ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور:بهار و مهدویت/ تهیهکننده دفتر مجله امان، [بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود( عج)].
مشخصات نشر:قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود( عج)، ۱۳۹۵.
مشخصات ظاهری:۱۵۱ ص.؛ 14/5×21/5 سم.
فروست:سری منشورات مجله امان.
شابک:978-600-7120-81-1
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
یادداشت:کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع:محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - مقالهها و خطابهها
موضوع:Muhammad ibn Hasan, Imam XII -- Addresses, essays, lectures
موضوع:مهدویت-- انتظار-- مقالهها و خطابهها
موضوع:Mahdism -- *Waiting -- Addresses, essays, lectures
شناسه افزوده:بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)
رده بندی کنگره:BP۲۲۴/۴/ب۹ ۱۳۹۵
رده بندی دیویی:۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی: ۴۵۹۴۵۷۰
از سری منشورات مجله امان
بهار و مهدویت
بهار و مهدویت
تهیه کننده:دفتر مجله امان
ناشر:انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)
طراح جلد و صفحه آرا: مسعود سلیمانی
نوبت چاپ: اول/ زمستان 1395
شابک: 1-81-7120-600-978
شمارگان: هزار نسخه
قیمت: 6000 تومان
تمامی حقوق©محفوظ است.
قم: خیابان شهدا/ کوچه آمار(22)/ بن بست شهید علیان/ پ: 26/تلفن/1-37841130-025/ نمابر: 37744273-025
تهران: خیابان انقلاب/خیابان قدس/خیابان ایتالیا/پ:98/ تلفن: 88998600-021/ نمابر: 89774381-021
www.mahdaviat.ir
info@mahdaviat.ir
Entesharatbonyad@chmail.ir
مقدمه 7
معنای نو از نوروز (حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای) 9
بخش اول. مقالات 11
برترین بهار (دکتر محمدصابر جعفری) 12
دعایی برای بهاری شدن (حجتالاسلام والمسلمین مجتبی کلباسی) 37
روزگار شکوفایی انسانها (حسن ملایی) 41
امام مهدی بهار ایّام (سیدابوالفضل موسوی آقداش) 45
عید نوروز و آخرین مائده آسمانی (رقیه سادات موسوی) 51
سه بهار (حسینعلی عبداللهی) 58
مبارک شمایید (حمیده رضایی) 61
عید و صله رحم (حجتالاسلام والمسلمین محسن قرائتی) 65
بهار یک دانشگاه بزرگ است (ناصر نقویان) 68
بهار واقعی در گرو ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است (گفتگو با حجتالاسلام والمسلمین مجتبی کلباسی) 72
درختکاری برای وقف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف (حسین ژولیده) 81
حکومت مهدوی و بهار دل انگیز معنویت (زهرا سبحانی) 84
بهار عالمیان و خرّمی روزگاران (محمدمهدی یاوری) 90
وقتی نوروز، ناگهانی میآید! (یاسر آیین) 92
دید و بازدید عید و ذکر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف (فیضالله خشجان) 96
مهدی موعود، بهار دلها و جانها (دکتر رحیم کارگر) 102
نوروز، نه کهنه روز! (علی نجفی) 115
نوروز و عهد با امام زمان (علیاصغر رضایی) 123
بخش دوم. متنهای ادبی 131
بهاریه (ابوالفضل فیروزی) 132
طراوت بهاران (منیره زارعان) 145
مهدویت، از یک نگاه تنها به مجموعه محدودی از معارف مربوط به امام زمان گفته میشود که غالباً نیز در نزد مردم، تحت تأثیر جریان ظهور و علائم و نشانههای آن است. اما با بررسی دقیقتر و جامعتر مجموعه گزارههایی که در متون اسلامی درباره آن وجود دارد میتوان نگاه وسیعتری را به مقوله مهدویت لحاظ نمود. از این منظر مهدویت، مجموعه معارف حول محور امام مهدی است که با خود فرهنگ خاصی را نیز به همراه دارد.
در نگاه دوم، همه موضوعات اسلامی و مسائل فردی و اجتماعی به حوزه مهدویت وارد میشوند با این فرق که همه آنها تحت نظام خاصی که محور آن حضرت مهدی است ساماندهی و اولویتبندی شده، و به همین جهت هم از نظر جایگاه و هم از نظر معرفی، باز تعریف خواهند شد. مضافاً برآنکه هر یک از آنها از کارکردهای ویژهای بهرهمند میشوند که در غیر نظام مهدوی چنین کارکردی یا مترتب نمیشود و یا اندک خواهد بود.
ما معتقدیم که نگاه کامل به مهدویت همین نگاه دوم است چرا که در تفکر قرآنی شیعه، امامت کاملکننده دین و تمامکننده نعمت دین است و به فرموده حضرت امام رضا در حدیث بلند و مشهور معرفی امام در کتاب شریف کافی: «امامت زمام دین و مایه نظام مسلمین و صلاح دنیا و عزت مؤمنین است. همانا امامت ریشه با نمو اسلام و شاخه بلند آن است».
بر همین اساس نشریه دو ماهنامه امان- که وابسته به بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف و تحت اشراف حجت الاسلام و المسلمین قرائتی و برخی دیگر از فضلا و فعالان بنام فرهنگی کشور است- از سال 1385 اقدام به انتشار فرهنگ و معارف مهدوی در بین دوستداران و منتظران امام زمان در سطح کشور نموده است.
از آنجا که پس از گذشت بیش از یک دهه از فعالیت این نشریه و درج موضوعات متنوع در آن؛ از طرفی تمایل زیادی از خوانندگان و محققان معارف مهدوی در باره موضوعات خاص زیاد شده و از سویی دیگر تمام این نشریه در اختیار آنها قرار ندارد، دفتر نشریه اقدام به تدوین مجموعه ای از موضوعات مهدوی و پرطرفدار نشریه نموده و در اختیار مشتاقان به معارف مهدوی قرار داده است.
دفتری که در پیش روی شماست یکی دیگر از جمله این موضوعات با نام: «بهار و مهدویت» است که به شما گرامیان تقدیم میشود؛ به امید آنکه مقبول پیشگاه خداوند متعال و خلیفه او در زمین، حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع گردد.
برخود لازم می دانم از همه بزرگوارانی که در تهیه این اثر زحمت کشیدهاند مخصوصاً حجج اسلام محمدصابر جعفری، محمدرضا فوادیان و برادر عزیز جناب آقای احمد مسعودیان تشکر نمایم.
حسن ملایی
سردبیر نشریه امان
نوروز، به معنای روز نو و حالت نو بوده و هست. از لحاظ طبیعت، روز اول حَمَل که اول بهار حساب شده است روزی نو محسوب میشود؛ لیکن روز نو، منحصر به تجدید وضعیتی در طبیعت نیست؛ همچنان که در بعضی از روایاتِ واردشده در باب نوروز از ائمه هدی علیهم السلام انسان، خوب احساس میکند که آن بزرگواران هم، بنا به رسم اسلام که همه جا رسوم و سنتها و واژهها را گرفت و محتوای آنها را عوض کرد در مورد کلمه نوروز و روز نوروز، در صدد چنین کاری بودند...
آن وقت در معنای نوروز و اینکه نوروز چیست، در روایات مختلف، تعبیرات مختلفی هست. مثلًا آن روزی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم امیرالمؤمنین علیه السلام را به خلافت منصوب کرد، آن روز، نوروز بود. یا در روایت دیگر، آن روزی که دجّال در آخر الزمان، به دست حضرت مهدی أرواحنا فداه- به قتل برسد، آن روز، نوروز است... .(1)
نوروز، یعنی روزی نو در تاریخ بشر و حالتی نو در زندگی انسانها. علی الظّاهر در این روایات، امام نمیخواهند بفرمایند که آن روزی که این وقایع در آن اتفاق افتاده است یا خواهد افتاد، با روز اول حَمَل، مصادف بوده یا خواهد
1) بحار الأنوار، ج52، ص 276.
بود. نه، خیلی مستبعد(دور) است که مراد این باشد؛ مراد این است که معنای نوروز را بفهمیم.(1)
نوروز، یعنی روزی که شما با عمل خودتان، با حادثهای که اتفاق میافتد، آن را نو میکنید. روز بیست و دوم بهمن که ملت ایران، حادثه عظیمی را به کمک خدا تحقق بخشید، روز نویی (نوروز) است. آن روزی که امام امت، قاطعاً به دهانِ مستکبرِ قلدرِ گردن کلفت دنیا یعنی آمریکا مشت کوبید، آن روز، روز نو و راه نویی (نوروز) بود؛ حادثه نویی بود که اتفاق میافتاد و افتاد. ما باید نوروز را، نو روز کنیم. نوروز به حسب طبیعت، نوروز است؛ جنبه انسانی قضیه هم به دست ماست که آن را نوروز کنیم.(2)
1) از معلّی بن خنیس روایت است که صبح نوروز نزد امام صادق علیه السلام رفتم، فرمود: «ای معلّی! امروز را میشناسی؟ گفتم: نه، ولی عجمها(غیر عربها و ایرانیها) آن را بزرگ داشتند. امام فرمود: نه، هرگز؛ به کعبهای که در میان مکّه است! عظمت این روز برای امری پیشین است که آن را برایت شرح دهم تا بدانی...»؛ (وسائل الشیعه، ج8، ص 174).
2) 1/ 1/ 1369.
برترین بهار(1)
اشاره
بهار، همیشه با تحفه سرسبزی و شادابی و نشاط همراه است؛ بنابراین، طبیعت و تمام موجودات به بهار عشق میورزند. بررسی روایات نشان میدهد، ترسیمی که از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و دستاوردهای آن بزرگمرد، صورت گرفته است؛ مملو از جلوههای بهاری است. بالاتر این که از امام عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان بهار نام برده شده است. این مقاله نه تنها به دنبال تبیین برخی شباهتهای حضرت مهدی علیه السلام و بهار است؛ بلکه با توجه به این که امام احیاگر جانهاست و هیچ امری به اهمیت احیای جانها نمیرسد؛ چنین ندا سر میدهد:
شاد از وی شو، مشو از غیر وی
او بهار است و دگرها ماه دی
«السلام علی ربیع الانام و نضرة الایام؛(2)سلام بر بهار مردم، خرّمی دوران».
پس
همی گویند هر نقش و نگار
مژده
مژده نک همی آید بهار(3)
یکم. از ویژگی بهار، باران فراوان، جوشش نهرها و چشمهساران است:
الامام السحاب الماطر و الغیث الماطل و الشمس المضیئه و السماء الظلیله و الارض البسیطه و العین الغریزه و الغدیر و الروضه؛(1)امام، ابر بارنده، باران پیاپی، آسمان سایه افکن، زمین گسترده، چشمه جوشان، برکه و گلزار است.
زو بخندد هم نهار و بهار
در
هم آمیزد شکوفه و سبزهزار(2)
فلا ینزل منزلاً الا ینبت منه عیون فمن کان جائعا شبع و من کان ظمانا روی؛(3)در هیچ مکانی اقامت نمیگزیند جز آن که از مقدم او چشمهها میجوشد، پس گرسنگان سیر و تشنگان را سیراب میگرداند.
فعند ذلک... و تفیض العیون و تنبت الارض ضعف اکلها؛(4)در آن هنگام چشمهسارها، سرازیر و زمین چندین برابر محصول
خود میرویاند.
«تعطی السماء قطرها؛(1)آسمان، باران خویش را فرو میفرستد».
4 . فراوانی نهرها و چشمهها از جلوههای دیگر این بهار زیباست:
«تزید المیاه فی دولته و تمد الانهار؛(2)آبها در عهد او فراوان میشود، رودخانهها پرآب میگردد».
«و تعمر الارض و تصفو و تزهو بمهدیها و تجری به انهارها؛(3)زمین به وسیله مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آباد، خرم و سرسبز میشود و به وسیله آن چشمهسارها روان میگردد».
دوم. ویژگی دیگر بهار، سرسبزی دشت و دمن است؛ هر کجا پا میگذاری، بوی طروات و تازگی به مشام میخورد:
1 . هنگام ظهور، از کویرها، خشکیها، سخنی نباید گفت، مسافتهای طولانی، چون عراق تا شام، پای بر سبزه باید گذارد و قدمها را با نوازش سبزهها و گیاهان طراوت باید بخشید.
و لو قد قام قائمنا لانزلت السماء قطرها ولاخرجت الارض نباتها و... حتی تمشی المرأة بین العراق الی شام لاتضع قدمیها الا علی النبات؛(4)قائم ما که قیام کند، آسمان باران خویش را فرو میفرستد و زمین، گیاهان خویش بیرون میفرستد و... تا جایی که زن از عراق تا شام برود و پای خود را جز بر روی
گیاه نگذارد.
آری، خداوند با باران رحمتش، بهار مردمان، مهدی زهرا عجل الله تعالی فرجه الشریف را سیراب میسازد، زمین گیاه خویش را بیرون میفرستد، دامها فراوان میشوند.
یسقیه اللّه الغیث و تخرج الارض نباتاتها و تکثر الماشیه؛(1)خداوند با باران رحمتش، او را سیراب میسازد، زمین گیاه خود را بیرون میفرستد، دامها فراوان میشوند.
تخرج الارض نباتها و تنزل السماء برکاتها و تظهر له الکنوز؛(2)زمین نباتات خود را خارج میکند، آسمان برکاتش را فرو میفرستد، گنجهای نهفته در دل زمین برای او آشکار میشود.
امام صادق علیه السلام فرمود:
ینتج اللّه فی هذه الامة رجلاً منی و انا منه یسوق اللّه به برکات السماوات و الارض فتنزل السماء قطرها و یخرج الارض بذرها و تأمن وحوشها و سباعها؛(3)خداوند به این امت، مردی عطا میکند که از من است و من از اویم؛ به برکت او، برکات آسمان و زمین را عنایت میکند، آسمان، باران خویش را فرو میفرستد و زمین، بذر خویش را بیرون میفرستد.
تعطی السماء قطرها و الشجر ثمرها و الارض نباتها و تزین
لاهلها؛(1)آسمان بارانهایش را فرو ریزد، درختان میوههای خود را آشکار میسازد. زمین گیاهان خود را بیرون میفرستد و برای ساکنان خود آرایش میکند.
سوم. تازگی، نو و جدید شدن از دیگر ویژگیهای بهار است، که جان را صفا میبخشد:
بهار جانها، مهدی زهرا نیز، با تازگی توأم است، جاهلیتها را زدوده و اسلام را از نو بنا مینهد.
امام صادق علیه السلام:
یصنع کما صنع رسول اللّه یهدم ما کان قبله کما هدم رسول اللّه امر الجاهلیة و یستأنف الاسلام جدیدا بعد ان یهدم ما کان قبله؛(2)او چون پیامبر عمل میکند، چنانکه پیامبر آنچه در قبل بوده را از بین برده، جاهلیت را نابود ساخته و اسلام را بنا نهاد، او نیز گذشته را نابود و پس از ریشه کن ساختن بدعتها، اسلام را از نو پیاده میکند.
امام جواد علیه السلام:
«یقوم بامر جدید و سنة جدیده و قضاء جدید؛(3)امر، سنت و قضا جدیدی را اقامه میسازد».
چهارم. بهار یعنی رفتن تمام مظاهر سردی، خشکی و مردگی و فرج و گشایش برای تمام آنها که آرزوی روییدن را به سر داشتهاند.
پیش از ظهور بهار، سوز سرما، رنج آور و تلخ است: ((ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس)).(1)
بیعدالتی، ظلم و ستم، دوری از معنویات و رخت بربستن حیاء و امانت و... این اوضاع یخبندان چنان خواهد بود که آروزی بهار به فریاد و ناله میکشد.
«و اشتد الطلب».
بر هر دیاری بگذری
با صد
بیان با صد زبان
بر هر گروهی بنگری
در ذکر او غوغا بود(2)
این المعد لقطع دابر الظلمه، این المنتظر لاقامة الامت و العوج، این المرتجی لازالة الجور و العدوان؛(3)کجاست آنکه برای برکندن ریشه ظالمان و ستمگران عالم مهیا گردیده است. کجاست آنکه منتظر[یم] اختلاف و کجرفتاریها را به راستی اصلاح کند. کجاست آنکه امید [داریم] اساس ظلم و عدوان را از عالم براندازد.
این قاصم شوکة المعتدین، این هادم ابنیة الشرک و النفاق، این مبید اهل الفسوق و العصیان و الطغیان، این حاصد فروع الغیّ و الشقاق، این طامس آثار الزیغ و الاهواء، این قاطع حبائل الکذب و الفتراء؛(4)کجاست آنکه شوکت ستمکاران را در هم شکند. کجاست آنکه بنا و سازمانهای شرک و نفاق را ویران میسازد. کجاست آنکه اهل فسوق و عصیان و ظلم و طغیان را نابود
میگرداند. کجاست آنکه نهال [شاخههای[ گمراهی و دشمنی و عناد را از زمین برمیکند. کجاست آنکه آثار اندیشه باطل و هواهای نفسانی را محو و نابود میسازد کجاست آنکه حبل و دسیسههای دروغ و افتراء را از ریشه قطع خواهد کرد.
بهار رخ مینماید، سردیها را میزداید. آنان که به سردیها خو کرده و از عادات زشت سرما جدایی ناپذیرند، سرنوشت سرما را خواهند داشت و آنان که در اوج سرما، روح خویش را به گرمای انتظار، تقوا و انجام وظیفه، زنده نگه داشتهاند، به دیدن بهار خوشنود میگردند و به یاریش به جنگ سرما و سرمائیان میروند. برای بشریت، هیچ سوز سرمایی بدتر از ظلم، تبعیض و بیعدالتی نیست و بهار واقعی زمانی است که از این امور، خبری نباشد. خلاصه آنکه با بهار ظهور مهدوی:
امام رضا علیه السلام:
فاذا خرج اشرقت الارض بنور ربها و ضوح المیزان بالعدل بین الناس فلا یظلم احدا احدا؛(1)به هنگام ظهورش جهان با نور پروردگارش میدرخشد. او میزان را به عدل در میان مردم قرار میدهد. دیگر کسی در حق کسی ستم نمیکند.
یبید الظلم و اهله؛(2)ستم و ستمگران را نابود میسازد.
فستبشر الارض بالعدل؛(3)جهان با پیاده شدن عدالت، خوشحال میشود.
لا یقرع احدا فی ولایته بسوطٍ الا فی حد؛(1)در تمام دوران حکومتش، جز به هنگام اجرای حدود الهی، کسی را مورد ضرب قرار نمیدهد.
هو الذی یجمع الکلم و یتم النعمه و یحق اللّه به الحق و یزهق الباطل و هو مهدیکم المنتظر؛(2)اوست که سخنها را یکی میکند (وحدت کلمه ایجاد میکند) نعمتها را کامل میگرداند. خداوند به وسیله او حق را تحقق میبخشد و باطل را ریشهکن میسازد. او مهدی منتظر شماست.
امام باقر علیه السلام در ذیل آیه((الذین ان مکناهم فی الارض...)) (3)فرمود:
هذه لآل محمد الی آخر الائمه و المهدی و اصحابه یملکهم اللّهُ مشارق الارض و مغاربها و یظهر الدین یمیت اللّه عزوجل و باصحابه البدع و الباطل کما امات السفهة الحق حتی لایری اثر من الظلم یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر؛(4)این آیه در حق آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم است. در حق امامان معصوم و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یاران اوست که خداوند آنها را مالک شرق و غرب جهان نموده، آیین اسلام را پیروز کرده، بدعتها و باطلها را به دست او و یارانش نابود میسازد، چنانکه سفیهان حق را لگدمال کرده باشند. دیگر از ستمها و بدعتها نشانهای نمیماند.
4 . زمان سختیها سپری میگردد.
رسول گرامی اسلام:
«به یفرج اللّه عن الامه؛(1)خداوند به وسیله او از امت، رفع گرفتاری مینماید».
به یمحق اللّه الکذب و یذهب الزمان الکلب و یخرج ذل الرق من اعناقکم؛(2)خداوند به وسیله او، دروغ و دروغگویی را نابود میسازد، روح درندگی و ستیزهجوئی را از بین میبرد و ذلّت بردگی را از گردن آنها برمیدارد.
5 . فتنهها و غارتها رخت برمیبندد.
امام باقر علیه السلام: «و تعدم الفتن و الفارات؛(3)فتنهها و چپاولگریها از بین میرود».
6 . زمین از هرگونه آلودگی پاک و پاکیزه میگردد.
«و تکون الارض کفاتور الفضه؛(4)زمین همانند نقره از هرگونه تیرگی پیراسته خواهد بود».
پنجم. بهار به همراه خویش، خیر و برکت ارزانی میکند، به هنگام حلول بهار اهل بیت، نیز چنین خواهد شد:
«فحینئذٍ تظهر الارض کنوزها و تبدی برکاتها؛(5)آن هنگام، زمین گنجهای
خود را نمایان و برکات خویش را آشکار میسازد».
«یکثر الخیر و البرکات؛(1)خیرات و برکات بسیار میشود».
ششم. چنانکه بهار، عصر فراوانی سرسبزیهاست و بیحد و حسابی گیاهان است. بهار آنچه از زیبایی در درون دارد، عرضه، میدارد، همه چیز در خدمت امام قرار میگیرد و امام بی حد و حساب بخشش میکند تا آنجا که غنا و بینیازی رخ مینماید.
1 . همه چیز در خدمت امام
«تجمع الیه اموال الدنیا کلها من بطن الارض و ظهرها؛(2)تمام اموال دنیا، از برون و درون زمین، در اختیار او گرد میآیند».
«تظهر له کنوز الارض؛(3)گنجهای زمین، برای او نمایان میگردد».
«یستخرج الکنوز؛(4)گنجها را استخراج میکند».
حضرت علی علیه السلام:
السماوات و الارض عند الامام کیده من راحته، یعرف ظاهرها من باطنها و یعلم برها من فاجرها؛(5)آسمانها و زمین در نزد امام علیه السلام همچون کف دست اوست ظاهر و باطن آنها را میفهمد. نیک و بد آنان را میشناسد.
ان الدنیا لمتمثّل للامام مثل فلقة الجوز فلا یعزب عنه منها شی و
انه لیتناولُها من اطرافها کما یتناول احدکم من فوق مائدتهِ ما یشاء؛(1)همه دنیا مثل حبه گردو در برابر امام نمایان میشود؛ چیزی از آن برای او پوشیده نمیباشد. از هر طرف بخواهد در آن تصرف میکند. آن چنان که یکی از شما در سفرهای که در برابرتان گسترده است از هر طرف بخواهد دست میبرد و از آن بهره میگیرد.
ینزل له من السماء قطرها و تخرج له الارض بذرها؛(2)به خاطر او از آسمان باران میبارد.و زمین برای او، بذرهای خویش را عرضه میداد.
تفی الارض افلاذ کبدها امثال الاسطوان من الذهب و الفضه؛(3)زمین جگرپارههای خود را چون قطعات طلا و نقره بیرون میریزد.
فیعطیکم فی السنة عطاءین و یرزقکم فی الشهر رزقین؛(4)سالی دوبار و ماهی دو مرتبه، عطایایش شامل حالتان میشود.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم:
ثم یبعث اللّه رجلاً منی و من عترتی....یحثوا المال حثوا لایعده عدا و ذلک حین یضرب الاسلام بجرانه؛(5)اموال را چون سیل
میریزد، ثروت را کلان کلان میبخشد و آن را نمیشمارد این هنگامی است که اسلام به طور کامل اجرا شود.
3 . چنان میبخشد که تا حال چنین نعمتی ندیدهاند.
تنعم امتی فی زمانه نعیما لم ینعموا مثله قط البر منهم و الفاجر، یرسل السماء علیهم مدرارا و لاتحبس الارض شیئا من نباتها و المال کدوس یاتیه الرجل فیسأله فیحثواله؛(1)در دولت او مردم آن چنان در رفاه و آسایش به سر میبردند که هرگز نظیر آن دیده نشده، مال به قدری فراوان میشود که هر کس نزد او بیاید، درخواست کند، اموال فراوانی زیر پایش میریزد.
یفیض المال فیضا؛ و یحثو المال حثوا و لایعدُّهُ عَدّا؛(2)اموال را چنان سیل میریزد، ثروت را کلان کلان میبخشد و آنرا نمیشمارد.
