ghaemiyeh.com
سرشناسه : امامی، سید مجید، ۱۳۶۱ -
عنوان و نام پدیدآور : امید و رسانه: پژوهشی در مبانی، ابعاد و راهبردهای امیدآفرینی اجتماعی در رسانه ملی/ نویسندگان سیدمجید امامی، حسین مهربانیفر؛ تهیهکننده مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.
مشخصات نشر : قم: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهشهای اسلامی، ۱۳۹۲.
مشخصات ظاهری : ۱۹۰ص.:مصور،جدول؛ ۱۴/۵×۲۱سم.
شابک : ۶۰۰۰۰ریال: 978-964-514-305-1
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه: ص. [۱۸۱] - ۱۹۰.
موضوع : رسانههای گروهی -- ایران -- جنبههای اجتماعی
موضوع : امید -- جنبه های مذهبی -- اسلام
موضوع : امید
شناسه افزوده : مهربانیفر، حسین، ۱۳۶۷ -
شناسه افزوده : صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی
رده بندی کنگره : HN۶۷۰/۲ /آ۸الف۸ ۱۳۹۲
رده بندی دیویی : ۳۰۲/۲۳۰۹۵۵
شماره کتابشناسی ملی : ۳۲۵۵۴۹۳
پیشگفتار8
فصل اول: کلیات10
مقدمه و طرح مسئله12
هدف پژوهش13
سؤالات پژوهش14
سؤال اصلی14
سؤالات فرعی14
ضرورت پژوهش14
پیشینه پژوهش17
روش پژوهش20
فصول اصلی پژوهش20
فصل دوم: ادبیات پژوهش و چارچوب نظری22
مقدمه24
مفهومشناسی امید و امیدواری26
امید و توسعه؛ نگاهی به جایگاه امید در توسعه انسانی28
شاخص امید به زندگی؛ نگاهی به وضعیت آن در کشور ایران30
روانشناسی امید31
سرمایه اجتماعی37
رسانههای ارتباطات جمعی و امیدواری اجتماعی47
نظریههای اجتماعی رفتاری رسانه47
نظریه کارکرد پیامهای ارتباطی48
نظریه تأثیر پیامهای ارتباطی54
یادگیری اجتماعی و جامعهپذیری58
برجستهسازی60
حکم و ادعاهای نظریه62
فرایند62
نظریه چارچوبسازی63
نظریات هنجاری رسانهها66
نظریه اقتدارگرا66
نظریه رسانههای آزاد67
الگوی کمونیستی67
الگوی رسانه توسعهبخش68
الگوی مشارکت دموکراتیک رسانهها68
نظریه مسئولیت اجتماعی69
بایدها71
نبایدها72
امید و امیدواری در فرهنگ اسلامی؛ چارچوبی مأخوذ از قرآن و سنت74
اهمیت و ضرورت امید و امیدواری و آثار آن بر فرد و جامعه75
زیرساخت و بسترهای امید78
کارکردها و آثار امید در زندگی79
تسهیل سختیها و تقویت روحیه انسانها80
تحرکبخشی و تلاشزایی در انسان80
ویژگیهای امید مطلوب؛ شاخصههای امید از منظر اسلام80
بازخوانی شبکه عوامل مؤثر بر امید و امیدواری مطلوب و حقیقی90
ایمان به خدا (توحید و معادباوری) و توکل بر او؛ قطع امید از دنیا90
تقوا و عمل صالح92
صبر و استقامت93
خودباوری، اطمینان و استحکام قوای نفس94
مهدویت و انتظار94
محیط جامعه و کارآمدی نظام اسلامی97
موانع امید و امیدواری97
فصل سوم: دادههای پژوهش101
روش کیفی104
مصاحبه؛ مصاحبه با متخصصان105
مراحل انجام مصاحبه107
موردکاوی107
گام پایانی: تفسیر دادهها135
فصل چهارم: راهبردها و سیاستها 150
سیاستگذاری فرهنگی و رسانهای152
رهیافت حل مسئله و کاربرد آن در برنامهریزی فرهنگی153
مرحله What یا چه چیز؟155
مرحله Why یا چرا؟156
مرحله When یا چه وقت؟156
مرحله Where یا کجا؟156
مرحله Who چه کسی؟157
مرحله How چگونه؟157
موردکاوی رسانه و امیدواری اجتماعی157
فصل پنجم: جمعبندی، نتیجهگیری و ارائه پیشنهاد174
2.نشانههای جامعه امیدوار کدام است؟178
کلگرایانه180
جزءگرایانه180
ارائه پیشنهاد181
فهرست منابع و مآخذ184
پیشگفتار
ایمان به راه، هدف، رهبری و آینده نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، بیشک عظیمترین سرمایه اجتماعی و اثربخشترین عنصر قدرت نرم انقلاب اسلامی ایران است که صیانت از آن و ارتقای روزافزون آن، متناسب با تحولات خواسته و ناخواسته داخلی و خارجی، وظیفهای خطیر بر دوش نظام فرهنگی ـ رسانهای این جامعه قلمداد میشود. امیدواری به زندگی، امید به بهبود محیط و فضای رشد و کار، حسن ظن به نظام سیاسی و قضایی و اقتصادی، امید به آینده بهتر و ... در کنار «اعتماد»، «رضایت» و «امنیت» از مهمترین مؤلفههای توسعه و سلامت اجتماعی در مطالعات امروزین اجتماعی و در عین حال، مسئلهای فراگیر و مبتلابه اکثر جوامع، حتی جوامع جهان اول میباشد. بیشک طرح این مسئله در جامعه ایران نیازمند نگاهی مستقل و وامگیری از مبانی و چارچوبهایی بومی و ملی است که از آبشخور هستیشناسی، انسانشناسی و جامعهشناسی اسلامی حاصل گردد.
پژوهش حاضر با توجه به یکی از اولویتهای اعلامی و حساس سازمان صداوسیما به عنوان اثرگذارترین دستگاه فرهنگی نظام ج.ا.ا در دهه چهارم
انقلاب اسلامی، یعنی ارتقای امید و اعتماد اجتماعی، از سوی مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما به گروه مطالعات فرهنگ و ارتباطات مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام پیشنهاد شد که با درک و تفاهم نسبت به این ضرورت، در طول نه ماه اجرا و تدوین گردید.
مطمئناً اگر امکان استفاده از نظرسنجی و پیمایشهای دیگر مرکز تحقیقات سازمان فراهم میآمد (علیرغم توافق اولیه و پیگیری محققان) بخشهای مسئلهشناسی این گزارش غنیتر میگردید. پیش از دعوت به مطالعه این گزارش، از گروه مطالعات اجتماعی مرکز پژوهشهای اسلامی، ریاست و قائم مقام این مرکز، استادان ناظر و مشاور و نیز همکارانم در این تلاش تحقیقاتی قدردانی مینمایم و توفیقات نهادها، دستگاهها و نظام فرهنگی ـ رسانهای کشور را در تقویت شاخصهای امید و اعتماد مبتنی بر ارتقای ایمان و آگاهی و نشاط، در ظل توجهات و عنایت بیوقفه امید اعصار و ذخیره امتها، حضرت بقیتالله، از باری تعالی مسئلت دارم.
سید مجید امامی
فصل اول: کلیات
زیر فصل ها
مقدمه و طرح مسئله
هدف پژوهش
سؤالات پژوهش
ضرورت پژوهش
پیشینه پژوهش
روش پژوهش
فصول اصلی پژوهش
مقدمه و طرح مسئله
امید و امیدواری لازمه حیات آدمیان است؛ بهگونهای که بدون آن، بنیان حیات مادی و معنوی بشر فرو میریزد. اگر امید به پاداش مادی یا معنوی از زندگی انسانها رخت بربندد، انگیزه بشر نیز در فعالیتهای فردی خانوادگی و اجتماعی از وی سلب میشود. در این حالت، بروز هرگونه فعالیت مثبت، از سادهترین تا تخصصیترین شکل آن، از وی کاملاً دور از انتظار است. به تعبیر سادهتر، آدمیان به امید زندهاند.
امید به زندگی همواره در کنار سایر شاخصهای اجتماعی، اقتصادی، جمعیتی، فرهنگی و بهداشتی یک کشور و به عنوان یکی از مهمترین و اساسیترین آنها، مورد توجه بوده و اهمیت آن ازاینرو است که به نوعی خلاصهکننده و ترکیبکننده بسیاری از متغیرهای دیگر است.
امید و امیدواری اجتماعی با پیشفرضها، اطلاعات ذهنی و نوع نگرش افراد ارتباط وثیقی داشته و متغیرها و عوامل اجتماعی مختلفی، کاهش و افزایش آن در جامعه را تحت تأثیر قرار میدهند.
امروزه با گسترش فنآوریهای اطلاعاتی و ارتباطاتی، رسانههای جمعی گوی سبقت را در میزان اثرگذاری بر نگرش فرد از سایر عوامل ربودهاند. در
این میان رادیو و تلویزیون به علت سهلالوصول بودن و جذابیتهای بینظیر خود، در رأس پرمخاطبترین رسانههای جمعی قرار داشته و نقشی بسیار اساسی در امیدبخشی به آحاد مردم یک جامعه و گسترش امیدواری اجتماعی دارد. رادیو و تلویزیون با قالبهای متنوع خود، ظرفیت بالایی را در انتقال مفاهیم و مضامین امیدبخش و نشاطآور به مخاطبان خود دارا هستند. در کشور ما نیز این دو رسانه بیش از هر رسانه دیگری مورد استقبال اقشار مختلف مردم، از کودک و نوجوان گرفته تا پیر و جوان، قرار گرفته است. ازاینرو افراد غالب اطلاعات روزمره خود را، از طریق این رسانه دریافت نموده و از طریق آن به قضاوت در مورد بسیاری از پدیدههای اجتماعی میپردازند.
پژوهش حاضر در راستای مقابله با روند کاهش امیدواری اجتماعی و شناخت ظرفیتها، امکانات و بایدها و نبایدهای رسانه ملی در افزایش امیدواری در جامعه، به دنبال فهم متغیرهای اجتماعی دخیل در امید و امیدواری اجتماعی، چگونگی ارتقای سطح امیدواری اجتماعی در جامعه کنونی ایران از طریق رسانه ملی (رادیو و تلویزیون) و استخراج و ارائه راهبردهایی مؤثر و عملیاتی به صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران است با توجه به متغیرهای اجتماعی و عوامل مؤثر بر افزایش یا کاهش امید و امیدواری اجتماعی.
هدف پژوهش
( شناخت متغیرهای مرتبط با امیدواری اجتماعی و عوامل تأثیرگذار بر کاهش یا افزایش آن.
( تنظیم و ارائه راهبردهای عملیاتی به رسانه ملی جهت بسط و گسترش امید و امیدواری اجتماعی در جامعه ایران.
سؤالات پژوهش
زیر فصل ها
سؤال اصلی
سؤالات فرعی
سؤال اصلی
تقویت امید و امیدواری اجتماعی توسط صداوسیما چگونه امکانپذیر است و چه راهکارهای مؤثر و عملیاتی در این زمینه وجود دارد؟
سؤالات فرعی
امید و امیدواری اجتماعی چیست؟
نشانههای جامعه امیدوار کدام است؟
عوامل و متغیرهای اجتماعی مؤثر بر امیدواری و ناامیدی در جامعه کنونی ایران کدام است؟
چه راهکارهایی جهت امیدبخشی و گسترش امید و امیدواری اجتماعی میتواند پیش روی مسئولان و سیاستگذاران صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد؟
ضرورت پژوهش
مؤمنان و جامعه دینی، همانسان که خوف و رهبت از خدای متعال و تعظیم و تسبیح او را در دل خود میپرورانند، امید و اعتماد و اتکال به فضل و امداد و رحمت او را پیشه خود میدانند و یأس از رحمت خدا چه در ساحت فردی و چه ساحت اجتماعی، بزرگترین گناه و اوج بازگشت از حق و حقیقت است. جامعه دینی تأسف و تحسر و یأس را از خود دور میسازد و
اطمینان به تحقق وعدههای الهی در استخلاف صالحین و فتح مبین قلههای تاریخی نبرد حق و باطل دارد. از این جهت امید و توکل، هم از شاخصهای جامعه دینی است و هم در منظومه معنایی مستقلی از اندیشه مدرن، و در کنار مفاهیمی چون رجا بالله و ایمان به نصرت و توکل و... بازسازی میشود. تأکید دین مبین اسلام بر ضرورت ترویج انگیزه و امید در قلوب آحاد مردم جامعه اسلامی و مبارزه با یأس و ناامیدی، اهتمام ویژه مقام معظم رهبری به گسترش فضای امید و نشاط در جامعه و تأکید ایشان بر تلاش در افزایش هرچه بیشتر امید به زندگی و امیدواری به آینده در مردم و مخصوصاً جوانان توسط دستگاههای مسئول اعم از صداوسیما، آموزش و پرورش و... اهمیت مسئله امید و امیدواری و کیفیت بسط و گسترش آن در جامعه را برای ما روشن میسازد.
از دیگر سو، تبلیغات روزافزون نظام سلطه و رسانههای معارض در قالبهای متنوع و جذاب با ترویج بیاعتمادی، ایجاد شک و تردید در آرمانها و ارزشها، گسترش نارضایتی از عملکرد نظام اسلامی و ارائه تصویری تیره و تار از آینده کشور، نقشی جدی در بسط فضای یأس، نومیدی و سرخوردگی ایفا میکند. این امر، ضرورت شناخت هرچه بیشتر مکانیزم امیدواری اجتماعی و عوامل و موانع آن را جهت مقابلهای کارآمد و مؤثر با تبلیغات مسموم و یأسآلود نظام سلطه، آشکار میگرداند.
مضاف بر این، ضعف ادبیات نظری موجود در زمینه امید و امیدواری اجتماعی و کمبود مطالعات نظری منسجم، هدفمند و راهبردی در مورد کیفیت و چگونگی بسط امیدواری در جامعه اسلامی، ضرورت توجه به این مسئله و پرداختن به آن را ذیل پژوهشهای متعدد نظری و همچنین مطالعات
راهبردی و عملیاتی، بدیهی مینماید.
در میان عوامل و ابزارهای تأثیرگذار و زمینهساز کاهش یا تقویت امید و امیدواری اجتماعی در کشور، رسانه ملی، به مثابه فراگیرترین نهاد فرهنگساز جامعه، از نقش و جایگاهی بیبدیل برخوردار است. با توجه به تبدیل شدن رادیو و تلویزیون به یکی از اساسیترین قطبهای ایجاد امید و اعتماد به نفس در عموم مردم جامعه، ضرورت کندوکاو و بررسی عمیق در زمینه نقش رادیو و تلویزیون در تحقق این مهم، سازوکارهای ایجاد و پخش برنامههای امیدبخش، نوع و کیفیت امیدبخشی و تهیه محتوا و مضامینی که در تقویت روح امید به آینده هرچه بیشتر مؤثر واقع گردد، بیش از پیش روشن میشود. علاوه بر این، باید بدانیم که خود مفهوم امید و امیدواری نیز نیازمند شناخت و فهم دقیق و صحیح است. هر امیدی دارای نقش تربیتی نیست. توضیح آنکه امید دو نوع است: امید کاذب و امید صادق. فقط امیدهای صادق و به بیان دیگر، امیدهای واقعی و به دور از اوهام و تخیلات میتوانند در افزایش انگیزه آدمی و حرکت او به سوی خلاقیت و نوآوری تأثیرگذار باشد و نشاط و همتی توأمان را برای وی به ارمغان آورد؛ پس ضرورت دارد که ضمن مفهومشناسی دقیق امید و امیدواری اجتماعی، متغیرهای مؤثر بر امیدواری و الزامات، بایدها و نبایدهای رسانه ملی در جهت ارتقای امیدآفرینی و مقابله با آسیبها و موانع موجود، شناسایی گردد.
آموزهها و نتایج این تحقیق میتواند در مسیر تجهیز اصحاب رسانه به نگرشها، سازوکارها و الزامات امیدافزایی اجتماعی در ایران اسلامی، نقشآفرین باشد. به تعبیر روشنتر، این تحقیق با ارائه راهبردها و
راهکارهای امیدافزایی به مدیران و برنامهسازان رسانه، میتواند در جهت بهبود و تقویت جایگاه و عملکرد صداوسیما در زمینه امیدآفرینی در جامعه اثرگذار باشد.
پیشینه پژوهش
تا آنجا که نگارندگان جستوجو کردهاند، با پژوهشی در زمینه امید و رسانه و الزامات رسانه ملی در جهت امیدآفرینی در جامعه روبهرو نشدهاند؛ اما تعداد قابل توجهی از تحقیقات با موضوعات مرتبط و نزدیک با این موضوع را میتوان برشمرد.
در گزارشی پژوهشی موسوم به «ایجاد امید و ناامیدی و یا خنثیسازی در اخبار شبکه اول» در آبان ماه سال 1373 که به همت حسینی پاکوهی انجام شده، انواع سلطههای ارتباطی: وجه انتقال اخبار، وجه انتقال ارزشها و معیارهای حرفهای، وجه انتقال برنامهها و سریالهای تلویزیونی و وجه انتقال پخش آگهیهای تجاری مورد بحث قرار گرفته و وظایف وسایل ارتباطجمعی به بحث و بررسی گذاشته شده است که عبارتند از: وظایف ارتباط فکری و وظایف روانی ـ اجتماعی از دیدگاه متخصصان علوم ارتباطی. (حسینی پاکوهی، 1376)
حیدر خلیلی در پایاننامهای با عنوان «بررسی خبر از نظر امیدبخشی» به تأثیرات شنیدن اخبار امیدبخش و انعکاس موفقیتها و پیروزیهای داخلی بر اعتماد عمومی، حس مسئولیتپذیری، پشتکار و نیز غرور ملی پرداخته است. (خلیلی، 1381)
در حوزه معنویت و امید، میتوان از پایاننامه «بررسی تأثیر آموزههای مذهبی (مبتنی بر انتظار فرج) بر سلامت روان، شادکامی و امید دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز» یاد کرد که با هدف بررسی تأثیر آموزههای
مذهبی (مبتنی بر انتظار فرج) بر سلامت روان، شادکامی و امید در دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز، در نیمسال اول تحصیلی 87-88 انجام شده است. (مروّج، 1388)
همچنین در زمینه شناخت نوع نگاه اسلام به مقوله امید، پژوهش علیرضا پوریا تحت عنوان «غم و شادی، امید و ناامیدی در اسلام» قابل ذکر است. (پوریا، 1374)
علاوه بر این موارد، زهرا محققیان در پایاننامه خود، «تحلیل مفهوم امید از منظر قرآن و علم روانشناسی»، ضمن بررسی و واکاوی مفهوم امید در حیطه روانشناسی و آشنایی با راهکارهای بشری جهت ایجاد و تقویت امید در زندگی انسان، به تحلیل روانشناختی آیات قرآن در این باره پرداخته است. وی سپس با مقایسه مفهوم امید در حیطه قرآن (با واژههای مربوطهاش نظیر رجا، تمنی و أمل) و علم روانشناسی، ضمن معرفی نقاط اشتراک و افتراق این دو حوزه، راهکارهای مناسب جهت ایجاد و افزایش امید در افراد بشر را ارائه کرده است. (محققیان، 1388)
مردانی نوکنده نیز در مقالهای با عنوان «جایگاه و نقش امید در زندگانی با تأکید بر آموزههای قرآنی و دینی» مفهوم امید، جایگاه و عوامل و اقسام آن را از منظر آیات و روایات بررسی کرده است. (مردانی نوکنده، 1390)
در کنار این پژوهشها، پژوهشهایی نیز، ارتباط امید و امیدواری را با سایر مفاهیم و متغیرهای اجتماعی و روانشناختی مورد بررسی قرار دادهاند. برای مثال، میتوان از تحقیق عسگری و شرفالدین (1389)، «رابطه اضطراب اجتماعی، امیدواری و حمایت اجتماعی با احساس ذهنی بهزیستی در دانشجویان» یاد کرد یا پژوهش نصیری و جوکار (1387) را تحت عنوان
«معناداری زندگی، امید، رضایت از زندگی و سلامت روان در زنان» برشمرد که با هدف بررسی ارتباط میان معناداری زندگی و امید با شاخصهای سلامت روان صورت گرفته است.
«رابطه سخترویی، رضایت از زندگی و امید با عملکرد تحصیلی دانشجویان» (شیرمحمدی و دیگران، 1389)، «رابطه امید به زندگی و سرسختی روانشناختی» (حسینی، 1388)، «بررسی رابطه امید با موفقیت تحصیلی دانشجویان» (ابراهیمی و دیگران، 1390) و «ارتباط میان امید، استرس سازنده، خودکارآمدی و رضایت از زندگی در میان دانشجویان دوره کارشناسی» (O’Sullivan, 2010) از جمله پژوهشهای دیگری هستند که میتوانند در همین راستا مورد توجه قرار گیرند.
به جز پژوهشهای مذکور، کتاب مجموعه مقالات همایش ملی «اعتماد به نفس ملی، فرهنگ عمومی و انقلاب اسلامی» (1389) به دلیل اشتراک چارچوبهای نظری و موضوعات مندرج در بسیاری از مقالات،(1)از پیشینههای مهم بحث امید اجتماعی در ایران و نقش رسانهها محسوب میشود.
در مجموع آنچه پژوهش حاضر را از سایر پژوهشهای انجام شده متمایز میسازد، این است که این پژوهش ضمن توجه مختصر به مباحث روانشناختی امید و نیز بررسی متغیرهای تأثیرگذار بر امید و امیدواری اجتماعی، نقش و جایگاه رسانه ملی را در جهت امیدآفرینی مورد توجه قرار داده و به دنبال شناخت سازوکارها و الزامات امیدبخشی از طریق رسانه ملی
1) نک: سید مجید امامی، مطالعه پیوند مفهومی هویت و اعتماد به نفس ملی بر اساس الگوی جامعهشناسی تاریخی بحران در ایران معاصر.
و ارائه اهم راهبردها به سیاستگذاران و متولیان امر در این زمینه است.
روش پژوهش
روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش از نوع کیفی است. مفهوم روش کیفی طیف گستردهای از روشهای پژوهشی را در برمیگیرد. (ویمر و دومینیک، 1384: 159) تحقیق کیفی هر نوع تحقیقی است که یافتههایی را به دست میدهد که با شیوههایی غیر از روشهای آماری یا هرگونه کمی کردن کسب شده است. (استراوس و کوربین، 1385: 17) شیوههای گردآوری اطلاعات نیز به کمک روش مصاحبه انجام خواهد شد. در این مورد توضیحات آتی، وافی خواهد بود.
فصول اصلی پژوهش
فصل 1: کلیات پژوهش؛ این فصل به منزله مقدمه و آغاز پژوهش است که در آن، پرسشهای تحقیق، ضرورت و اهمیت تحقیق، روش تحقیق، پیشینه تحقیق و اهداف پژوهش شرح داده میشوند.
فصل 2: ادبیات پژوهش و چارچوب نظری؛ در این فصل به مفهومشناسی امید و امیدواری اجتماعی، ارتباط امید با سرمایه اجتماعی و مؤلفههای آن، نسبت رسانه و سرمایه اجتماعی و امیدواری، کارکردهای رسانه و کیفیت تأثیر آن بر مخاطب و بایدها و نبایدهای عملکرد رسانهها، ذیل نظریات هنجاری رسانه پرداخته شده و در نهایت ضرورت امید و امیدواری اجتماعی، کارکردها، بایستهها، عوامل و موانع آن از نگاه اسلام شرح داده میشود.
فصل 3: دادههای پژوهش؛ در این فصل با بهرهگیری از روش کیفی و
مصاحبه با متخصصان حوزه امید و رسانه و تحلیل تماتیک آنها، مقولههای اصلی کلیدی و متغیرهای مهم در بحث امید و رسانه استخراج و وضعیت کلی رسانه در نسبت با مسئله امید و امیدواری روشن میگردد.
فصل 4: راهبردها و سیاستها: ارائه راهبردها و سیاستهای پیشنهادی در زمینه بسط امید و امیدواری اجتماعی با بهرهگیری از دادههای بهدستآمده از مصاحبهها و ادبیات نظری پژوهش، بر اساس رهیافت حل مسئله و مراحل آن در برنامهریزی فرهنگی، در این فصل، مورد نظر خواهد بود.
فصل 5: جمعبندی، نتیجهگیری و ارائه پیشنهاد: این فصل، فصل پایانی پژوهش بوده که در آن، جمعبندی از کل فصول ارائه و پرسشهای تحقیق پاسخ داده میشود و در ادامه پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی مطرح خواهد شد.
فصل دوم: ادبیات پژوهش و چارچوب نظری
زیر فصل ها
مقدمه
مفهومشناسی امید و امیدواری
امید و توسعه؛ نگاهی به جایگاه امید در توسعه انسانی
شاخص امید به زندگی؛ نگاهی به وضعیت آن در کشور ایران
روانشناسی امید
سرمایه اجتماعی
رسانههای ارتباطات جمعی و امیدواری اجتماعی
نظریههای اجتماعی رفتاری رسانه
کارکردهای رسانه (نظریه کارکرد پیامهای ارتباطی)
نظریات تأثیر رسانهها (نظریه تأثیر پیامهای ارتباطی )
یادگیری اجتماعی و جامعهپذیری
برجستهسازی
حکم و ادعاهای نظریه
فرایند
نظریه چارچوبسازی
نظریات هنجاری رسانهها
بایدها
نبایدها
امید و امیدواری در فرهنگ اسلامی؛ چارچوبی مأخوذ از قرآن و سنت
اهمیت و ضرورت امید و امیدواری و آثار آن بر فرد و جامعه
زیرساخت و بسترهای امید
کارکردها و آثار امید در زندگی
ویژگیهای امید مطلوب؛ شاخصههای امید از منظر اسلام
بازخوانی شبکه عوامل مؤثر بر امید و امیدواری مطلوب و حقیقی
محیط جامعه و کارآمدی نظام اسلامی
موانع امید و امیدواری
مقدمه
امید و امیدواری به عنوان یکی از ضروریات زندگی انسانها و همچنین یکی از شاخصهای اصلی توسعه، در سالهای پایانی سده بیستم مورد توجه جدی دانشمندان علوم انسانی و اجتماعی و همچنین سیاستگذاران قرار گرفت؛ بهطوری که در این سالها شاهد رشد چشمگیر پژوهشها در حوزه امید و امیدواری و همچنین مفاهیم مرتبط با آن هستیم. پژوهشهایی که برخی از آنها حکایت از نسبت دوسویه امید و امیدواری با مفاهیمی از قبیل اعتماد، حمایت اجتماعی، مشارکت اجتماعی و رضایت از زندگی دارند که مفاهیم بنیادین سرمایه اجتماعی را تشکیل میدهند، و برخی نیز عوامل افزایش یا کاهش امید و امیدواری و متغیرهای تأثیرگذار بر آن را مورد واکاوی قرار میدهند.
روشن است که رسانههای ارتباطات جمعی، خاصه رادیو و تلویزیون، در عصر حاضر با کارکردهای متنوع آموزشی، اطلاعرسانی، همبستگی و سرگرمی خود، از ابزارهای اصلی تأثیرگذار بر ارزشها، هنجارها و رفتار
مردم جوامع مختلف هستند. ازاینرو نمیتوان از نقش آن در تقویت یا کاهش امید و امیدواری و همچنین سرمایه اجتماعی غافل بود.
جهت درک هرچه بیشتر مفهوم امید و امیدواری، نسبت آن با توسعه و سایر مفاهیم مرتبط که از عناصر سرمایه اجتماعی به شمار میآیند و همچنین درک کارکردهای رسانههای ارتباطات جمعی و کیفیت تأثیرگذاری آنها، در این فصل ضمن مفهومشناسی امید و امیدواری، شاخص امید به زندگی به عنوان یکی از شاخصهای جدی توسعه انسانی سازمان ملل شرح، و وضعیت آن در ایران به طور خلاصه بررسی میشود. در ادامه، ارتباط امید با عناصر سرمایه اجتماعی از خلال پژوهشهای صورتگرفته به اختصار بیان شده و به نظریه سرمایه اجتماعی پرداخته میشود. در نهایت با مروری بر کارکردهای رسانههای جمعی و برخی از نظریات حوزه تأثیر از قبیل برجستهسازی و چارچوبسازی و همچنین نظریات هنجاری رسانهها، خاصه نظریه مسئولیت اجتماعی رسانهها، به دنبال تبیین نقش و بایدها و نبایدهای رسانههای جمعی در تقویت امید و امیدواری اجتماعی هستیم.
تردیدی نیست که در کنار مباحث و رویکردهای موجود در زمینه امید و امیدواری، نباید از رویکرد دینی و اسلامی به این مهم غافل بود. رویکردی که منبعث از کلام وحی، احادیث معصومان علیهم السلام و گفتارهای بزرگان و دانشمندان مسلمان بوده و الگوهای نظری و عملی سازندهای را در زمینه کیفیت امید و امیدواری و سازوکارهای تقویت آن پیش روی مردم و همچنین سیاستگذاران فرهنگی و رسانهای جمهوری اسلامی ایران قرار میدهد. بنابراین، در این فصل در بخشی مجزا به مرور و شرح آموزههای اسلامی در زمینه امید و امیدواری خواهیم پرداخت.
مفهومشناسی امید و امیدواری
امید معادل فارسی واژه رجا در عربی و Hope در انگلیسی بوده و حالتی نفسانی است که فرد امیدوار را به تلاش جدی واداشته (آخوندی، 1385: 51) و در آن انسان به اموری که انتظارش را دارد، دلبستگی پیدا نموده است. امید در انتظار چیزی بودن است، در حالی که بیشتر وسایل و اسباب آن فراهم شده باشد. در فرهنگ فارسی معمولاً امید و آرزو در کنار یکدیگر به کار میروند؛ اما در زبان عربی به صورت جداگانه با عنوانهای «رجا» و «امل» استعمال میشوند. با یک تحلیل میتوان گفت که در هر امیدواری، آرزو وجود دارد، ولی هر آرزویی امید و امیدواری نیست. (مردانی نوکنده، 1390: 25)
«امید عبارت است از تمایلی که با انتظار وقوع مثبت همراه است و یا به عبارت دیگر ارزیابی مثبت از آنچه که فرد متمایل است و میخواهد که به وقوع بپیوندد.» (جنیا و شاو، 1991: 170؛ به نقل از هزارجریبی و آستینفشان، 1388: 122) امید توانایی باور داشتن به احساسی بهتر در آینده است. امید با نیروی نافذ خود موجب تحریک فرد در جهت کسب تجارب نو شده، وی را به تلاش و کوشش واداشته و به سطح بالایی از عملکردهای روانی و رفتاری نزدیک میگرداند. امید یکی از نشانههای سلامت روان میباشد. (ارجمندنیا و دیگران، 1391: 23) از منظر روانشناسی، امید نشانگر ادراک افراد در رابطه با تواناییهایشان در رسیدن به هدف، گسترش راهبردهای دستیابی به هدف و حفظ انگیختگی تا رسیدن به هدف، میباشد. جون و نیکولای کوک(1)(1998)، امید را با هفت مؤلفه مشخص میکنند که شامل کنارآیی، اقدام، شادی، اجرا، ارتباط، خلق و جمعگرایی میباشد. (گیتی قریشی، 1388: 46)
1) Jeven & Nekolaichuk.
در حقیقت، هدف امید این است که زندگی پربارتر بوده و از بیزاری و ملال دائمی به دور باشد. اما چنانچه حالتی انفعالی یا کنشپذیر (ببینیم چه میشود) به انسان دست دهد، چنین کیفیتی امید نیست. حقیقت این است که در چنین صورتی امید به پوششی برای وادادن یا یک ایدئولوژی محض تبدیل میشود. امید واژهای پارادوکسیکال و متناقضنما است. امید نه انتظاری منفعلانه است و نه نیرویی غیرواقعبینانه از اتفاقاتی که امکان رخداد آنها وجود ندارد. امید همچون ببر نیمخیزی است که زمانی که لحظه پریدنش فرارسد، خواهد جهید. امیدوار بودن بدین معنی است که فرد در هر لحظه آماده و منتظر چیزی باشد که هنوز متولد نشده و در صورت عدم پیدایش آن در طول زندگی، همچنان نومید و سرخورده نشود. کسانی که امیدشان ضعیف است به تنپروری روی آورده یا به خشونت میپردازند. اما افراد امیدوار، نشانههای زندگی تازه را مینگرند، آن را گرامی میدارند و هر لحظه آمادهاند تا به تولد آنچه آماده زایش است، یاری رسانند. (Fromm, 1968: 6,9)
از مجموع آنچه گفته شد، میتوان دریافت که امید و امیدواری حالتی روانی و باور مثبت در فرد نسبت به تواناییهای خود و امکانات و شرایط موجود در دستیابی به هدف یا اهدافش در زندگی است. امید انتظار آیندهای روشن است که فرد را به تلاش مفید و سازنده در جهت نیل به اهداف واداشته و با واقعبینی همراه است. امید و امیدواری محرک فرد به سوی فعالیتهای پرثمر و مثبت است و تفاوتی بنیادین با آرزوهای واهی و غیر واقعبینانه دارد.
ازاینرو فرد امیدوار کسی است که اولاً، میل و شوق و خواستهای در وی وجود داشته و ثانیاً، دست یافتن به آن خواسته را هم غیرممکن نداند و حدی از
اطمینان را در دستیابی به خواستهاش داشته باشد. در این صورت فرد برای پیشبرد امور خود به فعالیت و جوش و خروش برخاسته و از حالت انفعال بیرون میآید. برعکس، اگر به هر دلیلی فردی به چنان درجهای از بیمیلی برسد که از هیچ خواستهای برخوردار نبوده یا شرایط را چنان ببیند که نتواند امکانی برای تأمین خواستهاش یا تغییر شرایط تصور کند، طبیعی است که انگیزهای برای حرکت و فعالیت در خود نخواهد دید و نمیتوان از او انتظار پویایی و تحرک داشت. جامعهای هم که چنین وضعیتی در آن غالب شود، تبدیل به جامعهای ناامید، ایستا، بیتحرک و ساکن خواهد شد. (توکلی، 1389: 15)
امید و توسعه؛ نگاهی به جایگاه امید در توسعه انسانی
امید به زندگی یا امید بقا، از شاخصهای جدی در سنجش توسعه و پیشرفت یک کشور است. این شاخص همواره در کنار سایر شاخصهای اجتماعی، اقتصادی، جمعیتی، فرهنگی و بهداشتی و به عنوان یکی از مهمترین آنها در بررسی وضعیت کشورها و مناطق مختلف دنیا به کار میرود. (کیوان، 1357: 41) امید به زندگی یکی از شاخصهای اصلی توسعه انسانی است که در ادامه برای فهم جایگاه آن در توسعه، به بحث توسعه انسانی پرداخته و همچنین وضعیت امید به زندگی را در ایران به طور مختصر طبق آمارهای منتشرشده از نظر میگذرانیم تا از این رهگذر، اهمیت امید و امیدواری در رشد و شکوفایی یک جامعه برجستهتر شود.
مفهوم و شاخص توسعه انسانی،(1)نخستین بار توسط آمارتیاسن در سال 1990 مطرح شد. (فرجادی، 1386) از نظر آمارتیاسن، اجرای سیاست توسعه
1) HDI.
انسانی دو اثر مستقیم و غیرمستقیم دارد. اثر مستقیم آن، از طریق افزایش سواد و بهداشت و امید به زندگی بر کیفیت زندگی مردم تأثیر میگذارد؛ حتی اگر به توسعه اقتصادی و گسترش صنعت در کشور منجر نشود. اثر دوم آن، به شکلی غیر از طریق افزایش امکانات آموزشی و بهداشتی میباشد. بدین معنا که توسعه اقتصادی و رشد صنعتی را تسهیل میکند، کارایی را بهبود میبخشد و تمامی این عوامل به نوبه خود در ارتقای کیفیت زندگی مردم مؤثر خواهد بود. (مرکز پژوهشهای مجلس، 1375) در حقیقت «توسعه انسانی اگرچه بر رشد ظرفیتهای مادی در کنار پرورش ذهنی تأکید میورزد، اما رشد اقتصادی را به عنوان ابزاری در خدمت زندگی بهتر انسان به شمار میآورد». (گیلیس و همکاران، 1379: 45)
برنامه توسعه سازمان ملل متحد(1)«توسعه انسانی» را اینگونه تعریف میکند: «توسعه انسانی فرایندی است که در طی آن، گزینههای انتخاب مردم گسترش مییابد». (10 :UNDP, 1990)
از نظر اصولی، این انتخابها میتواند بینهایت باشد و در طول زمان نیز تغییر کند؛ اما در هر سطحی از توسعه، سه محور اصلی وجود دارد که بدون تغییر باقی میماند: داشتن یک زندگی طولانی همراه با تندرستی، دسترسی به اطلاعات و دانش مورد نیاز زندگی روزمره و در اختیار داشتن منابع لازم برای برخورداری از امکانات زندگی در سطحی معقول. در این نوع نگاه، مردم ثروت اصلی جوامع خواهند بود و هدف توسعه، فراهم کردن شرایط زندگی بهتر همراه با امنیت بیشتر میباشد. (سپهری، 1378: 156)
1) UNDP.
شاخص توسعه انسانی ترکیبی از چهار معیار متفاوت است که در سه شاخص امید به زندگی، آموزش و تولید ناخالص داخلی سرانه قرار میگیرند. امید به زندگی، آموزش و درآمد واقعی، همگی از عوامل اساسی افزایشدهنده قدرت انتخاب انسانها میباشند. (سینا، 1384: 39)
شاخص امید به زندگی؛ نگاهی به وضعیت آن در کشور ایران
امید به زندگی به معنای طول عمر فرد در یک جامعه مشخص با نظر به الگوی مرگ و میر آن جامعه است. افزایش امید به زندگی در جوامع، تأثیر زیادی بر عرصه بهداشت گذاشته و باعث تغییر سیاستهای بهداشتی در عرصه صنعتی و اقتصادی و همچنین تغییر بافت جامعه و خانوادهها شده است. این پدیده همچنین باعث تغییر در منحنی توزیع سنی افراد در جامعه و تغییر آن به طرف سنین بالاتر در کشورهایی شده که از امید به زندگی بالاتری برخوردارند. برآورد امید به زندگی در ایران تاکنون در مطالعات ملی و بینالمللی متعددی صورت گرفته است. (ارجمندنیا و دیگران، 1391: 107)
به طور کلی شاخص امید به زندگی به عنوان یکی از مؤلفههای شاخص توسعه انسانی در استانهای مختلف ایران تفاوتهای عمدهای را نشان میدهد. بیشترین میزان امید به زندگی در بین استانهای کشور در سال 81، مربوط به استان تهران با هفتاد سال و کمترین میزان امید به زندگی، مربوط به استان سیستان و بلوچستان با 3/63 سال بوده است؛ در حالی که متوسط این شاخص در سال 81 برای کشور، 69 سال بوده است. (پورمحمدی و زالی، 1385: 45)
آمارها حاکی از رشد شاخص امید به زندگی در مردان و زنان در سال 1390 در مقایسه با سال 1385 است. جدول ذیل حکایت از این امر دارد.
