ghaemiyeh.com
جمال بیمثال / حائریپور، محمدمهدی؛ 1348 -
سیمای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در کلام معصومان علیهم السلام / محمدمهدی حائریپور - قم: انتشارات مؤسسه آینده روشن، پژوهشکده مهدویت، 1393.
ISBN 978 – 600 – 5073 – 45 – 4.
فهرست نویسی براساس اطلاعات فیپا.
کتابنامه.
436/689BP550/3/و 7
ب 1393
جمال بیمثال؛ سیمای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در کلام معصومان علیهم السلام
نویسنده:محمدمهدی حائریپور
حروفنگار:ناصراحمدپور
صفحهآرا:علی قنبری
طرح جلد:ا. اکبرزاده
ناشر:مؤسسه آینده روشن
نوبت چاپ:اول، 1393
شمارگان:1000 جلد
بها:100000 ریال
شابک:4- 45-5073- 600-978
مرکز پخش:قم، خیابان صفاییه، کوچه 25، پلاک 27، تلفن: 37840902 - 025
توضیح: شعر پشت جلد از غلامحسین یوسفی (ناقوس) میباشد.
همه حقوق برای ناشر محفوظ است
بسم الله الرحمن الرحیم
جمال بیمثال
سیمای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در کلام معصومان علیهم السلام
محمدمهدی حائریپور
این تلاش ناچیز را به محضر مولای کریم که میزبان بزرگ عالم وجود است تقدیم میکنم و نیز به حضور مادر بزرگوارش حضرت فاطمه زهرا علیها السلام که بزرگ منتظر و چشم به راه اوست و چشم ما در دو عالم به عطای اوست.
ای نگار نازنین فاطمه
یادگار آخرین فاطمه
نام زهرا بهر قرآن شد نگین
نام تو نقش نگین فاطمه
مقدمه13
بخش اوّل: امامشناسی
فصل اوّل: ضرورت وجود امام19
نکتههایی از روایات25
علّت نیاز به امام25
امام به انتخاب خدا26
امام، مظهر لطف الهی27
امام ظاهر یا غائب28
فصل دوم: ضرورت شناخت امام31
نکتههایی از روایات34
اهمیّت شناخت امام34
مفهوم امامشناسی و جایگاه آن35
مصداق امام کیست؟36
فصل سوم: روایات دوازده امام37
روایات38
نکتههایی از روایات41
پیامبر و مسئله جانشینی او41
جایگاه عترت پیامبر41
کشتی نوح و باب حطّه42
معرفی امامان توسط پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 44
بخش دوم: مهدیشناسی
فصل اوّل امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن47
نکاتی دربارۀ آیه شریفه و روایات ذیل آن50
نکاتی دربارۀ آیه شریفه و روایات ذیل آن56
توضیحی دربارۀ جایگاه آیه59
نکاتی پیرامون آیه شریفه و روایات آن61
فصل دوم: حسب و نسب شریف امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 65
نکتههایی دربارۀ روایات72
فصل سوم: اسم و کنیه و شمایل امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 77
نکتههایی از روایات79
فصل چهارم: سیرۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 83
نکتههایی دربارۀ روایات88
عمل براساس قرآن و سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 88
عدالت در سطح مسئولان و مردم90
علم و دانش گسترده در زمان ظهور91
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و استفاده از قهر و خشنونت92
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امیر مهر و مهرورزی93
فصل پنجم: خصائص حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 95
نکتههایی از روایات101
بخش سوم: غیبت و انتظار
فصل اوّل: ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 111
روایات112
نکتههایی از روایات120
ادّله ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 120
راز پنهانی ولادت مهدی124
شبهات بیاساس دربارۀ ولادت و پاسخ آنها128
نتیجهگیری133
فصل دوم: غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 135
نکته هایی از روایات138
سابقۀ غیبت138
چگونگی غیبت139
وظیفه ما در غیبت140
غیبت و ظهور140
فصل سوم: علّت غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 143
روایات143
نکتههایی از روایات146
سرّی از اسرار الهی146
غیبت، سنّت الهی147
غیبت، سپر جان امام148
آزادی از بیعت طاغوتها150
فصل چهارم: آثار و برکات امام غائب153
روایات154
نکتههایی از روایات157
ضرورت حجّت، ظاهر یا غائب157
خورشید پشت ابر158
امام غائب و هدایت باطنی159
امام غائب و لطف و هدایت آشکار160
امام غائب و هدایت با واسطه161
فصل پنجم: طول عمر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 163
نکتههایی از روایات166
طول عمر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سنتّی الهی166
طول عمردر امّتهای پیشین166
پیشبینی طول عمر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 166
فصل ششم: اهمیّت انتظار فرج و جایگاه منتظران169
نکتههایی از روایات173
جایگاه انتظار173
جایگاه منتظر174
وظایف منتظران175
بخش چهارم: ظهور
فصل اوّل: جهان پیش از ظهور181
نکتههایی از روایات183
ضرورت حجت الهی برای ساماندهی امور184
مؤمنان و اوضاع جهان پیش از ظهور184
ترسیم روایات از جهان پیش از ظهور185
فصل دوم: علائم ظهور189
نکتههایی از روایات193
مفهوم علامت و علائم ظهور193
برداشت نادرست از روایات علائم193
دستهبندی علائم ظهور194
علائم حتمی ظهور194
سایر علائم ظهور196
فصل سوم: وقت ظهور199
روایات199
نکتههایی از روایات201
مخفی بودن زمان ظهور201
علّت پنهان بودن زمان ظهور202
خطر هلاکت و سقوط203
فصل چهارم: برکات ظهور امام مهدی7205
نکتههایی از روایات210
شکوفایی عقل و کمال اخلاقی210
حکومت و دین جهانی211
عدالت جهانی در همه بخشها212
امنیّت همگانی در همه حوزهها213
صفا و صمیمیّت و همدلی مردم214
ریشهکن شدن فقر از جامعه بشری215
تعهّد و مسئولیتپذیری افراد216
پیشرفت علمی و رشد ارتباطات217
سخن پایانی219
کتابنامه221
مهدویّت، حقیقت نابی است که ریشه در همه ادیان الهی و توحیدی دارد و ظهور مهدی و نظام عدلگستر او قله آمال و آرزوهای انبیاء و اولیاء و پیروان راستین ایشان بوده است. برای معرفی چهرۀ درخشان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کتابهای فراوانی نوشته شده است ولی بررسی ابعاد مختلف شخصیت آن بزرگوار از دیدگاه معصومین علیهم السلام لطف دیگری دارد. در مجموعهای که پیش روی شماست تلاش گردیده که در موضوعات مختلف مربوط به حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف گزیدهای از روایات پیامبر مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و اهلبیت علیهم السلام او جمعآوری شود و با عباراتی سلیس و روان ترجمه شود و آنگاه نکاتی که از آن روایات قابل استخراج است به اختصار بیان گردد. به این ترتیب مجموعه حدیثی حاضر نسبت به مجموعههای مشابه از امتیازات ذیل برخوردار است انشاءالله:
آوردن روایات فراوان مجموعه بسیار مفصّلی را تشکیل داده است که از حوصله بیشتر افراد جامعه بیرون است و مجموعه حاضر سعی کرده بین جامعیّت و اختصار جمع کند تا کاری مفید برای همه طبقات و اصناف باشد.
بیشتر مجموعههای حدیثی که تاکنون چاپ شده است یا به زبان عربی و بدون ترجمه فارسی است و یا به عکس تنها به ترجمه فارسی اکتفا شده است و متن عربی روایات که متن اصلی کلام معصومین علیهم السلام است آورده نشده و به همین دلیل برای همه سلیقهها مقبول واقع نشده است.
مهمتر اینکه گرچه بعضی از مجموعههای حدیثی همراه با ترجمه فارسی تدوین گردیده ولی از هرگونه توضیح و بیانی دربارۀ روایات خالی است حال آنکه در موارد متعدّد، حتی ترجمه فارسی روایات، مطلب را برای خواننده آن _ به ویژه آنها که مطالعات کافی درباره امامت و مهدویت نداشتهاند _ واضح نمیکند و همین امر سببِ کاهش انگیزه و شوق برای مطالعه کتاب ایجاد میکند. در مجموعه حاضر علاوه بر متن عربی و ترجمه فارسی، در هر بخش، نکاتی درباره روایات بیان گردیده که هم نوعی جمعبندی و نتیجهگیری از روایات است و هم نقطه های مبهم روایات را تا حدّی روشن کرده است و بیان آنها به صورت نکتههای جداگانه و کوتاه به یادگیری و حفظ و نگهداری آنها کمک فراوان میکند. (ضمناً در پایان
هر نکته شماره روایت مرتبط با آن نکته بیان شده است)
با تشکر فراوان از استاد بزرگوار و گرامی حضرت حجتالاسلام والمسلمین پورسیدآقایی (دام عزه) که بانی این کار و راهنما و مشوق ما بودهاند.
محمدمهدی حائریپور
قم مقدس _ بهار1393 (شعبان 1435)
یکی از مسائل مهم اعتقادی مسأله نیاز به امام حق است که جانشینی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را برعهده دارد. در کتابهای اعتقادی فریقین مسأله نیاز به امام برای جامعه اسلامی از بدیهیات شمرده شده است و آنچه مورد اختلاف و محل بحث و نزاع بوده خصوصیات امام و میزان در شناخت او و مقدار و کیفیّت اختیارات او بوده است، به اعتقاد شیعه «امام» مقام و منزلتی دارد که براساس آن دنیا و آخرت مردم را تأمین میکند و او علاوه بر ریاست دنیوی، بر دین و دیانت مردم نیز امام است و به تعبیر بالاتر او حجّت خدا در میان خلق است که به سبب او دینداری میسّر خواهد بود و بدون او حجّت خدا بر مردم تمام نخواهد شد. همانگونه که بدون پیامبر و کتاب آسمانی حجّت الهی بر مردم تمام نخواهد گردید. با این بیان، زمین از امام حق خالی نخواهد بود امامی که حلال و حرام الهی را بیان کرده و راه
مستقیم الهی را نشان میدهد.
دربارۀ این موضوع روایات بسیاری موجود است که چند نمونه آن
را میآوریم:
به درستی که خداوند بزرگتر از آن است که زمین را بدون امام عادل واگذارد. (1)
اگر [از] مردم تنها دو نفر [باقی] باشد هر آینه یکی از آنها
«امام» خواهد بود، و نیز فرمود: آخرین کسی که میمیرد امام است تا کسی بر خدا دلیل نیاورد که خدا او را بدون حجّت واگذاشته است. (2)
همیشه اینگونه بوده که برای خداوند در زمین حجّتی بوده که حلال و حرام را میشناسانده و مردم را به سوی راه خدا میخوانده است. (3)
1) عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِاللهِ علیه السلام : «قَالَ إِنَّ اللهَ أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ یَتْرُکَ الْأَرْضَ بِغَیْرِ إِمَامٍ عَادِل.» (کافی، ج1، کتاب الحجة، باب ان الارض لاتخلو من حجة، ح6)
2) عن ابیعبدالله علیه السلام : «لَوْ کَانَ النَّاسُ رَجُلَیْنِ لَکَانَ أَحَدُهُمَا الْإِمَامَ وَ قَالَ إِنَّ آخِرَ مَنْ یَمُوتُ الْإِمَامُ لِئَلَّا یَحْتَجَّ أَحَدٌ عَلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ أَنَّهُ تَرَکَهُ بِغَیْرِ حُجَّةٍ لِلهِ عَلَیْه». (کافی، ج1، کتاب الحجة، باب انه لولم یبق فیالارض الارجلان...، ح3)
3) عن ابیعبدالله علیه السلام قال: «مَا زَالَتِ الْأَرْضُ إِلَّا وَ لِلهِ فِیهَا الْحُجَّةُ یُعَرِّفُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ یَدْعُو النَّاسَ إِلَی سَبِیلِ الله». (کافی، ج1، کتاب الحجة، باب ان الارض لاتخلو من حجة، ح3)
زمین از وجود مردی از ما [اهلبیت علیهم السلام ] که حق را بشناسد
خالی نمیماند پس آنگاه که مردم چیزی در حق بیفزایند
گوید: افزودند و اگر چیزی از آن کم کنند گوید: کاستند و اگر حق را بیاورند تصدیقشان کند و اگر چنین نباشد حق از باطل شناخته نگردد. (1)
هشام گزارش نمیدهی که با عمرو بن عبید چه کردی و چگونه با او سؤال و جواب کردی؟ ... هشام گفت: گفتم ای مرد دانشمند من غریبم اجاز میدهی سؤالی کنم؟ گفت آری بپرس. گفتم: آیا شما چشم دارید؟ گفت: پسرجان این چه سؤالی است چیزی که به چشم خود میبینی سؤال ندارد! گفتم پرسش همینگونه است. گفت: بپرس اگرچه سؤال تو احمقانه است! گفتم: شما چشم دارید؟ گفت آری دارم. گفتم: با آن چه میکنی؟ گفت: با آن رنگها و اشخاص را میبینم. گفتم: بینی داری؟ گفت: آری. گفتم: با آن چه میکنی؟ گفت: با آن استشمام میکنم. گفتم: دهان داری؟ گفت: آری. گفتم: با آن چه میکنی؟ گفت: مزهها را با آن میچشم. گفتم: گوش داری؟ گفت: آری. گفتم: با آن چه میکنی؟ گفت: با آن صداها را
1) عن الحسن بن ابی حمزة الثمالی عن ابیه قال سمعت اباجعفر و هو یقول: «لَنْ تَخْلُوَ الْأَرْضُ إِلَّا وَ فِیهَا رَجُلٌ مِنَّا یَعْرِفُ الْحَقَّ فَإِذَا زَادَ النَّاسُ فِیهِ قَالَ قَدْ زَادُوا وَ إِذَا نَقَصُوا مِنْهُ قَالَ قَدْ نَقَصُوا وَ إِذَا جَاءُوا بِهِ صَدَّقَهُمْ وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ ذَلِکَ کَذَلِکَ لَمْ یُعْرَفِ الْحَقُّ مِنَ الْبَاطِل». (کمالالدین، ج1، باب22، ح12، ص422)
میشنوم. گفتم: قلب هم داری؟ گفت: آری! گفتم: با آن چه میکنی؟ گفت: هر آنچه به این اعضا و حواس من وارد میشود با قلبم آنها را تشخیص میدهم! گفتم: آیا وجود این جوارح موجب بینیازی از قلب نیست؟! گفت: نه. گفتم: چگونه ترا از قلب بینیازی نیست و حال آنکه این جوارح و حواس صحیح و سالم است؟! گفت: پسرجان وقتی این اعضا و حواس در چیزی که ببویند یا ببینند یا بچشند یا بشنوند تردید کنند در تشیخص آن به قلب مراجعه میکنند تا یقین پابرجا شود و شک از بین برود! گفتم: پس خداوند قلب را برای رفع شک و تردید حواس قرار داده؟! گفت: آری. گفتم: حتماً باید قلب باشد وگرنه برای حواس، یقین پیدا نمیشود؟! گفت: آری. گفتم: ای ابامروان (1)خدای تبارک و تعالی حواس تو را بیامام رها نکرده و برای آنها امامی گماشته که ادراک او را تصحیح کنند و در مورد شک، یقین به دست آورد و همه این مردم را در شک و سرگردانی و اختلاف واگذاشته و امامی برای آنها معیّن نکرده تا آنها را از شک و حیرت برگرداند؟!... گفت: در اینجا خاموش ماند و پاسخی نداد! (2)و (3)
1) این کنیه عمرو بن عبید است که طرف بحث هشام بوده است.
2) پس در پایان روایت آمده که وقتی عمرو بن عبید دانست که او هشام به حکم است از او تقدیر کرد و بر جای خود نشانید و امام صادق علیه السلام از هشام پرسید؟ چه کسی این استدلال را به تو آموخت؟ هشام گفت: اینها مطالبی بود که از شما یاد گرفتم و تنظیم کردم. حضرت فرمود: به خدا این حقیقتی است که در صحف ابراهیم و موسی نوشته شده است.
3) عن یونس بن یعقوب قال: «کَانَ عِنْدَ أَبِی عَبْدِاللهِ علیه السلام جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِهِ مِنْهُمْ حُمْرَانُ بْنُ أَعْیَنَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ النُّعْمَانِ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ الطَّیَّارُ وَ جَمَاعَةٌ فِیهِمْ هِشَامُ بْنُ الْحَکَمِ وَ هُوَ شَابٌّ فَقَالَ أَبُوعَبْدِاللهِ علیه السلام یَا هِشَامُ أَ لَا تُخْبِرُنِی کَیْفَ صَنَعْتَ بِعَمْرِو بْنِ عُبَیْدٍ وَ کَیْفَ سَأَلْتَهُ فَقَالَ هِشَامٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ إِنِّی أُجِلُّکَ وَ أَسْتَحْیِیکَ وَ لَا یَعْمَلُ لِسَانِی بَیْنَ یَدَیْکَ فَقَالَ أَبُوعَبْدِاللهِ إِذَا أَمَرْتُکُمْ بِشَیْءٍ فَافْعَلُوا قَالَ هِشَامٌ بَلَغَنِی مَا کَانَ فِیهِ عَمْرُو بْنُ عُبَیْدٍ وَ جُلُوسُهُ فِی مَسْجِدِ الْبَصْرَةِ فَعَظُمَ ذَلِکَ عَلَیَّ فَخَرَجْتُ إِلَیْهِ وَ دَخَلْتُ الْبَصْرَةَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ فَأَتَیْتُ مَسْجِدَ الْبَصْرَةِ فَإِذَا أَنَا بِحَلْقَةٍ کَبِیرَةٍ فِیهَا عَمْرُو بْنُ عُبَیْدٍ وَ عَلَیْهِ شَمْلَةٌ سَوْدَاءُ مُتَّزِراً بِهَا مِنْ صُوفٍ وَ شَمْلَةٌ مُرْتَدِیاً بِهَا وَ النَّاسُ یَسْأَلُونَهُ فَاسْتَفْرَجْتُ النَّاسَ فَأَفْرَجُوا لِی ثُمَّ قَعَدْتُ فِی آخِرِ الْقَوْمِ عَلَی رُکْبَتَیَّ ثُمَّ قُلْتُ أَیُّهَا الْعَالِمُ إِنِّی رَجُلٌ غَرِیبٌ تَأْذَنُ لِی فِی مَسْأَلَةٍ فَقَالَ لِی نَعَمْ فَقُلْتُ لَهُ أَ لَکَ عَیْنٌ فَقَالَ یَا بُنَیَّ أَیُّ شَیْءٍ هَذَا مِنَ السُّؤَالِ وَ شَیْءٌ تَرَاهُ کَیْفَ تَسْأَلُ عَنْهُ فَقُلْتُ هَکَذَا مَسْأَلَتِی فَقَالَ یَا بُنَیَّ سَلْ وَ إِنْ کَانَتْ مَسْأَلَتُکَ حَمْقَاءَ قُلْتُ أَجِبْنِی فِیهَا قَالَ لِی سَلْ قُلْتُ أَ لَکَ عَیْنٌ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَمَا تَصْنَعُ بِهَا قَالَ أَرَی بِهَا الْأَلْوَانَ وَ الْأَشْخَاصَ قُلْتُ فَلَکَ أَنْفٌ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَمَا تَصْنَعُ بِهِ قَالَ أَشَمُّ بِهِ الرَّائِحَةَ قُلْتُ أَ لَکَ فَمٌ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَمَا تَصْنَعُ بِهِ قَالَ أَذُوقُ بِهِ الطَّعْمَ قُلْتُ فَلَکَ أُذُنٌ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَمَا تَصْنَعُ بِهَا قَالَ أَسْمَعُ بِهَا الصَّوْتَ قُلْتُ أَ لَکَ قَلْبٌ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَمَا تَصْنَعُ بِهِ قَالَ أُمَیِّزُ بِهِ کُلَّ مَا وَرَدَ عَلَی هَذِهِ الْجَوَارِحِ وَ الْحَوَاسِّ قُلْتُ أَ وَ لَیْسَ فِی هَذِهِ الْجَوَارِحِ غِنًی عَنِ الْقَلْبِ فَقَالَ لَا قُلْتُ وَ کَیْفَ ذَلِکَ وَ هِیَ صَحِیحَةٌ سَلِیمَةٌ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنَّ الْجَوَارِحَ إِذَا شَکَّتْ فِی شَیْءٍ شَمَّتْهُ أَوْ رَأَتْهُ أَوْ ذَاقَتْهُ أَوْ سَمِعَتْهُ رَدَّتْهُ إِلَی الْقَلْبِ فَیَسْتَیْقِنُ الْیَقِینَ وَ یُبْطِلُ الشَّکَّ قَالَ هِشَامٌ فَقُلْتُ لَهُ فَإِنَّمَا أَقَامَ اللهُ الْقَلْبَ لِشَکِّ الْجَوَارِحِ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ لَا بُدَّ مِنَ الْقَلْبِ وَ إِلَّا لَمْ تَسْتَیْقِنِ الْجَوَارِحُ قَالَ نَعَمْ فَقُلْتُ لَهُ یَا أَبَا مَرْوَانَ فَاللهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَمْ یَتْرُکْ جَوَارِحَکَ حَتَّی جَعَلَ لَهَا إِمَاماً یُصَحِّحُ لَهَا الصَّحِیحَ وَ یَتَیَقَّنُ بِهِ مَا شُکَّ فِیهِ وَ یَتْرُکُ هَذَا الْخَلْقَ کُلَّهُمْ فِی حَیْرَتِهِمْ وَ شَکِّهِمْ وَ اخْتِلَافِهِمْ لَا یُقِیمُ لَهُمْ إِمَاماً یَرُدُّونَ إِلَیْهِ شَکَّهُمْ وَ حَیْرَتَهُمْ وَ یُقِیمُ لَکَ إِمَاماً لِجَوَارِحِکَ تَرُدُّ إِلَیْهِ حَیْرَتَکَ وَ شَکَّکَ قَالَ فَسَکَتَ وَ لَمْ یَقُلْ لِی شَیْئا.» (اصول کافی، ج1، کتاب الحجّة، ح3، ص318)
آیا زمین بدون امام میماند؟ فرمود: اگر زمین بدون امام باشد، هر آینه فرو میرود. (1)
1) عن ابیحمزة قال: قلت لابیعبدالله علیه السلام : «أَ تَبْقَی الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ قَالَ لَوْ بَقِیَتِ الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ لَسَاخَت.» (کافی، ج1، کتاب الحجّة، باب أنّ الارض لاتخلو من حجة، ح10)
خداوند از زمان وفات حضرت آدم علیه السلام ، هرگز زمین را بدون امام وانگذاشته است. امامی که به وسیله او [مردم] به خدا هدایت میگردند و او همان حجّت [خدا] بر بندگان است که هر که او را وانهد گمراه شده و هر که پیرویش کند نجاتیافته است. این [نصب امام] حقّی بر خداوند است. (1)
از زمان خلقت آدم علیه السلام زمین از حجّت خالی نبوده است؛ یا [حجّت] آشکار و شناخته شده و یا حجّت پنهان و پوشیده و تا قیام قیامت زمین از حجت خالی نخواهد ماند و اگر چنین نبود خداوند عبادت نمیشد. (2)
آیا سخن خدای بزرگ را نشنیدید که میفرماید: ای مؤمنان اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول او را و اطاعت کنید اولی الامر از خود را؟ آیا این دستور تا روز قیامت نیست؟ آیا نمیاندیشید که از زمان آدم علیه السلام تا زمان امام گذشته [ابومحمّد العسکری علیه السلام _ که درود خدا بر او باد _] خداوند تعالی برای شما پناهگاههایی قرار داد که به آنها پناهنده شوید و نشانههایی گذاشت که به آنها هدایت شوید؟! [به گونهای که] هرگاه عَلَمی
1) عن الامام موسی بن جعفر علیه السلام قال: «مَا تَرَکَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ الْأَرْضَ بِغَیْرِ إِمَامٍ قَطُّ مُنْذُ قُبِضَ آدَمُ علیه السلام یَهْتَدِی بِهِ إِلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ الْحُجَّةُ عَلَی الْعِبَادِ مَنْ تَرَکَهُ ضَلَّ وَ مَنْ لَزِمَهُ نَجَا حَقّاً عَلَی اللهِ عَزَّوَجَل». (کمال¬الدین، ج1، ص222، باب 22، ح3)
2) عن علی بن الحسین علیه السلام : «لَمْ تَخْلُ الْأَرْضُ مُنْذُ خَلَقَ اللهُ آدَمَ مِنْ حُجَّةٍ لِلهِ فِیهَا ظَاهِرٍ مَشْهُورٍ أَوْ غَائِبٍ مَسْتُورٍ وَ لَا تَخْلُو إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ مِنْ حُجَّةٍ لِلهِ فِیهَا وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَمْ یُعْبَدِ الله». (کمال¬الدین، ج1، ص207، ح22، باب 21)
نهان شد عَلَم دیگری آشکار گردید و اگر ستارهای غروب کرد ستارهای دیگر درخشید و چون خدای تعالی ابومحمّد علیه السلام را قبض روح کرد پنداشتید که او رابطه بین خود و خلقش را قطع کرده است؟ هرگز چنین نبوده و تا روز قیامت چنین نخواهد بود تا آن روز که امر خدای تعالی ظاهر شود در حالی که آنان (مشرکان) ناخشنود باشند. (1)
بدیهی است که انسانها به جود آمدهاند تا با انجام اوامر الهی به کمال و قرب الهی برسند و در این مسیر نیاز به راهنما دارند و به همین جهت خداوند رسولان را فرستاده است و نیز به همین دلیل لازم است امامان هدایت در میان مردم باشند و خداوند هیچگاه این نیاز را بیپاسخ نگذاشته است. (حدیث 1 و 3)
اعضای بدن انسان گرچه سالم باشند در انجام وظایف خود بینیاز از قلب (و عقل) نیستند، جامعه انسانی نیز اگرچه از عقل سالم و رشدیافته برخوردار باشد بینیاز از هدایتهای امام نیست زیرا انسان
1) و فی توقیع له علیه السلام قال: «أَ مَا سَمِعْتُمُ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ: ( یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ(؛ هَلْ أُمِرَ إِلَّا بِمَا هُوَ کَائِنٌ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ أَوَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَ لَکُمْ مَعَاقِلَ تَأْوُونَ إِلَیْهَا وَ أَعْلَاماً تَهْتَدُونَ بِهَا مِنْ لَدُنْ آدَمَ علیه السلام إِلَی أَنْ ظَهَرَ الْمَاضِی أَبُو مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله کُلَّمَا غَابَ عَلَمٌ بَدَا عَلَمٌ وَ إِذَا أَفَلَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ فَلَمَّا قَبَضَهُ اللهُ إِلَیْهِ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ قَدْ قَطَعَ السَّبَبَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ کَلَّا مَا کَانَ ذَلِکَ وَ لَا یَکُونُ حَتَّی تَقُومَ السَّاعَةُ وَ یَظْهَرَ أَمْرُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ هُمْ کارِهُون». (کمالالدین، ج2، ص241، باب 45، ح8)
سراسر فقر و نیاز است و مسیر او پرخطر و طولانی و مقصد او قرب الهی است. (حدیث 5)
همانطور که قلب (و عقل) انسان به عنوان مرکز تصمیمگیری و شناخت و آگاهی است و بدون آن ممکن است اعضا و جوارح به خطا بروند و در تشخیص، اشتباه کنند؛ امامِ عادل به عنوان رئیس جامعه بشری، میزان حق است که به وسیله او مرز حق و باطل شناخته میشود و نیز نگهبان حریم حق است تا باطلی به آن راه نیابد. (حدیث5)
امام عالمترین امت به دین و حلال و حرام الهی است اگر او نباشد خطر تحریف و کم و زیادیِ دین و معارف الهی وجود دارد ولی او وظیفه دارد که اگر انحرافی پدید آمد موضع بگیرد و از انحراف امت جلوگیری کند؛ چنانکه امام حسین علیه السلام در مقابل انحرافات، قیام کرد. (حدیث 3 و 4)
با توجه به جایگاه امام که باید معصوم از گناه و خطا باشد تا بتواند معیار و میزان حقّ قرار گیرد، هیچکس جز خداوند که عالم به غیب است نمیتواند مصداق امام را در جامعه معرفی کند. (حدیث 1 و 5 و 9) چون عصمت امری است که بر همگان مخفی و نامعلوم است و نیز اینکه در آینده چه خواهد شد بر کسی جز خدا آشکار نیست؛ به روایت زیر توجه کنید:
سعد بن عبدالله قمی گوید: از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پرسیدم که چرا مردم نمیتوانند امامشان را خود برگزینند؛ آن حضرت پرسید: مرادت امام صالح اصلاحگر است یا پیشوای ناشایست فسادانگیز؟ گفتم: مرادم مقتدای صالح اصلاحگر است.
امام فرمود: با توجه به اینکه کسی نمیداند که در خاطر دیگری از اندیشه صلاح و فساد چه میگذرد، آیا ممکن است، مردم کسی را برگزینند که اندیشه فساد در سر دارد؟ گفتم: آری! فرمود: به همین دلیل انتخاب امام به مردم واگذار نشده است و این همان علّتی است که با برهان بر تو اقامه کردم تا عقلت به اطمینان برسد. (1)
یکی از راهها برای لزوم نصب امام از سوی خدا، توجه به صفات کمال الهی است. خداوند عادل و حکیم و لطیف است، او خدایی است که ذرّهای ظلم در ساحت قدس او راه ندارد و هرگونه بیهودگی و لغو از او دور است و نهایت لطف و رحمت را نسبت به بندگان خود دارد؛ بنابراین به مقتضای عدالت و حکمت و لطف بینهایتش، مردم را بدون امام و پیشوایی که هدایتگر آنها به سوی کمال مطلق باشد نمیگذارد (همه احادیث شاهد این مطلب است).
امام عادل، حجّت خدا در میان خلق است بنابراین در همه
1) قال سعد بن عبدالله القمی: «فَأَخْبِرْنِی یَا مَوْلَایَ عَنِ الْعِلَّةِ الَّتِی تَمْنَعُ الْقَوْمَ مِنِ اخْتِیَارِ إِمَامٍ لِأَنْفُسِهِمْ قَالَ مُصْلِحٍ أَوْ مُفْسِدٍ قُلْتُ مُصْلِحٍ قَالَ فَهَلْ یَجُوزُ أَنْ تَقَعَ خِیَرَتُهُمْ عَلَی الْمُفْسِدِ بَعْدَ أَنْ لَا یَعْلَمَ أَحَدٌ مَا یَخْطُرُ بِبَالِ غَیْرِهِ مِنْ صَلَاحٍ أَوْ فَسَادٍ قُلْتُ بَلَی قَالَ فَهِیَ الْعِلَّةُ وَ أُورِدُهَا لَکَ بِبُرْهَانٍ یَنْقَادُ لَهُ عَقْلُک». (کمالالدین، ج2، ص202)
زمانها و برای همه امّتها باید امامی باشد تا حجّت خدا بر خلق تمام گردد و کسی بر خدا دلیل نداشته باشد، به همین جهت آخرین نفر که میمیرد «امام» خواهد بود همانگونه که اولین نفر از انسانها پیامبر بود (= حضرت آدم علیه السلام ) و در این صورت عذری برای کسی باقی نمیماند! (حدیث 2 و 7 و 8 و 9)
با توجه به ضرورت وجود امام در هر زمان و با توجه به اینکه نصب امام و حجّت سنتی جاری در زمان بوده است به گونهای که هیچگاه زمین از حجّت الهی (پیامبر یا جانشین او) خالی نبوده است، بنابراین اگر در زمانی از زمانها، امام ظاهر و آشکاری نباشد بدون تردید امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، غائب و پوشیده است ضمن اینکه روایات فراوان مبنی بر غیبت حجّتهای الهی موجود است و نیز به طور خاص، غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایات فراوان مطرح شده است. (1)(حدیث 9 و 8)
اینکه در آیه «اولی الامر»، بدون قید زمان به اطاعت اولی الامر
1) در مبحث غیبت و علّت آن بخشی از این روایات خواهد آمد.
فرمان داده شده است، میرساند که اولی الامر در هر زمانی وجود دارد و مردم هر عصر و زمان باید از او اطاعت کنند. حال اگر در میان افراد موجود و ظاهر، کسی که شایسته این مقام باشد وجود نداشته باشد معلوم میشود که مصداق «اولی الامر» امامی است که از نظرها غائب است چون غیبت حجّتِ خدا امری بیسابقه نیست و فراوان اتّفاق افتاده است. (حدیث 9)
از نظر عقل و نقل مسئله معرفت و شناخت جایگاه بسیار مهمّی دارد و آدمی بدون معرفت به جایی نخواهد رسید بلکه هدف از خلقت، معرفت و شناخت است. آیات قرآن کریم و روایات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام در این موضوع، صریح و روشن است. در بحث معرفت، ابتدا معرفت خدا و شناخت صفات و اسماء حسنای او مطرح است و پس از آن شناخت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و خلفای بر حق او مراد است.
برای آشنایی با میزان اهمیّت معرفت امام و جانشین بر حق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بعضی از روایات را در اینجا میآوریم:
هرکس بمیرد در حالی که امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است. (1)
1) قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّة». (کمالالدین، ج2، ص409؛ اعلام الوری، ص415؛ بحار الانوار، ج8، ص368؛ شرح المقاصد، ج5، ص239؛ ینابیع المودة، ج3، ص372)
کمترین چیزی که آدمی به سبب آن گمراه خواهد بود چیست؟ فرمود: اینکه نشناسد کسی را که خدا امر به اطاعت از او کرده و ولایتش را واجب دانسته و او را حجّت در زمین و شاهد بر خلق خویش قرار داده. پرسیدند: ای امیرالمؤمنین آنها کیانند؟ فرمود: کسانی که خداوند آنها را در کنار خود و پیامبرش قرار داده و فرموده: ای گروه مؤمنان از خدا و رسول اطاعت کنید و نیز از اولی الامر از میان خود. راوی گوید: پس من سر حضرت را بوسیدم و گفتم: برایم (مطلب را) روشن ساختی و گره از کارم گشودی و هر شکّی در دلم بود از میان بردی! (1)
از آن حضرت دربارۀ آیه «و چه کسی گمراهتر است از آن که هوای خود را پیروی کرده بدون هدایتی از سوی خدا» سؤال شد. فرمود: مراد کسی است که دین خود را رأی خود قرار داده بدون اینکه امامی از پیشوایان هدایت را برگزیده باشد. (2)
1) عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ الْهِلَالِیِّ عَنْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ علیه السلام قَالَ قُلْتُ لَه:ُ «مَا أَدْنَی مَا یَکُونُ بِهِ الرَّجُلُ ضَالًّا قَالَ أَنْ لَا یَعْرِفَ مَنْ أَمَرَ اللهُ بِطَاعَتِهِ وَ فَرَضَ وَلَایَتَهُ وَ جَعَلَهُ حُجَّتَهُ فِی أَرْضِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَی خَلْقِهِ قُلْتُ فَمَنْ هُمْ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ الَّذِینَ قَرَنَهُمُ اللهُ بِنَفْسِهِ وَ نَبِیِّهِ فَقَالَ: (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ( (سورۀ نساء، آیۀ 59) فقَالَ فَقَبَّلْتُ رَأْسَهُ وَ قُلْتُ أَوْضَحْتَ لِی وَ فَرَّجْتَ عَنِّی وَ أَذْهَبْتَ کُلَّ شَکٍّ کَانَ فِی قَلْبِی ». (معانی الاخبار، ب429، ح45، ص394)
2) عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام : «فِی قَوْلِهِ تَعَالَی (وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدیً من الله( (سورۀ قصص، آیۀ 50) قَالَ یَعْنِی مَنِ اتَّخَذَ دِینَهُ رَأْیَهُ بِغَیْرِ إِمَامٍ مِنْ أَئِمَّةِ الْهُدَی». (غیبت نعمانی، ب7، ح7، ص179)
امام نشانهای است میان خدا و خلقش، پس هرکه او را بشناسد مؤمن خواهد بود و هرکه او را انکار کند کافر خواهد بود. (1)
ای یحیی هرکه شبی را بدون معرفت امام زمانش بسر برد به مرگ جاهلیّت از دنیا رفته است. (2)
ای مردم به راستی که خدای بلندمرتبه بندگان را خلق نکرد مگر برای اینکه او را بشناسند پس چون او را شناختند، عبادتش کنند، پس چون او را عبادت کردند به سبب آن از عبادت غیر او بینیاز گردند. پس مردی به آن حضرت گفت: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پدر و مادرم فدای شما باد، معرفت و شناخت خدا چیست؟ امام فرمود: اینکه اهل هر زمانی، امام زمان خود را بشناسند، همانکه اطاعت او برایشان واجب است. (3)
1) عن ابیعبدالله علیه السلام قال: «الْإِمَامُ عَلَمٌ فِیمَا بَیْنَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ فَمَنْ عَرَفَهُ کَانَ مُؤْمِناً وَ مَنْ أَنْکَرَهُ کَانَ کَافِرا ً». (کمالالدین، ب39، ح9؛ بحار الانوار، ج10، ح32، ص79)
2) عن یحیی بن عبدالله عن ابیعبدالله علیه السلام انّه قال: «یَا یَحْیَی بْنَ عَبْدِاللهِ مَنْ بَاتَ لَیْلَةً لَا یَعْرِفُ فِیهَا إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّة». (غیبت نعمانی، ص80؛ بحار الانوار، ج10، ح8، ص71)
3) عن ابیعبدالله علیه السلام قال: «خَرَجَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ علیه السلام عَلَی أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللهَ جَلَّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِیَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَمَا مَعْرِفَةُ اللهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُه ». (بحار الانوار، ج10، ح22، ص74؛ علل الشرایع، ج 1، ص9)
الف. «معرفت امام» مسئلهای است که به اصل دیانت انسان برمیگردد به گونهای که بدون آن، حیات معنوی انسان، تباه میشود. (حدیث 1)
ب. «مرگ جاهلی»، نشانۀ زندگی جاهلانه است زیرا مرگ، عصارۀ حیات است. بنابراین آنکه امام عصر خود را نشناسد و ولایت او را نپذیرد زندگی جاهلانه دارد و از حیات انسانی بیبهره است گرچه حیات حیوانی دارد. (1)
ج. نیاز به امام و هدایت او، از هر نیاز دیگر بالاتر است به گونهای که سزاوار نیست انسان. حتّی شبی را بدون معرفت و اعتقاد به امام حق به صبح برساند، به همین دلیل امامان، نسبت به فوری بودن آن نیز هشدار دادهاند. (حدیث 5)
د. هدف خلقت، معرفت خدا و عبودیّت خالص برای اوست و راه خداشناسی و بندگی او آنگونه که شایسته اوست، پذیرفتن ولایت امام معصوم علیه السلام است و اوست که خداوند را به درستی معرفی میکند و راه بندگی او را به شایستگی نشان میدهد. پس هرکس امام زمان خود را نشناسد هدف خلقت را گم کرده و زندگی دنیوی و اخروی خود را باخته است. (حدیث 6)
1) امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف موجود موعود، ص29 و ص36.
از آیات و روایات معلوم میشود که معرفت امام، مراتبی دارد که هرکدام آثار و برکاتی دارد؛ گرچه شناخت امام به حسب و نسب و نام و لقب، لازم و ضروری است ولی کافی نیست و آنچه مهم است شناخت امامت و جایگاه بلند آن در دین است یعنی امام را بشناسی به اینکه حجّت خدا و جانشین بر حق پیامبر است و خود را ملتزم به اطاعت کامل و تسلیم مطلق در برابر او بدانی و این اطاعت را عین اطاعت پیامبر و خداوند بدانی! (1)(حدیث 2 و 3 و 4 و 6)
مقصود از «امام» همان کسی است که خداوند اطاعتش را واجب کرده و او را حجّت در زمین و شاهد بر خلق قرار داده است. (حدیث 2) او نشانه خداست که در میان مردم قرار داده (حدیث 4) و کسی که او را نشناسد و به راه او نرود گرفتار هواهای نفسانی گشته به گمراهی قطعی و حتمی گرفتار میشود. (حدیث 3 و 4)
مقصود از «اولی الامر» _ مطابق روایات _ همان امام و جانشین پیامبر است. جایگاه او در این آیه چنان معرفی شده که اطاعت از او در
1) برای شناخت امام و جایگاه او دو منبع بسیار خوب قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام است. برای نمونه میتوانید به اصول کافی، ج1 «کتاب الحجّة» بنگرید و نیز به «زیارت جامعه کبیره» (در مفاتیح الجنان) و شرح آن در کتاب ادب فنای مقرّبان از «آیتالله جوادی آملی» مراجعه کنید.