امام صادق علیه السلام:
المهدی سمح بالمال، شدید علی العمال رحیم بالمساکین؛(3)مهدی، بخشندهایست که مال را به وفور میبخشد، بر مسؤلین کشوری بسیار سخت میگیرد و بر بینوایان بسیار رئوف و مهربان است.
فیعطی شیئا لم یعطه احد کان قبله؛(4)آن گاه آنچنان عطایای کلان به آنها میدهد که هرگز در تاریخ بشری سابقه نداشته است.
یکون عطایاه هنیئا؛(1)عطایایش گوارا میباشد.
4 . بی نیازی
این بینیازی، گاه در اثر غنای مالی است و رفع فقر؛ و از این مهمتر، روح بینیازی است که در اثر رشد عقلی، رخ مینماید:
فحینئذٌ تظهر الارض کنوزها و تبدی برکاتها فلا یجد الرجل منکم یومئذٍ موضعا لصدقته و لالبره لشمول الغنی جمیع المؤمنین؛(2)در آن هنگام، زمین گنجینههای خود را برای او آشکار میسازد و برکاتش را بیرون میفرستد، دیگر انسان برای صدقه و بخشش محلّی پیدا نمیکند، زیرا بینیازی همه مومنان را زیر پَر میگیرد.
رسول اسلام صلی الله علیه و آله و سلم:
یفیض فیهم المال حتی یهمّ الرجل بماله من یقبَلُهُ حتی یتصدق فیقول الذی یعرضه علیه لا ارب لی به؛(3)ثروت را در میان آنها به فراوانی میبخشد. کسی که درصدد صدقه دادن باشد، اموالی را برمیدارد و به مردم عرضه میکند. به هر کس عرضه کند میگوید: من نیازی ندارم.
یقْسِم المال صحاحا و یملأُ قلوب اُمّة محمد غنی و یسعهم عدلُهُ؛(4)مال را علیالسویه تقسیم میکند و دلهای امت محمدی صلی الله علیه و آله را بابینیازی پر میکند و عدالتش همه آنها را
فرا میگیرد.
امام صادق علیه السلام:
یامرُ منادیا فیقول: من کان له فی المال حاجة فلیقم. فما یقوم من الناس الارجل واحد فیقول: انا فیقول القائم: ائتِ السادن فقل له: ان المهدی یامرک ان تعطینی مالا فیقول السادن: اُحثُ و یحثو له فی ثوبه حثوا حتی اذا جعله فی حجره و ابرزه ندم و قال: کنتُ اَجْشَعَ اُمّةِ محمدٍ نفسا او عجز عَنّی ما و سعهم ثم یرُدُّ المال الی الخازن فلا یقِبلَ منه و یقول المهدی: انا لاناخذ شیئا اعطیناه؛(1)به منادی دستور میدهد که در میان مردم اعلام کند که هر کس نیازی به مال دنیا دارد برخیزد. از میان همه مردم فقط یک نفر برمیخیزد و میگوید: من. حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به او میفرماید: برو پیش کلیددار و بگو: مهدی به تو دستور میدهد که مالی به من بدهی. کلیددار میگوید: جامهات را بیاور. جامهاش را پهن میکند و وسط آن را پر میکند. هنگامی که آن را بر دوش گیرد پشیمان میشود که چرا در میان امت محمد صلی الله علیه و آله و سلم من از همه آزمندتر باشم؟ چرا آن عفّت نفس عمومی را من دارا نباشم؟! آنگاه مال را به کلیددارمی دهد و پذیرفته نمیشود و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میفرماید: ما آنچه عطا کردیم هرگز باز پس نمیگیریم.
هفتم. بارانهای حیاتبخش بهاری، زمین مرده را پس از مدتها خواب و مرگ حیات میبخشد. استعدادها شکوفا میشود. بذر خشک مرده - که باور نمیشد، چیزی را در درون داشته باشد- شکوفا شده، گیاه زیبایی میگردد.
1) الصواعق المحرقه، ص164؛ روزگار رهایی، ص642.
زمین خشک و نفوذناپذیر با بارش پیاپی باران، رام گشته و آنچه در درون دارد، به وزش باد بهاری میسپارد. بذرهایی که سالم به خاک سر سپردهاند، رجعتی دوباره مییابند و به روی بهار لبخند میزنند و در سرسبزی طبیعت، به یاریش برمیخیزند، بهار حکومت مهدوی نیز چنین میکند:
ویژگی بهار، حیات بخشیدن است و مهدی برترین حیات بخشی است که آرزوی تمام انبیاء و اوصیاء را به هدف اجابت میرساند:
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه ((اعملو ان اللّه یحیی الارض بعد موتها(1)بدانید که خداوند زمین را پس از مرگش زنده میسازد)) فرمود:
کُفر أهلها فیحیها اللّه بالقائم؛(2)پس از مرگ زمین به وسیله کافر شدن مردمان، خداوند آن را به وسیله قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده میکند.
امام باقر علیه السلام درتفسیر همین آیه فرمود:
یحییها بالقائم عجل الله تعالی فرجه الشریف فیعدل فیها، فیحیی الارض بعد موتها بالظلم؛(3)خداوند آنرا به وسیله قائم عجل الله تعالی فرجه الشریفزنده میکند پس عدالت را در آن به اجراء درمیآورد و زمین را زنده میسازد پس از آنکه به وسیله ستم مرده باشد.
جعلهم حیاة للانام و مصابیح للظلام؛(4)خداوند آنان را مایه حیات مردم، و مشعلهای هدایت در گمراهیها قرار داد.
این دم ابدال باشد ز آن بهار
در دل و جان روید از وی سبزهزار(1)
امام، قلبها را زنده میسازد و دین و سنت پیامبر که به خمودی گراییده را زنده میسازد:
احیی به مناهج سبیله و فرائضه و حدوده؛(2)خداوند به وسیله او راههای هدایت و فرائض و حدود خویش را زنده میسازد.
احیی بهم دینه و اتمَّ بهم نوره؛(3)به وسیله آنان دین خود را زنده کرد و نور خود را به اتمام رسانید.
... یمحوا کل ضلالة و یحیی کل سنة؛(4)[خداوند به وسیله او] گمراهیها را از بین میبرد و سنّتها را زنده میسازد.
یعزّ اللّه به الاسلام بعد ذله و یحیه بعد موته؛(5)خداوند به وسیله او اسلام را پس از ذلّت به عزت میرساند و پس از افسردنش زنده میسازد.
«و یثیروا لهم دفائن العقول؛(1)تا بر ایشان گنجهای اندیشه و عقل را استخراج نموده، نمایان سازند».
آن خزان نزد خدا نفس و هواست
عقل و جان عین بهار است و بقاست(2)
فجمع به عقولهم و کملت به احلامهم ثم مد اللّه فی ابصارهم و اسماعهم؛(3)خردهای آنان را گرد آورد، رشدهای آنان را کامل گرداند و خداوند بر وسعت بینایی و شنوایی آنان میافزاید.
اذا هز رایته اضاء لها ما بین المشرق و المغرب و وضع اللّه یده علی روس العباد؛(4)چون پرچم او به اهتزاز درآید، میان مشرق و مغرب با نور آن روشن میشود و خداوند دستش را بر سربندگان میگذارد.
هشتم. شادمانی، مسرت و شادمانی دستاورد دیگر بهار است.
بهار دلها، مهدی زهرا، نیز غم و اندوه را میزداید و شادی و نشاط را نه تنها به انسان که به پرندگان و آبزیان و همه و همه هدیه میدهد.
آن روز مردگان نیز خرسند میگردند و به هم مژده ظهور میدهند:
وقت پژمردگی و غمزدگی آخر شد
مردگیها و فروریختگیها بشدند
روز آویختن
از دامن یار آمد باز
زندگیها به دو صد نقش و نگار آمد باز(5)
من ادرک قائم اهل بیتی من ذی عاهة بری و من ذی ضعف قوی؛(1)هر کس که قائم اهلبیت مرا درک کند. اگر بیمار باشد بهبودی مییابد و اگر ناتوان باشد، نیرومند میشود.
و نزول کل عاهة عن معتقدی الحقِ من شیعة المهدی؛(2)هر بیماری که از معتقدین به حق از شیعیان مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد بهبودی مییابد.
«یشفی اللّه قلوب اهل الاسلام؛(3)خداوند به دست او دلهای مسلمین را تسکین میبخشد».
آخر رجل منهم انجی به من الهلکة و اهدی به من الضلاله و ابری به من العمی و اشفی به المریض و لاطهرن الارض باخرهم مناعدائی؛(4)[خداوند به پیامبر فرمود] آخرین آنها مردی است که به دست او از هلاکت نجات میبخشم و به وسیله او از گمراهی هدایت مینمایم و به دست او کور را بینا و بیمار را شفا میدهم و زمین را به وسیله او از دشمنانم پاک میسازم.
اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع به عقولهم و
کملت به احلامهم ثم مد اللّه فی ابصارهم و اسماعهم؛(1)هنگامی که قائم ما قیام کند، دست شریفش را بر سر بندگان گذارد و خردهای آنان را گرد آورد، رشدهای آنان را کامل گرداند و خداوند بر وسعت بینایی و شنوایی آنان میافزاید.
2 - 1. شادمانی زندگان: مسلمانان و مؤمنان
«اذا ادرکت ذلک الزمان قرت عینک؛(2)چون آن روز را درک کنی، چشمانت روشن میشود».
امام صادق علیه السلام:
المهدی اذا خرج یفرج به جمیع المسلمین خاصتهم و عامتهم؛(3)مهدی که قیام نماید، همه مسلمانان از خواص و عوام به وسیله آن، خوشحال میشوند.
امام کاظم علیه السلام:
یفرج بخروجه المومنون و اهل السماوات و لاییقی کافر و لامشرک الا کره خروجه؛(4)مومنان و اهل آسمانها با ظهور او خوشحال و شاداب میشوند، ولی هیچ کافر و یا مشرکی نمیماند جز اینکه ظهور او را ناخوش دارد
2 - 2. شادمانی مسلمانان و مؤمنان درگذشته
لا یبقی مؤمن الا دخلت علیه تلک الفرحة فی قبره و ذلک حیث یتزاورون فی قبورهم و یتباشرون بقیام القائم؛(1)مؤمنی نیست جز آنکه، این شادمانی در قبر او نیز وارد آید، هنگامی که در قبرها به دیدار هم میروند و قیام قائم را به هم بشارت میدهند.
2 - 3. شادمانی همگانی
«یفرح بخروجه اهل السماوات و مکانها؛(2)به قیام او، اهل آسمانها و ساکنین آنها شادمانی کردند».
امام صادق علیه السلام:
یفرح به اهل السماء و اهل الارض و الطیران الهواء و الحیتان فی البحر؛(3)اهل آسمان و زمین به وسیله ظهور او خوشحال میشوند، پرندگان هوا و ماهیان دریا نیز با ظهور او شادی میکنند.
فعند ذلک تفرح الطیور فی او کارها و الحیتان فی بحارها و تفیضُ العیون و تنبت الارضُ ضعفَ اُکُلها؛(4)در آن هنگام پرندگان در آشیانههای خود شادمان میشوند و ماهیان در قعر دریاها شادمانی میکنند و چشمهها سرازیر میشوند و
زمین چندین برابر محصول خود، میرویاند.
امام حسن عسکری علیه السلام به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:
یود الطفل فی المهد لواستطاع الیک نهوضا و نواشطُ الوحشُ لو وجد نحوک مجازا تهتز بک اطرافُ الدنیا بهجة و تهتز بک اعطاف العِزِّ نُضرةً؛(1)کودکی که در گهواره آرمیده، آرزو میکند که بتواند به سوی تو بشتابد، وحشیان صحرا آرزو میکنند که بتوانند به سوی تو راهی یابند. اقطار و اکناف جهان سبز و خرم میشود، چهره دنیا خندان و قلههای شرف و عظمت از تو شاداب و خرامان میگردد.
نهم. بهار، خیر و برکت، طراوت و... همه و همه زمینه محبت را فراهم میآورد، نفرتها از بین میروند، گویی الفت و مهربانی و صمیمیت ارمغانی جدا ناشدنی از بهار است.
1 . زدودن نفرتها و کینهتوزیها
و تذهب الشحناء من قلوب العباد و یذهب الشر و یبقی الخیر؛(2)کینهها را از دل مردم بیرون رود و شرّ از جهان رخت بربندد و تنها خیر باقی بماند.
الفت، یکی از نعمتهایی است که قرآن بر آن تأکید فراوان دارد:
((و اعتصموا بحبل اللّه جمیعا و لا تفرقوا و اذکروا نعمت اللّه علیکم اذ کنتم اعداءً فالّف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمة اخوانا و کنتم علی شفا حفرة
من النار فانقذکم منها...))؛(1)همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمتِ (بزرگ) خدا را برخود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دلهای شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او، برادر شدید و شما بر لب حفرهای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد... .
ذریه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که بهار یتیمان (ربیع الانام)(2)و بهار خیر (ربیع الخیر)(3)بود، مظهر رحمت الهیاند. مهدی فاطمه عجل الله تعالی فرجه الشریف که رحمت واسعه الهی(4)است کمال رحمت، الفت و مهربانی را هدیه میآورد:
بنا یؤلف اللّه بین قلوبکم بعد عداوة الفتنه کما الف بین قلوبهم بعد عداوة الشرک و بنا یصبحون بعد عداوة الفتنة اخوانا کما اصبحوا بعد عداوة الشرک اخوانا فی دینهم؛(5)خداوند به دست ما در میان آنها الفت و صمیمیت ایجاد میکند؛ چنانکه پس از کینه توزیهای شرک به دست ما در میانشان صفا و صمیمیت ایجاد نمود. بعد از عداوت روزگار فتنه، به وسیله ما برادری خود را باز یابند، چنانکه بعد از عداوت شرک، به دست ما برادر ایمانی گشتند.
اذا قام القائم جاءت المزاملة و یاتی الرجل الی کیس اخیه فیأخذ
حاجته لا یمنعه؛(1)هنگامی که قائم قیام کند، دوستی واقعی و صمیمیت حقیقی پیاده میشود. هر نیازمندی دست میبرد و از صندوق برادر ایمانی خویش، به مقدار نیاز برمیدارد و صاحب صندوق هم او را منع نمیکند.
دهم. برترین بهار، محبوبترین یار
شاد از وی شو مشو از غیر وی
او بهار است و دگرها ماه دی(2)
بهار، اگر سرسبزی و نشاط طبیعت را به همراه خویش به ارمغان میآورد، امام، سرسبزی، طراوت و زندگی را به روح جانها میبخشد. انسان را فراتر از طبیعت میسازد و او را از خاکدان طبیعت میرهاند و به اوج میرساند. اینجاست که او از هر بهاری، بهارتر و از هر چیزی مهربانتر است.
امام صادق علیه السلام:
المهدی سمح بالمال شدید بالعمال رحیم بالمساکین؛(3)مهدی بخشندهای است که مال را به وفور میبخشد، بر مسؤلین کشوری سخت میگیرد و بر بینوایان بسیار رئوف و مهربان است.
«اوسعکم کهفا؛(4)او از همه آغوش پناهش برایتان گشادهتر است».
«مفزع العباد؛(1)پناهگاه بندگان است».
الامام الانیس الرفیق و الولد الشفیق و الاخ الشقیق و الام البرة بالولد الصغیر؛(2)امام انیسی رفیق، پدری شفیق و برادری همزاد است، همانند مادری نکوکار نیست به فرزند خردسال است.
«المهدی محبوب فی الخلائق؛(3)مهدی در میان همه مخلوقات، محبوب است».
«یحبه ساکن الارض و ساکن السماء؛(4)ساکنان زمین و آسمان به او عشق میورزند».
بیزبان گویند سرو و سبزهزار
شکر آب و شکر عدل نوبهار(5)
6 . عشق وصفناشدنی امت
یأوی الی المهدی امته کما تأوی النحل الی یعسوبها؛(6)امت
اسلامی به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مهر میورزند و به سویش پناه میبرند؛ آن چنانکه زنبوران عسل به سوی ملکه خود پناه میبرند.
عاشقان، چنان او را دوست دارند که چون حضرت سخن میگویند، آن قدر گریه میکنند که نمیفهمند حضرت چه میگوید:
یدخل المهدی الی الکوفة و... فیدخل حتی یأتی المنبر و یخطُبُ فلا یدری الناس ما قال من البکاء؛(1)... مهدی داخل کوفه میشود.... برفراز منبر قرار میگیرد و خطبه آغاز میکند (آنقدر مردم اشک شوق میریزند که) از شدت گریه نمیفهمند که او چه میگوید؟!
((تلک عشرة کاملة))(2)
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش(3)
دعایی برای بهاری شدن(1)
یکی از گنجینههای ارزشمند مذهب تشیع، دعاهایی است که از فراز و نشیب تاریخ، گذرکرده و در بستر مکتب اهل بیت علیهم السلام به دست ما رسیده است. مضامین بلند، استواری متن و عبارات دلنشین، از جمله ویژگیهای این دعاها است. از جمله این دعاهای گرانسنگ و تعهد آفرین، «دعای عهد» است که شهرتی ویژه دارد.
در این دعا که منتظران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، هر روز صبح با خواندن آن، با مقتدا و امام خویش عهد و پیمان تازه میکنند، فرازهایی وجود دارد که روح بهار را در دل و جان زنده میکند. در این نوشتار به این فرازها اشارهای کوتاه خواهیم نمود:
آبادانی زمین و زمان
«وَ اعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلادَکَ؛ و خدایا به وسیله او سرزمینهایت را آباد گردان!».
آباد کردن زمین وظیفه ای است عمومی که خداوند برای بشر معین کرده است:
((هُوَ أَنشَأَکُم مِنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا))؛(2)او شما را از زمین پدید آورد و به آبادگری در آن واداشت.
این آبادانی وقتی کامل می شود که به دور از هرگونه فساد و ناهنجاری باشد. ظهور حضرت از چند جهت آبادانی را ارتقا می بخشد و به صورت همه جانبه به پیش می برد:
امام صادق علیه السلام فرمود:
دانش، بیست و هفت حرف است و همه آنچه پیامبران برای مردم آوردند، دو حرف است... زمانی که قائم ما به پا خیزد، بیست و پنج حرف دیگر علم را بیرون خواهد آورد و آن را در بین مردم منتشر خواهد کرد.(1)
امام باقر علیه السلام فرمود:
زمانی که قائم ما به پاخیزد، دستش را بر سر مردم می گذارد، و به سبب آن عقل هایشان را متمرکز گردانده و فهم آنان به وسیله آن کامل میگردد.(2)
امام صادق علیه السلام در حدیثی دیگر میفرماید:
...او آنچنان عدالت را برقرار میسازد و همگان را برخوردار میگرداند، که کسی که نیازمند زکات باشد نمییابی (فقر از
بین میرود).(1)
و باز، فرمود:
دنیا پایان نمیپذیرد، تا آن که مردی از ما، اهل بیت مبعوث خواهد شد که به کتاب خدا عمل میکند و هیچ منکری را نمیبیند مگر آن که آن را محو مینماید.(2)
امیرالمؤمنین، علی علیه السلام میفرماید:
...هیچ بدهکاری را فروگذار نمیکند، مگر آن که بدهیاش را میپردازد، و هیچ مظلمهای را نمیبیند، مگر آن که آن را به صاحبش برمیگرداند.(3)
و باز فرمود:
زمینها، میوههای دل خود را برای او بیرون میریزد و کلیدهایش را به او میسپارد.(4)... زمین برکتهای خود را بیرون میریزد(5)... زمین پارههای جگر خود را مانند ستونهای طلا و نقره خارج میسازد.(6)
احیاء بندگان
«وَ اَحْیِ بِهِ عِبَادَکَ؛ وبندگان خود را به واسطه او زنده گردان»!
از دیدگاه قرآن حیات دارای مراتبی است:
((وَینَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مَاءً فَیحْیی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا))؛ و از آسمان آبی فرو می فرستد و زنده می کند با آن زمین را پس از مردن آن.(1)
مردن زمین در این آیه به معنای فاقد گیاه و سبزه بودن است.
((وَکُنتُمْ اَمْوَاتاً فَاَحْیاکُمْ))؛ شما مرده بودید واو شما را زنده کرد و جان بخشید.(2)
((اسْتَجِیبُواْ
لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُم لِمَا یحْییکُمْ))؛ به دعوت خدا و رسول پاسخ دهید، آن هنگام که شما را به آنچه باعث حیاتتان است، میخوانند.(3)
جامعهای دارای حیات واقعی و برتر است که عرصه برای شکوفایی همه استعدادهای انسان به دور از فساد و تبعیض و دغدغههای دیگر فراهم باشد و این همان جامعه موعود مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
روزگار شکوفایی انسانها(1)
دیر زمانی است که هوای زمین سرد شده، انسانیت در وجود آدمی، یخ زده است؛ کسی توان برخاستن از وضعیت مرگبار خویش را ندارد و بشر به خود، اجازه خروج از غار تنگ راحت طلبی را - که به زور رسانهها به او تلقین کردهاند - نمیدهد؛ دیو سرما با نفس شیطانی و سرد خویش، همه جا را زمستانی کرده، فصل بهار را دیگر، جز در خیالها نمیتوان یافت؛ میلیاردها بذر انسانیت در زیر خروارها برف غفلت، مدفون شده است واگر نبود، اشعههایی که از پشت ابر به برخی رسیده، قطعاً از شکوفههای نیمه باز و استعدادهای نورسی که با تلاش فراوان
سربرآوردهاند نیز، خبری نبود.
مگر نه این است که همانگونه که سرمای مرگآور زمین، جز با گرمای حیاتبخش خورشید از بین نمیرود ، سرمای جهانی نادانی و غفلت نیز، جز با حرارت روشنیبخش وجود مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف و حکومت عدل جهانی وی، نابود نخواهد شد، همانگونه که علیبنموسیالرضا علیه السلام فرمود:
الْإِمَامُ کَالشَّمْسِ الطَّالِعَةِ الْمُجَلِّلَةِ بِنُورِهَا لِلْعَالَم؛(2)امام مانند آفتاب تابان است که روشنایی آن، هم عالم را فرا گرفته است.
نمیدانم انسانهایی که برای به دست آوردن لقمهای نان، آن همه حرص
میورزند، چرا برای بهره برداری از امام مهربان به این جمله او بسنده میکنند که فرمود:
وَ أَمَّا وَجْهُ الِانْتِفَاعِ بِی فِی غَیْبَتِی فَکَالانْتِفَاعِ بِالشَّمْسِ إِذَا غَیَّبَهَا عَنِ الْأَبْصَارِ السَّحَاب؛(1)چگونگی بهرهای که مردم در غیبتم از من میبرند مانند بهره بردن از آفتاب پنهان در ابرهاست.
چرا ظهور خورشید مهدوی را بیواسطه ابرهای مستکبر، طلب نمیکنند؟
آنگاه که خلیفه خدا و امام عدالت و محبت، حکمران زمین و زمینیان گردد ، دست خود را بر عقلهای آدمیان کشد و اندیشه ایشان را به تکاپو وا دارد.
به راستی تا کی باید شاهد از بین رفتن این همه استعداد نهفته و یخ زده بود؟ بارها در کلام خدای عالمیان، درباره سیر آفرینش آدمی خواندهایم که: ((وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَة))(2)و برایمان گفتهاند که این مقام با تحقق صفات و نامهای الهی در جان هر انسانی به او، افاضه خواهد شد ((وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها))،(3)پس کجایند انسانهای خداگونه؟ چرا از انسانیت، جز دست و پایی، باقی نمانده است؟ چرا هیچ کس تفسیری جز، موجود رفاهطلب برای واژه انسان ندارد و هدفی جز راحتی در سراپرده دنیا، برایش تعریف نمیکند؟ چرا در انسان، لزوم قدردانی از کسی که به او روزی عطا کرده، میل به جستجو درباره منعم حقیقی را نمیزاید؟ و چرا انسانها دنبال آفریدگار خویش نیستند تا فلسفه و هدف آفرینش خود را از او
جویا شوند؟ آنهایی هم که در اندیشه این مطلبند با ترفند حکمرانان ظالم به بند استضعاف کشیده میشوند؟
اما مژده به انسان، انسانیت و هزارشادباش به مستضعفان جهان که خداوند عالم درباره عاقبتشان فرمود:((وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثین))؛ ما میخواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.(1)
آنگاه که خلیفه خدا و امام عدالت و محبت، حکمران زمین و زمینیان گردد ، دست خود را بر عقلهای آدمیان کشد و اندیشه ایشان را به تکاپو وادارد، همانطور که حضرت باقر علیه السلام فرمود:
إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللَّهُ یَدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهِ أَحْلَامُهُمْ؛(2)چون قائم ما قیام کند، خداوند دست رحمتش را بر سر بندگان گذارد؛ پس عقولشان را جمع کند و در نتیجه، خردشان (متانت و خود نگهداریشان) کامل شود.
