ghaemiyeh.com
سرشناسه:اباذری، محمود، 1349 -
عنوان و نام پدیدآور:سیمای ماه دوازدهم در سی جزء قرآن/ محمود اباذری.
مشخصات نشر:قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود( عج)، 1395.
مشخصات ظاهری:191ص.؛ 5/21 × 5/14 سم.
شابک:978-600-7120-72-9
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
موضوع:محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، 255ق. - -- جنبههای قرآنی
موضوع:Muhammad ibn Hasan, Imam XII -- Koranic aspects
موضوع:محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، 255ق. - -- احادیث
موضوع:Muhammad ibn Hasan, Imam XII -- Hadiths
موضوع:مهدویت -- جنبههای قرآنی
موضوع:Mahdism -- Qur'anic teaching
رده بندی کنگره:BP104/م25الف2 1395
رده بندی دیویی:297/159
شماره کتابشناسی ملی:4235980
سیمای ماه دوازدهم
در
سی جزء قرآن
محمود اباذری
سیمای ماه دوازدهم
(در سی جزء قرآن)
مؤلف: محمود اباذری
ناشر: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود
ویراستار: فاطمه اکبری
طراح جلد:سید ابوالحسن فاطمی
صفحه آرا: مسعود سلیمانی
نوبت چاپ: دوم/ زمستان1395
شابک: 9-72-7120-600-978
شمارگان: 1000نسخه (تاکنون 2000 نسخه)
قیمت: 7000 تومان
تمامی حقوق© محفوظ است.
قم: خیابان شهدا/ کوچه آمار(22)/ بن بست شهید علیان/ پ: 26/تلفن/1-37841130-025/ نمابر: 37744273-025
تهران: خیابان انقلاب/خیابان قدس/خیابان ایتالیا/پ:98/ تلفن: 88998600-021/ نمابر: 89774381-021
www.mahdaviat.ir
info@mahdaviat.ir
Entesharatbonyad@chmail.ir
تقدیم به:
سید الأوصیاء، مظهر العجائب، اسد الله الغالب، قسیم الجنة و النار، نفس الرسول، زوج البتول، باب مدینه العلم، النَّبأ العظیم، ابو الائمة الطاهرین، مولی الموحدین، امیرالمؤمنین، یعسوب الدین، حبل الله المتین، قرآن ناطق، ابو الحسن علیبن ابیطالب علیه السلام آنکه فرمود: «اگر بخواهم میتوانم بار چهل شتر را از شرح «بسم الله» فراهم سازم».(1)
1) . «رَوَی ابْنُ عَبَّاسٍ عَنْهُ أَنَّهُ شَرَحَ لَهُ فِی لَیْلَةٍ وَاحِدَةٍ مِنْ حِینَ أَقْبَلَ ظَلَامُهَا حَتَّی أَسْفَرَ صَبَاحُهَا فِی شَرْحِ الْبَاءِ مِنْ بِسْمِ اللَّهِ وَ لَمْ یَتَقَدَّمْ إِلَی السِّینِ وَ قَالَ لَوْ شِئْتُ لَأَوْقَرْتُ أَرْبَعِینَ بَعِیراً مِنْ شَرْحِ بِسْمِ اللَّهِ»؛ (علامه مجلسی، بحارالانوار، ج40، ص186).
پیشگفتار
قرآن و عترتِ رسول خدا علیهم السلام، دو امانت گرانبهایی است که در میان امت به ودیعت گذاشته شده است؛ چنانچه رسول خدا در حدیث ثقلین، پس از معرفی این دو امانت گرانبها فرمودند: «فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونی فِیهِمَا؛ پس بنگرید دربارة این دو؛ چگونه جانشینی برایم خواهید بود»(1).
«هنگامی که موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت، گفت: پس از من، بد جانشینانی برایم بودید (و آیین مرا ضایع کردید)!»(2)
برای اینکه سرنوشت ما همانند قوم ناسپاس بنیاسرائیل نباشد، لازم و ضروری است تا نهایت توجه به این دو امانت و آگاهی و شناخت و عمل خالصانه به سفارشهای آنها را داشته باشیم تا پس از ندای ((وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُون؛ آنها را نگهدارید که باید بازپرسی شوند!))(3)پاسخ قابل قبولی داشته باشیم.
یکی از زیباترین و مهمترین موضوعات در عرصة شناخت، موضوع «امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه قرآن» است. کتاب پیشرو بر آن است تا با یک نگاه کاربردی و با بهرهگیری از روایات تفسیری و تبیینی اهل بیت علیهم السلام، تعدادی از آیات قرآن که ناظر به موضوع مهدویت است را انتخاب کند و با بیان چند نکتة کاربردی در راه شناختِ وظیفه در دوران غیبت حجت خدا قدمی بردارد؛ بنابراین، در آغاز از هر جزء یک آیه انتخاب شد، سپس برای تکمیل موضوعات قرآنی مهدوی، ((أَتْمَمْناها بِعَشْر)) ده آیة دیگر نیز افزوده شد تا در این مجموعه چهل آیة مهدوی گرد آمده باشد.
زیبنده است در برنامههای جزءخوانی در ایام ماه مبارک رمضان، هر روز یک آیة مهدوی بهطور اختصار بیان شود تا مجلسمان به نور و عطر ثقلین، منور و معطَّر و معرفتمان دربارة این دو موضوع افزون گردد.
اگر موعود امتها و امید مظلومان برای نجات بشریت، اصلاح عالم، تحقق عدالت جهانی، فراهم کردن زمینة سعادت دنیا و عقبایشان، به وسیلة خارج کردن قرآن از مهجوریت و قرار دادنِ آن در متن زندگی، به آن اهداف بلند دست مییابد، و ما نیز هر جمعه ندبهکنان چنین میگوییم که: «أَیْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیَاءِ الْکِتَابِ وَ حُدُودِهِ؛ کجاست آنکه آرزویش داریم برای زنده کردنِ قرآن و حدودش؟»، پس منتظران او نیز باید با محور قرار دادن قرآن در همة زندگی، شایستگی خود را برای یاری امامشان ثابت کنند.
به این ترتیب، در این مجموعه در آغاز هر جزء، نمونهای از موضوعات قرآنی بیان شده تا أُنس ما با این نسخة شفابخش و روشنگرِ هر حقیقت و نقشه و معبر راه رستگاری، روز به روز بیشتر و بهتر گردد.
به امید آنکه با عمل به سفارش سیدالأوصیاء، امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب علیه السلام موجبات رضایت خاتم الأوصیاء بقیةاللهالاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف را فراهم نماییم، آنجا که فرمودند:
قرآن را فرا گیرید که بهترین گفتههاست و در آن بیاندیشید که بهار قلبها است، از نور آن شفا بجویید که شفای دلهای بیمار است، آن را به نیکوترین وجه تلاوت کنید که سودبخشترین سرگذشت ها است.(1)
پس، برآن باشیم تا با عمل به دستورات «رَبِیعُ الْقُلُوبِ» زمینة ظهور «رَبِیعِ الْأَنَام» را فراهم کنیم.(2)
Abazar12@chmail.ir , Abazari14@gmail.com
محمود اباذری
قم، 25 ذی الحجة، سالروز ماجرای مباهله
مطابق با 17 مهر ماه 1394
1) . «وَ تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ الْحَدِیثِ وَ تَفَقَّهُوا فِیهِ فَإِنَّهُ رَبِیعُ الْقُلُوبِ وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُورِ وَ أَحْسِنُوا تِلَاوَتَهُ فَإِنَّهُ أَنْفَعُ الْقَصَص»؛ (نهج البلاغه، خ110).
2) . هرگونه پیشنهاد یا انتقاد خود دربارة این کتاب را میتوانید به وسیله پست الکترونیکی ذیل ارائه نمایید.
مقدمه. 11
جزء اول.. 16
ایمان به حجّت غایب و قطعیت ظهور 17
جزء دوم. 20
کابینة دولت موعود 21
سنت ابتلاء و آزمایش.... 25
غربال یاران.. 28
جزء سوم. 32
کوثرِ «حکمت». 33
جزء چهارم. 36
امدادهای غیبی.. 37
مرزبانی از حق بویژه امامت ومهدویت... 40
جزء پنجم.. 43
فرمانِ اطاعت از زمامداران معصوم الهی.. 44
جزء ششم.. 48
یارانی بی نظیر. 49
جزء هفتم.. 52
نابودی ریشه ظلم و ظالمین.. 53
جزء هشتم.. 56
ضرب الاجل توبه و جبران آنچه از دست رفته. 57
جزء نهم.. 59
بارش خیر و برکت... 60
جهاد در راه خدا و فراهم شدن زمینه یکتاپرستی و سعادت بشر. 63
جزء دهم.. 66
اسلام دین واحد جهانی خواهد شد. 67
جزء یازدهم.. 72
شایستهسالاری در امر هدایت... 73
جزء دوازدهم.. 76
سلام بر بقیةالله.. 77
جزء سیزدهم.. 80
یوسفِ حضرت فاطمه. 81
استمرار هدایت الهی تا قیامت... 84
جزء چهاردهم.. 87
پایان مهلت ابلیس.... 88
جزء پانزدهم.. 91
در چه کاروانی با کدام قافله سالار در مسیر زندگی خود، به پیش می روی؟! 92
دلیل غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و آثار وجودی او 96
جزء شانزدهم.. 102
جوجه را آخر پاییز میشمارند. 103
جزء هفدهم.. 107
مدیریت جهانی عالم به وسیله شایسته ترین انسانها 108
عطر پاکی در سراسر عالم. 111
جزء هجدهم.. 114
تحقق هدف خلقت با حاکمیت جهانی توحید ناب.. 115
جزء نوزدهم.. 118
ندای آسمانی.. 119
جزء بیستم.. 122
مضطرّ. 123
رجعت... 126
سنت زیبای نجات مستضعفان و نابودی مستکبران.. 130
جزء بیست و یکم.. 134
نعمت پنهان.. 135
جزء بیست و دوم. 139
قرار آسمان و زمین.. 140
جزء بیست و سوم. 143
دلیل غیبت حجت خدا 144
جزء بیست و چهارم. 147
وضعیت جهان پس از ظهور و حدیثی شکفت انگیز. 148
جزء بیست و پنجم.. 152
نزول حضرت عیسی مسیح علیه السلام.... 154
جزء بیست و ششم.. 156
نشانه های قیامت... 158
جزء بیست و هفتم.. 161
منتظران! به هوش باشید. 163
جایگاه انتظار و پاداش عظیم منتظران.. 166
جزء بیست و هشتم.. 170
اشتیاق و آرزوی یاری حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف.... 172
جزء بیست و نهم.. 175
چرا مضطرّ و بی قرار اماممان نشده ایم؟! 177
جزء سی ام. 181
صاحب و میزبان شب قدر 184
نمایه موضوعی آیات مطرح شده 188
فهرست برخی از منابع آیات مهدویت برای مطالعة بیشتر. 188
کتاب نامه. 189
خداوند متعال میفرماید: « (خدا) حکمت را به هر کس بخواهد، (و شایسته بداند) میدهد» برای اینکه اهمیت موضوع را بهتر دریابیم، چنین ادامه میدهد که: «و به هر کس حکمت داده شود، خیر فراوانی داده شده است» و در مرحلة سوم برای بیان بزرگی این نعمت، اضافه میکند که «جز خردمندان، (این حقایق را درک نمیکنند، و) متذکر نمیگردند».(1)
بهطور طبیعی این سؤال مطرح میشود که این خیر کثیر و این نعمت عظیم چیست که فقط صاحبان عقل و خِرد خالص قدر آن را میدانند و به آن دست مییابند؟
امام صادق میفرماید: «{مراد از حکمت} پیروی از خدا و شناخت امام است».(2)
به دلیل جایگاهِ والای معرفت امام است که مرحوم کلینی در بخش کتاب الحجه از کتاب کافی، بابی را تحت عنوان «بَابُ مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَیْه» مطرح میکند و در اینباره چهارده روایت نقل مینماید، مرحوم علامه مجلسی نیز در جلد 23 بحارالانوار عنوان دقیقتری با تعبیر « باب وجوب معرفة الإمام»بیان میکند و به چهل روایت اشاره مینماید. امام باقر علیه السلام در حدیث ششم این باب میفرماید:
کسی که بمیرد و امامی نداشته باشد، مرگش مرگِ جاهلی است و مردم هیچ عذری ندارند تا اینکه امامشان را بشناسند و کسی که بمیرد در حالی که امامش را شناخته است، پیش افتادن این امر(فرج) یا به تأخیر افتادنش به او ضرری نمیرساند و کسی که
1) . «یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثیراً وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْباب»؛ (بقره(1)، 269).
2) . عن أبی بصیر عن أبی عبد الله علیه السلام فی قول الله عز و جل: «وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً» فقال طاعة الله و معرفة الامام»؛ ( عروسی حویزی، نور الثقلین، ج1، ص 287، ذیل آیه شریفه 269 سوره بقره).
بمیرد در حالی که امامش را شناخته است، همانند کسی است که با حضرت قائم در خیمهاش بوده باشد.(1)
از مطمئنترین راههای شناخت حجت خداوند، مراجعه به قرآن است، بنابراین برای دستیابی به یک شناخت دقیق و عمیق دربارة «امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه قرآن» باید خودِ قرآن شناخته شود. لذا فرمود:
بگو این قرآن برای کسانی که ایمان بیاورند، هدایت و شفا است و کسانی که ایمان نمیآورند، در حقیقت گوششان دچار سنگینی شده و همین قرآن مایة کوری آنان است.(2)
و در جای دیگر فرمود: «و ما آنچه از قرآن فرستیم، شفای دل و رحمت الهی بر اهل ایمان است، لیکن کافران را به جز زیان چیزی نخواهد افزود».(3)
اگر شناخت ما از قرآن ناقص باشد، قطعاً بهرة لازم را از قرآن نخواهیم برد و در استفاده از آن به مشکل دچار خواهیم شد.
چشمهای را با آب گوارا در نظر بگیرید که به اقیانوسی بیکران از همان جنس متصل باشد، ظاهر آن برای سادهاندیشان، محدود و تمام شدنی است، امّا حقیقت برای ژرف اندیشان چیز دیگری است.
قرآن چشمهساری از حقایق و معارفِ پایانناپذیر است که عقبة آن، در عالم غیب و در «لوح محفوظ» است. به این ویژگی قرآن با تعبیر «تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْء» اشاره شده است، آنجا که فرمود: «و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز و مایة
1) . «عَنِ الْفُضَیْلِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام یَقُولُ مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ فَمَوْتُهُ مِیتَةٌ جَاهِلِیَّةٌ وَ لَا یُعْذَرُ النَّاسُ حَتَّی یَعْرِفُوا إِمَامَهُمْ وَ مَنْ مَاتَ وَ هُوَ عَارِفٌ لِإِمَامِهِ لَا یَضُرُّهُ تَقَدُّمُ هَذَا الْأَمْرِ أَوْ تَأَخُّرُهُ وَ مَنْ مَاتَ عَارِفاً لِإِمَامِهِ کَانَ کَمَنْ هُوَ مَعَ الْقَائِمِ فِی فُسْطَاطِه»؛ (علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج23، ص78).
2) . «...قُلْ هُوَ لِلَّذینَ آمَنُوا هُدی وَ شِفاءٌ وَ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ فی آذانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی...»؛ (فصلت(41)، 44).
3) . «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً»؛ (اسراء(7)، 82).
هدایت، رحمت و بشارت برای مسلمانان است!».(1)در تبیین این حقیقت در حدیث گرانبهای ثقلین در وصف قرآن چنین آمده است: «کِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْض...؛ کتاب خدا، ریسمانی کشیده شده از آسمان به سوی زمین است».(2)
یعنی سرِ دیگر این حقیقت در آسمان و عالم دیگری است در نتیجه، معارف قرآن به آنچه که ما میبینیم و میفهمیم پایان نمییابد و هر آنچه را که بشر در عرصة هدایت و کمال در هر عصر و زمانی بدان نیاز دارد، دربر میگیرد.
در بیانی روشنتر آنگاه که در کنار دریا ایستادهاید، با دریایی از عظمت و شگفتی روبهرو هستید و به میزان توان و علاقة خود از آن بهره میبرید و با نگاه کردن، شنا نمودن، قایقسواری و... از این نعمت الهی استفاده میکنید؛ اما آنچه که مهم است، این است که همة دریا این نیست.
دریا اعماقی نیز دارد که فقط غواصان توانمند به آن راه دارند و به وسیلة آنها میتوان به گوشههایی از عظمت اعماقِ آن، پی برد.
قرآن، نیز همانند دریا ظاهر و باطنی دارد. ظاهرش دریایی است از معارف که هر کس فراخور توان، توجه و تدبرش در قرآن و البته با توجه به اصول و قواعد فهم قرآن، میتواند ازآن بهره ببرد و علم تفسیر نیز به این بخش توجه دارد.
شایان ذکر است که شیوة بیانِ قرآن در این مرحله، این است که به بیان اصول و کلیات بسنده میکند و راه آگاهی از جزئیات را به مبیِّن الهی خود ارجاع میدهد؛ همانطور که اصل وجوب نماز، روزه، حج و مانند آنها در قرآن آمده ولی همة امت اسلام، جزئیات آنها را به وسیله سنت پیگیری میکنند.
موضوع مهدویت نیز به همین شکل است. اصل حاکمیت جهانی اسلام، مدیریت جهانی عالَم بهوسیلة «عِبادی الصَّالِحوُن»، نجات مظلومانِ عالم و نابودی مستکبران،
در قرآن آمده است، ولی جزئیات آن را باید در بیان معصومان علیهم السلام جستجو کرد، به همین دلیل خداوند فرموده است که قرآن ((تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْء؛ بیانگر همه چیز است)).(1)
و در آیة کریمه دیگری فرمود: ((وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ؛ و ما این ذکر [قرآن] را بر تو نازل کردیم، تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها روشن سازی و شاید اندیشه کنند!))(2).
همانطور که اشاره شد، قرآن ظاهری با معارف ناب دارد. اما واقعیتِ مهمتر این است که همة معارف قرآن به این ظاهر ختم نمیشود و همانند دریا که باطن و اعماقی پنهان از دید ما داشت، قرآن نیز باطن و اعماقی از معارف پایانناپذیر دارد که به اقتضای آن موضوع، از دید ما پنهان شده است، خداوند در قرآن میفرماید:
«سوگند به جایگاه ستارگان. و این سوگندی است بسیار بزرگ، اگر بدانید که آن، قرآن کریمی است که در کتاب محفوظ و پنهانی جای دارد».(3)
که فقط غواصان الهی از آن خبر دارند و در ادامه میفرماید: «و جز پاکان نمیتوانند به آن دست زنند [دست یابند]».(4)
این پاکان همان کسانی هستند که خداوند در سورة احزاب آنها را گرامی داشته است:
«خداوند فقط میخواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد».(5)
اکنون با توجه به آنچه گذشت، راز حدیث ثقلین مشخص میشود که فرمود: «من
1) . نحل(16)، 89.
2) .« وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»؛ (همان، 44).
3) . «فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظیمٌ إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَریمٌ فی کِتابٍ مَکْنُونٍ»؛ (واقعه(16)، 75 تا 78).
4) . «لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ»؛ (همان، 79).
5) . «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا»؛ (احزاب(33)، 33).
دو چیز گرانبها را میان شما به امانت میگذارم» و اینکه چرا نمیتوان گفت: «حَسْبُنَا کِتَابُ اللَّه»!؟ و اگر در ادامة حدیث فرمود: «و این دو هرگز از هم جدا نمیشوند و پیوسته تا سر حوض کوثر با هم هستند» سرِّ آن نیز در همین نکته پنهان است.(1)
نتیجه
در قرآن به ویژه دربارة موضوعاتی که از سوی دشمنان نسبت به آن حساسیتِ ویژهای وجود دارد، اصول و کلیات بیان میشود و برای پی بردن به جزئیات، راهی را که قرآن در آیات متعدد از جمله آیة 44 سورة نحل، سفارش نموده؛ یعنی رجوع به «مبینان الهی قرآن» باید طی کرد.
قرآن افزون بر ظاهر، باطنی نیز دارد که در کسب معرفت و شناخت از دیدگاه آن، باید به هر دو عرصه توجّه کرد و به وسیلة بیانات امامان معصوم علیهم السلام، همان غواصان الهی قرآن، از لایههای درونی و به اصطلاح بطون و نهانِ این کتاب آسمانی آگاه شد، بهویژه اینکه بسیاری از معارف مهدویت در بطن و تأویل آیات مطرح شده و بهوسیلة رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و اهلبیت طاهرش علیهم السلام، از آن پرده برداشته شده و در اختیار ما قرار گرفته است.
اکنون بنابر آنچه گذشت، نمونههایی از آیات مهدویت به منتظران موعود تقدیم میگردد.
1) . قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی أَحَدُهُمَا أَعْظَمُ مِنَ الآخَرِ کِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الأَرْضِ وَعِتْرَتِی أَهْلُ بَیْتِی وَلَنْ یَتَفَرَّقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَی الْحَوْضَ فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونِی فِیهِمَا»؛ (ابوعیسی ترمذی، سنن ترمذی (یک جلدی) کتاب المناقب، باب32، مناقب اهلبیت النبی، ح3797، ص992).
این جزء سورة حمد و سوره بقره تا آیه 142 را دربر میگیرد.
در اولین سوره یا همان فاتحة الکتاب، راه و رسم حمد و ستایش الهی و راز و نیاز با او را به بندگانش میآموزد و بخشی از آن حمد و ثنای الهی و بخش دیگر، درخواستهای بنده از آفریدگار خود میباشد بهویژه، قرار گرفتن در راه هدایت و حرکت کردن به دنبال قافلهسالارِ این راه.
سورة بقره که طولانیترین سورة قرآن و از سورههای مدنی است، به موضوعات مختلفی اشاره میکند. ابتدا چند آیه دربارة پرهیزگاران، سپس دو آیه دربارة کافران و به دنبال آن سیزده آیه پیرامون منافقان دارد و در ادامه از توحید، تحدّی، و اعجازِ قرآن سخن به میان میآید و از آیة 30 به بعد، موضوع خلقت انسان، ماجرای سجدة فرشتگان و هبوط حضرت آدم و حوا مطرح میشود.
سپس از آیة 40 به بعد با بیان سرگذشت بنیاسرائیل، درسهای مهم اعتقادی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی را به مسلمانان گوشزد میکند؛ از جمله:
وفای به عهد و پیمان الهی و پایبندی به حق(40 به بعد)، فراموش نکردن نعمت های الهی و عبرت گرفتن از خطاهای گذشته(49 به بعد)، حبّ دنیا و خیانت در دین(78 تا 81)، منتظران خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلم و کفر ورزیدن به او؛ علل و عوامل (89
تا101)، هدفهای شوم اهل کتاب و خوشخیالی برخی از ساده لوحان(105 به بعد).
برخی از آیات مهدویت در این جزء(1)
ردیف
سوره
آیه
موضوع
1
بقره
3
ایمان
به حجت غایب و حتمیت ظهور
2
=
56
و 73
رجعت
در اقوام گذشته(2)
3
=
114
خواری
و ذلت دشمنان با قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
4
=
115
وجه
الله بودن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پر نمودن شرق و غرب عالم از عدل و داد
آیة منتخب
((ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیبَ فیهِ هُدی لِلْمُتَّقینَ. الَّذینَ یؤْمِنُونَ بِالْغَیبِ؛ این کتاب که در آن هیچ شکی نیست، راهنمای پرهیزکاران است؛ کسانی که به غیب ایمان میآورند))(3).
راوی میگوید: از امام صادق دربارة آیة ((الم ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدی لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ)) سؤال کردم، ایشان فرمودند: پرهیزگاران، پیروان حضرت علی هستند و (مراد از) «غیب»، حجت غائب است و شاهد آن قول خداوند است که میفرماید: «بگو: غیب تنها برای خدا است! شما در انتظار باشید، من هم با
شما در انتظارم!».(1)
در روایت دیگری از ایشان آمده است: «ایمان به غیب، یعنی اقرار به قیام قائم که حق است».(2)
نکتهها
الف) ایمان به غیب، مانند آستانه و درگاهی است که با ورود به آن، انسان از مرتبة حیوانی که به درک محسوسات محدود میشود، بیرون میآید و به مرتبة والای انسانیت وارد میشود و درمییابد که وجود بزرگتر و فراگیرتر از دایرة محسوسات است.(3)
ب) غیب مطلق، خداوند متعال است؛ او را با چشم سر نمیتوان دید؛ نه در دنیا و نه در آخرت. مهمترین ویژگی «متقین» این است که با تمام وجود، به آفریدگار هستی و آنچه او از آن خبر داده است، باور دارند. همچنان که در آیة 162 سورة «نساء» به آن تصریح شده است.
ج) بر اساس روایات، یکی از مهمترین مصداقهای «غیب»، ایمان به «حجّت غایب» و یقین به «ظهور» اوست.
د) متقین مانند کسانی نیستند که میگویند: اگر امام وجود دارد، پس کجاست؟ و چرا او را نمیبینیم؟ بلکه با دلایل عقلی، قرآنی و روایی به یقین رسیدهاند که خداوند هرگز هستی را بدون حجّت رها نمیکند و همانطور که بسیاری از انبیای الهی و
1) . «عَنْ یَحْیَی بْنِ أَبِی الْقَاسِمِ قَالَ سَأَلْتُ الصَّادِقَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ الم ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدی لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ فَقَالَ الْمُتَّقُونَ شِیعَةُ عَلِیٍّ وَ الْغَیْبُ فَهُوَ الْحُجَّةُ الْغَائِبُ.وَ شَاهِدُ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ وَ یَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِین»؛ (یونس(10)، 20؛ شیخ صدوق، کمالالدین وتمامالنعمة، ج2، باب 1 (33)، ص340، ح20).
2) . «عَنْ دَاوُدَ بْنِ کَثِیرٍ الرَّقِّیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ» قَالَ: مَنْ أَقَرَّ بِقِیَامِ الْقَائِمِ أَنَّهُ حَقٌّ»؛ (همان، ح19).
3) . سید قطب، فی ظلال القرآن، ج 1، ص40.
اوصیای آنها بر اساس حکمت الهی، مدتی از قوم خود غایب میشدند، اکنون نیز حجّت خداوند غایب است و سرانجام روزی ظهور خواهد کرد.(1)
ه-) از مهمترین آسیبها و خطراتی که منتظران را در دوران غیبت تهدید میکند، شک و تردید دربارة وجود و ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است که ممکن است از دو موضوع سرچشمه گرفته باشد:
متقین به خداوند و وعدههای او ایمان دارند و از آنجاکه مژده و نوید ظهور حضرت را خودِ خداوند داده است، هرگز دچار شک و تردید نمیشوند و همچنان چشم به راهِ مقدم نورانی وی باقی میمانند.
آنها اینچنین با محبوب خود نجوا میکنند:
پس اگر روزگار (غیبت) به طول انجامد و و زمان به درازا بکشد، بر یقین و محبت و اعتمادم به شما و چشم به راه بودنم نسبت به ظهورت و بر مرزبانیم (نسبت به این اعتقاد) با جان و مال و هر آنچه که خداوند به من عطا نموده است، افزوده خواهد شد.(2)
1) . به سفارش امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کتاب کمالالدین و تمامالنعمه بهوسیله مرحوم شیخ صدوق، با همین انگیزه تألیف شد و باب اول تا پانزدهم از جلد اول این کتاب درباره غیبت انبیاء گذشته است. چنانچه در مقدمه کتاب، بحث مهمی را درباره خلیفةالله و ضرورت وجود او و همچنین در پایان کتاب بحث زیبایی را درباره دوران فترتِ رسل مطرح مینماید و تأکید میکند که فاصله بین حضرت عیسی علیه السلام و حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، دوران فترت رسول بود نه فترت حجت.
2) . «فَلَوْ تَطَاوَلَتِ الدُّهُورُ وَ تَمَادَتِ الْأَعْمَارُ، لَمْ أَزْدَدْ فِیکَ إِلَّا یَقِیناً، وَ لَکَ إِلَّا حُبّاً، وَ عَلَیْکَ إِلَّا مُتَّکَلًا وَ مُعْتَمَداً، وَ لِظُهُورِکَ إِلَّا مُتَوَقَّعاً وَ مُنْتَظَراً، وَ لِجِهَادِی بَیْنَ یَدَیْکَ مُتَرَقَّباً، فَأَبْذُلُ نَفْسِی وَ مَالِی وَ وُلْدِی وَ أَهْلِی وَ جَمِیعَ مَا خَوَّلَنِی رَبِّی بَیْنَ یَدَیْک»؛(علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج99، ص99؛ مفاتیحالجنان، فرازی از زیارت حضرت در «زیارت سرداب مقدس» ).
این جزء از آیة 142 سورة بقره آغاز میشود و به آیة 252 این سوره پایان مییابد.
خداوند در این آیات ابتدا از تغییر قبله سخن میگوید و سپس به موضوعات مختلفی میپردازد؛ ازجمله:
نعمتِ بزرگ وحی و نبوت و شکر این نعمت(150 تا 152)، صبر و نماز(153)، شهادت در راه خدا(154)، کتمان حقایق و جرم سنگین آن(159 تا 163)، آیات و نشانه های الهی در خلقت(164)، سرانجامِ ذلت بار پیروی از غیر خداوند(165 تا 167)، هشدار نسبت به سیاست گام به گام شیطان(168 تا 169)، تقلید کورکورانه(170تا171)، روزی حلال و شکر آن (172)، قصاص و راز آن (178 و 179)، وصیت (180 تا 182)، لیلة المبیت (207)، راز گرفتاریها (214)، سفارش به ایتام (220)، ملاک ردّ و قبول در ازدواج(221)، محافظت از نماز(238 تا 239).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
5
بقره
148
اصحاب
خاص
6
=
155
تا 157
آزمونهای
پیش از ظهور
7
=
210
امدادهای
غیبی هنگام ظهور
8
=
243
رجعت
در اقوام گذشته
9
=
249
غربال
یاران
آیة منتخب(1)
((وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیها فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیر؛(1)هر طایفهای قبلهای دارد که خداوند آن را تعیین کرده است. در نیکیها و اعمال خیر، بر یکدیگر سبقت جویید! هر جا باشید، خداوند همة شما را (برای پاداش و کیفر در برابر اعمال نیک و بد، در روز رستاخیز،) حاضر میکند زیرا او بر هرکاری تواناست)).
امام سجاد علیه السلام میفرماید: «کسانی که از بسترشان ناپدید میشوند، 313 مرد به تعداد اهل (جنگ) بدر هستند. پس در مکه حاضر خواهند شد و این قول خداوند است که میفرماید: «أَیْنَ ما تَکُونُوا...» و آنان اصحاب حضرت قائم هستند».(2)
امام صادق علیه السلام نیز در اینباره میفرماید: «قطعاً این آیه دربارة ناپدپدشدگان از اصحاب قائم نازل شده است که میفرماید: «أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ...» همانا آنها شبانه از بسترهایشان ناپدید میشوند و صبح در مکه خواهند بود و بعضی از آنان در ابرها حرکت میکنند و با اسمش و اسم پدرش و ویژگی و نسبش شناخته میشوند. مفضل میگوید: به حضرت عرض کردم: فدایتان شوم کدامشان از نظر ایمان با عظمتتر هستند؟ امام علیه السلام فرمود: آنکه روز در ابرها حرکت میکند».(3)
1) . بقره(2)، 148.
2) . «عَنْ سَیِّدِ الْعَابِدِینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ قَالَ: الْمَفْقُودُونَ عَنْ فُرُشِهِمْ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا عِدَّةُ أَهْلِ بَدْرٍ فَیُصْبِحُونَ بِمَکَّةَ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً وَ هُمْ أَصْحَابُ الْقَائِمِ»؛ (شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج2، ص 654، باب 57 ما روی فی علامات...، ح21).
3) . «عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَال قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ فِی الْمُفْتَقِدِینَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً إِنَّهُمْ لَیَفْتَقِدُونَ عَنْ فُرُشِهِمْ لَیْلًا فَیُصْبِحُونَ بِمَکَّةَ وَ بَعْضُهُمْ یَسِیرُ فِی السَّحَابِ یُعْرَفُ بِاسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِیهِ وَ حِلْیَتِهِ وَ نَسَبِهِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَیُّهُمْ أَعْظَمُ إِیمَاناً قَالَ الَّذِی یَسِیرُ فِی السَّحَابِ نَهَاراً»؛ (همان، ص673، باب 58 فی نوادر الکتاب، ح24).
نکتهها
الف) در ادامة آیات مربوط به تغییر قبله، به دلیل شیطنت و شبههافکنی یهودیان، خداوند در این آیه میفرماید: موضوع قبله چیزی نیست که این قدر مورد گفتگو واقع شود. هر امتی قبلهای دارد؛ مهم این است که در کارهای خیر از یکدیگر سبقت بگیرید؛ سپس برای تهدید دشمنان و امید بخشی به مؤمنان میفرماید: «خداوند شما را هر کجا باشید (در روز قیامت)، جمع خواهد نمود و او چنین قدرتی را دارد».
ب) روایتهای زیادی به حقیقت نهفته در بطن و نهانِ این آیه توجه داده است و آن جمع شدنِ برقآسای اصحاب ویژة امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آغاز ظهور است که به قدرت الهی در کمترین زمان در مکه جمع خواهند شد.
ج) آنچه از روایات متعدد در اینباره به دست میآید، این است که این افراد که به تعداد اهل بدر هستند، از یاران ویژه و فرماندهان ارشدِ سپاه حضرت و به عبارت دیگر «کابینة» ایشان به شمار میآیند و دارای ویژگیهای منحصر به فردی هستند؛ برخی از ویژگی آنان عبارت است از:
قدرت چهل مرد را دارند،(1)همه چیز حتی درندگان و مرغان هوا، مطیع آنان است.(2)باطنبین هستند و کافران ومنافقان را از چهرة آنها میشناسند،(3)وظیفة خود را در کف دست خود میبینند،(4)روی آب حرکت میکنند(5)و...
د) در آغاز ظهور، اولین کسی که با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بیعت میکند، حضرت جبرئیل
است، سپس همین یارانِ ویژه با ایشان بیعت مینمایند.(1)
ه-) دربارة این مسأله که آیا همة آنان تا زمان ظهور زنده هستند یا اینکه افرادی از آنان که از دنیا رفتهاند و با ظهور حضرت، رجعت خواهند نمود، بیان صریحی دیده نشده؛ اما از ظاهر روایات،(2)چنین به دست میآید که برخی از آنها از دنیا رفتهاند و با ظهور حضرت به اذن الهی رجعت خواهند نمود. افزون بر اینکه هیچ دلیلی نیز بر عمر طولانی این افراد نداریم.
و) بنابر برخی روایات در میان آنان پنجاه زن وجود دارد؛ اکنون دو سؤال مطرح میشود که:
آیا این زنان، جزء 313 نفر هستند؟
نقش آنها چیست؟ آیا آنها نیز همانند مردان، فرماندهی و مدیریت امور را در دست خواهند داشت؟
در پاسخ سؤال اول باید گفت: تعبیر روایت این است که «فِیهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَة» در بین آنان پنجاه زن هستند، نفرمود: «منهم خمسون امرأة» از آنها پنجاه زن هستند تا دلالت کند که بخشی از 313 نفر زن هستند.
افزون بر آن، حکمت عدم ریاست و امامت زنان امری نیست که با گذشت زمان تغییر نماید؛ چرا که بر اساس فطرت و ساختار جسمی و روحی آنان، از سوی خدای حکیم این مسئولیت از دوش آنها برداشته شده و مسئولیت مهمتر و حساستری بر عهدة آنان قرار داده شده است و آن، تربیت انسان است. نقش مادر در اینباره منحصر به فرد است تا آنجا که فرزند یزید با دودمان خود متفاوت بود؛ زیرا مادری شایسته داشت و قطعاً این313 نفر نیز از اصحاب خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، در پرتو تربیت مادرانی شایسته و پاکدامن به این عظمت دست یافتهاند.
نکتة مهم این است که واگذاری مسئولیت خانواده و امور سیاسی و اجتماعی به مردان هرگز به معنای برتری و فضیلت آنها بر زنان نیست، بلکه بر اساس حکمت الهی به هر کدام از زن و مرد متناسب با ساختار جسمی و روحیشان، مسئولیتهایی واگذار شده است، اما مسألة فضیلت و برتری را ایمان و تقوا تعیین میکند، چرا که ((إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُم؛گرامیترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست)).(1)
و اما دربارة سؤال دوم باید گفت در یک قیام و انقلاب جهانی، مأموریتهایی یافت میشود که لازم است زنان آن را بر عهده بگیرند، مانند: آنچه در گذشته اتفاق افتاده است؛ مثلِ مأموریت حساسِ انتقال عایشه از کوفه به مدینه که به وسیلة بیست نفر از زنان انجام شد.(2)
بنابر روایات، این زنان به مداوای مجروهان و پرستاری بیماران میپردازند، همانگونه که در صدر اسلام در برخی از جنگها، مثل جنگ احد همراه رسول خدا به این امور میپرداختند.(3)
ز) یکی از شرایط ظهور، کامل شدن تعداد یاران خاص میباشد اما این، تنها شرط ظهور نیست بلکه ظهور شرایط دیگری نیز دارد که با فراهم شدن همة آنها، به اذن الهی فرمان ظهور صادر خواهد شد.
گرچه ظاهر برخی از روایات(4)این است که با کامل شدن این تعداد، ظهور واقع خواهد شد؛ اما مهم این است که این افراد، شخصیت های بیمانندی هستند که از نظر ویژگیهای ایمانی، بصیرت، مدیر و مدبر بودن و اوصافی مانند این، در مرتبههای
1) . حجرات(49)، 13.
2) . ضامنالمدنی، وقعة الجمل، ص149.
3) . « عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَقُولُ: یُکَرُّ مَعَ الْقَائِمِ ثَلَاثَ عَشْرَةَ امْرَأَةً قُلْتُ: وَ مَا یَصْنَعُ بِهِنَّ؟ قَالَ: یُدَاوِینَ الْجَرْحَی، وَ یَقُمْنَ عَلَی الْمَرْضَی، کَمَا کَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ»؛ (محمد صبری، دلایل الامامه، ص484، ح 479 / 83).
4) . «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ دَخَلَ عَلَیْهِ بَعْضُ أَصْحَابِهِ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی وَ اللَّهِ أُحِبُّکَ وَ أُحِبُّ مَنْ یُحِبُّکَ یَا سَیِّدِی مَا أَکْثَرَ شِیعَتُکُمْ فَقَالَ لَهُ اذْکُرْهُمْ فَقَالَ کَثِیرٌ فَقَالَ تُحْصِیهِمْ فَقَالَ هُمْ أَکْثَرُ مِنْ ذَلِکَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ أَمَا لَوْ کَمُلَتِ الْعِدَّةُ الْمَوْصُوفَةُ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ کَانَ الَّذِی تُرِیدُون..»؛ (ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص 203، باب 12، ح4).
بسیار بالایی قرار دارند؛ شخصیتهایی مانند: مالک اشتر، اصحاب امام حسین علیه السلام، امام خمینی(ره) و... سالیان سال باید بگذرد تا عالَم چنین شخصیتهایی به خود ببیند.
ح) یاران حضرت، به این تعداد پایان نمییابد، بلکه حلقة بعدی، ده هزار نفر میباشند که با کامل شدن این عده، ایشان از مکه خارج خواهند شد،(1)سپس بر تعداد یارانش افزوده خواهد شد و هیچ محدودیتی برای پیوستن به ایشان وجود ندارد مگر آنچه از سوی خود انسان باشد و او را از یاری امام باز دارد؛ اموری مانند: حبّ ریاست، دنیاطلبی، جهل، سستی و ترس از مال و جان خود و ... .
ط) تلاش برای تربیت چنین یارانی، میتواند در تعجیل ظهور بسیار مؤثر باشد که در اینباره، زنان نقش بیمانندی دارند و میتوانند در جهت تربیت «مهدی یاوران» نقش خود را ایفا نمایند.
لازم است ملاک و معیارها در پذیرش و انتخاب همسر آینده و رسم و رسومات موجود برای تشکیل خانواده، به این سمت هدایت شود و خانوادههایی بهوجود بیایند که زمینه و بستر تربیت «عِبادِیَ الصَّالِحُون» در آن فراهم شود.
آیة منتخب(2)
((وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ. الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ. أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُون؛ قطعاً همة شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش در مالها و جانها و میوهها آزمایش میکنیم و بشارت ده به استقامتکنندگان! آنها که هرگاه مصیبتی به ایشان میرسد، میگویند: «ما از آنِ خداییم و به سوی او باز میگردیم!» اینها، همانها
1) . « عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ الثَّقَفِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ الْبَاقِرَ علیه السلام یَقُولُ: الْقَائِمُ مِنَّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْب....فَإِذَا اجْتَمَعَ إِلَیْهِ الْعِقْدُ وَ هُوَ عَشَرَةُ آلَافِ رَجُلٍ خَرَج..»؛ (شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج1، ص331، باب32، ح 16).
هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدایتیافتگان!)) (1)
امام صادق علیه السلام در اینباره میفرماید:
همانا در پیش روی حضرت قائم، برای مؤمنین از سوی خداوند نشانههایی خواهد بود. محمدبن مسلم عرض کرد: فدای شما شوم. آن نشانهها چیست؟
فرمودند: آن قول خداوند است که فرمود: «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ» یعنی پیش از قیام حضرت قائم شما مؤمنین را خواهم آزمود «بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ؛ آنان را به چیزی از ترس از سوی پادشاهان از فرزندان فلان در آخر حکومتشان و گرسنگی با بالارفتن قیمتها(تورم) «وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ»و کساد شدن تجارت و کمی سود و از دست دادن جانها یعنی مرگی سریع و فراگیر (بهگونهای که مردم از دفنشان عاجز مانند) و نقصی در میوهها یعنی کاهش برداشت محصول آزمایش میکند، «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ» در این هنگام صبرکنندگان را به تعجیل قیام حضرت قائم بشارت دهید.
سپس حضرت فرمودند: «ای محمد! این تأویل آیه است و خداوند میفرماید:«وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْم؛در حالی که تفسیر آنها را جز خدا و راسخان در علم نمیدانند.(2)
1) . بقره(2)، 155 تا 157.
2) . «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَقُولُ: إِنَّ قُدَّامَ الْقَائِمِ عَلَامَاتٍ تَکُونُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْمُؤْمِنِینَ. قُلْتُ: وَ مَا هِیَ جَعَلَنِی اللَّهُ فِدَاکَ؟ قَالَ: ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ یَعْنِی الْمُؤْمِنِینَ قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ. قَالَ: یَبْلُوهُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ مِنْ مُلُوکِ بَنِی فُلَانٍ فِی آخِرِ سُلْطَانِهِمْ. وَ الْجُوعِ بِغَلَاءِ أَسْعَارِهِمْ. وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ؛ قَالَ: کَسَادُ التِّجَارَاتِ وَ قِلَّةُ الْفَضْلِ. وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَنْفُسِ؛ قَالَ: مَوْتٌ ذَرِیعٌ. وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ؛ قَالَ: قِلَّةُ رَیْعِ مَا یُزْرَعُ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ عِنْدَ ذَلِکَ بِتَعْجِیلِ خُرُوجِ الْقَائِمِ. ثُمَّ قَالَ لِی: یَا مُحَمَّدُ! هَذَا تَأْوِیلُهُ؛ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ: وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْم»؛ (شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج2، ص649، باب57، ح3).
نکتهها
الف) در بسیاری از روایات برای ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، نشانههایی بیان شده است(1)که میتوان آنها را به نشانههای دور و نزدیک، طبیعی و غیر طبیعی، حتمی و غیر حتمی تقسیم نمود.
ب) کارکرد این علائم و سرّ بیان آنها از سوی امامان معصوم علیهم السلام را میتوان اینچنین خلاصه کرد:
همانگونه که فجر صادق، آیت و نشانه طلوع خورشید است؛ علائم حتمی نقش عمدهای در اینباره دارند.
فجر کاذب، آیت مدعیان دروغین در دوران تاریک غیبت است.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در بخشی از آخرین توقیع خود در پایان دوران غیبت صغرا، به علی بن محمد سمری، چهارمین نائب خویش، میفرماید:
و در بین شیعیانم کسانی خواهند آمد که ادعای مشاهده (ادعای نیابت خاص) میکنند، بدانید هر کس قبل از ندای آسمانی و خروج سفیانی ادعای مشاهده (نیابت خاص) نماید، او بسیار دروغگو و افترا زننده است.(2)
فراموش نشدنِ امام و ادامة زمینهسازی ظهور.
