ghaemiyeh.com
عقیده، تربیت و اخلاق : در مکتب عسکریین علیهما السلام
نگارنده: سید محمود بحرالعلوم میردامادی
زیر نظر: مجمع مطالعات و تحقیقات مسائل جهانی مهدویّت ناشر: بهار قلوب
چاپ اول: 1393
چاپخانه:
تعداد: 1000
شابک: 6- 19- 9967 - 964 - 978
قیمت: 1000 تومان
حق چاپ و نشر برای ناشر محفوظ است.
مراکز پخش: 37705493 - 025 و 32237352 - 031
عقیده، تربیت و اخلاق
در مکتب عسکریین علیهما السلام
نگارنده: سید محمود بحرالعلوم میردامادی
زیر نظر: مجمع مطالعات و تحقیقات مسائل جهانی مهدویّت ناشر: بهار قلوب
چاپ اول: 1393
چاپخانه:
تعداد: 1000
شابک: 6- 19- 9967 - 964 - 978
قیمت: 1000 تومان
حق چاپ و نشر برای ناشر محفوظ است.
مراکز پخش: 37705493 - 025 و 32237352 - 031
ارتباط مستقیم: 09127594117
www.Bahareqoloob.com
Info@Bahareqoloob.com
این نوشته پیرامون عقیده، تربیت و اخلاق در مکتب امام هادی علیه السلام و امام عسکری علیه السلام به درخواست دبیرخانهی چهارمین کنفرانس بین المللی (الإمامان العسکریّان امتداد للإمامین الکاظمین علیهما السلام دعوة حسنی لنهج رسالی)، رجب المرجّب 1434 هجری قمری، در شهر مقدّس کاظمین، نوشته شد و ارائه گردید.
امید است مورد استفادهی همگان قرار گیرد.
الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم محمّد و اله الطّیبین الطّاهرین لاسیّما بقیّة الله فی الارضین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدّین
حضّار محترم، اساتید گرامی، علمای اعلام و نمایندگان حضرات آیات مراجع
السّلام علیکم و رحمة الله
با کسب اجازه از دو نور آسمانی، امامین حضرت امام موسی بن جعفر علیهما سلام الله و حضرت امام محمّد بن علی علیهما سلام الله، و با ادب در این بارگاه نورانی و مقدّس، مطالبی را پیرامون العقیدة و التربیة و المعرفة فی مدرسة العسکریّین «علیهما سلام الله» معروض میدارم.
بر اهل اطّلاع و اندیشمندان پوشیده و پنهان نیست، که اسلام مکتب تربیت و اخلاق بر اساس عقیده به مبدء و معاد است.
قرآن کریم میفرماید:
«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ»(1)
و نیز میفرماید:
«هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ
1) خداوند بر مؤمنان منّت نهاد (نعمت بزرگی بخشید) هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند. سورهی آل عمران، آیهی 164.
لَفی ضَلالٍ مُبینٍ»(1)
مؤمنین به دین مبین اسلام، با توجّه به آیاتی که هدف ارسال رسل و انزال کتب، خاصّه بعثت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم را بیان میدارد، در تزکیه و فرا گیری علم و معرفت، همواره کوشا بودهاند.
قبل از بیان هر مطلب باید به ترسیم روز الست بپردازیم، روز الست روزی که انسان، با ایمان به خدا و رسول و اوصیاء علیهم السلام به همهی خوبیها و خیرات بله گفت و بر همهی شرور و نابجائیها پشتپا زد، در گوشهی دل و
جان صاحبان فطرت و دارندگان قلب سلیم، انعکاس دارد.
1) و کسی است که در میان جمعیّت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها میخواند و آنها را تزکیه میکند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت میآموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند! سورهی جمعه، آیهی 2.
قرآن کریم میفرماید:
«فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها»(1)
و امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه میفرماید:
«فبَعَثَ فِیهِمْ رُسُلَهُ وَواتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیاءَهُ لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ وَیُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ وَیَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بِالتَّبْلِیغِ وَیُثِیرُوا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقُولِ»(2)
خداوند متعال پیامبرانش را در بین مردم مبعوث فرمود، و آنها را پیاپی فرستاد تا انجام میثاق و پیمان فطرت را از آنان
بخواهند و نعمتهای فراموش را به یاد آنان آورند و با تبلیغ حجّت را بر آنان تمام کنند و گنجهای عقول را آشکار نمایند.