او که معدن حکمت است از زلال علم و حکمت خویش بر مردم بخوراند و استعدادهای راکد را به فعلیت درآورد، همانگونه که امام باقر علیه السلام فرمود:
تُۆْتَوْنَ الْحِکْمَةَ فِی زَمَانِهِ حَتَّی إِنَّ الْمَرْأَةَ لَتَقْضِی فِی بَیْتِهَا بِکِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی وَ سُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم؛(3)در دوران او، شما از حکمت برخوردار میشوید تا آنجا که زنی در خانة خود، برابر کتاب خدایتعالی و روش پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به انجام
تکالیف شرعی خود میپردازد.
آری، اوست که با درهم شکستن همه بتها و خدایان دروغین، به فلسفه آفرینش و کمال انسان که بندگی خداست ((وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون))(1)عینیت میبخشد و البته رسول گرامی صلی الله علیه و آله و سلم به این امر، بشارت دادهاند: «أَبْشِرُوا بِالْمَهْدِیِّ... یَمْلَأُ قُلُوبَ عِبَادِهِ عِبَادَة؛(2)شما را به قیام مهدی مژده میدهم، ... دلهای بندگان خدا را از عبادت لبریز مینماید».
حرکت تاریخی انسان، آنوقت (ظهور حضرت مهدی) است؛ آنوقت است که استعدادهای انسان، ظهور خواهد کرد؛ هنوز دانشی که بشر تا امروز پیدا کرده، در برابر استعدادهایی که خدا در وجود بشر گذاشته، صفر است.(3)
امام مهدی بهار ایّام(1)
عید است ولی بدون او غم داریم
ای کاش که این عید ظهورش برسد
عاشق شدهایم و عشق را کم داریم
اینگونه هزار عید با هم داریم
نوروز، این عید باستانی ایرانیان، نوید بخش فرا رسیدن طراوت و سرسبزی و شادابی زمین و مورد گرامی داشت این ملت است؛ اما بعد از اینکه ایرانیان روشن ضمیر با معارف انسانساز اسلام، به ویژه مکتب سراسر نور تشیع آشنا شدند، زندگی خویش را بر اساس آموزههای ناب اسلامی و بر مدار ولایت معصومین علیهم السلام استوار ساختند و دریافتند که شیعه - که میراثدار خط سرخ حسینی و انتظار سبز مهدوی است یعنیطراوت، شجاعت و صلابت - و انتظار یعنی حیات پویا و زندگی شاداب در مسیر هدفی الهی و مقدس.
هر شیعه ایرانی با الهام از طبیعت، با خود چنین نجوا میکند که اگر یک سال شمسی، گردش دوازده ماهه زمین به دور خورشید است، عمر حقیقی و الهی هر شیعه، چرخش بر مدار ولایت است که اگر با گذشت ایام و زیاد شدن سنّ زمینیاش نسبت به ولیّ زمان خود، معرفت بیشتری پیدا نماید و بر مدار شمس ولایت بچرخد، به همان اندازه، راه زندگیاش روشنتر میگردد؛ چرا که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند: «چراغ راه مؤمن، شناخت حق اهل
1) سید ابوالفضل موسوی آقداش.
بیت علیهم السلام است و کورترین افراد کسی است که فضائل ما را نبیند».(1)
شیعه اکنون و در عصر غیبت، منتظر ظهور امامی است که طبق روایات، بهار روزگاران(2)است. اگر با آغاز سال جدید شمسی، بهار طبیعت آغاز میشود، با سپری شدن انتظار سبز مهدوی، بهار حقیقی انسانیت، هویدا شده و جهان هستی و انسانها با ظهور حضرتش جان تازهای میگیرند و علم، صنعت، کشاورزی، دین، سنت و... احیاء میشوند و تحویل حقیقی سال بر مدار ولایت و معرفت آن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود که کتاب و سنت، احیا شوند، عقلها تکمیل گردند، نعمت، فراوان شود و فطرتها از خواب غفلت، برخیزند.
احیای کتاب و سنت
معارف حیات بخش اسلام، افزون بر خطر تحریف و بدعت و اهمالکاری، همواره در کانون حملات همه جانبه دشمنان دین و دیانت بوده است؛ لذا حضرت بعد از ظهورشان، گرد و غبار دین را میزدایند و آموزه های ناب اسلامی را آنچنان که بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است، آشکار میکنند و بنابر فرموده مولای متقیان علیه السلام، حیاتی تازه به آموزه های قرآنی میدمند(3)و وحی الهی را رونق تازهای میبخشند؛ تا جایی که برخی فکر میکنند که حضرت، دین جدیدی آوردهاند و حال آنکه طبق روایات، دین حضرت، همان دین آباء و اجداد خویش است.
شکوفایی علم و تکمیل عقلها
امام صادق علیه السلام میفرمایند:
علم و دانایی از قطعات و حروفی تشکیل میشود؛ تمام آنچه پیامبران تاکنون آوردهاند، تنها دو حرف آن است و مردمان تاکنون بیش از دو حرف آن را نشناختهاند. آنگاه که قائم ما قیام کند، 25 حرف دیگر را آشکار میسازد و آن دو حرف را هم به آن ملحق میکند.(1)
یعنی با این همه پیشرفت و تکنولوژی، تنها دو حرف روشن شده و با ظهور حضرت است که علم و دانش به نقطه اوج خود میرسد. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلممیفرمایند:
نهمین امام از فرزندان امام حسین علیه السلام، قائم است که خداوند متعال به دست او زمین را پس از تاریکی با روشنی، پس از ستم با عدالت و پس از نادانی و جهالت با علم و دانایی پُر میکند.8
امام باقر علیه السلام نیز دربار کامل شدن عقلهای انسانها میفرمایند:
هنگامی که قائم ما قیام کند، دستش را بر سر بندگان میگذارد و بدین وسیله، عقلهای آنان را جمع، و افکار و اخلاقشان را کامل میکند.(2)
فراوانی نعمت و شادابی طبیعت
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند:
در زمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مردم به نعمتهایی میرسند که در هیچ زمانی به آنها دست نیافته بودند، آسمان پیوسته بر آنها میبارد و زمین چیزی از روییدنیهایش را پنهان نمیکند.(1)
حضرت جان تازهای به این کره خاکی میدهند و بنابر فرموده امام باقر علیه السلام، همه جا را آباد میکنند و هیچ جای خرابی بر روی زمین باقی نمیگذارند.(2)همچنین حضرت به کارگزاران خویش دستور میدهند تا شهرها را آباد سازند(3)و زمین، به برکت حضرتش، خرّم و سرسبز میشود.(4)
حیات معنوی و بیدارسازی فطرتهای غفلت زده
بدیهی است که بیدارسازی فطرتها و طراوت بخشی به آن، از آبادانی و سرسبزی طبیعت بالاتر است. طبق روایات، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فطرتها را بیدار میسازند و دین اسلام و معارف حقّه الهی را برهمگان عرضه مینمایند(5)و سرانجام همگان به دین اسلام میگرایند.(6)
آری، هرچند اکنون، در زمان غیبت حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار داریم؛ ولی
1) «...ولا تدخر الارض شیئاً من نباتها»؛ (همان، ج51، ص78).
2) کمال الدین وتمام النعمه، ج1، ص231.
3) «یأمرهم بعمران المدن»؛(یوم الخلاص، ج2، ص65).
4) «تعمر الارض و تصفوا و تزهر»؛(منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، ص209).
5) «فعرض علیهم السلام...»؛(بحارالانوار، ج52، ص340).
6) در ذیل آیه 159 سوره نساء (( وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلاَّ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ )) آمده است.(بحار الانوار، ج14، ص349).
طبق روایات، حضرت، همچون خورشید پشت ابر(1)و همانند قلبی(2)که در ظاهر پیدا نیست اما اعضا و جوارح انسان را مدیریت میکند، جامعه را اداره مینمایند؛ چرا که همانگونه که قلب اگر لحظهای از کار بایستد، بدن از کار میافتد، بدون امام نیز زمین اهل خود را فرو میبرد.(3)
حال، ما نیز ندبهکنان باید ناله سر دهیم که «جانم به قربان ناپیدایی که بیرون از جمع ما نیست، جانم به قربانِ دور از وطنی که کنار ما نیست»(4)تا بدانجا که از شدت فتنهها و غیبت ولیّمان به درگاه الهی شکوه نماییم(5)و بگوییم:
منتظران را به لب آمد نفس
ای زتو فریاد، به فریاد رس
ای یوسف فاطمه عجل الله تعالی فرجه الشریف! تا کی سفره هفت سین دلمان را باز بگذاریم تا تو بیایی و سالمان تحویل شود؟ ای بهار دلها بیا که بیتو بهار طبیعت، برایمان خزان است.
روزها نو نشده کهنهتر از دیروز است
لحظهها در تپش تاب و تب آمدنش
گر کند یوسف زهرا نظری، نوروز است
آسمان، چشم به راه قدمش هر روز است
حال، ما نیز در لحظه تحویل سال و دگرگونی احوال و قلوب، بنابر فرموده خودتان برای فرج دعا میکنیم تا درمان دردهایمان بیاید و هستی، جانی
1) «اما وجه الانتفاع بی...»؛(کمال الدین وتمام النعمه، ج2، ص483).
2) «ان القلب غائب عن سائر الجوارح...»، (کمال الدین وتمام النعمه، ج1، ص210).
3) «اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا و غیبة ولینا»؛( مفاتیح الجنان، دعای افتتاح).
4) «بنفسی انت من مغیب لم یخل منا...» و «یابن الخیرة المهذبین» «فقد طال الصدی و...»؛ (فقراتی از دعای ندبه در مفاتیح الجنان).
5) همان.
دوباره بگیرد.
گلها همه با اذن تو برخاستهاند
مردم
همه در لحظه تحویل، بیشک
از بهر ظهور تو، خود آراستهاند
اول فرج تو از خدا خواستهاند
عید نوروز و آخرین مائده آسمانی(1)
عید نوروز یکی از اصیل ترین سنتها و اعیاد ایرانی است. نوروز نمادی از هویت ملت ایران است. عید نوروز آنچنان در فرهنگ ایرانی ریشه دوانده که هر ساله با آمدن خود، به تجدید خاطرهها و سنتهای دیرینه و قدیمی میپردازد.
این عید آنچنان شور و هیجانی در افراد به وجود میآورد که با یاری یکدیگر به زدودن غبار از خانه و کاشانه خویش میپردازند. لباس تازه و جدید خریداری میکنند، به دیدار یکدیگر میروند و به شادی و سرور میپردازند و بار دگر حیاتی زیبا و تازه را همراه با شکفته شدن شکوفههای بهاری از سر میگیرند. آری، عید نوروز این قابلیت و توانایی را دارد که روز نو، روزی نو، سال نو، و انسانی نو را ایجاد کند.
ما ایرانیان مسلمان جدای از عید نوروز، ایام خاص دیگری را عید خود میدانیم:
عید قربان، عید فطر، عید مبعث، عید غدیر، ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام به ویژه نیمه شعبان سالروز ولادت امام زمان حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف و ... .
1) رقیه سادات موسوی.
معنا و مفهوم «عید»
معنای لغوی
در لغتنامه دهخدا آمده: واژه عید در اصل از فعل «عاد - یعود» است و به معانی «خوی گرفته، روز فراهم آمدن قوم» میباشد.(1)
در لسان العرب آمده: اصل واژه «عید» از «عادت» است، زیرا اقوام بر گرد آمدن دور هم در آن روز عادت کردهاند.(2)
معنای اصطلاحی
مولای متقیان علی علیه السلام میفرماید:
کل یومٍ لا یعصی الله تعالی فیه فهو یوم عید؛(3)هر روزی که در آن معصیت خدا نشود و گناهی انجام نگیرد آن روز عید است.
نیز دوباره آن حضرت فرمودند: «اگر قدر بدانید هر روزی نوروز است».(4)
یعنی اگر قدر عمر خود را بدانید و معصیت نکنید و هر روزی پیشرفتی داشته باشید آن روزتان نو و تازه است؛ در غیر اینصورت هر روزتان مثل روز قبلی خواهد بود و در این صورت نه نوروز و عید، بلکه کهنه روز خواهد بود؛ چنانچه در حدیثی به آن اشاره گردیده است:
«هر کس دو روزش با هم مساوی باشد زیان کرده است».(1)
با توجه به مطالب و احادیث مذکور میتوان عید را این گونه معنا نمود: هر گونه تحول و پیشرفت سازندهای که در ایام زندگی فردی یا اجتماعی رخ دهد و آنان را بر سختیها و مشکلات پیروز گرداند و آنان را به سمت اهداف متعالی سوق دهد، آن روز عید است و مبارک.
مقام معظم رهبری در پیام نوروزی سال 1369ه.ش فرمودند:
تحویل سال جدید شمسی که مصادف با نوعی تحول در عالم طبیعت میباشد فرصتی است برای این که انسان به تحول درونی و به اصلاح امور روحی و معنوی و مادی خود بپردازد. ایجاد تحول کار خداست … اما ما موظفیم که برای این تحول در درون خود، در زندگی خود و در جهان اقدام کرده و همت و تلاش به عمل آوریم.
اقسام «عید»
فردی: تک تک انسانها با ترک منکرات و به پا داری معروفات شاهد انقلابی عظیم در درون خود باشند.
اجتماعی: همه افراد یک جامعه با کمک و تعاون یکدیگر، تحولات سازنده و عظیمی در عرصههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، عقیدتی و … ایجاد نمایند.
اعمال عید
گرچه عید نوروز مانند دیگر اعیاد نیست که در آن روایتهای فراوانی آداب
1) بحارالانوار، ج71، ص173، ح5، باب64.
و دعاهای خاصی مطرح نموده باشند، اما مناسب است در کنار صله رحمها و بازدیدها و تلاش برای اصلاح رفتارها و دعای تحویل سال به این روایت نیز عمل کنیم:
معلی بن خنیس از امام صادق علیه السلام درباره نوروز روایت کرده که فرمود:
هر وقت نوروز شد پس غسل کن و پاکیزهترین لباسهایت را بپوش و خود را با بهترین عطرهایت خوش بو کن و آن روز را روزه بدار، پس زمانیکه نافلههای نمازهای ظهر و عصر و خود نمازها (ظهر و عصر) را خواندید پس بعد از اینها چهار رکعت نماز بخوان ( دو رکعتی)، در اول هر چهار رکعت سوره فاتحة الکتاب بخوان و ده بار سوره «انا انزلنا فی لیلة القدر» و در رکعت دوم فاتحة الکتاب و بعد ده مرتبه «قل یا ایها الکافرون» و در رکعت سوم فاتحة الکتاب و بعد ده مرتبه «قل هو الله احد» و در رکعت چهارم فاتحة الکتاب و بعد ده مرتبه سوره «ناس و فلق» را بخوان و بعد از خواندن این چهار رکعت سجده شکر کن و در سجده، دعا کن (برای خودت) که گناه پنجاه سال تو آمرزیده شود.(1)
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آخرین «مائده آسمانی»
((رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَینَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَکُونُ لَنَا عِیداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآیةً مِّنکَ...))؛ (2)خدایا نازل کن برای ما مائدهای از آسمان که برای اولین و آخرین از ما عید باشد ونشانهای از تو... .
اولین مائده آسمانی پس از وجود نازنین و گرامی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام بودند. حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم در روز 18 ذی الحجة در غدیر خم، حضرت علی را به عنوان امام و جانشین پس از خود معرفی نمودند و از همگان بیعت گرفتند و جمعیت حاضر به ولایت و امامت ایشان پس از رسول گرامی اسلام اقرار نمودند.
در این روز بزرگ، خداوند بر ما منّت نهاد و با نزول آیه3 سوره مبارکه مائده: ((… الیوم أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا…)) و نصب آن حضرت به امامت، نعمتش را بر همگان تمام نمود و دینشان را کامل کرد.
اما متأسفانه نه ایشان و نه دیگر ائمه علیهم السلام به دلیل کارشکنیها، مشکلات و وجود کوته فکری و سطحینگری عوام، موفق به اجرای بخشی از برنامهها و پیاده نمودن اهداف الهی نشدند.
با ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تنها و آخرین مائده آسمانی، یگانه منجی عالم بشریت است که تمام اهداف الهی بر روی زمین پیاده خواهد شد. زمین زنده خواهد شد: ((یحْیی
الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا))(1)و هر آنچه درون خویش دارد آشکار میسازد، همدلی و برابری و برادری ایجاد خواهد شد، بدعتها از میان میرود و آداب و سنن اسلامی جای آن را میگیرد، باطل شکست میخورد و حق جانشین آن میشود، دین اسلام بر سایر ادیان و همچنین بر شرک و نفاق غلبه مییابد و مومنین وارث زمین میگردند: ((أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی
1) روم(30)، 24.
الصَّالِحُونَ)) (1)و پس از آن عبادت پروردگار خالصانه و به دور از شرک بر سرتاسر زمین حاکم خواهد شد و دنیا روزی تازه و نو را شروع خواهد نمود.
((وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یعْبُدُونَنِی لَایشْرِکُونَ بِی شَیئاً....)) (2)
آری، روزی که مهدی فاطمه، بقیة الله (روحی و ارواح العالمین له الفداء) بیاید؛ آن روز عید واقعی و حقیقی ماست، عید فردی و اجتماعی ماست، چه زیباست که قبل از آمدن حضرتش، درون خویش را همچون عید نوروز متحول کنیم و به خانه تکانی دل بپردازیم و خویش و جامعه را آماده ظهور حضرت نماییم، چرا که بهار و عید واقعی، زمان ظهور حضرت است، چون عاشق واقعی، رنگ معشوق به خود میگیرد و همچون مجنون در راه لیلی جان میدهد، با آمدن او جانها، تازه میشوند و از معرفت الهی سیراب میگردند.
گل همیشه بهارم خدا کند که بیایی
اسیر طعنه خارم خدا کند که بیایی
امام صادق علیه السلام میفرماید:
… و هو الیوم الذی یظهر فیه قائمنا اهل البیت و ولاة الامر و یظفره الله تعالی بالدجال فَیصلِبه علی کناسة الکوفة…؛(3)نوروز همان روزی است که قائم ما اهل بیت و صاحب امر ظاهر خواهد شد و خداوند او را بر دجال غلبه میدهد. پس
آن حضرت دجال را بر کناسه کوفه به دار میکشد… .
اینک دستی به دعا برمیداریم و با گریه و زاری میگوییم: «این السّبب المتصل بین الارض و السماء».
سه بهار(1)
فرارسیدن بهار طبیعت، انگیزهای برای توجه به سه بهار هستی است که با نسیم صفا و معنویت خود، به دنیا شکوفایی و شادابی میبخشد، این سه بهار عبارتنداز:
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:
«جَعَلَهُ الله ریاً لِعَطَشِ العُلماء و ربیعاً لِقُلُوب الفُقهاء؛(2)خداوند، قرآن را آبی گوارا برای عطش عالمان و بهار دلهای دین اندیشان قرار داد».
امام صادق علیه السلام فرمود:
«ابتَعَثَهُ [رَسولَ الله صلی الله علیه و آله و سلم] رَحمةً للعبادِ و رَبیعاً للبلادِ؛(3)خداوند متعال، رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را بر انگیخت تا رحمتی برای بندگان و بهاری برای سرزمینها باشد».
امیرالمؤمنین علیه السلام در فضیلت برترین رسولان حضرت محمد مصطفی6 فرمود:
خداوند پاک و منزه، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به حق مبعوث
نمود و ایشان را ابلاغ کننده رسالت، کرامت دهنده امت و بارانی بهاری برای اهل روزگار و مایه سربلندی مسلمانان و شرافت یارانش قرار داد.(1)
در حقیقت، بعثت حضرت همانند باران موجب سیراب گشتن دلهای خشکیده بشر و علّت غایی بعثت او تکمیل اخلاق انسانها، نامیده شد.
«السلام علی ربیع الأنام و نضرة الأیام؛(2)سلام بر بهار مردمان و خرّمی روزگار».
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف منشأ نشاط و شادابی و خرمی در عالم هستی است و منتظران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هر لحظه مشتاق آمدن بهار حضور و تنفس در فضای عطرآگین حکومت اویند تا جانهای خسته از ظلم و ظالمان را، صفای دیگری بخشند.
تو با
بهار میرسی، تو ای نجابت زمین
اگر چه داغ کربلا، شکسته قامتت بیا
تو با بهار میرسی نه، با تو میرسد بهار
و با تو
سبز میشود، خزان طاقت زمین
که با تو راست میشود، دوباره قامت زمین
تویی شکوفه زمان و سبز قامت زمین
لزوم آمادگی برای آمدن بهار دلها، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
همان گونه که برای آمدن بهار طبیعت، باید خانه تکانی کنیم، باید خواب زدهها را بیدار کنیم و چشمهای بسته را بگشائیم؛ باید آمدن بهار را لحظه به لحظه در گوش جهانیان، زمزمه کنیم؛ باید حرمت بهار را پاس داریم تا رویش
گلها را ببینیم و باید سوگند بخوریم تا هنگام آمدن بهار، به او عشق بورزیم. برای آمدن، بهار دلها و جانها یعنی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز:
باید دل تکانی کرد؛ و کدورتها و کینهها را برطرف نمود؛
باید بذر خوبیها، صلح و دوستی را به همه دلهای بشریت هدیه کرد؛
باید دلهای زنگار گرفته از غفلت را بیدار کرد و به اوج هوشیاری و بصیرت رساند؛
باید به گوشهای غافل، فریاد زد تا بیدار شوند؛ آن هم نه یک بیداری معمولی، بلکه بیداری همراه با معرفت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف؛
باید حرمت دلهای منتظر و حرمت صاحب دلها را نگه داشت؛
باید سوگند بخوریم که تا آمدن بهار دلها، به ولایت او مؤمن باشیم و به آمدن او، به قیام او و به عدالت گستری او عشق ورزیم؛
و بالاخره باید زمینههای ظهور بهار را آماده کرد، با تمام وجود و متانت و بردباری.
به امید شکوفایی و شادابی تمام دلهای عاشق مهدی فاطمه علیها السلام.
مبارک شمایید(1)
اشاره
روزهای آخر سال است و نوروز در پیش. کمکم خانه تکانیها شروع میشود. در این که خانهتکانی از منازل کاری پسندیده است شکی نیست؛ اما تکلیف خانه تکانی دلها و قلبها چه میشود؟ اصلا برایمان اهمیت دارد؟ چقدر به فکر غبارروبی درونمان هستیم؟ اوضاع دکوراسیون خانه جانمان برای ورود به سال جدید چطور است؟ کاش همانقدر که به خانهتکانی منازل حساسیم، خانهتکانی دل هم برایمان مهم باشد.
دل بتکانیم یا خانه؟
خانهتکانی و تغییر دکوراسیون خانه، تأثیرات مثبتی بر روحیه انسان دارد و زندگی را از یکنواختی خارج میکند. تنوع و تمیزی محیط اطراف ما در پیشگیری از افسردگی نیز بسیار مؤثر است؛ بنابراین یک خانهتکانی ساده، سلامت روان فرد را تا حد زیادی تأمین میکند؛ اما اگر این تنوع و نو کردن منجر به زیر بار قرض رفتن و ایجاد استرس برای او شود، نتیجه عکس خواهد داشت و در واقع آرامش فرد را از او خواهد گرفت.
راستی شما دنبال کدام هستید، آرامش یا چشم و همچشمی؟ اگر واقعا
1) حمیده رضایی.
دنبال آرامش هستید، راههای بهتری هم هست، راههایی که نه تنها آرامش دنیا، که آرامش آخرت را هم به دنبال دارد، آن راه بهتر، دلتکانی است.
مواد لازم: قرآن، تسبیح و...
