ghaemiyeh.com
سرشناسه : میردامادی،سید محمود، ۱۳۳۶ -
عنوان و نام پدیدآور : میر لشکر محدثین و گل خوشبوی دین علامه میر حامد حسین/نگارنده محمود بحرالعلوممیردامادی؛ زیرنظر مجمع مطالعات و تحقیقات مسائل جهانی مهدویت.
مشخصات نشر : قم: بهار قلوب، ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری : ۴۳ص.
شابک : ۱۶۰۰۰ ریال978-964-9967-17-2 :
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
موضوع : میرحامدحسین کنتوری، ۱۸۳۰ - ۱۸۸۸م.
شناسه افزوده : مجمع مطالعات و تحقیقات مسائل جهانی مهدویت ( اصفهان )
رده بندی کنگره : BP۱۱۶ /م۹م۹ ۱۳۹۳
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۹۸
شماره کتابشناسی ملی : ۳۶۵۸۳۰۶
میر لشکر محدّثین و گل خوش بوی دین
علّامه میر حامد حسین+
میر لشکر محدّثین و گل خوش بوی دین
علامه میر حامد حسین1
نگارنده: سید محمود بحرالعلوم میردامادی
زیر نظر: مجمع مطالعات و تحقیقات مسائل جهانی مهدویّت
ناشر: بهار قلوب
چاپ اول: 1393
چاپخانه: گلوردی
تعداد: 1000
شابک: 2-17-9967-964-978
قیمت: 1600 تومان
حق چاپ و نشر برای ناشر محفوظ است.
مراکز پخش: 37705493 - 025 و 32237352 - 031
ارتباط مستقیم: 0912
سامانهی پیام کوتاه: 3000601614
Mahdavi-Publication.com
Info@Mahdavi-Publication.com
یکی از بزرگترین پاسداران حریم فرهنگ و ولایت آل محمد صلی الله علیه و آله ، علامهی مجاهد میر حامد حسین هندی است که در نیمهی دوم قرن سیزدهم هجری میزیست، او حق عظیمی به گردن شیعیان دارد و کتاب جاودانش «عبقات الانوار» از آثار درخشان شیعه در دو قرن اخیر است.
علامه میر حامد حسین، از خانوادهای اصیل، از سادات موسوی است که با 27 واسطه، نسبش به امام هفتم، حضرت امام موسی کاظم علیه السلام میرسد. نیاکان او در طول قرون گذشته، همه از سادات اهل علم و زهد و فضیلت بوده اند. شایان ذکر است که این
خاندان در اصل ایرانی بودند و در نیشابور زندگی میکردند و در قرن هفتم، «سید اوحد الدین» جدّ پانزدهم میر حامد حسین، در پی حملهی مغول به ایران، به هندوستان هجرت کرد و در شهر «کنتور» رحل اقامت افکند.
سید محمد حسین (متوفای 1288 ق)، پدر بزرگ میر حامد حسین، فقیهی ارجمند و در زهد و عبادت سر آمد روزگار بود. گفته اند: از زمانی که به سنّ بلوغ رسید، هرگز نمازهای مستحبیاش ترک نشد. وی در هنر خوشنویسی هم دستی داشته، به طوریکه نسخهای از قرآن کریم، و کتابهای «حق الیقین»، «تحفة الزائر» علامه مجلسی و «جامع عباسی» شیخ بهائی،
به خط زیبای وی در کتابخانهی ناصریه لکنهو، موجود است.
علامه سید محمد قلی (متوفای 1260 ق) پدر میر حامد حسین، از علمای بزرگ قرن سیزدهم هجری و از صاحبنظران در علم کلام بود. وی مدتی نیز در شهر «میرتهه» بر کرسی قضاوت و فتوا نشست. رسالهای هم به نام «عدالت علویه» در موضوع احکام قضاوت و افتاء و شرائط قاضی و مفتی نوشته است.