معتقَد ما اینست که قانون خداوند متعال، در
عقیده و عمل، ایمان و تربیت با تبیین «أَهْلَ الذِّکْرِ»(1)مطابق با فطرت و جبلّی انسان است.
انسانی که فطرتش را فراموش کرده و جبلّی خود را پایمال نموده است، نمیتواند با ذکر، که رسول
الله صلی الله علیه و آله وسلم هستند(2)
و با «أَهْلَ الذِّکْرِ» یعنی اهلالبیت علیهم السلام موافقت داشته باشد.
مگر، خداوند دست انسان را بگیرد و الاّ فطرت خاموش شده به وسیلهی کفر و نفاق و خمیرمایهی
1) اشاره به آیهی شریفهی «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ» است که این آیه در سورهی انبیاء، آیهی7 و سورهی نحل، آیهی 43، نشان دهندهی اینست که مرجع فکری و عقیدتی و عمل مسلمانان بلکه همهی مردم، اهلبیت علیهم السلام باید باشند، تفسیر «اهل الذّکر» به اهل کتاب خاصّه یهود، مطابق با دلیل نیست، ادلّه میگویند: اهل الذّکر، اهلبیت علیهم السلام هستند و ما این مطلب را به خوبی در (رسالة فی التفقّه و السّؤال) بیان داشتهایم.
2) «ذکر» رسول الله صلی الله علیه و آله هستند. قرآن میفرماید: «ذِکْراً (10)رَسُولاً یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِ اللَّهِ...» سورهی طلاق، آیهی 10 و 11، رجوع شود به البرهان فی تفسیر القرآن، ج8: ص 44.
نابود شده در غفلت و فساد، چگونه میتواند با «الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلی جُنُوبِهِمْ»(1)موافقت کند و از آنان پیروی نماید.
باید به این نکته گوش جان بسپاریم که آنچه در مکتب «کتاب الله وعترتی» آمده، مطابق با قول و
قراری است که در عوالم قبل با انسان گذاشته شده است.
ولایت عترت علیهم السلام «ذکر الله» است و انسان در این مکتب یاد پیمان الهی میکند و به خوبیها و خیرات عمل مینماید.
قرآن کریم می فرماید:
«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً
1) سورهی آلعمران، آیهی 191.
ضَنْکاً»(1)
و نیز میفرماید:
«وَ مَنْ یُعْرِضْ عَنْ ذِکْرِ رَبِّهِ یَسْلُکْهُ عَذاباً صَعَداً»(2)
لازم است به این آیهی شریفه نیز توجّه کنیم:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا نُودِیَ لِلصَّلاةِ
مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلی ذِکْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَیْعَ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»(3)
وجه اینکه جمعه را جمعه گفتهاند چیست و چرا ظرف «فَاسْعَوْا إِلی ذِکْرِ اللَّهِ»، جمعه شده است؟
روایات اهلالبیت علیهم السلام به این سؤال به خوبی پاسخ
داده و زمان عهد بشر و قول و قرار انسان را با خداوند متعال معلوم ساخته و «فَاسْعَوْا إِلی ذِکْرِ اللَّهِ» را دستور تجدید عهد با ولی الله و حجّت خدا معرّفی مینماید.
می دانید ولی الله و حجّت خدا، مربّی خوبیها است، و برای ترغیب به مکتبش «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ» نازل شده است، او مظهر توحید و معلّم معرفت الله است، برای همین پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم دربارهی امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند:
«إِنَّمَا مَثَلُ عَلِیٍّ علیه السلام فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ، مَثَلُ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فِی الْقُرْآن»(1)
پیام سورهی توحید همان پیام امیر المؤمنین علیه السلام به انسانها است.
1) شرح حدیث تمثیل علی علیه السلام بسورة التوحید للمعلم الثّالث السیّد محمّد باقر الدّاماد، نویسنده، این رساله را به فارسی شرح و ترجمه کرده است. حدیث تمثیل را در البرهان، ج8: ص423 نگاه کنید.