روانشناسی امید
امید و امیدواری از نقش برجستهای در ادبیات روانشناسی اثباتی برخوردار است. امید به مثابه نقطه قوتی برای شخصیت فرد و عضوی از خانواده روانشناسی اثباتی که بر شناخت متمرکز میباشد، شناخته شده است. سازه امید، نمایانگر تمرکز بر اهداف مهم آینده میباشد. (Bronk etal.2009:501)
در اواخر دهه 1950 تا 1960، روانشناسان و روانپزشکان، امید و امیدواری را ذیل عنوان کلی «انتظارات مثبت جهت دستیابی به هدف» مورد مطالعه قرار میدادند. از این منظر، امید به مثابه یک ساخت تکبعدی توصیف شد که دربردارنده آگاهی از امکان نیل به اهداف است. اما اسنایدر و همکاران بر این باورند که ساخت امید پیچیدهتر از آن چیزی میباشد که در گذشته توصیف شده است. (Snyder et al, 2000: 748)
چارلز اسنایدر در حقیقت یکی از اولین توسعهدهندگان روانشناسی اثباتی بود که مفهوم امید را در یک سازه روانشناختی، آراسته و پروراند. او در همین راستا، مردم را مورد مشاهده و بررسی قرار داده و به تعامل با ایشان پرداخت که از خلال همین مشاهدات بود که تعریف خود را از امید و امیدواری، مشخص و
1) www.amar.org.ir
نظریه خود را در این خصوص بسط داد.(1)وی امید را مجموعهای شناختی دانسته که مبتنی بر احساس موفقیت ناشی از منابع گوناگون (تصمیمات هدفمدار) و مسیرها (شیوههای انتخابشده جهت نیل به اهداف) است. بنابراین، امید یا تفکر هدفمدار از دو مؤلفه مرتبط به هم، یعنی منابع تفکر و مسیرهای تفکر، تشکیل شده است. (نصیری و جوکار، 1387: 161) منابع تفکر به درک و دریافت مردم از توانایی و قابلیتشان جهت دنبال نمودن اهداف، علیرغم وجود موانع، اشاره داشته و در اظهارات از خود متجلی است؛ مثل اینکه فرد بگوید «من میتوانم...» یا «من نمیخواهم از حرکت خود دست برداشته و متوقف شوم.» مسیرهای تفکر از درک مردم از تواناییشان برای تولید و ایجاد مسیرهای محتمل نسبت به اهداف حکایت میکند که در اظهارات از خود متجلی میباشد. مانند اینکه فرد بگوید: «من میتوانم راهی جهت تحقق امر مورد نظر بیابم.» تحقیقات مهم و قابل توجه این ایده را که امید به منابع تفکر و مسیرهای تفکر وابسته است، پشتیبانی نمودهاند. (Weis and Speridakos, 2011:1)
اسنایدر جهت سنجش امید و امیدواری در افراد ضمن تمایز قائل شدن میان سنجش امید در بزرگسالان و کودکان، در ارائه مقیاس امید بزرگسالان برای هر کدام از دو مؤلفه منابع تفکر (یا به عبارت دیگر نیروی اراده و عاملیت) و نیز مسیر تفکر، چهار پرسش را به شرح ذیل در نظر میگیرد:
من میتوانم در مورد راههای زیادی بیندیشم تا از بنبست رهایی یابم (مسیرها).
من به طور جدی اهدافم را دنبال میکنم (عاملیت).
راههای متعددی حول هر مسأله و مشکل وجود دارد (مسیرها).
1) Snyder,1994;from www.wikipedia.com.
من میتوانم در مورد راههای مسئله زیادی جهت نیل به چیزهایی در زندگی که برای من بیشترین اهمیت را دارند، فکر کنم (مسیرها).
حتی هنگامی که دیگران دلسرد و مأیوس میشوند، من میدانم که میتوانم راهی جهت حل مشکل بیابم (مسیرها).
تجارب گذشته من، مرا خیلی خوب برای آیندهام مهیا ساخته است (عاملیت).
من در زندگی بسیار موفق بودهام (عاملیت).
من با اهدافی که برای خود تنظیم نمودم، روبهرو میشوم (عاملیت). (Pattengale, 2002: 157, 158)
علاوه بر این، اسنایدر چهار سؤال دیگر را در مقیاس خود از سنجش امید بزرگسالان مطرح میکند و مجموعاً مقیاسی 12 سؤالی برای سنجش امید و امیدواری ارائه مینماید. این چهار سوال که حاکی از احساسات منفی در فرد هستند، عبارتند از:
من اغلب اوقات احساس خستگی میکنم.
من در یک مشاجره و جدال به سادگی شکست میخورم.
من نسبت به سلامتی خود نگران هستم.
من معمولاً خودم را در مورد چیزی، نگران مییابم.
جهت پاسخ به این سوالات مقیاس امتیازی هشتتایی به صورت ذیل طراحی شده که فرد پاسخ سوالات را با گذاشتن عدد مربوطه میدهد.
1= قطعاً غلط، 2= غالباً غلط، 3= تقریباً غلط، 4= کمی غلط ، 5= کمی صحیح، 6=تقریباً صحیح، 7= غالباً صحیح، 8= قطعاً صحیح.
حاصل جمع و برآیند پاسخهای فرد به این سؤالات، امتیاز امید را در وی مشخص میکند. (Snyder et al.,1991;from www.fetzer.org)
«از آنجا که عناصر دوگانه سازنده امید، یعنی منابع و مسیرها، بیانگر فرایند افکار هدفمدار میباشند و تفکرات هدفمدار هم از لحاظ نظری نقطه مرکزی و ثقل معنا در زندگی هستند، پس میتوان فرض نمود که تفکر امیدوارانه پیامد اصلی معناداری در زندگی میباشد». (نصیری و جوکار، 1387: 161) اسنایدر و فلدمن بر این باورند که «معناداری زندگی، سازهای گستردهتر از امید بوده و میتوان امید را به عنوان عنصری از زندگی معنادار محسوب نمود.» امید نقش واسطهای در رابطه میان معناداری زندگی و رضایت از زندگی داشته و به خوبی پیشبینیکننده سلامتی روانی و جسمی میباشد. (همان: 162)
به دیگر بیان، معناداری زندگی به گونهای غیرمستقیم و در تعامل با امید میتواند موجبات افزایش شادی و رضایت از زندگی را فراهم نماید. همچنین بر اساس پژوهشهای صورتگرفته، بین امید و عزت نفس ارتباط مثبت معناداری وجود دارد. (ارجمندنیا و دیگران، 1391: 24 و 25) یافتههای پژوهشی حاکی از آن است که افرادی که از امیدواری بالاتری برخوردارند، عزت نفس بیشتری داشته و تعهد بیشتری در قبال انجام فعالیتهایی که به بهداشت و سلامتی بیشتر منجر میشوند، نشان میدهند. بزرگسالانی که از درجات بالای امید بهرهمند هستند، به دیگران به عنوان منابع حمایتی و پایگاههایی مینگرند که میتوانند به آنها تکیه کنند. همچنین این افراد از این اعتقاد برخوردارند که قادرند با چالشهایی که ممکن است در زندگیشان با آنها روبهرو شوند، سازگار شده، شادی بالاتری تجربه نموده و از زندگیشان رضایت بیشتری داشته باشند. (عسگری و شرفالدین، 1389: 33)
آلپورت نیز بر اساس مفهوم خودمختاری کارکردی و رشد شخصیت،
معتقد است که بسیاری از افرادی که از امیدواری کمی برخوردارند، همچنان در قید تعارضات و موانع گذشته بوده و چنین میپندارند که گویی باید تا آخر عمر با همین موانع زندگی کنند. وی انسان سالم را انسانی دانسته که به آینده امیدوار بوده و در عین حال که با گذشته قطع ارتباط نکرده، خود را بینیاز از آن میداند. او تلاش و فعالیت را نتیجه امید و امیدواری میداند. (ارجمندنیا و دیگران، 1391: 79)
علاوه بر اینها، طبق برخی مطالعات انجامگرفته میتوان گفت امید و امیدواری در مقابل تسلیم و کنارهگیری، شکلی از اطمینان و اعتماد است. امید نوعی از اعتماد و اطمینان را در فرد نسبت به خود جهت تعامل با جهان پیرامونش ایجاد میکند. (Moisi, 2009: 30)
طبق نظر اریکسون (که معتقد است هر انسانی چنانچه نتواند در هر مرحله از زندگی با موفقیت از پس تکالیف خود برآید در مراحل بعدی زندگی دچار مشکل میشود)، امید از تعارض میان اعتماد و بیاعتمادی به وجود میآید. بدون رابطه متضاد میان اعتماد و بیاعتمادی، افراد قادر به پرورش امید نیستند. نوباوگان باید گرسنگی، درد و ناراحتی را در کنار برطرف شدن این حالتهای ناخوشایند تجربه کنند. آنها با داشتن این تجربیات دردناک فرا میگیرند که انتظار داشته باشند که ناراحتیهای آینده پیآمدهای رضایتبخشی خواهند داشت و بدین وسیله اگر افراد در این
مرحله این بحران را با موفقیت حل کنند، اولین نیروی بنیادی، یعنی امید را کسب میکنند. (ارجمندنیا و دیگران، 1391: 92)
از مجموع آنچه گفته شد روشن میگردد که امید با معناداری زندگی، رضایت از زندگی، عزت نفس، در نظر گرفتن دیگران به عنوان منابع حمایتی و به بیان بهتر، اعتماد اجتماعی و همچنین مسئولیت اجتماعی ارتباط وثیقی دارد و در حقیقت، فرد امیدوار ضمن برخورداری از عزت نفس و رضایت از زندگی، از حس اعتماد بالاتری بهرهمند بوده و طبیعتاً در مشارکت اجتماعی فعالتر عمل مینماید؛ به نوعی که میتوان گفت امید و امیدواری روابط و تعاملات اجتماعی فرد را با خویشان، دوستان و سایر افراد جامعه و همچنین سازمانها و نهادها تحت تأثیر قرار میدهد.
اعتماد و مشارکت اجتماعی از مؤلفههای بنیادین سرمایه اجتماعی است. (موسوی و علیپور، 1391: 15) «سرمایه اجتماعی در واقع عبارت است از مفاهیمی چون اعتماد، هنجارها و شبکههایی که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه یک اجتماع میگردد و در نهایت منابع متقابل آنان را تأمین خواهد کرد». (کتابی و دیگران، 1383: 169 و 170)
این مهم پیوند ناگسستنی این مفاهیم با امید و امیدواری را هرچه بیشتر برای ما روشن مینماید؛ به طوری که میتوان امید و امیدواری را ذیل سرمایه اجتماعی بررسی کرد و رسانهها را در تأثیرگذاری بر امید و امیدواری و افزایش آن در سطح جامعه، متوجه مفاهیم کلیدی دیگری همچون اعتماد اجتماعی و تقویت آن نمود. ازاینرو در ادامه به تفصیل به تبیین نظریه سرمایه اجتماعی و عناصر کلیدی آن خواهیم پرداخت.
یافتهها حاکی از آن است که رابطه مستقیم و معناداری میان بهرهگیری از
رسانههای ارتباطات جمعی با سرمایه اجتماعی وجود دارد. این مهم ما را بر آن میدارد تا برای فهم هرچه بیشتر کیفیت اثرگذاری رسانههای ارتباطات جمعی، به شرح کارکردهای رسانه و نظریات مرتبط با حوزه تأثیر و هنجارها و باید و نبایدهای فعالیت رسانه بپردازیم تا در نهایت با تلفیق مبانی نظری و مفهومی، به درک دقیقتری از نسبت امید و امیدواری، سرمایه اجتماعی و رسانههای جمعی نائل شویم.
سرمایه اجتماعی
طی سالهای پایانی سده بیستم میلادی، مطالعات توسعه، شاهد فاصلهگیری از رویکردهای سنتی مبتنی بر پارامترهای اقتصادی و توجه بیشتر به عوامل اجتماعی و فرهنگی بود. این چرخش تئوریک منجر به ورود به مقولات جدیدی همچون سرمایه اجتماعی، مشارکت و اعتماد به صحنه مطالعات توسعه و ظهور اندیشههای تازهای در این حوزه شد. (کاظمیپور، 1383: 9) «ادبیات سرمایه اجتماعی نخستین تلاش برای اهمیت قائل شدن به روابط اجتماعی در امر توسعه بود. هرچند نمیتوان توسعه را به لحاظ مفهومی به سرمایه اجتماعی تقلیل معنایی داد، اما بیتردید میتوان سرمایه اجتماعی را بخش مهمی از فضای مفهومی توسعه دانست». (موسوی و علیپور، 1391: 9)
بحث سرمایه اجتماعی برای اولین بار پیش از سال 1916 در مقالهای از هنی فن(1)مطرح شد و در سال 1960 توسط جین جیکوب در برنامهریزی شهری به کار برده شد. (کتابی و دیگران، 1383: 172) اما اهمیت و معروفیت آن در دهه 1990 توسط بانک جهانی (که یک برنامه تحقیقاتی را به سرمایه اجتماعی
1) Hani Fan.
اختصاص داده بود) و کتاب «بولینگ تنها»ی رابرت پاتنام(1)بیش از پیش جلوهگر شد (فیلد، 1386: 11؛ به نقل از پیراهری، 1388: 111) و با پژوهشهای سازنده جیمز کلمن،(2)جامعهشناس تئوری عقلانی درباره آموزش و پرورش، فوکویاما(3)در حوزه فرهنگ و پاتنام در حوزه علوم سیاسی، مشارکت مدنی و عملکرد نهادی بسط یافت. جستوجو و واکاوی تحقیقات سرمایه اجتماعی نشان از فقدان توافق در خصوص تعاریف و معرفهای آن دارد. این مسئله منجر به ابهام معانی و تعدد تعاریف شده است. (غفوری و جعفری، 1387: 212) اما در هر صورت با مرور ادبیات موجود در زمینه سرمایه اجتماعی میتوان پی برد که غالب محققان، این سازه را در قالب اصطلاحاتی چون شبکههای اجتماعی، اعتماد، مشارکت مدنی، رضایت از زندگی و تنوعی از سایر مفاهیم مرتبط تعریف نمودهاند. (Valenzuela et al, 2009: 876,877)
اولین توضیح و تفسیر یکپارچه اصطلاح سرمایه اجتماعی، توسط پیر بوردیو در 1972 صورت گرفت. (پیراهری، 1388: 110) بوردیو سرمایه اجتماعی را بدین صورت تعریف نمود: «سرمایه اجتماعی حاصل انباشت منابع بالقوه و یا بالفعلی است که مربوط به مالکیت یک شبکه بادوام از روابط کم و بیش نهادینه شده در میان افرادی است که با عضویت در یک گروه، ایجاد میشود.» (بوردیو، 1985: 248؛ به نقل از ناطقپور و فیروزآبادی، 1385: 162) «شبکهای که هر یک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایه جمعی برخوردار نموده و آنان را مستحق اعتبار میسازد». (تاجبخش، 1384: 147)
پیر بوردیو خاطر نشان میسازد که سرمایه، بسته به عرصهای که در آن عمل میکند و به بهای کمابیش تغییر شکلهای گرانتری که پیششرط کارایی آن در عرصه مورد بحث هستند، به سه شکل اساسی ظاهر میشود: 1. سرمایه اقتصادی، که بیدرنگ و مستقیماً قابل تبدیل به پول است و ممکن است به شکل حقوق مالکیت درآید؛ 2. سرمایه فرهنگی، که با بعضی شروط، قابلیت تبدیل به سرمایه اقتصادی را دارا است و ممکن است به شکل مدارک تحصیلی درآیند؛ 3. سرمایه اجتماعی که ساختهشده از تکالیف و تعهدات اجتماعی (پیوندها و ارتباطات) بوده و در برخی شرایط به سرمایه اقتصادی قابل تبدیل است و چه بسا به شکل اصالت و اشرافیت درآید. (همان: 136)
جیمز کلمن نیز نظیر بوردیو، سرمایه اجتماعی را از سایر انواع سرمایههای فیزیکی، اقتصادی و انسانی و... متمایز نموده و برای آن خصلتی ساختاری و تعاملی قائل است. (عبداللهی و موسوی، 1386: 202) در نظر جیمز کلمن سرمایه اجتماعی بخشی از ساختار اجتماعی است که به کنشگر اجازه میدهد تا با بهرهگیری از آن به منافع خود دست یابد. او معتقد است که روابط اجتماعی هنگامی به وجود میآیند که افراد تلاش میکنند از منابع فردی خود بهترین استفاده را به عمل آورند، و نباید تنها به عنوان اجزاء ساختارهای اجتماعی در نظر گرفته شوند. آنها را میتوان منابعی برای افراد نیز در نظر گرفت. او این منابع اجتماعی ـ ساختاری را دارایی سرمایهای برای فرد یا به عبارت بهتر سرمایه اجتماعی میداند. (توسلی و موسوی، 1384: 12) کلمن سرمایه اجتماعی را بر اساس کارکرد آن تعریف نموده و در این تعریف به ماهیت و ذات آن توجهی ندارد. وی مینویسد: «سرمایه اجتماعی یک شیء واحد نیست، بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی
مشترک دارند: همه آنها شامل جنبهای از یک ساخت اجتماعی هستند و کنشهای معین افرادی را که در درون ساختارها هستند، تسهیل میکنند». (فصیحی، 1389: 47)
رابرت پاتنام هم به تبع کلمن و بوردیو، سرمایه اجتماعی را از دیگر انواع سرمایهها متمایز نموده و آن را به عنوان سازمانی اجتماعی در نظر میگیرد که مشتمل بر شبکهای از روابط و تعاملات توأم با آگاهی و اعتماد اجتماعی است و با تسهیل و همسوسازی کنشها در ارتقا کارایی سازمان و توسعه اقتصادی مؤثر واقع میشود. (عبداللهی و موسوی، 1386: 202) پاتنام مفهوم سرمایه اجتماعی را فراتر از سطح فردی به کار گرفته و به چگونگی کارکرد سرمایه اجتماعی در سطح منطقهای و ملی و نوع تأثیرات سرمایه اجتماعی بر نهادهای دموکراتیک و در نهایت، توسعه اقتصادی توجه نموده است. وی در آثار متعدد خود سرمایه اجتماعی را با سه مؤلفه شبکهها، هنجارهای همیاری و اعتماد، به عنوان ویژگی سازمان اجتماعی تعریف مینماید. (توسلی و موسوی، 1384: 14)
فرانسیس فوکویاما از جمله متفکرانی است که از منظر اجتماعمحور به سرمایه اجتماعی توجه دارد. او سرمایه اجتماعی را در سطح کشورها و در ارتباط با رشد و توسعه اقتصادی آنها بررسی نموده است؛ در نتیجه تعریف وی نیز جنبه جمعی داشته و سرمایه اجتماعی را به منزله دارایی گروهها و جوامع تعریف میکند. فوکویاما در تعریف سرمایه اجتماعی هر دو جنبه عینی و ذهنی، یعنی شبکه روابط رسمی و غیررسمی و اعتماد اجتماعی را در نظر میگیرد. وی کارکرد اصلی سرمایه اجتماعی را تسهیل همکاری و مشارکت گروهی برای تحقق اهداف و منابع فردی و جمعی و کمک به توسعه اقتصادی ـ سیاسی و فرهنگی میداند. (شیانی و موسوی، 1390: 100) عنصر اصلی سرمایه اجتماعی در تعریف وی، هنجارها
یا ارزشهای غیررسمی است که همکاری را در گروه ترویج میکنند. او بیان میدارد که «سرمایه اجتماعی را به سادگی میتوان به عنوان وجود مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیررسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است، در آن سهیم هستند.» (فصیحی، 1389: 109) تعاریف متعدد دیگری نیز از سرمایه اجتماعی مطرح شده است که با مرور همه این تعاریف، میتوان دریافت که در تعریف سرمایه اجتماعی، مؤلفههایی از قبیل عضویت در شبکهها، تعامل اجتماعی میان افراد، هنجارهای اجتماعی، اعتماد، مشارکت اجتماعی و همیاری، حمایت اجتماعی، انسجام اجتماعی و آگاهی مورد استفاده قرار میگیرد. (موسوی و علیپور، 1391: 20)
همانطور که گفته شد، یکی از مؤلفههای کلیدی سرمایه اجتماعی، اعتماد است که تئوریهای سرمایه اجتماعی به دلیل تأثیری که اعتماد بر جامعه مدنی و دموکراسی دارد، تأکید ویژهای بر آن میکنند. (پیراهری، 1388: 118) اهمیت و نقش کلیدی این مؤلفه در مدل یورگنسن برادلی به وضوح به چشم میخورد.
در ادامه جهت شناخت هرچه بیشتر سازوکار سرمایه اجتماعی و اهمیت و نقش اعتماد، ارائه مدل یورگنسن برادلی ضروری به نظر میرسد؛ مدلی که در آن مؤلفههای سرمایه اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است و از میان مدلهای مختلف موجود در خصوص سرمایه اجتماعی، جامعتر، مانعتر و گویاتر به نظر میرسد.
توضیح آنکه برادلی با شناسایی سه مؤلفه ساختاری(1)(خانواده، رهبری و سازمان) شناختی(2)(اعتماد) و رابطهای(3)(هنجارها و ارتباط متقابل انسانی)،
برای سرمایه اجتماعی، مدلی موسوم به CRS ارائه میکند. ایجاد و تقویت سرمایه اجتماعی در هر جامعه و گروهی نیازمند تقویت همزمان این سه مؤلفه است. (ردادی، 1389: 68 و 69)
بُعد ساختاری، قسمتی از سرمایه اجتماعی را نشان میدهد که کانال جریان سرمایه اجتماعی است. به عبارت دیگر، سرمایه اجتماعی در بُعد ساختاری متبلور شده و خود را آشکار میسازد. اعتماد، حلقه واسط میان بُعد رابطهای و ساختاری تلقی شده و نقشی محوری دارد؛ بهطوری که هم مؤلفه و هم نتیجه سرمایه اجتماعی است. چنانکه اگر میان اعضای یک خانواده یا سازمان اعتماد وجود نداشته باشد، نمیتوان از سرمایه اجتماعی در این گروهها سخن گفت. از دیگر سو، بُعد رابطهای، ارتباط میان افراد را مورد تأکید قرار میدهد. در ارتباط متقابل میان انسانها است که شبکهای ایجاد میشود که حامل سرمایه اجتماعی است. ارتباط متقابل انسانی چنانچه بر مبنای اعتماد شکل بگیرد، سرمایه اجتماعی را در خانواده، رهبری و سازمان شکل میدهد. (همان:101)
همانطور که ذکر شد، اعتماد به عنوان بُعد شناختی، عنصری کلیدی و
واسطهای در سرمایه اجتماعی محسوب میشود. «اعتماد امکان حفظ صلح و روابط اجتماعی باثبات را فراهم میسازد که آنها نیز پایه و اساس رفتارهای جمعی و همکاریهای مولد هستند». (غفوری و جعفری، 1387: 220)
سه نوع اعتماد وجود دارد: 1. اعتماد به آشنایان که به اعتماد شخصی یا اعتماد اجتماعی خانوادهها موسوم است. 2. اعتماد تعمیمیافته که اعتماد به غریبهها را دربرمیگیرد. 3. اعتماد مدنی و نهادی که شامل اعتماد به نهادهای رسمی دولتی میشود. البته اعتماد نهادی با اعتماد مدنی متفاوت بوده و به سیستمهای تخصصی مربوط است؛ حال آنکه اعتماد مدنی به روابط اجتماعی که میان مردم و شهروندان، مشتریان و فروشندگان وجود دارد، مربوط میباشد. (پیراهری، 1388: 118)
جهت درک نقش رسانه در تقویت اعتماد اجتماعی، هنجارهای اجتماعی، مشارکت اجتماعی و... یا به بیان بهتر، فهم ارتباط میان رسانه و افزایش سرمایه اجتماعی، نظریه و مدل واحدی وجود ندارد که بتواند این رابطه را به طور مفصل و دقیقی تبیین کند. لذا در ادامه سعی بر آن است تا با مرور یافتههای پژوهشی محققان و صاحبنظران سرمایه اجتماعی، در زمینه نسبت میان رسانههای جمعی و سرمایه اجتماعی، به یک جمعبندی اولیه در این خصوص دست یابیم.
رابرت پوتنام به بررسی رابطه رسانههای جمعی با سرمایه اجتماعی و بهطور خاص، اعتماد پرداخته است. وی علاوه بر تعیین رابطه رسانههای جمعی با اعتماد اجتماعی، انواع رسانههای الکترونیکی و چاپی را نیز از یکدیگر متمایز میسازد. (قدسی، 1390: 78) وی پیشرفت فنآوریهای ارتباطی و ایجاد سرگرمیهای جدید را موجب کاهش سرمایه اجتماعی و افزایش
آسیبهای اجتماعی میداند. (شیانی و دیگران، 1388: 62) از نظر وی تأثیر سرگرمیهای الکترونیکی و از همه بیشتر، تلویزیون، در خصوصی کردن اوقات فراغت بسیار مهم بوده و این مهم موجبات کاهش میزان سرمایه اجتماعی را از طریق ایجاد انفعال در مخاطبان و جدا نمودن آنها از جامعه خود فراهم نموده است. (ناطقپور و فیروزآبادی، 1385: 167) از نظر وی بخش عمدهای از افول سرمایه اجتماعی مردم آمریکا از 1960 تا 1993، به دلیل تأثیر تلویزیون بر تنزل اعتماد اجتماعی بوده است. (قدسی، 1390: 78)
از طرفی کلمن نیز برای رسانههای همگانی نقش ویژهای به عنوان منابع اطلاعاتی و نیز واسطههای اعتماد قائل است. او معتقد است که رسانههای جمعی میتوانند با ارائه گزارشهای انتقادی از جامعه، اعتماد به نهادهای رسمی و غیررسمی را کاهش دهند. (رسولی و پاکطینت، 1390: 73)
رابطه رسانههای جمعی با اعتماد اجتماعی در اندیشههای گیدنز به صورت پیچیدهتری مورد توجه قرار گرفته است. به طور کلی وی بر این باور است که رسانههای جمعی به عنوان یکی از تأمینکنندگان نقاط اتصال اجتماعی، با میزان اعتماد افراد رابطه دارند. (گیدنز، 1378: 108؛ به نقل از قدسی، 1390: 77) او معتقد است که ارتباط مستقیم وسایل ارتباط جمعی با اعتماد، به مفهوم «نقاط اتصال یا دسترسی» برمیگردد. نقاطی که زمینه رویارویی افراد و سازمانها را به گونهای فراهم مینمایند که میتواند موجب تقویت اعتماد یا سست شدن آن شود و رسانهها به عنوان یکی از تأمینکنندگان نقاط اتصال محسوب میشوند. گیدنز خاطر نشان میکند که «رویکرد اعتماد یا عدم اعتماد به نظامهای انتزاعی خاص در معرض تأثیر شدید از تجارب ما در نقاط دسترسی و همچنین دانشهای روزی قرار دارند که از طریق رسانههای
ارتباطی و منابع دیگر، در دسترس آدمهای عادی و متخصصان فنی قرار میگیرند». (رسولی و پاکطینت، 1390: 73 و 74)
با توجه به یافتهها و پژوهشهای صورتگرفته، تأثیر رسانههای جمعی و بهویژه تلویزیون، بر کاهش یا افزایش سرمایه اجتماعی در دوران معاصر هرچه بیشتر روشن میشود. درست است که یافتهها و نظریات پاتنام حکایت از آثار سوء وسایل ارتباط جمعی دارد، اما باید فضای حاکم بر رسانههای آمریکا و محتواها و کیفیات سرگرمی آنجا را که مورد مطالعه پاتنام بودند نیز در نظر گرفت و نمیتوان این یافتهها را به سایر موارد تعمیم داد.
به نظر میرسد که رسانهها همانگونه که از نظر کلمن میتوانند با ارائه گزارشهای انتقادی موجبات بیاعتمادی مردم را به نهادها و مؤسسات دولتی فراهم کنند، در نقطه مقابل قادرند با نقدهای سازنده و حمایتهای به موقع، افزایش اعتماد مردم جامعه را به خود و به سایر نهادهای رسمی و غیررسمی جامعه را موجب گردند. «رسانهها در تقویت و تضعیف نظم اجتماعی نقش دوگانهای دارند.... آنها هم میتوانند موجب وحدت نمادین شوند و هم میتوانند اختلال نمادین در میان مخاطبین خود ایجاد نمایند». (چلبی، 1375: 102؛ به نقل از رسولی و پاکطینت، 1390: 74)
در حقیقت رسانههای جمعی افزون بر اطلاعاتی که در اختیار مخاطبان قرار میدهند، تفسیر و تحلیلهایی ارائه میکنند که رفته رفته، بخشی از نظام معرفتی افراد را تشکیل میدهد. از این رو امروزه نگرش خوشبینانه و بدبینانه مردم نسبت به امور مختلف، تا حد قابل توجهی تحت تأثیر نوع و محتوای پیامهای رسانههای جمعی، ساخت و پرداخته میشود. (جواهری و بالاخانی، 1385: 2)
این موضوع، اهمیت نقش رسانههای جمعی را در حفظ و تقویت سرمایه اجتماعی جامعه و همچنین سلامت روان اعضای آن، بیش از پیش روشن ساخته و ضرورت تلاش روزافزون رسانه ملی را در خصوص جذب مخاطبان و ایجاد نگرش مثبت در اذهان آنها مشخص مینماید. در حقیقت، رسانة ملی (رادیو و تلویزیون) میتواند با بازاندیشی در سازوکارهای مختلف آگاهیبخشی، اطلاعرسانی و همچنین نوع و کیفیت تنظیم محتوا و قالب برنامهها، ضمن تقویت اعتماد و افزایش روحیه امید و امیدواری، به نوعی در هدفمندی زندگی افراد جامعه مؤثر باشد و به آن معنا بخشد و بستر رضایت ایشان را از زندگی فراهم کند. همچنین رسانهها میتوانند با کارکرد آموزشی خود، ارزشها و هنجارهای اجتماعی را ترویج کنند و با قدرت اقناعی و تبلیغی خود، مشارکت مدنی افراد جامعه را افزایش دهند.
شکل زیر میتواند تا حدی گویای تأثیر رسانهها و نسبت آن با مؤلفههای سرمایه اجتماعی باشد.
رسانههای ارتباطات جمعی و امیدواری اجتماعی
پیش از این به نقش بیبدیل رسانههای جمعی در حفظ و تقویت سرمایه اجتماعی و مؤلفههای مرتبط با امید و امیدواری اجتماعی، اشاره شد. در ادامه جهت درک عمیقتر سازوکار تأثیر رسانهها بر افزایش امید و امیدواری اجتماعی، نظریات اجتماعی رفتاری رسانهها که نظریههای مربوط به کارکردها و آثار پیامهای ارتباطی را دربردارد، شرح داده میشوند.
علاوه بر این، مروری بر نظریات هنجاری رسانهها که بایدها و نبایدهای عملکرد رسانهها را با توجه به نظامات مختلف هنجاری و ارزشی مورد توجه قرار میدهد، و همچنین بررسی نظریه مسئولیت اجتماعی رسانهها در قبال سرمایه اجتماعی و امید و امیدواری اجتماعی و مقولههای مرتبط با آن نیز به تبیین نقش رسانهها در جامعه کمک شایانی خواهد نمود.
نظریههای اجتماعی رفتاری رسانه
نظریههای موسوم به اجتماعی رفتاری که گاه علوم ارتباطات نیز نامیده میشوند، از آن جا که نظریههایی هستند که از مبانی علوم جامعهشناسی و به ویژه روانشناسی و روانشناسی اجتماعی اخذ شدهاند، جهت تبیین نقش رسانهها در امید و امیدواری که سازهای شناختی است، بسیار مناسب به نظر میرسند. چه این که «کانون توجه این نظریهها، رابطه میان رسانه و جامعه و تأثیر محتوای ارتباطی بر نگرشها و رفتارهای مخاطبان است. (مهدیزاده،1391: 45) نظریه کارکرد پیامهای ارتباطی و نظریه تأثیر پیامهای ارتباطی را میتوان ذیل نظریات اجتماعی رفتاری رسانه(و به دیگر بیان، سنت روانی اجتماعی ارتباطات) مورد توجه قرار داد.
کارکردهای رسانه (نظریه کارکرد پیامهای ارتباطی)
تعریف نقشها و کارکردهای فردی و اجتماعی پیامهای ارتباطی، منبعث از نظریه کارکردگرایی در جامعهشناسی است. نظریه کارکردگرایی ضمن بنیادی انگاشتن ارزشها و هنجارهای مشترک برای جامعه، بر نظم اجتماعی مبتنی بر توافقهای ضمنی تأکید میکند... . بنابراین، نقشها و کارکردهایی که برای رسانهها در جامعه تعریف میکند رفع نیازهایی چون تداوم، نظم، یکپارچگی، هدایت و سازگاری است. بر اساس رویکرد کارکردگرایی، رسانهها یکی از عناصر زیرمجموعه نظام محسوب میشوند که بخشهای مختلف نظام را به یکدیگر مرتبط میسازند و ضمن تأمین نظم و یکپارچگی درونی نظام، ظرفیت پاسخگویی آن را در بحرانها بر اساس واقعیتها افزایش میدهند». (مهدیزاده، 1391: 46)
صاحبنظرانی که درباره کارکردهای رسانههای مدرن به اظهار نظر پرداختهاند، کارکردهای متفاوتی برای رسانهها بیان کردهاند. هارولد لاسول و چارلز رایت، دو تن از پژوهشگران و اندیشمندانی هستند که به نقش و کارکرد رسانهها توجه نشان دادهاند. آنها معتقدند که رسانهها دارای چند کارکرد هستند:
کارکرد نظارت بر محیط (نقش خبری)؛
ایجاد همبستگی اجتماعی در واکنش به محیط (نقش ارشادی یا راهنمایی)؛
انتقال میراث فرهنگی (نقش آموزشی)؛
سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت (مک کوئیل، 1382: 83).
این دو نظریهپرداز معتقدند که در کارکرد نخست، رسانهها به نظارت، مراقبت و تهیه و رساندن خبر دست میزنند و در دومین کارکرد، وظیفه انتخاب و تفسیر اطلاعات در محیط را بر عهده دارند.
در اینجا است که رسانه، حامل انتقادها و پیشنهادهایی برای چگونگی نگرش افراد به واقعیتها است. در این نقش، رسانه به تقویت ارزشهای اجتماعی، اجماع و افشای انحرافات، رجوع به پایگاه رهبران فکری، پیشگیری از تهدید ثبات اجتماعی و وحشت عمومی، مدیریت افکار عمومی و نظارت بر حکومت و حفاظت میپردازد.
در کارکرد سوم، رسانه میکوشد از میراث فرهنگی جوامع پاسداری کند و با یاری رساندن به انسجام اجتماعی، تجربههای مشترک انسانی را نهادینه سازد.
هارولد لاسول، جامعهشناس و نظریهپرداز آمریکایی، در نظریه خود رسانهها را انتقالدهنده فرهنگ، اطلاعات، ارزشها و هنجارها از یک نسل به نسل دیگر و از افراد جامعه به افراد تازهوارد میداند که این کارکرد رسانهها با گسترش بنیان تجربه مشترک، انسجام اجتماعی را افزایش میدهد.
هانمن، یکی دیگر از نظریهپردازان حوزه رسانهها، میگوید که میتوان کارکردهای وسایل ارتباطجمعی را در سه بخش تقسیم کرد:
تولید: به این معنا که رسانههای جمعی قادرند کاری انجام دهند که ممکن است ساختن بر مبنای خطوط از پیش تعیینشده و یاد دادن روشهایی باشد که مردم را به اهدافشان میرساند.
ابداع: یعنی ایدههای جدید را تشویق نمایند و تغییر ایجاد کنند.
نگهداری: یعنی روابط موجود را حفظ و نگهداری کنند. (سورین و تانکارد، 1384: 452)
در نهایت، هایبرت اصرار دارد که تأثیرات رسانهها در سه حوزه تقسیمبندی میشود:
تأثیر رسانهها بر شناخت و ادراک انسانها؛
تأثیر رسانهها بر تغییر عقیده و ارزشها؛
تأثیر رسانهها بر تغییر رفتارها.
دیگران نیز نقشها و کارکردهای متفاوت دیگری برای رسانهها برشمردهاند؛ از جمله: نقش تعمیم و یکپارچهسازی، برجستهسازی، جامعهپذیری، فرهنگپذیری، نوگرایی و توسعه، همگنسازی، راهنمایی و رهبری و ارشاد افکار عمومی، بحرانزدایی، آگاهیبخشی، اعطای پایگاه اجتماعی، حمایت از هنجارهای اجتماعی، بیان عقیده، ایجاد همبستگی بین اجزای جامعه در پاسخ به نیازهای محیطی، تبلیغی، سرگرمی و تفریح. با این توصیف میتوان به گوناگونی و گستره وسیع کارکردهای رسانهها در عصر کنونی پی برد؛ واقعیتی که در فضای عینی زندگی بشر نیز به صورتی ملموس قابل مشاهده است.
در اینجا و درباره موضوع مورد نظر این نوشته ـ امید و امیدواری ـ باید به چند کارکرد اشاره کنیم که در منابع مختلف برای رسانه ذکر شده است و با این موضوع ارتباط بنیادینی دارد. پس از آن، نقش رسانه را از منظر این کارکردها میکاویم.
صاحبنظران حوزه ارتباطات و رسانهها درباره کارکردهای رسانه، نظریات متفاوتی را مطرح کردهاند؛ ولی مهمترین کارکردهایی که درباره این موضوع میتواند مورد توجه اصحاب رسانه واقع شود، عبارتند از:
الف) کارکرد آموزشی؛ ب) کارکرد اطلاعرسانی؛ ج) کارکرد آگاهیبخشی؛ د) کارکرد تعمیم و یکپارچهسازی؛ ه) کارکرد جامعهپذیری و فرهنگپذیری.
