ghaemiyeh.com
مهدویت و جهانی شدن
سخنرانی: دکتر محمّد نهاوندیان (دههی فرخندهی مهدویّت)
زیر نظر: مجمع مطالعات و تحقیقات مسائل جهانی مهدویّت
ناشر: بهار قلوب
چاپ اول: 1393
چاپخانه: گل وردی
شمارگان: 1000
شابک: 5-16-9967-964-978
قیمت: 2200 تومان
حق چاپ و نشر برای ناشر محفوظ است.
مراکز پخش: 37705493 - 025 و 32237352 - 031
ارتباط مستقیم: 0912
سامانهی پیام کوتاه: 3000601614
Info@Mahdavi-Publication.com
Mahdavi-Publication.com
السّلام علی المهدی الّذی وعد الله عزّوجلّ به الاُمم، و یجمع به الکلم، و یلمّ به الشّعث، و یملأ
به الأرض قسطاً و عدلاً،
و ینجز به وعد المؤمنین.
آینده جهان 7
تحوّل عظیم جهانی 9
حاکم جهانی کیست؟ 17
شرکتهای چند ملیّتی 18
سازمانهای بینالمللی 18
ادارهی دولتی 19
جوامع مدنی 20
حکومت واحد جهانی 21
جهانی شدن و هدفمندی 23
جهانی شدن و فرهنگ جهانی 25
تجربهی یکپارچگی منطقهای 26
نسخهی دینی برای حکومت جهانی 33
جهانی شدن و وظیفهی مسلمانان 37
لازمهی حکومت جهانی 39
جهان شمولی اسلامی 41
حکومت عدل و داد 44
ویژگیهای یاران امام مهدی علیه السلام . 48
اخلاق در سطح جهانی 54
منتظران، عاملان به محاسن اخلاقی 58
سخنی از مولا. 60
آینده جهان 7
تحوّل عظیم جهانی 9
حاکم جهانی کیست؟ 17
شرکتهای چند ملیّتی 18
سازمانهای بینالمللی 18
ادارهی دولتی 19
جوامع مدنی 20
حکومت واحد جهانی 21
جهانی شدن و هدفمندی 23
جهانی شدن و فرهنگ جهانی 25
تجربهی یکپارچگی منطقهای 26
نسخهی دینی برای حکومت جهانی 33
جهانی شدن و وظیفهی مسلمانان 37
لازمهی حکومت جهانی 39
جهان شمولی اسلامی 41
حکومت عدل و داد 44
ویژگیهای یاران امام مهدی علیه السلام . 48
اخلاق در سطح جهانی 54
منتظران، عاملان به محاسن اخلاقی 58
سخنی از مولا. 60
ندانمت به حقیقت که در جهان به چه مانی ***جهان و هر چه در آن است صورتند و تو جانی
به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت ***که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی
من ای صبا! ره رفتن به کوی دوست ندانم ***تو میروی به سلامت سلام ما برسانی
در شب میلاد حضرت بقیة الله علیه السلام ، دیدگاه الهی نقطه نظر خودش را در مورد آیندهی جهان به جهانیان اعلام میکند. با این رویکرد به موضوع جهانی شدن و مهدویّت میپردازیم. امروزه بیش از هر موضوع دیگری از جهانی شدن و فرایند یکپارچگی جهانی سخن گفته میشود در این زمینه پرسش هایی چند مطرح است.
یکم. آیا این موضوع با بحثی که دینداران به طور عمومی، مسلمانان به طور خاصّ و شیعیان به طور شفافتر معتقدند ارتباطی دارد یا نه؟
دوّم. آیا جریان جهانی شدن جهان را به سمت آیندهی جهان از نظر متدیّنان و منتظران، نزدیکتر میکند یا دورتر؟
به عبارت دیگر، آیا رخدادهای عالم را میتوان به عنوان قرینهها و نشانههایی جهت تحقّق وعدهی الهی در نظر گرفت، یا مسیر حرکت واقعی و عینی جهان در خلاف جهتی است که پیامبران ترسیم کردهاند؟!
سوّم. معتقدان به دیدگاه الهی در رابطه با پدیدهی جهانی شدن چه وظیفهای دارند؟! آیا میتوانند نقشی ایفا کنند؟ آن نقش چیست؟
پیش از پاسخ به این پرسشها بیان مقدمهای ضروری است تا نخست مسئله روشن شود. آن گاه با شناخت اجمالی به سؤالات اصلی پاسخ میدهیم. اگر این پرسشها سی سال پیش مطرح میشد، به طور طبیعی در آن روزگار میپرسیدند: چگونه شما از حکومت جهانی واحد سخن میگویید، در صورتی که دو ابرقدرت بزرگ در مقابل هم صف آرایی کردهاند و هیچ نشانهای از یکپارچگی جهانی وجود ندارد؟!
امّا در فاصلهی این بیست سال گذشته(1)، اتفاقات بسیار دگرگون کننده و تحوّل آفرینی در صحنهی حیات اجتماعی انسانها اتفاق افتاد و چهره ی جهان
1) لازم به ذکر است که سخنرانی دکتر نهاوندیان در برگزاری نخستین جشنواره و کنفرانس دهه فرخنده مهدویه/1378 به دعوت مرکز جهانی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ایراد شده است.
را دگرگون ساخت. برای نمونه کشف تکنولوژیک، امکان استفاده از فناوری الکترونیکی را در جهت افزایش ارتباطات انسانی فراهم کرد. این یک تحوّل عمیق و کیفی در تاریخ ارتباط انسانها با یکدیگر فراهم نمود؛ ارتباطاتی که مرز جغرافیایی نمیشناسد و مفهوم سرعت، فضا و مکان را دگرگون ساخته است. برای مثال اگر هم اکنون در گوشهای از عالم اتفاقی افتد، به طور لحظهای در دورترین نقاط گیتی از آن مطّلع میشوند. در این فضا افراد با هم و در یک پروژه صنعتی مشارکت میکنند، با هم آشنا و دوست میشوند؛ بدون این که همدیگر را دیده باشند.
در این عرصهی تحوّل جهانی بازارهای مالی در همه جای دنیا به هم مربوط شده و سرمایه در سراسر کرهی زمین بدون هیچ گونه محدودیّتی حرکت میکند، شرکتهای چند ملیّتی بازیگران اصلی اقتصاد دنیا شدهاند، معنای مرزهای سیاسی در
مبادلات اقتصادی بسیار کمرنگتر شده، در زمینههای سیاسی مفهوم حاکمیّت ملّی دچار تحوّل شده، میزان کنوانسیونها و قراردادهای بینالمللی محدود کننده اختیارات دولتها بسیار بیشتر از گذشته است، دولتها به سمت یکپارچگی و متّحدشدن حرکت میکنند. ملاحظهی نقشه ی سیاسی اروپا از جنگ جهانی دوّم تا کنون و مقایسه آن با امروز شاهد تحوّل عظیم سیاسی است.