تقویت امید و رهایی از ناامیدی با تحقق نشانههای ظهور که به تدریج در طول دورانِ غیبت دیده شده و دیده میشوند؛ مانند نشانه: فرو رفتن علم در شهر نجف و
1) . نعمانی، الغیبه ، باب 14 و 18؛ شیخ صدوق ؛ کمالالدین و تمامالنعمة، ج2، باب57؛ بحار، ج52، باب25.
2) . «وَ سَیَأْتِی شِیعَتِی مَنْ یَدَّعِی الْمُشَاهَدَةَ أَلَا فَمَنِ ادَّعَی الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ کَاذِبٌ مُفْتَر»؛ (شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج2، ص 516، باب 45، ح44).
ظهور و بروز آن از شهر قم و انتشار علوم از قم به دورترین نقاط عالم.(1)
ج) گویا دوران غیبت، دورانِ نیروسازی برای برنامة جهانی اصلاح عالَم است که باید انسانها در کورة حوادث و مشکلاتی مانند قحطی، ناامنی، از دست دادن مال و جان و مانند این امور قرار گیرند تا مشخص شود چه کسانی همچنان راست قامت و ثابت قدم بر حق باقی خواهند ماند و راضی به رضای خدای حکیمِ خود راه مستقیم عبودیت و بندگی او را ادامه خواهند داد و چه کسانی از غربالِ آزمون غیبت خارج خواهند شد.
د) از سوی خداوند به کسانی که بر سختیهای دورانِ غیبت صبر میکنند، مژده داده شده که «عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُون» و اینان کسانی هستند که شایستگی یاری امام را خواهند داشت.
آیه منتخب (3)
((فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ مَنْ لَمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِیَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِیلًا مِنْهُمْ فَلَمَّا
1) . «عَنِ الصَّادِقِ أَنَّهُ ذُکِرَ کُوفَةُ وَ قَالَ سَتَخْلُو کُوفَةُ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ یأزر [یَأْرِزُ] عَنْهَا الْعِلْمُ کَمَا تأزر [تَأْرِزُ] الْحَیَّةُ فِی جُحْرِهَا ثُمَّ یَظْهَرُ الْعِلْمُ بِبَلْدَةٍ یُقَالُ لَهَا قُمُّ وَ تَصِیرُ مَعْدِناً لِلْعِلْمِ وَ الْفَضْلِ حَتَّی لَا یَبْقَی فِی الْأَرْضِ مُسْتَضْعَفٌ فِی الدِّینِ حَتَّی الْمُخَدَّرَاتُ فِی الْحِجَالِ وَ ذَلِکَ عِنْدَ قُرْبِ ظُهُورِ قَائِمِنَا فَیَجْعَلُ اللَّهُ قُمَّ وَ أَهْلَهُ قَائِمِینَ مَقَامَ الْحُجَّةِ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا وَ لَمْ یَبْقَ فِی الْأَرْضِ حُجَّةٌ فَیُفِیضُ الْعِلْمُ مِنْهُ إِلَی سَائِرِ الْبِلَادِ فِی الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَیَتِمُّ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ حَتَّی لَا یَبْقَی أَحَدٌ عَلَی الْأَرْضِ لَمْ یَبْلُغْ إِلَیْهِ الدِّینُ وَ الْعِلْمُ ثُمَّ یَظْهَرُ الْقَائِمُ وَ یَسِیرُ سَبَباً لِنَقِمَةِ اللَّهِ وَ سَخَطِهِ عَلَی الْعِبَادِ لِأَنَّ اللَّهَ لَا یَنْتَقِمُ مِنَ الْعِبَادِ إِلَّا بَعْدَ إِنْکَارِهِمْ حُجَّةً»؛ (علامه مجلسی، بحار، ج57، ص213، باب36 الممدوح من البلدان، ح23).
2) . «..فَإِنَّ زَیْداً کَانَ عَالِماً وَ کَانَ صَدُوقاً وَ لَمْ یَدْعُکُمْ إِلَی نَفْسِهِ إِنَّمَا دَعَاکُمْ إِلَی الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَوْ ظَهَرَ لَوَفَی بِمَا دَعَاکُمْ إِلَیْهِ إِنَّمَا خَرَجَ إِلَی سُلْطَانٍ مُجْتَمِعٍ لِیَنْقُضَه..»؛ (کلینی، کافی، ج8، ص 264، ح381).
جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ؛و هنگامی که طالوت سپاهیان را با خود بیرون برد، به آنها گفت: «خداوند، شما را به وسیلة یک نهر آب، آزمایش میکند پس کسانی که از آن بنوشند، از من نیستند و آنها که جز یک پیمانه با دست خود بیشتر از آن نخورند، از من هستند. جز عدة کمی، همگی از آن آب نوشیدند. سپس هنگامی که او و افرادی که با او ایمان آورده بودند، (و از بوتة آزمایش سالم به در آمدند) از آن نهر گذشتند، (از کمی نفرات خود ناراحت شدند و عدهای) گفتند: «امروز، ما توانایی مقابله با (جالوت) و سپاهیان او را نداریم.» اما آنها که میدانستند خدا را ملاقات خواهند کرد (و به روز رستاخیز ایمان داشتند) گفتند: «چه بسیار گروههای کوچکی که به فرمان خدا بر گروههای عظیمی پیروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامتکنندگان) است)).(1)
امام صادق علیه السلام: اصحاب طالوت به نهر(آبی) که خداوند میفرماید: «مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ» آزمایش شدند و اصحاب حضرت قائم نیز به مثل آن آزمایش خواهند شد».(2)
همچنین در حدیث دیگری از ایشان آمده است: حضرت قائم در کمتر از «فئه» قیام نمیکند و «فئه» کمتر از ده هزار نفر نیست.(3)
نکته ها
الف) یکی از سنتهای مهم الهی در این جهان، سنت ابتلاء و آزمایش است(عنکبوت: 1) تا آنجا که گاهی، ماهی دریا و صید بیابان مأمور امتحانِ بشر میشوند. (اعراف: 163 و مائده: 94).
1) . بقره(2)، 249.
2) . «عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: إِنَّ أَصْحَابَ طَالُوتَ ابْتُلُوا بِالنَّهَرِ الَّذِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی- مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ وَ إِنَّ أَصْحَابَ الْقَائِمِ یُبْتَلَوْنَ بِمِثْلِ ذَلِکَ»؛ (ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص 316، باب20، ح13).
3) . «عن حماد بن عثمان قال: قال أبو عبد الله علیه السلام لا یخرج القائم علیه السلام فی أقل من الفئة- و لا یکون الفئة أقل من عشرة آلاف»؛ (محمد عیاشی، تفسیر عیاشی، ج1، 134. حدیث دیگری نیز در اینباره وجود دارد: علامه مجلسی، بحار، ج52، ص323).
ب) یکی از سختترین ابتلائات، امتحان غیبتِ امام زمان علیه السلام است. امام صادق علیه السلام دراین باره میفرمایند:
«چارهای نیست برای مردم از اینکه خالص شوند و (خوبان از بدان) جدا شوند و غربال شوند و مردم زیادی از غربالِ(امتحان غیبت) خارج میشوند».(1)
ج) از مهمترین ویژگیهای یاران امام زمان علیه السلام، اطاعت و فرمانبرداری از ایشان است و برای رسیدن به این مرحله امتحانات سختی را باید پشت سر گذاشت تا مشخص گردد چه کسانی لیاقت یاری حضرت را دارند؟
انسان میتواند با مدیریت غرائز و کنترل امیال و خواستههای نفسانی و سلمان گونه عمل کردن و ترجیح خواستة امام زمان بر خواستة خود(2)
بلکه پیشی گرفتن از یکدیگر در پیگیری نمودن خواستههای امام زمان(3)بهویژه در زمانی که مسابقه رفاه و تجمل و چشم هم چشمیها دین و ایمان را نابود ساخته است، لیاقت خود را برای یاری حضرتش ثابت نماید.
چنانچه حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «خوشا به حال کسی که قائم ما اهل بیت را درک کند(زمان ظهورش باشد)، در حالی که که در دوران غیبت و پیش از ظهورش به او اقتدا کرده باشد».(4)
د) سختی آزمونِ اطاعت از امام را به خوبی در ماجرای حضرت خضر علیه السلام و
1) . «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: ...لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَنْ یُمَحَّصُوا وَ یُمَیَّزُوا وَ یُغَرْبَلُوا وَ یُسْتَخْرَجُ فِی الْغِرْبَالِ خَلْقٌ کَثِیرٌ»؛ (محمد کلینی، کافی، ج1، ص 370، کتاب الحجة، باب التمحیص و الامتحان، ح 2) احادیث دیگر این باب نیز بسیار مهم است.
2) «عَن أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ علیه السلام :..أَ تَدْرِی مَا کَثْرَةُ ذِکْرِی لَهُ قُلْتُ لَا قَالَ لِثَلَاثِ خِلَالٍ إِحْدَاهَا إِیثَارُهُ هَوَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی هَوَی نَفْسِهِ وَ الثَّانِیَةُ حُبُّهُ الْفُقَرَاءَ وَ اخْتِیَارُهُ إِیَّاهُمْ عَلَی أَهْلِ الثَّرْوَةِ وَ الْعُدَدِ وَ الثَّالِثَةُ حُبُّهُ لِلْعِلْمِ وَ الْعُلَمَاء»؛ (علامه مجلسی، بحار، ج22، ص327).
3) . «... اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ، الذَّابِّینَ عَنْهُ، الْمُسَارِعِینَ فِی حَوَائِجِهِ، الْمُمْتَثِلِینَ لِأَوَامِرِهِ، الْمُحَامِینَ عَنْهُ..»؛ (مفاتیحالجنان، فرازهایی از دعای عهد).
4) . «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: طُوبَی لِمَنْ أَدْرَکَ قَائِمَ أَهْلِ بَیْتِی وَ هُوَ یَأْتَمُّ بِهِ فِی غَیْبَتِهِ قَبْلَ قِیَامِه»؛ (شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج1، ص286، باب25، ح2).
حضرت موسی علیه السلام میتوان مشاهده کرد و دستآورد سفر معرفتی حضرت موسی علیه السلام را در جملة پایانی حضرت خضر علیه السلام میتوان صید نمود، آنجا که فرمود: «و من آن (کارها) را خودسرانه انجام ندادم، این بود راز کارهایی که نتوانستی در برابر آنها شکیبایی به خرج دهی!».(1)یعنی در برابرِ مأمور الهی باید تسلیم و فرمانبردار بود؛ زیرا او بر حق است و حق با اوست.(2)
ه- ) بر اساس روایات، حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام ظهور به کعبه تکیه میدهد و سیصد و سیزده نفر مرد(اصحاب خاص) نزد او جمع میشوند و اولین سخنی که میفرماید، این آیه از قرآن کریم است که: «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ». سپس میفرماید: «منم بقیةالله در روی زمین و خلیفة خدا و حجتش بر شما. پس هیچ سلام کنندهای به او سلام نمیکند مگر اینکه میگوید: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ»، پس وقتی «عِقد» یعنی ده هزار نفر مرد نزد ایشان جمع شدند، (از مکه) خارج میشود».(3)
1) . «وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْری ذلِکَ تَأْویلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً»؛ (کهف(18)، 82).
2) . «.. فَإِنَّهُمْ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُمْ لَا یُزَایِلُهُمْ وَ لَا یُزَایِلُونَه»؛ (ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص72، باب4، ح8).
3) . عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ الثَّقَفِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ الْبَاقِرَ یَقُول: «...فَإِذَا خَرَجَ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَی الْکَعْبَةِ وَ اجْتَمَعَ إِلَیْهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا وَ أَوَّلُ مَا یَنْطِقُ بِهِ هَذِهِ الْآیَةُ بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ثُمَّ یَقُولُ أَنَا بَقِیَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ خَلِیفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَیْکُمْ فَلَا یُسَلِّمُ عَلَیْهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا قَالَ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ فَإِذَا اجْتَمَعَ إِلَیْهِ الْعِقْدُ وَ هُوَ عَشَرَةُ آلَافِ رَجُلٍ خَرَج»؛(کمالالدین و تمامالنعمة، ج1، ص 331، باب 32، ح 16).
جزء سوم قرآن از آیة 253 سورة بقره آغاز و با آیة 91 سوره آل عمران پایان مییابد.
موضوعات این جزء عبارت است از:
سفارش به انفاق پیش از آنکه دیر شود(254) آیةالکرسی و دو آیه بعد از آن (255 تا 257) احتجاج زیبای حضرت ابراهیم علیه السلام با نمرود(258)، ماجرای شگفتانگیز عُزَیر نبی علیه السلام (259)، احیاء پرندگان بهوسیلة حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام (260)، رباخواری و اعلام جنگ با خدا (275 تا 281)، آداب قرض دادن در بزرگترین آیه قرآن (282 تا 284) و سرانجام آیة «آمَنَ الرَّسُول» و سفارش روایات به تلاوت آن پس از انجام فریضه.
سورة آل عمران نیز از سوره های مدنی است که در ابتدا به موضوع توحید، وحی، نبوت و سرانجام بد کافران و فرجام نیک پرهیزکاران توجه میکند و با سفارش به مؤمنان دربارة پرهیز از دوستی با کافران و همچنین توجه به سرای آخرت ادامه مییابد.
خداوند از آیة 35 به بعد، ماجرای ولادت حضرت مریم علیها السلام را یادآور میشود تا مادر یکی از پیامبران بزرگ الهی، حضرت عیسی مسیح علیه السلام، باشد و پایه های توحیدی موحدان با دیدن این آیت بزرگ الهی و مظهر قدرت حق محکم گردد؛ اما افسوس و صد افسوس که مردم قدر ندانستند و عدهای در پی قتل او برآمدند و حکمت الهی بر
این تعلق گرفت که به آسمان ها برده شود و ذخیرهای برای نبرد نهایی حق و باطل بماند.
در آیة 61 ماجرای شگفتانگیزِ مباهله مطرح میشود و مقام رفیع اصحاب کساء جلوه میکند و تا پایان این جزء سفارشهایی برای اتمام حجت اهل کتاب ارائه میگردد.
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
10
بقره
259
رجعت
در اقوام گذشته
11
=
269
ارزش
و جایگاه معرفت و شناخت امام
12
آل
عمران
46
نزول
حضرت عیسی علیه السلام
13
=
55
=
14
=
81
دوران
رجعت
15
=
83
جهانی
شدن دین اسلام با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
آیة منتخب
((یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً وَ ما یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ؛(1)(خدا) حکمت را به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) میدهد و به هر کس حمکت داده شود، خیر فراوانی داده شده است و جز خردمندان (این حقایق را درک نمیکنند و) متذکر نمیگردند)).
امام صادق علیه السلام دربارة این بخش از آیه که خداوند میفرماید: «وَ مَنْ یُؤْتَ
1) . بقره(2)، 269.
الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً» فرمودند: (مراد،) اطاعت خداوند و شناخت امام است.(1)
همچنین فرمودند: (مراد از حکمت) شناخت امام و دوری از گناهان کبیره است.(2)
نکته ها
الف) تعبیر «مَنْ یَشاءُ» به طور عمده در قرآن به قابلیت قابل و نوع انتخاب، ظرفیتها و قابلیتهای انسان ناظر است.
یعنی فیض الهی برای همه ساری و جاری است، افراد باتوجه به میزان خواست و تلاش و ایجاد زمینههای دریافت فیوضات الهی از آن بهرمند میشوند و اگر انسانی به هدایتهای الهی توجه نکند، در واقع گمراهی را انتخاب نموده است و به تعبیر قرآن «إِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَنْ یَشاءُ»(3)دربارة او صدق میکند.
ب) در این آیه از «حکمت» به عنوان خیر کثیر و به تعبیر دیگر، «کوثر»، سخن به میان آمده است و تا آنجا اهمیت دارد که فقط صاحبان عقل و خرد ناب آن را درمییابند و به دنبالش خواهند بود.(وَ ما یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ).
ج) از مهمترین مصداقهای حمکت که ریشه و مصادیقِ دیگر آن هم به شمار میآید، مسألة شناخت امام است. اگر کسی به این نعمت دست یافت، به خیر کثیر و کوثر دست یافته است و خیر و برکت و سعادت دو جهان را ازآن خود کرده است و اگر از این نعمت بزرگ محروم بود، حیات و مرگ او مانند حیات و مرگ مردم زمان جاهلیت است که هیچ بهرهای از حقیقت نداشتند.
البته باید توجه داشت که شناخت امام دارای درجات و مراتب بسیار زیادی است
1) . «عن أبی بصیر عن أبی عبد الله فی قول الله عز و جل: «وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً» فقال: طاعة الله و معرفة الامام»؛ (عروسی حویزی، نور الثقلین، ج1، ص287).
2) . «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ- فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً . قَالَ مَعْرِفَةُ الْإِمَامِ وَ اجْتِنَابُ الْکَبَائِرِ الَّتِی أَوْجَبَ اللَّهُ عَلَیْهَا النَّارَ»؛ (محمد کلینی، کافی، ج2، ص284، باب الکبائر، ح20).
3) . رعد(13)، 27؛ نحل(16)، 93؛ فاطر(35)، 8.
که باید زمینههای علمی و عملی(1)
زمینههای عملی: دوری از گناه، بهدست آوردن روزی حلال، انجام واجبات و رعایت اخلاق و آداب اسلامی و ... .
برای دریافت درجههای بالاتر را ایجاد کرد و اولین درجة معرفت و شناختِ امام این است که بدانیم او همتای نبی خداست، البته پیامبر نیست و وارث اوست، پیروی از او پیروی از خدا و رسول خداست و تسلیم او بودن در همة امور و ارجاع آنها به او و عمل به گفتار او واجب است، همچنین باید بدانیم پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم (به ترتیب)علیبن ابیطالب، حسن بن علی، حسین بن علی، علی بن الحسین، محمد بن علی، جعفربن محمد، موسیبن جعفر، علیبن موسی، محمدبن علی، علیبن محمد، حسنبن علی، و فرزندش حضرت حجت علیهم السلام، امام و حجت خدا میباشند.(2)د) معرفت و شناخت امام، محبت و دوستی و به دنبال آن اطاعت و پیروی محض از آنان را درپی دارد و سرانجام سعادت و رستگاری در دنیا و آخرت را در پی خواهد داشت: (وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً).
1) . زمینههای علمی: مطالعه کتابهای مفید و معتبر، شرکت در دورههای آموزشی مهدویت که بهوسیله مراکز معتبر مهدوی زیر نظر حوزه علمیه برگزار میشود، مراجعه به سایتهای مفید و معتبر مانند: سایت و... www.mahdi313.org.
2) . «عِنْ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد...وَ أَدْنَی مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ أَنَّهُ عِدْلُ النَّبِیِّ إِلَّا دَرَجَةَ النُّبُوَّةِ وَ وَارِثُهُ وَ أَنَّ طَاعَتَهُ طَاعَةُ اللَّهِ وَ طَاعَةُ رَسُولِ اللَّهِ وَ التَّسْلِیمُ لَهُ فِی کُلِّ أَمْرٍ وَ الرَّدُّ إِلَیْهِ وَ الْأَخْذُ بِقَوْلِهِ وَ یَعْلَمُ أَنَّ الْإِمَامَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَیْنُ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ أَنَا ثُمَّ مِنْ بَعْدِی مُوسَی ابْنِی ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وَلَدُهُ عَلِیٌّ وَ بَعْدَ عَلِیٍّ مُحَمَّدٌ ابْنُهُ وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ عَلِیٌّ ابْنُهُ وَ بَعْدَ عَلِیٍّ الْحَسَنُ ابْنُهُ وَ الْحُجَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحَسَن»؛ (خزاز رازی، کفایة الاثر، ص 263، باب ما جاء عن جعفر بن محمد).
چهارمین جزء قرآن با آیة 92 سورة آل عمران آغاز میشود و با آیة 23 سورة نساء پایان مییابد.
ازجمله موضوعات مطرح شده، در این جزء عبارتند از:
چگونه جزء «ابرار» قرار گیریم؟(92)، هشدارِ گرایش و پیروی مؤمنان از اهل کتاب(98 تا 102)، تأکید بر وحدت و پرهیز از تفرقه(103 تا 105)، ترسیم صحنهای عجیب از قیامت(106 تا 108)، راز برتری امت اسلام و خواری اهل کتاب(110 تا 112)، جنگ بدر و شگفتیهای آن(121 تا 129)، شقاوت رباخواران و سعادت انفاقکنندگان(130 تا 134)، پذیرش توبهکنندگان(135 به بعد)، جنگ احد و راز شکست پس از پیروزی و درسهای مهم این واقعه(137 تا 179)، بخل و سرانجام شومِ آن و اهمیت انفاق(180 تا 186)، پی بردن به معاد با تفکر در خلقت (190 به بعد)، برنده و بازنده در این عالم(196 به بعد) و سرانجام چهار سفارش حیاتی در آخرین آیة این سوره.
سورة نساء از جمله سورههای مدنی است که مباحث مهمی دربارة خانواده، جامعه و مسائل مربوط به حکومت و ادارة جامعه را در بر دارد.
این جزء در ابتدا دربارة آغاز حیات انسان با آفرینش حضرت آدم و حوا، زیاد شدن نسل انسان و تشکیل خانواده و مسائل مربوط به آن از جمله ازدواج، ارث و احکام آن و همچنین انحرافات خانوادگی و راه درمان آن سخن میگوید، سپس با اشاره به توبه
و بازگشت از خطا و سرانجام احکام ازدواج، پایان میپذیرد.
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
15
آل
عمران
125
فرشتگان،
بخشی از سپاهیان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
16
=
142
آزمون
دوران غیبت
17
=
200
مرزبانی
از حق به ویژه امامت و مهدویت
آیة منتخب(1)
((بَلی إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُسَوِّمینَ؛(1)آری، (امروز هم) اگر استقامت و تقوا پیشه کنید، و دشمن به همین زودی به سراغ شما بیاید، خداوند شما را به پنج هزار نفر از فرشتگان، که نشانههایی با خود دارند، مدد خواهد داد!)).
امام باقر علیه السلام میفرماید:
«همانا فرشتگانی که در روی زمین در روز (جنگ) بدر حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را یاری نمودند، هنوز بالا نرفتهاند و بالا نخواهند رفت تا اینکه صاحب این امر را یاری نمایند و آنها پنج هزار فرشته هستند».(2)
امام صادق علیه السلام نیز چنین میفرمایند:
گویا به حضرت قائم مینگرم در نجفِ کوفه...که پرچم رسول صلی الله علیه و آله و سلم خدا با اوست، جبرئیل آن را برایش میآورد و با آن
1) . آل عمران(3)، 125.
2) . «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: إِنَّ الْمَلَائِکَةَ الَّذِینَ نَصَرُوا مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله و سلم یَوْمَ بَدْرٍ فِی الْأَرْضِ مَا صَعِدُوا بَعْدُ وَ لَا یَصْعَدُونَ حَتَّی یَنْصُرُوا صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ وَ هُمْ خَمْسَةُ آلَاف»؛ (محمد عیاشی، تفسیر العیاشی، ج1، ص 197).
پرچم، نه هزار و سیصد و سیزده فرشته فرود میآیند،(1)فرشتگانی که با حضرت نوح علیه السلام در کشتی بودند و فرشتگانی که با حضرت ابراهیم علیه السلام بودند، آنگاه که در آتش انداخته شد و آنهایی که با حضرت موسی علیه السلام بودند، آنگاه که دریا برایش شکافته شد و آنهایی که با حضرت عیسی علیه السلام بودند، آنگاه که به آسمان برده شد و چهار هزار فرشتة نشانهدار که با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند و سیصد و سیزده فرشتهای که در بدر با ایشان بودند...و (همة) آنها منتظر قیام حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند.(2)
نکته ها
الف) ظهور بر اساس سنت الهی مشروط به خواست و آمادگی مردم است؛(3)
اما آنگاه که این آمادگی همانند یاران حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم در جنگ بدر، با صداقت و راستی ایجاد شد، نصرت الهی و امدادهای غیبی نیز از زمین و آسمان مؤمنان را دربرخواهد گرفت.
ب) بنابر بسیاری از روایات، بخشی از سپاهیان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف(4)تمام
1) . ظاهر روایت اول و چند روایت دیگر این است که همه این فرشتگان در این عالم منتظر ظهور هستند، در حالی که روایت دوم بیانگر این است که آنان از آسمان فرود میآیند. شاید وجه جمع آن این باشد که هنگام ظهور به اذن الهی به آسمان خواهند رفت و طی مراسمی به همراهی جبرئیل، آن پرچم یعنی «رایت رسول خدا» که ویژگیهای منحصر به فردی را داراست خواهند آورد. (ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص 307، باب19، ح2).
2) . «عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَقُولُ: کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَی الْقَائِمِ عَلَی نَجَفِ الْکُوفَةِ ...مَعَهُ رَایَةُ رَسُولِ اللَّهِ ...یَأْتِیهِ بِهَا جَبْرَئِیلُ ...یَهْبِطُ بِهَا تِسْعَةُ آلَافِ مَلَکٍ وَ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ مَلَکاً ...هُمُ الَّذِینَ کَانُوا مَعَ نُوحٍ فِی السَّفِینَةِ وَ الَّذِینَ کَانُوا مَعَ إِبْرَاهِیمَ حَیْثُ أُلْقِیَ فِی النَّارِ وَ هُمُ الَّذِینَ کَانُوا مَعَ مُوسَی لَمَّا فُلِقَ لَهُ الْبَحْرُ وَ الَّذِینَ کَانُوا مَعَ عِیسَی لَمَّا رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ أَرْبَعَةُ آلَافٍ مُسَوِّمِینَ کَانُوا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ وَ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ مَلَکاً کَانُوا مَعَهُ یَوْمَ بَدْرٍ...وَ هُمْ یَنْتَظِرُونَ خُرُوجَ الْقَائِمِ»؛ (ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص 309، باب19، ح4).
3) . رعد(13)، 11؛ انفال(8)، 53؛ حدید(57) 25؛ محمد(47) 7؛ فصلت(41)،30 و... .
4) . ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص243، باب13، فی صفة جنوده و خیله، ح43.
فرشتگانی هستند که برای یاری مؤمنان روی زمین آمدهاند، همة آنان منتظر ظهورند و برای یاری حضرت آماده هستند.
ج) غفلت از نصرت الهی و امدادهای غیبی ممکن است به خودباختگی در برابر قدرت ظاهری دشمن بیانجامد و ما را از صلابت و استقامت در راه حق و ادامة زمینهسازی ظهور باز دارد، به همین دلیل است که قرآن میفرماید: «و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید!»(1)و در جای دیگر میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میدارد».(2)
د) از مصداقهای دیگر نصرت الهی و امدادهای غیبی(3)
میتوان به امور زیر اشاره کرد:
پرچم ویژة رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که تا کنون فقط دو بار برافراشته شده، یکی در جنگ بدر و دیگری در جنگ جمل و مرحلة سوم آن در هنگاه ظهور خواهد بود. این پرچم ویژگیهای خاصی دارد، از جمله اینکه در دل دشمن رعب و وحشت بسیار زیادی ایجاد میکند که سبب شکست آنها شده و کار را برای مؤمنان هموار میسازد. (4)
عصا و سنگ مخصوص حضرت موسی؛آب و غدای سپاهیان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در هنگام اتراق به اذن الهی از این سنگ تأمین خواهد شد.(5)
و هر آنچه که حضرت فرمان دهد، به اذن الهی به وسیلة این عصا انجام خواهد شد.(6)
1) . «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین»؛ (آل عمران(3)، 139).
2) . «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُم»؛ (محمد(47)، 7).
3) . شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج2، ص673، باب58، ح26 به بعد؛ ابراهیم نعمانی، الغیبة، باب13 بخش آیاته و فعله و بخش فی صفة جنوده و باب 19 و باب20.
4) . ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص307، باب 19، ح1.
5) . همان، ص238، باب 13، بخش آیاته و فعله، ح28.
6) . شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج2، باب 58، ح 28.
همراهی جمادات با سپاهیان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در نابودی دشمنان،(3)
پیراهن حضرت یوسف علیه السلام با همان ویژگی(4)
و... .
آیة منتخب(2)
((یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! (در برابر مشکلات و هوسها) استقامت کنید! و در برابر دشمنان (نیز) پایدار باشید و از مرزهای خود مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید!)).(5)
داوود رقی از امام صادق علیه السلام پرسید: معنای سلام بر رسول خدا چیست؟ حضرت فرمود:
آنگاه که خداوند متعال رسولش و جانشین رسولش و دخترش و دو فرزندش و همة ائمه و پیروانشان را آفرید، از آنان پیمان گرفت «أنْ یَصْبِرُوا وَ یُصَابِرُوا وَ یُرَابِطُوا وَ أَنْ یَتَّقُوا اللَّهَ» و به آنان وعده داد که زمین را تسلیم آنان گرداند...«سلام» بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یادآور آن پیمان و آن وعده است، به امید آنکه در این وعده شتاب شود.(6)
1) . ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص 238، باب 13، ح28.
2) . همان، ح 45؛ شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج2 ، ص 671، باب 58، ح19.
3) . همان، ص670، ح16.
4) . همان، ص674، ح29.
5) . آل عمران(3)، 200.
6) . «عَنْ دَاوُدَ بْنِ کَثِیرٍ الرَّقِّیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ مَا مَعْنَی السَّلَامِ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَمَّا خَلَقَ نَبِیَّهُ وَ وَصِیَّهُ وَ ابْنَتَهُ وَ ابْنَیْهِ وَ جَمِیعَ الْأَئِمَّةِ وَ خَلَقَ شِیعَتَهُمْ أَخَذَ عَلَیْهِمُ الْمِیثَاقَ وَ أَنْ یَصْبِرُوا وَ یُصَابِرُوا وَ یُرَابِطُوا وَ أَنْ یَتَّقُوا اللَّهَ وَ وَعَدَهُمْ أَنْ یُسَلِّمَ لَهُمُ الْأَرْضَ ...وَ إِنَّمَا السَّلَامُ عَلَیْهِ تَذْکِرَةُ نَفْسِ الْمِیثَاقِ وَ تَجْدِیدٌ لَهُ عَلَی اللَّهِ لَعَلَّهُ أَنْ یُعَجِّلَهُ جَلَّ وَ عَزَّ وَ یُعَجِّلَ السَّلَامَ لَکُمْ بِجَمِیعِ مَا فِیهِ»؛ ( محمد کلینی، کافی، ج1، ص 451، کتاب الحجة، ابواب التاریخ، باب مولد النبی، ح39».
امام صادق علیه السلام هم چنین میفرماید:
««یَصْبِرُوا» یعنی بر آنچه در ماست(ولایت)، پایدار باشید، «یُصَابِرُوا» با یکدیگر در رویارویی علیه دشمن با ولیّتان پایدار بمانید، « یُرَابِطُوا» بر ثبات قدم و ماندنتان با امام محافظت نمایید».(1)
در حدیثی از امام باقر علیه السلام نیز آمده است:
««اصْبِرُوا» بر واجبات پایدار باشید، «وَ صابِرُوا» با همدیگر در برابر دشمن استقامت بورزید، «وَ رابِطُوا» با امام منتظَرتان، ملازمت و همراهی داشته باشید».(2)
نکته ها:
الف) درون مایة این آیة شریف آنچنان مهم است که از آغاز خلقت دربارة آن، عهد و پیمان گرفته شده است و سلام بر رسول خدا یادآور آن پیمان و تجدید آن عهد و درخواست تعجیل در وعدة الهی بر اساس ظهور نور عدالت و بندگی خالصانه بر سراسر گیتی است.
ب) یک انسان هم تکالیف و مسؤولیتهای فردی دارد: «اصْبِرُوا» و هم تکالیف و مسئولیتهای اجتماعی:«وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا».
ج) امروز دشمن با تمام وجود به مبارزه با حق بهویژه ولایت، امامت و مهدویت پرداخته است و با دروغ و نیرنگ، ایجاد شک و تردید، ترویج خرافات، حمایت از مدعیان و ارائة چهرهای غیر واقعی از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، آن هم با زبان هنر و سینمای هالیوود در پی ویرانی، گمراهی و سرانجام نابودی حق است.
1) . «عنالصادق: «اصبروا» علی الذی فینا، قلت: «و صابروا» قال: عدوکم مع ولیکم «و رابطوا قال: المقام مع إمامکم «وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» قلت، تنزیل! قال: نعم»؛ (عروسی حویزی، نورالثقلین، ج1، ص426).
2) . «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ- اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا فَقَالَ اصْبِرُوا عَلَی أَدَاءِ الْفَرَائِضِ وَ صابِرُوا عَدُوَّکُمْ وَ رابِطُوا إِمَامَکُمُ الْمُنْتَظَرَ»؛ (ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص199، باب11، ح13).
بنابراین، منتظران باید با بصیرتِ تمام و تلاش ادامهدار و تقویت معرفت و شناخت دربارة امام، مرزبانی خود را از مرزهای اعتقادی بهویژه امامت و مهدویت به خوبی انجام دهند و پیوسته این آیات را جلوی چشم خود قرار دهند:
«و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید!».(1)
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میدارد».(2)
«به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل میشوند که: «نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است!».(3)
1) . «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین»؛ (آل عمران(3)، 139).
2) . «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ»؛ (محمد(47)، 7).
3) . «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی کُنْتُمْ تُوعَدُون»؛ (فصلت(41)، 30).
آیة 24 سورة نساء، آغاز و آیة 147 این سوره پایان جزء پنجم قرآن است.
از جمله موضوعات این جزء عبارتند از:
ازدواج موقت( 24 تا 28)، پرهیز از مال حرام و قتل نفس و چشم و هم چشمیها(29 و32)، شاهد شاهدان(41 و 42)، انحراف اهل کتاب بر اثر دنیاطلبی (44 تا 55)، سرانجام کفر و ایمان (56 و 57)، امانت و مهمترین ضامن هدایت امت (58 به بعد)، توسل و شفاعت (64)، نتیجة اطاعت از خدا و رسول (65 به بعد)، بیبصیرتی در برابر جریان نفاق (88 به بعد)، ضرورت تحقیق و بررسی (94)، ارزش و جایگاه هجرت (97 به بعد)، نماز مسافر و نماز خوف (101 تا 103)، وعدههای راستین الهی و وعدههای پوشالی شیطان(116 تا 126)، حقمدار بودن در زندگی (135)، حرمت نشستن در مجلس گناه حرام (140 به بعد)، شگرد منافقان و لزوم هشیاری مؤمنان (141 به بعد).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
18
نساء
47
فرو
رفتن لشکر سفیانی در منطقة بیداء
19
=
59
زمامداران
معصوم در طول حیات بشر
20
=
69
همراهی
با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
آیة منتخب
((یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلا؛(1)ای کسانی که ایمان آوردهاید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوالأمر [اوصیای پیامبر] را! و هر گاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر و عاقبت و پایانش نیکوتر است)).
جابر بن عبد اللَّه انصاری گوید:
هنگامی که آیة شریفة ((یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ)) نازل گردید، خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم عرض کردم: ما خدا و رسول را شناختیم و اکنون میخواهیم بدانیم این اولوا الامر که طاعت آنان با طاعت خدا و رسول قرین شده، کدام افراد هستند؟ فرمود: «این افراد خلفای من هستند.
ای جابر! اینان پیشوایان مسلمین میباشند که پس از من خواهند آمد، اول آنها علی بن ابی طالب است، ...پس از اینها همنام و صاحب کنیة من که حجت پروردگار و نشانة او در زمین است...از شیعیان و پیروان و دوستان خود غیبت خواهد کرد، و جز افرادی که در ایمان امتحان داده باشند، کسی در امامت او باقی نخواهد ماند؛ به خداوندی که مرا بهراستی برانگیخته،
1) . نساء(4)، 59.
شیعیان از غیبت او استفاده خواهند کرد و از تابش انوار او مستفیض خواهند شد، همانطور که از خورشید بهره می برند حتی اگر در زیر ابر باشد».(1)
امام صادق در پاسخ این سؤال که چرا نام اهل بیت در قرآن نیست فرمودند: (خلاصه روایت) بر رسول خدا حکم نماز نازل شد، اما در قرآن به این مطلب که چه نمازی سه رکعتی یا چهار رکعتی است تصریح
نشد و این رسول الله بود (طبق فرمان إلهی در آیه 44 سوره نحل) که نماز را تفسیر کرد و همین طور زکات بر رسول خدا نازل شد، اما این مطلب که از هرچهل درهم یک درهمِ آن زکات است در قرآن نام برده نشده است و رسول خدا آن را برای مردم تفسیر نمود و حج نیز نازل شد، اما در قرآن نگفت هفت شوط طواف کنید و رسول خدا آن را تفسیر نمود. در مورد إمامت و ولایت هم همین طور است؛ اصلِ إمامت در آیه «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم»(2)بیان شد و حضرت رسول مصادیق و جزئیات «أُولِی الْأَمْرِ» را در حدیث غدیر، ثقلین، منزلت و... بیان نموده است.(3)
1) . جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیَّ یَقُولُ لَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی نَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَرَفْنَا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَمَنْ أُولُو الْأَمْرِ الَّذِینَ قَرَنَ اللَّهُ طَاعَتَهُمْ بِطَاعَتِکَ فَقَالَ علیه السلام هُمْ خُلَفَائِی یَا جَابِرُ وَ أَئِمَّةُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ بَعْدِی أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی ...ثُمَّ سَمِیِّی وَ کَنِیِّی حُجَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ بَقِیَّتُهُ فِی عِبَادِهِ ابْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ ذَاکَ الَّذِی یَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَی ذِکْرُهُ عَلَی یَدَیْهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا ذَاکَ الَّذِی یَغِیبُ عَنْ شِیعَتِهِ وَ أَوْلِیَائِهِ غَیْبَةً لَا یَثْبُتُ فِیهَا عَلَی الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ إِلَّا مَنِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ قَالَ جَابِرٌ فَقُلْتُ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَهَلْ یَقَعُ لِشِیعَتِهِ الِانْتِفَاعُ بِهِ فِی غَیْبَتِهِ فَقَالَ إِی وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّةِ إِنَّهُمْ یَسْتَضِیئُونَ بِنُورِهِ وَ یَنْتَفِعُونَ بِوَلَایَتِهِ فِی غَیْبَتِهِ کَانْتِفَاعِ النَّاسِ بِالشَّمْسِ وَ إِنْ تَجَلَّلَهَا سَحَاب»؛ (شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج1، ص253، باب23، ح3).
2) . نساء(4)، 59.
3) . «عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ...فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ النَّاسَ یَقُولُونَ فَمَا لَهُ لَمْ یُسَمِّ عَلِیّاً وَ أَهْلَ بَیْتِهِ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ فَقَالَ قُولُوا لَهُمْ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ نَزَلَتْ عَلَیْهِ الصَّلَاةُ وَ لَمْ یُسَمِّ اللَّهُ لَهُمْ ثَلَاثاً وَ لَا أَرْبَعاً حَتَّی کَانَ رَسُولُ اللَّهِ هُوَ الَّذِی فَسَّرَ ذَلِکَ لَهُمْ وَ نَزَلَتْ عَلَیْهِ الزَّکَاةُ وَ لَمْ یُسَمِّ لَهُمْ مِنْ کُلِّ أَرْبَعِینَ دِرْهَماً دِرْهَمٌ حَتَّی کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص هُوَ الَّذِی فَسَّرَ ذَلِکَ لَهُمْ وَ نَزَلَ الْحَجُّ فَلَمْ یَقُلْ لَهُمْ طُوفُوا أُسْبُوعاً حَتَّی کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص هُوَ الَّذِی فَسَّرَ ذَلِکَ لَهُمْ وَ نَزَلَتْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ وَ نَزَلَتْ فِی عَلِیٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ فِی عَلِیٍّ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ وَ قَالَ ص أُوصِیکُمْ بِکِتَابِ اللَّهِ وَ أَهْلِ بَیْتِی..»؛ (محمد کلینی، کافی، ج1، کتاب الحجه، باب ما نص الله و رسوله ...ص286، ح1؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ذیل آیه 59 سوره نساء).
نکته ها
الف) اطاعت از خداوند فقط در پرتو اطاعت از رسولش و جانشینان الهی رسول امکان پذیر است«مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّه».(1)
ب) در قرآن در موارد متعدد از اطاعت مطلق از دیگران نهی شده است،(2)
اما در این آیه از ما خواسته شده است به طور مطلق از «أُولِی الْأَمْرِ» اطاعت نماییم و این نیست مگر به خاطر عصمت آنان. «آنان بر حقند و حق پیوسته با آنان است، نه حق از آنها جدا میشود و نه آنها از حق جدا میشوند».(3)بنابراین، اطاعت از آنها هرگز در تضادّ با اوامر خدا و رسول نخواهد بود.
از سوی دیگر، تبیین رسول دربارة مصادیق«أُولِی الْأَمْرِ» جای هیچ تردیدی باقی نمیگذارد که معنای لغوی این واژه مراد نیست و مراد از آن، فقط کسانی هستند که بهوسیلة همان خدایی که رسول را تعیین نموده، تعیین شدهاند و حکم آنها ابلاغ شده است.
«ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملًا (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام ندادهای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم نگاه میدارد و خداوند، جمعیّت کافران (لجوج) را هدایت نمیکند».(4)
ج) ثبات قدم بر ولایت دوازدهمین «أُولِی الْأَمْرِ» و اطاعت از او و الگو قرار دادن وی از مهمترین آزمونهای دوران غیبت به شمار میآید: «یَغِیبُ عَنْ شِیعَتِهِ وَ
1) . نساء(4)، 80.
2) . عنکبوت(29)، 8؛ شعراء(26)، 151؛ کهف(18)، 28؛ فرقان(25)، 52؛ احزاب(33)، 1؛ قلم(68)، 8 و10؛ انسان(76)، 24؛ علق(96)، 19؛ انعام(6)، 116.
3) . ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص72، باب4، ح8.
4) . «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرین»؛ (مائده(5)، 67).
أَوْلِیَائِهِ غَیْبَةً لَا یَثْبُتُ فِیهَا عَلَی الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ إِلَّا مَنِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَان» بنابراین فرمود: «خوشا به حال کسی که قائم اهل بیت مرا درک کند، به شرطی که در دوران غیبتش، او را مقتدا و الگوی خود قرار داده باشد».(1)
د) در دوران غیبت، میتوان از پرتو انوار هدایت امام بهرمند شد؛ همانند بهرهمندی از خورشید پشت ابر«وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّةِ إِنَّهُمْ یَسْتَضِیئُونَ بِنُورِهِ وَ یَنْتَفِعُونَ بِوَلَایَتِهِ فِی غَیْبَتِهِ کَانْتِفَاعِ النَّاسِ بِالشَّمْسِ وَ إِنْ تَجَلَّلَهَا سَحَاب».
ه- ) چگونه میتوان از نور امام بهرهمند شد؟
با قلبی پاک و پیروی از امام میتوان در دوران غیبت و ظهور از نور او بهرهمند شد.
امام باقر علیه السلام به ابا خالد کابلی فرمود:
به خدا قسم ای ابا خالد! نور امام در دل مؤمنان از خورشیدِ فروزان، نورانیتر است و آنان به خدا قسم دل مؤمنان را روشن میکنند و خداوند نورشان را از کسانی که بخواهد(لیاقتش را نداشته باشند) باز میدارد، در نتیجه دل آنها تاریک خواهد ماند. به خدا قسم، ای ابا خالد! هیچ بندهای ما را دوست نخواهد داشت و ولایت ما را نخواهد پذیرفت مگر اینکه خداوند قلبش را پاک و طاهر گرداند و او قلب بندهای را طاهر نمیگرداند تا اینکه تسلیم ما باشد؛ پس وقتی این چنین بود، خداوند او را از حساب شدید و وحشت روز قیامت در امان خواهد داشت.(2)
1) . شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج1، ص286، باب25.
