ghaemiyeh.com
سرشناسه : بیگمحمدی، جواد
عنوان و نام پدیدآور : باران برکت «قرضالحسنه، هستها و بایستهها» / جواد بیگمحمدی؛ تهیهکننده مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.
مشخصات نشر : قم: دفتر عقل، ۱۳۸۶.
مشخصات ظاهری : ۱۸۱ ص.
فروست : مرکز پژوهشهای صدا و سیما؛ ۱۱۸۴.
شابک : ۱۹۰۰۰ ریال: 978-964-2761-02-9
یادداشت : کتابنامه: ص.[۱۷۵] - ۱۸۱؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : قرضالحسنه
موضوع : قرضالحسنه -- جنبههای قرآنی
موضوع : قرضالحسنه -- احادیث
موضوع : اسلام و اقتصاد
شناسه افزوده : صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی
رده بندی کنگره : BP۱۹۲ /ب۹ب۲ ۱۳۸۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۳۷۲
شماره کتابشناسی ملی : ۱۱۵۳۶۴۷
«قرض الحسنه» در نظام اخلاقی اسلام دارای جایگاهی بس والاست و آثار اقتصادی، فرهنگی، فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی فراوانی دارد. از این رو، در آموزههای دینی بر توجه انسانها به نیازها و گرفتاریهای یکدیگر و تلاش برای رفع آنها تأکید شده است.
قرض الحسنه، آدمی را از خودخواهی و خودبینی میرهاند و دریچه گستردهای از دگرخواهی را به روی او میگشاید و به رشد فضیلتهای اخلاقی همچون سخاوت و بخشش در نهاد وی یاری میرساند. با قرض دادن، زمینههای شکوفایی استعدادها و تکامل روحی انسان فراهم میشود. بر اساس منطق قرآن، انسان نیکوکار با کمک به دیگران، در اصل، ابتدا به خود کمک میکند، هر چند آثار مثبت این کار روحی بر قرض دهنده هم اثر میگذارد و احساس خوشایندی در وی نسبت به احسان کننده به وجود میآید. کوشش برای رفع مشکلات دیگران و کمک به مردم، روح بندگی را در وجو د انسان تقویت میکند. سورههای مختلفی از قرآن از جمله مائده، حدید، بقره، مزمل و مانند آن، همگی درباره اهمیت قرض الحسنه و فضیلت آن سخن میگویند. به طور کلی، خداوند قرض الحسنه را در ردیف نماز و روزه آورده و آن را وسیله آمرزش گناهان دانسته است که نشان دیگری از
اهمیت این سنت حسنه در اسلام است.
در روایات دینی نیز فراوان از اهمیت قرض الحسنه سخن به میان آمده است. رسول گرامی اسلام میفرماید:
هر کسی به برادر مسلمانش قرض دهد و در طلب آن، با وی مدارا کند، بدان سبب، بدون حساب و عذاب، مانند برق جهنده و درخشان از روی صراط میگذرد.
با این همه، امروزه مسلمانان در عمل به این سنت نیکوی اسلامی از خود سستی نشان میدهند و قرض الحسنه آن گونه که شایسته است، جایگاه خود را در جامعه اسلامی باز نیافته است. بنابراین، یکی از رسالتهای مهم فرهنگسازان به ویژه اصحاب رسانه این است که در نهادینهسازی این امر مقدس، از هیچ کوششی فروگزار نکنند. پژوهش ارزشمند جناب آقای جواد بیک محمدی نیز ره توشهای نیکو در این زمینه برای برنامهریزان و برنامهسازان رسانه ملی است. امید که مقبول افتد.
انّه ولیّ التوفیق
اداره کل پژوهش
مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
یکی از مفاهیمی که در قرآن به طور ویژه به آن توجه شده، «قرض حَسَن» یا همان «قرضالحسنه» است. درک بسیاری از مردم از مسئله قرضالحسنه، غیر از آن مفهومی است که در قرآن و سنّت معرفی شده است. موضوع این پژوهش، بررسی مفهوم صحیح قرضالحسنه با تکیه بر آیات قرآنی و نیز حدیثهای معصومین (ع) و سپس دستیابی به تعریف جامع و مانع قرآنی و حدیثی از قرضالحسنه است.
قرضالحسنه مورد توجه قرآن و سنّت، افزون بر برآورده کردن نیاز نیازمندان و حل گرفتاریهای آنان، در تزکیه نفس، زدودن گناهان و تربیت نفسانی قرضدهندگان نیز بسیار مؤثر است. همچنین از نظر مادی و معنوی، برکتهای فراوان دنیوی و اُخروی دارد که خداوند به قرضدهندگان عطا میکند. تلقی مردم از این سنّت حسنه این است که بیشترین سود در قرضالحسنه، متوجه قرضگیرنده است، ولی از نظر قرآن و احادیث، سفره قرضالحسنه بیش از اینکه برای قرضگیرندگان گسترده باشد، برای قرضدهندگان گسترده است؛ زیرا بیشترین بهره را آنان از این رهگذر به دست میآورند.
یادآوری دو نکته اساسی درباره مفهوم قرضالحسنه، ضروری است.
نخست آنکه گیرنده اصلی قرضالحسنه، خداوند است و اوست که از بندهاش قرض میخواهد. ازاینرو، قرضدهندگان باید این نکته را همیشه مورد توجه قرار دهند و بر این اساس به این امر نیک اقدام کنند. دوم اینکه قرض مورد نظر خداوند در قرآن کریم، قرض «حَسَن» است. بر همین اساس، باید بندگان خداوند همواره در نیکو بودن و نیکو ماندن قرضی که میدهند، دقت کنند تا از برکتهای فراوان آن محروم نمانند.
هدف از انجام این پژوهش، ارائه پژوهش موضوعی روشمند در قرآن کریم و تبیین ماهیت قرآنی ـ حدیثی قرضالحسنه به منظور بهرهمندی اصحاب رسانه از آن بوده است. با توجه به قرآنی ـ حدیثی بودن این پژوهش، با راهنمایی استاد ارجمند آقای دکتر محمدعلی لسانی فشارکی تلاش شده است تا در قسمت قرآنی، نخست با روش تحقیق موضوعی در قرآن مجید و با بررسی آیات مربوط به قرض و سیاق آنها، نکتههای مهم را استخراج کنیم. سپس برای تصحیح و تکمیل یافتهها و برداشتها، از تفسیرهای مختلف در پژوهش موضوعی بهرهمند شویم. آنگاه در مرحله تدوین، دستآوردهای پژوهش موضوعی و بررسیهای قرآنی، با مطالب تفسیری، تکمیل و تصحیح شده است.