علامه میر حامد حسین هندی، در سال 1246 قمری در شهر «میر تهه» هند، در خانهی سید محمد قلی به دنیا آمد. نام اصلی او را «مهدی» نهادند. سبب شهرتش به «میر حامد حسین» آن است که پدرش پیش از آنکه خبر تولّد فرزندش را بشنود، در رؤیا جدّ خود «سید حامد حسین» را دیده بود، از این رو، فرزند نوزادش را به این نام مشهور کرد.
میر حامد حسین وقتی به هفت سالگی رسید، پدرش او را به مکتب گذاشت. او مقدّمات و دروس ابتدائی را آموخت، و به درجات و مراحل بالاتری نائل شد.
«مقامات حریری» و «دیوان متنبی» را نزد مولوی «سید برکت علی صاحب»، و «نهج البلاغه» را در محضر مفتی «سید عباس شوشتری» آموخت و سپس به فراگیری علوم عقلی در نزد «سید مرتضی خلاصة العلماء» و علوم شرعی در محضر «سید محمد سلطان العلماء» و برادر او «سید حسین سید العلماء» پرداخت و پس از سالها تلاش و همّت، تحصیلات خود را با موفّقیت به اتمام رساند.
جوامع اسلامی به ویژه هندوستان، در دوران زندگی میر حامد حسین، بیش از پیش دچار آشوب و تفرقه شده بود.
علامه سید محمد قلی پدر میر حامد حسین، سالها عمر خود را صرف جواب دادن شبهات و تهمتهائی کرد که دشمنان اسلام، به دست برخی از دانشمندان مسلمان، علیه شیعه و مکتب اهل بیت علیهم السلام شایع میکردند، اکنون بعد از پدر نوبت به پسر صالح و خلف او، یعنی علامه میر حامد
حسین هندی رسیده بود. او مشاهده میکرد که چه افتراها و تهمتهایی بر شیعه میزنند که روح شیعه از آنها بیخبر است.
این بود که تصمیم گرفت کمر همّت ببندد و همچون پدرش، در عرصهی قلم و تحقیق و تتبّع و بیان حقائق و وقایع تاریخ اسلام، به دفاع از حق بر خیزد و به تهمتهای مغرضانه و جاهلانه و خصومتآمیز دشمنان تشیّع، پاسخ دهد.
نخستین اقدامش، بررسی، تصحیح و تهذیب بعضی از کتابهای ارزشمند پردش علامه سید محمد قلی، بود. چرا که بسیاری از آثار پدرش، در دفاع از مکتب شیعه و پاسخ به ایرادهای مخالفان تشیّع بود و شایسته بود که پسر
دانشمند و فرزانهی او، آنها را تصحیح و چاپ و منتشر کند.
میر حامد حسین سالهایی از عمر گرانمایهی خود را در این راه صرف کرد و از این رهگذر، خدمات شایانی به عالم تشیّع ارزانی داشت. آنگاه خود اقدام به نوشتن کتاب نمود، که به ذکر برخی از آنها میپردازیم:
1- استقصاء الافحام، 10 جلد که به زبان فارسی است. مؤلف در این کتاب مطالبی را پیرامون قرآن کریم، حضرت مهدی عجله الله تعالی فرجه الشریف و شرح حال بسیاری از دانشمندان اهل سنّت و اصول و فروع دین، مطرح
کرده است و پاسخی است به کتاب «منتهی الکلام»، تألیف
حیدر علی فیض آبادی حنفی، که مطالبی شبههآمیز و بی اساس به شیعیان نسبت داده بود.
2- شوارق النصوص، 5 جلد در علم کلام.
3- افحام اهل المین، ردّی است بر کتاب «ازالة الغین» تألیف حیدر علی فیض آبادی حنفی.
4- اسفار الانوار، سفر نامهی حج و کربلا.
5- کشف المعضلات فی حل المشکلات.
6- العضب البتار فی مبحث آیة الغار.
7- النجم الثاقب فی مسالة الحاجب، کتاب فقهی در موضوع ارث.
8- الدرر السنیة فی المکاتیب و المنشأت العربیة.
9- زین الوسائل الی تحقیق المسائل، مسائل فقهی و گوناگون.
10- الدرایع، در شرح شرایع محقق حلّی.