2) . «...وَ اللَّهِ یَا أَبَا خَالِدٍ لَنُورُ الْإِمَامِ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِیئَةِ بِالنَّهَارِ وَ هُمْ وَ اللَّهِ یُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِینَ وَ یَحْجُبُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نُورَهُمْ عَمَّنْ یَشَاءُ فَتُظْلِمُ قُلُوبُهُمْ وَ اللَّهِ یَا أَبَا خَالِدٍ لَا یُحِبُّنَا عَبْدٌ وَ یَتَوَلَّانَا حَتَّی یُطَهِّرَ اللَّهُ قَلْبَهُ وَ لَا یُطَهِّرُ اللَّهُ قَلْبَ عَبْدٍ حَتَّی یُسَلِّمَ لَنَا وَ یَکُونَ سِلْماً لَنَا فَإِذَا کَانَ سِلْماً لَنَا سَلَّمَهُ اللَّهُ مِنْ شَدِیدِ الْحِسَابِ وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ الْأَکْبَرِ»؛ (کلینی، کافی، ج1، ص194، باب ان الائمه نور الله عزّوجلّ).
ششمین جزءِ کتاب خدا و معجزة جاویدان الهی با آیة 148 سورة نساء شروع و با آیة 81 سورة مائده پایان مییابد.
در بخش پایانی سوره نساء این مباحث به چشم می خورد:
تلاش دشمنان برای ایجاد تفرقه(150 به بعد)، برخورد نامناسب یهودیان با حضرت عیسی علیه السلام و صعود وی به آسمانها (157 و 158).
سورة مائده یا همان سورة ولایت با 120 آیه و از آخرین سورههای مدنی است که مباحث بسیار مهمی را دربارة ولایت و امامت دربر دارد. برخی از موضوعات مهم این سوره تا پایان جزء ششم عبارت است از:
وفای به پیمان(1)، اکمال دین و اتمام نعمت و ناامیدی کفار(3)، وضو و غسل و تیمم(6)، آنچه نباید فراموش کرد و قیام به قسط(7 و 8)، عهد و پیمان الهی و عاقبت عهدشکنی(12 به بعد)، خطر بزرگ انحراف از توحید (17 به بعد)، عبرت از خطاهای اهل کتاب(19 به بعد)، ماجرای هابیل و قابیل(27 تا 34)، وسیلة تقرب به درگاه الهی(35)، نتیجة دوری از خدا(36 و 37)، حکم دزدی(38 به بعد)، آیة ولایت(55)، آیة غدیر(67).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
21
نساء
159
نزول
حضرت عیسی علیه السلام
22
مائده
3
نا
امیدی همه کفارِ عالَم با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
23
=
54
مهدییاوران
آیة منتخب
((یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرینَ یُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیم؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانی نمیرساند) خداوند جمعیّتی را میآورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند. آنها در راه خدا جهاد میکنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) میدهد و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست)).(1)
امام صادق علیه السلام در اینباره فرمود:
همانا صاحب این امر، یارانش برایش حفظ شدهاند اگر همه مردم (از دین خدا) بروند، خداوند یارانش را برایش خواهد آورد و آنها همان کسانی هستند که خداوند در وصفشان میفرماید: «و اگر اینان نسبت به آن کفر ورزند، (آیین حقّ زمین نمیماند زیرا) کسان دیگری را نگاهبان آن میسازیم که نسبت به آن، کافر نیستند.»(یعنی تعبیر«قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرین» در وصف یاران
1) . مائده(5)، 54.
صاحب این امر است) و آنها همان کسانی هستند که خداوند میفرماید: «خداوند جمعیّتی را میآورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند.(1)
در تفسیر علی بن ابراهیم آمده است که این آیه دربارة حضرت قائم و اصحابش نازل شده است.(2)
نکتهها
الف) مهمترین دغدغة مؤمن، ثبات قدم بر راه حق و حسن عاقبت است:(3)«مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ».
در روایتهای بسیاری از جمله در باب 17 و باب 21 کتاب الغیبه مرحوم نعمانی هشدارهای لازم در اینباره آمده است، برای نمونه در حدیث اول باب 21 این کتاب امام صادق علیه السلام میفرماید: «هنگامی که حضرت قائم قیام میکند،کسی که به نظر خویش از اهل این کار بود، از امر حضرت قائم بیرون میرود».(4)
پس بسیار شایسته و بایسته است که منتظران حضرتش پیوسته بر این دعای قرآنی مداومت داشته باشند:
«پروردگارا! دلهایمان را پس از آنکه ما را هدایت کردی، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشندهای!»(5)
ب) در راه زندگی انواع آسیبها، دین و ایمان انسان را تهدید میکند؛ از جمله:
1) . «عن سلیمان بن هارون العجلی، قال: سمعت أبا عبدالله علیه السلام یقول: «إن صاحب هذا الأمر محفوظ له [أصحابه]، لو ذهب الناس جمیعا أتی الله [له] بأصحابه، و هم الذین قال الله عز و جل: فَإِنْ یَکْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرِینَ و هم الذین قال الله عز و جل فیهم: فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ»؛ (هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج2، ص314، ذیل آیه).
2) . عروسی حویزی، نور الثقلین، ج1، ص641.
3) . یوسف(12)، 101؛ روم(35)، 10.
4) . ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص317.
5) . «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ»؛ (آل عمران(3)، 8).
مدعیان دورغین؛
جابهجایی حبّ و بغضها و دشمنی با دوستان و دوستی با دشمنان حق؛
تعلقات دنیا و بازماندن از یاری حق با جان و مال؛
سعی در جلب رضایت دیگران به جای جلب رضایت خدواند و... .
امام حسین علیه السلام روز دوم محرم در کربلا فرمود: «رستگار نباشند امتی که رضایت و خشنودی خالق را دادند و خشنودی مخلوق را خریدند» (در پی جلب رضایت ابن زیاد و یزید هستند).(1)
ج) ویژگی یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف:
عشق به خدا(یُحِبُّونَهُ)؛
تواضع در برابر مؤمنان و سرسختی و خشونت در برابر دشمنان خدا(أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرینَ)؛
اهل جهاد در راه خدا(یُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ)؛
ثابت قدمی در راه حق و توجه نکردن به سرزنشِ سرزنشکنندگان(وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ).
د) دینِ خدا به یاری ما نیازی ندارد، بلکه توفیق یاری دین خدا از بزرگترین توفیقات و نعمتهای الهی است که باید مراقب باشیم شایستگی آن را از دست ندهیم: «ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ».
1) . «فَلَمَّا وَرَدَ کِتَابُهُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ قَرَأَهُ رَمَاهُ مِنْ یَدِهِ ثُمَّ قَالَ: «لَا أَفْلَحَ قَوْمٌ اشْتَرَوْا مَرْضَاةَ الْمَخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخَالِق»؛ (علامه مجلسی، بحار، ج44، ص383).
این جزء با آیة 82 سورة مائده آغاز میشود و تا ابتدای آیة 111 سورة انعام ادامه مییابد.
موضوعات مهم در آیات پایانی سوره مائده به شرح ذیل است:
بدترین دشمنان اسلام(82)، احکام قسم(89)، راز حرمت شراب و قمار(90 به بعد)، آزمونی شگفتانگیز(94 تا 96)، سؤال بیجا(101)، خودشناسی(105)، آداب و احکام وصیت(106 به بعد)، نزول مائدة آسمانی و دین توحیدی حضرت عیسی علیه السلام (112 به بعد).
سورة انعام با 165 آیه از سورههای مکی است که میتوان از آن به عنوان سورة توحید و مبارزه با شرک یاد کرد، مهمترین موضوعات آن عبارت است از:
نشانههای روشن توحید و سرانجام سرپیچی از آن (ابتدای سوره به بعد)، اسرار گرفتاری ها و مشکلات(42 به بعد)، آغوش باز اسلام برای پذیرش مؤمنان و رحمت واسعة الهی(54)، رابطة خداشناسی با وحی و نبوت(91)، مدعیان دروغین(93)، رفتن همانند آمدن(94)، توهین نکردن به مقدسات دیگران(108)، سرانجام وارونگی قلب(110).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
24
انعام
45
ریشه
کن شدن ظلم و ستم در دوران ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
آیه منتخب
((فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّی إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ.فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذینَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ؛ (آری،) هنگامی که (اندرزها سودی نبخشید و) آنچه را به آنها یادآوری شده بود فراموش کردند، درهای همه چیز (از نعمتها) را به روی آنها گشودیم تا (کاملاً) خوشحال شدند (و به آن دل بستند) ناگهان آنها را گرفتیم (و سخت مجازات کردیم)؛ در این هنگام همگی ناامید شدند (و درهای امید به روی آنها بسته شد)).(1)
و (به این ترتیب) دنبالة (زندگی) جمعیّتی که ستم کرده بودند، قطع شد. و ستایش ویژة خداوند، پروردگار جهانیان است.
امام باقر علیه السلام میفرماید:
قول خداوند که فرمود: «فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ» یعنی آنگاه که ولایت امام علی علیه السلام را رها کردند، در حالی که به آن مأمور بودند، «فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْءٍ» درهای دنیا به روی آنان باز شد، «حَتَّی إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ» مراد، قیام حضرت قائم است.(2)
نکتهها
الف) اگر راهی را که خدای حکیم برای ما معین کرده است طی کنیم، سعادت دنیا و آخرت را به دست خواهیم آورد وگرنه ذلت دنیا و عذاب آخرت را خواهیم چشید:
«فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ».
چنانچه وضعیتی که امت اسلام پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تا به امروز به خود دیده است، نتیجة طی مسیر «سقیفه» به جای «غدیر» است و این وضعیت درست نخواهد شد مگر اینکه به این راه بازگردند.
ب) یکی از سنتهای الهی، مجازات استدراجی است.
این مجازات به این روش است که خداوند گناهکاران و طغیانگران جسور و زورمند را فوراً مجازات نمیکند، بلکه درهای نعمت را به روی آنها میگشاید، هر چه بیشتر در راه طغیان گام بر میدارند، نعمت خود را بیشتر میکند و این از دو حال خارج نیست، یا این نعمتها تنبه و بیداری آنها را بهدنبال دارد، که در این صورت برنامة «هدایت الهی» عملی شده و یا اینکه بر غرور و بیخبری آنها میافزاید که در این صورت مجازات آنها به هنگام رسیدن به آخرین مرحله دردناکتر است.(1)
امام علی علیه السلام دراینباره میفرماید: «اگر پیوسته از سوی خداوند به سوی تو نعمت میآید، در حالی که تو اهل معصیت هستی، بترس».(2)
ج) برخورد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با ظلم و ظالمان خواهد بود و آن هم در جهت رهایی بشریت از ظلم آنان است. همانند طبیب حاذقی که تیغ تیز جراحی او برای قطع غدههای چرکین در جهت درمان بیمار است.
د) منتظران با یادآوری پیوستة این وعدة الهی، خود را از ناامیدی در امان میدارند و برای آن روز آماده میشوند و این چنین با مولای خود نجوا می کنند:
مولا جان! کی میشود تو ما را ببینی و ما تو را ببینیم؛(3)در حالی که پرچم یاری را برافراشتهای و مردم آن را ببینند، آیا میشود
1) . ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج7، ص33.
2) . «یَا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَیْتَ رَبَّکَ سُبْحَانَهُ یُتَابِعُ عَلَیْکَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِیهِ فَاحْذَرْه»؛ (نهجالبلاغه، حکمت 25).
3) . «کی میشود در حالی که تو ما را میبینی، ماهم تو را ببینیم؟»، این جمله کنایه از ظهور است، یعنی کی میشود شاهد ظهورت باشیم؟
روزی را ببینیم که دور تو را گرفته باشیم و تو امامت امت را بر عهده داشته باشی و زمین را از عدالت پر نموده و به دشمنانت ذلت و عذاب چشانده باشی و سرکشان و منکران حق را نابود کنی و ریشة مستکبران را قطع و اساس ستمگران را برکنی؟ و در این حال بگوییم: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِ الْعالَمِین».(1)
1) . «مَتَی تَرَانَا وَ نَرَاکَ وَ قَدْ نَشَرْتَ لِوَاءَ النَّصْرِ تُرَی أَ تَرَانَا نَحُفُّ بِکَ وَ أَنْتَ تَؤُمُّ الْمَلَأَ، وَ قَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلًا، وَ أَذَقْتَ أَعْدَاءَکَ هَوَاناً وَ عِقَاباً، وَ أَبَرْتَ الْعُتَاةَ وَ جَحَدَةَ الْحَقِّ، وَ قَطَعْتَ دَابِرَ الْمُتَکَبِّرِینَ، وَ اجَتَثَثْتَ أُصُولَ الظَّالِمِینَ، وَ نَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِ الْعالَمِین»؛ (مفاتیحالجنان، فرازهایی از دعای ندبه، علامه مجلسی، بحار، ج99، ص109).
این جزء با آیة 111 سورة انعام آغاز میشود و تا آیة 88 سورة اعراف ادامه مییابد.
در آیات پایانی سورة انعام این موضوعات دیده میشود:
عاقبت چشم و هم چشمی(116)، خوردنی حرام و خروج از راه حق(118 به بعد)، زنده کیست؟ (122)، تعیین حجت خدا با کیست؟(124)، نقش اعمال آدمی در خارج شدن از راه (128 و 129)، دکان احکامتراشی(136 به بعد)، جبر گرایی راهی برای توجیه خیره سریها(148 به بعد)، همیشگی نبودن فرصت انتخاب(158)، چرا توحید در ربوبیت؟(164).
سورة اعراف نیز از جمله سورههای مکی است که بیشتر مسائل اعتقادی در آن وجود دارد و 206 آیه دارد که مهمترین موضوعات آن تا پایان جزء هشتم عبارتند از:
وحی و نبوت و هشدار نسبت به بی توجهی به آن ( 1 تا 10)، مشکل ابلیس و فرجام آن (11 تا 18)، شگرد دشمن قسم خوردة ما و مکر و حیلههایش(20 به بعد)، لجبازی پس از اشتباه و توجیه آن، یا توبه و اصلاح(23 به بعد)، عطش جهنمیان و التماس به... (50)، حیات دوبارة گیاهان و آیت معاد(57).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
25
انعام
158
قیام
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ضرب الاجلی برای مستکبران
آیة منتخب
((هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ یَوْمَ یَأْتی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إیمآنها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فی إیمآنها خَیْراً قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُون؛آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان (مرگ) به سراغشان آیند، یا (حکم) خداوند به سوی آنها بیاید، یا بعضی از آیات پروردگارت (و نشانههای رستاخیز)؟! اما آن روز که بعضی از آیات پروردگارت تحقّق پذیرد، ایمانآوردن افرادی که قبلًا ایمان نیاوردهاند، یا در ایمانشان عمل نیکی انجام ندادهاند، سودی به حال آنها نخواهد داشت! بگو: «(اکنون که شما چنین انتظارات نادرستی دارید،) انتظار بکشید، ما هم انتظار (کیفر شما را) میکشیم!)). (1)
امام صادق علیه السلام در اینباره میفرماید:
مراد از آیات، ائمه و منظور از آیتی که مورد انتظار است، حضرت قائم میباشد. پس آن روز کسی که پیش از قیامِ حضرت ایمان نیاورده باشد، ایمان آوردن او دیگر سودی ندارد؛ هرچند به امامان دیگر از اجداد حضرت ایمان آورده باشد.(2)
نکتهها
الف) فرصت توبه و جبران گذشته همیشگی نیست؛ باید فرصت را غنیمت شمرد و پیش از آنکه دیر شود، بازگشت؛ چنانچه در حدیث آمده است: بگو: «روز پیروزی،
1) . انعام(6)، 158.
2) . «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ: فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمآنها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ فَقَالَ: الْآیَاتُ هُمُ الْأَئِمَّةُ وَ الْآیَةُ الْمُنْتَظَرَةُ الْقَائِمُ فَیَوْمَئِذٍ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمآنها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلِ قِیَامِهِ بِالسَّیْفِ وَ إِنْ آمَنَتْ بِمَنْ تَقَدَّمَهُ مِنْ آبَائِه»؛(شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج2، ص336، باب33، ح8).
(روز نزول عذابی که کافران را ریشهکن میسازد) ایمان آوردن، سودی به حال کافران نخواهد داشت و به آنها هیچ مهلت داده نمیشود!».(1)
ب) امام زمان علیه السلام برای هدایت، سعادت و نجات همة بشریت میآید، حتی هدایت مستکبران! آری، او همانند حضرت موسی علیه السلام و هارون علیه السلام که خداوند با آنان فرمود: «بهسوی فرعون بروید که طغیان کرده است! اما به نرمی با او سخن بگویید شاید متذکّر شود، یا (از خدا) بترسد!»(2)
با معاندان و ظالمان، اتمام حجت میکند و ضربالاجل قرار میدهد و آنگاه که به فرمان الهی دست به شمشیر ببرد، دیگر ایمان کافران و معاندان سودی نخواهد داشت.
همانند فرعون، هنگامی که غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ایمان آوردم که هیچ معبودی، جز کسی که بنی اسرائیل به او ایمان آوردهاند، وجود ندارد و من از مسلمین هستم!» (امّا به او خطاب شد:) الآن؟!! در حالی که قبلاً عصیان کردی، و از مفسدان بودی»!(3)
ج) افرادی از پیشوایان کفر و ظالمانِ امتهای گذشته، برای روشن شدن حق و عبرت دیگران، رجعت داده می شوند در حالیکه ایمان آوردن آنها سودی به حالشان نخواهد داشت؛ زیرا در حال حیات، ایمان نیاوردند و فرصت را از دست دادند. در زیارت آلیس اینگونه میخوانیم: «(و گواهی میدهم)که رجعت شما(اهل بیت) حق است، هیچ شکی در آن نیست، روزی که ایمانآوردن افرادی که قبلاً ایمان نیاوردهاند یا در ایمانشان عمل نیکی انجام ندادهاند، سودی به حالشان نخواهد داشت!».(4)
1) . «قُلْ یَوْمَ الْفَتْحِ لا یَنْفَعُ الَّذینَ کَفَرُوا إیمانُهُمْ وَ لا هُمْ یُنْظَرُون»؛ (سجده(32)، 29؛ نساء(4)، 18).
2) . طه(20)، 43 و 44.
3) . یونس(15)، 90 و 91.
4) . «وَ أَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقٌّ لَا شَکَّ فِیهَا یَوْمَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمآنها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمآنها خَیْراً»؛ (طبرسی، احتجاج، ج2، ص494).
نهمین جزء قرآن، با آیة 88 سورة اعراف آغاز و با چهلمین آیة سوره انفال پایان مییابد.
مهمترین موضوعات ادامة آیات سورة اعراف عبارتند از:
راز گرفتاریها(94 و 95)، راه باز شدن درهای رحمت الهی(96)، غفلت از عذاب الهی(97 تا 102)، راه رستگاری(157 و 158)، عهد بندگی(172 تا 173)، عاقبت به شرّ شدن (175 تا 178)، دلیل جهنمی شدن مردم(179)، ثابت قدمان در راه حق(181)، راه نجات از وسوسههای شیطان(200 به بعد) تلاوت قرآن و دعا و آداب و چگونگی آن(204 تا 206).
سورة انفال دارای 75 آیه و از سورههای مدنی است و مباحث مهم مالی و مسائل سیاسی و اجتماعی را در بر دارد. نمونهای از موضوعات آن تا پایان جزء چنین است:
مؤمنان راستین(2 تا 4)، ماجرای هجرت و اولین درگیری مسلحانه با سپاه کفر یعنی جنگ بدر(5 تا 26) اثر تقوا(29).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
26
اعراف
96
باز
شدن درهای رحمت الهی در دوران حکومت واحد جهانی اسلام
27
=
128
وارثان
عالَم
28
=
159
رجعتکنندگان
29
=
187
نامعلوم
بودن زمان ظهور همانند قیامت
30
انفال
39
پاک
شدن عالَم از فتنه در دوران حکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
آیه منتخب (1)
((و لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُون؛(1)و اگر اهل شهرها و آبادیها ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها میگشودیم؛ ولی (آنها حق را) تکذیب کردند ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم)).
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در اینباره فرمودند:
در زمان حضرت مهدی امتم به گونهای (از نعمت ها) بهرهمند میشوند که هرگز این چنین بهرهمند نشدهاند، آسمان پیوسته بر آنها میبارد و زمین همة روییدنیهای خود را میرویاند.(2)
امام علی علیه السلام نیز میفرمایند:
او (حضرت مهدی) خواستهها را پیرو هدایت الهی قرار میدهد، هنگامی که مردم هدایت را تحت الشعاع خواستههای خویش
1) . اعراف(7)، 96.
2) . «عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ عَنِ النَّبِیِّ قَالَ تَتَنَعَّمُ أُمَّتِی فِی زَمَنِ الْمَهْدِیِّ نِعْمَةً لَمْ یَتَنَعَّمُوا مِثْلَهَا قَطُّ یُرْسَلُ السَّمَاءُ عَلَیْهِمْ مِدْرَاراً وَ لَا تَدَعُ الْأَرْضُ شَیْئاً مِنْ نَبَاتِهَا إِلَّا أَخْرَجَتْه»؛ (علی اربلی، کشف الغمه، ج2، ص488، باب23).
قرار دهند، و آن هنگام که مردم قرآن را به رأی و خواستههای خود تفسیر کنند، او آراء و نظرات را از قرآن میگیرد و پیرو آن میسازد...زمین میوههای دلش (طلا و نقرهها و معادنش) را برای او خارج خواهد ساخت، کلیدهایش را تسلیم وی خواهد کرد.(1)
در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است:
هنگامی که حضرت قائم قیام نماید، به عدالت داوری میکند و در دورانش، ستم رخت بر میبندد و به واسطة او راهها امن میشود و زمین برکاتش را خارج میسازد... پس کسی از شما در آن روز جایی را برای صدقات و نیکیهایش نمییابد؛ چراکه بینیازی همه را فرا گرفته است.(2)
نکته ها
الف) «آسمانهای هفتگانه و زمین و هر کس که در آنهاست، او را تسبیح میگویند و هیچ چیز نیست مگر اینکه در حال ستایش تسبیح او میگوید، ولی شما تسبیح آنها را درنمییابید».(3)
از آنجا که همة کائنات دربارة خالق و آفریدگار خود شعور دارند، معصیت و نافرمانی او را بر نمیتابد و به آن واکنش نشان خواهند داد، به همین دلیل است که میفرماید: «و فساد، در خشکی و دریا بهخاطر کارهایی که مردم انجام دادهاند، آشکار شده است. خدا میخواهد نتیجه بعضی از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (بهسوی
1) . «یَعْطِفُ الْهَوَی عَلَی الْهُدَی إِذَا عَطَفُوا الْهُدَی عَلَی الْهَوَی وَ یَعْطِفُ الرَّأْیَ عَلَی الْقُرْآنِ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَی الرَّأْیِ...وَ تُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ أَفَالِیذَ کَبِدِهَا وَ تُلْقِی إِلَیْهِ سِلْماً مَقَالِیدَهَا»؛ (نهج البلاغه، خطبه138).
2) . «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ حَکَمَ بِالْعَدْلِ وَ ارْتَفَعَ فِی أَیَّامِهِ الْجَوْرُ وَ أَمِنَتِ بِهِ السُّبُلُ وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ بَرَکَاتِهَا...فَلَا یَجِدُ الرَّجُلُ مِنْکُمْ یَوْمَئِذٍ مَوْضِعاً لِصَدَقَتِهِ وَ لَا لِبِرِّهِ لِشُمُولِ الْغِنَی جَمِیعَ الْمُؤْمِنِینَ»؛ (علی اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج2، ص466، باب ذکر علامات قیام القائم و... ).
3) . «تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فیهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُم»؛ (اسراء(17)، 44).
حق) بازگردند!».(1)
ب) سنت و قانون الهی در این عالم، برای مؤمنان و کافران متفاوت است، بنابر این فرمود: « بگذار آنها(کافران) بخورند و بهره گیرند و آرزوها آنان را غافل سازد؛ ولی بهزودی خواهند فهمید!».(2)
وفرمود:
اگر (تمکّن کفّار از مواهب مادی) سبب نمیشد که همة مردم امت واحد (در گمراهی) شوند، ما برای کسانی که به (خداوند) رحمان کافر میشدند، خانههایی قرار میدادیم با سقفهایی از نقره و نردبانهایی که از آن بالا روند و برای خانههایشان درها و تختهایی (زیبا و نقرهای) قرار میدادیم که بر آن تکیه کنند و انواع زیورها ولی تمام اینها بهرة زندگی دنیاست و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است!.(3)
وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ کُلُّ ذلِکَ لَمَّا مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقین»؛ (زخرف(43)، 33 تا35).
اما گاهی مؤمنان را در همین دنیا بهدلیل غفلت و معصیتشان گرفتار میسازد تا فریفتة دنیا نشوند و «لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُون»(4)از خطای خود بازگردند و از عذاب ابدی در امان بمانند. بنابراین، گناهان گاهی سببِ محرومیت از روزی و مشکلات مالی میشود(5)
و گاهی شایستگی انجام کار خیر از جمله نماز شب را سلب مینماید.(6)
ج) هرگاه آسمان از بارش و زمین از رویشِ دریغ کرد و هرگاه دیدیم خیر و برکت
1) . «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُون»؛ (روم(30)، 41).
2) . «ذَرْهُمْ یَأْکُلُوا وَ یَتَمَتَّعُوا وَ یُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ»؛ (حجر(15)، 3).
3) . «وَ لَوْ لا أَنْ یَکُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ یَکْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَیْها یَظْهَرُونَ. وَ لِبُیُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَیْها یَتَّکِؤُنَ.
4) . روم(30)، 41؛ سجده(32)، 21؛ اعراف(7)، 94.
5) . کلینی، کافی، ج2، ص271، باب الذنوب، ح11، 23 و 24.
6) . همان، ح16.
و آرامش رو به کاستی گرفته، بدانیم در پیوندمان با خالق آسمان و زمین خللی ایجاد شده است، مشکل را در جای دیگری جستجو نکنیم که بر شدت آن خواهیم افزود، بلکه با توبه و بازگشت و اصلاح گذشتة خود و تقویت عبودیت و بندگی و ترحم به ایتام و درماندگان، درهای رحمت الهی را به روی خود بگشاییم.
د) تحقق کاملِ گشایش برکتهای آسمانی و زمینی در دوران ظهور خواهد بود؛ زیرا به فرمودة خداوند «تنها مرا میپرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت».(1)
بنابراین، با نابودی ظلم و ستم و روشن شدن عالم با نور عدالت و عبودیت خالصانة خداوند، خیر و برکت از زمین و آسمان مردم را دربر خواهد گرفت و غنای درون و برون شامل حال آنان خواهد شد، آنچنانکه وقتی منادی حضرت ندا می دهد چه کسی نیاز به مال دارد؟ هیچکس بهپا نمیخیزد، جز یک نفر که او هم پشیمان میشود و میگوید: من هم که نیازی نداشتم، چرا حرص زدم و خود را از این جهت سرزنش میکند.(2)
آیة منتخب(2)
((وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما یَعْمَلُونَ بَصیرٌ(3)و با آنها پیکار کنید تا فتنه [شرک و سلب آزادی] برچیده شود، و
1) . «یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئا»؛ (نور(24)، 55).
2) . «قَالَ رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم:ِ أُبَشِّرُکُمْ بِالْمَهْدِیِّ ...وَ یَمْلَأُ اللَّهُ قُلُوبَ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ غِنًی وَ یَسَعُهُمْ عَدْلُهُ حَتَّی یَأْمُرَ مُنَادِیاً یُنَادِی یَقُولُ مَنْ لَهُ فِی الْمَالِ حَاجَةٌ فَمَا یَقُومُ مِنَ النَّاسِ إِلَّا رَجُلٌ وَاحِدٌ فَیَقُولُ أَنَا فَیَقُولُ ائْتِ السَّدَّانَ یَعْنِی الْخَازِنَ فَقُلْ لَهُ إِنَّ الْمَهْدِیَّ یَأْمُرُکَ أَنْ تُعْطِیَنِی مَالًا فَیَقُولُ لَهُ احْثُ حَتَّی إِذَا جَعَلَهُ فِی حَجْرِهِ وَ أبَرْزَهُ نَدِمَ فَیَقُولُ کُنْتُ أَجْشَعَ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ نَفْساً أَعْجَزَ عَمَّا وَسِعَهُمْ فَیَرُدُّهُ وَ لَا یَقْبَلُ مِنْهُ فَیُقَالُ لَهُ إِنَّا لَا نَأْخُذُ شَیْئاً أَعْطَیْنَاه»؛ (علی اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة (ط - القدیمة)، ج2، ص483).
3) . انفال(8)، 39.
دین (و پرستش) همه مخصوص خدا باشد! و اگر آنها (از راه شرک و فساد بازگردند و از اعمال نادرست) خودداری کنند، (خداوند آنها را میپذیرد) خدا به آنچه انجام میدهند بیناست)).
امام صادق علیه السلام در اینباره میفرماید:
از پدرم (دربارة این آیه) سؤال شد، فرمود: «هنوز این آیه محقق نشده است و اگر قائم ما قیام نماید، کسی که آن زمان باشد تحقق آن را خواهد دید و دین حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم تا آنجا که شب رسیده، خواهد رسید(تمام عالم را فرا میگیرد) آنچنانکه در روی زمین هیچ شرکی باقی نخواهد ماند».(1)
نکتهها
الف) هرکس سدّ راه هدایت و سعادت بشر شود، مانند این است که جلوی تابش خورشید را بگیرد و مانعی در راه آب به درختان ایجاد کند و از علمآموزی دانشپژوهان جلوگیری نماید، بنابراین هدف از جهاد، رفع موانع رستگاری انسان است و به حکم عقل و نقل امری واجب است.
به عبارت دیگر قرآن و حجتهای الهی نقش طبیب را دارند، گرچه به ظاهر نسخة پزشک تلخ و دردآور باشد؛ ولی سرانجام، عافیت را در پی خواهد داشت.
ب) بزرگترین مانع پیشرفت بشر در راه تکامل، شرک و غفلت از خداست. در دوران ظهور با حاکمیت مطلقِ توحید، زیباترین و کاملترین وضعیت رشد و تعالی بشر رقم خواهد خورد، آنچنانکه بنابر سخن خداوند در قرآن کریم، «تنها مرا
1) . «عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ سُئِلَ أَبِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ قاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّةً کَما یُقاتِلُونَکُمْ کَافَّةً حَتَّی لَا یَکُونَ مُشْرِکٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ ثُمَّ قَالَ إِنَّهُ لَمْ یَجِئْ تَأْوِیلُ هَذِهِ الْآیَةِ وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا سَیَرَی مَنْ یُدْرِکُهُ مَا یَکُونُ مِنْ تَأْوِیلِ هَذِهِ الْآیَةِ وَ لَیَبْلُغَنَّ دِینُ مُحَمَّدٍ مَا بَلَغَ اللَّیْلُ حَتَّی لَا یَکُونَ شِرْکٌ عَلَی ظَهْرِ الْأَرْضِ»؛ (محمد عیاشی، تفسیر عیاشی، ج2، ص56).
میپرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت».(1)
و خیر و برکت مادی و معنوی همة عالم را فرا خواهد گرفت؛ زیرا «و اگر اهل شهرها و آبادیها ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند، برکتهای آسمان و زمین را بر آنها میگشودیم».(2)
ج) هدفِ دین رشد و تربیت و سعادت انسان است، بنابراین اگر کسی راه خطا را پیموده و حتی اگر از روی جهل، بزرگترین جرم را مرتکب شده؛ یعنی به جنگ با ولیّ خدا برخاسته است، اگر پیش از آنکه دیر شود، صادقانه بازگردد و توبه کند و خطای خود را جبران نماید، پذیرفته خواهد شد: «فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما یَعْمَلُونَ بَصیرٌ».
آیات 41 سورة انفال تا آیة 92 سورة توبه، گسترة جزء دهم میباشد.
مهمترین مباحث آیة 41 به بعد سوره انفال عبارتند از:
خمس و احکام آن(41)، قدرناشناسی نعمت و نتیجة آن (53)، هراس دشمن با آمادگی همه جانبة مؤمنان(60)، قدرت ایمان (65 و 66)، مؤمنان راستین و مؤمن نماها(72 تا 75).
سورة توبه یا رسواگر منافقان از آخرین سورههایی است که نازل شده و مباحث مهمی را در بر دارد؛ از جمله:
قابل اعتماد نبودن دشمنان(7 تا 10)، درجة عظیم مجاهدان و وضعیت عافیتطلبان(14 تا 22)، دلیل شکست در جنگ حنین(25 تا 27)، باور به رزاقیت خداوند (28 و 29)، ناکامی تلاش گستردة دشمنان و جهانی شدن دین اسلام(32 و 33)، عاقبت تکاثر( 34 و 35)، ماه های دوازدهگانه و چهار ماه حرام (36 و 37)، چسبیدن به زمین!؟ (38 و 39)، غار ثور و برخورد تیر دشمنان با سنگ!(40) آزمون بزرگ جنگ تبوک(41 به بعد)، مورد مصرف صدقات(60).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
31
توبه
16
ابتلائات
پیش از ظهور
32
=
32
و 33
ناکامی
دشمنان در جلوگیری از تحقق ظهور و جهانی شدن اسلام
آیه منتخب
((یُریدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یَأْبَی اللَّهُ إِلاَّ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُون. هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّه؛ آنها میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند؛ ولی خدا جز این نمیخواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند! او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا آن را بر همه آیینها غالب گرداند)). (1)
امام کاظم علیه السلام میفرماید: «خداوند، هنگام قیام حضرت قائم دین حق را بر همه دین ها غالب میگرداند».(2)
از امام حسین علیه السلام نیز در این باره نقل شده است:
از ما (اهل بیت) دوازده مهدی خواهد بود، اولین آنان امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب علیه السلام و آخرین آنان نهمین فرزندم میباشد. او امامی است که حق را به پای میدارد، خداوند به واسطه او زمین را پس از مردنش زنده میگرداند و دین حق را به دست او بر همه دینها غالب میگرداند، گرچه مشرکان از آن ناخشنود باشند. برای او غیبتی است که برخی در این زمان از دین بر میگردند و برخی بر دین ثابت قدم میمانند، پس مورد آزار و اذیت قرار میگیرند و به آنها گفته میشود: اگر راست میگویید این وعده کی محقق میشود، بدانید کسی که در این دوران بر اذیتها و تکذیبها صبر کند، همانند رزمنده در راه خدا در رکاب رسول خداست.(3)
1) . توبه(9)، 32 و 33 ؛ فتح(48)، 28 ؛ صف(61)، 8 و9.
2) . «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْل عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْمَاضِی قَالَ:...قُلْتُ: لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ قَالَ: «یُظْهِرُهُ عَلَی جَمِیعِ الْأَدْیَانِ عِنْدَ قِیَامِ الْقَائِمِ»؛( کلینی، کافی، ج1، ص 432، کتاب الحجة، باب فیه نکت، ح 91).
3) . قَالَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ: مِنَّا اثْنَا عَشَرَ مَهْدِیّاً أَوَّلُهُمْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ آخِرُهُمُ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِی وَ هُوَ الْإِمَامُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ یُحْیِی اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ یُظْهِرُ بِهِ دِیْنَ الْحَقِ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ لَهُ غَیْبَةٌ یَرْتَدُّ فِیهَا أَقْوَامٌ وَ یَثْبُتُ فِیهَا عَلَی الدِّینِ آخَرُونَ فَیُؤْذَوْنَ وَ یُقَالُ لَهُمْ مَتی هذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ أَمَا إِنَّ الصَّابِرَ فِی غَیْبَتِهِ عَلَی الْأَذَی وَ التَّکْذِیبِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِ بِالسَّیْفِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ»؛( شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج1، ص 317، باب 30، ح 3).
نکتهها
الف) دشمنان حق، پیوسته در پی از بین بردن حق تلاش و کوشش میکنند:(یُریدُونَ...).
ب) از شیوه های مهم تلاش دشمن در جهت نابودی حق، شیوه جنگ نرم و تمسک به نیرنگ و فریب و دَجَل و دروغ است. او فضایی فتنهآلود ایجاد میکند تا حق و باطل در هم بیامیزند و قابل تشخیص نباشد و دو هدف عمده را دنبال میکند:
آنچنان که علمای دنیازده یهود در برابر بعثت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلم همین راه را پیمودند و با نگاه کردن به تورات (و وانمود نمودنِ این مطلب که آنچه را که میخوانند، در تورات نوشته است!) میگفتند: نشانههایی که برای موعود، بیان شده چنین و چنان است و این نشانهها با «محمد فرزند عبدالله» مطابقت ندارد؛ بنابراین قرآن از مکر آنها پرده برمیدارد و میگوید: «و حق را با باطل نیامیزید! و حقیقت را با اینکه میدانید کتمان نکنید!».(1)
دشمن آنچنان با ظرافت به این دو هدف جامه عمل می پوشاند که فقط افراد با بصیرت، تزویرشان را می بینند و از فریبشان در امان می مانند، لذا همه انبیاء امت خود را از خطر «دجّال» بر حذر داشتهاند.
امیر المؤمنین در این رابطه میفرمایند:
آغاز پیدایش فتنهها پیروی از هوا و هوسها و بدعتهایی است که با کتاب خدا مخالفت دارد و گروهی (چشم و گوش بسته یا هوا
1) . «وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَکْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُون»؛ (بقره(2)، 42).
پرست آگاه) به پیروی آنان بر میخیزند و بر خلاف دین خدا از آنها حمایت میکنند. اگر باطل از آمیختن با حق جدا میگردید بر کسانی که طالب حقّند پوشیده نمیماند. و اگر حق از آمیزه باطل پاک و خالص میشد زبان دشمنان و معاندان از آن قطع میگشت. ولی بخشی از این گرفته میشود و بخشی از آن و این دو را به هم میآمیزند و اینجا است که شیطان بر دوستان و پیروان خود مسلّط میشود و «تنها کسانی که مشمول رحمت خدا بودند، از آن نجات مییابند»(1)
ج) در برابر اراده دشمن، خدایی که «فرمان او چنین است که هر گاه چیزی را اراده کند، تنها به آن میگوید: «موجود باش!»، آن نیز بیدرنگ موجود میشود!»(2)اراده کرده است تا این نوری را که دشمنان در پی خاموش کردن آن هستند تا به آخر برساند و آن را از گزند آنها در امان بدارد؛ هر چند آنان تمام قدرت خود را در رسیدن به هدف خود به کار گیرند: «وَ یَأْبَی اللَّهُ إِلاَّ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُون».
و اما بخش اول آیه 33، به «بعثت» ختمی مرتبت(أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دینِ الْحَقِّ) و بخش دوم به «ظهور» ناظر است: (لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّه).
د) این آیه کامل کننده مطلب آیه پیشین است؛ یعنی خداوند میفرماید: خداوند کسی است که آن نوری را که دشمنان در پی نابودی آن هستند بر همه عالم حاکم و غالب قرار خواهد داد و این نور سرانجام سراسر جهان را در بر خواهد گرفت.
ه-) بر اساس سنت الهی، مردم در بعثت و ارسال رسول نقشی ندارند، چه بخواهند و چه نخواهند؛(3)خداوندِ حکیم رسول را با برنامه وحیانی میفرستد تا «پس از
1) . «إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ یُخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللَّهِ وَ یَتَوَلَّی عَلَیْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَی غَیْرِ دِینِ اللَّهِ فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَی الْمُرْتَادِینَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ وَ لَکِنْ یُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَیُمْزَجَانِ فَهُنَالِکَ یَسْتَوْلِی الشَّیْطَانُ عَلَی أَوْلِیَائِهِ وَ یَنْجُو الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنی»؛ (نهج البلاغه، خطبه 50).
2) . «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ»؛ (یس(36)، 82).
3) . «إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُورا»؛ (انسان(76)، 3).
این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند، (و بر همه اتمام حجت شود و مردم بهانهای نداشته باشند) و خداوند، توانا و حکیم است».(1)
البته در اجرای آنچه که رسول آورده است، تا آنجا که مردم همراهی کنند عدالت محقق میشود. راز پیروزی معجزه آسا در جنگ بدر و شکست در جنگ احد همین امر بود.
اما درباره ظهور، سنت الهی متفاوت است، زیرا که در برنامه اقامه قسط، سنت «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط»(2)حاکم است و«خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمیدهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است، تغییر دهند!».(3)
و) در این آیه بیان شده است که روزی خواهد آمد که «دین اسلام دین واحد جهانی» خواهد شد: (لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّه) سپس در روایتهای بسیاری جزئیات آن، از جمله رهبر و امام این قیام و انقلابِ جهانی یعنی «بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف» بیان شده است که حدود 560 روایت از مجموع بیش از دو هزار روایت رسیده در این باب، از رسول خداست.(4)
ز) با توجه به آیه مورد بحث، همه امت اسلام در اصلِ «موعود» اتفاق نظر دارند؛ ولی در موجود بودن این موعود بین ما و بیشترِ اهل سنت اختلاف نظر وجود دارد. با این آیه میتوان درباره وجود این موعود و به عبارت دیگر بر «موعود موجود» نیز استدلال کرد.
از کسانی که به وجود ایشان باور ندارند، میپرسیم حضرت مهدی که به اعتقاد شما هر وقت خداوند بخواهد به دنیا میآید و در وقت مقرر، ظهور میکند این «دین حق» را از کجا به دست میآورد؟! زیرا برای تحقق عدالت جهانی قطعاً لازم است همان دین جامعی که بر رسول نازل شده است را باید عیناً بدون کاستی در دست
1) . «رُسُلاً مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ کانَ اللَّهُ عَزیزاً حَکیماً»؛ (نساء(4)، 165).
2) . حدید(57)، 25.
3) . «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم»؛ (رعد(13)، 11).
4) . معجم احادیث امام مهدی علیه السلام، مؤسسه معارف اسلامی، نشر جمکران.
داشته باشد.
اگر بخواهد آن را از خداوند بگیرد لازمه آن نقض ختم نبوت است و اگر بخواهد آن را از امت اسلام بگیرد، کدام قرائتِ از اسلام را از چه مذهبی بگیرد؟! چه کسی میتواند ادعا کند که تمام دین، ظاهر و باطن آن و احکام الله واقعی در همه موضوعات نزد اوست؟!
یگانه مذهبی که برای این سؤال، پاسخ قاطع و مناسب دارد، شیعه امامیه است که در پرتوی عقیده لزوم وجود «حجت حیّ» در هر زمان و به عبارت دیگر خالی نبودن زمین از حجت تا دامنة قیامت، پاسخ کامل به این سؤال داده است و معتقد است هر آنچه بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلمنازل شده است، به حکم الهی از وصیی به وصی دیگر به ارث رسیده و هم اکنون نزد آخرین وصی و جانشین ایشان خاتم اوصیاء بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد و یکی از آثار و برکات وجودی امام، حفظ این علوم و اسرار الهی است تا پس از ظهور در اختیار بشریت قرار گیرد.
امام باقر علیه السلام میفرماید:
(مردم) آبِ کم را میمکند و رود خروشان را رها کردهاند».پرسیدند: رود خروشان چیست؟ امام فرمود: «رسول خدا و علمی که خدای بزرگ به او عطا نمود، خداوند متعال همة سنتهای پیامبران را از حضرت آدم تا خود حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم برای ایشان جمع کرد».پرسیدند: این سنتها چیست؟ امام فرمود: «همه علم پیامبران و رسول خدا همه این علوم را به حضرت علی منتقل نمود.(1)
1) . «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ: یَمُصُّونَ الثِّمَادَ وَ یَدَعُونَ النَّهَرَ الْعَظِیمَ قِیلَ لَهُ وَ مَا النَّهَرُ الْعَظِیمُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ 9 وَ الْعِلْمُ الَّذِی أَعْطَاهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَمَعَ لِمُحَمَّدٍ ص سُنَنَ النَّبِیِّینَ مِنْ آدَمَ وَ هَلُمَّ جَرّاً إِلَی مُحَمَّدٍ ص قِیلَ لَهُ وَ مَا تِلْکَ السُّنَنُ قَالَ عِلْمُ النَّبِیِّینَ بِأَسْرِهِ وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ 9 صَیَّرَ ذَلِکَ کُلَّهُ عِنْدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ»؛ (کلینی، کافی، ج1، ص 221، کتاب الحجة، باب ان الائمة ورثة العلم، ح 6).
آیات پایانی سورة توبه، سورة یونس و پنج آیة ابتدای سورة هود در محدودة این جزء قرار دارد.
