ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : مهدویت: پرسشها و پاسخها/ تهیه و تدوین معاونت پژوهش موسسه آینده روشن (پژوهشکده مهدویت).
مشخصات نشر : قم: موسسه آینده روشن، پژوهشکده مهدویت، ۱۳۹۰.
مشخصات ظاهری : ۶۰۸ ص.
شابک : ۷۸۰۰۰ ریال978-964-96610-5-6 :
یادداشت : پشت جلد به انگلیسی: Mahdism questions & answers research deputy of bright future institute.
یادداشت : چاپ سوم.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - -- پرسشها و پاسخها
موضوع : مهدویت-- پرسشها و پاسخها
شناسه افزوده : موسسه آینده روشن (پژوهشکده مهدویت). معاونت پژوهش
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/۴ /م۸۸۵۳ ۱۳۹۰
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : ۳۱۶۶۶۹۱
بسم الله الرحمن الرحیم
مهدویت
پرسشها و پاسخها
معاونت پژوهش مؤسسۀ آینده روشن
(پژوهشکدۀ مهدویت)
مهدویت
پرسشها و پاسخها
تهیه و تدوین:معاونت پژوهش مؤسسه آینده روشن (پژوهشکده مهدویت)
ناشر:مؤسسه آینده روشن
طرح جلد:مصطفی برجی
صفحهآرا:علی قنبری
حروفنگار:سیدحیدر هاشمی
چاپ:رنجبران
نوبت چاپ:چهارم / 1395
شمارگان:1000 جلد
بها:230000 ریال
شابک:6- 5- 96610 - 964 - 978
مرکز پخش:قم، خیابان صفاییه، کوچه 25، پلاک 27، تلفن: 37840901- 025
فروشگاه اینترنتی:www.intizar.ir/shop
کلیۀ حقوق برای ناشر محفوظ است
پیشگفتار17
مقدمۀ ویرایش دوم19
مقدمه21
کلیات29
تعریف مهدویت29
تأثیر و بازتاب مهدویت30
دلیل گسترش بحث مهدویت32
ترویج فرهنگ مهدویت36
ادیان و مذاهب39
ادیان و منجی39
ادیان هند74
ادیان چین80
ادیان ایران82
مذاهب و منجی98
ادیان و علایم ظهور104
امامت107
شناخت امام111
علت شناخت113
چگونگی شناخت113
امامت در قرآن115
معرفی143
تولد145
طول عمر148
مشخصات ظاهری152
دوران امامت156
محل زندگی157
پوشش امام168
خوراک امام168
خانوادۀ امام169
علم امام172
معجزات امام182
پرسشهای تخصصی183
نام امام185
لقب امام189
کنیۀ امام192
علت برخاستن194
فواید امام غایب195
غیبت199
معنای غیبت199
زمان شروع غیبت201
مکان شروع غیبت202
علت غیبت203
طولانی شدن غیبت208
مدت غیبت209
سفیران امام211
ویژگیها243
نایبان امام247
بیان حقیقت دین247
ولایت فقیه255
امام خمینی رحمة الله257
آیتالله خامنهای259
ارتباط نایبان261
انتظار و منتظران263
چیستی انتظار263
مفهوم انتظار و اهمیت و آثار آن265
وظایف منتظران و ویژگیهای آنها269
رابطه با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف277
نماز و دعا283
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و نماز283
دعای امام287
دعا برای امام288
دلیل دعا310
شرایط دعا312
آثار دعا315
اجابت نشدن دعا315
اماکن مقدس321
محلهای منسوب321
مسجد مقدس جمکران321
سرداب مقدس سامرا325
منبر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف330
دیدار331
دیدار یا زیارت331
احادیث دیدار332
هدف دیدار333
انواع دیدار333
شرایط دیدار336
شوق دیدار339
راه دیدار339
دلیل ملاقات نکردن343
دیدارکنندگان344
نقل دیدار345
ادعای دیدار347
ظهور351
کلام امام351
امام و ظهور352
زمان ظهور353
مکان ظهور356
اطلاع از ظهور357
شناخت امام358
تأثیر ظهور359
ظهور صغرا و کبرا360
ظهور و قیامت361
حضور در مکه362
شرایط ظهور365
شرایط کلی365
رابطۀ ظلم و ظهور370
تأخیر ظهور374
نشانههای ظهور377
تعریف نشانهها377
فواید نشانهها386
تعداد نشانههای ظهور386
صحت نشانهها396
وقایع هنگام ظهور403
مدت برقراری عدالت403
ابزار تشکیل حکومت404
رویدادهای زمان ظهور407
مخالفان امام412
یاران امام417
وجود یاران417
تعداد یاران418
مشخصات یاران420
ویژگی یاران421
حضور بانوان425
سرانجام یاران427
وظایف یاران428
جهان بعد از ظهور435
چگونگی وضع جهان435
ویژگیهای جهان عصر ظهور443
مقایسۀ دوران449
محل امام451
بعد از ظهور از دیدگاه روایات451
حکومت455
امکان تشکیل حکومت455
اساس حکومت456
ویژگیهایحکومت456
مدت حکومت460
نقش مردم460
مقایسۀ حکومتها463
سیرۀ امام469
اولین اقدام469
مرکز حکومت470
قرآن و سنت جدید471
برخورد با مسلمانان472
برخورد با شیعیان473
برخورد با کارگزاران475
برخورد با کافران476
برخورد با ثروتمندان477
انتقام477
جهان بعد از امام479
رحلت یا شهادت479
خاکسپاری امام عجل الله تعالی فرجه الشریف480
محل دفن امام عجل الله تعالی فرجه الشریف481
جانشین امام عجل الله تعالی فرجه الشریف481
سرنوشت دنیا482
آخرین امام483
رجعت485
ظهور و رجعت امام حسین علیه السلام506
قرآن و رجعت511
ایران513
کشور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف513
رضایت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف514
زمینهسازی ظهور515
مردی از قم518
دورۀ ظهور518
رهبر ایران519
امام در ایران519
معنای روایات521
فساد قبل از ظهور521
قیام قبل از ظهور522
ولایت فقیه524
دعای عهد525
خطبۀ غدیر526
روایات ائمه527
روایات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف528
روز ظهور529
دیدار530
نام بردن از امام531
خورشید پشت ابر532
آسیبشناسی535
معرفی کتابهای مهدوی541
سیر مطالعاتی541
عمومی541
تخصصی553
کتابهای سنین مختلف567
کتاب کودکان567
نشریۀ کودکان570
کتاب نوجوانان570
نشریات نوجوانان571
کتاب جوانان572
نشریات جوانان572
کتابهای موضوعی573
ضرورت طرح معارف مهدوی573
ادلۀ عقلی اثبات وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف573
نیاز به امام و اضطرار به حجت574
مهدویت در قرآن574
مهدویت در روایات شیعه و سنی576
منابع روایی شیعه577
مهدویت در نهجالبلاغه578
مهدویت و ادعیه578
منجی در ادیان579
مهدیشناسی (ویژگیهای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف)580
الف) مادر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف580
ب) ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف581
ج) امامت کودکی582
د) خصوصیات ظاهری582
ه-) پنهانزیستی582
و) اسماء و القاب582
ز) طول عمر583
ح) توقیعات583
ط) غیبت صغرا584
ی) غیبت کبرا585
ک) سیرۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف585
غیبت و علل آن586
فواید امام غایب587
انتظار587
وظایف منتظران588
وضعیت شیعه در عصر غیبت590
نواب اربعه590
معرفت امام591
یاری موعود592
مهدویت در عرفان592
پاسخ به شبهات593
فرهنگ مهدویت594
مهر و محبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف594
اماکن منسوب به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف594
درسنامۀ مهدویت595
ملاقات با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف596
فرقههای انحرافی مهدویت596
شرایط و علایم ظهور597
حکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف598
یاران600
زنان و حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف600
مهدویت و جهانیشدن601
مهدویتستیزی602
مهدویت و غرب603
مستشرقین و مهدویت603
آسیبشناسی مهدویت603
غربت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف604
نقش ایرانیان در عصر ظهور604
تربیت نسل منتظر605
عاشورا و انتظار605
غدیر و مهدویت606
کتابشناسی مهدویت606
پایگاهها و مراکز فعال مهدویت در اینترنت609
سایتهای فارسی609
سایتهای عربی610
سایتهای انگلیسی610
تقدیم به:
مشرقیان موعود رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم
منتظران راستین بقیةالله عجل الله تعالی فرجه الشریف
فرزندان معنوی روحالله رحمة الله
یاوران نایب ولیّ الله عجل الله تعالی فرجه الشریف
بسم رب المهدی4
سلام برتنها راه
معارف عمیق مهدویت ضامن سلامت و سعادت جامعه و فردفرد انسانهاست. اعتقاد به بشارتهای پیامبران گذشته و ائمۀ دین:، افراد باانگیزه و پرتوانی را در جامعه میتواند پرورش دهد. باور به حضور امامی ناظر بر اعمال، از جنبۀ فردی موجب پاک نگاه داشتن روح و پیراستن اعمال از زشتیهاست، و از جنبۀ اجتماعی باعث همدلی مؤمنان و ایستادگی در برابر ظالمان میشود. کارکرد وسیع و عمیق آموزههای مهدوی، جذابیت خاص این موضوع را مینماید. به همین دلیل، قشرهای مختلف جامعه پرسشهای بسیاری در این موضوع دارند که لزوم پاسخگویی صحیح به آنها از راهی مطمئن بر کسی پوشیده نیست.
در پی استقبال پرشور فرهیختگان و جوانان جامعه از ویرایش اول کتاب مهدویت، پرسشها و پاسخها که در سال 1385 به چاپ رسید، «مؤسسۀ آینده روشن» که به هدف تعمیم و تعمیق فرهنگ مهدویت و تولید علم، با تشکیل
گروههای پژوهشی فعالیت خود را آغاز کرده، به همت واحد «پرسش و پاسخ» این مؤسسه، ویرایش دوم کتاب مهدویت، پرسشها و پاسخها را به علاقهمندان یادگیری معارف مهدوی تقدیم مینماید.
امید است ویرایش جدید نیز قدمی هرچند کوچک برای زمینهسازی ظهور و نزدیک شدن فرج آن یار غایب از نظر باشد.
إن شاء الله
مؤسسۀ آینده روشن
(پژوهشکدۀ مهدویت)
امام صادق علیه السلام فرمودند: «امام خود را بشناس؛ زیرا اگر بشناسی، دیگر پس و پیش شدن این امر آسیبی به تو نمیرساند». (1)
دوران غیبت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف، دوران فتنه و امتحان است. انسانها در این عصر با انواع سختیها آزموده میشوند تا مؤمنان خالص از افراد دو رو و منافق جدا شوند. هر قدر به زمان ظهور منجی عالم بشریت نزدیکتر میشویم، این امتحانها ظریفتر و حساستر میشود و تشخیص مرز میان حق و باطل دشوارتر و همراهی کردن با حق سختتر میگردد.
یکی از لوازم مهم برای پیمودن این مسیر سخت و سرفراز بیرون آمدن از این ابتلاها و امتحانها، به فرمودۀ امام صادق علیه السلام کسب معرفت نسبت به امام هر زمان است. با شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، انسان با بسیاری از وظایف خویش آشنا میشود؛ از خطراتی که ممکن است وی را از تبعیت امام خارج نماید آگاه میگردد؛ دوست و دشمن را بهتر میشناسد و گامهای استوارتری برمیدارد؛ از تبلیغات سوء دشمن نمیهراسد و دلسرد نمیشود؛ حضور و حمایت همیشگی امام را احساس میکند و برای ظهور هرچه زودترش تلاش میکند.
از این روی، معاونت پژوهش مؤسسۀ آینده روشن (پژوهشکدۀ مهدویت)،
1) کافی، ج1، ص371، ح1.
همت و تلاش خود را متوجه معرفتبخشی هرچه بیشتر به جامعه نموده است. در این راستا حدود پنج سال پیش اولین ویرایش کتاب پرسش و پاسخ در موضوع مهدویت در اختیار مشتاقان معارف مهدوی قرار گرفت که با استقبال پرشوری روبهرو شد. این استقبال، مسئولیت ما را سنگینتر نمود و بر آن شدیم که با تجدید نظری کلی در مطالب عرضه شده، تا حد امکان معارف مربوط حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را عمیقتر و دقیقتر از گذشته ارائه کنیم.
امید است ویرایش جدید که حاصل تلاش پژوهشگران عرصۀ مهدویت در گروههای مختلف پژوهشی این مؤسسه است، مورد پسند جویندگان معارف مهدوی واقع گردد و ما را از دعای خیر خویش محروم ننمایند.
حقیر از تمام کسانی که برای به ثمر نشستن ویرایش جدید کتاب پرسش و پاسخ متحمل زحمت شدند، تشکر و قدردانی میکنم. امیدوارم همۀ این تلاشها مورد رضایت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار گیرد. از خداوند متعال هم عاجزانه درخواست میکنم به نیکوترین صورت بپذیرد و ذخیرۀ آخرت دوستان قرار دهد.
همچنین از اعضای محترم هیئت علمی، آقایان حجج اسلام نصرتالله آیتی، محمدمهدی حائریپور، مجتبی رضائی، سیدمحمد آصفآگاه و پژوهشگران محترم، آقایان حجج اسلام محمدرضا فؤادیان، جواد قاسمی و بهویژه دوست و برادر عزیزم جناب حجتالاسلام آقای محسن کبیری، مسئول واحد پرسش و پاسخ که مسئولیت اجرا و هماهنگی امور را بر عهده داشتند و زحمت نوشتن بخشهایی از این کتاب را نیز کشیدهاند صمیمانه تشکر میکنم.
جواد جعفری
معاون پژوهش مؤسسۀ آینده روشن
(پژوهشکدۀ مهدویت)
قم، خرداد 1390
بیشک، شناخت امام، در تاریخ فرهنگ اسلامی جایگاه بسیار والایی دارد. بنابر فرمودۀ پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم، کسانی که امام زمانشان را نشناسند، به مرگ جاهلیت خواهند مرد. امامان بزرگوار شیعه نیز به پیروی از پیامبر، نقش حیاتی معرفت به امام را گوشزد کردهاند.
البته شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر غیبت، اهمیت و ارزش بسیار بالاتری دارد. کسانی که در هنگامۀ غیبت، امام را بشناسند، بالاترین مقام را نزد خداوند خواهند داشت. امام سجاد علیه السلام فرمود:
ای ابوخالد! مردمِ زمان غیبت امام دوازدهم که به امامت او معتقد و منتظر ظهورش هستند، از همۀ مردم برترند؛ زیرا خداوند به آنان عقل و فهم و شناختی عطا کرده که غیبت و حضور امام، برای آنان یکسان است. (1)
جامعه در هنگام غیبت امام، آماج خطرها و آسیبهای بسیار جدی و عمیقی میشود. امام صادق علیه السلام در اینباره میفرماید:
1) کمالالدین، ص318، باب31، ح2.
بر اثر طولانی شدن غیبت، در قلب مؤمنان شکهایی پدید میآید و اکثرشان از دین خارج میگردند. (1)
شیادان و فریبکاران، از غیبت امام سوءاستفاده میکنند و مؤمنان را آرام و با برنامه به سوی شیطان میکشند، چنانکه کسی تغییر و خطر را درنمییابد.
در عصر غیبت، گروهی برای جلب توجه، به پیشگویی آینده و تعیین وقت ظهور میپردازند و مردم را گرفتار امید کاذب و بعد یأس و سرخوردگی میکنند.
گروهی دیگر، خود را از نزدیکان به امام معرفی میکنند؛ آنگاه مردم و جوانان پرشور را به گوشهگیری و دوری از جامعه و خمودی فرامیخوانند.
بیخبران دیگری، به نام عرض ارادت و محبت به حضرت، افراد را به اعمال و ذکرهای درانداختۀ خود وامیدارند و به مجالس و محافلی میکشانند که دین و مذهب را خوش نباشد و جز خرافه و توهم نپروراند و نیفزاید.
شیادانی هم مدعی« ارتباط با امام» میشوند و از دیدار با امام و واسطهگری دم میزنند و با تحریک عواطف پاک مشتاقان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، آنان را به سلطۀ خود میکشند و نردبانی برای پیشرفت مادی و اجتماعی خویش میسازند.
دغلبازان دیگری که رنگی در این حنا نمیبینند، لاف «انتفاع از امام» میزنند؛ منکر ارتباط میشوند و ادعا میکنند که با عالم غیب رابطه دارند. آنان برای خود قدرتهای دروغین غریبی ادعا میکنند و عدهای سادهلوح را مفتون و مطیع خویش میسازند و سوار بر کشتی خود کرده و از صراط مستقیم بازمیدارند.
البته گروههایی هم هستند که آشکارا به انکار و مبارزه با اندیشۀ مهدویت میپردازند و با ژست روشنفکری و ادای عقلگرایی، مانند عروسک خیمهشببازی، آلت دست دشمنان دین و مردم میشوند و کلمات بیپایۀ
1) کمالالدین، ص353، باب33، ح50.
دشمنان اهلبیت علیهم السلام را که بارها جواب داده شده، با آب و رنگی جدید در محافل و سایتهای خود مطرح میکنند.
گروهی نیز میکوشند تا با مربوط کردن اندیشۀ ناب مهدوی به گروهها و احزاب سیاسی، آن را حربهای سیاسی بنمایند و چهرۀ واقعی و اثرگذار آن را مخدوشکنند.
هرگاه انسان به آشفتهبازار مدعیان دروغین از یک طرف، و دشمنان قسمخوردۀ دین و معارف مهدویت از طرف دیگر نظری میافکند و میبیند که چگونه برداشت غلط و اغراض پلید خود را به نام دین و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف یا عقل و خردورزی و دفاع از مردم، عرضه میکنند و افراد سالم و مخلص شیعه را در تور خود گرفتار میسازند، به یاد سخنان امام صادق علیه السلام میافتد. (1)
برای نجات از وسوسۀ این گروهها و گریز از دیگر آسیبها، باید به دنبال شناخت و کسب معرفت از راه صحیح و مطمئن بود؛ راهی که خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام معرفی کردهاند.
از راههایی که قرآن برای شناخت حجت خدا به تمام حقجویان و حقیقتطلبان نشان میدهد، مراجعه به آگاهان و پرسش از آنهاست.
قرآن در اینباره میفرماید:
«فَاسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»؛ (2)
اگر نمیدانید از آگاهان بپرسید.
بنابر حکم عقل، هرگاه انسان با مطلبی تازه یا فراخوانی مواجه میشود، پیش از
قبول، طرفداری، دلسپردن و پیروی، باید درنگ نماید و آن را با آگاهان و متخصصان در میان گذارد و در صورت تأیید، از آن پیروی کند.
امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در نامهای به نایب خاص خود، میفرماید:
واما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فإنهم حجتی علیکم وأنا حجة الله علیهم؛ (1)
در پیشآمدها و رخدادها، به راویان حدیث ما مراجعه نمایید؛ زیرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنها هستم.
بنابراین اگر کسی بخواهد با دلیل و منطق حرکت کند، باید در وقایع و مسائل مختلف به دانشمندان حدیث و علم اهلبیت علیهم السلام مراجعه کند و بدون اطمینان از چیزی پیروی نکند و خود را در دام شیاطین گرفتار نسازد.
امام عسکری علیه السلام در مورد نقش دانشمندان دین فرموده است:
اگر بعد از غیبت امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، نبودند دانشمندانی که به سوی او دعوت و هدایت میکنند و از دین او با دلیل الهی دفاع مینمایند و بندگان ضعیف را از تور ابلیس و شروران خبیث او و دشمنان اهلبیت علیهم السلام نجات میدهند، کسی نمیماند مگر از دین الهی برمیگشت، اما آنان قلب شیعیان ضعیف را حفظ میکنند، همچنانکه ناخدا سکان کشتی را نگه میدارد. چنین افرادی نزد خداوند برترینها هستند. (2)
پرسش و مراجعه به عالمان و آگاهان، توصیۀ الهی و روش پیامبر و معصومان علیهم السلام است. البته باید بستری سالم و مطمئن برای مراجعه و پرسش در جامعه فراهم شود تا مشتاقان و شیعیان بتوانند سریع و آسان مطالب خود را مطرح
کنند و پاسخهای متقن، دقیق، کامل و مستدلی را دریافت نمایند.
از همین روی، با کمک خداوند و عنایت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، واحد «پرسش و پاسخ» مؤسسۀ آینده روشن (پژوهشکدۀ مهدویت) از فروردینماه سال1384 فعالیت خود را در شهر مقدس قم آغاز کرد. این واحد با همکاری استادان و محققان معارف مهدویت که سالها به تحصیل و پژوهش و تدریس در این موضوع پرداختهاند، به پرسشها دربارۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و آخرالزمان از طریق ارتباط تلفنی، مکاتبهای (برگه های پست جواب قبول) و اینترنتی (ایمیل)، پاسخ میگوید.
از آنجا که بسیاری از سؤالات رسیده مانند هم بودند، روشن شد چه مسائلی برای اکثر افراد جای پرسش دارد. لذا بر آن شدیم تا این پرسشها و پاسخها را گرد آوریم، موضوعبندی کنیم و به صورت کتاب و لوح فشرده در اختیار عموم علاقهمندان قرار دهیم؛ این کتاب، اولین محصول این واحد است. البته کتابهای پرسش و پاسخ متعددی در دسترس افراد جامعه قرار دارد، اما کتاب حاضر امتیازاتی دارد که در ذیل به بعضی از ویژگیها اشاره میشود:
پاسخ کارشناس: در این مجموعه، پژوهندگان مهدویت به پرسشها پاسخ گفتهاند و پاسخها تا حد امکان کارشناسی شدهاند و به روایات و مدارک مستند است؛
ارزیابی: اساتید معارف مهدویت، پاسخهای اولیه را ارزیابی کردهاند و در صورت نیاز، اصلاح و تکمیل نمودهاند؛
گویایی متن: پاسخهای نهایی برای روانی، زیبایی و روشن بودن مطلب، ویرایش شدهاند و مورد توجه دوباره قرار گرفتهاند؛
پرسش واقعی: برای انعکاس دغدغههای جامعه و پاسخ به پرسشهای آنان، سعی شده تا از تولید پرسش دوری بورزیم و عین پرسش مخاطبان را نقل
کنیم. از همین روی، ممکن است برخی پرسشها بسیار ساده یا غیرعادی به نظر آیند؛
زوایای مختلف: از آنجا که محققین متعدد به سؤالات پاسخ دادهاند، هر پاسخ گویای زاویه و جهتی خاص است و قلم و بیانی متفاوت دارد؛ لذا برای استفادۀ بهتر و اقناع افراد مختلف، چند پاسخ داده شده که گاهی ممکن است تکراری و تداخلی بنمایند؛
معرفی کتاب و مجله: چون برخی از پرسشگران خواستهاند که کتاب و منابع مفید و مطمئن برای موضوع مهدویت به آنها معرفی شود، سه نوع معرفی کتاب (سیر مطالعاتی، سنین مختلف، موضوعی) را در پیآوردهایم؛
معرفی سایت: با توجه به گسترش اطلاعرسانی از طریق اینترنت، برای دستیابی به سایتهای مفید مهدویت، سایتهای فعالی را در این موضوع معرفی کردهایم.
امیدواریم در آیندۀ نزدیک، مجموعۀ دیگری را بتوانیم گرد آوریم که به پرسشهای تخصصی (شبهات) پاسخ بگوید.
در پایان از تمام استادان، پژوهندگان و دوستان از جمله، زینالعابدین آقاجانلو، نصرتالله آیتی، محمود اباذری، محمد اسلامی، محمدامین بالادستیان، علیرضا جوهرچی، مهدی حائریپور، امیرعلی حسنلو، مجید حیدرینیک، زینب ربانی، مرتضی ربانینژاد، سیدمحمد روحانی، سیدرضا سجادی، حسینعلی سعدی، روحالله شاکری، قنبرعلی صمدی، اسدالله عبدالهی، محمدرضا فؤادیان، محسن کبیری، سیدرضا کلوری، ذکرالله محمدی، اسدالله مصطفوی، سیدجعفر موسوینسب، سیدجواد میرخلیلی، سیدحسن واعظی، ابوذر هدایتی و مهدی یوسفیان که ما را در این واحد یاری کردند و در ارائۀ هرچه بهتر و مفیدتر پاسخها
کوشیدند، تشکر و قدردانی میکنیم و امیدواریم که در زیر سایۀ توجهات حضرت بقیةالله الاعظم _ ارواح من سواه فداه _ به موفقیت و پیشرفت روزافزون نایل آیند و همواره دعای خیر امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف پشتیبان آنان باشد.
جواد جعفری
مؤسسۀ آینده روشن
قم، خرداد 1385
مهدویت یعنی چه و شامل چه موضوعاتی میشود؟
مهدویت نگریستن به موضوع ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و حکومت جهانی ایشان به عنوان یک تئوری جامع و فراگیری برخواسته از آموزههای وحیانی (قرآن و سنت) است.
موضوعات مهدویت، تمام معارف دربارۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بهطور خاص، و منجی موعود بهطور عام را در برمیگیرد. موضوعات مهدوی، مسائلی از علوم اسلامی است که به مباحث امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میپردازد. برای مثال، برخی از این موضوعات به شرح زیر است:
امام مهدی در قرآن: بررسی آیات دلالتکننده بر وجود امام یا قیام و حکومت ایشان یا دیگر مباحث دربارۀ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایات: بررسی روایات نقلشده دربارۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛
دلایل عقلی و نقلی اثبات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف: اثبات وجود امام با دلیلهای عقلی و آیات و روایات؛
علل غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛
آثار و فواید امام غایب؛
انتظار و وظایف منتظران؛
علائم و شرایط ظهور امام؛
ویژگیهای یاران و دولت مهدوی؛
اوضاع جهان قبل از ظهور؛
رجعت یا بازگشت مردگان به دنیا؛
بحث از دعاها و اماکن منسوب به امام؛
آسیبشناسی یا بررسی پیآمدهای منفی؛
تاریخ عصر غیبت صغرا و وضع شیعه در آن زمان؛
بحث از ولایت فقیه یا نیابت عام (فقیهان دین) امام زمان در عصر
غیبت کبرا؛
جهانیشدن و حکومت واحد جهانی؛
مهدویت و مسائل جدید کلامی؛
و بسیاری از موضوعات دیگر.
فرهنگ مهدویت چقدر در نظام فعلی حکومتی ما میتواند مؤثر و کارساز باشد؟
فرهنگ، مجموعهای از نگرشها، ارزشها، هنجارها، رسوم و آداب، شعائر و اعمال خاص است که جامعه آنها را میپذیرد. فرهنگ مهدویت نیز مجموعهای از آیینهای اعتقادی، اخلاقی، رفتاری، مدیریتی، معرفتی، اجتماعی، فقهی و مانند آن است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر پایۀ وحی الهی آنها را برای هدایت انسانها به ارمغان آورد. امامان معصوم علیهم السلام این فرهنگ را به نسلهای بعدی منتقل
کردهاند که تبیین، تفسیر و تشریع آن در زمان کنونی به عهدۀ وجود مقدس حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است. آن حضرت نیز در دوران هفتاد سالۀ غیبت صغرا، از طریق سفیران خاص خود (نایبان خاص) این مهم را به انجام رساند که در دوران کنونی (غیبت کبرا) مروجان دین و مراجع بزرگوار تقلید (نایبان عام) آن آموزهها را میگسترانند. (1)
بنابراین، الگوگیری و تأثیرپذیری از فرهنگ مهدویت برای تمام عصرها و نسلها، کارگشا و کارساز است. برای نمونه، به دو اثر و ویژگی این فرهنگ اشاره میکنیم:
به بیان دیگر، فرهنگ مهدویت را میتوان مایۀ حرکت و عمل صحیح در تمام طبقات نظام و جامعه دانست که تلاش و کوشش صحیح، اصولی و منطقی را در پیمیآورد؛
آری، فرهنگ مهدویت، حرکتآفرین، امیدآفرین، تلاشزا و نشاطآور است،
1) فصلنامۀ انتظار، ش11 و 12، ص32، با چند تن از استادان حوزه و دانشگاه دربارۀ فرهنگ مهدویت گفتوگویی کرده که برای روشن شدن این سؤال و جواب بسیار مفید مینماید.
و یأس، نومیدی، خستگی، وازدگی و پوچگرایی را میزداید. این فرهنگ، دریچهای به آیندهای روشن دارد. البته ویژگیها فراوان است، ولی برای بیان آنها مجالی نیست. (1)
علت افزایش بحث دربارۀ مهدویت و انتظار چیست؟
اگرچه فرهنگ مهدوی، با توجه به سه دهۀ اول انقلاب و حتی قبل از آن، از گسترش چشمگیری برخوردار شده و در عرصههای مختلف و مجامع گوناگون مورد توجه قرار گرفته است، اما ظاهراً در این امر کوتاهی شده و حق مطلب ادا نگردیده است.
باید اذعان کرد که مهدویت، قلب تپندۀ حیات شیعه و رمز نجات انسان معاصر از بنبستها و گردابهاست. مهدویت انرژی متراکمی است که اگر به درستی از آن بهره گیرند، توانایی شگرفی در متحد ساختن و بسط معنویت و احیای دین دارد.
قبل از انقلاب، توجه خاصی به مسئلۀ مهدویت نشده است؛ اما خوشبختانه در چند سال اخیر، این مبحث با کوشش برخی از مراکز و تلاش دانشمندان اسلامی، از انحصار منحرفان و کجسلیقگان بیرون آمده است. البته پس از انقلاب هم به گونهای کامل و شایسته به این مباحث و موضوعات پرداخته نشده است؛ در نتیجه، برای جبران این کندی، آنهم در عصر سرعت، همت و تلاش مضاعفی از همۀ نهادها و مسئولان میطلبد.
1) برای آگاهی بیشتر نک: خورشید مغرب، محمدرضا حکیمی؛ استراتژی انتظار، اسماعیل شفیعی سروستانی.
از اینرو به بررسی علل و عوامل فرایند رشد و افزایش توجه به بحث مهدویت و انتظار در چند سال اخیر میپردازیم و به چند مورد آن اشاره میکنیم:
مسئلۀ دیگر این بود که گفته میشد در زمان ظهور، تمام نیروهای شرق و
غرب و نیروهای مسلح تسلیم حجت خدا میشوند. انقلاب ایران نشان داد
که این کار شدنی است. همان طوری که خلبانهای آموزشدیده در امریکا،
که آمده بودند تا منجی امریکا و شاه شوند، آمدند و با مردم اعلام همبستگی کردند و رشادتها و جانفشانی های بسیاری از خود نشان دادند؛ حتی عدهای از
آنها شهید شدند. به همان دلیلی که نیروهای متخصص امریکایی به اسلام پیوستند، طاغوت زمان خلع شد و ولیّ خدا حاکم گردید؛ در دوران ظهور حجت حق نیز در سطح گستردهتری اینچنین خواهد شد. طبق همین مبناست که مقام معظم رهبری، انقلاب اسلامی ایران را آغاز راهی برای انقلاب جهانی منجی عالم بیان کردهاند. (1)
1) پیام حج مقام معظم رهبری در سال 1387.
غرب و تمدن مادی آن را به خطر میاندازد، گفتوگو نکردهاند و براساس آن به تولید آثار فرهنگی و تدوین استراتژیها نپرداختهاند. انتشار مجموعۀ گستردهای از کتابها و مقالات با موضوعات یادشده، و تولید و توزیع گستردۀ فیلمهای سینمایی با همین موضوع، که بیشتر محصول کمپانیهای امریکایی و صهیونیستی هستند، مانند آرماگدون، روز استقلال، طالع نحس، ترمیناتور، نوستراداموس و... ، و تأسیس سایتهای اطلاعرسانی در اینترنت، تنها بخشِ آشکار این رویکرد عمومی غرب به موضوع آخرالزمان است. این همه تلاش، آدمی را به این فکر میاندازد که نقشهای در دست اجراست. اینکه سخنان نظریهپردازانی مانند هانتینگتون، تافلر، فوکویاما و... دربارۀ پایان تاریخ و جنگ تمدنها به استراتژی سیاسی _ نظامی سیاستمداران حاکم بر امریکا و انگلیس تبدیل شده است، حکایت از جریانی سازمانیافته در لایههای پنهانی سیاست، فرهنگ و اقتصاد جهان استکبار دارد.
به راستی، چه رخدادی در حال شکلگیری است که جهان غرب، تمامیت فرهنگ و تمدن خود را در خطر دیده و بیمحابا _ گرچه به قیمت از دست رفتن حیثیت خود و انزجار جهانی و مخالفت تمامی سازمانهای جهانی باشد _ با سرعت تمام به عراق هجوم میبرد و در وادی خطرناک جنگ بینالنهرین و بابل گام مینهد؟
در موسم حج نیز دلیل آگاهی ایشان به احوال مسلمانان و تلاش مستمر ایشان برای تقویت فرهنگ انتظار است.
داستانها، ملاقاتها و راهنماییهای مکرر در تاریکی شبهات و ضلالتها، با مردی که خصوصیات مهدی فاطمه علیها السلام را دارد، ریشههای انتظار را تقویت و کام تشنۀ عاشقان را سیراب میکند؛ شاید در انتظار محبوب، به خود آیند و با ایجاد آمادگی و کوشش فراوان، لیاقت بهرهمندی از حضرتش را بیابند؛
بحران معنویت: بشر بحرانزدۀ این عصر، به دلیل تشنگی فراوان روحی، برای دستیابی به جایگاهی استوار و جاوید، هر روز به سویی میرود؛ اما چون به سرچشمۀ حیات دست نمییازد، به مردابها و باتلاقهایی میرسد که نهتنها تشنگیاش را نمیزداید، بلکه به بیماریهای روحی و جسمی او میافزاید. بنابراین، اضطراب و خستگی از اوضاع مسلط بر جهان را میتوان از عوامل توسعۀ اندیشۀ مصلحجویی در جهان و گسترش فرهنگ مهدویت در جوامع اسلامی دانست. ظلم و ستم، جهل و نادانی، فریب، رنج و فقر و در نتیجه انحطاط اخلاق و تحقیر انسان در دوران معاصر، بر این خواست فطری آدمی دامن میزند. از طرفی احساس غربت ناشی از زندگی صنعتی، در مقابل معنویت و صمیمت دین، سبب شده است که انسان مجهز به تکنیک و فنآوری، با مذهب و آرمانهای منجیگرایانه و عدالتمحور آن پیوند خورد، و تب و تاب این مباحث و ازجمله مهدویت را گرمتر کند؛
ناتوانی مدعیان اصلاح: آدمی برای ایجاد اصلاح جوامع بشری، راههای بسیاری را پیموده است، اما جز کابوس یأس نصیبش نشده است.
افلاطون، جامعۀ ایدهآلی را طراحی کرد که در آن نه از ستم اثری است و نه از فقر و بدبختی. غایت نظام سیاسی او، پیدایش مدینۀ فاضله است. توماسکامپانلا طرح «شهر آفتاب» و «کشور خورشید»، ویکتور هوگو اندیشۀ «جمهوری جهانی»، و
آگوستکنت و تامسمور نیز جامعهای را ترسیم میکنند که همۀ مردم آن، در سایۀ قانون و عدالت یکسان زندگی میکنند. آلوین تافلر برای حل این بحران و اصلاح جامعۀ جهانی، نظریۀ «موج سوم» را طرح کرده است، ولی در عین حال اعترافات شگفتآوری در اینباره دارد. وی میگوید:
فهرست مشکلاتی که جامعۀ ما (غرب) با آن روبهرو است تمامی ندارد. با دیدن فروپاشی پیاپی نهادهای تمدن صنعتی در حال نزاع، به درون غرقاب بیکفایتی و فساد، بوی انحطاط اخلاقی آن نیز مشام را میآزارد. در نتیجه، موج ناخشنودی و فشار برای تغییرات، فضا را انباشته است. در پاسخ به این فشارها، هزاران طرح ارائه میشود که همگی ادعا دارند بنیادی و حتی انقلابیاند، اما بارها و بارها مقررات و قوانین طرحها و دستورالعملهای جدید که همگی به منظور حل مشکلات تهیه شدهاند، کمانه میکنند و بر وخامت مشکلات میافزایند و این احساس عجز و یأس را دامن میزنند که هیچ فایدهای ندارد و مؤثر نیست. این احساس برای هر نظام دموکراسی خطرناک است و نیاز شدید به وجود مرد سوار بر اسب سفید ضربالمثلها را هرچه بیشتر دامن میزند. (1)
بنابراین، عامل دیگر توسعۀ فرهنگ مهدوی، ناتوانی کسانی است که مدعی اصلاحاند. آنها در زمینۀ شناخت آدمی و مشکلات او ناتواناند. از همینرو عجز و محدودیت آنان، نگاه انسان معاصر را به آسمان میدوزد.
شیوههای عملی ترویج فرهنگ مهدویت چیست؟
1) به سوی تمدن جدید، آلوین تافلر، (به نقل از: نگاهی دوباره به انتظار، ص54).
تشکیل جلسههای دعای ندبه (صبح جمعه)؛ زیارت آلیاسین، برپایی جلسات بزرگداشت در مناسبتها (ایام میلاد و وفات ائمه علیهم السلام)، و برگزاری جلسات پرسش و پاسخ به شبهات؛
تشکیل کانونهای انتظار در مساجد، مدارس، دانشگاهها، کارخانهها و ادارات، که افراد با شرکت در جلسات هفتگی در بالا بردن شناخت خود نسبت به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف (از طریق تدوین مجله، طرح سؤال در جمع و جستوجوی پاسخ آن و...) سعی مینمایند؛
راهاندازی کاروانهای جمکران در شبهای چهارشنبه و جمعه؛
تشکیل کتابخانه و ارائۀ لوحهای فشرده با موضوع مهدویت و انتظار؛
پخش بروشورها و جزوهها و کتاب دربارۀ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بین علاقهمندان و بلکه در سطح عموم افراد جامعه؛
برگزاری مسابقات کتابخوانی با موضوع مهدویت در مساجد، مدارس، دانشگاهها، و اهدای جوایز نفیس به برندگان؛
برپایی نمایشگاههایی با موضوع مهدویت (نمایشگاه کتاب، عکس و پوستر، فیلم و...)؛
ارائۀ معارف مهدوی در قالب هنر ( فیلم، تئاتر، انیمیشن، اسلاید و سرود)؛
برگزاری مسابقه و فراخوان آثار هنری در زمینۀ مهدویت، مثل نقاشی و... در سطوح مختلف؛
تهیۀ تابلوهای تبلیغاتی با موضوع مهدوی و نصب آن در مراکز مهم شهر، ادارات، مدارس، کارخانهها و... .
نظر ادیان دیگر در مورد مهدویت چیست؟
اعتقاد به منجی که در پایان دنیا ظهور میکند و جهان را پر از عدل و
داد خواهد کرد، اعتقادی جهانی و همگانی است و پیروان همۀ ادیان آسمانی براساس تعالیم کتابهای دینی خود، منتظر قیام آن موعود بزرگ هستند.
در کتابهای مقدس زبور، تورات، انجیل و نیز کتابهای هندوها، زرتشتیان
و برهماییان به ظهور منجی بزرگ جهان اشاره شده است. البته هر ملتی او
را با لقبی خاص میشناسد: زرتشتیان او را به نام «سوشیانس» یا «سوشیانت»، یعنی نجاتدهندۀ جهان، و مسیحیان به نام «مسیح موعود»، و یهود با
لقب «ماشیح».
آیا یهودیان هم به ظهور موعود و منجی اعتقاد دارند؟ نام منجی آنان چیست؟
در پاسخ به این سؤال باید گفت: دین یهود یکی از ادیان آسمانی و ابراهیمی به شمار میرود که با مسیحیت و اسلام به لحاظ تاریخ و نیز شماری از آموزهها گره خورده است. باور به ظهور منجی موعود و تصور آیندهای درخشان نیز به منزلۀ
نقطۀ اشتراک میان ادیان ابراهیمی است که در همۀ این ادیان وجود دارد.
براساس باور دینی کهنی، یهودیان معتقدند پادشاهی از نسل داوود به
نام «ماشیح» روزگاری وعدۀ خدا در حق این قوم را که به باور خودشان، قوم برگزیدۀ خدایند، عملی خواهد ساخت و پادشاهی ابدی خدا را بر زمین استوار خواهد کرد.
یهودیان برخلاف برخی اقوام دیگر که دوران طلایی تاریخ خود را در گذشتههای تاریک و بسیار دور میبینند، به آینده چشم دوختهاند و انبیای بنیاسرائیل بارها به «روزهای آخر» که هنوز فرا نرسیده است، به عنوان دوران اعتلای نهایی و عظمت ملی یهود اشاره کردهاند. امید به آیندۀ نورانی و مشحون از سعادت در دل عامۀ مردم، روزبهروز نهتنها شدت یافت، بلکه به رؤیاهای شگفتانگیزی هم دامن زد.
نام منجی موعود قوم یهود «ماشیح» یا «تدهینشده با روغن مقدس» است که از جانب خدا مأمور آغاز این دوران تازه و پر از شگفتی است و محور آیندۀ درخشان قوم یهود است. تلمود، منبع سنت شفاهی یهود، صدهابار به ماشیح و مأموریت او اشاره کرده است.
اعتقاد به ماشیح و آمدن او چنان جایگاهی در میان قوم یهود دارد که آن را نقشۀ خدا برای نجات بشر میدانند و معتقدند وقتی هیچ نبود، ماشیح یا مسیحا وجود داشت. (1)
مسیحاباوری در ادیان ابراهیمی به چه معناست و ماشیح چه فرقی با مسیحا دارد؟ آیا ماشیح زنده است و در غیبت به سر میبرد؟
1) گنجینهای از تلمود، آبراهام کوهن، ترجمه: گرگانی، ص351.
اصطلاح «مسیحاباوری» (1)از واژۀ «مسیحا» (2)که ترجمهای از واژۀ عبری «ماشیح» (3)به معنای تدهینشده میباشد، گرفته شده است. ماشیح در اصل به پادشاهانی اطلاق میشد که برای بر تخت نشستن، روغنمالی و تدهین مقدس میشدند. (4)مسیحاباوری یا مسیانیزم را میتوان با تسامح معادل موعودباوری یا منجیگرایی عام هم به کاربرد؛ چراکه این اصطلاح در فضای یهودیت شکل گرفته و همانطور که میدانیم، مشخصات و مؤلفههای موعود در ادیان مختلف متفاوت است. یکی از نویسندگان دایرةالمعارف هزارهگرایی به حق در اینباره معتقد است:
از اصطلاح «مسیحاباوری» نباید در فضای غیریهودی و غیرمسیحی استفاده کرد؛ زیرا برخلاف یهودیان که بسیاری از آنها هنوز منتظر ماشیح هستند و نیز مسیحیان که در انتظار بازگشت مسیح (Christ، معادل یونانی مسیا؛ Messia) به سر میبرند، در الاهیات اسلامی هیچ جایگاهی برای اینگونه ناجی وجود ندارد. در قرآن برای عیسای پیامبر، گاه عنوان «المسیح» به کار میرود که همخانوادۀ واژۀ «Messiah» است، اما فقط عنوانی محترمانه و عاری از هرگونه مفهوم الاهیاتی است. از نظر مسلمانان، مهمترین چهرۀ فرجامشناختی مسیح نیست، هرچند قرآن، احادیث و روایات منسوب به [حضرت] محمد (570 - 632م) از بازگشت او سخن میگویند، بلکه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، یعنی «هدایتشده»، محور اصلی آخرالزمان است. برای مسلمانان، بازگشت مسیح تنها یکی از علایم فرارسیدن آخرالزمان است، نه
نقطۀ اوج آن که باور مسیحیان است. (1)
البته همین نویسنده در جای دیگری با اشاره به شباهتهای غیرقابلانکار موعودگرایی در ادیان ابراهیمی میگوید:
اعتقاد به عصر طلایی در دیدگاه اسلامی، از یک لحاظ بیشتر به اعتقاد یهودیان شباهت دارد و آن اینکه مهدی و ماشیح موعود هردو چهرههای تاریخی خواهند بود که وظایف خود را در زمان و مکان عادی تحقق خواهند بخشید، برخلاف مسیح که در باور مسیحیان جایگاه دوم در تثلیث به او اختصاص دارد و آغاز و انجام کتاب مکاشفۀ یوحنای قدیس تلقی میشود. نقطۀ اشتراک دیگر اعتقاد مسلمانان و یهودیان در عصر طلایی این است که هردوی آنها هدف اصلی مهدی و ماشیح را صلح و عدالت همگانی میدانند، نه رستگاری فردی؛ از سوی دیگر، عقاید مسلمانان در خصوص علایم مربوط به آخرالزمان و روز قیامت، از بسیاری لحاظ به کلیساهای مسیحی شباهت دارد. کتاب مقدس مسلمانان و احادیث آنها علاوه بر بازگشت مسیح، از دجال یعنی گمراهکننده یا ضد مسیح، دباح یعنی دیو، و یأجوج و مأجوج سخن میگویند که همۀ آنها در کتاب مکاشفۀ یوحنای قدیس، آخرین کتاب عهد جدید مسیحیان ذکر شدهاند. پس معلوم میشود که فرجامشناسی در اسلام، هم به فرجامشناسی یهودیان و هم مسیحیان شباهت دارد. (2)
گفتیم که ماشیح یا مسیحا در لغت به معنای «شخص روغنزدهشده» است. یهودیان معتقدند که ماشیح شخصیتی از نسل داوود است که خداوند او را در آخرالزمان خواهد فرستاد تا دورهای جدید را آغاز کند که در آن همۀ بشر خدای حقیقی را عبادت خواهند کرد، ریشۀ جنگ از زمین برکنده خواهد شد، و صلح به
تمام معنا حاکم خواهد گشت. نظریۀ اعتقادی ماشیح، با وجود قویترین پیشینهها در کتاب مقدس، در طول تاریخ یهود تحول یافته، پرداخت خورده، و تفاسیر مختلفی برای آن به میان آمده است، اما حکم صریح بنیادین آن این است که سرانجامِ رضایتبخشِ تاریخِ بشری در جایی بر روی همین زمین محقق خواهد شد. نظریۀ ماشیح، جنبۀ اینجهانی آخرتشناسی یهود است و جهان آینده، جنبۀ آنجهانی آن. اعتقاد عموم بر آن است که ظهور ماشیح و فعالیتهای او در راه بهبود وضع جهان و تأمین سعادت بشر، قسمتی از نقشۀ خداوند در آغاز آفرینش جهان بوده است:
پیش از آنکه عالم هستی به وجود آید، هفت چیز آفریده شد؛ تورات، توبه، باغ عدن (بهشت)، جهنم، اورنگ جلال الاهی، بیت همیقداش، نام ماشیح. (1)
عالمان یهودی در کتاب تلمود دربارۀ هویت و خصوصیات ماشیح چه می گویند؟
بنیاسرائیل در زمان تنگی به درگاه خداوند نیایش میکردند و او یک «داور» یا منجی را میفرستاد که تا چندی دشمن را پس میراند و بساط آرامش را بر زمین میگسترد. زمانی گذشت و یورشهای اقوام بیگانه چنان پیوسته و پیاپی شد که «داوران» یا سرداران موقت از پس آن برنمیآمدند و این امید در دل قوم قوت گرفت که آنان تنها با تشکیل یک ملت متحد تحت رهبری یک فرمانروا خواهند توانست در برابر دشمنانی که آنان را همچون نگین در میان گرفتهاند، ایستادگی کنند. (2)سموئیل نبی به درخواست بزرگان قوم گوش داد، و برای آنکه با ارادۀ عمومی مخالفت نکند، با کراهت و بهطور موقت، شائول (طالوت) را به پادشاهی
بنیاسرائیل نصب کرد و او را با روغن، مسح و تقدیس نمود تا «مسیحا» باشد. با آنکه شائول در کتاب مقدس «مسیح خدا» خوانده شده است، (1)وی از ویژگیهای اصلی یک مسیحای واقعی برخوردار نبود. از همان آغاز، برخی بر او طعنه زده، میگفتند: «این شخص چگونه ما را برهاند؟» (2)
البته در کتاب مقدس یهودیان، یعنی کتاب عهد، اصطلاح ماشیح به معنای شخصی که در آینده برای نجات اسرائیل خواهد آمد نیست، بلکه منظور
از آن هرکسی است که مانند شاه یا کاهن اعظم، برای تصدی منصبی عالی
با روغن مقدس در واقع تدهین شده است. این اصطلاح حتی بر کسی که خدا برای وی هدف خاصی درنظر گرفته نیز اطلاق شده است. (3)نیز در کتاب مقدس، برخی از انبیای عبرانی مانند اشعیا، میکاه، ارمیا، و زکریا بدون آنکه از نام ماشیح یاد کنند، سخن از نجات آینده آوردهاند که به دست رهبری آرمانی و صاحب کمالات عالی روحی و اخلاقی صورت میپذیرد، اما صفت منجی تنها
از آنِ خداست و مسیحا، پادشاهِ سلالۀ داوود، فقط رهبر قوم آزادشده به حساب میآید. انبیای دیگر مانند ناحوم، صفنیا، حبقوق، ملاکی، یوئیل، و دانیال حتی سخن از چنان رهبری نیز به میان نمیآورند و تنها خداست که در سخن آنان عنوان منجی را داراست؛ اما از طرفی نیز میتوان گفت تمایزی که بعدها میان نظریۀ ماشیحِ شخصی و نظریۀ عصر مسیحایی بهوجود آمد، ریشه در خود کتاب مقدس دارد؛ زیرا در برخی از کتابهای انبیا، مانند عاموس، حزقیال و عوبدیا، فقط نوعی ماشیح جمعی وجود دارد؛ یعنی مفهوم پادشاهی
خاندان داوود. (1)
در اینکه ماشیح، داوود است یا از نسل او، اختلاف است؛ برخی او را با داوود پادشاه یکی میدانند و با استناد به آیۀ «بعد از آن بنیاسرائیل برگشته و خداوند خدای خود و داوود پادشاه خویش را خواهند طلبید»، (2)میگویند: این پادشاه، ماشیح است. اگر او جزو زندگان است، اسمش داوود است و اگر جزو مردگان است (که بعداً زنده خواهد شد)، نامش داوود است. (3)
آیا برای ماشیح القاب و نامهای دیگری هم ذکر شده است؟
در مورد نامها و القاب ماشیح، نظریات گوناگونی در یهودیت ارائه شده است؛ چراکه آیاتی که اشاره به ماشیح دارد، حاوی نامهای گوناگونی برای اوست. به گونهای که حتی برخی شاگردان دانشمندان حتی کوشیدهاند برای ماشیح نامهایی مشابه با اسم استاد خود از متن آیات کتاب مقدس بیابند:
شاگردان مکتب ربی ینای او را یینون به معنای دوام مینامند: «نام او تا ابد باقی خواهد ماند و اسم او پیش آفتاب دوام خواهد کرد». (4)
شاگردان مکتب «ینای»، یکی از عالمان یهودی، او را با استناد به آیۀ: «زیراکه بر شما ترحم (حنینا) نخواهد کرد»، (5)حنینا مینامند.
برخی او را مبروص مکتب ربی یهودا هناسی مینامند و به این فراز کتاب مقدس که میگوید: «مسلماً او بیماریهای ما را تحمل کرده و دردهای ما را بر خود حمل نموده است، ولی ما او را بلاکشیده و ضربخورده و رنجدیده از جانب
خداوند محسوب نمودیم»، (1)استناد مینمایند. بلاکشیده به معنای مبروص است و ربی یهوداهناسی، سیزده سال از بیماری برص رنج میبرد و آن را نشانۀ رحمت الاهی میدانست، (2)ماشیح، هم از طبقۀ رنجدیدگان که یهودا هناسی نمونۀ واضح آن است، خواهد بود.
آیا در بین یهودیان هم منکر وجود ماشیح وجود دارد؟
بلی، برخی از عالمان یهودی در گذشته معتقد بودهاند که ماشیح ظهور یافته و دیگر نباید منتظر او بود. یکی از این عالمان، شخصی است به نام ربی هلیل (قرن 4 میلادی) که بنابر آنچه در تلمود آمده، لحنی شکاک در اینباره دارد و میگوید: «ملت اسرائیل دیگر ماشیحی که ظهور کند، نخواهد داشت؛ زیراکه در زمان حیزقیا (سلطان یهودا) بهرۀ خود را از او بردهاند». (3)
البته دیگر عالمان در ردّ ادعای فوق گفتهاند اگر قرار بود از پیشینیان کسی ماشیح باشد، داوود سزاوارتر بود؛ چراکه آن پادشاه اسرائیل آن همه سرود در وصف جلال خدا تصنیف کرد و خدا را مدح و ثنا نمود، ولی حیزقیا با آن همه معجزات و آیات که برایش نمایان شد، حتی یک سرود هم به درگاه خداوند نخواند.
آرمان مسیحایی در دوران ابتلا در میان بنیاسرائیل پا گرفت و با گذشت زمان در ژرفای جان قوم، رشد و تحول یافت و متناسب با محیط و شرایط داخلی، به اشکال گوناگونی درآمد. شکوه سلطنت داوود سبب شد که پیامبران بنیاسرائیل به هنگام مشکلات و آوارگیهای قوم، با یادآوری شیرینی آن روزگار، ملت یهود را امیدوار کنند که روزگاری دوباره آن مجد و عظمت تحقق خواهد یافت و کودکی
از نسل او مجد و عظمت از دست رفتۀ قوم را به آنان باز خواهد گرداند.
در تاریخ قوم یهود توجه به منجی در چه زمانهایی شدت مییافته است؟ آیا مدعیان دروغین ماشیح هم وجود داشتهاند؟
اعتقاد به ظهور ماشیح، هنگام بدبختیهای ملی قوم یهود شدت مییافته است. وقتی که ظلم و تعدی یک دولت فاتح، که ملت اسرائیل را به زیر سلطۀ خود داشت، غیرقابلتحمل میشد، یهودیان از روی غریزه به پیشگوییهایی که در کتاب مقدس دربارۀ ظهور ماشیح شده است، توجه میکردند تا در روزهای پر از رنج در برابر شدیدترین سختیها تاب بیاورند و نگذارند یأس و حرمان بر آنها چیره شود.
در مورد مدعیان دروغین ماشیح هم باید گفت در تاریخ قوم یهود از دیرباز صدها تن برخاسته و ادعای مسیحایی کردهاند و چند صباحی سادهدلان بنیاسرائیل را مجذوب خود نمودهاند و در نهایت بلاهای جانکاهی بر بلاهای این قوم افزودهاند.
وسفوس، مورخ مشهور تاریخ یهود میگوید: در سالهای قبل از خرابی بیتالمقدس، افرادی ادعا میکردهاند که همان نجاتدهندهای هستند که انبیا ظهور او را از پیش خبر دادهاند، مثل برکوخواو که بعضی او را برکوزیوا نامیدهاند و رهبر شورش یهودیان علیه رومیان بود. ربی عقیوا هرگاه او را میدید، میگفت این همان پادشاه ماشیح است و به آیۀ: «ستارهای (کوخاو) از یعقوب طلوع خواهد کرد»، (1)استناد کرده و آن را چنین تفسیر مینمود: کوزیوا از یعقوب طلوع خواهد کرد. البته یکی دیگر از عالمان یهودی، به نام ربی یوحانان بن تورتا، در اعتراض به او میگفت: عقیوا از گونههای تو (در قبر) علفها خواهند رویید؛ چراکه هنوز
1) اعداد، 17:24.
ماشیح فرزند داود نیامده است. (1)
یهودیان چه نظری دربارۀ وقت آمدن ماشیح دارند و آیا زمانی را برای آن تعیین میکنند؟
از نگاه بیشتر دانشمندان یهود، یافتن تاریخ آمدن ماشیح تا بدان پایه تقبیح شده است که محاسبهکنندگان مورد لعنت قرار گرفتهاند. (2)از نگاه این دانشمندان، آمدن مسیحا به کارهای نیک مردم مشروط است (3)و اگر ملت اسرائیل براساس قوانین، شنبه را نگاه دارند (یعنی به شریعت ملتزم باشند)، بلافاصله نجات خواهند یافت. (4)
با این همه، در پارهای از منابع البته گاه کلی و گاه بسیار دقیق، آمدن مسیحا محاسبه شده است. برای مثال، در یک پیشگویی و براساس یک عقیدۀ قدیمی، جهان شش هزار سال ادامه خواهد یافت. این هزارهها که با تعداد روزهای آفرینش تناسب دارد، به سه دورۀ دوهزاره تقسیم شدهاند. دوهزارۀ نخست را بایر، یعنی دوران فقدان شریعت، دوهزارۀ دوم را دوران شریعت یا تورات، و دوهزارۀ سوم را روزگاری میدانستند که در آن روزگار ماشیح ظهور خواهد کرد. (5)
محاسبۀ دیگر کمی دقیقتر بیان میکند که پسر داوود پس از 85 یوبیل (6)خواهد آمد و محاسبۀ دیگر ظهور ماشیح را پس از گذشتن 4291 سال از آغاز آفرینش میداند که جهان یتیم خواهد شد و سالیانی جنگهایی خواهد بود و در نهایت
پیش از آغاز هزارۀ هفتم جهان بازسازی خواهد شد. (1)
یکی از عالمان یهودی به نام راو آشه میگوید: مقصود دانشمندان از ذکر تاریخ برای ظهور ماشیح این بوده که تا آن تاریخ نباید منتظر آمدن ماشیح بود، ولی از آن به بعد باید انتظار ظهور او را داشت؛ «همواره منتظر ظهور او باش، اگرچه (فرا رسیدن پایان ذلت) تأخیر نماید، مع ذلک در انتظار باش». (2)
گفتیم که کوشش برای محاسبه و یافتن تاریخ پایان ذلت قوم اسرائیل و ظهور ماشیح، از طرف اکثر دانشمندان یهود، به شدت تقبیح شده است؛ چراکه در صورت عدم تحقق، یأس و حرمان را به دنبال خواهد داشت. نهی از توقیت آمدن ماشیح گاهی با لعن و نفرین نیز همراه بوده است.
در آیین یهود برای دوران آخرالزمان چه ویژگیهایی ذکر شده است؟ علائم ظهور ماشیح چیست؟
بنابر متون مقدس یهودیان، دوران آخرالزمان دارای ویژگیهای خاصی است که برخی از آنها عبارتاند از:
_ دردهای زایمان دورۀ ماشیح سخت و شدید خواهد بود؛
_ تاریکی و سیاهی شب، قبل از دمیدن سپیده فزونی مییابد؛
_ آشفتگی و فساد در جهان به حد اعلی خواهد رسید و سختیهای زندگی، غیرقابل تحمل خواهند شد؛
_ جوانان به پیران بیاحترامی کرده و آنها را خجالت خواهند داد و پیران در جلوی جوانان بهپا خواهند ایستاد؛
_ روی مردم چون روی سگ خواهد بود (از بیحیایی)؛
_ محل تحصیل و مطالعه به اماکن فساد مبدل شده، دانش دبیران فاسد خواهد گشت؛
_ فرزند داوود (ماشیح)، فقط در دورهای ظهور خواهد کرد که همۀ مردم آن یا معصوم باشند یا مجرم؛
_ هر وقت ببینی دولتها با هم به نزاع سیاسی که منجر به جنگهای سخت میشود، میپردازند.
داوود پیامبر علیه السلام در کتاب مزامیر پنجبار از خدا خواسته است تا برخیزد؛ چهاربار مربوط به چهار دولت یونانیان، بخت النصر، هامان صدراعظم خشایارشاه، رومیان و پنجمی مربوط به دولت گوگ و ماگوگ (یأجوج و مأجوج) است که در آخرالزمان با قدرتی عظیم علیه بنیاسرائیل به جنگ خواهد آمد.
دوران هفتسالهای که ماشیح در آن ظهور میکند، چنین است:
سال اول، بیبارانی؛
سال دوم، قحطی؛
سال سوم، قحطی شدید و مردن مردان، زنان، کودکان، متقیان و فراموشی تورات؛
سال چهارم، سیری و وفور نعمت؛
سال پنجم، سیری و فراوانی عظیم، بازگشت تورات به سوی آموزندگانش؛
سال ششم، به گوش رسیدن صداهایی از آسمان؛
سال هفتم، درگرفتن جنگ و در پایان این دوران هفتساله ماشیح میآید.
خصوصیات دوران ظهور ماشیح در آیین یهود چگونه است؟
یهودیان براساس کتاب مقدس خود دوران ظهور ماشیح را روزگاری مشحون از سعادت و شادی و امینت و رفاه ذکر میکنند. در کتاب تلمود در توصیف دوران
ظهور آمده است: نیروی باروری طبیعت به میزانی شگفتانگیز و معجزهآسا فزونی خواهد یافت. به این نمونهها توجه کنید:
برای حمل یک حبۀ انگور، گاری یا قایق لازم است و باید آن را در گوشۀ خانه گذاشت... . (1)
غلات در مدت یک ماه رشد میکنند و درختان ظرف دو ماه میوه میدهند.
ربی یوسه میگوید: غلات ظرف پانزده روز به عمل میآیند و درختان در مدت یک ماه میوه خواهند داد. (2)
در سرزمین اسرائیل، گردههایی از عالیترین آرد و پارچههایی از نفیسترین پشم در زمین خواهد رویید.
یک دانۀ گندم به اندازۀ دو قلوۀ یک گاو بزرگ خواهد بود. (3)
در جهان آینده، زنان هر روز خواهند زایید و درختان هر روز میوه خواهند داد. (4)
به عقیدۀ یهودیان، خداوند ده چیز را در دوران ماشیح تازه خواهد کرد:
او خود جهان را به نور خویش روشن خواهد کرد، چنانکه مکتوب است: «بار دیگر آفتاب در روز نور تو نخواهد بود و ماه با درخشندگی برای تو نخواهد تابید، زیراکه یهوه نور جاودانۀ تو و خدایت، زیبایی تو خواهد بود»؛ (5)
از اورشلیم آب روان جاری خواهد ساخت و هرکسی را که بیماری داشته باشد، به واسطۀ آن شفا خواهد داد؛ (6)
درختان را وادار میکند تا هر ماه میوه بیاورند و انسان از آن میوهها میخورد و شفا مییابد و بر لب آن نهر در این طرف هر نوع درخت خوراکی خواهد رویید که برگ آن پژمرده نخواهد شد و میوهاش تمام نخواهد گشت... ؛ (1)
تمام شهرهای ویران را از نو آباد خواهند کرد و در جهان ویرانه یافت نخواهد شد... ؛ (2)
خداوند اورشلیم را با سنگهای یاقوت کبود از نو بنا خواهد کرد... ؛ (3)و آن سنگها همچون خورشید نور خواهند داد و بتپرستان آمده و عزت و جلال اسرائیل را خواهند دید؛ (4)
صلح جاودان در سراسر طبیعت حکمفرما خواهد شد: «گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و گاو پروار با هم خواهند زیست و طفل کوچک آنها را خواهند راند و گاو با خرس خواهد چرید و بچههای آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد و طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهد کرد، و کودک از شیر بازداشته شده، دست خود را بر لانۀ افعی خواهد گذاشت»؛ (5)
خداوند، تمامی حیوانات و خزندگان را فراخوانده و با آنها و با تمام اسرائیل عهد خواهد بست؛ (6)
گریه و شیون و زاری در جهان نخواهد بود؛ (7)
مرگ، دیگر در دنیا وجود نخواهد داشت؛ (1)
دیگر نه آه و نالهای به گوش خواهد رسید و نه فریاد و فغانی، نه غم و اندوهی و نه حزن و ماتمی وجود خواهد داشت، بلکه همه شادمان و خوشحال هستند: «و فدیهشدگان خداوند بازگشته و با ترنم صهیون خواهند آمد». (2)
یهودیان از ماشیح چه انتظاری دارند و طول دوران او را چگونه ترسیم مینمایند؟
_ برقراری صلح پایدار و بیزوال و شادمانی و خرسندی در سراسر جهان؛
_ شفا دادن کوران و لنگان؛
_ همدوش و متحد کردن همگی بندگان تا نام خدا را بخوانند و او را پرستش کنند؛
_ خوشبختی ملت اسرائیل: ظلم و جوری که از جهانیان تحمل کردهاند پایان خواهد یافت و به مقام عالی که خداوند برایشان مقدر کرده است، خواهند رسید؛
_ ماشیح، جمعآوری و اتحاد اسباط اسرائیل را عملی خواهد کرد، هرچند بعضی میگویند: «ده سبط اسرائیل سهمی از جهان آینده ندارند»؛ (3)
_ تجدید بنای شهر مقدس اورشلیم که قبل از گردآمدن مجدد اسباط پراکندۀ اسرائیل است؛ (4)
_ برقراری مجدد معبد بیت همیقداش سوم که کارکرد آن با بنای اول و دوم معبد که برای قربانیهای کفارۀ گناهان بود، متفاوت است: «در جهان آینده، گذرانیدن همۀ قربانیها موقوف خواهد شد بجز تقدیم قربانی شکرانه که هرگز ترک
نخواهد گشت»؛ (1)
_ تنها مزیت دوران ماشیح، نجات اسرائیل از ستمگران است، ولی برای رهایی از بدبختیهای گوناگونی که آدمی گرفتار آن است، باید صبر کند تا زمانی که رخت از این جهان بربندد.
دربارۀ طول مدت دوران حاکمیت ماشیح نظریههای گوناگونی ارائه شده است که در ذیل به برخی از آنها اشاره میشود:
_ ربی عقیوا: چهل سال به اندازۀ سرگردانی اسرائیل در بیابان پس از خروج
از مصر؛
_ ربی الیعزر فرزند ربی یوسه: یکصد سال؛
_ ربی برخیا از قول ربی دوسا: ششصد سال؛
_ ربی یهودا هناسی: چهارصد سال به اندازۀ مدت غربت مصر (یا سه نسل)؛
_ ربی الیعزر فرزند هورقانوس: هزار سال؛
_ ربی اباهو: هفت هزار سال؛
_ العازار بن عزریا: هفتاد سال؛
_ ربی اویمی (2)فرزند ربی اباهو: هفت هزار سال؛
_ راو یهودا از قول شموئل: به اندازۀ مدتی که از آفرینش جهان تاکنون گذشته است؛
_ راو نعمان براسحق: به اندازۀ زمانی که از طوفان نوح تاکنون سپری شده است؛
_ الیاهو: عمر این دنیا شش هزار سال است؛ دو هزار سالِ اول آن، دورۀ آشفتگی بود؛ دو هزار سال دوم، دوران حکومت تورات بود؛ دو هزار سال آخر بایستی دوران
ماشیح باشد، ولی به خاطر گناهان زیاد ما، سالهای بسیاری از دوران ماشیح بیهوده سپری شد. (1)
چرا یهودیان حکومت حضرت داوود علیه السلام را الگوی حکومت موعود آخرالزمان میدانند؟
با انتخاب داوود، آرزوی دیرین قوم یهود برای قیام منجی کاملاً برآورده شد. پس از آنکه به روایت کتاب مقدس، شائول منحرف شد و به وسیلۀ سموئیل از منصب خویش عزل گردید، داوود، سرباز فداکارش، بر جای او نشست و پس از چندی کشور بنیاسرائیل را به چنان شکوهی رساند که الگوی جاودانۀ شخص مسیحا و حکومت آرمانی یهود گردید. (2)
این باور چنان قوت گرفت که برخی از انبیا و حکیمان نیز او را مسیحا دانستند. (3)او با بیباکی خود، به قهرمان نمونۀ بنیاسرائیل تبدیل شد و در حقیقت پایهگذار قوم خدا گردید؛ چیزی که براساس پیشگوییهای رسولان بنیاسرائیل بهوسیلۀ مسیحا تحقق کامل خواهد یافت.
عقیدۀ همگانی بنیاسرائیل که ریشههای دینی هم داشت، آن بود که رفاه و آسایش بهدست آمده در حکومت داوود تا ابد پایدار خواهد ماند، اگرچه خود داوود به نزد پدرانش خواهد رفت؛ عقیدهای که ناتان آن را چنین پیشگویی میکند:
روزهای تو تمام خواهد شد و با پدران خود خواهی خوابید و ذرّیت تو را که از صلب تو بیرون آید، بعد از تو استوار خواهم ساخت و سلطنت او را پایدار خواهم نمود. او برای اسم من خانهای بنا خواهد کرد و کرسی سلطنت او را تا
ابد پایدار خواهم ساخت. (1)
این باور تا بدان اندازه قطعی بود که داوود خود نیز آن را به پسرش سلیمان مژده داد:
یقین که از تو کسی که بر کرسی اسرائیل بنشیند، مفقود نخواهد شد. (2)
بر این اساس، عصر داوود و سلیمان را میتوان دوران شکوفایی آرمان مسیحایی در اذهان قوم یهود دانست؛ آرمانی که در زمان سموئیل بر پایۀ گرایش مادی شکل گرفت؛ یعنی رهایی از دشمنان ستمگر، ولی در زمان این پدر و پسر به آرزو و امید برپایی حکومتی ملّی و پابرجا تحول یافت.
آیا اینکه میگویند موعودگرایی یهودی در اثر ارتباط با اقوام ایرانی پدید آمد، درست است؟
محققان تاریخ ادیان در اینباره گفتهاند: حکومت یهودا در سال 586 پیش از میلاد به وسیلۀ حکومت بابل سرنگون شد و بدین شکل، دومین مملکت از پادشاهیِ یکپارچۀ اسرائیل نابود گردید. در پی آن، همۀ سران حکومتی و نخبگان و بسیاری از مردم عادی دو سبط یهودا و بنیامین به اسارت به بابل برده شدند. اگرچه حکومت بابل با این اسیران چندان سخت نمیگرفت و به آنان آزادیهای سیاسی و حقوقی فراوانی داده بود، بسیاری از آنان از درد غربت ناراضی بودند و آرزو میکردند به سرزمین خویش برگردند و حکومت پیشین خود را بازیابند. (3)این یعنی جانگرفتن یک آرمان و تقویت یک آرزو.
این اسارت در سال 539 قبل از میلاد با فتح بابل توسط کورش کبیر پادشاه ایران و کسی که اشعیا او را مسیح خدا میداند، (4)پایان یافت و آنان به سرزمینهای
خود بازگشتند. با این همه، علقههای فکری و اعتقادی عمیقی میان بنیاسرائیل ایرانیان و بابلیان پدید آمد. به همین دلیل، تغییراتی عمده در باورهای ایمانی این قوم شکل گرفت. ردپای شماری از این باورهای وارداتی هنوز هم در الهیات و ادبیات دینی یهود وجود دارد. برای مثال، داستان طوفان نوح آنگونه که در سفر پیدایش آمده، به داستان پِرنبشتیم که بر الواحی میخی حک شده، همانندیهای بسیاری دارد.
همچنین برخی معتقدند که اعتقاد به رستاخیز مردگان و حتی باور به منجی در شکل کنونیاش، از باورهای وارداتی قوم یهود (1)از ایرانیان است. این گرایش چنان پیش میرود که بخشهای پیش گفته شده از کتاب مقدس را از بخشهایی میداند که بعد از اسارت بابلی بر مجموعه کتب مقدس افزوده شده است. (2)نگارنده نمیخواهد موضع خود را درخصوص وارداتی یا غیروارداتی بودن آموزۀ موعودباوری یهود آشکار کند، ولی معتقد است که بیتردید وضعیت پیشآمده در دوران تبعید بابلی و قرون پس از آن تأثیرات فراوانی در بازخوانی دوبارۀ آموزۀ مسیحایی در یهودیت داشته است.
پس از اسارت بابلی و آنگاه که عزرای کاتب از سوی پادشاهان به زمامت ملت یهود برگزیده شد، سرنوشت دولت نوبنیاد یهود به دست کاتبان شریعت افتاد و از شهریاری آن کاسته شد.
عزرا تلاش بسیاری داشت که تمامی عقاید و اعمال در شریعت گنجانده شوند و با این شعار که «عمل، سه چهارم زندگی است»، تمام نیروی خود را به تأمین نیازهای عملی مردم طبق فهم خویش اختصاص داد (3)و آرمان مسیحایی، مثل
دیگر اعتقادات یهود بیآنکه تحقیق و پژوهشی آرامش آن را بههم بزند و سکوتش را به آشفتگی بدل سازد، در ژرفای جان مردم جای گرفت.
از اتفاقات مهم این دوره آن بود که عمل به شریعت به منزلۀ شرط تحقق وعدۀ الهی، به آرمان مسیحایی افزوده شد: «توراتِ بندۀ من موسی را که آن را با فرایض و احکام به جهت تمامی اسرائیل در هوریب امر فرمودم، بهیاد آورید». (1)
اتفاق دیگر در تکون آرمان مسیحایی ملت یهود که در تأثیر باور وارداتی رستاخیر مردگان شکل گرفت، آن بود که با تأکید عزرا و یارانش بر اینکه افراد جامعه باید به دقایق تورات عمل کنند، مسئولیت فردی بنیاسرائیل در قبال دینداری خویش افزایش یافت. آنان برای اعتلای معبد رنج میکشیدند و با تعهد به آرمانهای قوم میمردند و معتقد بودند که پس از مرگ برای دیدن جلال آینده که با آمدن مسیحا شکل میگیرد، برخواهند خاست: «او قدوس خود را نخواهد گذاشت که فساد ببیند». (2)بدین شیوه، عقیده به رستاخیز با تلاش کاتبان به سیمای برجسته و جداییناپذیر آرمان مسیحایی بدل شد. (3)
آیا مسیحیان موعودباورند؛ یعنی معتقد به آمدن منجی در آخرالزمان هستند؟ نام منجی آنان چیست؟ آنان آمدن منجی را چگونه ترسیم میکنند؟
مسیحیان هم به عنوان یکی از ادیان ابراهیمی معتقدند در پایان این عالم یک نجاتدهنده خواهد آمد و آنها را به سعادت کامل میرساند. البته از نظر آنان منجی کسی نیست جز عیسی بن مریم علیهما السلام؛ یعنی همان کسی که دین مسیحیت منتسب به اوست. مسیحیان معتقدند همانگونه که عیسی یکبار برای نجات
انسانها از گناه ظهور کرد، یکبار دیگر در آخرالزمان برای نجات نهایی مؤمنان مسیحی باز خواهد گشت. آنان در مورد بازگشت مسیح معتقدند:
عیسی که همان ماشیح بنیاسرائیل بود و نوید رهایی انسان را داده بود طولی نمیکشد که پس از آنکه بر صلیب شد، دوباره به جهان بازگردد تا ملکوتی را که از آن سخن گفته بود، برقرار سازد. (1)
برای پیروان او بسیار سخت بود که بپذیرند مراد و منجیشان به همین سادگی بر صلیب شود. به همین دلیل آنان در این زمینه موضع روشنی گرفتند و آن
اینکه: «عیسی مسیح از میان مردگان برخاسته است». براساس این اعتقاد، عیسی پس از آنکه بر صلیب رفت و دفن شد، سه روز بعد از میان مردگان برخاست، مدت چهل روز بر روی زمین اقامت گزید و سپس به آسمانها صعود کرد. (2)به راحتی میتوان حدس زد که این اعتقاد فارغ از همۀ آنچه در پیرامون
آن میتوان گفت، تا چه اندازه میتواند برای حواریون سرمستکننده و خوشایند باشد و تا چه اندازه میتواند ناامیدی را از آنها دور کند. برای همین بود که طولی نکشید این آموزه به کلیدیترین آموزۀ مسیحیت بدل شد. آموزهای که تمام ماهیت و معنای کلیسا بر آن استوار است. کتاب مقدس بیش از سیصدبار به این موضوع پرداخته است، و چندین باب کامل به تبیین این آموزه اختصاص یافته است که از آن جمله است: متی، ابواب 25 و 24؛ مرقس، باب 13؛ لوقا، باب21.
فراتر از آن، گاه رسالههایی صرفاً به بیان و توصیف این موضوع همت گماشتهاند، مانند: تسالونیکیان اول و دوم و مکاشفۀ یوحنا. با توجه به همین حقیقت
است که میتوان ادعا کرد: رجعت مسیح مهمترین جزء تعالیم کتاب مقدس
است. (1)علاوه بر آن بسیاری از مفاهیم مطرح شده در کتاب مقدس بدون
درک مفهوم رجعت مسیح قابل فهم نیستند. مفاهیمی مانند کاهن و پادشاه بودن عیسی، نجات در آینده و شمار فراوانی از آموزههای کتاب مقدس تنها زمانی معنادار میشوند که آموزۀ رجعت عیسی پذیرفته شود. تعالیمی چون تعمید
و عشاء ربانی با این آموزه پیوندی عمیق برقرار ساختهاند. (2)براساس این اعتقاد، عیسی خود بارها اعلام کرده که شخص اول (3)به صورت ناگهانی و بدون اطلاع قبلی (4)در جلال و هیبت پدر (5)و به همراه فرشتگان و همراه با پیروزی و فتح
خواهد آمد. پرداختن به اشارات کتاب مقدس در مورد مسئلۀ بازگشت عیسی مسیح کار دشواری است و ارائۀ تنها فهرستی از تمام آیاتی که به این موضوع پرداخته، فهرست بلندی خواهد بود. در این آیات گاه عیسی خود وعدۀ بازگشت میدهد؛ مانند:
اما به شما میگویم که بعد از این از میوۀ مو دیگر نخواهم نوشید تا روزی که آن را با شما در ملکوت پدر خود تازه آشامم. (6)
و گاه رسولان امید و انتظار را در جامعۀ مسیحی زنده میکنند:
ای حبیبان الآن فرزندان خدا هستیم و هنوز ظاهر نشده است آنچه خواهیم بود لکن میدانیم چون او ظاهر شود مانند او خواهیم بود. (7)
موعودباوری اسلامی و مسیحی چه وجوه اشتراک و چه اختلافاتی دارد؟
رجعت از وجوه مشترک موعودباوری اسلامی به قرائت شیعۀ امامیه و سنت مسیحی است. ما شیعیان معتقدیم «خداوند متعال پس از ظهور منجی آخرالزمان، گروهی از شیعیان را که از دنیا رفتهاند، به دنیا بازمیگرداند تا آنان به آرزویشان که یاری و همراهی و درک وجود او و شوکت و عظمت اسلام است، نائل شوند؛ نیز برخی از دشمنان اسلام و اهلبیت علیهم السلام را زنده میکند و به دنیا باز میگرداند تا آنان نیز پیروزی حق و نابودی باطل را و شوکت اسلام و مؤمنان را بنگرند و از اعمال گذشتۀ خود اندوهگین و متأسف گردند». (1)مسیحیان نیز معتقد به رجعت عیسی مسیح در آخرالزمان و تکریم ایمانداران مسیحی هستند.
در سنت اسلامی، بازگشت عیسی مسیح علیه السلام که قرآن به زنده بودن او تصریح کرده است، (2)انتظار میرود؛ ولی طبق احادیث اسلامی، پس از ظهور شخصیت منجی آخرالزمان خواهد بود. این شخصیت، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نام دارد و از فرزندان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است و جهان را پس از آنکه مملو از ظلم و جور شده است، پر از عدل و داد میکند. (3)در برخی از احادیث آمده است که وقتی عیسی از آسمان فرود میآید، تحت امارت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود و به امامت ایشان نماز خواهد خواند. بنابراین طبق روایان اسلامی، رجعت مسیح در همین دنیا واقع خواهد شد. (4)خصوصیاتی که مسیحیان برای دوران ظهور مسیح و سلطنت هزارسالۀ او بیان میکنند، مانند آبادانی شهرها و برکت و فراوانی ارزاق و امنیت و ایمان و
دربند بودن شیطان و ظالمان، همگی خصوصیاتی هستند که در روایات اسلامی برای دورۀ ظهور منجی بیان شده است. از سوی دیگر، در منابع مسیحی از دورانی به نام «دورۀ مصیبت عظیم» یاد میشود که شباهت زیادی به دوران آخرالزمان و وجود ظلم و فساد و گناهان بسیار آن دارد.
بازگشت عیسی مسیح در روایات اسلامی چگونه تفسیر میشود؟
مسلمانان در فرود آمدن حضرت مسیح از آسمان، در آخرالزمان اتفاق نظر دارند و بیشتر مفسران این آیه را که: «و از اهلکتاب، کسی نیست مگر آنکه پیش از مرگ خود حتماً به او ایمان میآورد، و روز قیامت [کسی نیز] بر آنان شاهد خواهد بود»، (1)به همین معنا تفسیر کردهاند.
منابع شیعه و سنی، روایات فراوانی دربارۀ فرود آمدن مسیح از آسمان ذکر کردهاند. ازجملۀ آنها روایات ذیل است که به حتمی بودن این امر اشاره دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
چگونه خواهید بود آنگاه که عیسی بن مریم علیهما السلام در میان شما فرود آید و پیشوای شما از خود شما باشد. (2)
این روایت را بخاری و دیگران در باب «فرود آمدن عیسی» آوردهاند. (3)
ابنحماد حدود سی روایت ذیل عنوان «فرود عیسی بن مریم علیهما السلام و روش او» و «مدت زندگانی آن حضرت بعد از فرود آمدن وی» آورده که ازجملۀ آنها، روایتی است که در صحاح و بحارالانوار از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است:
سوگند به آنکه جانم به دست اوست، بهطور یقین عیسی بن مریم که داوری
عادل و پیشوایی دادگر است، در میان شما فرود خواهد آمد و صلیب را شکسته، خوک را میکشد و مالیات (جزیه) وضع میکند و آنقدر مال میبخشد که دیگر کسی نمیپذیرد. (1)
پیامبران با یکدیگر به سببهایی برادرند و آیینشان یکی و مادرانشان مختلف است. سزاوارترین ایشان به من عیسی بن مریم است؛ چراکه بین من و او پیامبری نیست. او در میان شما فرود خواهد آمد، پس او را بشناسید: مردی چهارشانه و درشتاندام و سرخ و سفیدگونه است، خوک را میکشد، صلیب را میشکند، مالیات را ملغی میکند و آیینی را به جز اسلام نمیپذیرد. دعوت او یک جهت داشته که منحصر به پروردگار جهانیان است. (2)
در بعضی از روایات آمده است که حضرت مسیح علیه السلام پشت سر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نماز میگزارد و هر سال به خانۀ خدا مشرف میشود و مسلمانان به همراهی وی با یهود، روم و دجال میجنگند. آن حضرت مدت چهل سال زندگی میکند و آنگاه خداوند جان او را میگیرد و مسلمانان وجود مقدس او را به خاک میسپارند. در روایتی آمده است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مراسم دفن او را بهطور آشکار و در برابر دیدگان مردم برگزار میکند که دیگر مسیحیان حرفهای گذشته را بر زبان نیاورند و پیکر او را با پارچهای که دستباف حضرت مریم علیه السلام است، کفن میکند و در کنار قبر مادر در قدس به خاک میسپارد. به نظر میرسد، نخستین اثر سیاسی پدیدۀ ظهور مسیح، کاهش خصومت دنیای غرب و نهایت گرایش آنها به اسلام و مسلمانان باشد. به شهادت روایات، اقتدای آن حضرت به نماز حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، میتواند اعلان موضع صریح حضرت عیسی علیه السلام باشد که وی در
جبهۀ اسلام قرار دارد و کسانی که حقیقتاً منتظر مسیح بودهاند، با دیدن این کنش از موعود خویش، به اسلام خواهند گروید.
مراد از رجعت عیسی مسیح چیست و این رجعت در چه زمانی اتفاق خواهد افتاد و این بازگشت چه خصوصیاتی دارد؟
مراد از رجعت مسیح، ظهور او در آخرالزمان است که هنوز رخ نداده و طبق سنّت مسیحی و کتاب مقدس، مربوط به آینده است. این آموزه یک رویداد فرجامشناسانۀ الاهیاتی است که جایگاه آن در بخش آخرتشناسی الاهیات است. از بازگشت عیسی مسیح، به آمدن دوباره یاد میگردد و در مقابل آن آموزۀ دیگری به نام آمدن یا ظهور اولیه مطرح میشود که جایگاه الاهیاتی آن بخش مسیحشناسی است. هرچند در کتاب مقدس و خصوصاً در عهدعتیق و نبوتها و پیشگوییهای انبیای بنیاسرائیل در مورد ظهور منجی، بین این دو آموزه، یعنی اولین ظهور مسیح در جهان و بازگشت پایانی او، خلطهایی شده است، ولی با دقت در فحوای این پیشگوییها میتوان به تفاوت آنها پی برد. برای مثال با کمی دقت میتوان دریافت که آنچه در ایوب، 19: 25-26؛ دانیال، 7: 13-14؛ زکریا، 14: 4؛ ملاکی، 3: 1و2 آمده است، مربوط به بازگشت نهایی مسیح است. (1)
اگر تمام غایت نقشۀ خداوند از آفرینش، شخصیتی به نام مسیح را در فعل نجاتبخش او بدانیم، باید دانست که با آمدن اولیۀ او، انسانها پس از برداشته شدن موانع، بشارت ملکوت الاهی را شنیدند و با ایمان آوردن به او خود را آمادۀ ورود به آن ملکوت مینمایند و با آمدن دوبارۀ مسیح در پایان جهان در آن ملکوت ساکن میگردند. بنابراین این دو ظهور و آمدن عیسی مسیح و هرآنچه در این بین اتفاق میافتد، تمام ایمان مسیحی است.
1) الاهیات مسیحی، هنری تیسن، ص327.
کاتولیکهای مسیحی دربارۀ بازگشت عیسی چه نظری دارند؟
جرج برانتل، نویسنده و الاهیدان معاصر کلیسای کاتولیک، با اذعان به دو ظهور برای عیسی و با تشویق مسیحیان به انتظار و فعالیت برای تحقق بازگشت مسیح، معتقد است:
ما نهتنها یک ظهور، بلکه دو ظهور برای مسیح قائلیم؛ زیرا اولی صبر
او را آشکار ساخت، اما دومی تاج ملکوت الهی را به همراه آورد؛ زیرا بهطور کلی، همه چیز در مسیح دوگونه است: تولد او دوگونه است: یکی از پدر،
قبل از عوالم، دیگری از باکره، در پایان؛ نزول او دوگونه است: یکی در
پنهانی، مانند شبنم بر پشم گوسفندان، و دومی آمدن پرسر و صدای او
که باید باشد. او در ظهور اول خود در قنداقه پیچیده شده و در آخور بود
و در ظهور دومش «خویشتن را به نور مثل ردا پوشانیده» (مزامیر، 104: 2). در اولین آمدنش متحمل صلیب شد و بیحرمتی دید (عبرانیان، 12:2)، اما در دومی میآید، در حالی که فرشتگان او را مشایعت کرده، او را تجلیل میکنند. نگذارید در اولین ظهور او باقی بمانیم، بلکه باید به دنبال ظهور دومش باشیم. (1)
بنابراین روشن میشود که چرا پیروان مسیح پس از صلیب عیسی و قیامش از میان مردگان ناگاه به آموزۀ بازگشت او پناه بردند؛ وقتی پیروان عیسی او را ناباورانه بر صلیب دیدند، بیآنکه خود را بتواند نجات دهد، سردرگم گردیدند؛ او که نتوانست جان خود را نجات بدهد، چگونه میتوانست شهریار نجاتبخش پیروان خود باشد؟ سه روز پس از سردرگمی و بهت پیروان عیسی، زنانی که برای زیارت قبر او رفته بودند، آن را خالی دیدند و «فرشتهای آنان را متوجه شده و گفت: ترسان مباشید. میدانم که عیسای مصلوب را میطلبید. در اینجا نیست؛ زیرا چنانکه
1) آیین کاتولیک، جورج برانتل، ص275-276.
گفته بود، برخاسته است». (1)وقتی عیسی بر صلیب شد، بیآنکه حکومتی پایهریزی کند، سایۀ یأس و نومیدی بر پیروان او سایه افکند و آنان همۀ اعتقادات خود را زیر سؤال دیدند؛ آیا به راستی عیسی مسیحای بنیاسرائیل بود؟ این پرسش بسیار آزاردهنده مینمود. به همین دلیل، تا وقتیکه مریم مجدولیه و زنان همراهش از تجربۀ خود در یافتن قبر خالی عیسی سخن نگفتند، خانهنشینی و خموشی این نوکیشان ادامه داشت. از نگاه آنان قیام مسیح، اثبات حقانیت انجیل بود. (2)قیام عیسی، حواریان او را معتقد ساخت که عیسی به زودی و بار دیگر سوار بر ابرها به زمین بازخواهد گشت و همۀ وعدهها در حق بنیاسرائیل را عملی خواهد کرد. از اینرو، جرئت و جسارت جدیدی در آنان پیدا شد و با کمال شجاعت به وعظ و تبلیغ در میان مردم مشغول شدند، درست در میان همان مردمی که چندی پیش عیسی در میانشان دستگیر شده و بر صلیب شده بود.
به صورت خلاصه، مسیحیان براساس کتاب مقدس معتقدند: عیسی به صورت ناگهانی و بدون اطلاع قبلی (3)در جلال و هیبت پدر و به همراه فرشتگان و با پیروزی و فتح باز خواهد گشت. (4)در تفاسیر، گاه با استناد به آیاتی چون «تا خداوند را در هوا استقبال کنیم»، (5)بازگشت عیسی به حضور او در آسمان معنا شده؛ و گاه نیز با تمسک به آیاتی چون «همین عیسی که از سوی شما به آسمان بالا برده شد، باز خواهد آمد»، بازگشت عیسی، حضوری زمینی معنا شده است. البته برای هریک از این حضورها اهدافی را نیز بیان میکنند. برای مثال، ملاقات
با ایمانداران با استناد به آیۀ «باز میآیم و شما را برداشته با خود خواهم برد»، (1)
از اهداف مهم بازگشت عیسی به آسمان شمرده شده و بررسی و داوری میان امتها، نجات بنیاسرائیل، آزاد ساختن ملتها و برقراری ملکوت، از اهداف بازگشت زمینی عیسی مسیح بهشمار میروند که در این میان، برقراری ملکوت خدا، هستۀ مرکزی تعالیم عیسی و هدف عمدۀ بازگشت اوست. (2)بنابراین از نگاه الاهیدانان مسیحی، عیسی به هنگام بازگشت خود، دو نوع ظهور خواهد داشت: بازگشت آسمانی و بازگشت زمینی، که هرکدام دارای هدف و غایتی هستند. (3)
آخرالزمان از نظر مسیحیان چه دورانی است؟ نظریۀ پایان دوران و نهایت عالم به چه معناست و چه جایگاهی در کتاب مقدس دارد؟
مسیحیان مطابق با تفسیر سنتی از کتاب مقدس، معتقدند که این عالم روزی به پایان خواهد رسید. البته این اتفاق بعد از آمدن پایانی مسیح که آن را جزء امور فرجامین میدانند، رخ خواهد داد.
آسمان و زمین زایل میشوند ولی سخنان من زایل نخواهند شد. (4)
عالمی که آن وقت بود، در آب غرق شده، هلاک گشت ولی آسمان و زمین به همان کلام برای آتش ذخیره شده و تا روز داوری و هلاکت مردم بیدین نگاه داشته شدهاند. لکن روز خداوند چون دزد خواهد آمد که در آن آسمانها به صدای عظیم زایل خواهد شد و عناصر سوخته شده از هم خواهند پاشید و زمین و کارهایی که در آن است، سوخته خواهد شد. ولی به حسب وعدۀ او، منتظر آسمانهای جدید و زمین جدید هستیم که در آنها
عدالت ساکن خواهد بود. (1)
کتاب مقدس به گونۀ دیگری هم به موضوع پایان دوران پرداخته است، مانند اینکه میگوید:
آسمان و زمین در پایان حقیقتاً منحل میشوند، آنچنانکه از کلام پطرس چنین برمیآید: کسی که مواجه میشود بین نابودی عالم با طوفان و ویرانی پایانی با آتش؛ نابودی با طوفان حقیقتاً اتفاق افتاد، پس ویرانی با آتش هم اتفاق خواهد افتاد حقیقتاً. (2)
براساس تفسیر سنتی کتاب مقدس، دلایل زیادی وجود دارد که زمین در اول، شعلۀ آتش بود و برگشت آن به حالت قبل، اگر خدا بخواهد آسان است. ویرانی در این آیات، متلاشی شدن نیست؛ چراکه سوختن جهان مستلزم متلاشی شدن عالم نیست، بلکه از وضعیت عالم بعد از آن ویرانی، با لفظ تجدید تعبیر شده است (3)و برگشت همۀ اشیاء (4)و آزادی از عبودیت فساد (5)و آسمان و زمین جدید (6).
تغییری که در روز پایانی اتفاق میافتد، در همۀ کائنات مادی نیست، بلکه فقط در زمین و مربوط به عناصر جوّی ماست؛ به این دلیل که زوال همۀ این کائنات باعظمت، هنگام داوری جنس بشری ساکن زمین که قطرهای در دریای اعمال الاهی است، قابل تصدیق نمیباشد. آنچه در کتاب مقدس آمده است، اختصاص به انسان دارد که زمین به واسطۀ گناه انسان ملعون شده و این لعنت
هنگام اتمام فدیۀ انسان زائل میشود. مخلوقی که به خاطر بطالت گناه انسان ذلیل شد، زمین بود و آن مخلوقی است که از قیود فساد آزاد خواهد شد و بنابر کلام پطرس، جهانی که با آب (طوفان) نابود شد، خودش با آتش نابود میشود. (1)
نتیجۀ این تغییر، ایجاد آسمانها و زمین جدید است، هرچند این مطلب در کتاب مقدس واضح نیست، ولی نظر غالب این است که زمینِ جدید، مسکنِ نیکوکاران میشود؛ و اگر این زمینِ جدید، مسکن پاکان و تخت پادشاهی مسیح شد، نتیجه گرفته نمیشود که قدیسان در همین حدود زمینی محصور شوند، (2)بلکه میتوانیم بگوییم که پاکان قادرند به عوالم دیگر بروند و محصور در مکان واحدی نباشند. (3)
از نظر مسیحیان، بازگشت و ظهور مسیح چه مراحلی دارد؟ آیا عیسی مسیح حکومت هم خواهد نمود؟
مسیحیان معتقدند بازگشت مسیح و ظهور دوبارۀ او در آخرالزمان برای تکمیل عمل نجاتبخشی خود در نقشۀ خداوند، در چندین مرحله انجام میپذیرد که عبارتاند از:
این مرحله شامل ربودن مؤمنان کلیسا و بردن آنان به آسمان است. در یک چشم بر هم زدن، به صورت ناگهانی و بدون آگاهی قبلی، عیسی آنهایی را که آمادۀ بازگشت او هستند، میرباید و به آسمان میبرد. پولس رسول میگوید:
همانا به شما سرّی میگویم که همه نخواهیم خوابید، لیکن همه متبدّل
خواهیم شد، در لحظهای و طرفةالعینی، به جهت نواختن صور اخیر؛ زیرا کرنا صدا خواهد داد و مردگان بیفساد برخواهند خاست و ما مقبول خواهیم شد. (1)
اما وطن ما در آسمان است که از آنجا نجاتدهنده، یعنی عیسی مسیح خداوند را انتظار میکشیم که شکل جسم ذلیل ما را تبدیل خواهد نمود تا به صورت جسم مجید او مصور شود. (2)
هدف از این ملاقات در آسمان، دادرسی مؤمنان و دادن پاداش به آنان و حساب پس دادن در استفاده از استعدادها و اموال و فرصتهایی است که به آنها داده شده بود. (3)
پس از مرحلۀ اول ظهور مسیح و پیش از مرحلۀ دوم آن، دوران مصیبت بسیار شدیدی پیشگویی شده است. در این دوره که بنابر برخی اشارهها هفت سال طول خواهد کشید، (4)زمان چنان سخت و تنگ خواهد شد که «از هنگام پیدایش امتها تا بدین روز، همانندی نداشته است». (5)
هنری تیسن با استفاده از آموزههای کتاب مقدس، این دوران را چنین ترسیم میکند:
وقتی کلیسا ربوده شود، دیگر نمک و نور در جهان نخواهد بود. مدت کوتاهی پس از ربوده شدن کلیسا، تا زمانی که مردم به سوی خداوند بازگشت نکردهاند، بر روی زمین هیچ موجود نجاتیافتهای وجود نخواهد داشت.
روحالقدس، خدمت بازدارندۀ خود را از جهان خواهد برداشت. در آن زمان، فساد و ظلمت به سرعت زیاد خواهد شد. گناه همهجا را فرا خواهد گرفت و مردِ بیدین ظهور خواهد کرد. شیطان و فرشتگانش بر روی زمین قدرت زیادی خواهند داشت، ولی آمدن مسیح، عوامل اشاعۀ بیدینی را از میان خواهد برد. (1)
طبق تفسیر کتاب مقدس، پیشگوییها به صراحت بر سیطرۀ مسیحیت در همۀ عالم و غلبۀ آن بر همۀ دشمنان و موانع دلالت دارد تا آنجا که قلوب انسانها را تسخیر میکند و این مدت باشکوه، هزاره سال نامیده شده است. (2)
بنابر آموزههای کتاب مقدس، هنگامیکه سالهای مصیبت بیسابقه، به پایان خود نزدیک شود، روحهایی از دهان اژدها و از دهان وحش و از دهان نبی کاذب بیرون میآیند و بر پادشاهان ربع مسکون، یعنی مناطق مسکونی زمین خروج میکنند تا ایشان را برای جنگ عظیم در «هرمجدون» (3)فراهم آورند. (4)
دشمنان مسیح جمع میشوند تا «اورشلیم» را تصرف کنند و یهودیان و فلسطین را به اسارت درآورند (5)ولی وقتی به پیروزی نزدیک شدهاند، مسیح با لشکریان خود از آسمان نزول خواهد کرد و در جنگ نهایی، پس از غلبه بر آنان، پیشوایانشان، گرفتار و به دریاچۀ آتش افکنده خواهند شد. (6)
سپاهیان آنان نیز با شمشیری که از دهان مسیح خارج میشود، کشته خواهند شد و راه برای استقرار حکومت مسیح هموار خواهد گردید. (1)
این دوره، هزارسال به طول میانجامد و مسیح به عنوان فرمانروایی جهانی ظاهر خواهد شد و عدل و انصاف کامل در جهان برپا خواهد گشت. (2)شیطان
و روحهای شریر بسته میشوند و به مدت هزار سال در «هاویه» افکنده
خواهند شد. (3)
نبرد آرماگدون در مسیحیت چه ارتباطی با جنگ قرقیسیا در متون اسلامی دارد؟
واقعۀ «آرماگدون» که براساس پیشگویی کتاب مکاشفۀ یوحنا از کتابهای عهد جدید مطرح و مربوط به آخرالزمان است، نزد برخی از مسیحیان به خصوص پروتستانها اهمیت دارد. مسیحیان صهیونیست در دنیای امروز با صرف هزینههای فراوان، با تبلیغ آموزههایی چون: فرا رسیدن پایان دوران، نبرد نهایی، آمدن دوبارۀ مسیح، در قالب ساخت فیلم، انتشار کتابها و مقالات فراوان سعی دارند به مردم جهان بقبولانند که این حادثۀ بزرگ که وسعت آن بسیار دهشتناک است، همزمان با پایان جهان که گویا نزدیک هم هست، به عنوان آخرین نبرد حق و باطل، باعث پالایش جهانیان میگردد و پس از آن، دوران حکومت هزارسالۀ مسیح با شکوه و مجدِ فراوان رقم خواهد خورد.
جدای از انگیزۀ طراحان این فرضیه و عوامفریبی آنان و سوءاستفادههایی که در برنامههای کلان جهانی خود دارند، اهمیت این موضوع در آن است که موج تبلیغات آنان به حوزۀ اسلامی هم وارد شده و ذهن بسیاری از علاقمندان به
موضوعات آخرالزمانی را درگیر نموده است؛ بهطوریکه برخی درصددند در میان اخبار، متون و روایات اسلامی، به نحوی این واقعه را با واقعۀ «قرقیسیا» که در احادیث و روایات اهلبیت علیهم السلام بدان اشاره شده است، منطبق سازند.
با مراجعه به کتابهای طرفین و در یک مقایسۀ اجمالی، در جدول ذیل به تفاوتهای نبرد قرقیسیا و واقعۀ آرماگدون اشاره نمودهایم:
*قرقیسیا/آرماگدون
-منطقۀ مرزی عراق، ترکیه و سوریه/20 مایلی جنوب شرقی حیفا در فلسطین اشغالی/موقعیت جغرافیایی
-روایات اسلامی متعدد وصریح در کتب فریقین/تفسیرهایی بیمبنا از یک عبارت عهد جدید در کتاب مقدس/منابع پیشگویی
-درگیری با سلاحهای روز و کشتههای بسیار/جنگ بزرگ هستهای با تعداد کشته غیرقابلباور/نحوۀ جنگیدن
-بنابر برخی روایات، درگیری برای تصاحب ثروتی است که زیر فرات بوده است و طرفین باطل هستند./جنگ میان دو سپاه موسوم به حق و باطل!/انگیزۀ رویارویی
-بنابر برخی از روایات، پنج ماه قبل از ظهور/در آستانۀ ظهور حضرت مسیح علیه السلام پس از بازسازی معبد سلیمان و تولد گوسالۀ سرخموی/زمان جنگ
-مجموعهای از حکام جاهطلب و حریص، مانند سفیانی که روایات معتبری دارد. در برخی روایات از ترکها و رومیان و سپاهی از مصر یاد شده است./دو سپاه خیر (یهودیان و مسیحیان صهیونیست امریکا) و شر؛ کفار (=کمونیستهای روسیه، چین و کوبا) و مشرکان (= اعراب و شیعیان ایران)/طرفین درگیر
-سفیانی/سپاه خیر(یهودیان و مسیحیان صهیونیست امریکا)/پیروز میدان
-هفتاد، صد یا چهارصد هزار نفر (اختلاف در روایات)/چند میلیون نفر+ 3/2 میلیون یهودی/تعداد کشتهها
-حملۀ جانوران برای خوردن لاشۀ مردگان/دفن همۀ مردگان به مدت 7 ماه/سرانجام کشتهها
-لازم نیست/همۀ قوای مسیحیان صهیونیست برای زمینهسازی مورد استفاده قرار میگیرد./زمینهسازی
--------/حمله به عراق، افغانستان، لبنان، سوریه و شاید ایران.../عوارض باور به ...
-با توجه به اعتبار برخی روایات سفیانی/داستانی ساختگی با احتمال وقوع صفر/میزان احتمال وقوع
ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و ادامۀ فعالیتهای سفیانی (اشغال عراق و عربستان و...)/ظهور حضرت مسیح/پایان ماجرا
در آیین هندو، اندیشۀ نجات چه خصوصیاتی دارد و منجی موعود کیست؟
خاستگاه آیین هندو به عنوان یکی از قدیمیترین ادیان جهان، در سرزمین هندوستان است. آیین هندو سه فرقه دارد که عبارتاند از: مذهب ویشنویی، مذهب شیوهی و مذهب شاکتهی که در برخی از اصول مانند آموزۀ چرخۀ سمساره، مفهوم کرمه و اصل حجیت وداها مشترک هستند. در بین این سه
مذهب، پیروان ویشنو مطالب جدیتری در مورد منجیگرایی دارند که در ادامه به آنها اشاره میکنیم.
هندویان معتقدند کار اصلاح جهان از دست انسانها خارج است و روند رو به تباهی جهان، جز با دخالت خدا یا آسمان یا ماوراءالطبیعه به سامان و صلاح بازنمیآید. این باور ممکن است با وعدهای نیز همراه باشد یا صرفاً تشخیص یک ضرورت، امیدی روانشناختی، یا آرزویی مؤکد و آرمانی باشد. با این توضیحات باید گفت: اندیشۀ منجی موعود هندو، در چهرۀ شخصیتی به نام کلکین (kalkin) یا کلکی (kelki) متبلور است که بنابر مذهب ویشنویی آخرین اَوَتاره یا تنزلات دهگانۀ ویشنو در زمین است. بنابر اعتقاد هندوهای ویشنویی، خداوند در زمان فترت دین و فضیلت و غلبۀ ظلم و رذیلت، به صورت موجودی مادی در زمین تنزل میکند تا ریشۀ فساد را بَرکند و عدالت و نیکی را احیا نماید.
کلکی که دهمین و آخرین اوتاره است، ویژگیهایی دارد که در عباراتی از کتاب مقدس هندوان آمده است:
او بر کل زمین میگردد، بدون اینکه موجود زندهای او را ببیند؛
خدای عالم دارای جلال بیبدیل، بهرهمند از فضایل بیشمار و هشت خصلت والا، سوار بر اسبی چابک و چالاک خواهد بود؛
وقتی کلکی که دارای قدرت فوقبشری و محافظ فضایل است خود را بر زمین نازل می کند... .
در برخی متون دیگر مانند مهابهارته، او را انسان پنداشتهاند و در توصیفش آوردهاند:
او پادشاه خواهد بود، چرخانندۀ چرخ (عالم) پیروزمند از طریق قانون، و او جهان پرآشوب را به سوی آرامش میبرد؛ در حالی که برهمنان گرد او جمع میشوند، آن برهمن، نسل تمام اجنبیهای پست را هر کجا باشند،
برمیاندازد.
اندیشۀ منجیگرایی و اعتقاد به کلکی، چه بازتابی در زندگی هندوها داشته است؟
هندوها به دلیل نگرش خاص خود به جهان، چندان توجهی به آینده ندارند و تمام تلاش خود را صرف بهبود وضع موجود میکنند تا از چرخۀ سمساره یا فرآیند زاد و میر مکرر رهایی یابند و به تبع آنکه کلکی در مقایسه با دیگر آموزهها و مفاهیم هندویی سهم کمتری در متون هندویی دارد، در شمایلنگاری و مجسمهسازی هندویی هم تنها چند نماد را در بین نمادهای متعدد و مورد احترام به خود اختصاص داده است. البته نکتۀ قابل توجه دربارۀ نمادنگاری کلکی، ارتباط خاص او با اسب است. تندیسهایی که از این شخصیت موعودی میسازند، یا ترکیبی از بدن انسان با سری اسبگونه است، یا انسانی اسبسوار و یا اسبی است که آن را مرکب کلکی میپندارند. به همین دلیل کلکی به منجی اسبسوار معروف شده است.
در هند تنها یک معبد از معابد بیشمار هندوان به کلکی اختصاص دارد و آن در شهر جیپور مرکز ایالت راجستان در جنوب غربی هند است که متعلق به اوتاره کلکی است. در این معبد اتاقی وجود دارد که در آن مجسمهای از یک اسب قرار دارد که اعتقاد بر این است که متعلق به کلکی است. درِ ساختمان اصلی معبد از زمان ساخت تا کنون بسته است و برای بازکردن آن در انتظار تولد کلکی هستند.
اندیشۀ منجیگرایی در تاریخ پیروان آیین هندو هم بازتابهایی داشته که برای نمونه میتوان به مدعیان دروغین موعودی و جنبشهای اصلاحی هزارهگرا و موعودگرا اشاره نمود.
نام منجی موعود در آیین بودا چیست و چه ویژگیهایی دارد؟
در پاسخ به این سؤال مقدمتاً باید به صورت مختصر با آیین بودا و مؤسس آن
آشنا شد. آیین بودا که در حدود پنج قرن پیش از میلاد در هندوستان پدید آمد، در واقع واکنشی در برابر تفکرات انحصارطلبانه برهمنان هندو بود. اگرچه در بودیسم، وجود شخص بودا و شناخت زندگی او در برابر اصل معنوی بودا شدن، اهمیت چندانی ندارد، ولی اصول کلی بودیسم، به نحوی در مطالعۀ زندگی شخصی بودا روشن میشود.
اندیشههای بودا، اگرچه متکی بر نوعی جهانبینی است و از این نظر دارای فلسفهای خاص است، ولی بیشتر آموزههای بودا، جنبۀ عملی و اخلاقی دارد. مجموعه اندیشههای بودا در «تری پیتکا» یا همان «سه سبد» که به آن «کانون پالی» میگویند، چند قرن پس از او جمعآوری شد. همۀ فرقههای بودایی در اعتقاد به جوهر نظریات بودا، که به چهار حقیقت مطلق مشهور است، مشترک هستند. این چهار حقیقت عبارتاند از:
_ حقیقت رنج: این جهان پر از رنج و محنت است؛
_ حقیقت علت رنج: سبب رنج آدمی، شوق و علاقۀ جسم خاکی و هواهای دنیوی است؛
_ حقیقت پایان رنج: وقتی میل و هوس از بین برود، همۀ رنجها پایان میپذیرد؛
_ حقیقت راه رهایی از رنج: راهِ رهایی از این رنج در هشت چیز خلاصه میشود: بینش درست، اندیشۀ درست، گفتار درست، کردار درست، معاش درست، تلاش درست، حضور ذهن و آگاهی درست، تمرکز حواس و یکدلی درست.
بعد از مرگ بودا و در حالی که تنها راه انتقال آموزههای او، سنت شفاهی بود، در اثر تفاسیر مختلف گفتههای او، فرقههای گوناگون بودایی پدید آمد. دو فرقۀ مهم که در آیین بودا وجود دارد، عبارتاند از: «هینهیانه» و «مهایانه».
مکتب «هینهیانه» به معنای چرخ یا ارابۀ کوچک (لقبی که توسط مهایانه و به
منظور تحقیر به آنها داده شد و بعدها به همین نام مشهور شدند)، در حقیقت خود را حافظ سنت اصیل بودایی میدانست. در این مکتب، رستگاری برای همگان میسر نیست؛ چون پیمودن این راه، تواناییهای خاص خود را میخواهد.
«مهایانه»، به معنای چرخ یا ارابۀ بزرگ، در واکنش به مکتب هینهیانه شکل گرفت، که با بازنگری در اصول آیین بودا و تحولی که در مفهوم «بودی ستوه» انجام گرفت، دامنۀ دستیابی به رستگاری را وسیعتر و گستردهتر دانست، و همین امر، موجب گسترش این مکتب شد.
برای روشنشدن مفهوم موعود و منجی در بودیسم، لازم است با دو مفهوم «بودا» و «بودی ستوه» بهتر آشنا شویم. بودا و بودی ستوه، در واقع عنوانهایی هستند برای موجوداتی علوی، که در رستگاری انسان مؤثرند. بودا، به نجاتدهندگانی گفته میشود که در زمان گذشته به دنیا آمدهاند و ابتدا صورت بشری داشتهاند، سپس به مرتبۀ اشراق رسیده و پس از اینکه انسانها را به راه درست زندگی رهنمون شدهاند، به مقام نیروانا (فنای مطلق) رسیدهاند. سدارته گوتمه (بودا) از این نوع است. در اعتقاد بوداییان، بودا یک نوع اصل است که در زمانهای مختلف، خود را توسط شخصیتهای مختلف متجلی میکند.
اما بودی ستوهها، در حقیقت بوداهای بالقوه هستند که حیات جسمی فعلی ندارند. هر فردِ بودایی، قبل از رسیدن به مقام بودایی، یک بودی ستوه است، مثلاً سدارته پیش از بیداری، یک بودی ستوه بود.
مفهوم بودی ستوه، اگرچه در متن تفکرات اصیل بودایی وجود داشت، ولی بیشتر توسط مهایانه مورد توجه و پردازش قرار گرفت. در مکتب هینهیانه، تنها دو بودا از این قبیل ذکر شده است که یکی همان گوتمه (سدارته؛ بودا) است و دیگری «میتریه» که یک بودی ستوه است و بودائیت او در حال کمون است.
اما در مهایانه توجه بیشتری به این موجودات علوی شده است. در این مکتب، سدارته (بودا) چهارمین بودا از بودایان زمینی است که به دنیا آمده است و پنجمین بودا که خواهد آمد و اکنون بودی ستوه است، همان میتریه است.
میتریه؛ منجی موعود بودایی: همانطور که گفته شد، مفهوم منجی و موعود در بودا را میتوان در همین مفهوم میتریه _ که به رغم اختلافات موجود، در هر دو مکتب عمدۀ بودایی مشترک است _ به وضوح دید.
میتریه، بودی ستوهای است که در آینده میآید، و هماکنون در حال کمون است. او منتظر است که زمان بروز و ظهور او در روی زمین آماده شود؛ در آن وقت، مرتبۀ شهود و اشراق را حاصل میکند، خلایق را در عصر خویش، همانند گوتمه، به سرمنزل سعادت رهبری مینماید، و به همگان مژدۀ رهایی داده آنها را از چرخۀ برگشت به دنیای سراسر رنج نجات میدهد. مفهوم میتریه در بودیسم _ و خصوصاً در مکتب مهایانه _ مورد احترام و بزرگی خاصی است، و از او تمثالها و پیکرهایی ساخته شده، و او را در نهایت مجد و بزرگی، به هیئت مردی نشسته که آمادۀ برخاستن است، نشان دادهاند.
اگرچه در مورد جزئیات اتفاقات و زندگی میتریه به هنگام زندگی در این دنیا، معلومات یکسان و زیادی در متون مقدس بودایی وجود ندارد، ولی اعتقاد به آمدن او در بودیسم، یک اصل انکارناپذیر است.
در «کانون پالی»، نام میتریه در بخش «چکه وتی سیهه ناده» برده شده است و در آثار بودایی غیرپالی نیز چند اثر به میتریه اختصاص یافته است.
در «مهاونسه»، چنین اتفاقاتی را در مورد زمان آمدن میتریه میخوانیم: پس از آنکه شاکیه مونی به پری نیروانه رسید، جهان پای به سراشیبی اجتماعی و کیهانشناختی نهاد. پنج هزار سال پس از آخرین بودا، آفتابِ آموزههای بودایی
افول میکند و طول عمر آدمیان به ده سال فرو میکاهد. در این زمان، چرخۀ وارونه و زندگی متحول میشود؛ بهطوری که متوسط عمر مردم به هشتاد سال میرسد. با این عمرهای طولانی و زمینۀ مناسب برای تعالیم بودا، یک راهنما خواهد آمد. او برای مردم رفاه و بهروزی میآورد و آموزههای بودا را ترویج میکند. آنگاه که چنین فضای بهشتگونهای فراهم شد، میتریه از آسمان نزول میکند و بودایی خویش را به کمال میرساند.
جهت آشنایی بیشتر میتوانید به این منابع مراجعه نمایید:
اندیشۀ نجات موعودگرایانه در ادیان چین، چه بازتابی در فرهنگ و رسوم مردم داشته است؟
منظور از ادیان چینی سه دین تائو، کنفسیوس و بودا است که در اعماق جان مردم چین چنان نفوذ کرده و با هم آمیخته شدهاند که دین واحدی به نام تسوجیائو پدید آوردهاند. هریک از آنها یکی از ابعاد این دین را پوشش میدهد: آیین کنفسیوس بُعد اخلاقی و شعایر گذرا، و آیین تائو نظام شناخت و برنامههای جشنهای سالیانه، و آیین بودا عهدهدار آموزههایی چون تقلیل رنج، نجات اخروی و مراسم مردگان است. در بخشهای قبلی با اندیشۀ موعودی در بودیسم آشنا شدیم و در اینجا با این اندیشه و بازتاب این اندیشه در دو دین دیگر آشنا میشویم که از لحاظ عقیدتی و از نظر اعمال و شعائر مربوط دارای اهمیت است. هرچند خصوصیات منجی چینی در این دو دین با هم متفاوت است و افرادی در
طول تاریخ ادعای منجی بودن کردهاند، ولی به نظر میرسد تودههای پیرو این دینها به دنبال منجی واحدی هستند که به سوی هماهنگی و صلح بزرگ هدایت کند و اینکه متعلق به چه دین و گرایشی و حتی با چه نامی خوانده شود، برای آنان اهمیت چندانی ندارد. تعدد منجی در این ادیان نیز گواه این امر است که آنها به دنبال شخص خاصی نیستند، بلکه فردی با اوصاف کلی و دارای ویژگیهای خاص به عنوان منجی مطرح است. آموزۀ منجی موعود در فرهنگ چینی که در قالب نظریۀ صلح بزرگ تجلی یافته است، با وجود رسوخ و فراگیری دینی زیادی که دارد، بروز و ظهور قابل توجهی نیز در عرصۀ آیینها و شعائر دینی دارد.
در بُعد اجتماعی هم یکی از بارزترین بازتابهای آن، در حکومتها و قیامهایی جلوهگر شده است که با داعیۀ وحدت اجتماعی، رفع ظلم و ستم، رفاه عمومی، برقراری «هماهنگی» و «اعتدال جهانی» صورت گرفته است.
نظریۀ صلح جهانی و عصر طلایی در فرهنگ دینی چینیان چیست و چه ارتباطی با موعودگرایی دارد؟
در جهانبینی چینی این اندیشه وجود دارد که به هرحال جهان به مقصود خویش میرسد و اصولاً ادوار جهان به گونهای است که یک عصر طلایی در آن وجود دارد، ولی این کمال صرفاً با تکامل پدیدهها به صورت طبیعی حاصل نمیشود و نیل به این مقصود نیازمند شخصی مقتدر با نیروی خاص فوق بشری است. از اینرو، گرچه این شخص بر خلاف روند طبیعی عالم قدم برنمیدارد و تکامل پدیدهها برای رسیدن به کمال کل جهان امری ضروری است، ولی جایگاه این شخص را هیچ پدیدهای پر نمیکند و او به عنوان کاملکنندۀ تمام این تکاملهای جزئی، جایگاه ویژهای دارد.
منجی موعود در فرهنگ چینی در پی برقراری حکومتی گسترده و جهانی است که تمام انسانها را در قالب صلح بزرگ دربر میگیرد و در آن تمام انسانها و جوامع متعدد به یک هماهنگی بزرگ رسیده و سعادت و رفاه پدید میآید. در سایۀ این حکومت فقر و بدبختی، جنگ و خونریزی و ظلم و بیعدالتی از عالم انسانی بهطور کلی برطرف میشود.
برای مطالعۀ بیشتر در این زمینه میتوان به منابع زیر مراجعه کرد:
تاریخ فرهنگ چین، تألیف فیتز جرالد، ترجمۀ اسماعیل دولتشاهی؛
گونهشناسی اندیشۀ منجی موعود در ادیان چینی، تألیف محمدعلی رستمیان؛
تاریخ فلسفۀ چین، تألیف چو جای و وینبرگ جای، ترجمۀ ع. پاشایی.