در صحنهی اجتماعی و فرهنگی نیز تعدد زبانها، فرهنگها، آداب و رسوم محلّی در معرض تهاجم فرهنگ واحد قرار گرفته که زبانهای متعدّد و خانواده به عنوان اساسیتریننهاد اجتماعی در معرض عوامل جدید
فرهنگی هستند، آموزش و پرورش امروز با آموزش و پرورش گذشته قابل مقایسه نیست. به دلیل ورودیهای متعدّد و متنوّع جدیدی که در آن دخالت میکنند.
به عنوان مثال اگر پدری بخواهد فرزند خود را تربیت کند، امروزه عملکرد او با گذشته متفاوت است. باید
اینترنت، ماهواره و دوستانی را که از طریق چت با فرزندتان تماس پیدا میکنند و عوامل دیگر را ملاحظه کند.
کوتاه سخن این که، در این دورهی ارتباطات، انسان درجهی کاملاً متفاوتی پیدا کرده است. پرسش این است که آیا این تحوّل خوب است یا بد؟ آیا چنین دگرگونی فرصت است یا تهدید؟
بی تردید چنین تحوّلی از سویی فرصت است ؛ چرا که گسترش تجارت بین ملّتها و کشورها، باعث رشد مداوم تولید میشود و وصل بازارهای سرمایه به هم باعث جهش صنعتی و صادراتی میگردد. برای نمونه بعضی از کشورهای در حال توسعه مانند مالزی و اندونزی از این فرصت استفاده کردند و جهش صنعتی و صادراتی
را تجربه نمودند و از طرفی استفاده از امکان آموزش از
راه دور میتواند برخی از خلأهای تکنولوژیک و دانش فنی را کاهش بدهد و فرصتهای جدیدی را عرضه کند.
امّا بدیهی است که در کنار این فرصتها، نگرانیها، چالشها و تهدیدهای بسیار جدّی مطرح است. معمولاً طبق اخبار رادیو و تلویزیون هر جا یکی از سازمانهای بینالمللی (سازمان تجارت جهانی در سیاتل یا کنکون مکزیک، بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول) جلسهای تشکیل میدهد، تظاهرات بسیار گسترده و گاهی با خشونت در مقابله و اعتراض به جهانی شدن رخ میدهد. به راستی این اعتراضها برای چیست؟ اعتراضکنندگان چه اهدافی را دنبال میکنند؟
البته گروههای مختلفی در این تظاهرات شرکت میکنند. امّا
از اصلیترین مسائل و دغدغهها در مورد جهانی شدن، خلأ اداری شدن است.
این سؤال مطرح میشود که چه کسی جهان را به سمت یکپارچگی جهانی، اداره میکند؟ و چه کسی را در سطح ملّی و فراملّی حکومت، لازم داریم؟ حکومت جهانی با کیست؟ و چه کسی باید حاکم باشد؟
نگرانیها از این است که بازیگران اصلی فرایند جهانی شدن در دو دههی گذشته شرکتهای چند ملیّتی بودند. رقمها تکان دهندهای در این باره ارائه شده است. اگر شما صد غول اقتصادی بزرگ دنیا را لیست کنید، پنجاه و یک درصد آنها شرکتهای بزرگ بینالمللی هستند نه کشورها! هفتاد درصد تجارت جهانی توسّط شرکتهای چند ملیّتی صورت میگیرد و عمده تصمیمگیریها در این حرکت جهانی به عهدهی مدیران
شرکتهای چند
ملیّتی است. این مدیران به چه کسی پاسخگو هستند؟
طبیعی است که اینان باید به صاحبان سهامها - نه به ملّتها- پاسخگو باشند.
میگویند: وقتی منافع خصوصی صاحبان سهام این شرکتها ملاک بود، یک سری کالاها، منافع و مصالح عمومی زیر پا لگد مال خواهد شد. اگر محیط زیست از بین رفت و آموزش عمومی لطمه خورد، مهم نیست. تجربهی تاریخی در سطح ملّی نشان میدهد توازنی بین بنگاه و بازار از سویی و دولت از سوی دیگر ایجاد شده است.
قرار بود دولتها پاسداران منافع عمومی باشند، در مقابل، منافع خصوصی شرکتها ترکیب این دو موضوع بود که میتوانست جامعه را رشد بدهد؛ امّا وقتی در سطح ملّی بنگاهها،
فراملّی شدند ولی حکومتها فراملّی
نشدند، در این صورت کالاهای عمومی مانند امنیّت، عدالت، آزادی و... که همه از
آنها بهره میبرند و مصرف یک شخص مانع از مصرف دیگری نمیشود، متولّی نخواهد داشت.
روشن است که کالاهای عمومی را نمیتوان به عهدهی بنگاه و عملکرد بخش خصوصی گذاشت.
امّا با کمرنگ شدن وظایف دولتها اگر قرار باشد ادارهی حرکت جهانی شدن در اختیار شرکتهای چند ملیّتی باشد، به منافع ملّی جامعهها به خصوص اقشار ضعیفتر، لطمهای جدّی وارد خواهد شد.
بنابراین از نگرانیهای بسیار بزرگ و اصلیترین منافع و مسائل عمومی جامعهها عدالت است. نگرانی دیگر این که در عملکرد جهانی شدن، اگرچه رشد
عمومی برای جهان ایجاد شده امّا این به نفع چه کسی عمل خواهد کرد؟ آمارها نشان میدهند که متأسفانه توزیع عادلانهای در رشد درآمد، حاصل نشده است. امسال(1)توسعهی انسانیUNDP اعلام
1) سال 1378 خورشیدی.
کرده که در ده سال گذشته، 22 کشور گرسنهتر و 55 کشور فقیرتر شدهاند. باید به رشد حاصل شده در درآمد جهانی و توزیع آن دقّت کرد و رابطهی مبادله را یافت. معمولاً کشورهای در حال توسعه فروشندهی مواد اوّلیّه هستند. شاخص قیمت مواد اوّلیّه بین سالهای 1988 تا 1998 به جای رشد از 88 به 86 تنزل پیدا کرده است. برای مثال در مورد مواد معدنی مثل نفت که عمده کالای صادراتی ایران است، شاخص از118 به 78 تنزل پیدا کرده است.