مقولههای اثرگذار رسانهها بر فرهنگ و فرهنگپذیری مخاطبان عبارتند از:
اندیشهپردازی
ارزشگذاری
هنجارسازی
نمادسازی
جامعهپذیری
الگوسازی و نوآوری رفتاری
میتوان گفت که مقوله ایجاد امید توسط رسانهها ذیل این کارکرد تعریف میگردد. بدین معنا که در رسانهها یکی از ارزشها و هنجارهای جامعه که باید مورد توجه قرار گیرد، گسترش اعتماد و امید در فرهنگ جامعه است که موجب تحرک و ادامه حیات آن جامعه خواهد بود. در مجموع میتوان گفت که ایجاد امید در جامعه به فرهنگسازی نیاز دارد و یکی از عوامل فرهنگساز در جامعه، رسانه است.
و) کارکرد راهنمایی و رهبری؛ ز) کارکرد برجستهسازی؛ ح) کارکرد نوگرایی و توسعه؛ ط) کارکرد بحرانزدایی.
علاوه بر رابطه مستقیم رسانه جمعی با اعتماد و امید اجتماعی، میتوان یک رابطه غیرمستقیم نیز بین اعتماد و امید و رسانه قائل شد؛ به این معنی که رسانههای جمعی میتوانند از طریق تأثیر گذاشتن بر سایر عواملی که با اعتماد و امید مرتبط هستند، بهطور غیرمستقیم نیز بر میزان اعتماد و امید افراد، تأثیر بگذارند. مثلاً احساس امنیت اجتماعی، عامگرایی، تعهد اجتماعی و ارزیابی مثبت از محیط، از جمله عوامل مرتبط با اعتماد و امید اجتماعی هستند. (گیدنز، 1378؛ چلبی، 1375؛ V.Shah,1998)
یکی از کارکردهای رسانههای جمعی، نظارت بر محیط است. افراد به واسطه اطلاعات دریافتی از رسانه به ارزیابی محیط پیرامون خود میپردازند. یکی از مهمترین این تصورات که گربنر در نظریه کاشت رسانهای از آن به عنوان یکی از بارزترین آثار رسانهها یاد کرده، احساس امنیت یا ناامنی است که این احساس با اعتماد و امید رابطه دارد.
اطلاعات دریافتی از رسانههای جمعی ما را در ارزیابی شرایط موجود، تصمیمگیری و ارضای حس کنجکاوی یاری میکنند. همین امر یکی از علل اصلی تحرک روانی یا به قول فیسک، تحرک ذهنی میشود. حاصل این تحرک روانی، افزایش مبادله و تعامل بین افراد و در نتیجه، عامگرایی در نگاه پارسونزی و کمک به شکلگیری جامعه مدنی در قالب مفهوم گستره عمومی از نگاه هابرماس است که در مجموع، نقش مؤثری بر افزایش اعتماد اجتماعی در بین افراد دارد.
پیتر دالگرن در توضیح نظریات فیسک مینویسد: «ظرفیت تحرک فیزیکی و فراخوانی خاطرات و سوابق سپردهشده به حافظه، برانگیختن واکنش در مخاطب و مبادله اندیشه با سایرین، به زعم فیسک مربوط به کیفیت «آفرینندگی» ژورنالیسم است. اصل آفرینندگی مورد نظر فیسک بُعد ارتباطی یا «عملگرایانه» ژورنالیسم است که نهتنها بر ارتباط بین رسانه و مخاطبانش تأکید میکند، بلکه نقش ژورنالیسم در تعامل و مخاطبان با یکدیگر را نیز دربرمیگیرد. منظور از این تعامل، ارتباط فعالانه مخاطبان در هیئت شهروندان جامعه مدنی و گذشتن از موقعیت صرف مخاطبی خویش است. ژورنالیسم را میتوان عاملی دانست که بهطور بالقوه میتواند موجب پیشبرد ارتباط متقابل بین شهروندان باشد؛ فرایندی که خود برای استقرار گستره عمومی پایدار، ضروری است». (دالگرن، 1380: 88)
کارکرد دیگر رسانههای ارتباط جمعی، ایجاد همبستگی اجتماعی است. همبستگی اجتماعی منشأ روابط عاطفی، تعهد عام و اعتماد و امید اجتماعی است. (چلبی، 1375: 101)
مک کوایل معتقد است که پیدا کردن بینش راجع به اوضاع و احوال دیگران، همدلی اجتماعی، همذاتپنداری با دیگران و کسب احساس تعلق، یافتن مبنایی برای گفتوگو، تعامل اجتماعی، پر کردن جای یک همراه واقعی در زندگی، کمک به اجرای نقشهای اجتماعی و توانا ساختن فرد به ایجاد پیوند با خانواده، دوستان و جامعه، از خدماتی است که رسانهها ارائه میدهند و از آن طریق میتوانند همبستگی اجتماعی را تحکیم نمایند. (مک کوایل، 1380: 211)
به این ترتیب رسانههای ارتباطجمعی از طریق کاهش انزوای اجتماعی و تقویت احساس مشترک با اعضای جامعه، موجد نوعی احساس تعلق میشوند؛ بهطوری که هویت جامعهای در رأس سایر هویتها قرار میگیرند. در نتیجه تعهد عمومی تقویت شده و این نیز به دنبال خود باعث افزایش اعتماد و امید اجتماعی در جامعه میشود. (چلبی، 1375: 140)
یکی از نکات مهم در بررسی تأثیر رسانهها، توجه به ماهیت متفاوت رسانههای الکترونیکی و چاپی است. سوزان لانگر این تفاوت را با تمایز قائل شدن بین انواع نمادهای رسانهای نشان داده است. لانگر دو دسته نمادهای گفتمانی و نمادهای نمایشی را از یکدیگر متمایز کرده است. به زعم او این تمایز بیانگر ظرفیتهای متفاوت دو دسته از رسانههای چاپی و الکترونیکی برای انتقال اندیشه تحلیل و مفهومی (رسانه چاپی) و انتقال تجربههای عاطفی و درونی (رسانههای الکترونیکی) است. (دالگرن، 831:341)
اوسلنر و ویشه نیز در کار خود به این نکته توجه کرده بودند. به زعم ویشه کاملترین شیوه در مطالعه تأثیر رسانههای جمعی بر اعتماد اجتماعی،
بررسی اثر هریک از انواع رسانهها و نیز محتوای پیامهایی است که تولید میکنند. (V.Shah, 1998: 474)
علاوه بر این، با توجه به تأکید لاسول بر توجه به کیستی صاحبان رسانه در بررسی آثار رسانهها، صاحبان رسانه و نحوه مدیریت رسانهها نیز باید در بررسی آثار رسانههای جمعی مورد توجه قرار گیرد.
(با جرح و تعدیل برگرفته از چلبی، 1375: 140)
نظریات تأثیر رسانهها (نظریه تأثیر پیامهای ارتباطی )
نظریههای مربوط به تأثیر پیامهای ارتباطی دارای گستردگی و اهمیت قابل توجه در قلمرو ارتباطات است. بسیاری از پژوهشهای مربوط به این حوزه از نظریات، به نحوه و کم و کیف آثار شناختی و رفتاری پیامهای ارتباطی مربوط است. (مهدیزاده، 1391: 50)
در طول سالها، مفهومسازی از رسانهها تا حد زیادی تغییر کرده است. در این تحول سه مرحله کم و بیش از هم مجزا شناسایی شده است:
در مرحله آغازین، تصور میشد که ارتباط جمعی دارای تأثیرات بسیار نیرومند است. این نظریه در سالهای میان دو جنگ جهانی برتری داشت. اصطلاحاتی مانند «نظریه گلوله جادویی» یا «نظریه تزریقی» برای توصیف این مرحله آغازین مفهومسازی از تأثیرات ارتباط جمعی به کار میرود.
مرحله دوم زمانی پدیدار شد که محققان در باب این تأثیرات به تردید افتادند و شواهدی برای تأیید آنها پیدا نکردند. لذا باورهای خوشبینانه اولیه در خصوص تأثیر مطلق رسانهها بر نگرشها و رفتارهای مخاطب، به علت فقدان شواهد تجربی لازم، جای خود را به نظریههای تأثیر محدود یا استحکام داد که ضمن فعال انگاشتن مخاطب در مواجهه با پیامهای ارتباطی، تأثیر رسانهها را به بازسازی معرفت و شناخت پیشین مخاطب محدود میکند. (مهدیزاده، 1384: 1) از آن زمان تاکنون، محققان بسیاری از مفهوم رسانههای جمعی نیرومند جانبداری کردهاند.
«اسپ» (1986) فرضیات اصلی مرحله اول را چنین توصیف میکند:
عوامل محرک (محتوای رسانهها) نقش اصلی را در فراگرد تأثیر، بازی میکنند.
مردمی که محتوای رسانهها به آنان عرضه میشود، به شکل یکسانی واکنش نشان میدهند؛ یعنی تفاوتهای فردی روانشناختی چندان اهمیتی ندارند.
تأثیر، فوراً و مستقیماً روی میدهد. از آنجا که فرد مجزا دیده میشود، عوامل زمینهای در نظر گرفته نمیشوند. امروزه محققان حوزه ارتباطات، این دوره از تأثیر، تحقیق را دوره خامدستی و سادهاندیشی به شمار میآورند.
در مرحله دوم، شک و تردید نسبت به قوّت و فوریت تأثیرات رسانههای جمعی افزایش مییابد. به نظر اسپ این تردید دو خاستگاه داشت:
اول، گروه تحقیق دانشگاه «ییل» به رهبری «کارل هاولند» تعدادی از عوامل نافذ را در فراگرد تأثیر کشف کرد. یکی از الگوهایی که از تحقیقات گروه ییل استخراج شده، به تعبیر «دی فلوئر» و «بال رو کیچ»، الگوی «روانپویایی» است:
الف: پیامهای اقناعکننده؛
ب: فراگردهای روانشناختی ناپیدا را تغییر میدهند یا فعال میکنند؛
ج: از این طریق واکنشهای مطلوب، آشکارا به دست میآیند.
با این استدلال، اهمیت پیام کمتر میشود و عوامل دیگر مثل ویژگیهای گیرنده، اهمیت بسیار مییابند و در فراگرد میان محرکها و واکنشها، دخالت میکنند.
خاستگاه دوم این شک، مطالعات گروهی از محققان دانشگاه «کلمبیا» بود که ریاست آن را «پل لازارسفلد» به عهده داشت. مطالعات این گروه درباره رفتار رأی دادن نشان داد که توانایی ارتباط جمعی برای تغییر سلیقههای حزبی مردم بسیار کمتر از آن چیزی است که انتظار میرفت. حداقل دو عامل در این باره مؤثر بودند: به نظر میرسید که مردم از رسانهها هرچه را برمیگزینند که میخواهند و ارتباط میانفردی در تغییر عقاید و نگرشها مؤثرتر از ارتباط جمعی است.
«کلاپر» تفکر مرحله دوم را با این عبارت خلاصه کرد که ارتباط جمعی معمولاً علت ضروری و کافی تأثیر بر مخاطب نیست؛ بلکه به عنوان بخشی از مجموعه عوامل میانجی عمل میکند.
مرحله سوم شاهد بازگشت به مفهوم رسانههای جمعی پرقدرت بوده است.
در مجموع میتوان گفت:
در مرحله اول: عامل محتوایی در ایجاد تأثیرات برتری داشتند.
در مرحله دوم: ویژگیهای فردی مهمتر قلمداد میشدند.
سومین مرحله: طبق نظر اسپ عوامل محتوایی و فردی با هم ترکیب میشوند.
مرحله اول، رسانهها را «قدرت مطلق» میپنداشت؛ مرحله دوم رسانهها را «فاقد قدرت» تلقی میکرد و مرحله سوم، رسانهها را «قدرتمند» میداند. (وینداهال، سیگنایزر و اولسون، 1376)
علاوه بر این سه مرحله، میتوان مرحله چهارم هم در مفهومسازی درباره تأثیر رسانهها در نظر گرفت. مرحلهای که در آن، مهمترین تأثیر رسانهها بر ساخت معنا در نظر گرفته میشود. به این صورت که مخاطب پس از دریافت ساخت رسانهای معنا، آن را با ساختار شخصی معنا (معنای شخصی)، ترکیب و یکپارچه میسازد. این فرایند رسانهای شدن، اغلب حاوی تأثیر قوی بافت اجتماعی دریافتکنندگان محتوای رسانهای است. (مهدیزاده، 1391: 51)
پر واضح است که تمامی نظریات حوزه تأثیر پیامهای ارتباطی در این جا مورد بحث قرار نمیگیرند و تنها آن دسته از نظریاتی مورد توجه ما میباشند که از طریق آنها بتوان نقش اثرگذار رسانه بر مقوله امید و امیدواری و تقویت باورها و آموزههای امیدآفرین را هر چه بهتر و بیشتر تبیین نمود. از این رو اگر چه سایر نظریات حوزه تأثیر همچون نظریه کاشت یا نظریه وابستگی مخاطبان و... میتوانند در تبیین تأثیرات رسانهها بر امیدبخشی عموم افراد جامعه به ما کمک کنند اما تبیین این مهم با بهرهگیری از سه نظریه یادگیری اجتماعی و جامعهپذیری، نظریه برجستهسازی و نظریه چارچوبسازی میتواند هر چه بیشتر به روشن شدن بحث ما کمک نموده و ما را در ارائه راهبردها و تکنیکهای رسانهای مؤثر در تقویت امیدواری اجتماعی یاری رساند. مضاف بر این که ذکر مبسوط تمامی نظریات این حوزه و اطناب آنها خارج از حوصله مبحث حاضر میباشد.
یادگیری اجتماعی و جامعهپذیری
تأثیر رسانههای جمعی در زندگی روزانه شهروندان، محدود به تقویت یا تغییر نگرشها و رفتارها نیست، بلکه میتواند منجر به کسب ارزشها و نگرشها و الگوهای رفتاری شود که از آن به آثار اجتماعی رسانهها تعبیر میکنند. یکی از نظریههای مربوط به آثار اجتماعی رسانهها، نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت باندورا (1986) است که به طور ویژه با ارتباط جمعی در ارتباط است. براساس این نظریه، انسانها بیشتر آنچه را که برای راهنمایی و عمل در زندگی نیاز دارند، صرفاً از تجربه و مشاهده مستقیم یاد نمیگیرند، بلکه عمده آن ها به طور غیر مستقیم و به ویژه از طریق رسانههای جمعی آموخته میشود. ادعای اصلی باندورا این است که بیشتر رفتارهای آدمی به صورت مشاهده رفتار دیگران و از طریق الگوبرداری یادگرفته میشود. (مهدی زاده، 1391: 56) از این منظر، بسیاری از یادگیریهای ما از راه مشاهده رفتار دیگران و از طریق مشاهده پیامدهای رفتار آنها کسب میشود. یادگیری مشاهدهای میتواند شامل تقلید یا مدلسازی(1)باشد که فرد با انتخاب یک الگو یا سرمشق به تقلید از رفتار آنها میپردازد. یادگیری میتواند مشاهدهای باشد که پیچیدهتر از تقلید است و احتیاج به تقویت و تنبیه جانشینی دارد. یکی دیگر از مفاهیم نظریه بندورا مفهوم خودکارآمدی(2)است که به احساس عزت نفس و ارزش خود، احساس کفایت در برخورد با زندگی اطلاق میشود. بندورا معتقد است که ادراک ما از توانایی خود، در تولید و تنظیم رویدادها در زندگی ما تاثیر میگذارد. (سیف، 1391، 312 و 313)
این نظریه ویژگیهای تقویت عمل و محرک را در نظر میگیرد اما بر نفوذ فرایندهای فکری یادگیرنده تأکید میکند. معتقد است که در یادگیری از
راه مشاهده، چهار فرآیند وجود دارد:
الف) فرایندهای توجه: اولین قدم در یادگیری اجتماعی توجه به آن رویداد است. توجه به یک رویداد بستگی به ویژگیهای آن رویداد، ویژگیهای مشاهده کننده، تواناییهای حسی، سطح برانگیختگی، مجموعه ادراکی و سابقه تاریخی از تشویق مشاهده کننده دارد.
ب) فرایندهای یادآوری: بعد از رویارویی مشاهده کننده با رویداد، با استفاده از نمادهای کلامی و تجسمی آن را به صورت نمادین رمزگذاری میکنند. این علائم در مرحله بعد در حافظه ضبط میشود.
ج) بازتولید فرایندهای حرکتی: اجرای عمل رفتاری شامل مراحل سازماندهی شناختی پاسخها، پیشقدمی آنها، دیدهبانی و پالایش مبانی پس فرست اطلاعاتی.
د) فرایندهای انگیزشی: رفتارها در صورتی انجام میگیرد که دارای ارزش تشویقی باشند. تشویق بر سه نوع تشویق بیرونی، تشویق مشابه و تشویق نفس است. (تن، 1389، 245 ـ 247)
امروزه رسانههای جمعی به خصوص رسانههای تصویری، به منبع اصلی یادگیری اجتماعی تبدیل شدهاند. در همین خصوص باندورا خاطرنشان میکند که رسانهها اگر چه تنها منبع یادگیری اجتماعی نیستند و نفوذ و تأثیرشان به دیگر منابع یادگیری یعنی والدین، دوستان و معلمان وابسته است، ولی روی مردم تأثیر مستقیم دارند و این تأثیرگذاری به میانجی نفوذ شخصی یا شبکههای اجتماعی صورت نمیگیرد. (باندورا، 140:2002؛ به نقل از مهدی زاده، 1391: 57)
«جامعهپذیری فرایندی است که طی آن فرد میآموزد تا عضو یک جامعه و فرهنگ خاص شود و به این ترتیب به موجودی واقعاً اجتماعی و فرهنگی
بدل گردد. به عبارتی، جامعهپذیری فرایند توسعه احساس پیوستگی فرد با جهان بزرگتر اجتماعی از طریق یادگیری و درونیسازی ارزشها، باورها و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی است. رسانهها در کنار دیگر نهادهای جامعهپذیری مانند خانواده و مدرسه، مهمترین نهاد جامعهپذیری در جهان رسانهای شده امروز هستند». (مهدی زاده، 1391: 57)
با توجه به این مقدمه، میتوان به نقشی که رسانه ملی (صدا و سیما) میتواند در تقویت باورها، ارزشها، هنجارها و به دنبال آن رفتارهای اجتماعی جامعه اسلامی ایفا کند هر چه بیشتر پی برد. تقویت باورها، هنجارها و ارزشهای الهی جامعه اسلامی و حفظ و مصون نگه داشتن آنها از آسیب الگوهای ارائه شده از شبکههای ماهوارهای از رهگذر بسط و توسعه آموزههای دینی امیدآفرین در زندگی روزمره و جامعهپذیر نمودن آنها، میتواند نقش مؤثری در فراهم نمودن بسترها و زیرساختهای امید و امیدواری اجتماعی در جامعه اسلامی ایران ایفا نماید.
برجستهسازی
یکی از رایجترین رویکردها در مطالعه اثرات رسانهها که در اوایل دهه هفتاد پدیدار شد، با عنوان «اثر برجستهسازی» رسانههای تودهای مطرح است. (Donsbach,2008:145)
برجستهسازی را معادل AGENDA SETTNIG ترجمه کردهاند که به معنی اولویتگذاری بر برنامهای خاص اطلاق میشود؛ اما اصطلاحاً میتوان گفت: «برجستهسازی یعنی این اندیشه که رسانههای خبری با ارائه خبرها، موضوعهایی را که مردم درباره آنها میاندیشند، تعیین میکنند». (شاکری، 1384: 12) همچنین گفته شده: «ممکن است در اغلب
اوقات، مطبوعات موفق نشوند به اشخاص بگویند چگونه فکر کنند؛ اما با تأثیر فوقالعادهای که بر آنها دارند، میتوانند بگویند به چه چیز باید فکر کنند». (لازارسفلد، 1384: 34)
مفهوم کارکرد برجستهسازی رسانههای عمومی، یک مفهوم ارتباطی است که وجود رابطهای قوی بین تأکید بر ارتباط جمعی و برجستگی این مباحث برای افراد در بین مخاطبان را تصریح میکند. این مفهوم در شرایط علت و معلول بیان میشود: برجستگی بیشتر یک مبحث یا یک موضوع در رسانههای عمومی، باعث برجستگی همان مبحث یا موضوع در میان مردم میشود.
برجستهسازی رسانهای، مجموعهای از موضوعات است که توسط منابع رسانهای، درست و مرتب میشود و برجستهسازی عمومی، موضوعاتی است که از نظر توجه عموم، مهمتر است. نظریه برجسته سازی در سال 1972 میلادی توسط «مکسول مک کامبز» و «دونلد شاوه» در مطالعه اساسیشان در مورد نقش رسانه در مبارزه انتخاباتی ریاست جمهوری در چپل هیل، کارولینای شمالی مطرح شد. (McCombs& shaw,1972: 179) فرضیه اولیه این تحقیق آن بود که رسانهها با تأکید بر موضوعاتی خاص، آنها را نزد مخاطبان مهم جلوه میدهند؛ بهطوری که این موضوعات در نظر مخاطبان در اولویت قرار میگیرند. در این پژوهش، صد رأیدهنده که تا زمان انجام پژوهش یادشده هنوز در انتخاب کاندیدای مورد نظر خود مردد بودند، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتند. این دو محقق ابتدا موضوعاتی را که از نظر این رأیدهندگان از اولویت و اهمیت بیشتری برخوردار بودند، مشخص کردند. سپس با توجه به محتوای رسانهها، موضوعاتی را استخراج کردند که از نظر رسانهها مهم بود و در اولویت قرار داشت. در مرحله بعد به
مقایسه این دو دسته موضوعات پرداختند و دریافتند که ترتیب اهمیت و اولویت موضوعات در میان رأیدهندگان و رسانهها یکسان است. نتایجی که در پایان به دست آمد، با فرضیهای که در آغاز پژوهش مطرح شده بود، مطابقت داشت. (سورین و تانکارد، 1384: 328) به عبارت دیگر، همانطور که پیش از آن «برنارد کوهن» در سال 1963 میلادی اظهار داشته بود: «مطبوعات ممکن است موفق نباشند در اغلب اوقات در اینکه به مردم بگویند که چگونه فکر کنند، اما آنها موفقند در اینکه بگویند به خوانندگان که درباره چه فکر کنند».(Cohen,1963: 120)
حکم و ادعاهای نظریه
مفهوم برجستهسازی مدعی است که اولویتهای رسانهها تا حدودی به صورت اولویتهای جامعه درمیآید. آنچه را که رسانهها تأکید میکنند، به نوبه خود مورد تأکید انفرادی و اجتماعی توسط مخاطبان رسانهها قرار میگیرد. (ساروخانی، 1383: 139)
فرایند
گلادیس انگل لنگ و کورت لنگ فرایند برجستهسازی را به شش مرحله تقسیم کردهاند:
اهمیت رویدادها: مطبوعات بعضی رویدادها یا فعالیتها را پراهمیت و آنها را بارز میسازند.
پوشش متفاوت: موضوعات متفاوت برای جلب توجه، به نوع و میزان پوشش متفاوتی نیاز دارند.
موضوعات قالبدار: رویدادها و فعالیتهای مورد توجه، باید قالبدار
باشند یا باید حوزهای از معانی را به آنها داد بهطوری که قابل فهم شوند.
زبان: زبان مورد استفاده رسانهها میتواند بر درک اهمیت موضوع اثر بگذارد. مثلاً چرخش از اشاره اولیه «کاری غیراخلاقی» به واژه «افتضاح»، اهمیت بیشتری به موضوع میدهد.
نمادهای ثانویه: رسانهها، فعالیت یا رویدادهایی را که مورد توجه عموم قرار گرفتهاند به نمادهای ثانویه وصل میکنند که موقعیت آنها در منظر سیاسی به خوبی قابل تشخیص است.
اظهارات اشخاص: هنگامی که اشخاص معروف و معتبر راجع به موضوعی صحبت میکنند، فرایند برجستهسازی شتاب پیدا میکند. (سورین و تانکارد، 1384: 348)
از این منظر، رسانه ملی نیز میبایست در جهت تقویت و ارتقای سطح امید و امیدواری اجتماعی در جامعه، در انتقال اخبار و اطلاعات به مخاطبین، اخبار امیدبخش را در عین رعایت واقعگرایی در اولویت خود قرار داده، نسبت به آنها پوشش حداکثری داشته باشد و از تکرار مضامین یأس آلود و تأکید بر آنها به طور مستقیم و غیر مستقیم خودداری نماید. در حقیقت رسانه ملی با کیفیت چینش و اولویتبندی و نوع دستور کارگذاری اخبار و اطلاعات میتواند به نوعی افکار و اذهان عموم مردم جامعه را به سمت مباحث و مضامینی خاص سوق داده و انباشت اطلاعات ذهنی ایشان را به نوعی مدیریت نماید.
نظریه چارچوبسازی
«مک کامبز، چارچوبسازی را نسخه پالایششده برجستهسازی میداند. از این دیدگاه، چارچوبسازی به معنای برجسته ساختن برخی جنبههای یک
موضوع از طریق شیوههای مختلف ارائه موضوع و در نتیجه، تغییر رفتارهای مردم در قبال آن است. او این پدیده را سطح دوم برجستهسازی مینامد». (شیفل و تیوکسبری، 2007: 15؛ به نقل از فرقانی و احمدی، 1390: 70)
در مجموع میتوان گفت که چارچوبها، ساختارهای شناختی اساسی و بنیادی بوده که کیفیت ارائه و ادراک واقعیت را تعیین و به فرد در جهت تفسیر دنیای پیرامونش کمک میکنند. ازاینرو چارچوب فهم و ادراک ما را از واقعیت تحت تأثیر قرار میدهند. با توجه به این مهم، در قلمرو مطالعات و پژوهشهای ارتباطی، میتوان بیان داشت که چارچوبسازی به معنای این است که رسانهها نه آینهای برای انعکاس واقعیت، بلکه سازنده واقعیت و شکلدهنده به آن هستند. (مهدیزاده، 1389: 81)
«رابرت انتمن(1)(1993) تأکید کرد که چارچوبها برای جلب توجه افراد به برخی عناصر و توجه نکردن به برخی عناصر دیگر به کار میروند. او همچنین بر این باور است که شیوه چارچوبگذاری یک موضوع باید مشخص کند مردم چگونه میتوانند موضوعی را درک و ارزیابی کنند». (فرقانی و احمدی، 1390: 70)
بهطور خاص، شیفل(2)(1999)، چارچوبهای رسانهها و چارچوبهای مخاطب را از یکدیگر متمایز ساخت. بر مبنای این دو مفهوم گستردهتر، او چهار فرایند را که حوزههای تحقیق چارچوبسازی را طبقهبندی نموده و روابط میان آنها را طرحریزی میکند، مشخص نموده و از هم تمیز میدهد و یک مدل فرایندی پیشنهاد میدهد. (Donsbach,2008:1862) طبق الگوی شیفل، چهار فرایند چارچوبسازی مرتبط به هم وجود دارد: نخست،
برساخت و استفاده از چارچوبهای رسانهای توسط روزنامهنگاران و دیگر کارکنان سازمانهای خبری که تحت فشار منظم منابع، ارزشها و زوایای خبری برای گزارش رویدادها هستند. دوم، انتقال گزارشهای خبری متناسب با چارچوبهای رسانهای به مخاطب. سوم، پذیرش این چارچوبها به وسیله مخاطبان و چهارم، پیامد چارچوبسازی رسانهها بر نگرشها، دیدگاهها و رفتار مخاطبان. (شیفل، 1999: 106 و 107؛ به نقل از مهدیزاده، 1389: 82) «رسانهها جهت چارچوبسازی رویدادها و تولید معنا برای مخاطبان، از رویهها و شگردهایی چون انتخاب واژگان، استعارهها، کنایهها، تمثیلها و ... استفاده میکنند تا داستان و روایتی معنادار از آن چه میخواهند بسازند و نظام معانی خاصی برای مخاطبان خلق کنند». (مهدی زاده، 1391: 83)
چنانچه گفته شد چارچوبها، ساختارهای شناختی اساسی و بنیادی بوده که کیفیت ارائه و ادراک واقعیت را تعیین و به فرد در جهت تفسیر دنیای پیرامونش کمک میکنند. از منظر چارچوب سازی که در حقیقت سطح دوم از برجستهسازی است، رسانههای ارتباطات جمعی میتوانند با چارچوبهای خود(تمرکز بر بعضی اطلاعات و موضوعات و نوع پوششها و پردازشهای اطلاعاتی)، نگرشها و دیدگاههای مخاطبان را تحت تأثیر قرار داده و در عصر حاضر به نوعی به واقعیتها شکل داده و خود، آن را بسازند. از همین رو رسانه ملی در طراحی، ساخت و ارائه چارچوبهای خبری و اطلاعاتی خود، می بایست اطلاعاتی که به نوعی زمینه و بستر امید و امیدواری اجتماعی را در جامعه فراهم می کند، مد نظر قرار داده و در عین جلب اعتماد مخاطبین، نگرشها و دیدگاههای ایشان را نسبت به وقایع موجود جامعه سامان دهد. در حقیقت، نظام معنایی، جزء شناختی و پردازشهای اطلاعاتی مخاطبان رسانه نسبت به وقایع و اتفاقات جاری، نقش
برجستهای در امیدوارانه تلقی نمودن این وقایع یا بالعکس ایفا میکند.
نظریات هنجاری رسانهها
برای بیان و تحلیل هنجارهای حاکم بر رسانهها، یک رشته تئوریپردازی تحت عنوان تئوریهای هنجاری رسانهها طرح شده است. این تئوریها میکوشد بایدها و نبایدهای عملکردهای رسانهها را بر اساس نظام سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی حاکم بر جامعه تبیین کند. این تئوریها به ترسیم رابطه دولت، رسانه و جامعه میپردازد و انتظارات دولت از رسانهها، ضوابط و شرایط حاکم بر آنها و توقعات مربوط به نقش اجتماعی رسانهها را در جوامع گوناگون بررسی میکند. این تئوریها در کنار نظریههای علمی ـ اجتماعی، عملکردی و شعور عامه، چهارحوزه اصلی نظریهپردازی را در ارتباطات جمعی تشکیل میدهد. (Mcquail: 1994)
نظریه هنجاری رسانهها ازآنرو در پژوهش حاضر مد نظر است که «بایدها و نبایدهای حاکم بر وسایل ارتباطات جمعی و نظام کنترل و مالکیت آنها بر محتوای آنها تأثیرگذار بوده و این امر به نوبه خود اثرات رسانهها را مشخص میسازد». (مهدیزاده، 1389: 85)
مک کوایل در آخرین نظر با شمارش کردن این نظریات آنها را در قالب مدلهای ششگانه (اقتدارگرا، لیبرال، کمونیسم، مسئولیت اجتماعی، توسعهبخش و مشارکت دموکراتیک) ارائه کرده است. در ذیل این مدلها تشریح میگردد:
این نظریه به عنوان نخستین و قدیمیترین نظریه در تلاش است پشتیبانی از سیاستهای حاکم و خدمت به قدرت دولت وقت را در حیطه وظایف
خویش قرار دهد. سیاست کنترل و سانسور محور اصلی این نظریه است. «ازاینرو، کنترل و نظارت حکومت بر کار رسانهها، بهطور کامل صورت میپذیرفت. جهانبینی و اصول فلسفی کلی که گفتمان اقتدارگرا از آن زاده میشود، در مجموع به این اصل کلی بازمیگردد که کنترل اجتماعی تنظیمکننده روابط بین افراد و نهادها، کنترلی است که از سوی سازمانهای مشخص حقوقی و از طریق قوانین (دولت) انجام میشود». (باهنر، 1388: 11)
«این نظریه را میتوان نقطه مقابل نظریه اقتدارگرا دانست که بیشتر نشئتگرفته از نوشتههای میلتون، لاک و میل است که قائل به نظارت دولت بر رسانهها بودند. بر اساس این نظریه هر فرد باید آزاد باشد که بنا به تمایل شخصی اقدام به انتشار روزنامه کند، اندیشه خود را ابراز کند و در معرض قضاوت همگان قرار دهد. در این الگو، رسانهها از طریق وجود صداهای متنوع و متعدد در جامعه و نیز «فرایند خودتصحیحی» کنترل میشوند؛ به این ترتیب که صداهای متعدد در بازار آزاد اندیشهها، مردم را قادر میسازد تا بین حق و باطل تفاوت بگذارند». (شهامیپور، 1381: 106)
اما باید توجه داشت که این نظریه بیشتر برای این طراحی شده که از عقیده و باور دفاع و کنترل را طرد کند؛ اما هیچ راه روشنی برای خنثی کردن فشارهای زیادی که بر رسانهها وارد میآید، پیش پای آنها نمیگذارد. (وینتور، 1973؛ به نقل از مک کوایل، 1385: 167)
در این الگو که توسط لنین و در اوایل قرن بیستم و بر پایه اندیشههای
مارکسیسم بنا شد، (مولانا، 1388: 55) رسانهها تحت نظارت نهادهای وابسته به طبقه کارگر، به ویژه حزب کمونیست، هستند. ضمن آنکه رسانهها مجاز به ورود به منازعات طبقاتی نبوده و افزون بر اینها، مهمترین وظیفه رسانهها شکل دادن به فرهنگ کمونیستی جامعه و بسیج تودهها در جهت اهداف دولت است. با اعتقاد مارکسیسم به قوانین عینی تاریخی، رسانهها باید بازتابدهنده واقعیات عینی باشند. این اعتقاد لزوماً دایره تعبیرات و نظریات شخصی را محدود میکند. (شهامیپور، 1381: 106)
این نظریه مدلی است برای کشورهای در حال توسعه و نوع جهتگیری آن نیز در راستای توسعه اقتصادی و تغییر اجتماعی قرار دارد. ازاینرو، برای وصول به چنین اهدافی، دولتها و حکومتها موظفند تا بعضی آزادیها را به رسانهها بدهند تا به پیشرفت برنامههای آنها در قالب نظامهای چهارگانهشان کمک نمایند. با این حال، در این فرآیند، اهداف جمعی مطرح است نه آزادیهای فردی. (شهامیپور، 1381: 107)
«این نظریه واکنشی نسبت به نابرابری ارتباطات و عدم تعادل اطلاعات است. در مباحث دهه هفتاد یونسکو بر این نظریه تأکید زیادی شده است که اساس آن بهرهگیری از رسانهها در جهت توسعه، تحکیم استقلال و هویت فرهنگی، کاهش روند تجاری شدن ارتباطات، عدم استفاده از زور و اجبار در رسانهها و دوسویه نمودن جریان بینالمللی اخبار است». (مهدیزاده، 1389: 91 و 92)
از دیدگاه این الگو، سایر نظریهها عموماً پدرسالارانه، نخبهگرا و وابسته به
تشکیلات نظام حاکمند. این الگو به بیتوجهی سایر الگوها به دیدگاههای اقلیتهای اجتماعی و منافع آنها انتقاد دارد و خود تأکید فراوانی بر بخشها، گروهها و طبقات اساسی جامعه میکند و ارزش بیشتری برای ارتباطهای افقی به جای ارتباط عمودی قائل است. از اهداف مهم این الگو مخالفت با تجاری و انحصاری کردن رسانهها است. همچنین با تمرکزگرایی و بوروکراسی کردن نهادهای ارتباط جمعی تحت نظارت بخش عمومی مخالفت میورزد. میتوان گفت که این الگو به کثرتگرایی، سادگی و کوچکی، محلی بودن رسانه، غیرنهادی شدن آن و احساس تعهد بین عناصر ارتباط، معتقد است. (مک کوایل، 1385: 178)
در کلامی دیگر «نکتهمحوری یک نظریه مشارکت دموکراتیکی، نیازها، علایق و آرزوهای یک دریافتکننده فعال در یک جامعه سیاسی است و مربوط میشود به حق داشتن اطلاعات ذیربط، حق پاسخگویی و حق استفاده از ابزارهای ارتباطی برای کنش متقابل در اجتماعات کوچک، گروههای همنفع و خردهفرهنگها. این نظریه ضرورت وجود رسانههای یکنواخت، متمرکز، پرهزینه، بسیار حرفهای، بیتفاوت و تحت کنترل دولت را نفی میکند و طرفدار چندگانگی، کوچکی مقیاس، محلی بودن، نهادزدایی، جابهجایی نقشهای فرستنده و دریافتکننده، پیوندهای ارتباطی افقی در همه سطحهای جامعه، کنش متقابل و تعهد است». (انزنسبرگر، 1970؛ به نقل از مک کوایل، 1385: 178)
بر اساس تصمیم کمیسیون آزادی مطبوعات در سال 1947 در ایالات متحده آمریکا، فعالیت رسانهها در جامعه باید با مسئولیت اجتماعی همراه باشد. ازاینرو، این نظریه را میتوان برآمد این کمیسیون دانست؛ زیرا بر این نکته تأکید مینماید
که رسانههای همگانی، در حالی که امور اطلاعرسانی، تفریحی و آموزشی را به عهده دارند، مسئولیت انعکاس بیدخل و تصرف همه رخدادها، کشمکشها و نظریات طرحشده در جامعه و گفتوگو درباره آنها را نیز به عهده دارند. ازاینرو، اگر رسانهها به تعهدات خود عمل نکنند یا اصل بیطرفی را رعایت نکنند، آنها را باید وادار به رعایت این مسئولیتها کرد. (شهامیپور، 1381: 106)
در این نظریه، اصل بر ایجاد پیوند میان «استقلال و آزادی رسانهها»، و «وظایف و مسئولیتهای اجتماعی» آنها است که تأکیدش بر آن است که رسانهها باید در عین پاسخگویی به نیازهای مخاطبان، در برابر فعالیتهای خود نیز مسئول باشند و وظایف خود را به گیرندگان پیام یا مالکان رسانهها محدود ندانند. مضمون اصلی این نظریه این است که آزادی و مسئولیت دو روی یک سکهاند و همانگونه که رسانهها حق دارند از دولت و سایر نهادها انتقاد کنند، مسئولیتی نیز در قبال مصالح و منافع ملی و پاسخ به نیازهای جامعه دارند. (مهدیزاده، 1389: 89)
تئوری مسئولیت اجتماعی مطبوعات و روزنامهنگاری در غرب، یک دکترین بسیار کلی و غیرروشن است که به خود مطبوعات و روزنامهنگاران واگذار شده، بدون آنکه مرزهای اجتماعی آن، تعریف شود. (مولانا، 1388: 159) این نظریه در تلاش است تا بر این نکته اصرار ورزد که رسانهها بهطور کلی باید کثرتگرا بوده و گوناگونیهای موجود در جوامع را بازتابانند و دسترسی به نقطهنظرهای گوناگون و حتی پاسخگویی افراد را امکانپذیر سازند. (مک کوایل، 1385: 171)
نظریه مسئولیت اجتماعی در تلاش انطباق سه اصل نسبتاً واگرا است:
فرد آزاد است و قدرت انتخاب دارد.