زرتشتیان چه اعتقادی دربارۀ ظهور منجی دارند؟ نام منجی زرتشتی چیست و چه نشانهها و خصوصیاتی دارد؟
موعود زرتشتیان به لحاظ ساختاری تفاوتهایی با دیگر ادیان بزرگ دارد؛ چون برخلاف دیگر ادیان که پیروانشان منجی نجاتبخشی را در آخرالزمان انتظار میکشند، زرتشتیان معتقدند سه پسر آیندۀ زرتشت که با نام عمومی سوشیانت شناخته میشوند، موعودهای نجاتبخشی هستند که هریک به ترتیب در سر هزارهای ظهور میکنند. سوشیانس یا سوشیانت نام عمومی سه پسر زرتشت است که در آخرالزمان از نطفۀ وی متولد میشوند. این سه موعود زرتشتی یعنی هوشیدر، هوشیدرماه و سوشیانس در آخرالزمان هریک در سر هزارهای ظهور میکنند تا اوضاع نابسمان جهان و مردمان را سامان بخشند. نام سوشیانس، بهخصوص به آخرین منجی و موعود تخصیص یافته که آخرین مخلوق اهورامزدا نیز خواهد بود.
کلمۀ «سوشیانس» که از ریشه «سو» به معنای سودمند است، در اوستا «سئوشیانت» (ŝ) و در پهلوی به اشکال گوناگونی چون سوشیانت، سوشیانس، سوشانس، سوشیوس یا سیوشوس آمده است. در فروردین یشت، بند 129، در معنی سوشیانت چنین آمده است:
او را از این جهت سوشیانت خوانند، برای آنکه او به کلیۀ جهان مادی سود خواهد بخشید. (1)
در گاتاها این کلمه چندینبار برای شخص زرتشت بهکار رفته و پیامبر خود را سوشیانت خوانده؛ یعنی کسیکه از وجودش سود و نفع برمیخیزد و سودرساننده است. (2)همچنین چندبار دیگر در سرودها این واژه بهصورت جمع آمده و زرتشت خود و یارانش را «سودرسانندگان» معرفی کرده است. (3)در سایر قسمتهای اوستا نیز غالباً «سوشیانسها» به صورت جمع آمده و منظور از آنها پیشوایان و جانشینان زرتشت است که در تبلیغ دین کوشا هستند و مردم را به راه راست هدایت میکنند. (4)در بخشی از یسنا (5)که از ستایش فروَشی نیاکان یاد شده، آمده است:
همۀ فروهرهای نیک توانای مقدس پاکان را میستاییم از آن (فروهر) کیومرث تا سوشیانت پیروزگر. (6)
1) یشتها، گزارش استاد پورداوود، ج2، ص101.
2) یشتها، گزارش استاد پورداوود، ج2، ص101.
3) یسنا، 13:34، 3:46، 12:4؛ و نیز نک: رسالۀ سوشیانس، گزارش استاد پورداوود، ص7 - 13؛ فرهنگ نامهای اوستا، ج2، ص769-770. همچنین دربارۀ کلمۀ «سوشیانس» و اشتقاق آن و کاربرد مفرد و جمع آن در اوستای گاهانی و جدید نک: نجاتبخشی در ادیان، محمدتقی راشد محصل، ص4 - 9.
4) نک: یسنا، 7:12، 3:13، 1:14، 3:20، 5:61، 4:70؛ ویسپرد، گزارش استاد پورداوود، 1:15، 13:11، 1:22؛ سروش یشت، 17؛ فروردین یشت، 17 و 38. (به نقل از: رسالۀ سوشیانس، ص10 - 11)
5) 10:26.
6) یسنا، 1: 229.
بنابه مندرجات کتاب پهلوی دادستان دینیک، هنگامی که سوشیانس در آخرالزمان ظهور کند، قیامت مردگان به مدت 57 سال طول خواهد کشید. در این مدت، سوشیانس در کشور مرکزی، یعنی خونیرس، (1)فرمانروا خواهد بود و شش تن از یارانش در شش کشور دیگر. اینان در طی مدت فرمانرواییشان، که باید به نوعی فرمانروایی معنوی و روحانی تلقی شود، همواره در حال اطاعت از سوشیانس و مجری فرمانهای وی خواهند بود.
به صورت خلاصه زرتشتیان معتقدند: پس از زرتشت، سه پسر آیندۀ او که موعودهای نجاتبخش آخرالزمان در آیین مزدیسنا هستند و با نام عمومی «سوشیانس» خوانده میشوند، به ترتیب: هوشیدر در آغاز هزارۀ یازدهم، هوشیدرماه در آغاز هزارۀ دوازدهم و سوشیانس در پایان هزارۀ دوازدهم ظهور میکنند. ایشان میآیند تا ادامهدهنده راه زرتشت، زدایندۀ پیرایهها از دین او و پالایندۀ جهان از فساد و تباهی و سرانجام، منجیان مردمان و برپاکنندۀ رستاخیز مردگان باشند. (2)
بنابر نوشتههای پهلوی و چنانکه گذشت، در پایان هر هزاره از آخرین دوره از عمر جهان، یکی از پسران زرتشت همچون رهاییبخشی برای یاریرساندن به دین بهی و شکست اهریمن و یارانش پدیدار میگردد. اندکی پیش از ظهور اولین منجی
1) خونیرَس، نام کشور میانه از هفت کشور زمین است که بنا به اساطیر ایرانی، در هزارۀ هفتم پدید آمده است. این نام در اوستا به صورت خونیرث (Xvaērөaoa) و در پهلوی خونیرس (Xvanēras) و در نوشتههای فارسی خنیره یا خونیره (Xvanērah)، خنیرث و خنیرس آمده، و صفتی که برای آن آورده شده، نامی به معنی «درخشان» است. برای آگاهی بیشتر نک: اساطیر و فرهنگ ایران در نوشتههای پهلوی، رحیم عفیفی، ص505، یشتها، ج1، ص431 - 433؛ زند آکاسیه، ص90 و 252؛ ویسپرد، ص109 - 117؛ فرهنگ نامهای اوستا، ج3، ص1428 - 1440.
2) مینوی خرد، ترجمه: احمد تفضلی، پرسش1، بند95.
یعنی هوشیدر، دو نجاتبخش دیگر که بنابر متون زرتشتی از جاودانان و بیمرگان هستند، قیام میکنند و زمینه را برای ظهور و آمدن هوشیدر آماده میسازند. ایندو یکی بهرام ورجاوند (1)و دیگری پشیوتن یا پشوتن (2)
Le Monde Oriental, 1929, p.345).
است که بنابر متون موجود هریک نقش ویژه و رسالتی خاص برعهده دارند و با سختکوشی و فداکاری همۀ آشوبها و نابسامانیهای برهمزنندۀ آرامش و آسایش مزدیسنان را فرومینشانند.در پایان هزارۀ دهم و اندکی پیش از ظهور هوشیدر، پشوتن یا چهرومیان پسر شاه گشتاسب که بنابر روایات، خود یکی از بیمرگان و نجاتبخشان است، جهت ترویج، بازسازی و برپا داشتن آیینهای دینی قیام میکند و رهبری مؤمنان را بهدست میگیرد. وی به همراه یکصد و پنجاه شاگرد گزیدهاش _ مردان پرهیزکاری که جامۀ سمور سیاه پوشیدهاند _ از کنگدژ بیرون میآید و تمامی نیروهای اهریمن را شکست میدهد و جهان را از آلودگی پاک میکند. طبق مستندات زرتشتی روز قیام پشوتن، روز ششم فروردینماه است. (3)
بنابر متون پهلوی، برای ظهور بهرام ورجاوند نشانههایی ذکر شده که بیشتر آنها همانند وقایع و رخدادهایی است که در ابتدای هریک از هزارهها (بهویژه هزارۀ هوشیدر) از آنها یاد میشود.
مفهوم هزاره در آیین زرتشت و ارتباط آن با سوشیانت چیست؟
1) نام وی به پهلوی: kaywahrām، و لقبش به پهلوی: warzāwand است. وی یکی از نجاتبخشان زرتشتی است.
2) به پهلوی: pēšōtan و به اوستایی: pešō.tanū است. او پسر گشتاسپ کیانی میباشد. کریستنسن در کیانیان، ترجمه: ذبیحالله صفا، ص85، مینویسد: «پشیوتن» پسر ویشتاسپ همان «پیشی شی اُثْنَ، pišišyaothna» در یشت 13، بند 103 ملقب به «چهرمینوگ» است (به نقل از: نیبرگ Nyberg در
3) ماه فروردین روز خرداد، ابراهیم میرزایی ناظر، ص65 - 67، بند29.
زرتشتیان معتقدند: عمر جهان (سال کیهانی)، آغاز و انجام آفرینش در زمانی محدود به دوازدههزار سال صورت میپذیرد که خود به چهار دوره یا عهد سههزار ساله تقسیم میشود. دورۀ اول (سههزار سال اول)، دورۀ آفرینش مینوی است، یعنی امشاسپندان، ایزدان و فروهرها آفریده میشوند. در دورۀ دوم (سههزار سال دوم)، این آفرینش مینوی صورت مادی به خود میگیرد، اما حرکت و جنبش در این آفریدهها وجود ندارد. دورۀ سوم (سههزار سال سوم)، که با هفتمین هزاره از آغاز آفرینش شروع میشود، دورۀ آمیختگی خوبی و بدی، روشنی و تاریکی و بهطور کلی آمیزش ارادۀ هر فرد و اهریمن است. در آغاز این دوره، اهریمن از تاریکی به مرز روشنی میآید و آفریدگان روشنی هرمزد را میبیند و به فکر مبارزه با هرمزد و نابودی آفریدگان او میافتد و به دنبال این اندیشه، به آفریدگان او حمله میکند و با هریک از آنان به نوعی نبرد میکند و جهان مادی را میآلاید. در این دوره که در متون فارسی میانه از آن به «آمیزش» تعبیر میشود، گاه کامه هرمزد رواست و زمانی کامه اهریمن. آخرین دوره (سههزار سال چهارم) با ظهور زرتشت آغاز میشود. این هزاره دهمین هزاره از آغاز آفرینش و چهارمین هزاره از آغاز آفرینش مادی متحرک یا هفتمین هزاره پس از آفرینش مادی غیرمتحرک است. در هزارۀ چهارم و به تعبیری هفتم و به تعبیر دیگر دهم، دین بهی در زمین رواج مییابد و زرتشت، گسترانندۀ این آیین، از حمایت گشتاسپ نیز برخوردار است.
براساس روایات زرتشتی، در آخرین هزاره از عمر جهان، (هزارۀ دوازدهم) سه دوشیزه از نطفۀ زرتشت که در دریاچۀ هامون (1)قرار دارد، بارور میشوند و سه موعود مزدیسنان را میزایند.
1) دریاچۀ هامون همان کیانسیه یا کسَه اُیه Kasaoya مذکور در متن پهلوی است.
در برخی از آثار زرتشتی پس از ذکر نام شش پارسای جاودانی، از سه تن دیگر نیز یاد شده و فَروَشیشان ستایش شده است. اینان در اصل همان سه پسرِ آیندۀ زرتشت یا موعودهای نجاتبخشی هستند که در هزارۀ آخر عمر جهان، به فاصلۀ هزارسال از همدیگر، ظهور خواهند کرد. این سه تن عبارتاند از: (1)
اوخْشْیَت اِرتَه، یعنی پرورانندۀ قانون مقدس (نیرودهنده و رواکنندۀ قانونِ دین و دادِ زرتشت). (2)امروزه این نام را «اوشیدر» یا «هوشیدر» گویند و در کتب پهلوی، به صورت خورشیتدر یا اوشیتر آمده است. گاه کلمۀ «بامی» را به آن افزوده، «هوشیدربامی» میگویند که بهمعنای هوشیدر درخشان است؛
اوخْشْیَت نِمَه یا اوخْشْیَت نِمَنگه، یعنی پرورانندۀ نماز و نیایش. امروزه آن را «اوشیدرماه» یا «هوشیدرماه» گویند، ولی در کتب پهلوی به صورت «خورشیتماه» و «اوشیترماه» ضبط شده است. استاد پورداوود مینویسد:
در واقع بایستی «اوشیدرنماز» بگویند؛ چه کلمۀ «نِمَنگه» به معنای «نماز» است؛ (3)
اَستْوَتْ اِرِتَه، یعنی کسی که مظهر و پیکر قانون مقدس است. در خود اوستا نیز به معنای لفظی این کلمه اشاره شده و در بند 129، یشت سیزدهم، میخوانیم:
کسی که سوشیانت پیروزگر نامیده خواهد شد و اَستْوَتْ اِرتَه نامیده خواهد شد. از این جهت سوشیانت، برای اینکه او به سراسر جهان مادی سود خواهد بخشید؛ از این جهت اَستْوَتْ اِرتَه، برای اینکه او آنچه را جسم و جانی است، پیکر فناناپذیر خواهد بخشید، از برای مقاومت کردن بر ضد دروغ جنس دوپا (بشر)، از برای مقاومت کردن در ستیزهای که از طرف
پاکدینان برانگیخته شده باشد. (1)
اَستْوَت اِرتَه همان سوشیانس، یعنی سومین و آخرین موعود در آیین مزدیسناست. در کتاب اوستا هرجا که سوشیانت به صورت مفرد آمده،
از او آخرین موعود، یعنی اَستْوَتْ اِرِتَه اراده گردیده است؛ چنانکه امروزه نیز هروقت بهطور عام سوشیانس میگوییم، مقصود همان آخرین نجاتبخش و موعود است.
در دین زرتشت چه علایمی برای آخرالزمان و ظهور سوشیانت ذکر شده است؟
بنابر روایات دینی، 57 سال مانده به فرشگرد، سوشیانسزاده خواهد شد. به عبارت دیگر، «هزارۀ او که تنکردار است، 57 سال بُود». (2)
در زادسپرم دربارۀ ظهور سوشیانس و زمان و نشان رستاخیز میخوانیم:
57 سال به فرشگرد کرداری مانده، سوشیانس زاده شود [برای] به انجام رسانیدن آنچه که با زردشت آفریده شد. دربارۀ زردشت چنان پیداست که در سیسالگی به دیدار اورمزد آمد و دین پذیرفت و قانون را رواج داد. در طول 57 سال بهتدریج دین به هفت کشور بیامد. چون دین به رواج آمد، دروغ (اهریمن) از آشکارگی به زیر زمین [گریخت]. بهتدریج نیروی ایشان (دیوان) ناکار (بیاثر) شد. هنگامی که آن فرسته (پیامآور) به فرجام رسانده که سوشیانس است، به راهنمایی ایریمن به زمین پیدا شود، به همین اندازه در سیسالگی با مینویان دیدار کند. داد فرشگرد کرداری (قانون زندگی نو) هم در طول 57 سال با رواج کامل [دین] به هفت کشور برود و با رواج کامل آن، دروج (اهریمن) از [میان] آفریدگان نابود شود. از هنگامی که اهریمن به سوی آفرینش آمد، تاکنون ششهزار سال شمردنی (غیرکبیسه) است، [که
هر سال] از فروردینماه، اورمزد روز (روز یکم) است تا آنگاه که دوباره فروردینماه اورمزد روز شود که به سپری شدن ششهزار سال وهیزگی (کبیسه) چهار سال مانده است؛ زیرا هر چهار سال یک روز کبیسه افزوده نشده است و در ششهزار سال چهار سال باشد. در آن هنگام نشان رستاخیز [آشکار] باشد و سپهر بجنبد، سیر خورشید، ماه، ستارگان تغییر کند و در فضا یکی شوند، مانند سپهرگردان و چهرۀ دریاها [و] همۀ ساکنان زمین تغییر کند. در زمین بسیار جایها چشمههای آتش، مانند چشمههای آب بیرون آیند؛ زیراکه آنچه را که اورمزد با آب آفرید، با آتش پایان داده شود؛ زیرا آب طبعی دارد که روشنکننده و رویاننده است [اما] آتش سوزنده و بازدارندۀ تخم است. (1)
ص97 - 98.
برای پاک شدن زمین از تمامی موجودات اهریمن آفریده و آماده شدن جهان هستی برای انقلاب نهایی بهوسیلۀ منجی موعود به گاه رستاخیز و ظهور سوشیانس، آتشسوزیهای مهیبی زمین را فرا میگیرد؛ چنانکه بسیاری چشمههای آتش همانند چشمههای آب از زمین میجوشد. همچنین بنابر متنی که گذشت، از نشانههای رستاخیز، وقوع انقلابهای کیهانی و سماوی ازجمله تغییر مسیر خورشید، ماه و ستارگان است که در دیگر متون پهلوی نیز به صورتهای مختلف بدان اشاره شده است. برای مثال، در زند وهومن یسن آمده، به هنگام ظهور هریک از منجیان زرتشتی، خورشید به ترتیب، به گاه هوشیدر ده شبانهروز، به گاه هوشیدرماه بیست شبانهروز و به گاه سوشیانس یعنی آخرین موعود، سی شبانهروز در آسمان میایستد. جاماسبنامه توقف خورشید در آسمان را از معجزات هوشیدر دانسته که با وقوع آن، مردمان جهان به دین
1) گزیدههای زادسپرم، محمدتقی راشد محصل، 34 :46 -50؛ و نیز نک: همو، وزیدهگیهای زادسپرم،
حق میگروند:
جماعتی از او (هوشیدر) معجزه خواهند و او دعا کند و آفتاب دهروز در میان آسمان بایستد، سر به بالا کند، چون مردم جهان آن معجز ببینند در دین حق بیگمان شوند. پس خورشید برود و طراق عظیم آید، آنجا که آفتاب است و هرکس که دلش با خدای تعالی راست نباشد، زهرۀ او بترقد و جهان از گناهکاران صافی شوند. (1)
به روایتی دیگر که در دینکرد ذکر شده، هنگامی که اهریمن، زمانۀ خویش را رو به پایان میبیند، میکوشد تا خورشید را که برشمارندۀ روزها و سالهاست، از حرکت بازدارد تا مگر واپسین روز فرا نرسد. (2)
علاوه بر ایستادن خورشید در آسمان، در آخرالزمان تغییرات شگفتی در آسمان و جهان خاکی رخ میدهد که خود باعث بروز دگرگونیهای اساسی در نظام طبیعت است. از آن جمله میتوان به رنگ باختن خورشید و ماه، کوتاه شدن سال و ماه و روز، بروز زمینلرزههای شدید و بارانهای نابههنگام اشاره نمود:
خورشید نشان سهمناکی بنمایاند و ماه از رنگ بگردد و در جهان، سهمناکی و تیرگی و تاریکی باشد. به آسمان نشانهای گوناگون پیدا آید و زمینلرزه بسیار باشد و باد سختتر آید و به جهان نیاز و تنگی و دشواری بیشتر پدیدار آید... . (3)
در آن هنگام بادهای سرد و گرم فراوان میوزند و نظم فصول سال به هم
1) جاماسپی (جاماسب نامه فارسی)، به کوشش: مدن، ص89.
2) دینکرد، مدن، ص391 به بعد. برای متن دینکرد، نک: پژوهشی در اساطیر ایران، ص200.
3) نک: زند وهومن یسن، صادق هدایت، 4:6 و نیز: 16:4 و64؛ جاماسپی، 12:16 - 13. دربارۀ تاریک شدن خورشید و ماه و بهطور کلی تغییرات انجام شده در آسمان و زمین در آخرالزمان در ادیان دیگر نیز مطالبی ذکر شده است. نک: متی، 29:24 - 30؛ مرقس، 24:13 - 27؛ اشعیای نبی، 10:13؛ یوئیل نبی، 10:2 و 15:3 - 16؛ اعمال رسولان، 20:2.
میخورد، ابرهای بیباران بر فراز آسمان ظاهر میشود و بهجای آب، از ابرها جانوران زیانکار میبارد. (1)
و ابر کامکار و باد تندرو، به هنگام و زمان خویش باران نشایند کرد. ابر سهمگین همۀ آسمان را چون شب تار کند. باد گرم و باد سرد بیاید و بر و تخمه دانهها را ببرد. باران نیز به هنگام خویش نبارد و بیشتر خرفستر (جانوران زیانکار) ببارد تا آب. و آب رودخانهها و جویباران بکاهد و آن را افزایش نباشد. (2)
در آن هنگام ستارگان گناهکار (سیارات هفتگانه) از بند رها میشوند و با رها شدن آنها، آشوب و ویرانی افزایش مییابد و جهان را فرا میگیرد:
نشانهای آسمان پدیدار آید، یعنی ستارگان گناهکار از بند رسته شوند. (3)
به هر حال، به هر سو مینگری، زمین و زمان دچار انواع بلاها، وبا، قحط و نیاز و بهطور کلی حوادثی است که وقوع آنها سبب ویرانی و تباهی زندگی زمینی انسانها و موجودات است.
در آن زمانۀ پست، همۀ مردم نیز چون حاکمانشان فریفتار و ناراستند و دیو آز بر همگان چیره شده و آنان را به سختی و گناهکاری کشیده است. (4)
کسی حرمت نان و نمک نگه ندارد و مردم به یکدیگر مهر و محبت کمتر دارند:
و مردم را که در آن زمان زاید، زور و نیرو کمتر باشد و بدگمانتر و فریفتارتر
بس شوند که مهرِ روان [و دلبستگی به رستگاری روان] کمتر دارند و آزرم
[و حرمت] نان و نمک ندارند. پس چون مردم بتر و بداندیش و بدکیش
اهلموغ (1)[باشند]، آن [مردم] را دوست خویش شمارند. (2)
در آن زمان، کشتن مرغی و انسانی نیک، برابر شود. کار نیک و کرفه (ثواب) از دست مردمان کمتر رود. خُردان به بزرگی و پادشاهی رسند و بزرگان به بندگی و بینوایی. (3)
ای زرتشت سپیتمان! در آن زمان شگفت، مردمی که کستی بر میان
(کمر) دارند [به سبب] بدخواهی و فرمانروایی بد و داوری دروغ بسیار
که بر ایشان آمده است، زندگی ایشان را بایسته نیست [و] مرگ را به
آرزو خواهند. (4)
در آن دنیای وانفسا، دین و دینداری و روحانیان مذهبی که نگهدارندگان قوانین دینی محسوب میشوند و داعیهدار صیانت از آداب و رسوم و آیینهای مذهبی هستند، آنچنان به فساد و تباهی کشانیده میشوند که دینداران و روحانیان در میان خلق، گناهکارترین مردماند؛ بهطوری که از پنج گناه، سه گناه را ایشان مرتکب میشوند. آنان بدون هیچ دغدغهای از انجام وظایف دینی خویش سرباز میزنند و بیمی از دوزخ ندارند. در حق هم بدگویی میکنند و یکدیگر را به سخره میگیرند و به همین دلیل، مردم نیز به قول و فعلشان بیاعتمادند و گفتار و فتوای دروغزنان و افسوسگران را به جای ایشان ارج مینهند. (5)
در آن هنگامه از هر هزار یا دههزار تن، تنها یک نفر به دین گِرَود و آن یک نیز بدان عمل نکند. در نتیجه دین بهطور کلی نزار و ناتوان شود و فساد، تباهی،
1) در پهلوی: اشموگ یا اشموغ و در اوستا: اَشِمَئوغَ و لفظاً به معنای برهمزن اشا (راستی) است، که در اوستا غالباً به معنای گمراهکننده آمده است. به عبارت دیگر، اهلموغ و اشموغ بدعتگذار در دین است که آرای پوریوتکیشان را نقض میکند.
2) ام. او 29، ص307.
3) زند بهمن یسن، 21:4 و 36؛ ام. او 29، ص305، 308 و 347.
4) زند بهمن یسن،49:4.
5) نک: زند بهمن یسن، 4: 37-40؛ ام. او 29، ص308-309.
روسپیگری، غلامبارگی، دروغ و مرگ همۀ جهان را فرا میگیرد. (1)
پس همه خواستۀ گیتی را در زیرِ زمین نهان کنند و در آن زمان، کار روسپی و جهمرزی (2)و غلامبارگی و همخوابگی با زنان حایض در جهان بسی آشکارا [و نمایان و رایج] شوند و سیج (3)نهان و مرگ و وبا و نیاز در جهان بیشتر شود و تباهی و کام اهلموغِ دیوان و دروجان چیرهتر شود [و غالب آید]. (4)
کدام پیامبر خوابهای زیادی را دربارۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کتابهایش تعبیر کرده است؟
بیست و دومین کتاب از عهد عتیق (کتاب مقدس یهودیان) که مشتمل بر 24 کتاب است، متعلق به دانیال پیامبر است که چهارده فصل دارد. فصلهای هفتم تا دوازدهم آن مربوط به رؤیاهایی است که دانیال از آنها بهره میبرده است. این رؤیاها در دوران سلطنت بَلشَصَر و داریوش مادی و کورش (پادشاه سرزمین پارس) در بابل اتفاق افتاده است.
این کتاب در سالهای 162 تا 164 قبل از میلاد تألیف شده است؛ زمانی که آنتیو خوس اپیفانس، آزارگری میکرد. این کتاب از اینروی تألیف شد تا ایمان و امید یهودیانی که تحت آزار بودند، تقویت کند.
انتظار روز بازپسین و خُرد شدن آزارگر و امید به پادشاهی مقدسان، در سراسر کتاب به چشم میخورد. پنج خواب در کتاب دانیال نبی که خودش خواب دیده است، نقل میشود. تعبیر سه خواب در همانجا پشت سر هر خواب نقل شده
1) زند بهمن یسن، 31:4-32.
2) جه در پهلوی Jeh و در اوستا Jahi، به معنای روسپی، نام دختر اهریمن است. اصطلاح «جه مرزی» به کسانی اطلاق میشود که با روسپیان و فاحشهگان عشقورزی میکنند.
3) سیج در پهلوی Sēj به معنای خطر، نابودی، زوال و مایۀ هلاکت و گزند اهریمنی و نام دیوی است. این واژه اغلب با صفت «نهان رَوِش» یعنی نهانرفتار و نهانرونده به کار میرود (نک: پژوهشی در اساطیر ایران، ص88 و 97، ی22؛ ترجمۀ بندهش، ص166، ی11).
4) ام. او 29، ص311 و نیز ص305، 307 - 308.
است که دو خواب را جبرئیل برایش تعبیر کرده است. در ضمن این خوابها و تعبیرها اشارههایی به حکومت آخرالزمان و حکومت مقدسان و مخصوصاً پسر انسان، به چشم میخورد؛ مثلاً در تعبیر خواب اول (خواب چهار جانور) آمده است: «لیک آنان که پادشاهی به ایشان خواهد رسید، مقدسان خدای تعالی هستند و تا ابد صاحب پادشاهی خواهند بود تا ابد الاباد». (1)
یا در تعبیر خواب دوم که توسط جبرئیل انجام شده آمده است: «ای پسر انسان! بدان که این رؤیا روز بازپسین را آشکار میسازد». (2)
آیا بهائیان به عنوان یک فرقۀ منشعب از شیعه، به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اعتقاد دارند؟
بهائیت فرقهای است استعماری که توسط حسینعلی نوری معروف به بهاءالله به وجود آمده است. نوری شاگرد علیمحمد باب بود که به پیروی از اندیشههای شیخیه، خود را رکن چهارم یا انسان کامل میپنداشت. وی در آغاز مدعی بود که باب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، ولی در نهایت ادعای الوهیت نمود و اعلام کرد که بعداً کسی را به عنوان «من یظهره الله» خواهد فرستاد. بعد از اعلام علیمحمد، حسینعلی نوری مدعی شد که او همان کسی است که علیمحمد باب وعدۀ آمدن او را داده است. بعد از آن با ادعای نسخ دین اسلام، نغمۀ ایجاد دین تازه سرداد و به دینسازی روی آورد. (3)
برخی از عقاید بهائیان که امروزه در حیفا، یکی از شهرهای فلسطین اشغالی، مستقر هستند، از قرار زیر است:
اعتقاد به الوهیت و نبوت علیمحمد باب و حسینعلی نوری: یکی از سخیفترین و غیرمعقولترین اعتقادات بهائیت و بابیت اعتقاد به اله بودن باب و حسینعلی نوری است. علیمحمد باب ادعا کرده است که رفیعترین مراتب حقیقت یعنی الوهیت در او حلول کرده، آن هم حلولی مادی و جسمانی. (1)این اعتقاد بهائیان با مبانی تمام ادیان آسمانی در تضاد است؛ زیرا در ادیان آسمانی الوهیت مختص حضرت حق، پروردگار و خالق جهان و جهانیان است و در این مقام هیچکس و هیچچیز با او شریک نیست.
اعتقاد به قائم موعود بودن علیمحمد باب و میرزا حسینعلی: بهائیان میگویند: علیمحمد و میرزا حسینعلی موعود دین اسلام هستند و جمیع انبیا علیهم السلام به ظهور آنان بشارت دادهاند و علامات آن در کتابهای آسمانی ثبت است، ولی به نظر ما شیعیان آنچه در دین اسلام وعده داده شده است، یکی قیامت کبراست و دیگری ظهور بقیةالله عجل الله تعالی فرجه الشریف فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است که در قرن سوم هجری در سامرا متولد شد و نام مادرش نرجس است.
اعتقاد به نسخ دین اسلام: بهائیان میگویند: مقام قائم موعود به حکم برخی آیات قرآن کریم، مقام اصالت و نبوت و شارعیت است نه تابعیت. (2)و نیز میگویند: قائم در هنگام ظهورش، به نسخ دین اسلام حکم میکند و به تشریع شریعت جدیدی غیر از اسلام میپردازد. (3)اما شعیه میگوید: قائم موعود، تابع قرآن مجید و شریعت خاتمالانبیاء محمد صلی الله علیه و آله و سلم و مجدد و محیی همان دین اسلام است و صاحب کتاب جدید و آورندۀ شریعت جدیدی نیست و مقام او مقام
خلافت و وصایت و امامت است، نه اصالت و نبوت. (1)
خلاصه آنکه بهائیان اولاً مدعی الوهیت باب و بهاء و منکر خاتمیت نبیّ مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هستند و ثانیاً نهتنها منکر وجود نازنین امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند، بلکه دشمن او نیز به شمار میروند. مطلب زیر به نقل از سایت بازتاب گویای این ادعاست:
بهائیان به عنوان دشمنترین دشمنان حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف با هرچه که ذرهای یاد آن امام غایب از نظر را زنده سازد، به شدت مخالفت میورزند و میکوشند همۀ کانونهای مهدوی را با خشونت هرچه تمام تر، نابود سازند. اکنون پس از گذشت چندین سال از تلاشهای بیوقفه و سازمانیافتۀ آنها در ایران که پایگاه اصلی و مهم شیعه به شمار میرود، اسناد متعددی وجود دارد که عمق خصومت آنها از یک سو و وحشتشان از گسترش روزافزون فرهنگ انتظار را نشان میدهد.
آیا جنبشهای نو پدید دینی، منجیگرا هستند؟
ابتدا باید بگوییم پدیدۀ «ادیان جدید» که جامعهشناسان از آن به «جنبشهای نوپدید دینی» تعبیر میکنند، اصطلاحی است که ابتدا جامعهشناسان ژاپنی به حرکتهای دینی بعد از جنگ جهانی در ژاپن اطلاق کردند و سپس، همین واژه به انگلیسی ترجمه شد و به معنای «فرقه یا جنبش بدعتآمیز دینی» به کار رفت. جامعهشناسان ترجیح میدهند از اصطلاح «جنبشهای نوپدید دینی»
(new religious movement) استفاده کنند تا ادیان جدید.
اگرچه در تعریف صفت جدید در ادیان جدید اختلاف است، ولی در مجموع ادیان جدید به مجموعۀ نهضتها و حرکتهای فکری گفته میشود که اندکی پس از جنگ جهانی دوم همزمان در امریکا و ژاپن شروع شد و به مرور به اروپا و
1) بهائی چه میگوید، جواد تهرانی، ج2، ص76.
تعدادی کشورهای شرقی نیز سرایت کرد. جنبشهای نوپدید دینی و دینهای عصر جدید، دو نوع هستند:
الف) جنبشها یا کیشهای جدید دینی که به گونهای ریشه در یکی از ادیان آسمانی مانند یهودیت، مسیحیت، اسلام، و ادیان شرقی، مانند هندوئیسم، بودیسم، شینتو و... دارند. این سنخ به لحاظ ساختاری نیز مانند ادیان سرچشمه تا حدودی نهادینه و دارای چهارچوب الهیاتی و سازمانی است.
ب) گروههایی که نهادینه نیستند و نمیتوان آنها را برآمده از ادیان سنتی یا تفسیری نوین از آنها دانست و بیشتر مجموعهای از عقاید و باورهای رازورانه باطنی و عرفانی هستند؛ عرفان روانشناختی، تأکید بر «خود» انسان، خردگرایی و مساواتطلبی، فروکاستن خدا به موجودی در درون انسان، تأکید بر استعدادهای درونی انسان و اموری از این دست، از شاخصههای اصلی این سنخ است.
عوامل متعددی در به وجود آوردن این جنبشها یا ادیان جدید نقش داشتهاند، که برخی از آنها مانند فردگرایی، معنویتگرایی، تعارض فلسفه و دین یا عقل و ایمان در برخی از ادیان و... ربطی به موضوع ما ندارند، ولی یکی از دلایل به وجود آمدن این فرقهها، انتظار منجی است که اتفاقاً دلیل مهمی است. در میان جامعهشناسان و انسانشناسان دین، معروف است که دوران تحولات سریع اجتماعی در بسیاری از جوامع با جنبشهای موعودگرا آغاز شده است. این جنبشها به گفتۀ همین جامعهشناسان، در اروپای پیش از انقلاب صنعتی و در کشورهای مستعمره، متأثر از دو عامل حاکمیت استعمار و تحولات فنی و فرقهها یا جنبشهای نوپدید دینی، اغلب با نوعی موعودگرایی سنتی در جوامع رو به رشد همراه بودهاند. بروز و ظهور گروههای هزارهگرا در مسیحیت، خصوصاً در میان پروتستانها، شاهد این مدعاست. در اینجا به همین مقدار بسنده کرده و
علاقمندان به آشنایی بیشتر با این مباحث را به منابع زیر ارجاع میدهیم:
مجلۀ اخبار ادیان، شماره 7 و 8؛ مجلۀ هفت آسمان، شماره 7 و 19؛ مجموعه آثار، شهید مطهری، ج1؛ فلسفۀ دین، تألیف محمدتقی جعفری؛ انتظارات بشر از دین، تألیف عبدالحسین خسرو پناه.
مهدویت چه بازتابی در فرقههای شیعی داشته است؟ آیا در بین فرقههای شیعی منکر مهدویت هم وجود دارد؟
در ابتدا باید گفت: شیعیان، پیروان حضرت امام علی علیه السلام و اهلبیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند و شیعه در معنای عام، شامل فرقههای بسیاری است که معتقد به افضلیت علی علیه السلام نسبت به دیگر صحابه و سزاواری او به خلافت بلافصل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هستند.
برخی از فرقههای مهم شیعی عبارتاند از: کیسانیه، زیدیه، اسماعیلیه، واقفیه، و اثنیعشریه یا شیعۀ امامیه.
نفوذ اندیشۀ مهدویت در فرق شیعی، بسیار پررنگ است. برای مثال فرقۀ کیسانیه، که بنابر قول مشهور پیروان مختار ثقفی هستند، از نخستین فرق اسلامی است که مهدویت را به ویژه با لفظ «مهدی» مطرح نمودند و اهمیت بسیاری برای آن قائل شدند. در دیگر فرق مهم تشیع خصوصاً زیدیه، اسماعیلیه و امامیه نیز اندیشۀ مهدویت اصلی محوری و بسیار تأثیرگذار بوده است. (1)
در یک نگاه اجمالی باید گفت: مهدویت در بین فرق شیعه هیچ منکری
1) «گونهشناسی اندیشۀ منجی موعود در تشیع»، محمد جاودان، از مجموعه: گونهشناسی اندیشه منجی موعود در ادیان، ص415.
نداشته و فرق تشیع با اختلاف در سطح فهم برداشت خود همگی معتقد به این آموزه هستند.
زیدیه دربارۀ مهدویت چه نظری دارند؟
زیدیان که امروزه بیشتر در کشور یمن زندگی میکنند، معتقد به امامت زید بن علی بن الحسین علیه السلام هستند و خود را پیرو ایشان میدانند. اصل امامت در این فرقه بسیار مهم است، بهطوری که شاید بتوان برداشت مخصوص آنان از این آموزه را نقطۀ آغاز اختلافشان با دیگر فرقههای شیعی دانست. آنان در مورد امامت برخلاف دو فرقۀ مهم دیگر، یعنی اسماعیلیه و امامیه که این مقام را فقط شایستۀ اولاد حسین علیه السلام میدانند، معتقدند: هر فاطمیِ دارای فضیلت، خواه از نسل حسن علیه السلام یا حسین علیه السلام باشد و به سیف قیام نماید، امام است و تبعیت از او لازم.
مهدویت از آغاز شکلگیری زیدیه در بین پیروان آن وجود داشته و آنان معتقدند: سرانجام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف _ یکی از فرزندان فاطمه علیها السلام یا فردی از اهلبیت علیهم السلام _ ظهور میکند و بر پهنۀ گیتی حاکم خواهد شد و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، آنچنانکه پر از ظلم و بیداد شده است. او، قائم آل محمد است و به مؤمنان و مستضعفانْ عزت، و به کافران و ستمگرانْ ذلت خواهد بخشید. (1)
ایشان همانند اهلسنت میگویند: مهدی منتظر در آینده _ که در روایات به آخرالزمان توصیف شده است _ ظهور خواهد کرد. مهدی متولد نشده و بنابراین در غیبت نیست. از نظر زیدیه، همچنانکه پیامبر بشارت داده است، از ذریۀ او مهدی ظهور خواهد کرد؛ اما نام او و زمان ظهور او عیناً معلوم نیست. (2)
زیدیان در مورد انتظار، بنابر روایتی قائلاند که انتظار ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از
همان فضیلت و اجر مجاهد فی سبیل الله در صحنۀ پیکار برخوردار است. امام هادی، یحیی بن حسین بن قاسم بن ابراهیم (245 - 298ه-) در باب انتظار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میگوید:
من حبس نفسه لداعینا اهل البیت او کان منتظراً لقائمنا کان کالمتشحط بین سیفه وترسه فی سبیل الله بدمه؛ (1)
هرکس خویشتن را برای داعی ما اهلبیت وقف کند، یا در انتظار قائم ما بماند، همانند کسی است که در حال قتال در راه خدا به خون خویش غلطیده باشد.
اسماعیلیان چه کسانی هستند و در مورد مهدویت چه نظری دارند؟
اسماعیلیان یکی از فرقههای مهم شیعی هستند که تاریخ پر فراز و نشیبشان به اواسط قرن دوم و پس از وفات امام صادق علیه السلام میرسد. اینان اگرچه مانند شیعیان دوازدهامامی در امر امامت و مصادیق آن تا امام ششم، یعنی جعفر بن محمد الصادق علیهما السلام اشتراک عقیده دارند و امامت را نیز به نص میدانند، (2)ولی
دربارۀ سلسلۀ امامت بعد از امام صادق علیه السلام با پیروان آن امام یعنی شیعیان
امامیه اختلاف نظر دارند و امامت را در اسماعیل فرزند بزرگتر امام صادق علیه السلام
و نسل او جستوجو مینمایند. این فرقه خود به انشعاباتی مانند: خالصه، مبارکیه، قرامطه، فاطمیان، مستعلویه، نزاریه و... تقسیم شدهاند که در اعتقادات با هم اختلافاتی دارند.
مهدویت در میان اسماعیلیان از موضوعات پرابهام است که در عین حال
بیشترین دگرگونی را در طول تاریخ داشته است. برای مثال پیروان فرقۀ خالصه که به نوعی بانیان فرقۀ اسماعیلیه هستند و به همین دلیل اسماعیلیۀ نخستین نام بردار شدهاند، به مهدویت اسماعیل، غیبت او و سرانجام ظهورش معتقدند و میگویند: او ظاهر خواهد گشت و بر همۀ جهان سیطره خواهد یافت. اکثریت مبارکیه و در ادامۀ آنان قرامطه نیز معتقدند: محمد فرزند اسماعیل و نوادۀ امام صادق علیه السلام، امام و مهدی قائم است؛ او نمرده و در سرزمین روم پنهان و غایب است و سرانجام، ظهور خواهد کرد. (1)
بهرغم گوناگونی و رنگارنگی موعودباوری در میان اسماعیلیان، میتوان به مشترکاتی در بین فرقههای اسماعیلی در این زمینه اشاره نمود: رسالت مهدی موعود اجتماعی است و او رستگاری و عدالت را برای همۀ بشر به ارمغان میآورد. از دیگر کارکردهای این موعود، نسخ شریعت، برقراری کامل عدالت، اظهار اسرار و حقایق باطنی است که همگی از درانداختن طرحی نو حکایت دارد.
اهلتسنن دربارۀ مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چه دیدگاهی دارند و مهدویت در بین آنان از چه جایگاهی برخوردار است؟
با مراجعه به منابع روایی اهلسنت میتوان دریافت که به باور اهلسنت عقیده به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، عقیدهای حق و صحیح است که از پشتوانۀ انبوهی از روایات برخوردار است و حتی تعداد قابل توجهی از آنها براساس مبانی اهلتسنن غیرقابل رد میباشد. هرچند در این میان، تعداد اندکی از نویسندگان اهلتسنن هم یافت میشوند که با دیدۀ انکار یا تردید به عقیدۀ مهدویت نگریستهاند، اما چنین کسانی انگشتشمارند که مهمترین نام در این میان، ابنخلدون، تاریخنویس و جامعهشناس سرشناس میباشد. همچنین میتوان به
1) «گونهشناسی اندیشۀ منجی موعود در تشیع»، ص431.
احمد امین مصری یا محمد فرید وجدی یا سعد محمدحسن اشاره داشت. همین امر [= فراوانی روایات مباحث مربوط به مهدویت؛] بسیاری از علمای اهلتسنن را بر آن داشته تا در این زمینه احادیثی را بهصورت مستقل در کتب حدیثی خود ذکر کنند [مثل ابنابیشیبه در کتاب المصنف؛ ابنماجه در کتاب السنن؛ ابوداود در کتاب السنن؛ ترمذی در کتاب الجامع؛ و... که سه کتاب اخیر، از مجموع شش کتاب معتبر اهلسنت میباشند] یا حتی با نگاشتن کتابی مستقل به تبیین یا دفاع از این عقیده برخیزند. مانند ابن ابی خثیمه (م279) یا دیگر نویسندگان اهلتسنن در قرنهای بعد که حتی در میان آنها افراد متعصبی مثل ابنقیم (م751) و ابنکثیر (م774) به چشم میخورد و یکی از آخرین آنها هم، کتاب المهدی المنتظر فی ضوء الاحادیث الآثار الصحیحة اثر نویسندۀ وهابی معاصر، عبدالعظیم بستوی میباشد که در مطالب فوق از کتاب وی بهره گرفته شد.
مهدی در نظر اهلتسنن چه ویژگیهایی دارد و مهدی از نسل کیست؟
هرچند در اینباره روایات متعددی در کتب اهلتسنن میتوان یافت، ولی در اینجا به آنچه در کتاب المهدی المنتظر بستوی آمده، بسنده میشود؛ زیرا همچنانکه گذشت، نویسندۀ این کتاب از وهابیهای معاصر میباشد که با سختگیریها و بهانهتراشیهای مخصوص وهابیت به احادیث مهدوی نگاه نموده و تعدادی از آنها را به عنوان احادیث معتبر معرفی کرده است. براساس این احادیث معتبر، «مهدی از اهلبیت پیامبر» و «از نسل ایشان» و مشخصاً «از نسل حضرت زهرا علیها السلام» و «نام ایشان همنام پیامبر» میباشد و در «آخرالزمان قیام میکند و زمین به برکت ایشان آباد و پر از نعمت میشود» و «همچنانکه زمین پر از ستم شده، آن را از عدالت آکنده میسازد» و اصولاً رسالت حضرت، اقامۀ عدالت در جهان است، بهگونهای که «حتی اگر یک روز از دنیا مانده باشد، خداوند آن روز را
آنقدر طولانی خواهد ساخت تا قیام حضرت بهپا شود» و «در خراسان (ایران) قیامی رخ میدهد که به قیام حضرت متصل میشود». همچنین براساس برخی گزارشهای معتبر اهلسنت «یکی از علایم قیام حضرت، شهید شدن شخصی معروف به نفس زکیه میباشد» و نیز از برخی دیگر از گزارشهای معتبرشان استفاده میشود که قیام حضرت، ارتباط خاصی با کوفه دارد.
اهلتسنن دربارۀ نزول حضرت عیسی چه نظری دارند؟ آیا اینکه برخی از آنان مهدی را همان عیسی میدانند، صحیح است؟
دو دسته روایت در کتب حدیثی اهلسنت میتوان یافت. یک دسته تصریح دارد که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همان عیسی بن مریم علیهما السلام است و دستۀ دیگر صراحت دارد که عیسی بن مریم علیهما السلام از آسمان فرود آمده به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اقتدا میکند؛ ولی از یکسو روایات دستۀ اول علاوه بر اندک بودن، از هیچ سند معتبری برخوردار نیست؛ گذشته از آنکه ظاهراً هیچیک از آنها از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل نشدهاند!! برخلاف روایات دستۀ دوم که علاوه بر فراوانی، در میانشان روایاتی که بر مبنای اهلتسنن هم از صحت سند برخوردار باشند، یافت میشود و اکثریت آنها هم از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت شدهاند. از سوی دیگر، روایات معتبر و متعدد دیگری در دست است که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را از نسل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم معرفی میکند و این هم دلیل دیگری بر بطلان و ساختگی بودن دستۀ اول روایات اهلتسنن است. همین مطلب، برخی از نویسندگان اهلتسنن را هم واداشته تا روایات دستۀ اول را منکر شده به حرف عدهای بسیار اندک که همین عقیده را دارند، هیچ اعتنایی نکنند. در هر حال، براساس روایات معتبر اهلتسنن، عیسی بن مریم علیهما السلام از آسمان فرود خواهد آمد و به امام جماعت مسلمانان (که همان مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود) اقتدا خواهد نمود. حتی براساس روایات متعدد دیگری، آن حضرت در جنگهای معاصر
ظهور نیز مشارکت خواهد داشت و در کشتار دجال و یاران او که منجر به زمینهسازی حکومت حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف میشود، نقش اساسی و کلیدی نشان خواهد داد.
آیا در مذاهب دیگر نامی از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برده شده است؟
در همۀ مذاهب اسلامی، عقیده به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وجود دارد و روایاتی که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ذکر شده، در کتابهای معتبر سایر مذاهب اسلامی نیز آمده است. تنها اختلاف اساسی شیعه با سایر مسلمانان، تعیین مصداق آن است. شیعه معتقد است که حجت خدا و جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که دوازدهمین امام بعد از امام حسن عسکری علیه السلام است، ولی آنان چنین عقیدهای ندارند و تنها به مصلحی معتقدند که از خاندان پیامبر است و در آخرالزمان ظهور میکند و دنیا را پر از عدالت میکند و نیز ما معتقدیم که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف متولد شده و هماکنون زنده است و زندگی میکند، اما بیشتر اهلسنت معتقدند که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بعداً متولد خواهد شد. (1)
به علاوه، نام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در همۀ ادیان آسمانی قبل از اسلام، مانند یهود، مسیحیت و زرتشت، هم آمده است. البته آنها از او به منجی و نجاتدهندۀ جهان تعبیر کردهاند.
علایم ظهور در ادیان دیگر چه چیزهایی است؟
الف) در کتاب دادتگ دربارۀ ظهور آمده است:
1) البته دلایل بسیاری بر تولد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و زنده بودن او وجود دارد. برای آگاهی بیشتر نک: دادگستر جهان؛ سیمای آفتاب؛ نگین آفرینش.
بعد از آنکه مسلمانی به هم رسد در آخرالزمان، و اسلام در میان مسلمانان از ظلم ظالمان و فسق عالمان و تعدی حاکمان و ریای زاهدان و بیدیانتی امینان و حسد حاسدان برطرف شود، بجز نام از آن چیزی نماند و دنیا مملو از ظلم و ستم شود و پادشاهان، ظالم و بیرحم شوند و رعیت بیانصاف گردند و در خرابی یکدیگر کوشند و عالم را کفر و ضلالت و فساد [فرا] بگیرد، دست حق درآید و جانشین آخر، ظهور کند. (1)
ب) علایم ظهور در کتاب ریگ ودا چنین بیان شده است:
...هنگام ظهور وی، خورشید و ماه تاریک میشوند و زمین خواهد لرزید. (2)
ج) چنانکه در کتب مقدس جینها آمده، هنگامیکه فساد و انحطاط و تباهی، جهان را فراگیرد، شخص کاملی که آن را تیر تنگر (نویددهنده) میگویند، ظهور خواهد کرد.
الف) در انجیل متی دربارۀ ظهور آمده است:
... آفتاب تاریک گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ریزند و افلاک متزلزل گردند. (3)
ب) در انجیل لوقا آمده:
... و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمین تنگی و حیرت از برای امتها روی خواهد داد... . (4)
در کتابهای یادشده نشانههای دیگری نیز وجود دارند که برای اطلاع از آن
میتوان به آنها رجوع کرد.
وجه مشترک علایم ظهور را در ادیان الهی بیان کنید.
بعضی از علایم ظهور در میان برخی ادیان مشترک است. علایم زیر در عهد جدید، با روایات اسلامی همگوناند:
نزول حضرت عیسی علیه السلام؛ حضرت عیسی علیه السلام هنگام ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از آسمان فرود میآید و در قدس پس از اعلام بیعت با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، پشت سر حضرت نماز میگذارد؛
صیحۀ آسمانی؛ از مجموع روایات استفاده میشود که «صیحه» از نشانههای حتمی ظهور است که از آسمان شنیده میشود، به گونهای که همۀ مردم زمین از شرق و غرب آن را میشنوند.
امامت ریاست عمومی از ناحیۀ خدا بر مردم در امور دین و دنیای آنهاست. بیشتر تعریفکنندگان سنی، دو قید نیز اضافه میکنند: 1. این ریاست از
باب خلافت و نیابت از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم است؛ 2. بر تمام مردم پیروی از امام واجب است. (1)
در تعریف امامت از منظر متکلمین بین شیعه و سنی اختلاف چندانی نیست، اختلاف در تفسیر این تعریف است. (2)
تفاوت دیدگاه اهلسنت و شیعه در آموزۀ امامت چیست؟
شیعه، امامت را استمرار نبوت میشمارد و آن را منصبی الهی میداند که خدا خود، امام را معرفی میکند نه با انتخاب مردمی؛ زیرا امام باید صلاحیت ویژه در علم، عصمت، و رهبری داشته باشد و این امور با علم ناقص مردم قابل شناسایی نیست؛ اما اهلسنت، امامت را تنها رهبری سیاسی میدانند.
وظایف امام چیست؟ و چه نیازی به امام است؟
امام همان مسئولیت های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را دارد که عبارتاند از:
تفسیر قرآن و شرح اهداف و کشف اسرار آن؛
بیان احکام شرعی؛
پاسخ به شبهات؛
حفظ دین از تحریف، اختلاف و انحراف؛
زمامداری جامعۀ اسلامی.
با کمال تأسف این امور پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم محقق نشد:
اما تفسیر قرآن: مسلمانان پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در تفسیر آیات زیادی مانند: آیۀ وضو، قطع دست دزد، صفات خبریه، (1)عدل، جبر و اختیار، هدایت و ضلالت و... اختلاف نمودند.
اما بیان احکام: آیاتی که دربارۀ احکام فقهیاند و به آیاتالاحکام معروفاند، فقط سیصد آیه هستند و روایات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در احکام تنها 500 حدیث است. روی آوردن اهلسنت به قیاس، استحسان (2)و... دلیل خوبی بر عدم فراگیری کتاب و سنت در مورد احکام و به ویژه مسائل مستحدثه (3)است.
علاوه بر این، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تنها 10 سال فرصت بیان احکام شرعی را داشت
که این دوران همراه با مشکلات عمدۀ سیاسی، اجتماعی _ همانند هفده
1) صفات خبریه به صفاتی گفته میشود که در قرآن و احادیث آمده باشد.
2) قیاس و استحسان از روشهای استنباط حکم میباشند؛ قیاس، به دست آوردن حکم یک موضوع براساس حکم مورد مشابه آن میباشد، و استحسان به دست آوردن حکم براساس آنچه فقیه آن را نیکو میشمارد، میباشد؛ ولی شیعه براساس روایات این روشها را تفسیر به رأی و نادرست میداند.
3) مسائل مستحدثه، مسائل جدیدی است که برای فرد یا جامعه به تازگی پیش میآید و نیازمند بیان حکم شرعی هستند.
غزوه (1)که گاه تا یک ماه طول میکشید و پنجاه و پنج سریه _ و مشکلات داخلی با منافقان، مشرکان و یهودیان بود.
اما پاسخ به شبهات: یهود، زنادقه (2)و... شبهات بسیاری را در دین داخل کردند که نیاز به پاسخگویی داشت.
اما حفظ اسلام از انحراف و اختلاف: روایات ساختگی از اسرائیلیات (3)یهود، اساطیر نصاری و خرافات مجوس، سبب تحریف سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گردید. بخاری از ششصد هزار حدیث، تنها چهارصدهزار حدیث را صحیح میشمرد؛ یعنی از 150 حدیث تنها یک حدیث را صحیح میداند _ و با حذف احادیث تکراری، 2761حدیث در صحیح بخاری باقی میماند. (4)صحیح مسلم و سنن ابوداود و... نیز تقریباً همینگونه است. (5)
از بیان بالا به روشنی معلوم میگردد که برای حفظ دین و شریعت نیاز به امامی معصوم و منصوب از طرف خدا داریم تا انحرافات را از ساحت دین بزداید و دین محمدی را به مردم بشناساند و آن را اجرا نماید. (6)
ابعاد شخصیت امام چه میباشند؟
برخی از ابعاد شخصیتی امام عبارتاند از:
1) غزوه به جنگهایی گفته میشود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در آن شرکت داشتند، و سریه جنگهایی است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در آن شرکت نداشتند.
2) زنادقه به افرادی گفته میشود که دارای دین نمیباشند و دهری و ماتریالیسم نیز نامیده میشوند.
3) اسرائیلیات، روایات ساختگی هستند که براساس اعتقادات یهود ساخته شدهاند.
4) ارشاد الساری، قسطلانی، ج1، ص28؛ صفة الصفوة، ابنجوزی، ج4، ص143.
5) طبقات الحفاظ، ذهبی، ج2، ص154؛ تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج2، ص157.
6) نک: الالهیات علی مدی الکتاب والسنة، جعفر سبحانی، ج4، ص26 - 37.
شناخت، سعی میشود نام، مشخصات ظاهری و خانوادگی هر فرد شناخته شود. به اینگونه شناخت، شناخت شناسنامهای میگویند که ابتداییترین نوع شناخت است.
سلیم بن قیس از حضرت علی علیه السلام پرسید کمتر چیزی که آدمی به آن گمراه میشود چیست؟ حضرت فرمود:
کسی را که خدا اطاعت، ولایت و محبت او را واجب کرده و حجت خود در زمین قرار داده نشناسد. (1)
از زندگی است و میتواند بشریت را از بحرانهای اجتماعی، ظلم بینالمللی
و انواع تنگناهایی که درگیر آن است نجات دهد و عدالت را در سراسر جهان حاکم گرداند.
شخصیت معنوی: شناخت جایگاه امام در هدایت بشریت است. امام یک فیلسوف و دانشمند نیست؛ او آمده است تا انسانها را به سعادت حقیقی راهنمایی کند. آنان را با خدا، پیامبران، دین، اخلاق و آخرت آشنا کند و به زندگی الهی سوق دهد و از بحران هویت نجات دهد.
شخصیت تکوینی: شناخت جایگاه امام در آفرینش میباشد. طبق روایات، جهان و آنچه در آن است به واسطۀ وجود امام آفریده و پابرجاست. در روایتی
1) معانی الاخبار، شیخ صدوق، ص394.
میخوانیم: اگر حجت نبود زمین اهلش را فرو میبرد. (1)وجود امام سبب رسیدن فیض وجود به موجودات دیگر و بقای آنان میباشد.
حق واجب امام چیست و چگونه میتوان آن را شناخت؟ اگر تقوا شرط ایمان است،
چرا در روایت میفرماید اگر حق امام را بشناسد شیرینی ایمان را میچشد؟ آیا منظور بخشی از ایمان است؟
منظور از حق واجب، همان حقوق امام است و کلمۀ واجب برای دلالت بر این مطلب است که چنین حقی از طرف خداوند ثابت شده است. در یک تقسیمبندی کلی میتوان گفت، امام دو حق دارد:
در مقام علم، اعتقاد به امامت آن حضرت؛
در مقام عمل، تبعیت از دستور امام. بنابراین، انسان باید در زبان و عمل این اعتقاد را آشکار سازد. (2)
دربارۀ شناخت حق نیز باید گفت که منظور از آن، تنها عقیده به امام بودن او نیست، بلکه باید بداند امام چه جایگاه و نقشی در جهان آفرینش دارد، علم و قدرت او چقدر است و...؟ چنین شناختی در درجۀ اول با مراجعه به عالمان و دانشمندان علوم ائمه علیهم السلام ممکن میشود. باید نزد آنان شاگردی کرد و این معارف را از آنان آموخت و با نبود آنها، بهترین کار استفاده از کتابهای مفید و معتبر دربارۀ امامت است. خواندن کتابها و مقالات و ارتباط داشتن با مراکز و مؤسسهها میتواند راهگشای خوبی باشد؛ اما چنانکه در آغاز بیان شد، فهم این مطالب، مستلزم استمرار و پشتکار است و نباید انتظار داشت که با کمی مطالعه
یا مراجعه، همه چیز روشن شود.
اما دلیل اینکه چرا معرفت حق امام موجب چشیدن طعم شیرین ایمان است، در ادامۀ همین حدیث آمده است. امام صادق علیه السلام میفرمایند:
زیرا خداوند، امام را عَلَم هدایت مردم قرار داده و به آنچه در نزد خداوند است جز از طریق امام نمیتوان رسید و خداوند نیز جز به شناخت امام عملی را از بندگان نمیپذیرد. (1)
با توجه به عبارتهای این حدیث و مانند آن، معلوم میشود که امام واسطۀ بین خدا و بندگان است. کسی که میخواهد با خداوند ارتباط داشته باشد و اعمالش پذیرفته شود و نعمتهای الهی شامل حال او گردد، باید به امام تمسک جوید و اگر کسی امامت و ولایت را رها کند، گمراه شده و به بیراهه رفته است. بنابراین هرگز به هدف نمیرسد و ایمان او تنها لقلقۀ زبان خواهد بود و چیزی که محتوا و حقیقت ندارد، هرگز طعم و شیرینیای نخواهد داشت! بنابراین راه رسیدن به حقیقتِ ایمان، اعتقاد به امامت است و این اعتقاد چنانکه قبلاً گفتیم از راه شناخت حاصل میشود. پس شناخت امام باعث فهمیدن و چشیدن شیرینی ایمان است؛ یعنی راه رسیدن به حقیقتِ ایمان است. به همین دلیل است که امام میفرماید: اگر کسی امام را بشناسد، شیرینی ایمان را میچشد.
البته تقوا نیز شرط ایمان است، اما تقوا در مقام عمل، شرط است و شناختْ در مقام عقیده. لذا ایندو منافاتی با هم ندارند و قابل جمع است. کسی که در مقام عقیده، امام را میشناسد و در مقام عمل، اهل تقوا و پاکی است، شیرینی ایمان را میچشد، اما اگر تقوا پیشه نکند و تنها مدعی اعتقاد و عشق و دوستی اهلبیت باشد، هرگز به چنین لذتی دست نمییابد.
1) کافی، ج1، ص203، ح2.
آیا شرطی افزونتر از ایمان به خداوند و پیامبر و اجرای دستورهای الهی برای مؤمن بودن وجود دارد؟ آیا اگر کسی معرفت کامل نداشته باشد، مؤمن نخواهد بود؟
معرفت، مقدمۀ ایمان و اطاعت است. معرفت، یعنی شناخت؛ اگر ما چیزی را نشناسیم، چگونه به آن ایمان میآوریم یا از آن اطاعت میکنیم؛ یعنی اصل ایمان و اطاعت، به معرفت وابسته است. علاوه بر اصل ایمان، مراتب آن نیز به معرفت بستگی دارد؛ یعنی انسان به قدر شناختش ایمان مییابد؛ هر اندازه معرفت و شناخت او به خدا و جانشینان خدا در زمین عمیقتر شود، ایمان او نیز راسختر میگردد و کسی که شناخت سطحی از خدا و اولیای خدا دارد، ایمان ضعیفی نیز خواهد داشت و ایمانش با کوچکترین شبهۀ علمی یا شهوت عملی زایل میشود. از همین روی، امام صادق علیه السلام میفرماید:
بنده، مؤمن نمیشود مگر معرفت یابد. (1)
زیرا بدون مقدمه، دست یافتن به اصل، محال مینماید و معرفت، مقدمۀ
ایمان و اطاعت است. البته تنها ایمان واقعی و کامل، بشر را به سعادت میرساند، وگرنه ایمانی که انسان را از جهنم نجات دهد، با شناخت سطحی نیز
تأمین میشود.
در زمان غیبت از چه طریقی میتوان با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آشنا شد؟
بهترین راه آشنایی با حضرت در زمان غیبت، مراجعه به سخنان ائمه علیهم السلام است که حضرت را معرفی کردهاند. فهم درست روایات نیز مستلزم
1) کافی، ج1، ص180، ح2.
مراجعه به علما و کتابهای روایی است و هرگاه آن حضرت را شناختیم، به آن حضرت علاقهمند میشویم و این علاقه موجب انس گرفتن با آن حضرت میگردد.
با توجه به اینکه ما انسانها محدود هستیم، چگونه میتوانیم امام زمان را بشناسیم و از وجود او بهره ببریم؟
ابتدا ذکر دو نکته لازم است:
شناختن و کسب معرفت امام علیه السلام قطعاً ممکن است؛ زیرا اگر ممکن نبود، دین اسلام ما را به آن امر نمیکرد؛
انسانها به حسب مراتب مختلف، مقام امام را میشناسند و هرچه مقام انسانها بالاتر رود، آگاهیشان نسبت به امام بیشتر است.
بنابراین شناخت امام علیه السلام ممکن است و در طول تاریخ انسانهایی آن را تحصیل کردهاند؛ مانند سلمان، ابوذر، مالک اشتر، محمد بن ابیبکر و... که امام علی علیه السلام را خوب شناختند و از وجود آن حضرت بهره گرفتند.
یاران امام حسین علیه السلام (شهدای کربلا)، امام خودشان را بسیار خوب شناختند و با پیوند با او، وجود کوچک خود را وسعت بخشیدند.
نشانۀ شناخت، اطاعت و تسلیم است؛ اگر کسی در برابر امامش کاملاً تسلیم باشد، نشان آن است که امامش را خوب شناخته، و اگر کسی از امامان اطاعت نکند، نشان آن است که معرفتش عمیق و کامل نیست.
از این نکته نیز نباید غفلت کرد که از آنجا که سعۀ وجودی امام از سعۀ وجودی انسان عادی بیشتر است، شناخت امام با تمام ابعاد و شئونش برای انسانهای عادی میسور نیست، اما شناخت بعضی از ابعاد وجودی امام در حد ظرفیت امکانپذیر است.
چرا در قرآن، اشارۀ صریحی به ولایت علی علیه السلام و بقیۀ ائمه علیهم السلام، ازجمله حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نشده است و چه دلایلی بر ادامۀ ولایت پس از ختم نبوت وجود دارد؟
اینطور نیست که خداوند برای معرفی اولیای خود و رهبران جامعه، تنها باید نام آنها را در کتاب آسمانی (قرآن) ذکر کند، بلکه با مراجعه به قرآن، خواهیم دید که قرآن برای معرفی شخصیتهای الهی به سه شیوه عمل میکند:
پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم در انجیل از طریق اسم برای آیندگان معرفی شده است:
«وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ»؛ (1)
بشارت دهندۀ پیامبری هستم که پس از من میآید و نام او احمد است.
خداوند، گاهی پیامبران خود را با نام، مورد خطاب قرار میدهد:
«یَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ»؛ (2)
ای داوود! ما تو را در روی زمین جانشین قرار دادیم.
قرآن در مواردی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به اسم یاد میکند:
«وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ»؛ (3)
محمد پیامآوری بیش نیست که پیش از او نیز پیامبرانی بودهاند.
روش دیگر، معرفی با عدد است. قرآن کریم، نقبای (مراقبان) بنیاسرائیل را با
عدد معرفی کرده است؛ آنجا که میفرماید:
«وَلَقَدْ أَخَذَ اللهُ مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمْ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیبًا»؛ (1)
خداوند از بنیاسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده مراقب برانگیخت.
گروهی که طبق گزینش حضرت موسی علیه السلام قرار شد به کوه بروند، در قرآن با عدد معرفی شدهاند:
«وَاخْتَارَ مُوسَی قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلًا لِمِیقَاتِنَا»؛ (2)
موسی از قوم خود، برای میقات ما هفتاد نفر را برگزید.
از دیگر راههای شناسایی شخصیتهای الهی، معرفی با صفت است؛ چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در انجیل و تورات، علاوه بر معرفی با نام، با صفات نیز معرفی شده است و قرآن بر این مطلب گواهی میدهد:
«الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنْ الْمُنکَرِ...»؛ (3)
کسانی که از رسول و نبی درسناخواندهای پیروی میکنند که نام و خصوصیات او را در تورات و انجیل نوشته مییابند که آنان را به نیکی دعوت کرده و از بدیها باز میدارد، پاکیها را برای آنان حلال و ناپاکیها را تحریم مینماید و بارهای گران و زنجیرهایی را که بر آنان بود، برمیدارد.
در این آیه، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم با صفات دهگانه معرفی شده است. از سیاق آیه استفاده میشود که حضرت در این دو کتاب (تورات و انجیل)، با همه یا اکثر
این صفات معرفی گردیده است و مفاد جملۀ «مَکْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَالْإِنجِیلِ» این است که صفات و خصوصیات او در تورات و انجیل آمده است.
خداوند متعال در قرآن، کسانیکه باید مسلمانها از آنان اطاعت کنند، با صفات «اولی الامر» معرفی کرده است؛ آنجا که میفرماید:
«أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»؛ (1)
از خداوند و رسول و صاحبان فرمان اطاعت کنید.
مردی از بنیاسرائیل، پس از موسی علیه السلام به پیامبری برانگیخته شد. مردم به او گفتند: فرمانروایی را برای ما معیّن کن تا زیر لوای او در راه خدا جهاد کنیم. خداوند به درخواست آنان پاسخ مثبت داد و این فرمانروا را پس از معرفی با اسم، با صفت نیز معرفی کرد تا هر نوع تشابهی که ممکن است در اسم رخ دهد، از بین برود و از طریق پیامبر خود به آنان خبر داد که خدا «طالوت» را به فرمانروایی بر شما نصب کرده است:
«إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمْ التَّابُوتُ فِیهِ سَکِینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَبَقِیَّةٌ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسَی وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِکَةُ...»؛ (2)
نشانۀ فرمانروایی او این است که صندوقی به سوی شما میآید که در آن آرامشی از جانب پروردگار است و باقیماندهای از آنچه خاندان موسی و هارون بهجای گذاردهاند، فرشتگان آن را حمل میکنند و در اینکار برای شما نشانهای است، اگر ایمان آورده باشید.
هدف از نقل این آیات، آن است که بدانیم معرفی با صفات، یکی از راههای صحیح شناسایی است، لیکن گاهی معرفی با صفات، با ذکر نام نیز همراه است
(آیۀ طالوت) و زمانی تنها به ذکر صفات اکتفا میشود:
«فَسَوْفَ یَأْتِی اللهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِم»؛ (1)
به زودی خداوند گروهی را میآورد که آنان را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند، در برابر مؤمنان، فروتن و متواضعاند و در برابر کافران، سرافراز، در راه خدا جهاد میکنند و از ملامت ملامتگران نمیترسند.
نتیجه اینکه اگرچه نام حضرت علی علیه السلام و بقیۀ ائمه علیهم السلام و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن نیست، اما صفات و خصوصیات آنان در قرآن وارد شده است.
اصولاً قرآن در معرفی افراد، مصالح عالی را در نظر میگیرد. گاهی مصالح ایجاب میکند که افراد را با نام معرفی کند و زمانی با صفات؛ (2)چنانکه دربارۀ حضرت علی علیه السلام و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و سایر ائمه علیهم السلام چنین شیوهای وجود دارد.
ما برای رعایت اختصار فقط به توضیحی دربارۀ آیۀ 59 سورۀ نساء که قبلاً ذکر کردهایم، بسنده میکنیم:
این آیه به صراحت، به اطاعت از اولیالامر دستور میدهد و اطاعت از آنها را مقرون به اطاعت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نموده است که از همین اقتران و عدم تکرار کلمۀ «اطیعوا» نسبت به اولیالامر معلوم میشود که اطاعت از اولیالامر، مثل اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بهطور مطلق واجب است. از این لحاظ و از جهت اطلاق امر به اطاعت از آن، معلوم میشود که مراد از این اولیالامر، امامان معصوم علیهم السلام میباشد.
در روایات نیز وارد شده است که هنگام نزول این آیۀ کریمه، جابر به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد:
قد عرفنا الله ورسوله فمن اولواالامر الذین قرن الله طاعتهم بطاعتک؛
خدا و پیامبر او را شناختیم، پس اولوالامری که خدا، اطاعتش را به اطاعت تو قرین کرده است، چه کسانیاند؟
حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم در پاسخ فرمود:
هم خلفائی وائمة المسلمین بعدی اوّلهم علی بن ابیطالب ثم الحسن ثم الحسین وثم علی بن الحسین ثم محمد بن علی المعروف فی التوراة بالباقر وستدرکه یا جابر فاذا لقیته فأقرأه عنی السلام؛ (1)
ایشان جانشینان من و امامان مسلمین بعد از من هستند، اول ایشان علی بن ابیطالب و پس از او حسن و پس از او حسین و پس از او علی بن الحسین و سپس محمد بن علی است که در تورات به باقر معروف است و به زودی او را درک خواهی کرد، پس وقتی او را ملاقات کردی، سلام مرا به او برسان.
پس از آن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نام سایر ائمه از امام جعفر صادق علیه السلام تا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را برای جابر بیان فرمود و سپس از غیبت و مطالب دیگر مربوط به حضرت صاحبالامر عجل الله تعالی فرجه الشریف به جابر خبر داد.
دربارۀ دلایل ادامۀ ولایت پس از ختم نبوت نیز باید گفت: جواب این قسمت بهطور خلاصه این است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در زمان خود، رهبری امت اسلام و وظیفۀ حفظ و بیان و اجرای احکام و معارف دین را برعهده دارد. پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، امت اسلامی به یک رهبر الهی نیاز دارد که رهبری و سرپرستی امت را برعهده گیرد، احکام و معارف دین را حفظ و بیان کند، برنامههای سیاسی و اجتماعی اسلام را اجرا نماید، از حوزۀ اسلام و مسلمین دفاع کند و عدل را برقرار سازد.
این سمت را امامت میگویند و به فردی که به دستور خدا و به وسیلۀ
1) امامت و مهدویت، صافی گلپایگانی، ج1، ص66-67. (به نقل از: منتخب الاشراف، ج1، باب8، ح4).
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای این سمت معرفی میشود، امام میگوییم.
چه برهانهای عقلی بر وجود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میتوان اقامه کرد؟
دانشمندان اسلامی ادلۀ عقلی متعددی بر وجود امام معصوم علیه السلام در تمام زمانها اقامه کردهاند. برهانهای فلسفی (امکان اشرف، عنایت، هدفمندی و...)، ادلۀ کلامی (لطف، فطرت، دلیل استقراء و...)، دلیلهای عرفانی (مظهر جامع، واسطۀ فیض، عدم تبعیض در فیض و...)، دلیلهای جامعهشناختی (اجتماعی بودن انسان)، ادلۀ ریاضی (حساب احتمالات) و... . به این ادله بهطور اختصار اشاره میشود. (1)
قبل از بیان ادلۀ عقلی، تذکر این نکته لازم است که دلیلهای عقلی، وجود حجت در همۀ زمانها را اثبات میکند، اما تطبیق آن بر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف براساس روایات میباشد.
چند دلیل کلامی بر وجود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، بیان کنید؟
برهان لطف: خداوند حکیم است؛ از اینرو در آفرینش جهان و انسان هدفی دارد؛ هدف او از خلقت انسان، رسیدن به کمال و قرب الهی است. بیتردید تأمین این هدف در گرو وجود راهنمایان (پیامبران و امامان علیهم السلام) است. بنابراین اگر امامی نفرستد تا انسانها را به تکالیف خود و به کمال رهنمون سازند، خلقت
1) برای مطالعۀ بیشتر نک: المسلک فی اصول الدین، محقق حلی، ص189؛ الذخیرة فی علم الکلام، سید مرتضی، ص186؛ الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد، شیخ طوسی، ص7؛ کشف المراد، علامه حلی، ص254؛ کفایة الموحدین، سید اسماعیل طبرسی، ج1، ص605؛ الالهیات علی هدی الکتاب و السنة، جعفر سبحانی، ج2، ص47؛ القواعد الکلامیة، علی ربانی گلپایگانی، ص108؛ قاعده لطف، محسن خرازی؛ وجود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در پرتو عقل، علیاصغر رضوانی؛ دلائل عقلی و نقلی امامت و مهدویت رحیم لطیفی؛ مجلۀ انتظار، ش5 - 12، قاعدۀ لطف و... (البته علمای پیشین غالباً به قاعدۀ لطف استناد کردهاند) در این نوشتار بیشتر از دو کتاب آقای رضوانی و لطیفی استفاده شد.
و تکالیف الهی بیهوده میشوند. (1)با این بیان معلوم شد که در هر زمان باید پیشوایی الهی و معصوم که تداومبخش وظایف پیامبران است، وجود داشته باشد. این پیشوا در زمان ما بنابر روایات نقل شده از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
برهان فطرت: در انسان بالوجدان گرایشی نسبت به کمال مطلق (خدا) و نیز واسطهای (انسان کامل معصوم) که او را به آن کمال برساند، وجود دارد. وجود چنین میلی به انسان کامل در نهاد انسان، دلیلی بر وجود خارجی اوست. همانطور که احساس تشنگی در انسان، دلیل بر وجود آب در خارج است.
به عبارت دیگر، تا وجود خارجی انسان کامل نباشد، اصلاً چنین میلی در نهاد ما قرار داده نمیشد. این انسان کامل در زمان ما وجود مقدس ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
دلیل استقراء: با بررسی و استقراء در وضعیت امتهای پیشین، پی میبریم در هر زمان یک نفر حجت خدا در روی زمین بوده، هرچند گاهی از دیدگان غایب میگشته است. از آدم گرفته تا ادریس، نوح، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب، موسی، یوشع، داوود، سلیمان، عیسی، شمعون علیهم السلام، و... ، (2)همه و همه حجتهای زمان خود بودهاند که سلسلهوار ادامه یافتهاند.
با وجود چنین سلسلهای از انبیاء و جانشینان آنها به عنوان حجتهای الهی، میپرسیم که چرا در میان امت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم حجت (امام) نباشد؟ در صورتی که لطف خدا دائمی و شایستگی این امت طبق روایات از امتهای پیشین
1) البته برهان لطف تقریرهای متعددی دارد؛ در اینجا سعی شده تا به سادهترین بیان اشاره میشود؛ نک: المسلک فی اصول الدین، محقق حلی، ص189؛ قواعد المرام، ابنمیثم بحرانی، ص177؛ کشف القناع، محقق تستری، ص114.
2) سلسلۀ انبیاء و اوصیاء، در برخی کتابها آمده است. برای نمونه: تاریخ یعقوبی، احمد بن یعقوبی، ج1، ص7؛ الکامل فی التاریخ، ابناثیر، ج1، ص47.
بیشتر است. پس نتیجه میگیریم در این امت هم باید بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، حجت خدا (امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) باقی باشد.
در روایتی از امام کاظم علیه السلام میخوانیم که از زمان آدم علیه السلام تا کنون، هیچوقت زمین از امام خالی نبوده است.
چه برهان فلسفی بر وجود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میتوان برشمرد؟
برهان امکان اشرف: (1)در فلسفه به اثبات رسیده است که آفرینش از وجود اشرف آغاز، و به ترتیب به وجود شریف و غیرشریف (خسیس و اخسّ) میرسد. پس هرگاه در نظام خلقت، افراد شریف و غیرشریف مشاهده میشوند، قطعاً وجود اشرف باید موجود باشد. حجت الهی (پیامبر و امام) به دلیل دارا بودن تمام کمالات، در مرتبۀ اشرف قرار دارد. پس تا زمانی که یک فرد از انسانهای عادی باشد، حجت الهی فرد اشرف نیز وجود دارد. طبق روایات، حجت الهی در زمان ما امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد.
برهان عنایت: هستی، آفرینش خدای عالم، قادر و حکیم است. از اینرو بهترین نظام ممکن را داراست (نظام احسن). در این نظام خدا به تمامی نیازهای موجود، علم و عنایت دارد و آنان را با هدایت تکوینی (غریزه) راهنمایی میکند. از آنجا که مهمترین نیاز انسان، هدایت است، خدا باید راهنمایانی را برای هدایت انسان قرار دهد، وگرنه نظام خلقت، احسن نمیباشد. (2)
آخرین فرد از این راهنمایان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
برهان هدفمندی (علت غایی): خدا در خلقت جهان و انسان هدف دارد. (1)
در علم کلام، مشهورترین دلیل بر هدفمندی خلقت، بیهوده و لغو نبودن آفرینش شمرده میشود. علت غایی موجودات جهان، انسان است؛ زیرا او کاملترین موجود است و حجت خدا (انبیاء و امامان علیهم السلام)، علت غایی وجود انسان میباشند؛ زیرا حجت خدا، کاملترین انسان است. در نتیجه از طریق برهان انّ (از معلول به علت پی بردن) اینگونه استدلال میشود: تا زمانی که این جهان و موجودات آن ازجمله انسان، هستند، باید حجت الهی هم در خارج موجود باشد تا هدف خلقت تحقق یابد.
حجت خدا در این زمان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و تا او نباشد، جهان پابرجا نمیماند. (2)
آیا دلیلی عرفانی بر وجود امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف میتوان اقامه کرد؟
برخی از برهانهای عرفانی بر وجود حجت عبارتاند از:
1) چنانکه در آیات متعددی بر بیهوده نبودن خلقت انسان (سورۀ مؤمنون، آیۀ 115) و جهان (سورۀ دخان، آیۀ 38) تصریح میکند.
2) چنانکه در روایات آمده: «اگر زمین بدون امام شود هر آینه دگرگون خواهد شد». (کافی، ج1، ص179، ح10؛ الغیبة، نعمانی، ص138، باب8، ح8)
3) نک: عیون المسائل، فارابی، ص67؛ آراء اهل المدینة، ص452؛ المباحات، ابن سینا، ص65؛ اثولوجیا، ص134؛ الشواهد الربوبیة، ملاصدرای شیرازی، ص139. در اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام وسائط فیض هستند، نک: حاشیه المکاسب، اصفهانی؛ دلایل عقلی و نقلی امامت و مهدویت، رحیم لطیفی، ص66-113.
تا قابلیت عالم مادی را برای دریافت فیض بالا ببرد. این واسطه باید دارای دو جنبۀ خدایی و دنیایی باشد تا فیض را از خدا دریافت و به خلق خدا برساند. چنین شخصی را خلیفۀ خدا یا امام مینامند. خلیفۀ خدا در عصر غیبت، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
انسان کامل به دلیل جامعیت و دربرداشتن عوالم عقل، مثال، طبیعت و... میتواند تجلّی اسم «الله» باشد و همانطور که اسم الله واسطۀ فیض الهی به دیگر اسماء است، انسان کامل نیز _ که مظهر آن اسم است _ مقام خلافت، امامت و واسطۀ فیض الهی است.
هانری کربن، (اسلامشناس فرانسوی) میگوید: به عقیدۀ من مذهب تشیع
تنها مذهبی است که رابطۀ هدایت الهی بین عالم انسانیت و خداوند را
بهطور مدام حفظ کرده و ولایت را به صورت زنده تا روز قیامت ثابت و مستمر نگه داشته است.
1) از این برهان، گاه به برهان تجلی اعظم نیز یاد میشود. فارابی با بیانی نزدیک به برهان بالا از آن به «لزوم عقل بالفعل» نام میبرد، (آراء اهل المدینة الفاضلة، ص89).
آیا میتوانید برهانی جامعهشناختی بر وجود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بنویسید؟
انسان فطرتاً گرایش به زندگی اجتماعی دارد. برای سامان دادن به زندگی اجتماعی، نیاز به قانون و اجرای کامل آن است؛ اما به دلیل اینکه انسان در آگاهیهای خود نقص دارد و فطرتاً منفعتطلب است، نمیتواند خود برای خویش قانونگذاری کند.
تنها خداست که نیازهای واقعی انسان را میداند و قانون زندگی بشر را از طریق وحی و فرستادن حجت الهی در اختیار آنها میگذارد. حجت الهی که در زمان ما قانون الهی را در اختیار دارد و توانایی اجرای آن را در سطح زندگی بشر امروزی دارد، حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد. اوست که میتواند زندگی بشر را به بهترین وجه ممکن سامان بخشد و عدالت اجتماعی را در سراسر زمین حاکم گرداند.
چه برهان ریاضی بر وجود امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف میتوان ذکر کرد؟
برهان حساب احتمالات: قضیۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، حقیقتی است که قرنهای متمادی در امت اسلامی منتشر بود و به صورت متواتر (1)به ما رسیده است؛ نواب اربعه در طول هفتاد سال و پس از آن علماء به مردم تذکر میدادند. آیا انسان میتواند باور کند که دروغی بتواند قرنها دوام بیاورد. از جهت علمی و به حساب احتمالات، محال یا نزدیک به محال است که دروغی بتواند با این درجۀ اطمینانی که برای امت اسلامی دارد، دوام بیاورد. (2)
دلیل نقلی بر اثبات وجود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟
با استفاده از آیات و روایات میتوان وجود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را ثابت کرد:
الف) قرآن کریم
بدون شک، از نظر جامعۀ اسلامی کلیۀ مفاهیم و اعتقادات اصیل اسلامی ریشه در کلام الهی دارد و اساس عقیده به ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کتاب خدا وجود دارد و این کتاب بزرگ آسمانی فرا رسیدن آن روز مبارک و فرخنده را به تمام پیروان بشارت داده است.
آیات متعددی در شأن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هست که امامان معصوم عجل الله تعالی فرجه الشریف، تفسیر، تأویل و تطبیق این آیات را بر وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و حکومت جهانی آن عدالتگستر بیان نمودهاند. برای نمونه به پارهای از این آیات در ذیل اشاره میشود:
ما در زبور داوود پس از تورات نوشتهایم که سرانجام بندگان شایسته ما وارث زمین میشوند.
امام باقر علیه السلام در مورد «عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ»؛ فرمودهاند: قائم و اصحاب وی میباشند. (1)
خداوند کسانی از شما را که ایمان آوردند و اعمال شایسته انجام دادند، وعده فرمود که آنان را قطعاً در زمین خلیفه خواهد کرد؛ همانطور که کسانی
را که پیش از آنان بودند به خلافت گمارد و قطعاً دینشان را برای آنها مستقر خواهد نمود؛ دینی که برای آنها پذیرفت و قطعاً آنان را پس از خوفشان به حالات امنیت دگرگون میکند، تا مرا عبادت کنند و چیزی را شریک من ننماید و هرکه بعد از آن کفر ورزد، پس قطعاً آنان فاسقاند.
امام صادق علیه السلام فرموده است که این آیه دربارۀ حضرت قائم و اصحاب وی به شمار میرود. (1)
ما میخواهیم تا به مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و میراثبران زمین سازیم.
امام باقر و امام هادی علیهما السلام فرمودهاند: این آیه مخصوص امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که در آخرالزمان ظهور میکند... و زمین را پر از عدل و داد میکند؛ همچنان که پر از ظلم و ستم شده است. (3)
ب) روایات
وجود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از طریق روایات نیز به اثبات رسیده است که ذکر همۀ آنها، ممکن و لازم نیست. لذا به چند روایت اشاره میکنیم:
یکم. حدیث ثقلین:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودهاند:
همانا من دو شیء گرانبها را در میان شما میگذارم؛ کتاب خدا، ریسمان
کشیده شده از آسمان تا زمین، و اهلبیتم، و همانا این دو از یکدیگر جدا نمیشوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. (1)
طبق این حدیث، همیشه همتای کتاب الهی (اهلبیت) در روی زمین وجود دارد که همان امام زمان هر عصر است.
دوم. حدیث وجوب اعتقاد به امام:
براساس روایات شیعه و سنی، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
هرکس بمیرد در حالی که معتقد به امام زمانش نباشد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. (2)
این تعبیر روایت یادشده «امام زمانش بمیرد»، نشان از آن دارد که هر مسلمانی در زمان خودش امام زمانی دارد که مرگ بدون معرفت او، مساوی با مرگ جاهلیت است. پس در هر عصری امامی وجود دارد.
یکم. احادیث لزوم وجود امام در روی زمین:
امام باقر علیه السلام فرمودند:
اگر زمین بدون امام بماند اهل خود را به کام خویش میکشد. (3)
از این حدیث معلوم میشود که همیشه امامی در روی زمین وجود دارد.
دوم. احادیثی که معرفت و پیروی از امام علیه السلام را لازم میدانند.
با اینکه در قرآن هیچ نامی از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برده نشده است، چطور به او معتقد باشیم؟
متعال در قرآن فرموده: «ما چیزی را در کتاب فروگذار نکردیم» (1)«هیچ تر و خشکی نیست مگر در قرآن وجود دارد»، (2)اما در آیۀ دیگر تصریح میکند که قرآن باید همراه بیان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم باشد (3)و این تبیین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است که روشنگر است.
بنابراین نام بردن از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در کلام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کافی بوده و لزومی نداشته تا نامی از آن حضرت در قرآن بیاید.
از اینرو اصل بحث امامت در آیات متعددی (4)بیان شده است، اما ویژگیها، تعداد امامان علیهم السلام، نام آنان و... در روایات مورد بررسی قرار گرفته است؛
پس همانگونه که در قرآن فقط اصل نماز بیان شده اما ارکان، شرایط تعداد رکعتهای نماز و... در روایات معصومان علیهم السلام بیان شده است، همچنین در قرآن اصل امامت با برخی ویژگیهای امام در قرآن آمده و جزئیات آن در روایات معصومان ذکر شده است.
1) (مَا فَرَّطْنَا فِی الْکِتَابِ مِن شَیْءٍ( (سورۀ انعام، آیۀ38).
2) (وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُبِینٍ( (سورۀ انعام، آیۀ59)؛ بنابر آن تفسیر که مراد از «کتاب» در این دو آیه قرآن باشد.
3) (وَ أَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ( (سورۀ نحل، آیۀ44)
4) همانند: (وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ( (سورۀ نساء، آیۀ59).
معرفی میکنند. (1)
همچنان که گذشت، اساساً یادکرد قرآن از اشخاص و گروهها تنها به ذکر نام نیست؛ بلکه گاهی با اوصاف و ویژگیهاست. آیات متعددی صفات امام و جوانب شخصیتی او را بیان میکنند. به عبارت دیگر قرآن به دو گونه به معرفی افراد میپردازد:
الف) نام بردن از اشخاص خاص: قرآن در صورتی از این روش استفاده میکند که چالشبرانگیز نباشد؛ مثلاً موجب ایجاد انگیزه برای تحریف کتاب آسمانی نگردد؛
ب) بیان صفات و ویژگیهای افراد: در بحث امامت که بحث چالشبرانگیزی است و نام بردن امامان، به احتمال زیاد تحریف قرآن را به دنبال داشت، به ذکر صفات امام بسنده میکند، و با مراجعه به روایات میتوان به نام و ویژگیهای امامان به روشنی دست یافت.
راه شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟ بهترین راه شناخت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف کدام است؟
همانگونه که روشهای گوناگونی برای شناخت خدا وجود دارد و والاترین روش سلوک صدیقین و شناخت خدا با خودش است (شناخت مقام الوهی خدا) نه شناخت او به واسطۀ آثارش، (2)بهترین راه شناختن پیامبر هم شناخت او با شناخت مقام پیامبری است (نه شناختن با معجزه). بهترین راه شناخت امام هم شناختن مقام امامت است، چنانکه در روایتی میخوانیم:
اعرفوا الله بالله والرسول بالرسالة وأولی الامر بالمعروف والعدل والاحسان؛ (3)
خدا را با مقام الوهیت، و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را با مقام رسالت، و امام (اولوالامر) را با مقام ولایت که معروف، عدل و احسان از جنبههای آن است (سنت علمی و عملی) بشناس.
پس بهترین راه شناخت، شناخت قلبی و فهم شاهدانه الوهیت، نبوت و امامت است. (1)
مرتبۀ دیگر از شناخت امام، با بررسی دعاها و زیارتهایی که مربوط به امامان است به دست میآید؛ زیرا معارف بسیار بلند دربارۀ مقام امامت در آنها نهفته است. فرازهای زیارت جامعۀ کبیره، بیانگر مقام والای امامت میباشد.
در روایات، مخصوصاً نهجالبلاغه، جنبههای مختلف امامت به ویژه رهبری سیاسی اجتماعی امام مورد بررسی قرار گرفته است.
هرکس به اندازۀ توان علمی و عملی خود میتواند به درجهای از مقام امامت دست یابد. در این راه مراجعه به علمای ربانی و کتابهای متقن راهگشاست.
ویژگیها و امتیازات اخلاقی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چه میباشند؟
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف وارث همۀ پیامبران و اولیای الهی است. از اینرو دربردارندۀ مجموعۀ کاملی از فضایل اخلاقی است. در اینجا ما به برخی از ویژگیهای اخلاقی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که در احادیث برجسته شده و روایات خاص دارد،
اشاره میکنیم:
زهد و بیاعتنایی به دنیا: امام رضا علیه السلام دربارۀ او فرمود: «لباس او خشن و غذایش خشک است». (1)
عدالتگستری: در روایات متعددی وارد شده است که: «یملأ الأرض
قسطاً وعدلاً؛ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جهان را از عدالت پر میسازد». نیز از امام باقر علیه السلام
نقل شده است: «او در بین مردم به عدالت رفتار میکند؛ چه نیکوکار باشند
و چه بدکار». (2)
بخشش: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «شخصی از مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چیزی میخواهد و حضرت به اندازهای که توان حمل آن را داشته باشد در دامنش میریزد». (3)
عمل به قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «او به سنت من عمل میکند». (4)
در آخر تذکر این نکته لازم است که امامان همه از یک نورند و صفات اخلاقی مشترکی دارند؛ اما گاه به مناسب شرایط زمانی، مکانی، و... برخی از صفات امامان جلوۀ بیشتری پیدا میکند. صفتهای شمرده در بالا برای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به سبب تشکیل حکومت جهانی، جلوۀ ملموستری پیدا میکند. اوست که دانش و عدالت را بر جهان میگستراند. عقلها را کامل و مردم را از دنیازدگی جدا و به کمالات حقیقی پیوند میدهد. در حکومت مهدوی است که جامعه رنگ خدایی میگیرد و به قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام بهطور کامل عمل میشود.
حقوق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بر ما چیست؟
برخی از حقوق امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر مردم عبارتاند از:
نحن صنائع ربّنا والخلق بعد صنائعنا؛ (1)
ما دستپروردۀ خداییم و خلق دستپرورده ما هستند.
در توقیع دیگری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میفرمایند:
امامان از خدا درخواست میکنند و او میآفریند. او به خاطر اجابت درخواست آنها و تعظیم حق ایشان روزی میدهد. (2)
در روایتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
یا علی! لولا نحن ما خلق الله آدم ولا حوّا ولا الجنة ولا النار ولا السّماء ولا الارض؛
ای علی، اگر ما نبودیم خدا نه آدم و حوا، نه بهشت و جهنم و نه آسمان و زمین را خلق نمیکرد. (3)
در دعای ندبه میخوانیم:
أین السبب المتّصل بین الأرض والسّماء؛ (4)
کجاست کسی که واسطۀ اتصال فیض میان زمین و آسمان است؟
از این روایات استفاده میشود که ما در آفرینش، مدیون به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هستیم و او حق وجود بر ما دارد. ادای این حق در این است که هستی خود را فدای او و راهش کنیم و با تمام وجود برای ظهور او زمینهسازی کنیم. در دعای ندبه با گفتن «بنفسی انت»، پیمان اهدای جان و شهادت را با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف میبندیم و هستی خود را به او هدیه مینماییم.
«لولا الحجة لساخت الأرض بأهلها». (1)امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کسی است که به بقای او، دنیا باقی است و به برکت او، مردم رزق و روزی میخورند و به وجود او، آسمان و زمین ثابت و پابرجا هستند.
المهدی الذی ببقائه بقیت الدنیاء بیمنه رزُق الوری وبوجوده ثبتت الأرض والسّماء. (2)
ادای این حق به این است که روش زندگی مردم مورد رضایت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد؛ بهطوری که اسباب ظهور او را فراهم سازند تا زندگی خود را در کنار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خود بگذارند و از وجود او کاملاً بهرهمند گردند.
حقشناسی نسبت به کسی که حق حیات دارد در این است که موجبات حضور و ظهور او در جامعۀ جهانی فراهم آید. شیعه با دانستن چنین حقی وظیفه سنگینی دارد و نمیتواند به زندگی بی او راضی باشد. منتظر، غیبت او را غربت و
تنهایی خود میشمارد و تلاش مینماید باقی عمرش را در زمان ظهور بگذارند، نه اینکه بدون هیچ احساس غربتی به زندگی روزمرۀ خود ادامه دهد.
قدم اول در ادای این حق، بالا بردن معرفت نسبت به دین و امام است. خودسازی و سپس ساخت جامعۀ منتظر، قدمهای بعدی میباشند.
«بیمنه رُزق الوری؛ (1)به برکت وجود امام است مردم روزی میخورند». درختان بارور، میوهها رسیده، نهرها جاری، باران از آسمان میبارد و گیاه از زمین میروید.
امام ولیّ نعمت ما میباشد. ادای این حق در این است که حقوق مالی خود، مانند خمس و زکات را بپردازیم، از فقرا دستگیری کنیم و به آنان احسان نماییم، و شاکر نعمات بیمنتهای الهی باشیم.
به جای پرداختن به زندگی مادی، چشم و همچشمی و فخرفروشی، تمام امکانات مادی خود را در راستای تحققبخشیدن به اهداف مهدوی خرج کنیم
و با فراهمسازی زمینههای نرمافزاری و سختافزاری قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، آن را
تسریع بخشیم.
السلام علیک یا نور الله الذی یهتدی به المهتدون؛ (2)
سلام بر تو ای نور خدا که مردم به وسیلۀ تو هدایت مییابند.
هدایت امامان به دو گونه است:
هدایت ظاهری: این هدایت توسط روایات منقول از آنان که به ما رسیده تحقق مییابد و با مراجعه به روایات میتوان از هدایت آنان بهره جست؛
هدایت باطنی: آدمی با ایمان و عمل صالح و دستیابی به مراتب بالا و ویژۀ نفس خود میتواند به مقامی برسد که از هدایت باطنی امام بهره جوید و امام خود، او را به مقصد برساند. از اینگونه هدایتگاه به «ایصال الی المطلوب» هم یاد میشود.
ادای این حق به آن است که:
دین و روش زندگی را از امامان علیهم السلام بگیریم و فریفتۀ علم و فناوری مدرن نگردیم؛ چراکه علوم انسانی وابسته به علوم طبیعی و تجربی نیستند؛
علوم بشری غیرمتقن را با معارف والای اهلبیت علیهم السلام درنیامیزیم و علوم بشری را بر معارف رسیده از امامان مقدم نسازیم؛
در فهم معارف اهلبیت علیهم السلام بکوشیم و در تمام شئون زندگی خود اجرا کنیم.
در غیر اینصورت دچار بلای عظیم میگردیم. امام صادق علیه السلام فرمودند:
بلیة الناس عظیمة، إن دعوناهم لم یجیبونا وإن ترکناهم لم یهتدوا بغیرنا؛ (1)
گرفتاری مردم بزرگ است، اگر آنها را دعوت به حق کنیم، اجابت نمیکنند و اگر آنها را رها کنیم به غیر ما هدایت نمیشوند. (2)
زیرا هدایت تنها از طریق آنان امکانپذیر است.
روایت غدیر، منزلت و... بر این امر دلالت دارند.
ادای این حق در این است که سکانداری رهبری جهانی را به دست با کفایت حضرت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بسپاریم و با همدلی، وحدت، و اقبال عمومی و بینالمللی، رو به سوی او کنیم و مکاتب غربی و شرقی و ایسمهای رنگارنگ جهانی دل ما را نرباید.
جامعۀ شیعی و منتظر باید با تحققبخشیدن به چند امر، به ظهور و رهبری جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تسریع بخشد:
لو أنّ اشیاعنا وفقهم الله لطاعته علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تأخّر عنهم الیمن بلقائنا ولتعجّلت لهم السعادة بمشاهدتنا علی
حق المعرفة وصدقها منهم بنا، فما یحبسنا عنهم إلّا ما یتّصل بنا مما تکرهه ولا نؤثره منهم؛ (1)
اگر پیروان ما _ که خدا آنان را در فرمانبرداری از فرامین الهی توفیق دهد _ یکدل بر پیمانی که بر ولایت ما بستند اتفاق میکردند، دیدار [ظهور] ما به تأخیر نمیافتاد و سعادت دیدار ما با معرفت کامل و راستی زودتر از این نصیب آنان میگشت؛ پس آنچه مانع این دیدار گشته، اعمال زشتی است که ما آنها را ناپسند میشماریم و سزاوار پیروان خود نمیدانیم.
اقبال عمومی به سوی منجی و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛
آمادهسازی یاران ویژه.
حق پدری: امام، پدر این امت است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
أنا وعلی ابوا هذه الأمّة؛ (2)
من و علی پدران این امت هستیم.
حق پدر به فرزند، فرمانبرداری، احترام ویژه و... است. ما فرزندان امامت باید حق پدری را که امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بر ما دارد بشناسیم و به آن جامۀ عمل بپوشانیم. از او اطاعت کنیم و موجبات رضایت او را فراهم سازیم. در روایات متعددی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از ما تقوا، ورع، صفات نیکوی اخلاقی و ولایتپذیری را خواسته است. (1)ما نیز باید با تحقق بخشیدن این امور در سطح فردی و اجتماعی زندگیمان، تکلیف فرزندی مقام امامت را به شایستگی انجام دهیم.
وأسألکم بحق الله ورسوله وبحقی فإنّ لی علیکم حق القربی برسول الله؛ (2)
از شما میخواهم به حق خدا و حق رسولش و حق خودم بر شما که حق خویشاوندی پیامبر است.
ادای این حق، دوستی امامان است؛ چنانکه در آیۀ: «قُل لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّاالْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی»، (3)خدا به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستور میدهد به مردم بگو: من پاداشی برای رسالت جز دوستی اهلبیتم نمیخواهم.
ثمرۀ این محبت در صورتی که همراه با عمل گردد، دستیابی به حق و راه مستقیم و در نهایت سعادت است.
آری شناخت حقوق امام موجب محبت و سپس عمل در راستای خواستۀ خدا و اهلبیت علیهم السلام میشود.
ما شیعیان، دوستداران و منتظران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وظیفه داریم تا حقوق امام را به خوبی بشناسیم. ما که حداقل برای گذراندن بهتر زندگی مادی خود مراتب گوناگون علمآموزی از دبستان، راهنمایی، دبیرستان، دانشگاه را در سالیان متمادی پیگیری میکنیم، آیا شایسته نیست در امامشناسی خود نیز مقداری بیندیشیم و برای شناخت آن مقداری تلاش نماییم؟!
شباهتهای مهدویت از نظر اهلسنت و شیعه چیست؟
در موضوع مهدویت میان شیعه و اهلسنت مشترکات فراوانی است؛ به برخی از مهمترین محورهای مشترک اشاره میشود و به جهت اختصار یک آدرس از مهمترین منابع اهلسنت و یک آدرس از بهترین منابع شیعه میآوریم:
نام و نسب امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف: در روایات متعددی از شیعه و اهلسنت آمده است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اهلبیت علیهم السلام، (1)عترت؛ (2)همنام و همکنیه با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، (3)از فرزندان امام علی علیه السلام (4)و از نسل فاطمه علیها السلام (5)است.
شمائل امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف: امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در شکل ظاهری و رفتار، شباهت تمام با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دارد؛ چهرهاش نورانی و همانند ستارهای درخشان است، (6)پیشانی بلند (7)و بینی کشیده دارد، بر گونۀ راستش خالی است، (8)و دندانهایش از هم جدا میباشد. (9)
1) من لایحضره الفقیه، ج3، ص177؛ سنن ابوماجه، ح4085.
2) الغیبة، شیخ طوسی، ص186؛ کنز العمال، متقی هندی، ج14، ح38662.
3) کمالالدین، ج1، ص286، باب25، ح1، سنن ابوداود، ح4276.
4) الغیبة، شیخ طوسی، ص185، ح144؛ العرف الوردی فی اخبار المهدی (چاپ شده در الرسائل العشر)، سیوطی، ص219.
5) کشف النغمة، اربلی، ج3، ص288؛ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج4، ص577.
6) کمالالدین، ج2، ص469، ح23؛ البیان فی اخبار صاحب الزمان، گنجی شافعی، باب7، ح50.
7) الغیبة، نعمانی، ص214، ح2؛ المصنف، صنعانی، ح20773.
8) کمالالدین، ج2، ص445، ح19؛ البیان فی اخبار صاحب الزمان، گنجی شافعی، باب18، ح51.
9) الغیبة، نعمانی، ص214، ح2؛ ینابیع المودة، قندوزی، ج3، ص263.
ظهور: مشترکات شیعه و اهلسنت در آموزۀ ظهور عبارتاند از: حتمی بودن ظهور، (1)ظهور امام در چهل سالگی، (2)مکان ظهور در مکه، (3)ظاهر شدن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در مدینه پیش از ظهور، (4)نزول فرشتگان برای یاری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، (5)امدادهای الهی، (6)یاران خاص 313 نفر، (7)قدرتمندی یاران، (8)یاران امام از مناطق مختلف. (9)
زمینههای اجتماعی ظهور: ناامیدی کامل مردم، (10)نداشتن پناهگاه، (11)فراگیر شدن ستم، (12)پیدایش هرجومرج، فتنهها و قتلعام شدید. (13)
نشانههای ظهور: فراوانی نشانههای ظهور، (14)نشانههای حتمی و
غیرحتمی، (15)ندای آسمانی، (16)سفیانی، (17)خسف بیداء، (18)پرچمهای سیاه از
1) کافی، ج1، ص398، ح2؛ صحیح ترمذی، ح2231.
2) کمالالدین، ج1، ص315، ح2؛ فرائد السمطین، جوینی، ج2، ص565.
3) الفتن، نعیم بن حماد، ص240، ج943؛ تفسیر قمی، علی بن ابراهیم قمی، ج2، ص204.
4) الغیبة، نعمانی، ص279، ج67؛ مسند احمد بن حنبل، ج6، ص316.
5) کمالالدین، ج2، ص671، ج22؛ عقد الدر فی اخبار المنتظر، مقدسی شافعی، باب3، ص64.
6) عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج1، ص262، ح22؛ الفتن، نعیم بن حماد، ص215، ح860.
7) الغیبة، نعمانی، ص315، ح9؛ الحاوی للفتاوی، سیوطی، ج2، ص73.
8) الغیبة، نعمانی، ص310 و 371، ح2 و 5؛ عقد الدرر فی اخبار المنتظر، مقدسی شافعی، ص91.
9) شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار، نعمان بن محمد، ج3، ص366؛ سنن ابوداود، ح4286 و 4287.
10) الغیبة، نعمانی، ص186، ح29؛ الکتاب المصنف، ابن ابیشیبه، ج7، ص1416، ح511.
11) کافی، ج8، ص263، ح379؛ المصنف، صنعانی، ح20770.
12) کافی، ج1، ص526، ح1؛ سنن ابوداود، ح4282.
13) الغیبة، نعمانی، ص277، ح61 و ص235؛ الکتاب المصنف، ابن ابیشیبه، ج7، ح37628.
14) رجوع شود به بحارالانوار، بحث علایم ظهور و کتاب نوادر الدهور فی علائم الظهور، نوشتۀ سیدحسن میرجهانی، در دو جلد و نیز نعیم ابن حماد در الفتن.
15) الغیبة، نعمانی، ص301، ح5 و ص253، ح11.
16) الغیبة، نعمانی، ص253، ح13؛ الفتن، نعیم بن حماد، ص236، ح931.
17) کمالالدین، ج2، ص650، ح5؛ صحیح مسلم، ج4، ح2882 - 2883.
18) الغیبة، نعمانی، ص257، ح15؛ صحیح مسلم، ج4، ص2882.
حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف: تشابه سیرۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، (3)عدالتمحوری، (4)رفاه و آسایش، (5)امنیت همهجانبه. (6)
بازگشت حضرت عیسی علیه السلام. (7)
تفاوتهای مهدویت از منظر شیعه و اهلسنت؟
در برخی از مباحث مهدویت میان اهلسنت و شیعه و حتی میان دانشمندان اهلسنت اختلاف است. ما در اینجا تفاوت میان دو دیدگاه مشهور شیعه و اهلسنت را بیان میکنیم. از اینرو اختلاف میان این دو منظر براساس نظر اکثریت اهلسنت بررسی میشود. هرچند برخی از علمای اهلسنت موافق نظر شیعه باشند. در ذیل به برخی از این تفاوتها اشاره میشود:
1) الغیبة، نعمانی، ص251، ح8؛ مسند احمد بن حنبل، ج5، ص277.
2) الغیبة، نعمانی، ص264، ح26؛ المصنف، ابن ابیشیبه، ج8، ص649، ح199.
3) الغیبة، نعمانی، ص232، ح17؛ مجمع الزوائد، نورالدینی هیثمی، ج7، ص317.
4) کمالالدین، ج1، ص304، ح16؛ سنن ابوداود، ح4282.
5) الغیبة، نعمانی، ص237، ح26؛ سنن ابنماجه، ح4083.
6) الغیبة، نعمانی، ص241، ح35؛ المعجم الکبیر، طبرانی، ج8، ص179.
7) الکافی، ج8، ص50، ح10؛ سنن ابنماجه، ح4078. روایات در این زمینه به حد تواتر است؛ سلسلة الاحادیث الصحیحة، ناصرالدین البانی، ج5، ص178.
8) تفسیر عیاشی، ج1، ص207، ح81؛ کنز العمال، متقی هندی، ج14، ص336، ح38855.
9) با استفاده و تخلیص از کتاب بررسی تطبیقی مهدویت در روایات شیعه و اهلسنت.
10) کافی، ج1، ص514؛ کمالالدین، ص143 - 161؛ تنزیه الانبیاء، سیدمرتضی، ص180؛ الارشاد، شیخ مفید، ج2، باب آخر.
اهلسنت ولادت امام را در گذشته نپذیرفتهاند و گفتهاند ایشان در آخرالزمان به دنیا میآید. هرچند برخی تا 135 نفر از علمای اهلسنت را شمردهاند که به دنیا آمدن فرزند امام عسکری علیه السلام را پذیرفتهاند. (1)
البته تعدادی از اهلسنت، هم ولادت و هم مهدی موعود بودن را پذیرفتهاند؛ (2)اما برخی دیگر فقط ولادت را پذیرفتهاند، ولی اینکه او مهدی موعود باشد، انکار کردهاند. (3)
اسمه اسمی واسم ابیه اسم ابی؛ (4)
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نام من است (محمد)، و نام پدرش نام پدر من است (عبدالله).
ابونعیم 31 طریق برای این روایت میشمارد که در آنها این عبارت نیست؛ (5)اما شیعه نام پدر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را حسن میداند و روایات زیادی در حد تواتر بر این امر دلالت دارند. (6)
1) در انتظار ققنوس، ص188 – 189.
2) همانند محیالدین عربی، طلحه شافعی، ابنصباغ مالکی، سبط جوزی؛ نک: بررسی تطبیقی مهدویت شیعه و اهل سنت، ص213.
3) مانند ذهبی، هیثمی و ابنخلکان؛ بررسی تطبیقی مهدویت شیعه و اهل سنت، ص213.
4) سنن ابوداود، ح4276.
5) نک: المهدی المنتظر فی الفکر الاسلامی، ص73.
6) منتخبالأثر، فصل2، باب21، ص147، حدیث به این مضمون نقل میکند.
7) منتخبالأثر، ج1، باب 1، ص147، حدیث به این مضمون نقل میکند؛ صحیح بخاری، باب52، ح7222؛ صحیح مسلم، باب الاماره، ح7.
آنها آمده: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دوازده خلیفه دارد، اما نام آنها در آن روایات برده نشده است. نام دوازده امام و خلیفه در روایات شیعه برده شده است و به عنوان تنها خلفا و امامان بر حق معرفی شدهاند. اهلسنت این بیان را نپذیرفتهاند، اما
در عین حال نتوانستهاند دوازده خلیفه را هم مشخص کنند. پس تفاوت شیعه
و اهلسنت در این است که به اسامی این جانشینان در روایات شیعه تصریح شده، ولی در روایات اهلسنت فقط خلفا دوازده نفر شمرده شدهاند و نام آنها مشخص نیست.
شخصیت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را توصیف کنید.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، امام دوازدهم ما شیعیان از نسل امام حسین علیه السلام، فرزند امام حسن عسکری علیه السلام و مادرش «نرگس خاتون» است که به زبان عربی «نرجس» خوانده میشود. بنابر قول مشهور، مادر حضرت از نسل حواریون و یاران خاص
حضرت عیسی علیه السلام است. به دلیل فشار شدید حکومت در آن زمان، تولد امام مخفیانه و با معجزه همراه بود و عدۀ بسیار کمی از آن مطلع شدند. پدر بزرگوارش او را مخفی نگاه میداشت تا دشمنان به او دسترس نداشته باشند. آن امام بعد از شهادت پدر بزرگوارش، از دیدهها غایب گشت و در جامعه ظاهر نگردید. او از آن زمان تا به حال در میان مردم زندگی میکند، اما کسی ایشان را نمیشناسد و تا هنگامی که فرمان قیام از سوی خداوند به ایشان برسد، ناشناس زندگی خواهد کرد.
آن حضرت مانند امامان دیگر، بسیار مهربان و مردمدوست است. به فکر شیعیان و جامعه است، برای سعادت مردم و خوشبختی همۀ انسانها دعا میکند. برای گناهکاران از خداوند بخشش میطلبد. تمام وقت خود را در خدمت به مردم و دوستدارانش میگذراند. گرچه در غیبت است و ظاهراً در کارها دخالت نمیکند، اما چنین نیست که در جامعه فعالیتی نداشته باشد و تا زمان ظهور برای مردم کاری نکند. بلکه به فریاد مردم میرسد و به آنان یاری میرساند. بنابراین ما نیز نباید لحظهای از یاد آن حضرت غافل شویم.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مانند پدران بزرگوار خود، عبادت و بندگی خدا را بسیار دوست دارد و به شیعیان خود نیز توصیه میکند که در عبادت و بندگی خدا و ترک گناه و ظلم به دیگران کوشا باشند.
ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از علم فراوان امامت برخوردار است و علم ایشان برگرفته از علم الهی است. به همین دلیل، حتی در دوران کودکی از چیزهای مخفی خبر میداد و چیزی بر او پوشیده نبود.
آن حضرت همچنین دارای عصمت است؛ یعنی از آن حضرت گناه و خطا صادر نمیشود. تمام سخنان و رفتارشان حق است.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شباهتهای فراوانی به پیامبران گذشته و امامان علیهم السلام دارد.
آنچنانکه در احادیث آمده، یکی از شباهتهای ایشان به بعضی پیامبران، مسئلۀ غیبت است؛ زیرا بعضی از پیامبران گذشته، مانند حضرت یوسف و حضرت موسی علیهما السلام نیز غیبت داشتهاند.
از آن امام، معجزات بسیاری نقل شده که گویای امامت ایشان است؛ مانند خبر دادن از متن نامۀ ناگشوده، خبر از محتویات یک بسته قبل از باز کردن آن، جواب به سؤال نامهای که سؤالکننده فراموش کرده بود سؤال خود را بنویسد، شفا دادن بیماران و موارد فراوان دیگر که برای اطلاع از آن میتوانید به کتابهای مربوط و ازجمله کمالالدین مراجعه نمایید.
چه دلیلی بر متولد شدن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هست؟
کتاب در انتظار ققنوس (1)بهطور مفصل این مسئله را بررسی کرده است، ولی بهطور خلاصه عبارت است از:
تصریح امام عسکری علیه السلام به ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ راوی میگوید: از امام عسکری علیه السلام پرسیدم: آیا شما فرزندی دارید؟ امام فرمود: آری. (2)
شهادت دادن قابلهها ازجمله حکیمه خاتون (دختر امام جواد علیه السلام و عمۀ امام عسکری علیه السلام) به ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛
شهادت عدهای از اصحاب امام عسکری و امام هادی علیهما السلام که در زمان امام عسکری علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را زیارت کرده بودند. همچنین گواهی عدهای دیگر که بعد از شهادت امام عسکری علیه السلام در دورۀ غیبت صغرا، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را
زیارت کردهاند؛
گواهی وکلای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مطلعان از معجزات ایشان (شیخ صدوق اسامی افرادی که به معجزات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آگاه بوده اند و ایشان را از نزدیک زیارت کردهاند، ذکر کرده است)؛
شهادت خدمه، کنیزان و غلامان به رؤیت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ (افرادی که در بیت امام عسکری علیه السلام مشغول خدمت بودند، به همراه برخی کنیزان، ازجمله کسانی بودند که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را ملاقات کردهاند؛ مانند طریفِ خادم از خدمتکاران منزل امام)؛
شکل برخورد حکومت وقت، دلیلی بر ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ چون معتمد، بلافاصله پس از وفات امام عسکری علیه السلام، عمّال خود را به منزل آن حضرت فرستاد و دستور داد تا دقیقاً همهجا را تفتیش کنند و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را دستگیر کنند؛
اعتراف تبارشناسان به ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف (مؤلف، نام هشت نسبشناس را میبرد)؛
اعتراف علمای اهلسنت به ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف (مؤلف، نام هشت نفر را ذکر کرده است).
چه کسانی شاهد و معتقد به ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند؟
1) کافی، ج1، ص331، باب فی تسمیة من رآه، ح3.
در کتاب در انتظار ققنوس با استفاده از منابع معتبر روایی، نام 46 نفری که حضرت را در همان دوران دیدهاند، آمده است که بعضی با گروه چهلنفری خدمت امام میرسیدند. لذا صدها نفر در همان دوران کودکی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را در محضر امام عسکری علیه السلام دیدهاند.
علاوه بر آن، بسیاری از بزرگان اهلسنت نیز ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را باور دارند. در کتاب گزارش لحظه به لحظه از میلاد نور، (1)نام بیست تن از بزرگان صاحبکتاب اهلسنت، از هر چهار فرقۀ مالکی، حنفی، شافعی و حنبلی آورده شده است که به ولادت فرزند امام حسن عسکری علیه السلام اعتقاد دارند؛ حتی بعضی از آنها معتقدند که وی همان مهدی موعود است.
لازم است به این نکته توجه شود که شیخ صدوق در اینباره میفرماید: صقیل که یکی از کنیزان امام عسکری علیه السلام بود، عمداً ادعای حامله بودن کرد تا توجه حکومت به او جلب شود و با نگهداری او، از تفتیش مداوم منزل امام عسکری علیه السلام منصرف شوند. (2)لذا اینکه در بعضی از کتابها آمده «کنیز امام حسن عسکری علیه السلام دو سال زیر نظر بود و خبری نشد»، دقیقاً طبق یک حرکت فریبنده بود.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در چه شهری به دنیا آمد؟
محل تولد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، شهر سامرا (سرّ من رأی) از شهرهای عراق، و محل دفن و حرم دو امام بزرگوار شیعه، یعنی امام علی النقی و امام حسن عسکری علیهما السلام است. همچنین قبر مادر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و عمۀ بزرگوار او حکیمه خاتون (دختر امام جواد علیه السلام) نیز در همان حرم است.
آیهای که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از تولد تلاوت کردهاند، چیست و در کدام سوره است؟
حکیمه گوید: امام فرمود: فرزندم را نزد من آور! من سرورم را آوردم... امام فرمود: فرزندم! سخن بگوی! نوزاد پس از گواهی به یگانگی خداوند و درود بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و پدران بزرگوارشان، آیات پنج و شش سورۀ قصص را تلاوت فرمود: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمْ الْوَارِثِینَ»،«وَنُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا کَانُوا یَحْذَرُونَ». (1)
حکیمه خاتون کیست؟
حکیمه خاتون، از بانوان خاندان امامت و رسالت و زنی با کفایت و مؤمنه بود. وی دختر امام جواد علیه السلام و خواهر امام هادی علیه السلام و عمۀ امام حسن عسکری علیه السلام است. (2)لذا ممکن است از این جهت که عمۀ پدر امام زمان است، آن حضرت نیز او را عمه خطاب کنند.
سن دقیق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چقدر است؟
روشن است که سن، با گذشت یک سال (حرکت زمین به دور خورشید) افزایش مییابد. با این حساب هر سال، سن امام نیز یک سال زیاد میشود و چون امام، متولد 15 شعبان سال 255 هجری قمری هستند، در روز 15 شعبان سال جاری (1433) سن شریف ایشان به 1178 سال کامل میرسد. البته حضرت با گذشت زمان، پیر و ضعیف نمیشود و همیشه از لحاظ بدنی در سن بین سی تا چهل سال دیده میشود؛ (3)یعنی جوانی قدرتمند و قوی است و تا زمان ظهور
هم چنین خواهد بود. بهطور خلاصه، امام از نظر سنّی پیر، اما از لحاظ ظاهری، جوان است.
آیا فردی هم داریم که از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بزرگتر باشد؟
اگر مراد بزرگی سنّ باشد، حضرت خضر علیه السلام و حضرت عیسی علیه السلام قبل از امام زمان بوده و تا کنون زندهاند؛ ولی اگر مراد مقام معنوی باشد (چنانکه از ظاهر سؤال استفاده میشود)، مقام و منزلت معنوی پیامبران و اولیای الهی متفاوت است، و در این میان شأن و موقعیت پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم در رتبۀ نخست قرار دارد. هیچ پیامبر و یا فرشتهای وجود ندارد که به حد مقام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برسد. به همین جهت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اشرف مخلوقات خداوند میباشد.
بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم _ طبق بیانات خود آن حضرت _ شخصیت دوم عالم خلقت، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام است که هیچ پیامبر و فرشتهای (غیر از پیامبر اسلام) به عظمت و بزرگی مقام آن حضرت نمیرسد؛ و همینطور حضرت صدیقۀ طاهره، فاطمۀ زهرا علیها السلام در رتبۀ بعدی قرار دارد و طبق روایات، خود امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، آن حضرت را به عنوان الگو و اسوۀ خود معرفی نموده است. (1)بعد از او، امام مجتبی علیه السلام و امام حسین علیه السلام میباشند؛ اما نسبت به درجات معنوی بقیۀ ائمه علیهم السلام (نه نفر دیگر) که آیا همه با هم برابرند، یا امام قبلی از امام بعدی برتر است، یا اینکه حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف از هشت تن دیگر افضل و برتر است، (2)محل بحث و گفتوگو است.
در میان سایر ائمه، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بیش از همه مورد توجه روایات قرار
دارد. شاید به دلیل این است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نقطۀ اوج درخشش سلسلۀ امامت است.
نکتۀ آخر اینکه طبق روایات، همۀ ائمۀ معصومین علیهم السلام با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از یک نوراند و همۀ آنان اشرف مخلوقات عالم میباشند و هرکدام در شرایط خاصی زندگی میکردهاند، و لذا تلقی ما بیشتر متأثر از شرایط زمانی خاص آنان میباشد، والا مقام و عظمت آنان برای کسی قابل درک نمیباشد.
بنابراین میتوان گفت که مقام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام بزرگتر و مقدم بر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است، ولی از این نظر که آنان نور واحدند، باید گفت که همگی دارای یک حقیقت میباشند.
چگونه شخصی مثل امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میتواند عمر طولانی داشته باشد؟
عمر طولانی از نظر عقل و دانش بشری، امری ناممکن نیست و دانشمندان با مطالعۀ اجزای بدن، معتقدند که انسان میتواند سالهای بسیار طولانیای عمر کند و حتی گرفتار پیری و فرسودگی هم نشود. (1)
مهمتر اینکه عمر طولانی، بارها در گذشته تجربه شده است و بهترین دلیل بر امکان یک پدیده، وقوع آن است. هم در کتابهای آسمانی و هم در کتابهای تاریخی، افراد زیادی با نام و نشان و شرح حال یاد شدهاند که عمرشان بسیار طولانی بوده است؛ مانند حضرت نوح علیه السلام که قرآن دربارۀ او فرمود: «به راستی ما نوح را به سوی قومش فرستادیم، پس 950 سال در میان آنها درنگ کرد»؛ (2)یعنی پیامبری حضرت نوح علیه السلام تا پیش از توفان این مدت بوده است. در روایات ما برای حضرت نوح علیه السلام عمری بیش از دوهزار سال ذکر شده است و در تورات و انجیل
نیز، از درازعمران یاد شده؛ مثل حضرت آدم علیه السلام که بیش از نهصد سال عمر کرد.
گذشته از عقل و علم و تجربۀ تاریخی، امکان عمر طولانی در مقیاس قدرت بینهایت خداوند نیز، اثباتشدنی است. قرآن دربارۀ حضرت یونس علیه السلام فرموده: «اگر او در شکم ماهی تسبیح نمیگفت، تا روز قیامت در شکم ماهی میماند». (1)امام حسن مجتبی علیه السلام نیز میفرماید: «خداوند عمر او (مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در دوران غیبتش طولانی میگرداند، سپس به قدرت خداییاش او را در سیمای جوانی زیر چهل سال آشکار میسازد تا مردمان دریابند که خداوند بر هر کاری تواناست». (2)
چنین طول عمری نسبت به قدرت خداوند کاری بسیار آسان و شدنی است و خداوند میتواند با قدرت بیپایان خود هرکس را بخواهد زنده نگه دارد. چنانکه حضرت خضر علیه السلام را که قبل از حضرت موسی علیه السلام متولد شده هنوز هم زنده نگه داشته است.
علاوه بر آن، علم و اصول زیستشناسی نیز امکان چنین چیزی را نفی نمیکند. عمر انسان حدود معیّنی ندارد که تجاوز از آن حد، غیرممکن باشد. هیچیک از دانشمندان تا به حال نگفتهاند که فلان مقدار سال، نهایت درجهای است که انسانها میتوانند به آن نائل گردند و هنگامیکه بدان پایه رسیدند، مرگشان حتمی است. پس مرگ نیز، مانند سایر بیماریها معلول علل و عوامل طبیعی است که اگر شناخته شوند و از تأثیر آنها جلوگیری شود، میتوان مرگ را به تأخیر انداخت و فرد را تا مدت زیادی زنده نگه داشت. بنابراین عمر طولانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را نباید ناممکن و غیرمعقول دانست، بلکه علم و دانش، عمر بسیار را با حفظ نیروی جوانی و شادابی، امری کاملاً ممکن میداند.
چگونه حضرت صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با عمر طولانی، در چهل سالگی ظهور میکند؟
گفتنی است که منظور از چهل سالگی، مقدار سالهای حیات ایشان از آغاز میلاد تا زمان ظهور نیست، بلکه منظور این است که در زمان ظهور، چهره و جمال ایشان چنین است. بنابراین منظور، جوان بودن حضرت است، نه سن مشخص، چون قطعاً سن حضرت بیش از این است. همچنانکه علامه مجلسی میفرماید: «در صورت و قیافۀ ظاهری چنین است، یعنی صاحب این امر، همیشه در چهل سالگی دیده میشود و پیری در او اثر نمیکند و قیافهاش را تغییر نمیدهد». (1)
مشخصات ظاهری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را بیان کنید.
برحسب روایات و برخی ملاقاتهای معتبر میتوان گفت:
حضرت، شبیهترین مردم به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است؛
زیبا و خوشچهره است؛
سیمایی جوان، بین سی تا چهل سال دارد؛
قامتی متوسط و باریک و قوی دارد؛
رنگ چهره، سفید مایل به سرخ (گندمگون) است که کمی مایل به
زردی است؛
موی سر، بلند و کمی مجعد و چین و شکن دارد؛
گونههای حضرت، کمگوشت است و بر گونۀ راست ایشان خالی سیاه وجود دارد و بر پیشانی وی اثر سجده نمایان است؛
پیشانی بلند و درخشان دارد؛
1) بحارالانوار، ج52، ص287.
ابروانی کشیده، بلند و کمانی دارد که نزدیک به هم هستند؛
دارای چشمان درشت و براق به رنگ سیاه است که کمی فرورفتهاند؛
بینی ایشان، کشیده و باریک است؛
دندانهای پیشین، براق و از هم فاصله دارند؛
شانههای قوی و بزرگ دارند؛
سینه شان فراخ است؛
ساقهایی باریک دارند؛
دستانشان ستبر است و بر کف دست راستشان خالی وجود دارد. (1)
چرا با وجود تصویرهایی از امامان، سیمایی از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف وجود ندارد، با آنکه افرادی در غیبت صغرا با ایشان ارتباط مستقیم داشتهاند؟
تصویرهایی که از امامان دیگر علیهم السلام وجود دارد، واقعی نیست و هیچ عکس و تصویری واقعی در اینباره وجود ندارد.
با وجود طولانی شدن غیبت، آیا سن و چهرۀ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تاکنون تغییر کرده و آثار کهولت در سیمای حضرت مشخص است یا خیر؟
گرچه به دلیل طولانی بودن زمان حیات آن بزرگوار و بر اثر جریان طبیعی، باید سیمای حضرت مثل افراد کهنسال باشد، اما از روایات، استفاده میشود که حضرت در زمان ظهور، مثل فردی ظاهر میشود که چهل سال دارد. بنابراین آثار کهنسالی در سیمای ایشان دیده نخواهد شد و حضرت، سیمایی جوان و بانشاط خواهد داشت و این از نشانههای ایشان است.
امام رضا علیه السلام فرمود:
1) نک: «جمال یار»، جواد جعفری، مجله تخصصی انتظار، ش5، پاییز 1381.
از نشانههای مهدی، سیمای جوان او در سن کهولت است که هرکس او را ببیند، چهلساله یا کمتر تصورش میکند. نیز از نشانههای او این است که گذشت زمان در او اثر نمیکند و تا فرا رسیدن مرگش، آثار پیری در او ظاهر نمیشود. (1)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شبیه کدام امام یا پیامبران الهی میباشند؟
دربارۀ شباهتهای امام با پیامبران الهی، روایتهای فراوانی داریم که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
امام سجاد علیه السلام فرموده است:
در قائم ما چند سنت از پیامبران است. آن سنتی که از آدم و نوح علیهما السلام
دارد، طول عمر است و از ابراهیم علیه السلام پنهان بودن ولادتش و دوری گزیدن وی از مردم، و از موسی علیه السلام غیبت از مردم، و از عیسی علیه السلام اختلافی که مردم دربارۀ او دارند، و از ایوب علیه السلام گشایش بعد از گرفتاری، و از محمد صلی الله علیه و آله و سلم قیام با شمشیر. (2)
از امام باقر علیه السلام چنین روایت شده است:
قائم آلمحمد عجل الله تعالی فرجه الشریف پنج شباهت با پیغمبران دارد: شباهتی که به یوسف علیه السلام دارد، غیبت و پنهانی او از خواص و عموم مردم و برادرانش است، و شباهتی که با موسی علیه السلام دارد، غیبت طولانی و مخفی بودن ماجرای ولادتش است، و شباهت وی به عیسی علیه السلام، اختلافی است که مردم دربارۀ او دارند؛ زیرا جماعتی گفتند او متولد نشده و عدهای گفتند او مرده و گروهی گفتند او را کشتهاند، و شباهتی که به جدش محمد صلی الله علیه و آله و سلم دارد، قیام با شمشیر و کشتن دشمنان خدا و رسول و ستمگران است و وی به وسیلۀ شمشیر و وحشتی که
در دلها پدید میآید، یاری میشود. (1)
البته در روایات بسیاری آمده که حضرت از نظر چهره و اخلاق، شبیهترین مردم به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است.
از امام عسکری علیه السلام چنین روایت شده است:
او از جهت خَلق و خُلق شبیهترین مردم به رسول خداست. (2)
آیا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف سایه دارند؟
در روایتی که شیخ صدوق (3)نقل کرده است، امام رضا علیه السلام در معرفی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و بیان نشانههای ایشان میفرماید:
هوالذی تَطوِی لَهُ الاَرضُ ولا یکوُنُ لَهُ ظِلٌّ؛
قائم ما آنکسی است که زمین زیر پای او جمع میشود (طی الارض) و سایه ندارد.
همچنین در روایت دیگری از امام رضا علیه السلام _ که نشانههای کلی امامت را بیان میدارد _ آمده است:
للامام علامات: یکون اعلم الناس.... ولا یکون له ظل؛ (4)
برای امام نشانههایی است، ازجمله اینکه امام داناترین مردم است ... و
سایه ندارد.
طبق این دو روایت، میتوان گفت: امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و سایر ائمه، هیچیک سایه نداشتهاند و این علامت برای شناختن امام از غیرامام است.
باید توجه داشت در کتابهای تاریخیای که شرح حال ائمه علیهم السلام نوشته شده، چنین نشانی بیان نگردیده است. اگر چنین چیزی وجود میداشت، حتماً در کتابهای دیگر، حتی در کتابهای اهلسنت هم نقل میگردید. بنابراین ممکن است ظاهر روایت، منظور و مراد امام نباشد و نبود سایه، کنایه از چیز دیگری باشد؛ مثلاً کنایه از اینکه وجود امام، خیر محض و همه نور است و با نور او عالم روشن میشود. در این صورت پیداست که وجود نورانی او هیچ تاریکی و سایهای ندارد. پس در معنای روایت باید دقت کرد و نمیتوان به ظاهر آن بسنده نمود. نکتۀ قابل توجه در فهم اینگونه احادیث، توجه به زبان آن است که معمولاً با کنایه سخن گفتهاند و معنای حقیقی آن ارائه نشده است.
البته این مسئله و مسائل مشابه آن _ که دانستن و ندانستن آن تأثیری در سعادت و شقاوت ما ندارد _ اهمیت چندانی ندارد. بهتر است مسائل مهمی مثل وظایف منتظران در زمان غیبت، چگونگی فراهم شدن زمینۀ ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و... را جستوجو کنیم.
امامت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از چه زمانی آغاز شده است؟
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در سال 260 هجری قمری با شهادت پدر بزرگوارش امام حسن عسکری علیه السلام به امامت رسید. در آن زمان حضرت حدود پنج سال داشت.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در چند سالگی وارد غیبت صغرا و غیبت کبرا شدند؟
با شهادت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 هجری قمری، دوران امامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آغاز شد و از همین زمان، غیبت کوتاهمدت آن حضرت (غیبت صغرا) شروع شد، یعنی حدود پنج سالگی وارد غیبت صغرا شدند و تا سال 329
هجری قمری نزدیک به هفتاد سال ادامه یافت.
غیبت کبرا از سال 329 هجری آغاز شد. لذا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در حدود 74 سالگی وارد غیبت کبرا شدهاند. غیبت کبرا تاکنون ادامه دارد.
پدر و مادر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در چه سالی متولد شدهاند؟
پدر بزرگوار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، امام حسن عسکری علیه السلام، در روز هشتم یا چهارم یا دهم ربیعالثانی سال 231 یا 232 هجری در مدینه متولد شدهاند.
اما سال تولد مادر بزرگوار آن حضرت مشخص نیست و چیزی در اینباره ثبت نشده یا حداقل به دست ما نرسیده است.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پدر و مادر خود را در چند سالگی از دست دادند؟
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پدر بزرگوارشان امام حسن عسکری علیه السلام را در پنج سالگی از دست دادند. (1)نرجس خاتون نیز در سال 261 هجری (2)و طبق نظر شیخ صدوق مادر آن حضرت قبل از رحلت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 هجری درگذشته است. (3)پس آن حضرت بیش از پنج سال نداشته که مادرشان را نیز از دست دادهاند.
آیا امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در میان مردم زندگی میکند و ما از شناخت او عاجزیم، یا اینکه در عالم دیگر است و ما او را نمیبینیم؟
میتوان در کیفیت زندگی و غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سه فرض را تصور کرد:
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نه بر روی زمین، بلکه در عالمی غیر از عالم مادی حضور دارند؛
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف روی کرۀ زمین و در میان مردم زندگی میکند، ولی به خواست الهی چشمها توانایی دیدن آن حضرت را ندارند (غیبت شخص)؛
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در میان مردم زندگی میکند و مردم هم ایشان را میبینند، اما کسی از هویت ایشان مطلع نیست. یعنی شخصیت ایشان بر مردم مخفی است، نه شخص ایشان (غیبت شخصیت).
آنچه از روایات پیشوایان دینی به دست میآید، فرضیۀ سوم است؛ یعنی حضرت در زمین و ناشناس در میان مردم زندگی میکند و مردم هم ایشان را میبینند، اما نمیشناسند. برخی از این روایات عبارتاند از:
الف) امام صادق علیه السلام در تبیین کیفیت غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، آن حضرت را به حضرت یوسف علیه السلام تشبیه کرده و فرمودهاند:
چرا مردم منکرند که خداوند با حجت خود چنان کند که با یوسف کرد؟ او (حجت خدا) در بازارهایشان راه میرود و بر فرشهای آنان گام مینهد ولی مردم او را نمیشناسند؛ تا هنگامی که خداوند به او اجازه دهد که خود را معرفی کند. (1)
ب) آن حضرت در روایت دیگری فرمودهاند:
شباهت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با حضرت یوسف، در پسِ پرده بودن اوست؛ یعنی خداوند کاری کرده که مردم او را میبینند ولی نمیشناسند. (2)
این دو حدیث به وضوح بر زندگی عادی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در میان مردم (البته
بهطور ناشناخته) دلالت دارد.
ج) از محمد بن عثمان (نایب دوم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف) که از احوال حضرت کاملاً آگاه بوده چنین نقل شده است:
به خدا قسم، صاحب این امر (امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) هرساله در موسم حج حاضر میشود و مردم را میبیند و میشناسد. آنان نیز او را میبینند، اما نمیشناسند. (1)
هر جمعه در دعای ندبه میخوانیم:
بنفسی انت من مغیب لم یخل منا، بنفسی انت من نازح ما نزح عنا؛
جان فدایت! تو آن غایبی که از میان ما بیرون نیستی، جانم فدایت! تو آن دورشده از وطنی که از ما دور نیستی.
بنابراین، طبق این روایات، فرضیۀ اول (زندگی کردن امام عجل الله تعالی فرجه الشریف در عالمی دیگر) و فرضیۀ دوم باطل میگردند.
در روایتی از امیرمؤمنان علیه السلام در مورد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چنین آمده است:
مردم دنبال او میگردند، ولی او را نمییابند. اما به خدا قسم حجت خدا روی زمین است؛ در راهها پیاده میرود، در خانهها داخل میشود، در شرق و غرب حرکت میکند، سخنان را میشنود و بر جماعت سلام میکند، میبیند ولی دیده نمیشود. (2)
خود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم به ابنمهزیار فرمودند:
پدرم با من عهد کرد نزدیک مردمی که خداوند به آنها غضب کرده نباشم، و به من دستور داد در کوههای سخت و صعبالعبور و سرزمینهای بیآب و
علف زندگی کنم. (1)
از این روایات استفاده میشود که حضرت حضوری همیشگی در جامعه داشته و با مردم دیدار و صحبت میکند؛ به منزل بعضی میرود، ولی مردم او را نمیشناسند، و این کارها را بهطور ناشناس انجام میدهد؛ اما محل زندگی و سکونت ایشان داخل شهرها نیست، بلکه در بیابانها و کوهها و محلهای دور از مردم است.
همچنین حضرت دائماً در حال تغییر مکان خود هستند و جای ثابتی برای سکونت ندارند. (2)
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کجاست؟
در زمان غیبت کبرا، مکان مشخصی برای سکونت حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف ذکر نشده است. البته بعضی از مکانها و مقامها به نام مبارک ایشان مزین است، مانند مدینۀ منوره و مکۀ معظمه؛ چون حضرت هرساله در مراسم حج حضور دارند. در مکانهای خاص دیگری مانند مسجد مقدس جمکران، مسجد سهله، مسجد کوفه، مقام حضرت صاحبالامر در وادیالسلام نجف، حرم ائمۀ معصومین و... نیز بهطور پراکنده حضور دارند. البته باید توجه داشت که مکانهای منتسب به حضرت، به معنای اقامت ایشان در آنجا نیست.
آیا صحت دارد که محل استقرار حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در کوه رضوا است؟ این کوه کجاست؟
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر غیبت کبرا مکان خاصی ندارد. نه در کوه رضوا ساکن است و نه در جای دیگر. البته ممکن است به آن کوه، مثل بعضی جاهای دیگر
رفتوآمد کند.
کوه رضوا از کوههای مدینه است که در نزدیکی شهر «ینبع» قرار دارد و فاصله بین آن کوه تا مدینه، چهل میل است.
آیا داستان جزیرۀ خضرا واقعیت دارد یا خیر؟
اصل این قضیه به دو حکایت بازمیگردد که در بحارالانوار، ج53، ص213 و ج52، ص159 آمده است:
الف) حکایت اول از کمالالدین، احمد بن محمد یحیی انباری است که در سال 543 هجری (حدود نهصد سال پیش) نقل شده است. (1)
ب) حکایت دوم را علی بن فاضل مازندرانی در سال 699 هجری (حدود هفتصد سال پیش) نقل کرده است.
نکات مشترک این دو حکایت:
محل سکونت فرزندان آن حضرت در جزیرهای در میان دریاست؛
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اکنون همسر و فرزند دارد؛
آن جزیره، بسیار خوش آب و هوا و سرسبز بوده و در نقاط دیگر دنیا نظیر ندارد؛
نظم اجتماعی، رفاه و کیفیت سلوک مردم در آن جزیره بسیار عالی است؛
ناقلان هردو داستان (انباری و فاضل مازندرانی) ناشناخته هستند.
نظریات دربارۀ این دو حکایت
گروهی بر این عقیدهاند که داستان واقعی است.
برخی از کسانی که اصل داستان را پذیرفتهاند، آن را با مثلث برمودا تطبیق دادهاند. (2)
پژوهشگران سترگی چون شیخ جعفر کاشفالغطاء، آقابزرگ تهرانی، علامه شوشتری، علامه سیدجعفر مرتضی عاملی، محمدباقر بهبودی و... بر این عقیدهاند که داستان جزیرۀ خضراء واقعیت ندارد؛ لذا بر هردو حکایت، اشکالات متعدد سندی، تاریخی و محتوایی وارد نمودهاند.
اینک جداگانه به ذکر برخی از مشکلات که به هریک از این دو حکایت وارد شده میپردازیم:
الف) حکایت علی بن فاضل مازندرانی
اشکالات سندی: مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار تصریح کرده که
این حکایت را در کتابهای معتبر نیافته و به همین علت آن را در بابی جداگانه نقل میکند. (1)
هیچیک از علما و بزرگان معاصرِ علی بن فاضل مازندرانی، همچون علامه حلی و ابنداوود (2)اسمی از او و داستانش نبردهاند. از اینرو این قضیه از چند حال خارج نیست: یا معاصران وی داستان او را دروغ و باطل تلقی کردهاند، یا اصلاً چنین داستانی را نشنیدهاند و یا اینکه این داستان بعد از آنها بوده است.
در میان منابع موجود، کهن ترین مأخذی که برای این داستان به چشم میخورد، کتاب مجالس المؤمنین، نوشتۀ قاضی نورالله شوشتری است که در سال 1019 هجری قمری به شهادت رسیده است؛ در حالی که داستان جزیرۀ خضراء مربوط به سال 699 هجری است (3)(یعنی این کتاب، حدود 300 سال بعد نوشته
شده است).
بر این حکایت از نظر سندی اشکالات دیگری نیز وارد است که علاقهمندان میتوانند به منابعی که در پایان معرفی میگردد، مراجعه کنند.
اشکالات محتوایی: در داستان علی بن فاضل به مطالبی اشاره شده که با بسیاری از مسلّمات دینی سازگاری ندارد و روایات بسیاری برخلاف آن مطالب آمده است، که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
همانگونه که مشاهده میشود، اگر کسی این بخش از حکایت را قبول کند، به تحریف قرآن کریم معتقد شده است. این مطلب به اجماع شیعه و سنی و به موجب تصریح آیۀ «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»؛ (1)«البته ما قرآن را بر تو نازل کردیم و خود نیز آن را پاسبانی خواهیم نمود»، باطل و مردود است. به علاوه، اهتمام و توجه زیاد مسلمانان به نوشتن و حفظ قرآن و تعدد نسخهها و شیوع آن در بین مسلمانان، از زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و زیر نظر مستقیم آن حضرت تا حدی بود که تبدیل و تحریف آن، از امور ناشدنی و ممتنع به شمار میرفت. (2)
آن واجب نیست. این نظریه نیز پذیرفتنی نیست؛ چون خلاف نظر مشهور فقهای اسلام است.
متن داستان، بر وجود همسر و اولاد برای حضرت دلالت میکند. این نظریه را بزرگانی چون شیخ مفید، بیاضی و طبرسی نپذیرفتهاند و روایاتی را که بر وجود اولاد برای حضرت دلالت میکند، از نظر سند رد کردهاند. علاوه بر آن، روایاتی برخلاف آن داریم. میتوان برای مطالعۀ بیشتر در این موضوع به کتابهای مفصل
رجوع کرد. (1)
ب) حکایت انباری
اشکالات سندی: داستان انباری فاقد هرگونه استناد است؛ چون خود صاحب کتاب التعازی (2)
آورده است.
آن را نقل نکرده است؛ بلکه استنساخکنندۀ ناشناختهای آن را در پایان کتاب التعازی افزوده است که معلوم نیست این خبر را از کجا و از چه کسی نقل کرده است.همچنین اشخاص مذکور در سند، شناخته شده نیستند و در کتابهای رجالی شیعه ذکری از آنان به میان نیامده و راوی خبر هم ناشناخته است و تنها به مسیحی بودن او تصریح شده است.
اشکالات محتوایی: در متن داستان، از شهرهایی نام برده شده که در منابع جغرافیایی معتبر و کهن، مانند معجم البلدان یاقوت حموی، اصلاً نامی از آنها برده نشده است. از آنجا که در این منبع، اسامی روستاهای دورافتاده هم از
قلم نیفتاده، چگونه ممکن است از جزیرهای با این عظمت ذکری به میان
نیامده باشد.
همچنین در متن حکایت آمده که فرزند امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از یهود و نصارا جزیه گرفت، ولی اموال اهلسنت را مصادره کرد، یعنی با اهلسنت برخوردی سختتر از یهود و نصارا داشت، در صورتیکه چنین چیزی امکان ندارد.
علاقهمندان میتوانند برای مطالعۀ بیشتر به کتابها و منابعی که در ذیل معرفی میگردد، مراجعه کنند:
محمدتقی شوشتری، سیدجعفر مرتضی عاملی، ابراهیم امینی، جزیرۀ خضراء، افسانه یا واقعیت، ترجمۀ ابوالفضل طریقهدار.
غلامرضا نظری، جزیرۀ خضراء، تحریفی در تاریخ شیعه.
سیدجعفر مرتضی عاملی، جزیرۀ خضراء، در ترازوی نقد، ترجمۀ محمد سپهری.
مجتبی کلباسی، «بررسی افسانۀ جزیرۀ خضراء»، فصلنامۀ انتظار، شمارههای 1-4.
آیا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در مثلث برمودا زندگی میکند؟
دربارۀ این مسئله چند نکته جالب توجه است:
در شمال غربی اقیانوس اطلس (نزدیک قارۀ امریکا) جزیرههای کوچکی (حدود 360 جزیره که 20 جزیرۀ آن مسکونی است) قرار دارد. این جزیرهها به برمودا معروف هستند؛ برمودا، نام یکی از جزایر بزرگ آن مجموعه است. (1)
مثلث برمودا به منطقهای مثلثشکل میگویند که یک رأس آن، جزیرۀ برمودا (33 درجۀ شمالی و 64 درجۀ غربی) است، یک رأس آن بندر میامی در ساحل شرقی ایالت فلوریدا، از مهمترین بنادر ایالات متحده است، و رأس دیگر
1) نک: جزیرۀ خضراء، ناجی النجار، ص 60 - 61.
آن نیز سنخوان (سنژوان) پایتخت پورتوریکو (یکی از جزایر بزرگ دریای کارائیب) است که در شرق کشور دومینیکن قرار دارد. (1)
از آنچه گفته شد، وجود محلی به نام جزیرۀ برمودا و ناحیهای به نام مثلث برمودا ثابت میشود. این جزایر از لحاظ جغرافیایی، محل مشخصی دارد و در نقشهها ثبت شده است.
اصل ملاک دربارۀ این جزیره و مثلث برمودا، اخباری است که مخابره و ثبت شده است. در حدود سال 1355 شمسی، یعنی دو سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، در تمام مطبوعات و رادیوها، اخباری شگفت از حوادث دردناک و اسرارآمیز این جزیره و منطقه اعلام شد و به تبع آن، در مجلات داخلی ایران نیز مطالبی ترجمه و بیان گردید، اما در سالهای اخیر از چنین حادثههایی سخن گفته نمیشود، در حالی که با گسترش ارتباطات باید اخبار بیشتر و دقیقتری ارائه میشد.
بعضی دربارۀ پخش گستردۀ این اخبار استدلال کردهاند که چون کشور کوبا رابطۀ خوبی با شوروی سابق داشت و از طرفی نزدیک بودن آن به ایالات متحدۀ امریکا، خطر جدی برای امریکا به شمار میآمد و میتوانست جایی برای نصب ابزار جاسوسی و جنگی و در واقع پایگاهی برای شوروی در نزدیکی آن کشور باشد، امریکا به این فکر افتاد که در نزدیکی کوبا (مثلث برمودا) با شایعه کردن این اخبار، منطقۀ خطرناک و ناامنی به وجود آورد و در آنجا پایگاهی بسازد که کوبا را از نزدیک زیر نظر بگیرد و اگر کسی خواست نزدیک آن شود، او را از بین ببرد و آن را به نیروهای اسرارآمیز منتسب سازد. بنابراین اخبار مخابره شده، همه جنبۀ سیاسی و امنیتی داشته و در واقع ساختگی بوده است. البته امکان دارد برای واقعی جلوه
1) جزیرۀ خضراء، ناجی النجار، ص 60 - 61.
کردن، چند هواپیما و کشتی را از بین برده باشند؛ زیرا از آن جنایتکاران چنین کاری بعید نیست.
متأسفانه بعضی با شنیدن این رویدادها، ادعا کردند یا احتمال دادند که آن منطقه، همان جزیرۀ خضراء و محل زندگی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ در حالی که این احتمالی بیش نبوده و عقیدهای شخصی است که از کجفهمی افراد خبر میدهد؛ زیرا وقتی اخبار دردآور و غمانگیز کشته شدن عدهای بیگناه که گاه راه را گم کردهاند یا سوار بر کشتی تجاری بودهاند، دنیا را فرا گیرد و همه ناراحت شوند و اظهار همدردی کنند، معلوم است که وقتی کسی در این حال ادعا کند آنجا جزیرۀ امام ماست و حضرت و یارانش چنین کارهایی را انجام دادهاند، ناآگاه و بیخرد است. به راستی این ادعا به شنوندگان و خوانندگان چه پیامی منتقل میکند؟ آیا جز این است که بر خشونتطلبی و خونریزی دین اسلام و پیشوایان دین تأکید میورزد؟
وقتی از مدعیان وجود جزیرۀ خضراء میپرسند: چرا تا به حال کسی
آن را روی کره زمین ندیده است، میگویند: خدا قدرت دارد که آن را از چشمها دور کند و کسی آن را نبیند. (1)باید از این افراد پرسید: اگر خدا چنین کاری را میکند، پس چه لزومی دارد که هواپیماها و کشتیها در آن منطقه نابود شوند و چرا باید این افراد بیگناه کشته شوند؟ پس در صورت درستی داستان جزیرۀ خضراء و کشته شدن دشمنان (که در آن روایات آمده)، آیا کسی که راه را گم کرده و اتفاقاً به آنجا رسیده، مستوجب قتل است؟ آیا ارائۀ چنین تصویری از اسلام و امام صحیح است؟
1) جزیرۀ خضراء، ناجی النجار، ص55.
نتیجه:
مثلث برمودا وجود دارد، اما اخبار نقل شده دربارۀ آن ساختگی و برای اهداف سیاسی بوده است.
تطبیق آن بر جزیرۀ خضراء، ادعایی شخصی است و فقط از سوی فردی ناشناخته به نام ناجیالنجار ابراز گردیده است. به نوشتۀ او، فقط به دلیل تشابهاتی که بین جریان جزیرۀ خضراء و اتفاقات نقل شده دربارۀ مثلث برمودا وجود داشته، به این نتیجهگیری رسیده (1)و طبیعی است که این نتیجهگیری ارزش علمی ندارد.
پذیرش چنین چیزی، خدشهدار کردن چهرۀ دین و خطرناک معرفی کردن امام رحمت و رأفت است که با قوانین مسلّم دین سازگاری ندارد.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در قبل و بعد از ظهور، چه نوع لباسی میپوشد؟ آیا لباس امام مثل لباس روحانیون است یا لباس عربی و شال سبز و عمامۀ سبز بر سر دارند؟
امام در زمان غیبت برای ناشناخته ماندن از لباسهای مختلف استفاده مینماید و در لباسهای متعددی دیده شدهاند.
لباس امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان ظهور مثل لباس پدران بزرگوارش علیهم السلام و پیامبر مکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. حضرت علی علیه السلام میفرمایند:
به خدا سوگند، گویی او را با چشم خود میبینم که وارد مکه شده، در حالی که بُرد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر تن و عمامهای زرد برسر دارد. کفشهای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اندازۀ پای اوست... . (2)
آیا غذاهای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از دنیاست یا بهشت؟
در مورد خوراک ایشان، روایت خاصی نداریم، اما بهطور عادی غذای ایشان طبیعی و از دنیاست؛ زیرا سنت و قانون الهی این است که غیر از موارد استثنایی، خلاف قانون عادی جهان آفرینش عمل نشود. پس امام بدن معمولی دارد و از غذای طبیعی استفاده میکند؛ هرچند ممکن است در بعضی مواقع، خداوند هدیهای از بهشت برای آن حضرت بفرستد؛ چنانکه این لطف شامل حضرت مریم علیها السلام و دیگران نیز شده است.
آیا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ازدواج کرده است و همسر و فرزند دارد؟
دربارۀ ازدواج حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اختلاف است. بعضی علما ازجمله مرحوم محدث نوری (نویسندۀ کتاب نجم الثاقب)، بر این عقیدهاند که آن حضرت ازدواج کرده و فرزندانی نیز دارد. عمده دلیل این گروه آن است که ازدواج، سنت مؤکد اسلامی است که مورد سفارش پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بوده است و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از هر شخصی شایستهتر است که به سنت پیامبر عمل کند.
در پاسخ میگوییم: امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در حال حاضر در غیبت به سر میبرد و این یک حالت استثنایی است که ارتباط ایشان را با مردم محدود میکند. بنابراین همین عذر میتواند مانع اجرای این سنت نبوی شود؛ زیرا به یقین گاه به دلیل شرایطی خاص، ممکن است حکم واجبی از عهدۀ انسان برداشته شود، چه رسد به مستحبات و سنتها. افزون بر این، ازدواج سنتی نبوی است که باید در طول زندگی انجام گیرد و هیچ اشکالی ندارد که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از ظهور اقدام
به این عمل نماید و در این صورت، ترک کنندۀ سنت نبوی نیز نخواهد بود. از همینجا میتوان استفاده کرد دعاهایی که در آنها به حضرت و خانوادۀ او اشاره کرده، میتواند به دوران ظهور آن بزرگوار مربوط باشد، نه زمان غیبت.
در مقابل این نظریه، دیدگاه دیگری مطرح است که قاطعانه ازدواج حضرت را نفی میکند. عمده دلیل ایشان هم این است که لازمۀ ازدواج حضرت، یا طولانی بودن عمر همسر اوست که دلیلی بر آن نداریم، یا آنکه حضرت پس از رحلتِ همسر، مجبور است با دیگری ازدواج کند، یا به دلیل ازدواج باید فرزندانی داشته باشد که سرپرستی آنها موجب شناخته شدن حضرت گردد و... .
البته این مطالب هم، سست و بیاساس است. ممکن است حضرت در برههای از حیات خود _ حتی در غیبت _ همسری اختیار کند و آن زن از دنیا برود. در این صورت، ایشان هم به سنت نبوی عمل کرده و هم مشکلات و پیآمدهایی برای آن حضرت پیش نیاید.
آیتالله صافی میگوید: باید متذکر بود که جواب این پرسش در هالۀ قدس غیبت امام قرار دارد و خفاء امر امام علیه السلام که یکی از نشانهها و خصایص آن حضرت است، در این نواحی نیز اثر گذاشته است. لذا بهطور تحقیق و یقین نمیتوان به آن پاسخ داد؛ چون احادیث و روایات اطمینانبخش در دست نداریم. یا اینکه به نظر حقیر نرسیده است و اگر در عصر ائمه علیهم السلام و در وقت صدور سایر روایات اینگونه پرسشها مطرح شده باشد، شاید بعضی روات احادیث، به حفظ و ضبط احادیث آن همت نگماشتهاند.
بعضی روایات هم که در دسترس است، با چشمپوشی از وضع سند و متون آنها، از جهت اختلاف نسخه ضعیفاند، مانند روایت شیخ الطائفه شیخ طوسی که از مفضل بن عمر روایت میکند که امام صادق علیه السلام فرمود: «هیچیک از
فرزندان او و دیگران از محل وی اطلاع ندارند». (1)
اما الغیبة نعمانی این حدیث را اینچنین روایت کرده است: «... و از جایگاهش هیچکس از دوست و بیگانه آگاهی نمییابد». (2)
با وجود این اختلاف، یعنی روایت نعمانی به جای وُلده، وَلِی است و استناد به نقل الغیبة شیخ طوسی اطمینانبخش نیست، بلکه نقل الغیبة نعمانی از بعضی جهات مانند سند و لفظ حدیث اقرب به اعتبار است.
بعضی روایات دیگر مانند خبر کمال الدین انباری و خبر زینالدین مازندرانی، که قبلاً در بحث جزیرۀ خضراء در این مورد بحث شده است، قابل استناد نمیباشد؛ و بعضی دیگر مثل فقرات بعضی ادعیه و زیارات نیز صراحت ندارد و قابل حمل بر عصر ظهور میباشند؛ و علاوه بر فرض قبول دلالت، متعرض خصوصیات و تفصیلات نمیباشند، فقط بهطور اجمال اهل متزوّج بودن و فرزند داشتن آن حضرت را بیان میکنند.
خلاصۀ سخن آنکه اگرچه همسر و فرزند داشتن آن حضرت محتمل است، اما در بررسی اخبار، به حدیث معتبری که موجب اطمینان باشد و خصوصیات متضمن تفاصیل این موضوع باشد، نرسیدیم و دنبال کردن و تعقیب این موضوع لزومی هم ندارد. (3)
بنابراین ما نه دلیلی بر ازدواج حضرت داریم و نه سندی بر ازدواج نکردن او، ضمن اینکه مبهم بودن این مسئله میتواند دارای حکمتی باشد؛ چون در هر صورت مشکلاتی پیش میآید.
آنچه در روایات آمده این است که همواره سی نفر از بهترین انسانها در خدمت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند و او را در حل مشکلات یاری میکنند و تنها آنان از محل زندگی امام باخبرند. (1)
آیا صحت دارد که اگر دختران با عفت باشند، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با دختران عفیف ازدواج میکند؟
این قضیه صحت ندارد، بلکه بنابر توصیۀ قرآن مجید و روایات اهلبیت علیهم السلام، هر انسانی باید وظیفۀ خود را به خوبی بشناسد و خالصانه به وظیفۀ خود عمل نماید، به این امید که مورد رضایت و توجه خاص خداوند متعال و حجت او
قرار گیرد.
آیا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از زمان ظهور خبر دارد؟
گرچه از روایات متعددی استفاده میشود که امام به هرچه بوده و هرچه هست علم دارد و چیزی از ایشان مخفی نیست و از اینرو آن حضرت از زمان ظهور نیز مطلع است، اما این احتمال نیز وجود دارد که زمان ظهور از علوم مستأثر باشد؛ یعنی از علومی که مخصوص خداوند سبحان است. اگر چنین باشد، باز مشکلی پیش نمیآید؛ چراکه اولاً، از برهانها و روایاتی که در ابواب امامت وارد شده، استفاده میشود که وجود مقدس امام، با عالم غیب ارتباط دارد و در مواقع احتیاج حقایقی را مییابد، پس میتوان گفت که خداوند از این طریق هنگامۀ ظهور را به مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف الهام میفرماید.
ابوجارود میگوید خدمت ابیجعفر عرض کردم:
«قربانت شوم، از احوال حضرت صاحبالامر به من خبر بده». فرمود:
1) بحارالانوار، ج52، ص153، ح6؛ کافی (کتابالحجه، باب فی الغیبه)، ح16.
«شبانگاه از بیمناکترین مردم است، اما صبحگاه از ایمنترین آنان میگردد. برنامۀ کارش شبانهروزی به وی وحی میشود». عرض کردم: «به او وحی میشود؟» فرمود: «وحی میشود، اما وحی پیامبری نیست، بلکه مانند وحی و الهامی است که به مریم دختر عمران و مادر موسی نسبت داده شده است. ای اباالجارود! قائم آل محمد از مریم و مادر موسی نزد خدا گرامیتر است». (1)
از این قبیل احادیث استفاده میشود که بر وجود مقدس امام الهام میشود و از این طریق خبر داده میشود.
ثانیاً، ممکن است گفته شود که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم، وقت ظهور را توسط ائمۀ اطهار علیهم السلام به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خبر داده، مثلاً به این صورت که وقایع و حوادث معیّنی را از نشانههای فرارسیدن وقت ظهور معرفی کرده و امام زمان در انتظار بروز آن علامتهاست.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است:
خداوند شمشیر و پرچم آن جناب را هنگام ظهور به صدا میآورد، میگویند: ای دوست خدا بهپا خیز و دشمنان خدا را بکش. (2)
یکی از شواهد احتمال مذکور، روایاتی است که دلالت میکنند برنامه و دستورالعمل تمام امامان، مهرکرده از جانب پروردگار عالم بر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است و ایشان آن را به علی بن ابیطالب علیه السلام تحویل داد. علی علیه السلام هنگام خلافت، صحیفۀ خویش را گشود و طبق آن عمل کرد. سپس آن را به امام حسن علیه السلام تحویل داد و به همین کیفیت، نوبت به هر امامی میرسید، مهر نامۀ خویش را میگشود و به آن عمل میکرد. اکنون نیز برنامۀ کار و دستورالعمل امام
زمان نزدش موجود است. (1)
به هر تقدیر این مسئله نیازمند تحقیق بیشتری است.
آیا عدم آگاهی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از زمان ظهور، نقصی برای امام و مقام امامت محسوب نمیشود؟
اولاً، دقیقاً معلوم نیست که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف وقت ظهور را نداند؛ اگرچه از بعضی روایات فهمیده میشود که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف وقت ظهور را نمیداند، (2)اما این مسئله قطعی نیست. از طرف دیگر از بعضی آیات (3)و روایات (4)استفاده میشود که امام در صورت اراده به همه چیز علم خواهد داشت.
ثانیاً، بر فرض عدم علم، خلل و اشکالی برای مقام امام ندارد؛ زیرا تنها خداوند است که نهان و آشکار موجودات عالم را میداند و اگر چیزی بر خداوند مخفی باشد، علت نقص خداوند خواهد بود، اما غیر از خداوند، ازجمله امامان، محدودند و طبیعتاً علم و قدرت و سایر اوصاف آنها نیز محدود است و اگر چیزی را ندانند، دلیل بر ضعف آنها نیست. بنابراین برخی از علوم را تنها خدا میداند و هیچکس حتی امامان از آن خبر ندارند؛ مثل زمان قیامت.
هنگام دعا کردن و امداد خواستن از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف - با توجه به پهناور بودن جهان - چطور الساعه به ایشان الهام میشود؟
علم امام همانند علم ما نیست؛ زیرا انسانها معمولاً علومشان کسبی و در محدودۀ عالم شهود است، در حالی که علم امام منحصر به عالم شهود نیست، بلکه عالم به غیب نیز هست. لذا به راحتی و در کمترین زمان از دعاها و
خواستههای ما اطلاع پیدا میکند؛ مثلاً سید بن طاووس نقل میکند که شخصی طی نامهای از امام رضا علیه السلام سؤال میکند: «ما وقتی به شما احتیاج داریم چه کنیم؟» حضرت در جواب فرمودند: «اگر حاجتی داری لبهایت را تکان بده، جوابت میرسد»؛ (1)یعنی اگر تنها زمزمه کنی و صدایت را هم کسی نشنود، من میشنوم.
برای توضیح این مطلب لازم است نکاتی را متذکر شویم:
مأموریت امام از لحاظ زمان و مکان، بسیار گسترده است. او تنها امام زمین و زمان نیست، بلکه امام ملک و ملکوت است.
مأموریت و تسلط امام تنها به ظاهر عالم ختم نمیشود، بلکه دربرگیرندۀ ظاهر و باطن اجتماع و انسانها نیز هست.
علم امام حضوری است، نه کسبی و حصولی؛ یعنی ما به دلایل متعدد (مذکور در کتب کلامی شیعه) معتقدیم که علم امام موهبتی الهی و علم لدنّی است. (2)
علوم الهی نیز از ویژگیهای خاصی برخوردارند که آنها را در مقایسه با سایر علوم ممتاز میکند:
الف) علم الهی روشن است و هیچ نقطۀ تاریکی در آن نیست. لذا در آن اختلافی نیست و چیزی به نام واضح و واضحتر در آن وجود ندارد؛
ب) علوم الهی نزد انبیا و ائمه علیهم السلام حاضر است، لذا آنان در هیچ پرسشی نگفتند بعداً جواب میدهیم و یا نیاز به تأمل و تفکر داریم؛
ج) علوم الهی نیازمند مقدمهچینی نیست؛ چون در آنها اختلافی دیده
نمیشود، لذا بین انبیا و امامان علیهم السلام در هیچ امری اختلاف نیست؛
د) علوم الهی نیاز به تجدید نظر ندارد، بلکه به قوت و ظهور آغازین خود
باقی است؛ (1)
الف) امام نسبت به هرچه دربارۀ آسمان و زمین و بهشت و جهنم (تا قیامت) واقع میشود، عالم است و چیزی نیست که ائمه علیه السلام به آن علم نداشته باشند؛ (2)
ب) جمیع علوم ملائکه و انبیا نزد ائمه علیهم السلام موجود است و هر امامی جمیع علوم امام قبل از خود را داراست؛ (3)
ج) روایاتی داریم که دلالت دارند بر اینکه ائمه علیهم السلام بر همۀ احتیاجات و اعمال بشر و بر احوال شیعیان آگاهی دارند، و حتی اگر بلا یا مصیبتی به آنان برسد آگاهاند؛ یعنی به همۀ بلایا و منایا، (زمان و کیفیت آنها) آگاهی دارند؛ همچنین به آنچه در دل انسانها میگذرد، آگاهی دارند؛ (4)در این زمینه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقیعی که برای شیخ مفید فرستاده فرمودند:
انا نحیط علماً بانبائکم ولما یعزب عنّا شیءٌ من اخبارکم؛
به همۀ خبرهای شما آگاهیم و چیزی از اخبار شما بر ما پوشیده نیست.
نکتۀ آخر اینکه، اگرچه علم امام از ناحیۀ خداوند است، ولی بین علم خداوند و علم امام تفاوت وجود دارد؛ زیرا علوم الهی برای خداوند ذاتی و استقلالی است (علم غیب، ذاتی خداوند است). به عبارت دیگر، تنها کسی که ذاتاً و به خودی
خود از غیب آگاه است، خدای سبحان است و این بدان معنا نیست که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، ائمه یا ملائکه به غیب علم نداشته باشند؛ بلکه علم دارند، اما علم آنها ذاتی نیست، بلکه تبعی است و به خواست پروردگار، عالِماند.
آیا امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شاهد و ناظر اعمال است؟
در متون دینی ما آمده است که همهکس و همهچیز نزد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حاضر است و امام بر احوال مردم آگاه است.
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
«وَقُلْ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ ...»؛ (1)
بگو عمل کنید، خداوند و فرستادۀ او و مؤمنان اعمال شما را میبینند.
دربارۀ این آیۀ شریفه، روایات بسیاری نقل شده و شاید به حد تواتر برسد (2)که علاوه بر خداوند متعال، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام از اعمال همۀ امت آگاه میشوند.
در اصول کافی در بابی با عنوان «عرضۀ اعمال» روایات متعددی در ذیل همین آیۀ شریفه ذکر شده است که مراد از «مؤمنون»، ائمۀ اطهار علیهم السلام هستند، ازجمله
این روایت:
شخصی خدمت امام رضا علیه السلام آمد و عرض کرد: «برای من و خانوادهام دعا کنید». امام فرمود: مگر دعا نمیکنم:
والله ان اعمالکم لتعرض علی فی کل یوم ولیلة؛
به خدا سوگند، اعمال شما هر شب و روز بر من عرضه میشود.
روای میگوید: این سخن بر من گران آمد، امام متوجه شد و به من فرمود:
اما تقرأ کتاب الله عزوجل وَقُلْ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ، وهو والله علی بن ابیطالب؛ (1)
آیا کتاب خداوند عزوجل را نمیخوانی که میفرماید: عمل کنید خدا و پیامبرش و مؤمنان، عمل شما را میبینند. به خدا سوگند! منظور از مؤمنان علی بن ابیطالب (و امامان دیگر از فرزندان او) هستند.
امام علی علیه السلام هم میفرماید:
لیس یغیب عنا مؤمن فی شرق الارض ولا فی غربها؛ (2)
هیچ مؤمنی در شرق و غرب زمین از ما غایب نیست.
امام صادق علیه السلام هم میفرماید:
ان الدنیا لتمثل للامام مثل فلقة الجوز فلا یعزب عنه شئ... ؛ (3)
دنیا (آسمان و زمین) در نزد امام چون پاره گردویی حاضر و نمایان است و چیزی از او پوشیده نیست.
لذا امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به شیخ مفید میفرماید:
فانا نحیط علماً بانبائکم ولا یعزب عنا شئ من اخبارکم؛ (4)
ما بر احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده و مخفی نیست.
یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشید
شاید که نگاهی کند آگاه نباشید
روشن است که اعمال، اعم از جوارحی و جوانحی است، لذا امام از هر نوع نیت و عملی که در کارنامۀ انسان ثبت شود، آگاه است.
از عبدالرحمان پرسیدند: چرا شیعه شدی و به امامت امام هادی علیه السلام معتقد گشتی؟ گفت: چیزی دیدم که موجب شد چنین اعتقادی را بپذیرم. من مردی فقیر بودم. برای گرفتن کمک به دربار متوکل رفتم. آن روز متوکل دستور داده بود تا علی بن محمد بن الرضا علیه السلام احضار شود. به یکی از حاضران گفتم: این مرد کیست؟ گفت او مردی علوی است که رافضیان معتقد به امامتاش هستند و متوکل او را برای کشتن حاضر کرده است. دیدم امام سوار بر اسب آمد و مردم از سمت راست و چپ در دو صف ایستاده و به او نگاه میکنند. هنگامی که او را دیدم، محبتش در دلم افتاد. بنا کردم در دل خود برای او دعا کردن که خداوند شرّ متوکل را از او دفع کند. او پیشاپیش میآمد و به یال اسبش نگاه میکرد، ولی به راست و چپ نگاه نمیکرد. من پیوسته در دل به او دعا میکردم. هنگامی که کنارم رسید، صورتش را به سویم گردانید. آنگاه فرمود: «خداوند دعایت را مستجاب کند و عمرت را طولانی، و مال و فرزندانت را زیاد گرداند». از هیبت او، بر خود لرزیدم و در میان رفقایم افتادم. پرسیدند چه شده؟ گفتم: خیر است و به هیچ مخلوقی نگفتم. خداوند متعال به برکت دعای او راههایی از مال و ثروت بر من گشود. من به امامت این شخص معتقدم که آنچه در دلم بود، دانست و خداوند دعایش را دربارهام مستجاب کرد. (1)
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم در این زمان، چشم خدا در میان خلایق است (2)و بر احوال و اعمال ما آگاهی دارد.
آیا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ما را میبیند؟
طبق بعضی از آیات قرآن، خدای متعال در هر زمان و برای هر امتی، رهبرانی قرار میدهد که معصوم از خطا و اشتباهاند و در روز قیامت به اعمال آنها گواهی میدهند. کسی که شاهد بر اعمال امت باشد، نباید در شهادتش اشتباه کند و نیز باید احاطۀ علمی بر همۀ اعمال امت داشته باشد. بنابراین امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شاهد بر اعمال و رفتار ماست و اگر بخواهد میتواند ما را ببیند. (1)
آیا وقتی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صحبت میکنیم، ایشان صدای ما را میشنود؟ در این صورت چرا جواب ما را نمیدهد؟
با توجه به مضمون روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل شده است، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از شدت محبتی که به دوستان خود دارد، هر زمانی که شخصی او را یاد کند، نگاهی به او مینماید و سزاوار است که یادکننده به جهت احترام و تعظیم، از جای خود برخیزد. هنگامی که مولای خویش او را به نظر مهر و عطوفت نگاه میکند، پس از جای خود برخیزد و از خدای تبارک و تعالی، تعجیل فرج ایشان را بخواهد. (2)
بنابراین قطعاً امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صدای ما را میشنود، اما اینکه چرا حاجات ما را برآورده نمیکند، دلایل مختلفی دارد؛ مثلاً شرایط استجابت دعا را فراهم نمیکنیم که ازجملۀ آنها ترک معصیت خداست، یا اینکه برآورده شدن آن حاجت به صلاح ما نیست، مانند بیمار دیابتیای که از ما درخواست شیرینی میکند (از آنجا که او را دوست داریم به درخواست او توجهی نمیکنیم). به این ترتیب، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز که مهربانتر از پدر و مادر است، برای تربیت ما بسیاری از
خواستههای ما را به خاطر خودمان اجابت نمیکند.
چرا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رساله ندارد و به وسیلۀ فقها رسالۀ خود را در اختیار مردم قرار نمیدهد؟
روشن است که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در غیبت به سر میبرد و یکی از نتایج زندگی غایبانه این است که ما به آن حضرت دسترسی نداریم تا از ایشان تقاضای رساله نماییم؛ اما این به معنای مکلف نبودن مؤمنین از عمل به احکام شرعی نیست. از اینرو امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقیع اسحاق بن یعقوب که به دست نایب دوم امام، یعنی محمد بن عثمان صادر گشت، فرمود:
و اما رویداد و پیشآمدهایی که در آینده روی خواهد داد، دربارۀ آنها به راویان حدیث ما رجوع کنید؛ زیرا ایشان حجت من بر شمایند و من حجت خدا میباشم. (1)
علاوه بر این، دائماً مسائل جدیدی پیش میآید که نیازمند جواب امام است و از آنجا که دسترس به امام ممکن نیست و نمیتوان جواب آنها را از امام جویا شد، لذا باید به فقها رجوع کرد و احکام دین را از آنها آموخت. در اینباره که چرا امام مجبور به زندگی غایبانه شدند تا مردم از بهرهمندی کامل از حضور ایشان محروم شوند، در ادامه گفتوگو خواهیم کرد.
آیا امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خداوند متعال را میبیند؟
برای پاسخ به این سؤال مضمون حدیثی را میآوریم که شخصی از امیرالمؤمنین علیه السلام پرسید: «یا امیرالمؤمنین! آیا هنگام عبادت خدایت را دیدهای؟» امام علیه السلام فرمود:
آگاه باش! من هرگز خدایی را که ندیده باشم، عبادت نکردهام.
1) کمالالدین، ج2، ص483.
آن شخص گفت: «خدا را چگونه دیدهای؟» امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
بدان، خدا را با چشم نمیتوان دید، ولی با قلب میتوان او را درک کرد. (1)
یعنی خدا را با چشم سر نمیتوان دید، ولی با چشم قلب میتوان پی به وجود خدا برد.
بنابراین امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز خدا را نه با چشم ظاهری بلکه با چشم عقل و قلب میبیند؛ زیرا خدا جسم نیست که با چشم ظاهری قابل دیدن باشد.
معجزات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟
معجزاتی که از ناحیۀ آن حضرت در غیبت صغرا به وقوع پیوسته بسیار است. در برخی روایات پارهای از معجزات حضرت ذکر شده است که به صورت خلاصه و فهرستوار و با ارجاع به متن حدیث در ذیل میآوریم.
1) التوحید، شیخ صدوق، تحقیق: سیدهاشم حسینی تهرانی، ص106.
2) عقدالدرر، ص97 و 138 و 139؛ الشیعة و الرجعة، ج1، ص158(به نقل از: چشماندازی به حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، نجمالدین طبسی، ص88).
3) کافی، ج1، ص231؛ الغیبة، نعمانی، ص238؛ بحارالانوار، ج13، ص158 و ج52، ص324.
4) کمالالدین، ص372؛ اعلام الوری، ص408؛ بحارالانوار، ج51، ص157.
5) الارشاد، شیخ مفید، ص365؛ بحارالانوار، ج52، ص337.
برای مطالعۀ بیشتر، به فصل ششم از کتاب نجم الثاقب محدث نوری مراجعه کنید.
چرا بعضی از تاریخنگاران، مهدی موعود را از نسل امام حسن مجتبی و طباطبایی میدانند؟
در مورد نسب امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف روایات بسیاری وجود دارد. در مورد اینکه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از نسل امام حسین علیه السلام است، در کتاب منتخب الاثر نزدیک به پانصد روایت نقل شده است؛ در حالی که برای ثابت کردن اینکه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از نسل امام حسن علیه السلام است، فقط یک روایت، آن هم در منابع اهلسنت آمده و سیدثامر العمیدی با هفت دلیل ثابت مینماید که این حدیث ساختگی و جعلی است. (4)البته به یک معنا امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از نسل امام حسن علیه السلام نیز هست؛ زیرا مادر امام باقر علیه السلام (فاطمه) دختر امام حسن مجتبی علیه السلام است. پس امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از طرف مادر، حسنی هستند.
در مورد طباطبایی بودن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باید بگوییم چنین چیزی را به هیچ وجه نمیتوان پذیرفت؛ زیرا چنانکه بر حسینی بودن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف روایات و دلایل بسیاری داریم، بر تکتک پدران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تا امام حسین علیه السلام نیز روایت
زیادی داریم که در کتاب منتخبالاثر و کتاب من هو المهدی (که با عنوان مهدی کیست ترجمه شده)، نقل شدهاند. تعدادی از احادیث را از کتاب من هو المهدی بیان میکنیم:
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از فرزندان امام سجاد علیه السلام است (139 روایت)؛ از فرزندان امام باقر علیه السلام است (139 روایت)؛ از فرزندان امام صادق علیه السلام است (137 روایت)؛ از فرزندان امام کاظم علیه السلام است (133 روایت)؛ از فرزندان امام رضا علیه السلام است (125 روایت)؛ از فرزندان امام جواد علیه السلام است (123 روایت)؛ از فرزندان امام هادی علیه السلام است (119 روایت)؛ فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است (118 روایت).
البته آیتالله صافی در منتخب الاثر تعداد بیشتری را نیز نقل کرده است؛ مثلاً برای فرزند امام حسن عسکری علیه السلام بودن، 146 روایت آورده و در اینکه نام پدر ایشان حسن است، 147 روایت دیگر را نقل کرده است.
بعضی از مورخان نوشتهاند فرزند امام حسن عسکری علیه السلام به نام محمد در سن 6 یا 7 سالگی شهید شده است؛ آیا صحت دارد؟
البته هیچیک از مورخین شیعه چنین نظری ندارند و نهتنها مورخین شیعه، که هیچ عالم شیعی چنین سخنی را نیاورده است. بلکه از بزرگان اهلسنت افرادی مانند محیالدین عربی هستند که به وجود و زنده بودن او گواهی دادهاند و ما دلایل بسیار متعدد و فراوانی داریم که شهادت فرزند امام حسن عسکری علیه السلام صحیح نیست. از جنبۀ عقلی برهانهای متعددی مانند: برهان لطف، عنایت، علت غایی، امکان اشرف و... دلالت میکنند که امکان ندارد زمین بدون امام باشد. البته محل بسط و بحث این دلایل در جای خود است؛ (1)اما اینکه این امام
1) در کتابهای کلامی شیعه این بحثها مطرح شده است. (نک: علی و پایان تاریخ، سیدمجید فلسفیان).
کیست، از حوزۀ عقل خارج است و به ناچار باید سراغ روایت رفت. آیتالله صافی گلپایگانی در کتاب منتخب الاثر بیش از نهصد روایت میآورد که بر دوازدهگانه بودن امامان دلالت دارد و در بین آنها پنجاه روایت، اسامی ائمه علیهم السلام را برشمرده و بیان میدارد که دوازدهمین و آخرین امام کیست.
آیا با وجود این همه دلیل عقلی و دلایل نقلی، میتوان ذرهای در باطل بودن این ادعا شک کرد؟ آیا میتوان با قول «بعضی»، حتی در صورت معتبر بودن منبع آن، از این همه مدارک و منابع دست کشید؟
طبیعی است که چنین قضاوتی نه علمی است و نه منصفانه و برای هیچ تحقیقکنندهای جای ابهامی باقی نمیگذارد، بلکه یقین به عقیدۀ شیعه پیدا میکند که حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از سال 255 (زمان تولد) تا زمان حال زنده است.
نام اصلی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست ؟
نام اصلی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف «محمد» و کنیهاش «ابوالقاسم» است؛ یعنی حضرت، نام و کنیۀ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را دارد و از قبل، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وی را با نام و کنیۀ خود معرفی کرده است.
چرا نام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برده نمیشود و به صورت «محمد» نوشته میشود؟
در اینباره میان فقها اتفاقنظر وجود ندارد؛ بسیاری از فقها معتقد به حرمت علنی کردن نام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند، اما برخی از فقها هم بر این عقیدهاند که در زمان ما تصریح به نام ایشان بدون اشکال است؛ برخی از روایاتی که دستۀ نخست فقها به آن استناد کردهاند به این قرار است:
لا یسمی حتی یظهره الله؛ (1)
نام او برده نمیشود تا خداوند او را ظاهر گرداند.
اما اسمه فان حبیبی رسول الله عهد الی ان لا احدث به حتی یبعثه الله؛ (2)
دوستم پیامبر از من پیمان گرفته است که نامش را نگویم تا زمانی که خداوند او را برانگیزد.
لایحل ذکره باسمه؛ (3)
بردن نامش جایز نیست.
ایاکم والتنویة باسم المهدی؛ (4)
از آشکار کردن نام مهدی بپرهیزید.
ان دللتهم علی الاسم اذاعوه؛ (5)
اگر به نام راهنمایی کنی آن را فاش میکنند.
با توجه با این نوع روایات، طبیعی است که نباید نام حضرت برده شود و در مواردی که لازم است اسم حضرت نوشته شود، با حروف مقطعه (محمد) نوشته
شود تا تصریح به اسم نگردد؛ و هنگام خواندن، بیاختیار به زبان جاری نشود. (1)
دربارۀ علت چنین حکمی باید گفت:
اولاً، بسیاری از احکام فقهی اسلام، تعبدی است که باید بدانها عمل کرد و دانستن علت آن ضرورتی ندارد. لذا ائمه نیز علت همۀ احکام را بیان نکردهاند؛
ثانیاً، امام باقر علیه السلام میفرماید: «اگر بنیفاطمه نام او را بدانند، مصمم میشوند او را قطعهقطعه کنند». (2)
یکی از نواب خاص امام، محمد بن عثمان عمروی در اینباره چنین توضیح میدهد:
حرام است بر شما که از اسم ایشان سؤال کنید. این حکم را من از خود نمیگویم؛ زیرا من حق حلال و حرام کردن ندارم، این سخن از طرف امام عجل الله تعالی فرجه الشریف است و علت این را چنین بیان میکند: زیرا واقعیت در نزد خلیفه این است که امام حسن عسکری علیه السلام از دنیا رفته و فرزندی نیز از او برجای نمانده است... و اگر اسم وی معلوم شود، جستوجو شروع میشود. پس تقوا پیشه کنید و از سؤال کردن اسم خودداری کنید. (3)
از چنین روایاتی معلوم میگردد که علت حرمت بردن نام آن حضرت، ترس از تعقیب امام و اذیت کردن شیعیان است.
بر همین اساس عدهای از علما حرمت را مخصوص اوایل غیبت؛ خصوصاً دوران غیبت صغرا میدانند. (4)
اما روایاتی هم وجود دارد که آن را تا زمان ظهور، حرام میدانند؛ مثل:
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
لا یسمیه باسمه ظاهراً قبل قیامه الّا کافر به؛ (1)
قبل از قیام، آشکارا نام او را نمیبرد مگر منکر او.
امام باقر علیه السلام فرمود:
لایسمی حتی یظهره امره؛ (2)
نام برده نمیشود تا خداوند امر او را آشکار گرداند.
امام رضا علیه السلام فرمود:
لایسمی باسمه بعد غیبته احد حتی یراه ویعلن باسمه فلیسمه کل الخلق؛ (3)
احدی نام او را بعد از غیبتش نبرد تا او را ببیند و اسمش را آشکار کند، بعد همۀ مردم او را نام ببرند.
امام عسکری علیه السلام فرمود:
ولا یحل لاحد ان یسمیه او یکینه بکنیته الی ان یظهر الله دولته وسلطتنه؛ (4)
بر احدی جایز نیست او را به اسم یا کنیه بخواند تا آنکه خداوند دولت و قدرت او را آشکار نماید.
با توجه به این روایات، عدۀ دیگری از علما مانند علامه مجلسی (5)و محدث نوری گفتهاند: علت حرمت معلوم نیست و نمیتواند تقیه و ترس از تعقیب باشد. لذا حرمت ذکر نام ایشان همچنان باقی است. (6)
البته طبیعی است که قائلین به جواز بردن نام حضرت، این روایات را توجیه کردهاند. (1)علاوه بر اینکه در بعضی از روایات و زیارات به اسم حضرت تصریح شده است. (2)
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چند لقب دارند؟ بعضی از آنها را نام ببرید.
در روایات، لقبهای متعددی برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ذکر شده است که هرکدام به بخشی از صفات، ویژگیها و آثار وجودی آن امام اشاره دارند. محدث نوری در کتاب نجم الثاقب، تعداد اسامی و القاب حضرت را تا 182 مورد ذکر میکند (3)که به تعدادی از آنها اشاره میکنیم:
او را مهدی نامیدند؛ زیرا وی مردم را به امر پنهان هدایت میکند. (4)
امام صادق علیه السلام نیز در اینباره میفرماید:
آن حضرت را مهدی میگویند؛ زیرا مردم را به امری که گم کردهاند (اسلام راستین) هدایت میکند. (5)
به این دلیل او را قائم نامیدند که پس از فراموش شدن نامش، قیام میکند. (1)
او حسین بن علی علیه السلام است و منظور از ادامۀ آیه «فَقَد جَعَلنا لِوَلِیهِ سُلطاناً فَلَا یسرِف فِی القَتلِ اِنَّهُ کانَ مَنصُوراً»» (2)امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است که نامش در این آیه «منصور» میباشد؛ چنانکه خداوند احمد و محمد را محمود، و عیسی را مسیح خوانده است. (3)
چرا به آن حضرت بقیة الله میگویند؟ معنای آن چیست؟
بقیةالله یعنی بازماندۀ خدا، و به حضرت مهدی، بقیة الله میگویند، چون او آخرین حجت خداست؛ یعنی بعد از همۀ پیامبران و امامان، او تنها حجت خدا در زمین است که به ارادۀ خداوند دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد.
چرا لقب امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف «أباصالح» است؟
آیتالله مکارم شیرازی در اینباره میفرماید: اینکه به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، اباصالح میگویند، به سبب این نیست که فرزندی به نام «صالح» دارد؛ زیرا «اب» در لغت عرب، تنها به معنای پدر نیست بلکه به معنای صاحب نیز هست. «اباصالح»، یعنی کسی که صالحانی در اختیار دارد. لقب اباصالح از آیۀ قرآن گرفته شده است؛ «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ». (4)چون آیه، بشارتِ حاکمیت جهان را داده و این بشارت برای صالحان است که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، صاحب و فرماندۀ آنهاست.
البته امام صادق علیه السلام در روایتی میفرماید:
هرگاه راه را گم کردی، صدا بزن «یا صالح» یا بگو «یا اباصالح» ما را به راه راست هدایت کنید تا خدا شما را مورد رحمت قرار دهد. (1)
بنابر روایت ذکرشده که در کتابهای معتبر روایی آمده، معلوم میشود اگر انسان در راهی حرکت کند و به هر دلیلی راه را گم کند و نداند که از کدامسو باید برود، میتواند «صالح» یا «اباصالح» را صدا بزند و درخواست راهنمایی کند.
در روایت آمده است: «یا اباصالح ارشدونا»، لفظ «ارشدونا» جمع است که معلوم میشود گروهی به این کار (هدایت مردم) مشغول هستند. از برخی روایات میتوان نتیجه گرفت که عدهای از این افراد، از جنیان هستند؛ (2)خداوند آنها را موکل زمین، برای راهنمایی مردم قرار داده است.
علامه مجلسی از پدر خویش نقل میکند: وقتی امیراسحاق استرآبادی در راه گم میشد، همین جمله را به زبان میآورد. آنگاه کسی به او کمک میکرد. امیراسحاق میفهمد که او امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده است. (3)
محدث نوری در حکایت دیگری از ملاعلی رشتی چنین نقل میکند: یکی از اهلتسنن، مادری شیعه داشت و از او شنیده بود که لقب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف «اباصالح» است و گمشدهها را هدایت میکند. روزی او راه را گم میکند و از «اباصالح» کمک میطلبد. آنگاه کسی را مییابد که وی را تا نزدیکی روستایشان هدایت میکند و او نیز شیعه میشود. (4)
بنابر دو حکایتی که سند معتبری دارند، «اباصالح» شامل امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز میشود. حتی میتوان گفت، ایشان فرد اصلی این روایت هستند و جنیان و دیگران به فرمان ایشان، مردم را هدایت میکنند و گاهی نیز خود حضرت این امر را عهدهدار میشود و گمراهان را هدایت میکند. برای اطلاع بیشتر میتوانید به کتاب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اباصالح چرا؟ نوشتۀ علی هجرانی رجوع نمایید.
چرا کنیۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ابوالقاسم است؟
روایات زیادی بر این مطلب تصریح کردهاند:
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
کنیته کنیتی؛ (1)
کنیۀ او کنیۀ من است.
امام صادق علیه السلام فرمود:
اسمه محمد و کنیته ابوالقاسم؛ (2)
اسمش محمد و کنیهاش ابوالقاسم است.
امام جواد علیه السلام فرمود:
هو سمی رسولالله و کنیه؛ (3)
او همنام و همکنیۀ پیامبر است.
امام عسکری علیه السلام فرمود:
هو سمی رسولالله و کنیه؛ (1)
او همنام و همکنیۀ پیامبر است.
اما علت اینکه لقب ایشان ابوالقاسم است، میتوان به دو دلیل اشاره کرد که البته تصریح روایات نیست، بلکه از باب تطبیق است:
چون مقسم اموال است: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «کنیۀ من ابوالقاسم است، چون خدا عطا میکند و من تقسیم میکنم». (2)در مورد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز آمده است که در دوران حکومت خویش اموال را مساوی بین مردم تقسیم میکند، (3)یا بدون شمارش، اموال را تقسیم میکند. (4)
چون ملاک تقسیم بهشت و جهنم است: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ابوالقاسم هستم چون خداوند در روز قیامت جهنم را جدا میکند؛ «فمن کفر بی من الاولین والآخرین ففی النار؛ پس کسی که به من کافر شود از اولین و آخرین در آتش خواهد بود». و بهشت را جدا میکند: «فمن آمن بی وأقر بنبوتی ففی الجنة؛ (5)پس هرکس به من ایمان آورد و به پیامبری من اعتراف کند در بهشت خواهد بود».
در روایت دیگری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مورد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «ومن انکره فی غیبته فقد انکرنی ومن کذبه فقد کذبنی ومن صدقه فقد صدقنی؛ (6)هرکس هنگام غیبت او منکرش شود مرا انکار کرده است و هرکس او را تکذیب کند مرا تکذیب کرده است و هرکس او را تصدیق کند مرا تصدیق نموده است». لذا انکار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
یا ایمان به ایشان همان انکار یا ایمان به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است که باعث تقسیم بهشت و جهنم است. پس او نیز ابوالقاسم است.
چرا هنگام شنیدن نام امام زمان بلند میشوند؟
یکی از اعمالی که در بین شیعیان مرسوم و معمول بوده است، این است که چون نام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در جایی برده میشود، اهل مجلس بلند میشوند. اگرچه دلیلی مسلم بر وجوب قیام به هنگام ذکر این لفظ نیست، اما در این حد میتوان گفت که این امر در بین مردم، به عنوان یک عمل مستحب، ریشهای مذهبی دارد و در حقیقت اظهار ادب و احترام به آن عزیز است.
چنانکه نقل شده: حضور امام رضا علیه السلام در خراسان کلمۀ «قائم» ذکر شد؛ حضرت برخاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود: «خداوندا بر فرجش شتاب کن و راه ظهورش و نهضتش را آسان گردان». (1)
از روایتی دیگر چنین استفاده میشود که این رفتار در عصر امام صادق علیه السلام نیز معمول بوده است. از حضرت صادق علیه السلام سؤال شد، علت قیام در موقع ذکر «قائم» چیست؟ حضرت فرمود:
صاحب امر، غیبتی دارد بسیار طولانی و از کثرت لطف و محبتی که به دوستانش دارد، هرکس وی را به لقب قائم _ که مشهور است به دولت کریمۀ او، و اظهار تأثری است از غربت او _ یاد کند، آن حضرت هم نظر لطفی به او خواهد نمود و چون در این حال، مورد توجه امام واقع میشود، سزاوار است از باب احترام بهپا خیزد و از خدا تعجیل در فرجش را مسئلت نماید. (2)
البته میتوان گفت در بعضی شرایط واجب میباشد؛ مثل اینکه این لقب یا القاب دیگر حضرت در مجلس یاد شود، آنگاه همۀ اهل مجلس به احترام آن بهپا خیزند. در این حال اگر کسی از اهل مجلس بدون عذر از جای خود برنخیزد، و این برنخاستن توهین و هتک حرمت آن حضرت باشد، بدیهی است این عمل حرام میباشد.
آیتالله سیدمحمود طالقانی میگوید:
این دستور قیام، شاید برای احترام نباشد، و الّا باید برای خدا و رسول و اولیای مکرم دیگر هم به قیام احترام کرد. بلکه دستور آمادگی و فراهم کردن مقدمات نهضت جهانی و در صف ایستادن برای پشتیبانی ... این حقیقت است ... این همه فشار و مصیبت از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموی تا جنگهای صلیبی و حملۀ مغول و اختناق و تعدیلهای دولتهای استعماری، بر سر هر ملتی وارد میآمد، خاکسترش هم به باد فنا رفته بود، لیکن دینی که پیشوایان حق آن دستور میدهند که چون اسم صریح «قائم»، مؤسس دولت حقۀ اسلام، برده میشود، بهپا بایستید و آمادگی خود را برای انجام دستورات اعلام کنید و خود را همیشه نیرومند و مقتدر نشان دهید، هیچ وقت نخواهد مرد. (1)و (2)
امام غایب چه فایدهای برای مسلمانان دارد؟
هرگز غیبت حضرت، مانع از برکتهای آن حضرت نیست. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در اینباره فرمودهاند:
بهره و انتفاع مردم از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان غیبت، مانند نفع و بهره بردن انسان از آفتاب است در زمانیکه زیر ابر پنهان است. (1)
در ذیل به بعضی از فواید به صورت فهرستوار اشاره میشود:
اگر زمین بدون امام بماند، هر آینه فرومیریزد. (2)
اگرچه وجود امام، غایب است ولی عامل جدیای برای حفظ مکتب شیعه و اسلام واقعی میباشد؛
وجود امام در عالم، موجب امید به آیندهای روشن و سراسر شور و اشتیاق است؛
چون امام ناظر اعمال ماست، پس این موجب خودسازی و... میشود؛
رابطۀ عالم ملکوت با انسانها، به ویژه مسلمانان، از طریق امام معصوم است و او واسطۀ فیض الهی به بندگان است. (3)
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان غیبت چگونه ما را راهنمایی میکند؟
در واقع دو نوع هدایت داریم:
هدایت مستقیم که غالباً با حضور امام حاصل میگردد؛
هدایت باطنی که در این هدایت، به حضور حضرت و ملاقات مردم با او نیاز نیست و در واقع همان دستگیری از راه باطن و هدایت انسان از راه درون است که با غیبت حضرت نیز امکان دارد. به علاوه برخی از انواع هدایت که حضرت
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در حق شیعیان انجام میدهد، مانند هدایت گمشدگان و شفای بیماران، در واقع متوقف بر حضور و ملاقاتهای مقطعی است؛ همچنین شیعه باور دارد که اعمالش به دست امام میرسد و امام، آنها را میبیند. این امر باعث توفیق بیشتر در خودسازی میشود.
آیا این سخن صحیح است که بگوییم: امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف غایب نیست، در اصل ما غایب هستیم و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف منتظر واقعی است، یعنی ما غایب هستیم و او منتظر آمدن ماست؟
معنای غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ظاهر نبودن ایشان است و اینکه بعضی تصور میکنند غیبت به معنی عدم حضور ایشان است، تصور غلطی است؛ با توجه به این واقعیت، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در اجتماع ما حضور دارد و پیوسته در میان ماست و ما را میبیند و از حال ما باخبر است، چنانکه در راویات مطرح شده است. پس حضور آن حضرت از هر حاضر دیگری قویتر و جدیتر است و تنها تفاوتش با حضور دیگران، همین است که او دیده نمیشود و در واقع غیبت، حجابی بین ما و ایشان قرار داده است که او را نمیبینیم و از حال او بیخبریم، ولی بین او و ما هیچ حجابی و پردهای نیست و لذا ما را میبیند و اطلاع کامل و آگاهی عمیق نسبت به ما و احوال و همۀ مسلمین و بلکه انسانها دارد. در این حال آیا جا ندارد بگوییم او غایب نیست بلکه حاضر است و ما در خدمت او نیستیم و او را حس نمیکنیم؛ پس ما غایبیم و به تعبیر دیگر، در واقع او انتظار میکشد که آماده شویم تا ظهور کند و حکومت عدل را بگستراند.
خلاصه اینکه مطلبی که در سؤال آمده، هماهنگ با شعر لطیفی است که مرحوم فیض کاشانی سروده است:
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
آیا مسئلۀ غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، و دومرحلهای بودن آن، توسط امامان قبلی مطرح شده است؟
روایات فراوانی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام دربارۀ غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کتابهای شیعه موجود است که در بعضی از آنها دو مرحلهای بودن غیبت امام نیز بیان شده است.
امام حسین علیه السلام فرمود:
قائم هذه الامة هو التاسع من ولدی وهو صاحب الغیبة؛ (1)
قائم این امت، نهمین نفر از نسل من خواهد بود و او صاحب غیبت میباشد.
و نیز امام صادق علیه السلام فرمود:
للقائم غیبتان احداهما قصیرة والاخری طویلة؛ (2)
برای قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف دو غیبت خواهد بود؛ یکی از آنها کوتاه و دیگری طولانی مدت است.
حتی بسیاری از اصحاب ائمه علیهم السلام پیش از ولادت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کتابهایی با عنوان «الغیبة» نوشتهاند و روایات مربوط به غیبت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف را در آنها تدوین کردهاند و نام این کتابها در کتب رجال، مانند رجال نجاشی آمده است. حتی بعضی از علمای اهلسنت هم اعتراف به غیبت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کردهاند، مانند
ابنصباغ که در کتاب خود نوشته است:
روایات غیبت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پیش از ولادت او وجود داشته است و او پیش از قیامش دو غیبت خواهد داشت. (1)
غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از چه زمانی آغاز شده است؟
آغاز غیبت صغرا از سال 260 هجری و همزمان با شهادت امام حسن عسکری علیه السلام بوده و پایان آن نیز در سال 329 هجری و همزمان با وفات آخرین نایب خاص حضرت است. البته برخی از تاریخنگاران، آغاز غیبت صغرا را از سال ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سال 255 هجری میدانند. براساس این نظر، دورۀ غیبت صغرا 75 سال و برپایۀ نظریۀ اول که بیشتر علمای شیعه به آن معتقدند، حدود هفتاد سال خواهد بود.
غیبت کبرا از سال 329 هجری آغاز شد و تا زمانی که خداوند بخواهد و مردم لیاقت و آمادگی ظهور و پذیرش حکومت عدل حضرت را پیدا کنند، ادامه خواهد داشت.
آیا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کودکی هم غایب میشد؟
ابتدا باید منظور از غیب و غایب بودن امام را بدانیم. غیبت امام، به معنای نیست شدن و عدم حضور ایشان در بین ما نیست، بلکه غیبت یعنی ناشناس بودن امام؛ حضرت در جامعه حضور دارد، در کوچه و خیابان رفت و آمد میکند و مردم او را میبینند، اما کسی او را نمیشناسد. هرکس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را میبیند، گمان میکند یک فرد عادی را دیده است. بنابراین میگوییم امام غایب است، و
1) الفصول المهمة، ج2، ص1097.
آن حضرت از زمان تولدشان ناشناس بودهاند.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از بدو تولد تا پنج سالگی نزد پدر بزرگوار خویش بوده و امام عسکری علیه السلام ایشان را مخفی مینموده و تنها به شیعیان امین نشان میداده است. آن حضرت بعد از شهادت پدرشان، در پنج سالگی به امامت رسید و از آن زمان تا پایان غیبت صغرا (حدود هفتاد سال)، کسی غیر از نایبان خاص امام با ایشان ارتباط نداشت و بعد از این دوران در 75 سالگی، غیبت کبرا آغاز شد. ارتباط با ایشان قطع شده، و کسی از محل اقامت ایشان خبردار نگشت. اما در روایات آمده است که امام در میان جامعه حضور دارند و شاهد اعمال و گفتار مردم هستند. (1)
محل غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کجاست؟
سرداب، به طبقۀ زیرین ساختمان اطلاق میشود که در مناطق گرمسیری برای حفاظت از گرمای شدید، زیر ساختمان ساخته میشود. این شیوۀ ساختمانسازی در بسیاری از مناطق عراق، ازجمله شهر سامراء که دارای آب و هوای گرم و خشک میباشد، مرسوم است. خانۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در شهر سامراء نیز دارای چنین سردابی بود. این خانه که ملک امام هادی علیه السلام بود، پس از شهادت آن حضرت در اختیار امام حسن عسکری علیه السلام قرار گرفت.
براساس شواهد تاریخی، ولادت با سعادت خاتمالاوصیاء و منجی عالم بشریت، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در این منزل رخ داد. آن بزرگوار، به علت شرایط حاکم بر زمان و وجود خلفای جور، مخفیانه به دنیا آمد و پس از شهادت پدر گرامیاش، غیبت او از آن خانه آغاز شد.
1) الغیبة، نعمانی، ص163، ح4 و ص144.
با توجه به حضور و عبادت سه امام بزرگوار شیعه در این خانه، و اقامت ایشان در سرداب برای مدتی، این خانه و سرداب آن، نزد شیعه مکانی مقدس شمرده میشود.
گفتنی است به علت تولد و زندگی مخفیانۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان حیات پدر، و همچنین آغاز غیبت با شهادت پدر و به امامت رسیدن ایشان، اظهارنظر دربارۀ محل شروع غیبت مشکل است؛ چراکه اساساً غیبتْ یک امر دفعی نبوده تا از مکان آن سؤال شود، بلکه غیبت امری تدریجی بود که در طول سالها به اوج خود رسید و به غیبت تامه منجر شد. به علاوه که این امر مسئلهای فرعی است. مهم این است که ما یقین داریم حضرت در طول دوران غیبت میان مردم است
و در مجامع شرکت میکند، نه اینکه امام تا زمان ظهور در سرداب مخفی
شده است. (1)
فلسفه و علت غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟
غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به ارادۀ خداوند رخ داده است و بدیهی است که کارهای خداوند براساس عالیترین مصالح و حکمتهاست؛ گرچه ما با علم و دانش محدود خود آن حکمتها را ندانیم.
دربارۀ علت غیبت آن حضرت روایات مختلفی از معصومین علیهم السلام نقل شده است و مطابق بعضی از آنها غیبت، سرّی از اسرار الهی است که رمز و راز آن پس از ظهور امام علیه السلام آشکار خواهد شد، ولی در بعضی از روایات حکمتهایی برای غیبت بیان شده است که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1) آفتاب مهر، جمعی از محققین مرکز تخصصی مهدویت، ص 175 - 176.
الف) حفظ جان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف: حوادث تاریخی زمان امامان علیهم السلام، به ویژه شرایط حساس زمان امام عسکری علیه السلام، نشان میدهد که دشمنان به دنبال کشتن امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف از همان آغاز تولد ایشان بودهاند و خداوند برای حفظ جان حضرت، ایشان را در پس پردۀ غیبت قرار داد، این مطلب در روایات متعددی مطرح شده است. (1)
ب) امتحان مردم: خداوند بندگانش را به اسباب گوناگون امتحان میکند و یکی از اسباب آزمایش، غیبت حجت الهی است تا مؤمنان واقعی از منافقان شناخته شوند.
_ امام علی علیه السلام فرمود:
هرآینه خداوند مردی از فرزندانم را در آخرالزمان برمیانگیزد که
برای خونخواهی قیام میکند و هرآینه او [مدت زمانی] از ایشان غایب خواهد شد برای اینکه اهل گمراهی [از خوبان و هدایتیافتگان] شناخته شوند ... . (2)
ج) بیعت نکردن با ستمگران: هریک از امامان معصوم علیهم السلام به دلیل شرایط زمانی و کمی یاران، مجبور شدند که با طاغوت زمان خود بیعت کنند، ولی خداوند خواسته است که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تحت بیعت طاغوتی قرار نگیرد؛ چراکه رسالت اصلی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کندن ریشههای طاغوت است، به همین جهت او را در پوشش غیبت قرار داده است.
امام صادق علیه السلام فرمود:
صاحبالامر ولادتش بر این خلق پنهان است تا چون ظهور کرد بیعت کسی
در گردنش نباشد. (1)
چرا خلیفۀ عباسی تصمیم گرفته بود تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را بعد از تولد، بکشد؟
امام حسن عسکری علیه السلام با سه تن از خلفای عباسی (معتز، مهتدی و معتمد) معاصر بودند.
معتمد عباسی کینۀ شدیدی از اهلبیت علیهم السلام به دل داشت. به همین دلیل، بلافاصله پس از وفات امام حسن عسکری علیه السلام، مأموران خود را به منزل آن حضرت فرستاد و دستور داد همهجا را دقیقاً بگردند تا امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را دستگیر کنند؛ در حالی که امام فقط پنج سال داشت. معتمد میدانست که این کودک همان امامی است که تخت طاغوتیان را واژگون خواهد کرد و زمین را پر از عدل و داد خواهد ساخت. به این علت میخواست آن حضرت را بکشد؛ همانطور که فرعون میخواست حضرت موسی علیه السلام را بعد از تولدش از بین ببرد.
چه ضرورتی دارد که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سالها پیش از ظهور و قیامش خلق شود؟ چرا امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در گذشتۀ دور برای آیندهای دورتر به دنیا آمدهاند؟ چرا خداوند متعال او را در همان زمان که احتیاج به اوست خلق نمیکند؟
به دلایل متعدد عقلی، زمین هیچگاه نمیتواند خالی از امام باشد. (2)افزون بر دلیل عقلی، احادیث فراوانی نیز وجود دارد که زمین بدون امام باقی نمیماند. (3)
با توجه به این دلایل (عقلی و نقلی) معلوم میشود که امام حتی در حال غیبت نیز محور هستی است و اثر او در عالم وجود، بسیار اساسی و حیاتی است و امکان ندارد حتی برای لحظهای در جهان هستی نباشد. لذا چگونه میتوان ملتزم شد
که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان امام عسکری علیه السلام متولد نشود و زمین خالی از امام بماند، در حالی که چنین چیزی عقلاً و نقلاً امکان ندارد.
به چه دلیل میتوان گفت آن امام که زمین به خاطر او باقی است، همان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است؟
این مطلب با دلایل فراوان حدیثی ثابت میشود؛ زیرا عقل در بخش تعیین فرد نمیتواند نظر دهد.
بیش از نهصد روایت وجود دارد که ضمن منحصر کردن تعداد امامان در دوازده نفر، مشخصات نسب آنها را بیان میدارد، و ما با تاریخ قطعی میدانیم که یازده نفر از این بزرگان از دنیا رفتهاند. از طرفی گفتیم زمین بدون امام نمیماند؛ پس حتماً باید نفر دوازدهم زنده باشد، و این دلیلی بسیار متقن و محکم بر وجود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ زیرا طبق روایات فراوان، نفر دوازدهم کسی جز فرزند امام حسن عسکری علیه السلام، یعنی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیست. پس فرزند امام حسن عسکری علیه السلام از همان زمان موجود و زنده است و در کرۀ خاکی زندگی میکند. (1)
گفتنی است، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در این زمان منشأ خیرات و برکات فراوانی برای جهانیان است که از آن به عنوان «آثار و فواید امام غایب» در کتابها بحث شده است. ضمن آنکه وجود و غیبت ایشان با فلسفه و فرهنگ انتظار هماهنگ است و امید انسانها محسوب میشود. اصولاً تفاوتی که منجی ما شیعیان با سایر منجیها دارد، همین است؛ ادیان دیگر، آمدن منجی را در آینده میدانند و نقشی برای منجی در این زمان قائل نیستند. برخی از اهلسنت نیز میگویند: در آخرالزمان متولد میشود. لذا تلاش و تکاپویی که در فرهنگ شیعه هست، در
1) برای آگاهی بیشتر نک: امامت و مهدویت؛ صافی گلپایگانی، او خواهد آمد، علیاکبر مهدیپور.
هیچ مذهب و دینی مشاهده نمیشود.
چه میشد اگر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف غایب نبودند؟ و چرا خداوند که قدرت مطلق دارد، ایشان را از هر خطری حفظ نمیکند تا زمینۀ حضور امام فراهم شود؟
درست است که خدا چنین قدرتی را دارد، ولی کارها باید طبق اسباب و روال عادی انجام گیرد؛ چون بنا نیست که خداوند برای حفظ جان انبیا و ائمه علیهم السلام و ترویج دین، همیشه از راه معجزه پیش برود؛ چون در آن صورت، دنیا دار تکلیف و اختیار و امتحان نخواهد بود. (1)
به عبارت دیگر: جریان و حوادث عالم براساس قاعدۀ سبب و مسبب است، وگرنه باید دائماً معجزه رخ دهد. غیبت سپر جان امام خواهد بود و در این صورت، نه نظم عالم به هم میخورد و نه اختیار از انسانها سلب میشود. البته غیبت امام حکمتهای متعددی دارد و حفظ جان امام، تنها یکی از آنهاست. علتهای دیگری مانند عدم پذیرش و آمادگی مردم، فراهم نبودن شرایط جهانی برای تشکیل حکومت فراگیر امام عجل الله تعالی فرجه الشریف و امثال آن نیز وجود دارد که برخی از آنها به ذهن بشریت خطور نمیکند و تنها خداوند متعال بدانها علم دارد.
دربارۀ علت غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، مسئلۀ حفظ جان ایشان مطرح شده است، بنابراین چرا امامان گذشته برای حفظ جان خود غایب نشدند؟
آنچه مطابق قاعده است ظهور امام و حضور آشکار او در میان امت است؛ چون او حجت خدا و رهبر و پیشوای مردم است، پس اصل بر این است که او آشکار باشد و مردم او را ببینند و به او دسترس داشته باشند. به همین دلیل همۀ امامان یازدهگانۀ قبل _ و نیز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم _ ظاهر و آشکار بودند و حتی خطر
1) دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص148 - 149.
جانی هم مانع از حضور و آشکاری آنها نشد، ولی امام دوازدهم آخرین حجت خدا و امام معصوم است که باید اهدافِ بر زمین ماندۀ همه انبیا و ائمه را تأمین کند و دین اسلام را به همۀ جهان و جهانیان برساند و ظلم و ستم را از همۀ زمین بردارد؛ حال اگر پیش از فراهم شدن زمینۀ قیام و انقلابش ظاهر گردد و کشته شود، دیگر امامی نیست که رسالت او را انجام دهد، به همین دلیل غایب شده است تا جان او محفوظ بماند؛ ولی امامان پیشین هرکدام وظیفۀ امامت خود را در حدّی که امکان داشت انجام میدادند و هرگاه کشته میشدند، امام پس از ایشان هدف آنها را دنبال میکرد و به همین شکل اسلام پیش رفت و احکام و معارف قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تبیین و تدوین گردید.
علت طولانی شدن غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟
به تأخیر افتادن ظهور، علتهای مختلفی دارد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
برای اینکه قیام حضرت به نتیجه برسد، لازم است بیشتر مردم آمادگی پذیرش حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را بیابند و با جان و دل، به دستورهای ایشان گردن نهند. این پذیرش جهانی زمانی روی میدهد که مردم از تمام حکومتهای برپا شده ناامید شوند و ببینند که افراد عادی نمیتوانند عدالت و معنویت جامعه را تأمین کنند. در این صورت، خودبهخود به این نتیجه میرسند که فقط امامی معصوم که به اسرار عالم آفرینش و انسانها آگاه است، میتواند حکومت عدل را برپا کند. همچنین درمییابند که عدالت، لازمترین چیزی است که باید به آن پایبند بود و
حتی در موارد ضرر به خود نیز، نباید روی عدالت پا گذاشت و ظلم بر دیگران را روا دانست. بعد از فراهم آمدن این مقدمات، مردم سراسر جهان احکام اسلام و فرمانهای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را که عین اسلام است، به جان میپذیرند.
برای پیروزی قیام و نهضت، باید یارانی پاکباخته و مجاهد وجود داشته باشند؛ بهطوریکه تمام هستی خود را در راه تحقق اسلام و عدالت فدا کنند و در راه خدمت به دین و مردم آماده تحمل هرگونه سختی باشند؛ افرادی دانا، توانا، باتقوا و دارای روحیۀ گذشت و ایثار که با تلاش شبانهروزی، دستورهای حضرت را اجرا کنند و هدف قیام را تحقق بخشند.
بعضی معتقدند پیشرفتهای صنعتی و فنآوری و نیز وجود گسترده و قوی وسایل ارتباطجمعی، زمینهساز ظهور به شمار میآیند و برای حکومت جهانی، باید چنین ابزاری نیز بهطور گسترده در تمام جهان فراهم آید تا مردم دنیا به درستی از وضعیت نظام ظلم و جور حاکم بر جهان آگاه گردند؛ و از طرف دیگر، با نظام الهی و نجاتبخش اسلام بهطور صحیح آشنا شوند. در نتیجه، قدرت تشخیص حق از باطل را یافته و برای تحقق دولت حق به تلاش و جنبش افتند؛ افزون بر اینکه برای کنترل و ادارۀ جهان به دست دولتی مرکزی، به چنین وسایل پیشرفتهای نیاز جدّی است.
غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تا چه زمانی طول خواهد کشید؟
در مورد زمان دقیق پایان غیبت حضرت و وقت ظهور، کسی اطلاعی ندارد و اگر
کسی مدعی تعیین وقت ظهور و پایان غیبت بشود، دروغگو است؛ زیرا موضوع پایان غیبت حضرت و اعلام ظهور، فقط به ارادۀ الهی بستگی دارد و خود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم منتظر دستور و فرمان ظهور از سوی خداوند است.
به همین دلیل، نهتنها در روایات زمانی برای ظهور تعیین نشده، بلکه تعیینکنندگان به شدت دروغگو خوانده شدهاند. فردی به نام مهزم از امام صادق علیه السلام پرسید: «فدایت شوم! ظهور قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم و تشکیل دولت حق به درازا کشید؛ پس چه وقت روی میدهد؟» حضرت پاسخ داد:
تعیینکنندگان وقت ظهور دروغ میگویند، تعجیلکنندگان هلاک میشوند، و تسلیمشوندگان نجات مییابند و به سوی ما بازمیگردند. (1)
البته اینکه بعضی از علما و یا دوستان امام بشارت نزدیکی ظهور را میدهند، به معنی خبردادن از زمان ظهور نیست؛ چون از علایم و نشانهها نزدیکی ظهور را میتوان فهمید و امیدوار شد و آنچه در روایات نهی شده است، خبر دادن دقیق از زمان ظهور است که علم آن تنها نزد خداوند است.
1) کافی، ج1، ص368، ح1.
منظور از نایب یا نواب چیست؟
نایب از ریشۀ لغوی «ناب نیوب نوباً» و به معنی نزدیک شدن، رجوع کردن و... استعمال شده است، و به تناسب با همین معانی، اصطلاحاً به معنی جانشین و قائممقام به کار رفته است؛ چراکه نایب و جانشین نیز به «منوب عنه» رجوع کرده و به او نزدیک است (1).
واژۀ نایب و جمع آن، نواب، مانند طالب که جمع آن طلاب میباشد، دربارۀ سفرای اربعۀ عصر غیبت صغرا استعمال شده است. لازم به ذکر است که تعبیر نایب و نواب، مخصوص سفرای اربعۀ عصر غیبت صغراست؛ چراکه نایب به معنای جانشین و قائممقام به کار میرود و این معنا در مورد نواب اربعه، که بهطور مطلق به عنوان نایب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفو جانشین او و تنها واسطه بین او و شیعیان بود، قابل صدق است؛ به خلاف عصر حضور ائمه علیهم السلام که با وجود ابواب و وکلا، شیعیان نیز با امام در ارتباط بودند و از اینرو، برترین وکلای ائمه علیهم السلام نیز نایب و جانشین و قائممقام مطلق آنان محسوب نمیشدند.
نیابت چند نوع میباشد؟
همانطورکه غیبت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف به دو مرحلۀ غیبت صغرا و کبرا تقسیم
1) صحاح، ج1، ص288 (به نقل از: سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه علیهم السلام، محمدرضا جباری).
میشود و دو گونه بود، نیابت نیز دارای دو مرحله و دو گونه است: نیابت خاصه در غیبت صغرا، و نیابت عامه در غیبت کبرا (1).
منظور از نیابت خاصه چیست؟
نیابت خاصه، آن است که امام، اشخاص خاصی را نایب خود قرار دهد و به
اسم و با مشخصات معرفی کند، و هرکدام را خود آن حضرت و یا به وسیلۀ نایب پیش از او، به مردم بشناساند. همانطوری که امام حسن عسکری علیه السلام این کار را انجام داده و فرمود:
عمری و پسرش (عثمان بن سعید، نایب اول و محمد بن عثمان، نایب دوم) مورد اعتماد هستند. هرچه آنها به تو برسانند از من میرسانند و آنچه به تو بگویند از جانب من میگویند. (2)
بنابراین کسانیکه در دورۀ غیبت صغرا، نیابت داشتهاند و با اسم معرفی شده بودند، نایب خاص نامیده میشوند.
منظور از نیابت عامه چیست؟
نیابت عامه آن است که امام علیه السلام ضابطهای کلی به دست دهد، تا در هر عصر، فرد شاخصی که آن ضابطه، از همه جهت، و در همۀ ابعاد، بر او صدق میکند، نایب امام شناخته شود و به نیابت از امام، در امر دین و دنیا ولیّ جامعه باشد. البته این ضابطۀ کلی از احادیث به دست میآید. همانطوری که اسحاق بن یعقوب گوید: از محمد بن عثمان عمری درخواست کردم نامهای را که مشتمل بر مسائل دشوار بود به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برساند و توقیعی به خط مولای ما صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
چنین صادر شد:
و اما رویدادها و پیشامدهایی که در آینده روی خواهد داد، دربارۀ آن مسائل به راویان حدیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شما هستند و من نیز حجت خدا بر آنها هستم (1).
اما اینکه چطور فهمیده شود که چه کسی مصداق خارجی این حدیث است؛ در یک حدیث دیگر ویژگیها و صفات آن را مشخص کرده است که امام صادق علیه السلام در اینباره فرموده است:
هرکس از فقها نفس خود را از گناه و محرمات نگهداری کند و دین خود را حفظ نماید و مخالف هوای خود و مطیع مولای خود باشد، پس کسی که فقیه نیست و قدرت استنباط ندارد باید از او تقلید کند (2).
بنابراین طبق این حدیث، نایب عام باید چهار شرط زیر را داشته باشد:
دوری از گناه؛
حفظ دین؛
مخالف هواهای نفسانی؛
مطیع بودن و اطاعت از خداوند و ائمه علیهم السلام.
بنابراین کسانی که این شرایط را داشته باشند، نایب عام حضرت هستند و کسانی که بعد از دورۀ غیبت صغرا، یعنی از آغاز دورۀ غیبت کبرا نیابت دارند، نایب عام نامیده میشوند.
هدف و غرض از انتخاب افرادی به عنوان نایبان خاص چه بوده است؟
بهطور کلی میتوان گفت که از انتخاب افرادی به عنوان نواب اربعه، دو غرض اساسی داشتند:
آماده کردن اذهان عمومی برای غیبت کبرا و عادت دادن تدریجی مردم به پنهانزیستی امام عجل الله تعالی فرجه الشریف و جلوگیری از غافلگیرشدن در موضوع غیبت. اگر امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف بهطور ناگهانی غیبت میکرد، چهبسا موجب انکار مطلق وجود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و انحراف افکار عمومی میشد. نمایندگان خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران غیبت صغرا به این هدف که آمادهسازی افکار و اذهان عمومی برای غیبت کبرا بود، نایل آمدند؛
رهبری دوستداران و طرفداران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و حفظ مصالح اجتماعی شیعیان، و پر کردن خلأ و کمبودی که از ناحیۀ عدم حضور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در اجتماع شیعیان پیدا شده بود.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریفتوانست به وسیلۀ آنان رهبری خویش را در جامعه اعمال کند و خسارتهای ناشی از عدم حضور مستقیم خود را جبران نماید و مصالح اجتماع آن زمان و دوستداران را در سختترین شرایط اجتماعی و سیاسی که بیاندازه پیچیده و دشوار بود حفظ کند و نگذاشت شیعیان منحرف شوند و متلاشی گردند. (1)
نواب خاص چه وظایفی را برعهده داشتند، و به بیان بهتر در چه زمینههایی فعالیت میکردند؟
واقعیت این است که فعالیت نواب، جدا از زندگی آنها نبود؛ به بیان دیگر، زندگی آنان عجین شده بود با فعالیت و مسئولیتی که از طرف امام به آنها محول
1) تاریخ الغیبة الصغری، سیدمحمد الصدر، ج1، ص426.
شده بود. بنابراین ما فقط به چند مورد مهم از آن اشاره میکنیم:
نواب خاص، مخصوصاً نایب اول، تلاش میکردند تا به شیعیان بفهمانند که امام یازدهم علیه السلام دارای فرزند میباشد و این فرزند امام نیز هست. بنابراین یکی از مسئولیتهای نواب خاص این بود که وجود مبارک امام را برای هواداران مورد اعتماد حضرتش به اثبات رسانند (1).
فعالیتهای سفیران نیز این هدف را دنبال میکرد که جماعت امامیه را از انشعابات بیشتر با اثبات امامت پسر امام عسکری علیه السلام حفظ کنند. برای رسیدن به این هدف، آنان آن دسته از گفتارهای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام را که دلالت دارد بر اینکه مجموعۀ امامان به دوازده ختم میشود و آخرین آنها غیبت خواهد کرد، به کار میگرفتند (2).
نایبان چهارگانه وظیفۀ دیگری را به نام امام انجام میدادند. آنان وجوهاتی را که امامیه پیش از این به ائمه علیهم السلام میپرداختند، دریافت و جمعآوری میکردند. طبق مآخذ امامیه، همۀ این نایبان در وصول وجوهات دست به اعجازهایی میزدند تا پیروان و هواداران شیعی، حقانیت ایشان را باور کنند (3).
نواب خاص، هرکدام در دوران سفارت خودشان، اموال متعلق به امام را از مردم میگرفتند و به امام میرساندند.
یکی از مهمترین وظایف نواب این بود که سئوالات را از شیعیان میگرفتند و به امام میرساندند و جواب را دریافت کرده و به مردم برمیگرداندند؛ برای مثال میتوان به سؤالاتی که اسحاق بن یعقوب از محمد بن عثمان درخواست میکند و توقیعی با خط امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای ایشان صادر میشود، اشاره کرد. (1)
به نظر میرسد در تمام دوران چهار سفیر، از این نوع سؤالات بوده و نواب سؤالاتی را به امام میرساندند و جواب دریافت میکردند و از این طریق مشکلات شیعیان را حل می نمودند. توقیعات زیادی هم در این زمینه از امام عجل الله تعالی فرجه الشریف صادر شده است.
مبارزه با مدعیان دروغین نیابت و وکلای خائن؛
سازماندهی و سرپرستی سازمان وکالت:
سیاست تعیین وکیل، به منظور ادارۀ امور نواحی مختلف و ایجاد رابطه میان شیعیان و امامان، حداقل از زمان امام کاظم علیه السلام به این سو معمول بود. پس از آغاز غیبت، تماس مستقیم وکلا با امام قطع شد و به جای آن، محور ارتباط، نایب خاصی شد که آن حضرت تعیین فرموده بود. مناطق شیعهنشین تا حدی مشخص بود و بنا به ضرورت، در هر منطقه وکیلی تعیین میشد؛ چنانکه گاهی تعدادی از آنها که در مناطق کوچکتری انجام وظیفه میکردند، تحت سرپرستی وکیل دیگری قرار میگرفتند که پیش از غیبت از طرف امام وقت و در زمان غیبت به وسیلۀ نایب خاص برای آنان تعیین میشد. این وکلا، اموالی را که بابت وجوه شرعی از مردم میگرفتند به طریق گوناگون پیش نایب خاص در بغداد میفرستادند و آنها نیز وجوه رسیده را طبق دستور حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در موارد معیّن مصرف میکردند.
در مواردی امکان داشت برخی از وکلا به ملاقات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شرفیاب شوند.
1) کمال الدین، ج2، باب45، ص237.
چنانکه محمد بن احمد قطّان، از وکلای ابوجعفر، نایب دوم، به ملاقات آن حضرت نائل شد. (1)ولی این ملاقاتهای بسیار نادر، به هیچ وجه به معنای ارتباط مستقیم آنان با امام نبود، بلکه معمولاً با اشراف نایب خاص انجام میگرفت. به روایت احمد بن مقیل قمی، ابوجعفر دَه وکیل در بغداد داشت که نزدیکترین آنها به وی، حسین بن روح بود که بعدها به عنوان نایب سوم از جانب حضرت ولیّ عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تعیین شد.
در ضمن وکلایی در اهواز، سامراء، مصر، حجاز، یمن و نیز در مناطقی از ایران مانند خراسان، ری، قم و... بودند که اخبار آنها بهطور جستهوگریخته دربارۀ مسائل و موضوعات دیگری در کتاب الغیبة طوسی و کمال الدین صدوق آمده است (2).
انتصاب نواب اربعه براساس چه ملاکهایی بود؟
امامان معصوم علیهم السلام حتماً بر اساس معیارهایی، افراد را به این سمت انتخاب میکردند که به مواردی اشاره میشود:
سفیر اول، یعنی عثمان بن سعید به عنوان تقیه کوشید خود را از بازرسیهای رژیم عباسی دور نگه دارد؛ بدین ترتیب که در هیچ مجادله و بحث آشکار مذهبی یا سیاسی درگیر نمیشد (3).
علاوه بر آن، در روایت دیگری هم هست که به سفیر سوم، یعنی حسین بن روح خبر دادند که نگهبان درب اول، معاویه را لعن و نفرین میکند. وی امر کرد تا او را اخراج کرده و راندند. مدت زیادی به این ترتیب گذشت و دائماً در مورد او از حسین
بن روح خواهش میشد تا نگهبان را بازگرداند، اما وی هرگز آن خدمتکار را برنگرداند. همۀ این کارها را حسین بن روح به خاطر تقیه انجام میداد.
همۀ نواب اربعه رازدار بودند؛ یعنی هم باید نسبت به خودیها رازدار میبودند. و هم در مقابل دشمنان صبر و استقامت نشان میدادند؛ برای مثال سفیر اول، خود را به صورت روغنفروش درآورده بود و از این طریق رابط بین مردم و امام بود.
در احوالات سفیر سوم هست که از ابوسهل نوبختی پرسیدند: چطور شد که حسین بن روح نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شد، ولی تو به این مقام نرسیدی؟! گفت:
ایشان [یعنی ائمه علیهم السلام] بهتر میدانند، و آنچه که ایشان بپسندند [همان حق است]، من مردی هستم که با مخالفین [اهلسنت] ملاقات میکنم و با آنها مناظره و مجادله میکنم؛ اگر من وکیل و نایب حضرت میشدم و همچنان که ابوالقاسم مکان ایشان را میداند از مکان امام خبر داشتم و در مقام مجادله، در جواب حجتی و دلیلی معطل میماندم، چهبسا در آن حالت مکان آن حضرت را به دیگران نشان میدادم، ولی ابوالقاسم اگر حجت خدا در زیر لباسش باشد و او را با قیچی تکهتکه کنند وی را به مردم نشان نمیدهد (1).
نواب اربعه نسبت به دیگران هم از جهت عقل و هم از جهت فهم مسائل در حد بالا بودند، همانطوری که شیخ طوسی نقل میکند که راوی میگوید: «من عاقلتر از شیخ ابوالقاسم حسین بن روح ندیدم». (2)
علاوه بر دو ملاکی که گفته شد، میتوان یک ملاک هم اضافه کرد که ائمه علیهم السلام
کسانی را برای نایب بودن انتخاب میکردند که حکومت وقت نسبت به آن شخص حساسیت کمی داشته باشد تا شخص مورد نظر بتواند به آن اهدافی که انتخاب شده برسد؛ بنابراین ملاک سوم عبارت است از:
شیعیان با نواب اربعه چگونه ارتباط برقرار میکردند؟
بهطور کلی میتوان گفت که شیعیان از دو طریق میتوانستند با نواب اربعه ارتباط برقرار کنند و مشکلات و مسائل خودشان را به آنها برسانند:
شیعیان مستقیماً به نواب اربعه مراجعه میکردند و مشکلات خودشان را میگفتند تا از این طریق با امام رابطه برقرار کنند.
در این روش، به خاطر ترس از حاکمان وقت و عمال آنها، به صورت مستقیم به نواب مراجعه نمیکردند، بلکه به کسانی که نماینده و وکیل نواب بودند مراجعه میکردند و از این طریق خواستۀ خود را به نواب منتقل میکردند. برای نمونه محمد قطان، دومین وکیل سفیر در بغداد بود؛ وکلا وجوهات و نامهها را در پارچه پیچیده نزد او میآوردند تا برای سفیر ببرد. (1)
نیابت نواب اربعه چگونه ثابت میشد و یا چگونه به شیعیان ثابت میکردند که نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند؟
به دو طریق نیابت نواب اربعه اثبات میشد:
1) تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص150.
برای مثال نایب اول و دوم توسط امام حسن عسکری علیه السلام به شیعیان معرفی شدند و از این طریق به شیعیان ثابت شد که آنها نایب امام هستند. شیخ طوسی نقل میکند که:
تعدادی از دوستان و شیعیان در خدمت امام عسکری علیه السلام بودند؛ امام حسن عسکری علیه السلام خطاب به عثمان فرمودند: تو وکیل و مورد اطمینان و امین بر مال خدا هستی؛ شاهد باشید که عثمان بن سعید عمری وکیل من است و فرزندش محمد، وکیل فرزند من مهدی شماست. (1)
برای مثال نایب سوم توسط نایب دوم به مردم معرفی شد و از این طریق به شیعیان اثبات شد که نایب بعدی ایشان است. جعفر بن متین از بزرگان شیعه میگوید در زمان احتضار و از دنیا رفتن ابیجعفر محمد بن عثمان عمری، بالای سرش نشسته بودم و مسائلی را از او میپرسیدم و با او صحبت میکردم، و ابوالقاسم حسین بن روح هم پایین پای ایشان بود. در همین حین متوجه من شد و گفت: «مأمور شدهام که به ابوالقاسم حسین بن روح وصیت کنم». با شنیدن این حرف بلند شدم و دست ابوالقاسم را گرفتم و در جای خودم و بالای سر ابوجعفر نشاندم (2)علاوه بر آن در روایت دیگر هست که ابوجعفر محمد بن عثمان عمری بزرگان را جمع میکند و میگوید: «هرگاه حادثۀ مرگ به من رو آورد، امر وکالت و نیابت به ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی واگذار میشود؛ من مأمور شدهام که او را بعد از وفاتم به جای خودم بگذارم، پس به ایشان رجوع کنید، در کارهایتان به او اعتماد
داشته باشید». (1)
البته لازم به ذکر است که این نیز به دستور امام بود؛ یعنی امام به نایب قبلی دستور میداد تا فلان شخص را به نایب بعدی برای شیعیان معرفی کند.
در ضمن علاوه بر این دو طریق، به عنوان تأییدِ موارد قبلی میتوان گفت که از طریق کراماتی که آنها انجام میدادند اثبات میشد که آنها نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند. نکتۀ مهم این است که این کرامات در بعضی مواقع توسط خود نایب انجام میگرفت. البته این نیز با عنایت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بود و در بعضی مواقع هم نایبان، کراماتی را نقل میکردند که توسط امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف انجام گرفته بود. در روایت هست که تعدادی از علما از حسین بن علی بن بابویه قمی به من خبر دادند که او گفته است: جماعتی از علمای قم به من خبر دادند در همان سالی که پدر من، یعنی علی بن حسین بن موسی بن بابویه، از دنیا رفت به بغداد رفتیم و به محضر ابوالحسن علی بن محمد سمری رسیدیم. ایشان همیشه از احوال علی بن الحسین بن بابویه از ما سئوال میکرد که: [حالش چطور است؟] ما هم به ایشان میگفتیم: نامه آمده که ایشان حالش خوب است، تا اینکه روز رحلت او احوالش را مثل همیشه از ما پرسید و ما هم جواب همیشگی را دادیم؛ ایشان به ما گفتند که خداوند در خصوص فوت علی بن الحسین به شما پاداش کرامت دهد، او همین ساعت از دنیا رفت. ما ساعت و تاریخ آن روز و ماه را یادداشت کردیم، تا اینکه پس از هفده یا هجده روز خبر رسید که ابنبابویه در همان ساعتی که شیخ ابوالحسن فرموده، از دنیا رفته است. (2)
همچنین توقیعاتی که از طرف نواب به شیعیان میرسید، یکی از راههای اثبات
نیابت نواب اربعه بود. برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به کمال الدین شیخ صدوق، باب45، بخش توقیعات .
نواب اربعه چه کسانی هستند؟ به ترتیب اسامی آنان چیست؟
نواب خاص، چهار نفر بودند و به ترتیب اسامی آنها عبارتاند از:
ابوعمرو عثمان بن سعید العمری الاسدی؛
ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید العمری؛
ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی؛
ابوالحسن علی بن محمد سمری.
اسم و کنیه و القاب اولین نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را بنویسید؟
اسم اولین نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، عثمان فرزند سعید است؛ یعنی عثمان بن سعید، و هیچ اختلافی در آن نیست و مورد اتفاق همۀ علمای رجال و حدیث است. عثمان بن سعید دو کنیه داشت:
ابوعمرو: به این خاطر کنیۀ وی ابوعمرو بود که جد پدر ایشان «عمرو» بوده است و به نظر میرسد که این کنیه خیلی معروف و شناخته شده بوده است.
ابومحمد: به اعتبار فرزندش محمد که دومین نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد.
عثمان بن سعید در میان شیعیان به چهار لقب مشهور است که عبارتاند از:
الف) سمان یا زیات؛
ب) اسدی؛
ج) عسکری؛
د) عمری.
چرا لقب عثمان بن سعید، سمان یا زیات است؟
بنا به نقل شیخ طوسی به این دلیل به ایشان سمّان «روغنفروش» میگفتند،
که او در امر تجارت روغن اشتغال داشت و به همین وسیله امر سفارتش را پنهان میکرد.
شیعیان اموالی را که واجب بود تا به امام حسن عسکری علیه السلامبرسانند، به دست عمرو میرساندند. او هم به جهت ترس از حکومت جبار عباسی اموال و نامهها را در تُنگ و جای روغن قرار میداد و مخفیانه به منزل امام میبرد (1).
بنابراین میتوان گفت که برای مخفی کردن موقعیت حساس و خطیر خود دست به این کار زده بود و از این طریق میتوانست بهتر به وظیفۀ خود عمل کند.
چرا لقب اسدی را به عثمان بن سعید داده بودند؟
عثمان بن سعید از طایفۀ اسدی بود و به همین خاطر یکی از القاب وی
اسدی بود. (2)
به چه دلیل یکی از القاب عثمان بن سعید عسکری بود؟
بنا به نقل شیخ طوسی به این دلیل او را عسکری میگفتند که اهل منطقۀ عسکر در شهر«سرّ من رأی» بود. (3)
در ضمن بنا به نقل دوانی در مفاخر الاسلام، چون امام هادی و امام حسن عسکری علیهما السلام در محلی به نام عسکر بودند و عثمان بن سعید ملازم با این دو امام بزرگوار بود، به همین خاطر به ایشان نیز عسکری گفتند (4).
یکی از القاب معروف نایب اول، عمری بود، چرا؟
عثمان بن سعید به لقب عمری بیشتر معروف بود؛ شیخ طوسی دو علت برای
این شهرت ذکر میکند:
چون به جدش جعفر بن عمری منسوب شده است؛
جماعتی از شیعیان گفتهاند امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: در یک مورد دو نام عثمان و ابوعمر جمع نمیشود و حضرت دستور دادند که کنیۀ او را برهم زنند و بعد از آن عمری خوانده شد. (1)
عثمان بن سعید، وکیل و نایب چند امام بودند؟
عثمان بن سعید وکیل دو امام، یعنی امام دهم و یازدهم علیهما السلام بود و بعد از امام عسکری علیه السلام، نایب امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف شد. بنابراین ایشان شخصیتی است که به سه امام بزرگوار خدمت کرده است.
آیا دلیلی بر این وجود دارد که ایشان (عثمان بن سعید) مورد اطمینان و امین امام هادی و امام عسکری علیهما السلام و همچنین وکیل امام عسکری علیه السلامبوده است؟
روایتی از امام هادی و امام عسکری علیهما السلام وجود دارد که دلالت میکند عثمان بن سعید امین آنها بود؛ ازجمله اینکه احمد بن اسحاق بن سعد قمی میگوید:
روزی به محضر مبارک امام علی النقی علیه السلام رسیدم و عرض کردم: «من گاهی در شهر هستم، گاهی هم به مسافرت میروم، بنابراین نمیتوانم همیشه خدمت شما برسم، پس در صورت نبودن شما حرف چه کسی را قبول کنیم؟ و دستور چه کسی را اطاعت کنیم؟» حضرت به من فرمود:
این ابوعمرو است که مورد اطمینان و امین است و آنچه که برای شما بگوید از جانب من میگوید و آنچه را که به شما برساند از جانب من رسانده است (2).
