ghaemiyeh.com
سرشناسه : صالحیانصاری، محمدجواد، ۱۳۵۲ -
عنوان و نام پدیدآور : ویژگیها و اهداف تبلیغات انتخاباتی / محمدجواد صالحی؛ تهیه کننده مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.
مشخصات نشر : قم، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهشهای اسلامی، ۱۳۸۶.
مشخصات ظاهری : ۹۵ ص.
شابک : ۱۷۰۰۰ ریال 978-964-514-069-2 :
یادداشت : کتابنامه: ص. [۹۳] - ۹۵؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : انتخابات -- ایران
موضوع : سیاست انتخاباتی
موضوع : انتخابات -- جنبه های مذهبی
موضوع : انتخابات
موضوع : انتخابات -- ایران -- جنبههای اجتماعی
شناسه افزوده : صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی
رده بندی کنگره : JQ۱۷۸۹ /آ۵ص۲۴ ۱۳۸۶
رده بندی دیویی : ۳۲۴/۹۵۵
شماره کتابشناسی ملی : ۱۲۰۷۶۵۷
صالحی، محمدجواد، 1345 ـ
ویژگیها و اهداف تبلیغات انتخاباتی / محمدجوادصالحی؛ [برای] مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما. ـ ـ قم: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، 1386.
95 ص. (مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما؛ 1228)
12000 ریال : ISBN 978-964-514-069-2
فهرستنویسی بر اساس اطلاعات فیپا.
کتابنامه: ص. [93] ـ 95؛ همچنین به صورت زیرنویس.
2 ص 5 آ / 1789 JQ9550844 /324
ویژگیها و اهداف تبلیغات انتخاباتی
کد: 1228
نویسنده: محمدجواد صالحی
ویراستار: ابوذر هدایتی
ناشر و تهیهکننده: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
چاپ: زلال کوثر
نوبت چاپ: اول / آذر 1386
شمارگان: 1500
بها: 17000 ریال
حق چاپ برای ناشر محفوظ است
نشانی: قم، بلوار امین، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
پست الکترونیکی: Email: IRC@IRIB.ir
تلفن: 2919670-0251 دورنگار: 2915510
شابک: 2-069-514-964-978ISBN: 978-964-514-069-2
انتخابات آینه تجلی حضور و مشارکت ملت در تعیین سرنوشت خویش است، ملت فرهیخته ایران هر بار در زمان انتخابات فرهنگ اسلامی و بالندگی سیاسی خود را به نمایش میگذارند. در پرتو پایبندی به اخلاق اسلامی در عرصه انتخابات میتوان شاهد برگزاری انتخابات سالم در حکومت دینی بود و با رعایت موازین اخلاقی میتوان پیامی گویا و الگویی مناسب برای سایر کشورها ترسیم کرد. مسلما اگر هدف از تبلیغ در جامعه دینی، انجام وظیفه و خدمتگزاری به مردم مسلمان باشد، فضای انتخابات سالم و به دور از هر گونه شائبه خواهد بود.
البته انجام انتخابات به اشکال گوناگون در اکثر کشورها مشاهده میشود. امروزه شاهد انجام انتخابات در کشورهای مختلف جهان هستیم. اما آنچه که انتخابات کشورمان را از سایر کشورها متمایز میسازد، تفاوت ظاهری آن نیست بلکه تفاوت محتوایی، ماهوی و اخلاقی انتخابات کشور اسلامی است. تجلی و تبلور انگیزههای الهی و تکلیفگرایی ملت ایران و نمایندگان در عرصه انتخابات بسیار حائز اهمیت است.
امام خمینی رحمهالله در رهنمودی میفرماید: «دولت، اسلامی است، جمهوری،
اسلامی است و مجلس، مجلس اسلامی است و باید اخلاق همه در انتخابات هم اخلاق اسلامی باشد.»(1)ایشان در کلامی دیگر میفرماید: «من از همه قشرهای ملت، چه فارس، چه ترک، چه کرد، چه بلوچ، چه ترکمن، چه بختیاری و چه سایر قشرها و طوایفی که هستند در ایران از اینها تقاضا میکنم عاجزانه تقاضا میکنم که طوری نکنند که در خارج منعکس بشود که شما یک مردمی هستید که تربیت اسلامی ندارید، شما یک مردمی هستید که باهم سر دنیا نزاع میکنید».(2)
آنچه که در جهتدهی به انتخابات تأثیر بسزایی دارد، ابزار و شیوههای تبلیغاتی است، اساسا ارزشها و باورهای هر کشوری بر شیوه تبلیغات مؤثر است. با توجه به فضای فرهنگی، شرایط سیاسی و اقتصادی هر جامعه میتواند شاهد سوگیری ابزارها و روشهای تبلیغاتی به سوی مادیت یا معنویت بود. جنگ روانی، شایعهپراکنی، تحریف، وعدههای فریبنده، دروغپردازی، بزرگنمایی، برچسبزنی چهرهسازی، کوچکنمایی، قهرمانسازی، اکثریتگرایی، اعتبارآفرینی، ضد تبلیغ و اقدامات انحرافی دیگر جایی در قاموس فرهنگ اسلامی ندارد. برعکس تحکیم مناسبات مردم و حکومت، مشارکت عمومی، تأمین عدالت، وفاق ملی، شایستهسالاری، رعایت عدل و انصاف، صداقت، رعایت ارزشهای دینی، مسئولیتپذیری اخلاقگرایی، پرهیز از اسراف و زیادهروی، قانونمداری از واژگان برجسته
نظام اسلامی است. در این نظام وظایفی برای نمایندگان، رأیدهندگان، هواداران و همه کسانی که در برپایی انتخاب سالم و الگویی مؤثرند، پیشبینی شده است. پژوهشگر ارجمند جناب دکتر _محمدجواد صالحی _کوشیدهاند تا با گویانمایی این توصیهها، تحفهای ثمین فراروی اصحاب رسانه قرار دهند، امید است که این دستاوردهای تحقیقی مورد بهرهبرداری برنامهریزان و برنامهسازان گرامی واقع شود.
انّه ولیّ التوفیق
اداره کل پژوهش
مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
تبلیغات انتخاباتی بر نگرشها، ارزشها و باورهای سیاسی افراد اثر میگذارد. در دورههایی که انتخابات در جامعهای برگزار میشود، خواستهها و آرزوهای مردم شکل میگیرد. بدین ترتیب، مردم از نزدیک، فعالیتهای نامزدهای گوناگون را میبینند و به وعدههای آنان نظر دارند و به شیوههای تبلیغاتی آنان مینگرند.
اگر تبلیغات انتخاباتی بر اساس معیارهای دینی و اخلاقی انجام شود، واقعیتهای عینی جامعه را ترسیم میکند. همچنین خواستههای مردم را در سطح معقولی نگه میدارد و مانع از رقابتهای منفی، توهین به یکدیگر، زیادهروی در تبلیغات و بزرگنماییها میشود و اعتماد متقابل مردم و حکومت را افزایش میدهد. در فضای انتخاباتی نادرست و غیراخلاقی، دشمنی، زیادهروی و انتقامجویی شکل میگیرد و نظام آسیب میبیند.
بنابراین، تبلیغات انتخاباتی، در فرهنگ و رفتارهای سیاسی نقش ویژهای دارد و ضروری است این مهم در نظام اسلامی، بر اساس معیارها و ضوابط اخلاقی باشد. واقعیت این است که انتخابات درست و اخلاقی، نیازمند تبیین و آموزش شیوههای درست است و اگر به آموزشهای اخلاقی توجه نشود، تبلیغات انتخاباتی سالمی نخواهیم داشت.
پژوهشگر در این اثر کوشیده است تا جنبههای گوناگون تبلیغات انتخاباتی را با تکیه بر آموزههای دینی تبیین کند. از این رو معیارهای درست تبلیغاتی، پیآمدهای منفی تبلیغات غیراخلاقی، عاملها، انگیزهها و راه حلهای آنان، به صورت جداگانه در فصلهای گوناگون بررسی شده است.
تبلیغات انتخاباتی در پیدایی، گسترش یا تغییر باورها و ارزشهای مردم، نقش اثرگذار و پایداری دارد. ازاینرو، رعایت موازین اخلاقی در این امر، جدّی است؛ زیرا هرگونه کاستی در این مورد، نظام دینی را با مشکلات بسیاری روبهرو خواهد کرد و پیآمدهای منفی بسیاری نیز به دنبال دارد. پرداختن به این امر مهم، نیازمند آن است که اندیشمندان دینی اصول و معیارها را تبیین کنند.
اصول و معیارهای دینی در تبلیغات انتخاباتی چیست؟
چه کاستیهایی در تبلیغات انتخاباتی وجود دارد؟
راهحلهای برطرف کردن کاستیهای موجود در تبلیغات انتخاباتی چیست؟
نقش رسانه در تبلیغات انتخاباتی چیست؟
تبیین معیارهای اخلاقی تبلیغات انتخاباتی؛
ارزشیابی واقعیتهای موجود در پرتو معیارهای دینی؛
3. نقش صدا و سیما در گسترش معیارهای تبلیغات انتخاباتی ارزشی؛
منابع دینی سرشار از آموزههای اخلاقی در عرصههای گوناگون به ویژه اخلاق تبلیغاتی است.
تبلیغات انتخاباتی موجود، کاستیهای فراوانی دارد که علت آن، ناآشنایی با موازین دینی است.
تبیین و گسترش آموزههای اخلاقی، در رقابتهای تبلیغاتی، نقش ویژهای دارد.
با وجود آنکه منابع دینی ما سرشار از آموزههای اخلاقی است، ولی معیارها و موازین آن در بسیاری از عرصههای جدید، همانند تبلیغات انتخاباتی تبیین نشده است و کاستیهای فراوانی در این زمینه دیده میشود. در این باره، منبع مستقلی یافت نشد و تنها به صورت پراکنده، شمار اندکی مقاله چاپ شده است.
روش پژوهش، ترکیبی از توصیف و تحلیل است. در این روش، مفاهیم اصلی پژوهش، در فصلهای گوناگون ارائه شده است.
واژه تبلیغ و تبلیغات، به معنای رساندن، فرستادن و انتقال پیام است. اندیشمندان علوم ارتباطات، تعریفهای متفاوتی در مورد این واژه ارائه
دادهاند. به باور ترانس کوالتر، تبلیغات، «تلاش عمدی برخی افراد یا گروهها با بهرهگیری از وسایل ارتباطی، برای کنترل، تغییر یا شکل دادن بازخورد دیگر گروههاست با این هدف که عکسالعمل آنها در یک موقعیت ویژه، به اندازهای که مطلوب تبلیغاتچی است، تحت تأثیر قرار گیرد.»(1)همچنین «تلاش برای ارائه آموزهها، ایدهها، دلایل، شواهد یا ادعاها از طریق رسانههای ارتباطی برای تقویت هدفی یا مبارزه با هدف ضد آن»(2)است. لاسول، اندیشمند علوم سیاسی نیز بر این باور است که تبلیغات، «فن تحت تأثیر قرار دادن عمل انسان از طریق دستکاری تصورات یا بازنمودهاست».(3)
بدین ترتیب، با تکیه بر نظریههای اندیشمندان میتوان گفت که تبلیغات، تلاش عمدی برای اثرگذاری بر باورها و رفتارهای مردم در جهت هدفها و سیاستهای ویژه است.
تبلیغات، یکی از شیوههای انتقال پیام است و در زندگی بشر، پیشینه دیرینهای دارد. انسانها همواره کوشیدهاند پیامهای خود را در قالبهای متنوع فرهنگی و هنری به دیگران منتقل کنند و آنان را به پذیرش وادارند. پیامبران الهی، پیامهای دینی را از راه تبلیغ، منتقل و انسانها را تشویق میکردند که پیام الهی را بپذیرند. بنابراین، تبلیغ، مقوله جدیدی نیست، بلکه
در زندگی اجتماعی انسانها ریشه دارد.(1)
ماهیت این فرآیند در عصر جدید به ویژه در قرن بیستم، دگرگون شده است. ظهور فنآوری جدید ارتباطی، اهمیت زمان و مکان را کاهش داده و بر دامنه و جنبههای تبلیغات افزوده است. همچنین انتقال اطلاعات، سرعت کمنظیری یافته و کیفیت آن بهتر شده است.
«در عصر ما، ... [انسان] در دنیایی رشد میکند که مملو از تجهیزات انفورماتیک است و انقلاب اطلاعاتی، ساختار اطلاعاتی... جهان را متحول کرده است».(2)
تبلیغات در انتقال و گسترش ایدهها، کالاها و خدمات، نقش ویژهای دارد. کارشناسان بر این باورند که فرآیند و کارویژههای تبلیغاتی را میتوان اینگونه برشمرد:
نخستین گام در اثرگذاری بر مخاطب، جلب توجه افراد از راه نشان دادن برجستگی یا حالت فوقالعاده است. بنابراین، پیامها و ایدههای تبلیغاتی، نگاه مخاطبان را به سوی خود، جلب و کالاها و خدمات خود را به آنان معرفی میکند.
گام دوم در فرآیند تبلیغات، برقراری علاقه است. در این مرحله، مبلغان میکوشند تا انگیزه مخاطب را در گزینش کالای مورد نظر تقویت کنند و در وی شوق و تمایل پدید آورند و با تحریک عواطف وی، تعلق خاطر در او ایجاد کنند.
تمایل ایجاد شده زمانی سودمند خواهد بود که به سوی اقدامات عملی هدایت و رهنمون شود. ازاینرو، کارویژه بعدی تبلیغات، تحریک این تمایلهاست. مبلغان میکوشند که در تکمیل فعالیتهای پیشین خود، تمایلات آنان را نیز تحریک کنند.
وادار کردن افراد به فعالیتهای خاص نشان میدهد که این فرآیند به درستی انجام گرفته است. بنابراین، تبلیغات در گسترش باورها و فعالیتهای افراد نقشی اساسی دارد. به طور کلی، ساماندهی تبلیغات میتواند به تقویت هنجارهای سالم اجتماعی بینجامد.(1)
اطلاعرسانی و انتقال پیام شامل اقتصاد، فرهنگ، سیاست و اجتماع میشود. بر این اساس، تبلیغات را میتوان از جنبههای گوناگون تقسیمبندی
1) [1] . مدیریت تبلیغات، ص 122.
کرد. اندیشمندان علوم ارتباطات، تبلیغات را شامل دو دسته تجاری وسیاسی دانسته و برای هر کدام ویژگیهای گوناگونی را بیان کردهاند.
در این نوع تبلیغات، افراد و سازمانهای تجاری، کالاهای تجاری خود را برای فروش بیشتر در قالبهای جذاب و متنوع عرضه میکنند و بازارهای فروش خود را گسترش میدهند. آنان در این زمینه، از همکاری شرکتهای قدرتمند تبلیغاتی بهره میبرند. این نوع تبلیغات، در رسانههای عمومی گستردگی ویژهای دارد و بخش بسیاری ازمنابع مالی آنان را تأمین میکند.
تبلیغات سیاسی، ابزاری برای رقابت سیاسی است. حزبها و گروههای سیاسی با تبلیغات سیاسی میکوشند دیدگاههای خود را در جامعه گسترش دهند و با همراه ساختن افکار عمومی با خود طرفدارانی پیدا کنند و با جلب آرا، انتخابات را به سود خویش، به پایان ببرند.(1)تفاوت اساسی تبلیغات سیاسی با تبلیغات تجاری در این است که تبلیغات سیاسی بیشتر بر مفاهیم انتزاعی و ادعای بر حق بودن و درست بودن استوار است، ولی تبلیغات بازرگانی با پدیدههای ملموس و عینی سر و کار دارد و تنها کالاهای خود را میستاید. این نوع تبلیغات با تبلیغات ارشادی نیز متفاوت است؛ زیرا هدف اساسی ارشاد، افزایش درک و آگاهی مردم در زمینههای گوناگون است، ولی مجری تبلیغات سیاسی با برانگیختن عواطف و احساسات مردم، آنان را وادار
1) [1] . افکار عمومی و ارتباطات، ص 191.
میکند باورهای موردنظر را بپذیرند. تبلیغاتچی با بهرهمندی از حس تلقین، اراده خود را بر مردم تحمیل میکند و آنان را به سوی اهداف و برنامههای خود میکشاند.(1)
#### ج) تبلیغات انتخاباتی
تبلیغات انتخاباتی، گونهای از تبلیغات سیاسی است و در مبارزههای انتخاباتی نقش مهم و حیاتی دارد. «اکثریت قریب به اتفاق سیاستمداران، مشاوران ارتباط جمعی و کارشناسان سیاسی را در استخدام دارند و از مشاوره آنان در جهت اقناع عامه و پیروزی در انتخابات بهره میگیرند.»(2)آنان با بهرهمندی از امکانات تبلیغی، برای تغییر باورها و خواستههای مردم میکوشند.
در نظامهای سیاسی گوناگون، متناسب با ویژگیهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جوامع، اهداف، وسایل و شیوههای آن نیز متمایز است. در بخشهای بعدی، به تبیین اصول، معیارها و شیوههای تبلیغات انتخاباتی در نظامهای گوناگون میپردازیم و با تکیه بر منابع و آموزههای دینی، ویژگیها، تفاوتها، آسیبها و راهکارهای تبلیغات انتخاباتی را در نظام اسلامی تبیین میکنیم.
در نظامهای سیاسی غرب، تبلیغات، وسیلهای برای رقابت سیاسی است و در تغییر یا جلب نظر شهروندان، شکلگیری باورهای عمومی و جهت دادن به آن، نقش ویژهای دارد. تبلیغات ذهنها را اشغال و به صورت نیرویی پنهان در جامعه عمل میکند. شهرتها را افزایش یا کاهش میدهد و سبب صعود یا سقوط افراد و گروهها میشود. همچنین وسیلهای برای به دست آوردن قدرت و دگرگونی مسالمتآمیز است.
تبلیغات انتخاباتی به ویژگیهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هر کشوری بستگی دارد. در این میان، ارزشهای فرهنگی دارای نقش ویژهای است. ارزشها و باورهای همگانی، بر تعیین هدفها و اولویتها اثر میگذارد و جهتگیریهای کلی مردم را تعیین میکند. در جوامع غربی نیز این فرآیند با توجه به ویژگیهای کلی این جوامع صورت میگیرد و شباهتهای نزدیکی میان اهداف کلی و تبلیغات انتخاباتی آنان وجود دارد. بنابراین، با توجه به فضای فرهنگی و شرایط سیاسی و اقتصادی این جوامع، اهداف و اولویتهای تبلیغات انتخاباتی آنان را این گونه میتوان برشمرد:
#### الف) اقناع عمومی
متقاعد کردن عبارت است از: «تلاش عامدانه موفق در اثرگذاری بر
نگرش دیگری از راه ارتباط، در شرایطی که متقاعدشونده میزانی از آزادی را داراست.»(1)بنابراین، اقناعسازی، تلاش برای تغییر در نگرشهای دیگران است و مبلغان میکوشند تا با اثرگذاری بر نگرشهای مردم، آنان را به سوی هدفهای فردی و گروهیشان هدایت کنند.
