ghaemiyeh.com
سرشناسه : میردامادی،سید محمود، ۱۳۳۶ -
عنوان و نام پدیدآور : دو مناظره/ نویسنده سیدمحمود بحرالعلوممیردامادی.
مشخصات نشر : اصفهان: بهار قلوب٬ ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری : ۷۰ ص.؛ ۵/۹ × ۵/۱۹ سم.
شابک : ۲۵۰۰۰ریال: 978-964-9967-21-9
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
موضوع : اسلام -- مطالب گونهگون
رده بندی کنگره : BP۱۱/م۸۶۵د۹ ۱۳۹۳
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۰۲
شماره کتابشناسی ملی : ۳۶۱۰۵۰۲
نویسنده: سید محمود بحرالعلوم میردامادی
ناشر: بهار قلوب
چاپ اول: 1393
چاپخانه: گل وردی
تعداد: 1000 نسخه
شابک: 978-964-9967-21-9
قیمت: 2500 تومان
به نام او که برای عدالت میآید
یکی از کارهایی که دشمنان اسلام انجام میدهند شبهه پراکنی، تحریف حقایق و نادیده گرفتن فضایل اخلاقی است.
بر همگان، خصوص اهل بیان و قلم لازم است، در برابر این دشمنیها ایستادگی کنند و پاسخ طرفداران باطل را بدهند.
این سطور، برای عمل به وظیفهی امر به معروف و نهی از منکر نوشته شده و پاسخگوی شبهات در زمینهی
1- خداشناسی
2- پیامبرشناسی
3- قرآنشناسی
4- امامشناسی و
5- معادشناسی میباشد.
در این سطورخط دشمنان اسلام با زبان ساده افشاء شده است.
خدا کند که قبول افتد و چراغ راه شود.
سید محمود بحرالعلوم میردامادی
بهار 1388 شمسی
چرا مثل آدمای ندید بدید، اینجوری به کفشهات نگاه میکنی؟
آخه بند کفشم از خارجه اومده؟
خدا بداد برسه، پس پدر سوسی چی بگه که کلاهش خارجیه؟
یعنی خارجیا، کلاه سر پدر سوسی گذاشتن؟!
مثل اینکه خارجیا با یه بندکفش تو را به بند کشیدند !.
خب آخه اینا خیلی چیز فهمیدن، قانون حقوق بشر رو اینا وضع کردن.
چرا حرفات مثل یخ و دروازه بی ارتباطه؟
جون من راست نمی گم؟حقوق بشر خیلی مهمه.
برای اینکه خیلی مهمه، توی این وضعیت بد اقتصادی، تو، بندکفش خارجی خریدی؟
مگه اشکالی داره؟
آخه بعضیا پول خرید کفش معمولی رو ندارن
این چه ربطی به حقوق بشر داره؟
معلوم میشه تو اصلا حقوق را نمیدونی با قاف مینویسن یا با غین
یعنی میگی من بیسوادم؟
اتفاقاً، سوادت خیلی زیاده، سواد یعنی تاریکی، دلت تاریکه.
تو مگه از دل من باخبری؟
تا مرد سخن نگفته باشد...
آخه من که هنوز چیزی نگفتم !!!
از همان اول معلوم شد جذب خارجیا شدی و جامعه خودت را فراموش کردی.
خارجیا چی ندارن، علم ندارن، صنعت ندارن...؟
اولاً علم را ما داشتیم، اونا سرقت کردن، ثانیاً گفتی چی ندارن.
انسانیّت ندارن، دین درست و حسابی ندارن.
دین چیه؟ اینا دفاع از حقوق بشر دارن!
دین یعنی توجّه به قانون خدا
حالا واسه چی، قانون خدا؟
خدا انسان را خلق کرده، پس باید خودش برا
انسان برنامه بده، مثلاً یه کتاب، مثل قرآن.
پس میگی این قرآن، الهی الهی؟
تو میگی الهی نیست؟
خب شاید فکر پیامبر باشه.
خودت میگی پیامبر، یعنی پیغام آور، آن حضرت پیام چه کسی را آورده؟
کاری به لفظ نداشته باش، بگو شاید فکر محمّده.
اوّلاً چرا نمیگی حضرت محمّد‘، ثانیاً خوب اگه یه انسان میتونه این همه نبوغ داشته باشه که قرآن بیاره، خوب نابغه توی دنیا زیاده، اونا هم مثل قرآن بیارن.
خوب شاید آوردن
میتونی یه آدرس از این نوابغ به من بدی؟
من که نمی شناسم!
