ghaemiyeh.com
اسلامهراسی و راهکارهای رسانهای مواجهه با آن
کد: 1790
به کوشش: احسان آذر کمند و سید محمدرضا خوشرو
ویراستار: محمدصادق دهقان
تهیهکننده و ناشر: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
نوبت چاپ: اول / 1390
شمارگان: 1000
چاپ: زلال کوثر
بها: 12000 ریال
حق چاپ برای ناشر محفوظ است
نشانی: قم، بلوار امین، مرکز پژوهش¬های اسلامی صدا و سیما
تلفن: 2919670 ـ 0251 دورنگار : 2915510
تهران: خیابان جام جم، ساختمان شهید رهبر، طبقه زیرزمین
تلفن: 22014738 ـ 021 نمابر: 22164997
دفتر خراسان: مشهد ـ خیابان امام خمینی=، انتهای باغ ملی،
ساختمان صبا، طبقه سوم
تلفن: 2215108 ـ 0511 نمابر: 2215106
info@irc.ir www.irc.ir
دیباچه1
مقدمه2
مفهومشناسی اسلامهراسی5
واژهشناسی «اسلامهراسی»8
دورههای اسلامهراسی در عصر حاضر10
اهداف اسلامهراسی14
جلوگیری از مهاجرت مسلمانان به غرب و ایجاد مهاجرت معکوس مسلمانان14
جلوگیری از رویکرد مردم غرب به اسلام14
ایجاد تقابل مسیحیت با اسلام15
مهار جمهوری اسلامی15
تداوم حضور نظامی و اشغالگری امریکا در منطقه15
جلوگیری از گسترش اسلام شیعی و اسلام ناب و مبارزه با حاکمیت دین بر زندگی انسان15
حوزههای مفهومی و مصداقی اسلامهراسی16
عوامل شکلگیری اسلامهراسی18
زمینههای تاریخی درگیری میان اسلام و غرب18
جهل نسبت به اسلام18
خلط میان اسلام و وضع کنونی مسلمانان19
تصویرهای پیش ساخته منفی از مسلمانان20
وجود برخی نظامها و گروههای ناآشنا با روح محتوای اسلامی در جهان اسلام20
نقش آفرینی گروههای یهودی و صهیونیسم21
نبود انسجام بین کشورهای مسلمان برای ایفای نقش مشترک در معادلات جهانی22
شاخصههای اسلامهراسی22
طعن و تشکیک نسبت به نبوت پیامبر اکرم922
نزاعافکنی میان مسلمانان23
تلاش برای اشغال سرزمینهای اسلامی24
بزرگنمایی خطر اسلام برای غرب و مسیحیت24
دامن زدن به اختلاف میان اسلام و مسیحیت25
نقش رسانهها در جریان اسلامهراسی25
راهکارهای رسانهای برخورد با اسلامهراسی30
دفاع عقلانی از دین و انطباق آموزههای اسلامی بر منطق عقلانیت33
همگرایی رسانهای جهان اسلام34
تبیین وجوه رحمانی و عاطفی دین در رسانه34
تبیین و تفکیک مواضع اسلام ناب محمدی از اسلام امریکایی و وهابی برای مخاطبان35
گفتوگوی رسانهای اسلام با ادیان دیگر35
تأکید رسانه بر وجوه مشترک بین کشورهای اسلامی36
تنوع در تولید و پخش برنامههای اسلامی36
تمرکز رسانهای بر شخصیتهای مؤثر جهان اسلام36
تلاش رسانه در ترویج فرهنگ قرآنی و احادیث اهل بیت:37
تأکید رسانهها بر موضوع «تعادل در اسلام»37
درخواست از مخاطب غربی برای مشارکت در معرفی نکات مثبت مسلمانان37
برقراری ارتباط با فرهیختگان غرب از طریق رسانه38
تبیین تاریخچه جنگهای صلیبی از نگاه مسلمانان38
تبیین نقش رژیم صهیونیستی در دامن زدن به اسلامهراسی38
تولید فیلمهای مناسب برای تفاهم میان پیروان ادیان مختلف39
برجستهسازی دیدگاه مخالفان موجود در غرب و تضعیف اتاقهای فکر غرب39
نشان دادن جنایتهای غرب به ویژه صهیونیستها و تأکید بر نقاط ضعف دشمن39
معرفی تروریسم دولتی غرب و افشای پشت پرده نظام سلطه به افکار عمومی39
تبیین تاریخچه تعامل مسلمانان در کشورهای اسلامی39
بررسی و تحلیل تصویر مسلمانان در سینمای هالیوود39
نقد و بررسی فیلمهای ساخته شده در زمینه اسلامهراسی39
بیان تفاوت عرب و اسلام و یکی نبودن آن دو39
همفکری فرهیختگان مسلمان با مسیحیان و یهودیان39
منابع40
دیباچه
«راهبرد رسانه» عنوان مجموعه کتابهایی است که در آنها، پس از بررسی مهمترین موضوعهای مورد نیاز رسانه از نگاه راهبردی، حاصل دیدگاههای کارشناسی در قالب راهبردها و سیاستهای اجرایی به مدیران و برنامهسازان رسانه ملی ارائه میشود. تاکنون چهار جلد از این مجموعه با عناوین «جریانشناسی روند تصویرسازی از وقایع آخرالزمان در غرب»، «رسانه ملی و ترویج فرهنگ مهدویت»، «رسانه ملی و جهاد اقتصادی» و «رهیافتی نظری بر کارکردهای رسانه ملی در موضوع جهاد اقتصادی» تدوین و عرضه شده است.
در کتاب حاضر که پنجمین جلد از این مجموعه به شمار میآید، ضمن تبیین پدیده اسلامهراسی، راهبردهایی نیز برای برخورد رسانهای با این پدیده ارائه میشود. امیدواریم این کتاب مورد استفاده مدیران و برنامهسازان صدا و سیمای جمهوری اسلامی قرار گیرد.
اداره کل خدمات رسانهای
مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
آذر 1390
مقدمه
موضوع اسلامهراسی و تبلیغات وسیع در این حوزه مسئلهای است که امروزه به صورتهای مختلف، دامنگیر مسلمانان و کشورهای اسلامی شده است. البته اسلامهراسی، مسئله جدیدی نیست؛ زیرا اسلامهراسی از همان شروع اسلام آغاز شده است. در صدر اسلام و در همان مکه و مدینه نیز مخالفان اسلام، تهمتهایی را به اسلام و مسلمانان میزدند و فضایی را ایجاد میکردند که چهره و اهداف مسلمانان را مخدوش کنند. آنها در ضدیت با اسلام جدّی و شدید عمل میکردند. اینگونه برخوردها با دین الهی همواره تداوم داشته و دارد؛ همان طور که در دوران جنگهای صلیبی هم شدت گرفته بود.
در دوران معاصر، جریان جدید اسلامهراسی با حضور صهیونیستها در فلسطین بسیار قوت گرفت؛ چون هم پیش از تشکیل رژیم اسرائیل و هم پس از آن، صهیونیستها میدانستند زمینی را اشغال کردهاند که
متعلق به خودشان نیست و از آنِ مسلمانان است. همچنین صهیونیستها میدانستند که با توجه به اهمیت فراوان این منطقه و قدس شریف برای مسلمانان، آنان نمیتوانند نسبت به اشغال این سرزمین بیتوجه باشند. صهیونیستها با توجه به ضعفهای آن زمان مسلمانان و جهان اسلام احساس میکردند که قدرت مقابله با آنان را دارند.