هر کجا سخن از توحید باشد باید بعد از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم نام امیر المؤمنین علیه السلام را به عنوان، مجسّم توحید و معلّم معرفت و اخلاق ببرند و این است معنای دستور العمل زیارت جامعه از امام هدایت و نورانیت حضرت هادی علیه السلام :
«إِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ أَوَّلَهُ
وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ...»(1)
مگر توحید رأس همهی خیرات نیست؟ مگر غیر معصومین میتوانند این خیر را برای بشر به خوبی تدریس کنند؟
امیرالمؤمنین علیه السلام و فرزندان معصوم ایشان، مدرّس بزرگ توحید و نشاندهندهی یگانگی خداوند متعال میباشند، برای همین ولایتشان شرط قبول توحید و ایمان است.
آنان که بعد از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرید زمین و وحید زمان می باشند و در عدالت و شرف انسانی بی بدیل و بی نظیرند، آنان می توانند در سیر بشر به
1) مفاتیح الجنان، زیارت جامعهی کبیره.
سوی خداوند، دستگیر و مرشد باشند، و انسان را به معراج معنوی برسانند.
«کَلَامُکُمْ نُورٌ وَ أَمْرُکُمْ رُشْدٌ وَ ...»(1)
به نظر شما سرگردانی و بیچارگی و معشیت ضنک انسان از کجا ناشی میشود؟
به عبارت دیگر، منشأ این خسران مبین و این انحطاط آشکار که گریبان انسان را گرفته است، چیست؟
پاسخ اینست که این بدبختی و انحطاط از روزی است که، آدمی نسخهی فطرت را پاره کرد و پیمان الهی را مستور نمود.
امام هادی علیه السلام :
باور ما اینست که ذکر الله (دهم) گرامی فرزند رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، امام هادی علیه السلام میباشند.
1) همان.
امامی که سراسر حیات طیبهاش، انسانهای لایق را به یاد خداوند متعال میاندازد و به مسیر توحید الله سوق میدهد.
قرآن، به مصادیق، امام هادی علیه السلام دهمین مصداق(1)
آیهی شریفه «وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ»(2)بوده و نه فقط در عصر خویش هدایت کنندهی خلقاند، که برای همهی اعصار الگو و مرشد هستند.
شما زیارت جامعهی این امام هدایت و رهبر سعادت را ببینید که برای جامعهی بشری دروس اعتقادی و تربیتی جامعی را تدریس میکند.
چرا ولیّ زمان و امام دوران حضرت بقیة الله
الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف ، در آن تشرّف میفرمایند: چرا جامعه نمیخوانید.
زیارت جامعه، قبل از هر چیز، دستور گفتن شهادتین میدهد، و متمسّک به ولایت را به ذکر «الله اکبر» وا میدارد، بعضی از علمای عظیم الشّأن رضوان الله علیهم گفتهاند:
که وجه تکبیر، این است که اکثر مردم مایل به غلوّ میباشند، مبادا از عبارات امثال این زیارات به غلوّ بیفتند...(1)
ولی شاید سرّ دیگری در این مطلب نهفته است، و آن اینست که، امام هادی علیه السلام با این دستور، میخواهند بفرمایند: اگر معرفت الله برای زائر محقّق شود، دیگر در قبول مقامات و اعتقاد به ولایت، و اختیارات ولیّ الله سستی نمیکند و با شک و ریب روبرو نمیشود.
1) مفاتیح الجنان، انتشارات اسوه، ص544.
«ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدیً لِلْمُتَّقینَ»(1)
امام کتاب الله است و نمایندهی خداوند متعال میباشد، ولیِّ خدای اکبر، باید در بین خلق، اکبر باشد.
پس اهل شک در مقامات عترت طاهرین علیهم السلام و مخالفین ولایت، در موضوع معرفت الله تعالی مشکل دارند و باید در مسئلهی توحید و قدرت الهی به مطالعه بپردازند.
باز مربّی انسان و معلّم بشریّت امام هادی علیه السلام راه دیگری را برای معرفت الله و کسب عرفان حقیقی میگشایند که:
«مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِکُمْ»
فقه این عبارات الهی، و این کلمات آسمانی، وظیفهی همگان، خاصّه شیعیان و محبان آل عصمت علیهم السلام است.