به این معنا که جنس کشور ایران را با پول کمتری میخرند و آنها را با پول بیشتری میفروشند. حاصل بدتر شدن رابطهی مبادله، به معنای توزیع ناعادلانهی حاصل رشد است و این نگرانی جدّی است!
عدالت اجتماعی در زمینهی اقتصادی نیز وجود ندارد و نگرانیهای دیگر در پاسخ به این سؤال و
این خلأ که اداره و حاکمیّت جریان جهانی شدن با کیست؟
در این باره چهار گزینه مطرح شده است:
کسانی که این جریان را شروع کردند صالحترین افراد برای ادارهی آن هستند. طبعاً قربانیان چنین نسخهای، نه فقط در کشورهای
در حال توسعه، بلکه در کشورهای توسعه یافته، اکثریت ملّتها خواهند بود. از این رو بسیاری از اعتراضات به جهانی شدن در همین کشورهای غربی صورت میگیرد.
گروه دیگر میگویند: سازمانهای بینالمللی عهدهدار امور بشوند، از این رو بود که در سال 1955 سازمان تجارت جهانی تأسیس شد.
زیر مجموعهی این سازمان، سازمانهایی مثل صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی، خانوادهی
سازمان ملل به عنوان نمایندگان حکومتها ادارهی امور بینالملل را به عهده بگیرند و در این اواخر دادگاه بین المللی نیز تشکیل شد.
این راه حل قدری دموکراتیکتر است، امّا این مشکل را دارد که بروکراسی حاکم بر این سازمانها و فاصله تصمیم گیرندگان از خواستههای ملّتها آن قدر زیاد است که پاسخهای ناکارآمد حاصل میشود. بسیاری از دستگاههایی که در سازمان ملل ایجاد شدند اگر عملکرد و بیلان کار ظرف 50 سال را با اساسنامه و شرح وظایفشان مقایسه کنیم، امیدوار کننده نیست.
به این نظریّه در دنیا، به خصوص بعد از فروپاشی شوروی، عدّهای معتقدند که حق ماست که اداره و حاکمیّت دنیا را به عهده بگیریم، به خصوص بعد از روی کار آمدن هیئت حاکمهی جدید دولت
آمریکا، این نظریّه مخفیانه و در بحثها و مشورتهای داخلی و درونی صریح شد و در عمل هم تجلّی پیدا کرد.
آنان به خودشان اجازه دادند که به کشورهای دیگر حمله کنند و حکومت کشورهای دیگر را تغییر میدهند.
امّا این گزینه، ناعادلانهتر از گزینههای دیگر است و در واقع نفی همهی دستاوردهای تجربهی تاریخی خود غرب در به دست آوردن دموکراسی حقوق بشر است.
چهارمین گزینه نیز گاهی مطرح میشود که ما با قوّت بخشیدن به نهادهای جوامع مدنی و تشکّلهای اجتماعی، بسیاری از امور جهانی را به آنها واگذار کنیم.
این نظریّه گرچه در ادبیات مطرح شده است، امّا هنوز نسخهی قابل عملی، ارائه نکرده است.
نظریّهی دیگری نیز در کنار این چهار گزینه معمول و متداوّل است که امروزه بیش از همیشه در طول تاریخ گذشته زمینهی بروز و ظهور دارد.
طبق این نظریّه راه حل جهان، یکپارچه داشتن حکومت جهانی واحد الهی است. البته برای کسانی که به نسخهی الهی برای جامعهی بشری معتقد نباشند، میشود از مبانی شروع کرد. امّا برای معتقدان فرصت بسیار شایستهای پیش آمده است که تأمّل دوبارهای در سرمایهی خودتان نمایید و سخن متدیّنان از آغاز تاریخ
انبیا این بوده است که بشریّت، شایستگی یک حکومت جهانی واحد را دارد و تأمین عدالت، این آرزوی دیرین بشری، تنها به دست یک حاکم الهی قابل تحقّق است.
همهی کسانی که در بحث جهانی شدن مطالعه کردند میتوانند تأیید کنند که فرایند جهانی شدن حتماً هدف میخواهد. این پروسه ایجاد شده بر اساس مدیریّت جهت میگیرد و بر اساس گزینههای طرح شده بسیار واضح است که با مدیریّت واحد، جهتش عوض خواهد شد.
پرسش این که آیا ما میتوانیم از جهانی شدن بیهدف حمایت کنیم؟
متدیّنان اعتقاد دارند که نسخهی آنها برای جهانی شدن هدف تعیین کرده است. آنان از آیندهی جهان ترسیمی ارائه کردهاند. امضای زیر این ترسیم نیز امضای خالق عالم است. مؤمنان به یقین ایمانی اعتقاد دارند که آیندهی جهان این گونه خواهد بود. به این جهت،
دیدگاه فرد و جامعهی مؤمن به آیندهی جهان دیدگاه مثبت است.
مؤمنان به آیندهی جهان یأس ندارند، جامعهای که ادّعای ایمان دارد، نمیتواند به آینده بدبین شد. از این رو قوّت صبر، استقامت و تلاش دائمی نتیجهی چنین یقینی است.
مطلب دیگر این که جهانی شدن فرهنگ جهانی میطلبد. نمیشود ما سخن از جهانی شدن و یکپارچگی جهانی بزنیم، امّا
فرهنگ ما فرهنگ نژادگرا، متّکی بر زبان خاصّ و منطقهی جغرافیایی خاصّ باشد.
چنین فرهنگ جهانی که نسبت به همهی آحاد بشری یکسان، فرا نژادی، فرا زبانی و فرا مکانی باشد همان فرهنگ دینی است.
در روایات اسلامی از این فرهنگ که نظریّهی فطرت را به
طور دقیق مطرح میکند، بیان میدارد که انسانها با فطرت الهی زاده میشوند، رنگ پوست و زادگاه در این فطرت و سرشت انسانی اثری نمیکند.
تئوری فطرت دین اسلام بهترین مبنای تئوریک برای یک فرهنگ جهانی است.