در خانهتکانی، برای تمیز کردن هر بخش، به یک نوع شوینده خاص نیاز داریم؛ چون تمام وسیلهها را نمیشود فقط با یک نوع ماده تمیز کرد. در خانهتکانیِ دل هم، اوضاع همین است. اصلاح نفس و پاک شدن از زنگار گناه و...، اشک و آه، یاد خدا، یاد مرگ و قیامت، تلاوت قرآن، تفکر، سحرخیزی، استغفار، ادای حقوق خلق و خالق و... هر کدام اثر خاص خودش را دارد. فقط یادمان باشد که شاید خداوند از بخشی از حق خود بگذرد، اما از حق بندگانش نه! پس ادای حقالناس را جزو اولویتهایمان بگذاریم.
حال دلتان چطور است؟
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در نگاه اول به خانه، گمان کنید نیاز چندانی به نظافت ندارد، اما همین که دست به کار می شوید و بخشی را تمییز میکنید، بخشهای دیگر خود را نشان میدهد و تازه میفهمید کار سنگینی در پیش است. اوضاع دل انسان هم، چنین است؛ وقتی حرف از توبه و استغفار و اصلاح عیبها پیش میآید، شاید خیلیهایمان در نگاه اول، خود را بیگناه و کمعیب میدانیم، اما اگر کمی بیشتر به اوضاع و احوال دلمان دقت کنیم، تازه میفهمیم چقدر آلوده شده و چه راه طولانیای برای غبارروبی از این خانه خاک گرفته در پیش داریم.
ذرّه ذرّه جمع گردد!
کسانی که در طول سال برنامه منظمی برای نظافت منزل و رسیدگی به کارهایشان دارند، در این روزهای پایانی سال کار چندانی ندارند و کافی است دستی به سر و گوش خانه بکشند تا همه چیز مثل اول مرتب شود. این حکایت دل آدمیزاد است؛ کسانی که با عمل به توصیههای بزرگان، راه رفته و به مقصد رسیدهاند و از قلب خود و آنچه به آن وارد میشود، مراقبت میکنند، این روزها کار زیادی ندارند؛ چون یاد گرفتهاند که اگر لغزشی از آنها سر زد، همان وقت دنبال جبران و آمرزشخواهی از خداوند بروند. آنها هر روز و هر لحظه در حال خانهتکانی دلشان هستند، نه سالی یک مرتبه. آنها خوب میدانند: ذره ذره جمع گردد، وانگهی... .
در جستجوی جانِ از دست رفته
خیلی از چیزهایی که مدتهاست گم شده و دنبال آن میگشتیم، در خانهتکانیها پیدا میشود. خانهتکانی دل هم همینطور است. کافی است کمی وقت بگذاریم و با خودمان خلوت کنیم و مروری روی اعمال و اخلاق خود داشته باشیم؛ تازه آن وقت است که میفهمیم چه گم کردیم و کجا؟ آن وقت است که دلمان هوای پاکی دوران کودکیمان را میکند، هوای سجاده مادر بزرگ و عطر تسبیح تربت آقابزرگ. یادمان میآید آن وقتها چه دل بیکینهای داشتیم و بزرگترین گناهمان همان قهرهای یک دقیقهایمان بود و بس! نه چیزی از غیبت و خوردن گوشت برادر مؤمن سرمان میشد و نه کمفروشی و نه احتکار و نه... .
ایام را از شما مبارک باد
حالا دیگر حال و هوای عید را همه جا میشود حس کرد؛ از خریدها و خانه تکانیها گرفته تا
نو نوار کردن رخت و لباسها. این حضور عید در بیرون از وجود ماست، اما آیا حضور عید را در درون خود نیز احساس میکنیم؟ اگر با تحویل سال، تحول حالی هم داریم، پس عید بر ما مبارک باد؛ چرا که بزرگان گفتهاند: «مبارکی ایام به مبارکی جان ما است».
راستی که چه زیبا گفت:
«ایام را از شما مبارک باد
ایام میآیند تا بر شما مبارک شوند
مبارک شمایید».
عید و صله رحم(1)
((ألَّذِینَ ینقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ وَ یفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُوْلئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ)).(2)
«فاسقان، کسانی هستند که پیمان خدا را پس از آنکه محکم بستند میشکنند، و پیوندهایی را که خدا دستور داده برقرار سازند قطع میکنند، و در زمین فساد میکنند. قطعاً آنان زیان کار هستند».
علّامه مجلسی قدس سره به دنبال آیه ((وَیقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن یوصَلَ))(3)یکصد و ده حدیث درباره اهمیت صله رحم، بیان، و آنها را بررسی کرده است.(4)برخی از نکات جالبی را که ایشان آورده است، نقل میکنیم:
صله رحم، عمر را زیاد، و فقر را دور میکند.
با صله رحم، رزق، توسعه مییابد.
بهترین قدمها، قدمی است که برای صله رحم و دیدار اقوام برداشته شود.
صله رحم، انسان را به مقام مخصوصی در بهشت میرساند.
صله رحم، مرگ و حساب روز قیامت را آسان میکند.
صله رحم، باعث تزکیه عمل و کثرت اموال میشود.
کمک مالی به فامیل، بیست و چهار برابرِ کمک به دیگران پاداش دارد.
بوی بهشت، به کسی که صله رحم را ترک کند، نمیرسد.
به سراغ بستگان بروید، گرچه آنها بیاعتنایی کنند.
صله رحم کنید، هر چند آنها نیکوکار نباشند.
صله رحم کنید، گرچه به اندازه سلام کردن باشد.
با بستگان خود دیدار و رابطه داشته باشید، هر چند در حدّ نوشاندن آبی باشد.
صله رحم کنید، گرچه برای انجام آن، لازم باشد یکسال راه بروید.
صله رحم تنها به دیدن و ملاقات کردن نیست، کمکهای مالی نیز از مصادیق صله رحم به شمار میرود. امام صادق علیه السلام فرمودند: «در اموال انسان، غیر از زکات، حقوق دیگری نیز واجب است».(1)
البتّه شاید مراد امام علیه السلام از حقوق دیگر، همان خمس باشد.
حضرت علی علیه السلام است(1)نیز در برمیگیرد.
بهار یک دانشگاه بزرگ است(1)
من میدانم، شما میدانید، خدا هم میداند، گاهی بخشیدن دوست و فامیلی و آشتی کردن با او چقدر سخت و سنگین است. چه اشکالی دارد گاهی با انجام کارهای سنگین، جوانمردی خود را ثابت کنیم؟ یادمان باشد آنها که میتوانند وزنههای سنگین تری بردارند و بر نمیدارند، جایزهای که نمیگیرند هیچ، نزد خدا و خلق هم محبوبیتی ندارند.(2)
من و شما تلاش کنیم جزء کسانی شویم که به تدریج وزنههای سنگین بر میدارند. آقای حسین رضا زاده را که فراموش نکردهاید.
گفتم به تدریج، یادم آمد که فصل بهار در راه است. راستی بهار هم همین کار را میکند، یعنی در زمستان که آب و خاک با هم قهر بودند هیچ اتفاقی نمیافتاد؛ نه خاک رویشی داشت و نه بذرهای پنهان شده در خاک زایشی. ولی با پیدا شدن چشم و ابروی بهار ماجرا طور دیگری شد. خاک که از آمدن این مسافر خوش قدم بو برد، لحاف زمستان را کنار زد و برخاست. چند روز دیگر معلوم میشود که از آشتی آب و خاک، بلکه از وصلت این دو چه اتفاقات مبارکی در راه است.
با کنار رفتن نقاب برف و سرما کم کم معلوم میشود کدام درخت خشکیده و هیزم شده و کدام سرسبز و زنده است، کدام دشت چادر در چمن بر سر کرده و کدام برهنه و بی چیز است، حاصل کدام خاک یا علی گفته و برخاسته و بر کدام خاک بذر مرگ و مردگی پاشیده اند، کجا سنگستان است و کجا گلستان. کجا گِل است و کجا گُل، به قول مولوی:
در بهاران کی شود سرسبز سنگ
خاک شو تا گل برویی رنگرنگ
چشم دانههای برف که به بهار میافتد از شدت خجالت چنان آب میشوند که آبروی رفته زمین دوباره به جویبارها بر میگردد. مهم این است که یادمان باشد اگر درختی با نگاه پر مهر بهار بیدار نشد به قهر آتش گرفتار میشود، همان که بیش از هزار سال پیش ناصر خسرو میگفت:
بسوزند چوب درختان بیبر
سزا خودهمین است مر بیبری را
همان که سعدی شیرین گفتار میگفت:
هر که امروز نبیند اثر قدرت او
غالب آن است که فرداش نبیند دیوار
سعدی میخواست بگوید: نگو، سیزده به دامان طبیعت میرویم و صفایی میکنیم، بگو میرویم در دامان خلقت خدا و درسی میگیریم و برمی گردیم.
البته او از پیش خود نمیگفت، از قرآن میگفت:
((فَانظُرْ إِلَی آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ کَیفَ یحْیی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِکَ لَمُحْیی الْمَوْتَی وَهُوَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ))؛ به نشانیهای رحمت خداوند بنگر که چگونه از دل خاک مرده حیات و نشاط بیرون میکشد. هم او مردگان را نیز زنده خواهد فرمود.(1)
1) روم(30)، 50.
بله، خوب متوجه شدید، بهار یک دانشگاه بزرگ است که اگر درست به آن نگاه کنیم درسهای فراوانی به ما میدهد. یعنی به چشم دانشجویی، نه به چشم مدرک جوئی!
حالا به قول قرآن، خوب نگاه کن، دوباره نگاه کن، چه میبینی؟
درختانی که از درخت بودن فقط نقش و نقشه آن را داشتند الان از چوب خشک بودن بیرون آمده و در حال سبز شدن و شکوفه دادن هستند، و کمکم آن انتظار سرخ به بارداری سبز تبدیل شده و معلوم شد زمستان و سرما به همه هارت و پورتش حریف ریشههای پنهان و گرم درختان نشده و امروز که سرما، سایه اش را از سرِ ما کم کرده این جوانه ها هستند که خودی نشان داده و آرام آرام، باد و طوفانهای بهاری را نیز رام خود میکنند و دیری نمیپاید که بار درختان چنان سنگین میشود که کسی باورش نمیآید که همان شکوفههای کوچولو تبدیل به گلابی و هلو شده، نارگیل و آناناس به آن عظمت که بماند.
حالا دیدی که نباید از درخت کمتر بود و اگر تمرین و تکرار در کار باشد ما هم میتوانیم وزنه بردار سنگین وزنی بشویم و نرمک، نرمک و گرَم گرَم هم که شده به وزنه ها اضافه کنیم، درست همان کاری که وزنه بردارها میکنند.
از بخشیدن کسی که جواب تلفن ما را نداده شروع کنیم تا بخشش کسی که جفای بزرگی در حق ما کرده است، خدا رحمت کند آیت الله مجتهدی تهرانی را، میگفت:
«اگر میخواهی محبت دنیا از دلت بیرون برود، موقع خرج کردن پول ها، اول اسکناسهای نو را خرج کن».
پس تا دیر نشده دست به کار شویم و با همه آنهایی که در زمستان عمر قهر بودیم آشتی کنیم و دید و بازدید عید را ولیمه و سور این آشتی کنان قرار دهیم که در غیر این صورت دیر یا زود با آتشی دیدار خواهیم کرد که وجودمان را همچون هیزم در قهر خود که نتیجه همان قهر با دوستان و بستگان است؛ خواهد سوزاند.
بهار واقعی در گرو ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است(1)
اشاره
ما منتظریم و انتظار تو یعنی بر قله ایستادن، یعنی تاریخ را از سرگردانی در کوچه های بیهودگی بازداشتن، یعنی رشته اتصالی که کتاب زندگی تاریخ را شیرازه می بندد و تاریخ زندگی آمدگان و رفتگان و آیندگان را مربوط و مفهوم میکند. حجت الاسلام مجتبی کلباسی، مدیر مرکز تخصصی مهدویت قم با نگاهی نو و لطیف، بهار طبیعت و بهار مهدویت را مقایسه کرده است؛ بهاری که ابتدا باید در دلهامان نسیم آن را حس کنیم. بد نیست ویژگیهای جامعه مهدوی و شرایط زندگی در بهار با طراوت حکومت حضرت را با هم مرور کنیم.
حکومت مهدوی و فصلی نو
«بهار فصل نو شدن، انتظار و خواستن است. ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مانند بهار احیاگر دلهای مرده و تجلیبخش انسانیت است. در قرآن کریم نیز از ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف به احیا شدن تعبیر شده است. بهار چون ظهور حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه الشریف پیامدهای گوناگونی دارد و حیات و رویش و زندگی جدید در آن احیا، پیدا میشود. نوروز، روزی نو برای آسمان و زمین و ساکنان آن است. روزی است که کشتی نوح پس از تلاطم و سختی بسیار به آرامش رسید.
1) گفتگو با حجتالاسلام والمسلمین مجتبی کلباسی.
نوروز روز خلاصی حضرت ابراهیم از آتش نمرودیان است و روز دوستی با خداست...».
به گفته مدیر مرکز تخصصی مهدویت، دوره مهدویت، دوره تجدید حیات بشری با تمام ابعاد متصور و مطرح برای آن است. در عصر حاضر، بشر در شرایط زمستانی به سر میبرد. ظلمها و بیعدالتیها سراسر جهان را فرا گرفته و قدرتهای استعماری پنجه خود را بر مسایل مهم مربوط به بشریت گشودهاند و ما در حال حاضر شاهد وضع ناهنجاری بر جامعه انسانی هستیم و هنگامی که این زمستان به اوج خود برسد، در ورای آن شرایطی جدید و فصلی نو ظهور پیدا میکند. منتظران و معتقدان مهدویت، این فصل جدید را بهار جامعه مهدوی و حکومت ناب مهدوی مینامند.
رو به خورشید شویم!
وی معتقد است: «نوروز، روزی عادی، کوتاه، موقت و گذرا است و برای نهادینه کردن و پایداری این روز باید به دعای تحویل سال عمل کرد. ویژگی نوروز اعتدال و هماهنگی است و این هماهنگی موجب ایجاد نشاط در طبیعت شده است و این اعتدال است که ممکن است نوروز را به روز ظهور تبدیل کند. احسن الحال در زندگی می تواند به اعتدال و نظم با پشتوانه معنویت منجر شود. اگر بین معنویت و دنیویت و جسم و روح و ابعاد مختلف زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی اعتدال برقرار شود، احسن الحال در انسان محقق میشود. در چنین شرایطی اگر نوروز بتواند آغاز ظهور باشد ما به عنوان یاران حضرت باید آماده باشیم. در حالی که باران بهاری میبارد و ایام زیبا و همیشه بهار برای همیشه حضور دارند، در این شرایط وجود گلهای هماهنگ
و رو به خورشید کم است. اگر انسان به معنای دعای تحویل سال به دقت نگاه کند و آرزوی احسن الحالی به معنای عدل خواهی داشته باشد و عدل را اول در خود و روابط اجتماعی محقق کند، نوروز میتواند برای او عید واقعی باشد».
جامعه مرده، جامعه جاهل
وی تأکید دارد: «در انقلاب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مردم به شکوفایی عقلی میرسند و در روایات تعبیر شده است که حضرت دست معنویشان را بر سر انسانها می گذارند و آنها را به کمال عقلی میرسانند. در روایات داریم که بشر با همه رشدی که در زمینه عقلی داشته پیش از ظهور به دو حرف از الفبای علوم دست پیدا میکند و بعد از ظهور در 27 مرحله به تکامل علمی میرسد. از سوی دیگر بشر هنگام ظهور به امنیت کامل میرسد و فصل تجاوزها و ظلمها و ستمها سپری میشود و بشر در تناسبات خود احساس امنیت میکند. عدالت فراگیر در همه بخشهای زندگی یکی دیگر از آثار ظهور است. همان طور که قرآن کریم از بهار تعبیر به زنده شدن میکند از عدالت نیز چنین تعبیری دارد؛ به عبارتی قرآن، جامعهای را که در تناسب و ارتباطش عدالت را رعایت نمیکند، جامعهای مرده دانسته است».
هماهنگی آسمان و زمین
«در روایاتی که در باب مهدویت انعکاس دادهاند، جامعه مهدوی و حکومت عدل امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را دوره هماهنگی همه اجزای حیات آن از زمین تا آسمان توصیف کردهاند. در دوران حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آسمان
نعمتهای خود را فرو میریزد و زمین با کمال پذیرش، این نعمتها را جذب میکند و در مسیر رشد، حیات و طراوت انسانها قرار میدهد. جامعه مهدوی، جامعهای است که در تمام ابعاد مادی و معنوی، ظرفیتهای خود را به کار میگیرد و هماهنگ با یکدیگر برای تکمیل هم، بیبدیلترین شرایط عدل را میگستراند. در جامعه مهدوی، درون و برون انسانی، مرز جامعه با کلیات جامعه، انسان با محیط زیست و همه اجزای آن در یک مسیر هماهنگ و تعامل با یکدیگر قرار میگیرند».
انسان هایی که خیال می کنند زندهاند!
یکی دیگر از آثار ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هدایت و راهیابی انسانها از بالقوه بودن به بالفعل شدن است؛ این عبارتی است که حجت الاسلام کلباسی به آن اشاره میکند و در ادامه میگوید: «همان طور که قرآن از بهار تعبیر به زنده شدن می کند از هدایت نیز تعبیر به زنده شدن شده است. قرآن کریم میفرماید هر کسی مرده ای را زنده کند گویا همه بشر را زنده کرده است... که مراد از زنده کردن هدایت کردن است. انسانی که هدایت نشده باشد، مرده است». در عصر ظهور، ملت ها و افراد مسالمت آمیز در صلح کامل با یکدیگر زندگی می کنند. مشکلی که انسان در طول تاریخ به آن دچار بوده و حالتی که پیوسته از آن رنج می برده، اختلاف مرزی، شخصی، نژادی، خانوادگی، قومی و سیاسی است که در زمان ظهور این اختلاف ها برچیده می شود و بشر به حیاتی نوین دست پیدا می کند و زندگی مسالمت آمیز را تجربه می کند. در زمان ظهور به جای حاکمیت شاهان، شهوت و غضب و تمایلات و هوسها؛ خدا و عدالت حقیقی بر انسان حاکم میشود و همان طور که بهار،
نماد نوین زیستن و زنده شدن است، زمان ظهور نیز زمان شکوفایی، رویشها و حیاتی نوین است».
بهار واقعی هستی
مدیر مرکز تخصصی مهدویت در ادامه به نقش امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریفدر هدایت انسانها در دوره حکومت عدل مهدوی نیز اشاره کرد و گفت: «در روایتی از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان بهار واقعی هستی یاد شده است و این تشبیه انسان را به مفاهیم والایی متوجه میکند. در واقع حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف احیاگر جانهای مرده است. همان طور که بهار موجب احیای طبیعت میشود، امام نیز جامعه را که در اثر ظلم و فساد مرده است، احیا و جامعه فاسد را به جامعه صالح تبدیل میکند، دلهای انسانهای فرسوده و جاهل را با دانایی زنده میکند. ضمن اینکه روز ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف سرآغاز سرازیری نعمتها و برکات و رحمتهای خاص و ویژه الهی است. انسانها همواره در طول تاریخ از نعمتهای الهی برخوردار میشوند، اما گاهی به دلیل کم کاریهای خودشان، از برخی برکات الهی بیبهره میمانند که ظهور امام، آغاز سرازیری همه این نعمت ها است؛ همان طور که بهار شاهد سرازیری شکوفه های الهی هستیم».
وی اضافه کرد: «همچنین ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف جشن انسانیت است، انسان ها در آن دوران لباس واقعی بصیرت، انسانیت و معنویت میپوشند؛ این در حالی است که جشن واقعی انسانیت در این دوران شکل میگیرد و با ظهور امام انسانیت، انسان کامل متجلی میشود».
بالاخره کی زمان ظهور فرا می رسد؟
«بهار وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بعد از سختیها و فتنهها ظهور میکند. آن حضرت زمانی ظهور می کند که بسیاری از انسانها و مستضعفان و انسانهای مؤمن از ظلمها و فتنهها و پلیدی در رنج و عذاب و سختی باشند و پس از آن سختی، امام میآید و آرامش و آسایش و زندگی زیبا را برای انسان ها به ارمغان میآورد؛ همانطور که بهار نیز پس از سختیها و سرما و تاریکی ها پدیدار میشود».
به گفته حجت الاسلام والمسلمین کلباسی، فرا رسیدن بهار واقعی در گرو ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. پس از ظهور امام عجل الله تعالی فرجه الشریف تغییر و تحولات دیگر زودگذر نیست، بلکه قلب و احوال و دانایی و بصیرت انسان ها دگرگون می شود و معنای واقعی دعای سال تحویل در زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقق می یابد.
«باید بدانیم ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف موجب خشنودی و رضایت همگان است؛ فرشتگان و آسمانیان پس از ظهور به حال انسان ها غبطه می خورند و انسان ها به وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف افتخار می کنند، همان طور که با فرارسیدن بهار خشنود میشوند؛ در واقع حضرت، مایه انبساط خاطر همگان از هر نژاد و قوم و آیینی میشود و نارضایتی فقط مربوط به شیطان و شیطان پرستان است».
طعم شیرین رفاه و امنیت
«مردم در عصر ظهور همه خوبیها را به شکلی آشکار مشاهده میکنند. در روایات آمده که در عصر ظهور عدالت وارد خانههای مردم میشود و همان طور که ورود سرما و گرما را به خانههای خود لمس میکنند؛ طعم امنیت و
آسایش و رفاه را میچشند.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف عابدترین، حکیم ترین و عالم ترین انسان در کره زمین است. آن حضرت، طاووس اهل بهشت و به طریق اولی برترین موجود است، همان طور که بهار زیباترین فصل است».
در روایات آمده که جهان بعد از قیام مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف پر از عدل میشود و اگر میخواهیم نمونه آن را در عالم مادیات به صورت بالفعل ببینیم، میتوانیم به بهار بنگریم. حجت الاسلام کلباسی با بیان این نکته ادامه میدهد: «هنگام بهار، همه جا پر از حیات و سرزندگی، دنیا متحول و دگرگون میشود و طبیعت طراوت پیدا میکند. در جامعه مهدوی نیز همه جا پر از عدل و حیات و رشد میشود. در جامعه مهدوی، علوم مادی و معنوی مسیر واحدی را طی و همدیگر را تکمیل میکنند، همچنان که همه اجزای طبیعت در فصل بهار نقش تکمیل کنندگی یکدیگر را پیدا میکنند. عدالت مهدوی، عدالت در یک بعد یا عدالت صرفاً اجتماعی نیست، بلکه عدالت درونی و نهفته در ذات انسان و ارتباط تعامل یافته قوای انسانی است».
نسیم روح بخش بهاری...
به گفته مدیر مرکز تخصصی مهدویت؛ با آمدن بهار، باران فراوان، غرش رودها و جوشش چشمهها و نهرها را شاهد هستیم و باید عنوان کرد که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خود ابر باران خیز و چشمه جوشان است. در جلد یک کتاب ارزشمند کافی در صفحه 198 حدیثی به این مضمون نگارش شده است:
« امام ابر بارنده، باران پیاپی، آسمان سایه افکن، زمین گسترده، چشمه
جوشان برکه و گلزار است». مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هرجا قدم نهد، به آن سرسبزی و نشاط میبخشد و در هر منزلی اقامت گزیند، آنجا را خرم و باطراوت می کند. در همین زمینه در کتاب روزگار رهایی آمده است: «امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در هیچ مکانی اقامت نمیکند، جز آنکه از مقدم او چشمهها میجوشد. پس گرسنگان را سیر و تشنگان را سیراب میکند...».
در حدیثی از امام علی علیه السلام نقل شده است:
هنگامی که قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند، آسمان باران خویش را فرو میفرستد و زمین گیاهان خویش را بیرون میفرستد و... تا جایی که اگر زنی از عراق تا شام برود پای خود را جز بر روی گیاه نگذارد... و ترسی برایش نخواهد بود.(1)
سلام بر مهدی، بهار بشریت
حجت الاسلام کلباسی در ادامه توضیحات خود با اشاره به فرازی از زیارتنامه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ادامه میدهد: «در این زیارتنامه میخوانیم «السلام علی الربیع الانام»؛ سلام بر مهدی، بهار بشریت. البته در خصوص معنی کلمه بهار و بشریت، معانی و توضیحات دیگری نیز عنوان شده است. «طریحی» در کتاب مجمع البحرین، ربیع را باران بهاری عنوان میکند. بارانی که زمین را سرشار از نعمت و طراوات میکند و به گیاهان زندگی تازه میدهد. طریحی در خصوص واژه انام نیز، آن را تمامی مخلوفات معنا میکند. به نظر وی انام، تنها شامل انسانها نیست و معنای گسترده تری دارد و جن
1) تحف العقول، ص 115.