واژه «قرض» از باب «قَرَض یَقْرِضُ» و مصدر آن «قَرْض» است. در بیشتر کتابهای لغوی، قرض به معنای قطع کردن یا بریدن معنا شده است. راغب اصفهانی در تعریف قرض آورده است: «چیزی که [قرضدهنده] از مالش، به شرح ردّ مثلش به انسان میدهد».(1)نویسنده مجمع البیان، قرض را به معنای قطع کردن گرفته است.(2)ابن منظور نیز گفته است: «قرض به معنای قطع کردن است و مصدر آن قَرْضا و جمع آن، قروض است».(3)
همچنین در نهج البلاغه میخوانیم: «ثُمَّ قرضُوا الدّنیا قرضا علی منهاج المَسیح؛ دنیا را به شیوه مسیح از خود بریدند و چه بریدنی.»(4)علامه طباطبایی رحمه الله نیز در تفسیر المیزان در توضیح واژگان آیه قرض حَسن، قرض را به معنای قطع کردن میداند.(5)
1) راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دارالمعرفه، 502 هـ . ق، ص 400.
2) طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، کتابخانه اسلامیه، بیتا، ج6، ص 255.
3) ابن منظور، لسان العرب، قم، نشر ادب حوزه، 1405 هـ . ق، ج 7، ص 216.
4) نهجالبلاغه، ترجمه: حسین انصاریان، تهران، انتشارات پیام آزادی، 1379، چ 3، ص 777.
5) سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، 1392 هـ . ق، چ 2، ج 13، ص 254.
همانگونه که گذشت، بیشتر لغتشناسان و مفسران، قرض را به معنای قطع کردن گرفتهاند. این معنا شاید بدان جهت است که گویا کسی که پول خود را قرض میدهد، ارتباط یا مالکیت خود را تا مدتی، از آن پول قطع میکند. از همین رو، هنگام طلاکاری، به آنچه از طلا، قطع و جدا میشود، «قراضة الذهب» میگویند یا در مورد تکههای جدا شده از نان و لباس و مانند آنها هنگام پختن نان و خیاطی کردن، «قُراضَة الخُبزِ او الثّوب او غیرها»؛ «نان تکه شده یا پارچه جدا شده و مانند آنها» گفته میشود.(1)
در برخی کتابهای فرهنگ واژگان فارسی نیز قرض به معنای بریدن و قطع کردن آمده است. مقراض را ابزار بریدن میدانند؛ چون از «قَرَضَ یقرضُ» به معنای بریدن گرفته شده است.(2)
در تعریف اصطلاحی قرض میتوان گفت: قرض، چیزی است که مردم میان خود، رد و بدل میکنند و با آن، نیازهای یکدیگر را برطرف میسازند. در معجم مقاییس اللغة آمده است: «قرض، مقداری از مال است که انسان آن را به دیگری میدهد تا نیاز او را برطرف سازد و در موعد مقرر، اصل آن مال را برمیگرداند. نیز بدین جهت به آن قرض گفتهاند که عمل قرض دادن مانند آن است که صاحب مال، بخشی از مال خود را جدا میسازد و آن را به دیگری میدهد».(3)
در بیشتر کتابهای لغوی و تفسیری، تعریف خاصی از قرضالحسنه نیامده است. شاید مراد بسیاری از لغتدانان و مفسران ازتعریف «قرض» در آثارشان، همان قرضالحسنه باشد؛ زیرا اساسا قرض و قرض حسن، هر دو در مقابل «قرض ربوی» قرار دارند. در عرف نیز تعریفی که مردم از قرضالحسنه دارند، تقریبا همان تعریفی است که عالمان لغت و تفسیر از قرض کردهاند. به عبارت دیگر، امروزه بیشتر مردم، قرضالحسنه را قرضی میدانند که فرد، برای مدتی به همنوع نیازمند خود میدهد و در ازای آن، هیچگونه اضافهای نمیگیرد.(1)
در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، برخی، قرض را اینگونه معنا کردهاند: «قرض آن است که انسان، مالی را به دیگری بدهد تا از آن استفاده مالکانه کند و عوض یا مثل و قیمت آن را بپردازد.»(2)در همین کتاب، از قول مذهب حنفی آوردهاند: «قرض چیزی است که مثلی باشد که مثل آن دریافت شود. ازاینرو، قرض بر مثلیات صحیح است.»(3)همچنین شافعی گفته است:
«قرض، تملیک کردن چیزی است که مقترض از آن استفاده کند و مثل آن را برگرداند».(1)
آیتاللّه العظمی خویی رحمه الله میفرماید: «قرض، تملیک مال است، به ازای ضمان طرف مقابل در ذمه که اگر قیمتی است، قیمت یوم القرض آن را بپردازد.»(2)امام خمینی رحمه الله نیز در تعریف قرض میفرماید: «اینکه مالی را به ضمان ملک دیگری کنند، به اینکه به عهده او باشد که خود آن مال یا مثل یا قیمت آن را بپردازد. به تملیککننده، مقرض و به قبولکننده ملک، مقترض یا مستقرض گفته میشود.»(3)ایشان در تحریر الوسیله، پس از تعریف قرض، به نوزده مسئله در مورد قرض و احکام آن اشاره میکند و درباره مستحب بودن قرض دادن و وظایف متقابل قرضدهنده و گیرنده و نیز عین قرض و موضوع قرض و شرایط اضافی در قرض و برخی مسائل دیگر توضیحهایی آورده است.
امام خمینی رحمه الله مانند برخی فقیهان دیگر، قرض دادن را عقدی میداند که به عبارتهای ایجابی مانند «قرض دادم به تو» یا آنچه این معنا را برساند، نیاز دارد. البته ایشان، آن را به هر لغت و زبانی جایز میداند.(4)
پیش از بیان رابطه قرض با دَیْن، لازم است دَیْن را تعریف کنیم و سپس به بررسی رابطه آن دو بپردازیم. امام خمینی رحمه الله در تعریف دَیْن میفرماید: «دَیْن، مالی است کلّی که در ذمّه شخصی برای شخص دیگر به سببی از اسباب، ثابت است. به کسی که ذمّهاش به آن مشغول (و بدهکار) است، «مدیون و مَدین» و به دیگری (که طلبکار است)، «دائن و غریم» گفته میشود.»(1)همچنین درباره سبب دَیْن میفرماید: «یا قرض سبب آن میشود و یا امور دیگری مانند کلی در سلم و یا ثَمن در نسیه و یا اجرت در اجاره و یا صداق در ازدواج و یا نفقه در زوجه دایم و...».(2)
بنابراین، رابطه میان دَیْن و قرض، رابطه عموم و خصوص مطلق است؛ یعنی هر قرضی، دین خواهد بود، ولی هر دینی لزوما قرض نخواهد بود؛ زیرا چه بسا سبب آن چیزی به غیر از قرض باشد.