مطلب دیگر تجربهی یکپارچگیهای منطقهای است. برای مثال در اتحادیّهی اروپا نشان داده است که اگر بخواهند در موردی یکپارچگی، موفّق بشود، لازم است این یکپارچگی مشارکت یکسان و عادلانه، تأمین کند. اروپاییها تا پیش از پایان جنگ جهانی دوّم شکم یکدیگر را میدریدند. گرچه سخن از اتحاد اروپا شاید از جانب «پرودون» و حتّی قبل از او (از قرن چهاردهم و پانزدهم) مطرح بود. امّا چرا هرگز تحقّق پیدا نکرد. چون هر بار یک دولتی گاهی فرانسه، بار دیگر آلمان و بار سوّم ایتالیا میخواست بر دیگران مسلّط شود. آنان بعد از جنگ جهانی دوّم به عقل حاصل از تجربه رسیدند که مدل پیشین را کنار نهادند و نسخهی مشارکت را
طرحریزی کردند و در راه یکپارچگی به حق تعیین سرنوشت شرکتکنندگان احترام گذاشتند.
اگر کسانی در پی فرهنگ جهانی میگردند، آن فقط فرهنگ دینی است که به واقع و با مبنای بینشی، بر اصل اختیارمندی انسانها تأکید میکند. امّا یکپارچگی جهانی که ما در این حکومت جهانی واحد سراغ میگیریم، یکپارچگی حاصل شده از زور و فشار و تهدید و دیکتاتوری نیست، بلکه از یک همگونی فکری حاصل شده
از انتخابهای آزاد افراد به دست آمده است.
برای نمونه در روایتی آمده: امام حسن عسکری علیه السلام خطاب به فرزند رشید خود موعود عالم چنین فرمودند:
تَهْتَزُّ بِکَ أَطْرَافُ الدُّنْیَا بَهْجَةً ...(1)
1) ترجمه: جهان به وجود تو خرّم شود، بحار الأنوار، ج52: ص36، ح28؛ کمال الدّین و تمام النعمة، ج2: ص450، ح19.
آری ظهور امام زمان علیه السلام و برقراری حکومت ایشان برخلاف تصویری که معاندان یا غافلان میسازند ظهور و حاکمیّتی بر زور و شمشیر نیست، بلکه در سراسر عالم برای مهدی علیه السلام به سرور و به احتزاز در میآید.
در روایت دیگری که داستان ملاقات امام زمان علیه السلام با مسیح علیه السلام آمده چنین میخوانیم:
همهی مسیحیان عالم به پیروی از اقتدای مسیح علیه السلام به مهدی موعود علیه السلام به ایشان ایمان میآورند، بدون آن که قطرهای خون ریخته شود.
در تمام روایاتی که در مورد جنگهای یاران حضرت مهدی علیه السلام آمده، سخن از جنگ با جبّاران، کفرورزان و طاغوتها است. یعنی جنگها برای مقابله با حاکمیّت استبدادی است نه این که کسی را مجبور کنند که ایمان بیاورد. مگر جد والاقدر ایشان حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله حتّی در یک مورد به ایمان جبر کرد! وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مکّه را فتح
کردند حتّی یک مورد نداریم که کسی را به اسلام آوردن مجبور کنند، بلکه آن حضرت فرصت دادند که مردم از ادیان الهی هر کدام را که میخواهند انتخاب کنند و تحقیق نمایند و مهلتی نیز
تعیین کردند که در تاریخ آمده:
یهود بنی قریظه خیانت کردند و توطئه چیدند، یکی از اهالی این قبیله، ریحانه بود. ریحانه وارد خانوادهی نبی اکرم صلی الله علیه و آله شد، آن حضرت دوست داشتند او مسلمان بشود و آزاد باشد. در اوّل از پذیرش اسلام کراهت داشت. نبی اکرم صلی الله علیه و آله به این خانم که در خانهی آن حضرت زندگی میکرد حتّی به اسلام اجبار نکردند. روزی با اصحاب تشریف میبردند. صدای پایی آمد، فرمودند:
این صدای پای ثعلبه است که خبر مسلمان شدن ریحانه را برای من میآورد.(1)
آری، حکایت گسترش اسلام حکایت قبول قلبهاست نه فشار حکومتها. بهترین دلیل این است. وقتی دولتی با زور شمشیر جایی را تصرّف میکند، تا موقعی که حکومت مرکزی قادر و مقتدر است، ایالتها و ولایتهای تصرّف شده در اطاعت او هستند. امّا وقتی حکومت مرکزی ضعیف میشود باید حاصل آن زورها برداشته بشود.
1) بحار الأنوار، ج20: ص278؛ الاصابة (ابن حجر) ج8: ص 131.
همان طور که در مورد گسترش اسلام چنین شد، بعد از این که دستگاه خلافت ضعیف شد، این مناطق مختلف به استقلال رسیدند و از اطاعت خلفا دست برداشتند، امّا از اسلام دست
بر نداشتند. پس اسلام با گسترش شمشیر پیش نرفته بود، بلکه قلبها به سمت این دین باز شده بود.
داستان حکومت امام زمان علیه السلام جز این نیست. مهدی ما ارواحناه فداه پیام صلح، عدالت و امنیّت را برای همگان میآورد. سخن در این است که فرهنگ دینی، نسخهی دینی برای آیندهی جهان نیز دارای ویژگی اختیارمندی، عدالتجویی، بشری بودن و بی تبعیض بودن است.
نکتهی اصلی در این زمینه، اخلاقی بودن نسخهی حکومت دینی است. امروزه در دنیا بحث اخلاق میبینید بحث بسیار جدّی شده، رسواییهایی که در شرکتهای بزرگ چند ملیّتی مثل انرون و دیگران اتفاق افتاد یک بار دیگر مسئلهی اخلاق را مطرح کرده است و به این مطلب رسیدهاند که آموزههای سرمایهداری نمیتواند عملکرد صحیح در بنگاههای جهانی را فراهم کند. از این رو در مدارس مدیریّت، اقتصاد و بازرگانی دنیا دوباره طرح رابطهی اخلاق و اقتصاد را شروع کردهاند.
فرهنگ دینی ارائهی نسخهی اخلاق جهانی دارد. یکی از کارهای بسیار خوبی که باید روزی کسانی برای رفع نقیصهی اعلامیهی جهانی حقوق بشر اقدام کنند این است. گرچه این اعلامیه روی بحث حقوق تأکید کرده است، امّا طرف دیگر حقوق که مسئولیّتهاست، مانده است.
روی دیگر سکّهی آزادیها، تکالیف است. انسان آزاد بدون مسئولیّت میتواند جنایت بیافریند. ما امروزه به منشور جهانی اخلاق احتیاج داریم و بهترین مبانی اخلاق بشری را ادیان الهی ارائه کردهاند. و در آموزههای اخلاقی، بین ادیان الهی مشترکات فراوان است. چه خوب است که جامعهی
اسلامی پرچمدار این نهضت جهانی اخلاق بشود.