با اینکه سران بسیاری از کشورهای اسلامی کاملاً با صهیونیستها هماهنگ بودند، آنها به این نتیجه رسیدند که فقط ممکن است یک سری اعتراضهای مردمی مطرح باشد که قابل سرکوب است. پس مشکل جدّی برایشان ایجاد نمیکند. البته اینگونه اتفاق نیفتاد، بلکه هم مردم فلسطین مقاومت کردند و هم با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، خون تازهای در رگهای مقاومت و جهان اسلام جریان یافت.
صهیونیستها از همان ابتدا با توجه به اینکه مسلمانان را دشمن اصلی خود میدانستند، از ابزارهای مختلفی برای بد جلوه دادن چهره مسلمانان و اسلام استفاده کردند و امکانات بسیاری را برای این منظور به کار گرفتند. در همین راستا، چون بسیاری از رسانههای مهم امریکا در دست صهیونیستهاست، از این اهرمها نیز برای ضربه زدن به مسلمانان استفاده کردهاند و میکنند.
اسلامهراسی پیشینهای تاریخی دارد که با پیروزی انقلاب اسلامی در دنیا دامنه و شدت بیشتری یافته است. اگر بخواهیم بدانیم که چه زمانی اسلامهراسی کمتر خواهد شد، باید انگیزهای را پیدا کنیم که اسلامهراسی را افزایش داده است و سپس آن را از بین ببریم.
در این میان، نقش رسانه ملی در برخورد با این بخش از جنگ رسانهای دشمنان اسلام، اساسی است و دربرگیرنده مواردی نظیر شناخت صحیح جریانهای مربوط به اسلامهراسی، تحلیل و تبیین آن در جمع مدیران و برنامهسازان، طراحی راهکارهای برخورد و مهندسی پیام برنامههای آن است. این امر در حد امکان در این جزوه که فراتحقیقی است بر پژوهشهای صورت گرفته درباره موضوع اسلامهراسی، که عمدتاً برگرفته از مجموعه جزوات «آیینه اندیشه» دفتر تبلیغات اسلامی میباشد، به آن پرداخته شدهاست.
مفهومشناسی اسلامهراسی
از جمله پدیده های مهمی که از گذشته مورد توجه کانونهای معارض با اسلام قرار داشته است، تصویر منفی از اسلام می باشد. اسلامهراسی، واژه ای جدید در ادبیات سیاسی معاصر است که برگرفته از دیدگاه و مواضع جهان غرب نسبت به اسلام و جوامع اسلامی است. تقابل و رویارویی جهان غرب با تمدن اسلامی سابقه ای به قدمت جنگهای صلیبی در آغاز هزاره دوم میلادی دارد.
ترس از اسلام، دارای سابقه ای طولانی می باشد که روابط ناآرامی را میان غرب و اسلام رقم زده است. این رویارویی در قرن بیستم بهویژه در سالهای پایانی نیمه دوم قرن بیستم وارد مرحله جدیدی شد. منازعه طولانی اعراب و رژیم صهیونیستی و موضوع فلسطین، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، پایان جنگ سرد و سرانجام، رخدادهای 11 سپتامبر 2001 میلادی دوره های مهم و تعیین کننده این رویاروی به شمار می روند. (نک: حسن خانی، 1389، ص2)
«اسلامهراسی، زاییده صاحبان اندیشه های استعماری در غرب است و باید از طریق رسانه ها و نشریات نسبت به بی اثر ساختن این تفکر اقدام شود. آنها با اسلامهراسی و ایرانهراسی می خواهند [فعالیتهای] مسلمانان و ایرانیان طرفدار اسلام ناب محمدی9 را به تروریسم نسبت دهند. روند رو به رشد اسلامهراسی در جهان فقط مسلمانان را هدف قرار نداده است، بلکه بشریت با دور شدن از تعالیم حیاتبخش اسلام، بیشترین ضرر را متحمل می شود. رشد اسلامهراسی در جهان، تهدیدی جدّی برای گسترش صلح و همزیستی در جهان است. اسلامهراسی در غرب قبل از اینکه زاییده هر اتفاق و رویکردی همچون 11 سپتامبر باشد، از نژادپرستی آنها [ریشه] گرفته است». (درخشه، 1388، ص3)
«در واقع، پدیده اسلامهراسی، پروژه ای است که هدف نهایی آن، گسترش مفهوم ترس از انقلاب اسلامی و طراحی ایرانهراسی به ویژه پس از موفقیت های جمهوری اسلامی ایران در برنامه هسته ای است. بنابراین، اسلامهراسی هدفمند در جوامع غربی، در این مقطع [سبب] اخراج زنان محجبه از مدارس و مراکز آموزش عالی، ممنوعیت ساخت مناره برای مساجد، انتشار کاریکاتورهای موهن از پیامبر اکرم9، ساخت بازی های رایانه ای همچون وداع با مساجد و قرآنسوزی شده است». (اسلامهراسی، 1390، ص 133)
عمده جنبش های اسلامی سده اخیر، با فروپاشی امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول، تحت تأثیر گرایشهای ناسیونالیستی و ضد استعماری رشد کردند. با این حال، پیروزی انقلاب اسلامی ایران موجب دمیدن روح تازه ای در کالبد جنبش های دهه های گذشته شد. این ماهیت اصیل، همان تجدید حیات اسلامی، اسلام سیاسی یا به تعبیر امام خمینی=؛ بازگشت به مفاهیم اسلام ناب محمدی9 در اداره جامعه است. بنابراین، به نظر می رسد غرب به صورت مطلق به دنبال اسلامهراسی نیست، بلکه اسلام مورد قبول غرب، همان اسلام محافظهکار و به تعبیر حضرت امام=، اسلام امریکایی است که برای کشورها، دولت ها و ملل هیچ پویایی و خاصیتی نداشته باشد و از طرفی هیچ نماد و نشانه ای از مبارزه با امپریالیسم و مکتبهای خودساخته بشری در آن نباشد.
«مهمترین تفاوت و ویژگی اسلام ناب محمدی9 و اسلام امریکایی در آن است که اسلام امریکایی از ایمان به خدا شروع میشود و اسلام ناب محمدی9 از کفر به طاغوت شروع و سپس به ایمان به خدا ختم میشود. مهمترین ویژگی اسلام امریکایی آن است که با طاغوت درگیر نمیشود، بلکه با طاغوت کنار میآید و مفهوم جهاد، در آن مفهومی خشونتبار است، اما در اسلام ناب محمدی، جهاد، راه رسیدن به خداست». (اسلامهراسی، 1390، ص 58)
بنابراین، دنیای غرب پس از فروپاشی شوروی، جنگ سرد دیگری را آغاز کردند که جهتگیری اصلی آن در تقابل با تمدن اسلام به ویژه جریان فکری ـ سیاسی اسلام سیاسی است و آن را به عنوان دشمن اصلی تمدن غرب در نظر می گیرند.