پس بی مطالعه چی میگی؟
حالا چرا حرفو منحرف کردی؟
حرف ما مگه چی بود؟
داشتیم از حقوق بشر حرف میزدیم.
ببین باید اصولی پیش بریم.
یعنی چی؟
اساساً تو، خدا و خالق هستی را قبول داری؟
باید فکر کنم.
خیلی عجیبه، تو این بیست و چند سال هنوز فکر نکردی که این جهان خالق داره؟
حالا فرض کن داره.
با فرض کن که کار درست نمیشه.
ای بابا! تو هم چقدر گیر میدی.
آخه مگه من چی گفتم؟
همش دوست داری حرفای دینی بزنی.
چرا حوصلهات سر میره، انگار پیپتو نکشیدی...
آخ جون خوب شد یادم آوردی.
ولی تا روشنش کردی، من میگم پیپ خودش روشن شد.
شوخی نکن!
راستی چه جوری خورشید خودش روشن شده؟
نمیشه؟
مثل اینکه تو عقل نداری!
سؤال کردم.
منم جواب دادم.
عقل چی میگه؟
عقل میگه استارت روشنایی دنیا را خدا زده.
عجب پیپ خوبی شد.
نوش جونت چرا حرف توی حرف میاری؟
ها، چی گفتم؟
یادت رفت؟
آخه من حافظه زیادی ندارم.
خوب معلومه، عقل حسابی هم نداری.
بنا نشدا...
بنا چی بود؟
حرف حسابی بزنی.
گفتم عقل میگه استارت هستی رو خدا زده.
خب، حالا که چی؟
یعنی خداوند خالق جهانه و برنامه زندگی را
خودش باید بده.
تو میگی این قرآن، برنامه همیشهگیه؟
بله همیشهگیه.
چرا؟
واسه اینکه آخرین برنامه و کاملترین قانونه.
از کجا معلومه؟
بنا شد اصولی پیش بریم.
یعنی چی؟
یعنی آیا به خدا عقیده داری؟
یه کمی داشتم، حالا زیادتر شد.
یعنی حالا به خداوند عقیده داری؟
آره بابا عقیده دارم.
خوب از این به بعد بهتر پیش میریم.
من حاضرم.
خداوند که مهندس جهان آفرینش و خالق انسانه، قرآن رو فرستاده و فرموده: اگه شک دارین که این از طرف ما نازل شده، خوب یه سوره مثلش بیارین، و تا حالا کسی نتونسته مثلشو بیاره این میشه، دلیل حقانیّت پیامبر اسلام‘.
این درست ولی برای چی میگی این قانون کاملترین و آخرینه؟
خود قرآن میگه پیامبر، آخرین پیامبره و این برنامه کاملترینه.
آخه چطوری برای زمانای بعدی قرآن برنامه داره؟
من که گفتم قرآن از طرف خداوند اومده، او همهی نیازهای بشر رو تا قیامت میدونه.
یعنی قانون الهی تغییر پیدا نمیکنه؟
آیا اصول انسانیّت، مثلاً خوبی صداقت و عدالت تغییر پیدا میکنه؟
این قانون تغییر که همهگانیه.
چرا حرفای مارکسیستها رو میزنی بنا بود دیگه خوب بشی.
یعنی میخوای بگی اینطور نیست؟
آخه مگه ما کلی قوانین ثابت نداریم توی اخلاق، توی علوم و خیلی جاها دیگه، قانون دین هم همینجوره.
مثلاً توی علوم چی داریم؟
قوانین ریاضی آیا ثابت نیست؟
ای لعنت به معلّم ما.
برای چی؟
زمانی که ما دانشگاه میرفتیم هی از قانون دیالیکتیک میگفت، از تغییر میگفت.
پس نتیجه گرفتیم که تغییر سراغ اصول و مسائل اساسی دین نمیره و دین اسلام جاودان و همیشهگیه.
عاقبت نگفتی حقوق بشر چی میشه؟
چند ساله سیگار و پیپ میکشی؟
دوباره مسیر حرفو عوض کردی؟
سؤال منو جواب بده.
شاید هفت هشت ساله.
آیا تو محیط بسته هم سیگار و پیپ میکشی؟
مگه عیبی داره؟
تو که اینقدر بی هوشی، حقوق بشر سرت میشه؟ دیروز هم سگت پای همسایه را گاز گرفته.
چشم همسایه کور، خوب بود به فلفلی جون اذیّت
نکنه.
آخه فلفلی جونت اوّل اذیّت کرده.
چه اذیّتی؟ اونا میگن سگ نجسه فلفلی هم بدش اومده.