البته این نمیشود مگر این که خود ما در عمل نیز به اخلاق عمل کنیم. در روایتی آمده که حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
«مَنْ سُرَّهُ أَنْ یکُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْینْتَظِرْ وَ لْیعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ»(1)
هر کس خشنود است دلش شادان شود به این که از یاران مهدی باشد، باید انتظار پیشه کند، و انتظار پیشه کردن، به معنای گوشهای نشستن و کاری نکردن نیست، از این رو برای رفع این شبهه فوری میفرماید: عمل کند، منتظر واقعی امام زمان علیه السلام اهل عمل است، ولی ملاک عمل، ورع، تقوا و اخلاق نیکو است.
کسی که ادّعای انتظار آن بزرگوار را دارد، باید در خانه، محل کار، خیابان، بازار و هر جا که هست، حرکات و سکناتش، نمونهی تمام نمای اخلاقی باشد که قرار است موعود به عالم بشری ارائه کند.
1) بحار الأنوار، ج52: ص140، ح50؛ الغیبة(للنعمانی)، ص200، ح 16.
آیا جامعهی ما این طور هست؟ باید از این مجالس معنوی انرژی معنوی بگیریم و از این سرچشمه سیراب شویم که بعد در عمل ما این انتظار متجلّی شود، اگر چنین شدیم، پیام جهانی شدن الهی در اعمال فردی و جامعهای ما به جهان صادر شود.
امّا اگر خدای نکرده فقط ادّعای انتظار کردیم، ولی اخلاق مهدوی را در عمل و عدالت رعایت نکردیم، فرد خوبی برای انتظار و ظهور نبودهایم، و اگر رعایت
کردیم ادامهی روایت مژدگانی ماست. که میفرماید:
پس تلاش کنید و چشم به راه باشید که گوارای شما باد ای گروه مورد رحمت خدا!(1)
1) فَجِدُّوا وَ انْتَظِرُوا هَنِیئاً لَکُمْ أَیَّتُهَا الْعِصَابَةُ الْمَرْحُومَةُ.
اینک این پرسش مطرح است: آیا مسلمانان جهان که بیش از بیست درصد جامعهی بشری را تشکیل میدهند، در مقابل جریان جهانی شدن میخواهند تسلیم شوند و اثر پذیر باشند؟ بدون اثرگذاری آیا به صلاح جامعهی اسلامی است؟ یا در برابر آن نفی و مقابلهی مطلق و مبارزه با همهی آثار و تبعات آن و آیا این عملّی است؟
جواب این که نه تسلیم مطلق و نه نفی مطلق. راه حل، مشارکت فعّال مسلمانان جهان است و اثرگذاری در کنار اثرپذیری، یعنی یک تعامل پویا امّا برای این تعامل پویا لازم است ما سخن خودمان را داشته باشیم.
اکنون وقت آن است که مسلمانان جهان پیرامون
اندیشهی حکومت جهانی واحد، نسخهی خودشان را به عالم ارائه کنند.
به نظر میرسد جریان جهانی شدن نه تنها دنیا را از آیندهای که ادیان برای جهان ترسیم کردهاند دور کرده، بلکه علّت قابلی را برای این تحقّق فراهم کرده است.
فلاسفه میگویند: برای این که پدیدهای اتفاق بیفتد یک علّت قابلی میخواهد و یک علّت فاعلی.
اگر شما لیوان پر آبی بخواهید اگر هزاران لیتر هم آب داشته باشید، امّا لیوان نداشته باشید این لیوان آب تحقّق پیدا نمیکند.
جهان امروزی دارد نسبت به گذشته برای قبول حکومت جهانی واحد و قبول مفاهیم الهی در جامعهی بشریّت آمادهتر میشود، امّا این وظیفهی متدیّنان عالم است
که مظروف این ظرف را عرضه کنند.
زمان آن فرارسیده که ما حرف ادیان و انبیا را در جامعههای جدید با زبان روز عرضه کنیم و بر این
کام تشنهی بشری که هنوز هم تشنهی عدالت، صلح و امنیّت است نام مبارک مهدی علیه السلام را بچشانیم.
ای مدنی برقع و مکّی نقاب ***سایه نشین چند بود آفتاب
ملک برآرای و جهان تازه کن ***هر دو جهان را پر از آوازه کن
منتظران را به لب آمد نفس ***ای شه خوبان تو به فریاد رس
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد ***عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد ***چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
زین تطاول که کشید از غم هجران بلبل***تا سرا پردهی گل نعرهزنان خواهد شد
سخن در رابطهی حکومت جهانی با مدیران و انسانهای جهانی است یعنی آنچه که لازمهی حکومت جهانی است.
گفتیم که سیر طبیعی جهان، جهان را برای حکومت جهانی واحد آمادهتر میکند. اکنون یک حرکت طبیعی در حال وقوع است و یک فرآیند انسانی در میل به گسترش ارتباطات ترکیب شده که با یک امکان فنی جهان را یکپارچه میکند. این یکپارچگی جهانی نیاز به یک حکومت جهانی واحد را متجلّی میکند.
بنابراین ما یک جهانی شدن انسانی و فنّی داریم که لزوماً چیز بدی نیست، امّا در مقابل، یک تلاش برنامهریزی شده برای پر کردن این ظرف با یک محتوای مادّی و تحمیلی صورت میگیرد که نام آن را جهانی سازی مادّی میگذاریم که با این جهانی سازی باید مقابله کرد.
نکتهی دیگر این که بینش الهی در تفکّر قابلیّت و پتانسیلی را دارد که به
این نیاز جهانی پاسخ مثبت بدهد.
جهانی شدن هدف میخواهد، تفکّر دینی نیز برای آیندهی تاریخ بشر هدف ترسیم کرده است.
جهانی شدن فرهنگ جهانی میخواهد، ادیان الهی فرهنگ جهانی فرا زمانی، فرا نژادی و فرا مکانی به انسان ارائه میکنند.
جهانی شدن مشارکت آزادانهی همهی انسانها را در این فرایند میطلبد. بینش دینی نیز بر آزادی و اختیارمندی انسانها مبتنی است، چرا که قبول ادیان الهی در طول تاریخ با اختیار و آزادی همراه بوده است.
مثل حکومتهای دیکتاتوری و امپراطوریها نبوده که با قدرت و زور تحمیل شده باشد و با از بین رفتن زور از بین برود.