11- عبقات الانوار فی مناقب الائمّة الاطهار علیهم السلام ، که این اثر بزرگترین و ارجمندترین کتاب اوست و از شاهکارهای علمی و اعتقادی شیعه به شمار میرود. مؤلف بزرگوار، این کتاب عظیم و شگفت انگیز را در مناقب ائمّهی اطهار علیهم السلام و در جواب کتاب ضدّ شیعی «تحفهی اثنا عشریّه» نوشته است.
کتاب خصومت برانگیز «تحفهی اثنی عشریّه» را مولوی عبدالعزیز دهلوی (متوفای 1239 ق) معروف به «سراج الهند» نوشته بود.
امّا چه تحفهای و چه هدیه ای؟!
او که از عالمان برجسته و فاضل شبه قارّهی هند و از اهل سنّت بود، بدون توجّه به آیات وحدتبخش قرآن و سفارشهای پیامبر صلی الله علیه و آله در این کتابش، عقائد و آراء شیعه را به طور عموم و فرقهی
اثنا عشریّه را بالخصوص، در اصول و فروع و اخلاق و آداب و تمامی معتقدات و اعمالشان به عباراتی خارج از نزاکت و کلماتی بیرون از آداب و سنن مناظره و به کتب نوآموزان، که به خطابه نزدیکتر است تا به برهان یا دست کم نقل صحیح مطالب، مورد حمله و اعتراض قرار داده، کتاب را مملو از افتراء و تهمتهای زشت و بیاساس ساخته است، که باعث ابهام تفرقهی امّت اسلامی هند شده بود. این کتاب در دل برادران مسلمان نسبت به یکدیگر کینه و نفرت پدید آورد و صفای مسجد و محراب، شکوه رمضان و عاشورا را کدر ساخت.
عبقات الانوار، دارای دو منهج و هر منهج نیز مشتمل بر مجلداتی چند است. منهج اوّل دربارهی اثبات دلالت آیاتی چند از قرآن کریم بر امامت است، از جمله آیهی:
«إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ» (1)
و آیهی:
«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی» (2)
و آیات فراوان دیگری که بر امامت شرعی و الهی ائمّهی اطهار علیهم السلام دلالت میکند، همه را مورد بحث عالمانه و محققانه قرار داده است.
گفتهاند این مجلد هنوز به چاپ نرسیده است و در کتابخانهی عظیم مؤلف، در شهر لکهنو نگهداری میشود.
منهج دوّم کتاب، دربارهی احادیث دوازدهگانهای است که مولوی عبدالعزیز دهلوی در کتاب تحفهی اثنا عشریّه، مغرضانه اصل یا تواتر آنها را انکار و اشکالاتی بر این
احادیث شیعی وارد کرده بود.
این منهج از کتاب شگفتآور و عظیم عبقات الانوار، 30 جلد است که حدود 12 جلد آن در هندوستان و ایران به چاپ رسیده است. هر یک از احادیث دوازدهگانه، خود یک مجلد و برخی از این مجلدات هم که در چندین جلد به سبک قدیم و سنگی چاپ شده است، بدین شرح است:
مجلد اوّل از منهج دوّم، در مورد حدیث غدیر.
مجلد دوّم، در موضوع حدیث منزلت.
مجلد سوّم ، دربارهی حدیث ولایت.
مجلد چهارم، دربارهی حدیث طیر.
مجلد پنجم، به شرح و بیان حدیث «أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا...».
مجلد ششم، دربارهی حدیث تشبیه.
مجلد هفتم، دربارهی حدیث «مَنْ نَاصَبَ عَلِیّاً الْخِلَافَةَ بَعْدِی فَهُوَ کَافِرٌ».
مجلد هشتم، در بیان حدیث نور «کُنْتُ أَنَا وَ عَلِیٌّ نُوراً بَیْنَ یَدَیِ اللَّه...».
مجلد نهم، دربارهی حدیث «رایت».
مجلد دهم، در موضوع حدیث ««یا عَلِیُّ إِنَّکَ تُقَاتِلُ عَلَی تَأْوِیلِ الْقُرْآنِ ...».
مجلد یازدهم، در مورد حدیث «عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ...».