رسانهها نیز آزادند.
رسانهها در برابر جامعه مسئولند. اگر چه برای حل این تعارضات راهحل مشخصی وجود ندارد، با این حال این نظریه به دو نوع راه حل اساسی توجه کرده است:
3.1. توسعه مؤسسات عمومی اما مستقل برای مدیریت رسانهها، توسعهای که به نوبه خود افق و قدرت سیاسی مفهوم مسئولیت اجتماعی را افزایش دهد.
3.2. رویکرد به تخصصهای حرفهای به منظور دستیابی به استانداردهای بالایی از کارایی و خودگردانی رسانهها.
در واقع حرفهگرایی آنگونه که توسط نظریه مسئولیت اجتماعی تشویق میشود، علاوه بر آنکه تأکیدی است بر حفظ استانداردهای بالای تولید و عرضه پیام، بر نوعی توازن و بیطرفی نیز توجه دارد. بایدها و نبایدهای نظریه مسئولیت اجتماعی را میتوان در ده بند به شرح زیر خلاصه کرد:
بایدها
پذیرش مسئولیتهای اجتماعی از سوی رسانهها؛
وابستگی به ارزشهایی چون صداقت، دقت، عینیت و بیطرفی در حد استانداردهای بالای حرفهای؛
تعهد در برابر وظایف اجتماعی، قبل از تعهد در مقابل مالکان رسانه یا خواست گیرندگان پیام؛
کثرتگرا و منعکسکننده گرایشهای مختلف اجتماعی و جایگاهی برای طرح نظریات گوناگون؛
مشروع شمردن دخالت دولت برای پاسداری از اهداف عمومی؛
ایجاد سیستمهای قانونی برای فعالیتهای رسانه ای و تشکیل سندیکاهای حرفهای و جلوگیری از انحصارطلبی رسانه ای؛
تشکیل گروههای تحقیقاتی برای ارائه گزارشهای مستمر درباره رسانهها؛
برقراری یارانههای حمایتی برای رسانهها.
نبایدها
حمله به اقلیتها؛
تشویق جامعه به بینظمی، خشونت و... . (مک کوایل، 1385: 171)
در مجموع میتوان گفت از منظر مسئولیت اجتماعی، کارگزاران رسانهای همواره در قبال تولید، توزیع و نشر اطلاعات و دیگر فعالیتهای ارتباطی، فقط در مقابل سازمان و نظام مدیریتی حاکم بر آن پاسخگو نیستند؛ بلکه باید در مقابل کلیه مراجعان، بهرهمندان و ذینفعان سازمان و نهایتاً مخاطبان نیز چنین باشند.
این رویکرد در نگاه اول آرمانی، غیرواقعی و دور از ساخت و سلسلهمراتب کنونی سازمانها به نظر میرسد؛ ولی واقعیتهای اجتماعی ـ سازمانی در این حوزه نشان میدهد که گریزی از آن نیست؛ همانطور که توجه به اخبار توسعه و رویکردهای مسئولیت اجتماعی رسانهها در دورهای چنین تصور میشد. زیرا کلیه سازمانها و جوامع انسانی در یک افق بلندمدت نیازمند جلب اعتماد و رضایت، تقویت ارتباطات انسانی، مشارکت مردمی، پاسخگویی به افکار عمومی، تقویت احساس تعلق و هویت، همبستگی و انسجام اجتماعی و احترام به توانمندیهای انسانی و نهایتاً،
ایجاد امید در جامعه هستند که تحقق این امر جز از طریق توجه و تأکید به مسئولیت اجتماعی رسانهها امکانپذیر نیست. رسانهها باید برای ایجاد امید در جامعه کوشش کنند و از این رهگذر یکی از مهمترین مسئولیتهای خود را که ایجاد تحرک اجتماعی است، انجام دهند.
روشن است که نظریه هنجاری مسئولیت اجتماعی برای تبیین بایدها و نبایدهای عملکرد صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، به تنهایی کفایت نمیکند. در حقیقت مسئولیت اجتماعی از آنجا که رسانهها را متوجه نقش اجتماعی و پذیرش مسئولیتهای اجتماعی خود در قبال عملکردهای خود میکنند، در اینجا مورد توجه ما هستند. از این منظر رسانهها باید استانداردهای تولید خود را طوری تنظیم کنند که ضمن بازتاب دقیق و واقعبینانه مسائل اجتماعی و توجه به اقشار و طبقات مختلف اجتماعی، زمینه جلب اعتماد و مشارکت مردم و به دنبال آن، گسترش امید و امیدواری اجتماعی را در جامعه فراهم نمایند. اما از دیگر سو، نفی انحصاری بودنی که در این تئوری مورد نظر است، قابل تطبیق با شرایط رسانهای جامعه ما نیست. ازاینرو این نظریه نمیتواند ضامن تمامی بایدها و نبایدهای رسانه ملی باشد؛ اما از میان سایر نظریات هنجاری جهت تبیین نسبت رسانه با امیدواری اجتماعی مناسبتتر به نظر میرسد.
مضاف بر این، صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران برای تقویت مقوله امید و امیدواری اجتماعی در جامعه اسلامی ایران، نیازمند شناخت مبانی نظری و بایدها و نبایدها و عوامل و موانع امیدواری در جامعه در چارچوب تعالیم و آموزههای اسلامی نیز است. چه اینکه این رسانه به جامعهای متعلق است که اکثریت قریب به اتفاق آن را مسلمانان تشکیل میدهند. ازاینرو، شرح اهمیت
و ضرورت، بایستهها و عوامل و موانع امیدواری در فرهنگ اسلامی، پایانبخش فصل ما خواهد بود که باید راهنمای فعالیت رسانه ملی قرار گیرد تا کارکردهای خود را در راستای امیدافزایی با الهام از آنها سامان بخشد.
امید و امیدواری در فرهنگ اسلامی؛ چارچوبی مأخوذ از قرآن و سنت
بهطور کلی رویکرد اسلام به بحث امید و امیدواری در نوع جهانبینی توحیدی و تعریف آن از انسان منعکس میشود. «جهانبینی توحیدی یعنی درک اینکه جهان از یک مشیت حکیمانه پدید آمده است و نظام هستی بر اساس خیر و جود و رحمت و رسانیدن موجودات به کمالات شایسته آنها استوار است... جهان ماهیت از اویی (إنا لله) و به سوی اویی (إنا الیه راجعون) دارد. موجودات جهان با نظامی هماهنگ به یک سو و به طرف یک مرکز، تکامل مییابند. آفرینش هیچ موجودی عبث و بیهوده و بدون هدف نیست. جهان با یک سلسله نظامات قطعی که "سنن الهیه" نامیده میشود اداره میشود. انسان در میان موجودات از شرافت و کرامت مخصوص برخوردار است و وظیفه و رسالتی خاص دارد [و] مسئول تکمیل و تربیت خود و اصلاح جامعه خویش است. جهان مدرسه انسان است و خداوند به هر انسانی بر طبق نیت و کوشش صحیح و درستش پاداش میدهد.» (مطهری، 1386: 16) امید و امیدواری هم در همین منظومه مورد توجه قرار گرفته و در تعالیم اسلامی (آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام ) و آموزههای اندیشمندان، ذیل عناوین متعدد، تأکیدات جدی بر آن شده است. در ادامه برای شناخت جایگاه امید و امیدواری در اسلام و همچنین کیفیت و چگونگی آن و عوامل و موانع آن، به مرور و شرح این تعالیم و آموزهها میپردازیم.
طبعاً بازسازی مفاهیم و اصول اجتماعی قرآن و روایات، نیازمند تحول در روش فهم دین و ارتقای نگاه اجتماعی و نظام مند به نص است. ولی در حد مجال این گفتار میتوان گفت که اگر تنها اصل حسن ظن بالله در جامعه ایمانی برقرار و در قالب روابط اجتماعی هم بازتولید شود، دیگر به چارچوبهای نظری از جمله سرمایه اجتماعی نیازی نیست؛ چراکه اصل هنجاری حسن ظن بالله میتواند دیگر زوایای تبیینی یا توصیفی امید در جامعه را هم توضیح دهد. امام رضا علیه السلام در خصوص حسن ظن میفرمایند:
احسـن الظن بالله، فان من حسـن ظنه بالله کان عنـد ظنه و من رضی بالقلیل من الرزق قبل منه الیسیر من العمل. و من رضی بالیسیر من الحلال خفت مؤونته و نعم اهله و بصره الله دار الدنـیا و دواءهـا و اخـرجه منها سـالماً الی دارالسلام. (تحف العقول، ص449)
به خداوند خوشبین باش؛ زیرا هر که به خدا خوشبین باشد، خدا با گمان خـوش او همراه است، و هر که به رزق و روزی اندک خشنود باشد، خـداوند به کردار اندک او خشنود باشد، و هر که به اندک از روزی حلال خشنود باشـد، بارش سبک و خانـوادهاش در نعمت باشد و خـداوند او را به دنیا و دوایـش بینا سازد و او را از دنیا به سلامت به دارالسلام بهشت رساند.
اهمیت و ضرورت امید و امیدواری و آثار آن بر فرد و جامعه
در تعالیم اسلامی، امید و امیدواری، که از معرفت و شناخت نسبت به مبدأ و معاد حاصل میشود، اساس همه تلاشهای مفید و پرثمر انسانی و نیز منشأ اصلاح امور جامعه و رسیدن شخص به سعادت ابدی است؛ همانطور که ناامیدی و قطع امید از خداوند و روز جزا، منشأ فسادها و تبهکاریها و منتهی
شدن کار انسان به شقاوت ابدی است. در واقع با امید انسان به آیندهای روشن، احساس نیکو و حالت شادمانی به وی دست داده، نشاط اجتماعی وی دو چندان شده و انگیزه کار و تلاش در او شدت میگیرد که این مهم به نوبه خود، وی را به انجام فعالیتهای صحیح زندگی وادار میکند. (داوودی، 1383: 45)
با نگاهی به آموزههای دینی درمییابیم که اساس زندگانی بر امید بنا شده است. همچنین میتوان گفت تمامی تلاشهای پیامبران و اولیای الهی با محوریت امید صورت گرفته است. با توجه به این آموزهها، انسان و جامعهای رشد یافته و متکامل خواهد بود که با توکل بر خداوند بتواند بر مشکلات غلبه نماید. امید در زندگی انسان، موجب انجام کارهای شایسته و تلاشهای مفید و پرثمر میشود. در برابر امید، ناامیدی قرار دارد که زیانهای فراوانی برای فرد و جامعه به دنبال دارد. انسان ناامید، به کار مهمی دست نمیزند و هیچ اقدام مثبتی انجام نمیدهد و چون امیدی به آینده ندارد، مرتکب کارهای لهو و بیهوده میگردد. (مردانی نوکنده، 1390: 33)
در قرآن کریم ناامیدی از صفات گمراهان دانسته شده و به شدت تقبیح شده است: «قَالَ وَمَن یَقْنَطُ مِن رَّحْمة رَبِّهِ إِلاَّ الضَّآلُّونَ؛ گفت چه کسی جز گمراهان از رحمت پروردگارش نومید میشود؟» (حجر: 56) همچنین در آیه 53 سوره زمر، بر ضرورت امید به خداوند تأکید شده و از هرگونه ناامیدی به خداوند نفی شده است: «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمة اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ بگو ای بندگان من که بر خویشتن زیادهروی روا داشتهاید، از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت خدا همه گناهان را میآمرزد که او خود آمرزنده مهربان است.» از بعضی از آیات قرآن معلوم میشود که یأس و ناامیدی از رحمت خداوند، از صفات کافران بوده و خود
موجب کفر است. در آیه 87 سوره یوسف آمده است که: «...إنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ؛ جز گروه کافران کسی از رحمت خدا نومید نمیشود».
به طور کلی در اسلام، امید و آرزو جایگاه رفیعی دارد تا جایی که در روایات معصومان از امید به عنوان رحمت الهی یاد شده است که منشأ همت و کار به شمار میرود. حضرت رسول صلی الله علیه و آله در این باره میفرمایند: «الامل رحمه لأمتی و لولا الأمل ما رضعت والده ولدها و لا غرس غارسٌ شجراً؛ امید و آرزو، رحمت برای امت من است و اگر امید و آرزو نبود، هیچ مادری فرزندش را شیر نمیداد و هیچ باغبانی نهالی نمیکاشت.» (مجلسی، 1404ق، ج74: 172؛ به نقل از مردانی نوکنده، 1390: 26) امام علی علیه السلام هم در خصوص نقش امید و آرزو در زندگی میفرمایند: «الامل رفیق مونس؛ آرزو همنشینی است که موجب انس و آرامش انسان است». (محمدی ریشهری، 1389: 31)
رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز بارها بر اهمیت امید و امیدواری در حرکت یک ملت به سوی رشد و تعالی تأکید نمودهاند. ایشان در این زمینه فرمودهاند: «...یک ملت با امید میتواند به پیش برود. یک سرباز در جبهة جنگ، فقط با امید میتواند بجنگد. اگر امید را از او گرفتند، همه چیز را از او گرفتهاند... .»(1)در واقع یکی از مهمترین شاخصهای منابع انسانی و کنشگران اجتماعی در نظام اسلامی با همه موانع و محدودیتزاییهای نظام کفر، امید و یقین است.
ایشان در جای دیگر با یادآور شدن اهمیت امید در مجاهدت و ظلمستیزی یک ملت خاطرنشان کردند که: «امید موجب میشود انسان تلاش و حرکت کند، پیش برود، مبارزه کند و زنده بماند. فرض کنید ملتی در زیر سلطه ظالمانه قدرت مسلّطی قرار دارد و هیچ امیدی هم ندارد. این ملت
1) بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مردم خرمآباد، 30/5/۱۳۷۰، www.khamenei.ir.
مجبور است تسلیم شود. اگر تسلیم نشد، کارهای کور و بیجهتی انجام میدهد. اما اگر این ملت و جماعت، امیدی در دلشان باشد و بدانند که عاقبتِ خوبی حتماً وجود دارد، چه میکنند؟ طبیعی است که مبارزه خواهند کرد و مبارزه را نظم خواهند داد و اگر مانعی در راه مبارزه وجود داشته باشد، آن را بر طرف خواهند کرد».(1)
ازاینرو، امید و امیدواری نقشی اساسی در نشاط و پویایی جامعه اسلامی و تلاش و کوشش مفید و مستمر آن در جهت نیل به اهداف متعالی داشته و رشد، پیشرفت و بقای جامعه مسلمانان را تضمین میکند.
زیرساخت و بسترهای امید
خوف، ترس و اضطراب نسبت به گذشته و حزن، دلهره نسبت به آینده و پیشامدهای زندگی است. در کتاب الله چهارده بار با تعبیر «لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»(2)هرگونه دلهره و نگرانی و چیزی که بتوان آن را انرژی منفی در زندگی دانست، از مؤمنان و اولیای حق نفی میشود و آنها بدون خوف و حزن نسبت به موانع و شداید معرفی میگردند؛ چراکه ربوبیت الهی، به معنای صرفاً خدا را متصرف و متولی و مربی عالم دیدن را پذیرفتهاند و بر این ایمان، ایستادگی و ثبات دارند: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»(3)
همچنین در این آیه نفی و برداشتن خوف از غیر خدا و نفی حزن از اولیای او به این معنا نیست که برای اولیاء الله خیر و شر، نفع و ضرر، نجات و هلاکت، راحت و خستگی، لذت و درد و نعمت و بلاء یکسان، و درک اولیای خدا در باره آنها شبیه به هم باشد، چون عقل انسانی بلکه شعور عام حیوانی هم این معنا را نمیپذیرد، بلکه معنایش این است که اولیای خدا برای غیر خدای تعالی هیچ استقلالی در تاثیر نمیبینند و مؤثر مستقل را تنها خدای تعالی میدانند و مالکیت و حکم را منحصر در خدای عز و جل دانسته، در نتیجه از غیر آن جناب نمیترسند، و جز از چیزی که خدا دوست میدارد و میخواهد که از آن برحذر باشند و یا به خاطر آن اندوهگین شوند، برحذر نشده و اندوهگین نمیگردند(طباطبایی، 1374 ج10، 136-131). از این روست که ناملایمات و مشکلات دنیا آنها را از پا درنیاورده و در امید و امیدواری ایشان نسبت به آینده روشن خویش، ذرهای خلل وارد نمیکنند.
(احقاف: 13)1) بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اقشار مختلف مردم، 17/10/1374، www.khamenei.ir.
2) البته یک بار «لا خوف» و در یک جا هم تعبیر «لا خوف علیکم و لا انتم تحزنون» آمده است.
3) در آیه مورد بحث، اهل این مرتبه از ایمان را این طور معرفی و توصیف کرده که : لا خوف علیهم و لا هم یحزنون، و این جمله به خوبی دلالت میکند بر اینکه منظور از این ایمان، درجه عالی از ایمان است، آن ایمانی که با آن معنای عبودیت و مملوکیت صرف، برای بنده به حد کمال میرسد، و بنده غیر از خدای واحد بی شریک مالکی نمیبیند و معتقد میشود که خودش چیزی ندارد تا از فوت آن بترسد و یا به خاطر از دست دادن آن اندوهناک گردد.
در فراز نورانی دیگری، تقوا و عمل صالح که عبارت دیگر و البته تجلی کاربردی ایمان و استقامت است، عامل امید و نفی حزن و خوف شمرده شده است: «یَا بَنِی آدَمَ إِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ رُسُلٌ مِّنکُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ آیَاتِی فَمَنِ اتَّقَی وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ.» (اعراف: 35) توضیح آنکه خوف و خصوصاً حزن، علاوه بر مصدر و منشأ ظاهری و عینی، میتواند منبعث از منشأ ذهنی باشد و در این صورت، کاملاً با ناامیدی و برخی نابسامانیهای روانی ناشی از ضعف قوای نفس، معادل خواهد بود. لذا در ادبیات اخلاقی هم در عرض رجا بالله، خوف من النار آمده است. تواتر معانی مذکور، این اصل را متذکر میشود که بین امید واقعی و نه کاذب و معنویت، رابطهای وثیق برقرار است و تأکید بر شاخصها و روشهای ظاهرانگارانه و متکی بر معاش مادی در امیدآفرینی، خصوصاً از سوی رسانهها، چندان در تأمین امید در بلندمدت و تقویت امیدواری پایدار، مکفی و محوری نیست؛ بلکه زیرساخت امید و امیدواری را شاخصهای ذهنی، از جمله آگاهی (دانش/ بینش) و اطمینان (گرایش قلبی) و در یک کلمه ایمان(1)تشکیل میدهد
کارکردها و آثار امید در زندگی
بهترین و سادهترین راه برای شناخت ارزش و اهمیت یک امر در زندگی بشر، بررسی و تحلیل آثار و کارکردهای آن است. ازاینرو در اینجا به مهمترین کارکردها و آثار امید پرداخته میشود تا ارزش و اهمیت آن در نگاه اسلام هرچه بیشتر و بهتر شناخته شود.
1) مرحوم علامه در تفسیر المیزان این نکته را متذکر شدهاند که ایمان منبعث از اطمینان قلبی به صدق و حقانیت پیام و رسالت الهی است؛ لذا کافر، مواجه با اصیلترین کلام، یعنی وحی هم میشود، ولی چون به آن اطمینان ندارد، وحی را سحر مینامد و تازه اسبتعاد بیشتری مییابد: «الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا».
تسهیل سختیها و تقویت روحیه انسانها
قرآن، مهمترین اثر و کارکرد امید در زندگی بشر را آسان شدن سختیها و تقویت روحیه انسان میداند. به این معنا که انسان برای هر عملی باید انگیزهای داشته باشد و هرچه کار سختتر و دشوارتر باشد، باید امید به بهرهوری و بهرهمندی نیز بیشتر باشد. خداوند متعال این مهم را در آیه 104 سوره نساء یادآور شده و میفرماید که چگونه سختی جنگ برای کسانی که امید به دیدار خدا داشته و از وی امید پاداش دارند، آسان میشود و همه سختیها را به جان میخرند. (محمدی، 1387: 6)
تحرکبخشی و تلاشزایی در انسان
در نگرش و بینش قرآنی، امید عاملی مهم برای تحرک و تلاش و زندگی و مانعی برای دوری از افسردگی و خودکشی و طغیان است. در ادامه در توصیف ویژگیهای امید مطلوب، عوامل و موانع امیدواری ذیل آیات و روایات، اهمیت امید و امیدواری و آثار آن بر زندگی فرد نیز به صورت ضمنی و تلویحی روشنتر خواهد شد.
ویژگیهای امید مطلوب؛ شاخصههای امید از منظر اسلام
ادیان الهی و از آن جمله دین اسلام، انسانها را به سوی امیدی مطلوب و آرمانی دعوت میکند. از نظر اسلام امیدهای صادق و به بیان دیگر امیدهای حقیقی و به دور از اوهام و تخیلات، میتوانند در افزایش انگیزه آدمی و حرکت او به سوی خلاقیت و نوآوری تأثیرگذار باشد و نشاط و همتی توأمان را برای وی به ارمغان آورد. ویژگیهای امید حقیقی و مطلوب از دیدگاه اسلام را میتوان در محورهای ذیل خلاصه نمود:
( امید متوجه خداوند و حیات جاودان (توحید و معادباوری)
اسلام انسانها را به امید، یکسره به رحمت خداوند یکتا و بیم از معاد و روز جزا فرامیخواند. از نگاه اسلام صحنه قیامت و زندگی جاودان است که مؤمن را بیمناک و امیدوار میسازد. ازاینرو، بیم و امید مطلوب از دیدگاه اسلام، بیم و امید انسان در این دنیا، برای آخرت است؛ نه در این دنیا برای این دنیا یا در آخرت؛ چه اینکه در آن جهان دیگر بیم و حزنی برای مؤمن وجود ندارد.
در تعالیم اسلامی تنها راه نجات انسان امید بستن به نیرویی است که بتواند ایمان، عشق و انگیزه را در وی زنده نموده و نصرت و یاری، و در نهایت سرپرستی و ولایت و هدایت او را به شایستگی هرچه تمامتر عهدهدار شود. در جهانبینی توحیدی فقط خداوند است که قادر است به همه نگرانیها و ناامیدیها پایان دهد. انسان مؤمن با تکیه بر چنین نیروی مطمئن و آرامشبخشی، هیچگاه در زندگی و حرکت به سوی کمال بازنمیایستد و هیچ عاملی قادر نیست او را مأیوس و ناامید سازد. (آخوندی، 1385: 70)
در قرآن کریم بر ضرورت امید به نیکیهای ماندگار و آنچه که برای انسان خیر آخرت و رضایت خداوند را در پی دارد، تأکید شده است: «الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدنْیَا و الْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَاباً وَخَیْرٌ أَمَلاً؛ مال و پسران زیور زندگی دنیایند و نیکیهای ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید [نیز] بهتر است.» (کهف: 46) این آیه به طور تلویحی بیان میدارد که امید بستن به اموال و داراییهای دنیوی، جهت رسیدن به سعادت حقیقی، انسان را کفایت نمیکند. علاوه بر این در سوره یونس امید صرف به حیات دنیا و اطمینان یافتن از آن به شدت نهی شده و عاقبت آن، آتش دوزخ دانسته شده است: «إنَّ
الَّذِینَ لاَ یَرْجُونَ لِقَاءنَا وَرَضُواْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیَا وَاطْمَأَنُّواْ بِهَا وَالَّذِینَ هُمْ عَنْ آیَاتِنَا غَافِلُونَ، أُوْلَئِکَ مَأْوَاهُمُ النّارُ بِمَا کَانُواْ یَکْسِبُونَ؛ کسانی که امید به دیدار ما ندارند و به زندگی دنیا دل خوش کرده و بدان اطمینان یافتهاند و کسانی که از آیات ما غافلند، آنان به [کیفر] آنچه به دست میآوردند جایگاهشان آتش است». (یونس: 7 و 8)
در آیه 9 و 10 سوره هود تلویحاً اشاره میشود که علت نومیدی و در مقابل شادیهای غرورآمیز انسانها، عدم توکل صحیح به خدا است و عدم در نظرگرفتن او در تمام امور است: «وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمه ثُمَ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لیؤوسٌ کَفُورٌ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَیقُولَنَّ ذَهَبَ السَّیئَاتُ عَنِّی إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ؛ و اگر از جانب خود رحمتی به انسان بچشانیم، سپس آن را از وی بازگیریم قطعاً نومید و ناسپاس خواهد شد؛ و اگر پس از محنتی که به او رسیده است نعمتی به او بچشانیم، حتماً خواهد گفت: گرفتاریها از من دور شد. بیگمان، او شادمان و فخرفروش (خودستای) است.» افراد کوتهنظر که فقط زمان حال خود را دیده و از امور دیگر غافلند، هنگام از دست دادن امکانات و موهبتهای مادی، از رحمت الهی ناامید شده، تدبیر خداوند را در هستی منکر میشوند. چون انسان از نظر روحی و روانی ضعیف است، وقتی خداوند برخی نعمتهای دنیوی را به او داد، سپس بازستاند، ناامید شده، تصور نمیکند که دیگر آن نعمتها به سویش بازگردند. گویا امکانات مادی را حق مسلّم خود دانسته، خدا را مالک آنها نمیشناسد. چنین افرادی پس از گذر از سختیها و دستیابی به موهبتهای دنیوی، به شادمانی بسیار، تکبّر و فخرفروشی، که صفات نکوهیدهای هستند، مبتلا خواهند شد و آنچنان به خود مغرور میشوند که تصور میکنند همه مشکلات و ناراحتیهای آنها برطرف شدهاند
و هرگز باز نخواهند گشت. بدین دلیل، شادی و سرمستی بیحساب و فخرفروشی بیجا به حدی سر تا پای آنان را فرا میگیرد که از شکر نعمتهای پروردگار غافل میمانند؛ ازاینرو در دام افراط و تفریط میافتند. (داوودی، 1383: 49 و 50)
امام علی علیه السلام در حدیثی میفرمایند: «هرچه امید دارید، به خدای سبحان داشته باشید و به کسی جز او امید مبندید؛ زیرا هیچکس به غیر خدای تعالی امید نبست مگر آنکه نومید برگشت». (غررالحکم، 2511؛ به نقل از محمدی ریشهری، 1384، ج4: 1990)
ایشان همچنین در خطبه خود در سال 37 هجری (هنگام حرکت دادن مردم به سوی صفین و جنگ با شامیان) فرمودند: «... هر امیدی جز امید به خداوند، ناخالص است و هر ترسی جز ترس از خدا نادرست است. گروهی در کارهای بزرگ به خدا امید بسته و در کارهای کوچک به بندگان خدا روی میآورند؛ پس حق بنده را ادا میکنند و حق خدا را بر زمین میگذارند...». (نهجالبلاغه، خطبه 160)
«بر اساس آموزههای اسلامی کسی که به خداوند امید داشته باشد، خداوند با او بر اساس امیدش رفتار میکند. ازاینرو، رسیدن به خیر و خوبیهای دنیا و آخرت، در گرو امیدواری به خدا و گمان نیکو به او است و از سوی دیگر، محرومیت از خیر دنیا و آخرت و بخششهای الهی، به سبب ناامیدی و بدگمانی به خدا است. در حدیثی از امام باقر علیه السلام آثار امید و گمان نیکو به خداوند به صورت کامل بیان شده است». (دلیری، 1388)
آن حضرت فرمود: «در کتاب علی علیه السلام دیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله بالای منبر خویش فرمود: سوگند به خدایی که جز او شایسته پرستشی نیست، به هیچ
مؤمنی هرگز خیر دنیا و آخرت داده نشد، جز به سبب خوشبینیاش به خدا و امیداریاش به او و حسن خلقش و باز ایستادن از غیبت مؤمنین و به خدایی که جز او شایان پرستشی نیست، خدا هیچ مؤمنی را بعد از توبه و استغفار عذاب نکند، مگر به سبب بدگمانیاش به خدا و کوتاهی کردن نسبت به امیدواری به او و بدخلقیاش و غیبت نمودنش مؤمنین را. و به خدائی که جز او شایان پرستشی نیست، گمان هیچ بندهای نسبت به خدا نیکو نشود، جز اینکه خدا همراه گمان بنده مؤمن خود باشد (هرگونه به او گمان برد، خدا با او رفتار کند) زیرا خدا کریم است و همه خیرات به دست او است، او حیا میکند از اینکه بنده مؤمنش بدو گمان نیک برد و او خلاف گمان و امید بنده رفتار کند. پس به خدا خوشبین باشید و به سویش رغبت کنید». (کلینی، 1369، ج3: 115)
همچنین سفیان بن عیینه گوید: «شنیدم امام صادق علیه السلام فرمود: حسن ظن به خدا این است که: به غیر خدا امیدوار نباشی و جز از گناهت نترسی». (همان: 116)
حضرت آیتالله خامنهای نیز امید و ترس واقعی را امید به خداوند متعال و ترس از او دانسته و از چنین خوف و رجائی به عنوان عامل تحول یاد کردهاند. ایشان میفرمایند: «با خوف و رجا مادی و حیوانی نمیشود انسان و انسانیت را متحول کرد. بیم و امید مردان خدا از قبیل بیم و امید اهل دنیا نیست. دلبستگی آنها به خدا است؛ توکلشان به خدا است؛ خشیت آنها از نافرمانی خدا است؛ آنها همه قوانین طبیعت را ـ که دست قدرتمند الهی سررشتهدار آنها است ـ در خدمت هدفهای خود میبینند و با توکل به خدا حرکت میکنند؛
لذا دنیایی را متحول میکنند».(1)
( ملازمت امید (رجا) با ترس(خوف) و تعادل آنها با یکدیگر
از دید اسلام خوف و رجا و بیم و امید بایستی توأماً وجود داشته باشد. ترس و امید از خداوند، جایگاه قوه جاذبه و دافعه را دارد. توازن ترس و امید یا نیروی جذب و دفع معنوی، ضامن رشد، بالندگی و تکامل است. ازهمینرو در وجود مؤمن حقیقی خوف و رجا به طور یکسان حکمفرما است. مؤمن با نیروی دافعه ترس از خداوند، عذاب پروردگار را از خود دفع میکند و با بهکارگیری نیروی جاذبهای به نام امید، رحمت خداوند را جویا میشود. غلبه ترس بر امید، آدمی را به نومیدی و نیستی میکشاند؛ چنانکه سنگینی امید بر ترس از پروردگار نیز او را به غرور و غفلت سوق میدهد. در نتیجه مانع سیر تکاملی آدمی خواهد شد. ازاینرو مؤمنان حقیقی خدا را با خوف و طمع میخوانند. (فاضلی، 1386: 12) در سوره اعراف آمده است: «... وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَةَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنْ الْمُحْسِنِینَ؛ و با بیم و امید او را بخوانید که رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است». (اعراف: 56)
خوف به معنی بیم از مسئولیتها و عملکردها و طمع به معنی امید به رحمت و کرامت حق تعالی داشتن است. اینکه خدا را با ترس و امید بخوانید بدین معنی است که نه آنچنان از کردار و اعمال خود خشنود باشید و گمان برید که هیچ نقطه تاریکی در زندگی شما وجود ندارد که این خود عامل عقبگرد و سقوط است و نه آنچنان مأیوس باشید که خود را شایسته عفو خدا و اجابت دعا ندانید که این یأس و نومیدی نیز همه تلاشها و
1) بیانات مقام معظم رهبری در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی=، 14/03/۱۳۸۴، www.khamenei.ir.
فعالیتهای مثبت زندگی را از بین میبرد. (آخوندی، 1385: 62)
مغیره یا پدرش به امام صادق علیه السلام عرضه داشتند که در وصیت لقمان چه بود؟ حضرت پاسخ دادند که در آن مطالب شگفتی بود و شگفتانگیزتر از همه آنها این بود که لقمان به پسرش گفت: «از خـدای عـزّوجـلّ چنان بترس که اگر نیکی جن و انس را بیاوری تو را عذاب کند، و به خدا چنان امیدوار باش که اگر گناه جن و انس را بیاوری به تو ترحم کند.» سـپـس امـام صـادق علیه السلام فرمود: «پدرم همواره میگفت که هیچ بنده مؤمنی نیست، جز آنکه در دلش دو نور است: نور خـوف و نور امید که اگر این وزن شود از آن بیش نباشد و اگر آن وزن شود، از این بیش نباشد». (کلینی، 1369، ج3: 109)
روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله به بالین جوانی که در حال مرگ بود، آمدند و فرمودند: خود را چگونه مییابی؟ گفت: به خدا امیدوارم، در عین حال بیم دارم. فرمودند: این دو حالت در دل بندهایی جمع نمیشود، مگر اینکه خداوند آنچه را امید دارد به او ارزانی و او را از آنچه بیم دارد، در امان میدارد. (فتال نیشابوری، 1366: 790)
از سفیان بن عینیه گوید شنیدم که حضرت صادق علیه السلام میفرمود: «حسن ظن به خدا و انتظار لطف و کرم از او چنین است که به جز او به کسی امید نداشته باشی و از هیچ چیز به جز گناه و معصیت خود نترسی».
از این حدیث شریف این نکته استفاده میشود که معنای حسن ظن به خدا و امید داشتن به لطف و کرم او این نیست که انسان از انجام وظایف خودداری کند و به خیال لطف و بخشش خداوندی در میدان گناه بتازد. بلکه به این معنا است که در عین حال که وظایف و اعمال خود را مرتب و منظم انجام میدهد، اعتماد و پشتگرمی به عمل نداشته باشد و با همین عملکرد به لطف خداوند امید داشته
باشد تا با فضل و کرم خویش این اعمال را بپذیرد و خوف و ترسش از قصور و کوتاهی در عمل باشد و از گناه خود بترسد، نه از خدا. پس حسن ظن با خوف و حالت خشیت نه تنها منافات ندارد، بلکه باید حسن ظن و رجا با خوف و ترس منضم باشد». (مجلسی، 1364: 376 و 377)
همچنین در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام ضمن تأکید بر ملازمت خوف و رجا بر اهمیت معطوف نمودن آنها به عمل، تأکید مینمایند. ایشان فرمودند: «مؤمن ایمانش کامل نمیشود تا اینکه دارای حالت خوف و رجا باشد و حالت خوف و رجا در صورتی تحقق مییابد و از ادعا خارج و واقعاً حقیقت مییابد که انسان عملاً و در کارهای خود آثار خوف و رجا را مشاهده نماید؛ برای آنچه که از او میترسد و یا به او امید دارد عمل کند». (مجلسی، 1364: 374)
( همراهی امید با عمل
امید حقیقی، امیدی همراه با عمل نیکو و به دور از هرگونه رخوت و سستی است. خداوند در آیه 110 سوره کهف میفرماید: «فَمَنْ کَانَ یَرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا؛ کسی که امید به ملاقات پروردگارش (و پاداش الهی) دارد، باید عمل صالح انجام دهد».
امام علی علیه السلام در این زمینه که امید حقیقی آدمی را به کار و کوشش در جهت آنچه که امیدش را دارد، وامیدارد، میفرمایند: «هر امیدواری جوینده است و هر بیمناکی گریزان (از آنچه میترسد)». (محمدی ریشهری، 1384، ج4: 1989)
ایشان همچنین میفرمایند: «چونان کسی مباش که بدون عمل به آخرت امیدوار است و توبه را با آرزوهای دراز به تأخیر میاندازد. در دنیا چونان زاهدان سخن میگوید، اما در رفتار همانند دنیاپرستان است... در سلامت مغرور و در گرفتاری ناامید است... برای دیگران که گناهی کمتر از او دارند،
نگران و بیش از آنچه عمل کرده امیدوار است». (نهجالبلاغه، حکمت 150)
امام صادق علیه السلام میفرماید: «مؤمن، مؤمن نباشد تا آنکه ترسان و امیدوار باشد، و ترسان و امیدوار نباشد تا برای آنچه میترسد و امیدوار است عمل کند». (کلینی، 1369، ج3: 113 و 114)
یکی از اصحاب گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: مردمی هستند که گناه میکنند و میگویند ما امیدواریم (به رحمت خدا) و همواره چنینند تا مرگشان فرا میرسد (یعنی توبه هم نمیکنند). آن حضرت فرمود: «اینها مردمی هستند که در میان آرزوها میلولند و دروغگویند. اینها امیدوار نیستند. هرکه به چیزی امیدوار باشد آن را طلب کند و هرکه از چیزی بترسد از آن بگریزد (اینها میگویند: به خدا امیدواریم و از عذابش میترسیم، ولی به خدا پشت کرده و به موجبات عذابش که گناهان است رو میآورند)». (کلینی، 1369، ج3: 110 و 111)
ازاینرو امید واقعی، امیدی است که منجر به عمل و فعالیت مثبت در جهت رشد و ارتقای انسان شود و صرف ادعا نمودن و آرزوهای واهی در ذهن پروراندن نیست.
( دوری امید از اوهام و تخیلات؛ میانهروی در آرزوها
همانطور که پیش از آن اشاره شد، در متون اسلامی امیدها و آرزوهای انسان به دو دسته تقسیم شدهاند: امیدهای راست و حقیقی و امیدهای دروغ (کاذب). یکی از ویژگیهای امیدهای کاذب علاوه بر فقدان حقیقتجویی، دوری از عمل و... همراه بودن آن با اوهام و تخیلات است؛ برعکسِ امید حقیقی که همواره واقعبینانه و همراه با عمل است و نظر به آیندهای روشن دارد.
قرآن، امید و آرزوی واهی را موجب غفلت و سرگرمی و دوری از حق میداند. خداوند در آیه سوم سوره حجر در مورد کافران به حق میفرماید:
«ذَرْهُمْ یَأْکُلُواْ وَ یَتَمَتَّعُواْ وَ یُلْهِهِمُ الامَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ؛ بگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو[ها] سرگرمشان کند. پس به زودی خواهند دانست».