یعنی سگ شما اینقدر باهوشه؟
یعنی چه؟
یعنی نمیخواد بهش بگن نجسه.
خوب دیگه.
پس سگ از نجس بودن بدش مییاد و میخواد پاک باشه؟
مگه اشکال داره؟
اشکال به آدما بر میگرده که بعد عمری نمیخوان پاک بشن، خب، اگه راستی تو دین اسلام را قبول داری، باید بدونی سگ نجسه.
به فلفلی میگم بیاد گازت بگیره.
عجب حقوق بشری!
آخه...
آخه یعنی چی؟ تو سیاستت مثل آمریکا میمونه
که سگاشو توی دنیا ول میکنه، هر کس حرف حقّی میزنه میگه به سگم میگم گازت بگیره.
مسئله رو سیاسیش کردی.
من با تو دارم دینی حرف میزنم، حواست کجاست، میگم سگ نجسه بدت مییاد، میدونی سگ حدود 90 نوع بیماری مُسری داره؟
چرا اینا خارجیا نمیدونن.
دوباره میگی خارجیا، اونا چی میدونن، آخه توحّشو که نمیشه اسمشو تمدّن بذاری.
یعنی چی؟
یعنی همین بیماری ایدز، از کجا اومده؟ چرا اکثر جوونای اینا به بیماری های مقاربتی و... مبتلان؟
بالاخره حقوق بشر چی شد؟
حقوق بشر توی دین ما اومده، حتّی برای حیوونا و گیاها هم حقوقی معین شده.
من فکر میکنم این یک تبلیغه.
کی اینو به تو گفته؟
خودم کلی چیز میدونم، فقط گاهی فراموش میکنم
نکنه مثل اون که کُلُوا وَ اشرَبُوا را گوش میکرد و لا تُسرِفُوا را فراموش میکرد شدی؟
یعنی چه؟
تو که خیلی چیز میدونی چرا این جمله رو نفهمیدی؟
حالا اشکالی داره معنا کنی؟
یعنی تو وقتی یه حرفی به سودت باشه یادت میمونه، امّا اگه به ضررت شد یادت میره.
ای بابا! توام هی مانع حرکت به سمت آزادی میشی.
نگفتی میخوای میدون آزادی بری.
چی گفتی؟
کی من مانع حرکت تو به سمت میدان آزادی شدم؟
میدون آزادی رو که نمیگم منظورم آزادی بیان و آزادی قلم و آزادیهای دیگه است که توی حقوق بشر اروپا اومده.
حالا مگه تو آزاد نیستی؟
غرضم آزادی تو دانشگاهه.
میخوای تو دانشگاه چکار کنی؟
از مارکس بگم، از تمدّن اروپا بگم، از حال و هوای آزادی حرف بزنم.
عجب، تو که حالا کلی چیز گفتی و بازم داری ادامه میدی.
اصلاً خوبه آدم، عرفانی فکر کنه.
یعنی چه؟
عرفانی فکر کردن یعنی آزادِ آزاد، اینا میگن:
ما درون را بنگریم و حال را
نی برون را بنگریم و قال را
ماشاالله به این هوش، تو که میگفتی فراموش کاری، و تازه این حرف را صوفیا زدن.
اینا را همون معلّم مارکسیست ِیادمون داد.
پس این صوفیا با مارکسیستا خویشاوندی فرهنگی دارن؟
شاید، من نمیدونم.
خوب این شعر چی میخواد بگه؟
شاید تو بهتر بدونی.
اینا میگن باطن را باید درست کرد، ظاهر چیزی نیست.
راست نمیگن.
این فرار از مسئولیّته، کی میدونه باطن تو چیه؟ پس هم ظاهر باید درست باشه و هم باطن و تازه این شعر مولویه.
چه فرق میکنه مال مولوی باشه یا مال علی باشه؟
خیلی فرق میکنه، مولوی که معصوم نبوده.
مگه علی معصوم بوده؟
تو میگی معصوم نبوده؟
آخه این غلوّه.
مولوی را با امام علی علیه السلام مقایسه کنی غلوّ نیست ولی اعتقاد به عصمت امام علی علیه السلام غلوّه؟
چرا اینا باید معصوم باشن؟
چون حرف غیر معصوم خریدار نداره و مردم میگن وای بروزی که بگندد نمک.
این که دلیل نمیشه.