قرض مانند بیع، عقد تملیکی است و این تملیک، با عوض همراه است، ولی ماهیت آن با بیع تفاوت دارد. در بیع، دو مال، به عنوان مبیع و ثمن با هدف سودجویی با هم مبادله میشوند، ولی در قرض، وامگیرنده پیمان میبندد که خود مال یا بدل آن را به وامدهنده بپردازد. به عبارت دیگر، در قرض، یک موضوع دست به دست میشود و موضوع تعهد بار اول، عین
مال و بار دوم، عین یا مثل یا قیمت آن است.(1)
در قرض، وام گیرنده باید عین یا مثل یا قیمت را بازگرداند و سود و زیان او در این تعهد بیاثر است. در شرکت پس از پایان زمان شراکت، سود یا زیان محاسبه میشود؛ شریک سهم خود را برمیدارد و باقیمانده را به صاحب مال باز میگرداند. بنابراین، در شراکت، احتمال کمتر یا بیشتر بودن مقدار بازپرداخت از اصل مال وجود دارد.(2)
در قرض، وامگیرنده باید در پایان مدت تعیین شده، مثل یا بهای مال را بازگرداند، ولی به هر حال، انتقال مالکیت تحقق مییابد. از این دیدگاه، ودیعه با قرض تفاوت اساسی دارد؛ زیرا هیچ انتقالی در آن نیست و امانتدار باید اصل مال را به صاحبش بازگرداند.
در عاریه، مالکیت عاریهدهنده محفوظ است و تنها به عاریهگیرنده اجازه استفاده از ملک داده میشود. بدین سبب، حق ندارد مال مورد عاریه را از میان ببرد. باید به عنوان امین، آن را نگاه دارد و هرگاه مالک بخواهد، به وی
بازگرداند. ازاینرو، عاریه تنها در اموالی ممکن است که به سبب بهرهبرداری از میان نمیروند، ولی در قرض، وامگیرنده، مالک موضوع عقد میشود. بنابراین، مانند هر مالک دیگری حق دارد هر گونه میپسندد، در آن تصرف کند و تعهدی نیز در بازگردان عین آن مال ندارد.(1)
در اجاره، انتقال مالکیت تحقق نمییابد و موجر تنها متعهد میشود مورد اجاره را برای مدتی در اختیار مستأجر بگذارد، ولی در قرض، چنانکه گذشت، مالکیت انتقال مییابد و وامگیرنده بر بازگرداندن اصل مال تعهدی ندارد.(2)
در قرض و هبه، انتقال مالکیت به چشم میخورد و هر دو در تبرعی بودن یک گونهاند، ولی در هبه، تعهد به بازگرداندن مال وجود ندارد.(3)
واژه قرض، به تنهایی در هیچ یک از آیات قرآن به کار نرفته است، ولی ترکیب وصفی «قرضا حسنا» در پنج سوره و شش جای قرآن کریم، به ترتیب در آیه 245 سوره بقره؛ آیه 12 سوره مائده؛ آیه 17 سوره تغابن؛ آیات
11 و 18 سوره حدید و آیه 20 سوره مزمل آمده است.
اکنون به بررسی مفاد این آیات میپردازیم:
یک ـ در آیه 245 سوره بقره و آیات هم سیاق دیگر، خداوند به برخی صفات جمال خود مانند: «لذوفضلٍ علی الناس»، «سمیعٌ علیمٌ»، «علیمٌ بالظالمین» و «واسعٌ علیم» اشاره میکند. آیات این سیاق، درباره جهاد فی سبیلاللّه، مسئله انتخاب فرمانروای بنیاسرائیل و ملاکهای سطحی آنان است و به ویژگیهای واقعی و لازم یک فرمانروا اشاره دارد.
دو ـ در سوره مائده، خداوند به موضوعهایی مانند احسان، اقامه نماز و پرداخت زکات در کنار قرض حسن پرداخته است.
سه ـ در سوره تغابن و در آیه مجاور آیه قرض حسن، بحث انفاق و تقوا و اطاعت مطرح شده است. همچنین در این سوره، خداوند به برخی صفات جمال خود مانند: «غفورٌ رحیم»، «شکورٌ حلیم»، «عالمُ الغیب و الشّهادة» و «العزیزُ الحکیم» اشاره دارد.
چهار ـ در آیه 18 سوره حدید، خداوند پیش از طرح مسئله قرض حسن، از صدقهدهندگان سخن گفته است. همچنین در آیه مجاور آیه قرض حسن، یعنی آیه 10، دو بار بحث انفاق مطرح شده است. همچنین سیاق آیات مورد نظر این سوره، بحث ایمان و سخنان گروههای مؤمنان و منافقان و کافران را با یکدیگر مطرح کرده است.
پنج ـ در سوره مزمل نیز در سیاق مربوط، بحث زکات، اقامه نماز، قرآن خواندن و جهاد در راه خدا مطرح شده است.
با دقت در سیاق آیات پیشین میتوان چنین نتیجه گرفت که در بیشتر
سیاقهای پنج سوره مربوط به آیات قرض، در کنار بحث قرض حسن، مسائلی مانند صدقه دادن، زکات دادن، کمک و شرکت در جهاد، ایمان به رسول خدا، قرآن خواندن، احسان و انفاق کردن مطرح شده است.
بیشتر احادیثی که در زمینه قرض دادن از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم (ع) به یادگار مانده است، مسلمانان را در عمل به سنّت حسنه قرض تشویق میکند. در این گونه احادیث، به موضوعهای زیر پرداخته شده است: پیآمدهای قرض، فایدههای قرض، ثواب قرض، نوع رفتار قرضدهنده و قرضگیرنده، داشتن نیت ادای قرض (از سوی گیرنده قرض)، کمک خداوند، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و فرشتگان و اولیای الهی در ادای قرض، نتایج دنیوی و مضاعف قرض، مدارا کردن بر قرضگیرنده و گذشت بر او، صدقه دانستن قرض، زکات شمرده شدن قرض و برخی مسائل دیگر.
با توجه به دوران امامت امام جعفر صادق (ع) که زمینه برای تعلیم و تربیت شاگردان مکتب اسلام بیشتر فراهم شد، بخش زیادی از احادیث در این موضوع، از وجود پربرکت این امام بزرگوار است. در بیشتر کتابهای فقهی و روایی، حدیثهای مربوط به قرض، در بخش معیّنی فصلبندی نشده، بلکه برخی احادیث در ضمن بحث «ربا»، برخی در ضمن «صَرف»، دستهای با عنوان «قرض بیعی» در کتاب البیع، شماری نیز در ضمن «بیع قرضی» و سرانجام، بخشی نیز زیر عنوان «دَیْن» آورده شده است. نکته مهم درباره احادیث قرض این است که موضوع احادیث بهگونهای است که
بیشتر جنبههای اخلاقی قرض مطرح میشود. به بیان دیگر، همه این احادیث برای تبیین قرضی هستند که در قرآن به آنها اشاره شده است.