مجلد دوازدهم، دربارهی حدیث ثقلین.
بزرگان علم و تحقیق، بر عظمت کتاب عبقات الانوار اقرار کردهاند و آن را به دیگران نیز شناساندهاند:
1- علامه عظیم الشّأن، شیخ عبدالحسین امینی صاحب کتاب الغدیر، دربارهی عبقات میگوید:
«بوی دلپذیرش در تمامی جهان پیچیده و آوازه اش از خاور تا باختر را فرا گرفته است، هر کس آن را دیده، دانسته که کتاب اعجازآمیز و روشنگری است که هیچ باطلی در آن راه ندارد، و من در نوشتن الغدیر از دانشهای با ارزش
نهفتهی در آن بهرهی فراوان بردم.»
2- علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی دربارهی آثار میر حامد حسین به ویژه عبقات، مینویسد:
«کتابهای با عظمت و مفید میر حامد حسین، دریای ژرفنگری و باریکبینی را پر موج گردانده است ... مهمترین و پرآوازهترین اثر او «عبقات الانوار» در مناقب ائمّهی اطهار علیهم السلام است ...
و میر حامد حسین تمام حقایقی را که «دهلوی» در باب امامت منکر شده با بهرهگیری از احادیث و اخباری که
از طریق اهل سنّت نقل شده، ثابت کرده است.»
علامه میر حامد حسین، کتاب عبقات را به سادگی و آسانی و رفاه و خدمه و گروه تحقیق ننوشت، او در راه تألیف چنین کتاب عظیمی، خود
به تنهایی سختترین سفرها و پرزحمتترین کارها را عاشقانه پذیرفت. زیرا همهی اسناد و منابع تتبع و تحقیق را در اختیار نداشت، به ویژه کتابها و منابع اهل سنّت را.
گاهی به عنوان خادم و کارگر، در یکی از روستاهای دور افتادهی شهر مکّه، به خانهی عالمی سنّی وارد میشد تا در کتابخانهی او به کتابی که دنبالش میگشت، دست یابد.
وقتی هم فرزند جوانش از دنیا رفت، مراسم کفن و دفن و تشییع و مجلس سوگواری را به دیگران واگذار نمود تا یک ساعت هم که شده، وقتش را جز در تألیف عبقات الانوار صرف نکند.
او برای یافتن کتابی، به مصر رفت، و کتابی را که می خواست پیدا کرد و با کشتی برگشت، در کشتی
مشغول مطالعهی همان کتاب بود، که باد تندی کتاب را از دستش گرفت و به دریا افکند، سیّد به دنبال کتاب خود را به دریا زد و کتاب را گرفت!
وقتی همسفران او را گرفتند و در کشتی نشاندند، از او سؤال کردند که: چرا خودت را به دریا پرت کردی؟
سیّد کتاب را نشان داد و جواب داد: به خاطر این کتاب! این کتاب هنوز هم در کتابخانهی ناصری نگهداری می شود.
سرانجام، دانشمند بزرگ شیعه، مدافع مجاهد اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله ، سیّد بزرگوار، میر حامد حسین موسوی هندی، در هجدهم صفر سال 1306 قمری، در لکهنو چشم از جهان فرو بست و در حسینیهی خود دفن شد.
درود خدا بر او و اجداد طاهرینش باد.
بسمهتعالی
مقالهی میر لشکر محدّثین را به درخواست مسئولین مجلهی نفیس «دُرّ نجف» که به همّت برخی از فضلای حوزهی علمیهی نجف اشرف منتشر میگردد، نوشتهام، امیدوارم این مقاله مشوّقِ شیفتگان ولایت و امامت برای مطالعهی کتب پر ارزشِ فقیه عظیمالشّأن، علّامه میر حامد حسین رحمه الله باشد.
انشاءالله تعالی
وصلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین لاسیّما بقیّة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
بنا دارم، بحول الله و قوّته، مختصری پیرامون خدمات سیّد والامقام، معلّم عقائد و کلام، مرجع دلسوز انام، میر لشکر محدّثین و مدافع حریم معصومین علیهم السلام ، علّامهی کبیر مرحوم آیة الله میر حامد حسین و گلهای خشبوی گلستان عبقات الانوار سخنی داشته باشم.