تو خودت فکر کن مثلاً گفتهی پیامبر اگه احتمال خطا داشته باشه، از کجا معلوم، که قرآن از طرف خدا باشه؟
پس چرا اینا استغفار و عذرخواهی میکنن؟
این از معرفت بالائیه که پیامبر و ائمّه دارن، عذرخواهی میکنن که بیشتر نمیتونن عبادت کنن، یعنی قصور امکانی دارن.
بعضیا میگن، توی قرآن هم اینا گنه کار معرّفی شدن.
اون بعضیا کیان؟
همونائی که تبلیغ علیه دین میکنن.
خوب گفتی، پس معلوم شد، قصدشان چیه؟
خوب جوابشون چیه؟
قرآن، ترجمان داره، باید ببینیم اونا در این موضوع چی گفتن.
ترجمان قرآن کیه؟
خاندان پیامبر خدا‘ یعنی حضرت علی و حضرت فاطمه و فرزندانشان علیهم السلام .
اینا باید قرآنو معنی کنن؟
حتماً، اینا مترجم و مفسّر واقعیه قرآنن.
اینو کی گفته؟
پیامبراز قول خداوند گفته.
واسه چی، کار را سختش کردن؟
پیش پزشک هم که میری، بعدش باید زیر نظر دکتر داروخانه نسخهات پیچیده بشه.
یعنی قرآن حلّ المسائل میخواد؟
تو میگی نمیخواد؟
راست میگی، اگه ترجمان نداشته باشه ممکنه یه جور دیگه ازش برداشت کنن.
برای همینه که ترجمان قرآنو در طول تاریخ ترور میکنن.
یعنی چی؟
توی تاریخ ببین، خاندان رسول خدا را گاهی با شمشیر و زهر ترور کردن، گاهی با تهمت.
در نتیجه.
در نتیجه، قرآن را هر جور خودشون بخوان معنا می کنن - محمّد رضا پهلوی قرآن چاپ میکنه -
فهد و حزبش هم مبلّغ قرآن میشن.
انبیاء گناه به معنایی که توی ذهن ماهاس انجام ندادن، بلکه بعضیشون ترک اولی کردن، یعنی بهتر بود، در یک موضوع خاص کار دیگری غیر کاری که انجام دادن انجام میدادن، اینو بهش میگن ترک اولی، به اضافه قرآن آیات زیادی در مورد عصمت انبیاء داره.
یک پیپ بکشم.
توی فضای سر بسته، نه، چون مخالف حقوق بشره.
باشه میریم بیرون، تو فضای سبز.
حیفت نمییاد، هوای به این خوبی رو آلوده میکنی؟
تو به گل نگاه کن، بوی گل استشمام کن به من چکار داری؟
وقتی فضا را آلوده میکنی، کجا بوی گل میاد، تو مثه منحرفین این عصر میمونی که فضای جامعه را دودآلود میکنن.
یعنی کیا؟
همینائیکه منکر مکتب عترت میشن و با اهلبیت علیهم السلام میجنگن (یعنی وهّابیا).
راستی کسی میتونه منکر مکتب عترت بشه؟
خیلی راحت، برای اینکه کم نیارن تبلیغ سنّت میکنن.
مگه اشکال داره، خوب سنّت هم مال پیامبره.
اشکال اینه که اینا سنّتو جای عترت گذاشتن، ولی طبق نقل همهی مسلمونا پیامبر فرموده: کتاب الله و عترتی.
پس سنّت چی میشه؟
سنّتِ پیامبرو، عترت بیان میکنن همانطور که قرآن را بیان میکنن.
خیلی قشنگه.
چی قشنگه، گلها را میگی؟
نه، اینکه برای قرآن و سنّت حافظ گذاشتن.
آفرین، داری راه میافتیا!
امّا عاقبت نگفتی حقوق بشر چی میشه؟
حقوق بشر تو کلام خدا و رسول و خاندان رسول اومده.
من که ندیدم !!
تو فقط خودتو دیدی؟
آخه تو قرآن دستور قتل هم داره.
قتل کی؟ آدم خوبا؟ انسانهای وارسته؟ محرومین و مظلومین؟ یا غدّههای سرطانی؟
چه فرق میکنه؟
آه از نادونی!!
یعنی چی؟
دکتر جراح آیا با قطع غدّهی سرطانی به داد مریض نمیرسه.
من که قبول ندارم.
چیا قبول نداری؟ این که خیلی بدیهیه! و تازه اگر قبول نداشته باشی چی میشه؟ مثلاً قبول نداری که خورشید نور میده؟
خوب قبول کردم؛ اما چرا حقوق زن نادیده گرفته شده؟
حالا شدی طرفدار حقوق زن، تو چند روز پیش
زنتو طلاق دادی!