موضوعات مهم سورة توبه در این آیات عبارتنداز:
آثار و برکات زکات و واجبات مالی(103 و 104)، شاهدان اعمال(105)، مسجد قبا و مسجد ضرار (107 و 108)، بیعی سودمند (111 و 112)، همراهی با صادقان (119)، طلبه شدن (122)، تواضع و سستی در برابر مستکبران ممنوع (123)، رسولی بی نظیر (128 و 129).
سورة یونس با 109 آیه از سوره های مکی است و بیشترین تأکید آن بر مبدأ و معاد است و برخی از موضوعات آن به شرح زیر است:
بی جنبه!(12)، ریشة بهانهجویی کافران و گریز از ایمان (15)، توحید فطری (22 و 23)، مَثَل دنیا (24)، شایستهسالاری (35)، هل من مبارز!؟ (37 به بعد)، آرزوی ظالمان در قیامت (54)، شفای سینهها (57 و 58)، تحت نظر! (61).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
33
یونس
39
رجعت
آیة منتخب
((أَ فَمَنْ یَهْدی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدی فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ؛ آیا کسی که به سوی حق هدایت میکند، برای پیروی شایستهتر است یا آن کس که خود هدایت نمیشود، مگر هدایتش کنند؟ شما را چه میشود، چگونه داوری میکنید؟!))(1)
راوی میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: وقتی میگوییم (پیش از ظهور) دو صیحه (ندای آسمانی)خواهد بود (اهل سنت) ما را سرزنش و تکذیب مینمایند و میگویند از کجا صیحة حق از صیحه باطل تشخیص داده میشود؟ حضرت فرمود: ...کسی که پیش از آن ندای حق، به آن ایمان داشته است، آن زمان نیز همان را تصدیق خواهد کرد، خداوند میفرماید: «أَ فَمَنْ یَهْدی إِلَی الْحَقِّ...».(2)
امام رضا علیه السلام نیز در این باره میفرماید:
خداوند انبیاء و ائمه را موفق میدارد و از خزانه علم و حکمت خود آنچه را که به دیگران نداده است، میدهد؛ بنابراین علم آنان برتر و بالاتر از علم اهل آنهاست، خداوند میفرماید: «أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ...».(3)
1) . یونس(10)، 35.
2) . «عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مَسْلَمَةَ الْجَرِیرِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ یُوَبِّخُونَّا وَ یُکَذِّبُونَّا أَنَّا نَقُولُ إِنَّ صَیْحَتَیْنِ تَکُونَانِ یَقُولُونَ مِنْ أَیْنَ تُعْرَفُ الْمُحِقَّةُ مِنَ الْمُبْطِلَةِ إِذَا کَانَتَا قَالَ: فَمَا ذَا تَرُدُّونَ عَلَیْهِمْ قُلْتُ: مَا نَرُدُّ عَلَیْهِمْ شَیْئاً قَالَ: قُولُوا یُصَدِّقُ بِهَا إِذَا کَانَ مَنْ یُؤْمِنُ بِهَا مِنْ قَبْلُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدی فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ»؛( کلینی، کافی، ج 8، ص 208، ح 252).
3) . «.. إِنَّ الْأَنْبِیَاءَ وَ الْأَئِمَّةَ ص یُوَفِّقُهُمُ اللَّهُ وَ یُؤْتِیهِمْ مِنْ مَخْزُونِ عِلْمِهِ وَ حِکَمِهِ مَا لَا یُؤْتِیهِ غَیْرَهُمْ فَیَکُونُ عِلْمُهُمْ فَوْقَ عِلْمِ أَهْلِ الزَّمَانِ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی أَ فَمَنْ یَهْدِی...»؛( همان، ج1، ص 202 ، کتاب الحجة، باب جامع فی فضل الامام).
در حدیثی از امام باقر علیه السلام آمده است: «مراد از «مَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ» حضرت محمد و پس از ایشان، آل محمد هستند و «من لا یهِدِّی» مخالفان اهل بیت از قریش و غیر قریش هستند».(1)
نکتهها
الف) قطعاً «هادیِ» بشر، خداوند است اما به دلائل عقلی و نقلی که در بحث نبوت و امامت عامه ثابت شده است و حاکم بودن نظام اسباب و مسببات بر این عالم، امر هدایت، توسط افراد برگزیده الهی انجام می گیرد(2)و معنای بعثت و نبوت چیزی جز این نیست و استمرار این امر نیز توسط جانشینان بر حقشان تحت همین قانون قرار می گیرد.
ب) خداوند متعال در این آیه، در امر واسطه هدایت، بین دو نفر تقابل ایجاد نموده سپس عقل را به داوری فراخوانده که کدام یک از این دو نفر شایستگی امامت را دارند:
طبیعی است که همه إنسان ها وقتی به دنیا می آیند چیزی نمی دانند «و خداوند شما را از شکم مادرانتان خارج نمود در حالی که هیچ چیز نمیدانستید»(3)ولی کمکم بر فهم وعقل آنها افزوده میشود و با هدایت هدایتگران الهی زمینه هدایت آنها فراهم میشود؛ در نتیجه، دسته اول باید کسانی باشند که هرگز حتی برای یک لحظه
1) . عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ فِی قَوْلِهِ «أَ فَمَنْ یَهْدِی...» فَأَمَّا «مَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ» فَهُمْ مُحَمَّدٌ وَ آلُ مُحَمَّدٍ مِنْ بَعْدِهِ- وَ أَمَّا «مَنْ لَا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدَی» فَهُوَ مَنْ خَالَفَ مِنْ قُرَیْشٍ وَ غَیْرِهِمْ أَهْلَ بَیْتِهِ مِنْ بَعْدِه»؛( عروسی حویزی، نور الثقلین، ج2، ص 303).
2) . « کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِم»؛ (ابراهیم(14)، 1).
3) . «وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً»؛ (نحل(16)، 78).
گمراه نبوده باشند تا نیاز به هدایت داشته باشند؛ وگرنه در گروه دوم قرار خواهند گرفت.بنابراین با إستفاده از این تقابل نتیجه می گیریم که دسته اول کسانی هستند که پیوسته در هدایت بوده اند؛ همانند حضرت عیسی علیه السلام که در آغاز تولد گفت:« من بنده خدا هستم و ...» و به عبارت دیگر ویژگی این دسته این است که از مقام والای عصمت برخوردارند.(1)
ج) به طورطبیعی عقل آدمی، کسانی که پیوسته تحت هدایت الهی (یَهْدی إِلَی الْحَقِّ) بوده اند را لایق می داند که سکاندار امر هدایت بشر و «أُولِی الْأَمْر» باشند نه کسانی که خود به هدایت این هادیان نیازمندند:(مَنْ لا یَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدی).
قاضی ابوبکر باقلانی می گوید: بارها خلیفه دوم گفت اگر «علی» به داد ما نرسیده بود، هلاک شده بودیم.(2)
عجیبتر از آن، سخن ابن ابی الحدید است که می گوید : «سپاس خدایی را که مفضول(فرد پایین تر یعنی ابابکر) را بر فاضل(فرد بالاتر یعنی امام علی) مقدم داشت!» (3)!!! آیا با این سخن، حکمت و عدالت خداوند را زیر سؤال نبرده است ؟!!!
د) لازمة این سؤال و داوری که در این آیة شریفه مطرح شد، این است که باید پیوسته چنین هدایتگرانی از سوی خداوند وجود داشته باشند تا ما مأمور به پیروی از آنها باشیم؛ روایات وارد شده در شرح این آیه، همین امر را تأیید میکند.
دوازدهمین جزء قرآن با آیة ششم سورة هود آغاز میشود و تا آیه 53 سورة یوسف ادامه مییابد.
سورة هود در اواخر دوران بعثت نازل شد و دارای 123 آیه میباشد و برای تقویت پایههای اعتقادی مسلمانان که زیر سختترین آزار و اذیتهای مشرکان قرار دارند، سرگذشت پیشینیان از جمله پیروان اندک حضرت نوح، قوم هود، صالح ،ابراهیم ، لوط و موسی علیهم السلام بیان شده است تا درسها و عبرتهای لازم را دریافت نمایند.
مهمترین موضوعات این سوره عبارتنداز:
سعادت دنیا و عقبی در سایة تدّین به دین الهی(1 به بعد)، مدرسه دنیا و آزمون بندگی(7). کمظرفیتی برخی از انسانها(9 و 10)، تحدّی قرآن(13 و 14)، خوشی و لذات دنیا یا آخرت؟!انتخاب با شما(15 و 16)، کبر و غرور مانع هدایت(27)، به کوه پناه میبرم!(43)، گناه مانع بارش باران(52)، راضی به ظلم همانند ظالم است(65)، زنی بی لیاقت!(81)، عاقبت کم فروشی(84 و 85)، بقیتالله(86)، خوشبخت و بدبخت!(105 تا 108)، تکیه به ظالمان!؟ (113)، امیدوار بخشترین آیه(115).
سورة یوسف یکی از درسآموز ترین ماجراهای قرآنی برای خردمندان، با 111 آیه جزء سوره های مکی است. نمونه ای از موضوعات مهمِ آن به شرح زیر است:
حسادت، عامل سقوط(5)، این عالَم خدایی دارد(15)، گناه، گناه میآورد(18)، خدا با پاکان است(26 تا 28)، زندان دنیا یا زندان آخرت!؟(33)، خورشید همیشه پشت ابر
نمی ماند!(51).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
34
هود
8
امت
معدوده و اصحاب خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
35
=
80
رکن
شدید و اصحاب خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
36
=
86
بقیة
الله
آیة منتخب
((بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین؛ آنچه خداوند برای شما باقی گذارده، برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید!))(1)
امام صادق علیه السلام دربارة چگونگی سلام به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میفرمایند: اینگونه سلام میدهند: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ» سپس این آیه را تلاوت نمودند.(2)
امام باقر علیه السلام در این باره میفرماید:
...پس هنگامی که ظهور نماید به کعبه تکیه میدهد و 313 نفر(یاران خاص) نزد او جمع میشوند و اولین سخنی که بیان میکند، این آیه است: «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لکم..» سپس میفرماید: منم بقیة الله در روی زمین و جانشین و حجت خدا بر شما، پس
1) . هود(11)، 86.
2) . «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْقَائِمِ یُسَلَّمُ عَلَیْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ لَا ذَاکَ اسْمٌ سَمَّی اللَّهُ بِهِ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ لَمْ یُسَمَّ بِهِ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لَا یَتَسَمَّی بِهِ بَعْدَهُ إِلَّا کَافِرٌ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ کَیْفَ یُسَلَّمُ عَلَیْهِ قَالَ یَقُولُونَ: السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ ثُمَّ قَرَأَ بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِین»؛ (کلینی، کافی، ج1، ص 412، کتاب الحجة، باب نادر، ح2 ).
هیچ سلام کنندهای به او سلام نمیکند جز اینکه میگوید: السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِه.(1)
نکتهها
الف) در ادامه سفارشهای حضرت شعیب علیه السلام به مردم مَدین در پرهیز از مال حرام، بر خیر بودن مال حلال تاکید شده است. چنانچه در حدیث قدسی آمده است: «ای احمد! عبادت ده جزء است، نُه جزء آن در طلب حلال است؛ پس آنگاه که غذا و نوشیدنیت را پاک و حلال نمودی، در حفظ و حمایت من هستی».(2)
ب) امامان معصوم علیهم السلام، از اسرار آیه و لایههای درونی آن پرده برمیدارند و میفرمایند که مراد از «بَقِیَّت اللَّهِ» به طور عام، همة اهل بیت علیهم السلام و به طور خاص، آخرین ذخیره و حجت الهی، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
ج) نفهمیدن این حقیقت که امام خیر مطلق است و قدر ناشناسی مردم دربارة اهل بیت علیهم السلام سبب شد تا وقتی نوبت به آخرین ذخیرة الهی، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رسید؛ برای اینکه زمین از حجت خالی نماند، چارهای جز غیبت ایشان باقی نماند و جهان به بلای غیبت گرفتار شد: «خداوند، هیچ نعمتی را که به گروهی داده، تغییر نمیدهد جز آنکه آنها خودشان را تغییر دهند(کفران نعمت نمایند)».(3)
د) مال حرام سبب جدایی از «بَقِیَّة اللَّهِ» میشود. امام حسین علیه السلام عصر عاشورا
1) . «...فَإِذَا خَرَجَ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَی الْکَعْبَةِ وَ اجْتَمَعَ إِلَیْهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا وَ أَوَّلُ مَا یَنْطِقُ بِهِ هَذِهِ الْآیَةُ بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ثُمَّ یَقُولُ أَنَا بَقِیَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ خَلِیفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَیْکُمْ فَلَا یُسَلِّمُ عَلَیْهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا قَالَ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِه...»؛ (شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج1، ص 331، باب 32، ح 16).
2) . «.. یَا أَحْمَدُ إِنَّ الْعِبَادَةَ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ تِسْعَةٌ مِنْهَا طَلَبُ الْحَلَالِ فَإِذَا طَیَّبْتَ مَطْعَمَکَ وَ مَشْرَبَکَ فَأَنْتَ فِی حِفْظِی وَ کَنَفِی..»؛( علامه مجلسی، بحار، ج 74، ص 27).
3) . «ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیم»؛ (انفال(8)، 53).
خطاب به کوفیان فرمود: «شما عموماً امر مرا اطاعت نمیکنید، گوش به سخن من نمیدهید، زیرا شکمهای شما از حرام پر شده و به قلبهای شما مهر (قساوت) زده شده است. وای بر شما! چرا ساکت نمیشوید؟ وای بر شما! چرا گوش نمیدهید!؟».(1)
ه-) ایمان به خدا، ما را از ارزش و جایگاه امام، آگاه میکند. (إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین) همانگونه که در دعای معرفت بیان شده است که از معرفت خدا به معرفت وحی و نبوت، و از این دو معرفت، به معرفتِ امام میرسیم؛ بنابراین اگر به این معرفت نرسیدیم، نشانگر این است که توحید ما مشکل دارد و باید بدانیم با جهلِ به امام، هیچ دین و حقیقتی نخواهیم داشت: (فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی). (2)
1) . « قال لهم وَیْلَکُمْ مَا عَلَیْکُمْ أَنْ تُنْصِتُوا إِلَیَّ فَتَسْمَعُوا قَوْلِی وَ إِنَّمَا أَدْعُوکُمْ إِلَی سَبِیلِ الرَّشَادِ فَمَنْ أَطَاعَنِی کَانَ مِنَ الْمُرْشَدِینَ وَ مَنْ عَصَانِی کَانَ مِنَ الْمُهْلَکِینَ وَ کُلُّکُمْ عَاصٍ لِأَمْرِی غَیْرُ مُسْتَمِعٍ قَوْلِی فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَی قُلُوبِکُمْ وَیْلَکُمْ أَ لَا تُنْصِتُونَ أَ لَا تَسْمَعُون»؛ (علامه مجلسی، بحار، ج 45، ص 8).
2) . «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیَّکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی»؛ (کلینی، کافی، ج1، ص 337، کتاب الحجه، باب فی الغیبة، ح5.)
آیات پایانی سورة یوسف، رعد و ابراهیم را میتوانید در محدودة جزء سیزدهم ببینید.
مهمترین موضوعات آیات پایانی سورة یوسف عبارتنداز:
خود را از لغزش در امان ندانستن و پناه بردن به خدا(53)، غفلت نکردن از او حتی برای یک لحظه و قراردادن خداوند به عنوان تکیهگاه به طور پیوسته (63 و 64)، پشت سر دیگران حرف زدن!(77)، حُرمت ناامیدی از رحمت الهی(87)، ریشة خطاها( 89)، آنگاه که خورشیدِ حقیقت آشکار میشود(90)، جلوة مهر و محبت الهی(92)، واسطه در فیض الهی(96 تا 98)، نیمه پُرِ لیوان و ادب بندگی(101)، غفلت از نشانههای حق در آسمان و زمین(105)، در ناامیدی بسیامید است(110).
سورة رعد از جمله سوره های مکی و دارای 43 آیه است و برخی از موضوعات آن را میتوان اینگونه برشمرد:
بیستون یا با ستون اما غیر مرئی؟!(2)، هدایتگر الهی در طول زمان(7)، تا خودتان نخواهید نخواهم خواست!(11)، کف روی آب یا...(17)، کدام راه؟ سخت اما با فرجام نیک یا آسان، ولی...(19 تا27)، فقط با یاد او آرام میگیرد(28 و 29)، افق را بنگرید!(35)، این شاهد کیست؟(43).
چهاردهمین سورة قرآن را با 52 آیه، سورة ابراهیم مینامند که پیش از هجرت نازل شده است و این موضوعات را میتوان در آن پیگیری کرد:
نظام هدایت بشر(1)، روزهایی که هرگز نباید فراموش شوند!(5)، شکر نعمت یا کفران نعمت؟!(7)، در، همیشه روی یک پاشنه نمیچرخد!(13 و 14)، مانند کوه یا همانند خاکستری در برابر طوفان(18)، عجب صحنهای!(21 و 22)، مَثَل توحید و شرک(24 تا 26)، به بندگانم بگو که..(31)، چه بسیار نعمت هایی که از آن خبر نداریم!(34)، از خدا چه بخواهیم؟(40)، دیر بیدار شدید!(44).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
37
رعد
7
هادی
زمان
38
ابراهیم
5
ایامالله:
یوم الظهور، یوم الکرة، یوم القیامه
آیة منتخب(1)
((فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَیْهِ قالُوا یا أَیُّهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقینَ. قالَ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِیُوسُفَ وَ أَخیهِ إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ. قالُوا أَ إِنَّکَ لَأَنْتَ یُوسُفُ قالَ أَنَا یُوسُفُ وَ هذا أَخی قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنا إِنَّهُ مَنْ یَتَّقِ وَ یَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنین. قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَکَ اللَّهُ عَلَیْنا وَ إِنْ کُنَّا لَخاطِئین. قالَ لا تَثْریبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ یَغْفِرُ اللَّهُ لَکُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمین؛(1)هنگامی که آنها بر او [یوسف] وارد شدند، گفتند: «ای عزیز! ما و خاندان ما را ناراحتی فرا گرفته، و متاع کمی (برای خرید موادّ غذایی) با خود آوردهایم؛ پیمانه را برای ما کامل کن و بر ما تصدّق و
1) . یوسف(12)، 88 - 92.
بخشش نما که خداوند بخشندگان را پاداش میدهد!» گفت: «آیا دانستید با یوسف و برادرش چه کردید، آنگاه که جاهل بودید؟!»گفتند: «آیا تو همان یوسفی؟!» گفت: « (آری،) من یوسفم، و این برادر من است! خداوند بر ما منّت گذارد. هر کس تقوا پیشه کند و شکیبایی و استقامت نماید؛ (سرانجام پیروز میشود) چرا که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمیکند!» گفتند: «به خدا سوگند، خداوند تو را بر ما برتری بخشیده و ما خطاکار بودیم!» (یوسف) گفت: «امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست! خداوند شما را میبخشد و او مهربانترین مهربانان است!))
امام صادق علیه السلام در این باره میفرماید:
در حضرت قائم، شباهتی از حضرت یوسف وجود دارد... چگونه است که این امت انکار مینمایند که خداوند با حجتش آنگونه عمل نماید که با یوسف انجام داد که در بازارهایشان حرکت نماید و بر فرشهایشان گام نهد در حالی که او را نمیشناسند تا اینکه خداوند اجازه دهد خود را معرفی کند، همان گونه که به یوسف اجازه داد که خود را معرفی نماید تا اینکه به آنان گفت: «هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ ...».(1)
نکتهها
الف) یکی از شیوههای بیان در قرآن، بیان غیر مستقیم است که با بیان سرگذشت پیشینیان، زمینه برای دریافتِ درسها و عبرتها، فراهم میشود. قرآن کتاب تاریخ، قصه، داستان و رمان نیست بلکه کتاب هدایت و نسخة شفا است.
تاریخی که قرآن بیان میکند، دارای دو ویژگی منحصر به فرد است:
1) . «عَنْ سَدِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَقُولُ إِنَّ فِی الْقَائِمِ شَبَهٌ مِنْ یُوسُفَ....فَمَا تُنْکِرُ هَذِهِ الْأُمَّةُ أَنْ یَکُونَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَفْعَلُ بِحُجَّتِهِ مَا فَعَلَ بِیُوسُفَ أَنْ یَکُونَ یَسِیرُ فِی أَسْوَاقِهِمْ وَ یَطَأُ بُسُطَهُمْ وَ هُمْ لَا یَعْرِفُونَهُ حَتَّی یَأْذَنَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یُعَرِّفَهُمْ بِنَفْسِهِ کَمَا أَذِنَ لِیُوسُفَ حَتَّی قَالَ لَهُمْ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ ..»؛ (شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج1، ص 144، باب 5 فی غیبة یوسف، ح 11).
عین حقیقت و واقعیت است و باطل و دروغ در آن راهی ندارد.
فقط به آنچه که در راه رستگاری و سعادتمان مؤثر و مفید است میپردازد.
یکی از زیباترین ماجراها، سرگذشت حضرت یوسف علیه السلام و برادران اوست که نکات بسیار ارزشمندی از جمله در عرصة مهدویت دارد.(1)
ب) آیا گرفتاری بشر جز به خاطر قدرناشناسی و بدرفتاری با حجت خداست؟! (مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ) قرآن میفرماید: «و اگر اهل شهرها و آبادیها ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند، برکتهای آسمان و زمین را بر آنها میگشودیم».(2)
ج) قدرناشناسی دربارة حجت خدا نتیجة چیزی جز جهل نیست: «قالَ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِیُوسُفَ وَ أَخیهِ إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُون». امام مانند خورشید است که ما به او نیاز داریم. امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقیعی فرمودهاند: «خدا با ماست و هیچ نیازی به غیر او نداریم و حق با ماست؛ پس هرگز جدا شدن دیگران از ما موجب وحشتمان نمیشود».(3)
بنابراین، وقتی زراره از امام صادق علیه السلام پرسید: اگر زمان غیبت حضرت مهدی بودم، چه کنم؟ حضرت فرمودند: نسبت به این دعای معرفت مداومت داشته باش: «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی...».(4)
د) غیبت امام، به معنای ناشناس بودن ایشان است، همانند حضرت یوسف علیه السلام که «برادران یوسف آمدند و بر او وارد شدند. او آنان را شناخت ولی آنها او را نشناختند». تا آنکه به اذن الهی «گفت: « (آری،) من یوسفم».(5)
1) . ر.ک: مقاله «یوسف زهراء»، آیتی، فصل نامه علمی ترویجی انتظارموعود، شماره 1.
2) . اعراف(7)، 96.
3) . «...لِأَنَّ اللَّهَ مَعَنَا وَ لَا فَاقَةَ بِنَا إِلَی غَیْرِهِ وَ الْحَقُّ مَعَنَا فَلَنْ یُوحِشَنَا مَنْ قَعَدَ عَنَّا»؛( طوسی، کتاب الغیبه، ص285).
4) . کمالالدین و تمامالنعمة، ج2، ص 343، باب 33، ح 24.
5) . یوسف(12)، 58 و 90.
ه-) طوری عمل نکنیم که با دیدن حضرت از او شرمنده شویم: «قالُوا أَ إِنَّکَ لَأَنْتَ یُوسُفُ».
و) فرج، در پی صبرِ همراه با تقواست: «إِنَّهُ مَنْ یَتَّقِ وَ یَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنین».
ز) حجتهای الهی مظهر اسماء حسنای خدا و در پی سعادت و نجات ما هستند: (یوسف) گفت: «امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست! خداوند شما را میبخشد و او مهربانترین مهربانان است!» امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز برای سعادت و نجات میآید نه برای کشتن! قهرِ او علیه ظالمان و مستکبران است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در امتم قیام میکند، خداوند او را برای فریادرسی مردم میفرستد».(1)
آیة منتخب(2)
((و یَقُولُ الَّذینَ کَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّه إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ؛ کسانی که کافر شدند، میگویند: «چرا آیه (و معجزهای) از پروردگارش بر او نازل نشده؟!» تو فقط بیمدهندهای! و برای هر گروهی هدایت کنندهای است (و اینها همه بهانه است، نه برای جستجوی حقیقت)!)).(2)
ابن عباس میگوید: «رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دست خود را بر سینة خود گذاشت و فرمود: «من بیمدهنده هستم»؛ سپس به شانة حضرت علی علیه السلام اشاره نمود و فرمود: «تو
هدایتگر هستی، ای علی! پس از من، هدایتیافتگان به واسطة تو هدایت میشوند».(1)
امام باقر علیه السلام دربارة آیة «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ..» فرمود:
رسول خدا بیمدهنده است و از ما(اهل بیت) برای هر زمانی، هدایتگری وجود دارد که به سوی آنچه که پیامبر خدا آورده است، هدایت میکند. سپس هدایتگران پس از رسول خدا، حضرت علی علیه السلام و بعد جانشینانش یکی پس از دیگری هستند.(2)
نکتهها
الف) ابتدای آیه به بهانههای واهی کافران اشاره میکند که با هدفِ تضعیف حق میگفتند: چرا آیه و معجزهای بر او نازل نمیشود؟ (و این تعریضی بود به قرآن)
خداوند میفرماید: تو (از سوی خداوند)فقط انذاردهنده هستی (و آورندة چیزی هستی که او تو را مأمور به ابلاغ آن نموده است) و برای هر قومی هدایتگری وجود دارد یعنی یکی از سنت های مهمِ الهی این است « ما راه را به او (انسان) نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!»(3)« تا پس از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند، (و بر همه اتمام حجت شود) و خداوند، توانا و حکیم است».(4)
ب) قطعاً «هادی» خداوند است؛ بنابراین، فرمود: بگو: «آیا هیچ یک از معبودهای شما، به سوی حق هدایت میکند؟! بگو: «تنها خدا به حق هدایت میکند!»(5)اما این
1) . «قال ابن عباس رضی اللّه عنهما: وضع رسول اللّه یده علی صدره فقال: «أنا المنذر» ثم أومأ إلی منکب علی رضی اللّه عنه و قال: أنت الهادی یا علی بک یهتدی المهتدون من بعدی»؛( فخرالدین رازی، مفاتیح الغیب، ج19، ص 14).
2) . «الْعِجْلِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ«إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمُنْذِرُ وَ لِکُلِّ زَمَانٍ مِنَّا هَادٍ یَهْدِیهِمْ إِلَی مَا جَاءَ بِهِ نَبِیُّ اللَّهِ ثُمَّ الْهُدَاةُ مِنْ بَعْدِهِ عَلِیٌّ ثُمَّ الْأَوْصِیَاءُ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ»؛( کلینی، کافی، ج1، ص192، بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ هُمُ الْهُدَاةُ).
3) . « إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً»؛( انسان(76)، 3).
4) . «رُسُلاً مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ کانَ اللَّهُ عَزیزاً حَکیما»؛( نساء(4)، 164).
5) . «قُلْ هَلْ مِنْ شُرَکائِکُمْ مَنْ یَهْدی إِلَی الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ یَهْدی لِلْحَق»؛( یونس(10)، 35).
هدایت در عالم ماده، بر اساس حکمت الهی و حاکمیت نظام اسباب و مسببات(1)و ضعف در قابلیت قابل، به وسیلة واسطههای هدایت، یعنی حجتهای الهی انجام میگیرد « و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت میکردند».(2)
همچنین فرمود: « الر، (این) کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکیها (شرک و ظلم و جهل) به سوی روشنایی (ایمان و عدل و آگاهی) به فرمان پروردگارشان در آوری، به سوی راه خداوند عزیز و حمید».(3)
ج) بر اساس آنچه که در آیة 35 سورة یونس آمده است،(4)این «هادی» کسی است که لحظهای در گمراهی نبوده است و پیوسته تحت هدایت الهی قرار دارد، بنابراین به وسیله همان کسی تعیین میشود که مردم مأمور هستند تا از او پیروی کنند، همان که رسول را تعیین کرده و فرستاده است. به همین دلیل است که نفی و عدم پذیرش او به معنای ردّ خداست: «وَ أَنَّ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّه».
د) این آیة شریفه، دلالت میکند بر اینکه زمین هرگز از هدایت کنندهای که مردم را به حق هدایت میکند، خالی نخواهد بود که(این هادی) یا پیامبرِ بیمدهنده است و یا هدایتکنندهای غیر اوست که به امر و فرمان الهی هدایت میکند.(5)
1) . «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ: أَبَی اللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ الْأَشْیَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ فَجَعَلَ لِکُلِّ شَیْءٍ سَبَباً وَ جَعَلَ لِکُلِّ سَبَبٍ شَرْحاً وَ جَعَلَ لِکُلِّ شَرْحٍ عِلْماً وَ جَعَلَ لِکُلِّ عِلْمٍ بَاباً نَاطِقاً عَرَفَهُ مَنْ عَرَفَهُ وَ جَهِلَهُ مَنْ جَهِلَهُ ذَاکَ رَسُولُ اللَّهِ وَ نَحْن»؛( کلینی، کافی، ج1، ص 183، باب معرفة الامام، ح 7).
2) . «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا»؛( انبیاء(21)، 73).
3) . «الر کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلی صِراطِ الْعَزیزِ الْحَمید»؛(ابراهیم(14)، 1).
4) . مراجعه شود به آیه منتخب از جزء یازدهم، با عنوان «شایستهسالاری در امر هدایت».
5) . علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج11، ص 305.
آغاز و پایانِ جزء چهاردهم، با دو سورة حِجر و نحل است.
سورة حجر با 99 آیه است که در مکه نازل شده و عناوین زیر را میتوان درآن پیگیری کرد:
آنکه کاری به خدا ندارد، خدا هم..(3)، بادهای بارور کننده(22)، چه چیزی مانع سجدة ابلیس شد؟!(32 و 33)، چه کسی از رحمت الهی ناامید میشود؟(56)، حتی اگر از کوه خانهای امن بسازید ولی...(82)، چشم دوختن به داشته دیگران!؟(88).
سوره نحل با 128 آیه، ظاهراً بخشی از آیات آن پیش از هجرت و بخشی دیگر پس از هجرت نازل شده است و با بیان نعمت های الهی، روحیة شکرگزاری و بندگی را در انسان تقویت میکند، برخی از موضوعات آن عبارت است از:
بار سنگین گمراه کردن دیگران(25)، تیشه زدن به ریشة خود(28)، ارزش هجرت(41)، کلید فهم!(43)، شعار «حَسبُنا کتابُ الله» بر این آیه عرضه شود(44)، شرک پنهان!(53 و 54)، جهل تا کجا؟!(58 و 59)، زنبور عسل، شگفتی آفرینش!(68 و 69)، مِثلِ اول، اما..!(70)، تفاوت از زمین تا آسمان(76)، چه چیزی ماندنی است و چه چیزی..؟(96)، چگونه میتوان از شرّش رهایی یافت؟(99 و 100)، تقیه(106)، عجب روزی است!(111)، نتیجه کفران نعمت(112)، خوردن و بد مستی یا خوردن و...(114)، صد بار اگر توبه شکستی باز آی!(119).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
39
حجر
36
تا 38
ظهور،
پایان مهلت ابلیس
40
نحل
1
ظهور،
امر الهی
41
=
33
و 34
ظهور
و رجعت
42
=
38
رجعت
آیه منتخب
((قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنی إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ. قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرینَ. إِلی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم؛(1)گفت: پروردگارا! مرا تا روز رستاخیز مهلت ده (و زنده بگذار!) فرمود: تو از مهلت یافتگانی! (امّا نه تا روز رستاخیز، بلکه) تا روز وقت معیّنی)).
امام صادق علیه السلام فرمود:« خداوند به ابلیس تا روز قیام قائم ما مهلت داد؛ پس آنگاه که ایشان قیام نماید، ابلیس در مسجد کوفه مقابل حضرت زانو میزند و میگوید: وای بر من از امروز!»(2).
نکتهها:
الف) باید از فرصتها برای جبران خطاهای گذشته استفاده کرد نه برای لجاجت و پر کردن پیمانة گناه! دنیا و خوشیهای آن، هرچه که باشد، بالاخره تمام میشود و
1) . حجر(15)، 36 -38.
2) . «عن وهب بن جمیع مولی إسحاق بن عمار قال سألت أبا عبد الله عن قول إبلیس: «رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ. قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ إِلی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» قال:...إن الله أنظره إلی یوم یبعث فیه قائمنا فإذا بعث الله قائمنا کان فی مسجد الکوفة و جاء إبلیس حتی یجثو بین یدیه علی رکبتیه فیقول: یا ویله من هذا الیوم»؛( محمد عیاشی، تفسیر عیاشی، ج2، ص 242).
روسیاهی برای ذغال میماند.
ب) شیطان، خدا را و ربوبیت خدا را قبول داشت: «قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنی»، معاد را نیز پذیرفته بود: «إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ»؛ اما غرور و خودپسندی او سبب شد از توجه به حقیقت بازبماند و از اطاعت و فرمانبرداری حق سرپیچی کند.
امام صادق علیه السلام میفرماید:
شیطان به خداوند گفت: پروردگارا! قسم به عزّتت اگر مرا از سجده به آدم معاف کنی، تو را طوری عبادت میکنم که تا به حال احدی این چنین عبادت نکرده باشد! حق تعالی فرمود: من دوست دارم آنگونه که خواستهام اطاعت شوم (نه آنگونه که خود میخواهید). (1)
به همین دلیل است که اگر کسی پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم راه ولایت و امامتِ اهل بیت علیهم السلام را نپذیرد و در راهیِ که خدا و رسولِ او تعیین کردند، قدم نگذارد: «مات میتةً جاهلیه». هر چند شبها را به تهجد و روزها را به روزه و هر سال با پای پیاده حج گذارد و بین رکن و مقام شهید شود بوی بهشت به مشامش نخواهد رسید؛ چرا که راه ابلیس را پیموده است.
ج) بیاعتنایی به وسوسههای شیطان و نه گفتن به خواستههای او و لبیک گفتن به خواسته های خداوند، ارزش کار و درجه و مقام انسان را افزون میکند و به عبارت دیگر هرچه موانع بندگی خداوند و جاذبههای راه غیرِ خدا بیشتر باشد، ارزش و پاداش بندگی بیشتر خواهد بود.
د) دربارة اینکه پایان یافتن مهلت ابلیس به چه معناست؟ آیا حضرت مهدی او را خواهد کشت! یا امر به گونة دیگری خواهد بود، نمیتوان اظهار نظر قطعی کرد.
1) . عَنِ الصَّادِقِ قَالَ: «أُمِرَ إِبْلِیسُ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ فَقَالَ یَا رَبِّ وَ عِزَّتِکَ إِنْ أَعْفَیْتَنِی مِنَ السُّجُودِ لآِدَمَ لَأَعْبُدَنَّکَ عِبَادَةً مَا عَبَدَکَ أَحَدٌ قَطُّ مِثْلَهَا قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ إِنِّی أُحِبُّ أَنْ أُطَاعَ مِنْ حَیْثُ أُرِیدُ»؛(علامه مجلسی، بحار، ج2، ص 262).
شاید بتوان گفت مراد این است که با ظهور حضرت، و رشد عقلی بشر و نابودی مستکبران،(اعوان و انصار ابلیس) بازار او کساد میشود و این مانند مرگ و عذاب برای اوست؛ چنانچه در روایات آمده است که با بعثت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم، شیطان از شدت ناراحتی نعره زد، همچنین با طولانی کردن سجده یا ازدواج به موقع نوجوان و... او فریاد و نعره میزند. دیدن عبودیت و بندگی خالصانة خداوند، آن هم در گسترة جهانی، برای او کُشنده و ضجرآور است. والله العالم.
پانزدهمین جزء قرآن با سورة اسراء آغاز میشود و با آیة 75 سوره کهف پایان میگیرد.
سورة اسراء که به نام بنیاسرائیل و سبحان نیز خوانده میشود، 111 آیه دارد و از سورههای مکی است. برخی از موضوعاتی که میتوان در این سوره ملاحظه کرد، عبارت است از:
معراج(1)، نقشه راه سعادت(9)، شتابزده(11)، هر کسی مسئول عملکرد خویش است(15)، انتخاب کن! اما قبل از آن بیاندیش(18 و 19)، یک واو فاصله(23)، ریخت و پاش(26 و 27)، میانهروی(29)، چه خطای بزرگی! و چه راه بدی!(31 و 32)، از کوه بلندتری؟!(37)، ولی شما تسبیحشان را نمی فهمید!(44). آنکه در جدایی میدمد(53)، قافلهسالارت کیست؟(71)، چگونه میتوان به این مقام والا رسید؟(79)، برون، نمایانگر درون(84)، آنچه که میدانی در برابر آنچه که نمیدانی هیچ است، «دانستم که ندانستم!»(85)، رابطة زمین و آسمان قطعشدنی نیست! اگر فرشتگان هم در روی زمین زندگی میکردند ما رسولی برایشان میفرستادیم(95).
سورة کهف با 110 آیه از سوره های مکی است که در تقویت ایمان، صبر و استقامت مؤمنانِ تحت ظلم و ستم قریش، نقش عمده ای داشت. پارهای از موضوعات این سوره به شرح زیر است:
چقدر دلسوز!(6). آزمونهای مدرسة دنیا برای شاگردان آن (7)، مشغول شدن به
حاشیهها و غفلت از...(22) آیة «ان شاء الله»(23 و 24)، با چه کسانی نشست و برخاست داشته باشیم؟(28)، مستی مال و ثروت!(35)، این دیگر از کجا پیدایش شد!؟(49)، دشمن را دوست گرفتن!؟(50).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
43
اسراء
تمام
سوره
مهدی
یاوران
44
=
4
تا 6
زمینهسازان
45
کهف
65
به بعد
غیبت
و آثار وجودی حجت غایب
آیة منتخب(1)
((یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمینِهِ فَأُولئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتابَهُمْ وَ لا یُظْلَمُونَ فَتیلاً.وَ مَنْ کانَ فی هذِهِ أَعْمی فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمی وَ أَضَلُّ سَبیلا؛(1)(به یاد آورید) روزی را که هر گروهی را با پیشوایشان میخوانیم! کسانی که نامة عملشان به دست راستشان داده شود، آن را (با شادی و سرور) میخوانند و به قدر رشتة شکاف هستة خرمایی به آنان ستم نمیشود! اما کسی که در این جهان (از دیدن چهره حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است!)).
جابر از امام باقر علیه السلام نقل میکند که حضرت فرمود:
وقتی آیة «یَوْمَ نَدْعُوا..»نازل شد، مسلمانان گفتند: ای رسول خدا! آیا شما امام همه مردم نیستید؟ حضرت فرمود: من رسول خدا به سوی همه مردم هستم، ولی پس از من، پیشوایانی از
1) . اسراء(17)، 71 و 72.
سوی خدا از اهل بیتم برای مردم خواهند بود. (برای امر امامت) به پا میخیزند اما مورد تکذیب و ظلم پیشوایان کفر و گمراهی قرار میگیرند، پس کسی که ولایت و پیروی آنان را داشته باشد و آنان را تصدیق نماید، او از من و با من خواهد بود و (در قیامت)مرا ملاقات خواهد کرد. آگاه باشید کسی که به آنان ظلم کند و آنها را تکذیب نماید، او از من و با من نیست و من از او بیزارم.(1)
امام صادق علیه السلام نیز میفرماید:
ای فضیل! امامِ خودت را بشناس که اگر امامت را شناختی این امر(فرج و ظهور) جلو بیافتد یا عقب بیافتد، ضرری متوجه تو نخواهد شد و کسی که امامش را بشناسد و پیش از اینکه صاحب این امر قیام نماید، بمیرد مانند کسی خواهد بود که در لشکر ایشان حضور داشته باشد. نه! بلکه مانند کسی است که زیر پرچمش باشد و بلکه مانند کسی است که در رکاب رسول خدا به شهادت رسیده باشد.(2)
ایشان همچنین فرمود: «مراد از«بِإِمامِهِمْ» امامی است که پیش رویشان است و او قائم اهل زمانش میباشد(یعنی مراد، امامی است که از سوی خداوند برای آنان قرار
1) . «عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ قَالَ قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ«یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» قَالَ الْمُسْلِمُونَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ لَسْتَ إِمَامَ النَّاسِ کُلِّهِمْ أَجْمَعِینَ قَالَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ أَنَا رَسُولُ اللَّهِ إِلَی النَّاسِ أَجْمَعِینَ وَ لَکِنْ سَیَکُونُ مِنْ بَعْدِی أَئِمَّةٌ عَلَی النَّاسِ مِنَ اللَّهِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی یَقُومُونَ فِی النَّاسِ فَیُکَذَّبُونَ وَ یَظْلِمُهُمْ أَئِمَّةُ الْکُفْرِ وَ الضَّلَالِ وَ أَشْیَاعُهُمْ فَمَنْ وَالاهُمْ وَ اتَّبَعَهُمْ وَ صَدَّقَهُمْ فَهُوَ مِنِّی وَ مَعِی وَ سَیَلْقَانِی أَلَا وَ مَنْ ظَلَمَهُمْ وَ کَذَّبَهُمْ فَلَیْسَ مِنِّی وَ لَا مَعِی وَ أَنَا مِنْهُ بَرِیءٌ»؛( کلینی، کافی، ج1، ص 215، باب ان الائمه فی کتاب الله..، ح1).
2) . «عَنِ الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» فَقَالَ یَا فُضَیْلُ اعْرِفْ إِمَامَکَ فَإِنَّکَ إِذَا عَرَفْتَ إِمَامَکَ لَمْ یَضُرَّکَ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ وَ مَنْ عَرَفَ إِمَامَهُ ثُمَّ مَاتَ قَبْلَ أَنْ یَقُومَ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ کَانَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ کَانَ قَاعِداً فِی عَسْکَرِهِ لَا بَلْ بِمَنْزِلَةِ مَنْ قَعَدَ تَحْتَ لِوَائِهِ قَالَ وَ قَالَ بَعْضُ أَصْحَابِهِ بِمَنْزِلَةِ مَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّه»؛( همان، ص 371، کتاب الحجة، باب انه من عرف امامه).
داده شده است».(1)
نکتهها
الف) هر انسانی باید ببیند در این دنیا دنباله رو چه کسی است؟ و چه کسی را امام و مقتدای خود قرار داده تا در قیامت پشت سر او باشد و جایی برود که امامش میرود. بنابراین، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
خوشا به حال کسی که قائم اهل بیتم را درک کند(زمان ظهورش باشد) در حالی که در دوران غیبت و پیش از ظهورش به او اقتدا کرده باشد... او از همراهان و دوستان و گرامیترین امتم در روز قیامت نزد من خواهد بود.(2)
ب) آنچه سبب میشود عدهای بلغزند و از امامِ حق، فاصله گرفته و دنباله رو امام دیگری غیر از آنچه که خداوند قرار داده است، قرار بگیرند میتواند یکی از امور زیر باشد:
امام علی علیه السلام در این باره میفرماید:
سوگند به خدا «عقیل» برادرم را دیدم که به شدت فقیر شده بود و از من میخواست که یک مَن از گندمهای شما را به او ببخشم. کودکانش را دیدم که از گرسنگی موهایشان ژولیده و رنگشان بر اثر فقر دگرگون گشته، گویا صورتشان با نیل رنگ شده بود.«عقیل» باز هم اصرار کرد... (اما من برای بیداری و هشداریش)آهنی را در آتش گداختم، سپس آن را به بدنش
1) . «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» قَالَ: إِمَامِهِمُ الَّذِی بَیْنَ أَظْهُرِهِمْ وَ هُوَ قَائِمُ أَهْلِ زَمَانِه»؛( کلینی، کافی، کتاب الحجة، ص 537، باب ان الائمه کلهم قائمون).
2) . شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج1، ص 286، باب 25.
نزدیک ساختم، تا با حرارت آن عبرت گیرد، ...به او گفتم: هان ای «عقیل» ...تو از این رنج مینالی و من از آتشِ سوزان نالان نشوم؟ از این سرگذشت، شگفتآورتر داستان کسی است که نیمه شب ظرفی سرپوشیده پر از حلوای خوش طعم و لذیذ، به در خانة ما آورد،...به او گفتم: ...از راه آیین خدا وارد شدهای که مرا بفریبی... به خدا سوگند اگر اقلیمهای هفتگانه با آنچه در زیر آسمانها است به من بدهند که خداوند را با گرفتن پوست جوی از دهان مورچهای نافرمانی کنم، هرگز نخواهم کرد و این دنیای شما از برگ جویدهای که در دهان ملخی باشد، نزد من خوارتر و بیارزشتر است.(1)
اما معاویه اطرافیان خود را با کیسه های درهم و دینار به سوی خود میکِشاند و آنگونه که مردم میپسندیدند، نسخه میپیچید!