قبل از هر چیز باید بدانیم، میدانی که آن گرامی فرزند نبی صلی الله علیه و آله و آن یادگار وصی علیه السلام ، به جهاد پرداخته، چه میدان پر ظلمت و ظالمانهای بوده است.
اهل تحقیق میدانند که یهود و منافقین، در صدر اسلام، در مبارزه با قرآن و عترت علیهم السلام هماهنگ و همدست بودهاند.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا ...»(1)
طبق آیهی شریفه، یهود و مشرکین و عمّال آنان یعنی منافقین(2)سرسختترین دشمن برای اهل ایمان به حساب میآیند.
و این ارتباط فکری را شما در سورهی محمّد صلی الله علیه و آله ، آیهی 26 و 25، خوب دریافت میکنید.
«إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلَی أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَی الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَی لَهُمْ» «ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِینَ کَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِیعُکُمْ فِی بَعْضِ الأَمْرِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ إِسْرارَهُمْ»
1) محمد صلی الله علیه و آله : 25 و 26، ترجمه: «آنان که پس از بیان شدن راه هدایت بر آنها باز به دین پشت کرده و مرتد شدند شیطان کفر را در نظرشان جلوهگر ساخت و به آمال و آرزوهای دراز فریبشان داد.» «این (برگشتن از دین) برای آن بود که آن منافقان به دشمنان قرآن گفتند: ما البته با شما، تا بتوانیم موافقت میکنیم. و خدا از این سخن پنهانی آنها آگاه است.» به تفسیر برهان، ج5، ص69 مراجعه کنید. این آیه نشاندهندهی ارتباط یهود با افرادی است که از ولایت کراهت داشتند.
آری شیطان آرایش نمود و وعدههای فریبنده داد تا یهود وکسانی که از ولایت أمیر المؤمنین علیه السلام کراهت داشتند، به یاری یکدیگر شتافتند و برای هدم دین، دست در دست هم گذاشتند.
یکی از کسانی که به شکل سرّی، نمایندهی یهود، محسوب میشد و در جامعهی اسلامی جای پا باز کرده بود، فردی بنام کعبالاحبار است، او مشاور حکّام منافق بود و در جعل حدیث و تغییر و تبدیل
حقائق دستی باز و مکری ماهرانه داشت.
میدانید یهود بعد از جنگهای تسلیحاتی، که علیه مسلمانان صدر اسلام به پا نمودند، احقاد خود را بیشتر به صورت جنگهای فرهنگی و عقیدتی آشکار ساختند، احقاد بدریّه و خبیریّه گاه بصورت
شمشیر، بروز داده شد و گاه بصورت دستور العمل فرهنگی و عقیدتی به میدان آمد.
یکی از تصمیمات دستگاه خلافت سقیفه به رهبری سرّی کعب الاحبار، مبارزه با احادیث و خصوصاً اقوال نبی صلی الله علیه و آله پیرامون فضائل وصی علیه السلام بوده است.
ابوهریره گفته:
تا عُمَر زنده بود قدرت نداشتیم
بگوییم: «پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود.»(1)
جایگاه حدیث در اسلام:
قرآن میفرماید:
«... فَبَشِّرْ عِبادِ» «الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه ...»(2)
طبق این دو آیهی شریفه، عباد که بشارت به آنها داده شده آنهائی هستند که در برابر احادیث اهل البیت علیهم السلام تسلیماند.(1)
نقش حدیث و اهمیّت آن در حفاظت فروع شرعیّه و کار گشائی در احکام الله برای شیفتگان فقاهت معلوم است.
همین اهمیّت و بزرگی را حدیث در تفسیر قرآن و بیان فقه اکبر، یعنی اعتقادات صحیحه دارد، و احادیث و روایات معصومین علیهم السلام شاقول و میزان فکر و اندیشهی مؤمنین محسوب میشود.