عثمان بن سعید علاوه بر مورد اطمینان بودن امام دهم علیه السلام، امین امام یازدهم علیه السلام
هم بود برای مثال راوی میگوید: زمانی که امام هادی علیه السلام از دنیا رفت و امامت به فرزندش امام حسن عسکری علیه السلام رسید، روزی به محضر ایشان رسیدم و گفتم: «همیشه نمیتوانم به خدمت شما برسم، پس حرف چه کسی را قبول کنم و به چه کسی مراجعه کنم؟»
امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:
این ابوعمرو است که مورد اطمینان و امین است و هم برای امام قبلی و هم برای من، در حیات و مرگ من مورد اطمینان من است. بنابراین آنچه که برای شما بگوید از طرف من میگوید و آنچه را که به شما برساند از جانب من رسانده است. (1)
علاوه بر آن، روایت دیگری است که راوی میگوید: در سامرا به خدمت امام یازدهم علیه السلام رسیدیم؛ تعدادی از دوستان و شیعیان ایشان در خدمت امام بودند، تا اینکه بدر (خادم حضرت) وارد شد و گفت: «ای مولای من، تعدادی از شیعیان یمنی میخواهند خدمت شما برسند». امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: «برو و عثمان بن سعید عمری را نزد من بیاور». طولی نکشید که عثمان آمد و حضرت امام عسکری علیه السلام خطاب به او فرمودند: «ای عثمان تو وکیل و مورد اطمینان و امین بر مال خدا هستی، برو و از این چند نفر یمنی اموالی را که آوردهاند تحویل بگیر». ما همگی به حضرت عرض کردیم: «ای سید ما به خدا قسم عثمان از بهترین شیعیان توست، و شما با این کار آگاهی ما را نسبت به منزلت خدمتگزاری او زیاد فرمودید و اینکه او وکیل و ثقۀ شما برمال خداست». حضرت فرمودند: «بلی شاهد باشید که عثمان بن سعید عمری وکیل من است» (2).
این روایت نشان میدهد که هر دو امام، اطمینان فوقالعاده به عثمان بن سعید داشتهاند و کمتر کسی میتوان پیدا کرد که ائمه علیهم السلام به عنوان امین خودشان معرفی کنند و خوشا به حال نایب اول که این همه مورد اطمینان امام یازدهم و دوازدهم علیهما السلام بود. در ضمن وقتی امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف متولد شدند، امام یازدهم علیه السلام به عثمان بن سعید دستور میدهد تا گوسفندی را ذبح و پخش کند.
چون سید [امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف] متولد شد، امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: به دنبال ابوعمرو بفرستید و چون به دنبال او فرستادند و به نزد امام آمد، به او فرمود: «ده هزار رطل نان و ده هزار رطل گوشت خریداری کن»، به گمانم فرمود: «آن را میان بنیهاشم تقسیم نما» (1).
مرکز فعالیت عثمان بن سعید در کجا و در کدام شهر بود؟
مرکز فعالیت عثمان بن سعید در بغداد بوده است.
به چه دلیل عثمان بن سعید از سامرا به بغداد مهاجرت کرد؟
چون سامرا پایتخت سلسلۀ عباسی بود و عباسیان از اول هم مخالف ائمه علیهم السلام بودند و علاوه بر ائمه علیهم السلام کسانی هم که میخواستند با ائمه علیهم السلام ارتباط داشته باشند را زیر نظر داشتند. به همین خاطر فعالیت در سامرا خیلی سخت شده بود و به ناچار به بغداد رفت و کار خودشان را در آنجا انجام داد. «پس از رحلت امام یازدهم، نخستین سفیر، دیگر دلیلی برای اقامت در سامرا نداشت. در آن زمان سامرا پایتخت و مقرّ لشکریان سلسلۀ عباسی بود که از آغاز با ائمه مخالفت میکردند. شاید به همین دلیل باشد که عثمان بن سعید میخواست فعالیتهای سازمان را به دور از چشم مقامات دولتی در پایتخت رهبری کند. بنابراین وی به بغداد مهاجرت کرد و در آنجا منطقۀ کرخ (محل سکونت شیعیان) را مرکز رهبری سازمان
1) الغیبة، شیخ طوسی، ص156، [یک رطل مساوی با 84 مثقال است].
امامیه قرار داد». (1)
آیا عثمان بن سعید امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را دیده است؟
جناب عثمان بن سعید رابط بین مردم و امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده است. بنابراین حتماً امام را دیده است؛ حتی بعد از تولد امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف، پدر بزگوار ایشان یعنی امام حسن عسکری علیه السلام در مجلسی به چهل نفر از شیعیان فرزند دلبندشان را نشان میدهد و عثمان بن سعید هم جزو آن چهل نفر بوده است. علاوه بر این، در جواب پرسشگری که میپرسد آیا شما امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف را دیدهای یا نه؟ میگوید: «بلی امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف را دیدهام» و آن حضرت را توصیف میکند. بنابراین هیچ شک و شبههای نیست که وی امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف را دیده است.
آیا درست است که عثمان بن سعید امام حسن عسکری علیه السلام را غسل داده و کفن کرده است؟
با توجه به روایتی که در ذیل خواهد آمد، عثمان بن سعید غسل و کفن امام را انجام داده است. راوی میگوید:
وقتی که امام حسن بن علی العسکری علیه السلام از دنیا رفت، عثمان بن سعید ایشان را غسل داد و کارهای تجهیز بدن شریف حضرت، ازجمله تکفین، حنوط و دفن امام را انجام داد (2).
در این روایت دو احتمال وجود دارد:
اول اینکه عثمان بن سعید به دستور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کارهای تجهیز بدن شریف امام یازدهم علیه السلام را انجام داده باشند؛
دوم اینکه در ظاهر امر تجهیز به دست عثمان انجام پذیرفته باشد، اما امام
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در خفا عهدهدار امر تجهیز شده باشند؛ همچنانکه در روایات است تجهیز امام با امام بعدی است.
عثمان بن سعید چند فرزند داشته است؟
به نظر میرسد که نایب اول امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، عثمان بن سعید دو فرزند داشته است: یکی با نام محمد بن عثمان که جانشین پدر میباشد؛ یعنی نایب دوم امام میباشد که بعداً در اینباره مفصل مطالبی خواهیم نوشت، و دوم اینکه شیخ طوسی در کتاب خودش از ابیبکر بغدادی با عنوان برادرزادۀ محمد بن عثمان یاد میکند (1)و این بیانگر این است که محمد بن عثمان برادری داشته است، ولی اسم برادرش در تاریخ نیامده است و بیشتر از این چیزی در دست نیست.
عثمان بن سعید چند سال نایب اول امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف بودند؟
ابتدای نیابت عثمان بن سعید بعد از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام است؛ یعنی از هشتم ربیعالاول سال 260 قمری، و در این مورد هیچ شک و شبههای نیست که ابتدای نیابت ایشان از تاریخِ ذکر شده شروع شده است؛ اما پایان نیابت ایشان دقیقاً مشخص نیست؛ چون مرگ ایشان مشخص نیست.
عثمان بن سعید در کجا و در چه تاریخی متولد شده و در چند سالگی به نیابت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیده است؟
با اینکه عثمان بن سعید از اوایل عمرش در خدمت امام دهم علیه السلام و بعد امام یازدهم علیه السلام بود، ولی متأسفانه بهطور دقیق تاریخ تولد ایشان مشخص نیست و حتی بیان نشده که در کجا متولد شده است؛ البته در سامراء در خدمت امام دهم و یازدهم علیهما السلام بود و بعد از شهادت آن دو بزرگوار و با شروع نیابت اول، ایشان به بغداد
1) الغیبة، شیخ طوسی، ص716.
آمد و کارش را از بغداد شروع کرد. بنابراین مشخص نیست که در چند سالگی به نیابت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیده است.
عثمان بن سعید در چه سالی و در چه سنی و در کجا وفات یافت؟
سن عثمان بن سعید مشخص نیست؛ چون تاریخ دقیق تولد و مرگ ایشان مشخص نیست. جاسم حسین در اینباره میگوید: «علیرغم نقش مهم عثمان بن سعید به عنوان نخستین نایب، هیچکس تاریخ مرگ او را ارائه نمیدهد».
مورخین متأخر کوشیدهاند تا تاریخهای قابل توجهی را ارائه دهند. هاشم حسینی مینویسد: «سفارت عثمان بن سعید تا سال 265 ادامه داشته است». اما هیچ مأخذی را ذکر نمیکند.
در مقابل جواد علی چنین مینویسد:
«بیست سال پس از غیبت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف، نخستین سفیر در سال 280 هجری درگذشت. در توقیعی که گفته میشود امام غائب عجل الله تعالی فرجه الشریف به پسر نخستین سفیر و جماعت شیعه خطاب کرده است، پس از مراتب تسلیتهای قلبی بر مرگ چنین مرد متقی، امام پسرش ابوجعفر (محمد) را به جانشینی او منصوب میکند».
در عین حال، جواد علی بر روایت شیخ طوسی تکیه دارد. شیخ طوسی اشاره میکند که محمد بن همام راوی، حدیث را در سال280 از محمد شنیده است؛
وی هیچ تاریخی را برای رحلت نخستین سفیر بیان نمیدارد. به علاوه به نظر میرسد نخستین سفیر مدت زیادی در این سمت نبوده است؛ زیرا شیخ طوسی روایت میکند:
«چون محمد بن عثمان (ابوجعفر) به جانشینی پدرش رسید، شخصی موسوم به احمد بن هلال ابرتابی که در سال 267 درگذشته، منکر سفارت ابوجعفر، پس از پدرش از ناحیۀ امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف شد. بنابراین رحلت سفیر اول باید قبل از سال
267 اتفاق افتاده باشد» (1).
با جمعبندی اقوال میتوان گفت که در مورد وفات ایشان دو قول وجود دارد:
وفات او قبل از سال 267 هجری قمری بوده است. البته مشخص نیست که کدام سال بوده است و به نظر میرسد که این درست باشد؛
وفات ایشان در سال 280 هجری قمری اتفاق افتاده است و این قول هیچ مدرک و دلیلی ندارد.
عثمان بن سعید در کجا دفن شده است و قبر ایشان کجاست؟
عثمان بن سعید در بغداد دفن شده است. شیخ طوسی در اینباره میگوید:
قبر عثمان بن سعید در سمت غربی بغداد در خیابان میدان، و در اول محلی که به درب جبله معروف است و در مسجد درب جبله سمت راستِ کسی که داخل مسجد شود واقع است و قبر ایشان در مسجد و سمت قبلۀ آن واقع شده است.
محمد بن حسن شیخ طوسی در ادامه میگوید:
من قبر عثمان بن سعید را در همان جایی که راوی گفته دیدهام و در روی قبر، دیواری بنا شده که محراب مسجد همانجا بود.
در کنار محراب دری بود که به محل قبر که در خانهای تنگ و تاریک بود باز میشد، به آنجا وارد شده و آشکارا آن قبر منور را زیارت میکردیم و از وقت ورودم به بغداد در سال 408 ﻫ .ق، تا سال چهارصد و اندی به همین صورت زیارت میکردیم. بعد از آن رئیس ابومنصور محمد بن مزج آن دیوار را خراب کرده و قبر عثمان بن سعید را نمایان کرد و روی قبرش صندوقی ایجاد کرد و برای آن سقفی ساخت که هرکسی میخواست داخل شده زیارت میکرد، و همسایگان محل، به زیارتش میرفتند و میگفتند: او مرد صالح و نیکوکاری
1) تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص155-156.
بوده است و حقیقت حال او را نمیدانستند و میگفتند: او پسر دایه حسین علیه السلام است. این قبر متبرک تا به امروز که سال 447 ﻫ . ق است به همان صورت است (1).
آیا با مرگ عثمان بن سعید، امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف تسلیتی گفتند و در این زمینه توقیعی صادر کردند؟
امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف بعد از مرگ عثمان بن سعید به پسرش محمد بن عثمان تسلیت گفتند. در این باره راوی میگوید:
توقیع شریف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به شیخ ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید به جهت تسلیت و به مناسبت درگذشت پدرش آمد که در بخشی از این توقیع شریف آمده بود: «انا لله وانا الیه راجعون؛ به درستی که ما برای خداییم و به سوی او برخواهیم گشت و به امر او تسلیم و به قضا و قدر او راضی هستیم. پدر تو با سعادت و نیکبختی زندگی کرد و در حالی که پسندیده و مورد ستایش بود از دنیا رفت، پس خداوند او را رحمت کند و به اولیا و دوستان خودش [اهلبیت علیهم السلام] ملحق بفرماید. او همیشه در امر ولایت اولیاءالله تلاش میکرد، و در آنچه که او را به خدا و اهلبیت علیهم السلام نزدیک میکرد میکوشید. خداوند روی او را خرم و تازه فرماید و لغزش او را ببخشد».
در بخش دیگری از توقیع شریف آمده بود:
خداوند متعال ثواب تو را در این مصیبت، بزرگ گرداند و صبر نیکو برای
تو کرامت فرماید. هم تو و هم ما مصیبت دیدهایم، مصیبت پدرت موجب تنهایی و نگرانی تو و ما شده، پس خداوند او را در مکانی که رفته است
شاد گرداند (2).
چه کسی عثمان بن سعید را غسل داد؟
محمد بن عثمان، پسر عثمان بن سعید کارهای تجهیز و غسل ایشان را انجام داده است. راوی میگوید:
ابوعمر عثمان بن سعید از دار دنیا رفت و پسرش ابوجعفر محمد بن عثمان او را غسل داد و اقدام به تجهیز پیکر او نمود (1).
دومین نایب امام زمان چه کسی بود و القاب و کنیۀ ایشان چه بود؟
بعد از آنکه عثمان بن سعید اولین نایب امام زمان از دنیا رفت، پسرش ابوجعفر محمد بن عثمان به عنوان دومین نایب امام زمان انتخاب شد. کنیۀ نایب دوم، ابوجعفر است و القاب ایشان عبارتاند از: عمری، اسدی، سمان و عسکری.
محمد بن عثمان، دومین نایب امام زمان به دستور چه کسی به این مقام رسید؟
محمد بن عثمان به دستور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به این مقام رسید. در بخشی از توقیع شریف که به مناسبت فوت پدر ایشان صادر شده، آمده است:
خداوند متعال ثواب تو را در این مصیبت (مرگ پدر) بزرگ گرداند و صبر نیکو برای تو کرامت فرماید. هم تو و هم ما مصیبت دیدهایم، مصیبت پدرت موجب تنهایی و نگرانی تو و ما شده است، پس خداوند او را در مکانی که رفته است شاد گرداند. کمال سعادت او این بوده است که خداوند فرزندی همچون تو به او عنایت و روزی فرموده که پس از او جانشین و قائممقام او در امرش باشد... . (2)
علاوه بر آن، در توقیعی دیگر باز به مناسبت وفات عثمان بن سعید برای پسرش محمد بن عثمان از طرف امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف به این صورت صادر شد:
و فرزندی که خداوند او را نگه بدارد، همواره در زمان حیات پدرش معتمد و مورد اطمینان ما بوده است، ... در نظر ما فرزند او جانشین اوست. آنچه که بگوید از امر ماست ... پس گفتۀ او را پذیرفته و فرمانبرش باش. این رفتار و نظر ما را دربارۀ او بدان. (1)
البته لازم به ذکر است که علاوه بر دستور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، دستور امام حسن عسکری علیه السلام و تصریح پدر هم بود؛ ازجمله در انتصاب وی به سمت سفارت ناحیۀ مقدسه، قبلاً توسط امام حسن عسکری علیه السلام به اطلاع خواص از شیعیان رسانده شده بود. آن حضرت در جمع شیعیان یمنی فرمود بود: «آگاه باشید که عثمان بن سعید وکیل من، و پسرش محمد، وکیل پسرم مهدی شماست».
در ضمن عثمان بن سعید، نیز قبل از وفات، این مسئله را برای سران شیعه بازگو نموده است. (2)
نیابت محمد بن عثمان از چه تاریخی شروع شد و مدت نیابت ایشان چند سال بوده است و در چه تاریخی از دنیا رفته است؟
تاریخ شروع نیابت محمد بن عثمان مشخص نیست؛ چون دقیقاً تاریخ رحلت نایب اول، یعنی عثمان بن سعید بیان نشده است. بنابراین نمیتوان بهطور دقیق آغاز نیابت وی را بیان کرد.
اما تاریخ وفات ایشان در آخر جمادیالاول سال 305 است. در روایت است که ابوجعفر محمد عمری در آخر جمادیالاولی سال 305 از دنیا رفت. (3)
محمد بن عثمان چند امام را درک کرده است؟
نایب دوم، علاوه بر درک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و امام حسن عسکری علیه السلام، امام دهم را هم
درک کرده است و میتوان گفت اگر پدر وی در اوایل دوران امامت امام هادی علیه السلام وارد بیت آن حضرت شده باشد، بایستی بین سالهای 220 تا 225هجری، در حالی که یازده ساله بوده به خدمت حضرت هادی علیه السلام درآمده باشد. بنابراین ولادت فرزندش محمد، قاعدتاً بایستی در دهۀ 230 هجری رخ داده باشد؛ و این بدان معناست که سن وی به هنگام شهادت امام هادی علیه السلام حدود بیست الی بیست و پنج سال بوده است. (1)
به هر حال ایشان سه امام دهم، یازدهم و دوازدهم علیهم السلام را درک کرده است. حتی بعضی ادعا میکنند که احتمال وکالت وی برای امام هادی علیه السلام منتفی نیست. (2)
آیا روایاتی وجود دارد بر اینکه محمد بن عثمان، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را دیده است؟
روایتی وجود دارد که دلالت میکند بر اینکه محمد بن عثمان، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را دیده است. ازجمله عبدالله بن جعفر حمیری میگوید: از محمد بن عثمان پرسیدم: «آیا صاحب این امر را دیدهای؟» گفت: «بله و آخرین مرتبهای که ایشان را زیارت کردم در بیتالله الحرام بود، ... و باز آن حضرت را دیدم که نزد مستجار، پردۀ کعبه را گرفته بود». (3)
محمد بن عثمان در چه تاریخی از دنیا رفت و در کجا دفن شده است؟
سفیر دوم امام، در آخر جمادیالاول سال 304 یا 305 هجری رحلت نمود. بنا به نقل شیخ طوسی از «ابونصر هبةالله»، اطراف محل قبر وی ابتدا مسکونی بود و سپس تخریب شد و قبر وی در وسط صحرا قرار گرفت؛ این قبر در سمت غربی بغداد قرار دارد و امروزه نزد اهالی بغداد معروف و محل زیارت است و بنای
نیکویی نیز بر آن ساخته شده و اهالی بغداد وی را به «الشیخ الخلانی» میشناسند. (1)
سومین نایب امام دوازدهم چه کسی بود؟
سومین نایب امام دوازدهم، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی بود که بعد از نایب دوم، یعنی محمد بن عثمان به این مقام رسید.
علما و مورخان، حسین بن روح را با چه عناوینی معرفی کردهاند؟
ابوالقاسم حسین بن روح بن ابیبحر را مورخان و علمای اخبار با عناوین «نوبختی»، «روحی»، «قسمی» و «حسین بن روح نوبخت» معرفی کردهاند. (2)
به چه دلیل حسین بن روح به عنوان سومین نایب امام دوازدهم انتخاب شد؟
شکی نیست که حسین بن روح، یکی از افراد مورد اطمینان و اعتماد محمد بن عثمان بوده است و نقل شده که ایشان اسرار درونی خانوادگی خویش را با ایشان درمیان میگذاشته است و لیکن محمد بن عثمان غیر از ایشان نُه وکیل دیگر در بغداد داشت که زیر نظر وی به فعالیت و انجام مأموریت مشغول بودند و حسین بن روح از همۀ آنها نزدیکتر به محمد بن عثمان بود و به همین خاطر با وجود این افراد، حسین بن روح به نیابت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف انتخاب گردید. در ضمن، حسین بن روح ویژگیهایی داشت که در دیگران نبود، ازجمله:
عدهای از ابوسهل نوبختی سؤال کردند: «چطور شد که امر نیابت به شیخ ابوالقاسم حسین بن روح واگذار گردید، ولی به تو واگذار نشد؟» او پاسخ داد: «آنان [ائمه علیهم السلام] بهتر از هرکسی میدانند چه کسی را به این مقام برگزینند. من آدمی هستم که با دشمنان رفت و آمد دارم و با ایشان مناظره میکنم. اگر آنچه را که ابوالقاسم دربارۀ امام میداند، میدانستم، شاید در بحثهایم با دشمنان و جدال با آنان میکوشیدم تا دلایل بنیادی را بر وجود امام ارائه دهم و در نتیجه محل اقامت او را آشکار سازم؛ اما اگر ابوالقاسم امام را در زیر جامۀ خود پنهان داشته باشد، بدنش را با قیچی قطعه قطعه کنند تا او را نشان دهد، هرگز چنین
نخواهد کرد».
از این حدیث، ارادۀ او در مخفی کردن مسائل مربوط به امام غایب عجل الله تعالی فرجه الشریف و درجۀ ایمان او در مقابل شکنجۀ دشمن و استقامت او در برابر مصائب و ناملایمات، روشن میگردد که این از عوامل انتخاب او به شمار میرود. (1)
حسین بن روح بر طبق گواهی مورخین و محدثین، خردمندترین شخص زمان خویش در نزد دوست و دشمن بود و در فضایل حسین بن روح به همین مطلب اشاره شده که «ابوالقاسم حسین بن روح از نظر مخالف و موافق، عاقلترین مردم زمانهاش بود و البته به تقیه عمل میکرد». (2)
یکی دیگر از عوامل مؤثر در انتصاب او، مسدود کردن شک و شبههای بود که ممکن بود از ناحیۀ مخالفین القا گردد. اگر افراد دیگری غیر از ایشان به نیابت منصوب میگشت، ممکن بود دشمنان و بعضی از ناآگاهان تصور کنند که این انتخاب، به خاطر روابط نزدیک محمد بن عثمان با آن فرد است و لذا نتیجه
بگیرند که نظر شخصی محمد بن عثمان است، نه نظر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ چون آگاهان و روشنفکران اجتماعی آن زمان، واگذاری نیابت به ایشان را بعید میدانستند، ایجاد چنین شبههای منتفی گردید و به زودی اصحاب او را پذیرفتند و در نیابت او تردید به خود راه نداند و معلوم گردید که انتخاب او به اذن و رضایت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صورت پذیرفته است. (1)
حسین بن روح به دستور چه کسی به مقام نیابت رسید؟
بعد از رحلت سفیر دوم، نیابت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به حسین بن روح منتقل شد. سفیر دوم در حضور تعدادی از سران شیعه و وکلا و دستیارانش، همچون ابوعلی محمد بن همام اسکافی و... ابنروح را رسماً به عنوان جانشین خود اعلام کرد. امکلثوم دختر ابوجعفر عمری میگوید: «حسین بن روح از چند سال قبل از رحلت پدرم، ابوجعفر، وکیل او بود تا آنکه از طرف پدرم به نیابت و سفارت منصوب شد و کسی جز بعضی جهال در امر نیابتش تردید نکردند». (2)
بنا به نقل شیخ طوسی، محمد بن عثمان میگوید: «من ابوالقاسم حسین بن روح را جانشین خود کردم، او را به منصب نیابت پس از خودم منصوب کردم». گفتم: «این کار را به امر امام انجام دادهاید؟» گفت: «برخیز، خداوند به تو عافیت دهد، همانطور است که برای تو گفتم». (3)
علاوه بر آن، جاسم حسین میگوید: «سفیر دوم در بستر مرگ در حالی که همگی بر بالین او گرد آمده بودند، ابنروح نوبختی را با بیان این مطلب که امام دوازدهم دستور فرمودهاند، منصوب کرد».
حسین بن روح در نزد امام چه جایگاهی داشت و آیا مورد وثاقت امام بود؟
برای اینکه جایگاه حسین بن روح در نزد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مشخص شود، توقیعی از امام برای تأیید ایشان صادر شده و در این توقیع آمده است که حسین بن روح مورد وثوق و اطمینان ما میباشد. ابوالعباس بن نوح گفته است: «نوشتهای را به خط محمد بن نفیس، که در اهواز نوشته شده بود، دیدم که اولین نامه و توقیع صادره از ناحیۀ مقدسه به وسیلۀ حسین بن روح بود که: ما او را میشناسیم، خداوند همۀ خوبیها و رضای خودش را به او بشناساند و با توفیقات خود سعادتمندش فرماید. از نامۀ او اطلاع یافتیم و او کلاً مورد وثوق و اطمینان ماست». (1)
حسین بن روح نزد نایب دوم (محمد بن عثمان) چه جایگاهی داشته است؟
حسین بن روح به عنوان یکی از کارگزاران نزدیک محمد بن عثمان به شمار میرفت، منزلت و مقام او در زمان نایب دوم، به قدری زیاد بود که نایب دوم به اول کسی که اجازۀ ورود بر خود میداد، ابوالقاسم حسین بن روح بود.
امکلثوم دختر ابوجعفر عمری میگوید: «حسین بن روح از چند سال قبل از رحلت پدرم، ابوجعفر، وکیل او بود و در امر املاک او نظارت داشت و اسرار دینی را از جانب او به رؤسای شیعه میرساند و از خواص و محارم او به شمار میرفت... حسین بن روح نزد ایشان به جلالت مقام و قدر و منزلت و محترم بود». (2)
آیا حسین بن روح امام یازدهم، امام حسن عسکری علیه السلام را دیده است؟
بنا به گفتۀ ابنشهرآشوب، حسین بن روح دستیار نزدیک امام یازدهم، حضرت
عسکری علیه السلام و سفیر آن امام بوده است؛ هرچند بعضیها این را بعید میدانند. (1)
حسین بن روح در چه تاریخی به دنیا آمد و کی از دنیا رفت و در کجا دفن شده است؟
تاریخ تولد وی معلوم نیست؛ اما حسین بن روح در 18 شعبان 326 از دنیا رفته است و در قریۀ نوبختیه، در سمت غربی بغداد دفن شده است. (2)
حسین بن روح چند سال نایب بوده است؟
حسین بن روح نزدیک به بیست و یک سال نایب امام دوازدهم بود؛ یعنی شروع نیابت ایشان، 305 و تاریخ وفات ایشان 326 است.
بعد از نایب سوم، حسین بن روح، چه کسی به عنوان نایب چهارم انتخاب شد و به چه القابی مشهور بود؟
بعد از فوت نایب سوم، ابوالحسن علی بن محمد سَمَری به نیابت رسید. لقب نایب چهارم، سمری (به فتح سین و میم) یا سیمری (به فتح سین و سکون یاء و ضم یا فتح میم) و یا صمیری (به فتح صاد و سکون یاء و ضم یا فتح میم) میباشد، لکن مشهور همان اولی است.
نایب چهارم به دستور چه کسی به مقام نیابت رسید؟
پس از اتمام دوران نیابت سفیر سوم و رحلت وی، ابوالحسن علی بن محمد سمری که یکی از دستیاران برجستۀ سفیر سوم بود به امر ناحیۀ مقدسه و براساس اعلام سفیر سوم به سران شیعه به جانشینی وی انتخاب شد. (3)
علی بن محمد سمری در چه تاریخی بهدنیا آمده است؟
تاریخ ولادت نایب چهارم مانند نایبان قبلی معلوم نیست؛ بنا به نقل شیخ طوسی، ایشان جزو اصحاب امام عسکری علیه السلام بوده است.
وی چند سال نایب بوده و کی از دنیا رفته است؟
با توجه به فوت نایب سوم در شعبان 326 هجری، طبعاً نیابت وی از این تاریخ شروع شده و با توجه به رحلت وی در نیمۀ شعبان سال 329 هجری، دوران نیابت ایشان سه سال میباشد. (1)
علی بن محمد سمری در کجا دفن شده است؟
ابوالحسن علی بن محمد سمری طبق روایت شیخ طوسی، در سال 329 هجری وفات یافت و قبر او در بغداد در خیابان معروف به خلنجی، جنب ربعالمحول، نزدیک نهر ابوقراب میباشد. (2)بنا به نقل جباری از یاقوت حموی، این ربع در شمال روستای «براثا» در سمت غربی بغداد واقع شده است و اکنون مزار وی در بغداد معروف و محل زیارت است.
نایب چهارم، علی بن محمد سمری در طول نیابتش چه افتخاراتی داشته است؟
مهمترین و بزرگترین افتخار وی همین است که نایب چهارم امام بوده است، در ضمن ایشان نیز به مقتضای منصب وکالت، دارای خوارق عاداتی بود.
ازجمله میتوان به اعلام وفات علی بن بابویه قمی در همان لحظۀ وفاتش اشاره کرد؛ بنا به نقل شیخ طوسی از احمد بن ابراهیم بن مخلد، به هنگام حضور ایشان در بغداد و در حالی که بزرگان شیعه به همراه ایشان در محضر سفیر چهارم بودند، وی بیمقدمه و بدون هیچ سؤالی از جانب کسی، گفت: «خدا علی بن موسی بن
بابویه قمی را رحمت کند»، جمع حاضر از این سخن پی بردند در همان لحظه علی بن بابویه رحلت کرده است. برای اطمینان کامل از صحت این سخن، تاریخ مذکور را ثبت کردند و پس از 17 یا 18 روز، خبر رحلت علی بن بابویه در تاریخ یادشده به بغداد رسید. (1)
بنا به روایت شیخ صدوق و شیخ طوسی و برخی دیگر، هفتهای پیش از رحلت نایب چهارم، توقیعی از سوی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صادر و به دست او واصل شد که در آن علاوه بر اعلام وفات او پس از شش روز، وی از تعیین جانشین منع و شروع غیبت تامۀ کبرا اعلام شده بود. (2)
متن این توقیع چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم. ای علی بن محمد سمری! خداوند اجر برادرانت در مصیبت تو را بزرگ دارد! همانا تو تا شش روز دیگر خواهی مرد! پس امور خود را جمع کن و کسی را نیز برای جانشین خود انتخاب مکن؛ چراکه غیبت تامه شروع شده و ظهوری در کار نیست، مگر پس از اذن الهی که نامش بلندمرتبه است، و این ظهور، پس از مدتی طولانی و هنگامی که دلها قسی و سخت و زمین از ظلم پر شود، انجام خواهد گرفت؛ و به زودی کسانی نزد شیعیان من ادعای مشاهده خواهند نمود؛ آگاه باشید که هرکسی قبل از خروج سفیانی و شنیدن صدای صیحه، مدعی مشاهده شود، دروغگو و اهل افتراست، ولا حول ولا قوة الّا بالله العلی العظیم. (3)
به چه دلیل نایب چهارم برای خود جانشین انتخاب نکرد و غیبت صغرا تمام شد؟
به دو صورت میتوان به این سؤال جواب داد: اول بهصورت تعبدی و کلی، و
دوم بهصورت تحلیلی و استدلالی.
جواب تعبدی و کلی این است که امام دوازدهم قبل از فوت نایب چهارم، به وسیلۀ توقیع اعلام کرده بودند که غیبت صغرا تمام شده است و برای جناب سمری نوشته بودند که بعد از خود جانشینی انتخاب نکن؛ البته این دستور امام به امر خداوند بوده است؛ یعنی برنامه، روش و کار امام را خداوند متعال تعیین فرموده است و امام باید همان برنامه را اجرا نماید. (1)این بهترین دلیل برای اتمام غیبت صغراست؛ اما برای اینکه موضوع بهتر روشن شود، به صورت استدلالی هم به این سؤال جواب داده میشود. میتوان گفت که به چند دلیل غیبت صغرا ادامه نیافت و تمام شد:
لذا قریب هفتاد سال ارتباط مردم با امام به وسیلۀ نواب خاص حفظ شد و توسط آنان عرایض و مشکلات و مسائل خود را عرض میکردند و جواب میگرفتند و توقیعات به وسیلۀ آنها میرسید و بسیاری هم به شرفیابی حضور نایل میشدند تا در این مدت مردم آشنا و مأنوس شدند.
1) امامت و مهدویت، لطفالله صافی گلپایگانی، ج2، ص362.
این ارتباط توسط نواب خاص و همچنین تشرف جمعی در آن زمان، به زیارت آن حضرت برای تثبیت ولادت و حیات آن حضرت مفید و لازم بود. بنابراین میتوان گفت علت اینکه غیبت صغرا ادامه نیافت، این بود که برنامۀ اصلی کار آن حضرت، غیبت کبرا بود و غیبت صغرا که مقدمۀ آن بود و برای آماده کردن زمینه لازم بود، انجام شد. (1)
چرا سفیران خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از فقها و مجتهدان نبودند؟
همچنان که میدانید امام دهم و یازدهم علیهما السلام کاملاً زیر نظر حکومت عباسی
بودند، (1)یعنی حکومت برای تسلط کامل بر این دو امام، آنها را در محیط بسته و مشخص که تمام همسایگان و ساکنان شهر افراد نظامی و شناخته شده بودند، نگهداری میکرد و تمام رفت و آمدها به منزل امام کنترل میشد. حال در چنین محیطی که همه چیز دقیقاً کنترل میشد، آیا فقیه سرشناسی میتوانست به خانۀ امام رفت و آمد کند و مردم نیز با منزل آن فقیه در ارتباط باشند و مسائل خود را اعم از مالی و غیره مطرح نمایند؟ بدیهی است که چنین کاری ممکن نبود و افراد دستگیر و بازجویی میشدند، لذا صحیحترین راه این است که افرادی که گمان نمیرود واسطۀ امام باشند و مطالب را رد و بدل کنند، به کار گرفته شوند و فعالیت نمایند. اگر کسی زندگی دو نایب اول (عثمان بن سعید و فرزندش محمد بن عثمان) را مطالعه نماید، درمییابد که آنها مأمور تأمین روغن سامرا
و از کسانی بودند که آذوقۀ پادگان را فراهم میکردند و اصلاً گمان نمیشد که نایب امام باشند و چنانکه در کتاب سازمان وکالت (2)بهطور مفصل و تحقیقی بیان شده، نامههای امام عجل الله تعالی فرجه الشریف و نامههای مردم داخل ظرفهای روغن قرار میگرفت و مردم به بهانۀ خرید و فروش روغن، ظرفهای حاوی پول و نامه را رد و بدل میکردند. بدیهی است که چنین کاری توسط یک فقیه امکان نداشت؛ چون فضای حاکم بر آن دوران، تقیه و مخفیکاری بود، نه محیط باز برای فعالیت عالمان و فقهای دین.
از طرف دیگر، اگر عالم و فقیهی ادعای نیابت میکرد، این احتمال داده میشد که برای گذران زندگی و جلب مال دنیا چنین کاری کرده است، اما کسی که کسب و درآمد دارد خیلی بعید است که دست به چنین کار خطرناکی بزند و برای
پول بیشتر خود را با حکومت درگیر کند. بنابراین کاسب بودن نایبان، دلیل بر صدق مدعای آنهاست، نه دروغ بودن ادعایشان، لذا همین مسئله تا غیبت صغرا ادامه یافت.
البته تذکر این نکته نیز لازم است که هرچند آنان فقیه و عالم برجسته نبودهاند، کاسب بودن آنها به معنای کمسوادی یا عوام بودنشان نیست. نایبان طبق گواه تاریخ، افرادی بسیار والامقام و دارای کشف و کرامت (1)و پرورشیافتۀ مکتب امامان معصوم علیهم السلام بودهاند و هرگز دور از دین و معرفت نبودهاند.
پس معلوم میشود که چرا شیخ کلینی که عالمی برجسته و شناخته شده بود، برای نیابت از امام برگزیده نشده است.
به هر حال نایبان خاص، تنها نقش واسطه داشتند و تقاضاهای مردم را به امام میرساندند و در مقابل، پیام یا کمک مالی امام را به مردم میدادند، اما بر کسی ولایت نداشتند و هرگز اهل فتوا یا صدور حکم از جانب خویش نبودهاند.
1) نک: الغیبة، شیخ طوسی.
بعد از توضیح ولایت فقیه، بنویسید منظور از ولایت و فقیه چیست؟
ابتدا، ولایت و فقیه توضیح داده میشود تا ولایت فقیه هم بهتر روشن شود.
ولایت واژهای عربی است که از کلمه «وَلیّ» گرفته شده است. «وَلیّ» در لغت عربی به معنای آمدن چیزی است در پی چیزی دیگر؛ بدون آنکه فاصلهای در میان آندو باشد که لازمۀ چنین توانی و ترتّبی، قرب و نزدیکی آندو به یکدیگر است. از اینرو این واژه با هیئتهای مختلف (به فتح و کسر) در معانی «حب و دوستی»، نصرت و یاری، متابعت و پیروی و سرپرستی استعمال شده که وجه مشترک همۀ این معانی همان قرب معنوی است.
مقصود از واژۀ ولایت در بحث ولایت فقیه، سرپرستی است؛ (1)ولایت به معنای سرپرستی، خود دارای اقسامی است که هریک توضیح داده میشود:
ولایت تکوینی به دلیل آنکه به تکوین و موجودات عینی جهان مربوط میشود،
1) ولایت فقیه، ولایت فقه و عدالت، عبدالله جوادی آملی، ص122.
رابطهای حقیقی میان دو طرف ولایت وجود دارد و ولایتی حقیقی است.
ولایت تکوینی، سرپرستی موجودات جهان و عالم خارج و تصرف عینی داشتن در آنهاست؛ مانند ولایت نفس انسان بر قوای درونی خویش. هر انسانی نسبت به قوای ادارکی و اعضا و جوارح سالم خود ولایت دارد؛ اگر دستور دیدن میدهد، چشم اطاعت میکند و... .
بازگشت این ولایت تکوینی به علت و معلول است. این نوع از ولایت، تنها بین علت و معلول تحقق مییابد و براساس آن، هر علتی، ولیّ و سرپرست معلول خویش است و هر معلولی در تحت ولایت و تصرف علت خود میباشد؛ از اینرو ولایت تکوینی هیچگاه تخلفبردار نیست و نفس انسان اگر اراده کند که صورتی را در ذهن خود ترسیم سازد، اراده کردنش همان و ترسیم کردن و تحقق بخشیدن به موجود ذهنیاش همان. ولیّ واقعی و حقیقی اشیاء و اشخاص که نفس همۀ انسانها در ولایت داشتن مظهر اویند، فقط و فقط ذات اقدس الهی است.
ولایت بر تشریع همان ولایت بر قانونگذاری و تشریع احکام است؛ یعنی اینکه سرپرست جعل قانون و وضعکنندۀ اصول و مواد قانونی باشد. این ولایت در حیطۀ قوانین است و نه در دایرۀ موجودات واقعی و تکوینی.
ولایت تشریعی یعنی نوعی سرپرستی که نه ولایت تکوینی است و نه ولایت بر تشریع و قانون، بلکه ولایتی است در محدودۀ تشریع و تابع قانون الهی. (1)
مقصود از فقیه در بحث ولایت فقیه، مجتهد جامعالشرایط است، نه هرکسی که فقه خوانده باشد. فقیه جامعالشرایط باید سه ویژگی داشته باشد: «اجتهاد
1) ولایت فقیه، ولایت فقه و عدالت، عبدالله جوادی آملی، ص123- 124.
مطلق»، «عدالت مطلق» و «قدرت مدیریت و استعداد رهبری»؛ یعنی از سویی باید صدر و ساقۀ اسلام را بهطور عمیق و با استدلال و استنباط بشناسد و از سویی دیگر، در تمام زمینهها، حدود و ضوابط الهی را رعایت کند و از هیچیک تخطی و تخلف ننماید و از سوی سوم، استعداد و توانایی مدیریت و کشورداری و لوازم آن را واجد باشد.
منظور از اجتهاد مطلق این است که چون اسلام، یک مجموعۀ منسجم است، بهگونهای که دیانت آن، عین سیاست است و سیاست آن، عین دیانتش میباشد و فهم درست و کامل رهآورد وحی، زمانی صورت میگیرد که فقیه به همۀ ابعاد آن آگاه باشد و از اینرو، اسلامشناس واقعی کسی است که در همۀ اصول و فروع در عبادات و عقود و احکام و ایقاعات و سیاست اسلامی مجتهد باشد.
فقیه حاکم بر نظام اسلامی که در عصر غیبت، مجری و حافظ و مبیّن قرآن است، باید به تمام جوانب آن آگاه باشد. او باید علاوه بر شناخت احکام و معارف قرآن کریم، دربارۀ انسان و جامعۀ اسلامی، روایات رسیده از عترت علیهم السلام را نیز به خوبی بررسی کند و بتواند مسائل جدید و مستحدثۀ مسلمین را حل کند و آنها را بر اصول و فروع دین تطبیق دهد. او مجتهد مطلق است که در صورت واجد بودن شرایط دیگر، میتواند مسئولیت ولایت و مدیریت جامعۀ اسلامی را بپذیرد و از عهدۀ آن برآید.
منظور از عدالت مطلق، یعنی فقیه جامعالشرایط علاوه بر اینکه لازم است علم و دین را درست بفهمد، باید آن علم را در خودش و محدودۀ حیاتش و در جامعۀ اسلامی به درستی اجرا نماید. لازم است همۀ وظایف دینی خود را انجام دهد و تمام دین را به مردم ابلاغ کند و چیزی را کتمان نکند. فقیه عادل نباید به میل و هوس کاری کند، مطیع هواهای نفسانی نگردد و گناهی از او سر نزند؛ نه واجبی را
ترک کند و نه حرامی را مرتکب شود.
بنابراین ویژگی دوم فقیه جامعالشرایط، ترک هوا و هوس و تابعیت عملی محض نسبت به احکام و دستورهای دین است. فقیه حاکم، اگر فتوا میدهد باید خود نیز به آن عمل کند و اگر حکم قضایی صادر میکند، خود نیز آن را بپذیرد و اگر حکم ولایی و حکومتی صادر و انشا مینماید، خود نیز به آن گردن نهد و آن را نقض نکند.
شرط سوم فقیه، علاوه بر اجتهاد و عدالت مطلق، قدرت مدیریت و استعداد رهبری است؛ یعنی اولاً بینش درست و صحیحی نسبت به امور سیاسی و اجتماعی داخل و خارج کشور داشته باشد و ترفندهای دشمنان خارج را خوب بشناسد، و ثانیاً از هنر مدیریت و لوازم آن برخوردار باشد.
بنابراین نمیتوان گفت هر فقیه عادلی صلاحیت رهبری جامعه را دارد، بلکه باید گذشته از شرایط علمی، دارای استعداد و توانایی لازم برای ادارۀ امت اسلامی باشد. (1)
ولایت فقیه به معنای آن است که در زمان غیبت، فقیه عادل، سزاوار تصدی و سرپرستی جامعۀ اسلامی است و او به این موقعیت شرعی و اجتماعی نصب شده است. بنابراین ولایت فقیه نه از سنخ ولایت تکوینی است و نه از سنخ ولایت بر تشریع و قانونگذاری، بلکه ولایت مدیریتی بر جامعۀ اسلامی است که به منظور اجرای احکام و تحقق ارزشهای دینی و شکوفا ساختن استعدادهای افراد جامعه و رساندن آنها به تعالی صورت میگیرد. ولایت در محدودۀ تشریع، در قرآن کریم و روایات اسلامی به معنای تصدی امور جامعۀ انسانی آمده است؛
برای مثال: فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در واقعۀ غدیر خم: «الست اولی بکم من
1) ولایت فقیه، ولایت فقه و عدالت، عبدالله جوادی آملی، ص136 - 140.
انفسکم»؛ (1)«من کنت مولاه فعلی مولاه» (2)و همچنین آیاتی مانند: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَوةَ وَ هُمْ رَاکِعُونَ» (3)بازگوکنندۀ ولایت و سرپرستی و ادارۀ امور جامعۀ اسلامی است.
در ضمن، ولایتی که فقیه از آن برخوردار است و از ادله استنباط میشود، ولایت اعتباری است. امام خمینی رحمة الله در اینباره میگوید:
وقتی میگوییم ولایتی را که رسول الله و ائمه داشتند بعد از غیبت، فقیه عادل دارد، برای هیچکس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها همان مقام ائمه و رسول اکرم است؛ زیرا اینجا صحبت از مقام نیست، بلکه صحبت از وظیفه است. ولایت یعنی حکومت و ادارۀ کشور و اجرای قوانین شرع مقدس، یک وظیفه سنگین و مهم است، نه اینکه برای کسی شأن و مقام غیرعادی به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرد. به عبارت دیگر، ولایت مورد بحث یعنی حکومت و اجرا و اداره، برخلاف تصوری که خیلی از افراد دارند، امتیاز نیست بلکه وظیفهای خطیر است. ولایت فقیه از امور اعتبار عقلانی است و واقعیتی جز جعل ندارد. (4)
دلایل ولایت فقیه چیست؟ به بیان بهتر چه دلیلی برای اثبات ولایت فقیه وجود دارد؟
دو نوع دلیل برای اثبات ولایت فقیه وجود دارد:
دلایل نقلی، عبارت از روایاتی است که دلالت بر ارجاع مردم به فقها برای رفع نیازهای حکومتی دارد؛ به عبارت دیگر، فقها را به عنوان «امنا» یا خلفا و وارثان پیامبران و امامان معرفی کرده است. برای نمونه یکی از روایاتی که
در خصوص اثبات ولایت فقیه به آن استدلال میشود، مقبولۀ عمر بن حنظله است.
راوی میگوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: «اگر دو نفر از شیعیان شما در مورد مسئلهای چون قرض یا ارث با یکدیگر نزاع کنند و برای رفع نزاع و داوری میان خود به پادشاه وقت و یا قضات رسمی مراجعه کنند، آیا این کار درست است؟» حضرت فرمود:
هر کسی از آنان در امری که حق باشد یا باطل، داوری بخواهد، به یقین متوسل به طاغوت شده است، و اگر به نفع او حکم کند، اگرچه حق مسلّم او باشد، حرام است؛ زیرا حق خود را به حکم طاغوت گرفته است. حال آنکه خداوند متعال فرمان داده است که به طاغوت کفر ورزند؛ آنجا که میفرماید: «آنان میخواهند از طاغوت داوری طلبند در حالی که به ایشان امر شده است که به آن کفر ورزند». (1)و (2)
گفتم: «پس میفرمایید این دو نفر چه کار کنند؟» فرمودند:
بنگرند که کدامیک از شما راوی حدیث ماست و در حلال و حرام صاحب نظر است و احکام ما را به خوبی میشناسند، پس حکم خود را به او واگذار کنند و به نتیجۀ داوری او خشنود باشند؛ زیرا من چنین شخصی را بر شما حاکم قرار دادهام. هرگاه چنان حاکمی میان شما حکم کرد و سخن او پذیرفته نشد، به یقین حکم خدا کوچک شمرده شد و فرمان ما رد شده است؛ و کسی که ما را رد کند، گویی خدا را رد کرده است و چنین کاری در
1) «عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام: عَنْ رَجُلَیْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا بَیْنَهُمَا مُنَازَعَةٌ فِی دَیْنٍ أَوْ مِیرَاثٍ فَتَحَاکَمَا إِلَی السُّلْطَانِ وَ إِلَی الْقُضَاةِ أَ یَحِلُّ ذَلِکَ؟ قَالَ: مَنْ تَحَاکَمَ إِلَیْهِمْ فِی حَقٍّ أَوْ بَاطِلٍ فَإِنَّمَا تَحَاکَمَ إِلَی الطَّاغُوتِ وَ مَا یَحْکُمُ لَهُ فَإِنَّمَا یَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ کَانَ حَقّاً ثَابِتاً لِأَنَّهُ أَخَذَهُ بِحُکْمِ الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أَمَرَ اللهُ أَنْ یُکْفَرَ بِه» (وسائل الشیعه، ج18، ص98؛ کافی، ج1، ص67).
2) (یُرِیدُونَ أَن یَتَحَاکَمُوا إِلَی الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَن یَکْفُروا بِهِ( (سورۀ نساء، آیۀ60).
درجه شرک به خداست. (1)
ج1، ص67).
امام خمینی در مورد روایت بالا میگوید:
همانطور که از صدر و ذیل این روایت و استشهاد امام علیه السلام به آیۀ شریفه به دست میآید، موضوع سؤال کلمه کلی بوده، و امام هم تکلیف کلی را بیان فرموده است و عرض کردم که برای حل و فصل دعاوی حقوقی و جزایی هم به قضات مراجعه میشود و هم به مقامات اجرایی و بهطور کلی حکومتی. (2)
روایت بعدی، توقیعی است که برای اثبات ولایت فقیه از آن استفاده میشود. اسحاق بن یعقوب نامهای برای حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف مینویسد و از مشکلاتی که برایش رخ داده سؤال میکند؛ محمد بن عثمان عمری، نمایندۀ آن حضرت، نامه را میرساند. جواب نامه به خط مبارک صادر میشود که:
... در حوادث و پیشامدها به راویان حدیث ما رجوع کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدایم... . (3)
منظور از حوادث واقعه که در این روایت آمده، مسائل و احکام شرعیه نیست. نویسنده نمیخواهد بپرسد دربارۀ مسائل تازهای که برای ما رخ میدهد چه کنیم؛ چون این موضوع جزء واضحات مذهب شیعه بوده است و روایات متواتره دارد که در این مسائل باید به فقها رجوع کنند؛ در زمان ائمه هم به فقها رجوع میکردند و از
1) «قُلْتُ فَکَیْفَ یَصْنَعَانِ قَالَ یَنْظُرَانِ إِلَی مَنْ کَانَ مِنْکُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوَی حَدِیثَنَا وَ نَظَرَ فِی حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْکَامَنَا فَلْیَرْضَوْا بِهِ حَکَماً فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً فَإِذَا حَکَمَ بِحُکْمِنَا فَلَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا اسْتَخَفَّ بِحُکْمِ اللهِ وَ عَلَیْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَیْنَا الرَّادُّ عَلَی اللهِ وَ هُوَ عَلَی حَدِّ الشِّرْکِ بِاللهِ» (کافی،
2) ولایت فقیه، امام خمینی رحمة الله، ص 89 – 90.
3) «فوردت فی التوقیع بخط مولانا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.... واما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم وانا حجة الله..». (کمالالدین، ج2، ص484).
آنان میپرسیدند. بنابراین منظور پیشامدهای اجتماعی و گرفتاریهایی بوده که برای مردم و مسلمین روی میداده است. (1)
محکمترین دلیل بر ولایت فقیه این است که قانون الهی و شریعت، بدون گرداننده و مجری و ولیّ امر، بیاثر و لغو و بیهوده میباشد.
امام خمینی دربارۀ ضرورت عقلی بر وجود ولایت فقیه مینویسد:
همان دلایلی که لزوم امامت پس از نبوت را اثبات میکند، عیناً لزوم حکومت در دوران غیبت حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را دربر دارد، بهویژه پس از این همه مدت که از غیبت آن بزرگوار میگذرد و شاید این دوران هزاران سال دیگر نیز ادامه یابد؛ علم آن نزد خداوند است و ما از طولانی شدن آن به خدای بزرگ پناه میبریم. آیا میتوان تصور کرد که آفریدگار حکیم، امت اسلامی را به حال خود رها کرده و تکلیفی برای آن معیّن نکرده باشد و آیا خردمندانه است که بگوییم خداوند حکیم به هرجومرج مسلمین و پریشانی احوال آنان رضایت داده است؟ و آیا چنین گمانی به شارع مقدس رواست که بگوییم حکمی قاطع جهت رفع نیازهای اساسی بندگان خدا تشریع نکرده است تا حجت بر آنان تمام شده باشد؟» (2)
آیتالله جوادی آملی میگوید: «دلیل عقلی محض، همان برهان ضرورت نظم در جامعۀ اسلامی است». (3)
آیا حقیقت مفهوم دین اسلام و مبانی واقعی آن همین است که توسط مراجع دینی برداشت میشود؟ به عبارت دیگر، در زمان غیبت، علما در تبیین حقیقت شریعت چقدر موفق بودهاند؟
این سؤال مبهم است و نیاز به دقت بیشتری دارد: اگر منظور از حقیقت شریعت، بیان مبانی و اصول دین است؛ این کار از حیطۀ وظایف مراجع دینی خارج است و مسئولیت آن به عهدۀ دو علم فلسفه و کلام میباشد؛ و اگر منظور، تبیین احکام دینی و موضع دین در برابر مسائل مختلف سیاسی، اجتماعی و... است، که مراجع دینی در طول عصر غیبت، به بهترین وجه مسئولیت خود را انجام دادهاند و حجم عظیم کتب علمی آنان در موضوعات مختلف و نیز تحول بنیادین در عرصههای مختلف مسائل دینی و نقش عمیق آنان در پیشبرد جامعه در طول تاریخ و نجات آن از بحرانهای پیشرو و... شاهد قطعی موفقیت آنها در ادای این تکلیف میباشد. خداوند به ما هم توفیق شناخت و عمل به وظیفۀ خود را عنایت فرماید.
چرا در زمان غیبت، حکومت اسلامی به دست ولیّ فقیه است؟
از یکسو میدانیم که در دوران غیبت، هیچکدام از احکام اسلام تعطیل نمیشود و باید تا آمدن امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به تکالیف دینی خود عمل کنیم؛ و از سوی دیگر، به امام معصوم هم دسترس نداریم. به همین سبب، ائمه وظیفۀ ما را در زمان غیبت مشخص کردهاند که باید به فقهای جامعالشرایط، که احکام دینی را از راه قرآن و روایات به دست میآورند و اسلام را بهتر از دیگران میشناسند، مراجعه کنیم. در نتیجه میتوان گفت که وظیفۀ مردم در زمینۀ امور اجتماعی و سیاسی، اطاعت از فقیهی است که بزرگان شیعه او را «ولیّ فقیه» میدانند. او باید در زمان غیبت، حکومت تشکیل دهد. بر همین اساس، بیشتر فقهای شیعه تشکیل حکومت اسلامی را واجب میدانند و بر این باورند که اگر یکی از فقها
حکومت تشکیل داد، بر دیگران واجب است از او پیروی کنند. حال اگر تشکیل حکومت اسلامی جز از راه قیام دستهجمعی امکانپذیر نباشد، همگان باید بدین مهم اقدام کنند، و در صورتی که تشکیل حکومت ممکن نباشد، باز هم تکلیف ساقط نیست و باید به اندازۀ توان، احکام اسلامی را اجرا کنند. پس به هیچ روی، انتظار فرج و حکومت جهانی مهدوی با قیامهای پیش از ظهور ناسازگاری ندارد، بلکه برخی از قیامها و حکومتها، زمینهساز قیام و حکومت جهانی حضرت خواهند بود.
فقهای دین بر چه اساسی در زمان غیبت کبرا بر دیگران ولایت دارند؟
یکی از دلایل نقلی ولایت فقیه، علاوه بر دلایل عقلی آن، روایت امام صادق علیه السلام است که فرمود:
ینظران الی من کان منکم ممن قد روی حدیثنا ونظر فی حلالنا وحرامنا وعرف احکامنا فلیرضوا به حَکَماً فإنی قد جعلته علیکم حاکما فإذا حکم بحکمنا فلم یقبله منه فإنما استخف بحکم الله وعلینا رد والراد علینا الراد علی الله وهو علی حد الشرک بالله؛ (1)
نگاه کنند به هرکس از شما که راوی حدیث ماست و در حلال و حرام صاحبنظر است و احکام ما را میداند؛ پس حاکمیت او را بپذیرند؛ زیرا من او را بر شما حاکم قرار دادم، پس هرگاه مطابق حکم ما حکم کند و از او پذیرفته نشود، امر خداوند خوار شمرده شده است و ما (اهلبیت) را رد کردهاند و رد کردن ما، رد کردن خداوند است و آن شخص به منزلۀ مشرک است.
لذا این ولایت را ائمۀ معصومین علیهم السلام سالیان طولانی قبل از نیابت خاصه به
1) کافی، ج1، ص67، ح10.
فقها دادهاند.
به تصریح این نوع روایات (1)مجتهد جامعالشرایط حتی در زمان حضور امام معصوم و در همان شهر میتواند فتوا بدهد و مردم موظفاند از او اطاعت کنند. بنابراین، ولایت فقیه ویژۀ دوران غیبت نیست که ادامۀ نیابت خاصه باشد. آری، هنگام حضور امام، رهبری جامعه برعهدۀ اوست و فقها یاوران امام هستند، اما در نبود ظاهری ایشان، رهبری جامعه نیز برعهدۀ فقیه جامعالشرایط است. اما این امر، سعه و ضیق ولایت است، نه اصل ولایت.
چرا امام خمینی رحمة الله را نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نامیدهاند؟ عشق و دلدادگی امام رحمة الله برخاسته از چه بود؟ مهمترین ویژگیهای ایشان را بنویسید؟
اوضاع پراختناق و امتناع مردم، سبب شد که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از نظرها پنهان گردد، اما طبیعی است که حضرت در زمان غیبت صغرا، که حدود هفتاد سال به طول انجامید، مردم را به حال خود رها نکرد. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، اشخاص معیّن و مشخصی را نایب خود قرار داد و به اسم و رسم، آنها را معرفی نمود. حضرت در طول غیبت صغرا به وسیلۀ چهار سفیر مخصوص خود با مسلمانان در ارتباط بود و پس از غیبت صغرا، دوران نواب خاص به پایان رسید و نیابت عام آغاز شد. بدین صورت که چند روز پیش از مرگ علی بن محمد سمری که آخرین نایب خاص حضرت بود، از ناحیۀ مقدسۀ آن حضرت توقیعی (نامهای) برای وی صادر شد که در آن ابلاغ شده بود که تا شش روز دیگر از دنیا خواهد رفت و پس از آن،
1) در یک روایت امام باقر علیه السلام با آنکه خود در مدینه است، به ابان بن تغلب میفرماید: «در مسجد مدینه بنشین و فتوا بده» (وسائل الشیعه، ج20، ص116) و در روایت دیگر میفرماید: «بر دیگران واجب است از فقها تقلید کنند» (وسائل الشیعه، ج18، ص95).
باب نیابت خاصه بسته و غیبت کبرا شروع میشود.
اسحاق بن یعقوب، از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دربارۀ تکلیف شیعیان در غیبت کبرا و پایان دورۀ نیابت خاصه سؤال کرد. حضرت پاسخ دادند:
در پیشآمدهایی که برای شما رخ میدهد، باید به راویان اخبار ما (علما) رجوع کنید؛ ایشان حجت من بر شما و من حجت خدا (بر آنان) هستم. (1)
امام حسن عسکری علیه السلام در ضمن یک روایت میفرمایند:
هریک از فقها که بر نفس خود مسلط باشد و امر خدا را اطاعت نماید و... بر همگان لازم است که از او تقلید کنند. (2)
مسلمانان باید پس از پایان دوران غیبت صغرا و شروع غیبت کبرا، از نواب عام حضرت که مراجع عظام به شمار میآیند، مسائل و احکام دینی خود را تقلید و در مسائل جدید و مستحدثه از آنان تبعیت کنند؛ زیرا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آنان را نماینده و جانشین خود در بین مردم قرار داده است. بنابراین اطاعت از آنان، اطاعت از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ زیرا حکم آنان، حکم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ مراجع ولایت و سرپرستی بر مردم را از طرف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف عهدهدار هستند.
حضرت امام خمینی رحمة الله از مصادیق آشکار نایبان عام امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بود؛ زیرا آن بزرگمرد، تمام ویژگی های ذکرشده در کلام امام حسن عسکری علیه السلام برای نایبان امام عجل الله تعالی فرجه الشریف را در حد کمال دارا بود. او نفس خویشتن را مواظبت میکرد؛ هوا و هوس خود را کاملاً مهار کرده بود و هیچگاه آن را بر رضای خدا ترجیح نمیداد، بلکه اصلاً هوا و هوسی نداشت. او خود را در خدا و مولایش امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فانی کرده بود و خواستهای جز خواسته و رضای آنان نداشت. کاملاً مطیع امر خدا و امام
زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بود و این شور و دلدادگی، او را از خود بیخود مینمود؛ بهطوری که به جز رضای خدا و رضای او چیزی نمیدید، و جز رضایت و خواست امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف (که همان خواست و رضایت خداوند تعالی است) خواستهای نداشت. از اینرو، از همه چیزِ خود در راه خدا و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف گذشت، و در عوض، خدای تعالی نیز به او عزت و کرامت بخشید.
او ابرمردی شجاع، قهرمان، دانشمند، فقیه، مجاهد، عارف، زاهد، بلندهمت و بلندنظر، حاکم بر هوای نفسانی خویش، فانی در خدا، مطیع (کامل) امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و... بود. از اینرو، او به حق «نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف» به شمار میرفت؛ نماینده
و جانشین تامالاختیار آن حضرت در زمان غیبت کبرا. آن بزرگوار، اسلام و
شیعه و مکتب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در جهان زنده کرد و انشاءالله حکومتش، زمینهساز حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود! همانگونه که آن بزرگوار خود فرمودند: «انشاءالله این حکومت را به دست صاحب اصلی آن (امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف) بسپاریم».
آیا درست است که آیتالله خامنهای نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند؟ مدرک و منابع اطلاعات شما در این زمینه چیست؟
همانگونه که غیبت به دو مرحلۀ صغرا و کبرا تقسیم میشود، نیابت نیز به خاص و عام تقسیم میشود؛ یعنی نیابت خاصه در غیبت صغرا، و نیابت عامه در غیبت کبراست.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان غیبت صغرا اشخاص معیّنی را نایب خود قرار داده بود و آنها را به اسم و رسم معرفی نموده و هریک را به وسیلۀ نایب پیش از خود به مردم شناسانده بود.
در نیابت عامه، براساس یک ملاک و معیار کلی که خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف معیّن فرموده است، هر فردی که آن ضابطه را از همه جهت و در همۀ ابعاد دارا باشد، نایب امام عجل الله تعالی فرجه الشریف شناخته میشود و به نیابت از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رهبر جامعه خواهد بود؛ پس این مقام و نیابت توسط خود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عالمان واجد شرایط داده شده است. (1)
شیخ طوسی، شیخ صدوق و شیخ طبرسی از اسحاق بن عمار نقل کردهاند که مولای ما حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف (دربارۀ وظیفۀ شیعیان در زمان غیبت) فرموده است:
واما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فإنهم حجتی علیکم وانا حجةالله علیهم؛
در حوادث و رخدادهایی که واقع میشود، به روایتکنندگان حدیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنانم.
طبرسی نیز در کتاب الاحتجاج، از امام صادق علیه السلام چنین نقل کرده است:
واما من کان من الفقهاء صائناً لنفسه، حافظاً لدینه، مخالفاً لهواه ومطیعاً لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه؛
هریک از فقها که مراقب نفسش و نگهبان دینش و مخالف هوا و هوسش و مطیع فرمان مولایش (ائمه علیهم السلام) باشد، بر عوام لازم است که از او تقلید کنند.
بدین ترتیب امور مسلمین در زمان غیبت کبرا به دست ولی فقیه سپرده شده است. منصب فتوا، قضاوت و حکم برای فقیهان گذشته، توسط ائمۀ معصومین علیهم السلام جعل شده بود، ولی رسمیت مرجعیت و زعامت فقهای اسلام از این تاریخ پدید آمد و تا ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت. (2)
بنابراین، حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، در این برهه از زمان، نایب عام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند که فقهای دیگر (مجلس خبرگان) ایشان را به عنوان ولی فقیه معرفی نمودهاند و ایشان مسئولیت ادارۀ حکومت اسلامی و اجرای احکام دین را به عهده دارند؛ زیرا اسلام، مسلمانان را در زمان غیبت کبرا بیسرپرست نگذاشته و مردم را به اطاعت از فقها ملزم کرده است.
آیا نواب عام امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان غیبت کبرا با آن حضرت ارتباط دارند؟
در زمان غیبت کبرا که غیبت تام و کامل است، فلسفه و حکمت غیبت اقتضا میکند که هیچکس با امام ارتباط دایم و اختیاری نداشته باشد. همانگونه که آن حضرت در آخر عمرِ نایب چهارم خود به او فرمود:
از این پس، کسی را جانشین خود قرار مده؛ زیرا دوران غیبت کبرا شروع
شده و... . (1)
بنابراین در دوران غیبت کبرا، هیچکس به اراده و خواست خود به حضرت دسترس ندارد. به عبارت دیگر، حضرت تحت اراده و خواسته هیچکس به جز خداوند نیست. اگر خدا بخواهد، به جهت مصالحی ازجمله پیشگیری از خطا، رفع شبهه و... ممکن است حضرت با فرد یا افرادی تماس گیرد و خود را به آنها نشان دهد و با آنان سخن گوید و احیاناً پیامی به آنها برساند، اما این ارتباط یکسویه بوده و فقط در اختیار حضرت است نه دیگران. این قاعده عمومیت دارد و شامل نواب عام (فقهای جامعالشرایط) نیز میشود. البته حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف به نایب یا نایبان عام خود عنایت ویژهای داشته است.
1) کمالالدین، ص516، ح44.
انتظار واقعی چیست؟
انتظار در لغت به معنای درنگ در امور، نگهبانی، چشم به راه بودن و نوعی امید داشتن به آینده است. (1)در اصطلاح و در فرهنگ اسلام و تشیع، انتظار اصیل و حقیقی، انتظاری است که سبب حرکت، پویایی، عمل و آمادگی وسیع میگردد. از اینرو، در سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام، انتظار را عمل و از برترین عملها (2)یا عبادت و از محبوبترین عبادتها معنا کردهاند. (3)
انتظار، اعتراض به وضعیت موجود و نپذیرفتن آن و به دنبال گشایش بودن است؛ یعنی داشتن امید، حرکت، تلاش، مقاومت، سازندگی و آمادهسازی برای ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
علت سختی انتظار چیست و چرا میگویند انتظار زیباست؟ زیبایی انتظار در چیست؟
انتظار دو جنبه دارد: یکی رسیدن به هدف، و دیگری در راه بودن. این دو جهت انتظار برای همه چیز وجود دارد و تنها مربوط به امر فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیست.
کسی که منتظر رسیدن به درجۀ پزشکی یا مهندسی است، سخت درس میخواند. خود درس خواندن (همان در راه بودن و مقدمات و زمینه را فراهم کردن) سخت است. باید شبها بیدار ماند و درس خواند و روزها از تفریح و سرگرمی صرفنظر کرد و مطالعه نمود. همۀ اینها سخت است، اما چون برای رسیدن به درجات بالای علمی است، همین سختی برای انسان، زیبا و لذتبخش میشود.
کسی که منتظر میهمان بسیار محترم و محبوبی است، در تهیۀ مقدمات به سختی میافتد. هنگام تمیزی منزل، عرق از سر و روی او میریزد، اما از درون شاد است. همین زحمات برای او لذتبخش و زیباست. شهادت و جان دادن در راه محبوب، سخت، اما زیبا و لذتبخش است. پس لذت همیشه در آسایش و راحتی نیست، بلکه برعکس گاهی آسایش موجب آزار است. کسی که به جای مطالعه همیشه در حال خواب و استراحت است، هرچند راحتی بدنی دارد، به خاطر عاقبت بدی که در پایان سال تحصیلی در انتظار اوست، در عین راحتی، احساس رنج و بدی میکند؛ اما شاگرد فعال در عین کوشش فراوان، احساس شادی و لذت میکند. بنابراین سختی با زیبایی و لذت در تضاد نیست.
انتظار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و منتظر واقعی بودن، زمینۀ ظهور را فراهم کردن، ترک گناه و عمل به واجبات سخت است، اما با توجه به هدف والا و اجر و ثواب بسیار زیاد آن، کاری زیبا و لذتبخش به شمار میآید.
انتظار فرج یعنی انتظار گشایش و نصرت و پیروزی مؤمنان. انتظار فرج یعنی امیدوار بودن به جهانی شدن اسلام. این مسئله در روایات ما به عنوان «بهترین اعمال» معرفی شده است؛ شاید به این دلیل که آثار و برکات فراوانی دارد، ازجمله اینکه مؤمنان در پرتو روح انتظار، قدرت و نیروی مقابله با کفر و ظلم را پیدا میکنند و در برابر دشمنان دین استقامت میورزند و هرگز به خاطر کمبود نفرات و تجهیزات، دچار یأس و نومیدی نمیشوند و خلاصه اسلام و مسلمین و به ویژه جهان تشیع در پرتو اعتقاد به ظهور مهدی و انتظار فرج از سوی خدا همیشه به باورهای دینی خود وفادار مانده و در جهت توسعۀ آن در جهان کفر و بیداد اقدام میکنند.
بشر در زندگی فردی و اجتماعی خود از نعمت انتظار بهرهمند است و اگر از آن تهی شود و به آینده امید نداشته باشد، زندگی برایش مفهومی نخواهد داشت و گرفتار بیهدفی و پوچی میگردد. اسلام با تعالیم مترقیاش، سعی دارد نگاه به آیندۀ جوامع را در نگاه آدمیان و به ویژه مسلمانان بسیار روشن و پرگشایش جلوه دهد و شاید از این جهت است که در روایات چنین آمده است: «افضل اعمال امتی انتظار الفرج». روایات فراوانی دربارۀ انتظار وجود دارد که نشان از اهمیت آن است. در اینجا به اختصار به آثار و پیآمدهای فردی و اجتماعی انتظار میپردازیم:
الف) آثار فردی انتظار:
انسانها زنده نگه دارند، و مهدویت، زایندۀ امید است؛
یک صبح ز اخلاص بیا بر در ما
گر ناید اگر کام تو از ما گله کن
بصیرت در معارف مهدوی: اولاً، معرفت اساس اعتقاد صحیح است. هرگاه اعتقاد صحیح شکل نگیرد، نمیتوان پیآمد مثبت از آن انتظار داشت، و اعتقاد صحیح، بدون شناخت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف امکان ندارد. از اینرو در روایات آمده است: هرکه بدون معرفت امام زمانش بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است. همچنین فرمودهاند: عملی را قبول میکنند که همراه با معرفت ما ائمۀ اطهار علیهم السلام باشد. ثانیاً، صرف محبت به حضرت کارگشا نیست. محبتی ارزش دارد که با معرفت همراه باشد؛ زیرا اگر محبت در پرتو شناخت شکل گیرد، با شبهات دشمنان آفت نمیزند و پراستحکام خواهد بود؛
منحل نشدن در فساد محیط: اگر اعتقاد به شکل صحیح در انسان ایجاد و پایههای آن مستحکم شود، چنین اعتقادی انسان را در برابر لغزشهای محیطی حفظ میکند و مانع درآمیختن او در فساد محیط است؛
پایداری در برابر حاکمان فاسد: از بزرگترین پیآمد انتظار، صبر و مقاومت است. اگر بخواهیم جامعهای مقاوم و پایدار در برابر حاکمان فاسد داشته باشیم، باید آنان را نسبت به آینده امیدوار کنیم؛
فرهنگسازی: انسان منتظر موظف است تلاش کند تا دیگران هم مانند او منتظر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشند.
البته آثار دیگری نیز وجود دارد که به همین اندازه اکتفا میکنیم.
ب) آثار اجتماعی انتظار
آثار اجتماعی انتظار جدای از پیآمدهای فردی آن نیست؛ زیرا اجتماع از افراد شکل میگیرد و هرچه آثار فردی بیشتر و کارآمدتر باشد، تأثیرش در جامعه و نهادهای اجتماعی جلوۀ فزونتری خواهد داشت. شاید بتوان گفت که پیآمد اجتماعی انتظار، در گرو تحقق پیآمد فردی آن است. حال به برخی از این آثار اجتماعی اشاره میکنیم:
امیدواری: در جامعۀ منتظر، همۀ افراد آن امیدوارند و از هرگونه عوامل ناامیدی به دور؛ زیرا مهدویت یعنی نگاه روشن به آینده، پس تاریکی از دلها رخت برمیبندد و این بزرگترین ارمغان اجتماعی انتظار است. جوامعی که به وعدۀ الهی امیدوار باشند _ با توجه به پایانناپذیری امید الهی _ ناکام نمیگردند، و به موفقیت و کامیابی دست خواهند یافت؛
حرکت: حرکت، رهآورد طبیعی انتظار است و با امید به آینده، حرکت به سمت مطلوب شکل میگیرد؛ زیرا امید چنان نیرویی به کالبد اجتماع میبخشد که نمیتواند درجا بایستد، مگر آنکه گرفتار آفت انتظار منفی شود. ثمرۀ این حرکت، میتواند دعوت مردم به امر به معروف و نهی از منکر، دعوت به سوی خدا، آمادهسازی زمینۀ ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و برپایی دولت جهانی او و ایجاد آمادگیهای بینشی، ایمانی و تشکیلاتی و ایجاد توانایی در نسل مؤمنانی باشد که برای یاری امام و برای زمینهسازی ظهورش قیام میکنند؛
مقاومت: اگر امید بود و حرکت به دنبالش تحقق یافت، و اگر افراد جامعه بصیرت روشنی دربارۀ منتظر خود داشته و مهدیباور باشند و حضورش را
لمس کنند و در تکاپوی حضرت باشند، دیگر جایی برای عقبنشینی نیست،
بلکه نیروی لازم برای مقاومت در برابر جبهۀ باطل فراهم خواهد شد. اصولاً نتیجۀ همۀ امیدها و حرکتها، همان مقاومت در برابر جریان باطلی است که در مقابل انتظار صفآرایی کرده است؛ مانند کسی که در حال غرق شدن است و ناگهان از دور، گروه نجات را میبیند که به سوی او در حرکتاند. در این حالت فرد، بر امواج آب غلبه خواهد کرد و برای این کار نیرویی شگرف در خود احساس میکند؛
آیا «انتظار» موجب انفعال جامعه نمیشود؟
باید بدانیم که گاهی «انتظار» ویرانگر است و آن زمانی است که برداشت غلطی از مفهوم انتظار بیان شود و انتظار به معنی سکون و سکوت و توقف گرفته شود! آری در این صورت انتظار موجب انفعال جامعه و افراد آن خواهد بود. اینکه کسانی فکر کنند که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میآید و خود همۀ کارها را سامان میدهد، نتیجهاش بیعملی و بیتحرکی است، ولی اولیای دین از انتظاری سخن گفتهاند که نتیجهاش حرکت و تلاش و پیگیری اهداف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و زمینهسازی برای ظهور آن حضرت است. انتظاری که تعهدآفرین و مسئولیتآور است و افراد را به
اصلاح خود و جامعه دعوت میکند. (1)
بسیاری از مردم در حالت انتظار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دنیا رفتند و انتظارشان به ثمر نرسید؟ چه تضمینی هست که به ظهور امام عجل الله تعالی فرجه الشریف برسیم؟
با آن همه آثاری که برای انتظار بیان شد، معلوم است که «انتظار» تنها یک مقدمه نیست که اگر منتظر را به ظهور نرساند سودی نداشته باشد، بلکه خود انتظار یک جریانی است که برکات آن در درون خودش نهفته است؛ یعنی اگر کسی منتظرِ حقیقی باشد، حتی در دوران پیش از ظهور امام خود را یاری خواهد کرد و در عمل از او الگو خواهد گرفت و با فساد موجود مقابله خواهد کرد. انتظار فرج درخت پرثمری است که انقلاب اسلامی ایران میوۀ شیرین آن است و هر حرکت اسلامی ضداستکباری، ریشه در انتظار فرج دارد؛ به همین دلیل است که فرمودهاند: «افضل اعمال امتی انتظار الفرج؛ برترین اعمال امت من انتظار فرج است». و نیز در روایات آمده، کسی که منتظر باشد و در حال انتظار از دنیا برود، مانند کسی است که در کنار قائم ما و در خیمهاش حضور داشته است.
پس اگر انتظار در جامعه تحقق یابد و افراد به درستی منتظر آن حضرت باشند، ما به سوی اهداف اسلامی و مهدوی در حرکت خواهیم بود؛ حرکتی که نتیجۀ نهایی آن در زمان ظهور آشکار خواهد شد، پس هیچ منتظری بیبهره و ناکام از انتظار نخواهد بود.
وظایف ما در دوران غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟
مهمترین وظایفی که در این دوره برعهدۀ هر شیعۀ منتظری است، عبارت است از:
1) نک: مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف..
محبت ما را به آن بزرگوار بیشتر میکند و زمینۀ اطاعت کاملتر نسبت به او
فراهم میگردد.
محبت نسبت به آن حضرت و اظهار آن: یکی از وظایف ما، دوست داشتن خدا و اولیای اوست و در این زمان باید محبت ما نسبت به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان بزرگترین ولی خدا، نثار شود و هیچکس را در دوستی بر او مقدم ندانیم و نیز محبت خود را نسبت به او آشکار کنیم؛ مثل اینکه در جلساتی که به نام و یاد او تشکیل میشود شرکت کنیم و به اماکن منسوب به آن حضرت توجه داشته باشیم و همه روزه به یاد او بوده و به او سلام دهیم و به نیابت از او اعمال خیر انجام دهیم و به او دعا کنیم و ظهورش را مشتاقانه از خدا بخواهیم و از فراق او ناله و ندبه سر دهیم و فرزندانمان را به نام او نامگذاری کنیم و... .
خودسازی: از مهمترین وظایف منتظران آن است که خود را برای یاری او آماده کنند. در سخنی از امام صادق علیه السلام آمده است:
هرکه دوست دارد از یاوران قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد، باید منتظر او باشد و براساس پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار کند.
بنابراین منتظر واقعی کسی است که تلاش میکند که پایبندی بیشتری به دین و احکام نورانی قرآن داشته باشد و در پیروی از راه و رسم امامان معصوم علیهم السلام
هر روز جدیتر از روز قبل باشد.
رابطۀ معنوی با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف: ازجمله وظایف منتظران آن است که با حجت زمان که معدن نور و هدایت و کانون تقوا و فضیلت است، رابطهای مداوم و مستمر داشته باشند؛ زیرا غفلت از امام عجل الله تعالی فرجه الشریف ممکن است زمینۀ انحراف رفتاری را در انسان ایجاد کند، همانگونه که یاد او و ارتباط با او و تجدید عهد و پیمان با او زمینهساز حرکت در مسیر او خواهد بود. بنابراین لازم است همه روزه به یاد او باشیم و او را دعا کنیم و به او سلام دهیم و پیمان خود را با او تازه کنیم (1)و محبت خود را به او نشان دهیم.
زمینهسازی ظهور: مهمتر از همۀ وظایف گذشته این است که منتظران باید موانعی که باعث تأخیر ظهور است از بین ببرند و زمینههای ظهور آن حضرت را فراهم آورند.
در زمان ظهور یا غیبت امام، تزکیۀ نفس و کمالات روحی چگونه است؟
هم در زمان غیبت و هم در زمان ظهور، یگانه راه سعادت انسان، تزکیۀ نفس و راه تحقق آن هم در هر دو زمان، عمل به قرآن و دستورهای اهلبیت علیهم السلام است. بنابراین فرقی بین غیبت و ظهور از این جهت نیست. البته در زمان غیبت، تزکیۀ نفس مشکلتر است؛ زیرا عوامل انحرافی و وسوسههای شیطانی فراوانتر است، ولی در زمان ظهور بستر و زمینه برای تزکیۀ نفس مناسبتر است؛ زیرا امام معصوم، مظاهر فساد عمومی را ریشهکن خواهد نمود. در هر حال، تزکیه امری است که به اختیار انسان انجام میگیرد. در زمان ظهور هم همینگونه است، نه اینکه اجباری و خارج از اختیار باشد.
1) میتوانیم با زیارتها و دعاهایی مانند آل یاسین و دعای عهد این وظیفه را نیکوتر انجام دهیم.
در روایت آمده است که به مؤمنان و صالحان زمان غیبت اجر بیشتری داده میشود؛ چون برای حفظ دین، سختی بیشتری تحمل کردهاند.
مراد از زمینهسازی برای ظهور چیست؟
ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یک انقلاب فراگیر و جهانی است. انقلابی برای اجرای عدالت در همۀ بخشهای زندگی و برای همۀ انسانها. پیداست چنین رویداد بزرگی نیاز به فراهم شدن مقدمات و زمینههای لازم برای آن است؛ پس مسلمانان جهان به عنوان منتظرانِ ظهور باید آنچه در توان دارند برای برپایی حکومت جهانی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به کار گیرند. این کار همان زمینهسازی برای ظهور است.
اما چگونگی انجام آن، نیاز به بحث مفصل دارد که خلاصهاش این است که همگان برای اصلاح خود و اصلاح محیط پیرامون خود تلاش کنند؛ یعنی هم خودسازی کنند و هم نیروسازی و ضمناً مردم را برای استقبال از حکومت جهانی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آماده کنند، بهگونهای که همگان خواستار عدالت مهدوی باشند و بزرگترین آرمان آنها تشکیل حکومت عدل جهانی باشد.
آیا صدقه دادن برای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف صحیح است؟
آری، علاقهمندان به حضرت میتوانند اعمال عبادی مستحب را به نیابت از ایشان انجام دهند و به ویژه از طرف آن حضرت و یا برای سلامتی وجود مبارک آن حضرت صدقه دهند، و این خود یکی از جلوههای زیبای نمایش محبت و ارادت به آن امام عزیز است. سید بن طاووس _ از علمای بزرگ شیعه _ مینویسد:
صدقه دادن از سوی آن جناب را پیش از صدقه دادن از سوی خود و عزیزانت قرار ده و دعا برای آن حضرت را بر دعا کردن برای خودت مقدم بدار و نیز در هر کار خیری که مایۀ وفای به حق آن حضرت است، آن بزرگوار را مقدم بدار که سبب میشود به سوی تو توجه فرماید و به
تو احسان کند. (1)
چه کنیم تا مورد توجه امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار گیریم و وجودمان نورانی شود؟
در قرآن و روایات به صورت صریح تأکید شده است که پس از برخورداری انسان از اعتقاد صحیح، نوبت به عمل میرسد و آنچه میتواند آدمی را به خدا و حجت او نزدیک و نزدیکتر کند، تلاش در راه انجام دادن وظایف (تعهد به واجبات و ترک محرمات الهی) است.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف براساس یکی از توقیعات رسیده از ایشان فرمودند:
اگر شیعیان ما _ که خداوند آنها را به اطاعت خویش موفق بدارد _ بر ادای عهد و پیمان ما یکدل و همراه میشدند، هرگز سعادت دیدار ما از ایشان به تأخیر نمیافتاد. (2)
همچنین فرمودند:
هریک از شما به گونهای عمل کند که به محبت ما نزدیک شود و از کارهایی که او را به خشم و غضب ما نزدیک میکند، برحذر باشد. (3)
این سخنان نورانی میرساند که بهترین وسیله برای نزدیکی به خدا و جلب عنایت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، تلاش برای سازندگی فردی است. البته یاد امام عصر در هر شب و روز، در این مسیر بسیار راهگشا خواهد بود. چه خوب است که روزمان را با یاد آن حضرت و توسل به او شروع کنیم و به همینگونه به پایان رسانیم. نیز چه زیباست که پیوسته ساعتی را برای عرض سلام و ارادت به ساحت مقدسش اختصاص دهیم و چه بجاست که به نیابت از آن حضرت، کارهای عبادی (مثل
نماز، روزه و صدقه) انجام دهیم.
البته در کنار خودسازی و یاد امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، لازم است به دنبال تحقق اهداف امام در عرصۀ اجتماعی باشیم و در این راستا تلاش کنیم. زمینهسازی برای ظهور آن حضرت، بسترسازی برای بروز ارزشهای اسلامی و انسانی در جامعه، و تلاش برای فراگیرشدن فرهنگ انتظار و ضرورتِ حاکمیت الهی است.
به راستی آیا میشود آدمی اینگونه زندگی کند و مورد توجه و عنایت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار نگیرد؟!
چگونه یقین کنیم که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از رفتار ما رضایت دارد؟
چون میدانیم که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای اجرای عدالت و حق در سطح جهان، ظهور خواهد کرد و قیام او برای آن است که دستورات خدا در همۀ جهان اجرا شود و ظلم و ستم و فساد ریشهکن شود، لازم است ما نیز به پیروی از آن بزرگوار در همین مسیر روشن حرکت کنیم؛ یعنی سعی کنیم واجبات الهی را انجام دهیم و محرمات را ترک کنیم و در همۀ حوزهها به ویژه حوزههای اجتماعی و سیاسی، ابتدا وظیفۀ الهی خود را بشناسیم و سپس در مقام انجام وظیفه برآییم؛ اگر چنین باشیم، امید است که رضایت آن حضرت را جلب کرده باشیم و معلوم است که به هر میزان به دنبال هوای نفس و شیطان باشیم از رضایت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دور شدهایم، بلکه سبب خشم و نگرانی آن حضرت شدهایم و چنین مباد!
آیا برای دوست داشتن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باید از محبت به دیگران خودداری کرد؟
همان خدایی که به محبت امام امر کرده، به دوست داشتن دیگران نیز فرمان داده است. لذا دوست داشتن افراد عادی مانند پدر و مادر، خانواده، فامیل، دوست و... منافاتی با دوست داشتن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ندارد و انسان میتواند همه را دوست داشته باشد.
نکتۀ مهم این است که باید محبت و دوست داشتن امام خیلی بالاتر و بیشتر از محبت به افراد عادی باشد (1)و نشان دوست داشتن بیشتر امام این است که ما به خاطر هیچکس راضی به ناراحت کردن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نشویم و از آنجا که انجام دادن کارهای حرام یا ترک واجبات باعث ناراحتی امام میشود، باید از این اعمال خودداری کرد. (2)دین اسلام که آیین مهر و محبت است، به ما توصیه کرده تا همۀ انسانها و حتی طبیعت، گیاهان و حیوانات را دوست داشته باشیم، اما هرگز آنها را بر خدا و امامان علیهم السلام برتری ندهیم یا مساوی ندانیم، بلکه همواره سخن خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام را بر گفتار دیگران مقدم نماییم.
چه کنیم تا فرزندانمان، یاوران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشند؟
روشن است که آیندۀ فرزندان ما به تربیت امروز آنها بستگی دارد. ما همانگونه که به آموزش و تعلیم فرزندان عنایت داریم، باید در امر پرورش و تربیت آنها نیز حساس باشیم.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
ادّبوا اولادکم علی حبّی وحبّ اهل بیتی والقرآن؛
فرزندانتان را براساس دوستی من و دوستی خاندان من و قرآن تربیت کنید.
از نگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، تربیتی صحیح است که روزبهروز فرزندان ما را با قرآن و عترت آشناتر و محبت آنها را نسبت به این دو یادگار بزرگ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیشتر کند. ما میتوانیم همین ملاک و معیار صحیح را در نظر داشته و بر این اساس رفتار فرزندانمان را تنظیم کنیم؛ طبیعی است اگر در این مسیر جدیت داشته
باشیم و نیز از خدای بزرگ بخواهیم و به ائمۀ معصومین علیهم السلام توسل جوییم، میتوانیم امیدوار باشیم که فرزندانمان جزو یاران آن حضرت خواهند بود.
چگونه و از چه راهی دوستی و محبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در خود و فرزندان خود تقویت کنیم؟
برای اینکه محبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در دلهای ما تقویت شود، چند کار اساسی و مهم باید انجام دهیم:
الف) با توسّل به درگاه خدای متعال، نعمت بزرگ محبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را طلب کنیم و پیوسته از او بخواهیم که این نعمت کمنظیر را برای ما افزونتر سازد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم چنین دعا میکرد:
اللهم ارزقنی حبّک وحبّ من یحبّک وحبّ ما یقرّبنی الی حبّک؛
خدایا دوستی خودت را روزی من قرار داده و دوستی هرکه تو را دوست دارد و دوستی آنچه مرا به دوستی تو نزدیک میکند.
ب) چون محبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با محبت دنیا و گناه و شهوات جمع نمیشود و یک دل هم دو دوستی برنمیدارد، لازم است در تهذیب نفس و پالایش روح از رذایل اخلاقی بکوشیم؛ هرچه قلب و اعضای بدن ما از گناهان و کینهها و کدورتها پاکتر شود، محبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بیشتر در دل ما جای میگیرد.
ج) شناخت و معرفت خود را نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تقویت کنیم؛ چون هرچه از زیباییهای شخصیت آن یار مهربان بدانیم، محبت بیشتری نسبت به او خواهیم داشت و به ویژه از جلوههای محبت و مهر امام برای فرزندانمان تعریف کنیم تا نیک بدانند که در تمام عالم پدری مهربانتر و دلسوزتر از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نخواهند یافت و در تمام جهان کسی لایقتر از او نیست که محبت و عشق خود را نثار او کنند؛ چنانکه او بیشترین محبت و دوستی و وفا را نسبت به ما دارد و فرموده است: «... ما هرگز شما را از یاد نبردهایم ..». و او به یقین بهترین خیرخواه و
دوست و یاور ماست، بدون اینکه هیچ چشمداشتی از ما داشته باشد!!
مقصود از «رابطه با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان غیبت»، چیست؟
بعضی از مردم گمان میکردند که تنها راه ارتباط، رابطۀ جسمی و ظاهری است و چون در زمان غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نمیتوانیم آن حضرت را مشاهده کنیم، پس امکان ارتباط با آن حضرت وجود ندارد! حال آنکه آن رابطهای که در روایات و گفتار بزرگان مورد توجه است، رابطۀ روحی و معنوی با آن حضرت است و این ارتباط قطعاً از رابطۀ جسمی مهمتر و تأثیرگذارتر است. در پرتو این رابطه است که انسانِ منتظر، مؤدّب به آداب امام و متخلّق به اخلاق الهی او میشود و در گفتار و رفتار به آن حضرت شبیه میگردد و چه بسیار کسانی که در عصر ائمه علیهم السلام، ارتباط جسمی و ظاهری با امامان داشتهاند، ولی از نظر روحی از آنها جدا بودهاند و در عمل به آنها اقتدا نکردهاند.
چگونه میتوانیم با امام زمان خود رابطه داشته باشیم؟
بعضی از راههای ارتباط با امام عبارتاند از:
الف) معرفت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف: هرچه شناخت انسان نسبت به امام بیشتر باشد، امکان ارتباط روحی با او بیشتر است؛ زیرا وقتی بدانیم که امام حجت خدا بر زمین و آگاه به همۀ حالات است، همیشه خود را در محضر او حس میکنیم و همین سبب توجه قلبی بیشتر نسبت به آن بزرگوار است که منشأ صلاح و اصلاح نفس انسان میشود.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرموده است:
انّا محیط علماً بانباءکم ولا یعزب عنا شیئاً من اخبارکم؛
ما همۀ خبرهای شما را میدانیم و هیچ چیز از شما بر ما پنهان نیست.
ب) توسل به آن حضرت: توسل یعنی برای رسیدن به هدف، از وسیلهای مناسب کمک بگیریم. در زندگی دنیا، مقصد ما خدا و رضای اوست و برای رسیدن به این هدف، بهترین وسیله، انسان کامل است که نمایندۀ خدا و حجت او و راهنمای بشر از سوی اوست و خداوند ما را به پیروی و همراهی و توسل به امامان دستور داده و فرموده: «وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ »و طبق روایات فراوان مراد از صادقین، ائمۀ هدی علیهم السلام و آخرین آنها وجود مقدس امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که باید به آن حضرت متوسل شویم و از او برای پیمودن راه مستقیم الهی کمک بخواهیم و خود را تحت تربیت و تعلیم او قرار دهیم.
از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل شده که فرمودند:
ما ساختهشده و تریبتیافتۀ خداییم و مردمان تربیت شدۀ ما. (1)
و از امام رضا علیه السلام نقل شده که فرمودند:
وقتی بلا و گرفتاری بر شما فرود آمد، به وسیلۀ ما از خدا کمک بخواهید و این همان است که خداوند فرموده: «و برای خداست اسمهای نیکو، خدا رابه آن اسمها بخوانید». (2)
ج) دعا برای فرج آن بزرگوار: دعا بهانۀ بسیار خوبی برای ایجاد رابطه با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و تقویت آن است. چه زیباست که ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نهایت آرزوی یک مؤمن منتظر باشد و در همهجا و همه وقت برای تعجیل فرج او دعا کند؛ به این وسیله رابطۀ روحی عمیقی بین او و امامش برقرار میشود و تأثیر فراوانی در جنبۀ رفتاری او میگذارد و او را برای فرج آن حضرت آماده میکند. راستی کسی که
شب و روز دغدغۀ فرج امام غایب خود را دارد و بزرگترین آرزویش ظهور مراد و محبوب اوست، به امام نزدیکتر است یا آنکه حبابهای فراوانی بر فکر و ذهن او قرار گرفته و آرزوهای کوچک و بزرگ مادی، فکر و ذهنش را به خود مشغول کرده و تمام همت و اقدام او را در چارچوب همان آرزوها محصور کرده است؟!
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمودند:
اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم؛ (1)
برای تعجیل فرج زیاد دعا کنید؛ به راستی که فرج شما در آن است.
چه کنیم که وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در زندگی خود حس کنیم؟
خوشا به حال کسی که چنین دغدغهای دارد و آرزوی او این است که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در زندگی حس کند و پیوسته خود را در محضر او بداند. روشن است که اگر آدمی به چنین نعمت بزرگی دست یابد، معنای واقعی زندگی را خواهد چشید و هویت حقیقی خود را خواهد یافت. اما برای رسیدن به این نقطۀ نورانی، باید کارهایی را انجام داد:
اگر امام را آنگونه که باید بشناسیم، خواهیم دانست که او به زمان و مکان محدود نیست، بلکه به اذن الهی، زمانها و مکانها در اختیار اوست؛ پس شرق و غرب عالم پیوسته تحت تصرف او و زیر نظر مبارک آن حضرت است. اگر او را واسطۀ فیض خدا و سبب همۀ نعمتهای الهی بدانیم، درمییابیم که نهتنها ما و
1) طبرسی، احتجاج، ج2، ص284.
خاندان ما، که همۀ عالم به برکت وجود او زندهاند و روزی میخورند. پس حضور حضرتش در کنار هر نعمت کوچک و بزرگ مادی و معنوی و در دفع هر بلای فردی و اجتماعی قابل لمس و مشاهده خواهد بود.
اگر او را باب خدا و یگانه راه نجات بدانیم، در هر مشکل مادی و معنوی، و فردی و اجتماعی، او را واسطۀ درگاه حضرت حق قرار میدهیم و بدینگونه، پیوسته زیر خیمۀ لطف او قرار میگیریم و وجود پرجودش را با همۀ وجود لمس میکنیم. از این دست معرفتها و آگاهیها بسیار است که درک حضور حضرت او را نزدیک و نزدیکتر میکند تا ما را کنار او و در چشمانداز نگاه پر مهر او مینشاند؛
محافل خود را با یاد او شروع کنیم و به پایان برسانیم. برای سلامت حضرتش پیوسته صدقه دهیم، به نیابت از او اعمال نیک به جا آوریم، در شب و روز با او تجدید عهد کنیم و به ساحت مقدسش درود و سلام بفرستیم و هر روز، ساعتی با او نجوا کنیم و به مکانهای منتسب به او مثل جمکران رغبت نشان دهیم و...؛
الهی شود.
در این صورت، وظیفۀ مهم ما این است که خود را برای ظهورش آماده سازیم و کاری کنیم که ظهورش نزدیکتر شود و چنان باشیم که حضرتش برای ما اهمیت قائل شود و بکوشیم که در توفان نامردیهای نامردان و بیمهری نامهربانان، مایۀ روشنی چشم او باشیم و در این مسیر، دیگران را هم دعوت کنیم و پیوسته بکوشیم که فرد دیگری به یاران و همراهان او بیفزاییم.
... و هرچه از این دست کارها و اندیشهها بیشتر داشته باشیم، وجود او را در زندگی خود بیشتر حس خواهیم کرد و البته لطف او کارسازتر از همۀ این راهها و رفتارهاست.
چگونه یاد و نام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را همیشه در خاطر دانشآموزان زنده نگه داریم؟
دانشآموزان سطوح مختلفی دارند که برای هر سطحی باید کارهای متناسب با آن صورت گیرد. اینکه فضای زندگی دانشآموز در خانه و مدرسه باید امام زمانی باشد، در همۀ سطوح قابل اجراست. برای این کار خوب است متناسب با درک و دریافت آنان کارهای زیر به عمل آید:
نصب تابلوهای زیبا دربارۀ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قالبهای متنوع (گفتار خود امام، کلام سایر معصومان علیهم السلام دربارۀ ایشان، منظرهها و مکانها مقدس منسوب به حضرت مثل جمکران)؛
پخش دعاها و زیارتها با صدای دلنشین و جذاب از بلندگوی مسجد، مدرسه یا حتی در فضای خانه؛
تشکیل گروههای سرودی که در مناسبتهای مختلف، دربارۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف همخوانی کنند؛
مسابقۀ کتابخوانی با اهدای جایزههای نفیس (در سطح راهنمایی و
دبیرستان)؛
مسابقۀ مقالهنویسی، داستاننویسی، شعر، قطعات ادبی، خط و نقاشی؛ به همراه اهدای جایزههای نفیس و ارائۀ کار در نمایشگاه مدرسه و بعد در سطح شهر و استان؛
استفاده از زنگ انشا برای نوشتن دربارۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف (مثل این موضوع: احساس خود را دربارۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بنویسید)؛
اجرای برنامۀ روزنامهدیواری نویسی برای هر کلاس و تشویق و راهنمایی دانشآموزان در این جهت (که قدرت خلاقیت و اطلاعاتشان را هم بالا خواهد برد)؛
تشکیل اردوهای جمکران با هدف انس بیشتر با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف؛
برگزاری مراسم دعا، مثل دعای عهد یا زیارت آلیاسین در مدرسه یا شرکتدادن دانشآموزان در چنین محافلی که البته باید در حد ظرفیت و حوصلۀ آنان باشد؛
برگزاری مراسم جشن و سرور در مناسبتهای مربوط به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، ازجمله ایام نیمۀ شعبان یا نهم ربیعالاول.
آنچه مهم است اینکه در همۀ این موارد، باید محور برنامهها دانشآموزان باشند و آنها خود برگزارکننده و هماهنگکنندۀ برنامهها باشند و معلم، مربی و اولیا تنها نظارت و آنها را یاری کنند.
سیمای نماز در بیان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چگونه است؟
نماز ستون دین و یکی از نشانههای بزرگ اسلام است؛ لذا اقامۀ آن یکی از وظایف دولت اسلامی است. چنانکه خداوند متعال در آیۀ 41 سورۀ حج میفرماید:
«الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَوةَ»؛
اگر مؤمنان در زمین قدرت یابند، نماز را برپا میدارند.
امام باقر علیه السلام دربارۀ این آیه میفرماید:
هذه الآیة لآل محمد صلی الله علیه و آله و سلم والمهدی واصحابه؛
این آیه مربوط به اهلبیت علیهم السلام و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یاران اوست. (1)
بنابراین از کارهای مهمی که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از ظهور انجام میدهد، برپا داشتن نماز و مطرح کردن آن در سطح جامعه و فراخواندن مردم به سوی آن است.
1) بحارالانوار، ج51، ص47.
آن هم نمازی که هیچ پیرایه و بدعتی در آن نباشد. در دعای ندبه میخوانیم:
اَیْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِیدِ الْفَرائِضِ وَ السُّنَن؛
کجاست کسی که واجبات و مستحبات را احیا و زنده میدارد.
یعنی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با ظهور خود نماز را زنده میگرداند و مردم را به پاداشت یکی از ارکان دین فرامیخواند.
علاوه بر اصل نماز، اقامۀ آن در اول وقت نیز مورد تأکید فراوان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریفاست. حضرت در خطاب به فردی میفرماید:
مَلْعُونٌ، مَلْعُونٌ مَنْ أَخَّرَ الْعِشَاءَ اِلَی اَنْ تَشْتَبِکَ النُّجُومُ ومَلْعُونٌ، مَلْعُونٌ مَنْ أَخَّرَ الْغَداةَ اِلی اَنْ تَنْقَضِیَ النُّجُومُ؛ (1)
از رحمت خداوند دور است، از رحمت خداوند دور است کسی که نماز عشا را به قدری تأخیر اندازد که همۀ ستارگان آسمان دیده شوند؛ و از رحمت خداوند دور است، از رحمت خداوند دور است کسی که نماز صبح را به قدری به تأخیر اندازد که ستارگان دیده نشوند.
این جملات صریح، اهتمام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به نماز اول وقت را نشان میدهد؛ و کسانی را که در نماز خود اهمال میکنند، به شدت سرزنش نموده، آنها را از رحمت خداوند به دور میداند. علاوه بر این روایت، تأکید ایشان بر نماز اول وقت در ملاقاتها و حکایتهای تشرفات به محضر ایشان نیز، نقل گردیده است؛ (2)و نیز تعقیباتی برای نماز ایشان نقل شده است. (3)علاوه بر این تعقیبات، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز نمازهای مستحبی برای توسل به خوشان یاد دادهاند؛ مانند
نماز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که هم در مسجد جمکران و هم در هر مکان دیگری
خوانده میشود. (1)
حضرت خود اهل تهجد و شبزندهداری هستند. امام کاظم علیه السلام میفرماید:
اسمر اللون یعتاده مع سمرته صفرة من سهر اللیل بابی من لیلة یرعی النجوم ساجداً وراکعاً؛ (2)
رنگ چهرۀ حضرت گندمگون است، اما زردی نیز به چهره ایشان عارض شده که در اثر شبزندهداری است. پدرم فدای کسی که شبها را با سجده و رکوع به صبح میرساند.
ما نیز در زیارت آل یاسین عرض میکنیم:
السلام علیک حین تصلی وتقنت، السلام علیک حین ترکع وتسجد؛
سلام بر تو زمانی که نماز میخوانی و در قنوتی؛ سلام بر تو زمانی که در رکوعی و سجودی.
این سلامها نیز قداست و عظمت نماز و خصوصاً نماز ایشان را میرساند. اینکه ما در هر حالت نماز ایشان، به حضرتش سلام میدهیم، نشان ازعظمت نماز دارد. نمازی که توسط ایشان اقامه میشود نیز امام نمازهاست و ما باید بکوشیم تا نماز خود را به نماز ایشان نزدیک کنیم.
جالب اینکه این زیارت از ناحیۀ مقدس امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیده و شخص آن حضرت خواسته است که با این جملات به ایشان توجه کنیم و اگر چیزی جز نماز و حالتی نیکوتر از حالات نماز در نظر شریف او برتر و بالاتر بود، از همان یاد میکرد. پس اینکه بخشی از زیارت به حالات عرفانی امام در نماز اختصاص یافته و در
عباراتی بدیع، ایشان را در اجزای مختلف نماز توصیف کرده و حکایت از اهمیت فوقالعادۀ نماز و بالاتر، جزءجزء این واجب مهم دینی دارد و یکی از پیامهای آن میتواند توجه دادن زایر به نماز و ارکان مهم آن باشد. پس سعی کن در نماز و رکوع و سجود و قنوت و تسلیم آن مانند امام خویش، غرق دریای خدا باشی تا شایستۀ درود و سلام امام خود و فرشتگان مقرب خدا گردی.
نماز صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را بهطور دقیق شرح دهید؟
در کتب ادعیه، برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چند نماز ذکر شده است که معروفترین آنها، نماز صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. کیفیت این نماز بدین شرح است: دو
رکعت نماز به نیت نماز صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خوانده میشود که در رکعت اول،
آیۀ «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» را صدبار قرائت کند و سپس ادامۀ سورۀ حمد
را بخواند، و پس از آن سورۀ توحید «قُلْ هُوَ اللهُ» را یکبار بخواند و به رکوع و
آنگاه به سجده رود و ذکر رکوع و سجود را هرکدام هفتبار بگوید. رکعت دوم را
نیز به همین صورت انجام دهد و بعد از سلام نماز، یکبار تهلیل (لا اِلهَ اِلَّا الله)
و سپس تسبیحات حضرت زهرا علیها السلام را؛ یعنی 34 مرتبه الله اکبر، 33 مرتبه الحمدلله و 33 مرتبه سبحان الله را بگوید و بعد از آن به سجده رود و صدمرتبه صلوات فرستد! (1)
البته نماز دیگری نیز برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل شده است که در نیمۀ شب جمعه بعد از غسل بهجا آورده میشود و کیفیت آن کمی با آنچه در مورد نماز حضرت در مسجد جمکران اشاره شد، تفاوت دارد و بعد از فارغ شدن از نماز، دعای مخصوصی سفارش شده است که خوانده میشود. (2)
آیا هنگام اذان گفتن، میتوان نماز اول وقت را به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اقتدا کرد و خواند؟
وجود مقدس امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، نماز خود را در اول وقت بهجا میآورد، ولی مسئلۀ اقتدا به آن حضرت، تابع احکام شرعی است. در جماعت لازم است از نظر ظاهری، محل ایستادن انسان بهطور مستقیم یا به واسطۀ افراد دیگری که جلوتر ایستادهاند، به محل ایستادن امام جماعت متصل باشد و بدون اتصال ظاهری، جماعت تشکیل نمیشود.
بله، همین که موفق به نماز اول وقت شویم و همزمان با نماز امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نماز بخوانیم، توفیق بزرگی است و میتوانیم به قبولی نمازمان امید بیشتری داشته باشیم؛ زیرا نماز آن حضرت به یقین بالا میرود و مورد پذیرش خداوند متعالی قرار میگیرد. بنابراین امید است همراه با نماز ایشان، نماز ناقص ما نیز بالا رود و پذیرفته شود.
تعدادی از دعاهای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در مورد شیعیان بنویسید؟
یکی از جلوههای مهر و محبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نسبت به شیعیان، دعاهای اوست (1)که به برخی از نمونههای آن اشاره میشود: (2)
خدایا! کسانی که برای یاری دین تو، از من پیروی میکنند، نیرومند کن و آنان را جهادگر در راه خودت قرار بده و بر بدخواهان من و ایشان، پیروزشان گردان. (3)
خدایا! به حق آنکه با تو مناجات کرد و به حق آنکه در خشکی و دریا تو را خواند، بر فقرای مؤمنین غنا و ثروت و بر بیمارانشان شفا و سلامت و بر زندگانشان لطف و کرم و بر امواتشان مغفرت و رحمت و بر مسافران و غریبانشان بازگشت به وطن تفضل فرما. (1)
خدایا! شیعیان ما را از شعاع نور و بقیۀ طینت ما خلق کردهای؛ آنها گناهان زیادی با اتکای بر محبت به ما و ولایت ما انجام دادهاند، اگر گناهان آنها گناهی است که در حق توست، از آنها درگذر که ما راضی هستیم و آنچه از گناهان آنها دربارۀ خودشان است، خودت بین آنها را اصلاح فرما... . (2)
آیا دعا کردن برای سلامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صحیح است؟
با توجه به برخی روایات، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مانند انسانهای دیگر، زندگی طبیعی داشته و در میان مردم رفت و آمد دارد و ممکن است مانند پیامبران الهی و دیگر ائمه علیهم السلام به بیماری یا مشکلات دیگر دچار شود. بنابراین دعا و صدقه و صلوات برای سلامت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف بیتأثیر نیست و محفوظ ماندن ایشان توسط خداوند _ که در روایات آمده _ به معنای حفظ جان ایشان است، نه محافظت از بیماری و مشکلات دیگر.
علاوه بر آنکه ائمۀ اطهار علیهم السلام هم در بهترین حالات خود (مناجات) برای حفظ و سلامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دعا کردهاند و به ما آموختهاند که چگونه برای او دعا کنیم؛ مثلاً امام رضا علیه السلام پیوسته به دعا کردن برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با این دعا امر میکرد:
اللهم ادفع عن ولیک... واعذه من شرّ جمیع ما خلقت وعن یمینه وعن شماله ومن فوقه ومن تحته بحفظک الذی لا یضیع من حفظته به؛ (1)
خداوندا هرگونه بلا را از ساحت ولیّ خود دورگردان... و او را در پناه خود از شر تمام آنچه آفریده و ایجاد و انشا و صورتگری فرمودهای، محفوظ بدار؛ و او را از پیش رو و پشت سر و راست و چپ و از بلایای آسمانی و زمینی محفوظ بدار؛ حفظ کردنی که هرکس را آنطور محفوظ گردانی، از بین نرود.
امام حسن عسکری علیه السلام نیز در قنوت نمازهایشان اینگونه دعا میفرمود:
فاجعله اللهم فی حصانة من بأس المعتدین ... فاجعله اللهم فی أمن مما نشفق علیه منه ورُدّ عنه من سهام المکائد ما یوجهه اهل الشنان الیه؛ (2)
خداوندا، او (امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در پناهگاهی قرار ده تا از شر متجاوزان در امان باشد! خدایا، او را از چیزهایی در امان بدار که برایش میترسیم، و تیرهای نیرنگ را که کینهتوزان و بدخواهانش به سوی او پرتاب میکنند، برطرف ساز.
بنابراین با توجه به سیرۀ اهلبیت علیهم السلام دعا برای سلامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صحیح میباشد. بله، خداوند متعال خلیفه و ولیّ خودش را حفظ و حمایت میفرماید، ولی ما وظیفه داریم برای سلامت آن حضرت سعی و دعا کنیم. (3)در حقیقت کوشا بودن برای سلامت ایشان، مفهومش این است که ما حاضر نیستیم مانند اجداد بزرگوارش به سختی بیفتد.
گفتنی است این اعمال نیز قبل از آنکه برای حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف فایده و اثر داشته باشد، برای شخص دعاکننده تأثیر دارد. اگر کسی برای حجت خدا کاری
انجام دهد، او این اعمال را بدون پاسخ نمیگذارد، بلکه او نیز برای سلامت این شخص دعا میکند.
آیا دعای سلامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف وجود دارد؟ مگر حضرت دچار بلایای طبیعی میشوند؟
دعای سلامت، همان دعای «اللهم کن لولیک..». است و چون امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز مانند ما بدنی طبیعی و معمولی دارند ممکن است بر اثر سرما و گرما و دیگر عوامل، دچار بیماری شوند. البته عمر طولانی داشتن به معنای سلامت جسمی بهطور دائم نیست. لذا ممکن است حضرت نیز مانند دیگران بیمار یا مصدوم شوند و حادثهای برایشان پیش آید و ما برای جلوگیری از این آسیبها دعا میکنیم، صدقه میدهیم، نذر میکنیم و... .
آیا ذکر، دعا یا عمل خاصی برای جلب عنایت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف وجود دارد؟
پاسخ این سؤال گسترده است، در کتاب سودای روی دوست مطالب خوبی در اینباره وجود دارد. (1)در اینجا بهطور خلاصه به نکاتی اشاره میشود:
ذکر و دعا بر دو قسم است: ذکر لسانی و ذکر قلبی.
ذکر لسانی قرآنی عبارتاند از:
الف) امام صادق علیه السلام میفرمایند:
هرکس سورۀ بنیاسرائیل را در هر شب جمعه قرائت نماید، نمیمیرد تا آنکه حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را درک نماید و جزو یاوران آن حضرت گردد. (2)
ب) امام صادق علیه السلام میفرماید:
هرکس قبل از خواب، در هر شب سورههای مُسبّحات (حدید، حشر، صف، تغابن و جمعه) را قرائت کند، نمیمیرد مگر آنکه حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را درک
میکند و آنگاه که میمیرد در همسایگی پیامبر خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، خواهد بود. (1)
ذکر لسانی غیرقرآنی عبارتاند از:
الف) امام صادق علیه السلام میفرمایند:
هرکس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید: «اللّهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم» نخواهد مرد تا آنکه قائم آلمحمد عجل الله تعالی فرجه الشریف را درک نماید. (2)
ب) سید بن طاووس در تعقیبات نماز عصر روز جمعه تأکید بر «صلوات ضرّاب اصفهانی» (3)دارد و میفرماید:
این صلوات را به جهت امری که خداوند متعال ما را از آن مطلع کرده است، هرگز ترک نکن. (4)
شخصی از آیتالله بهجت، سؤال کرد: برای زیارت حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف چه دعایی کنم؟ ایشان میفرماید:
صلوات زیادی به وجود مقدس اهدا نمایید و مقرون با دعای تعجیل فرجش باشد. (5)
ذکر قلبی:
آیتالله بهجت میگوید:
به نظر حقیر، بالاترین ذکر، ذکر عملی است؛ یعنی ترک معصیت در اعتقاد و در عمل. همه چیز محتاج به این است و این محتاج به چیزی نیست و مولد
خیرات است. (1)
آیا جنها هم برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دعا میکنند؟
جنها نیز مانند انسانها مکلّف هستند (2)
(فَبِأَیِّ آلَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ(؛ «پس ای انس و جن، کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید» (سورۀ رحمن، آیۀ13).
این آیات و آیات دیگری همچون آیات (31، 35، 39 و 41) از همین سوره بر مکلّف بودن این دو گروه (جن و انس) دلالت میکنند. آیات دیگری از قرآن کریم نیز بر این موضوع دلالت دارند. در احادیث اهلبیت علیهم السلام نیز احادیث فراوانی بر این مطلب دلالت میکنند.
و تکلیف از آنها ساقط نیست. جنها مانند انسانها، مسلمان و غیرمسلمان دارند. (3)جنهای مسلمان، همانگونه که در روز عاشورا برای یاری امام حسین علیه السلام اعلام آمادگی کردند (البته حضرت بنابه مصالحی نپذیرفت)، الآن نیز برای برپایی حکومت عدل الهی دعا و تلاش میکنند. از طرف دیگر، جنهای کافر هم به تلاشهایی برای ایجاد فساد و غافل کردن مردم دست میزنند. (4)اما باید توجه داشت که انسان، اشرف مخلوقات است (5)و جنیان تابع انسانها هستند. ما انسانها میتوانیم شرایط ظهور1) فریادگر توحید، ص64.
2) (وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ(؛ «جن و انس را فقط برای عبادت و بندگی خلق کردم» (یعنی شناخت و معرفت خود و خدا و رسیدن به مقام عبودیت و بندگی که مساوی با سلطنت بر عالم هستی است) (سورۀ ذاریات، آیۀ56).
3) سورۀ جن، آیات 1-15 بر مکلف بودن آنان، تابعبودنشان از انسانها و بر مسلمان بودن عدهای و کافر بودن عدهای دیگر از آنان دلالت میکند. سورۀ احقاف، آیههای 29 - 32 نیز دالّ بر این مطالب است. آیات دیگری نیز بر این مطالب دلالت دارند.
4) «و بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای انس و جن برگماشتیم» (سورۀ انعام، آیۀ112).
5) تمام آیاتی که با تعبیر (سَخَّرَ لَکم( و (خَلَقَ لَکم( آمده، مثل آیات (65 حج، 20 لقمان، 13 جاثیه و 29 بقره) بر اشرفیت انسان و اصل بودن او نسبت به دیگر موجودات دلالت دارد؛ زیرا خداوند متعال در این آیات میفرماید: «ما همه چیز را برای شما خلق کردیم؛ و همه چیز را در تسخیر و تحت ارادۀ شما درآوردیم». آیات دیگری از قرآن و روایات زیادی از معصومان علیهم السلام بر این موضوع دلالت دارد.
را فراهم کنیم یا با کارهایمان آن را به تأخیر اندازیم. تلاش جنها در حاشیه قرار دارد. آنگونه که فعالیت انسانها مؤثر است، تلاش آنها اثرگذار نیست.
اگر کسی چهل روز دعای عهد را بخواند، حتماً رجعت میکند؟
در روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل شده آمده است:
هرکس چهل صبح دعای عهد را بخواند، از یاوران قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ما باشد، و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خداوند او را از قبر بیرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد و خداوند به ازای هر کلمه، هزار حسنه به او عطا کند و هزار گناه را از کارنامۀ اعمالش پاک میکند. (1)
همانطور که میدانید اینگونه احادیث تنها خواندن را کافی نمیدانند، در حقیقت در معنای دعا، طلب و درخواست نیز نهفته شده است، ضمن آنکه تأثیر دعاها شروط و صفاتی دارد، و آثار دعا بعد از پیدایش آن شروط است.
در حقیقت هرکس به عهد و پیمانی که در این دعا آمده پایبند باشد و در وفای به آن کوشا باشد، چنین اثری بر آن مترتب است. فردی که میثاق و تعهد با جان و مال برای یاری حضرت میبندد و هرچه از دستش برآید نسبت به نصرت حضرت کوتاهی نمیکند و تمام هستیاش را فدای راه حضرت مینماید، آثار این دعا برای او پابرجاست.
بنابراین نمیتوان گفت: هرکسی که این دعا را بخواند، چنین نتیجهای برایش حاصل میشود؛ خواندنِ تنها، لقلقۀ زبان است.
توجه به متن و دلالت و میثاقهایی که با حضرت بسته میشود و وفای به آنها موجب چنین آثاری است.
1) بحارالانوار، ج94، ص41.
رجعت نیز عمومی نیست، همگان برنمیگردند. در حقیقت زمزمۀ دعای عهد و عمل به مضامین و محتوای آن، هر فردی را شاخص میسازد و در زمزمۀ وارستگان و نیکان روزگار قرار میدهد و چنانچه شخصی که تمام همّ و غمّش یاری حجت خدا باشد، توفیق درک حکومت آنها را نداشته باشد، در دوران طلایی ظهور، انشاءالله برمیگردد و شاهد حکومت طلایی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میشود.
با توجه به اینکه دعای معصومین علیهم السلام مستجاب است و آنها برای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفدعا کردهاند، چرا ظهور تا کنون اتفاق نیافته است؟
دعا کردن برای ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مسئلهای مهم است که در سیرۀ معصومین علیهم السلام آمده است. اما از کجا مشخص است که دعای آنها تاکنون نتیجه و تأثیری نداشته است؟ احتمال دارد در روز ظهور مشخص شود که تقدیم فرج بستگی به دعای آنها نیز داشته است و اگر آنها دعا نمیکردند، ظهور نیز مؤخّر میشد.
بیتردید دعای معصومین علیهم السلام جامع تمام شرایط صحت و کمال میباشد، ولی ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از امور بدائیه است که امکان تقدیم و تأخیر دارد، ممکن است به سبب دعای آنان، تقدیم شده باشد یا قرار شده بود که مقدم شود، اما عملکرد انسانها خصوصاً شیعیان، موجب تأخیر آن شده باشد.
ضمن آن که ظهور بستگی به وجود شرایط و ایجاد زمینهها و نبود موانع است. دعا کردن نوعی ایجاد بستر و برداشتن یکی از موانع است که حضرات معصومین علیهم السلام آن را انجام دادهاند، حتی به ما با این دعا تعلیم دادهاند، اما برداشتن سایر موانع و ایجاد سایر شرایط به عهدۀ ماست.
آیا دعاکردن برای ظهور، با نهی از تعجیل سازگار است؟
روایات بسیاری وظیفۀ منتظران را تسلیم و عجله نداشتن بیان
فرمودهاند (1)که گاهی عجله کردن دربارۀ ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف منجر به اموری میشود، مانند:
از دست دادن صبر و تحمل و پیروی از افراد گمراه و فرصتطلب؛
ایجاد یأس و شک و تردید در ظهور؛
انکار حکمتهای غیبت؛
سبک شمردن احادیث انتظار؛
توجیه و تأویل غیرواقعی احادیث؛
راضی نبودن به قضای الهی.