ردیف اطاعت خدا و رسول قرار گرفته است و همانند آنها، باید به صورت مطلق و در همه فرمانها مورد اطاعت قرا رگیرد و این دلیل عصمت و پاکی اوست. (1)(حدیث 2)
1) ر.ک: به المیزان، علامه طباطبایی، ذیل آیه 59 سورۀ نساء؛ نیز تفسیر کبیر از امام فخر رازی شافعی، ذیل همان آیه.
مهمترین مسئله امّت اسلامی پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، مسئله جانشینی آن حضرت بوده است. گروههایی از مسلمین گمان میکنند که پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله و سلم دربارۀ خلافت بعد از خود سخنی نفرموده است و این امر مهمّ را به امّت و تصمیم آنها براساس مشورت عمومی، واگذاشته است! ولی شیعه معتقد است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در موارد فراوان و در مناسبتهای مختلف و در اجتماعات کوچک و بزرگ، نسبت به خلافت و خلفای بعد از خود سخن گفته بلکه به تعداد آنها و نیز اشخاص آنها تصریح کرده و همه خلفای پس از خود را نام برده است. شاهد بر این ادّعا روایات فراوانی است که در کتابهای مسلمین اعم از شیعه و سنّی بیان گردیده است. بخشی از این روایات، مورد قبول همۀ مسلمین و در حدّ تواتر (1)
پیدا میشود.
است و در کتب صحاح (2)نقلشده است. در اینجا چند نمونه از آن روایات را بیان کرده و بررسی خواهیم کرد:
همیشه اسلام عزیز خواهد بود تا آن زمان که دوازده خلیفه باشند. جابر بن سمرة (راوی) میگوید:
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سخنی گفت که من نشنیدم؛ به پدرم گفتم: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چه فرمود؟ گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: همۀ آنان از قریش خواهند بود. (1)
ای گروه یاوران من! به راستی که مَثَل اهلبیت من در میان شما مَثَل کشتی نوح و باب حطّه در بنیاسرائیل است. پس به اهلبیت من و امامان از نسل من چنگ بزنید! که در این صورت هرگز گمراه نخواهید شد!
سؤال شد: ای رسول خدا! امامان بعد از شما چند نفرند؟
1) عن جابر بن سمرة عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال: «لَا یَزَالُ هَذَا الْإِسْلَامُ عَزِیزاً إِلَی اثْنَیْ عَشَرَ خَلِیفَةً ثُمَّ قَالَ کَلِمَةً لَمْ أَفْهَمْهَا فَقُلْتُ لِأَبِی مَا قَالَ فَقَالَ قَالَ کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْش». (منتخب الاثر، ج1، ح19، ص26 به نقل از صحیح مسلم) و مانند این روایت در سنن ابیداود و سنن ترمذی و المعجم الکبیر طبرانی و مسند احمد بن حنبل که همه از کتابهای معتبر اهل سنّت است، آمده است. برای ملاحظه روایات ر.ک: به منتخب الاثر ج1، ص19 به بعد.
فرمود: دوازده نفر از اهلبیت من (یا فرمود) از عترت من. (1)
مقصود از «عترت» در این سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم چیست؟ «به درستی من دو چیز گرانبها در میان شما (= امّت اسلامی) به جا میگذارم: کتاب خدا و عترتم را». علی علیه السلام فرمود: یعنی من و حسن و حسین و نه امام از فرزندان حسین علیهم السلام که نهمین آنها مهدی ایشان است. اینان از کتاب خدا جدا نخواهند شد و کتاب خدا هم از آنها جدا نمیشود تا آنگاه که در کنار حوض، بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وارد شوند. (2)
من سرور پیامبرانم و علی ابن ابیطالب علیه السلام سرور اوصیاء پیامبران و به راستی که جانشینان من پس از من دوازده نفرند که اوّلین آنها علی ابن ابیطالب علیه السلام و آخرین آنها قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است. (3)
1) عن ابیسعید الخُدری قال: صلّی بنا رسول الله صلاة الاوی ثمّ اقبل بوجهه الکریم علینا فقال صلی الله علیه و آله و سلم: «معاشر اصحابی انّ مَثَل اهل بیتی فیکم مَثَل سفینة نوح و باب حطّه فی بنیاسرائیل، فتمسّکوا باهل بیتی و الأئمة الرّاشدین من ذرّیتی فانّکم لن تضلّوا ابداً فقیل یا رسول الله کم الائمّة من بعدک؟ فقال: اثناعشر من اهل بیتی (اوقال) من عترتی.» (منتخب الاثر، ج1، ح66، ص48؛ به نقل از کفایة الاثر)
2) سُئِلَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ علیه السلام عَنِ مَعْنَی قَوْلِ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم إِنِّی مُخَلِّفٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِی مَنِ الْعِتْرَةُ فَقَالَ أَنَا وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ الْأَئِمَّةُ التِّسْعَةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ تَاسِعُهُمْ مَهْدِیُّهُمْ وَ قَائِمُهُمْ لَا یُفَارِقُونَ کِتَابَ اللهِ وَ لَا یُفَارِقُهُمْ حَتَّی یَرِدُوا عَلَی رَسُولِ اللهِ علیه السلام حَوْضَه». (منتخب الاثر، ح243، ص162) این حدیث در منتخب الاثر از کتاب غیبت فضل بن شاذان نقل شده و البتّه مانند آن در کتابهای حدیثی دیگر مانند عیون اخبار الرّضا، کمالالدین، اثبات الهداة، بحار الانوار و اعلام الوری روایت گردیده است.
3) عن عبدالله بن عباس قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «أَنَا سَیِّدُ النَّبِیِّینَ وَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ سَیِّدُ الْوَصِیِّینَ وَ إِنَّ أَوْصِیَائِی بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ علیه السلام ». (منتخب الاثر، ج1، ح154، ص105 از باب دوم؛ به نقل از فرائد السّمطین، ج2، ص313)
امامان پس از من دوازده نفرند اوّلین آنها تو هستی ای علی! و آخرین آنها قائم است که خداوند به دست او مشرق و مغرب زمین را فتح خواهد کرد. (1)
.عن ابن عباس قال: قدم یهودی علی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقال له نعثل فقال له: یا محمد ... فاخبرنی عن وصیک من هو؟... فقال نعم ان وصیی و الخلیفة من بعدی علی بن ابی طالب علیه السلام وبعده سبطای الحسن ثم الحسین یتلوه تسعة من صلب الحسین ائمة ابرار، قال یا محمد فسمهم لی. قال نعم، اذا مضی الحسین فابنه علی، فاذا مضی علی فابنه محمد، فاذا مضی محمد فابنه جعفر، فاذا مضی جعفر فابنه موسی، فاذا مضی موسی فابنه علی، فاذا مضی علی فابنه محمد ثم ابنه علی ثم ابنه الحسن ثم الحجة بن الحسن، فهذه اثنا عشر ائمة عدد نقباء بنی اسرائیل... (منتخب الاثر، ج1، ص168؛ نقلاً عن فرائد السمطین، ج2، ص132، ب31، ح431)
به راستی که وصی وخلیفه پس از من علی بن ابیطالب علیه السلام است و پس از او دو سبط من حسن وسپس حسین و پس از ایشان نه نفر از نسل حسین، امامان ابرار.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خواسته شد که همه آنها را نام ببرد آن حضرت ادامه دادند:
پس از حسین فرزندش علی وپس از علی فرزندش محمد و پس
1) عَن علی عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «الْأَئِمَّةُ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ أَنْتَ یَا عَلِیُّ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ الَّذِی یَفْتَحُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَی یَدَیْهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا». (منتخب الاثر، ج1، ح155، ص106 از باب دوم به نقل از ینابیع المودة، ب94، ص492؛ کمالالدین، ج1، ب24، ح35، ص282)
از محمد فرزندش جعفر و پس از جعفر فرزندش موسی و پس از موسی فرزندش علی و پس از علی فرزندش محمد و پس از محمد فرزندش علی و پس از علی فرزندش حسن و پس از او حجت بن الحسن؛ پس ایشان دوازده امام هستند به تعداد نقباء بنی اسرائیل .
به گواهی روایات فراوان، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بارها دربارۀ سرنوشت اسلام و مسلمین بعد از خودش، بیانات روشنگرانهای فرموده و امر امّت را مهمل و مجمل نگذاشته است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پیوسته نگران امّت خود و اسلام عزیز برای
زمان پس از خود بود به همین دلیل مسلمین را به پیوستن و پیروی کردن از کسانی توصیه کرد که آنها را از خطر گمراهی حفظ کنند. (روایت 2 و 3)
از اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همواره به پیروی و اطاعت مطلق از اهلبیت علیهم السلام امر میفرمود، معلوم میشود که آنها همگی افرادی عالم و صالح بوده بلکه برگزیدگان امّت در هر زمان بودهاند. (روایت 2)
در حدیث مشهور و مقبول ثقلین، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اهلبیت و عترت خود را در ردیف قرآن کریم قرار داده و تصریح کرده است که هیچگاه بین اینان و قرآن جدایی نخواهد بود و این همآهنگی و
همراهی همیشگی بین قرآن و عترت، نشانه عصمت و پاکی عترت است یعنی همانگونه که قرآن مصون از هر باطل و خطایی است، امامان و جانشینان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز معصوم از گناه و خطا هستند و اگر احتمال خطا در رفتار یا گفتار آنها وجود داشت شایسته نبود که در کنار قرآن و همسنگ و هم وزن آن باشند. (روایت 3)
عدم جدایی قرآن و عترت این پیام بزرگ را دارد که هرجا قرآن سخن از مؤمنان و مجاهدان و صالحان گفته است عالیترین مصادیق و نمونههای آنها، عترت پیامبرند و هرجا اهلبیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رهنمودی دادهاند پرده از یک حقیقت قرآنی برداشتهاند زیرا که ایشان بهترین مفسّران قرآنند بلکه خود قرآن ناطقاند. (روایت 3)
همتایی قرآن، فضیلتی مخصوص اهلبیت و عترت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و همانطور که اگر کسی _ هرکه باشد _ برخلاف قرآن حرکت کند یا سخنی بگوید محکوم به بطلان است، هر کسی در مقابل فردی از عترت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قرار گیرد و سخنی یا اقدامی برخلاف آنها داشته باشد باطل است، به عبارت روشنتر، عترت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم محور و مدار «حقّ» هستند (1)و حقّ با آنها شناخته میشود. (روایت 3)
1) چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دربارۀ امام علی علیه السلام فرمود: «عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ یَدُورُ حَیْثُمَا دَار»؛ یعنی علی با حق است و حق با علی است و حق بر مدار علی میچرخد. (بحارالأنوار، ج30، ص352)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اهلبیت خود را به «کشتی نوح» و «باب حطّة» بنیاسرائیل تشبیه فرموده است و ویژگی این دو آن است که هرکس به سوی آنها رفته حتماً نجاتیافته است زیرا به تصریح قرآن، آنها که بر کشتی نوح سوار شدند نجات یافتند و آنها که سوار نشدند _ حتّی پسر نوح _ به عذاب الهی هلاک گردیدند. (1)«باب حطّة» نیز دری است از درهای «بیت المقدس» که هرکس از آن وارد میشد گناهانش بخشیده میشد زیرا خداوند چنین دستور داده و اراده کرده بود و آنهاکه از انجام فرمان خدا در ورود از این در، تخلّف کردند به عذاب سختی گرفتار شدند: (2)(روایت 2)
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
آگاه باشید که مثل اهلبیت من در میان شما چونان کشتی نوح است در میان قومش! هرکه بر آن درآمد نجات یافت و هرکه از آن روی گردانید غرق شد! (3)
و نیز فرمود:
مَثَل اهلبیت من در میان شما همچون باب حطّه است در میان بنیاسرائیل! هرکه از آن داخل شود آمرزیده شود! (4)
1) ر.ک: سورۀ هود، آیات 36 _ 49.
2) سورۀ بقره، آیات 58 _ 59؛ تفسیر نمونه، ج1، ص267_ 270.
3) عن ابیذر قال: «سمعت النبی صلی الله علیه و آله و سلم یقول: الاإِنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَیْتِی فِی أُمَّتِی کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ فِی قَوْمِهِ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِق». (المستدرک علی الصحّیحین، 3، 4720، ص163؛ کمالالدین، ح59، ص239)
4) عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «انَّما مَثَلُ اَهلِ بَیتِی فِیکُم مَثَلُ بابِ حِطَّةٍ فِی بَنِیإسرَائِیلَ مَن دَخَلَهُ غُفِرَلَهُ ». (المعجم الاوسط، 6، 5870، ص85؛ المعجم الصغیر، 2، ص22؛ الصواعق المحرقة، ص152)
وای بر این امّت از سلاطین جبّار! چگونه میکشند و اطاعتکنندگان را میترسانند مگر آنها که آشکارا آنها را اطاعت کنند! مؤمنِ پرهیزکار با زبان [و در ظاهر] با آنها سازگاری میکند ولی در دل از اینان فرار کرده و دوری میجوید! پس آنگاه که خداوند اراده کند که اسلام را عزیز گرداند هر جبّاری را نابود میسازد و او بر هر آنچه اراده کند تواناست [و بر اینکه] امّتی را پس از فساد، اصلاح فرماید. (1)
1) عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال: «وَیْحَ هَذِهِ الْأُمَّةِ مِنْ مُلُوکٍ جَبَابِرَةٍ کَیْفَ یَقْتُلُونَ وَ یُخِیفُونَ الْمُطِیعِینَ إِلَّا مَنْ أَظْهَرَ طَاعَتَهُمْ فَالْمُؤْمِنُ التَّقِیُّ یُصَانِعُهُمْ بِلِسَانِهِ وَ یَفِرُّ مِنْهُمْ بِقَلْبِهِ فَإِذَا أَرَادَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ أَنْ یُعِیدَ الْإِسْلَامَ عَزِیزاً فَصَمَ کُلَّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ وَ هُوَ الْقَادِرُ عَلَی مَا یَشَاءُ أَنْ یُصْلِحَ أُمَّةً بَعْدَ فَسَادِهَا». (المعجم الاحادیث الامام المهدی، ج10، ح1، ص15 به نقل از صفة المهدی)
مهدویت حقیقتی است که قرآن کریم به عنوان قانون اساسی اسلام به آن پرداخته است زیرا که مهدویت هم از ابتدای خلقت عالم بهعنوان غایت و هدف نهایی از خلقت انسان و بعثت انبیاء مطرح بوده است و هم بهعنوان مهمترین موضوع در آینده جهان، با سرنوشت انسانها گره خورده است. اما چون قرآن کریم در معرفی افراد و گروهها همیشه به صراحت عمل نکرده است، بعضی گمان کردهاند که این حقیقت نورانی در قرآن نیامده است حال آنکه شیوه قرآن در بیان معارف و واقعیتهای عالم در بسیاری از موارد، بیان ویژگیها و اوصاف است. برای مثال در مسئله ولایت و خلافت بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم که ضرورت آن امری بدیهی و مورد قبول همه مسلمین است، فراوان سخن گفته ولی در همه جا برای ذکر مصداق ولیّ و جانشین بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از شیوه بیان اوصاف و ویژگیها استفاده کرده است. مانند آیۀ 55 از سورۀ مائده و یا آیۀ 59 از سورۀ نساء.
بنابراین وقتی با دقت به آیات قرآن نگاه میکنیم در مییابیم که هر جا از آینده اسلام و بشریت سخن گفته ویژگیهایی از حکومت امام مهدی علیه السلام را مطرح کرده است؛ زیرا که آنچه از اوصاف در این زمینه بیان کرده است جز بر دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قابل انطباق نیست. این حقیقتی است که روایات فراوانی از شیعه و سنی پشتوانه آن است. در این بخش بعضی از آن آیات و روایات را میآوریم:
قال تعالی: «وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لاَ یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَمَن کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» (1)
«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند وعده داده است که حتماً آنان را در زمین خلیفه (خود) گرداند همانگونه که کسانی که پیش از آنان بودند جانشین (خود) قرار داد و آن دینی را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و ترس آنها را به ایمنی مبدل گرداند (تا) مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند و هر کس پس از آن به کفر گراید، آنانند که نافرمانند.»
تأویل این آیه هنوز نیامده است و اگر قائم ما قیام کند پس از این، هر که او را درک کند تأویل این آیه را خواهد دید و هر آینه دین محمد صلی الله علیه و آله و سلم به هر کجا شب میرسد خواهد رسید تا آنجا که
1) سوره نور، آیه55.
مشرکی بر سطح زمین نخواهد ماند همانگونه که خداوند فرموده: مرا عبادت میکنند و هیچ شرکی به من نمیورزند. (1)
ایشان (که در آیه به آنها وعده داده شده) به خدا سوگند شیعیان ما اهلبیت هستند. خداوند با آنها چنین خواهد کرد به دست مردی از ما (اهلبیت علیهم السلام ) و او مهدی این امت است و او همان کسی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم (دربارهاش) فرمود: اگر از عمر دنیا جز یک روز نمانده باشد خداوند آن روز را چنان طولانی خواهد کرد که مردی از اهلبیت من به ولایت برسد او هم نام من است که زمین را از عدل و قسط پر میکند همانگونه که از جور و ظلم پر شده باشد. (2)
خدایا آنچه به ما وعده فرمودی به انجام رسان بهراستی که تو وعده را تخلّف نکنی! راوی گوید: پرسیدم: مولای من کجاست (و کدام است) وعده خدا؟ فرمود: سخن خدای بلندمرتبه که فرموده: خداوند به مومنان از شما و آنها که اعمال شایسته انجام
1) عَنْ زُرَارَةَ قَالَ أَبُوعَبْدِالله علیه السلام انه قال: «إِنَّهُ لَمْ یَجِئْ تَأْوِیلُ هَذِهِ الْآیَةِ وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا سَیَرَی مَنْ یُدْرِکُهُ مَا یَکُونُ مِنْ تَأْوِیلِ هَذِهِ الْآیَةِ وَ لَیَبْلُغَنَّ دِینُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم مَا بَلَغَ اللَّیْلُ حَتَّی لَا یَکُونَ شِرْکٌ عَلَی ظَهْرِ الْأَرْضِ کَمَا قَالَ الله: یعبدوننی لایشرکون بی شیئاً». (مجمع البیان، ذیل آیه 39 انفال؛ اثبات الهداة، ج3، ص524، ب32، ف21، ح 416)
2) عن الامام زین العابدین علیه السلام انه قرأ الایة و قال: هم والله شیعتنا اهل البیت یفعل الله ذلک بهم علی یدی رجل منّا و هو مهدی هذه الامة و هو الذی قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطوّل الله ذلک الیوم حتی یلی رجل من عترتی اسمه اسمی یملأ الارض عدلاً و قسطا کما ملئت جوراً و ظلما. (مجمع البیان، ذیل آیه؛ اثبات الهداة، ج3، ص525، ب32، ف21، ح422)
دادند وعده داده که ایشان را در زمین خلیفه گرداند. (1)
روی زمین خانهای از سنگ و خاک و پشم نمیماند مگر اینکه خداوند اسلام را در آن داخل میکند. (2)
یک. خداوند در این آیه برای آینده اسلام و مسلمین، خبر از جامعهای داده است که مسلمین در آن حاکم بوده و دین اسلام همه جهان را فرا خواهد گرفت و هیچ ترس و نگرانی برای امت اسلامی نخواهد بود بلکه در همه جا با امنیت کامل بهسر خواهند برد.
دو. نتیجه برپایی جامعهای با خصوصیات مذکور در آیه، آناست که عبادت واقعی خدا محقق خواهد شد و زمین ازعبادت های شرکآلود پاک خواهد شد چنان که این معنا از فراز « یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً» (3)استفاده میشود.
1) عن الصادق علیه السلام : اللهم انجز لنا ما وعدتنا انک لاتخلف المیعاد، قال: قلت: یا سیدی فاین وعدالله؟ قال: قول الله عزوجل: وعدالله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض. (اثبات الهداة، ج3، ص581، ب32، ف59، ح764؛ بحار، ج51، ص64، ب5، ح65)
2) روی سلیم بن عامر عن المقداد بن اسود (قال) سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول: لایبقی علی ظهر الارض بیت حجر و لا مدر و لاوبر الا ادخله الله کلمة الاسلام.... (تفسیر الماوردی، ج40، ص118؛ مجمع الزوائد، ج6، ص14_ البرهان (ذیل آیه)؛ به نقل از جوامع الجامع _ تفسیر قرطبی ذیل آیه)
3) سوره نور، آیه 55.
سه. لازمه عبادت خدا بدون هر گونه شرکی، حاکمیت اسلام بر همه زمین و خلیفه شدن برگزیدهترین فرد از میان اهل اسلام بر همه ارض و استقرار امنیّت در همه زمینههای حیات فردی و اجتماعی است؛ پس محدود کردن معنی آیه به زمان چهار خلیفۀ پس از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم وجهی ندارد. (1)در روایتی بلند از امام صادق علیه السلام فرازهای این آیه بیان گردیده و تحقق آنها به زمان ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف منوط گردیده است و در ادامه اینگونه آمده است:
مفضّل (راوی روایت) گوید: گفتم ای پسر رسول خدا، این نواصب معتقدند که این آیه (یعنی آیه 55 سوره نور) دربارۀ (خلافت) ابوبکر و عمر و عثمان و علی علیه السلام نازل شده ( و از دوران آنها خبر میدهد). حضرت فرمود: خدا دلهای ایشان را هدایت نکند! چه زمانی بوده که دین مورد رضایت خدا و رسول (یعنی اسلام) تثبیت گردیده همراه آن امنیت در میان امت گسترده شده و نگرانی از دلهای ایشان رخت بسته و هر گونه شک و تردیدی از سینه مسلمین برطرف شده؟ در زمان کدامین نفر از خلفای سهگانه و یا در خلافت علی علیه السلام ؟! حال آنکه در همان ایام (بعضی از) مسلمین مرتد گشته و فتنهها و آشوبهایی برپا گردید و جنگهایی میان کفار و مسلمین رخ داده است. (2)
1) برخی از علمای اهلسنت گفتهاند که مراد از آیه دوران خلافت خلفای راشدین و امام علی علیه السلام است.
2) «قَالَ الْمُفَضَّلُ فَقُلْتُ: یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ إِنَّ النَّوَاصِبَ تَزْعُمُ أَنَّ هَذِهِ الْآیَةَ نَزَلَتْ فِی أَبِی بَکْرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَانَ وَ عَلِیٍّ قَالَ لَا یَهْدِ اللهُ قُلُوبَ النَّاصِبَةِ مَتَی کَانَ الدِّینُ الَّذِی ارْتَضَاهُ اللهُ وَ رَسُولُهُ مُتَمَکِّناً بِانْتِشَارِ الْأَمْنِ فِی الْأُمَّةِ وَ ذَهَابِ الْخَوْفِ مِنْ قُلُوبِهَا وَ ارْتِفَاعِ الشَّکِّ مِنْ صُدُورِهَا فِی عَهْدِ أَحَدٍ مِنْ هَؤُلَاءِ وَ فِی عَهْدِ عَلِیٍّ ع مَعَ ارْتِدَادِ الْمُسْلِمِینَ وَ الْفِتَنِ الَّتِی کَانَتْ تَثُورُ فِی أَیَّامِهِمْ وَ الْحُرُوبِ الَّتِی کَانَتْ تَنْشَبُ بَیْنَ الْکُفَّارِ وَ بَیْنَهُم.» (تفسیر کنز الدقائق، ج9، ص319، ذیل آیه شریفه؛ به نقل از کمالالدین و تمامالنعمة)
چهار. آنچه در این آیه بیان گردیده از حکومت نهایی صالحان بر زمین و جهانی شدن دین اسلام، حقیقتی است که در آیاتی دیگر از قرآن نظیر آیه 23 سوره توبه و 28 سوره فتح و 9 سوره صفّ به صراحت آمده است و بارها بشارت داده است که وارث زمین، بندگان شایسته خواهند بود (مانند انبیاء/105) و عاقبت از آن متقین خواهد بود (مانند اعراف/128). روشن است که حمل آیه بر معنایی که در
قرآن نظائری دارد بهتر است از محدود کردن آن به یک معنی بدون شاهد و دلیل!
پنج. علاوه بر شواهدی که از متن آیه و آیات دیگر استفاده میشود، روایات فراوانی از اهلبیت علیهم السلام رسیده که تأویل آیه را مربوط به روزگار ظهور مهدی علیه السلام دانسته است. این روایات از امام سجاد و امام باقر و امام صادق علیهم السلام نقل شده و در تفاسیری روائی نظیر البرهان، نورالثقلین و صافی آمده است.
شش. در تفاسیر اهلسنت هم طبق بعضی از اقوال صحابه، کلمه «الارض» به بلاد عرب و عجم تفسیر شده و به روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم استناد گردیده است که طبق آن اسلام در آینده همه دنیا را خواهد گرفت و هیچ خانهای نمیماند مگر اینکه اسلام به آن داخل میگردد.
این حدیث خبر از جهانی شدن اسلام میدهد که به اتفاق مسلمین در روزگار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود و در ذیل آیه 33 سوره توبه خواهد آمد.
آیۀ دوم. قال تعالی: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» (1)
ترجمه: او خدائی است که رسولش را با هدایت و آئین حق فرستاد تا (در نهایت) آن (آئین حق) را بر همۀ آئینها پیروز گرداند هرچند مشرکان کراهت داشته باشند.
دربارۀ آیه فوق روایات فراوان از شیعه و سنّی آمده است که چند نمونه میآوریم:
1.امام صادق علیه السلام دربارۀ آیۀ بالا فرمود:
به خدا سوگند تأویل این آیه هنوز نازل نشده است و تأویل آن نخواهد آمد مگر آنگاه که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند. پس وقتی او قیام کند. هیچ کافر و مشرکی نسبت به خدا و امام نمیماند مگر اینکه از ظهور او نگران و ناراحت خواهد بود به گونهای که اگر کافر یا مشرکی در دل سنگی (پنهان) باشد آن سنگ خبر دهد که ای مومن در دل من کافری وجود دارد مرا بشکن و
او را بکش! (2)
1) سوره توبه، آیه 33.
2) .َ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قَالَ أَبُوعَبْدِاللهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ فَقَالَ وَ اللهِ مَا نَزَلَ تَأْوِیلُهَا بَعْدُ وَ لَا یَنْزِلُ تَأْوِیلُهَا حَتَّی یَخْرُجَ الْقَائِمُ ع فَإِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ لَمْ یَبْقَ کَافِرٌ بِاللهِ الْعَظِیمِ وَ لَا مُشْرِکٌ بِالْإِمَامِ إِلَّا کَرِهَ خُرُوجَهُ حَتَّی لَوْ کَانَ کَافِرٌ أَوْ مُشْرِکٌ فِی بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقَالَتْ یَا مُؤْمِنُ فِی بَطْنِی کَافِرٌ فَاکْسِرْنِی وَ اقْتُلْه. (نورالثقلین، ج3، ص108 «ذیل آیه»؛ به نقل از کمال الدین)
آیا تا کنون اسلام بر سایر ادیان غلبه یافته؟ در پاسخ گفتند: آری! فرمود: هرگز(چنین نشده است) قسم به خدائی که جانم در دست اوست (چنان جهان را خواهد گرفت) که روستایی نمیماند مگر اینکه گواهی به کلمه توحید هر صبح و شام در آن داده میشود! (1)
قائم از ما (اهلبیت علیهم السلام ) یاری شده به رُعب است و تأیید شده به نصرت الهی؛ زمین برای او پیچیده میشود و گنجها برای او آشکار میگردد. حاکمیت او به شرق و غرب زمین میرسد و خداوند به دست او دین خود را بر همه ادیان چیره میسازد گرچه مشرکان ناراحت باشند پس (در زمان او) ویرانهای نمیماند مگر آنکه آباد میشود و روح خدا عیسی بن مریم (از آسمان) پایین میآید و پشت سر او نماز میخواند. (2)
اینها کلمات نورانی اهلبیت پیامبر علیهم السلام است که بهترین مفسّران قرآن کریماند ولی در میان صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و تابعین آنها نیز کسانی
1) عَنْ عَبَایَةَ بْنِ رِبْعِیٍّ أَنَّهُ سَمِعَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام یَقُولُ: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ الْآیَةَ أَ ظَهَرَ ذَلِکَ بَعْدُ قالُوا نَعَم کَلَّا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ حَتَّی لَا یَبْقَی قَرْیَةٌ إِلَّا وَ نُودِیَ فِیهَا بِشَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ بُکْرَةً وَ عَشِیّا.» (مجمع البیان، ذیل آیه 9صفّ)
2) عن الْبَاقِرَ علیه السلام یَقُولُ: «الْقَائِمُ مِنَّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ مُؤَیَّدٌ بِالنَّصْرِ تُطْوَی لَهُ الْأَرْضُ وَ تَظْهَرُ لَهُ الْکُنُوزُ یَبْلُغُ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ وَ یُظْهِرُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ دَیْنَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ فَلَا یَبْقَی فِی الْأَرْضِ خَرَابٌ إِلَّا قَدْ عُمِرَ وَ یَنْزِلُ رُوحُ اللهِ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ ع فَیُصَلِّی خَلْفَه.» (نورالثقلین، ج3، ص109، ح124 «ذیل آیه»)
هستند که آیه مورد بحث را به زمان ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تفسیر کردهاند که چند نمونه را میآوریم:
این وعدهای است از خداوند به اینکه اسلام را بر همه ادیان برتری خواهد داد.
و سدّی که از مفسّران بزرگ است گفته: این رویداد هنگام قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است (در آن هنگام) کسی نمیماند مگر اینکه به اسلام درآید یا جزیه دهد. (1)
سعید بن جبیر از بزرگان تابعین و دانشمندان والامقام و از اصحاب امام سجاد علیه السلام در تفسیر آیه فوق گفته است مقصود از آیه مهدی علیه السلام است که از خاندان فاطمه علیها السلام میباشد. (2)
جابر دربارۀ این آیه گفته است:
این وعده خدا نخواهد مگر اینکه هیچ یهودی و نصرانی نمیماند و هیچ دینی نخواهد بود مگر اسلام (و چنان امنیّتی خواهد بود) که گوسفند از گرگ و گاو از شیر و آدمی از مار احساس امنیت میکند... و آن وقت است که عیسی بن مریم علیه السلام فرود آید. (3)
و البته روشن است که مراد از زمان نزول عیسی علیه السلام همان زمان ظهور
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است زیرا که این مطلب مورد قبول همه مسلمین است که عیسی علیه السلام همزمان با ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرود میآید.
یک. این آیه شریفه که در سه جای قرآن آمده به صراحت از جهانی شدن دین اسلام و غلبه آن بر همه ادیان خبر داده است و غلبه کامل اسلام بر همه ادیان به معنی چیرگی دین اسلام در همه ابعاد است و چون متعلق اراده خداوند است حتماً واقع خواهد شد.
دو. مراد از غلبه اسلام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر سایر ادیان تنها پیروزی از جهت منطق و استدلال نیست بلکه غلبه ظاهری و حاکمیّت اسلام بر جهان را بیان میکند چنانکه در آیات دیگر هم «ظَهَرَ» به معنی غلبه ظاهری به کار رفته است (1)(مثل آیه 20 سوره کهف و آیه 8 سورۀ توبه)
سه. کراهت مشرکین که در آیه مطرح شده زمانی به اوج میرسد که اسلام را دینِ حاکم بر جهان بدانند و این میرساند که مراد از غلبه اسلام در آیه غلبهای کامل و فراگیر است.
چهار. گذشته از ظاهر آیه، از روایات نیز غلبه ظاهری اسلام بر همه ادیان استفاده میشود. چون سخن از نابودی شرک در همه نقاط عالم و از بین رفتن همه مشرکان و کافران مطرح شده است که جز با غلبه ظاهری اسلام چنین اتفاقی نخواهد افتاد.
1) تفسیر نور، ج5، ص51. (ذیل آیه 33 سورة توبه)
پنج. در روایات متعددی از اهلبیت علیهم السلام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اینگونه خوانده شده است: او همان کسی است که خداوند به سبب او دینش را بر همه ادیان غلبه خواهد داد. این تعبیر همان است که در آیه شریفه مطرح گردیده و میرساند که زمان تحقق این بشارت، همان زمان حاکمیت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. (روایت3)
شش. در بعضی از روایات آمده است که تحقق این آیه زمانی است که هیچ کس نمیماند مگر اینکه اسلام میآورد. بلکه همه مظاهر کفر و شرک مانند صلیب و خنزیر نابود میگردد و امنیّت مطلق همه جا و همه کس را فرا میگیرد. اینها اموری است که تا کنون محقق نشده و در سایه غلبه ظاهری اسلام بر همه ادیان و در عصر حاکمیت ولیّ خدا (امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ) محقق خواهد شد.
آیۀ سوم: قوله تعالی «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ. وَنُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَنُرِیَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا کَانُوا یَحْذَرُونَ». (1)
ترجمه: و ما اراده کردهایم که بر مستضعفان در زمین منت نهاده و آنها را پیشوایان و وارثان قرار دهیم و در زمین به ایشان قدرت داده و از ناحیه آنها به فرعون و هامان و لشکریان آنها نشان دهیم آنچه را که از آن بیم داشتند.
در توضیح و تفسیر این آیه نیز روایات فراوانی وارد شده است که بعضی از آنها را میآوریم:
1) سوره قصص، آیات 5 _ 6.
هر آینه دنیا پس از چموشی و سرکشی، مانند شتری که از دادن شیر به دوشندهاش خودداری میکند و آن را برای بچهاش نگهداری میکند، به ما روی خواهد آورد. پس امام این آیه را تلاوت فرمود: «ونرید ان نمنّ...الوارثین». (1)
مقصود از این مستضعفان، خاندان پیامبرند که سرانجام خداوند مهدی ایشان را پس از تلاش و کوشش آنها برمیانگیزد؛ پس بهوسیلۀ او آنان را عزیز کرده و دشمنانشان را خوار میگرداند. (2)
قسم به آن خدائی که محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به حق برانگیخت تا بشارتدهنده و بیمدهنده باشد همانا خوبان ما اهلبیت و پیروان آنها به منزله موسی و پیروانش هستند و دشمنان ما اهلبیت و پیروانش به منزله فرعون و پیروانش. (3)
1) عن علی امیرالمؤمنین علیه السلام قال: «لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْیَا عَلَیْنَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَی وَلَدِهَا وَ تَلَا عَقِیبَ ذَلِکَ: وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِین ». (نهج البلاغه، حکمت 209)
2) عن علی امیرالمؤمنین علیه السلام فی قوله: «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ قَالَ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ یَبْعَثُ اللهُ مَهْدِیَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَیُعِزُّهُمْ وَ یُذِلُّ عَدُوَّهُم.» (الغیبة للطوسی، ص113)
3) و عن علی بن الحسین علیه السلام قال: «وَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیراً إِنَّ الْأَبْرَارَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ شِیعَتَهُمْ بِمَنْزِلَةِ مُوسَی وَ شِیعَتِهِ وَ إِنَّ عَدُوَّنَا وَ شِیعَتَهُمْ بِمَنْزِلَةِ فِرْعَوْنَ وَ أَشْیَاعِه.» (مجمع البیان، ذیل آیه شریفه)
چون هفت روز از تولّد قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف گذشت نزد پدرش امام عسگری علیه السلام آمدم، سلام کردم و نشستم. امام فرمود: فرزندم (مهدی) را نزد من بیاور و من چنین کردم...سپس امام عسگری فرمود: فرزندم! سخن بگو! فرمود: گواهی میدهم که معبودی جز الله نیست و سپس بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و علی علیه السلام و امامان پاک درود فرستاد تا اینکه به نام پدرش _ حضرت عسکری علیه السلام _ رسید و متوقف شد و سپس این آیات را تلاوت فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ... مَّا کَانُوا یَحْذَرُونَ». (1)
در آیات قبل ازآیه مورد بحث سخن از استکبار فرعون و ظلم و جنایت او نسبت به گروهی از ساکنان مصر یعنی بنی اسرائیل است. او با کشتن پسران و زنده نگهداشتن دختران و زنان آنها میخواست قومی ضعیف و ناتوان ایجاد کند زیرا که بر اساس پیشگوئی کاهنان، از حاکمیت بنیاسرائیل و نابودی خود و دستگاه استکباریش بیم داشت
1) باسناد الصدوق الی حکیمة قالت: «فَلَمَّا کَانَ یَوْمُ السَّابِعِ جِئْتُ وَ سَلَّمْتُ عَلَی أَبِی مُحَمَّدٍ فَقَالَ هَلُمِّی إِلَیَّ ابْنِی فَجِئْتُ بِسَیِّدِی وَ هُوَ فِی الْخِرْقَةِ فَفَعَلَ بِهِ کَفَعْلَتِهِ الْأُولَی ثُمَّ أَدْلَی لِسَانَهُ فِی فِیهِ کَأَنَّمَا یُغَذِّیهِ لَبَناً أَوْ عَسَلًا ثُمَّ قَالَ تَکَلَّمْ یَا بُنَیَّ فَقَالَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ ثَنَّی الصَّلَاةَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ عَلَی الْأَئِمَّةِ حَتَّی وَقَفَ عَلَی أَبِیهِ علیه السلام ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُون...» (کمال الدین، ص425، ب42، ح1؛ به نقل از نور الثقلین، ج5، ص311)
و آیات 5 و 6 سوره قصص خبر از ارادۀ الهی داده است که برخلاف خواست فرعون، میخواهد مستضعفان را بر مستکبران پیروز گردانیده و آنها را از انواع نعمتهای خود بهرهمند سازد.
نکته مهم در این آیات این است که ارادۀ الهی بر نابودی فرعون و غلبه بنیاسرائیل بر او به گونهای بیان شده که نشان میدهد این یک جریان کلی و قاعده عمومی و سنت جاری در تاریخ است و اختصاص به قوم و ملت خاصی _ مثل بنی اسرائیل _ ندارد زیرا اوّلاً سیاق موجود در آیه که افعال به کار رفتهی در آن به صیغه مضارع است میرساند که این اراده، مقطعی و موضعی نبوده بلکه مستمر و دنبالهدار است و همه زمانها را فرا میگیرد و ثانیاً در آیه دوّم از همین سوره فرموده«نَتْلُوا عَلَیْکَ مِن نَبَإِ مُوسَی وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ» (1)یعنی «ما بخشی از سرگذشت موسی و فرعون را برای (آگاهی) گروهی که ایمان میآورند، بهدرستی بر تو میخوانیم» و این میرساند که خداوند جریان مشکلات و مصائب موسی و بنیاسرائیل و فضای سخت زندگی آنها را بیان میکند که تسلائی برای پیامبر و یاران او باشد و هم با توجه به فرجام نیکوی آنها، بشارتی باشد که آنها نیز به آیندهای بنگرند که همان ارادۀ الهی درباره مسلمانان تحقق پیدا کند.
آنچه این برداشت را تقویت میکند وجود دو دسته آیات و
روایات است:
1) سوره قصص، آیه3.
الف. مسئله حاکمیت مستضعفان بر زمین نه تنها در این آیه که در آیات متعدد و با عبارات گوناگون بیان شده است:
قال تعالی: «وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کَانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِی بَارَکْنَا فِیهَا وَتَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ الْحُسْنَی عَلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ بِمَا صَبَرُوا...» (1)
و قال تعالی: «وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُم مِنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنَا فَأَوْحی إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکَنَّ الظَّالِمِینَ وَلَنُسْکِنَنَّکُمُ الْأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ» (2)
و قال تعالی: «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ» (3)
و نیز سورۀ نور آیه 55 و سورۀ یونس آیه 13 و 14.
