ghaemiyeh.com
سرشناسه : فقیهی، علی نقی،۱۳۳۵ -
عنوان و نام پدیدآور : چگونه همسری باشیم؟/ نویسنده علینقی فقیهی؛ به سفارش آستان قدس رضوی، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی.
مشخصات نشر : مشهد: انتشارات قدس رضوی،۱۳۹۱.
مشخصات ظاهری : ۶۰ص.؛۱۱×۱۷سم.
فروست : رهنما؛۸۲.
شابک : 978-600-6543-20-8
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه .
موضوع : زناشویی -- ارتباط
شناسه افزوده : آستان قدس رضوی. معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
شناسه افزوده : موسسه انتشاراتی قدس رضوی
رده بندی کنگره : HQ۷۴۳/ف۷۴چ۸ ۱۳۹۱
رده بندی دیویی : ۳۰۶/۸۱
شماره کتابشناسی ملی : ۲۷۸۷۷۶۷
تصویر
تصویر
تصویر
الگوی همسر نمونه در اسلام را با پاسخ به پرسش های زیر ترسیم کردهایم:
• ویژگیهای همسر شایسته چیست؟
• کنش و واکنشهای عاری از محبت چه ضررهایی به روابط پایدار زناشویی میزند.
• چرا مرد و زن باید در زندگی مشترک به هم کمک کنند.
• چه کنیم تا بتوانیم لغزشهای رفتاری یکدیگر را ببخشیم.
• دوازده نکتۀ ظریف در مشاورۀ زوجین چیست؟
• صفات رفتاری امامخمینی در برخورد با همسرشان چه بود؟
تصویر
امروزه در علوماجتماعی پیشرفتهای بسیاری صورت گرفته است؛ اما خانوادهها به نابسامانی و تنشهای فراوانی گرفتارند. از عوامل مهم این گرفتاریها، فاصلهگرفتن از آموزههای دینی است. دین اسلام دینی جامع و غنی است و با هدایتها و دستورالعملهای کاربردی خود و ارتقای بینش همسران و تبیین نوع تعاملهای بهینه در روابطشان، بهترین راهگشا برای برونرفت از مشکلات خانوادگی برای جامعه محسوب میشود. این مقاله میکوشد تا تبیین کند که همسران باید در زندگی خانوادگی چگونه باشند و چگونه با هم تعامل داشته و روابط نیک با یکدیگر برقرار سازند و زمینۀ زندگی سالم انسانی و معنوی را برای خود و همسر و فرزندان خود فراهم کنند.
برای اینکه همسران زندگی مطلوب و بدون تنش و اضطرابی تجربه کنند و اهداف عالی تربیتی در زندگی مشترک آنان تحقق یابد، باید براساس نگرش اسلامی، اینگونه باشند:
معمولاً افراد میپندارند با گفتوگو و پرسش از طرفِمقابل و پاسخهایی که وی میدهد، تمام شخصیت فرد شناخته میشود. باید توجه داشت که بهدلیل عوامل احساسی و محدودیتهای نگرشی و موقعیت روانی و فرهنگی همسران، چهبسا جنبههایی ابراز میشود و جنبههایی پنهان میماند و حتی ممکن است بر برخی از خصوصیتها و جنبهها روپوشی کشیده شود و تصویر غیرواقعی از او در ذهن پدید آید. بهدلیل وضعیت ادراکی و موقعیتی و ناآگاهی کامل همسران از یکدیگر، چهبسا آنان تصویر تحریفشده و غیرواقعبینانه از یکدیگر پیدا کنند و گاه براساس برداشت ابتدایی در طرفِمقابل و جلبتوجه به نکتهای برجسته و مثبت، به جنبههای دیگر وی اصلاً توجه نشود یا نیاز عاطفی و جنسی آنان به یکدیگر، باعث شود چشمانشان بر اموری از واقعیتهای مهم، بسته شود و به آنها بیتوجهی کرده و خیال کنند همسرشان را خوب شناختهاند.
برای درک درست، عمیق، همهجانبه و واقعبینانه از یکدیگر، لازم است هریک از زوجین همسرش را در ابعاد مختلف عقلی، اجتماعی، عاطفی، معنوی، سیاسی و اقتصادی کشف کند؛ مثلاً تا چهاندازه چارچوب موازین عقلی و منطقی را در زندگی رعایت میکند. از نشانگان اندیشمندی و بادرایتبودن همسر، توجه وی به واقعیتها و پرهیز از آرمانگراییها، زیرکی، حسابگری، استدلال، قدرت فهم زیاد، عقلانیت جمعی و پایبندی به قانون، برقراری روابط حسنه با دیگران و حاکمیت منطق و گفتوگو در روابط و داشتن روحیۀ مشورتپذیری، پرسشگری، انتقادپذیری، نداشتن وابستگی فکری به دیگری، تحلیل مسائل، رشد فکری، انجام د ادن کارهای مستقل، فریبنخوردن در انجامدادن معاملهها، تواناییداشتن در زندگی مستقل، قدرت نگهداری مال و دارایی خویش (سفیهنبودن)، ارزیابی پیامد فعالیتها قبل از اجرا، تشخیص راه هدایت، نجات، صلاح و کمال و پرهیز از خرافات است.