تشویق مردم به همکاری و حضور یافتن در پای صندوقهای رأی از هدفهای بنیادین نظامهای لیبرال ـ دموکراسی غرب است؛ زیرا همکاری مردم، وسیلهای برای توجیه حاکمیت آنان به شمار میرود و تداوم آن نیز وابسته به رضایت و پشتیبانی مردم است. حکومتکنندگان، سیاستهای خود را بر اساس درخواستهای مردم توجیه میکنند. ازاینرو، مشارکت مردم، نماد ویژهای به شمار میآید.(2)
اولویت اساسی رقابتهای انتخاباتی، گسترش وجلب آرای مردم است و گروههای گوناگون میکوشند تا با اثرگذاری بر افکار عمومی، رضایت آنان را جلب کنند و با گسترش پایگاه اجتماعی خویش، در رقابتهای انتخاباتی پیروز شوند.
شیوه گزینش و تعیین موقعیتهای حکومتی در نظامهای سیاسی گوناگون، متفاوت است. در نظامهای سنتی، این کار با زور انجام میشود یا
از راه وراثت است و آرای مردم در آن نقشی ندارد، در نظامهای مدرن، افکار عمومی نقش مهمی دارد و با حضور و همکاری مردم در پای صندوقهای رأی شکل میگیرد.(1)
بنابراین، تعیین مقامهای سیاسی، از هدفهای اساسی تبلیغات انتخاباتی در کشورهای غربی است و گروههای گوناگون میکوشند جلو پیروزی حزبهای رقیب را بگیرند و خود به موفقیت دست یابند تا در گزینش سیاسی نقش بیشتری داشته باشند.
دگرگونی ابزارهای تبلیغاتی در چند دهه اخیر، ماهیت و ویژگیهای تبلیغات در کشورهای گوناگون را تغییرداده وجنبههای جدیدی به آن بخشیده است. تبلیغات، گسترده شده و سراسر زندگی جدید را فراگرفته است. بنابراین، درک درست از ماهیت تبلیغات در نظامهای لیبرال ـ دموکراسی غرب، نیازمند واقعبینی و آشنایی با وسایل و امکانات آنهاست. ازاینرو، توجه بیشتر به جنبههای گوناگون و ویژگیهای این ابزارها ضروری است.
تبلیغات در رسانههای غربی، به سرمایهداران و شرکتهای تجاری وابسته است. آنان با تأمین مالی مطبوعات، رادیو و تلویزیون و شبکههای اطلاعرسانی، «بر بازار رسانهها مسلطند. اخبار، اطلاعات، افکار و اندیشه،
1) [1] . همان، ص 190.
فرهنگ عامیانه و دیدگاههای سیاسی را [نیز] تحت سیطره و نفوذ خود دارند... این افراد در صورت تمایل، میتوانند روزنامهها، شبکههای رادیو ـ تلویزیونی، نشریهها، کتابها و فیلمهای سینمایی را که تحت کنترل دارند، برای پیشبرد ارزشها ومنافع شرکتهای خود و کنار گذاشتن دیگران مورد استفاده قرار دهند».(1)
طبیعی است از این نفوذ در رقابتهای انتخاباتی نیز بهرهبرداری میشود و سرمایهداران با بهرهمندی از امکانات مالی، برای پیروزی نامزدهای مورد نظر و حذف رقیبشان میکوشند. بنابراین، پیروزی در رقابتهای تبلیغاتی بدون پول و سرمایه امکانپذیر نیست.
مطبوعات در کشورهای غربی، پیشینه دیرینهای دارد. با وجود ظهور رسانههای قدرتمند رقیب، مطبوعات هنوز اهمیت خود را حفظ کردهاند که دلیل آن را باید در پایدار بودن مطالب، تکرارپذیر بودن مراجعهها، تنوع مطالب و ارزان بودن نشریهها جست. به طور کلی، مطبوعات در اطلاعرسانی، تغییر حادثهها و جهتبخشیدن به افکار عمومی نقش ویژهای دارد.
یکی از نویسندگان بر این باور است که «قدرت مطبوعات در امریکا قدرت ازلی است. مطبوعات دستورکار بحثهای عمومی را تعیین میکنند.
1) [1] . بن اچ، بگدیکیان، انحصار رسانهها، ترجمه: داوود حیدری، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها، 1374، ج 1، ص 38.
این قدرت سیاسی گسترده، به وسیله هیچ قانونی محدود نمیشود. رسانهها مشخص میکنند که مردم چه بگویند و درباره چه چیزی بیندیشند. اقتداری که در سایر ملتها در انحصار جباران، کیشها، احزاب و بلندپایگان است».(1)
دامنه این نفوذ در تبلیغات انتخاباتی نیز گسترده است و «هیچ سیاستمداری نمیخواهد حتی حمایت یک روزنامه را از دست بدهد؛ زیرا از دست دادن حمایت بخش قابل ملاحظهای از رسانههای کشور، برای رئیسجمهوری یک فاجعه سیاسی محسوب میشود».(2)
ظهور تلویزیون، امکان ارتباط تصویری را برای انسان فراهم کرده است آنگونه که میتواند رخدادهای جهان را زودتر از همیشه بنگرد و اطلاعات کاملتری درباره حادثهها داشته باشد. ازاینرو، تلویزیون به سرعت جای خود را در میان رسانههای رقیب باز کرده و به یکی از نیازهای ضروری خانوادهها تبدیل شده است. به باور یکی از نویسندگان، «امروزه در بیشتر کشورهای توسعهیافته، تعداد دستگاههای تلویزیونی، رقمی نزدیک به تعداد خانوادههاست».(3)
در تبلیغات انتخاباتی نیز مناظرههای تلویزیونی و فیلمهای تبلیغاتی نقش تعیینکنندهای دارند و نامزدها، از این رسانه بهره ویژهای میبرند.
تصویرها و پوسترهای تبلیغاتی، برای شهروندان انگیزه ایجاد میکنند. ازاینرو، دانشمندان بر این باورند که آثار یک تصویر برابر با هزار کلمه است. تصویرها، لحظههای تاریخی را ثبت و دنیای واقعی را ترسیم میکنند. همچنین تصویرها اثر ماندگاری در ذهن دارند. مک لوهان معتقد است: «عکس به شدت احساسبرانگیز است... توان منطبقشدن عکس با واقعیت به قدری زیاد است که میتواند محرک تازهای برای تغییرات انسان باشد».(1)
تکثیر و پخش گسترده تصویرها و پوسترهای تبلیغاتی در اندازههای گوناگون، بخش ویژهای از فعالیتهای انتخاباتی است.
تحریک احساسات و عواطف مردم با برگزاری همایشهای تبلیغاتی، در تبلیغات انتخاباتی نقشی حیاتی دارد. اهمیت این امر به گونهای است که موفقیت و شکست نامزدهای گوناگون به قدرت بیان و اعجاز سخن آنان بستگی دارد و نامزدهای ناتوان نمیتوانند افکار عمومی را جلب کنند یا تغییر دهند.
«در اجتماعات، ارتباط متقابل میان پیامدهنده و پیامگیر بهتر انجام میگیرد و جماعت با تشویق کردن و ابراز احساسات به او کمک میکنند تا بهتر بتواند افراد را مجاب کند».(2)
رادیو از منابع مهم اطلاعات به شمار میآید و بهرهمندی از آن در تبلیغات، نقش ویژهای دارد. به دلیل سرعت انتقال پیام و پوشش گسترده رادیو، همه میتوانند از آن بهرهمند شوند.
#### ز) شبکههای اینترنتی
با ظهور اینترنت، تبلیغات انتخاباتی دگرگون شده است. افراد از راه اینترنت میتوانند بدون هیچ گونه محدودیتی، پیامهای خود را بفرستند و با مخاطبان ارتباط برقرار کنند؛ تصویر همدیگر را ببینند و همزمان با افراد بسیاری گفتوگو کنند. این رسانه در حال گسترش است و هر روز بر شمار کاربران آن افزوده میشود.
کارگزاران تبلیغات انتخاباتی نیز از این رسانه بهره میگیرند و پیامهای خود را به شهروندان، منتقل و اطلاعات مورد نظر کاربران را تأمین میکنند و آنان را به سوی نامزدهای معین فرا میخوانند.
روشها و شیوههای تبلیغات در جامعههای گوناگون تا حدودی به باورها و ارزشهای فرهنگی وابسته است و رفتارهای هر جامعهای نشاندهنده فرهنگ عمومی آن است. در جوامع غربی نیز تبلیغات انتخاباتی نشاندهنده باورهای مادی و لیبرالیستی است. تبلیغات در این جوامع از طریق شیوههای گوناگونی صورت میپذیرد که آنها را برمیشماریم:
جنگ روانی از شیوههای مرسوم و شایع در رسانههای عمومی غرب است که در رقابتهای انتخاباتی نیز کاربرد بسیاری دارد. در کشورهای صنعتی، این رقابتها همواره با جنگهای سنگین روانی همراه است و نامزدها از این روش بهره میبرند. در این روش پیامدهندگان میکوشند از راههای گوناگون، مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهند و برتری خود را در برابر رقیبان حفظ کنند. «تکرار و تداوم همه جانبه و هماهنگ و فراگیر»،(1)از ویژگیهای اساسی این روش است.
شایعهپراکنی به معنای گسترش خبرهای نادرست در میان مردم(2)است. در این روش، برای اثرگذاری بر افکار عمومی، گزارشهای نادرست درباره افراد و رخدادهای مهم، به صورت شفاهی منتشر میشود و مردم آن خبر را برای یکدیگر، بیان و به گسترش آن کمک میکنند. بهرهمندی از فرآیند شایعه در رقابتهای انتخاباتی نیز مرسوم است و نامزدهای رقیب، برای حذف یکدیگر، از این روش بهره میگیرند. ایجاد بدبینی، ترور افراد، ترس از پیروزی رقیب، کسب وجاهت و حمایت عاطفی و ایجاد تمایل برای به دست آوردن آرای مردم، جزو انگیزههای اساسی شایعهپراکنیهاست و این امر برای نفوذ و جلب افکار عمومی صورت میگیرد.
ایجاد انحراف در افکار عمومی، یکی دیگر از شیوههای تبلیغات در کشورهای غربی است. در این روش، کارگزار تبلیغاتی برای «تحریف در اطلاعات آماری، مخدوش کردن اطلاعات، حذف برخی از اطلاعات، پرت کردن حواس مخاطب به مسائل دیگر و ساده کردن بیش از حد مسائل پیچیده»،(1)از فنون پیچیده تبلیغاتی بهره میبرد. نامزدها و هواداران آنان در تبلیغات انتخاباتی از این روش بسیار سود میجویند تا بر افکار عمومی اثر بگذارند.
فریب دادن افکار عمومی با وعدههای به دور از حقیقت، از شیوههای رایج در تبلیغات انتخاباتی جوامع غربی است. نامزدهای گوناگون در دوران انتخابات، وعدههای واهی میدهند و مردم را امیدوار میکنند. واقعیت این است که «تبلیغاتچیها... به چیزهایی که میگویند، اعتقاد ندارند... [اصولاً] تبلیغاتچی، آدمی نیست که به حرفش اعتقاد داشته باشد».(2)
تبلیغاتگران برای اشاعه افکار غیرواقعی، از راه رسانههای گروهی به دروغپردازی روی میآورند. در این روش، واقعیتها وارونه میشود و کارگزاران تبلیغاتی، پیامهای مصنوعی و غیرواقعی، برای ایجاد تغییر صادر میکنند تا افکار عمومی را به سمت دلخواه بکشانند.
والول بر این باور است:
تبلیغات امروزی، دعاوی نادرستی را اشاعه میدهد. دروغهایی است که میخواهد، فکر، داوری و ارزشها و اعمال را به کلی وارونه کند... او را از دنیای واقعی جدا میکند و او را در کلاف سردرگم توهم گرفتار میسازد.(1)
در رقابتهای انتخاباتی، نامزدها تصویری غیرواقعی از خود نشان میدهند و در زمینه تواناییهای خود، اغراق و واقعیتهای موجود را تحریف میکنند.
بزرگنمایی درباره برخی ویژگیهای افراد و حادثهها، برای اثرگذاری بر اذهان عمومی و بهرهبرداری از آن، یکی از پدیدههای فراگیر در عرصه تبلیغات سیاسی غرب است. در این روش، تبلیغاتگران با تمرکز بر جنبههای مثبت هواداران خود میکوشند آنان را در افکار عمومی برجسته کنند و تصویر مناسبی از آنان نشان دهند. تبلیغاتچیها، فعالیتهای آنان را بزرگ جلوه میدهند و ویژگیهای خارقالعاده و استثنایی برای آنان میسازند.(2)
در مبارزههای انتخاباتی نیز رسانههای عمومی، ویژگیهای نامزدهای خاص را برجسته و آنان را چهرههای فوقالعاده، استثنایی و توانمند معرفی میکنند. بنابراین، بزرگنمایی یکی دیگر از شیوههای تبلیغات در کشورهای غربی است.
زدن برچسبهای منفی، برای ایجاد بدبینی در اردوگاه رقیب، یکی دیگر از شیوههای تبلیغات سیاسی در رسانههای عمومی غرب است. در این روش، تبلیغاتگران برای رقیب، عنوانهای زشت و ناپسندی همانند تندرو، وحشی، تروریست، جنگافروز و لقبهای ناخوشایند دیگری را برمیگزینند و میکوشند افراد و گروههای رقیب را نزد افکار عمومی کوچک کنند تا مردم از آنان حمایت نکنند.(1)در تبلیغات انتخاباتی، نامزدها بیشترین بهره را از این روش میبرند.
چهرهسازی؛ یعنی ایجاد تصویری فوقالعاده، اعجابانگیز و حیرتآور از افراد عادی. در این روش، با بهرهمندی از هجوم هماهنگ و همهجانبه رسانههای گروهی، ویژگیهای افراد را بزرگ میکنند و صفتهای دیگری نیز برای وی میآفرینند. هدف از این روش، «ایجاد وفاداری و تعهد ایدئولوژیکی»(2)است و در تبلیغات سیاسی کاربرد دارد. در رقابتهای سیاسی در موارد بسیاری دیده شده است که رسانههای گروهی، ناگهان با یک چرخش و ایجاد تمرکز بر ویژگیهای افراد، تصویرهای افسانهای درباره آنان میسازند و شخصیتهای مورد نظر خود را میآفرینند.
در تبلیغات انتخاباتی نیز این روش کاربرد دارد و گروههای رقیب با بهرهمندی از آن میکوشند بر افکار عمومی اثر بگذارند و حمایتهای مردم را به دست آورند.
کوچک شمردن تواناییها و فعالیتهای رقیب، یکی دیگر از شیوههای تبلیغاتی است. در این روش، تبلیغاتگران میکوشند توانمندیهای رقیب را کوچک و فعالیتهایش را کمارزش نشان دهند. بدین ترتیب، خواهند توانست امیدهای مردم را با تردید روبهرو سازند و او را ناتوان معرفی کنند.
این روش، در تبلیغات انتخاباتی نیز کاربرد گستردهای دارد و مبلغان با کماهمیت جلوه دادن ظرفیتها و قابلیتهای رقیب، میکوشند افکار عمومی را به سوی نامزد مورد نظر خود جلب کنند.
تمرکز بر مشکلات روزانه زندگی مردم، همانند فقر، بیکاری، آموزش، بهداشت و عوامل عینی دیگر و حل فوری آنان و رهایی مردم از عوامل ناامنی و تأمین زندگی ایدهآل برای آنان، یکی دیگر از شیوههای تبلیغات در عرصه سیاست است. در این روش، وانمود میشود که برای حل مشکلات مردم به یک قهرمان نیاز است و این ویژگی در نامزدهای خاصی یافت میشود. بنابراین، برای رسیدن به زندگی پسندیده باید به قهرمان رأی بدهند؛ چون مخالفت با قهرمان، زندگی آنان را با مشکل روبهرو خواهد کرد. این روش به ویژه در شرایط بحرانی اهمیت بیشتری مییابد و مردم که در آرزوی تغییر زندگیشان هستند، به دنبال افراد توانمند میگردند.
«تبلیغات زمانی در کارش موفق میشود که بتواند روی آن دسته از ناامنیها انگشت بگذارد که اکثر مردم دچار آن هستند... در نتیجه، تبلیغات میتواند در چنین شرایطی وانمود کند که میتواند آنها را در حل مشکلات خود یاری دهد».(1)
#### ک) تظاهر به اکثریت
در این روش، تبلیغاتگران وانمود میکنند که همه مردم با آنان هستند و مخالفان در اقلیتند. آنان در توصیف هواداران خود از واژههایی چون همه، تمام و اکثریت بهره میبرند و فضایی پدید میآورند که مردم به این نتیجه برسند که مخالفت با آنان سودی ندارد. آنان به هواداران خود روحیه میدهند و مخالفان را دچار تردید میکنند.
«در این زمینه، تبلیغاتچی [از] گرایش مردم به دنبالهروی استفاده میکنند؛ زیرا بسیاری از مردم پیوسته میخواهند در اکثریت قرار بگیرند، نه در اقلیت.»(2)در تبلیغات انتخاباتی نیز افراد و گروههای رقیب میکوشند با بهرهمندی از این روش، افکار عمومی را جلب کنند و آنان را وادارند که با هم هماهنگ باشند.
به دست آوردن اعتبار از راه وادار کردن مردم به هواداری از افراد و چهرههای محبوب، از شیوههای رایج تبلیغات در کشورهای غربی است. در
این روش، مبلغان تظاهر میکنند که هوادار آزادی، عدالت، برابری، حقوق برابر و ارزشهای انسانی هستند و چهرههای سرشناس و معروف از آنان پشتیبانی میکنند.
«تبلیغاتگر، تبلیغات خود را با چیزهایی همبسته میکند که برای مردمی که میخواهد آنها را تحت نفوذ بگیرد، عزیز است و بدان احترام میگذارند و آنها را پذیرا هستند... آنان از اعتبار و حیثیت اشخاص بانفوذ... و واژههای جاذب مثل آزادی، برابری... استفاده میکنند».(1)
همه نامزدهای انتخاباتی از این روش بهره میبرند و با تظاهر به نزدیکی به ارزشها و چهرههای محبوب، برای خود اعتبار به دست میآورند.
تشویق مردم به جا نماندن از قطاری که در حال حرکت است، یکی دیگر از شیوههای مرسوم تبلیغات در جهان غرب است. در این روش، تبلیغاتگران چنین القا میکنند که مردم با آنان هستند و آنان نیز باید شتاب کنند تا از قافله جا نمانند. این روش به این شعار توجه دارد: «عجله کن تا به واگن برسی.» تبلیغاتچی میکوشد «دیگران را متقاعد کند که همگان... برنامههای او را پذیرفتهاند. بنابراین، ما هم باید هرچه سریعتر به آنها بپیوندیم و خود را به واگن برسانیم».(2)
تبلیغاتگران انتخاباتی، مردم را تشویق میکنند تا از هم سبقت بگیرند و به کاروان خودی بپیوندند. آنان وانمود میکنند که هرچه زودتر خود را به کاروان برسانید تا به امتیازهای بیشتری دست یابید.