واژهشناسی «اسلامهراسی»
«اسلامهراسی، از واژه های جدیدی است که بستر پیدایش آن به اواخر سال 1980 م. برمی گردد، ولی به مفهوم رایج آن، پس از وقایع 11 سپتامبر در ایالات متحده امریکا، به رابطه اسلام و غرب مربوط می شود. [اسلامهراسی] در عمل دارای سابقه طولانی و عقبه ای هزار ساله است و در مقاطع گوناگون در جنگ ها، داد و ستد های تجاری و سیاسی، روابط انسانی و مناسبات شخصی و مباحث علمی ظهور و بروز داشته است». (درخشه، 1388، ص3)
«واژه اسلامهراسی [مرکب] از دو کلمه Islam+ phobia و حرفO میانه که از ادات وصل است، بر ایجاد و پدید آمدن نوعی ترس ساختگی و توهمی از اسلام دلالت می کند. پسوند phobia در انگلیسی به معنای القای اغراقآمیز یک هراس و ترس غیر منطقی در مواجهه با هر پدیده ای است». (مرشدی زاد، 1388، ص14)
«اشاعه یک تصویر خلاف واقع، منفی و غیر اصولی از اسلام به منظور ترویج حس توأم با تنفر و تعصبآمیز نسبت به اسلام و جوامع اسلامی، مخرج مشترک تعاریفی است که از اسلامهراسی ارایه شده است. بنابراین، برانگیختن حس تنفر نسبت به مسلمانان و تهدید جلوه دادن اسلام، دو عنصر اساسی در اسلامهراسی به شمار می رود. به همین دلیل، در جهان غرب که مسلمانان در اقلیت به سر می برند، اسلامهراسی، پیآمدهای تلخ و سنگینی برای جامعه مسلمین داشته است. حمله به مساجد، نگریستن به مسلمانان به عنوان اجانب و غریبه، تبعیض در واگذاری مشاغل و مقام های مطلوب، زیر نظر داشتن و تحت مراقبت قرار دادن محله های مسلماننشین به طور ویژه، نمونه هایی از این پیآمدهاست. (مجیدی، 1388، ص 2)
«مؤسسه «رانیمدتراست» در تعریف این واژه چنین گفته است: «اسلامهراسی عبارت است از ترس و اکراهی
بی اساس در برابر مسلمانان که باعث دفع آنها و تبعیض علیه آنها میشود.» استفن شوارتز، نویسنده امریکایی درمقاله «اسلام هراسانی که نیستند»میگوید: اسلامهراسی، محکومسازی کلیت اسلام و تاریخ مسلمانان به عنوان امری افراطی؛ انکار اکثریت میانهروی مسلمان و در نظر گرفتن اسلام به عنوان مشکلی برای جهان است». (اسلامهراسی، 1390، ص 33)
بنابراین، اسلامهراسی، پدیده ای است که بخشی از محافل تصمیم گیری سیاسی ـ فرهنگی در غرب آن را به طور سازمانیافته برای مقابله با اسلام طراحی کردهاند و با استفاده از ابزار رسانه در اشکال گوناگون و در سطوح مختلف اعمال می شود.
دورههای اسلامهراسی در عصر حاضر
پدیده اسلامهراسی در یک نظر در زمان معاصر به چهار دوره تقسیم می شود:
دوره اول: این مرحله از اواخر دهه 80 م. آغاز شد. انقلاب اسلامی ایران در سالهای نخست پیروزی سبب ایجاد خودآگاهی دینی در میان مسلمانان و بازیابی هویت اسلامی در دنیا شد که گفتمان بیداری اسلامی را تقویت کرد و به تدریج، به گفتمان مسلط جهان اسلام تبدیل شد. انتشار کتاب آیات شیطانی و اهانت به مقدسات اسلامی را می توان در این جهت ارزیابی کرد، به طوری که جهان
غرب در برابر اعتراضهای گسترده مسلمانان به این کتاب، نه تنها انتشار آن را ممنوع نکرد، بلکه بارها از کتاب و نویسنده آن تجلیل کرد. (نک: سراج، 1389، ص2)
دوره دوم: از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در 1989م. آغاز می شود. یکی از راهبردهای سیاست خارجه ایالات متحده امریکا، وجود یک دشمن واقعی یا فرضی است که بر همین اساس، سیاستمداران غربی طرح اسلامهراسی را با هدف پر کردن خلأ بیگانههراسی، جایگزین کمونیسمهراسی کردند.
ریچارد نیکسون، رئیس جمهوری پیشین امریکا، در کتاب فرصت را دریابیم که در سال 1991م. چاپ شد، رهنمودهای مهمی به سردمداران کاخ سفید کرد. وی در مقدمه کتاب به این نکته اشاره دارد که با پایان یافتن جنگ سرد، وضعیت جهان، نه تنها سادهتر نشده، بلکه پیچیدهتر گشته و نقش ایالات متحده امریکا، بیشتر از پیش شده است.
وی در بررسی جریانهای فکری غالب در کشورهای اسلامی که شامل بنیادگرایی، رادیکالیسم و تجدد است، جریان بنیادگرایی اسلامی را چنین توصیف میکند:
این گروه را نفرت شدید از غرب و تصمیم به اعاده برتری تمدن اسلامی، از راه زنده کردن گذشته آن، به حرکت در میآورد. قصد آنان، حاکم کردن
شریعت است؛ یعنی مجموعه قوانینی که پایه در قرآن دارد؛ قرآنی که دین و دنیا را از هم جدا نمیداند. اینان اگرچه گذشته را راهنمای آینده میدانند، انقلابیاند و محافظه کار نیستند؛ می خواهند پیش از ساختن دنیای نو، دنیای کهن را نابود سازند.(1)
نظریه «برخورد تمدن» های ساموئل هانتینگتون در همین زمینه در سال 1993 م. مطرح شد. این نظریه به جهان پس از فروپاشی بلوک شرق توجه دارد و از شکلگیری تمدن ها بحث می کند و روابط و منازعات بین المللی را در عرصه فرهنگی و تمدنی می داند. هانتینگتون از میان تمدن های نام برده شده، بیش از همه بر تمدن اسلامی تأکید می کند و معتقد است که جهان غرب باید به گونه ای آن را مهار کند. (همان، ص 5)
القای اینکه اسلام، دین خشونتطلب، مروّج عصبیت، بنیادگرا، مخالف علم و پیشرفت و مولّد اندیشه تروریسم است، بخشهایی از اسلامهراسی و اسلامستیزی در این مرحله را شامل می شود.
دوره سوم: سومین موج اسلامهراسی پس از 11 سپتامبر و انفجارهای نیویورک و واشینگتن عملیاتی شد. در این مرحله، رسانه های استکبار جهانی تلاش کردند بنیان روابط جهان اسلام و غرب را دگرگون سازند و شکاف تمدنی بین اسلام و غرب را القا کنند.
1) ریچارد نیکسون، فرصت را دریابیم، ترجمه: حسین وفسینژاد، صص1و2.
متهم کردن مسلمانان به دست داشتتن در حادثه 11 سپتامبر، این احساس را در دولت های غربی به ویژه امریکا به وجود آورد که با آزادی عمل بیشتر می توانند حملات تبلیغاتی و حتی نظامی را بر ضد مسلمانان به راه اندازند.
جورج بوش، رئیس جمهوری امریکا، مبارزه با تروریسم را جنگ صلیبی خواند و موضوع اهانت به مقدسات مسلمانان در دستور کار سردمداران غربی قرار گرفت. حتی بعضی از آنها، مقابله با اسلام را «جنگ جهانی چهارم» دانستند. امریکا هم در این موقعیت به افغانستان و عراق حمله کرد و همزمان حملات رسانه ای به مسلمانان افزایش یافت.
در سالهای اخیر، انتشار کاریکاتورهای اهانتآمیز بر ضد پیامبراکرم9 در روزنامه های دانمارکی و تقدیر مرکل، صدر اعظم آلمان، از کاریکاتوریست یاد شده و سخنرانی پاپ، حرکت های خاینانه گروه های تروریستی مثل القاعده در اروپا، فکر مردم آنجا را در فرآیندی رسانه ای به سمت اسلامهراسی سوق داد. در این مرحله، رسانه های وابسته به صهیونیسم و نظام سلطه، جریان اسلامهراسی را چنان ساماندهی کردند که مسلمانان به شدت تحقیر شدند. (استیفن، 1385، ص 3)
دوره چهارم: «در پی ناکامی امریکا در عراق و شکست «طرح خاورمیانه بزرگ» که در واقع، شکست رویکرد سختافزاری در راهبردهای اسلامهراسی و اسلامستیزی بود و همچنین پیروزی گفتمان اصولگرایی در ایران در چند
سال اخیر، موج دوم بیداری اسلامی در منطقه پدیدار شد.