همسرانی از سلامت عاطفی در سطح مطلوب برخوردارند که دارای ویژگیهای زیر باشند: نگرش مثبت به دیگران، احساس ایمنی و آرامش در خانواده، محبتکردن و محبتپذیری، مهرجویی و مهرورزی، نوازشکردن، نشاط و شادابی، ایجاد روابط خانوادگی پایدار و جامعهپذیری، نوعدوستی، عفو و گذشت، توان برآوردن نیازهای عاطفی دیگران، کنترل عواطف، حمایت و مراقبت، اجتناب از خودخواهی، احساس رضایتمندی از زندگی، احترام، غیرت، توان درک وضعیت عاطفی دیگران، منظمبودن، اعتمادبهنفس، فضیلت دوستی، ارادۀ قوی، استقامت، انسجام، تصمیمگیری، عفاف، خودخواهنبودن، اجتناب از تلاش برای تسلط بر دیگران، انجام کار گروهی، مدیریت و همکاری، همدلی، داشتن نقش پویا، پرنشاط و صمیمی، دارای احساسمسئولیت، توان نه گفتن به خواهشهای نفسانی و وسوسههای شیطانی خود و دیگران، ابراز عواطف بهگونهای که در نشاندادن آنها، دچار مشکل نشود؛
ازاینرو، عواطف خود را پنهان یا سرکوب نمیکند.
برعکس، کسیکه دارای ویژگیهایی چون ترس از مریضی، احساس گناه، کمرویی، افسردگی، اضطراب، خشمگینی، نفرت، غمگینی، پرخاشگری، انتقادناپذیری، حسادت، کینهایبودن (کسی را نمیبخشد)، نداشتن ثبات اخلاقی، کجخلقی، فرار از واقعیت، بدبینی، داشتن دوستپسر و یا دوستدختر، وابستگی افراطی، تردید زیاد و برعهدهنگرفتن مسئولیت عیوب خود، همه حاکی از فقدان سلامت عاطفی شخص است.
قرآن، مودّت و رفتار محبتآمیز و مهرورزی را که از نشانههای سلامت عاطفی در انسان است، هدف آفرینش و محور روابط در زندگی مشترک زن و مرد میداند: «از نشانههای قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید تا به ایشان آرامش یابید و میان شما دوستی و مهربانی
نهاد. در این، نشانههایی است برای مردمی که تفکر میکنند.»(1)پیامبر رابطۀ محبتآمیز و همراه با مودّت با دیگران را ملاک اساسی سلامت عاطفی دانسته و فرمودهاند: «مَثَل مؤمنان در دوستی و ابراز عاطفه و رحمت به یکدیگر، مَثَل پیکر است. هرگاه عضوی از آن دردمند شود، دیگر اعضای پیکر با بیخوابی و تب، با آن عضو همدردی میکنند.»(2)
همسران باید به شناخت و باور خود به اصول دین عمق ببخشند و برنامهریزی کنند تا به مجموعۀ برنامهها و قوانین تمامشمول شریعت اسلامی بهطورعملی پایبند و ملتزم باشند
و در اینراستا به یکدیگر کمک کنند. زن یا شوهری که به قانون و عهدوپیمان خداوندی پایبندی ندارد و برای دینداربودن همسرش ارزش و اعتباری قائل نیست، از سلامت دینی برخوردار نیست. مهمترین کمک همسران به یکدیگر برای حفظ و تعمیق ایمان و دینداری میان خودشان، ابراز محبت است. امامصادق میفرمایند: «بندۀ مؤمن هرچه محبت به همسرش را زیادتر کند، درجههای ایمانش افزون میشود.»(1)
هریک از زن و شوهر باید تدبیر اقتصادی خویش را با دیگری در میان بگذارند و با مشورت با یکدیگر تدبیر مشترکی را در مسائل اقتصادی اتخاذ کنند تا در کسب درآمد و
1) . من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۴.
توزیع مناسب آن در مصارف زندگی، تشریک مساعی در هزینههای زندگی، شیوۀ صرفهجویی و پرهیز از اسراف و تبذیر و رعایت اعتدال، مدیریت بهینه را بر زندگی خانوادگی حاکم سازند. عقل معاش که در احادیث بر آن تأکید شده، مربوط به همین مدیریت است.
هماهنگی همسران با یکدیگر در ویژگیهای شخصیتی و اخلاقی، نقش بسیار مؤثری در آرامش آنان و پیشبرد اهداف زندگیشان دارد. آنان باید همت و اندیشههای خودشان را بهکار گیرند تا این توانمندی را پیدا کنند و در اکتساب مهارتها در بروز رفتار اخلاقی، با هم هماهنگ شوند و درصورت لزوم آموزش لازم را برای یادگیری مهارتهای ارتباطی موفّق با جنس مخالف ببینند. آنان با این هماهنگی، هدایت زندگی مشترکشان را همانند دو قایقران که هماهنگ با هم باید پارو بزنند، باید در امواج سختیها و مشکلات، به سلامت هدایت کنند.
زوجین خواهناخواه در این هماهنگی متوجه میشوند که در کوران زندگی باید از برخی امیال و خواستهها و حقوق خود بهخاطر دیگری بگذرند. باید توانمندی مخالفت با برخی خواستههای فردی را در خود احساس کنند و مهارت گذشت از خود بهخاطر دیگری را فرا گیرند. ابراز محبت و احساس و عواطف هریک به دیگری، برای خودخواهی نباشد؛ بلکه دیگرخواهی و همسردوستی، بیشترین عواطف را درقبال دیگری برمیانگیزد.