و انس و تمام موجودات را در بر میگیرد و حتی همه هستی در کل کائنات و نظام آفرینش را شامل میشود. در زیارتنامه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حضرت صاحب الأمر به باران بهاری که ثمربخشی بسیاری دارد، تشبیه میشود. نور ملکوتی و جلوه ایزدی پروردگار مثل بهار نشاط میآورد و قلبهای پژمرده را که به واسطه گناه افسرده شدهاند، نشاط و شادابی میبخشد. برای همین هر پدیدهای که بخواهد زنده شود و شادابی معنوی و کمال و بصیرتش را کسب کند، میتواند از وجود امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بهره ببرد و بهار، فصل روی آوردن به آستان مبارک امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
درختکاری برای وقف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف(1)
سیزدهمین روز فروردین، به روز طبیعت نامیده شده است و روشن است که وجود درختان یکی از ارکان شادابی در طبیعت است. کاشت درخت از آن رو اهمیت دارد که یکی از آموزههای دینی و از توصیههای انبیاء و اولیاء الهی بوده و خودشان نیز به آن اشتغال داشتهاند. به طوری که همه انبیای الهی به گونهای در عصر خویش، در ایجاد باغ و بستان و حفظ آن کوشا بودهاند. امام صادق علیه السلام میفرمایند: «خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر اینکه به زراعت میپرداخت».
درختکاری دارای فوائد دنیوی و اخروی است. یکی از فوائد اخروی کاشت درخت، بهرهمندی از پاداش تسبیحی است که درخت در برابر خداوند متعال انجام میدهد؛ چرا که درخت، موجود زندهای است که لباس هستی پوشیده و هر آن چه که موجود میشود به تقدیس و تسبیح خداوند مهربان مشغول است. چنانکه پروردگار عالم در قرآن کریم میفرماید: «و هیچ چیز نیست مگر اینکه به تسبیح و ستایش او مشغول است».
علاوه بر این پاداش، کسی که درختی میکارد در واقع پا به عرصه روشنگری آیات الهی گذاشته است؛ چرا که درخت یکی از نشانههای عظمت الهی است و راه و دلیل روشنی است برای خداشناسی و تفکر و اندیشه در
1) حسین ژولیده.
قدرت و حکمت بیانتهای پروردگار. در یک کلام به حق میتوان گفت:
برگ درختان سبز در نظر هوشیار
هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
از دیگر فوائد درخت، نقش مهم آن در تأمین غذای انسانها و حتی حیوانات و همچنین تأثیر بسیار بالای آنها در حفظ طبیعت و محیط زندگی موجودات است.
علاوه بر این، باغها و بستانها از لحاظ آرامش روحی و روانی تأثیر زیادی در زندگی انسانها میگذارد. گشت و گذار در باغها آنقدر لذتبخش است که خداوند متعال در بسیاری از آیات مربوط به بهشت وجود آن را از نعمتها و پاداشهای بزرگ شمرده و بهشت خود را با عبارتهایی مثل: «جنّاتٍ تَجری مِن تَحتها الأنهار» توصیف کرده است. از سوی دیگر نیاز به تفریح در وجود هر انسانی نهفته است که باید این نیاز را برآورده کرد تا انسان در پیچ و خم زندگی، توان مقابله با سختیها و مشکلات زندگی را از دست ندهد و هر از گاهی با تفریحات سالم - که استفاده از باغ از بهترین آنهاست - نیرویی دوباره بگیرد، لذا در فرهنگ اسلامی توصیههای گوناگونی نسبت به این امر شده است. از این رو بسیاری از مردم برای تفریح و استراحت به باغها و جنگلها میروند.
اما نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که در همه جای کشور باغ و فضای مناسب برای تفریح همگان وجود ندارد و بسیاری از مردم نیز به علت پایین بودن توان مالیشان قادر به مسافرت و بهرهمندی از لذت باغ و گشت و گذار در آن نیستند. سئوال اینجاست که چگونه میتوان زمینه استفاده آنان را از این موهبت الهی فراهم کرد؟
پاسخ آن است که میشود با احیاء برخی از زمینهای خشکی که در شهرها و یا اطراف آن است، آنجا را به باغهای زیبایی تبدیل کرد که امکان دسترسی و استفاده همه مردم از آرامش و لطافت طبیعت به وجود آید.
همچنین در هر شهری، افراد مستمند فراوانی هستند که ممکن است قادر به خرید میوه نیز نباشند که میتوان با پرورش باغهای میوه علاوه بر فوائد گوناگونش، قدمهای مؤثری در رابطه با اطعام مستمندان برداشت و حتی با این کار برای چندین نفر هم شغل و درآمد ایجاد کرد.
تصورش را بکنید که اگر کسی زمین بایری را با کاشت درخت احیا کند و آن را برای اهلبیت علیه السلام و به ویژه امام زمان، حضرت حجتبنالحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف وقف نماید، چه پاداش عظیم و با دوامی از این کار میبرد. به راستی درخت کاری و پرورش باغ و وقف نمودن آن از کارهای با ارزش اهلبیت علیهم السلام بوده که با دست مبارک خویش به انجام آن اقدام نمودهاند؛ اگر ما پیرو آنها هستیم لازم است ما نیز به این کار مقدس توجه بیشتری بنماییم.
حسابش را بکنید، پاداش شریک شدن در تسبیح درختان، کاشتن و احیای آیهای از نشانههای شناخت خداوند، تأسی به پیامبران و معصومین علیهم السلام، ایجاد محلی برای آرامش مردم و ایجاد مکانی برای همگان و مخصوصاً نیازمندان و اطعام فقرا و... آنقدر زیاد است که به شماره نمیآید. حال که اینگونه است هر کدام از ما باید به اندازه توان خود در این راه قدم برداریم و برای دستیابی به این پاداش بزرگ کاری انجام دهیم.
حکومت مهدوی و بهار دل انگیز معنویت(1)
مقدمه
هر نظام سیاسی به منظور ایفای وظایف خود از فرایند های ثلاثه (نهاده، تبدیل و خروجی) تشکیل میشود. مهمترین و ارزشمندترین بخش آن پیامد ها و به اصطلاح خروجی آن است که کارآمدی و کارآیی نظام در آن متجلّی شده است. در تحلیل و ارزیابی سیستم دولت عدل گستر مهدوی و بررسی کارآمدی آن نظام جهانی، توجّه به آثار و نتایج آن در ابعاد گوناگون ضروری به نظر میرسد. این نوشتار این امر را از منظر گسترش معنویت مورد بررسی اجمالی قرار داده است.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عامل تحقّق دین الهی و نظام توحیدی است که انبیای عظام الهی برای برقراری آن آمدند و با نابودی مرزها و فاصلهها و هرگونه اختلاف طبقاتی، همه را زیر پرچم پرافتخار توحید گرد میآورد و پیرو یک آیین ساخته و در تمام نقاط عالم بانگ روح افزای«لا اله الا الله و محمد رسول الله و علی ولی الله» را طنین انداز می نماید.
رشد و تعالی و تکامل جامعه از جهات اخلاقی، دینی و فرهنگی، گسترش فضایل و گرایش به خیرات و تحقّق معنویت و عقلانیت از رهآوردهای
1) زهرا سبحانی.
شکوهمند دولت مهر و عدل مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آخرین وصیّ رسولالله صلی الله علیه و آله است. بر این پایه و اساس هر آن چه شرّ و بدی و آلودگی است که منشأ و پیدایش آنها به واسطه وسوسه های شیطانی و هواهای نفسانی است نابود و رذایلی مانند حرص و آز، طمع، کفر، فساد، دروغ از کره زمین محو میگردد. با ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف جهان غرق در نورانیت، قداست و طهارت گشته و آیین توحیدی و یکتاپرستی و اخلاق فراگیرمی شود. در این روزگار انسان ها از تعالی روحی و تکامل عقلانی بهرهمند شده و موانع و عوامل فساد و تباهی، ریشهکن میگردد.
آری، این عنایت ویژه خداوندی است که در آینده تاریخ و با تشکیل دولت فرهنگی مهدوی و دولت مستضعفان صالح یعنی ائمّه طاهرین علیهم السلام و در سایه تربیت دینی مردم، اخلاق آنان تکامل یافته و خردهای ایشان شکوفا می شود و جامعه آلوده قبل از ظهور، به مدینه فاضله اسلامی تبدیل میگردد:
إذا قام قائمنا وضع یده علی رئوس العباد فجمع به عقولهم و کملت به احلامهم؛(1)وقتی قائم ما قیام کند، دست [عنایت خود را] را برسر بندگان می نهد و بدین وسیله عقل آنان زیاد شده و فهمشان بالا میرود (کامل میگردد).
پیداست که هرگاه فرهنگ جامعه از هر جهت سالم و اخلاقی باشد، کوچک ترین اثری از ظلم، فساد، تباهی و تبعیض نخواهد بود و کاستی های جامعه از نظر فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و... از میان خواهد رفت. مردم گرفتار مشکلات گوناگون چون هوا پرستی، جنگ و خون ریزی، کفر و الحاد و غیره
1) کافی، ج1، ص25.
نخواهند شد و سعادت حقیقی خود را در عبودیت و عبادت؛ یعنی همان فلسفه اصلی خلقت که تقرّب به خداوند متعال است خواهند دید.
برخی از آثار و نتایج چنین رویکردی عبارتاند از:
الف) نورانیت و پاکی جهان
یکی از برکات حکومت مهدی نورانیت جهانی است و این مطلب در سخنان معصومین یادآوری شده است.
امام رضا علیه السلام میفرماید: «یطهرالله به الارض؛ خداوند به وسیله [مهدی] زمین را پاک میسازد».(1)همچنین امام علی علیه السلام فرمود:
اذا قام اشرقت الارض بنور ربها و استغنی العباد من ضوء الشمس؛ آن گاه که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام نماید، زمین به نور پروردگار، روشن میشود و بندگان به نور خورشید، نیازی نخواهند داشت.(2)
ب) عبادت و عبودیت
با تکامل عقول و علم و گسترش فرهنگ و ارتقای سطح معرفتی انسان ها مردم به عبادت رو میآورند و در مسیر عبودیت خدای رحمان گام بر میدارند.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
فلایبقی فی الارض معبود من دون الله عزوجل، من صنم، [و
وثن] و غیره الا وقعت فیه نار فاحترق؛(1)غیر از خدای عزّوجلّ هر معبودی که بر روی زمین باقی باشد، اعم از بت های بی جثّه با صورت و با جثّه بی صورت و جز آن آتش گرفته و بسوزد.
و در همین رابطه حضرت امام حسین علیه السلام فرمودند:
«اذا قام القائم لم یعبد الا الله عزوجل؛(2)زمانی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام میکند، جز خدا را عبادت نمی کنند».
ج) کمال اخلاقی مردم
در عصر درخشان حاکمیت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آلودگیهای اخلاقی از جامعه رخت بر میبندد و طبق فرموده امام صادق علیه السلام: «در زمین خدای تعالی معصیت نشود و حدود الهی در میان خلق اقامه گردد».(3)
امام علی علیه السلام نیز فرمود:
روی زمین کافری باقی نمیماند، مگر این که ایمان میآورد و شخص ناشایستی نمیماند جز این که به صلاح و تقوا میگراید.(4)
و: «زنا و شراب خواری و ربا از میان میرود».(5)
د) جلب رضایت و دوستی مردم جهان
حکومت فرهنگی و ارزشی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حکومت بر دل و جان مردم و سیاست محبّت و تألیف قلوب است نه با ضرب و نیزه و شمشیر و ارعاب و سرکوب. دولت عدالت گسترش برای تأمین منافع فردی و گروهی کار نمیکند و خواستههای مادّی هم ندارد؛ بلکه برای تحقّق حاکمیت دین خدا و خدمت به مؤمنان و صالحان و ذلّت ظالمان زراندوز و ستم پیشه، تلاش میکند. از این رو تمامی امکانات و منابع مادّی و معنوی را در اختیار آنان قرار داده و در راه رشد و تعالی ایشان کوشش میکند. در سایه این اقدام، عموم مردم جهان به آرزو و خواسته خود میرسند و عاشق و دوستدار پیشوای عادل و عالم خود گشته و از حکومت و فرمانروایی حضرت خردسند میگردند؛ «در خلافت او ساکنان زمین و آسمان و پرندگان در هوا راضی و خشنودند»(1)و «آسمانیان و زمینیان شادمان میگردند».(2)
همان گونه که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
اگر از عمر جهان به جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند همان یک روز را چندان دراز کند تا مردی از خاندان من خروج کند و زمین را همان گونه که از ستم و بیداد لب ریز شده باشد از عدالت و داد لب ریز سازد.(3)
هنگامه پر برکت ظهور و قیام نورانی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با بسته شدن طومار ستم و صحیفه
ظلمت و برقراری عدالت کامل، حیات حقیقی به تمامی آشکار می
گردد و بدین ترتیب بهار دل انگیز زمین فرا میرسد. « این همان بهار دل انگیزی است که هستی به دنبال زمستان طولانی به انتظارش نشسته است تا با قدم خویش، تاریخ تاریک بشر را به مدار نور و روشنایی بازگرداند و هر آن چه نماد مرگ معنوی زمین است به زیر کشد».(1)
1) امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف موجود موعود، ص250 - 251.
بهار عالمیان و خرّمی روزگاران(1)
بی تو هر بهاری خزان است و با تو هر فصلی بهار. با تو هر دل غمدیده ای شاد است و بی تو هر سعادتمندی غمگین. کجا باید تو را جستجو کنم؛ ای معنا بخش هستی و قوام بخش گیتی! ای خلاصه همه خوبیها(2)و خط بطلان بر همه نامردمیها!(3)ای خورشید حقیقت و ماه تابان!(4)ای آخرین ذخیره خدا!(5)
بهار پیوندی است دوباره با سرآغاز حیات و جوشش. بار دیگر زندگی و بالندگی. و این خود تلنگری است چند باره در آغاز هر سال، برای حرکتی دوباره در مسیر کمال. الگویی است برای تغییر از زندگی مرده به حیاتی پرتلاش، که محصول آن را به زودی درو خواهیم نمود.
نماد سرسبزی بیرونی است که نشاط و سرزندگی درونی را در پی خواهد داشت.
او که بیاید همیشه بهار خواهد بود؛ فصل رویش و بالندگی. دست خویش را
1) محمد مهدی یاوری.
2) «الْمُنْتَهَی إِلَیهِ مَوَارِیثُ الْأَنْبِیاءِ وَ لَدَیهِ مَوْجُودٌ آثَارُ الْأَوْصِیاء»؛(بحارالأنوار، ج99،ص83).
3) «یمْلَأَ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا»؛( مستدرکالوسائل، ج12، ص282).
4) «السَّلَامُ عَلَی شَمْسِ الظَّلَامِ وَ بَدْرِ التَّمَام»؛( بحارالأنوار، ج99، ص101).
5) «السَّلَامُ عَلَی بَقِیةِ اللَّهِ فِی بِلَادِه»؛(همان).
بر سر مردمان خواهد کشید و عقلها را صد افزون خواهد نمود. زمین ذخایر خویش را سخاوتمندانه عرضه خواهد کرد و آسمان باران رحمتش را بی دریغ هدیه خواهد نمود. ظلم و بی عدالتی از زمین برچیده شده، عدالت، امنیت و دین برقرار خواهد شد.
به جای هوای نفس، علم قرآن حاکم گشته و به جای خود خواهی، مردم به خداخواهی روی خواهند آورد. دریچههای علم مفید به روی مردم گشوده خواهد شد؛ همان علمی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شهر آن بود و امام علی علیه السلام دروازه آن. زنان و دختران به جای بازیچه هوسهای مردان بودن، به کرامت و بزرگی انسانی خویش خواهند رسید. رهزنان فرهنگی خلع سلاح شده و اخلاق و کرامت انسانی جایگزین رذالت خواهد شد.
ثروتهای جامعه فزونی یافته و به عدالت و مساوات بین آحاد مردم تقسیم خواهد شد؛ به گونهای که دیگر نیازمند و فقیری باقی نخواهد ماند. کینه و دشمنی از میان مردم رفته و رفاقت و مدارا جریان خواهد یافت.
ظالمان و زورگویان را به زیر کشیده و مستضعفان را حاکم و وارث زمین خواهد ساخت.(1)
این حیات واقعی و بهار جاودانی است.
باید در این بهار و هر بهار، بار دیگر به حیات اندیشید. باید زندگی را دوباره شناخت و راه را دوباره دید و با تو ای رهبر! عهدی دوباره بست. از جنس نور و باران؛ از جنس روشنایی و طراوت؛ از جنس حرکت و تلاش.
خدایا این نوروز را نوروز موعود شیعه قرار ده. آمین
1) در روایتی از امام صادق علیه السلام رسیده است: «ما در نوروز انتظار فرج را داریم»؛ (بحارالانوار، ج52، ص308).
وقتی نوروز، ناگهانی میآید!(1)
به نیمههای اسفند که میرسیم همهچیز رنگ تحول میگیرد و گویی اتفاق تازهای در شرف وقوع است. قرار است همه چیز به پایان برسد و زمانه تمام شود. همهجا صحبت از تسویهحساب است. بعضیها کم آوردهاند، بعضیها اضافی و بعضی دیگر منتظر امدادها و کمکهای خارج از برنامه نشستهاند. زمان سریعتر از حالت عادی سپری میشود . روزها، زمستانیتر از قبل، کوتاه و کوتاه میشوند. تغییرات جدی بهنظر میرسند. کارها باید به اتمام برسد. از اضافی آنها صرفنظر میشود و اگر نتوان آنها را به سامان رساند، باید تعطیل کرد تا روز و روزگاری دیگر از راه برسد. خیابانها و اجتماعات شلوغ شده است و همه از یک سو به سوی دیگر در حرکتند. بعضی تازه به فکر افتادهاند و بعضی دیگر تازه از راه رسیدهاند و خلاصه همهچیز یک جور دیگر است. حتی دنیای درون آدمها هم به هم ریخته است و اصلاً این همه این در و آن در زدن ریشه در بلبشویی دارد که در درون آدمها به راه افتاده است. هرچند ساعت یکبار آدمها میایستند و از خود میپرسند که دیگر چه کاری باید انجام دهند و چقدر زمان دارند. تازه وقتی حساب کارها و دوروبریها را صاف کنی، به خودت میآیی و سراغ خودت را میگیری؛ از سر و وضع و لباسهایت گرفته تا غمها و آرزوهایت. گوشهای مینشینی و چشمانت راه
1) یاسر آیین.
میکشند. یاد فروردین و اردیبهشت و خرداد میکنی و بعد سراغ تابستانی که گذشت را میگیری و همینطور تا اسفند جلو میآیی؛ کارهایی را که کردهای و آنهایی که می خواستی انجام دهی اما نشد. لازم نیست که حتماً کسی را از دست داده باشی یا اتفاق بدی را تجربه کرده باشی، همین که یکسال گذشت و تو در پایان آن ایستادهای، احساس خاصی دارد و دلت بیخودی بیتاب میشود. آسمان هم این روزها غوغا میکند. اصلاً در صبحهای روزهای آخر اسفند، همهچیز و همهکس، همه گلها و گیاههای تازه سبز شده، همه جوانههای تازه سر زده و حتی آجرها و آسفالتها و آنتنهای روی پشتبامها جور دیگری با آدم حرف میزنند تا این تغییر و تحول نه فقط دادوستد آدمها و درون آنها، که تمام هستی تو را در بر بگیرد.
نوروز است دیگر. اگر نجومی هم نگاه کنی، هنگامه انقلاب در سیر زمین و خورشید است و این یعنی آنکه طبیعت نیز به پایان خود نزدیک میشود. هنگامهای است که تغییرات بیشتر از هر زمان دیگر احساس میشوند. چرتکه بیاندازی، این روزها هم مثل روزهای دیگر تقویم هستند، اما این حس و حالی که الان وجود دارد، در هیچ روز و ساعتی پیدا نمیشود. همه آدمها در طول سال - کوچک و بزرگ - میدانند که نوروز میرسد و سال به پایان آن میرسد و همهچیز نو میشود، اما انگار هیچکس باور نکرده است. تنها گوشه ذهن آدمها به نوروز رسیده است و باقی وجود آنها درگیر روزمرگیها و بدهبستانهای جاری زندگی است. اما وقتی به اسفند میرسیم ماجرا جدی میشود. آنچه همه میدانستند و میگفتند، نزدیک میشود و عنقریب واقع میشود. از اینجاست که آن همه رفت و آمد و هایوهوی پیدا میشود و
هرکه را ببینی، به کاری مشغول است.
مسئله این است که همه میدانستند نوروز میرسد، اما هیچگاه آن را باور نکرده بودند و با آن نزیسته بودند و از این رو هیچ وقت حس و حال روزهای پایان اسفند را تجربه نمیکردند. نوروز برای اکثر آدمها یک اتفاق خارج از برنامه و فوقالعاده است که میدانند میرسد، اما دلیلی برای استقبال از آن در طول سال ندارند و تنها وقتی صدای پای آمدنش به گوش رسید، تازه از خواب برمیخیزند و دستبهکار میشوند. اما مسئله برای همه اینطور نیست. عدهای، اگرچه کم، هستند که از فروردین فکر نوروز را برداشتهاند و تحویل سال از هماکنون در برنامهریزی و طرحبندیهای آنان حضور دارد. آنها کارهایشان را با نوروز تنظیم میکنند و از هماکنون در فکر حساب و کتاب پایان سال به سر میبرند. قبول دارم، تعدادشان کم است، اما تا بوده همین بوده که راههای موفقیت، باریک و کم مشتری باشد.
بازمیگردیم و دوباره حساب میکنیم. نوروز از راه میرسد. این یعنی این که طبیعت به پایان یک مرحله از زندگی خود نزدیک میشود و آماده مردن و رستاخیز دیگری است. این یعنی اینکه جامعه انسانی به منزل نهایی خود رسیده و همه روابط و تعاملات آدمها بر محوریت این تغییر، شکل میگیرد و این یعنی اینکه هر انسان، پایان دیگری را تجربه میکند و در انتظار شروع دیگری به سر میبرد.
اولی ما را به یاد قیامت میاندازد؛ بساط همهچیز جمع میشود و هستی درهم پیچیده میشود تا رستاخیز محقق گردد. دومی ما را به ظهور پیوند میدهد؛ بساط زیست ظالمانه و تاریک اجتماع انسانی در طول تاریخ از میان برچیده میشود تا نور به دالان تاریخ جریان یابد. و سومی بانگ سفر را در
قافله وجود ما به صدا درمیآورد تا ترک این خانه و قصد آن خانه کنیم.
اکنون مسئله این است که ما چه نسبتی با این تحولات داریم و اینها چقدر در زندگی ما مؤثرند و این تأثیر چگونه است؟ آیا همانطور که نوروز برای اکثر مردم ناگهانی از راه میرسد و به اتفاقی اگرچه محتمل و حتی قطعی در ذهن، اما بیگانه در عمل تبدیل شده است؛ ما نیز مرگ، ظهور و قیامت را دور میپنداریم و تنها در گوشه های ذهن خود میزبان آنها هستیم یا آنکه وضعیت بهگونه دیگری است؟ مرگ، ظهور و قیامت که میتوان از همه آنها به یومالموعود تعبیر کرد، در زندگی ما چه حضوری دارند؟ آیا یومالموعود تنها آن هنگام که فرا برسد مهم میشود یا آنکه در برنامه ریزی و طرحبندی امروز ما برای زندگی، نقش دارد؟ چگونه میتوان از این ور و آن ور زدنها و هیاهوها و سرگشتگیهای یومالموعود به دور بود و در آن بینصیب نماند؟ آنها که با طلوع آفتاب از خواب برمیخیزند فرصتی برای نماز ندارند، آیا نباید پیش از طلوع آفتاب یومالموعود به نماز ایستاد و خورشید را به انتظار ماند؟
تعطیلات نوروز فرصت مناسبی است تا پاسخ مناسبی برای این پرسشها به دست آوریم.