مگه تو اسلام طلاق وجود نداره؟
داره؛ امّا نه به این آسونی که توی غربه.
اسلام برا طلاق هزار تا مانع درست کرده تا زندگی مردم از هم نپاشه، بچّهها بیسرپرست نشن، این دفاع از حقوق زن و خانواده نیست؟
حالا برگردیم به اصل مطلب!
اصل مطلب چیه؟
حقوق بشر تو قرآن و روش پیامبر و خاندان پیامبر.
یعنی تو اینقدر بی اطلاعی؟!
خوب بابا یه کمی با ما راه بیا دیگه!
آخه میترسم توی حرف من حرف بزنی و رقص سماع راه بیاندازی!
رقص سماع؟!
یادمه که یه وقتی صوفی شده بودی.
تو چرا با ما صاف نمیشی؟
هر وقت تو با تشیّع صاف شدی باهات صاف میشم!
با تشیّع؟!
آره.
تشیّع که مکتب صفویّه است!!
دیدی هنوز عقیدت خرابه.
راست نمیگم؟
تشیّع زمان پیامبر خدا‘ تأسیس شده و اون حضرت تعریف و تمجید شیعه رو کرده، کجا مربوط به صفویّه است؟
خیلیها اینا میگن.
تو آخرش مقلّدی، مقلّد گورویچ یهودی و ماسینیون مسیحی.
این حرفا چکار به اینا داره؟
آخه مطالعه نداری فقط ادّعا میکنی.
چه ادّعایی؟
ادّعای چیز فهمی!
آخه تشیّع خرافاتیه!!
یعنی چی؟
همین گریه، روضه، سیاه پوشی، علَم و پرچم...
خوب بسه، گفتم که تو مقلّدی! تو برای فقدان
دوستت گریه نمیکنی؟
برا پدرت؟ همینکه تعریف خوبیها شو میکنی، خوب همین روضه است، چند روز پیش هم که دیدم برا مرگ دوستت سیاه پوشیدی! علَم و پرچم هم که یک نشانه است؛ نشانهی عزا.
من که قانع نمیشم.
آخه تو یه درد و دو درد نداری، اضافه بر تری، نَم هم داری، هم مارکسیستی، هم وهّابی! صوفی هم که بودی، راستی خدا بدادت برسه!
حالا بریم به اصل مطلب برسیم.
حقوق بشر رو میگی؟
آره، قربون آدم چیز فهم!
حقوق بشر همینه که تو داری وقت منو بی جهت میگیری و هی مطلب میبافی
دیگه هیچی نمیگم.
وسط حرف من نباید از مولوی بگی، از حلّاجی ماسینیون بگی، از یهودی و کاتولیک بگی، قول میدی؟
قول میدم.
جُرج جُرداق مسیحی یه کتاب نوشته به نام «امام علی صدای عدالت انسانیّت»، که توی اون کتاب حقوق بشر اروپا رو با حقوق بشر حضرت علی مقایسه کرده و برتری را با حقوق بشر امام علی دونسته.
حرفای یه مسیحی که، برای ما حجّت نیست.
گفتم که تو پر حرفی و طاقت شنیدن حرفای حسابی رو نداری!
مگه حرفای جرج جرداق میتونه حجّت باشه؟
یادت رفته حرفای اسلام شناسان غربی را تو دانشگاه تکرار میکردی، همین دیروز سینه چاک حلّاج و خرقانی بودی! اینا قولشون حجّته، چون مخالف راه حضرت علی علیه السلام ، ولی جرج جرداق قولش حجّت نیست.
من روحساب حرف خودتون میگم که هی میخواید دنبال معصوم برید!
بده که دنبال معصوم بریم؟ این که دستور خداونده! ثانیاً اگر کسی مکتب معصوم را تشریح
کنه، و مذهب ما رو تعریف و تأیید کنه، این قولش حجّت نیست؟
دین ما به تعریف این و اون نیاز نداره.
من نمیگم نیاز داره، اما اگه کسی تعریف کنه و خوبی هاشو بگه اشکال داره؟
حالا جرج جرداق چی گفته؟
جرج جرداق گفته علی صدای عدالت انسانیّته، اون حقوق بشر را توی مکتب علی علیه السلام بررسی کرده.
مسیحیه! باید بگه عیسی صدای عدالت انسانیه؟!
بله؛ با اینکه مسیحیه، امّا کتاب در مدح و خوبی اسلام و خاندان پیامبر خدا‘ نوشته.
حالا یک مسیحی اومده اسلام را مدح کرده.