در این باره باید اشاره به مسئولیّتهای علمی و
1) سورهی بقره، آیهی 2.
معنوی حوزههای علمیّه بشود که عهدهدار حفاظت عقائد مردم، و مسئول نگهداری دین و احکام آن میباشند.
حوزویان بر اساس آیهی نفر، مسئول فهم و سپس فهماندن آیات الولایة، و آیات مربوط به حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند.
کلاس درس «مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِکُمْ» که طریقیّت ولایت و امامت عترت علیهم السلام را بیان میدارد، با کلاس درس آیهی «تبلیغ»(1)،
موضوعیّت ولایت و امامت را بازگو میکند، باید به وسیلهی حوزویان برای افراد لایق و قابل، تشریح وتبیین گردد.
البته فقه این مطلب، فقط برای فطرتهای پاک و قلوب سلیم، که به امر «ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً»(4)
مأمورند، میسور است.
فقه «بِنَا عُبِدَ اللَّهُ وَ بِنَا
عُرِفَ اللَّهُ»(1)مانند فقه «وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رُسُلِنا»(2)وآیات دیگر مربوط به توحید و شرط آن برای کسانی که «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ»(3)هستند، باور نکردنی است.
چگونه کسانی که نسبت به اهلالبیت علیهم السلام حسد دارند و احقاد بدریّه و خیبریّه نسبت به اهلالبیت علیهم السلام در قلوبشان وجود دارد میتوانند «بِمُوَالاتِکُمْ تَمَّتِ الْکَلِمَةُ»(4)را درک نمایند و«بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا»(5)را بفهمند.
از معتقدات شاگردان
زیارت جامعه، اینست که، ائمه علیهم السلام ابواب الله هستند، بر این مطلب آیهی شریفهی «وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها»(1)شهادت میدهد، و حدیث «بِنَا عُبِدَ اللَّهُ» همان دلالت «مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِکُمْ» را دارد.
نه فقط معرفت خدای متعال را باید از این بزرگواران اخذ نمود که معرفت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و سنّت صحیحهی آن حضرت را نیز باید از مدرسهی اهلالبیت علیهم السلام بدست آورد.
بهترین دلیل برای این مطلب، حدیث شریف «أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا»(2)است، که فریقین برآن اتفاق دارند.
شاعر فارسی زبان چه خوب گفته است:
تا نبگشاد علم حیدر، در***ندهد سنت پیمبر، بر
شما حسنهای فوق اعتقاد به ولایت و امامت اهلالبیت علیهم السلام ، آیا سراغ دارید؟
حسنهای که دیگر حسنات را در بر گرفته باشد، یعنی مبدء حسنات دیگر باشد، کدام حسنه است؟
آیهی شریفهی «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها»(1)با تدبّر شایسته، افراد لایق را به سر منزل مقصود میرساند و نیز آیهی شریفهی «وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فیها حُسْناً»(2)می تواند وسیلهی استبصار همهی صاحبان فطرت و شیفتگان حکمت باشد.
با تدبّر در آیات یاد شده، انسان میتواند ادّعا کند و در مقام عرض ادب به ائمه علیهم السلام بگوید:
«مُسْتَبْصِرٌ بِشَأْنِکُمْ وَ بِضَلَالَةِ مَنْ خَالَفَکُمْ»(3)
چرا دوستی و مودّت محمّد و آل محمّد صلوات
الله علیهم اجمعین، حسنه نباشد که همهی خیرات معرفتی و اعتقادی در بیوت آنان نازل گشته، و دستور العمل اخلاق و تزکیه منحصراً از آن بزرگوارن صادر گردیده است.
باز هم باید در مقام تشکّر و عرض ادب به پیشگاه ائمّه علیهم السلام ، بگوئیم:
«إِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ....»(1)
به همه باید گفت و به همهی زبانها باید ترجمه کرد و با آب طلا باید نوشت که: بلد امن و مدینهی سعادت، بالیقین حصن حصین ولایت معصومین علیهم السلام است،
«مَنْ أَتَاکُمْ نَجَا وَ مَنْ لَمْ یَأْتِکُمْ هَلَکَ»(2)
این عبارت زیبای زیارت جامعه، که ملوک کلام است و از کلام ملوک است، مبیّن آیهی «وَ مَنْ
دَخَلَهُ کانَ آمِناً»(1)میباشد.