زن و شوهر در فرهنگ قرآنی لباس یکدیگرند.(1)
تصویر
ضمن محافظت از خود، از همسر نیز محافظت میکند و او را در حراست و حِصن قرار میدهد تا با رفتار نامطلوب، از مقام و عزت انسانی و شخصیت ایمانیشان کاسته نشود، به حقارت و پستی پایینتر از حیوانات سقوط نکنند و جایگاه و احترامشان را در میان اقوام و اجتماع از دست ندهند. احیاناً اگر زشتیهایی در یکی پیدا شد، دیگری آن را بپوشاند و نگذارد فرصت برای بازگشت را از دست بدهد و آبرویش برود و در گمراهیها غوطهور شود. حفظ حیثیت و احترام همسر پیش خود و دیگران، در وی عزتی بهوجود میآورد که ساختار روانیاش را از ابتلا به اختلال و آشفتگی و پریشانحالی مصون نگه میدارد و با تدابیر عقلانی و دادن کمکهای فکری و حمایتهای عاطفی، وی عملاً برای اصلاح و ارتقا تلاش خواهد کرد.
در فرهنگ اسلامی هریک از زن و شوهر موظفاند همۀ ارتباطهای کلامی و احساسی و
رفتاری خویش را درقبال یکدیگر با محبت همراه سازند و از هر گفتار و ابراز و عملی بپرهیزند که محبت در آن نیست. ازاینرو همیشه و در هر وضعیتی باید یکدیگر را با مودّت و مهربانی خویش مواجه کرده و از هرگونه بیاعتنایی، بیاحترامی، عصبانیت، تندخویی، بدزبانی، درشت گفتاری، ترشرویی و سرسنگینبودن، تحقیر و خشونت با یکدیگر دوری کنند. دوری همسران از این نوع رفتارهای محبتزدا، مانع بروز استبداد بین آنها خواهد شد.
متأسفانه در دنیای کنونی همسرانی وجود دارند که بهدلیل رفتارهای ضدمحبتی، به یکدیگر بدبین و بیاعتمادند و بیش از اختیارهای خود، برای دیگری محدودیت ایجاد میکنند و بیش از حد لازم، بر همسر کنترل دارند. اینگونه همسران سعی میکنند که با تهدید، همسر را مجبور به انجام اَعمالی کنند که طبق خواستۀ آنان است و خواسته و آزادی همسر را نادیده گرفته و میخواهند همسرشان همچون بردهای در اختیار امیال و امرونهیهای آنها باشد. این روش بسیار مخرب است و هرگز نباید بهکار رود. تهدید، امنیت
روانی همسر را به مخاطره میاندازد. این عمل ممکن است سبب تسلیمشدن موقتی وی شود؛ ولی به رفتارهای پرخاشگرانه منجر میشود.
همسر مستبدی که همواره خواستار حرفشنوی همسر از دستورهای اوست و هیچگاه طبق علاقۀ همسرش عمل نمیکند، برای غلبه بر ضعفها و حقارتهای خود، به امرونهی همسر میپردازد و رفتاری پر از خشونت درقبال او بهاجرا درمیآورد. بنابراین همسران با رفتار همراه با مودّت نباید بگذارند خشونت و استبداد بر روح و رفتار آنها حاکم شود. هریک با اکتساب شخصیتی بامحبت برای خود، همچون انبیا،(1)شیوههای محبتی شناختهشده(2)را بر رفتار خویش حاکم سازند؛ بهگونهای که جز محبت از آنان به یکدیگر، رفتار و احساسی صادر نشود و برایناساس به تأمین خواستههای روانی-عاطفی یکدیگر بپردازند.