ای حق ناشناس! ای منفی باف بیچاره!
چطور مگه؟
اگر این مسیحی منفیبافی کرده بود که میگفتی خیلی روشنفکره!
خوب از یه گل که بهار نمیشه.
خیلی خارجیا به اسلام علاقهمند شدند و با
مطالعه، دربارهی اسلام نظر دادن.
اینا مسلمون میشن؟
پرفسور هانری کربن، جامعه شناس و اسلام شناس فرانسوی، مسلمون شده و میگه من توی مناجاتم صحیفهی علویّه و مهدویّه میخونم، پروفسور لیگن هاوزن امریکایی که از نهج البلاغه مسلمون شده، مهندس آرکادی ایتالیائی که شب تولّد امام زمان(15 شعبان) مسلمون شده و دهها رهیافته دیگه.
اینا رو شما از کجا میشناسین؟
با خیلیهاشون تماس داشتم، اینا حرف برای زدن دارن، خیلی راهها رو رفتن ولی فهمیدن که فقط اسلام نجات غریقه.
به هر حال حقوق بشر چی شد؟
راستی خیلی...
عصبانی نشو، فهمیدم میخوای بگی حقوق بشر تو دین اسلامه.
اسلام علی بن ابیطالب علیه السلام ، نه اسلام ِ منحرفین و سلاطین.
چه فرقی داره؟
از قیامت نمیترسی؟ اینقدر زبونت وله؟
قیامت؟!
ببین بعد از اینکه خداوند رو قبول کردی که خالق جهانه، باید قیامت رو قبول کنی که روز حسابه.
یعنی خدا حسابها رو گذاشته برای قیامت؟!
گاهی هم توی دنیا آدمو بیچاره میکنه!
خدا نکنه، ما که چاکّر خدائیم!
خدا چاکّر نمیخواد، عبد و بنده میخواد.
باشه بابا ما بندهی خدائیم.
اگه راست میگی، چرا نمازتو نخوندی؟
تو را خدا قرار شد ایراد نگیری، ما جای نماز، ذکر یا علی میگیم.
بیچاره گاهی وهّابی میشی؟ گاهی صوفی میشی؟! این دین تو دیگه چیه؟!
برو قلبتو صاف کن، با دین چکار داری؟!
من که با دلیل و برهان با تو حرف میزنم،
دلسوزی برات میکنم، من قلبمو صاف کنم، یا اونا که تو را منحرف کردن، و هر لحظه به شکلی تو را آرایش کردن؟!
راستی خدا ازشون نگذره، جوانی ما رو هدر دادن!
خودت هم شریک جرمی، آخه مگه عقل نداری؟! هر چی بهت میگن باید با عقلت بسنجی.
اونا طوری حرف میزنن که انکار فیلسوف دهرند، همین معلّم منحرف دانشگاه، آنقدر پشت هم انداز و جعاله که از همه چیز میگه و بعدش هم میگه اینا صراطهای مستقیمه!
البته اسلام مولوی و خرقانی، غزالی و حلّاج، که با تغییر مارکسیستها میسازه صراطهای زیادی داره، اما اسلام پیامبر خدا و علی مرتضی یک صراط بیشتر نداره.
امروز که پیامبر و علی نیستند، کار میزان و الگو دادن با کیه؟
من دیگه خسته شدم، این بحث بمونه برای بعد.
ممکنه دیگه بعد نداشته باشیم، ممکنه من امروز..
راستی داری گریه میکنی؟
تو میگی من خیلی بدم، شایدم درست میگی، امّا حالا میخوام خوب بشم.
خودتا کنترل کن، برو یه کم به صورتت آب بزن.
نه یه باره وضو میگیرم.
حالا که با وضو شدی شیرینترین بحث رو برات میگم خدا خیلی با ما مهربونه، برای همین هیچ وقت ما را بدون رهبر و راهنما نمیذاره.
همیشه آدما چراغ راهنما داشتن، ولی بعضی دیدند چراغ راهنما، ظاهراً براشون ضرر داره، با دزدیهاشون مخالفه، اینا زدن چراغ راهنما رو شکستن، پیامبران الهی، تا رسول خدا‘، امام علی علیه السلام تا امام یازدهم علیه السلام اینا را اذیّت کردن، ترور کردن، خداوند، آخرین چراغ راهنما را غایب کرد، تا مردم یه مقدار بیان تو باغ، بفهمند مکتبهای مختلف درداشونا دوا نمیکنن، حکومتها برای آوردن عدالت مطلق بیعرضهاند.