این موج دوم که با پیروزی اسلامگرایان و به قدرت رسیدن آنان در برخی کشورهای اسلامی به ویژه پیروزی حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه با رژیم صهیونیستی همراه بود، نظام سلطه را وادار کرد تا موج چهارم اسلامهراسی و اسلامستیزی را طراحی و اجرا [کند]». (سراج، 1389، ص5)
اهداف اسلامهراسی
زیر فصل ها
جلوگیری از مهاجرت مسلمانان به غرب و ایجاد مهاجرت معکوس مسلمانان
جلوگیری از رویکرد مردم غرب به اسلام
ایجاد تقابل مسیحیت با اسلام
مهار جمهوری اسلامی
تداوم حضور نظامی و اشغالگری امریکا در منطقه
جلوگیری از گسترش اسلام شیعی و اسلام ناب و مبارزه با حاکمیت دین بر زندگی انسان
کشورهای غربی روند مهاجرت مسلمانان به غرب را تهدیدی برای رفاه اجتماعی خود تلقی می کنند که سبب اختصاص یافتن منابع و مشاغل به آنان میشود. در همین زمینه به انفجارهای هفتم ژوئیه 2005 لندن میتوان اشاره کرد که در پی افزایش آزار مسلمانان سبب شد حدود پانصد هزار مسلمان، انگلیس را ترک کنند. (نک: وکیلی، 1389، ص 2)
با انتشار آمارها پیشبینی شده است که تا چند دهه آینده، اروپا، قاره ای مسلمان خواهد شد و منفی شدن نرخ رشد جمعیت در کشورهای اروپایی هم بر آن تأثیر میگذارد. از این رو، غربیان با عملیاتی کردن راهبردهای اسلامهراسی و اسلامستیزی درصدد هستند این روند را کاهش دهند. (نک: همان)
«این سناریو از طرفی ممکن است مسلمانان را وادار به بازی کردن در زمین غربی ها و رفتار اشتباه [کند] و از سوی دیگر، [سبب] رویکردهای منفی و اشاعه باورهای نادرست علیه مسلمانان شود». (نک: همان، ص 3)
«از دیگر اهداف مورد نظر نظام سلطه در سناریوی اسلامهراسی و اسلامستیزی، مهار جمهوری اسلامی ایران در ابعاد گوناگون [است]. در واقع، اسلامهراسی و اسلامستیزی در نزد طراحان سلطه گر، مترادف با ایرانهراسی و ایرانستیزی [است]». (همان)
«عملیاتی شدن راهبرد اسلامهراسی و اسلامستیزی، حضور نظامی امریکا و متحدانش را در کشورهای منطقه استمرار می بخشد و [سبب] تداوم اشغالگری می گردد... . این تداوم در واقع، متضمن ایجاد امنیت برای رژیم صهیونیستی است». (همان، ص 5)
از زمان ظهور اسلام تاکنون، جبهه باطل، روشهای مختلفی را برای جلوگیری از گسترش اسلام ناب به کار گرفته است. مبتکران، هر یک از این راهبردها را در موقعیت مناسب خود به کار گرفته و البته در دوره ای
خاص، شیوع بیشتری داشته اند. مبارزه علنی اسلام و کفر، قدیمیترین راهبرد جبهه باطل در مقابل اسلام است. زمانی، انکار خدا، انکار معنویت و اعلام بینیازی انسان از دین، اصلیترین روش مقابله با اسلام ناب بود. پس از مدتی، سران جبهه باطل در گام بعدی سعی کردند ادیان را در مقابل هم قرار دهند به این ترتیب که با تحریک مسیحیان و یهودیان علیه مسلمانان نگذارند اسلام ناب گسترش پیدا کند. اوج این جریان، پس از حادثه 11 سپتامبر بود. آنها در گام سوم سعی کردند مذاهب مختلف را در مقابل هم قرار دهند. بدین ترتیب، بسته به موقعیتهای مختلف، سنی و شیعه را در مقابل هم قرار دادند؛ مذاهب ساختگی مثل وهابیت را تقویت کردند و حتی فرقههایی مانند بابیت و بهاییت را به وجود آوردند. چهارمین و مهمترین راهبرد دشمن برای جلوگیری از گسترش اسلام ناب، قرار دادن اخلاق در مقابل دین است. (نک: النجفی، 1387، ص 3)
حوزههای مفهومی و مصداقی اسلامهراسی
اهداف دولتها و جوامع غربی از فعالیتهای اسلامهراسی را از منظر مفهومی و مصداقی به چند حوزه میتوان تقسیم کرد که عبارتند از:
حوزه مصداقی اسلامهراسی
حوزه مصداقی اسلامهراسی
عوامل توجیهکننده
عوامل شکل گیری اسلامهراسی
زیر فصل ها
زمینههای تاریخی درگیری میان اسلام و غرب
جهل نسبت به اسلام
خلط میان اسلام و وضع کنونی مسلمانان
تصویر های پیش ساخته منفی از مسلمانان
وجود برخی نظام ها و گروههای ناآشنا با روح محتوای اسلامی در جهان اسلام
نقش آفرینی گروه های یهودی و صهیونیسم
نبود انسجام بین کشورهای مسلمان برای ایفای نقش مشترک در معادلات جهانی
«فتوحات اسلامی، مرزها و آفاق اسلام را در طول قرن ها در هم نوردید و حوادث ناشی از آن، مانند درهم شکستن کاروان های نظامی روم و انهدام مراکزشان زیر گام های سربازان مسلمان، نخستین تجربه های دردناکی بود که غرب در رابطه اش با جهان اسلام، با آن رویارو می شد. این مسئله موجب تثبیت نگاه تردیدآمیز، بلکه عداوتجویانه غرب نسبت به اسلام و مسلمانان شده است. فتح اندلس در سال 91 هجری و جنگ لابوتیه (بلاط الشهدا) در سال 114 هجری، ترس تاریخی را در دل غربیها ایجاد کرد». (امینی، 1385، ص 1)
در غرب، اطلاعاتی سطحی نسبت به اسلام وجود دارد که از منابعی نامطمئن و بدون احاطه علمی به اسلام گرفته شده است. موارد درسی دانشگاهی در غرب، هنوز هم اطلاعات غلط و گمراه کننده ای از اسلام در خود دارد که در مکتب شرقشناسی ریشه دارد. فندلی از اندیشمندان غربی معتقد است که جهل عموم غربیان نسبت به اسلام دارای عواملی متعدد است که از آن جمله به نقش لابی یهودی در ترسیم تصویری زشت از مسلمانان و تصویر کردن اسرائیل به عنوان دولتی ضعیف اشاره دارد که از سوی عربها و مسلمانان تهدید شده است. (نک: همان، ص2)
وی، دلایل بعدی جهل نسبت به اسلام را اکتفا کردن به سخن گفتن از اخلاق مسیحی و یهودی به عنوان اخلاق جهانی مقبول و شایسته پیروی در جامعه غربی معرفی می کند. همچنین متصف کردن اسلام به تروریسم، تعصب، تحقیر زن، تسامح نداشتن نسبت به غیر مسلمانان، رد دموکراسی، ترس غربی ها از خطر رو به فزونی اسلامگرایی، بیم آنان از جنگ احتمالی اسلام و غرب در آینده و تعارض منافع و اختلاف خاستگاه های ارزشی با غرب می داند.
«امت اسلام از قرن ها پیش، با بحران های متعدد در سطوح متفاوت رویارو بوده و این بحران های متعدد موجب شده [است] تا مسلمانان به لحاظ مشارکت در تمدن بشری و ارتقای سطح بشری در رتبه ای پایین تر از دیگر ملل قرار گیرند.