شیفتة قدرت و مال دنیا بودن. آنچنان که طلحه و زبیر را از امام خود جدا کرد و کوفیان را در برابر امام قرار داد.
بیبصیرتی و جهل به مقام و منزلت و عصمت امام. آن چنان که خوارج را از امام خویش بازداشت.
یعنی به جای اینکه امام را معیار و شاخصِ حق و باطل بدانیم، بخواهیم کار او را با فکر و عقل خود بسنجیم! و توقع داشته باشیم که امام آنگونه که ما تشخیص دادهایم، عمل کند.
ج) کسی که امام تعیین شده از سوی خداوند را نپذیرد و او را امام نبیند، در روز قیامت کور وارد محشر میشود: «وَ مَنْ کانَ فی هذِهِ أَعْمی فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمی وَ أَضَلُّ سَبیلا» و قطعاً اهل جهنم خواهد بود و حدیث متواترِ «مَنْ مَاتَ وَ لَا یَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّه» ناظر به همین آیه است.
1) . نهج البلاغه، خطبه 224.
آیة منتخب(2)
((...وَ أَمَّا الْجِدارُ فَکانَ لِغُلامَیْنِ یَتیمَیْنِ فِی الْمَدینَةِ وَ کانَ تَحْتَهُ کَنْزٌ لَهُما وَ کانَ أَبُوهُما صالِحاً فَأَرادَ رَبُّکَ أَنْ یَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ یَسْتَخْرِجا کَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْری ذلِکَ تَأْویلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً؛(1)و اما آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود و زیر آن، گنجی متعلق به آن دو وجود داشت و پدرشان مرد صالحی بود و پروردگار تو میخواست که آنها به حد بلوغ برسند و گنجشان را استخراج کنند. این رحمتی از پروردگارت بود و من آن (کارها) را خودسرانه انجام ندادم. این بود راز کارهایی که نتوانستی در برابر آنها شکیبایی به خرج دهی!»
امام صادق علیه السلام فرمود:
برای صاحب این امر غیبتی است که چارهای از آن نیست و هر اهل باطلی در این دوران(غیبت) به شک و تردید دچار میشود. عبد الله بن فضل هاشمی میگوید: فدای شما گردم دلیل (این غیبت) چیست؟ امام فرمود: «برای مسألهای است که اجازة بیان آن را نداریم! عرض کردم: حکمت غیبت ایشان چیست؟ فرمود: حمکت غیبتِ ایشان، همان حکمت غیبت سایر حجتهای الهی است که غایب شدند. و حکمت آن تا پس از ظهور او مشخص نمیگردد، همانگونه که حکمت کارهایی که حضرت خضر انجام داد؛ یعنی سوراخ کردن کشتی و کشتن پسر بچه و ساختن دیوار، در (پایان کار) و وقت جداییشان، مشخص شد. ای پسر فضل! همانا این امر(غیبت) کاری است از کارهای خداوند و
1) . کهف(18)، 82.
سرّی است از اسرار او و غیبی است از غیب الهی و آنگاه که دانستیم خدای بزرگ حکیم است پس باید بپذیریم که همه کارهایش حکمتی دارد، هر چند جهت و دلیل آن را ندانیم.(1)
نکتهها
الف) غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، به غیبت حجتهای الهی علیهم السلام تشبیه شده است و میدانیم که غیبتِ آنان به معنای «ناشناس بودنِ» ایشان بود، همان طور که «برادران یوسف علیه السلام (در پی موادّ غذایی به مصر) آمدند و بر او وارد شدند. او آنان را شناخت؛ ولی آنها او را نشناختند»(2)حضرت خضر علیه السلام نیز به صورت ناشناس در میان مردم مأموریتهای الهی خود را انجام میداد.
دربارة امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از امام صادق علیه السلام روایت شده است که «مردم او را میبینند؛ ولی نمیشناسند».(3)
ب) از جلوه های عبودیت و بندگی خداوند، تسلیم بودن در برابر خواستههای حکیمانة اوست که قطعاً خیر و صلاح بندگانش را در نظر گرفته است. فرمود: «در شگفتم از انسانی که تسلیم خداست. خداوند هر حکمی در حق او بکند برای او خیر
1) . «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِیِّ قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ یَقُولُ إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَیْبَةً لَا بُدَّ مِنْهَا یَرْتَابُ فِیهَا کُلُّ مُبْطِلٍ فَقُلْتُ وَ لِمَ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ لِأَمْرٍ لَمْ یُؤْذَنْ لَنَا فِی کَشْفِهِ لَکُمْ قُلْتُ فَمَا وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی غَیْبَتِهِ قَالَ وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی غَیْبَتِهِ وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی غَیْبَاتِ مَنْ تَقَدَّمَهُ مِنْ حُجَجِ اللَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ إِنَّ وَجْهَ الْحِکْمَةِ فِی ذَلِکَ لَا یَنْکَشِفُ إِلَّا بَعْدَ ظُهُورِهِ کَمَا لَمْ یَنْکَشِفْ وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِیمَا أَتَاهُ الْخَضِرُ علیه السلام مِنْ خَرْقِ السَّفِینَةِ وَ قَتْلِ الْغُلَامِ وَ إِقَامَةِ الْجِدَارِ لِمُوسَی إِلَی وَقْتِ افْتِرَاقِهِمَا یَا ابْنَ الْفَضْلِ إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ تَعَالَی وَ سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللَّهِ وَ غَیْبٌ مِنْ غَیْبِ اللَّهِ وَ مَتَی عَلِمْنَا أَنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَکِیمٌ صَدَّقْنَا بِأَنَّ أَفْعَالَهُ کُلَّهَا حِکْمَةٌ وَ إِنْ کَانَ وَجْهُهَا غَیْرَ مُنْکَشِفٍ»؛( شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج2، ص 482، باب 44 فی الغیبه، ح11).
2) . «وَ جاءَ إِخْوَةُ یُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَیْهِ فَعَرَفَهُمْ وَ هُمْ لَهُ مُنْکِرُون»؛( یوسف(12)، 58).
3) . «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ: إِنَّ فِی صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ سنن [سُنَناً] مِنَ الْأَنْبِیَاءِ ...وَ أَمَّا سُنَّتُهُ مِنْ یُوسُفَ فَالسِّتْرُ یَجْعَلُ اللَّهُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْخَلْقِ حِجَاباً یَرَوْنَهُ وَ لَا یَعْرِفُونَهُ...»؛( شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج2، ص 350، باب 33، ح 46).
است؛ اگر (حکم کند) با قیچی قطعه قطعه شود، برایش خیر است و اگر(حکم کند) حاکم و پادشاه شرق و غرب عالم شود، برایش خیر است».(1)
وقتی امام حسن مجتبی علیه السلام با معاویه صلح کرد عدهای بر ایشان وارد شدند و به سرزنش او پرداختند. حضرت در پاسخ فرمود:
وای بر شما! نمیدانید، به خدا قسم آنچه را که انجام دادم، برای شیعیانم از آنچه که خورشید بر آن تابیده و غروب نموده است بهتر بود. آیا نمیدانید همانا من امام شما هستم که پیرویم بر شما واجب است؟ و به تصریح رسول خدا، یکی از دو سرور اهل بهشتم؟ گفتند: بله. فرمود: آیا نمیدانید همانا خضر وقتی کشتی را سوراخ کرد و دیوار را ساخت و پسر بچه را کشت، این کار مورد خشم حضرت موسی علیه السلام قرار گرفت؛ زیرا حکمت آن را نمیدانست در حالی که این کارها نزد خدای تعالی از روی حکمت و درست بود(و همة این کارها به حکم الهی بود؟!).(2)
ج) از نشانههای مؤمن این است که دغدغة او فقط دو چیز است:
شناخت درستِ وظیفه؛
عمل با جدیت و خالصانه به وظیفه.
سپس «هنگامی که تصمیم گرفتی، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن! زیرا خداوند
1) . «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: عَجِبْتُ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ لَا یَقْضِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ قَضَاءً إِلَّا کَانَ خَیْراً لَهُ وَ إِنْ قُرِضَ بِالْمَقَارِیضِ کَانَ خَیْراً لَهُ وَ إِنْ مَلَکَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا کَانَ خَیْراً لَهُ»؛( کلینی، کافی، ج2، ص 62، باب الرضاء بالقضاء، ح8).
2) . «لَمَّا صَالَحَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ مُعَاوِیَةَ بْنَ أَبِی سُفْیَانَ دَخَلَ عَلَیْهِ النَّاسُ فَلَامَهُ بَعْضُهُمْ عَلَی بَیْعَتِهِ فَقَالَ ع وَیْحَکُمْ مَا تَدْرُونَ مَا عَمِلْتُ وَ اللَّهِ الَّذِی عَمِلْتُ خَیْرٌ لِشِیعَتِی مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ أَوْ غَرَبَتْ أَ لَا تَعْلَمُونَ أَنَّنِی إِمَامُکُمْ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ عَلَیْکُمْ وَ أَحَدُ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ بِنَصٍّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ عَلَیَّ قَالُوا بَلَی قَالَ أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّ الْخَضِرَ لَمَّا خَرَقَ السَّفِینَةَ وَ أَقَامَ الْجِدَارَ وَ قَتَلَ الْغُلَامَ کَانَ ذَلِکَ سَخَطاً لِمُوسَی بْنِ عِمْرَانَ إِذْ خَفِیَ عَلَیْهِ وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی ذَلِکَ وَ کَانَ ذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ حِکْمَةً وَ صَوَابا...»؛( شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج1، ص 316، باب 29، ح2).
متوکلان را دوست دارد».(1)
د) غیبتِ حجّت و ولی خدا، هرگز با کار و تلاش و خیر و برکت داشتن منافات ندارد، همانطور که حضرت خضر علیه السلام با وجود غیبت و ناشناس بودن، گاهی در دریا و گاهی در خشکی، گاهی به داد دنیای مردم و گاهی به داد دین مردم میرسید.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز به عنوان حجّت خدا لحظهای آرام و قرار ندارد و در پی انجام مأموریت های الهی خود میباشد بلکه میتوان گفت هر خیر و برکتی هست به یمن وجود و تلاش اوست که واسطة فیض الهی است و هر سال «فرشتگان و روح در آن شب(قدر) به اذن پروردگار خود برای (تقدیر) هر کاری نازل میشوند».(2)و همه امور عالم به اذن خداوند متعال به خلیفه و حجّتش سپرده میشود.
ه-) نکته دارای اهمیت در اینجا این است که حجّت خدا بر اساس میل و خواست خود عمل نمیکند، بلکه مأمور خداوند است و مجری برنامههای حکیمانة اوست؛ لذا اینکه کجا به داد کسی برسد یا نرسد، براساس حکمت الهی است و یکی از اموری که در این رابطه تعیین کننده است نقش قابلیت قابل است. برای نمونه وقتی پدر و مادری دین و ایمان خود را به خدا سپردهاند و حسن عاقبت را صادقانه از او خواستهاند، اکنون در پی اجابت خواستة آنها، هر آنچه که عاقبتشان را به خطر اندازد، به فضل و رحمت الهی از سر راه آنها برداشته میشود؛ حتی اگر فرزند آنها باشد و در عوض نعمتی به آنها داده میشود که هرگز با آنچه که داشتند، قابل قیاس نیست. همانطور که در ماجرای مطرح شده در سورة کهف، خداوند فرزند پسر این خانواده را از آنان گرفت و به جای آن فرزند دختری به آنان داد که از نسل او هفتاد پیامبر برخاستند و در پی راضی بودن به رضای معبودِ خود، خیر و برکتی بزرگ شامل
حالشان شد.(1)
در بیان نورانی از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است: «ولی با دوری از گناه، تلاش، (در راه انجام وظیفه)، پاکدامنی و درستکاری مرا یاری نمایید».(2)کلام زیبای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز چنین است: «پس تقوای الهی را رعایت کنید و ما را در نجاتتان از فتنهای که شما را در بر گرفته است، یاری کنید»(3)ناظر به همین حقیقت است؛ یعنی با رعایت تقوا و عمل به سفارش حجتهای الهی، شایستگی خود را در بهرهمند شدن از امداد و نصرت آنها به دست آوریم.
و) حضرت موسی علیه السلام با هدف رشد و کمال نزد حضرت علیه السلام خضر آمد و « گفت: آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایة رشد و صلاح است، به من بیاموزی؟» و قول داد«به خواست خدا مرا شکیبا خواهی یافت و در هیچ کاری مخالفت فرمان تورا نخواهم کرد!» اما چرا در عمل این اتفاق نیفتاد؟
حضرت خضر علیه السلام در پایان سفر، پس از تشریح حکمت آنچه که انجام داده بود، گفت: «من آن (کارها) را خودسرانه انجام ندادم. این بود راز کارهایی که نتوانستی در برابر آنها شکیبایی به خرج دهی!».
معنای این سخن این است که تصمیم پیروی از مأمور الهی با سنجش کارهای او با دانستههای خود و قرار دادن شاخصِ حق، در جای دیگر قابل جمع نیست.
مهمترین پیام این بخش برای منتظران بقیةالله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف این است که با ظهور
ایشان، این باور را جلوی چشم خود قرار دهند که «او با حق است و حق با اوست»(1)و معیار و شاخص حق را در خود امام ببینند نه در جای دیگر وگرنه مصداق این روایت قرار خواهند گرفت. «هنگامی که حضرت قائم قیام میکند، کسانی از ولایتش خارج میشوند که توقع این بود اینان جزء یارانش باشند».(2)
1) . رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در بخشی از خطبة غدیر دربارة جانشینان معصوم خود فرمودند: «فَإِنَّهُمْ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُمْ لَا یُزَایِلُهُمْ وَ لَا یُزَایِلُونَه؛آنان با حق هستند و حق با آنان است نه حق از آنان جدا میشود و نه آنان از حق جدا میشوند»؛ (براهیم نعمانی، الغیبه ، ص72، باب4، ح8).
2) . همان، ص317، باب21، ح1.
جزء شانزدهم قرآن، با ادامة آیات 76 به بعدِ سوره کهف آغاز میشود و با سورههای مریم و طه ادامه مییابد.
به راستی دستآورد این سفر معرفتی چه بود؟(82)، آیت کوچکی از آیت بزرگ قسیم الجنه و النار(86 تا 88)، زیانکارترین زیانکاران!(103).
سورة مریم با 98 آیه در ردیف سورههای مکی است و با بیان سرگذشت پیشینیان، نکات مهم اعتقادی، اخلاقی و تربیتی را به ما گوشزد میکند، برخی از موضوعات این سوره عبارت است از:
آنچه نشدنی را شدنی میکند! (3 به بعد)، نبوت در خردسالی(12)، اعتقادات، اخلاق و احکام از زبان نوزاد!(30 تا 33)، گمراهی نسل جدید(59)، همة شما قطعاً در لبة پرتگاه جهنم قرار میگیرید؛ شک نکنید!(71).
سورة طه نیز از سورههای مکی است و 135 آیه دارد، فرشتگان در وصف آن گفتهاند: «خوشا به حال امتی که این سوره بر آنها نازل میگردد، خوشا به دلهایی که این آیات را در خود پذیرا میشود و خوشا به زبانهایی که این آیات بر آن جاری میگردد».(1)نمونهای از موضوعات این سوره به شرح زیر است:
1) . ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 13، ص 152.
چه شیرین است سخن گفتن با محبوب(17 و 18)، شرح صدر، شرط موفقیت(25)، جایگاه حضرت هارون نسبت به حضرت موسی علیه السلام(29 به بعد)، با او به نرمی سخن بگویید!(42 تا 44)، شگفتا چه ایمانی!(71 تا 75)، خطر طغیان پس از نعمت(80 و 81)، و چه زود هر چه داشتند بر باد دادند و در آزمون انتظار مردود شدند!(85 به بعد)، عاقبت به خیری مهمترین خواستة انسان مؤمن(96 و 97)، «وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْما»(111)، چگونه میتوان دوست را از دشمن تشخیص داد؟(120)، برخورد امروز من با تو، بر اساس برخورد دیروز تو با من است!(126).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
46
مریم
54
رجعت
47
=
75
و 76
انتقام
حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف
از دشمنان
48
طه
135
صراط
سَوی = حضرت قائم
آیة منتخب
((قُلْ کُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِیِّ وَ مَنِ اهْتَدی؛(1)بگو: «همه (ما و شما) در انتظاریم! (ما در انتظار وعده پیروزی، و شما در انتظار شکست ما!) حال که چنین است، انتظار بکشید! امّا به زودی میدانید چه کسی از اصحاب صراط مستقیم و چه کسی هدایت یافته است!))
امام کاظم از پدر بزرگوارشان دربارة این آیة شریفه چنین نقل میکند که حضرت فرمود: «صراط سوی» همان قائم است و هدایت یافته کسی است که به پیروی از
1) . طه(20)، 135.
ایشان توفیق یابد و مثل این آیه در کتاب خدا آیة «وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدی»(1)است؛ یعنی کسی که به ولایت ما هدایت یابد».(2)
نکتهها
الف) انتظار ویژگی بشر است، همه چشم به راه رسیدنِ به مقصود خود هستند و هر کسی خود را حق و بقیه را باطل میداند «امّا آنها کارهای خود را در میان خویش به پراکندگی کشاندند و هر گروهی به راهی رفتند (و عجب اینکه) هر گروه به آنچه نزد خود دارند خوشحالند!»(3)دشمنان نیز با تلاش خود منتظر دست یافتن به هدفهای خود میباشند.
اما بندگان صالح خدا و منتظران راستینِ موعود امتها بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف با توجه به وعدة قطعی الهی براساس نابودی ظالمان و نجات مظلومان با همة وجود تحقق این وعده را باور دارند و سرانجام مشخص میشود چه کسی بر حق است و چه کسی باطل.
ب) خداوند، انسان را به این عالم آورده است که با اختیار خود حق را بشناسد و آن را دنبال کند، آنچه که مهم است، این است که مؤمنان نباید دربارة نابودی دشمنانِ حق و نزول عذاب از سوی خداوند شتاب کنند ممکن است ظلم ظالمان سالها طول بکشد تا در پرتو آن:
1) . همان، 82.
2) . «عَنْ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ «فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِیِّ وَ مَنِ اهْتَدی» قَالَ الصِّرَاطُ السَّوِیُ هُوَ الْقَائِمُ وَ الْهُدَی مَنِ اهْتَدَی إِلَی طَاعَتِهِ وَ مِثْلُهَا فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ «وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدی» قَالَ إِلَی وَلَایَتِنَا»؛( سید هاشم بحرانی، البرهان، ج 3، ص 792).
3) . «فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ زُبُراً کُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَیْهِمْ فَرِحُون»؛(مؤمنون(23)، 53) و « مِنَ الَّذینَ فَرَّقُوا دینَهُمْ وَ کانُوا شِیَعاً کُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَیْهِمْ فَرِحُون»؛( روم(30)، 32).
صبر و استقامت مؤمنان سنجیده شود تا در سایة آن، به درجات والا برسند؛
بر کافران اتمام حجت شود: «آنها که کافر شدند، (و راه طغیان پیش گرفتند،) تصور نکنند اگر به آنان مهلت میدهیم، به سودشان است! ما به آنان مهلت میدهیم فقط برای اینکه بر گناهان خود بیفزایند و برای آنها عذاب خوارکنندهای (آماده شده) است!»(1)
امام صادق علیه السلام فرمود:
به خدا قسم آنچه که به آن چشم دوختهاید(فرج) نخواهد آمد تا اینکه غربال شوید. نه، به خدا قسم آنچه که به آن چشم دوخته اید، نخواهد آمد تا اینکه خالص گردید. نه، به خدا قسم آنچه که به آن چشم دوختهاید، نخواهد آمد تا اینکه (خوب از بد) جدا شوید. نه، به خدا قسم آنچه که به آن چشم دوختهاید، نخواهد آمد مگر پس از ناامیدی! نه، به خدا قسم آنچه که به آن چشم دوختهاید، نخواهد آمد و تا اینکه آنکه بناست شقی شود، شقی شود، و آنکه قراراست سعادتمند شود، سعادتمند شود(یعنی در کورة حوادث و فشارهای دشمن، باطنها آشکار شود.(2)
ج) یکی از اسرار غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، همین است که با سختی این دوران، منتظران راستین از مدعیان انتظار، شناخته شوند و مشخص شود: «مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِیِّ وَ مَنِ اهْتَدی».
علی بن جعفر علیه السلام از برادرش، موسی بن جعفر علیه السلام نقل میکند که فرمود:
1) . «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهین»؛(آل عمران(3)، 178).
2) . «لَا وَ اللَّهِ لَا یَکُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْیُنَکُمْ حَتَّی تُغَرْبَلُوا لَا وَ اللَّهِ لَا یَکُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْیُنَکُمْ حَتَّی تُمَحَّصُوا لَا وَ اللَّهِ لَا یَکُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْیُنَکُمْ حَتَّی تُمَیَّزُوا لَا وَ اللَّهِ مَا یَکُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْیُنَکُمْ إِلَّا بَعْدَ إِیَاسٍ لَا وَ اللَّهِ لَا یَکُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْیُنَکُمْ حَتَّی یَشْقَی مَنْ یَشْقَی وَ یَسْعَدَ مَنْ یَسْعَدُ»؛( کلینی، کافی، ج1، ص 370، کتاب الحجة، باب التمحیص، ح 6).
وقتی پنجمین از فرزند هفتمین غایب شد، بر شما باد بر حفظ دینتان. مبادا کسی دینتان را از شما بگیرد... همانا چارهای برای غیبتِ صاحب این امر نیست تا اینکه افرادی که به او باور داشتند، از او بر میگردند. همانا این غیبت امتحانی است از سوی خداوند که بندگانش را با آن آزموده است.(1)
1) . «عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍقَالَ: إِذَا فُقِدَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ فَاللَّهَ اللَّهَ فِی أَدْیَانِکُمْ لَا یُزِیلُکُمْ عَنْهَا أَحَدٌ یَا بُنَیَّ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ غَیْبَةٍ حَتَّی یَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ کَانَ یَقُولُ بِهِ إِنَّمَا هِیَ مِحْنَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ امْتَحَنَ بِهَا خَلْقَه»؛( کلینی، کافی، ج1، ص 336، کتاب الحجه، باب فی الغیبه، ح2).
هفدهمین جزء قرآن سورههای انبیاء و حج را دربرمیگیرد.
سورة انبیاء با 112 آیه، از جمله سوره های مکی است. این سوره با هشدار به غفلت از روز رستاخیز آغاز میگردد و با پیام رسول خدا دربارة مبدأ و معاد پایان میپذیرد. موضوعات زیر را میتوان در این سوره مشاهده کرد:
بازی تا کی؟(2)، کلید فهم(7)، نظم و انسجام عالم دلیلی بر توحید(22)، شفاعت همگانی نیست(28)، اعجاز علمی قرآن(30)، هر کدام در مدار خود شناورند(33)، وقتی آمد دیگر مهلتی در کار نیست(38 تا 40)، «ربَّنا عامِلنا بفضلک و لا تُعامِلنا بِعَدلک»(47)، یک نفر در برابر هزاران نفر! کدام یک باختند و کدامیک برنده شدند؟(70)، اسوة صبر و استقامت(83 و 84)، مسابقه(90)، چه کسانی از آتش خشم و قهر الهی در امان خواهند بود؟(100 تا 103)، مدیریتِ جهان به وسیلة شایستهترین انسانها(105).
سورة حج با 78 آیه از سورههای مدنی به شمار میآید و با هشدار دربارة زلزلة بزرگ قیامت آغاز میشود و با چند سفارش مهم پایان مییابد؛ از جمله موضوعات این سوره عبارتنداز:
تقوا تنها راهِ نجات از عذاب سختِ الهی(1 و 2)، آیتی بر عالَم آخرت(5)، از این بدتر میشود؟!(11)، کسی فکر خودکشی به سرش میزند که خدا را یاور خود نمی بیند!(15)، وای به حال کسی که از جمادات و حیوانات عقب بماند!(18)، لباسی از
آتش یا لباسی از ابریشم!؟(19 تا 23)، آنان که با یاد خدا، دلهایشان از شدت اشتیاق میلرزد(34 و 35)، «وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُه»(40)، اگر قدرتی یافتید چه خواهید کرد؟(41)، نابینایی عیب نیست! کور دلی عار است(46)، او چه کرده و ما چه میکنیم!؟(65 و 66).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
49
انبیاء
95
رجعت
50
=
105
وراثت
صالحان
51
حج
39
اذن
الهی مبنی بر رویارویی با ظالمان
52
=
41
فراگیر
شدن عبودیت و بندگی در سرتاسر عالم
53
=
45
غیبت
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
54
=
60
عاشورا
و ظهور
55
=
65
امانِ
اهل زمین
آیة منتخب(1)
((وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُون. إِنَّ فی هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدین؛(1)در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایستهام وارث (حکومت) زمین خواهند شد! در این، ابلاغ روشنی است برای جمعیّت عبادتکنندگان!))
امام باقر علیه السلام میفرماید: «آنها(عِبادِیَ الصَّالِحُون) یاران حضرت قائم در
1) . انبیا(21)، 105.
آخرالزمان هستند».(1)
از ایشان دربارة «عِبادِیَ الصَّالِحُون» پرسیدند، امام در پاسخ فرمود: «ما هستیم». همچنین از «لِقَوْمٍ عابِدین» سؤال شد، امام فرمود: «شیعیان ما هستند».(2)
نکتهها
الف) در این آیه، موضوع مژده و نوید ظهور و حکومت صالحان، با نهایت تأکید بیان شده است؛ زیرا که یکی از مهمترین حربههای دشمنان مهدویت، ایجاد شک و تردید و تزلزل اعتقادی است.
در آیة 32 توبه تعبیرِ «وَ یَأْبَی اللَّهُ إِلاَّ أَنْ یُتِمَّ نُورَه»(3)در آیه 55 نور تعبیرِ «وَعَدَ اللَّهُ» و در آیة 5 قصص عبارتِ «وَ نُرید» آمده است. در این آیه با دو عامل تاکید یعنی «لَقَدْ» و استفاده از واژة «کَتَبْنا» که بیانگر قطعیت است(4)و یادآوری پیشگویی این حقیقت در کتابهای آسمانی بر قطعیت و حتمیت این وعده، تأکید شده است.
ب) واژة «الْأَرْضَ» به طور مطلق بیان شده و همة عالم را در برمیگیرد، و با توجه به نشانههای موجود در آیه(5)و تبیین روایی امامان معصوم علیهم السلام، جای هیچ
1) . «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ قَالَ: قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَ «أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ» هُمْ أَصْحَابُ الْمَهْدِیِ فِی آخِرِ الزَّمَانِ»؛ (عروسی حویزی، نور الثقلین، ج3، 464).
2) . «عن سفیان بن إبراهیم الجریری، عن أبی صادق، قال سألت أبا جعفر عن قول الله عز و جل: «وَ لَقَدْ کَتَبْنا...» قال: هم نحن؟ قال: قلت: إِنَّ فِی هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدِینَ. قال: هم شیعتنا»؛ (سید هاشم بحرانی، البرهان، ج 3، ص 847).
3) . این بیان، نهایت تاکید را در بر دارد؛ یعنی «خدا جز این نمیخواهد که نور خود را کامل کند». به عبارت دیگر یعنی اگر خداوند هیچ کاری نکند، این کار را خواهد کرد.
4) . «و یعبّر عن الإثبات و التّقدیر و الإیجاب و الفرض و العزم بِالْکِتَابَةِ، و وجه ذلک أن الشیء یراد، ثم یقال، ثم یُکْتَبُ، فالإرادة مبدأ، و الکِتَابَةُ منتهی. ثم یعبّر عن المراد الذی هو المبدأ إذا أرید توکیده بالکتابة التی هی المنتهی»؛ (راغب اصفهانی، مفردات، ص 699، ذیل واژه کتب).
5) . علامه طباطبایی، المیزان، ج14، ص 330؛ فضل طبرسی، مجمع البیان،ج7، ص 106؛ تفسیر روح المعانی، ج9، ص 98.
تردیدی باقی نمیماند که در این آیه مژده حاکمیت جهانی صالحان به رهبری اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مورد توجه و اهمیت است.
ج) به بیان برخی از بزرگان(1)تعبیر «ابا صالح» درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برگرفته از همین آیه است؛(2)چرا که امام و مقتدای عبادی الصالحون، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
د) «منتظرانِ مصلح، خود باید صالح باشند» کسی که در خانه یا محل کار یا... اهل ظلم است، چگونه میتواند یاور امام صالحان باشد؟! چنانچه امام صادق علیه السلام فرمود: «کسی که میخواهد از یاران حضرت قائم باشد باید منتظر باشد، و از گناه دوری کرده به اخلاق پسندیده عمل کند در حالی که چشم به راه ظهور او میباشد».(3)
اگر تحققِ این وعده تا کنون به تأخیر افتاده است، به همین دلیل است که «عبادی الصالحونِ» مورد نظر برای یک قیام و انقلاب جهانی تأمین نشده است؛ یارانی چون: مقداد، مالک اشتر، داوود رقی، هارون مکی، امام خمینی(ره)، یارانی چون اصحاب امام حسین علیه السلام که جان خود را در راه امام فدا کردن اما دغدغه آنها این است که نکند کوتاهی کرده باشند! و آخرین جمله آنها خطاب به مولایشان این است: «ای فرزند رسول خدا! آیا وفا کردم؟»(4)
ه-) در دوران غیبت، مادران؛ بالاترین نقش را در تربیت «مهدی یاوران» میتوانند بر دوش بگیرند و قدم های بلندی در مسیر زمینه سازی ظهور بردارند.
و) بلاغ، به معنای پیام روشن است و پیام آیة 106 این است که تمام مطلب به طور روشن و شفاف برای شما بیان شد؛ اما گویا ما توجه لازم را در دریافت این پیام نداشتهایم: «إِنَّ فی هذالَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدین».
1) . فصل نامه علمی- ترویجی انتظارموعود، شماره 12، ص 21.
2) . چون هیچ مستند روائی اساس بر اینکه کنیه ایشان، اباصالح است،نداریم.
3) . «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ...قَالَ: مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْیَنْتَظِرْ وَ لْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ»؛ (ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص 200، باب 11، ح16).
4) . علامه مجلسی، بحار، ج45، ص 22.
آیة منتخب(2)
((الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُور؛(1)همان کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا میدارند، و زکات میدهند و امر به معروف و نهی از منکر میکنند و پایان همة کارها از آن خداست!))
امام باقر علیه السلام دربارة آیه «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ..» میفرماید:
این آیه برای آل محمد علیهم السلام است و خداوند شرق و غرب عالم را در اختیار و سیطرة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و اصحابش قرار میدهد و دین را غلبه میدهد و همانطور که نابخردیها، حق را میراند، بدعتهای باطل را به وسیلة او و اصحابش نابود خواهد ساخت تا آنجا که اثری از ظلم دیده نشود.(2)
امام حسین علیه السلام و امام موسی بن جعفر علیه السلام دربارة قول خداوند که «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ...»، فرمودند:« این آیه دربارة ما اهلبیت است».(3)
نکتهها
الف) نماز، مظهر ارتباط با خالق و زکات و انفاق، مظهر ارتباط با همنوع است و در دهها آیه از قرآن، این دو در کنار هم از ویژگی مؤمنان و پرهیزکاران شمرده شده
1) . حج(22)، 41.
2) . «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ فِی قَوْلِهِ: الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ- أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ» وَ هَذِهِ الْآیَةُ لِآلِ مُحَمَّدٍ إِلَی آخِرِ الْآیَةِ- وَ الْمَهْدِیُّ وَ أَصْحَابُهُ یُمَلِّکُهُمُ اللَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا- وَ یُظْهِرُ الدِّینَ- وَ یُمِیتُ اللَّهُ بِهِ وَ أَصْحَابِهِ الْبِدَعَ الْبَاطِلَ- کَمَا أَمَاتَ السَّفَهُ الْحَقَّ حَتَّی لَا یُرَی أَثَرٌ لِلظُّلْم»؛(علی قمی، تفسیر، ج2، ص 87).
3) . «مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ وَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ» قَالَ هَذِهِ فِینَا أَهْلَ الْبَیْت»؛( ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج4، ص 47).
است و مانند دو بالی است که سالکان إلی الله به وسیلة آن راه قرب الهی را طی میکنند و سعادت و رستگاری انسان به هر دو گره خورده است.
ب) امر به معروف و نهی از منکر به معنای پیوند سرنوشت انسانها به یکدیگر است که همچون مسافران کشتی باید در سالم به مقصد رسیدن، یکدیگر را یاری کنند؛ این هشدار رسول بزرگ خداست که فرمود: «وقتی امتم امر به معروف و نهی از منکر را به هم بسپارند (از انجام ِ آن شانه خالی کنند)، باید آمادة جنگی با خداوند متعال باشند [در انتظار عذابی شدید باشند]».(1)مولا امیرالمؤمنین علیه السلام نیز دربارة اهمیت آن فرمود: «تمام اعمال نیک و حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر همچون قطرهای در مقابل یک دریای پهناور است».(2)
ج) در طول تاریخ در تقابل حق و باطل، حجت های الهی در پی اقامة نماز و ایتاء زکات و احیاء ارزشها و نابودی باطل قیام کردند، چنانچه در زیارت آنان میگوییم: «وَ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَ آتَیْتُمُ الزَّکَاةَ وَ أَمَرْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتُمْ عَنِ الْمُنْکَر»(3)و در مقابل، «آنها(دشمنانِ حق) میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند».(4)
د) در تقابل نهایی حق و باطل، سرانجام دین مورد رضایت خدا بر سراسر گیتی حاکمیت پیدا میکند(5)و مدیریت جهانی عالم به دست «عِبادِیَ الصَّالِحُون» خواهد افتاد(6)و همة مستضعفان و مظلومان جهان، وارث مستکبران خواهند شد(7)و در نتیجه
1) . «کَانَ رَسُولُ اللَّهِ یَقُولُ إِذَا أُمَّتِی تَوَاکَلَتِ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَلْیَأْذَنُوا بِوِقَاعٍ مِنَ اللَّهِ تَعَالَی».
2) . «وَ مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ کُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنْ الْمُنْکَرِ إِلَّا کَنَفْثَةٍ فِی بَحْرٍ لُجِّی»؛( نهج البلاغه، حکمت، 274).
3) . مفاتیح الجنان، فرازی از زیارت جامعه کبیره.
4) . توبه(9)، 32.
5) . همان، 33؛ فتح(48)، 48 ؛ صف(61)، 9.
6) . انبیا(21)، 105.
7) . قصص(28)، 5.
«نماز را برپا میدارند و زکات میدهند و امر به معروف و نهی از منکر میکنند»؛ چرا که «پایان همة کارها از آن خداست».
ه-) از آنجا که سنت الهی بر این جاری شده است تا این وعدة الهی با خواستِ مردم محقق شود؛ بنابراین هر کسی باید در هر موقعیتی که قرار دارد، در اندازة توان شایستگی خود را برای یاری امام، با تلاش در جهت اقامة نماز، احیای زکات و امر به معروف و نهی از منکر ثابت کند و در خانه، محله، اداره و شهرِ خود این امر را به انجام برساند تا به فضل الهی با ظهور «بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف» وعدة «وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها»(1)تحقق یابد.
1) . زمر(39)، 69.
جزء هجدهم قرآن سوره های مؤمنون، نور و آیاتی از سورة فرقان را در برمیگیرد.
سورة مؤمنون با 118 آیه مکی است و با تأکید بر فلاح و رستگاری مؤمنان آغاز میشود و با توجه به رستگار نشدن کافران و یک دعای زیبای قرآنی پایان میپذیرد، برخی از موضوعات این سوره عبارتند از:
ویژگیهای برجستة مؤمنان که سبب رستگاریشان میشود(1 تا 9)، هر خوردنی مسئولیتی به دنبال دارد(51)، چه کسانی برندهاند؟ و به سوی خوبیها میشتابند؟(55 تا 61)، آنچه که ما را از راه سعادت خارج میکند(74)، وقتی گرفتار میشویم دربارة ریشه و منشأ آن بیاندیشم(76)، چه کم هستند شکرگزاران این نعمتهای وصف ناشدنی!(78)، بدی را با خوبی بزن(96)، «قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ.لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَکْت»(99 و 100)، بسیار قابل توجه برای مؤمنان(109 تا 111).
سورة نور یا همان سورة عفت و پاکدامنی با 64 آیه پس از هجرت نازل شده است و به این موضوعات میپردازد:
در انتخاب همسر بسیار مراقب باشید(3)، مجازاتی سخت برای اتهام بیعفتی!(4)، چرا اینقدر زود باوریم!؟ و با آبروی دیگران بازی میکنیم؟!(12)، اگر گناهی را که اتفاق افتاده، هر جا که رسیدی بگویی، مصداق این آیه خواهی بود!(19)، سیاست گام به گام(21)، باید اهل عفو وگذشت باشی، زیرا...(22)، آداب ورود به خانة دیگران(27 و
28)، از نگاه آغاز میشود(30 و 31). آیة حجاب(31)، ازدواج آسان و سفارش الهی(32)، عفت و پاکدامنی راهِ سعادت دنیا و عقبی(33)، آیة نور و تجلی نور خدا بر روی زمین(35 تا 38)، سراب(39)، ما سمیعیم و بصیریم و هشیم - با شما نامحرمان ما خامشیم(41)، وصفش خیره کننده است تا چه رسد به خودش!(55).
پایان بخش این جزء 20 آیه از سورة فرقان است:
شاخص تشخیص حق از باطل(1)، چه بیراهه میروند! (3 تا 5)، تو فقط اراده کن و بخواه(16).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
56
نور
35
ویژگی
حضرت(کوکب درّی)
57
=
53
اصحاب(کیفیت
اطلاع از ظهور امام)
58
=
55
وعدة
حاکمیت توحید ناب بر سراسر عالم
آیة منتخب
((وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُون؛(1)خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، وعده داده که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همانگونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و
1) . نور(24)، 55.
ریشهدار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیّت و آرامش تبدیل میکند، آنچنان که فقط مرا میپرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند)).
امام سجاد علیه السلام بعد از تلاوت این آیه شریفه فرمود:
به خدا قسم آنها شیعیان ما اهل بیت هستند. خداوند به دست مردی از ما اهل بیت که او مهدی این امت است، این کار را انجام خواهد داد و او همان کسی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اگر از عمر دنیا فقط یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را آن قدر طولانی میگرداند تا مردی از خاندانم که همنام من است، امور را برعهده گیرد و زمین را پر از عدل و داد نماید همانگونه که از ظلم و ستم پر شده است.» (یعنی عدالتش همة عالم را فرا میگیرد آنگونه که ظلم همه جا را فراگرفته است).(1)
امام صادق علیه السلام: «این آیه دربارة حضرت قائم و اصحابش نازل شده است».(2)
نکتهها
الف) آنچه را خداوند وعده داده باشد، قطعاً واقع خواهد شد؛ زیرا که خلف وعده نقص است و نقص در خداوند راه ندارد. به همین دلیل فرمود: «إِنَّ اللَّهَ لا یُخْلِفُ الْمیعادَ».(3)
ب) تعبیر «وَعَدَ اللَّهُ» و ورود لام قسم بر سر افعالِ آیه، و نون تاکید ثقیله در
1) . «عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ أَنَّهُ قَرَأَ هَذِهِ الْآیَةَ وَ قَالَ هُمْ وَ اللَّهِ شِیعَتُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ یَفْعَلُ اللَّهُ ذَلِکَ بِهِمْ عَلَی یَدَیْ رَجُلٍ مِنَّا وَ هُوَ مَهْدِیُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ الَّذِی قَالَ رَسُولُ اللَّهِ فِیهِ لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّی یَأْتِیَ رَجُلٌ مِنْ عِتْرَتِی اسْمُهُ اسْمِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً»؛( عروسی حویزی، نور الثقلین، ج 3، ص 620).
2) . سید هاشم بحرانی، البرهان، ج4، ص 89.
3) . آل عمران(3)، 9.
پایان آن، همگی بیانگر اهمیت و حتمیت استخلاف و حاکمیتِ جهانی کسانی است که خیر و صلاح بر بینش، گفتار و کردار آنها حاکم است.
ج) مراد از تمکین دین، فراگیر شدنِ دین و جامة عمل پوشیدن احکام و دستوراتِ آن، در گسترة جهانی است و در بیان صاحب مجمع البیان مراد از آن، همان «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّه» است که در آیة 33 توبه مطرح شد.(1)
د) منظور از دین مورد رضای خدا همان اسلام است که در روز غدیر کامل شد: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دینا»؛(2)یعنی اسلامی که تکلیف ادامه و بقای آن به وسیلة همان کسی تعیین میشود که حکمِ بعثت و آغاز آن به دست او بود و جانشینِ رسول را همان کسی تعیین میکند که خودِ رسول را فرستاد.
ه-) تعبیر «لَیُبَدِّلَنَّهُمْ» بیانگر شدت فشار و ظلم مستکبران در دوران غیبت به مؤمنان است و نکره بودن «أَمْناً» مفیدِ برقراری امنیت مطلق و همهجانبه است، یعنی امنیت مادی، معنوی، شغلی و... .
و) هدف نهایی ظهور، حاکمیت توحید ناب و خالص است: «یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً» که در پرتو آن خیر و برکت مادی و معنوی همه را در بر میگیرد و بشر میتواند تا اعلی علیین پر بکشد، البته جبر حاکم نمیشود؛ بنابراین فرمود: «وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُون».
جزء نوزدهم قرآن با آیة 21 سورة فرقان آغاز میشود و پس از عبور از سورة شعراء با آیة 55 سورة نمل پایان میپذیرد.
برخی از موضوعات سورة فرقان در یک نگاه به شرح زیر است:
از شدت پشیمانی دو دست خود را گاز میگیرد(27 تا 29)، گلایه و شکایت رسول خدا (30)، اجر رسالت (57)، روز و شب برای چیست؟ و چه باید کرد؟(62)، ویژگیهای بندگان شایستة الهی(63 تا 76)، اگر دعای شما نبود...(77)،
سورة شعراء سورهای مکی با 227 آیه است که سرگذشت امت های پیشین را به امت اسلام یادآور میشود تا درسها و عبرتهای لازم را دریابند. برخی از عناوین این سوره را میتوان اینگونه بیان کرد:
دلسوزی رسول خدا وتلاش در راه ایمان آوردن مردم(3)، اگر با خدا هستی از هیچ چیز نگران نباش(12 تا 15)، فقط و فقط این کالا آنجا قیمت دارد و دگر هیچ(89)، آرزوی بازگشت به دنیا(102)، عاقبت تلخ همجنس بازان (165 تا 174)، شیطان با چه کسانی همنشین میشود(221 و 222).
55 آیه از سورة نمل بخش پایانی این جزء را تشکیل میدهد و این موضوعات را میتوان را در آن بررسی کرد:
غفلت از آخرت زیانی بیمانند را برای انسان رقم میزند(4 و 5)، چرا با اینکه به حقانیتش یقین داشتند، او را نپذیرفتند؟!(14)، راز و نیازی با نهایت تواضع(199)، وقتی
خبری میشنویم باید..(27)، چه رازی در این امتحان نهفته بود؟(35)، به راستی چه چیزی عامل هدایتش شد؟(44)، کلید رحمت(46).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
59
شعراء
4
ندای
آسمانی
60
=
21
دلیل
غیبت
آیة منتخب
((إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعینَ؛(1)اگر ما اراده کنیم، از آسمان بر آنان آیهای نازل میکنیم که گردنهایشان در برابر آن خاضع گردد!))
از امیرالمؤمنین علیه السلام دربارة آیة «فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَیْنِهِمْ»(2)سؤال شد، امام فرمود: «با (تحقق)سه نشانه منتظر فرج باشید؛ اختلاف بین اهل شام، پرچم های سیاه از خراسان و صدای آسمانی در ماه مبارک رمضان». سپس فرمود: «آیا قول خداوند را در قرآن نشنیده اید «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ...» این نشانه ایست که دختران را از داخل(خانه) بیرون میکشد و خفتهها رابیدار و بیدارها را به وحشت میاندازد».(3)
1) . شعراء(26)، 4.