دید و بازدید عید و ذکر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف(1)
روز نوروز است سرو گلعذار من کجاست؟
درچمن یاران همه جمعند یار من کجاست؟
مونسم جز آه و یارب نیست شبها تا به روز
آه و یا رب مونس شبهای تار من
کجاست؟
نیست یک ساعت قرار، این جان بیآرام را
یا رب آن آرام جان بیقرار من کجاست؟
سوخت از درد جدایی دل به امید وصال
مرهم داغ دل امیدوار من کجاست؟!
طلیعه
اکنون که در آستانه فصل بهار و مراسم ویژه عید نوروز هستیم و فرصتی پیدا شده تا سنت حسنه صله ارحام و مجالس دید و بازدید، با شور و حال خاصی برپا شود، چه زیبا و بجاست که این مجالس را با ذکر فضایل و مناقب اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام نورانی و با نقل حتی یک آیه یا حدیث و یا داستان مربوط به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، جمع خود و لوح دل را سرشار از معنویت کرده و توجه آن حجتهای الهی را به خویش معطوف کنیم و در زمره منتظران حقیقی آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار بگیریم. علاوه بر اینکه با این کار، جلوی
1) فیضالله خشجان.
هرگونه گناه و بیهودهگویی و بطالت عمر گرانمایه نیز گرفته خواهد شد.
سابقه طولانی ذکر فضایل اهلبیت علیهم السلام
گفتگو از فضایل و مناقب اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام سابقه ای بس طولانی دارد و پیشینه آن به تاریخ اسلام و اولین روزهای بعثت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم باز میگردد؛ اگر چه جستجوی ریشه های ذکر فضایل و مناقب این خاندان مطهر علیهم السلام در بستری به وسعت تاریخ بشریت، نه تنها ادعای گزافی نیست، که حقیقتی است غیر قابل انکار، و احادیث و روایات، شاهد و دلیل واضحی است بر این مطلب که در خلال مباحث پیشرو به پاره ای از آنها اشاره میکنیم، اما بازگو کردن خوبیها در قالب محافل و مجالس رسمی و غیررسمی و به شکل سینه به سینه یا تألیف کتابها و نوشتن مقالات، به صورت سیرهای مستمر و سنتی حسنه، از دوران باشکوه تشکیل حکومت اسلامی توسط رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و زمان عظمت و اقتدار مسلمین، شروع شده و تا زمان ما برقرار بوده است و از این پس هم انشاءالله ادامه خواهد یافت. این فضایل - که غالباً از ناحیه مقدسه نبیاعظم صلی الله علیه و آله و سلم صادر شدهاند - دلیل محکمی بر عنایت ویژه آن حضرت بر این گونه مباحث و مطالب است.
علت گفتگو از فضایل و مناقب اهلالبیت علیهم السلام
شاید اولین پرسشی که در این زمینه ایجاد میشود این است که چرا باید در مجالس از فضایل و معارف مربوط به اهلبیت علیهم السلام گفتگو کنیم؟ در پاسخ این سؤال، گفتنی ها بسیار و روایات، بیشمار است؛ لکن در این نوشتار به بعضی از مهمترین روایات وارده در این مبحث اشاره میکنیم:
امام صادق علیه السلام به یکی از یارانشان به نام فضیل فرمودند: «آیا دور هم می نشینید و حدیث ما را برای یکدیگر بازگو میکنید؟» گفتم: آری فدایت شوم. حضرت فرمودند: «من اینگونه مجالس را دوست دارم، پس با برپایی این مجالس، امر (ولایت) ما را زنده کنید. خدا رحمت کند هر آن کس را که امر (ولایت) ما را زنده میکند. ای فضیل! هرکس که ما را یاد کند یا ذکر و یاد ما نزد او به میان آید و به اندازه بال پشه ای، اشک از چشم او خارج شود، خداوند گناهانش را - ولو به اندازه شنهای کف دریاها باشد - میآمرزد».(1)
از این روایت زیبا چهار مطلب استفاده میشود:
برقراری مجالس فضایل و مناقب اهلبیت علیهم السلام مورد توجه و عنایت حضرات معصومین علیهم السلام است.
اینگونه محافل، باعث زنده شدن و زنده ماندن نام و یاد اهلبیت علیهم السلام میشود.
افراد حاضر در این جلسات، مشمول دعای حضرات معصومین علیهم السلام و رحمت حضرت حقتعالی قرار میگیرند.
حضور در این مجالس، موجب آمرزش گناهان است.
نکته مهم دیگر، این است که وقتی افراد، در این محافل و مجالس شرکت میکنند، در اثر گفت و شنود فضایل ائمه معصومین، با کمالات نفسانی و ویژگیهای خدایی ایشان آشنا شده و به آنان معرفت پیدا میکنند و با پیدایش زمینه های معرفت، عشق و محبت هم ایجاد میشود که کسب این محبت، بر
1) 1. بحارالانوار، ج44، ص282، ح14.
هر مسلمانی واجب است؛ چنانکه خداوند از پیامبر خود خواسته است که به مردم بگوید: «در قبال زحمات رسالت و هدایت، از شما اجر و مزدی جز محبت به اهلبیتم نمی خواهم».(1)
و در این فضای نورانیِ سراسر محبت و عشق است که زمینه های تعلیم و تعلم معارف و آموزه های دینی فراهم میشود؛ چنانکه در فرازهای پایانی زیارت جامعه کبیره می خوانیم: «بموالاتکم علّمنا الله معالم دیننا؛ با دوستی و محبت شماست که خداوند آموزههای دین را به ما می آموزد».
یکی دیگر از اثرات تشکیل جلسات فضایل اهلبیت علیهم السلام، دور کردن و جریحهدار نمودن ابلیس است. امام موسی بن جعفر علیه السلام میفرماید:
هیچ چیز برای شیطان و لشکرش، کشندهتر از این نیست که عده ای که در راه خدا با هم پیمان برادری بستهاند، همدیگر را زیارت کنند. به درستی که وقتی دو نفر مؤمن یکدیگر را ملاقات، و خدا را یاد میکنند و فضایل ما اهلبیت را میگویند، پاره های گوشت از صورت شیطان کنده میشود و می ریزد و او از شدت درد، فریادش بلند میشود. پس در این حال، ملائکه آسمان و مأموران بهشت، با شنیدن صدای ناله او، وی را لعن میکنند تا جایی که هر ملک مقربی او را لعن گوید. سپس او در حالی که افسوس میخورد، مانند سگی که او را دور کرده باشند، میرود.(2)
رؤیایی صادقه
علامه سید احمد مستنبط رحمة الله این غواص دریای فضایل اهلبیت صلی الله علیه و آله و سلم - که کتاب دو جلدیاش، به نام «قطره ای از دریای مناقب اهلبیت علیهم السلام» از شاهکارهای این موضوع به حساب می آید - پس از نوشتن جلد اول از این کتاب، خواب دید که فوت کرده و سرش در دامان مادرش حضرت زهرا علیها السلام است. از این حالت - که نشان از مقام بلند و بزرگی رتبه اش دارد - متعجب شد و پیش خود فکر کرد که در اثر چه کاری به این مقام بالا دست یافتم؟ به محض آمدن این سؤال در ذهنش، حضرت صدیقه کبری علیها السلام به او چنین الهام فرمودند که: «این پاداش کسی است که کتاب «القطره» را تألیف کرده است».(1)
پایان این نوشتار روایتی است که ابن عباس از وجود نازنین پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده است. ایشان فرمودند:
خداوند، این خلق را عذاب نمیکند مگر به واسطه گناه علمایی که فضایل حقه علی علیه السلام و عترت پاکش علیهم السلام را کتمان میکنند. به درستی که بعد از پیامبران و رسولان الهی علیهم السلام هیچ کس با فضیلتتر از شیعیان و دوستان علی علیه السلام بر روی زمین راه نمی رود، آنانی که امر آن حضرت را آشکار میکنند و فضایلش را انتشار میدهند. رحمت خدا ایشان را در برگرفته و فرشتگان برایشان طلب آمرزش میکنند.(2)
چنین احادیث قابل توجهی، ما را به یادآوری فضایل و مناقب اهلبیت علیهم السلام -
که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از جمله آنهاست - تشویق میکنند. چه نیکوست که این محبت درونی را به بیرون از خود تراوش داده و همگان را با نام و یاد و معارف آن غایب همیشه حاضر، آشنا کرده و به ایشان، متوجه سازیم.
ای که میپرسی ز من، کان ماه را منزل کجاست
منزل او در دل است، اما ندانم دل کجاست
مهدی موعود، بهار دل ها و جانها(1)
زندگی، شیرین است و با عمری پربرکت و طولانی و با عافیت و سلامتی، شیرین تر؛ «طبیعت»، زیباست و با بهاری خرّمی بخش، روح افزا و مهر گستر زیباتر؛ «جامعه» شکوهمند است و با حاکمیت عدالت، مساوات، صلح و حقطلبی شکوهمندتر؛ «حیات بشری»، دوست داشتنی است و با آرایه های اخلاق انسانی ، خردورزی و دین داری ، دوست داشتنی تر و ...؛ اما افسوس که مرگ و نابودی همواره در کمین اینها است!!
زندگی دنیوی با «قطع روح» از بدن به پایان می رسد؛ طبیعت در آغوش «پاییز و زمستان» سرد و بی روح می شود، جامعه به فساد و انحطاط دچار میگردد و حیات بشری، حالت حیوانی به خود گرفته و در مصیبت دل مردگی و قساوت، ظلمانی و سیه پوش می شود!! پس مرگ و میرایی، سراغ همه میآید و هشداری تلخ برای همگان است!!
مرگ قلب و جامعه ها
«مرگ» در لغت به معنای از دست رفتن قدرت و توان چیزی است. بدین جهت عرب در موارد خاموشی آتش و از کار افتادن زمین از قابلیت کشت و زرع، و حتی در مورد خواب انسان، کلمه «موت» (مرگ) را به کار می برد.
1) دکتر رحیم کارگر.
چون در همه اینها یک قدر مشترکی وجود دارد و آن اینکه قابلیت ها و توانها از میان می رود.(1)
در قرآن علاوه بر قبض روح انسان ها ، برای بت های فاقد حرکت و جنبش و یا زمین بایر و فاقد سبزه و درخت نیز از این لفظ (موت) استفاده شده است.(2)پس جهان طبیعت با فرا رسیدن پاییز و زمستان دچار مرگ موّقت می شود و در بهار زنده می گردد.
غالباً مرگ را به جسم و تن نسبت می دهند (زمانی که رابطه روح از آن گسسته می شود)؛ ولی از نظر قرآن، آن انسانی که از نظر تفکر و تعقّل در درجه بسیار پایین باشد ، زنده نما است: «تو ای پیامبر! مردگان و کران را نمی توانی بشنوانی، آن گاه که بر تو پشت کنند ]و از پذیرش حق سرباز زنند[».(3)
قلب انسان نیز اگر دارای قساوت و ظلمت باشد، مرده ای بیش نیست و این زمانی است که پی در پی مرتکب گناهان شده و نه تنها از آنها احساس ندامت نمی کند؛ بلکه آن را پیروزی می داند و خشنود می شود! شیطان قلب آنان را اشغال کرده و فرشتگان مقرب الهی را از آنجا خارج کرده است! قرآن می فرماید: «وای بر کسانی که قلوبشان از یاد خدا قساوت یافته است! چنین افرادی در ضلالت آشکار هستند».(4)
«قلوب آنها قساوت یافته و شیطان کردار زشت را در نظرشان زیبا نموده است».(1)این مرگ اخلاقی انسان است که او را از درون تهی نموده و به صورت حیوانی درمی آورد. برای جوامع نیز مانند انسان ها برگ و حیات قابل تصور است؛ یعنی ، همان طور که یک فرد به دلیل اینکه حرکت و پویایی دارد، پس زنده است و سپس می میرد؛ جامعه و امت نیز واحدی است زنده که گرفتار مرگ و نابودی می شود. یعنی مانند انسان رشد می کند؛ سپس فرتوت شده و می میرد.
قرآن می فرماید: «برای عمر هر امتی پایانی است ؛ هر گاه پایان عمرشان فرا رسد، نه لحظه ای تأخیر می کنند و نه لحظه ای زودتر فانی می گردند».(2)
قرآن ستمگری و سرکشی و خروج از خط عدالت و دادگری را مایه هلاکت و نابودی امت ها می داند؛ بر عکس صلاح و تقوا و درستکاری را مایه بقای دولت و ملت می اندیشد. ظلم و تعدی در میان ملل از نقطه کوچکی شروع می شود و به مرور زمان به پایه ای می رسد که انفجار به دنبال می آورد:(3)«هرگز پروردگار تو، نابود کننده ملت ها از طریق ظلم نیست، در حالی که آن ملت ها در راه صلاح و پاکی گام بر می دارند».(4)
اما اگر جوامع و ملت ها در طریق پاکی و درستی قرار نگیرند، نابودی و مرگشان حتمی است: «آن جوامع را چون ستم کردند، نابودشان کردیم و برای
نابودی آنها موعودی مقرّر داشتیم».(1)
البته جامعه ای که آکنده از فساد، ستمگری ، هرج و مرج، الحاد و بی دینی، شهوت رانی و ضلالت باشد، مرده متحرکی بیش نیست و تنها راه نجات آن یا نابودی است، یا اصلاح کامل.
سوگواره دل ها و جامعه ها
بر اساس روایات در عصر پیش از ظهور، هنگامه مرگ بسیاری از دل ها، جان ها و جامعه ها است و تنها یک احیاگر بزرگ و طبیب الهی می تواند آنها را از مرگ برهاند و چشم روشنی مصلحان و منتظران واقعی گردد.
بعضی از ویژگی های میرایی(2)در این دوران (آخرالزمان) به شرح زیر است:
آمده است « هنگامی که مردم بر روی دل های درنده خوی خود جامه میش بپوشند، دل های آنها از مردار گندیده تر و از خار، تلخ تر است» و «دل مردار قساوت می گیرد و همانند بدنش می میرد». «دل ها را قساوت می گیرد، دیده ها خشک می شود و تلاوت قرآن بر زبان ها سخت میگردد».
2 . مرگ حق و عدالت
«رَأَیتَ الْحَقَّ قَدْ مَاتَ وَ ذَهَبَ أَهْلُهُ وَ رَأَیتَ الْجَوْرَ قَدْ شَمِلَ الْبِلَاد؛(3)حق،
مرده
و اهل حق رخت بر بسته است... جور و ستم همه شهرها را فرا گرفته است». و « دل ها را قساوت می گیرد و زمین پر از ستم میشود». «کَثُرَ الْجَوْرُ وَ الْفَسَادُ وَ ظَهَرَ الْمُنْکَر؛(1)ستم و تباهی فراوان و منکر آشکار می شود». و«بعد موتها بجور أئمة الضلال؛(2)زمین با جور و ستم پیشوایان ظالم و گمراه می میرد».
3 . مرگ جوامع
«بعد موتها بکفر اهلها؛زمین با کفر اهل آن می میرد». و« رَأَیتَ الْکَافِرَ فَرِحاً لِمَا یرَی فِی الْمُؤْمِنِ مَرِحاً لِمَا یرَی فِی الْأَرْضِ مِنَ الْفَسَاد؛(3)کافران ... از مشاهده فساد و تباهی جهان در پوست نمی گنجند». «فاسق ترین مردمان بر آنان حکومت می کند و پست ترین مردم، پیشوایان می شود . اشرار از ترس شرارت مورد احترام می باشند و غنا و موسیقی علنی می گردد. هر ملتی، ملت های پیش را لعن می کنند».(4)
«شیطان در نسوج بدنشان شرکت جسته ، با خونشان آمیخته و همراه خون، در شریان هایشان حرکت می کند. همواره انسان ها را به تهمت و افترا تشویق می کند تا فتنه ها افق شهر ها را فرا گیرد...» و «وَ کَانَ أَهْلُ ذَلِکَ الزَّمَانِ ذِئَاباً،
وَ سَلَاطِینُهُ سِبَاعاً، وَ أَوْسَاطُهُ أُکَّالًا، وَ فُقَرَاؤُهُ أَمْوَاتا؛(1)اهل آن زمان گرگ شده و پادشاهان آنها درنده و مردم متوسط آنها خورنده و بینوایان آنها چون مردگان افسرده باشند».
«زمانی بر امت من می آید که در آن زمان درون آنها پلید می شود؛ ولی ظواهر آنها به طمع دنیا آراسته می گردد».
«قُلُوبُهُمْ خَالِیةٌ مِنَ الْإِیمَان؛(2)دل ها از ایمان تهی می گردد و مؤمن در میان آنان به هر گونه ذلت و خواری دچار می شود». و« سَیخْرِجُونَ أَقْوَاماً مِنْ دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجا؛(3)مردم از دین خدا دسته دسته بیرون می روند آن چنان که دسته دسته به آن داخل شده اند». و «اهل زمانه دگرگون می شوند ... دل ها را شک و تردید فرا می گیرد . رشته دین از گردن آنها خارج می شود و پیوند آنها با دین قطع می گردد».(4)
6 . مرگ اخلاق
« إِضَاعَةَ الصَّلَاةِ وَ اتِّبَاعَ الشَّهَوَاتِ؛(5)نمازها تباه می شود (و انسان ها) به دنبال شهوت ها رفته و از هوای نفس پیروی می کنند». و «دَبَّ الْکِبْرُ فِی
الْقُلُوبَ کَدَبِیبِ السَّمِّ فِی الْأَبْدَان؛(1)خودپرستی در اعماق دل ها، نفوذ کرده آن سان که سمومات در بدن ها نفوذ می کند [و باعث مرگ میشود]. «راستی و درستی ، کمیاب و نادر می شود و دروغ همه جا را فرا می گیرد» و... .
7 . مرگ جاهلی (مرگ عقلی و دانایی)
در آن زمان گمراهی زیاد و هدایت کم می شود و «یکُونُ ذَلِکَ إِذَا رُفِعَ الْعِلْمُ وَ ظَهَرَ الْجَهْل؛ زمانی ظاهر می شود که علم [واقعی] رخت بر می بندد و نادانی ظاهر می شود».(2)و«أَخَذَ الْبَاطِلُ مَآخِذَهُ وَ رَکِبَ الْجَهْلُ مَرَاکِبَه...؛ پا بر جا می شود و جهالت بر سریر قدرت می نشیند و زنگ باطل پس از یک دوره سکوت به صدا در میآید. مردم برای کارهای ناشایست دست برادری به یکدیگر میدهند».(3)
بشارت بهار
با آمدن «بهار»، طبیعت بی جان و مرده، حیات دوباره می یابد و روح طراوت و خرمی بر آن دمیده می شود. با آمدن بهار ، اشک شوق از چشمه ها و رودها جاری می شود و دشت و صحرا با صدها رنگ زینت می یابد. موج سبز حیات از هر روزن خاک دریایی می شود و سرود خوش آهنگ هستی ،در دشت و چمن به گوش می رسد. خواب از چشمان خمار درخت ها و گیاهان زدوده می شود و با عطر شکوفه و شوق نسیم، خاطره سرما و خزان فراموش می گردد. قلب
دردمند پرندگان با رویش جوانه ها تسکین می یابد و آزردگی خاطر پروانه های مهجور و محبوس ، با طنازی گل بر طرف می شود.گل خنده، بر سیمای ابرها و بادها، نشانده می شود و با ترانه های باران و قطرات شبنم، هر وجودی به شعف در می آید. حریر سبز طبیعت، پرده بر منظره غم بار دل مردگی ها میکشد و شکوه دوباره زندگی، رویش ، شکوفایی، اعتدال و سرزنده بودن را به نمایش در می آورد.
امام مهدی نیز بهار« انسان ها و جامعه ها» ،« دل ها و دین ها» و« اندیشه ها و خردها» است. وجود بشر و اجتماع، از او حیات دوباره میگیرد و رونقی بسزا در جهان می افتد. با آمدن او حتی طبیعت نیز نه یک بهار؛ بلکه هزاران بهار را در یک آن می بیند. دگرگونی شگفتآوری در زمین و زمان مشاهده می شود: «نور» سراسر گیتی را فرا می گیرد ؛ «عدل» بر سریر عزت و عظمت مینشیند؛ «عقل» شکوفاتر از گل ها می شود؛ «دین» ، احیا شده و رونق میگیرد؛ «جامعه» اصلاح و پاکسازی می گردد؛ «انسان» لباس کرامت و معنویت می پوشد؛ «حق» بر کرسی حکومت و سیاست باز می گردد؛ «کمال» در سر منزل مقصود بشر قرار می گیرد؛ «هدایت» چو خورشید فروزان بر جانها می تابد؛«بصیرت» هنر فرزانگی و برازندگی می شود؛ «صلح» آرامش خاطر هر جنبنده ای را فراهم می سازد ؛«ایمان» انسان ها را محبوب خالق میکند؛«اخلاق» برکات آسمان و زمین را جلب می کند و... .
احیاگر بزرگ
امام مهدی علیه السلام اندوخته خداوند برای احیاگری و حیات بخشی، هدایت گری و نورافشانی، رشد و بالندگی و تکامل و تعالی است. کار او کیمیاگری است ؛
چون انسان ها را از صورت حیوانی خارج می کند و به سیرت انسانی و الهی باز می گرداند. او فطرت های خاموش را با نور بصیرت و هدایت روش می سازد و دل های قسی و مرده را با روح اخلاق و تربیت ، احیا می کند. او کار نیمه تمام همه پیامبران و صالحان را در تکمیل مکارم اخلاقی، با برپا داشت قسط و عدالت، گسترش ایمان و معنویت و نجات انسان از مرگ جاهلی به پایان میرساند و کاری میکند کارستان... او همه را زنده و احیا می کند و نور طراوت، سرزندگی و حیات معنوی و اخلاقی را به جهان می افشاند ، زندگی واقعی و انسانی، فقط در سایه وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قابل دسترسی است.
« فَیحْییهَا اللَّهُ بِالْقَائِم؛(1)و خداوند [زمین] را به دست قائم زنده و احیا میگرداند؛ بعد از آنکه زمین با کفر ساکنانش مرده باشد».
«چون قائم قیام کند، دستش را بر سر بندگان می گذارد و عقول آنها را متمرکز ساخته و اخلاقشان را به کمال می رساند».(2)و «شیوه پیامبر خدا را در پیش می گیرد و شما را از کوری، کری و گنگی [باطنی] نجات می دهد».(3)و «یفْتَحُ حُصُونَ الضَّلَالَةِ وَ قُلُوباً غُفْلا؛(4)
قلعه های گمراهی و دل های قفل شده و
بسته را باز می کند».
3 . احیای مکارم اخلاقی
«یصْلِحَ أُمَّةً بَعْدَ فَسَادِهَا؛(1)او این امت را پس از آنکه فاسد (تباه) شدهاند، اصلاح می کند و شر از بین می رود و خیر باقی می ماند». و«زنا و شراب خواری و ربا ریشهکن می شود . مردم به عبادت و دستورات شرع روی می آورند . عمرها دراز و امانت ها برگردانده می شوند».(2)
«یهْدِمُ مَا کَانَ قَبْلَهُ کَمَا هَدَمَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَمْرَ الْجَاهِلِیةِ وَ یسْتَأْنِفُ الْإِسْلَامَ جَدِیداً؛(3)مهدی بر طبق شیوه رسول خدا رفتار می کند و آنچه از نشانه های گذشته باشد، از میان می برد، همان گونه که پیامبر صلی الله علیه و آله نشانه های جاهلیت را از بین برد. پس از ریشه کن ساختن بدعت ها، اسلام را از نو پیاده می کند». و« فَیعْلِی أَمْرَ اللَّهِ وَ یظْهِرُ دِینَ اللَّه؛(4)امر خداوند را برتری می دهد و دین الهی را ظاهر می سازد».