قرضالحسنه در نظام اخلاقی اسلام، جایگاه والایی دارد. در واقع، روح حاکم بر قرضالحسنه، بیش از آنکه از مسائل اقتصادی اثر پذیرفته باشد، از مسائل اخلاقی اثر پذیرفته است. به بیان دیگر، قرضالحسنه، رفتاری اخلاقی است که آثار اقتصادی، فردی، اجتماعی و اخروی فراوانی دارد. شاید بتوان قرضالحسنه را نیز مانند انفاق، یک سنّت اخلاقی به یادگار مانده از قرآن کریم و سیره معصومین (ع)دانست؛ سنّتی که میتواند سرچشمه بسیاری از آثار و برکتهای مادی و معنوی باشد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است: «اِنّی بُعِثْتُ لِاُتِمِّمَّ مَکارمَ الاخْلاق؛ من برای کامل کردن مکارم اخلاقی برانگیخته شدهام.»(1)امام صادق (ع)درباره مصداقهای مکارم اخلاق میفرماید:
لاتُمانِعوا قَرْضَ الخَمیر و الخُبزِ و اقْتِباسَ النَّارِ فَاِنّهُ یَجْلِبُ الرِّزقَ عَلی اَهلِ البَیْتِ مَعَ ما فِیهِ مِنْ مَکارمِ الاَخْلاقِ.(2)
مزاحم قرض دادن خمیر و نان و ابزارهای افروختن آتش برای یکدیگر نشوید؛ زیرا در عین اینکه این کار از مکارم اخلاق است، سبب جلب روزی برای اهل خانه نیز میشود.
همانگونه که از متن حدیث بر میآید، قرض دادن از مکارم اخلاق شمرده شده و رسالت اصلی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز کامل کردن مکارم اخلاق است. همچنین حضرت علی (ع) به کمیل بن زیاد میفرماید:
به خانوادهات دستور بده در به دست آوردن مکارم اخلاق بکوشند و حتی در تاریکیهای شب، به برآوردن نیازمندیهای مردم بپردازند. سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، هیچ کس به دل مؤمنی، شادمانی وارد نمیکند، مگر آنکه خداوند از این کار نیک او، مایه لطفی میآفریند که هنگام گرفتاری و نزول بلا، سریعتر از سرعت سیلاب در سراشیبی به کمک او میرسد و او را نجات میدهد.(1)
در دین مبین اسلام که دین اخلاق و انسانیت است، توجه به نیازها و گرفتاریهای یکدیگر و تلاش برای رفع آنها، شرط لازم مسلمانی شمرده شده است. آن کس که خود را به این مکتب مؤمن میداند، هرگز نمیتواند به آموزههای آن بیاعتنا باشد. چنین انسانی میداند با عمل به آموزههای اسلامی، نوری به وجود نیازمند او تابیده خواهد شد که در تاریکیهای زندگی، هدایتگر او خواهد بود.
قرضالحسنه، انسان را از خودبینی و خودخواهی که مانعی بزرگ در برابر کمالطلبی انسان است، دور میسازد و او را به مرکز تمام کمالها و زیباییها میکشاند. قرضالحسنه، روحیه مهرورزی، همدلی و برابرخواهی را در انسان زنده میکند و در حقیقت، ترجمان شخصیت متعادل انسان و راه
1) محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403 هـ . ق / 1983م، چ 2، ج 74، ص 314.
نزدیک شدن به خداوند بزرگ است. همچنین سبب رشد فضیلتهای اخلاقی، همچون سخاوت و بخشش در انسان میشود. توجه به نیاز همنوعان و کمک به حفظ شأن و شخصیت آنان، به انسان لذتی میبخشد که در سایه این لذت، میتواند با اطمینان قلبی بیشتری در مسیر تکامل قرار گیرد.
قرضالحسنه یکی از ابزارهای اخلاقی است که خداوند با آن، هم از مشکلات نیازمندان گرهگشایی میکند و هم قرضدهنده را از فضیلتها و نعمتهای بسیاری بهرهمند میگرداند. افزون بر این، قرضالحسنه را میتوان عاملی برای تهذیب روانی و تربیت روحی برشمرد؛ زیرا درست عمل کردن به این سنت حسنه میتواند سبب پالایش روح و روان از گناهان گردد. شاید بتوان گفت از یک نظر، فرد نخست باید خودسازی کند و سپس اهل قرض حسن باشد، ولی از نظر دیگر و با توجه به سفارشهایی که ائمه معصومین (ع) درباره قرضالحسنه و برخی امور خیر دیگر همچون انفاق و صدقه داشتهاند و با دقت در آیات قرآن کریم، میتوان نتیجه گرفت که پرداختن به قرضالحسنه و موارد مشابه آن، در خودسازی و تربیت اخلاقی فرد نقش مهمی دارند. در واقع، از مصداقهای تقوا و خودسازی، قرض حسن است. خداوند برای اهل قرض حسن، بسیاری از نعمتهای دنیوی و اخروی را وعده داده است. افزون بر اینها میتوان مطمئن بود که خداوند برای ادا کننده قرض حسن، شرایطی را فراهم میآورد که فرد از نظر فضیلتهای اخلاقی و خودسازی و تقوا نیز رشد کند و از توفیقهای الهی بهرهمند شود.
به طور کلی، در نظام اخلاقی اسلام، قرض دادن اهمیت ویژهای دارد و
توجه به نیاز همنوع و تلاش برای رفع نیاز او، از مهمترین توصیههای اخلاقی معصومین (ع) است. میتوان گفت در بسیاری از موارد، عمل به توصیههای معصومین (ع)از واجبات اخلاقی شمرده میشود و اگر فرد مسلمان به آنها عمل نکند، چه بسا گرفتار عذاب اخروی شود. اگر در احکام فقهی اسلام نیامده است که انجام دادن کارهای نیکو، مانند دستگیری از نیازمندان یا قرض دادن به آنان، واجب یا ترک کردن این کارها، گناه است و زمینهساز کیفر اخروی خواهد شد، شاید بدان دلیل باشد که خداوند خواسته است بندگانش را با این گونه کارها بیازماید. اگر انسان بسیاری از امور عبادی را واجب بشمارد و ترک امور حرام را بر خود لازم بداند، ولی به برطرف کردن نیاز ضروری همنوع خود بیتوجه باشد، در این امتحان بزرگ الهی ناکام مانده است.