در سطح سیاسی، جنگ ها و نزاع های مسلحانه، مانند فلسطین، عراق، افغانستان، سودان، لبنان و... باعث شده که کشورهای اسلامی از پیشی گرفتن بر غرب ناتوان بمانند. در سطح اقتصادی [نیز] آمارها نشان می دهد که بیش از نیم میلیارد مسلمان زیر خط فقر زندگی می کنند.
در سطح فرهنگی به نظر می رسد که جهان اسلام تقریباً، به طور کامل از انقلاب های معرفتی، اطلاعاتی و علمی که جهان شاهد آن بوده، منقطع [شده] و تقریباً کم ترین سهم را در این انقلابها داشته است. بنابراین، بسیار دشوار است که انسان غربی که تنها سیمایی مشوّه و
تحریف شده از اسلام را شناخته، با این دین، تعامل عاطفی برقرار کند». (همان، ص4)
سینمای جهانی و رسانه های تبلیغاتی مغرض که آشکارا زیر سیطره صهیونیسم قرار دارند، در تثبیت این تصویرها و بزرگنمایی و تعمیق و جلوه دادن آنها به عنوان حقایقی روشن و مناقشه ناپذیر، نقش ویژ ه ای دارند. از طرفی، برخی مسلمانان نیز با رفتارهای منحرف و عقبمانده خود در سفر به پایتخت های جهان، نقش قابل توجهی در تصدیق و ترویج این تصویرهای موهن دارند و نمونه ای بسیار زشت از شخصیت انسان مسلمان و به تبع آن، اسلام عرضه می دارند. (نک: حسن خانی، 1389، ص1)
این نظام ها و گروههای متحجر که آزادی مردم را مصادره کرده اند، آنها را از هرگونه شادی، نشاط و فعالیت اجتماعی، محروم و به انجام دادن شعایر و فرایض ساختگی خارج از دین اسلام مجبور می کنند. همچنین انفجارهای مرگبار جماعتهایی که خود را اسلامگرا
میپندارند، ماننده القاعده که اهداف غیر نظامی را در کشورهای غربی، مانند امریکا، بریتانیا، اسپانیا و برخی کشورهای اسلامی مانند عربستان سعودی، پاکستان و اردن هدف میگیرند، بر شدت اسلامهراسی افزوده است.
صهیونیستها نقش اصلی را در ایجاد اسلامهراسی در جهان دارند آنها چون از ارزشها، مردمسالاری و قدرت دین اسلام میترسند، با نسبت دادن ادعاهای بی اساسی نظیر تروریسم و بنیادگرایی به اسلام تلاش می کنند مانع گسترش این دین آسمانی در سراسر جهان شوند. در دیدگاه آخرالزمانی برخورد تمدن ها که شبکه جهانی صهیونیستی ضد مسلمانان، درصدد برانگیختن آن است، بر کشتن مسلمانان به این دلیل میشود که ترحم برانگیز نشیند و می توان به آنها آسیب زد.
نتایج تحقیقات و بررسیهای انجام شده از سوی مرکز پیشرفت امریکا نشان می دهد که یک گروه کوچک از بنیادهای مرتبط با صهیونیسم، پشت پرده ستاد دهساله ترویج هراس از اسلام و مسلمانان قرار دارد که از آن با عنوان اسلامهراسی یاد میشود. یک تحقیق 130 صفحه ای با عنوان ریشه های شبکه اسلامهراسی در امریکا نشان می دهد که هفت بنیاد در سالهای 2001 تا 2009، بودجه ای بیش از 42 میلیون دلار را برای افراد و سازمانهای مهم فراهم کردهاند تا آنها به ترویج اسلامهراسی بپردازند.
این بنیادها دربرگیرنده افرادی است که همواره در جناح راست امریکا با روحیه طرفداری از صهیونیستها شناخته شده بودند و همچنین شامل هفت بنیاد خانوادگی یهودی میشود که از جناح راست و شهرکنشینان صهیونیستی حمایت می کنند. آنها با بودجه های بسیاری که جمع آنها به بیش از 42 میلیون دلار می رسد، با ترویج فعالیتهای مختلفی چون توزیع فیلم، وبلاگنویسی، حمایت از سازمانهای صهیونیستی و گروه های طرفدار رژیم صهونیستی و تولید ویدیوهای ضد اسلام به ترویج اسلامهراسی در امریکا کمک کردهاند. (نک: اسلامهراسی، 1390، ص156)
قدرتهای بزرگ همواره درصدد ایجاد فتنه در میان جوامع مختلف هستند تا بتوانند از محل آن سود مورد نظر خود را کسب کنند. یک روز در غرب مسئله اسلامهراسی را مطرح میکنند تا مردم اروپا را از اسلام بترسانند و روز دیگر، بحث شیعههراسی را در کشورهای اسلامی مطرح میکنند تا بین شیعه و سنی اختلاف ایجاد کنند.
شاخصه های اسلامهراسی
زیر فصل ها
طعن و تشکیک نسبت به نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
نزاعافکنی میان مسلمانان
تلاش برای اشغال سرزمینهای اسلامی
بزرگنمایی خطر اسلام برای غرب و مسیحیت
دامن زدن به اختلاف میان اسلام و مسیحیت
از زمان بعثت پیامبر اکرم9 تاکنون، صداهایی که در صحت رسالت و صدق دعوت آن حضرت تشکیک
کردهاند، هیچگاه متوقف نشده است. اسلام، از آغاز طلوع ستاره اش تاکنون، با هجوم وحشیانه بسیاری از قبایل عرب و یهود روبهرو شده است که با اقسام تهمت ها و نسبت های ناروا مانند کذب و جنون، کهانت و سحر، پیامآور بزرگش را آزردند. حتی دامنه این اتهامها از شخص پیامبر اکرم9 فراتر رفته و به خود اسلام هم رسیده است. کاریکاتورهایی که در روزنامه یولاندز بوستن دانمارک در 30 سپتامبر 2005م. منتشر شد، در راستای تخریب شخصیت پیامبر اعظم9 و نسبتهای دروغ و ناروا دادن به ایشان قابل تحلیل است. (نک: امینی، تحلیل پدیده اسلامهراسی، 1388)
کشورهای غربی به ویژه کشورهای استعمارگر، برای پرتوافکنی بر مواضع اختلاف دینی در جهان اسلام و
بزرگنمایی این اختلافات و تبدیل آنها به نزاع و کشمکش حرصی آشکار دارند. آنها می کوشند میان مسلمانان نزاع بیفکنند تا دین اسلام و پیروانش را در افکار عمومی غرب، خشن و همواره در حال ستیز و درگیری جلوه دهند. در این زمینه، تلاش های فرانسه را در اوایل قرن بیستم برای تجزیه لبنان و برانگیختن آتش اختلافات دینی در میان مردم لبنان میتوان به یاد آورد. (همان)
آغاز این حرکت، جنگ های فرهنگی با جهان اسلام است که به جنگ های صلیبی معروف شده است. این جنگ ها به بهانه آزادسازی شهر مقدس؛ یعنی قدس (اورشلیم) از دست مسلمانانِ به تعبیر آنان، مشرک به راه افتاد. این جنگ ها، ترس بیمارگونه از اسلام و پیروانش را بازتاب می داد. این حالت هنوز هم در جهان غرب حاکم است و شاید همین امر، تفسیرگر بخشی از هوس غرب به ستیز با مسلمانان و سلطه یافتن بر آنان است. (نک: همان)
یکی از محورهای اصلی برای ترویج اسلامهراسی، بزرگنمایی خطر و تهدید اسلام برای غرب و جوامع غربی است. در همین راستا و با هدف معادل قرار دادن اسلام با نژادپرستی و نازیسم، مجله تایمز در مقاله ای که در 24 آوریل 2006 م. چاپ کرد، به مناسب درج خبر گرویدن یک آلمانی به اسلام این عنوان را برگزید: «اقدام
بعدی یک نئونازی متعصب این بود که به اسلام روی آورد.» این مجله به خوانندگان خود توصیه کرد که نازیسم را فراموش کنند و به مخالفت با اسلام برخیزند. البته قرار دادن نازیسم در کنار اسلام از شگردهای این عنوان خبری است که با شنیدن کلمه اسلام، مفهوم و خاطره نازیسم را در ذهن خواننده تداعی می کند. (نک: رسانهها و اسلامهراسی، 1388)
بزرگنمایی اختلافات موجود میان ادیان الهی به ویژه اسلام از دیگر شاخصه های اسلامهراسی است. مقایسه اسلام و مسیحیت و هشدار دادن به پیشی گرفتن اسلام از مسیحیت، محور دیگر اسلامهراسی است. هدف نهایی غرب نیز آن است که خطر سلطه و غلبه اسلام بر جهان مسیحیت را به مردم غرب القا کند. (نک: همان)
نقش رسانهها در جریان اسلامهراسی
امروزه رسانهها، مهمترین ابزار توسعه جامعهها، گسترش اندیشهها و شکلگیری افکار عمومی جهان هستند. کشورهای غربی با داشتن تکنولوژیهای برتر رسانهای، قدرت بیشتری در تصویرسازی و برجستهسازی اندیشهها دارند. از این منظر، تصویر اسلام در رسانههای غربی، در روزگار ما اهمیتی ویژه یافته است؛ زیرا رسانههای غربی، آیینه جوامع غربیاند و از این طریق میتوان نگرش غرب را به اسلام و مسلمانان کشف کرد. دولتها، سیاستمداران
و رسانه های غرب برای دستیابی به اهداف خود، از ابزارها و شیوههای متنوع تبلیغی بهره میگیرند.