مقصدت از چراغ راهنمای غایب حضرت مهدی دیگه؟
کاملاً درسته، الگو و میزان کار برای مردم مسلمون، امروز امام زمانه.
وجود امامی که غایبه چه فایدهای داره؟
برای مثال، تا حالا کنترل از راه دور نشنیدهای؟ امام زمان بر جهان و روی قلوب مردم کنترل داره، حاکم جهانه، اما برای اینکه محفوظ بمونه، خدا تا روز ظهور غایبش کرده، امام زمان به حال ما عالمه، از کار ما آگاهه ولی از دیدهی ما غایبه، این معناش این نیست که او وجود نداره.
بعضی میگن هنوز به دنیا نیومده؟
آخه اینا جواب قرآن را چی میگن که: (لکل قوم هاد) برای همهی اقوام هادی و رهبر وجود داره هادی امروز، کیه؟ مگه امام حسن عسکری علیه السلام هنوز حیات دارن؟ مگه ایشون شهید نشدن؟ و دهها دلیل ِ قرآنی دیگه و ادلّهی حدیثی بیشمار از همهی فِرَق مسلمین.
کسی میتونه آقا رو ببینه؟
لازم نیست آقا را ببینی، ولی خواستن توانستنه، بشرط اینکه خود تو لایق کرده باشی، اصلاً یکی از دلیلهائی که میگه آقا وجود دارند همینه که بعضیها آقا رو دیدن، آدمای لایقی مثل سیّدِ بحرالعلوم و مقدّس اردبیلی.
چگونه آدم، لایق دیدار میشه؟
از جهتی سؤال سختیه، امّا از جهتی آسونه، خلاصش اینه که آدم به وظیفش عمل کنه، غیر از وظائف همگانی مثل نماز و روزه هر کسی به مقدار توانش، باید در بیداری مردم کوشش کنه، غیر اینکه خود سازی میکنه، نجات غریق هم باشه، اگه پول داره حق آقا رو در راه نشان دادن عظمت مکتب آقا (با اجازهی نمایندگان عامّهی آقا = مراجع تقلید) مصرف کنه، اگه مسئوله از قدرتش به نفع آقا استفاده کنه، و همینطور...
دیدار آقا چلّه نشینی و ریاضت نمیخواد؟
چلّه نشینی، وظیفه شناسیه، چهل روز آدم مراقب باشه به وظیفش عمل کنه، یه وقت وظیفه درس
خواندنه، تدریسه، تبلیغه، و یا دیگر وظایف، در ضمن نماز هم بخونه، دعا و توسّل هم داشته باشد این چلّه نشینی مشروعه، امّا چلّه نشینی صوفیانه و ریاضت کشی عرفان نمایانه کسی رو به امام زمان نمیرسونه، این کار رو درست کردن که باهاش آدمای تنبلو گول بزنن.
البته وظیفه شناسی به چهل روز ختم نمیشه آدم با ایمان همه وقت باید به وظیفش عمل کنه و از سستی و تنبلی اجتناب کنه، بعضیها برای فرار از مسئولیت میخوان با ذکر و ورد، دعا و گریه کارها حل بشه، در حالی که مکتب ما همانطور که دعا، گریه و توسّل داره، کار و کوشش، علم آموزی، تبلیغ و ترویج هم داره.
گریه پیرهن سیاه
السلام علیک یا ابا عبدالله لحسین
لیتنا باشد شعار رشکها
اشک باریدند حتی مشکها
یکی از خدمات منحرفین و منافقین به قدرتهای استکباری و حکومتهای استعماری، تضعیف روحیهی عاشورایی و ولایی امّت اسلامی است.
دشمن از عاشورا سیلی خورده است، همانطور که از غدیر، فاطمیّه و مهدویّه سیلی خورده است.
حال، چه کند؟ جز شبهه پراکنی، نشر جعل و دروغ از طریق ماهوارهها، سایتها، کتب و نشریات راهی ندارد. ما باید چه کنیم؟ اوّلا بیدار باشیم که دشمن داریم. بعضی، همه را دوست میبینند یعنی خیلی ساده اندیشی میکنند.
ثانیاً ما «وَاَعِدّوا...» در قرآن داریم، آمادگی مادی مهم است، اما مهمتر، آمادگی فرهنگی است.
نباید در کارهای فرهنگی به کم قانع بشویم و خودمان را گول بزنیم، دشمن سخت کوش است.
منطق با ما است، دلهای پاک با مکتب ما است و دست عنایت حق وعدهی پیروزی و نصرت داده است.
پس برای چه کار نمیکنیم یا کم کاری میکنیم؟!