ب. روایات فراوان از پیامبر و اهلبیت علیهم السلام موجود است که این آیات را بر امامان اهلبیت علیهم السلام همچون امام علی علیه السلام و امام حسن و امام حسین علیهما السلام تطبیق کرده است و در واقع حکومت اهلبیت علیهم السلام و ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را مصداق این آیات دانسته است که بخشی از این روایات را نقل کردیم.
فرموده است:
آنان را مشمول نعمتهای خود قرار دهد و وارثان حکومت جباران گرداند و حکومتی قوی و پابرجا به آنها عطا کند و آنها را پیشوایان گردانیده و آنچه دشمنانشان از آن میترسیدند به آنها (یعنی دشمنان) نشان دهد.
کُن فَیَکُونُ». (1)
«منّت» به معنی نعمت سنگین است و دو گونه است: فعلی و قولی، و در آیه مقصود منّت فعلی است به معنی بخشیدن نعمت بزرگ به ایشان و آنچه قبیح است منّت قولی است یعنی بازگو کردن نعمت به قصد تحقیر طرف مقابل، چنانکه در قرآن فرموده: «یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا...» (2)و (3)
با توجه به مجهول بودن فعل «استضعفوا» مراد از «مستضعف» در آیه کسانی هستند که به ضعف کشیده شدهاند و طاغوت آنها را به بند کشیده نه اینکه خود به این امر تن داده باشند.
نه تنها فرعون که همه جباران تاریخ سعی میکردند که نیروها
فعال جامعه را از کار بیندازند. فرعون مردان را میکشت و امروز با انواع وسائل مخدر روحیه مردی و مردانگی را میکشند و سعی میکنند تا به هر وسیله مثل فحشا و سرگرمیهای ناسالم مانع پیشرفت معنوی و علمی ملتها شوند.
از روایات میفهمیم که قیام جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مصداق کامل اراده خداوند برای پیروزی مستضعفان بر مستکبران است که قبلاً نمونه محدودتر از آن در حکومت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مدینه و پیش از آن در بنیاسرائیل رخ داده است.
ابن ابیالحدید معتزلی شارح نهجالبلاغه در توضیح کلام امام علی علیه السلام آورده است:
به اعتقاد شیعه این آیه وعده خدا به ظهور امام غائبی است که در آخرالزمان مالک همه زمین میگردد و علمای ما (اهلسنت) میگویند که این آیه وعده خداوند به ظهور یک امام است که بر همه ممالک مسلّط خواهد شد و لازمۀ این وعده آن نیست که آن امام هماکنون موجود باشد. (1)
بنابراین در اصل تطبیق آیه بر ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اتفاقنظر است و اختلاف در ولادت آن امام است.
1) شرح ابن ابیالحدید، ج19_20، ص24، حکمت 205.
خواهد ساخت. چنانکه بنیاسرائیل هم زمانی حاکم شدند که به رهبری موسی علیه السلام صف واحدی تشکیل دادند و در راه خدا استقامت کردند چنانکه خداوند فرمود: «... وَتَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ الْحُسْنَی عَلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ بِمَا صَبَرُوا...» (1)
تذکر مهم: ما در اینجا تنها به 3 آیه از آیات مربوط به مهدویت پرداختیم ولی آیات در این موضوع بسیار فراوان است که علاقهمندان میتوانند به کتاب «المحجّة فی ما نزل فی القائم الحجّة» (2)و یا کتاب «معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف » (3)مراجعه کنند.
صدها روایت از کتب فریقین دلالت دارد که مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف از خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و از فرزندان پاک و مطهّر اوست و در همین دسته از احادیث، پدران و اجداد آن حضرت یک به یک بیان گردیده و نسب شریف او را به پیامبر مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ختم کرده است (1)به گونهای که هیچ فردی چنین نسب شریف و درخشانی ندارد.
او مردی از عترت من است. او براساس سنّت من میجنگد همانگونه که من براساس وحی جنگیدم. (2)
مردی از اهلبیت من قیام میکند. نام او شبیه نام من است و
خُلق و خوی او همان خُلق من است. زمین را از عدل و قسط پر میکند همانگونه که از ظلم و جور پر شده باشد. (1)
به راستی که علی ابن ابیطالب علیه السلام امام امّت من است و پس از من جانشین من بر امّت است و از فرزندان او قائم منتظر است که خداوند به سبب او زمین را از عدل و قسط پر خواهد کرد همانگونه که از ظلم و جور پر شده باشد. قسم به آن خدایی که مرا به حق، بشارت دهنده قرار داد به راستی آنها که در زمان غیبت او بر اعتقاد به او استوار بمانند از کبریت سرخ کمترند! [در این هنگام] جابر بن عبدالله انصاری برخاست و خطاب به پیامبر گفت: ای رسول خدا آیا برای قائم از فرزندان شما غیبتی خواهد بود؟ فرمود: آری قسم به پروردگارم. هر آینه خدا به سبب غیبت [او] اهل ایمان را تمحیص میکند و کافران را نابود خواهد کرد. ای جابر به درستی که این امر از امر خداست و سرّی از اسرار اوست. دانش آن از بندگان پیچیده شده؛ بپرهیز از شک در آن که شک در امر خدا کفر است. (2)
1) و عن ابن مسعود عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «یَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی یُوَاطِئُ اسْمُهُ اسْمِی وَ خُلُقُهُ خُلُقِی یَمْلَؤُهَا قِسْطاً وَ عَدْلاکَما مُلِئَت ظُلمَاً وَ جَورَاً». (المعجم الکبیر، ج10، ح10229؛ کنزالعمال، 14، ص273)
2) عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله و سلم: «عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام إِمَامُ أُمَّتِی وَ خَلِیفَتِی عَلَیْهِمْ بَعْدِی وَ مِنْ وُلْدِهِ الْقَائِمُ الْمُنْتَظَرُ الَّذِی یَمْلَأُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ بَشِیراً إِنَّ الثَّابِتِینَ عَلَی الْقَوْلِ بِهِ فِی زَمَانِ غَیْبَتِهِ لَأَعَزُّ مِنَ الْکِبْرِیتِ الْأَحْمَرِ فَقَامَ إِلَیْهِ جَابِرُ بْنُ عَبْدِاللهِ الْأَنْصَارِیُّ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللهِ وَ لِلْقَائِمِ مِنْ وُلْدِکَ غَیْبَةٌ فَقَالَ إِی وَ رَبِّی وَ لِیُمَحِّصَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ یَمْحَقَ الْکافِرِینَ یَا جَابِرُ إِنَّ هَذَا لَأَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللهِ وَ سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللهِ مَطْوِیٌّ عَنْ عِبَادِهِ فَإِیَّاکَ وَ الشَّکَّ فِی أَمْرِ اللهِ فَهُوَ کُفْر». (فرائد السمطین، ج2، ص335؛ ینابیع المودة، ص424؛ کمالالدین، ج1، ص287)
مهدی از خاندان من است و از فرزندان فاطمه علیها السلام . (1)
از آن دو _ حسن و حسین علیهما السلام _ مهدی این امّت متولد خواهد شد. (2)
دنیا تمام نمیگردد مگر اینکه مردی از نسل حسین علیه السلام به امر [سرپرستی و امامت] امّت من قیام خواهد کرد. او دنیا را پر از عدالت میکند همانگونه که از جور پر شده باشد. گفتیم: کیست او ای رسول خدا؟ فرمود: او نهمین نفر از نسل حسین علیه السلام است. (3)
1) عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «الْمَهْدِیُّ مِنْ عِتْرَتِی مِنْ وُلْدِ فَاطِمَة». (سنن ابی داود، ج4، ص107، ح 4284)
2) عن رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم: «یولد منهما _ یعنی الحسن و الحسین علیهما السلام _ مهدیّ هذه الامّة». مخفی نیست که چون مادر بزرگوار امام باقر علیه السلام ، حضرت فاطمه علیها السلام دختر امام حسن مجتبی علیه السلام است، امامان ما از امام باقر صلی الله علیه و آله و سلم تا امام دوازدهم از نسل امام حسن و امام حسین علیهما السلام هستند، همانگونه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از این حقیقت خبر داده است که خود یک خبر غیبی است و از نشانههای نبوّت او. (منتخبالاثر، ج2، ص153)
3) عن زین بن ثابت عن رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم: «لاتذهب الدنیا حتّی یقوم بأمر امّتی رجل من صلب الحسین علیه السلام یملأها عدلاً کما ملئت جوراً. قلنا: من هو یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ؟ قال: هو التاسع من صلب الحسین علیه السلام . (کفایةالاثر، ص97، ب12، ح3)
نزد پدرم علی بن الحسین علیه السلام بودم که جابر بن عبدالله انصاری بر او داخل شد و در حالی که با پدرم سخن میگفت برادرم محمّد [الباقر] از یکی از حجرهها بیرون آمد و جابر به سوی او خیره شد سپس برخاست و به سوی او رفت و گفت:
ای پسر! جلو بیا و او پیش آمد سپس گفت: برو، پس او رفت. پس جابر گفت: شمائل [این پسر] مانند شمائل پیامبر خداست که درود خدا بر او و خاندان او باد. (سپس گفت:) ای پسر نام تو چیست؟ فرمود: محمّد. گفت: فرزند چه کسی (هستی)؟ فرمود: علی بن الحسین بن ابیطالب. گفت: پس تو «باقر» هستی. زید گوید: پس جابر بر او افتاد و سر و دستان او را [محمّد الباقر] بوسید. سپس گفت: ای محمّد، به درستی که رسول خدا _ که درود خدا بر او و آل او باد _ بر تو سلام میرساند. محمّد فرمود: بر رسول خدا برترین سلامها باد و بر تو ای جابر که سلام او را به من ابلاغ کردی. سپس جابر به مصلّای خود بازگشته و شروع به سخن گفتن با پدرم (علی بن الحسین علیه السلام ) کرد و چنین میگفت: به راستی که روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به
من فرمود: ای جابر، وقتی فرزندم باقر را دیدی سلام مرا
به او برسان همانا او همنام من و شبیهترین مردم به من است. دانش او دانش من و حکم او حکم من است. هفتتن از فرزندان او، امینان و معصومان هستند، امامان نیک و هفتمین آنها مهدی ایشان است که زمین را از عدل و قسط پر میکند همانطور که از ظلم و جور پر شده باشد سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم این آیه را تلاوت فرمود: «و آنها را پیشوایانی قرار دادیم که به
امر ما هدایت میکنند و انجام نیکیها را به آنها وحی کردیم و نیز اقامه نماز و پرداخت زکات را و آنها برای ما
عبادتکنندگان بودند». (1)
هرکه به همه امامان از پدران و فرزندان من اقرار کرده و
معتقد باشد ولی از میان فرزندان من، مهدی را انکار کند مثل آن است که همه انبیا الهی را پذیرفته ولی منکر پیامبری حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم گردیده باشد. راوی گوید: ای مولای من، مهدی کیست؟ فرمود: پنجمین نفر از فرزندان هفتمین امام، شخص او از دیدگان شما غائب میگردد و نام بردن او بر شما جایز نیست. (2)
1) عن زین بن علی علیه السلام قال: «کنت عند ابی علی بن الحسین علیه السلام اذ دخل علیه جابر بن عبدالله الانصاری فبینما هو یحدّثه اذ خرج اخی محمّد من بعض الحجر، فاشخص جابر ببصره نحوه، ثمّ قام الیه فقال: یا غلام اقبل، فاقبل ثمّ قال: ادبر، فادبر. فقال: شمائل کشمائل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم . ما اسمک یا غلام؟ قال: محمّد. قال: ابن من؟ قال: علی بن الحسین بن ابیطالب. قال: انت اذاً الباقر. قال: فانکبّ علیه و قبلّ رأسه و یدیه. ثمّ قال: یا محمّد ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقرئک السلام . قال: علی رسول الله افضل السلام و علیک یا جابر بما ابلغت السلام . ثمّ عاد الی مصلاه فاقبل یحدّث ابی و یقول: ان رسول صلی الله علیه و آله و سلم قال لی یوماً: یا جابر، اذا ادرکت ولدی الباقر فاقرأه منی السلام ، فانّه سمیّی و اشبه الناس بی، علمه علمی و حکمه حکمی، سبعة من ولده امناء معصومون، أئمّة ابرار و السابع مهدیّهم الّذی یملأ الدّنیا قسطا و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً ثم تلا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم . (وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَوةِ وَإِیتَاءَ الزَّکَوةِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ( (سورۀ انبیاء، آیۀ 73) (بحارالانوار، ج36، ب41، ح230، ص360؛ کفایةالاثر، ب40، ح303، ص301)
2) عن الصادق علیه السلام : «مَنْ أَقَرَّ بِجَمِیعِ الْأَئِمَّةِ وَ جَحَدَ الْمَهْدِیَّ کَانَ کَمَنْ أَقَرَّ بِجَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ وَ جَحَدَ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله و سلم نُبُوَّتَهُ فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ فَمَنِ الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِکَ قَالَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ یَغِیبُ عَنْکُمْ شَخْصُهُ وَ لَا یَحِلُّ لَکُمْ تَسْمِیَتُه». (کمال الدین، ج2، ب39، ح54، ص410 و نیز در ب338_333)
هرکه پیش از قیام قائم ما، تقیّه را ترک کند از ما نیست. به آن حضرت گفته شد: ای فرزند رسول خدا، قائم از شما [خاندان] کیست؟ فرمود: چهارمین نفر از فرزندانم پسر سرور کنیزان، خدا به سبب او زمین را از هر ظلم و جور پاک خواهد ساخت و او همان است که مردم در ولادت او شک میکنند و او همان است که پیش از قیام خود، غیبت خواهد داشت. (1)
... به درستی که قائم از ما [اهلبیت علیهم السلام ] همان مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که در زمان غیبت او باید منتظر او باشند و در زمان ظهورش از او اطاعت کنند و او سومین نسل از فرزندان من است. قسم به خدایی که محمّد صلی الله علیه و آله و سلم را به پیامبری برانگیخت و ما را به امامت اختصاص دادر هر آینه چنین است که اگر از (عمرِ) دنیا نمانده باشد مگر یک روز، حتماً خدا آن یک روز را چنان طولانی گرداند که در آن [مهدی] قیام کند پس زمین را از قسط و عدل پر کند همانگونه که از جور و ظلم پر شده باشد و همانا خداوند تبارک و تعالی امر [فرج] او را در شبی اصلاح خواهد کرد همانگونه که امر [نبوّت] کلیم خود موسی علیه السلام را اصلاح کرد آنگاه که او رفت تا برای خاندان خود آتشی برگیرد [و بیاورد] پس در حالی برگشت
1) عن الرضا علیه السلام : «... فَمَنْ تَرَکَ التَّقِیَّةَ قَبْلَ خُرُوجِ قَائِمِنَا فَلَیْسَ مِنَّا _ َقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ وَ مَنِ الْقَائِمُ مِنْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ قَالَ الرَّابِعُ مِنْ وُلْدِی ابْنُ سَیِّدَةِ الْإِمَاءِ یُطَهِّرُ اللهُ بِهِ الْأَرْضَ مِنْ کُلِّ جَوْرٍ وَ یُقَدِّسُهَا مِنْ کُلِّ ظُلْمٍ وَ هُوَ الَّذِی یَشُکُّ النَّاسُ فِی وِلَادَتِهِ وَ هُوَ صَاحِبُ الْغَیْبَةِ قَبْلَ خُرُوجِه...». (کمال الدین، ج2، ب35، ح5، ص371؛ اثبات الهداة، ج3، ب32، ف5، ح172، ص477)
که رسول و پیامبر بود. سپس فرمود: برترین کارهای شیعیان ما انتظار فرج است. (1)
به راستی که امام پس از من فرزندم حسن خواهد بود و پس از او فرزندش قائم همانکه زمین را از قسط و عدل پر میکند همانگونه که از جور و ظلم پر شده باشد. (2)
کرده است:
شنیدم از پدرم [عثمان بن سعید، نائب اول حضرت] که گفت از امام عسکری علیه السلام سؤال شد و حال آنکه من حاضر بودم. سؤال دربارۀ روایتی بود که از پدران بزرگوار حضرت نقل شده که: همانا زمین از حجّت خدا بر خلق خالی نمیماند تا روز قیامت و اینکه هرکس بمیرد و حال آنکه امام زمان خود را نشناخته است به مرگ جاهلیّت مرده است. پس حضرت امام عسکری علیه السلام فرمود: به راستی که این [روایات] حق است
1) و عن محمد بن علی الجواد علیه السلام : «... إِنَّ الْقَائِمَ مِنَّا هُوَ الْمَهْدِیُّ الَّذِی یَجِبُ أَنْ یُنْتَظَرَ فِی غَیْبَتِهِ وَ یُطَاعَ فِی ظُهُورِهِ وَ هُوَ الثَّالِثُ مِنْ وُلْدِی وَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله و سلم بِالنُّبُوَّةِ وَ خَصَّنَا بِالْإِمَامَةِ إِنَّهُ لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّی یَخْرُجَ فِیهِ فَیَمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً وَ إِنَّ اللهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَیُصْلِحُ لَهُ أَمْرَهُ فِی لَیْلَةٍ کَمَا أَصْلَحَ أَمْرَ کَلِیمِهِ مُوسَی علیه السلام إِذْ ذَهَبَ لِیَقْتَبِسَ لِأَهْلِهِ نَاراً فَرَجَعَ وَ هُوَ رَسُولٌ نَبِیٌّ ثُمَّ قَالَ علیه السلام أَفْضَلُ أَعْمَالِ شِیعَتِنَا انْتِظَارُ الْفَرَج ». ( کمالالدین، ج2، ح1، ص377؛ اعلام الوری، ق2، ر4، ب2، ف2؛ بحارالانوار، ج51، ب9، ح1، ص156)
2) عن علی بن محمد الهادی علیه السلام : «إِنَّ الْإِمَامَ بَعْدِی الْحَسَنُ ابْنِی وَ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْقَائِمُ الَّذِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما». (کمالالدین، ج2، ب37، ح10، ص383؛ اثبات الهداة، ج3، ب30، ف1، ح17، ص394)
همانگونه که روز حق است. به آن حضرت عرض شد: ای فرزند رسول خدا، حجّت و امام بعد از شما کیست؟ فرمود: فرزندم محمّد امام و حجّت پس از من است هرکه بمیرد در حالیکه او را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است. آگاه باشید که محققاً برای او غیبتی خواهد بود که نادانها در آن به حیرت و سرگردانی میافتند و اهل باطل هلاک میگردند و وقتگذاران [دربارۀ زمان ظهور] دروغ میگویند. سپس قیام میکند پس گویی پرچمهای سفید را میبینم که بالای سرش در اهتزاز است در بلندی کوفه. (1)
از میان صدها روایت ما تنها دوازده روایت نقل کردیم که نکتههای فراوان از آنها استفاده میشود که به بعضی از آنها اشاره میکنیم:
1) عن محمد بن عثمان العمری قال: «سَمِعْتُ أَبِی یَقُولُ سُئِلَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ علیه السلام وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنِ الْخَبَرِ الَّذِی رُوِیَ عَنْ آبَائِهِ علیه السلام أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةِ اللهِ عَلَی خَلْقِهِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ أَنَّ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً _ فَقَالَ علیه السلام إِنَّ هَذَا حَقٌّ کَمَا أَنَّ النَّهَارَ حَقٌّ فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ فَمَنِ الْحُجَّةُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَکَ فَقَالَ ابْنِی مُحَمَّدٌ وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْحُجَّةُ بَعْدِی مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً أَمَا إِنَّ لَهُ غَیْبَةً یَحَارُ فِیهَا الْجَاهِلُونَ وَ یَهْلِکُ فِیهَا الْمُبْطِلُونَ وَ یَکْذِبُ فِیهَا الْوَقَّاتُونَ ثُمَّ یَخْرُجُ فَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَی الْأَعْلَامِ الْبِیضِ تَخْفِقُ فَوْقَ رَأْسِهِ بِنَجَفِ الْکُوفَة». (کمالالدین، ج2، ب38، ح9، ص409؛ اثبات الهداة، ج3، ب32، ح189، ص482)
براساس بسیاری از روایات، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با همان ویژگیهایی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم معرّفی کرده و همه مسلمانان به او اعتقاد دارند، نهمین فرزند از نسل پاکِ امام حسین بن علی علیه السلام است. (روایت 5)
او فرزند امام حسن بن علی العسکری علیه السلام ، پیشوای یازدهم شیعیان است و یکیک پدران و اجداد او تا امام حسین بن علی علیه السلام و علی بن ابیطالب علیه السلام به گونهای صریح و روشن بیان گردیده است و نسب شریف او چنین است:
محمّد (المهدی) پسر حسن العسکری علیه السلام ، پسر علی الهادی علیه السلام ، پسر محمد الجواد علیه السلام ، پسر علی الرّضا علیه السلام ، پسر موسی الکاظم علیه السلام ، پسر جعفر الصادق علیه السلام ، پسر محمّد الباقر علیه السلام ، پسر علی السجّاد علیه السلام ، پسر حسین الشهید علیه السلام ، پسر علی بن ابیطالب علیه السلام و فاطمه علیها السلام دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم .
در اینکه نسل پاک پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از طریق فاطمه زهرا علیها السلام دختر گرامی او ادامه یافته است هیچ تردیدی نیست و نیز به گواهی تاریخ و روایات شیعه و سنّی، از فرزندان فاطمه علیها السلام و به ویژه از نسل امام حسین بن علی علیه السلام نسلی از عالمان و پاکان پا به عرصه وجود نهادهاند.
امامان شیعه از نسل امام حسین علیه السلام از علی بن الحسین تا حسن بن علی العسکری علیهما السلام ، بزرگانی از خاندان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودهاند
که در علم و تقوا سرآمد روزگار خویش بودهاند بنابراین ایشان همگی افرادی مشهور و معروف در نزد خلفای دوران خود و نیز تودۀ
مردم بودهاند و در میان همگان به عنوان «فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم »
شناخته میشدند.
براساس روایات فراوان و گواهی تاریخ، ولادت نهمین فرزند از نسل امام حسین علیه السلام ، پنهانی بوده است و بنابر سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و نیز امامان معصوم علیهم السلام ، این پنهانی ولادت با غیبت و نهانزیستی همراه گردیده است. (1)(روایت 3، 8، 9، 10 و 12)
به جهت اهمیّت موضوع مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و قیام جهانی او، شیعیان پیوسته از امامان خود درباره مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و زمان ظهور او سؤال میکردند و امامان نیز اصرار داشتند که علاوه بر نسب شریف مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ویژگیهایی از او بیان کنند (مثل ولادت پنهانی، غیبت طولانی، حوادث دوران غیبت، علایم ظهور، حکومت جهانی و عدالتگستری). (روایت 8، 9 و 12)
با توجّه به پنهان بودن ولادت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و غیبت آن بزرگوار، مسئله شک و تردید و یا حتّی انکار وجود او امری قابل پیشبینی بوده است و امامان شیعه از آن خبر داده و نسبت به آن هشدار دادهاند. (روایت 9 و 10)
در روایات امامان، سخن از غیبت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در کنار بشارت به ظهور آن حضرت مطرح گردیده و امر ظهور او حتمی و بسیار نزدیک دانسته شده است تا پشتوانهای برای استواری و پایبندی مؤمنان بر
1) درباره آغاز غیبت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دو نظر است: بعضی میگویند پس از شهادت پدر بزرگوارش و در سن 5 سالگی غایب گردیده، و بعضی معتقدند همزمان با تولّد، دوره غیبت او شروع شده است.
خط امامت باشد و تردیدها و انکارهای مخالفان، آنها را متزلزل نکند.
در روایات فراوان در کتب فریقین از نام حضرت و کنیه او و شمایل و ویژگیهای جسمی او و شیوه و روش او سخن به میان آمده است که بعضی از آنها را میآوریم:
مهدی از فرزندان من است، اسم او اسم من و کنیه او کنیه من است. شبیهترین مردم به من است از نظر خلقت و خلق و خو. برای او غیبتی خواهد بود و حیرتی که امّتها در آن گمراه خواهند شد سپس مانند ستارۀ درخشان روی خواهد کرد و زمین را پر از عدل و قسط خواهد کرد همانگونه که از ظلم و جور پر شده باشد. (1)
1) عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی أَشْبَهُ النَّاسِ بِی خَلْقاً وَ خُلُقاً یَکُونُ لَهُ غَیْبَةٌ وَ حَیْرَةٌ تَضِلُّ فِیهَا الْأُمَمُ ثُمَّ یُقْبِلُ کَالشِّهَابِ الثَّاقِبِ یَمْلَأُهَا عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما ». (عقدالدرر، ب2، ص30-29)
قیامت برپا نخواهد شد تا اینکه مردی از خاندان من حاکم شود. نام او شبیه نام من است زمین را از عدل قسط پر میکند همانگونه که از ظلم و جور پر شده باشد. (1)
به درستی که این فزندم «سیّد» است چنانکه پیامبر او را به این نام نامیده است از نسل او مردی پدید آید به نام پیامبرتان. او در زمان غفلت مردمان قیام خواهد کرد؛ آنگاه که حق مرده و جور آشکار شده باشد. اهل آسمان و ساکنان آن به سبب قیام او شادمان خواهند شد. او مردی است بلندپیشانی، دارای بینی باریکی است که میانش اندکی برآمدگی دارد... . دارای رانهایی درشت و پهن، خالی بر رانِ راست اوست، میان دو دندان پیشین او گشاده است. زمین را از عدالت پر خواهد کرد همانطور که از ظلم و جور پر شده باشد. (2)
حمد و سپاس خدایی را که مرا از دنیا بیرون نبرد تا اینکه
1) عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «لاتقوم السّاعة حتی یملک رجل من اهل بیتی یواطی، اسمه اسمی یملأ الارض عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً». (کمالالدین، ج1، ص286، ب25، ج1)
2) عن ابیوائل، قال: نظر علیٌ الی الحسین علیهما السلام فقال: «إِنَّ ابْنِی هَذَا سَیِّدٌ کَمَا سَمَّاهُ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم سَیِّداً وَ سَیُخْرِجُ اللهُ مِنْ صُلْبِهِ رَجُلًا بِاسْمِ نَبِیِّکُمْ یُشْبِهُهُ فِی الْخَلْقِ وَ الْخُلُقِ یَخْرُجُ عَلَی حِینِ غَفْلَةٍ مِنَ النَّاسِ وَ إِمَاتَةٍ لِلْحَقِّ وَ إِظْهَارٍ لِلْجَوْرِ وَ اللهِ لَوْ لَمْ یَخْرُجْ لَضُرِبَتْ عُنُقُهُ یَفْرَحُ بِخُرُوجِهِ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ وَ سُکَّانُهَا وَ هُوَ رَجُلٌ أَجْلَی الْجَبِینِ أَقْنَی الْأَنْفِ ضَخْمُ الْبَطْنِ أَزْیَلُ الْفَخِذَیْنِ لِفَخِذِهِ الْیُمْنَی شَامَةٌ أَفْلَجُ الثَّنَایَا یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا». (عقدالدرر، ب3، ص38؛ غیبت نعمانی، ب13، ح2، ص306 مانند آن آمده است)
جانشینم را به من نشان داد. او از نظر خلقت و خُلق و خو شبیهترین مردم به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. خداوند او را در غیبتش حفظ خواهد کرد؛ سپس او را ظاهر خواهد ساخت. پس او زمین را از قسط و عدل پر خواهد کرد همانگونه که از ظلم و جور پر شده باشد. (1)
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را بیان کرده است به خوبی شخصیّت آن حضرت
را معرّفی میکند به گونهای که درشناسایی او جای هیچ تردیدی
باقی نمیماند.
1) عن احمد بن اسحاق بن عبدالله الاشعری قال: «سَمِعْتُ أَبَا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍ الْعَسْکَرِیَّ علیه السلام یَقُولُ الْحَمْدُلِلهِ الَّذِی لَمْ یُخْرِجْنِی مِنَ الدُّنْیَا حَتَّی أَرَانِی الْخَلَفَ مِنْ بَعْدِی أَشْبَهَ النَّاسِ بِرَسُولِ اللهِ صخَلْقاً وَ خُلْقاً یَحْفَظُهُ اللهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِی غَیْبَتِهِ ثُمَّ یُظْهِرُهُ فَیَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما». (کفایة المهتدی «الاربعین»، ح29، ص111؛ کمالالدین، ج2، ص409 _ 408، ب38، ح7)
نوعی را.
الف) اسم و لقب و کنیه؛ ب) اسم پدر و مادر؛ ج) حسب و نسب و اجداد؛ د) مشخصّات ظاهری؛ ه) ویژگیهای اخلاقی و ملکات نفسانی؛ و) ویژگیهای قیام و حکومت؛ ز) حوادث دوران ظهور مانند نزول عیسی علیه السلام از آسمان و نماز او پشت سر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و دهها مشخصّه دیگر.
آیا معقول است که این همه خصوصیّت در دو نفر به صورت یکسان جمع شود؟ چه رسد به اینکه ادّعا میشود که در هر زمان یک مهدی با خصوصیّات مذکور ظهور میکند؟! (1)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و نیز امامان معصوم علیهم السلام در روایات فراوان تأکید کردهاند که مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف از عترت و اهلبیت پیامبر است، همنام و همکنیه با آن حضرت است و در شمایل و ویژگیهای جسمی نیز بیشترین شباهت را با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دارد و در خلق و خو نیز آئینه تمامنمای آن حضرت است.
مراد از نام حضرت، همان اسمی است که پدر بزرگوارش بر او نهاده است که همان نام مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است ولی در قوم عرب
1) آیتالله سیدصدرالدین صدر رحمة اللهبه این ادعای باطل در کتاب المهدی، به صورت مشروح پاسخ دادهاند. (ر.ک: به المهدی، ص96 تحت عنوان «المهدی المنتظر واحد»)
مرسوم است که علاوه بر «نام»، افراد را با کنیه و لقب هم میشناسند. «کنیه» یعنی اسمی که با کلمه «اَب یا امّ» شروع میشود مثل «اباعبدالله و ابوالقاسم» و کنیه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف همان کنیه پیامبر یعنی ابوالقاسم است. و مقصود از لقب، اسم دیگری است که به ویژگی شخصیّتی افراد اشاره میکند و معمولاً افراد لقبهای متعدد دارند و برای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز القاب فراوانی است مانند صاحبالامر، بقیّةالله، مهدی، حجّة، منصور و قائم. (1)
1) کتابهای مستقلی دربارۀ القاب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و معانی آن نوشته شده است. (برای نمونه ر.ک: به نجم الثاقب اثر مرحوم محدث نوری رحمة الله)
قرآن کریم، مسلمانان را به الگوگرفتن از رفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم توصیه کرده است زیرا که او حجّت بزرگ خدا و برخوردار از گوهر عصمت است و چون اهلبیت آن حضرت نیز مانند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم همین عصمت و طهارت را دارند و جانشینان بر حق پیامبر و بهترین الگوهای انسانی در همه ابعاد بشری و معنوی هستند؛ بدین جهت لازم است شیوه و سیره رفتاری آنها را بشناسیم تا راه پیروی کردن از آنها را فراروی خود بگشاییم. بحث از سیرۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که آخرین حجّت الهی است میتواند دریچهای نو به روی ما باز کند تا معرفت خود نسبت به آن حضرت را عمیقتر کنیم و نیز در پرتو این معرفت گسترده، راه را بر مدّعیان دروغین مهدویت در جامعه ببندیم چون وقتی گوهر ناب و خالص شناخته شود، مدلهای تقلّبی و کاذب رنگ میبازد پس در این بخش تعدادی از روایاتی را که درباره سیرۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است
مرور میکنیم:
قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از فرزندان من است نام او نام من و کنیه او کنیه من است و ویژگیهای ظاهری او مثل من. سنّت او سنّت من است و مردم را بر آیین من وا میدارد و آنها را به سوی کتاب پروردگارم (قرآن) میخواند... . (1)
شما خاندان رحمت هستید خداوند شما را به چنین ویژگی اختصاص داد. امام فرمود: ما اینگونهایم و خدا را سپاس. هیچکس را به گمراهی نمیافکنیم و از هدایت خارج نمیکنیم. به راستی که دنیا تمام نمیگردد تا آنگاه که خداوند بلندمرتبه مردی از ما اهلبیت علیهم السلام برانگیزد، او براساس کتاب خدا (قرآن) عمل خواهد کرد و هیچ منکری را در شما نمیبیند مگر اینکه آن را انکار (ردّ) میکند. (2)
1) عن الصادق علیه السلام عن ابیه عن جده علیهم السلام قال: قال رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم: «الْقَائِمُ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِی وَ سُنَّتُهُ سُنَّتِی یُقِیمُ النَّاسَ عَلَی مِلَّتِی وَ شَرِیعَتِی وَ یَدْعُوهُمْ إِلَی کِتَابِ رَبِّی عَزَّوَجَل...». (کمالالدین، ج2، ب39، ح6، ص411)
2) قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام وَ أَتَاهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ: «إِنَّکُمْ أَهْلُ بَیْتِ رَحْمَةٍ اخْتَصَّکُمُ اللهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بِهَا فَقَالَ لَهُ کَذَلِکَ نَحنُ وَ الْحَمْدُ لِلهِ لَا نُدْخِلُ أَحَداً فِی ضَلَالَةٍ وَ لَا نُخْرِجُهُ مِنْ هُدًی إِنَّ الدُّنْیَا لَا تَذْهَبُ حَتَّی یَبْعَثَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ رَجُلًا مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ یَعْمَلُ بِکِتَابِ اللهِ لَا یَرَی فیکم مُنْکَراً إِلَّا أَنْکَرَه». (روضة الکافی، ص396؛ الوافی، ج2، ص459)
او (حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ) خواستهها را تابع هدایت وحی میکند هنگامی که مردم هدایت را تابع هوسهای خویش قرار میدهند و در حالی که به نام تفسیر، نظریههای گوناگون خود را بر قرآن تحمیل میکنند او آرا و اندیشهها را تابع قرآن میسازد... او کارگزاران حکومت را بر اعمال بدشان کیفر خواهد داد، زمین معادن خود را برای او بیرون میریزد و کلیدهایش را به او میسپارد. او روش عادلانه در حکومت حق را به شما مینمایاند و کتاب خدا و سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را که تا آن روز متروک ماندهاند زنده میکند. (1)
مردی از اهلبیت من قیام خواهد کرد که همنام من است و اخلاق او اخلاق من است. زمین را از عدل و قسط پر میکند همانگونه که از ظلم و جور پر شده باشد. (2)
وقتی قائم ما قیام کند با جهل و نادانی مردم روبهرو میشود،
1) عن علی علیه السلام فی خطبة له فی ذکر الملاحم: «یَعْطِفُ الْهَوَی عَلَی الْهُدَی إِذَا عَطَفُوا الْهُدَی عَلَی الْهَوَی وَ یَعْطِفُ الرَّأْیَ عَلَی الْقُرْآنِ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَی الرَّأْی حَتَّی تَقُومَ الْحَرْبُ بِکُمْ عَلَی سَاقٍ بَادِیاً نَوَاجِذُهَا مَمْلُوءَةً أَخْلَافُهَا حُلْواً رَضَاعُهَا عَلْقَماً عَاقِبَتُهَا أَلَا وَ فِی غَدٍ وَ سَیَأْتِی غَدٌ بِمَا لَا تَعْرِفُونَ یَأْخُذُ الْوَالِی مِنْ غَیْرِهَا عُمَّالَهَا عَلَی مَسَاوِئِ أَعْمَالِهَا وَ تُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ أَفَالِیذَ کَبِدِهَا وَ تُلْقِی إِلَیْهِ سِلْماً مَقَالِیدَهَا فَیُرِیکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السِّیرَةِ وَ یُحْیِی مَیِّتَ الْکِتَابِ وَ السُّنَّة.» (نهجالبلاغه، ترجمه دشتی، خ138)
2) عن عبدالله بن مسعود قال: «قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم یَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی یُوَاطِئُ اسْمُهُ اسْمِی وَ خُلُقُهُ خُلُقِی یَمْلَؤُهَا قِسْطاً وَ عَدْلا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا». (المعجم الکبیر، ج10، ح10229؛ کنزالعمال، ج14، ح38702، ص273)
جهلی که شدیدتر از جهل جاهلیّتی است که در زمان پیامبر بود. عرض کردم: چگونه چنین چیزی ممکن است؟ فرمود: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حالی به سوی مردم آمد که آنان سنگ و چوبهای تراشیده (و مجسمههای چوبین) را میپرستیدند و محققاً قائم ما وقتی قیام کند در حالی به سوی مردم میآید که همه، کتاب خدا را علیه او تأویل میکنند و بهوسیله آن بر او احتجاج میکنند. سپس فرمود: بدانید به خدا سوگند که حتماً عدل خود را درون خانههای مردم میبرد همانگونه که گرما و سرما نفوذ میکند. (1)
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در امّت من قیام خواهد کرد. خداوند او را به عنوان دادرس مردم برخواهد انگیخت. [در روزگار او] همه امّت در انواع نعمتها بسر خواهند برد و چهارپایان به زندگی ادامه میدهند و زمین گیاه خود را میرویاند و اموال را به درستی و راستی [و براساس عدالت] میبخشد. (2)
1) عن الفضیل بن یسار قال: اسمعت اباعبدالله علیه السلام یقول: «إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ اسْتَقْبَلَ مِنْ جَهْلِ النَّاسِ أَشَدَّ مِمَّا اسْتَقْبَلَهُ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم صمِنْ جُهَّالِ الْجَاهِلِیَّةِ قُلْتُ وَ کَیْفَ ذَاکَ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم أَتَی النَّاسَ وَ هُمْ یَعْبُدُونَ الْحِجَارَةَ وَ الصُّخُورَ وَ الْعِیدَانَ وَ الْخُشُبَ الْمَنْحُوتَةَ وَ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَتَی النَّاسَ وَ کُلُّهُمْ یَتَأَوَّلُ عَلَیْهِ کِتَابَ اللهِ یَحْتَجُّ عَلَیْهِ بِهِ ثُمَّ قَالَ أَمَا وَ اللهِ لَیَدْخُلَنَّ عَلَیْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُیُوتِهِمْ کَمَا یَدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقُر». (غیبت نعمانی، ب17، ح1، ص296؛ اثبات الهداة، ج7، ب32، ح529، ص86)
2) عن ابیسعید انّ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال: «یَخْرُجُ الْمَهْدِیُّ فِی أُمَّتِی یَبْعَثُهُ اللهُ غِیَاثاً لِلنَّاسِ یَتَنَعَّمُ الْأُمَّةُ وَ تَعِیشُ الْمَاشِیَةُ وَ تُخْرِجُ الْأَرْضُ نَبَاتَهَا وَ یُعْطِی الْمَالَ صِحَاحا ». (العرف الوردی (الحاوی للفتاوی)، ج2، ص132)
مردی خدمت امام باقر علیه السلام رسید و حال آنکه من حضور داشتم. به او گفت: خداوند ترا رحمت کند؛ این پانصد درهم را که زکات مال من است بگیر و آن را در جای خود قرار ده. امام باقر علیه السلام به او فرمود: بلکه خود آن را نگهدار و آن را در همسایگان و یتیمان و نیازمندان و برادران اسلامی خود قرار ده (و خرج کن). همانا وقتی قائم، قیام کند اینگونه خواهد بود [یعنی اجتماع اموال نزد امام و تقسیم آن به مساوات]. پس او به طور مساوی تقسیم میکند و در میان خلق خدا _ نیکوکاران و بدکاران _ به عدالت رفتار میکند. پس هرکه او را اطاعت کند به تحقیق خدا را اطاعت کرده است و هرکه از او نافرمانی کند خدا را نافرمانی کرده است. همانا مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مهدی نامیده شد زیرا که به امری پنهان هدایت میگردد. او تورات و سایر کتابهای خدا را از غاری در انطاکیّه بیرون میآورد و میان اهل تورات (یهود) با تورات و میان اهل انجیل با انجیل و بین اهل زبور با زبور و میان مسلمانان با قرآن حکم میکند و همه اموال دنیا چه آنها که در درون زمین است و یا آنها که بر روی آن است نزد او انباشته میگردد پس به مردم میگوید: بیایید بگیرید، این چیزی است که به خاطر آن قطع رحم کردید و خونهای ناحق ریختید و حرامهای الهی را مرتکب شدید. پس ثروتی میبخشد که هیچکس پیش از او آن مقدار نبخشیده است. (1)
1) عن جابر قال: «عَنْ جَابِرٍ قَالَ: أَقْبَلَ رَجُلٌ إِلَی أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ رَحِمَکَ اللهُ اقْبِضْ هَذِهِ الْخَمْسَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَضَعْهَا فِی مَوْضِعِهَا فَإِنَّهَا زَکَاةُ مَالِی فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام بَلْ خُذْهَا أَنْتَ فَضَعْهَا فِی جِیرَانِکَ وَ الْأَیْتَامِ وَ الْمَسَاکِینِ وَ فِی إِخْوَانِکَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ إِنَّمَا یَکُونُ هَذَا إِذَا قَامَ قَائِمُنَا فَإِنَّهُ یَقْسِمُ بِالسَّوِیَّةِ وَ یَعْدِلُ فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ الْبَرِّ مِنْهُمْ وَ الْفَاجِرِ فَمَنْ أَطَاعَهُ فَقَدْ أَطاعَ اللهَ وَ مَنْ عَصَاهُ فَقَدْ عَصَی اللهَ فَإِنَّمَا سُمِّیَ الْمَهْدِیَّ لِأَنَّهُ یَهْدِی لِأَمْرٍ خَفِیٍّ یَسْتَخْرِجُ التَّوْرَاةَ وَ سَائِرَ کُتُبِ اللهِ مِنْ غَارٍ بِأَنْطَاکِیَّةَ فَیَحْکُمُ بَیْنَ أَهْلِ التَّوْرَاةِ بِالتَّوْرَاةِ وَ بَیْنَ أَهْلِ الْإِنْجِیلِ بِالْإِنْجِیلِ وَ بَیْنَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ وَ بَیْنَ أَهْلِ الْفُرْقَانِ بِالْفُرْقَانِ وَ تُجْمَعُ إِلَیْهِ أَمْوَالُ الدُّنْیَا کُلُّهَا مَا فِی بَطْنِ الْأَرْضِ وَ ظَهْرِهَا فَیَقُولُ لِلنَّاسِ تَعَالَوْا إِلَی مَا قَطَعْتُمْ فِیهِ الْأَرْحَامَ وَ سَفَکْتُمْ فِیهِ الدِّمَاءَ وَ رَکِبْتُمْ فِیهِ مَحَارِمَ اللهِ فَیُعْطَی شَیْئاً لَمْ یُعْطَ أَحَدٌ کَانَ قَبْلَه ». (علل الشرایع، ج1، ب129، ح3، ص161؛ بحارالانوار، ج51، ح2، ص29؛ غیبت نعمانی، ب13، ح26، ص237)
در قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف سنّتهایی از هفت پیامبر الهی وجود دارد... و امّا سنّت و شیوه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم عبارت است از قیام به شمشیر. (1)
وقتی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند به کدام سیره و روش در میان مردم رفتار میکند؟ فرمود: آنچه پیش از او بوده را ویران میکند، همانگونه که پیامبر چنین کرد [و جاهلیّت پیش از خود را از میان برداشت] و اسلام را از نو برپا میکند. (2)
1) عن علی بن الحسین علیه السلام عن علی بن ابیطالب علیه السلام یقول: «فِی الْقَائِمِ مِنَّا سُنَنٌ مِنَ الْأَنْبِیَاء ... وَ أَمَّا مِنْ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله فَالْخُرُوجُ بِالسَّیْف». (کمالالدین، ج1، ب31، ح3، ص321)
2) عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ عَطَاءٍ قَال: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ الْبَاقِر علیه السلام فَقُلْت: «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ علیه السلام بِأَیِّ سِیرَةٍ یَسِیرُ فِی النَّاسِ فَقَالَ یَهْدِمُ مَا قَبْلَهُ کَمَا صَنَعَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله وَ یَسْتَأْنِفُ الْإِسْلَامَ جَدِیدا». (غیبت نعمانی، ح17، ص232)
علی علیه السلام برای خلافت خود بیان فرمودند. در روایات فراوان از شیعه و اهلسنت تصریح شده است که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف براساس سنّت نبوی صلی الله علیه و آله و سلم عمل میکند بنابراین آنچه در بعضی از روایات غیرمعتبر مبنی بر رفتاری برخلاف سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در سیره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مطرح شده، مردود است. (حدیث 1 و 2)
و هر رفتار فردی و یا اجتماعی که از نظر قرآن «منکر» باشد مورد
انکار و اعتراض امام علیه السلام قرار میگیرد و با آن برخورد میشود. بنابراین روشن است که در سیرۀ عملی آن حضرت هیچ عمل خلافِ قرآن نخواهد بود و چنانچه در روایتی یا تحلیلی مطرح شود باطل خواهد بود. (حدیث 2)
تا پیش از حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قرآن خدا و هدایت انبیا تحت تأثیر تفسیرهای شخصی و هواهای نفسانی مردم خواهد بود ولی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قرآن را معیار و میزان در همه امور خرد و کلان قرار داده و آرا را تابع قرآن خواهد ساخت و نیز امیال و خواستهها را در چارچوب هدایت و رشد خواهد پذیرفت. (حدیث3)
برخلاف جریانِ ظالمانۀ پیش از ظهور، در دوره ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اشخاص و احزاب با قرآن و معیارهای قرآنی سنجیده و شناخته خواهند شد و میزان حقانیّت هرچیز و هرکس بسته به میزان مطابقت شخصیّت او با قرآن خواهد بود.
سیرۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در همه زمینهها، براساس عدالت و دادگری است و عدالتش چنان فراگیر خواهد بود که جایی برای ظلم و ستم باقی نخواهد گذاشت! این حقیقتی است که در روایات فراوان از شیعه و اهلسنت بیان گردیده است (یملأ الارض قسطاً و عدلاً).
عدالت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم کارگزاران حکومتی را شامل میشود و هم افراد و اشخاص معمولی در سطح جامعه را؛ اگر در میان کارگزاران تخلّفی دیده شود امام به سختی برخورد میکند چنانکه در سیرۀ امیرالمؤمنین علی علیه السلام چنین بود و به همین دلیل بخش عمدهای از ظلم و فساد که در طبقه حاکمان نااهل پیش از ظهور رخ میدهد، در زمان ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برطرف خواهد شد. (حدیث 3)
مطابق روایات، عدالتِ دوران ظهور به کوچکترین نهادهای اجتماعی مانند «خانواده» نیز وارد میشود و روابط افراد را در درون خانواده تحت تأثیر قرار میدهد و البته روشن است که برخورد عادلانه
اعضای خانواده با یکدیگر و رفع ظلم و تبعیض و حقکشی از درون خانواده، براساس تربیت و رشد انسانی و الهی افراد است نه امری جبری و بیرون از اختیار! (حدیث 5)
در سیرۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف علم و دانش جایگاه والایی دارد که او عالمترین حاکم زمین است بلکه علم و دانش او نه از جنس علوم بشری که علمی الهی و آسمانی است؛ آن حضرت در میان اهل کتاب براساس کتاب آنها حکم خواهد کرد و این از علوم پنهانی است که خداوند راه آن را به روی او گشوده است. روشن است که حکومتی براساس علم الهی، میتواند همه نیازهای فردی و اجتماعی، مادی و معنوی را به بهترین شکل پاسخ دهد.
چون علم و دانش جایگاه مهمّی در قرآن و اسلام عزیز داراست و هرچه آفت و شرّ است از جهل و نادانی است مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جامعهای عالم خواهد پرورید و همچون پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با نادانیها و خرافهها اگرچه در لباس علم و دانایی در آمده باشد خواهد جنگید و هرچه بدعت و باطل به اسم دین و یا تمدّن و پیشرفت در میان مردم باشد برخواهد چید. این مهم نیز بخشی از سیره مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که مطابق با سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در ستیز با جاهلیّت است.
بعضی از مخالفین شبهه افکنی میکنند که چگونه ممکن است امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف _ آنگونه که روایات شیعه میگوید _ اسلام جدید
بیاورد؟! پاسخ این است که همانطور که در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، جاهلیّت قدیم و کهنه بر جزیرةالعرب حاکم بود و اسلام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای برداشتن آن جاهلیّت، ظهور کرد همانطور وقتی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند با جاهلیّت مدرن خواهد جنگید که بخشی از آن به خاطر رویگرداندن از قرآن و سنّت است _ مثل آنچه در اروپا اتفاق افتاده است _ و بخشی از آن به سبب تفسیرهای غلط از آیات الهی و روایات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است _ مثل آنچه که در فرقههای منحرف اسلامی رخ داده است _ بنابراین سیره مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف براساس یک انقلاب ارزشی در سطح جهان است که ارزشهای فراموش شده اسلام و قرآن را زنده کرده و ضد ارزشهای رایج تا زمان ظهور را برخواهد داشت و این در نظر مردم به معنی «اسلام جدید» خواهد بود!
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به عنوان «فریادرس مردم» معرّفی گردیده است یعنی که سیره رفتاری او کمک و دستگیری از مردم است و برای همه انسانها همچون پدری مهربان است و بلکه از پدر مهربانتر؛ زیرا که مظهر رحمت و مهر بیکران الهی است، چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم الگوی چنین سنّت و سیرهای بوده و خداوند دربارۀ او فرمود: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ» (1)و جلوه غالب و رفتار دائمی حضرت مهر و محبّت به انسانهاست و قهر و شمشیر به منزله جرّاحی بدن و آخرین راه علاج خواهد بود.
یکی از جلوههای مهروزی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نسبت به مردم، بخشش و عطای فراوان اوست به گونهای که مردم در زمان او از نعمت بیسابقهای برخوردار خواهند شد به گونهای که نیازمندی یافت نخواهد شد. (2)روشن است که این ویژگی حضرت نیز ادامه سنّتهای زیبای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.
آنچه گفته شد نمونههای بارزی از سیره مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بود و آنچه از سیره حضرت بیان گردید همان است که به عنوان «معروف» در قرآن و سنّت پیامبر اکرم جلوهگر است. مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کاملترین تجسّم عینی زیباییهای قرآن و سنّت پیامبر است و هیچ زشتی و کجی در گفتار و رفتار او وجود ندارد چرا که مصداق کریمه «تطهیر» (3)است.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آخرین حجت خدا و بقیةالله است. او عصارۀ خلقت و خلاصه انبیاء و اولیاء است. مطابق روایات، خصایص و ویژگیهایی در وجود شریف او جمع گردیده است. در این بخش مهمترین خصایص حضرت را بر اساس روایات میآوریم:
قیام کننده از ما [اهلبیت علیهم السلام ] ولادتش بر مردم پنهان خواهد بود تا آنجا که [دربارۀ او] میگویند: هنوز متولد نشده است برای این که وقتی قیام میکند بیعت هیچکس بر گردن او نباشد. (1)
من امید آن دارم که شما همان قیامکننده از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله
1) عن علیبنالحسین( قال: «الْقَائِمُ مِنَّا تَخْفَی وِلَادَتُهُ عَلَی النَّاسِ حَتَّی یَقُولُوا لَمْ یُولَدْ بَعْدُ لِیَخْرُجَ حِینَ یَخْرُجُ وَ لَیْسَ لِأَحَدٍ فِی عُنُقِهِ بَیْعَة.» (کمالالدین، ج1، ص322، ب31، ح6؛ اعلام الوری، ر4، ق2، ب2، ف2)
باشی که زمین را پر از عدل و قسط خواهی کرد، همانگونه که از ظلم و جور آکنده باشد. آن حضرت فرمود: ای ابالقاسم، هیچ یک از ما [اهلبیت علیهم السلام ] نیست مگر اینکه قائم به امر خداست و هدایتگر به سوی دین او؛ ولی آن قائمی که خداوند به سبب او زمین را از اهل کفر و انکار پاک خواهد ساخت و پر از عدل و داد خواهد کرد کسی است که ولادت او بر مردم مخفی خواهد بود و شخص او از مردم غائب خواهد گشت و بردن نام او بر مردم حرام خواهد بود و او همنام رسول خدا صلی الله علیه و آله و همکنیه اوست و او همان کسی است که زمین برایش پیچیده میگردد و هر سختی برای او آسان میشود... (1)
به امام رضا علیه السلام گفتم: نشانههای قائم علیه السلام از شما چیست آنگاه که قیام کند؟ فرمود: نشانهاش این است که [با اینکه] سنّ پیران را دارد [ولی] جوان به نظر میرسد به گونهای که بیننده گمان میکند که او چهلسال یا کمتر دارد و نیز از نشانههای او این است که با گذشت روزها و شبها پیر نمیشود تا آنگاه که اجل او فرا میرسد. (2)
1) عَنْ عَبْدِالْعَظِیمِ الْحَسَنِیِّ قَالَ: «قُلْتُ لِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی علیه السلام یَا مَوْلَایَ إِنِّی لَأَرْجُو أَنْ تَکُونَ الْقَائِمَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله الَّذِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً فَقَالَ علیه السلام مَا مِنَّا إِلَّا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللهِ وَ هَادٍ إِلَی دِینِ اللهِ وَ لَکِنَّ الْقَائِمَ الَّذِی یُطَهِّرُ اللهُ بِهِ الْأَرْضَ مِنْ أَهْلِ الْکُفْرِ وَ الْجُحُودِ وَ یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا هُوَ الَّذِی یَخْفَی عَلَی النَّاسِ وِلَادَتُهُ وَ یَغِیبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ وَ یَحْرُمُ عَلَیْهِمْ تَسْمِیَتُهُ وَ هُوَ سَمِیُّ رَسُولِ اللهِ وَ کَنِیُّهُ وَ هُوَ الَّذِی تُطْوَی لَهُ الْأَرْضُ وَ یُذَلُّ لَهُ کُلُّ صَعْب...» (کفایة الاثر، ص277، ح2؛ الاحتجاج، ج2، ص449)
2) عَنْ أَبِی الصَّلْتِ الْهَرَوِیِّ قَالَ قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام : «مَا عَلَامَاتُ الْقَائِمِ مِنْکُمْ إِذَا خَرَجَ قَالَ عَلَامَتُهُ أَنْ یَکُونَ شَیْخَ السِّنِّ شَابَّ الْمَنْظَرِ حَتَّی إِنَّ النَّاظِرَ إِلَیْهِ لَیَحْسَبُهُ ابْنَ أَرْبَعِینَ سَنَةً أَوْ دُونَهَا وَ إِنَّ مِنْ عَلَامَاتِهِ أَنْ لَا یَهْرَمَ بِمُرُورِ الْأَیَّامِ وَ اللَّیَالِی حَتَّی یَأْتِیَهُ أَجَلُه.» (کمالالدین، ج2، ص652، ب57، ج12، اثبات الهداة، ج3، ص733، ب34، ف8، ح91)
سنّتهای پیامبران با آنچه نسبت به آنها روی داده از غیبت در قائم ما اهلبیت دقیقاً و موبهمو رخ خواهد داد. ابوبصیر گوید: به آن حضرت عرض کردم: ای فرزند رسول خدا: قائم از شما اهلبیت کیست؟ فرمود: ای ابابصیر او پنجمین فرزند از فرزندان پسرم موسی [بنجعفر علیه السلام ] است. او فرزند سرور کنیزان است. غیبتی خواهد کرد که در آن اهل باطل به تردید میافتند. سپس خداوند بلندمرتبه او را ظاهر ساخته و مشرقها و مغربهای زمین را به دست او خواهد گشود و روحالله عیسیبنمریم [از آسمانها] فرود آمده پشت سر او به نماز خواهد ایستاد و زمین به نور پروردگار خود روشن خواهد شد و هیچ بقعهای از زمین که غیر خدا در آن پرستیده شود نخواهد ماند مگر آنکه خدا در آن عبادت خواهد شد و [در آن زمان] همه دین برای خدا خواهد بود گرچه مشرکان را ناخوش آید. (1)
ف5، ح152)
1) عن اِبی بَصیر قال: سَمعت اباعبدالله( یَقول: «إِنَّ سُنَنَ الْأَنْبِیَاءِ علیهم السلام بِمَا وَقَعَ بِهِمْ مِنَ الْغَیْبَاتِ حَادِثَةٌ فِی الْقَائِمِ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ وَ الْقُذَّةِ بِالْقُذَّةِ قَالَ أَبُو بَصِیرٍ فَقُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم وَ مَنِ الْقَائِمُ مِنْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ فَقَالَ یَا أَبَا بَصِیرٍ هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ ابْنِی مُوسَی ذَلِکَ ابْنُ سَیِّدَةِ الْإِمَاءِ یَغِیبُ غَیْبَةً یَرْتَابُ فِیهَا الْمُبْطِلُونَ ثُمَّ یُظْهِرُهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ فَیَفْتَحُ اللهُ عَلَی یَدِهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ یَنْزِلُ رُوحُ اللهِ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ علیه السلام فَیُصَلِّی خَلْفَهُ وَ تُشْرِقُ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَ لَا تَبْقَی فِی الْأَرْضِ بُقْعَةٌ عُبِدَ فِیهَا غَیْرُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ إِلَّا عُبِدَاللهُ فِیهَا وَ یَکُونُ الدِّینُ کُلُّهُ لِلهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون.» (کمالالدین، ج2، ص21_22، ب33، ح31؛ اثبات الهداة، ج3، ص473، ب32،
از ماست آنکه عیسیبنمریم علیه السلام پشت سر او به نماز میایستد. (1)
در قائم علیه السلام سنتهایی از هفت پیامبر وجود دارد: سنتی از پدر ما آدم علیه السلام و سنتی از نوح علیه السلام و سنتی از ابراهیم علیه السلام و سنتی از موسی علیه السلام و سنتی از عیسی علیه السلام و سنتی از ایوب علیه السلام و سنتی از محمد صلی الله علیه و آله درود خدا بر ایشان باد. از آدم و نوح: سنت طول عمر را دارد و از ابراهیم علیه السلام پنهانی ولادت و کنارهگیری از مردم و از موسی علیه السلام ترس و غیبت و از عیسی علیه السلام اختلاف مردم درباره او و از ایوب علیه السلام گشایش پس از گرفتاری و از محمد صلی الله علیه و آله قیام به شمشیر. (2)
هیچ معجزهای از معجزات پیامبران و اوصیاء نیست مگر آنکه خداوند مانند آن را به دست قائم ما ظاهر خواهد ساخت تا
1) عن ابی سعید الخدری قال: «قال رسولالله(: مِنّا الَّذِی یُصَلِّی ِعِیسَی ابْنُ مَرْیَم( خَلْفَهُ.» (کمالالدین، ج2، ص321، ب31، ح3)
2) عن علیبنالحسین(: فِی الْقَائِمِ مِنَّا سُنَن من سبعة انبیاء: سنّة مِن أبِینا آدَم وَ سُنَّةٌ مِنْ نُوحٍ وَ سُنَّةٌ مِنْ إِبْرَاهِیمَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَی وَ سُنَّةٌ مِنْ عِیسَی وَ سُنَّةٌ مِنْ أَیُّوبَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُحَمَّدٍ فَأَمَّا مِنْ نُوحٍ فَطُولُ الْعُمُرِ َ أَمَّا مِنْ إِبْرَاهِیمَ فَخِفَاءُ الْوِلَادَةِ وَ اعْتِزَالُ النَّاسِ وَ أَمَّا مِنْ مُوسَی فَالْخَوْفُ وَ الْغَیْبَةُ وَ أَمَّا مِنْ عِیسَی فَاخْتِلَافُ النَّاسِ فِیهِ وَ أَمَّا مِنْ أَیُّوبَ فَالْفَرَجُ بَعْدَ الْبَلْوَی وَ أَمَّا مِنْ مُحَمَّدٍ فَالْخُرُوجُ بِالسَّیْف.» (البیان فی اخبار صاحب الزمان، ص116، ب7؛ کنزالعمال، ج14، ب266، ح38673؛ البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان، ص158، ب9، ح1)
حجت را بر دشمنان تمام کند. (1)
وقتی قائم علیه السلام ظهور کند با پرچم رسول خدا و انگشتر سلیمان و سنگ و عصای موسی ظهور خواهد کرد. (2)
به درستی که قائم از ما [اهلبیت] یاری شده به وسیله رعب، تأیید شده به نصرت الهی است. زمین برای او پیچیده میشود و گنجها همگی برای او آشکار خواهد شد و خداوند به سبب او دینش را بر همه ادیان غلبه خواهد داد، گرچه مشرکان را خوش نیاید و سلطنت او مشرق و مغرب عالم را خواهد گرفت. پس در همه زمین ویرانهای نماند مگر آنکه آباد گردد و عیسیبنمریم علیه السلام [از آسمان] فرود آید و پشت سر او نماز میخواند... (3)
1) عن ابیعبدالله(: «ما من معجزة من معجزات الانبیاء و الاوصیاء الا یظهرالله تبارک و تعالی مثلها علی ید قائمنا لاتمام الحجة علی الاعداء.» (اثبات الهداة، ج3، ص700، ب33، ف7، ح137، عن کتاب الفضل بن شاذان)
2) عن الباقر(: «إِذَا ظَهَرَ الْقَائِمُ علیه السلام ظَهَرَ بِرَایَةِ رَسُولِ اللهِ صوَ خَاتَمِ سُلَیْمَانَ وَ حَجَرِ مُوسَی وَ عَصَاه.». (غیبت نعمانی، باب13، ح28)
3) عن الصادق(: «الْقَائِمُ مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ مُؤَیَّدٌ بِالنَّصْرِ تُطْوَی لَهُ الْأَرْضُ وَ تَظْهَرُ لَهُ الْکُنُوزُ وَ یَبْلُغُ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ وَ یُظْهِرُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ دِینَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ فَلَا یَبْقَی فِی الْأَرْضِ خَرَابٌ إِلَّا عُمِرَ وَ یَنْزِلُ رُوحُ اللهِ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ ( فََیُصَلِّی خَلْفَه...». (اثبات الهداة، ج7، ص140، ب32، ف44، ح686، عن کتاب فضل بن شاذان)
ای گروه مردم، نوری از خدای بلندمرتبه در من قرار گفته و پس از من در علی علیه السلام و پس از او در نسل او تا قائمِ مهدی که حق خدا و هر حقی که برای ماست را خواهد گرفت... ای مردم به راستی که من پیامبرم و علی وصیّ و جانشین است. آگاه باشید که آخرین امام از ما قائم مهدی خواهد بود. بدانید که محققاً او همان است که بر همه ادیان غلبه خواهد کرد و هر آینه او انتقام گیرنده از ستمکاران است و هر آینه او قلعهها را فتح خواهد کرد و آنها را نابود خواهد ساخت. آگاه باشید که او کشنده هر قبیله و قومی از مشرکین است و او خونخواه اولیاء خدا خواهد بود.
هر آینه او یاری کننده دین خداست و او نهری خروشان از اقیانوسی بیکران است. آگاه باشید که او هر دانشمندی را به دانش و هر نادانی را به نادانی میشناسد. آگاه باشید که او برگزیده و انتخاب شده خداوند است. آگاه باشید که او وارث هر دانش و دربرگیرنده آن است. آگاه باشید که او آنچه بگوید از پروردگارش میگوید و به امر ایمان هشدار میدهد. آگاه باشید که او کامل و نیرومند است. آگاه باشید که [فرمانروایی جهان هستی] به او واگذار شده است. آگاه باشید که هرکس _ از پیامبران و امامان _ پیش از او بودند نوید او را دادهاند. آگاه باشید که او تنها حجت بازمانده است و بعد از او حجتی نیست، حقی جز با او و نوری جز در پیش او نیست. آگاه باشید که هیچکس بر او غلبه نخواهد کرد و کسی او را شکست نخواهد داد. (1)
1) عن رسول الله( فی خطبته الطویلة فی غدیر خم: «مَعَاشِرَ النَّاسِ النُّورُ مِنَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ فِیَّ مَسْلُوکٌ ثُمَّ فِی عَلِیٍّ _ ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقَائِمِ الْمَهْدِیِّ الَّذِی یَأْخُذُ بِحَقالله و بکلّ حق هو لنا... مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّی نَبِیٌّ وَ عَلِیٌّ وَصِیِّی أَلَا إِنَّ خَاتَمَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا الْقَائِمُ الْمَهْدِیُّ أَلَا إِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَی الدِّینِ _ أَلَا إنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظَّالِمِینَ أَلَا إِنَّهُ فَاتِحُ الْحُصُونِ وَ هَادِمُهَا أَلَا إِنَّهُ قَاتِلُ کُلِّ قَبِیلَةٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْکِ أَلَا إِنَّهُ مُدْرِکٌ بِکُلِّ ثَارٍ لِأَوْلِیَاءِ اللهِ أَلَا إِنَّهُ النَّاصِرُ لِدِینِ اللهِ أَلَا إِنَّهُ الْغَرَّافُ فِی بَحْرٍ عَمِیقٍ أَلَا إِنَّهُ یَسِمُ کُلَّ ذِی فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَ کُلَّ ذِی جَهْلٍ بِجَهْلِهِ أَلَا إِنَّهُ خِیَرَةُ اللهِ وَ مُخْتَارُهُ أَلَا إِنَّهُ وَارِثُ کُلِّ عِلْمٍ وَ الْمُحِیطُ بِهِ أَلَا إِنَّهُ الْمُخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الْمُنَبِّهُ بِأَمْرِ إِیمَانِهِ أَلَا إِنَّهُ الرَّشِیدُ السَّدِیدُ أَلَا إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إِلَیْهِ أَلَا إِنَّهُ قَدْ بُشِّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ بَیْنَ یَدَیْهِ _ أَلَا إِنَّهُ الْبَاقِی حُجَّةً وَ لَا حُجَّةَ بَعْدَهُ وَ لَا حَقَّ إِلَّا مَعَهُ وَ لَا نُورَ إِلَّا عِنْدَهُ أَلَا إِنَّهُ لَا غَالِبَ لَهُ وَ لَا مَنْصُورَ عَلَیْه.» (الاحتجاج، ص66 _84 «احتجاج النبی( یوم الغدیر»)
قائم علیه السلام قیام خواهد کرد و حال آنکه هیچکس بر عهده او بیعت و پیمانی نخواهد داشت. (1)
از مجموع روایاتی که بیان شد استفاده میشود که از میان ائمه دوازدهگانه شیعه، حضرت مهدی علیه السلام دارای ویژگیهایی هستند
که ایشان را از سایر امامان ممتاز میکند. این ویژگیها، سیمای
مبارک مهدی موعود را بیشتر و بهتر معرفی میکند؛ همانگونه که مدعیان مهدویت را رسوا میکند. در این بخش ویژگیهای آن حضرت را مرور میکنیم:
1) عن ابیعبدالله( قال: «یَقُومُ الْقَائِمُ (وَ لَیْسَ لِأَحَدٍ فِی عُنُقِهِ عَقْدٌ وَ لَا عَهْدٌ وَ لَا بَیْعَة.» (غیبت نعمانی)
ستمگر بوده است که در بحث علت غیبت مطرح گردیده است. ولادت پنهانی درباره برخی از پیامبران الهی هم روی داده است. (حدیث1و2)
مهدی علیه السلام علاوه بر ولادت پنهانی، زندگی خود را در غیبت میگذراند و بر خلاف سایر ائمه علیهم السلام که آشکارا در میان مردم بودند، پنهانی زندگی میکند و اگرچه ممکن است دیده شود ولی شناخته نمیشود جز در مواردی که امام مصلحت بداند. آن حضرت در این ویژگی نیز به برخی از پیامبران بزرگ خدا شباهت دارد.(حدیث2و4)
مطابق روایات متعدّد، بردن نام حضرت در زمان غیبت، جایز نیست و این نیز ویژگی دیگر امام دوازدهم است که یکی از دلائل آن حفظ جان حضرت است. (1)(حدیث2)
ویژگی دیگر امام علیه السلام جریان امدادهای غیبی آشکار دربارۀ آن حضرت و قیام اوست. گرچه زندگی همه ائمه از این امور برخوردار بوده است ولی در حیات مهدی علیه السلام این جریان، روشنتر و فراوانتر خواهد بود زیرا که رسالت او گستردهتر و فراگیرتر است. (حدیث3)
بعضی از مواردی که به عنوان امداد غیبی الهی در روایات آمده عبارتند از:
یک _ زمین برای آن حضرت پیچیده میشود (و راهها برای او
1) در برخی روایات آمده است که وقتی در مجالس و محافل نام حضرت برده شود، سبب طلب و پیگیری و جستوجوی دشمن نسبت به آن حضرت میگردد. البتّه ممکن است ادلّه دیگری برای ممنوعیت نام بردن وجود داشته باشد و الله العالم.
نزدیک میگردد).
دو _ هر سختی برای او سهل و آسان میگردد.
سه _ با رعب و وحشتی که در دل دشمنانش میافتد یاری میگردد، همانگونه که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در جریان جنگ احزاب با لشکر رعب یاری شد. (1)
چهار _ گنجهای زمین برای او آشکار گردیده و در دسترس
قرار میگیرد.
با آنکه هنگام ظهور، سنّ مبارک آن حضرت، بسیار زیاد است ولی در هیئت و شکلِ جوانی که کمتر از چهلسال دارد ظاهر میگردد و گذشت روز و شب آثار پیری را برای او نخواهد آورد و این امر از مختصّات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. (حدیث3)
خداوند به دست او مشرق و مغرب عالم را فتح کرده و دین اسلام را علیرغم مشرکان، جهانی خواهد ساخت؛ به گونهای که هیچ سرزمینی نمیماند که غیرخدا در آن پرستیده شود. (حدیث4، 9 و 10)
حکومت مهدی علیه السلام سراسر عالم را گرفته و همهجا را آباد خواهد کرد. (حدیث9 و 10)
ویژگی دیگر امام مهدی علیه السلام آنست که در روزگار ظهور او حضرت عیسیبنمریم علیه السلام که از پیامبران اولوالعزم الهی است از آسمان فرود آمده و پشت سر او به نماز خواهد ایستاد. (2)(حدیث4 و 5)
خداوند تبارک و تعالی برای اتمام حجت بر خلق، معجزات فراوانی نظیر آنچه از انبیاء: به ظهور رسیده است به دست امام مهدی علیه السلام ظاهر خواهد ساخت. در این صورت هیچ عذری برای کسی نمیماند که به مهدی علیه السلام ایمان نیاورد. (حدیث7)
امام مهدی علیه السلام برای اثبات حقانیت دعوت خود با آثار و علائمی از پیامبران بزرگ خدا ظهور خواهد کرد؛ مانند پرچم پیامبر خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله ، انگشتری سلیمان علیه السلام ، سنگ و عصای موسی علیه السلام . اینها آثار مخصوصی است که نزد موحدان عالم و علمای اهل کتاب شناخته شده است. (حدیث8)
او آخرین حجت الهی است که تمام حجتهای پیشین نسبت به او بشارت دادهاند. (حدیث10)
او تنها حجت الهی است که همیشه پیروز خواهد بود و هیچ قدرتی و در هیچ مقطعی از زمان بر او غلبه نخواهد کرد. (حدیث10)
آن حضرت در حالی قیام خواهد کرد که تحت بیعت هیچکس نخواهد بود و با هیچکس پیمانی نخواهد داشت و این امری
است برخلاف آنچه در امامان پیشین بوده است و آنها هریک به نحوی در بیعت طاغوت زمان خود بودهاند و گریزی از آن نداشتهاند. (1)(حدیث1 و 10)
1) این مطلب در بخش علت غیبت توضیح داده شده است.
بهجاست که درباره این شباهتها توضیحی روشنگر داده شود:
طبق آیات قرآن نوح علیه السلام 950 سال در میان مردم صبر کرد (1)
و در روایات آمده که 2500 سال عمر کرد (2)و آدم علیه السلام نیز طبق
روایت پیامبر صلی الله علیه و آله 930 سال عمر کرد (3)چنانکه در تورات نیز به آن تصریح شده است. (4)
حضرت ابراهیم علیه السلام دوران حمل و ولادتش مخفیانه بود (5)و حضرت مهدی علیه السلام نیز چنین بوده است و نیز قرآن از زبان ابراهیم علیه السلام فرموده: gوَأَعْتَزِلُکُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللهِf (6)و از شما و آنچه غیرخداوند میپرستید کنارهگیری میکنم. امام صادق علیه السلام فرمود: به ناچار صاحب
این امر را غیبتی خواهد بود و در هنگام غیبت ناچار از عزلت و گوشهگیری است... (1)
و اما درباره موسی علیه السلام در قرآن آمده: gفَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفاً یَتَرَقَبُf (2)یعنی پس، از آن [دیار] ترسان و نگران بیرون رفت. یعنی از میان قوم خود به جهت ترس از دشمنانش غائب شد و حضرت مهدی علیه السلام نیز به همین جهت غائب شده است. (3)و نیز موسی علیه السلام دو غیبت داشت که یکی از آنها طولانیتر بود. غیبت اول او از مصر بود که 28 سال طول کشید و غیبت دوم وقتی بود که به میقات پروردگارش رفت که چهلشب طول کشید. (4)
و اما عیسی علیه السلام ، مردم درباره او اختلاف شدید کردند. بعضی اصل وجودش را منکر شدند و گفتند قهرمان افسانهای بود! و بعضی معتقد به خدایی او شدند و بعضی گفتند انسان است و بعضی هر دو اعتقاد را با هم جمع کردند و یهود به مادرش نسبت ناروا و زشت دادند! (5)دربارۀ حضرت مهدی علیه السلام نیز اختلاف کردند که اصلاً متولد نشده یا پس از تولد، رحلت کرده یا امام عسکری علیه السلام عقیم بوده یا روح قائم علیه السلام در کالبد دیگری وارد شده و او سخن از زبان آن حضرت میگوید (6)و
اباطیل دیگر.
و اما ایوب علیه السلام گرفتار آزمونی سخت شد. اموال فراوان او و زراعت و گوسفندانش و نیز فرزندانش از میان رفتند و سلامت خود را از دست داد و مدت زیادی سخت بیمار شد و نیز گرفتار شماتت دوستان گردید ولی در همهحال بنده صابر و شاکر خداوند بود و چون از عهده امتحان الهی به خوبی بیرون آمد، خداوند درهای رحمتش را به روی او گشود و نعمتهای از دست رفته را به او برگرداند. (1)امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم در طول دورۀ غیبت، سختیها و بلاهای فراوان را تحمل کرده و میکند و پس از آن برای او ظهور و فرج و گشایش الهی رخ خواهد داد.
و اما پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بیش از هشتاد جنگ با دشمنان داشت و امام مهدی علیه السلام نیز با دشمنان دین خدا خواهد جنگید؛ یعنی اینگونه نیست که کار او تنها با ارائه دلیل و برهان به سامان برسد، بلکه در سیره و سنت او مانند پیامبر اسلام جنگ و رویارویی خواهد بود.
1) نک: تفسیر نمونه، ج19، ص294_296.
یکی از موضوعهای بسیار مهم درباره شخصیت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، موضوع «ولادت» آن حضرت است. مهمترین بخش این موضوع،
اثبات ولادت آن بزرگوار است که از گذشته تا به حال مورد اختلاف
بین شیعه و اهلسنت بوده است. شیعه به اتفاق معتقدند که
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرزند امام حسن عسگری علیه السلام در سال 255
هجری قمری در سامراء متولد گردید و امام حیّ و حاضر است
که به اراده الهی غائب شده و در آخرالزمان ظهور خواهد کرد
ولی بیشتر اهلسنت منکر ولادت آن حضرت هستند! ما در این
بخش روایاتی را نقل خواهیم کرد که بر ولادت آن حضرت دلالت
دارد؛ البته بعضی از این روایات با صراحت از ولادت حضرت خبر
داده است و برخی دیگر به گونهای است که لازمهاش تولّد یافتن
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. (1)
البته در جریان ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بخشهای دیگری هم هست که به اثبات ولادت آن حضرت کمک میکند مثل مخفی بودن ولادت آن حضرت و علّت آن و بشارت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام نسبت به ولادت و بیان نسب آن حضرت و آنها که امام را در کودکی یا در غیبت صغری، ملاقات کردهاند که به اینها هم اشارهای خواهد شد.
