطبق میکنند. هم اکنون دهها سایت و سامانههای اجتماعی در اینترنت یا روی خط موبایلی در شهرها توسط معلولین راهاندازی و به اطلاعرسانی، گفتگو و انتشار خواستههای اجتماعی و حقوق مشغول هستند. اینگونه سامانهها در حقوق معلولین و توجه معلولین به جریان حقوقگرایی و مسائل و مباحث ویژه معلولین بسیار مؤثر بودهاند.
خلاصه و نتیجهگیری
تاریخ حقوق معلولین و تحولات حقوقی معلولین در ایران بدون در نظر گرفتن کتب حقوقی، پایاننامهها، نشریات و سامانههای مجازی و الکترونیک معلولین امکانپذیر نیست. زیرا این چهار فاکتور در تحولات حقوقی معلولین ایران تأثیر زیربنایی و محتوایی داشتهاند.
مجلس شورای اسلامی دارای فعالیتهای تقنینی است و نمایندگان فعالیتهایی در کمیسیونها و در صحنه علنی دارند که مربوط به وظایف قانونی و شغلی آنها است. اما آنها حیثیت و شأن دیگری هم دارند و آن نظارت بر امور حوزه انتخابی خود و نیازهای مردم و انعکاس آنها به مسئولین دولتی است. این حوزه کاری آنها به نام فعالیت اجتماعی معروف است.
قبلاً در فصل سوم، مبحث 4 و در برخی جاهای دیگر به نقش قانونگذاری مجلس و نمایندگان در حوزه معلولین پرداختیم و اکنون به نقش و جایگاه اجتماعی مجلس و نمایندگان در حوزه معلولین میپردازیم. البته فعالیتهای نمایندگان سراسر ایران را فرا میگیرد و بسیار گسترده است و جمعآوری اطلاعات همه تلاشهای آنها ممکن نیست. فقط مواردی که در رسانهها منعکس شده و قابل دسترسی بود میآورم. این مبحث به ترتیب تاریخ تنظیم شده و از اردیبهشت 91 شروع میشود و تا 16 خرداد 94 تداوم دارد.
قلمرو این مبحث شامل اهمّ دیدگاههای نمایندگان مجلس به ویژه نمایندگان عضو کمیسیون اجتماعی یا فراکسیون حمایت از معلولان درباره مسائل معلولین است. با مطالعه این مبحث فهرستی از مشکلات معلولین ایران و نیز فهرستی از دغدغههای مسئولین و راهکارهایی که عرضه میکنند به دست میآید.
نمایشگاه دستاوردهای مددجویان و معلولان تحت حمایت سازمان بهزیستی از 17 اردیبهشت تا 21 اردیبهشت در تالار آفتاب مجلس برگزار شد.
کبری کاوه مدیر روابط عمومی و امور بینالملل سازمان بهزیستی کشور، با بیان این که در نمایشگاه معلولان و مددجویان سازمان بهزیستی، دستاوردهای زنان بیسرپرست و معلولان به نمایش گذاشته شد، گفت: خوشبختانه سازمان بهزیستی اقدامات خوبی را برای حمایت از این قشر انجام داده است. او با اشاره به برنامهریزی سازمان بهزیستی برای حمایت از افراد معلول و مددجو، افزود: این سازمان در چند سال اخیر با شناسایی افراد واجد شرایط، اقدام به ایجاد کارگاههای آموزشی و آموزش این افراد کرده است.
وی ادامه داد: طراحی، حکاکی، سفالگری، قالیبافی، فرشبافی، نقاشی و اختراعات به ثبت رسیده از مهمترین دستاوردهای ارائه شده معلولان و مددجویان در این نمایشگاه به شمار میآید. هدف این نمایشگاه آشنایی نمایندگان با فعالیتهای معلولین و شناخت واقعیتهای زندگی آنان است. بلکه در آینده نیازهای حقوقی معلولین بهتر مرتفع گردد.(1)
1) . خبرگزاری خانه ملت، 17 اردیبهشت 91.
برخی نمایندگان عضو در فراکسیون حمایت از حقوق معلولان و پیشگیری از معلولیتهای مجلس از شیرخوارگاه آمنه در تهران بازدید کردند.
عبدالرضا عزیزی در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری خانه ملت، در تشریح جزئیات نشست مشترک اعضای فراکسیون حمایت از حقوق معلولان مجلس با مسئولان سازمان بهزیستی در شیرخوارگاه آمنه، تصریح کرد: شب گذشته و همزمان با شب نوزدهم ماه مبارک رمضان تعدادی از نمایندگان عضو فراکسیون حمایت از حقوق معلولان از شیرخوارگاه آمنه در تهران بازدید کردند.
نماینده مردم شیروان در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: در این مراسم نمایندگان مجلس از نزدیک با چگونگی و نحوه خدمترسانی مددکاران اجتماعی و مربیان به نوزادان و شیرخواران آشنا شدند و بر حمایت سازمان بهزیستی از شیرخواران تأکید کردند.
وی افزود: فاطمه آلیا نماینده مردم تهران و شمیرانات و رئیس فراکسیون حمایت از حقوق معلولان، حمیدرضا عزیزی فارسانی، محمد تقی توکلی نماینده مردم الیگودرز، علیرضا فولادگر نماینده مردم اصفهان، سکینه عمرانی نماینده مردم سمیرم و فیروزی در این مراسم حضور داشتند.
رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس یادآور شد: بخشی از این خدمات در شیرخوارگاهها و مراکز نگهداری کودکان ارائه میشود که در حال حاضر سطح این خدمات استانداردهای لازم را دارد.
افخمی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با انتقاد از بیتوجهی برخی از مسئولان به مشکلات معلولان گفت: طبق قانون جامع حمایت از معلولان، دستگاههای دولتی موظف هستند30 درصد ساختمانهای خود را در جهت استفاده آسان معلولان بازسازی کنند اما بسیاری از ادارات و سازمانها این قانون را اجرا نمیکنند.
شهروز افخمی در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری خانه ملت، اظهار داشت: برخی از سازمانها و وزارتخانهها نیازهای معلولان را جدی نمیگیرند و به رغم گذشت حدود هشت سال از تصویب قانون جامع حمایت از معلولان در مجلس شورای اسلامی هنوز این قانون به شکل کامل اجرا نمیشود. از اوایل دهه 70 متناسب با نیازهای معلولان تغییراتی در مبلمان شهری و برخی از اماکن مانند خیابانها و پارکها به وجود آمد اما این تغییرات به گونهای نبوده که نیازهای این افراد را به طور کامل تأمین کند. به تازگی برخی از ادارات و سازمانهای دولتی تلاشهایی را برای تسهیل در رفتوآمد معلولان انجام دادهاند که هنوز این موضوع فراگیر نشده است. انتظار ما این است که مسئولان همدلی بیشتری با معلولان داشته باشند و نوع نگاه خود را به این قشر مظلوم تغییر دهند. معلولان ادعایی برای دریافت حق و حقوق خود ندارند و تغییر نگرش جامعه و مردم به مسائل و مشکلات معلولان موضوعی است که میتواند تأثیر بسیاری در احقاق حقوق این قشر از جامعه داشته باشد.(1)
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 5 شهریور 91.
سید محمد مهدی پور فاطمی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با اشاره به امتناع شرکتهای بیمهگر از بیمه اجتماعی معلولان گفت: دولت و مجلس باید شرکتهای بیمهگر را موظف به اعمال بیمه برای معلولان کنند. متأسفانه اغلب شرکتهای بیمهگر به دنبال تأمین منافع و سود خود هستند و از همین رو از بیمه معلولان جسمی و ذهنی خودداری میکنند که این موضوع به نوبه خود آسیبها و معضلات اجتماعی را به دنبال دارد. در این شرایط فقط باید شرکتهای بیمهگر را موظف به بیمه اجتماعی معلولان کرد و از همین رو باید دولت با ارائه لایحه و یا نمایندگان مجلس با ارائه طرحی، قانونی را در مورد موظف کردن شرکتهای بیمهگر به انجام بیمه معلولان به تصویب برسانند.
وی با بیان اینکه بیمه نشدن معلولان آنها را در آینده دستخوش مشکلات بیشتری میکند، تصریح کرد: اگر این افراد مشمول بیمه اجتماعی نشوند در سنین بالاتر با مشکلات و معضلات عمدهتری مواجه خواهند شد. سازمان بهزیستی، کمیته امداد امام خمینی و کمیسیون اجتماعی مجلس باید با برگزاری جلساتی موضوع بیمه معلولان را مورد پیگیری قرار دهند تا به نتیجه مطلوب برسد.
برخی از معلولان حتی از نظر راه رفتن، نشستن و برخاستن نیز با مشکلات زیادی مواجه هستند. اگر این افراد مشمول بیمه اجتماعی نباشند و حادثهای برای آنها رخ دهد، هیچکس پاسخگوی این فرد معلول و خانواده وی نخواهد بود.(1)
محمداسماعیل سعیدی، دبیر اول کمیسیون اجتماعی مجلس با اشاره به فرا رسیدن روز جهانی ناشنوایان گفت: یکی از راههای پشتیبانی از ناشنوایان تغییر رویکرد سازمانها و نهادهای حمایتی از دولتی به مردمی است. او ضمن گرامیداشت یاد و خاطره مرحوم جبار باغچهبان، راهاندازی اولین مدرسه برای ناشنوایان توسط مرحوم باغچهبان را نقطه عطفی در تاریخ حمایت از این افراد است. اگر حمایت از ناشنوایان در قالب نهادهای مردمی باشد، این افراد میتوانند با پشتیبانی خیرین بخشی از مشکلات خود را حل کنند. برخی از ناشنوایان و کم شنوایان با مشکلات مالی مواجه هستند؛ زیرا آنان از طبقه محروم جامعه هستند و از آنجا که سازمانهای دولتی نمیتوانند به تنهایی حمایت کاملی از ناشنوایان داشته باشند، حمایتهای مردمی میتواند تا حدودی کمبودها و مشکلات آنان را مرتفع کند. اما باید فرهنگ حمایت از ناشنوایان در میان مردم نهادینه شود و برای فرهنگسازی در این زمینه، رسانهها میتوانند گامهای مثبتی را بردارند زیرا در دین اسلام و حتی تمامی ادیان الهی برای کمک به افرادی که با معلولیتهای ذهنی و جسمی دست و پنجه نرم میکنند؛ توصیههایی شده است.
فضای شهرها باید برای ناشنوایان مهیا و تجهیز شود. در طراحی و نصب علائم شهری باید این موضوع مدنظر قرار بگیرد. مثلاً محل تردد ناشنوایان از امکانات لازم برای هشداردهی به آنها برخوردار باشد. متأسفانه با نگاهی به فضاهای شهری متوجه میشویم که ملاحظات و تدابیر لازم برای تسهیل
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 6 شهریور 91.
در رفت و آمد ناشنوایان اتخاذ نشده است. اما اجرای قوانین و تدوین آییننامههای معلولین با مشکلاتی مواجه است و تاکنون مسئولان اجرایی وجود نقیصههای احتمالی در قوانین مربوط به ناشنوایان را به نمایندگان مجلس منعکس نکردهاند و این موضوع بیانگر آن است که برای حمایت از ناشنوایان خلاءهای قانونی وجود ندارد، بلکه شکل اجرای قوانین نقص دارد.(1)
ملاحظه: این نماینده محترم به وجود اشکالاتی در جامعه ناشنوایان اذعان فرمودهاند. قابل توجه اینکه جامعه ناشنوایی ایران در شرایط خوبی نیست، نه تنها امکانات اجتماعی کمتری نسبت به دیگر اقشار معلولین به اینان اختصاص یافته بلکه در همه قوانین سهم ضعیفی دارند و مواد اختصاصی به آنان کمتر است. با اینکه نسبت به نابینایان و معلولین حرکتی بیشترین و بدترین مشکلات را دارند. ولی به قول خودشان تحمل میکنند و با مظلومیت تمام زندگی قناعتآمیزی دارند. از بدترین اجحافها در حق آنان ممنوعیت آموزش زبان اشاره در مدارس است، درست مثل اینکه آموزش الفبای فارسی از مدارس حذف و ممنوع گردد.
بعد از چند دهه، بچههای بیسواد یا کم سواد میشوند و امکان ارتباط با دیگران را نخواهند داشت. از این نماینده محترم تقاضا میکنم به عنوان فرد ناشناس به کانون و مراکز ناشنوایان سراسر ایران بروند و صمیمی شوند و پای درد و دل آنان بنشیند، آنوقت متوجه عمق مشکلات حقوقی و اجتماعی ناشنوایان خواهند شد.
علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی به هنگام بازدید از این نمایشگاه گفت: ورزشکاران جانباز و معلول نشان دادند که افرادی که بهرحال نقصی دارند خللی در ارادههایشان ایجاد نشد بلکه این اراده و انگیزه چند برابر شده است. او در جریان بازدید از نمایشگاه آشنایی با عملکرد و دستاوردهای ورزش جانبازان و معلولین، نابینایان و کم بینایان که در محل راهروی کریدور عبوری نمایندگان مجلس شورای اسلامی به نمایش درآمده بود گفت: بنده در دو مقطع خدمت عزیزان ورزشکار پارالمپیک در تهران و قم رسیده بودم و این همت و اراده ورزشکاران باعث شد که روحیه و انگیزهای در کشور به وجود آید. در بازیهای المپیکی نیز نقش مؤثری داشتند و معدل مدالهای آنان از معدل کلی کاروان ایران بالاتر بود و این بیانگر این است که جانبازان و معلولین از یک اتکای به نفس قابل توجهی برخوردارند. این نمایشگاه هم گوشهای از اراده ورزشکاران و جانبازان را نشان میدهد. ولی برای نمایندگان مفید است که در حین تردد از مجلس از این نمایشگاه بازدید داشته باشند و از تواناییهای عزیزان دیدن داشته باشند.
رئیس مجلس شورای اسلامی درباره تفکیک بودجه کمیته ملی پارالمپیک و تائید اساسنامه آن تصریح کرد، این مسئله که هم اکنون در کمیسیون فرهنگی مجلس در دست بررسی است پیگیری خواهد شد.
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 8 مهر 91.
این نمایشگاه به همت کمیته ملی پارالمپیک در محل مجلس شورای اسلامی برگزار شد.(1)
علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی به هنگام افتتاح فاز دوم آسایشگاه معلولان ایثار ورامین گفت: کسانی که به معلولین خدمت میکنند مایه احترام و افتخار هستند و حقی بر گردن همه ما دارند، ما هم باید مشکلات آنها را ببینیم و مرتفع کنیم و مجلس تا جایی که بتواند برای کمک به مراکز نگهداری معلولین تلاش خواهد کرد.
او در افتتاح فاز دوم آسایشگاه معلولان ایثار ورامین با حضور مسئولان این شهرستان با تبریک ایام عید غدیر اظهار داشت: راهی که مسئولان کشور سالهای پس از انقلاب در آن قدم برمیدارند همواره با یاد خدا بوده و امیدواریم این راه برای مسئولان هموارتر و برخی از مشکلاتی که برای کشور به وجود آمده مرتفع شود. تاکنون با بازدید از چند آسایشگاه از نزدیک با مشکلات این مراکز آشنا شده و این مراکز یکی از مکانهایی است که وجودش برای کشور مهم تلقی میشود. خدمت در این مراکز بسیار با ارزش است، زیرا مرکز بهزیستی از کسانی که نیازهای جسمی، روحی و روانی دارند و مشکلات مادی هم به آنها افزوده نگهداری میکنند. معلولان نیازمندترین قشر جامعه هستند و کسانی که به آنها خدمت میکنند بسیار مورد احترام مردم و مسئولان میباشند.(2)
فراکسیون «حمایت از حقوق معلولان و پیشگیری از معلولیتها» به مناسبت روز جهانی معلولان (12 آذر) بیانیه زیر را صادر کرد.
12 آذر ماه هر سال فرصت مغتنم و مناسبی برای توجه ویژه و مضاف بر امور جاریه در طول سال، به وضعیت معلولان عزیز است. لذا فراکسیون حمایت از حقوق معلولان و پیشگیری از معلولیتها ضمن گرامیداشت این روز و تبریک به جامعه محترم هدف به استحضار میرساند نظام جمهوری اسلامی ایران بر مبنای فرهنگ و دیدگاه اسلامی و آیات و روایات متعدد همواره مراقب و پیگیر بهبود وضعیت معیشتی، توانمندسازی و بهرهگیری بهینه از استعدادها و توان معلولان بوده است.
قانون جامع حمایت از حقوق معلولان در سال 83 به تصویب رسید اما در مرحله اجرا و در گذر زمان نقایص و خلأهای متعددی در آن مشهود گردید که اصلاحیه آن را ضروری نمود از این رو جلسات کارشناسی این فراکسیون در دورههای هشتم و نهم مجلس و حسب اطلاع جلسات مشابه در دولت «لایحه اصلاحیه قانون جامع» را در آستانه بررسی در مجلس شورای اسلامی قرار داده است که ارائه خدمات بهروز و تلاش هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و ارتقای جایگاه معلولان عزیز در عرصههای فردی، خانوادگی و اجتماعی زیر چتر قانون و با لحاظ اعتبارات مناسب در بودجههای سالانه را نوید میدهد. اگر چه بخش قابل توجهی از موانع موجود به نگاهها و نگرشها برمیگردد و آن هم متأسفانه عدم باور به استعدادها و تأثیرگذاری این اقلیت قابل توجه در فرآیند پیشرفت و تعالی
کشور است که امیدواریم با فعالیت موثرتر رسانهها نگرشهای غیراصولی و ناصحیح نسبت به معلولان عزیز اصلاح گردد و شعار امسال روز جهانی معلولان «رفع موانع موجود برای ایجاد جامعهای در دسترس و تمام شمول برای همه» محقق گردد.
در پایان با تبریک مجدد روز جهانی معلولان توجه همه مسئولان ذیربط به ویژه همکاران محترم در مجلس شورای اسلامی را به اولویت نیازهای آنها و تلاش برای تصویب لایحه اصلاح قانون جامع معلولان و نیز مسئولان اجرایی را به اجرای صحیح قانون جامع و نیز قانون الحاق به کنوانسیون جهانی حمایت از حقوق معلولان جلب مینماید.(1)
همایون هاشمی رئیس سازمان بهزیستی کشور، با تأکید بر اینکه این سازمان در ارائه اسامی معلولان متقاضی کار به دستگاههای دولتی کوتاهی نکرده است، ولی تا کنون هیچ دستگاهی برای دریافت اطلاعات معلولان به منظور استخدام آنان درخواستی نداشته است.
وی در واکنش به اظهارات مسئولان دولتی مبنی بر کوتاهی سازمان بهزیستی در ارائه اسامی معلولان متقاضی کار به دستگاه دولتی و وزارتخانهها، تصریح کرد: با توجه به برنامهریزیهای انجام شده از سوی سازمان بهزیستی هماکنون تعداد معلولان متقاضی کار و میزان تحصیلات این افراد مشخص است. اشتغال هر فرد موجب استقلال اقتصادی او میشود، داشتن شغل به شخص هویت اجتماعی بخشیده و در او اعتماد به نفس ایجاد میکند، در این میان متأسفانه تعداد زیادی از معلولان، با وجود تحصیلات عالی و کسب دانش و مهارت لازم نمیتوانند به شغل مناسب برسند.
او با اعلام اینکه هماکنون حدود 15 هزار دانشجوی معلول در دانشگاههای کشور مشغول به تحصیل هستند، گفت: بر اساس آخرین آمار هماکنون حدود دو هزار فارغالتحصیل آماده استخدام داریم. نوع معلولیت معلولان متقاضی کار در بانک اطلاعاتی سازمان بهزیستی جمعآوری شده است. هر دستگاه و وزارتخانههای دولتی اطلاعات را درخواست کند با کمال رضایت آن را ارائه میکنیم. بر اساس قانون تمام دستگاههای دولتی مکلف به استخدام سه درصد معلولان هستند. تاکنون هیچ وزارتخانهای برای دریافت اطلاعات معلولان درخواست نکرده، از این رو کوتاهی از خودشان بوده است.(2)
ملاحظه: قابل توجه ریاست محترم بهزیستی، برخی کشورها جریان اشتغال را آزاد گذاشتهاند و موفق هم بودهاند. یعنی بانک اطلاعات معلولین که جناب آقای هاشمی میفرماید سامانهای میشود که امکان ورود و خروج دارد. به طور روزانه معلولان متقاضی کار با مشخصات روی سایت قرار میگیرند. تلفن تماس آنها هم اعلام میشود.
هر جا اعمّ از ادارات دولتی و مراکز خصوصی نیاز به نیرو داشته باشد به این سامانه سر میزنند و جذب کارمند میکنند. قسمت سومی هم دارد و به اطلاعرسانی جراید و سایتهای متقاضی و
خواهان نیرو میپردازد. یک گروه همه جراید و روزنامهها و رسانهها را مطالعه کرده و اطلاعات مراکز نیازمند نیروی کار را جمعآوری و روی سایت بانک اطلاعات میگذارند.
اگر ارتباط و مناسبات معلولین به عنوان نیروی کار و کارفرمایان خواهان نیروی کار آزادانه باشد دو طرف راحتتر و زودتر با هم کنار میآیند. از اینرو توصیه میشود دولت همیشه در سایه و بدون اینکه دیده شود، فقط نظارت کند.
این موضوع در سالهای اخیر مجدداً مطرح و دیدگاههای مخالف و موافق مطرح و منتشر شده است. آراء نمایندگان مجلس و نقد آنها ذیلاً آورده میشود. لازم به ذکر است همه دیدگاهها یکجا تجمیع شدهاند.
رسول خضری عضو هیئت رئیسه فراکسیون حمایت از حقوق معلولان با یادآوری بازدید اعضای فراکسیون معلولان مجلس در آستانه روز جهانی نابینایان از انجمن نابینایان ایران گفت: نابینایان باید فرصت برابر با دیگر آحاد مردم در بهرهمندی از تسهیلات موجود در کشور داشته باشند. او بر این که نابینایان باید فرصت برابر با دیگر آحاد مردم در برخورداری از تسهیلات و امکانات موجود در کشور را داشته باشند، تأکید کرد و با توجه به نقصی که نابینایان دارند، آنها را نیازمند حمایتهایی از سوی مسئولان برای به فعلیت رساندن استعدادها و ظرفیتهای آنها دانست. نابینایان نیز میتوانند مانند دیگران در عرصههای تولید و خدمات و سایر زمینههای اجتماعی و شغلی مؤثر و مولد باشند. نابینایان باید در عرصه اشتغال و حوزههای فرهنگی و اقتصادی بیش از پیش توانمند شوند. به شرط اینکه قوانین مربوطه در این حوزهها که اجرای آن راکد مانده، سریعاً اجرایی شود. 23 مهرماه روز جهانی نابینایان و عصای سفید است و مجلس حقوق نابینایان را با اصلاح بند 6 ماده 28 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی پیگیری خواهد کرد. در صورت تصویب، نابینایان نیز میتوانند به عنوان کاندیدا برای نمایندگی مجلس شرکت کنند. وی با یادآوری بحث مناسب سازی، مناسب سازی مناطق مختلف برای راحتی نابینایان را تاکنون مطلوب ندانست. به ویژه اخیراً روز به روز مشکلات نابینایان در زمینه ایاب و ذهابشان بیشتر میشود. نیز در خصوص بیمه تأمین اجتماعی و آتیه نابینایان نیز موانعی هست و امید است با توجه مسئولان این عزیزان نیز از خدمات بیمه برخوردار شوند.(1)
دیدگاههای سه نماینده مجلس:
حامد قادرمرزی نماینده مردم قروه و دهگلان در مجلس شورای اسلامی مخالف طرح اصلاح بند 6 ماده 28 قانون انتخابات مجلس است و معتقد است: مجلس به جای دادن مجوز به نابینایان برای
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 14 مهر 92.