یکی دیگر از شیوههای تبلیغات انتخاباتی، کنترل و نظارت بر اطلاعات است. در این روش، گروههای رقیب میکوشند با گزینش اطلاعات، از انتشار اخبار و اطلاعاتی که سبب مخدوش شدن چهره آنان نزد افکار عمومی میشود، جلوگیری کنند.(1)اهمیت این روش با نزدیک شدن زمان رأیگیری افزایش مییابد و نظارتها نیز تشدید میشود. نامزدهای انتخاباتی و هواداران آنان میکوشند با کنترل اطلاعات، حادثهها را کنترل کنند.
گزینش اتهامها و بزرگنماییهای رقیب در تبلیغات انتخاباتی و رد آنان با آوردن دلیل، یکی دیگر از شیوههای تبلیغات است. در این روش، نامزدهای انتخاباتی فرازهایی از سخنان و اتهامهای مخالفان را بیان میکنند و میکوشند منطق رقیب را ضعیف و او را ناتوان نشان دهند. «پس تبلیغات را با تبلیغ متقابل یعنی با ضد تبلیغات، بیاثر یا حداقل کمتأثیر میسازند».(2)
در مبارزههای انتخاباتی نیز بخش ویژهای از تبلیغات نامزدهای رقیب، صرف رد ادعاها و اتهامهای مخالفان میشود و هر کدام میکوشند تا ناتوانیهای یکدیگر را آشکار سازند.
ایجاد ماجراهای حاشیهای، برای تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی، یکی دیگر از شیوههای تبلیغات در عرصه سیاست است. ماهیت این روش، ایجاد انحراف در افکار عمومی است. بنابراین، تبلیغاتگران میکوشند با ایجاد حادثهها و ماجراهای حاشیهای، افکار عمومی را تغییر دهند.
این روش در رقابتهای انتخاباتی نیز کاربرد وسیعی دارد و بسیاری از پروندههای قدیمی، دوباره گشوده و داستانهای جدیدی خلق میشود.
سکوت پیشه کردن و موضعگیری نکردن روشن و آشکار در برابر حادثهها، یکی دیگر از شیوههای تبلیغات است. در این روش، مبلغان موضع خود را درباره مسائل مهم و کلیدی بیان نمیکنند و جلو زیانهای احتمالی آن را میگیرند. نامزدهای انتخابات نیز از این روش سود میجویند و در برابر حادثهها سکوت میکنند.
در جوامع دینی، تبلیغات سیاسی از باورها و ارزشهای دینی سود میجوید. ارزشها و باورهای اسلامی، هدفها و اولویتهای گروههای سیاسی را تعیین و شیوه رقابت و تعامل آنان را با یکدیگر مشخص میکند.
در جوامع اسلامی، هدفها و آرمانها در باورهای دینی ریشه دارد و نظام سیاسی باید برای تحقق آن هدفها و آرمانها بکوشد. مبارزه و تبلیغات انتخاباتی باید ارزشهای اسلامی را نشان دهد و نظام اسلامی را در رسیدن به آرمانها کمک کند. اسلام به هدفها و آرمانهایی توجه دارد که سبب شکوفایی جامعه اسلامی میشود. ازاینرو، تبلیغات انتخاباتی باید شرایط را برای رسیدن به این هدفها فراهم کند. اکنون هدفها و آرمانهایی را که اسلام به آن توجه دارد، برمیشماریم:
مناسبتهای دوسویه و تعامل مردم و حکومت، در همکاریهای متقابل، کاهش خشونت، برقراری نظم وقانون، احساس تعلق و وابستگی و کاهش جرایم و تخلفهای اجتماعی نقش بسزایی دارد و وسیلهای برای افزایش و تقویت اقتدار ملی است. در نظامهای مبتنی بر همکاری، مشارکت و مشورت
حکومت با مردم، وفاق و همدلی را پدید میآورد. در چنین نظامهایی، سیاستهای حکومت مبتنی بر نیازهای واقعی مردم است و تصمیمهای کلان ملی بر اساس مشورت با آنان صورت میگیرد، ولی در نظامهای استبدادی، مناسبات آنان مبتنی بر زور و خشونت است و مردم وظیفهای جز پیروی از فرمانروایان ندارند.
در حکومت اسلامی، چنین پیوندهایی مبتنی بر صداقت، خدمت و همکاریهای نزدیک است. حکومتکنندگان بر اساس وظیفه دینی خود، مسئولند که با مردم پیوندی نیک و دوستانه داشته باشند و برای رفع نیازهای واقعی آنان بکوشند. در اجرای برنامههای دولتی نیز با مردم مشورت کنند و برای پیوند بیشتر مردم با مسئولان بکوشند. مسئولیت دینی مردم نیز این است که با حکومتکنندگان همکاری کنند و آنان را در انجام وظایف و مسئولیتهایشان یاری دهند و کاستیهای حکومت را یادآور شوند و مقامهای دولتی را از نیازها و مشکلات واقعی آگاه سازند.
همکاری مردم در مبارزههای انتخاباتی سبب تحکیم مناسبات میشود و آنان در فرآیند انتخابات در مسیر همکاریهای نزدیک قرار میگیرند و همکاری با یکدیگر را تجربه میکنند. بدین ترتیب، احساس تعلق و وابستگی مردم وحکومت افزایش مییابد. بنابراین، تبلیغاتگران باید این روند را تقویت و از فعالیتهایی که با همکاریهای متقابل جامعه و حکومت ناسازگار است، بپرهیزند.
#### ب) مشارکت عمومی
حضور مردم در صحنه سبب تحکیم مناسبات جامعه و حکومت میشود. ازاینرو، هنگام مشکلات و تنگناها در کنار یکدیگر میایستند و نظام از آسیبهای گوناگون در امان میماند.
عوامل تبلیغات نامزدهای انتخاباتی باید فضای جامعه را به گونهای درآورند تا مشارکت عمومی در انتخابات افزایش یابد؛ زیرا شهروندان در تداوم حکومت دینی نقش تعیینکنندهای دارند.
در تبلیغات انتخاباتی باید این روند را تقویت کرد تا جلو فعالیتهایی که با مشارکت عمومی مردم ناسازگار است، گرفته شود.
عدالت، پخش عادلانه امکانات، ایجاد فرصتهای برابر، رعایت حقوق همگانی و رعایت شایستگیهاست. در جوامع مبتنی بر عدالت اجتماعی، همگان فرصت برابر مییابند تا رشد کنند. در چنین جامعههایی، شهروندان بر اساس تواناییهایشان فعالیت میکنند و مشارکت و رقابت عادلانهای خواهند داشت. در این جوامع تلاش میشود تا جلو برخوردهای ناعادلانه و نابرابریها گرفته شود و حقوق افراد و گروهها از بین نرود و رقابتهای سازنده و مثبت، جایگزین جنگهای ویرانگر گروهی گردد.
در آموزههای دینی، عدالت جایگاه ویژه و ممتازی دارد و تأمین و گسترش عدالت اجتماعی، از هدفهای اساسی ادیان الهی و پیامبران توحیدی بوده است. زندگی پربار پیامبران و امامان معصوم علیهمالسلامسرشار از
مبارزههای حقطلبانه و عدالتخواهانه است. حضرت علی علیهالسلام را نیز به دلیل مبارزههای درخشان و برجستهاش برای برقراری عدالت، «صدای عدالت انسانی» میدانند. بنابراین، تأمین و برقراری عدالت اجتماعی و جلوگیری از ستم اجتماعی، از اهداف و وظایف بنیادین حکومت اسلامی است.
انتخابات، یکی از مهمترین عرصههای تحقق عدالت است؛ زیرا در انتخابات، پستهای سیاسی بدون هیچگونه تبعیض به شایستگان و برگزیدگان مردم میرسد. در انتخابات، نامزدهای شایسته در رقابتی آزاد و منصفانه، برای کسب آرای مردم میکوشند و این روند سبب میشود که موقعیتهای سیاسی، عادلانه توزیع شود.
وفاق و همگرایی نیروهای اجتماعی، قدرت ملی را پدید میآورد و تواناییهای عمومی اجتماع را برای سازندگی و آبادانی کشور افزایش میدهد. همچنین رشد و شکوفایی کشور را به دنبال دارد، رقابت سالم سیاسی را شکل میدهد و جلو تضادهای اجتماعی را میگیرد. ازاینرو، با ناهماهنگی و تعارض نیروهای سیاسی، فرصتهای سازندگی از دست میرود و امکانات ملی برای پیشبرد هدفهای فردی و گروهی نادیده گرفته میشود. در آموزههای دینی بر وحدت و هماهنگی نیروها تأکید شده و تأمین این امر از هدفهای اساسی حکومت اسلامی است. خداوند در قرآن کریم میفرماید: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعا وَ لا تَفَرَّقُوا؛ به ریسمان خداوند چنگ زنید و از تفرقه پرهیز کنید». (آل عمران:103)
انتخابات، مناسبترین شیوه برای رسیدن به اتحاد و وحدت ملی است و مانع از گسترش برخوردهای سیاسی میشود؛ زیرا پذیرش انتخابات در حقیقت، قبول قواعد بازی سیاسی و پیروی از قوانین اساسی و عمومی کشور است و همه ناگزیرند در چارچوب قوانین و مقررات رسمی رقابت و فعالیت داشته باشند.
در رقابتهای انتخاباتی، میتوان افراد را برای پستهای حکومتی برگزید و این، وسیلهای برای گزینش افراد شایسته و توانمند به شمار میرود. در این روش ممکن است گروهی با ابزار تبلیغاتی و منابع مالی، افکار عمومی را فریب دهند و افرادی ناکارآمد به قدرت برسند، ولی ادواری و موقتی بودن انتخابات، از رخ دادن چنین وضعیتی در درازمدت، جلوگیری میکند. در مجموع، انتخابات به آسانی فضایی را پدید میآورد تا مدیران شایسته و کارآمد انتخاب شوند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
مَن تَقَدَّمَ عَلَی الْمُسْلِمِین وَ هُوَ یَری أَنَّ فِیهِمْ مَنْ هو أَفْضَلُ مِنْهُ، فَقَدْ خانَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْمُسْلِمِینَ.(1)
کسی که در هر کاری، خود را بر دیگران مقدم دارد، در حالی که میداند شایستهتر از او در میان آنان است، هر آینه به خداوند و پیامبر و مسلمانان خیانت کرده است.
بنابراین، شایسته سالاری جزو هدفها و ویژگیهای اساسی تبلیغات در حکومت اسلامی و یکی از عوامل مقبولیت انتخابات در نظام اسلامی است.
1) [1] . بحارالانوار، ج 71، باب 20، قضاء حاجة المؤمنین، ص 287.
ظهور و گسترش ابزارهای جدید تبلیغاتی، ماهیت و ویژگیهای تبلیغات در جوامع مختلف را تغییر داده است. بدین ترتیب، امکانات تبلیغاتی گسترش یافته و بر سرعت انتقال پیام و پیچیدگیهای آن افزوده شده است. این وسایل در کشورهای مختلف در حال گسترش است و در ایران نیز جایگاه ویژهای دارد. بنابراین، از بسیاری از ابزارهای تبلیغاتی که در غرب رایج است و یا ارزشهای اسلامی سازگاری دارد، میتوان به عنوان ابزار تبلیغات در جامعه اسلامی بهره گرفت. در این میان، نکته مهم آن است که روشها و شیوههای تبلیغات باید بر اساس اصول اسلامی باشد.
شیوههای تبلیغات و رقابتهای انتخاباتی در اسلام نشاندهنده ارزشهای دینی است. رقابتکنندگان وظیفه دارند هنگام رقابت، ارزشها و موازین دینی را رعایت کنند و به مصالح و منافع عمومی توجه داشته باشند و از فعالیتهای ناسازگار با مصالح دینی و ملی بپرهیزند. اکنون ویژگیهایی را برمیشماریم که در باورها و آموزههای دینی ریشه دارد و باید آنها را رعایت کرد:
عدالت و انصاف از ویژگیهای مؤمنان و پرهیزکاران است و هر که دارای این ویژگی است، رفتاری متعادل دارد و هنگام داوری، انصاف را رعایت میکند و به حسن معاشرت با دیگران توجه دارد. منصفان، ویژگیهای پسندیده افراد را نادیده نمیگیرند و برای تخریب دیگران نمیکوشند.
افراطگرایی را با پرهیزکاری و دینداری ناسازگار میدانند و با وجدان بیدار و آگاه، هر آنچه را برای خود میپسندند، برای دیگران نیز میپسندند و از موفقیت دیگران شاد میشوند. افزون بر آن، درباره کاستیهای افراد اغراق نمیکنند و واقعبین هستند.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
وَ لا یَجْرِ مَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلی ألّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی. (مائده: 8)
مبادا زشتکاری و دشمنی گروهی از مردم سبب شود که از راه عدالت خارج شوید.
تبلیغات و رقابت بر مبنای عدالت و انصاف، از ویژگیهای تبلیغات انتخاباتی در اسلام است و نامزدها مسئولیت دارند به این امر مهم توجه کنند و از داوریهای شتابزده و افراطی و یکجانبه بپرهیزند و هر آنچه را برای خود نیک میدانند، برای دیگران نیز بخواهند.
صداقت نامزدها در تبلیغات و فعالیتهایشان، سبب افزایش اتحاد عمومی، مقبولیت نظام سیاسی و تقویت مناسبات مردم و حکومت میشود و جلو گسترش نارضایتیهای اجتماعی را میگیرد. در آموزههای دینی، صداقت جزو ویژگیهای پرهیزکاران است و مؤمنان از پرداختن به امور نادرست، به شدت منع شدهاند. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
إِنَّما یَفْتَرِی الْکَذِبَ الَّذینَ لا یُؤمِنُونَ بِآیاتِ اللّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْکاذِبُونَ. (نحل: 105)
کسانی دروغ میگویند که به آیات الهی ایمان ندارند و آنان دروغگویانند.
امام باقر علیهالسلام نیز میفرماید:
خداوند برای شر و بدی، قفلی قرار داده که کلید آن قفلها، شراب است. دروغ از شراب
بدتر است.(1)
بنابراین، صداقت در تبلیغات و فعالیتهای انتخاباتی، از ویژگیهای تبلیغات انتخاباتی در جوامع دینی است و شایسته نیست که نامزدهای انتخاباتی با زیر پا گذاشتن ارزشهای دینی، آرای بیشتری به دست آورند.
وفاداری به ارزشهای فرهنگی و دینی، عامل همبستگی است و مانع ظهور ناهنجاریهای اجتماعی میشود. رعایت ارزشهای دینی در رشد و تکامل جوامع نقش مهمی دارد و شهروندان را در رسیدن به تکامل مادی و معنوی یاری میکند. در جوامع اسلامی، رعایت این مهم از سوی نخبگان و نامزدهای انتخاباتی اهمیت ویژهای دارد و هرگونه بیتوجهی به این ارزشها، سبب بیاعتمادی مردم به ارزشهای دینی و حکومت اسلامی میشود.
بدین ترتیب، رعایت ارزشهای دینی و فرهنگی در تبلیغات انتخاباتی مهم است و نامزدهای انتخاباتی وظیفه دارند از رفتار و گفتاری که با فرهنگ و ارزشهای دینی مردم ناسازگار است، پرهیز کنند. پس بایسته است از به کار بستن الگوهای وارداتی و ناسازگار با هنجارهای اجتماعی بپرهیزند و اصالت و هویت خود را حفظ کنند. بدینگونه میتوانند وفاداری دینی خود را در فرآیند تبلیغات نشان دهند.
1) [1] . محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365، ج 2، ص 254.
انتخابات، سازمانیافتهترین شیوه همکاری سیاسی مردم و وسیلهای برای برقراری و تقویت همبستگی ملی است. مردم با شرکت در انتخابات، به افرادی که علاقه دارند، رأی میدهند و بدین ترتیب، همبستگی ملی شکل میگیرد و جلو انباشت نارضایتیهای پنهان گرفته میشود. حکومتکنندگان با نیازهای واقعی مردم آشنا میشوند و زمامداران مجبورند پاسخگو باشند و بدینگونه احساس همبستگی سیاسی افزایش مییابد.
در آموزههای دینی، مردم در تشکیل حکومت، تفاهم و همکاری با حکومتکنندگان و نظارت بر فعالیتهای آنان، نقش ویژهای دارند. مناسبات مردم و زمامداران بر پایه رضایت و تعامل دوجانبه است و تصمیمگیریهای عمومی، با مشورت و تفاهم صورت میگیرد.
امام علی علیهالسلام میفرماید:
... قَدْ کانَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَهِدَ إِلَیَّ عَهْدا فَقالَ یَا بْنَ أَبِی طالِبٍ لَکَ (وِلاءُ أُمَّتِی) فَإِنْ وَلَّوْکَ فِی عافِیَةٍ وَ أَجْمَعُوا عَلَیْکَ بِالرِّضا فَقُمْ بِأَمْرِهِمْ و إِنِ اخْتَلَفُوا عَلَیْکَ فَدَعْهُمْ وَ ما هُمْ فِیهِ.(1)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله با من عهد کرد و فرمود: ای پسر ابیطالب! (سرپرستی امت) با تو است. پس اگر مردم با رضایت از تو اطاعت کردند، به امور آنان بپرداز وگرنه امورشان را به خودشان واگذار.
آرای مردم، تعیینکننده است و نامزدهای انتخاباتی باید وفاداری و پایبندی خود را به این امر نشان دهند. ازاینرو، باید از اتهامهای واهی به
1) [1] . محمدحسین نوری، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت، 1400 هـ . ق، ج 11، ص 78.
این و آن بپرهیزند و برای تقویت و تحکیم هنجارهای سالم انتخاباتی بکوشند. همچنین شکست و پیروزی را با روی باز بپذیرند و برای جلب افکار عمومی تلاش کنند.
مسئولیتپذیری، رمز بقا، تکامل و توسعه است. در جامعههای مسئولیتپذیر، افراد میکوشند کاستیها را رفع کنند و وظایف خود را به مناسبترین شیوه انجام دهند. افراد مسئولیتپذیر همواره برای ترقی و تکامل همهجانبه کشور میکوشند و از انفعال و بیاعتنایی بیزارند. آنان مشکلات و نارساییهای کوتاهمدت را بر موانع بلندمدت ترجیح میدهند و برای رسیدن به آیندهای روشن، سرمایهگذاری میکنند. چنین افرادی احساس وابستگی شدید اجتماعی دارند و خود را در شکست و پیروزی جامعه شریک میدانند. از پیروزی و موفقیتهای ملی به خود میبالند و از کاستیهای آن رنج میبرند.
در جوامع منفعل، احساس وابستگی اجتماعی ضعیف است و شهروندان احساس پراکندگی و انزوا دارند. آنان آرزوهای فردی را بر نیازهای عمومی ترجیح میدهند و همواره در پی فرصتی برای سوءاستفاده از کاستیهای عمومی هستند.