البته با این بیان هرگز نمیخواهیم حدیث را بر قرآن ترجیح دهیم، بلکه میخواهیم بگوئیم اگر
1) راجع: البرهان فی تفسیر القرآن، ج6: ص532.
حدیث رسول الله صلی الله علیه و آله و ائمهی هدی علیهم السلام نباشد، قرآن مجید مجمل میماند و برای مردم تبیین نمیگردد.
در مثل، قرآن کریم، چون غنچهای است که اگر باز شود زیبائی و عطرش جهان را به اعجاب وا میدارد، ولی باز شدن این غنچه نیاز به آفتاب دارد.
آفتاب ولایت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و عترت ایشان علیهم السلام ، باید به
غنچهی قرآن بتابد تا بشریّت از این کتاب آسمانی بهرهمند گردد.
و همانطور که میدانید درخت، اضافه بر اینکه به آفتاب محتاج است به آب هم احتیاج مبرم دارد.
و در آیات قرآنی و روایات معصومین علیهم السلام ، ولایت و امامت به آفتاب و آب تشبیه شده است.
اَینَ تَذهَبُون:
به آنهائی که به مانعین حدیث جایزه میدهند وآتش زنندگان روایات نبوی صلی الله علیه و آله را ارج مینهند میگویم، این تذهبون؟ به کجا میروید؟ با حدیث سوزانی و منع حدیث، که دیگر سنّتی باقی نمیماند، و با این عمل، که بطور یقین بدستور یهود صورت گرفته است، آیا تکلیف «اَطیعُوا الرَّسُول» چه میشود؟
علم صحیح:
راستی مگر میتوان علم صحیح و آگاهی درست را، از غیر معصومین علیهم السلام دریافت نمود؟
مگر قرآن نمیفرماید:
«...سِیرُوا فِیهَا لَیَالِیَ وَأَیَّامًا آمِنِینَ»(1)
این سیر علمی که همراه با امنیّت است آیا در غیر مدرسهی معصومین علیهم السلام میتواند صورت بگیرد؟
مگر آراء متشتّته و عقائد مختلفه را میتوان علم نامید، چرا ناصرین سقیفه، باب مدینهی علم را رها کرده، بدنبال اقوال مملوّ از شک و ریب میگردند؟
«ذَلِکَ الْکِتَابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِلْمُتَّقِینَ»(2)
حال با این مقدّمهچینی یعنی بیان اهمیّت حدیث از دیدگاه قرآن کریم، و ترسیم نقش منافقین، در از بین بردن سنّت صحیحه، همکاری آنان با یهود و ورود فرهنگ تشتّت و ضلال به جامعهی اسلامی، میتوانیم به عظمت خدمات علمی و معنوی سیّد والا مقام محدّث عظیم الشّأن علّامه میر حامد حسین + واقف شویم.
ما در این سطور مختصر، قصد نداریم و هرگز نمیتوانیم، این بزرگمرد علم و عمل را معرّفی نمائیم، ولی در مقام یاد بود و ذکر خیر ایشان باید بگوئیم:
آیة الله میر حامد حسین رحمه الله از فراوانی حبّ حدیث و از فرط تشنگی روایات رسول الله صلی الله علیه و آله و عترت ایشان علیهم السلام خود، حدیث شده است.
آیة الله میر حامد حسین رحمه الله محدّث نیست بلکه خود، حدیث است.
این مدافع بزرگ ولایت اهلالبیت علیهم السلام ، در دفاع از حریم کتاب الله و عترتی، به قدری تلاش نمود که حدیث زندگی نورانیش، نقل مجالس بزرگان فقاهت و حلاوت بخش محافل تشنگان معارف شده است.
این عالم بزرگ و فقیه گرانقدر که به فقه اکبر، عنایت خاصّ داشته وتفقّه در آیات الولایة و روایات مربوط به امامت را عملی ساخت، در عمل کردن به آیهی شریفهی (نفر) بهترین سرمشق و الگوی حوزویان محسوب میشود.