حضرت علی علیه السلام امیدها و آرزوهای واهی را عامل غفلت از آخرت و روز جزا دانسته و در زمینه پرهیز از آرزوهای طولانی و هواپرستی میفرمایند: «ای مردم! همانا بر شما از دو چیز میترسم: هواپرستی و آرزوهای طولانی. اما پیروی از خواهش نفس، انسان را از حق بازمیدارد و آرزوهای طولانی، آخرت را از یاد میبرد». (نهج البلاغه، خطبه 42)
امام باقر علیه السلام هم در حدیثی میفرمایند: «إیّاکَ وَ الرَّجاءَ الکاذِبَ فَإنَّه یُوقِعُک فِی الخَوفِ الصّادقِ؛ از امید دروغ جداً پرهیز نما که تو را در ترس راست واقع خواهد ساخت.» توضیح آنکه در امیدهای حقیقی، انسان اسباب و مقدمات تحقق آرزویش را فراهم میسازد و به ثمر دادن آن امید میبندد. این امید، سازنده و نقشآفرین است و فرد را به تلاش و کوشش جدی واداشته و به رشد میرساند. اما امیدهای کاذب، آرزومند گرفتار اوهام و خیالات میشود. (محمدی ریشهری، 1389: 30)
استاد مطهری میگوید: «معمولاً افرادی که از لحاظ روح و روان، سالم و با نشاطاند و انحرافی پیدا نکردهاند، کمتر به تخیل و به هم بافتن آرزوهای دور و دراز و نامعقول میپردازند. همیشه عملی فکر میکنند و عملی آرزو میکنند؛ یعنی آرزوهای آنها در جهت همان مداری است که در زندگی دارند، روی بال و پر خیال نمینشینند و آرزوی امور ناشدنی را نمیکنند؛ ولی افراد ضعیف که مبتلا به بیماری روانی هستند و نشاط عمل ندارند و در وجودشان همت و ارادهای موجود نیست، بیشتر بر مرکب سریعالسیر خیال سوار میشوند و با خیالات، خود را سرگرم میکنند». (مطهری، 1379: 181)
بازخوانی شبکه عوامل مؤثر بر امید و امیدواری مطلوب و حقیقی
در مطالب پیشین، بحثی در خصوص بستر ذهنی و معنوی امید ذکر شد و در این بخش به طور فهرستوار عوامل مُحدثه و مُبقیه امیدواری در انسان و جامعه دینی بررسی میشود. عوامل متعددی جهت نیل به امید و امیدواری مطلوب از نظر اسلام وجود دارد که در رأس تمامی آنها، ایمان به خدا و وعدههای الهی و همچنین عمل صالح قرار دارد. در ادامه به اهم عوامل در افزایش و تقویت امید و امیدواری با نظر به آموزههای اسلام اشاره خواهد شد. بدیهی است که این عوامل جملگی ذیل جهانبینی توحیدی، ایمان و توکل به خداوند و روز جزا و قطع امید از دنیا، معنا و مفهوم حقیقی خود را مییابند.
ایمان به خدا (توحید و معادباوری) و توکل بر او؛ قطع امید از دنیا
یأس و امید تا حد زیادی به جهانبینی و نگرش انسان به نظام آفرینش مربوط است. کسی که به ماورای طبیعت معتقد است و نظام خلقت را به دنیا محدود نمیپندارد، در تاریکترین لحظات زندگی نیز احساس تنهایی نمیکند؛ زیرا همواره خدا را در کنار خود مییابد. انسان مؤمن با داشتن این تکیهگاه مطمئن، خود را رها و زحماتش را بینتیجه نخواهد دید و در نتیجه چنین بینشی، همت و کار او جهت دستیابی به اهداف مورد انتظارش در ابعاد گوناگون زندگی، مضاعف خواهد شد. اما با تفکر و جهانبینی مادی و نگاه بدبینانه به طبیعت، اصل و ریشه امید به شدت آسیب میبیند. (مردانی نوکنده، 1390: 28)
ازاینرو، اولین و مهمترین راهکار دستیابی به امید و امیدواری را میتوان در ایمان به خدا و روز جزا و توکل بر او در تمامی امور
دانست. زمانی که فرد توکل به خدا داشته باشد، مشکلات و بنبست زندگی او را از پای درنمیآورد و دچار یأس و ناامیدی نمیشود. در زمینه نسبت بین ایمان و توکل هم باید گفت که توکل از ارکان تحقق ایمان است. امام رضا علیه السلام میفرمایند: «اَلایمانُ اَربَعةُ اَرکانِ: التـَّوکلُ عَلَی اللهِ و الرِّضا بِقَضاءِ الله وَ التَّسلیمُ لِاَمـرِ الله وَ التَّفویضُ اِلَی الله؛ ایمان چهار رکن دارد: 1. توکل برخدا؛ 2. رضا به قضای خدا؛ 3. تسلیم به امر خدا؛ 4. واگذاشتن کار به خدا». (تحف العقول، ص445)
آن امام در روایتی دیگر ماهیت توکل را بیان داشتند: «سُئِلَ الـرَّضـا علیه السلام : عَنْ حَـدِّ التَّوکُّلِ؟ فَقـالَ علیه السلام : اَنْ لَاتَخـافَ اَحـداً اِلّااللهَ؛ از امام رضا علیه السلام از حقیقت تـوکل سـؤال شـد. فرمـود: اینکه جز خدا از کسـی نترسی».(همان)
پژوهشهای مختلف امروزی نیز این مهم را به اثبات رسانیدهاند. از جمله این پژوهشها میتوان به پژوهش غباری بناب و همکاران (غباری بناب و دیگران، 1379) با عنوان «رابطه توکل به خدا با اضطراب، صبر و امیدواری در شرایط ناگوار در دانشجویان دانشگاه تهران» اشاره کرد. پژوهش ایشان روی 513 تن از دانشجویان دانشگاه تهران صورت گرفت که حاکی از آن بود که افراد متوکل، از امیداوری بالایی برخوردارند و خوشبینی آنها به آینده، بیشتر است و انتظار دارند که اتفاقات خوش برای آنان در آینده اتفاق بیفتد.
ایمان به خدا و معاد و روز جزا، ریشه یأسها و ناامیدیها را که آفت جان انسانها است، میسوزاند و انسان را امیدوار میسازد که هیچیک از اعمال نیک او از صفحه هستی پاک نمیشود و هیچکدام از مصائب و ناکامیهایش در این دنیا، بیپاسخ نخواهد ماند. شخص معتقد به معاد بر این باور است که زندگی به این جهان ماده خلاصه نمیگردد؛ بلکه انسان پس از
مرگ، زندگی دیگری را پیش رو دارد و در آنجا به بسیاری از خواستهها و آرزوهای مناسب خود نایل خواهد شد. از نظر قرآن نیز حیات باقیه و زندگانی جاوید و سعادت ابدی در آخرت است: «یا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَیاهُ الدُنْیا مَتَاعٌ وَإِنَّ الاخِرَهَ هِی دَارُ الْقَرَارِ (غافر: ۳۹)». (پرچم و محققیان، 1389: 189)
در نقطه مقابل توکل به خدا و امید به رحمت او و روز جزا، امید به مردم و دنیای گذرا قرار دارد که امری فانی و ناپایدار است و نمیتواند در تمام مدت زندگی محرک و مشوق آدمی باشد. امام علی علیه السلام میفرمایند: «أَوَّلُ الْإِخْلَاصِ الْیَأْسُ مِمَّا فِی أَیْدِی النَّاسِ؛ نقطه آغاز اخلاص، ناامیدی از آن چیزی است که در اختیار مردم است». (تمیمی آمدی، 1366: 198)
امام باقر علیه السلام نیز در همین زمینه بیان میدارند: «طَلَبُ الْحَوَائِجِ إِلَی النَّاسِ اسْتِسْلَابٌ لِلْعِزَّةِ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْحَیَاءِ وَ الْیَأْسُ مِمَّا فِی أَیْدِی النَّاسِ عِزٌّ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الطَّمَعُ هُوَ الْفَقْرُ الْحَاضِرُ؛ طلب حاجت از مردم، موجب از بین رفتن عزت و حیا میگردد و مأیوس شدن از آنچه در دست مردم است، موجب عزت مؤمنان میشود و طمع، همان فقر نقد است». (حر عاملی، 1409، ج9: 444)
تقوا و عمل صالح
تقوا، پرهیز از گناهان و زشتیها و انجام اعمال صالح نیز از مهمترین عواملی است که موجب میشود ریشه ناامیدی در انسان خشک و نور امید حقیقی و الهی در او زنده شود.
آیات قرآنی علاوه بر ایمان و توکل، عمل صالح را نیز روشی جهت غلبه بر خوف و رجا نامطلوب میداند. این نکته در بحث امید حقیقی و مطلوب از نظر اسلام ذیل آیه 110 سوره کهف و روایاتی چند شرح داده شد. علاوه بر این موارد، اهمیت عمل صالح در آیات متعدد دیگری همچون آیه 112
سوره بقره به چشم میخورد:
«بَلَی مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ؛ آری، هرکس که خود را با تمام وجود به خدا تسلیم کند و نیکوکار باشد، پس مزد وی پیش پروردگار او است و بیمی بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد».
تلاش و کوشش مفید، عامل نشاط و پویایی و سکون و بیتحرکی، مولد رکود و خمودی است؛ ازاینرو فعالیت سازنده و مفید، خود تقویتکننده امید و امیدواری است و راه دستیابی به اهداف و آرمانها را هموار میکند.
صبر و استقامت
صبر و استقامت در امور، به ویژه در قبال حق و حقیقت و دستیابی به آن نیز از جمله عواملی است که امید و امیدواری را معنا و مفهومی مضاعف میبخشد و زمینه تحقق و پایداری آن را فراهم میآورد. خداوند در قرآن کریم درباره کسانی که در راه حق صبر پیشه مینمایند، میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ؛ آنان که گفتند: آفریننده ما خدا است و بر این سخن پایدار و ثابت ماندند، بر آنها هیچ ترس و بیمی و حزن و اندوهی (در دنیا و عقبی) نخواهد بود». (احقاف: 13)
امام علی علیه السلام میفرمایند: «مَنْ صَبَرَ نَالَ الْمُنَی؛ هر کس شکیبایی ورزید به آرزویش میرسد». (تمیمی آمدی، 1366: 285)
ازاینرو میتوان گفت که امید به پیروزی بدون صبر و استقامت، امیدی کاذب و بیپایه است؛ چه اینکه پس از صبر است که نوبت به ظفر میرسد. صبر و پایداری در عرصه عمل، امید به پیروزی را در دل بیش از پیش شعلهور نگه میدارد و مانع از نفوذ عوامل ناامیدکننده و یأسآفرین میشود.
ازهمینرو خداوند پیامبرانش را با وصف «صابران» ستوده و پایداری آنان را بستر پیروزی شمرده است. (آخوندی، 1385: 67)
خودباوری، اطمینان و استحکام قوای نفس
افرادی که در کارهای خود اعتماد به نفس دارند و خودباورند، از امید بیشتری برخوردارند. ایمان به تواناییها و استعدادهای خدادادی و شناخت ظرفیتهای وجودی خود، نقشی اساسی در پویایی و رشد انگیزههای فرد و امید و امیدواری به پیشبرد اهداف آینده داشته و سرچشمه نیل به حقیقت آن، توحید و خداشناسی است. در حدیث آمده است که: «مَن عَرَفَ نَفسه، فَقَدْ عَرفَ رَبّه.» (مجلسی، 1404، ج95: 452) این حدیث حکایت از نسبت دوسویه و عمیق میان خداشناسی و خودشناسی دارد و به نوعی میتوان اهمیت فراوان خودشناسی و شناخت و کشف ظرفیتهای وجودی را از آن برداشت کرد.
از طرف دیگر رابطه خودشناسی، خودباوری و اعتماد به نفس با امید، رابطهای دوسویه است؛ یعنی از یک طرف اعتماد به نفس در افزایش امید مؤثر است و از طرف دیگر، امید زیاد داشتن، سبب اعتماد به نفس بیشتر میگردد. (ربانی، 1382: 22)
مهدویت و انتظار
مهدویت و انتظار فرج از جمله عواملی است که روحیه امید و امیدواری مؤمنان را به آیندهای روشن صد چندان میکند. در اسلام و خاصه مکتب شیعی، هدف ابزاری از انتظار، زنده نگه داشتن روح امید و نشاط، احساس تعهد و مسئولیت، و پیوند روحی با امام موعود است. در نگاه شیعی، انسان منتظر، پیوندی گسستناپذیر با هدفها و آرمانهای امام موعود خود دارد و در آن راستا گام برمیدارد. جامعه اسلامی و دینباوران راستین بایستی با
ایمان به حتمی بودن وعدههای الهی، پیروزی دین خدا و تحقق جامعه عدالتبنیاد مهدوی را وعدهای تخلفناپذیر بدانند.(1)
http://imamalmahdi.com/main/far/news.php?extend.1499
در آیه 105 سوره انبیاء، خداوند به آیندهای روشن و امیدوارکننده نوید میدهد: «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ؛ و همانا، در زبور پس از ذکر نوشتیم که زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد».
چنین انتظاری، امید را در انسان برمیانگیزد و توانایی و مقاومت و حرکت را به آدمی میبخشد. انتظار و امید به وراثت زمین به وسیله صالحان و امامت مستضعفان مؤمن و اینکه عاقبت از آن متقین است، به صالحان و تقواپیشگان، ثبات و قدرت بیشتری میدهد و در میدان نبرد آنها را ثابتقدم خواهد داشت و امید را در دلاوران عرصههای نبرد برمیانگیزاند؛ چنانکه در رویارویی با فرعون و هامان، موسی بن عمران قوم خود را با وعده الهی و انتظار فرج و کمک از سوی خدا نیرو بخشید. (فاضلینیا، 1387)
تفاوت عمدهای که انتظار شیعی با نوع سنی و حتی مسیحی و یهودی آن دارد در این است که در فرهنگ انتظار شیعی، شخص منتَظَر، زنده و دارای قدرت فرماندهی است؛ برخلاف انتظار نوع سنی که بر اساس آن هنوز مهدی موعود علیه السلام متولد نشده و نیز برخلاف انتظار نوع مسیحی و یهودی که در آن، شخص مورد انتظار مقتول یا به صلیب کشیده شده و به همین علت زنده نبوده و از قدرت فرماندهی برخوردار نمیباشد. نتیجه مهمی که از آموزه انتظار شیعی برمیآید، بهترین نوع امید و امیدواری فردی و اجتماعی به آینده تاریخ است. این امید شیعه را به جلو راه میبرد و به او اجازه حرکت و برنامهریزی برای آینده میدهد.
1) به نقل از دانشنامه موعود، پژوهشکده مهدویت،
ازاینرو مهدویت شیعی با آموزههای بسترسازی همچون آموزه «انتظار» بهتر از هر آیین و سنت دیگری میتواند امید پربرکت و سازنده، ایمانزا و جهتبخش و آرمانساز و شورآور و مجاهدپرور ایجاد کند. (همان) البته جایگاه انتظار مانند دیگر عوامل امید در انسان و جامعه دینی نیست؛ چه آنکه ایمان نیز عامل محوری و در واقع قلب مقوله امید است. انتظار فرج مبدل و کانالی برای سایر عوامل و البته تقویتکنندهای برای آنها در عسرت غیبت و شرایط سخت و دهشتناک پیش از ظهور است. شاید به همین دلیل حفظ ایمان در این دوره سختتر از هر چیز و انتظار و پایش ظهور امر و اراده الهی و لحظهشماری بیوقفه و مطلق امید بر فرج، افضل اعمال امت شمرده شده است. این مجرای روشن و معقول، مهمترین مخزن تأمین سرمایه اجتماعی مؤمنان در عین غوطهوری در مشکلات و بحرانهای این عصر است که در چشم سطحینگران، تناقضی عجیب قلمداد میشود. حال آنکه هرچه شرایط و احوال سختتر و پیچیدهتر میشود، امید و رضایت و اعتماد و توکل مؤمنان فزونی مییابد؛ مانند کورهای که هرچه گدازههای آن سوزندهتر میشود، آهن و فولاد درونش را آبدیدهتر میکند. پس رمز کارآمدی و ترجمان و مجرای فرهنگسازی و القای سایر عوامل امیدواری در برنامهسازی رسانهای، انتظار فرج و اضطرار به وضع موجود عالم، بدون ظهورِ سرپرستی ولی خدا است. به نظر میرسد طبق شواهد قرآنی و روایی، محور فرهنگسازی باید در «آینده» باشد نه گذشته؛ آن هم آینده مطلوب الهی. لذا رفتار انسان نمونه الهی (انبیا و رسل و اهلبیت علیهم السلام )، مبتنی بر فرهنگی است که ریشه در آینده دارد.(1)
1) برای این منظور حداقل در چند نمونه میتوان به رفتار خوبانی چون ابراهیم7 [مریم: 43- طه: 135]، لوط7 [هود: 79-83]، یوسف7 [غیبت وی از یعقوب که مثالی از غیبت امامزمان[ است]، موسی7 [ابراهیم: 5]، و مُلک سلیمان7 (با ویژگیهایی شبیه به ویژگیهای ملک عظیم اهلبیت: در بعد از ظهور) [ص: 35-40]، در قرآن با توجه به احادیث اشاره نمود. جالب آنکه اهلبیت:، در تبیین وجه تسمیه «اولواالعزم من الرسل» به عنوان صاحبان عزم در میان خیل انبوه بشر، «عزم ایشان در قبال امامزمان[» را مطرح نمودهاند. (فثبتت العزیمة لهولاء الخمسة فی المهدی7) (بصائرالدرجات، ص70).
محیط جامعه و کارآمدی نظام اسلامی
طبیعی است که در جامعهای که ارزشهای اسلامی و الهی بر آن حکومت کند و زمامداران آن افرادی دیندار، متعهد و متخصص بوده و آن جامعه عاری از هرگونه جنگ و خونریزی، چپاول، دروغگویی و بیعدالتی باشد، بستر مناسبی برای رشد امید و امیدواری فراهم است. محیطی که در بهرهگیری از امکانات آن، تبعیض نباشد و امکان پیشرفت در سطوح مختلف برای قشرهای متفاوت جامعه فراهم شده باشد، تأثیر بسزایی در افزایش امید دارد.
در ایجاد، افزایش و تقویت امید و امیدواری عوامل مؤثر دیگری نیز با توجه و تأمل در آیات و روایات و سنت و سیره معصومان علیهم السلام قابل استنباط هستند که از میان آنها میتوان به «توبه و تضرع»، «مرور تجارب تلخ و شیرین گذشته و عبرت گرفتن»، «علم، آگاهی و معرفت دینی» و... اشاره کرد.
موانع امید و امیدواری
از منظر تعالیم اسلامی در نقطه مقابل عوامل ایجاد امید و امیدواری و زمینهساز آن، عواملی وجود دارد که مانع از امیدواری حقیقی افراد به رحمت الهی و آیندهای روشن میشود و به نوعی زمینه امیدها و آرزوهای واهی و کاذب دنیوی را فراهم میآورد. این موانع در حقیقت نشئت گرفته از فقدان عوامل امیدبخش حقیقی میباشد؛ عواملی که در رأس همه آنها ایمان و توکل به خدا و باور به روز جزا قرار داشته و عمده آنها در قسمت پیشین از نظرها گذشت.
با توجه به این مطلب، میتوان گمراهی و کفر و عدم توکل به خدا و ایمان
به روز جزا را به عنوان اصلیترین و سرمنشأ موانع امید و امیدواری ذکر کرد؛ چه اینکه وقتی انسان به کلّی از راه حق منحرف و گمراه گشت یا نسبت به پروردگار و نعمتهای بیدریغش کفران پیشه کرد، امیدی به هدایت و رسیدن به رحمت و درک فیوضات الهی پیدا نخواهد کرد. این مهم به روشنی از آیه 56 سوره حجر و آیه 87 سوره یوسف که گمراهی و ضلالت و همچنین در مرتبه بالاتر، کفر را به عنوان زمینه و عامل ناامیدی از رحمت خدا ذکر میکنند و ناامیدی را از صفات گمراهان و کافران میدانند، قابل دریافت است.
گناه یکی از اموری است که باعث ناامیدی، ناآرامی و بیهدفی در زندگی میشود؛ به خصوص زمانی که شخص، اصرار بر گناه داشته و به کرات مرتکب آن شود که این امر رفتهرفته باعث تیرگی دل و ناامیدی تدریجی میشود؛ زیرا فرد احساس میکند تمام راهها را بر روی خود بسته و دیگر راهی برای نجات ندارد. (ربانی، 1382: 22)
با توجه به محوریت ایمان و توکل به خدا، معادباوری و اعتقاد به روز جزا در خلق امیدواری و نقش جدی ایمان به مثابه سرمنشأ تمامی عوامل زمینهساز امید و امیدواری، میتوان نگاه اسلام به عوامل امیدواری حقیقی و صادق را در شکل ذیل خلاصه نمود؛ رویکردی که در آن جهانبینی توحیدی از نقشی بنیادین و محوری برخوردار بوده و انتظار فرج به مثابه مبدل و کانالی برای سایر عوامل امیدبخش و البته تقویتکننده آنها است:
فصل سوم: دادههای پژوهش
در فصل گذشته روشن شد که امید و امیدواری اجتماعی را میتوان به عنوان یکی از مؤلفههای جدی سرمایه اجتماعی مورد توجه قرار داد که همبستگی قابل توجهی با مؤلفههای دیگری چون اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی دارد. از دیگر سو، نقش رسانههای ارتباطات جمعی و در رأس آنها رادیو و تلویزیون بر تقویت امید و امیدواری به عنوان یکی از مؤلفههای مؤثر در سرمایه اجتماعی ضمن شرح کارکردهای متنوع رسانه شرح داده شد. در ادامه نیز مشخص گردید که تقویت سرمایه اجتماعی و به طور خاص امید و امیدواری از طریق رسانهها با تکیه و تأکید بر نظریه مسئولیت اجتماعی رسانهها، قابل تبیین است. علاوه بر این، رویکرد اسلام به مقوله امید و امیدواری و عوامل و بایستههای آن به طور مختصر با احصاء مؤلفههایی چون توکل، معادباوری، تقوا و مهدویت بیان گردید.
در فصل حاضر در ادامه تکمیل مفروضات به دست آمده در فصول پیشین و فهم و درک عمیقتر متغیرها و شاخصههای امید و امیدواری و نیز احصاء راهبردهای اصلی گسترش امید و امیدواری اجتماعی توسط رسانه ملی، با بهرهگیری از روش کیفی به جمعآوری و تحلیل دادهها خواهیم پرداخت. شیوه گردآوری اطلاعات نیز به کمک مصاحبه انجام خواهد شد.
روش کیفی
مفهوم روش کیفی، طیف گستردهای از روشهای پژوهشی را دربرمیگیرد. (ویمر و دومینیک، 1384: 159) منظور از تحقیق کیفی هر نوع تحقیقی است که یافتههایی را به دست میدهد که با شیوههایی غیر از روشهای آماری یا هرگونه کمی کردن کسب شده است. (استراوس و کوربین، 1385: 17) «تحقیق کیفی به مجموعه فعالیتهای بامعنایی اطلاق میشود که با هدف توسعه درک و فهم زندگی اجتماعی انسانها و کشف چگونگی ساخت معنا از سوی انسانها انجام میشود». (ایمان، 1388: 149)
اهداف عمده پژوهشهای کیفی، توصیف پدیدهها، تدوین فرضیه، درک روابط بین پدیدهها و فرآیندها و نهایتاً ایجاد نظریه میباشد. پژوهشگران کیفی به دنبال تحلیل استقرایی اطلاعات هستند، حال آنکه پژوهشگران کمی از تحلیل قیاسی استفاده میکنند. تحلیل اطلاعات کیفی نیاز به خلاقیت داشته تا اطلاعات خام را به اطلاعات معنیدار و منطقی دستهبندی نمایند. (ظهور و کریمی مونقی، 1382: 109)
در تحقیقات کیفی از روشهای مختلفی برای جمعآوری دادهها استفاده میشود: مشاهده، مصاحبه آزاد، نیمه آزاد و گروهی، فیلمبرداری، عکاسی، یادداشتبرداری در محیط، بررسی اسناد و پروندهها، حکایتها، داستانهای روزمره زندگی، تحلیلهای تاریخی، فیلمها، نوارهای ویدئویی، عکسها و روشهای دیگری که با استفاده از آن، امکان جمعآوری دادهها وجود داشته باشد. یک محقق ممکن است ترکیبی از روشهای فوق را در تحقیق کیفی خود مورد استفاده قرار دهد. (borg & gall, 2003: 102؛ به نقل از چابکی، 1391: 116)
مصاحبه؛ مصاحبه با متخصصان
مصاحبه از جمله روشهای کیفی گردآوری اطلاعات در علوم اجتماعی است. کانل و کان مصاحبه تحقیقاتی را بدین صورت تعریف مینمایند: «یک گفتوگوی دونفره که از سوی مصاحبهگر جهت کسب اطلاعات مربوط به پژوهش آغاز میگردد و توسط وی بر موضوعاتی متمرکز میشود که او برای دستیابی به هدفهای تحقیقی که شامل توصیف، پیشبینی یا توضیح منظم است به آنها نیاز دارد». (دلاور، 1374: 154)
مصاحبه استخراج و استنباط دادههای پژوهش از طریق پرسش از پاسخگویان است. مصاحبه کیفی تفاوت عمدهای با نوع کمی آن دارد. مصاحبههای ساختارمند و کمی، طبیعتی نیمهرسمی دارند و در پیمایشها با بهرهگیری از برنامه مصاحبه استاندارد به کار میرود. حال آنکه مصاحبههای کیفی، نیمهساختارمند، بیقاعدهتر و کمتر رسمی بوده و دارای جنبهای محاورهای و گفتوگویی است که تا حدی توسط راهنمای موضوعی از پیش موجودِ مصاحبهگر شکل گرفته و تاحدی نیز به وسیله دلمشغولیها و مسائلی که در خود مصاحبه پدیدار میگردند
(Bloor and Wood,2006: 104) قابلیتی که این نوع مصاحبه به لحاظ نفوذ عمیق و گسترده در واقعیتهای ذهنی مصاحبهشونده دارد، آن را به روشی برتر در مطالعات ارتباطی و دیگر علوم اجتماعی تبدیل کرده است. (لیندلف و تیلور، 1388: 223)
مصاحبه موقعیتی را فراهم میآورد تا شرکتکننده دیدگاه خود را به دنیا، آنطور که تجربه کرده و میکند، با استفاده از زبان و لغات خاص خود تشریح کند. مصاحبه هیچ قالب محدودی نداشته و شرکتکنندگان این
فرصت را مییابند که به راحتی درباره عمق تجربههای خود درباره موضوع مورد مطالعه بحث کنند. این روش کسب اطلاعات، به عنوان قلب تحقیقات کیفی شناخته شده است. (Holloway,2002؛ به نقل از عابدی، 1385: 70)
مصاحبهها انواع مختلفی دارند که میتوان به چند نوع مختلف آن اشاره کرد. از آنجا که در پژوهش حاضر بهرهگیری از روش مصاحبه جهت جمعآوری اطلاعات از سیاستگذاران و اندیشمندان حوزه دین، فرهنگ و رسانه، در راستای نیل به راهبردهای امیدبخشی رسانه ملی است، به نظر میرسد مصاحبه با متخصصان بسیار راهگشا باشد.
در مصاحبه با صاحبنظران، مصاحبهکننده دادهها را از اشخاصی جمعآوری میکند که دانش یا دیدگاه ویژهای دارند که از طریق دیگران قابل حصول نیست.» (گال و دیگران، 1386: 525) «موزر و ناگل (2002)، مصاحبه با متخصصان را نوعی مصاحبه نیمهاستاندارد میدانند که بر خلاف مصاحبههای زندگینامهنگارانه به مصاحبهشونده نه به عنوان یک (کل یا) شخص، بلکه به قابلیتش به عنوان متخصص در حوزهای خاص توجه میشود. متخصصان نه به عنوان یک مورد منفرد بلکه به عنوان نمایندگان یک گروه (از متخصصان خاص) در نمونه گنجانده میشوند». (فلیک، 1390: 183)
در این نوع مصاحبه، اهمیت راهنمای مصاحبه دوچندان بوده و راهنماها از کارکردی دوگانه برخوردارند. اول اینکه تدوین راهنمای مصاحبه در تحقیق موجب میشود که محققان در هیئت شنوندگانی بیاطلاع و فاقد صلاحیت ظاهر نشوند و در وهله دوم تضمین میکند که مصاحبه در میان موضوعات بیربط سردرگم نشود و اجازه میدهد تا فرد متخصص، مسائل و دیدگاههایش را در مورد موضوع فیالبداهه مطرح نماید. (فلیک، 1390: 184)
مراحل انجام مصاحبه
گال و دیگران مراحل هشتگانهای را برای به کار بستن مصاحبه در نظر گرفتهاند:
تبیین هدف تحقیق
انتخاب نمونه
طراحی شیوه و ساختار مصاحبه
تدوین سؤالات مصاحبه
انتخاب و آموزش مصاحبهگران
انجام یک تحقیق مقدماتی
انجام مصاحبههای اصلی
تجزیه و تحلیل دادههای به دست آمده. (گال و دیگران، 1386: 523)
موردکاوی
در این پژوهش به منظور استخراج و فهم متغیرها، عوامل و شاخصهای اصلی امید و امیدواری اجتماعی و راهبردهای گسترش آن از طریق رسانه ملی، نظریات و دیدگاههای صاحبنظران و متخصصان حوزه ارتباطات، فرهنگ و روانشناسی دریافت و مورد تحلیل قرار میگیرد. در این راستا با هفت نفر از این کارشناسان مصاحبه شده است که افراد مصاحبهشونده به شرح ذیل میباشند:
دکتر ایمانی، عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی.
دکتر ناصر باهنر، دانشیار دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام .
دکتر رضا پورحسین، دانشیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، رئیس شبکه مستند سیما.
حجتالاسلام علی جعفری، کارشناس رسانه، کارشناس گروه مطالعات فرهنگی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.
دکتر عبدالکریم خیامی، رئیس شورای نظارت و ارزیابی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران.
دکتر ابراهیم فیاض، عضو هیئتعلمی دانشکده علوم اجتماعی، گروه انسانشناسی.
دکتر مرتضی موسویان، رئیس مرکز علمی کاربردی رسانه و قائم مقام معاونت آموزش و پژوهش رسانه ملی.
پرسشهای مصاحبهها در راستای پاسخگویی به سؤالات پژوهش تنظیم شده و ازاینرو سؤالاتی همچون چیستی متغیرهای تأثیرگذار بر امیدواری اجتماعی، نشانههای جامعه امیدوار، عوامل امیدواری و موانع آن، ارزیابی کیفیت عملکرد صداوسیما، کیفیت شرایط موجود، فرصتها و تهدیدهای پیش رو و همچنین راهکارها و راهبردهای پیشنهادی جهت بسط امیدواری اجتماعی در رسانه ملی، پرسشهای اساسی مصاحبهها را تشکیل میدهد.
روشن است که تحلیل دادههای حاصل از مصاحبه، به سازوکار تحلیلی روشمند و منسجمی نیاز دارد. ازاینرو در تحلیل دادههای بهدستآمده از هفت مصاحبه انجامگرفته، بسیار تلاش شده تا مشابه نوعی روش تحلیل موضوعی و تحلیل مضمون موسوم به «تحلیل تماتیک» عمل شود و روند تحلیل هرچه بیشتر به این روش نزدیک شود.
«تحلیل تماتیک عبارت است از تحلیل مبتنی بر استقرای تحلیلی که در آن، محقق از طریق طبقهبندی دادهها و الگویابی دروندادهای و بروندادهای، به یک سنخشناسی تحلیلی دست مییابد. این نوع تحلیل در وهله اول به دنبال الگویابی در دادهها است. زمانی که الگویی از دادهها به دست آمد، باید حمایت تمی یا موضوعی از آن صورت گیرد. به عبارتی مضامین از دادهها نشئت میگیرند. (محمدپور، 1390: 66 و 67)
ولکات، طرح تماتیک سادهای ارائه نموده که بر اساس آن، فرایند تحلیل دادهها دارای سه مرحله عمومی توصیف، تحلیل و تفسیر میباشند. توضیح آنکه در مرحله توصیف، دادهها در یک نظم و پیوستار زمانی قرار میگیرند که این نظم میتواند بر اساس نظر محقق در تحقیق باشد. در مرحله تحلیل، دادهها، سازماندهی، تنظیم و مقولهبندی میشوند و در مرحله تفسیر نیز تفسیرهای اصلی صورت میگیرند. (همان: 68 و 69)
در ادامه تلاش شده تا مصاحبههای انجامشده، مشابه این روش مورد تحلیل قرار گیرند. به این صورت که در وهله اول، سعی بر آن بوده که حتی المقدور در قالب یک جدول گام اول و دوم که توصیف و تحلیل دادهها است، طی شود. در ستون اول گزیده دادههای مصاحبهها و نکات کلیدی آن، به منظور آغاز کدگذاری انتخاب و درج گردیدهاند و در ستون دوم، با استخراج مضامین اصلی، دادهها سازماندهی و تنظیم گردیده و در نهایت در آخرین مرحله که تفسیر دادهها است، ضمن دستهبندی تمهای استخراجشده ذیل مقولات کلان، ارتباط میان آنها تشریح شده و مواضع اصلی نسبت به موضوع پژوهش مشخص خواهد شد.
دکتر ایمانی:
جملات کلیدی
مفاهیم و مضامین اصلی
نشانههای امید و امیدواری را باید در رفتارها، حرکات و سکنات مردم مشاهده کرد و هنگامی که میبینیم مردم با شور و اشتیاق تلاش و حرکت میکنند، این نشانگر امید است. پس یکی از متغیرهای امیدواری، تلاش و کوشش اجتماعی است. پویایی، شور و شادابی، انگیزه فعالیت برای کسب، انجام کارها به صورت خوب و... از نشانههای جامعه امیدوار است.
رفتار مردم گویای امیدواری ایشان.
تلاش و کوشش اجتماعی یکی از متغیرهای امیدواری.
پویایی، شور و نشاط، انگیزه فعالیت برای کسب روزی و انجام امور به صورت مطلوب از نشانههای جامعه امیدوار.
نگاه به آینده به صورت مثبت از دیگر متغیرهای امیدواری است. صحبت از آینده خوب و انتظار آن، حکایت از امیدواری دارد. سند چشمانداز میتواند مصداق مهمی برای این امر باشد.
نگاه مثبت به آینده از متغیرهای امیدواری.
اعتقادات و باورهای دینی نقش جدی در امیدآفرینی دارند. هر چقدر که باورهای اعتقادی در فرد ضعیفتر باشد، حالت نومیدی در رفتارهای وی بیشتر جلوهگر است؛ چه اینکه طبق اعتقادات ما، آن کس که نور امید را در دلها میتاباند، خداوند است. در قرآن داریم که لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ؛ هرگز از رحمت خداوند نومید نشوید. کسی که اهل توکل هست و وظایفش را هم به خوبی انجام میدهد، نگران فردا نیست. پس یکی از نشانههای اصلی جامعه امیدوار، ایمان است.
اهمیت و نقش جدی اعتقادات و باورهای دینی در امیدآفرینی.
توکل و ایمان به خدا از نشانههای جامعه امیدوار.
ایفای نقشها در جامعه به صورت فعال از علائم امیدواری است. فاکتور دیگری که در ارتباط با ناامیدی مطرح است، کاهش همبستگی اجتماعی(1)و انشقاق است. همچنین میتوان از گسترش انحرافات اجتماعی یاد کرد. سرعت یافتن و شدت گرفتن انحرافات اجتماعی در جامعه میتواند باعث ناامیدی و کاهش امیدواری اجتماعی گردد.
ایفای نقشهای اجتماعی به صورت فعال از نشانههای
1) Social solidarity.
امیدواری.
کاهش همبستگی اجتماعی از عوامل نومیدی.
گسترش انحرافات اجتماعی از عوامل نومیدی.
کاهش نظم اجتماعی،(1)افزایش اصطکاکهای اجتماعی، تضعیف هنجارهای جامعه و عدم پایبندی به ارزشها، از جمله عواملی است که به کاهش رضایت اجتماعی و در نهایت نومیدی منجر میشوند.
عوامل کاهش رضایت اجتماعی و به دنبال آن ایجاد ناامیدی:
کاهش نظم اجتماعی
افزایش اصطکاکهای اجتماعی.
تضعیف هنجارهای اجتماعی و عدم پایبندی به ارزشها.
قرار گرفتن گروههای مرجع در خارج از یک کشور به صورت وسیع و وسعت یافتن تغییرات هنجاری نیز در گسترش فضای ناامیدی تأثیرگذار است.
تغییرات هنجاری وسیع و همچنین قرارگرفتن گروههای مرجع در جبهه مقابل از عوامل ناامیدی در مردم.
افراد متخصص میبایست در مورد نحوه اداره صداوسیما نظر بدهند. باید گروههای مختلف تخصصی در حوزههای مختلف از قبیل اقتصاد، سیاست، معارف و... در صداوسیما وجود داشته باشد که در آن از نظریات و آراء کارشناسان متخصص بهره گرفته شود.
بهرهگیری از افراد متخصص در بخشهاو گروههای مختلف صداوسیما.
صداوسیما باید به صورت فعال با مردم در تماس باشد و مدام وضعیت برنامهها را از طریق نظرسنجی از مردم بررسی کند و نظریات مردم
1) Social order.
را در زمینههای مختلف، پیش از تولید برنامه، حین و پس از آن دریافت. به طوری که مردم حضور جدی خود را در رسانه احساس کنند.
برنامههای تعاملی نقش جدی در این زمینه ایفا میکنند
ارتباطات مستمر دوسویه با مردم و گسترش فضای تعاملی.
صداوسیما هنوز در برخی مناطق از پوشش لازم برخوردار نیست. مثلاً امکان دریافت برخی شبکههای رادیویی در برخی جاها وجود ندارد. شبکههای رادیویی زیاد شدهاند، ولی از پوشش گسترده و کافی برخوردار نیستند.
فقدان پوشش لازم شبکههادر برخی از مناطق از نقاط ضعف صداوسیما.
مجریان و کارشناسان برنامهها افرادی از جنس مردم و درگیر با مسائل روزمره ایشان باشند. افرادی معتقد به مبانی دینی و آرمانهای انقلاب اسلامی باشند. نسبت به نظام جمهوری اسلامی متعهد باشند و از لحاظ علمی از شایستگی کافی برخوردار باشند. پس افراد باید، هم از لحاظ اخلاقی و اعتقادی و هم از نظر مهارتهای تعامل با مخاطب، از پتانسیل بالایی برخوردار باشند.
پس افراد باید، هم از لحاظ اخلاقی و اعتقادی و هم از نظر مهارتهای تعامل با مخاطب، از پتانسیل بالایی برخوردار باشند.
مردمی بودن صدا و سیما.
ویژگیهای اصحاب رسانه:
افرادی از جنس مردم و درگیر با مسائل روزمره ایشان.
معتقد به مبانی دینی و متعهد به آرمانهای انقلاب اسلامی (شایستگیهای اخلاقی و اعتقادی).
برخورداری از تخصص و شایستگیهای علمی.
بهرهمندی از مهارتهای ارتباطی و تعامل با مخاطبان.
پرداختن به آداب و رسوم بومی و مشکلات روزمره مردم و در مجموع درگیر شدن هر چه بیشتر با واقعیتهای زندگی روزمره مردم کمک شایانی به گسترش امیدواری میکند.