در آموزههای دینی، مسلمانان برادران دینی یکدیگرند و به هم وابستهاند. همگی اعضای یک پیکر واحدند و در برابر همدیگر احساس مسئولیت دارند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «مَنْ أَصْبَحَ وَ لایَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛
کسی که صبح کند و به امور مسلمانان اهتمام نورزد، مسلمان نیست».(1)
احساس مسئولیت در تبلیغات انتخاباتی، از ویژگیهای تبلیغات انتخاباتی در نظام اسلامی است و همگان مسئولند برای حفظ سلامت و تضمین درستی انتخابات و تبلیغات انتخاباتی بکوشند.
ماهیت وعدههای ناممکن، بزرگنمایی درباره تواناییها، فریب افکار عمومی یا درک نادرست از شرایط و امکانات است. وعدهدهندگان برای جلب آرای مردم، به آنان وعده میدهند که اوضاع بهبود مییابد و موانع رفع میشود و جامعه آرمانی شکل میگیرد. آنان خواستههای مردم را افزایش میدهند و امید کاذب تولید میکنند، ولی پس از مدتی، آرزوهای مردم بر باد خواهد رفت و ناامیدی بر آنان حاکم خواهد شد. اعتماد عمومی آسیب خواهد دید و نارضایتیهای اجتماعی گسترش خواهد یافت.
در آموزههای دینی، وفاداری و پایبندی به تعهد، از ویژگیهای پرهیزکاران است و آنان از دادن وعدههای پوچ به شدت منع شدهاند. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «و أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْؤلاً؛ به وعدههایتان وفا کنید، چون از آن بازخواست میشود و مسئولیت دارد».(2)
بنابراین، یکی دیگر از ویژگیهای تبلیغات در جامعه دینی، پرهیز از دادن وعدههای ناممکن است و نامزدهای انتخاباتی باید از بزرگنمایی و دادن
امیدهای کاذب بپرهیزند و از تواناییهای واقعی خود سخن بگویند. همچنین جامعهای آرمانی و تخیلی ترسیم نکنند و شهروندان را بدبین و ناامید نسازند.
شایعهپراکنی، دامن زدن به خبرهای نامعتبر است. محتوای شایعه گاه ساختگی و غیرواقعی است و زمانی نیز میتواند نشاندهنده بخشی از یک واقعیت اجتماعی باشد که انسانها بدون کاوش در درستی و نادرستی آن، در انتشار آن دخالت میکنند. شایعه به ویژه در دوره تبلیغات انتخاباتی سبب گسترش بیاعتمادی و نارضایتیهای اجتماعی میشود؛ احساس بدبینی و دشمنی را میان افراد تقویت میکند؛ به وحدت و همبستگی ملی آسیب میرساند و سبب افزایش نزاع و جدلها میشود. همچنین مشروعیت نظام را زیر سؤال میبرد و میان جامعه و حکومت فاصله میاندازد.
«شایعه معمولاً مجموعهای از غیبت، بهتان، استهزا و گاه دشنام است که بر اساس نص صریح احکام اسلامی، تصدیق هر یک از موارد فوق یا سکوت و عدم مقابله با شایعه، در حقیقت، نوعی مشارکت در جرم و دوستی با مجرم اولیه است و از گناهان کبیره محسوب میشود».(1)
دامن زدن به شایعهها با آموزههای دینی ناسازگار است و مؤمنان از پرداختن به این امور منع شدهاند. خداوند در این باره میفرماید:
هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَمِیمٍ مَنّاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتدٍ أَثِیمٍ. (قلم: 11 و 12)
عدهای دایم عیبجویی و سخنچینی میکنند و هر چه بتوانند، مردم را از خیر و سعادت
1) [1] . افکار عمومی و معیارهای سنجش آن، ص 133.
باز میدارند و در ستم و بدکاری میکوشند.
بنابراین، زیبنده نیست که در جامعه اسلامی، نامزدهای انتخاباتی با جوسازی، شایعهپراکنی، نادیده گرفتن مصالح نظام و ایجاد بیاعتمادی و تنش در فضای عمومی کشور، برای رسیدن به قدرت بکوشند.
رعایت ادب، یکی دیگر از اصول تبلیغات در جوامع دینی است و در برگزاری انتخابات سالم و به دور از خشونت و نفرت نقش دارد. رعایت ادب، همکاریهای عمومی را تقویت میکند؛ سبب گسترش فرهنگ گفتوگو و دوستی میشود و از سوءتفاهمها و دشمنیهای بیمورد و نابجا جلوگیری میکند. در مقابل، در محیطی پر از ناسزاگویی و اتهامهای رنگارنگ، عواطف و احساسات انسانی آسیب میبیند و فضایی نفرتانگیز و انتقامجویانه شکل میگیرد. دشمنی گسترش مییابد و همکاریهای سازنده فراموش میشود.
رعایت ادب از ویژگیهای مؤمنان است و در آموزههای دینی جایگاه ویژهای دارد. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
أُدْعُ إِلی سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ. (نحل: 125)
با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت کن و با آنها به روش نیکوتر استدلال و مناظره کن.
در تبلیغات انتخاباتی، رعایت ادب در برقراری آرامش و برگزاری انتخابات آزاد، سالم، عادلانه و منصفانه نقش ویژهای دارد. همچنین با حفظ حقوق افراد سبب تحکیم وفاق و همدلی میشود؛ فضای همکاری و دوستی
را تقویت میکند؛ جلوی گسترش الگوهای نامناسب را میگیرد و به تقویت فرآیند مردم سالاری دینی میانجامد.
تهمت از گناهان کبیره است. تهمت زدن، به پیوندها آسیب میرساند و سبب دشمنی افراد میشود و ارزشهای دینی و اخلاقی را تضعیف میکند. شکستن حرمت افراد و ارزشهای فرهنگی، به اعتماد عمومی آسیب میرساند و سبب کاهش مقبولیت نظام میشود. بنابراین، اتهام بستن به دیگران، پیآمدهای منفی فراوانی دارد و مانع شکلگیری مناسبات نیک و منصفانه میشود.
در آموزههای دینی، تهمت زدن، گناهی نابخشودنی است. افزون بر آن، تهمتزننده را میتوان در دادگاه صالحه محاکمه کرد. ازاینرو، در قرآن کریم میخوانیم:
لا یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاّ مَنْ ظُلِمَ وَ کانَ اللّهُ سَمیعًا عَلیمًا. (نساء: 148)
خداوند بلند کردن صدا را به بدگویی دوست ندارد، مگر از آن کس که به او ستمی شده باشد و خداوند شنوا و داناست.
بنابراین، رقابتهای تبلیغاتی در جوامع دینی باید از هرگونه اتهامزدن و تبلیغ منفی علیه دیگران به دور باشد.
زیادهروی و اسراف در تبلیغات انتخاباتی سبب بدبینی مردم میشود؛ زمینه شایعهافکنی و اتهامزنی را فراهم میکند؛ به چشم و همچشمیها دامن میزند و سبب هدر رفتن امکانات مادی و معنوی جامعه میشود. همچنین
به واقعنمایی در تبلیغات آسیب میرساند؛ چون با فریب دادن افکار عمومی، تبلیغات را از مسیر تعادل خارج میکند و زیادهروی را در جامعه نهادینه میسازد.
اسراف در فرهنگ دینی، با ویژگیهای پرهیزکاران ناسازگار بوده و ناپسند شمرده شده است. ازاینرو، مؤمنان باید از افراط و تفریط بپرهیزند و در زندگی، اعتدال خود را حفظ کنند.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
وَ لاتُطیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفینَ الَّذینَ یُفْسِدُونَ فِی اْلأَرْضِ وَ لایُصْلِحُونَ. (شعرا: 151 و 152)
و از فرمان افراطگران پیروی مکنید؛ آنان که در زمین فساد میکنند و اصلاح نمیکنند.
بنابراین، اسراف در تبلیغات انتخاباتی، زیانهای مادی و معنوی بسیاری دارد و گسترش آن با مصالح عمومی ناسازگار است. نامزدهای انتخاباتی، باید از زیادهروی و ریخت و پاشهای تبلیغاتی بپرهیزند و به میانهروی توجه داشته باشند.
هواداران، پیام نامزدهای انتخاباتی را به مردم منتقل میکنند و پیوند نامزدها با مردم، از این راه صورت میگیرد. شیوه فعالیتهای آنان نشاندهنده ویژگیهای واقعی تبلیغات انتخاباتی در یک کشور است. مردم نیز آنان را نماینده گروههای مختلف میدانند و بر اساس فعالیتهای آنان درباره نامزدها داوری میکنند.
بنابراین، هواداران و ستادهای انتخاباتی در چگونگی برگزاری انتخابات نقش بسیاری دارند و ضروری است فعالیتهای آنان متناسب با معیارهای دینی و اخلاقی که برخواهیم شمرد، صورت گیرد:
#### الف) قانون مداری
تبلیغات هواداران، در چارچوب معیارهای قانونی، در رقابتهای سالم تبلیغاتی نقش ویژهای دارد؛ چون با پیشگیری از هرج و مرج و رفتارهای فراقانونی، امنیت و سلامت انتخابات را تضمین میکند.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَنْ یَفْتِنُوکَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللّهُ إِلَیْکَ. (مائده: 49)
(ای پیامبر،) بر اساس دستورهای خداوند بین مردم حکم کن و از هوای مردم پیروی نکن و از اینکه تو را به بعضی دستورهای خداوند به فتنه اندازند، پرهیز کن.
بنابراین، تبلیغ و حمایت هواداران از نامزدهای خاص، باید در محدوده موازین قانونی صورت گیرد و از رفتارهای فراقانونی خودداری شود.
تبلیغات در چارچوب قانون که شرط لازم برای برگزاری انتخابات سالم است، با رعایت معیارهای اخلاقی تکمیل میشود؛ زیرا بسیاری از رفتارهای تبلیغاتی، فراتر از ضوابط قانونی است یا در غیاب مأموران اجرای ضوابط قانونی صورت میگیرد.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «إِنَّما بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْاَخْلاقِ؛ به درستی من تنها
برای تکمیل اخلاق و کمالات انسانی برانگیخته شدهام.»(1)بنابراین، ضروری است ستادهای انتخاباتی و هواداران آنان، معیارهای اخلاقی را رعایت کنند.
#### ج) برهم نزدن امنیت و آرامش عمومی
آرامش و امنیت، زمینهساز برگزاری انتخابات سالم و رقابتی است. بیان صلاحیتها و شایستگیهای نامزدهای رقیب، نیازمند گفتوگو و همکاری مسالمتآمیز است. تنها از این راه میتوان جنبههای گوناگون فعالیتهای آنان را بررسی کرد و نامزدهای اصلح را برگزید و به عوامفریبان و سودجویان پاسخ منفی داد. در فضای تنشآلود و ناآرام، تعصبها و عواطف مانع از شناخت واقعی افراد و گروهها میشود و حقوق بسیاری نیز از بین میرود.
بنابراین، هواداران بر اساس وظایف ملی و دینی خود مسئولیت دارند از به راه انداختن آشوب و ناامنی پرهیز کنند و برای تقویت و تحکیم فضای آشتی و گفتوگو بکوشند. همچنین زمینههای معرفی و نقد برنامههای گوناگون را فراهم کنند و مردم را آگاه سازند تا روحیه همکاری میان نیروها تقویت شود.
تعصب مانع تفاهم، همکاری و رقابت سالم میشود و بیاعتمادی را گسترش میدهد. همچنین بدگمانی را تشدید میکند و اجازه دیدن و به
1) [1] . بحارالانوار، ج 71، ص 382.
رسمیت شناختن شایستگیهای رقیب و تواناییهای افراد را نمیدهد و نفاق و دشمنی را افزایش میدهد و سبب ناآرامی و آشوب میشود.
امام علی علیهالسلام میفرماید:
بصیر کسی است که بشنود و بیندیشد؛ نگاه کند و ببیند و از عبرتها بهره گیرد. آنگاه راههای روشنی را بپیماید و بدینگونه از افتادن در پرتگاهها دوری کند.(1)
تعصبهای هواداران، دشمنی را در اجتماع گسترش میدهد و مانع از شکلگیری همکاریهای پایدار میشود. بنابراین، باید از دامن زدن به تعصبها، پرهیز و برای تبلیغات انتخاباتی سالم، تلاش شود.
دامن زدن به شایعهها و اتهامها و توهین و تخریب دیگران، با آموزههای دینی و مصلحت نظام ناسازگار است و پیآمدهای منفی بسیاری دارد. این کار سبب کاهش مقبولیت و مشروعیت نظام میشود و با تقویت، بدبینی، موانع فراوانی بر سر راه همکاری و تفاهم نیروهای سیاسی ایجاد میکند. همچنین به افراطیگری و خشونت دامن میزند و مانع گزینش نامزدهای مؤمن فداکار و با تجربه میشود. افزون بر آن، به دشمنان، سودجویان و فرصتطلبان، میدان میدهد.
حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «لاقِحَةَ کَالْبَهْتِ؛ هیچ بیشرمی، مانند بهتان زدن نیست».(2)
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤ'c7دَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤلاً. (اسراء: 36)
و هرگز از آنچه به آن علم و اطمینان نداری، پیروی مکن؛ که در پیشگاه خداوند، چشم و گوش و دل همه مسئولند.
هواداران باید از بهتان و افترا بپرهیزند و جلو سوءاستفاده و بهرهبرداری سودجویان و فرصتطلبان را بگیرند. آنان باید به عدالت و انصاف نظر داشته باشند و برتریهای رقیب را بپذیرند. همچنین برای گزینش نامزدهای اصلح بکوشند و هرآنچه را برای خود میپسندند، برای دیگران نیز بپسندند.
دامنزدن به اختلافات و دشمنی، کینه و دشمنی را در میان نیروهای داخلی افزایش میدهد. همچنین فرصت سوءاستفاده را برای دشمنان فراهم میکند و مقبولیت نظام را زیر سؤال میبرد. جلو همکاری نیروهای متعهد و متخصص را میگیرد و فرصت برای سازندگی از بین میرود.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
مؤمنان برادر یکدیگرند. پس در میان برادران خود صلح و آشتی برقرار کنید و تقوای الهی را پیشه سازید. باشد که مشمول رحمت خداوند قرار گیرید. (حجرات: 10)
وظیفه دینی هواداران این است که جلو گسترش اختلافات را بگیرند و اجازه ندهند بیگانگان سوءاستفاده کنند. همچنین باید تفاهم و همکاری را گسترش دهند و جلو سوءظنها، اتهامها و دشمنیها را بگیرند. افزون بر آن،
باید از دامن زدن به شایعهها دوری کنند و ارزشهای دیگران را به رسمیت بشناسند.
خشونت و درگیری، نیروهای سیاسی و اجتماعی را رو در روی یکدیگر قرار میدهد و تواناییها صرف نابودی همدیگر میشود. این کار جلو همکاری و هماندیشی نیروهای مؤمن و متعهد را میگیرد؛ نیروهای صدیق و شایسته را به حاشیه میراند و سبب کاهش مقبولیت نظام میشود.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ بپردازند، آنها را آشتی دهید و بین آنان صلح برقرار کنید و اگر یکی از دو طایفه به دیگری تجاوز کند، با گروه متجاوز پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد. (حجرات: 9)
بنابراین، پرهیز از خشونت و درگیری، از وظایف اساسی هواداران است و آنان در این زمینه مسئولیت دارند جلو فعالیتهای ناسازگار با آرامش و تفاهم را بگیرند.
ارزشها، باورها و رفتارهای انتخاباتی رأیدهندگان، در تحکیم و تقویت معیارهای سالم انتخاباتی نقش ویژهای دارد. با مشارکت آگاهانه و فعال مردم، جلو ناهنجاریهای تبلیغاتی گرفته میشود و شایعهها و اتهامها گسترش نمییابد. همچنین در تبلیغات زیادهروی نمیشود و بهرهبرداریهای دروغین و ناسازگار با مصالح عمومی صورت نمیگیرد. بنابراین، باید رأیدهندگان معیارهای زیر را رعایت کنند و در تحکیم و نهادینهسازی آن بکوشند:
انتخابات، مشارکت داوطلبانه مردم برای تعیین نمایندگان است و آگاهی و شناخت مردم از سوابق، فعالیتها، ویژگیها و برنامههای نامزدها، در جهتگیریهای کلان جامعه نقش ویژهای دارد. گزینش نامزدهای کارآمد، متعهد و شایسته، گامی مهم در جهت آبادانی، شکوفایی، امنیت، رفاه و استقلال کشور است، ولی گزینشهای نامناسب سبب میشود امکانات از بین برود.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
مَنِ اسْتَعْمَلَ عامِلاً مِنَ الْمُسْلِمِینَ وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّ فِیهِمْ أَوْلی بِذلِکَ مِنْهُ وَ أَعْلَمَ بِکِتابِ اللّهِ وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ فَقَدَ خانَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ جَمِیعَ الْمُسْلِمینَ.(1)
کسی که کارگزاری از مسلمانان را به کار گمارد و بداند که در میان ایشان، شایستهتر از او و داناتر از او به کتاب خدا و سنت پیامبرش هست، به خدا و پیامبرش و به همه مسلمانان خیانت کرده است.
بنابراین، در این امر مهم باید از کوتاهی و غفلت دوری شود.
همکاری مردم در تعیین سیاستها و اولویتها، احساس مسئولیت را افزایش میدهد و سبب تحکیم پیوندها میشود. بدین ترتیب، همه در مشکلات و تنگناها، احساس همکاری و هماهنگی میکنند؛ نارضایتیها کاهش مییابد و نیازهای مردم به شکلی مناسب، بیان و برطرف میشود. بیاعتنایی و همکاری نکردن سبب جدایی جامعه و حکومت و ضعف پایگاه
1) [1] . سنن بیهقی، ج 10، ص 11.
اجتماعی دولت و تضعیف مردمسالاری میشود و نظام سیاسی آسیب میبیند.
امام علی علیهالسلام میفرماید:
در حکم خداوند و دین اسلام، بر مسلمانان واجب است در صورتی که امام و رهبرشان درگذشت یا به قتل رسید، چه آن رهبر گمراه باشد یا هدایتیافته، مظلوم یا ظالم، خونش حلال باشد یا حرام ـ دست به هیچکاری نزنند و بر هیچ اتفاقی گردن ننهند و دست از روی دست و قدم از روی قدم برندارند... مگر اینکه پیش از آن برای خودشان رهبری عفیف... انتخاب کنند.(1)
بنابراین، رأیدهندگان وظیفه دارند با حضور در پای صندوقهای رأی، تواناییهای نظام را افزایش دهند و سبب تقویت و استحکام آن شوند.
ویژگیهای حکومتکنندگان در توانایی یا ضعف و ناکارآمدی نظامهای سیاسی نقش ویژهای دارد. افراد شایسته و کارآمد به خوبی میتوانند با مدیریت منابع، از فرصتهای داخلی و خارجی به شکلی معقول و مناسب بهره ببرند و وظایف و مسئولیتهای خود را به درستی انجام دهند. همچنین میتوانند از منابع و امکانات، برای رفع نیازهای واقعی و اساسی سود بجویند و با جلوگیری از نابودی فرصتها و تواناییهای کشور، به ارتقای جایگاه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کشور و رشد ملی کمک کنند.