تحقیق عمیق و جِدّ این عالم مُجدّ در احادیثِ
غدیر
منزلت
ولایت
طیر
مدینة العلم
من ناصب علیاً
کنت انا و علی نوراً
رایت
انک تقاتل
و حدیث ثقلین در کتاب فقه «عبقات الانوار» نه دیروز که امروز تا قیام حضرت مهدی موعود عجله الله تعالی فرجه الشریف از برترین ذخائر علمی و معنوی جامعهی شیعه و از
بزرگترین مدارک حقّانیّت آل عصمت علیهم السلام و بطلان حکومت سران نفاق به حساب میآید.
صاحب این گنج، که با رنج، به این موهبت الهیّه رسیده، یعنی علّامهی عظیم الشّأن مرحوم میر حامد حسین+ نه فقط به مباحث امامت و ولایت پرداخته، که در کتاب دیگرش (استقصاء الافحام) به موضوع قرآن کریم و قرآن مجسّم یعنی حضرت بقیّة الله الاعظم عجله الله تعالی فرجه الشریف ، اهتمام داشته است.
حوزههای علمیّهی شیعه، باید از این بزرگمرد علم و عمل، درس تفقّه را فرا بگیرند و به جای پرداختن به مباحث بیفائده و یا کمفائده و تشریفاتی، به تفقّه مطلوب قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام که همان
معرفة الحجّة عجله الله تعالی فرجه الشریف هست بپردازند.
راستی شیعه چه سرمایهی بزرگی دارد، اگر حدیث ثقلین و مانند آن، با این استواری سند و دلالت، در حوزهها و دانشگاهها تدریس میشد، مردم عالَم، فوج فوج به کتاب الله و عترت رسول الله علیهم السلام میپیوستند.
شیعه همهی مدارک حقّانیّت، و وسائل ارتقاء و سعادت را دارد ولی متأسّفانه در تفقّه و تبلیغ کمکاری میکند.
من نمیدانم شما که مقالهی کوچکِ این عبدِ کوچک را میخوانید حوزوی هستید یا دانشگاهی، بازاری هستید
یا کارمند اداره، به هر حال اگر مستعدّ
تحقیق و اهل فکر هستید، مخاطب آیهی نفر میباشید.(1)
پیام آیهی نفر، تفقّه پیرامون اصل مهم و اساسی امامت و مهدویّت است. و این همان چیزی است که در حوزههای علمیّه بدان کمتر پرداخته شده است.
اگر در دانشگاهها خبری از تفقّه، در امامت و مهدویّت نیست برای اینست که سررشتهی دانشگاهها بیشتر بدست نا اهلان است و بعضاً کارشان امضاء شده در پروتکلهای یهود میباشد.
ولی حوزههای علمیّه که به نام نامی و اسم گرامی اهلالبیت علیهم السلام کار میکنند، چرا نباید قبل از پرداختن به فروع شرعیّه، به اصول دین بپردازند و
1) توبه: 122، این آیهی شریفه در مورد تفقّه در امر ولایت و امامت است و البته فروع شرعیّه هم منظور دوّم آیهی شریفه است، رجوع کنید به تفاسیر روائی شیعه.
کتاب عبقات و الغدیر را جزء کتب درسی خود قرار داده، و به تفسیرهای روائی توجّه کامل نمایند.
زیبائی قرآن آن زمان جلوهی بیشتری پیدا میکند، که از لفظ به عمل درآید و دستور العملهای آن، مجسّم گردد.
حدیث ثقلین که عالم عامل و فقیه گرانقدر مرحوم علّامه میر حامد حسین+ به آن پرداخته است همین پیام را دارد، قرآن و عترت علیهم السلام که مجسّم قرآنند، باید برای بشریّت معرفّی گردند.
ما باید با همّت بلند و تلاش خستگی ناپذیر، کاری کنیم که مردم عالم با علاقهمندی و از سر شوق، حدیث ثقلین را با آب طلا بر سر درب خانهها، مدارس و مساجد خود بنویسند.
باید جوامع اسلامی، بیدارِ این حدیث بزرگ شوند، و فریب منافقین را نخورند.
همه بدانند، لشکر سقیفه و بنی امیّه و بنی عبّاس و دیگر منحرفین از دین مبین و ولایت معصومین علیهم السلام ، در تمام قرون و اعصار در دادگاه حدیث ثقلین محاکمه میشوند، و این حدیث مانند احادیث دیگر امامت و ولایت همانطور که برای مخالفین، دادگاه است، برای دوستان، دانشگاه است.