بنابراین روایاتی که منتظران را از عجله داشتن نهی نموده و امر به صبر مینمایند، مرادشان عجلههای ضدتسلیم و انقیاد است که منجر به امور فوقالذکر میشود؛ ولی دعا کردن و درخواست تعجیل فرج از این امور خارج است؛ زیرا دعاکننده با دعایش یقین و ایمان خود را ظاهر میسازد که ظهور امام عجل الله تعالی فرجه الشریف و تهیۀ مقدماتش هم در قدرت پروردگار است و دعاکردن و خواستن از خداوند متعال مطلوب و مرجوح است.
در حقیقت عجله و شتابزدگی برای ظهور، راضی نبودن به قضا و قدر الهی است که موجب شقاوت و هلاکت میشود؛ ولی دعا برای تعجیل ظهور، در
عین راضی بودن به خواست پروردگار، مقتضای عبودیت و بندگی و موجب نجات است.
به عبارت دیگر، عجله داشتن و اصرار داشتن بر فرج بدون تهیۀ مقدمات، وسایل و شرایط است؛ اما دعا برای فرج، تهیۀ مقدمات و شروط است.
1) مرحوم موسوی اصفهانی در این رابطه حدود بیست روایت در کتاب مکیال المکارم، ج2، ص284، در ذیل بیست و دومین وظیفۀ منتظران ذکر کرده است و چهارده نک-تۀ سودمند را نیز بیان نموده است.
لذا بین دعا و روایت «هلک المستعجلون»، (1)هیچ تنافی وجود ندارد.
چرا دعای ندبه در اعیاد اربعه خوانده میشود؟
علامه مجلسی از امام صادق علیه السلام نقل میکند:
قرائت دعای ندبه در اعیاد چهارگانه: روز جمعه، عید فطر، عید قربان، و عید غدیر، مستحب است. (2)
براساس این روایت، شیعیان و منتظران، این دعای شریف را میخوانند و احتمال دارد یکی از حکمتهای اختصاص به این چهار روز این باشد که این ایام روزهای بزرگ و عیدهای مهم اسلامی است که توجه به گل سرسبد هستی، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آن ایام، موجب برکت یافتن میشود و اصولاً فرهنگ عید در اسلام با انجام امور عبادی در هم تنیده شده است (3)و یا براساس روایاتی که روزهای عید را روزهای غم و اندوه اهلبیت پیامبر علیهم السلام میدانند، مناسب است جهت تشریک مساعی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف این دعای شریف خوانده شود.
امام باقر علیه السلام میفرماید:
هیچ روز عیدی برای ما مسلمانان نیست؛ نه عید فطری و نه عید قربانی، جز اینکه غم و اندوه آل محمد علیهم السلام در آن تجدید میشود.
وقتی راوی از علت آن میپرسد، حضرت میفرماید:
زیرا میبینند که حق آنها در دست دیگران است. (4)
در اشعاری که منسوب به امام سجاد علیه السلام است، آمده که:
یفرح هذا الوری بعیدهم
نحن أعیادنا ماتمنا (1)
این مردم در ایام عید به جهت فرارسیدن اعیادشان شادی میکنند، ولی ما خاندان، اعیادمان روزهای سوگواریمان است.
لذا شیعیانِ شیفتۀ اهلبیت علیهم السلام، به جهت اظهار همدردی و تسلّی بخشیدن دل پریشان خود، با دعا برای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عید خود را شروع میکنند و گویا عیدی خود را فرج و ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میخواهند.
اعمال شب میلاد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟
شب نیمۀ شعبان فضایل و اعمال بسیاری دارد؛ در عظمت این شب همین بس که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
علی بن ابیطالب فی آل محمد کافضل ایام شعبان ولیالیه وهو لیلیة نصفه
و یومه؛ (2)
علی بن ابیطالب در میان آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم مانند برترین روزها و شبهای ماه شعبان؛ یعنی شب و روز نیمۀ شعبان است.
فراوانی اعمال آن در کلام استادِ حضرت امام خمینی، آیت الله آقا میرزا جواد ملکی تبریزی، اینگونه بیان شده است:
از شبهایی که تأکید بر زنده نگه داشتن آن شده است و اعمال و عبادات بسیار ارزشمندی در آن وارد شده که میتوان گفت در هیچ شبی _ اعم از شب قدر یا غیر آن _ مانند آن یا بیشتر از آن نیامده است. (3)
آری اعمال شب نیمه شعبان از اعمال شب قدر نیز بیشتر است و احیای آن با
انجام عبادات توصیه شده است.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
هیچکس در این شب ناتوانی در عبادات و احیا نمیورزد مگر شقی. (1)
اما مهمترین اعمال عبادتی آن، عبارت است از:
غسل: غسل این شب مستحب (2)است.
امام صادق علیه السلام میفرماید:
ماه شعبان را روزه بگیرید و شب نیمۀ آن غسل کنید؛ زیرا این غسل موجب تخفیف گناهان و جلب رحمت الهی میشود. (3)
دعا: این شب، شب استجابت دعاست و حضرات معصومین علیهم السلام هفت دعای مخصوص برای این شب انشا فرمودهاند که در کتب ادعیه ذکر
شده است. (4)
نماز: حدود نُه نماز برای شب میلاد، شرف صدور یافته است. (5)
سایر اعمال عبادی مانند توسل، خصوصاً به حضرت زهرا علیها السلام، تلاوت قرآن، ذکر و ثنا و استغفار، ازجمله عباداتی است که در این رابطه توصیه شده است؛ اما یکی از اعمال بسیار مهم این شب، زیارت سیدالشهداء علیه السلام است که بسیار سفارش و تأکید شده است.
امام صادق علیه السلام میفرماید:
هر فردی که قبر امام حسین علیه السلام را در نیمۀ شعبان زیارت کند، خداوند گناهان گذشته و آیندهاش را میبخشد. (1)
زیارت مخصوص برای امام حسین علیه السلام در شب میلاد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ذکر شده است، اما آسانترین و کوتاهترین زیارت، گفتن: «السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک ورحمة الله وبرکاته» (2)است.
دعا برای نجات از فتنههای آخرالزمان چیست؟
در کتب ادعیه برای نجات از شبهات و فتنههای آخرالزمان، دعاهایی ذکر فرمودهاند؛ (3)یکی از دعاهایی که برای رهایی و نجات از فتنههای آخرالزمان است، اینگونه شروع میشود:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللّهم صلّ علی محمد وآل محمد وعجّل فرجهم،
(یا ارحم الراحمین، هفتمرتبه تکرار شود) اللّهم عُمّ اعداء آل نبیک و ظالمیهم... . (4)
دعای غریق چیست؟
یکی از دعاهایی که در این عصر و زمان خواندنش سفارش شده است، دعای غریق است؛ این دعا برای حفظ دین و ایمان و گرفتارنشدن شبهات و فتنههای آخرالزمان است. در حدیثی عبدالله بن سنان از امام صادق علیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند:
به زودی شبههای به شما خواهد رسید که بدون نشانه و بدون امام
هدایتکننده باقی خواهید ماند و از آن شبهه رهایی نمییابد مگر کسی که دعای غریق را بخواند.
راوی میپرسد: «دعای غریق چگونه است؟» امام علیه السلام فرمودند:
میگویی: یا الله، یا رحمن، یا رحیم، یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی علی دینک؛
راوی عبارت دعا را اینچنین خواند: «یا الله، یا رحمن، یا رحیم، یا مقلّب القلوب والأبصار ثبّت قلبی علی دینک»؛ امام صادق علیه السلام فرمودند:
البته خداوند دگرگونکنندۀ دلها و دیدههاست، ولی آنطورکه من میگویم بگو: «یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی علی دینک». (1)
سید بن طاووس در توجیه این دعا مینویسد:
شاید جهت این باشد که دگرگونی دلها و دیدهها روز قیامت است که از شدت اهوال آن روز پدید میآید، اما در زمان غیبت از دگرگونی دلها ترسیده میشود نه دیدهها. (2)
برخی هم این روایت را به تأسّی و پیروی بدون کم و زیاد نسبت به ادعیه حمل کردهاند. در هر صورت دعای غریق، دعای نجات از شبهات آخرالزمان است.
اولین دعای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به هنگام ظهورش چیست؟
در روایتی امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام میفرمایند:
گویا او (حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) را میبینم که سوار بر اسبی که پیشانی آن از سفیدی میدرخشد از وادی السلام به سوی مسجد سهله میرود و این دعا را میخواند: «لا اله الاّ الله حقاً حقاً، لااله الاّ الله ایماناً وتصدیقاً..».. (3)
چه کتابهایی دربارۀ دعای ندبه نوشته شده است؟
عناوین آثار منتشرشده پیرامون شرح، سند و دیگر ابعاد مربوط به دعای ندبه فراوان است؛ در کتاب کتابنامۀ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بیش از چهل اثر معرفی شده است (1)و در کتاب امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آیینۀ قلم که کارنامۀ منابع جامع پیرامون مهدویت است، سی مقاله و بیست کتاب و سه پایاننامه معرفی شده است (2)که مهمترین آنها عبارت است از:
ندبه و نشاط؛ شرحی برای ندبه، نوشتۀ احمد زمردیان، انتشارات دفتر
نشر فرهنگ اسلامی، در 789 صفحه که شرحی جامع بر این دعاست. مؤلف
در پیشگفتار به بررسی سند پرداخته است و سپس با قلمی شیوا به ترجمه و
شرح فرازهای آن با ذکر آیات همت گماشته و با ذکر اشعاری بر غنای بحث
افزوده است.
فروغ ولایت در دعای ندبه؛ نوشتۀ آیتالله لطفالله صافی گلپایگانی، انتشارات آستانۀ مقدسۀ حضرت معصومه علیها السلام، در 148صفحه که شامل متن و شرح تفصیلی این دعاست. این اثر بیشتر پاسخ به شبهات این دعاست و نویسنده میکوشد تا به مخاطب برساند که دعای ندبه دارای سندی معتبر و متنی استوار است و مفاد آن با عقل و دیدگاههای شیعه هیچگونه تعارضی ندارد.
شرحی بر دعای ندبه؛ نوشتۀ سید محییالدین علوی طالقانی با تصحیح علیاکبر غفاری، انتشارات شرکت چاپ و نشر بینالملل، در 360 صفحه که شرحی جالب با استفاده از روایات و آیات و تفاسیر مختلف است که به نکات
ادبی و بلاغی نیز پرداخته است.
حدیث آرزومندی؛ شرحی بر دعای ندبه، نوشتۀ علی کریمی جهرمی، انتشارات راسخون، در 226 صفحه که شرحی زیبا و مفید است. نویسنده با توانایی علمی، سعی در شرح و بسط فقرات این دعا از آیات و روایات دارد.
امید منتظران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دعای ندبه از دیدگاه معصومین علیهم السلام؛ نوشتۀ مهدی مهدوی، انتشارات دانش هوشیار، در 307 صفحه که نویسنده با بهرهگیری
از روایات با شرح و تفسیر بندها، آنها را بهطور جداگانه تجزیه و تحلیل میکند، حدود مجموعۀ آن 140 بند شده است که با ذکر 433 حدیث به شرح آن
پرداخته است.
مقالات متعددی هم دربارۀ دعای ندبه نوشته شده است که در کتاب امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آیینۀ قلم آمده است؛ برای نمونه به مقالۀ بسیار سودمند آقای محسن کبیری با عنوان: «بررسی مفاهیم سیاسی دعای ندبه» مراجعه کنید.
صلوات بر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چگونه است؟
درود فرستادن بر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با گفتن: «اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم» حاصل میشود. برخی جملۀ «واهلک عدوهم من الجن والانس من الاولین والآخرین» را نیز اضافه فرمودهاند. (1)
در حکایت صلوات ضراب اصفهانی که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، نحوۀ صلوات فرستادن بر پیامبر و اهلبیت علیهم السلام را تعلیم فرمودند، نحوۀ صلوات بر خودشان را اینگونه بیان فرمودهاند:
اللهم ... وصلی علی الخلف الهادی المهدی امام المؤمنین ووارث المرسلین
1) مصباح المتهجد، ص265 (به نقل از: صحیفه مهدیه، ص203 - 204).
وحجة رب العالمین ... اللهم وصل علی ولیک المحیی سنتک القائم بأمرک الداعی الیک الدلیل علیک... . (1)
در برخی از زیارتها نیز ذکر صلوات بر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است، (2)اما صلوات خاص بعد از زیارت عبارت است:
اللّهم صلی علی محمد واهلبیته وصلی علی ولی الحسن ووصیه ووارثه القائم بامرک والغائب فی خلقک والمنتظر لاذنک... .
در ادعیه نیز صلوات بر حضرت زیاد به چشم میآید، اما صلوات خاص نیز وجود دارد؛ مانند:
اللهم صلی علی ولیک وابن اولیائک الذین فرضت طاعتهم... . (3)
مرحوم موسوی اصفهانی مینویسد:
هرگاه خواستی بر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف درود فرستی بگو: «اللهم صلی علی مولانا وسیدنا صاحب الزمان». (4)
استخارۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چگونه است؟
از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چند نوع استخاره نقل شده است که عبارتاند از:
یکی از توقیعات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مشتمل بر دعایی است که قبل از استخاره به قرآن خوانده میشود و آن این است: «اللهم انی اسئلک باسمک الذی عزمت به
علی السموات والارض..».. (1)
چند نمونه استخاره با تسبیح از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل شده است. آقای مجتهدی سیستانی فقط پنج نوع را ذکر نمودهاند. (2)یکی از آنها این است:
ده یا سه یا یک مرتبه سورۀ حمد خوانده شود و پس از آن ده مرتبه سورۀ قدر خوانده شود و پس از آن سه مرتبه این دعا را بخوانند: «اللهم ان استخیرک لعلمک بعاقبة الامور..»..
پس از دعا، قطعهای از تسبیح را در حالی که خواستهاش را نیز در نظر آورده است، میگیرد و میشمرد. پس از شمردن دانهها، اگر تعدادشان فرد بود، کار را انجام بدهد و اگر زوج بود انجام ندهد. (3)
در روی دو کاغذ مینویسی: «خیرة من الله ورسوله لفلان بن فلانة» و به جای فلان، نام شخص و به جای فلانة، نام مادرش را مینویسید. در ادامه روی یک کاغذ مینویسید: «افعل» و بر دیگری مینویسید «لاتفعل». این دو کاغذ را در قالب گلی قرار داده و در ظرف آبی انداخته و دو رکعت نماز و این دعا را میخوانید: «اللهم انی استخیرک خیار من فوض الیک امره ..». سپس در سجده صدمرتبه میگویید: «استخیر الله خیرة فی عافیة» و منتظر میشوید هرکدام کاغذها که از قالب زودتر بیرون آمده به آن عمل کنید. (4)
نماز هدیه به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چگونه است؟
هر فردی میتواند دو رکعت نماز مستحبی بخواند و ثوابش را به محضر مولایمان حضرت صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هدیه نماید؛ اما سید بن طاووس نمازی را جهت هدیه به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ذکر نموده که عبارت است از:
دو رکعت که بعد از رکوع و سجود سه مرتبه گفته میشود: «صلی الله علی محمد وآله الطیبین الطاهرین» و بعد از تشهد و سلام بگوید: «اللهم انت السلام ومنک السلام ...». (1)
در ابتدای مفاتیح الجنان نیز نماز هدیۀ هریک از معصومین علیهم السلام نیز ذکر شده است که نماز هدیه به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز آمده است.
نماز استغاثه به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چگونه است؟
در کتاب صحیفۀ مهدیه چند نماز استغاثه ذکر شده است که دو نمونۀ آن را ذکر میکنیم:
این دعا از سید علیخان در کلم الطیب نقل شده و مرحوم شیخ عباس قمی نیز آن را در مفاتیح الجنان ذکر نموده است.
برخی از علما این نماز را بسیار مجرب دانسته و معتقدند از یاد دادن آن به نااهلان خودداری شود. (2)
«یا حجة القائم»، سپس به سجده رود و هفتادمرتبه بگوید: «یا صاحب الزمان اغثنی» و حاجتش را طلب نماید.
این نماز نیز در مورد حاجتهای مهم تجربه شده و اگر در هفتۀ اول حاجتش برآورده نشد. هفتۀ بعد دوباره بخواند و اگر نشد در هفتۀ سوم نماز را بخواند که انشاءالله بهطور حتم حاجتش برآورده میشود. (1)
آیا کتابی برای دعاهای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وجود دارد؟
در کتب ادعیه و زیارات، ادعیۀ مهدوی وجود دارد که برخی از محققین در آثار مستقل هم دعاهای خود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را جمعآوری نموده و هم دعاهای سایر معصومین علیهم السلام در حق امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را تألیف نمودهاند.
آقای جواد قیومی اصفهانی کتابی با عنوان صحیفة المهدی، و آقای عیسی اهری کتابی را با عنوان صحیفة المهدی دربارۀ دعاهای خود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به رشتۀ تألیف درآوردهاند. آقای موسوی اصفهانی در کتاب مکیال المکارم حدود صد دعا از معصومین علیهم السلام دربارۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را جمع نموده است.
اما جامعترین اثر در باب دعا که هر دو گونه را نقل نموده باشد، کتاب صحیفۀ مهدیه، تألیف آقای سیدمرتضی مجتهدی سیستانی است که انتشارات حاذق قم آن را به زیور طبع آراسته است.
در چه مکانهایی توصیه به دعا برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شدهایم؟
اگرچه همۀ مکانها متعلق به خداست، ولی انتخاب مکان مناسب برای دعا یکی از آداب دعا کردن است که در اجابت تأثیر دارد. مرحوم موسوی اصفهانی دربارۀ مکانهای توصیه شده برای دعا نمودن در حق امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، هشت
1) التحفة الرضویة، ص135؛ صحیفه مهدیه، ص132.
مورد را ذکر نمودهاند (1)که عبارت است از:
مسجد الحرام: از نایب دوم نقل شده که حضرت در کنار بیتالله الحرام میگفت: «اللهم انجز لی ما وعدتنی». (2)
حرم سیدالشهداء: در بخشی از دعاها و زیارات این حرم شریف، دعا برای ظهور نیز منعکس شده است، مانند زیارتی که از امام صادق علیه السلام نقل شده و در آن آمده است: «اللهم رب الحسین اشف صدر الحسین..». (3)
حرم عسکریین: در زیارت این مکان مقدس آمده: «اللهم عجل فرج ولیک...». (4)
حرم امام رضا علیه السلام: در زیارتنامۀ امام رضا علیه السلام آمده است: «اللهم صلی علی حجتک... تعجل بها فرجه وتنصره بها...». (5)
حرم هریک از امامان علیهم السلام: به جهت اینکه این بیوت در نزد خداوند جایگاه والایی دارند.
سرداب: دعاهایی برای ظهور در سرداب ذکر شده است.
عرفات: مکان مقدسی که خداوند به زائران و دعاهای آنان توجه ویژه دارد.
اماکن منسوب به حضرت: در مکانهایی مانند مسجد سهله، کوفه، جمکران و... دعاهایی دربارۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وارد شده است.
در چه زمانهایی به دعا برای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف توصیه شده است؟
یکی از آداب دعا که تأثیر در اجابت دارد، اختیار زمان مناسب برای دعاست. اگرچه در همۀ زمانها میتوان دعا نمود، ولی بهتر است به برخی از زمانها و یا
مناسبتها توجه داشت؛ زیرا سیرۀ معصومین علیهم السلام اینگونه بوده است؛ مثلاً امام محمدباقر علیه السلام میفرماید:
کان ابی اذا کانت له الی الله حاجة طلبها فی هذه الساعة یعنی زوال الشمس؛ (1)
هرگاه پدرم به درگاه الهی حاجت داشت، در این ساعت یعنی وقت ظهر آن را طلب میکرد.
همچنین دربارۀ توجه به مناسبتها، روایاتی ذکر شده است؛ مثلاً پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند:
یفتح ابواب السماء بالرحمة فی اربع مواضع: عند نزول المطر وعند نظر الولد فی وجه الوالدین وعند فتح باب الکعبة وعند النکاح؛ (2)
درهای آسمان در چهار زمان به رحمت باز میشود؛ موقع نزول باران، زمانی که فرزند به صورت پدر و مادر مینگرد، و هنگام باز شدن در کعبه و آنگاه که صیغۀ ازدواج جاری میگردد.
افزون بر موارد یادشده، ائمه علیهم السلام از برخی از زمانها به صورت خاصی به
عنوان زمان دعا برای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یاد کردهاند. مرحوم موسوی اصفهانی
در مکیال المکارم بیش از چهل مورد را ذکر نموده که برخی از آنها را یادآور میشویم:
بعد از نمازها؛ 2. در قنوت نمازها؛ 3. در سجدۀ شکر؛ 4. هر صبح و شام؛
شب جمعه و روز جمعه؛ 6. ماه رمضان؛ 7. ماه محرم؛ 8. اعیاد اربعه؛ 9. در سختیها و گرفتاریها؛ 10. مطلق اوقات شریفه.
آیا دعای ندبه از امام معصوم است و سند دارد؟ و با زیارت ندبه چه تفاوتی دارد؟
دعای ندبه از دعاهای معتبری است که از ناحیۀ امام صادق علیه السلام نقل شده است و علما و محدثین به آن توجه داشتهاند و در آثارشان آن را نقل نمودهاند و برخی از فقها نیز به بخشهایی از این دعا تمسک کردهاند.
ضمن آنکه مضامین عالی موجود در دعا، حکایت صدور از ناحیۀ معصوم دارد.
در این رابطه تا کنون چند اثر به زیور طبع آراسته شده که برخی از آنها عبارتاند از:
با دعای ندبه در پگاه جمعه، نوشتۀ علیاکبر مهدیپور، انتشارات موعود تهران.
حجیت سندی دعای ندبه، نوشتۀ گروه تحقیقات اندیشۀ اعتقادات نقلی، انتشارات تا ظهور قم.
اما این دعا، با زیارت ندبه نیز متفاوت است. زیارت ندبه همان دعای آل یس است که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در پاسخ به چگونه توجه یافتن به محضر ایشان آن را نقل فرمودهاند و اینگونه شروع میشود: «بسم الله الرحمن الرحیم. لا لامر الله تعقلون ... سلام علی آل یس، ذلک هو الفضل المبین». (1)
اگر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند، سرانجام کشته میشود، پس چرا ما باید برای تعجیل در ظهورش دعا کنیم؟
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از ظهور، حکومت اسلامی تشکیل میدهند و معنویت
1) مصباح الزائر، ص430؛ المزار الکبیر، ص567؛ بحارالانوار، ج64، ص36.
و عدالت را در جهان رونق میبخشند و با ظلم و فساد مبارزه میکنند تا آنجا که زمین محل امنی برای بندگان خدا میگردد.
بنابراین هدف آن حضرت، به ثمر رساندن رسالت انبیا و ائمه علیهم السلام است؛ هدفی که هزاران سال پیامبران و افراد صالح به دنبال آن بودهاند و خونهای پاکی در راه تحقق آن ریخته شده است، به این امید که روزی این وعدۀ الهی در زمین تحقق یابد. البته باید به این نکته هم توجه کرد که خود آن حضرت نیز منتظر آن واقعه است و به همین دلیل به مردم بارها توصیه کرده است تا برای تعجیل ظهورش دعا کنند، (1)چون حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نمیتواند این همه ظلم و ستم و فساد و معصیت الهی را ببیند و ساکت باشد، در حالی که یک انسان عادی وقتی گوشهای از ظلم و جنایتهای مستکبران را میبیند، ناراحت میشود و گاهی قادر به مشاهدۀ آنها نیست!
آیا درست است که بگوییم: بهتر است این وضعیت ادامه داشته باشد، اما حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چند سالی بیشتر عمر کند؟! در حالی که انسانهای معمولی هم راضیاند تا با شهادت خود ریشۀ ظلم و فساد و جنایت را از بین ببرند. امام حسین علیه السلام فرمود:
در جامعهای که به حق عمل نشود و باطل ترک نگردد، مؤمن مشتاق لقای پروردگار خود میشود. (2)
بهطور خلاصه باید گفت:
دستآوردهای ظهور و قیام آن حضرت بسیار عظیم است؛ یعنی حاصل تلاشهای هزاران پیامبر الهی است که در طول تاریخ آمده و زحمت کشیدهاند.
اینطور نیست که حضرت به زودی از دنیا برود، بلکه خود حضرت مدتی طولانی حکومت میکند و بعد از ایشان نیز حکومت ادامه خواهد داشت.
ما تنها برای رهایی و آسایش خود این فرج را طلب نمیکنیم (هرچند که عدهای چنین هستند)، بلکه خواهان غلبۀ دین حق و به اهتزاز درآمدن پرچم توحید هستیم که آرزوی خود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز میباشد.
علاوه بر این، به شهادت رسیدن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قطعی نیست؛ زیرا در برخی از روایتها آمده است که آن حضرت به مرگ طبیعی رحلت میکنند. (1)لذا طبق این فرض، پرسش مذکور جایی ندارد.
هنگام ظهور امام، همۀ عالم را ظلم و ستم فرا گرفته است، پس چرا باید دعا کنیم تا در زمان ظهور زنده باشیم؟ در حالی که ممکن است ما نیز دچار ظلم و تباهی شویم و عفت و پاکدامنی خود را از دست بدهیم؟
همیشه باید با توکل بر خدا به وظایف دینی و اجتماعی خود عمل، و با دوری از گناه و معصیت، محبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را نسبت به خود جلب نماییم و مطمئن باشیم که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که مظهر مهر و محبت هستند، عنایت زیادی به شیعیان و محبان خود دارند. اگر ما یک قدم به طرف ایشان برداریم، یقیناً ایشان چندین قدم به طرف ما برمیدارند.
علاوه بر آن، همانطور که باید برای تعجیل در ظهور و زندهماندن خود تا زمان ظهور دعا کنیم، برای حفظ ایمان و عاقبت به خیری خود نیز باید دعا کنیم.
ضمناً پر شدن جهان از ظلم و فساد _ پیش از ظهور و نه در زمان ظهور امام
1) بحارالانوار، ج53، ص93، ح103.
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف _ به معنای آن نیست که همۀ انسانها ظالم و فاسد خواهند شد، همانطور که حکومت عدل امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هم به این معنا نیست که همۀ انسانها پاک و بیگناهاند و هیچکس مرتکب گناه نمیشود.
اگر در برخی روایات، سخن از ظلم و فساد شده، در روایات دیگری هم
سخن از یاوران فراوان حضرت به میان آمده (که تنها 313 نفر حلقۀ اول یاران هستند) و به جمعیتهایی که بر ولایت حضرت استوار میمانند، بشارت داده شده است.
پس حتماً افراد شایستۀ فراوانی در عصر غیبت وجود خواهند داشت که زمینهسازان ظهور و یاوران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهند بود و همۀ شیعیان میتوانند جزء همین گروه باشند. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز توجه خاصی به ما دارند و ما را حمایت میکنند. ما هم باید دعا کنیم که از خوبان باشیم و در عمل نیز همت کنیم که از گناه دوری نماییم.
دعای فرج را چگونه و با چه حالات روحی باید خواند تا مؤثر واقع شود؟
دعای فرج مانند دعاهای دیگر است و هرقدر شرایط دعا رعایت شود، اثرش نیز بیشتر میشود؛ مثل حضور قلب و توجه، دانستن معنای جملاتی که میگوییم و التزام عملی و رفتاری به خواستههای مطرح شده در دعا (ترک گناه، عمل به واجب، تلاش در فراهم کردن زمینۀ ظهور و اصلاح خانواده و جامعه).
البته باید توجه داشت که هیچ دعایی بیتأثیر نیست و حاصل نشدن مقصود، به معنای هدر رفتن دعا نیست، بلکه اگر در مورد درخواست نیز اثر نکند، در موارد دیگر مؤثر میافتد. اساساً دعای فرج خواندن، یاد کردن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که آثار بسیار مبارکی به دنبال خواهد داشت.
چگونه دعا کنیم تا خداوند فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را نزدیک گرداند و ما را از یاران ایشان قرار دهد؟
خداوند بزرگ، شرایطی را برای قبول کردن دعا بیان کرده است که هرقدر این شرایط بیشتر فراهم گردد، دعا بهتر و زودتر قبول میشود. از شرایط مهم، این است که آنچه درخواست میشود، خواست قلبی باشد و فقط از سر زبان نباشد. همینطور اگر برای ثواب دعا کند و در واقع چیزی از خدا نخواهد، این دعا هم اثری ندارد.
شرط مهم دیگر این است که در عمل نیز این خواستۀ خود را نشان دهد؛ مثلاً کسی که دعا میکند در امتحان قبول شود، اما تلاشی برای قبول شدن نکند، معلوم است که در ظاهر دعا میکند و در باطن نمیخواهد. کسی که برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دعا میکند، در عمل نیز باید زمینۀ ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را فراهم نماید؛ سعی کند از مسائل حرام و گناه دوری گزیند و به واجبات و وظایف خود عمل نماید و دیگران را نیز به این کار دعوت کند. علاوه بر این، برای شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسائل دینی بکوشد و در برقراری رابطۀ معنوی بین خود و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف همت کند؛ یعنی به اندازۀ توانایی خود برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دعا بخواند، به یاد حضرت در مراسمها حضور یابد و بکوشد از ولی فقیه، نایب عام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، پیروی و پیامها و رهنمودهای او را به دقت گوش کند و عمل نماید.
روشن است که وقتی با عمل، گفتار خود را تصدیق نماید و انتظار خود را در عمل نشان دهد، دعای او نیز قبول خواهد شد.
اما چگونه میتوان از یاران حضرت بود؟ باید دنبال راهی بود تا از یاران حضرت و کمککنندگان ایشان به شمار آییم. این کار به مراتب بهتر و بالاتر از دعا کردن است؛ زیرا اگر کسی یار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد، دعایش نیز پذیرفته میشود.
برای اینکه جزء یاران حضرت شویم، باید صفاتی را که برای یاران حضرت بیان
شده، در خود ایجاد کنیم؛ هرقدر این صفات را در خود تقویت نماییم، به همان میزان به یاری کردن حضرت نزدیکتر میشویم. بعضی از صفات یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از این قرار است:
آگاهی و آشنایی با مسائل اسلامی و وظایف دینی؛
داشتن تقوا، یعنی عمل به واجبات و ترک محرمات؛
اهل عبادت و راز و نیاز بودن؛
اهل مقاومت و پایداری در برابر ظلم و ستم بودن؛
مبارزه با فساد و انحرافها و دفاع از ارزشهای اسلامی؛
سادهزیستی و دوری از تجملات؛
کمک به محرومان و افراد ضعیف جامعه؛
خیرخواهی و دلسوزی نسبت به مؤمنان و بلکه نسبت به همۀ مردم.
بهطور کلی سعی کنیم رضایت خدا و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را جلب کنیم و باعث خوشنودی و افتخار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشیم.
چگونه دعا برای فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باعث فرج خود ما میشود؟
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در نامهای فرمودهاند: «وَ اَکثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعجیلِ الفَرَجِ فَإنَّ ذلِک فَرَجُکُم؛ برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید؛ زیرا مایۀ فرج شماست». (1)این فرج میتواند دو معنا داشته باشد:
1) کمالالدین، باب توقیعات، ص485، ح4.
امام باعث فرج ما نیز میشود؛
همچنین دعا کردن، روح امید را در انسان زنده نگه میدارد و امید داشتن، خود موجب گشایش است؛ زیرا ناامیدی باعث به بنبست رسیدن است.
من همیشه و در همۀ مواقع برای امامان به خصوص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات میفرستم و برای سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و تعجیل در ظهورش دعا میکنم و وقتی که گرفتارم و خواستهای دارم، امامان را صدا میزنم و از آنها کمک میخواهم؛ اما آنها جواب مرا نمیدهند، شاید بگویید که با خلوص نیت دعا نمیکنید، اما امامان میفهمند من چه مشکلی دارم و نیتم چیست. نمیدانم چرا هرچه از آنها کمک میخواهم و هرچه آنها را صدا میزنم، صدای مرا جوابی نمیدهند؟
ما نباید انتظار داشته باشیم همۀ خواستههای ما به همان صورت که میخواهیم اجابت شود. روایاتی هست که میفرماید: وقتی خداوند کسی را دوست دارد، حاجتش را دیر برآورده میکند و دوست دارد این ناله و مناجات تکرار شود. روایتی هست که گاهی حاجت انسان به صلاح او نیست و خداوند حاجت دیگری را برای او برآورده میکند. گاهی خداوند خواستهای را اجابت نمیکند، ولی بلا و گرفتاری را از انسان دفع میکند. حتی روایتی داریم که انسان روز قیامت آرزو میکند که ای کاش هیچیک از دعاهایش مستجاب نمیشد؛ چون میبیند که در ازای دعاهای اجابت نشده، چیزهای بهتری به او عطا میکنند. پس دعا کردن و حاجت خواستن و از خدا طلب کردن، پسندیده است، بلکه دعا مغزِ عبادت است و ارتباط داشتن با خدا و توسل به اهلبیت علیهم السلام و
واسطه قرار دادن آنها، عملی صالح و خیر است؛ اجابت شود یا نشود، و اصرار هم نباید داشت که حتماً باید اجابت شود. همین ارتباط، دعا و توسل، توفیق است. بنابراین نباید مأیوس شد، باید امیدوار و خوشبین بود.
چرا توسل و دعای بعضی از انسانها مانند فقیران بیپاسخ است؟ اما دعای برخی مانند ثروتمندان به اجابت میرسد؟
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»؛ (1)«بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را».
این کلام الهی مقید به اشخاص خاصی نیست و هرکس (فقیر یا ثروتمند) دعا و توسل داشته باشد، خداوند متعال میشنود و اجابت میفرماید.
ائمۀ اطهار علیهم السلام هم در اجابت کردن خواستههای افراد، بین فقیر و ثروتمند هیچ فرقی نمیگذاشتند؛ شما چگونه ادعا میکنید که خداوند متعال یا ائمه علیهم السلام تنها به درخواستهای پولداران جواب میدهند، ولی به فقیران توجهی ندارند؟! با دیدن چند مورد، قاعدۀ کلی به دست نمیآید؛ زیرا هزاران هزار فقیر هم از جانب ائمه علیهم السلام حاجت گرفتهاند.
شما میدانید که گرفتن حاجت از خداوند متعال، هیچ ربطی به ثروت دنیوی ندارد؛ بلکه برای استجابت دعا شرایطی وجود دارد که هرکس آنها را رعایت کند، خداوند متعال حاجت او را میدهد. چهبسا یک شخص ثروتمند شرایط را داشته باشد، اما یک فقیر آن شرایط را نداشته باشد؛ مثل ترک گناه. برای روشنتر شدن پاسخ این سؤال دو مطلب لازم است:
1) سورۀ غافر، آیۀ60.
همه چیز را از آنها میگیرد، تا حداکثر سختی و شکنجه را در زندگی دنیوی ببینند؛ زیرا جدا شدن از چنین زندگی مرفهی، بسیار ناراحتکننده است:
«فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّی إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ»؛ (1)
هنگامی که پندهایی را که به آنها داده شده بود، فراموش کردند، درهای هر خیری به روی آنان گشودیم تا شاد شوند، ناگهان هرچه داده بودیم از آنها بازگرفتیم. لذا فوقالعاده ناراحت و غمگین شدند.
در حقیقت اینگونه اشخاص، همانند کسی است که ظالمانه از درختی بالا میرود و هرقدر بالاتر رود، خوشحالتر میشود، تا آن هنگام که به بالای درخت میرسد، ناگهان طوفانی میوزد و از آن بالا چنان سقوط میکند که تمام استخوانهایش درهم میشکند.
خداوند متعال در آیۀ دیگری میفرماید:
«وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِینٌ»؛ (2)
آنها که کافر شدند، تصور نکنند که اگر به آنها مهلت میدهیم به سود آنهاست؛ ما به آنان مهلت میدهیم تا بر گناهان خود بیفزایند و عذاب خوارکنندهای برای آنهاست.
این آیه اخطار و درس بسیار مهمی است. هرگز گمان نشود که اگر امکاناتی را خداوند متعال در اختیار برخی انسانها گذاشته و گاهی نیز پیروزیهایی نصیبشان میکند، دلیل بر این است که کارشان درست است و افراد خوبی
هستند و آنهایی که توسلشان نتیجه نمیدهد، افراد بدی هستند.
امام حسین علیه السلام در شب عاشورا همین آیه را تلاوت فرمود و زینب کبرا علیها السلام نیز در شام به همین آیه استدلال میکند؛ تا اینکه اگر انسان بدی ظاهراً در دنیا پیروز میشود، همگان بدانند این مهلتی برای آنان است تا غرق تباهی شوند.
بنابراین اگر شخص فقیری توسلش نتیجه نمیدهد، به سبب این است که ائمه علیهم السلام قصد تربیت او را دارند.
خلاصه باید گفت: اگر ثروتمندی در توسل، نتیجه میبیند ولی فقیر، جواب نمیگیرد، نشانۀ آن نیست که فقیر آدم خوبی نیست یا ائمه به او کمک نمیکنند. ضمن آنکه برخی انسانها (جدای از فقر و ثروت) عوامل استجابت دعا را نیز رعایت نمیکنند.
1) نک: تفسیر نمونه، ج1، ص643؛ ج6، ص209؛ ج20، ص140.
محلهای منتسب به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کجا هستند؟
براساس روایات، در برخی از مکانهای مقدس برای دعا به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف سفارش خاص شده است؛ ازجمله:
مسجدالحرام و عرفات در شهر مکه؛
حرم عسکریین و سرداب مقدس در شهر سامرا؛
محلهای منسوب به حضرت در شهر کوفه از قبیل مسجد کوفه، مسجد سهله، مسجد صعصعه؛
حرم هریک از امامان، مخصوصاً حرم امام حسین و حرم امام رضا علیهما السلام؛
مسجد مقدس جمکران در شهر قم.
تاریخچۀ مسجد مقدس جمکران چیست؟
در کتاب نجم الثاقب محدث نوری، بهطور مفصل تاریخچۀ مسجد مقدس جمکران آمده است، اما در اینجا به صورت مختصر بیان میکنیم:
شیخ حسن بن مثله جمکرانی میگوید: من شب سهشنبه، هفدهم ماه مبارک
رمضان سال 273 هجری در خانۀ خود خوابیده بودم که ناگهان عدهای از مردم به در خانۀ من آمدند، و در حالی که نیمی از شب گذشته بود، مرا بیدار کردند و گفتند: «برخیز و خواستۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را اجابت کن که تو را میخواند». حسن بن مثله جمکرانی میگوید: برخاستم و به در خانه آمدم. جماعتی از بزرگان را دیدم؛ سلام کردم، جواب دادند و آنگاه مرا آوردند تا جایگاهی که اکنون مسجد است. دیدم تختی گذاشتهاند و فرشی بر آن پهن کردهاند و... ؛ جوانی سی ساله بر آن بالشها تکیه کرده و شخصی پیر در مقابل او نشسته و کتابی در دست گرفته و میخواند. آن پیرمرد حضرت خضر بود.
آن پیرمرد مرا نشاند و امام به من فرمود: «برو و به حسن بن مسلم بگو که تو چند سال است که در این زمین میکاری و ما خراب میکنیم و پنج سال است که زراعت میکنی و امسال دوباره زراعت کردی، دیگر اجازه نداری که در این زمین زراعت کنی و باید هر نفعی که از این زمین بردهای، برگردانی تا در این مکان مسجد بنا کنند. به او بگو: حقتعالی این زمین را از میان زمینهای دیگر برگزیده است و تو آن را همراه زمین خود گرفتی (1)و حال آنکه خداوند به سبب این عمل تو، دو پسر جوانت را از تو گرفت و تو بیدار نشدی».
حسن بن مثله گفت: ای مولای من، باید دلیل و نشانی بر گفتۀ شما داشته باشم تا مردم حرف مرا تصدیق کنند.
حضرت فرمود: ما در اینجا علامتگذاری میکنیم، تا تو را تصدیق کنند. تو نزد سیدابوالحسن برو و بگو تا حسن بن مسلم را حاضر کند و درآمد چند سالۀ این زمین را از او بگیرد و خرج بنای این مسجد کند و مابقی مخارج مسجد را از رهق
1) در بعضی کتابهای علما آمده است که ممکن است پیش از این در این محل مسجدی بوده است و امام عجل الله تعالی فرجه الشریف دستور تجدید بنا دادهاند.
(یکی از روستاهای کاشان) بیاورد و مسجد را تمام کند.
کیفیت نماز مسجد جمکران چگونه است؟
حضرت دستور خواندن دو رکعت نماز تحیت و دو رکعت نماز صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را به این ترتیب دادهاند:
دو رکعت تحیت مسجد که در هر رکعت یکبار حمد و هفتبار توحید و ذکر رکوع و سجود را هفتبار بخواند؛
دو رکعت نماز صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ هنگام خواندن سورۀ حمد، آیۀ «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» را صدبار بگوید و بعد از آن حمد را تا آخر بخواند و رکعت دوم نیز همینطوری بخواند و ذکر رکوع و سجود را نیز هفتبار بگوید و چون نماز تمام شد، یکبار لاالهالاالله و سپس تسبیح حضرت زهرا علیها السلام را بخواند و بعد از آن سر به سجده بگذارد و صدمرتبه صلوات بفرستد.
چرا مردم شبهای چهارشنبه بیشتر به مسجد مقدس جمکران میروند؟
چون در حکایت حسن بن مثله جمکرانی و سفارش حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به وی برای تأسیس مسجد مقدس جمکران آمده است که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمودند: «فردا شب (شب چهارشنبه) آن گوسفند را همینجا (مکان مسجد جمکران) بیاور و ذبح کن و روز چهارشنبه که هجدهم ماه رمضان است، گوشت آن را به بیماران انفاق کن که خداوند متعال، آنها را شفا عنایت میکند». (1)
لذا این سخن و دستور امام عجل الله تعالی فرجه الشریف به حسن بن مثله سبب شده تا مردم برای شب چهارشنبه ارزش خاصی قائل شوند و در این شب از شهرهای دور و نزدیک به مسجد مقدس جمکران مشرف شوند.
1) داستان جمکران در بسیاری از کتابها آمده است. برای نمونه نک: فصلنامۀ انتظار، ش5، ص333.
چهلبار رفتن به مسجد مقدس جمکران چه حسنی دارد؟
عدد چهل و چلهگیری، ریشۀ مذهبی دارد و تکرار چهلبار در بعضی از اعمال مستحب، وارد شده است. بعضی از علما و مؤمنان نیز در بعضی اماکن نظیر مسجد سهله و... برای برآوردن حاجات خود چهل شب بیتوته میکنند؛ چنانکه در امتهای گذشته نیز حضرت موسی علیه السلام چهل شب در کوه طور به عبادت خداوند مشغول بوده است. البته دلیل روایی خاصی مبنی بر چهلبار رفتن به جمکران وجود ندارد، ولی در مجموع رفتن به جمکران و نماز و عبادت در آنجا سفارش شده و بزرگان و مؤمنان همواره به انجام دادن آن همت داشتهاند.
دربارۀ چاه عریضه در مسجد جمکران توضیح دهید.
عریضهنویسی و به عبارتی عرض توسل و تقاضای حاجت از خداوند، از روایاتی سرچشمه گرفته که در اینباره نقل شده است.
در برخی کتابها، دربارۀ عریضه به محضر مقدس ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، متن عریضه و شیوۀ طرح آن، نکاتی آمده است. مرحوم محدث قمی مینویسد:
هرکس در ضریح ائمه علیهم السلام عریضه و کاغذی را ببندد و مهر کند و آن را در نهر یا چاه آب و یا برکهای بیندازد و به نیت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حاجت خود را ذکر کند، آن بزرگوار عهدهدار برآورده شدن حاجات وی میشود. (1)
بر همین اساس، چاهی در مسجد مقدس جمکران وجود دارد. اما این چاه خصوصیتی ندارد و انسان میتواند برای توسل و عرض حاجت به محضر حضرت، در آن چاه یا چاه و نهر دیگری، عریضۀ خود را بیندازد. پس نباید تصور کرد که این چاه جزئی از مسجد جمکران به شمار میآید و به دستور حضرت حفر و بدین منظور لحاظ گردیده است و حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف نامههایی را که در آن انداخته
1) منتهی الآمال، ص334.
میشود، حتماً میخواند. بلکه رفتهرفته برای آسان شدن عریضهنویسی، چاهی در مسجد جمکران حفر شد.
چه کراماتی از مسجد جمکران دیده شده است؟
حضرت آیتالله فاضل فرمودند: «در دوران طلبگی، خیلی به مسجد جمکران میرفتم. شاید بیشتر از پانصدمرتبه باشد و کرامات زیادی در این مسجد مقدس دیده و شنیدهام».
برای نمونه شخصی در اثر عمل جراحی لال شده بود و دکترها جوابش کرده بودند. آقای علوی فرمود: «چهل شب چهارشنبه به مسجد جمکران برو. اگر شفایی هست در آنجاست». او نیز تصمیم جدی میگیرد تا برای چهل هفته با هواپیما از مشهد مقدس به تهران رفته و شب چهارشنبه به مسجد جمکران بیاید. در هفتۀ سی و هشتم در حال سجده، یک وقت میفهمد که همهجا نورانی شده است و آقایی وارد شد و مردم به دنبالش میگویند حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف است. خیلی ناراحت میشود که نمیتواند سلام کند، لذا کنار رفته، ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نزدیک او میآید و میفرماید: «سلام کن!»
اشاره به زبان میکند که من لال هستم وگرنه بیادب نیستم.
حضرت بار دوم میفرماید: «سلام کن!» بلافاصله زبانش باز میشود و سلام میکند و به برکات مسجد جمکران، حضرت او را شفا میدهد. (1)
از دیرباز، مخالفان و معاندان اهلبیت علیهم السلام میپنداشتهاند که شیعیان محل
1) نماز و عبادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، عباس عزیزی، ص63 - 64.
ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را سرداب میدانند. (1)با وجود این، هیچیک از این مدعیان، مطلبی یا گفتهای را از شیعیان نقل نمیکنند که این عقیدۀ شیعیان را بنماید.
بهرغم این اتهام، در روایات و کتب شیعه آمده است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از مکۀ مکرمه و مسجدالحرام ظهور میکند. (2)
بنابر روایاتی، اولین جایگاه بیعت قبل از قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مسجدالحرام و بین رکن و مقام خواهد بود. (3)اهلسنت نیز به این مطلب معتقد و معترفاند و از نکات مشترک بین تمام مسلمانان به شمار میرود.
برخی از نویسندگان گذشتۀ اهلسنت میپندارند که شیعیان سرداب را محل ظهور میدانند، اما نویسندگان بعدی به جای بررسی، رفع خطا و بیان حقیقت، پا را فراتر نهادهاند و ادعا نمودهاند که شیعه معتقد است امامشان سالیان متمادی در سرداب به سرمیبرد و در همانجا زندگی میکند. (4)
مرحوم علامه امینی در کتاب الغدیر در پاسخ به این بهتان میفرماید:
تهمت سرداب زشتتر است. در حالی که شیعه عقیده ندارد که امام در سرداب مخفی شده و از آنجا ظهور میکند. ای کاش آنان که این تهمت را زدهاند، دستکم حرفشان را یکی میکردند. ابنبطوطه در سفرنامهاش میگوید (5)در حله است. قرمانی در اخبار الدول میگوید در بغداد، و دیگران
1) نک: انساب، سمعانی، ج3، ص202؛ معجم البلدان، حموی، ج3، ص173؛ الاعلام، زرکلی، ج6، ص80؛ البدایة و النهایة، ابناثیر، ج9، ص49؛ تفسیر، ج2، ص34؛ تاریخ، ج1، ص198.
2) کمالالدین، ج2، ص331؛ کافی، ج8، ص225.
3) بحارالانوار، ج52، ص306، ح78؛ ص304، ح73؛ ص294، ح42؛ ص290، ح30؛ ص334، ح64.
4) سیر اعلام النبلاء، ذهبی، ج12، ص391؛ الاصابة، ابنحجر، ج2، ص438؛ الصراع بین الاسلام و الوثنیه، عبدالله علی القصیمی، ج1، ص374.
5) الغدیر، ج2، ص198.
میگویند در سامرا و قصیمی نمیداند کجا است، لذا جایی را نام نمیبرد تا عیبش آشکار نشود. (1)
همچنین آیتالله صافی گلپایگانی در مورد محبالدین (خطیب مدینۀ منوره) میفرماید:
از اشتباهات فاحش ایشان به تبع گذشتگانش این است که عقیدۀ در سرداب بودن امام را به شیعه نسبت داده و گمان کرده است که وکلای امام باب سرداب بودهاند. در حالی که کتابهای شیعه در دست است، حتی آنها که قبل از ولادت امام نوشته شدهاند، از این بهتان اثری نیست. اما آنها عادت به تحقیق ندارند و هرچه دلشان بخواهد میگویند. (2)
امام صادق علیه السلام میفرماید:
صاحب این امر میان مردم رفتوآمد میکند، در بازارشان راه میرود و بر فرشهای آنها قدم میگذارد، در حالی که مردم او را نمیشناسند. (3)
امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید:
به پروردگارم سوگند! حجت خدا، روی زمین راه میرود و در خانهها وارد میشود... سخنان را میشنود و بر مردم سلام میدهد. (4)
طبق روایات مربوط به محل زندگی حضرت، ایشان غالباً اطراف مدینۀ منوره حضور دارند و نیز ملاقاتهای فراوان و معتبری که با حضرت در مکانهای مختلف اتفاق افتاده، همه گویای حضور حضرت در جامعه و میان مردم است و وجود ایشان در سرداب را نفی میکند.
محل غیبت دو معنای متفاوت دارد که اگر به معنای مخفیگاه و محل زندگی آن حضرت باشد، درست نیست، اما اگر به معنای محل غایب شدن باشد (آخرین مکانی که حضرت در آن دیده شده و بعد کسی او را ندیده) حرف صحیحی است. غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از سرداب آغاز شد، نه آنکه آنجا هم ادامه مییابد.
احتمالاً بعضی از عبارات نویسندگان اهلسنت بر همین معنای دوم دلالت میکند (1)که در این صورت حرف درستی است، اما بعضی آن را اشتباه فهمیدهاند و محل غایب شدن را به مخفیگاه امام تفسیر کردهاند.
بنابراین عبارتهای آنان گویای شروع غیبت از سرداب است، نه وجود همیشگی حضرت در سرداب. بنابر روایتهای تاریخی، وقتی پدر بزرگوار امام از دنیا رفت، ایشان در مقابل چشم همگان بر جنازۀ پدر نماز خواند، و همین امر باعث شد تا مأموران برای دستگیری امام عجل الله تعالی فرجه الشریف به منزل امام عسکری علیه السلام حمله کنند. مرحوم قطبالدین راوندی میگوید:
وقتی داخل منزل شدند، صدای قرائت قرآن از سرداب شنیدند. لذا مقابل در جمع شدند تا هنگام خروج دستگیرش کنند. در همان هنگام امام خارج شد، در حالی که فرماندۀ آنها ایستاده بود. وقتی امام رفت، فرمانده گفت وارد شوند و دستگیرش کنند. افراد گفتند از کنار تو گذشت و دستور ندادی او را بگیریم؛ فرمانده گفت من او را ندیدم. لذا دستخالی برگشتند. (2)
طبق عقیدۀ شیعه، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بعد از ورود به سرداب از آنجا خارج شد و
مأموران او را ندیدند. لذا آخرین محل تعقیب، سرداب بوده است و این امر، بیسابقه نیست. در «لیلة المبیت» نیز وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در برابر چشم محاصرهکنندگان (مشرکان) از منزل خارج شد، کسی ایشان را ندید.
بنابراین چون غیبت از سرداب شروع شد، در بعضی از منابع شیعی از آن به « سرداب غیبت» یاد میشود. (1)
اگر سرداب، نه محل ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و نه محل سکونت و مخفیگاه آن حضرت، چرا شیعیان آنجا را زیارتگاه میدانند و در کتب ادعیه برای آن، دعاها و اعمال مخصوصی ذکر کردهاند؟ مثلاً برای ورود به سرداب، اذن دخول میخوانند و در آنجا به ائمه و مخصوصاً امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سلام میدهند!
مقدس بودن سرداب سامرا به دلیل زندگی کردن سه امام آخر شیعیان در آن محل است. سرداب، جای مقدس، مبارک و محترم است؛ چون ائمۀ ما در آنجا عبادت و اقامت کردهاند، مانند هر جایی که بدانیم ائمه در آنجا حضور داشتهاند و با قدوم خود آنجا را متبرک کردهاند، مانند بیت النور (در شهر مقدس قم) که مدتی محل زندگی حضرت معصومه علیها السلام بوده است، یا اماکنی از کربلا تا شام که رأس مطهر امام حسین علیه السلام در آنجا به زمین گذاشته شده است و به آنجا «مقام رأس الحسین» میگویند و برای شیعیان قداست و احترام دارد.
اما اذن دخول و خطاب کردن به امام، به سبب آن است که منزل ائمه را در هر حالی (حضور یا عدم حضور) محترم میدانیم. طبق عقیدۀ شیعه، هرجا که باشیم، امام صدای ما را میشنود و جواب ما را میدهد، ولی ما صدای امام را نمیشنویم. لذا میتوان امام را در هر جایی مورد خطاب قرار داد. البته این مسئله
1) مزار مشهدی، ص657؛ جنة المأوی، حکایت 27؛ الکنی و الالقاب، شیخ عباس قمی، ج3، ص235.
شامل همۀ معصومان میشود. برای مثال، خطاب به امام حسین علیه السلام، زیارت عاشورا میخوانیم.
در پایان گفتنی است که شیخ محمود ابوریه، از علمای معاصر و اهل تحقیق و تتبع اهلسنت میگوید:
من نشنیدهام که شیعهای در مورد سرداب غیبت که در حله یا سامراست، بگوید امام در آنجا پنهان است، یا در آنجا زندگی میکند و یا از آنجا ظهور خواهد کرد. شاید سرداب سامرا، مکان نماز امام هادی و عسکری علیهما السلام بوده که تا به حال باقی مانده است. (1)
آیا صحت دارد که در حرم امام رضا علیه السلام منبری وجود دارد که متعلق به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است؟ اگر صحت دارد آن منبر کجاست؟
در ایوان مقصورۀ مسجد گوهرشاد، منبر صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار دارد. این منبر در سال 1243 هجری قمری به شیوۀ منبتکاری از چوب گردو ساخته شد و آهن و میخ در آن به کار نرفته است. البته سازنده، منبر را به نیت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ساخته، ولی گزارش نشده که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از آن استفاده کرده باشد.
1) أضواء علی السنة المحمدیة، ص236.
چگونه میتوان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را زیارت کرد؟
اگر منظور از زیارت حضرت، زیارت معنوی و توسل به ایشان باشد، این امر هیچگونه محدودیتی ندارد و هرکس میتواند با شناخت و معرفت صحیح حضرت و توجه قلبی، از هر مکان و در هر زمانی به ایشان متوسل شود و با تقدیم صلوات و سلام به پیشگاه آن حضرت، با آن بزرگوار ارتباط برقرار کند. البته بهتر است به هنگام توسل، دعاها و زیارتهای منقول از معصومان علیهم السلام، مثل زیارت آلیاسین، دعای عهد، دعای فرج و... را که در کتاب مفاتیح الجنان نقل شده است، بخواند.
اما اگر منظور از زیارت حضرت، تشرف به محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و درک حضور آن بزرگوار باشد، باید توجه داشت که در عصر غیبت، بنای حضرت بر مخفی بودن از دیدگان مردم است؛ مگر در موارد خاص که حضرت بنابه مصالحی، برای برخی افراد شایسته، ظاهر میشود و آن شخص امام عجل الله تعالی فرجه الشریف را میبیند؛ اما در غیر این موارد استثنایی، حضرت با کسی ارتباط علنی ندارد و هیچ راه و روش مشخصی نیز برای دیدن حضرت وجود ندارد _ «تا یار که را خواهد و میلش به که باشد».
آیا میتوان همیشه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را زیارت کرد؟
آری میتوان در تمام لحظات با خواندن زیارتنامه با ایشان ارتباط معنوی داشت؛ اما اگر منظور ملاقات و دیدار باشد، باید گفت: مسئلۀ غیبت، اقتضا میکند که آن حضرت از دیدهها پنهان باشد مگر اینکه مصلحت مهمی در میان باشد تا احتمال ملاقات با آن حضرت پیش آید؛ اما تشخیص این مصلحت با خود امام است. بنابراین ما نمیتوانیم هرگاه بخواهیم آن حضرت را زیارت کنیم. البته اینکه مشتاق دیدار باشیم، کار خوبی است.
درباره ملاقات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چه احادیث و روایاتی وجود دارد؟
اگر منظور تعداد روایاتی است که به ملاقات با امام سفارش کرده و یا راههای ملاقات با آن حضرت را بیان کرده باشد، در پاسخ باید گفت: ما روایتی نیافتیم که به منتظران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف سفارش کرده باشد تا درپی دیدن آن حضرت باشند؛ زیرا اولاً، آنچه مسلمان و شیعۀ مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را رستگار میکند، دیدار آن حضرت نیست، بلکه جلب رضایت آن بزرگوار، عمل به دستورهای قرآن و اهلبیت علیهم السلام است؛ ثانیاً، مسئلۀ غیبت اقتضا میکند که آن حضرت از دیدهها پنهان باشد و اگر مصلحتی مهم در میان باشد که برای کسی رخ بنماید، در این صورت ظاهر و ملاقات محقق میگردد؛ اما این امر به مصلحتی بستگی دارد که خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تشخیص میدهد. بنابراین تنها راه حقیقی، تحقق دیدار نیست و نباید خود را در این امر به زحمت بیندازیم. اشتیاق دیدار او و اظهار آن در دعا و زیارت و کوشش جلب رضای او در گفتار و کردار کافی است. به امید آنکه سعادت دیدارش فراهم گردد و اگر مصلحت ندانست، باید تسلیم آن بزرگوار باشیم و هیچ شکوهای نکنیم.
انگیزۀ حضرت از دیدار با مردم چیست و چه فایدهای دارد؟
حضرت از دیدار با مردم، انگیزههای مختلف دارد؛ ازجمله:
اثبات وجود و حضور خویش؛
هدایت شخص وامانده در راه؛
حل برخی از مسائل که بر علما دشوار میشود، همانگونه که مقدس اردبیلی برای حل مسائل مشکل، خدمت حضرت مشرف میشد؛
شفای مریضهایی که زمینگیر شده و پزشکان آنها را جواب کردهاند و... .
تشرفات به محضر حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان غیبت چگونه است؟
در سه حالت میتوان حضرت را زیارت کرد:
خواب: گروهی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در خواب زیارت میکنند (باید توجه داشت که خواب به تنهایی دلیل و ملاک عمل نیست)؛
مکاشفه: مکاشفه حالتی بین خواب و بیداری است. یک ارتباط روحی است که بعضی در این حالت، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را زیارت میکنند. مکاشفه نیز همانند خواب، به تنهایی حجت نیست و نمیتواند ملاک عمل باشد؛
بیداری: یعنی در حالت عادی و بهطور طبیعی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را زیارت میکند.
کسی که در حال بیداری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ملاقات میکند، یا اصلاً امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را نمیشناسد، یا در آن حال نمیشناسد؛ اما پس از اتمام ملاقات و جدایی، ایشان را خواهد شناخت. عدۀ بسیار کمی (بنابر نقل) هستند که در همان زمان
ملاقات، امام را میشناسند و با علم به امام بودن ایشان، با او صحبت میکنند. البته، این افراد بسیار اندک هستند.
در زمان غیبت کبرا، هیچکس به اراده و خواست خود به حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف دسترس ندارد و ملاقات، امری یکسویه است؛ یعنی اگر عنایت خداوند شامل حال هرکس شود و قابلیت و لیاقت دیدار حضرت در هرکس پدید آید، حضرت به دیدار او میآید و خود را نشان میدهد؛ نه اینکه هرگاه خودش خواست بتواند به دیدار حضرت برسد.
همچنین ارتباط دایم (در این دوران) برای هیچکس اتفاق نمیافتد. بنابراین هرکس ادعا کند که هرگاه بخواهد به خدمت حضرت میرسد، دروغ میگوید و اگر کسی ادعا کند که واسطۀ بین مردم و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است نیز دروغ میگوید و باید او را تکذیب کرد. ملاقاتها اموری اتفاقی و پیشبینیناشدنی هستند؛ چون بنابر حکمت و فلسفۀ غیبت کبرا، حضرت در پس پردۀ غیبت است و کسی با حضرت ارتباط دایم و به دلخواه خود ندارد. (1)
رؤیت حضرت به چند طریق امکان دارد و تشخیص صدق و کذب آن چگونه است؟
رؤیت حضرت در عصر غیبت کبرا به سه صورت ممکن است:
الف) در عالم خواب؛
ب) در حال مکاشفه؛
ج) در حال بیداری.
که در حال بیداری از نظر کیفیت و نحوۀ دیدار سه گونه دارد:
1) برای مطالعۀ بیشتر نک: المهدی المنتظر، خراسانی؛ میر مهر، مسعود پورسیدآقایی.
عادی و ناشناس تلقی میشود. این رؤیت ممکن است برای بسیاری از افراد بهطور تصادفی و ناشناس رخ دهد و حضرت با افراد برخورد داشته باشد، ولی هرگز او را نمیشناسند؛ (1)
دیدار حضرت همراه با شناخت؛ یعنی شخص دیدارکننده حضرت را به هنگام دیدار بشناسد. این نوع رؤیت، بسیار اندک و انگشتشمار است؛ زیرا چنین رؤیتی با فلسفۀ غیبت منافات دارد و در عصر غیبت، اصل بر این است که حضرت از چشمان مردم پنهان باشد، مگر در مواردی که مصلحت مهمتری اقتضا کند و حضرت بنابه مصالحی خود را بشناساند که این نوع دیدار فوقالعاده اندک است؛
رؤیت حضرت در حال غفلت از حضور امام عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ یعنی شخص امام عجل الله تعالی فرجه الشریف را ملاقات میکند، ولی در آن حال به حضور حضرت توجهی ندارد و وی را فردی عادی میپندارد، اما پس از ملاقات با توجه به دلایل و شواهد موجود، یقین پیدا میکند که وی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده است.
بیشتر تشرفاتی که در کتابها نقل شده است، از این نوع است و نشناختن نیز یا به دلیل غفلت شخص دیدارکننده در آن حال است و یا به دلیل اینکه حضرت در او تصرفات تکوینی و ولایی کرده و اجازۀ شناخت را به وی نمیدهد؛ ولی بعد از جدایی، از قراین دیگر قطع پیدا میکند که وی امام بوده است.
اما تشخیص صدق و کذب چنین رؤیتهایی، به دلیل یقینی و صدق گوینده نیاز دارد. چنین ادعاهایی از افراد ناموثّق و بیتقوا پذیرفتنی نیست و اصل بر تکذیب مدعی چنین دیدارهایی است، مگر اینکه به صحت گفتار وی یقین
1) مؤید این مطلب جملهای است که میگویند: «پس از ظهور حضرت، بسیاری از مردم میگویند: ایشان برای ما آشناست و ما قبلاً او را دیده بودیم».
داشته باشیم.
چرا افراد هنگام ملاقات امام را نمیشناسند؟
زیرا غیبت که به معنای ناشناس بودن حضرت است، اقتضا میکند که دیگران حضرت را نشناسند. پس نشناختن حضرت در چنین ملاقاتهایی طبق قانون غیبت بوده و دلیل نمیخواهد؛ زیرا ایشان در حال غیبتاند و نباید غیبت و ناشناس بودن، به ظهور و شناسایی تبدیل گردد.
در عین حال با اینکه در زمان غیبت به دلایلی که موجب غیبت شده، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باید از دیدهها مخفی باشند، ممکن است کسانی که مشکل بزرگی دارند یا به مقامات معنوی عالی دست یافتهاند، به محضر آن حضرت شرفیاب گردند. البته این شرفیابی میتواند متفاوت باشد. برخی حضرت را میبینند ولی نمیشناسند؛ گروهی میبینند و میشناسند و حضرت هم با آنان سخن میگوید؛ برخی او را میبینند و میشناسند و اجازه مییابند که با ایشان سخن بگویند. این تفاوتها به دلیل اختلاف درجات معنوی افراد است.
در هر حال دلیل اینکه افراد کمی هنگام ملاقات، آن حضرت را میشناسند، آن است که شایستگی دیدنِ همراه با شناخت، در افراد کمی وجود دارد.
آیا دیدن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دارای شرایط خاصی است و نصیب هرکسی میشود؟ و آیا ندیدن آن حضرت مصلحتی دارد؟
دیدن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر غیبت کبرا امکان داشته و اگر کسی توفیق یابد، سعادت بزرگی نصیبش شده است؛ اما همۀ سعادت این نیست که انسان شبانهروز تلاش کند و خواهان دیدن امام باشد. البته دیدن حضرت سبب نمیشود که انسان گناه نکند؛ زیرا برخی انسانهای معاصر دیگر امامان علیهم السلام با
وجود دیدن امام معصوم باز هم گناه میکردند و حتی گاهی با آنها مخالفت مینمودند.
دیدن حضرت تأیید بر کردار درست انسان نیست؛ اگرچه نصیب هرکس نمیشود. ندیدن حضرت هم دلیل بر خرابی اعمال نیست. بسیاری از بزرگان، علما و مجتهدان، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ندیدند، ولی چهبسا افرادی که مسلمان هم نبودند، ولی چون به مقام اضطرار رسیدند، حضرت از آنها دستگیری نموده و از این جهت امام را دیده باشند.
مهم این است که اگر ما او را نبینیم، او ما را میبیند و همین اعتقاد برای ترک گناه کافی است.
احمد بن حسن بن ابیصالح خجندی، مدتی در جستوجوی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شهرها را میگشت و بسیار جدی بود و اصرار داشت که به حضور آن حضرت مشرف شود. عاقبت نامهای از طریق حسین بن روح به این مضمون برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نوشت: «دل من، شیفتۀ جمال تو گشته و همواره در فحص و طلب تو میکوشم. تمنا دارم جوابی مرحمت فرمایید که قلب من ساکن شود و دستوری در اینباره فرمایید».
جواب آمد که: «هرکس در خصوص من جستوجو و تجسس کند، مرا میطلبد و هرکس مرا بیابد، به دیگران بنماید و هرکس مرا به دیگران بنماید، مرا به کشتن دهد و هرکس مرا به کشتن دهد، مشرک گردد».
بنابراین احتمال دارد که به صلاح ما نباشد آن حضرت را ملاقات نماییم، چهبسا دیدار حضرت مایۀ عجب، تکبر و خودپسندی ما شود که خود مایۀ هلاکت انسان است. (1)
1) برای اطلاع بیشتر نک: مهدی منتظر، محمدجواد خراسانی، ص93 - 100.
آیا اگر از گناه اجتناب کنیم و منتظر واقعی باشیم، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به ما سر میزند؟
قطعاً گناه کردن، مهمترین علت محرومیت از عنایات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در توقیع شریفشان به شیخ مفید میفرماید:
ما را از ایشان (شیعیان) چیزی محبوس نکرده است، مگر گناهان و خطاهایی که از ایشان به ما میرسد و ما آن را ناخوش میداریم و از ایشان نمیپسندیم. (1)
آیتالله بهجت نیز بیان فرمودهاند:
اگر بفرمایید: چرا به آن حضرت دسترس نداریم، جواب شما این است که چرا به انجام واجبات و ترک محرمات ملتزم نیستید؟ او به همین از ما راضی است؛ زیرا «اورع الناس من تورّع عن المحرمات؛ (2)پرهیزکارترین مردم کسی است که از کارهای حرام بپرهیزد». ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است. (3)
بنابراین اگر ما از گناه اجتناب کنیم و منتظر واقعی باشیم، به مقامی میرسیم که غیبت و حضور برایمان فرقی ندارد. امام سجاد علیه السلام به ابوخالد کابلی میفرماید:
ای ابوخالد! به درستی که مردم زمان غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، آنان که معتقد به امامت هستند و در انتظار ظهور او به سر میبرند، با فضیلتترین مردم همۀ زمانها هستند؛ به دلیل اینکه خداوند متعالی عقل و فهمی به آنان عنایت کرده که غیبت در نزد آنان به منزلۀ ظهور و مشاهده گشته است. (4)
از اینرو، در حدیث دیگری امام جعفر صادق علیه السلام میفرماید:
من سرّه ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع ومحاسن الاخلاق؛
هرکس دوست دارد که از یاران حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف گردد، باید که منتظر باشد و در عین حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو مشغول گردد.
بنابراین اگر کسی ترک گناه کند و منتظر امامش باشد، از یاران واقعی حضرت به شمار میآید. آنگاه اگر بزرگترین توفیق الهی او را دریابد، غیبت و ظهور حضرت برایش تفاوت نخواهد داشت.
یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشید
شاید که نگاهی کند آگاه نباشید
بسیار علاقهمندم که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ملاقات کنم، آیا ممکن است که او به دیدن من آید؟
اشتیاق ملاقات با حضرت بسیار نیکوست. این اشتیاق را همۀ علاقهمندان حضرت دارند، ولی عجله نکنید؛ تسلیم رضا و قضای الهی باشید. در زمان غیبت باید به وظایفمان عمل کنیم. اگر حضرت صلاح بداند، خودش به دیدن ما میآید. وظیفۀ ما این است که در عمل به اخلاق و احکام الهی تلاش و خود را در تمام جهات به حضرت نزدیک کنیم و موجبات رضایت ایشان را فراهم نماییم.
چه کار کنم که آقا را ببینم و با ایشان صحبت کنم؟
واقعیت این است که هیچ نسخهای نداریم که بهطور حتم سبب شود آدمی در خواب یا بیداری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ببیند و با او صحبت کند. البته اشتیاق شما به دیدن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بسیار خوب است و میتواند سبب خیلی از خوبیها شود،
ولی باید بپذیرید که الآن زمان غیبت است و جز در مواردی که مصلحت باشد، دیداری _ در خواب یا بیداری _ رخ نمیدهد. گرچه همیشه جای امیدواری هست، به ویژه در مکانهایی مانند جمکران که منسوب به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ مهم این است که خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از ما عمل شایسته و خدایی میخواهد و از اینکه به وظایف الهی خود عمل کنیم، خوشحال میشود و این سبب نزدیکی بیشتر ما به آن حضرت میگردد. هرچه به او نزدیکتر شویم، از وجود او بهرۀ بیشتری خواهیم برد.
نکتۀ مهم و قابل توجه دیگر این است که فردی به نام احمد بن ابراهیم، مشتاق دیدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بود و چون در دوران غیبت صغرا زندگی میکرد، به دومین نایب خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف (محمد بن عثمان عمروی) عرض کرد: «من اشتیاق زیادی برای دیدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دارم». نایب خاص فرمودند: «به خاطر این شوق، خداوند به شما اجر بدهد و انشاءالله امام را ببینی. اما زمان غیبت است. پس اصرار به دیدار نکن و با خواندن زیارتنامه متوجه ایشان شوید».
چنانکه ملاحظه میکنید نایب خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، احمد بن ابراهیم را از اصرار به ارتباط ظاهری منع و او را به ارتباط معنوی راهنمایی مینماید.
بنابراین بهتر است شما نیز بیشتر به دنبال ارتباط معنوی باشید و با خواندن دعاها و زیارتنامههای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف متوجه ایشان شوید. علاوه بر این با صدقه دادن برای سلامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و صدقه دادن از طرف ایشان میتوانید ارتباطی نزدیکتر داشته باشید.
البته دستورهایی برای دیدار و درک دولت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل شده است که بیان میشود:
هرکس بعد از نماز صبح و ظهر بگوید «اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم»، نمیمیرد تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را درک کند. (1)
کسی که همۀ سورههای مسبّحات (سورههایی که با سبّح یا یسبّح شروع میشود) را قبل از خواب بخواند، نمیمیرد تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را درک کند و اگر بمیرد در کنار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواهد بود. (2)
اللهم صل علی محمد وآل محمد، اللهم ان رسولک الصادق المصدق صلواتک علیه وآله قال: انک قلت: ما ترددت فی شئ أنا فاعله کترددی فی قبض روح عبدی المؤمن یکره الموت وأنا أکره مساءته، اللهم فصل علی محمد وآل محمد وعجل لاولیائک الفرج والنصر والعافیة ولا تسؤنی فی نفسی ولا فی فلان. (3)
و به جای فلانی نام هرکس را خواست بگوید؛
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم بلغ مولانا صاحب الزمان اینما کان وحیثما کان من المشارق الارض ومغاربها، سهلها وجبلها، عنی وعن والدی وعن ولدی واخوانی التحیة والسلام، عدد خلق الله، وزنة عرش الله، وما أحصاه کتابه واحاط علمه اللهم انی اجدد له فی صبیحة هذا الیوم وما عشت فیه من ایام
حیوتی عهداً وعقداً وبیعة له فی عنقی لا أحول عنها ولا أزول، اللهم اجعلنی من انصاره وانصاره الذابین عنه، والممتثلین لاوامره ونواهیه فی ایامه، والمستشهدین بین یدیه، اللهم فان حال بینی وبینه الموت الذی جعلته علی عبادک حتماً مقضیاً فأخرجنی من قبری مؤتزراً کفنی، شاهراً سیفی، مجرداً قناتی، ملبیا دعوة الداعی فی الحاضر والبادی. اللهم أرنی الطلعة الرشیدة، والغرة الحمیدة، واکحل بصری بنظرة منی إلیه، وعجل فرجه، وسهل مخرجه، اللهم اشدد أزره، وظهره، وطول عمره، اللهم اعمر له بلادک، وأحی به عبادک، فانک قلت وقولک الحق ظهر الفساد فی البر والبحر بما کسبت ایدی الناس فأظهر اللهم لنا ولیک، وابن بنت نبیک المسمی باسم رسولک، صلواتک علیه وآله، حتی لا یظفر بشئ من الباطل الّا مزقه، ویحق الله الحق بکلماته ویحققه، اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الامة بظهوره، إنهم یرونه بعیداً ونراه قریباً، وصلی الله علی محمد وآله. (1)
امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکس سورۀ بنیاسرائیل را در هر شب جمعه بخواند، نمیمیرد تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را درک کند و از اصحاب او باشد. (2)
چگونه نامهای به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بنویسیم که تنها خودشان بخوانند؟
عریضهنویسی و به عبارتی عرض توسل و تقاضای حاجت از خداوند، از روایاتی سرچشمه میگیرد که در اینباره نقل شده است.
در برخی کتابها، دربارۀ عریضه به محضر مقدس ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، متن عریضه و شیوۀ طرح آن، نکاتی آمده است. مرحوم محدث قمی مینویسد:
هرکس در ضریح ائمه علیهم السلام عریضه و کاغذی را ببندد و مهر کند یا آن را در نهر یا چاه آب و یا برکهای بیندازد و به نیت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حاجت خود را ذکر کند، آن بزرگوار عهدهدار برآورده شدن حاجات وی میشود. (1)
بر همین اساس، انسان میتواند برای توسل و عرض حاجت به محضر حضرت، در چاه آب و نهر، عریضۀ خود را بیندازد.
چرا ما نمیتوانیم سرورمان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ببینیم؟
پنهان بودن حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگان عمومی، براساس روایات، حکمتهای فراوانی دارد که بعضی از آنها گفته شده و بسیاری از آنها نیز فقط در زمان ظهور حضرت درک میشود.
بنابراین این حکمتها ایجاب میکند که کسی نتواند در زمان غیبت
کبرا حضرت را بهطور معمول مشاهده کند و با او ارتباط داشته باشد؛ مگر
در مواردی خاص که بهطور استثنایی، بنابه مصالحی، خداوند چنین اجازهای میدهد. در این موارد هم دیدار حضرت به صورت ناشناس یا شناخته شده فقط برای برخی افراد است؛ نظیر اینکه در مواردی، حضرت صلاح بداند بعضی بیماران را شفا دهد، نیازهای علمی افراد را پاسخ دهد، گمشدهای را هدایت
کند و... .
نکتۀ مهم در مورد مسئلۀ دیدار حضرت این است که خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و دیگر معصومان علیهم السلام هیچگاه ما را موظف نکردهاند درصدد جستوجوی دیدار حضرت
1) منتهی الآمال، ص334.
باشیم؛ گرچه به ما توصیه فرمودهاند از فراق، دوری و محرومیت ایشان به شدت محزون و اندوهگین گردیم. پس آنچه از ما خواستهاند، عمل به وظایف دینی، فردی و اجتماعی است، نه چیز دیگر.
نام تعدادی از افرادی را که در زمان حاضر زندهاند و با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ارتباط دارند بیان کنید!
در زمان غیبت کبرا بعضی از خوبان و صالحان به محضر امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف
مشرف میشوند و حتی از برکات وجود آن حضرت بهرهمند میگردند، ولی
به مصداقِ
هرکه را اسرار حق آموختند
مُهر کردند و دهانش دوختند
این افراد خود را به دیگران معرفی نمیکنند و راز دل را بازنمیگویند. بنابراین شناسایی آنها بسیار مشکل است. روشن است که اگر کسی ادعایی کند و خود را صاحب مقامِ ارتباط با حضرت معرفی نماید، سخن او پذیرفته نیست و چهبسا افرادی که از این راه به شیادی و دنیاداری پرداختهاند.
دربارۀ رجوع در مسائل، تذکر این نکته لازم است که در مسائل اسلامی، باید به کارشناسان اسلامی و فقیهان و عالمان متعهد رجوع کرد. به یقین اینان امنای پیامبران (1)و همانها هستند که حضرت ولیّعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف سفارش فرمود در مسائل پیشآمده به آنها رجوع کنید، (2)ولی اگر کسی ادعا کرد که من به سبب ارتباط با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، حکمی شرعی یا وظیفهای دینی را فهمیدهام و خواست آن را وظیفۀ
اسلامی خود به حساب آورد و برای شما و دیگران طرح کند، قطعاً او را تکذیب کنید که هیچ سندی بر درستی سخن او نیست و اگر کسی طبق آن عمل کند، نزد خدا حجتی نخواهد داشت. همه میدانیم که اگر قرار باشد امور اسلام و مسلمانان براساس ادعای این و آن تنظیم گردد، سنگ روی سنگ بند نمیشود و گمراهی و هرجومرج در جامعۀ اسلامی پدید میآید.
آیا اکنون هم مانند گذشته افرادی با حضرت دیدار میکنند؟ در صورت امکان نام آنها را
ذکر کنید؟
اینکه افرادی مورد عنایت خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده و حتی ملاقات داشتهاند، قابل انکار نیست. حتی بهطور عادی (نه مکاشفه) حضرت را دیده و صحبت کردهاند، ولی اینگونه افراد انگشتشمار بودهاند و بسیاری از افرادی که اینگونه ارتباط داشتهاند این قضایا را بازگو نمیکنند. گاهی بعد از وفاتشان برخی از افرادِ نزدیک این افراد این قضایا را بازگو کردهاند و برای ما باقی مانده است؛ مثل، سید بن طاووس یا سید بحرالعلوم و... .
ولی متأسفانه افرادی هم هستند که به دروغ ادعا میکنند با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ارتباط داشتهاند و عدۀ زیادی را گمراه میکنند. باید مراقب اینگونه افراد بود و فریب آنها را نخورد.
شما میتوانید از زندگینامۀ آیتالله مرعشی نجفی یا آیتالله بهاءالدینی و امثال آنها اطلاعات مناسبی کسب کنید. همچنین برای اطلاع بیشتر به کتاب میر مهر نوشتۀ حجتالاسلام پورسیدآقایی از انتشارات حضور، مراجعه فرمایید.
آیا اشکالی دارد خوابی که در مورد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دیدهام برای دیگران تعریف کنم؟ آیا نباید
برای اطلاع مردم از وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اینگونه خوابها را نقل کرد؟
چند نکته دربارۀ این سؤال جالب توجه است:
باید توجه داشت که خواب هیچگونه حجیت شرعی ندارد. از اینرو، عمل نکردن به محتوای آن نهتنها برای بیننده عیبی ندارد، بلکه بر دیگران هم لازم نیست به آن عمل کنند.
به یقین برخی خوابها در شمار رؤیاهای صادق است. بر این اساس انسان با دیدن خوابهای ناگوار، با صدقه دادن میتواند دفع بلا کند. منتهی خواب شما که خوب و شیرین است، ذکر آن برای صاحب آن هیچ اشکال ندارد و چهبسا مایۀ دلداری و تسلای آنان و دیگران باشد؛ البته برای دچار نشدن به غرور و خجالت، میتوانید خواب را از زبان خود نگویید؛ مثلاً بگویید: شخصی چنین خوابی دیده است.
برای آشنا کردن مردم با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف لازم نیست انسان تنها به نقل خواب اکتفا کند، بلکه آیات و روایت و گفتار علما و دانشمندان و کتابهای مفید و سودمندی در اینباره وجود دارد که میتوان از آنها بهره گرفت. شما که مربی نونهالان پاک و معصوم هستید، سعی کنید با کتابهایی که در خصوص آشنایی نونهالان با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، بیشتر مأنوس شوید و بذر شناخت و محبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در جان بچهها بکارید.
خوابهایی که انسان میبیند، قطعاً با عملکرد و فعالیت روزانۀ او کاملاً ارتباط مستقیم دارد. بر این پایه شما که مربی کودکان هستید، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به شکل کودکی مشاهده کردهاید، و فرمایش ایشان نیز یادآور این است که به خانوادۀ شهدا توجه داشته باشید و اگر نونهالی در مهدکودک از نعمت پدر یا مادر محروم است، به او بیشتر توجه کنید.
بعضی از افراد ادعا دارند امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در خواب دیدهاند؛ به نظر شما آیا باید سخن آنها را پذیرفت؟
ما هماکنون در دوران غیبت کبرای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به سر میبریم. این دوران همچنان که از عنوان آن پیداست، زمان پنهان بودن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه همه است و کسی توفیق ملاقات حضرت را ندارد؛ اما در موارد استثنایی، کسانی که از نظر تقوا و فضیلت مراتب عالی داشته باشند، این سعادت را مییابند که جمال نورانی آن حضرت را ببینند. البته این گروه، اندک و انگشت شمارند. ازاینرو، در دوران غیبت کبرا و به مقتضای غایب بودن حضرت، روال طبیعی این است که کسی حضرت را نبیند و ملاقات با آن حضرت جنبۀ استثنایی دارد. بنابراین ما هم باید بنا را بر این بگذاریم که کسی حضرت را ندیده است و اگر کسی هم ادعای ملاقات کرد، تنها در صورتی که مطمئن شویم از نظر معنویت مراتب بالایی دارد، سخن او را میپذیریم.
در اینباره توجه شما را به دو نکته جلب میکنیم:
تقوا و معنویت چیزی نیست که بتوان آن را از ظاهر افراد و با برخوردی معمولی شناخت. بنابراین در مقام پی بردن به تقوا و فضیلت، به ظاهر افراد اعتماد نکنید. البته منظور این نیست که به مردم سوءظن داشته باشید، اما چون شرط ملاقات با امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف داشتن مراتب عالی تقواست، تا به این شرط یقین پیدا نکردید، ادعای کسی را باور نکنید.
اساساً کسانی که اهل تقوا و فضیلتاند و توفیق شرفیابی به محضر مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را مییابند، رازدار و سر نگه دارند. روش بزرگان در طول تاریخ هم این بوده که برای پرهیز از شهرت و جلب نکردن توجه دیگران، ملاقات خود را مخفی
میداشتهاند و تنها در صورت ضرورت یا موردی که مصلحت مهمی در میان بوده، آن را برای دیگران ابراز میکردند.
«آن را که خبر شد خبری باز نیامد»
هرکه را اسرار حق آموختند
مُهر کردند و دهانش دوختند
بنابراین باید به کسانی که ادعای شرفیابی به محضر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را دارند و همیشه از ملاقات و ارتباط با آن حضرت دم میزنند، سوءظن داشته باشیم؛ مگر اینکه با رفتوآمد و ارتباط پیوسته و چندین ساله، او را کاملاً بشناسیم و در تقوا و فضیلت او کمترین تردیدی نکنیم. توجه داشته باشیم که فراواناند شیادانی که دنبال کسب جاه و مقاماند و در راه رسیدن به شهرت و مقام، از عواطف و احساسات پاک مردم نیز نمیگذرند؛ پس باید مواظب باشیم بازیچۀ دست چنین افرادی نشویم.
البته باید به این نکته نیز توجه داشت که بعضی افراد که ادعای ارتباط و ملاقات با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را دارند، افرادی ساده و بدون کلَکاند، ولی چون زودباور و تا حدودی خیالاتی هستند، زود یقین پیدا میکنند. بنابراین ادعاهای چنین افرادی با اینکه پذیرفتنی نیست (چراکه دچار خیالات شده و مثلاً یکی از مؤمنان و صالحان را دیده و خیال کردهاند او امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است)، اما چون قصد و غرض سوئی هم ندارند، گناهکار نیستند. البته ادعای آنها برای ما حجت و دلیل نمیشود و نمیتوانیم به چنین ادعاهایی ترتیب اثر بدهیم، مگر آنکه همراه با شواهد و قرینههای معتبر باشد.
بعضی از افرادی که صلاحیت ندارند، ادعا میکنند امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را دیدهاند. چگونه میتوان حرف آنها را قبول یا رد کرد؟ نوری که در بعضی از زمانهای خاص مانند شب قدر یا در مکانهای خاص مانند امامزاده دیده میشود، آیا دلیل بر حضور یا گذر امام است؟
ادعای دیدن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از افراد بیصلاحیت، به هیچ وجه قابل اعتماد نیست. حتی دیدن نور در شبها و مکانهای خاص هم دلیلِ قطعی بر حضور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در آنجا نیست. شاید عنایتی داشتهاند، ولی حضور قطعی حضرت را نمیتوانیم مطمئن باشیم. باید احتیاط کرد که شیادها در کمین هستند.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دربارۀ ظهور خود چه فرمودهاند؟
مهمترین سخن آن حضرت در اینباره مطلبی است که از طریق محمد بن عثمان (دومین نایب خاص) در پاسخ به نامۀ اسحاق بن یعقوب، بیان فرمودهاند. در آنجا آمده است:
... و اما وقت ظهور من به ارادۀ خداوند متعال بستگی دارد. کسانی که وقت آن را تعیین میکنند، دروغگو هستند... . (1)
ابوعلی میگوید: از محمد بن عثمان عمروی شنیدم که میگفت:
... و پرسیدم که فرج کی خواهد بود؟ پاسخ آمد: تعیینکنندگانِ وقت، دروغ میگویند. (2)
در بیان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و روایات سایر ائمه علیهم السلام نیز تعیین وقت برای ظهور مردود شمرده شده است. البته حضرت فرمودهاند: «برای تعجیل فرج، زیاد دعا کنید».
آیا خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مایل و منتظر ظهور است؟
باید بدانیم که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از همۀ ما بیشتر آرزوی ظهور دارد و برای آن دعا میکند و بارها به شیعیان نیز فرمودهاند برای تعجیل در ظهورم دعا کنید. (1)آن حضرت با دیدن این همه ظلم و فساد، بیش از ما ناراحت میشود (2)و منتظر روزی است که بتواند عدالت و معنویت و اسلام را در تمام جهان حکمفرما نماید. طبق روایت امام صادق علیه السلام، منظور از مضطر (ناچار) در آیۀ 62 سورۀ نمل، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ (3)یعنی ایشان در دوران غیبت در حال ناچاری به سر میبرند و هر آن منتظر پایان این دوران است.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام ظهور به چه زبانی صحبت میکنند؟
برای نوع گویش امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دلیل و مدرک خاصی نداریم، اما براساس روایات مربوطه، امام معصوم به همۀ زبانها آگاه است و با هرکس به زبان خودش سخن میگوید؛ مقتضای امامت نیز همین است. ضمن آنکه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان غیبت و در تشرفات نیز به زبان شخص مخاطب سخن گفته است؛ زیرا مقتضای ایجاد ارتباط کلامی نیز همین است.
آری، شاید با توجه به اینکه زبان قرآن و سنت (زبان اسلام)، عربی است، در حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز زبان رسمی زبان عربی باشد (همانگونه که در دنیای امروز انگلیسی، زبان بینالمللی است) و همۀ مردم یا غالب آنها به
زبان عربی آشنا خواهند شد.
آیا میتوان وقت ظهور را پیشبینی کرد؟
ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به ارادۀ الهی بستگی دارد که در صورت فراهم بودن شرایط، به دستور خداوند تحقق مییابد. بنابراین تاریخ آن را فقط خداوند میداند و هیچکس نمیتواند تاریخ دقیق آن را پیشبینی کند. در روایات بیان شده که هرکس وقتی را برای ظهور مشخص کند، دروغگوست.
مهزم اسدی از امام صادق علیه السلام پرسید: «فدایت شوم! ظهور قائم آلمحمد عجل الله تعالی فرجه الشریف و تشکیل دولت حق که در انتظارش هستید، طول کشید؛ این امر کی تحقق خواهد یافت؟» حضرت فرمود:
تعیینکنندگان وقت ظهور دروغگویند؛ عجلهکنندگان هلاک میشوند و کسانی که تسلیم هستند، نجات مییابند. (1)
خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در اینباره فرمودهاند:
ظهور فرج، به ارادۀ خداوند متعال بستگی دارد و کسانی که برای ظهور وقت تعیین میکنند، دروغگو هستند. (2)
بنابراین هیچکس نمیتواند زمان ظهور را پیشبینی کند. البته ما باید همیشه و در هر لحظه منتظر ظهور باشیم و از عجله، تعیین وقت و گوش سپردن به سخن کسانی که وقت مشخص میکنند، بپرهیزیم و همواره تسلیم امر خداوند باشیم.
آیا ظهور نزدیک است؟
در اینکه ما در دورۀ آخرالزمان به سر میبریم تردید نداریم؛ اما در چه مقطعی از آخرالزمان، معلوم نیست و تحقق نشانههای عمومی ظهور، دلیل بر تحقق شرایط ظهور نیست؛ زیرا در نشانههای عمومی، چون علایم، غیرحتمی و دارای مراتباند، احتمالهای دیگری هم وجود دارد. امیدواریم که انشاءالله ظهور حضرت نزدیک باشد.
آیتالله بهجت، حتی به پیران نیز بشارت داده که ظهور نزدیک است؟
آیتالله بهجت چنین مطلبی را نفرمودهاند؛ البته اینکه همه _ چه پیر و چه جوان _ باید به ظهور حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف امیدوار باشند، سخن درستی است و مژدۀ ظهور هم کار پسندیدهای است و در دعاهای مربوط به حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده که «انّهُم یرَونَه بَعیداً وَنَراهُ قریباً؛ دشمنان ظهور فرج را دور میبینند، ولی ما (شیعیان) آن را نزدیک میبینیم» و نیز در روایت سفارش شده که هر صبح و شام، منتظر ظهور آن حضرت باشید. بنابراین همه امیدواریم که روزی شاهد ظهور حضرت باشیم و از این رو برای آمدن ایشان لحظهشماری میکنیم.
آیا صحت دارد که روز 25 ذی القعده روز ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود؟
در روایات به بعضی روزها به منزلۀ روز ظهور اشاره شده است؛ مثل روز جمعه، (1)شنبه، (2)یا روز نوروز (3)و روز عاشورا. (4)البته چنانچه دقت شود، این روایات اختلافی با هم ندارند. میتواند روز عاشورا در نوروز و جمعه یا شنبه اتفاق افتد.
البته روایات جمعه قویتر هستند، اما دربارۀ روز دحوالارض (25 ذیالقعده) روایتی در اینباره یافت نشد.
البته مرحوم سید بن طاووس میفرماید:
شیخ صدوق در کتاب ثواب الاعمال روایتی نقل کرده که روز 25 ذیالقعده روز قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است. (1)
اما چنین روایتی در کتابهای چاپ شده از ثواب الاعمال وجود ندارد. بنابراین نمیتوان گفت این روز، روز قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
آیا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف جمعه ظهور میکند؟
روز جمعه از چند جهت اختصاص به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دارد: یکی آنکه ولادت حضرت در آن روز بوده، و دیگر آنکه ظهور آن حضرت در روز جمعه خواهد بود، (2)ولی وقوع ظهور در روز جمعه امری قطعی نیست؛ اگرچه طبق بعضی از روایات، ظهور در روز جمعه خواهد بود.
چرا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در روز جمعه ظهور میکنند؟
اولاً، حکمت بعضی مسائل برای ما روشن نیست و ممکن است در آینده روشن شود؛
ثانیاً، از نظر اسلامی، جمعه، عید است و شرافت بسیاری دارد. از این جهت مناسبت دارد که ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که از اشرف حوادث عالم است، در چنین روز شریفی واقع شود. همانگونه که میلاد باسعادتش در جمعه واقع شده است. (3)زیارت آن حضرت در روز جمعه مستحب به شمار میرود و سفارش گردیده است؛
ثالثاً، مسئلۀ وقوع ظهور در روز جمعه، امری قطعی و تغییرناپذیر نیست.
محل وقوع ظهور کدام کشور است؟
براساس روایات، محل ظهور حضرت و اعلام آن به جهانیان، مکۀ معظمه است. در این خصوص روایات زیادی وارد شده که به یک نمونه اشاره میکنیم: امام باقر علیه السلام در این خصوص فرمودهاند:
چون امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، به مسجدالحرام میرود و پشت به کعبه میایستد و 313 مرد نزد او حاضر میشوند و نخستین سخنی که به زبان جاری میکند این آیه است: «بَقیَّةُ اللهِ خَیرٌ لَکُم إن کُنتُم مُؤمِنین». (1)
نیز بر پایۀ روایات دیگر، حضرت در مسجدالحرام ضمن اعلام ظهور، خود را به جهانیان معرفی و همگان را به پیروی از خود و پذیرش دین الهی دعوت میکند.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کجا ظهور میکند و آیا از همان ابتدا دست به قیام میزند؟ چرا و چه موقع به شهر قم و کوه خضر خواهد آمد؟
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در مکه ظهور میکنند و بنابر نظر مشهور، در همان موقع قیام مینماید، ولی برای تشریففرمایی ایشان به شهر مقدس قم و کوه خضر، روایت معتبری وجود ندارد.
البته گفتنی است که در روایات ائمۀ اطهار علیهم السلام، از شهر مقدس قم و مردم بافضیلت این سرزمین، خصوصاً در عصر غیبت به بزرگی یاد شده است؛ ازجمله این حدیث:
عفان بصری میگوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:
1) کمالالدین، ج1، باب32، ص604، ح16.
«آیا میدانی که قم را به چه سبب «قم» نامیدهاند؟» گفتم: «خدا و پیامبر و شما داناتر هستید». فرمود: «از این جهت قم نامیده شد که اهل آن در اطراف قائم آلمحمد عجل الله تعالی فرجه الشریف گرد میآیند و در رکاب او قیام و او را یاری میکنند و در یاری او استقامت میورزند». (1)
در زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف جهانیان چگونه از آمدن ایشان باخبر میشوند؟
ظهور امام مخفیانه نیست تا ابتدا افراد خاصی بدانند و بعد به سایرین خبر دهند؛ بلکه وقتی ظهور اتفاق بیفتد، همۀ مردم دنیا از آن مطلع میشوند. (2)به همین دلیل به ما گفته شده: خبر ظهور را از کسی قبول نکنید؛ زیرا اگر ظهور اتفاق بیفتد همه میفهمند و احتیاجی به خبر دادن نیست.
اما اینکه چگونه ممکن است همه با هم بفهمند؟ در پاسخ میگوییم: یکی از علامتهای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ندای آسمانی (3)است. همۀ مردم جهان آن را خواهند شنید و حتی کسانی که خواباند بیدار شده، آن را میشنوند (4)و از آن پس نام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بر سر زبانها میافتد و همه باخبر میشوند. (5)
1) بحارالانوار، ج6، ص216 (به نقل از: زندگانی کریمۀ اهلبیت علیها السلام، ص168).
2) امام صادق علیه السلام به مفضل فرمود: «کسی او را نمیبیند مگر همه با هم او را میبینند. پس هرکس غیر این را به شما گفت، تکذیبش کنید». (بحارالانوار، ج53، ص6).
3) یعنی قبل از ظهور، صدایی از آسمان نام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و نام پدرش را صدا زده، خواهد گفت: از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پیروی کنید. امام صادق علیه السلاممیفرماید: گویندهای از آسمان صدا میکند که آگاه باشید حق با علی علیه السلام و شیعیان اوست و این صدا و پیام آسمانی را همۀ مردم دنیا با زبانهای مختلف میشنوند و میفهمند. (الغیبة، شیخ طوسی، ص266).
4) الغیبة، نعمانی، ص262، ح13.
5) میزان الحکمة، ج1، ص186، ح247.
علاوه بر این، علامتهایی مانند قیام فرد پلیدی به نام سفیانی و نیز فرد باتقوایی به نام یمانی نیز در چند ماه قبل از ظهور اتفاق میافتد (1)و مردم را آمادۀ ظهور میکند.
اگر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند، ما او را چگونه بشناسیم و چه کاری باید انجام دهیم؟
در روایات، اوصاف جسمانی حضرت به خوبی بیان شده است. وقتی حضرت ظهور میکند، اعلام ظهور حضرت با نشانههایی نظیر ندای آسمانی همراه است که همگان آن را میشنوند. خود حضرت هم در نخستین روز ظهور، خویشتن را بهطور شفاف به جهانیان معرفی میکند. افزون بر این، معجزههایی که به دست حضرت آشکار میشود، میتواند یکی از راههای شناخت آن حضرت به شمار آید. در این هنگام، حجت بر همگان تمام میشود و همه به پیروی از دعوت حضرت و اطاعت از او موظف هستند.
اگر شخصی ادعا کند که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، چگونه باور کنیم و راه شناخت او چیست؟
مطمئن باشید وقتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند همه میفهمند. ظهور اتفاق کوچکی نیست که عدهای بفهمند و دستۀ دیگری نفهمند و یک عده به عدۀ دیگر خبر دهند. هنگام ظهور، همۀ مردم دنیا به یکباره مطلع خواهند شد؛ به همین دلیل هرکس خبر از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دهد، دروغ میگوید و نباید از هیچکس، خبر ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را قبول کرد.
برای مثال یکی از علامتهای قبل از ظهور، شنیده شدن نام امام از آسمان است که همۀ مردم دنیا به زبان خودشان نام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را میشنوند و اینکه
1) بحارالانوار، ج52، ص231، ح96.
صدای آسمانی میگوید: حق با امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. بنابراین تا چنین اتفاقات مهمی که همه با هم از آن باخبر میشوند اتفاق نیفتاده، ظهوری در کار نخواهد بود. بنابراین نباید حرف کسی را در اینباره باور کرد.
اما اگر منظور قبل از ظهور باشد، یعنی در زمان غیبت، کسی بتواند امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ببیند، باید بگوییم: در دوران غیبت، دیدن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بسیار کم اتفاق میافتد و در مواقع خاص ممکن است کسی توفیق دیدار امام را پیدا کند. لذا اگر کسی بگوید: من مرتب امام را میبینم، فرد دروغگویی است. اگر حضرت بخواهد خودش را معرفی کند، باید دلیلی بیاورد که افراد عادی از انجام دادن یا فهمیدن آن چیز مخفی عاجزند و با چنین دلیلی امام بودن خود را ثابت کند وگرنه بدون دلیل محکم و قطعی، این ادعا از کسی پذیرفته نیست؛ مثلاً مریض لاعلاجی را شفا دهد یا از درون قلب ما از حاجتی که به هیچکس دیگر نگفتهایم خبر دهد و امثال این موارد که افراد عادی قادر به آن نیستند. علاوه بر این، حضرت مشخصات ظاهری معیّنی دارد که میتوان از آنها نیز چهرۀ حضرت را تشخیص داد.
ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چه تأثیری در جهان دارد؟
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دو کار اساسی انجام میدهد:
دولتهای باطل را سرنگون میسازد؛
جهان را با تشکیل حکومت اسلامی، پر از عدل و داد میکند.
در دولت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف و در سایۀ اجرای درست و کامل تعالیم حیاتبخش اسلام و احکام جاوید و خردپسند قرآن، به کسی ظلم نمیشود و بشر استثمار نمیگردد؛ سطح فکری بشر به عالیترین درجه میرسد؛ بیماری،
بیکاری، پریشانی و سرگردانی از بین میرود و از تمامی منابع و گنجها استفاده میشود. انسانها در سراسر گیتی از سنت رفاه، آسایش، امنیت، عدالت، صلح و صفا برخوردار خواهند شد. آزادی، آسایش، خوشی، لذت، اتحاد، اتفاق، برابری و برادری، که از آغار خلقت همۀ انسانها در جستوجوی آن هستند، در حکومت واحد جهانی آخرین وصی خدا پدید میآید. (1)
چرا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور میکند؟
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آخرین حجت الهی است که برای اجرای کامل برنامههای دینی و رشد و تکامل انسانها به بالاترین درجات کمال و پیشرفت ذخیره شدهاند و بعد از ظهور، جهان را پر از عدل و داد میکنند و در سایۀ حکومت جهانی آن حضرت، دیگر از ستم، فقر و فساد در زمین خبری نیست. آن حضرت زمینۀ خوشبختی واقعی همۀ مردم از نظر مادی و معنوی را فراهم میآورد که همان سعادت دنیا و آخرت است و مردم از خیر و برکت زمین و آسمان بهرهمند میشوند.
ظهور صغرا و ظهور کبرای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چگونه است و چه چیزی پیشدرآمد ظهور کبرا شمرده میشود؟
ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نظیر غیبت صغرا و کبرا دو مرحلهای نیست، بلکه حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف یک ظهور بیشتر ندارد و آن عبارت از قیام و ظهور آشکار حضرت برای برپایی حکومت عدل الهی در سراسر جهان است. در روایاتی که از ظهور حضرت سخن به میان آمده نیز همین مطلب بیان شده است؛ یعنی قیام حضرت همان چیزی است که همگان در انتظار تحقق آن به سر میبرند.
1) نور مهدی، ص72.
با گذشت زمان و مشاهدۀ برخی آثار و نشانهها، که روایات آنها را نشانههای نزدیک شدن عصر ظهور مطرح کردهاند، این بینش و احساس برای انسان پدید میآید که گویا افقهای ظهور کمکم پدیدار میگردد و جهان به تدریج به این سمت پیش میرود و بشریت نیز نیاز به چنین حکومتی را بیش از گذشته احساس میکند. از این منظر میتوان این حرکت تدریجی و رونق روزافزون نام و یاد حضرت بر سر زبانها و در محافل علمی و جهانی را ظهور صغرا و پیشدرآمد ظهور حضرت تلقی کرد؛ اما اصل رخداد ظهور، حادثهای یکمرحلهای است که با فراهم شدن شرایط، به فرمان الهی روی میدهد.
آیا ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با قیامت همراه است؟
طبق روایات دو قیامت وجود دارد:
عدهای از مردگان است. پس نام دیگر رجعت، قیامت صغراست. البته
ظهور حضرت و مسئلۀ رجعت دو رویداد مستقل از هم هستند که ابتدا
ظهور حضرت و بعد رجعت انجام میگیرد. پس قیامت صغرا بر هر دو رویداد منطبق میگردد؛
1) سؤال از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایات، سیدفخرالدین موسوی، ص276.
علت اینکه ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را روز قیامت یا یومالمحشر میخوانند چیست؟
در روایات، در مورد ظهور حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف تعبیر روز قیامت یا یومالمحشر وجود ندارد. البته گاهی به ظهور آن حضرت قیامت صغرا گفته میشود؛ یعنی قیامت کوچک و قیامت در همین دنیا. شاید علت این نامگذاری، اتفاقات شگفتی است که در زمان ظهور آن حضرت پدیدار میشود؛ مثل زنده شدن گروهی از مردم. از آنجا که این امور به هنگام قیامت انجام میگیرد و از امور مربوط به قیامت است، به این دورۀ زمانی نیز که با دوران گذشته متفاوت است و به دوران بعد شباهت دارد، قیامت صغرا میگویند.
چگونه میتوان پس از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به مکه رفت؟
در زمان ظهور همه به مکه نمیروند تا جای این سؤال باشد که چگونه باید رفت. در روایات، دو گروه ذکر شده که به محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میرسند:
گروه اول، اصحاب خاص که 313 نفر هستند، در حالی که آنها در یک لحظه به صورت معجزهآسا در مکه حاضر میشوند؛ (1)یعنی وقتی شب در رختخواب خود خفتهاند، ناگهان خود را در مکه میبینند. (2)بنابراین در مورد آنها این مشکلات وجود ندارد.
گروه دوم، ده _ پانزده هزار نفر یاران حضرت هستند که بعد از این 313 نفر به مکه میرسند. آنها نیز با طیالارض به مکه میروند؛ (3)یعنی پیاده حرکت میکنند، اما چند قدم برداشته به مکه میرسند و در طی مسیر قدرت
فوقالعادهای دارند. بنابراین آنها نیز به گذرنامه و هواپیما احتیاج ندارند و دوری برای آنها بیمعناست. اینها یارانی هستند که با حضور آنها در مکه، حضرت ظهور و قیام میکند و حرکت خویش را آغاز مینماید، اما سایر مردم نیز لازم نیست در مکه باشند. هر کجا حضرت یا نمایندگانشان میرسند، مردم با آنها بیعت میکنند.
شرایط تحقق حکومت عدل جهانی چیست؟
مقصود از ظهور، تحقق حکومت عدل جهانی است که پیدایی آن، چهار شرط دارد:
وجود رهبر جهانی؛
برنامه و استراتژی حرکت و حکومت؛
یاوران؛
پذیرش جهانی.
هر حکومتی به رهبری شایسته نیاز دارد که توانایی ادارۀ نظام را داشته باشد و نیز برنامهای جامع لازم است که همۀ نیازهای جامعه را برآورد. در حکومت جهانی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، هم رهبر شایسته و هم برنامۀ جامع فراهم گردیده است؛ زیرا قرآن که عالیترین نسخۀ حکومت و حکومتداری را بیان کرده، برنامۀ حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که نمایندۀ خدا و آخرین جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است، رهبری حکومت را برعهده دارد.
از شرایط و زمینههای حکومت که نیاز به تحقق دارد، وجود یاوران لایق و
پذیرش جهانیان نسبت به حاکمیت عدل الهی است. به عبارت دیگر، برای تحقق حکومت عدل جهانی، یاوران حضرت، از نظر کمّی(تعداد) و کیفی(اوصاف و ویژگیها)، باید به گونهای باشند که بتوانند حاکمیت دنیای بزرگ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را عهدهدار شوند. چنانکه در بعضی از روایات آمده، یاوران حضرت 313 تن هستند که مقصود هستۀ مرکزی یاوران است. در روایات دیگر به حلقههای بیشتری از یاوران حضرت اشاره شده که گرد هم خواهند آمد.
جهانیان برای تحقق شرایط حکومت جهانی، باید برای پذیرش حاکمیت معصوم آماده گردند و از آن استقبال کنند. در آن زمان، مردم جهان همۀ مکاتب بشری و حکومتها را تجربه کرده و ناکامی آنها را در تحقق بخشیدن به
آرزوهای بزرگ بشر، در عمل دیدهاند و همۀ امیدشان به سوی حاکمیت منجی آسمانی است.
همه وظیفه داریم که در جهت تقویت جبهۀ یاوران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بکوشیم و با فرهنگسازی، جامعۀ خود و جامعۀ جهانی را برای پذیرش حکومت الهی و عدالت قرآنی آماده کنیم.
شرایط ظهور چیست و آیا باید همۀ آنها فراهم شود یا عوامل تسریع دیگری وجود دارد؟
شرایط متعددی برای ظهور باید فراهم شود؛ زیرا ظهور نیز مانند هر پدیدۀ دیگر، به زمینۀ مساعد برای بروز و نتیجه دادن احتیاج دارد و بدون آن شرایط، ظهور اتفاق نمیافتد. بنابراین عامل دیگری غیر از فراهم شدن شرایط و زمینههای ظهور نمیتواند موجب ظهور یا تسریع آن شود. البته عواملی هست که با وجود آن، این شرایط سریعتر به وجود میآید و در نتیجه ظهور زودتر اتفاق میافتد، اما به هر حال باید این شرایط فراهم شود.
به دو شرط از شرایط مهم ظهور اشاره میکنیم که شرایط دیگر نیز در درون آن
خواهد بود:
وجود یاران کارآمد: چنانکه روشن است وجود رهبر، هرچند بسیار آگاه و کارآمد باشد، بهتنهایی کافی نیست؛ زیرا باید کسانی باشند که دستورها و اهداف آن رهبر را اجرا کنند و به عرصۀ عمل آورند. بنابراین برای اینکه قیام ثمربخش باشد، باید افرادی باشند که اوامر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را دقیقاً و همانگونه که امام میخواهد انجام دهند؛ یعنی افرادی عالم و آگاه و در عین حال اهل تقوا و اخلاص باشند تا از موقعیت خود سوءاستفاده ننمایند؛ فداکار و جاننثار، اهل مبارزه و مقاومت باشند و از هیچ چیزشان در راه اطاعت از امام دریغ نکنند و با تمام وجود، در خدمت امام باشند و خود را وقف او نمایند؛
آمادگی مردمی: اگر رهبر و افراد فرمانبر باشند، اما تودۀ مردم آنها را نپذیرند و حاکمیت آنها را قبول نکنند، باز قیام و حرکت اثری نخواهد داشت. بنابراین شرط دیگر ظهور این است که مردم واقعاً طالب حکومت مهدوی باشند و تن به عدالت دهند و برای اجرای عدالت و اسلام و دین از چیزی دریغ نکنند و عدالت را فقط زمانی که به نفع آنهاست نخواهند، بلکه ارزش عدالت و دین را بفهمند و برای برقراری عدالت و معنویت سرمایهگذاری نمایند. این وقتی اتفاق میافتد که مردم اولاً، بفهمند تنها راه نجاتشان برقراری معنویت و عدالت است و ثانیاً، به این علم و فهم خود عمل کنند؛ یعنی عملاً برای آن اقدام نمایند. البته عواملی وجود دارد که این علم را تسریع میکند؛ مثل وجود وسائل ارتباط جمعی و رسانههای جهانی که میتواند پرده از چهرۀ مدعیان دروغین حقوق بشر، مبارزه با تروریسم، مبارزه برای امنیت و غیره بردارد و مردم زودتر بفهمند که اینان توان به سعادت رساندن انسان را ندارند و بلکه بیشتر آنها را گمراه میکنند و باید سراغ راه دیگری بروند. از طرفی دیگر، به این نتیجه برسند که با سیاستکاری و باندبازی و
فامیلگرایی و رشوه و صد عامل دیگر نمیتوان کشور و جامعهای سالم داشت و به سعادت رسید؛ بلکه تنها راه، اجرای عدالت است.
آنگاه برای معنویت و عدالت به پا خواهند خاست و هر نوع فساد و بیعدالتی را محکوم و برای عدالت فداکاری خواهند کرد. در این زمان میتوان گفت زمینه برای ظهور فراهم شده است و مردم حاضرند حکومت مهدوی را بپذیرند.
البته نباید گمان کرد که چنین چیزی به این زودیها اتفاق نمیافتد؛ زیرا نشانههایی وجود دارد که مردم هر روز بیشتر و بیشتر تشنۀ عدالت میشوند و به دنبال افراد عادل میگردند.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف،آمدنی است یا آوردنی؟ (چرا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور نمیکند؟)
باید توجه داشت که اصل ظهور و آمدن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پر کردن زمین از عدل و داد، از وعدههای الهی است و خداوند هرگز برخلاف وعدهاش عمل نمیکند. بنابراین ظهور حتماً اتفاق خواهد افتاد و چیزی نمیتواند مانع شود؛ پس تا این حد را میتوان آمدنی دانست و کسی نمیتواند آن را تغییر دهد.
اما اینکه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چه وقت ظهور میکند؛ زود یا دیر، این به دست مردم و بسته به شرایط است. هرچه شرایط زودتر فراهم شود، امام سریعتر ظهور میکند. همینطور با تأخیر شرایط، ظهور نیز به تأخیر میافتد. از این لحاظ میتوان گفت حضرت آوردنی است و برای تعجیل ظهورش باید تلاش کرد.
اما کِی و چه وقت مردم به این عقیده و بینش میرسند؟ وقتی به این نتیجه میرسند که تمام حکومتها و گرایشها را تجربه کنند و همۀ مدعیان با انواع تفکر، به مرور زمان بر سر کار آیند و نارسایی و ناتوانی همگی آنها برای مردم آشکار گردد. از اینرو در روایات آمده است: «دولت مهدی آخرین دولت است»؛ (1)
1) الارشاد، شیخ مفید، ج2، ص385.
تا عدهای نگویند اگر قدرت دست ما بود ما هم میتوانستیم. وقتی مردم از تمام مکتبها و حکومتها قطع امید کردند (چنانکه این اتفاق در غرب در حال وقوع است) خواهان منجی الهی میشوند و این ظرفیت را در خود ایجاد میکنند که هرچه منجی الهی گوید، با جان و دل بپذیرند و بهجا آورند. چنین جامعهای، جامعۀ منتظر است و با چنین شرایطی میتوان توقع ظهور داشت.
آیا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، هنگامیکه 313 یار داشته باشد، ظهور میکند؟
در روایتی جناب عبدالعظیم حسنی از امام جواد علیه السلام نقل میفرمایند:
... یجتمع الیه من اصحابه عدة اهل بدر، ثلاث مأة وثلاثة عشر رجلاً من اقصی الارض... فاذا اجتمعت له هذه العدة من اهل الاخلاص أظهر الله امره... ؛ (1)
313 نفر از اصحاب امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به تعداد اهل بدر، از اطراف زمین به سوی حضرت میآیند و اطرافش جمع میشوند... وقتی این عده از اهل اخلاص جمع شوند، خداوند امرش را آشکار میکند.
برخی براساس این روایت معتقدند: «اگر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فقط 313 یار مخلص داشته باشد، ظهور میکند». (2)
اما حقیقت آن است که تکمیل شدن این تعداد یار برای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تنها شرط و علت تامه برای ظهور نیست، بلکه یکی از شرایط ظهور، وجود یاران است. ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شرایط دیگری مانند آمادگی و استقبال جهانی نیز دارد. بنابراین زمینۀ ظهور و حکومت جهانی فقط وجود یاران نیست.
با وجود این همه ستم و فسادی که در دنیا رایج شده و خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هم شاهد آن هستند، چرا ظهور نمیکنند؟ (امام عصر وقتی بیاید ظالمان و مستکبران را نابود میکند؛ اما چرا این کار وقتی صورت میگیرد که جهان پر از ظلم شود؟مگر پیشگیری بهتر از درمان نیست؟)
باید توجه داشت که آنچه موجب ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میشود، آمادگی مردم برای پذیرش حکومت امام و همچنین وجود یاران مخلص و فداکاری است که دستورهای امام را دقیقاً اجرا کنند و در این راه از هیچ کوششی فروگذاری ننمایند.
بنابراین وجود ستم و پر شدن عالم از آن، باعث ظهور نمیشود. آری، در روایات آمده که حضرت زمانی ظهور میکند که زمین پر از ستم شود؛ اما معنای این روایتها این نیست که پر شدن جهان از ظلم و ستم، علت ظهور است، بلکه میفرماید: هنگام ظهور وضع جهان چنین خواهد بود و حضرت در اوج بیداد و ستم ظهور خواهد کرد. به عبارت دیگر، این احادیث گویای اوضاع جهان در زمان ظهور است، نه بیانکنندۀ علت ظهور.
پس اگر بخواهیم ظهور هرچه سریعتر اتفاق بیفتد، باید زمینۀ پذیرش حکومت عدل امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را در خود و جامعه به وجود آوریم و به جایی برسیم که بدانیم به جز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، کسی نمیتواند ما را به نیکبختی برساند و هرچه امام امر کند، به سود ماست؛ گرچه این عدالت مهدوی، گاه به ضررمان نیز تمام شود. البته پر شدن جهان از ستم نیز انسان را برای هرچه زودتر به نتیجه رسیدن، یاری میرساند.
نکتۀ بعد اینکه باید دریابیم پیشرفت صنعت و علم، بدون معنویت و انسانیت، به تنهایی نمیتواند برای مردم عدالت و سعادت بیاورد؛ بلکه انسانی الهی لازم است تا به کمک علم و هدایت او، نیازهای واقعی بشر پاسخ گفته شود و
او راه سعادت را به همه نشان دهد. بنابراین برای ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، آمادگی عمومی جامعه برای حقپذیری و ظلمستیزی آنان و فراهم شدن یاران مخلص و فداکار، ضروریترین شرط ظهور است و در غیر اینصورت، امام به تنهایی نمیتواند کاری انجام دهد؛ چنانکه ائمۀ گذشته نتوانستند جامعه را اصلاح کنند.
پس مهم، فراهم شدن زمینۀ ظهور است که در رأس آنها، آمادگی جامعۀ انسانی برای پذیرش دولتی کاملاً حقگرا و ظلمستیز، براساس فرمانهای الهی قرار دارد؛ وگرنه، هر اندازه هم بیداد زیاد باشد، امام ظهور نخواهد کرد؛ چون زمینۀ ظهور فراهم نشده است و ایشان نمیتواند برنامۀ الهی خود را اجرا کند.
با توجه به مطالب یادشده، روشن شد که برای تسریع در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، باید یاوران مخلص و توانمندی تربیت شوند، و در فضای جامعه و در سطح بینالملل، نام و یاد حضرت گسترش یابد و فرهنگ مهدویت تبلیغ شود، تا مردم مشتاق و آمادۀ پذیرش حکومت عدل جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف گردند.
چگونه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصری که فساد و تباهی همۀ عالم را فرا گرفته و جز عدۀ کمی بر اصول خود باقی نماندهاند، ظهور میکند؟
پاسخ این مسئله را در بررسی ریشههای هر انقلاب میتوان یافت. انقلاب بزرگ و جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز یکی از این انقلابها خواهد بود. با این تفاوت که این انقلاب، جهانی است، از وحی نشأت گرفته و آخرین وصی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آن را بدون خطا و اشتباه برقرار خواهد نمود.