خداوند برای بهرهمندی انسان از پاداشهای بزرگ اخروی و برکتهای فراوان دنیوی، زمینه انجام دادن امور اخلاقی را فراهم کرده است و همواره دوست دارد بندگانش افزون بر انجام دادن واجبات و ترک کردن محرمات، به انجام دادن مستحبات نیز مشتاق باشند. خداوند با توجه به اختیار و عقلی که در وجود انسانها قرار داده است، میخواهد آنها را در استفاده از عقل و اختیارشان بیازماید که آیا همان گونه که به احکام اسلام عمل میکنند، به توصیههای اخلاقی اسلام نیز پایبندند؟ آیا آنان با تفکر در نشانههای الهی میتوانند به اهمیت کمک به نیازمندان و اموری مانند قرض دادن و انفاق و بخشش در راه خداوند پی ببرند یا خیر؟
در نظام اخلاقی اسلام، همواره بیشترین پاداشها و آثار دنیوی و
اخروی، برای اهل خیر در نظر گرفته شده است. ازاینرو، ترک آنها نیز آثار مخربی در پیکره فرد و جامعه بر جای خواهد گذاشت. نتیجه اینکه اهمیت انجام دادن اینگونه امور خیر در بسیاری از موارد، نسبت به انجام دادن واجبات دینی (اعم از فردی یا اجتماعی) بیشتر است؛ زیرا افزون بر پاکسازی روحی فرد، پی آمدهای فراوانی نیز برای جامعه اسلامی به همراه دارد.
هرگاه اعضای یک فامیل یا جمع دوستانه، گرفتار باشند، با دادن قرضالحسنه و محبت ورزیدن به افراد میتوان آنان را در رفع گرفتاریشان یاری کرد. این کار سبب نزدیکی دلهای آنان به هم و ایجاد صمیمیت خواهد شد. حتی اگر میان افراد، کدورتی باشد، این رفتار پسندیده اسلامی میتواند آن را از میان بردارد و سبب نزدیکی افراد به هم و پایداری دوستی آنان شود.(1)
چون قرضالحسنه، نوعی صدقه شمرده میشود، به حکم آیه قرآن میتواند سبب پاک شدن قرضدهندگان از رذایل اخلاقی، دنیاپرستی، بخل و
1) نک: علی نورمحمدی، قرضالحسنه، تهران، انتشارات فروزان، 1378، چ 1، ص 57.
امساک گردد. خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها؛ از مالهای آنان صدقهای بگیر تا پاکشان سازی و آنان را برکت و فزونی بخشی». (توبه: 103)
شاید با توجه به سیاق این آیه و آرای مفسران، گفته شود که این آیه به گرفتن زکات مربوط است و درباره صدقه یا قرض نیست. در پاسخ میتوان گفت همانگونه که در روایتهای مختلفی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین (ع) آمده است، کسانی که قرض میدهند و در سر موعد، موفق به دریافت قرض خود نمیشوند، میتوانند قرض خود را به حساب زکاتشان قرار دهند. همچنین در برخی احادیث آمده مدت زمانی که سرمایه انسان به عنوان قرض در دست دیگران است، برای او ثواب صدقه نوشته میشود. این موارد و احادیث فراوان دیگر در این زمینه که پیشتر به برخی از آنها اشاره شد، میتوانند دلیلی برای مرتبط بودن قرض با آیه یاد شده باشند.
بیشک، برآوردن نیاز مؤمنان به ویژه بستگان، افزون بر ایجاد محبت و تأثیر عاطفی بر یکدیگر، سبب استواری پیوندهای خویشاوندی و صله رحم میشود. در بسیاری از صندوقهای قرضالحسنه فامیلی و دوستانه، قرضالحسنه، بهانهای شده است تا افراد، بیشتر همدیگر را ببینند و از احوال یکدیگر جویا شوند؛ یعنی در اینگونه موارد، رفتوآمدها و احوال پرسیها
سبب استحکام پیوند فامیلی و دوستانه آنها شده است.(1)
خوب است در این باره، حکایتی را از کتاب فرج بعد از شدت دهستانی نقل کنیم. در این کتاب آمده است: «جوانمردی گوید که وقتی مرا تنگدستی روی داد و نعمت و ثروت پشت به من آورد و فقر به غایت کشید و فاقه به نهایت انجامید و ماه رمضان طالع شد و از تأثیر طالع به ترتیب اخراجات (هزینهها و خرجها) ماه رمضان بر من متعذر گشت. دوستی علوی داشتم. رقعهای بدو نوشتم و هزار درهم قرض خواستم. او هزار درم در کیسهای که مهر بر [آن] نهاده بود، [برای] من فرستاد و هم در آن لحظه، رقعهای از دوستی دیگر به من آوردند که او از من به جهت اخراجات ماه رمضان هزار درهم التماس کرده بود. من همچنان آن کیسه سر به مهر بدو فرستادم و جانب او را بر جانب خود ترجیح دادم. چون روز دیگر شد، آن دوست که از من قرض گرفته بود و آن علوی که من از او قرض گرفته بودم، هر دو به نزد من آمدند. علوی از من پرسید آن دراهم را که با استقراض آن، مرا رهین منت گردانیدی، چه کردی؟ گفتم: «در مهمی صرف کردم.» او بخندید و کیسه زر سر به مهر[ی ]بیرون کرد و در پیش من نهاد و گفت: «من به جز از این درهمها هیچ نداشتم و آن [را] به جهت اخراجات ماه رمضان نهاده بودم. چون رقعه تو به التماس آن محقر رسید،
1) محمدقاسم حلاجیان، مقاله «صندوقهای قرضالحسنه خانوادگی، مزایا و مشکلات»، وام، زمستان 1379، ش 18، ص 30.
ایثار کردم و چون محتاج اخراجات ماه رمضان گشتم، به نزد این دوست رقعهای نوشتم و قرض خواستم. او این کیسه نزد من فرستاد؛ چون مُهر خود بر وی دیدم، تعجب نمودم و کیفیت حال از وی پرسیدم. او با من حکایت کرد و ماجرا چنانکه بود، شرح داد. اینک هر دو نزدیک تو آمدهایم و کیسه را آوردهایم [تا] با یکدیگر مقاسمت کنیم و آن را خرج کنیم. باشد که خدای تعالی دری از درهای روزی بر ما گشاده گرداند.» و با یکدیگر، آن دراهم را تقسیم کردیم و ماه رمضان در آمد و بیشتر آن درمها خرج کرده بودم که یحیی بن خالد برمکی، بامدادی پگاه، مرا خواند و گفت: «تو را دوش به خواب دیدم، در حالتی که تعبیر آن دلالت میکند در محنتی سخت و اندوهی بسیار بوده باشی. حالِ خود را با من تقریر کن و از حقیقت آن و سبب تشویش، مرا باخبر کن.» من آن سرّ مکتوم را معلوم کردم و صورت ماجرا را که میان من و علوی و آن دوست رفته بود، با وی شرح دادم. او از آن تعجب نمود و گفت: «نمیدانم از شما کدام یک کاملتر است و در مروت تمامتر؟» و بفرمود تا سی هزار درم به من دادند و ایشان رایکی ده هزار درم بفرستاد و حال ما نیکو شد و از ضیق و شدت، فرج یافتیم».(1)
در این حکایت، اثر کار خیر به خوبی نمایان است. قرض دادن به افراد نیازمند و حل کردن گرفتاری آنان، چون یک کار کاملاً خیرخواهانه و انسانی و مورد تأکید ادیان آسمانی به ویژه دین اسلام است، برای فرد و جامعه
1) حسینبن اسعد دهستانی، فرج بعد از شدت، تهران، انتشارات اطلاعات، ج1، صص 548 ـ 553.