امام علی علیهالسلام میفرماید:
أَیُّهَا النّاسُ إِنَّ أَحَقَّ النّاسِ بِهذَا الْأَمْرِ... وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللّهِ فِیهِ.(2)
ای مردم، سزاوارترین اشخاص بر حکومت... کسی است که داناتر از دیگران به دین خدا باشد.
بنابراین، گزینش افراد شایسته در توسعه و شکوفایی کشور نقش ویژهای دارد و شهروندان باید با گزینش مناسب، نقش خود را در رشد کشور به خوبی نشان دهند.
انتخابات، اوج فعالیتها و رقابتهای سیاسی است و افراد و گروهها میکوشند ثمره فعالیتهای درازمدت خود را در این دوره بنگرند. ازاینرو، ممکن است برای جلب افکار عمومی، به مردم وعدههایی بدهند که با مصالح نظام ناسازگار است و منافع درازمدتشان آسیب ببیند. بنابراین، رأیدهندگان همواره باید به منافع و مصالح نظام توجه داشته باشند و به کسانی که بر ضد منافع عمومی، تبلیغ و فعالیت میکنند، پاسخ منفی بدهند و از نامزدهای کارآمد و شایسته پشتیبانی کنند.
امام علی علیهالسلام در توصیف مؤمنان میفرماید:
نَفْسُهُ مِنْهُ فِی عَناءٍ وَ النّاسُ مِنْهُ فِی راحَةٍ أَتْعَبَ نَفْسَهُ لِآخِرَتِهِ وَ أَراحَ النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ.(1)
نفس او از دستش در زحمت است، ولی مردم از او در آسایش هستند منافع مردم را بر خود مقدّم میکند). برای آخرت، خود را به زحمت میافکند، ولی مردم را به رفاه و آسایش میرساند (دنبال سعادت مردم است).
1) [1] . همان، خطبه 193.
تعصب و پیشداوری، جلو شناخت و آگاهی واقعبینانه افراد را میگیرد و با شایستهگزینی ناسازگار است و اجازه نمیدهد نامزدهای شایسته و کارآمد انتخاب شوند. ازاینرو، ممکن است مسئولیت به افراد ناتوان سپرده شود و با فراهم آمدن زمینههای سوءاستفاده از احساسات عمومی، نخبگان و شایستگان از بهبود امور ناامید شوند.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لایَعْلَمُونَ. (زمر: 9)
آیا آنانی که آگاهند (و آگاهانه فعالیتهایشان را انجام میدهند) و آنانی که ناآگاهند (امورشان را بدون آگاهی و شناخت انجام میدهند) برابرند؟
بنابراین، رأیدهندگان باید از گزینشهای متعصبانه پرهیز کنند و ملاکهای معقول و منطقی را برای انتخابهای خود بیابند.
تقلب و فریبکاری در انتخابات، به حقوق عمومی جامعه آسیب میرساند و با آموزههای دینی ناسازگار است. همچنین به تضعیف مردمسالاری میانجامد؛ زیرا با کاهش یافتن اعتماد عمومی و شور و شوق انتخاباتی، مقبولیت و مشروعیت انتخابات زیر سؤال میرود و فرصت سوءاستفاده تبلیغاتی برای بیگانگان فراهم میشود. بنابراین، پرهیز از تقلب، از وظایف رأیدهندگان است و آنان باید از این امر دوری کنند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
مَنْ کانَ مُسْلِما فَلَمْ یَمْکُرُ وَ لایَخْدَعُ فَإِنِّی سَمِعْتُ جَبْرَئِیل علیهالسلام یَقُولُ: إِنَّ الْمَکْرَ وَ
الْخَدِیعَةَ فِی النّارِ.(1)
آنکه مسلمان باشد، نیرنگ نمیزند و حیلهگری نمیکند؛ زیرا از جبرئیل علیهالسلام شنیدم که میگوید: همانا نیرنگباز و حیلهگر در آتش هستند.
سازمانهای دولتی در بهبود و تقویت فرهنگ تبلیغاتی نقش مهمی دارند و سازماندهی و هدایت تبلیغات در جهت آرمانهای دینی و ارزشی، بدون همکاری و هماهنگی آنها ممکن نیست. سازمانهای دولتی، نماد نظم و قانون هستند و فعالیتهایشان در زمینه الگودهی، اثرگذار است. همچنین این نهادها از امکانات فراوانی برخوردارند و فعالیتهای آنان در گسترش تبلیغات سالم و جلوگیری از ناهنجاریهای تبلیغاتی نقش اثرگذاری دارد. بهطور کلی، رعایت اصول و معیارهای زیر، تبلیغات انتخاباتی را سامان میبخشد:
رعایت قوانین و مقررات سبب نهادینه شدن هنجارهای سالم تبلیغاتی و تقویت مردمسالاری میشود و اعتماد عمومی و همبستگی ملی را تقویت میکند. همچنین مشارکت عمومی را افزایش میدهد و سبب تقویت رابطه مردم و حکومت میشود.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرماید:
أَمّا ما ذَکَرْتُمْ مِنْ أَمْرِ الْأُسْوَةِ فَإِنَّ ذلِکَ أَمْرٌ لَمْ أَحْکُمْ أَنَا فِیهِ بِرَأْیِی وَ لاوَلِیته هَویً مِنِّی.(2)
آنچه در مورد برابری مردم گفتید، با رأی شخصی در آن حکم نکردهام و به دنبال هوای
خویش نرفتهام.
همچنین ایشان در جای دیگر میفرماید:
حقی که شما بر من دارید، عمل به کتاب خدای متعال و سیره رسول اوست.(1)
پاسداری از ارزشهای قانونی، جزو اولویتهای اساسی نهادهای دولتی است و کوتاهی در انجام این وظایف، بیاعتمادی، گسترش شایعه و کاهش مشارکت عمومی را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، نهادهای فرهنگی از اهمیت ویژهای برخوردارند و باید در چارچوب قانون فعالیت کنند.
آگاهیبخشی، در برگزاری انتخابات سالم و رقابتی، نقش مهمی دارد و مانع از سوءاستفادههای احتمالی و زیر پا گذاشتن قوانین انتخاباتی میشود. بدینترتیب، مردم میتوانند از مصالح و پیآمدهای گزینش خود آگاه شوند و با ورود آگاهانه به عرصه انتخابات، نامزدهای مناسب را برگزینند.
امام علی علیهالسلام در این باره به حاکم مکه میفرماید:
وَ اجْلِسْ لَهُمُ الْعَصْرَیْنِ فَأَفْتِ المُسْتَفِنَی وَ عَلِّمِ الْجاهِلَ.(2)
صبح و عصر مجلس تشکیل بده و به پرسشکنندگان پاسخ ده و جاهلان را آگاه کن.
تقویت این روند، از مسئولیتهای اساسی نهادهای فرهنگی است و آنها باید مردم را در گزینش نامزدهای شایسته یاری کنند.
آرامش و امنیت، زمینهساز قانونمداری، اعتماد عمومی و رقابت سالم است و شایعهها، اتهامها، تعصبها و اختلافها را کاهش میدهد. حفظ امنیت با پیشگیری از گسترش درگیریها، اقتدار و توانایی حکومت را به نمایش میگذارد و سبب مقبولیت نظام و تقویت نهادهای دولتی میشود.
حضرت علی علیهالسلام میفرماید:
بار خدایا! تو میدانی جنگ و کشمکش ما به دلیل قدرتطلبی ... نبود، بلکه برای آن است که نشانههای دین تو را بازگردانیم و اصلاح را در سرزمینهای تو حاکم کنیم تا بندگان ستمدیدهات امنیت یابند و حدود تعطیل شدهات به اجرا درآید.(1)
تأمین نظم و امنیت از وظایف اساسی دولت است و سازمانهای دولتی باید از ناآرامی و خشونت، جلوگیری و با تأمین امنیت برای فعالیتهای انتخاباتی، گروهها را به رقابتهای سالم تشویق کنند.
افزایش مشارکت سیاسی، نماد همبستگی ملی و اعتماد عمومی است و مناسبات جامعه و حکومت را تقویت میکند. مردم با حضور در پای صندوقهای رأی احساس میکنند توانا هستند و خود را در تعیین دولت و حکومت شریک میدانند. ازاینرو، با جلوگیری از انباشت نارضایتی عمومی، مانع ظهور رخدادهای خشونتآمیز میشود.
حضرت علی علیهالسلام میفرماید:
آگاه باشید، حق شما بر من آن است که رازی را از شما نپوشانم، مگر در جنگ و کاری را بدون مشورت با شما انجام ندهم، مگر در حکم.(2)
تقویت و گسترش همکاری سیاسی از وظایف اساسی نهادهای دولتی است و در این میان، نهادهای فرهنگی جایگاه ویژهای دارند. آنها باید مردم را از امتیازهای مشارکت آگاه کنند و با بیان نقش حساس آنان در تقویت ثبات، امنیت و همبستگی ملی و جلوگیری از توطئههای داخلی و بینالمللی، اهمیت آرای تک تک مردم را در شکلگیری حکومت یادآور شوند و به پیآمدهای گزینش آنان در تعیین اولویتها و سیاستهای آینده اشاره کنند.
همکاری مردم سبب مقبولیت و اقتدار و توانایی نظام میشود و به تکامل و توسعه اجتماعی میانجامد. البته ایجاد این همکاری به اعتماد عمومی بستگی دارد. تا هنگامی که مردم به قوانین، مسئولان و سیاستهایشان اعتماد نداشته باشند، با آنان همکاری نمیکنند.
امام علی علیهالسلام میفرماید:
وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَیْسَ شَیْءٌ بِأَدْعی إِلی حُسْنِ ظَنِّ راعٍ بِرَعِیَّتِهِ مِنْ إِحْسانِهِ إِلَیْهِمْ وَ تَخْفِیفِهِ اَلْمؤُوناتِ عَلَیْهِمْ وَ تَرْکِ اسْتِکْراهِهِ إِیّاهُمْ عَلی ما لَیْسَ لَهُ قِبَلَهُمْ.(1)
بدان [ای مالک!] هیچ چیز بهتر از نیکی و آسانگیری بر مردم و مجبور نکردن آنها بر کاری که وظیفه ندارند، سبب اطمینان حاکم به مردم و جلب اعتماد آنها نمیشود.
بنابراین، سازمانهای دولتی مسئولیت دارند تبلیغات انتخاباتی را به سوی مقبولیت نظام و افزایش اعتماد عمومی هدایت کنند و با اطلاعرسانی درست
1) [1] . همان، نامه 53.
و به موقع، از شایعهها و اتهامهایی که سبب بدگمانی مردم میشود، جلوگیری کنند و قابلیتها و تواناییهای نظام را به خوبی نشان دهند.
نهادهای دولتی، نماد نظم و قانون هستند و مردم انتظار دارند آنها زمینههای انتخابات آزاد و رقابتی را فراهم کنند و بر فعالیتهای افراد و گروهها، نظارت منصفانه و عادلانه داشته باشند. بنابراین، جانبداری و پشتیبانی از افراد و گروههای ویژه، سبب واکنش منفی مردم میشود و با اهداف و آرمانهای انتخاباتی ناسازگار است.
حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «حق شما بر من، این است که در مورد حق، تمامتان را به یک چشم بنگرم.»(1)در جای دیگری نیز میفرماید: «همه در برابر حق، باید یکسان و برابر باشند».(2)
بنابراین، نهادهای دولتی باید خواستههای فردی و گروهی خود را پنهان کنند و از جانبداری یکی از نامزدهای رقیب بپرهیزند، بلکه با پاسداری از آرای مردم، اعتماد آنان را به حکومت جلب کنند.
تبلیغات و معرفی ویژگیها، برنامهها و شایستگیها جزو حقوق اساسی نامزدهاست و سازمانهای دولتی مسئولیت دارند با فراهم آوردن تسهیلاتی در این زمینه، فرصتهای برابر ایجاد کنند. چنین کاری، هزینههای تبلیغات را کاهش میدهد و سبب شکلگیری رقابت سالم و منصفانه میشود.
حضرت علی علیهالسلام میفرماید:
وَ لَوْ کانَ الْمالُ لِی لَسَوَّیْتُ بَیْنَهُمْ فَکَیْفَ وَ إِنَّمَا الْمالُ مالُ اللّهِ.(1)
اگر این مال، ثروت شخصیام بود، به تساوی تقسیم میکردم، چه رسد به اینکه اموال، اموال خدا و متعلق به بیتالمال است.(2)
بنابراین، اعمال محدودیت و تبعیض در پخش امکانات انتخاباتی، با هدفهای انتخاباتی ناسازگار است و سازمانهای دولتی مسئولیت دارند فرصتهای برابر تبلیغاتی را برای همگان فراهم کنند.
نادیده گرفتن معیارهای قانونی، با آموزههای دینی ناسازگار است و با نقض حقوق دیگران، مانع شکلگیری رقابت آزاد میشود و به این ترتیب، نابرابری و بیعدالتی شکل میگیرد.
امام علی علیهالسلام میفرماید:
اعوان و انصار خویش را زیر نظر گیر. اگر یکی از آنها خیانت کرد... او را زیر تازیانه کیفر بگیر و به مقدار خیانتی که کرده است، کیفر کن و وی را در مقام خواری بنشان و نشانه خیانت بر او بنه.(3)
برخورد جدّی و قاطع با تخلفها و جلوگیری از فعالیتهای ناسازگار با موازین قانونی، یکی از وظایف اساسی نهادهای حکومتی است. آنها مسئولیت دارند فعالیتهای تبلیغاتی را در مسیر قانونی، هدایت و با
جلوگیری از فعالیتهای فراقانونی، از حقوق قانونی افراد و گروهها دفاع کنند.
در روزهای پیش از برگزاری انتخابات، در بیشتر حوزههای انتخاباتی دیده میشود که برخی نامزدها یا هوادارانشان برای بیرون کردن رقیب از صحنه و برنده شدن، حریمهای قانونی و اخلاقی را نادیده میگیرند و کارهای غیراخلاقی از آنها سر میزند. آنان به جای آنکه به بیان اندیشهها و برنامههای خود و بررسی و نقد منصفانه برنامههای دیگران بپردازند، با غیبت، استهزا، تحقیر و تهمت زدن، دیگر نامزدها را تخریب میکنند و میکوشند از محبوبیت رقیبان بکاهند و بر شمار هواداران خود بیفزایند. به راستی، چرا برخی برای رسیدن به هدفهایشان کارهای غیراخلاقی انجام میدهند و فضای سیاسی و اخلاقی جامعه را آلوده میکنند؟ خاستگاه تبلیغات غیراخلاقی چیست و چه پیآمدهای ویرانگری برای جامعه و نظام دارد؟ اکنون ریشههای تبلیغات غیراخلاقی را برمیشماریم:
کینهورزی (حقد)، یکی از عوامل تبلیغات غیراخلاقی در انتخابات است. کینه، پنهان کردن دشمنی در دل است که عالمان اخلاق آن را از ثمرههای
خشم و غضب دانستهاند. _غزالی _یکی از عالمان بزرگ علم اخلاق بر این باور است:
[اگر] خشم و غضب، به سبب ناتوانی و عجز از انتقام نتواند تشفّی پیدا کند و از روی ناچاری فروخورده شود، تبدیل به حقد و کینه میشود که از مهلکات بزرگ اخلاقی به شمار میرود.(1)
درباره ناپسندی کینه، روایتهای بسیاری وجود دارد که به چند روایت اشاره میکنیم:
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
اَلْمُؤْمِنُ لَیْسَ بِحُقُودٍ.(2)
هیچ مؤمنی کینهتوز نیست.
حضرت همچنین میفرماید:
هیچگاه جبرئیل نزد من نیامد، مگر اینکه گفت: ای محمد، از دشمنی مردم، دوری کن.(3)
در جایی دیگر از ایشان آمده است:
جبرئیل هرگز در هیچ امری مانند پرهیز از دشمنی با مردم این قدر سفارش نکرد.(4)
متأسفانه در روزهای انتخابات، گاهی برخوردهایی را میبینیم که ناشی از کینهورزی نامزدها یا هواداران آنها نسبت به یکدیگر است. ازاینرو، برای
بیرون راندن حریف از صحنه رقابت، حربههایی مانند دروغ، غیبت، تهمت و بهتان، سرزنش، استهزا و آزار را به کار میبرند.
یکی دیگر از ریشههای تبلیغات غیراخلاقی در انتخابات، حسد است. حسد را اینگونه تعریف کردهاند: «حالتی است نفسانی که صاحب آن (شخص حسود)، زوال نعمت واقعی یا توهمی را از دیگران آرزو میکند.»(1)به دیگر سخن، حسود توان تحمل برخورداری دیگران از نعمتهای واقعی یا توهمی را ندارد. نعمتهای واقعی، نعمتهاییاند که واقعا نعمتند، مانند قرب الهی، علم با عمل، مال حلال و... . نعمتهای توهمی، نعمتهاییاند که حسود آن را نعمت میداند، در حالی که واقعا نعمت نیست و بلاست. نمونه آن، کسی است که مقام سیاسی یا اجتماعی را بر عهده میگیرد که توانایی اداره آن را ندارد، در حالی که شخصی بهتر از او برای بر عهده گرفتن آن در جامعه وجود دارد. همچنین ممکن است این کار با ستمکاری همراه باشد که بسیار ناپسندتر است. اینها نعمتهای توهمی است. پیامبر اسلام در این باره چنین فرموده است:
هرگاه کسی منصبی را اشغال کند، در حالی که برای اداره آن منصب، کسی بهتر از او در میان امت باشد، به خدا و رسول خدا و تمام مسلمانان خیانت کرده است.(2)
حسد ورزیدن سبب تباهی دین و دنیای انسان میشود. امام صادق علیهالسلام در این باره فرموده است: «آفَةُ الدِّینِ الْحَسَدُ وَ الْعُجْبُ وَ الْفَخْرُ؛ حسد، خودبزرگبینی و فخرفروشی، آفت دین هستند.»(1)
امام محمدباقر علیهالسلامنیز میفرماید:
إِنَّ الْحَسَدَ لَیَأْکُلُ الْإِیمانَ کَما تَأْکُلُ النَّارُ الْحَطَبَ.(2)
همانا حسد همچون آتش که هیزم را میخورد، ایمان را خواهد خورد.
در ایام انتخابات، شیطان دامهای گوناگون خود را برای شعلهور کردن آتش حسد و نابودی ایمان انسانها به ویژه نامزدها و هوادارانشان میگستراند و میکوشد با بهرهمندی از زمینههای گوناگون، زمینههای عصیانگری و اعمال غیراخلاقی را فراهم آورد. هنگامی که گمان رود نامزدی از دیگر رقیبان خود جلو افتاده است یا تبلیغات و سخنرانی یا برنامه بهتری دارد، رقیبان حسد میورزند و تبلیغات غیراخلاقی بر ضد وی آغاز میشود. برای تخریب آن فرد و جبران کمبودهایشان ممکن است گناهان بسیاری از دیگر نامزدها و هوادارانشان سر بزند. از این رهگذر، آتش کینه و دشمنی شعلهور میشود و آن فرد نیز به بهانه دفاع از آبرو و حیثیت خود، به تبلیغات غیراخلاقی روی میآورد. به این ترتیب، بر اثر حسادت نسبت به نامزدها و هوادارانشان، همه اسیر شیطان میشوند و ایمانشان تباه میشود.