دنیا تمام نمیگردد تا اینکه مردی از نسل حسین علیه السلام به امر [سرپرستی و امامت] امت من قیام خواهد کرد. او دنیا را پر از عدالت میکند همانگونه که از جور پر شده باشد. [راوی گوید:] گفتیم، او کیست ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ؟ فرمود: او نهمین نفر از نسل حسین علیه السلام است. (2)
... ای جابر، وقتی فرزندم باقر را دیدی، سلام مرا به او برسان،
1) به اصطلاح منطقی، دلالت این احادیث بر ولادت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به سه گونه مطابقی، تضمنّی و التزامی است یعنی برخی صریح در اثبات ولادت است و برخی خبر ولادت را در بر دارد و لازمه برخی دیگر ولادت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
2) عن رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم: «لَا تَذْهَبُ الدُّنْیَا حَتَّی یَقُومَ بِأَمْرِ أُمَّتِی رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ یَمْلَأُهَا عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا. قلنا من هو یا رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم قال: هو التاسع من صلب الحسین علیه السلام ». (کفایة الاثر، ص97، ب 12، ح 3؛ بحارالأنوار، ج 36، ص318، ب 41، ح 169)
همانا او همنام من و شبیهترین مردم به من است. دانش او دانش من و حکم او حکم من است. هفت تن از فرزندان او، امینان و معصومان و امامان نیکوکار هستند و هفتمین آنها مهدی ایشان است که زمین را از عدل و داد پر میکند همانطور که از ظلم و جور پر شده باشد... . (1)
هر کس به همه امامان از پدران من و نیز از فرزندانم ایمان و اقرار داشته باشد و تنها مهدی از فرزندانم را انکار کند مثل آنست که همه انبیاء الهی را پذیرفته ولی منکر پیامبر حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم گردیده باشد. [راوی گوید] گفتم: ای مولای من! مهدی کیست؟ فرمود: پنجمین نفر از فرزندان هفتمین امام! شخص او از دیدگان شما غائب میگردد و نام بردن از او بر شما جایز نیست. (2)
... هر کس پیش از قیام قائم ما، تقیه را ترک کند از ما نیست! _ به آن حضرت گفته شد: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، قائم از شما
1) عن رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم: قال... یا جابر، إذا ادرکت ولدی الباقر فاقرءه منّی السلام فانه سمیّی و اشبه الناس بی، علمه علمی و حکمه حکمی، سبعة من ولده امناء معصومون ائمة ابرار و السابع منهم الذی یملأ الارض قسط و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً... (تمام حدیث در بخش حسب و نسب، حدیث7)
2) عن الصادق علیه السلام : «مَنْ أَقَرَّ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ آبَائِی وَ وُلْدِی وَ جَحَدَ الْمَهْدِیَّ مِنْ وُلْدِی کَانَ کَمَنْ أَقَرَّ بِجَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ وَ جَحَدَ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله و سلم نُبُوَّتَهُ فَقُلْتُ یَا سَیِّدِی وَ مَنِ الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِکَ قَالَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ یَغِیبُ عَنْکُمْ شَخْصُهُ وَ لَا یَحِلُّ لَکُمْ تَسْمِیَتُه.». (کمال الدین، ج 2، ص410، ب 39، ح 4)
خاندان کیست؟ _ فرمود: چهارمین نفر از فرزندانم، پسر سرور کنیزان! خداوند به سبب او زمین را از هر ظلم وجوری پاک خواهد ساخت و او همان است که مردم در ولادت او شک میکنند و همان است که پیش از قیام خود، غیبت خواهد داشت. (1)
... به درستی که قائم از ما [اهلبیت علیهم السلام ] همان مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که باید در غیبتش، منتظر او باشند و در ظهورش از او اطاعت کنند و او سومین نسل از فرزندان من است... . (2)
به راستی که امام پس از من، فرزندم حسن خواهد بود و پس از او فرزندش قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف همان که زمین را از قسط و عدل پر میکند همانگونه که از جور و ظلم پر شده باشد. (3)
1) عن الرضا علیه السلام :... فَمَنْ تَرَکَ التَّقِیَّةَ قَبْلَ خُرُوجِ قَائِمِنَا فَلَیْسَ مِنَّا _ فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ وَ مَنِ الْقَائِمُ مِنْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ قَالَ الرَّابِعُ مِنْ وُلْدِی ابْنُ سَیِّدَةِ الْإِمَاءِ یُطَهِّرُ اللهُ بِهِ الْأَرْضَ مِنْ کُلِّ جَوْرٍ وَ یُقَدِّسُهَا مِنْ کُلِّ ظُلْمٍ وَ هُوَ الَّذِی یَشُکُّ النَّاسُ فِی وِلَادَتِهِ وَ هُوَ صَاحِبُ الْغَیْبَةِ قَبْلَ خُرُوجِه... ( کمال الدین، ج 2، ص371، ب 35، ح 5)
2) عن الجواد علیه السلام : «إِنَّ الْقَائِمَ مِنَّا هُوَ الْمَهْدِیُّ الَّذِی یَجِبُ أَنْ یُنْتَظَرَ فِی غَیْبَتِهِ وَ یُطَاعَ فِی ظُهُورِهِ وَ هُوَ الثَّالِثُ مِنْ وُلْدِی...» (تمام حدیث در بخش حسب و نسب، حدیث 10؛ کمال الدین، ج 2، ص377، ح 1 و نیز اعلام الوری و بحارالأنوار، ج 15، ص156، ب 149)
3) عن الامام الهادی علیه السلام : «إِنَّ الْإِمَامَ بَعْدِی الْحَسَنُ ابْنِی وَ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْقَائِمُ الَّذِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما.» (کمالالدین، ج2، ص383، ح 10 و اثبات الهداة، ج 3، ص394، ب 30، ح 17)
کیست؟ فرمود:
پسرم محمد امام و حجت خدا پس از من است و هر که بمیرد در حالی که او را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است! آگاه باشید که بیتردید برای او غیبتی خواهد بود که نادانها در آن به حیرت میافتند و اهل باطل هلاک میشوند... . (1)
... خدای را سپاس که مرا از دنیا بیرون نبرد تا اینکه جانشین پس از مرا به من نشان داد! او شبیهترین مردم به رسول خداست از جهت خلقت و از جهت اخلاق. خداوند او را در غیبتش حفظ کرده و پس از آن او را ظاهر میسازد. پس او زمین را از قسط و عدل پر میکند همانگونه که از ظلم و جور پر شده باشد. (2)
دشمنان گمان کردند که مرا میکشند و نسل امامت را قطع میکنند و به تحقیق خداوند قول آنها را تکذیب کرد و خدای را
1) قیل للإمام العسکری علیه السلام : «یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ فَمَنِ الْحُجَّةُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَکَ فَقَالَ ابْنِی مُحَمَّدٌ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْحُجَّةُ بَعْدِی مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً أَمَا إِنَّ لَهُ غَیْبَةً یَحَارُ فِیهَا الْجَاهِلُونَ وَ یَهْلِکُ فِیهَا الْمُبْطِلُون...» (تمام حدیث در بخش حسب و نسب، ح 12؛ کمال الدین، ج 2، ص409، ب 38، ح 9 و اثبات الهداة، ج 3، ص482، ب 32، ح189)
2) عن الامام العسکری علیه السلام : الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی لَمْ یُخْرِجْنِی مِنَ الدُّنْیَا حَتَّی أَرَانِی الْخَلَفَ مِنْ بَعْدِی أَشْبَهَ النَّاسِ بِرَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم خَلْقاً وَ خُلْقاً یَحْفَظُهُ اللهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِی غَیْبَتِهِ ثُمَّ یُظْهِرُهُ فَیَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما. (کمالالدین، ج 2، ص408، ب 38، ح 7 و کفایةالمهتدی (الاربعین)، ص111، ح 29)
شکر [که چنین کرد]. (1)
برای ما فرزندی به دنیا آمد [این خبر] باید نزد تو پوشیده باشد و از همه مردم پنهان و مخفی بماند و به راستی که ما کسی را از آن مطّلع نساختیم مگر آنکه نزدیک باشد و یا از دوستان باشد. خوش داشتیم که تو را اعلام کنیم تا خداوند به این خبر تو را شاد کند همچنانکه ما را مسرور کرد والسلام . (2)
ای عمّه امشب افطارت را نزد ما قرار ده زیرا که شب
نیمه شعبان است و خداوند در امشب حجّت را نمایان خواهد ساخت و او حجّت خدا در زمین است. گفتم: مادرش کیست؟ فرمود: نرجس! گفتم: فدایت شوم! در نرجس نشانهای [از حمل] نیست! فرمود: همانست که به تو گفتم! [حکیمه گوید]
آمدم و به نرجس سلام کرده... و گفتم: دخترم خداوند امشب
به تو کودکی عطا خواهد کرد که در دنیا و آخرت، سرور
و آقاست!... [حکیمه گوید:] در دل شب برای نماز برخاستم،
1) و عنه علیه السلام : «زَعَمُوا أَنَّهُمْ یُرِیدُونَ قَتْلِی لِیَقْطَعُوا هَذَا النَّسْلَ وَ قَدْ کَذَّبَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ قَوْلَهُمْ وَ الْحَمْدُ لِله». (معجم احادیث الامام المهدی، ج 6، ص27، به نقل از کمالالدین، ج 2، ص407، ب 38، ح 3)
2) و عنه علیه السلام : ِ«وُلِدَ لَنَا مَوْلُودٌ فَلْیَکُنْ عِنْدَکَ مَسْتُوراً وَ عَنْ جَمِیعِ النَّاسِ مَکْتُوماً فَإِنَّا لَمْ نُظْهِرْ عَلَیْهِ إِلَّا الْأَقْرَبَ لِقَرَابَتِهِ وَ الْوَلِیَّ لِوَلَایَتِهِ أَحْبَبْنَا إِعْلَامَکَ لِیَسُرَّکَ اللهُ لَهُ مِثْلَ مَا سَرَّنَا بِهِ وَ السلام ». (معجم احادیث الامام المهدی، ج 6، ص31، ح 1272 به نقل از کمال الدین، ص 433، ب 42، ح 16)
نماز خواندم و حال آنکه نرجس خوابیده بود... پس او برخاست و نماز گزارد و خوابید... پس بیرون آمده و در جستوجوی
فجر بودم... تردید بر من عارض شد ناگاه ابومحمد علیه السلام از جای خود مرا نداد داد و فرمود: ای عمّه شتاب مکن که امر نزدیک شده است! حکیمه گوید: نشستم و سورههای سجده و یس را قرائت کردم در این میان او هراسان بیدار شد و من از جای خود پریده نزد او رفتم و گفتم: نام خدا بر توباد آیا چیزی احساس میکنی؟ گفت: آری ای عمّه! ... حکیمه گوید: مرا و نرجس را ضعفی گرفت و به صدای سرورم به خود آمدم و جامه از او برداشتم و ناگهان سرورم را دیدم که به سجده افتاده است و مواضع سجدهاش را بر زمین گذاشته؛ او را در آغوش گرفتم و دیدم که پاک و پاکیزه است. [در این هنگام] امام عسکری
مرا ندا داد که ای عمّه فرزندم را نزد من بیاور! مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به نزدش بردم... فرمود: پسرم سخن بگوی! کودک گفت: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله و سپس بر امیرالمؤمنین و امامان درود فرستاد تا آنکه بر پدرش هم درود فرستاد و زبان درکشید... . (1)
1) عَن حَکِیمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهم السلام قالت: «بَعَثَ إِلَیَّ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ علیه السلام فَقَالَ یَا عَمَّةُ اجْعَلِی إِفْطَارَکِ هَذِهِ اللَّیْلَةَ عِنْدَنَا فَإِنَّهَا لَیْلَةُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَإِنَّ اللهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی سَیُظْهِرُ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ الْحُجَّةَ وَ هُوَ حُجَّتُهُ فِی أَرْضِهِ قَالَتْ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَنْ أُمُّهُ قَالَ لِی نَرْجِسُ قُلْتُ لَهُ جَعَلَنِی اللهُ فِدَاکَ مَا بِهَا أَثَرٌ فَقَالَ هُوَ مَا أَقُولُ لَکِ قَالَتْ فَجِئْتُ فَلَمَّا سَلَّمْتُ وَ جَلَسْتُ جَاءَتْ تَنْزِعُ خُفِّی وَ قَالَتْ لِی یَا سَیِّدَتِی وَ سَیِّدَةَ أَهْلِی کَیْفَ أَمْسَیْتِ فَقُلْتُ بَلْ أَنْتِ سَیِّدَتِی وَ سَیِّدَةُ أَهْلِی قَالَتْ فَأَنْکَرَتْ قَوْلِی وَ قَالَتْ مَا هَذَا یَا عَمَّةُ قَالَتْ فَقُلْتُ لَهَا یَا بُنَیَّةُ إِنَّ اللهَ تَعَالَی سَیَهَبُ لَکِ فِی لَیْلَتِکِ هَذِهِ غُلَاماً سَیِّداً فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ قَالَتْ فَخَجِلَتْ وَ اسْتَحْیَتْ فَلَمَّا أَنْ فَرَغْتُ مِنْ صَلَاةِ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ أَفْطَرْتُ وَ أَخَذْتُ مَضْجَعِی فَرَقَدْتُ فَلَمَّا أَنْ کَانَ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ قُمْتُ إِلَی الصَّلَاةِ فَفَرَغْتُ مِنْ صَلَاتِی وَ هِیَ نَائِمَةٌ لَیْسَ بِهَا حَادِثٌ ثُمَّ جَلَسْتُ مُعَقِّبَةً ثُمَّ اضْطَجَعْتُ ثُمَّ انْتَبَهْتُ فَزِعَةً وَ هِیَ رَاقِدَةٌ ثُمَّ قَامَتْ فَصَلَّتْ وَ نَامَتْ قَالَتْ حَکِیمَةُ وَ خَرَجْتُ أَتَفَقَّدُ الْفَجْرَ فَإِذَا أَنَا بِالْفَجْرِ الْأَوَّلِ کَذَنَبِ السِّرْحَانِ وَ هِیَ نَائِمَةٌ فَدَخَلَنِی الشُّکُوکُ فَصَاحَ بِی أَبُو مُحَمَّدٍ ع مِنَ الْمَجْلِسِ فَقَالَ لَا تَعْجَلِی یَا عَمَّةُ فَهَاکِ الْأَمْرُ قَدْ قَرُبَ قَالَتْ فَجَلَسْتُ وَ قَرَأْتُ الم السَّجْدَةَ وَ یس فَبَیْنَمَا أَنَا کَذَلِکَ إِذِ انْتَبَهَتْ فَزِعَةً فَوَثَبْتُ إِلَیْهَا فَقُلْتُ اسْمُ اللهِ عَلَیْکِ ثُمَّ قُلْتُ لَهَا أَ تَحِسِّینَ شَیْئاً قَالَتْ نَعَمْ یَا عَمَّةُ فَقُلْتُ لَهَا اجْمَعِی نَفْسَکِ وَ اجْمَعِی قَلْبَکِ فَهُوَ مَا قُلْتُ لَکِ قَالَتْ فَأَخَذَتْنِی فَتْرَةٌ وَ أَخَذَتْهَا فَتْرَةٌ فَانْتَبَهْتُ بِحِسِّ سَیِّدِی فَکَشَفْتُ الثَّوْبَ عَنْهُ فَإِذَا أَنَا بِهِ علیه السلام سَاجِداً یَتَلَقَّی الْأَرْضَ بِمَسَاجِدِهِ فَضَمَمْتُهُ إِلَیَّ فَإِذَا أَنَا بِهِ نَظِیفٌ مُتَنَظِّفٌ فَصَاحَ بِی أَبُو مُحَمَّدٍ علیه السلام هَلُمِّی إِلَیَّ ابْنِی یَا عَمَّةُ فَجِئْتُ بِهِ إِلَیْهِ فَوَضَعَ یَدَیْهِ تَحْتَ أَلْیَتَیْهِ وَ ظَهْرِهِ وَ وَضَعَ قَدَمَیْهِ عَلَی صَدْرِهِ ثُمَّ أَدْلَی لِسَانَهُ فِی فِیهِ وَ أَمَرَّ یَدَهُ عَلَی عَیْنَیْهِ وَ سَمْعِهِ وَ مَفَاصِلِهِ ثُمَّ قَالَ تَکَلَّمْ یَا بُنَیَّ فَقَالَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله ثُمَّ صَلَّی عَلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ عَلَی الْأَئِمَّةِ علیه السلام إِلَی أَنْ وَقَفَ عَلَی أَبِیهِ ثُمَّ أَحْجَم...». (کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، باب 42، ح 1، ص143)
برای ابامحمّد (امام عسکری علیه السلام ) فرزندی متولد شد و او را محمّد نامید و روز سوّم او را به اصحابش نشان داد و فرمود: این صاحب [و امام] شما پس از من است و خلیفه من بر شماست و او همان قائم است که همگان به انتظار او خواهند بود پس آن گاه که زمین از جور و ظلم آکنده شود ظهور کرده و آن را پر از عدل و قسط و عدل خواهد ساخت. (1)
1) عَنْ أَبِی غَانِمٍ الْخَادِمِ: «قَالَ وُلِدَ لِأَبِی مُحَمَّدٍ علیه السلام وَلَدٌ فَسَمَّاهُ مُحَمَّداً فَعَرَضَهُ عَلَی أَصْحَابِهِ یَوْمَ الثَّالِثِ وَ قَالَ هَذَا صَاحِبُکُمْ مِنْ بَعْدِی وَ خَلِیفَتِی عَلَیْکُمْ وَ هُوَ الْقَائِمُ الَّذِی تَمْتَدُّ إِلَیْهِ الْأَعْنَاقُ بِالانْتِظَارِ فَإِذَا امْتَلَأَتِ الْأَرْضُ جَوْراً وَ ظُلْماً خَرَجَ فَمَلَأَهَا قِسْطاً وَ عَدْلا». (معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج 6، ص45، ح1278 به نقل از کمالالدین، ج 2، ص43، ب 42، ح 8)
امام عسکری علیه السلام گوسفند ذبح شدهای برایم فرستاد تا برسانم به کسانی که نام برده بود و فرمود: این عقیقه فرزندم محمّد است. (1)
بزرگی تو مرا از سؤالی باز میدارد آیا اجازه میدهید بپرسم؟ فرمود: بپرس، گفتم، مولای من آیا فرزندی برای شما هست؟ فرمود: آری... . (2)
بنیامیه و بنیعباس شمشیرهای خود را بر ما کشیدند به دو جهت: یکی آنکه آنها میدانستند که در خلافت حقی ندارند و میترسیدند که ما نسبت به آن ادّعا کنیم و خلافت در جای خود قرار گیرد [و از آنها گرفته شود] و دوم اینکه آنها از طریق روایات متواتر (3)آگاهی داشتند به اینکه نابودی سلطنت جبّاران
1) عَن مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ الْکُوفِیُّ: «أَنَّ أَبَا مُحَمَّدٍ علیه السلام بَعَثَ إِلَی بَعْضِ مَنْ سَمَّاهُ لِی بِشَاةٍ مَذْبُوحَةٍ وَ قَالَ هَذِهِ مِنْ عَقِیقَةِ ابْنِی مُحَمَّد». (معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج 6، ص51، ح1286، به نقل از معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج 6، ص432، ب 42، ح 10)
2) عَنْ أَبِی هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ: «قُلْتُ لِأَبِی مُحَمَّدٍ علیه السلام جَلَالَتُکَ تَمْنَعُنِی مِنْ مَسْأَلَتِکَ فَتَأْذَنُ لِی أَنْ أَسْأَلَکَ فَقَالَ سَلْ قُلْتُ یَا سَیِّدِی هَلْ لَکَ وَلَدٌ فَقَالَ نَعَمْ فَقُلْتُ فَإِنْ حَدَثَ بِکَ حَدَثٌ فَأَیْنَ أَسْأَلُ عَنْهُ قَالَ بِالْمَدِینَة». (معجم احادیث الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج 6، ص38 به نقل از الکافی، ج 1، ص328، ج 2)
3) خبر متواتر، روایتی است که نه تنها صحیح است بلکه راویان فراوانی آن را نقل کردهاند و به گونهای که اطمینان به درستی آن پیدا میشود و تردیدی در آن باقی نمیماند.
و ظالمان به دست قائم از ما خاندان است و نیز تردیدی نداشتند که خودشان از جمله جباران و ظالمانند بنابر این در کشتن اهلبیت رسولالله و نابودی نسل آن حضرت کوشیدند به این امید و آرزو که از به دنیا آمدن قائم جلوگیری کنند یا [به او دستیافته] بکشند! ولی خداوند نخواست که امر قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف [و ولادت او] برای احدی از آنها آشکار شود مگر آنکه نور الهی تمام شده [و فراگیر شود] و اگرچه کافران کراهت داشته باشند. (1)
در قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف سنّتی از موسی بن عمران است... [و آن] مخفی بودن ولادت اوست. (2)
ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رویدادی است که بیش از دوازده قرن از آن میگذرد و بدیهی است که برای اثبات آن باید به آثار و اخباری که
1) عن الامام العسکری علیه السلام قد وضع بنوامیّة و بنوالعباس سیوفهم علینا لعلّتین احدهما انهم کانوا یعلمون انه لیس لهم فی الخلافة حق فیخافون من ادّعائنا ایّاها و تستقرّ فی مرکزها و ثانیهما انهم قد وقفوا من الاخبار المتواترة علی انّ زوال ملک الجبابرة و الظّلمة علی ید القائم منّا و کانوا لایشکّون انّهم من الجبابرة و الظّلمة فسعوا فی قتل اهلبیت رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم و اِبادة نسله طمعاً منهم فی الوصول الی منع تولّد القائم او قتله فابی الله ان یکشف اَمره لواحد منهم الا اَن یتمّ نوره ولو کره الکافرون. ( اثبات الهداة، ج 3، ص570، ب 32، ف 44، ح 685)
2) عن الصادق علیه السلام : «فِی الْقَائِمِ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَی بْنِ عِمْرَان علیه السلام ... خَفَاءُ مَوْلِدِه». (کمال الدین، ج 2، ص340، ج 18)
دراین زمینه موجود است مراجعه کنیم:
که ولادت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را اثبات میکند (1)و میتوان آنها را اینگونه
تقسیم کرد:
الف) روایاتی که با صراحت از ولادت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خبر داده است مانند روایاتی که از امام عسکری علیه السلام پدر بزرگوار آن حضرت نقل شده است (روایات 7 تا 15) مطابق این روایات، امام عسکری علیه السلام به عنوان پدر به ولادت مهدی علیه السلام گواهی دادهاند و برای اطلاع شیعیان خود نیز اقداماتی کردهاند مانند نشان دادن مهدی علیه السلام به عدهای از خواصّ شیعه و عقیقه کردن برای مهدی علیه السلام و فرستادن گوشت عقیقه برای شیعیان و نامهنگاری به شهرهای دور و خبردادن از ولادت مهدی علیه السلام .
ب) روایات بسیاری که جایگاه نسبی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مقطع زمانی ولادت او را بیان کرده است (2)مانند اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده مهدی علیه السلام ،
1) ناگفته نماند که اهل سنت گرچه امامان معصوم علیهم السلام را به عنوان جانشینان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نپذیرفتهاند امّا به بلندی مقام و عظمت شخصیت آنها اعتراف دارند و بنابراین به سخنان آنها نیز به عنوان یک شاهد امین و صادق مینگرند و آنها را قابل استناد میدانند بلکه امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهما السلام را از برترین اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میشمرند و نسبت به اهلبیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ابراز محبت و ارادت هم میکنند، بسیاری از بزرگان اهل سنت از فرقههای مختلف بیواسطه و یا باواسطه از علوم اهلبیت علیهم السلام استفاده کردهاند و آنها را عالمترین مردم نسبت به قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میشناختند.
2) ر.ک: به «منتخبالاثر» فصلهای 11 و13 و15 و17 و18 و19 و20 و21 که حدود 950 روایت را آورده است که بیش از حدّ تواتر است و جای کمترین تردید باقی نمیگذارد.
نهمین نفر از نسل امام حسین علیه السلام است و ائمه دیگر هم فرمودهاند که مهدی چندمین از نسل آنهاست (روایات 1 تا 6). با توجه به اینکه از زمان شهادت آن امامان و نیز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، قرنها میگذرد آیا معقول است که نسل نهم و ششم و... از آنها متولّد نشده باشد؟!
ج) گواهی افراد بسیاری از اصحاب امام حسن عسکری و امام هادی علیهما السلام به ولادت آن حضرت و مشاهدۀ او، مانند گواهی جناب حکیمه خاتون عمّه امام عسکری علیه السلام (روایت 11) و ابیغانم خادم امام عسکری علیه السلام (روایت 12) و نسیم و ماریه از کنیزان امام و دیگران که مرحوم صدوق رحمة الله در کتاب خود کمال الدین و تمام النّعمة بعضی از آنها را نام برده و داستان تشرّف آنها را بیان کرده است. (1)
د) تشرّف بسیاری از یاران امام عسکری علیه السلام و یا خواصّ شیعه به خدمت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در حیات امام حسن عسکری علیه السلام و در طول غیبت صغری، اینان افرادی موثّق و مورد اعتماد همه شیعیان بودهاند مانند عثمان به سعید عمروی و محمد بن عثمان عمروی که نائب اول و دوم امام در غیبت صغری بودهاند و نیز احمد بن اسحاق که وکیل امام عسکری علیه السلام در قم بوده است. (2)
1) ر.ک: به کمال الدین، ج 2، باب 42، ص143 _ 161؛ نیز ر.ک: به منتخب الاثر، باب 4، فصلهای 1 _ 4، احادیث 786 _ 820.
2) و نیز بزرگانی مانند حسین بن روح نوبختی و علی بن محمد سمری نائب سوم و چهارم امام در غیبت صغری و سعد بن عبدالله قمی اشعری و علی بن بابویه قمی پدر صدوق و بزرگانی دیگر که نام آنها در کتابهای معتبر شیعه مانند کافی و کمال الدین و الغیبة (شیخ طوسی) آمده و جریان ملاقات آنها با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان گردیده است. آیةالله صافی گلپایگانی اسامی 67 نفر از ملاقاتکنندگان حضرت را از کتاب کمالالدین صدوق نقل کرده است. (ر.ک: به منتخب الاثر، ج 2، ص477 _ 483)
در طول مدت طولانی دوازده قرن که از ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میگذرد صدها فقیه و متکلم و محدّث و فیلسوف در عالم تشیع ظهور کرده و صدها کتاب از خود به جای گذاشتهاند و همگی به اتفاق بر ولادت آن حضرت با ذکر زمان و مکان ولادت تصریح کردهاند. آیا با وجود چنین اتفاق نظری در ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هیچ تردیدی باقی میماند؟!
بسیاری از علمای اهلسنت و از جمله مورّخان و نسبشناسان آنها به ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اعتراف کردهاند و حتی بعضی از آنها تاریخ و محل ولادت آن حضرت را مطابق نقل شیعه بیان کردهاند. (1)
به سه نمونه از عبارات آنها توجه کنید:
ابن حجر هیثمی در «الصواعق المحرقة» در باب بیان حالات امام عسکری علیه السلام آورده: او غیر از پسرش ابوالقاسم محمّد الحجّة فرزند دیگری بهجا نگذاشت و این پسر در هنگام وفات پدرش پنج ساله بود ولی خداوند در همان کودکی به او حکمت عطا فرمود.
و حافظ محمد بن یوسف گنجی (م 658) در کتابش «کفایة الطالب فی مناقب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب» پس از بیان ائمه معصومین علیه السلام گفته: ابامحمد الحسن فرزند امام هادی علیه السلام روز جمعه هشتم ربیعالاول سال 260 هجری وفات کرد در حالی که 28 سال داشت و در خانهاش و در همان اتاقی که پدرش [امام هادی علیه السلام ] دفن شده بود به خاک سپرده شد و پس از خود پسرش را گذاشت که همان امام منتظر صلوات الله علیه است و ما کتاب خود را به بیان حال او پایان خواهیم داد.
و نیز درباب 25 کتاب «البیان فی اخبار صاحب الزمان» آورده: در اینکه مهدی از زمان غیبتش تا الان باقی باشد هیچ منعی نیست به دلیل اینکه عیسی علیه السلام و الیاس علیه السلام و خضر علیه السلام که از اولیاء الهیاند تاکنون باقی هستند.
و شیخ محیالدین معروف به ابن عربی اندلسی (م 638) در کتاب فتوحات آورده:
و بدانید که خروج مهدی علیه السلام حتماً رخ خواهد داد... و اگر از عمر دنیا نمانده باشد جز یک روز، خداوند آن را طولانی خواهد ساخت تا آن خلیفه به حکومت رسد و او از عترت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و از فرزندان فاطمه علیها السلام است. جدش حسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام و پدرش حسن عسکری علیه السلام فرزند امام علیالنقی علیه السلام فرزند محمدتقی فرزند امام علیالرّضا علیه السلام فرزند امام موسی الکاظم علیه السلام فرزند امام جعفرصادق علیه السلام فرزند امام محمدباقر علیه السلام فرزند امام زینالعابدین علیه السلام فرزند امام حسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام است.
برای ملاحظه بقیّه اسامی و عبارات به منتخب الاثر، ج 2، ص369 _ 393 باب 4، فصل اوّل، مراجعه کنید.
1) در کتاب منتخب الاثر نام 68 نفر از ایشان به همراه نام کتاب آنها و بعضی از عبارات آنها ذکر شده است. برخی از آنها عبارتند از: ابن حجر هیثمی (م 974)، ابن صبّاغ مالکی (م 855)، عبدالرحمن جامی، محمد بن یوسف گنجی (م 658)، فضل بن روزبهان، محیی الدین ابن العربی (م 638)، سعدالدین الحموی، عبدالوهاب الشعرانی (م 973)، جلالالدین محمد الرومی المعروف بالمولوی (م 672)، المحدث الکبیر ابراهیم الجوینی (م 730)، ابن خلّکان در وفیات الدعیان، السید مؤمن الشبلنجی در نورالابصار.
گاهی گفته میشود که پنهانی بودن ولادت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امری خلاف عرف و عادت است و چگونه ممکن است ولادت چنین شخصیتی بر مردم مخفی بماند؟! در پاسخ میگوییم:
اولاً «ولادت» امری است که به طور طبیعی، مخفیانه و پنهانی رخ
میدهد و اینگونه نیست که افراد به صورت آشکار و علنی، از مادران خود متولد شوند! به ویژه در جوامع اسلامی که حیا و عفت و پردهپوشی بانوان، بسیار مهم است؛ بنابر این امر ولادت تنها برای یک یا چند بانویی که عهدهدار امر ولادت هستند قابل مشاهده است، و بقیه مردم تنها از راه اعتراف پدر و یا گواهی قابله و مانند آن از نسبت فرزندی افراد با والدینشان مطلع میشوند. (روایت 7_ 15)
ثانیاً شرایط بد سیاسی حاکم بر زمان ولادت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سبب
شد که ولادت آن حضرت، پنهانی رخ دهد وگرنه آن بزرگوار کشته میشد چون خلفای بنیعباس تصمیم به قتل فرزند امام عسکری علیه السلام داشتند تا مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به وجود نیاید و کاخ ظلم آنها را ویران
نکند. (روایت 15)
ثالثاً آنها که از ولادت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آگاه شدهاند از دو دسته بیرون نیستند: یا از خواص شیعه و پیروان امام بودهاند که به دلیل ترس بر جان امام، ولادت آن حضرت را نقل نمیکردند و یا از غالب مردم بودهاند که هماهنگ با خلفای بنیعباس بودهاند و نه تنها انگیزهای برای نقل ولادت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نداشتند بلکه تمایل به پنهان کردن و نقل نکردن این جریان مهم و سرنوشتساز داشتند. آیا در چنین محیطی میتوان انتظار داشت که خبر ولادت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به یک امر علنی و آشکار و مشهور و معروف، تبدیل گردد؟!
رابعاً مسئله پنهانی ولادت آن حضرت امری به تدبیر الهی بوده است
و مطابق روایات در ادامه سنّتی است که در برخی از انبیاء پیشین مانند موسی علیه السلام و ابراهیم علیه السلام رخ داده است. (روایت 16) و فراتر از آنچه گفتیم حکمتهایی در آن نهفته است.
همانگونه که امر غیبت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در ادامه سنتی است که در بسیاری از پیامبران الهی جریان داشته است. توجه به این نکته لازم است که بر اساس روایات شیعه و سنّی، سنتهایی که پیش از اسلام بوده است در امت اسلامی نیز مشاهده خواهد شد. در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که خطاب به مسلمین فرمودند:
... به یقین شما از سنتهای امتهای گذشته در جهات مختلف پیروی خواهید کرد. (1)
و نیز صدوق روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود، هر آنچه در امتها
1) این روایت را حاکم در المستدرک علی الصحیحین، ج 1، ص37 آورده و با اندکی تفاوت در صحیح بخاری، ج 4، ص144 و نیز شرح ابن ابیالحدید بر نهجالبلاغه، ج 9، ص286 آمده است. نیز در روایتی طولانی، ابن عباس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده که مردی یهودی به نام «نعثل» سؤالات متعددی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کرد و سپس از وصّی ایشان پرسید و گفت: پیامبر ما موسی علیه السلام ، یوشع بن نون را وصّی خود قرار داد. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: وصّی من علی بن ابیطالب علیه السلام است. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از او پرسید، آیا اسباط (اوصیای موسی علیه السلام ) را میشناسی؟ گفت: آری، آنان 12 نفرند که اولین آنها «لاوی بن برخیا» بود و مدتی طولانی از بنیاسرائیل غایب بود و سپس ظاهر شد و خدا توسط او شریعت موسی را پس از کهنه شدن، تجدید حیات نمود... آنگاه حضرت فرمود: آنچه در بنیاسرائیل اتفاق افتاده در امت من نیز اتفاق خواهد افتاد... دوازدهمین فرزند من غایب میشود و دیده نخواهد شد... (فرائد المسطین، ج 2، ص133، ح431؛ ینابیع المودة، ج 3، ص283)
گذشته بوده است در این امت نیز همانند آنها خواهد بود... . (1)
بنابر این پنهان بودن ولادت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نه تنها امری بیسابقه و برخلاف عرف و عادت نیست بلکه در میان عموم مردم با انگیزههای مختلف رخ داده و میدهد مثلاً گاهی انسان از کنیز خود یا همسر دوم خود صاحب فرزند میشود و او را از همسر اول خود پنهان میکند و بلکه این امر را از هر کسی که بیم فاش کردن آن خبر را از او دارد پنهان نگه میدارد تا زندگیاش تباه نگردد و این فرزند همچنان رشد میکند و حال آنکه هیچ یک از خانواده شخص و عموزادگان و برادران و دوستانش او را نمیشناسند و این پنهانکاری تا زمانی که ترس پدر از خبردار شدن دیگران از بین برود، ادامه مییابد و گاهی این امر را تا زمان مرگش پنهان میکند و موقع مرگ او را به دیگران میشناساند تا نسب فرزندش مجهول نماند و حقوقش به او برسد. و گاهی پادشاهی دارای فرزندی میشود و تا آن هنگام که رشد کرده و به صورت نوجوانی درآید آن را پنهان میکند و این امر را درباره گروهی از پادشاهان روم و هند و ایران نقل کردهاند از جمله مورخان نوشتهاند که «وسفا فرید» دختر افراسیاب پادشاه ترک برای همسرش سیاوش که پسر کیکاووس پادشاه ایران بود، پسری به دنیا آورد به نام کیخسرو ولی این مادر بارداری و ولادت این فرزند را از همگان و به خصوص از کیکاووس _ جدّ او و پادشاه بزرگ _ پنهان نگه داشت و این خبر در میان مورخین، مشهور
1) کمالالدین، ج 2، ص530.
است و علت پنهان نگهداشتن او معروف است و طبری آن را در کتاب تاریخ خود نقل کرده است. (1)
خلاصه، پنهان نگهداشتن ولادت فرزند با انگیزههای گوناگونی رخ داده و میدهد پس چگونه است که مخالفین امامیه، اعتقاد شیعه را به پنهان نگهداشتن ولادت مهدی علیه السلام توسط پدر بزرگوارش، انکار میکنند؟ در حالی که انگیزههای آن بسیار روشنتر و اطمینان به درستی وجود فرزندی برای امام عسکری علیه السلام بسیار بیشتر است زیرا که گروهی از مؤمنان و اهل فضل و دانش و زهد و عبادت از آن حضرت نقل کردهاند که ایشان به وجود فرزندش مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اعتراف کرده و به آنها اطلاع داده و به امامت او تصریح کرده و ایشان او را در کودکی و جوانی مشاهده کردهاند، چنانکه روایات آن گذشت.
مخالفین امامت برای انکار ولادت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شبهات بیپایه و اساسی را مطرح کردهاند که در برابر آن همه دلیل روشن بر ولادت، هیچ ارزشی ندارد. بعضی از مهمترین آنها عبارتند از:
1) ترجمه رسالات المسائل العشرة فی الغیبة اثر شیخ مفید رحمة الله، ص55 _ 57؛ به نقل از تاریخ الامم و الملوک، ج1، ص504 _ 509.
مبنی بر ولادت فرزندی برای امام عسکری علیه السلام است!
پاسخ این است که او یکی از افراد بشر بوده که به گمراهی افتاده و ادعای باطل کرده است زیرا که هیچ کس درباره او ادّعای عصمت نکرده است. مگر نه این است که به قول قرآن پسر نوح علیه السلام کافر شد و راهش را از نبوت جدا کرد وگرنه اینکه برادران یوسف که همگی پیامبرزاده بودند درباره برادرشان به خطا رفته او را به چاه انداختند؟
و نیز اگر قرار باشد انکار جعفر، سبب ردّ ولادت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد پس باید انکار ابولهب و سایر خویشان پیامبر هم سبب بطلان ادعای نبوت از سوی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم باشد! و انکار ابوقحافه نسبت به خلافت پسرش ابوبکر، سبب بطلان خلافت او! (1)
و البته مخفی نیست که جعفر، انگیزههای روشنی برای انکار ولادت فرزند برادر داشت از جمله تصاحب میراث ارزشمند برادرش امام عسکری علیه السلام و ادعای جانشینی نسبت به او و حرص جعفر برای دستیابی به اموالی که شیعیان به وکیلان امام عسکری علیه السلام پرداخت میکردند و پس از وفات امام نیز ادامه داشت.
1) در کتاب احتجاج مرحوم طبرسی رحمة الله آمده است که وقتی ابوبکر جریان خلافت خود را به پدرش ابوقحافه خبر داد، ابوقحافه که آن زمان در مدینه نبود با فرستادن نامهای، ابوبکر را از این امر بر حذر داشت و خواستار کنارهگیری او شد و او را لایق چنین مقامی ندانست! (الاحتجاج، ج2، ص87) آیا اهلسنت که به خلافت ابیبکر معتقدند به دلیل انکار ابوقحافه، دست از اعتقاد خود برمیدارند؟
پاسخ این است که این کار امام عسکری علیه السلام مؤیّد آنست که هدف آن حضرت پنهان کردن ولادت فرزندش بود از حاکم وقت و از هر کسی که به دنبال کشتن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بود؛ و اگر نامی از مهدی میبرد، برخلاف تدبیر عمل کرده بود همچنانکه امام صادق علیه السلام نیز در هنگام وفات تنها به فرزندش موسی بن جعفر علیه السلام وصیت نکرد بلکه پنج نفر را وصیّ خود قرار داد از جمله منصور که خلیفه وقت بود و ربیع وزیر او و کنیزش حمیده بربریّه را و بدین گونه امامت او را پنهان کرده و جانش را حفظ نمود.
پاسخ این است که شرایط زمان امام عسکری علیه السلام متفاوت با پدران بزرگوارش بود. خلفای زمان امامان قبل میدانستند که ایشان به تقیّه اعتقاد دارند و براساس آن عمل میکنند و در برابر خلفا قیام نخواهند کرد تا شرایط آن فراهم شود ولی وقتی زمان وجود کسی که انجام قیام علیه ظلم از او انتظار میرفت فرا رسید به جستوجوی او پرداختند تا خونش را بریزند. بهعلاوه هر یک از پدران او وقتی کشته میشدند،
براساس حکمت الهی امام دیگری به جای او قرار میگرفت ولی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آخرین امام و جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است که اگر کشته شود جانشینی برای او در زمین نخواهد بود.
پاسخ این است که وقتی با ادله روشن و محکم ولادت مهدی علیه السلام
به اثبات رسید با بعید شمردن عمر طولانی او نمیتوان به انکار ولادت او پرداخت به ویژه آنکه عمر طولانی، در تاریخ بشر سابقه دارد و قرآن
و روایات و تاریخ به آن گواهی داده است. (1)آیا جناب خضر علیه السلام
که به اجماع همه مسلمین زنده است به خاطر عمر طولانیش مورد انکار قرار میگیرد؟
پاسخ این است که آری نهایت چیزی که ادعا کردهاند همین است که امام عسکری علیه السلام از دنیا رفت و فرزندی برای او شناخته نشد یا از فرزند او جستوجو کردند ولی نیافتند! و معلوم است که نیافتن، دلیل بر نبودن نیست (2)به ویژه آنجا که انگیزۀ روشنی بر پنهان کردن آن امر
1) در بخش طول عمر، به تفضیل این بحث پرداختهایم به آنجا رجوع شود.
2) به قول مثل معروف که: عدم الوجدان لایدلّ علی عدم الوجود، یعنی نیافتن دلیل بر نبودن نیست و هیچ یک از مخالفین ما نتوانستهاند و نمیتوانند دلیلی بر عدم وجود مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ارائه کنند و تنها مدعی هستند که «نیافتیم و ندیدیم» و این در حالی است که شیعه ادله فراوان و متواتر بر ولادت و وجود آن حضرت ارائه کرده است.
باشد مثل ولادت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که به گواهی تاریخ و نیز روایات، امام عسکری علیه السلام بر مخفی نگهداشتن آن مصمّم بوده است.
پاسخ این است که مشهور در ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف این است که آن حضرت در نیمه شعبان سال 255 هجری متولد شدهاند و بعضی 256 و بعضی 258 گفتهاند ولی اکثر شیعه و اهلسنت همان نظر اول را گفتهاند و این مقدار اختلاف در امری که انگیزه جدی بر مخفی نگهداشتن آن بوده امری کاملاً طبیعی است و این در حالی است که در موارد بسیار مهمی مثل ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که برای مسلمین اهمیت بسیاری داشته و انگیزه فراوانی برای ثبت و ضبط آن بوده اختلاف رخ داده است! و بلکه در موارد فراوانی از رخدادهای تاریخ اسلام اختلاف در زمان یا مکان یا شرایط و کیفیت آن رویداد پیش آمده است ولی هیچ کس مدعی نشده است که به سبب این اختلافها اصل رویداد مورد تردید و یا انکار قرار میگیرد! ضمناً دلیل نامهای متعدد برای مادر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آنست که ایشان، کنیز بودهاند و رسم بر این بوده که کنیزان نامهای متعدّد داشتهاند.
از مجموع مباحثی که مطرح شد استفاده میشود که ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرزند امام عسکری علیه السلام با توجه به روایات صحیح و متواتر قطعاً و یقیناً رخ داده و آن حضرت هماکنون زنده بوده و منصب امامت را به عهده دارند و هیچ یک از شبهات، دلیلی حتّی کوچک و ضعیف بر ردّ ادعای ولادت آن حضرت نیست.