ورود آنها به قوه مقننه به تأمین حقوق شهروندی آنان بپردازد. او با احترام به نابینایان و معلولان میگوید: باید توجه داشت که مطابق با اصل 84 قانون اساسی هر نماینده در برابر همه ملت باید پاسخگو باشد که این از توان معلولان و نابینایان خارج است.
حامد قادرمرزی در نشست علنی امروز(چهارشنبه 13 آذرماه) مجلس شورای اسلامی، در مخالفت با طرح اصلاح بند 6 ماده 28 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی با آخرین اصلاحات گفت: مشخص نیست طرحی که در حال حاضر در مجلس مطرح شده با چه منظور بوده و هدف طراحان از طرح آن چیست؟ او با بیان اینکه اگر هدف طراحان از مطرح کردن طرح مذکور احترام به حقوق معلولان و نابینایان باشد بهتر است مجلس به فکر حقوق شهروندی آنان باشد و افزود: حضور نابینایان و معلولان در مجلس و ایفای نقش نمایندگی به چالش کشاندن توانایی آنها است. آیا بهتر نیست مجلس به تأمین رفاه و حقوق شهروندی معلولان و نابینایان باشد و به جای اینکه تصمیم بگیریم در مجلس نابینایان را داشته باشیم از تفکرات آنها و نظریات آنها استفاده کنیم؟ بهتر است قوه مقننه به بحث اشتغال و سایر امکاناتی که برای نابینایان و معلولان لازم است توجه داشته باشد و از اینکه مجوز به آنها برای حضور در انتخابات داده شود دوری کنند.
قادرمرزی با بیان اینکه کسانی که تجربه کار نمایندگی را درک کردهاند میدانند برای شخص نابینا انجام کار نمایندگی تقریباً غیر ممکن است. نمایندگان توجه داشته باشند که نابینایان و معلولان چگونه میتوانند در کمیسیونها حاضر شده و پا به پای مسئولان اجرایی کشور پیگیر پروژهها و مطالبات مردم باشند. ایفای نقش نمایندگی توان بالا و آمادگی جسمانی کافی را میطلبد.
جواد هروی نماینده قائنات و عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات نیز در مخالفت با طرح مذکور گفت: نمایندگان مجلس توجه داشته باشند که ما در خانه ملت قانون تصویب میکنیم و برای کمک به نابینایان و معلولان میتوانیم آنها را در مناسب دیگر یاری کنیم.
نماینده مردم قائنات در مجلس شورای اسلامی با انتقاد از راهکارهایی که از سوی طراحان و موافقان طرح اصلاح بند 6 ماده 28 قانون انتخابات مطرح میشود راهکارهای سنجیدهای نیست و با استفاده از فناوریهای نوین باید این کارها انجام شود تصریح کرد: راهکارهایی که مطرح شده از جمله داشتن خط بریل و یا تلفنهای همراهی که نابینایان بتواند از آنها استفاده کنند یعنی برخورداری از فناوریهای نوین که این خود دلیل بر خلاف و مغایرت طرح است. ایفای نقش نمایندگی توان بالا و آمادگی جسمانی کافی را میطلبد و ما نمایندگانی که از توانایی جسمی لازم برخوردار هستیم و از توان خود به طور کامل استفاده میکنیم، باز هم در برخی مواقع در برابر مردم خجل هستیم.
این نماینده مردم در مجلس نهم با اشاره به بند 6 قانون انتخابات گفت: تأمین آزادیهای سیاسی در حدود قانون باید برای همه باشد اما باید به نقش نمایندگی و وظیفه خطیر آن توجه کنیم و با در نظر گرفتن این مطلب که اگر نابینایان در انتخابات مجلس شرکت کنند نه تنها رفع تبعیضی نخواهد شد بلکه عین بی عدالتی است در خصوص این موضوع تصمیمگیری کنید. حضور نابینایان و معلولان در انتخابات مجلس شورای اسلامی به مخاطره انداختن توان آنها و به چالش کشاندن ظرفیتهای آنها است. من معتقد هستم آنچه را که قانونگذاران پیشین تصویب کردهاند را ما در حال حاضر نادیده
گرفتهایم. برخی از قوانینی که در حال حاضر تصویب میشود خیلی عجولانه بوده و در خصوص طرح مذکور نیز قانون نباید به معنای دلجویی باشد بلکه باید طبق قوانین و بر اساس بررسیهای کارشناسانه باشد و مشکلات نابینایان با تصویب این طرح مرتفع نخواهد شد.
رجب رحمانی نماینده مردم تاکستان و عضو کمیسیون برنامه و بودجه نیز در مخالفت با طرح اصلاح بند 6 ماده 28 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی با آخرین اصلاحات گفت: طبق فرمایش امام خمینی خدمت به معلولان خدمت به نبی اکرم(ص) است و احترام به جانبازان که ریشههای انقلاب هستند لازم است اما نمایندگان باید بدانند که با این مصوبه مشکلات معلولان و نابینایان مرتفع نخواهد شد. با بیان اینکه مسئولیت نمایندگی یک مسئولیت خطیری است. مطابق با اصل 84 قانون اساسی هر نماینده در برابر همه ملت باید پاسخگو باشد که این از توان معلولان و نابینایان خارج است. ما نمایندگان که با تمام توان به ایفای نقش نمایندگی میپردازیم گاهی کم میآوریم چه برسد به نابینایان و معلولانی که از ضعف جسمانی نیز برخوردارند. یک نماینده باید توان حرکت پا به پای مسئولان اجرایی کشور را داشته باشد و بتواند کارهای مردم را پیگیری کند. نماینده مجلس باید به معنای واقعی کلمه فعال و پرجوش باشد و ما نمایندگان میتوانیم به معلولان و نابینایان در مسئولیتهای دانشگاهی و یا حداکثر یک سازمان فرهنگی کمک کنیم و از نظرات آنها در تصویب قوانین استفاده کنیم.(1)
ملاحظه: نظرات سه تن از نمایندگان محترم، حامد قادرمرزی، جواد هروی و رجب رحمانی در اینکه نابینایان صلاحیت برای نمایندگی مجلس را ندارند دقیقاً مطالعه شد. گویا هر سه یک متن داشتهاند و هر سه یک با یک ادبیات سخن گفتهاند. اما ادله و استدلالهای آنها عبارت است از:
نمایندگی از توان معلولان و نابینایان خارج است.
ایفای نقش نمایندگی به چالش کشیدن توانایی آنها است.
برای نابینا، انجام کار نمایندگی غیرممکن است.
نابینایان و معلولان نمیتوانند پا به پای مسئولان اجرایی، پیگیر مطالبات مردم باشند.
نمایندگی توان بالای جسمانی و بدنی میطلبد.
شرکت نابینایان در انتخابات مجلس، نه تنها رفع تبعیض نیست بلکه عین بی عدالتی است.
اصلاح قانون موجب نادیده گرفتن آراء قانونگذاران پیشین است.
قانون نباید دلجویی باشد بلکه باید بر اساس کارشناسی باشد.
بر اساس قانون اساسی، هر نماینده باید به ملت ایران پاسخگو باشد و نابینا و معلول توان پاسخگویی ندارد.
نابینایان به دلیل ضعف جسمانی توانایی نمایندگی ندارند.
ده دلیل مزبور در سخنان نمایندگان بود. البته برخی استدلالها شبیه به هم بود که تکرار نکردم. اما قابل توجه نمایندگان محترم:
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 13 آذر 92.
1- در شریعت و فقه یا در قرآن و حدیث آیا چنین شغلی برای معلولین یا نابینایان ممنوع اعلام شده است؟ اگر هست شما سه تن، چرا به چنین منعی اشاره نکردید؟
فقیهان مسلمان، مواردی که اینگونه افراد نمیتوانند انجام دهند یا موظف و مکلف به انجام نیستند، دقیقاً برشمردهاند. اما هیچ فقیهی نگفته فرد معلول نمیتواند متکفل امور اجتماعی مثل تقنین بشود. اما اجتهاد و افتاء یعنی بیان احکام مکلفین با اینکه از قانونگذاری بسیار مشکلتر است به اجماع فقها، معلولین غیرذهنی (یعنی سه دسته معلولین حرکتی، چشمی و گوشی) میتوانند متصدی آن بشوند. مراجع و مجتهدین فراوان در طول تاریخ داشتهایم که معلولیت داشتهاند.
در حوزه علمیه شیعه، مرحوم آیت الله سید هبةالدین شهرستانی و مرحوم آیت الله سید عبدالهادی شیرازی از مراجع متأخر و نابینا بودند.
نمایندگان محترم از شما انتظار هست، چون مردم مسلمان را نمایندگی میکنید، استدلالهای دینی و شرعی داشته باشید. اصل اول برای ما اسلام است و برای هر کاری باید بپرسیم آیا اسلام و فقه اسلامی اجازه داده یا نه؟
2- اصل دوم باید دید آیا زمان رسول خدا(ص) یا ائمه(ع) اگر چنین موردی بوده، این بزرگواران چگونه عمل کردهاند؟ رسول خدا(ص) در حداقل 13 جنگ مهم مثل احد وقتی میخواست عزیمت کند و شهر را ترک کند، شهر را به یک فرد نابینای مطلق یعنی عبدالله (عمرو) بن ام مکتوم میسپرد و به او مأموریتهای مهم و پستهای کلیدی داد. پستی که در حد وزارت فرهنگ و ارشاد امروزی است.
اگر شما در آن زمان بودید میگفتید این کور، توان جسمی ندارد که قائم مقام رهبر مسلمانان جهان و پیامبر و رسول خدا(ص) باشد. اتفاقاً عدهای به پیامبر اعتراض کردند و رسول خدا(ص) با استدلال به آنها تفهیم کرد. عبدالله شایستگی دارد. نیز در زمان حضرت علی(ع) و دیگر ائمه(ع) هم مواردی بوده است. خوب بود به اینگونه قضایای تاریخی و روایات مراجعه میفرمودید. بالاخره هیچ منعی از طرف معصومین(ع) هم نداریم.
3- میفرمایید معلول و نابینا توان جسمی ندارد. هم اکنون نابینایی داریم که دکترا دارد، مجتهد است، معمم است و در وزنهبرداری هم رکورد دار است. شما که مدعی سلامت و توان هستید کدامیک اینگونه هستید.
معلولین ذهنی ایران، تأکید میکنم ذهنی اخیراً در مسابقات ورزشی در امریکا، 7 مدال طلا و چندین مدال نقره و برنز برای ایران آوردند. کافی است در اینترنت سری به اخبار پارالمپیک بزنید یا کتاب آچیچ را بخوانید. آچیچ استرالیایی است که مادرزاد نه دست دارد و نه پا (تصور کنید نه دست و نه پا) علاوه بر اینکه در علم و فرهنگ پیشرفتهایی داشته که فکر نکنم هیچیک از نمایندگان مجلس ما در ایران داشته باشند، یعنی تحصیلات را تا دکتری طی کرد و دکترا گرفت با بهترین امتیاز، حداقل 20 کتاب دارد که حداقل ده کتاب او به حداقل ده زبان در جهان ترجمه شده است. از خانواده فقیر بود ولی با درایت و تدبیر، الآن جزء سرمایهدارهای امریکا است. در کتاب مهار ناشدنی میگوید با مطالعه آثار مولانای ایرانی و شعرهای مولانا، نکات و راهنماییهای سودمندی دریافت کردم. برخی اشعار مولانا را هم آورده است. از شما سه نماینده محترم تقاضا میکنم کتاب آچیچ که به فارسی
ترجمه شده را حتماً مطالعه فرمایید تا معلول را بشناسید. این کتاب با عنوان مهار ناشدنی منتشر شده است.
غیر از همه اینها آچیچ در چند رشته ورزشی، در مسابقات شرکت میکند و کاملاً سرحال است. تعجب میکنم که میفرمایید توان جسمی ندارند. آیا نماینده مجلس اسبق مرحوم دکتر محمد خزائلی نماینده مردم اراک در دو دوره که نابینا بود، توان نداشت. تمنا میکنم کارنامه فعالیتهای او وقتی نماینده بود را مطالعه کنید. چند زبان میدانست، کتابهای مختلف در حدّ آثار مرجع مثل تاریخ قرآن نوشته است، تدریس داشت، آموزشگاه نابینایان را در تهران و اراک اداره میکرد و فعالیتهای دیگر. تازه در آن زمان تکنولوژی این زمان هم نبود. خودش در یکی از نطقهای مجلس میگوید، هر هیئتی از ایران به خارج میرود، از من به عنوان حیثیت ایرانیان صحبت میشود و میگویند اینکه ایرانیان در مجلس چنین نمایندهای دارند، معلوم است به حقوق انسانی معلولین اهتمام دارند.
شش مورد از ده استدلالهای فوق در مورد ناتوانی جسمی است؛ میتوان دهها مورد دیگر را مثال زد با اینکه معلولاند ولی توان جسمانی مطلوب دارند.
4- استدلال دیگر شما این است که اگر ما قانون را اصلاح کنیم و به معلولین اجازه نمایندگی بدهیم، نظر و رأی قانونگذاران پیشین را نادیده انگاشتهایم.
چند آیه در قرآن هست که کسانی را مذمت میکند که به عقب و اعقاب و پیشینیان نظر دارند و سیره آنان برایشان حجت و الگو است. به جای اینکه به حق و حقیقت اهتمام داشته باشند.
بر اساس آیات قرآن توجه گذشته و روش گذشتگان را به رخ کشیدن به نظر قرآن کریم باطل است. مگر راه و سیره حق و درستی باشد مثل سیره نبوی که اهتمام به آن ضروری است.
شما میفرمایید قانونگذار پیشین، آنان هم شاید اشتباه میکردهاند، لذا به صرف گذشته و عقب بودن دلیل بر درستی و صحت نیست.
5- میفرمایید قانون نباید دلجویی باشد و باید بر اساس کارشناسی باشد. بله کسانی که مدافع شرکت معلولین در مجلس و در همه پستهای کلان هستند اینگونه استدلال میکنند که معلولین انسانهای کارآمد، فعال، چابک و کارشناساند. حداقل کارشناس امور معلولین میباشند و حضور آنها در جاهایی مثل مجلس یک ضرورت است. هیچکس از موافقین نگفتهاند به خاطر ترحم و دلجویی، نابینایان به مجلس بیایند.
6- استدلال دیگر شما این است که بر اساس قانون اساسی نماینده باید پاسخگوی مردم باشد و معلول نمیتواند.
قبلاً گفته شد، شما یا بر اساس تجربه بگویید نمیتواند و توانایی پاسخگویی ندارد، یا بر اساس شریعت، فقه، قرآن و سنت. بدون مبنا نمیتوانید بگویید نابینا و معلول نمیتواند پاسخگو باشد. آیا تا کنون موردی سراغ دارید که کاری را به نابینایی سپردهاید و او توان تأمین نیازهای مردم را نداشته است؟ آیا مثلاً نماینده شورای شهر تهران که نابینا است تا کنون کم کاری داشته است؟ یا دلیل حقوقی، فقهی، تاریخی بیاورید.
برای اینکه بدانید معلولین در طول تاریخ اسلام چه نقشی داشتهاند، شما را ارجاع میدهد به کتاب نکت الهمیان و نکت العمیان از خلیلالدین صفدی از نویسندگان و دیوانیان مملوکیان در سده 7ق. این کتاب شامل نام و زندگی نامه چهارصد نابینا (عمیان) است که از سده یکم تا ششم قمری دانشمند بودند یا سمتها و پستهای عالی داشتند و بالاخره جزء قشر نخبگان بودند. نتیجه صفدی در این کتاب این است که اگر نابینایان نبودند علوم قرآنی و علوم حدیثی و بسیاری از دیگر علوم اسلامی با این کمال به دست ما نمیرسید. آنان مثل ضبط صوت روایات را حفظ میکردند و سینه به سینه انتقال میدادند. از شما نمایندگان محترم تقاضا میکنم حداقل مقدمه این اثر را مطالعه فرمایید.
بهرحال هیچیک از استدلالهای شما وارد نیست. اگر نابینایی در حد و قباره دکتر خزائلی، در این زمان حاضر شود وظیفه نمایندگی را بر دوش بگیرد، موجب سرافرازی ایران و تشیع در سراسر جهان است و خواهند فهمید در ایران و در مکتب تشیع، معلولین به مدارج عالی صعود کردهاند.
فاطمه آلیا رئیس فراکسیون حمایت از حقوق معلولان از بررسی طرح یک فوریتی حضور نابینایان در رقابتهای انتخاباتی خبرداد و گفت: با تجهیزات و فناوریهای جایگزین، یک نماینده نابینا میتواند به وظایف خود در جایگاه نمایندگی مجلس به خوبی عمل کند.
او در خصوص حضور نابینایان در رقابتهای انتخاباتی، گفت: طرح اصلاح بند 6 ماده 28 قانون انتخابات به حضور نابینایان در رقابتهای انتخاباتی اشاره دارد که سال گذشته نیز در دستور کار مجلس قرارگرفت.
نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی، ادامه داد: اما این طرح به چند دلیل در سال گذشته حائز آراء کافی نشد، مهمترین دلیل مخالفان برای رد این طرح در آن مقطع زمانی این بود که در حال حاضر فاصله بسیاری تا انتخابات باقیمانده و دلیلی برای طرح این موضوع نیست. همچنین برخی نمایندگان آشنایی چندانی با فناوریهای جایگزین و جبران کننده نابینایی نداشتند؛ به عبارت بهتر نمایندگان مطرح میکردند که یک نماینده نابینا چگونه میتواند به وظایف خود عمل کند، زیرا باتوجه به اینکه قانون اساسی به این نکته اشاره میکند که وظیفه نمایندگی قائم به شخص بوده و قابل واگذاری نیست، البته باید تأکید کرد که علت فاصله زمانی تا زمان انتخابات یک موضوع کاملاً احساسی بود.
این نماینده مردم درمجلس نهم با بیان اینکه در سال جدید فضا به چند دلیل برای طرح این موضوع آمادهتر است، تصریح کرد: به عنوان نمونه میتوان به طرح چند پیشنهاد دیگر در خصوص اصلاح قانون انتخابات اشاره کرد که این موضوع هم به همراه آن پیشنهادها بررسی میشود، همچنین با توجه به اینکه در پایان سال جاری انتخابات مجلس برگزار میشود، دیگر شاهد طرح موضوعاتی نظیر فاصله زمانی بسیار تا انتخابات نیستیم. البته تعداد بسیاری از نمایندگان با تجهیزات و فناوریهای جایگزین نابینایی در حال حاضر آشنا شدند، به عنوان مثال با پیگیریهای فراکسیون
حمایت از حقوق معلولان و همکاری هیئت رئیسه در آزمون استخدامی مجلس 3 درصد سهمیه برای معلولان در نظر گرفته شد.
رئیس فراکسیون حمایت از حقوق معلولان، افزود: این طرح در سال جدید با یک فوریت تقدیم هیئت رئیسه شده و انتظار میرود که نمایندگان با رأی بالا این طرح را تصویب کنند، تا نابینایان واجد شرایط بتوانند در رقابتهای انتخاباتی شرکت کنند.(1)
سهیل معینی مدیرعامل شبکه تشکلهای نابینایان و کم بینایان کشور چاووش:
روز چهارشنبه 22 مهرماه، درست یک روز قبل از روز جهانی نابینایان نمایندگان مجلس شورای اسلامی در حرکتی ناباورانه نه تنها قاصد خبری خوش برای بیش از پانصد هزار نفر نابینا و کم بینای ایران عزیزمان نبودند بلکه اقدام به تصویب عدم امکان نامزدی نابینایان و کم بینایان برای نمایندگی مجلس کردند.
گذشته از اینکه این مصوبه نقض حقوق اساسی افراد نابینا و کم بینا یعنی حق انتخاب شدن برای نهادهای تصمیمگیر کشور محروم میکند، ادبیات سخیف و توهینآمیز برخی نمایندگان به خصوص آقای غلامرضا کاتب نماینده محترم گرمسار که گفتند: «چه فرقی میکند بین بینایی و شنوایی، البته شاید بهتر هم باشد کسی که لال باشد وارد مجلس شود، حداقل چالش درست نکند و دردسر هم برای ما درست نکند» قلوب صدها هزار تن شهروندان نابینا و کم بینا را به شدت جریحهدار کرد.
آیا این گونه ادبیات باشأن نمایندگی ملت منطبق است؟! آیا این عبارات توهین به شأن و کرامت شهروندان دارای معلولیت کشور نیست؟
از نمایندگان موافق با پیشنهاد حذف امکان نامزدی نابینایان برای مجلس باید پرسید آیا انجام وظیفه خطیر نمایندگی خانه ملت نیاز به خرد، تخصص و قدرت دفاع از حقوق موکلین را دارد یا چشم بینا؟!
سخنان جناب آقای کاتب نه تنها دفاعی منطقی از پیشنهاد حذف امکان حضور نابینایان در مجلس نبود بلکه آشکارا به همه شهروندان دارای معلولیت توهین تلقی میشود. آیا جا نداشت و ندارد هیئت رئیسه محترم مجلس از ادای ادبیات سخیف و غیرمؤدبانه نسبت به گروه کثیری از شهروندان ممانعت کند؟ از فراکسیون حمایت از حقوق معلولان در مجلس که در این روزها با استدلال عدم ارائه خدمات به معلولان کشور (که در بسیاری از موارد بازمانده از دولتهای قبلی و ریشهای درازمدت دارد) درصدد استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی است میپرسیم آیا جا نداشت و ندارد که از حقوق معلولان به ویژه تحصیلکردهترین آنان در مجلس دفاع کنید و اجازه ندهید در صحن علنی مجلس اینگونه شأن شهروندان معلول خدشه دار شود؟!
بیایید دفاع از حقوق شهروندان معلول را خوراکی برای بازیها و رقابتهای سیاسی جناحی نکنیم. از نظر حقوقی نیز منع نابینایان برای نامزدی مجلس نقض ماده 29 پیمان نامه جهانی حقوق معلولان است که توسط مجلس شورای اسلامی در تاریخ 13 آذر 1387 به تصویب رسیده است.
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 19 فروردین 94.