حضرت علی دربارۀ رفتار محبتی خویش با همسرش و مودت همسرش دربرابر خود میفرمایند: «به خدا سوگند، هرگز کاری نکردهام که فاطمه ناراحت شود و او را به هیچ کاری مجبور نکردم. او نیز هرگز مرا ناراحت نکرد و برخلاف میل باطنی من، قدمی برنداشت.»(1)امامصادق میفرمایند: «هرکس علاقهاش به ما ائمه شدیدتر میشود علاقهاش به همسرش شدیدتر میشود.»(2)امامحسین محبت خود را به همسرشان و دخترشان با تأکید قسم، به دیگران اعلام میکنند و میفرمایند: «به جان تو سوگند، من خانهای را دوست دارم که در آن سکینه و رباب باشند. من آنها را دوست دارم و عمدۀ اموالم را به آنان میبخشم و شایسته نیست کسی مرا سرزنش کند.»(3)
همسران کارهای خانه را با یکدیگر انجام دهند. انجامدادن کارها بهصورت مشترک توسط زوجین سنت نیکویی است که اسوۀ بارز آن رسول اکرم و حضرت خدیجه و امیرمؤمنان و حضرت فاطمه هستند. همکاری زن و شوهر در فعالیتهای خانه یکی از جنبههای ابراز محبت آنها به یکدیگر است و تمرینِ یکی از مهمترین فضایل اخلاقی محسوب میشود. زن و شوهر در این همکاری به یکدیگر نشان میدهند که مسئولیت کارها متوجه یک نفر نیست و اصولاً من و تویی میان آنان وجود ندارد. مبنای فعالیتهای آنان، قوانین خشک اجتماعی نیست؛ بلکه محرک آنان در این فعالیتها، انگیزههای عاطفی و محبت انسانی است. ازاینرو، خستگی کارهای دیگر نمیتواند آنان را تنبل و سست و بیحوصله کند؛ بلکه با این فعالیتها علاقهشان را به یکدیگر نشان میدهند و از آن لذت میبرند و به این وسیله خستگی را از خودشان دور میسازند. حضرت علی با همۀ کارهایی
که در بیرون از خانه داشتند، بهویژه جهاد و جنگ در راه خدا و کارهایی که برای امرار معاش انجام میدادند، در کارهای خانه نیز شرکت میجستند، عدس پاک میکردند و در دستاسکردن، همسرشان را یاری میرساندند. هیزم میآوردند، برای خانه آب تأمین کرده و خانه را جارو میکردند. جو را آسیاب و آرد و خمیر را آماده میکردند و نان میپختند. روزی رسول خدا به خانۀ حضرت علی وارد شدند و مشاهده کردند دختر و دامادشان با محبتی بینظیر در کنار هم نشسته و با همکاری هم به آردکردن جو مشغول هستند. پیامبر خطاب به آنان فرمودند: «کدامیک از شما خستهتر هستید تا من به جای او نشسته، کارش را انجام دهم؟» حضرت علی اظهار کردند: «ای رسول خدا، دخترتان فاطمه خستهتر است.» آن حضرت کنار دامادشان نشستند و با هم به دستاسکردن مشغول شدند.(1)
1) . بحارالانوار، ج۴۳،ص۵۰و۵۱، ح۴۷.
نظافت و آرایش سنت پسندیدۀ دینی است و مؤمنانِ متعهد به آداب و سنن اسلامی به آن پایبند هستند. در آموزههای پیامبر اعظم و ائمه توصیۀ فراوانی شده است که این سنت در میان همسران، بیشتر باید رعایت شود. امامعلی میفرمایند: «لباسهای خود را تمیز و موهای خود را اصلاح کنید، مسواک بزنید و آراسته و پاکیزه باشید که بنیاسرائیل چنین نکردند و زنانشان بدکار شدند.»
معصومان خودشان نیز این سنت را بهخوبی انجام میدادند و خود را برای همسرانشان آراسته و مرتب میکردند، لباس مناسب میپوشیدند و موهای خود را رنگ میزدند. حسنبنجهم، از دوستان امامکاظم، میگوید: آن حضرت را دیدم که موهای خود را خضاب کرده بودند. گفتم: «فدایتان شوم، شما هم خضاب میکنید؟!» حضرت فرمودند: «آری، اصلاح و مرتببودن وضع، بر عفت زنان میافزاید. زنانی بودند که پاکدامنی را
رها کردند، به این دلیل که شوهرانشان اصلاح و مرتببودن خود را رها کردند.» سپس فرمودند: «دوست داری همسرت را درحالی همانند حال خودت که خود را آراسته نکردهای، ببینی؟»گفتم: «نه.» فرمودند: «او نیز چنین است.» آنگاه فرمودند: «نظافت و استعمال بوی خوش و اصلاح مو، از اخلاق پیامبران است.»(1)
یکی از دوستان امامباقر به نام حکمبنعتیبه میگوید: در خانهای زیبا و آراسته خدمت آن حضرت رسیدم، لباس زیبا و رنگینی پوشیده بودند که آثار رنگ لباس بر دوش حضرت دیده میشد. خیلی شگفتزده شدم. گاهی به خانه نگاه میکردم و گاهی به وضع لباس آن حضرت. حضرت فرمودند: «چرا متعجبی؟» عرض کردم: «چه بگویم از این لباسی که به تن کردهاید. این لباس مربوط به افراد نوجوان است.» حضرت فرمودند: «ای حکم، چه کسی
1) . حرّعاملی، النکاح، ج۷، ۱۳۹۳ق، ح۲۵۵۴.
زینتها و چیزهای پاکیزهای که خداوند برای بندگانش آفریده است، حرام کرده؟ اینها از چیزهایی است که خداوند برای بندگانش آفریده است. اما این خانه که مشاهده میکنی مربوط به همسر من است و من تازه ازدواج کردهام. لباسی که مشاهده میکنی و همچنین حضور من در این خانه بهخاطر همین موضوع است.»(1)
حسن زیات بصری نقل میکند: با یکی از دوستانم خدمت امامباقر رسیدیم. ایشان را در خانهای زیبا، با لباس زیبا دیدیم؛ درحالیکه سرمه کشیده بودند. پرسشهایی از آن حضرت داشتیم که به پاسخ آنها رسیدیم. ایشان متوجه شدند که ما از وضع لباس و خانۀ آن حضرت شگفتزده شدهایم. فرمودند: «فردا با دوستت نزد من بیا.» روز بعد به منزلی رفتیم که ایشان بیشتر وقتها آنجا تشریف داشتند. مشاهده کردیم که در خانه جز حصیر،
1) . بیتا خسروی، زندگانی حضرت سجاد و امامباقر، ص۲۰۷.