درگیر شدن هر چه بیشتر با واقعیتهای زندگی روزمره مردم:
پرداختن به مشکلات و مسائل روزمره.
پرداختن به آداب و رسوم بومی.
صداوسیما باید به مشکلات و خلأهای خود هم اشاره کند و به مردم طوری القا نشود که رسانه هیچ مشکلی ندارد.
ضرورت توجه به خودارزیابی صداوسیما و پذیرش اشتباهات و پرداختن به خلأهای خود جهت جلب اعتماد مردم.
نقشهای مذهبی که در فیلمها و سریالهای صداوسیما در نظر گرفته میشود، باید به بازیگرانی داده شود که سنخیتی با نقش مورد نظر داشته باشند و فردی که این نقشها را عهدهدار میشود، رفتارها و نقشهای متناقض و متعارضی با آنها را از خود بروز ندهد. باید در این زمینه هم صداوسیما هر چه بیشتر به واقعیت نزدیک باشد. طوری نباشد که مردم هنگامی که با چهره واقعی افراد درگیر در کار رسانه مواجه شوند، فردی مخالف با آنچه که در رسانه شاهد بودند، بیابند.
نزدیک شدن به واقعیات زندگی مردم.
ضرورت توجه به کیفیت و نحوه بهرهگیری از هنرمندان در نقشهای مختلف، توجه به عدم ظهور و بروز رفتارها و نقشهای متعارض که مخاطب را دچار سردرگمی و وی را از واقعیات جدا میکند.
مردم نباید میان زندگی خود و آنچه در رسانه مشاهده میکنند، فاصله چشمگیری را شاهد باشند. گاهی نمایش رفاه زیاد ممکن است به ناامیدی منجر شود. زندگی اقشار مختلف باید در صداوسیما به تصویر کشیده شود.
قرابت هر چه بیشتر برنامهها با زندگی مردم.
بازنمایی زندگی اقشار مختلف در رسانه.
نحوه صحبت کردن مجریان و دستاندرکاران صداوسیما نیز باید امیدوارانه باشد نه یأس آلود. در این راستا باید از کارشناسان، علما، وعاظ و متخصصانی دعوت شود که کلامشان بوی امید میدهد.
ضرورت توجه به شیوههای ارتباطی امیدبخش و بهرهگیری از کارشناسان و وعاظی که بیانی امیدوارکننده دارند.
باید در رسانه ملی مفهوم امید و امیدواری حقیقی و تفاوت آن با امیدهای کاذب و اوهام مشخص شود.
لزوم شناخت و روشن نمودن مفهوم صحیح امید و امیدواری و
تمایز آن از امیدها و اوهام کاذب.
دکتر باهنر:
جملات کلیدی
مفاهیم و مضامین اصلی
در استعمار جدید و خاصه از زمان جنگ سرد، رسانهها نقشی محوری یافتند. یکی از شیوههای استعمار جدید و نفوذ در افکار عمومی کشورهای هدف از طریق رسانهها، امیدزدایی و ایجاد یأس و ازخودباختگی است.
رسانهها ابزار نوین استعمار از طریق ایجاد یأس و نومیدی.
بخش مهمی از امیدآفرینی در جریان ارتباطات شفاهی و رسانههای سنتی صورت میپذیرد. ارتباطات رودررو، گروههای مرجع و... نقش مهمی در این میان ایفا مینمایند. راهبرد همگرایی به عنوان راهبرد محوری در این راستا باید مورد توجه قرار گیرد. به این صورت که رسانههای سنتی و جدید بتوانند مکمل یکدیگر باشند و در مجموع در یک جریان وحدتگرا اهداف دینی را تعقیب کنند.
ارتباطات شفاهی و رسانههای سنتی یکی از بسترهای عمده امیدآفرینی.
ضرورت همگرایی رسانههای سنتی و رسانههای جدید در جهت تحقق اهداف دینی.
رسانه ملی باید جریان امیدزایی را در ارتباطات شفاهی و سنتی مردم، رصد نماید. این رصد از طریق انجام تحقیقات و پژوهشهای متعدد میتوانند تحقق پیدا کند. صداوسیما باید با رصد و شناخت کیفیت مکانیزم امیدزایی در چارچوب ارتباطات و تعاملات روزمره مردم و ارتباطات سنتی ایشان، اقدام به سیاستگذاری و برنامهریزی در این عرصه نماید.
رصد ساز و کار امیدآفرینی در جریان ارتباطات روزمره و سنتی مردم:
انجام تحقیقات و پژوهشهای متعدد.
سیاستگذاری و برنامهریزی منسجم رسانهای در تعامل با رسانههای سنتی در جهت تقویت
امیدواری.
دکتر پورحسین:
جملات کلیدی
مفاهیم و مضامین اصلی
امید حالتی است که یک جزء شناختی دارد و یک جزء عاطفی هیجانی. وقتی انسان در حالتی قرار گیرد که نسبت به آینده خوشبین و آن را با اهدافش منطبق بداند، در فرایندی قرار میگیرد که به آن امید میگویند. اینکه گفته میشود امید از جزئی شناختی برخوردار است، به این معنی است که بسیاری از حالتهای امیدبخش ناشی از پردازشهای اطلاعاتی است و بستگی به نوع شناخت انسان دارد. ممکن است کسی در موقعیتی قرار گیرد و امیدوار گردد و دیگری در همان موقعیت به حسب نوع شناختی که دارد، امیدوار نگردد. جزء عاطفی هیجانی زمانی است که انسان از وضعیتی ناراضی است و به آن امید ندارد و از وضعیتی دیگر لذت میبرد و از آن راضی است. یعنی همان حالت رضایت یا عدم رضایت.
در ادبیات روانشناسی امید همواره ناظر به آینده و رسیدن به اهداف است. هر چقدر فرد به اهداف نزدیکتر شود، امیدوارتر میباشد.
برخورداری امید از دو جزء شناختی و هیجانی.
اهمیت جزء شناختی و پردازشهای اطلاعاتی در تلقی انسانها از حالتهای امیدبخش.
میزان امید و امیدواری افراد به اهداف، آینده و روزگاری که در آن به سر میبرند در جامعهای که در آن سلامت، امنیت و آموزش در سطح بالا بوده، مردم مشکل معیشت نداشته و آزادی و حرمت انسانها حفظ شود، بالا میباشد. اینها از جمله شاخصهای اصلی جامعه امیدوار هستند که برایند بالای آنها حکایت از سطح بالای امیدواری دارد.
شاخصهای اصلی جامعه امیدوار:
سلامت
امنیت
آموزش
معیشت مقبول
حفظ آزادی و حرمت انسانها
زمانی که امیدواری در سطح فرد است، علاوه بر شاخصهای عمومی، شاخصهای فردی هم اضافه میشوند. فرهنگ یا خردهفرهنگی که فرد در آن قرار گرفته، به علاوه خانواده و اعتقادات فردی در امید و امیدواری وی تأثیر قابل ملاحظهای دارد.
شاخصهای فردی امیدواری:
فرهنگ یا خرده فرهنگ و خانواده، اعتقادات فردی.
به لحاظ روانشناختی هرگاه انسان در فضایی قرار گیرد (چه فردی، چه اجتماعی و ارتباطاتی) که در این فضا دچار تردید و درماندگی آموخته شده گردد، شاخص امید در او کاهش خواهد یافت. مانعها بر سر راه فرد به خودی خود ایجاد ناامیدی نمیکنند. تردیدهایی که تداوم یافته و ایجاد درماندگی آموخته شده مینمایند، نقشی اساسی در نومیدی دارند.
تردید تداوم یافته و درماندگی آموخته شده عامل ناامیدی.
مکانیزمی که موجب درماندگی آموختهشده در فرد میشود، تعارض(1)است. به این معنی که تردیدها آنقدر شدت و گسترش مییابند که فرد در یک فضای پرتعارض دچار درماندگی میگردد.
تعارض یکی از عوامل جدی ناامیدی در فرد.
تعارض در یک جامعه حاکی از آن است که نظام ارزشی آن جامعه، نظام منسجمی نیست و نظام تشویقی و تنبیهی آن از انسجام لازم برخوردار نیست. مثلاً در جامعه ما امری برای یک عده میتواند خوب و برای عدهای دیگر بد تلقی شود. تکلیف مردم با بسیاری از امور، هنوز معلوم نیست. وقتی تکلیفِ خیلی چیزها روشن نشود، جامعه نظام ارزشی واحدی پیدا نخواهد کرد و افراد دچار تعارض میشوند. تعارض نوعی آشفتگی اجتماعی ایجاد خواهد نمود که نتیجه آن کاهش شاخص امید در جامعه است.
فقدان انسجام نظام ارزشی جامعه و نظام جزا و پاداش از عوامل
1) Conflict.
اساسی.
تعارض( آشفتگی اجتماعی( کاهش امیدواری در جامعه.
در زمینههای فردی هم هر چقدر انسان احساس کند که تکلیفش با خود و جامعهاش مشخص است و مسیر کاملاً هموار و موانع روشن میباشد، میزان امید وی نسبت به رفتن از نقطهA به B بیشتر خواهد بود.
مشخص بودن مسیر و افق آینده از عوامل امیدواری.
رسانهها از نقشی ابزاری در این راستا برخوردارند. رسانههای معارض با گسترش تعارض و تردید موجب کاهش امیدواری در جامعه میگردند.
گسترش تعارض و تردید ابزارهای اصلی رسانه سلطه در جهت کاهش امیدواری اجتماعی.
یکی از چیزهایی که برای هر فرد در هر جای دنیا آرامشبخش است، هویت میباشد. همه انسانها از یک نوع احساس هویت برخوردارند. هر انسان یک هویت واقعی و یک هویت آرمانی دارد. هنگامی که این دو به یکدیگر نزدیک باشند، فرد از زندگی بهتر و راحتتری برخوردار خواهد بود.
نقش اساسی هویت در آرامش روانی.
نزدیکی هویت واقعی و آرمانی فرد به عنوان یکی از عوامل بسترساز آرامش و امیدواری.
یکی از کارهای رسانهها این است که میان هویتها فاصله انداخته یا یکی از آنها را خدشهدار کرده یا برمیدارند. به تعبیری، یا هویت واقعی یا هویت آرمانی را مورد هجمه قرار میدهند. مثلاً یا وی را نسبت به خود آرمانهایش دچار تردید میکنند یا فرد را در دستیابی به هویت آرمانی دچار تردید نموده و در او القای ناتوانی در رسیدن به هویت آرمانی مینمایند. (تخریب هویت واقعی) خدشهدار کردن اصول، باورها و ارزشهای آرمانی فرد و بیاعتماد کردن فرد به خودش در بالقوه نمودن هویت واقعیاش از عوامل کاهش امید و امیدواری است.
ایجاد تردید نسبت به هویت واقعی و آرمانی (خدشهدار کردن اصول،
باورها و ارزشها و بیاعتماد نمودن فرد نسبت به تواناییهایش) از تکنیکهای رسانهها در تضعیف امیدواری اجتماعی.
تردید و تعارض خاصه در جایی که پای هویت فرد و در سطح کلان آن هویت و شخصیت جامعه در میان باشد، موجب صدمه به امید در جامعه میشود. رسانهها هم دقیقاً همین مسئله را مورد توجه قرار میدهند.
تردید و تعارض در هویت فرد و جامعه از عوامل اساسی بسط ناامیدی در جامعه.
عمده کارهای نمایشی و غیرنمایشی رسانههای مهاجم با این هدف صورت میگیرد که با بهرهگیری از ابزار و قالب تلویزیونی و رادیویی فرد را دچار تردید و وی را در آن چیزی که هست دچار شک کنند. و عدم اعتماد به نفس او به منزله اخذ هویت واقعیاش میباشد. جنگ با آرمانها و هویت فرد همان جنگ نرم است و به لحاظ روانی یعنی فرد را در حالت التهاب و تردید قرار دادن نسبت به هویتش.
جنگ با آرمانها و هویت فرد و ایجاد تردید نسبت به هویت، راهبرد اصلی رسانههای مهاجم در گسترش ناامیدی.
طبیعتاً عوامل داخلی هم با همین مکانیزم وارد میشوند. به عنوان مثال میتوان از سیاهنماییهای متعدد یاد کرد. سیاهنمایی به معنای بیان مشکل نیست. برجسته نمودن بیش از حد مشکلات در اذهان افراد و نمایش غیرواقعی از آنها، فرد را دچار نومیدی خواهد نمود. به همین دلیل با تکرار سیاهنماییها، فرد را در وضعیتی قرار میدهند که میزان پردازش اطلاعات وی نسبت به موقعیتهای اجتماعیاش، لزوماً غلط خواهد بود و بالطبع دچار نومیدی خواهد شد.
سیاه نماییهاو برجسته نمودن بیش از حد مشکلات و نمایش غیرواقعی آنها از عوامل جدی
نومیدی.
خلأ جدی یک ارزیابی واقعی از شرایط موجود در جامعه احساس میشود.
فقدان ارزیابی واقعی و دقیق از شرایط موجود جامعه.
صداوسیما از چهار جهتگیری کلی برخوردار است که مقام معظم رهبری آن را تبیین نمودهاند: امید، اخلاق، آگاهی و دین. به عبارتی در نگاه حداقلی مجموع برنامههای رادیو و تلویزیون نباید خدشهدارکننده این چهار مؤلفه باشد و در نگاه حداکثری تمامی برنامهها باید مشحون از این چهار عنصر باشد. مجموعه برنامهریزیهای پنجساله سازمان بر مبنای این چهار عنصر دیده شده و ملاک ارزیابیها و نظارتهای سازمان هم همین چهار مورد است.
توجه به چهار مؤلفه اصلی امید، اخلاق، آگاهی و دین و محوریت آنها در تمام برنامهها، سیاستهاو ارزیابی آنها.
مشکلی که در این میان وجود دارد این است که تلقی افراد از امید و امیدواری و آگاهیبخشی متفاوت است. یعنی گاهی یک بیننده، برنامهای را امیدبخش مییابد، درحالیکه بینندهای دیگر نظری خلاف آن را دارد. نوع تلقی و نگرش افراد رسانه هم نسبت به این چهار مؤلفه متفاوت
است. به همین دلیل بهترین کار این است که اصحاب رسانه حول این چهار محور، همفکری نموده و به اشتراک معنی دست یابند. ما در برداشت از این مفاهیم نباید کمترین تعارض را داشته باشیم. این آسیبی است که وجود دارد.
تلقیها و برداشتهای مختلف افراد از امید و امیدواری از موانع گسترش آن.
لزوم هماندیشی اصحاب رسانه حول مفهوم امید و امیدواری و دستیابی به اشتراک معنی.
مجموعاً با توجه به نهادهای موجود در کشور، رسانه ملی در برپا نمودن امید، آگاهی، اخلاق و دین موفقتر عمل نموده است. ضعف آنجا است که ما نتوانیم این چهار عنصر را ترجمه رسانهای نموده و به برنامه تبدیل کنیم. مشکل در ترجمه و برگردان یک مبنای نظری به یک کار عملیاتی رسانهای است.
عدم ترجمه و برگردان صحیح مبانی نظری امید و امیدواری به یک کار عملیاتی رسانهای یکی از ضعفهای موجود رسانه در گسترش امید و امیدواری.
مشکلات ما مقداری نظری، مقداری تکنولوژیکی و مقداری از آن هم به کیفیت بهرهگیری از هنر برمیگردد. نیروی انسانی کافی برای برگردان این چهار مؤلفه (امید، آگاهی، اخلاق و دین) به عرصه نمایش کم است.
مشکلات و ضعفهای موجود:
ضعفهای تئوریک و نظری.
ضعف تکنولوژیکی.
کیفیت بهرهگیری از هنر.
کمبود نیروی انسانی متخصص در برگردان مبانی نظری به عرصه نمایش.
قدرت فراگیری رسانه ملی فرصتی بزرگ برای آن است. رسانه ملی باید ظرفیتهای خود را به طور دقیق بشناسد. ظرفیت و استعداد رسانه ملی بیش از آن چیزی است که هماکنون مورد استفاده قرار میگیرد.
فراگیری رسانه ملی به مثابه ظرفیتی جدی.
ما در کشوری زندگی میکنیم که به لحاظ فرهنگی بسیار غنی است. این غنای فرهنگی و به خصوص فرهنگ دینی و تربیتی میتواند در آگاهیبخشی و امید دادن به افراد مؤثر باشد. رسانه ملی میتواند مبانی نظری حرکت در جهت تحقق این چهار عنصر را بیشتر کاوش نماید.
غنای فرهنگ دینی و تربیتی به مثابه فرصت در جهت
آگاهیبخشی و امیدآفرینی.
رسانه ملی از مراکز تحقیقاتی خوب و افراد متخصص و باسوادی برخوردار است. مدیریت آن در مجموع مدیریت خوبی است. تجهیزات رسانهای ما تقریباً با بهترین تجهیزات روز دنیا برابری میکند. لازم است که این موقعیت را کانالیزهتر و هدفمندتر در جهت تحقق این چهار عنصر به کار بگیریم و این محقق نمیشود مگر اینکه ما ابتدا تکلیف خود را با بعضی مفاهیم در مبانی نظری روشن کنیم.
نقاط قوت رسانه ملی:
وجود مراکز خوب تحقیقاتی
برخورداری از افراد متخصص
تجهیزات قابل قبول.
لزوم توجه جدی به مبانی نظری.
رفتارهای دینی و معنویت، امیدآفرین است. در تعالیم دینی توکل و واسپاری و تفویض امور به خدا را داریم که اینها نشانه این است که فرد به آنچه میخواهد اتفاق بیفتد امیدوار است و آن را خیر میبیند، حتی اگر به ظاهر از آن کراهت داشته باشد.
نقش اساسی و جدی معنویت و توکل به خدا در امیدبخشی.
معنویت که در ادبیات غربی از آن یاد میشود، یک معنویت کلیسایی است و با معنویتی که منظور ما است، تفاوت دارد. در معنویت ما مناسک متعددی وجود دارد. خشوع در برابر خدا در حال نماز وجود دارد، مفهوم انتظار، مفهوم توکل، شفاعت و... از جمله مفاهیم کلیدی امیدآفرین در معنویت شیعی است.
تفاوت جدی معنویت در اسلام با مفهوم غربی و کلیسایی آن.
معنویت اسلام، معنویتی مناسکی و همراه با عمل.
خشوع در برابر خدا، توکل، انتظار، شفاعت و... از جمله مفاهیم
امیدآفرین در معنویت شیعی.
ما باید رفتارهای دینی را به عنوان شاخصهای اصلی امیدواری مطرح کنیم که لازمه تحقق چنین امری، کثرت فعالیتهای پژوهشی و تحقیقاتی و گسترش ادبیات موجود در این زمینه است. عرضه این ادبیات در مجامع بینالمللی و مراکز برنامهریزی نیز در این راستا امری ضروری است. باید نگاه استراتژیک داشت و در مراکز استراتژیک دنیا حضور پیدا کرد تا بتوان مفاهیم خود را در برنامهریزیها دخالت داد.
لزوم طرح رفتارهای دینی به عنوان شاخص اصلی امید:
گسترش ادبیات موجود در این زمینه با انجام فعالیتهای علمی و پژوهشی.
عرضه ادبیات معنویتگرای شیعی در مجامع بینالمللی و مراکز برنامهریزی.
لزوم برخورداری از نگاه استراتژیک.
بهترین راهبرد، توجه دادن مردم به نقطه بعدی است. هنگامی که در سطح کلان کشور چیزی به عنوان چشمانداز مطرح میشود، نفس چشمانداز جدای از اینکه چه محتوایی دارد یا اینکه امکان رسیدن به آن وجود دارد یا خیر، امیدآفرین است. وقتی افراد بدانند که به نقطه دیگری که کاملاً تعریف و تصریح شده میروند، امید پیدا میکنند.
رسانه ملی باید در جهت توجه دادن مخاطبان به چشمانداز و به فردای تصریح و تعیینشده و مشخص تلاش نماید. اگر مردم بدانند که به کجا میخواهند بروند و مقصدشان چیست، مشکلات مسیر را هم تحمل خواهند کرد.
ترسیم چشمانداز مهمترین راهبرد در امیدآفرینی/ لزوم توجه دادن مخاطبان به فردای مشخص و روشن.
اینکه در کشور چه کارهایی انجام شده، امور تا چه حد پیش رفته و در حال پیمودن چه مسیری هستیم و نهایتاً به کجا میخواهیم برویم، به وضوح برای مخاطبان مشخص نیست و حق مطلب هنوز ادا نشده است. هر چقدر ما فعالیتهای صورتگرفته و آینده روشن پیش رو را برجستهتر و بروز بیشتری دهیم، زمینه امیدواری بیشتر فراهم خواهد شد. هنگامی که مخاطبان در برابر یک سری از کارهای عظیم انجامشده و آیندهای روشن و مشخص قرار گیرند، قطعاً امیدوار خواهند بود؛ حتی اگر در حال حاضر سختی بکشند. ترسیم سند چشمانداز و افق 1404 ایران اسلامی، امید و امیدواری را افزایش داده است. باید نقطه نقطه مسیر در جهت دستیابی به آرمان کلی مشخص و تعیین شود. پس صرفاً نباید به بیان یک افق کلی دوردست اکتفا نمود. نقطهگذاری و نشان دادن علائمی که ما به سمت آنها در حال حرکت هستیم، بسیار مهم است.
برجسته نمودن هرچه بیشتر فعالیتها و کارهای عظیم صورت
گرفته و ترسیم گام به گام مسیر و آینده پیش رو.
حجتالاسلاموالمسلمین جعفری:
جملات کلیدی
مفاهیم و مضامین اصلی
توسعه فرهنگ زندگی از مهمترین متغیرهای امیدآفرینی و ضامن آن در جامعه است. حفظ نظام زندگی در جامعه ایران از اهمیت بالایی در این مسیر برخوردار است. جامعه امیدوار جامعهای است که در آن زندگی به معنای واقعی در جریان باشد. ازدواج، فرزندآوری، رفاه نسبی، مودت و رحمت و... را نیز میتوان ذیل زندگی مورد توجه قرار داد.
توسعه فرهنگ زندگی و حفظ نظام زندگی.
در جریان بودن زندگی به معنای واقعی و در تمام شئون آن، مشخصه اصلی جامعه امیدوار.
باید مفهوم ولایت را به عنوان بخشی از زندگی توسعه داد. فرهنگ ولایت و ولایتپذیری مادر امید و امیدواری در کشور است. ولایت به مفهوم درهمتنیدگی امام و امت و به دنبال آن، اخوت و برادری و همبستگی مسلمانان است. هرچه مودت و ولایت را از خانواده گرفته تا سطح کلان اجتماعی تخریب کند، موجبات کاهش امید و امیدواری را هم فراهم میآورد.
نقش جدی ولایت در امیدآفرینی
لزوم توسعه و بسط فرهنگ ولایت و ولایتپذیری در زندگی.
بیتوجهی به ولایت و مودت و کمرنگ شدن آن در جامعه از عوامل نومیدی.
مردم باید با صداوسیما زندگی کنند و مدام از آن پیام نگیرند. مدل ارتباطی صداوسیما باید مدلی آیینی باشد و از مدل انتقال پیام یا جلب توجه عبور کند. صداوسیما در وهله اول باید بخشی از زندگی ما باشد. برای مثال سریالهایی همچون سریال پزشک دهکده که با زندگی روزمره مردم سروکار دارد، در فضای جامعه غربی سریال خوبی است.
لزوم زندگی محور بودن صداوسیما (بخشی از زندگی مردم).
توجه به مدل آیینی.
برنامههای تلویزیونی باید بخشی از زندگی ما باشند و فضای صداوسیما نباید بریده از زندگی مردم باشد. اساساً باید فضای سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی در صداوسیما رواج پیدا کند، نه سبک زندگی هنری ـ امنیتی. فضای اداری سازمان باید جوانگرا باشد. باید مردم نشانههای زندگی و رویش و جوانه زدن را از صداوسیما شاهد باشند.
توجه جدی به سبک زندگی بومی اسلامی ـ ایرانی در صداوسیما و پرهیز از سبک زندگی هنری و امنیتی.
بهرهگیری از نیروهای جوان پرطراوت و بانشاط در فضای اداری سازمان.
دکتر خیامی:
گزیده مصاحبهها و جملات کلیدی
مفاهیم و مضامین اصلی
مقوله امید و امیدواری قرابت زیادی با مفهوم جدید سرمایه اجتماعی دارد. سرمایه اجتماعی هم چند مؤلفه اصلی دارد که یکی از آنها مفهوم اعتماد است که انواعی از قبیل اعتماد مردم به حاکمیت، حاکمیت به مردم، پارههای حاکمیت به یکدیگر، اعتماد گروهها به یکدیگر و... را دربرمیگیرد.
در کنار اعتماد، مشارکت اجتماعی اهمیت فوقالعادهای دارد. مشارکت اجتماعی با یکی دو پله یا واسطه به راحتی به امید و امیدواری اجتماعی منجر میشود. هرچه مشارکت اجتماعی بیشتر باشد، افراد خود را سهامدار آینده دانسته و ازاینرو همراهی میکنند. همراهی حتی در وضعیتهای دشوار اقتصادی امیدبخش است. مشارکت همدلی میآورد و همدلی موجب امیدواری است.
مشارکت اجتماعی نسبت به اعتماد از اولویت بیشتری برخوردار است؛ زیرا بخشی از اعتماد از طریق مشارکت اجتماعی شکل میگیرد.
قرابت امید با سرمایه اجتماعی و مؤلفههای آن از قبیل اعتماد و مشارکت اجتماعی.
اولویت بالای مشارکت اجتماعی و همدلی.
ما در مجموع جامعه امیدواری هستیم (اعتراضات اجتماعی، مشارکت مردم و... خود گویای این امر است) ولی این امیدواری هنوز به سطح مطلوب و بالای خود نرسیده است. توسعه و پیشرفت نامتوازن و به عبارتی پیشرفت کاریکاتوری یکی از عوامل این امر است. هنگامی که توسعه نامتوازن باشد، تمدن ما با فرهنگمان دچار ناسازگاریی میشود. مجموعههای ناموزونیها و ناسازگاریها میتواند زمینه ناامیدی را فراهم آورد که بخشی از این مسئله ناشی از کوتاهیهای موجود در داخل است و بخشی هم از سوی قدرتهای بینالمللی و نظام جهانی تحمیل میشود. توسعه نامتوازن در مورد رسانهها هم صادق است (تغییرات اجتماعی بالا)، ناموزونی در توسعه و ناسازگاریهای بالا که دامنگیر رسانهها هم میشود و رسانه هم از این فضا متأثر میشود؛ چه اینکه رسانهها همشکل جامعه خودشان و بازتابدهنده آن هستند.
توسعه نامتوازن و ناسازگاری و ناموزونی در تغییرات، از موانع اصلی امید و امیدواری اجتماعی.
متأثر شدن رسانه از فضای اجتماعی (ناسازگاریها، تغییرات، ناموزونیها و...)
عدم تعامل صحیح و پویای نهادهای اجتماعی با یکدیگر به تدریج زمینه بینظمی اجتماعی و به دنبال آن نومیدی را فراهم میکند.
ضرورت همگرایی نهادهای اجتماعی جهت جلوگیری از بینظمی اجتماعی.
مهمترین نقطه قوّت صداوسیمای جمهوری اسلامی، استقلال آن از سایر ساختارها و زیر نظر رهبری بودن است. نقطه قوت دومش این است که تغییرات سیاسی در رسانه ملی بسیار کم است. کمتر رسانهای از پایداری اینچنینی برخوردار است؛ چه اینکه اگر سیاست روی هنر، ادبیات، رسانه و... سایه اندازد، طبیعتاً گرایشها و تنشهای متأثر از آن به این فضاها نیز منتقل میشود.
نقطه قوت سوم صداوسیما که هم امتیاز است و هم ضعف و از طرفی فرصت و آسیب نیز به شمار میرود، انحصاری بودن آن است.
نقطه قوّت دیگر این است که صداوسیما مردم را در اختیار دارد و بین مردم است. کارگزاران صداوسیما افرادی از جنس همین مردم هستند که خودشان با مسائل و واقعیات روزمره زندگی مردم درگیرند. این مزیت مهمی است که رسانههای معارض بیرونی از آن برخوردار نیستند.
جامعهپذیر نمودن برخی ساختارها و قالبهای رسانهای پس از انقلاب اسلامی، از دیگر نقاط قوت صداوسیما است.
نقاط قوّت صداوسیما:
استقلال از سایر ساختارها.
تغییرات سیاسی بسیار اندک.
انحصاری بودن.
مردمی بودن و در میان مردم زندگی کردن.
جامعهپذیر نمودن برخی ساختارها و قالبهای رسانهای.
انحصاری بودن هم به مثابه نقطه قوّت و هم به مثابه ضعف و فرصت و تهدید.
امیدبخشی از طریق رسانه به این معنی نیست که ما حتماً به پخش و گسترش اخبار خوب و خوشایند مبادرت ورزیم؛ چه اینکه خود این امر ممکن است بر عکس عمل کرده و با تخریب اعتماد اجتماعی و به دنبال آن کاهش مشارکت اجتماعی، زمینه ناامیدی را فراهم سازد.
تأکید بر واقعگرایی.
تکیه صرف بر اخبار خوشایند و عدم پوشش کامل اخبار عامل بیاعتمادی و زمینهساز نومیدی.
شبکههای ماهوارهای با گسترش روزافزون، از جمله تهدیدات عمده امید و امیدواری در کشور هستند که اساساً نه با فرهنگ ما سازگاری دارند و نه با مبانی دینی. قدرت و قوّت تکنولوژیک رسانههای سلطه در برابر ما میتواند به عنوان تهدید در نظر گرفته شود. علاوه بر این، بینظمی اجتماعی و توسعه نامتوازن نیز از جمله تهدیدها و آسیبهایی است که گریبان صداوسیما را هم گرفته است.
تهدیدات امید و امیدواری:
شبکههای ماهوارهای و قوت و قدرت تکنولوژیک رسانههای سلطه.
بینظمی اجتماعی و توسعه نامتوازن در داخل.
دین، آیین و حافظه تاریخی ما بسیار غنی و با انباشت بالا است. این امر امتیاز کشور ما نسبت به سایر کشورهایی است که از چنین همگرایی دینی و سابقه تاریخی برخوردار نیستند. همچنین سیاسی بودن مردم ما را نیز، بیشتر میتوان به عنوان یک فرصت قلمداد نمود. همگرایی نسبی رسانههای مدرن ما با رسانههای سنتیمان هم یک فرصت است.
فرصتهای پیش روی امید و امیدواری اجتماعی:
غنای دین و حافظه و سابقه تاریخی ایرانیان.
سیاسی بودن مردم.
همگرایی رسانههای مدرن ما با رسانههای سنتی همچون منبر و....
در زمینه امیدآفرینی، رسانه ملی باید به نظریه واقعنمایی پایبند باشد. یعنی ضعفها و قوّتهای جامعه را مطابق با واقعیات جامعه منعکس کنیم و یکی را برجستهتر از دیگری نشان ندهیم. این راهکار اصلی و محوری ما در امیدآفرینی است.
واقعنمایی و انتقال مسائل مطابق با واقعیات جامعه (حفظ تعادل و تناسب).
پرداختن به هر چیزی که اعتماد را افزایش میدهد. واقعنمایی بخشی از این اعتماد را تأمین میکند. بخشی دیگر میتواند از طریق تکمیل محیط مخاطب به وقوع بپیوندد به نوعی که مخاطب احساس کند رسانه متوجه حوادث و مسائل پیرامونی او در زندگی روزمره میباشد (هماهنگی محیط واقعی زندگی مخاطب با محیط رسانهای او). مخاطب نباید میان زندگی خود و آنچه در رسانه مشاهده میکند، اختلاف زیادی را بیابد.
توجه به اعتماد و عوامل آن.
افزایش اعتماد از طریق واقعنمایی و
تکمیل محیط مخاطب.
عدم افتراق و شکاف زیاد میان محیط واقعی زندگی و محیط رسانهای.
بازشناسی و معرفی ظرفیتهای ناشناخته کشور که موجب احساس هویت جدید و مثبت در مخاطبان میشود (تقویت عناصری که موجب هویتبخشی و خودباوری گردد) در امیدبخشی نقش مؤثری ایفا میکند. علاوه بر این نمایش ایرانیان از منظر غیرایرانیان به ایرانیان، در امیدآفرینی مؤثر است.
بازشناسی و معرفی ظرفیتهای ناشناخته کشور/ تقویت عناصر هویتبخش و مثبت.
نمایش ایرانیان از منظر غیرایرانیان به ایرانیان.
ترسیم چشمانداز آینده به صورت امیدبخش از طریق رسانه ملی، امید را افزایش میدهد.
ترسیم چشمانداز آینده.
دکتر فیاض:
جملات کلیدی
مفاهیم و مضامین اصلی
نظم اجتماعی که تکلیف افراد را در آینده روشن مینماید، از متغیرهای مهم در افزایش امید و امیدواری است. با ترسیم دقیق آینده، نتایج اعمال افراد را در آینده نشان دهیم. باید ایجاد انتظار خوب از عمل خوب و انتظار بد از فعل بد وجود داشته باشد.
نظم اجتماعی و ترسیم دقیق آینده از متغیرهای مهم تأثیرگذار در امیدواری اجتماعی.
توکل و انابه نیز از مقولاتی است که امید و امیدواری را تقویت میکنند. توکل در اسلام مثل رهبانیت در مسیحیت نیست که در آن فقط بر امیدواری قلبی و ایمان فردی تأکید شود؛ بلکه اسلام تأکید بسیاری بر کار و عمل هم در این راستا مینماید.
توکل و انابه از عوامل تقویتکننده امید.
تفاوت جدی توکل در اسلام با رهبانیت در مسیحیت.
فقه اسلام اساساً برای ایجاد نظم اجتماعی آمده است. مثلاً در فقه، ما عمل به ظاهر را داریم. بر همین مبنا اگر کسی فعلی مرتکب شد، چه خوب چه بد، باید اثر آن را ببیند. چه اینکه اگر غیر از این باشد، نظم اجتماعی از میان میرود. در اسلام یکی از مهمترین احکامی که بر تمامی احکام حاکم است، حفظ نظام اجتماعی است؛ به طوری که بر اثر وجود احتمال اختلالی در نظام اجتماعی، سایر احکام باید به نفع حفظ نظام کنار زده شوند.
اهمیت فوقالعاده نظم اجتماعی در تعالیم اسلامی.
غالباً نوعی آرمانگرایی افراطی به دور از زندگی واقعی مردم در برخی سریالها و فیلمهای تلویزیونی دیده میشود.
آرمانگرایی افراطی و به دور از واقعیات زندگی، آسیبی جدی بر امیدواری اجتماعی.
به دست آوردن شاخصهای زندگی روزمره در تمامی ابعاد و کدگذاری و نشانهگذاری صحیح از اهمیتی فوقالعاده در انتقال صحیح واقعیات زندگی روزمره برخوردار است. باید سطح توقعات را پایین آورد.
لزوم دستیابی به شاخصهای زندگی روزمره و کدگذاری رسانهای صحیح آن.
پایین آوردن سطح توقعات.
واقعگرایی.
باید افقی مشخص و رو به آینده در فیلمها و سریالهای صداوسیما وجود داشته باشد. افق رو به آینده ضمن آنکه باید افقی واقعبینانه و منطبق با زندگی روزمره مردم باشد، باید توحیدی، آخرتگرا و ناظر به دنیای پس از مرگ نیز باشد.
برخورداری فیلمها، سریالها و برنامههای صداوسیما از افقی مشخص، رو به آینده، واقعبینانه و منطبق با زندگی مردم و توحیدی، آخرتگرا و ناظر به دنیای پس از مرگ.
در پرداختن به مسائل و امور دینی، صداوسیما نباید در دام رهبانیت مسیحی افتاده و دینی سکولار را خارج از فضای اجتماعی ترسیم کند.
افتادن در دام رهبانیت مسیحی و سکولاریسم و بیتوجهی به تعالیم ناب اسلامی تهدیدی برای امید و امیدواری.
دکتر موسویان:
جملات کلیدی
مفاهیم و مضامین اصلی
در مباحث اجتماعی، میل به زندگی، کار، فعالیت، کمک و مشارکت اجتماعی، به امید نیاز دارد.
امید، محرک فعالیتهای روزمره فردی و اجتماعی.
از جمله موانعی که بر سر راه امید در جوامع در حال توسعه وجود دارد، فقدان معیارهای مشخص برای تمییز افراد است؛ عدم تکمیل سیستمهایی که انگیزه افراد و امید ایشان را به آیندهای روشن افزایش دهد. شناخت افراد از جایگاه خود، اقناع شدن نسبت به آن و... به سیستمی نیاز دارد که معیارها را مشخص نموده باشد، افراد معیارها را پذیرفته و خود را بر اساس آن ارزیابی کنند.
عدم تکمیل و نقص سیستمها و به دنبال آن فقدان معیارهای دقیق تمایزبخش از موانع امیدواری اجتماعی.
ابتدائاً باید یک تقسیمبندی نسلی صورت گرفته و ویژگی نسلهای مخاطب را شناخت؛ چراکه ایجاد امید و انگیزش در درون هر فرد با توجه به انباشت و پیشینهای که در او هست معنی پیدا میکند. یکی از موانع ما این است که مطالعات دقیقی در مورد شکاف نسلیمان نداریم.
پس از این بحث باید بر افراد در گروهها و صنفهای مختلف متمرکز شد. گروهها و صنفهای مختلف هر کدام ویژگیهای خاص خودشان را دارند؛ ازاینرو امید و امیدواری در آنها با اشکال متفاوتی تعریف میشود.
شناخت ویژگیهای نسلی مخاطبان/
انجام مطالعات دقیق در مورد شکاف نسلی و انباشت و پیشینههای ذهنی افراد.
توجه به تفاوت گروههای مختلف و ویژگیهای متفاوت آنها.
نگاه به ایجاد امید در جامعه بدون یک زیرساخت سیستمی به اضافه یک نگاه اقتضایی امکانپذیر نیست. اقتضا بدین معنا که باید متناسب با شرایط، نگاه ما تغییر کند.
دومین عامل که نقشی جدی در رشد و پیشرقت جامعه ایفا میکند، توسعه زیرساختها است. امید با بالا بردن ایمان و برخورداری از سیستم میتواند افزایش پیدا کند. تعریف چشمانداز به تنهایی کفایت نمیکند؛ بلکه باید زیرساختهای سیستمی متناسب با آن طراحی شود.
ضرورت توجه به زیرساخت سیستمی به همراه نگاه اقتضایی.
طراحی زیرساختهای سیستمی متناسب با چشمانداز.