یکی از فرازهای مهم زندگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف غیبت آن حضرت است. غیبت به معنی نهانزیستی است که خداوند متعال براساس حکمت خود آن را اراده کرده است بنابراین امام دوازدهم مدتی طولانی از عمر خود را پنهانی زندگی میکند تا آنگاه که شرائط ظهورش فراهم گردیده، ظاهر گردد. «غیبت» از همان سالهای نخستین ولادت امام آغاز گردید و تاکنون ادامه یافته است و تنها خداوند میداند که چه زمانی پایان خواهد یافت. در روایات فراوان مسئله غیبت و چگونگی و علت و فوائد آن بیان گردیده است که چند نمونه آن را میآوریم:
در قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف شباهتی به یوسف پیامبر علیه السلام هست. [راوی گوید:] گفتم: آن شباهت چیست؟ فرمود: سرگردانی و غیبت. (1)
1) عنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام : «قَالَ فِی الْقَائِمِ شَبَهٌ مِنْ یُوسُفَ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الْحِیرَةُ وَ الْغَیْبَة. توضیح: شاید مراد از حیرت و سرگردانی حالتی است که در شیعه پیدا میشود و نسبت به امام غائب حیران و سرگردان میشوند.» (الغیبة، الطوسی، ص163، ح125؛ اثبات الهداة، ج3، ص501، ب32، ح284)
ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از پدران شما که درود خدا بر ایشان باد روایاتی درباره غیبت و درستی و راستی وقوع آن برای ما نقل شده است به من خبر دهید که این غیبت درباره چه کسی خواهد بود؟
فرمود: به راستی که غیبت دربارۀ ششمین نفر از فرزندان من خواهد بود و او دوازدهمین نفر از امامان هدایت پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. اولین نفر از آن ائمه علیهم السلام ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام است و آخرین آنها قائم به حق است، آخرین حجت خدا در زمین و صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به خدا قسم اگر او در غیبت بماند آنقدر که نوح علیه السلام در میان قومش زیست، از دنیا بیرون نخواهد رفت مگر اینکه ظاهر شود و زمین را از عدالت و قسط پر کند همانگونه که از ظلم و جور پر شده باشد. (1)
برای قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف دو غیبت خواهد بود. در یکی از آنها در مراسم
1) عَنِ السَّیِّدِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحِمْیَرِیِّ: فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ یَقُولُ فِیهِ قُلْتُ لِلصَّادِقِ علیه السلام : یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ رُوِیَ لَنَا أَخْبَارٌ عَنْ آبَائِکَ فِی الْغَیْبَةِ وَ صِحَّةِ کَوْنِهَا فَأَخْبِرْنِی بِمَنْ تَقَعُ فَقَالَ إِنَّ الْغَیْبَةَ سَتَقَعُ بِالسَّادِسِ مِنْ وُلْدِی وَ هُوَ الثَّانِی عَشَرَ مِنَ الْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ بَعْدَ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله أَوَّلُهُمْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ بَقِیَّةُ اللهِ فِی الْأَرْضِ وَ صَاحِبُ الزَّمَانِ وَ لَوْ بَقِیَ فِی غَیْبَتِهِ مَا بَقِیَ نُوحٌ فِی قَوْمِهِ لَمْ یَخْرُجْ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّی یَظْهَرَ فَیَخْرُجَ فَیَمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما». (کمال الدین، ج2، ص342، ب33، ح23)
حج، حضور مییابد مردم را میبیند ولی مردم او را نمیبینند. (1)
این آیه دربارۀ ما نازل شده است و خداوند امامت را در نسل حسین علیه السلام قرار داد تا روز قیامت و برای قیامکننده ما [اهلبیت علیهم السلام ] دو غیبت خواهد بود و یکی از آنها بلندتر از دیگری خواهد بود. پس بر امامت او ثابت قدم نخواهد ماند مگر آن کس که یقین او قوی و معرفت و شناخت او درست باشد. (3)
برای صاحب این امر غیبتی است که در آن غیبت، شخص دیندار مانند کسی است که دست خود را بر شاخه درخت خاردار بکشد _ سپس فرمود اینگونه (و با دست خود نشان داد) _ پس کدامیک از شما شاخه درخت خاردار را با دست خود میگیرد؟! سپس اندکی سر به زیر افکند و بعد فرمود: همانا برای صاحب این امر غیبتی خواهد بود پس بنده باید نسبت به خدا
1) عَنْ أَبِی عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: لِلْقَائِمِ غَیْبَتَانِ یَشْهَدُ فِی إِحْدَاهُمَا الْمَوَاسِمَ یَرَی النَّاسَ وَ لَا یَرَوْنَه». (کافی، ج1، ص339، ب38، ح12)
2) یعنی خداوند آن کلمه را کلمه پایدار و ماندگار در فرزندان و نسل ابراهیم علیه السلام قرار داد. (سوره زخرف، آیه28)
3) عن علی بن الحسین علیه السلام عن ابیه عن جدّه علی بن ابیطالب علیه السلام فی قوله تعالی: (وَجَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِیَةً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ( (سوره زخرف، آیه28) قال: فینا نزلت هذه الآیة و جعل الله الامامة فی عقب الحسین علیه السلام الی یوم القیامة و ان للقائم منا غیبتین احداهما اطول من الاخری فلا یثبت علی امامته الا من قوی یقینه و صحّت معرفته. (ینابیع المودة، ص427، ب71؛ المحجة فی ما نزل فی القائم الحجة، ص200)
تقوا پیشه کند و دین خود را نگه دارد. (1)
إِن لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَیْبَةً فَلْیَتَّقِ اللهَ عَبْدٌ وَ لْیَتَمَسَّکْ بِدِینِه». (کافی، ج1،
ص376، ح1)
غیبت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دو جهت دارای سابقهای طولانی است: یکی اینکه این مسئله سالها پیش از تولّد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در کلمات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام بیان گردیده است و آن بزرگواران علاوه بر پیشگویی نسبت به اصل غیبت، از چگونگی غیبت و وضع مردم و فتنهها در آن زمان و نیز کوتاهی و بلندی غیبت خبر دادهاند. دیگر اینکه غیبت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جریانی است الهی که در ادامۀ سنّتی است که در زندگی پیامبران خدا علیهم السلام وجود داشته است و این امر، تحمّل غیبت را بر شیعیان آن حضرت، آسانتر میکند. (حدیث1)
اینکه پیشگویی معصومین علیهم السلام از غیبت امام دوازدهم، به همانگونه که فرموده بودند واقع شده، خود دلیلی بر حقّانیت شیعه و حق بودن امر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و غیبت اوست. به ویژه آنکه روایات مربوط به غیبت پیش از تولّد آن حضرت در مجموعههای حدیثی اصحاب ائمه علیهم السلام تدوین شده بوده است. کتاب شریف «کافی» پیش از غیبت کبری نوشته شده امّا روایات مربوط به غیبت صغری و کبری در آن
1) عن ابیعبدالله علیه السلام : «إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَیْبَةً الْمُتَمَسِّکُ فِیهَا بِدِینِهِ کَالْخَارِطِ لِلْقَتَادِ ثُمَّ قَالَ هَکَذَا بِیَدِهِ فَأَیُّکُمْ یُمْسِکُ شَوْکَ الْقَتَادِ بِیَدِهِ ثُمَّ أَطْرَقَ مَلِیّاً ثُمَّ قَالَ
آمده است!
مطابق روایات، غیبت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به معنی ناپیدایی اوست نه عدم حضور او! بنابراین آن حضرت، با وجود اینکه غائب است در اجتماعات مسلمین مانند مراسم حج حضور مییابد و مردم را میبیند و از حال آنها آگاه است و این اعتقاد سبب ایجاد دلگرمی در شیعیان و حسّ ارتباط نزدیک و روحانی با آن حضرت گردیده است. (حدیث3)
در روایت اوّل، سخن از غیبت یوسف پیامبر علیه السلام مطرح شده است که غیبت آن حضرت، به معنی ناشناس بودن ایشان بوده زیرا که برادران یوسف در سفری که به مصر داشتند با آن حضرت معامله و تجارت کردند ولی او را نشناختند تا آنگاه که خود را معرفی کرد و در برخی از روایات آمده است که غیبت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز همینگونه است که مردم او را میبینند ولی نمیشناسند تا آنگاه که زمان ظهور او فرا رسد و خود را معرفی کند. (1)
مطابق روایات و نیز تاریخ، غیبت امام در دو بخش صغری و
1) ر.ک: منتخب الاثر، ج2، فصل28، ح611، ص244. (بنابراین غیبت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایات به دو معنی آمده است: ناپیدا بودن و ناشناس بودن؛ و ممکن است در شرایط گوناگون به هر دو شکل واقع شود. این نکته نیز گفتنی است که ناشناخته ماندن حضرت برای بینندگان او امری طبیعی است زیرا تنها افراد معدودی که معاصر امام عسکری علیه السلام بودند و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را مشاهده کرده بودند از شمایل آن بزرگوار خبر داشتند و نسلهای بعد چنین نبودند)
کبری واقع شده است. تفاوت این دو آن است که در غیبت کوتاهمدت، چهار نائب از سوی امام وبا تصریح به نام آنها، تعیین شده بودند و واسطه بین امام و امت بودند و این دوره در واقع مقدمهای برای ورود به غیبت طولانی بود که در این دوره عالمان و فقیهان باتقوا، سمت نیابت را به عهده دارند و اینان با بیان اوصاف_ و بدون ذکر نام _ معرفی شدهاند و مردم موظفند به ایشان مراجعه کرده و از آنها پیروی کنند.
امامان معصوم علیهم السلام نسبت به خطر انحراف در زمان غیبت، هشدار داده و خبر دادهاند که بعضی از مردم به خاطر طولانی شدن غیبت گمراه خواهند شد (حدیث4) بنابراین از مهمترین وظائف ما در دورۀ غیبت حفظ دین و مرزهای اعتقادی و عمل براساس تقوا و پرهیزکاری است. (حدیث5)
دورۀ غیبت دوره سختی است و دینداری در آن کاری بس مشکل! (حدیث5) ولی امامان ما راه حفظ دین و تقوای عملی را هم بیان کردهاند که همانا معرفت و شناخت نسبت به امام و حجّت خداست (حدیث4) پس وظیفه داریم که معرفت خود را نسبت به امام خویش تقویت کنیم. (حدیث4)
ظهور او همراه شده است تا نور امید همیشه در دلهای شیعیان روشن باشد. (حدیث2)
در میان پیامبران علیهم السلام ، حضرت نوح علیه السلام سمبل عمر طولانی است که به تصریح قرآن 950 سال دورۀ پیامبری او بوده است. مقایسه غیبت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با عمر نوح علیه السلام در کلام امام صادق علیه السلام حکایت از طولانی شدن غیبت دارد ولی به هرحال، شام غیبت به صبح ظهور خواهد رسید. (حدیث2)
همانگونه که روزگار غیبت، روزگار ظلم و ستم و بیعدالتی است که جهان را فرا خواهد گرفت، دوره ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دوران عدالت جهانی و پر شدن زمین از خوبیهاست. این چشمانداز، سبب اشتیاق و آمادگی برای ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. (حدیث2)
غیبت یکی از پدیدههای عالم است که به تدبیر الهی رخ داده است و روشن است که هیچکار خرد و کلانی نیست مگر اینکه خداوند آن را براساس حکمت و علّتی انجام میدهد. آدمی پیوسته به دنبال کشف علّتها و فهمیدن اسرار مخلوقات و احکام الهی است و به همین دلیل از علّت غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز سؤال میکند. این سؤال را هم میتوان با تحلیلی عقلی و یا بررسی تاریخی حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و پدران بزرگوارش پاسخ داد و هم از نظر روایی به آن نگاه کرد. در روایات متعدّد از علّت غیبت سؤال شده است که برخی از آنها را میآوریم و به اختصار توضیح میدهیم:
فرمود:
صاحب این امر را غیبتی است که ناگزیر اتّفاق میافتد، هر اهل باطلی در آن به شک میافتد! گفتم: فدایت شوم! غیبت او برای چیست؟ فرمود: به خاطر امری است که اجازه نداریم آن را برای شما بیان کنیم! گفتم: حکمت غیبت او چیست؟ فرمود: حکمت در غیبت او همان حکمتی است که در غیبت حجّتهای پیش از او بوده است. همانا چگونگی حکمت در آن، کشف نخواهد شد مگر پس از ظهور [آن حضرت]، چنانکه کارهای خضر علیه السلام که کشتی را سوراخ کرد و غلام را کشت و دیوار شکسته را بپا داشت، حکمتش معلوم نگردید مگر در زمان جدایی موسی و خضر علیه السلام . ای پسر فضل! این امر (غیبت) امری از امور خدا و سرّی از اسرار او و غیبی از غیبهای اوست و چون دانستیم که خدای بزرگ، حکیم است تصدیق میکنیم که همه کارهایش براساس حکمت است اگرچه علّت و حکمت آن بر ما آشکار نباشد! (1)
1) عن عبدالله بن الفضل الهاشمی قال سمعت الصادق جعفر بن محمد علیهم السلام یقول: «إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَیْبَةً لَا بُدَّ مِنْهَا یَرْتَابُ فِیهَا کُلُّ مُبْطِلٍ فَقُلْتُ وَ لِمَ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ لِأَمْرٍ لَمْ یُؤْذَنْ لَنَا فِی کَشْفِهِ لَکُمْ قُلْتُ فَمَا وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی غَیْبَتِهِ قَالَ وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی غَیْبَتِهِ وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی غَیْبَاتِ مَنْ تَقَدَّمَهُ مِنْ حُجَجِ اللهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ إِنَّ وَجْهَ الْحِکْمَةِ فِی ذَلِکَ لَا یَنْکَشِفُ إِلَّا بَعْدَ ظُهُورِهِ کَمَا لَمْ یَنْکَشِفْ وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِیمَا أَتَاهُ الْخَضِرُ علیه السلام مِنْ خَرْقِ السَّفِینَةِ وَ قَتْلِ الْغُلَامِ وَ إِقَامَةِ الْجِدَارِ لِمُوسَی علیه السلام إِلَی وَقْتِ افْتِرَاقِهِمَا یَا ابْنَ الْفَضْلِ إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللهِ تَعَالَی وَ سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللهِ وَ غَیْبٌ مِنْ غَیْبِ اللهِ وَ مَتَی عَلِمْنَا أَنَّهُ عَزَّوَجَلَّ حَکِیمٌ صَدَّقْنَا بِأَنَّ أَفْعَالَهُ کُلَّهَا حِکْمَةٌ وَ إِنْ کَانَ وَجْهُهَا غَیْرَ مُنْکَشِف». ( کمالالدین، ج2، ص483؛ الغیبة، ص290)
برای قائم ما غیبتی است که به طول میانجامد. [راوی گوید:] گفتم: ای پسر رسول خدا، غیبت او برای چیست؟ فرمود: خداوند عزّوجل میخواهد دربارۀ او سنتهای پیامبران را در غیبتهایشان جاری سازد. ای سدیر، گریزی نیست جز اینکه مدّت غیبتهای انبیا به سرآید. خداوند عزّوجل فرموده است: «همانا شما از حالی به حال دیگر منتقل میشوید» یعنی سنّتهای پیشینیان دربارۀ شما هم جاری است. (1)
حتماً آن کودک [= امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ] غیبت خواهد کرد! گفته شد: ای رسول خدا علت غیبت او چیست؟ فرمود: از کشته شدن میترسد. (2)
گویا شیعیانم را میبینم که هنگام مرگ سومین فرزندم [= امام عسکری علیه السلام ] در جستوجوی امام خود، همهجا را میگردند امّا او را نمییابند. [راوی گوید:] گفتم: چرا ای پسر رسول خدا؟! فرمود: برای اینکه امامشان غائب میشود. گفتم: چرا غائب میشود؟ فرمود: برای اینکه وقتی با شمشیر قیام کرد، بیعت
1) عن حنان بن سدیر عن ابیه عن ابیعبدالله علیه السلام قال: «إِنَّ لِلْقَائِمِ مِنَّا غَیْبَةً یَطُولُ أَمَدُهَا فَقُلْتُ لَهُ وَ لِمَ ذَاکَ یَا ابْنَ رَسُولِ الله صلی الله علیه و آله و سلم ؟ قَالَ إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ أَبَی إِلَّا أَنْ یُجْرِیَ فِیهِ سُنَنَ الْأَنْبِیَاءِ علیهم السلام فِی غَیْبَاتِهِمْ وَ أَنَّهُ لَا بُدَّ لَهُ یَا سَدِیرُ مِنِ اسْتِیفَاءِ مَدَدِ غَیْبَاتِهِمْ قَالَ اللهُ عَزَّوَجَل: (لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَن طَبَقٍ( (سورۀ انشقاق، آیۀ 19) أَیْ سُنَناً عَلَی سُنَنِ مَنْ کَانَ قَبْلَکُم». (علل الشرایع، ج1، ح7، ص245)
2) عن ابیعبدالله علیه السلام قال: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لَا بُدَّ لِلْغُلَامِ مِنْ غَیْبَةٍ فَقِیلَ لَهُ وَ لِمَ یَا رَسُولَ اللهِ قَالَ یَخَافُ الْقَتْل». (میزان الحکمة، ج1، باب امامت، ص182)
هیچکس بر گردنش نباشد! (1)
با اینکه سؤال کردن از علّت پدیدههای عالم یا اسرار احکام، امری مشروع و گاهی پسندیده است ولی باید دانست که بعضی از امور جزء اسرار الهی است و مصلحت نیست که راز آن فاش شود مگر پس از گذشت زمان و طبیعی است که در چنین مواردی اصرار ورزیدن بر یافتن آن سرّ، بیفایده است. (روایت 1)
در بعضی از روایات جریان غیبت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به کارهای خضر علیه السلام تشبیه شده است آنگاه که موسی علیه السلام با او همراه شد و از علّت کارهای او سؤال میکرد ولی خضر علیه السلام از بیان علّت کارها امتناع میکرد تا آنگاه که زمان جدایی آنها رسید و در آن هنگام پرده از اسرار اعمالش برداشت. (2)امام صادق علیه السلام فرمود: راز غیبت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز پس از ظهور آن حضرت آشکار خواهد شد. (روایت 1)
گرچه علّت غیبت را ندانیم ولی چون خداوند را حکیم میدانیم، یقین داریم که برای غیبت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف علّت و حکمتی بزرگ است
1) عن علی بن الحسین بن علی بن فضّال عن ابیه عن ابیالحسن الرّضا علیه السلام قال: «کَأَنِّی بِالشِّیعَةِ عِنْدَ فَقْدِهِمُ الثَّالِثَ مِنْ وُلْدِی کَالنَّعَمِ یَطْلُبُونَ الْمَرْعَی فَلَا یَجِدُونَهُ قُلْتُ لَهُ وَ لِمَ ذَاکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ قَالَ لِأَنَّ إِمَامَهُمْ یَغِیبُ عَنْهُمْ فَقُلْتُ وَ لِمَ قَالَ لِئَلَّا یَکُونَ لِأَحَدٍ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ إِذَا قَامَ بِالسَّیْف». (کمالالدین، ج2، ب44، ح4، ص232)
2) جریان موسی و خضر علیهما السلام در آیات 65 _ 82 سورۀ کهف آمده است.
همانگونه که هیچ پدیدهای در عالم بیعلّت و حکمت نیست و همه چیز تحت تدبیر و ربوبیّت الهی است. (روایت 1)
ایمان به حکمت پروردگار عالم سبب تسلیم در برابر خواست و اراده او میگردد و اگر چنین ایمانی نباشد هر کجا آدمی به راز و رمز پدیدهها و یا احکام دست نیابد به لغزشهای اعتقادی و یا رفتاری میافتد. (روایت 1)
در بعضی از روایات، علّتهایی برای غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان گردیده است و ممکن است اینها علّت اصلی غیبت نباشد و علّت اصلی پس از ظهور آن حضرت، آشکار شود. (روایت 1)
غیبت ولیّ خدا یک سنّت و برنامه الهی است که سابقه طولانی دارد. مطابق روایات، بسیاری از پیامبران خدا مدّتی از عمر خود را در غیبت به سر بردهاند و در برخی از «روایاتِ علّت غیبت» آمده است که جریان غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف براساس همان سنّت الهی است که در گذشته دربارۀ حجّتهای الهی جاری بوده است. (روایت 2)
براساس روایات اسلامی، سنّتهایی که پیش از اسلام بوده است در امّت اسلامی نیز رخ خواهد داد و به ویژه در روایات بر سنّتهای قوم بنیاسرائیل تکیه شده است که آن سنّتها در امّت اسلامی پدید خواهد آمد و یکی از سنّتهای مهم در بنیاسرائیل، جریان غیبت حضرت موسی علیه السلام در دو نوبت کوتاه و بلند بوده و نیز
غیبت وصّی موسی علیه السلام جناب «لاوی بن برخیا» که مدّتی طولانی از بنیاسرائیل غائب بود و پس از ظهورش، شریعت موسی علیه السلام را حیاتی دوباره بخشید. (1)
در روایات ما از پیامبرانی مانند ادریس، صالح، شعیب، الیاس، دانیال، ابراهیم، موسی و عیسی علیهم السلام نام برده شده که مدّتی از قوم خود غائب شدهاند و پس از آن به سوی آنها بازگشتهاند. (2)
گرچه علّت نهایی غیبت پیامبران معلوم نیست ولی بدون
شک یکی از اسرار آن امتحان و آزمایش مردم آن زمان بوده است
زیرا که به تصریح قرآن، امتحان از سنّتهای الهی است که در
همۀ زمانها و برای همۀ ملل جاری بوده است و اسلام کاملترین ادیان است و باید آنچه در ادیان دیگر بوده است در این دین هم اجرا شود
و غیبت مهدی در ادامه همان جریان است تا مؤمن از منافق
شناخته شود.
از لوث ظالمین پاک خواهد کرد.
با توجّه به اینکه طبق روایات اسلامی زمین هیچگاه نباید بدون حجّت بماند، (1)مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باید متولّد میشد تا پس از شهادت حجّت پیشین یعنی امام عسکری علیه السلام ، حجّت خدا بر زمین باشد و چون پس از او حجّت دیگری نخواهد بود باید تا زمان انجام رسالت بزرگ خود زنده بماند به همین دلیل غائب شد تا جان شریفش حفظ شود.
ترس بر جان، آنگاه که در راستای مسئولیت الهی و تحقق اهداف و رسالتهای خدا باشد امری مطلوب و پسندیده است و بارها در قرآن از زبان انبیا الهی مطرح شده است:
خداوند از زبان حضرت موسی علیه السلام فرموده:
«فَفَرَرْتُ مِنکُمْ لَمَّا خِفْتُکُمْ»؛ (2)
پس آنگاه که از شما ترسیدم از شما فرار کردم.
و نیز در جای دیگر از توطئه فرعونیان برای قتل موسی علیه السلام پرده برداشته و سفارش مؤمن آل فرعون را مطرح کرده که از موسی خواست تا برای حفظ جانش از مصر خارج شود و سپس فرموده:
«فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفاً یَتَرَقَبُ»؛ (3)
پس موسی از شهر خارج شد در حالی که ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثهای.
اگر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پیش از فرارسیدن زمان قیام، ظاهر باشد لازم است با طاغوتها عهد و پیمانی ببندد و تا فراهم شدن شرایط قیام با آنها بیعت کند و تعهّد کند که برعلیه آنها تعرّضی نداشته باشد؛ چنانکه امامان پیشین مجبور به چنین بیعتی گردیدند، ولی خداوند خواسته است که بیعت هیچ طاغوتی برعهده مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نباشد تا در زمان مناسب بدون هیچ تعهّدی نسبت به ستمکاران، قیام کند. این حقیقت نیز به عنوان یکی از علل غیبت در روایات متعدّد مطرح شده است. (روایت 4)
رهایی از بیعت طاغوتها، همان علّتی است که در بیان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز آمده است و ایشان تصریح فرموده که:
وقتی من قیام میکنم بیعت هیچ طاغوتی برگردن من
نخواهد بود. (1)
1) کمالالدین، ج2، ب45، ح3، ص239.
غیبت بیان شده است و البتّه سرّ اصلی آن پیش خداست، ولی از مجموعه این عوامل میتوان به دست آورد که علت غیبت امام، عدم آمادگی جهان و انسانها برای ظهور و دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و هرگاه زمینههای لازم برای ظهور فراهم گردد، حجاب غیبت کنار رفته و خورشید وجود او ظاهر خواهد گشت.
گرچه ضرورت امام و لزوم وجود او در میان امت روشن است ولی وقتی سخن از غیبت امام مطرح میشود این سؤال پیش میآید که وجود امام غائب چه لزومی دارد و آیا امامی که غائب است فائدهای بر وجود او مترتّب است؟ در پاسخ باید گفت: معمولاً کسانی این سؤال را طرح میکنند که وظیفه امام را تنها رهبری اجتماعی و دینی مردم میدانند و حال آنکه این امر یکی از کارهای امام است و جایگاه امام و حجت الهی به منزله قلب در کالبد انسان است و او محور عالم ممکنات است که بدون او عالم و آدمی نمیماند. (1)
آری، جای این سؤال هست که چگونه انسانها میتوانند از امام غائب از نظر استفاده کنند و از هدایت و دستگیری او بهره ببرند؟ این مطلب در روایات متعدد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهلبیت علیهم السلام او توضیح داده
1) در بخش ضرورت وجود امام به تفصیل دربارة این مطلب توضیح داده شد.
شده است که برخی از آنها را میآوریم و به اختصار به آن میپردازیم.
ما امامان مسلمین هستیم و حجتهای خدا بر جهانیان و سروران مؤمنین و رهبران و پیشوایان آنها و ما [سبب] امنیت ساکنان زمین هستیم همانگونه که ستارگان [سبب] امنیت اهل آسمان هستند و ما آنانیم که خدا به سبب ما آسمان را نگه داشته تا بر زمین فرود نیاید مگر به اذن و ارادۀ او و به وسیلۀ ما زمین را نگه داشته تا مبادا اهل خود را فرو برد و به سبب ما باران میفرستد و رحمت میپراکند و برکتهای زمین را بیرون میآورد و اگر کسی از ما [حجتهای الهی] بر زمین نباشد، هر آینه زمین، اهل خود را فرو میبرد [و طومار هستی در هم پیچیده میگردد] سپس فرمود، و از زمانی که خداوند آدم علیه السلام را آفریده است [هیچ گاه] زمین، خالی از حجت خدا نبوده است حال یا آن حجت، آشکار و شناخته شده بوده است و یا پنهان و پوشیده! و تا قیامت همین گونه خواهد بود و اگر چنین نباشد خداوند پرستش نخواهد شد. راوی گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: مردم چگونه از حجت غائب و پوشیده بهره میبرند؟ فرمود: همانگونه که از خورشید پشت ابر، استفاده میکنند. (1)
1) عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ مِهْرَانَ الْأَعْمَشِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْن علیهما السلام : « نَحْنُ أَئِمَّةُ الْمُسْلِمِینَ وَ حُجَجُ اللهِ عَلَی الْعَالَمِینَ وَ سَادَةُ الْمُؤْمِنِینَ وَ قَادَةُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ وَ مَوَالِی الْمُؤْمِنِینَ وَ نَحْنُ أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ نَحْنُ الَّذِینَ بِنَا یُمْسِکُ اللهُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِنَا یُمْسِکُ الْأَرْضَ أَنْ تَمِیدَ بِأَهْلِهَا وَ بِنَا یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ تُنْشَرُ الرَّحْمَةُ وَ تَخْرُجُ بَرَکَاتُ الْأَرْضِ وَ لَوْ لَا مَا فِی الْأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا ثُمَّ قَالَ وَ لَمْ تَخْلُ الْأَرْضُ مُنْذُ خَلَقَ اللهُ آدَمَ مِنْ حُجَّةٍ لِلهِ فِیهَا ظَاهِرٍ مَشْهُورٍ أَوْ غَائِبٍ مَسْتُورٍ وَ لَا تَخْلُو إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ مِنْ حُجَّةٍ لِلهِ فِیهَا وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَمْ یُعْبَدِ اللهُ قَالَ سُلَیْمَانُ فَقُلْتُ لِلصَّادِقِ علیه السلام فَکَیْفَ یَنْتَفِعُ النَّاسُ بِالْحُجَّةِ الْغَائِبِ الْمَسْتُورِ قَالَ کَمَا یَنْتَفِعُونَ بِالشَّمْسِ إِذَا سَتَرَهَا السَّحَاب ». (فرائد السمطین، ج 1، باب 2، ح 11، ص45-46؛ ینابیع المودّة، ص447)
خدایا، جز این نیست که قطعاً باید حجتی از ناحیه تو بر مردم، روی زمین وجود داشته باشد که آنان را به دین تو هدایت کند و تعالیم تو [و وحی را] به آنها بیاموزد تا حجتهای تو از بین نرود و اولیاء تو پس از آنکه به وسیله آن حجتها [و برهانهای محکم الهی] هدایت شدند، گرفتار گمراهی نگردند. [پس وجود حجت الهی در هر زمان ضروری است حال ] یا آن حجت الهی آشکار است ولی از او اطاعت نمیشود و یا پنهان است و در انتظار [ظهور] به سر میبرد ولی اگرچه شخص [= جسم] او از مردم پنهان است اما در آن حال که هدایت شده هستند علم و آداب امام غائب در دلهایشان ثابت و استوار است و [گرچه در غیبت به سر میبرند ولی] به تعالیم و تادیب حجت غائب عمل میکنند. (1)
1) عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ فِی خُطْبَةٍ لَهُ عَلَی مِنْبَرِ الْکُوفَةِ: «اللهُمَّ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِأَرْضِکَ مِنْ حُجَّةٍ لَکَ عَلَی خَلْقِکَ یَهْدِیهِمْ إِلَی دِینِکَ وَ یُعَلِّمُهُمْ عِلْمَکَ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَّتُکَ وَ لَا یَضِلَّ أَتْبَاعُ أَوْلِیَائِکَ بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَهُمْ بِهِ إِمَّا ظَاهِرٍ لَیْسَ بِالْمُطَاعِ أَوْ مُکْتَتِمٍ مُتَرَقِّبٍ إِنْ غَابَ عَنِ النَّاسِ شَخْصُهُ فِی حَالِ هِدَایَتِهِمْ فَإِنَّ عِلْمَهُ وَ آدَابَهُ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ مُثْبَتَةٌ فَهُمْ بِهَا عَامِلُون». (کمالالدین، ج1، ب26، ح11، ص562؛ اثبات الهداة، ج6، ح112، ب32، ف2، ص363)
... کسی از ما [یعنی امام مهدی علیه السلام ] که آن فتنهها را دریابد با چراغی روشنگر در آن حرکت میکند و بر همان سیره و روش نیکان [یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان علیهم السلام ] رفتار میکند تا گرهها را باز کند و بردگان و اسیران را آزاد سازد. جمعیتها [یِ گمراه و ستمگر] را پراکنده و [حقجویانِ] پراکنده را جمع کرده و سامان دهد [و این تلاش امام علیه السلام ] در پنهانی او از مردم است [به گونهای که] جستجوگران با تمام سعی و کوشش خود نمیتوانند اثری از او بیابند. (1)
به راستی که ما مراقبت و نظارت بر حال شما [شیعیان] را رها نکردهایم و هرگز شما را از یاد نبردهایم و اگر چنین نبود هر آینه بلاهای سخت بر شما فرود میآمد و دشمنان شما را نابود میکردند. (2)
1) عن علی علیه السلام : «... وَ إِنَّ مَنْ أَدْرَکَهَا مِنَّا یَسْرِی فِیهَا بِسِرَاجٍ مُنِیرٍ وَ یَحْذُو فِیهَا عَلَی مِثَالِ الصَّالِحِینَ لِیَحُلَّ فِیهَا رِبْقاً وَ تعتق [یُعْتِقَ رِقّاً وَ یَصْدَعَ شَعْباً وَ یَشْعَبَ صَدْعاً فِی سُتْرَةٍ عَنِ النَّاسِ لَا یُبْصِرُ الْقَائِفُ أَثَرَهُ وَ لَوْ تَابَعَ نَظَرَه». (ینابیع المؤدة، ص437، نهج البلاغه، صبحی صالح، خ150، ص208)
2) فی توقیع للامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف: «إِنَّا غَیْرُ مُهْمَلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاء». (احتجاج طبرسی، ج2، ص373؛ بحارالانوار، ج53، ص174، ح7)
و اما چگونگی بهرهمندی از من در دوران غیبتم بسان بهرهگیری از خورشید است آنگاه که ابرها آن را از چشمان پوشانده باشد و همانا من موجب امنیت برای اهل زمینم همانطور که ستارگان سبب امنیت اهل آسمانند. (1)
از روایات استفاده میشود که وجود حجّت الهی بر زمین ضرورت دارد (2)ولی لازم نیست حتماً ظاهر و آشکار باشد بلکه ممکن است به دلائلی غائب و پنهان باشد؛ معلوم میشود که صرف وجود او آثار فراوانی دارد و غیبت او سبب از بین رفتن همه آثار او نیست. (حدیث 1 و 2)
از مهمترین آثار وجود حجّت الهی بر زمین آن است که واسطۀ فیض خداست یعنی خداوند اراده کرده است که نظام عالم را به سبب وجود حجّتهایش، حفظ کرده و تداوم بخشد؛ بنابراین اگر زمانی، حجّت الهی بر زمین وجود نداشته باشد، هستی فرو میریزد! (حدیث 1)
اینکه همه خیرات و برکات و بقاء آسمان و زمین و اهل آنها به
1) فی توقیع للامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف: «أَمَّا وَجْهُ الِانْتِفَاعِ بِی فِی غَیْبَتِی فَکَالانْتِفَاعِ بِالشَّمْسِ إِذَا غَیَّبَهَا عَنِ الْأَبْصَارِ السَّحَابُ وَ إِنِّی لَأَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاء». (کمالالدین، ج2، ب45، ح4، ص239)
2) در بخش «ضرورت وجود امام» روایات آن بیان گردید و توضیح داده شد.
واسطه حجّتهای الهی است با توحید هیچ منافاتی ندارد. در نظام فکری شیعه همه امور عالم به ارادۀ مطلق پروردگار عالم است ولی او خود اراده کرده است که در ایجاد و حفظ هستی، واسطههایی قرار دهد همانگونه که به تصریح قرآن، فرشتگان الهی در تدبیر عالم نقش دارند و هرکدام وسیله انجام امری از اوامر خداوند هستند. (1)
خورشید فوائد و آثار فراوان دارد که بعضی از آنها وابسته به تابش مستقیم آن است و برخی از آنها حتّی در صورت پوشیده شدن در پشت ابرهاست و امام غائب به خورشید پشت ابر تشبیه شده یعنی برکات امام نیز دو دسته است برخی مربوط به زمان ظهور و آشکاری اوست و برخی دیگر حتّی در زمان غیبت او وجود دارد.
خورشید مرکز منظومه شمسی است و جاذبه آن نگهدارنده زمین و سایر کرات منظومه از سقوط است و حرارت و نور آن سبب حیات
انسان و حیوان و گیاه است زیرا رشد و نمو موجودات زنده و تولید و تغذیه و حرکت آنها و نیز غرّش امواج دریا و خروش بادها و ریزش بارانها و سیرابی زمینهای مرده و هزاران فعل و انفعالات در جهان طبیعت وابسته به خورشید و شعاع آن است، خواه ظاهر باشد و یا در پشت ابرها پنهان و پوشیده باشد. امام نیز وجودش _ حتّی در پس پرده غیبت _ ضامن بقا عالم است و نور هدایتش به اهل عالم میرسد.
از ترکیب آنها با هم، هفترنگ معروف پیدا میشود، یک سلسله
اشعه نامرئی به نام اشعه فوق بنفش و اشعه مادون قرمز دارد، حجّت الهی نیز علاوه بر رهبری و هدایت ظاهری یک سلسله تربیت روحانی و معنوی نیز دارد که از راه نفوذ معنوی در دلها و افکار انجام میدهد؛ بنابراین حتّی در غیبت او میتوان از جذبههای معنوی او بهره گرفت. (حدیث 2)
آنچه به عنوان هدایت باطنی مطرح شد بنابر اعتقاد ما شیعیان است امّا نکته مهم دیگری باقیمانده است و آن اینکه غیبت امام به معنی نهانزیستی او از نظر شخصیّت و منصب امامت اوست یعنی مردم او را به عنوان امام و حجّت خدا نمیشناسند (1)ولی او در جامعه بشری و در میان مردم حضوری پیوسته و مداوم دارد بنابراین غیبت او منافاتی با ارتباط افرادی از مردم با او ندارد و چه بسیار اتفاق افتاده که انسانهایی با او ملاقات کرده و از او راهنمایی گرفتهاند و چه بسیار نیازمندانی که از ناحیه او مدد شدهاند. بنابراین غیبت او حتّی با هدایت آشکار از جانب او سازگار است.
مطابق نقلهای فراوان از علما و بزرگان شیعه، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در طول دورۀ غیبت به سؤال برخی از عالمان پاسخ گفتهاند (2)و افراد زیادی را در امور زندگیشان راهنمایی کردهاند و حتّی در سیاستهای کلان جامعه اسلامی دخالت کردهاند و البته در بسیاری از موارد ناشناخته بوده است. قرآن کریم در سورۀ کهف جریانِ همراهی موسی علیه السلام با خضر علیه السلام را بیان کرده که خضر علیه السلام به عنوان ولیّ غائب، کارهایی را به مصلحت افرادی از جامعه انجام میدهد و در جریان این
1) در بحث غیبت گذشت که یک مفهوم غیبت، ناشناخته بودن امام است و این نظر در میان عالمان طرفدارانی دارد مانند مرحوم سیدصدرالدین صدر، در کتاب المهدی، ص184.
2) مانند جریان تشرّف مقدس اردبیلی رحمة الله _ از علمای بزرگ شیعه _ به محضر امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف (ر.ک: امام مهدی از ولادت تا ظهور، ص419)
کارها، هم خودِ خضر علیه السلام از دیدگان مردم _ غیر از موسی علیه السلام _ پنهان است و هم کارهای او. بنابراین غیبت حجّت الهی با فعالیّت او در جامعه هیچ منافاتی ندارد!
یکی از ویژگیهای زندگی امام دوازدهم، طول عمر آن حضرت است. ایشان در سال 255 هجری قمری متولد شده است و تا الآن
که در سال 1435 هستیم، 1180 سال از حیات پربرکتش میگذرد.
این عمر طولانی برای بعضی ایجاد شبهه کرده است در حالی که
عمر طولانی نه از نظر عقل امر محالی است و نه علوم تجربی و پزشکی آن را انکار میکند و در تاریخ بشریت نیز دارای سابقهای روشن
است. نهایت اینکه چنین عمری، امری خارقالعاده است
امّا از قدرت الهی بیرون نیست و خداوند در قرآن کریم به اموری
چون «تولّد عیسی علیه السلام بدون داشتن پدر» و «سرد شدن آتش بر ابراهیم علیه السلام » و «نگه داشتن یونس علیه السلام در شکم ماهی دریا» و «بیرون آوردن ناقه صالح از کوه» تصریح فرموده است که اینها همه از مظاهر قدرت بیانتهای خداوند است آیا پس از این آیات بینّات، عمر طولانی
برای امام زمان که آخرین ذخیرۀ حجتهای الهی است امری غیرقابل باور خواهد بود؟!