چیزی نیست و حضرت لباس زبر و خشن به تن دارند. حضرت فرمودند: «دیروز شما پیش من آمدید؛ درحالیکه من در خانهای بودم که مربوط به همسرم بود و آن وسایل موجود در خانه، متعلق به اوست. او خود را آرایش کرده بود تا من هم خود را برای او آراسته و مزّین کنم.»(1)
اگر در زندگی مشترک، از زن یا شوهر خطایی سر بزند که باعث رنجش دیگری شود، فرد خطاکار باید فوراً عذرخواهی کند و همسر رنجیده نیز باید عذر او را بپذیرد و از لغزشش درگذرد. همانطورکه بهصورت طبیعی، خودش دوست دارد همسرش لغزشش را عفو کند.(2)
همسران نباید بگذارند زمانی بر آنها بگذرد و از هم ناراحت و خشمگین مانده باشند؛ بلکه باید با عذرخواهی و عفو، شرافت و عزت یکدیگر را ارتقا بخشند؛ چراکه رسول اکرم فرمودند: «بخشش، بخشنده را عزت میافزاید؛ پس عفو کنید که خدا عزت شما را زیاد میکند.»(1)
اسحاقبنعمار میگوید: به امامصادق عرض کردم: «حق زن بر مرد چیست که با انجامدادن آنها، انسان، نیکوکار محسوب شود؟» امام فرمودند: «خوراک و پوشاک او را فراهم کند و اگر خطایی از او سر زد، از او بگذرد.»(2)
از دیدگاه دینی دو نفر مؤمن باید از خطای یکدیگر بگذرند؛ چه رسد به زن و شوهر که علاوهبر اشتراک آنان در ایمان، همسر و دوستدار یکدیگرند. رسول اکرم میفرمایند: «از ویژگیهای مؤمن این است که دربرابر خطا و لغزش برادر دینیاش با عطوفت رفتار کند و
او را ببخشد و با رضایت به حالوهوای دوستی دیرینهشان برگردند.»(1)
زن و شوهر به مشورت یکدیگر نیازمندند و مشورتکردن از عوامل موفقیت آنان در زندگی است. امامموسیبنجعفر دربارۀ آثار ارزشمند مشاورۀ مرد با زن که معمولاً مردها بهدلیل نگرشهایی منفی آن را نمیپذیرند، موفقیت مرد را در تصمیمگیری دربارۀ امور مهم زندگی مرهون مشاوره با زن دانستهاند و در نقل جریان زن و مرد صالح از بنیاسرائیل چنین نقل میفرمایند: آن مرد خواب دید که خدا عمرش را نصف کرده: نصفی در مال و وسعت و نصف دیگر در ضیق و زندگی مشقت، او مخیّر شد که اول یکی از آن دو را اختیار
1) . بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۱۰.
کند. گفت: «زن نیکوکاری دارم که شریک من در زندگی است. با او مشورت میکنم و به شما خبر میدهم: ان لی زوجة صالحه و هی شریکی فی المعاش، فاشاورها فی ذلک ...» سپس صبحگاه با همسرش مشورت کرد. همسرش گفت: «نصف اول را اختیار کن و عافیت را ابتدا داشته باش. شاید خدا بعداً به ما رحم کرده و نعمتش را بر ما تمام کند.» او در شب بعد درخواب گفت که من نصف اول را اختیار کردم. خدا هم در روزی به او وسعت داد. همسرش به وی گفت: «از این مال به اقوام و نیازمندان، همسایگان و برادرت بده.» او نیز چنین کرد. وقتی نصف اول عمر تمام شد، آن مرد همان را که در خواب دیده بود، دوباره دید. به وی گفتند که خدا از تو تشکر میکند و بقیۀ عمرت هم در وسعت خواهی بود.(1)
1) . بحارالانوار، ج۹۳، ص۱۶۲.