رسانههای غربی میکوشند تا اسلام را خطری بزرگ برای تمدن غربی نمایش دهند و مسلمانان را نیز عموماً در قالب گروههای خشونتطلب و افراطی معرفی میکنند که جهاد را پیشه خود قرار دادهاند، به چند همسری (تعدد زوجات) اعتقاد دارند و مخالف سکولاریسم و لیبرالیسم هستند. گاهی در رسانههای غربی، انسان مسلمان به گونهای به تصویر کشیده میشود که گویی سواری است بر اسب یا شتر؛ مسلح است به انواع سلاح سرد و گرم؛ عربی است که کیسهای پر از دلار را حمل میکند یا زنانی برقع پوش. همه این تصویرسازیها، چه با ایجاد حس ترس و ناامنی و چه تمسخر و استهزا سبب تحریک احساسات و هیجان مخاطب غربی میشوند.
چنین تصویرسازی غیر واقعی و مغرضانهای از مسلمانان، در رسانههای بیشتر کشورهای غربی وجود دارد. برای مثال، محمد بشاری در کتاب صورة الاسلام فی الاعلام الغربی، تصویرسازی از اسلام در رسانههای برخی کشورها از جمله فرانسه و انگلیس را تجزیه و تحلیل میکند. به نظر وی، در رسانههای تبلیغاتی فرانسه، اسلام به شکلی تقلیلگرایانه، در قالب جهانی بیگانه تعریف شده است که کمترین اشتراک ارزشی را با غرب دارد. مشکل اینجا است که این تقلیلگرایی، تنها متوجه جامعه اسلامی فرانسه نیست، بلکه مستقیماً دین و تمدن اسلامی را هدف
میگیرد. مجموعهای از واژگان جهتدهی شده، مانند تندروی، افراط، جهاد، جنگ مقدس، چندزنی، تروریسم، نفت، ایران، الجزایر، هجرت، احیای اسلامیسازی و حاشیهنشینی در دستگاههای تبلیغاتی به کار میرود تا ذهن مخاطب غربی ـ یعنی فرانسوی ـ را نسبت به اسلام بدبین کند.
در نمونهای دیگر، جک جی شاهینی کتابی با عنوان عرب تلویزیونی در سال 1984م. منتشر کرد که در آن یکصد برنامه تلویزیونی محبوب و پرمخاطب در طول هشت سال، در ایالات متحده امریکا بررسی شده است. نویسنده نتیجه گرفته که در این هشت سال، یکصد برنامه تلویزیونی 150 میلیون نفر در امریکا مخاطب داشتهاند که در آنها حتی یک ویژگی خوب و مثبت به مسلمانان نسبت داده نشده است.
اسلامهراسی و اسلامستیزی در سینمای غرب به ویژه هالیوود چندان جدید نیست، ولی در سالهای اخیر پس از حادثه 11 سپتامبر، شدت یافته است، در فیلمهای
زیادی نظیر سنگسار ثریا، هدیه، امریکا امریکا، از پاریس با عشق، کافر، محاصره، مجموعه ایندیانا جونز و از جمله دو فیلم از نامزدهای اسکار؛ بابل و پرواز شماره 93، شاهد چنین تصویرپردازی منفی از مسلمانان هستیم.
چنین تصاویر تیره و تاری، به قاعده و مبنایی برای مخاطبی تبدیل میشود که خود را از اندیشیدن در این قضایا معاف میدارد و توان دستیابی به شناختی واقعگرایانه و صحیح را ندارد. برای مثال، در قضیه سلمان رشدی، غربیها کوشیدند تا غرب را فضای انسانیت، حقوق بشر و آزادی بیان نشان دهند و در مقابل، اسلام را منبع تهدید ابدی، نفی تساهل و تسامح و تندروی تصویر کنند.
چهره جهان اسلام در بسیاری از رسانه های غربی که سعی دارند چهره ای غلط از اسلام و مسلمانان ترسیم کنند، دچار تحریف شده است، به گونه ای که تردید، هراس و گونه ای از نفرت را نسبت به اسلام پدیدار
ساخته اند. امروز اسلام با چالشهایی متفاوت با آنچه در طول تاریخ با آن مواجه بوده، روبهروست. این چالشها، مسلمانان را در برابر توفانی قرار می دهند که هویت، چهره و جایگاه آنها را در میان ملت ها از میان میبرد و تحقق اهداف دینی آنها را در آینده تهدید می کند.
یکی از خطرناکترین این چالشها، تحریف چهره اسلام و مسلمانان در بسیاری از رسانه های غربی است که سبب تحریف حقایق و گمراه کردن افکار عمومی غرب و برانگیختن آنها علیه مسلمانان می شود، خواه مسلمانانی که در جوامع غربی زندگی می کنند و خواه مسلمانانی که در جوامع اصلی خود حضور دارند. بنابراین، بررسی عملکردها و شیوه های اسلامهراسی و شناخت آنها برای مقابله رسانه ای با آن امری ضروری است.
برای نمونه، رسانه های غربی با ترویج اسلام امریکایی با شاخصه سکولاریسم، تضعیف کارآمدی دین در عرصه سیاست و اجتماع، ترویج فرهنگ برهنگی در مقابل فرهنگ عفاف، تقویت مذاهب ملحد در مقابل تشیع ناب، با سرمایهگذاری وسیع بین المللی در فرآیند تهاجم اطلاعاتی در دنیای مجازی ارتباطات، با آخرین امکانات ماهواره ای و اینترنتی در حوزه های فرهنگ، اقتصاد، سیاست و...، زمینه گستردهای را به پدیده اسلامهراسی اختصاص داده اند.
راه کارهای رسانه ای برخورد با اسلامهراسی
خطر رسانه ای اسلامهراسی را نباید کماهمیت دانست. راه حل منطقی و درست در برابر این پدیده منطقی، بلند کردن صدای جذابیت فرهنگ اصیل اسلامی در سراسر دنیا با بسته ای پر از محتویات فرهنگی و متعالی اندیشه اسلامی است.