این سطور برای انجام وظیفه آماده شده است، امید آنکه اشک ریز عاشور و منتظر ظهور باشیم.
انشاالله تعالی
*[ مدّتی توی ایران با منحرفین نشست و برخاست داشت، گاهی با وهّابیا، گاهی با غربزدهها، آخرش رفت اروپا وهّابیا جذبش کردن، حالا میگه:]
*اوّلاً کسی از تو علم ِ غیب نخواس و ثانیاً از کجا میگی سلطان هر کاری بکنه، درستِ درسته؟
*حواست کجاست؟ تو امام معصوما نمی شناسی؟! اومدی اروپا خیلی چیزا یادت رفته.
*تمدّن چه بویی میده؟
*آزادی مگه بو داره؟
*پس آزادی فقط صدا داره!
*به گفتهی تو ایراد میگیرم، اول میگی تمدّن بو داره بعد میگی آزادی صدا داره.
*اینجا بمونم که چی بشه؟
پس توی مهد آزادی، هنوز نتونستی یه رفیق پیدا کنی!
*خوب حالا بوی آزادی و تمدّن را فهمیدم.
آزادی یعنی از بین رفتن زندگی و تمدّن یعنی دوستی با سگ.
*چه کتابایی دارید؟
*مثلاً الغدیر علّامهی امینی، المراجعات سیّد شرف الدّین، شبهای پیشاور سلطان الواعظین؟
*ناراحتِ ما نباش، همین که چشم دلمون ضعیف نشه و پوکی عقیده نگیریم کافیه.
را
1) 1- دارالسّلام، الریاض المملکه العربیه السعودیه، باب فضائل الصحابه، صفحه 1102.
نمیشه، چون قرآن همیشگیه، وجود عترت هم در کنار قرآن همیشگیه، ثالثاً کلام عترت مثل قرآن، حجّته.
نتیجه این که ما به نعمت تفسیر قرآن بوسیلهی ائمّه میرسیم.
*خب سؤاله دیگه.
حسان بن ثابت از شعرای زمان پیامبر‘ است، و اشعارش در طبقات ابن سعد اومده.(1)
در سوگ مولای متّقیان، امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام سیاه پوشیدن.(2)
در سوگ حضرت امام حسن علیه السلام هاشمیات یعنی زنان اهلبیت علیهم السلام بمدت یک سال از زینت دوری کردن و لباس سیاه پوشیدن.(3)
در شهادت حضرت سیدالشهداء علیه السلام ، زنان بنیهاشم لباسهای سیاه پوشیدن و از سرما و گرما شکایت نداشتن.
1) 4- سیاهپوشی در سوگ ائمهی نور، ص 119.
*... ببین چقدر خوب شد.
واسه چی، امیدوارم دعای مادر تو رو ببره توی خط اهل بیت علیهم السلام .
حالا از گریه برام بگو.
در زیارت امین الله داریم: «عَبْرَةَ مَنْ بَکَی مِنْ خَوْفِکَ مَرْحُومَةٌ» یعنی: «خدایا، اشک کسی که از ترس تو گریه کند مورد رحمت است.»(2)
البته اشکها متفاوته: اشک از خوف خدا، اشک به یاد اولیاء خدا، اشک شوق، اشک فراق، اشک انتظار.
*اشک فراق، اشکِ در فراق امام زمانه، اشکِ ندبه، زیارت آل یاسین، که همون اشکِ انتظاره؛ و اشکِ یادِ اولیاء خدا، همین اشکِ بر امام حسینه.
بر اساس تحقیق دانشمندان علوم تجربی، اشکهایی که از چشم انسان بر اثر عوامل مختلف جاری میشه از نظر ترکیبی با هم فرق می کنن.(1)
مظلومیّت اولیاء خداوند یعنی عترت طاهرین به ویژه حضرت سیدالشهداء علیه السلام .
1) 1- تفسیر اشک، ص18، به نقل از اوّلین دانشگاه و آخرین پیامبر نوشتهی شهید دکتر رضا پاک نژاد (ره)، ج 16: ص25.
گریه دارن، مثلاً این پیرهن مشکی یه جور اشک میریزه، تا برسه به سنگ ریزه و...
لیتنا باشد شعار رشکها
اشک باریدند حتّی اشکها
علقمه خجلتزده تا روز حشر
تا که نامی آورد از مشکها
غبطه باید خورد بر اشک وجود
اشک ریزانند حتّی رشکها
اشک ِباران را ندانم دیدهای؟
اشکْ باران شد دو چشمِ اشکها