تصویر
در مشاوره، افراد به هدایت دست مییابند،(1)عوامل مشکلساز و امور پنهانی آشکار میشود، واقعیتهای زندگی خود را نشان میدهند.(2)مشاوره خوبترین و محکمترین تکیهگاه همسران در زندگی محسوب میشود(3)و با عمل به راهنماییهای مشاور، به مجموعهای از خوبیها و خیرها و خوشیهای مطلوب میتوان رسید.(4)
زن و شوهر برای کارآمدی مشاوره در زندگیشان باید از فنون مشاوره آگاه شوند(5)و
مهارتهای لازم را در این زمینه کسب کنند و آنها را با خردمندی و تجربه و دوراندیشی بهکار گیرند(1)و چگونگی فکرکردن صحیح را به یکدیگر بیاموزند. کمک کنند تا توانایی یکدیگر را به افقهای بالاتر ببرند و از بروز مشکل در زندگیشان پیشگیری کنند؛ زیرا مشورتگرفتن آنان از یکدیگر، تلاش پرثمری برای جمعکردن عقلهایشان و به تکامل رساندن تدبیرهایشان است. از نتایج مهم آن، پذیرش و احترام به فکر هم و قدرشناسی از نعمت عقل همسر و استفاده از همۀ نعمتهایی است که خدا در همۀ زمینهها به آنان داده است. افزایش امنیت روانی، کاهش خطا، دوری از دوبارهکاری و موازیکاری، بهبودبخشیدن به امور و لذتبردن از تلاشی که در زندگی برای هم انجام میدهند نیز از ثمرههای مشاوره با هم است.(2)
پیچیدگیهای زندگانی امروز و پیوستگیهایی که افکار و تمایلها و رفتارها را در
زمینههای گوناگون به هم وابسته کرده است، ضرورت مشاورهگرفتن و مشورتدادن را در متن زندگی همسران بسیار مهمتر کرده است. بهطورقطع همسرانی که میخواهند در زندگی زناشویی موفق باشند، باید تا حد مقبولی از ایدهها، بینشها، خواستهها و سلایق یکدیگر مطلع شوند و این در فضای صمیمی مشاوره میسّر خواهد بود. مشاوره ازلحاظ کاربرد عملی آن، مسئولیتآور و موجب هوشیاری، افزایش دقت و اعتماد به یکدیگر در میان زن و شوهر میشود. هریک از همسران باید خصوصیتهای شخصی مشاور را در خویش پرورش دهند. این خصوصیتها عبارتاند از:
۱. هریک از همسران باید کوشش کنند، از تمایلهای خود، آگاه باشند و خود را خوب بشناسند. از قوتها و ضعفهای خود آگاه شوند. افکار، عقاید، بینشها و باورهای خویش را دائماً ارزیابی کنند و در ارتقابخشی و تصحیح نادرستیها و رفع نقایص اقدام کنند و تمایلها و احساسها و رفتارهای خویش را بررسی کرده و درصدد جبران کاستیها و ضعفهای
خویش برآیند تا در فضای مشاوره بتوانند نقش خود را خوب و کارآمد ایفا کنند.
۲. هریک از آنان بدون هیچگونه پیششرطی، همسر را برای مشاوره بپذیرد و با رفتاری عاطفی و صمیمی و ایجاد فضای امنیت و مصونیت، به گفتوگوی یاورانه با یکدیگر بپردازند.
۳. سعۀصدر خود را افزایش دهند و از کرامت انسانی و ایمانی و همسری همسر خود حفاظت کنند و به یکدیگر احترام گذارند و از هرگونه برخورد تند، عصبانیت، صدای بلند، جدال ناکارساز و پرخاشگری دوری کنند.
۴. ضمن همدردی با همسر و توجه به ناراحتی پیشآمده برای وی، همدلی و تلاش بی و قفۀ خویش را در کمککردن به او و حل مشکل، با تمام توان دنبال کنند.
۵. به فرآیند حل مشکل بیندیشند و از بهکرسینشاندن حرف خود و اثبات حقانیت خود و احساس فائقآمدن درمقابل دیگری پرهیز کنند.
۶. برای کارآمدی مشاورهشان توجه کنند تا در مسئلهای که دربارۀ آن مذاکره میکنند،
موضوع، مشخص باشد و هر دو متعهد شوند که از شاخهای به شاخۀ دیگر نروند و مسائل را با هم مخلوط و فضای ذهنی یکدیگر را مشوش نسازند.
۷. زن و مرد قبل از مشاورههایشان با یکدیگر باید هرکدام خوب فکر کنند و مسئلهای را که دربارۀ آن به مشاوره پرداختهاند، در اندیشۀ خود از همۀ جوانب بررسی و ارزیابی کنند و سپس به شور با یکدیگر بنشینند تا اندیشۀ طولانی آنان بتواند هدایتگر و راهگشا باشد.(1)
۸. هریک با توجه به عوامل مشکلساز، درصدد رفع آنها برآیند و پرهیز کنند از اینکه عامل بروز مشکل را دیگری قلمداد کنند و مشکل را به گردن یکدیگر بیندازند. هرکدام باید ضعفهای خود را شناسایی کنند و بفهمند چه باورها، تمایلها، اخلاقها و کارهایی از خودشان منشأ بروز مشکل شده است و آنها را بهطورصریح بیان کنند. درصدد تصحیح
1) . غررالحکم، ترجمۀ خوانساری، ج۴، ص۲۵۹.
باورهای غیرمنطقی و تغییر تمایلهای غیرطبیعی و اخلاقهای بد خویش برآیند و کاستیها و نواقص را با رفتارهای عاطفی و عقلانی جبران کنند.
۹. همسران رفتار نادرست خود را توجیه نکنند؛ بلکه بهدلیل چنین رفتاری، از همسر عذرخواهی کنند و برعکس، رفتار نامطلوب همسر را بهصورت معقول و هدایتگرانه توجیه کنند و از بهرخکشیدن آن بپرهیزند.
۱۰. کوشش کنند صفات منفی را از خودشان دور کنند؛ همچون جهل، حماقت، بیشخصیتی، بدگمانی، حرص، ترس، دروغ و مانند آن. اینها مشاوره را غیرکارآمد و بلکه زیانآور میسازد.(1)
۱۱. هریک از همسران از راهنماییهای یکدیگر بهعنوان مراجع هم پیروی کنند و با
1) . غررالحکم، ترجمۀ خوانساری، ج۶، ص۲۷۰ و همچنین بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۰۱ و ۹۹ و نک نهجالبلاغه، فیضالاسلام، ص۹۹۸ و همچنین غررالحکم، ترجمۀ انصاری، ج۲، ص۸۱۶.