بنابراین، برای مقابله با اسلامهراسی باید عنصر فرهنگ و ارزش های فرهنگی را اصلی ترین و محوریترین عنصر جوامع اسلامی دانست و مردم، مسئولان، صاحبنظران و کارشناسان باید برای آن برنامه ریزی کنند. مدیران متعهد برای رسیدن به اهداف صحیح رسانه ای، صرفاً با بهرهگیری از روش های ناسازگار با اهداف اسلامهراسی، موفق نخواهند شد که زمینه مقابله با اسلامهراسی را فراهم کنند، بلکه در این میان، نیاز به مهندسی رسانه ای یکسان برای مقابله با تهدیدهای اسلامهراسی، بیش از پیش نمایان می شود.
جهاد فرهنگی برای معرفی زیبایی هایی اسلام در مقابل اسلامهراسی، پیشنهادی است که اگر به کار گرفته شود، اندیشه های ناب فرهنگ اسلامی را در دنیا فراگیر میسازد و وعده حضرت امام خمینی= مبنی بر تبدیل این قرن به قرن اسلام را تحقق میبخشد.
جهاد فرهنگی فقط بر عهده دستگاه های فرهنگی نیست، بلکه همه افراد جامعه می توانند در این زمینه
نقشآفرینی کنند. برای مثال، اینترنت، عرصه رویارویی فرهنگ های متفاوت است که امکان دسترسی آسان به مخاطبان در جهان را فراهم آورده است. هر کاربر اینترنتی می تواند به یک سرباز جبهه جهاد فرهنگی تبدیل شود. البته این امر به اینترنت، محدود نیست. آگاهسازی افکار عمومی و تولید محصولات فرهنگی از جمله راه های مؤثر در مقابله با توطئه اسلامهراسی است.
امروز جامعه اسلامی به هماندیشی، حمایت و نظارت نیازمند است و باید هنر در اختیار گسترش فرهنگ اسلامی قرار گیرد. کارکرد امروز اسلامهراسی، ضد فرهنگ دینی و اسلامی است. اسلامهراسی متکی بر نظریههای مدرن غربی هاست. اسلامهراسی برای اثرگذاری مراکز پژوهشی و فرهنگی از طریق رسانه ها سرمایهگذاری کرده است و مقام معظم رهبری هم بارها بر این مسئله تأکید کرده است. در حال حاضر، همه نهادها و تشکل ها باید با سرمایه های خود در مقابله با اسلامهراسی دشمن، از تمام توان خود در این جنگ استفاده کنند.
جامعه ما، از نظر بافت اجتماعی با جامعه ای مثل امریکا تفاوت دارد؛ فرهنگ جامعه ما، در تاریخ ریشه دارد و در چارچوب اعتقادات دینی ماست و از نظر فرهنگی دارای سابقه تاریخی بسیار محکم و پشتوانه عمیق دینی است. فرهنگ غربی، فرهنگی مهاجم است که می خواهد فرهنگ های دیگر را تضعیف و نابود کند و خود جای آنها بنشیند. پس باید در برابر این فرهنگ مهاجم ایستاد.
غربیان با استفاده از ابزارها و روش های گوناگون، برای تهاجم به دیگر فرهنگ ها، تلاش رسانه ای بزرگی را شروع کرده اند.
وظیفه رسانه به عنوان مدافع فرهنگ دینی این است که فرهنگ ملی و دینی را اعتلا دهد. برای اعتلای فرهنگ اسلامی باید نقشه راه و راهبرد محکمی در رسانه برای مقابله با اسلامهراسی وجود داشته باشد. در فرهنگسازی، نخست باید مشخص شود پایه ها کجا و بر چه زمینی قرار است بنا شوند تا ساختمان فرهنگی مورد نظر، به تدریج بر آن پایه ها بنا شود. این زمین، جامعه اسلامی است که ویژگی های شناخته شده ای، همچون تاریخ، دین، سیاست و نوع حکومت دارد. پایه های اصلی که فرهنگ بر آنها قرار می گیرد، کدامند؟
امروزه، به دلیل گسترده شدن جوامع و تغییراتی که فنآوری در شیوه زندگی مردم پدید آورده است، رسانه ها، عهدهدار انتقال پیام شده اند. با این حال، رسانه، ابزار انتقال پیام است، نه تولیدکننده پیام. پیام را دستگاه یا گروه یا فرد دیگری تولید می کند. بنابراین، باید به رسانه به عنوان ابزار نگریست و تولیدات فرهنگی در مراکز و بخش های مولّد فرهنگ دنبال شود.
مهندسی فرهنگی همه جانبه که سبب نفوذ اندیشه اصیل اسلامی در سطح جهان می شود، برای مقابله با اسلامهراسی در جامعه امروز بسیار اهمیت دارد. راهکارهای رسانه ای مقابله با اسلامهراسی را میتوان به
راهکارهای ناظر به محیط داخلی نظام اسلامی و راهکارهای ناظر به محیط خارجی نظام اسلامی و رسانههای بینالمللی تقسیم کرد. در تدوین و کاربست این راهکارها باید به این نکات توجه شود:
راهبردها ناظر به اهداف کلان و بلندمدت فرهنگی باشند؛
با در نظر گرفتن شرایط رقابتی باشند؛
دارای فراگیری و شمول باشند؛
نگاهی فعالانه داشته باشند، نه منفعلانه؛
اسلامهراسی، اسلامستیزی، شیعههراسی و ایرانهراسی تفکیک و تبیین شوند؛
جنایتهای غرب علیه ادیان دیگر به ویژه مسلمانان تبیین شود؛
از تروریسم دولتی غرب غفلت نشود.
راهکارهای پیشنهادی برخورد رسانهای با موضوع اسلامهراسی را در قالب محورهایی میتوان دستهبندی کرد که عبارتند از:
نقش موثر دفاع عقلانی از دین، محوکننده تبلیغات اسلامهراسی در غرب است. اسلام، دین عقلانی و وحیانی است که با وجود قدمتی کمتر از دیگر ادیان توانست جهانشمول شود؛ زیرا منطبق با عقل سلیم و فطرت بشری است. اصولی مانند آزادیخواهی، آزادگی، برابری و
ستمستیزی از جمله شاخصه های دین اسلام است و به همین دلیل، آماج کینه و دشمنی استکبار و استبداد قرار گرفته است.
جهان اسلام شامل حدود یک و نیم میلیارد مسلمان در پنج قاره جهان است که در 56 کشور اسلامی و در بیشتر کشورهای غیراسلامی زندگی می کنند و اصول و مبانی اعتقادی کاملاً مشترکی دارند. این اشتراک و یگانگی در اصول، بزرگترین نعمت برای مسلمانان دنیاست که می تواند همه را حول محور واحد گرد آورد. در شرایط کنونی، هماهنگی میان رسانه های جهان اسلام، در قالب تأسیس اتحادیه رسانه ای می تواند محور همگرایی رسانه های جهان اسلام به ویژه با تمرکز بر موضوع بیداری اسلامی و مظلومیت ملت های ستمدیده برای دستیابی به صلح و عدالت جهانی قرار گیرد.