دو رشته علل و عوامل برای بروز هر انقلابی لازم است:
به ستوه آمدن مستضعفان؛
توانمندی رهبر در به هم ریختن وضع موجود و اتحاد امت در ایجاد انقلاب.
روایات زیادی به این دو عامل در عصر پیش از ظهور اشاره دارند. گروهی از روایات به ناامنیهای پیش از ظهور دلالت میکنند؛ مثل جنگ، کشتار، فتنهها، اسیر شدن مسلمانان، مرگهای ناگهانی، جنایات هولناک، هرجومرج و...؛ نیز گروهی به وضعیت نابسامان اقتصادی و گسترش فساد و تباهی، مانند کمبود باران و یا باریدن بارانهای بیموقع، خشک شدن دریاچهها و رودها، گسترش گرانی، گرسنگی، فقر، رکود تجارت، مبادلۀ زنان در مقابل مواد غذایی و... اشاره مینمایند؛ گروهی دیگر از روایات به زمینهسازان قیام و انقلاب جهانی مهدوی به رهبری عالمان و دانشمندان شیعه به خصوص اهل قم، مرکز نشر فرهنگ اسلامی، اشاره میکنند. دیگر نشانهها از این شمار است: وجود مؤمنان حقیقی و رهبران نستوه مانند: جوانی خوشسیما از بنیهاشم (1)به نام سید خراسانی و یا جوانی خوشرو از ناحیۀ دیلم به نام سید حسنی (2)و همچنین یمانی و... که اینان پرچم را به صاحب اصلیاش حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تقدیم خواهند نمود.
بنابراین در روایات علاوه بر گسترش ظلم و فساد و تباهی، به نکات روشن و روزنههای امید نیز اشاره شده است؛ حضور مؤمنان در سراسر گیتی و در تمامی اعصار، حتی در اوضاع سخت پیش از ظهور.
انسانها از نظر صفات اخلاقی متفاوتاند: کسانی که صالح و قیامگر واقعی هستند و در تمامی اعصار با ظلم و فساد مبارزه کردهاند، در قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز مشارکت جدی خواهند داشت، اما خیلی از افراد ناصالح نیز بصیرت یافته، آثار سوء و منفی فساد و تباهی و ناهنجاری را در خود و جامعه مشاهده خواهند نمود و به انقلابیها خواهند پیوست.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درباره چگونگی بقا و فنای حکومتها فرمودهاند:
الملکُ یبقی مع الکُفر ولا یَبقی مَعَ الظُلم. (1)
بنابراین ظلم از عوامل زوال حکومتهاست.
پس کثرت ظلم و فساد نهتنها از عوامل استبعاد قیام نبوده، بلکه از عوامل شتابزا برای هر انقلاب اصلاحی به شمار میآید. در ضمن، کیفیت نیروهایی که در قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف وارد عمل میشوند، خیلی بالا و زیاد است. امام صادق علیه السلام فرمودند:
به هریک از آنها توان چهل مرد داده شود. (2)
در روایات به ایمان راسخ، اطاعت محض از امام عجل الله تعالی فرجه الشریف، قدرت و توانمندی، هوشیاری، کاردانی، شجاعت، مقاومت، سختکوشی و سایر صفات حسنه و ممتاز آنان اشاره شده است که به جهت اختصار از ذکر آنها صرف نظر کردیم.
خداوند متعال در قرآن میفرماید:
«...کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرةً بِإِذْنِ اللهِ وَاللهُ مَعَ الصَّابِرِینَ»؛ (3)
چه بسیار گروه اندک که با خواست و یاری خداوند بر سپاهی بسیار بزرگ غالب آمدهاند و خداوند یار و مددکار صابران است.
اگرچه تعداد فاسدها و منحرفان زیاد هم باشد، ارادۀ خداوند بر پیروزی صالحان و مستضعفان تعلق خواهد گرفت؛ زیرا:
سطح آگاهی مردم بهطوری بالا میرود که از وضعیت موجود ناراضی و خواهان ایجاد حکومت عدل الهی هستند (آمادگی عمومی برای ظهور و قیام)؛
خداوند متعال نیز یاری و امدادهای غیبی (مثل وارد کردن رعب و ترس در دل دشمنان) خود را میرساند.
این سه عامل اصلی، باعث پیروزی حضرت و شکست دشمنان است.
چه چیزی موجب تأخیر ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میشود؟
مهمترین عامل تأخیر ظهور حضرت، آماده نبودن جهان برای پذیرش حکومت الهی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ زیرا سنت الهی بر این است که در صورت آمادگی بندگان، لطف و عنایت خود را از آنان دریغ نکند. ضمن اینکه هیچگاه این امر اجباری نیز نخواهد بود؛ بلکه وعدههای الهی در صورت انتخاب و اختیار مردم تحقق خواهد یافت. در منابع دینی به منظور ایجاد چنین آمادگی و گسترش آن، ائمه علیهم السلام به جامعۀ شیعی توصیه کردهاند که در عصر غیبت، همواره حالت انتظار و آمادگی برای ظهور و یاری آن حضرت را داشته باشند و زمینههای دعوت و استقبال از ایشان را در جامعه پدید آورند. به همین جهت در فرهنگ شیعی، عصر غیبت را «عصر انتظار» به حساب میآورند.
امام سجاد علیه السلام میفرماید:
ان اهل زمان غیبته القائلون بامامته المنتظرون لظهوره افضل اهل کل زمان؛ (1)
مردمی که در زمان غیبت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به سر میبرند و معتقد به امامت
وی هستند و خود را آمادۀ ظهور او کردهاند، بهتر و شایستهتر از مردم هر
1) بحارالانوار، ج52، باب فضل انتظار الفرج و فضل الشیعة فی زمان الغیبة، ص122.
زمان دیگرند.
این برتری و فضیلت با توجه به شرایط خاص زمانی عصر غیبت است که وظایف ویژهای را برعهدۀ شیعیان میگذارد؛ زیرا در چنین موقعیتی، ثبات قدم در راه آن حضرت و دفاع از مکتب تشیع کاری دشوار است. رسالت مهم شیعه در این دوران اولاً، معرفت صحیح به آن حضرت و ترویج آن و ثانیاً، عمل به وظایف و تکالیف فردی و اجتماعی و دوری از گناه و آلودگی به فساد است؛ زیرا همچنانکه عمل به احکام دینی و اجرای امر به معروف و نهی از منکر در اصلاح جامعه و زمینهسازی برای ظهور حضرت مؤثر است، گناه و آلودگی به فسادهای اخلاقی، سیاسی و اجتماعی نیز ظهور حضرت را به تأخیر انداخته، محرومیت جامعه از ایشان را بیشتر میکند.
علایم ظهور چیست؟
علایم ظهور، نشانههایی است که قبل از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به وقوع میپیوندد و از نزدیک شدن و حتمی بودن ظهور خبر میدهد و مایۀ امید مؤمنان و ترس و وحشت کافران میشود.
فرق بین علایم و شرایط چیست؟
شرایط ظهور وابستگی تام و تمام به ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دارد، ولی علایم ظهور فقط نشانه و اعلام نزدیک بودن ظهور است. برای ظهور امام باید شرایط جمع باشد، اما در علایمْ چنین مسئلهای لازم نیست. برای مثال یکی از شرایط تحقق نماز، دخول وقت است؛ تا وقت نماز نشود، نمیشود نماز خواند. همچنین یکی
از نشانههای وقت نماز، اذانی است که از رادیو پخش میگردد؛ لذا نماز خواندن متوقف بر پخش اذان نیست، بلکه صدای اذان نشانۀ داخل شدن وقت است. بنابراین ممکن است اذان گفته نشود ولی وقت داخل شده باشد و میتوان نماز خواند.
ثانیاً، برای امر ظهور باید همۀ شرایط جمع باشد، برخلاف علایم که ظهور متوقف بر پدیدار شدن همۀ علایم و حضور همه نیست؛ مثلاً برای خواندن نماز باید همۀ شرایط از قبیل وقت، قبله، طهارت و... با هم وجود داشته باشد.
ثالثاً، ما نسبت به شرایط ظهور مکلف هستیم و باید زمینههای تحقق آن را مهیا سازیم، ولی نسبت به ظهور علایم و ایجاد آنها وظیفهای نداریم. (1)
آیا علایم ظهور بداپذیر است؟
روایات، علایم ظهور را به دو قسم حتمی و غیرحتمی تقسیم نموده است؛ لذا بدا در علایم غیرحتمی واقع میشود، اما در علایم حتمی نظرات مختلف است:
شیخ طوسی (2)و برخی دیگر (3)معتقدند علایم حتمی مورد بدا و تجدیدنظر الهی واقع نمیشوند؛ زیرا در روایات به حتمی تصریح دارد و براساس فهم عرفی رخ دادن آن قطعی است؛ علاوه بر آنکه اگر این علایم همه بدا بپذیرد، برخلاف ظواهر است و نتیجۀ این سخنان لغو بودن تقسیمبندی به حتمی و غیرحتمی است.
مرحوم نوری (4)و برخی دیگر (5)معتقدند در علایم حتمی نیز بدا حاصل میشود؛ زیرا محتوم در روایات به معنای تغییرناپذیری نیست، بلکه چهبسا مراد مرتبهای
1) برخی از صاحبنظران تفاوتهای دیگری را ذکر نمودهاند. برای آگاهی بیشتر به کتاب تاریخ غیبت کبری، تألیف سیدمحمد صدر، ص489 به بعد مراجعه فرمایید.
2) کتاب الغیبة، ص432.
3) مکیال المکارم، موسوی اصفهانی، ج1، ص471؛ موعودشناسی، علیاصغر رضوانی، ص520؛ جزیرۀ خضراء، افسانه یا واقعیت، علامه سیدجعفر مرتضی عاملی، ص51.
4) نجم الثاقب، ص832.
5) سلوک منتظران، ص190.
است از تأکید که در آن منافاتی با تغییر در مرحلهای از انجام وجود آن ندارد؛ ضمن آنکه اگر قائل به بدا نباشیم، مقصود این میشود که دست خدا در اینباره بسته شده باشد و همچنین روایاتی که احتمال ظهور را همیشه و یا ناگهانی بیان میکند، مشخص میکند که احتمال بدا در این علایم وجود دارد.
البته برخی هم قائل به تفصیل هستند و بدا را در اصل علایم حتمی قائل نیستند، اما در کیفیت آن قائل هستند؛ مثلاً میگویند سفیانی محتوم است و حتماً میآید، اما شاید کیفیتش بدا بپذیرد و تغییر کند.
کدامیک از نشانههای ظهور واقع شده است؟
یکی از آسیبهای جدی مباحث مهدویت، تطبیق است؛ (1)لذا تطبیق علایم ظهور بر حوادث و وقایع و ادعا نمودن تحقق علایم به صورت قطعی، نهتنها قابل پذیرش و دفاع نیست، بلکه تولید آسیب نیز مینماید.
چندی پیش شخصی ادعا نمود که از علایم ظهور فقط پنج نشانه که حتمی هستند باقی مانده است (2)که موجب نارضایتی و نگرانی فراوانی شد تا جایی که برخی به تأمل، نقدی بر آن نوشتند. (3)
بنابراین این سؤال با توجه به تطبیق، قابلیت پاسخ صریح و روشن ندارد؛ زیرا هیچ عالمی علم ندارد که این حادثه واقعاً همان علامت ظهور باشد، مثل روایت کشته شدن عبدالله که برخی آن را به پادشاه فعلی عربستان تطبیق دادهاند (4)و تطبیق آن هیچگاه صحیح نیست. مثلاً علامه مجلسی در ذیل روایتی مینویسد:
این روایت که متن آن تغییریافته و اشتباه دارد، سند آن به بدترین خلق خدا یعنی عمر بن سعد میرسد. من آن را ذکر کردم تا دانسته شود همه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را قبول دارند. (1)
ضمن آنکه برخی از علامتها نشانه برای فرج و گشایش مؤمنان و یا خبر از یک اتفاق و واقعه است و ربطی به ظهور حضرت ندارد؛ مانند وقوع گرمای شدید (2)یا روایات رایات سود که به بنیالعباس اشاره دارد. (3)
خروج دابة الارض چیست؟
خروج دابة الارض به معنای بیرون آمدن جنبدۀ زمین است که در قرآن دربارۀ آن آمده است:
«وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لاَ یُوقِنُونَ»؛ (4)
و چون قول [عذاب] برایشان واجب گردد، جنبدهای را از زمین برای آنان بیرون میآوریم که با ایشان سخن گوید که: مردم [چنانکه باید] به نشانههای ما یقین نداشتند.
قرآن این مسئله را بر اجمال و ابهام نهاده، ولی با روایات اسلامی و سخنان مفسران بحثهای فراوانی شده که میرساند:
این پدیده مربوط به علایم ظهور نیست، بلکه از «اشراط الساعة» یعنی از نشانههای نزدیک شدن قیامت است که روایات فراوانی در اینباره در کتب
اهلسنت و شیعه آمده است (1)و در یک جمعبندی میتوان گفت:
از نظر شیعه «دابة الارض» انسان است، اما در نگاه اهلسنت طبق تعدادی از گزارشها، حیوانی عجیبالخلقه است و این پدیده بعد از ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف صورت میگیرد که در روایات به رجعت امیرمؤمنان علیه السلام اشاره شده است.
از امام صادق علیه السلام نقل شده اشت که فرمود: «در حالی که امیرمؤمنان علیه السلام در مسجد خوابیده بود، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نزد او آمدند و علی علیه السلام را با پای مبارکش حرکت دادند و فرمودند: "برخیز ای جنبدۀ الهی"».
کسی از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد: «ای رسول خدا! آیا ما حق داریم یکدیگر را به چنین اسمی فرا بخوانیم؟» پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «نه، این نام مخصوص اوست و او همان جنبدۀ زمین است که خداوند در قرآن فرموده «هنگامی که فرمان عذاب آنها برسد، جنبدهای را از زمین بر آنها خارج سازیم که با ایشان سخن بگوید که مردم به آیات ما ایمان نمیآورند». سپس حضرت فرمودند: «ای علی! در آخرالزمان خداوند تو را در بهترین صورت زنده میکند و وسیلهای در دست توست که دشمنانت را با آن نشانه میگذاری». (2)
در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام نقل شده که مردی به عمار یاسر گفت: «آیهای در قرآن است که فکر مرا پریشان ساخته و مرا در شک انداخته است». عمار گفت: «کدام آیه؟» گفت: «آیۀ «وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لَا یُوقِنُونَ»؛ این کدام جنبنده است؟»
عمار گفت: «به خدا سوگند روی زمین نمینشینم، غذا نمیخورم و آبی نمینوشم تا دابة الارض را به تو نشان دهم». پس همراه آن مرد خدمت حضرت علی علیه السلام آمد، در حالی که حضرت غذا میخورد. هنگامی که چشم امام علیه السلام به عمار افتاد، فرمود: «بیا». عمار آمد و نشست و با امام غذا خورد.
آن مرد سخت در تعجب فرو رفت و ناباورانه به این صحنه نگریست؛ چراکه عمار به او قول داده بود و قسم خورده بود تا به وعدهاش وفا نکند، غذا نخورد. گویی قول و قسم خود را فراموش کرده است.
هنگامی که عمار برخاست و با حضرت علی علیه السلام خداحافظی کرد، آن مرد رو به او کرد و گفت: «عجیب است؛ تو سوگند یاد کردی که غذا نخوری و آب ننوشی و بر زمین ننشینی، مگر اینکه دابة الارض را به من نشان دهی». عمار گفت: «من او را به تو نشان دادم، اگر فهمیدی». (1)
فرق بین علایم ظهور با اشراط الساعة چیست؟
علایم از واژۀ عَلَم و به معنای نشانههاست که برای ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و احادیثی با عنوان همین موضوع در کتابها آماده است.
اما اشراط جمع شرط به معنای نشانه و سرآغاز است. اهل لغت میگویند: اولین ستارۀ بهاری را شَرَط میگویند؛ لذا سرآغاز هر چیزی را شَرَط نامیدهاند و اشراط الساعة یعنی نشانههای آن. (2)
الساعة به معنای قیامت و رستاخیز است. اشراط الساعة یعنی نشانههای قیامت که کتابهایی با همین عنوان وجود دارد. یکی از مشهورترین آنها کتاب اشراط الساعة، تألیف بزرنجی، متوفای 1103 است.
بنابراین ماهیت علایم ظهور با اشراط الساعة متفاوت است؛ زیرا علایم ظهور، نشانههایی برای ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است، ولی اشراط الساعة نشانههایی برای قیامت است که در سورۀ شمس تعدادی از آنها ذکر شده است:
«إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ، وَ إِذَا النُّجُومُ انکَدَرَتْ،...»؛
زمانیکه خورشید خاموش شده و ستارگان افول مینمایند... .
ملاحم چیست؟
ملاحم جمع ملحمه به معنای جنگ و کشتار است. در قدیمیترین کتاب لغت در اینباره این واژه آمده است:
الملحمة: الحرب ذات القتل؛ (1)
ملحمه یعنی جنگ دارای کشته.
ابنفارس هم در این رابطه مینویسد:
لحم به معنای تداخل است.گوشت را از این جهت لحم میگویند که برخی از اجزای آن در برخی دیگر فرو رفته، و جنگ را به دو جهت ملحمه میگویند: یکی اینکه افراد در جنگ در صفوف یکدیگر فرو میروند، و دیگر اینکه: کشتهها در آن همانند گوشت روی هم انباشته شوند. (2)
کتابهایی که احادیث و پیشگوییهایی در مورد جنگ و جدال و کشتارها
را جمعآوری نموده، «الملاحم» خوانده میشود، که قدیمیترین کتاب در این زمینه، کتاب ابنمنادی است با عنوان الملاحم که مشتمل بر سیصد و دوازده حدیث است.
فتن چیست؟
فتن جمع فتنه است که در لغت به معنای امتحان و آزمایش است. در قدیمیترین کتاب لغت آمده است:
الفتن احراقُ الشیء بالنار؛ (1)
فتن به معنای سوزاندن چیزی با آتش است.
آنگاه با آیۀ شریفه برای گفتار خود شاهد میآورد:
«یَوْمَ هُمْ عَلَی النَّارِ یُفْتَنُونَ»؛ (2)
روزی که آنها در آتش سوزانده میشوند.
ابنفارس هم در اینباره میگوید:
اصل صحیح یدل علی ابتلاء واختیار؛ (3)
فتن یک واژه صحیحی است که بر امتحان و آزمایش دلالت میکند.
در ادامه مینویسد:
فتنت الذهب بالنار؛
طلا را با آتش، خالص کردم.
بنابراین حوادث و اتفاقاتی را که مردم در آن گداخته میشوند تا معیار و ارزشها معلوم شود، فتنه میگویند؛ چنانکه در قرآن میخوانیم:
«أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لاَ یُفْتَنُونَ»؛
آیا مردم گمان میکنند که با ابزار ایمان رها میشوند و آزموده نمیشوند.
لذا احادیثی که مشکلات و بحرانهای آخرالزمان را نقل میکنند، احادیث فتن نام گرفتهاند که برخی آن را نام کتاب خود نهادهاند؛ مثلاً حافظ نعیم بن حماد، متوفای 229 چنین کتابی دارد و بیش از دو هزار حدیث در آن ذکر کرده است.
آیا زیارت ناحیۀ مقدسه، سند دارد؟
این زیارت را مرحوم ابنمشهدی در المزار الکبیر از ناحیۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که برای برخی از نواب صادر شده بود، نقل کرده است. ابنمشهدی عالمی ثقه است. وی دربارۀ این زیارت در کتاب مینویسد: «انها صدرت من الناحیة المقدسة» منتهی ایشان به جهت اختصار، سندها را در کتابش ذکر ننموده و در مقدمۀ کتابش مینویسد:
و در این کتاب، زیارات مختلفی را دربارۀ مشاهد مشرفه و نیز دربارۀ تشویق
و ترغیب به مساجد، ادعیۀ برگزیده، تعقیب نمازها، مناجات با خداوند، نمونهای از دعاهای روحبخش و دعاهایی برای امور مهم و عظیم آوردهام. این ادعیه را که به سند خود از راویان شیعه به ائمۀ اطهار میرسند،
نقل کردهام. (1)
مرحوم محدث نوری در خاتمۀ مستدرک الوسائل ضمن تجلیل از ایشان مینویسد:
از مقدمۀ مؤلف چنین برمیآید که تمام آنچه در این کتاب، از مجموعۀ زیارات و دعاها آمده، از ائمۀ اطهار رسیده است. (2)
آقای نجمالدین طبسی مقالۀ مفصل و جامعی دربارۀ اثبات سند این زیارت نوشته است؛ (3)آقای سیدهدایت طالقانی هم چهار جلد کتاب دربارۀ شرح و
پاسخ به اشکالات وارده و سند این زیارت نوشته است (1)که علاقهمندان میتوانند به آنها مراجعه فرمایند.
علایم ظهور چه فوایدی دارد؟
با بررسی و تأمل در روایات علایم ظهور، به فواید آن در جامعه پیخواهیم برد که به برخی از آنها اشاره میشود: (2)
آگاهی امت از پرچمها و دعوتهای گمراهکننده؛
بشارت به ظهور دعوتهای حق و قیام هایی که در آن مردم را به حق دعوت مینمایند؛
اخبار غیبی از آن جهت که خرق عادت است، از اهم دلایل نبوت و امامت به شمار میآید، لذا نشر و تحقق آنها یقین را در قلوب مسلمانان بیشتر میکند؛
بعد از تحقق هریک از علایم، اطمینان مردم به اصل ظهور بیشتر خواهد شد؛
محرک مسلمانان در زمینهسازی برای ظهور است و به آنان آمادگی روحی، سیاسی و جهادی برای شرکت در حکومت آن حضرت خواهد داد.
کلیۀ علایم ظهور را بیان کنید؟
اعتقاد به آمدن مصلح در آخرالزمان از دل تاریخ سرچشمه میگیرد و مخصوص اسلام و تشیع نیست. به عبارت دیگر، همۀ ادیان ظهور منجی را انتظار میکشند، ولی در این میان اسلام و به ویژه مذهب تشیع _ برخلاف ادیان و مذاهب دیگر _ از
ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تفسیر و تصویر روشنی ارائه داده، به گونهای که حتی حوادث و رویدادهای پیش از ظهور را نیز بیان نموده است.
از مجموعه حوادث و رویدادها و تحولات پیش از ظهور یا همزمان با آن، به «نشانهها یا علایم ظهور» تعبیر میشود.
منابع دینی، بسیاری از رخدادهای طبیعی و دگرگونیهای سیاسی _ اجتماعی را از نشانههای ظهور یاد کردهاند. بدیهی است که درجۀ اعتبار و درستی همۀ این نشانهها یکسان نیستند. برخی در منابع معتبر آمده و از جهت سند و دلالت استوار است و برخی در کتب اهلسنت و از منابع درجۀ دوم به حساب میآید.
بنابراین بهطور دقیق و یقینی نمیتوان تعداد علایم ظهور را تعیین کرد، ولی مجموعۀ این روایات به ما اطمینان میدهند که در آستانه ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حوادثی رخ خواهد داد.
از میان این علایم برخی قطعی هستند که به «علایم یا نشانههای قطعی ظهور» معروفاند؛ یعنی اولاً، پدیدار شدن آنها بدون هیچ قید و شرطی قطعی و الزامی خواهد بود و ثانیاً، ظهور حضرت حتماً پس از وقوع آن علایم خواهد بود و همۀ آنها در نزدیکی ظهور (حدود شش ماه قبل از ظهور) اتفاق خواهد افتاد. برخی دیگر نیز غیرحتمی هستند. امام باقر علیه السلام در اینباره فرمودند:
نشانههای ظهور دو دسته است: یک دسته نشانههای غیرحتمی و دستۀ دیگر نشانههای حتمی... . (1)
نشانههای حتمی:
1) الغیبة، نعمانی، باب18، ص429.
بیتالمقدس حرکت میکند؛ امام صادق علیه السلام فرمود:
اگر سفیانی را ببینی، پلیدترین مردم را دیدهای؛ (1)
خسف بیداء: خسف یعنی فرو رفتن در زمین، و بیداء نام بیابانی میان مکه و مدینه و به معنای نابودی است. وقتی لشکر سفیانی پس از فتح مدینه از آنجا خارج میشوند و به سوی مکه حرکت میکنند، همه در بیابان بیداء بهطور معجزهآسا به زمین فرو میروند؛
ندای آسمانی: منظور صدایی است که در شب و روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان از آسمان شنیده میشود و همۀ دنیا و هرکس به زبان خود آن را میشنود. امام صادق علیه السلام فرمود:
ندادهندهای از آسمان به نام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف و نام پدرش آواز میدهد؛ (2)و (3)
بین قیام قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف و کشته شدن نفس زکیه، تنها پانزده شب فاصله است. (4)
در میان بیرقهایی که پیش از قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بلند میشود، پرچمی هدایتکنندهتر از پرچم یمانی وجود ندارد که آن پرچم هدایت است؛ چون شما را به سوی صاحبتان دعوت میکند. (1)
قیام یمانی، همزمان با سفیانی است. (2)
به نشانههای حتمی، نشانههای قریب (نزدیک به ظهور) نیز گفته میشود؛ چراکه همۀ آنها در فاصلۀ کمتر از یک سال مانده به ظهور اتفاق میافتند. (3)
نشانههای غیرحتمی:
علایم غیرحتمی، علایمی است که تحقق آن مشروط است. شاید به خاطر تغییر اوضاع جهان اتفاق نیفتد و همچنین معلوم نیست که پس از اتفاق افتادن، چه مدت طول خواهد کشید تا ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به وقوع پیوندد. علایم غیرحتمی زیاد است؛ تعدادی از آنها اتفاق افتاده و تعدادی نیز امکان دارد اتفاق بیفتد. اما نکتۀ قابل توجه این است که انسان باید از تطبیق کردن پرهیز نماید و اتفاقات جاری را به آسانی همان نشانۀ ظهور نداند؛ زیرا این ادعا دلیل قاطع و یقینی میخواهد و نمیتوان آن را با سلیقۀ خود تعیین کرد. چهبسا چنین برداشتی باعث امید کاذب و واهی یا باعث بدبینی و یأس گردد. همانطور که قبلاً یادآوری گردید، نشانههای غیرحتمی بسیار است و در صحت و دلالت نیز با یکدیگر تفاوت دارند و برخی از علایم قیامت میباشند، نه ظهور.
در ذیل به برخی از آنها اشاره میشود:
_ بیرون آمدن پرچمهای سیاه از طرف خراسان؛
_ خسوف و کسوف در یک ماه رمضان؛
_ بارانهای پیاپی؛
_ جنگهای خونین؛
_ گسترش ظلم و فساد؛
_ آمدن غربیها به سرزمین عراق؛
_ فتنه و آشوب در سوریه؛
_ اختلاف در میان امت اسلام؛
_ انقراض سلسلۀ بنیعباس؛
_ بالا آمدن آب دجله؛
_ قیام سید حسنی؛
_ گرانی و بالا رفتن قیمتها و... .
در پایان باز تذکر میدهیم که انسان نباید با شنیدن علایم ظهور و یا خواندن آنها در جایی، این نشانهها را قاطعانه بر اوضاع فعلی جهان تطبیق دهد؛ زیرا معلوم نیست که روایت به کدام واقعه اشاره دارد؛ زیرا در روایات، نشانهها به گونۀ کلی بیان شده و قابل تطبیق بر موارد متعدد است. همچنین روشن است که علامات حتمی و نزدیک به قیام حضرت هنوز اتفاق نیفتاده است.
نشانههای مادی و معنوی ظهور کداماند؟
بسیاری از نشانههای ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که در گفتار پیشوایان دینی برشمرده شده، جنبۀ معنوی دارد و انحطاط اخلاقی و معنوی انسانهای آخرالزمان را نشان میدهد. با وجود آنکه بیشتر نشانهها با اخلاق و معنویت انسانها ارتباط دارد، نشانههای ظهور را به نشانههای معنوی و مادی میتوان تقسیم کرد:
الف) نشانههای معنوی:
_ فراگیری ظلم و ستم؛
_ مهجور ماندن قرآن؛
_ حلال شدن محرمات الهی؛
_ تفسیر معارف دینی برپایۀ خواستههای شخصی؛
_ دشواری دریافت حقایق قرآن و آسانی دریافت سخنان باطل؛
_ زینتکاری مساجد؛
_ بیتوجهی به نماز و... .
ب) نشانههای مادی:
_ فراوانی امکانات مادی و روی آوردن دنیا به مردم؛
_ حاکمیت زنان؛
_ گسترش رشوهخواری کارکنان دولت؛
_ آشکار شدن قمارها و... . (1)
چند علامت دیگر تا ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باقی مانده است؟
بهطور کلی علامتهای ظهور به دو دسته تقسیم میشوند: حتمی و غیرحتمی.
الف) علامتهای غیرحتمی:
علامتهایی است که وقوع آن حتمی و قطعی نیست؛ یعنی به وضع جهان بستگی دارد؛ اگر لازم باشد اتفاق میافتد و اگر موقعیت آن فراهم نباشد، اتفاق نمیافتد. (2)بیشتر علامتهایی که برای ظهور شمرده شده، از این قسم است.
1) بحارالانوار، ج52، ص256.
2) ممکن است منظور از علامتهای غیرحتمی، آنهایی باشد که وقوعشان، ظهور حضرت را فوراً و با فاصلۀ نزدیک به دنبال ندارد؛ چراکه نشانههای غیرحتمی یک امر کلی و بسیار عام و دارای مراتب و درجات مختلف است؛ مثل زیاد شدن ظلم و فساد که در هر دورهای بوده و مردم هر دوره گمان میکردند که ظلم و فساد عالمگیر شده و دیگر بالاتر از این مرتبه نیست؛ اما ایبسا که در دوران بعد، ظلم و فساد به مراتب بیشتر از دوران قبلی بشود.
بنابراین نمیتوان گفت چند علامت مانده است تا ظهور اتفاق بیفتد. چون واقعاً معلوم نیست چند علامت از علامتهای غیرحتمی اتفاق خواهد افتاد. از طرف دیگر، نمیتوان گفت اتفاقهایی که در دنیا رخ میدهد، همان علامتهایی است که در روایات آمده؛ زیرا این حرف به دلیلهای محکمی احتیاج دارد که معمولاً به دست آوردن آنها آسان نیست و امکان دارد در آینده شبیه همان اتفاق دوباره تکرار شود. پس نمیتوان گفت علامت ذکر شده، به کدام واقعه اشاره دارد. بنابراین نباید هر اتفاقی را به سادگی بر علامتی که در روایات آمده منطبق کرد یا حرف کسانی را که تطبیق میدهند پذیرفت.
ب) علامتهای حتمی:
علامتهایی هستند که امامان ما فرمودهاند حتماً و با فاصلۀ کمی از ظهور، اتفاق خواهند افتاد و امکان ندارد به وقوع نپیوندند. آنها پنج علامتاند و همگی در نزدیکی ظهور اتفاق میافتند و تا به حال هیچکدام اتفاق نیفتاده است.
دربارۀ علامتهای غیرحتمی هم باید دقت کرد و هر اتفاقی را علامت ظهور ندانست و چنین سخنانی را به آسانی قبول نکرد.
سفیانی چه کسی است؟
پیش از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مردی از نسل ابوسفیان از منطقۀ شام خروج میکند و با تظاهر به دینداری، گروه زیادی از مردم را فریب میدهد و بر بخش گستردهای از سرزمینهای اسلامی مثل سوریه، فلسطین، اردن و عراق تسلط مییابد. آنگاه که از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آگاه میشود، سپاهی عظیم به
طرف مکه گسیل میدارد و در منطقۀ «بیداء» (بین مکه و مدینه) به امر خداوند قهار، همۀ لشکریان او به جز چند نفر در زمین فرو میروند. از این حقیقت به «خسف بیداء» یاد شده است. از روایات استفاده میشود که خروج سفیانی، از نشانههای حتمی ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
آیا دشمن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف (سفیانی) در حال حاضر زنده است، یا آنکه متولد خواهد شد؟ وی از چه طایفهای و اهل کجاست؟
بنابر روایات، سفیانی شش ماه قبل از ظهور قیام میکند. (1)اما از آن روی که هنگام ظهور مشخص نیست، نمیتوان دربارۀ متولد شدن سفیانی چیزی گفت. در روایات آمده است که سفیانی از نسل ابوسفیان، یعنی طایفۀ بنیامیه است. (2)محل تولدش نیز در روایات بیان نشده است اما از شام و سوریه قیام میکند (3)و لشکری نیز (4)برای مبارزه با امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به مدینه و لشکری را برای قتلعام شیعیان به سوی عراق میفرستد. (5)و (6)
آیا این ادعا که سفیانی در ارتش سوریه دیده شده، صحیح است؟
از مرحوم بهلول نقل شده که فردی به نام عثمان بن عنبسه را در آن پیرامون دیده است. هرچند در روایات آمده است که سفیانی، عثمان بن عنبسه نام دارد
1) بحارالانوار، ج52، ص239، ح106 و ص204، ح32؛ در روایت اول آمده که سفیانی و حضرت در یکسال خواهند بود، و در روایت دوم خروج سفیانی در ماه رجب بیان شده است و با توجه به قیام حضرت در محرم (عاشورا)، معلوم میشود که شش ماه فاصله خواهد شد.
2) بحارالانوار، ج52، ص213، ح65.
3) بحارالانوار، ج51، ص217، ح6.
4) بحارالانوار، ج52، ص140، ح51.
5) بحارالانوار، ج52، ص215، ح72 و ص222، ح87.
6) برای اطلاعات بیشتر در مورد سفیانی، نک: سفیانی از ظهور تا افول، نصرتالله آیتی.
اما به صرف همنام بودن، نمیتوان گفت او سفیانی است. به علاوه روایتی که نام او را عثمان بن عنبسه گفته، قابل اعتماد نیست. لذا این سخن هیچ مطلبی را ثابت نمیکند و وجود سفیانی را در ارتش سوریه یا هر جای دیگر نمیرساند.
سید حسنی کیست؟
روایات چند نفر را سید حسنی یاد کردهاند؛ ازجمله شخصی که نزدیک ظهور در مکه قیام میکند و به دست اهل مکه به شهادت میرسد و سرش را برای شام میفرستند. این شخص، همان نفس زکیه، یکی از نشانههای حتمی ظهور است.
دیگری که به احتمال بسیار زیاد همان سید حسنی است که از نشانههای ظهور معرفی شده، کسی است که از طرف دیلم خروج میکند، ستمگران را میکشد و وارد کوفه میشود. وقتی خبر ظهور و قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به او میرسد، نزد حضرت میآید و پس از درخواست نشانه و کرامت از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، او و بسیاری از سپاهیانش با حضرت بیعت میکنند و به خیل عظیم سپاهیان آن حضرت میپیوندند.
آیا تعبیر از آیتالله خامنهای به سید حسینی درست است؟
اولاً، روایات شخصی را به عنوان سیدحسینی نقل نکردهاند تا بتوان برای او مصداقی پیدا کرد.
ثانیاً، تطبیقْ یکی از آسیبهای مهدویت است؛ زیرا تطبیق دلیل کافی و قطعی لازم دارد در حالی که چنین دلایلی وجود ندارد و معمولاً افراط در تطبیق علایم ظهور بر وقایع، باعث ایجاد امید کاذب یا ناامیدی و شک در مردم میشود و باید از چنین کارهایی پرهیز کرد. (1)
1) برای آشنایی بیشتر نک: فصلنامۀ انتظار موعود، ش 15، مقالۀ آقای محمدصابر جعفری.
سید خراسانی چه کسی است؟
مسئلۀ دیگری که در برخی روایات از نشانههای ظهور خوانده شده، خروج خراسانی است. در همان سالی که سفیانی قیام میکند، سید خراسانی از سمت مشرق قیام کرده، به سمت کوفه میرود. در روایات این شخص به خوبی معرفی نشده، ولی ظاهراً پرچمدار حق است که برای مبارزه با ظلم قیام میکند.
دجال چه کسی است؟
دجال به معنای کذاب و دروغگو، ستمکاری است که در آخرالزمان مردم را گمراه میکند. در منابع روایی، ظهور این شخص، حادثهای همزمان با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به شمار آمده است.
در مورد اینکه دجال شخص خاصی است یا به معنای هرکس یا هر جریان انحرافی است که موجب گمراهی مردم شود، در میان علمای شیعه و همینطور علمای اهلسنت دو دیدگاه وجود دارد: برخی به دیدگاه اول عقیدهمندند، در حالی که گروهی دیگر بر دیدگاه دوم پافشاری میکنند.
در جمعبندی این دیدگاهها میتوان گفت با توجه به اینکه در روایات از دجالهای متعدد سخن به میان آمده، هر شخص یا جریانی که موجب گمراهی مردم گردد، دجال شمرده میشود؛ اما در میان این دجالان، شخص فریبنده و حیلهگری است که سرآمد همۀ دجالان و فتنهگران است و این دجال از نشانههای ظهور حضرت به شمار میآید. یک جمعبندی دیگر هم اینکه: هر جریان فکری حتماً یک رهبر هم دارد، پس دجال هم میتواند به خط فکری اطلاق شود، و هم به رهبر آن.
از آنجا که دجال قبل از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میآید، آیا میتوانیم به سخنان او گوش دهیم؟
نام دجال، بیشتر در کتابهای اهلسنت آمده است و شیعه فقط اشارهای به
آن دارد. اینکه دجال فرد خاصی است یا به هر فرد دروغگو نیز دجال میگویند، هر دو احتمال وجود دارد؛ اما در هر صورت، منظور این است که فردی دروغگو و فریبکار قبل از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام میکند و مردم را فریب میدهد و گروهی هم فریب او را میخورند.
اما وظیفۀ ما این است که نباید به سخن دروغگو و فریبکار گوش دهیم و از او پیروی کنیم، بلکه باید مقاومت کرده، در برابر او به مبارزه برخیزیم. اما راه شناخت اینکه چه کسی راست میگوید، چیست؟
اهمیت آموختن مسائل و معارف دین، مخصوصاً مسائل مربوط به مهدویت در همینجا روشن میشود. کسانی که مسائل را در زمان غیبت فرا گیرند و بدانند اسلام چه میگوید و پیام دین چیست، آنگاه سخن را تشخیص میدهند و دروغگو را میشناسند. بنابراین افرادی که جاهل هستند و از دین چیزی نمیدانند، فریب دجال و هر فرد مکار دیگری را میخورند، اما افراد دانا هرگز از اینها پیروی نمیکنند.
آیا قبل از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کافران از مؤمنان جدا میشوند؟
امام باقر علیه السلام فرمود:
به خدا سوگند حتماً از یکدیگر بازشناخته میشوید! به خدا قسم باید پاکسازی شوید! به خدا قسم حتماً بوجاری و غربال خواهید شد، همانگونه که «زؤان» (دانهای کوچک است که میان گندمها میروید) از گندم غربال میشود! (1)
1) الغیبة، نعمانی، ص293.
بنابراین خیلی از مردم در دوران غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از صراط مستقیم منحرف و دچار تردید میگردند و فریب ابلیس و پیروان او را میخورند و از مذاهب و مکاتب انحرافی گوناگونی پیروی میکنند. فقط مؤمنان حقیقی که به کتاب خدا و عترت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تمسک کردهاند، نجات مییابند و فتنهها و امتحانات آخرالزمان، هیچ خللی در عزم و ارادۀ پولادین آنها ایجاد نمیکند؛ به قول شاعر:
ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوۀ رندان بلاکش باشد
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد
اصولاً شخصیت واقعی انسانها در گذر زمان و در مواقع امتحانات و بلاهای گوناگون، ظاهر و مؤمن یا کافر بودن نیز در مواقع سخت نمایان میشود؛ آن وقت سره از ناسره معلوم میگردد.
آیا هنگام ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف خورشید از مغرب طلوع میکند؟
برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف علامتهایی را از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام نقل کردهاند که بعضی از آنها حتماً اتفاق خواهد افتاد و برخی دیگر احتمال دارد اتفاق بیفتد، یعنی علایم حتمی و غیرحتمی.
با توجه به بسیاری از روایات، معلوم میشود که طلوع خورشید از مغرب، از نشانههای برپایی قیامت است، نه از علایم ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ یعنی قبل از شروع قیامت، خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد. (1)
البته یکی از یاران امام علی علیه السلام فرموده است:
منظور از خورشیدی که از مغرب طلوع میکند، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. (2)
1) خصال، شیخ صدوق، ص431، ح13؛ تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج4، ص115، ح336؛ بحارالانوار، ج55، ص145، ح3.
2) «انّ الذی یصلی عیسی بن مریم خلفه هو التاسع من ولد الحسین بن علی علیه السلام وهو الشمس الطالعة من مغربها؛ کسی که حضرت عیسی پشت سر او نماز خواهد خواند، نهمین نسل امام حسین علیه السلام و او همان خورشید طلوعکننده از مغرب است» (کمالالدین، ص528، ح1).
اما چون اکثر روایات، طلوع خورشید از مغرب را از نشانههای قیامت بیان کردهاند، ما نیز آن را از نشانههای قیامت میدانیم، نه ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف.
درست است که میگویند: پیراهن امام حسین علیه السلام دست امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است و هر لحظه که خون از آن پیراهن جاری شود، هنگام ظهور است؟
روایات بر اینکه پیراهن امام حسین علیه السلام نزد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است، دلالت میکند، (1)ولی دربارۀ ادامۀ کلام مبنی بر این که «حضرت هر صبح به پیراهن خونین مینگرد و هرگاه خون تازه از آن جاری شد، نشانۀ وقت ظهور است»،
روایتی نیافتیم.
البته برخی روایات میگویند:
زمان ظهور که فرا رسد، شمشیر حضرت از نیام بیرون میآید و پرچم و لوای حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که نزد آن حضرت است، باز میشود و... .
آیا مراد از مرگ «عبدالله» که در روایت امام صادق علیه السلام نشانۀ ظهور است، عبدالله پادشاه عربستان است؟
امام صادق علیه السلام در روایتی میفرماید:
هرکس مرگ عبدالله را برای من تضمین کند، من ظهور قائم را برای او ضمانت میکنم... . (2)
آقای کورانی دربارۀ این روایت و مسائل مشابه آن به تفصیل بحث کرده است، (3)اما تطبیق «عبدالله» در این روایت به ملک عبدالله، پادشاه عربستان، هرچند
احتمال دارد، اما قطعی نیست، چهبسا صد سال دیگر پادشاهی از خاندان آلسعود به نام عبدالله در آن سرزمین به مسند قدرت بنشیند و منظور از این روایت، او باشد.
اندیشۀ مهدویت دچار آسیبهایی شده است. (1)مسئلۀ تطبیق، یکی از این آسیبها به شمار میرود که برخی با خواندن یا شنیدن چند روایت در علایم ظهور، آنها را بر افراد یا حوادثی خاص تطبیق میدهند. اینگونه تطبیقها پیآمدهای نامطلوبی دارد که به آن اشاره میشود:
تعیین وقت و استعجال (عجله کردن و صبر و تحمل نکردن)؛ (2)
نومیدی و یأس بر اثر واقع نشدن ظهور؛
به دلیل احتمال تحقق نیافتن تطبیقهای مطرح شده، افرادی به اصل ظهور بیاعتقاد میشوند و یا در اصل روایات به شک میافتند.
آیا طوفانها و حوادثی که اکنون در جهان رخ میدهد نشان از آمدن حضرت است؟
به حوادثی که قبل از ظهور اتفاق میافتد، از دو جهت میتوان نگریست:
حوادثی که نشانههای نزدیک شدن ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند؛
برخی حوادث، زمینهساز ظهورند.
بنابراین میتوان گفت که دو اصطلاح هست: 1. علایم ظهور که بعد از شروع غیبت و قبل از آغاز ظهور اتفاق میافتد و وقوع آنها در احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام ذکر شده است؛ 2. شرایط ظهور، که حوادثی است که نزدیک زمان ظهور واقع میشود و زمینه را آماده میسازد و رابطۀ مستقیمی با ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دارد.
در ضمن برخی از نشانه های ظهور حتمی است که اگر این نشانهها ظاهر شود بیشک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور خواهد کرد. این نشانهها قبل از ظهور حتماً به وقوع میپیوندند که عبارتاند از:
اما در مورد سؤال، اولاً، نمیدانیم منظور کدام طوفان و حوادث است و ثانیاً، حتماً از نشانههای ظهور امام نیست و اگر هم باشد شاید از علایم غیرحتمی است. در نتیجه میتوان گفت: طوفانها و حوادثی که در جهان رخ میدهد مصداقی از حوادث عمومی و بلاهای طبیعی پیش از ظهور است و لازم نیست که در روایات به اینها تصریح شده باشد.
من در جایی شنیدهام که قبل از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جنگ هایی رخ میدهد که حدود دو سوم شیعیان از بین میروند، آیا چنین چیزی صحت دارد؟ دربارۀ آن توضیح دهید.
منابع دینی، جنگهای خونین و کشتارهای بزرگ را از نشانههای ظهور یاد کردهاند. (1)گویا این جنگها میان اهل باطل، بر سر رقابتهای مادی و سیاسی روی میدهد که در نهایت بدون پیروزی هیچیک از دو گروه و پس از بر جای گذاشتن انبوهی از کشتهها پایان مییابد. لذا از مجموع روایات، این نتیجهها به دست میآید:
1) بحارالانوار، ج52، ص246، 251 و 388.
کشته میشوند؛ بلکه آنچه صحت دارد کشته شدن تعداد زیادی از انسانهاست نه شیعیان، و چون اکثریت جهان، غیرشیعهاند، کشتهها نیز بیشتر از آنها خواهد بود؛
تعدادی از کشتهشدگان در جنگ، و تعدادی به واسطۀ بیماریهای مسری جان میسپارند؛
در میان اقلیتی که باقی میمانند، شیعیان و دوستداران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند. (1)
1) چشم اندازی به حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص45.
آیا هنگام ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، برای برقراری عدل و قسط در تمام جهان، زمانی طولانی لازم است؛ چند سال؟
حرکت اصلاحی حضرت را بعد از ظهور و قیام، به دو مرحله میتوان تقسیم کرد: الف) مرحلۀ جنگ و مبارزه؛ ب) مرحلۀ ارشاد و تبلیغ.
مرحلۀ اول (جنگ و مبارزه):
طبیعی است که با قیام حضرت، ستمگران به دشمنی برخاسته، بیتوجه به سخنان منطقی امام، میخواهند این حرکت را که به ضرر منافع جاهطلبانۀ آنهاست، در نطفه خفه کنند. بنابراین سران کفر و فساد، زبانی جز شمشیر و جنگ نمیشناسند؛ و اصولاً برای گفتوگو و کشف حق نیامدهاند. پس حضرت در ابتدا مجبور است با آنان برخورد مسلحانه کند و دست آنها را از قدرت و اموال مظلومان کوتاه گرداند. از روایات چنین استفاده میشود که این مرحله بیش از هشت ماه طول نمیکشد و پس از آن تمام جهان به تسخیر حضرت درمیآید، آتش جنگ و مبارزه خاموش میشود. (1)
1) الغیبة، نعمانی، ص164، ح2 و 5.
مرحلۀ دوم (ارشاد و تبلیغ):
بعد از سرنگونی سران کفر و فساد، که منطقی جز زور نمیشناختند، نوبت به مردم عادی میرسد که اهل منطق و استدلال هستند و از پذیرش حق امتناع ندارند. در این مرحله، دیگر حضرت به زور متوسل نمیشود و از کسی نمیخواهد که به زور چیزی را بپذیرد، بلکه حقیقت دین را تبلیغ میکند و هرکس از هر مکتبی دلیل بخواهد، با مبانی اعتقادی دین خودش، جواب او را میدهد. به این صورت، مردم با شنیدن دلایل کافی و قطعی امام، به ایشان ایمان میآورند. در روایتی، امام باقر علیه السلام میفرماید:
حضرت مهدی بعد از ظهور، با پیروان تورات براساس تورات، و با پیروان انجیل طبق انجیل، و با اهل زبور طبق زبور و با مسلمانان براساس قرآن حکم میکند. (1)
طبیعی است که این مرحله زمان بیشتری میبرد. در روایات، به مدت زمان این مرحله اشاره نشده است، اما چون تبلیغ به زمان احتیاج دارد که فرد بشنود، تحقیق و فکر کند و نتیجه بگیرد، از این رو مدتی طول میکشد تا همۀ زمین دین حق را بپذیرند و همۀ جهان مسلمان شوند؛ اما در این مدت، امنیت و آسایش و عدالت برقرار است؛ و بحث علمی و عقیدتی آزاد و منطقی، به جنگ و ناامنی
نیاز ندارد.
براساس روایات، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و یارانش بعد از ظهور با چه اسلحهای نبرد میکنند؟
آنچه در متن روایات آمده این است که حضرت و یارانش با شمشیر قیام میکند
1) بحارالانوار، ج51، ص29، ح2.
و غیر از سیف (شمشیر) چیز دیگری بیان نشده است. (1)
اما منظور از شمشیر چیست، چند نظر وجود دارد:
منظور از شمشیر، قیام مسلحانه است و گفتن شمشیر کنایه از جنگ و مبارزه است و سلاح خاصی مدنظر نیست؛ بنابراین در هر زمان ظهور کند با ابزار آن زمان جنگ خواهد کرد؛ (2)
منظور شمشیر معمولی است؛ زیرا قبل از ظهور تمام سلاحهای پیشرفته در اثر جنگهای فراوان تمام میشود. چیزی جز سنگ و چوب و شمشیر نمیماند و یا در سایۀ پیشرفت عقل بشر، خود انسانها سلاحها را نابود میکنند و چیزی جز سلاح سرد نمیماند؛ (3)
منظور شمشیر معمولی است؛ یعنی خود حضرت شمشیر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یا امیرالمؤمنین علیه السلام را دارد، لذا از سلاحهای کشتارجمعی که همه را با هم از بین میبرد و نظامی و غیرنظامی نمیشناسد، استفاده نمیکند و این خود نشان عدالت ایشان است، اما اینکه چگونه میتوان با شمشیر در مقابل سلاحهای پیشرفته مبارزه کرد، باید گفت یا معجزه است؛ یعنی قدرت اصلی حضرت، قدرتی معنوی و فوق طبیعی است؛ چنانکه در روایات آمده که هرجا حضرت حرکت کند قبل از ایشان ترس بر آنجا مستولی شده، کسی جرأت کاری را نمییابد. بنابراین با آنکه سلاحها وجود دارد، کسی جرأت بهکارگیری آن را نمییابد؛ یا بهطور طبیعی است؛ یعنی با آنکه سلاحها وجود دارد، ولی بهکارگیری
آن به سوخت (نفت و بنزین) احتیاج دارد و در آن زمان این سوختها از دسترس بشر خارج میشود. بنابراین اساساً حضرت به سلاحهای مدرن احتیاجی نخواهد داشت. (1)
با توجه به رشد تکنولوژی، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با چه وسیلهای (اسب یا...) ظهور میکند؟
در زمان قدیم، از اسب برای وسیلۀ حمل و نقل استفاده میشد و امروزه در شهرها و مراکز بزرگ، دیگر این کاربرد را ندارد، اما در زمان حاضر هم به عنوان نماد استفاده میشود؛ مثلاً در حال حاضر پلیس انگلستان از اسب در شهر استفاده میکند. این بدان معنا نیست که در این کشور اروپایی پیشرفت وجود ندارد، بلکه در کنار ماشینهای مدرن، پلیس از اسب نیز استفاده میکنند و منافاتی بین این دو نمیبینند.
در زمان ظهور نیز اسب داشتن امام، منافاتی با وجود ابزار دیگر نخواهد داشت و به این معنا نیست که حضرت همیشه از اسب استفاده میکند، بلکه میتواند در مراسم و مواقع خاصی از آن استفاده نماید؛ زیرا در روایات، تعابیری وجود دارد که میتواند اشاره به وسایل فوقپیشرفته باشد؛ مانند اینکه در روایت آمده حضرت سوار بر ابر میشوند (2)و تاکنون چنین چیزی اتفاق نیفتاده است.
بهطور خلاصه در زمان ظهور، حضرت از وسایل نقلیۀ روز و در عین حال اسب نیز استفاده خواهند کرد و ایندو با هم منافاتی ندارد؛ چنانکه در عصر حاضر نیز شاهد آن هستیم.
البته این احتمال نیز وجود دارد که منظور این روایات از اسب، همان وسایل
نقلیه باشد و چون در زمان امامان معصوم علیهم السلام که این احادیث بیان شده است، مردم از اسب برای حمل و نقل استفاده میکردند و برای آنها وسایل پیشرفتۀ امروزی قابل فهم نبوده، امامان معصوم علیهم السلام نیز طبق فرهنگ و فهم مردم زمان خود سخن گفتهاند.
آیا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف عصا هم دارند؟
در روایات آمده است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با میراث پیامبران خدا میآید که یکی از آنها عصای حضرت موسی علیه السلام است.
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
جهان پر از هرجومرج میشود؛ افق زندگی تیره و تار میگردد؛ در این موقع مهدی ما میآید در حالی که پیراهن آدم در تن او، انگشتر حضرت سلیمان در انگشت او و عصای حضرت موسی علیه السلام در دست اوست. (1)
قرآن کریم، عصای موسی را معجزۀ آن حضرت معرفی کرده است که با آن دشمن را میترساند و کارهای گوناگونی انجام میداد. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز طبق روایات، همچون موسی علیه السلام آن را به کار میبرد. بنابراین عصای موسی علیه السلام ازجمله نشانههای الهی است که به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به ارث میرسد، نه اینکه وسیلهای معمولی برای راه رفتن و تکیه دادن باشد.
در زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، چه حوادثی رخ میدهد؟
در زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، حوادث ذیل رخ میدهد:
1) کافی، ج1، ص231.
تمام قوانین و رسمهای جاهلیت پایان میپذیرد؛
رفاه، امنیت، عدل و مساوات به بالاترین حد خود میرسد؛
عقل بشری به کمال خود میرسد؛
دانشهای مخفی ظاهر میشوند؛
تمام گنجهای زمین به بهرهبرداری میرسند.
خلاصه بعد از آمدن آن حضرت، تحول عظیم و شگرف در جهان به وجود خواهد آمد. امام باقر و امام صادق علیهما السلام فرمودند:
قائم ما که ظهور میکند، مردم را به امر جدید دعوت میکند، همانگونه که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چنین کرد. (1)
وقایع هنگام ظهور را بیان فرمایید؟
هنگامی که خداوند متعال اذن ظهور و فرمان قیام را صادر کند، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کنار کعبه، بین حجرالاسود و درب کعبه ظاهر میگردد و ظهور و برنامۀ خود را به اطلاع جهانیان میرساند. جبرئیل علیه السلام و 313 نفر از اصحاب خاص حضرت با ایشان بیعت میکنند. وقتی عدد سپاهیان حضرت به دههزار نفر رسید، قیام از مکه آغاز میشود و کوفه محل حکومت جهانی حضرت خواهد بود. در این زمان حضرت عیسی علیه السلام بر زمین بیتالمقدس نازل میشود و هنگام نماز، به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اقتدا میکند و جهانیان و به ویژه مسیحیان را به اطاعت و یاری امام زمان علیه السلام فرا میخواند. پس حضرت با کمک سپاهی عظیم از مؤمنان و لشکری از فرشتگان و ایجاد رعب و وحشت در دل ستمگران، عدالت را در سراسر جهان برقرار میسازد و به هرگونه ظلم و تباهی خاتمه میدهد _ انشاءالله.
1) بحارالانوار، ج52، ص313-336.
مطابق روایات، آن حضرت پس از شنیدن ندایی آسمانی، که همۀ مردم جهان را از ظهور حضرت آگاه میکند، ظاهر میشود و ظهور ایشان از کنار خانۀ کعبه در مسجدالحرام خواهد بود و اولین جملهای که حضرت میفرماید، آیۀ 86 سورۀ هود است: «بَقِیَّةُ اللهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنتُمْ مُؤْمِنِینَ» و سپس میفرماید: «من بقیةالله، خلیفةالله و حجةالله در میان شما هستم».
و نیز در روایت آمده اولین کسی که با حضرت بیعت میکند، جبرئیل است و پس از آن در بین رکن و مقام، مردم با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بیعت میکنند.
پس از ظهور چه اتفاقی رخ خواهد داد؟
حضرت بعد از ظهور و جمع شدن یارانش، پیام دین و اسلام را به مردم میرساند و از آنان میخواهد که از اسلام پیروی و عدالت را اجرا کنند. اکثر مردم سخن امام را میپذیرند و جزء یاران ایشان میشوند و اگر کسی دلیلی برای سخنان امام بخواهد، حضرت دلایل خویش را بیان و به این صورت ابتدا اتمام حجت میکند. با وجود این، عدهای از ظالمان و ستمکاران که منافع خود را در خطر میبینند، با آنکه میدانند حق با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، در مقابل او میایستند. امام نیز با آنها میجنگد و جهان بعد از شکست خوردن آنها پر از عدالت و معنویت و اخلاق میشود و همه در سایۀ رهبری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از نعمتهای مادی و معنوی بهرهمند میگردند، و امنیت و آسایش همهجا برقرار میشود و فضای عمومی جامعۀ مهدوی، عطرآگین به بوی عدالت خواهد شد.
اولین کسی که در زمان ظهور با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ملاقات میکند، کیست؟
طبق روایات، اول کسی که با آن حضرت بیعت میکند، جبرئیل است. ابان بن تغلب از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود:
همانا اول کسی که با قائم عجل الله تعالی فرجه الشریفبیعت میکند، جبرئیل است... .
طبرسی از امام صادق علیه السلام نقل کرده که در حدیثی فرمود:
... پس خداوند عزوجل، جبرئیل را میفرستد تا نزد او بیاید و از او سؤال کند: به چه چیزی دعوت میکنی؟ قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف او را از ماهیت دعوت خبر میدهد. جبرئیل میگوید: پس من اول کسی هستم که با تو بیعت میکنم. آنگاه میگوید: کف دستت را بده و آن را بر دست خود مسح میکند... . (1)
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای برآوردن نیازهای زندگی خود و یارانش در دوران قیام چه کار خواهد کرد؟
آن حضرت و یارانش از کمکهای مردمی، غنایم جنگی و امدادهای غیبی بهرهمند خواهند شد.
شیعیان مجازند از آنچه در دست دارند (در توان دارند) به نیکی انفاق کنند. اما هنگام قیام قائم ما، گنجها بر صاحبانشان حرام میشود؛ تا اینکه با آنها امام عجل الله تعالی فرجه الشریف را در مقابل دشمن یاری کنند. (2)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یارانش حرکت میکنند تا اینکه وارد قسطنطنیه میشوند و به جایی میروند که پادشاه روم سکونت دارد و سه گنج را از آنجا بیرون میآورند: گنجی از جواهرات، گنجی از طلا و گنجی از نقره؛ آنگاه حضرت اموال و غنیمتها را بین لشکریان تقسیم میکند؛ (3)
هنگامی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در شهر مکه قیام و حرکت به سوی کوفه را قصد نماید، منادی ندا میکند [به نیروهای حضرت] که هیچکس غذا و آب با خود بر
ندارد؛ و حضرت، سنگ حضرت موسی علیه السلام را (که دوازده چشمۀ آب از آن جوشیده) به همراه دارد. [در مسیر راه] به هر منزلی میرسد، آن سنگ را به زمین میزند و چشمههای آب از آن میجوشد. با نوشیدن از آن، گرسنگان سیر و تشنهگان سیراب میشوند. زاد و توشۀ راه آنان تا رسیدن به شهر نجف، اینگونه است... . (1)
خداوند متعال نیز وعدۀ نصرت و یاری مستضعفان و صالحانی را داده که برای حق قیام کنند: «... إِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرْکُمْ...». (2)
بنابراین در ابتدای قیام و حرکت حضرت، آب و غذای یاران به گونهای اعجازانگیز تأمین میشود (امداد الهی) و در مراحل بعد کمکهای مالی شیعیان و مسلمانان و حتی غیرمسلمانان (که حرکت اصلاحی و همراه با عدالت امام را میبینند) به یاران امام میرسد. همزمان با آزادسازی شهرها و کشورها از دست ظالمان، سپاهیان حضرت از منابع موجود در آن مناطق هم استفاده میکنند.
آیا امام زمان هنگام ظهور، بر سر قبر مادرش فاطمه علیها السلام حاضر میشود و آن را به مردم نشان میدهد؟
از فلسفۀ مخفی بودن قبر حضرت فاطمه علیها السلام چنین برمیآید که در آن زمان، دیگر قبر مخفی او آشکار میشود؛ چراکه فلسفه و حکمت مخفی بودن آن قبر شریف، اعتراض به غصب خلافت، پایمال کردن حق علی علیه السلام، تصرف اموال فاطمه علیها السلام (فدک) و بهطور کلی به دلیل اعتراض به عملکرد مسلمانان، به ویژه خلفای جور بوده است. حضرت با این کار خواستهاند به مسلمانان اعلام کنند که من (فاطمه، تنها دختر و فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم) از خلفا رضایت ندارم و به همین دلیل
نخواستم آنان بر جنازۀ من نماز بگزارند و در تشییع جنازۀ من حاضر شوند. برای اینکه مسلمانان آن زمان و دیگر زمانها به این مسئله بیندیشند که چرا فاطمه علیها السلام چنین وصیتی کرده است؛ مگر آنان که ادعای جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را داشتند، با تنها یادگار او چه کردند؟ این اعتراض، تا زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و روشن شدن حق و انتقام گرفتن آن حضرت ادامه خواهد داشت. اما وقتی که آن حضرت ظهور کرد و حقانیت فاطمه علیها السلام بر همگان روشن شد و آن حضرت از ظالمان انتقام گرفت، دیگر به مخفی ماندن قبر ایشان نیازی نیست؛ زیرا همه چیز روشن شده و حق به حقدار رسیده است.
آیا صحیح است که مدعیان اسلام و ایمان، هنگام ظهور حضرت با مشاهدۀ اسلام راستینی که حضرت برای مسلمین میآورد، با ایشان مخالفت میکنند؟
جنگ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با عدهای از مسلمانان، به ویژه سران فرقههای انحرافی خواهد بود، نه تودۀ مسلمانان که حقطلب هستند، ولی حق را نشناختهاند. امام صادق علیه السلام میفرماید:
... وان القائم یخرجون علیه فیتأوّلون علیه کتاب الله ویقاتلونه علیه؛ (1)
به درستی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف با مردمی روبهرو میشود که رودرروی او میایستند و آیههای کتاب خدا را در برابر او به نظر خود تأویل میکنند و در همین راستا با او به نبرد برمیخیزند.
از این حدیث برمیآید که مخالفان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، علمای منحرف و سران فرقههای انحرافی اسلامی هستند.
1) موعودشناسی و پاسخ به شبهات، علیاصغر رضوانی، ص578.
شیطان چگونه به دست امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کشته میشود؟
این پرسش را از سه جهت میتوان پاسخ داد:
جریان کشته شدن شیطان: در اینباره باید گفت: زمانی که حضرت قیام میکنند و در مسجد کوفه هستند، شیطان در حالی که به زانو درآمده، میگوید: «وای بر من از این روز!» سپس حضرت پیشانی او را گرفته، گردنش را میزند؛ (1)
امکان کشته شدن شیطان: اگر منظور این است که آیا میتوان شیطان را کشت یا نه، باید گفت: چنانکه در قرآن تصریح شده است، شیطان از جنس جن است (2)و چنانکه معلوم است جنیان نیز مانند انسان متولد میشوند و از دنیا میروند؛ لذا مرگ یا کشته شدن شیطان که از جنس جنیان است از لحاظ علمی و علوم عقلی مشکلی ندارد و مانند فرشتگان و ملائکه نیست که مرگ و تغییر برایشان از لحاظ علمی محال باشد؛
اِشکال کشته شدن: ممکن است تصور شود چون دنیا دار امتحان است و شیطان یکی از مکملان صحنۀ امتحان به شمار میآید، اگر قرار باشد کشته شود و از بین برود، محل امتحان و ابتلا بودن دنیا هم از بین میرود و دیگر تکلیف (گناه و ثواب) معنای خود را از دست میدهد.
برای اینکه چنین تصوری پیش نیاید، باید تصویری از زمان ظهور داشته باشیم. در تصویری که مرحوم سید بن طاووس در کتاب سعد السعود از صحف ادریس پیامبر نقل میکند و در بحار الانوار نیز آمده است، چنین میخوانیم:
آن، روزی است که زمین از کفر و شر و گناه پاک میشود و خداوند برای آن عصر بندگانی را انتخاب نموده که قلبهای آنها را برای ایمان امتحان کرده
و درونشان را با ورع و اخلاص و یقین و تقوا و خشوع و صدق و حلم و صبر و وقار و پرهیزگاری و بیرغبتی نسبت به دنیا و اشتیاق به آنچه در نزد خداوند است، آزمایش نموده است. (1)
از این تعابیر و روایاتی شبیه به این روایت معلوم میگردد که دوران حضور حضرت، دورانی بسیار درخشان از لحاظ معنوی و اخلاقی خواهد بود.
در آن زمان به دلیل پیشرفت فوقالعادۀ بشر در عرصۀ عبادت و بندگی، امتحان و آزمایش بندگان نیز وارد مرحلۀ جدیدی خواهد شد. به عبارت دیگر، وضعیت به گونهای خواهد بود که عرصهای برای شیطان نخواهد ماند و کسی نخواهد بود که از او پیروی نماید، و از روایت به زانو درآمدن شیطان و تسلیم شدن او، این مطلب قابل استفاده است.
برای اینکه معلوم شود چگونه ممکن است شیطانی که این همه وسوسه
و دعوت میکند و موفق میشود، امکان دارد اثر خود را از دست بدهد،
مثالی میزنیم: اگر به دانشآموزی که در مقطع ابتدایی یا راهنمایی تحصیل میکند گفته شود: جلسات امتحانیای وجود دارد که به شخص اجازه
داده میشود تا کتاب خود را همراه ببرد و در جلسۀ امتحان از آن استفاده نماید،
او باور نمیکند. به این دلیل که با خود میاندیشد اگر کتاب در اختیار انسان باشد، امتحان مشکلی نخواهد داشت، همه را میتواند از روی کتاب جواب دهد. اما این مسئله برای یک دانشجو حل شده است؛ زیرا میداند امتحانهایی وجود دارد که بردن و باز کردن کتاب، کمک قابل ملاحظهای به انسان نمیکند؛ زیرا امتحان به قدری در سطح بالا و دقیق است که بودن یا نبودن کتاب
بیتأثیر است.
1) بحارالانوار، ج52، ص385.
در زمان حکومت حضرت نیز اولاً، به دلیل پاکی معنوی بسیار بالای جامعه، اصلاً امکان وجود شیطان نیست و جامعه وجود او را برنمیتابد و حتماً باید از
بین برود تا طهارت زمین کامل گردد؛ ثانیاً، با رفتن او محل امتحان بودن دنیا مختل نمیشود؛ زیرا نفس انسان که او را دنبال خواستههای خود میکشد، وجود دارد و مبارزه با نفس، جهاد بزرگی است که ربطی به شیطان ندارد. از طرفی
موارد امتحانی به فراخور پیشرفت معنوی انسان به قدری دقیق و ظریف است
که وجود شیطان لازم نیست و این دقیق بودن امتحان از احادیثی معلوم میشود که مثلاً بیان میکند در آن دوران، گرفتن سود از برادر دینی حرام خواهد
بود، هرکس هر مقدار که احتیاج دارد از جیب برادر دینی خود برخواهد داشت؛ برادر دینی از برادر دینی خود ارث خواهد برد؛ گرفتن وثیقه از برادران دینی
حرام خواهد بود؛ کمک به برادر دینی واجب خواهد شد و بسیاری از مسائل دیگر که وقتی از ائمه علیهم السلام سؤال میشد، میفرمودند: «این حکم در زمان ظهور اجرا خواهد شد».
پس هرچند با از بین رفتن شیطان، انسان تصور میکند که ترک گناه آسان میشود، اما این همان تصور دانشآموز ابتدایی از بردن کتاب به جلسۀ امتحان است؛ زیرا امتحان هم به همان میزان دقیق خواهد شد و امتحان دادن سختتر.
آیا کشته شدن شیطان با آیۀ «قَالَ فَإِنَّکَ مِنْ الْمُنْظَرِینَ إِلَی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» (1)
منافات ندارد؟
چنانکه در تفسیر عیاشی آمده و تفسیر المیزان آن را نقل کرده، همین مسئله را وهب بن جمیع از امام صادق علیه السلام سؤال کرده و امام در جواب فرمودهاند:
1) خداوند فرمود: «همانا تو (شیطان) تا روز زمان معلوم مهلت داده شدهای» (سورۀ حجر، آیات37 و 38؛ سورۀ ص، آیات80 و 81.).
ای وهب! آیا گمان میکنی منظور، روز قیامت است، لکن خداوند او را تا زمان قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مهلت داده و وقت معلوم، زمان ظهور است. (1)
یعنی درخواست شیطان شامل دو قسمت بود: یکی مهلت خواستن، و دیگری میزان مهلت که تا قیامت باشد و خداوند، درخواست دوم را قبول نکرد. لذا شیطان وقتی گفت: «میخواهم تا قیامت وقت داشته باشم!» خداوند در جواب فرمود: «تو تا وقت معیّنی اجازه داری». از همین عوض شدن جواب معلوم میشود که خداوند درخواست او را نپذیرفته است.
امام صادق علیه السلام میفرماید: «منظور از وقت معلوم، زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است». لذا این آیه نیز منافاتی با کشته شدن شیطان به دست آن حضرت ندارد.
بیشترین مخالفان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در هنگام ظهور از انسانها هستند یا از جنها؟
نقش اصلی در دنیا برعهدۀ انسانهاست؛ بنابراین مخالفت جنها در حاشیه و تابعی از مخالفت انسانهاست. جنها به تنهایی نمیتوانند سرنوشت جهان را تعیین کنند؛ زیرا خداوند جهان را برای انسانها آفریده است. از اینرو، دشمنان اصلی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در هنگام ظهور، قطعاً انسانها خواهند بود، البته امکان دارد که جنها نیز در این کار به آنها کمک کنند.
1) المیزان، علامه طباطبایی، ج12، ص184.
آیا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مانند دیگر امامان، اصحابی دارند؟
همۀ ما جزء معتقدان به امامت ایشان هستیم و از این جهت جزء اصحاب و یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف محسوب میشویم؛ یعنی تمام شیعیان، اصحاب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند.
اما اگر منظور از اصحاب، کسانی باشند که در کنار امام هستند و با ایشان زندگی میکنند، باید بگوییم طبق روایات، عدهای همیشه نزد امام هستند و امام تنها زندگی نمیکنند. آنها همراه امام هستند و دستورهای ایشان را اجرا میکنند. در روایتی، تعداد آنها سی نفر ذکر شده است؛ (1)یعنی در هر زمان حداقل سی نفر همراه امام وجود دارد.
البته حضرت بعد از ظهور نیز در آغاز 313 نفر یار ویژه خواهند داشت که فرماندهان حضرت هستند و غیر از آنها یاران فراوان دیگری نیز دارند که تعداد آنها به هزاران نفر میرسد.
1) المیزان، علامه طباطبایی، ج12، ص184.
یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در هنگام ظهور چه تعداد خواهند بود؟
براساس روایات، عدد اصحاب ویژۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به تعداد لشکر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در غزوۀ بدر (313نفر) خواهد بود.
در تفسیر آیۀ «وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَی أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ»، (1)از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل شده است که فرمودند:
همانا امت معدوده 313 نفر از اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آخرالزمان است که همانند عدۀ اهل بدر، در یک ساعت اجتماع میکنند... . (2)
محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
اول کسی که از طرف خدا با او بیعت میکند، جبرئیل است و نیز از مردم 313 نفر با او بیعت خواهند کرد... .
نیز از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود:
قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از ما با ترس یاری شده و با نصرت تأیید خواهد شد... پس
هنگامی که خروج میکند، بر کعبه تکیه میدهد و 313 نفر به دور او
گرد میآیند... . (3)
آیا احتمال دارد بر تعداد یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف افزوده شود؟
براساس روایات، یاران ویژۀ حضرت 313 نفر هستند که یاران حکومتی حضرت به شمار میآیند و هرکدام مسئولیت و مأموریت خاصی از طرف حضرت دارند. این تعداد که جزء یاران ویژۀ حضرت هستند، در مرحلۀ آغازین ظهور با ایشان
همراه میشوند و هستۀ اولیۀ انقلاب جهانی مهدوی را تشکیل میدهند و تعدادشان افزایش و کاهش نمیپذیرد.
در مرحلۀ بعد، به تعداد یاران حضرت افزوده میشود و چنانکه در روایات آمده، شمار آنان به دههزار نفر هم میرسد. در این روند، بسیاری از افراد شایسته به یاران حضرت میپیوندند. البته نمیتوان یاران حضرت را که در جنگ با دشمنان و دیگر مسائل با حضرت همکاری میکنند و در راه اهداف حضرت گام برمیدارند، به عدد خاصی محدود کرد. بنابراین چون برای این گروه از یاران حضرت عددی تعیین نشده، افزایش یا کاهش آن هم معنا ندارد.
چه کسانی از پیامبران الهی با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف همراه میشوند؟
با مراجعه به روایات، نام بعضی از پیامبران الهی را میتوان یافت که در حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حضور خواهند داشت؛ مهمترین آنان، حضرت عیسی علیه السلام است. بنابر روایات شیعه و سنی، در زمان ظهور حضرت عیسی علیه السلام نزول خواهد کرد و پشت سر امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نماز خواهد خواند. این نماز و اقتدای حضرت عیسی علیه السلام باعث میشود بسیاری از مسیحیان مسلمان شوند و امامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را بپذیرند.
در روایتی علاوه بر نام حضرت عیسی علیه السلام، نام حضرت ادریس، حضرت خضر و حضرت الیاس علیهم السلام نیز آمده است (1)و (2)که در کنار امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حضور دارند، اما در روایات از سایر پیامبران سخنی به میان نیامده است.
اسم و ملیت و صفت اصحاب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و سن آنها را بیان کنید؟
اصحاب اولیۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف 313 نفر هستند که نام بعضی از آنها در روایات آمده است که از آن جملهاند: اصحاب کهف، یوشع بن نون، مالک اشتر، مقداد و سلمان و ابودجانۀ انصاری؛ (1)اما نام و مشخصات همۀ آنها را نداریم، البته تعدادی از کسانی که در گذشتۀ تاریخ زندگی میکردند در میان اصحاب حضرت حضور خواهند داشت، یعنی گروهی نیز زنده شده، در رکاب حضرت حاضر میشوند.
امیرالمؤمنین علیه السلام در روایتی به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، نام افراد را شمرده و شهرهای آنها را نیز بیان کرده است؛ اما این روایت قابل اعتماد نیست و نمیتوان گفت حتماً همانها یاران امام هستند. البته در بعضی موارد نام فرد ذکر نشده، مثلاً فرموده: مردی از سرخس. در این روایات نام بسیاری از شهرهای ایران ذکر شده است؛ مانند اهواز، شوشتر، شیراز، اصفهان، بروجرد، نهاوند، همدان، قم، خراسان، آمل، گرگان، دامغان، سرخس، ساوه، طالقان، قزوین، فارس، ابهر، اردبیل، مراغه، خوی، سلماس، عبادان، کازرون و مرو. (2)البته همچنانکه تذکر دادیم، این احادیث قابل اعتماد نیستند.
بنابراین مشخصات دقیق اصحاب امام در دست نیست. مگر بعضی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام که نام آنها ذکر شده است.
یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تنها از شیعیان هستند یا اهلتسنن نیز جزء یاران ایشان هستند؟
وقتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور نمایند، همۀ مردم دنیا را مورد خطاب قرار داده، پیام
اسلام و عدالت را به تمام افراد ابلاغ مینمایند. در آن هنگام هرکس سخنان حضرت را بپذیرد، جزء یاران وی میشود. لذا در روایات آمده است: کسانی جزء یاران امام میشوند که شبیه خورشید و ماهپرستان بودهاند؛ (1)یعنی تا این حد از خدا و اسلام دور بودند، تا چه رسد به اهلسنت که به خدا و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم معتقدند.
کسانی که سخن عدالتخواهانه امام را قبول نکنند، جزء دشمنان حضرت میشوند؛ هرچند قبل از ظهور در ظاهر مؤمن باشند.
بنابراین حال فعلی افراد، نقش بسیار اساسی دارد؛ زیرا کم اتفاق میافتد که انسان در یک لحظه عوض شود، تنها ملاک عاقبت به خیری نیست. بنابراین باید دائماً روحیۀ انتظار و عدالتطلبی و عمل به احکام اسلام را در نهاد خودمان تقویت کنیم تا هنگام ظهور جزء یاران حقیقی امام شویم.
البته یاران ویژۀ امام که طبق روایات 313 نفر هستند و فرماندهان و کارگزاران حضرت محسوب میشوند، چکیدۀ تمام دورانهایند و از اصحاب حضرت موسی علیه السلام تا انسانهای زمان ظهور را شامل میشوند و افراد مخلص و سختکوش هر زمانی در کنار امام حاضر خواهند بود.
ویژگیهای یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟ آیا شهدا نیز از یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند؟
مهمترین ویژگیهای یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که در روایات به آن اشاره شده عبارتاند از:
امام علی علیه السلام درباره ویژگی یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میفرماید:
1) الغیبة، نعمانی، ص332، ح1.
آنها مردانی هستند که خدا را آنچنانکه شایسته است میشناسند. (1)
در روایت دیگری میفرماید:
آنان به وحدانیت خداوند، آنچنانکه حق وحدانیت است، اعتقاد دارند. (2)
در روایت دیگری امام صادق علیه السلام دربارۀ آنها میفرماید:
آنان مردانی هستند که دلهایشان مانند پارههای آهن است و هیچ تردیدی نسبت به ذات مقدس خداوند ندارند. (3)
این بینش نشانهدارد؛ نشانههای آن «ذکر» و «تلاش در اطاعت» است که روایات بدان اشاره دارد:
امام صادق علیه السلام میفرماید:
آنان در دل شب، از خشیت خداوند مانند مادران جوان از دست داده ناله میکنند. (4)
در روایت دیگری میفرماید:
شبها را با عبادت به صبح میرسانند و روزها را با روزه به پایان میبرند. (5)
در روایت دیگری آمده است:
آنان مردان شبزندهداری هستند که زمزمۀ نمازشان مانند صدای کندوی زنبوران به گوش میرسد. شبها را با زندهداری سپری میکنند و بر فراز اسبها، خداوند را تسبیح میگویند. (6)
1) «رجال عرفوا الله حق معرفته» (منتخب الاثر، ص611).
2) «فهم الذین وحّدوا الله حق توحیده» (یوم الخلاص، ص224).
3) «رجال کأن قلوبهم زُبُر الحدید لایشوبها شک فی ذات الله» (بحارالانوار، ج52، ص308).
4) «لهم فی اللیل اصوات کأصوات الثواکل حزنا من خشیة الله» (یوم الخلاص، کامل سلیمان، ص224).
5) «قُوّام باللیل وصُوّام بالنهار» (یوم الخلاص، کامل سلیمان، ص224).
6) «رجال لاینامون اللیل لهم دوی فی صلواتهم کدوی النحل یبیتون قیاماً علی اطرافهم ویسبحون علی خیولهم» (بحارالانوار، ج52، ص308).
پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هم دربارۀ آن بزرگواران میفرماید:
آنان در طریق عبودیت، اهل جدیت و تلاشاند. (1)
یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفت و شناخت و اعتقاد کامل به امامشان دارند. امام سجاد علیه السلام در اینباره میفرماید:
آنان قائل به امامت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند. (2)
نتیجۀ این بینشِ عمیق، عشق و محبت و اطاعت از امام است. امام صادق علیه السلام در اینباره میفرماید:
آنان برای تبرک، بر زین اسب امام دست میکشند و در میان رزم، گِردش میچرخند و با جان خود، از او محافظت میکنند و اطاعت آنان از امام، از فرمانبرداری کنیز در برابر مولایش بیشتر است... و آرزو میکنند که در راه خدا به شهادت برسند. (3)و (4)
شهدا هم جزو یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند؛ در روایات «رجعت» بیان شده است که مؤمنین خالص که از دنیا رفتهاند، برمیگردند؛ (5)مثلاً در روایات آمده:
1) «مُجدّون فی طاعه الله» (یوم الخلاص، کامل سلیمان، ص223).
2) «القائلین بامامته» (منتخب الاثر، ص244).
3) «یتمسحون بسرج الامام یطلبون بذلک البرکة ویحفّون به یقونه بانفسهم فی الحروب... هم اطوع له من الأمة لسیدها... ویتمنّون ان یقتلوا فی سبیل الله» (بحارالانوار، ج52، ص308).
4) در روایات ویژگیهای دیگری مانند شجاعت، ایثار، یک دلی، استواری و امثال آن بیان شده است که میتوانید برای اطلاع بیشتر به این منابع رجوع کنید: «مهدی یاوران»، فصلنامۀ انتظار، ش2، ص73؛ جوانان یاوران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، محمدباقر پورامینی.
5) تفسیر برهان، ج2، ص408.
«امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش رجعت میکنند». (1)
اگر منظور شهدای هشت سال دفاع مقدس باشد، چون آنها عاشق ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بودهاند، امید به بازگشت آنها در دولت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. برای این ادعا روایت داریم:
مفضلبنعمر میگوید: «خدمت امام صادق علیه السلام صحبت از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و افرادی شد که عاشقانه انتظار ظهورش را میکشند و پیش از نیل به چنین سعادتی از دنیا میروند. امام فرمود:
هنگامی که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، مأموران الهی در قبر با اشخاص مؤمن تماس میگیرند و به آنها میگویند: ای بنده خدا! مولایت ظهور کرده است، اگر میخواهی که به او بپیوندی آزاد هستی و اگر بخواهی در نعمتهای الهی متنعم بمانی باز هم آزاد هستی. (2)
یارانی که اکنون همراه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند، چه ویژگیهایی دارند و چگونه به آن حضرت پیوستهاند؟ چون طبق برخی روایات، وقتی امام برای شفای شخصی میرفتند چند نفر نیز همراهشان بودند.
یارانی که همراه امام زمان هستند، در اوج تربیت نفس خویش، به پایگاهی رسیدهاند که تصور آن مشکل است. ایشان در بحران تضادها و کشمکشهای مادی حاکم بر اجتماع بشری، خودشان را نگه میدارند و هیچ موقع تابع هواهای نفسانی خود و دیگران نمیشوند. هیچ کاری را به دلیل سود مادی انجام نمیدهند. در هر کاری خدا و مصالح افراد و جامعه را مدنظر خود قرار میدهند. به دلیل رسیدن به این مرحله، امام آنها را برای همراهی خود انتخاب میکند و به
مقامی میرسند که همیشه همراه اماماند. در واقع عمل ایشان، سبب رسیدن به جایگاه و مقام همراهی امام میشود.
آیا میتوان پیروان راستین حضرت مسیح علیه السلام را که مسلمان نیستند، جزو یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برشمرد؟
قطعاً یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مسلمان هستند؛ ولی این مسئله به این معنا نیست که سایر ادیان نمیتوانند یار امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشند. بلکه پیروان ادیان، ابتدا دین اسلام را میپذیرند و سپس در زمرۀ یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار میگیرند.
همانطوری که میدانید حضرت عیسی علیه السلام بعد از ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
نزول میکند و انسانها را به اسلام دعوت میکند. در روایتی از قول پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمده است:
... او از آسمان فرود میآید... با مردم برای دعوت به اسلام جنگ خواهد کرد، صلیب را خرد کرده... و خداوند در عصر او همۀ ملتها به جز اسلام را نابود میگرداند... . (1)
در جایی شنیدم که پنجاه نفر از یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زن هستند. لطفاً در اینباره با ذکر منابع اینجانب را راهنمایی فرمایید؟
برای پاسخ به این سؤال ذکر چند نکته لازم است:
اولاً، در دیدگاه اسلام، حضور زن در امور اجتماعی یک مسئلۀ پذیرفته شده است و میتوان برای آن مؤیدهایی را ذکر کرد:
1) سنن ابیداوود، ج2، ص319، ح4324؛ کنز الاعمال، ج14، ص333، ح38843.
ثانیاً، اگر سیرۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ادامۀ سیرۀ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام علی علیه السلام است، قطعاً در دولت آرمانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز زنان از این جهت محروم نخواهند بود. در این زمینه روایات متعدد داریم؛ نظیر آن روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل شده که حضرت فرمود:
زنان همان کارهایی را که در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم انجام میدادند، در زمان حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز انجام خواهند داد. (1)
در برخی از روایات فقط اجمالاً به حضور زن تأکید شده و نامی از تعداد آنان برده نشده است؛
برخی از روایات به سیزده زن اشاره دارد که هنگام ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با حضرت خواهند بود (2)(البته این روایت تعداد زنان رجعتکننده در زمان ظهور حضرت را بیان میکند)؛
برخی از روایات تعداد زنان را در جمع یاوران اصلی حضرت پنجاه نفر بیان کردهاند؛ مثل روایت نقل شده از امام باقر علیه السلام که تعبیر «فیهم خمسون
امرئة» دارد؛ (1)
در نتیجه میتوان گفت که با توجه به سیرۀ نبوی و علوی، حضور زن در حکومت حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و در میان یاران آن حضرت، امری مسلّم است؛ اما اینکه چه تعداد از آنان زن هستند و یا اینکه در جمع 313 نفر یار اصلی حضرت، چند نفرشان زن هستند، نمیتوان عدد مشخصی را بیان داشت؛ زیرا بعضی از روایاتی که تعداد تعیین کردهاند (مثل روایت پنجاه نفر) از حیث سند ضعیف به شمار میآیند.
باید توجه داشت که یاری رساندن زنان به حضرت (برخلاف آنچه متبادر به ذهن است) به جبهۀ جنگ منحصر نیست، بلکه عرصههای مختلفی چون: حوزۀ فرهنگ و سیاست، امور اجتماعی و تربیتی را نیز دربر میگیرد؛ حوزههایی که در آنها میدان یاری برای زنان با حفظ کرامت زن، باز است و قطعاً زنان در حکومت حضرت میتوانند در این عرصهها نقش داشته باشند. (3)
سرانجام یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چه میشود؟
در روایات دربارۀ سرانجام یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بعد از ظهور و حکومت امام، به
1) بحارالانوار، ج52، ص223.
2) کتاب فتن، ابنحماد، ص151 (به نقل از: چشماندازی به حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، نجمالدین طبسی).
3) برای مطالعۀ ابتدایی نک: سیمای آفتاب، حبیبالله طاهری؛ چشماندازی به حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، نجمالدین طبسی؛ برای تحقیق بیشتر نک: کمالالدین؛ الغیبة، نعمانی؛ بحارالانوار؛ دلائل الامامة، طبری؛ اثبات الهداة، حر العاملی.
صراحت چیزی دیده نشده است. طبق روایات، گروهی از یاران امام رجعت میکنند؛ یعنی کسانی هستند که پس از مرگ زنده میشوند و در رکاب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حضور مییابند. (1)
در روایتی امام صادق علیه السلام میفرماید:
هیچیک از مؤمنان کشته نمیشوند مگر رجعت میکنند تا به مرگ طبیعی از دنیا روند و هیچیک از آنها به مرگ طبیعی از دنیا نمیروند، مگر رجعت میکنند تا کشته شوند. (2)
گروهی از یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که در دوران قبل از ظهور زیسته و به مرگ طبیعی از دنیا رفتهاند، در دوران ظهور به فیض شهادت میرسند، و گروهی دیگر که قبل از ظهور مظلومانه شهید شدهاند، در دوران ظهور زندگی و به مرگ طبیعی رحلت میکنند. البته چنانکه در بالا گفتیم، سرانجام آنها دقیقاً بیان نشده و این یک احتمال است که میتوان از روایات استفاده کرد.
برای یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چه باید کرد؟
یار امام بودن ویژگیهایی دارد که هم با ملاحظۀ روایات معصومان علیهم السلام و هم با ملاحظۀ تاریخ میتوان آنها را به دست آورد. وقتی به تاریخ معصومان علیهم السلام نگاه میکنیم، درمییابیم که در میان مسلمانان، آنها که به امام خویش معرفت و شناخت بیشتر و عمیقتری داشتند، و به همین دلیل در برابر او و فرمانهایش به
صورت کامل تسلیم بودند و به جای حرف و ادعا، در مقام عمل پیروی خود را نشان دادند، همان یاران واقعی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام در جنگها، سختیها و تلخیها بودند؛ افرادی چون: سلمان فارسی، ابوذر و مقداد برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، و افرادی مثل مالک اشتر و عمار یاسر برای امیرمؤمنان علی علیه السلام، و نیکانی چون 72 تن شهید کربلا برای امام حسین علیه السلام. جالب اینکه در روایات فراوانی که دربارۀ ویژگیهای یاران امام مهدی صلی الله علیه و آله و سلم آمده است، بر مسئلۀ معرفت عمیق یاران به آن حضرت و اطاعت کامل و بیچون و چرای ایشان از امام خود تأکید شده است؛ همچنین روایات به سلامت نفس، پاکی و تقوای آنان تصریح میکند.
امام صادق علیه السلام دربارۀ این افراد فرموده است:
آنها مردانی هستند که دلهایشان همانند قطعههای آهن (محکم) است. هرگز دچار تردید نمیشوند... . پروانهوار دور شمع وجود امام میگردند و خود را سپر جان او قرار میدهند... در سراسر شب نغمههای نماز و ذکر و عبادتشان چون صدای زنبور به گوش میرسد. آنها زاهدان شب و شیران روز و در برابر امام عزیزشان کاملاً مطیع و تسلیم هستند. (1)
البته به این نکته باید توجه کرد که یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم مثل دیگر ائمه علیهم السلام مراتب مختلفی دارند و روایات، بیشتر به ویژگیهای یاران نزدیک حضرت که از بهترین شیعیان هستند، پرداخته است. بهطور طبیعی هریک از ما امیدواریم جزء یاران حضرت باشیم؛ چون هم به او عشق میورزیم، و هم منتظر قدوم مبارک اوییم و هم در دل و جان تصمیم به اطاعت از او داریم، ولی باید همتمان آن باشد که در مقام یاوری تا آنجا بالا بیاییم که مایۀ روشنی چشم ایشان باشیم؛ به گونهای که امام به یاری ما دلگرم باشد؛ همانگونه که مالک اشتر برای امام علی علیه السلام
1) بحارالانوار، ج25، ص308.
اینچنین بود و علی علیه السلام در فراق او و در ماتم او گریست و فرمود: «شما نمیدانید مالک که بود؟»
نکتۀ دیگر آن است که در یاری امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فرقی بین زن و مرد نیست و هرکس میتواند با توجه به تواناییهای خود در خدمت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد؛ زیرا یاری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تنها جنگیدن و شمشیر زدن نیست تا مخصوص مردان باشد. همگان _ چه مرد و چه زن _ میتوانند در جبهۀ یاوران امام عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار گیرند.
بنابراین راه برای همه باز است تا جزء یاوران حضرت باشند: اول، با به دست آوردن ویژگیهای رفتاری یاران حضرت و سعی در به دست آوردن اخلاق اسلامی و تقواپیشگی در همه حال؛ و دوم، با دعا و تضرع به درگاه حضرت حق و خواستن از او، ازجمله خواندن دعای عهد در هر صبح که براساس فرموده امام صادق علیه السلام، «خوانندۀ دعای عهد ازجملۀ یاوران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و اگر بمیرد خدا او را در روزگار ظهور برمیگرداند» میتوان به این مهم دست یافت.
نکتۀ بسیار مهم اینکه یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تنها در زمان ظهور حضرت نخواهد بود، بلکه همین امروز و در دورۀ غیبت هم، راه یاری رساندن برای همه باز است؛ البته این به تناسب موقعیت افراد فرق میکند. برای مثال، یکی از راههای یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف این است که سعی کنیم دوستان آن حضرت را زیاد کنیم و این هدف مقدس را از راههای گوناگون به انجام رسانیم؛ مثل اینکه یاد و نام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در محیط و جمع فامیل و دوستان و همسایگان زنده نگه داریم و سعی کنیم دوستان و فامیل را از بدیها دور نگه داریم؛ چون گناه و فساد، آنها را از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و دوستی آن حضرت جدا میکند. پس بکوشیم با روی خوش، نصیحت، دلسوزی و عملکرد زیبا، در ساختن دیگران گام برداریم و از امر به معروف و نهی از منکر خسته و آزرده نشویم.
از راههای یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف این است که وقتی ما را شیعه، دوستدار و مرید امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شناختند، کاری نکنیم که سبب نفرت دیگران از دین و پیشوایان دینی گردیم، همانگونه که در روایات آمده است:
کُونُوا لَنا زَیْناً وَ لاتَکُونُوا عَلَیْنا شَیْناً؛ (1)
برای ما زینت باشید، نه مایه ننگ و زشتی.
چگونه میتوان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را یاری نمود؟
اولین قدم برای یاری امام، شناخت شخصیت آن حضرت است. اگر کتابهای مربوط به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را مطالعه نمایید، طبیعی است که با راههای زیادی تحت عنوان وظایف منتظران آشنا میشوید؛ یعنی عمل به وظیفه، بهترین راه برای یاری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در نامهای به شیخ مفید فرمودند:
فاتقوالله جل جلاله وظاهرونا علی انتیاشکم من فتنة؛ (2)
تقوا پیشه کنید و ما را در نجات دادن خودتان از فتنهها یاری کنید.
ترک گناه و حرام، عمل به واجبات، سعی و تلاش جدی در تحصیل و کار، و کمک به دیگران در هر موردی که در توان ما باشد، مثلاً کمک علمی به دانشآموزان ضعیف یا تشویق و راهنمایی دیگران برای ادای واجبات و ترک حرامها، بزرگداشت روزهای مربوط به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و برپایی و شرکت در مراسمها و... از راههای یاری رساندن به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
در زمان غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چه کارهایی باید بهجا آوریم که ظهور ایشان نزدیک گردد و جزء
یاران و سربازان حضرت باشیم؟
برای دستیافتن به این هدف ارزشمند، باید تلاش و جدیت خود را به کار بریم تا جزء منتظران واقعی حضرت قرار گیریم.
ویژگی منتظران واقعی از این قرار است:
معرفت و شناخت عمیق به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، با مطالعۀ کتابهای معتبری که دربارۀ ایشان نوشته شده است؛
آگاهی از اهداف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای آنکه متناسب با این اهداف، خود را آماده کنیم؛
خودسازی و تهذیب نفس؛ یعنی اهمیت دادن به نماز و دیگر واجبات و وظایف دینی؛ مثل احترام و کمک به پدر و مادر و نیازمندان و پرهیز از گناه، به ویژه دوری از مال حرام و ظلم به دیگران؛
همواره به یاد امام بودن و او را شاهد و ناظر خود دیدن؛
تلاش برای شناساندن و آشنایی دیگران با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و ترویج و تبلیغ فرهنگ مهدویت؛
اهل امر به معروف و نهی از منکر بودن؛
دعا برای سلامت حضرت و تعجیل فرج و آنچه به ایشان مربوط است.
عمل به این ویژگیها، بهترین راه برای خشنود ساختن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. به ویژه رعایت واجبات الهی و ترک حرامها که بیشک عامل مهمی در خشنودی آن حضرت است.
آیا هرکس میتواند با انجام دادن عمل نیک، یکی از یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف گردد؟
به یقین انجام دادن اعمال نیک، رضایت خداوند متعالی و خلیفۀ او امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را درپی دارد و با ایمان و عمل صالح، میتوان در شمار یاران حضرت
قرار گرفت.
البته نکته اینجاست که یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سه دستهاند: دستۀ اول که از همه با فضیلتترند، 313 یاور مخصوص آن حضرتاند؛ (1)دستۀ دوم که در رتبۀ بعدی قرار دارند، سپاه دههزار نفری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند؛ (2)و دستۀ سوم که در رتبۀ آخرند، خیل عظیم مؤمناناند که پس از ظهور به آن حضرت میپیوندند.
بهطور طبیعی قرار گرفتن انسان در هریک از سه دستۀ یادشده، به درجۀ ایمان
و عمل نیک او بستگی دارد و هرچه ایمان انسان مستحکمتر و عمل او بیشتر
و خالصانهتر باشد، نزد خداوند متعال و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جایگاه بالاتری
خواهد داشت. (3)
آیا یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حتماً باید نماز اول وقت بخوانند و کار نیک انجام دهند و حجاب خود را حفظ نمایند یا اگر تنها عاشق امام باشند کافی است؟
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف جامع فضایل و کمالات انبیا و اولیاست. یار و یاور او هم باید در مسیری قرار بگیرد که به تدریج به کمالات و فضیلتها دست یابد. چنین چیزی حاصل نمیگردد مگر با داشتن عقاید صحیح و اعمال صالح و داشتن اخلاق خوب و پسندیده. بنابراین یار و یاور امام در این مسیر باید بهطور جدی قدم بردارد و کوتاهی نکند. اگر پایش لغزید، توبه کند و درصدد جبران گذشته برآید. داشتن صداقت، اخلاص، جدیت، تلاش، خواندن نماز اول وقت و رعایت احکام اسلامی، ازجمله پایبندی به حجاب و عفت جزو این فضایل است.
1) معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، علی کورانی، ج5، ص37.
2) بحارالانوار، ج52، ص367.
3) برای آشنایی با ویژگیهای یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، نک: فصلنامۀ انتظار، ش3؛ خصال یاوران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، محمدباقر پورامینی، ترجمه: ادارۀ پژوهش و نگارش و جوانان یاوران مهدی.
تنها ادعای اینکه من عاشق و شیفتۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستم، کافی نیست. شعار بیمغز ارزش ندارد. این شعار عاشقی، باید شعور عمل و اثبات شوق و اشتیاق را هم داشته باشد و اثبات عشق، شور و اشتیاق به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با ادعا نیست و باید در عمل و رفتار نمایان باشد.
آیا با اینکه گناهکارم، آرزوی اینکه روزی از یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشم، گناه دارد؟ البته اگر متوجه گناه شوم، توبه میکنم!
آرزوی یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، بهترین آرزوی مسلمان خداجوست. حتی اگر انسان گنهکار است، میتواند با توبه کردن و کنار گذاشتن گناه، جزو یاران حضرت قرار گیرد. بنابراین همیشه باید یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را آرزو کنیم. همین آرزو میتواند عامل خوبی برای پاکی ما و دوری از گناهان باشد.
هنگامیکه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور میکند، دنیا چگونه خواهد بود؟
بیشک مهمترین مأموریت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، برپایی حکومت عدل الهی در سراسر جهان است. این مهم که همواره آرزو و آمال همۀ صالحان گذشته نیز بوده، بدون ایجاد تحول بنیادین در عرصههای مختلف سیاسی، اقتصادی، رسانههای ارتباطی و... امکانپذیر نیست.
مشکل عمدۀ بشر در جهان امروز، فقدان دیانت و معنویت و گسترش ظلم و فساد است و تا زمانی که دین و تفکر دینی در اذهان مردم دنیا درونی نشود، هیچ تعهد و ارزش اخلاقی و رفتاری در عرصههای سیاسی و اجتماعی، تضمین نخواهد شد. عدالت، کلید اصلی حل معضلات بشر است. این کلید، خود به تحول بنیادین در حوزۀ تفکر و اندیشۀ جمعی امروز نیاز دارد. علت هم این است که عدالت، در حوزۀ رویکرد رفتارهای اجتماعی نمود پیدا میکند و زیربنای آن، تصحیح نگرشها و اندیشههاست؛ زیرا بدون تصحیح نگرشها، هیچ رفتار و رویکرد رفتاری _ چه در حوزۀ فردی و چه اجتماعی _ قابل اصلاح و دوام نخواهد بود. از این نظر انقلاب حضرت، تحولی فکری و فرهنگی را درپی دارد که عدالت
اجتماعی در همۀ ابعاد، ثمرۀ شیرین آن به شمار میآید.
بنابراین جهان عصر ظهور، در فضای حکومت صددرصد دینی سیر میکند و در پرتو چنین حکومت دینی و قرآنی، همۀ خواسته های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و... جامعه بر محور عدالت دینی تأمین میگردد. به همین دلیل در قرآن و روایات، مأموریت اصلی حضرت، حاکمیت و غلبۀ مطلق دین اسلام در همۀ شئون جامعه معرفی شده است. پس این، مهمترین تفاوت آن عصر با جهان امروزی است که قابل مقایسه نخواهند بود و تفاوت ایندو از زمین تا آسمان است.
اسلام بعد از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چه جایگاهی دارد؟
آنچه از آیات قرآن (1)به دست میآید، این است که اسلام بر تمام ادیان غالب خواهد شد و در زمین مستقر و پابرجا میشود. تصریح بسیاری از روایات (2)هم این است که در زمان ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دین اسلام همۀ کرۀ زمین را فرا میگیرد و بر همۀ ادیان جهان پیروز خواهد گردید.
بعد از ظهور آن حضرت، همه چیز پیشرفت میکند؛ مثلاً درهای دانشِ بیکران الهی به روی او گشوده میشود، آن هم نهتنها به آن اندازه که بر پیامبران و اولیا گشوده شد، بلکه بیش از سیزده برابر آنچه آنان از دانش بهره داشتهاند. مردم نیز استقبال بیشتری به فراگیری دانش نشان خواهند داد. در حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مردم بهطور بیسابقهای به اسلام روی خواهند آورد و روزگار خفقان و سرکوب دینداران و ممنوعیت مظاهر اسلامی به سر میآید، در همهجا آوای اسلام طنینانداز خواهد شد و آثار مذهب تجلی میکند.
بهطور کلی میتوان گفت: یکی از دغدغههای حکومتها، جلب رضایت عمومی است، ولی به خاطر ضعفهای بسیاری که در ادارۀ مجموعهها وجود داشته، چنین رضایتی حاصل نشده است. از ویژگیهای اساسی حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همین است که همۀ افراد و اجتماعات بشری آن را قبول دارند و نهتنها همۀ اهل زمین، بلکه دیگر موجودات نیز از آن حکومت الهی و فرمانروای عدلگستر راضیاند.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
شما را بشارت میدهم به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف... اهل آسمان و زمین از او راضی هستند. چگونه ممکن است کسی از حاکمیت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ناراضی باشد و حال آنکه برای همۀ جهانیان روشن میشود که صلاح امر بشر و سعادت او در همۀ جنبههای مادی و معنوی تنها در سایۀ حکومت الهی آن حضرت است. (1)
پس میتوان گفت که در چنین موقعیتی طبعاً استقبال و پذیرش مردم به مظاهر و شعارهای دینی بیسابقه خواهد بود.
وضعیت افتاء و مرجعیت در جهان تشیع، بعد از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چگونه خواهد شد؟
روشن است که بعد از ظهور، علم فقه مانند سایر علوم پیشرفت فوقالعادهای خواهد کرد و با استفاده از محضر امام، بسیاری از مسائل مبهم حل خواهد شد و تحولی در اجتهاد روی خواهد داد.
طبیعی است که در آن زمان نیز برای افراد، مسائلی پیش میآید که باید حکم آن را دریافت کنند. بنابراین کسانی لازم خواهند بود که متخصص و صاحب نظر در امر فقه باشند و مشکل آنها را حل نمایند. از آنجا که امکان ندارد تمام مردم از
1) بحارالانوار، ج51، ص81.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف استفتا کنند، در زمان ظهور نیز مجتهدانی خواهند بود که افتاء میکنند. البته افتاء تحول فراوانی خواهد یافت؛ مسائل کلی و مهم را حضرت خود بیان میکند و طبیعتاً موارد جزئی و موردی را افراد صاحب نظر در فقه پاسخ میگویند.
آیا زمان ظهور ریشۀ کفر و ظلم کنده میشود؟ آیا در آن ایام کسی به فکر قیامت هست و آیا قیامت و حسابرسی در آن ایام معنایی دارد؟
قطعاً در دولت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، براساس روایات، عدالت جهانی میشود و ظلم و ستم از بین میرود؛ ولی این مسئله به معنای گناه نکردن همۀ انسانها نیست؛ چون در زمان ظهور هم انسانها قدرت انتخاب و اختیار دارند و ممکن است برخی از انسانها با تبعیت از هوای نفس، دچار معصیت شوند که در قیامت به حساب آنها رسیدگی خواهد شد. ضمناً خوب میدانیم که قیامت، روز حسابرسی است. اگر انسانهای عصر ظهور اصلاً گناه نکنند، خداوند متعال در روز قیامت به حساب آنها میرسد و به آنها پاداش میدهد و حسابرسی به معنای مجازات مجرمان و مانند آن نیست. بنابراین قیامت معنای خودش را دارد و اشکالی ندارد که انسانهای موحد و مؤمن عصر ظهور نیز به فکر قیامت باشند؛ زیرا یاد قیامت، انسانساز است و همانطوری که ترس از عقوبت، مانع و موجب ترک معصیت میشود، نیل به ثواب و پاداش هم ایجاد انگیزه و شوق میکند و انسان از معصیت دست شسته، اعمال صالح انجام میدهد. این تصور شما که حتماً باید گناهی باشد تا قیامت معنا داشته باشد تصور باطلی است. قیامت روزی است که هم گناهکاران به جزای عمل خود میرسند و هم مؤمنان پاداش رفتار خود را میگیرند. پس اگر در عصر ظهور هم انسانها صالح باشند، باز هم قیامت باید باشد تا پاداش رفتارهای صالحانه خود را بگیرند.
وضعیت پیروان ادیان و اهل کتاب در زمان ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و برخورد امام با آنها چگونه است؟
براساس آنچه در روایات پیشوایان معصوم علیهم السلام آمده است، پس از ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پیروان سایر ادیان فوج فوج به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میپیوندند و به ایشان ایمان میآورند؛ چراکه از یکسو آن حضرت با ارائۀ معجزات، حقانیت خود را ثابت میکند و از سوی دیگر با مشاهدۀ اخلاق و سلوک آن حضرت مردم درمییابند که ایشان مردی الهی و آسمانی است. عوامل دیگری همچون نزول عیسی علیه السلام و اقتدای ایشان به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در این مهم نقش عمدهای دارند.
اما از آنجا که در عصر ظهور انسانها مجبور به تعبیت از حق نیستند و بلکه بااراده و اختیار خود باید مسیر دولت را انتخاب کنند و بپیمایند، طبیعتاً در آن زمان هم انسانهای اندکی وجود خواهند داشت که همچنان بر عقاید باطل خود اصرار میورزند و از ایمان به امام و تبعیت آن حضرت سرباز میزنند.
در اینباره که سرنوشت این عدۀ اندک چیست و نحوۀ تعامل امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با آنها چگونه است، روایات متفاوتی وجود دارد؛ در برخی از روایات آمده است که این عدۀ اندک میان پذیرش اسلام و کشته شدن مخیر میشوند؛ (1)اگر آنها اسلام را اختیار کردند، میتوانند از تمام مزایایی که برای همۀ مسلمانان وجود دارد استفاده کنند، اما اگر از پذیرش اسلام سرباز زنند، کشته خواهند شد؛ چراکه از یکسو امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به روشنگری خواهد پرداخت و حقانیت اسلام را برای آنان اثبات خواهد کرد، و از سوی دیگر به تمام سؤالات و شبهات آنان پاسخ خواهد داد، و از دیگر سو تمام موانعی که باعث گرایش به ادیان منسوخ میشوند، برداشته میشود و هیچ انگیزۀ مادی و غیرمادی برای اصرار بر اعتقادات باطل وجود
1) معجم الاحادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، علی کورانی، ج5، ص60.
نخواهد داشت؛ با این وجود اگر کسی همچنان بر دین منسوخ خود اصرار ورزد و از پذیرش آیین اسلام سرباز زند، هیچ انگیزهای جز عناد با حق و لجاجت و خودسری نخواهد داشت. انسانهایی اینگونه اگر در دنیا باقی بمانند، افزون بر اینکه بر گناهان خود میافزایند، تهدیدی برای مؤمنان نیز خواهند بود؛ چراکه ممکن است در ایمان مؤمنان رخنه ایجاد کنند و جامعه را در درازمدت به تباهی بکشند.
در کنار این دسته از روایات، روایات دیگری نیز وجود دارد که براساس آنها آن عدۀ اندک از طرفداران ادیان منسوخ که از پذیرش اسلام سرباز میزنند، از حق حیات برخوردار خواهند بود؛ آنها در پناه حکومت اسلامی زندگی خواهند کرد و به ازای بهرهمندی از مزایای دولت اسلامی جزیه خواهند پرداخت. ابوبصیر از امام صادق علیه السلام پرسید: «امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با اهل ذمه چگونه رفتار خواهد کرد؟» آن حضرت فرمود:
سالمهم کما سالمهم رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یؤتون الجزیة عن ید وهم صاغرون؛ (1)
با آنها به مسالمت رفتار میکند، همچنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چنین کرد و آنها با خضوع و تسلیم جزیه را به دست خود میپردازند.
آیتالله ابراهیم امینی بر این باور است که روایات دستۀ دوم بر روایات دستۀ نخست مقدماند؛ زیرا در برخی از آیات قرآن چنین آمده است که اهل کتاب تا روز قیامت هستند. برای نمونه در سورۀ مائده چنین آمده است که:
«وَمِنَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَی أَخَذْنَا مِیثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظّاً مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ فَأَغْرَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ»؛ (2)
ما از کسانی که ادعای نصرانیت داشتند پیمان گرفتیم، پس قسمتی از پندهای ما را فراموش کردند. ما دشمنی و کینه را تا قیامت در بینشان انداختیم.
از آنجا که روایات دستۀ اول که بر کشته شدن اهل کتاب دلالت دارند، مخالف قرآن هستند و روایات دستۀ دوم موافق قرآن، ترجیح با روایاتی است که موافق قرآن هستند. ایشان در اینباره چنین مینویسد:
چنانکه ملاحظه شد احادیث دو دستهاند، یک دسته موافق قرآن و دستۀ دیگر مخالف قرآن. اما بر دانشمندان پوشیده نیست که احادیث موافق قرآن، بر احادیث مخالف مقدماند و آنها را از اعتبار ساقط میسازند. بنابراین یهود و نصارا در عصر دولت مهدی باقی خواهند ماند، ولی از عقیدۀ تثلیث و شرک دستشسته خداپرست میشوند و در حمایت حکومت اسلامی به زندگی خویش ادامه میدهند. در عین حال دولتهای باطل سقوط میکنند، قدرت جهان در دست مسلمانان شایسته قرار میگیرد، دین اسلام جهانی شده بر تمام ادیان غلبه میکند و بانگ توحید از همه جانبه بلند میشود. (1)
آیا در عصر ظهور، غیر از اسلام دین دیگری وجود دارد؟ در صورتی که جواب مثبت است پس «لیظهره علی الدین کله» چگونه تفسیر میشود؟
پاسخ بخش نخست این پرسش از پاسخ پرسش پیشین روشن شد؛ دربارۀ بخش آخر سؤال باید گفت: همچنانکه راغب اصفهانی گفته است، یکی از معانی ترکیب «ظَهَر علیه»، غلبه و سیطره است. (2)بنابراین مفاد آیۀ موردنظر این است که در آخرالزمان دین اسلام بر تمام ادیان غالب خواهد شد و بر آنان سیطره
خواهد یافت؛ روشن است که برای تحقق سیطره و غلبه لازم نیست که دین مغلوب نابود شود و از بین برود، بلکه همین که اسلام دین رسمی دنیا باشد و قدرت و حاکمیت در دست مسلمانان باشد و دنیا براساس موازین اصول اسلامی مدیریت شود و ارزشهای اسلامی تبلیغ شود و مبنای آموزش و پرورش قرار گیرد و معتقدین به سایر ادیان تحتالحمایۀ حکومت اسلامی زندگی کنند، به معنای غلبۀ اسلام بر سایر ادیان است.
آیا در عصر ظهور، پیروان دیگر ادیان با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دشمنی خواهند کرد؟
به نظر میرسد در عصر ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زمینهها و عوامل فراوانی برای گرایش همۀ انسانها به رغم تفاوت دین، مذهب، افکار و سلایق به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وجود دارد. برخورداری از فطرتهای پاک، طرح مباحث فکری و روشنگری از سوی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تشکیل حکومت نمونۀ اسلامی که در آن به تمام نیازهای مادی و معنوی انسانها پاسخ داده میشود، نزول حضرت عیسی علیه السلام و اقتدای ایشان به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با ارائۀ معجزات، استخراج کتب آسمانی و استدلال به آنها برای اثبات حقانیت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و... زمینهها و عواملی هستند که به نظر میرسد با توجه به آنها میتوان پذیرفت پس از ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پیروان سایر ادیان با اشتیاق فراوان به استقبال امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهند رفت و به آن حضرت ایمان خواهند آورد. در روایات پیشوایان دینی نیز به مطلب یادشده تصریح شده است؛ ازجمله امام باقر علیه السلام فرمودند:
فلا یبقی یهودی ولا نصرانی ولا احد ممن یعبد غیر الله الّا آمن به وصدّقه ویکون الملّة واحدة ملة الاسلام؛ (1)
1) معجم الاحادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، علی کورانی، ج5، ص176.
پس هیچ یهودی و نصرانی و کسی که غیر خدا را میپرستد وجود نخواهد داشت مگر اینکه به او ایمان آورده و تصدیقش میکند و تنها یک آیین _ اسلام _ وجود خواهد داشت.
البته اینکه تصور کنیم آنچه گفته شد مربوط به همۀ مردم است، بهطوری که حتی یک نفر هم از ایمان آوردن به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سرباز نمیزند، تصور خیالپردازانهای است؛ چراکه در عصر ظهور هم انسانها دارای اراده و اختیارند و باز هم میتوانند در برابر حقیقت لجوجانه مقاومت کنند، همچنانکه در طول تاریخ انسانهای معاند فراوان وجود داشتند که به رغم اینکه انبیای الهی حق را همچون آفتاب برایشان آشکار میکردند باز سرسختانه بر عقیدۀ باطلشان اصرار میورزیدند. بنابراین طبیعی است که در عصر ظهور هم انسانهای معاند اندکی وجود داشته باشند که با امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دشمنی برخیزند و طبیعی است که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در برخورد با این دسته از افراد، ابتدا به دعوت و روشنگری و پاسخگویی به سؤالات و زدودن ابهامات و شبهات خواهد پرداخت و اگر پس از طی این مراحل باز به دشمنی با آن حضرت ادامه بدهند، با عکسالعمل سرسخت و کوبندۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مواجه خواهند شد.
وضعیت پیشرفتهای علمی در عصر حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چگونه خواهد بود؟
در پرتو دولت مهدوی، دانش، تکنیک و اقتصاد، پیشرفت حیرتانگیزی خواهند داشت که به گونهای با یکدیگر ارتباط دارند.
پیشرفت برقآسای علوم:
این مسئله در روایات بسیار گویا و روشن مطرح شده است؛ علوم 27 شاخه دارد که تنها دو شاخه از آن تا زمان ظهور برای بشر آشکار خواهد شد و 25 شاخۀ
دیگر در زمان دولت آرمانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آشکار میشود. (1)بنابراین پیشرفت علوم، دوازده برابر بیشتر از همۀ اعصار گذشته خواهد بود. روایات دیگری هم در این خصوص آمده است که عقل بشر در زمان ظهور حضرت کامل خواهد شد، (2)و راه اندیشیدن و خردورزی و شکوفایی دانش و بستر کمال برای انسان هموار خواهد شد، و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، جهل و نادانی را از ساحت فکر و اندیشۀ بشر خواهد زدود.
پیشرفت تکنیک و فنآوری:
در این زمینه احادیثی وجود دارد که از زاویههای متفاوت به مسئله مینگرند. بیشک، تکنولوژی زمان حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف بسیار متفاوت با فنآوری امروزی بشر خواهد بود که به بیدینی گرفتار شده است. دیگر اینکه در زمان حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف محدودیت حاکم بر تکنولوژی امروز بشر وجود نخواهد داشت و گسترۀ آن بسیار وسیعتر از آن خواهد بود که بشر امروز بتواند آن را درک کند.
نکتۀ پایانی در جهتدار شدن علم است. دینخواهی در زمان حضرت، همراه و همزمان با علم میگسترد و انسان آن عصر، دینداری و پیشرفت فنآوری را ناسازگار نمیبیند.
بنابر روایات، انرژی و استفاده از انرژی غیرخورشیدی، (3)وسایل سریعالسیر، (4)صدا و تصویر به گونهای شهودی و حضوری در گسترۀ عالم هستی کارآمد خواهند شد؛ (5)همه چیز مانند کف دست، پیش روی خواهد بود و حضرت بر
همۀ عالم فرمان خواهد راند؛ (1)نیکان در آزادی کامل، و بدان محدود شده خواهند بود. (2)تمام اینها در سایۀ حکومت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقق میپذیرد که بشر نظیر آن را هنوز تجربه نکرده است.
البته همۀ این پیشرفتهای عظیم و تعجببرانگیز، از طریق اعجاز صورت نمیگیرد بلکه این پیشرفتها محصول تکامل علمی عصر بعد از ظهور است؛ زیرا زندگی بشر در این عالم باید مطابق سنن حاکم بر طبیعت باشد، نه اعجاز که استثنا به شمار میرود و در موارد ضروری اتفاق میافتد. پس در دوران ظهور حضرت، صنایع و تکنولوژی تکامل مییابد.