«هنگامی که قائم خروج کند، امر تازه، کتاب تازه، رویش تازه و داوری تازه
باخود آورد... ».(1)«به خدا سوگند!؛ گویی او را در میان رکن و مقام با چشم خود می بینم که از مردم برای امری تازه ، و حکومت آسمانی تازه بیعت می گیرد».(2)
6 . احیای جهان ظلمانی
«چون قائم قیام کند، زمین به نور پروردگارش روشن می گردد و مردم همگی بی نیاز می شوند»(3)و«زمین را از عدل ، قسط، نور و برهان آکنده میسازد».(4)و«خداوند به دست او، [انسان ها را] از نابودی و تباهی نجات میدهد و به وسیله او از ضلالت و گمراهی [به راه راست] هدایت می کند».(5)
7 . احیای بندگی و عبودیت
«دل های بندگان را پر از عبادت می کند و عدلش فراگیر میشود».(6)و ...«هنگامی که قائم ما قیام کند، جز خدای تبارک و تعالی پرستیده نمیشود».(7)
« تطیب الدنیا و اهلها فی ایام دولته؛(8)دنیا و مردم آن در دوران حکومت
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پاک و پاکیزه می شوند». و « لَا یتْرُکُ فِی الْأَرْضِ الْأَدْنَین؛(1)پستیها را بر روی زمین باقی نمی گذارد» .و « لَیطَهِّرَنَّ الْأَرْضَ مِنْ کُلِّ غَاشٍّ وَ لَیعْمَلَنَّ بِالْعَدْلِ؛(2)زمین را از هر فریب کاری و پلیدی پاک می سازد و به عدالت رفتار می کند».
9 . احیای خیرات و برکات
« یکثر الخیر والبرکات؛(3)فتنه ها و ناامنی از بین می رود و [به جهت وجود او] نیکی ها و برکات فزونی می یابد». و «تخرج الارض برکتها ...؛(4)زمین پر برکت می شود و امت من در عصر او، چنان زندگی [خوبی] دارند که در هیچ زمانی چنین نبوده است».
10 . احیای آیین دادگری
«فَیحْییهَا اللَّهُ بِالْقَائِمِ فَیعْدِلُ فِیهَا فَتَحْیا الْأَرْضُ وَ یحْیا أَهْلُهَا بَعْدَ مَوْتِهِمْ؛(5)خداوند زمین را به دست قائم زنده می کند؛ پس او در آن عدالت میورزد. پس زمین زنده می شود و مردم آن حیاتی نوین می یابند، بعد از مرگشان». و«زمین را آکنده از عدل و داد می کند؛ همان گونه که از جور و ستم پر شده بود».(6)و
« یرِیکُمْ کَیفَ عَدْلُ السِّیرَة؛(1)به شما نشان خواهد داد که سیرت عدل [و حکومت عادلانه] چگونه است».
و این زندگی زیبا دیگر با بدی ها نابود نخواهد شد و قساوت و پلیدی بر او سایه نخواهد گستدانید.
1) نهج البلاغه، خطبه 138.
نوروز، نه کهنه روز!(1)
اشاره
عید نوروز از جمله اعیاد کهن ایرانیان است که حرفهای ضدّ و نقیض زیادی درباره آن بیان شده است. عید نوروز به عنوان یکی از بزرگترین و با شکوهترین اعیاد در بین مردم کشور ما و برخی از کشورهای همسایه مطرح میباشد. وجود احادیث بسیار در این خصوص از سویی و ذکر اعمالی از قبیل استحباب غسل، روزه، نماز در این روز و نامگذاری این روز به نام اهلبیت علیهم السلام از سویی دیگر، نگارنده را به نگارش این مقاله ترغیب نموده است.
نوروز در آینه روایات
نقل شده است که به امیرالمؤمنین علی علیه السلام پالوده هدیه دادند. فرمود: «این، به چه مناسبت است؟» گفتند: «به مناسبت نوروز». فرمود: «اگر قدر بدانید، پس هر روزی، نوروز است».(2)روایات دیگری هم در این خصوص داریم که نشان میدهد در آن زمان، بسیاری از مردم، برای امام علی علیه السلام هدیه نوروزی میبردند و آن حضرت نیز قبول میکردند. هدیهها غالباً عبارت بودند از شکر، پالوده، سمنو و گاه لباسهای گرانبهای زرباف که در ظرفهایی از نقره میگذاشتند و به خدمت آن حضرت میبردند.
هم چنین معلی بن خنیس از امام صادق علیه السلام نقل میکند که فرمود:
همانا نوروز، همان روزی است که در غدیر خم، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از مردم برای علی علیه السلام عهد گرفت. پس مردم به ولایت او اقرار کردند، پس خوشا به حال کسی که به عهد خود ثابت قدم ماند و وای به حال کسی که آن را بشکند. و آن، همان روزی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام را به سوی وادی جنّ روانه کرد و از آنها عهد و پیمان گرفت. و آن، همان روزی است که حضرت علی علیه السلام بر اهل نهروان غالب شد و ذوالثدیه را کشت. و آن، همان روزی است که قائم ما اهلبیت علیهم السلام و صاحب امر، ظاهر خواهد شد و خداوند متعال، او را بر دجال غلبه خواهد داد؛ پس آن حضرت، دجال را بر کناسه کوفه به دار خواهد کشید و هیچ نوروزی نیست مگر آن که ما در آن، انتظار فرج را داریم: برای اینکه نوروز از ایام ماست. ایرانیان آن را حفظ کردهاند، و شما (عربها) آن را ضایع کردهاید. پس پیامبری از پیامبران بنیاسرائیل از خداوند خواست قومی را زنده کند که به جهت ترس از مرگ، از خانههایشان بیرون رفتند و آنها هزاران نفر بودند و خداوند، همه آنها را میراند. پس خداوند به آن پیامبر، وحی کرد که در گورهای آنها آب بریزید. پس در همین روز در گورهای آنها آب ریختند و همه آنها زنده شدند و حال این که آنها سی هزار نفر بودند، پس آب ریختن در آن روز، سنت قدیمی گردید؛ اما هیچ
کس علت آن را نمیداند مگر راسخان در علم و آن روز، اولین روز از سال ایرانیان است.(1)
معلی بن خنیس نیز نقل کرده است: در بامداد روز نوروز بر ابیعبدالله وارد شدم پس (حضرت) فرمودند: «ای معلی آیا این روز را میشناسی؟» گفتم: «نه. ولی میدانم روزی است که ایرانیان از آن تجلیل میکنند و در آن به همدیگر تبریک گفته و دعای خیر میکنند». فرمود: « قسم به خانه کهن(کعبه) - که در دل مکه است، تجلیل این روز نیست مگر برای یک امر قدیمی که آن را برای تو تفسیر میکنم؛ تا این که از آن مطلع شوی». پس گفتم: «اگر این علمی را که نزد شماست فرا گیرم، برای من دوست داشتنیتر است از این که تا ابد زندگی کنم. خداوند، دشمنان شما را نابود کند». ایشان فرمود: «ای معلی، روز نوروز همان روزی است که خداوند در آن از بندگانش عهد گرفت که او را عبادت کنند و هیچ چیزی را شریک او ندانند و اینکه به رسولان و انبیا و اولیایش ایمان بیاورند. و آن، اولین روزی است که خورشید، در آن طلوع کرد و بادهای باردار کننده، در آن وزیدند و گلها و شکوفههای زمین، آفریده شدند. و آن، روزی است که کشتی نوح علیه السلام بر کوه جُودی قرار گرفت. و آن روزی است که در آن، قومی که از ترس مرگ از خانههای خود خارج شده بودند و هزاران نفر بودند و خداوند، آنها را میرانده بود، در این روز زنده شدند. و آن، روزی است که جبرئیل بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردید. و آن، روزی است که ابراهیم علیه السلام بتهای قوم خود را شکست. و آن، روزی
1) عوالی اللئالی، ج3، ص41؛ بحارالانوار، ج56، ص116؛ وسائل الشیعه، ج5، ص288.
است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، امیرالمؤمنین علی علیه السلام را بر دوش خود سوار کرد تا بتهای قریش را از بالای خانه خدا به پائین اندازد و آنها را خُرد کند».(1)
مقصود از نوروز در روایات
در واقع، ائمه اطهار علیهم السلام نوروز را روزی میدانستهاند که خداوند، در آن، معبود و مسجود، و دین و امر او در آن، ظاهر و غالب شده باشد. این معنا از احادیثی که از امیرالمؤمنین علی علیه السلام روایت شده است، کاملاً به دست میآید؛ چنانکه آن حضرت فرمودند: «هر روز ما، نوروز است».(2)چون پیداست که ائمه اطهار علیهم السلام همواره به طاعت و پرستش خداوند مشغول بودهاند. و یا در حدیثی دیگر فرمودند: «هر چیزی را برای ما اختیار کنید؛ که در این صورت، هر روزتان نوروز است».(3)در حدیثی دیگر نیز آمده است: «اگر قدر بدانید، هر روز، نوروز است».(4)یعنی اگر معصیت خداوند را نکنید و قدر عمر خود را بدانید و هر روز، پیشرفتی داشته باشید، آن روزتان، نو و تازه است؛ اما اگر پیشرفت نداشته باشید و در جا بزنید، پیداست که این روز، همان روز گذشته است و در این صورت نه نوروز، که کهنه روز خواهد بود!
هم چنین امام علی علیه السلام در کلامی گهربار فرمود: «هر روزی که در آن معصیت خدا نشود، عید است».(5)
بنابراین از دیدگاه ائمه اطهار علیهم السلام هر روزی که در آن، معصیت خداوند نشود، بلکه امر و دین خداوند، ظهور و تبلور داشته باشد، نوروز است و به همین خاطر، امام صادق علیه السلام در روایت معلی بن خنیس آن ایام را نوروز خواند، چون در غدیر خم، امر خداوند ظاهر و غالب شد و دین او کامل گشت؛ در جنگ نهروان نیز با پیروزی امام علی علیه السلام دین خدا، پیروز و به این سبب، خداوند، عبادت شد. روز نزول جبرئیل بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز به این خاطر نوروز است که سرآغاز توحید و عبادت خداوند و دوری از شرک و جهالت است. و بالأخره اگر روز ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نوروز نامیده میشود، به جهت پیروزی کامل دین و امر خداوند بر شرک و نفاق میباشد و به همین خاطر، روزی تازه و نو نامیده میشود؛ چون در آن روز، دنیا روزی تازه را شروع خواهد کرد. در تمام روزهایی که در حدیث ذکر شده، نوروز نامیده شدند، دنیا با اتفاقی مهم، روزی جدید و تازه را آغاز کرده است.
با این توضیح، شاید چنین به ذهن برسد که نوروز در احادیث، یک روز خاص از سال نمیباشد؛ اما تحقیق مطلب این است که هر چند در نظر ابتدایی، از این احادیث چنین مطلبی استفاده میشود؛ اما با توجه به سؤال و جواب راویان، به نظر میرسد که مقصود از نوروز، علاوه بر معنای بالا میتواند همان روز خاص باشد.
مثلا در همان حدیث معلی، وی میگوید: «در روز نوروز، بر امام صادق علیه السلام وارد شدم و امام سؤال کرد: آیا این روز را میشناسی؟...».
اساساً در بعضی از احادیث، تصریح شده است که آن نوروز، اول سال ایرانیان است. پیداست آن نوروزی که ایرانیان، از قدیم الایام آن را حفظ کردهاند، همان عید نوروزِ معروف و مشهور است.
مطلبی که از این احادیث استفاده میشود، این است که در طول اعصار مختلف و به دنبال وقوع تحولات بزرگ دینی و اجتماعی در زمان نوروز، روح و حیات تازهای به آن بخشیده شده؛ به نحوی که به جهت آن تحولات، شایسته است که آن روز را نوروزی دیگر بنامیم.
شاید کسانی که جلوس «جمشید» به پادشاهی(1)و یا ورود او به آذربایجان(2)را علت پیدایش نوروز میدانند، همین مطلب را در نظر داشتهاند؛ یعنی چون تجدید آئین ایزد پرستی - در روزگاری که صابئیّون، حتی پادشاه زمان خود را هم به پیروی از خود وادار کرده بودند - در نظر مردم، بسیار با اهمیت و بزرگ، جلوه کرد، آن روز را نوروز خواندند و همین امر باعث شد کسانی که اطلاع دقیقی از تاریخ پیدایش نوروز نداشتند، آن روز را نوروز بدانند؛ غافل از این که نوروز، از زمان حضرت آدم علیه السلام مطرح بوده است. در واقع، منظور از «نوروز» خواندن چنین ایامی، نه این بوده که آنها این واقعه را منشأ پیدایش نوروز بدانند، بلکه فقط خواستهاند اهمیت و عظمت آن روز را بیان و معرفی کنند.
بنابراین با کمی دقت به این نتیجه میرسیم که احادیث ائمه علیهم السلام، به افراد و جزئیات زندگی روزمره آنها نظری ندارند، بلکه به تحولات اجتماعی و سیاسی
بنابراین با اطمینان کامل میتوانیم بگوئیم که احادیث، نوروز را به عنوان روزی خاص از سال - که همان اول سال ایرانیان باشد - به روزی که امر دین و قدرت خداوند در میان مردم و جامعه، ظهور و تبلور یافته تفسیر نمودهاند.(1)
1) این مقاله به جهت تخصصی بودن برخی مطالب آن و مخاطبین عام مجله با مقداری تلخیص تقدیم خوانندگان گرامی شده است.
نوروز و عهد با امام زمان(1)
بهار، آهسته در راه است و نوروز میآید و فصل سرد زمستان پایان میپذیرد.
با آمدن بهار درختان و گلهای سرد و مرده جوانه میزنند و لباسی زیبا و نو به تن میپوشند که بعضی از آنها لباس خود را با شکوفههای معطر زینت میدهند و بوی عطر و سبزه فضا را نشاط انگیز میگرداند و عید نوروز و طبیعت میآید.
بسیاری قبل از نوروز و قبل از تحویل سال با آداب ویژهای به استقبال نوروز میروند، به نظافت و شستشو میپردازند و خود را از آلودگیها میزدایند. لباس کهنه و قدیمی را از تن خارج ساخته و لباس نو و جدید به تن میکنند و به این شکل با طبیعت همگام شده و همراه با تحول طبیعت در خود نیز تحول ایجاد میکنند.
عید از ماده «عود» گرفته شده و به معنی «بازگشت» میباشد. در لغت نامهها آمده است که، عید یعنی بازگشت به وضعیت مطلوب گذشته و به روزهای سرور و شادی نیز عید گفته میشود.(2)
نوروز و عهد با امام زمان(1)
بهار، آهسته در راه است و نوروز میآید و فصل سرد زمستان پایان میپذیرد.
با آمدن بهار درختان و گلهای سرد و مرده جوانه میزنند و لباسی زیبا و نو به تن میپوشند که بعضی از آنها لباس خود را با شکوفههای معطر زینت میدهند و بوی عطر و سبزه فضا را نشاط انگیز میگرداند و عید نوروز و طبیعت میآید.
بسیاری قبل از نوروز و قبل از تحویل سال با آداب ویژهای به استقبال نوروز میروند، به نظافت و شستشو میپردازند و خود را از آلودگیها میزدایند. لباس کهنه و قدیمی را از تن خارج ساخته و لباس نو و جدید به تن میکنند و به این شکل با طبیعت همگام شده و همراه با تحول طبیعت در خود نیز تحول ایجاد میکنند.
عید از ماده «عود» گرفته شده و به معنی «بازگشت» میباشد. در لغت نامهها آمده است که، عید یعنی بازگشت به وضعیت مطلوب گذشته و به روزهای سرور و شادی نیز عید گفته میشود.(2)
اعیاد اسلامی
در قرآن کریم میخوانیم: عیسی بن مریم عرض کرد: خداوندا! از آسمان مائدهای برای ما بفرست تا برای اول و آخر ما عیدی باشد، و نشانهای از تو و به ما روزی ده و تو بهترین روزی دهندگانی.(1)
مرحوم میبدی در کتاب کشف الاسرار خود میگوید:
عید، بدین سبب عید نامیده شد که خداوند متعال با رحمت خود به سوی بندهاش بر میگردد و بنده با فرمانبری به سوی پروردگارش باز میگردد.
امام علی علیه السلام در مورد عید میفرماید: هر روزی که در آن نافرمانی خداوند نشود، آن روز عید است.(2)
در اسلام از چندین مناسبت به عنوان عید نام برده شده است. امام صادق علیه السلام میفرماید:
در روز قیامت چهار روز است که از امتیاز خاصی برخوردارند و به طرف خدای متعال میروند همان گونه که عروس را به حجله میبرند و آن روز عید فطر، عید قربان، عید جمعه، عید غدیرخم است اما عید غدیر نسبت به عید فطر، قربان و جمعه، نسبت ماه به ستارگان است.(3)
عید فطر
در عید سعید فطر مسلمانان پس از یک ماه روزه داری و شب زنده داری و عبادت و درک شبهای مبارک قدر، در حالی ماه مبارک رمضان را پشت سر
میگذارند که از گناهان پاک شده روز اول شوال را به عنوان عید فطر، یعنی بازگشت انسان به فطرت پاک خود نامگذاری شده است؛ چرا که همان طور که از ماه رمضان، خارج میشوند، از گناهان هم خارج میشوند.
عید قربان
در ماه ذیحجه، حاجی مسلمان وقتی میخواهد وارد حرم امن الهی شود از میقات، احرام میبندد و با پوشیدن لباس احرام لباس تقوا و فرمانبرداری خداوند را به دوش میاندازد و لبیک میگوید و لباس گناه را از تن بیرون میآورد و پس از انجام یکسری عبادات در سرزمین منی در روز دهم ذیحجه با قربانی، دیو نفس را قربانی میکند و با سر تراشیدن غرور و خودخواهی را دور میریزد و از گناهان و صفات رذیله و زشت خارج میگردد.
عید غدیر
یکی از اعیاد بزرگ ما مسلمانان است که از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ آن روز خداوند نعمتش را بر مسلمانان تمام کرد. رسول اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: روز غدیر بالاترین عید امت من میباشد. در آن روز علی علیه السلام به جانشینی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم منصوب شد و کشتی هدایت به مردم معرفی گردید.
عید نوروز
اسلام نوروز را نه به طور کلی رد نموده و نه به صورت کلی پذیرفته است، بلکه اسلام بخشی از کارهای نوروز مثل صله رحم، نظافت، تقسیم شادی ها، تفریح و گردش، رفتن به زیارت قبور مطهر شهداء و گذشتگان و همچنین دعا کردن در حال تحویل سال و نماز خواندن را که موجب سعادت انسانها
میباشد، پذیرفته و به آن جهت شرعی و اسلامی میدهد. ولی از سوی دیگر، جهات منفی و خرافات آن را مانند سبزه پرت کردن در روز سیزده و نحس دانستن سیزده، سبزه گره زدن و از روی آتش پریدن را ممنوع نموده و باطل میداند.
آداب نوروز
مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان میگوید: امام صادق علیه السلام به معلی بن خنیس که از یاران مخصوص خود میباشد فرمود: چون روز نوروز شود غسل کن، و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوش و به بهترین بوهای خوش خود را خوشبو گردان، و در آن روز روزه بدار. و سپس اعمال دیگری را ذکر میکند.
در برخی روایات آمده است: نوروز روزی است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور میکند و هیچ نوروزی نیست که ما انتظار فرج را نداشته باشیم... .
یا آمده است: نوروز، روزی است که پیامبر صلی الله علیه و آله از مردم برای امیرمؤمنان علیه السلام در غدیرخم پیمان ولایت گرفت و مردم به ولایت او اقرار کردند خوش به حال کسی که بر آن پیمان ثابت بماند و وای بر کسی که آن عهد را بشکند.
از سنتهای ایرانیها است که در عید نوروز به همدیگر عیدی و هدیه میدهند، اسلام هم به هدیه دادن سفارش کرده است و هدیه را باعث ایجاد محبت بین مسلمانان و خانوادهها و کار پسندیدهای میداند.
در روایتی آمده است: هدیهای نوروزی برای حضرت علی علیه السلام آورده شد، حضرت پرسید: این چیست؟ گفتند: امروز نوروز است. علی علیه السلام فرمود: هر روز را برای ما نوروز سازید.(1)
ما هم شایسته است با انجام کارهایی که امام عصرمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را شاد میسازد، بهترین هدیهها را خدمت ایشان بدهیم.
از دیگر آداب مردم در روز عید چیدن سفره هفت سین است که این سفره با چیدن 7 چیز که اول آنها با «سین» شروع میشود انجام میگیرد.
سمنو، سرکه، سنجد، سماق، سبزه، سکه، سیر و در کنار آنها سر سفره قرآن نهاده میشود.
ما اگر چه این سنت را تأیید نمی کنیم اما میشود این سنت را چنین نورانی نمود:
سَلامٌ عَلی إِبْراهیم، سَلامٌ عَلی نُوحٍ فِی الْعالَمین، سَلامٌ عَلی إِلْیاسین، سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحیم، سَلامٌ عَلَیکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدین، سَلامٌ عَلی مُوسی وَ هارُون، سَلامٌ عَلَیکُمْ بِما صَبَرْتُمْ... .
در این آیات، بر انبیاء خدا و اهل بیت پیغمبر عجل الله تعالی فرجه الشریف و بهشتیان سلام فرستاده شده است. که در این میان مهدی آل پیامبر عجل الله تعالی فرجه الشریف هم قرار دارد. باید در لحظه تحویل سال، دل و جان را به یاد حضرت گره زد.
1) وسائل الشیعه، شیح حرّ عاملی، ج12، باب88، حدیث14.
آری، نگاه به قرآن و آیات انسان را با نشاط میکند و امید را در دل انسان زنده میکند و چشم انسان را نورانی میکند و انسان را سرزنده میکند، همان طور هم نگاه به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و ذکر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و انتظار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به انسان نشاط میدهد و امید را در دلهای منتظران زنده میکند و به انسان نورانیت میبخشد و همان طور که قرآن از انبیاء گذشته نام میبرد و به خوبی یاد میکند، یاد مهدی و نگاه به مهدی هم شباهت و صفات خوب انبیاء را در ذهن انسان تداعی میکند.
یاد
مهدی یاد جمله انبیاء است
چون
که صد آمد نود هم پیش ماست
بالاخره، در سر سفره هفت سین، مؤمنان به دعا و راز و نیاز میپردازند. در رأس دعاها سلامتی و ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، چرا که با ظهور آن بهار، بدیها، چون برف سرد، نابود میگردد و شادی و شادمانی برای همه رخ مینماید.
نوروز و عید را باید با عهد با امام و دوری از گناه، روزی نو و عیدی زیبا قرار داد.
آری، همان طور که طبیعت سر سبز و شاداب میشود و همه چیز نو میشود، امید در دلهای منتظران امام زمان هم نو و سرسبز و شاداب
میگردد و عطر انتظار به فضای جان آنها سرسبزی و شادابی دوباره میبخشد و انتظار، جوانه میزند و نوروز طبیعت با نوروز انتظار عجین میشود و شکوفههای آن بیش از پیش شکوفا میشود و فضا را عطرآگین میکند و به این فراز از دعای تحویل سال که در روایات متعدد آمده است؛ «یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال» که بهترین حال، انتظار فرج آقا امام زمان - ارواحنا له الفدا- میباشد، ماهیت و مفهوم میبخشد.
ای عیدِ
عاشقان به حقیقت جمال تو
هر لحظه عیدیی
رسد از وصال تو
عید کسان غرّه
شوال و عید من
آن ساعتی بود
که ببینم جمال تو
بهاریه(1)
السلام عیک یا بقیةالله؛ السلام علیک یا ربیع الانام و نضرة الایام
سلام بر بهار عالمیان وشادابی روزگاران و سلام بر نایب آن یادگار خدا، حضرت امام خمینی رحمة الله که دم روح اللهی اش بشارت طلوع بهار ظهور را نزدیک ساخت و امر خروج حجت حق را آسان نمود.
خدایا! کی غم عشقت سر آیه؟
تو گفتی: تا بهار دیگر آیم
نهال آرزویم در بر آیه؟
نشیبنم تا بهار دیگر آیه
« بهار عشق»
ای فدای آن نگار! لالههای بی شمار
با تو میگردد بهار، این خزان بی بهار!
بی تو، ما هیچ و تهی، معنی بودن تویی!
با تو آید در حساب، صفرهای بی شمار
لاله میسوزد به دشت، خون همی جوشد ز طشت
چشم شهلا شد سپید، شام تار انتظار
روی سیم انتظار، خسته دل نشستهاند
دسته دسته در غروب، صد پرستو بی قرار
تا دمد مهر تو از، پشت کهسار قرون
موی عالم شد سپید از غبار روزگار
1) ابوالفضل فیروزی.
چشمهها خشکید و باغ، آه حسرت میکشد
ابر عالمگیر عشق!ای بهار گل، ببار!
از نسیم موی تو، باغ خندان میشود
باز میخندد هزار، بر سر هر شاخسار
از پس خاکستر، سالهای التهاب
باز گل خواهد نمود، آتش دیدار یار
می رود از خاطرم، یاد شبهای فراق
میرود از هر کتاب، واژههای انتظار
صور توفانزا بدم، آستین افشان دگر
ابرهای فتنه را، کن زهستی تار و مار
وارث حیدر بیا! ملجاء مضطر بیا!