حداقل انتظار این شهروندان از نمایندگان توهین کننده و هیئت ریسه محترم خانه ملت عذرخواهی در این خصوص، التیام احساسات و کرامت جریحه دار شده نابینایان و کم بینایان و بازنگری در مصوبهای است که حقوق اساسی این شهروندان را منطبق با قانون اساسی، قانون جامع حمایت از معلولان، پیمان نامه جهانی حقوق افراد معلول و اعتقادات معنوی جامعه ما نقض میکند.(1)
علی صابری عضو شورای شهر تهران و نابینا درباره اظهارنظر برخی نمایندگان گفت:
تصمیمی که نمایندگان مجلس شورای اسلامی چهارشنبه گذشته و در آستانه روز جهانی عصای سفید مبنی بر عدم اصلاح بند 6 ماده 28 که مانع حضور نابینایان در انتخابات مجلس میشود از 2 جهت ماهوی و شکلی قابل نقد است. از نظر ماهوی استدلال زیاد وجود دارد اما خلاصهاش اینکه دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت پیوسته و سند آن را امضا کرده است. روح این کنوانسیون رفع تبعیض است و در ماده 4 آن، ما و تمام اعضای آن ملزم شدهایم که قوانین تبعیضآمیز تصویب نکنیم و قبلیها را نیز اصلاح کنیم. این در حالی است که در آستانه گزارش دادن به سازمان ملل هستیم. البته گزارش نخست را دولت در این رابطه ارائه کرده و باید از آن دفاع کند.
گزارش دوم را هم دولت باید تهیه کند. نکته اساسی اینجاست که مطمئناً NGOهای کشور در قالب گزارش سایه، اگر دولت به معنای عام نخواهد این رفتار و قانون تبعیضآمیز را گزارش کند، این موضوع را به سازمان ملل ارائه میکنند. در ضمن حامیان رفع رفتارهای تبعیضآمیز در کشورهای دیگر نیز اگر ما این کار را نکنیم، به خاطر دسترسیهایشان گزارش میکنند.
اما از نظر شکلی هم تصمیم نمایندگان موافق منع حضور نابینایان در انتخابات مجلس توهینآمیز قلمداد میشود. اگرچه به قوانین نمایندگان مجلس طبق حقی که دارند، احترام میگذاریم اما به رفتار توهینآمیز نمیشود احترام گذاشت. نمایندگان شأن خود را در حفظ حقوق افراد دارای معلولیت با این کار بسیار تنزل دادند. پس باید این رفتار را در داخل حل کنیم. من به عنوان نمایندهای از سوی مردم و جامعه معلولان، از نظر حقوقی در حال بررسی هستم تا براساس قانون نظارت بر رفتار نمایندگان مجلس، شخصاً شکایتی را به هیئت رئیسه رسیدگی کننده به این قانون تقدیم کنم.
البته جا برای اینکه حتی شکایت کیفری هم شود باز است و برخی به دنبال این نوع شکایت هستند اما بنده چنین شکایتی نخواهم کرد. از نظر شکایت کیفری باید عنوان کرد که نمایندگان مجلس اگرچه در اظهارنظر مصون هستند اما درخصوص عدم حفظ کرامت انسانی مصونیت ندارند. بنده سعی خواهم کرد تا با شخص آقای دکتر لاریجانی هم صحبت کنم و دلایلم را در این رابطه توضیح دهم.
1) . سایت شبکه تشکلهای نابینایان و کم بینایان (چاووش).
در ضمن به ایشان پیشنهاد میکنم برنامه سازان فرهنگی، برنامهای برای نمایندگان مجلس بسازند و در قالب آن آداب سخنگفتن، توهین نکردن و حفظ کرامت انسانی را در رابطه با معلولان آموزش دهند. این تصمیمات در حالی گرفته میشود که الآن نمایندگان در حال بررسی و اصلاح قانون جامع حمایت از معلولان هستند! ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که ناشنوایان هم با وجود فناوریهای روز میتوانند وارد مجلس و شورا شوند.(1)
نمایشگاه معلولان به مناسبت هفته معلولین با حضور فاطمه آلیا رئیس فراکسیون حمایت از حقوق معلولان و جمعی از نمایندگان مجلس و نوبخت سخنگو دولت افتتاح شد و تا چهارشنبه ادامه داشت.
بر اساس این گزارش نوبخت معاون برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور و جمعی از نمایندگان اعضای فراکسیون حمایت از حقوق معلولان و پیشگیری از معلولیتها در این مراسم حضور داشتند. احمد فدایی دبیر نمایشگاه معلولان با اشاره به وعده نوبخت به معلولان در این مراسم گفت: به گفته آقای نوبخت قرار است دولت برای حمایت از معلولان صنایع دستی آنها را خریداری و در قالب ارائه هدایا به کشورهای مختلف به منظور آشنایی ملل مختلف با صنایع دستی ایران ارائه کند.
رئیس فراکسیون حمایت از معلولان مجلس گفت: به مناسبت بزرگداشت روز جهانی معلول، نمایشگاهی با این موضوع در مجلس شورای اسلامی برپا شده که آیین گشایش این نمایشگاه در مجلس شورای اسلامی برگزار شد.
فاطمه آلیا در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری خانه ملت توضیح داد: به دنبال نشست مشترک فراکسیون حمایت از معلولان و انجمنهای مردم نهاد که با حضور نایب رئیس مجلس، رئیس سازمان بهزیستی کشور و جمعی از نمایندگان مجلس هفته پیش در کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی برگزار شد، فعالان این حوزه با کمک فراکسیون حمایت از معلولان مجلس، تصمیم به برپایی این نمایشگاه گرفتند.
نمایشگاه بزرگداشت روز معلول در محل دائمی نمایشگاههای مجلس برگزار شده و پذیرای بازدیدکنندگان است.
رئیس فراکسیون حمایت از معلولان یادآور شد: مراسم افتتاحیه این نمایشگاه نیز امروز (یکشنبه 17 آذرماه) ساعت 10 در محل برگزاری نمایشگاههای مجلس شورای اسلامی برگزار شد.(2)
نمایندگان در نشست علنی امروز (چهارشنبه 27 فروردینماه) مجلس شورای اسلامی و در جریان بررسی یک فوریت الحاق یک تبصره به ماده 26 قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی، با الحاق این تبصره به ماده مذکور موافقت کردند که بر اساس آن رانندگانی که به نابینایان دارای عصای سفید در سطح معابر توجه نکنند، متخلف شناخته میشوند.
بر اساس این ماده واحده تبصره زیر بهعنوان تبصره 2 به ماده 26 قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی مصوب 8 اسفند 1389 الحاق میشود.
تبصره 2- عبور و مرور نابینایان دارای عصای سفید در سطح معابر برای رانندگان وسایل نقلیه در حکم چراغ قرمز است و رانندگان ملزم به توقف کامل در برخورد با این افراد دارای معلولیت نابینایی میباشند. در صورت تصادف وسایل نقلیه با این افراد، راننده مکلف به پرداخت خسارتهای جانی و مالی مصدوم یا متوفی میباشد. در صورت بروز هرگونه معلولیت جدید ناشی از تصادف، پرداخت کلیه هزینههای درمانی و جبرانی آن بر عهده راننده وسیله نقلیه می باشد.
احمد امیرآبادی فراهانی نماینده مردم قم در موافقت با این طرح با بیان اینکه قرار است درباره جزئیات این طرح در کمیسیون اجتماعی بحث و گفتوگو صورت گیرد. همه کشورهای دنیا با گرامیداشت روز جهانی عصای سفید قوانینی برای تسهیل عبور و مرور نابینایان وضع کردهاند و طرح مذکور با قانون حمایت از معلولان تفاوت دارد. او با تأکید بر اینکه این طرح بار مالی ندارد، خواستار رأی نمایندگان به یک فوریت این طرح شد.
مهرداد بائوج لاهوتی نماینده مردم لنگرود در مخالفت با این طرح با بیان اینکه در قوانین راهنمایی و رانندگی در صورت برخورد خودرو با عابر راننده در هر صورت مقصر است. در این قانون فرقی میان عابر سالم یا معلول و نابینا وجود ندارد و به هر حال بر اساس ماده 29 مقررات رانندگی، رانندگانی که با عابرین برخورد کنند، متخلف شناخته شده و مکلف به پرداخت خسارت جانی و مالی به فرد مصدور شدهاند. تعیین کردن پرداخت خسارت جانی و مالی بدون لحاظ کردن خدمات بیمه برای رانندگان متخلف تبعات ناگواری پی دارد. بر اساس قانون رانندگان موظف به داشتن بیمه هستند و در صورت تصادف بدون داشتن بیمهنامه مکلف به پرداخت خسارت میشوند. حال چرا در این طرح مجدداً رانندگان متخلف را موظف به پرداخت خسارت کردهایم؟
در پایان رأیگیری و پس از تصویب این طرح، محمدرضا باهنر نایبرئیس مجلس با بیان اینکه این مصوبه اقدام مبارکی در حمایت از نابینایان است، خواستار بررسی و تصویب جزئیات آن در کمیسیون اجتماعی شد.(1)
فاطمه آلیا رئیس فراکسیون حمایت از معلولان مجلس، از برگزاری جلسه این فراکسیون با حضور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و محمدحسن ابوترابی فرد نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در روز شنبه 27 تیرماه خبر داد.
در این جلسه نمایندگان فعال از تمام ان.جی.اوها حضور مییابند تا به بررسی مشکلات حوزه معلولان بپردازند. وجه تمایز این جلسه با نشستهای اخیر در ارایه راهکارها است. بر این اساس از شرکتها و مجموعههای تولید کننده تجهیزات معلولان نیز دعوت شده تا با حضور در فراکسیون به
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 27 فروردین 93.
بررسی چگونگی تولید تجهیزات در داخل بپردازند. وی در پایان گفت: امید است در این جلسه به راهحلی برای رفع مشکلات معلولان دست یابیم.(1)
وزارت صنعت، معدن و تجارت در تازهترین اقدام خود مجوز معافیت گمرکی خودرو جهت استفاده حدود 4500 نفر از معلولان را با محدودیت 5 سال خرید و فروش صادر کرد. به گزارش خبرگزاری خانه ملت، وزارت صنعت، معدن و تجارت مجوز معافیت گمرکی خودرو را جهت استفاده حدود 4500 نفر از معلولان را با محدودیت 5 سال خریدوفروش صادر کرد. بنابراین گزارش؛ جامعه معلولان خواهان حذف محدودیت 5 سال خرید و فروش جهت حسن استفاده از این امکانات است. گفتنی است در همین زمینه از سوی هیئت مدیره جامعه معلولان ایران شعبه اصفهان نامهای به فاطمه آلیا رئیس فراکسیون دفاع از حقوق معلولان مجلس ارسال شده که بدین شرح است:
احتراماً ضمن آرزوی توفیق همه خدمتگزاران به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران سرانجام با پیگیریهای انجام شده از سوی مسئولان محترم مبلغ 000/000/300 ریال معافیت از گمرک وارد نمودن یک خودرو برای حدود 4500 نفر از معلولان اختصاص و به سازمان صنعت، معدن و تجارت ابلاغ گردیده است. لیکن محدودیت در نظر گرفته شده به مدت 5 سال خرید و فروش خودرو مذکور امکان تبدیل به احسن و تبدیل خودرو مناسب را از عزیزان معلول سلب نموده است که این امر مشکل مهمی فراسوی عزیزان معلول قرار داده است که بذل عنایت در خصوص حذف این تبصره میتواند کمک قابل توجهی جهت استفاده بهینه از مجوز اعطا شده برای عزیزان معلول باشد.(2)
فاطمه آلیا با انتقاد از اینکه معابر شهری برای معلولان مناسبسازی نشده، در مورد توانمندسازی و رشد و پیشرفت نابینایان تحلیلی عرضه کرد. او به محیط خانواده و محیط اجتماعی به عنوان زمینههای رشد این افراد اشاره کرد. مقدماتی و ابتداییترین نیاز برای معلولان، مناسبسازی اماکن و معابر عمومی است زیرا امروزه یکی از درخواستهای جدی معلولان عبور و مرور راحت در سطح شهر و بهرهمندی از امکانات است.
این نماینده مردم در مجلس نهم، با بیان اینکه مناسبسازی اماکن شهری و بین راهی موضوعی است که در معرض دید عموم بوده و مردم به راحتی این اقدام را ارزیابی میکنند، تصریح کرد: مناسبسازی موضوعی نیست که تنها با ارایه گزارشات مکتوب بتوان آن را پیگیری کرد بلکه اقدامی در سطح جامعه است که مردم به راحتی میتوانند مشاهده کنند که مسئولان تا چه اندازه توانستند در جهت بهبود اوضاع حرکت کنند.
وی با بیان اینکه در تهران تنها معابر منطقه 17 برای تردد معلولان مناسب سازی شده است، گفت: در این منطقه تلاش شده تا از علائمی برای معلولان استفاده شود، از سویی دیگر در ادارات نیز
محلهایی برای تردد راحتتر این افراد در نظر گرفته شده که به نظر میرسد اقدامی در خور توجه است همچنین در شهرستانهای قم و مشهد نیز فعالیتهای مثبتی در این میان انجام شده است.
وی به بروز معضلی به نام زانوهای زخمی معلولان نابینا در کشور اشاره کرد و گفت: امروزه شاهد هستیم که در اغلب پیادهروها برای جلوگیری از تردد موتورسواران موانع فلزی نصب شده که عبور و مرور را برای معلولان نابینا سخت و طاقتفرسا کرده است به گونهای که پدیده زانوهای زخمی برای معلولان در برخورد با این فلزها به وجود آمده است؛ این درحالی است که برای جلوگیری از تردد موتورسواران میتوانستند از اعمال قانون استفاده کنند. او با انتقاد از بیتوجهی نسبت به ساخت پلکان مترو برای عبور و مرور معلولان جسمی حرکتی، ادامه داد: امروزه بخشی از جمعیت معلولان، از خدمات مترو محرومند زیرا پلکان این وسیله حمل و نقل شهری برای معلولان مناسبسازی نشده است.
این نماینده مردم در مجلس نهم، درباره پیگیریهای مجلس برای بهبود اوضاع، تأکید کرد: ما به عنوان نماینده مردم تذکر میدهیم و پیگیر رفع این معضل هستیم اما مسئولان دولتی اقدامی برای حل آن نمیکنند به گونهای که اکنون در اماکن عمومی تنها 30 درصد مناسبسازی معابر صورت گرفته است.(1)
اعضای فراکسیون حمایت از معلولان امروز از نمایشگاه ناشنوایان، نابینایان و آلزایمر که در محل مجلس شورای اسلامی تشکیل شده است بازدید کردند. این نمایشگاه با عنوان نمایشگاه ناشنوایان، نابینایان و آلزایمر از شنبه (12 مهر) آغاز شده و تا شنبه (19 مهر) ادامه خواهد داشت؛ این نمایشگاه شامل پوستر، عکس و مطالبی است که در مورد حقوق ناشنوایان و نابینایان و قشر آلزایمری ارایه شده است. بر اساس این گزارش اعضای فراکسیون معلولان اظهار امیدواری کردند که با همکاری دولت و مجلس مشکلات این قشر از جامعه هرچه سریعتر مرتفع شود. به ویژه مسائل حقوقی آنان سامان پذیرد.(2)
فاطمه آلیا رئیس فراکسیون حمایت از حقوق معلولان در نامهای از مدیرعامل بانک صادرات ایران به دلیل اجرای طرح تکریم جانبازان و معلولان و اختصاص یک باجه در هر شعبه جهت ارایه خدمات به آنها تشکر کرد. متن نامه به شرح زیر است:
جناب آقای مهندس پیشرو مدیر عامل محترم بانک صادرات ایران
سلام علیکم؛ ضمن تقدیر و تشکر از اجرای طرح تکریم جانبازان و معلولان محترم و اختصاص یک باجه در هر شعبه جهت ارائه خدمات به آن عزیزان در بانک مذکور، خواهشمند است دستور فرمایند
در آن دسته از شعب بانک صادرات که تابلوی مربوطه در معرض دید گروه هدف نیست، اقدامات مقتضی صورت گیرد.(1)
فاطمه آلیا رئیس فراکسیون حمایت از حقوق معلولان، از بازدید دو مرکز نگهداری معلولان در شهرستانهای مارلیک و شهریار، در 13 اسفندماه گزارش داد و گفت: در این بازدید مقرر شد امکانات مناسبی در اختیار معلولان و مددجویان قرار گیرد. وی با بیان اینکه مرکز نگهداری از معلولان مهراد به نگهداری معلولان یتیم اهتمام دارد، ادامه داد: معلولانی که در این مرکز هستند به طور کامل مجهولالهویه بوده و نگهداری از آنان از هر جهت سخت و دشوار است.
این نماینده مردم در مجلس نهم، با یادآوری مشکلاتی که در مرکز نگهداری از معلولان وجود دارد، تصریح کرد: کمبود امکانات، تجهیزات و ضعف حمایت از پرسنل این مراکز از جمله مشکلاتی بود که با حضور رئیس سازمان بهزیستی مورد بررسی قرار گرفت.
با حضور رئیس سازمان بهزیستی، امام جمعه و فرماندار شهرستان مارلیک مقرر شد که با همکاری سازمان بهزیستی تجهیزات مورد نیاز و از همه مهمتر تأمین مکان مناسب برای این مرکز هر چه سریعتر انجام شود.
آلیا با یادآوری بازدید فراکسیون متبوعش از مرکز معلولان در شهریار، گفت: مرکز بعدی که مورد بازدید قرار گرفت در شهریار قرار داشت که در این مرکز بیشتر عقبماندههای ذهنی از رده سنی 14 تا 70 سال نگهداری میشود. او از مسئولان خواست با حضور خود در این مراکز نشان دهند که به معلولان توجه دارند. وی پیشگیری را بهتر از درمان دانست و وزارت بهداشت و درمان را موظف کرد با همکاری سازمان بهزیستی تلاش کنند تا با اتخاذ تدابیری مناسب از تولد انسانهای معلول پیشگیری شود.
او با یادآوری اصلاح قانون جامع حمایت از حقوق معلولان که این روزها در مجلس در دستور کار قرار گرفته است، تصریح کرد: بازدید از مراکز نگهداری از معلولان موجب میشود نمایندگان در حین اصلاح قانون مذکور با نگاه واقعبینانهتری به این دسته از شهروندان نگریسته و قوانین مناسبی را نیز در این باره تصویب کنند. گفتنی است؛ در این بازدید رئیس سازمان بهزیستی کل کشور، مجتبی رحمان دوست نماینده مردم تهران در مجلس، رئیس بهزیستی شهرستانهای مارلیک و شهریار و همچنین فرماندار آن نیز حضور داشتند.(2)
مراسم روز جهانی سندروم داون با حضور نایب رییس مجلس، اعضای فراکسیون حمایت از حقوق معلولان و پیشگیری از معلولیتها و جمعی از نمایندگان در تالار آفتاب مجلس شورای اسلامی برگزار شد. محمد حسن ابوترابیفرد در مراسم روز جهانی سندروم داون که امروز (یکشنبه 24 اسفند) در
تالار آفتاب مجلس شورای اسلامی برگزار شد، مبتلایان به این بیماری را به عنوان فرشتههای پاک معرفی کرد و گفت: نیاز است که از مبتلایان به بیماری سندروم داون حمایت شود، آنها از فرشتههای پاک روی زمین هستند.
همچنین فاطمه آلیا رییس فراکسیون حمایت از حقوق معلولان و پیشگیری از معلولیتها گفت: مجلس شورای اسلامی اولین پارلمان در ایران است که این فراکسیون را از مجلس هفتم فعال کرده و در هر دوره نیز مورد توجه نمایندگان قرار گرفته است. این فراکسیون تمام معلولان را مشمول میشود که مبتلایان به سندروم داون نیز جزو آنها هستند. وی با اشاره به نامگذاری 29 اسفندماه به نام روز جهانی سندروم داون، عنوان کرد: مبتلایان به سندروم داون با 47 کروموزوم متولد میشوند، در حالی که انسانهای سالم 46 کروموزومی هستند و همین اختلاف باعث شده تا آنها کمی از هم سن و سالهای خود دیر آموزتر باشند، اما در مقابل، این اشخاص کاملاً صادق، صمیمی، مهربان و بعضاً دارای استعدادهای شگفتانگیزی هستند.
آلیا تصریح کرد: در یک ابتکار جدید در کشور ما و به دلیل ضرورت مورد توجه قرار گرفتن این قشر، مقرر شده دیواری تحت عنوان دیوار 47 در شهرهای مختلف کشور و در محلهای پرتردد احداث شود تا مبتلایان به این بیماری فعالیتهای هنری، دل نوشته و خواستههای خود را روی این دیوارها نصب کرده تا مورد توجه مردم قرار گیرد.(1)
فاطمه آلیا رئیس فراکسیون حمایت از معلولان مجلس در پیگیریهای خود خواستار نصب تابلوی ویژه محل توقف وسیله نقلیه معلولان در انتهای خیابان مردم و مقابل خروجی اختصاصی مجلس شورای اسلامی شده بود که بر اساسنامه معاون حقوقی و امور مجلس ناجا سرتیپ دوم خلبان محمد زارعی این تابلو نصب شد.(2)
امروز دوشنبه (24 فرودین ماه) اعضای فراکسیون حمایت از حقوق معلولان مجلس شورای اسلامی از مرکز معلولان ذهنی دخترانه ورد آورد بازدید کردند تا از نزدیک با شرایط کنونی این مرکز و مشکلات آن آشنا شوند. در ابتدای این بازدید مهناز اوجانی مدیر مجتمع خدمات بهزیستی ورد آورد در خصوص فعالیت این مرکز گفت: اینجا تنها مرکز دخترانه دولتی تهران است و تعداد 290 نفر به طور شبانهروزی نگهداری میشوند.
وی افزود: قدمت این مرکز به بیش از 40 سال میرسد که ساختمان دچار فرسودگی شده و نیاز به مرمت و بازسازی دارد. سقف شهریه دریافتی از معلولان بستگی به وضعیت اقتصادی خانوادهها دارد و در مواقعی با شهریه 10 هزار تومان هم از افراد نگهداری میکنیم.
پس از بازدیدهای میدانی اعضای فراکسیون حمایت از حقوق معلولان مجلس شورای اسلامی از مرکز معلولان ذهنی دخترانه ورد آورد جلسه مشترکی به منظور بررسی مشکلات و راهکارهای ارتقاء ظرفیت این مرکز برگزار شد.
با توجه به بازدید عمل آمده و بررسی وضعیت معلولان و خانوادههای آنان و شایعه واگذار شدن این مجموعه با سابقه به بخش خصوصی بر دولتی ماندن این مرکز و رفع خلاء و تقویت راههای مشارکت خیرین مورد تأکید قرار گرفت.
فاطمه آلیا رئیس فراکسیون با بیان این که باید مراکز درمانی و نگهداری از معلولان همچنان باید دولتی بمانند افزود: در صورت واگذاری این مراکز به بخش خصوصی خانوادههایی که دارای مشکلات مالی و خانوادگی هستند دیگر نمیتوانند هزینه نگهداری از بیمارشان را تأمین کنند. بازارچهای به منظور فروش صنایع تولید مراکز نگهداری از معلولان به منظور کمک به مرکز نگهداری معلولان ذهنی و بیمار باید ایجاد شود تا بخشی از هزینههای نگهداری و درمانی تأمین شود.