برکت خواهد آورد. با توجه به سفارشهای موکد قرآن و معصومین (ع)در این باره، میتوان نتیجه گرفت که قرض بیش از آنکه برای قرضگیرنده، آثار اقتصادی داشته باشد، برای قرضدهنده، آثار گوناگونی دارد که از آن جمله میتوان به برکت یافتن سرمایه، ایجاد آرامش روانی و اثرگذاری اخلاقی اشاره کرد. گویی خداوند در رفتارهای شخص قرضدهنده، اثری وضعی قرار داده است که به واسطه عمل خیر او، پیوسته آثار مثبت بر روح و جسم و کارهای نیک او وارد میآید. البته دلیل اختصاص این همه آثار پربرکت برای عملی که گرهگشای مشکلات بندگان و حافظ آبروی آنان است، شاید این باشد که خداوند دوست دارد همواره بندگانش در انجام دادن چنین کارهایی و استمرار در آنها تشویق شوند و هیچ گاه خود را زیاندیده نپندارند.
وقتی انسان با قرض دادن خود، زمینه خوشحالی نیازمندی را فراهم میآورد، احساسی تازه در خود مییابد که در شخصیت و روان او اثر میگذارد و مدتها در ژرفای جان او باقی میماند. با تکرار این کارها، کمکم، این احساس، در جنبههای شخصیتی و روانی انسان، آثار پایدارتری بر جای میگذارد. آنگاه با تثبیت این حالتها در روح و روان فرد، زمینه شکوفایی بسیاری از استعدادهای مثبت دیگر در او فراهم میشود. خداوند در این باره میفرماید: «اِنْ اَحْسَنْتُمْ اَحْسَنْتُمْ لاَنْفُسِکُمْ وَ اِنْ اَسَأْتُمْ فَلَها؛ اگر نیکی کنید، به خود کردهاید و اگر بدی کنید، به خود روا داشتهاید». (اسراء: 7)
عرف جامعه چنین میپندارد که اگر انسان، نیکی کند، گویا به دیگری
نیکی کرده است، در حالی که بر اساس منطق قرآن، انسان نیکوکار در واقع، به خود نیکی کرده است. این همان اثر روانشناختی است که از کار نیک در زندگی انسان، ایجاد میشود. ازاینرو، چون اعمال صالح، پربرکت و سازنده هستند، احساسهایی را در ما ایجاد میکنند و در روح و شخصیت ما اثر میگذارند. در آن صورت، مجموعه شخصیت انسان، مثبت، سازنده و بالنده میشود. از همینرو، هرچه انسان در راه خیر گام بردارد، اگر چه در ظاهر، به دیگری خدمت کرده است، ولی در اصل، خود شخص رشد میکند.(1)
سرشت انسان نیازمند محبت و عاطفه است. به بیان دیگر، انسان به طور فطری دوستدار محبت است. وقتی فردی باکمک مالیخویش به صورت قرض و مانند آن، نگرانی را از دل برادر دینی خود بزداید. در واقع، در حق او محبت کرده است و بیگمان، این محبت در قلب وی اثر خواهد گذاشت. از سوی دیگر، بازتاب این محبت در چهره و باطن فرد نیازمند، در وجود انسان قرضدهنده یا کمککننده نوعی شادابی همراه با آرامش خاطر ایجاد میکند. این اثرگذاریهای متقابل، رفته رفته شادکامی و حالتهای روحی ویژهای را در نهاد او ایجاد خواهد کرد که هیچگاه حاضر نخواهد بود با ترک آن اعمال، خود را از این لذتها و حالتهای روحی محروم سازد. ازاینرو، نقشی را که اعمال صالح در حالت کلی و قرض حسن به عنوان مصداق برجسته و مهم آن، در شکلگیری روحیه سالم و سازنده ایفا میکنند، نباید
1) «گفتوگو با دکتر محمدرضا شرفی، استادیار دانشگاه تهران، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی»، وام، بهار 1380، ش 19، ص 13.
نادیده گرفت. بسیاری از کسانی که همواره در کارهای نیک، پیشگام بودهاند، این حالت روحی را به خوبی درک کردهاند و آن را مدیون توفیق الهی در انجام دادن امور خیر میدانند.
گفتنی است افزون بر آرامش روحی، روانی و ایجاد لذت درونی در قرضدهنده، در گیرنده قرض نیز آثار مثبت روانی و روحی ایجاد میشود. با توجه به اینکه انسان، تشنه محبت از سوی دیگران است، وقتی از فردی محبت ببیند، احساس خوشایندی در دلش ایجاد میشود و میکوشد به فرد مقابلش محبت کند. به این ترتیب، پیوند میان او با اطرافیانش عمیقتر میشود. افزون بر آن، با این کمک و محبت همنوعش، نگرانیهایش به سبب گرفتاریها و سختیهای زندگی زدوده میشود. در اینجا او احساس میکند هنوز در قلب اطرافیانش جا دارد و هنوز انسانهایی، او را دوست دارند و سرنوشت وی برای آنان مهم است. ازاینرو، خواهد کوشید در مواقع ضروری به دیگران محبت کند.
به این ترتیب، با عمل نیک قرض دادن، روح و روان قرضدهندگان و قرضگیرندگان و حتی اطرافیان شادمان و امیدوار میشود و آنان نیز میکوشند در احیای این سنّت الهی، هر چه بیشتر سهیم باشند. خداوند نیز همواره یاریگر چنین انسانهایی خواهد بود: «اِنَّ اللّه لَمَعَ المُحسِنین.» (عنکبوت: 69) امام علی (ع) در این زمینه فرموده است: «بِالْاِحسانِ تَمْلِکُ القُلُوب؛ با احسان
میتوان دلها را به دست آورد.»(1)و «مَنْ کَثُرَ اِحْسانُه، اَحَبَّهُ اِخوانُه؛ هر کس احسانش به دیگران بیشتر باشد، دیگران (برادران دینیاش)، او را بیشتر دوست خواهند داشت».(2)
در آیات قرآن کریم و احادیث معصومین (ع)، درباره اعطای پاداش به قرضدهندگان و تمامی نیکوکاران در دنیا و آخرت، مطالب فراوانی هست که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
یک ـ خداوند در آیه 20 سوره مزمل، پس از درخواست قرض از بندگانش میفرماید آنچه را از خیر، پیش میفرستید، نزد خداوند خواهید یافت و آن پاداش بزرگی دارد. تعبیر «اَعْظَم اَجرا» در پایان این آیه همان، پاداش فراوانی است که خداوند برای قرضدهندگان در نظر گرفته است.