این نکته را جهان شمولی اسلام مینامیم. ما اعتقاد داریم که اسلام قابلیّت دارد که به این سؤال جهانی شدن انسانی پاسخ و محتوا ارائه کند. امّا اگر بخواهد این جهانی شدن به نحو صحیح الهی، انسانی تحقّق بپذیرد چه کسانی باید این کار را انجام دهند؟
جهانی شدن انسانی، انسانهای جهانی میطلبد. مدیریّت عادلانهی جهانی شدن، مدیران عدالت پیشه
میطلبد
و این نکتهای است که منتظران امام زمان علیه السلام باید به این نکته خوب بپردازند.
تصویر ذهنی ما از حکومت جهانی امام زمان علیه السلام چیست؟
آیا ما فکر میکنیم برقراری این حکومت به یک اشکال خارق العادّه توسّط جن و پری و فرشته و... اتفاق میافتد؟
ترسیم ذهنی ما یک ترسیم افسانهای است، یا اینکه واقعاً برای این آینده و تحقّق یک واقعیت عینی و مبتنی بر اسباب و علل قائل هستیم.
خداوند این عالم را بر اساس اسباب و علل ساخته است که امام صادق علیه السلام میفرماید:
«أَبَی اللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ الْأَشْیَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ»(1)
1) ترجمه: خداوند ابا و امتناع فرموده از آنکه چیزها جاری و موجود شوند، مگر به اسباب، الکافی، ج1: ص183، ح 7.
اگر قرار است حکومت عادلهی جهانی تحقّق یابد کسانی باید باشند که این حکومت و این نظام را برافرازند، در آن هنگام فوریترین وظیفه ی کسانی که چشم به راه چنین حکومتی هستند این است که خودشان را شایستهی چنین حکومتی کنند و دارای توانمندیهایی باشند که به چنان جامعهای و نظام و حکومتی مدد برسانند.
در توصیف حکومت امام زمان علیه السلام ویژگی بسیار پر رنگی است. در روایات شیعه و سنّی، حتّی در توصیف ادیان دیگر از حکومت عادلهی آخرالزّمان آمده است که زمین از عدل و داد پر میشود. در روایات گاهی
فاعل این پر کردن عدل و داد، خود خداوند متعال که میفرماید:
«یَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا»(1)
خدا زمین را از عدل و داد توسّط حضرت مهدی علیه السلام پر میکند.
در دسته دیگر از روایات فاعل این فعل، امام زمان علیه السلام است که میفرماید:
«یَمْلأُ اللَّهُ بِهِ الأَرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما»(2)
حضرت مهدی علیه السلام جهان را از عدل و داد پر میکند.
در روایتی دیگر فاعل فعل پر کردن جهان از عدل و داد، یاران حضرت مهدی علیه السلام هستند. این روایت در بحارالانوار، امالی شیخ طوسی و منتخب الاثر که مجموعهی گزیدهی ارزشمندی
است آمده است: امیرمؤمنان علی علیه السلام میفرمایند:
«لَتُمْلَأَنَّ الْأَرْضُ ظُلْماً وَ جَوْراً حَتَّی لَا یَقُولَ أَحَدٌ اللَّهُ إِلَّا مُسْتَخْفِیاً ثُمَّ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ صَالِحِینَ یَمْلَئُونَهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.»(1)
جهان از ظلم و ستم پر میشود، بعد خدا قوم صالحی را میآورد که زمین را از عدل و داد پر میکنند.
این کار، کار جمعی است. قرار نیست امام زمان علیه السلام تنهایی این کار را انجام
بدهند، اگر قرار بر این بود اصلاً غیبت چه نیاز بود؟
آیههای بسیاری به حکومت عادله جهانی اشاره دارند. در آیهای میخوانیم:
1) ترجمه: (زمانی خواهد آمد) که زمین از ظلم و ستم پر شود تا جایی که نام خدا را در پنهانی بزبان آورند، آنگاه خداوند قومی صالح بوجود آورد و آنها زمین را پر از عدل و داد کنند چنان که پر از ظلم و ستم باشد. الأمالی (للطوسی)، ص382؛ بحارالانوار، ج 51: ص117، ح17 و منتخب الاثر، ج3: ص177.
{وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ اْلأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ}(1)
بندگان شایسته من زمین را میراث خواهند برد.
این بندگان شایسته در کدام مدرسه قرار است تربیت بشوند. کدامیک از ما که ادّعای انتظار داریم خودمان را با این استاندارد آماده میکنیم.
جالب است همین اشارهای را که در آیهی شریفه آمده است که ما در زبورِ داوود نوشتیم، بعد از این که در تورات ذکر کردیم، هنوز هم در همین کتاب توراتی که در دست مردم است، در زبور سی
و هفتم عین این عبارت آمده است که در ترجمهی فارسی آوردهاند: حلیمان زمین را به ارث خواهند برد.
1) انبیاء: 105.
اینک به ویژگی این حکومت جهانی که توسّط یک جمع صالحی تأمین میشود میپردازیم.
حکومت امام مهدی علیه السلام بدون آدمهایی در استاندارد و تراز مهدوی، تحقّق پیدا نخواهد کرد.
در روایتی که در«غایة المرام»آمده: امیرمؤمنان علی علیه السلام به یاران حضرت اشارهای دارند میفرمایند:
در طالقان گنجهایی است که گنجهای طلا و نقره نیستند ولی گنجها، مردانی
هستند، خدا را آن
چنان که شایستهی معرفت اوست شناختهاند، آنان یاران مهدی علیه السلام هستند.(1)
اهلش میدانند که این توصیف، چه توصیف بلند و سنگینی است، ما که با دعای «اللهم عجّل لولیّک الفرج» به سهم خود چه مقدار آمادگی ایجاد کردهایم که در چنین ترازیی قرار بگیریم که قابلیّت کمک به آن حضرت را در این حکومت جهانی پیدا کنیم؟
در روایت دیگر امام صادق علیه السلام در حدیث طولانی در خصوص اصحاب حضرت مهدی علیه السلام مقداری توضیح میدهند. ابوبصیر میپرسد: فدای شما بشوم! آیا در آن روزگار روی کرهی زمین مؤمنی غیر از اینهایی که شما میفرمایید نیست؟
گاهی تصوّر میشود که زمین از ظلم و ستم پر میشود و طوری میشود که مؤمنی نمیماند. یعنی مؤمنین همین سیصد و سیزده نفر معروف هستند.
1) غایة المرام و حجّة الخصام، ج1: ص152 و ص205.