آلیا خاطر نشان کرد: امیدواریم هرچه زودتر دولت لایحه اصلاحیه قانون جامع حمایت از حقوق معلولان را به مجلس ارسال کند تا مجلس شورای اسلامی خلأهای خدمت رسانی به معلولان و بیماران را برطرف کند.
احمد فدایی دبیر فراکسیون حمایت از حقوق معلولان و پیشگیری از معلولیتهای مجلس شورای اسلامی با انتقاد از عدم اشتغال معلولان در دستگاههای دولتی و مشکلات جذب آنها در بخش خصوصی گفت: انطباق شغل و کار در دستور کار دولت وجود ندارد که این موضوع باعث شده تا معلول پس از قبولی در آزمون در مصاحبه یا تشخیص نوع فعالیت رشته کاری در مصاحبه پزشکی مردود شود.
محسن علیمردانی نایب رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در این جلسه گفت: حقوق کارمندان بهزیستی پایین است که باید بیشتر شود. مسأله دیگر که باید جدیتر به آن پرداخته شود بحث برنامههای علمی و تحقیقاتی در مراکز تحت پوشش بهزیستی است.
وی افزود: مساله اشتغال افراد دارای معلولیت نیز از دغدغههایی است که با افزایش بودجه اشتغال به میزان 4000 میلیارد تومان، امیدواریم درصدی از این مبلغ به معلولان اختصاص یابد.
گروسی نماینده شهریار نیز به حق 3 درصد اشتغال معلولان در مراکز دولتی اشاره و تأکید کرد که این موضوع باید در ادارات دولتی اجرایی شود.(1)
فاطمه آلیا رئیس فراکسیون حمایت از حقوق معلولان مجلس، با تأکید بر ضرورت اجرای کامل قوانین حوزه معلولان، گفت: ضروری است رئیس جدید سازمان بهزیستی از همه ادارات اجرای قانون استخدام 3 درصد معلولان را مطالبه کرده و آمار خود را به فراکسیون دفاع از حقوق معلولان ارائه کند.
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 24 فروردین 94.
او درباره بیتوجهی به حقوق معلولان، گفت: سیاستهای کلان و رویکرد جمهوری اسلامی عموماً محرومیتزدایی است که بخشی از محرومان جامعه را معلولان تشکیل میدهند و در طیف معلولان نیز عده قابل توجهی را افراد خوشفکر و با اراده شامل میشود. قطعاً وظیفه مسئولان رسیدگی به این قشر است و اساساً یکی از شاخصهای پیشرفت جامعه توجه به معلولان است به ویژه در جمهوری اسلامی ایران که قانون جامع حمایت از معلولین نیز وجود دارد.
ایران در سال 87 به کنوانسیون جهانی حقوق معلولان پیوست در کنوانسیون جهانی معلولان ایران متعهد است اقداماتی جهت پیشرفت زندگی مادی و معنوی معلولان انجام دهد. همچنین قانون مجلس شورای اسلامی هم که در سال 83 به تصویب رسید دارای موادی است که نسبت به قوانین کنواسیون مترقیتر است اما متأسفانه برآوردها نشان از اجرایی شدن تنها 30 درصد از این قوانین در کشور است و بعضاً مسئولان اجرایی کملطفی میکنند.
به عنوان مثال در آییننامههای اجرایی؛ قانون و قانونگذار مشخص کرده است که شغل تلفنچی انحصاراً به نابینایان اختصاص دارد اما در اکثر دستگاهها این امر اجرا نشده است. به دنبال اینکه قوانین به درستی اجرایی نمیشود، بررسی کاملی بر روی علل عدم اجرای قوانین مصوب سال 83 شده است. با توجه به مقتضیات زمان و محدودیتهای موجود قانون نیاز به بازنگری داشت از همین رو پیشنهادهای جدید ارائه شد و کمیتهای سه گانه متشکل از مجلس شورای اسلامی به همراه مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، سازمان بهزیستی به عنوان نماینده دولت و سازمانهای مردم نهاد معلولان تشکیل شد.
وی با بیان اینکه اصلاحیه قوانین مصوب مجلس خروجی کمیته سه گانه بود، گفت: اصلاحیه در خصوص تسهیلات به معلولان در زمینه ازدواج، اشتغال، ادامه تحصیل و نیازهای دیگر و همچنین مشوقهایی برای کارفرمایان است و حتی در مورد ساعت کاری و بازنشستگی معلولین پیشنهادهای مفصلی داده شد که نظر کارشناسان و مسئولان شهرستانهای مختلف نیز لحاظ شده است.
اصلاحیه در سال 91 آماده شده است ولی مقرر شد تا برای پوشش منابع مالی دولت لایحهای در این زمینه به مجلس ارائه کند. متأسفانه دولت قبل اقدامی در این زمینه انجام نداد و با روی کار آمدن دولت یازدهم، وزیر جدید رفاه حدود یک سال پیش این وعده را به مجلس داد که لایحه را پس از بازنگری تقدیم مجلس کنند که هنوز این امر صورت نگرفته است حتی در جلسهای که شش ماه پیش با وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی داشتیم، مجدداً وعده داده شد که ظرف مدت یک هفته لایحه اصلاحیه قانون حمایت از معلولان به مجلس ارائه میشود ولی متأسفانه هنوز این کار انجام نشده تا ما به عنوان نمایندگان مردم بتوانیم قانون را تقویت و به روز کنیم هر چند قانون از قبل نیز اجرا نمیشد.
طبقهبندی معلولان مقدمه رفع مشکلات: در حال حاضر خلاءهایی در این زمینه وجود دارد. از جمله اینکه طبقهبندی معلولان به صورت علمی ارائه نشده یعنی باید آمار دقیق از معلولان شدید و خیلی شدید داشته باشیم که خدمات متناسب با آن صورت بگیرد اما امروزه مراجعاتی که به فراکسیون حمایت از معلولان میشود خبر از ناهماهنگی در این زمینه دارد به این شکل که تعریفی که از معلولان مورد نظر است افراد با معلولیت یک انگشت تا معلولیت کامل ضایعه نخاعی را شامل میشود.
این امر وظیفه سازمان بهزیستی است هرچند گفته میشود که این کار را انجام دادهاند ولی در عمل این کار صورت نگرفته است. در حال حاضر 16 هزار معلول ضایعه نخاعی است که ساعات کار و نوع اشتغالشان باید مشخص شود، با توجه به اینکه طبقهبندی معلولان از اولویتهایی است که باید هر چه سریعتر بدان پرداخته شود، همچنین شرایطی باید برای مناسبسازی مسکن معلولان فراهم شود، امروزه هستند خانوادههایی که به سختی میتوانند تردد کنند و به دلیل اینکه برخی مستأجر هستند مناسبسازیهای مسکن به درستی صورت نمیگیرد.
در دولت نهم موافقتنامهای بین وزارت رفاه و مسکن منعقد شد که طبق آن سالانه 100 هزار واحد مسکونی مناسبسازی شده در اختیار معلولان قرار گیرد که این امر نیز امروز با چالشهایی مواجه شده است، مجلس بر موضوع مستمری معلولان نیز بسیار پا فشاری کرد اما چون در لایحه دولت قید نشده بود، دولت این بار مالی را نپذیرفت، در حال حاضر معلولان ماهی 50 هزار تومان دریافت میکنند در صورتی که قانون مقرر کرده حداقل حقوق یک کارگر را باید دریافت کنند.
به دلیل طبقهبندی نشدن معلولان پرداخت ماهی حدود 700 هزار تومان به تمامی معلولان امکانپذیر نیست. طبقهبندی معلولان در واقع مقدمه رفع تمامی مشکلات معلولان است، با توجه به اینکه امروز رئیس جدید سازمان بهزیستی معرفی شده امیدواریم در دوران ریاست جدید نقاط قوت ریاست قبلی ادامه یابد و البته نقاط ضعف هم برطرف شود، اولویت نخست مجلس با اهتمام رئیس جدید سازمان بهزیستی در اسرع وقت اصلاحیه قانون جامع حمایت از معلولان است هرچند به معلولان وعده داده شده بود که روز معلولان سال 92 این امر محقق شود ولی امیدواریم روز معلولان 94 این قانون آماده اجرا باشد.
نظارت بر سازمان بهزیستی لازم است تا امکانات به صورت عادلانه توزیع شود. همچنین سازمان بهزیستی باید بر معلولانی که در مراکز توانبخشی نگهداری میشوند، نظارت شود. متأسفانه برخی مراکز توانبخشی مجهز و مناسب به بخش خصوصی واگذار شده که این امر هزینههای زیادی را برای خانوادههای مستضعف به بار میآورد، درخواست داریم تا این مراکز بررسی شود و تقاضا داریم مراکزی به خیرین واگذار شود که نیازمند تقویت است نه اینکه مراکز مجهز واگذار شود. بخشی از مراکز خدمات توانبخشی نیز به بخش خصوصی واگذار شده است که سبب شده تا تعرفههای مختلف در بخشهای چون گفتاردرمانی را شاهد باشیم، از همین رو از ریاست جدید بهزیستی تقاضای بررسی داریم.
با ارائه اصلاحیه وضع معلولان بهتر خواهد شد. عدم اصلاح قوانین حمایت از معلولان علت اصلی کوتاهی مسئولان مربوطه نیست بلکه عامل اصلی عدم دغدغه و نظارت مدیران مربوطه است. تا هنگامی که دغدغه اصلی رئیس سازمان مربوطه کارهای تبلیغاتی و تشریفاتی است به یقین فرصت بازرسیهای سرزده و رفع مشکلات نخواهد بود. بعضاً بخشی از بودجهها در جای خود هزینه نمیشود در مجموع میتوانیم بگوییم مشکل قانونی و بودجه نداریم و علت اصلی عدم مدیریت اقتصادی است، در چند سال اخیر نمایندهها توجهی ویژه به این امر داشتهاند.
اشتغال مهمترین دغدغه معلولان. ماده 7 قانون جامع، سهمیه استخدامی 3 درصد برای معلولان در نظر گرفته شده و تمامی وزارتخانهها و سازمانها موظفند که 3 درصد سهمیه استخدامشان را به
معلولان اختصاص داده و حتی این امر بدون آزمون صورت بگیرد و در آگهی های استخدام چاپ کند. از این رو سازمان بهزیستی نیز موظف به اطلاعرسانی مؤثر در سراسر کشور به معلولان است تا واجدان شرایط در جریان قرار گیرند.
این امر در مجلس عملیاتی شده است و امروز به همین میزان معلول در مجلس مشغول به فعالیت هستند اما سازمانهای دیگر از جمله سازمان بهزیستی این 3 درصد را اعمال نمیکنند. همچنین بارها از وزرای مختلف درخواست کردیم تا یکبار قانون جامع حمایت از معلولین را مطالعه کنند تا به این قوانین واقف باشند. وزارت آموزش و پرورش در دولت قبل به این قانون هیچ توجهی نداشت که در این خصوص مجلس پیگیریهای بسیار کرد تا جایی که دیوان عدالت اداری نیز همراه با مجلس شد و اعلام کردند وزیر آموزش و پرورش دولت دهم یا منفصل از خدمت میشود و یا اینکه ضروری است این قانون را اجرا سازد که پس از آن این اتفاق رخ داد. امیدواریم در آزمون استخدامی دولت و آزمون استخدامی که در آبان ماه صورت میگیرد سهمه 3 درصدی معلولان لحاظ شود. این سهمیه در اصلاحیه قانون حمایت از حقوق معلولان به 5 درصد افزایش یافته است. در هر نقطهای از کشور هم که این قانون لحاظ نشود بهتر است معلولان در وهله نخست به سازمان بهزیستی منطقه خود مراجعه کنند و در صورت کوتاهی با فراکسیون حمایت از معلولان مجلس مکاتبهای داشته باشند تا در چارچوب قانون به حقوقشان پرداخته شود.
یکی از معضلاتی که نهادهای مختلف دارند این است که گفته میشود توانایی جذب معلولان را ندارند این در حالی است که این افراد توجهی به قوانین ندارند، این توجیه منطقی نبوده و لازم است دستگاهها به خاطر رعایت حقوق معلولان بررسی کنند که چه کارهایی قابل واگذاری به معلولان است و پس از آن سهمیه 3 درصد را در چارچوب کار علمی خود لحاظ کنند، امروزه حتی نرمافزارهایی استفاده میشود که معلولان توانایی استفاده از آنها را دارند.
از رئیس جدید بهزیستی تقاضا داریم از همه ادارات مطالبه کنند تا تمامی نهادهای عمومی، دولتی و غیر دولتی سهمیه 3 درصد را اعمال کنند و آمار مطالعات خود را به فراکسیون ارائه کنند تا تعداد معلولان نسبت به تمامی افراد سازمان مشخص شود، این یک قانون است که سازمان بهزیستی متولی اصلی اجرای قوانین معلولان است.(1)
رسول خضری عضو هیئت رئیسه فراکسیون حمایت از حقوق معلولان مجلس اجرای کامل قانون بازنشستگی پیش از موعد معلولان را ضروری دانست و گفت: معلولیت نباید در جامعه برای معلولان محدودیت و ناتوانی ایجاد کند لذا سازمان تأمین اجتماعی موظف است هر چه سریعتر قانون بازنشستگی پیش از موعد معلولان را در خصوص همه معلولان اجرا کند. دلیل اجرا نشدن کامل قانون بازنشستگی پیش از موعد معلولان را کمبود بودجه عنوان کرد و گفت: به گفته دولت تنها دلیلی که باعث اجرانشدن کامل قانون بازنشستگی پیش از موعد معلولان شده کمبود بودجه و اعتبارات بوده
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 11 اردیبهشت 94.
است. طبق ادعای دولت چون در بحث پرداخت حقوق و مزایای معلول بازنشسته پیش از موعد و جایگزینی آن مشکل دارند این قانون ناقص اجرا شده است لذا امیدواریم که دولت با برطرف کردن مشکلات اقتصادی خویش هر چه سریعتر این قانون را در مورد همه معلولان اجرا کند. او خواهان توجه بیشتر دولت به مشکلات معلولان شد و گفت: لازم است سازمان تأمین اجتماعی مشکلات اجرا نشدن کامل قانون بازنشستگی پیش از موعد معلولان را هر چه زودتر مرتفع کند و همچنین امیدواریم که مشکلات رفاهی، معیشتی و استخدامی این قشر هرچه زودتر حل شوند. در طی سالهای گذشته قوانین متعددی برای حمایت از معلولان، تصویب و ابلاغ شدهاند اما متأسفانه در زمان اجرا یا هرگز رنگ اجرا به خود ندیدهاند و یا ناقص اجرا شدهاند. در خصوص لایحه اصلاح قانون جامع حمایت از حقوق معلولان چندین سال است که پیگیر آن هستیم و اخیرا در جلساتی که با وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان بهزیستی داشتیم خوشبختانه عنوان کردند که لایحه را به دولت فرستادند که پس از مصوب شدن در دولت به مجلس فرستاده شود که امیدواریم پس از تصویب این لایحه اصلاحی قسمت اعظمی از مشکلات حقوقی معلولان برطرف شود. بحث حمایت از معلولان باید به نوعی باشد که به معلولان ماهیگیری یاد بدهیم چون خیلی از این افراد کارآفرین هستند و در بحث تولید و چرخه اقتصادی میتوانند نقش بسزایی ایفا نمایند، نباید این افراد را سربار جامعه بدانیم لذا باید با تصویب هر چه سریعتر لایحه اصلاح قانون جامع حمایت از معلولان خدمتی به این قشر کنیم.(1)
اشتغال معلولان در نشست مشترک کمیسیون اجتماعی، بهزیستی و معلولان- 21 اردیبهشت 94
عبدالرضا عزیزی رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس از نشست مشترک کمیسیون اجتماعی با رئیس و معاونان سازمان بهزیستی خبر داد و موضوع اشتغال معلولان در این جلسه مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در جلسه امروز که در ساختمان سازمان بهزیستی و با حضور رئیس و معاونان این سازمان برگزار شد موضوعات مختلفی از جمله اشتغال معلولان و اجرای قانون مجلس در این باره مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در این جلسه موضوع افزایش حقوق کارمندان سازمان بهزیستی مطرح و اعضای کمیسیون هر یک پیشنهادات خود را در ارتباط با مسائل مطرح شده در جلسه عنوان کردند.(2)
عباس صلاحی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه سازمان بهزیستی از جمله سازمانهایی است که ارتباط و تعامل نزدیکی با کمیسیون اجتماعی مجلس دارد افزود: اعضای کمیسیون برای آشنایی و معارفه با آقای محسنی بندپی و بیان دیدگاههای خود و شنیدن نظرات وی به عنوان رئیس جدید بهزیستی کشور به این سازمان رفتند. نظر نمایندگان کمیسیون را در مورد بندپی مثبت عنوان کرد و گفت: ایشان از اعضای مؤثر فراکسیون وفاق مجلس
هشتم بود و در دوره مدیریت خود بر حوزه سلامت نیز کارنامه درخشانی در بیمه 2 میلیون و 500 هزار نفری مردم داشت و به این دلیل اعضای کمیسیون نظر مثبتی در مورد وی دارند و آمادگی خود را برای حمایت از رئیس این سازمان در کمیسیون اعلام کردند. رویکرد سازمان بهزیستی جلوگیری از تعدد مراکز حمایتی و هدفمند کردن فعالیتهای آنان است تا با استفاده از اعتبارات محدودی که در اختیار این سازمان قرار دارد، منابع به خوبی در اختیار جامعه هدف قرار گیرد. اجرای طرح معاینه در منزل و هزینه منابع مالی بهزیستی در این بخش و کاهش تعداد افراد پشت خطی و متقاضی دریافت خدمت از بهزیستی و نیز توجه به موضوع اشتغال معلولان از برنامههایی است که رئیس جدید سازمان بهزیستی در این دیدار بر اجرای آن تأکید کرد.(1)
فاطمه آلیا در خصوص اظهارات اخیر رئیس سازمان بهزیستی کشور مبنی بر تشکیل دو شورای سالمندان و مناسبسازی در سازمان بهزیستی، گفت: رئیس سازمان بهزیستی از تغییرات در چارت سازمانی خبر داده این در حالی است که ستادهایی در سازمان بهزیستی از جمله ستاد توانمندسازی وجود دارد که متأسفانه برای این ستاد تنها یک پست سازمانی قرار داده شده که جز یک مسئول هیچ زیرمجموعهای برای آن تعریف نشده و این گونه ستادها به دنبال ساز و کارهای عملیاتی نیستند. او با اشاره به تغییر ریاست سازمان بهزیستی، اظهار امیدواری کرد که سازمان بهزیستی متحول شود و به رئیس جدید یادآوری کردهام که بهزیستی نیازمند تحول است، از این رو لازم است تا مدیریت جدید بهزیستی ساختارهای بیخاصیت که تنها یک نام دارند را بررسی کند.
وی با انتقاد از ایجاد ساختارهای غیرکاربردی در سازمان بهزیستی، تصریح کرد: سازمان بهزیستی باید مجموعهای کیفی و چابک و البته با ساختاری مناسب باشد، با توجه به اینکه متولی مناسبسازی وزارت کشور است، اما باید تأکید کرد که بخشی از فعالیتهای این بخش به حوزه فعالیت سازمان بهزیستی مربوط است بر این اساس باید ایجاد شورای مناسبسازی در سازمان بهزیستی توجیه عملکردی داشته باشد.
ضرورت واگذاری امور حمایتی به کمیته امداد امام خمینی(ره) و امور توانبخشی به سازمان بهزیستی: طرحی در مجلس مطرح شده که طبق آن تمامی امور حمایتی به کمیته امداد امام خمینی(ره) و امور توانبخشی و توانمندسازی معلولان و سایر اقشار به سازمان بهزیستی سپرده شود و با تلفیق وظایف این دو نهاد، کارها به شکل گستردهتر پیگیری خواهند شد. آلیا گفت: با تلفیق کارهای حمایتی و توانبخشی تعاملات بین دو سازمان نیز بیشتر خواهد شد و در واقع نیازمندان بیشتری را هم مورد پوشش قرار خواهند داد. کمیته امداد امام خمینی(ره) از این طرح استقبال کرده و پذیرفتند که بار سنگین وظایف حمایتی را به دوش کشند، همچنین اعلام توانایی انجام این کار را کردهاند. با قانونی شدن طرح مذکور و تقسیم کار، احتمال تغییر در چارتهای سازمانی و برنامههای هر دو سازمان وجود دارد، لذا تغییراتی که رئیس سازمان بهزیستی از آن نام برده قطعی نیست. بهتر
1) . خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، 27 اردیبهشت 94.
است تا مدیران سازمانها با اعلام برنامههای خود تنها در جامعه ایجاد انتظار نکنند، بیان صرف امیال و آرزوها درست نیست بلکه شایسته است تا بیشتر به امور عملیاتی پرداخته شود. از رئیس سازمان بهزیستی نیز تقاضا کرد که هرچه سریعتر اصلاحیه قانون جامع حمایت از معلولان را که ماهها است وعده تحقق آن داده شده را به مجلس ارائه کند.
انوشیروان محسنی بندپی رئیس سازمان بهزیستی کشور از راهاندازی دو شورا در سازمان بهزیستی خبر داده و گفته است، که به دلیل تشدید فعالیتها، تشکیل شورای عالی سالمندان و همچنین شورای مناسبسازی از جمله برنامههای این سازمان در سال جاری خواهد بود.(1)
ملاحظه
تحول در سازمان بهزیستی یک ضرورت جدی و حتمی است. البته بهزیستی به عنوان اصلیترین نهاد متکفل امور معلولین، کارنامه سنگین و حجیمی دارد و در بخشهای مختلف کارهای مطلوب و سودمندی عرضه کرده است. اما اگر کارنامه را با بودجه، امکانات و اعتبار اجتماعی بسنجیم، خواهیم دید بهزیستی کارنامه مطلوبتری میتوانست داشته باشد.
سازمان بهزیستی را از سه موضع و منظر میتوان ارزیابی کرد و پس از ارزیابی درباره ضرورت تحول آن به داوری نشست:
1- سنجش و ارزیابی سازمان بر مبنای کارنامه فعالیتها
2- سنجش و ارزیابی به روش مقایسه کارنامه با سه داشته بودجه، امکانات و اعتبار
3- سنجش و ارزیابی به روش مقایسه کارنامه موجود با وضع مطلوب با اجرای شیوههای مدرن
اما پیش از هر چیز سازمان باید استراتژیهای کلان خود را مشخص نماید. شرایط کشور عوض شده است، مثلاً در زمان جنگ نیاز به فعالیتهای خدماترسانی یک ضرورت بود اما اکنون نهادهای خدماتی فربه و توانا شدهاند و بهزیستی میتواند مسئولیتها را به آنها بسپارد.