دو ـ خداوند در آیه 11 سوره حدید، وعده «اجر کریم» را در مقابل پرداخت قرض حسن داده است: «مَنْ ذا الذی یُقرض اللّه قرضا حسنا فَیُضاعِفَه لَه وَ لَهُ اَجرٌ کریمٌ.» افزون بر اجر کریم در این آیه، افزایش حسنه این عمل نیز دیگر وعده الهی است که به پرداختکنندگان قرض حسن داده شده است. با تأمل در صفت جمال «کریم» الهی درمییابیم که چنین اجری از سوی خداوند متعال، ارزش فراوانی دارد. اگر بگوییم بخشی از این اجر، همان
«کرامت» و سخاوتی است که به بندهاش میدهد و او را در شمار اهل کرامت و سخاوت قرار میدهد، اشتباه نکردهایم؛ زیرا دهنده این اجر، جایگاه والایی دارد و چون خود او مشوق چنین کارهایی است، با اجابت اولیه بندگانش، کمکم آنان را نیز اهل کرامت و بخشش میکند.
سه ـ در آیات بعدی همین سوره آمده است که خداوند، نوری را برای اهل ایمان و پرداختکنندگان قرض حسن قرار داده است که با آن نور، از منافقان جدا و روانه بهشت میشوند. صحبتهای اهل بهشت با منافقان که از آنان نور میجویند، بسیار درسآموز است. مؤمنان در پاسخ آنان میگویند: «به دنیا برگردید و از آنجا نور بگیرید.»(حدید:12 و 13)؛ یعنی باید از دنیا با خود نور میآوردید و با رفتار دنیوی خود صاحب نور میشدید.
چهار ـ در آیه 12 سوره مائده میخوانیم:
وَ اَقْرَضْتُمُ اللّه قرضا حسنا لاُکَفرنَّ عنکم سیِّاتکم و لادْخلنّکم جناتٍ تَجْری مِنْ تحتها الانْهار.
و خدا را وامی نیکو دهید. هر آینه بدیهایتان را از شما بزدایم و شما را به بهشتهایی درآورم که از زیر [درختان ]آنها جویها روان است.
افزون بر بخشش گناهان، خداوند به صراحت، به قرضدهندگان بهشت را وعده داده است. البته همانگونه که ظاهر آیه نشان میدهد، چنین پاداشی به قرضی داده خواهد شد که دو ویژگی داشته باشد: اول اینکه «حَسن» باشد. بنابراین، قرضی که حسن نباشد، یا پاداشی نخواهد داشت یا پاداشش با این جزا قابل مقایسه نخواهد بود. دومین ویژگی آن است که گیرنده قرضِ حسن باید خودِ «خداوند» دانسته شود. البته خداوند به این قرض نیازی
ندارد؛ چون بینیاز مطلق است، ولی برای تشویق بندگان نیکوکارش میخواهد با چنین قرارداد و تعبیری، زمینه حَسن شدن قرض را فراهم آورد و به بندگانش بفهماند که چون گیرنده اصلی قرض، خود اوست، پس خودش جزای کار نیک را به خوبی خواهد داد.
پنج ـ خداوند در آیه 245 سوره بقره، جزای قرض دادن به او را با چند عبارت معنادار بیان میکند:
مَنْ ذَا الَّذی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافًا کَثیرَةً وَ اللّهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ. (بقره: 245)
کیست که خدای را وام دهد؛ وامی نیکو تا او را افزون دهد؛ افزونیهای بسیار؟ و خدا [روزی را] تنگ و فراخ میکند و بازگشت شما به سوی اوست.
گفتیم که خداوند در برابر قرض حسن، «بهشت جاودان»، «اجر عظیم»، «اجر کریم» و «اجر مضاعف» را وعده فرموده است. در این سوره نیز خداوند با تعبیر جدیدی، پاداش پرداختکنندگان قرض حسن را بیان میکند. هر سه عبارت «فیضاعفه»، «اضعافا» و «کثیرةً» به معنای افزودن، چندین برابر کردن و بسیار فراوان معنا میشوند؛ هر چند با هم مشترکاتی دارند. تأکید خداوند در بیان چنین پاداشی بسیار جالب است. خداوند برای یک قرض حسن، پاداشی چند برابر میدهد. همان گونه که پیشتر اشاره شد، چون خداوند دوستدار نیکیها و کردارهای شایسته بندگانش است و میخواهد بندگانش اهل خیر و کردارهای شایسته باشند، کوچکترین عمل خیر آنها را برکت و فزونی میبخشد و جزایی هم که میدهد، بسیار بزرگتر از کار خیر بندگانش است.
خداوند در آیات بسیاری از قرآن کریم، جزای خیر و پاداشهای گوناگونی را به بندگان نیکوکارش وعده فرموده است، ولی در اینجا به همین مقدار بسنده میکنیم. در ادامه به برخی احادیث معصومین (ع)در این زمینه میپردازیم:
یک ـ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد قرض فرموده است:
هر کس به دردمندی قرض دهد و در طلب آن به نیکویی رفتار کند، عمل خود را از سر بگیرد؛ (زیرا گناهان گذشتهاش آمرزیده شده است و) خداوند به هر درهمی، هزار انبان از نعمتهای بهشتی به او میدهد. هر که مشکلی از مشکلات دنیا را از برادر مؤمنش بگشاید، خداوند به رحمت خویش بر او نظر کند و او با این نظر الهی، به بهشت دست یابد... و هر کس به برادر مسلمانش قرض دهد، در برابر هر درهمی که قرض میدهد، به وزن کوه اُحد و کوههای رَضْوی و کوههای منطقه سینا برای او حسنه خواهد بود. اگر پس از سرآمد وقت مقرر، در طلب آن با وی مدارا کند، مانند برق جهنده درخشان و بدون حساب و عذاب از صراط عبور خواهد کرد. هر کس که برادر مسلمانش به او (از تهیدستی) شکایت برد و به وی قرض ندهد، خداوند در روزی که نیکوکاران را پاداش میدهد، بهشت را بر او حرام گرداند.(1)
بخشش گناهان، نظر رحمت الهی، ورود در بهشت الهی و حسنهای به وزن کوههای رضوی و سینا که نشان بزرگی پاداش الهی است، همه از
1) بحارالانوار، ج 73، ص 368.
