ghaemiyeh.com
فصل همدلی :نگاهی به اتحاد و انسجام در آموزههای دینی
جمعی از نویسندگان
وضعیت نشر : قم: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ۱۳۹۲.
شعار وحدت اگر با عمل همراه نباشد ریاکاری است.(1)
جان حیوانی ندارد اتحاد
تو مجو این اتحاد از جان باد
جان گرگان و سگان از هم جداست
متحد جانهای شیران خداست
همچو آن یک نور خورشید سما
صد بود نسبت به صحن خانهها
لیک یک باشد همه انوارشان
چون که برگیری تو دیوار از میان(2)
این دیوارها و درهای آهنین چه بیرحمانه ما را از آسمان جدا کردهاند و قصه جدایی از دیروز و فردا را با چه واژههای سخت و سنگینی میخوانند!
دنیای ما هرگز محصور این دیوارهای خشک و سرد و خاکستری نبوده است. دیوارها آزارمان میدهند. ما خانه بیدیوار میخواهیم و روز بیپایان و روشنی جاودان.
انسانها همواره دم از تفرقه میزنند و غم تفرقه گلوی آنان را میفشارد. تفرقه همیشه
غمانگیز است همچون آتش میماند که فروزنده و طاقتسوز است.
هر کسی به قسمت خالی زندگی مینگرد و وحدت کلمه را در آن نمیبیند. باید از امروز به ندای رهبر لبیک گفته و چشمان خود را با آن سوی پنجرهها آشتی دهیم. باید پردهها را عقب زد و پشت صحنه زندگی را هم دید. باید حرکت کرد تا حرکت را باور کرد باید نگاهی دگر داشت و در تحقق اتحاد ملی و انسجام اسلامی کوشید.
به راستی جهان اسلام و به خصوص رهبران، دولتمردان و نخبگان آنها را چه میشود؟ چرا برای وحدت آنگونه که بایسته و مورد انتظار است و به دور از اجلاسها و تعارفات معمول و اغلب کمخاصیت، گامهای عملی برنمیدارند؟ آیا این همه جنایات در سرزمینهای اسلامی به ویژه عراق و افغانستان که بر اثر لشکرکشی بیگانگان صورت میگیرد، هشداری نیست؟ آیا هجوم سازمانیافته استکبار علیه کیان و تمامیت ارضی امت اسلامی در جنگ نرم و نبرد رسانهای را که ایمان، ارزشها و اعتقادها به خصوص جوانان را نشانه گرفته است، نمیبینیم؟ آیا تز استعماری و زنگ خورده، اما با رنگ و لعاب جدید اختلافاندازی میان مسلمانان را در قرن بیست و یکم مشاهده نمیکنیم؟
مگر ما امت پیامبری نیستیم که فرمود: مسلمان، برادر مسلمان است. به او ستم نمیکند و دشنام نمیگوید، دوستی او را حفظ میکند. همیشه خیرخواه او است. پیمانها و تعهدات را محترم میشمارد. احسان و هدیه او را جبران میکند. او را دوست میدارد و
یاری میکند. او را تسلیم دشمن نمیکند. هر خیر و نیکی که برای خود میخواهد، برای او نیز میخواهد. هر بدی و شری که خود را از آن دور میکند برای او نیز نمیخواهد و آرزو نمیکند. و نیز فرمود: ای مردم همدیگر را دشمن ندارید و برادر هم باشید. بیاییم به آموزههای نبوی عمل کنیم.
امید آنکه با الهام از قرآن مجید و اسلام عزیز و آموزههای پیامبر گرامی اسلام و تأسی از سیره نبوی در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی، شاهد همبستگی، سربلندی و عزت جهان اسلام و شکست و ناکامی دشمنان باشیم.
نوشتار حاضر در جهت آشنایی با برخی آیات، احادیث و سخنان امام خمینی رحمهالله و مقام معظم رهبری در ارتباط با اتحاد ملی و انسجام اسلامی به سفارش اداره کل روابط عمومی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تهیه شده است.
امید که دریچهای از اتحاد و همدلی به سوی همگان گشوده شود و شاهد تحقق منویات امام راحل و مقام معظم رهبری در سراسر جهان اسلام باشیم.
اداره کل پژوهش
مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
آن روز که خورشید نبوت در آسمان کعبه رخ نمود، کسی باور نداشت که این سفیر الهی برای بشر خفته درسها و گفتنیهای بسیار دارد. محمدامین صلیاللهعلیهوآله، با رهتوشه ایمان، عصمت و صداقت، طریق هدایت بشر را در پیش گرفت و با سر دادن ندای توحید، روح معنویت را در دل تشنگان حقیقت دمید. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله با درایت خویش سکان رهبری امت اسلامی را در دست گرفت و با شعار «إِنَّمَا الْمُؤمِنُونَ إِخْوَةٌ.» (حجرات:10) تفرقه و پراکندگی میان مسلمانان را به اتحاد و برادری تبدیل کرد. مهاجر و انصار با هم برادر شدند و زنگار کینه جاهلیت را از دل زدودند. پیامبر رحمت برای حفظ و پایداری این برادری، پیام وحی را به گوش امت رساند که «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا وَ لا تَفَرَّقُوا». (آل عمران: 103)
حال اگر باورها یکی باشد، آرمانها یک افق را بنگرد و تعالی، انگیزه مشترک زیستن گردد، آن سان که باید جمعیت عظیم مسلمان آنگونه باشند، الفت و یکدلی حاکم قلبهای بیشمار میشود. اگر مردمان به ریسمان محکم ایمان چنگ زنند و بر گرد تفرقه نگردند، آنسان که دستور صریح قرآن است، اتحاد و انسجام پرتوگستر سرزمینهای اسلام میشود.
رفع اختلافها، زدودن غبار کینهها و محکم کردن پیوندها و پیمانها از گرانقدرترین
سرفصلهای اجتماعی اسلام است. آیین اسلام که فرهنگ همدلی، همسویی و فریادرسی است، پیوسته به غمزدایی، دلجویی و صلح دادن میان مردمان توصیه میکند. در این فرهنگ، عالمان دینگستر و مصلحان اجتماعی که فراتر از مرز خودساختن، به دیگران پرداختن را پیشه خود دارند، ارزشی افزونتر از عابدان و عارفان به خود پرداخته مییابند و بدینگونه است که آشتی دادن میان دو تن، از نماز و روزه یک سال پاداشی فراتر میگیرد. این سخن امیر مهربانی حضرت علی علیهالسلام است که:
به ریسمان الهی چنگ زنید و دچار تفرقه نشوید. همانا من از رسول خدا شنیدم که میفرمود: آشتی دادن افراد و رفع اختلاف از آنان از نماز و روزه یک سال برتر است. همانا هلاک کننده و از بینبرنده دین، ناسازگاری و اختلاف افراد با یکدیگر است.(1)
هر جا که رذیلتها فرصت حضور بیابند، اختلافها و کشمکشها رخ عیان میکنند. خودخواهی، خو دبرتر بینی، منفعتپرستی، آز و کینه و حسد و هر چه در حریم اخلاق نباشد، سرچشمه نزاع است و فرجامی جز پایمال کردن باورهای دینی، سست شدن بنیانهای اجتماعی و آسیب دیدن ارزشهای فرهنگی ندارد. اگر انسانها دل به تسلیم و سر به بندگی بسپرند و در پرتو نعمت اسلام حلقه برادری تشکیل دهند، اختلافها رنگ میبازد و نزاعها مجال ظهور نمییابد.
سیره گرانسنگ امامان معصوم علیهمالسلام در بذل
1) [1] . صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 163.
مهرورزی و رفتار کریمانه آنان در گذشت و خطاپوشی و همچنین توصیههای گسترده اسلام به گشادهرویی و محبت، حلم و مدارا، صبر و صلح، و بدی را با نیکی پاسخ دادن همه نشان از نگاه ژرف اسلام به اتحاد و انسجام و پرهیز از اختلاف و نزاع است. قرآن کریم نیز مؤمنان را به دوری از ستیزه و پاسداشت شکیبایی امر کرده و میفرماید:
و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید که سست شوید و مهابت شما از بین برود، و صبر کنید که خدا با شکیبایان است. (انفال: 46)
رسول اعظم صلیاللهعلیهوآله نیز در این باره میفرمایند:
آدمی آنگاه به حقیقت و کمال ایمان میرسد که از مجادله و بحثهای اختلاف افکن و خصومتآمیز بپرهیزد، هرچند حق با او باشد.(1)
از سوی دیگر، دشمنان قسم خورده اسلام و پیامبر، پیوسته به دنبال ایجاد شکاف در صفوف به هم پیوسته مسلمانان بوده و هستند و هر روز بر آتش فتنههای تفرقهانگیز میان مسلمانان، دامن میزنند. امروزه با ناکامی آنان در عرصههای نظامی و سیاسی، این توطئهها چنان افزایش یافته است که اتحاد و همبستگی ملی و انسجام اسلامی از ضروریترین نیازهای جهان اسلام به شمار میرود. بنابراین، مقام معظم رهبری به منظور بیداری و بسیج امت اسلامی، سال جاری را سال «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» نامیده است. این امر، رسالت همه
1) [1] . محدث قمی، سفینة البحار، ماده مراء.
فرهنگسازان جهان اسلام را بیش از پیش سنگین کرده و بر ماست که با تدبیر و برنامهریزی دقیق و جامع، گامهایی اساسی در تحقق این امر مهم برداریم.
ما نیز به سهم خود به منظور آشنایی بیشتر با آیات، احادیث و سیره و سخنان بزرگان بر آن شدیم تا صفحاتی را از سرچشمه قرآن و عترت تهیه و فراروی خوانندگان قرار دهیم.
نوشتار حاضر در چهار فصل تدوین شده است. در فصل نخست به ذکر برخی آیات مرتبط، همراه با نکتهها و پیامها پرداختیم. فصل دوم را به نقل برخی احادیث پیامبر گرامی اسلام و امامان معصوم علیهمالسلامهمراه با پیامهای آنها اختصاص دادیم. در فصل سوم نگاهی کوتاه به نمونههایی از سیره پیامبر رحمت و پیشوایان معصوم علیهمالسلام و چند نمونه از حکایات تاریخی دوختهایم و در پایان فصل چهارم را با گزیدهای از سخنان گهربار امام خمینی رحمهالله و مقام معظم رهبری درباره اتحاد ملی و انسجام اسلامی زینت بخشیدهایم. امید آنکه این اثر مورد استفاده خوانندگان عزیز قرار گیرد.
آیات نورانی قرآن، همه مسلمانان را به اتحاد و انسجام و یکپارچگی فرامیخواند و از همگان میخواهد که به ریسمان الهی بپیوندند تا در سایه این همدلی و الفت جامعهای نمونه ایجاد کنند. بیتردید، آموزههای ثمین آیات الهی میتواند روشنای خاصی در فرا راه دستیابی به اتحاد و انسجام ایجاد کند. ازاینرو، پس از مرور کریمههای قرآنی، نکات و رهنمودهای آن در حد بضاعت استخراج و تقدیم رهپویان میگردد.
الف) گزیده آیات اتحاد و انسجام
در بسیاری از آیات قرآن به حفظ وحدت و انسجام میان مسلمانان تأکید و سفارش شده است که برخی از این آیات عبارتند از:
و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود یاد کنید؛ آنگاه که دشمنان [یکدیگر] بودید. پس میان دلهای شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شُدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید. اینگونه خداوند، نشانههای خود را برای شما روشن میکند، باشد که شما راه یابید.
در حقیقت، مؤمنان با هم برادرند. پس میان برادرانتان را سازش دهید و از خدا پروا کنید. امید که از رحمت [خدا] بهرهمند شوید.
و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند، میان آن دو را اصلاح کنید.
ای کسانی که ایمان آوردهاید! نباید قومی، قوم دیگر را ریشخند کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند و نباید زنانی، زنانِ [دیگر] را [ریشخند کنند]، شاید آنها از اینها بهتر باشند و از یکدیگر عیبجویی نکنید و به همدیگر لقبهای زشت ندهید. چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان و هرکه توبه نکرد، آنان خود ستمکارند.
محمد صلیاللهعلیهوآله پیامبر خداست و کسانی که با اویند، بر کافران، سختگیر [و] با همدیگر مهربانند. آنان را در رکوع و سجود میبینی. فضل و خشنودی خدا را خواستارند.
و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نجنگید که سُست شوید و مهابت شما از بین برود و صبر کنید که خدا با شکیبایان است.
7. وَ لاتَکُونُوا کَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ (آل عمران: 105).
و مانند کسانی نباشید که پس از آنکه دلایل آشکار
برایشان آشکار شد، پراکنده شدند و با هم اختلاف پیدا کردند و برای آنان عذابی سهمگین است.
مردان و زنان باایمان، دوستان یکدیگرند.
ای کسانی که ایمان آوردهاید! همگی به اطاعت [خدا] درآیید و گامهای شیطان را دنبال مکنید که او برای شما دشمنی آشکار است.
و مردم جز یک امت نبودند. پس اختلاف پیدا کردند و اگر وعدهای از جانب پروردگارت مقرر نگشته بود، به یقین در آنچه بر سر آن با هم اختلاف میکنند، میانشان داوری میشد.
این است امت شما که امتی یگانه است و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستید.
و در حقیقت، این امت شماست که امتی یگانه است و من پروردگار شمایم. پس از من پروا دارید.
ای کسانی که ایمان آوردهاید! به جای مؤمنان، کافران را به دوستی خود مگیرید. آیا میخواهید علیه خود حجتی روشن برای خدا قرار دهید؟
14. قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلی أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذابًا مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً... (انعام: 65).
بگو: او تواناست که از بالای سرتان یا از زیر پاهایتان عذابی بر شما بفرستد یا شما را گروه گروه به هم اندازد [و دچار تفرقه سازد].
کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و فرقه فرقه شدند، تو هیچگونه مسئول ایشان نیستی، کارشان فقط با خداست، آنگاه به آنچه انجام میدادند، آگاهشان خواهد کرد.
...و از مشرکان مباشید؛ از کسانی که دین خود را قطعه قطعه کردند و فرقه فرقه شدند... .
از [احکام] دین، آنچه را که به نوح درباره آن سفارش کرد، برای شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحی کردیم و آنچه را که درباره آن به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش نمودیم که دین را برپا دارید و در آن تفرقهاندازی مکنید.
و فقط پس از آنکه علم برایشان آمد، راه تفرقه پیمودند، [آن هم] به صرف حسد [و برتریجویی] میان همدیگر و اگر سخنی [دایر بر تأخیر عذاب] از جانب پروردگارت تا زمانی معیّن، پیشی نگرفته بود، قطعاً میانشان داوری شده بود.
ب) آیات و نکته ها(1)
1) [1] . محسن قرائتی، برگرفته از: تفسیر نور، ج 2، ص 142 با گزینش.
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعاً وَ لاتَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانًا وَ کُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ (آلعمران: 103).
همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمتهایی را که خداوند به شما عطا کرده است، یاد کنید و به یاد آورید زمانی را که دشمن یکدیگر بودید و خداوند، میان دلهایتان الفت به وجود آورد. پس در سایه نعمت او برادران یکدیگر شُدید و شما در لب پرتگاهی از آتش بودید. پس خداوند، شما را از آن پرتگاه نجات داد. خداوند اینگونه آیات خود را برای شما بیان میکند، شاید پذیرای هدایت شوید.
وحدت و دوری از تفرقه، وظیفهای الهی است.