در این دانشگاه، میآموزیم که قرآن و عترت علیهم السلام از هم هرگز جدا نمیشوند.
یعنی هر کجا و در هر زمان، قرآن باشد عترت هم در کنار آن است و امروز، در کنار قرآن، چه کسی است که همچون قرآن مجمع معارف و منشأ کمالات باشد؟
آیا «إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ» را خواندهاید و در آن تدبّری داشتهاید؟
امروز کنار قرآن چه کسی است که سر چشمهی جوشان علم و معرفت و منوِّر قلوب و هادی عقول است؟
راستی چه کسی امروز در کنار قرآن است که قرآن در
سینهی او است «فی صُدُورِ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ»(1)
مگر قرآن بدون مبیّن میماند، مگر خداوند متعال نمیخواهد نورش را تمام وکامل کند؟
1) عنکبوت: 49، ترجمه: در لوح سینه آنان که (از خدا نور) علم و دانش یافتند.
مگر قرآن امر نمیفرماید که «کُونُوا مَعَ الصَّادِقینَ»(1)امروز صادق مؤیّد از طرف خداوند متعال کیست که مؤمنینِ این عصر، باید با او و در راه او حرکت کنند؟
مگر زمین خالی از حجّت میماند و مگر فیض الهی قطع میگردد؟
به همه بگوئید مهدویّت، اکمال دین و اتمام نعمت است، و دین کامل و روش فلاحآور بدون شک و تردید در زمان ظهور به نمایش گذاشته میشود.
مهدی آل محمّد عجله الله تعالی فرجه الشریف ، قرآن مجسّم، سر چشمهی علم و معرفت، به اذن الله، هادی کلّ و ادامه دهندهی و علّت مبقیّهی راه رسل، خواهد آمد.
1) توبه: 119، ترجمه: با مردان راستگوی با ایمان بپیوندید.
میآید تا حدیث ثقلین را معنا کند، قرآن، کتاب گرانقدر و با ارزش الهی روز ظهور، ارزشش ظاهر میگردد، روز ظهور یعنی روز ظهور ارزش قرآن به وسیلهی امام زمان عجله الله تعالی فرجه الشریف ، آن روز دیگر کسی از قرآن غفلت ندارد و در مکتب عترت علیهم السلام و با تفسیر بقیّة العترة حضرت مهدی آل محمّد عجله الله تعالی فرجه الشریف دروس ناپیدای قرآن، آشکار و پیدا میشود.
به مخالف میگویم: و امّا کتاب عبقات الانوار، و ما ادراک ما کتاب عبقات الانوار؟ تو چه میدانی این کتاب بزرگ چیست؟ و میر حامد حسین کیست؟
علّامه میر حامد حسین، او که عمل به آیهی شریفهی «رابِطُوا»(1)نمود و خود را وقف ثقلین کرد.
آیا میدانی کتاب عبقاتِ این سیّد والا مقام، کتاب ناطق امامت و مهدویّت است.
اگر صاحب عبقات را میشناختی و گوش شنوا میداشتی، آفرین آفرین و مرحبا مرحبای مادرش صدیقهی شهیده علیها السلام را میشنیدی؟
... آفرین فرزندم که مبیّن حجج، و مبطل طریق عوج، شدی وبا (اَوَد) و (لَدَد)(2)به مخالفت پرداختی.
و عبقات، شمشیری صیقلی شده و آماده در دفاع از مرزهای ایمان و مکتب امام زمان عجله الله تعالی فرجه الشریف ، خدا کند به زبانهای مختلف ترجمه و شرح گردد و همهی خلق خدا از این گلستان خوشبو لذّت ببرند.
سلام بر صاحب عبقات و همهی کسانی که در این راه رهنوردند.
و صلّی الله علی محمّد وآله الطّاهرین
سیّد محمود بحرالعلوم میردامادی
نجف اشرف/ 27 جمادیالثانی1434 ه-. ق