2) . مریم(19)، 37؛ زخرف(43)، 65.
3) . «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ قَالَ: سُئِلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی«فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَیْنِهِمْ» فَقَالَ انْتَظِرُوا الْفَرَجَ مِنْ ثَلَاثٍ فَقِیلَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَا هُنَّ فَقَالَ اخْتِلَافُ أَهْلِ الشَّامِ بَیْنَهُمْ وَ الرَّایَاتُ السُّودُ مِنْ خُرَاسَانَ وَ الْفَزْعَةُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ فَقِیلَ وَ مَا الْفَزْعَةُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ فَقَالَ أَ وَ مَا سَمِعْتُمْ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْقُرْآنِ «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ» هِیَ آیَةٌ تُخْرِجُ الْفَتَاةَ مِنْ خِدْرِهَا وَ تُوقِظُ النَّائِمَ وَ تُفْزِعُ الْیَقْظَانَ»؛( ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص251، باب 14، ح 8).
امام صادق علیه السلام به نقل از پدر بزرگوارش فرمود: «به خدا قسم این( نداء آسمانی به اسم حضرت قائم) در قرآن روشن است: «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ...».(1)
همچنین فرمود: «برای حضرت قائم پنج نشانه وجود دارد: ظهور سفیانی، یمانی، ندای آسمانی، کشته شدن نفس زکیه و خسف در (منطقة) بیداء».(2)
نکتهها
الف) هر حقیقتی، آیه و نشانه ای دارد؛ همة موجودات آیت وجود خدایند. معجزه، آیت و نشانه حقانیت صاحبِ آن و بندگی خدا نشانة هدایت و گناه نشانه گمراهی است.(3)ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از این قاعده مستثنی نیست. آن هم پس از مدتی بسیار طولانی که از غیبت او میگذرد و صدها نفر در این زمان ادعای مهدویت داشتهاند، به طور طبیعی اقتضای حکمت این است که خداوند حکیم برای این امر، نشانههایی روشن قرار دهد. یکی از نشانههای حتمی ظهور، ندای آسمانی است که در این آیة شریفه با توجه به روایات فراوان اشاره شده است.
ب) بر اساس روایات، این ندا در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان در همان سالی که قرار است ظهور محقق شود، به وسیلة جبرئیل انجام میشود و همة مردم عالم، هر کس به زبان خود آن را میشنود.(4)
ج) زرارة بن اعین به امام صادق علیه السلام میگوید: من در قضیة حضرت قائم در شگفتم، چگونه ممکن است با آن عجایب(معجزات) که دیده میشود، مانند خسف در
1) . «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ...أَنِّی قَدْ سَمِعْتُ أَبِی یَقُولُ: وَ اللَّهِ إِنَّ ذَلِکَ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَبَیِّنٌ حَیْثُ یَقُولُ:«إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ»؛( همان، ص 260، ح 19).
2) . «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ: لِلْقَائِمِ خَمْسُ عَلَامَاتٍ ظُهُورُ السُّفْیَانِیِّ وَ الْیَمَانِیِّ وَ الصَّیْحَةُ مِنَ السَّمَاءِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّةِ وَ الْخَسْفُ بِالْبَیْدَاءِ»؛( همان،ص 252، ح 9).
3) . «قَالَ الصَّادِقُ: مَنْ کَانَ ذَاکِراً لِلَّهِ عَلَی الْحَقِیقَةِ فَهُوَ مُطِیعٌ وَ مَنْ کَانَ غَافِلًا عَنْهُ فَهُوَ عَاصٍ وَ الطَّاعَةُ عَلَامَةُ الْهِدَایَةِ وَ الْمَعْصِیَةُ عَلَامَةُ الضَّلَالَة»؛( علامه مجلسی، بحار، ج 90، ص 158).
4) . رک: ابراهیم نعمانی، الغیبة، باب 14.
بیداء و ندای آسمانی، کسی پیدا شود و با ایشان بجنگد؟! حضرت در پاسخ وی فرمود: «شیطان آنان را رها نمیکند تا اینکه ندا دهد ندایی شبیهِ به آن، با هدف ایجاد تردید».(1)
د) یکی از موضوعات مهم در آخرالزمان، پیچیدگی تقابل حق و باطل در این دوران است؛ چرا که با پیشرفت علم و تکنولوژی و سوء استفاده دشمن از این ابزار، موضوع جابهجایی حق و باطل و ایجاد شک و تردید در حق، بسیار پیچیده شده است تا جایی که میتوان گفت دشمن با ابزار فوق مدرن ندای آسمانی را شبیه سازی میکند و عدهای را در تشخیص حق به مشکل دچار میکند.
ه-) وقتی مفضل بن عمر دربارة همین موضوع یعنی مشکلِ تشخیص حق از باطل گریه میکند و راه چاره میجوید، امام صادق علیه السلام نگاهی به خورشید میاندازد و میفرماید: «به خدا قسم امر ما از این خورشید واضح تر است».(2)
یعنی اگر مشکلی باشد، از خود ماست. ضعف معرفت، حبّ دنیا به ویژه ریاست طلبی، مال حرام و مانند این امور ممکن است ما را از امام خود جدا کند.
1) . «عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْیَنَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَجِبْتُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ وَ إِنِّی لَأَعْجَبُ مِنَ الْقَائِمِ کَیْفَ یُقَاتَلُ مَعَ مَا یَرَوْنَ مِنَ الْعَجَائِبِ مِنْ خَسْفِ الْبَیْدَاءِ بِالْجَیْشِ وَ مِنَ النِّدَاءِ الَّذِی یَکُونُ مِنَ السَّمَاءِ فَقَالَ إِنَّ الشَّیْطَانَ لَا یَدَعُهُمْ حَتَّی یُنَادِیَ کَمَا نَادَی بِرَسُولِ اللَّهِ ص یَوْمَ الْعَقَبَةِ»؛( نعمانی، الغیبه ، ص 265، باب 14، ح 29).
2) . «الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ... فَبَکَیْتُ ثُمَّ قُلْتُ (یا ابا عبد الله!)فَکَیْفَ نَصْنَعُ قَالَ فَنَظَرَ إِلَی شَمْسٍ دَاخِلَةٍ فِی الصُّفَّةِ فَقَالَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (کنیه مفضل، ابا عبد الله بوده)تَرَی هَذِهِ الشَّمْسَ قُلْتُ نَعَمْ فَقَالَ وَ اللَّهِ لَأَمْرُنَا أَبْیَنُ مِنْ هَذِهِ الشَّمْسِ»؛( کلینی، کافی، ج1، ص 336، کتاب الحجة، باب فی الغیبة، ح3).
جزء بیستم از اواسط سورة نمل یعنی از آیة 56 آغاز میشود و پس از سورة قصص با رسیدن به آیة 45 سورة عنکبوت پایان میپذیرد. برخی از موضوعات آیات پایانی سورة نمل عبارتنداز:
نمک خوردن و نمکدان شکستن(60 با بعد)، رجعت(83)، با نفخ صور همه میمیرند مگر کسی که...(87)، چه کسانی از وحشت قیامت در امانند(89).
سورة قصص با 88 آیه از سورههای مکی است و با توجه به شباهت وضعیت مسلمانان در مکه به بنی اسرائیل که تحت ظلم فرعونیان قرار داشتند، برای دادن امید و درس عبرت به آنها در آغاز سوره، ماجرای فرعون و در پایان سوره ماجرای قارون را یادآور میشود، برخی از موضوعات این سوره به شرح زیر است:
سنت تخلفناپذیر نجات مظلومان(5)، نمونه ای از فرمان تکوینی خداوند متعال(12)، این جمله را به خاطر داشته باشید(21)، خوبی کن تا خوبی ببینی(24)، چه با وقار و متانت راه می رود(25)، آوارهای که عزیز و سربلند شد چون...(28)، هوا پرستی نیز با خداپرستی سازگار نیست(50)، یک صحنه و دو نوع دید و نگاه(79 و 80)، آخرت ازآنِ کسانی است که...(83)، آخرین پیام این سوره«وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُون».
سورة عنکبوت نیز با 69 آیه مکی است که 45 آیة آغازین آن بخش پایانی جزء بیستم را رقم میزند و برخی از موضوعات آن را این چنین میتوان یادآور شد:
سنت امتحان(2)، سفارش الهی دربارة پدر و مادر(8)، تو بیا گناهش با من!(12)،
سفر با هدف مبدأ و معادشناسی(20)، نسل و ذریهای پاک، پاداش دنیوی صالحان(27)، چه بی لیاقت!(33)، چه زیاد است عبرتها و کم است عبرت گیرنده!(40).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
61
نمل
62
مضطرِّ
عالم
62
=
82
رجعت
63
=
83
رجعت
64
=
93
رجعت
65
قصص
5
نجات
مظلومان عالم و نابودی مستکبران
66
=
85
رجعت
آیة منتخب(1)
((أمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلیلاً ما تَذَکَّرُونَ؛(1)یا کسی که دعای مضطرّ را اجابت میکند و گرفتاری را برطرف میسازد، و شما را خلفای زمین قرار میدهد آیا معبودی با خداست؟! کمتر متذکّر میشوید!))
محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام نقل میکند که ایشان دربارة آیة شریفه «أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ..» فرمود:
این آیه دربارة حضرت قائم نازل شده است و جبرئیل بر روی ناودان(طلا) به صورت پرندهای سفید است و اولین کسی است
1) . نمل(27)، 62.
که با حضرت بیعت میکند و سیصد و سیزده نفر (از اصحاب خاص) نیز بیعت میکنند.(1)
باب 20، ح 6).
همچنین فرمود: «و او(حضرت قائم) همان مضطرّی است که خداوند میفرماید: «أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ..» (این آیه) دربارة او و برای او نازل شده است».(2)
امام صادق علیه السلام میفرماید:
(این آیه) دربارة قائم از آل محمد نازل شده است؛ به خدا قسم او مضطرّ است، آنگاه که نزد مقام(حضرت ابراهیم) دو رکعت نماز گزارد و خدا را بخواند، پس او را اجابت نماید و سوء (گرفتاری و ظلم) را برطرف کند و خداوند او را خلیفه و جانشین خود بر زمین قرار میدهد.(3)
نکتهها
الف) گرچه خداوند دعای همه را- هر گاه شرایطش جمع باشد- اجابت میکند؛ ولی در این آیه مخصوصا روی عنوان «مضطر» تکیه شده است، به این دلیل که یکی از شرایط اجابت دعا آن است که انسان چشم از عالم اسباب بکلی برگیرد و تمام قلب و روحش را در اختیار خدا قرار دهد، همه چیز را از آن او بداند و حل هر مشکلی را به دست او ببیند، و این درک و دید در حال اضطرار دست میدهد.
درست است که عالم، عالم اسباب است، و مؤمن نهایت تلاش و کوشش خود را
1) . «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ قَالَ نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ وَ کَانَ جَبْرَئِیلُ علیه السلام عَلَی الْمِیزَابِ فِی صُورَةِ طَیْرٍ أَبْیَضَ فَیَکُونُ أَوَّلَ خَلْقِ اللَّهِ مُبَایَعَةً لَهُ أَعْنِی جَبْرَئِیلَ وَ یُبَایِعُهُ النَّاسُ الثَّلَاثُمِائَةِ وَ ثَلَاثَةَ عَشَر»؛( ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص 314ع،
2) . «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ هُوَ وَ اللَّهِ الْمُضْطَرُّ الَّذِی یَقُولُ اللَّهُ فِیهِ«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ» فِیهِ نَزَلَتْ وَ لَهُ»؛( همان، ص 182، باب 10، ح 30).
3) . «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ، هُوَ وَ اللَّهِ الْمُضْطَرُّ إِذَا صَلَّی فِی الْمَقَامِ رَکْعَتَیْنِ وَ دَعَا اللَّهَ فَأَجَابَهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُهُ خَلِیفَةً فِی الْأَرْض»؛( علی قمی، تفسیر، ج2، ص 129).
در این زمینه به کار میگیرد؛ ولی هرگز در جهانِ اسباب گم نمیشود، همه را از برکت ذات پاک او میبیند، «دیدهای نافذ و سبب سوراخ کن دارد که اسباب را از بیخ و بن بر میکند» و در پشت حجاب اسباب ذات «مسبب الاسباب» را میبیند و همه چیز را از او میخواهد. آری، اگر انسان به این مرحله برسد، مهمترین شرط اجابت دعا را فراهم ساخته است.(1)
ب) قطعاً دعای امام زمان تمام شرایط اجابت را دارد؛ اما تا مردم به طور حقیقی خواهان این امر نباشند، خداوند اذن ظهور نخواهد داد چنانچه در روایت آماده است: «و اگر پیروان ما که خداوند آنان را برای پیرویش موفق سازد، از روی شناخت و صادقانه در وفای به عهدی که بر آنهاست متحد و یکدل میشدند، برکت دیدار ما از آنان به تأخیر نمیافتاد و در سعادت مشاهده(ظهور) ما شتاب میشد».(2)
ج) آنگاه که مردم با آگاهی از خسارتهای جبرانناپذیر غیبت و ظلم و ستم مستکبران، مضطرانه خدا را خواندند و فرج را خواستار شدند، حجت و ولی خدا با حالت اضطرار دست به دعا بر میدارد و بر طرف شدن سوء(غیبت) را از درگاه ایزد منان میخواهد، آنگاه فرمان «قُم بِاذنِ الله» صادر میشود.
د) بر خواص جامعه به ویژه حوزویان لازم است با تقویت و تعمیق شناخت مردم دربارة امام و به تصویر کشیدن خسارتهای مادی و معنوی غیبت حجت خدا، در راه تعجیلِ فرج قدمهای بلندی بردارند تا هرچه زودتر تحقق وعدة الهی را شاهد باشیم که «وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ».
1) . ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج15، ص520.
2) . «وَ لَوْ أَنَّ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمْ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَی اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَی حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا»؛( طبرسی، احتجاج، ج2، ص 499).
آیة منتخب(2)
((وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ؛(1)(به خاطر آور) روزی را که ما از هر امّتی، گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب میکردند محشور میکنیم و آنها را نگه میداریم تا به یکدیگر ملحق شوند!))
امام صادق علیه السلام از حماد پرسید: مردم(اهل سنت) در بارة آیة «یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً»چه میگویند؟ عرض کرد: میگویند این(حشر) در قیامت است. حضرت فرمود: اینگونه که می گویند نیست! این آیه دربارة رجعت است (اگر آیه دربارة قیامت باشد) آیا خداوند از هر امتی گروهی را محشور مینماید و بقیه را رها میکند؟! همانا آیه قیامت این آیه است «وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً».(2)
نکتهها
الف) یکی از مسلمات مذهب شیعه که اجماع بر آن اقامه شده است وآیات و روایات فراوانی بر آن دلالت دارد،(3)وقوع رجعت در آخرالزمان است؛ یعنی «همانا خداوند متعال، گروهی از اموات را به همان وضعیتی که بودهاند، باز میگرداند؛ پس به
1) . نمل(27)، 83.
2) . «عن حماد عن أبی عبد الله علیه السلام قال: ما یقول الناس فی هذه الآیة: «یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً»؟ قلت: یقولون آنها فی القیامة قال: لیس کما یقولون آنها فی الرجعة، أ یحشر الله فی القیامة من کل فوجا و یدع الباقین؟ انما آیة القیامة: «وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً»؛( کهف(18)،47؛ عروسی حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج4، ص 100).
3) . رک: شیخ حر عاملی، ایقاظ الهجعه بالبرهان علی الرجعه.
عدهای از آنها عزت میبخشد و عدهای دیگر را ذلیل می کند».(1)
ب) رجعت بارها در امتهای گذشته اتفاق افتاده است(2)و بر اساس روایت مشهور نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، هر آنچه که در امتهای پیشین اتفاق افتاده در این امت هم واقع خواهد شد(3)مگر اینکه دلیل معتبری بر استثناء آن رسیده باشد و دربارة رجعت نه تنها دلیلی بر نفی آن وجود ندارد، بلکه دلایل متواتری بر اثبات آن موجود است.(4)
ج) یکی از آیاتی که به روشنی بر وقوع رجعت در امت اسلام دلالت دارد، آیة بالاست. برخی از شواهد این استدلال عبارت است از:
«مِن» در آیه تبعیضیه است و دلالت بر حشر گروهی از هر امتی دارد که در این صورت نمیتواند به قیامت مربوط باشد.
مراد از «آیات» که مورد تکذیب اینان قرار گرفته، عام است و تکذیب حجتهای الهی از جمله اهلبیت علیهم السلام و همچنین کتابهای آسمانی از جمله قرآن را در برمیگیرد؛ بنابراین امام صادق علیه السلام فرمود: «مراد از آیات، امیرالمؤمنین و ائمه هستند».(5)
آیة قبل از این آیه، به «دابة الارض» مربوط است که بر اساس آنچه در تفاسیر و روایات آمده، از اشراط الساعه و نشانههای قیامت است و به قبل از قیامت مربوط میشود و در همین دنیا اتفاق میافتد. از سویی دیگر، در آیة 87 از نفخ صور، پایان یافتن دنیا، برپایی قیامت و حسابرسی اعمال سخن به میان میآید. طبعاً سیر
1) . «إنّ اللّه تَعالی یرُدُّ قَوْماً مِنَ الاَمْواتِ إلی الدُّنْیا فی صُوَرِهِمْ الَّتی کانُوا عَلَیها فیعِزّ مِنْهم فَرِیقاً وَ یذِلُّ فَرِیقاً»؛( شیخ مفید، أوائلالمقالات، ص78).
2) . بقره(2)، 55 و 56، 73، 243، 259؛ مائده(5)، 110.
3) . «وَ قَالَ النَّبِیُّ یَکُونُ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ کُلُّ مَا کَانَ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ وَ حَذْوَ الْقُذَّةِ بِالْقُذَّةِ»؛( شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج1، ص 203، باب فرض الصلاة، ح 609؛ مصنف عبد الرزاق، ج11، ص369، باب سنن من کان قبلکم، ح 20 763 به بعد).
4) . اعلم یا أخی إنی لا أظنک ترتاب بعد ما...»؛( علامه مجلسی، بحار، ج 53، ص 122 به بعد).
5) . علی قمی، تفسیر، ج2، ص 130.
منطقی آیات میطلبد که آیة 83 به همین عالم مربوط باشد نه به قیامت.
د) در این آیة شریفه، به رجعت تکذیب کنندکان اشاره میشود و در آیات دیگر(1)و روایتهای زیادی به رجعت خوبان نیز اشاره شده است؛ از جمله آیه «وَ مِنْ قَوْمِ مُوسی أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُون؛(2)و از قوم موسی، گروهی هستند که به سوی حق هدایت میکنند و به حق و عدالت حکم مینمایند».
مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام روایت میکند که امام فرمود:
حضرت قائم از پشت کوفه 27 مرد را خارج میکند (به اذن الهی آنان را زنده میگرداند)، پانزده نفر از قوم حضرت موسی علیه السلام کسانی که (قرآن میفرماید) «یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ» و هفت نفر از اهل کهف، یوشع بن نون(وصی حضرت موسی)، سلمان، ابادجانه انصاری، مقداد و مالک اشتر؛ پس اینان در محضر امام از یاران و حاکمان خواهند بود.(3)
ه-) دربارة فلسفه و حکمتِ رجعت، میتوان امور زیر را برشمرد:
تبیینِ حق با اقرار و اعتراف خودِ ظالمان؛
مجازات سخت ظالمان و به تصویر کشیدن عاقبت ظلم و ستم تا راهی برای
1) . غافر(45)، 51.
2) . اعراف(7)، 159.
3) . «رَوَی الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ یُخْرِجُ الْقَائِمُ مِنْ ظَهْرِ الْکُوفَةِ سَبْعَةً وَ عِشْرِینَ رَجُلًا خَمْسَةَ عَشَرَ مِنْ قَوْمِ مُوسَی الَّذِینَ کَانُوا یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ وَ سَبْعَةً مِنْ أَهْلِ الْکَهْفِ وَ یُوشَعَ بْنَ نُونٍ وَ سَلْمَانَ وَ أَبَا دُجَانَةَ الْأَنْصَارِیَّ وَ الْمِقْدَادَ وَ مَالِکاً الْأَشْتَرَ فَیَکُونُونَ بَیْنَ یَدَیْهِ أَنْصَاراً وَ حُکَّاما»؛ (شیخ مفید، ارشاد، ج2، ص386، فصل سیرة الامام المهدی).
عینیت بخشیدن به عدالت باشد؛
قدرتنمائی حق؛
مدال عظیمِ یاری امام، برای منتظران واقعی؛
شفای دل اهل ایمان؛(1)
فراهم شدن زمینة رشد و تعالی و تقرب الی اللّه برای مؤمنانی که به دلیل ظلم ظالمان، از دسترسی به معصوم محروم بودهاند.
و) رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم راه دستیابی به چنین توفیق والایی را این چنین بیان کردند: «ای سلمان! تو و امثال تو و کسانی که از روی حقیقت شناخت ولایتِ آنان(جانشینانم) را داشته باشد، همة آنان را خواهید دید»(2)یعنی در دوران رجعت, توفیقِ رجعت شامل حالتان خواهد شد و این حقیقت در بیان نورانی امام صادق علیه السلام چنین آمده است: سلمان سه ویژگی داشت اول اینکه خواستة مولایش امیرالمؤمنین، علیبن ابیطالب علیه السلام، را بر خواستة خود مقدم میداشت، دوم اینکه نیازمندان را دوست میداشت و آنان را بر ثروتمندان ترجیح میداد و سوم اینکه علم و عالمان را دوست میداشت.(3)
1) . «وَ إِنْ أَدْرَکَنِی الْمَوْتُ قَبْلَ ظُهُورِکَ فَإِنِّی أَتَوَسَّلُ بِکَ إِلَی اللّه سُبْحَانَهُ أَنْ یصَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ یجْعَلَ لِی کَرَّةً فِی ظُهُورِکَ وَ رَجْعَةً فِی أَیامِکَ لِأَبْلُغَ مِنْ طَاعَتِکَ مُرَادِی وَ أَشْفِی مِنْ أَعْدَائِکَ فُؤَادِی»؛ (ای امام زمان) اگر پیش از ظهور شما مرگ مرا در برگرفت، پس من به وسیلة شما به خداوند سبحان متوسل میشوم که بر محمد و آلش درود بفرستد و رجعتی برای من در دوران ظهور شما و رجعتی در دوران شما(اهلبیت) قرار دهد، تا به خواستهام در پیروی از شما دست یابم و دلم (با مجازات) دشمنان شفا یابد»؛( علامه مجلسی، بحار، ج53،ص 95).
2) . «قَالَ یَا سَلْمَانُ إِنَّکَ مُدْرِکُهُمْ وَ أَمْثَالُکَ وَ مَنْ تَوَلَّاهُمْ بِحَقِیقَةِ الْمَعْرِفَة»؛( علامه مجلسی، بحار، ج 25، ص7).
3) . «عَنْ مَنْصُورٍ بُزُرْجَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ مَا أَکْثَرَ مَا أَسْمَعُ مِنْکَ سَیِّدِی ذِکْرَ سَلْمَانَ الْفَارِسِیِّ فَقَالَ لَا تَقُلْ سَلْمَانَ الْفَارِسِیَّ وَ لَکِنْ قُلْ سَلْمَانَ الْمُحَمَّدِیَّ أَ تَدْرِی مَا کَثْرَةُ ذِکْرِی لَهُ قُلْتُ لَا قَالَ لِثَلَاثِ خِلَالٍ إِحْدَاهَا إِیثَارُهُ هَوَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام عَلَی هَوَی نَفْسِهِ وَ الثَّانِیَةُ حُبُّهُ الْفُقَرَاءَ وَ اخْتِیَارُهُ إِیَّاهُمْ عَلَی أَهْلِ الثَّرْوَةِ وَ الْعُدَدِ وَ الثَّالِثَةُ حُبُّهُ لِلْعِلْمِ وَ الْعُلَمَاء»؛( علامه مجلسی، بحار، ج22، ص327).
بنابراین، با آراستنِ خود به این صفات برجسته میتوان امید داشت تا در زمره رجعتکنندگان قرار گیریم.
پروردگارا! اگر مرگ را که برای بندگانت یک امر حتمی قرار دادهای، میان من و آن حضرت جدایی انداخت، مرا از قبرم بیرون آور تا در حالی که کفنم را پوشیده و شمشیرم را از غلاف درآورده و نیزهام را به دست گرفتهام در میان آنها که در شهر حاضرند یا آنان که کوچ میکنند، قرار گیرم و دعوت کنندة آن حضرت را اجابت کنم.(1)
آیة منتخب(3)
((وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ؛(2)ما میخواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم!))
امام علی علیه السلام می فرماید:
دنیا پس از چموشی - همچون شتری که از دادن شیر به دوشندهاش خودداری میکند و برای بچهاش نگه میدارد - به ما روی میآورد. سپس آن حضرت این آیه را تلاوت کرد: «وَ نُریدُ...».(3)
همچنین دربارة این آیة شریفه فرمود:
اینان آل محمدر علیهم السلام هستند که پس از مشقتی که (از سوی مستکبران) خواهند کشید، خداوند مهدیشان را میفرستد و آنان را عزت و دشمنانشان را ذلت و خواری میبخشد.(1)
در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است:
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به امیرالمؤمنین علیه السلام و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام نگاه کردند، گریستند و فرمودند: شما پس از من مستضعف خواهید شد. مفضل میگوید: به امام عرض کردم معنای(رسول خدا از این سخن) چیست؟ فرمود: معنای سخن حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم این است که شما پس از من امام هستید؛ خداوند میفرماید: «وَ نُرِیدُ أَنْ...» این آیه تا روز قیامت در ما جاری است(ائمه از ما خواهند بود).(2)
حکیمه خاتون میگوید:
وقتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دنیا آمدند، ایشان را به نزد پدر بزرگوارشان آوردم. حضرت فرمود: فرزندم سخن بگو! آنگاه به قدرت الهی(عیسیگونه) لب به سخن گشود و گفت: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُن...».(3)
1) . «عَنْ عَلِیٍّ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی «وَ نُرِیدُ أَنْ ...» قَالَ: هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ یَبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِیَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَیُعِزُّهُمْ وَ یُذِلُّ عَدُوَّهُمْ»؛( شیخ طوسی، الغیبة، ص184، فصل1، کلام علی الواقفه).
2) . «عن مفضل بن عمر قال: سمعت أبا عبد الله علیه السلام یقول: ان رسول الله صلی الله علیه و آله نظر الی علی و الحسن و الحسین علیهم السلام فبکی و قال: أنتم المستضعفون بعدی. قال المفضل: فقلت له: ما معنی ذلک یا ابن رسول الله؟ قال قال: معناه انکم الائمة بعدی ان الله عز و جل یقول: «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ» فهذه الآیة جاریة فینا الی یوم القیامة»؛( عروسی حویزی، نور الثقلین، ج4، ص 110).
3) . همان، ص 111.
نکتهها
الف) این آیه بیانگر سنت قطعی الهی براساس نجات مظلومان و نابودی ظالمان است که با تعبیر«وَ نُرِیدُ أَنْ..» که به ارادة تکوینی او ناظر است، نهایت تأکید دربارة قطعیت آن انجام شده است.
ب) مراد از «منّت»، عظیم و بزرگ بودن این نعمت است که در قرآن این تعبیر دربارة نعمتهای بزرگی چون توحید(1)، وحی و نبوت(2)، نجات از عذاب(3)و رهایی مظلومان به کار رفته است. به عبارت دیگر، «أَنْ نَمُنَّ» یعنی «أَنْ نُنعِم نِعمةً عظیمة».
ج) مراد از مستضعفان در این آیه، بندگان صالح خدا و جوانمردانی هستند که به جرم پایبندی به حق و ارزشهای والای انسانی مورد ظلم فراعنة زمان خود واقع میشوند و در رأس این مستضعفان، امیرالمؤمنین علیه السلام و بقیة اهلبیت علیهم السلام قرار دارند؛ زیرا حقمداران، فقط به حق و حفظ آن میاندیشند و در این راه، از مال و جان خود نیز میگذرند. چنانچه امیرالمومنین فرمود:« برای اینکه حق بماند، پس صبر نمودم در حالی که گویا خاری در چشم و استخوانی در گلو دارم».(4)
طبعاً کسانی که به هیچ قانون و عهد و پیمانی پایبند نیستند و به چیزی جز حفظ مقام و موقعیت خود نمیاندیشند، در ظاهر به پیش میروند و قدرت را در دست میگیرند؛ اما خاتم اوصیاء، بقیةالله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف، از سوی خداوند مأموریت مییابد تا با پایان یافتن مهلت ظالمان، برخورد جهانی و فراگیر با آنان داشته باشد و ریشة آنها را بخشکاند: «فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذینَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ».(5)
1) . «بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُم لِلْإیمان»؛( حجرات(49)، 17).
2) . «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولا..»؛( آل عمران(3)، 164؛ نساء(5)، 94؛ ابراهیم(14)، 11).
3) . «فَمَنَّ اللَّهُ عَلَیْنا وَ وَقانا عَذابَ السَّمُوم»؛( طور(52)، 27؛ قصص(28)، 82).
4) . «فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَیْنِ قَذًی وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا»؛( نهج البلاغه، خطبه 3).
5) . انعام(6)، 45. بحث آن در آیه مربوط به جزء هفتم گذشت.
د) در دوران غیبت، باید پایبندی خود را به حق در عمل ثابت کنیم و تحت هیچ شرایطی از راه حق یعنی صداقت و امانت داری، عفت و پاکدامنی، رحم و مروت، به دست آوردن روزی حلال و یاری دین خارج نشویم، هر چند لازم شود در این راه هزینه بپردازیم و چه بسا از حق مسلم خود محروم شویم.
آنچه که مهم است این که ما به این عالم آمدهایم تا عبودیت و بندگی خود را در عمل ثابت کنیم و باید بدانیم که استقامت بر حق زیباترین بندگی است، افزون بر آن قطعاً سرانجام نیک ازآنِ پرهیزگاران است، همانطور که در روایت آمده است: «از خدا یاری جویید، و استقامت پیشه کنید که زمین از آن خداست و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد، واگذار میکند و سرانجام (نیک) برای پرهیزکاران است!»(1)
(اعراف(7)، 128).
1) . «قالَ مُوسی لِقَوْمِهِ اسْتَعینُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ»؛
جزء بیست و یکم با آیة 46 سورة عنکبوت، آغاز میشود و با گذر از سوره های روم، لقمان، سجده با آیه سیام از این سوره به پایان میرسد، از موضوعات دیگر سورة عنکبوت عبارت است از:
معیار انتخاب محل زندگی(56)، هر جانی آن را خواهد چشید(57)، اگر واقعاً بخواهی راه را نشانت میدهند(69).
سورة روم با شصت آیه از سورههای مکی است که موضوعات مهمی را در بر دارد؛ از جمله:
یک پیشگوئی که درست به موقع به وقوع پیوست(2 تا 5)، گناه، گناه میآورد تا آنجا که...(10)، حق خویشان، درماندگان و ماندگان در راه را بپردازید(38)، ربا یا زکات و انفاق؟! آثار بد گناه در دریا و خشکی(41)، دریاب پیش از آنکه دیر شود(43)، از سوی او رحمت از سوی ما...؟(46)، وعدة یاری مؤمنان(47).
سورة لقمان نیز با 34 آیه از سورههای مکی است وسفارشهای حکیمانة لقمان به فرزندش را یادآور میشود.
ستونی نامرئی(10)، ارزش پدر و مادر نزد حق تعالی«أَنِ اشْکُرْ لی وَ لِوالِدَیْک»(14)، هیچ چیز از نظرش دور نمیماند پس مواظب کارهایت باش(16)، فرزند عزیزم این چنین باش!(17 تا 19)، چقدر دربارة خودت اندیشیدهای؟(20)، ریسمان محکم نجات(22)، اگر تمام درختان مداد و تمام دریاها مرکب شوند...(27).
سورة سجده یا همان سورة «الم تنزیل» در ترتیب چینش سورههای قرآنی، اولین سوره از سورههای سجدهدار است و با خواندن یا شنیدن آیه پانزدهم آن، سجده واجب میشود و این سوره را نمیتوان در نماز خواند. سورة سجده سی آیه دارد و از جمله سورههای مکی است. برخی از موضوعات آن به شرح زیر است:
آیا از دست ملک الموت هم میتوان گریخت(11)، چه دیر فهمیدند!(13)، پاداش بزرگ نماز شب(15 به بعد)، از آنان روی بگردان تا...(30).
سورة احزاب با 73 آیة مدنی است و یادآور یکی از حوادث مهم تاریخ اسلام است، برای تلاوت و آموزش این سوره به خانواده فضیلت بزرگی بیان شده است، نمونهای از موضوعات آن عبارت است از:
بایدها و نبایدها در اطاعت(1)، فرزند خوانده احکام فرزند را ندارد(4)، بهشت را به بها دهند نه به بهانه(7 و 8)، زلزلة اعتقادی (11)، غربالی برای تشخیص مؤمنان از منافقان(12 و 13)، یک صحنه و دو نگاه(آیه 12 و 22)، آفرین بر سبک بالان عاشق(23).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
67
لقمان
20
امام
غایب عجل الله تعالی فرجه الشریف
68
سجده
21
ظهور
امام و انتقام از ظالمان
69
=
30
=
آیه منتخب
((أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ
عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُجادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدی وَ لا کِتابٍ مُنیر؛(1)آیا ندیدید خداوند آنچه را در آسمانها و زمین است مسخّر شما کرده، و نعمتهای آشکار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانی داشته است؟! ولی بعضی از مردم بدون هیچ دانش و هدایت و کتاب روشنگری درباره خدا مجادله میکنند!))
راوی از امام کاظم علیه السلام دربارة این آیه پرسید، حضرت فرمود: نعمت آشکار، امام آشکار است و نعمت پنهان، امام غایب است. راوی در ادامه پرسید: مگر کسی از ائمه غایب خواهد شد؟ حضرت فرمود: بله، شخص او از چشمان مردم غایب میشود؛ ولی یاد او از دلهای مؤمنان غایب نمیشود. او دوازدهمین از ماست و خداوند هر سختی را برای او آسان و هر دشواری را برایش رام و گنجهای زمین را برایش آشکار و هر دوری را نزدیک و هر گردنکشی را به دستش نابود میگرداند. او فرزند سرور کنیزان است که ولادتش بر مردم مخفی میماند و ذکر نام او(محمد) برایشان جایز نیست تا اینکه خداوند او را آشکار کند و زمین را پر از عدل و داد نماید آنگونه که از ظلم و ستم پر شده است.(2)
1) . لقمان(31)، 20.
2) . «عَنْ أَبِی أَحْمَدَ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ الْأَزْدِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ سَیِّدِی مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ «وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً» فَقَالَ النِّعْمَةُ الظَّاهِرَةُ الْإِمَامُ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنَةُ الْإِمَامُ الْغَائِبُ فَقُلْتُ لَهُ وَ یَکُونُ فِی الْأَئِمَّةِ مَنْ یَغِیبُ قَالَ نَعَمْ یَغِیبُ عَنْ أَبْصَارِ النَّاسِ شَخْصُهُ وَ لَا یَغِیبُ عَنْ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ ذِکْرُهُ وَ هُوَ الثَّانِی عَشَرَ مِنَّا یُسَهِّلُ اللَّهُ لَهُ کُلَّ عَسِیرٍ وَ یُذَلِّلُ لَهُ کُلَّ صَعْبٍ وَ یُظْهِرُ لَهُ کُنُوزَ الْأَرْضِ وَ یُقَرِّبُ لَهُ کُلَّ بَعِیدٍ وَ یُبِیرُ بِهِ کُلَّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ وَ یُهْلِکُ عَلَی یَدِهِ کُلَّ شَیْطَانٍ مَرِیدٍ ذَلِکَ ابْنُ سَیِّدَةِ الْإِمَاءِ الَّذِی تَخْفَی عَلَی النَّاسِ وِلَادَتُهُ وَ لَا یَحِلُّ لَهُمْ تَسْمِیَتُهُ حَتَّی یُظْهِرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَیَمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلماً»؛( شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج 2، ص 368، باب 34، ح 6).
امام باقر علیه السلام فرمود:
نعمت آشکار، رسول خدا و معارف توحیدی است که آورد و نعمت باطنه، ولایت و مودت ما اهلبیت علیهم السلام است که عدهای آن نعمت آشکار را معتقد شدند؛ ولی نعمت پنهان را از دست دادند و خداوند این آیه را نازل کرد: «ای فرستاده (خدا)! آنها که در راه کفر شتاب میکنند و با زبان میگویند: «ایمان آوردیم» و قلب آنها ایمان نیاورده، تو را اندوهگین نسازند!»(1)پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هنگام نزول این آیه خوشحال شد؛ زیرا خداوند ایمانشان را جز با ولایت و محبت ما نمیپذیرد.(2)
نکتهها
الف) این آیه از دستة آیاتی است که ما را به تفکر و تعقل دعوت مینماید، آن هم در موضوع حیاتی و مهمی مثل خودشناسی که اساس همة معرفت هاست.(3)
ب) نوع دید و نگاه دین اسلام به انسان بسیار دارای اهمیت است. میفرماید: آیا در این موضوع اندیشیدهای که خداوند همة آنچه که در آسمانها و زمین است را برای تو مسخَّر و رام کرده است؟! یعنی ای انسان! اگر تمام عالم در اختیار تو قرار داده شده است، آیا هیچ فکر کردهای که تو برای چه آفریده شدهای؟!
1) . «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ لا یَحْزُنْکَ الَّذینَ یُسارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ»؛(مائده(5)، 41).
2) . «عَنْ شَرِیکٍ عَنْ جَابِرٍ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ «وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً» قَالَ أَمَّا النِّعْمَةُ الظَّاهِرَةُ فَهُوَ النَّبِیُّ وَ مَا جَاءَ بِهِ مِنْ مَعْرِفَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَوْحِیدِهِ وَ أَمَّا النِّعْمَةُ الْبَاطِنَةُ فَوَلَایَتُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ عَقْدُ مَوَدَّتِنَا فَاعْتَقَدَ وَ اللَّهِ قَوْمٌ هَذِهِ النِّعْمَةَ الظَّاهِرَةَ وَ الْبَاطِنَةَ وَ اعْتَقَدَهَا قَوْمٌ ظَاهِرَةً وَ لَمْ یَعْتَقِدُوهَا بَاطِنَةً فَأَنْزَلَ اللَّهُ «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ لا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ» فَفَرِحَ رَسُولُ اللَّهِ عِنْدَ نُزُولِهَا إِذْ لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِیمَانَهُمْ إِلَّا بِعَقْدِ وَلَایَتِنَا وَ مَحَبَّتِنَا»؛( عروسی حویزی، نور الثقلین، ج4، ص 212).
3) . ر.ک: علامه طباطبایی، المیزان، ج 6، ص163، ذیل آیه 105 سوره مائده.
ج) امام، نعمت است،(1)آن هم اساس و رأس همة نعمتها که اگر کسی این نعمت را نشناسد، همة نعمتها را از دست داده است؛ چرا که انسانیت ما و دستیابی به اهداف خلقتمان، در گرو بهره مندی از این نعمت عظمای الهی است. به همین دلیل شیعه و اهل سنت از حضرت رسول روایت کردهاند: «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّة».
آری، جز در پرتو قافلهسالاریِ امام معصوم هرگز نمیتوان در طی راه کمال و سیر الی الله موفق بود: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا سَبِیلَ اللَّهِ الَّذِی مَنْ سَلَکَ غَیْرَهُ هَلَک» و «یا بَابَ اللَّهِ الَّذِی لَا یُؤْتَی إِلَّا مِنْه».
د) انسان، در پرتو خودشناسی به جایی میرسد که در راه کمال و سعادت، نیازِ به وجود امام و اطاعت از ایشان را از وجود آب و هوا و نور خورشید ضروریتر و لازمتر میبیند و به تعبیر مرحوم کلینی، اضطرار به حجت پیدا میکند.(2)
اما با کمال تأسف، «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُجادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدی وَ لا کِتابٍ مُنیر» انسانها کمتر به خود زحمتِ تفکر و تعقل را میدهند و بدون توجه به فطرت خداجوی و عقل و دانش خدادادیشان و غفلت از آموزههای وحیانی و رهنمودهای حجتهای الهی، بیدلیل از راه حق روی بر میتابند و دنبالهرو باطل میشوند.
جزء بیست و دوم با آیة 31 سورة احزاب آغاز میشود و پس از پشت سرگذاشتن سوره های سبأ و فاطر با آیة 27 سورة یس پایان مییابد.
برخی از موضوعات دیگر سورة احزاب عبارت است از:
مقام والای عصمت اهلبیت علیهم السلام (33)، مرد و زن دوشادوش هم در راه کمال و بندگی(35)، آنجا که خدا و رسولش حکمیکنند دیگر کسی حق مخالفت ندارد(36)، مأموریتی سنگین برای از بین بردن یک رسم جاهلی(37)، سفارشهایی جالب و شنیدنی(53)، خدا و فرشتگان چنین میکنند؛ شما هم...(56)، کسانی که خدا و رسولش را بیازارند...(57)، حجاب و فلسفة آن(59)، آیا اینگونه هستیم؟«قُولُوا قَوْلاً سَدیدا»(70).
سورة سبأ با 54 آیه از سورههای مکی است و آیات آن، دور محور توحید، معاد، وحی و نبوت میباشد، بخشی از موضوعات آن را میتوان این چنین برشمرد:
بعید شمردن معاد و پاسخ قرآن(7 به بعد)، چه شد که سیل ویرانگر آمد و همه چیز را...(15 تا 17)، شفاعت حساب و کتاب دارد(23)، چگونه میتوان به مقام والای قرب الهی دست یافت(37)، من ضمانت میکنم(39)، اگر چیزی خواستم برای خودتان بود(47).
سورة فاطر که نام دیگر آن ملائکه است با 45 آیه از جمله سورههای مکی است که میتوان به این عناوین از موضوعات گوناگون در این سوره اشاره کرد:
چه گریز زیبایی!(9)، گم شدهات فقط و فقط پیش اوست(10)، مهم این است که تو هنرمند و شناگر خوبی باشی(12)، اگر این را می فهمیدیم دیگر غمی نبود(15)، صحنهای که هیچ کس به دادت نمیرسد، حتی نزدیکترین بستگانت (18)، عالِم کیست؟(28)، تجارتی سودمند که هرگز خسارتی در آن نیست(29 و 30)، جزءِ کدام یک از این سه دسته ای؟(32)، خوب گوش کن چه فریادی میشنوی!(37)، از ادعا تا واقعیت(42).
سورة یس یا همان قلب قرآن با 83 آیه از سورههای مکی است و اکنون برخی از موضوعاتش را به نظاره مینشینیم:
کسی که خودش بخواهد، میتواند از وحی و نبوت بهره ببرد و الا...(1 تا 11)، او که بود؟ و چه گفت؟(20)، ...
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
70
سبأ
51
نشانههای
ظهور، خسف
71
فاطر
41
خالی
نبودن زمین از حجت الهی
آیة منتخب
((إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَکَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کانَ حَلیماً غَفُورا؛(1)خداوند آسمانها و زمین را نگاه میدارد تا از نظام خود منحرف نشوند و هر گاه منحرف گردند، کسی جز او نمیتواند آنها را نگاه دارد، او بردبار و غفور است!))
1) . فاطر(35)، 41.