اگر در آیات «رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً»(2)و«رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً»(3)خوب تدبّر کنیم و روایات منقوله از اهلالبیت علیهم السلام را، در نشان دادن بطون آیات یاد شده به دقّت ببینم، به این مطلب محقّقانه گواهی خواهیم داد که حصن ولایت، به انسانها قرار میدهد و دلهای مضطرب
را به امان و آرامش میرساند.
و این همان دستور و امر حکیمانهی خدای متعال است که:
«سیرُوا فیها لَیالِیَ وَ أَیَّاماً آمِنینَ»(4)
در سیر علمی و در سفر معنوی یعنی در برهان و استدلال و نیز در بصیرت و شهود راستین، باید انسان به دستور «سیروا» عمل کند تا به سر منزل مقصود
برسد،(1)و ایمن از شک و زیغ و عذاب آخرت باشد، این همه در «من اتاکم نجی» که ولیّ خدا و امام هدایت حضرت هادی علیه السلام دستور تلاوتش را صادر کرده است، نهفته است.
و این عبارت نورانی میتواند یک طرح بزرگ و عالمی برای همهی انسانها باشد، آنها که از معیشت ضنک خسته شده، از جنگ، فقر، بی عدالتی، استبداد و ظلم نگرانند بیایند مکتب «من اتاکم نجی» را ببینند و بدور از تعصّب کورکورانه، خود را از مهالک نجات بخشند.
نجات مردم از مکتبهای اِلحادی، جبر، تفویض، عقیده به جسمیّت خداوند متعال، تناسخ، و افشای
1) ما اعتقاد داریم که سیر و سلوک همان توجّه به ولایت ائمهی معصومین علیهم السلام و عمل به دستورات آن بزرگوارن است، اگر دستور العملی از معصوم صادر نشده باشد و از کتاب الله و سنّت صحیحه متخذ نباشد، برای ما ارزشی ندارد.
انحراف مکتب غلات و افراد جاه طلب که از صداقت مردم و مستضعفین فکری، سوء استفاده میکنند، به رهبری امام هادی علیه السلام انجام گرفته است.
نقش ائمه علیهم السلام همانطور که در بیان امیر المؤمنین علیه السلام به عنوان «کُهُوفُ کُتُبِهِ» از آن یاد شده است، نقش احیاء کنندهی دین و حافظ اساس عقائد مؤمنین میباشد، و در این راه آن بزرگواران از هیچ کوششی دریغ نداشتند.
زمان امامین عسکریّین علیهما السلام که استبداد و خفقان، انحراف و کج اندیشی به اوج خود رسیده بود، این دو امام عظیم الشّأن از طرق مختلفه از اصول و فروع اسلام حفاظت و پاسداری نمودند.
مبارزهی حضرت امام هادی علیه السلام ، با غلات و بدعتگزاران مانند «ابن حسکه»(1)
و «فارس بن حاتم»(2)
معرّف تلاش پیگر آن حضرت با مخالفین دین
میباشد.
مباحث اختلاف انگیزی همچون مخلوق بودن و یا قدیم بودن قرآن، که باعث فرقه بندیهای فراوانی شد و بیشتر از ناحیهی یهود، یعنی سرسختترین دشمنان اسلام مطرح میگردید به وسیلهی امام هادی علیه السلام به بهترین وجه خاتمه پیدا کرد.(1)
مدرسهی امام عسکری علیه السلام بزرگترین مدرسهی اعتقادی، علمی و تربیتی است، با اینکه دورهی ایشان، خفقان، استبداد و مبارزه با نور هدایت اهلالبیت علیهم السلام ، به نهایت رسیده بود.
امام عسکری علیه السلام منتقل کنندهی ولایت خاتم الأنبیا صلی الله علیه و آله وسلم به خاتم الاوصیاء یعنی حضرت بقیّة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف ، بوده و مسائل حسّاسی همچون ایجاد شبکه ارتباطی بین شیعیان و زمینهسازی اعتقادی برای دوران غیبت، به دوش آنجناب بوده است.