محور وحدت باید «حبل اللّه» باشد.(1)
3. وحدتی که بر محور نژاد، زبان، ملیت، اقتصاد و سیاست باشد، بیثبات است.
«فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ» و اگر همه سرمایههای زمین را خرج کنی، نمیتوانی بدون خواست او میان دلها الفت برقرار سازی.
1) [1] . امام علی علیهالسلام در خطبه 176 نهجالبلاغه میفرماید: «قرآن، حبل اللّه است.» در تفسیرمجمع البیان نیز به نقل از امام صادق علیهالسلامآمده است: «نحن حبل اللّه؛ ما [ اهل بیت ] ، حبل اللّه هستیم» و در تفسیر نورالثقلین، جلد اول نیز روایت شده است: «علیبنابیطالب علیهالسلامحبلاللّه است».
إِخْواناً».
6 . تفرقه و دشمنی پرتگاه آتش است. «شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ».
اتحاد، نعمت بزرگ الهی است.(1)«فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ».
از برکات و خدماتی که اسلام به شما ارزانی داشته است، غافل نشوید. «إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ».
یادآوری نعمتهای الهی، مایه عشق و زمینهساز هدایت است. «وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ... لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ».
نعمتهای خداوند آیات الهی هستند. «وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ... یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیاتِهِ».
إِنَّمَا الْمُؤمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ. (حجرات: 10)
همانا مؤمنان با یکدیگر برادرند. پس میان برادران خود (در صورت اختلاف و نزاع) صلح و آشتی برقرار کنید و از خدا پروا کنید تا از رحمت [خدا] بهرهمند گردید.
نکته ها
در این آیه از قرآن، رابطه مؤمنان با یکدیگر مانند رابطه دو برادر معرفی شده است. در این تعبیر، نکتههایی نهفته که برخی از آنها عبارت است از:
الف) دوستی دو برادر، عمیق و پایدار است.
ب) دوستی دو برادر، متقابل است، نه یکجانبه.
1) [1] . تفرقه در ردیف عذابهای آسمانی و زمینی و نوعی عذاب و مجازات الهی بهشمار میرود. در اسلام، دروغ گفتن برای ایجاد وحدت جایز و راست گفتنِ تفرقهانگیز حرام است.
ج) دوستی دو برادر، بر اساس فطرت و طبیعت است، نه جاذبههای مادی و دنیوی.
د) دو برادر در برابر بیگانه، یگانهاند و بازوی یکدیگر.
ه) دو برادر از یک اصل و ریشه هستند.
و) توجه به برادری موجب گذشت و چشمپوشی است.
ز) در شادی برادر، شاد و در غم او غمگین است.
امروزه برای اظهار علاقه به دیگران کلمات دوست، همشهری و هموطن استفاده میشود، ولی اسلام برای بیان این رابطه، کلمه برادر را بهکار برده که عمیقترین واژههاست.
در روایتی از معصوم علیهالسلام دو برادر دینی به دو دست تشبیه شدهاند که یکدیگر را شستوشو میدهند.(1)
در این آیه و آیه پیش، سه بار فرمان «اصلحوا» تکرار شده که نشانه توجه اسلام به برقراری صلح و دوستی میان افراد جامعه است.
خداوند در آیه 9 سوره حجرات میفرماید: «فَأَصْلِحُوا... واقسطوا؛ به عدالت، صلح برقرار کنید» و در آیه 10 همین سوره آمده است: «فأصلحوا... واتّقوا؛ در برقراری صلح، تقوای الهی پیشه کنید»؛ یعنی اگر شما را بهعنوان حاکم و قاضی انتخاب کردند، در اجرای حکم، خدا را در نظر بگیرید، نه آنکه حکم شما، مایه ستم به یکی از طرفین شود.
برادری (اخوت)
یکی از ویژگیهای دین مبین اسلام آن است
1) [1] . ملامحسن فیض کاشانی، محجة البیضاء، ج 3، ص 319.
که به طور اساسی و ریشهای به اصلاح امور میپردازد. برای مثال خداوند در آیهای میفرماید: «اِنّ العِزَّةِ لِلّه جَمیعاً؛ تمام عزت از آنِ خداست.» (یونس: 65) چرا برای کسب عزت به سراغ این و آن میروید؟ یا در آیهای دیگر آمده است: «اِنّ القوّة لِلّه جَمیعاً؛ تمام قدرتها از آنِ اوست.» (بقره: 165) چرا به صاحبان قدرتهای فانی و دنیوی دل خوش میدارید؟! در آیه 10 سوره حجرات نیز میخوانیم: «همه مؤمنان با یکدیگر برادرند.» پس به برکت این برادری قهر و دشمنی را کنار بگذارید و با یکدیگر دوست باشید.
برای اصلاح رفتار فرد و جامعه باید مبنای فکری و اعتقادی آنان را اصلاح کرد. طرح برادری و الفت و به کارگیری این واژه، از راهکارهای سازنده اسلام برای اصلاح مبنای فکری و اعتقادی مسلمانان است.
در روایتی آمده است پیامبر خدا به همراه هفتصد و چهل نفر از یارانش در منطقه «نخلیه» بود که جبرئیل بر حضرت نازل شد و فرمود: «خداوند میان فرشتگان پیمان برادری بسته است.» بر همین اساس حضرت نیز میان اصحابش عقد برادری بست. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میان _ابوبکر _با عمر، _عثمان _با عبدالرحمان، _سلمان _با ابوذر، _طلحه _با زبیر، _مصعب _با ابوایوب انصاری، _حمزه _با زید بن حارثه، _ابودرداء _با بلال، _جعفر طیار _با معاذ بن جبل، _مقداد _با عمار، _عایشه _با حفصه، _ام سلمه _با _صفیه _پیمان برادری برقرار ساخت و خود نیز با علی علیهالسلام عقد برادری بست.(1)این پیمان چنان محکم و
1) [1] . محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 38، ص 335.
استوار بود که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله دستور داد دو نفر از شهیدان جنگ احد به نامهای _عبداللّه بن عمر _و _عمرو بن جموح _را که میانشان پیوند برادری برقرار شده بود، در یک قبر دفن کنند.(1)
به فرموده خداوند، برادریِ نسبی، روزی گسسته خواهد شد؛ «فلا اَنساب بَینَهُم» (مؤمنون: 101) ولی برادریِ دینی حتی در قیامت نیز برقرار خواهد بود. چنانکه در قرآن آمده است: «إِخْوانًا عَلی سُرُرٍ مُتَقابِلینَ». (حجر: 47)
دوستی و برادری باید تنها برای خدا و برای رضای او باشد. اگر کسی برای امور دنیوی با کسی دوستی کند، به منظور و هدف دلخواهش نمیرسد و در قیامت نیز دشمن یکدیگر میشوند.(2)خداوند در آیهای از قرآن میفرماید: «اْلأَخِلاّءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوُّ إِلاَّ الْمُتَّقینَ؛ در قیامت، همه دوستان با هم دشمن میگردند، جز پرهیزکاران». (زخرف: 67)
آنچه مهمتر از برقراری پیوند برادری است، حفظ این پیوند ارزشمند است. در روایات و آموزههای اسلامی از کسانی که برادران دینی خود را رها میکنند، به شدت انتقاد شده و سفارش شده است که اگر برادرانت از تو فاصله گرفتند، تو با آنان رفتوآمد داشته باش و اگر از تو بریدند، تو با آنان پیوند برقرار ساز.(3)
امام صادق علیهالسلام میفرماید: «مؤمن، برادر مؤمن است؛ مانند یک جسم که اگر بخشی از آن بیمار گردد، همه بدن ناراحت است.»(1)سعدی با استفاده از این حدیث ارزشمند، میسراید:
بنیآدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش، ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود:
مسلمان بر برادر مسلمانش سی حق دارد که هر یک باید آن حقوق را ادا کنند. از جمله به او عفو و مهربانی کند؛ اسرارش را پنهان دارد؛ اشتباههایش را جبران کند؛ عذرش را بپذیرد؛ در برابر بدخواهان از وی دفاع کند؛ نسبت به او خیرخواه باشد؛ به وعدههایی که به وی داده است، عمل کند؛ هنگام بیماری به عیادتش برود؛ به تشییع جنازه او برود؛ دعوت و هدیهاش را بپذیرد؛ هدایای او را جبران کند؛ از خدمات او قدردانی کند؛ او را یاری رساند؛ ناموس او را حفظ کند؛ حاجتش را برآورده سازد؛ واسطه حل مشکلاتش شود؛ وی را برای یافتن گمشدهاش راهنمایی کند؛ هنگام عطسه کردن به او تهنیت گوید؛ سلامش را پاسخ دهد؛ به سخن و گفتهاش احترام بگذارد؛ هدیهای نیکو برایش تهیه کند؛ سوگندش را بپذیرد؛ دوست او را دوست بدارد و با او دشمنی نکند؛ در حوادث تنهایش نگذارد؛ هرچه را برای خود
1) [1] . کلینی، کافی، ج 2، ص 133.
میخواهد، برای او نیز بخواهد و... .(1)
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله پس از تلاوت آیه «اِنَّمَا الْمُؤمِنُونَ اِخْوَة» فرمود:
خون مسلمانان با هم برابر است و اگر یکی از آنان به کسی پناه یا امان داد، دیگران باید به آن تعهد پایبند باشند و همه در برابر دشمن مشترک، بسیج شوند.(2)
صلح و آشتی در قرآن
وجود واژههایی مانند صلح، «والصُّلحُ خَیر»،(3)اصلاح «وَأصلِحوا ذاتَ بینکم»،(4)تألیف قلوب، «فَاَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُم»(5)و سِلم، «ادخلُوا فِی السِّلم کافّة»(6)در قرآن نشاندهنده توجه اسلام به صلح و صفا و زندگی مسالمتآمیز و شیرین است.
یکی از نعمتهای الهی که خداوند در قرآن بیان کرده، الفت میان مسلمانان است، چنانکه خداوند خطاب به مسلمانان میفرماید: «وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ
أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ؛ به یاد آورید که شما پیش از اسلام با یکدیگر دشمن بودید. پس خداوند میان دلهای شما الفت برقرار کرد.» (آلعمران:103) برای نمونه اسلام میان قبیله اوس و خزرج که یکصد وبیست سال با یکدیگر در جنگ بودند، صلح و دوستی برقرار کرد.
اصلاح و آشتی دادن میان افراد بخشودگی و رحمت خداوند را برای فرد آشتیدهنده در پی خواهد داشت. خداوند در آیهای از قرآن میفرماید: «إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللّهَ کانَ غَفُوراً رَحیماً؛ اگر سازش کنید و پرهیزکار باشید، همانا خدا بخشنده و مهربان است.» (نساء: 129) بنابراین، هر کس میان مسلمانان صلح و آشتی برقرار سازد، از جانب پروردگار پاداشی نیکو دریافت خواهد کرد که خداوند میفرماید: «مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً یَکُنْ لَهُ نَصیبٌ مِنْها؛ هر کس سبب کار نیکویی شود، او نیز بهرهای کامل از آن (کار نیکو) برد... .» (نساء: 85).
دین اسلام برای اصلاح میان مردم، احکام ویژهای معیّن کرده است، از جمله:
در صورتی که دروغ (که از گناهان کبیره است) برای آشتی و اصلاح میان افراد استفاده شود، جرم و گناهی ندارد. «لاکِذْبَ عَلَی الْمُصْلِحِ».(1)
اگر نجوا و در گوشی سخن گفتن که از کارهای شیطان و مورد نهی است،(2)برای اصلاح و آشتی دادن باشد، منعی ندارد. که «لا خَیْرَ فی کَثیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَیْنَ النّاسِ...». (نساء:114)
با اینکه عمل به سوگند، واجب و شکستن آن حرام است، ولی اگر کسی سوگند یاد کند هرگز به اصلاح و آشتی دادن میان دو نفر نپردازد، شکستن این سوگند از دیدگاه اسلام جایز است که «وَ لاتَجْعَلُوا اللّهَ عُرْضَةً ِلأَیْمانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ النّاسِ.» (بقره: 224)
در دین اسلام، عمل به وصیت، واجب و ترک آن حرام است، ولی هرگاه عمل کردن به وصیت، موجب فتنه و کدورت میان افراد شود، اسلام اجازه میدهد وصیت نادیده گرفته شود تا میان مردم صلح و صفا حاکم باشد، چنانکه خداوند در آیهای از قرآن میفرماید: «فَمَنْ خافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً فَأَصْلَحَ بَیْنَهُمْ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ...؛ و هر کس بترسد که از وصیت به وارث او جفا و ستمی رود، به اصلاح آن بپردازد و بر او گناهی نیست» (بقره: 182).
جانِ گرگان و سگان از هم جداست
متحد، جانهای شیران خداست
2. برادری بر اساس ایمان، به سن، شغل، سواد و درآمد مشروط نیست.
باید برای برقراری صلح و آشتی، از کلمات محبتآمیز و دوستانه استفاده کنیم.
جلوگیری از جنگ و اصلاح امور و برقراری صلح، وظیفهای عمومی است، نه وظیفه گروهی ویژه و معدود.
بهتر است اصلاحکننده میان دو نفر، خود را برادر طرفین درگیر بداند.
اصلاح و آشتی دادن، آفتهایی دارد که باید آنها را از میان برداشت.
صلح و صفا، مقدمه نزول رحمت الهی است.
جامعه بیتقوا، از رحمت الهی محروم است.
وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤمِنینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَی اْلأُخْری فَقاتِلُوا الَّتی تَبْغی حَتّی تَفیءَ إِلی أَمْرِ اللّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ.(حجرات:9)
و اگر دو گروه از مؤمنان به جنگ پرداختند، پس میان آنان صلح و آشتی برقرار کنید. سپس اگر یکی از دو گروه بر دیگری تجاوز کرد، با متجاوز بجنگید تا به فرمان خداوند بازگردد. پس اگر متجاوز بازگشت [و دست از تجاوز برداشت]، میان آن دو گروه به عدالت، صلح برقرار کنید و عدالت ورزید که خداوند، عدالتپیشگان را دوست دارد.
نکته ها(1)
گرچه اقتضای ایمان، دوری از درگیری و اختلاف مؤمنان با یکدیگر است، ولی مؤمنان، معصوم و از خطا مبرا نیستند و چهبسا گفتن
1) [1] . برگرفته از: محسن قرائتی، تفسیر نور، ج 11، ص 183 با تلخیص.
جملهای یا انجامدادن کاری موجب بروز درگیری میان آنان شود. بنابراین، باید آمادگی لازم را داشت تا در صورت بروز چنین برخوردهایی، آتش فتنه را خاموش کرد.
در این آیه، 3 بار به برقراری صلح و اصلاح میان مردم، تأکید و سفارش شده است.
آنچه میتواند صلح و عدالت را در جامعه حاکم سازد و از هرگونه خطا و نقص به دور باشد، قوانین الهی است که پیامبران آن را بر بشر عرضه میکنند، قوانینی که پروردگار متعال بر پایه علم، حکمت و لطف بینهایت خویش آنها را وضع کرده و آورنده آن، نخستین عمل کننده به آن است.
مسلمانان در برابر یکدیگر مسئولند و بیتوجهی به درگیریهای میان آنها درست و پذیرفته نیست.
برای آشتی دادن و برقراری صلح میان مسلمانان، باید به سرعت و بدون تأخیر اقدام کرد (حرف فاء در فأصلحوا نشانه سرعت است).