امام رضا علیه السلام میفرماید:
ما حجتهای خدا در میان خلقش و جانشینانش در بین بندگانش و اُمناء او بر سرّش هستیم و ما حقیقت تقوا و ریسمان محکم و شاهدان خدا و ستونهای (دینش) در بین مخلوقاتش هستیم. خداوند به وسیلة ما آسمانها و زمین را نگه میدارد و به وسیلة ما باران نازل و رحمت منتشر میشود و زمین از قائمی از ما، چه آشکار و چه ترسان(غایب)، خالی نخواهد بود و اگر روزی از حجت خالی شود، با ساکنانش مضطرب (نابود) خواهد شد؛ همانطور که دریا اهلش را مضطرب میکند.(1)
نکتهها
الف) حکمت خداوند متعال در عالم ماده بر حاکمیت نظام اسباب و مسببات تعلق گرفته است؛ بنابراین، امام صادق علیه السلام فرمود:
خداوند امتناع نموده از اینکه امور را جاری کند مگر به وسیلة اسباب، پس برای هر چیزی سببی قرار داد... کسی که این سبب (و واسطه) را بشناسد، خدا را شناخته و کسی که به آن جاهل باشد، (در واقع) جاهل به خداست. آن سبب، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ما (اهل بیت) هستیم.(2)
همانطور که در هر خانه، واسطه رساندن مایحتاج اهل آن، پدر خانه است، مشیت
1) . «قَالَ الرِّضَا علیه السلام: نَحْنُ حُجَجُ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ وَ خُلَفَاؤُهُ فِی عِبَادِهِ وَ أُمَنَاؤُهُ عَلَی سِرِّهِ وَ نَحْنُ کَلِمَةُ التَّقْوَی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ وَ أَعْلَامُهُ فِی بَرِیَّتِهِ بِنَا یُمْسِکُ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ بِنَا یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ یَنْشُرُ الرَّحْمَةَ وَ لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ مِنَّا ظَاهِرٍ أَوْ خَافٍ وَ لَوْ خَلَتْ یَوْماً بِغَیْرِ حُجَّةٍ لَمَاجَتْ بِأَهْلِهَا کَمَا یَمُوجُ الْبَحْرُ بِأَهْلِهِ»؛( شیخ صدوقی، کمالالدین و تمامالنعمة، ج1، ص202، باب 21، ح 6).
2) . «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ: أَبَی اللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ الْأَشْیَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ فَجَعَلَ لِکُلِّ شَیْءٍ سَبَباً وَ جَعَلَ لِکُلِّ سَبَبٍ شَرْحاً وَ جَعَلَ لِکُلِّ شَرْحٍ عِلْماً وَ جَعَلَ لِکُلِّ عِلْمٍ بَاباً نَاطِقاً عَرَفَهُ مَنْ عَرَفَهُ وَ جَهِلَهُ مَنْ جَهِلَهُ ذَاکَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ نَحْن»؛( کلینی، کافی، ج1، ص 183، کتاب الحجة، باب معرفة الامام، ح 7).
خداوند بر این تعلق گرفته است که فیض او در خانة عالم دنیا به وسیلة این واسطه افاضه شود.
ب) از سوی دیگر، چون عالم ماده در نهایت محدودیت و ضعف است و خداوند بیاندازه و در نهایت علو و رفعت است، چارهای جز واسطه نیست. از همین رو فرمود: «بگو: (حتی) اگر در روی زمین فرشتگانی (زندگی میکردند، و) با آرامش گام برمیداشتند، ما فرشتهای را به عنوان رسول بر آنها میفرستادیم!»(1)
همانطور که به دلیل قدرت زیاد نیروگاه برق و محدودیت وسایل برقی، واسطهای به نام ترانس قرار داده میشود.
ویژگی واسطه بین زمین و آسمان و خالق و مخلوق، این است که از سویی در نهایت عظمت و کمال است و کاملترین ومقربترین موجود نسبت به خداوند است؛ بنابراین میتواند به طور مستقیم کسب فیض نماید و از سوی دیگر، چون مخلوق و محدود است، میتواند با مخلوقات دیگر ارتباط برقرار کند.
ج) هم اکنون واسطة فیض الهی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و منتظرانش در فراق او این چنین زمزمه میکنند: «أَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ».(2)
جزء بیست و سوم با آیة 28 سورة یس آغاز میشود، سورههای صافات و ص را در بر میگیرد و با آیة 31 زمر به پایان می رسد. ادامة موضوعات سورة یس عبارتند از:
بخورید نوش جانتان، اما...(35)، هر کدام در مدار خود شناورند(40)، همان صحنهای که اشک امام سجاد علیه السلام را جاری کرده است(51 به بعد)، امان از آن وقتی که ندا بیاید: مجرمان جدا شوید(59)، انسان یا زنده است یا کافر(70).
سورة صافات با 182 از سورههای آیه مکی است و بخش مهمی از آن به تاریخ انبیا اختصاص دارد، نمونهای از موضوعات آن به شرح زیر است:
ای وای بر ما! این همان روزی است که آن را قبول نداشتیم(20)، اگر میخواهید کاری کنید، برای چنین چیزی به پا خیزید(61)، تو هم میتوانی چنین باشی(80)، برای خدا چه آماده کردهای؟(84)، تدبیرشان چه بود و چه شد؟(98)، عجیبتر از پدر، پسر را ببین!(102)، اگر حاجی به اینجا برسد، چه میشود؟(105)، اگر به تسبیح الهی نمیپرداخت تا قیامت در شکم ماهی زندانی میشد!(143 به بعد).
سوره ص با 88 آیه از جمله سورههای مکی است و شباهت زیادی با سورة صافات دارد. خداوند در سوره به موضوعات زیر میپردازد:
شگفتا اینچنین با باطل خو گرفتهاند!(5)، پیام مهم این ماجرا که هر روز با آن مواجهیم(21 به بعد)، مسئولین درس بگیرند(40)، چه خوب بنده ای بود(44)، «لا
مَرْحَباً بِهِم»(59)، خودپسندی او را زمین زد!(76).
سورة زمر با 75 آیة مکی است و دور محور اعتقادات میچرخد، نمونهای از موضوعات آن عبارت است از:
عبادت غیر خدا به هر انگیزهای که باشد، باطل است(3)، عجب کم ظرفیتیم، زود خود را گم میکنیم(8)، مراد از علم(99)، این کاخ های چند طبقه ازآن کیست؟(20).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
72
ص
17
به
«قدرت مطلق امام مهدی» تأویل شده است
آیة منتخب
((یا حَسْرَةً عَلَی الْعِبادِ ما یَأْتیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ؛(1)افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا میکردند!))
امام صادق علیه السلام میفرماید:
یک روایت را بفهمی، بهتر است از ده روایت که (نفهمی) و نقل کنی. برای هر حقّی حقیقتی است و برای هر راه درستی نوری است و ما فردی از پیروان خود را فقیه (دین شناس) محسوب نمیکنیم تا اینکه (اگر حدیثی از باب توریه و تقیه و امثال آن) اشتباه برای او گفته شود، اشتباه را بفهمد. همانا امیرالمؤمنین بر
1) . یس(36)، 30.
منبر کوفه فرمود: «در پیش روی شما فتنههای تاریک، کور و گرفته ایست که فقط «نُومة» از آن نجات مییابند. پرسیدند: «نومه» چه کسانی هستند؟ فرمود: کسی که مردم را میشناسد؛ ولی مردم او را نمیشناسند و بدانید همانا زمین از حجتِ خدای بزرگ خالی نمیماند ولی خداوند به سبب ظلم و ستم مردم و گناهانشان، او را از دیدگانشان پنهان میدارد و اگر لحظهای زمین از حجت خدا خالی بماند، اهلش را فرو خواهد برد. حجت خدا مردم را میشناسد؛ ولی مردم او را نمیشناسند مانند حضرت یوسف که مردم را میشناخت ولی آنان او را نمیشناختند، سپس این آیه را تلاوت کردند: «یا حَسْرَةً عَلَی الْعِبادِ...».(1)
نکتهها
الف) از اساسیترین دلایل غیبت حجت خدا، قدرناشناسی مردم است و بقیة موارد هم به همین دلیل باز میگردد؛ زیرا اگر مردم قدر اهلبیت علیهم السلام را دانسته بودند و راه غدیر را در پیش می گرفتند دیگر بنی امیه و بنی عباس و مانند آنان به قدرت نمیرسیدند تا خوف قتل اهلبیت علیهم السلام در میان باشد و یکی پس از دیگری شهید شوند و برای حفظ جان آخرین ذخیرة الهی راهی جز غیبت نماند!
بنابراین فرمود: «این، به دلیل آن است که خداوند، هیچ نعمتی را که به گروهی داده تغییر نمیدهد، جز آنکه آنها (با قدرناشناسی و کفران نعمت) خودشان را تغییر
1) . «عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمرَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ خَبَرٌ تَدْرِیهِ خَیْرٌ مِنْ عَشْرٍ تَرْوِیهِ إِنَّ لِکُلِّ حَقٍّ حَقِیقَةً وَ لِکُلِّ صَوَابٍ نُوراً ثُمَّ قَالَ إِنَّا وَ اللَّهِ لَا نَعُدُّ الرَّجُلَ مِنْ شِیعَتِنَا فَقِیهاً حَتَّی یُلْحَنَ لَهُ فَیَعْرِفَ اللَّحْنَ إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ عَلَی مِنْبَرِ الْکُوفَةِ إِنَّ مِنْ وَرَائِکُمْ فِتَناً مُظْلِمَةً عَمْیَاءَ مُنْکَسِفَةً لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا النُّوَمَةُ قِیلَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَا النُّوَمَةُ قَالَ الَّذِی یَعْرِفُ النَّاسَ وَ لَا یَعْرِفُونَهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَکِنَّ اللَّهَ سَیُعْمِی خَلْقَهُ عَنْهَا بِظُلْمِهِمْ وَ جَوْرِهِمْ وَ إِسْرَافِهِمْ عَلَی أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ خَلَتِ الْأَرْضُ سَاعَةً وَاحِدَةً مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا وَ لَکِنَّ الْحُجَّةَ یَعْرِفُ النَّاسَ وَ لَا یَعْرِفُونَهُ کَمَا کَانَ یُوسُفُ یَعْرِفُ النَّاسَ وَ هُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ ثُمَّ تَلَا یا حَسْرَةً عَلَی الْعِبادِ ما یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُن»؛( ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص 141، باب 10، ح2).
دهند».(1)
ب) قدر حجت الهی را ندانستن و پیروی نکردنِ از وی، چیزی جز ندامت، برایمان نخواهد داشت: «یا حَسْرَةً عَلَی الْعِبادِ».
ج) تنها راه پایان یافتن غیبت، این است که بفهمیم «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُم» و با امامِ خود، عهد و عقد و بیعتی ببندیم که با مال و جانمان از او حمایت نماییم.
د) از مهمترین راههای رسیدن به این حقیقت، این است که با اندیشیدن در خسارتهای مادی و معنوی که امت اسلام و همچنین امتهای دیگر، در اثر قدرناشناسی حجتهای الهی تحمل کردند، بر بصیرت خود بیافزاییم تا بیقرار امام زمانمان شویم و راه را برای ظهورش هموار کنیم.
1) . «ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم»؛( انفال(8)، 53).
جزء بیست و چهارم با آیة 32 سورة زمر آغاز میگردد، پس از سورة غافر به سورة فصلت میرسد و با رسیدن به آیة 46 از این سوره، پایان مییابد. برخی از موضوعات سورة زمر به شرح زیر است:
ریشة نگرانیها و ترسهای بیجای ما چیست؟(26)، یک هشدار برای آنان که هرچه دلشان بخواهد، انجام میدهند!(39)، وه! این چه عذابی است که حاضر میشوند تمام دارایی خود را بدهند تا...اما...(47)، چکاب خود با این آیه(49)، این درگه ما درگه نومیدی نیست، صد بار اگر...(53)، روسیاهان!(60)، با دمیده شدن در صور همه جان میدهند مگر...(68)، چه زیبا و دیدنی است(69).
سورة مبارکه غافر که نام دیگر آن مؤمن است، با 85 آیه از جمله سورههای مکی و جزء سُور هفتگانه حوامیم(1)است، برخی از موضوعات آن عبارت است از:
ارحم الراحمین در جایگاه رحمت و اشد المعاقبین در جایگاه عذاب(3)، فرشتگان نیز برایتان طلب رحمت میکنند(7)، «یَوْمَ التَّلاق»(15)، آمدن موعود و منجی و ابتلاء و امتحان مؤمنان(23 به بعد)، و این چنین دجالان حقیقت را وارونه جلوه میدهند!(26)، مؤمن آل فرعون و تقیه(28)، امان از چنین روزی«یَوْمَ التَّناد»(32)،
1) . «حوامیم» به سوره هایی گفته میشود که با «حم» آغاز میگردد و به ترتیب سورههای زیر را در برمیگیرد: غافر، فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه،احقاف.
روزی که شاهدان به پا خیزند(50)، با چنین پروردگاری برخود ببالید(64)، شنیدنش لرزه به تن انسان میاندازد تا چه رسد به...(71)، آیا داستان همة انبیاء در قرآن آمده است؟(78).
سورة فصلت و به عبارت دیگر سورة «حم سجده» دومین سورة سجدهدار قرآنی با 54 آیه است و از جمله سورههای حوامیم به شمار میرود، از موضوعات آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
چرا علیه خودمان گواهی میدهید؟(21)، اگر این چنین باشید، فرشتگان بر شما نازل میشوند(30)، نیکوترین گفتار(33). آنچه که دشمنی را تبدیل به دوستی میکند(34)، در رویارویی با وسوسههای شیطان چه کنیم؟(36)، هرچه میخواهید انجام دهید؛ اما بدانید او به همة کارهایتان بیناست(40)، یک نسخه با دو ویژگی کاملاً متفاوت(44).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
73
زمر
69
عالَم
پس از ظهور
74
غافر
11
رجعت
75
=
51
رجعت
آیه منتخب
((وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها ...؛(1)و زمین (در آن روز) به نور پروردگارش
1) . زمر(39)، 69. توضیح آن در آیه منتخب از جزء 24 خواهد آمد.
روشن میشود)).
امام صادق علیه السلام میفرماید: زمانی که قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگارش روشن میگردد، مردم از نور خورشید بینیاز میشوند، شب و روز یکی میشود، تاریکی از میان میرود، انسان هزار سال عمر میکند، هر سال برای او فرزند پسری به دنیا میآید...به فرزندش لباس میپوشاند، پس هرچه او بزرگ میشود، لباس هم بزرگ میشود و به هر رنگی که بخواهد در میآید.(1)
نکتهها
الف) بسیاری از آیات قرآن به قیامت ناظر است؛ اما با وجود این، بر اساس روایات به ظهور و رجعت نیز ناظر میباشد. سرّ آن را مرحوم علامه طباطبایی در المیزان تبیین کرده است: ظهور، رجعت و قیامت از یک جهت با هم وجه اشتراک دارند و از جهت دیگر با هم متفاوتند: اشتراک آنها در تجلی و ظهور و غلبة حق و آشکار شدن واقعیتها است و اما در شدت و ضعفِ این ظهور و بروزِ حق، با هم متفاوت هستند. تجلی حق در رجعت، بیش از ظهور است و در قیامت به اوج خود میرسد.(2)
ب) امام جلوة نور خدا و مظهر کامل اسماء و صفات حسنای اوست؛ بنابراین در آیة نور میفرماید: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض... فی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَع...»(3)در منابع زیادی آمده است که مردی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پرسید: مراد از این خانهها چیست؟(خانه چه کسی است؟) حضرت فرمود: خانة پیامبران. ابابکر (با اشاره
1) . «عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ الْجُعْفِیِّ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَقُولُ: إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا، وَ اسْتَغْنَی الْعِبَادُ عَنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ، وَ صَارَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ وَاحِداً، وَ ذَهَبَتِ الظُّلْمَةُ، وَ عَاشَ الرَّجُلُ فِی زَمَانِهِ أَلْفَ سَنَةٍ، یُولَدُ لَهُ فِی کُلِّ سَنَةٍ غُلَامٌ،...یَکْسُوهُ الثَّوْبُ فَیَطُولُ عَلَیْهِ کُلَّمَا طَالَ، وَ یَتَلَوَّنُ عَلَیْهِ أَیَّ لَوْنٍ شَاءَ»؛ (محمد طبری، دلائل الامامه، ص 454، ح 433. نزدیک به این مضمون در منابع بسیاری آمده است؛ از جمله شیخ طوسی، الغیبه، ص 468، فصل 8).
2) . علامه طباطبایی، المیزان، ج2، ص 106 تا 110 در شرح آیه 210 از سوره بقره.
3) . نور(24)، 35 و 36.
به خانة حضرت علی) پرسید: این خانه نیز از همان خانههاست؟ فرمود: بله! بلکه از برترین آنهاست.(1)
اکنون میتوان سرّ آغاز دعای عهد را با جملة «اللَّهُمَ رَبَ النُّورِ الْعَظِیمِ...أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ» دریافت.
ج) با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و حاکمیت تمام عیار توحید بر سراسر عالم، قطعاً وضعیت عالم دگرگون خواهد شد، آنچنان که شاید امروز نتوانیم به درستی آن را درک کنیم. قرآن میفرماید: «و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها میگشودیم».(2)
مقام معظم رهبری (دام ظله العالی) در این باره میفرماید:
... آن وقت است که استعدادهای انسان ظهور خواهد کرد. هنوز این دانشی که بشر تا امروز پیدا کرده، در برابر استعدادهایی که خدا در وجود بشر گذاشته، صفر است. من، شاید یک وقتیگفته باشم و شما شنیده باشید. دانشمندانی که در این رشتههای علمی متخصّصند و با همین واقعیتهای واقعی و علمی سر و کار دارند، این نظریه را دادهاند و این واقعیّت را کشف کردهاند که در وجود انسان، [توآنهاییاستکههنوز استفاده نشده است.] اگر بشر بتواند پنجاه درصد از استعداد تمرکز را مورد استفاده قرار دهد، تمام این وسائل ارتباطی که در دنیا هست، بیکار و بیهوده میشود! ... امّا اگر آن پنجاه درصد از نیروی تمرکزی که در شما است، به کار بیافتد، میتوانید با آنطرف دنیا، بدون این ارتباطات
1) . «عن أنس بن مالک، و عن بریدة، قالا: قرأ رسول الله: فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ فقام إلیه رجل، فقال: أی بیوت هذه، یا رسول الله؟ قال: «بیوت الأنبیاء». فقام إلیه أبو بکر، فقال: یا رسول الله، هذا البیت منها؟ و أشار إلی بیت علی و فاطمة: قال: «نعم، من أفضلها»؛( سید هاشم بحرانی، البرهان، ج4، ص 76).
2) . اعراف(7)، 96.
تماس بگیرید و با هر کسی که میخواهید، در آن سوی کرةِ زمین حرف بزنید، فکرتان را بگویید، فکر او را تحویل بگیرید! این، نیروی انسان است! ما، این نیروها را کشف نکردهایم! از این قبیل نیروها در وجود بشر زیاد است: «وَ فِیکَ انْطَوَی الْعَالَمُ الْأَکْبَر» اینعالَمِ اکبر، آن روز باید بروز پیدا کند، و روز ظهورش، آن وقت است... .(1)
د) آری، در دوران غیبت نیز به میزانی که ایمان قویتر و عمل صالح و خالصانهتری داشته باشیم، خانه و جامعة ما را خیر و برکت و رحمت بیشتری در بر خواهد گرفت.
1) . فصل نامه علمی- ترویجی انتظارموعود، شماره 8، ص 5.
جزء بیست و پنجم با آیات پایانی سورة فصلت؛ یعنی از آیة 47 این سوره آغاز میشود، سپس سوره های شوری، زخرف، دخان و جاثیه را در بر میگیرد. ادامة موضوعات سورة فصلت عبارت است از:
کم ظرفیت، ناسپاس و خوش خیال!؟(50)، آیات درونی و بیرونی برای پی بردن به حق(53).
سورة شوری از سورههای مکی است و 53 آیه دارد. برخی از موضوعات این سوره به شرح زیر است:
وحی از سوی مالک آسمانها و زمین، ضرورت عالم خلقت(2 و 3)، استقامت و پایداری بر حق(15)، خودت انتخاب کن اما در عاقبتش بیاندیش(20)، در باغ های بهشت با هرچه که بخواهی خوش و خرم باش ای فرمانبردار حق!(22)، اجر رسالت(23)، چرا همة دعاهایمان مستجاب نمیشود؟!(27)، ریشه و سرچشمة گرفتاریها در زندگی(30)، این آیه را با خطی خوانا به صورت تابلویی زیبا در خانة خود بیاویزیم(36)، «اسْتَجیبُوا لِرَبِّکُمْ مِنْ قَبْلِ أَن...»(47).
سورة زخرف با 89 آیه از سورههای مکی است و از جمله سُور حوامیم به شمار میآید، برخی از موضوعات آن عبارت است از:
به خاطر یک بینماز درِ مسجد را نمیبندند(5)، از سرنوشت گذشتگان، چراغی برای انتخاب راه آیندة خود بسازیم(7 به بعد)، پیوند بهار و معاد در سراسر قرآن(11)،
آداب سفر(13)، اگر ضعف ایمان مؤمنان نبود، خانة کافران را از طلا و نقره قرار میدادم «وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقین» (33 تا 35)، اگر دلت از یاد خدا خالی شد، بدان...(36)، خط مشی مؤمنان(43 و 44)، آنان که ارزش را فقط در مال و ثروت میبینند!(51)، دوستان امروز، دشمنان فردا (67)، همه خوبیها و لذتها یک جا جمع شده!(70 و 71)، برخورد با جاهلان(89).
سورة دخان با 59 آیه از سورههای مکی است و آیات آغازین آن با سورة قدر هماهنگ است، برخی از موضوعات این سوره از این قرار است:
پس از دقیقة نود(12 و 13)، همه چیز را گذاشتند و رفتند، نه آسمان بر آنها گریست و نه زمین!(25 به بعد)، هدفمند بودن خلقت(38 و 39)، غذای گنهکاران(43 به بعد).
سورة جاثیه با 37 آیه از سوره های مکی است و به موضوعات زیر میپردازد:
انجام خوبیها، همهاش به سود خودت و ارتکاب بدیها همهاش به ضرر خودت(15)، آیا مرگ و زندگی صالحان و فاسدان همانند هم است؟!(21)، مادی گرایان!(24)، نیم خیز و منتظر!(28)، اگر امروز او را فراموش کردی، فردا او نیز...(34).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
76
شوری
24
قیام
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
77
=
41
و 42
انتقام
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از ظالمان
76
=
45
خواری
دشمنان با قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
77
=
61
نزول
حضرت عیسی علیه السلام و قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
از نشانههای قیامت(تفاسیر اهلسنت)
78
=
66
ظهور
79
دخان
3
و 4
صاحب
شب قدر
آیة منتخب
((وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقیم؛(1)و او [مسیح] سبب آگاهی بر روز قیامت است. (زیرا نزول عیسی علیه السلام گواه نزدیکی رستاخیز است) هرگز در آن تردید نکنید و از من پیروی کنید که این راه مستقیم است!))
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «کَیْفَ أَنْتُمْ إِذَا نَزَلَ ابْنُ مَرْیَمَ فِیکُمْ وَ إِمَامُکُمْ مِنْکُم؛ چگونه خواهید بود آنگاه که حضرت عیسی علیه السلام میان شما فرود آید؛ ولی امام و پیشوا از میان شما باشد» (حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف).(2)
امام صادق علیه السلام:
مردم (اهل سنت) دربارة اولی العزم و صاحبتان امیرالمؤمنین علیه السلام چه میگویند؟ راوی گفت: احدی را بر اولی العزم مقدم نمیدارند. حضرت فرمود: خداوند دربارة حضرت موسی علیه السلام میفرماید: «وَ کَتَبْنا لَهُ فِی الْأَلْواحِ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ مَوْعِظَةً»(3)و نگفت: «وَ کَتَبنا لهُ فِی الالواحِ کلَّ شئٍ مَوعِظةً»(4)و دربارة حضرت عیسی علیه السلام فرمود: «وَ لِأُبَیِّنَ لَکُمْ بَعْضَ الَّذِی تَخْتَلِفُونَ فِیهِ»(5)و نگفت: «و لِاُبینَ لکم کلَّ شئٍ» ولی دربارة امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «قُلْ کَفی بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ»(6)و فرمود: «وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِینٍ» و تمام علم
1) . زخرف(43)، 61.
2) . ابی عبدالله بخاری، صحیح بخاری، ج2 ص 256، چاپ دارالمعرفه، بیروت؛ علی اربلی، کشف الغمه، ج2، ص 479، باب 7 فی بیان انه یصلی بعیسی.
3) . اعراف(7)، 145.
4) . یعنی: با «من» تبعیض آمده است و بعضی از آنچه که موعظه است، به او داده شد.
5) . زخرف(43)، 63.
6) . یعنی: «من» تبعیض ندارد و تمام علم کتاب به ایشان داده شده است.
این کتاب نزد اوست.(1)
نکتهها
الف) از مسلمات میان امت اسلام، نزول حضرت عیسی علیه السلام و اقتدای در نماز به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.(2)و این امر بیانگر برتری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نسبت به ایشانست.
ب) از اعتقادات مشترک میان امت اسلام و مسیحیت، نزول حضرت عیسی علیه السلام است و یکی از اسرار و حکمتهای زنده نگه داشتن حضرت عیسی علیه السلام این است که با اقتدای به حضرت مهدی علیه السلام و دعوت از بشریت بهویژه جمعیت میلیاردی مسیحیت در ایمان آوردن به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سبب میشود تا بسیاری از مردم هدایت شوند و به وی ایمان آورند.
جزء بیست و ششم سورههای احقاف، محمد،فتح، حجرات، ق و ذاریات تا آیة سیام را در برمیگیرد.
سورة احقاف هفتمین و آخرین سوره از سورههای حوامیم است که براساس ترتیب چینش قرآنی پشت سر هم قرار گرفتهاند. این سوره 35 آیه دارد و از سورههای مکی است، نام آن برگرفته از نام سرزمین قوم عاد است و به معنای شنهای روانی است که در اثر وزش باد جابهجا میشوند و به شکلهای گوناگونی در میآیند، برخی از موضوعات مهم این سوره عبارت است از:
خط مشی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم(9)، اگر این چنین هستید، هیچ غمی نداشته باشید(13)، سفارش الهی به پدر و مادر و بهترین دعای فرزند(15)، فرزند ناخلف(17)، سرانجام لذتگرایی و به دنبال خواهشهای نفسانی بودن(20).
سورة محمد که نام دیگر آن قتال است، از سورههای مدنی است و 38 آیه دارد. رویکرد اصلی این سوره دفاع جانانه از حق، مبارزه با ستمگران و بیان ویژگیهای باند نفاق است، برخی از موضوعات آن به شرح زیر است:
این یا آن؟ در عاقبتش بیاندیش، آنگاه انتخاب کن(1 تا 3)، سودی سرشار با معاملة جان خود با خدا(4 تا 6)، سنت الهی و وعده یاری(7)، خوب است این آیه را به همراه ترجمة آن در مساجد، تکیهها و خانههای خود نصب کنیم و پیوسته مورد توجه داشته باشیم(12)، گلایة خداوند و تدبر نکردن در قرآن(24)، از ترفندهای مهم
شیطان(25)، بزدلان(35)، بخل و کوته نظری(38).
سورة فتح نیز مدنی است و 29 آیه دارد. مسالة جلوگیری مشرکان از انجام عمره و ماجرای بیعت رضوان و صلح حدیبیه مطرح شده است و برخی از نکات مهم این سوره به قرار زیر است:
آرامشی بی مانند برای مؤمنان(4)، بیعت با خدا از راه بیعت با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم(10)، بیعت شجره و آثار و برکتهای بیمانند(18 به بعد)، دین اسلام، دین واحد جهانی خواهد شد(28).
سورة حجرات یا سورة اخلاق و آداب از سورههای مدنی است و هجده آیه دارد. این سوره از نکتههای اخلاقی لبریز است که برخی از آنها به شرح زیر است:
آداب برخورد با حجت الهی(1 به بعد)، اگر کسی خبری برای شما آورد...(6)، اگر دو گروه از مؤمنان به جنگ با یکدیگر برخیزند، تکلیف دیگران چیست؟(10)، «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة»(10)، تمسخر، عیبجویی و دیگری را با لقب زشت صدا زدن جزء اخلاق رذیله است(11)، آیا حاضرید گوشت برادر مرده خود را بخورید؟ پس چرا...؟(12)، ملاک برتری انسان نزد خدا(13)، تفاوت اسلام و ایمان(14 به بعد).
سوره ق مکی است و 45 آیه دارد و دور محور معاد میچرخد، بخشی از مضامین این سوره به شرح زیراست:
دردی که هیچ دوایی ندارد(19)، آنگاه که باید باز بود، بسته بود!؟(22)، سیر شدی؟(30)، با چه قلبی آمده ای؟ منیب یا...؟(33).
سورة ذاریات مکی است و شصت آیه دارد، نمونه ای از موضوعات این سوره عبارت است از:
سحرخیزان(17 و 18)، مژدهای باور نکردنی!(28).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
80
محمد
4
وضعیت
جهان پس از ظهور
81
فتح
25
دلیل
غیبت
82
=
28
حکومت
واحد جهانی اسلام
83
ق
41
و 42
ندای
آسمانی
آیة منتخب
((فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها فَأَنَّی لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ذِکْراهُمْ؛(1)آیا آنها [کافران] جز این انتظاری دارند که قیامت ناگهان فرا رسد (آن گاه ایمان آورند)، در حالی که هم اکنون نشانههای آن آمده است اما هنگامی که بیاید، تذکّر (و ایمان) آنها سودی نخواهد داشت!))
امام علی علیه السلام میفرمایند:
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیان کردند که پیش از قیامت ده(نشانه) خواهد بود که چارهای از آن نیست: سفیانی، دجال، دابه، خروج حضرت قائم، طلوع خورشید از مغرب، نزول حضرت عیسی علیه السلام، خسفی در مشرق و خسفی در جزیرة العرب و آتشی که از انتهای عدن خارج میشود و مردم را به سوی محشر میفرستد.(2)
1) . محمد(47)، 18.
2) . «عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: عَشْرٌ قَبْلَ السَّاعَةِ لَا بُدَّ مِنْهَا السُّفْیَانِیُّ وَ الدَّجَّالُ وَ الدُّخَانُ وَ الدَّابَّةُ وَ خُرُوجُ الْقَائِمِ وَ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا وَ نُزُولُ عِیسَی وَ خَسْفٌ بِالْمَشْرِقِ وَ خَسْفٌ بِجَزِیرَةِ الْعَرَبِ وَ نَارٌ تَخْرُجُ مِنْ قَعْرِ عَدَنَ تَسُوقُ النَّاسَ إِلَی الْمَحْشَر»؛( شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص 436، فصل 7، ذکر طرف من العلامات).
نکتهها
الف) از زمان بعثت رسول صلی الله علیه و آله و سلم خدا تا پایان دنیا با عنوان دورة «آخرالزمان» یاد میشود که طبعاً هرچه زمان میگذرد و به قیامت نزدیکتر میشویم، اتصاف زمان به آخرالزمان پررنگتر میشود.
ب) در روایتهای زیادی برای ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و همچنین برپایی قیامت نشانههایی بیان شده است، اولی را «علائم ظهور» و دومی را «اشراط الساعه» مینامندو نسبت بین این نشانهها عموم و خصوص مطلق است، یعنی همه نشانه های ظهور، نشانه های قیامت هم به شمار میآید؛ ولی قیامت، نشانههای اختصاصی نیز دارد که پس از ظهور اتفاق میافتد و به ظهور ارتباطی ندارد.
ج) در روایتهای فریقین، ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و نزول حضرت عیسی علیه السلام به عنوان اشراط الساعه و نشانههای قیامت بیان شده، البته این امر به این معنا نیست که ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در پایان دنیا اتفاق میافتد و با ظهور ایشان قیامت برپا میشود؛ زیرا پایان یک امر، نسبی است و بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و معجزة «شقّ القمر» نیز از نشانههای قیامت یاد شده است.(1)بر اساس روایات، دوران حاکمیت عدل جهانی یک دورة طولانی است.
مقام معظم رهبری(دام ظله) میفرمایند:
من، بارها این را گفتهام. بعضی خیال میکنند حضرت که آمدند، آخر دنیا است! نه، تازه شروع دنیا و شروع تاریخ بشریّت، آن وقت است! این مدّتی که از عمر بشریّت گذشته، چند هزار سالیاست که بشر در این سنگلاخها و در این بیابانها و کویرهای وحشتناک، همین طور سینهخیز و با زحمت رفته تا خودش را بهجادةِ اتوبانِ وسیعِ عریضِ آسفالته برساند و از آنجا
1) . سید هاشم بحرانی، تفسیر البرهان، ج 5، ص 214، در شرح سورة قمر(54)، 1؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج21، ص 449، در شرح سوره محمد(47)، 18.
زندگی تاریخی خود را تازه شروع کند. آن جاده را حضرت افتتاح میکنند. حرکت تاریخی انسان، آن وقت است.(1)
د) در بیانات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم موارد زیادی از نشانههای مشترک بین ظهور و قیامت، بیان شده است که برخی از آنها عبارت است از: ضایع کردن نماز، گرم شدن بازار دینفروشی، به دنبال خواستههای نفسانی بودن، تغییر ارزشها( معروف، منکر و منکر معروف میشود)، ریاست زنان،(2)دروغ گویی زرنگی تلقی میشود، پرداخت زکات ضرر به شمار میآید، ظلم فرزندان به پدر و مادر، ورود زنان به همراه مردان به بازار کار، رواج ناشکری و کفران نعمت، فخرفروشی در لباس، شبیه شدن مردان به زنان و زنان به مردان، رواج ربا و رشوه، زیاد شدن طلاق، جاری نشدن حد، زیاد شدن ساز و آواز، به حج رفتن برای تفریح و تجارت و... .(3)
1) . فصل نامه علمی- ترویجی انتظار، شماره 8، ص5.
2) . یعنی با وارد کردن زن به مشاغل و مسئولیتهای به ظاهر جذاب و سودآور، او را از وظیفه مهم، حساس و بی بدیلش یعنی تربیت فرزند باز میدارند و فرزندان به جای اینکه در دامن پر مهر مادر تربیت شوند، در مهدها بزرگ میشوند. انسان از دامن مادر به معراج میرود و شخصیتهای امین و قوی کسانی بودهاند که مادری لایق و پاکدامن داشتهاند و در دامن او تربیت یافتهاند.
3) . مجلسی، بحار، ج6، ص 306.
جزء بیست و هفتم سورههای ذاریات از آیة 31 به بعد، طور، نجم، قمر، الرحمن، واقعه، و حدید را در برمیگیرد.
برخی از موضوعات سورة ذاریات عبارت است از:
«فَفِرُّوا إِلَی اللَّه»(50)، هدف از خلقت انسان و أجنِّه(56).
سورة طور مکی است و 49 آیه دارد و به موضوعات زیر میپردازد:
پنج سوگند برای بیان یک حقیقت(1 به بعد)، سوخت آتش جهنم، همان گناه انسان در دنیاست(16).
سورة نجم بنابر چینش سورههای قرآن، سومین سوره از سورههای سجدهدار است که آیة پایانی آن سجده دارد. این سوره مکی است و دارای 62 آیه میباشد، از جمله موضوعات آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
عصمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم (3)، بالاترین بیان در شأن و عظمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم(7 تا 9)، مشروط بودن شفاعت به اذن الهی(26)، خدا نکند ما اینگونه باشیم!(29 و 30)، خودستایی!؟(32)، «لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی»(39)، اگر باور دارید که حقیقت این است، پس «فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَ اعْبُدُوا »(42 به بعد).
نام پنجاه و چهارمین سورة قرآن، قمر است و 55 آیه دارد. از جمله موضوعات آن عبارت است از:
معجزة بزرگ دو نیم شدن ماه(1)، چه صحنة دلخراشی!(48)، چه عظمت و
شکوهی!« فی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِرٍ»(55).
سورة الرحمن و به عبارت دیگر، سورة رحمت و نعمت از سورههای مکی است و 78 آیه دارد. جمله زیبای«فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ» 31 بار در این سوره تکرار شده است. برخی از موضوعات آن به شرح زیر است:
برنامهریزی دقیق و حسابشده برای کمال انسان پیش از خلقت انسان(1 به بعد)، همة هستی فرمانبردار حق است، پس تو هم اینگونه باش(5 به بعد)، روزی که نمیتوان جرم را پنهان کرد(41) .
سورة واقعه با 96 آیه مکی است و همانطور که از نامش پیداست، به واقعة سخت قیامت میپردازد و با تقسیم انسانها به سه دسته، به بیان ویژگیهای هر یک میپردازد که نمونهای از موضوعات آن را در ذیل شاهد خواهید بود:
روزی که عدهای را سربلند و عدة دیگر را سرافکنده میکند(3)، در کدام دسته از این سه گروه قرار داریم؟(7 تا 10)، خوشگذرانی کار دستشان داد( 45)، توحید را در زراعت بنگر(63)، آیا دربارة آبی که مینوشید تا به حال اندیشیدهاید؟(68)، چه قسم بزرگی!( 75)، غواصان دریای بیپایانِ معارف قرآن(77 به بعد)، امان از آن وقتی که به گلویمان برسد!(83).
سورة حدید از جمله سورههای «مسبحات»(1)است که 29 آیه دارد و مدنی است، این سوره آیاتی برای ژرفاندشان در بر دارد که میتوان از موضوعات در آن به موارد زیر اشاره کرد:
خوبی و خوب بودن هر چه سختتر باشد، ارزشمندتر است(10)، آنان که در گردنههای زندگی ماندهاند، یاری کن تا...( 11)، روزی که فقط با نور میتوان حرکت کرد، حال اگر...(12 تا 15)، پس کی میخواهی عوض شوی؟!(16)، مبدأ و معاد در
1) . مسبحات سورههایی است که با" سبح للَّه" یا" یسبح للَّه" آغاز میشود و آن پنج سوره است: حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن.
آیینة بهار(17)، شگفتا از این مقام وصفناپذیر(19)، مسابقهای با جایزة بیمانند(21)، حقیقت زهد(23)، آثار تقوا در همین دنیا(28)، مراقب باش تا راه به دست آوردن او را گم نکنی!(29).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
84
الرحمن
41
ویژگی
دوران ظهور
85
حدید
16
وظایف
منتظران
86
=
17
احیاء
عالم با عدالت مهدوی
87
=
19
جایگاه
منتظران
آیة منتخب(1)
((أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا یَکُونُوا کَالَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُون. اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُون؛(1)آیا وقت آن نرسیده است که دلهای مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حقّ نازل کرده است، خاشع گردد؟! و مانند کسانی نباشند که در گذشته به آنها کتاب آسمانی داده شد، سپس زمانی طولانی بر آنها گذشت و قلبهایشان قساوت پیدا کرد و بسیاری از آنها گنهکارند! بدانید خداوند زمین را پس از مرگ آن زنده میکند! ما آیات (خود) را برای شما بیان کردیم، شاید اندیشه کنید!))
1) . حدید(57)، 16و 17.
امام صادق علیه السلام میفرماید:
آیة «ألَمْ یَأْنِ...» دربارة مردم زمان غیبت نازل شده است و مراد از «امد» زمان غیبت است. سپس فرمود: آیا نشنیدهای قول خداوند را که میفرماید: «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ..» یعنی با عدالت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف آن را زنده میکند بعد مردنش به وسیلة ظلم و ستم پیشوایان گمراه. (1)
نکتهها
الف) تعبیر «أَ لَمْ یَأْنِ» که به معنای «آیا وقت آن نرسیده است» میباشد، در واقع گلایه و هشداری به امت اسلام است نسبت به وعدهای که به آنان داده شده است تا مبادا همان راهی را بروند که اهل کتاب رفتند: «فَطالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُون».
ب) دلیل اینکه اهل کتاب و به عبارت دیگر «منتظران خاتم الانبیاء» با تحقق وعدة الهی نه فقط ایمان نیاوردند بلکه «هنگامی که این کتاب و پیامبری را که از پیش شناخته بودند نزد آنها آمد، به او کافر شدند»(2)این موارد را میتوان اشاره کرد:
1) . «عن أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ أَنَّهُ قَالَ: نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ الَّتِی فِی سُورَةِ الْحَدِیدِ «وَ لَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ ...» فِی أَهْلِ زَمَانِ .. وَ قَالَ إِنَّمَا الْأَمَدُ أَمَدُ الْغِیبَةِ ثُمَّ قَالَ: أَ لَا تَسْمَعُ قَوْلَهُ تَعَالَی فِی الْآیَةِ التَّالِیَةِ لِهَذِهِ الْآیَةِ «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ ...» أَیْ یُحْیِیهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّةِ الضَّلَالِ»؛ (ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص 24 و 25).
2) . بقره(2)، 89.
3) . همان، 90.
4) . همان، 96.
5) . همان، 97 و 98.
ج) پیام آیه شریفه این است که ای «منتظران خاتم الاوصیاء»! شما مانند «منتظران خاتم الانبیاء» نباشید: «فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِه».
بنابراین، باید یکی از مهمترین دغدغههای منتظران، «آسیبشناسی جامعة منتظر» باشد و با عبرت گرفتن از جوامع منتظرِ پیشین، خود را از این آسیبها در امان نگه دارند و با تمام وجود برای یاری امام خود آماده باشند.
د) در یک جمله میتوان گفت که وظیفة منتظرانِ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه این آیه، این است که «أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ» باشند، هرگز از یاد خدا و توجه به او و پیروی از آنچه که خداوند از آنان خواسته، غفلت نکنند، با تمام وجود مراقب باشند که توجه به جسم، آنها را از توجه به روح و روان و توجه به دنیا، آنها را از توجه به آخرت، و توجه به خَلقِ خدا و چشم و هم چشمیها آنها را از توجه به خالقخویش باز ندارد و حقمحوری اساس کارشان باشد.
ه-) امام برای احیا، عمران و آبادی عالم میآید(یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها) و برخورد قهرآمیز او نیز علیه مستکبران و در جهت رهایی بشر و احیای عالم است. با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، دلهایی که با گناه و محبت دنیا مرده، با یاد خدا و معرفت توحیدی و بندگی خالصانه زنده و سرسبز میشود.
آیة منتخب(2)
((وَ الَّذینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ وَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَحیم؛(1)کسانی که به خدا و رسولانش ایمان آوردند، صدّیقین و شهدا نزد پروردگارشان هستند. برای آنان است پاداش (اعمال) شان و نور (ایمان) شان و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنها دوزخیانند)).
منهال قصاب میگوید:
به امام صادق علیه السلام عرض کردم از خداوند بخواهید تا شهادت را روزیم کند. پس ایشان فرمود: مؤمن شهید است. سپس این آیه را تلاوت نمودند: «وَ الَّذینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ...».(2)
حارث بن مغیره میگوید:
محضر امام باقر علیه السلام بودیم، پس فرمود: کسی از شماها که آگاه به این امر(ظهور حضرت قائم) و چشم به راه آن باشد و در این کار خیر و نیکی را در نظر بگیرد، به خدا قسم همانند کسی است که در رکاب حضرت قائم با شمشیر جهاد کرده است؛ سپس فرمود: بلکه به خدا قسم همانند کسی است که با شمشیر در رکاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جهاد نموده است؛ سپس فرمود: بلکه به خدا قسم همانند کسی است که با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خیمهاش به شهادت رسیده باشد و در کتاب خدا دربارة شما(منتظران) آیهای
1) . حدید(57)، 19.
2) . «عَنْ مِنْهَالٍ الْقَصَّابِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ادْعُ اللَّهَ أَنْ یَرْزُقَنِی الشَّهَادَةَ فَقَالَ الْمُؤْمِنُ شَهِیدٌ ثُمَّ تَلَا وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ»؛( استرآبادی، تأویل الآیات الظاهرة، ص 639).
است. عرض کردم: کدام آیه(در مورد ماست؟) فدای شما شوم! فرمود: قول خداوند که میفرماید: «وَ الَّذینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ...» سپس فرمود: به خدا قسم شما نزد پروردگارتان صادق و شهید گشتهاید.(1)
راوی میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدای شما شوم! سنّم زیاد شده است(پیر شدهام) و استخوانهایم سست گشته و اجلم نزدیک شده است و میترسم پیش از اینکه این امر(ظهور حق) را درک کنم، مرگم فرا رسد.حضرت به من فرمود: ای ابا حمزه! آیا نظرت این است که فقط هر کسی که (در راه خدا) کشته شود، شهید است؟ عرض کردم: بله فدای شما شوم. پس فرمود: ای ابا حمزه! کسی که به ما ایمان آورد و سخن ما را تأیید کند و منتظر امر ما باشد، همانند کسی است که زیر پرچم حضرت قائم کشته شود؛ بلکه به خدا قسم (مثل این است که) زیر پرچم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم(کشته شود).(2)
نکتهها
الف) واژة «صِدِّیق» از ریشة صدق، صیغة مبالغه و به معنای کسی است که هرگز دروغ نمیگوید، و صدق برای او ملکه شده است و صداقت و راستی، اعتقاد،
1) . «عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ قَالَ کُنَّا عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ فَقَالَ الْعَارِفُ مِنْکُمْ هَذَا الْأَمْرَ الْمُنْتَظِرُ لَهُ الْمُحْتَسِبُ فِیهِ الْخَیْرَ کَمَنْ جَاهَدَ وَ اللَّهِ مَعَ قَائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ بِسَیْفِهِ ثُمَّ قَالَ بَلْ وَ اللَّهِ کَمَنْ جَاهَدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص بِسَیْفِهِ ثُمَّ قَالَ بَلْ وَ اللَّهِ کَمَنْ اسْتُشْهِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص فِی فُسْطَاطِهِ وَ فِیکُمْ آیَةٌ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ قُلْتُ وَ أَیُّ آیَةٍ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ ثُمَّ قَالَ صِرْتُمْ وَ اللَّهِ صَادِقِینَ شُهَدَاءَ عِنْدَ رَبِّکُمْ»؛ (استرآبادی، تأویل الآیات الظاهرة، ص 640).