پیشرفتهای عظیم اقتصادی:
وقتی علم و دانش ترقی کرد و صنایع و تکنولوژی مطابق نیاز فراهم آمد، ناگزیر اقتصاد رشد خواهد کرد؛ یعنی پیشرفت علمی و فنآوری، اقتصاد توسعهیافتهای را نیز دربر خواهد داشت؛ چنانکه در آموزههای دینی ما آمده:
گنجینههای زمین بر او ظاهر میشود و در سراسر جهان، ویرانی باقی نخواهد ماند... . (3)
یا اینکه:
زمین برکاتش را خارج میسازد. (4)
و یا گفتۀ پیامبرخدا صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود:
امت من در زمان مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به نعمتهایی دست مییابند که پیش از آن و
در هیچ دورهای بدان دست نیافتهاند. در آن روزگار، آسمان فراوان باران دهد، و زمین هیچ روییدنی را در دل خود نگاه ندارد. (1)
یا اینکه مردم آنگونه معیشتی با رفاه خواهند داشت که کسی یافت نمیشود تا به او زکات دهند؛ یعنی مستحق زکات وجود ندارد. (2)
از این روایات میتوان استفاده کرد که در عصر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف توسعۀ همهجانبه و موزونی اتفاق خواهد افتاد که همۀ مردم از این توسعۀ اقتصادی برخوردار خواهند شد. وقتی فرآوردههای زراعی فراوان شود و عمران و آبادانی گسترش پیدا کند و زمین همۀ برکاتش را تقدیم حضرت نماید، دیگر چیزی به نام فقر اقتصادی و جامعۀ طبقاتی مفهوم نخواهد داشت.
در عصر ظهور، احکام دینی چگونه اجرا میشوند؟
اولین مرحلۀ رسالت حضرت، تحریفزدایی از ساختار دین در حوزۀ معرفت دینی است؛ آموزههای دینی در طول تاریخ آرام آرام به فراموشی سپرده میشوند و یا منحرف میگردند. لذا وظیفۀ اصلی حضرت، احیای احکام فراموش شده و پاک کردن زنگار از چهرۀ مقدس دین اسلام است تا طعم دینداری به ذائقۀ دینداران شیرین افتد و از ثمرۀ دینداری بهره ببرند.
مرحلۀ بعدی، اجرای صحیح احکام دین است:
اجرای حد بر رباخواران و غاصبان حقوق و اموال مردم؛
پیراستن تزیینات و تشریفات از ساختار مساجد؛
کشیدن خط بطلان بر تفسیرهای غلط و تأویلهای ناصواب از آیات و ارائۀ تفسیر صحیح؛
با توجه به شیوههای نو و قضاوت درست حضرت، دین و آموزههای آن متروک نخواهد ماند و همۀ احکام دین اجرا میشود.
مدینۀ فاضله پس از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چگونه است؟
آرمانهای گذشته و آیندۀ بشر در عصر ظهور و استقرار دولت کریمۀ مهدوی محقق میشود. در آیات و روایات به برخی از نمادهای آن زمان اشاره شده است که مهمترین آنها عبارتاند از: تحقق عدالت جهانی در همۀ ابعاد زندگی جامعۀ آن روز، امنیت فراگیر، رفاه و آسایش همراه با نشاط معنوی، رشد شگفتانگیز علوم، گسترش فرهنگ دینی و اسلامی در همۀ شئون جامعه و مهمتر از آن، تربیت اخلاقی و معنوی و رشد بینظیر فرهنگ دینی در همۀ ابعاد در میان مردم
آن عصر. (2)
آیا هنگام ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مدینۀ فاضله تحقق مییابد؛ با وجود این، آیا درست است که پیرزنی آن حضرت را شهید میکند؛ آیا آن پیرزن از افراد مدینۀ فاضله است یا خیر؟
براساس آیات و روایات اسلامی، پس از ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و تشکیل دولت جهانی عدالتگستر، مدینۀ فاضلۀ اسلامی محقق خواهد شد؛ آرمانشهری پدید خواهد آمد که همۀ انسانهای حقطلب در آرزوی آن، و همۀ انبیا و اولیا درپی تحقق آن بودهاند. ویژگی مدینۀ فاضله در کتب فلاسفه و عرفا آمده و جای بحث آن در اینجا نیست؛ اما به اختصار باید گفت که مراد از مدینۀ فاضله آن است که زمین مانند شهری میشود که در آن به همۀ نیازهای طبیعی و معقول بشر پاسخ
داده میشود و آدمی به کرامت واقعی خود میرسد. در آنجا خبری از ظلم و بیدادگری، کینه و غرضورزی، جهل و بیخردی، ناامنی و نگرانی و... نخواهد بود. اما نباید تصور شود که تحقق مدینۀ فاضله، به معنی شایستگی همۀ افراد و ساکنان این شهر است. اگرچه خوبیها، ارزشها و صفات نیکو، چهرۀ غالب مدینۀ فاضله است و اعضای آرمانشهر مهدوی به دلیل رشد عقلانی و انسانی، از تعامل اجتماعی بسیار خوبی بهرهمندند، در عین حال ممکن است افراد تبهکار و مجرم هم پیدا شوند؛ چراکه اختیار و ارادۀ انسان، حقیقتی تغییرنایافتنی است و امکان دارد کسانی به دلیل پیروی از هوای نفس گرفتار گناه شوند. ولی مهم آن است که در مدینۀ فاضله، گناه و تباهی، چهرۀ زشت جامعۀ انسانی است و به هیچ وجه در قالب یک ارزش تحقق نخواهد یافت. از اینرو، مجرم و تبهکار پیوسته احساس ناامنی میکنند و در صورتی که جرمشان تجاوز به حقوق دیگران باشد، قطعاً به سزای عمل خود خواهند رسید.
اما داستان شهادت امام به دست یک پیرزن، سند و مدرک محکمی ندارد (1)و به فرض صحت و تحقق چنین امری، با ایجاد مدینۀ فاضله منافاتی ندارد؛ زیرا همانگونه که گذشت، در مدینۀ فاضله قوانین حاکم بر جامعه و اجرای آنها به گونهای عالی و کامل است که بیشتر افراد این جامعه در کمال و رشد به سر میبرند؛ ولی این بدین معنا نیست که هیچ انسان شقی روی زمین یافت نشود و هیچ انسانی در خلوت خود گناه نکند و انسانها هوا و هوس نداشته باشند. بلکه بدین معناست که بیشترینِ افراد جامعۀ انسانی آن روز، بر هوا و هوس خود غالب گشته، تفکر آنان به کمال میرسد. اما در این میان، افراد پستی نیز ممکن است یافت شوند.
1) الزام الناصب، ص190، مطلبی در این زمینه نقل میکند که سند ندارد، در نتیجه ضعیف است.
جهانی که ما در آن زندگی میکنیم، چه فرقی با جهان پس از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دارد؟
وضعیت جهان قبل از ظهور با زمان بعد از ظهور و استقرار دولت کریمۀ مهدوی، از ابعاد مختلف مادی و معنوی، تفاوتهای بسیاری دارد که قابل مقایسه نیست.
جهان قبل از ظهور به سمت فساد، تباهی، ظلم و جور پیش میرود و هر روز بر ابعاد آن افزوده میگردد؛ در حالی که با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، جهان از جهات مختلف به سوی سامانیابی در حرکت است؛ مانند استقرار عدالت در جامعه، امنیت همگانی، رفاه عمومی، رشد و بلوغ فکری جامعه و... . امام صادق علیه السلام دربارۀ وضعیت پیش از ظهور میفرماید:
در آن زمان میبینی که ظلم و ستم همهجا را فراگرفته، قرآن فرسوده و بدعتها در مفاهیم آن نفوذ کرده؛ آیین خدا همانند ظرفی که آن را واژگون سازند، در عمل بیمحتوا شده؛ اهل باطل بر حق پیشی بگیرند؛ مردان به زنان و زنان به مردان (شوهران) قناعت نکنند؛ افراد باایمان سکوت اختیار کنند؛ کوچکترها، بزرگترها را احترام ننمایند؛ پیوند خویشاوندی بریده شود؛ چاپلوسی فراوان گردد؛ شراب آشکارا نوشیده شود؛ رشوهخواری در میان دولتمردان رایج گردد؛ سرگرمیهای ناسالم چنان رواج یابد که کسی نتواند جلوی آن را بگیرد؛ همسایه، همسایۀ خود را از ترس زبانش احترام کند؛ مردم سنگدل شوند و عواطف مردم بمیرد؛ مساجد پر شوند از کسانی که از خدا نمیترسند؛ تمام همت مردم شهواتشان گردد؛ امکانات مادی و دنیوی فراوان شود و دنیا به مردم روی آورد؛ زنان بر جامعه حاکم گردند؛ مردم صبحها مست و عصرها تشنهاند؛ و... . (1)
1) بحارالانوار، ج52، ص256 - 260.
در این حدیث شریف که بخشی از آن ذکر گردید، به گوشههایی از مظاهر فساد و تباهی در عصر قبل از ظهور اشاره شده است. دقیقاً همین وضعیت عالمگیر شدۀ بیعدالتی و ظلم و فساد، ضرورت رویکرد جامعه به سوی مصلح یگانه، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را ایجاب میکند؛ زیرا چنین کار معجزهآسایی تنها از جانب آن حضرت امکانپذیر است. از همینرو در روایات و ادعیه در توصیف آن حضرت آمده است:
یملأ الارض قسطاً وعدلاً کما ملئت ظلماً وجوراً؛
کسی که دنیای پر از ظلم و جور را سرشار از عدل و قسط میکند، آن حضرت است.
در سایۀ دولت کریمۀ ایشان، جهان یکپارچه از نعمتهای مادی و معنوی بیشترین بهره را میبرد.
شکوفایی علم و دانش در آن عصر به کمال خود میرسد. طبق روایات، آنچه تاکنون در دسترس بشر بوده، تنها دو بخش از مجموع 27 بخش علوم است و 25 بخش دیگر آن، در عصر ظهور به فعلیت میرسد، (1)و تمامی جهان در پرتو برنامههای حضرت به بلوغ فکری _ فرهنگی خواهند رسید. از نظر دگرگونیهای صنعت تکنولوژی و وسایل اطلاعاتی، پیشرفت اعجابآمیزی رخ خواهد داد. به لحاظ اقتصادی، جهان به حد کامل رفاه و آسایش میرسد. طبق روایات، گنجهای زیرزمینی و روزمینی و برکات آسمانی و زمینی در آن زمان گشوده میشود و در سرتاسر جهان، ویرانهای یافت نمیشود: «تظهر له الکنوز ولایبقی فی الارض خراب الّا یعمره». (2)
مهمتر از همه اینکه اسلام فراگیر میشود و دین الهی در تمام عرصههای حیات نمود مییابد؛ به گونهای که طبق بیان قرآن کریم، همه در صف واحد آهنگ توحید سر میدهند و از شرک خبری نخواهد بود: «یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا». (1)
بنابراین تفاوتهای بنیادین در عصر ظهور به قدری است که با وضعیت حاضر مقایسهپذیر نخواهد بود؛ زیرا آن حضرت نقطۀ اوج رحمت الهی بر بندگان و ثمرۀ عملی تلاش همۀ انبیای الهی در گذشته است. (2)
محل زندگی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بعد از ظهورشان کجا خواهد بود؟
امام باقر علیه السلام میفرماید:
مهدی قیام میکند و به سوی کوفه میرود و منزلش را آنجا قرار میدهد. (3)
امام علی علیه السلام زمان بعد از ظهور را چگونه ترسیم کرده است؟
در ترسیم فضای عصر ظهور، روایات بسیاری از حضرت علی علیه السلام به دست ما رسیده است که برخی از آنها عبارتاند از:
گویی اکنون به شیعیانمان در مسجد کوفه مینگرم که خیمهها زدهاند و قرآن را بدانگونه که نازل شده به مردم میآموزند. بدانید که قائم ما چون قیام کند، آن مسجد را بازخواهد ساخت و قبلۀ آن را استوار خواهد نمود. (4)
در روایتی امام علی علیه السلام به مالک بن حمزه فرمود:
... در این زمان، قائم ما قیام کند و همه را بر یک مرام و عقیده گرد آورد. (1)
پس میتوان گفت که راه و روشی بر پایۀ قانون حق و عدل استقرار خواهد یافت.
در حدیث دیگری حضرت علی علیه السلام میفرماید:
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قاضیان زشتکار را کنار میگذارد و دست سازشکاران را از سرتان کوتاه و حکمرانان ستمپیشه را عزل مینماید و زمین را از هر نادرست و خائنی پاک میسازد. (2)
این حدیث برنامههای حضرت را بیان میکند.
حضرت در روایت دیگری فرمودهاند:
چون قائم ما قیام کند، کینهها از دل بیرون رود. (3)
این حدیث بیانکنندۀ رشد تربیتی عصر ظهور است.
امام صادق علیه السلام پیشرفت علم را پس از ظهور چگونه بیان میکند؟
امام صادق علیه السلام میفرماید:
علم و دانش 27 حرف است و همۀ آنچه پیامبران آوردهاند، تنها دو حرف آن است و مردم تا آن موقع جز با آن دو حرف آشنایی ندارند و هنگامیکه قائم ما قیام کند، 25 حرف دیگر را بیرون میآورد، آن را بین مردم نشر و گسترش میدهد و آن دو حرف را نیز ضمیمه میکند و مجموع 27 حرف را در میان مردم منتشر میسازد. (4)
طبق این روایت، بشر هرچه از نظر علم و دانش پیشرفت کند، در روزگار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به یکباره بیش از دوازده برابر رشد و گسترش مییابد.
منظور از 25 حرف باقیمانده از علوم در زمان ظهور چیست؟
بشر هرچه از نظر علم و دانش پیشرفت کند، باز هم مجهولات زیادی باقی میماند که به مراتب بیشتر از معلومات است. لذا در دوران ظهور پیشرفت علم به حد نهایی خود میرسد و همۀ مجهولات حل میشود. طبق روایات اگر علم و دانش 27 حرف باشد، پیامبران فقط دو حرف آن را آوردهاند و 25 حرف باقیمانده را حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد آورد که این روایات میزان پیشرفت علم و دانش را در زمان ظهور بیان میکنند. همچنین باید در نظر داشت هرچه علم پیشرفت کند، مجهولات بیشتری را به ما نشان خواهد داد.
آیا بعد از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز عالم برزخ وجود دارد یا خیر؟
عالم برزخ، عالم بین این دنیا و قیامت است. هرکس که میمیرد و از این دنیا میرود، تا پیش از زنده شدن برای قیامت، در عالم برزخ به سر میبرد؛ ولی دوران ظهور و حیات و حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در این دنیا و روی همین زمین است، بنابراین به عالم برزخ ربطی ندارد. در زمان ظهور و حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز هرکس از دنیا برود وارد عالم برزخ میشود و تا قیامت در آنجا خواهد بود.
آیا اجرای انقلاب جهانی توسط یک فرد (امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف) ممکن است؟
همانطوری که هر انقلاب و رویداد اجتماعی به زمینهها و شرایط آن بستگی دارد، قیام و انقلاب جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم که بزرگترین حرکت جهانی به شمار میرود، پیرو همین اصل است و بدون تحقق زمینهها و شرایط آن، به وقوع نخواهد پیوست. البته منظور این نیست که در انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، امدادهای غیبی و آسمانی وجود نخواهد داشت، بلکه مقصود آن است که در کنار امدادهای الهی، زمینهها و عوامل و شرایط عادی نیز باید فراهم شود که مهمترین آنها عبارتاند از:
طرح و برنامه: بدیهی است که هر انقلابی، مخصوصاً اگر جهانی باشد، به برنامهای جامع برای مبارزه از طریق سازماندهی بهتر نیروها نیاز دارد؛
یاران: برای اجرای انقلاب جهانی، بدیهی است که یاورانی متناسب با آن میخواهد تا به نتیجه برسد؛
آمادگی عمومی: یکی از شرایط بسیار مهم پیروزی انقلاب جهانی، آمادگی عموم مردم است.
پس با شرایط مذکور، اجرای انقلاب جهانی ممکن خواهد بود.
اساس حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بر چه پایهای استوار است و قدرت امام از چه عواملی نشئت میگیرد؟
اگر منظور این است: ملاک مشروعیت حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟ آیا امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حکومت خود را براساس رأی مردم پایهگذاری میکند، یا براساس اذن و حکم خداوند؟ بیگمان، براساس معیارهای اسلامی، تنها خداوند حق حاکمیت دارد. او این حق را به پیشوایان معصوم دین و ازجمله امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز اعطا کرده است. اما از آنجا که مردم در عصر ظهور، عصمت، عدالتمداری، ظلمستیزی، رأفت، جود و کرم، علم و دانش، حسن تدبیر و سایر کمالاتِ بیمانند امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را میبینند، به دلیل آنکه این ویژگیها را در هیچیک از زمامداران دیگر نیافتهاند، با جان و دل به حاکمیت ایشان رضایت میدهند و از آن حضرت فرمانبرداری میکنند.
قدرت حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ضمن اینکه برخاسته از امدادهای غیبی است، از حمایت مردمی و ارادههای پولادین پیروان و یاران مخلص آن حضرت در سراسر جهان ناشی میشود.
حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چه ویژگیهایی دارد؟
قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از (خاندان پیامبر) است... فرمانروایی او شرق و غرب را فراخواهد
گرفت و خداوند به دست او دین خود را بر همۀ ادیان غلبه میدهد؛ اگرچه مشرکان را خوش نیاید؛ (1)
شما را بشارت میدهم به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که اهل آسمان و زمین از او راضی هستند... ؛ (2)
کارگزاران دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف: آنها از بزرگان و نیکان امتاند؛ مثلاً عیسی علیه السلام که به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میگوید: «همانا من به عنوان وزیر فرستاده شدهام نه امیر و فرمانروا»؛ (3)
پیشرفت دانش و علم: امام صادق علیه السلام میفرماید:
علم و دانش، 27 حرف است و آنچه پیامبران آوردهاند تنها دو حرف آن است و مردم تاکنون جز با آن دو حرف آشنایی ندارند و هنگامی که قائم ما قیام کند، 25 حرف دیگر را بیرون آورده، در میان مردم گسترش دهد و آن دو حرف را نیز به آنها ضمیمه ساخته، مجموع 27 حرف را منتشر خواهد کرد. (4)
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هر سال دوبار به مردم میبخشد و در هر ماه دوبار به آنها روزی عطا میکند و به مساوات بین مردم عمل میفرماید تا اینکه هیچ
نیازمندی به زکات پیدا نمیشود. (1)
حضرت علی علیه السلام فرمودهاند:
به دست ما روزگار سختیها سپری میگردد... و چون قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ما قیام کند... [در آن روزگار چنان محیط امنی ایجاد شود] که زن با همۀ زیب و زیور خود از عراق تا شام برود... و چیزی او را نترساند. (2)
اگر از دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی کند تا مردی از فرزندان من قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند پس از آنکه از ستم و بیداد آکنده باشد، این چنین از پیامبر شنیدهام. (3)
خداوند مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را میفرستد و به وسیلۀ او عظمت را به دین باز میگرداند... در آن روزگار کسی بر کرۀ خاکی نیست جز آنکه ذکر لاالهالاالله بر زبان دارد. (4)
کجاست آنکه ریسمانهای دروغ و افترا را ریشهکن خواهد کرد؟ کجاست آنکه آثار گمراهی و هوا و هوس را نابود خواهد ساخت. (1)
اگر دولت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، کریمه است، چرا منافقان در آن دولت ذلیل میشوند؟ مگر دولت امام علی علیه السلام کریمه نبود که منافقان جایگاه یافتند و دورویی نمودند و حضرت را خانهنشین کردند؟
در زمان حضرت علی علیه السلام مردم خیلی از مسائل را درک نمیکردند، و به همین دلیل به آنها فرصت داده میشد و دورویی میکردند، ولی وضعیت در زمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برعکس وضعیت کنونی است و بشر با وجود اینکه به بالاترین رشد علمی و صنعتی میرسد، به همان اندازه به تعالی اخلاق و کمال انسانی نزدیک میگردد. در حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با اجرای برنامههای آسمانی، آنچنان انسانها از نظر شخصیت پرورش مییابند که گویی آنان غیر از انسانهایی هستند که در گذشته زندگی میکردهاند. آنان که برای درهم و دیناری خون نزدیکترین افراد خود را میریختند، در حکومت آن حضرت پول و ثروت در نظرشان بیارزش و خوار میگردد. اگر تا پیش از ظهور بر آنان حسد، کینه، نفاق و دشمنی چیره بود، در حکومت آن حضرت، دلهایشان به هم نزدیک میشود تا جایی که گویی یک جان در چند کالبد میگردند. حکومت آن امام باعث رشد و تکامل خردها و اخلاق میشود و در آن روزگار استعدادها تکامل مییابد.
پس با توجه به مطالب یادشده، میتوان گفت چون امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرهنگ جامعه را بالا میبرد، در نتیجه نفاق دیگر توان ماندن ندارد؛ چون منافق از نادانی مردم استفاده میکند. در حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف همه آگاه خواهند بود. بنابراین کسی توان دورویی و نفاق ندارد. روزگار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف روزگار آشکار شدن حق با تمام
1) مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
جلوۀ خویش است و حجت بر همگان تمام میشود. بنابراین برای کفر و نفاق جایی نمیماند، و منافقان نیز همچون کفار، ذلیل خواهند شد.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بعد از ظهور چند سال حکومت خواهند کرد؟
در مورد مدت حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در روایات عددهای مختلفی
ذکر شده است؛ پنج سال، هفت سال، نوزده سال، چهل سال، هفتاد سال، 309 سال و... که ممکن است این روایات، به دورههای مختلف حکومت حضرت مربوط باشد.
به همین دلیل، بسیاری از علما و نویسندگان، روایت هفتاد سال را دوران حکومت حضرت تفسیر کردهاند (1)و روایات دیگر را به معنای مراحل و مقاطع مختلف دوران حکومت دانستهاند.
مردم اعم از کودک و نوجوان و جوان (مرد و زن) در حکومت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف چه نقشی برعهده دارند؟
بهطور کلی نقش مردم _ چه مرد و چه زن _ در قیام و حکومت آن حضرت بسیار پررنگ است و نمیتوان جایگاه مردمی را در قیام حضرت انکار کرد؛ زیرا:
حضرت، بشر گرفتار در گرداب ظلم و فساد و تباهی را نجات میدهد _ چه مرد و چه زن و چه بزرگ و چه کوچک؛
امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بستر عدالت را به شکل اعجاز فراهم نمیآورد، و اگر اینگونه
1) چشماندازی به حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص173.
بود، به غیبت طولانی احتیاج نبود و لزومی نداشت که مردم به خودسازی توصیه شوند و به آنها گفته شود که وظایف خود را خوب انجام دهند تا مصداق منتظران مصلح باشند. به عبارت دیگر، اصلاحات حضرت از ناحیۀ خداوند افاضه میشود، ولی مردم هم باید به درک و فهم این اصلاحات الهی در گسترۀ عالم هستی برسند. در تمام روایات ظهور حضرت، به انجام دادن وظایف سفارش شده است. حتی در تشرفات قطعی آمده است که حضرت فرمودهاند: «مردم زمینۀ ظهور را فراهم و خود را آمادۀ ظهور نمایند». پس کار موعود اسلام، تنها امری خارقالعاده نیست؛ باید این امر در چارچوب قوانین حاکم بر طبیعت اتفاق افتد که جز با خواستن مردم و آماده شدن کامل بخشی از آنان انجام نمیشود؛
در دولت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از جوانان و حضور پررنگ آنان بسیار سخن گفته شده است. در حدیثی حضرت علی علیه السلام فرمودهاند:
یاران اصلی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف همگی جوان هستند و سالخورده در میان آنان اندک است؛ بهسان سرمه در چشم یا نمک در طعام، باز هم کمتر. (1)
1) بحارالانوار، ج52، ص333؛ الغیبة، نعمانی، ص315.
در حدیث دیگری فرمودهاند:
سید حسنی جوانی از فرزندان امام حسن علیه السلام است که با دوازده هزار سوار به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میپیوندد. (1)
اما کودکان چون وظیفهای ندارند، تنها از مواهب حکومت عدالتگستر حضرت بهره میبرند.
نقش زنان در حکومت حضرت مهدی چیست؟
همانگونه که زنان در انقلاب پیامبر نقش بزرگی داشتند و همواره در طول تاریخ اسلام و امامان معصوم، به شکلهای گوناگون امام زمان خود را یاری میکردند، در انقلاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم نقش زنان، بسیار مهم است؛ زیرا آنها نیمی از پیکر جامعه هستند. بنابراین میتوانند در عرصههای مختلف جهادی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی یار و یاور امام زمان خود باشند.
بهویژه در عرصۀ فرهنگی، زنانِ بافرهنگ و فرهیخته، میتوانند با مشکل نادانی مبارزه کنند، معارف اسلامی را به همگان تعلیم دهند. امام باقر علیه السلام فرمود:
در زمان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به شما حکمت و (دانش) داده میشود، تا آنجا که زن در درون خانهاش مطابق کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قضاوت میکند. (2)
در عرصۀ اجتماعی نیز میتوانند با حفظ شئونات اسلامی در محیطهای مختلف، به کار و فعالیت اجتماعی بپردازند. هیچ دلیلی نداریم که گفته باشد زنان در حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در حاشیه هستند یا اینکه تنها در عرصهای خاص حضور دارند؛ بلکه زنان با حفظ کرامت انسانی و الهی خود در محیطهای
مختلف فعالیت خواهند داشت.
در بعضی روایات به این مطلب تصریح شده است که تعدادی از یاران حضرت زن هستند. ازجمله در روایتی میگوید:
سیزده نفر از زنان برجستۀ گذشته که از دنیا رفتهاند، در زمان حضرت به دنیا بازگشته، حضرت را یاری میکنند. (1)
حتی نام آنها نیز ذکر شده است. در روایت دیگری، ضمن ذکر 313 نفر یاران اصلی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، بیان میکند که پنجاه نفر زن نیز در میان آنان است. (2)و (3)
تفاوت حکومت حضرت داوود و سلیمان علیهما السلام با حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در چیست؟
بین این دو حکومت نقاط اشتراک و شباهتهای فراوانی وجود دارد. هردو حکومتی الهی و عدالتمحورند که در رأس آن یک حجت الهی قرار دارد؛ اما با توجه به روایات و از نظر تحقق خارجی، در این زمینهها تفاوت دارند:
گسترۀ حکومت: حکومت حضرت داوود و سلیمان علیهما السلام منطقهای بود. امام باقر علیه السلام میفرماید:
حضرت داوود و همینطور حضرت سلیمان علیهما السلام بر منطقۀ شامات تا بلاد اصطخر (از فلسطین و لبنان تا ایران) حاکم بودند. (4)
در حالی که حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف جهانی است و شرق و غرب عالم را
دربرمیگیرد. امام صادق علیه السلام میفرماید:
خداوند متعال به دست او مشرق و مغرب عالم را خواهد گشود. (1)
این تعبیر بیانکنندۀ این نکته است که هیچ نقطهای از زمین باقی نمیماند مگر اینکه در سیطره و حکومت او قرار میگیرد و اگر در روایات آمده است که چهار نفر حاکم بر همۀ زمین شدند ازجمله حضرت سلیمان و داوود علیهما السلام (2)، مراد از همۀ زمین، سرزمینهای مسکونی شناخته شدۀ آن زمان است. پس قطعاً نقاطی مثل قارۀ امریکا، ژاپن و مانند آن را دربر نمیگرفته است؛ ولی در حکومت حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تمام کرۀ زمین در حیطۀ حکومت ایشان قرار میگیرد.
دستآورد و نتیجه: طبق وعدۀ قطعی قرآن کریم و روایات فراوان، در حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تمام مظاهر شرک برچیده میشود و توحید کامل بر سراسر جهان سایه خواهد افکند. در آیۀ 55 سورۀ نور، تعبیر «... لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا»، و در بیان امام صادق علیه السلام که میفرماید: «در روی زمین هیچ بقعه و مکانی که غیر خداوند در آن عبادت شود باقی نمیماند، مگر اینکه خداوند عزّوجلّ در آن عبادت میشود و دین، تماماً از آنِ خداوند خواهد شد»، این حقیقت تأکید شده و قطعاً محال است که وعدۀ الهی تحقق نیابد: «اِنَّ اللهَ لَا یُخْلِفُ المِیعَادَ». (3)اما حاکمیت توحید با این کمیت و کیفیت، در حکومت حضرت داوود و سلیمان علیهما السلام به چشم نمیخورد. خداوند متعال در آیۀ 78 و 79 سورۀ مائده میفرماید:
کسانی که از بنیاسرائیل کافر شدند، مورد لعن حضرت داوود و عیسی بن
مریم قرار گرفتند؛ زیرا نافرمانی و تجاوز میکردند. آنها از منکری که دیگران به جای میآوردند، نهی نمیکردند.
نکتۀ قابل توجه این است که مهمترین ابزار قدرت حضرت سلیمان علیه السلام انگشتر او بود و براساس آنچه در روایات متعدد آمده، (1)هماکنون آن انگشتر نزد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وارث تمام انبیا و اولیا علیهم السلام است. عصا و سنگ حضرت موسی علیه السلام، پیراهن حضرت یوسف علیه السلام، پرچم و سلاح رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم همگی نزد اوست. تمامی فرشتگانی که برای یاری انبیا و اولیا آمدهاند، جملگی هنگام ظهور، گرد حضرت جمع خواهند شد. همچنین پیامبر بزرگی چون حضرت عیسی علیه السلام برای یاری او نازل خواهد شد. تمام این امور نشان میدهد، آنچه بناست در حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقق یابد، بینظیر خواهد بود. از اینرو، برای برچیدن تمام ظواهر شرک، همۀ راهکارهای عملی و لازم تدارک دیده شده است.
سیرۀ قضایی: قضاوت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف براساس واقع و علم غیب ایشان خواهد بود؛ (2)ولی سیرۀ قضایی حضرت داوود و سلیمان علیهما السلام براساس بیّنه و قسم بود و تنها در مدت بسیار کوتاهی حضرت داوود علیه السلام براساس واقع قضاوت میکرد. (3)
امور شگفتانگیز: نکتۀ دیگر، امور شگفتانگیزی است که در حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اتفاق میافتد که مهمترین آن رجعت است. رجعت سابقۀ بسیار طولانی دارد (ازجمله در میان بنیاسرائیل)، اما به کیفیت و کمیتی که در دوران
ظهور صورت میگیرد، از زمان آدم علیه السلام تا آن زمان بیمانند است. پانزده نفر از قوم موسی علیه السلام، اصحاب کهف، یوشع وصی موسی علیهما السلام، سلمان، ابادجانه انصاری، مقداد و مالک اشتر، (1)ازجمله افرادی هستند که در زمان ظهور آن حضرت به دنیا بازمیگردند.
به عبارت دیگر، برای یاری حضرت، گلچینی از برگزیدگان همۀ امتها رجعت میکنند و از طرفی، سردمداران کفر و ضلالت نیز برای مجازات برگردانده میشوند. این نکات نشان میدهد حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حکومتی بینظیر و موعود همۀ امتهاست.
حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چگونه با خواستۀ حضرت سلیمان علیه السلام که عرض کرد: «قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْکًا لَا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ...»؛ (2)«پروردگارا، مرا حکومتی عطا کن که هیچکسی را پس از من سزاوار نباشد..». قابل جمع است؟
در پاسخ به این سؤال ابتدا باید در خواستۀ حضرت سلیمان علیه السلام دقت شود. اگر او از خداوند متعال درخواست حکومتی کرده که از هر جهت بینظیر باشد و خداوند چنین حکومتی را تا روز قیامت به احدی ندهد، اولاً، چنین درخواستی حاکی از بخل است و انبیا علیهم السلام دارای مقام عصمتاند و منزه از این صفات ناپسندند، ثانیاً، اجابت چنین درخواستی با حکمت خداوند متعال منافات دارد. بنابراین آنچه حضرت سلیمان علیه السلام درخواست نمود، مسئلۀ دیگری است که چند وجه در اینباره ذکر شده است:
حضرت داوود علیه السلام معترض بودند، (1)وی از خداوند متعال معجزهای بر نبوتش و نشانهای برخلافتش درخواست نمود، مبنی بر اینکه خداوند عزوجل حکومتی به او عطا کند که به دست آوردن آن جز از طریق خداوند امکانپذیر نباشد. به عبارت دیگر، او حکومتی را طلبید که احدی با توان و قدرت خود نتواند آن را به دست آورد و این امر معجزهای برای او باشد. از اینرو، خداوند متعال باد و شیاطین را مسخّر او ساخت، زبان حیوانات را به او آموخت و اموری را به او عطا کرد که تحصیل آن از طریق غیرخداوند محال است. پس چنین خواستهای هرگز بر اعطا نکردن چنین حکومتی _ بلکه بالاتر از آن _ به انبیای دیگر و اوصیای آنان علیهم السلام دلالت ندارد؛ (2)
... حضرت سلیمان علیه السلام حکومتی را از خداوند متعال درخواست نمود که الهی بودن آن برای همه روشن باشد؛ تا بعد از او احدی نگوید او همانند سایر ملوک و پادشاهان با زور و غلبه این حکومت را به دست آورده است. خداوند نیز به حکومت او ویژگیهایی مثل تسخیر باد و جنیان و... عطا نمود تا الهی بودن آن بر احدی پوشیده نماند؛ و مردم همان زمان و بعد از او نیز فهمیدند که حکومت او شبیه حکومت کسانی نیست که از طرف مردم برگزیده میشوند، یا با غلبه و ظلم حکومت خود را به دست میآورند. (3)
براساس این قول، در آیۀ ذکرشده، جملۀ «اَنْ یَقُولَ اِنَّهُ اَخَذَهُ بِالْجَوْرِ وَ الْغَلَبَةِ» محذوف است. یعنی به من حکومتی عطا کن که برای احدی بعد از من سزاوار
نباشد که بگوید: او این حکومت را با ستم و غلبه به دست آورده است. (1)
چرا پیشوایان معصوم، با آن قدرتی که خداوند به آنها داده بود، حکومت واحد جهانی تشکیل ندادند؟
در واقع، انسان مانند کودکی است که به تعلیم در سطوح مختلف احتیاج دارد تا به رشد نهایی خود برسد و به تدریج باید این مراحل را طی کند. به همین دلیل، رهبران الهی بدون ایجاد شرایط و زمینۀ کافی برای رسیدن به آن هدف، آمادگی اجرای حکومت عدل جهانی را ندارند و این به دلیل نقص آنان نیست، بلکه مشکل، نبودن شرایط و زمینۀ لازم و آماده نبودن مردم است؛ زیرا مردم قابلیت آن را ندارند، مگر زمانی که آمادگی و شرایط آن به تدریج به وجود آید.
1) البته وجوه دیگری هم برای بیان درخواست او ذکر شده است. ازجمله در مجمع البیان ذیل همین آیه و همینطور در بحارالانوار، ج14، ص230، باب6 به تفصیل در اینباره بحث و احتمالات متعددی ذکر گردیده است.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وقتی که میآید اولین کاری که میکند چیست؟
طبق بیان روایات، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در اولین اقدام خود بعد از ظهور، خود را به جهانیان معرفی میفرماید و امر ظهورش را به مردم اعلام مینماید.
امام باقر علیه السلام در این زمینه میفرماید:
هنگامی که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند، به کعبه تکیه میزند و میگوید: «بقیةُ اللهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِین» سپس خود را معرفی مینماید که: من بقیةالله، من خلیفةالله و حجت الهی در میان شما هستم. در آن حال هرکسی به او سلام میکند، میگوید: «السلام علیک یا بقیةالله». (1)
در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام میفرماید:
قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به دیوار کعبه تکیه میدهد و مردم جهان را مخاطب قرار میدهد و میفرماید: هرکس بخواهد آدم و شیث را ببیند، اینک منم آدم و شیث؛ هرکس بخواهد نوح و سام را ببیند، اینک منم نوح و سام؛ هرکس بخواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند، اینک منم ابراهیم و اسماعیل؛ هرکس بخواهد موسی و یوشع را ببیند، منم موسی و یوشع؛ هرکس بخواهد عیسی و شمعون
1) المهدی فی القرآن، سیدصادق شیرازی، ص76.
را ببیند، منم عیسی و شمعون؛ هرکس بخواهد محمد صلی الله علیه و آله و سلم و علی علیه السلام را ببیند، منم محمد صلی الله علیه و آله و سلم و علی علیه السلام؛ هرکس بخواهد حسن و حسین علیهما السلام را ببیند، منم حسن و حسین؛ هرکس بخواهد امامان از اولاد حسین علیه السلام را ببیند، منم آن امامان معصوم از نسل پاک حسین علیه السلام. اینک سخنان مرا گوش کنید تا شما را از آنچه شنیده و میدانید و آنچه تاکنون نشنیده و نمیدانید، خبر دهم... . (1)
اینکه حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف در مقام معرفی خود اسامی پیامبران و امامان علیهم السلام را میبرد، به خاطر این است که ایشان عُصاره و تجسم کامل اهداف و آرمانهایی به شمار میرود که انبیا و اوصیا برای آن مبعوث شدهاند؛ و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نماد کامل همۀ آرزوهای تاریخ بشر است که تلاش انبیا و ائمه علیهم السلام را به ثمر مینشاند.
آیا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کوفه را مرکز حکومت خود قرار میدهد؟ چرا؟
در چندین روایت بیان شده است که مقر جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شهر کوفه و محل زندگانی شخص ایشان نیز در این شهر و مسجد سهله است. امام باقر علیه السلام در اینباره میفرماید:
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام میکند و به سوی کوفه میرود و منزلش را آنجا قرار میدهد. (2)
ابوبصیر میگوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
ای ابامحمد! گویا میبینم که قائم آلمحمد صلی الله علیه و آله و سلم با خانوادهاش در مسجد
سهله فرود آمده است... . (1)
در روایت دیگری امام صادق علیه السلام از مسجد سهله یاد نمود و فرمود:
آن خانۀ صاحب ما (حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) است؛ زمانی که با خاندانش در آنجا سکونت گزیند. (2)
در اینباره روایات دیگری نیز نقل شده است. (3)
در جواب بخش دوم سؤال باید گفت که کوفه مقر حکومت عدل امیرمؤمنان، حضرت علی علیه السلام بوده است. احتمال میرود انتخاب کوفه به این جهت باشد که عدالت مهدوی ادامۀ حکومت عدل علوی است.
برخی از محققان هم احتمال دیگری دادهاند و میگویند:
کوفه پایگاه مشترک حسین علیه السلام و مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. امام حسین علیه السلام از مکه به سمت کوفه رفت و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم از مکه به سوی کوفه خواهد رفت و مقر حکومت خود را در کوفه قرار خواهد داد، یعنی راه نیمهتمام سیدالشهدا علیه السلام را به پایان خواهد رساند. (4)
قرآن و سنت جدیدی که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میآورد، چیست؟
از روایتهایی که حرکتهای فکری و فرهنگی حضرت را در عصر ظهور بیان میکند، دانسته میشود که در این روزگار توجیهها، تأویلها، تحریفها، انحرافها و پیرایهها، بسیاری از باورهای اسلام ناب را تهدید میکند و
ساختههای ذهنی مدعیان دین، به عنوان باورهای دینی ترویج میشود. امام صادق علیه السلام دربارۀ راه و روش حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میفرماید:
راه و روش او، چون پیامبر است؛ یعنی هرچه پیش او باشد ویران میکند، چنانکه پیامبر جاهلیت را ویران ساخت و اسلام را از نو مینمایاند. (1)
در روایات اسلامی، از تجدید اسلام توسط امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سخن به میان آمده است. (2)
خلاصه در زمان غیبت، بدعتهایی در دین گذاشته میشود و احکامی از قرآن و اسلام بر طبق میل مردم تأویل و تفسیر میشود و بسیاری از حدود و احکام چنان فراموش میشود که گویا اصلاً از اسلام نبوده است. وقتی حضرت ظهور میکند، بدعتها را باطل میکند و احکام خدا را به همانگونه که صادر شده ظاهر مینماید و حدود اسلامی را بدون سهلانگاری اجرا میکند. از اینروست که چنین برنامهای برای مردم تازگی دارد.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بعد از ظهور چگونه با مسلمانان برخورد میکند؟
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف امام رحمت و مهربانی است و برای هدایت و سعادت انسانها قیام میکند، نه برای کشتن و ویران کردن. به همین دلیل، خلاف واقع مینماید اگر چهرۀ ایشان را خشن و چنان خونریز بپندارند که به کسی مهلت تفکر و
توبه نمیدهد.
با توجه به این مقدمه، وقتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور و قیام کند، مانند
روش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام ابتدا با رحمت و مهربانی فراوان به بیان حقیقت دین و پیام اسلام برای جهان میپردازد و گروه فراوانی توبه میکنند
و انسانهای پاکی میشوند، حتی غیرمسلمانان سخن ایشان را میپذیرند و گرد
او جمع میشوند. حضرت، به کمک و یاری آنها نهضت خود را شروع میکند. کسانی که سخن امام را نپذیرفتهاند، اگر به این دلیل باشد که هنوز دلایل
کافی ندیدهاند و اطمینان ندارند، به آنها مهلت داده میشود تا خوب بیندیشند و کسی معترض آنها نمیشود. اما اگر بعد از اتمام حجت و اقامۀ دلیل، باز هم
به دشمنی خود ادامه دهند و بیدلیل به مخالفت برخیزند، امام با آنها
برخورد میکند.
بنابراین حضرت تنها با دو گروه برخورد و مبارزه میکند:
گروهی که بدون دلیل بر عقاید خود پا میفشارند، دلیلهای روشن امام را نمیپذیرند و به مخالفت قیام میکنند؛
سران ظلم و شرک که دنیا را از آنِ خود میدانند و با آزادی و سعادت مردم مخالفاند و همه چیز را برای خود میخواهند و حقوق مردم را رعایت نمیکنند و خواستار ظلم، فساد و گناه هستند.
آیا بعد از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، شیعیان نیز به دست آن حضرت کشته میشوند؟
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از ظهور، شیعه را به آخرین حد کمال میرساند، او در عصر غیبت همواره به شیعیان عنایت دارد. به شیخ مفید میفرماید:
ما بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده و مخفی نمیماند. ما در رسیدگی و سرپرستی شما، کوتاهی و اهمال نکردهایم و یاد شما را از خاطر نبردهایم که اگر جز این بود دشواریها و مصیبتها بر
شما فرود میآمد و دشمنان، شما را ریشهکن میکردند. (1)
کسی که در عصر غیبت این همه لطف، مهربانی، رحمت و عنایت به شیعیان دارد، (2)آیا در عصر ظهور با آنها برخورد میکند و آنها را از بین میبرد؟ هرگز چنین گمان نمیرود. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر ظهور با اقامۀ عدل و حق با کانونهای فساد و تباهی مبارزه میکند و انسانهای ظالم و فاسد را که حاضر به پذیرفتن ایمان و صلاح نیستند از بین میبرد، و اگر روایتی دربارۀ برخورد با شیعیان باشد، منظور فرقههای منحرف شیعه، مانند اسماعیلیه و زیدیه است.
مفضل بن عمر میگوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود:
اگر قائم ما قیام کند، از دروغگویان شیعه شروع میکند و آنها را به قتل خواهد رساند. (3)
این روایت ضعیف است؛ زیرا کشّی این روایت را تحت عنوان «ما روی فی محمد بن ابیزینب»، معروف به ابوالخطاب که فرقۀ خطابیه به او نسبت داده میشود، نقل کرده است. او کسی بود که احادیث زیادی از طرف امام علیه السلام در مورد لعن و نفرین او صادر شد و حضرت از خداوند طلب نمود که حرارت شمشیر را به او بچشاند. (4)
بر فرض قبول روایت، میگوییم: روشن است که مقصود این روایت، دروغگویان و فرقههای انحرافی شیعه است که امروزه به فرقۀ باب و بهاء معروفاند. امام عجل الله تعالی فرجه الشریف با فرقههای انحرافی شیعه برخورد مینماید و آنان را هدایت میکند وگرنه، ریشهکن
میشوند. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر ظهور، همگان را به اسلام دعوت میکند؛ اسلامی که در تشیع اصیل، متبلور است. بنابراین همانطوری که در عصر غیبت از کیان شیعه حمایت میکند، در عصر ظهور نیز آن را به تمام جهانیان عرضه میکند.
برخورد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با کارگزاران حکومتی چگونه است؟
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با اقامۀ عدل و حق، به محرومیت و ظلم خاتمه میدهد و برای آنکه ذرهای ستم از جانب دولت و کارگزاران نظام او بر کسی نشود و حقی ضایع نگردد، با مسئولان و کارگزاران حکومتی خود سخت میگیرد. در دولت او عدالت محض برقرار است، پس هیچگونه لغزش و فساد و انحراف در نظام اداری آن حضرت وجود ندارد و سختگیری آن حضرت با مسئولان و کارگزارانش به همین سبب است. (1)لذا در روایات آمده است:
المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جواد بالمال رحیم بالمساکین شدید علی العمال؛ (2)
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نسبت به مال و دارایی بخشنده است و نسبت به مسئولان و کارگزاران دولت خویش بسیار سختگیر و نسبت به ناتوانان و مستعضعفان بسیار دلرحم و مهربان است.
لذا در روایتی آمده است:
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به تمام کارگزارانش دستور میدهد که عدل و احسان را شیوۀ خود سازند. (3)آن حضرت دقیقاً فرمان خدا را اجرا میکند و با کسی حساب
خویشاوندی ندارد. (1)
خلاصه آنکه سیرت مدیریتی حضرت با مسئولان جامعهاش این است که اگر آنها خطا کنند حضرت از خطای آنها چشمپوشی نمیکند.
وقتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند، چگونه کافران را گردن میزند، آیا همه را یک جا جمع میکند یا به همهجا سفر میکند تا با ستمکاران مبارزه کند؟
قرار نیست امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف گردن همۀ کافران را بزند؛ زیرا براساس روایتها، بسیاری از کافران به ویژه اهلکتاب، به حقانیت امام پیمیبرند و به آن حضرت ایمان میآورند.
حضرت با آن عده از کافران که ایمان نمی آورند، برخورد میکند. این جنگها در کشورهای گوناگون رخ میدهد. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای از بین بردن آنها به کشورها سفر نمیکند، بلکه به فرماندهی حضرت جنگهایی رخ میدهد و دشمنان سرکوب میشوند.
بنابراین جنگ حضرت با مخالفان نیز از این قبیل جنگهاست که در طول تاریخ بوده و اینطور نیست که خود امام همۀ کافران را نابود کند. افزون بر این، بسیاری از کافران مقاومت نمیکنند بلکه تسلیم میشوند. به ویژه مسیحیان که با نزول حضرت مسیح علیه السلام و پشتیبانی او از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، تسلیم شده و مسلمان میشوند. به امید آن روز!
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام ظهور با چه کسانی میجنگد؟
همانطور که میدانید، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای ریشهکن کردن ظلم و ستم در عالم،
1) تاریخ عصر غیبت، سیدمسعود پورسیدآقایی، ص438 (به نقل از: الملاحم و الفتن، ص108).
استقرار عدالت در سراسر گیتی و نجات مظلومان و مستضعفان جهان قیام میکند. از اینرو، با همۀ ادامهدهندگان ظلم و ستم و مخالفان استقرار عدالت، میجنگد (البته پس از اتمام حجت). امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف همانند پزشکی که غدۀ چرکین و سرطانی را از بدن بیمار خارج میسازد و موانع رشد و سلامت او را برطرف میکند، این غدههای سرطانی و چرکین را از پیکر جامعه جدا میسازد.
آیا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، هنگام ظهور، اموال ثروتمندان را به رغم میل باطنی آنها، بین فقرا تقسیم میکند؟
هدف اساسی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اجرای عدالت و ریشهکن نمودن ظلم است. طبعاً چنین چیزی، نسبت ظلم به حضرت است و قطعاً چنین مسئلهای حقیقت ندارد؛ بلکه حضرت اموال حرام و چیزهایی را که به ناحق و ظلم از مالکان آنها گرفته شده، به آنها برمیگرداند. نکتۀ دیگر اینکه بر اثر رشد عقلی و معنوی انسانها، مردم در کمک به فقرا و نیازمندان از همدیگر سبقت میگیرند؛ و چهبسا کسی که چند خانه دارد، خودش با میل و رغبت، خانههای خود را در اختیار دیگران قرار دهد، همانند آن چه هنگام ورود رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم اتفاق افتاد و انصار خانههای خود را در اختیار مهاجران قرار دادند.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چگونه انتقام امام حسین علیه السلام و حضرت زهرا علیها السلام را میگیرد؟
ابتدا باید توجه داشت که قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای تأمین سعادت انسان است و حکومت مهدوی، حکومت رحمت و هدایت است، و با همین اخلاق کریمانه، امام همه را هدایت و سعادتمند میکند. اما بدیهی است که گروهی از انسانها
که ظالم و اهل فسادند، در مقابل پاکسازی امام مقاومت میکنند و آتش جنگ را علیه حضرت شعلهور میکنند. بیشک حضرت مجبور به مبارزه با آنها میشود، چنانکه از ابتدای بعثت پیامبران چنین بوده و گروهی از ظالمان به مبارزه با پیامبران برخاستهاند و هربار پیامبران و امامان را مظلومانه به شهادت رساندهاند. اما اینبار، خداوند اراده کرده است که دینش پیروز شود. از اینرو، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بر ظالمان و متجاوزان به حقوق مردم غلبه میکند و آنها را نابود میسازد. با نابودی اهل فساد و ظلم، انتقام مظلومان تاریخ از ظالمان گرفته میشود و ستمگران شکست خواهند خورد. پس معنای انتقام خون امام حسین علیه السلام و حضرت زهرا علیها السلام و دیگر مظلومان، این است که ظالمان دوران ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جملگی کشته میشوند و زمین از لوث وجودشان پاک میگردد. (1)
معنای دیگر انتقام از قاتلان ائمه علیهم السلام با رجعت تحقق مییابد. رجعت از عقاید مسلم شیعه است؛ زنده شدن بعضی از مردگان و بازگشتن به دنیا در دوران حکومت عدل الهی. بنابراین عقیده، دو گروه از انسانها به دنیا برمیگردند تا قبل از قیامت، در همین دنیا نیز نتیجۀ عمل خود را ببینند: دستۀ اول انسانهای بسیار نیک، و دستۀ دیگر انسانهای بسیار بد. طبق این عقیده، ستمکنندگان به خاندان پیامبر علیهم السلام زنده میشوند و از آنان انتقام گرفته میشود. (2)
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چگونه از دنیا میرود؟
روایات در مورد چگونگی رحلت حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف، (شهادت یا مرگ طبیعی) مختلف است. در کتابی به شهید شدن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف توسط یک پیرزن با اوصاف خاص تصریح شده است، (1)اما سندی برای این حدیث بیان نشده، لذا نمیتوان آن را پذیرفت. در مورد شهادت حضرت، روایات کلی هم وجود دارد که براساس آنها، هیچ امامی نیست مگر اینکه کشته یا مسموم میشود. (2)ظاهر اینگونه روایات، شهادت حضرت را بیان میکند، (3)اما دلیل قطعی بر شهادت شخص حضرت وجود ندارد.
در روایات آمده، امام حسین علیه السلام و یارانش در اواخر حیات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رجعت میکنند و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بعد از معرفی آنها و شناخت مردم، از دنیا رحلت میکند و امام حسین علیه السلام غسل و دفن حضرت را به عهده میگیرد؛ (4)سپس سالهای
طولانی حضرت امام حسین علیه السلام حکومت میکند و رهبری را به عهده میگیرد. طبق این نوع روایات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به مرگ طبیعی از دنیا میروند و این احتمال قویتر به نظر میرسد.
آیا امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در راه اجرای حدود الهی، توسط دوستان و پیروان خویش به شهادت میرسد؟
هنگام ظهور، افرادی که ایمان کافی دارند به مخالفت با حضرت برنخواهند خاست، بلکه جزو یاران حضرت قرار میگیرند؛ اما کسانی که معرفت و بینش کافی به حجت خدا ندارند، ممکن است به مخالفت با حضرت برخیزند، همانند آنچه در جنگ صفین اتفاق افتاد. در مورد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز گروههایی به مخالفت برمیخیزند، اما یا متوجه اشتباه خود میشوند و توبه میکنند یا آنکه به دست حضرت از بین میروند. لذا شهادت امام به دست پیروانش هیچ مدرک و دلیلی ندارد و اساساً اینکه حضرت به شهادت میرسد و یا به مرگ طبیعی از دنیا میرود، جای بحث و بررسی دارد.
آیا امام حسین علیه السلام، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به خاک میسپارد؟
همانطور که میدانید، براساس ضوابط فقه اهلبیت علیهم السلام، پیکر معصوم باید به دست معصوم تجهیز و تدوین شود. برای مثال، امیرمؤمنان علیه السلام پیکر پاک پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت زهرا علیها السلام را غسل و کفن کرده است. حتی پیامبران و معصومان گذشته نیز این مسئله را داشتهاند. برای نمونه، حضرت عیسی علیه السلام، پیکر پاک حضرت مریم علیها السلام را به دست خود غسل داد. (1)
1) کافی، ج1، ص459.
از اینرو، براساس روایاتی که دربارۀ رجعت وارد شده است، امام حسین علیه السلام
در اواخر حکومت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف با یاران باوفایش رجعت میکنند و هنگامی که اجل حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فرا برسد، متصدی و متولی غسل، کفن، حنوط و دفن ایشان میگردد.
امام صادق علیه السلام در اینباره فرموده است:
امام حسین علیه السلام با یارانش میآیند و هفتاد پیامبر آنان را همراهی میکنند، چنانکه هفتاد نفر همراه موسی علیه السلام فرستاده شدند. آنگاه حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف انگشتر را به وی میسپارد و امام حسین علیه السلام غسل، کفن، حنوط و دفن حضرت قائم را برعهده میگیرد. (1)
نیز آن حضرت در پایان روایت دیگری میفرماید:
هرگز غیر از وصی، وصی را تجهیز و خاکسپاری نمیکند. (2)
از این روایات نتیجه میگیریم که امام حسین علیه السلام، غسل، کفن و دفن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را انجام میدهد.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، در چه مکانی دفن میشود؟
روایتی که محل دفن امام را مشخص کند، نقل نشده است.
آیا بعد از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف پسرشان امام میشوند؟
خیر، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آخرین امام است، و طبق روایات، وقتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند و جهان را از عدل و داد بگستراند، به قدر یک عمر طبیعی (هفتاد سال) حکومت میکند. (1)آنگاه امام حسین علیه السلام در اواخر عمر شریف امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رجعت میفرماید؛ زنده میشود و به دنیا برمیگردد، و هنگامی که همۀ مردم از بازگشت امام حسین علیه السلام آگاه شدند، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رحلت میکند. امام حسین علیه السلام مراسم دفن ایشان را انجام میدهد و حکومت را عهدهدار میشود. (2)آنگاه امام حسین علیه السلام نیز چهل سال زندگی میکند. (3)
در مورد ترتیب رهبری حکومت بعد از امام حسین علیه السلام به صراحت چیزی نقل نشده و معلوم نیست بعد از امام حسین علیه السلام چه کسی حکومت را ادامه میدهد. در روایات به رجعت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام نیز اشاره شده است؛ یعنی پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نیز به دنیا باز خواهد گشت. (4)همچنین امیرالمؤمنین علیه السلام نیز به دنیا باز خواهند گشت و مدت بسیار طولانی حکومت خواهد کرد. (5)
سرنوشت دنیا پس از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چه خواهد شد؟
حضرت پس از قیام و تشکیل حکومت، مدت طولانی حکومت میکند. امام حسین علیه السلام در اواخر عمر شریف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رجعت میفرماید؛ به دنیا بازمیگردد
1) بحارالانوار، ج52، ص291، ح35. البته در مورد حکومت ایشان روایات مختلفی وجود دارد که بعضی به کمتر از این مدت و بعضی به بیشتر از این مدت دلالت میکنند، اما روایت هفتاد سال قویتر به نظر میرسد.
2) بحارالانوار، ج53، ص93، ح103.
3) بحارالانوار، ج53، ص63، ح54.
4) بحارالانوار، ج53، ص46، ح19.
5) بحارالانوار، ج53، ص42، ح12.
و مدتی کنار امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میماند تا بر همه روشن شود که ایشان امام حسین علیه السلام است. وقتی همه این مطلب را فهمیدند، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به مرگ طبیعی رحلت میکند و امام حسین علیه السلام پس از دفن ایشان، حکومت را به مدت طولانی اداره مینماید. (1)پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، امیرالمؤمنین علیه السلام (2)و به احتمال قوی تمام ائمه علیهم السلام (3)به دنیا برمیگردند و هرکدام سالیان طولانی حکومت میکنند و به این شکل زمین بعد از ظهور، حیات نو از سر میگیرد و زندگی انسان بامعنا ادامه مییابد. با توجه به روایات باب رجعت، معلوم میشود زندگی اصلی انسان بعد از ظهور شروع میشود و مردم زمین مدت بسیاری امنیت، آرامش، برقراری اسلام و عدالت را خواهند دید. بندگان صالح خداوند نیز سالیان بسیاری بر روی زمین به عبادت و اطاعت خداوند خواهند پرداخت و بعد از گذشت سالیان بسیار، با رحلت آخرین حجت خدا که احتمالاً امیرالمؤمنین علی علیه السلام خواهد بود، (4)اوضاع جهان دگرگون میشود و علایم قیامت رخ مینماید.
آخرین امامی که قبل از پایان دنیا به شهادت میرسد، کیست؟
بنا به روایتی، امام علی علیه السلام آخرین امامی خواهد بود که قبل از قیامت در دنیا زندگی میکند. (5)
معنای رجعت چیست؟
رجعت در لغت به معنای بازگشت است و در اصطلاح کلام و حدیث، به بازگشت گروهی از مؤمنان خالص و کافران شرور پس از مرگ به این جهان، قبل از قیامت، رجعت نامیده میشود. (1)
در حقیقت رجعت جلوۀ کوچکی از رستاخیز نهایی و قیامت است. تفاوت رجعت با قیامت در این است که در رجعت گروهی از مردم زنده میگردند و در قیامت همۀ مردم بدون استثنا محشور میشوند.
علامه طباطبایی میفرماید:
روایاتی که رجعت را اثبات میکنند، اگرچه با هم اختلافی دارند، اما همۀ آنها در این معنا متحدند که سیر و حرکت نظام عالم به سمتی است که تمام آیات الهی به منتهای ظهور خود برسند و دیگر معصیت خدای سبحان انجام نشود، بلکه بهطور خالص و بدون دخالت هوای نفس و وسوسۀ شیطان عبادت شود، عدهای از دوستان و دشمنان خدای تعالی که مردهاند به دنیا برگردند و حق و باطل کاملاً از هم جدا و شناخته شوند.
1) نک: بحارالانوار، ج35، ص138.
این مطلب میرساند که رجعت یکی از مراتب روز قیامت است، هرچند از نظر بروز و ظهور حقایق در مرحلۀ پایینتری است؛ زیرا در ایام رجعت امکان فساد و فتنهانگیزی هست _ اما در قیامت شرارت و فساد هم وجود ندارد _ از همینرو، دوران ظهور حضرت مهدی علیه السلام نیز شاید یکی از مراتب قیامت باشد؛ زیرا در آن روز نیز حقْ ظهوری آشکار دارد، هرچند که در این جهت روز ظهور باز در مرتبهای پایینتر از رجعت قرار دارد. از قول امامان معصوم علیهم السلام نیز وارد شده است که: «ایامالله سه روز است: روز ظهور، روز رجعت و روز قیامت». (1)
و همین نکته، یعنی یکی بودن حقیقت این سه روز و اختلافشان در مراتب و درجات، باعث شده است که امامان معصوم علیهم السلام بعضی از آیات را گاه به قیامت، گاهی به ظهور و گاهی به ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تفسیر فرمایند. (2)
روایات متعددی ذیل آیۀ 210 سورۀ بقره آمده است، در برخی به روز قیامت تفسیر شده، و در روایت دیگر به ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف (تفسیر عیاشی از امام باقر علیه السلام) و در روایت دیگر به رجعت تفسیر شده است.
فلسفه و فوائد رجعت چه میباشند؟
برخی از فلسفهها و فوائد رجعت عبارتاند از:
یکی از فلسفههایی که برای رجعت در روایات شمرده و اندیشمندان شیعی نیز به آن تصریح کردهاند، این است که گروهی از شیعیان که پیش از قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دنیا رفتهاند به دنیا بازمیگردند تا به پاداش یاری و همراهی و درک ظهور و حکومت آن حضرت برسند. نیز برخی از دشمنان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
زنده میشوند تا به سزای برخی از اعمال زشت خود برسند و از آنان انتقام گرفته شود. (1)
در برخی روایات آمده است که بازگشت مؤمنان خالص به این دنیا، به خاطر شادی و لذت بردن از تحقق دولت حق است و بازگشت کافران شرور، برای ناراحتی و تألّم از برپایی حکومت الهی و عادلانه است. (2)از کلمات سید مرتضی این فلسفه به دست میآید. (3)
بیتردید، همانگونه که انتظار فرج عبادتی بس بزرگ است که نقش مهمی در پویایی و تحرک جامعه ایفا میکند، اعتقاد به رجعت و بازگشت به دنیا در زمان دولت کریمه نیز میتواند نقش برجستهای در نشاط دینی و امید به ظهور در حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف داشته باشد؛ چراکه انسان با دیدن افرادی که تمام عمر خود را در انتظار ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سپری کردهاند و آنگاه بدون درک ظهور از دنیا میروند، دچار سرخوردگی شده و حتی در مقام انتظار نیز دچار یأس خواهد شد. اما اگر بداند در هنگام ظهور، در صورت دارا بودن شرایط، امکان بازگشت او به دنیا و حضور در محضر آخرین امام وجود دارد، در امیدواری نقش بسیاری خواهد داشت.
1) دربارۀ روایات: نک: بحارالانوار، ج53، ص44، 74 و... ؛ مجمع البیان، طبرسی، ج7، ص235؛ و دربارۀ بیان اندیشمندان: نک: اوائل المقالات، شیخ مفید، ج44، ص77؛ جوابات المسائل الرازیة، سیدمرتضی، ج1، ص125؛ الایقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة، شیخ حر عاملی، ص29؛ عقائد الامامیة، محمدرضا مظفر، ترجمه: مسجدجامعی، ص294.
2) نک: بحارالانوار، ج53، ص62.
3) نک: رسائل الشریف المرتضی، ج1، ص125.
از آنجا که رجعتکنندگان باید به مرتبۀ بالای ایمان دست یابند، شخصی که میخواهد ظهور را درک کند و از یاوران امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف گردد، نهایت تلاش خود را به کار میبنند تا به درجۀ بالای ایمانی دست یابد و از رجعتکنندگان شود. آیتالله شاهآبادی میگوید: «بازگشت مجدد مؤمنان خالص به دنیا به منظور تکمیل حلقۀ تکاملی است که ناتمام مانده است»؛ (1)چراکه کمال نهایی در سایۀ تربیت مستقیم معصوم و حکومت اسلامی امکانپذیر است.
اهمیت رجعت به چه اندازه است؟
رجعت از اعتقادات مهم شیعه و از ضروریات تشیع به شمار میآید. (2)
این عقیده در زمان پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم تا کنون مدّنظر علمای دین بوده و دهها کتاب در این زمینه به نگارش درآمده است. فضل بن شاذان که همزمان با
امام جواد و امام هادی علیهما السلام بوده، کتابی در اثبات رجعت نوشته است. حتی برخی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مانند ابوالطفیل کتانی و اصبغ بن نباته اعتقاد به رجعت داشتند. (3)
انکار رجعت جایز نیست. در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است:
از ما نیست کسی که ایمان به بازگشت ما ندارد. (4)
در روایت دیگری از امام رضا علیه السلام میخوانیم:
کسی که به چند چیز اقرار داشته باشد، او مؤمن حقیقی و از شیعیان ما اهلبیت است: اقرار به یگانگی خدا، رجعت، معراج، سؤال قبر، قیامت، شفاعت، حساب و... . (1)
برخی از دانشمندان شیعی اعتقاد به رجعت را واجب دانستهاند. (2)
ویژگیهای رجعت
از آیات و روایات استفاده میشود که رجعت تنها به مؤمنان حقیقی و کافران حقیقی شرور اختصاص دارد. چنانکه در قرآن خبر از محشور شدن گروهی از مردم میدهد (3)و در روایتی امام صادق علیه السلام تصریح میکند رجعت عمومی نیست، و مختص افرادی است که در نهایت ایمان و کفر هستند. (4)
رجعت برای مؤمنان اختیاری است. در حدیثی از امام صادق علیه السلام اینگونه آمده است:
هنگامی که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام میکند، مأموران الهی در قبر به مؤمنان میگویند: مولایت ظهور کرده است، اگر میخواهی به او بپیوندی، آزاد هستی، و اگر بخواهی در نعمتهای الهی متنعم بمانی، آزاد هستی. (5)
از روایت بالا بهدست میآید که هنگام ظهور به مؤمنان خالص پیشنهاد رجعت میشود، ولی به نظر میرسد مؤمنی یافت نشود که در برابر این پیشنهاد،
جواب منفی دهد.
اما در مورد کافران، رجعت اختیاری نیست و آنان برای رسیدن به برخی از ناسپاسیها و ظلمهایی که روا داشتهاند، زنده میگردند.
رجعت همانند ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و قیامت حتمی است؛ چراکه در قرآن از فرا رسیدن روزی خبر میدهد که گروهی از مردم [در دنیا] محشور میشوند. (1)در روایتی امام صادق علیه السلام هنگام خبر دادن از رجعت، از عبارت «به خدا سوگند روزها و شبها به پایان نمیرسد تا اینکه خدا مردگان را زنده میکند و...» استفاده میکند؛ این عبارت به وقوع حتمی رجعت اشاره دارد.
تواتر روایات (حدود 600 حدیث) دربارۀ رجعت، ضروری بودن اندیشۀ
رجعت نزد شیعه و قرار دادن رجعت در کنار معاد (2)بر هر وقوع حتمی رجعت دلالت دارند.
رجعت مختص امت اسلامی نیست؛ آیات و روایات متعددی از قرآن (3)بر رجعت گروهی از مردم در امتهای پیشین دلالت دارند، حتی اهلسنت هم رجعت در امتهای پیشین را پذیرفتهاند.
رجعت از این جهت نیز عمومیت دارد که فقط زندهشوندگان در آخرالزمان از مردگان امت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیستند، بلکه از امتهای دیگر مثل امت موسی، اصحاب کهف، برخی پیامبران نیز پس از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رجعت میکنند.
زمان رجعت همانند زمان ظهور امام مهدی علیه السلام و قیامت دقیقاً معلوم نیست؛ در حدیثی وقتی مردم از زمان رجعت پرسیدند، خدا به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وحی کرد بگو من نمیدانم؛ آنچه وعده داده شده نزدیک است یا مدتدار. (1)
البته بهطور اجمال میتوان گفت رجعت همزمان با ظهور و همچنین پس از آن (در دو مرحله) صورت میگیرد.
مخالفان رجعت چند دستهاند؟
مخالفان رجعت چند گروهاند:
_ برخی این آموزه را غیرعقلانی میشمارند و آن را محال میدانند؛ (2)
_ عدهای آن را خلاف آموزههای دین _ قرآن و روایات _ میدانند؛
_ بعضی رجعت را ساختۀ شیعه میدانند؛
_ دستهای دیگر آن را عقیدهای وارداتی از زرتشت، یهود، نصارا و... میدانند. (3)
اما چنانچه در ادامه مورد بحث قرار میگیرد، این برداشتها برآمده از فهم غلط و یا درک سطحی از این آموزه است و ما به دلایل عقلی و نقلی آن را اثبات میکنیم و مشخص میشود که نه غیرعقلانی و نه مخالف آموزههای دینی است، و نه ساختگی و نه وارداتی از ادیان دیگر است.
علل انکار آموزۀ رجعت از ناحیۀ اهل سنت
سببهای انکار آموزۀ رجعت از طرف اهل سنت چند امر است:
انکارکنندگان رجعت، عمدتاً کسانی هستند که حقیقت این مسئله را درک نکردهاند (1)و میان تعریف شیعه از آموزۀ رجعت با تعریف غلات تفاوت نگذاشتهاند و یا آن را نوعی تناسخ دانستهاند.
علمای اهلسنت بدون آنکه به متون شیعه مراجعه کنند و مراد از رجعت را دریابند، حرف گذشتگان خود را تکرار کردهاند؛ افرادی مانند سفیان بن عینیه (198ق) که رجعت را براساس اندیشۀ غلات تعریف کرده و یا طبری (310ق) و ابناثیر (606ق) که آن را از عقاید یهود و اعراب جاهلی شمردهاند. همین برداشت در صحاح نیز راه یافت. مسلم مینویسد:
گروهی از رافضه میگویند علی بن ابیطالب در ابرها پنهان است و با فرزندانش خارج نمیشود تا اینکه از آسمان ندا میآید با فلانی خارج شو. (2)
نویسندگان صحاح اهلسنت ازجمله مسلم، جابر را به دلیل اعتقاد به رجعت غیرثقه و کذّاب شمرده و هزاران حدیث نقل شده بهوسیلۀ او را رد کردهاند. (3)
عجیب آن است که نخستین فردی که رجعت را پس از درگذشت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مطرح کرد، عمر بن خطاب بود.
ابنهشام مینویسد:
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درگذشت، عمر بن خطاب برخاست و گفت: «گروهی از
منافقان گمان میکنند که پیامبر مرده است، نه خیر، او نمرده است،
او به سوی خدا رفته، دو مرتبه بازمیگردد، به خدا سوگند او بار دیگر برمیگردد و دست و پای کسانی را که میگویند او مرده است _ و دیگر برنمیگردد _ قطع میکند». (1)
چه دلیل عقلی بر امکان رجعت میتوان اقامه کرد؟
آفرینش الهی دو گونه است:
آفرینش موجودات بدون هیچ سابقۀ وجودی، یعنی خلق آنان از نیستی؛ مانند آفرینش حضرت آدم؛
اجزا و عناصر پراکندۀ یک موجود را گرد هم درمیآورد و حیات دوباره به آن میدهد.
هنگامی که آفرینش به صورت نخست از نظر عقلی ممکن باشد، حیات بخشیدن به صورت دوم قابل قبولتر است.
آیاتی از قرآن که میگوید خدا قدرت دارد همانطور که شما را نخستینبار آفرید، برای بار دوم زنده کند؛ (2)اشاره به همین استدلال دارد که نه زنده کردن مردگان محال است و نه خداوند ناتوان از انجام چنین کاری است.
اضافه بر بیان بالا میتوان گفت: بهترین دلیل بر امکان یک چیز، وقوع آن است. گزارشات قرآن و روایات بر وقوع رجعت در امتهای پیشین، به روشنی رجعت را اثبات میکند.
به عبارت دیگر، میتوان گفت رجعت نوعی معاد است _ اما معاد محدود _ از اینرو ادلۀ عقلی که معاد را اثبات میکند، میتواند رجعت را نیز اثبات نماید.
چه آیاتی از قرآن رجعت را ثابت میکند؟
بیش از هفتاد آیه بر رجعت دلالت دارند؛ به سه دسته از آنان اشاره میشود:
دستۀ اول: توانایی خدا بر زنده کردن مردگان:
«قَالَ مَن یُحْیِی الْعِظَامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ»؛ (1)
گفت: چه کسی زنده میکند استخوانها را، در حالی که پوسیده است؟ بگو: زنده میکند آنها را، کسی که بار اول آنها را آفریده است. او به تمام مخلوقات داناست.
«أَلَیْسَ ذلِکَ بِقَادِرٍ عَلَی أَن یُحْیِیَ الْمَوْتَی»؛ (2)
آیا پروردگار توانایی زنده کردن مردگان را ندارد.
این دو آیۀ شریفه در پاسخ کسانی که زنده کردن مردگان را انکار مینمایند میفرماید: خدا بر زنده کردن مردگان توانایی دارد. رجعت هم نوعی زنده کردن مردگان است؛ به این بیان که اگر تمام مردگان زنده گردند، قیامت نامیده میشود و اگر برخی از آنان زنده شوند، رجعت نام دارد.
دستۀ دوم: وقوع رجعت در امتهای پیشین:
«أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ خَرَجُوا مِن دِیَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللهُ مُوتُوْا ثُمَّ أَحْیَاهُمْ...»؛ (3)
آیا از [حال] کسانی که از ترس مرگ از دیار خود بیرون رفتند و هزاران تن
بودند، خبر نیافتی؟ خدا به آنان گفت: بمیرید [همه مردند] آنگاه آنان را زنده کرد... .
گروهی هزارنفری (1)برای فرار از مرگ از شهر خود بیرون رفتند؛ چون در شهر بیماری طاعون فراگیرشده بود. به شهر ویرانهای رسیدند، در آن ساکن شدند، حقتعالی فرمان داد همه بمیرند، همه مردند.. . سالیانی که از این ماجرا گذشت، روزی حزقیل نبی از آنجا میگذشت، از خدا درخواست نمود تا آنان را زنده کند، خدا آنان را زنده کرد (2)و طبق روایتی از امام باقر علیه السلام زندگی جدیدی از سر گرفتند و سالیانی زنده ماندند و در پایان به مرگ طبیعی درگذشتند. (3)
«وَ إِذْ قُلْتُمْ یَا مُوسَی لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتَّی نَرَی اللهَ جَهْرةً فَأَخَذَتْکُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ، ثُمَّ بَعَثْنَاکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»؛ (4)
و چون گفتید: «ای موسی، تا خدا را آشکارا نبینیم، هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد». پس در حالی که مینگریستند، صاعقه شما را فراگرفت، سپس شما را پس از مرگتان برانگیختیم؛ باشد که شکرگزاری کنید.
در روایتی از امام رضا علیه السلام میخوانیم:
تعدادی از قوم موسی _ که براساس برخی روایتها هفتاد نفر بودند _ به او
1) از سه هزار نفر تا هفتاد هزار نفر شمرده شدهاند.
2) نک: تفاسیر شیعه: مجمع البیان، طبرسی، ج1، ص605؛ ترجمۀ تفسیر المیزان، سیدمحمدباقر موسوی همدانی، ج2، ص426؛ تفسیر موضوعی قرآن، عبدالله جوادی آملی، ج4، ص122؛ تفاسیر اهلسنت: تفسیر القرآن العظیم، ابنکثیره، ج1، ص661؛ تفسیر طبری، ج2، ص368؛ غرائب القرآن، نیشابوری، ج2، ص390 و... .
3) بحارالانوار، ج53، ص118؛ کافی، ج8، ص198.
4) سورۀ بقره، آیۀ55 و 56.
گفتند تا خدا را نبینیم ایمان نمیآوریم، خدا صاعقهای فرستاد و همه مردند؛ موسی عرض کرد: خدایا اگر قوم، مرا متهم کنند که تو چون به دروغ ادعای پیامبری کردی، آنان را به کشتن دادی، چه بگویم؟ خدا آنان را زنده کرد و همراه موسی به میان قومش فرستاد. (1)
تمامی مفسران شیعه و بسیاری از مفسران اهلسنت این آیه را به رجعت تفسیر کردهاند. (2)
«أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَی قَرْیَةٍ وَ هِیَ خَاوِیةٌ عَلَی عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّی یُحْیِیْ هذِهِ اللهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللهُ مِاْئةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالَ بَل لَبِثْتَ مِاْئَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَی طَعَامَکَ وَ شَرَابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلَی حِمَارِکَ وَ لِنَجْعَلَکَ آیَةً لِلنَّاسِ وَ انْظُرْ إِلَی الْعِظَامِ کَیْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْماً فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللهَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»؛ (3)
یا چون آن کسی که به شهری که بامهایش فرو ریخته بود عبور کرد [و با خود] گفت چگونه خدا این مردگان را زنده میکند؟ پس خدا او را صد سال میراند. آنگاه، او را برانگیخت و گفت چقدر درنگ کردی؟ گفت: یک روز یا پارهای از روز، گفت: بلکه صد سال درنگ کردی، به خوراک و نوشیدنی خود بنگر تغییری نکرده است، و به چارپای خود نگاه کن [که چگونه متلاشی شده است. این ماجرا] نشانهای [از قدرت خدا] برای مردم است. به استخوانها بنگر چگونه آنها را به هم پیوند میدهیم و گوشت بر آن میپوشانیم. پس
هنگامی که [چگونگی زنده شدن مردگان] برای او آشکار شد، گفت: [اکنون] میدانم خدا بر هر چیزی تواناست.
داستان از این قرار است که پیامبری به نام عزیز یا ارمیا، روزی از کنار دهکدۀ خرابهای میگذشت که اهل آن نابود شده بودند. زیر سایۀ درختی برای استراحت توقف کرد و چارپایش را زیر سایۀ درخت بست، مقداری میوه (انجیر و خرما) چید. در این هنگام، برایش این پرسش پیش آمد که خدا اینان را چگونه زنده میگرداند؟ خدا او را صد سال میراند و دگرباره زنده ساخت، عبارت «اماته»، از مادۀ موت به معنای مرگ است. از این رو تفسیر آیه به نوعی خواب عمیق (1)و مقایسه کردن با خواب اصحاب کهف نادرست است؛ زیرا در مورد اصحاب کهف عبارت اماته و احیاء نیامده است.
بسیاری از مفسران این آیه را به معنای زنده کردن مردگان گرفتهاند. (2)
برخی از آیات دیگر هم مانند زنده شدن مردگان توسط حضرت عیسی علیه السلام، (3)و زنده شدن کشتۀ بنیاسرائیل (4)بر رجعت دلالت دارند که برای اختصار بیان نمیکنیم. (5)
دستۀ سوم: رجعت در امت اسلامی:
«وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِّمَّن یُکَذِّبُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ یُوزَعُونَ»؛ (6)
1) تفسیر المنار، رشیدرضا، ذیل آیه.
2) تفاسیر شیعه: تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج2، ص554؛ تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج2، ص220؛ تفسیر موضوعی قرآن کریم، عبدالله جوادی آملی، ج4، ص123.
3) سورۀ بقره، آیۀ72 و 73.
4) سورۀ بقره، آیۀ72 و 73.
5) نک: رجعت از نظر شیعه، نجمالدین طبسی، ص37 - 42؛ بازگشت به دنیا در پایان تاریخ، خدامراد سلیمیان، ص66 – 108.
6) سورۀ نمل، آیۀ83.
روزی [فرا خواهد رسید] که از هر امتی، گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب میکردند، محشور میکنیم و آنها را نگه میداریم تا به یکدیگر ملحق شوند.
حشر در آیه از نظر عقلی از سه صورت خارج نیست: حشر پیش از قیامت، حشر در قیامت، و حشر پس از قیامت. صورت دوم باطل است؛ زیرا در قیامت، (طبق آیۀ «وَیَوْمَ نُسَیِّرُ الْجِبَالَ وَتَرَی الْأَرْضَ بَارِزَةً وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً»؛ (1)«... آنان را محشور میکنیم و احدی را نمیگذاریم») خداوند تمام مردم را محشور میکند. اما آیۀ مورد استدلال در رجعت عبارت «مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً» دارد «من» در اصطلاح علم ادبیات به معنای تبعیض است؛ یعنی برخی از مردم محشور میگردند، نه همه.
صورت سوم نیز باطل است؛ زیرا پس از قیامت دیگر حشری نیست و همه قبلاً محشور شدهاند.
فقط صورت اول میماند که همان حشر برخی از مردم (رجعت) است.
بسیاری از مفسران، برای اثبات رجعت، به این آیه استدلال کردهاند (2)و روایات اهلبیت علیهم السلام نیز به این مطلب تصریح میکند.
مفسران براساس برخی روایات به آیات دیگری برای اثبات رجعت در امت اسلامی و آخرالزمان استدلال کردهاند و ما به خاطر رعایت اختصار از بیان آنها صرفنظر میکنیم. (3)
آیات دستۀ دوم به ضمیمۀ روایاتی که تصریح دارد هر اتفاقی که بر بنیاسرائیل
رخ داد، برای شما هم اتفاق میافتد، (1)
کتابهای شیعه: من لایحضره الفقیه، ج1، ص203؛ کمالالدین، ج2، ص529؛ عیون اخبار الرضا علیه السلام، ص200.
اثبات میکند رجعت همانطور که برای امتهای پیشین بوده، برای امت اسلامی هم اتفاق خواهد افتاد.چه تعداد از روایات بر رجعت دلالت دارند؟
بیش از 600 حدیث پیرامون رجعت در متون اسلامی روایت شده است. (2)
شیخ حرّ عاملی مینویسد:
احادیث رجعت متواتر هستند و هرگز قابل تأویل نیستند. (3)
علامه مجلسی میگوید:
اگر احادیث رجعت متواتر نباشند، در هیچ موردی نمیتوان ادعا تواتر کرد. (4)
بیش از 30 محدث در بیشتر از 50 کتاب روایات رجعت را نقل کردهاند. (5)
روایات رجعت در مهمترین کتابهای شیعه یافت میشوند. (6)
در دعاها و زیارت نیز اشارات زیادی به آموزۀ رجعت شده است.
دعاهایی مانند: دعای عهد، دعای عید غدیر، دعای سوم شعبان و...
و زیارتهایی مانند: زیارت جامعۀ کبیره، اربعین، زیارت امام حسین علیه السلام در روز
1) روایات به این مضمون در مهمترین کتابهای اهلسنت: صحیح بخاری، ج4، ص246، کتاب الاعتصام؛ صحیح مسلم، کتاب العلم؛ مسند احمد، ج2، ص327؛ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج1، ص218.
2) نک: الایقاظ من الهجعة، شیخ حر عاملی؛ اندیشههای کلامی شیخ مفید، ص355؛ مجمع البیان، طبرسی، ج7، ص235؛ علامه طباطبایی در المیزان، ج2، ص107 مینویسد: «بیش از 500 حدیث در زمینۀ رجعت وارد شده است».
3) الایقاظ من الهجعة، شیخ حر عاملی؛ اندیشههای کلامی شیخ مفید، ص31.
4) بحارالانوار، ج53، ص123.
5) راهنمای حقیقت، جعفر سبحانی، ص92؛ بحارالانوار، ج53، ص122.
6) ازجمله: کافی، ج8، ص246؛ تهذیب الاحکام، ج4، ص96.
عرفه، آل یاسین و... . (1)
تعدادی از روایات رجعت در ادامه نقل میشود.
رجعت چند مرحله دارد؟
رجعت دو مرحله دارد: مرحلۀ اول، رجعت هنگام ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
در این زمان، تعدادی از افرادی که دارای ایمان کامل هستند، زنده میشوند و به این دنیا بازمیگردند تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را یاری کنند و شوکت و عظمت حکومت جهانی ایشان را ببینند و متنعم گردند. نیز عدهای از بدترین کافران و منافقان، زنده میشوند تا عذاب گردند و به مقداری از سزای کارهای ناشایست خود برسند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام نیز در زمان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رجعت میکنند و به او یاری میرسانند.
مرحلۀ دوم: رجعت پس از دورۀ حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. در این نوع رجعت، امامان همراه اصحاب خاص و دشمنان سرسختشان به دنیا بازمیگردند و دولت کریمه و عادلانۀ امامان شروع میگردد. (2)
روایات بسیاری هم که برخی از آنها موثق هستند، بر حکومت برخی امامان مانند امام حسین علیه السلام دلالت دارند. نک: الغیبة، شیخ طوسی، ص478؛ مختصر بصائر الدرجات، ص18 و 28 و... .
اگر مردم در هزاران سال غالباً حکمرانی حاکمان ستمگر را دیدهاند، هنگام رجعت امامان، طعم خوش حکومت اسلامی را به رهبری ائمۀ اطهار علیهم السلام درک میکنند. آری، دنیا اگر مدت زمانی به رهبری نااهلان مدیریت شد، اما پایان تاریخ به نام رهبران شایسته ثبت شده و این سنت الهی است که در نهایت رهبران و حاکمان روی زمین، برگزیدگان الهیاند.چگونه برانگیخته میشوند؟
کیفیت زنده شدن مردگان بر ما معلوم نیست و تبیین امور غیرعادی برای ما امکان ندارد. اما امام صادق علیه السلام در روایتی میفرمایند:
وقتی زمان ظهور نزدیک شود، در ماه جمادی دوم و ده روز از ماه رجب، بارانی میبارد که مردم نظیر آن را ندیدهاند و خداوند به سبب آن باران، گوشت و بدن مؤمنان را میپروراند و انگار میبینم که خاکهای موی سرشان را پاک میکنند. (1)
البته اصل زنده شدن مردگان توسط حضرت عیسی علیه السلام به تصریح قرآن انجام شده و چیز محال و غیرممکنی نیست، اما کیفیت آن برای ما مجهول است.
ویژگی رجعتکنندگان چیست؟
مهمترین ویژگی رجعتکنندگان مؤمن عبارت است از:
مؤمن خالص کسی است که تنها خداوند را در نظر دارد و هرگز از ایمان خود دست برنمیدارد و تا آخرین نفس در راه خداوند تلاش مینماید.
تو آنها را درک میکنی و هرکس مثل تو باشد و هرکس با این شناخت، ولایت آنها را بپذیرد. (2)
براساس روایت بالا، شناخت امامان به عنوان تنها الگوی کامل فردی و اجتماعی و اطاعت از آنها در تمامی ابعاد زندگی شرط لازم برای رجعت کردن در دولت کریمۀ آنان است.
در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمده:
تمام کسانی که از ما هستند و در راه اهلبیت علیهم السلام ظلم دیدهاند، در دوران ظهور حضور خواهند یافت. (2)
در روایت دیگر امام صادق علیه السلام میفرماید:
خداوند گروهی را زنده میگرداند که غلاف شمشیرشان بر گردن آنهاست. (3)
رجعتکنندگان چند دستهاند؟
میتوان گفت بهطور کلی چهار دسته از مردم رجعت میکنند:
تمام پیامبران از آدم تا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به دنیا بازمیگردند. امام صادق علیه السلام میفرماید:
خداوند هیچ پیامبری را از حضرت آدم تا خاتم مبعوث نکرد، مگر اینکه به دنیا بازمیگردند. (4)
دین را یاری کنند و با دشمنان بجنگند. (1)
بر رجعت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایات معتبری دلالت دارند. (2)
از میان پیامبران رجعتکننده، به برخی از آنان اشاره میشود: اسماعیل بن حزقیل که همراه امام حسین علیه السلام رجعت میکند. (3)حضرت عیسی علیه السلام هم از رجعتکنندگان است. (4)یکی دیگر از پیامبران رجعتکننده، حضرت خضر است؛ البته از آنجا که حضرت عیسی و خضر علیهما السلام وفات نکردهاند، شاید نام این بازگشت را نتوان رجعت اصطلاحی گذاشت. روایات متعددی رجعت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را بیان میکنند. (5)نام حضرت ادریس و الیاس نیز در میان رجعتکنندگان میباشد. (6)
در تعدادی از روایات تصریح شده است که تمام امامان رجعت میکنند. (7)امام سجاد علیه السلام فرمود:
پیامبرتان و امیرمؤمنان علی علیه السلام و ائمه به سوی شما بازمیگردند. (8)
ولی طبق برخی روایات، رجعت امامان به ترتیب نیست؛ زیرا در بعضی
از روایات تصریح شده است که اولین رجعت برای امام حسین علیه السلام (9)
اتفاق میافتد.
1) مختصر بصائر الدرجات، ص26.
2) تفسیر قمی، ج2، ص147؛ مختصر بصائر الدرجات، ص24.
3) تفسیر برهان، ج3، ص16.
4) صحیح بخاری، ج2، ص256؛ صحیح مسلم، ج4، ص227.
5) تفسیر قمی، ج1، ص147؛ بحارالانوار، ج53، ص39.
6) کافی، ج1، ص242 - 247.
7) بحارالانوار، ج35، ص65.
8) تفسیر قمی، ج2، ص147؛ بحارالانوار، ج53، ص15.
9) مختصر بصائر الدرجات، ص24 و 48 و... .
در روایات فراوانی وارد شده است که حضرت علی علیه السلام چندینبار رجعت میکند. (1)
برخی روایات با عنوان کلی مؤمنان خالص، رجعتکنندگان را معرفی میکنند. امام صادق علیه السلام میفرماید:
رجعت عمومی نیست و فقط مؤمنان خالص و مشرکان خالص به دنیا بازمیگردند. (2)
در تعدادی از روایات تعبیر به ولایتمداران و شیعیان شده است. شیعیان راستین امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بازمیگردند و امام را یاری میکنند. (3)
در بعضی روایات معصومان به افراد خاصی بشارت رجعت دادهاند، مانند سلمان فارسی، مقداد بن اسود، جابر بن عبدالله انصاری، ابودجانه انصاری، مالک اشتر، مفضّل بن عمر، حمران بن اعین، داود رقّی و مؤمن طاق.
در میان رجعتکنندگان، یاران پیامبران پیشین به چشم میخورد. امام صادق علیه السلام میفرماید:
15نفر از قوم موسی، 7تن از اصحاب کهف، یوشع وصی حضرت موسی، مؤمن آل فرعون و... . (4)
در روایات تصریح شده است که کافران خالص به این دنیا بازمیگردند (5)تا به
سزای ابدی اعمال خود برسند و از آنان انتقام گرفته شود.
اولین رجعتکننده از امامان کیست؟
در روایات متعددی امام حسین علیه السلام به عنوان اولین رجعتکننده از بین امامان معرفی شده است. (1)
اولین رجعت امام حسین علیه السلام همزمان با قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد (2)و سپس از دنیا میرود و دومین رجعت او در اواخر عمر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد. (3)
برنامههای امام حسین علیه السلام در رجعت چیست؟
برخی از مهمترین برنامههای امام حسین علیه السلام عبارتاند از:
در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است:
امام حسین علیه السلام و یزید با یارانشان میآیند و امام علیه السلام آنان را میکشد. (4)
البته انتقامگیری در زمان قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ از اینرو در دعای ندبه میخوانیم:
کجاست کسی (امام زمان) که به خونخواهی امام حسین علیه السلام برمیخیزد.
پس انتقامگیری به هر دو امام نسبت داده شده است.
امام حسین علیه السلام به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای جهانیسازی اسلام یاری میرساند. در روایتی امام حسین علیه السلام میفرماید:
حضرت امیر شمشیر پیامبر را به من میدهد و مرا به شرق و غرب عالم میفرستد. (1)
براساس روایات، مراسم غسل و دفن هر امام فقط توسط امام دیگر انجام میشود. (2)رجعت دوم امام حسین علیه السلام در اواخر عمر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. همچنین حاکم بعد از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، امام حسین علیه السلام است. طبق روایات، امام حسین علیه السلام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را غسل، کفن، حنوط و دفن مینماید. (3)
مهمترین برنامۀ امام حسین علیه السلام تشکیل حکومت پس از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
است. مدت حکومت آن حضرت طبق روایت موثق، 309 سال است. (4)چندین روایت نقل شده است که امام حسین علیه السلام آنقدر حکومت میکند که به
واسطۀ پیری ابروهایش روی چشمانش قرار میگیرد. (5)برخی از این روایات
موثق هستند. (6)
چه ارتباطی بین ظهور و رجعت امام حسین علیه السلام وجود دارد؟
بین امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و جد بزرگوارش امام حسین علیه السلام ارتباط و پیوندهای
1) الخرائج و الجرائح، ج2، ص848.
2) الخرائج و الجرائح، ج1، ص246.
3) مختصر بصائر الدرجات، ص48.
4) الغیبة، شیخ طوسی، ص478. البته روایتی است که مدت حکومت ایشان را پنجاه هزار سال میشمارد (الزام الناصب، ج2، ص146)، ولی روایت ضعیف و غیرمنطقی است.
5) الغیبة، شیخ طوسی، ص478؛ مختصر بصائر الدرجات، ص18 و 28.
6) برای مطالعۀ بیشتر نک: عصر شکوهمند رجعت، محمدرضا اکبری، ص175 به بعد.
بسیاری وجود دارد. نویسندۀ کتاب عاشورا و انتظار (1)26 گونه ارتباط بین امام حسین علیه السلام و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرزند گرامیاش، ذکر کرده که یکی از آنها مسئلۀ رجعت است.
ایشان با توجه به این پیوندها، هجده تحلیل ارائه میکند. برای روشن شدن پاسخ سؤال، به چند نمونه از تحلیلهای این کتاب اشاره میشود:
فرهنگ عاشورا، زمینۀ فرهنگ انتظار را میسازد. انتظار، ادامۀ عاشورا و چشم
به راه حسین دیگری است. رجعت امام حسین علیه السلام هم یعنی ظهور پشتوانۀ نهضت مهدوی.
هدف امام حسین علیه السلام نجات انسانها از گمراهی و نادانی بود. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم انسانها را از گمراهی و نادانی نجات میدهد. لذا یکی از حکمتهای رجعت امام حسین علیه السلام همین مسئله است. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زمینه را برای تبلور اهداف قیام عاشورا و هدف نهضت حسینی مهیا مینماید و رجعت امام حسین علیه السلام حرکت در راستای هدف کربلاست.
فرهنگ حسینی (قیام و شهادت) و فرهنگ مهدوی (انتظار) در روز ظهور و با رجعت امام حسین علیه السلام به هم میپیوندند. بذری که امام حسین علیه السلام در کربلا کاشت و دیگر امامان آن را بارور کردند و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران غیبت به حراست آن همت گماشت، روز ظهور شکوفا میشود و رجعت امام حسین علیه السلام یعنی برافراشتن شکوه ثمرات درخت بارور و تنومند اسلام.
1) مسعود پورسیدآقایی.
ص:504
رجعت امام علی علیه السلام چگونه است؟
براساس روایات، حضرت علی علیه السلام چندین مرتبه رجعت دارد. (1)اولین رجعت
آن حضرت هنگام ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. (2)در روایتی از امام باقر علیه السلام یکی
از رجعتهای آن حضرت در زمان حاکمیت امام حسین علیه السلام میباشد. (3)
آخرین رجعت امام علی علیه السلام پس از امام حسین علیه السلام (4)است و پس از آن قیامت میشود.
برنامههای امام علی علیه السلام در رجعت چه میباشد؟
امام علی علیه السلام در انتقام گرفتن از دشمنان اهلبیت علیهم السلام به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و امام حسین علیه السلام یاری میرساند. (5)در روایات فراوانی وارد شده است که امام علی علیه السلام پس از رجعت، دشمنانش را علامتگذاری و داغ مینهد و بدین طریق آنان را از مؤمنان جدا میسازد. (6)
امام علی علیه السلام رجعتهای متعددی دارد. در این رجعتها به یاری اسلام و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و امام حسین علیه السلام میپردازد.
1) مختصر بصائر الدرجات، ص33. در قرآن از رجعت امام علی علیه السلام به دابة الارض تعبیر شده است (سورۀ نمل، آیه82)؛ تفسیر قمی، ج2، ص120؛ مناقب آل ابیطالب، ابنشهرآشوب، ج2، ص297؛ کمالالدین، ص528، سند روایات هم معتبر میباشند.
2) الخرائج و الجرائج، ج2، ص848.
3) الغیبة، شیخ طوسی، ص478.
4) الغیبة، شیخ طوسی، ص478.
5) نک: مختصر بصائر الدرجات، ص29 و 33.
6) نک: تفسیر قمی، ج3، ص130 و 381؛ مختصر بصائر الدرجات، ص208.
روایات متعددی بر حاکمیت امام علی علیه السلام بر جهان اشاره دارند؛ (1)در برخی از روایات آمده: بر مشرق و مغرب عالم حکومت میکند (2)و یا دولت او دولت دولتها می باشد. (3)
آیا بانوان رجعت میکنند؟
در روایات برای امام 313 یار خالص عنوان شده است که در میان آنان 50 زن میباشند. در روایتی 13 بانو نام برده شده که به دنیا بازمیگردند. امام صادق علیه السلام میفرماید:
همراه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف سیزده زن رجعت میکنند.
روای پرسید: «آنان چه مسئولیتی دارند؟» امام فرمود:
مجروحان را مداوا و از بیماران مراقبت میکنند، همان کاری که زنان همراه پیامبر میکردند.
روای پرسید: «نام آنان چیست؟» امام فرمود:
نام بقیۀ بانوان در حدیث نیامده است و از حالات سه نفر آخر در روایات
و تاریخ چیزی در دست نیست، اما شش بانوی دیگر از بانوان نیک و گرانقدر
میباشند. (1)
آیا رجعت نوعی تناسخ نیست؟
احمد امین (2)عبداله بدوی (3)و صفری (4)رجعت را به معنای تناسخ گرفتهاند،
در حالی که رجعت نوعی معاد جسمانی است؛ یعنی بازگشت روح با همان ویژگیها به بدن اول؛ اما تناسخ به معنای این است که انسان بعد از مرگ، بار دیگر به همین زندگی بازمیگردد؛ منتها روح او در جسم دیگر (و نطفۀ دیگر) حلول کرده و زندگی مجددی را در همین دنیا آغاز میکند و این مسئله ممکن است بارها تکرار شود.
پس تفاوت رجعت با تناسخ در این است که تناسخ، انتقال روح از جسمی به جسم دیگر و جدا شدن از جسم اول است، اما رجعت، بازگشت روح به همان جسم اول است.
تناسخ باطل است و به انکار معاد برمیگردد؛ زیرا معتقدان به تناسخ میگویند عالم دیگری به نام آخرت وجود ندارد و روح در همین دنیا به بدنهای گوناگون تعلق میگیرد و پاداش خود را از این طریق میگیرد.
در روایات نیز کسانی که اعتقاد به تناسخ دارند کافر شمرده شدهاند.
امام رضا علیه السلام میفرماید:
کسی که به تناسخ اعتقاد داشته باشد نسبت به خداوند بزرگ کفر ورزیده و
بهشت و جهنم را تکذیب کرده است. (1)
آیا آیات 99 و 100 سورۀ مؤمنون با مسئلۀ رجعت منافات ندارد؟
بین این دو مسئله هیچگونه اختلافی نیست؛ زیرا خداوند متعال در سورۀ مؤمنون در برابر خواست کافران برای برگشتن به دنیا و انجام اعمال نیک میفرماید: « کلّا»؛ «هرگز برنخواهید گشت!» البته حکمت رجعت کافران، عذاب آنهاست؛ یعنی آنها به دنیا بازمیگردند تا اینکه با چشم خود، دولت عدالت و حق و جزای کفر و کارشکنیهای خود را ببینند، اگرچه جزای واقعی و کامل را در قیامت خواهند چشید.
بنابراین «رجعت» از مسائلی است که براساس آیات و روایات، حتماً در دولت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و پس از آن صورت میپذیرد. با وجود این، آیۀ شریفه، بازگشت کافران را برای انجام اعمال نیکی که ترک کردهاند نفی میکند؛ یعنی اگر کسی در زمان حیاتش فرصتها را از دست بدهد، دیگر برای درک فرصتها و انجام اعمال، به دنیا بازنمیگردد. در نتیجه، هیچ منافاتی بین آیات مذکور با مسئلۀ رجعت وجود ندارد؛ زیرا این آیات، برگشتن به دنیا در زمان رجعت را برای دیدن قسمتی از کیفر اعمال نفی نمیکند.
1) عیون اخبار الرضا علیه السلام، شیخ صدوق، ج2، ص202.
آیا ایران کشور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است؟
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف متعلق به همۀ انسانها و امام هستی و پیشوای جهانیان است. شرق و غرب عالم به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تعلق دارد. منظور از کشور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواندن ایران، عنایت ویژۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به این منطقه است؛ زیرا تنها قسمتی که شیعیان در آن آب و خاک دارند حکومت میکنند و طبق احکام الهی و اهلبیت علیهم السلام عمل میکنند، ایران است.
از سوی دیگر، تنها کشوری که انگیزۀ زمینهسازی ظهور دارد، ایران است. در هیچ جای دنیا کشوری نیست که حکومت آن شیعه باشد و یا ادعای زمینهسازی داشته باشد. لذا امام خمینی رحمة الله میفرماید:
این کشور صاحبالزمان است و باید کشوری باشد که تا ظهور موعود به استقلال خودش ادامه بدهد و قدرت خودش را در خدمت آن بزرگوار قرار بدهد. (1)
شده است.
1) صحیفۀ نور، ج14، ص195. در این رابطه در فصلنامۀ انتظار، ش1، ص20، سخنان امام رحمة الله گردآوری
گفتنی است که شبیه این تعبیر نیز در جریان تشرف مرحوم آیتالله العظمی نائینی از وجود شریف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل شده است که ایشان دربارۀ حفظ ایران در جنگ جهانی اول فرمودهاند:
اینجا شیعهخانۀ ماست! میشکند، خم میشود، خطر هست، ولی ما نمیگذاریم سقوط کند، ما نگهش میداریم. (1)
بنابراین اگر گفته میشود که ایران کشور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، مقصود این است که ایشان نسبت به این مرز و بوم عنایت خاصی دارد و مردم آن نیز بیش از دیگران به آن حضرت اعتقاد و محبت دارند و در مسیر تحقق اهداف و آرمانهای او بیشتر میکوشند.
دربارۀ این تعبیر که: «مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از مادری غربی و پدری شرقی است، پس شرق و غرب عالم متعلق به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است»، باید گفت: دین اسلام که توسط پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آورده شد، برای تمام جهانیان تا ابد است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم پیامبر شرق و هم غرب عالم بود، با اینکه پدر و مادری شرقی داشت. امام علی علیه السلام هم که از پدر و مادر شرقی به دنیا آمده بود، بر شرق و غرب عالم امامت میکرد و همچنین دیگر ائمه علیهم السلام. پس دلیل تعلق امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به شرق و غرب عالم، تولد ایشان از مادر غربی و پدری شرقی نیست.
آیا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از اوضاع فعلی ایران، اعم از رعایت عدالت، قانون و مسئولان مملکت راضی هستند؟ و آیا به ادامۀ آن رضایت دارند؟
1) عنایات حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به علما و طلاب، ص315. نمونههای مشابه دیگری نیز در کتاب میر مهر، ص25 نقل شده است که عنایات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به ایران را ثابت میکند.
از آنجا که انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی، زیر نظر فقیه جامعالشرایط است، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز قطعاً از شکلگیری چنین نظامی راضی هستند، ولی رضایت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف از همۀ قوانین و مقررات و همۀ مسئولان، امری است که نمیتوان قاطعانه دربارۀ آن قضاوت کرد. امام عجل الله تعالی فرجه الشریف از قوانین و مقرراتی که براساس مبانی اسلام در هر زمان و شرایطی وضع میشوند، رضایت دارند. از طرفی، ادعا نمیشود که تمام قوانین، مقررات و آییننامهها صددرصد اسلامیاند، ولی از آنجا که زیر نظر اسلامشناسان (فقها) تصویب میشوند، به رضایت امام میتوان پیبرد. دربارۀ مسئولان هم باید گفت که آنها نیز مانند سایر انسانها دچار خطا و لغزش میشوند، چنانکه گاهی فرمانداران حکومت علوی نیز خطا میکردند. لذا میتوان به رضایت کلی امام عجل الله تعالی فرجه الشریف از خدمتگزاران اسلام پیبرد، گرچه این رضایت عمومیت ندارد.
کشور ایران تا قبل از ظهور، چگونه باید باشد؟
برای آنکه از وضع کشور در هنگام ظهور آگاه باشیم، باید شرایط ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را بدانیم. برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دو شرط اساسی لازم است:
صنعت، و تنها امام است که نیازهای واقعی انسان را میداند و میتواند مردم را خوشبخت کند؛ فقط منتظر او باشند و از قدرتهای مادی چشم بپوشند.
در روایات به وجود یاران ایرانی توجه زیادی شده و آمده است که بسیاری از شهرهای ایران محل یاران امام است که در زمان ظهور به یاری امام خواهند پرداخت. (1)مخصوصاً در روایات، شهر مقدس قم، پایگاه یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف (2)معرفی شده است.
با توجه به این دو شرط، باید گفت: کشور ما برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باید به گونهای باشد که همۀ مردم یا اکثر آنها واقعاً منتظر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشند؛ انتظار واقعی، تنها با گفتار و دعا ایجاد نمیشود؛ منتظر واقعی را از عمل او میتوان شناخت، که البته دعا نیز جزئی از عمل است. منتظر واقعی اولاً سعی میکند به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفت پیدا کند و ثانیاً در طریق طاعت و بندگی خدا قرار گیرد. تحقق این امر به موارد زیر است: بداند او چگونه امامی است و چه انتظاری دارد. برای این کار کتاب بخواند، در مجالس سخنرانی و... شرکت کند، سعی کند برای سلامتی امام همیشه دعا کند، برای او صدقه بدهد و اعمال مستحبی انجام دهد، پایبند مسائل دینی و واجبات و محرامات باشد، آنها را به دقت بیاموزد و
عمل نماید، واقعاً عدالتخواه باشد، و راضی نباشد حق کسی ضایع شود، هرچند به ضرر خود او باشد. مطیع نایب امام زمان (ولی فقیه) باشد و در زمان غیبت امام، دستورهای او را مانند دستورهای خود امام بداند، از گناه، زشتی و ظلم کاملاً بپرهیزد، و در کمک به مردم و جلب رضایت آنان بکوشد، و وظایف دینی و اخلاقی خود را بهطور کامل عمل نماید.
هرقدر تعداد چنین افرادی در ایران و جهان زیاد شود، میتوان گفت به ظهور نزدیکتر میشویم و زمینۀ آمدن امام زمان فراهمتر میشود.
البته باید توجه داشت که در کنار کوششهای افراد صالح، عدهای افراد فاسد نیز گناه و تباهی را به حد اعلای آن میرسانند و سعی میکنند در جامعه هرچه بیشتر گناه و بیعدالتی را ترویج دهند؛ اما با تلاش منتظران، وجود چنین افرادی مانع ظهور نمیشود؛ اینها گرد و غباری هستند که با آمدن باران رحمت الهی از صحنۀ اجتماع زدوده میشوند، به شرط این که منتظران واقعی با امر به معروف و نهی از منکر بستر را برای ظهور حضرت فراهم آورند تا با اصلاح امور و اصلاح افراد جامعه شرایط ظهور تحقق یابد.
کشور عزیز ما ایران در زمینهسازی ظهور حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف چه نقشی داشته است؟
کشور ایران برای زمینهسازی ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نقش خوبی ایفا میکند؛ برای مثال، میتوان گفت که انقلاب اسلامی، زمینۀ آشنایی ملل دیگر را با اسلام، به ویژه تشیع، بیشتر از گذشته فراهم کرده است، پس باید از فرصت پیشآمده استفاده کرد و فرهنگ شیعه را با ابزارهای مختلف به سراسر دنیا معرفی کرد. باید از تمام امکانات برای معرفی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به ملل جهان بهره گرفت و برای تربیت نیروهای مخلص برای ایشان در داخل و خارج کشور تلاش کرد. در ضمن باید توجه داشت که ایران تنها کشور شیعه است و منتظران واقعی حضرت هم باید در درجۀ اول از میان شیعیان و پیروان اهلبیت علیهم السلام باشند.
روایتی که میفرماید: مردی از قم مردم را به سوی خدا دعوت میکند، نسبت به چه کسی میباشد؟
در روایتی امام موسی بن جعفر علیه السلام میفرماید:
شخصی از اهل قم مردم را به حق میخواند و در اطراف او کسانی جمع میشوند که چونان قطعههای آهن مقاوماند. از جنگ خسته نمیشوند و نمیترسند و هیچ باد سرکش تندی آنها را تکان نمیدهد و به خدا توکل میکنند و عاقبت از آنِ متقین است. (1)
باید توجه داشت که تعیین فرد خاصی برای این روایت، احتیاج به دلایل محکمی دارد و به سادگی نمیتوان روایات را بر افراد و مصادیق خاص تطبیق کرد. اما به هر حال ممکن است انقلاب اسلامی و حضرت امام خمینی رحمة الله مورد روایت باشد. البته برخی، مصداق این روایت را امام خمینی رحمة الله میدانند و در اینباره مطالبی نقل کردهاند. (2)
حضور ایرانیان در دورۀ ظهور چگونه است؟
از روایات فهمیده میشود که تعدادی از سپاهیان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ایرانی هستند و از آنان با تعبیرهای طرفداران سلمان فارسی، اهل ری، اهل مشرقزمین، اهل خراسان، گنجهای طالقان، یاران درفشهای سیاه، قمیها، سرخرویان، اهل فارس و... یاد شده است.
امام باقر علیه السلام در اینباره میفرماید:
نیروهایی با پرچمهای سیاه که از خراسان قیام کردهاند در کوفه فرود میآیند و هنگامی که حضرت مهدی در شهر مکه ظهور میکند با آن حضرت بیعت میکنند. (1)
و نیز فرمودند:
یاران حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف 313 نفرند و از فرزندان عجماند. (2)
آیا در زمان ظهور، حضرت آیتالله خامنهای رهبر ایران است؟
اینکه رهبر ایران در زمان ظهور چه کسی خواهد بود، ما نمیدانیم، و اینکه انقلاب ما به رهبری آیتالله خامنهای(مدظله) به انقلاب جهانی حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف متصل میشود یا خیر مشخص نیست، ولی امیدواریم که این اتصال تحقق یابد!
کشور عزیزمان ایران چندمین کشوری است که امام زمان در آن ظهور میکند؟
همانطور که میدانید امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در شهر مکه و در کنار کعبه ظهور میکنند و بعد به شهرهایی مانند مدینه، کوفه و... میروند. در بین روایاتی که عصر ظهور را ترسیم کردهاند، هیچ روایتی دربارۀ تشریففرمایی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به کشور ایران وارد نشده است. لذا نمیتوان گفت که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چه وقت به ایران تشریف میآورند.
در روایات آمده، زمانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میآید که همهجا را فساد گرفته باشد، پس برای اینکه امام زودتر بیاید باید فساد کنیم؟
باید بین علامت ظهور و شرایط آن تفاوت قائل شد. علامت ظهور، یعنی چیزی که نشانۀ ظهور است و اتفاق افتادن آن نشان میدهد ظهور نزدیک شده است؛ اما علت ظهور نیست و باعث نمیشود که ظهور اتفاق بیفتد و فقط هردو در یک زمان اتفاق میافتند، اما شرط ظهور، یعنی آنچه زمینهساز ظهور است و اگر آن شرط باشد ظهور میشود و اگر نباشد ظهور اتفاق نمیافتد.
حال که این تفاوت معلوم شد، باید دانست روایتی که هنگام ظهور را فراگیر شدن جهان از ستم و فساد برمیشمرد، علامت ظهور را بیان میکند، نه شرط آن را؛ پر شدن زمین از فساد، از شرایط ظهور نیست که ظهور وابسته به آن باشد، بلکه فساد علامت ظهور است؛ یعنی در زمان ظهور وضع دنیا چنین خواهد بود و در چنین وضعی امام ظهور خواهد کرد.
افزون بر این، مگر هماکنون زمین پر از ظلم و فساد نیست؟ مگر در تمام
کشورهای عربی که مدعی اسلام هستند، مشروبفروشیها و مراکز فساد، رسماً فعالیت نمیکنند؟ مگر امریکا به نام حقوق بشر و مبارزه با تروریسم، کشورها را به آتش نمیکشد؟ مگر کشوری هست که از ظلم و فساد ننالد؟ بنابراین در پر بودن دنیا از فساد شکی نیست و اگر این امر علت ظهور بود، حتماً تا حال ظهور پدید آمده بود.
اما شرط ظهور، وجود یاران واقعی و آمادگی اکثریت مردم برای قبول عدالت
و حقیقت است، یعنی عدالت را هرچند به ضررشان باشد بپذیرند و آن را
فقط برای سود خود نخواهند. اگر میخواهیم امام زودتر ظهور کند، باید برای پرورش انسانهای صالح و باتقوا کمک کنیم و جامعه را آمادۀ پذیرش حکم خدا کنیم. این کار با ترک گناه، فساد و ظلم امکان دارد، نه با ترویج فساد و ظلم
و بیعدالتی.
پس نهتنها افراد نیکوکار مانع ظهور نیستند، بلکه زمینهساز ظهور نیز به شمار میآیند و اگر تعداد آنها زیاد شود، امید به ظهور بیشتر خواهد شد.
در روایت آمده است که هر پرچمی قبل از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بلند شود صاحب آن طاغوت است و هر بیعتی قبل از ظهور ایشان کفر و نفاق است. این روایات چگونه با انقلاب اسلامی ایران سازگاری دارد؟
ابتدا باید بدانید که این بحث بهطور مفصل در کتابهای دادگستر جهان نوشتۀ آیتالله امینی و سیمای آفتاب نوشتۀ دکتر حبیبالله طاهری آمده است و تکتک روایات بررسی و مورد بحث قرار گرفته است. برای دیدن تمام مطالب میتوانید به این دو کتاب مراجعه نمایید.
اما بهطور خلاصه میتوان گفت منظور از این روایات، قیامهایی است که بنام حضرت و با ادعای مهدویت صورت میگیرد. بنابر قرائن موجود در این روایات، آنان کسانیاند که مردم را به سوی خود میخوانند و داعیۀ مهدویت و نجاتبخشی دارند، نه کسانی که خود را مهدی نمینامند و ادعای منجیگری موعود ندارند و خود را زمینهساز ظهور و در خدمت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میدانند. انقلاب اسلامی نیز ادعای مهدویت ندارد، بلکه امام راحل بارها فرمودند ما با این حرکت میخواهیم زمینۀ رشد و تعالی مردم فراهم آید، ظهور نزدیکتر شود و انقلاب را به دست صاحب اصلی آن بسپاریم.
بنابراین روایات این نوع قیامها را دربر نمیگیرد، بلکه برعکس روایاتی هست که بنابر آنها، افرادی قبل از حضرت برمیخیزند، مبارزه میکنند و زمینۀ ظهور حضرت را فراهم میسازند.
اگر کسی این معنا را برای این روایات نپذیرد و بگوید هر نوع قیام و حکومتی قبل از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حرام است، میگوییم اگر انقلاب و حکومتی نباشد، بسیاری از دستورهای اجتماعی دین که اجرای آنها به حکومت احتیاج دارد، تعطیل میشود. تا حال هزار و دویست سال از غیبت میگذرد و معلوم هم نیست چند سال دیگر ادامه یابد؛ آیا خداوند قرآن و احکام را که این همه بر اجرای آنها برای تمام مسلمانها تأکید نموده، باید سالهای بسیار طولانی تعطیل کند تا فقط در زمان ظهور انجام شود؟ آیا میتوان بر فرض صحت تمام روایات نهی از قیام و حکومت که البته معتبر نیستند، به دلیل چند روایت، قسمت بسیار عظیم اسلام را که صدها آیه و هزاران روایت دارد، تعطیل کرد. بر فرض تعارض نیز ما این روایات نهی از حکومت را کنار میگذاریم و به پیام اصلی دین که اجرای قوانین اسلام است و هزاران دلیل دارد، عمل میکنیم.
البته در پایان باز تکرار میکنیم که این نوع روایات با تشکیل حکومت اسلامی مخالفت ندارد، بلکه مخالف قیام و تشکیل حکومت به نام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که انقلاب ما نیز چنین ادعایی ندارد.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میفرماید: «در زمان غیبت ما به راویان حدیث ما یعنی فقها رجوع کنید». آیا منظور از ولایت فقیه، ولایت فقه است یا ولایت شخص فقیه؟ لطفاً توضیح دهید!
فقیه کسی است که دانش فقه را در عالیترین درجۀ آن داراست و برای بهکارگیری و استنباط احکام از آن توان کافی دارد. چنین کسی در زمان غیبت، از طریق ادلۀ عقلی و نقلی (روایات) نایب عام امام معصوم علیه السلام شمرده میشود و بر مردم ولایت دارد و آنان باید در احکام دینی و دیگر برنامههای اجتماعی، سیاسی و... از وی اطاعت کنند.
بنابراین مقصود از ولایت فقیه یعنی ولایت مجتهد جامع شرایط بر مردم. مقصود از جامع شرایط این است که فقیه علاوه بر دانش فقه، باید تقوا و خداترسی بالایی داشته باشد و از دنیا و مظاهر آن بپرهیزد.
با توجه به آنچه توضیح داده شد، حکومت فقیه، حکومت شخص نیست، بلکه حکومت تفکر براساس احکام اسلام است. فقیه به دلیل عمل به فقه
و اجرای مقررات دینی، بر مردم حکم میراند؛ به گونهای که حتی او نیز باید
طبق احکامی عمل نماید که در حق مردم بیان میکند؛ اگر کوچکترین خطایی در این بخش از او سر بزند، از مقام ولایت عزل میشود و دیگر صلاحیتی برای آن نخواهد داشت.
برای اطلاع بیشتر دربارۀ ولایت فقیه، به کتابهایی، ازجمله ولایت فقیه اثر
آیتالله جوادی آملی مراجعه کنید!
چنانکه در روایات آمده، هرکس دعای عهد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را چهل صباح بخواند، در زمان ظهور حضرت زنده خواهد شد. این زنده شدن چه کیفیتی دارد و آیا منظور همان رجعت است، یا قبل از رجعت این موضوع محقق خواهد شد؟
به فرمودۀ امام صادق علیه السلام هرکس چهل صبح این دعا را بخواند، از یاوران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار میگیرد و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خداوند او را از قبر بیرون میآورد تا در خدمت آن حضرت باشد و حقتعالی به هر کلمۀ آن هزار حسنه به او کرامت فرماید و هزار گناه از او محو کند؛ (1)این همان رجعت است؛ زیرا رجعت با ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آغاز میشود، ولی به منزلۀ این نیست که فقط دعای عهد بخواند تا به این مقام برسد، بلکه باید دو نکتۀ زیر را نیز در نظر بگیرد:
عهد ببندد؛
با توجه به جملۀ «مؤتزراً کفنی، شاهراً سیفی» در دعای عهد، آیا هنگامی که از قبر بیرون میآییم تا امام را یاری کنیم، کفن پوشیدهایم یا لباس؟ و منظور از «شاهراً سیفی» چیست؟
1) بحارالانوار، ج53، ص95، ح111.
برای عبارت «مؤتزراً کفنی» احتمالاتی وجود دارد، ازجمله اینکه مراد حقیقی این است که اعمالم، ازجمله ثواب خواندن این دعا همراه من باشد، اگرچه ظاهر جمله، کفنی است که میت میپوشد.
احتمال دیگر هم این است که مراد از این قسمت به تعجب درآوردن خلایق، از کفنپوشی صاحب قبر است؛ زیرا صاحب قبر در این صورت، عبرتی برای دیگران میشود و مردم میبینند که مردهای زنده شده، از قبر بیرون آمده و کفنش در
گردن اوست. (1)
منظور از «شاهراً سیفی»، ادعای شجاعت برای ترویج حق است. (2)
معنای این جمله از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که در خطبۀ غدیر دربارۀ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «ألا انه الغرّاف من بحر العمیق» چیست؟
«غرّاف» معانی متعددی در لغت دارد که معنای مناسب با این جمله «رود
پر آب» است. (3)پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید: «امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، رودی پر آب از دریایی عمیق است».