اسلام، دین بخشش و مهربانی است. واژه «رحمت» در قرآن کریم در معانی زیادی به کار رفته است، از جمله به معنای الفت و محبت میان اهل ایمان، چنانکه در این سخن الهی مطرح شده است : «و َجَعَلْنَا فِی قُلُوب ِالَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَة ًو َرَحْمَةًٰ؛ و در دلهای کسانی که از او پیروی کردند، رأفت و رحمت نهادیم.» (حدید: 27) خداوند متعال این عاطفه
انسانی را در نهاد انسان قرار داده است. اسلام، دین محبت و مهرورزی است و هیچ دینی همچون اسلام، نویدبخش سعادت پیروان خود نیست. افزون بر آن، از نظر اجتماعی، عنوان محبت را مطرح میسازد و آن را ذات دین و حقیقت و جوهر آن معرفی میکند. از امام محمد باقر7 روایت شده است که فرمود : «مگر دین جز محبت است؟» در قرآن نیز چنین آمده است: «حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ؛ ...[خدا]، ایمان را برای شما دوست داشتنی گردانید و آن را در دلهای شما بیاراست.» (حجرات: 7) یا: «إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْ کُمُ اللّهُ؛ اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد». (آل عمران: 31)
کارشناسان برای مقابله با اسلامهراسی باید این امر را به عنوان مساله اول کشورهای مسلمان مطرح سازند و به خطر تهدیدهای این پروژه توجه کنند. رسانه باید شاخصه ها و مؤلفه های اسلام وهابی و امریکایی را برای مخاطبان بازگو کند و زیباییها و جذابیتهای اسلام ناب محمدی9 را به تصویر بکشد.
تجربه نشان داده است هرگاه مذاکره ترویج پیدا کرده، از موج اسلامهراسی کاسته شده است. بنابراین، ضروری
است برنامهسازان، برنامههای فاخر گفتوگو محوری را ترتیب دهند که زمینهساز این مسئله باشد.
کنگره عظیم حج، موضوع اشغالگری و اسلامستیزی رژیم صهیونیستی، مسائل محیط زیست و توسعه پایدار از دیدگاه اسلام و تلاش در عرصههایی که فراشیعه و سنی است و حساسیت های مذهبی در آن کمتر وجود دارد، موجب ایجاد وفاق اسلامی میان جوامع اسلامی و ترمیم چهره مخدوش منعکس شده از اسلام در افکار عمومی غرب میشود. اسلام در این گونه موارد، دارای نگاه، انسانی تر، غنای بیشتر و ابتکار زیادتری است.
به معنی افزایش رسانهها به ویژه رسانههای تصویری است. بر اساس مطالعات علمی، تصویر نه برابر بیشتر از کلمهای که شنیده یا خوانده میشود، در ذهن آدمی اثر میگذارد. توسعه و بهبود جذابیت رسانهها و کارکرد حرفهایشان از دیگر راهکارهای جذاب برای تهیه برنامههای رسانهای اسلامی است تا بتوانند با برنامههای رسانههای بیگانه دشمن رقابت کنند و بینندگان خود را افزایش دهند.
در این زمینه میتوان به عملکرد سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان به عنوان نمونه و الگو اشاره کرد که
توانست با قدرت خود در سخنرانی، همه تلاشهای دشمن را که پشت پرده توطئههای اطلاعرسانی قرار دارد، نقش بر آب کند. وی با سخنان خود، آگاهی و ایمان را در قلب و نفس ملتها و جوانان کشورهای اسلامی تحکیم میکند.
فرهنگ قرآنی و سخنان اهل بیت:، مهمترین موانع در مقابل اثرگذاری برنامههای دشمنان بر قلب و عقل جوانان به شمار میروند. دشمن نمیتوان به راحتی در قلب و عقل جوانی نفوذ کند که آکنده از آموزههای قرآن کریم، سخنان پیامبر اکرم9، امام علی7 و احادیث اهل بیت: است.
معرفی استنتاج های دینی مستدل و تخصصی درباره نشانه های تعادل و عقلانیت در اسلام، سبب میشود از بهره برداری جاهلانه از «اسلام سنتی» با عناوین «وهابیت» و «افراطگرایی» جلوگیری شود.
از این طریق میتوان مخاطبان غربی را در ارائه پاسخی اثرگذار و به دور از هرگونه خشونت به پدیده اسلامهراسی و گسترشدهندگان آن، به مشارکت فعال سوق داد.
برقراری ارتباط با افراد سبب افزایش شناخت نسبت به یکدیگر و جلوگیری از شکلگیری تصورها و باورهای نادرست میشود. بر اساس تحقیقات انجام شده در امریکا، اکثریت مردم این کشور، اطلاعات بسیار اندکی درباره مسلمانان یا دین اسلام دارند. دانشگاهیان، روشنفکران مسلمان، محققان دینی جوان، فعالان اجتماعی، گروه های زنان، روزنامهنگاران و نویسندگان معتدل باید برای تشکیل رسانه های متحد در کشورهای اسلامی سرمایهگذاری گسترده ای را در پیش گیرند و آن را از طریق مهاجران مسلمان در اروپا و امریکا گسترش دهند.
آنچه تاکنون در فیلمها و رسانههای غرب درباره جنگهای صلیبی بیان شده، این است که مسلمانان، آغازگر جنگ صلیبی بودند. این در حالی است که اسناد تاریخی، عکس این موضوع را بیان میکنند. بنابراین، باید واقعیت این جریان برای غربیان تبیین شود.
صهیونیستها در ایجاد اسلامهراسی در جهان نقش اساسی دارند. آنها از ارزشها، مردمسالاری و قدرت دین اسلام می ترسند و با نسبت دادن ادعاهای بی اساسی نظیر تروریسم و بنیادگرایی به اسلام تلاش می کنند مانع
گسترش این دین آسمانی در سراسر جهان شوند. پس باید در زمینه مقابله با این امر اقدام کرد.
با تهیه یک فیلم مستند و کوتاه از پیروان ادیان مختلف که با اسلامهراسی مخالفند، تأثیر زیادی در بین افکار عمومی جهان میتوان ایجاد کرد.
زیر فصل ها
زیر فصل ها
زیر فصل ها
زیر فصل ها
زیر فصل ها
زیر فصل ها
منابع
«اسلامهراسی، بررسی ماهیت، عوامل و اهداف اسلامهراسی»، آیینه اندیشه، قم، معاونت پژوهشی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، بهار 1390، شماره 17.
استیفن، امرسون، «اسلام و رسانه های غربی»، ترجمه: نشریه سیاحت غرب، فصلنامه علمی ـ ترویجی وسایل ارتباط جمعی، تهران، معاونت امور مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پاییز 1388.
امینی، صادق، «تحلیل پدیده اسلامهراسی»، آیینه اندیشه، قم، معاونت پژوهشی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، بهار 1390، شماره 17.
حسن خانی، محمد، اسلامهراسی در رسانه های غربی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1389.
درخشه، جلال، «رسانهها و اسلامهراسی»، فصلنامه علمی ـ ترویجی وسایل ارتباط جمعی، تهران، معاونت
امور مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پاییز 1388.
سراج، رضا، «اسلامهراسی؛ رؤیای بازی برد ـ برد نظام سلطه علیه اسلام»، آیینه اندیشه، قم، معاونت پژوهشی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، بهار 1390، شماره 17.
قوام، سید عبدالعلی، جهانی شدن و جهان سوم، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، 1383.
مجیدی، حسن، «گفتمان اسلامهراسی در امریکا»، فصلنامه علمی ـ ترویجی وسایل ارتباط جمعی، تهران، معاونت امور مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پاییز 1388.
مرشدیزاد، علی، تبعیض ناشکیبایی علیه مسلمانان در اتحادیه اروپا بعد از یازده سپتامبر، تهران، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، 1388.
النجفی، عصامه، «وهابیت و اسلامهراسی»، آیینه اندیشه، قم، معاونت پژوهشی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، بهار 1390، شماره 17.
وکیلی، محمدعلی، «از اسلامهراسی تا ایرانهراسی»، آیینه اندیشه، 48قم، معاونت پژوهشی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، بهار 1390، شماره 17.