2) . «مَا رَوَاهُ صَاحِبُ کِتَابِ الْبِشَارَاتِ مَرْفُوعاً إِلَی الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَدْ کَبِرَ سِنِّی وَ دَقَّ عَظْمِی وَ اقْتَرَبَ أَجَلِی وَ قَدْ خِفْتُ أَنْ یُدْرِکَنِی قَبْلَ هَذَا الْأَمْرِ الْمَوْتُ قَالَ فَقَالَ لِی یَا أَبَا حَمْزَةَ أَ وَ مَا تَرَی الشَّهِیدَ إِلَّا مَنْ قُتِلَ قُلْتُ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَقَالَ لِی یَا أَبَا حَمْزَةَ مَنْ آمَنَ بِنَا وَ صَدَّقَ حَدِیثَنَا وَ انْتَظَرَ أَمْرَنَا کَانَ کَمَنْ قَتَلَ تَحْتَ رَایَةِ الْقَائِمِ بَلْ وَ اللَّهِ تَحْتَ رَایَةِ رَسُولِ اللَّهِ»؛( همان).
نیت، گفتار و عملش را در بر گرفته است و با عملش، گفتارش را تأیید میکند.(1)«شُهَداءُ» جمع شهید و از مادة شهود و در لغت به معنای «حضور همراه مشاهده» میباشد و به دو معنی آمده است:
شاهد و گواه(2)
کسی که در راه خداوند جانش را تقدیم کند؛ چرا که در میدان مبارزه علیه باطل حضور مییابد و با جانفشانی خود حقانیت حق را تصدیق میکند.(3)
ب) قرار گرفتن تعبیر «الصِّدِّیقُونَ» وَ «الشُّهَداءُ» در کنار یکدیگر و مطلق بودنِ «أَجْرُهُمْ» و «نُورُهُمْ » بیانگر بزرگی جایگاه و اجر و پاداش افراد مورد نظر در آیة شریفه است.
ج) این آیة شریفه، از دو جریان سخن میگوید که در طول تاریخ
یکی، در پی احیای حق و عدالت و دیگری، به دنبال خاموش کردن آن بودهاند: جریان هابیل و قابیل، جریان حق و باطل، جریان مؤمنان و مستکبران.
در این میان، کسانی که زیر فشارهای سنگینِ مستکبران، تسلیم نمیشوند و با صبر و استقامت و با جان و مال خود به دفاع از حق بر میخیزند، «صِدِّیق» و «شَهید» خواهند بود و خداوند پاداش بزرگی برای آنها در نظرگرفته است.
ه-) سختترین فشارها و تهدیدات بر مؤمنان، و بالاترین جاذبه های مادی در دور کردن آنها از حق، در مصاف نهایی حق و باطل خواهد بود چه در دوران غیبتِ رهبر این قیام و چه در دوران ظهور او. بنابراین، باید مؤمنان در تشخیص درست و به موقع حق و در پایبندی به آن به داد یکدیگر برسند «یکدیگر را به حق سفارش کرده
1) . راغب اصفهانی، مفردات، ص 479، واژه صدق.
2) . بقره(2)، 282؛ نحل(16)، 84 و 89 و... .
3) . نساء(4)، 69. در قرآن واژه شهید بیشتر دربارة شاهد و گواه به کار رفته است و از شهادت با تعابیری مانند: «قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّه» و«وَ مَنْ یُقاتِلْ فی سَبیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتیهِ أَجْراً عَظیما»، یاد شده است.
و یکدیگر را به شکیبایی و استقامت توصیه نمایند!»(1)
به همین دلیل است که فرمود: «ای علی! شگفت انگیزترین ایمان و با عظمت ترین یقین از آن مردمانی است در آخر الزمان که پیامبرشان را ندیدهاند و حجت (و امامشان) نیز غایب است؛ اما به سیاهی(نوشته های) روی سفیدی(کاغذ) ایمان آورده اند».(2)
یعنی هرچند خود ما را ندیدهاند اما با شنیدن سخنان ما و عمل به آن دارای ایمانی راسخ و استوار خواهند بود.
آری، پایبندی به حق، هرچه دشوارتر باشد، ارزش بیشتری خواهد داشت. در دورانی که چشم و هم چشمیها دین و ایمانها را بر باد داده است؛ نفسانیات، شهوترانیها، شرکت در مسابقات رفاه و تجمل برنده شدن در این مسابقه، فکر همه را به خود مشغول کرده است، مراقبت دل از قساوت و پیروی کردن از قرآن و عترت، هنر است و راز مقام والای منتظران راستین نیز در همین حقیقت نهفته است.
امام سجاد علیه السلام فرمود: «کسی که در دورانِ غیبتِ قائم ما، بر ولایتمان ثابت قدم باشد، اجر و پاداش هزار شهید از شهدای بدر و احد را خواهد داشت».(3)
1) . «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ»؛ (عصر(103)، 3).
2) . «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ قَالَ لَهُ یَا عَلِیُّ وَ اعْلَمْ أَنَّ أَعْجَبَ النَّاسِ إِیمَاناً وَ أَعْظَمَهُمْ یَقِیناً قَوْمٌ یَکُونُونَ فِی آخِرِ الزَّمَانِ لَمْ یَلْحَقُوا النَّبِیَّ وَ حَجَبَتْهُمُ الْحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوَادٍ عَلَی بَیَاضٍ»؛( شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج ، ص288، باب 25، ح 8).
3) . «عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ سَیِّدُ الْعَابِدِینَ: مَنْ ثَبَتَ عَلَی مُوَالاتِنَا فِی غَیْبَةِ قَائِمِنَا أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَجْرَ أَلْفِ شَهِیدٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أُحُدٍ»؛(همان، ص 323ع باب 31، ح 7).
جزء بیست و هشتم سورههای مجادله، حشر، ممتحنه، صف، جمعه، منافقون، تغابن، طلاق و تحریم را در برگرفته و نکته جالب توجة این است که همة سورههای این جزء مدنی است.
سورة مجادله 22 آیه دارد که برخی موضوعات آن به شرح زیر است:
عالم محضر خداست(7)، سفارشهایی دربارة نجوا کردن و درگوشی سخن گفتن(7 تا 10)، چه کنیم خداوند به ما وسعت در زندگی و عزت و سربلندی عطا کند؟(11)، آیهای که فقط یک نفر به آن عمل کرد(12 و 13)، دوستی با دشمنان خدا و رسول، با ایمان سازگاری ندارد هر چند پدر و فرزندت باشند!(22).
سورة حشر دارای 24 آیه است و به موضوعات زیر میپردازد:
عبرتی برای خردمندان(2)، بزرگداشت کسانی که هیچ کینهای از هیچ مؤمنی در دل ندارند(10)، «وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ» (18)، اگر این قرآن بر کوه نازل میشد!(21).
سورة ممتحنه سیزده آیه دارد و مضامین مختلفی را در برمیگیرد؛ از جمله:
آنگاه که «مؤمنان راه را گم کنند!(1)، سادهلوح نباشید(2)، آنچه که روز قیامت به درد نمیخورد(3)، خط مشی ابراهیم علیه السلام و همراهانش(4)، سیاست خارجی از دیدگاه قرآن(8 و 9)، بیعت زنان با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم(12).
سورة صف چهارده آیه دارد که از موضوعات آن میتوان به موارد زیر اشاره
کرد:
چرا سخنی میگویید که خود عمل نمیکنید(2 و 3)، کسانی که خدا آنان را دوست دارد(4)، پروژة پیچیدة دشمنان در حقستیزی(8)، نقش بر آب شدن همة توطئههای دشمنان و حاکمیت جهانی اسلام(9)، تجارتی الهی (10 به بعد)، در پروندة ما چیزی با عنوان یاری حق ثبت شده است؟(14).
سوره جمعة دارای 11 آیه است و به موارد زیر اشاره میکند:
کتاب خدا را بخوانیم و عمل نکنیم همانند دراز گوشی خواهیم بود که کتاب حمل میکند(5)، چرا عدهای از مرگ گریزانند؟(7)، رها کردن داد و ستد به هنگام نماز(9)، معامله ای کودکانه!(11).
سورة منافقون یازده آیه دارد که از موضوعات آن عبارت است از:
هشدار به امت اسلام نسبت به باند نفاق(1 به بعد)، گناهی که حتی استغفار رسول خدا هم برای آن اثری ندارد(6)، هرگز به نماز نگوییم کار دارم!(9).
سورة تغابن دارای هجده آیه است، و دربارة موار زیر سخن میگوید:
او سنگ تمام گذاشته، این شما هستید که...(2 و 3)، روزی که زیان و ضررها آشکار میشود(9)، تو صادقانه بیا، بقیهاش با ما(11)، مراقب اطرافیانتان باشید(14)، کاهی بدهید در برابرش کوهی میدهد(17).
سورة طلاق دوازده آیه دارد که از موضوعات آن میتوان به این موارد اشاره کرد:
سفارشی دربارة همسران(6)، اگر مشکل مالی دارید، انفاق کنید تا...(7)، سرانجام سرپیچی از فرمان حق(8 تا 10).
سورة تحریم در برگیرندة دوازده آیه است که به موضوعات زیر میپردازد:
همسرانی قدرناشناس!(1 به بعد)، از کجا فهمیدی که من...؟(3)، خود و خانوادة خود را از آتش عذاب الهی نگه دارید(6)، توبه نصوح(8)، در بهترین شرایط میتوان بدترین شد و در بدترین شرایط میتوان بهترین شد(10 تا 12).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
88
صف
8
و9
مهدیستیزان
و حکومت واحد جهانی اسلام
89
=
13
مژدة
ظهور
آیة منتخب
((...وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً. وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً؛(1)و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند کار را بر او آسان میسازد! و او را از جایی که گمان ندارد، روزی میدهد و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را میکند. خداوند فرمان خود را به انجام میرساند و خدا برای هر چیزی اندازهای قرار داده است!))
عبد الحمید واسطی به امام باقر علیه السلام عرض کرد: به خدا قسم ما به خاطر انتظار این امر(فرج) بازار را رها کردهایم تا جایی که چیزی نمانده که از فقر و بیچارگی دست تکدی پیش مردم دراز کنیم.فرمود: ای عبد الحمید! آیا گمان میکنی اگر کسی خود را وقف راه خدا کند، خداوند راه روزی به روی او نمیگشاید؟ آری واللَّه! خداوند حتماً در رحمت خود را به روی او خواهد گشود. خدا رحمت کند کسی که خود را در اختیار ما گذاشته است. خدا رحمت کند آن کس که امر ما را زنده نگاه دارد...عرض کردم: اگر من پیش از آنکه به شرف ملاقات قائم شما فائز گردم، بمیرم، چگونه خواهم بود؟ فرمود: هر کدام از شما که میگوید:
1) . طلاق(65)، 2و 3.
اگر قائم آل محمد را ببینم به یاری او برمیخیزم، مانند کسی است که در رکاب او شمشیر بزند و کسی که در رکاب وی شهید شود، مانند این است که دو بار شهید شده است.(1)
نکتهها
الف) فرج و گشایش در امور، در گرو تقوا و اطاعت و بندگی خداست؛ به همین دلیل حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به منتظرانش سفارش می کند:
ما به اخبار و اوضاع شما احاطه و اشراف داریم و چیزی از اخبارتان از ما پنهان نمیماند. ما رعایت حال شما را فروگذار نکردهایم و شما را از یاد نبردهایم که اگر جز این بود، سختیها شما را در بر میگرفت و دشمنان شما را نابود میکردند؛ پس تقوای الهی را پیشة خود سازید و(با این کار) ما را در نجاتتان از فتنهها یاری کنید.(2)
ب) آنچه که مهم است و باید دغدغة منتظران باشد، انجام وظیفه است. اگر به وظیفة خود عمل کردیم و پیش از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دنیا رفتیم، به بیان امام صادق علیه السلام پاداش کسانی را خواهیم داشت که در رکاب ایشان خواهند بود.(3)
و اگر پیش از مردنمان، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کردند، نورٌ علی نورٌ میشود و
1) . «عَنْ عَبْدِ الْحَمِیدِ الْوَاسِطِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ لَقَدْ تَرَکْنَا أَسْوَاقَنَا انْتِظَاراً لِهَذَا الْأَمْرِ حَتَّی لَیُوشِکُ الرَّجُلُ مِنَّا أَنْ یَسْأَلَ فِی یَدِهِ فَقَالَ یَا [أَبَا] عَبْدِ الْحَمِیدِ أَ تَرَی مَنْ حَبَسَ نَفْسَهُ عَلَی اللَّهِ لَا یَجْعَلُ اللَّهُ لَهُ مَخْرَجاً بَلَی وَ اللَّهِ لَیَجْعَلَنَّ اللَّهُ لَهُ مَخْرَجاً رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیَا أَمْرَنَا ...قُلْتُ فَإِنْ مِتُّ قَبْلَ أَنْ أُدْرِکَ الْقَائِمَ قَالَ إِنَّ الْقَائِلَ مِنْکُمْ إِذَا قَالَ إِنْ أَدْرَکْتُ قَائِمَ آلِ مُحَمَّدٍ نَصَرْتُهُ کَالْمُقَارِعِ مَعَهُ بِسَیْفِهِ وَ الشَّهَادَةُ مَعَهُ شَهَادَتَانِ.»؛( کلینی، کافی، ج8، ص 80، ح 37).
2) . «إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاءُ فَاتَّقُوا اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ وَ ظَاهِرُونَا عَلَی انْتِیَاشِکُمْ مِنْ فِتْنَةٍ قَدْ أَنَافَتْ عَلَیْکُم»؛( طبرسی، احتجاج، ج2، ص 497).
3) . «... فَإِنْ مَاتَ وَ قَامَ الْقَائِمُ بَعْدَهُ کَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ أَدْرَکَهُ فَجِدُّوا وَ انْتَظِرُوا هَنِیئاً لَکُمْ أَیَّتُهَا الْعِصَابَةُ الْمَرْحُومَةُ»؛( ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص 200).
کسی که وظیفة دوران غیبت را به خوبی انجام داده باشد، امید است که در انجام وظیفه دوران ظهور نیز بدرخشد.
جزء بیست و نهم یازده سوره را در بر میگیرد، که همة این سورهها به جز سورة انسان مکی است. اولین سورة آن، مُلک و آخرین آن، مرسلات میباشد:
سورة ملک با سی آیه به موضوعات زیر میپردازد:
آزمونِ مدرسه دنیا(2)، ای کاش به سخن حق گوش کرده بودیم!(10)، آهسته یا بلند تفاوتی نمیکند، او همه چیز را میداند(13)، مسافرخانه(15)، آیت پرواز پرندگان(19)، چه کم هستند شکرگزاران!(23)، اگر همه چیز باشد اما آب نباشد!! پس چرا...؟(30).
سورة قلم با 52 آیه از موضوعات زیر سخن میگوید:
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، صاحبِ اخلاقی بزرگ(4)، تساهلِ امت اسلام در دین، آرزوی دشمنان(9)، آزمون باغداران(17 به بعد)، چه خوب است زود به اشتباهمان پیببریم و از خطا باز گردیم(31 و 32)، همانند صاحب حوت نباش!(48).
سوره الحاقه 52 آیه دارد و به موارد زیر میپردازد:
چه صحنة شاد و دیدنی!(19 به بعد)، آرزوی مرگ با دریافت کارنامه(25)، او را به غل و زنجیر بکشید(30)، عاقبت بیتفاوت بودن دربارة درماندگان(34).
موضوعات سورة معارج با 44 آیه عبارت است از:
«إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً وَ نَراهُ قَریبا»(6 و 7)، این چه عذابی است که حاضر است برای نجات خود، فرزند، همسر، برادر و... بدهد تا عذاب نشود!؟؟ (11 به بعد)،
مشتریان خود را میشناسد و صدا میزند(17)، نمازگزاران چه کسانی هستند؟(22 به بعد)، آرزوگرایان بیعمل(38).
سوره نوح دارای 28 آیه است، از جمله موضوعات آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
آثار استغفار(10 تا 12)، «ما لَکُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقارا»(13)، این چنین دعا کنیم(28).
سورة جن با 28 آیه از این مضامین سخن میگوید:
نتیجة استقامت بر حق(16)، بهرة حجتهای الهی از علم غیب الهی(26 و 27).
سورة مزمل بیست آیه دارد و به موارد زیر میپردازد:
سوختگیری در سحرگاهان و حرکت در روز(1 به بعد)، روزی که کودکان را پیر میکند!(17)، اینچنین باید بود(20).
موضوعات سورة مدثر با 56 آیه عبارت است از:
چرا مأموران جهنم نورده نفرند؟(31)، چه چیزی باعث شد که جهنمی شوید؟(42)، سورة قیامت چهل آیه دارد و از موضوعات زیر برخوردار است:
قسم به نفس سرزنشگر(2)، چرا عدهای قیامت را انکار میکنند؟(5 و 6)، آیا میتوان گریخت؟(10).
سورة انسان دارای 31 آیه است، موضوعات آن به شرح زیر است:
ویژگی ابرار(5 به بعد)، پاداش آنان که توقع هیچ پاداشی نداشتند(22)، بنگر دنبالهرو چه کسی هستی!(24)، نماز شب(26)، عشق به دنیا و غفلت از روزی سنگین!(27)، نعمتِ اختیار همیشگی نیست، پس...(30).
سورة مرسلات از مضامین زیر سخن میگوید:
چندین قسم برای بیان یک حقیقت(1 تا 7)، همانند شترانی زرد رنگ(33).
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
90
ملک
30
هشدار
وقوع غیبت حجت خدا
91
معارج
44
ذلت
دشمنان در هنگام ظهور
92
مدثر
10-8
ندای
آسمانی
آیة منتخب
((قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتیکُمْ بِماءٍ مَعین؛(1)بگو: «به من خبر دهید اگر آبهای (سرزمین) شما در زمین فرو رود، چه کسی میتواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟!)).
در جنگ بدر عمار خود را به حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم رساند و از مجاهدتهای بیمانند امام علی علیه السلام گفت. حضرت فرمود: آری، او از من است و من از اویم، او جانشین من است... و ائمه از نسل اویند و مهدی امت از جملة آنان است. عمار پرسید: مهدی کیست؟ حضرت فرمود: ...او نهمین فرزند حسین علیه السلام است که غایب خواهد شد و این قول خداست که میفرماید: «قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ...» غیبتی طولانی خواهد داشت و عدهای از (ولایت) او باز میگردند و عدهای ثابت قدم میمانند... او همنام و شبیهترین افراد به من است.(2)
1) . ملک(67)، 30.
2) . «عن عمار، قال: کنت مع رسول الله فی بعض غزواته، و قتل علی أصحاب الألویة و فرق جمعهم، و قتل عمرو بن عبد الله الجمحی، و قتل شیبة بن نافع، أتیت رسول الله فقلت له: یا رسول الله، إن علیا قد جاهد فی الله حق جهاده. فقال: لأنه منی و أنا منه، و إنه وارث علمی، ...ألا إنه أبو سبطی، و الأئمة من صلبه، یخرج الله تعالی الأئمة الراشدین من صلبه، و منهم مهدی هذه الأمة. فقلت: بأبی و أمی یا رسول الله، من هذه المهدی؟ قال: یا عمار، إن الله تبارک و تعالی عهد إلی أنه یخرج من صلب الحسین أئمة تسعة، و التاسع من ولده یغیب عنهم، و ذلک قوله عز و جل: قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماءٍ مَعِینٍ تکون له غیبة طویلة، یرجع عنها قوم و یثبت علیها آخرون، فإذا کان فی آخر الزمان یخرج فیملأ الدنیا قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما، و یقاتل علی التأویل کما قاتلت علی التنزیل، و هو سمیی و أشبه الناس بی»؛( سید هاشم بحرانی، البرهان، ج5، 448).
امام محمد باقر علیه السلام میفرماید: «معنای آیه این است که بگو بیندیشید اگر امامتان غایب شد به گونهای که ندانید او کجاست پس چه کسی امامی ظاهری برایتان خواهد آورد که اخبار آسمانها و زمین و حلال و حرام خداوند را برای شما بیان کند».(1)
نکتهها
الف) تفسیر آیه دربارة نعمت بیبدیل آب است. اگر همه چیز داشته باشیم؛ اما خداوند نعمت آب را از ما بگیرد، چه اتفاقی میافتد؟ این بیان میتواند درمان درد کشندة غفلت باشد. دردی که اگر درمان نشود مورد خشم و سرزنش الهی قرار میگیرد «آنها همچون چهارپایانند، بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند».(2)
ب) روایات زیادی، از معنای عمیقتری پرده میدارد و آن اینکه اگر روزی امام زمانمان غایب شود، چه خواهیم کرد؟ این هشدار از آغاز به امت اسلام داده شد اما متاسفانه به آن توجهی نشد!
ج) دلیل غایب شدن امام، خود مردم هستند، زیرا اگر خداوند بدون اینکه مردم نقشی در این باره داشته باشند، حجّت خود را غایب کند، این سؤال معنایی ندارد.
1) . عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ «قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماءٍ مَعِینٍ» فَقَالَ هَذِهِ نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ یَقُولُ إِنْ أَصْبَحَ إِمَامُکُمْ غَائِباً عَنْکُمْ لَا تَدْرُونَ أَیْنَ هُوَ فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِإِمَامٍ ظَاهِرٍ یَأْتِیکُمْ بِأَخْبَارِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ حَلَالِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ حَرَامِهِ ثُمَّ قَالَ وَ اللَّهِ مَا جَاءَ تَأْوِیلُ هَذِهِ الْآیَةِ وَ لَا بُدَّ أَنْ یَجِیءَ تَأْوِیلُهَا»؛ (شیسخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج1، ص 326، باب 32، ح 3).
2) . «...أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُون»؛( اعراف(7)، 179؛ نحل(16)، 108).
بنابراین تا حقیقتاً قدرشناس حجّت خداوند نشویم، خبری از ظهور نخواهد بود.(1)
د) معنای این سؤال که «اگر امامتان غایب شد، چه خواهید کرد؟» این است که با غیبت امام ، ما دچار خسران و ضرر جبرانناپذیری خواهیم شد، گرچه امامِ غایب همانند خورشید پنهان دارای آثار و برکات زیادی برای ما و همة هستی است، اما با وجود این بخش زیادی از فواید امام به عدم غیبتِ او وابسته است که با غیبتش از آن محروم خواهیم شد.
اگر این خسارت بزرگ را درک میکردیم، به اضطرار میرسیدیم و بلا برطرف میشد؛ زیرا « آیا کسی که دعای مضطرّ را اجابت میکند و گرفتاری را برطرف میسازد و شما را خلفای زمین قرار میدهد آیا معبودی با خداست؟! کمتر متذکّر میشوید!»(2)
ه-) یکی از القاب زیبای ائمه علیهم السلام به طور عام و لقب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به طور خاص، «ماء معین» است که از همین آیة شریفه گرفته شده است و تشبیه امام به آب، بیانگر نکات ظریف و عمیقی است از جمله اینکه:
هیچکس نمیتواند خود را از امام بینیاز بداند، همانطور که نمیتوان خود را از آب بینیاز دانست. غفلت و دوری از امام موجب مرگ انسانی ما میشود، همانطور که دوری از آب، مرگ جسمی ما را به دنبال خواهد داشت. به همین دلیل است که فریقین از وجود رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل کردهاند که «اگر کسی بمیرد و امام خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است».(3)
1) . زیرا اگر بدون اینکه در مردم تغییری ایجاد شود، دوباره آن نعمتی را که بر اثر قدر ناشناسی از آنان گرفته شده بود، باز گرداند خلاف حکمت خواهد بود. این نکته به خوبی از آیاتی مانند آیة 11 سوره رعد و 53 سوره انفال استفاده میشود.
2) . «أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلیلاً ما تَذَکَّرُونَ»؛ (نمل(27)، 62).
3) . کلینی، کافی، ج1، ص376.
امام رضا علیه السلام فرمود: «چه بسیارند زنان مؤمنِ دلسوخته و چه بسیارند مردان مؤمن دلسوخته و غمگین هنگام از دست دادن(غیبت) «ماء معین».(1)
این حدیث نورانی، میزان و معیاری است برای اینکه دریابیم اهل ایمان هستیم یا نه؟! آیا تا کنون شده است که به دلیل غیبت و دوری از امامان غمگین شویم و در فراق او بسوزیم؟
1) . «... کَم مِنْ حَرَّی مُؤْمِنَةٍ وَ کَمْ مِنْ مُؤْمِنٍ مُتَأَسِّفٍ حَرَّانَ حَزِینٍ عِنْدَ فِقْدَانِ الْمَاءِ الْمَعِینِ»؛ (شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج2، ص371، باب3 (35)، ح3).
جزء سیام 37 سوره را در برمیگیرد که همة آنها به جز سورة بینه، زلزال و نصر مکی است. نمونهای از موضوعات این جزء عبارتنداز:
نبأ: «یَوْمَ الْفَصْل» وعده گاه همگان(17)، جهنم کمینگاهی برای سرکشان(21)، پیروزی بزرگ برای پرهیزکاران(31)، روزی که می بینی هر آنچه را که در دنیا انجام داده ای(40).
نازعات: سرانجام دنیا طلبی(38)، نتیجة مدیریت خواهشهای نفسانی(40).
عبس: باید در غذای خود به دقت بنگری(24)، روزی که انسان از عزیزترین کسانش میگریزد!(34)، چهرههای نورانی و چهرههای غبارآلود(38 به بعد).
تکویر: به کدامین گناه کشته شد؟(9)، آنگاه که هر آنچه که انجام دادهای حاضر میبینی!(14).
انفطار: آیا از کَرَم خدا پلی برای نافرمانیش ساختهایم؟(6)، روزی که دیگر هیچ اختیاری در کار نیست!(19).
مطففین: وای بر کم فروشان!(1)، آیا اینان گمان نمیکنند قبر و قیامتی در کار است؟(4)، چرک گناه روی دلها را گرفته، پس حق را...(14)، رقابت در دست یافتن به این نعمتها شایسته است(26)، روزی، مجرمان به مؤمنان میخندیدند و مسخره میکردند، اما روزی خواهد آمد که مؤمنان به آنان میخندند(29 به بعد).
انشقاق: نامهات را به دست راستت خواهند داد یا از پشت سر؟؟!(7 به بعد)،
پاداشی بیپایان(25).
بروج: مرگ بر شکنجهگرانِ مؤمنان(4)، او بسیار آمرزنده و دوستدار بندگانش است(14).
طارق: خوب بنگر از چه آفریده شدهای؟(5)، روزی که نهانها آشکار گردد(9)، هرگز شوخی نیست!(14).
اعلی: بر خود ببال با پروردگاری بلند مرتبه(1)، قطعاً کسی که به تزکیة خود پرداخت، رستگار است(14)، شما راهی را میروید غیر از آنچه که باید بروید!(16).
غاشیه: خسته و کوفته! تازه اول کار است(3)، چهرههایی در ناز و نعمت(8)، آیا در آفرینشِ شتر، کوهها و زمین دقت کردهای؟(17 به بعد).
فجر: قسم به سپیده دم و شبهای دهگانه و تاق و جفت و قسم به شب، آنگاه که پایان میپذیرد...(1 به بعد)، نه از نعمتش مغرور باش و نه از سلب نعمت مایوس!(15 و 16)، آن روز انسان همه چیز را میفهمد اما دیگر...(23)، کاش برای حیات و زندگیم چیزی فرستاده بودم(24)، ای صاحب نفس مطمئنه! به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از اوخشنودی و هم او از تو خشنود است(27 به بعد).
بلد: ما انسان را در رنج آفریدیم(1)(4)، آیا میپندارد کسی او را نمیبیند؟(7)، چقدر قدرشناس نعمتهای الهی هستیم؟(8 به بعد)، چگونه میتوان از گردنههای سخت و صعبالعبور قیامت گذشت؟(11 به بعد).
شمس: بیش از ده قسم برای...(1 به بعد).
لیل: عاقبت بخل و خود برتربینی(8)، شما را از آتشی که زبانه میکشد، بیم میدهم(14)، تقوا، لباس امان(17).
1) . دنیا زمینه رشد و شکوفایی انسان است همانند بذر که زیر خاک قرار داده میشود تا زمینه رشد آن آماده گردد.
ضحی: خداوند هرگز تو را وانگذاشته!(3)، مبادا یتیمی را تحقیر یا نیازمندی را از خود برانی!(9 و 10).
انشراح: قطعاً در پی سختی، آسانی است(5)، از کار مهمی فارغ شدی، به مهم دیگری بپرداز و به سوی پروردگارت توجه کن(7 و 8).
تین: ما انسان را در بهترین صورت و نظام آفریدیم(4)، دنیا خط شروعِ رشد و تکامل با دو بال ایمان و عمل صالح(5 و 6).
علق: چه زود خود را گم میکند!(6)، آیا نمیداند که خداوند او را میبیند؟(14)، سجده، پلکان عروج(19).
قدر: شبی برتر از هزار ماه(3)، نزول هیأتی بلندپایه از سوی پروردگار عالمیان در شب قدر(4).
بینه: اتمام حجت با دلایل روشن(1)، بدترین و بهترین مخلوقات چه کسانی هستند؟(6 و 7).
زلزال: روزی که زمین خبرهایش را بازگو میکند(4)، گروه گروه میآیند تا اعمال خود را ببیند(6)، اگر به اندازة ذرهای کار خوب یا بد انجام دادهباشی آن را میبینی!(7 و 8).
عادیات: ارزش جهاد در راه خدا(1 به بعد)، ریشة همه گرفتاریها!(9).
قارعه: آنچه که داری در ترازوی سنجش اعمال، وزنی دارد یا...(6 به بعد).
تکاثر: مسابقة رفاه و تجمل! تکاثر یا کوثر؟(1)، روزی که از نعمتها بازخواست خواهد شد(8).
عصر: همه در خسرانند مگر گروهی که چهار ویژگی داشته باشند.
همزه: وای بر آنان که تمام همّ وغمشان جمع آوری مال است.
فیل: جلوه ای از قهر و غضب الهی.
قریش: اگر همه چیز از اوست، پس چرا...؟
ماعون: آنکه نه به فکر یتیمان باشد و نه به فکر درماندگان...(2 به بعد)، وای بر
کاهل نمازان!(4 به بعد).
کوثر: سه پیشگویی بزرگ در کوتاهترین سورة قرآن.
کافرون: سازش با دشمنانِ حق، معنی ندارد.
نصر: سپاس به درگاه الهی به دلیل تحقق وعده هایش.
مسد: زن و شوهر نگونبخت!
توحید(اخلاص): شناسنامة خداوند.
فلق: پیام مهمِ «پناه بردن به پروردگار سپیدهدم».
ناس: اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اینچنین به خدا پناه میبرد، پس ما... .
برخی از آیات مهدویت در این جزء
ردیف
سوره
آیه
موضوع
93
نازعات
14-12
رجعت
94
انشقاق
19
حکمت
غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
95
طارق
17-15
ظهور،
پایان مهلت دشمنان
96
شمس
3
ظهور
97
لیل
2
ظهور
98
قدر
4
صاحب
شب قدر
99
=
5
ظهور
خورشید هدایت
100
عصر
دوران
غیبت و زمان ظهور
آیة منتخب
((تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ؛(1)فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان برای (تقدیر) هر کاری نازل میشوند)).
1) . قدر(91)، 4.
امام علی علیه السلام میفرماید:
شب قدر در هر سال وجود دارد و امر سال در این شب نازل میشود و برای این امر پس از رسول خدا والیانی وجود دارد. ابن عباس پرسید اینها چه کسانی هستند؟ فرمود: من و یازده نفر از صلب من.(1)
امام جواد علیه السلام میفرماید: «فضیلت کسی که ایمان به «إنّا أنزلنا» و تفسیر آن دارد، بر کسی که چنین ایمانی ندارد همانند برتری انسان بر بهائم است».(2)
یعنی کسی که شب قدر و صاحب آن را نشناسد، در واقع إمام زمان خود را و«حجّت حیّ» را نشناخته است و کسی که امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است. مرگ عصاره حیات است و کسی که مرگش جاهلی باشد؛ یعنی حیاتش جاهلی بوده و بهرهای از اسلام و ندارد.
نکتهها
الف) همة امت اسلام بر ادامة شب قدر تا قیامت اتفاق نظر دارند(3)و تعبیر «تَنَزَّلُ» نیز که فعل مضارع است، بیانگر ادامة این حقیقت است.
ب) مشهور میان مفسران شیعه و اهل سنت این است که مراد از «الرُّوحُ» جبریل امین است که به دلیل سعة وجودی و مقام رفیعش هر کسی ظرفیت پذیرش و
1) . «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ لِابْنِ عَبَّاسٍ: إِنَّ لَیْلَةَ الْقَدْرِ فِی کُلِّ سَنَةٍ وَ إِنَّهُ یَنْزِلُ فِی تِلْکَ اللَّیْلَةِ أَمْرُ السَّنَةِ وَ لِذَلِکَ الْأَمْرِ وُلَاةٌ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ مَنْ هُمْ قَالَ أَنَا وَ أَحَدَ عَشَرَ مِنْ صُلْبِی أَئِمَّةٌ مُحَدَّثُونَ»؛ ( کلینی، کافی، ج1، ص 532، کتاب الحجة، ابواب التاریخ، باب ما جاء فی الائمه، ح 11).
2) . «ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ: فَضْلُ إِیمَانِ الْمُؤْمِنِ بِجُمْلَةِ- إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ وَ بِتَفْسِیرِهَا عَلَی مَنْ لَیْسَ مِثْلَهُ فِی الْإِیمَانِ بِهَا کَفَضْلِ الْإِنْسَانِ عَلَی الْبَهَائِمِ»؛( کلینی، کافی، ج1، ص251، کتاب الحجة، باب فی شأن انا انزلناه، ح7).
3) . «قال الإمام أحمد بن حنبل: حدثنا یحیی بن سعید عن عکرمة بن عمار، حدثنی أبو زمیل سماک الحنفی، حدثنی مالک بن مرثد بن عبد اللّه، حدثنی مرثد قال: سألت أبا ذر قلت: کیف سألت رسول اللّه عن لیلة القدر؟ قال: أنا کنت أسأل الناس عنها قلت: یا رسول اللّه، أخبرنی عن لیلة القدر أ فی رمضان هی أو فی غیره؟ قال: «بل هی فی رمضان» قلت: تکون مع الأنبیاء ما کانوا فإذا قبضوا رفعت أم هی إلی یوم القیامة؟ قال: «بل هی إلی یوم القیامة»؛ (ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج8 ص 429 ؛ جلالالدین سیوطی، تفسیر الدرالمنثور، ج6 ص373 ذیل آیه 4 سوره قدر).
نزولش را ندارد.
ج) یک هیأت بلندپایه به محوریت جبرئیل از سوی خداوند متعال در شب قدرِ هر سال، برای ابلاغ مقدرات عالم، در همة امور نازل میشوند. طبعاً این میهمانان الهی میزبان الهی را میطلبند که خلیفهالله در روی زمین و واسطة فیض الهی باشد.
د) این مطلب که نزول فرشتگان در شب قدر به جهت ابلاغ درود و سلام خدا به بندگان صالح خدا یا به دلیل استغفار برای آنان در این شب بسیار با عظمت است و مانند این سخنان، هرگز با تعبیر «مِنْ کُلِّ أَمْرٍ» سازگاری ندارد، افزون بر اینکه قرآن ما را به تبیین معصومان ارجاع میدهد(1)و بیش از یک صد روایت در تفاسیر روائی مانند نور الثقلین، البرهان، صافی و...ذیل این سوره آمده و جزئیات آن را روشن کرده است.
بر اساس آیاتی که در این مجموعه گذشت، میتوان گفت:
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ صاحبِ شب قدر، واسطة فیض الهی(2)، هادی امت(3)، اولی الامر(4)، نعمت الهی(5)ماء معین و بقیة الله(6)است.
نمایه موضوعی آیات مطرح شده(1)
ردیف
موضوع
سوره
و آیه
1
ولایت
و امامت
حجت
حی
وساطت
در فیض
نساء:
59، یونس: 35، رعد: 7،
اسراء:
71، فاطر: 41
قدر:
4
2
معرفتِ
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
بقره:
269
3
القاب
و ویژگی های امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
هود:
86، لقمان: 20، ملک: 30
4
غائب
بودنِ امام، عللِ غیبتِ امام، آثار وجودی امام
بقره:
3، یوسف: 88 تا 92، کهف: 82، لقمان: 20،
یس:
30، ملک: 30
5
انتظار،
وظایف، پاداش بزرگِ منتظران
آل
عمران: 200، حدید: 16، حدید: 19،
طلاق:
2و 3
6
نشانه
های ظهور،
رابطة
آن با نشانههای قیامت
بقره:
155 و 156، شعراء: 4،
محمد:
18
7
اصحاب،
ویژگی ها، آزمونها و ابتلائات، وظایف
بقرة:
148، بقره: 249، مائده: 54، طه: 135،
کهف:
82
8
قطعیتِ
ظهور، امدادهای غیبی، حکومت واحد جهانی اسلام، وضعیت عالم پس از ظهور و...
بقره:
3، آل عمران: 125، انعام: 44 و 45، انعام: 158، اعراف: 96،
انفال:
39، توبه: 32 و 33، حجر: 36، انبیاء: 105، حج: 41،
نور:
55، نمل: 62، قصص: 5، زمر: 69، حدید: 17
9
رجعت
نمل:
83
10
نزول
حضرت عیسی علیه السلام
زخرف:
61
1) . با مراجعه به فهرست آغاز کتاب میتوانید توضیحاتِ لازم را درباره موضوعات مطرح شده ببینید.
معجم احادیث امام مهدی، جلد 5 از چاپ پنج جلدی و جلد 7 از چاپ هشت جلدی، نشر مؤسسة معارف اسلامی قم.
سیمای حضرت مهدی در قرآن، ترجمة المحجة فیما نزل فی القائم الحجة، سید مهدی حائری قزوینی.
بررسی تطبیقی تفسیر آیات مهدویت و شخصیتشناسی امام مهدی در دیدگاه فریقین، فتحاله نجارزادگان، نشر سمت.
امام مهدی در قرآن، مهدی یوسفیان، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود.
پرتوی از آیه های مهدوی، حجة الاسلام قرائتی، به کوشش حسن ملائی، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی.
امام مهدی و نماد های قرآنی، حسن دهشیری و رحمت جعفری، قم، نشر روح.
قافلهسالار، محمود اباذری، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود.
همچنین میتوانید با تهیة نرم افزار «مهدویت» از مجموعه نرم افزارهای مرکز تحقیقات کامپیوتری نور و استفاده از گزینة «آیات در کُتُب» و انتخاب آیة مورد نظر، از شرح و توضیحی که در بیش از 300 کتاب مهدوی موجود در این نرم افزار، در اختیار شما قرار میگیرد، اطلاعات لازم را به دست آورید.
قرآن مجید
نهج البلاغه
مفاتیح الجنان
ابنابیزینب نعمانی، محمدبنابراهیم؛ الغیبة، تهران، صدوق، 1397ق.
ابن ابیالحدید، عبدالحمید بن هبة اللّه؛ شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی، 1404ق.
ابن شهر آشوب مازندرانی؛ محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، قم، علامه، 1379ق.
ابنکثیر، اسماعیلبنمنصور؛ تفسیرالقرآنالعظیم، دارالکتبالاسلامیة، بیروت، منشورات محمد علی بیضون، 1419ق.
اربلی، علیبنعیسی؛ کشفالغمهفیمعرفةالائمة، تبریز، بنیهاشمی، 1381ق.
افندی آلوسی، محمود؛ تفسیر روح المعانی، لبنان، دارالکتب العلمیه، بی تا.
باقلانی مالکی، ابوبکر؛ تمهید الاوائل و تلخیص الدلائل، لبنان، موسس الکتب التقافیه، 1987.
بحرانی، سیدهاشم؛ تفسیرالبرهان، بنیاد بعثت، تهران، 1416ق.
بخاری، ابیعبداللّه محمد بن اسماعیل بن ابراهیم؛ صحیح بخاری، دارالکتب الاسلامیة، بیروت، منشورات محمد علی بیضون، 1419ق.
بنیاد فرهنگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مرکز تخصصی مهدویت؛ فصلنامه تخصصی انتظار، قم.
بهاءالدین نیلی نجفی، علی بن عبد الکریم؛ منتخب الانوار المضیئه، قم، مطبعة الخیام، 1360ش.
ترمذی، ابو عیسی محمد بن عیسی بن سوره؛ سنن الترمذی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1421ق.
حرعاملی، محمدبنحسن؛ الإیقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة، قم، دلیل ما، 1380 ش.
-حسینی استرآبادی، سید شرف الدین علی؛ تأویل الایات الظاهرة، قم، جامعه مدرسین، 1409 ق.
خزاز رازی، علی بن محمد؛ کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنی عشر، بیدار، قم، 1401 ق.
راغب اصفهانی، حسینبنمحمد؛ المفردات، دارالمعرفه، بیروت، 1412ق.
سید بن قطب بن ابراهیم؛ فی ظلال القرآن، دار الشروق، بیروت، 1412 ق.
سیوطی، جلالالدین؛ تفسیر الدرالمنثور، کتابخانه آیه اللّه مرعشی نجفی، قم، 1404ق.
صدوق، محمدبنعلی بنالحسین بن بابویه قمی؛ کمالالدین و تمام النعمة، اسلامیه، تهران، 1395ق.
------------------- ؛ من لایحضره الفقیه، جامعهمدرسین، قم، 1413ق.
طباطبایی، سیدمحمدحسین؛ المیزان فیتفسیرالقرآن، جامعة مدرسین، قم، 1417ق.
طبرسی، فضلبنحسن؛ مجمعالبیانفیتفسیرالقرآن، ناصرخسرو، تهران، 1372ش.
طبرسی، احمدبنعلی؛ الاحتجاجعلیاهلاللجاج، مرتضی، مشهد، 1403ق.
طبری، محمد بن جریر؛ دلائل الامامة، تحقیق: مؤسسة البعثة، قم، بعثت، 1413ق.
-عبد الرزاق بن همام الصنعانی ابو بکر؛ المصنف، المجلس العلمی، جنوب افریقیا، 139 ق.
عروسی حویزی، عبدعلیبنجمعه؛ تفسیر نورالثقلین، اسماعیلیان، قم، 1415ق.
عیاشی، محمدبنمسعود؛ تفسیرعیاشی، علمیه، تهران، 1380ق.
فخرالدینرازی، ابوعبداللّهمحمدبنعمر؛ مفاتیح الغیب، دارإحیاء التراث العربی، بیروت، 1420ق.
قمی، علی بن ابراهیم؛ تفسیر القمی، تحقیق: موسوی جزائری، قم، طیب، دار الکتاب، 1404ق.
کلینی، محمدبنیعقوب بن اسحاق؛ الکافی، دارالکتبالاسلامیة، تهران، 1407ق.
کورانی و همکاران، علی؛ معجم احادیث الامام المهدی، المعارفالاسلامیة، قم، 1411ق.
مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403ق.
المدنی، ضامن بن شدقم بن علی ؛ وقعة الجمل، نشر محمد، قم، 1420 ق.
مفید، محمدبنمحمد؛ اوائلالمقالات، کنگرة شیخ مفید، قم، 1413ق.
................................؛ الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد،............................ .
مکارم شیرازی ناصر و دیگران؛ تفسیرنمونه، دارالکتبالاسلامیه، تهران، 1374ش.
نافع الحمیری یمنی صنعانی، ابوبکر عبدالرزاق؛ مصنف عبدالرزاق، هند، المجلس العلمی، 1403.