تکالیفی مخالفت نکنند که همسر مشاور مشخص میکند. امامصادق دراینباره میفرمایند: «با عاقل متدیّن مشورت کن که او بهجز خیر تکلیف نمیکند و از مخالفتکردن با او بپرهیز؛ زیرا فساد در دین و دنیا را به دنبال دارد.»(1)نیز در جایی دیگر فرمودند: «وقتی با کسی مشورت میکنی که مقبول توست، با او در آنچه بهظاهر علیه تو نظر میدهد، مخالفت نکن؛ گرچه برخلاف خواستهات باشد.»(2)
۱۲. همسران در فرآیند مشاوره با یکدیگر نهتنها باید از متهمساختن همدیگر پرهیز کنند؛ بلکه باید از اظهارنظرها و هدایتهایشان درقبال یکدیگر تشکر و قدردانی داشته باشند. امامسجاد دراینباره میفرمایند: «حق مشاور بر مراجعهکننده این است که او را متهم نسازد. اتهام به کسی که او را مستحق مشورت دانستهای جایز نیست؛ بلکه باید از
اظهارنظر و حُسن پذیرشش در مشاوره تشکر کنی و او را سپاسگزار باشی.»(1)
شایان توجه است که مشاورههای زن و مرد در زندگی خانوادگی تجربهای برای آنان خواهد شد که میتوانند درایتهای عقلی خودشان را کمال بخشند و مانع آن شوند که گاه تحتتأثیر احساس، به ابراز اندیشههای سست و نسنجیده و بدون ارزیابی مدبرانه بپردازند؛ زیرا تجربهها در کنار علم و دانش نیروی عقلانیت را افزایش میدهد و زن و شوهر بهخوبی میتوانند از تجارب گذشتۀ زندگی استفاده کنند و تدبّر و عقلانیت خویش را متکامل سازند.(2)اصولاً دوراندیشی کسانی که تجربۀ عملی برای مشاوره با یکدیگر دارند، افزایش پیدا میکند(3)و نظرهای درستتری ارائه میکنند و ارزشهای عقلانی و تدابیر خود را 4
میافزایند.(1)چنین افرادی بهدلیل کثرت تجربه، لغزشهایشان نیز کاسته میشود و کمتر فریب میخورند(2)و داوری و هدایتشان بهتر و محکمتر از عالِم و پزشکی است که صرفاً درس خوانده است.(3)
دایرۀ این احترام، شامل ارجنهادن به شخصیت یکدیگر، احترام به نظر، افکار و سلیقۀ هم و رفتارهای محترمانه با یکدیگر در تمام شئون زندگی است.
نظام ارزشی هر خانواده بستگی به نوع تفکر و باورهایی دارد که میان همسران حاکم
است. روابط بین همسرانی که برای همدیگر شخصیت، انسانیت، کرامت و ارزش قائلاند، از سیستمی ارزشی تبعیت میکند و ازاینرو احترامِ هم را دارند. این کرامت وقتی با کرامت تقوایی و دیانت و صداقت و پایبندی به ارزشها تقویت شود، احترام بیشتر بهدنبال دارد؛ یعنی هریک از زن و شوهر، جدای از احترام انسانی که باهم دارند، باید بهمیزان درجۀ تقوایی که همسرشان از آن برخوردار است، احترام او را بیشتر نگه دارند و رفتارهایی که با کرامت تقوایی همسرشان ناهماهنگ است، از آنان سر نزند.
برایناساس، معیار احترام همسران به یکدیگر، فقط دو نوع کرامت انسانی، یعنی کرامت ذاتی و تقوایی است که همسران باید براساس آنها احترامهای خود را پیریزی کنند. زنان و مردان باید بدانند که این دو نوع کرامت است که منحصراً احترام میان همسران و افراد را بهعنوان وظیفۀ انسانی و الهی توجیه میکند و برای آنان ارزش میآفریند و زندگی انسانی آنان را سامان میدهد. ازاینرو باید متوجه بود که امور دیگری که منشأ و معیار
احترام در خانوادهها و یا افراد دیگر قرار گرفته، معیارهای مناسبی نیست و هیچ ارزشی در زندگی آنان ایجاد نمیکند و باعث نمیشود وظیفهای بهخاطر این ارزشها برعهدۀ آنها بیاید. مثلاً احترام زن و شوهر به یکدیگر نباید بهدلیل ثروت مادی و مقام اجتماعی باشد یا چون وی نیاز او را رفع میکند و به خواستۀ مادی او پاسخ مثبت میدهد، به او احترام بگذارد و درغیراینصورت بیاحترامی کند. امامعلی فرمودند: «چه زشت است احترامگذاری بههنگام نیاز و درشتی و بیاعتنایی بههنگام بینیازی.»(1)احترامهای مصلحتی و ظاهری زن و شوهر به یکدیگر بدون اینکه ریشه در نوع نگرش مثبت آنها به هم داشته باشد، از معیارهای غلط در احترام است. زن و شوهر نباید بهخاطر ترس از یکدیگر به هم احترام بگذارند. شوهری که زور میگوید و شر و زورگوییاش، همسرش را به احترام وادار
1) . بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۶۹.