انصاف این است که اگر کسی با دلیل قطعی به وجود امام زمان معتقد باشد و حضور او را در عالم ضروری بداند به واسطه اینگونه امور به تردید نمیافتد به ویژه اینکه امامان معصوم علیهم السلام نیز از غیبت طولانی و نیز عمر طولانی آن حضرت، خبر دادهاند و پیشاپیش به این سؤال، پاسخ فرمودهاند:
به راستی که پسرم همان قائم پس از من است و او همان کسی است که سنتهای پیامبران علیهم السلام در او جاری خواهد شد به عمر طولانی و غیبت؛ تا آنگاه که به خاطر درازی مدّت [غیبت] دلها سخت گردد! پس بر اعتقاد به او ثابت نمیماند مگر آن کس که خداوند در دل او ایمان را نوشته باشد و با رحمتی از سوی خود تأییدش کرده باشد. (1)
در قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف سنتهایی از سنن پیامبران وجود دارد: سنتی از
پدر ما آدم علیه السلام و سنّتی از نوح علیه السلام و سنّتی از ابراهیم علیه السلام و سنّتی
از موسی علیه السلام و سنّتی از عیسی علیه السلام و سنّتی از ایوب علیه السلام و سنّتی
از محمّد صلی الله علیه و آله و سلم . امّا سنّتی که از آدم و نوح علیهما السلام دارد عبارتست از
1) عَنِ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ الْعَسْکَرِیَّ علیه السلام قال: «إِنَّ ابْنِی هُوَ الْقَائِمُ مِنْ بَعْدِی وَ هُوَ الَّذِی یَجْرِی فِیهِ سُنَنُ الْأَنْبِیَاءِ علیهم السلام بِالتَّعْمِیرِ وَ الْغَیْبَةِ حَتَّی تَقْسُوَ قُلُوبٌ لِطُولِ الْأَمَدِ وَ لَا یَثْبُتَ عَلَی الْقَوْلِ بِهِ إِلَّا مَنْ کَتَبَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ فِی قَلْبِهِ الْإِیمَانَ وَ أَیَّدَهُ بِرُوحٍ مِنْه». (بحارالانوار: ج1، ص224)
طول عمر... (1)
و اما بنده صالح، خضر علیه السلام پس خداوند تبارک و تعالی عمر او را طولانی نکرد به جهت پیامبری که برای او در نظر گرفته باشد و نه برای اینکه کتابی بر او نازل کند... و نه برای اینکه او را امام قرار دهد تا بندگانش به او اقتداء کنند... آری چون در علم الهی مقرر شده بود که عمر قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را در زمان غیبتش به آن مقدار [طولانی] قرار دهد و میدانست بندگانش نسبت به آن مقدار طول عمر راه انکار خواهند پیمود، عمر بندۀ صالح، خضر علیه السلام را فقط به همین دلیل طولانی کرد تا آنکه شاهدی بر عمر طولانی قائم علیه السلام باشد و از این رهگذر بهانۀ دشمنان را خنثی و حجّت ایشان را قطع کند. (2)
1) عَن عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْن علیه السلام قال: «فِی الْقَائِمِ مِنَّا سُنَنٌ مِنْ سُنَنِ الْأَنْبِیَاءِ علیهم السلام سُنَّةٌ مِنْ آدَمَ وَ سُنَّةٌ مِنْ نُوحٍ وَ سُنَّةٌ مِنْ إِبْرَاهِیمَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَی وَ سُنَّةٌ مِنْ عِیسَی وَ سُنَّةٌ مِنْ أَیُّوبَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم فَأَمَّا مِنْ آدَمَ وَ مِنْ نُوحٍ فَطُولُ الْعُمُرِ و...». (بحارالانوار، ج51، ص224، ب13، ح11) «تمام روایت همراه با شرح آن در بخش خصائص حضرت آمده است».
2) عن الامام جعفر بن محمد الصادق علیه السلام : «... وَ أَمَّا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْخَضِرُ علیه السلام فَإِنَّ اللهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَا طَوَّلَ عُمُرَهُ لِنُبُوَّةٍ قَدَّرَهَا لَهُ وَ لَا لِکِتَابٍ یُنْزِلُهُ عَلَیْهِ وَ لَا لِشَرِیعَةٍ یَنْسَخُ بِهَا شَرِیعَةَ مَنْ کَانَ قَبْلَهَا مِنَ الْأَنْبِیَاءِ وَ لَا لِإِمَامَةٍ یُلْزِمُ عِبَادَهُ الِاقْتِدَاءَ بِهَا وَ لَا لِطَاعَةٍ یَفْرِضُهَا لَهُ بَلَی إِنَّ اللهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَمَّا کَانَ فِی سَابِقِ عِلْمِهِ أَنْ یُقَدِّرَ مِنْ عُمُرِ الْقَائِمِ علیه السلام فِی أَیَّامِ غَیْبَتِهِ مَا یُقَدِّرُ وَ عَلِمَ مَا یَکُونُ مِنْ إِنْکَارِ عِبَادِهِ بِمِقْدَارِ ذَلِکَ الْعُمُرِ فِی الطُّولِ طَوَّلَ عُمُرَ الْعَبْدِ الصَّالِحِ مِنْ غَیْرِ سَبَبٍ أَوْجَبَ ذَلِکَ إِلَّا لِعِلَّةِ الِاسْتِدْلَالِ بِهِ عَلَی عُمُرِ الْقَائِمِ علیه السلام وَ لِیَقْطَعَ بِذَلِک حُجَّةَ الْمُعَانِدِینَ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللهِ حُجَّة». (بحارالانوار، ج51، ص222 به نقل از کمالالدّین)
1) ر.ک: بخش «خصائص امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف » از همین کتاب.
آن حضرت را بیان کردهاند. (همه احادیث)
به جز روایات طول عمر، روایاتی که از غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و طولانی شدن آن خبر داده نیز دلیل بر عمر طولانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. (1)(حدیث1)
در روایات فراوان آمده است که امامان شیعه، دوازده نفرند؛ با توجه به اینکه، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرزند امام عسکری علیه السلام است و آن حضرت در سال 260هجری به شهادت رسیده است پس این دسته روایات نیز دلیل بر عمر طولانی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است. (2)(حدیث1)
در برخی از روایات، ضمن پیشبینی طول عمر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پیامدهای آن همچون بیاعتقادی گروهی از مردم به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز بیان گردیده است. (حدیث1)
از موضوعات مهم در رابطه با امام غائب علیه السلام ، «مسئله انتظار» است. انتظار ظهور آن حضرت، حقیقتی است که ریشه در اصل دین و عقیده دینی دارد چون منشأ آن، اندیشه و تفکّری است که در همه ادیان الهی وجود داشته و دارد و آن عبارتست از اندیشه پیروزی نهایی نیروی حق و عدالت بر نیروی باطل و ظلم و امید و آرزوی تحقق این اندیشه همان «انتظار فرج» است که نقطه مقابل یأس و ناامیدی است. اینکه در چشمانداز آینده جهان، امید به حاکمیت جهانی دین و ارزشهای دینی وجود دارد، سبب استواری و پایبندی هرچه بیشتر مؤمنان میگردد و تحمّل و طاقت آنها را با وجود همه سختیها افزایش میدهد. همچنین «انتظار»، مهمترین حلقۀ اتصال بین امام غائب و امت منتظر است و به همین دلیل، انتظار در شیعه بسیار عمیقتر و واقعیتر جلوه میکند و فرد فرد منتظران را در خدمت امام و اهداف
امام قرار داده و عالیترین نمادهای آمادگی روحی و عملی را در آنها ایجاد میکند.
روایات فراوان در فضیلت انتظار و جایگاه رفیع و بلند منتظر و وظائف سنگین او بیان شده است که چند نمونه آن را میآوریم:
آیا شما را خبر ندهم به اموری که خدای بلندمرتبه، هیچ عملی را جز به سبب آنها نمیپذیرد؟ (ابوبصیر گوید عرض کردم: بفرمایید! فرمود:) گواهی بر اینکه معبودی جز «الله» نیست و «محمد صلی الله علیه و آله و سلم » بنده و پیامبر اوست و اقرار به آنچه خدا به آن فرمان داده است و دوستی نسبت به ما و بیزاری از دشمنان ما (امامان) و تسلیم بودن در برابر ایشان و پرهیزکاری و تلاش و [حفظ] آرامش و انتظار قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف . سپس فرمود:
همانا برای ما [اهلبیت علیهم السلام ] دولتی است که هرگاه خداوند اراده فرماید خواهد آورد. سپس فرمود:
هرکه خشنود میشود به اینکه از یاران قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد پس منتظر باشد و براساس پرهیزکاری و اخلاق نیکو عمل کند در حالی که اهل انتظار است. پس اگر [در چنین حال] بمیرد و قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از او قیام کند پاداش کسی را دارد که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را درک کرده باشد! پس تلاش کنید و منتظر باشید! گوارا باد بر شما ای گروه مورد رحمت [الهی]. (1)
1) عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِاللهِ علیه السلام : «أَنَّهُ قَالَ ذَاتَ یَوْمٍ أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِمَا لَا یَقْبَلُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِهِ فَقُلْتُ بَلَی فَقَالَ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ الْإِقْرَارُ بِمَا أَمَرَ اللهُ وَ الْوَلَایَةُ لَنَا وَ الْبَرَاءَةُ مِنْ أَعْدَائِنَا یَعْنِی الْأَئِمَّةَ خَاصَّةً وَ التَّسْلِیمَ لَهُمْ وَ الْوَرَعُ وَ الِاجْتِهَادُ وَ الطُّمَأْنِینَةُ وَ الِانْتِظَارُ لِلْقَائِمِ علیه السلام ثُمَّ قَالَ إِنَّ لَنَا دَوْلَةً یَجِیءُ اللهُ بِهَا إِذَا شَاءَ ثُمَّ قَالَ مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْیَنْتَظِرْ وَ لْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ فَإِنْ مَاتَ وَ قَامَ الْقَائِمُ بَعْدَهُ کَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ أَدْرَکَهُ فَجِدُّو اوَ انْتَظِرُوا هَنِیئاً لَکُمْ أَیَّتُهَا الْعِصَابَةُ الْمَرْحُومَة». (الغیبة، نعمانی، باب11، ج16، ص207)
[از پدران گرامیش روایت کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام فرمود:] ای علی! بدان، برترین مردم از جهت یقین، گروهی از ایشانند که در آخرالزّمان خواهند بود! آنها به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نرسیدند [و او را ندیدند] و حجت [الهی نیز] از ایشان
غائب خواهد بود [امّا] براساس سیاهی بر سفیدی [= آثار و کتب] ایمان خواهند آورد! (1)
هرکس در دورۀ غیبت قائم، بر ولایت ما [اهلبیت علیهم السلام ] ثابت قدم بماند، خداوند به او پاداش هزار شهید مانند شهدای بدر و احد عطا فرماید. (2)
برترین کارهای امّت من، انتظار فرج از سوی خدای بلندمرتبه است. (3)
1) عن الصادق علیه السلام عن ابائه علیه السلام قال: قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم لعلی علیه السلام : «یَا عَلِیُّ وَ اعْلَمْ أَنَّ أَعْجَبَ النَّاسِ إِیمَاناً وَ أَعْظَمَهُمْ یَقِیناً قَوْمٌ یَکُونُونَ فِی آخِرِ الزَّمَانِ لَمْ یَلْحَقُوا النَّبِیَّ وَ حَجَبَتْهُمُ الْحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوَادٍ عَلَی بَیَاض.» (کمالالدین و تمام النعمة، صدوق، ج1، ص288، باب26، ح8)
2) قال سیّدالعابدین علیه السلام : «مَنْ ثَبَتَ عَلَی مُوَالاتِنَا فِی غَیْبَةِ قَائِمِنَا أَعْطَاهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ أَجْرَ أَلْفِ شَهِیدٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أُحُد». (کمالالدین و تمام النعمة، صدوق، ج1، ص323، باب 31، ح7)
3) عن رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم قال: «أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَل.» (کمالالدین و تمامالنعمة، ج2، ص644، باب55، ح3)
خوشا به حال آنکه قیامکننده خاندان مرا درک کند در حالتی که پیش از قیام آن حضرت به او اقتدا کرده باشد؛ دوستان او را دوست داشته و از دشمنانش بیزاری جوید و امامان هدایتگر پیش از قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را به امامت و ولایت پذیرفته باشد. آنان رفیقان من و صاحبان دوستی و محبت من خواهند بود و نیز گرامیترین امت در نزد من. (1)
هرکه بمیرد در حالی که در انتظار این امر [= ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ] به سر برده، مانند کسی است که در خیمه قائم و همراه او بوده است بلکه مانند کسی است که پیشاپیش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با شمشیر جنگیده است. (2)
هرکس بمیرد در حالیکه امام خویش را شناخته است، پیش افتادن یا تاخیر این امر [= ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ] به او ضرری نخواهد رساند و هرکه بمیرد در حالیکه امام خود را شناخته است مانند کسی است که در خیمه قائم با او همراه بوده است. (3)
1) عن ابی عبدالله علیه السلام قال: قال رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم: «طُوبَی لِمَنْ أَدْرَکَ قَائِمَ أَهْلِ بَیْتِی وَ هُوَ مُقْتَدٍ بِهِ قَبْلَ قِیَامِهِ یَتَوَلَّی وَلِیَّهُ وَ یَتَبَرَّأُ مِنْ عَدُوِّهِ وَ یَتَوَلَّی الْأَئِمَّةَ الْهَادِیَةَ مِنْ قَبْلِهِ أُولَئِکَ رُفَقَائِی وَ ذُو وُدِّی وَ مَوَدَّتِی وَ أَکْرَمُ أُمَّتِی عَلَی.» (الغیبة، شیخ طوسی، ص456، ح466)
2) عن المفضّل بن عمر عن الصادق علیه السلام : «مَنْ مَاتَ مُنْتَظِراً لِهَذَا الْأَمْرِ کَانَ کَمَنْ کَانَ مَعَ الْقَائِمِ فِی فُسْطَاطِهِ لَا بَلْ کَانَ کَالضَّارِبِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله بِالسَّیْف.» (کمالالدین، ج2، ص338، باب33، ح11)
3) عن أبی جعفر علیه السلام قال: «مَنْ مَاتَ وَ هُوَ عَارِفٌ لِإِمَامِهِ لَمْ یَضُرَّهُ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ وَ مَنْ مَاتَ وَ هُوَ عَارِفٌ لِإِمَامِهِ کَانَ کَمَنْ هُوَ قَائِمٌ مَعَ الْقَائِمِ فِی فُسْطَاطِه.» (الغیبة، نعمانی، ص330، باب25، ح5)
همانا برای صاحب این امر [مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ] غیبتی خواهد بود پس [مؤمن به آن حضرت] باید در غیبت او پروای الهی پیشه کند و بر دین خود چنگ زند [و آن را حفظ کند]. (1)
انتظار ظهور قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم چنان اهمیتی دارد که در کنار اصول دین چون توحید و نبوّت و مطالب اساسی مکتب مانند تولّی و تبرّی مطرح گردیده است. (حدیث1)
انتظار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم برترین اعمال است و هم شرط قبولی سایر اعمال! انتظار مهدی، انتظار حاکمیت اسلام در جهان است و به همین دلیل با اصول دین پیوندی عمیق دارد یعنی از توحید و نبوت و امامت سرچشمه میگیرد و نیز ایمان به این اصول در شکلگیری «انتظار صحیح» مؤثر است یعنی «اصول دین» و «انتظار» تأثیر متقابل دارند. (حدیث1)
گرچه انتظار یک حالت روحی و روانی است ولی جریانی است که در تمامی زوایای زندگی فردی و اجتماعی شیعیان، جاری است و
1) قال ابوعبدالله علیه السلام : «إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَیْبَةً فَلْیَتَّقِ اللهَ عَبْدٌ وَ لْیَتَمَسَّکْ بِدِینِه.» (الغیبة، نعمانی، ص169، باب10، ح11)
خط فکری و عملی آنها را ترسیم میکند. این حقیقتی است که از جایگاه مهم انتظار و فضیلتهای بلند منتظران دریافت میشود.
ارزش و اعتبار انسانهای آخرالزمان و دورۀ غیبت، به «یقین» و ایمانی است که به غیب و حجّت غائب دارند چنانکه قرآن در وصف متقین، ابتدا به همین وصف، آنها را توصیف فرموده است: «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ...» (1)(حدیث2)
مهمترین عامل پیوند میان غیبت و ظهور، انتظار پیوسته و عملی است و به همین دلیل، «منتظر» حتی در دورۀ غیبت امام نیز جزء نیروهای مؤثّر و کارآمد جبهۀ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است و تلاش او در دورۀ غیبت همانند پیکار مجاهد دورۀ ظهور است و اگر در مسیر این مجاهدتها بمیرد مثل مجاهد جبهه ظهور، شهید خواهد بود. (احادیث1، 3، 6 و 7)
از اینکه «منتظر امام» به جهادگر دوران ظهور تشبیه شده،
معلوم میشود که منتظر، فردی فعّال و تلاشگر است و در مسیر فعالیت برای خدا و دین خدا و حمایت از امام خود هر سختی و زحمتی را به جان خریدار است چنانکه رزمنده در جبهه نیز بیشترین فعالیت را دارد و زخمها و دردها او را از تلاش باز نمیدارد. این برداشت از انتظار، تعهدآفرین و نشاطآور است و به شیعه پویائی و
1) سوره بقره، آیه3.
زندگی میبخشد و در مقابل آن، «انتظار منفی» و ویرانگر است که همه کارها را به عهدۀ امام میگذارد و هرگونه مسئولیتی را از آدمی سلب میکند. (حدیث3 و 6)
بزرگی منزلت و مقام منتظران قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف میتواند نشاندهندۀ مسئولیت بزرگ آنها، در دورۀ غیبت و سختیها و مشکلات این آزمون بزرگ الهی باشد؛ به همین دلیل، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام نسبت به امور زیر به شیعیان دوران غیبت توجه کردهاند:
الف) معرفت عمیق نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و ویژگیهای او که به دنبال آن دلدادگی و محبّت و سپس اطاعت و تسلیم در برابر خواست امام خواهد بود و انسان را از افتادن به دام رهبران زر و زور نگه خواهد
1) «منتظر»، اسم مفعول است به معنی شخص یا امر مورد انتظار و این یکی از القاب مبارک حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است همانگونه که «منتظر» اسم فاعل است و به معنی کسی که انتظار کسی یا چیزی را دارد.
داشت. (حدیث7)
هرکه نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمام خویش را (1)
ب) اقتداء به امام و پیروی عملی از آن حضرت.
انسان به هرحال از دیگران الگو میگیرد و اگر از انسان کامل و امام بر حق، الگو و مدل زندگی را فرا نگیرد به دام الگوهای ناقص افتاده و به انحراف کشیده خواهد شد. در مسیر زندگی، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بهترین الگوئی است که قرآن معرفی کرده است: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة...» (2)یعنی حتماً چنین است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای شما مؤمنان الگوی نیکویی است و امام که جانشین رسول خداست نیز همان ویژگی را داراست چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود. (حدیث5)
ج) ثابت قدم ماندن بر امر ولایت اهلبیت علیهم السلام و عدم انحراف از مسیر الهی آنها در همه ابعاد زندگی. (حدیث3)
د) پیوسته روح تولّی و دوستی نسبت به اولیاء الهی و تبرّی و بیزاری نسبت به دشمنان امام را در خود زنده نگه دارد. چنانکه در «زیارت عاشورا» از پس قرنها و اعصار میگوییم: «انّی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم الی یوم القیامة؛ یعنی (یا حسین ) من تا قیامت با آنها که با شمایند خواهم بود و با آنها که با شما سرجنگ دارند در ستیز بسرخواهم برد.» (حدیث1)
ه) مراقبت پیوسته نسبت به اصول اعتقادی (دین) و حفظ اصل تقوا و پرهیزکاری در عمل و آراستگی به فضائل اخلاقی در همه حال. (حدیث1)
و) زنده نگه داشتن روح انتظار و بیقراری نسبت به ظهور امام خوبان و دولت خوبیها! (حدیث1)
در روایات زیادی از شیعه و اهلسنت حوادث آخرالزّمان و پیش از ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان گردیده است. و این اخبار حکایت از آن دارد که پیش از ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فتنههای زیادی رخ میدهد و بلاهای گوناگونی جامعه بشری را فرا میگیرد و ظلم و ستم و زشتی به انواع و اقسامش دنیا را پر میکند و پس از آن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با انقلاب الهی خود بساط هرچه بدی و زشتی و بیدینی است برمیچیند و به جای آن عدالت و زیبایی را در تمام عالم میگستراند. در این بخش چند روایت میآوریم تا سیمایی کلّی از جهان پیش از ظهور را نشان بدهیم:
در آخرالزّمان بلایی شدید از جانب سلطان بر امّت من فرود خواهد آمد که بلایی از آن شدیدتر شنیده نشده است به گونهای که زمین با وسعتی که دارد بر آنها تنگ میگردد تا
بدانجا که زمین از جور و ستم پر میگردد و مؤمن برای خود پناهگاهی از ظلم نمییابد پس خداوند مردی از خاندان من برمیانگیزد، و او زمین را از قسط و عدل پر میکند همانطور که از ظلم و جور پر شده باشد... . (1)
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظاهر نمیشود مگر در دورانی که ترس شدید
و مصیبتها و فتنهها (بر جامعه) حاکم باشد و گرفتاری و
بلا دامنگیر مردم شود و پیش از آن بیماری طاعون شیوع یابد
و در میان عرب درگیری شدید و مُهلکی اتفاق افتد و اختلاف شدید در میان مردم حاکم شود و پراکندگی در دین آنها پدید آید و وضعیت مردم تغییر کند تا جایی که، هر آرزومندی
هر صبح و شام _ از آنچه که از درندهخویی مردم و تجاوز آنان به حقوق یکدیگر میبیند _ آرزوی مرگ میکند. بنابراین قیام آن حضرت در زمانی است که مردم از مشاهده فرج و گشایش ناامید شده باشند. پس خوشاحال آنکه او را درک کند
و از یاورانش باشد و بدبخت و بیچاره آنکه با او و اوامرش مخالفت کند. (2)
1) عن ابیسعید الخدری قال: «قال نبیالله صلی الله علیه و آله و سلم: ینزل بامّتی فی آخرالزّمان بلاء شدید من سلطانهم لم یسمع بلاء اشدّ منه حتی تضیق عنهم الارض الرُّحبَه و حتی یملأ الارض جوراً و ظلماً لایجد المؤمن ملجأ یلتجئ الیه من الظلم فیبعث الله عزّوجل رجلا من عترتی فیملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً...». (المستدرک علی الصحیحین، ج4، ص465؛ عقدالدرر، ب4، ف1، ص43 و ب7، ص141)
2) عن ابیجعفر محمد بن علی علیهم السلام قال: «لَا یَقُومُ الْقَائِمُ علیه السلام إِلَّا عَلَی خَوْفٍ شَدِیدٍ وَ زَلَازِلَ وَ فِتْنَةٍ وَ بَلَاءٍ یُصِیبُ النَّاسَ وَ طَاعُونٍ قَبْلَ ذَلِکَ وَ سَیْفٍ قَاطِعٍ بَیْنَ الْعَرَبِ وَ اخْتِلَافٍ شَدِیدٍ بَیْنَ النَّاسِ وَ تَشَتُّتٍ فِی دِینِهِمْ وَ تَغَیُّرٍ مِنْ حَالِهِمْ حَتَّی یَتَمَنَّی الْمُتَمَنِّی الْمَوْتَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً مِنْ عِظَمِ مَا یَرَی مِنْ کَلَبِ النَّاسِ وَ أَکْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً وَ خُرُوجُهُ إِذَا خَرَجَ عِنْدَ الْإِیَاسِ وَ الْقُنُوطِ فَیَا طُوبَی لِمَنْ أَدْرَکَهُ وَ کَانَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ الْوَیْلُ کُلُّ الْوَیْلِ لِمَنْ خَالَفَه وَ خَالَفَ أَمْرَه». (عقدالدرر، ب4، ص64؛ بشارة الاسلام، ب6، ص110؛ بحار الانوار، ج52، ب27، ح99، ص348)
قیامکننده از ما [اهلبیت علیهم السلام ] به وسیله رعب [و وحشتی که در دل دشمنان میافتد] یاری میشود و با نصرتِ [الهی] تأیید میگردد... راوی گوید: گفتم: ای فرزند رسول خدا چه موقع قائم شما قیام خواهد کرد؟ فرمود: وقتی مردان به زنان و زنان به مردان شباهت پیدا کنند و مردان به مردان و زنان به زنان بسنده کننده و زنان بر زینها سوار گردند و گواهی ناحق پذیرفته شود و گواهی شاهدان عادل مردود شود و مردم نسبت به مسئله جان دیگران، سبک بگیرند و انجام زنا و رباخواری را آسان شمارند و بدان از ترس [نیش] زبانهایشان مورد احترام باشند...! (1)
اوضاع نابسامان جهان پیش از ظهور و فتنههای بزرگ و کوچک
1) ِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ الثَّقَفِی قال: «قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ الْبَاقِر علیهم السلام یقول: الْقَائِمُ مِنَّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ مُؤَیَّدٌ بِالنَّصْرِ تُطْوَی لَهُ الْأَرْضُ وَ تَظْهَرُ لَهُ الْکُنُوزُ یَبْلُغُ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ وَ یُظْهِرُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ دَیْنَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ فَلَا یَبْقَی فِی الْأَرْضِ خَرَابٌ إِلَّا قَدْ عُمِرَ وَ یَنْزِلُ رُوحُ اللهِ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ علیه السلام فَیُصَلِّی خَلْفَهُ قَالَ قُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ مَتَی یَخْرُجُ قَائِمُکُمْ قَالَ إِذَا تَشَبَّهَ الرِّجَالُ بِالنِّسَاءِ وَ النِّسَاءُ بِالرِّجَالِ وَ اکْتَفَی الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ وَ النِّسَاءُ بِالنِّسَاءِ وَ رَکِبَ ذَوَاتُ الْفُرُوجِ السُّرُوجَ وَ قُبِلَتْ شَهَادَاتُ الزُّورِ وَ رُدَّتْ شَهَادَاتُ الْعُدُولِ وَ اسْتَخَفَّ النَّاسُ بِالدِّمَاءِ وَ ارْتِکَابِ الزِّنَاءِ وَ أُکِلَ الرِّبَا وَ اتُّقِیَ الْأَشْرَارُ مَخَافَةَ أَلْسِنَتِهِمْ و...». (کمالالدین، ج1، ب32، ح16، ص330_ 331؛ بحار الانوار، ج52، ب25، ح24، ص191_192)
آن زمان ضرورتها و وظایفی را ایجاب میکند که بجاست آنها را بررسی کنیم.
وضعیت نابسامان عالم در آخرالزّمان و فتنه و فسادی که همه زندگی بشر را در خود فرو برده است و در عمل، بشر و نهادهای تصمیمگیر آن را برای چارهجویی ناتوان و ناکام کرده است، بیش از هرچیز ضرورت ظهور حجت الهی و منجی بشریت را اثبات میکند. در آن زمان، مردم هیچ فریادرسی را جز دست غیبی الهی کارساز نمیدانند!
در روزگار فراگیری ظلم و فساد در جهان، آحاد بشر به ضرورت حاکمیّت قوانین الهی و اجرایی شدن آن قوانین به وسیله حجّت آسمانی، بیش از گذشته ایمان و اعتراف خواهند داشت و در این صورت جهان برای استقبال از حکومت صالحان و همراهی و همگانی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آمادگی کامل خواهد داشت.
و آئینی را در برخواهد گرفت ولی مؤمنان در آن زمان در فشار و سختی
و رنج بیشتری خواهند بود به گونهای که هیچ پناهگاهی برای
خود نمییابند و زمین با همه وسعتش بر آنها تنگ خواهد
شد. (حدیث1)
در روایات فراوان از شیعه و اهلسنت به صراحت آمده است که جهان پیش از ظهور، جهان ظلم و فساد و ستمگری است و تمام زمین پر از ظلم و ستم خواهد شد و تعبیر «ظلم» هرگونه انحراف اعتقادی و رفتاری را شامل میشود و افزون بر اینها پیامدهای بد اعمال انسان نیز دامنگیر مردم خواهد شد. (حدیث1، 2 و 3)
بعضی از روایات انواع فساد و ظلمی که در جهان رخ میدهد را بیان کرده است که فهرستی از آنها بدین شرح است:
الف) وقوع بلاهای طبیعی مثل زلزله و بیماریهای سخت و غیرقابل علاج مثل طاعون و اختلاف و درگیری ملّتها و غلبه نگرانی و پریشانی بر آنها که همه اینها پیامد اعمال انسانهاست.
ب) روابط غلط و نامشروع اخلاقی که چهرۀ زشتی از فساد جنسی و پیامدهای بسیار وخیم آن را به نمایش میگذارد. (1)
1) در جهان امروز شاهدیم که بشر متمدّن و مدّعی! بعضی از انواع فساد جنسی و فحشا را آشکارا تأیید و تصویب کرده و شکل قانونی به آن داده است و متأسفانه پیامدهای فجیع آن دامنگیر انسانها شده است، هم نظام خانواده را تهدید کرده و هم عامل بروز بیماریهای کشندهای گردیده است.
ج) روابط غلط و نامشروع اقتصادی و شیوع رباخواری و رشوهخواری به گونهای که درهم و دینار حلال کمتر یافت میشود و این روند پیامدهای اخلاقی وحشتناکی داشته و دارد مانند بیاعتمادی افراد به یکدیگر و از بین رفتن حسّ غمخواری و نوعدوستی و سستشدن باورهای دینی و... .
د) روابط غلط و غیرمعقول سیاسی و حاکم شدن افراد نالایق بر سرنوشت انسانها.
ه) حق و اهل آن مظلوم خواهد بود به گونهای که آشکارا گواهی باطل پذیرفته میشود و شهادت به حق و عدل ردّ میشود و تجاوز
به حقوق دیگران حتّی در دادگاهها که محل دادخواهی است
رایج میگردد!
و) مال و حتّی جان انسانها کمترین قیمتی نداشته و خونهای زیادی به ناحق ریخته میشود و اشرار به خاطر ترس مردم از اذیت آنها، مورد احترام قرار میگیرند و در مقابل مؤمن و پرهیزکار مورد بیمهری و بیتوجهی واقع میشود!
دوره حکومت ولیّ خدا و بقیّةالله بر زمین است همه گونه ظلم و بدی در همه سطوح برداشته میشود و به جای آن عدالت و حق در
همه بخشها حاکم میگردد و این چشمانداز روشن برای جهان مایه امید مؤمنان و مستضعفان و حرکت آنها به سوی خیر و صلاح خواهد بود.
در مجموعه روایات پیامبر و اهلبیت علیهم السلام نشانههای فراوانی از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان شده است که دانستن همه آنها ضرورتی ندارد و فهم معنی و مراد بسیاری از آنها مشکل است ولی دانستن بعضی از آنها خالی از فایده نیست به ویژه که بخشی از علامتها به عنوان نشانههای حتمی و قطعی ظهور معرفی شده است و روایات فراوانی دربارۀ آنها موجود است. در این بخش چند روایت را میآوریم و به اختصار دربارۀ آنها نکاتی را بیان میکنیم:
چون در معراج مرا به نزد پروردگارم بردند... ناگاه منادی ندا داد که ای محمّد سر بردار و در خواست کن از من تا به تو عطا کنم! گفتم: امّتم را پس از من بر ولایت علی ابن ابیطالب علیه السلام گردآور تا همگی در قیامت بر من وارد شوند. خداوند به من وحی فرمود: من بیش از آنکه بندگانم را خلق کنم در میان ایشان حکم
کردهام و حکم من در آنها قطعی و حتمی است که هرکه را بخواهم به او هلاک کرده و هرکه را بخواهم به او هدایت کنم... (1)و او را وزیر و جانشین پس از تو بر اهل تو و امّتت قرار دادم...
و برای او این فضیلت را قرار دادم و به تو نیز عطا کردم که از
نسل او یازده مهدی بیاورم که همه آنها از ذریّه تو و از فرزندان بکر بتول باشند و آخرین ایشان کسی است که عیسی
بن مریم علیه السلام پشت سر او نماز میخواند، زمین را از عدل
پر میکند همانگونه که از ظلم و جور پر شده باشد...
گفتم: خدای من! آن در چه زمانی خواهد بود؟ خداوند
وحی فرمود: آنگاه که عِلم برداشته شود و جهل و نادانی
آشکار گردد و قاریان [قرآن] فراوان و عمل [به قرآن] کم
شود و کشتار فراوان گردد و فقهای هدایتگر کم و
فقهای گمراهی و خائنان و شعراء زیاد شوند و امّت
تو قبرهایشان را مسجد کنند. قرآنها و مساجد زیور شود
و جور و فساد فراوان گردد و منکر آشکار شده و امّتت
به آن فرمان دهند و از معروف نهی کنند و مردان به مردان و
زنان به زنان بسنده کنند و امیران کافر شوند و دوستان آنها
فاجر و بدکار و یارانشان ظالم و ستمگر و اندیشمندان
آنها فاسق. در این هنگام سه خسوف واقع شود فرورفتگی
در مشرق و فرورفتگی در مغرب و فرورفتگی در جزیرةالعرب؛
و بصره به دست یکی از ذریّه تو ویران گردد و زنگیان از او
پیروی کنند و یکی از فرزندان حسین بن علی علیه السلام قیام
1) یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام و ولایت او معیار هدایت و ضلالت است و هرکه آن را بپذیرد نجات یافته و هرکه نپذیرد هلاک شده است.
کند و دجّال از مشرق و سیستان خروج کند و سفیانی
ظاهر شود... . (1)
مُحَمَّدُ رَأْسَکَ وَ سَلْنِی أُعْطِکَ فَقُلْتُ یَا إِلَهِی اجْمَعْ أُمَّتِی مِنْ بَعْدِی عَلَی وَلَایَةِ عَلِیِّ
بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام لِیَرِدُوا عَلَیَّ جَمِیعاً حَوْضِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَأَوْحَی اللهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیَّ
یَا مُحَمَّدُ إِنِّی قَدْ قَضَیْتُ فِی عِبَادِی قَبْلَ أَنْ أَخْلُقَهُمْ وَ قَضَایَ مَاضٍ فِیهِمْ لَأُهْلِکُ
بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَ أَهْدِی بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَ قَدْ آتَیْتُهُ عِلْمَکَ مِنْ بَعْدِکَ وَ جَعَلْتُهُ وَزِیرَکَ
وَ خَلِیفَتَکَ مِنْ بَعْدِکَ عَلَی أَهْلِکَ وَ أُمَّتِکَ عَزِیمَةً مِنِّی وَ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ مَنْ عَادَاهُ
وَ أَبْغَضَهُ وَ أَنْکَرَ وَلَایَتَهُ بَعْدَکَ فَمَنْ أَبْغَضَهُ أَبْغَضَکَ وَ مَنْ أَبْغَضَکَ فَقَدْ أَبْغَضَنِی وَ
مَنْ عَادَاهُ فَقَدْ عَادَاکَ وَ مَنْ عَادَاکَ فَقَدْ عَادَانِی وَ مَنْ أَحَبَّهُ فَقَدْ أَحَبَّکَ وَ مَنْ
أَحَبَّکَ فَقَدْ أَحَبَّنِی وَ قَدْ جَعَلْتُ لَهُ هَذِهِ الْفَضِیلَةَ وَ أَعْطَیْتُکَ أَنْ أُخْرِجَ مِنْ صُلْبِهِ
أَحَدَ عَشَرَ مَهْدِیّاً کُلُّهُمْ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ مِنَ الْبِکْرِ الْبَتُولِ وَ آخِرُ رَجُلٍ مِنْهُمْ یُصَلِّی
خَلْفَهُ عِیسَی ابْنمَرْیَمَ یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً أُنْجِی بِهِ مِنَ الْهَلَکَةِ
وَ أُهْدِی بِهِ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ أُبْرِئُ بِهِ الْأَعْمَی وَ أَشْفِی بِهِ الْمَرِیضَ فَقُلْتُ إِلَهِی وَ
سَیِّدِی مَتَی یَکُونُ ذَلِکَ فَأَوْحَی اللهُ عَزَّوَجَلَّ یَکُونُ ذَلِکَ إِذَا رُفِعَ الْعِلْمُ وَ ظَهَرَ الْجَهْلُ
وَ کَثُرَ الْقُرَّاءُ وَ قَلَّ الْعَمَلُ وَ کَثُرَ الْقَتْلُ وَ قَلَّ الْفُقَهَاءُ الْهَادُونَ وَ کَثُرَ فُقَهَاءُ الضَّلَالَةِ
وَ الْخَوَنَةِ وَ کَثُرَ الشُّعَرَاءُ وَ اتَّخَذَ أُمَّتُکَ قُبُورَهُمْ مَسَاجِدَ وَ حُلِّیَتِ الْمَصَاحِفُ وَ
زُخْرِفَتِ الْمَسَاجِدُ وَ کَثُرَ الْجَوْرُ وَ الْفَسَادُ وَ ظَهَرَ الْمُنْکَرُ وَ أَمَرَ أُمَّتُکَ بِهِ وَ نَهَی عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ اکْتَفَی الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ وَ النِّسَاءُ بِالنِّسَاءِ وَ صَارَ الْأُمَرَاءُ کَفَرَةً وَ أَوْلِیَاؤُهُمْ فَجَرَةً وَ أَعْوَانُهُمْ ظَلَمَةً وَ ذَوُو الرَّأْیِ مِنْهُمْ فَسَقَةً وَ عِنْدَ ذَلِکَ ثَلَاثَةُ خُسُوفٍ خَسْفٌ بِالْمَشْرِقِ وَ خَسْفٌ بِالْمَغْرِبِ وَ خَسْفٌ بِجَزِیرَةِ الْعَرَبِ وَ خَرَابُ الْبَصْرَةِ عَلَی یَدِ رَجُلٍ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ یَتْبَعُهُ الزُّنُوجُ وَ خُرُوجُ رَجُلٍ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ ظُهُورُ الدَّجَّالِ یَخْرُجُ مِنَ الْمَشْرِقِ مِنْ سِجِسْتَانَ وَ ظُهُورُ السُّفْیَانِیِّ...». (کمالالدین، ج1، ب23، ح1، ص469 _ 472)
پنج علامت پیش از قیامت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود: یمانی، و سفیانی و ندادهندهای که از آسمان ندا میدهد و فرورفتگی در
1) عن رسول الله علیهم السلام قال: «لَمَّا عَرَجَ بِی رَبِّی جَلَّ جَلَالُه... فَإِذَا مُنَادٍ یُنَادِی ارْفَعْ یَا
سرزمین بیدا و کشتهشدن انسان بیگناه. (1)
از امور حتمی که حتماً پیش از قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود اینهاست: خروج سفیانی و فرورفتگی در بیدا و کشتهشدن انسان پاک و ندادهندهای از آسمان. (2)
نزد امام باقر علیه السلام بودم پس آن حضرت دو نشانهای را بیان کرد که پیش از قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف رخ میدهد و از زمان نزول آدم به زمین چنین رخدادی نبوده است و آن عبارتست از خورشیدگرفتگی در نیمه ماه رمضان و ماهگرفتگی در آخر آن. مردی به امام گفت: ای پسر رسول خدا اینگونه نیست بلکه [عادت چنین است که] خورشید در آخر ماه و ماه در نیمه آن میگیرد! امام باقر علیه السلام به او فرمود: من به آنچه میگویم داناترم! این دو نشانهای است که از زمان هبوط آدم علیه السلام نبوده است! (3)
1) عَنْ أَبِی عَبْدِاللهِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ: «خَمْسٌ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ ع الْیَمَانِیُّ وَ السُّفْیَانِیُّ وَ الْمُنَادِی یُنَادِی مِنَ السَّمَاءِ وَ خَسْفٌ بِالْبَیْدَاءِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّة». (کمالالدین، ج2، ب57، ح1، ص649)
2) عَنْ أَبِی عَبْدِاللهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: «مِنَ الْمَحْتُومِ الَّذِی لَا بُدَّ أَنْ یَکُونَ مِنْ قَبْلِ قِیَامِ الْقَائِمِ خُرُوجُ السُّفْیَانِیِّ وَ خَسْفٌ بِالْبَیْدَاءِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّةِ وَ الْمُنَادِی مِنَ السَّمَاء». (الغیبة نعمانی، ب14، ح26، ص372)
3) عَنْ بَدْرِ بْنِ الْخَلِیلِ الْأَسَدِیِّ قَالَک «کُنْتُ عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ علیه السلام فَذَکَرَ آیَتَیْنِ تَکُونَانِ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ علیه السلام لَمْ تَکُونَا مُنْذُ أَهْبَطَ اللهُ آدَمَ علیه السلام أَبَداً وَ ذَلِکَ أَنَّ الشَّمْسَ تَنْکَسِفُ فِی النِّصْفِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ الْقَمَرَ فِی آخِرِهِ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم لَا بَلِ الشَّمْسُ فِی آخِرِ الشَّهْرِ وَ الْقَمَرُ فِی النِّصْفِ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَر علیه السلام إِنِّی لَأَعْلَمُ بِالَّذِی أَقُولُ إِنَّهُمَا آیَتَانِ لَمْ تَکُونَا مُنْذُ هَبَطَ آدَم». (الغیبة نعمانی، ب14، ح45)
در بیان ائمه معصومین علیهم السلام ، زمان ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مشخص نشده است ولی علائم و نشانههای فراوانی برای آن بیان گردیده است.