ایمان و برخورداری از سیستم اقتضایی دو عامل مهم در امیدآفرینی.
در ابتدا باید امید در قالب فلسفه فرهنگ بومی ما تعریف شود.
تعریف دقیق امید در چارچوب فرهنگ بومی.
ما باید شناخت جامعی از محیط خارجی و داخلی رسانه داشته باشیم و با این شناخت، قوّتها و ضعفها و فرصتها و تهدیدها را بشناسیم.
لزوم دستیابی به شناختی جامع از
فضای خارجی و داخلی رسانه.
رسانه میتواند در قالب موعظه در جریان امید و امیدآفرینی مؤثر واقع شود؛ ولی عمق دادن به این مهم وظیفه سایر نهادها همچون آموزش و پرورش است.
موعظه یکی از ابزارهای امیدبخشی از طریق رسانه.
وجود شبکههای ماهوارهای معارض تهدید عمدهای بر امید و امیدواری اجتماعی در کشور ما است. اما وجود بستر ماهوارهها و شبکههای ماهوارهای از این جهت که زمینه را برای حضور ما و انتقال پیامهایمان فراهم میآورد، یک فرصت است.
شبکههای ماهوارهای معارض، تهدیدی جدی بر امیدواری اجتماعی در کشور.
ماهواره به مثابه فرصتی برای حضور و انتقال پیامهای ما.
باید در جهت دستیابی به یک زیرساخت سیستمی اقتضایی تلاش شود و از کارشناسان دانشمدارشده و افراد متخصص بهره گرفته شود. همچنین هریک از بخشها در هر یک از شبکهها، دارای برنامه بوده و هدفمند شوند.
ضرورت دستیابی به زیرساخت سیستمی اقتضایی.
دانشمدار شدن کارشناسان صداوسیما و بهرهگیری از افراد متخصص.
برنامهمحور و هدفمند نمودن بخشهای مختلف سازمان.
یکی از مواردی که باید مورد توجه جدی قرار گیرد، این است که فضای چندرسانهای در حال حاکم شدن است. رسانه ملی باید متناسب با فناوریهای خود و نیازها و علایق مخاطبان و شرایط روز، در این فضای چندرسانهای هر جا که نیاز است، حاضر شود. نبودن در آنجا و عدم پرداختن به مسائلی که ذهن اکثریت قابل توجه مردم را به خود مشغول کرده است، برابر با از دست دادن مخاطبان است.
پوشش حداکثری وقایع و توجه جدی به نیازها و علایق مختلف و شرایط روز جامعه.
مطالب باید جزءجزء و کوتاه به مخاطب منتقل شود. از روشهای غیرمستقیم در انتقال پیامهای امیدبخش دینی به مخاطبان استفاده شود.
انتقال پیامهای امیدبخش دینی به صورت کوتاه و غیرمستقیم.
کانالیزه کردن افراد، شناخت سلایق و استعدادهایشان، طبقهبندی، تفکیک و بخشبندی آنها، از جمله راهکارهای دیگری است که رسانه باید به آن توجه نماید.
طبقهبندی مخاطبان با علایق و سلایق مختلف.
در نظر گرفتن نقشی فعال برای مخاطبان و تقویت مشارکت آنان در برنامهها. برقراری تعامل مستمر و مداوم میان رسانه و مردم، اهمیت فوقالعادهای در افزایش مشارکت و امید و امیدواری در سطح جامعه دارد. برنامههای یکسویه و یکطرفه باید جای خود را به برنامههای دوطرفه و تعاملی بدهد. برای مثال نظریات مخاطبان، حتی پیش از ساخت برنامهها و سریالها، طی نظرسنجیها در مورد فیلمنامه و... اخذ شود.
فراهم نمودن زمینه امیدواری اجتماعی از طریق تقویت مشارکت مخاطبان و تعامل مستمر میان رسانه و مردم.
گام پایانی: تفسیر دادهها
با در نظر گرفتن سؤالات اصلی مصاحبهها و نیز مروری بر مضامین و تمهای بهدستآمده از اطلاعات مصاحبهها و بررسی آنها، مجموعاً میتوان هفت مقوله و موضوع کلان را برشمرد که میتوان زیرمقولههای آن را در قالب جدول به صورتی که در ذیل میآید، تشریح نمود. جداول، گویای اهم مسائل مطرح در مصاحبههای صورتگرفته میباشد.
متغیرهای تأثیرگذار بر امید و امیدواری اجتماعی
اعتماد
مشارکت اجتماعی
نظم اجتماعی
نگاه مثبت به آینده
پردازشهای اطلاعاتی، پیشفرضها و نوع شناخت و ذهنیت افراد
وضعیت مناسب سلامت
امنیت بالا
سطح مناسب آموزش
معیشت مقبول
حفظ آزادی و حرمت انسانها
معنویت شیعی
رضایت از زندگی
با توجه به دادههای مصاحبههای صورتگرفته، اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی که از مؤلفههای بنیادین سرمایه اجتماعی میباشند، از
متغیرهای تأثیرگذار بر امید و امیدواری اجتماعی هستند که از همبستگی مثبتی با آن برخوردارند؛ به طوری که سطح بالای اعتماد و مشارکت اجتماعی در جامعه، افزایش امید و امیدواری اجتماعی را هم به دنبال خواهد داشت. همچنین نظم اجتماعی که حکایت از انضباط ساختارها و کنشهای اجتماعی، روشن بودن نقشهای اجتماعی و سیستم شفاف جزا و پاداش و نظامی هدفمند، پویا و هماهنگ در تمامی عرصهها دارد، عنصری اثرگذار بر کاهش یا تقویت امیدواری اجتماعی است. جامعهای که نظم اجتماعی بالایی داشته باشد، سطح بالاتری از امیدواری اجتماعی را تجربه خواهد نمود.
نگاه مثبت و روشن به آینده پیش رو هم متغیری مهم در افزایش امیدواری است. متغیری که ناشی از پردازشهای اطلاعاتی و نوع پیشفرضها، برداشتها، تفاسیر و ذهنیت افراد جامعه نسبت به وقایع و مسائل حال و آینده جامعه است. در حقیقت نوع اطلاعات و تفسیرهای ما نقش مهمی در تلقی ما از امر امیدبخش دارند.
بدیهی است وضعیت مطلوب سلامت، رفاه، امنیت و آموزش و حفظ آزادی و حرمت افراد جامعه تأثیر بسزایی در افزایش امیدواری اجتماعی خواهد داشت. همانطور که فقدان این موارد، همبستگی بالایی با کاهش امید در جامعه دارد.
همچنین طبیعی است افرادی که از زندگی خود و شرایط آن رضایت بیشتری داشته باشند، از سطح بالای امیدواری در زندگی برخوردار خواهند بود.
نشانههای جامعه امیدوار:
زیرمقولهها
توضیحات بیشتر
در جریان بودن زندگی به معنای واقعی و در تمام شئون آن.
انگیزه فعالیت برای کسب روزی و انجام امور زندگی به صورت مطلوب.
وضعیت مناسب سلامت
امنیت بالا
سطح مناسب آموزش
معیشت مقبول
حفظ آزادی و حرمت انسانها
معنویت بالا
توکل و ایمان به خدا
تلاش و کوشش اجتماعی
ایفای نقشهای اجتماعی به صورت فعال
شور و نشاط اجتماعی
مشارکت بالای اجتماعی
بدیهی است جامعهای که افراد در آن به طور معمول به زندگی روزانه خویش مشغول بوده، نقشهای اجتماعی خود را به نحو احسن انجام دهند و به طور کلی شور و نشاط اجتماعی، تلاش و کوشش جمعی و مشارکت در سطح بالایی باشد، جامعهای امیدوار خواهد بود. چنین جامعهای از سطح مقبول سلامت، امنیت، آموزش، معیشت، آزادی و حفظ حرمت برخوردار است. در حقیقت وجود مواردی از این قبیل، نشان از امیدواری جامعه دارد.
عوامل امید و امیدواری اجتماعی
زیرمقولهها
توضیحات بیشتر
معنویت و توکل به خدا
خشوع در برابر خدا، توکل، انتظار، شفاعت و... از جمله مفاهیم امیدآفرین در معنویت شیعی
نزدیکی هویت واقعی و آرمانی فرد
مشخص بودن مسیر و افق آینده
همانطور که در ادبیات نظری پژوهش هم ذکر شد، معنویت و توکل به خدا و سایر عواملی که از آن نشئت میگیرند، به عنوان اصلیترین عامل امید و امیدواری مطرح هستند. علاوه بر این، روشن بودن مسیر آینده و ترسیم امیدبخش آن، عاملی جدی در تقویت روحیه امید و امیدواری اجتماعی است؛ لکن باید افق مثبت پیش رو در تناسب با تواناییها و قابلیتهای افراد تعریف شود و هرچه بیشتر به تواناییهای افراد نزدیک باشد.
موانع امید و امیدواری
زیر مقولهها
توضیحات بیشتر
بینظمی اجتماعی
توسعه نامتوازن و ناسازگاری و ناموزونی در تغییرات
عدم تکمیل، و نقص سیستمها و به دنبال آن فقدان معیارهای دقیق تمایزبخش
عدم ترسیم واقعبینانه زندگی مردم
سیاهنمایی وضعیت جامعه
برجسته نمودن مشکلات
تردید تداومیافته و تعارض
فقدان انسجام نظام ارزشی جامعه و نظام جزا و پاداش
تردید نسبت به هویت واقعی و آرمانی (خدشهدار شدن اصول، باورها و ارزشها و بیاعتماد شدن فرد نسبت به تواناییهایش)
تبلیغات شبکههای ماهوارهای معارض و رسانههای نظام سلطه
جنگ با آرمانها و هویت فرد و ایجاد تردید نسبت به هویت، راهبرد اصلی رسانههای مهاجم در گسترش ناامیدی
تلقیها و برداشتهای مختلف افراد از امید و امیدواری و عدم درکی واحد از آن
کاهش همبستگی اجتماعی
گسترش انحرافات اجتماعی
تضعیف هنجارهای اجتماعی و عدم پایبندی به ارزشها
افزایش اصطکاکهای اجتماعی
تغییرات هنجاری وسیع و ناگهانی
قرار گرفتن گروههای مرجع در جبهه معارض
بیتوجهی به ولایت و مودت، و کمرنگ شدن آن در جامعه
همانطور که جامعه برخوردار از سطح بالای نظم اجتماعی و توسعه متوازن، سطح بالاتری از امید و امیدواری را تجربه میکند، در نقطه مقابل جامعهای که بینظمی اجتماعی دامنگیر آن باشد، با کاهش امیدواری به آینده
مواجه خواهد شد. از طرف دیگر جامعهای که در آن، اصطکاکها، تنشها، آسیبها، انحرافات و نابهنجاریهای اجتماعی فزونی یابد یا در آن، تغییرات هنجاری ناگهانی و غیرمنتظره رخ دهد، امید به صورت فزایندهای کاهش خواهد یافت.
در کنار این موارد، تلقیها و برداشتهای مختلف افراد از امید و امیدواری و عدم درک واحد سیاستگذاران فرهنگی و رسانهای از آن و نیز عدم ترسیم واقعبینانه زندگی مردم (و ترسیم یأسآلود و سیاهگونه آن)، تبلیغات شبکههای ماهوارهای و... (که در جدول قابل مشاهده میباشند) را میتوان به عنوان موانع اصلی امید و امیدواری اجتماعی در نظر گرفت.
در میان موانع امیدواری آنچه در جامعه ولایی و شیعی ما از اهمیت کلیدی برخوردار میباشد، بیتوجهی به ولایت و مودت، و کمرنگ شدن آن در جامعه است.
نقاط قوّت و ضعف رسانه ملی
نقاط قوّت
نقاط ضعف
زیرمقولهها
توضیحات بیشتر
زیرمقولهها
توضیحات بیشتر
استقلال از سایر ساختارها
ضعف تئوریک و نظری
فقدان خروجیهای کاربردی و راهبردی از سوی نهادهای علمی و پژوهشی
تغییرات سیاسی اندک
فارغ از کیستی مدیران اجرایی کشور، سازمان میتواند همواره روحیه انتقاد از وضع موجود نسبت به وضع مطلوب را حفظ کند.
انحصاری بودن(1)
کمبود قانون و مقررات
ضعف در تنظیم سیاستهای کلان
بودن در میان مردم(2)
ضعف فناوری
جامعهپذیر نمودن برخی ساختارها و قالبهای رسانهای
فقدان ارزیابی واقعی و دقیق از شرایط موجود جامعه
فراگیری رسانه ملی به مثابه ظرفیتی جدی.
برخورداری از دهها مرکز استانی در سراسر کشور
عدم ترجمه و برگردان صحیح مبانی نظری امید و امیدواری به یک کار عملیاتی رسانهای
کمبود نیروی انسانی متخصص در برگردان مبانی نظری به عرصه نمایش
برخورداری از مراکز خوب تحقیقاتی
ضعف در کیفیت بهرهگیری از هنر
1) این مقوله در صورتی که بتوان در عین انحصار،تنوع که شرط لازم بقای نهادی رسانه است را تامین نمود قوت است والا خود مجرای زوال و رکود نهاد رسانه در جامعه شده،رسانه های غیر رسمی و رقیب را حاکم خواهد نمود.
2) مردمی بودن غیر از مشارکت پذیری و مشارکت اجتماعی است. انقلاب اسلامی الگویی از روابط دولت و ملت ترسیم کرد که شکاف بین خادمان اداری، نخبگان قدرت، روشنفران و اصحاب هنر و فرهنگ، مدیران دولتی و...با قاطبه و جمهور مردم را برنمی تافت.مردمی بودن و مردمی ماندن عوامل رسانه و خصوصا برنامه سازان از نقاط قوت خصوصا در شهرستان هاست و رمز جاگیری در قلوب مردم هم هست. رابطه عاطفی مردم با یک مجری یا بازیگر به عنوان عامل انسانی رسانه، فقط به جذابیت آفرینی جنسی یا مهارت های کلامی و بلاغی مربوط نمی شود بلکه با شخصیت وی مرتبط است مثلا برنامه شهر یاکریم در سیمای مرکز قم(رمضان92 و 91)،هزاران نفر را حول مجری به خیرات و مبرات تحریک کرد و این خود امیدآفرینی از ناحیه اتحاد و بهجت قلبی است.
برخورداری از افراد متخصص
فقدان پوشش لازم شبکهها در برخی از مناطق
انحصاری بودن
فرصتها و تهدیدهای فراروی رسانه ملی
فرصت
تهدید
زیرمقولهها
توضیحات بیشتر
زیرمقولهها
توضیحات بیشتر
غنای فرهنگ ایرانی اسلامی(غنای فرهنگ دینی و تربیتی)
غنای دین و حافظه و سابقه تاریخی ایرانیان
شبکههای ماهوارهای معارض و قوّت و قدرت تکنولوژیک رسانههای سلطه
رسانهها ابزار نوین استعمار از طریق ایجاد یأس و نومیدی
جنگ با آرمانها و هویت فرد و ایجاد تردید نسبت به هویت، راهبرد اصلی رسانههای مهاجم در گسترش ناامیدی
سیاسی بودن مردم
آرمانگرایی افراطی و به دور از واقعیات زندگی رسانه
همگرایی رسانههای
مدرن با رسانههای سنتی در کشور ما
گسترش بیاعتمادی
ارتباطات شفاهی و رسانههای سنتی
ارتباطات شفاهی و رسانههای سنتی یکی از بسترهای عمده امیدآفرینی
افتادن در دام رهبانیت مسیحی و سکولاریسم و بیتوجهی به تعالیم ناب اسلامی
ماهواره به مثابه فرصتی برای حضور و انتقال پیامهای ما
گسترش مهاجرت افراد محبوب رسانهای صداوسیما به رسانههای معارض بیگانه و تبلیغات سوء این افراد علیه باورها و آرمانهای کشور
انحصاری بودن
انحصاری بودن
با نگاهی به دو جدول فوق، میتوان از متغیرهای مؤثر و بالقوه داخلی و محیطی یا بیرونی و به بیان بهتر، قوّتها و ضعفها و فرصتها و تهدیدها (SWOT) شناختی اجمالی در زمینه رسانه و امیدواری اجتماعی حاصل نمود.
بایدها و نبایدهای رسانه در بسط امید و امیدواری اجتماعی
زیرمقولهها
توضیحات بیشتر
واقعگرایی و واقعنمایی
حفظ تعادل و تناسب در انتقال مسائل مطابق با واقعیات جامعه
افزایش اعتماد از طریق واقعنمایی و تکمیل محیط مخاطب
عدم افتراق و شکاف زیاد میان محیط واقعی زندگی و محیط رسانهای
پوشش حداکثری وقایع و توجه جدی به نیازها و علایق مختلف و شرایط روز جامعه
توسعه فرهنگ زندگی و حفظ نظام زندگی/ زندگیمحوری
لزوم زندگیمحوربودن صداوسیما (بخشی از زندگی مردم)
توجه به مدل آیینی ارتباطات
توجه جدی به سبک زندگی بومی اسلامی ایرانی در صداوسیما
لزوم دستیابی به شاخصهای زندگی روزمره و کدگذاری رسانهای صحیح آن (تبدیل دقیق رمزگان نوشتاری و متون تولید شده در زمینه شاخصهای زندگی روزمره به رمزگان تصویری)
لزوم توسعه و بسط فرهنگ ولایت و ولایتپذیری در زندگی(1)
تقویت عناصر مثبت و هویتبخش
بازشناسی و معرفی ظرفیتهای مغفول و ناشناخته کشور
نمایش ایرانیان از منظر غیرایرانیان به ایرانیان
برجسته نمودن هرچه بیشتر فعالیتها و کارهای عظیم صورت گرفته در کشور
1) توضیح آن که ولایت، لنگر کشتی شیعه در تلاطمات آخر الزمانی و شداید آن است. اگر مستحکم گردد، طوفان می گذرد؛ اما اگر تضعیف شود، کشتی به اقیانوس بداء غرق خواهد شد.
ترسیم چشمانداز آینده
لزوم توجه دادن مخاطبان به فردای مشخص و روشن
ترسیم گام به گام مسیر و آینده پیش رو
لزوم برخورداری فیلمها، سریالها و برنامههای صداوسیما از افقی روشن و امیدبخش
توجه جدی به رسانههای سنتی و ارتباطات شفاهی
همگرایی رسانه ملی با رسانههای سنتی در جهت تحقق اهداف دینی
رصد سازوکار امیدآفرینی در جریان ارتباطات روزمره و سنتی مردم
انجام تحقیقات و پژوهشهای متعدد در این زمینه
سیاستگذاری و برنامهریزی منسجم رسانهای در تعامل با رسانههای سنتی در جهت تقویت امیدواری
ضرورت طراحی زیرساخت سیستمی اقتضایی
ضرورت مفهومشناسی دقیق امید در چارچوب فرهنگ بومی و آموزههای اسلامی
لزوم شناخت و روشن نمودن مفهوم صحیح امید و امیدواری و تمایز آن از امیدها و اوهام کاذب
لزوم هماندیشی اصحاب رسانه حول مفهوم امید و امیدواری و دستیابی به اشتراک معنی
تقویت مشارکت مخاطبان
تعامل مستمر میان رسانه و مردم
ارتباطات مستمر دوسویه با مردم و گسترش فضای تعاملی
لزوم تدوین منسجم مبانی نظری و تئوریک و فهم دقیق کیفیت برگردان آن به پروژههای عملیاتی
لزوم طرح رفتارهای دینی به عنوان شاخص اصلی امید
گسترش ادبیات موجود در این زمینه با انجام فعالیتهای علمی و پژوهشی
عرضه ادبیات معنویتگرای شیعی در مجامع بینالمللی و مراکز برنامهریزی
لزوم برخورداری از نگاه استراتژیک
بهرهگیری از افراد شایسته، متخصص و کارآمد
افرادی از جنس مردم و درگیر با مسائل روزمره ایشان
معتقد به مبانی دینی و متعهد به آرمانهای انقلاب اسلامی (شایستگیهای اخلاقی و اعتقادی)
دانشمدار شدن کارشناسان صداوسیما
برخورداری از تخصص و شایستگیهای علمی
بهرهمندی از مهارتهای ارتباطی و تعامل با مخاطبان
بهرهگیری از نیروهای جوان پرطراوت و بانشاط در فضای اداری سازمان
مردمی بودن
درگیر شدن هرچه بیشتر با واقعیتهای زندگی روزمره مردم
پرداختن به مشکلات و مسائل روزمره
پرداختن به آداب و رسوم بومی
قرابت هرچه بیشتر برنامهها با زندگی مردم
بازنمایی زندگی اقشار مختلف در رسانه
ضرورت توجه به خودارزیابی صداوسیما و پذیرش اشتباهات و پرداختن به خلأهای خود
ضرورت توجه به شیوههای ارتباطی امیدبخش
گسترش برنامههای معنوی امیدآفرین
بهرهگیری از کارشناسان مذهبی و وعاظی که بیانات امیدبخش دارند
انتقال پیامهای امیدبخش دینی به صورت کوتاه و غیرمستقیم
اهتمام ویژه به موعظه و خطابه
کاهش سطح توقعات مردم
طبقهبندی مخاطبان با علایق و سلایق مختلف
شناخت ویژگیهای نسلی مخاطبان/ انجام مطالعات دقیق در مورد شکاف نسلی و انباشت و پیشینههای ذهنی افراد
توجه به تفاوت گروههای مختلف و ویژگیهای متفاوت آنها
در مجموع، با مشاهده مقولات اصلی مطرحشده در بالا و زیرمقولههای مطرحشده، میتوان تصویری کلی از متغیرهای وابسته به امیدواری اجتماعی، عوامل و موانع آن مطرح نمود و همچنین تحلیلی از وضعیت، نقش و راهبردهای رسانه ملی در ارتباط با این مسئله ارائه داد.
در فصل آتی با بهرهگیری از رهیافت سیاستی حل مسئله در برنامهریزی فرهنگی، به تفصیل به شرح اهم راهبردها و سیاستهای پیشنهادی برای صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران با بهرهگیری از دادههای بهدستآمده، خواهیم پرداخت.
فصل چهارم: راهبردها و سیاستها
زیر فصل ها
سیاستگذاری فرهنگی و رسانهای
رهیافت حل مسئله و کاربرد آن در برنامهریزی فرهنگی
موردکاوی رسانه و امیدواری اجتماعی
سیاستگذاری فرهنگی و رسانهای
سیاستگذاری به معنی هر آنچه که حکومت تصمیم به انجام یا عدم انجام آن میگیرد، بوده و «سیاستگذاری فرهنگی به اراده دولت در ایجاد یا تحکیم یا تغییر مقررات و تنظیمات در عرصه فرهنگ معطوف است. چنین ارادهای، مطابق تعریف سیاستگذاری، میتواند ایجابی یا سلبی باشد.» (وحید، 1386: 288) سیاستگذاری فرهنگی، نوعی توافق رسمی و اتفاق نظر مسئولان و متصدیان امور در تشخیص، تعیین و تدوین مهمترین اصول و اولویتهای لازم و ضروری در فعالیت فرهنگی است و راهنما و دستورالعمل برای مدیران فرهنگی خواهد بود. (خانمحمدی، 1386: 9)
سیاستگذاری رسانهای اصولاً بخشی از سیاستگذاری فرهنگی است. سیاستهای رسانهای یا ارتباطی، مجموعه اصول یا هنجارهایی را تشکیل میدهد که به منظور راهنمایی عملکرد نظامهای اطلاعاتی، یا به گونهای وسیعتر، نظامهای ارتباطی مورد نظر قرار میگیرند. سیاستهای مذکور به تأسّی از ایدئولوژیهای سیاسی و اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشورها اتخاذ خواهند شد و هر جامعه دارای سیاست ارتباطی خاصی است. (محمدی، 1387)
سیاست رسانهای و ارتباطی، بایدها و نبایدها و نحوه تخصیص منابع در حوزه رسانهها و ارتباطات (مالکیت سازمان، قانونگذاری، محتوا، توزیع، دسترسی و...) را هدایت میکند. (چان، 1994، سیون و مککوایل، 1986، پریستوآ، 1993: به نقل از منتظر قائم، 1384)
در حقیقت سیاست رسانهای با گسترهای از مسائل قائم به ذات و حقیقی و زمینههای فناورانه مرتبط بوده و آرایه و نظمی مختلف و گوناگون از دیدگاههای نظری و روششناختی را به کار میگیرد. سیاست رسانهای در وهله اول و در قدم نخست، توسط تعدادی از سازههای نظری هنجاری راهنما، شکل میگیرد (تمامی آن چیزهایی که موضوع تفاسیر متباعد و مختلف هستند). این سازهها، پشتوانههای نظری برای توسعه معیارهای مبنایی جهت تعیین و شناسایی عملکرد نظامهای رسانهای و همچنین اتخاذ سیاستهایی که عملکرد نظام را تسهیل نماید، فراهم میآورد. (Donsbach,2008: 2969-2971)
مدلها، رهیافتها و روشهای گوناگونی جهت تحلیل سیاست، سیاستپژوهی و همچنین سیاستگذاری، تنظیم و ارائه سیاستهای فرهنگی و رسانهای وجود دارد. از آنجا که هدف اصلی پژوهش حاضر، استخراج راهبردها و سیاستهای عملیاتی در قبال مسئله امید و امیدواری اجتماعی است، به نظر میرسد رهیافت حل مسئله و بهرهگیری از چرخه PDCA، ابزار و روش مناسبی در جهت تحقق این مهم باشد.
رهیافت حل مسئله و کاربرد آن در برنامهریزی فرهنگی
در تدوین یک نظامواره سیاستی و برنامهریزی حول یک موضوع در محیط سازمان و جامعه، میتوان از روشهای مختلف بهره برد؛ اما با توجه به
موضوع و خصلت مسئلهشناسانه و تجویزی این پژوهش، از رهیافت حل مسئله(1)استفاده کردیم. البته در جابهجای گزارش به رهیافت دیگر مطرح در دانش برنامهریزی یعنی SWOT که ناظر بر مطالعه محیط درونی و بیرونی سازمان میباشد نیز نیمنگاهی داشتهایم. یکی از معروفترین تکنیکها در رهیافت حل مسئله، استفاده از چرخه PDCA است که ناظر بر تقسیم و تفکیک محتوای کل مراحل انجام کار از تعریف مسئله تا استانداردسازی برنامه میباشد. ویژگی برجسته این روش، قابلیت طرح آن در موضوعات کیفی با مقیاس زمانی آیندهنگرانهتر و مقیاس مکانی و گسترده میباشد. در این تکنیک برای هر تصمیم خوب، باید شش مرحله انجام شود:
(جایگاه 5W,1H در چرخه PDCA)
مراحل انجام کار
5W , 1H
PDCA
تعریف مسئله و روشن ساختن مشکل
What
PLAN
بررسی وضعیت موجود
تجزیه و تحلیل علل بروز مشکلات و نواقص
تجزیه و تحلیل چرایی مسئله
Why
برنامهریزی جهت رفع نواقص
(تهیه طرح)
Who
When
Where
How
اجرای برنامهها و ثبت گزارش
DO
ارزیابی نتایج
CHECK
استانداردسازی برنامه
ACTION
اجرای استاندارد تدوینشده
1) 1.Problem solving.
برنامهریزان حوزه فرهنگ و رسانه با مسائلی متعددی مواجه هستند. این مسائل از سنخ مسائل پیچیده و ترکیبی از چندین متغیر مرتبط به هم میباشند؛ چراکه اصولاً مسائل انسانی مسائلی چندبعدی، پیچیده و ساختاری هستند؛ لذا اولین گام برنامهریزی و سیاستگذاری این است که برنامهریز فرهنگی بداند به دنبال چه چیزی است؛ مسئله از مشکل(1)تمیز داده شود و حیطه و محدوده مسئله تعیین گردد. برنامهریز باید برای توصیف و بیان مسئله یکسری سؤال یا سؤالات مطرح کند. به عبارت دیگر، برای توصیف یک مسئله باید با سؤالاتی آغاز کرد: هدف چیست؟ راههای بهدست آوردن این هدف چیست؟ آیا راههای دیگری وجود دارد؟ هزینهها کدام است؟ چه منافعی دربردارند؟ واکنش مردم چه خواهد بود؟ آیا برنامهریزی فرهنگی مورد نظر، توجیه اخلاقی دارد؟ در اینجا باید مسائل فرهنگی مقولهبندی و دستهبندی شوند؛ زیرا منطقاً و عقلاً تفکیک مسائل، دستیابی به اهداف را تسهیل و تسریع میبخشد. مثلاً آیا مسائل، کمی هستند یا کیفی؟ کلان هستند یا خرد؟ بلندمدت یا کوتاهمدت هستند؟ مسائل از نوع اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی باید طبقهبندی شوند. بنابراین برای تصمیمگیری خوب باید مسئله را به خوبی شناخت. شناخت نه به معنای جهانشناسی یا انتولوژی، بلکه به معنای معرفتشناختی یا اپیستمولوژی است. سپس از نظر وضعیت موجود و از نظر شرایط زمانی سنجیده شود.
1) Difficult.
سیاستگذار و برنامهریز برای یافتن راه حل به چراها متوسل میشود و در واقع پس از شناخت مؤلفههای مسائل، به توصیف و تبیین و سپس تفسیر دست میزند. چرا و به چه دلایلی مسئله به وجود آمده و گسترش یافته است؟ چرا، به مفهوم این است که به چه علتی چنین یا چنان رویدادی رخ داده است یا به چنین مسئلهای فکر میکنیم.
هر طرح و برنامهای در یک محدوده زمانی مشخص به اجرا درمیآید. اینکه یک برنامه سهساله یا پنجساله یا ده یا بیستساله است (کوتاهمدت یا میانمدت یا بلندمدت بودن برنامه)، در این بخش حلاجی میشود. نکته دیگر اینکه سیاستها و برنامهریزی باید بر اساس شرایط و اوضاع و احوال جامعه باشد. وقوع یا عدم وقوع رویدادها موجب میشود تا نوعی خاص متناسب با شرایط زمانی تدارک و از پیش آماده شود.
موضوعاتی نظیر:
ـ برنامهریزی برای چه گروههایی از جامعه است؟
ـ کدام فعالیتها و امور در اولویت هستند؟
ـ حوزههای مختلف اقتصادی، فرهنگی سیاسی یا نظامی مشخص میشوند؛
ـ سطوح محلی، ناحیهای، منطقهای و ملی مشخص شوند؛
ـ مناطق بحرانی، دارای فقرو بحران، قومیتها و... کدامند؟ در این مرحله بررسی و احصاء میشود.
مسئولیت برنامهریزی برعهده چه کسی یا کسانی یا نهاد یا سازمانی است؟ آیا سازمان رسمی است یا غیررسمی؟ دولتی است یا غیردولتی و آزاد؟ سطح عالی است یا میانی یا خرد؟ تدوینگر، مجری و ارزیاب سیاستها در کدام سطح سازمان صداوسیما و هر یک با چه اختیارات، انتظارات و مأموریتهای جدیدی از حیث موضوع ما، یعنی امیدآفرینی، میباشند؟
اینکه چگونه و با چه فرآیندی، چه ابزاری، چه روشی، با کدام دیدگاه، رویکرد و ایدئولوژی، میتوان به هدف رسید. در اینجا نکته مهم این است که برای ارائه راهحل مسئله اجتماعی یا فرهنگی، آیا باید جزءگرایانه یا اصلاحی عمل کرد یا کلگرایانه یا یوتوپیایی؟ راهحلهای کلگرایانه برآنند که حل مسئله اجتماعی وابسته به حل کلیه مسائل اجتماعی است که این امر به آیندهای موکول میشود که بنیان جامعه تغییرات اساسی کند. در نظریه مربوط به حل مسئله به روش جزءگرایانه، با تغییر یکی دو مسئله یا متغیر میتوان به تغییر مطلوب و تصمیمگیری مناسب و نزدیک دست یافت. (اباذری، 1382: 304)
موردکاوی رسانه و امیدواری اجتماعی
در ادامه در قالب مراحل چرخه PDCA، راهبردهای و سیاستهای رسانه ملی در قبال امیدواری اجتماعی شرح داده خواهد شد. از آنجا که در پژوهش حاضر به دنبال ارائه راهبرد و سیاستهای پیشنهادی در قالب طرحی اولیه هستیم، سه مرحله Do (اجرای برنامهها و ثبت گزارش)، Check (ارزیابی
نتایج) و Action (استانداردسازی برنامه و اجرای استاندارد تدوینشده)، از این چرخه، مورد نظر نمیباشد. بدیهی است که طی این مراحل، اجرا و ارزیابی در گامهای بعدی به عهده صداوسیمای جمهوری اسلامی و نهادهای ارزیاب و تحقیقاتی آن است.
PDCA
مراحل انجام کار
5W , 1H
توضیحات
PLAN
تعریف مسئله و روشن ساختن مشکل
What
مسئله اصلی ما «تقویت امید و امیدواری اجتماعی توسط صداوسیما و مقابله با روند کاهش سطح امید در جامعه است». امیدواری اجتماعی، انتظار آیندهای روشن از سوی عموم افراد جامعه و تلاش و کوشش مستمر و مفید و مثبت جهت دستیابی و نیل به آن است. انتظار و تلاشی که با واقعبینی همراه است. امیدواری مسئلهای اجتماعی است که ارتباط و نسبت قابل توجهی با متغیرهای اجتماعی از قبیل اعتماد، مشارکت اجتماعی، نظم اجتماعی و فردی همچون اعتماد به نفس و رضایت از زندگی داشته و مسائل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تاریخی و... بر افزایش یا کاهش آن اثرگذار است.
رسانه ملی با قدرت فراگیری خود در جامعه و کارکردهای گسترده از
جمله تأمین اطلاعات (اطلاعرسانی)، همبستگی اجتماعی و جامعهپذیری، از نقشی بیبدیل در جامعه امروز، در افزایش یا کاهش امیدواری اجتماعی برخوردار است.
بررسی وضعیت موجود رسانه (SWOT) نسبت به امید و امیدواری اجتماعی حاکی از نتایج زیر است:
نقاط قوّت: انحصاری بودن و تغییرات سیاسی اندک، بودن در میان مردم جامعه، جامعهپذیر نمودن برخی ساختارها و قالبهای رسانهای، فراگیری، برخورداری از افراد متخصص و مراکز خوب تحقیقاتی.
نقاط ضعف: ضعف نظری رسانه در زمینه امیدواری، فقدان ارزیابی واقعی و دقیق از شرایط موجود جامعه، عدم ترجمه و برگردان صحیح مبانی نظری امید و امیدواری به یک کار عملیاتی رسانهای، ضعف در کیفیت بهرهگیری از هنر و... .
فرصتها: انحصاری بودن، غنای
فرهنگ ایرانی اسلامی، سیاسی بودن مردم، همگرایی رسانه ملی با رسانههای سنتی، گستردگی و عمق ارتباطات شفاهی و رسانههای سنتی در میان مردم، بستر ماهوارهها.
تهدید: شبکههای ماهوارهای معارض و قوّت و قدرت تکنولوژیک رسانههای سلطه، آرمانگرایی افراطی و به دور از واقعیات رسانه، گسترش بیاعتمادی، افتادن در دام رهبانیت مسیحی و سکولاریسم و بیتوجهی به تعالیم ناب اسلامی.
بررسی وضعیت موجود
تجزیه و تحلیل علل بروز مشکلات و نواقص
تجزیه و تحلیل چرایی مسئله
Why
تبلیغات روزافزون نظام سلطه و رسانههای معارض در قالبهای متنوع و جذاب با ترویج بیاعتمادی، ایجاد شک و تردید در آرمانها و ارزشها، گسترش نارضایتی از عملکرد نظام اسلامی و ارائه تصویری تیره و تار از آینده کشور، گسترش یأس و نومیدی، سرخوردگی و... . از طرف دیگر ضعف ادبیات نظری موجود در زمینه امیدواری و راهکارهای رسانهای، افزایش آن و مقابله با
فضای ناامیدی در جامعه مسلمانان، امید و امیدواری اجتماعی و راهکارهای رسانهای، تقویت آن را به مسئلهای جدی تبدیل کرده است. امیدواری اجتماعی، ضامن تلاش و کوشش جمعی و نشاط اجتماعی جامعه بوده و با تضمین حرکت به سمت مسیر و آیندهای مشخص و روشن، موجبات رشد و سعادت جامعه را فراهم میکند.
فرهنگ سیاسی جامعه ایرانی (اعتراضگرایی و عدم رضایت به مثابه قدرت نرم جامعه) از یک سو و عدم تبیین و تحقق تحول مبنایی صورتگرفته در نظریه و ماهیت دولت پس از استقرار نظام ولایت فقیه (روابط فراابزاری امت و امام) از سوی دیگر، باعث شده تا چالشهای مطرح در کارآمدی سیاسی، مستقیماً بر شاخص امید اجتماعی اثر بگذارد. در تزاحم بین روابط شبهمدرن موجود و سنت اجتماعی مألوف در عمق زندگی خانوادگی و محلی، شهروندان با فراز و نشیب امیدواری مواجهند و در موقعیتهای دینی یا ملی،
مطمئنتر به جامعه و نظام اسلامی تکیه میکنند؛
علاوه بر این، تأکید دین مبین اسلام بر ضرورت ترویج انگیزه و امید در قلوب آحاد مردم جامعه اسلامی، اهمیت امیدواری اجتماعی به مثابه یکی از شاخصهای اجتماعی جدی جامعه اسلامی و تبدیل شدن رادیو و تلویزیون به یکی از اساسیترین قطبهای ایجاد امید و اعتماد به نفس در قلوب عموم مردم جامعه، چرایی پرداختن به این مسئله را برای ما روشن میسازد.
برنامه ریزی جهت رفع نواقص
(تهیه طرح)
Who
شورای فرهنگ عمومی و شورای اجتماعی کشور به حسب مأموریت، مهمترین مراکز پایش، پیمایش، بازبینی و برنامهریزی ارتقای امیدواریاند؛ لکن به جز برخی برنامههای تحقیقاتی یا ترویجی، اقدام سیاستی ویژه و فراگیری انجام ندادهاند. لذا دستگاهها و کنشگران سازمانی فرهنگ، خود به میدان سهگانه تدوین، اجرا و ارزیابی سیاستهای امید اجتماعی آمدهاند و مقام معظم رهبری به عنوان
رأس نظام و جامعه سیاستی، آن را به عنوان دستور کار جدی صداوسیمای ج.ا.ا مطرح نمودهاند. البته ذیل نقشه مهندسی فرهنگی کشور (مصوب در جلسات بهار و تابستان 92 شورای عالی انقلاب فرهنگی) رهنمودهایی سیاستی و راهبردهایی کلان مندرج است. نیز ارتقای شاخصهای سرمایه اجتماعی در سالیان گذشته جزء اولویتهای فرهنگی نهادهایی چون شهرداری تهران و سازمان ملی جوانان (وزارت ورزش و جوانان) بوده است؛ اما سیاستگذاری منسجم و متمرکزی نداشتهایم.