به نظر اینجانب بهزیستی باید به سمت تبدیل شدن به یک سازمان پشتیبانی فرهنگی- اجتماعی برود. بحث در این زمینه مجال دیگر میطلبد اما فقط یک مثال میزنم: امام صادق(ع) فرمود به جای صدقه دادن به نیازمندان به او وسیله کار بدهید تا کاملاً و دائماً بینیاز شود. امروزه حتی وسیله دادن هم در همه جا مکفی نیست و اغلب با اطلاع دادن، بسیاری از نیازمندهای رفع میشود. اگر به معلولین راه درست را یاد داد، اگر به آنها به موقع اطلاعرسانی کرد و اگر آموزهها و اطلاعات درست و سودمند در اختیار آنان قرار دهیم، خودشان راهشان را پیدا کرده و نیازهای خود را مرتفع مینمایند.
مطلوب است سازمان بهزیستی نسبت به هر کدام از جامعههای هدف، نوع خاصی از تدبیر را داشته باشد. معلولین امروز ایران بیش از همه نیازهای فرهنگی دارند. نیازهای مادی و معیشتی هم فراوان دارند ولی اگر با روشهای مدرن و با فرهنگسازی، فکر آنان را بسازیم بقیه مسیر را خودشان میروند.
گام نخست برای بهزیستی برای اینکه در جاده تحول قرار گیرد چند مورد است:
1- دست کشیدن از طرحها و حرفهای کلیشهای و تکراری.
2- مجال ندادن به آدمهای سودجو که به جای دلسوزی برای ملت به فکر خود هستند.
1) . خبرگزاری فارس، 11 خرداد 1394.
3- شناسایی نیروهای فکور و دلسوز که تجربه نشان داده، با قناعت زندگی کرده و آلوده نشدهاند.
4- سازماندهی نیروهای دلسوز و اهل اندیشه در بخشهای مختلف تحت عناوین اتاقهای فکر.
5- ایجاد جو مباحثه و گفتگو بین مدیران، نیروهای فکری و تشکلهای مردم نهاد و رسیدن به خرد جمعی.
در پایان متذکر میشوم همانطور که جمود و عدم تحول مذموم است، تحول ناگهانی و انقلابی و بدون مبانی فکری و فاقد خرد جمعی بسیار مخربتر است و باید از آن گریزان بود.
فاطمه آلیا رئیس فراکسیون حمایت از معلولان و پیشگیری از معلولیتها دوشنبه هفته گذشته از مرکز نگهداری معلولان نمونه بازدید کرد. او با نحوه فعالیتهای این مرکز آشنا و در جریان مشکلات مادریارها، پرستارها و مددجویان قرار گرفت، البته در این بازدید آقای نیک اختر مدیر مرکز نگهداری معلولان نمونه و کارگزار مؤسسه خیریه ریحانه گزارشی از نحوه رسیدگی، نگهداری، فعالیتها و مشکلات این مجموعه ارائه کردند. همچنین جمعی از منتخبان ورزشکار مدالآور و مربیهای ورزسی و قرآنی شهرستان اسلامشهر نیز از بخشهای مختلف این مرکز بازدید به عمل آوردند.
گفتنی است مرکز نگهداری معلولان نمونه واقع در احمدآباد مستوفی شهرستان اسلامشهر با 40 هکتار وسعت بزرگترین مجموعه نگهداری افراد دارای معلولیت در خاورمیانه است که خدماترسانی به حدود دو هزار توانخواه بالای 7 سال را بر عهده دارد.(1)
1) . خبرگزاری فارس، 16 خرداد 1394.
شهرداری مردمیترین نهاد است و فعالیتهایش ارتباط مستقیم با مردم دارد. از اینرو از بدو شکلگیری شهرداری (بلدیه) در ایران، بخشی از کارهایشان را به معلولین اختصاص دادند. اما در سال 1358 با شکلگیری سازمان بهزیستی، شورای انقلاب، فعالیتهای ویژه معلولین شهرداریها را به بهزیستی سپرد. قبلاً در قانون بهزیستی توضیح آن آمده است. اما بعدها مجدداً شهرداریها، به معلولین پرداختند و در درون خود بخشهای اداری برای رسیدگی به امور معلولین ایجاد کردند.
قانون 83 برای اولین بار در چند جا از جمله مناسبسازی پای شهرداریها را به حوزه معلولین باز کرد. تبصره 2 از ماده 2 در این قانون آمده است:
تبصره 2: شهرداریها موظفند از صدور پروانه احداث و یا پایان کار برای آن تعداد از ساختمانها و اماکن عمومی و معابری که استانداردهای تخصصی مربوط به معلولان را رعایت نکرده باشند خودداری نمایند.(1)
نیز در آیین نامه اجرایی ماده 2 قانون 83 چنین آمده است:
ماده چهار
شهرداریهای سراسر کشور موظفند جهت مناسبسازی اماکن عمومی اقدامات زیر را انجام دهند:
الف) مناسبسازی معابر عمومی با اولویت معابر اصلی و نزدیک به تقاطعها و همچنین پارکها.
ب) تجهیز و نصب چراغها و علائم راهنمایی مناسب در معابر عمومی و برجستهسازی سطوح پیادهروهای نزدیک به تقاطع و همچنین پارکها.
پ) رفع موانع و تطبیق مقررات صدور پروانه با ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای معلولان.
تبصره: اعتبار لازم برای اجرای این ماده و سایر مواردی که بر عهده شهرداریها گذاشته شده است از محل اعتبار مربوط تأمین میگردد.(2)
شهرداریها هم اکنون از طریق پرداخت عوارض، پروانه ساختمانی، مناسبسازی، استخدام و اشتغال، فرهنگسراها، سلامت و غیره با امور معلولین ارتباط پیدا میکنند و دارای امکانات بالفعل و بالقوه بینظیری برای فرهنگسازی معلولان و ارتقای فرهنگی و اجتماعی آنان میباشند. یعنی شهرداریها غیر از فعالیتهای روزمره در زمینههای عوارض و مناسبسازی، از دهه نود و به ویژه در سالهای نخست بعد از سال 1390، طرحهای بنیادی و زیربنایی را در امور معلولین آغاز کردند. اگر این طرحها نمایشی و موقت نباشد و به خصوص شهرداری تهران به عناون الگو، در اجرایی کردن همه ابعاد آن اراده داشته باشد، پس از چند سال شاهد تحولات گسترده در جامعه معلولین خواهیم بود. اهم این طرحها یکی تشکیل شورای راهبردی معلولان در شهرداری تهران و دوم تشکیل کانون معلولان محله در هر محله تهران است. اینجا اجمالاً گزارشی از این طرحها تقدیم میگردد.
شورای راهبردی معلولان شهرداری تهران با حضور دکتر رحمتالله حافظی رئیس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران، دکتر محمدمهدی گلمکانی مدیرکل سلامت شهرداری تهران، دبیر کل کانون معلولان شهر تهران و جمعی از اساتید دانشگاه و نمایندگان تشکلهای مردم نهاد فعال در حوزه معلولان در ساختمان معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران در 29 آذرماه 1392 برگزار شد.
در این نشست دکتر محمدمهدی گلمکانی مدیرکل سلامت شهرداری تهران در خصوص تشکیل شورای راهبردی معلولان در شهرداری تهران و ضرورت آن توضیحاتی ارائه داد.
سپس دکتر رحمتالله حافظی بر عزم جدی شورای شهر تهران به ویژه کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری بر توجه ویژه به عوامل تأثیرگذار بر سلامت شهروندان و رفع مشکلات افراد داری نیازمندیهای ویژه تأکید و اعلام آمادگی کرد. در این نشست در خصوص ویژه برنامههای روز جهانی معلولان مصادف با دوازدهم آذرماه، توجه به مناسبسازی فضاهای شهری برای معلولان، استفاده از توانمندی کانونهای معلولان در نظارت بر مناسبسازی فضاهای شهری بحث و تبادل نظر شد.
همچنین در این نشست در خصوص اجرای پروژه اثربخشی فعالیتهای کانونهای معلولان شهر تهران که از سوی اداره کل مطالعات شهرداری تهران در حال اجراست، توضیحاتی از سوی مجری طرح ارائه شد و اعضای شورا نظرات خود را در این زمینه اعلام کردند.(1)
دومین نشست شورای راهبردی معلولان شهرداری تهران: این نشست 6 بهمن ماه 1392 با حضور مدیر عامل سازمان زیباسازی شهر تهران، مدیرکل سلامت شهرداری تهران، دبیرکل کانون معلولان شهر تهران، جمعی از اساتید دانشگاه و نمایندگان تشکلهای مردم نهاد فعال در حوزه معلولان به میزبانی سازمان زیباسازی برگزار گردید. دومین نشست شورای راهبردی معلولان شهرداری تهران در سال جاری 6 بهمن ماه با حضور جناب آقای دکتر کامیاب مدیر عامل سازمان زیباسازی شهر تهران، دکتر محمدمهدی گلمکانی مدیرکل سلامت شهرداری تهران، دبیرکل کانون معلولان شهر تهران، جمعی از اساتید دانشگاه و نمایندگان تشکلهای مردم نهاد فعال در حوزه معلولان به میزبانی سازمان زیباسازی برگزار گردید.
ارائه گزارش فعالیتهای انجام شده سازمان زیباسازی در حوزه معلولان، بحث و بررسی در خصوص استفاده از ظرفیت سازمان زیباسازی در جهت رفع مشکلات افراد دارای معلولیت و نیازهای خاص، لزوم تشکیل مدیریت واحد شهری، ضرورت تدوین ضوایط و قوانین مناسبسازی و اهمیت نظارت بیشتر بر امر مناسبسازی از جمله مواردی بود که در این جلسه به آن پرداخته شد.
گفتنی است بهرهگیری از توانمندی کانونهای معلولان به منظور نظارت بر مناسبسازی فضاهای شهری، تشکیل کارگروه مشترک بین شورای راهبردی و سازمان زیباسازی جهت بررسی همکاریهای
1) . سایت کانون معلولان محله، 1 آذر 1392.
متقابل، استفاده از پیامهای آموزشی در حوزه معلولان در فضاهای تبلیغاتی شهر از مهمترین مصوبات نشست فوق الذکر بود.(1)
ملاحظه: در نشست آذرماه 92 شورای راهبردی، سخنان زیبا و طرحهای زیربنایی مطرح شد. اما در نشست بهمن ماه 92 فقط به مناسبسازی پرداختهاند. سطح شرکتکنندگان هم تنزل یافته است. همانطوری که در ابتدای این مبحث گفته شده، معلولان نیاز به عمل دارند، آنان هر سال به مناسبتهای مختلف مثل روز جهانی معلولین شعار و سخن زیاد شنیدهاند ولی عمل کم دیدهاند. شهرداری تهران امکانات خوب نیز مدیران دلسوز و کارآمد دارد. اگر شهرداری تهران خطمشی پنج ساله برای اصلاح امور معلولین تدوین کند و همه ابعاد و امور جامعه معلولین را بررسی و با راهکارهای اصلاحی بیاورد، وظایف شهرداری و وظایف دیگر نهادها نیز مشخص خواهد شد.
شهرداری تهران چندی است به تشکیل کانون معلولان محله همت گماشته و درصدد است، معلولین و محلات تهران را پس از شناسایی دعوت و به نشستهای علمی، فرهنگی و هنری بپردازد. تا کنون 384 کانون تشکیل شده و نه هزار نفر عضو شدهاند.
صبح روز 11 آذرماه 92 نشست تخصصی معلولان و زندگی شهری با حضور معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، رئیس شورای اسلامی شهر تهران، ستاد مناسبسازی شهرداری و اعضای معلولان محلات و نیز سمنهای فعال در حوزه معلولیت در محل ایوان شمس معاونت اجتماعی فرهنگی شهرداری تهران برگزار شد.
آقای ایازی معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران در این نشست ضمن خیر مقدم به تمامی معلولین و جانبازان حاضر در جلسه و مسئولین اظهار داشت: باورمان اینست که معلولین شاید به ظاهر توانایی خود را از دست داده باشند ولی قطعاً توانمندیهای بسیار دیگری دارند که سبب نقش آفرینی آنان در عرصههای مختلف اجتماعی خواهد شد.
وی با اشاره به نقشآفرینی جدی معلولین در عرصههای مختلف علمی، کنفرانس خوارزمی، مسابقات جهانی و پارالمپیک اظهار داشت: اینها همه واقعیتی است که فرا روی جامعه است و باید سبب این باور شود که از ظرفیتهای آنان در عرصههای مختلف اجتماعی استفاده نماییم.
این جلسه نقطه آغازی در عرصه شهری تا مدیران را بر آن دارد که از این ظرفیتها به خوبی استفاده نمایند.
معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران خطاب به معلولین اظهار داشت: فعالیت آنان در احداث کانون معلولان در جهت رساندن پیام خود به مسئولین و شهروندان در استفاده از ظرفیت آنان است.
ایازی با یادآوری احداث 374 کانون معلولان در سطح محلات و عضویت 8 هزار و 600 نفر در این کانونها تأکید کرد: این امر بیانگر حضور مؤثر و جدی شما معلولین در عرصههای اجتماعی است و
1) . سایت کانون معلولان محله، شنبه 12 بهمن 1392.
12 آذر به عنوان روز جهانی معلولان فرصتی در جهت توجه جدیتر به معلولین و مناسبسازی و رفع نواقص موجود در سطح شهر است.
وی یکی از اقدامات صورت گرفته در حوزه معلولین را تشکیل شورای معلولین با حضور این افراد عنوان کرد و گفت، در این شورا موضوعات مختلف در حوزه مسائل شهری مورد بحث و بررسی قرار گرفته و به افراد ذینفع در این خصوص منعکس خواهد شد. این حرکت نمادین جهت بیان این دغدغهها سبب ایجاد فرصتی برای مسئولین در جهت پرداختن به مسائل و مناسبسازی شهر برای معلولین خواهد شد.
وی در پاسخ به نماینده معلولان در خصوص سهم معلولین در افتتاح پروژههای شهری افزود: مقوله مناسبسازی شهر یکی از دغدغههای مدیرانی شهری بوده و اقدامات خوبی نیز در این راستا صورت پذیرفته که از آن جمله میتوان به پیادهراه سازیهایی اشاره نمود که مناسبسازی درآن به خوبی رعایت شده است.
وی در ادامه پاسخ ضمن اشاره به راهاندازی سامانه حمل و نقل ویژه معلولین طرشت به عنوان پایلوت اجرا شده در سطح تهران و نیز وسایل نقلیه عمومی مناسبسازی شده مانند اتوبوسها افزود: شهر باید مناسب تمامی معلولان و سالمندان شده و شورای شهر نیز مصوباتی را در راستای ایجاد شهر دوستدار سالمند، کودک و معلولان نموده و مدیران شهری را مکلف به انجام این مصوبات نماید. برنامه پنج ساله دوم شهرداری ایجاد شهری اجتماعی است؛ از اینرو باید به موضوعات معلولین توجه بیشتری شود و اختصاص بودجه مناسب و توجه جدیتر مسئولان شهرسازی به این قشر و نیز اهتمام مدیران شهری بی تردید این امر مرتفع خواهد شد.
احداث مجموعه قمر بنیهاشم ویژه معلولین در همین راستا است و درصدد راهاندازی مجموعههای دیگری در سطح شهر تهران هستیم. البته احداث کانون معلولین محلات و شورای معلولین محلات نیز متناسب با همین رویکرد و دغدغه بوده است.
احمد مسجد جامعی، رئیس شورای اسلامی شهر تهران یکی دیگر از سخنرانان اصلی این نشست بود. اجرای مفاد قانونی حمایت از حقوق معلولان و مناسبسازی معابر از جمله نکات مورد تأکید وی بود که مسجدجامعی خبر داد بهطور جد در کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورا پیگیری خواهد شد. در سالهای گذشته اقدامات بسیاری در شهر برای این گروه صورت گرفته بود. راهاندازی کانونهای معلولان در 374 محله شهر تهران پیامی است که باید به مسئولان برسد تا از این ظرفیتها استفاده شود. در نشست مذکور همچنین تأکید شد که مدیران شهری باید تمام توان و ظرفیتهای موجود را برای بهرهمندی از دانایی، توانایی و تجربه معلولان به کار بگیرند.
در ادامه این نشست دو پنل با محوریت قانون و افراد دارای معلولیت و نیز افراد دارای معلولیت و شهری بدون مانع با حضور تعدادی از مسئولین و نماینده ان جی اوهای فعال در حوزه معلولین در جهت پاسخگویی به سؤالات معلولان و رفع معضلات آنان برگزار شد.
در پنل نخست دکتر حافظی رئیس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای اسلامی شهر تهران، فاطمه آلیا رئیس فراکسیون معلولان مجلس شورای اسلامی، یحیی سخنگویی معاون سازمان بهزیستی کشور، سهیل معینی مدیر عامل انجمن باور و عضو تیم بازنگری قانون جامع
حمایت از حقوق معلولان، علی صابری کارشناس حقوقی، به تعدادی از پرسشهای مطرح شده در خصوص قانون جامع حمایت از حقوق معلولان و ضوابط و دستورالعملهای اجرایی و راهکارهای قانونی مشکلات معلولان پاسخ دادند.(1)
نشست رسانهای کانون معلولان شهر تهران: یازدهم آذر ماه به بهانه روز جهانی معلولان، کانون معلولان شهر تهران نشستی را با اصحاب رسانه در محل شهرداری منطقه 7 تهران برگزار نمود. موضوع این نشست «ظرفیتشناسی رسانه در پیگیری و تحقق حقوق شهروندی افراد دارای معلولیت» بود که با هدف آشنایی اصحاب رسانه با کانون معلولان محلات شهر تهران و نیازهای بر حق شهروندان دارای معلولیت و تأکید بر تأثیر همراهی رسانهها در تحقق رویای شهری بدون مانع و دسترسپذیر برای همه و برابرسازی فرصتها برگزار گردید.
میهمان این نشست، جمعی از اصحاب رسانه، دبیران فعال کانونهای معلولان شهر تهران، برخی از کارشناسان حوزه افراد دارای معلولیت و مدعوینی از شورای اسلامی شهر تهران، شهردار و معاونین منطقه 7 شهرداری تهران بودند.
در ابتدای این نشست قهرمانی معاون اداره کل سلامت شهرداری تهران با گرامیداشت روز جهانی معلولان با اشاره به برخی از مهمترین اقدامات انجام شده توسط شهرداری تهران به ویژه اداره کل سلامت در خصوص پاسخگویی به نیازهای شهروندان دارای معلولیت همچون راهاندازی کانونهای معلولان در سطح محلات، راهاندازی سامانه حمل و نقل ویژه معلولان و جانبازان، تشکیل شورای راهبردی معلولان و پیگیری مناسبسازی شهری، بر لزوم مشارکت سازمانهایی همچون شهرداری، بهزیستی و انجمنهای فعال حوزه افراد دارای معلولیت با یکدیگر برای پاسخگویی شایسته به نیازهای شهروندان دارای معلولیت تأکید نمود.
آقای نگهبان شهردار منطقه 7 که میزبانی نشست صمیمانه کانون معلولان شهر تهران با اهالی رسانه را در ساختمان شهرداری بر عهده داشت نیز پس از خیر مقدم به میهمانان، از آمادگی منطقه هفت برای مناسبسازی فضاهای شهری و حمایت و همکاری مستمر با کانون معلولان برای دسترسپذیر نمودن امکانات و خدمات شهری منطقه خبر داد.
ترانه میلادی، دبیر کل کانون معلولان شهر تهران نیز با اشاره به اینکه حدود سه سال از فعالیت رسمی کانونهای معلولان محلات شهر تهران میگذرد عنوان نمود: امید آن داریم با همکاری اصحاب رسانه بتوانیم نیازهای واقعی شهروندان دارای معلولیت را به گوش مسئولان برسانیم و اهالی رسانه برای تغییر نگرش جامعه در ارتباط با معلولیت و لزوم حضور شهروندان دارای معلولیت در جامعه به کمک ما بیاید.
او ضمن ابراز تأسف از عدم مناسبسازی فضاهای شهری برای شهروندان دارای معلولیت، با اشاره به ساخت و سازهای جدیدی که در شهر صورت میگیرد افزود: مناسبسازی اماکن قدیمی و بافتهای فرسوده شهری نیاز به صرف زمان و هزینه هنگفتی دارد که گاهاً در برخی موارد هیچ راهکاری برای مناسبسازی این اماکن وجود ندارد، اما انتظار میرود در ساخت و سازهای جدید پیش
1) . سایت کانون معلولان محله، 11 آذر 1392.
از آغاز بکار پروژه، مبحث دسترسپذیری و اعمال صحیح استاندارهای مناسبسازی در پروژهها دیده شود و اگر این امر محقق نشد از جانب سازمانهای مسئول پیگیری و جریمههای سنگین برای متخلفین در نظر گرفته شود. در حال حاضر کانونهای معلولان شهر تهران خدمات خاص رفاهی به شهروندان ارائه نمیدهند زیرا خود کانونها نیز بودجهای در اختیار ندارند و به همین دلیل توان خود را معطوف بازنمایی مشکلات شهروندان دارای معلولیت و برقراری ارتباطات مؤثر با مدیریت شهری برای برطرف کردن این مشکلات نمودهاند. به نظر او شهر تهران دارای معلولیت است زیرا اگر شهری از لحاظ فیزیکی سالم باشد پذیرای کلیه شهروندان خواهد بود. اگر درمانی برای کاهش معلولیتهای جسمی نیست و درصد معلولیت فرد در بیشتر مواقع رو به افزایش میرود، راههای درمان بسیاری برای بهبود معلولیت شهر وجود دارد که عدم توجه به شیوههای موجود صدمات جبران ناپذیری را بر اقلیت کثیر شهروندان دارای معلولیت تحمیل میکند.
دکتر محمد کمالی، کارشناس و استاد دانشگاه و از فعالان حوزه افراد دارای معلولیت در بخش دیگری از این نشست با ارائه تعریفی از معلولیت و مقایسه رویکرد اجتماعی به این مقوله در گذشته و حال به این نکته اشاره نمود که در طول تاریخ آنچه بر افراد دارای معلولیت گذشته است موجب شکلگیری رویکرد متفاوتی نسبت به آنان در مقایسه با سایر افراد جامعه شده است. معلولان برای اینکه به جامعه ثابت کنند شهروند درجه دو نیستند در کنار پذیرفتن معلولیت خود باید تلاش نمایند با کسب مهارتهای فردی و اجتماعی توانمندی خود را به جامعه اثبات نمایند. وی در ادامه به کشورهایی همچون سوئد، نروژ و بسیاری از شهرهای آلمان اشاره نمود که در آنها دسترسی کامل شهروندان دارای معلولیت به کلیه خدمات و نقاط مختلف شهر امکانپذیر میباشد و ما باید متعهدانه تلاش کنیم تا بتوانیم در راستای احقاق حقوق شهروندی این قشر از جامعه اقدامات مشابهی را به انجام برسانیم.