اگر یکی از دو گروه درگیری، ستم و زورگویی کرد، امت اسلامی باید بر ضد او بسیج شود.
مدت مبارزه، تا زمان رسیدن به هدف است «حَتَّی تَفیءَ إِلَی أمرِ اللّهِ» و ساعت و تاریخ ویژهای ندارد و مانند مدت مراجعه بیمار به پزشک و مصرف داروست که تا زمان تندرستی باید ادامه یابد.
در قیامهای اسلامی، هدفهای شخصی، قومی، حزبی، انتقام، خودنمایی و گرفتن زهرچشم از دیگران مطرح نیست.
6 . هرجا توفان غرایز و غضب و لغزشگاه خطرناکی بود، سفارش و تأکید پی در پی به اصلاح لازم است.
8 . آشتی دادن دو طرف جنگ، بدون برقراری عدالت، محبوب خداوند نیست.
### 4. پرهیز از اهانت
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسی أَنْ یَکُونُوا خَیْرًا مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسی أَنْ یَکُنَّ خَیْرا مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لاتَنابَزُوا بِاْلأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ اْلإیمانِ وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظّالِمُونَ.
ای کسانی که ایمان آوردهاید! مبادا گروهی [از شما] گروهی دیگر را مسخره کند، چه بسا که مسخرهشدگان، بهتر از مسخرهکنندگان باشند و زنان نیز زنان دیگر را مسخره نکنند. شاید که آنان بهتر از اینان باشند و در میان خودتان عیبجویی نکنید و یکدیگر را با لقبهای بد نخوانید؛ [زیرا] فسق پس از ایمان، بد رسمی است [و سزاوار شما نیست] و هر کس [از این اعمال] توبه نکند، پس آنان همان ستمگرانند.
بنابر گفته _ابن عباس _این آیه درباره _ثابت بن قیس بن شماس _نازل شده است. چون گوش وی سنگین بود، کنار رسول خدا صلیاللهعلیهوآله مینشست تا سخنان حضرت را به راحتی بشنود. روزی دیر رسید و مردم اطراف پیامبر گرد آمده
بودند. ثابت، مردم را کنار میزد و میگفت راه بدهید. مردی به او گفت: اینجا بنشین، چرا نمینشینی؟ ثابت خشمگین شد و گفت: تو پسر فلانه نیستی؟ و آن زن در جاهلیت بدنام بود. مرد از سخن وی شرمگین شد و این آیه بر پیامبر نازل گردید.(1)خدا نمیخواست شیطان در دل مردم سستایمان بدمد تا با سختی وحدت مسلمانان را بر هم بزنند.
_ضحاک _نیز گفته است این آیه درباره وفد تمیم است که چون نزد رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله آمدند، برخی اصحاب پیامبر چون عمار، خباب، بلال، _صهیب _و _سلمان _را به دلیل فقرشان تحقیر کردند.(2)
نکته ها:
«لمز» عیبجویی در روبهرو و «همز» عیبجویی در پشت سر است.(3)و «تنابُز» صدا زدن دیگران با لقب بد است.(4)
در این آیه به برخی عوامل و ریشههای فتنه و درگیری اشاره شده که مسخره کردن، تحقیر کردن و به بدی نام بردن از کسی از آن جمله است.
یکی از برکات عمل به آموزههای اسلام، سالمسازی محیط و جلوگیری از درگیریهای اجتماعی است.
شاید بتوان گفت که عنوان تمسخر و تحقیر که در این آیه مطرح شده، از باب نمونه
است و هر سخن یا حرکتی که اخوت و برادری اسلامی را خدشهدار کند، ممنوع است.
مسخره کردن، در ظاهر یک گناه، ولی در باطن چند گناه است. در مسخره کردن، گناهانی چون تحقیر، خوار کردن، فاش کردن عیوب، اختلافافکنی، غیبت، کینه، فتنه، تحریک، انتقام و طعنه به دیگران نهفته است.
گاهی این مسخره کردن برخاسته از غرور ناشی از ثروت است که خداوند در قرآن میفرماید: «وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ، الَّذی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ؛ وای بر کسی که به خاطر ثروتی که اندوخته است، در پیش رو یا پشت سر، از دیگران عیبجویی میکند». (همزه: 1و2)
گاهی ریشه استهزا، دانش و مدرک تحصیلی است که در قرآن درباره این گروه آمده است: «فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَ حاقَ بِهِمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤنَ؛ آنان به دانشی که دارند، شادند و کیفر آنچه را مسخره میکردند، آنها را فراگرفت». (غافر:83)
گاهی توانایی جسمی، دلیل مسخره کردن کسانی میشود که از این توانایی بیبهرهاند، چنانکه در آیهای از قرآن از زبان کفار آمده است: «مَن اَشَدُّ مِنّا قُوّة؛ کیست که قدرت و توانایی او از ما بیشتر باشد؟» (فصلت:15)
گاهی نیز انگیزه مسخره کردن دیگران، عناوین و القاب اجتماعی است. برای مثال، کفار، پیروان پیامبر را که فقیر بودند، تحقیر میکردند و میگفتند: «ما نَراکَ اِتَّبَعَکَ اِلاّ الَّذِینَ هُم اَراذِلُنا؛ ما پیروان تو را جز افراد پست
نمیبینیم». (هود: 27)
6 . گاهی طمع به مال و مقام، سبب عیبجویی از دیگران و تمسخر آنان میشود، چنانکه گروهی از مسلمانان درباره پرداخت زکات، بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله عیبجویی میکردند که خداوند در قرآن میفرماید:
وَ مِنْهُمْ مَنْ یَلْمِزُکَ فِی الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ یُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ یَسْخَطُونَ. (توبه: 58)
ریشه این انتقاد طمع است. اگر از همان زکات به خود آنان بدهی، راضی میشوند، ولی اگر ندهی، همچنان ناراضی هستند و عیبجویی میکنند.
7. گاهی نیز فرد بر اثر نادانی و با آگاهی، به مسخره کردن افراد دیگر میپردازد. در قرآن کریم آمده است هنگامی که حضرت موسی علیهالسلامدستور کشتن گاو را داد، بنیاسرائیل گفتند: آیا ما را مسخره میکنی؟ حضرت موسی علیهالسلام گفت: «أَعُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجاهِلینَ؛ به خدا پناه میبرم که از جاهلان باشم.»(بقره:67) این آیه مبیّن آن است که مسخره کردن دیگران از نادانی است.
یکی از کارهای پسندیده حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله، تغییر دادن نام افراد و مناطقی بود که نامی زشت داشتند؛(1)زیرا نام بد، وسیلهای برای تمسخر و تحقیر است.
1) [1] . ابن اثیر، اسد الغابة، ج 3، ص 76؛ ج 4، ص 362.
کسی که مردم را از توهین به دیگران باز میدارد، نباید لحن سخنش آمیخته به توهین باشد.
مسخره کردن، کلید فتنه، کینه و دشمنی است.
ریشه مسخره کردن، احساس خود برتربینی است که در آیات قرآن، این حس بسیار نکوهش شده است و خداوند فرموده: «نباید خود را بهتر از دیگران بدانید، شاید او بهتر از شما باشد».
ما از باطن مردم آگاه نیستیم. پس نباید ظاهربین و سطحینگر باشیم.
عیبجویی از مردم، در حقیقت، عیبجویی از خود است.
مسخره کردن و با نام و عناوین بد از یکدیگر یاد کردن، گناه است و باید از آن توبه کرد.
مسخره کردن، تجاوز به حریم افراد است و اگر مسخرهکننده توبه نکند، ستمکار است.
### 5. سیمای یاران پیامبر
محمَّدٌ رسولُ اللّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَمآءُ بَیْنَهُم تَراهُمْ رُکَّعا سُجَّدا یَبْتَغوُنَ فَضلاً مِنَ اللّهِ وَ رِضوانا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِن أَثَرِ السُّجوُدِ ذلکَ مَثَلُهُمْ فی التَّورةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الإِنْجِیلِ کَزَرعٍ أَخْرَجَ شَطْئَهُ فَأَزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوی عَلی سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرّاعَ لِیغیظَ بِهِمُ الْکُفّارَ وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ امَنوا وعَمِلُوا الصّالِحاتِ مِنهُمْ مَغفرةً و اَجرا عَظیماً. (فتح: 29)
محمد صلیاللهعلیهوآله، پیامبر خداست و کسانی که با او هستند، بر کافران، سختگیر [و] با همدیگر مهربانند. آنان را در رکوع و سجود میبینی [که] فضل و خشنودی خدا را خواستارند. نشانه آنان بر اثر سجود در چهرههایشان [آشکار] است.
این ویژگی ایشان است، در تورات، و مَثَلِ آنها در انجیل چون کشتزاری است که جوانه خود برآورد و آن را مایه دهد تا ستبر شود و بر ساقههای خود بایستد و دهقانان را به شگفت آورد تا [خدا] از [انبوهی] آنان کافران را به خشم در اندازد. خدا به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، آمرزش و پاداشی بزرگ وعده داده است.
پیامها(1)
مسلمانان باید در برابر دشمن، قاطعیت و صلابت و در برابر دیگر مؤمنان، رأفت، مودّت، مهر و عطوفت داشته باشند، «أشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ».
بیتفاوتی ممنوع، مسلمانان باید مظهر حبّ و بغض باشند.
ملاک مهر و قهر، ایمان و کفر است، نه قوم و قبیله و مال و ثروت.
4. عبادت برای یاران پیامبر سیرهای همیشگی است، نه عملی موسمی و موقتی؛ «تَرَاهُمْ رُکَّعَا سُجَّدا».
نکته:
در این آیه، انواع شیوههای ارتباطی مؤمن ترسیم شده است: رابطه با بیگانگان و دشمنان (اشداء)؛ رابطه با دوستان (رُحماء)؛ رابطه با خداوند (رُکَّعا سُجَّدا)؛ رابطه با خود (یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِن رَبِّهِم وَ رِضْوانا).
ویژگی های یاران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله(2)
این آیه شریفه که آخرین آیه از آیات مربوط به صلح حدیبیه است، به بیان ویژگیهای یاران پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله و وعده الهی درباره آنان میپردازد. این ویژگیها عبارتند از:
یاران پیامبر خدا در برابر کفار استوار و مقاومند (وَالَّذِینَ مَعَهُ أشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ). آنان سدی محکم و پولادین در برابر دشمنان اسلامند.
با یکدیگر مهربانند (رُحَماءُ بَیْنَهُم). آنان کانونی از مهر و محبت به برادران و دوستان و همکیشانند.
پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود میبینی و همواره خدا را عبادت میکنند (تَرَاهُمْ رُکَّعا سُجَّدا). این تعبیر، عبادت و بندگی خدا را که با دو رکن اصلیاش؛ «رکوع و سجود» ترسیم شده است، به عنوان حالت همیشگی آنها بیان میکند، عبادتی که رمز تسلیم آنها در برابر فرمان حق و نفی کبر و خودخواهی از وجود ایشان است.
3. مؤمنان، همواره فضل خدا و رضای او را میطلبند (یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّهِ وَ رِضْوانا). به راستی آیا با این انگیزه و روحیه، جایی برای اختلاف و تفرقه میان مسلمانان دیده میشود.
ویژگیهای بیان شده، ویژگی یاران پیامبر اسلام در تورات است؛ یعنی این حقیقتی است
که پیشتر در تورات حضرت موسی علیهالسلام به آن اشاره شده است. همچنین، در کتاب انجیل مقدس نیز به این ویژگیها اشاره شده است، چنان که در این آیه آمده است: «مَثَلِ آنها در انجیل، همانند کشتزاری است که جوانههای خود را خارج ساخته و به تقویت آنها پرداخته تا محکم شدهاند و بر پای خود ایستادهاند و چنان رشد کرده و پر برکت شده که کشاورزان را به شگفتی وا داشتهاند.» در توصیفی که در انجیل آمده نیز، پنج ویژگی عمده برای مؤمنان و یاران پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله بیان شده است:
جوانه زدن؛
کمک برای پرورش و رشد؛
محکم شدن؛
بر پای خود ایستادن؛
رشد چشمگیر و اعجابانگیز.
آری، یاران پیامبر هرگز از پای نمینشینند و پیوسته به پیش میروند. در عین عابد بودن، مجاهدند و در عین جهاد، عبادت میکنند. ظاهری آراسته، باطنی پیراسته، عواطفی نیرومند و نیتهایی پاک دارند. در برابر دشمنان حق، مظهر خشم خدایند و در برابر دوستان حق، نمایانگر لطف و رحمت او.
سپس خداوند در ادامه آیه میفرماید: این ویژگیهای برجسته و این حرکت پویا به همان اندازه که دوستان را به شوق و نشاط میآورد، سبب خشم کفار میشود (لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفّار).
آری، جامه عمل پوشانیدن به این آیه شریفه، پذیرفتن دعوت الهی، گوش سپردن به
سفارش نبوی و پیروی کردن از سیره علوی است که در حقیقت، همان تمسک به قرآن و عترت است.
پیآمد عمل به این آیه شریفه نیز موجب پیشرفت امت اسلام و فتح قله عزت و اقتدار جهانی خواهد بود و در مقابل، کوتاهی از عمل به این نسخه شفابخش وحی الهی، گرفتار شدن به درد، رنج، خواری و عقبافتادگی است.
وَ أَطِیعُوا اللّه َ وَ رَسُولَهُ وَلاَتَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللّه َ مَعَ الصَّابِرِینَ. (انفال: 46)
و از خداوند و فرستادهاش پیروی کنید و جنگ نکنید؛ زیرا سست میشوید و شکوه و قدرتتان از بین میرود و صبر کنید، همانا خداوند با صابران است.
نکته:(1)
در آیه پیش، به دو عامل «پایداری» و «یاد خدا» به عنوان عوامل پیروزی اشاره شد. در این آیه نیز عامل اطاعت و وحدت مطرح است.
«باد»، کنایه از قدرت و شوکت است. چون باد کشتیها را به حرکت و پرچمها را به اهتزاز در میآورد و نشانه برپایی و کامروایی و عظمت شماست، اگر در سایه اختلاف و جنگ از بین برود، خوار و حقیر میشوید.
پیام ها:
قانون و رهبر، محور وحدت است.
جهاد مسلمانان، باید تحت فرماندهی رهبر اسلام و به فرمان خدا، رسول [و
1) [1] . برگرفته از: تفسیر نور، ج 4، ص 349.
جانشینان بر حق او باشد].
مسلمانان باید در اطاعت و وحدت، پایدار باشند و اگر چیزی برخلاف میل آنها بود، صبور باشند.
اختلاف، کارآیی و عملکرد مسلمانان را سست میکند. (فَتَفْشَلُوا).
جنگ و درگیری، مسلمانان را از درون ضعیف و از بیرون، بیآبرو میکند. (فَتَفْشَلُوا و تَذْهَبَ ریحُکُمْ).
اختلاف و تهدید به عذاب الهی
وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَ لاتَکُونُوا کَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ.(آل عمران: 104و105)
از میان شما باید گروهی باشند که [دیگران را] به خیر فرا خوانند و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند و مانند کسانی نباشید که پس از آنکه دلایل روشن برایشان آمد، باز هم اختلاف کردند و متفرق شدند و عذابی بزرگ برای آنان است.
نکته ها و پیام ها:
امت اسلام، بهترین امت است؛ در صورتی که زمینه ایمان به خدای سبحان، امر به معروف و نهی از منکر و اتحاد و یکپارچگی را فراهم کند و از تفرقه و جدایی بپرهیزد.