دنیا، محل آزمایشهای گوناگون انسان است. وقتی دنیادوستی و ریاستطلبی بر انسان چیره شود، انسان برای رسیدن به آن، هر کاری انجام میدهد و دیگر فکرحلال و حرام را از سر بیرون میکند و از یاد خدا و آخرت غافل میشود. قرآن کریم از ریاستدوستی، با عنوان اراده علو و فساد در زمین یاد میکند و میفرماید:
تِلْکَ الدّارُ اْلآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوًّا فِی اْلأَرْضِ وَ لا فَسادًا وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ. (قصص: 83)
این جهان آخرت است و آن را برای کسانی قرار دادیم که در زمین نه اراده علو (برتری) داشتند و نه اراده فساد و عاقبت از آن پرهیزکاران است.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نیز فرموده است:
حُبُّ الْمالِ وَ الشَّرَفِ یُنْبِتانِ النِّفاقَ، کَما یُنْبِتُ الْماءُ الْبَقْلَ.(1)
دوستی مال و بزرگی (ریاست)، نفاق را میرویاند، همچنان که آب، گیاه را میرویاند.
امام صادق علیهالسلام فرمود:
إِیّاکُمْ وَ هؤُلاءِ الرُّؤَساءَ الَّذِینَ یَتَرَأَّسُونَ فَوَاللّهِ ما خَفَقَتِ النِّعالُ خَلْفَ رَجُلٍ إِلّا هَلَکَ وَ أَهْلَکَ.(2)
از رؤسایی که ریاستطلبند، بپرهیز. به خدا سوگند، هر کس که دیگران پشت سرش حرکت کردند، هلاک شد و دیگران را هلاک کرد.
امام صادق علیهالسلام در جای دیگر فرموده است:
مَلْعُونٌ مَنْ تَرَأَّسَ، مَلْعُونٌ مَنْ هَمَّ بِها، مَلْعُونٌ مَنْ حَدَّثَ بِها نَفْسَهُ.(3)
ملعون است کسی که ریاستطلبی کند و کسی که به ریاست همّت گمارد و کسی که در
فکر آن باشد.
یکی از انگیزههای مهم تبلیغات غیراخلاقی، دنیازدگی است. شخصی که به ریاست علاقه دارد، ممکن است برای رسیدن به آن از هر حربهای بهره گیرد. اگر انسان به ریاست به دیده مسئولیت نگاه کند، هرگز برای رسیدن به آن، کارهای ناپسند انجام نمیدهد، بلکه از راههای غیراخلاقی میگریزد. اگر انسان، مقام را یک امتیاز یا به گفته برخی جامعهشناسان، جزو منابع کمیاب اجتماعی بداند، به آن به دیده ارزش مینگرد و برای رسیدن به آن، بسیاری از ارزشها و هنجارهای دیگر را قربانی میکند.
فزونطلبی، صفتی ناپسند است. این صفت نفسانی، آدمی را وادار میکند تا چیزی را گرد آورد که به آن نیاز ندارد. فزونخواهی، مهمترین نشانه دنیادوستی است. بیگمان، زیادهخواهان، خویی اهریمنی دارند. حرص همانند بیابانی است تاریک و بیکران و درهای عمیق که ژرفای آن ناپیداست. هر که در این بیابان گرفتار شود، بیگمان نابود خواهد شد. امیرمؤمنان علی علیهالسلامدر این باره چنین میفرماید: «أَلْحَرِیصُ فَقِیرٌ وَ لَوْ مَلَکَ الدُّنْیا بِحَذافِیرِها؛ آدم حریص، فقیر است، هر چند مالک تمام دنیا شود».(1)
جالب این است که بر اساس سخن قرآن کریم، آنچه سبب عصیان و هبوط حضرت آدم علیهالسلام شد، همین صفت ناپسند بود. البته باید بدانیم که حرص حضرت آدم علیهالسلام به دنیا نبود، بلکه حرص وی به قدرت زوالناپذیر
1) [1] . غررالحکم و دررالکلم، ص 295.
و زندگی جاویدان بود.(1)در واقع، شیطان میدانست که حضرت آدم علیهالسلام به زندگی جاویدان و رسیدن به قدرت پایانناپذیر علاقه دارد. ازاینرو، دام گشود تا او را بفریبد. خداوند به آدم وعده داد که اگر شیطان را از خود دور سازی، همیشه در بهشت خواهی بود و از نعمتهای پروردگارت بهره میبری. شیطان به این نکته توجه کرد و آدم را فریفت. شیطان از راهی وارد میشود که رهبران الهی آن راه را برگزیدهاند، ولی چیزی نمیگذرد که آن را به انحراف میکشاند و جاذبه راه حق را وسیلهای برای رسیدن به بیراههها قرار میدهد.(2)
بنابراین، نامزدهای انتخاباتی ممکن است ابتدا با نیت پاک و خالص و برای انجام وظیفه وارد صحنه رقابت شوند، ولی با اندکی غفلت، اسیر دامهای گوناگون شیطان، مانند حرص برنده شدن در انتخابات و رسیدن به ریاست و مقام شوند و برای دست یابی به آن، کارهای ناپسندی از آنها سر بزند.
غفلت، یکی از مهمترین ریشههای تبلیغات غیراخلاقی به شمار میآید. غفلت، به معنای بیخبری از شرایط و بیتوجهی نسبت به واقعیتهای پیرامون، صفتها، کردار خود و آیات حق است.(3)بیگمان، غفلت، یکی از
عوامل اصلی نابودی فرد و اجتماع به شمار میرود. غفلت، خطری است که هر لحظه ممکن است دامان انسان را بگیرد و او را به کام نیستی فرو برد و کوشش سالیان درازش را در یک لحظه بر باد دهد. چنانکه تاریخ نشان میدهد، همه رخدادهای تلخ و ناگوار، مانند شکست حضرت علی علیهالسلام در جنگ صفین، ایجاد غایله نهروان و شهادت آن حضرت به دست خوارج، تحمیل صلح بر امام حسن مجتبی علیهالسلام، واقعه غمبار عاشورا و شهادت امام حسین علیهالسلام، همگی بر اثر غفلت و دوری از خدا و بیتوجهی مردم آن زمان به امور اجتماعی و سیاسیشان روی داد. به همین دلیل، عالمان اخلاق، در آثارشان به موضوع غفلت و ذکر و بیداری (که نقطه مقابل آن است) پرداخته و درباره عواملی سخن گفتهاند که میتواند پردههای غفلت را کنار زند و انسان را از خواب غفلت بیدار کند.
آیهها و روایتهای بسیاری، غفلت را ناپسند شمردهاند. ازاینرو، از میان آنها، به بیان یک آیه بسنده میکنیم. خداوند در آیه 179 سوره اعراف میفرماید:
وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثیرا مِنَ الْجِنِّ وَ اْلإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لایَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لایُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لایَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَاْلأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ.
به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم. آنها دلها (عقلها)یی دارند که با آن (اندیشه نمیکنند و) نمیفهمند و چشمانی که با آن نمیبینند و گوشهایی که با آن نمیشنوند. آنها همچون چهارپایانند، بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند.
با توجه به آنچه گفته شد، غفلت تنها بیتوجهی به امور اخلاقی نیست، بلکه بیخبری از شرایط اجتماعی و ضعف بینش سیاسی (بیگانگی با اوضاع
و احوال سیاسی، ناآگاهی از منطق حاکم بر روابط بینالملل، نشناختن دوست و دشمن، تشخیص ندادن مصالح ملی و...) از مصداقهای غفلت است. بیخبری از این واقعیتها و موضعگیری نادرست در برابر آنها، خطر بزرگی است که خوشبختی فردی و جمعی و دنیوی و اخروی انسان را تهدید میکند. بیگمان، نامزد یا نامزدهایی که دچار غفلت شده و حضور خدا را در زندگی خویش فراموش کردهاند و او را ناظر بر رفتار خود نمیدانند یا نامزدهایی که نسبت به شرایط حساس سیاسی و اجتماعی زمانه خود، آگاهی کافی و درستی ندارند، برای برنده شدن در انتخابات و رسیدن به پست و مقام، از هر ابزار و وسیله نامشروعی از جمله تبلیغات غیراخلاقی بهره میگیرند. چنین کسانی نه تنها نمیتوانند به منافع ملی و سرنوشت جامعهشان توجه داشته باشند و به وظایف دینی و اخلاقی خویش در برابر دیگر نامزدها، رأیدهندگان و برادران دینی خود عمل کنند، بلکه حتی ممکن است برای آسیبرساندن به رقیبان دیگر، آگاهانه یا ناآگاهانه، بازیچه دشمن شوند و به دین و ملت خود هم خیانت کنند. بنابراین، در روزهای انتخابات که دشمنان کشور و ملت با تمام نیرو و امکانات بسیج میشوند و در پی تحمیل مهرههای خود و کنار زدن نیروهای دیندار و متعهد مردمی برمیآیند، غفلتزدایی و بیداری و هوشیاری بیش از هر چیزی لازم است. در این شرایط، تنها انسان آگاه، موقعیتشناس و مسئول است که در دام اهریمن گرفتار نمیشود و برای دستیابی به منافع شخصی، جناحی، قومی و منطقهای، منافع ملی را قربانی نمیکند.
یکی دیگر از ریشههای تبلیغات غیراخلاقی، رقابتناپذیری نامزدها است که ناشی از صفت ناپسند خودبینی است. خودبینی آن است که انسان رفتار نیک خود را بزرگ شمارد و گناهان و کاستیهایش را ناچیز بداند. خودپسندی، یکی از رذایل اخلاقی و سرمنشأ بسیاری از فسادهای اخلاقی دیگر از جمله تکبر است. در حدیثی از امام صادق علیهالسلام آمده است:
إنَّ اللّهَ عَلِمَ أَنَّ الذَّنْبَ خَیْرٌ لِلْمُؤْمِنِ مِنَ الْعُجْبِ وَ لَوْ لا ذلِکَ مَا ابْتُلِیَ مُؤْمِنٌ بِذَنْبٍ أَبَدا.(1)
خداوند میداند که گناه برای مؤمن بهتر است از خودپسندی و اگر جز این بود، او را به هیچ گناهی دچار نمیکرد. به عبارت دیگر، خداوند، مؤمن را به گناه مبتلا میکند تا گرفتار خودپسندی نشود.
در حدیث دیگری، امام علی علیهالسلام چنین فرموده است: «مَنْ دَخَلَهُ الْعُجْبُ هَلَکَ؛ کسی که گرفتار خودپسندی شود، هلاک میشود».(2)
کبر آن است که انسان، خود را برتر از دیگران بپندارد و بر دیگران فخر فروشد. کبر، ثمره خودپسندی است. اگر انسان تصور کند دارای کمالات است، دچار خودپسندی میشود و چون میپندارد دیگران آن کمالات را ندارند، احساس برتری و تقدم میکند و خویشتن را به دلیل این کمالات خیالی، بزرگ و برتر از دیگران میشمارد.(3)کبر نیز مانند حسد، غفلت، کینه و... ، جزو فرومایگیهای اخلاقی و از مهلکات دین و دنیای انسان است. بنا
بر دلالت برخی آیات قرآن و روایات معصومین علیهمالسلام، نخستین منشأ گناه در برابر فرمان الهی، خودبینی بود که سبب کفر ابلیس شد:
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا ِلآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّ إِبْلیسَ أَبی وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ. (بقره: 34)
و [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم، سجده و خضوع کنید، همگی سجده کردند جز ابلیس که سر باز زد و تکبر ورزید (و به دلیل نافرمانی و تکبرش) از کافران شد.
حضرت علی علیهالسلام در این باره میفرماید:
فَاعْتَبِرُوا بِما کانَ مِنْ فِعْلِ اللّهِ بِإِبْلِیسَ إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِیلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهِیدَ... عَنْ کِبْرِ ساعَةٍ واحِدَةٍ فَمَنْ ذا بَعْدَ إِبْلِیسَ یَسْلَمُ عَلَی اللّهِ بِمِثْلِ مَعْصِیَتِهِ.(1)
از کاری که خدا با ابلیس کرد، عبرت بگیرید؛ زیرا اعمال طولانی و کوششهای فراوان او را [در مسیر عبادت و بندگی خدا] به دلیل ساعتی تکبر، نابود ساخت. چگونه ممکن است کسی پس از ابلیس، همان گناه را مرتکب شود، ولی سالم بماند؟
در حدیث دیگری از آن حضرت میخوانیم:
إِحْذَرِ الْکِبْرَ فَإِنَّهُ رَأْسُ الطُّغْیانِ وَ مَعْصِیَةُ الرَّحْمنِ.(2)
از تکبر بپرهیزید که سرآغاز طغیانها و نافرمانی خداوند رحمان است.
انسان خودپسند، خود را یگانه میپندارد و هیچ کس را همشأن خویش نمیشمارد. ازاینرو، تنها خود را سزاوار هر پست و مقامی میداند و دیگران را کوچک میشمارد. چنین شخصی میپندارد برای به دست گرفتن منصب و مقام، او بهترین است و در نتیجه، برای هیچکس، حق رقابت قائل نیست. وی
از آنجا که نمیتواند دیگران را همشأن خود یا برتر از خویش ببیند، رقابت با آنها را تحمل نمیکند و از راههای مشروع و نامشروع میکوشد رقیبان را از صحنه براند. وی برای اثبات برتری خویش، دیگران را تخریب میکند و تبلیغات غیراخلاقی را ناپسند نمیشمارد.
تعصب و عصبیت، با واژه عصبه همخانواده است که بر همبستگی خونی میان خویشاوندان پدری دلالت میکند و به نوعی همبستگی قبیلهای اشاره دارد. ابن خلدون، دانشمند و تاریخدان عرب بر این باور است که عصبیت یا همبستگی قبیلهای، عامل مهمی در تاریخ سیاسی جوامع بشری به ویژه جوامع اسلامی و عربی بوده و در پیدایش و سرنگونی حکومتها نقش بسیار مهمی داشته است.
به نظر او، عصبیتها و حمایتهای کورکورانه قومی و قبیلهای، عامل بسیاری از جنگهای بشری است. سران و بزرگان هر قوم و قبیلهای که احساس میکردند میتوانند قدرت را به دست بگیرند و حکومتی تشکیل دهند، برای به دست آوردن آن، به جنگ و درگیری روی میآوردند. درنتیجه، قبیلهای که عصبیت آن ضعیف بود، نابود میگشت و قبیلهای که همبستگی خونی در میان اعضای آن نیرومند بود، پیروز میشد. نیروی عصبیت، ناشی از زندگی قبیلهای بود و در میان عشایر و روستانشینان، بیشتر به چشم میآمد.(1)
1) [1] . عبدالرحمان بن محمد ابن خلدون، مقدمه، ترجمه: محمد پروین گنابادی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1369، ج 1، صص 239 به بعد.
در شهرهای بزرگ، بر اثر زندگی شهری، همبستگی قبیلهای و پیوند خونی آنگونه که در گذشته مورد توجه بود، دیگر وجود ندارد، ولی به جای آن، گونههای دیگری از همبستگی، مانند خواستههای گروهی، طبقاتی، همولایتی، همشهری و... پدید آمده است که دقیقا همان کارکردهای عصبیت قبیلهای را دارد.
عالمان اخلاق، بر این باورند که تعصب یا عصبیت، یکی از فرومایگیهای اخلاقی است و یکی از پیآمدهای نامطلوب آن، دفاع به ناحق و حمایت کردن کورکورانه از وابستگان و خویشاوندان است؛ چه تعلق دینی باشد یا ملی، حزبی باشد یا گروهی. تعصب، ناپسند بوده و منشأ بسیاری از فسادهای اخلاقی است. برخی عالمان اخلاق معتقدند اگر تعصب برای غلبه خود، بستگان، هممسلکان، همحزبیها و... باشد، ناپسند است، ولی اظهار حق و گسترش حقیقت، تعصب شمرده نمیشود؛ زیرا در آن صورت، انسان پیرو حق، حتی اگر حق با دشمنش باشد، آن را میپذیرد و لجبازی نمیکند. به دیگر سخن، عصبیتهایی که از انسان سر میزند، اگر تنها برای اظهار و غلبه حق باشد، از فضایل اخلاقی به شمار میآید و بخشی از اخلاق انبیا و امامان معصوم علیهمالسلام است و اگر عصبیت انسان، ناشی از نفسانیت، منافع قومی، جناحبندی و گروهگرایی باشد، در واقع، عصبیت جاهلی است. امام جعفر صادق علیهالسلام از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نقل میکند:
مَنْ کان فِی قَلْبِهِ حَبَّةٌ مِنْ خَرْدِلٍ مِنْ عَصَبِیَّةٍ بَعَثَهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ مَعَ أَعْرابِ الْجاهِلِیَّةِ.(1)
1) [1] . اصول کافی، ج 2، ص 308.
کسی که ذرهای عصبیت در دلش باشد، خداوند در روز قیامت، او را با اعراب جاهلی محشور میگرداند.
در حدیث دیگری از امام صادق علیهالسلام آمده است:
مَنْ تَعَصَّبَ أَوْ تُعُصِّبَ لَهُ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَ الْإِیمانِ مِنْ عُنُقِهِ.(1)
کسی که تعصب ورزد یا دیگران برای او تعصب ورزند (و او به آن کار راضی باشد)، رشته ایمان را از گردن خود باز کرده است.
بیگمان، یکی از ریشههای تبلیغات غیراخلاقی، عصبیت است که شکلهای گوناگونی دارد. عصبیت در عرصه انتخابات، بیشتر در قالب تعصبهای گروهی، منافع جناحی و قومی، مسائل منطقهای و محلی و امثال آن بازتاب مییابد. هنگامی که نامزدها و هوادارانشان، به این بیماری اخلاقی دچار شوند، تنها به این میاندیشند که حزب، قوم، گروه و شهر و محلهشان، از هر راه ممکن - حتی تخریب شخصیت دیگران - برنده شود. دیگر مهم نیست که این نامزد چه برنامههایی دارد و از چه توانایی و تخصصی برخوردار است. و اصلاً شایستگی دارد یا نه. ازاینرو، ممکن است برای رسیدن به پیروزی، به هر کار ناپسندی روی آورند. اگر انسان بدون تعصب به موضوع بنگرد و به تحلیل آن بپردازد، افراد شایستهای را به آن مقام خواهد گمارد و جلو ورود افراد ناشایسته را خواهد گرفت و زمینه شایستهسالاری فراهم خواهد شد. یکی از مشکلات اساسی جامعه ایرانی در طول تاریخ این است که قدرت و حکومت در دست افراد ناشایست قرار داشته و مهمترین عامل به قدرت رسیدن آنان نیز عصبیتهای کور بوده است. البته نقش
1) [1] . همان.