کمالی همچنین به نقش بسیار وسیع و تأثیرگذار رسانهها در خصوص شکلگیری افکار عمومی در مواجهه با معلولیت اشاره نمود و ضمن انتقاد از پخش سریالهایی که باورهای غلت را در جامعه انتشار میدهند افزود: متأسفانه در برخی از برنامههای تلویزیونی، سریالها شاهد آن هستیم که فرد بعد از انجام گناهان متعدد و خلاف اخلاق اجتماعی و باورهای دینی در نهایت به دلیل عقوبت خطاهای خود دچار معلولیت یا بیماریهای لاعلاج شده و این باعث شکلگیری کلیشههای نادرستی از عوامل بروز معلولیت و بیماری در ذهن مخاطبین میگردد.
کمالی در ادامه افزود: نباید هنگام مواجهه با افراد دارای معلولیت ظرفیتها و توانمندیهای آنان را نادیده بگیریم و این گروه از افراد جامعه میبایست از حقوقی برابر با سایر احاد جامعه برخوردار باشند، هرچند ممکن است تحقق این مهم هزینههایی را برای سازمانهای متولی در برداشته باشد. وی در ادامه گفت: اینکه تصور کنیم کلیه امور معلولان را سازمان بهزیستی باید ساماندهی کند تفکر اشتباهی است که مانع تغییر و بهبود شرایط زندگی فردی و اجتماعی افراد دارای معلولیت میشود.
شعار امسال روز جهانی معلولان «توسعه پایدار، نوید فناوری» به این موضوع اشاره دارد که با توجه به فراگیری استفاده از فناوری، امروزه دانش و اطلاعات در دسترس همگان قرار گرفته و این امر امکان برابرسازی فرصتها برای همگان را تسهیل بخشیده، بنابراین افراد دارای معلولیت نیز
میبایست بتوانند از مزیتهای فناوری و تکنولوژیهای روز بهرهمند شوند، اما هنوز در در بسیاری از کشورها مشکلات متعددی برای دسترسی آسان معلولان به این ابزارهای ضروری و کارآمد وجود دارد.
در ادامه این نشست سهیل معینی، از کارشناسان و فعالان حوزه معلولان کشور و همچنین مدیر مسئول روزنامه ایران سپید ضمن اشاره به اینکه در حال حاضر 15 درصد جمعیت جوامع انسانی را افرادی با معلولیتهای ذهنی، روانی، جسمی و حرکتی، نابینا و ناشنوا و ... تشکیل میدهند افزود: عواملی چون افزایش طول عمر، سالمندی جامعه، حوادث، بیماریهای ژنتیکی، که در برخی ابعاد رو به گسترش بوده از عوامل تأثیرگذار در ایجاد معلولیت هستند. در ایران نیز این امار در حال افزایش است که نگاه کارشناسانه و دقیقتری را به این حوزه میطلبد.
روز جهانی معلولان روزی برای جشن و پایکوبی نیست و فلسفه وجود چنین روزی ایجاد حساسیت در جوامع و دولتها برای توجه بیشتر به نیازها و ایجاد فرصتهای برابر برای معلولان با سایر احاد جامعه در تمامی ابعاد زندگی است.
معینی در ارتباط با نقش رسانهها در شکلگیری افکار عمومی گفت: رسانهها همواره دو نقش متفاوت را بر عهده داشتهاند، نقشی در مقابل کلیت جامعه و دولت و نقش دیگری را در ارتباط با گروههای هدف خود، رسانهها باید صدای رسای افراد آسیبدیده و گروههای اجتماعی متفاوت، خصوصاً افراد دارای معلولیت باشند.
دکتر زهرا ریاحی مشاور کمیسیون سلامت و دبیر کمیته سلامت شورای شهر تهران، در ارتباط با این موضوع که هیچ کس نه میتواند و نه اجازه دارد در مواجهه با افراد دارای معلولیت برچسبهای گوناگون بر آنها بزنند، ریاحی با گسترده بودن طیف ناتوانی در افراد جامعه افزود: مسئولان میبایست اقدامات خود در راستای برطرف نمودن مشکلات معلولان را نه یک اقدام سمبلیک و انسانی بلکه یک وظیفه تلقی کنند چرا که بسیاری از مشکلات امروز افراد دارای معلولیت بخاطر عملکرد اشتباه یا عدم اقدام به موقع و کارآمد در پاسخگویی به نیازهای بر حق این گروه از جامعه بوجود آمده است.
علی صابری، عضو شورای اسلامی شهر تهران با تقدیر از عملکرد کانونهای معلولان شهر تهران، با اشاره به اینکه در حوزه افراد دارای معلولیت نیاز است مسائل را در ابعادی متفاوت بررسی کنیم افزود: نگاه ما به این حوزه باید در سطح ملی، شهری و محلهای تمامی مسائل پیش روی این عزیزان را در بر بگیرد. در برنامهریزیهای خود و در مباحثی همچون مناسبسازی فضاهای شهری علاوه بر بعد کلان ملی و شهری میبایست به اقدامات عملی در بعد محلهای نیز توجه کرده و از مشارکت شهروندان دارای معلولیت برای شناسایی مشکلات و برطرف کردن موانع پیش روی آنها استفاده نمود. در این خصوص کانونهای معلولان محلات شهر تهران امکان این مشارکت را فراهم آورده و با همکاری انجمنها و سایر سازمانها همچون شهرداری میتوان به بسیاری از این نیازها در سطح محلههای شهر پاسخ داد.
پرسش و پاسخ اصحاب رسانه با میزبانان نشست، بخش پایانی این ویژه برنامه را به خود اختصاص داد. اهمیت نقش رسانه در استیفای حقوق شهروندی افراد دارای معلولیت و ظرفیت سازی برای دریافت پاسخهای مناسب به نیازهای مطرح شده در این حوزه میتواند روند کند برابرسازی فرصتها
برای همگان را در جامعه ما تسریع ببخشد و در تغییر نگرشهای نادرست و باورهای غلت جامعه در مورد معلولیت بسیار موثر باشد.(1)
آقای علی صابری عضو شورای شهر تهران از بخشنامهای خبر داد که آقای قالیباف شهردار تهران صادر کرده و خواستار تحول در شؤون و امور معلولین توسط شهرداری تهران شده است. گزارش دکتر صابری اینگونه روی سایت شورای شهر قرار گرفته است:
در راستای تحقق سازمان انسانی و ارتقای اخلاق اسلامی در مدیریت شهری تهران و به منظور ارج نهادن و بزرگداشت فرهنگ ایثار و شهادت و همچنین خدمترسانی به مصادیق بارز حکمت و رحمت پروردگار و احقاق حقوق شهروندی جانبازان و معلولین، کلیه واحدهای تابعه شهرداری تهران موظفند جهت ارائه خدمات مناسب و در شاًن و کرامت و منزلت جانبازان عزیز و معلولین گرامی جسمی حرکتی و نابینایان و دیگر معلولین که به واحدهای شهرداری مراجعه میکنند، اقدامات ذیل را به انجام رسانند:
انتخاب و معرفی فرد یا افراد واجد شرایط و آشنا با مراحل انجام امور اداری به عنوان مسئول پیگیری امور جانبازان و معلولین.
تأمین فضا و امکانات مناسب جهت استقرار جانبازان و معلولین در طبقه همکف ساختمان
اتخاذ تمهیدات لازم به نحوی که از بدو ورود جانبازان و معلولین، در طول انجام امور اداری و تا هنگام اتمام کار و خروج از ساختمان شهرداری، ضمن استقبال مناسب و برخورد محترمانه و پیگیری امور و نیز همراهی کامل ایشان در مراحل مختلف اداری توسط مسئولین پیگیری امور جانبازان و معلولین (موضوع بند1) صورت گیرد.
طی دورههای آموزشی توسط مسئولین پیگیری امور جانبازان و معلولین، برابر برنامه آموزشی ابلاغی.
مسئولیت راهبری و اجرای کامل این بخشنامه به عهده ستاد اجرایی طرح تکریم ارباب رجوع مستقر در مناطق، سازمانها و شرکتهای وابسته به شهرداری بوده و بالاترین مقام واحدهای ستادی و صف شهرداری مسئول نظارت برحسن اجرای بخشنامه خواهند بود.(2)
این کتاب اختصاصاً به موضوع حوادث حقوقی و تحولات تاریخی در زمینه مباحث حقوقی افراد دارای معلولیت میپردازد. از اینرو سیر رخدادهای مهم پیگیری و گزارش شده و اگر در حاشیه آن تحلیل و نقدی بوده، آن را هم آوردهایم. لازم به تذکر است، هدف از تألیف این کتاب تبیین قلهها و حوادث مهم حقوقی بوده و میخواستیم چشم انداز کلی از حقوق معلولین ایران را گزارش کنیم. از اینرو درصدد تبیین همه فعالیتهای مجلس یا دولت یا تشکلهای معلولین در زمینه حقوق معلولین نبودهایم؛ هر کدام از اینها نیاز به بررسی و تألیف خاص خود را دارد. تاریخ اقدامات و فعالیتهای حقوقی دولت در عرصه معلولین نیاز به یک جلد کتاب ویژه دارد یا اقدامات و تلاشهای مجلس شورا در عرصه قانونگذاری برای معلولین و جوانب و ابعاد و حواشی آن، کتاب حجیمی میشود. اما در این کتاب شمهای از اهم فعالیتهای مجلس را هم آوردهایم؛ نیز خلاصهای از اهم اقدامات حقوقی دولت برای معلولین را گزارش کردهایم؛ نه همه اقدامات را. البته در آینده قصد هست مجموعه آثار حقوقی معلولین را به کمک استادان و سروران عزیز تکمیل کنیم. طرح کارشناسی شده اینگونه است:
1- معلولین و معلولیت در فقه و فرهنگ اسلامی
2- حقوق معلولان ایران (همین اثر)
3- مجلسهای قانونگذاری و حقوق معلولین ایران
4- نقش دولتها در در حقوق معلولین ایران
5- مشارکت تشکلها در گسترش و تثبیت حقوق معلولین ایران
6- قوانین ورزشی معلولین ایران
7- قوانین آموزشی (تعلیم و تربیت) معلولین
8- شهرداریها و حقوق معلولین
9- سازمان بهزیستی و حقوق معلولین
10- حقوق نابینایان در قوانین ایران
11- حقوق ناشنوایان در قوانین ایران
12- مناسبتهای معلولین در ایران
13- بررسی تطبیقی قوانین ویژه معلولین ایران و کشورهای اسلامی
14- بررسی تطبیقی قوانین ویژه معلولین ایران و کشورهای غربی
این 14 جلد یک مجموعه حقوقی کامل است که گویای ابعاد مختلف تحولات حقوقی معلولین ایران میباشد. طرح دیگری در دستور کار هست و میخواهیم چند اثر درباره ابعاد هویت معلولین ایران تألیف کنیم. عناوین این مجموعه اینگونهاند:
1- جامعه معلولین ایران
2- فرهنگ معلولین ایران
3- تاریخ معلولین ایران
به علاوه یک مجموعه کتب مرجع شامل عناوین زیر مورد نیاز جدی است:
الف) دائرةالمعارفها
1- دانشنامه ناشنوایی و ناشنوایان
2- دانشنامه نابینایی و نابینایان
3- دانشنامه افراد دارای معلولیت حرکتی و حسی
4- دانشنامه افراد دارای معلولیت ذهنی
ب) مأخذشناسی
1- کتابشناسی آثار گویا
2- کتابشناسی آثار بریل
3- کتابشناسی زبان اشاره
4- کتابشناسی عمومی معلولین
ج) راهنما
1- راهنمای نشریات ویژه معلولین ایران و جهان
2- راهنمای مراکز و تشکلهای ویژه معلولین ایران و جهان
3- راهنمای وسایل و تجهیزات توانبخشی معلولین
د) شخصیتشناسی
1- مستند مشاهیر معلول ایران و جهان
2- فرهنگنامه نخبگان دارای معلولیت
آثار مزبور نیاز اولیه ضروری برای پژوهش در عرصه معلولیت و معلولین است و بستر همه مطالعات و پژوهشها و زمینه هرگونه فعالیت حقوقی، قانونگذاری و فرهنگی است. اگر این اقدام اجرایی شود و در دسترس استادان، نخبگان، جامعه معلولین و دیگر اقشار قرار گیرد، زمینه بسیاری از مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مرتفع میگردد.
سازمان بهزیستی در چند سال قبل، خطمشی خود را تغییر داد و فرهنگسازی و توانمندسازی را در اولویت قرار داد. این اقدام صحیح و سنجیدهای بوده و در احادیث معصومین(ع) هم داریم که به جای صدقه و کمک نقدی به نیازمندان ابزار کار بدهید.
30 جلد کتابهای مزبور، پنج سال کار میطلبد و صدها فرد دارای معلولیت از سراسر ایران را میتوان به کار گرفت و از تواناییهای آنها در تألیف این آثار استفاده کرد.
نخستین جلد از مجموعه نخست، کتاب پیشروی شما است، امید است با نقدهای خود راه اصلاح آن را هموار فرمایید.
قرآن کریم
آموزش حقوق بشر برای مدارس ابتدایی و متوسطه، تدوین کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، تهران، انتشارات صبح میثاق، 1387.
اشتغال معلولین: راهنمای انتخاب و به کارگماری معلولین بهانضمام کلیه قوانین و مقررات مربوط به از کارافتادگی - معلولیت و اشتغال معلولین و ایثارگران، ترجمه و تألیف امینا... علوی، مجید رشیدکابلی، تهران، مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامهریزی، ۱۳۸۱، 160ص.
اشهر المعوّقین فی العالم، زهیر جمجوم، بیروت، دار عمار، 1990.
الاعاقة... حقوق متساویة، عبدالرحمن غانم، هیئة الاعمال الفکریة، 2014م.
ایرانشهر، تهران، کمیسیون ملی یونسکو، 1343، ج2.
بهره ناشنوایان، ثمینه باغچهبان، تهران، امیرکبیر، بیتا.
پایگاه اطلاعرسانی دولت(www.dolat.ir)
پورتال وزارت آموزش و پرورش(www.medu.ir)
پیشبرد حقوق افراد معلول: گفت و شنود ایران و امریکا درباره حقوق، سیاست و دادخواهی، به کوشش سارا کرنبلت و آلن مور، [واشنگتن]، مرکز استیمسون، 2011م.
پیماننامه بینالمللی حقوق افراد دارای معلولیت به زبانی کودکانه، ارائه کننده منبع اصلی بنیاد ویکتور پیندا یونیسف، ترجمه پریسا افتخار، قم، آیین احمد (ص)، ۱۳۸۷، 48ص.
تاریخ مشروطه ایران، احمد کسروی، نشر نگاه، 1388، 951ص.
«تأملی بر حقوق معلولان از منظر کنوانسیون حقوق معلولان و سایر اسناد بینالمللی»، منوچهر توسلی نایینی، اندیشههای حقوق خصوصی، شماره سیزدهم، پاییز و زمستان 1387، ص 51-82.
«تأملی بر قانون جامع حمایت از حقوق معلولان در پرتو مقررات کنوانسیون حقوق اشخاص دارای معلولیت»، الهام یوسفیان، مجله پژوهشهای حقوقی، شماره 13، (بهار و تابستان 1387)، ص 219-209.
«تحول گفتمانی: حقها و آزادیهای معلولان در آینه حقوق بشر معاصر»، سید محمد قاری سید فاطمی، مجله پژوهشهای حقوقی، شماره 13، بهار و تابستان 1387، ص 185-208.
«تعهدات جمهوری اسلامی ایران در زمینه حقوق فرهنگی افراد معلول»، سید احمد طباطبایی و سعید نوری نشاط، مجله حقوق خصوصی، سال ششم، شماره 15.
توسعه فرهنگی: تجارب و خطمشیها، آگوستین ژیرار، تهران، مرکز پژوهشهای بنیادی، مرکز آمار و برنامهریزی پژوهشهای فرهنگی و هنری.
توقف ناپذیر باش: قدرت باور نکردنی ایمان در عمل، نیک وی آچیچ، ترجمه الهه صالحی، تهران، دُرسا، 1392.
«حقوق آموزشی کودکان معلول در ایران: ضرورت همگانی با تحولات بینالمللی»، علی رضایی، مجله پژوهشهای حقوقی، شماره 13، بهار و تابستان 1387، ص 221-236.
حقوق بشر در متون مقدسه ادیان الهی، محمدحسن ضیاییفر، تهران، نشر صبح میثاق، 1384.
حقوق ذوی الاحتیاجات الخاصة فی الشریعة الاسلامیة، محمد بن محمود حوّا، جده، دارالامة، 1010م.
«حقوق فرهنگی، بخش فراموش شده حقوق بشر»، یانوچ سیمونیه، ترجمه رضا مصطفی زادگان، همشهری، سال هفتم، شماره 1908، 30 مرداد 1378، ص6.
حقوق فرهنگی معلولین، سیداحمد طباطبایی، سعید نوری نشاط، قم، دفتر فرهنگ معلولین، ۱۳۹۰، 54ص.
حقوق کودکان، فاطمه رضایی، ولیالله نصر، حمیدرضا الوند، تهران، سازمان بهزیستی، 1387.
حقوق معلولان در قوانین ایران، احمد باختر، تهران، جنگل: جاودانه، ۱۳۸۶، 195ص.
حمایت از اشخاص دارای معلولیت در نظام بینالمللی حقوق بشر، نگار نباتی، با دیباچه ابراهیم بیگزاده، [برای] مؤسسه توانبخشی ولیعصر(عج)، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای حقوقی شهر دانش، ۱۳۸۹، 252ص.
خبرگزاری تسنیم(www.tasnimnews.com)
خبرگزاری جماران(www.jamaran.ir)
خبرگزاری داشجویان ایران، ایسنا(www.isna.ir)
خبرگزاری فارس(www.farsnews.com)
خبرگزاری مجلس شورای اسلامی(www.icana.ir)
خبرگزاری ممتازنیوز(www.momtaznews.com)
خبرگزاری مهر(www.mehrnews.com)
خلاصه مقالات و سخنرانیهای همایش حقوق معلولین، تهران، مؤسسه خیریه حمایت سبز پارسیان، 1384.
دانشنامه جهان اسلام، بهکوشش بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، جلد16، 1391.
دانشنامه دانش گستر، تهران، 1389.
دانشنامه ناشنوایان(دانا)، سه جلد، تهران، موُسسه فرهنگی هنری فرجام جام جم، ۱۳۸۸، 1200ص.
دانشوران روشندل، ناصر باقری بیدهندی، قم، بوستان کتاب، 1376، 183ص.
دایرةالمعارف
فارسی، جلد اول، سرپرستی غلامحسین مصاحب، 1345.
درآمدی بر برنامهریزی، ابراهیم رزاقی، تهران، 1367.
راهنمای فیلم معلولیت، اباذر نصراصفهانی، قم، مؤسسه معلولین فرهیخته، 1394.
راهنمای گزارشدهی حقوق بشر، شامل شش سند بینالمللی حقوق بشر، مرکز حقوق بشر با همکاری مؤسسه آموزش و تحقیقات ملل ملل متحد (یونیتار) ژنو.
رسائل مشروطیت: 18 رساله و لایحه درباره مشروطیت، به کوشش غلامحسین زرگرینژاد، تهران، انتشارات کویر، 1374.
سایت جامعه معلولان ایران(www.iransdp.com)
سایت جمعیت هلالاحمر جمهوری اسلامی ایران(www.rcs.ir)
سایت دادگستری استان تهران(www.dadgostary-tehran.ir)
سایت دفتر فرهنگ معلولین(www.handicapcenter.com)
سایت روزنامه ایران سپید(www.iransepid.ir)
سایت سازمان آموزش و پرورش استثنایی(www.seo.medu.ir)
سایت سازمان بهزیستی کشور(www.behzisti.ir)
سایت فدراسیون ورزشهای جانبازان و معلولین(www.irisfd.ir)
سایت فراکسیون حمایت از حقوق معلولان و پیشگیری از معلولیتها(www.fpd.parliran.ir)
سایت کانون معلولان شهر تهران(www.kmt22.org)
سایت کانون معلولین توانا(www.irantavana.com)
سایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی(www.ical.ir)
سایت مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد(www.raad-charity.org)
سایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی(www.rc.majlis.ir)
سایت معلولین ایران(www.idp.ir)
سایت وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی(www.mcls.gov.ir)
سایت ویکی پدیا، دانشنامه آزاد(www.wikipedia.org)
سخنوران نابینا، علیاکبر مشیر سلیمی، تهران، فریدون علمی، 1344.
عصر پهلوی، تهران، انتشارات اطلاعات، 1346.
فعالیتهای مجلس شورای اسلامی در عرصه معلولین، به کوشش قدرتاله عفتی، قم، دفتر فرهنگ معلولین، ۱۳۹۱، 111ص.
فکر دمکراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت ایران، فریدون آدمیت، تهران، پیام، 1354.
قانون جامع حمایت از حقوق معلولان و آیین نامههای اجرایی مصوب، دبیرخانه کمیته اجرایی قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، تهران، سازمان بهزیستی کشور معاونت امور توانبخشی، 1385، 30ص.
قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران و سایر قوانین و مقررات مربوط، یوسف رونق، تهران، انتشارات فرمنش، 1394.
قانونگذاری برای معلولین: مصوبات مجلس شورا، بهکوشش اباذر نصراصفهانی، ویرایش محمد نوری، قم، دفتر فرهنگ معلولین، ۱۳۹۰.
قوانین حقوقی راهنمایی برای افراد ناشنوا و کمشنوا، تهران، سپند مینو، ۱۳۹۴، 274ص.
قوانین و مقررات کار، رفاه و تأمین اجتماعی، جهانگیر منصور، تهران، نشر دوران، 1394.
قوانین و مقررات مربوط به بهزیستی، حمایتی و امدادی (با آخرین اصلاحات و الحاقات) به انضمام توضیحات تکمیل، تدوین بهروز مرادی، نادعلی الفتپور، حسین باقریزرینقبائی، تهران، ریاستجمهوری، معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیسجمهور، ۱۳۹۲، 189ص.
کتاب مرجع حقوق معلولین مشتمل بر کلیه قوانین، مقررات، آییننامهها و معرفی سازمانهای مرتبط با معلولین و نیز کنوانسیونهای بینالمللی سه زبانه پارسی، انگلیسی و فرانسه، حسین زهرایی، سیدمحمدرضا تابان، شیراز، نوید شیراز، ۱۳۹۳، 348ص.
کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولان و قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، معاونت امور توانبخشی- دفتر امور توانبخشی معلولان جسمی حرکتی و حسی [سازمان بهزیستی کشور]، تهران، آرویج، ۱۳۸۶، 98ص.
کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولین، ترجمه و تألیف حمیدرضا حسینزاده، مترجم همکار ملیحه باذلی، تهران، حمیدرضا حسینزاده، ۱۳۸۹، 112ص.
کودکان استثنایی، دانیل هالاهان و جیمز کافمن، ترجمه فرهاد ماهر، تهران، انتشارات رشد، 1387.
لغتنامه دهخدا، علی اکبر دهخدا، تهران، 1374.