حضرت میفرمایند: مؤمن بسیار زیاد است ولی یاران مهدی علیه السلام غیر از مؤمنین هستند، که غیر فراوانند، آنها گروه زبده و برگزیدهای هستند که قرار است به حضرت کمک کنند، ویژگی اینها چیست؟
میفرمایند:
«هُمُ النُّجَبَاءُ وَ الْقُضَاةُ وَ الْحُکَّامُ وَ الْفُقَهَاءُ فِی الدِّینِ»(1)
آنان نخبگان و برگزیدگان جامعهاند، کسانی هستند که باید صلاحیّت داوری و توان مدیریّتی در چنان حکومت جهانی را داشته باشند، کسانی که توان مدیریّتی جامعه را باید داشته باشند.
من که ادّعای یاوری امام زمان علیه السلام را میکنم، کدام مهارت را در خودم ایجاد کردهام که آن روزی که امام زمان علیه السلام پشت به خانهی خدا میدهند و یاری میخواهند، من از جا برخیزم و بگویم: یا صاحب الزّمان! من طول عمرم با هدف
1) دلائل الإمامة، ص562؛ منتخب الاثر، ج3: ص179.
یاوری به شما در خودم چنان توانمندی ایجاد کردم که بتوانم در سطح جهانی به شما کمک کنم.
باید جوانها در زندگی هدف گذاری کنند. خودشان را ارزان نفروشند. هدفهای حقیر برای خودشان را تعیین کنند، بلکه بالاترین قلّه را هدف بگیرند. با مولای خود عهد ببندند که تمام عمرشان را سرمایهگذاری کنند که به آن حضرت خدمت کنند.
آری! حکومت مهدوی، مدیران تراز مهدوی و جهانی میطلبد.
آن گاه حضرتش میفرمایند:
«یَمْسَحُ بُطُونَهُمْ وَ ظُهُورَهُمْ فَلَا یَشْتَبِهُ عَلَیْهِمْ حُکْم»(1)
به چنان درجهای از علم و آگاهی میرسند که گویی خداوند بر جسم و جان آنها دست الهی کشیده است و در داوری و مدیریّت اشتباه نمیکنند.
1) همان.
ویژگی یاران مهدی علیه السلام این گونه است تا چه برسد به خود آن حضرت که خود، سر سلسلهی جمع نخبگان جهانی است.
بنابراین، اگر کسی آرزو و ادّعای یاوری مهدی علیه السلام در این حکومت جهانی را دارد، این ویژگیها و خصوصیّات را لیستی کند و خودش را با این ملاک، محک بزند، ببیند چند نمره میگیرد و چه قدر کم دارد و چه قدر باید تلاش کند تا به این حد برسد، آن وقت میشود ادّعا کرد که من کاری برای آماده سازی کردهام.
نکند خودمان را راضی کنیم به این که چون صبح جمعهای دعای ندبهای خواندهام، پس جزو منتظرانم؟! دعای ندبه خوب است، امّا خوبی آن به این است که شعلهی عشق و اشتیاق را در من شعلهور کند و تمام زندگی مرا در گرما و نور خودش بگیرد و همهی حرکات زندگی مرا در این مسیر جهتدهی کند، لحظهای را من در زندگی تلف
نکنم مگر برای آماده سازی این صلاحیّت، قابلیّت و کفایت.
چه کنیم که ما در آن سطح نیستیم امّا مشتاق، شیدا و منتظریم.
جواب ما را امام علیه السلام روشن کرده است، آن جا که میفرمایند:
«مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْیَنْتَظِرْ و... »(1)
هر کس دوست دارد که از یاران پیشوای جهان باشد، اوّلاً همهی زندگی خود را با چشم به راهی نسبت به آن آینده، هدف و آرمان تنظیم کند. معنای انتظار این است. برای این که کسی گمان نکند انتظار، نشستن و دست روی دست گذاشتن است، بلافاصله فرمودند:
«وَ لْیعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ»(2)
و عمل کند، چرا که منتظر اهل عمل است، امّا این عمل قید و کیفیت دارد، عمل کند با پرواپیشگی و تقوا.
نمیشود من جشن امام زمان علیه السلام بگیرم، شیرینی پخش کنم، امّا همزمان معصیت هم بکنم.
نمیشود من ادّعای یاوری امام زمان علیه السلام را کنم، امّا کاری کنم که مورد رضای آن حضرت نباشد.
نکتهی دوّم اخلاق نیکوست، روی این نکته تأکید داریم. امروزه جهان به یک نهضت اخلاقی به شدّت نیاز دارد.
چند ماه پیش رسواییهای مالی شرکت «ورلد کام» که شرکت بسیار بزرگ مخابراتی چند ملیّتی است و شرکت «انرون» که یک شرکت نفتی بسیار عظیم جهانی است مطرح شد. مؤسّسهی تحقیقاتی «هریتج» یا «بروکینز» طی محاسباتی که انجام داده
بود، اثر ضرر ورشکستگی شرکت «انرون» برای اقتصاد آمریکا، چیزی نزدیک چهل میلیارد دلار بود، و آثار غیر مستقیم آن در تحلیلهایی منتشر شد، ریشهی این ورشکستگی فساد مالی بود، تحلیلهای مفصّلی شد، دیدند این ورشکستگی به این برمیگردد که ضوابط اخلاقی توسّط مدیران مالی رعایت نشده است.
مثلاً به دروغ گفتهاند: شرکت ما این مقدار سود کرده، برخی هزینهها را نشان ندادند تا در حسابهای مالی قیمت سهام در بازار بورس بالا برود بعد سهامهای شخصی خودشان را به آن قیمت فروختند و پولی به جیب زدند.
در این باره بحث بسیار جدّی درگرفت. برنامه ریزان دروس مدارس مدیریّت بازرگانی، سمینارهای متعدّدی گذاشتند که در کجا، کار اشکال دارد، چرا هر جا را بازرسی میکنیم، فساد اخلاقی و مالی است؟ چرا دروغگویی و اظهار خلاف واقع و تلاش
برای حسابسازی به این نحوه گسترده در شرکتهای بزرگ وجود دارد؟
اهمیّت این بحث به این جهت است که پیشتر گفتیم که هم اکنون بازیگران اصلی جهانی شدن شرکتهای چند ملیّتی هستند، امانتهای بینالمللی دست کسانی سپرده میشود که از صلاحیّت اخلاقی اوّلیّهی لازم برخوردار نیستند.
چنین امری، بیاعتمادی جهانی ایجاد میکند با این که اقتصاد دنیا، روی اعتماد میچرخد، و اگر اعتماد مردم جهان از یک پول بینالمللی سلب شود، نظام بانکی بینالمللی به هم میریزد.