برای درک پیآمدها و گرفتاریهای اختلاف و تفرقه باید از تاریخ تلخ اختلافهای پیشینیان و سرنوشت دردناک آنها درس بگیریم.
همواره ریشه اختلاف، نادانی نیست، بلکه هوا و هوس، غرور و تکبر و تعصبهای نابهجا نیز اختلافانگیزند.
اگر اختلاف از روی آگاهی و عمد باشد، گناهش بسیار بیشتر و عذاب آن بسیار بزرگتر و سختتر خواهد بود.
اختلاف و تفرقه، نه تنها مسلمانان را در دنیا ضعیف میکند، بلکه در قیامت نیز آنها را گرفتار عذاب دوزخ میسازد؛ (لَهُمْ عَذابٌ عَظِیم).
«امت»، به جماعتی گفته میشود که وحدت بر آنان حاکم باشد. بنابراین، به افراد و گروههای متفرق در جامعه، امت گفته نمیشود.
نتیجه اختلاف، شکست، خواری و عذاب دردناک است. به راستی، چه عذابی دردناکتر از این است که وطن انسان، جولانگاه بیگانگان و قلمرو حکومت استعمارگران قرار گیرد.
دوستی اهل ایمان
وَ الْمُؤمِنُونَ وَ الْمُؤمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکاةَ وَ یُطیعُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ
عَزیزٌ حَکیمٌ. (توبه: 71)
و مردان و زنان باایمان، دوستان یکدیگرند که به کارهای پسندیده وا میدارند، و از کارهای ناپسند باز میدارند و نماز را برپا میکنند و زکات میدهند، و از خدا و پیامبرش فرمان میبرند، آنانند که خدا به زودی مشمول رحمتشان قرار خواهد داد، که خدا توانا و حکیم است.
نکته ها(1)
پیوند مؤمنان با یکدیگر پیوندی عمیق و ماندگار و بر اساس دوستی و ولایت است. (بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ) برخلاف منافقان که وحدتشان ظاهری و صوری است. (تَحْسَبُهُمْ جَمیعًا وَ قُلُوبُهُمْ شَتّی)(2)
مؤمنین در سایه محبت و ولایت به یکدیگر، خیرخواه هم بوده و همدیگر را به نیکیها دعوت میکنند و از زشتیها و منکرات باز میدارند. یعنی به دلیل پیوند عمیق و محبت راستینی که بین مؤمنان است نسبت به سرنوشت یکدیگر و سعادت جامعه احساس مسئولیت میکنند.
مؤمنان در صورتیکه صفات یاد شده در آیه شریفه را (دوستی با یکدیگر، امر به معروف و نهی از منکر، برپا داشتن نماز، پرداخت زکات و اطاعت خدا و رسول) در خود محقق کنند مشمول رحمت خاص الهی قرار میگیرند. به طور خلاصه اعمال و صفات انسان، زمینهساز رحمت الهی است. (أُولئِکَ
سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ)
5. پرداخت زکات نیز به خاطر همان پیوند دوستی و احساس مسئولیت نسبت به سایر مؤمنان انجام میگیرد.
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌ مُبینٌ فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْکُمُ الْبَیِّناتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ. (بقره:208و 209)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! همگی در صلح و آشتی درآیید [و تسلیم مطلق خداوند شوید] و گامهای شیطان را دنبال مکنید که او برای شما دشمن آشکار است و اگر پس از آنکه برای شما دلایل آشکار آمد، دستخوش لغزش شُدید، بدانید که خداوند توانای حکیم است.
پیام ها و نکته ها(1)
از مفهوم آیه استفاده میشود که صلح و آرامش، تنها در پرتو ایمان امکانپذیر است و تنها با تکیه بر قوانین مادی، هرگز جنگ و ناامنی و اضطراب از دنیا برچیده نخواهد شد.
اصولاً در مقابل عوامل پراکندگی مانند نژاد و زبان، یک حلقه محکم اتصال در میان قلوب بشر لازم است. این حلقه اتصال تنها
1) [1] . برگرفته از: تفسیر نور، ج1، صص 419 و 420.
ایمان به خداست. یعنی ایمان به خدا و تسلیم در برابر فرمان او، نقطه وحدت جامعه انسانی و رمز ارتباط اقوام و ملتها است.
4. ورود همگانی در فضای صلح و سلام و تسلیم امکان ندارد مگر در سایه ایمان.
هر کس تسلیم خدا نباشد پیرو گامهای شیطان است و هر یک از عوامل بازدارنده از پذیرش اوامر الهی و تسلیم در برابر حق، گامی از گامهای شیطان است.
شیطان دشمن صلح و آرامش و وحدت شما است و همه نداهای تفرقهانگیز یا بدعتگذاریهایی که در دین میشود بلندگوی شیطانی هستند.
کسانی که در راه سلم قرار نمیگیرند آگاهانه مرتکب خلاف میشوند و حجت بر آنان تمام است. (بَعْدِ ما جاءَتْکُم)
مخالفان بدانند که گرفتار قهر حکیمانه خدا خواهند شد.
احادیث و روایات، نکتههای نغز و آموزندهای در بردارد که میتواند در جای خود زوایای پیدا و پنهان دستیابی به اتحاد را در بعد ملی و اسلامی به تصویر بکشد. از این رو، در این فصل تلاش میشود
از این گنجینههای پربها، رهتوشهای فراهم آورده و تحفه همگان نماییم.
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
اَلْجَماعَةُ رَحمَةٌ وَ الفُرْقَةُ عَذابٌ.(1)
وحدت، مایه رحمت و تفرقه، موجب عذاب است.
نکته ها
درگیریها و کشتارها، سلب آسایش و امنیت، طمع و نفوذ و چیرهشدن دشمن، از دست دادن عزت، عقبماندگی اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... نیز، نمونههایی از عذاب دنیوی است.
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
اَیُّها النّاسُ! عَلَیکُمْ بِالْجَماعَةِ وَ اِیّاکُم وَ الفُرْقَةَ.(2)
ای مردم! بر شما باد به جماعت و پرهیز
از تفرقه و جدایی.
نکته ها
اتحاد و انسجام و دوری از تفرقه و جدایی، پاسخ گفتن به دعوت پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله و تفرقهافکنی، رد دعوت آن حضرت است.
اتحاد و انسجام امت اسلامی، مایه خرسندی پیامآور وحدت، حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله است.
نوع تعبیر حضرت مبنی بر حفظ وحدت اسلامی، نشاندهنده ضرورت این امر و تأکید فراوان بر آن است.
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله در کلامی زیبا فرموده است:
یَدُاللّه ِ مَعَ الجَماعَةِ.(1)
دست (قدرت و یاری) خداوند، همراه جماعت است.
نکته ها
نصرت و تأیید الهی شامل حال کسانی است که با هم متحد و منسجم باشند و از تفرقه بپرهیزند.
با تأیید و نصرت الهی، جامعه اسلامی از هر گزند و آسیبی در امان خواهد ماند.
از پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله روایت شده است:
اَلمُؤمِنونَ إِخْوَةٌ، تَتَکافی دِماؤُهُم وَ هُم یَدٌ عَلی مَن سِواهُم... .(2)
مؤمنان برادر یکدیگرند، خونشان یکسان و در برابر دشمن قدرت واحدند.
نکته ها
رابطه مؤمنان با یکدیگر، رابطه برادری و بالاتر از رابطه همشهری و هموطنی است.
برادران ایمانی در برابر بیگانگان قدرتی واحدند.
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
لاتَزالُ اُمَّتی بِخَیرٍ ما تَحابُّوا وَ اَدُّوا الْأَمانَةَ واجتَنَبوا الْحَرامَ وَ قَرُوا الضَّیفَ وَ اَقاموا الصَّلوةَ و آتَوُا الزَّکوة.(1)
امت من تا زمانی که یکدیگر را دوست بدارند، امانت را (به صاحبش) بازگردانند، از حرام دوری کنند، مهمان را گرامی دارند، نماز بگزارند و زکات بپردازند، در خیر و خوبی خواهند بود.
نکته ها و پیام ها
خیر و سعادت ماندگار امت اسلام، در گروِ دوستی با یکدیگر است.
دوستی به تنهایی کافی نیست، بلکه مسلمانان باید اهل تقوا و پایبند به رعایت حقوق مردم، عمل به واجبات و دوری از محرّمات باشند.
عمل به واجبات و دوری از محرّمات بدون روابط دوستانه میان مسلمانان، خیری برای آنها در بر نخواهد داشت.
امام صادق علیهالسلام نیز فرمود:
اِتَّقُوا اللّه َ وَ کونُوا إخْوَةً مُتَحابِّینَ فِی اللّه ِ مُتَواصِلینَ مُتَراحِمینَ تَزاوَرُوا و تُلاقوا و تَذاکَرُوا و أَحْیُوا أَمْرَنا.(2)
هماره خدا را در نظر داشته باشید. برای [رضای] خدا همدیگر را دوست بدارید و پیوند برادری داشته باشید. به ملاقات یکدیگر بروید و همدیگر را یاد کنید و با این پیوندها مکتب ما را زنده بدارید.
نکته ها
دوستیها باید تنها برای رضای خدای سبحان باشد.
با رعایت تقوای الهی، دشمنیها رخت بر میبندد و دوستیها محکم میگردد. پس راه اصلاح، میان مسلمانان رعایت تقوای الهی است.
رابطه برادری میان مسلمانان باید با محبت، دیدار و خیرخواهی، پایدار و مستحکم شود.
اتحاد و برادری میان مؤمنان، مایه زنده ماندن مکتب اسلام و معصومین علیهمالسلام است.
### 7. اختلاف ظاهری و باطنی
_پیامبر اعظم _صلیاللهعلیهوآله:
لاتَخْتَلِفوا فَتَختَلِفَ قُلوبُکُم.(1)
با یکدیگر ناسازگاری نکنید که دلهایتان ناسازگار و پراکنده میشود.
پیام ها
اختلاف و تفرقه از امور جزئی و ظاهری شروع میشود و به اختلافهای ریشهای و درونی میانجامد. پس باید از اختلاف و ناسازگاری حتی در امور جزئی نیز جلوگیری کرد.
هرگاه اختلافی پیش آمد، باید به سرعت آن را برطرف ساخت تا گسترده و ریشهدار نشود.
در مسائل اجتماعی نیز مانند تمام امور، همواره پیشگیری بهتر از درمان است.
1) [1] . میزان الحکمه، ج 3، ح 4835.
_پیامبر اکرم _صلیاللهعلیهوآله:
لاتَخْتَلِفُوا فَاِنَّ مَن کانَ قَبلَکُم إِختَلَفُوا فَهَلَکُوا.(1)
با هم اختلاف نکنید که پیشینیان شما دچار اختلاف شدند و نابود گشتند.
پیام ها
اختلاف، عامل هلاکت و نابودی حتمی جامعه اسلامی است.
با مطالعه تاریخ پیشینیان و عبرتآموزی از آن، میتوان پیآمدهای اختلاف و تفرقه را شناخت و از آن پرهیز کرد.
آزموده را آزمودن خطاست.
_پیامبر اکرم _صلیاللهعلیهوآله
مَااخْتَلَفَتْ اُمَّةٌ بَعدَ نَبیِّها اِلاّ ظَهَرَ اَهلُ باطِلِها عَلی اَهلِ حَقِّها.(2)
هیچ امتی پس از پیامبر خود گرفتار اختلاف نشد مگر آنکه باطلگرایان آن بر حقخواهانش پیروز گشتند.
نکته ها
اختلاف، همیشه عامل شکست و دور شدن از هدف پیامبران است.
اختلاف، مایه سلطه باطلگرایان بر حقخواهان میشود.
در صورت اختلاف، حقگرایان بیش از باطلگرایان آسیب میبینند.
_امام علی _علیهالسلام:
لَوْسَکَتَ الْجاهِلُ مَا اخْتَلَفَ الناسُ.(1)
اگر نادان خاموش میشد، مردم دچار اختلاف نمیشدند.
نکته ها
نادانی و ناآگاهی از عوامل اساسی اختلاف میان مردم است.
بدون آگاهی و دانش کافی نباید به اظهارنظر درباره مسائل مهم فردی و اجتماعی پرداخت.
افزایش آگاهی از یکدیگر و از حقایق، میتواند از بروز بسیاری از سوءتفاهمها و اختلافها جلوگیری کند.
در صورت ناآگاهی نسبت به موضوعی، با سکوت خود میتوان از بروز اختلاف جلوگیری کرد.
بسیاری از اختلافها حقیقی نیستند و در نادانیها ریشه دارند. در نتیجه، بسیاری از اتهامها نیز تنها سوءتفاهم و برداشتهایی نادرستند.
_امام علی _علیهالسلام:
إنَّما اَنْتُم اِخْوانٌ عَلی دینِ اللّهِ، ما فَرَّقَ بَیْنَکُم اِلاّ خُبْثُ السَّرائِرِ و سُوءُ الضَمائِرِ فَلا تَوازَرونَ (تأزرون) وَ لاتَناصَحُونَ وَ لاتَباذَلونَ ولاتَوادُّونَ.(2)
شما برادر دینی یکدیگرید و آنچه میان
شما جدایی انداخته، درون پلید و نهاد بد است. به این سبب، بار یکدیگر را برنمیدارید و خیر هم را نمیخواهید و با هم دوستی نمیکنید.
پیام ها
2. رابطه برادری مؤمنان، در پرتو قرار گرفتن در حلقه دین خدا حاصل میشود.
از عوامل اساسی تفرقه، کینهها و پلیدیهای درونی است.
اختلاف، پیآمدهای منفی فراوانی دارد که برخی از آنها عبارتند از: یاری نکردن همدیگر، خیر نرساندن به یکدیگر و در نتیجه، فراهم شدن زمینه سلطه دشمنان بر جامعه اسلامی.
_امام صادق _علیهالسلام:
اَلْمُؤمِنُ أَخُو الْمُؤمِنِ کَالجَسَدِ الواحِدِ اِنِ اشْتَکی شَیئا مِنهُ وَجَدَ اَلَمَ ذلِکَ فی سائِرِ جَسَدِهِ و اَرواحُهُما مِن رُوحٍ واحدَةٍ.(1)
مؤمن، برادر مؤمن است، همچون یک پیکر که هرگاه عضوی از آن به درد آید، دیگر اندامها آن درد را حس میکنند (احساس همدردی میکنند)؛ ارواح آنها از یک روح است.
پیام ها
پیوند مؤمنان با یکدیگر، پیوند برادری است.
این پیوند برادری چنان مستحکم است که مؤمنان، به یک پیکر تشبیه شدهاند.
1) [1] . میزان الحکمه، ج 1، ح 149.
مؤمنان نسبت به مشکلات یکدیگر بیتوجه نیستند، بلکه مشکل و درد آنان را درد خود میدانند.
همانگونه که بیماری با ورود به هر عضوی، تمام بدن را تهدید میکند، دشمن مؤمنی نیز دشمن دیگر مؤمنان شمرده میشود. پس همه مؤمنان دشمن مشترکی دارند.