مجله افق اندیشه، کانون ناشنوایان ایران، سال اول، ش8، تیرماه 1393.
مجله پیک توانا، ش58، فروردین و اردیبهشت 1394.
مجله توان نامه، ش1، شهریور و مهر 1392؛ ش2-3، آبان تا بهمن 1392؛ ش4- 6، فروردین تا شهریور 1393.
مجموعه مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش، دبیرخانه شورای عالی آموزش و پرورش، تهران، مدرسه.
معلولیتها: راهنمای تطبیق و اجرای اثر بخش میثاق جهانی حقوق افراد دارای معلولیت، ترجمه ابوالحسن فقیه، کاظم نظمده، محمدتقی همرنگ یوسفی، تهران، سازمان بهزیستی کشور، روابط عمومی، ۱۳۸۸، 237ص.
معلولین نامدار ایران و جهان، محمدرضا بیگدلی، منصور محمدزاده، حسین شمسی ملایری، تهران، سازمان آموزش و پرورش استثنائی، 1379.
مفقودان و ایثارگران از دیدگاه حقوقی و قوانین حمایتی، محمد امینیان مدرس، تهران، بنیاد پژوهشهای اسلامی و سمت، 1380.
مهار ناشدنی، نیک وی آچیچ، ترجمه مسیحا برزگر، تهران، نشر ذهن آویز، 1392.
نامداران اراک، حسن صدیق، به کوشش محمدرضا محتاط، اراک، 1372.
نکت الهمیان فی نکت العمیان، صلاحالدین خلیل بن ایبک الصفدی، به کوشش احمد زکی بک، بیروت، دار صادر، بیتا.
همایش حقوق کودکان استثنایی در ایران: خلاصه سخنرانیها و مقالات، تهران، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، 1379.
Absent Citizens: Disability Politics and Policy in Canada. Michael J. Prince, University of Toronto Press, 2009, 240p.
Americans with Disabilities: Exploring Implications of the Law for Individuals and Institutions. Leslie Francis & Anita Silvers, Psychology Press, 2000, 410p.
Criminal Mental Health and Disability Law, Evidence and Testimony: A Comprehensive Reference Manual for Lawyers, Judges, and Criminal Justice Professionals. John Parry, American Bar Association, 2009, 462p.
Disability in Islamic Law. Vardit Rispler-Chaim, Springer Science & Business Media, 2006, 188p.
Encyclopedia of American Disability History, Susan Burch, Paul K., 2009, Facts on File Library of Health and Living.
Encyclopedia of Disability, 2006, 5Vol, SAGE Publications, 2936 p.
The Encyclopedia of Blindness and Vision Impairment, Susan Shelly, Allan Richard, M.D. Rutzen, 2 edition, 2002, Facts on File Library of Health and Living, 356 p.
Women with Disabilities: Essays in Psychology, Culture, and Politics. Michelle Fine, Adrienne Asch, Temple University Press, 2009, 365p.
کتابشناسی حقوق معلولین
تصاویر نشستها
فهرست تفصیلی
کتابشناسی حقوق معلولین(1)
فهرست حاضر شامل اهم کتب حقوقی منتشر شده به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی است. مدعی جامعیت نیستیم ولی سعی شده همه منابع و کتابخانهها بررسی و کتابهای چاپ شده حقوقی آورده شود.
اشتغال معلولین: راهنمای انتخاب و به کارگماری معلولین بهانضمام کلیه قوانین و مقررات مربوط به از کارافتادگی - معلولیت و اشتغال معلولین و ایثارگران، ترجمه و تألیف امینا... علوی، مجید رشیدکابلی، تهران، مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامهریزی، ۱۳۸۱، 160ص.
بررسی تطبیقی حقوق معلولین در حوزه اشتغال، محمدعلی فرجی، تهران، جنگل؛ جاودانه، ۱۳۸۹، 139ص.
بررسی حقوقی ازدواج موقت دختران (معلولین جسمی- حرکتی)، عادل ناصری، پریسا خزایی، تهران، کاکتوس، ۱۳۹۱، 103ص.
پیماننامه بینالمللی حقوق افراد دارای معلولیت به زبانی کودکانه، ارائه کننده منبع اصلی بنیاد ویکتور پیندا یونیسف، ترجمه پریسا افتخار، قم، آیین احمد (ص)، ۱۳۸۷، 48ص.
توانبخشی حرفهای معلولین؛ تساوی حقوق و مشارکت کامل، ترجمه محمدجواد توفیق، اصفهان، دانشگاه اصفهان، اداره روابط علمی و بینالمللی، ۱۳۶۱، 99ص.
حقوق فرهنگی معلولین. سیداحمد طباطبایی، سعید نوری نشاط، قم، دفتر فرهنگ معلولین، ۱۳۹۰، 54ص.
حقوق کمتوانان و برابری فرصتها، تهران، پارسیا، نوآور، ۱۳۹۱،
حقوق کودک و کودک معلول در قوانین داخلی و بینالمللی، محمدرضا بیگدلی، ناظر علیاصغر کاکوجویباری، تهران، سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور، پژوهشکده کودکان استثنایی، ۱۳۷۹، 290ص.
حقوق کودکان معلول، مهدی رحمانی، با دیباچه و مقدمهای از حمید ابهری، رشت، کدیور، ۱۳۹۱، 176ص.
حقوق معلولان در قوانین ایران، احمد باختر، تهران، جنگل: جاودانه، ۱۳۸۶، 195ص.
حقوق معلولین، کرج، مدیر فلاح، ۱۳۹۴، 122ص.
حمایت از اشخاص دارای معلولیت در نظام بینالمللی حقوق بشر، نگار نباتی، با دیباچه ابراهیم بیگزاده، [برای] مؤسسه توانبخشی ولیعصر(عج)، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای حقوقی شهر دانش، ۱۳۸۹، 252ص.
راهنمای کاربردی ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد معلول جسمی- حرکتی، ندا رفیعزاده [و دیگران]؛ مشاوران سعید ایرانفر، پارسا زرین، تهران، مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی،۱۳۹۲، 170ص.
سفیران ساحل امید در قوانین حقوقی، هانیه عرب، تهران، انتشارات نظری، ۱۳۹۳، 152ص.
1) . به اهتمام اباذر نصر، خرداد 1394.
ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد معلول جسمی - حرکتی، مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن، تهران، مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن، ۱۳۸۷، 55ص.
فعالیتهای مجلس شورای اسلامی در عرصه معلولین، دفتر فرهنگ معلولین؛ به کوشش قدرتالله عفتی، قم، دفتر فرهنگ معلولین، ۱۳۹۱، 111ص.
قانون جامع حمایت از حقوق معلولان و آیین نامههای اجرایی مصوب، دبیرخانه کمیته اجرایی قانون جامع حمایت از حقوق معلولان. تهران، سازمان بهزیستی کشور معاونت امور توانبخشی، 1385، 30ص.
قانونگذاری برای معلولین، مصوبات مجلس شورا، بهکوشش اباذر نصراصفهانی، ویرایش محمد نوری، قم، دفتر فرهنگ معلولین، ۱۳۹۰.
قوانین حقوقی راهنمایی برای افراد ناشنوا و کمشنوا، تهران، سپند مینو، ۱۳۹۴، 274ص.
قوانین و استانداردهای اماکن ورزشی معلولین، مؤلف مهدی رستگاری، تهران، عصر انتظار، ۱۳۸۸، 125ص.
قوانین و مقررات مربوط به بهزیستی، حمایتی و امدادی (با آخرین اصلاحات و الحاقات) به انضمام توضیحات تکمیل، تدوین بهروز مرادی، نادعلی الفتپور، حسین باقریزرینقبائی، تهران، ریاستجمهوری، معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیسجمهور، ۱۳۹۲، 189ص.
کتاب مرجع حقوق معلولین مشتمل بر کلیه قوانین، مقررات، آییننامهها و معرفی سازمانهای مرتبط با معلولین و نیز کنوانسیونهای بینالمللی سه زبانه پارسی، انگلیسی و فرانسه، حسین زهرایی، سیدمحمدرضا تابان، شیراز، نوید شیراز، ۱۳۹۳، 348ص.
کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولان و قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، معاونت امور توانبخشی- دفتر امور توانبخشی معلولان جسمی حرکتی و حسی [سازمان بهزیستی کشور]، تهران، آرویج، ۱۳۸۶، 98ص.
کنوانسیون بینالمللی حقوق معلولین، ترجمه و تألیف حمیدرضا حسینزاده، مترجم همکار ملیحه باذلی، تهران، حمیدرضا حسینزاده، ۱۳۸۹، 112ص.
معلولیتها: راهنمای تطبیق و اجرای اثر بخش میثاق جهانی حقوق افراد دارای معلولیت، ترجمه ابوالحسن فقیه، کاظم نظمده، محمدتقی همرنگ یوسفی، تهران، سازمان بهزیستی کشور، روابط عمومی، ۱۳۸۸، 237ص.
الاتفاقیات
الدولیة المتعلقة بحقوق الانسان الخاصة (حقوق الطفل- حقوق المرأة- حقوق اللاحئین- حقوق العال- حقوق المعوقین- حقوق السجناء). وسیم حسام الدین احمد، منشورات الحلبی الحقوقیة، 2010م.
احکام المعاقین دراسة مقارنة بین الشریعة الاسلامیة والقانون المصری. محمد سمیر احمد عطیة، مکتبة المدینة.
الأطفال المهمشون قضایاهم و حقوقهم. منشورات المنظمة الإسلامیة للتربیة والعلوم والثقافة - إیسیسکو - 1420ق.
الاعاقة... حقوق متساویة، عبدالرحمن غانم، هیئة الاعمال الفکریة، 2014م.
حقوق ذوی الاحتیاجات الخاصة بین الواقع والقانون. محمد سامی عبد الصادق، قاهره، لب نا، 1424ق.
حقوق ذوی الاحتیاجات الخاصة دراسة مقارنة. رضا عبدالحلیم عبدالمجید عبدالبرای، دارالنهضة العربیة، 2012م.
حقوق ذوی الاحتیاجات الخاصة فی الشریعة الإسلامیة. محمد بن محمود حوا، جدة، السعودیة، دار الأمة للنشر والتوزیع؛ بیروت، دار ابن حزم، 1431ق.
حقوق ذوی الاعاقة بین الاتفاقیات الدولیة والقوانین العربیة. حمادة علی عبدالمعطی، ریاض، دار الزهراء للنشر والتوزیع، 2013م.
حقوق المعاقین. دائرة القضاء الشرعی، أبو ظبی، إمارة أبو ظبی، 2011م.، 91ص.
حقوق المعاقین: مجالات التعلیم والتأهیل والعمل والإعلام مایو 1993. دائرة الثقافة والإعلام، الشارقة، الإمارات العربیة المتحدة، دائرة الثقافة والإعلام، 1414ق، 191ص.
حقوق المعاقین فی التربیة الإسلامیة. علی إبراهیم الزهرانی، المدینة المنورة، دار البخاری، 1419ق، 208ص.
حقوق المعاقین فی التشریعات والقوانین العربیة والدولیة. فایز محمد عید جابر، الشارقة، الإمارات العربیة المتحدة، مدینة الشارقة للخدمات الإنسانیة، 1426ق، 105ص.
حقوق المعوقین بین الشریعة والقانون. مصطفی أحمد القضاة، إربد، الأردن؛ عمان، الأردن: مؤسسة حمادة للدراسات الجامعیة والنشر والتوزیع، 1422ق، 572ص.
حقوق المعوقین فی الإسلام. مصطفی بن حمزة، الرباط، مطبعة طوب بریس، 1432ق، 105ص.
حقوق المعوقین فی المجتمع الفلسطینی. الهیئة الفلسطینیة المستقلة لحقوق المواطن، رام اللّه، فلسطین، الهیئة الفلسطینیة المستقلة لحقوق المواطن، 1426ق، 160ص.
حقوق و رعایة المعاقین من منظور الخدمة الاجتماعیة. محمد سید فهمی، دارالوفاء، 2012م.
الحمایة القانونیة لحقوق المعاقین ذوی الاحتیاجات الخاصة. وسیم حسام الدین الأحمد، منشورات الحلبی الحقوقیة، 2010م.
رعایة المعوقین فی معاییر العمل والتشریعات فی الدول العربیة، دراسة مقارنة. محمد عثمان خلف اللّه.
سیاسات الرعایه الاجتماعیه للمعوقین فی المجتمعات النامیه. عبداللّه محمد عبدالرحمن، اسکندریه: دارالمعرفه الجامعیه، ۱۴۲۲ق، 297ص.
قانون حقوق الأشخاص المعوقین بین النظریة والتطبیق، جهاد الترکی.
المجتمع المدنی والمدافعة عن حقوق المعاقین. نهی محمد هلال الشویری، دارالوفاء لدنیا الطباعة والنشر، 2014م.
المعوقون. د. عدنان ابراهیم الاحمد، د. تاجالسر عبداللّه الشیخ، بیجا، بینا، ۱۴۱۹ ق، 215ص.
Absent Citizens: Disability Politics and Policy in Canada. Michael J. Prince, University of Toronto Press, 2009, 240p.
Affirmative action in the employment of ethnic minorities and persons with disabilities. Jane Hodges-Aeberhard & Carl Raskin, Geneva: International Labour Office, 1997, 115p.
Americans with Disabilities: Exploring Implications of the Law for Individuals and Institutions. Leslie Francis & Anita Silvers, Psychology Press, 2000, 410p.
Backlash Against the ADA: Reinterpreting Disability Rights. Linda Hamilton Krieger, University of Michigan Press, 2003, 417p.
Code of Practice: Trade Organisations and Qualifications Bodies. Disability Rights Commission, The Stationery Office, 2004, 158p.
Criminal Mental Health and Disability Law, Evidence and Testimony: A Comprehensive Reference Manual for Lawyers, Judges, and Criminal Justice Professionals. John Parry, American Bar Association, 2009, 462p.
Critical Disability Theory: Essays in Philosophy, Politics, Policy, and Law. Dianne Pothier & Richard Devlin, UBC Press, 2011, 352p.
Critical Perspectives on Human Rights and Disability Law. Marcia H. Rioux & Lee Ann Basser Marks & Lee Ann Basser & Melinda Jones, Martinus Nijhoff Publishers, 2011, 552p.
Disability & the Politics of Education: An International Reader. Susan Lynn Gabel & Scot Danforth, Peter Lang, 2008, 667p.
Disability and Discourse Analysis. Dr Jan Grue, Ashgate Publishing, Ltd., 2015, 152p.
Disability in Islamic Law. Vardit Rispler-Chaim, Springer Science & Business Media, 2006, 188p.
Disability Politics & Theory. A. J. Withers, Fernwood Pub., 2012, 149p.
Disability Politics and Community Care. Mark Priestley, J. Kingsley, 1999, 256p.
Disability
politics symposium. Uday Desai & Mack C. Shelley, Policy Studies Organization, 1994, 192p.
Disability Politics: Understanding Our Past, Changing Our Future. Jane Campbell & Mike Oliver, Routledge, 2013, 240p.
Disability Protests: Contentious Politics 1970-1999. Sharon N. Barnartt & Richard K. Scotch, Gallaudet University Press, 2001, 272p.
Disability Rights and the American Social Safety Net. Jennifer L. Erkulwater, Cornell University Press, 2006, 252p.
Disability Rights and Wrongs Revisited. Tom Shakespeare, Routledge, 2013, 296p.
Disability Rights in Europe: From Theory to Practice. Anna Lawson, Caroline Gooding, Hart Publishing, 2005, 323p.
Disability Rights Law: Cases and Materials. Samuel R. Bagenstos, Foundation Press, 2010, 712p.
Disability rights. Published by the Social Justice Resource Project (SJRP) and the Legal Education Action Project (LEAP) at the Institute of Criminology. University of Cape Town, 1993,35p.
Disability, discrimination, and equal opportunities: a comparative study of the employment rights of disabled persons. Brian John Doyle, Mansell, 1995, 380p.
Disability, Divers-Ability and Legal Change. Melinda Jones & Lee Ann Basser Marks, Martinus Nijhoff Publishers, 1999, 400p.
Disability, Politics and the Struggle for Change. Len Barton, Routledge, 2013, 192p.
Disability in Jewish Law. Tzvi C. Marx, Routledge, 2003, 272p.
Disabled Children and the Law: Research and Good Practice Second Edition. Janet Read & Luke Clements & David Ruebain, Jessica Kingsley Publishers, 2006, 320p.
Disabled Justice?: Access to Justice and the UN Convention on the Rights of Persons with Disabilities. Eilionóir Flynn, Ashgate Publishing, Ltd., 2015, 190p.
Disabled People in Britain and Discrimination: A Case for Anti-discrimination Legislation. Colin Barnes, C. Hurst & Co. Publishers, 1991, 264p.
Disabled Persons and the Law: State Legislative Issues. Bruce D. Sales & D. Matthew Powell & Richard Van Duizend, Springer Science & Business Media, 2013, 879p.
Disabled Rights: American Disability Policy and the Fight for Equality. Jacqueline Vaughn, Georgetown University Press, 2003, 328p.
Employment, Disability, and the Americans with Disabilities Act: Issues in Law, Public Policy, and Research. Peter David Blanck, Northwestern University Press, 2000, 488p.
Exploring Disability. Colin Barnes, Geof Mercer, Polity, 2010, 288p.
FDR's Body Politics: The Rhetoric of Disability. Davis W. Houck & Amos Kiewe, Texas A&M University Press, 2003, 154p.
From Good Will to Civil Rights: Transforming Federal Disability Policy. Richard Scotch, Temple University Press, 2009, 230p.
Independent Futures: Creating User-led Disability Services in a Disabling Society. Colin Barnes, Geoffrey Mercer, British Association of Social Workers, Policy Press, 2006, 223p.
Is the Law Fair to the Disabled?: a European Survey. G. Pinet, the University of Michigan, World Health Organization, Regional Office for Europe, 1990, 354p.
Issues in Human Rights Protection of Intellectually Disabled Persons. Andreas Dimopoulos, Ashgate Publishing, Ltd., 2013, 264p.
Justice for People with Disabilities: Legal and Institutional Issues. Marge Hauritz & Charles J. G. Sampford, Sophie Blencowe, 240p.
Law and the Contradictions of the Disability Rights Movement. Samuel R. Bagenstos, Yale University Press, 2009, 228p.
Law, justice, and the disabled. V. R. Krishna Iyer, Deep & Deep, 1982, 156p.
Law, liberty, and psychiatry: an inquiry into the social uses of mental health practices. Thomas S. Szasz, London, Routledge & Kegan Paul, 1974, 281p.
Law, Rights, and Disability. Jeremy Cooper, Jessica Kingsley Publishers, 2000, 317p.
Leading Cases in the Common Law. Alfred William Brian Simpson, Clarendon Press, 1996, 311p.
Legal Problems of Dealing with the Mentally Disabled. The Institute, 1973, 58p.
Legal Rights of Developmentally Disabled Citizens: An Advocacy Manual for Minnesota. Rebecca A. Knittle, Minnesota Developmental Disabilities Advocacy Project, Legal Aid Society of Minneapolis, Incorporated, 1977, 148p.
Letters on the Legal Disabilities of Roman Catholics and Dissenters, and on the Dangers Apprehended from Their Removal. William David Evans, J. Ridgeway, 1813, 253p.
Make Them Go Away: Clint Eastwood. Christopher Reeve and the Case Against Disability Rights, Mary Johnson, Advocado Press, 2003, 296p.
Making Rights a Reality?: Disability Rights Activists and Legal Mobilization. Lisa Vanhala, Cambridge University Press, 2010.
No Longer Disabled: The Federal Courts and the Politics of Social Security Disability. Susan Gluck Mezey, ABC-CLIO, 1988, 195p.
Perspectives on Disability, Discrimination, Accommodations, and Law: A Comparison of the Canadian and American Experience. Wayne Thomas Oakes, LFB Scholarly Pub., 2005, 270p.
Perspectives on Health and Human Rights. Sofia Gruskin, psychology press, 2005, 649p.
Prenatal Testing and Disability Rights. Erik Parens & Adrienne Asch, Georgetown University Press, 2000, 392p.
Rights of the Disabled. David M. Haugen & Susan Musser & Andrea B. DeMott, Infobase Publishing, 2008, 296p.
Reading Embodied Citizenship: Disability, Narrative, and the Body Politic. Emily Russell, Rutgers University Press, 2011, 253p.
Sexuality, law, and the developmentally disabled person: legal and clinical aspects of marriage, parenthood, and sterilization. Sarah F. Haavik & Karl Menninger, P.H. Brookes Pub. Co., 1981, 191p.
The Disability Rights Movement: From Charity to Confrontation. Doris Fleischer, Frieda Zamesm, Temple University Press, 2011, 323p.
The Disability Rights Movement: From Deinstitutionalization to Self-determination. Duane F. Stroman, University Press of America, 2003, 264p.
The Disability Studies Reader. Lennard J. Davis, Routledge, 2013, 600p.
The international convention on the rights of persons with disabilities & the comprehensive law for protection of the disabled's rights. compiled by the sensory - Motor Disability Affairs Office..Rehabilitation Deputy, tehran, arvig, 2007, 80p.
The Legal Rights of Students with Disabilities: International Perspectives. Charles J. Russo, Rowman & Littlefield Publishers, 2011, 266p.
The New York disability benefits law. New York State School of Industrial and Labor Relations, Cornell University, 1952, 35p.
The Politics of Disability: A Need for a Just Society Inclusive of People with Disabilities. Peter Gibilisco, CCB Publishing, 2014, 342p.
The Politics of Disability: Identity, Policy, Ideology. Tony Fagan & Paul Reynolds, SAGE Publications, Limited, 2001, 192p.
The UN Convention on the Rights of Persons With Disabilities: European and Scandinavian Perspectives. Oddný Mjöll Arnardóttir, Gerard Quinn, BRILL, 2009, 319p.
Understanding
Disability: From Theory to Practice. Michael Oliver, Palgrave Macmillan, 1996, 192p.
Understanding Disability: Inclusion, Access, Diversity, and Civil Rights. Paul T. Jaeger, Cynthia Ann Bowman, Greenwood Publishing Group, 2005, 165p.
Women with Disabilities: Essays in Psychology, Culture, and Politics. Michelle Fine, Adrienne Asch, Temple University Press, 2009, 365p.