استعمار را در چند قرن اخیر نیز نمیتوان نادیده گرفت که همواره با دامن زدن به تعصبهایجاهلیکوشیدهاند مهرههای دست نشانده خود را به قدرت برسانند و نیروهای متعهد و دلسوز مردمی را کنار بزنند. بنابراین، بایسته است نامزدها و اطرافیان آنها و مهمتر از همه، رأیدهندگان، از هرگونه عصبیت و تعصبی دوری جویند تا زمینه برای برگزاری انتخابات سالم و گزینش افراد شایسته فراهم شود.
یکی دیگر از ریشههای تبلیغات غیراخلاقی، ضعف فرهنگ انتخاباتی است. فرهنگ، مقوله ویژهای است که بیان تعریفی جامع درباره آن دشوار به نظر میرسد. کروبر(1)و کلاکهون،(2)دو انسانشناس امریکایی، در کتاب فرهنگ،مروری انتقادی بر مفاهیم و تعریف ها،(3)بیش از 160 تعریف درباره فرهنگ گردآوردهاند.(4)از آنجا که در این نوشتار نمیتوان به همه تعریفها پرداخت، به یک تعریف بسنده میکنیم:
فرهنگ عبارت از نظام مشترکی از باورها، ارزشها، رسمها، رفتارها و مصنوعاتی است که اعضای جامعه در تطبیق با جهانشان و در رابطه با یکدیگر به کار میبرند و از راه آموزش، از نسلی به نسل دیگر انتقال مییابد.(5)
1) [1] . A.L.Croeber
2) [2] . Clyde.Kluckhohn.
3) [3] .culture, acritical review of concerts and definitions.
4) [4] . برای توضیح بیشتر نک: داریوش آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، تهران، آگاه، 1380.
5) [5] . دانیل بتیس و پلاگ فرد، انسانشناسی فرهنگی، ترجمه: محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی، 1375، ص 27.
این تعریف، نه تنها الگوهای رفتار، بلکه الگوهای اندیشه، مصنوعات و مهارتها و فنونی را دربرمیگیرد که در ساخت این مصنوعات به کار گرفته میشوند. بنابراین، فرهنگ شامل همه اموری میشود که از راه وراثت اجتماعی یا جامعهپذیری به دست میآید. براین اساس، همه شناختها، اندیشهها، رفتارها، ارزشها، هنجارها، اختراعات و مصنوعات بشری، اعم از مادی و معنوی، در دایره فرهنگ قرار میگیرند، ولی امور اکتسابی که از راه وراثت زیستی به دست میآید، از دایره این تعریف بیرون است. آنچه در این تعریف برای ما اهمیت دارد و جانمایه و روح فرهنگ را تشکیل میدهد، شناختها، باورها، ارزشها و هنجارهاست.
فرهنگ انتخاباتی، عبارت است از فلسفه، ارزشها، اخلاقیات و هنجارهای حاکم بر انتخابات. منظور از فلسفه انتخابات، آن بینش و فلسفه سیاسی است که انتخابات بر مبنای آن صورت میگیرد. در بینش دینی اسلام، اصل مشورت از آیه کریمه «وَ شاوِرْهُمْ فِی اْلاَمْرِ فإذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَیاللّهِ؛ در کارها با آنها مشورت کن، و هنگامی که تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن». (آلعمران: 159) ریشه گرفته است. مراد از ارزشها و هنجارها، نظام اخلاقی و حقوقی جامعه است که همه نامزدها و هواداران آنها موظفند رفتار خود را برمبنای آن تنظیم کنند. بنابراین، ضعف فرهنگ انتخاباتی عبارت است از ناتوانی در فرهنگپذیری و درونی کردن همهجانبه، هماهنگ و یکپارچه فلسفه، ارزشها و هنجارهای فرهنگی انتخابات.
ضعف فرهنگ انتخاباتی، نوعی پسماندگی فرهنگی به شمار میآید. بر مبنای نظریه تأخر فرهنگی، هنگامی که برخی عناصر فرهنگی یک جامعه
دگرگون شود، به ناگزیر، تناسبی که میان آن عنصر و دیگر عنصرها برقرار است، از میان میرود و در نتیجه، تأخر فرهنگی پدید میآید. تأخر فرهنگی، به عقب ماندن نسبی یک عنصر فرهنگی از عنصر فرهنگی دیگر گفته میشود. برای نمونه، ورود اتومبیل در شهرهای سنتی که کوچهها و خیابانهای آن برای ماشین طراحی نشده است، سبب اینگونه ناهماهنگی و برهم خوردن توازن میان عنصرهای فرهنگی میشود.(1)نمونه دیگر تأخر فرهنگ آن است که بخش مادی یک عنصر فرهنگی در جامعهای اشاعه یابد، ولی جامعه، بخش معنوی همان عنصر را نپذیرد. برای نمونه، حضور فیزیکی ماشین تقریباً در هر جامعهای به راحتی پذیرفته میشود، ولی فرهنگ ترافیک و رانندگی که بخش غیرمادی آن است، معمولاً دیرتر از خود ماشین در جامعه پذیرفته میشود. به این ترتیب، فرهنگ ترافیک و رانندگی، دچار پسماندگی فرهنگی میشود. درباره فرهنگ انتخابات نیز ماجرا از این قرار است. هرگاه بخشی از فلسفه، ارزشها و هنجارهای آن پذیرفته شود و مبنای عمل قرار گیرد و برخی دیگر از آنها رد شود، دچار ضعف یا عقبماندگی فرهنگی میشود. بنابراین، کسانی که به تبلیغات غیراخلاقی در انتخابات روی میآورند، یا از ارزشها و هنجارها و قوانین حاکم بر انتخابات بیخبرند یا به فلسفه سیاسی که مبنا و مدار آن است، بیاعتقادند.
1) [1] . آگبرن و نیمکوف، زمینه جامعهشناسی، ترجمه و اقتباس: امیرحسین آریانپور، تهران، فرانکلین، 1357، فصل24.
تبلیغات غیراخلاقی در انتخابات، پیآمدهای سیاسی و اجتماعی فراوانی دارد که به برخی از مهمترین آنها اشاره میشود:
اعتماد، مهمترین بخش سرمایه اجتماعی(1)جوامع انسانی است که بنیاد اساسی تشکیل جوامع بشری به شمار میرود. اگر در جامعهای هیچگونه اعتمادی در کار نباشد، امکان تداوم نظام اجتماعی از بین میرود. همانگونه که اگر در بازار، میان تاجران و بازاریان اعتماد وجود نداشته باشد، نظام اقتصادی بازار از هم میپاشد و هیچ معاملهای صورت نخواهد گرفت، در جهان سیاست نیز اگر مردم به نظام و حاکمان سیاسی خود اعتماد نداشته باشند، از قوانین آن پیروی نمیکنند و در مسائل مهم مربوط به سرنوشت آن نظام، مانند انتخابات و دفاع از آن نیز مشارکت نخواهند کرد. حتی در
1) [1] . برای مطالعه بیشتر درباره اعتماد و سرمایه اجتماعی نک: جیمز کلمن، بنیادهای نظریه اجتماعی، ترجمه: منوچهر صبوری، تهران، نشر نی، 1377.
مواردی که اعتماد کم میشود، ممکن است بر ضد آن نظام بشورند و آن را سرنگون کنند. در سطح کلان اجتماعی نیز اگر اعتماد وجود نداشته باشد، کل نظام اجتماعی از هم خواهد پاشید. بنابراین، میتوان گفت در هر جامعهای که خرده نظامهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی آن منظم کار میکند، میان مردم و حاکمان آن اعتماد وجود دارد.
بنابراین، همکاری مردم ایران در انتخابات و رأی دادن به نامزدهای انتخاباتی، محصول اعتمادی است که آنان به نظام اسلامی و قوانین انتخاباتی آن دارند. بیگمان، تداوم این اعتماد، مرهون پایبندی مسئولان نظام سیاسی به ارزشهای فرهنگی، دینی، اخلاقی و قوانین اجتماعی است. اگر مردم احساس کنند که نامزدها و هوادارانشان برای کسب قدرت، به نظام ارزشی و قانونی جامعه احترام نمیگذارند و از آن سرپیچی میکنند و آن را در قالب تبلیغات غیراخلاقی نشان میدهند، نه تنها به آنها اعتماد نمیکنند، بلکه این وضعیت را به کل نظام تعمیم میدهند و به همه نظام بیاعتماد میشوند.
دین مقدس اسلام در کنار احکام و دستورهای فقهی(که گاهی بر اثر تغییر شرایط زندگی، دگرگون میشوند)، مجموعهای از احکام اخلاقی ثابت نیز دارد. مراد از ارزشهای دینی در این نوشتار، مجموعه ارزشها و هنجارهای دینی، اعم از ثابت و متغیر است.(1)
1) [1] . برای تفصیل بیشتر نک: محمدتقی مصباح یزدی، تهاجم فرهنگی،انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمهالله، 1376، صص72 و 106.
بنابراین، تضعیف ارزشهای دینی به این معنا است که اعتقاد مردم به ارزشهای اخلاقی و هنجارهای فقهی و حقوقی برخاسته از دین، سست گشته است و با تشکیک در این ارزشها، نسبت به هنجارشکنی جسارت بیشتری پیدا میکنند. وقتی مردم میبینند نامزدهای انتخاباتی که به عنوان نخبگان فکری، سیاسی و دینی مردم وارد صحنه رقابت میشوند و بسیاری از آنها، آن را انجام وظیفه شرعی میدانند، نسبت به ارزشهای اخلاقی پایبند نیستند و هرجا منافعشان اقتضا کند، با تبلیغات منفی و غیراخلاقی، مانند تهمت، غیبت، استهزا و امثال آن، به تخریب دیگران میپردازند، به این ارزشها و هنجارها بدبین میشوند و زمینه برای هنجارشکنی گستردهتر فراهم میشود.
هر نظام سیاسی، برای رسیدن به هدفهای خود، افزون بر مشروعیت فلسفی و دینی، به مقبولیت اجتماعی یا مشروعیت جامعهشناختی نیز نیازمند است. مشروعیت(1)در علوم سیاسی و اجتماعی، دارای معانی گوناگونی است.مشروعیت یک نظام یا اقتدار سیاسی به این نکته اشاره دارد که افراد زیر سلطه، آن را معتبر یا موجه میدانند و چنین اقتداری را قانونی میشمارند . چنین نظامی حق حکمرانی دارد و انتظار میرود مردم از قوانین و مقررات پیروی کنند.(2)مشروعیت در فلسفه سیاسی و جامعهشناسی سیاسی، در دو
معنای متفاوت به کار میرود. در فلسفه سیاسی، مشروعیت به معنای حقانیت به کار میرود و به پرسشهایی از این دست پاسخ میدهد که حق حاکمیت از آن چه کسی است؟ شرایط حاکم کدام است؟ آیا مقبولیت نیز جزو این شرایط است یا خیر؟ بدین ترتیب، در فلسفه سیاسی، سخن از حقانیت حاکم بر نظام حکومتی و قوانین آن است، ولی در جامعهشناسی سیاسی، مشروعیت به معنای مقبولیت است و به موضوعهایی چون کارآمدی، تداوم، مقبولیت و رضایت عمومی از حکومت، پاسخ میگوید.
به دیگر سخن، از نظر منطقی، میان این دو نوع مشروعیت، رابطه عموم و خصوص من وجه برقرار است؛ یعنی اگر یک نظام سیاسی هم مقبولیت مردمی داشته و هم از حقانیت برخوردار باشد، به هر دو معنا مشروع است، ولی اگر حاکمیت و حاکم، مقبولیت مردمی نداشته باشد، ولی از حقانیت برخوردار باشد، تنها از نظر فلسفه سیاسی مشروعیت دارد. همچنین اگر حقانیت نداشته و تنها مقبولیت مردمی داشته باشد، فقط از مشروعیت جامعهشناختی برخوردار است.(1)
مردم وقتی ببینند که نخبگان سیاسی آنان به ارزشهای اخلاقی پایبند نیستند و برای کسب قدرت و منزلت، به هر کار غیراخلاقی دست میزنند، از حکومت و نظام فاصله میگیرند و روز به روز، اعتماد و اطمینان خود را نسبت به دولت و حکومت از دست میدهند. هر چه اعتماد مردم نسبت به حکومت کمتر شود، مقبولیت آن کاهش مییابد و هر چه مقبولیت آن کاهش
1) [1] . همان، صص 85 و 86 .
یابد، مردم از تصمیمگیریها بیشتر ناراضی میشوند. بنابراین، نامزدهای انتخاباتی که قرار است از راه انتخابات به مناصب سیاسی و ارکان حکومتی دست یابند، باید در برابر تبلیغات غیراخلاقی بسیار حساس باشند؛ زیرا در صورت ارتکاب آن، مردم از آنان روی برمیگردانند و مقبولیت اجتماعی خود را از دست میدهند. در این صورت، حتی اگر از حقانیت هم برخوردار باشند، از مقبولیت آنان کاسته میشود و در کارهای خود نیز موفق نخواهند بود. همچنین هر قدر موفقیت آنان کمتر باشد، نارضایتی مردم افزایش خواهد یافت.
تبلیغات غیراخلاقی نامزدهای انتخاباتی گاهی سبب بدبینی و دودستگی میشود. وقتی نامزدی بر ضد نامزد دیگری فعالیت کند، طبیعی است که احساسات و عواطف نامزدهای دیگر و هوادارانشان جریحهدار شود. بدین ترتیب، در میان آنها نسبت به وی و هوادارانش، نوعی بدبینی پدید میآید و برای جلوگیری از رسیدن وی به مناصب حکومتی، به بهانه دفاع از آبرو و حیثیت خود، به رویارویی با او میپردازند. در نتیجه، جامعه دچار پراکندگی میشود و به جای رقابت سالم و سازنده که به مردم امکان میدهد تا نامزد اصلح را برگزینند، فضای انتخابات آلوده میشود و دودستگی پدید میآید. اگر این وضعیت با درایت و درستی کنترل نشود، ممکن است به آشوبهای بزرگ اجتماعی و درگیریهای خشونتبار فیزیکی بینجامد. با پدید آمدن چنین اوضاع و احوالی، اطراف نزاع و دعوا برای رسیدن به هدف خود که همان خرد کردن و تخریب شخصیت دیگری است، ممکن است به انواع
معاصی و محرمات مانند دروغ، غیبت، تهمت، افشاگری و پردهدری، استهزا و تحقیر، بزرگنمایی گناهان، اظهار شادی از لغزشها و خطاهای رقیب، نادیده گرفتن حقوق شرعی و اخلاقی یکدیگر، درگیری فیزیکی و ناسزاگویی بپردازند. نتیجه این کارها، تشدید دشمنی و دوری آنها از یکدیگر است، به گونهای که امکان هرگونه کنش متقابل و گفتوگو میان آنها از بین میرود و امیدی به اصلاح میان آنها وجود نخواهد داشت. در سطح کلان اجتماعی، اگر همه مردم نسبت به هم دشمن باشند و حاضر به تعامل و کنار آمدن با یکدیگر نباشند، سامان زندگی اجتماعی از هم میگسلد و جامعه نابود میشود.
تبلیغات غیراخلاقی سبب ایجاد و تشدید حس انتقامجویی میشود. نامزد یا نامزدهایی که برنده انتخابات میشوند، با توجه به تبلیغات منفی دیگر نامزدها علیه آنان، ممکن است پس از رسیدن به سمت موردنظر، درصدد انتقامگیری از رقیبان برآیند و در حوزه کاری خود، به آنان فشار آورند. نامزدهای شکستخورده در انتخابات نیز در دورهای که رقیب یا رقیبان در سمتی سرگرم کار هستند، بیکار نمینشینند و برای آرامش خویش و جبران شکست، انتقام میگیرند و میکوشند تا بیلیاقتی آنان را به مردم ثابت کنند. پس برای رسیدن به این هدف، به شکلهای گوناگون، در حوزه کاری آنان به کارشکنی میپردازند و جلو پیشرفت آنان را میگیرند. به این ترتیب، به جای آنکه توان ونیروی خود را در جهت مثبت به کار بندند، در مسیر انتقامجویی و کینهورزی هدر خواهند داد.
(1) هر یک از ما به عنوان انسانی اجتماعی، در جریان زندگی اجتماعی خویش، با افراد و انسانهای بسیاری سرو کار داریم که هر یک از آنها بخشی از نیازهای روزانه ما را برآورده میسازند. در برابر، ما نیز با برآوردن برخی نیازهای دیگران، میتوانیم در تداوم زندگی اجتماعی نقش داشته باشیم. بدینترتیب، در جامعه، علاقههای مشترکی پدید میآید که نگهداری آنها با مشارکت ممکن است. شاید بتوان ادعا کرد که با در نظر داشتن همین ضرورت بود که انسانهای ابتدایی نیز برای شکار و گردآوری خوراک، دفاع از قلمرو زندگی، برپایی مراسم مذهبی و... در کارها مشارکت میکردند. مشارکت در کارها به معنای پذیرش تعهد و قبول مسئولیت فردی و اجتماعی است که هر کدام از ما ناگزیریم آن را بپذیریم. این تعهد و مسئولیت میتواند در شکل کار و فعالیت معین یا نامعینی صورت پذیرد که بسیاری از این وظایف، جنبه اخلاقی و اجتماعی و شماری نیز شکل رسمی و حقوقی دارد که آن را مشارکت سیاسی مینامند. مشارکت سیاسی، به معنای شرکت در امور سیاسی و گزینش رهبران سیاسی از سوی مردم است. مشارکت سیاسی، سطوح گوناگونی دارد. در مواردی تنها با رأیدهی شهروندان تحقق مییابد. گاهی نیز برخی شهروندان به آن قناعت نمیکنند و با انجام تبلیغات سیاسی و عضویت در احزاب و دیگر نهادهای فعال سیاسی، نقش خود را در مشارکت سیاسی نشان میدهند.
1) [1] . حسین سالکی، مشارکت،تهران،مؤلف،1369،ص23.
در نظام اسلامی، هدف اصلی و اساسی مسئولان نظام، خدمت است، نه دستیابی به قدرت. آنان به حکومت، به دیده یک مسئولیت مینگرند. یکی از خواستههای مردم از کارگزاران نظام، رعایت اصول اخلاقی و ارزشهای دینی است. وقتی مردم میبینند نامزدهای پستهای گوناگون اجرایی، نظارتی و تقنینی، در راه رسیدن به مقام، به اصول اخلاقی و ارزشی پایبند نیستند و به تبلیغات غیراخلاقی روی میآورند و شخصیت دیگران را تخریب میکنند، اعتمادشان از بین میرود و نسبت به همه نامزدها بدبین و بیاعتماد میشوند. آنگاه با مقایسه دیگر مسئولان نظام با آنان، نظرشان درباره کل نظام تغییر میکند. این وضعیت سبب میشود مردم در شرایط حساس، مانند انتخابات، راهپیماییها، جنگ و بحرانهای اقتصادی، نظام را تنها بگذارند.