### 13. عبرت از پیشینیان
امام علی علیهالسلام میفرماید:
وَ احْذَرُوا ما نَزَلَ بِالاُْمَمِ قَبْلَکُمْ مِنَ الْمَثُلاَتِ بِسُوءِ الْأَفْعَالِ وَ ذَمِیمِ الأَعْمَالِ. فَتَذَکَّرُوا فِی الْخَیْرِ وَ الشَّرِّ أَحْوَالَهُمْ. وَ احْذَرُوا أَنْ تَکُونُوا أَمْثَالَهُمْ. فَإذَا تَفَکَّرْتُمْ فِی تَفَاوُتِ حَالَیْهِمْ فَأَلْزَمُوا کُلَّ أَمْرٍ لَزِمَتِ الْعِزَّةُ بِهِ شَأْنَهُمْ، وَ زَاحَتِ الْأَعْدَاءُ لَهُ عَنْهُمْ، وَ مُدَّتِ العَافِیَةُ بِهِ عَلَیْهِمْ، وَ انْقَادَ النِّعْمَةُ لَهُ مَعَهُمْ، وَ وَصَلَتِ الْکَرَامَةُ عَلَیْهِ حَبْلَهُمْ مِنَ الاِجْتِنَابِ لِلْفُرْقَةِ، وَ اللُّزُومِ لِلْأُلْفَةِ، وَ التَّحَاضِّ عَلَیْهَا وَ التَّوَاصِی بِهَا، وَ اجْتَنِبُوا کُلَّ أَمْرٍ کَسَرَ فِقْرَتَهُمْ، وَ أَوْهَنَ مُنَّتَهُمْ مِنْ تَضَاغُنِ الْقُلُوبِ، وَ تَشَاحُنِ الصُّدُورِ، وَ تَدَابُرِ النُّفُوسِ، وَ تَخَاذُلِ الاَْیْدِی.(1)
از بلاهایی که به سبب اعمال زشت و نکوهیده بر سر ملتهای پیش از شما آمد، بپرهیزید و احوال خوب و بد آنان را به یاد آورید و از اینکه چون آنان باشید، دوری کنید.
اگر در احوال نیک و بد آنان بیندیشید، همان کاری را عهدهدار شوید که عزیزشان گرداند و دشمنانشان را از آنان دور ساخت و تندرست نگاهشان داشت و نعمت و فراوانی به سراغشان آمد و نیکوکاری و بزرگواری موجب پیوند آنان گردید و آن، از تفرقه و پراکندگی دوری جستن و به یکدیگر مهربانی
1) [1] . نهج البلاغه، خطبه 192.
کردن و همدیگر را به این کار تشویق کردن است و از کارهایی که پشت آنان را شکست و قدرت آنان را از بین برد، دوری کنید؛ کارهایی چون کینهورزی دلها و دشمنی سینهها و پشت کردن جانها به یکدیگر و دست شستن از یاری هم.
نکته ها
عوامل اتحاد و پیوند
بزرگواری و احترام به یکدیگر
احسان و نیکوکاری به همدیگر
مهرورزی و محبت به دیگران
تشویق یکدیگر به مهرورزی و احسان
پی آمدهای اتحاد و پیوند
عزّت و عظمت پیدا کردن در چشم دشمنان (اقتدار)
ترس دشمنان از مسلمانان
زندگی در سلامت و آرامش
برخورداری از نعمت فراوان
عوامل اختلاف و تفرقه
پرداختن به کینهها و دشمنیهای قلبی
ابراز دشمنی و تظاهر به آن
اری نرساندن به یکدیگر هنگام نیاز
پی آمدهای اختلاف و تفرقه
از بین رفتن اقتدار و عزت
باز ماندن از اهداف والای اسلام
پیام ها
دوستی و مهربانی مؤمنان با یکدیگر و پرهیز از تفرقه، آنان را عزت و شکوه میبخشد.
اتحاد و یکپارچگی، مسلمانان را از فتنه دشمنان در امان نگه میدارد و آنان را از تفرقه و شکست دور میسازد.
دوری از پراکندگی و اختلاف و محبت و اتحاد مؤمنان با یکدیگر، مایه نزول رحمت الهی و فراوانی نعمت و روزی میشود.
اختلاف و دشمنی مسلمانان با یکدیگر سبب از بین رفتن قدرت و عزت مسلمانان میگردد.
دشمنی و کینهورزی، پایه و اساس جامعه اسلامی را متزلزل و آن را ویران میسازد.
اگر دشمنی و کینه به دلها راه پیدا کند، قدرت و عزت مسلمانان به خطر میافتد.
بررسی تاریخ پیشینیان و تدبر در احوال آنان، بهترین راه برای درک پیآمدهای مثبت اتحاد و همدلی و آثار منفی اختلاف و پراکندگی است.
برای دستیابی به اتحاد و انسجام و حفظ آن باید به فرهنگسازی در این راستا اقدام کرد.
مهرورزی و محبّت به یکدیگر، عاملی اساسی در نیل به وحدت و همدلی است.
یکی از عملکردهای اساسی در حفظ اتحاد ملی و رسیدن به انسجام اسلامی، رفع نیازها و رسیدگی به یکدیگر بر اساس تعاملات انسانی ـ اسلامی است.
کرامت و بزرگواری؛ یعنی نادیده گرفتن لغزشها و اشتباههای یکدیگر و حفظ اتحاد و انسجام.
دوری از یکدیگر و گسستن پیوندها، به تقویت احساس و افکار منفی دشمنی با یکدیگر میانجامد. بهترین راهکار برای رفع اختلاف و نیل به اتحاد، ارتباط مداوم و تنگاتنگ و مهربانی با یکدیگر است.
جامعه متشنّج و متفرق، از نعمت آرامش و رفاه بیبهره است و همواره در معرض تهدید خارجی یا نابودی درونی است.
امام علی علیهالسلام میفرماید:
لِیَرْدَعْکُمُ الإسلامُ وَ وَقارُهُ عَنِ التَّباغِی والتَّهاذِی وَ لِتَجْتَمِعْ کَلِمَتُکُمْ.(1)
اسلام و متانت آن باید شما را از ستمگری و یاوهگویی نسبت به یکدیگر باز دارد و یکسخن و متحد شوید.
پیام ها و نکته ها
اسلام، محور اتحاد و انسجام است.
وقار و اقتدار اسلام در گرو اتحاد مسلمانان است و اختلاف و تفرقه موجب سستی و ضعف آن خواهد شد.
اسلام حقیقی انسان را به وقار و کرامت میرساند و او را از کارهای پستی مانند ستمگری و یاوهگویی باز میدارد.
اختلاف، موجب ستم به یکدیگر و بدگویی از هم میشود.
اتحاد، وقارآفرین و قدرتبخش است و اختلاف، خواری و شکست در پی دارد، چنان که خداوند در آیهای از قرآن میفرماید: «از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نجنگید که سست میشوید و شکوه شما از بین میرود». (انفال:46)
امام حسن علیهالسلام در کلامی زیبا فرمود:
اِنَّه لَمْ یَجْتَمِعْ قومٌ قطُّ عَلی اَمرٍ واحدٍ اِلاّ اشْتَدَّ اَمرُهُمْ و اسْتَحکَمَتْ عُقْدَتُهُم... .(2)
هرگز گروهی در کاری یکدست و متحد نشدند
مگر آنکه کارشان استحکام یافت و پیوندشان استوار گشت.
پیام ها و نکته ها
اتحاد، عامل ارتباط و ارتباط، موجب استحکام پیوندهاست. تفرقه، موجب جدایی و جدایی، زمینهساز سستی پیوندها و بروز دشمنی است.
اتحاد، جبران کردن ضعف یکدیگر و اختلاف، نابود کردن استعدادها و نقاط قوت یکدیگر است.
همانگونه که اتحاد، مایه تقویت و تولید دستآوردهای بزرگ و سودمند میشود، اختلاف به تضعیف و از بین رفتن دستآوردهای سازنده و مفید میانجامد.
اتحاد در هر امری، سبب کم رنگ شدن اختلاف در دیگر امور نیز میشود.
با اتحاد، بر قدرت خود میافزاییم و با اختلاف، قدرت و تواناییهای خویش را خنثا و بیاثر میکنیم.
اتحاد، تقویت امت اسلامی در برابر دشمن و اختلاف، احساس ضعف در برابر آنان است.
اختلاف، سرگرم شدن به خود و باز ماندن از دشمن است.
اتحاد، مایه پیشرفت است و اختلاف، موجب عقبماندگی.
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
مَنْ تَعَصَّبَ أَو تُعُصِّبَ لَهُ فَقَد خَلَعَ رِبقَ الإیمانِ مِن عُنُقِهِ.(1)
کسی که تعصب بورزد یا نسبت به وی تعصب بورزند، حلقه ایمان را از گردن خویش
1) [1] . کافی، ج 2، ص 307.
باز کرده است.
پیام ها و نکته ها
تعصّب، پافشاری بیدلیل بر امری غیرمنطقی است که منشأ آن نادانی و احساسات پوچ است.
انسان متعصب، در پی برآوردن خواستههای خویش است و انسان باایمان، در پی جلب رضایت خدا.
مؤمن، مردم را به سوی خدا دعوت میکند و متعصب آنها را به جانبداری از خود فرا میخواند.
ایمان با تعصب کورکورانه جمع نمیشود؛ زیرا ایمان، نتیجه آگاهی است و تعصب، حاصل نادانی؛ ایمان، محصول خداخواهی است و تعصب، نمود خودخواهی.
ایمان، آزادی از بند خود و تعصب، گرفتاری در هوسهای خویش است. ایمان، مایه عزت و سربلندی و تعصب، مایه خواری و حقارت است. ایمان، عشق به خدا و تعصب، دشمنی با اوست. ایمان، عامل وحدت و تعصب، منشأ اختلاف و تفرقه است.
تعصب، آغاز تفرقه و پایان اتحاد و همدلی است.
نه خود تعصب بورزیم و نه اجازه دهیم دیگران به ما تعصب بورزند؛ زیرا هر دو برخلاف ایمان است.
تعصب، زمینهساز تنهایی، کینهجویی و دشمنی است.
انسان متعصب، از حقیقت ایمان بیبهره است.
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله در کلامی گهربار فرمود:
ما نُهِیتُ عَنْ شَی ءٍ بعدَ عِبادَةِ الاَْوْثانِ ما
نُهِیتُ عَن مُلاحاةِ الرِّجالِ.(1)
من پس از نهی شدن از بتپرستی، از چیزی به اندازه کشمکش کردن با مردم نهی نشدم.
نکته ها و پیام ها
کشمکش و مجادله، از گناهان بزرگ و در ردیف بتپرستی است؛ زیرا
کشمکش میتواند مایه نابودی جامعه اسلامی شود.
با وجود اختلاف و مجادله، زمینه نفوذ شرک و بتپرستی فراهم میشود.
در صورت تفرقه و کشمکش، پایههای توحید و بندگی خدا و در نتیجه اتحاد و انسجام اسلامی سست و ضعیف میگردد.
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله: أَفْضَلُ الاَْعْمالِ بَعدَ الاِْیمانِ بِاللّهِ التَّوَدُّدُ اِلیَ النّاسِ.(2)
بهترین کارها پس از ایمان به خدا، دوستی با مردم است.
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله: اثْنانٌ خَیْرٌ مِنْ واحِدٍ وَ ثَلاثَةٌ خَیْرٌ مِنْ اثْنَیْنِ وَ أَرْبَعَةٌ خَیْرٌ مِنْ ثَلاثَةٍ فَعَلَیْکُم بِالْجَماعَةِ.(3)
دو تن از یکی بهتر است و سه تن از دو تن بهتر و چهار تن از سه تن نیکوتر؛ پس همیشه با جماعت باشید.
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله: مَنْ فارَقَ الْجَماعةَ ماتَ میتةً
جاهلیةً.(1)
کسی که از جماعت و جمع افتراق جوید، در زمان مرگ به رسم جاهلیت میمیرد.
### 21. رحمت الهی و اتحاد
امام علی علیهالسلام: فَاِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ قَدْ امْتَنَّ عَلی جَماعةِ هذِهِ الاُْمَّةِ.(2)
خداوند سبحان بر این امت منّت نهاده و پیوند الفت و اعتماد در میان آنها ایجاد نموده است.
امام علی علیهالسلام: اَعْجَزُ النّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنْ اکْتِسابِ الاِْخْوان... .(3)
ناتوانترین مردم، آنانند که از جلب [قلوب] برادران خود ناتوان باشند.
امام علی علیهالسلام: وَ لیس رَجُلٌ اَحرَصَ علی جَماعَةِ اُمَّةِ مُحمد صلی الله علیه و آله و اُلْفَتِها مِنّی... .(4)
و کسی حریصتر از من بر اتحاد و وفاق امت محمد صلیاللهعلیهوآله و پیوند بین آنان نیست.
امام علی علیهالسلام: اِنَّه لا غِناءَ فِی کَثرَةِ عَدَدِکُمْ مَعَ قِلَّةِ اجْتماعِ قُلوبِکُمْ.(5)
مادامی که دلهای شما پراکنده است فراوانی تعداد شما سودی ندارد.
امام علی علیهالسلام: اَلْمُؤْمِنُ آلِفٌ مَأْلوُفٌ مُتَعَطِّفٌ.(6)
مؤمن الفتگیرنده با مردم و مألوف مردم و مهربانی کننده با آنهاست.
سیره و رفتار عملی پیشوایان معصوم علیهمالسلام و رخدادهای تاریخی نیز در جای خود حاوی نکات آموزندهای درباره اتحاد و انسجام میباشد. ازاینرو نگاهی کوتاه به سیره رفتاری رسول رحمت و ارائه حکایات تاریخی، میتواند افزون بر حلاوت و شیرینی آن، راهکارهای عملی تحقق وحدت اسلامی را ارائه نماید.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و هم بستگی مسلمانان(1)
برانگیخته شدن رسول صلیاللهعلیهوآله از جانب پروردگار به پیمبری، رحمتی از سوی حق تعالی به بندگان بود «و ما أرسلناکَ إلاّ رَحمةً للعالمین».(2)رحمتی که آنان را از نادانی برهاند و از پراکندگی و دشمنی با یکدیگر برحذر دارد. در سراسر دوران رسالت او این رحمت به صورتهای گونهگون تجلی کرد. تا در مکه بود که مالداران را به بخشش بر تهیدستان توصیه میفرمود، و مستکبران را به شفقت به مستضعفان و پدران را به رحمت بر فرزندان. چون به مدینه هجرت کرد و اسلام گسترش یافت و مسلمانان در برابر دیگران امتی گشتند، رحمت او بیشتر صرف بازداشتن آنان از پراکندگی و به جان هم
افتادن و از یکدیگر بریدن یا هم را به زشتی نام بردن بود.
آن روز که آن شش تن وی را کنار کعبه ـ یا چنانکه طبری در روایت خود نوشته(1)ـ در نزدیکی عقبه دیدند و سخنان او را شنیدند، گفتند امید است خدا تو را وسیلتی سازد تا مردم ما را با هم آشتی دهی.(2)
شر و دشمنی که آن چند تن بدان اشاره کردند، پیآمد جنگی دراز بود. جنگی که میان اوس و خزرج درگرفت و در کتابهای تاریخ نام آن آمده است و آخرین آن جنگها _بعاث _نام دارد.
در این جنگها که به درازا کشید، بسیاری از مردم دو قبیله کشته شده و هر دو دسته از جنگ به ستوه آمده بودند و میخواستند میانشان آشتی برقرار شود. سنّت رایج قبیلهای چنان بود که برای آشتی کردن باید خونبهای کشتگان به قبیله آنان پرداخت شود. تعیین مبلغ خونبها و داوری را باید یکی از بزرگان عهدهدار شود. این بزرگ باید خود در جنگ درگیر نباشد. چنین کسی در یثرب یافت نمیشد و در پی آن بودند که _عبدالله _پسر _ابی بن ابی سلول _را به داوری برگزینند.