نشست حمایت از حقوق معلولین، مؤسسه حمایت سبز پارسیان، آذر 1384
نشست سازمان بهزیستی با تشکلهای مردم نهاد معلولان، اسفند 1391
نشست سماوات: سمینار بینالمللی مراکز آموزش و اشتغالزایی توانیابان، نیاسر کاشان، آبان 1392
نشست مشترک معلولان و فراکسیون حمایت از حقوق معلولان مجلس شورای اسلامی، آذر 1392
تصویر
نشست شورای راهبردی معلولان شهرداری تهران، معاونت امور اجتماعی و فرهنگی، آذر 1392
دومین نشست شورای راهبردی معلولان شهرداری تهران، سازمان زیبا سازی، بهمن 1392
نشست تخصصی معلولان و زندگی شهری، معاونت اجتماعی فرهنگی شهرداری تهران، آذر 1392
نشست حقوق افراد توانخواه، کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران، بهمن 1392
تصویر
نخستین نشست مجمع هم اندیشی تشکلهای مردم نهاد معلولین، تهران، اسفند 1392
تصویر
نشست فراکسیون حمایت از حقوق معلولان مجلس، سازمان بهزیستی و جمعی از معلولان کشور
اردیبهشت 1393
نشست جایگاه معلولیت در برنامه ششم توسعه، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، آبان 1393
دومین نشست مجمع هم اندیشی تشکلهای مردم نهاد معلولین، تهران، آبان 1393
تصویر
تصویر
تصویر
سومین نشست مجمع هم اندیشی تشکلهای مردم نهاد معلولین، قزوین، خرداد 1394
تصویر
تصویب برنامه جامع حمایت از حقوق معلولان در هیئت دولت، خرداد 1394
مقدمه...................................................................................................................................... 7
فصل اول: تصویب قانونهای موردی (1301-1368).............................................................. 11
طلیعه......................................................................................................................................................................................................... 13
مبحث1: دوره مجلس شورای ملی (1301-1357).......................................................................................................... 15
خدمات ضروری و رفاهی با تأسیس هلال احمر (شیر و خورشید سرخ)، مصوب 1301.. 16
حقوق مدنی ناشنوایان(کر و لال)، مصوب 1307........................................................... 19
سربازی معلولین، مصوب 1321................................................................................... 25
آموزش حرفهای، مصوب 1338................................................................................... 25
آغاز تعلیمات حرفهای................................................................................................................................................ 26
توصیه نامه درباره حرفهآموزی معلولان................................................................................................................... 27
مصوبه 8 مهر ماه 1338 مجلس شورای ملی........................................................................................................... 28
توصیه نامه مربوط به تجدید تربیت و آموزش حرفهای معلولین........................................................................... 28
مذاکرات مجلس شورای ملی..................................................................................................................................... 36
قانون استخدام مصوب مجلسین، مصوب 1345............................................................. 38
دفتر امور کودکان استثنایی، 1347................................................................................. 38
وضعیت حقوقی معلولین در آینه نطقها........................................................................ 40
نطق مرحوم محمد خزائلی در 1346........................................................................................................................ 41
نطق مرحوم محمد خزائلی در 1348........................................................................................................................ 44
لایحه قانون تشکیل وزارت رفاه اجتماعی، مصوب 1353.............................................. 47
قانون تأمین اجتماعی، مصوب 3 تیرماه 1354................................................................ 47
وضعیت آموزش استثنایی، 1356- 1357...................................................................... 48
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی....................................................................................................................... 48
نطق آقای کبیری در 1356........................................................................................................................................ 55
مبحث2: دوره انقلاب اسلامی و مصوّبات شورای انقلاب (1357-1360)......................................................... 57
آئیننامه استخدامی شهرداریهای کشور، مصوب 1357................................................. 57
لایحه ادغام آموزشگاه رضا پهلوی (علوی)، اسفند 1358............................................... 58
تأسیس سازمان بهزیستی، مصوب 1359....................................................................... 59
لایحه تشکیل سازمان بهزیستی کشور...................................................................................................................... 60
اصلاحات قانون بهزیستی........................................................................................................................................... 62
ساختار سازمان بهزیستی............................................................................................................................................ 63
اصلاحات سالهای 74 و 1375............................................................................................................................... 68
قانون معافیت مالیاتی، مصوب 18 تیر ماه 1374........................................................................................................ 68
تبصرههای اصلاحی.................................................................................................................................................... 68
ارزیابی عملکرد سازمان بهزیستی................................................................................. 70
زیستن یا بهزیستن........................................................................................................................................................ 70
سازمان بهزیستی در دو مقطع تاریخی: 1359 و 1394......................................................................................... 73
اولویتهای پژوهشی بهزیستی................................................................................................................................... 79
رئیس محترم سازمان بهزیستی و خلیل صَفَدی کارگزار مملوکیان........................................................................ 86
کارنامه همایون هاشمی در مسند ریاست سازمان بهزیستی................................................................................... 90
مبحث3: دوره جمهوری اسلامی و مصوبات موردی مجلس شورای اسلامی (1360- 1368)................ 95
قانون معلولیت نمایندگان مجلس، رانندگان و نگهبانان آنها و شورای نگهبان، مصوب 1360....... 96
حقوق از کار افتادگی، مصوب 1361.......................................................................... 100
قانون اجازه پرداخت حقالزحمه بیماران روانی، مصوب 1365..................................... 101
قانون مالیات، مصوب 1366....................................................................................... 101
بازنشستگی معلولین، مصوب 1367............................................................................ 102
مسئولیت و وظایف دولت، مصوب 1367................................................................... 105
استخدام معلولین، مصوب 1367................................................................................ 105
قانون استخدامی وزارت جهاد سازندگی ............................................................................................................
105
قانون استخدامی وزارت اطلاعات .....................................................................................................................
106
قانون استخدامی نیروی انتظامی .........................................................................................................................
107
بازنشستگی از کار، مصوب 1367............................................................................... 108
قانون مصوب 67 ..............................................................................................................................................
108
قانون مصوب 71 ..............................................................................................................................................
110
نتیجهگیری........................................................................................................................................................................................... 111
فصل دوم: دوره توسعه حقوق آموزشی و مشارکتی (1368- 1383)................................ 113
طلیعه...................................................................................................................................................................................................... 115
مبحث1: سازمان آموزش و پرورش استثنایی.................................................................................................................... 117
قانون تشکیل سازمان آموزش و پرورش استثنایی، مصوب 21 آذرماه 1369.................. 117
اساسنامه سازمان آموزش و پرورش استثنایی............................................................... 118
اطلاعرسانی درباره ابعاد آموزش استثنایی.................................................................... 122
همایش حقوق کودکان استثنایی.............................................................................................................................. 132
مبحث2: مناسبسازی.................................................................................................................................................................. 135
ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای تردد معلولین، مصوب 1368................... 135
مناسب سازی شهری تهران برای جانبازان و معلولین، مصوب 84................................. 141
مبحث3: قوانین موردی در این دوره...................................................................................................................................... 145
قانون ورود خودرو و پلاک معلولیت، مصوب 1370................................................... 145
بیمه معلولین، مصوب 1374...................................................................................... 145
مبحث4: برنامه توسعه و معلولین............................................................................................................................................. 147
قانون برنامه دوم توسعه، مصوب 20 آذرماه 1373....................................................... 147
قانون برنامه سوم توسعه، مصوب 17 فروردینماه 1379.............................................. 148
آیین نامه اجرایی بند ج ماده (193) قانون برنامه سوم توسعه، مصوب 26 بهمن 1379... 148
قانون برنامه چهارم توسعه، مصوب 11 شهریورماه 1383............................................. 150
مبحث5: الحاق به کنوانسیون حقوق کودک، 1373....................................................................................................... 151
ایران و کنوانسیون حقوق کودک................................................................................. 151
همایش حقوق کودکان استثنایی در ایران..................................................................... 153
نتیجهگیری........................................................................................................................................................................................... 167
فصل سوم: دوره شفافیت و توسعه حقوق عمومی شهروندی معلولین (1383-1391).... 169
طلیعه...................................................................................................................................................................................................... 171
مبحث1: زمینهها و علل................................................................................................................................................................ 175
مبحث2: تدوین و تصویب قانون جامع 83....................................................................................................................... 179
مبحث3: اجرای قانون جامع....................................................................................................................................................... 185
آییننامه اجرائی ماده (2)............................................................................................ 185
اصلاح آییننامه اجرایی ماده (2)................................................................................ 187
دستورالعمل اجرایی ماده 6......................................................................................... 189
آییننامه اجرائی ماده (8)............................................................................................ 194
آییننامه اجرائی تبصره (4) ماده (9)........................................................................... 195
آییننامه اجرائی ماده (10)......................................................................................... 196
آییننامه اجرایی ماده(13).......................................................................................... 198
آییننامه اجرائی ماده (14)......................................................................................... 200
آییننامههای تصویب نشده........................................................................................ 201
دستگاههای مرتبط با مواد قانون جامع به تفکیک هر ماده............................................. 201
اقدامات انجام یافته.................................................................................................... 202
مبحث4: کمیسیون و فراکسیون معلولین و معلولیت...................................................................................................... 207
فراکسیون حمایت از معلولین..................................................................................... 208
اتاق فکر..................................................................................................................................................................... 210
اساسنامه فراکسیون.................................................................................................................................................... 210
الحاق به کنوانسیون جهانی حمایت از معلولین...................................................................................................... 211
کارنامه و عملکرد...................................................................................................................................................... 211
ارتباطات هماهنگی و هم افزایی............................................................................................................................. 212
برنامه توسعه............................................................................................................................................................... 213
استخدام معلولین در شغل پرستاری........................................................................................................................ 214
اهتمام به امور ورزشی، اقتصادی و مدنی معلولین................................................................................................ 215
مبحث5: نظریات دولت............................................................................................................................................................... 217
نظریات وزارت آموزش و پرورش در مورد قانون 83.................................................. 217
نظریات وزارت کشور در مورد قانون 83.................................................................... 218
نظریات سازمان بهزیستی کشور در مورد قانون 83...................................................... 218
مستندات قانونی مرتبط در قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، مصوب 1383.......... 219
مبحث6: طرحهای زمینه ساز قانون یا معّرِف کارآیی قانون........................................................................................ 221
نمایشگاه توانمندیها................................................................................................. 221
کمیته پیگیری، اجرا و بهینهسازی قانون حمایت از معلولان.......................................... 225
نامه انجمنهای فعال معلولان به رئیس مجلس..................................................................................................... 225
طرح تعاون و همکاری مشترک.................................................................................. 226
انجمن نخبگان معلول................................................................................................ 228
سال عدالت و تکریم معلولان..................................................................................... 228
کارگروه جمعآوری آراء برای برنامه پنجم توسعه........................................................ 229
مبحث 7: نقد و بررسی: ردیه و دفاعیه.................................................................................................................................. 231
اجرای قانون............................................................................................................. 232
دیدگاه موسی قربانی................................................................................................................................................. 232
دیدگاه محمدرضا صابری......................................................................................................................................... 233
دیدگاه انوشیروان محسنی بندپی............................................................................................................................. 233
دیدگاه حسن فاتحی.................................................................................................................................................. 234
آمار معلولین و پوشش دادن بهزیستی......................................................................... 236
اشتغال و استخدام..................................................................................................... 236
مسکن...................................................................................................................... 244
مناسبسازی............................................................................................................. 245
شرایط مطلوب و ایدهآل............................................................................................ 248
اعتبارات مالی و بودجه.............................................................................................. 248
تبعیض و برابرسازی فرصتها................................................................................... 250
مبحث8: یک تجربه حقوقی: عدم اجرای سه درصد و شکایت به دیوان عدالت اداری.............................. 253
عدم استخدام معلولان در آموزش و پرورش............................................................... 253
رأی دیوان عدالت اداری............................................................................................ 254
دیدگاه مجید انتظامی................................................................................................. 256
تضییع حقوق معلولان در آموزش و پرورش و عدم اجرای سهمیه استخدامی................ 257
مبحث9: برنامه توسعه................................................................................................................................................................... 259
جایگاه معلولیت در برنامه ششم توسعه....................................................................... 261
موارد پیشنهادی دبیرخانه پیگیری بیمه تأمین اجتماعی معلولان..................................... 265
مبحث10: کارآیی دستگاه اجرایی............................................................................................................................................ 269
داوری حسن فاتحی.................................................................................................. 269
نقد و بررسی............................................................................................................. 270
مبحث11: الحاق به کنوانسیون حمایت از معلولین......................................................................................................... 273
محتوای کنوانسیون و الحاقیه آن................................................................................. 274
دیدگاه دولت جمهوری اسلامی ایران.......................................................................... 276
ترجمه و انتشار در ایران............................................................................................ 279
تصویب کنوانسیون حقوق معلولین............................................................................. 280
دولتهای عضو کنوانسیون حاضر.............................................................................. 281
متن مواد کنوانسیون................................................................................................... 283
پروتکل الحاقی کنوانسیون......................................................................................... 303
قانون تصویب کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت.................................................. 306
ملاحظات و بررسیهای تصویب کنوانسیون توسط مجلس شورای اسلامی................... 307
انتشار متن کنوانسیون در ایران.................................................................................... 310
دیدگاه دکتر محمد کمالی........................................................................................... 310
بررسی و دیدگاهها درباره کنوانسیون.......................................................................... 312
تعهدات جمهوری اسلامی ایران................................................................................. 313
حق آموزش افراد دارای معلولیت............................................................................... 314
مشارکت فرهنگی اجتماعی........................................................................................ 319
حق آزادی و دسترسی به اطلاعات............................................................................. 322
حق زندگی............................................................................................................... 323
تساوی در برابر قانون................................................................................................ 324
دسترسی به عدالت.................................................................................................... 324
نفی شکنجه و مجازات بیرحمانه و تحقیر.................................................................. 325
حق آزادی تغییر محل زندگی و ملیت......................................................................... 326
حق توانمندسازی و توانبخشی.................................................................................. 326
حق کار و اشتغال...................................................................................................... 327
مناسبسازی جهت دسترسپذیر شدن اماکن............................................................... 328
مبحث12: سرنوشت «قانون 83».............................................................................................................................................. 333
تصویب قوانین موردی.............................................................................................. 337
افزایش معلولین تحت پوشش بهزیستی....................................................................... 337
کارنمای فعالیتهای حقوقی...................................................................................... 337
مبحث13: همایش حقوق معلولین، 1384.......................................................................................................................... 339
قطعنامه همایش حمایت از حقوق معلولین سال1384.................................................. 342
نتیجهگیری........................................................................................................................................................................................... 343
فصل چهارم: دوره جنبش حقوقگرایی معلولین (1390-1394)......................................... 347
طلیعه...................................................................................................................................................................................................... 349
مبحث1: تلاش برای تدوین قانون جدید............................................................................................................................ 351
بررسی ناکارآمدی قانون 83....................................................................................... 351
مبحث2: لایحه حقوق شهروندی افراد دارای معلولیت................................................................................................ 355
متن لایحه حقوق شهروندی....................................................................................... 356
مقایسه قانون 83 و لایحه حقوق شهروندی................................................................. 374
نشست بررسی لایحه حقوق شهروندی....................................................................... 374
مبحث3: پیشنویس 36 مادهای................................................................................................................................................ 379
متن پیشنویس لایحه جامع حمایت از حقوق معلولان (36 مادهای)............................. 379
تجزیه و تحلیل پیشنویس......................................................................................... 390
مبحث4: لایحه جامع حمایت از حقوق معلولین............................................................................................................. 401
متن لایحه جامع حمایت از حقوق معلولان (63 مادهای).............................................. 402
متن لایحه مصوب در دولت....................................................................................... 412
متن لایحه 39 مادهای............................................................................................................................................... 413
تفاوتهای متن 63 مادهای و لایحه 39 مادهای................................................................................................... 421
لایحه 25 مادهای....................................................................................................................................................... 424
استثنائات ابقا شده..................................................................................................................................................... 430
متن 28 مادهای مصوب دولت.................................................................................................................................. 431
مبحث5: سیر رخدادهای حقوقی از نگاه مسئولین.......................................................................................................... 437
سیر حوادث در آینه اخبار.......................................................................................... 438
اتمام تدوین لایحه پیشنویس 36 مادهای در سازمان بهزیستی......................................................................... 438
اتمام اصلاح لایحه حمایت از حقوق معلولین در دولت....................................................................................... 438
طرح برنامه جامع حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت در هیات دولت........................................................ 439
تصویب برنامه جامع حمایت از حقوق معلولان.................................................................................................... 439
جزئیات لایحه اصلاحی دولت برای حمایت از حقوق معلولان.......................................................................... 445
تاریخ مصرفدار شدن قانون معلولان..................................................................................................................... 446
علنی شدن برنامه جامع حمایت از معلولان........................................................................................................... 448
عجولانه بودن انتشار لایحه 66 مادهای.................................................................................................................. 448
مثله شدن قانون جامع حمایت از حقوق معلولان................................................................................................. 449
دفاع کارشناس حقوق معلولان از لایحه دولت..................................................................................................... 450
انتقادات انجمن دفاع از حقوق معلولان.................................................................................................................. 451
ارسال لایحه حمایت از حقوق معلولان با امضا رئیس جمهور به مجلس......................................................... 452
مشکلات قانون دارای معلولیت............................................................................................................................... 453
عدم تحقق وعده وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی............................................................................................... 454
تحلیلها و نقدها....................................................................................................... 456
مشکلات قانون پیشین و چشمانداز قانون جدید................................................................................................... 456
وضعیت ایدهآل جامعه معلولین................................................................................................................................ 458
تأخیر در اصلاح قانون جامع حمایت از معلولان................................................................................................. 460
تقدیم قانون حمایت از حقوق معلولان به مجلس................................................................................................. 461
کالبدشکافی برنامه جامع حمایت از حقوق معلولان............................................................................................. 463
مبحث6: نقش مردم و سمنها.................................................................................................................................................. 473
الف: فعالیتهای تشکلهای ویژه معلولین................................................................... 473
دفتر فرهنگ معلولین................................................................................................................................................. 473
ملاحظاتی درباره پیشنویس قانون جامع حمایت از حقوق معلولان (36 مادهای).................................................... 473
ملاحظات درباره لایحه جامع حمایت از حقوق معلولان (63 مادهای)..................................................................... 482
حقوق شهروندی معلولین......................................................................................................................................... 484
جامعه معلولین ایران.................................................................................................................................................. 487
قانون جامع حمایت از معلولین و ارزیابی نهادهای مدنی.......................................................................................... 490
وضعیت اجتماعی و اقتصادی حقوق معلولین........................................................................................................... 492
انجمن جوانان روشن بین اصفهان............................................................................................................................ 494
طرح پیشنویس شورای عالی معلولین کشور........................................................................................................... 495
شبکه تشکلهای نابینایان و کم بینایان کشور (چاوش)......................................................................................... 503
بیانیه حمایت از تصویب لایحه حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت..................................................................... 503
ب: فعالیتهای جمعی و مشترک معلولین................................................................... 505
نخستین نشست هماندیشی تشکلهای مردمی....................................................................................................... 505
دومین مجمع هماندیشی............................................................................................................................................ 508
سومین نشست مجمع هماندیشی.............................................................................................................................. 512
گزارش کانون معلولین توانا...................................................................................................................................... 512
گزارش گروه اعزامی دفتر فرهنگ معلولین.............................................................................................................. 515
دیدگاه انجمن علمی و آفرینشهای هنری معلولان ایران......................................................................................... 522
تشکلها و شخصیتهای شرکت کننده..................................................................................................................... 523
ج: اظهار نظر افراد و نخبگان...................................................................................... 526
درسها و عبرتآموزی از تحقق قانون جامع حمایت از معلولان...................................................................... 526
حق مشارکت معلولان در زندگی سیاسی و عمومی............................................................................................. 528
نامه سرگشاده به ریاست سازمان بهزیستی دکتر همایون هاشمی....................................................................... 532
مشکلات معلولین....................................................................................................................................................... 535
سیر برنامه جامع از اصلاح تا تدوین...................................................................................................................... 537
ایرادات لایحه جامع حمایت از حقوق معلولان.................................................................................................... 543
د: فعالیتهای مشترک مردمی..................................................................................... 549
نشست کمیسیون حقوق بشر.................................................................................................................................... 549
ه- : فعالیتهای پژوهشی، انتشاراتی و رسانهای........................................................... 557
1- پایاننامه نگاری.................................................................................................................................................. 557
2- تحقیق و تألیف کتاب......................................................................................................................................... 558
3- نشریات ویژه معلولین......................................................................................................................................... 559
4- سایتها، وبلاگها و شبکههای موبایلی.......................................................................................................... 560
مبحث7: فعالیتهای اجتماعی نمایندگان مجلس............................................................................................................ 561
نمایشگاه مددجویان و معلولان............................................................................................................................... 561
بازدید فراکسیون حمایت از حقوق معلولان از شیرخوارگاه آمنه....................................................................... 562
ضرورت تغییر نگرش مسئولان به مشکلات معلولان........................................................................................... 562
موانع بیمه معلولان..................................................................................................................................................... 563
اجرای قوانین حمایتی ناشنوایان.............................................................................................................................. 563
نمایشگاه دستاوردهای ورزشی معلولین................................................................................................................. 564
کمک به مراکز نگهداری معلولین............................................................................................................................. 565
بیانیه فراکسیون حمایت از حقوق معلولان............................................................................................................. 565
دو هزار معلول فارغالتحصیل آماده استخدام.......................................................................................................... 566
کاندیدا و نماینده شدن معلولان................................................................................................................................ 567
نمایشگاه معلولان به مناسبت هفته معلولین........................................................................................................... 575
توجه رانندگان به نابینایان در معابر........................................................................................................................ 575
تولید تجهیزات معلولان در داخل........................................................................................................................... 576
معافیت گمرکی خودرو جهت استفاده معلولان...................................................................................................... 577
معضلات اجتماعی برای نابینایان............................................................................................................................. 577
نمایشگاه ناشنوایان، نابینایان و آلزایمر................................................................................................................... 578
اختصاص باجه به معلولان توسط بانک صادرات................................................................................................. 578
بازدید از مراکز نگهداری معلولان........................................................................................................................... 579
برگزاری مراسم روز جهانی سندروم داون در مجلس.......................................................................................... 579
محل توقف وسیله نقلیه معلولان در خیابان مردم................................................................................................. 580
بازدید از مرکز معلولان ذهنی دخترانه ورد آورد.................................................................................................. 580
اجرای تنها 30 درصد قوانین حوزه معلولان......................................................................................................... 581
کمبود اعتبار و اجرا نشدن قانون بازنشستگی........................................................................................................ 584
اشتغال معلولان در نشست مشترک کمیسیون اجتماعی، بهزیستی و معلولان.................................................... 585
بازدید اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس از سازمان بهزیستی........................................................................... 585
تحول در سازمان بهزیستی....................................................................................................................................... 586
بازدید رئیس فراکسیون حمایت از معلولان از مرکز نگهداری معلولین نمونه................................................... 588
مبحث8: نقش و جایگاه شهرداری......................................................................................................................................... 589
شورای راهبردی معلولان........................................................................................... 590
کانون معلولان محله.................................................................................................. 591
بخشنامه شهرداری تهران در احقاق حقوق شهروندی معلولین...................................... 596
پایان.......................................................................................................................................... 597
منابع و مآخذ............................................................................................................................. 599
ضمائم........................................................................................................................................ 603
کتابشناسی حقوق معلولین........................................................................................................................................................... 605
الف: کتابهای فارسی............................................................................................... 605
ب: کتابهای عربی................................................................................................... 606
ج: کتابهای انگلیسی............................................................................................... 607
تصاویر نشستها............................................................................................................................................................................. 611
فهرست تفصیلی............................................................................................................................................................................... 631