1) راجع سیرهی پیشوایان: ص610.
شک و تردید در دین در زمان امام عسکری علیه السلام به اوج خود رسیده بود.
ولی امام علیه السلام با تعلیم و تربیت شاگردان وآشکار ساختن معجزات و اقدامات خارق العادّه، یعنی، هم از راه برهان و استدلال و هم از راه شهود راستین در برابر کفر، نفاق، ستم و انحراف ایستاد.
امام علیه السلام در بُعد زمینهسازی غیبت و بیان وظائف علماء در این دوران به ترغیب آنها به بیدار نمودن مردم و تشویق آنان به مقابله با شبکههای ابلیسی و تبلیغات شیطانی میپردازند و میفرمایند:
قَالَ عَلِیُّ بْنُ محمّد علیه السلام : لَوْ لَا مَنْ یَبْقَی بَعْدَ غَیْبَةِ قَائِمِنَا علیه السلام مِنَ الْعُلَمَاءِ الدَّاعِینَ إِلَیْهِ، وَ الدَّالِّینَ عَلَیْهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْ دِینِهِ بِحُجَجِ اللَّهِ، وَ الْمُنْقِذِینَ لِضُعَفَاءِ عِبَادِ اللَّهِ مِنْ شِبَاکِ إِبْلِیسَ وَ مَرَدَتِهِ وَ مِنْ فِخَاخِ النَّوَاصِبِ لَمَا
بَقِیَ أَحَدٌ إِلَّا ارْتَدَّ عَنْ دِینِ اللَّهِ وَ لَکِنَّهُمُ الَّذِینَ یُمْسِکُونَ أَزِمَّةَ قُلُوبِ ضُعَفَاءِ الشِّیعَةِ، کَمَا یُمْسِکُ صَاحِبُ
السَّفِینَةِ سُکَّانَهَا أُولَئِکَ هُمُ الْأَفْضَلُونَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ.(1)
توجّه امام به اساسیترین وظیفهی الهی، یعنی حفظ و حراسات قرآن و سنّت نبوی صلی الله علیه و آله وسلم ، ایشان را از بیان جزئیترین مسئولیّت باز نمیداشت.
آنحضرت همانطور که در پنهان و آشکار یک معلّم بزرگ اعتقادات بودند، یک مربّی اخلاق و عمل نیز به حساب میآمدند.
امام عسکری علیه السلام میفرمایند:
1) ترجمه: «اگر نبودند علمایی که بعد از غیبت قائم ما باقی میمانند و به او دعوت میکنند و به سوی او راهنمایی مینمایند و با حجّتهای الهی از دین دفاع میکنند و بندگان ضعیف خدا را از دامهای ابلیس و یاران او و ناصبیان نجات میدهند، اگر اینان نبودند احدی نمیماند مگر آنکه از دین خود بر میگشت، ولی آنان هستند که زمام دل های شیعیان ضعیف را همچون سکّان در دست ناخدای کشتی به دست گرفته اند. اینان همان انسان های برتر نزد خداوند عزوجل هستند.» بحار الأنوار، ج2: ص6، ح12.
«مَا أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَکُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ»(1)
و این همان درس دوری از ذلّت و پستی است که مکتب عاشورا قرنهاست عهده دار تعلیم آن است.
و نیز میفرمایند:
«جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ فِی بَیْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ الْکَذِبُ.»(2)
و اینست نقش امام در جامعهی بشری، که در آن وضعیّتی که استبداد و ظلم حاکم بود با یک جملهی کوتاه، بزرگترین و کلیدیترین زشتی را نشان داده و مردم را به بلندترین قلّهی سعادت اعتقادی و اخلاقی رهنمون میگردد.
با صلوات و سلام بر محمّد وآل محمّد به سخنان خود پایان داده از برگزارکنندگان این نشست محترم
و هماندیشی عقیدتی، تربیتی و علمی تشکّر مینمایم.
والسّلام علیکم و رحمة الله
نجف اشرف - 3 جمادی الثّانی 1434 ه- .ق
سیّد محمود بحرالعلوم میردامادی