چون خدا خواست دین خود را نیرومند سازد، شش تن از مردم یثرب در موسم، پیغمبر را دیدند. رسول به آنان فرمود:
ـ از کدام مردمید؟
ـ از خزرج.
ـ از دوستان یهود؟
ـ آری.
ـ نمینشینید تا با شما سخنی بگویم؟
ـ چرا.
سخن گفتن پیغمبر همان و درمان دردهای آنان پیدا شدن، همان. گفتند ما مردم خود را در حالی واگذاردیم که دشمنی و شرّ میان هیچ مردمی بدان اندازه نیست. شاید تو سبب شوی با یکدیگر آشتی کنیم.(1)
چنانکه میدانیم این دسته کوچک به یثرب بازگشت و مردم شهر از ظهور پیغمبری در مکه آگاه شدند. رفتوآمد به سال دیگر کشید و سال دیگر سرانجام رسول صلیاللهعلیهوآله از مکه به آن شهر هجرت کرد.
هجرت کرد تا میان دو دسته درگیر، سازگاری پدید آرد و یکی دیگر از نشانههای رحمت او آشکار گردد. نه تنها اوس و خزرج با هم برادر شوند بلکه مردم را در سراسر زمان از نعمت آشتی و صفا برخوردار سازد.
نخستین اقدام او در یثرب که بعدها مدینة الرسول و مدینه نام گرفت، پدید آوردن امت واحد بود و آخرین اقدام او نیز چنانکه خواهم نوشت، پدید آوردن وحدت عربستان به صورت امتی یگانه و مسلمان و حرام ساختن خون آنان بر یکدیگر.
رسول از مکه به قبا و از قبا به مدینه رفت و زمانی دیر نگذشت که پیمان مدینه نوشته شد.
1) [1] . همان.
پیمان مدینه که نوعی قانون اساسی به شمار میرود، وحدت میان دو قبیله درگیر (اوس و خزرج)، همچنین حفظ حقوق مهاجران و یهود را متضمن است.
در این پیماننامه علاوه بر ایجاد دوستی میان کینهتوزان و تعیین حقوق هر یک از قبیلهها و نحوه پرداخت خونبها و فدیه، مسلمانان برابر دیگر مردمان، امتی واحد خوانده شدهاند.
با نوشته شدن این پیماننامه و پذیرفته شدن آن، جنگ میان مردم مدینه به پایان رسید، اما باید، وحدتی دیگر تحقق یابد؛ وحدتی که به همچشمی و کینهتوزی دو تیره از عرب پایان دهد.
روزی اوسیان و خزرجیان در نقطهای گرد آمده بودند. وحدت و یگانگی این دو گروه که دیروز دشمن خونآشام یکدیگر بودند، یکی از یهودیان را سخت متأثر کرد. فورا به یک جوان یهودی که در آن میان بود اشاره کرد و خاطرات تلخ جنگهای گذشته را که میان دو قبیله وجود داشت، به یاد آنان بیاورد. آن جوان سرگذشت جنگ «بعاث» را که سرانجام اوسیان بر خزرجیان پیروز شدند مطرح کرد و آن خاطرات تلخ را آنچنان تشریح کرد که نزاع و تفاخر میان دو دسته مسلمان اوس و خزرج آغاز گردید. نزدیک بود که آتش جنگ میان آنان شعلهور شود که خبر به پیامبر رسید و از نقشه شوم مخالفان آگاه شدند. فورا با گروهی از یاران خود پیش آنها آمد و هدف اسلام و برنامه عالی خود را متذکر شد و فرمود: «اسلام شما را با یکدیگر
برادر نمود. باید کینهها و خشمها را به دست فراموشی بسپارید... .» آنگاه بهاندازهای پند و اندرز داد و آنها را به اختلاف آگاهشان ساخت که یکمرتبه ناله و صدای آنها به گریه بلند شد و برای تحکیم مبانی برادری، همدیگر را در آغوش گرفتند و از درگاه خدا طلب آمرزش نمودند.(1)
### جلوگیری از اختلاف با مشارکت همگانی
رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله برای جلوگیری از اختلاف با مشارکت همگانی همت میگماشت. چنان که به هنگام نوسازی کعبه وقتی بین قبایل برای نصب حجرالاسود اختلاف پیش آمد، چنین کرد؛ زیرا هر گروه میخواست افتخار نصب سنگ مقدس را نصیب خود سازد. حتی با هم پیمان خون بستند که این کار را انجام دهند و هرکس دیگر بخواهد اقدام به نصب حجرالاسود کند تا پای جان با او بجنگد، ولی حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله دستور داد که پارچهای بیاورند و سنگ را میان آن نهاد. آنگاه از هر یک از نمایندگان قبایل خواست که گوشه پارچه را گرفته و سنگ را بلند کنند. آنان این کار را کردند. سپس رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهسنگ را برداشت و در جای مخصوصش قرار داد.
به این ترتیب همه قبایل و گروهها توانستند در نصب حجرالاسود شرکت کنند. در نتیجه، زمینه هر گونه اختلاف و نزاعی از بین رفت.(2)
روایت شده است در مجلسی که سه مسلمان از سه ملیت مختلف (سلمان از ایران، صهیب از روم و بلال از حبشه) حضور داشتند، مردی عرب وارد شد. وقتی موقعیت ممتاز و مخصوص آن سه غیر عرب را بهخاطر پاکی و تقوای فوقالعادهشان در بین مسلمانان مشاهده کرد، طاقت نیاورده، گفت: این «اوس» و «خزرج» [دو قبیله عرب] بودند که با قیام خود رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهرا یاری کردند. دیگر این سه بیگانه چه میگویند؟ چهکسی آنها را دعوت به یاری پیامبر کرده است؟ وقتی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از این جریان آگاهی یافت، سخت ناراحت شد و برای پیشگیری از تفرقه میان امت اسلامی مردم را در مسجد جمع کرد و چنین فرمود:
«خدا یکی است، همه شما از یک پدر و مادر هستید، دین شما یکی است و عربیت [که شما به آن افتخار میکنید] نه از ناحیه پدر شماست و نه از نه ناحیه مادرتان، عربیت تنها زبان شماست».(1)
وحدت در سیره عملی ائمه(2)
ائمه اطهار علیهمالسلام پیرو آیات وحدتآفرین قرآن کریم هر زمانی که احساس میکردند مرتدین و یا دشمنان خارجی اصل اسلام را با خطر مواجه کردهاند، فارغ از تمامی اختلافات به کمک خلیفه و مسلمانان میشتافتند و از هیچگونه کمکی دریغ نمیورزیدند.
پس از رحلت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درگیریهای شدیدی میان مسلمانان پدید آمد. امام علی علیهالسلام با روح بلندی که داشت، مردم را از تفرقه به اتحاد فراخواند و خطاب به مردم فرمود:
ایُّها النّاسُ شُقُّوا اَمْواجَ الفِتَن بِسُفُنِ النَّجاةِ، وَ عَرِّجُوا عَن طَریقِ المُنافَرَةِ، وَضَعُوا تیجانَ المُفاخَرَةِ، أَفلَحَ مَن نَهَضَ بِجَناحٍ، أَوِ استَسلَمَ فَأَراحُ... .
ای مردم! امواج فتنهها را با کشتیهای نجات (علم، ایمان و اتحاد) در هم شکنید و از مسیر اختلاف و پراکندگی دوری کنید و تاج تفاخر و برتریجویی را از سر بردارید. [دو کس راه صحیح را پیمودند]؛ آن کس که با داشتن یار و یاور و نیروی کافی به پاخاست، پیروز شد و آن کس که با نداشتن نیروی کافی کنارهگیری کرد، مردم را راحت ساخت.
حضرت علی علیهالسلام که تنها هدفش، حفظ اسلام بر پایه وحدت بود، با عملکرد سنجیده خود، چنان وحدتی میان مسلمانان به وجود آورد که مسلمانان به جای جنگ و اختلافات داخلی به صدور انقلاب عظیم اسلامی پرداختند.
همین وحدت، موجب پیروزی و پیشرفت آنان شد، به گونهای که در مدت بسیار کوتاهی دو امپراتوری عظیم و پهناور _روم _و _فارس _را فتح کردند و مردم آن را به اسلام فرا خواندند و _مصر، عراق _و _فلسطین _را نیز به تصرف خود درآوردند. اگر آن حضرت این وحدت و آرامش را به وجود نمیآورد، دست یافتن مسلمانان به آن همه پیشرفت و فتوحات محال بود.(1)
1) [1] . عبدالکریم بیآزار شیرازی، همبستگی مذاهب اسلامی، ص 11.
امیرمؤمنان علی علیهالسلام در جنگ مسلمانان با دول قدرتمند آن زمان (ایران و روم) به کمک خلیفه و مسلمانان میشتابد.
خلیفه دوم قصد داشت شخصا به همراه لشکر به جنگ قیصر روم برود. ازاینرو، با علی علیهالسلام مشورت کرد. حضرت، وی را از شرکت در جنگ نهی کرد و از خلیفه خواست در مدینه بماند و بهجای خود مرد جنگدیده و دلیری را بهسوی روم بفرستد؛ زیرا به تعبیر امیرمؤمنان علیهالسلام در نهجالبلاغه اگر خلیفه در جنگ کشته شود، دیگر برای مسلمانان شهرهای دوردست و سرحدّات پناهی نمیماند.(1)
در جنگ بین ایران و مسلمانان نیز خلیفه دوم با علی علیهالسلام به مشورت میپردازد و از کمک فکری علی علیهالسلام در راه پیروزی اسلام بر کفار استفاده میکند.
حضرت علی علیهالسلام، علیرغم نظر عثمان که خواسته بود عمر به همه مسلمانان شام و یمن و مکه و مدینه و کوفه و بصره نامه بنویسد تا برای جنگ آماده شوند و خود خلیفه نیز به همراه آنان به جنگ برود، فرمود: صلاح نیست از مدینه حرکت کنی؛ چون این شهر، پایتخت اسلام است و صلاح نیست لشکر را از شام فرا بخوانی؛ چون شهری که به سختی بهتصرف درآمده سزاوار نیست از لشکر تهی ماند. مبادا _هرقل، _پادشاه روم آگاه شده، از کمین بیرون آمده، دوباره آنجا را به تصرف درآورد... .
حضرت خواست خلیفه در مدینه بماند و مرد
1) [1] . نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 134.
دلیری را امیر لشکر اسلام نموده و به جنگ ایرانیها بفرستد و _نعمان ابن مقرن _را برای امیری لشکر به خلیفه دوم پیشنهاد کرد و عمر این رأی را قبول نمود.(1)
سایر ائمه علیهمالسلام نیز در مواقع لزوم به کمک خلفا میآمدند و آنها را از تنگنا میرهانیدند؛ از جمله هنگامی که پادشاه روم، نامهای به عبدالملک بن مروان مینویسد و او از پاسخ در میماند، امام سجاد علیهالسلام پاسخ نامه را مینویسد.(2)
زمان هشام بن عبدالملک، هنگامی که حکومت روم قصد داشت سیادت و استقلال حکومت به ظاهر اسلامی را از بین ببرد و سکه روم را بر مسلمانان تحمیل کند، امام باقر علیهالسلام طرح سکه اسلامی را به هشام داد و با این تهدید به مقابله پرداخت.(3)
شیخ حر عاملی در وسائل الشیعه از امامان شیعه نقل کرده است که آن بزرگواران پیروانشان را دعوت میکردند تا در مجامع عمومی مسلمانان و در نماز جماعت آنها شرکت کنند و به ائمه جماعات اهل سنّت اقتدا کنند و نماز خواندن پشت سر ائمه جماعات اهل سنّت را مانند نماز خواندن پشت سر پیغمبر اسلام میدانستند.(4)
ائمه اطهار علیهمالسلام با دعوت مسلمانان به
وحدت و همبستگی از ایجاد ضعف و سستی در پیکره اسلام جلوگیری میکردند. میتوان اقتدار و عزت مسلمین در صدر اسلام را از جمله نتایج وحدت و یکپارچگی مسلمانان بهشمار آورد.
وحدت در سیره بزرگان
سیر در تاریخ اسلام، بیانگر این نکته است که بسیاری از عالمان شیعه و سنّی توجه و اهتمام ویژهای به مسئله وحدت و همبستگی مسلمین داشتهاند.
سیره بزرگان دینی بر این پایه استوار بوده است که در حرکتهای اسلامی، رهبری نهضت به دست هر یک از مذهبهای اسلامی باشد، بر دیگر مذهبها، همراهی، پشتیبانی و دفاع لازم و ضروری است. همانطور که در گذشته عالمان بزرگ سنّی به پشتیبانی از نهضتهای علوی و شیعی فتوای جهاد دادهاند.
«هناک علماء من اکابر علماء السنة افتوا بوجوب الجهاد و بوجوب القتال بین یدی ثوار آل محمد صلی الله علیه و آله».(1)عالمان بزرگ اهل سنّت به واجب بودن جهاد و پیکار با انقلابیون آل محمد صلیاللهعلیهوآله فتوا دادهاند. به عنوان نمونه، ابوحنیفه در آغاز، به همراهی نهضتهای علوی فتوای جهاد داد و خود در یکی از این نهضتها شرکت کرد.(2)
عالمان شیعی نیز در جنگ بین حکومت عثمانی و انگلیسیها بر سر عراق فتوای جهاد صادر کردند و بزرگوارانی چون آقا
سید مصطفی کاشانی و فرزند ایشان، سید ابوالقاسم کاشانی، سید محمد تقی خوانساری، شیخالشریعه اصفهانی، سید علی داماد، سید محسن حکیم، شیخ محمد حسین کاشفالغطاء نایینی و... در صحنه پیکار حاضر شدند و با دشمن جنگیدند.
از نکات قابل تأمل در عزت و شوکت مسلمین در قرون اولیه، حفظ حرمتها و احترام متقابلی است که بزرگان مذاهب مختلف اسلامی در حق یکدیگر رعایت میکردند و این تفاهم و وحدت میان بزرگان دینی بین پیروان و تابعین آنها نیز تسری پیدا میکرد.
از قول مالک، پیشوای مالکیها که روابط بسیار خوبی با امام صادق علیهالسلام داشت، چنین نقل میکنند:
«وقتی به حضور جعفر بن محمد رسیدم، به من احترام گذاشت و من خدا را شکر کردم که او به من محبت دارد».(1)
پی آمد قومیت گرایی(2)
در شهر مدینه، مردی به نام قزمان زندگی میکرد که هر وقت از او سخن به میان میآمد، پیامبر اسلام میفرمود: «او اهل دوزخ است».
در جنگ احد، قزمان در میدان نبرد، با شهامت جنگید و به تنهایی تعدادی از کفار
را هلاک کرد و در همین نبرد به شدت زخمی شد. مسلمانان وی را به خانههای «بنیظفر» بردند. عدهای از مسلمانان به عیادتش رفتند و به وی گفتند: بهشت بر تو مژده باد؛ زیرا امروز در راه خدا سخت کوشش و فداکاری کردی و خویشتن را به خطر انداختی. قزمان گفت: مژده بهشت برای چه؟ به خدا سوگند، فداکاری و جنگم فقط برای دفاع از قبیله و عشیرهام بود. اگر موضوع قبیله و فامیل نبود، هرگز به جنگ حاضر نمیشدم.