تصویر
میسازد، شیوۀ پیروان پیامبر را ندارد و از امت رسولالله محسوب نمیشود. آن حضرت فرمودند: «کسی که مردم او را بهخاطر دوری از شرّش احترام میکنند، از من نیست.»(1)همچنین تأکید کردند: «چنین کسی از بدترین و شرورترین افراد به حساب میآید که در میان مسلمانان حضور دارند.»(2)شوهری که به خانمش احترام نمیگذارد؛ ولی به خواهرزنش به دیدۀ احترام مینگرد یا به خواهر خودش احترام میگذارد، معیار مناسبی برای این تبعیض در رفتار خود ندارد. البته زن و شوهر باید زمینۀ احترام به خود را از طرف همسر فراهم سازند و رفتاری انجام ندهند که شخصیت و کرامتشان پیش همسر آسیب ببیند و باعث بیحرمتی از ناحیۀ همسر واقع شوند. کسی که عزتنفس داشته باشد و برای خود احترام و ارزش قائل باشد و رفتار ضدارزشی از خود بروز ندهد، همسرش نیز به او
احترام میگذارد. برعکس، کسی که احساس کرامت و ارزش در خویش نمیکند، به کارهای ضدارزش یا بیارزش اقدام میکند و خدا و دستورهای او را نادیده میگیرد و قوانین الهی را رعایت نمیکند، چنین کسی حرمتش را پیش همسرش از دست میدهد و همسرش او را محترم نمیبیند تا به او احترام بگذارد.
امامصادق فرمودند: مَنِ اتَّخَذَ امْرَأَةً فَلْیُکْرِمْهَا؛ (کسیکه همسری را برای خود انتخاب کرد، باید به او احترام کند.)(1)پیامبر فرمودند: وَ طُوبَی لِامْرَاةٍ رَضِیَ عَنْهَا زَوْجهَا؛ (خوشا بهحال زنی که شوهرش بهدلیل احترامی که برای او و حرفهای او قائل است، از او راضی باشد.)(2)
بنابه آموزههای قرآنی، لازم است احترام همسران به یکدیگر سیرۀ مستمر آنها در زندگی باشد و از آن تخلف نکنند. حتی اگر ناراحتی و مشکلی برایش پدید آمد، همسر حق
ندارد بدزبانی و فحاشی کند و به آزار و اذیت بپردازد؛ بلکه با مهربانی و محبت و دوستی وضعیت روانی مناسبی را فراهم سازد که همسر آرامش خود را بازیابد.
قرآن میفرماید: ]وَعاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوف... [(= با آنان بهطور شایسته و محترمانه معاشرت کنید...)(1)و با افزایش رفتار یاورانه، انجام کارهای خانواده و استمراربخشی به احسان و نیکی، همسرشان را متحول کنند و برای خویش و زندگی سعادتمندشان در دنیا و آخرت، نتایج گرانبهایی پدید آورند. امامصادق فرمودند: و من حسن برِّه باهله زاد الله فی عمره؛ (کسی که به خانوادهاش نیکی کند، خداوند بر عمرش میافزاید.)(2)در روایت دیگر پیامبر اکرم تصریح کردند: «کسی که در کارهای زندگی به همسرش کمک کند، خیر دنیا و آخرت را به
دست میآورد.»(1)نیز در روایت دیگر فرمودند: «خدمت به همسر بدون اینکه بر او منّتی گذاشته شود، کفارۀ گناهان است و خشم خدا را خاموش میکند.»(2)
همسر امامخمینی در مصاحبهای با مجلۀ «آشنا» فرمودند: «امام به من خیلی احترام میگذاشتند و خیلی اهمیّت میدادند. ایشان در اوج عصبانیت هرگز به من بیاحترامی و اسائۀ ادب نمیکردند. تا من وارد اتاق میشدم، جای خود را به من تعارف میکردند و تا من سر سفرۀ غذا آماده نمیشدم، غذا نمیخوردند و به بچهها هم میگفتند: صبر کنید تا خانم بیاید. تا وقتی که در خانه بودند، نمیگذاشتند به زحمت بیفتم و در جاروکردن خانه
یا شستن لباس و کارهای منزل همکاری میکردند یا از بچهها میخواستند به مادرشان کمک کنند.»(1)
ازجمله عوامل مؤثر در تأمین سعادت خانواده، حس مسئولیتپذیری متقابل همسران است. هریک از زن و مرد باید بدانند که با قبول زندگی مشترک، مسئولیتهایی برعهدۀ آنان میآید که پیش از تشکیل خانواده، آنها را نداشتند. این مسئولیتها از ناحیۀ شرع و جامعه و خودشان، باتوجه به اختیارها و تواناییها و تعهدهایشان، بهعهدۀ هریک از زن و شوهر گذارده میشود؛ مسؤلیتهایی ازقبیل تأمین هزینۀ زندگی، مدیریت خانواده، همسرداری و
1) . «آشنا»، خرداد ۱۳۷۳، ص۵۸.
تربیت اولاد. وجود این حس باعث استحکام پیوند خانوادگی و آسایش روحی است.
۱. همسرداری، ابراهیم امینی، بوستان کتاب.
۲. نظام خانواده در اسلام، حسین انصاریان، موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت.
۳. خانواده در نگرش اسلام و روان شناسی، محمدرضا سالاری فرد، سمت و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
۴. تربیت جنسی، مبانی، اصول و روشها از منظر قرآن و حدیث، علینقی فقیهی، انتشارات دارالحدیث.