علامت یا آیه به معنی نشانهای است که بر مطلبی راهنمایی و دلالت میکند و موجب شناخت آن میشود. نشانههای ظهور، رخدادهایی است که براساس پیشبینی معصومان علیهم السلام پیش از ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یا در آستانه آن پدید خواهند آمد و تحقق هریک از این نشانهها نویدی بر نزدیکشدن ظهور قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
مهمترین منابع روایات علائم، سه کتاب کهن شیعه، الغیبة نعمانی (متوفای 360قمری)، کمالالدین و تمام النعمة اثر شیخ صدوق (متوفای 381قمری) و الغیبه شیخ طوسی (متوفای 460قمری) است. در
آثار اهلسنت هم کتابهای مختلف در این موضوع موجود است
که مهمترین آن الفتن اثر نعیم بن حمّاد (متوفای 228قمری) است
که بسیاری از روایاتش به معصوم نمیرسد و حتّی نزد اهلسنت هم معتبر نیست.
با توجّه به پیچیدگی روایات علائم و مشکل بودن تفسیر و توضیح آنها، تطبیق، کار مشکلی است.
نشده است.
تقسیمبندیهای گوناگونی برای علائم ظهور گفتهاند مانند علائم عادی و علائم خارقالعاده، علائم خاص و علائم عام، علائم دور و نزدیک به ظهور؛ ولی تنها یک تقسیمبندی در روایات بیان شده و آن تقسیم علائم به حتمی و غیرحتمی است.
مقصود از علائم حتمی، علامتهایی است که قطعاً واقع خواهد شد و مراد از غیرحتمی مواردی است که ممکن است به خاطر وجود مانعی یا به جهت مصلحتی الهی واقع نشود.
ظهور واقع خواهند شد.
«سفیانی» عنصری پلید و فاسد است که طبق روایات فراوان پیش از ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از منطقه شام، قیام میکند و فساد زیادی مرتکب میشود و خونهای بسیاری میریزد. دربارۀ ویژگیهای او و خصوصیّات قیام او، مطالب مختلفی در روایات آمده که همه آنها قابل اعتماد نیست.
از روایات استفاده میشود که پیش از ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خسفهای زمینی متعدد واقع میشود ولی آنچه در این میان مهمتر است، «خسف بیداء» است که برای لشکر سفیانی در میان مکّه و مدینه واقع میشود و همه لشکر او جز یکی دو نفر نابود میشوند.
مقصود از «خروج یمانی» قیام سرداری از یمن است که مردم را به حق و عدالت میخواند. این نشانه در کتب شیعه روایات فراوان دارد و از حوادثی است که در نزدیکی ظهور واقع میشود.
«نفس زکیّه» یعنی فرد بیگناه و پاک؛ برابر روایات فراوان که تنها در منابع شیعه آمده است او در نزدیکی ظهور و در بین رکن و مقام (کنار خانه خدا) کشته میشود.
«صیحۀ آسمانی» در روایات شیعه و سنّی مطرح شده
که محتوای آن دعوت به حق و حمایت و بیعت با مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است
و در بعضی روایات آمده که منادی آسمانی ندا میدهد که: انّ
الحق فی علیّ و شیعته (= به راستی که حق با علی علیه السلام و پیروان اوست) یا انّ الحق فی آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم (= به راستی که حق در خاندان
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است).
از ظاهر روایات استفاده میشود که ندای آسمانی، معجزهای الهی است تا در آستانه ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، همه مردم زمین را از این رویداد عظیم آگاه سازد؛ بنابراین، این نشانه خارج از امور طبیعی عالم خواهد بود.
در روایات، گاهی از ندای آسمانی، به «صیحة یا صوت یا فزعه» (به معنی فریاد) یاد شده که به نظر میرسد همه مربوط به یک حادثه است که ممکن است هر واژه اشاره به ویژگی خاصی از آن حادثه داشته باشد.
«دجّال» به معنی دروغگوی حیلهگر است. او در کتب اهلسنت از نشانههای قیامت و در منابع شیعه از علائم ظهور شمرده شده است و البتّه منافاتی ندارد چون وقتی از علائم ظهور باشد میتواند علامت قیامت هم حساب شود. مطابق روایات دجّال پیش از قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میآید و با انجام کارهای شگفتانگیز، بسیاری را میفریبد وبرابربعضی از روایات سرانجام به دست عیسای مسیح علیه السلام در شام به هلاکت میرسد.
بعضی از نشانههای ظهور، به نظر معجزه میآید مانند «طلوع خورشید از مغرب» و البتّه ممکن است بعضی از آنها که روایت صحیح و مستند دارد معنایی رمزی و کنایی داشته باشد و در این
صورت به یک امر عادی، تفسیرمی شود.
یکی از نکات مهم دربارۀ ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مسئله وقت ظهور است. بعضی برای ظهور، زمانی را تعیین میکنند و برای این کار به برخی از علائم ظهور، استناد میکنند و حال آنکه به تصریح روایات، زمان ظهور معلوم نیست و علائم ظهور اگر علامت بودن آنها قطعی باشد دربیشتر موارد تنها از وقوع ظهور در آینده خبر میدهد نه اینکه زمان ظهور را معین کند.
آیا برای این امر [فرج مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ] وقتی [معیّن] هست؟ فرمود: آنها که وقت تعیین میکنند دروغ میگویند (و این جمله را دوبار تکرار فرمود). (1)
1) عَنِ الْفُضَیْلِ قال: سألت اباجعفر علیه السلام : «هل لِهَذَا الْأَمْرِ وَقْتٌ فَقَالَ کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ کَذَبَ الْوَقَّاتُون کَذِبَ الْوَقَّاتُونَ». (الغیبة، شیخ طوسی، ح411، ص426)
وقت تعیینکنندگان، دروغ میگویند. ما [اهلبیت علیهم السلام ] نه در گذشته وقتی را تعیین کردهایم و نه در آینده وقتی را مشخص خواهیم کرد. (1)
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چه وقت ظهور میکند؟ فرمود: همین سؤال از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پرسیده شد و آن حضرت فرمود: مَثَل وقت ظهور او مَثَل قیامت است که جز ناگهانی نخواهد بود. (2)
نزد امام صادق علیه السلام بودم که «مهزم الاسدی» بر حضرت داخل شد و گفت: فدای شما شوم به من خبر دهید که این امر (فرج) که منتظر آن هستید چه وقت خواهد بود؟ زمان انتظار طولانی شده است! حضرت فرمود: ای مهزم! وقتگزاران دروغ میگویند و آنها که [نسبت به این امر] عجله میکنند هلاک میشوند و آنها که اهل تسلیم باشند نجات خواهند یافت و به سوی ما در حرکتند. (3)
1) عن ابیعبدالله علیه السلام قال: «کَذَبَ الْمُوَقِّتُونَ مَا وَقَّتْنَا فِیمَا مَضَی وَ لَا نُوَقِّتُ فِیمَا یَسْتَقْبِل». (الغیبة، شیخ طوسی، ح412، ص426)
2) عن الکمیت بن المسهل قال دخلت علی سیّدی ابیجعفر محمد بن علیّ الباقر علیه السلام ... قلت: «فمتی یخرج یابن رسو الله قال: لقد سئل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عن ذلک فقال: انّما مثله کمثل ساعة لاتاتیکم الابغتة». (کفایة الاثر، ف1، ب8، ح34)
3) عن عبدالرحمن بن کثیر قال: «کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِاللهِ علیه السلام إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ مِهْزَمٌ الْأَسَدِیُّ فَقَالَ أَخْبِرْنِی جُعِلْتُ فِدَاکَ مَتَی هَذَا الْأَمْر الَّذِی تَنْتَظِرُونَهُ فَقَدْ طَالَ فَقَالَ یَا مِهْزَمُ کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ وَ هَلَکَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُسَلِّمُونَ وَ إِلَیْنَا یَصِیرُون». (الغیبة، ح413، ص426)
ای محمّد هرکس به روایت از ما تعیین وقتی را به تو خبر داد هرگز از اینکه او را تکذیب کنی هراس نداشته باش که ما برای هیچکس زمانی را (برای ظهور قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ) تعیین نمیکنیم. (1)
اگر قرار باشد برای ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وقتی تعیین شود باید این کار به وسیله پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یا ائمه معصومین علیهم السلام که معادن علوم الهی و گنجینه اسرار الهی هستند، انجام گیرد ولی هیچ یک از امامان، وقتی را برای ظهور معیّن نکردهاند. (حدیث2 و 5)
مطابق روایات، هرکسی جز امامان معصوم وقتی را برای ظهور معیّن کند، دروغ گفته است. (2)
از عالمان الهی نسبت میدهد که در واقع آن عالم اظهارنظری نکرده است و
منشأ دروغ جای دیگر است و یا مطلب به گونه دیگری بوده و به صورت دقیق نقل نشده است.
(حدیث2 و 5)1) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام : «یَا مُحَمَّدُ مَنْ أَخْبَرَکَ عَنَّا تَوْقِیتاً فَلَا تَهَابَنَّ أَنْ تُکَذِّبَهُ فَإِنَّا لَا نُوَقِّتُ لِأَحَدٍ وَقْتا». (الغیبة، ح414؛ الغیبة النعمانی، ب16، ح3، ص405)
2) خواننده محترم توجّه داشته باشد که گاهی افرادی سودجو، دروغی را به فردی
زمان ظهور به زمان قیامت تشبیه شده است از این جهت که هر دو ناگهانی و بدون اطلاع قبلی مردم است. البتّه در هر دو رویداد علائمی پیش از آنها اتفاق میافتد که نزدیکی آنها را خبر میدهد ولی به هرحال زمان دقیق آنها بر کسی معلوم نیست. (حدیث3)
مقصود از تعیین وقت برای ظهور آن است که به طور مشخص سال و ماه و روز ظهور معیّن گردد نه اینکه گفته شود ظهور نزدیک است. «نزدیک بودن ظهور» امری است که با توجّه به برخی علائم و حوادث جهان معلوم گردیده و به آن بشارت داده شده است.
با اینکه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام دربارۀ وقت ظهور، سؤال شد آنها از پاسخ دادن، خودداری فرمودند؛ معلوم میشود که در «مخفی بودن وقت ظهور» مصلحتی نهفته است بنابراین همه باید تسلیم باشند و اصرار بیجا نداشته باشند.
شاید یکی از دلایل پنهانی زمان ظهور، زنده ماندن روح امیدواری به فرج و تقویت آن باشد تا از این رهگذر شیعیان پیوسته در فکر کسب آمادگی از جهات مختلف برای ظهور امام خویش باشند و هرگز دچار یأس و غفلت نشوند، در دعای عهد میخوانیم:
انّهم یرونه بعیداً و نراه قریباً؛
دشمنان خدا و بشریّت، ظهور منجی را دور میپندارند و ما آن را نزدیک میدانیم!
این نگاه زیبا به آینده و این نور امید به دنبال پنهان بودن وقت ظهور پدید میآید و اگر معلوم گردد که ظهور در آیندهای دور خواهد بود امید و نشاط از دست میرود یا ضعیف میگردد.
آنها که پیوسته از وقت ظهور میپرسند در واقع برای تحقق آن، عجله میکنند یعنی خواستار این هستند که ظهور منجی حتی بدون آنکه شرایط و زمینههای آن فراهم باشد اتّفاق افتد! این گروه به طور طبیعی در دام شیّادان میافتند و سخن وقتگذاران را باور میکنند و به آن دلخوش میشوند و وقتی در آینده مورد نظرشان، ظهوری رخ نمیدهد گرفتار یأس و نومیدی و گاهی سستی اعتقاد به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و حتّی انکار وجود حضرت میشوند! به همین دلیل امام صادق علیه السلام فرمود: «هلک المستعجلون» (روایت 4).
نهی کردن از «عجله نسبت به ظهور» با دعا کردن برای «تعجیل ظهور و فرج» تفاوت دارد. اوّلی همان است که به هلاکت و سقوط منتهی میشود و از آن به «استعجال» تعبیر میگردد و دومی به معنی آن است که از خدا میخواهیم تا هرچه زودتر شرایط و زمینههای ظهور را فراهم کند تا ظهور منجی زودتر اتّفاق افتد؛ این امری مطلوب و پسندیده است و این دعا و خواسته سبب میشود که آدمی برای اجابت این دعا تمام تلاش خود را به کار گیرد چون دعای حقیقی از عمل و تلاش انسان جدا نیست بلکه باید هماهنگ باشد. بنابراین
منتظر ظهور امام در عین حال که تسلیم اراده پروردگار است پیوسته برای نزدیکی ظهور دعا میکند و برای تحقق زمینههای آن میکوشد و این همان است که امام صادق صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
و نجی المسلّمون؛
آنها که اهل تسلیم هستند نجات یافتهاند.
یعنی همهی تلاش خود را میکنند ولی نسبت به وقت ظهور چون و چرایی ندارند و همیشه در فکر انجام وظیفۀ متناسب با زمان خود هستند.
در روزگار امام مهدی علیه السلام و حاکمیت الهی او برکات فراوان مادی و معنوی نصیب زمین و اهل آن خواهد شد که بیرون از شماره است و روایات فراوانی از شیعه و سنی به بیان آنها پرداخته است. در این بخش، جلوهای از دستاوردهای حکومت مهدی موعود علیه السلام را میبینیم:
وقتی قیامکننده ما قیام کند، خداوند دست خود بر سر بندگان نهد پس عقلهای ایشان را به این وسیله جمع کرده و اخلاق آنها را کامل کند. (1)
1) عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام : «قَالَ إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللهُ یَدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهِ أَحْلَامُهُم». (الکافی، ج1، ص25، کتاب العقل و الجهل، ح21)
این آیه برای خاندان پیامبر علیهم السلام و مهدی علیه السلام و یاران اوست. خداوند مشرقها و مغربهای زمین را به ملک آنها درآورد و دین را (به سبب ایشان) غالب سازد و خدا به وسیله ایشان صاحبان بدعت و باطل را بمیراند، همانگونه که سفیهان، حق را میراندند، تا آنگاه که اثری از ظلم نماند و [ایشان] به معروف امر میکنند و از منکر بازمیدارند و نهایت کارها از آن خداست. (1)
به راستی که قائم از ما [اهلبیت علیه السلام ] به رعب [و وحشتی از جانب خدا در دل دشمنان] یاری میگردد و به نصر [از طرف خدا] تأیید میشود. زمین برای او پیچیده میگردد و گنجها همگی برای او آشکار میگردد و خداوند به سبب او دین خود [اسلام] را بر همه ادیان غلبه میدهد، گرچه مشرکان خوش نداشته باشند و سلطنت او به مشرق و مغرب عالم میرسد و هیچ ویرانهای در زمین نمیماند مگر اینکه آباد میشود و روحالله عیسیبنمریم علیه السلام [از آسمان] پایین میآید و پشت سر او به نماز میایستد. (2)
1) عن ابیجعفر( فی قوله عزوجل: (الَّذِینَ إِن مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَوةَ وَآتَوُا الزَّکَوةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَلِلهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ( (سوره حج، آیه 41)، قَالَ هَذِهِ لِآلِ مُحَمَّدٍ الْمَهْدِیِّ وَ أَصْحَابِه یُمَلِّکُهُمُ اللهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ یُظْهِرُ الدِّینَ وَ یُمِیتُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ وَ بِأَصْحَابِهِ الْبِدَعَ وَ الْبَاطِلَ کَمَا أَمَاتَ السَّفَهَةُ الْحَقَّ حَتَّی لَا یُرَی أَثَرٌ مِنَ الظُّلْمِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلهِ عاقِبَةُ الْأُمُور.» (بحار، ج51، ص47، ب5، ح9؛ نورالثقلین، ج3، ص506، ح1611).
2) عن الصادق( قال: «انَّ الْقَائِمُ مِنَّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ مُؤَیَّدٌ بِالنَّصْرِ تُطْوَی لَهُ الْأَرْضُ وَ تَظْهَرُ لَهُ الْکُنُوزُ یَبْلُغُ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ وَ یُظْهِرُ بِهِ اللهُ دِینَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ فَلَا یَبْقَی فِی الْأَرْضِ خَرَابٌ إِلَّا عُمِرَ وَ یَنْزِلُ رُوحُ اللهِ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ فَیُصَلِّی خَلْفَه.» (منتخبالاثر، ج3، ص121، ح1105؛ به نقل از الغیبة للفضل بن شاذان؛ کفایة المهتدی، ص212، ذیل ح39).
خدا به وسیله ما شروع کرده و به وسیله ما پایان میدهد و به وسیله ما آنچه را اراده کند محو کرده و ثابت میگذارد و به وسیله ما زمان سختیها را برطرف میکند و به وسیله ما باران میفرستد. پس شیطان شما را نسبت به خدا نفریبد [و گمراه نکند]. از زمانیکه خداوند باران را نگه داشته قطرهای نباریده و وقتی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، قیام کند آسمان باران میبارد و زمین گیاه خود را میرویاند و کینه از دلهای بندگان برود و درندگان و چهارپایان سازگاری کنند [و چنان گردد که] زنی بین عراق تا شام راه رود
و قدم جز بر سبزه نگذارد و در حالی که زینت و زیورش را بر
سر نهاده از سوی هیچ درندهای تهدید نگردد [و در امنیت کامل باشد]. (1)
وقتی قائم علیه السلام قیام کند به عدالت حکم میکند و در روزگار او ظلم برداشته میشود و راهها امن میگردد و زمین برکات خود را
1) فی حدیث طویل عن امیرالمؤمنین علیبنابیطالب( جاء فیه: بِنَا یَفْتَحُ اللهُ وَ بِنَا یَخْتِمُ اللهُ وَ بِنَا یَمْحُو مَا یَشَاءُ وَ بِنَا یُثْبِتُ وَ بِنَا یَدْفَعُ اللهُ الزَّمَانَ الْکَلِبَ وَ بِنَا یُنَزِّلُ الْغَیْثَ فَلا یَغُرَّنَّکُمْ بِاللهِ الْغَرُورُ مَا أَنْزَلَتِ السَّمَاءُ قَطْرَةً مِنْ مَاءٍ مُنْذُ حَبَسَهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا لَأَنْزَلَتِ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ لَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ نَبَاتَهَا وَ لَذَهَبَتِ الشَّحْنَاءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبَادِ وَ اصْطَلَحَتِ السِّبَاعُ وَ الْبَهَائِمُ حَتَّی تَمْشِی الْمَرْأَةُ بَیْنَ الْعِرَاقِ إِلَی الشَّامِ لَا تَضَعُ قَدَمَیْهَا إِلَّا عَلَی النَّبَاتِ وَ عَلَی رَأْسِهَا زَبِیلُهَا لَا یُهَیِّجُهَا سَبُعٌ وَ لَا تَخَافُه...» (الخصال، ج2، ص626؛ بحار، ج52، ص316، ب27، ح11 و فیه: «و علی رأسها زبّیلها»)
بیرون میریزد و هر حقی به صاحبش برمیگردد و هیچ اهل دینی نمیماند مگر آنکه اظهار اسلام کرده و به ایمان اعتراف میکنند. آیا نشنیدهای سخن خدای عزوجل را که میفرماید: «و برای او همه آنها که در آسمان و زمین هستند تسلیم میگردند با رغبت و یا کراهت، و به سوی او برمیگردند». او بین مردم به حکم داود علیه السلام و حکم محمد صلی الله علیه و آله داوری میکند. پس در این هنگام (وقت ظهور) زمین گنجهای خود را ظاهر ساخته و برکات خود را آشکار میکند و در آن روز کسی از شما جایی برای (پرداخت) صدقه و احسان خود نمییابد. چون بینیازی همه مؤمنان را دربرگرفته است. پس فرمود: به درستی که
دولت ما آخرین دولتهاست و هیچ اهلبیت صاحب
دولتی نمیماند مگر آنکه پیش از ما مالک و حاکم میگردد تا وقتی شیوه و روش ما را در هنگام حاکمیت دیدند نگویند اگر ما نیز مالک و حاکم میشدیم مثل اینان رفتار میکردیم و این همان سخن خدای متعال است که: «و نهایت کار برای پرهیزگاران است». (1)
1) عن ابیعبدالله( قال: إِذَا قَامَ الْقَائِمُ حَکَمَ بِالْعَدْلِ وَ ارْتَفَعَ فِی أَیَّامِهِ الْجَوْرُ وَ أَمِنَتْ بِهِ السُّبُلُ وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ بَرَکَاتِهَا وَ رَدَّ کُلَّ حَقٍّ إِلَی أَهْلِهِ وَ لَمْ یَبْقَ أَهْلُ دِیْنٍ حَتَّی یُظْهِرُوا الْإِسْلَامَ وَ یَعْتَرِفُوا بِالْإِیمَانِ أَ مَا سَمِعْتَ اللهَ سُبْحَانَهُ یَقُول: (وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَکَرْهاً وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ( (سوره آلعمران، آیه83) وَ حَکَمَ بَیْنَ النَّاسِ بِحُکْمِ دَاوُدَ وَ حُکْمِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم فَحِینَئِذٍ تُظْهِرُ الْأَرْضُ کُنُوزَهَا وَ تُبْدِی بَرَکَاتِهَا وَ لَا یَجِدُ الرَّجُلُ مِنْکُمْ یَوْمَئِذٍ مَوْضِعاً لِصَدَقَتِهِ وَ لَا لِبِرِّهِ لِشُمُولِ الْغِنَی جَمِیعَ الْمُؤْمِنِینَ ثُمَّ قَالَ إِنَّ دَوْلَتَنَا آخِرُ الدُّوَلِ وَ لَمْ یَبْقَ أَهْلُ بَیْتٍ لَهُمْ دَوْلَةٌ إِلَّا مَلَکُوا قَبْلَنَا لِئَلَّا یَقُولُوا إِذَا رَأَوْا سِیرَتَنَا إِذَا مَلَکْنَا سِرْنَا بِمِثْلِ سِیرَةِ هَؤُلَاءِ وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ تَعَالَی: (وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ(. (سوره اعراف، آیه 128) (کشف الغمّه، ج2، ص465 _ 466)
علم بیست و هفت حرف است. پس همه آنچه انبیاء آوردهاند، دو حرف از علم است و مردم تا امروز جز دو حرف از علم را نشناختهاند. وقتی قائم علیه السلام قیام کند، 25 حرف (دیگر) را بیرون آورد و در میان مردم نشر دهد و آن دو حرف سابق را به آن ضمیمه سازد تا آنکه (همه) بیست و هفت حرف علم را در میان مردم منتشر سازد. (1)
همانا قائم ما وقتی قیام کند، خداوند عزوجل قوه شنوایی و بینایی شیعیان ما را تقویت خواهد کرد چنان که بین آنها و حضرت پیکی نخواهد بود (2)و آن حضرت در حالی که در جای خود مستقر است با شیعیان [در نقاط مختلف عالم] سخن خواهد گفت و آنان خواهند شنید و به او نگاه خواهند کرد. (3)
1) عن ابیعبدالله( قال: الْعِلْمُ سَبْعَةٌ وَ عِشْرُونَ حَرْفاً فَجَمِیعُ مَا جَاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرْفَانِ فَلَمْ یَعْرِفِ النَّاسُ حَتَّی الْیَوْمِ غَیْرَ الْحَرْفَیْنِ فَإِذَا قَامَ قَائِمُنَا أَخْرَجَ الْخَمْسَةَ وَ الْعِشْرِینَ حَرْفاً فَبَثَّهَا فِی النَّاسِ وَ ضَمَّ إِلَیْهَا الْحَرْفَیْنِ حَتَّی یَبُثَّهَا سَبْعَةً وَ عِشْرِینَ حَرْفا. (مختصر بصائر الدرجات، ص117؛ منتخب الانوار المضیئة، ص201؛ البحار، ج52، ص336، ب27، ج73)
2) این ترجمه بنا بر بعضی از نسخهها است که روایت با کلمه «لا یکون» نقل شده است ولی طبق بعضی دیگر از نسخهها که کلمه «یکون» آمده معنی روایت این است که آن حضرت از فاصله یک برید (چهار فرسخ) با شیعیان سخن میگوید و آنها میشنوند و او را میبینند. و به هر حال معنی روایت روشن است.
3) عن ابی عبداله( قال: «إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ مَدَّ اللهُ لِشِیعَتِنَا فِی أَسْمَاعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ حَتَّی لَا یَکُونَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ الْقَائِمِ بَرِیدٌ _ یُکَلِّمُهُمْ فَیَسْمَعُونَ وَ یَنْظُرُونَ إِلَیْهِ وَ هُوَ فِی مَکَانِه.» (روضة الکافی، ص164، ج329؛ بحار، ج52، ص336، ح72)
از بررسی روایات دورۀ ظهور، روشن میشود که در آن زمان تحولی بزرگ در همه زمینهها رخ میدهد. جامعه بشری که در زمینههای مختلفی مانند عقل و اخلاق و روابط فردی و اجتماعی به انحطاط و پستی کشیده شده است در دوره ظهور به شکوفایی و کمال میرسد و همه عقبماندگیها را جبران میکند و حتّی در آن زمینههایی که پیشرفت کرده است به وضعیّتی بهتر و مطلوبتر دست مییابد. آن روز نه فقط بشریت که زمین و زمان شکوفا میگردد و برکات مادی و معنوی آشکار میشود. حال با توجه به روایاتی که مرور کردیم به نکتههایی اشاره میکنیم:
1) قال رسولالله(: «اِنّما بُعثت لِاُتمِّمَ مکارم الأخلاق.» (میزان الحکمة، ح5058؛ به نقل از کنز العمّال، ح5217)
جریان «دست خدا بر سر خلق» که در دولت کریمه مهدی اتفاق میافتد کنایه از برخورداری مردم از تربیت الهی است که سبب رشد عقلانی و تکامل اخلاقی مردم میشود و پس از یک دوره طولانی که هوی و هوسها و ناهنجاریهای اخلاقی در جامعه رایج بوده زمان حکومت عقل و اخلاق فرامیرسد و همه خوبیها و زیباییها از همین نقطه آغاز میشود. (حدیث1)
وقتی هویٰ و هوسها محور تصمیمگیری و عمل افراد باشد تنها به منافع شخصی فکر میشود و همهچیز به دنیا و مادّیات ختم میشود و جایی برای عدالت و انصاف و اخلاص و مهرورزی و نوعدوستی نمیماند و وقتی عقل محور باشد جایی برای کینه و حرص و دنیاپرستی نیست بلکه فضا، فضای صمیمیت و محبّت و خداخواهی و اخلاق نیکوست و مهدی موعود علیه السلام بشارتدهنده چنین عقلانیت و اخلاقی برای جامعه بشری است.
همه جهان با مدیریت معصوم که انسان کامل و حجّت خداست
نظام میگیرد و وعده قرآن مبنی بر جهانیشدن اسلام تحقق مییابد. همه به اختیار، مسلمان میشوند و به امام عصر علیه السلام ایمان میآورند. (1)
1) دربارۀ وجود پیروان سایر ادیان در زمان حکومت امام مهدی( اختلاف نظر است و البته بعید نیست که وجود داشته باشند ولی با رعایت قوانین اسلامی زندگی کنند اما با توجه به بشارتهای قرآنی و روایات، جمعیت زیادی را تشکیل نمیدهند.
(حدیث2 و 3)
وقتی دولت مهدی موعود علیه السلام حاکم میشود، حق و عدل فراگیر میشود به گونهای که هیچ زاویهای از زوایای زندگی بشر _ چه در جنبه فردی و چه در جنبه اجتماعی _ باقی نمیماند که در آن ظلم و ستم باشد چون از طرفی، حکومت و شخص حاکم در پی اجرای عدالت است و شخص امام، عدالت مجسّم است و از سویی دیگر مردم با کمال اخلاقی و رشد عقلانی از بیعدالتی گریزانند. بنابراین توفیق حکومت مهدی علیه السلام در اجرای عدالت در سطح عموم به دلیل عدالتپذیری مردم و عدالتمحوری حاکمان است.
گستردگی عدالت در زمان ظهور به گونهای است که فرمودهاند «حقّ هر صاحب حقی داده میشود» و عدالتمحوری امام چنان است که به طور مطلق فرمودهاند او به عدالت حکم میکند و هر
ستمی در روزگار او برطرف میشود و نیز درباره شیوۀ حکم او آمده است که بسان داود نبی علیه السلام حکم میکند که او بر اساس علم خود _ که از علم الهی بود _ حکم میکرد و در این صورت هیچگونه ظلمی _ حتّی در ظاهر _ اتفاق نمیافتد. (حدیث5)
امنیّت از نعمتهای بزرگ الهی است که بدون آن زندگی _ حتّی در اوج رفاه و دارایی _ مفهوم واقعی ندارد و میبینیم که در جامعه پیش از ظهور، بشر از ناامنی در حوزههای مختلف زندگی همچون جان و مال و آبرو به شدت رنج میبرد ولی در روزگار ظهور موعود، جامعهای سراسر امن و آرام، شکل میگیرد؛ جان و مال و آبروی مردم _ در هر طبقهای باشند _ محترم و محفوظ است به گونهای که عبور از یک مرز به مرز دیگر برای یک زن _ که عنصری آسیبپذیرتر نسبت به مرد است _ بدون هیچ تهدیدی، امکانپذیر است. (حدیث4 و 5)
امنیّت زمان ظهور در روایات مختلف و با تعبیرهای گوناگون مطرح شده است. بعضی از روایات با صراحت از امنیّت، سخن گفته است مثل اینکه فرموده «راهها» امن خواهد بود و به گونهای است که یک زن با زیور و زینت خود به تنهایی سفر میکند و از کشوری به کشور دیگر میرود ولی هیچ تهدیدی برای او نیست و بعضی از روایات از تعبیر کنایهای استفاده کرده و فرموده درندگان با هم آشتی میکنند و گرگ و میش کنار هم قرار میگیرند که این بیانات به معنی نهایت
امنیّت و آرامش و سازگاری موجودات است و اینکه امنیّت در آن زمان، امنیّتی فراگیر و عمومی است. (حدیث4)
آنها در آن زمان هم خبر داده است و این آیه یکی از آیات روشن
دربارۀ جامعه مهدی موعود است زیرا که این وعدهها تاکنون
اتفاق نیفتاده است. (1)
از برکات مهم دوران ظهور، نزدیکی دلها و مهربانی انسانها نسبت به یکدیگر است و این امر به سبب گسترش فرهنگ قرآنی و سنّت معصومین علیهم السلام است. در آن زمان کینهها از دلها میرود و به جای آن دوستی و یکرنگی و اعتماد متقابل مینشیند و این خود نمونهای دیگر از امنیّت روانی و اخلاقی در زمان ظهور است. (حدیث4)
روشن است که همدلی و صمیمیت بین افراد، مادر بسیاری از خوبیهاست. همانطور که کینه و بددلی، ریشهی خیلی از بدیها و نابسامانیهاست. همدلی و دوستی، اعتماد میان افراد را تقویت
1) در بخش «امام مهدی در قرآن» از این کتاب به طور مشروح راجع به این آیه بحث شده است.
میکند و حسّ تعاون و همکاری اجتماعی را افزایش میدهد. چنانکه کینه و قهر سبب از بین رفتن اعتماد متقابل و کمشدن همکاری و کمکرسانی افراد جامعه به یکدیگر است و این معضل از مشکلات بزرگ دوران پیش از ظهور است!
و دوست یکدیگر باشند و برکات الهی هم فراوان باشد، بستر مناسب برای از بین رفتن فقر از همه افراد جامعه فراهم میشود و به همین دلیل در جامعه موعود فقیر یافت نمیشود و گیرندۀ صدقه و زکات نخواهد بود.
1) قرآن میفرماید: (وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ وَلکِن کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ(؛ و اگر اهل شهرها ایمان آورده
و تقوا پیشه کنند، برکتهای آسمان و زمین را بر آنها میگشاییم... . (سوره اعراف، آیه 96)
بر زمین است همانطور که به رشد معنوی انسانها اهمیت بالایی داده میشود و وسیله تقرّب و کمال انسانها فراهم میگردد همانگونه به جنبه مادّی و رفاه دنیوی آنها نیز توجّه میشود. یعنی حاکمیّت به معاد و معاش مردم _ هر دو _ توجّه دارد. (حدیث5)
جامعه اسلامی، جامعه تعهّد و مسئولیتپذیری انسانها نسبت به یکدیگر است. چنانکه قرآن فرموده است؛ (1)و در حکومت مهدی علیه السلام که بر اساس قرآن عمل میکند این واجب قرآنی(یعنی امر به معروف ونهی از منکر) در سطح حاکمان و توده مردم زنده خواهد شد و همگان به این وظیفه اسلامی و انسانی عمل خواهند کرد. (حدیث2)
وقتی در جامعهای، مردم نسبت به حاکمان و نیز در سطح جامعه نسبت به یکدیگر تعهّد و دلسوزی داشته باشند و در مقابل عمل خوب و بد آنها واکنش نشان دهند، خوبی و صلاح رواج یافته و بدی و تباهی رو به کاهش خواهد گذاشت و به برکت این نظارت عمومی و همگانی جامعهای سالم و صالح شکل خواهد گرفت. بنابراین رمز سلامت جامعه موعود و زیبایی آن، عمل کردن بر اساس آموزههای قرآنی است و این گونه نیست که مردم و جامعه بیاختیار و ناخواسته و به وسیله اعجاز خدا و امام، صالح شوند! و یک شبه همه
1) اشاره است به آیه (کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلْنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ(؛ شما بهترین امتی هستید که برای مردم آورده شده است امر به معروف میکنید و از منکر نهی میکنید. (سوره آل عمران، آیه110)
بدیها دفن شود!
امام مهدی علیه السلام میراثدار علوم همه انبیاء و اولیاء است و در زمان او و به برکت ظهور او، دورۀ شکوفایی علم پدیدار میشود و بشر به چشمههای جدیدی از علم دست مییابد که قابل مقایسه با دورۀ پیش از ظهور نخواهد بود. (حدیث6)
پیشرفتهای علمی دورۀ ظهور در حوزههای مختلف خواهد بود از جمله اینکه «ارتباطات» رشد عجیبی خواهد کرد، به گونهای که مطابق روایات، مردم در شرق و غرب زمین با سرعت و سهولت با هم ارتباط خواهند داشت و هرکس در هر نقطهای که باشد مهدی علیه السلام را خواهد دید و سخن او را خواهد شنید. (1)(حدیث7)
ارتباطات سریع خود یکی از ابزارهای تحقق جامعه جهانی و حکومت واحد است و شاید یکی از عوامل غیبت، فراهم شدن زمینههای مناسب برای شکلگیری حکومت جهانی باشد که از جمله
1) البته رشد ارتباطات ممکن است نوعی اعجاز و امداد غیبی الهی هم باشد و به هر حال این واقعیتی است که در دوره ظهور به وقوع میپیوندد.
آنها مسئله «ارتباطات» است.
1) دربارۀ این موضوع کتابهای مفصّلی نوشته شده است. برای نمونه نک. به: چشماندازی به حکومت مهدی( نوشته آقای نجمالدین طبسی.
امام مهدی علیه السلام حقیقتی است فراتر از درک و فهم بشر و خورشید عالم افروزی است که دست و دیده ما از او کوتاه است ولی تلاش کردیم پرتوی از سیمای تابناک او را در آیینه کلمات معصومان علیه السلام ببینیم تا به سهم خود از تماشای جمال بی مثالش بهرهای برده باشیم و در پایان خاضعانه به پیشگاه مقدسش عرض میکنیم:
«... یا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ». (1)
1) سوره یوسف، آیه88.
قرآن کریم
نهج البلاغه
مفاتیح الجنان
ابن ابیالحدید، ابوحامد عبدالحمید بن هبةالله، شرح نهج البلاغه، تحقیق: محمدابوالفضل ابراهیم، بی جا:داراحیاءالکتب العربیة، بیتا.
ابن حجر هیتمی، احمدبن محمد، الصواعق المحرقه، لبنان، موسسة الرسالة، چاپ اول، 1417ق.
ابن صباغ المالکی، علی بن محمد، الفصول المهمة فی معرفة الائمة، تحقیق: سامی الغریری، قم، دارالحدیث، 1379ش.
اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفظ الائمة، مصحح: هاشم رسلی محلاتی، تبریز، بنی هاشمی، چاپ اول، 1381ق.
بحرانی، سیدهاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، قسم الدراسات الاسلامیة، موسسة البعثة، چاپ اول، 1374ش.
بخاری، محمدبن اسماعیل، صحیح البخاری، لبنان، دارالفکر، 1401ق.
بهاءالدین نیلی نجفی، علی بن عبدالکریم، منتخب الانوار المضیئة، قم، مطبعة الخیام، 1360ش.
تفتازانی، شرح المقاصدفی علم الکلام، پاکستان، دارالمعارف النعمانیة، 1401ق.
جوادی آملی، عبدالله، امام مهدی موجود موعود، قم، اسراء، 1387ش.
جوینی، ابراهیم، فرائد السمطین، تحقیق: محمدباقرمحمودی، ایران، دارالحبیب، 1428ق.
حاکم نیشابوری، محمدبن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، مکتبة العصریة، بیتا.
حرعاملی، محمدبن حسن، اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، بیروت، اعلمی، چاپ اول، 1425ق.
حلی، حسن بن سلیمان، مختصر بصائر الدرجات، نجف، حیدریه، 1370ق.
حویزی، علی بن جمعه، نور الثقلین، تصحیح و تعلیق: رسولی محلاتی، قم، اسماعیلیان، 1412ق.
خزاز رازی، علی بن محمد، کفایة الاثرفی النص علی الائمة الاثنی عشر، حسینی کوهکمری، قم، بیدار، چاپ اول، 1401ق.
شیخ صدوق، ابوجعفرمحمدبن علی، کمال الدین وتمام النعمة، قم، دارالکتب الاسلامیة، 139ق.
____________، علل الشریع، قم، داوری، چاپ اول، 1385ش.
____________، معانی الاخبار، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1361ق.
شیخ طوسی، ابوجعفرمحمدبن الحسن، کتاب الغیبة، قم، موسسةالمعارف الاسلامیة، چاپ دوم1417ق.
صافی گلپایگانی، لطفالله، منتخب الاثر، قم، موسسه حضرت معصومه علیها السلام ، 1419ق.
طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، قم، انتشارات جامعه مدرسین
حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، 1417ق.
طبرانی، المعجم الاوسط، دارالحرمین، 1415ق.
طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، موصل، مکتبة الزهراء، چاپ دوم، 1404ق.
طبرسی، ابومنصوراحمدبن علی، الاحتجاج، مشهد، نشر مرتضی، 1403ق.
طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، قم، آل البیت علیهم السلام چاپ اول، 1417ق.
فخر رازی، محمدبن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1421ق.
فیض کاشانی، محمدمحسن، الوافی، اصفهان، کتابخانه امیرالمومنین علیه السلام چاپ اول، 1406ق.
قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودة، قم، نشرشریف المرتضی، چاپ دوم، 1417ق.
کلینی، محمدبن یعقوب، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ دوم، 1362ق.
کورانی، علی، معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام ، قم، موسسة المعارف الاسلامیة، چاپ اول، 1411ق.
متقی هندی، علاءالدین، کنز العمال فی سنن الاقوال والافعال، لبنان، موسسة الوفاء، 1409ق.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، نشر موسسه الوفاء، چاپ دوم، 1400ق.
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، تهران، موسسة النشر الاسلامی، 1362ش.
مشهدی، محمدبن محمدرضا، کنز الدقائق و بحر الغرائب، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد، چاپ اول، 1368ش.
مقدسی شافعی، یوسف بن یحیی بن علی، عقد الدرر فی اخبار المنتظر، تحقیق: عبدالفتاح محمدالحلو، قاهره، مکتبة عالم الفکر، 1399ق.
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1367ش.
موسوی اصفهانی، محمدتقی، مکیال المکارم، ترجمه: حائری قزوینی، قم، نشر مسجد جمکران، 1383ق.
نعمانی، محمدابراهیم، الغیبة، تصحیح غفاری، تهران:نشر صدوق، چاپ اول، 1397ق.