سرانجام، قزمان که به شدت از زخمهای بدنش رنج میبرد، تیری از تیردان بیرون کشید و با آن رگی از بدن خود را برید و به زندگی خود پایان داد و سخن پیامبر درباره او تحقق یافت.
دو هم کار از دو مذهب(1)
صفا و صمیمیت و همکاری صادقانه هشام بن حکم و عبداللّه بن یزید اباضی، اعجاب همه مردم کوفه را برانگیخته بود و این دو نفر، به عنوان دو شریک خوب و دو همکار امین و صمیمی شهره و مثل شده بودند. این دو با مشارکت یکدیگر، مغازه خرازی را اداره میکردند و از درآمد آن زندگی میگذراندند. آنچه موجب شد مشارکت و همکاری و صمیمیت این دو نفر زبانزد عموم مردم شود، این بود که این دو نفر از نظر عقیده مذهبی در دو قطب کاملاً مخالف و مقابل همدیگر قرار داشتند. هشام از علما و متکلمین سرشناس شیعه امامیه و از یاران خاص امام جعفر
1) [1] . مرتضی مطهری، داستان راستان، ج 1، ص 149.
صادق علیهالسلامبود که به امامت اهل بیت علیهمالسلاماعتقاد داشت، در حالیکه عبدالله بن یزید، از علمای اِباضیه، یکی از فرقههای خوارج بود. آنگاه که پای دفاع از عقیده و مذهب بود، این دو نفر در دو جبهه کاملاً مخالف قرار میگرفتند، ولی آنها توانسته بودند تعصب مذهبی را به دیگر شئون زندگی وارد نسازند و با کمال متانت، به کار و تجارت و کسب و معامله در کنار هم بپردازند.
عجیبتر اینکه بسیار اتفاق میافتاد که شیعیان و شاگردان هشام، به همان مغازه میآمدند و هشام، اصول مذهب و مسائل تشیع را به آنها میآموخت، ولی عبدالله از شنیدن سخنانی برخلاف عقیده مذهبی خود ناراحت نمیشد. همین امر برای همکار او؛ یعنی عبدالله بن یزید نیز رخ میداد و هشام نیز هنگام شنیدن سخنانی که اغلب علیه مذهب تشیع بود، ابراز ناراحتی نمیکرد.
روزی عبدالله به هشام گفت: «من و تو با یکدیگر دوستانی صمیمی و همکاریم و تو مرا خوب میشناسی. از تو میخواهم مرا به دامادی خودت بپذیری و دخترت فاطمه را به عقد من درآوری.» هشام با رعایت ادب و حسن اخلاق ـ به دلیل نظر فقهی شیعه ـ به او پاسخ منفی داد. عبدالله نیز سکوت کرد و دیگر سخنی از این موضوع به میان نیاورد و این حادثه نیز نتوانست به دوستی آنها خللی وارد سازد و همکاری آنها تا هنگام مرگ ادامه یافت.
حق برادر مسلمان(1)
1) [1] . همان، ج 2، ص 364.
عبدالاعلی، پسر اعین، از کوفه رهسپار شهر مدینه بود. دوستان و پیروان امام صادق علیهالسلام در کوفه، فرصت را مغتنم شمردند و مسائل و مشکلات علمی و دینی خود را نوشتند و به او دادند تا پاسخ آنها را از امام بگیرد و با خود به کوفه بیاورد. همچنین از وی خواستند مطلبی را شفاهی از امام بپرسد و پاسخ آن را بگیرد. آن پرسش درباره حقوقی بود که یک مسلمان، بر دیگر مسلمانان دارد.
عبدالاعلی وارد مدینه شد و به محضر امام رفت. پرسشهای کتبی را به حضرت سپرد و پرسشی شفاهی را نیز مطرح کرد. برخلاف انتظار او، امام به همه پرسشها پاسخ داد، ولی درباره «حقوق مسلمان بر مسلمان» سخنی نفرمود. عبدالاعلی آن روز چیزی نگفت و بیرون رفت. امام در روزهای دیگر نیز یک کلمه درباره این موضوع سخن نگفت تا اینکه عبدالاعلی تصمیم بازگشت به کوفه و خروج از مدینه را گرفت و برای خداحافظی به محضر امام شرفیاب شد و با خود اندیشید که پرسش خود را دوباره مطرح کند. از آن رو، عرض کرد: یابن رسول الله! پرسش آن روز من بیپاسخ ماند. امام فرمود: «من به عمد آن را پاسخ ندادم.» عبدالاعلی پرسید: «چرا؟»
امام فرمود: «زیرا میترسم حقیقت را بگویم و شما عمل نکنید و از دین خدا خارج شوید.» آنگاه امام به سخنان خود ادامه داد و فرمود: «همانا از جمله سختترین تکالیف الهی درباره بندگان، سه چیز است: یکی رعایت عدل و انصاف میان خود و
دیگران، آنگونه که با برادر مسلمان خود چنان رفتار کند که دوست دارد او با خودش اینگونه رفتار کند. دوم اینکه مال خود را از برادران مسلمان دریغ ندارد و با آنها به مواسات رفتار کند و سوم یاد کردن خداست در همه حال، ولی مقصودم از یاد کردن خدا این نیست که پیوسته «سبحانالله» و «الحمدلله» بگوید. مقصود این است که شخص چنان باشد که تا با کار حرامی روبهرو شد، یاد خدا که همواره در دلش هست، جلوی او را بگیرد».
از جمله کارهای حرام، آزار رساندن مؤمنان به یکدیگر یا آزردن دیگر مردم، با دست و زبان است. پس بر مسلمان واجب است زبان خود را از بدگویی و افترا نسبت به همکیشان خود بازدارد و با پیروی از سیره عملی امامان معصوم علیهمالسلام و عمل به گفتار و رفتار ایشان، به عیبپوشی و حفظ آبروی برادر مسلمان خود همت گمارد.
پیروزی مسلمانان در گرو وحدت اسلامی و اجتماع زیر پرچم لااله الاّ اللّه است.(1)
توجه به اسلام و وحدت کلمه عامل ایجاد تحول روحی در جامعه است.(2)
وحدت کلمه و اتکال به خدا رمز نیل به پیروزی نهایی است.(3)
رفتار برادرانه و حفظ وحدت کلمه از دستورات مهم اسلام است. ما باید همه با هم توجه به این بکنیم که همانطوری که اسلام فرموده است (وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا وَ لا تَفَرَّقُوا) همه با هم دست به هم بدهید و اعتصام به حبل خدا بکنید و برای خدا اجتماع کنید و تفرقه نباشد در کار، از تفرقه بترسید.(4)
دستور خدا حفظ وحدت بر اساس اعتصام به حبل اللّه است. دستور همان است که آیه (وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا وَ لا تَفَرَّقُوا) [فرموده] در
آیه فقط امر به اجتماع نیست، تمام دستورهای مردم عادی و رژیمهای غیرالهی این است که همه با هم باشید و دستور به اجتماع است لکن دستور خدا دستور (وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ) است.
اینکه مهم است این است که تنها این نباشد که همه با هم در یک امری مجتمع باشید و متفرق نباشید، امر این است که همه با هم اعتصام به حبل الله بکنید. راه، راه حق باشد و توجه به حق باشد و اعتصام به راه حق باشد. انبیا نیامدهاند که مردم را در امور با هم مجتمع کنند. انبیا آمدهاند که همه را در راه حق مجتمع کنند.(1)
آنچه مهم است این است که مسلمین به اسلام و قرآن عمل کنند. این وحدت همان چیزی است که در قرآن کریم درباره آن سفارش شده است و ائمه اطهار علیهمالسلام مسلمین را به آن دعوت کردهاند. و اصولاً دعوت به اسلام، دعوت به وحدت است. به این معنا که همه در کلمه اسلام با هم مجتمع باشند. لکن همانطور که میدانید، نگذاشتند این وحدت تحقق پیدا بکند، خصوصاً در این عصرهای اخیر که زیادتر به اختلافات دامن زدهاند چون کارشناسهای آنها فهمیده بودند که اگر این اجتماع بزرگ اسلامی به هم نزدیک بشوند و به همبپیوندند دیگر هیچ قدرتی نمیتواند با اینها مقابله کند و نسبت به آنها
1) [1] . همان، ج 8، ص 155.
سلطهجویی کند. آنها تنها راه را در این دیدند که برای مقاصد شوم خود بین همه گروهها تفرقه بیندازند.(1)
یکی از احکامی که مورد توجه خداست وحدت و انسجام همه است.(2)
آن روزی که این وحدت از بین برود همه نوامیس ما و زحمتهای انبیا علیهمالسلامبه باد فنا خواهد رفت.(3)
باید کوشش کرد که وحدت بین مستضعفان در هر مسلک و مذهب تحقق پیدا کند.(4)
اگر کارشکنی برای این وحدت بشود، این وحدتی که الان در بین ملت ما موجود است، بین دولت و ملت ما موجود است، اگر یک نفر خدشه بکند بر این، بخواهد به هم بزند این وحدت را، این معصیت خدا را کرده است.(5)
حفظ اسلام به حفظ وحدت است.(6)
وحدت را حفظ کنید تا خدای تبارک و تعالی عنایتش را مستدام کند.(1)
اخلاص و اتحاد
هم وحدت را حفظ کنید و هم اخلاص را.(2)
من مکرر اعلام کردهام که در اسلام، نژاد، زبان، قومیت و ناحیه مطرح نیست. تمام مسلمین چه اهل سنّت و چه شیعه، برادر و برابر و همه برخوردار از همه مزایا و حقوق اسلامی هستند.(3)
اگر مسلمانان به جهت امری که خدای تبارک و تعالی فرموده است: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا وَ لا تَفَرَّقُوا»، اگر به همین یک امر و نهی عمل میکردند، تمام مشکلاتشان [مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادیشان ]رفع میشد و هیچ قدرتی نمیتوانست با آن مقابله کند.(4)
برادران شیعه و سنّی از هر اختلافی احتراز کنند. امروز، اختلاف بین ما تنها به نفع آنهایی است که نه به مذهب شیعه اعتقاد دارند و نه به مذهب «حنفی» یا سایر فِرَق. آنها میخواهند نه این باشد، نه آن،... ما باید توجه به این معنا بکنیم که همه ما مسلمان هستیم و همه ما اهل قرآن و اهل
توحید هستیم.(1)
برادران اهل سنّت در کشورهای اسلامی، بدانند که عمّال وابسته به قدرتهای شیطانی بزرگ، خیرخواه اسلام و مسلمین نیستند و لازم است مسلمانان از آنان تبری کنند و به تبلیغات نفاقافکنانه آنان گوش فراندهند.(2)
ای مسلمانان جهان که به حقیقت اسلام ایمان دارید! به پا خیزید و در زیر پرچم توحید و در سایه تعلیمات اسلام، مجتمع شوید و دست خیانت ابرقدرتان را از ممالک خود و خزاین سرشار آن کوتاه کنید و مجد اسلام را اعاده کنید و دست از اختلافات و هواهای نفسانی بردارید که شما دارای همه چیز هستید.(3)
ما همه پیرو قرآن و رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله هستیم و همه با هم برادر، همه با هم یک جهت، یک وجهه، یک دین، یک قرآن داریم؛ و من امیدوارم که تفرقهانگیزیها را شماها با قدرت خودتان و قوه الهی قطع کنید؛ نگذارید رخنه کنند در صفوف فشرده ما.(4)
ادا کردن حق اسلام به این است که تفرقه در بین خودمان نباشد. آنهایی که میخواهند ایجاد تفرقه کنند، از خود برانید. توطئههایی که از شرق و غرب در ایران دارد نضج میگیرد، نگذارید که نضج بگیرد.(1)
ما همه ممالک اسلامی را از خود میدانیم و خودمان را هم از ممالک اسلامی میدانیم. ما میخواهیم به امر خدای تبارک و تعالی، همه با هم مجتمع باشیم و همه «ید واحده» باشیم بر ضد مستکبرین جهان.(2)
جای تردید نیست که وظیفه یک نفر مسلمانی که در دورترین نقطههای جهان به سر میبرد همان وظیفهای است که خلق مسلمان فلسطین امروز به آن مسئول است، مسلمانان به مثابه دست واحدند و همه در مسئولیت عمومی یکسانند. تفرقهجویی و نژادپرستی در کار نیست و بین ملتهای اسلامی هیچگونه امتیازی وجود ندارد، جز تقوا و پرهیزکاری.(3)
کسانی که اهل قلم و بیان هستند، باید این مسائل [تحریکات مشکوک و حملات مستمر برای تیره گرداندن روابط بین عرب و عجم و ترک و کرد و...] را بری مردم توضیح دهند و اسلام را به مردم معرفی کنند و بگویند که
اسلام برای ملیت خاصی نیست و ترک، فارس، عرب و عجم ندارد. اسلام متعلق به همه است و نژاد و رنگ، قبیله و زبان در این نظام ارزش ندارد. قرآن کتاب همه است و این تبلیغات که این عرب است، آن ترک است و یا فارس یا کرد، تبلیغاتی است که اجانب برای چپاول مخازنی که در این ممالک است رواج میدهند که مسلمانان را از هم جدا کنند. مسلمین باید هشیار باشند که تحت تأثیر این تبلیغات واقع نشوند.(1)
### ب) گزیده ای از سخنان مقام معظم رهبری
وجود نبی مکرم اسلام صلیاللهعلیهوآله، بزرگترین مایه وحدت در همه ادوار اسلامی بوده است و امروز هم میتواند باشد؛ چون اعتقاد آحاد مسلمانان به آن وجود اقدس بزرگوار، با عاطفه و عشق توأم است و لذا آن بزرگوار، مرکز و محور عواطف و عقاید همه مسلمانهاست و همین محوریت، یکی از موجبات انس دلهای مسلمین و نزدیکی فِرَق اسلامی با یکدیگر به حساب میآید.
باید بگویم که اگر وحدت و نزدیکی فرق اسلامی چیزی است که در خدمت اسلام میباشد و اگر قبول داریم که اتحاد مسلمین به حال مسلمین مفید است و در جهت عظمت اسلام
1) [1] . همان، ص 49، 16/9/1357.