برنامهریزی جهت تقویت امیدواری اجتماعی از طریق رسانه ملی به عهده مراکز تحقیقاتی و نیز مرکز پژوهشهای صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران است که سیاستها و راهبردهای لازم جهت تحقق این مهم را با توجه به شرایط موجود و در نظر گرفتن وضعیت مطلوب تنظیم و ارائه نمایند.
اجرای سیاستها و برنامهها نیز
متوجه سطوح مختلف افراد درگیر در فرایند برنامهسازی، خصوصاً گروههای طرح و برنامه، معاونت برنامهریزی و نظارت سازمان و در عمل گروههای برنامهساز و عوامل کلیدی اعم از تولید فیلم، سریال، برنامههای ترکیبی، تحریریه خبر و... است.
ارزیابی کیفیت اجرا و نیز نتایج بهدستآمده از سیاستها و راهبردهای اتخاذشده نیز به عهده نهادهای نظارتی صداوسیما، همچون شورای نظارت و مرکز نظارت و ارزیابی میباشد.
When
توجه به بسط امید و امیدواری اجتماعی از طریق رسانه ملی باید در همه برنامههای کوتاهمدت یا میانمدت یا بلندمدت سازمان لحاظ شود. چه اینکه رسانه ملی از یک سو با اقتضائات روزآمد و نابهنگامی که مرتبط با امیدواری است، روبهرو است؛ اقتضائاتی همچون بحرانهای اقتصادی، سیاسی و تبلیغات سوء رسانههای معارض که باید در کوتاهمدت، برنامههای متناسب با آنها تنظیم شود. از طرف دیگر باید با تنظیم
افقی میانمدت و بلندمدت در ارتباط با سایر نهادهای اجتماعی و فرهنگی و در نظر گرفتن مسائل و متغیرهای اجتماعی مرتبط و توجه به چشماندازی روشن و مشخص، نسبت به تنظیم برنامههای میانمدت و بلندمدت اهتمام ورزد.
Where
برنامهریزی جهت بسط امیدواری اجتماعی از طریق رسانه ملی، برای اتقای روحیه امید در مردم جامعه ایران صورت میگیرد. بنابراین عموم مردم ایران در سطحی ملی مورد توجه پژوهش حاضر بوده و این پژوهش به هیچ وجه به منطقه، گروه یا قومی خاص اختصاص ندارد.
How
جهت حل مسئله امیدواری اجتماعی و کیفیت بسط آن از طریق رسانه ملی به دو شکل کلگرایانه و جزءگرایانه یا اصلاحی میتوان راهبردهای ذیل را ارائه داد:
کلگرایانه
ضرورت طراحی زیرساخت سیستمی اقتضایی/ گسترش نظم اجتماعی تحول در نظام اداری و بازسازی بوروکراسی دولتی،
واگذاری هدفمند اداره مسائل روزمره و شهری به خود مردم، توجه جدی به توسعه متوازن، حذف تدریجی ناموزونیها، رفع تعارضات و ناسازگاریها در سیستمهای مختلف، روشن شدن معیارهای تمایزبخش افراد و سیستم جزا و پاداش، ضرورت همگرایی نهادهای اجتماعی جهت جلوگیری از بینظمی اجتماعی و... راهکاری کلگرایانه در زمینه بسط امید و امیدواری اجتماعی در جامعه است که تحقق آن نقشی بسزا در ارتقای سطح امید و امیدواری در جامعه خواهد داشت. راهبردی که سطحی کلانتر از رسانه ملی را دربرمیگیرد و رسانه ملی نیز باید این مهم را در تنظیم و آرایش سازمانی خود و نیز ترسیم افقهای آینده و روشن برای جامعه، نقد و ارزیابی نظامهای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مد نظر قرار دهد؛ چه اینکه همانطور که گفته شد، رسانهها یکی از عناصر زیرمجموعه نظام محسوب میشوند که بخشهای مختلف نظام
را به یکدیگر مرتبط میسازند و ضمن تأمین نظم و یکپارچگی درونی نظام، ظرفیت پاسخگویی آن را در بحرانها بر اساس واقعیتها افزایش میدهند.
جزءگرایانه
پوشش حداکثری وقایع اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... و توجه جدی به نیازها و علایق مختلف و شرایط روز جامعه.
ـ درگیر شدن هرچه بیشتر با واقعیتهای زندگی روزمره مردم (مشکلات، مسائل، آداب و رسوم و...)
ـ دستیابی به شاخصهای زندگی روزمره و کدگذاری رسانهای صحیح آن
ـ توجه به مدل آیینی ارتباطات
ـ شناخت ویژگیهای نسلی مخاطبان/ انجام مطالعات دقیق در مورد شکاف نسلی و انباشت و
پیشینههای ذهنی افراد.
ـ گسترش برنامههای معنوی و مذهبی امیدآفرین. در این راستا بهرهگیری از کارشناسان مذهبی و وعاظ برخوردار از بیانات امیدبخش، اهتمام ویژه به موعظه، خطابه و... پیشنهاد میشود.
ـ تأکید و برجستهسازی مقولههای امیدبخش همچون توکل به خدا، انتظار و شفاعت، لزوم طرح رفتارهای دینی به عنوان شاخص اصلی امید با گسترش ادبیات موجود در این زمینه و عرضه ادبیات معنویتگرای شیعی در مجامع بینالمللی و مراکز برنامهریزی.
ـ لزوم بازشناسی و معرفی ظرفیتهای مغفول و ناشناخته کشور از سوی رسانه، برجستهسازی واقعبینانه فعالیتها و کارهای عظیم صورتگرفته در کشور پس از انقلاب اسلامی.
ـ نمایش ایرانیان از نگاه غیرایرانیان
به ایرانیان.
ـ ارائه تصویری روشن و واقعبینانه از توانمندیها و قابلیتها و وجوه ممیزه ایرانیان (القای روحیه خودباوری و اعتماد به نفس) و...
ترسیم چشمانداز آینده به صورت روشن و واقعبینانه و ترسیم گام به گام مسیر جهت نیل به آن در قالبهای متنوع و مختلف رسانه از قبیل فیلم، سریال، مستند و سایر برنامهها.
اهتمام جدی به فعالیتهای بنیادین نظری علمی و پژوهشی (رصد میدانی امید):
ـ لزوم تدوین منسجم مبانی نظری و تئوریک و فهم دقیق کیفیت برگردان آن به پروژههای عملیاتی
ـ لزوم دانشمدار شدن کارشناسان صداوسیما
ـ مفهومشناسی دقیق امید در چارچوب فرهنگ بومی و آموزههای اسلامی
ـ لزوم هماندیشی اصحاب رسانه حول مفهوم امید و امیدواری و دستیابی به اشتراک معنی
ـ اجرای طرح پیمایش طولی امید اجتماعی در بین مخاطبان و
غیرمخاطبان
ـ قابلیت ترکیب و تلفیق مردمی بودن و درگیری با مسائل روزمره ایشان با خودآگاهی دینی و توکل سازنده
ـ معتقد به مبانی دینی و متعهد به آرمانهای انقلاب اسلامی (شایستگیهای اخلاقی و اعتقادی)
ـ برخورداری از تخصص و شایستگیهای علمی در حوزههای تخصصی مربوطه و مرتبط با رسانه
ـ بهرهمندی از مهارتهای ارتباطی و تعامل با مخاطبان/ ضرورت توجه به شیوههای ارتباطی امیدبخش
ـ بهرهگیری از نیروهای جوان پرطراوت و بانشاط در فضای اداری سازمان.
ـ بهرهگیری از آراء و نظریات مخاطبان در مورد برنامهها
ـ استقبال از طرحها، تولیدات و آثار مردمی و پخش و نمایش آن در صداوسیما/ حمایت از ایدههای رسانهای خلاقانه و مبتکرانه مردمی
ـ پخش متوازن و توأمان ضعفها و قوّتهای نظام و جامعه در تقابل با موانع و مشکلات و ترسیم عظمت حرکت تاریخی انقلاب اسلامی و امواج سهمگین برخاسته از آن
توجه جدی به رسانههای سنتی و ارتباطات شفاهی و همگرایی با آنها: رصد سازوکار امیدآفرینی در جریان ارتباطات روزمره و سنتی مردم
ارزیابی واقعی و دقیق از شرایط موجود جامعه و شناخت دقیق نقاط قوّت و ضعف، فرصتها و تهدیدهای داخلی و خارجی.
اهتمام جدی به تنظیم سیاستهای منسجم در سازمان، قانونگذاری هدفمند در راستای ارتقای کیفیت فعالیتهای سازمان و پر کردن خلأهای قانونی بخشهای مختلف
تقویت کارکرد همبستگی اجتماعی در برنامهها:
ـ تقویت عادات و آداب و رسوم اجتماعی بومی اسلامی ایرانی
ـ تأکید بر اشتراکات در عین زیبا جلوه دادن تفاوتها و...
ـ تعمیم دستاوردهای جامعه به کل آن و تقویت جمعگرایی
13.التزام به عدالت رسانهای و عدم تمرکزگرایی:
ـ بازنمایی زندگی اقشار و طبقات مختلف جامعه در رسانه
ـ توجه به مطالبات و خواست همه مردم
ـ متوقف نماندن در مشاهدات و نابسامانیهای اجتماعی متمرکزشده در شهرهای بزرگ (کانونهای طرح و تولید) و ملی بودن به جای تهرانی بودن در تولیدات نمایشی
ـ طبقهبندی مخاطبان با توجه به علایق و سلایق مختلف آنان
ـ پرداختن به انتقادات سازنده حتی نسبت به خود صداوسیما؛ ضرورت توجه به خودارزیابی
صداوسیما و پذیرش اشتباهات خود
ـ فرهنگسازی نسبت به عیب و شکست نبودن پذیرش اشتباه بین مسئولان و مدیران
ـ تقویت و اصلاح نقش مراقبتی و نظارتی نهادهای نظارتی رسمی و غیررسمی (احزاب) به عنوان دلسوز و یار نه رقیب سربار!
فصل پنجم: جمعبندی، نتیجهگیری و ارائه پیشنهاد
امید و امیدواری اجتماعی در جامعه اسلامی، موضوعی است که مسئلهای جدی را متوجه صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، به عنوان فراگیرترین نهاد فرهنگی و رسانهای کشور، جهت تقویت و ارتقای سطح امیدواری اجتماعی و چگونگی مقابله با نومیدی در کشور نموده است. این مسئله به ویژه در سالهای اخیر به علت حجم گسترده تبلیغات سوء و یأسآلود رسانههای معارض علیه جمهوری اسلامی و سیاهنماییهای گسترده نسبت به مسائل داخلی، اهمیت فوقالعادهای یافته است.
در این پژوهش در راستای شناخت متغیرهای مرتبط با امیدواری اجتماعی و عوامل تأثیرگذار بر کاهش یا افزایش آن و در نهایت، تنظیم و ارائه راهبردهای عملیاتی به رسانه ملی جهت گسترش امید و امیدواری اجتماعی در جامعه ایران، در ابتدا به مفهومشناسی امید و امیدواری اجتماعی پرداخته شد. در ادامه، بحث سرمایه اجتماعی و مؤلفههای آن از قبیل اعتماد اجتماعی، حمایت اجتماعی و مشارکت اجتماعی به عنوان متغیرهای اجتماعی مرتبط با امید و امیدواری شرح داده و به نقش جدی و بیبدیل
رسانههای جمعی در حفظ و تقویت آن با شرح کارکردهای رسانه و نیز نظریه تأثیر پیامهای ارتباطی پرداخته شد. در نهایت مسئولیت اجتماعی رسانهها در قبال عموم مردم جامعه را ذیل نظریات هنجاری رسانهها مورد توجه قرار دادیم.
علاوه بر این، رویکرد اسلام به مقوله امید و امیدواری و اهمیت و ضرورت، عوامل، موانع و بایستههای آن در پایان فصل دو به اختصار بیان و روشن شد که در نگاه اسلام ایمان به خدا، توکل به او و معادباوری، محوریترین عامل امیدواری و سرمنشأ سایر عوامل موجبه آن است که در دوران غیبت از مجرای معنوی و سازنده انتظار فرج، بازتولید فرهنگی گشته و به قدرت نرم اولیای الهی و محور جامعهسازی تبدیل میشود.
در فصل سوم، دادههای پژوهش با توجه به سؤالات اصلی و فرعی پژوهش، طی مصاحبه با کارشناسان و متخصصان رسانه و حوزههای مختلف علوم اجتماعی، روانشناسی و... گردآوری و تحلیل و تفسیر شد تا نهایتاً در فصل پایانی ذیل رهیافت حل مسئله و چرخه PDCA در برنامهریزی فرهنگی با توجه به دادههای بهدستآمده از فصول پیشین، عمده راهبردهای پیشنهادی جهت ارتقای امید و امیدواری اجتماعی به رسانه ملی ارائه شود.
در مجموع تلاش بر این بود تا چینش ادبیات نظری و همچنین تحلیل و تفسیر مصاحبهها به گونهای صورت گیرد تا سؤالات اصلی و فرعی پژوهش به بهترین نحو پاسخ داده شوند. به گونهای که میتوان نتایج و یافتههای پژوهش را در پاسخ به سؤالات مطروحه به صورت خلاصه چنین بیان کرد:
امیدواری اجتماعی، انتظار آیندهای روشن از سوی عموم افراد جامعه و تلاش و کوشش مستمر و مفید و مثبت در جهت دستیابی و نیل به آن است. انتظار و تلاشی که با واقعبینی همراه بوده و با آمال و آرزوها و تخیلات واهی تفاوت بسیار دارد.
2.نشانههای جامعه امیدوار کدام است؟
جامعه امیدوار، جامعهای است که در آن زندگی به معنای واقعی در تمام شئونش در جریان بوده و انگیزه فعالیت برای کسب روزی و انجام امور زندگی به صورت مطلوب در آن وجود داشته باشد. در چنین جامعهای، شور و نشاط، تلاش و کوشش اجتماعی و مشارکت در حد بالایی بوده و افراد نقشهای اجتماعی خود را به صورت فعالانه انجام میدهند. همچنین برآیند بالای وضعیت سلامت، امنیت، سطح مناسب آموزش، معیشت مقبول، حفظ آزادی و حرمت انسان و معنویت در جامعه و خوشبینی به فردای بهتر، فرجام برتر و امکان و ضرورت رفع موانع و سدهای پیشرو، حکایت از سطح بالای امیدواری آن جامعه دارد.
متغیرهای اجتماعی مؤثر بر امیدواری عبارتند از: ترسیم و تشخیص افق و چشمانداز مطلوب در جامعه، اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، حمایت اجتماعی، نظم اجتماعی و... .
عوامل فردی امیدواری را میتوان در معنویت و توکل به خدا (خشوع در برابر خدا، توکل، ایمان به نصرت و امداد، شفاعت و...)، نزدیکی هرچه بیشتر هویت واقعی و آرمانی افراد جامعه و آگاهیهای تاریخی و بصیرت دینی و... خلاصه نمود.
عوامل نومیدی (موانع امیدواری): سستی ایمان دینی، بینظمی اجتماعی همچون توسعه نامتوازن و ناموزونی در تغییرات اجتماعی و عدم تکمیل و نقص سیستمها و به دنبال آن، فقدان معیارهای دقیق تمایزبخش، عدم ترسیم واقعبینانه زندگی مردم (سیاهنماییهای گسترده از وضعیت جامعه یا برجسته نمودن بیش از حد مشکلات و نمایش غیرواقعی آنها)، گسترش تردیدهای تداومیافته و تعارضات فردی و اجتماعی (که میتواند ناشی از فقدان انسجام نظام ارزشی جامعه و نظام جزا و پاداش یا ایجاد تردید از سوی رسانههای معارض نسبت به هویت واقعی و آرمانی و خدشهدار شدن اصول، باورها و ارزشها و بیاعتماد کردن فرد نسبت به تواناییهایش باشد)، تبلیغات شبکههای ماهوارهای معارض و رسانههای نظام سلطه، تلقیها و برداشتهای مختلف افراد از امید و امیدواری و عدم درکی واحد از آن، کاهش همبستگی اجتماعی، گسترش انحرافات اجتماعی، افزایش اصطکاکهای اجتماعی و تغییرات هنجاری وسیع و ناگهانی.
چه راهکارهایی جهت امیدبخشی و بسط امید و امیدواری اجتماعی میتواند پیش روی مسئولان و سیاستگذاران صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد؟
راهکارهای پیشنهادی برآمده از ادبیات نظری و دادههای پژوهش را میتوان به اختصار در قالب محورهای ذیل خلاصه نمود:(1)
1) توضیح مبسوط راهبردها در فصل چهار بیان گردید.
کلگرایانه
ضرورت بازگشت به ارزشهای انقلاب اسلامی در حد تجربه دفاع مقدس، بازطراحی نظام مهندسی رضایت، زیرساخت سیستمی اقتضایی، گسترش نظم اجتماعی، مدیریت اجتماعی سطح توقعات.
جزءگرایانه
واقعبینی و واقعنمایی رسانه ملی در ترسیم پدیدههای اجتماعی و توان ترکیب متعامل آن با آرمانگرایی؛
مردمی بودن، زندگیمحور بودن و توسعه فرهنگ زندگی، درگیر شدن هرچه بیشتر با واقعیتهای زندگی روزمره مردم (مشکلات، مسائل، آداب و رسوم و...)؛
تقویت ارزشها و هنجارهای دینی: گسترش برنامههای معنوی و مذهبی امیدآفرین؛
تقویت عناصر مثبت و هویتبخش، تاریخ تمدن اسلامی و نیز درک اهمیت ارائه الگوی درونزاد پیشرفت به جای تقلید از مدلهای توسعه؛
ترسیم چشمانداز آینده انقلاب اسلامی به صورت روشن و واقعبینانه و ترسیم گام به گام مسیر نیل به آن؛
اهتمام جدی به فعالیتهای بنیادین نظری علمی و پژوهشی در حوزه امید و امیدواری اجتماعی و سایر حوزههای مرتبط و وابسته (رصد میدانی امید)؛
بهرهگیری از برنامهسازان و مدیران و کارشناسان امیدوار به تحقق وعده الهی، شایسته، متخصص و کارآمد؛
تقویت مشارکت مخاطبان با تعامل مستمر میان رسانه و مردم و گسترش فضای تعاملی رسانه ملی؛
توجه جدی به رسانههای سنتی و ارتباطات شفاهی و همگرایی با آنها؛
ارزیابی واقعی و دقیق از شرایط موجود جامعه و شناخت دقیق نقاط قوّت و ضعف، فرصتها و تهدیدهای داخلی و خارجی؛
اهتمام جدی به تنظیم سیاستهای منسجم در سازمان، قانونگذاری هدفمند در راستای ارتقای کیفیت فعالیتهای سازمان و پر کردن خلأهای قانونی بخشهای مختلف؛
تقویت کارکرد همبستگی اجتماعی برنامهها؛
التزام به عدالت رسانه و عدم تمرکزگرایی؛
مخاطبشناسی دقیق و هدفمند.
ترویج خودانتقادی و پذیرش خطا و اشتباه به مثابه گامی به جلو نه عقبگردی فاجعهآمیز.
ارائه پیشنهاد
این پژوهش را میتوان به عنوان مقدمه و آغازی بر مطالعات راهبردی در زمینه امید و امیدواری در نظر گرفت و طبیعی است که شناخت دقیق زوایای مختلف مسئله امید و امیدواری در کشور نیازمند پژوهشهای دیگری است.
برای نمونه، شناخت وضعیت موجود امید و امیدواری اجتماعی در جامعه و نیز احصاء دقیق وضعیت مطلوب و سازوکارهای نیل به آن، میتواند موضوع پژوهش دیگری در راستای پژوهش حاضر باشد که طبیعتاً نیازمند پیمایشهای گسترده و بهرهگیری از روشهای آماری است.
علاوه بر این، پژوهش در زمینه تحلیل میزان امیدبخشی برنامههای مختلف تولیدی صداوسیما اعم از فیلم و سریال، گفتوگو، مناظره، اخبار و... با بهرهگیری از روشهای مختلف علمی از قبیل تحلیل محتوا، تحلیل گفتمان، تحلیل روایت، اثرسنجی و انجام پیمایشهای متعدد در سطح مردم و پژوهش میدانی امری ضروری به نظر میرسد.
تحلیل سازوکارهای عملکرد رسانههای نظام سلطه در جهت ایجاد تردید و تعارض و ایجاد یأس و نومیدی و نارضایتی نسبت به عملکرد نظام اسلامی و وضع موجود جامعه نیز از جمله موضوعات و مسائلی است که پژوهش مفصل و دقیقتری را در این عرصه میطلبد (برای مثال میتوان برنامههای خاصی را طی مدت زمانی مشخص انتخاب و مورد تحلیل قرار داد).
مضاف بر برنامهسازی امیدآفرینانه و توجه جدی به ظرفیتهای نهفته پیام انقلاب اسلامی، مطالعه نظامهای رسانهای سایر جوامع و چگونگی سازوکارهای آنها در ایجاد رضایت از زندگی، رضایت از وضع موجود و امیدبخشی به مردم، جهت آگاهی از الگوهای موجود و بهرهگیری از الگوهای مناسب در تنظیم سیاستهایی دقیق، منسجم و کارآمد در این عرصه از سوی رسانه ملی، پیشنهاد میشود.
در پایان یادآور میشود که هرکدام از مؤلفهها، متغیرها، عوامل و موانع امید و امیدواری که در پژوهش حاضر شرحشان گذشت، میتواند موضوع پژوهشهای متعددی قرار گیرد. برای مثال مؤلفههای سرمایه اجتماعی از قبیل اعتماد و مشارکت یا عواملی همچون معنویت در جامعه، میتواند پژوهشهای مختلفی را به خود اختصاص دهد.
امید است که پژوهش حاضر توانسته باشد بخش قابل توجهی از منویات و اهداف مطروحه را برآورده نماید و گامی کوچک در جهت ارائه راهبردهای بسط امید و امیدواری اجتماعی از طریق رسانه ملی بردارد.
فهرست منابع و مآخذ
زیر فصل ها
الف) فارسی
الف) فارسی
قرآن کریم
آخوندی، مصطفی. (1385). «جایگاه امید در پویایی انسانها». مجله مربیان. سال ششم. شماره 19. 74-51.
ارجمندنیا، علیاکبر، خانجانی، مهدی و محمودی، مریم. (1391). امید و امیدواری: نظریهها، مفاهیم و روشهای ارتقا در جوانان و دانشجویان. تهران: دفتر مطالعات فرهنگی و برنامهریزی اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.
استراوس، آنسلم و کوربین، جولیت. (1385). اصول روش تحقیق کیفی: نظریه مبنایی رویهها و شیوهها. ترجمه: بیوک محمدی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
ایمان، محمدتقی. (1388). مبانی پارادایمی روشهای تحقیق کمی و کیفی در علوم انسانی. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
باهنر، ناصر و ترکاشوند، علیاصغر. (1388). «نظریه هنجاری رسانهها از دیدگاه رهبران انقلاب اسلامی: از 1357 تا سی امین سال انقلاب». فصلنامه پژوهشهای ارتباطی. شماره 58. صص 9 ـ 36.
پرچم، اعظم، محققیان، زهرا. (1389). «نقش معاد در ایجاد امید و تحکیم امید آدمی». فصلنامه پژوهشهای قرآنی. شماره 64. 186 ـ 203.
پیراهری، نیر. (1388). «سرمایه اجتماعی در نظریات جدید». مجله پژوهشنامه علوم اجتماعی. سال سوم، شماره سوم. 109 ـ 131.
تاجبخش، کیان. (1384). سرمایه اجتماعی؛ اعتماد، دموکراسی و توسعه. تهران: شیرازه.
تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد. (1366ش). تصنیف غرر الحکم و درر الکلم. قم: چاپ اول.
تن، الکسیس. اس. (1389). نظریهها و پژوهشهای ارتباط جمعی. ترجمه: نعیم بدیعی. تهران: همشهری.
توسلی، غلامعباس و موسوی، مرضیه. (1384). «مفهوم سرمایه در نظریات کلاسیک و جدید با تأکید بر سرمایه اجتماعی». مجله نامه علوم اجتماعی. شماره 26. 32-1.
توکلی، سامان. 29/9/1389. روزنامه شرق، 1139.
جمعی از نویسندگان. (1389). مجموعه مقالات همایش ملی «اعتماد به نفس ملی، فرهنگ عمومی و انقلاب اسلامی». تهران: دانشگاه امام صادق علیه السلام .
جواهری، فاطمه و بالاخانی، قادر. (1385). رسانه جمعی و اعتماد: بررسی تأثیر رسانههای جمعی بر اعتماد اجتماعی (مطالعه موردی شهروندان تهرانی). مجله علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد. سال سوم. شماره 1. صص 1 ـ 29.
چابکی، رامین. (1391). جایگاه سواد رسانهای در سیاستهای فرهنگی ارتباطی جمهوری اسلامی ایران؛ پایاننامه کارشناسی ارشد. دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام .
چلبی، مسعود. (1375). جامعهشناسی نظم؛ تشریح و تحلیل نظری نظم اجتماعی. تهران: نی.
حسینی پاکوهی، علیرضا. (1376). ایجاد امید و ناامیدی و یا خنثیسازی در اخبار شبکه اول در آبان ماه.
خانمحمدی، یوسف. (1386). «دولت و سیاستگذاری فرهنگی از دیدگاه امام خمینی رحمه الله ». دانشگاه اسلامی. سال یازدهم. شماره 2.
دالگرن پیتر. (1380). تلویزیون و گستره عمومی. ترجمه: مهدی شفقتی. تهران: سروش.
داوودی، محمدرضا. (1383). «امید و نقش تربیتی آن در زندگی انسان». مجله معرفت، شماره 81. 45 ـ 51.
دلاور، علی (1374). مبانی نظری و عملی پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی. تهران: رشد.
دلیری، کاظم. (1388). نقش تربیتی خوف و رجا در تکامل انسان. قم: مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما.
ربانی، محمدصادق. (1382). «جوان و امیدواری به آینده». مجله حدیث زندگی. شماره 15. 22.
ردادی، محسن. (1389). منابع قدرت نرم؛ سرمایه اجتماعی در اسلام. تهران: دانشگاه امام صادق علیه السلام .
رسولی، محمدرضا و پاک طینت، داود. (1390). «بررسی نقش رسانههای جمعی در شکلگیری سرمایه اجتماعی در بین شهروندان شهر یزد». فصلنامه فرهنگ ارتباطات. سال اول. شماره اول. 94-61.
سپهری، محمدرضا. (1378). توسعه انسانی. تهران: وزارت کار و امور اجتماعی.
سورین، ورنرو تانکارد، جیمز. (1381). نظریههای ارتباط جمعی. ترجمه: علیرضا دهقان. تهران: دانشگاه تهران. چاپ اول.
سیف، علیاکبر. (1391). روانشناسی پرورشی نوین ـ روانشناسی یادگیری و آموزش. تهران: نشر دوران.
سینا، کرم. (1384). «جهانی شدن و نقش آن در شاخصهای توسعه انسانی». مجله پژوهشگر، شماره 5. 37 ـ 49.
شاکری، مجتبی. (1384). رسانههای جمعی و انتخابات ریاست جمهوری. قم: مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما.
شهامیپور، مسعود (1381). «تأثیر مسئولیت اجتماعی رسانهها». مجله کتاب ماه کلیات. شماره 58 و 59. 104 ـ 107.
شیانی، ملیحه و موسوی، میرطاهر. (1390). «تحلیل وضعیت سرمایه اجتماعی در شهر کرمان». فصلنامه رفاه اجتماعی. سال یازدهم. شماره 41. 93 ـ 122.
شیانی، ملیحه، موسوی، میرطاهر و مدنی قهفرخی، سعید. (1388). «سرمایه اجتماعی جوانان در ایران». مجله جامعهشناسی ایران. دوره دهم. شماره 3. 57 ـ 84.
شیخ حر عاملی، محمد بن حسن. (1409 ق). وسائل الشیعه. قم، چاپ: اول.
صالحی امیری، سید رضا و کاوسی، اسماعیل. (1387). سرمایه اجتماعی. تهران: پژوهشکده تحقیقات استراتژیک.
طباطبایی، محمدحسین. (1374). تفسیر المیزان. ترجمه: محمدباقر موسوی. قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
عابدی، حیدرعلی. (1386). «تحقیقات کیفی». مجله حوزه و دانشگاه. سال دوازدهم. شماره 47. 61 ـ 79.
عبداللهی، محمد و موسوی، میرطاهر. (1386). «سرمایه اجتماعی در ایران؛ وضعیت موجود، دورنمای آینده و امکانشناسی گذار». فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی. سال ششم. شماره 25. 195 ـ 233.
عسگری، پرویز و شرفالدین، هدی. (1387). «رابطه اضطراب اجتماعی، امیدواری و حمایت اجتماعی با احساس ذهنی بهزیستی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی واحد علوم و تحقیقات خوزستان»، مجله یافتههای نو در روانشناسی. سال نهم. شماره 3. 25 ـ 36.
علی بن ابی طالب علیه السلام (۱۳۷۹). نهج البلاغه. ترجمه: محمد دشتی. قم: آلطه.
غفوری، محمد و جعفری، روحالله. (1387). «سرمایه اجتماعی، جامعه مدنی و دموکراسی؛ رابطه متقابل یا یک سویه». مجله پژوهشنامه علوم سیاسی. سال سوم. شماره دوم. 209 ـ 238.
فاضلی، خادم حسین. (1386). «نگاهی به خوف و رجا در تعالیم اسلامی». مجله شمیم یاس. شماره 57. 12.
فاضلینیا، نفیسه. (1387). «انقلاب اسلامی و نقش مهدویت و انتظار در امید و بیداری ملتها». مجموعه مقالات همایش بینالمللی دکترین مهدویت.
فتال نیشابوری، محمد بن احمد. (1366). روضه الواعظین. ترجمه: مهدوی دامغانی. تهران. چاپ: اول.
فرجادی، غلامعلی. (1386). «تحلیلی بر شاخص توسعه انسانی ایران و سایر کشورها»، مجله کارآفرین. ش 54.
فصیحی، امانالله. (1389). اسلام و سرمایه اجتماعی: با رویکرد فرهنگی. تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.
فلیک، اووه. (1390). درآمدی بر تحقیق کیفی. ترجمه: هادی جلیلی. تهران: نی.
قدسی، امیر (1390). «نقش رسانه ملی در ایجاد قدرت نرم و مقابله با جنگ نرم (با تأکید بر بازتولید سرمایه اجتماعی)». مجله مطالعات قدرت نرم. دوره 1. شماره 2. 75 ـ 104.
کاظمیپور، عبدالمحمد. (1383). سرمایه اجتماعی در ایران، تحلیل ثانویه پیمایشهای1382-1353. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دفتر طرحهای ملی.
کتابی، محمود، گنجی، محمد، احمدی، یعقوب و معصومی، رضا (1383). «دین، سرمایه اجتماعی و توسعه اجتماعی فرهنگی». مجله پژوهشی دانشگاه اصفهان(علوم انسانی). جلد هفدهم. شماره 2. 169 ـ 192.
کیوان، عزت الله. (1357). «امید به زندگی یک شاخص پیشرفت»، مجله نامه پژوهشکده. سال دوم. شماره دوم. 41 ـ 57.
کلینی، محمد بن یعقوب. (1369 ش). اصول الکافی. ترجمه: مصطفوی. تهران. چاپ: اول.
گال، مردیت؛ بورک، والتر و گال، جویس. (1386). روشهای کمی و کیفی در علوم تربیتی و روانشناسی. ترجمه: احمدرضا نصر و دیگران. تهران: دانشگاه شهید بهشتی و سمت.
گیتی قریشی، اشرف السادات. (1388). «سطح امیدواری در دانشجویان سال اول و سال آخر رشته روانشناسی». مجله اندیشه و رفتار. دوره 3. شماره
گیدنز، آنتونی. (1377). جامعهشناسی. ترجمه: منوچهر صبوری. تهران: نی.
گیلیس، مالکوم، پرکینز، دوات، رومر، مایکل واسنورگراس، دانلدآر (1379). اقتصاد توسعه، مترجم: غلامرضا آزاد. تهران: نی.
لازارسفلد، پل و برنارد برلسون. (1382). چگونه مردم در انتخابات ریاست جمهوری تصمیم میگیرند. ترجمه: محمدرضا رستمی. تهران: همشهری. چاپ اول.
لیندلف، تامس آر. و تیلور، برایان سی. (1388). روشهای تحقیق کیفی در علوم ارتباطات، ترجمه: عبدالله گیویان. تهران: همشهری.
مجلسی، محمدباقر. (1404ق). بحارالانوار. بیروت: موسسه الوفاء.
محققیان، زهرا. (1388). تحلیل مفهوم امید از منظر قرآن و علم روانشناسی؛ پایاننامه کارشناسی ارشد. دانشکده ادبیات و علوم انسانی.
محمدپور، احمد. (1390). روش تحقیق کیفی؛ ضد روش 2. تهران: جامعهشناسان.
محمدی ری شهری. محمد. (1389). «نقشآفرینیهای امید»، مجله پاسدار اسلام، سال هشتم، 30-32 .
ــــــــــ ، (1384). میزان الحکمه. قم: دارالحدیث.
محمدی، امیر. (1387). «نقش امید در زندگی». روزنامه کیهان.
محمدی، حمید. (1387). «سیاستگذاری رسانهای». فصلنامه پژوهش و سنجش. سال پانزدهم. شماره 53.
مردانی نوکنده، محمدحسین. (1390). «جایگاه و نقش امیدآفرینی در
زندگانی با تأکید بر آموزههای قرآنی و دینی». مجله مهندسی فرهنگی. سال ششم. شماره 57 و 58.
مرکز پژوهشهای مجلس. (1375). «اسلام و شاخصهای توسعه». گزارش شماره 7671. تیرماه.
مروج، فائزه (1388). بررسی تأثیر آموزههای مذهبی (مبتنی بر انتظار فرج) بر سلامت روان، شادکامی و امید دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز؛ پایاننامه کارشناسی ارشد. دانشگاه شهید چمران اهواز.
مطهری، مرتضی. (1386). جهانبینی توحیدی. تهران: صدرا.
ــــــــــ ، (1379). آشنایی با قرآن. تهران: صدرا.
مک کوئیل، دنیس. (1382). درآمدی بر نظریههای ارتباطات جمعی. ترجمه: پرویز اجلالی. تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها. چاپ اول.
منتظرقائم، مهدی. (1384). «سیاستهای دریافت برنامههای تلویزیونی ماهوارهای در کشورهای آسیایی: درسهای مقابله و بهرهوری برای ایران». مجله نامه علوم اجتماعی. شماره 26.
موسوی، میرطاهر و علیپور، پروین (1391). تأملی بر نظریه سرمایه اجتماعی در جامعه. تهران: جامعهشناسان.
مهدیزاده، سید محمد. (1380). نظریههای ارتباطات جمعی. تهران: جزوه درسی (پلی کپی) دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی.
ـــــــــ ، (1391). نظریههای رسانه: اندیشههای رایج و دیدگاههای انتقادی. تهران: همشهری.
ناطقپور، محمدجواد و فیروزآبادی، سید احمد. (1385). «شکلگیری سرمایه اجتماعی و فراتحلیل عوامل مؤثر بر آن». مجله نامه علوم
اجتماعی. شماره 28. 161 ـ 190.
نصیری، حبیبالله و جوکار، بهرام. (1387). «معناداری زندگی، امید، رضایت از زندگی و سلامت روان در زنان». مجله پژوهش زنان. دوره 6. شماره 2. 157 ـ 176.
وحید، مجید. (1386). «بحثی در سیاستگذاری فرهنگی». مجله فصلنامه سیاست، دوره 37. شماره 3.
ویمر، راجر و دومینیک، جوزف. (1384). تحقیق در رسانههای جمعی. ترجمه: کاووس سیدامامی. تهران: مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامهای صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران.
هزارجریبی، جعفر و آستین فشان، پروانه. (1388). «بررسی عوامل مؤثر بر نشاط اجتماعی (با تأکید بر استان تهران)». مجله جامعهشناسی کاربردی. سال بیستم. شماره 1. 119 ـ 146.
ب) لاتین
Bloor, Michael and Wood, Fiona (2006). Keywords in qualitative Methods, London: Sage publications.
Bronk, Kendall Cotton, Hill, Patrick L., Lapsley,Daniel K, Talib, Tasneem L. and Finch, Holmes(2009). Purpose, hope, and life satisfaction in three age groups, The Journal of Positive Psychology, Vol. 4, No. 6, pp. 500–510.
Cohen, Bernard (1963). The press and foreign policy, Princcton: Princeton University Press.
Donsbach, Wolfgang (2008). The international encyclopedia of communication, Newyork: Blackwell Publishing.
Fromm, Erich (1968), Revolution of Hope: Toward a
Humanized Technology, New York: Harper &Row.
McCombs, Maxwell E., Donald Shaw. 1972. Agenda-Setting Function of Mass Media. Public Opinion Quarterly 36(2): 176–187.
Moïsi, Dominique (2009). The Geopolitics of Emotion: How Cultures of Fear, Humiliation, and Hope Are Reshaping the World, Published by Doubleday.
Pattengale, Jerry(2002). The Hope Scale: A Measurement of Willpower and Waypower. R. L. Swing (Ed.) Proving and Improving, volume II: Tools & Techniques for Improving the First College Year (Monograph 37) pp. 157-160
Snyder, C.R., Ilardi, Stephen S., Cheavens, Jen, Michael, Scott T., Yamhure, Laura and Sympson, Susie (2000). The Role of Hope in Cognitive-Behavior Therapies, Cognitive Therapy and Research, Vol. 24, No. 6, 2000, pp. 747–762.
UNDP (1990)، Human Development Report، P. 10.
Valenzuela, Sebasti´ an , Park, Namsu and kee, Kerk F (2009). Journal of Computer-Mediated Communication, N0. 14, pages 875-901.
Weis, Robert and Speridakos, Elena (2011). A Meta-Analysis of hope enhancement strategies in clinical and community settings, Psychology of Well - Being: Theory, Research and Practice, 1:5, from
.
ج) سایت
پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای:
.
Fetzer institute,Adult Hope scale,from www.Fetzer.org.
دانشنامه ویکی پدیا
مرکز آمار ایران www.amar.org.ir
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی: www.rc.majlis.ir.