یکی دیگر از پیآمدهای تبلیغات غیراخلاقی در انتخابات، گسترش فرهنگ نادرست انتخاباتی است. اگر نامزدها و هوادارانشان در تبلیغات انتخاباتی، به ارزشهای دینی و اخلاقی پایبند باشند و بر اساس هنجارهای اخلاقی، فقهی و قانونی، به تبلیغات بپردازند، فرهنگ انتخاباتی، به فرهنگ ارزشمحور، فرهنگ رقابت سالم و فرهنگی مبتنی بر احترام متقابل تبدیل خواهد شد. در مقابل، با گسترش تبلیغات غیراخلاقی در سطح کلان، فرهنگ انتخاباتی را فرهنگ ضدارزشی و هنجارشکن میپندارند و این تصور پدید میآید که اخلاق و فرهنگ انتخاباتی همین است که برای جا انداختن خود و بیرون راندن رقیب از صحنه، به هر کاری میتوان دست زد، هرچند خلاف
شرع، اخلاق و قانون باشد. بنابراین، تبلیغات غیراخلاقی در تضعیف ارزشهای فرهنگی جامعه و هنجارشکنی اعضای آن نقش بسیار مهمی دارد.
قاعدهمندی برای تبلیغات سالم انتخاباتی در کشور، نیازمند برنامهریزی همهجانبه و جامع است و نمیتوان انتظار داشت که با یکسونگری و غفلت از جنبههای دیگر، به این امر مهم دست یابیم. این امر را باید از جنبههای گوناگون فرهنگی، سیاسی، حقوقی و اقتصادی، بررسی کرد و راهحلهای فراگیر و همهجانبهای برای آن در نظر گرفت.
تبیین و بررسی محورهای زیر میتواند شروع مناسبی برای این بحث باشد و با دیدگاههای اندیشمندان تکمیل و تصحیح شود:
واقعیت این است که هنجارهای درست همواره نیازمند آموزش، راهنمایی و هدایت عمومی است و نمیتوان انتظار داشت که بدون هنجارسازی و تبیین معیارهای قانونی و اخلاقی، این امر در مسیر درست و ارزشهای فرهنگی جامعه قرار گیرد. ازاینرو، ضروری است رسانههای عمومی و سازمانهای فرهنگی به ویژه صدا و سیما و مدارس دولتی و حوزههای علمیه و دیگر مراکز فرهنگی، آموزشهای انتخاباتی را در اولویت قرار دهند و در مسیر فرهنگسازی بکوشند.
شفافسازی و ابهامزدایی از قوانین، یکیدیگر از شیوههای بهبود تبلیغات انتخاباتی است؛ زیرا این امر مانع از سوءاستفادههای فرصتجویان میشود و گریزگاههای قانونی را بر آنان میبندد. مسیرهای قانونی را نیز فراروی همگان قرار میدهد و مانع از سردرگمی مردم میشود.
بنابراین، شفافسازی در قوانین، یکی از مهمترین شیوههای بهبود تبلیغات در فعالیتهای انتخاباتی است و نهادهای اجرایی مرتبط با این امر به ویژه قوه مقننه میتوانند با شفافسازی قانونی، فعالیتهای فراقانونی را کاهش دهند.
نظارت دقیق و منظم بر فعالیتهای انتخاباتی، مانع از شکلگیری رفتارهای فراقانونی میشود و از سوءاستفادههای احتمالی و ایجاد هرج و مرج و بینظمی جلوگیری میکند. نهادهای نظارتی و اجرایی و رسانههای عمومی میتوانند با نظارت دقیق و منظم، مانع از ناهنجاریهای تبلیغاتی شوند و تخلفهای تبلیغاتی را کاهش دهند. بنابراین، نظارت بر امور، یکی دیگر از شیوههای بهبود است و باید به آن توجه شود.
برخورد جدی و قاطع با کارهای فراقانونی، یکی دیگر از روشهای تقویت و گسترش تبلیغات اخلاقی است. تا زمانیکه قانونشکنان و فرصتجویان در حاشیه امن باشند و نگران فعالیتهای ناسازگار با ارزشها و قوانینشان نباشند، قانونشکنی نیز تداوم خواهد یافت. بنابراین، ضروری
است مجریان قانون، پیامهای روشنی را به همگان به ویژه قانونشکنان بدهند که کارهای غیرقانونی را برنخواهند تابید و با آنان برخورد جدی و قاطع خواهد شد.
رسانههای گروهی در گسترش و نهادینهسازی تبلیغات انتخاباتی، بر اساس معیارها و موازین دینی، نقش حیاتی دارند. در این میان، صدا و سیما به عنوان بانفوذترین و فراگیرترین رسانه، اهمیت ویژهای دارد. رسانهها، معیارهای درست و مناسب مبارزهها و رقابتهای انتخاباتی را ترسیم میکنند و اهمیت پایبندی و وفاداری به قوانین و مقررات دینی و قانونی را به کارگزاران انتخابات و تبلیغات یادآوری میکنند. همچنین پیآمدهای منفی و نامناسب تخلف از اصول و معیارهای درست و ریشههای پنهان ناهنجاریهای مبارزاتی را برای همگان بازگو میکنند.
این نقش، پیش از مبارزههای انتخاباتی آغاز میشود و تا پایان انتخابات و اعلام نتایج ادامه مییابد. بنابراین، در مبارزههای انتخاباتی نقش صدا و سیما بر اساس این فرآیند، در دو مرحله میتوان بررسی کرد:
مبارزههای انتخاباتی در حکومت اسلامی باید نشاندهنده ارزشهای دینی و قانونی باشد و از فعالیتهای فراقانونی و ناسازگار با ارزشهای فرهنگی
جامعه پرهیز شود. ازاینرو، ضروری است رسانهها با توجه به موارد زیر، نقش خود را در نهادینه کردن انتخابات سالم و رقابتی نشان دهند و جلو ناهنجاریهای احتمالی را بگیرند.
رعایت آموزههای دینی و معیارهای قانونی، در تبلیغات اخلاقی نقش مهمی دارد. رسانهها میتوانند با تولید برنامههای تلویزیونی و دعوت از کارشناسان، جنبههای گوناگون را بررسی و افکار عمومی را هدایت کنند. به طور کلی، در رسانه میتوان درباره این محورها بحث کرد:
اعتماد عمومی؛
مشارکت عمومی؛
عدالت اجتماعی؛
وفاق ملی؛
کارآمدی حکومت؛
ادای تکلیف؛
همبستگی جامعه و حکومت؛
مسئولیتپذیری؛
پرهیز از درگیری و خشونت؛
نهادینه شدن انتخابات؛
تقویت نظام؛
تقویت همکاری؛
افزایش دوستی.
عمل نکردن به معیارها و موازین قانونی، پیآمدهای زیانبار فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بسیاری به دنبال دارد و مانع شکلگیری رقابت سالم و سازنده میشود. بنابراین، در فرآیند انتخابات، باید جنبههای گوناگون پیآمدهای تخلف از قانون را بررسی کرد:
کاهش مشارکت؛
تضعیف ارزشهای دینی؛
افزایش نارضایتی؛
ایجاد هرجومرج؛
دشمنی؛
نفاق و بدبینی؛
تضعیف نظام.
و...
شناخت درست عوامل و ریشههای ناهنجاریهای تبلیغاتی، در پیشگیری و درمان آن نقش مهمی دارد و مبارزه با تبلیغات ناسالم، بدون این امر ممکن نیست. بنابراین، بررسی کارشناسانه این عوامل از مسئولیتهای اساسی رسانههای عمومی به ویژه صدا و سیماست. طرح موضوعها و عاملهای زیر، مخاطبان را با نارساییهای تبلیغاتی آشنا میسازد:
حسد؛
کینه؛
4. هواپرستی؛
ضعف بینش سیاسی؛
غفلت؛
رقابتناپذیری؛
پنهان کاری؛
ضعف فرهنگ انتخاباتی.
بیگمان، در نبود فرهنگ سالم تبلیغاتی، تبلیغات نیازمند نظارت بیشتر است. ایجاد فرصتهای تبلیغاتی در صدا و سیما، یکی از اثرگذارترین شیوههاست؛ زیرا تبلیغاتکنندگان ناگزیرند حدود و معیارهای اخلاقی را بیشتر رعایت کنند و از دامنزدن به شایعهها و اتهامها بپرهیزند و با در نظر گرفتن واقعیتهای جامعه، از تبلیغ ناسازگار با ارزشهای فرهنگی جامعه دوری کنند. بنابراین، ایجاد فرصتهای تبلیغاتی، در جلوگیری از ناهنجاریهای تبلیغاتی نقش بسیار مؤثری دارد و ضروری است به این نکته بیشتر توجه شود.
آرامش و امنیت در مبارزههای انتخاباتی، شرط اساسی برگزاری انتخابات سالم و رقابتی است. اگر آرامش و امنیت نباشد، زمینه برای تنشزایی، بیتوجهی به موازین و معیارهای اخلاقی و تجاوز به حقوق دیگران فراهم
میشود. بنابراین، باید ضرورت، شیوه و راهکارهای عملی این امر با بهرهمندی از کارشناسان، بررسی و جلو گسترش آن گرفته شود.
##### 6 . تبیین راهکارهای جلوگیری و بهبود
بررسی شیوهها و راهکارهای قاعدهمند مبارزههای سالم انتخاباتی و جلوگیری از ناهنجاریهای تبلیغاتی، یکی دیگر از محورهای اساسی است که باید کارشناسان آن را بررسی کنند؛ زیرا نهادینهسازی و گسترش فرهنگ سالم انتخاباتی، جنبههای گوناگونی دارد و بررسی کارشناسانه صاحبنظران، دیدگاههای حکومت و مردم را درباره این امر مهم تغییر میدهد و مردم را با عوامل واقعی و نقش خودشان در این فرآیند آشنا میکند.
با بررسی نقش و عوامل زیر میتوان در این راه گام نهاد و با راهنمایی اندیشمندان و صاحبنظران، به نتایج مطلوبی دست یافت:
آموزش معیارها؛
پیآمدهای منفی تخلف؛
مقابله با فرهنگ غربی؛
شفافسازی قانونی؛
نظارت.
در نظامهای سیاسی کشورهای در حال توسعه، به دلیل نبود ساختارهای نیرومند، ویژگیهای شخصی افراد در نظامهای سیاسی بسیار حیاتی است و
نقش آنان در ساختارهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور، تعیینکننده و اساسی است. از اینرو، کارشناسان باید اهمیت ویژگیها و تواناییهای افراد را بررسی کنند و درباره پیآمدهای گزینش نامناسب آنان، هشدارهای لازم را بدهند. همچنین باید وظایف و مسئولیتهای دینی و ملی انتخابکنندگان تبیین شود و آنان را به تحقیق و جستوجو درباره نمایندگان احتمالیشان وادارند و مسئولیتهای اجتماعی شدن را در زمینه انتخاب آگاهانهشان، بازگو و آنان را به مسئولیتپذیری تشویق کنند.
رقابت گروههای سیاسی در مبارزههای انتخاباتی، با پایان یافتن فرایند رأیگیری و شمارش آرا، پایان مییابد، ولی برخورد مناسب با این واقعیت، در نهادینهسازی و گسترش ارزشهای سالم مبارزههای انتخاباتی نقش مهمی دارد. بنابراین، نهادینهسازی ارزشهای زیر به اخلاق انتخاباتی در مسیر درست جهت میدهند و مشروعیت و مقبولیت نظام افزایش مییابد:
رعایت موازین و معیارهای اخلاقی به ویژه در موقعیتهای دشوار زندگی، جزو آموزههای مهم دینی است. این امر در مبارزههای انتخاباتی اهمیت بیشتری پیدا میکند. تبیین این مهم و تشویق همگان به پذیرش نتایج آرای مردم، به دور از جنجالهای تبلیغاتی، در تحکیم ارزشهای مردمسالاری دینی نقش ویژهای دارد. ضروری است صدا و سیما به این موضوع بپردازد و نامزدها را از پیآمدهای احتمالی تبلیغات علیه یکدیگر و ایجاد تردید در درستی انتخابات آگاه سازد و پیروزمندان را از خودبینی برحذر دارد.
پذیرش آرای مردم در چارچوب معیارهای دینی، یکی دیگر از محورهایی است که جنبههای گوناگون آن باید بررسی شود. در غیر این صورت، ایجاد تردید در صحت انتخابات و اتهام زدن به یکدیگر، از مشروعیت نظام میکاهد و مبانی مردمسالاری را با تردید روبهرو می سازد. بنابراین، باید پیآمدها و نتایج چنین برخوردی بررسی و برای همگان روشن شود که پذیرش آرای مردم به سود همه آنان است.
برنامهمحوری، سیاست را از زاویه رقابتهای محدود شخصی خارج میسازد و سیاست را به عنوان علم برنامهریزی، مدیریت و تصمیمگیریهای کلان ملی مطرح میکند. بنابراین، صدا و سیما مسئولیت دارد در پایان انتخابات، فرصتهای بیشتری را در اختیار برندگان رقابتهای انتخاباتی قرار دهد و مردم را از برنامههای آنان آگاه سازد.
یکی دیگر از وظایف و مسئولیتهای صدا و سیما، برقراری پیوند میان مردم با مسئولان برگزیده است. این کار، پیآمدهای مثبت فراوانی دارد که جلب اعتماد عمومی، کاهش اتهامها و شایعهها و تقویت روابط جامعه و حکومت از آن جمله است.
همکاری نکردن سازمانها و نهادهای گوناگون با برگزیدگان مردم، پیآمدهای منفی بسیاری دارد و سبب جدایی، نفاق و گسترش دشمنی
میشود و تواناییهای نظام را کاهش میدهد. بدین ترتیب، بررسی جنبههای گوناگون این امر و تشویق آنان به همکاری و هماهنگی، در کارآمدی نظام نقش بسیاری دارد و ضروری است به صورت کارشناسانه در صدا و سیما بررسی شود.
### پرسشهای مردمی
نقش تبلیغات در جلب آرای مردم چگونه است؟
نامزدها در تبلیغات خود باید چه معیارهایی را رعایت کنند؟
مردم در انتخابات باید بر اساس چه معیارهایی رأی دهند؟
چرا برخی از نامزدها و هواداران آنان، معیارهای تبلیغات اخلاقی را رعایت نمیکنند؟
پیآمدهای تبلیغات نادرست را برشمارید؟
چه افراد و نهادهایی در برابر تبلیغات غیراخلاقی مسئولیت دارند و نقش مردم در این زمینه چیست؟
شیوههای بهبود تبلیغات اخلاقی کدام است؟
8 . صدا و سیما در بهبود روند تبلیغات انتخاباتی چه نقشی دارد؟
تبلیغات چیست؟
پیشینه تبلیغات را بیان کنید؟
تبلیغات انتخاباتی چه ویژگیهایی دارد؟
ویژگیهای تبلیغات انتخاباتی در غرب چیست؟
شیوههای تبلیغات انتخاباتی در غرب چگونه است؟
ویژگیهای تبلیغات انتخاباتی در اسلام چیست؟
7. هدفهای تبلیغات انتخاباتی در نظام اسلامی را برشمارید و تفاوت آن را با هدفهای تبلیغات انتخاباتی در غرب بیان کنید.
ریشههای تبلیغات غیراخلاقی چیست؟
پیآمدهای تبلیغات غیراخلاقی در نظام اسلامی را برشمارید.
نهادهای فرهنگی و اجرایی در بهبود تبلیغات انتخاباتی چه نقشی دارند؟
قرآن کریم.
نهجالبلاغه.
آشوری، داریوش، تعریف ها و مفهوم فرهنگ، تهران، آگه، 1380.
ابن خلدون، عبدالرحمان بن محمد، مقدمه، ترجمه: محمد پروین گنابادی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1369.
اسدی، علی، افکار عمومی و ارتباطات، تهران، انتشارات سروش، چاپ اول، 1371.
امینی، عبدالحسین، الغدیر، ترجمه: محمدتقی واحدی و دیگران، تهران، کتابخانه بزرگ اسلامی، 1363.
بتیس، دانیل و پلاگ فرد، انسان شناسی فرهنگی، ترجمه: محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1375.
برن، آگ و نیم کوف،_ زمینه جامعه شناسی_، ترجمه و اقتباس: امیرحسین آریانپور، تهران، فرانکلین، 1357.
بشیریه، حسین، آموزش دانش سیاسی، تهران، مؤسسه پژوهشی نگاه معاصر، چاپ چهارم، 1384.
بگدیکیان، بن. اچ، انحصار رسانه ها، ترجمه: داوود حیدری، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها، چاپ اول، 1374.
9. پراتکانیس، آنتونی و آلبرت آرنسون، عصر تبلیغات، ترجمه: کاووس سیدامامی و محمدصادق عباسی، تهران، انتشارات سروش، چاپ اول، 1379.
تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1366.
حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، تهران، کتابفروشی اسلامیه، 1376.
دادگران، سیدمحمد، افکار عمومی و معیارهای سنجش آن، تهران، انتشارات مروارید، چاپ
اول، 1382.
ساروخانی، باقر، اندیشه های بنیادین علم ارتباطات، تهران، انتشارات خجسته، چاپ اول، 1383.
سالکی، حسین، مشارکت، تهران، مؤلف، 1369.
سعیدی، سیدمهدی، انتخاب سبز، قم، اداره تهذیب و تربیت مدارس حوزه علمیه قم، چاپ اول، 1384.
صالحی، محمدجواد، دموکراسی و اعتبار رأی اکثریت در اسلام، قم، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، چاپ اول، 1383.
غزالی، محمد (ابوحامد)، کیمیای سعادت، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1374.
فتحی آشتیانی، علی، مقدمه ای بر روان شناسی سیاسی، تهران، انتشارات بعثت، چاپ دوم، 1381.
کلمن، جیمز، بنیادهای نظریه اجتماعی، ترجمه: منوچهر صبوری، تهران، نشر نی، 1377.
کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1365.
متولی، کاظم، روابط عمومی و تبلیغات، انتشارات بهجت، چاپ دوم، 1380.
22. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، مؤسسه الوفا، بیروت، 1404 هـ . ق.
محسنی، منوچهر، جامعه شناسی جامعه اطلاعاتی، نشر دیدار، چاپ اول، 1380.
محمدیان، محمود، مدیریت تبلیغات، انتشارات حروفیه، چاپ اول، 1379.
مصباح یزدی، محمدتقی، تهاجم فرهنگی، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمهالله، 1376.
مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه الامام علی بن ابیطالب علیهالسلام، 1376.
ـــــــــــــــــ ، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتبالاسلامیه، 1381.
مکبراید، شن، یک جهان، چندین صدا، ترجمه: ایرج یاد، تهران، انتشارات سروش.
مکلوهان، مارشال، برای درک رسانه ها، ترجمه: سعید آذری، تهران، مرکز تحقیقات و مطالعات برنامههای صداوسیما، 1377.
موسویان، ابوالفضل، مبانی مشروعیت حکومت، تهران، مؤسسه نشر و تحقیقات ذکر، 1381.
موسوی خمینی، سیدروحالله، چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام
خمینی رحمهالله، 1376.
نراقی، احمد، معراج السعادة، قم، هجرت، 1381.
نراقی، محمدمهدی، علم اخلاق اسلامی، ترجمه: سیدجلالالدین مجتبوی، تهران، حکمت، 1366.
ورام بن ابیفراس، مجموعه ورام، قم، انتشارات مکتبه الفقیه، بیتا.