میباشد، یقینا باید معتقد باشیم که از سوی دشمنان اسلام، سختترین تلاشها و پیچیدهترین توطئهها، علیه این وحدت و اتحاد در جریان است. این دو از هم غیرقابل انفکاک است. امروز، هر چیزی که برای اسلام نافعتر است، از نظر دشمنان اسلام مبغوضتر میباشد. امروز، هر چیزی که بیشتر در جهت عظمت اسلام باشد، بیشتر هم مورد تهاجم دشمنان اسلام است. این، یک معادله قطعی است.(1)
امروز، پولهای دستگاه استکبار و ایادی آنها، در دنیا و بیشتر از همه در دنیای اسلام، برای ایجاد تفرقه بین مسلمین خرج میشود تا اگر بتوانند ـ که نخواهند توانست ـ بین ایران اسلامی و مسلمانان عالم، اختلاف ایجاد کنند و فاصله بیندازند. جنگ دشمنساخته شیعه و سنّی، به برکت انقلاب اسلامی بهحمدالله رو به خمود و خاموشی رفت و برادران شیعه و سنّی در میدانهای مختلف در کنار هم قرار گرفتند و به یکدیگر کمک کردند و برادروار با هم حرکت کردند ـ که حق هم همین بود ـ ولی امروز تبلیغات جهانی سعی میکند باز هم این شعله را مشتعلتر و این آتش را برافروختهتر کند تا این اختلاف را که رو به از بین رفتن است، دوباره زنده نماید.(2)
علمایِ اسلام باید مواظب باشند. مراقب این مذاهب اختراعی و جعلی ـ که نقض وحدت است ـ باشید. مواظب این دلارهای نفتی که برای ایجاد تفرقه به کار میرود، باشید. مواظب این دستهای پلید و مزدور که سعی میکنند «عروة الوثقیِ» وحدت بین مسلمین را بسگلند و پاره کنند، باشید. با اینها برخورد کنید. این، لازمه علاقه به وحدت و پیمودن راه وحدت اسلامی است. بدون این، ممکن نیست.(1)
ما در مسئله وحدت، جدی هستیم. ما اتحاد مسلمین را هم معنا کردهایم. اتحاد مسلمین، به معنای انصراف مسلمین و فِرَق گوناگون از عقاید خاص کلامی و فقهی خودشان نیست؛ بلکه اتحاد مسلمین به دو معنای دیگر است که هر دوی آن باید تأمین بشود: اول اینکه فِرَق گوناگون اسلامی (فِرَق سنّی و فرق شیعه) ـ که هر کدام فِرَق مختلف کلامی و فقهی دارند ـ حقیقتا در مقابله با دشمنان اسلام، همدلی و همدستی و همکاری و همفکری کنند. دوم اینکه فِرَق گوناگون مسلمین سعی کنند خودشان را به یکدیگر نزدیک کنند و تفاهم ایجاد نمایند و مذاهب فقهی را با هم مقایسه و منطبق کنند. بسیاری از فتاوای فقها و علما هست که اگر مورد بحث فقهی عالمانه قرار بگیرد، ممکن است با مختصر تغییری، فتاوای دو مذهب به هم نزدیک شود.(2)
نباید به وحدت به چشم تاکتیک نگاه کرد؛ وحدت یک اصل اسلامی است: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا.» یعنی اعتصام به حبل الله، جمیعا و مجتمعا لازم است. اعتصام به حبل الله، به صورت تک تک ممکن نمیشود: «وَ لا تَفَرَّقُوا».(1)
هر چه یکپارچگی و وحدت از همه جهات بیشتر باشد، زیباتر و باشکوهتر خواهد بود و برای دشمن شکنندهتر و برای دوست امیدوارکنندهتر است.(2)
هرجا در میان مؤمنین و بندگان صالح خدا وحدت هست، آنجا توحید و خدا هم هست. هر جا بین مؤمنین و بین بندگان صالح خدا اختلاف هست، آنجا قطعا شیطان و دشمن خدا حاضر است. هرجا شما اختلاف دیدید، جستوجو کنید، بدون دشواری شیطان را در آنجا خواهید یافت، یا شیطانی را که در درون نفوس خود ماست و نفس اماره نام دارد و از خطرناکترین شیطانها هم است، پیدا خواهید کرد. بنابراین، پشت سر همه اختلافات، یا خودخواهیها و جاهطلبیها و منیتهای ماست و یا شیطانهای خارجی، یعنی دستهای دشمن و استکبار و قدرتهای ظالم و ستمگر.(3)
ما به همه میگوییم که احترام یکدیگر را حفظ کنند و به عقاید و مقدسات هم اهانت نکنند. اگر کسی به بهانه عقیدهای بخواهد به مقدسات دیگران اهانت بکند، از نظر ما به هیچ وجه قابل دفاع نیست. محبت، طرفینی است. بایستی همه با هم کمک کنند تا محبت به وجود آید و دشمن نتواند سوءاستفاده بکند؛ دشمنی که نه با شیعه رابطه خوبی دارد و نه با سنّی، بلکه با اصل اسلام مخالف است و نسبت به آن کینه میورزد. همان اسلامی که سنّی یا شیعه دارد، مبغوض امریکا و مرتجعان است.(1)
حفظ وحدت را اصل قرار بدهیم و اگر تکلیف شرعیای هم احساس کردیم، ولی دیدیم عمل به این تکلیف ممکن است مقداری تشنج به وجود آورد و وحدت را از بین ببرد، قطعاً انجام آنچه که تصور میکردیم تکلیف شرعی است، حرام است و حفظ وحدت واجب خواهد بود.(2)
مسئله شیعه و سنّی یکی از ابزارهای مهم دشمنان برای زمینگیر کردن امت اسلامی است. هم سنّیها بدانند، هم شیعهها بدانند؛ همه در ایران و در دنیای اسلام این را بدانند که اختلاف شیعه و سنّی یکی از ابزارها و چماقهای دشمن علیه امت اسلامی است. آنها هر جور بتوانند، از این ابزار استفاده
میکنند. آن روزی که سنّی فلسطینی زیر فشار است، یک عدهای را با این شعار، با این تبلیغات که اینها سنّی هستند، شما شیعه هستید؛ سعی میکنند نگذارند کمک کنند. امروز که شیعه لبنان زیر فشار است، به یک عدهای میگویند شما سنّی هستید، اینها شیعه هستند؛ به آنها کمک نکنید. آنها نه به شیعه احترامی میگذارند، نه به سنّی؛ آنها با اصل اسلام طرفند.(1)
هر پدیده، یا شخص، یا حکومتی و نظامی که مسلمانان را از هویت اسلامیشان بیگانه کند، یا به تفرقه و پراکندگی بکشاند، یا به کسب عزت و عظمت اسلامی بیاعتنا، یا از آن مأیوس سازد، کاری دشمنانه میکند؛ و اگر خود، دشمن نیست، سرانگشت دشمن است!(2)
امروز می خواهند مردم را به جان هم بیندازند...
در عراق، شیعه و سنّی قرنها کنار هم زندگی کردهاند. چقدر فامیلهای شیعه و سنّی با هم خویشاوند و قوم و خویشند. در طول این چند قرن گذشته، هیچ وقت اختلافی به این شکل مطرح نبوده است. زمان عثمانیها دولت و حکومت به شیعه زور میگفتند و اذیت میکردند، و زمان صدام و زمانهای دیگر هم کم و بیش همینطور بود؛ اما مردم شیعه و سنّی با هم کاری نداشتند. امروز میخواهند
مردم را به جان هم بیندازند.(1)
باید با این کار مقابله کرد...
امروز انسان متأسفانه میبیند که حرفهای امریکا و انگلیس از زبان بعضی از سیاستمداران دنیای اسلام تکرار میشود! همان چیزی که آنها میخواهند، اینها تکرار میکنند و به آتش اختلاف شیعه و سنّی و اختلافات فرقهای دنیای اسلام دامن میزنند. این، درست بر طبق آن چیزی است که دشمنان اسلام میخواهند. باید با این کار مقابله کرد.(2)
ما بایستی مردم خودمان را هشیار و بیدار کنیم و خودمان مراقب باشیم. آن کسانی که بدون فهم، فهم حقیقت، بدون تقوا، جمعیت عظیمی از مسلمانان را از دین خارج میدانند، خارج میکنند، تکفیر میکنند این گروههای تکفیری نادان ـ حقیقتا مناسبترین صفت برای اینها نادانی است ـ اگرچه در آنها خباثت هم هست، اما جهالت مهمترین خصوصیت اینهاست.(3)
از کدام طایفه، کدام فرقه، کدام مذهب، کدام لهجه و کدام زبان هستید؟
در جنگ تحمیلی هشت ساله، از کسانی که میخواستند بروند از تمامیت ارضی و مرزهای اسلام در این کشور دفاع کنند، کسی نپرسید شما از کدام طایفه، کدام فرقه، کدام
مذهب، کدام لهجه و کدام زبان هستید؟ همه رفتند؛ از همه جا رفتند. در ایران، خونها در هم آمیخته شد و انقلاب به معنای حقیقی کلمه، یک اتحاد و یک الفت میان فِرَق و لهجهها و طوایف مختلف به وجود آورد.(1)
البته بعد از پیروزی انقلاب، اختلافافکنی شدت پیدا کرده است؛ چون از انقلاب اسلامی و حیات مجدد اسلام میترسند. اسلام قوی است. قوّت و معنویت اسلام آنچنان است که اگر به شرایطش عمل بشود و واقعاً اسلام پیاده گردد، قدرتهای دنیا و تختها را میلرزاند. آنها از این میترسند و به همین خاطر نمیخواهند بگذارند قوّت و معنویت اسلام زنده بشود. یکی از طرق مبارزه با این پدیدهای که برای آنها به شدت ترسناک میباشد، همین است که اینجا را از بقیه مسلمانان غیرشیعی دنیا ایزوله کنند و انقلاب ما را به عنوان یک انقلاب شیعی وانمود نمایند و دعوای بین شیعه و سنّی را هم تقویت کنند تا نتیجه این بشود که مسلمانان دنیا که امروز به نام ما شعار میدهند، آن را متوقف کنند.(2)
ما وقتی که میخواهیم یک ایرانی را ـ به عنوان یک ایرانی ـ به حقوق حَقّه خودش برسانیم، از او سؤال نمیکنیم که مذهب و یا حتی دین تو چیست؛ نه، مواطن ماست و از
حقوق همشهریگری با ما دارد استفاده میکند و در این مملکت زندگی میکند؛ چیزی باید بپردازد، کاری باید بکند و حقوقی هم دارد؛ حق امنیت، حق زندگی، حق کار، حق تلاش، حق تحصیل و فرهنگ دارد.(1)
قرآن میفرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا وَ لا تَفَرَّقُوا» اعتصام به حبل الله برای هر مسلمان یک وظیفه است؛ اما قرآن اکتفا نمیکند به اینکه ما را به اعتصام به حبل الله امر کند، بلکه به ما میگوید که اعتصام به حبل الله را در هیئت اجتماع انجام بدهید؛ «جمیعا»؛ همه با هم اعتصام کنید. و این اجتماع و این اتحاد، یک واجب دیگر است. بنابراین، علاوه بر اینکه مسلمان باید معتصم به حبل الله باشد، باید این اعتصام را به همراه دیگر مسلمانها و همدست با آنها انجام دهد.
امروز هر حرکت تفرقهانگیز در دنیای اسلام، گناهی تاریخی است. آنان که عنودانه گروههای عظیمی از مسلمین را به بهانههای واهی تکفیر میکنند؛ آنان که با گمانهای باطل، به مقدسات فرقههایی از مسلمین اهانت میکنند؛ آنان که به جوانهای از جان گذشته لبنان که مایه سربلندی امت اسلامی شدند، از پشت خنجر میزنند؛ آنان که برای خوشآمد امریکا و صهیونیستها از خطر موهومی به نام هلال شیعی سخن میگویند؛
1) [1] . 25/7/1370.
آنان که برای شکست دولت مسلمان و مردمی در عراق ناامنی و برادرکشی را دامن میزنند؛ آنان که دولت حماس را که محبوب و منتخب ملت فلسطین است از هر سو زیر فشار قرار میدهند... چه بدانند و چه ندانند مجرمانی به شمار میروند که تاریخ اسلام و نسلهای آینده از آنان با نفرت یاد خواهند کرد و آنان را مزدوران دشمن غدّار خواهند دانست.(1)
پیوند برادری میان ملت لازم است، اما کافی نیست؛ پیوند برادری علاوه بر درون ملت، باید میان امت اسلامی با کشورها و ملتهای دیگر برقرار باشد. جنگ شیعه و سنّی از جمله توطئههای بزرگ دشمنان است. یک گروه متعصب متحجر بیخبر از حقایق عالم و بیخبر از معنویت را در مقابله با فِرَق اسلامی به راه میاندازند ـ در عراق یک جور، در لبنان یک جور، در مناطق دیگر یک جور ـ برای اینکه اختلاف ایجاد کنند.
برادران مسلمان چه در ایران، چه در عراق، چه در پاکستان، چه در لبنان، چه در فلسطین، چه در دیگر مناطق عالم، از هر مذهبی که هستند، این را میدانند که نظر ما این است و نظر علمای حقیقی اسلام این است که: «آلودن دست به خون برادر مسلمان، جزو گناهان غیرقابل بخشش است.» کسانی دست خود را به خون برادران مسلمانشان میآلایند به عنوان پیروی از اسلام؟! به نام پایبندی به اسلام؟! این خروج از اسلام است. همه
1) [1] . 8/10/1385.
بدانند: برادری ملت ایران با ملتهای مسلمان دیگر، یک برادری واقعی است؛ اختلاف مذهبی در جای خود هست ـ شیعه، شیعه است؛ سنّی، سنّی است ـ در میان اهل تسنن و در میان شیعه، اختلافهای فکری و مذهبی باز هم وجود دارد؛ اما همه اینها زیر پرچم لا اله الاّ اللّه و محمد رسول اللّه باید برادر باشند و در مقابله با دشمان اسلام و دشمنان امت اسلامی بتوانند ایستادگی کنند.(1)
1) [1] . 14/3/1386.
قرآن کریم.
نهج البلاغه.
ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1285ه . ق.
ابن الاثیر، عزالدین، اسدالغابه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1351.
ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، بیروت، دارالاضواء، چاپ ششم، 1405ه . ق.
ابن شعبه، حسن بن علی، تحف العقول، تهران، الحوراء، 1382.
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1374.
ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، تهران، خوارزمی، 1361.
ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، تفسیر ابوالفتوح، تهران، علمی، 1322.
امام خمینی، روح الله، صحیفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1370.
ــــــــــــــــــــــ ، وحدت از دیدگاه امام خمینی رحمهالله، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمهالله، 1378.
12. بیآزار شیرازی، عبدالکریم، حماسه اتحاد، بیجا، بینا، 1376.
ــــــــــــــــــــــ ، هم بستگی مذاهب اسلام، تهران، سازمان فرهنگ و ارتباطات، 1377.
پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، قم، پرهیزکار، 1383.
تهوری، مسلم، منادیان تقریب 6 (علامه محمدتقی قمی)، زاهدان، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنّت سیستان و بلوچستان، 1382.
حامد مقدم، احمد، دانش اجتماعی، تهران، وزارت آموزش و پرورش، 1361.
حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1347.
سبحانی، جعفر، تاریخ اسلام، قم، امام عصر(عج)، 1382.
صدر، محمدباقر، اهل بیت تنوع ادوار و وحدت هدف،
تهران، مؤسسه البعثة، 1382.
ــــــــــــــــــــــ ، نقش پیشوایان شیعه در بازسازی جامعه اسلامی، ترجمه: علی اسلامی.
طبرسی، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الرسل و الملوک، مترجم: صادق نشات، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1384.
علی بن ابیطالب، غررالحکم و دررالکلم، قم، امام عصر(عج)، 1380.
فیض کاشانی، ملامحسن، محجة البیضاء، قم، جامعه مدرسین، 1362.
قرائتی، محسن، تفسیر نور، قم، مؤسسه در راه حق، 1374.
کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، مؤسسه تحقیقاتی و انتشاراتی نور، 1380.
متقی، علی بن حسام الدین، کنزالعمال، بیروت، مؤسسه الرسالة، 1372.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، 1360.
مجله حوزه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.
محدث قمی، عباس، سفینة البحار، دارالاسوة للطباعة والنشر، 1414ه . ق.
30. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، قم، مؤسسه فرهنگی دارالحدیث، 1377.
مطهری، مرتضی، داستان راستان، تهران، صدرا، 1377.
مفید، محمد بن نعمان، امالی، بیروت، مؤسسة الاعلمی، 1358.
مکارم شیرازی، ناصر و جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1362.
میبدی، احمد بن احمد، کشف الاسرار و عدة الابرار، تهران، امیرکبیر، 1371.
ناصری، محمود، داستان های بحارالانوار، قم، دارالثقلین، 1377.