امام کاظم علیه السلام در روایتی، بحر عمیق را بر معرفت الهی و شناخت خداوند تطبیق کرده است. (4)
بنابر روایات ذکر شده، منظور از دریای عمیق، علوم الهی و به اصطلاح قرآن،
«علم الکتاب» (1)است. همان علمی که در سینۀ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده و بعد به یکیک ائمه علیهم السلام افاضه گردیده و اکنون حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف وارث آن علم الهی است. با وجود آن علم، دیگر جهلی نیست و همه چیز نزد ایشان معلوم است.
میتوانید برای معنای «علم الکتاب» به کتاب المیزان، تفسیر آیۀ 43 سورۀ رعد مراجعه نمایید.
معصومان علیهم السلام به خصوص پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیها السلام دربارۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چه فرمودهاند؟
روایاتی از همۀ معصومان و ائمۀ اطهار علیهم السلام دربارۀ ابعاد وجودی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل شده که به برخی از آنها اشاره میشود:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند:
دنیا باقی است تا وقتی که مردی از دودمان امام حسین علیه السلام قیام کند و زمین را از عدل و داد بگستراند، چنانکه از ظلم و جور پر شده است. (2)
امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام خطاب به فرزندش امام حسین علیه السلام فرمودند:
نهمین فرد از فرزندان تو قائم به حق است؛ ظاهرکنندۀ دین و گسترانندۀ عدل و داد. (3)
امام حسن مجتبی علیه السلام در روایتی فرمودند:
او در غیبتش عمری دراز دارد. آنگاه به صورت جوانی کمتر از چهل سال
ظهور خواهد کرد. (1)
امام حسین علیه السلام دربارۀ غیبت میفرمایند:
... نهمین فرزند من است که غیبت خواهد داشت. (2)
در روایتی از امام سجاد علیه السلام آمده است:
یاران قائم سیصد و سیزده نفر هستند، مانند یاران رسول خدا در جنگ بدر. (3)
چرا بیشتر روایات و احادیث شیعه از امام باقر و امام صادق علیهما السلام است، و از دیگر ائمه، به ویژه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ در کتب روایی کمتر نقل کردهاند، در حالی که امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف عمر طولانیتری از بقیۀ امامان دارد؟ بیشتر اطلاعات دربارۀ امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، ملاقات ایشان با بزرگان دینی و بعضی از مراجع در زمان غیبت کبراست.
از آن روی که آن حضرت در غیبت به سر میبرند، احادیث از ایشان کمتر نقل شده است. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به مدت پنج سال با پدر بزرگوارشان بودند و غیبت صغرای آن حضرت بعد از شهادت امام عسکری علیه السلام در سال 260 هجری شروع شد. لذا هیچ زمانی برای نقل احادیث بیشتری از ایشان نبوده است. البته احادیثی از آن بزرگوار نقل شده است، ولی به دلیل غیبت آن حضرت، امکان نقل حدیث بیشتری نبوده است. ولی با وجود این، توقیعاتی از آن حضرت، در موقع ضرورت و نیاز صادر شده است که اکنون نیز موجود است و میتواند در دسترس همگان قرار گیرد. به علاوه اینکه روایات فراوان از امام صادق علیه السلام و امام باقر علیه السلام، به
دلیل موقعیتهای مناسبی است که آن دو بزرگوار داشتهاند. آن دو حضرت از آن موقعیتها استفاده کردند و احکام مختلف دین را بیان نمودند؛ ولی اینگونه موقعیت برای امامان قبلی و بعدی، به ویژه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به وجود نیامده است. به همین دلیل، احادیث کمتری از آن بزرگوار داریم.
در روایاتی از امام صادق و امام باقر علیهما السلام روز ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، 23 ماه مبارک رمضان معرفی شده، و روایاتی روز ظهور حضرت را جمعه برشمردهاند؛ آیا اعلان این زمانها، نوعی تعیین وقت نیست؟ اگر اینگونه باشد، انتظار در دیگر روزهای سال چگونه معنا پیدا میکند؟
در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است:
آن صیحۀ آسمانی که در ماه مبارک رمضان، پیش از ظهور طنین میافکند، در شب جمعه، شب 23 ماه رمضان خواهد بود. (1)
صیحۀ آسمانی از نشانههای ظهور است که به گفتۀ ایشان در 23 رمضان خواهد بود. حضرت علی علیه السلام نیز میفرماید:
یکی از نشانههای فرج، صیحۀ آسمانی در ماه رمضان است. (2)
در نتیجه، روایات روز ظهور را 23 رمضان یاد نکردهاند.
بعضی از روایات، ظهور آن حضرت را روز جمعه ذکر کردهاند، اما قطعی نیست که تغییر نپذیرد. ضمن اینکه معلوم نشده است که کدام جمعه، جمعۀ
ظهور است.
انتظار در دیگر روزهای سال چگونه معنا پیدا میکند؟
انتظار در لغت به معنای چشمداشت، چشم به راه بودن و نوعی امید به آینده داشتن است. انتظار در اسلام به ویژه در مذهب شیعه، ایمان استوار بر امامت و ولایت حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، امید به ظهور مبارک آن حضرت، آغاز حکومت صالحان و در واقع نوعی آمادگی بیان شده است. میتوان گفت که «انتظار فرج» از اصل کلی اسلامی، که اصل حرمت یأس و نومیدی از لطف و رحمت خداوند است مایه میگیرد. بنابر روایات، انتظار فرج، نوعی عبادت، ایمان به غیب، اقرار به یگانگی خدا و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و پیشوایی امامان معصوم علیهم السلام، تلاش و سازندگی، عامل مقاومت و پایداری و نوعی فریاد و عدم پذیرش سلطه و اعتراض به زمامداران خودسر است.
این روایت را که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در بین ماست و روزی ظهور میکند و وجود مبارک آن عزیز را همه میشناسند، توضیح دهید و سندش را بیان کنید!
در اینباره در منابع معتبر شیعی نقل شده است که حضرت در میان مردم حضور دارد، ولی مردم ایشان را نمیشناسند. در بعضی از این روایات آمده است که مردم حضرت را میبینند، ولی نمیشناسند؛ مانند روایتی که ابوبصیر از امام صادق علیه السلام نقل میکند که آن حضرت فرمود:
خداوند سنتهای پیامبران پیشین را برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جاری میسازد... اما سنت خداوند برای یوسف علیه السلام در خصوص حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف این است که خداوند بین او و مردم حجاب قرار میدهد، به گونهای که مردم او را میبینند، ولی نمیشناسند. (1)
1) کمالالدین، ج2، ص29 (دربارۀ حج نیز آمده است که مردم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در مراسم حج میبینند، ولی نمیشناسند).
همچنین سدیر صیرفی در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام نقل میکند که آن حضرت دربارۀ سنت یوسف علیه السلام برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:
چگونه این مردم بعید میدانند که خداوند برای حجتش آنچه را جاری کند که برای یوسف علیه السلام جاری نمود؛ در اینکه حضرت در بازار مردم حرکت میکند و بر فرشهای آنان قدم میگذارد و آنان وی را نشناسند. (1)
این روایات در منابع اصیل و قدیمی شیعی مانند: کافی، کمالالدین، الغیبة نعمانی و الغیبة طوسی نقل شده و اسناد آن در این کتابها درج گردیده است.
آیا این روایت از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است: «هرکه در جمعی از مردم نام مرا ببرد، لعنت خدا بر او باد»؟
این روایت، متن توقیعی(نامهای از امام) است. نایب دوم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرموده است:
خرج توقیع بخط أعرفه من سمانی فی مجمع من الناس باسمی فعلیه لعنة الله؛ (2)
توقیعی به خطی که آن را میشناسم صادر شد: هرکس در میان جمعی از مردم مرا به اسمم نام ببرد، لعنت خدا بر او باد.
البته در متن روایت «الناس» آمده و معمولاً ائمه علیهم السلام این کلمه را برای عامه (اهلسنت) و کسانی که امامت آنها را قبول نداشتهاند، به کار میبردهاند. لذا منظور ترک تقیه و ذکر نام ائمه علیهم السلام در محافل اهلتسنن است که باعث تحریک و
تشنج میشود و نیز در متن روایت «باسمی» آمده، یعنی حق تصریح به نام را ندارید؛ زیرا در غیبت صغرا باعث جستوجو از امام و اذیت شیعیان میشده است. پس منظور از مردم، شیعیان و جلسات و محافل مرسوم امروزی نیست. علاوه بر این، بردن نام مخصوص امام منظور است، نه یاد امام بودن؛ زیرا روایات دیگری داریم که ائمه علیهم السلام به شیعیان توصیه میفرمایند که جمع شوند و مجالس یاد ائمه علیهم السلام تشکیل دهند و بدانند که ملائکه در چنین مجالسی شرکت میجویند و برای آنان دعا میکنند.
چرا در روایات، امام غایب به خورشید پنهان در پس ابر تشبیه شده است؟
تشبیه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به خورشید پشت ابر، به حدیثی برمیگردد که از خود حضرت نقل شده و میفرمایند:
چگونگی استفاده از من در غیبت، مانند استفاده از خورشید است هنگامی که ابرها آن را میپوشانند. (1)
علامه مجلسی در وجوه تشابه حضرت با خورشید پشت ابر چنین گفتهاند:
هرچند ابرها جلو خورشید را میگیرند، اما خورشید نور روشنیبخش خود را از جهانیان دریغ نمیکند و هم از پس ابر بر زمین میتابد. امام عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز هرچند در پس پردۀ غیبت قرار دارد، اما نور ولایت آن حضرت بر همۀ عالمیان پرتو میافکند، چه اینکه اگر نور آن امام نباشد، بنابر روایات، زمین و اهل آن از بین میروند؛ زیرا او امان اهل زمین است.
هرکس با این همه آثار و معجزات و آیات و روایات، باز هم منکر وجود
1) بحارالانوار، ج52، ص92.
مبارکش شود، مانند کسی است که منکر وجود خورشید میگردد؛ هنگامی که در پشت ابرها از دیدگان پنهان است، گرچه آثار وجودش به جهانیان میرسد.
1) بحارالانوار، ج52، ص93.
هر اندیشۀ ناب و درستی که رهبر اندیشهها و نجاتبخش تودههاست، هدف دشمنی مخالفان و معاندان قرار میگیرد و ممکن است در طی زمان با انحرافات و خرافههایی همراه شود که چهرۀ واقعی و درخشان آن اندیشۀ ناب و زلال را بپوشاند. فرهنگ انتظار و مهدویت که اندیشهای اسلامی و قرآنی است نیز در طول زمان گرفتار آسیبهایی شده است و دشمن تلاش کرده است که از راه تحریف و تخریب به این اعتقاد دینی که راه نجات و سعادت بشر است ضربه بزند. بدیهی است پیروان این اندیشه و اعتقاد دینی باید آسیبها را بشناسند تا به دام آنها گرفتار نشوند. نمونههایی از این آسیبها عبارتاند از:
مدعیان دروغین مهدویت و نیابت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛
مدعیان دروغین ملاقات و ارتباط با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛
برداشتهای غلط از مفهوم انتظار و حکومت در زمان غیبت؛
4.تعیین وقت برای ظهور و عجله کردن نسبت به ظهور و... .
بنابراین مقصود از آسیبشناسی مباحث مهدویت این است که کجرویها و کجاندیشیهایی که تا به حال در این حوزۀ فکری و اعتقادی صورت گرفته است
مورد بازشناسی قرار گیرد و فهم درست و منطبق بر آیات و روایات در این حوزۀ فکری و اعتقادی تبیین گردد.
برخی از نمونههای دشمنی با جریان مهدویت را بیان کنید؟
براساس آموزههای قرآن و سنت و به ویژه توقیعات حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، شیعیان در زمان غیبت کبرا باید از نایبان عام امام که قفها و مراجع تقلید هستند پیروی کنند و تعالیم و دستورات دینی را از آنها بگیرند و تاریخ شیعه گواه است که این علما و فقهای بیدار و زمانشناس بودهاند که چون دژ مستحکمی مرزهای اعتقادی شیعه را در مقابل هجوم فرهنگی دشمن حفظ کردهاند و به همین دلیل از دیرزمان، دشمنان با این نهاد الهی و مبارک پیوسته دشمنی کرده و در دههها و سالهای اخیر مبارزۀ سرسختانهای کردهاند و راههای زیادی را آزمودهاند؛ ازجمله با طرح دروغین ارتباط با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و نیابت خاص نسبت به حضرت، تلاش کردهاند که توجه مردم را از عالمان و فقیهان شیعه برگردانده و به جانب افرادی شیاد و حیلهگر بگردانند تا رفتهرفته دستورات دین و آموزههای آن دستخوش تحریف شده و اعتقاد به امامت و ولایت تضعیف گردد. در سالهای اخیر بعضی از افراد که مرید این مدعیان ارتباط با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شدهاند، از علما و مراجع فاصله گرفتهاند و دنیا و بالاتر، دین خود را بازیچۀ این شیادان قرار دادهاند؛ زیرا اینگونه القا شده است که این مدعیان ارتباط با امام، دستورات دینی را مستقیماً از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دریافت میکنند و در این صورت، این دستورات کاملاً مطابق با حقیقت و واقعیت است و در چنین شرایطی دیگر نیازی به رسالۀ عملیۀ مراجع تقلید نیست؛ زیرا که آنها دستورات دینی را از قرآن و سنت برداش میکنند و ممکن است مطابق با حکم واقعی خدا باشد و یا نباشد! آری، این از القاءات شیاطین امروزی است که مؤمنین باید بسیار مراقب باشند که به دام چنین
شیادانی گرفتار نشوند و حق مسلّم آن است که همۀ ما شیعیان به توصیۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و سایر ائمه علیهم السلام در زمان غیبت مأمور به اطاعت از مراجع تقلید هستیم و فتوا و نظر آنها بر همۀ ما حجت است.
بعضی میگویند شرط ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، فراوانی ظلم و جور است بنابراین نباید با ظلم و جور برخورد کرد! آیا این نظریه صحیح است؟
باید دقت داشته باشیم که هر برداشتی از آیات و روایات صحیح نیست، بلکه باید مطابق با اصول و قواعد قرآنی و حدیثی باشد. درست است که در روایات فراوان آمده است که «امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زمین را پر از عدالت میکند، همانگونه که از ظلم و ستم پر شده باشد» ولی معنای این روایات سکوت کردن ما در برابر ظلم و ستم به بهانۀ فراهم کردن زمینۀ ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیست؛ زیرا در آیات و روایات، اصلی داریم به نام «امر به معروف و نهی از منکر» که این اصل مهم دینی برای همۀ زمانها و مکانهاست و بنابراین دورۀ غیبت را هم شامل است.
امام خمینی رحمة الله فرمودند:
الآن عالم پر از ظلم است، اگر ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم تکلیفمان است. ضرورت اسلام و قرآن [است] ... باید چنین کنیم. اما چون نمی توانیم باید او بیاید، اما باید فراهم کنیم کار را... . (1)
بنابراین هدف بزرگ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، اجرای عدالت در همۀ زمین و برطرف کردن همۀ ظلمها و بیعدالتی است و عقل و منطق و شرع میگوید که پیروان حضرت باید در مسیر هدف او حرکت کنند و در حد توان خود از رفع ظلم از محیط خود بکوشند، نه اینکه به ظلم و ستم دامن بزنند یا در مقابل آن سکوت کنند!!
1) صحیفه امام، ج2، ص16 و 17.
انجمن حجتیه چه کسانی هستند و عقایدشان دارای چه اشکالاتی است؟ توضیح دهید.
در زمان رژیم شاه، بهائیت _ که یک دین خرافی و جعلی است _ فرصتی یافت تا فعالیتی فراگیر و وسیع داشته باشد که علما و مؤمنین را نگران کرد. یکی از چهرههایی که در مقابل این دین ساختگی، به مقابلۀ جدّی پرداخت، مرحوم شیخ محمود تولایی معروف به «حلبی» بود. ایشان در سال 1335 انجمن خیریۀ حجتیه را تشکیل داد تا اقدامی تشکیلاتی علیه بهائیت انجام دهد و در این راه افراد بسیاری حتی از چهرههای برجستۀ دینی و سیاسی با او همکاری کردند.
گرچه اصل اقدام مرحوم حلبی بجا و مطلوب بود، اما بعضی از افکار و عقاید پذیرفته شده در انجمن، عقایدی در جهت مخالفت با حرکت عظیم اسلامی و انقلابی به رهبری امام خمینی رحمة الله بود؛ مثل اینکه انجمن هرگونه دخالت در امور سیاسی را رد کرده و آن را زیبندۀ پیشوایان دینی نمیدانست و بالاتر اینکه معتقد بود هر پرچمی که قبل از قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بلند شود در گمراهی بوده و به شکست خواهد انجامید و باید منتظر بود تا خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بیاید و حکومت تشکیل دهد. انجمنیها با این تفکرات بیشترین وظیفۀ مسلمانان را در عصر غیبت، انتظار و دعا کردن برای ظهور میدانستند و مبارزه را هدر دادن نیروها میدانستند.
ولی روشن است که این افکار مخالف قرآن و روایات اهلبیت علیهم السلام است؛ زیرا:
اولاً، در فرهنگ دینی ما دیانت از سیاست جدا نیست و یک مسلمان نمیتواند نسبت به امور سیاسی بیتفاوت باشد. چنانکه امام خمینی رحمة الله که خود از فقهای بزرگ اسلامی بودند، در متن امور سیاسی بوده و به هیچ وجه انزوای از سیاست را جایز نمیدانستند؛
ثانیاً، مقصود از روایاتی که نهی از قیام قبل از ظهور کرده است، پرچمی است
که به نام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و با ادعای مهدویت برپا گردد؛ نه هر پرچمی که برای برچیدن ظلم و برقراری عدالت برپا شود؛
ثالثاً، وظیفۀ مسلمین عمل به تکلیف است و گاهی تکلیف، مبارزه با طاغوت است، البته به آن مقداری که امکان مبارزه باشد؛
رابعاً، انجمن حجتیه با پیام مرحوم حلبی _ مؤسس آن _ اعلام تعطیلی و انحلال کرد، گرچه در سالهای اخیر به صورت غیررسمی، فعالیتهایی داشته است.
محمدرضا فؤادیان
این کتاب دارای مباحث مختصر و مفیدی دربارۀ مشخصات و ویژگیهای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و دوران غیبت صغراست. نویسنده در این دو گفتار مباحثی چون: نام و کنیه، القاب، شمایل و خصوصیات، نسب، میلاد، جریان تولد، اثبات ولادت، محل زندگی، معرفی امام به شیعان، فعالیتهای حضرت و شهادت پدر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را با بهرهگیری از آیات و روایات و منابع تاریخی با قلمی شیوا و روان بیان نموده است.
این اثر که برگرفته از مقدمۀ کتاب اصول دین خود مؤلف است، دربر دارندۀ مطالبی مانند: ضرورت وجود امام معصوم علیه السلام و برخی از ادلۀ عقلی و نقلی در این خصوص، بعضی از آیات تفسیرشده به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تواتر روایات مهدویت، خصوصیات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، طول عمر، معجزات حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و راه بهرهمندی از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در این عصر میباشد.
این کتاب پژوهشی دربارۀ شخصیت، غیبت و آثار ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. نویسنده با استناد به آیات و روایات، به اختصار مباحثی مانند: غیبت صغرا، نایبان خاص، غیبت کبرا، حکمت غیبت، طول عمر و صفات منتظران را مطرح میکند. در پایان، نمونههایی از آثار ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز با توجه به روایات بیان شده است.
این پژوهش دربارۀ احوال و فضایل امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسائل مربوط به غیبت و ظهور اوست. این اثر، آیات و روایات را بهترین راه شناخت امام دانسته و با استناد به آنها امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را همپای قرآن و مصداق تعداد زیادی از آیات معرفی کرده است. در پایان، مباحث مختصر و سودمندی دربارۀ غیبت، علل و انواع آن و وظایف منتظران بیان شده است.
پورسیدآقایی، قم، حضور، پالتویی، 72صفحه.
این کتاب شامل مباحث مختصری از زندگانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، شرح نام و نسب، ولادت، غیبت، سیرۀ امام، توقیعات، دعا و نمازهاست. جلوۀ بارز این نوشتار، سیرۀ امام عجل الله تعالی فرجه الشریف در امور مختلفی مانند سیرۀ تربیتی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، قضایی و مدیریتی است.
این کتاب به بیان گوشههایی از زندگانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میپردازد. نویسنده به شیوۀ تاریخی _ گزارشی و با بهرهگیری از روایات معصومین علیهم السلام، نمونههایی از وقایع مربوط به زندگی آن حضرت و آمادگی برای یاری ایشان ( وظایف منتظران حقیقی امام) را برمیشمارد. در بخش پایانی آن، به نمونههایی از فرمایشات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره شده است.
این کتاب به معرفی شخصیت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و نایبان خاص او پرداخته است. نویسنده ضمن معرفی اجمالی زندگی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، به تبیین جایگاه و شخصیت او در قرآن و روایات شیعه و اهلسنت میپردازد و در خصوص فلسفۀ غیبت صغرا و کبرا، طول عمر و انتظار، مطالب کوتاهی بیان میکند. وی علت غیبت امام را مصلحت الهی میداند و با یادآوری غیبت افرادی چون اصحاب کهف، حضرت خضر علیه السلام و حضرت عیسی علیه السلام، طولانی شدن عمر وی را امری طبیعی برمیشمارد. انتظار، وظیفۀ منتظران و شرح زندگی نایبان چهارگانه، از دیگر
مطالب این کتاب است.
این اثر خلاصۀ کتاب شریف مکیال المکارم است که در هشت بخش مطالب ارزشمندی دربارۀ علت و فایدههای دعا برای حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و وظایف ما نسبت به آن بزرگوار میباشد. با توجه به اینکه اصل کتاب تقریباً استدلالی است، سعی شده در این اثر از استدلالها و دعای ذکر شده حذف و مطالب مهم به همان صورت اصلی تقدیم شود.
این اثر با بیان بیش از بیست موضوع مهدوی ویژۀ دانشآموزان راهنمایی
و دبیرستان، کوشیده است به تبیین مباحث مختلف و موضوعات متنوع فرهنگ مهدویت به صورت مختصر و با حجمی اندک، ضروریات این فرهنگ را
انتقال دهد.
از نکات برجسته میتوان به ویژگیهای ظاهری و مراحل زندگانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، فضیلت انتظار، مقام منتظران و وظایف آنان، حکومت حضرت و آسیبهای اندیشۀ مهدویت اشاره کرد.
این کتاب در هفت فصل، با مباحثی کوتاه و در عین حال علمی، برخی مباحث مهم را به جوانان و دانشجویان ارائه نموده است که عبارتاند از: ولادت،
طول عمر، تشرفیافتگان، نقش امام در هستی، وظایف شیعیان، داستان و اشعار و دلنوشتههای مهدوی.
جمعی از نویسندگان مرکز تخصصی مهدویت قم، برای کاربردی کردن و استفادۀ عموم از مباحث مهدویت، مطالبی را با عنوانهای ضرورت طرح مباحث مهدویت، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در یک نگاه، مهدییاوران، وظایف منتظران، آسیبهای مهدویت و پرسش و پاسخ، این اثر را نگاشتهاند. معرفی سایتهای مهدوی و کتابهای مفید و چند طرح برای اجرای مسابقات ویژۀ کودکان و نوجوانان، از دیگر مطالب این کتاب است.
نویسنده در این کتاب، پس از شرح زندگی حضرت نرجسخاتون و ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ به وضعیت آن دوران و چگونگی غیبت و نواب اربعه پرداخته است. آنگاه متن و شرح بیست حدیث از امامان علیهم السلام دربارۀ موضوعاتی چون: حتمی بودن دولت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، نامعلوم بودن ظهور، برنامۀ حکومت امام، ارتباط شرق و غرب و زنده شدن زمین با اجرای عدالت را آورده است. بررسی طول عمر و وظایف منتظران از موضوعات پایانی این کتاب است.
این اثر با استناد به روایات، به بیان مطالبی دربارۀ ولادت، غیبت، انتظار، ظهور و حکومت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف پرداخته است. نویسنده نخست گزارشی از ولادت امام و چگونگی غیبت، ارائه داده و بعد بشارتهای قرآن و روایات را ذکر کرده است. در ادامه برای انتظار ظهور امام، ثمرات و آثاری شمرده است، و صفات و ویژگی یاران امام را ذکر کرده است. وی ضمن برشمردن نشانههای ظهور، چگونگی پیروزی امام با استفاده از سلاح ترس، یاری فرشتگان و نیروی طبیعت را بررسی کرده است.
این کتاب، تاریخ زندگانی حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، مسائل قبل و بعد از غیبت، نقش نایبان خاص در دوران غیبت صغرا و وظایف منتظران را بیان کرده است. نویسنده، بخش زندگانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از کتاب منتهی الآمال را پس از بازنگری و حذف برخی مطالب، در هفت فصل تنظیم کرده است.
این کتاب تحقیقی دربارۀ زندگی، غیبت و انتظار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است که
با بهرهگیری از آیات و روایات و منابع تاریخی انجام گرفته است. نویسنده، اندیشۀ مهدویت در دیگر ادیان، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن و حکومت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف را مورد بررسی قرار داده است. سیرۀ امام، خصوصیات یاران، پرسش و پاسخ دربارۀ غیبت، ظهور و برخی حکایات تشرفیافتگان، از دیگر مباحث این اثر است.
نویسنده با هدف آشنا کردن نسل جوان با زندگی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسائل مربوط به آن، این مجموعه را تدوین کرده است. ابتدا دروان قبل از تولد امام و سختیهای زمان تولد و مسائل بعد از آن را بیان کرده، سپس زمان غیبت صغرا و کبرا، انتظار، علایم ظهور و سرانجام ظهور را مورد بررسی قرار داده است.
این کتاب مطالبی را دربارۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، نایبان آن حضرت، علایم ظهور و وظایف منتظران، ارائه کرده است. نویسنده با بهرهگیری از منابع اسلامی، ابتدا ولادت، شمایل و سیرۀ عملی ایشان را شرح داده و وظایف منتظران را معرفی کرده است. سپس به معرفی چهار نایب خاص پرداخته و با استفاده از روایات، پنجاه و نه نشانۀ ظهور و برخی حوادث روز ظهور را بیان نموده و در پایان، زندگی در دولت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و موقعیت شیعه را در آن دوران را تبیین کرده است.
این کتاب به مباحث مهدویت در منابع اهلسنت پرداخته است و سپس فواید و آثار وجودی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران غیبت را برشمرده است. نویسنده با استناد به آیات و روایات، در مورد غیبت صغرا و کبرا، نواب اربعه، وظایف منتظران، نشانههای ظهور و موقعیت دانشمندان و زمامداران در آخرالزمان، مطالب سودمندی را بیان کرده است.
این کتاب در خصوص تولد امام عجل الله تعالی فرجه الشریف، نقش امام در جهان هستی و بشارتهای ادیان به منجی، مباحثی را مطرح کرده است. نویسنده با اشاره به داستان نرجسخاتون، شاهدان تولد و اعتراف جمعی از اهلسنت را بازگو کرده است. از مطالب برجستۀ این اثر، بهرهگیری از آیات و روایات، برای بیان نقش امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در جهان هستی است.
این کتاب، پژوهشی دربارۀ اثبات مهدویت، حیات ظاهری، غیبت و ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. نویسنده برای اثبات اصل مهدویت، به شمهای از زندگانی امام، نظرات اهلتسنن و شیعیان دربارۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و کتابهاییکه پیش از تولد امام تألیف شده، اشاره کرده است. غیبت، علل و فواید آن، نواب، وظایف منتظران، مدعیان مهدویت، انتظار فرج و ثمرات آن، علایم ظهور، ظهور، حکومت و صفات یاران، از دیگر مباحث این کتاب است.
این کتاب به سفارش دبیرخانۀ دائمی اجلاس حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از سوی محققان مرکز مطالعات حوزۀ علمیۀ قم براساس بررسی و طبقهبندی قریب به دو هزار سؤال تدوین شده و علاوه بر اشاره به سؤالات، مطالب مفیدی مبتنی بر
مستندات در چهارده فصل ارائه شده است و تقریباً حاوی تمام موضوعات مهدوی است.
مؤلف از چهرههای برجسته در زمینۀ خطابه و وعظ است، لذا در این اثرش
در چهارده فصل مطالب متنوع و جامعی در عرصۀ مهدویت، خصوصاً
ضرورت وجود حجت، روایات مهدوی، اعتقاد اقوام به مصلح، وضعیت
سیاسی اجتماعی عصر غیبت صغرا، انتظار، حکومت و رجعت ارائه نموده
است.
این اثر در دوازده فصل دربارۀ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بدون برجسته کردن جنبههای احساسی و عاطفی مطالبی بسیار ارزشمند ذکر نموده است.
از ویژگیهای برجستۀ این کتاب میتوان به بررسی محتواهای توقیعات و تطبیق آن بر مسائل روز و عنایات خاص امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و تبیین رابطۀ امت با امام
و وظایف منتظران و حاکمیت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و امتیازهای حکومت جهانی او اشاره نمود.
آنچه در این سلسله گفتارها آمده است، دارای دو بخش است: نخست مطالبی پیرامون روشهای انس و ارتباط روحی و فکری با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
بخش دوم این مباحث دربارۀ ویژگیها و صفات یاوران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
یکی از ویژگیهای ممتاز این اثر، نقلقولها و حکایتهای بسیار خواندنی و شنیدنی است.
این کتاب که برگزیدۀ اولین دورۀ کتاب سال ولایت است، مطالب بسیار جامع و متنوعی در قالب پرسش و پاسخ و مناظره تقدیم منتظران نموده است. به همین جهت تاکنون چندین نوبت تجدید چاپ شده که با وجود چاپهای مکرر، با ویرایشی کاملاً جدید و جذاب مورد توجه بسیاری از علاقهمندان واقع شده است. از امتیازات بدیع این اثر میتوان توجه به مسائل مخاطب، خصوصاً قشر جوان و تحصیلکرده اشاره کرد که مسائل زیبایی دربارۀ طول عمر، غیبت، علت، فواید آن، وظایف منتظران و مسلمانان و انقلاب و چگونگی پیروزی حضرت و... بیان شده است.
این اثر دربردارندۀ سی مقالۀ مختصر با سبک و سیاق خاص است که بر حول مباحث مهدویت شکل گرفته است. برخی از عناوین این مقالات عبارتاند از: نامۀ عمل، اخصههای منتظر، عهد و امانت، نشانهای آسمانی، نعمت، به شوق دیدار، احیاگر عهد دیرین، چشمۀ حیات، امید و آرزو، خادم و مخدوم، او تنهاست و سوگند به عصر. نثر زیبا و ادبی این اثر، خواننده را تشویق و ترغیب به خواندن میکند و بیان جذاب و شیوای کتاب در دل غوغایی و
تمنایی دارد.
با خواندن آنچه در این گفتارها آمده است، شما میتوانید دلایل عقلی و نقلی بر اثبات وجود حضرت اقامه نمایید. ضمن آنکه دو گفتار آن دربارۀ اثبات وجود حضرت از طریق معجزات و کرامات و ملاقاتکنندگان حضرت است. در ادامه مباحثی در رابطه با توسل به امام، غیبت، طول عمر، انتظار، وظایف منتظران،حوادث قبل از ظهور و ویژگیهای حکومت آمده است و گفتار پایانی مربوط به پاسخ به سؤالاتی است که احیاناً هر مخاطب مهدوی به دنبال آن است.
این اثر پژوهشی مناسب در رابطه با بررسی سیر تحول نظریه و اصلاحگری
در میان ملل و نحل است و در فصل اول، این عقیده در ادیان مسیحیت و یهودیت برررسی شده و نگاهی گذرا به اندیشه و اعتقادات و فلسفههای گذشته صورت گرفته است؛ در فصل دوم نظر قرآن در این رابطه بیان شده و در فصل بعدی شرح و توضیحی به مصداق واقعی این نظریه و هویت شخصی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
در فصول بعدی به تاریخچۀ عصر غیبت و علل غیبت و نقش نواب
اربعه پرداخته شده و از فصل هشتم تا فصل دوازدهم به نقش شاعران در بسط
و گسترش فرهنگ مهدوی، نشانههای ظهور، برخی از مناطق مهم عصر ظهور
و حکومت امام و در خاتمه هفت شبهه از شبهات مهدویت طرح و نقد
شده است.
این اثر در هفت فصل، مطالب بسیاری را تقدیم منتظران نموده است. در
فصل اول، مطالبی در رابطه با تولد، نام، القاب، نظر اهلسنت و حوادث آغاز امامت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است؛ در فصل دوم، مباحثی پیرامون آیندۀ جهان
از دیدگاه تاریخ، علم و عقل و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایات ذکر نموده است؛
در فصل سوم، نکاتی دربارۀ غیبت صغرا و کبرا و تشرفات بیان داشته است؛
در فصل چهارم پیرامون فضیلت انتظار و منتظران واقعی مطالبی آورده است؛
در فصل پنجم آخرالزمان و علایم ظهور را ترسیم نموده است؛ در فصل ششم،
وقایع ظهور و اصحاب و یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را یادآور شده؛ و در آخرین فصل به سیره و کلام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پرداخته و مطالبی ارزشمند به رشتۀ تحریر و تألیف درآورده است.
این کتاب حاوی اکثر موضوعات مهدوی به صورت مختصر و مفید است؛ از تولد و غیبت و نواب اربعه شروع شده و بحثهایی مانند مدعیان دروغین، انتظار، حقوق حضرت، علایم ظهور و دستآوردهای حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را در خود جای داده است. از ویژگیهای خوب این نوشتار میتوان به بحث امامت و پیشوایی در مکتب شیعه و وظایف شیعیان در این زمان اشاره کرد.
این نوشتار، گزارشی از تاریخ زندگانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مسئلۀ رجعت است. مؤلف ابتدا با ارائۀ سیمای کلی از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به ذکر خصوصیات، شمایل، حالات و علم امام در کودکی، روایات امامت آن حضرت، علت مخفی بودن ولادت، علت انکار منکرین، فضیلت انتظار و برخی مسائل دیگر از
هنگام ولادت تا غیبت صغرا میپردازد. سپس به بررسی روایات مربوط به غیبت صغرا و کبرا و مسائلی همچون: نواب اربعه، علت غیبت، اوضاع و وظایف
شیعه، حکم تقیه، زندگی و نحوۀ دیدار امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در غیبت کبرا میپردازد. نشانههای ظهور، حوادث ایام حکومت و رجعت، از دیگر مباحث این
کتاب است.
هدف این کتاب، بررسی زندگانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و تحلیل شخصیت وی به منظور شناساندن ابعاد وجودی آن حضرت است. تدوین این کتاب با توجه به اهمیت و ضرورت طرح مباحث مهدویت (که یکی از مهمترین و جدیترین بحثهای کلامی در حوزۀ تفکر اسلامی است)، برای جلوگیری از هرگونه کجفهمی در آن یا تفسیر ناصحیح از مقولۀ انتظار فرج صورت گرفته است. علاوه بر اسامی بیش از یکصد تن از علمای اهلسنت که اصل ولادت آن حضرت را قبول
دارند، به این عناوین پرداخته است: بشارت قرآن و کتب مقدس آسمانی به دولت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، آثار اخلاقی انتظار، ویژگیهای حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، حکمت و دلایل غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
این اثر، به تبیین ضرورت رهبری صالح در جامعه و نقش امام غایب و انتظار در جامعۀ انسانی پرداخته است. نویسنده با انگیزۀ پرفروغ کردن نور امید و آشنایی منتظران با مسئولیت مهم خود، مطالبی را در خصوص ضرورت رهبری الهی در میان بشر و فوائد وجود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ارائه کرده است. وی در ذیل عناوینی چون: ضرورت اجتماعی رهبر، مصلح پنهان، حماسۀ امید و انتظار، وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در پردۀ غیبت را وسیلهای الهی برای رساندن انسان و جامعۀ بشری به کمال و سعادت کامل تحلیل کرده است.
این اثر تلاشی در جهت اثبات مهدویت و طرح مباحث غیبت، انتظار و ظهور حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است. نویسنده با طرح دیدگاه و آرای دانشمندان دیگر مذاهب و کتابهای آسمانی دربارۀ ظهور منجی بشریت، برخی عقاید متفکرین معاصر جهان غرب را دربارۀ بنبست بشریت در عصر حاضر، مطرح ساخته است. سپس آرا و نظرات اهلسنت دربارۀ مهدویت را آورده است. زندگی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، نایبان چهارگانه و برخی توقیعات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، از دیگر مطالب این کتاب است. در لابهلای کتاب، مسائلی مانند فایدۀ غیبت، انتظار، طول عمر و
چگونگی قیام نیز مطرح شده است.
این کتاب، پژوهشی در زندگانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که به شیوۀ گزارشی نگارش یافته است. کتاب در شش فصل ساماندهی شده و نویسنده با بهرهگیری از آیات و روایات و مطالب تاریخی، سیمای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را از ولادت تا غیبت کبرا بیان کرده است. مهمترین مطالب این اثر عبارتاند از: راه قرآن، راه محمد صلی الله علیه و آله و سلم و علی علیه السلام، نقش امید در فرد و اجتماع، موانع رسیدن بشر به امید اجتماعی، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امید انسانها، عدل عالمگیر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، حکومت الهی در جهان، شرایط برپاکنندۀ عدل جهانی، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دادور، دادگر و دادگستر، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نوعی است یا شخصی، ویژگیهای مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، طول عمر، غیبت، انتظار، بشارات و اشارات قرآن و معصومین علیهم السلام به ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، داستان نرجسخاتون، معجزات حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در کودکی، نواب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و برخی تشرفات غیبت صغرا و کبرا.
این پژوهش کتاب کنگرۀ مهدویت استان خوزستان میباشد که مطالب
مهمی را دربر دارد. امامشناسی، بررسی واژۀ مهدویت، موعودباوری در
ادیان آسمانی و دین زرتشت، ازجمله مباحث این اثر است. از نکات ارزشمند
و منحصر به فرد این پژوهش، مطالبی دربارۀ اعتقاد به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف براساس مذاهب اربعه (حنفیان، مالکیان، شافعیان، حنبلیان) و اسماعیلیه و
زیدیه است.
مجمع جهانی اهلبیت علیهم السلام در راستای ترویج فرهنگ اهلبیت، یک دورۀ کامل زندگانی چهارده معصوم را با عنوان اعلام الهدایة به زبان عربی نشر و پخش نمود. با توجه به اهمیت این مجموعه، با همّت و تلاش به فارسی نیز برگردانده شد. جلد چهاردهم که مربوط به مباحث مهدویت است به مطالعۀ زندگانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در پنج قسمت و شانزده بخش میپردازد. از قسمتهای ویژۀ این اثر میتوان به این چند نمونه اشاره کرد: 1. راهحل اختلاف میان بشارتها و تعیین منجیهای جهانی؛ 2. اقدامات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در غیبت کبرا؛ 3. زبان رمز در روایات علایم ظهور؛ 4. سیرۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در هنگام ظهور.
این اثر گزیدهای است از افکار پویای علامه محمدتقی جعفری که از مجموعه آثار او تهیه و تنظیم شده است و به مباحثی مانند قطعی بودن ظهور، انتظار بشر، امید و انتظار، تحقق ایدۀ دوست جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مدت حکومت و نگاهی به دیدگاه جلالالدین محمد مولوی دربارۀ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میپردازد.
این اثر مجموعهای از مقالات هفتگانه است که عبارتاند از: 1. راهبردهای
دولت زمینهساز در توسعۀ پایدار طلوع و رغبت مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ 2.آیندهنگاری راهبردی در دکترین مهدویت؛ 3. انتظار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، مبلغپرور و مجاهدساز؛
راهبرد انتظار و تکلیف مسلمانان در زمینهسازی ظهور؛ 5. نقش مبلغان ادیان در راهبرد منجیباوری ادیان؛ 6. اصالت روحانیت در مکتب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف؛
قدرت در مبارزۀ انقلابی نجاتبخش.
دولت موعود (گفتارهایی پیرامون حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف)، محمدعلی انصاری، مشهد، بیان هدایت نور، چاپ دوم، وزیری، 160صفحه.
کتاب حاضر برگرفته از مباحث تفسیری مؤلف است که پیرامون ابعاد مختلف شخصیت حکومت حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف طی سالهای 1378 تا 1382 در جوار بارگاه ملکوتی امام رضا علیه السلام در شهر مقدس مشهد ایراد گردیده است. محور گفتارها عبارتاند از: دولت موعود، پرتوی از کمال مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ابعاد جهانی مهدویت، اصالت مهدویت، انتظار و وظایف منتظران، پیوند توحید ومهدویت و اسرار غیبت.
این مجموعه، موضوع اندیشۀ منجی موعود را در مهمترین ادیان تاریخی و زندۀ جهان (زردشتی، هندو، بودا، کنفوسیوس، دائو، یهودیت، مسیحیت و اسلام) بررسی نموده است. در آغاز مقالهای با عنوان مقدمه دربارۀ کلیات موعودباوری آمده و در ادامه برای هر دین، یک مقاله اختصاص یافته است، اما به دلیل اشتراک زیرساختهای دینی و فرهنگی آیینهای کنفوسیوس و دائو، این دو دین در یک مقاله بررسی شده است و به جهت گستردگی و اهمیت اسلام، شش مقاله
دربارۀ اندیشۀ منجی موعود اسلام آمده است. تمام این مقالات سه محور را دنبال کرده است: 1. اندیشۀ منجی موعود در متون مقدس، اصلی و کلاسیک (منابع دینی)؛ 2. بازتاب اندیشۀ منجی موعود در تاریخ تحولات آن دین؛ 3. بازتاب و جایگاه اندیشۀ منجی موعود در دینورزی و حیات دینی پیروان.
این اثر بخشی از پایاننامۀ مؤلف در دورۀ دکتری الهیات و معارف اسلامی است که مجموعۀ ارزشمندی از کاوشها، سنجشها و پژوهشها دربارۀ مهدویت از دیدگاه فریقین در شش باب است. روح اساسی این کتاب، پاسخ به برخی از شبهات اساسی مانند خرافه و اقتباس است. مؤلف با تعریف و تبیین واژۀ مهدویت، به نقد سخنان مستشرقان و منکران میپردازد و حقیقت این اندیشه را از قرآن و روایات متواتر دنبال میکند.
این کتاب قسمتی از مقالاتی است که مؤلف بهطور متفرقه در مناسبتها و فرصتهای مختلف پیرامون مهدویت در نشریات به رشتۀ تحریر درآورده است که عبارتاند از: امید، شناخت، ولادت، غیبت، سفارت، انتظار، علایم، حکومت. از نکات برجستۀ این اثر میتوان به نمایندگان نواب اربعه و جبهۀ مخالف آنان یعنی مدعیان دروغین اشاره نمود. ضمن آنکه بحث طول عمر نیز از مباحث جدی این نوشتار است.
این اثر دربر گیرندۀ مطالبی چون: ولادت، صفات و سیرۀ امام، میراث درخشان امام، غیبت و نواب اربعه، مدعیان دروغین مهدویت، مؤمنین و منکرین مهدویت و علایم ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. از مطالب سودمند این اثر میتوان به مسائلی چون طول عمر، بشارتدهندگان، کتابهای تألیفشده، دجال و حوادث دوران ظهور اشاره کرد.
این اثر مجموعه مباحثی از گفتارها و نوشتارهایی است که مؤلف ایراد و انشاء نمودهاند و در سه بخش کلی امامشناسی، انتظار و از ظهور تا مدینۀ فاضله، تقدیم شما منتظران شده است. نکات برجسته و ناب این کتاب عبارتاند از: معرفت، امامت خاص، مهدویت شخصی و دولت کریمه.
این اثر مجموعه سرمقالههای مؤلف در فصلنامۀ انتظار است، که دربر گیرندۀ دوازده مقاله میباشد و عبارتاند از: مهدویت، ضرورتها، ظرفیتها، رویکردها؛ 2. مبانی اعتقادی مهدویت؛ 3. بازکاوی حقوق امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ 4. ظهور صغرا و بایستگیها؛ 5. مردم، نهادها و بزرگداشت دهۀ مهدویت؛ 6. تولد دوبارۀ یک ملت؛ 7. پیام امید به منتظران؛ 8. بیعتی تا همیشه؛ 9. عدالت مهدوی؛
انفجار نور، زمینهساز ظهور؛ 11. دولت زمینهساز؛ 12. دکترین مهدویت.
در انتظار خورشید (مجموعه مقالات)، گروهی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی،
چاپ اول، 1385، رقعی، 306صفحه.
این اثر برگزیدۀ مجموعه مقالاتی است که در همایش در انتظار خورشید ارائه گردیده است و آثار آن عبارت است از: 1. بشارتهای حکومت موعود جهانی در ادیان؛2. جهانیشدن و حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛3. حکومت جهانی مهدوی و ویژگیهای آن در کتاب و سنت؛ 4. حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه قرآن و روایات؛ 5. بررسی مسئلۀ دیدار در غیبت کبرا؛
وضعیت سیاسی جهان قبل و بعد از ظهور.
جستارهایی در مهدویت، رحیم کارگر، قم، مرکز تخصصی مهدویت، چاپ اول، 1386، رقعی، 250صفحه.
این اثر مجموعه مقالات مؤلف در فصلنامۀ انتظار است، که شامل چهار بخش میباشد: 1. فلسفۀ نظری تاریخ و آموزۀ دکترین مهدویت؛ 2. مهدویت و ستیزش نهایی حق و باطل؛ 3. جهانیشدن و حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛
انقلاب و انتظار (پیوند مهدویت و انقلاب اسلامی ایران).
مجموعه مقالات کنگرۀ علمی--- پژوهشی مهدویت، گروهی، تهران، کهنپرداز، چاپ اول، 1388، وزیری، 300صفحه.
این اثر مجموعۀ دوازده مقاله در کنگرۀ مهدویت استان خوزستان است که عناوین آن عبارت است از: مهدویت و جهانیشدن، آسیبشناسی معارف مهدویت، بررسی روایات نهی از قیام در عصر غیبت، برکات وجودی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، دجال و رابطۀ آن با ظهور، آموزش عمومی مهدویت، مهدویت در چشمانداز تاریخی حق و باطل، هویت شهروندی و آرمانشهر دینی، بازشناسی هویت ایرانی_ اسلامی در پرتو مهدویت، یاری امامت و نصرت خداوند، رسالت
زمینهسازی ظهور در انقلاب اسلامی ایران، و سرانجام و نتایج امامت.
این اثر مجموعهای از دروس استاد در مرکز تخصصی مهدویت در جمع دانشپژوهان این مرکز بوده که بعداً به صورت مقالات حدیثشناسی در فصلنامۀ انتظار به زیور طبع آراسته گردید و اکنون تمام آن بحثها در دو جلد تقدیم شما منتظران شده است. بحثهایی همچون: راز غیبت، قتلهای آغازین ظهور، حکم نام بردن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران غیبت، سفارت و ملاقات، قرقیسا، دجال، یمانی، جزیرۀ خضرا، زیارت ناحیۀ مقدسه، مادر امام، ملاقات سعد اشعری با امام و... جزو همین مطالب است.
این کتاب که برگرفته از سایت «اسلام کوئست» (جستوجوی اسلام) است، در حقیقت پاسخ به سؤالاتی است که مؤسسۀ مؤلف آنها را پاسخ داده است. این مجموعه پاسخ بیش از چهل سؤال است که بعد از ویرایش و اصلاح در دو بخش و ملحقات عرضه شده است. در بخش اول، مسائل پیرامون قبل از ظهور و در بخش دوم، مطالبی برای بعد از ظهور آمده و در ملحقات کتاب به انجمن حجتیه و بهائیت اشاراتی صورت گرفته است.
این کتاب در پنج فصل، مطالب بسیار سودمندی ارائه نموده است. فصل نخست به بررسی مفاهیم و اصطلاحات پرداخته شده و با ارائۀ شواهدی تأکید دارد که مهدویت پایانبخش تمام تاریکیها و جهالتهاست که مشترک تمام بشریت است؛ فصل دوم به تبیین دلایل اصالت این باور اختصاص یافته و ریشههای عمیق این مسئله به اثبات رسیده است؛ در فصل بعدی مهمترین اختلافات مسلمانان دربارۀ مهدویت اشاره شده و برتری اندیشۀ شیعه نمودار گشته است؛ در فصل چهارم بشارتهای نبوی و روایاتی که به صورت ضعیف و غیرمعتبر در منابع روایی اهلسنت وجود دارد، آمده؛ و در آخرین فصل پاسخهای مناسبی به منکران مهدویت مانند ابنخلدون مشاهده مینمایید.
این کتاب که پایاننامۀ دکتری مؤلف است، دارای یک مقدمه و چهار فصل است که به موضوع جایگاه مهدویت در میان مسلمانان و نگاه دانشمندان اسلامی به این موضوع است. در فصل نخست نگاهی کلی به احادیث افکنده
و سیر تاریخی تدوین این حدیثها در مجامع معتبر اهلسنت و شیعه
مورد ارزیابی قرار گرفته است؛ در فصل دوم به احادیث و موارد مشترک از جنبههای مختلف مهدویت پرداخته شده است؛ در فصل بعدی بررسی دیدگاههای گوناگون فریقین که در چهار مورد خلاصه شده (تولد، نام پدر، امامان دوازدهگانه و نسب) پی گرفته شده؛ و در آخرین فصل به نقدهای منتقدان احادیث مهدوی میرسید که دیدگاه معروفترین ناقدان، مورد تحلیل و دقتنظر قرار گرفته است.
این اثر در موضوع ارتباط بین قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و نزول حضرت عیسی علیه السلام است که در سه بخش تنظیم گردیده است. بخش نخست دربارۀ مبادی و پیشنیازهای این موضوع مانند باورداشت مهدویت است؛ در بخش دیگر شباهت بیان شده، و بخش پایانی رابطۀ نزول و ظهور را پی میگیرد که اساس کتاب میباشد و سعی شده تمام زوایای این موضوع را روشن و واضح سازد. از نکات تحقیق شدۀ این موضوع، میتوان این مباحث را یادآور شد: بسترسازی فرود عیسی علیه السلام، نزول مسیح علیه السلام و تقویت جبهۀ مهدوی، پایان یهودیت از سوی مسیح علیه السلام و مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
مطالب این کتاب گفتارهای آقای شجاعی است که براساس آیات و روایات دربارۀ مهدویت در نُه جلسه در سال 1361 مطرح شده است. این اثر حاصل
تنظیم آقای محمدرضا کاشفی است که در شش فصل تقدیم شما منتظران گردیده است. این فصول عبارتاند از: مهدیشناسی، غیبت کبرا، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از منظر اهلسنت، عصر ظهور، رجعت و عرض اخلاص، اطاعت و عشق. در پایان، کتابنامه و فهرست آیات و روایات و تفصیل مطالب نیز منعکس گردیده است.
این پژوهش حاصل سلسله درسهایی است که در جمع دانشپژوهان دورۀ تربیت مربی مهدویت در بنیاد فرهنگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تهران ارائه شده است و دربر گیرندۀ مهدویت و خاتمیت در هفت درس میباشد که در مجموع مطالب زیر در آن گنجانده شده است: فلسفۀ خاتمیت و اندیشۀ مهدویت، دلایل اثبات خاتمیت، خاتمیت در چشمانداز خرد، راز و فلسفۀ آن و منکران خاتمیت.
این کتاب دربر دارندۀ شش مقاله است که در زمانهای متفاوت در مجلات تخصصی مهدویت چاپ شده و بیانگر یک تفکر و ایدۀ مشترک است. مؤلف کوشیده است تا مسئلۀ مهدویت را در حوزۀ تئوریپردازی مسلمانان قرار داده و این اصل اعتقادی به صورت بنیادین و کلان در زندگیها مطرح و سبب زدودن مهجوریت از مهدویت شود. عناوین این مقالات عبارتاند از: نگرش مذاهب اسلامی به مهدویت، نیاز به مصلح جهانی، مصلح جهانی از دیدگاه جامعهشناسان و فیلسوفان، دکترین مهدویت کارکرد آن از منظر انسانشناسی و جامعهشناسی، جهانیشدن و دکترین مهدویت و راهکارهای توسعۀ فرهنگ مهدوی.
در فصل نخست این اثر، مفهوم و جایگاه و کارایی آموزۀ مهدویت و نوع تعامل آن با پارهای از مفاهیم به ظاهر همپیوند تشریح میگردد؛ فصل دوم دربردارندۀ استدلالات دولت مهدوی با توجه به کرامتهای انسانی و حقوق بشردوستانه
است؛ در فصل سوم، عدالت و امنیت حکومت مهدوی بررسی شده است؛ فصل چهارم شامل مباحث تطبیقی جهانیسازی غربی و جهانیسازی مهدوی است؛ در فصل پنجم، ابتدا اهمیت محیطزیست و سپس این مسئله در حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بررسی شده؛ و در آخرین فصل، ضمن نقد مبانی لیبرال _ دموکراسی، بیست شاخص برتری دینسالاری مهدوی بر نظامهای بشری، خصوصاً لیبرال_ دموکراسی بیان شده است.
این اثر که تا کنون دو جلد آن به زیور طبع آراسته شده است، درصدد طرح مباحث جامعی دربارۀ مهدویت است که شامل سه بخش کلی میباشد. بخش اول دربارۀ تفسیر و تحلیل و استدلالهای فلسفی و شبهفلسفی پیرامون حجت است؛ بخش دوم دربارۀ احادیث و آموزههای روایی است؛ و بخش سوم در شرح حال روات و شرایط مختلف راویان از نظر اعتبارات است.
این مجموعه، مقالاتی است که بیشتر در نشریات علمی کشور قبلاً پراکنده چاپ شده بود و اکنون در این نوشتار متحد و منسجم گردیده است. این مقالات عبارتاند از: 1. درآمدی بر مسئلهشناسی سیاسی مهدویت؛ 2. فرهنگ مهدوی؛ 3. مهدویت و بازآفرینی هویت اسلامی؛ 4. مهدویت و زندگی سیاسی معاصر اسلامی؛ 5. الگوی توسعۀ سیاسی در پرتو عدالت مهدوی؛ 6. مهدویت و جهانیشدن؛ 7. جهانیشدن و چشمانداز فرج؛ 8. جهانیشدن، بحران معنا و
منجیگرایی.
این پژوهش دربارۀ دولت و سیاست و دیدگاههای متفاوت در اینباره و نیز ماهیت، ساختار و کارکرد و پیامدهای دولت مهدوی است که در سه بخش، مطالب سودمندی ارائه نموده که عبارت است از: بخش اول دربارۀ کلیات و مباحث نظری دربارۀ آینده و آیندهپژوهی و نظریههای آیندۀ تاریخ است؛ بخش دوم دربارۀ فرضیههای دولت مهدی در اندیشۀ شیعه، مانند فرضیۀ انتقام، دولت اقتدارگرا، دولت اخلاقی است؛ و بخش پایانی دربارۀ ساختارها و بروندادهای حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است که در فصولی مانند ساختار نهادها، کارویژهها و عملکردها و پیامدها آمده است.
این اثر، مجموعه سخنرانیهای سومین گفتمان مهدویت است. در
این گفتمان متفکران و دانشمندان حوزه و دانشگاه به تبیین ابعاد گوناگون مسئلۀ مهدویت پرداختهاند و شبهات و پرسشها را به صورت منطقی و استدلالی
پاسخ دادهاند. آثار و فواید وجودی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، بررسی ابعاد تربیتی انتظار، بررسی شبهات مهدویت، آثار تربیتی و روانشناختی انتظار، انتظار و مهدویت
از دیدگاه جامعهشناختی، از عناوین این سخنرانیهاست. در ابتدای این اثر،
پیام آیتالله صافی و در پایان، خلاصهای از سخنرانیهای گفتمان اول و دوم
آمده است.
انتظار، به کوشش گروه تحقیقات اسلامی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تهران، کانون پرورش فکری، جیبی، 34 صفحه.
مجموعۀ انتظار، مهدی وحیدی صدر، مشهد، عروج اندیشه (از این مجموعه تاکنون 5 جلد منتشر شده است).
مجموعۀ بچههای امام زمان، نویسندگان، مشهد، تکسوار حجاز (از این مجموعه تاکنون 18 جلد منتشر شده است).
مهربانتر از مادر، حسن محمودی، قم، مسجد مقدس جمکران، رقعی، 80 صفحه.
انتظار، علیرضا باوندیان، مشهد، آستان قدس رضوی، خشتی.
مجموعۀ کتابهای مؤسسۀ فرهنگی انتظار نور، نویسندگان، قم، بوستان کتاب (از این مجموعه تاکنون 5 جلد منتشر شده است).
سر راهش گل بکاریم، مجتبی آموزگار، تهران، زیتون، چاپ اول، 1381، خشتی، 12 صفحه.
قصۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، ز. ابراهیمی، قم، ذاکرالمهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ اول، 1382، خشتی، 12 صفحه.
جشن نیمۀ شعبون، ابراهیم احمدیان، پردیسان، چاپ اول، 1382، خشتی، 12 صفحه.
استقبال، محمدتقی اختیاری، تهران، سیمای فرهنگ، چاپ اول، 1377، رقعی، 16صفحه.
این مؤلف چهار جلد دیگر نیز دربارۀ مهدویت با عناوین، تنهایی و سفر، ماه شب بارانی، مثل قیامت، دربارۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ویژۀ کودکان نگاشته است که تا کنون بارها به زینت طبع آراسته شده علاقهمندان از انتشارات مدرسه آنها را تهیه فرمایند.
حسنی میره به شهر قم، مسجد جمکران، مهرانگیز اشرفپور، قم، زائر، چاپ اول، 1383، خشتی، 16صفحه.
صبح امید، امیرافشار موحد و عباس صابریان، تهران، مهام، چاپ اول، 1380، رحلی، 12صفحه.
امام مهربان، عباس صابریان و محمدحامد مشکاتی، تهران، مهرآوران، چاپ اول، 1380، رحلی، 17صفحه.
بوی گل نرگس، طیبه براز، تهران، گلستان قرآن، چاپ اول، 1384، وزیری، 14صفحه.
پیک میلاد، گروهی، تهران، مهرآوران، چاپ اول، وزیری، 18صفحه.
امید آخر کیه؟، م.حسن و منصور متقی، قم، یاران قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ اول، 1381، خشتی، 12صفحه.
سلام! امام خوب ما، محسن خمسهای و عباس صابریان، تهران، مهام، چاپ اول، 1380، رحلی، 12صفحه.
مهدی موعود کیه؟، طاهرهسادات خوشدل، قم، ظهور، چاپ اول، 1381، خشتی، 12صفحه.
او کیست؟، مریم ذاکرنژاد و محمدکاظم مزینانی، تهران، زیبا، چاپ اول، 1380، رقعی، 24صفحه.
بعد از آن صدای آسمانی، مصطفی رحماندوست، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، 1381.
آخرین امید، مهدی رحیمی، تهران، بنیاد بعثت، چاپ چهارم، 1379، رقعی، 24صفحه.
خروس غمگین قصۀ ما، مهدی رحیمی، تهران، بنیاد بعثت، چاپ چهارم، 1376، خشتی، 32صفحه.
من یار مهربانم من صاحبالزمانم، سمانه رضایی، مشهد، تکسوار حجاز، چاپ اول، 1383، خشتی، 12صفحه.
فصلها چشم به راه، عبدالحسین فخاری، تهران، زیتون، چاپ هشتم، 1379، خشتی، 24صفحه.
فصل سبز بهار، اصفهان، مهر قائم، چاپ اول، 1379، رقعی.
یک بهار، هزار شکوفه، رضا فیروز، تهران، رایحه، چاپ اول، 1380، رحلی، 8صفحه.
وقتی بابا بیاید، فیروزه فیروزمنش، تهران، رایحه، چاپ اول، 1380، رحلی، 8صفحه.
مثل خورشید پشت ابر، قاسم کریمی، تهران، مهام، چاپ اول، 1381، رحلی، 10صفحه.
یک گلابی برای تو، یک گلابی برای من، فریبا کلهر، تهران، نباء، چاپ سوم، 1380، خشتی، 24صفحه.
داستان زندگی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، امیرمهدی مرادحاصل، تهران، پیام نور، چاپ چهارم، 1380، رقعی، 22صفحه.
مردی که خواهد آمد، امیرمهدی مرادحاصل، مؤسسۀ منادی تربیت، چاپ دوم، 1381، رقعی، 31صفحه.
میلاد آفتاب، زهره مسجدجامعی، تهران، سیمای فرهنگ، چاپ اول، 1378.
مهر مهربان، امیرحسین معتمدتبار، تهران، برگ نفیس، چاپ اول، 1378، وزیری، 24صفحه.
شمیم بهاران، محمدهادی نهاوندیان، تهران، آفاق، چاپ اول، 1377، خشتی، 31صفحه.
دل پرواز تنگ است، حمید هنرجو، تهران، مهام، چاپ اول، 1380، خشتی، 12صفحه.
ملیکا، قم، مؤسسۀ آینده روشن.
یلدا، اصفهان، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف.
زندگی و قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف،سیدجمالالدین حجازی، تهران، نصر، وزیری، 91صفحه.
منتظر تا صبح فردا، فاطمه صالح مدرسهای، تهران، مرکز فرهنگی شهید مدرس، رقعی، 142 صفحه.
امید آخرین، عبدالامیر فولادزاده، تهران، اعلمی، جیبی، 96 صفحه.
تمنای ظهور، احمد قندی، تهران، دیار، رقعی، 152صفحه.
خورشید پنهان، قم، ادارۀ کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، رقعی،40 صفحه.
خورشید تابناک، پیرامون شناخت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، جواد عقیلیپور، تهران، عابد، رقعی، 48صفحه.
به احترام آفتاب، 40 شعر دربارۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای نوجوانان، سیدعلی کاشفی خوانساری، تهران، موعود، رقعی، 62صفحه.
صبح امید: نگاهی به مبحث مهدویت و انتظار، جواد محدثی، قم، بوستان کتاب، خشتی، 88صفحه.
دلم برایت تنگ میشود، ویژۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، بنیاد فرهنگی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، کوثر ادب، چاپ اول، 1387، رقعی، 80صفحه.
او شبی مخفیانه به دنیا آمد، سعید روحافزا، تهران، نباء، چاپ دوم، 1383، رقعی، 32صفحه.
روز آرزوها، حسین فتاحی، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، 1382، وزیری، 63صفحه.
گل نرگس، کاظم فیضالهی، قم، نشر روح، چاپ اول، 1387، رقعی، 48صفحه.
وقتی ماه کامل شد، ماجد محمدی، تهران، ابصار، چاپ اول، 1382، رقعی، 63صفحه.
او - هر جا که هست - مرا دوست دارد، مرتضی محیطی، قم، مسجد جمکران، چاپ اول، 1386، رقعی، 48صفحه.
آفتاب دوازدهم، مجید ملامحمدی، مشهد، عروج اندیشه، چاپ دوم، 1380، وزیری، 42صفحه.
زخمی از صفین، مجید ملامحمدی، مشهد، عروج اندیشه، چاپ دوم، 1380، وزیری، 47صفحه.
انتظار نوجوان، قم، مؤسسۀ آینده روشن.
موعود جوان، تهران، مؤسسۀ موعود.
پیشوای دوازدهم، حضرت امام حجت بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، هیئت تحریریۀ مؤسسۀ در راه حق، قم، رقعی، 95 صفحه.
جهانگشای عادل، تاریخچۀ گزیدهای از روایات مربوط به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، سیدجمالالدین دینپرور،تهران، بنیاد نهج البلاغه، رقعی، 85صفحه.
پیدای پنهان (نگاهی کوتاه به حیات، سیرت و آثار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف)، سیدمسعود پورسیدآقایی، قم، حضور، پالتویی، 72صفحه.
نگین آفرینش، نویسندگان، مرکز تخصصی مهدویت، قم.
جوان و یاری موعود، مسعود دریس، قم، انتشارات سبط النبی، چاپ اول، 1387، رقعی، 30صفحه.
جوانان و یاوران مهدی، محمدباقر پورامینی، تهران، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ چهارم، 1379، پالتویی، 48صفحه.
حدیث جوانی، یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، اسماعیل حاجیان، تهران، مهام، چاپ اول، 1383، رقعی، 64صفحه.
قرآن، مهدی و جوانان، محمدرضا نصوری، قم، مرکز تخصصی مهدویت، چاپ اول، 1385، رقعی، 120صفحه.
موعود، تهران، مؤسسۀ موعود.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، مرکز تخصصی مهدویت، قم.
ساعت صفر، قم، مؤسسۀ آینده روشن.
ضرورت طرح مباحث مهدویت، روحالله شاکری، قم، مرکز تخصصی مهدویت، پالتویی، 33صفحه.
فلسفۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، مهدی ابریشمچی، تهران، رقعی، 44صفحه.
نگین آفرینش، نویسندگان، قم، مرکز تخصصی مهدویت، ص 13-20.
پژوهشی عقلی دربارۀ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، روحالله شاکری، قم، مرکز تخصصی مهدویت، پالتویی، 52 صفحه.
موعودشناسی و پاسخ به شبهات، علیاصغر رضوانی، قم، مسجد مقدس جمکران، ص 265-285.
گفتمان مهدویت، مقالۀ «بررسی ادلۀ اثبات وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف»، علی ربانی گلپایگانی، قم، بوستان کتاب، ص75-89.
فصلنامۀ انتظار، مقالۀ «قاعدۀ لطف و وجوب امامت»، علی ربانی گلپایگانی، مرکز تخصصی مهدویت، ش5، ص111-132.
مسألۀ مهدویت از منظر عقلی و عاطفی، دکتر محمد منصورنژاد، تهران، جوان پویا، چاپ اول، 1384، رقعی، 181صفحه.
وجود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در پرتو عقل، علیاصغر رضوانی، قم، مسجد جمکران، چاپ اول، 1385، رقعی، 85صفحه.
دلایل عقلی و نقلی امامت و مهدویت، رحیم لطیفی، قم، مرکز تخصصی مهدویت، چاپ اول، 1387، رقعی، 256صفحه.
تو میآیی، علی صفایی حائری، قم، انتشارات لیلةالقدر، رقعی، 94صفحه.
دیباچهای بر شناخت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، مریم مدرس غروی، تهران، مهرآوران، رقعی، 64صفحه.
فصلنامۀ انتظار، مقالۀ «رویکرد عقلی بر ضرورت وجود امام عجل الله تعالی فرجه الشریف»، رحیم لطیفی، ش6، ص63-85.
نیاز جهان به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، محمد مولوی، قم، مسجد جمکران، چاپ اول، 1385، رقعی، 106صفحه.
ضرورت وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، دکتر ناصر فروهی، قم، دبیرخانه اجلاس حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ اول، 1385، پالتویی، 30صفحه.
پیشوایی آسمانی، علامه سیدمحمد حسین شهرستانی، قم، بهار قلوب، چاپ اول، 1380، پالتویی، 68صفحه.
آیا وجود امام لازم است، سید جمالالدین استرآبادی، مجمع تحقیقات و تبلیغات اسلامی، این اثر در پژوهشکدۀ مهدویت موجود است.
کتابشناسی قرآن و انتظار، دبیرخانۀ دوازدهمین نمایشگاه بینالمللی قرآن کریم، تهران، فرهنگ مکتوب، رقعی، 144 صفحه (این اثر، کتابها، پایاننامهها و سایتهای این موضوع را معرفی کرده است).
سیمای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن، سیدهاشم بحرانی، ترجمه: سیدمهدی
حائری قزوینی، وزیری، 474صفحه.
سیمای مهدویت در قرآن، محمدجواد مولوینیا، قم، مؤسسۀ انتشاراتی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، رقعی، 200صفحه.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن، مهدی یوسفیان، قم، مرکز تخصصی مهدویت، پالتویی، 112صفحه.
معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج5، علی کورانی و دیگران، قم، مؤسسه المعارف اسلامیه، وزیری، 551 صفحه.
الامام المهدی فی القرآن و السنة، سعید ابومعاش، مشهد، آستان قدس رضوی، وزیری، 603صفحه.
سیمای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن در پرتو روایات، سیدجواد رضوی، بوشهر، موعود اسلام، 1382، وزیری، 240صفحه.
قرآن و آخرین حجت اشتراکات قرآن و حجت زمان، آیةالله حاج شیخ رضا توحیدی، قم، سیمای آفتاب، چاپ اول، 1384، وزیری، 824صفحه.
پرتوی از سیمای مهدویت در قرآن و حدیث، خیرالله مردانی، قم، راه قرآن، چاپ اول، 1385، وزیری، 456صفحه.
موعود قرآن، آیتالله سیدصادق حسینی شیرازی، ترجمه و نشر مؤسسۀ امام مهدی، چاپ اول، 1360، رقعی، 155صفحه.
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در نگاه وحی و اولیاء خدا، سیدمرتضی حسینی اصفهانی، قم، فرهنگ قرآن، چاپ اول، 1384، رقعی، 256صفحه.
آیات الکریم فی ما نزل فی بقیةالله فی الارضیین (بقیةالله در آیات قرآنی)، مهندس علیاصغر اکبری، تهران، احمدی، چاپ اول، 1387، وزیری، 682صفحه.
راز غیبت، دکتر نادر فضلی، تهران، منیر، چاپ اول، 1383، رقعی،
296صفحه.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و نمادهای قرآنی، حسن دهشیری و رحمت جعفری، قم، روح، چاپ اول، 1384، رقعی، 144صفحه.
قرآن و ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، علیاصغر رضوانی، قم، جمکران، چاپ اول، 1385، رقعی، 72صفحه.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در احادیث شیعه و سنی، نویسندگان، قم، مرکز تخصصی مهدویت، پالتویی، 105 صفحه.
در انتظار ققنوس، سیدهاشم ثامر العمیدی، ترجمه: مهدی علیزاده، قم، مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمة الله، وزیری، 359 صفحه.
منتخب الاثر، لطفالله صافی گلپایگانی، قم، حضرت معصومه، 3 جلد وزیری، ج1: 328صفحه، ج2: 568صفحه؛ ج3: 482 صفحه.
المهدی الموعود المنتظر عند علماء اهل السنة و الامامیة، شیخ نجمالدین جعفر بن محمد العسکری، تهران، بنیاد بعثت، چاپ اول، 1360، رقعی، 366صفحه.
برهان ثاقب در اثبات وجود امام غایب، علی ایزدی، قم، سرور، چاپ اول، 1384، وزیری، 384صفحه.
انتظار در مذاهب اربعه، مهدی اکبرنژاد و سعید آذرشین فام، قم، انتظار نور، چاپ اول، 1385، رقعی، 176صفحه.
نقد احادیث مهدویت از دیدگاه اهلسنت، محمدیعقوب بشوی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، 1384، رقعی، 136صفحه.
حجت موجه (پارهای از مهمترین اختلافنظرهای شیعه و اهلسنت در مهدویت)،
مصطفی اسفندیاری، تهران، بصیرت، چاپ اول، 1386، رقعی، 408صفحه.
مهدویت و خلافت در مکتب خلفا، علامه سیدمرتضی عسکری، تهران، بنیاد بینالمللی غدیر، چاپ اول، 1383، رقعی، 136صفحه.
مصلح جهانی و مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه اهلسنت، سیدهادی خسروشاهی، تهران، اطلاعات، چاپ سوم، 1382، رقعی، 324صفحه.
اتفاق در مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، سید علیاکبر قرشی، قم، جامعه مدرسین، چاپ پنجم، 1379، رقعی، 104صفحه.
مهدی آلمحمد در کتب اهلسنت، هادی عامری، قم، پیام حجت، چاپ اول، 1386، وزیری، 400صفحه.
طبقات راویان احادیث مهدویت از طریق اهلسنت، عبدالکریم عبداللهی، مشهد، آستان قدس، چاپ اول، 1385، وزیری، 644صفحه.
الامام المهدی فی الاحادیث المشترکة بین السنة و الشیعة، محمدامیر الناصری، تهران، مجمع تقریب، چاپ اول، 1384، وزیری، 357صفحه.
الغیبة، ابن ابیزینب محمد بن ابراهیم بن جعفر کاتب نعمانی، ترجمه: محمدجواد غفاری، تهران، صدوق، وزیری، 465صفحه.
الغیبة، ابیجعفر محمد بن الحسن، شیخ طوسی، قم، مؤسسة المعارف الاسلامیة، وزیری، 570 صفحه (این کتاب با عنوان خورشید در نهان در دو جلد
توسط عباس جلالی ترجمه، و مؤسسۀ تعاون امام خمینی رحمة الله تهران آن را چاپ
کرده است).
منجی موعود از منظر نهجالبلاغه، حسین ایرانی، قم، جمکران، چاپ اول، 1384، رقعی، 102صفحه.
علی علیه السلام و پایان تاریخ، سیدمجید فلسفیان، قم، جمکران، چاپ دوم، 1379، رقعی، 312صفحه.
مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف در نهجالبلاغه، مهدی فقیه ایمانی، اصفهان، عمادزاده، چاپ دوم، 1375، رقعی، 128صفحه.
امام علی علیه السلام و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، پژوهش موعود، تهران، موعود، چاپ اول، 1383، پالتویی، 95صفحه.
صحیفه مهدیه، سیدمرتضی مجتهدی سیستانی، با ترجمه فارسی، قم، حاذق، وزیری، 748صفحه.
صحیفه المهدی، جواد قیومی اصفهانی، قم، جامعه مدرسین، وزیری، 389صفحه.
صحیفه المهدی، عیسی اهری، قم، رسالت، وزیری، 288صفحه.
مکیال المکارم، سیدمحمدتقی موسوی اصفهانی، ترجمه: سیدمهدی حائری قزوینی، قم، نگین، ج2، ص181- 568.
روح بهار (امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در آیینه دعا)، منیره زارعان، قم، بوستان کتاب، چاپ
اول، 1381، رقعی، 182صفحه.
دعا و مناجات از زبان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، سیدهادی میراشرفی، قم، پیام حجت، چاپ اول، 1383، رقعی، 168صفحه.
دعاهای صادره از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر غیبت صغرا، محمدتقی اکبرنژاد، قم، جمکران، چاپ اول، 1388، رقعی، 248صفحه.
جنات المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، علی محمد مبشر، قم، شمیم گل نرگس، چاپ اول، 1387، وزیری، 654صفحه.
فوز اکبر در توسلات به امام منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف، آیت الله میرزا محمدباقر فقیهایمانی، قم، عطر عترت، چاپ پنجم، 1382، وزیری، 239صفحه.
ربیع الانام فی ادعیه خیر الامام، عبدالحسین الطالعی، تهران، میقات، چاپ اول، 1377، رقعی، 443صفحه.
مناجات منتظران، دکتر سیدمحمد بنی هاشمی، تهران، منیر، چاپ اول، 1386، دو جلد، وزیری، 512صفحه.
جلوۀ محبوب (سیری در دعاها و زیارتهای بقیةالله الاعظم الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف)، اسماعیل حاجیان، تهران، امیرکبیر، چاپ اول، 1383، وزیری، 261صفحه.
ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، سیداسدالله هاشمی شهیدی، قم، مسجد مقدس جمکران، وزیری، 452صفحه.
فصلنامۀ هفت آسمان، مقالۀ «گونهشناسی منجی موعود در ادیان»، علی موحدیان عطار، ش12 و 13، ص107-129.
ادیان و مهدویت یا آرا و عقاید دربارۀ مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، محمد بهشتی، تهران، بهمن، رقعی، 208صفحه.
منجی در ادیان، روحالله شاکری زواردهی، قم، مرکز تخصصی مهدویت، چاپ اول، 1388، رقعی، 264صفحه.
مهدی نوید امید، محمد انصاری، قم، دلیل ما، چاپ اول، 1387، رقعی، 148صفحه.
مهدویت در فرق اسلامی و ادیان پیش از اسلام، سیدمحمد حسینی، مشهد، مکتبه امام رضا علیه السلام، چاپ اول، 1388، وزیری، 156صفحه.
انتظار مسیحا در آئین یهود، جولیوس کرینستون، ترجمه: حسین توفیقی، قم، مطالعات ادیان، چاپ اول، 1377، رقعی، 192صفحه.
سوشیانت منجی ایرانویج، سیدحسن آصفآگاه، قم، آینده روشن، چاپ اول، 1386، وزیری، 318صفحه.
بشارت به منجی موعود، علی سرایی، تهران، موعود، چاپ اول، 1385، رقعی، 104صفحه.
مهدویت در اسلام و دین زرتشت، علیرضا ابراهیم، تهران، باز، چاپ اول، 1381، رقعی، 144صفحه.
پایان جهان و ظهور موعود در ادیان باستان، داریوش احمدی، تهران، جوانه توس، چاپ اول، 1386، رقعی، 208صفحه.
گونهشناسی اندیشۀ منجی موعود در ادیان، گروهی، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب، چاپ اول، 1388، وزیری، 502صفحه.
86صفحه.
نرگس همدم خورشید، محمدباقر پورامینی، قم، نورالسجاد، چاپ اول، 1378، رقعی، 108صفحه.
فصلنامۀ انتظار، مقاله «حدیثشناسی مهدویت»، نجمالدین طبسی، ش2، ص260 - 275.
غریبۀ آشنا، احمد پهلوانیان، قم، بوستان کتاب، چاپ دوم، 1383، رقعی، 48صفحه.
زیباترین داستان جهانی مادر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، سید محمدباقر موسوی، قم، کوثر، چاپ اول، 1384، رقعی، 256صفحه.
گزارش میلاد (بازنویسی منتهی الآمال)، عبدالحسین طالعی، تهران، نباء، چاپ اول، 1382، رقعی، 64صفحه.
حدیث قبل از میلاد، سیدمجتبی بحرینی، تهران، منیر، چاپ اول، 1381، رقعی، 108صفحه.
حدیث شب میلاد، سیدمجتبی بحرینی، تهران، منیر، چاپ اول، 1381، رقعی، 120صفحه.
حدیث بعد از میلاد، سیدمجتبی بحرینی، تهران، منیر، چاپ اول، 1381، رقعی، 134صفحه.
موعود قائم ولادت، محمدرسول دریایی، چاپ اول، 1375، تهران، رقعی، 100صفحه.
تولد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، علیاصغر رضوانی، قم، جمکران، چاپ اول، 1385، رقعی، 100صفحه.
گزارش لحظه به لحظه از ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، محمدرضا انصاری، قم، دلیل ما، چاپ اول، 1385، رقعی، 40صفحه.
گزارش لحظه به لحظه از میلاد نور، علیاکبر مهدیپور، قم، رسالت، چاپ اول، 1383، رقعی، 88صفحه.
نام محبوب (بررسی در نام و القاب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف)، سیدحسین حسینی، تهران، آفاق، رقعی، 159 صفحه.
الشهاب الثاقب در اسماء و القاب امام الغائب، علی سلیمانی بروجردی، قم، هممیهن، وزیری، 360صفحه.
نجم الثاقب، میرزا حسین نوری، قم، مسجد مقدس جمکران، ص115- 138.
نورالانوار (شرح اسامی و القاب حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف)، محمدمهدی باقری، قم، خورشید مکه، چاپ اول، 1383، رقعی، 131صفحه.
ترسیم آفتاب (بررسی القاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف)، رسول عربان، قم، دارالهدی،
چاپ اول، 1385، رقعی، 308صفحه.
زندۀ روزگاران (جستاری در دیر زیستی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف)، حسین فریدونی، تهران، آفاق، رقعی، 166 صفحه.
راز طول عمر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه علم و ادیان، علیاکبر مهدیپور، قم، طاووس بهشت، رقعی، 109صفحه.
امکان طول عمر تا بینهایت، برگرفته از قرآن و حدیث، محمد مظاهری، قم، ارغوان دانش، رقعی، 216صفحه.
فصلنامۀ انتظار، مقالۀ «امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و طول عمر»، حسین زینلی، ش6، ص247-250.
نشانی از امام غایب عجل الله تعالی فرجه الشریف، بازنگری و تحلیل توقیعات، محمدمهدی رکنی یزدی، مشهد، آستانه قدس رضوی، رقعی، 125صفحه.
فصلنامۀ انتظار، مقالۀ «نقش و جایگاه توقیعات در عصر غیبت صغرا»، محمدرضا جباری، ش3، ص140- 165.
شرح چهل حدیث از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، علیاصغر رضوانی، قم، مرکز مطالعات حوزه، چاپ اول، 1382، رقعی، 110صفحه.
نامههای امام زمان (توقیعات)، شیرین کارخانهای، قم، منارس، چاپ اول، 1385، رقعی، 192صفحه.
مجموعه فرمایشات حضرت بقیةالله عجل الله تعالی فرجه الشریف، محمد خادمی شیرازی، قم، رسالت، چاپ دوم، 1377، وزیری، 320صفحه.
گوهری ناب در کلام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، محمد رحمتی شهرضا و حسین احمدی قمی، قم، جمکران، چاپ اول، 1385، رقعی، 432صفحه.
فرهنگ سخنان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، محمد دشتی، قم، امیرالمؤمنین، چاپ اول، 1384، وزیری، 400صفحه.
نامهها و فرمایشات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر غیبت صغرا، محمدتقی اکبرنژاد، قم، جمکران، چاپ اول، 1387، وزیری، 515صفحه.
المختار من کلمات الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، شیخ محمد غروی، چاپ دوم، جامعه مدرسین قم، 3 جلد، وزیری.
کلمة الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، سیدحسن شیرازی، قم، رشید، چاپ سوم، 1384، وزیری، 68صفحه.
تاریخ عصر غیبت، نگاهی تحلیلی به عصر غیبت امام دوازدهم، سیدمسعود پورسیدآقایی و دیگران، قم، حضور، وزیری، 459 صفحه.
پژوهشی در زندگی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و نگرشی به غیبت صغرا، سیدمحمد صدر، ترجمه: محمد امامی شیرازی، قم، جهانآرا.
تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، جاسم حسین، ترجمه: سیدمحمدتقی آیتاللهی، تهران، امیرکبیر، وزیری، 256صفحه.
اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شیعه در غیبت صغرا، حسن حسینزاده شانهچی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول، 1386، رقعی، 384صفحه.
غیبت صغری، علیاصغر رضوانی، قم، جمکران، چاپ اول، 1385، رقعی، 72صفحه.
موعود قائم، آستانه غیبت صغرا، محمدرسول دریایی، تهران، مسجد حضرت حجت، چاپ اول، 1376، رقعی، 148صفحه.
الحیرة فی عصر الغیبة الصغری، سیدیاسین موسوی، کربلا، حرم مقدس، چاپ اول، 1386، وزیری، 268صفحه.
سوار سبزپوش آرزوها، کمال السید، ترجمه: حسین سیدی، قم، نسیم اندیشه، چاپ اول، 1381، رقعی، 320صفحه.
تاریخ غیبت کبرا، سیدمحمد صدر، ترجمه: سیدحسن افتخارزاده، تهران، نیک معارف، وزیری، 688صفحه.
غیبت کبرا، علیاصغر رضوانی، قم، جمکران، چاپ اول، 1385، رقعی، 115صفحه.
الحیرة فی عصر الغیبة الکبری، سیدیاسین موسوی، کربلا، حرم مقدس، چاپ اول، 1386، وزیری، 303صفحه.
دولت مهدی، سیرت مهدی، مصطفی دلشاد تهرانی، تهران، دریا، رقعی، 68صفحه.
پیدای پنهان (نگاهی کوتاه به حیات، سیرت و آثار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف)، سیدمسعود پورسیدآقایی، قم، حضور، پالتویی، 72 صفحه.
چشم به راه مهدی، مقالۀ «فلسفه غیبت در منابع کلام شیعی»، غلامرضا جلالی نائینی، ص403-439.
فصلنامۀ انتظار، مقالۀ «فلسفۀ غیبت از منظر روایات»، محمدهادی غروی، ترجمه: بهروز محمدی، ش7، ص165-184.
فصلنامۀ انتظار، مقالۀ «دلایل غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه روایات»، نجمالدین طبسی، ش4، ص229-260.
امامت و غیبت از دیدگاه علم کلام (ترجمه المقنع)، ترجمه: سیدمرتضی علم الهدی، قم، جمکران، چاپ سوم، 1382، رقعی، 127صفحه.
غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف یا پنهانی خورشید عدالت، محمد خادمی شیرازی، قم، رسالت، چاپ اول، 1377، وزیری،200صفحه.
امامت و غیبت، علیاصغر رضوانی، قم، جمکران، چاپ اول، 1385، رقعی، 77صفحه.
فلسفۀ غیبت، سیدمرتضی حسینی اصفهانی، قم، فرهنگ قرآن، چاپ اول، 1386، رقعی، 232صفحه.
حکایت غیبت، صادق داوری، قم، سلسله، چاپ اول، 1383، رقعی، 56صفحه.
مطلعالفجر، سیدجواد معلم، مشهد، تکسوار حجاز، چاپ دوم، 1381، وزیری، 212صفحه.
راز پنهانی و رمز پیدایی، سیدمحمد بنیهاشمی، تهران، نیک معارف، چاپ اول، 1384، وزیری، 392صفحه.
حدیث حکمت غیبت، سیدمجتبی بحرینی، مشهد، یوسف فاطمه علیها السلام، چاپ
اول، 1388، رقعی، 96صفحه.
نور مهدی، مقالۀ «نقش امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در جهان هستی»، علیاکبر مهدیپور، ص197-205.
فصلنامۀ انتظار، مقالۀ «غیبتی در حضور»، نیکو دیالمه، ش6، ص251-262.
رموز خورشید، محمدحسن گنجیفرد، تهران، چاپ اول، 1378، رقعی، 60صفحه.
جلوههای پنهانی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، حسین علیپور، قم، جمکران، چاپ اول، 1380، رقعی، 142صفحه.
نگاهی دوباره به انتظار، مجید حیدری نیک، تهران، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود، رقعی، 104صفحه.
انتظار پویا، آصفی، قم، مرکز تخصصی مهدویت.
انتظار عامل مقاومت و حرکت، صافی گلپایگانی، قم، اندیشه، رقعی، 73صفحه.
تبیین فرهنگ انتظار، حمید پورعیسی، رشت، دهسرا، چاپ اول، رقعی، 64صفحه.
استراتژی انتظار، اسماعیل شفیعی سروستانی، تهران، موعود، چاپ سوم، 1380، 3 جلد، رقعی.
انتظار از دیدگاه اهلبیت علیهم السلام، سکینه طاووسی، قم، جمکران، چاپ اول، 1386، رقعی، 197صفحه.
انتظار، منتظر و تکالیف منتظران، موعود، تهران، چاپ اول، 1386، پالتویی، 96صفحه.
انتظار فرج، امید در اسلام، سیدمرتضی حسینی اصفهانی، قم، فرهنگ قرآن، چاپ اول، 1385، رقعی، 180صفحه.
انتظار در اندیشهها، گروهی، تهران، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ سوم، 1385، رقعی، 80صفحه.
انتظار چیست؟منتظر کسیت؟، قم، جمکران، چاپ اول، 1385، رقعی، 65صفحه.
کتاب انتظار، نسرین میانجی و مجتبی گودرزی، قم، انتظار نور، چاپ اول، 1385، رقعی، 128صفحه.
تشیع و انتظار، محمدتقی خلجی، قم، میثم تمار، چاپ پنجم، 1381، رقعی، 174صفحه.
نقش اجتماعی انتظار، حسن عبدیپور، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، 1386، رقعی، 137صفحه.
راهکارهای عملی یاد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، حسن محمودی، قم، جمکران، چاپ اول، 1388، رقعی، 119صفحه.
یاد مهدی، آرام دل، آیتالله میرزامحمدباقر فقیهایمانی، قم، عطر عترت، چاپ اول، 1387، وزیری، 248صفحه.
آمادهباش یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، مهدی عاصمی، قم، طوبای محبت، چاپ اول، 1383، رقعی، 268صفحه.
سلوک منتظران، دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی، قم، خادمالرضا، چاپ اول، 1387، پالتویی، 108صفحه.
بازگشت به سوی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، علی تقیپور، قم، حاذق، چاپ اول، 1385، رقعی، 176صفحه.
آشتی با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، دکتر علی هراتیان، تهران، آفاق، چاپ اول، 1386، وزیری، 141صفحه.
آشتی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، محمد شجاعی، تهران، محیی، چاپ نهم، 1387، رقعی، 344صفحه.
وظایف ما در عصر غیبت، علیاصغر رضوانی، قم، جمکران، چاپ اول، 1386، رقعی، 96صفحه.
وظایف منتظران از منظر قرآن، عباس رضایی، قم، ظفر، چاپ اول، 1384، رقعی، 245صفحه.
رهتوشۀ منتظران، بازنویسی منتهیالآمال، عبدالحسین طالعی، چاپ اول، 1382، رقعی، 60صفحه.
انتظارات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، سیدمهدی شمسالدین، تهران، توسعۀ فرهنگ قرآنی، چاپ دوم، 1380، رقعی، 79صفحه.
آفتاب ولایت، آیتالله مصباح یزدی، قم، مؤسسه امام خمینی رحمة الله، چاپ سوم، 1387، وزیری، 240صفحه.
وظایف شیعیان در زمان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، سیدرضی سیدنژاد، قم، تهذیب، چاپ اول، 1385، رقعی، 318صفحه.
وظایف شیعیان در زمان غیبت، علی رضاپور، قم، یاران مهدی، چاپ اول، 1382، رقعی، 160صفحه.
در دوران غیبت چه کنیم؟، موسوی اصفهانی عربی، این اثر عنوان آن است: وظیفة الانام فی زمن غیبته الامام علیه السلام، رقعی، 103صفحه.
وظایف موعودیان، سیدمحمود بحرالعلوم، اصفهان، مرکز تخصصی حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ اول، 1384، رقعی، 174صفحه.
سلوک منتظران، سیدمحمد بنیهاشمی، تهران، منیر، چاپ دوم، 1383، رقعی، 244صفحه.
تاریخ تشیع از پیدایش تا پایان غیبت صغرا، علی محرمی، مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمة الله، وزیری، 280صفحه.
تاریخ عصر غیبت، سیدمسعود پورسیدآقایی و دیگران، قم، حضور، وزیری، 459صفحه.
اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شیعه در غیبت صغرا، حسن حسینزاده شانهچی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول، 1386، رقعی، 384صفحه.
سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه، محمدرضا جباری، قم، مؤسسۀ امام خمینی رحمة الله، چاپ اول، 1382، وزیری، 764صفحه.
زندگانی نواب خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، علی غفارزاده، قم، نبوغ، چاپ چهارم، 1382، وزیری، 335صفحه.
محمد بن عثمان دومین سفیر آفتاب، محمدحسن امانی، قم، سازمان تبیلغات، چاپ اول، 1376، رقعی، 126صفحه.
راویان نور، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی سفیر سوم، عبدالرحیم اباذری، قم، سازمان تبلیغات، چاپ اول، 1376، رقعی، 126صفحه.
راویان نور، عثمان بن سعید عمری سفیر آفتاب، محمدباقر پورامینی، قم، دارالحدیث، چاپ اول، 1375، رقعی، 96صفحه.
حدیث آخرین سفیر و مدعیان دروغین، سیدمجتبی بحرینی، تهران، منیر، چاپ اول، 1384، رقعی، 104صفحه.
حدیث سفیران؛ سومین سفیر، سیدمجتبی بحرینی، تهران، منیر، چاپ اول، 1384، رقعی، 108صفحه.
حدیث دو سفیر، سیدمجتبی بحرینی، تهران، منیر، چاپ اول، 1384، رقعی، 110صفحه.
سفیران امام، عباس راسخی نجفی، قم، محب، چاپ دوم، 1375، رقعی، 240صفحه.
نواب اربعه، سفرای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، علی دوانی، قم، اجلاس دوسالانه، چاپ اول، 1385، وزیری، 138صفحه.
شناخت امام یا راه رهایی از مرگ جاهلی، مهدی فقهایمانی، قم، کوثر، چاپ اول، 1370، وزیری، 548صفحه.
معرفت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، سیدمحمد بنیهاشمی، تهران، نیک معارف، چاپ اول، 1383، وزیری، 432صفحه.
دیباچهای بر شناخت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، مریم مدرس غروی، تهران، مهرآوران، چاپ اول، 1378، رقعی، 64صفحه.
شناخت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، ستاد جشنهای میلاد، تهران، منیر، چاپ اول، 1387، رقعی، 96صفحه.
ملکوت زمان، مهدی قاسمی منفرد، تهران، فرهنگ مکتوب، چاپ اول، 1387، رقعی، 174صفحه.
شناخت و معرفت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، فروزان الوندی، قم، رواق دانش، چاپ اول، 1385، رقعی، 112صفحه.
شمیم آشنایی (گزیده کتاب معرفت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف)، سید محمدهادی صدرالحفاظی، قم، مولود کعبه، چاپ اول، 1385، رقعی، 223صفحه.
چگونه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را یاری کنیم، سیدمهدی حائری، قم، جمکران، چاپ اول، 1385، رقعی، 100صفحه.
زندگی مهدوی، محمدرضا فؤادیان، قم، سبط النبی، چاپ دوم، 1387، رقعی، 96صفحه.
چگونه میتوانیم سرباز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شویم، سید بهاءالدین نجفی، شیراز، ستاره طلایی، چاپ اول، 1387، رقعی، 80صفحه.
شیوههای یاری قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم، آیتالله میرزا محمدباقر فقیهایمانی، عطر عترت، قم، چاپ اول، 1381، وزیری، 192صفحه.
1385، رقعی، 408صفحه.
مهدویت و ختم ولایت در عرفان اسلامی، محمد نصیری، قم، اجلاس دوسالانه، چاپ اول، 1386، پالتویی، 87صفحه.
آموزۀ مهدویت در عرفان اسلامی، محمدامین صادقی ارزگانی، تهران، علمی و فرهنگی، چاپ اول، 1386، وزیری، 170صفحه.
مهدی خاتم الاولیاء و الاوصیاء، داوود الهامی، قم، مکتب اسلام، چاپ اول، 1377، رقعی، 128صفحه.
نهج الولایة (بررسی مستند در شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف)، حسنزاده آملی، قم، قیام، چاپ اول، 1379، رقعی، 124صفحه.
حقیقت انتظار و ظهور، صمدی آملی، تهران، نجمالدین، چاپ اول، 1380، رقعی، 14صفحه.
پاسخ به شبهات احمد الکاتب، سید سامی بدری، ترجمه: ناصر ربیعی، قم، انوارالهدی، چاپ اول، 1380، وزیری، 541صفحه.
متاهات فی مدینة الضباب، گروهی، قم، مؤسسۀ امالقری، چاپ اول، 1385، وزیری، 2 جلد.
در انتظار ققنوس، سیدثامر هاشم العمیدی، ترجمه: مهدی علیزاده، قم، مؤسسۀ امام خمینی رحمة الله، چاپ دوم، 1384، وزیری، 359صفحه.
خاتمیت، امامت و مهدویت، احمد حسینی شریفی، قم، صهبای یقین، چاپ اول، 1384، رقعی، 168صفحه.
موعودنامه (فرهنگ الفبایی مهدویت)، مجتبی تونهای، قم، مشهور، چاپ اول، 1383، وزیری، 800صفحه.
فرهنگنامۀ مهدویت، خدامراد سلیمیان، قم، مرکز تخصصی مهدویت، چاپ دوم، 1387، رقعی، 510صفحه.
فرهنگ موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، حسین کریمشاهی بیدگلی، قم، ناصر، چاپ اول، 1377، وزیری، 278صفحه.
موجز دائرة المعارف الغیبة، مرکز الدراسات التخصصیة فی الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، چاپ اول، 1385، وزیری، 206صفحه.
مهر محبوب، سیدحسین حسینی، تهران، آفاق، وزیری، 336صفحه.
مهر بیکران، نگاهی به رأفت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، محمدحسن شاهآبادی، قم، مسجد مقدس جمکران، رقعی، 134صفحه.
میر مهر، سیدمسعود پورسیدآقایی، قم، حضور، وزیری، 480صفحه.
شمیم رحمت، آیتالله شیرازی، قم، سلسله، چاپ اول، 1385، جیبی، 65صفحه.
فصلنامۀ انتظار، مقالۀ «چند حدیث شبههناک پیرامون خورشید عالمتاب»، علیاکبر مهدیپور، ش14.
ص341-376.
مسجد جمکران، میعادگاه دیدار، محمدجواد بستانیراد، قم، فرهنگ مشرقزمین، رقعی، 104صفحه.
میعادگاه عاشقان (مسجد سهله)، سیدعباس موسوی مطلق، قم، مهر خوبان، رقعی، 160صفحه.
شهر به شهر، کو به کو، سعید مقدس، تهران، مکیال، رقعی، 72صفحه.
میعادگاه عاشقان، مسجد سهله، اعمال، فضائل تشرفات، سیدعباس موسوی مطلق، مهر خوبان، چاپ اول، 1383، رقعی، 153صفحه.
اماکن مقدسه مرتبط با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، علیاصغر رضوانی، قم، جمکران، چاپ اول، 1385، رقعی، 48صفحه.
نگین آفرینش، گروهی، قم، مرکز تخصصی مهدویت، چاپ دهم، 1387، وزیری، 256صفحه.
درسنامۀ مهدویت، خدامراد سلیمیان، قم، مرکز تخصصی مهدویت، چاپ دوم، 1387، وزیری، 2 جلد.
تنها راه (چهارده گفتار پیرامون شناخت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف)، گروهی، شیراز، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ دوم، 1386، وزیری، 266صفحه.
سلوک مهدوی، محمدباقر حیدری کاشانی، قم، سبط النبی، چاپ دوم، 1388، وزیری، 280صفحه.
تنها بر فراز، یحیی صالحنیا، قم، بقیة العترة، چاپ اول، 1388، وزیری، 288صفحه.
سلسله درسهای مهدویت، سیدمحمد بنی هاشمی، چاپ اول، 1388، 8 جلد، رقعی.
خاتم الاوصیاء، محمدمهدی مؤمن، قم، معارف اسلامی، چاپ اول، 1382، 3 جلد، رقعی.
مجلۀ موعود، مقالۀ «تشرفات بین نفی و اثبات»، هادی دانشور، ش1، ص18-23؛ ش3، ص44-50 و ش5.
روزنهای به خورشید، ترجمۀ سیدحسن افتخارزاده، تهران، نیک معارف.
تشرفیافتگان، پژوهشکدۀ تزکیۀ اخلاقی امام علی علیه السلام، قم، کریمه، رقعی، 304صفحه.
عنایات حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف به علما و مراجع تقلید، علی کریمی جهرمی، قم، مؤسسۀ نشر و تبلیغ.
سودای روی دوست، مرتضی آقاتهرانی، قم، مؤسسۀ امام خمینی رحمة الله، چاپ دوم، 1386، وزیری، 192صفحه.
دارالسلام، شیخ محمود عراقی، قم، جمکران، چاپ اول، 1383، وزیری، 856صفحه.
انتظار خورشید، مقالۀ «بررسی مسئلۀ دیدار با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر غیبت کبرا»، قنبرعلی صمدی، ص77، (این مقاله در فصلنامه مشرق موعود نیز به چاپ رسیده است).
بابیگری و بهاییگری، محمد محمدی اشتهاردی، قم، کتاب آشنا، رقعی، 207صفحه.
تحلیلی بر تاریخ و عقاید فرقۀ شیخیه، احمد خدایی، قم، امیر العلم، وزیری، 303 صفحه.
بهائیان، سیدمحمدباقر نجفی، قم، نشر مشعر، وزیری، 824صفحه.
انشعاب در بهائیت، اسماعیل رائین، تهران، مؤسسۀ تحقیقاتی راین، وزیری، 375صفحه.
چرا از بهائیت برگشتم؟ (خاطرات مسیحالله رحمانی)، به اهتمام علی امیر مستوفیان، تهران، راه نیکان، چاپ اول، 1386، رقعی، 184صفحه.
پای سخنان پدر، محمدجعفر امامی، قم، اسوه، چاپ اول، 1383، وزیری، 303صفحه.
فتنۀ باب، اعتضاد السلطنة با توضیحات عبدالحسین نوائی، تهران، علم، چاپ اول، 1383، وزیری، 318صفحه.
ماجرای باب و بهاء، مصطفی حسینی طباطبایی، تهران، روزنه، چاپ اول، 1379، وزیری، 241صفحه.
پیچک انحراف، جواد اسحاقیان، قم، مرکز تخصصی مهدویت، چاپ اول، 1388، رقعی، 240صفحه.
فصلنامۀ انتظار، مقالۀ «مقدمات ظهور»، سیدمجتبی فلاح، ش7، ص229-270.
چشم به راه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مقالۀ «بررسی نشانههای ظهور»، ص241-313.
سفیانی از ظهور تا افول، نصرتالله آیتی، قم، ثانیعشر (مؤسسۀ آینده روشن)، رقعی، 102صفحه.
نوائب الدهور فی علایم الظهور، سیدحسن میرجهانی، تهران، کتابخانۀ صدر، 4جلد.
نشانههای ظهور او، شیخ محمد خادمی شیرازی، قم، جمکران، چاپ هشتم، 1383، وزیری، 220صفحه.
نشانههای یار و چکامۀ انتظار، مهدی علیزاده، قم، جمکران، چاپ دوم، 1382، رقعی، 160صفحه.
تحلیل تاریخی نشانههای ظهور، مصطفی صادقی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ، چاپ اول، 1385، رقعی، 264صفحه.
لزوم تفکیک علایم حتمی ظهور، علی اکبر مهدیپور، قم، اجلاس دوسالانه، چاپ اول، 1385، پالتویی، 68صفحه.
علایم ظهور، علیاصغر رضوانی، قم، جمکران، چاپ اول، 1385، رقعی، 88صفحه.
زمینهسازان انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه روایات، اسدالله شهیدی، قم، پرهیزگار، چاپ اول، 1380، وزیری، 560صفحه.
تاریخ پس از ظهور، سیدمحمد صدر، ترجمه: حسن سجادیپور، تهران، موعود، وزیری، 574صفحه.
حکومت جهانی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ناصر مکارم شیرازی، قم، هدف، رقعی، 352صفحه.
چشماندازی به حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، نجمالدین طبسی، قم، بوستان کتاب، وزیری، 224صفحه.
حکومت جهانی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، محمدتقی فلسفی، تهران، بنیاد فرهنگی مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، رقعی، 95صفحه.
جهان آینده در اندیشۀ اسلامی، علیرضا عظیمیفر، قم، مهر امیرالمؤمنین، چاپ اول، 1387، رقعی، 160صفحه.
دولت کریمه، پژوهش موعود، تهران، موعود، چاپ اول، 1387، پالتویی، 155صفحه.
در اندیشۀ حکومت برتر، علیاصغر کیانی، قم، آئین احمد، چاپ اول، 1387، رقعی، 136صفحه.
حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و آخرالزمان از دیدگاه معصومین علیهم السلام، سیدمحمدرضا غیاثی کرمانی، قم، نورگستر، چاپ اول، 1382، پالتویی، 134صفحه.
نیکشهر قدسی، سیدمحمدعارف حسینی، قم، مرکز پژوهشهای صدا و سیما، چاپ اول، 1382، رقعی، 185صفحه.
تمدن در عصر ظهور مهدی، عباس مدرس، ترجمه: لطیف راشدی، قم، حضور، چاپ اول، 1382، رقعی، 112صفحه.
حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر ظهور، علیاصغر رضوانی، قم، جمکران، چاپ اول، 1385، رقعی، 64صفحه.
مهدی، ده انقلاب در یک انقلاب، حسن رحیمپور ازغدی، سروش، تهران، چاپ چهارم، 1383، رقعی، 108صفحه.
به سوی حکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، علیاکبر حصاری، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، 1382، رقعی، 111صفحه.
اسلام و آیندۀ جهان، مصطفی محقق راد، قم، جامعۀ مدرسین، چاپ اول، 1382، رقعی، 228صفحه.
دولت کریمۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، سیدمرتضی مجتهدی سیستانی، قم، الماس، چاپ دوم، 1385، وزیری، 204صفحه.
ویژگیهای حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، سید عبداللطیف سجادی، قم، چهارده معصوم، چاپ اول، 1383، وزیری، 292صفحه.
عصر زندگی، محمد حکیمی، قم، بوستان کتاب، چاپ پنجم، 1381، وزیری، 312صفحه.
سیمای جهان در عصر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، محمد امینی گلستانی، قم، جمکران، چاپ اول، 1385، 2 جلد، وزیری، 1300صفحه.
جوانان، یاوران مهدی، محمدباقر پورامینی، تهران، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، پالتویی، 48صفحه.
فصلنامۀ انتظار، مقالۀ «مهدی یاوران»، نصرتالله آیتی، ش3، ص73-93.
اصحاب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، سیدمحمد موسوی، قم، انتشارات اعجاز، چاپ اول، 1385، رقعی، 160صفحه.
پیمان منتظران، احمد سعیدی، قم، جمکران، چاپ اول، 1388، رقعی، 126صفحه.
فصلنامۀ مشرق موعود، مقالۀ «شرح حال و ویژگیهای زنان رجعتکننده»، جواد جعفری، قم، مؤسسۀ آینده روشن.
زن منتظر و منتظرپروری، مریم معینالاسلام و علی غلامی، قم، چاپ اول، 1388، رقعی، 240صفحه.
زن و یاری موعود، گروهی، قم، سبط النبی، چاپ اول، 1387، رقعی، 143صفحه.
زنان و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، گروهی، قم، انتظار نو، چاپ اول، 1385، پالتویی، 96صفحه.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و بانوان، مریم ولایت، تهران، موعود، چاپ اول، 1384، پالتویی، 50صفحه.
تکامل عقول زنان در عصر ظهور، مهین پاکروان، چاپ اول، 1384، پالتویی، 63صفحه.
فصلنامۀ انتظار، ویژۀ زن و مهدویت، قم، مرکز تخصصی مهدویت، ش22.
مهدی، ده انقلاب در یک انقلاب، حسن رحیمپور ازغذی، تهران، سروش، 81 - 108.
سیاست و مهدویت، غلامرضا بهروزلک، قم، حکمت رویش (مؤسسۀ آینده روشن)، ص117-193.
فصلنامۀ انتظار، مقالۀ «جهانیشدن و حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»، رحیم کارگر، ش6، ص141-192.
فصلنامۀ انتظار، مقالۀ «جهانیشدن و مقایسۀ آن با حکومت واحد جهانی
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»، حبیبالله طاهری، ش7، ص185-208.
موعودشناسی و پاسخ به شبهات، علیاصغر رضوانی، قم، مسجد مقدس جمکران، ص41-47.
حکومت جهانی واحد، سیداحمد رهنمایی، قم، مؤسسۀ امام خمینی رحمة الله، چاپ اول، 1387، رقعی، 152صفحه.
مهدویت و جهانیشدن، سید عبدالامام بنیسعید، اهواز، ترآوا، چاپ اول، 1387، رقعی، 82صفحه.
مهدویت و جهانیسازی، علیاصغر رضوانی، قم، جمکران، چاپ اول، 1385، رقعی، 40صفحه.
پایان جهان مدرنیته با... ، سیدجلال حسینی، قم، زمزم هدایت، چاپ اول، 1387، رقعی، 232صفحه.
جهانیسازی مهدوی و جهانی سازی غربی، محمد حکیمی، قم، دلیل ما، چاپ اول، 1385، رقعی، 136صفحه.
فرهنگ مهدوی و جهانیشدن، زینب متقیزاده، قم، مرکز تخصصی مهدویت، چاپ اول، 1388، رقعی، 240صفحه.
مهدیستیزان، محمدصابر جعفری، قم، مرکز تخصصی مهدویت، پالتویی، 46صفحه.
دشمنان مهدویت چرا و چگونه، محمدمهدی حامدی، شیراز، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، چاپ دوم، 1387، رقعی، 198صفحه.
تهاجم یا تفاوت فرهنگی، حسن بلخاری، تهران، حُسن افرا، رقعی، 161صفحه.
پایان تاریخ: سقوط غرب و آغاز عصر سوم، مسعود رضوی، تهران، شفیعی، رقعی، 288صفحه.
آرمگدون، محمود النجیری، مترجمین: قبس زعفرانی و رضا عباسپور، تهران، موعود، رقعی، 154صفحه.
پیشگوییها و آخرالزمان، نویسندگان، تهران، موعود، 1385، 2 جلد، رقعی.
هالیوود و فرجام جهان، سید ابوالحسن علوی طباطبایی، تهران، هلال، چاپ اول، 1386، رقعی، 164صفحه.
مهدویت از دیدگاه دینپژوهان غربی، سیدرضی موسوی گیلانی، قم، مرکز تخصصی مهدویت، چاپ اول، 1385، وزیری، 224صفحه.
مهدویت از دیدگاه دینپژوهان غربی، سیدرضی موسوی گیلانی، قم، مرکز تخصصی مهدویت، چاپ اول، 1385، وزیری، 224صفحه.
ذهنیت مستشرقین، عبدالحسین فخاری، تهران، آفاق، چاپ سوم، 1378، رقعی، 110صفحه.
مقالۀ «مستشرقین و مهدویت»، فصلنامۀ انتظار، محمود متوسل، ش12.
اندیشۀ مهدویت و آسیبها، محمدصابر جعفری، قم، مرکز تخصصی مهدویت، پالتویی، 89صفحه.
فصلنامۀ انتظار، مقالۀ «آسیبشناسی تربیتی مهدویت»، خسرو باقری، ش1، ص226-240؛ ش2، ص276-295.
فصلنامۀ انتظار، مقالۀ «چشماندازی به برخی از آسیبهای تربیتی مهدویت»، مریم معینالاسلام، ش11 و 12، ص217-248.
آسیبشناسی مهدویت، نادر حاتمی خواجه، قم، اجلاس دوسالانه، چاپ اول، 1385، پالتویی، 34صفحه.
آفتاب در غربت، سیدمحمد بنیهاشمی، تهران، وزارت ارشاد، چاپ اول، 1382، وزیری، 430صفحه.
جلوههای غربت، اصغر صادقی، تهران، بناء، چاپ اول، 1384، رقعی، 264صفحه.
12قرن غربت، دکتر علی هراتیان، قم، حاذق، چاپ اول، 85، رقعی، 88صفحه.
غربت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، علی تقیپور، قم، حاذق، چاپ اول، 1384، رقعی، 56صفحه.
حکایت غربت، سیدحسین موسوی، تهران، رهآوران، چاپ اول، 1385، رقعی، 192صفحه.
سقوط اسرائیل، ترجمه: محمدباقر ذوالقدر، قم، بوستان کتاب، چاپ پنجم، 1387، رقعی، 382صفحه.
غنچههای قیام (ایرانیان، زمینهسازان نهضت جهانی مصلح موعود)، حسین ایرانی، قم، مرکز تخصصی مهدویت، چاپ اول، 1388، رقعی، 103صفحه.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و ایرانیان، محسن همتی، تهران، نذیر، چاپ اول، 1380، رقعی، 88صفحه.
خانوادۀ مهدوی، مهدی نیلیپور، اصفهان، مرغ سلیمان، چاپ اول، 1388، رقعی، 160صفحه.
شهاب قبس (راههای پرورش فرزندان بر محبت اهلبیت علیهم السلام و امام رضا علیه السلام)، مهدی نیلیپور، اصفهان، سلسبیل، چاپ اول، 1385، رقعی، 70صفحه.
تربیت نسل منتظر، علیاصغر کیانی، قم، خاکریز، چاپ اول، 1388، رقعی، 176صفحه.
نینوا و انتظار، تأملی نو، گروهی، چاپ اول، 1383، قم، مرکز تخصصی مهدویت، رقعی، 320صفحه.
عاشورا و انتظار، سیدمسعود پورسیدآقایی، چاپ چهارم، 1385، قم، حضور، رقعی، 72صفحه.
نینوا، معبر انتظار، صادق سهرابی، تهران، مهر محبوب، چاپ دوم، 1385، رقعی، 32صفحه.
بررسی مقایسهای بین حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و امام حسین علیه السلام، آیتالله کریمی جهرمی، تبریز، مسجد انگجی، چاپ اول، 1381، رقعی، 64صفحه.
با حسین علیه السلام تا مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، سیدمجتبی حسینی، تهران، نیستان، چاپ سوم، 1382، رقعی، 58صفحه.
از حسین علیه السلام تا مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، محمدرضا فؤادیان، قم، مرکز تخصصی مهدویت، 1387، چاپ پنجم، پالتویی، 108صفحه.
از ظهر تا ظهور، حسین ایرانی، قم، نور السجاد، چاپ اول، 1381، پالتویی،
64صفحه.
عاشورا مکتب انتظار، دکتر علی هراتیان، قم، حاذق، چاپ اول، 1385، جیبی، 48صفحه.
عنایات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به آثار امام حسین علیه السلام، محمدرضا باقی اصفهانی، قم، چاپ اول، 1380، وزیری، 150صفحه.
فراق مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، رثای حسین علیه السلام، ناصر شهیدی، قم، روح، چاپ اول، 1382، رقعی، 280صفحه.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و قهرمانان کربلا، محمدرضا فؤادیان، قم، سبط النبی، چاپ اول، 1388، رقعی، 258صفحه.
یاد امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در عید غدیر، محمدرضا رحیمیان، قم، وثوق، چاپ اول، 1385، جیبی، 64صفحه.
غدیر روز بیعت با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، آیتالله میرزا محمدباقر فقیهایمانی، چاپ اول، 1386، رقعی، 64صفحه.
موعود غدیر (سیمای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در خطبۀ غدیریۀ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم)، اصغر صادقی، تهران، مهرآوران، چاپ دوم، 1379، رقعی، 56صفحه (انتشارات آفاق در سال1383، در 88 صفحۀ رقعی دوباره چاپ نموده است).
پیمان غدیر بیعت با مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، سیدمحمد بنیهاشمی، تهران، منیر، چاپ دوم، 1385، رقعی، 160صفحه.
اطلاعرسانی سراسری اسلامی (پارسا)، با مشارکت بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف و انتشارات مسجد مقدس جمکران، دو کتاب به قطع رحلی در 1380صفحه در سال 1388 چاپ نمودهاند که تمام مقالات، پایاننامهها و کتابهای مهدویت موجود را فهرستبندی و معرفی نمودهاند. این اثر همراه با لوح فشرده (CD) تقدیم شما منتظران گردیده است. لذا به راحتی میتوانید از راههای مختلف، منابع مطالعاتی و تحقیقاتی خود را بیابید. این اثر نسخۀ تکمیل شدۀ مرجع مهدویت و کاملترین کتاب در این عرصه میباشد.
با توجه به فهرستهای متنوع آخر کتاب، یافتن منابع سریع و آسان میباشد. این اثر همراه با لوح فشرده است و شما از طریق رایانه میتوانید به جستوجوی منبع مورد نیاز باشید.
دائرة المعارف موعود آخرالزمان (مأخذشناسی جامع مهدویت)، اسماعیل شفیعی سروستانی، موعود تهران، چاپ اول، 1384، رحلی، 7 جلد، این اثر آثار مهدوی را به صورت حروف الفبا نمایه زده و عناوین آثار را معرفی نموده است.
کتابنامۀ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، علیاکبر مهدیپور، قم، الهادی، 2 جلد، این اثر به معرفی بیش از دو هزار کتاب مستقل به زبانهای مختلف به صورت الفبا دربارۀ مهدویت میباشد. نام کتاب، زبان، تعداد مجلدات، نام مؤلف، تاریخ فوت، نوبت و تاریخ چاپ، محل و اسم ناشر و سایر ویژگیهای کتاب در این اثر مورد دقت و بررسی قرار گرفته است. ضمناً مؤلف در ابتدا آثاری که عهدهدار
کتابشناسی دربارۀ این موضوع قبل از تألیف این اثر بوده را معرفی مینماید.
برترینهای فرهنگ مهدویت در مطبوعات، ستاد احیاء و گسترش فرهنگ مهدویت، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، 1382، وزیری، 479صفحه، به آثار برگزیده در مطبوعات پرداخته و آنها را معرفی نموده است.
آیینۀ موعود (معرفی و بررسی پانصد کتاب دربارۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف)، علی دژآنام، قم، نشر معارف، چاپ اول، 1382، رقعی، 319صفحه، ابتدا چهارده کتاب را به تفصیل معرفی نموده، سپس چشماندازی به پنجاه اثر داشته و در خاتمه فهرستوار کتب مهدویت را نگاشته است.
جواد جعفری
مؤسسۀ آینده روشن (پژوهشکده مهدویت): www.intizar.ir
مؤسسۀ فرهنگی موعود: www.mouood.org
مؤسسۀ فرهنگی انتظار نور: www.monjee.com
بنیاد فرهنگی مهدی موعود (مرکز تخصصی مهدویت):www.imamMahdi-s.com
دبیرخانۀ دائمی اجلاس حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف: www.ejlas mahdi.com
مسجد مقدس جمکران: www.jamkaran .info
شبکۀ اطلاعرسانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف _ چندزبانه: www.hazratmahdi.com
شبکۀ جهانی اطلاعرسانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف _ چندزبانه: www.imam mahdi.com
مرکز اطلاعرسانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف: www.emam mahdi.com
مرکز مجازی مهدویت (به سوی ظهور شبکه دو سیما): www.zohoortv.com
شبکۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف: www.montazar.net
یا قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف: www.qaaem.com
یوسف زهرا علیها السلام: www.yoosof.com
مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزۀ علمیه (اندیشۀ قم):
Andisheqom.com/page.php? pg = www.mahdi
شبکۀ اباصالح عجل الله تعالی فرجه الشریف: ghadeer.org/ site/abasaleh/index.htm www.
لینک به سایتهای مهدویت: www.nilofare-abi-2.blogspot.com
پایگاه اطلاعرسانی سراسری اسلامی (پارسا):www.Islamic databank.com
بانک اطلاعات مقالات اسلامی: seraj.ir www.
الموعود : عجل الله تعالی فرجه الشریفwww.almawood.net
شبکۀ الامام القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف: www.alqaem.net
شبکۀ محبی وانصار الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف: www.al-mahdi.org
ریحانه:raihana.8k.com www..www
المنتظر: almuntazar.com www.
طلیعة المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف: taliyah.org www.
یا مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف: www.yamahdi.com
مصلح: www.moslih.org