بررسیها خیلی از محقّقان را به این نتیجه میرساند که حاصل آموزههای ما در مدارس مدیریّت و بازرگانی جز این نخواهد بود، آموزهی ما به آقای مدیر این است که تمام تلاش خود را صرف
این درآمد حداکثر و اخلاقیّات، به قوانین و قواعد تقلیل پیدا کرده است.
البته این گونه زرنگیها در جامعهی ما نیز مورد ابتلاء است.
امّا اگر قرار بشود در جامعهی جهانی، اعتماد عمومی را حفظ کنیم باید مدیرانی باشند که با رعایت اخلاق، مورد وثوق باشند.
به راستی چه کسی فکر میکرد بحث اخلاق و فضایل اخلاقی داخل نظام سرمایهداری و کمپانیهایی که هدفی جز پول ندارند سر بزند و مطرح شود؟
آری! بحث عدالت مطرح شده و نهضتی عالم گیر خواهد شد که پرچم اخلاق و عدالت را دوباره برافرازد. آیندهی جهان از آنِ نهضت اخلاقی است. از این رو ما به یک اقتصاد اخلاقی و یک سیاست اخلاقی نیاز داریم.
اگر کسی چنین پرچمی را بلند کند، ندای استجابت از
سراسر جهان خواهد شنید. امّا نمیشود کسی چنین شعاری را بدهد، ولی خود عامل به آن نباشد.
منتظران، عاملان به محاسن اخلاقی
این توصیه بسیار عمیق است که منتظران مهدی علیه السلام باید عاملان به محاسن اخلاق باشند. هرگز این یک توصیهی فردی نیست، چرا که کسب صلاحیّت مدیریّت جهانی مرهون این است که ما بتوانیم الگویی برای اخلاق جهانی ارائه کنیم و فضائل اخلاقی، یک نوسازی جهانی میطلبد. جامعهی شیعه این موهبت را دارد که پیام الهی را در مورد آینده ی جهان بیپیرایهتر و شفافتر از دیگران ارائه کنند. وگرنه اصل اعتقاد به موعود
جهانی ویژهی شیعه حتّی اهل اسلام نیست بلکه در همهی ادیان جهان این را سراغ داریم.
افتخار شیعه در این است که توصیفات، راهنماییها و اطلاعات تفصیلی بیشتری در این زمینه دارد. آیا به راستی ما این نصیحت را قدر میدانیم؟ آیا به این راهنماییها عمل میکنیم و آنها را به کار میبندیم؟
فایدهی اصلی جشنهای دههی مهدویّت در این است که در ما عزم تجدید پیمان با رهبر این حرکت جهانی را افزایش بدهد و ما را به عملی که لازمهی تحقّق این حکومت جهانی است، برساند.
امّا اگر به عهدهی فرد دیگری بگذاریم و در ذهن بعضی این باشد که حکومت امام زمان علیه السلام ، توسّط خود آن حضرت قرار است برقرار شود، و ما نمیتوانیم کاری بکنیم، این ادامهی حرمان و حسرت، دوری و غیبت، تلخی و سیاهی شبهای هجران و غیبت خواهد بود.
در توقیعی که امام زمان علیه السلام به شیخ مفید رحمه الله دارد حضرت به صراحت میفرماید:
اگر شیعیان ما -که خدا توفیقشان به اطاعت خدا را بیشتر کند - قلبهایشان یکی بود و به آن عهدی که با ما داشتند عمل میکردند، لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا، توفیق دیدار ما از آنها سلب نمیشد، چیزی که ما را باز میدارد کارهای آنهاست.(1)
1) بحار الأنوار، ج53: ص177، ح8.
عاشقان و شیداهای ظهور امام زمان علیه السلام باید نگاهی به کارنامهی خود کنند، مردان و زنان منتظر کارنامهی سالیانهی خود را بررسی کنند که چه کاری کردهاند که امام زمان علیه السلام را به آنها نزدیکتر و آنها را به امام زمان علیه السلام نزدیکتر کرده باشد. چه کاری کردهاند که جامعه را برای آن نهضت جهانی آمادهتر کرده باشند.
پناه بر خدا در این سوی داستان! چه کاری کردهایم که ایشان را از خودمان دلگیر و جامعه را از ایشان دورتر کردهایم.
انتظار، فقط به لفظ نیست. اگر توفیق پیدا کردیم باید هم در قول و هم در عمل این شیدایی و شیفتگی را اثبات کنیم. در این صورت پایان روایت پر امید شامل حال ما خواهد بود که حضرتش فرمودند:
«فَلْیَنْتَظِرْ وَ لْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ.»(1)
منتظر، آن است که عمل کند، و مژدهی بسیار شیرین پایان روایت را شامل حال خود کند که فرمودند:
1) بحار الأنوار، ج52: ص140، ح50.
«أَیَّتُهَا الْعِصَابَةُ الْمَرْحُومَةُ»
گوارای شما باد، ای گروه مورد رحمت خدا !
بنابراین، اگر کسی خودش را به تراز مهدی علیه السلام برساند برای او غیبت نیست. غیبت، غیبت ما از اوست، نه غیبت او از ما، خدا کاری که با او بوده انجام داده است.
برخی میپرسند: چرا امام زمان علیه السلام بیش از هزار سال عمر دارند؟!
یکی از رموزش این است که خدا گفته: کاری که قرار بود با او انجام دهد، انجام دادم او را خلاف عادت معمول زنده نگه داشتم، حجّت زمان را لنگر
عالم قرار دادم، حفظ جان او را خودم به عهده گرفتم.
امّا شما اثبات کردید قابلیّت ندارید، جامعهی بشری یازده گوهر گنجینهی ولایت را به تیغ یا به سم شهید کردند.
اکنون شما باید در جامعه ایجاد قابلیّت کنید که هر کس خود را به این تراز برساند، از آن طرف، که طرف فیض است و کرم، کوتاهی و کم گذاشتن نیست، فیض خواهد رسید. کسانی که در این وادی گامی برداشتند، دیدند که یار، صد گام به پیش آمده است.
خدایا! به ما شایستگی حضور در چنان سطح بزرگ و بلندی عنایت فرما.
خدایا! به ما عزم هم ترازی با سطح ولایت امام زمان علیه السلام را عنایت بفرما.
اللَّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشِیدَةَ، وَ الْغُرَّةَ الْحَمِیدَةَ، وَ اکْحُلْ نَاظِرِی بِنَظْرَةٍ مِنِّی إِلَیْهِ، وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ، وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ، وَ اسْلُکْ بِنا مَحَجَّتَهُ، بِجاهِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الأطهار علیهم السلام .