بر دل ظلمت بکش، آذرخش ذوالفقار!
صاحب قرآن تویی! معنی انسان تویی!
جان زهرا مادرت چشم از ما برندار!
باز کن پنجره را!
این عروس گل بخت بهار است که با دو صد هلهله و شور و صفا میآید!
بهتر از پیش با شمیم شهدا، با عطری از خون خدا، در قافلة نور با روح اهورایی در هودجی از بلور، با خلعت سبز حضور، با توری از شکوفههای سپید، با لباس اطلسی باپیراهن شقایق، با گیسوی بید مجنون با کلاهی از تاج خروس، با شکوفه لبخند، با ترانه باران، با نسیم مسیحایی و با عطر گل محمدی!
باز کن پنجره را!
بهار میآید؛
با بوی بنفشه و شمیم شقایق، عطر گل یاس و رایحه روح و ریحان و تنفس پاک انسان!
بهار میآید؛
با عطر بکر گلهای وحشی، با بوی وحشیبوتههای کوهی
با حس غریب، دورترین درههای مخمل پوش!
بهار میآید؛
با گلدانهای شب بو، با کوچههای مست یاس با دشتهای خمار نرگس، با کوچه باغهای روشن شکوفه و خیابانهای خلوت وگرم عشق!
بهار میآید؛
با بوی سپید اقاقی، با عطر سرخ گل، با شمیم یشمی شبدر، با بوی روستایی علفهای تازه، با عطر روح انگیز اطلسی، با رایحه رویایی باران و کاهگل!
بهار میآید؛
با غوغای غوکها، با رقص ماهیها، با قشقرق گنجشکها، با چهچه چلچلهها، با جیر جیر جیرجیرکها، با قهقهه کبکها، با آواز بلبلان، با نغمه پرندگان، با شیدایی پروانهها، با جست و خیز غزالان رعنا
و نافه مشکین آهوان ختا!
بهار میآید؛
با نجوای باد و بید، با پچ پچ دخترکان کوزه به دوش، با نی لبک چوپان، با شیهه اسبان، با بع بع برهها و با همهمه بچهها!
بهار میآید؛
با پاکی شبنم، با نگاه پر مهر آفتاب، با یک بغل شعر باد و باران، با زمزمه جویباران، با سرود آبشاران، با غلغل چشمه ساران، با شروه خوانی رود خانهها و با تلاوت آبی دریا!
او میآید؛
با مهری از نور، با سبحه غنچه، با سجاده چشمه، رو به قبله گل سرخ، در محراب ابروی نگار، در شبستان چمن با خیل فرشتگان نماز باران میگزارد!
بهار میآید؛
با آغوشی از نیلوفر، با کوله باری پر از پونه و آویشن، با سفرهای پر از کنگر و ریواس، با توبرهای آکنده از گلهای وحشی و خورجینی لبریز از آواز قناری! با بقچهای چپیده از چههه چکاوک، با دشتی لبالب از کبوتر و بلبل و با آسمانی پر از آواز پر چلچله!
بهار میآید؛
با بامهای کاهگلی روستا در شبهای پر ستاره، با ایوانهای خلوت در شبهای مهتابی، با صبح آفتابی، با آسمان آبی و با شکوفههای سیب و گلابی!
او میآید و نوروز را میآورد، با عطر عیدی بر سر سفرههای هفت سین، با دعای آمین، با تخم مرغهای رنگین و با بازدید آن و این!
(( فَأَحْیَیْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا کَذَلِکَ النُّشُورُ))(1)
1) فاطر(35)، 9.
«پس زمین را بعد از مرگش زنده کردیم و چنین نیز مردگان را در قیامت زنده نماییم».
او میآید و دشت و دمن را مملو از گیاه و گل و آب و پرنده و نور خواهد کرد! و بار دیگر موسم جوشش و رویش، موعد دیدار یاران هنگامه گرمی و محبت خویشان و فصل دوستی و آشتی همگان فرا میرسد!
او میآید و نبض زمین در التهاب دیدار دل افروز او میتپد!
او میآید و زمین مرده با صبح تنفسش جان میگیرد!
صبا به سبزه بیاراست دار دنیا را
نمونه گشت جهان مرغزار عقبی را
شمیم باد در اعجاز زنده کردن خاک
ببرد آب همه معجزات عیسی را(1)
او میآید!
با صد هزار نگار و هرکس را با او حرفی و با نگارنده این همه نقش و نگار حالی!
او میآید!
وبا همه جلوه هایش با ما حرف میزند با جلوه هایی که گفتیم و نگفتیم!
عارف در جمال بهار جلوه جهان آفرین میبیند و عاشق از عطر او بوی نگار را میشنود.
با صد هزار جلوه برون آمدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم تو را(2)و شاعران نکته سنج طرفه گوی در هر بیتی، پنجرهای به سوی بهار، باز میکنند و پردهای از جلوه آن نگار بر میگیرند که به خاطر رنگارنگی این
آسمانه، شما را به نیوشیدن پرده هایی از نغمه پردازان و عندلیبان گلستان سخن فرا میخوانیم. و اینک با شما حسن مطلع این مقوله را با پردهای بدیع از نگارستان شعر صائب تبریزی به تماشا مینشینیم؛
از دل پر خون بلبل کی خبر دارد بهار؟
هر طرف چون لاله صد خونین جگر دارد بهار
مستی غفلت حجاب نشنه بیگانگیست
ورنه بیش از باده، در دل ها اثر دارد بهار
از قماش پیرهن غافل ز یوسف گشته اند
شکوهها از مردم کوته نظر دارد بهار
از برای مو شکافان در رگ هر سنبلی
معنی پیچیده چون موی کمر دارد بهار
هر زبان سبزة او ترجمان دیگری است
از ضمیر خاکیان یکسر خبر دارد بهار
نالة بلبل کجا از خواب بیدارش کند
بالش نرمی که ازگل زیر سر دارد بهار
بس که می نالد زشوق عالم بالا به خود
خاک را نزدیک شد از جای بر دارد بهار
میکند از طوق قمری حلقه نام سرو را
قد موزون گران رو در نظر دارد بهار
قاصد مکتوب ما، ( صائب ) همان مکتوب ماست
از شکوفه نافههای نامه بر دارد بهار(1)
1) صائب تبریزی.
و مرغان سحر در هر ورق گل، قصهای دیگرمی خوانند و غزلی نغزساز میکنند چنانکه صاحب «منطقالطیر» عطار نیشابوری سروده است:
بلبل به سحر گه غزل تر میخواند
تا ظن نبری کان غزل از بر میخواند
از دفتر گل باز همی کرده ورق
در هر ورقش قصهای دیگر میخواند
و آن دیگر دل سوخته نغز گفتار، بهار را شیدایی آن سر و خرامان میداند که در طلب او پایش آبله دار شده و رنگ و بوی زیبایی خود را مرهون جلوه آن لاله عذاری میداند که واله دیدار اوست و از زاهد عزلت نشین میخواهد که کمتر از غنچه نباشد و با نسیم بهار از خرقه برون آید:
بس که دنبال توای سرو خرامان گشتهاست
پایش از شبنم گل آبله دار است بهار
رنگ از او بوی از او حسن و لطافت همه او
بی خود از جلوه آن لاله عذار است بهار
غنچه در پوست نگنجید ز تاثیر نسیم
زاهد از خرقه برون آی بهار است بهار(1)
و آن ژولیده شیرین سخن در اشتیاق بهار، زود تر به مصلّی رفته و از باغبان میخواهد که، کلید باغ را زود به او بدهد، چرا که زودا شود که با قدوم بهار قمری بر چنار آید و بلبل به ترنم!و خواستگاران عروس بهار باغ، در کوچه آن ازدحام کنند و شاید دیگراو را توفیق دیدار باغ میسر نگردد!
1) حزین لاهیجی.
ز باغ ای باغبان ما را همه بوی بهار آید
کلید باغ ما را ده که فردا مان به کار آید
کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید
تو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنار آید
چو اندر باغ تو بلبل به دیدار بهار آید
تو را مهمان نا خوانده به روزی صد هزار آید(1)
صاحب دلی باغ را در زمستان سکوت و در عزلت عبادت، مصداق «ایاک نعبد» دیده و سر به جیب مراقبت و سجود قرب فرو برده تا دیگر بار در بهار با اذان باد سر گلدسته سرو، سرود قد قامت «ایاک نستعین» سر دهد؛
«ایاک نعبد» است زمستان دعای باغ
تا در بهار گوید: «ایاک نستعین»(2)
و آن خلاق المعانی شوریده سر، آشوب بلبل و فراش صبا و پیراهن دریده گل را، حاصل تجلی رخ بی مثال دوست میداند.
وقت است که باز بلبل آشوب کند
فراش صبا زباد جاروب کند
گل پیراهن دریدة خون آلود
از دست رخ تو بر سر چوب کند(3)
شیدا دلی دیگر که مستغرق جمال یار است و ایام بکام و فارغ از گذشت لیالی و ایام، عید نوروز را ارزانی دیگران میداند:
اندر دل من مها دل افروز تویی!
یاران هستند ولیک دلسوز تویی!
شادند جهانیان به نوروز و به عید
عید من و نوروز من امروز تویی(4)
و آن فیلسوف، تاسف به ناکامیهای ایام ماضی را ناخوشی دل و دماغ میپندارد و خوش باشی و شنا در حوضچه اکنون را در معیت روی دل افروز و مصاف باد نوروز غنیمت میشمارد:
بر چهره گل، نسیم نوروز، خوش است
در صحن چمن روی دل افروز خوش است
ازدی که گذشت هر چه گوییخوش نیست
خوش باش وز دی مگو، که امروز خوش است(1)
و آن دیگری بهار دل را در آمدن آن گلی میداند که با آمدنش بهار میروید و از شاخههای خشکیدهاش گلاشتیاق میجوشد:
بهار گل شد و پاییزمای گل
ز عطر یاد تو لبریزم ای گل
اگر چه شاخهای خشکیده دارم
بیا تا پای تو گل ریزم ای گل(2)
!و اهل دل با رنگین کمان اشک و مهر از بهار ظاهر به بهار باطن سفر میکنند و بر بام بلند مقام بسط با وجد و حال میسرایند:
ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
من نگویم چه کن، از اهل دلی خود تو بگوی
شکر آن را که دگر بار رسیدی به بهار
بیخ نیکی بنشان و گل توفیق ببوی(3)
ارباب اهل دل از ما میخواهند که غم دنیا بزداییم از دل و هوای میو معشوق ازل بنماییم و توفیق طریق رضایش جوییم:
بهار
گل طرب انگیز گشت و توبه شکن!
بشادی
رخ گل، بیخ غم ز دل برکن!(1)
و سالکان طریق عشق از نسیم باد نوروزی نفحات انس را میبویند و در سلوک خویش از این باد مدد میجویند:
زکوی یار
میآید، نسیم باد نوروزی
از این باد
ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی(2)
و بنا بر شریفه:
«الا فی الأیام دهرکم نفحات، فتعرضوا بها؛ در روزهای زندگی شما نسیمهای خوشی است پس خود را در معرض آن قرار دهید».(3)
چنانکه مولانا گوید:
گفت
پیغمبر به اصحاب کبار
تن
مپوشانید، از باد بهار
و آن دیگری رندانه گوشزد میکند:
سخن
در پرده میگویم، چو گل از غنچه بیرون آی
که
بیش از پنج روزی نیست، حکم میر نوروزی(4)
و میخواهد خود را چونان غنچه در مصاف این نسیم رحمانی قرار دهیم که مدت آن قلیل است و توفیق درک آن نادر.
شیخ اجل سعدی شیرازی نیز در قصیده بهاریه بر کلک آن نقاش کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت، جان افشان نموده و پاکوبان سرانداخته وهمه را به ضیافتالله در مسجد آینه بهار دعوت نموده وصوفان خلوت گزیده را به تماشای این ضیافت فراخوانده تا با سرود آفرینش هم نوا شوند:
بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار
صوفی از صومعه گو، خیمه بزن بر گلزار
که نه وقت است که در خانه بخسبی بیکار
بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق
نه کم از بلبل مستی تو بنالای هشیار
آفرینش همه تنبیه خداوند دل است
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
این همه نقش عجب بر در دیوار وجود
هرکه فکرت نکند نقش بود بر دیوار
کوه دریا و درختان همه در تسبییحند
نه همه مستمعی، فهم کند این اسرار
سالک طریق یا صوفی ابن الوقت، این توفیق را از دست نخواهد داد و خود را به خلعت ضیافت دیدار یار مزین خواهد ساخت:
باد نوروز وزیده است به کوه و صحرا
جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا(1)
و خلوت گزیدگان را به تماشای باغ و صحرا حاجت نیست، چرا که به گلگشت در سرزمین همیشه بهار دلشان مشغولند و در عید دیدار معشوق، مشعوف!
همه در عید به صحرا و گلستان بروند
من سر مست ز میخانه کنم رو به خدا(2)
و دیگری در همین پرده مینوازد که:
خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است؟
چون کوی یار هست بهصحرا چه حاجت است؟(3)
گرچه از خلوت به در شدگان، در عالم کثرت نیز سیر میکنند و جز وحدت چیزی نمیبینند، چنانکه در آیه ی کریمه آمده است:
((قل سیروا فی الارض فانظروا آثار رحمة الله))(1)و نیز ((أینما تولوا فثم وجه الله)).(2)
و به قول بابا طاهر همدانی:
به
صحرا بنگرم، صحرا تو بینم
به
دریا بنگرم، دریا تو بینم
به
هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان
از قامت رعنا تو بینم(3)
و از سر وجد وحال میسرایند:
بهار
آمد، بهار آمد، بهار خوش نگار آمد
نگار
آمد نگار آمد، نگار گل عذار آمد(4)
و پیران معرفت حتی در کهولت سن با آمدن بهار ظاهر و باطن جوانی(5)کرده و میگویند:
بهار آمد، جوانی را پس از پیری ز سر گیرم
کنار یار بنشینم، ز عمر خود ثمر گیرم
پر و بالم که روزی از غم دلدار پر پر شد
به فروردین به یاد وصل دلبر بال و پر گیرم(6)
و گاهی نیز سالک در فراق یار و هجران دوستان و یا عدم ثبوت تجلی ذات نگار و مشاهدات علی الدوام یار، علی رغم آمدن ربیع و فصل بسط، حالت قبض گرفته و چنین سروده:
بهار آمد که غم از جان برد، غم در دل افزون شد
چه گویم کز غم آن سرو خندان جان و دل خون
شد(1)
گاهی نیز با آمدن بهار و عدم توفیق دیدار یار، حسرت زده از سوز دل آه میکشد و غمگنانه میموید:
سحر
از سینه ام سوزت برآیه
ز
اشکم لاله خونین درآیه!
تو
گفتی با بهار دیگرآیم
نشینم
تا بهار دیگر آیه!(2)
و دیگری با آمدن بهار از نیامدن نگار گلایه دارد و گل را بیرخ یار خوش نمیدارد و بی باده بهار را:
بهار
آمد بهار من نیامد
گل
آمد، گل عذار من نیامد
چراغ
لاله روشن شد به صحرا
چراغ
شام تار من نیامد(3)
و آن دیگری بی معشوق گل اندام چون گل بیوفای خویش، بهاران را دلگشا نمیداند و به سبزه خرمی و در گل صفا نمییابد:
بهاران
بی تو هرگز دل گشا نیست
به
سبزه خرمی در گل صفا نیست
بیا
از باغ الفت گل بچنیم
که
در طبع جهان، ای گل وفا نیست
طراوت بهاران(1)
وقتی بهار با سپیدی شکوفههایش از دریچه چشمانم سرک میکشد، موج اشکی فرو خفته، از درون سینه تنگم به دیواره دل میکوبد و تو را میجوید.
بهار زیباست، لطیف و دوستداشتنی است، اما بیتو ای زیباترین! ای لطیفترین! ای بهار جان و ای طراوت بهاران! هیچ زیبایی، دلم را بر نمیانگیزد؛ که دل در فراق تو سوخته دارم و نگاه در راه تو دوخته.
ای بهاریترین فصلها!(2)ای سبزترین بهاران! دور از نگاه مهربان تو، دور از عنایت رحیمانه تو و دور از سرانگشت لطف تو، خزانیم و سرد، خشکیم و عطشناک. فراق تو برف سپید کهولت بر چهرهمان مینشاند. بیا که با تو بهاری شویم، بروییم و بیدار گردیم؛ که روییدن، تنها به زلال عشق تو معنا مییابد و باقی روییدنها، ماندن است و پژمردن.
بیا ای شادابترین جوانی! دست کدام خزان پیری است که جرئت آزردن گل وجود تو را داشته باشد، گرچه سالها و قرنها از حضور زلالت بگذرد. چهره زیبای تو ای نورانیترین! که را مجذوب نساخت و چشم اشتیاق که را به راه منشاند؟ کدام چشم بود که به نگاه نافذ و گیرای تو لرزید و از اشک
فراق خالی ماند؟ کدام زبان است که بتواند «حسن ثنای» تو بگوید؟(1)و کدام قلم است که تاب چرخش در وادی وصف تو داشته باشد؟ جمال روی ماه تو در کدام کلام میگنجد و جلال خورشیدی تو در کدام وصف میآید؟
وقتی که موعود بیاید، قرآن حیاتی تازه مییابد، حدود بر زمین مانده الهی، بر پا میگردد، راه، نمایانده میشود و گمراهیها پایان میگیرد.
او میآید با یک بهار سبزی و ترنّم، با یک آسمان باران رحمت و با یک نگاه رحیم.
و دنیا چه میخواهد برای زیر و رو شدن و از تاریکی و عطش بیرون آمدن و بهشت را مجسم کردن.
1) «کیف اصف حسن ثنائکم»؛( همان، ص 906).
بهار من تویی(دلنوشته های مهدوی)
آقای من! غروب، بار سنگین دلتنگی مرا هر شب به دوش میکشد؛ سنگینی پلکهایم و نگاهی که دین را از یاد برده. کورکورانه زیستن را خوب آموختم. توان نوشتن ندارم. واژههایم گرد و غبار گرفته. باور کن که باورت کردم. بیتو زندگیم را تمام کردم. حالا نفس کشیدن، منت سرم میگذارد. حس میکنم هوای اینجا سرد و سنگین است. ببین نقاشی عشق میکشم و گم شدن در نگاه تو که آرامش میدهی. آری، نبض سکوت حرفی برای گفتن دارد، اما نوری در راه است؛ نور امید و روشنایی، نور صفا و صلح و صداقت.
او خواهد آمد و به این انتظار، پایان خواهد داد. اویی که مانند عیسی بن مریم علیها السلام در گردش است و مانند یوسف بن یعقوب علیه السلام ناشناخته است و مانند موسی علیه السلام بیمناک و نگران است و مانند محمد صلی الله علیه و آله در جهاد است. اویی که با آمدنش، جهان را نورانی خواهد کرد و سرانجام به شمشیر - که سمبل حدید و قدرت است - به عدل و داد قیام خواهد کرد. بیا و راز این غیبت را مانند خضر نبی علیه السلام آشکار کن. تا تو با منی، خاموشی سخن را نمیدانم. از شوق تو در آسمانم. همین که بهانه روز و ماه و سال و ترانههایم تویی، به خود میبالم.....
منیره آجرلو - تهران
دیوار کعبه، انتظار تکیه آن سوار را میکشد. حجر الاسود، آرزوی توتیای گرد رُخَش؛ کوه، انتظار آن نستوه و جویبار، انتظار آن آبشار را دارد..
ای بزرگ مرد! ای روح قرآن در سینه! ای از سلاله طه! ای موعود منتظَر! کی خواهی آمد تا مرهمی بر زخم سینه مستمندان و دردمندان تاریخ نهی؟ در انتظار جمعهام تا تو بیایی، ای گل زهرا! ما اسیران زندان غیبت، چشم انتظار توییم. زندانی که دیوارهای بلندش را با دستان خود ساختهایم و حال، از خراب کردن این دیوار، درماندهایم و چشم به راه توییم تا تو بیایی. یابن الزهراء! بیا که مادرت در بین در و دیوار، تو را میخواند. بیا! ای منتقم آل علی! بیا که فرق شکافته علی علیه السلام ، جگر پاره پاره حسن علیه السلام
و سر بریده حسین علیه السلام تو را میخواند. ای مقتدای عینی! بیا و با گوشه چشمی، دلهای مرده ما خاکیان را زنده کن. بیا و چشمهای بیفروغ ما را با جمال نورانیت، سویی دوباره بخش. بیا که دیگر طاقت شنیدن طعنها را نداریم. آخر تا کی صدای دیگران را بشنویم و حتی کوچکترین صدایی از تو به ما نرسد؟ بیا مهدی جان که جهان در انتظار تو و عدل توست. یا مولا! همه، چشم به راه بهاری هستند که زندگی را به جهان برگرداند. مولا! بهار من تویی و روح خسته من، چشم انتظار توست..
فاطمه خدابخش - تهران
هفتهها، ماهها، سالها...!
زمان در جنگل سبز نگاهت، رود گشته و پلکها، باران حضورت را میجویند. چندین بیابان، مانده تا در آبادی عشقت پای نهیم؟ تاولهای دنیا پای رفتنمان را برید. با صوت الهیات بنواز در آسمانی که در آغوش کشیده تو را، چرا که روح سرگشته ما، در پی شهابهای امدادت، خورشید هستی بخش را تمنا دارد. افسوس، زنجیرِ پوشالی شیاطینِ هوس با نقابهای دروغین به سوی خودشان میکشانَدمان. تنها تویی که میدانی اشکهایم تو را میخواند. در حضور فرشتههای دعا، برایمان دعا کن؛ ای بهترین واژه بیتکرار.
یا مهدی! لحظه لحظههای عمرم، بیعطر یادت پوچ است. چشمهای در خواب فرورفتگان؛ بهار انتظار را در پاییز مینگرند و بهترین امید در دلهای منتظران، طلوع پر درخشش خورشید کعبة عشق است. خدا کند ساحل دیدگانمان، صبح دلنشین تو را نظاره گر باشد، ای پاکترین چشمهسار حقیقت.
محبوبه باسیری - اهواز
آسمان همچنان ابری است و خورشید در پشت ابرهاست. هوا سرد است و زمستانی. گرمای خورشید، زمین و زمینیان را گرم نمیکند. طبیعت از مهمانی تابش نور خورشید محروم است و هواشناسی هم خبر خوشی از تغییر وضع موجود نمیدهد. علائم، نشان از وزش باد میدهد؛ اما میگویند باد فتنه است، بادی که ابرها را جا به جا کند و خورشید را در بالای سر مردمان، نشان دهد، نیست. و مردم گویا برای رؤیت خورشید، عجلهای ندارند و اصلاً فکر نمیکنند که آیا کاری از آنها بر میآید یا نه؟ و نمیپرسند چه کسی باید کاری کند. حتی برای آفتابی شدن دعا هم نمیکنند. چه شده است؟ آیا به گرمای مصنوعی و خود اختراع کرده، دل خوش کردهاند؟ آیا از تابش شعاع پرنور و با حرارت آفتاب، مأیوس شدهاند؟ آیا ارتباط با خداوند را چاره کار خود نمیبینند؟ آسمان، آماده بارش باران نیست. گویا ابرها فقط و فقط برای محروم کردن مردم از رؤیت خورشید و دادن فرصتی دوباره به شبپرهها و جغدها هستند، که از کم نوری عالم استفاده کنند و خود را نشان دهند. کسی بیاید و به این مردم بگوید که خدا را در آسمان، خورشیدی فروزنده است. به نام مهدی؛ فقط کافی است بخوانید و بخواهید.
علی جبارزاده - قم
مگر میتوان بُرد دلی را که میهمان جمکران شده است؟ مگر میتوان گشود سر انگشتانی - را که به ضریح عنایت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف گره خورده است؟ مگر میتوان برخاست از کنار سفرة لطف و احسانی - که همه تشنگیهای وجود را برطرف ساخته است؟ تن خسته را به این امید از درگاه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بیرون میبرم و دل آشفته را به این امید، در آستان محبت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جا میگذارم که باز هم، باز هم، باز هم میهمان جمکران باشم و به این امید، وداع میگویم که هزار بار سلام میکنم.
پرستو فیلی - کرمانشاه