نتیجههای اُخروی قرض حسن است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این حدیث، به آنها اشاره کرده است.
دو ـ امام جعفر صادق (ع) میفرماید:
مؤمنی نیست که به مؤمن دیگری قرض بدهد و در آن خشنودی خدا را بجوید، مگر اینکه خداوند پاداش صدقه را برای او منظور کند تا اینکه مالش به او برگردد.(1)
سه ـ همچنین امام صادق (ع) فرموده است:
راه رفتن مسلمان به منظور برآوردن نیازمندی مسلمانی دیگر، از هفتاد طواف به دور خانه کعبه بهتر است.(2)
افزون بر احادیث یاد شده، حدیثهای فراوانی درباره رفع نیاز مستمندان و قرض دادن به آنان و انجام دادن اعمال صالح از پیشوایان معصوم (ع) به یادگار مانده است که در گفتارهای بعدی خواهد آمد.
افزون بر پاداشهای فراوانی که خداوند به افراد نیکوکار و قرضدهندگان میبخشد، بسیاری از گناهان آنان را نیز میبخشاید. در اینجا، بخشی از این آثار قرض حسن را که در قرآن کریم آمده است، میآوریم. سپس این آثار را از منظر برخی حدیثها بررسی میکنیم.
یک ـ خداوند در سوره مزمل، از خود با صفت «غفورٌ رحیمٌ» یاد میکند.
چنین تعبیری پس از دعوت از بندگان برای قرض حسن، میتواند بیانگر رحمت و آمرزش خداوند در مورد بندگان نیکوکارش باشد.
کلام قرآن در این باره چنین است:
... وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَقْرِضُوا اللّهَ قَرْضاً حَسَناً وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللّهِ هُوَ خَیْرا وَ أَعْظَمَ أَجْرا وَ اسْتَغْفِرُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ.
و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و وام نیکو به خداوند دهید و هر کار خوبی برای خویش از پیش فرستید آن را نزد خدا بهتر و یا پاداشی بیشتر بازخواهید یافت و از خدا طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده مهربان است.
دو ـ خداوند در سوره تغابن میفرماید:
اِنْ تُقْرِضُوا اللّهَ قَرْضَا حَسَنا یُضَاعِفْهُ لَکُم وَ یغْفرْ لَکُم وَ اللّهُ شَکُورٌ حَلیمٌ. (تغابن: 17)
اگر خدای را وامی نیکو بدهید، آن را برای شما افزون کند و شما را بیامرزد و خدا سپاسگزار و بردبار است.
آمرزش الهی، یکی از آثاری است که در پی دادن قرض حسن شامل حال انسان میشود. همچنین «حلم» خداوند در محاسبه و کیفر بندگانش شامل حال چنین بندگانی خواهد شد. برخی از مفسران درتفسیر «شکورٌ حلیم» گفتهاند خداوند در عذاب و کیفر بندگانش شتاب نمیکند.
سه ـ همچنین خداوند، تکفیر گناهان را در نتیجه قرض حسن میداند و آشکارا، بخشش گناهان پرداختکنندگان قرض حسن را وعده میدهد: «و اَقْرَضْتُمُ اللّهُ قَرْضَا حَسَنا لاُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُم». (مائده: 12)
بنابراین، قرض حسن را نیز مانند توبه و استغفار میتوان از عواملی
دانست که موجب کفاره گناهان میشود.(1)البته این، تنها بخشی از اثر قرض حسن است و همان گونه که گذشت، فایدهها و آثار قرض حسن بسیار بیشتر از این موارد است.
چهار ـ با توجه به اینکه قرض حسن درشرایط خاص، نوعی صدقه شمرده میشود و حتی گاه میتواند جایگزین زکات واجب شود، برخی از آثاری را که در قرآن و احادیث معصومین (ع) در این موارد آمده است، به قرض حسن میتوان تعمیم داد. برای مثال، آیهای که در مورد گرفتن صدقه یا زکات از مردم است، نتیجه این عمل را پاکی و تزکیه آنان بیان میکند: «خُذْ مَنْ اموالهم صَدَقَةً تُطهّرهم و تُزکّیهِم بها؛ از مالهای آنان صدقهای (زکات) بگیر که بدان وسیله پاکشان میسازی و آنان را برکت و فزونی میبخشی (یا آنان را پاکیزه و پالایش میکنی)». (توبه: 103)
در احادیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم (ع) نیز به آثار قرض حسن در زمینه بخشش گناهان یا آسان گرفتن حساب آخرت ومسائلی از این دست، بسیار اشاره شده است که بخشی از آنها پیشتر آورده شد. در اینجا به چند حدیث دیگر اشاره میشود.
حضرت علی (ع) میفرماید: «بالاحسان تُغَمَّدُ الذُّنُوب؛ با نیکی کردن، گناهان پوشیده میشود.»(2)همچنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: «اِذا عَمِلْتَ سَیِئةً فَاعْمَلْ حَسَنةً
تَمْحُوها؛ وقتی کار بدی کردی، در کنار آن کار خوبی انجام ده که آن را محو کند».(1)
امام صادق (ع) نیز فرموده است:
... مؤمنی نیست که به مؤمن دیگری برای رضای خدا قرض دهد؛ جز آنکه خداوند، پاداش او را به حساب صدقه میگذارد و مؤمنی نیست که در پی برآوردن حاجت برادر مؤمنش برود، مگر آنکه خداوند برای او در هر گامی که برمیدارد، یک حسنه مینویسد و یک گناه از او پاک میسازد و یک درجه برای او بالا میبرد و ده حسنه به او افزوده میشود و ده حاجت او برآورده میگردد.(2)
با دقت در مفهوم احادیث یاد شده به خوبی میتوان نتیجه گرفت که قرض حسن میتواند سبب آمرزش بسیاری از گناهان شود. البته آمرزش الهی درباره گناهانی است که در حق بندگان خداوند صورت نگرفته باشد. این احتمال نیز وجود دارد که خداوند با شیوههایی درمورد آمرزش خطاهای انسان در حق دیگران، لطف خویش را نشان دهد و به واسطه اعمال خیر بندگان، از گناهان مربوط به حق الناس نیز بگذرد. در زمینه کوتاهیهای انسان در مورد واجبات فردی و حق اللّه میتوان گفت دایره گذشت خداوندی، گسترده است. چه بسا آثار وضعی رفتارهای نیک انسان از جمله قرض حسن، رفته رفته او را از ارتکاب گناه در حق دیگران باز دارد و بدین وسیله، زمینه هدایت و عاقبت به خیری او فراهم شود.
پیشتر گفتیم که قرض حسن هم اثر مثبت اخلاقی بر فرد و جامعه میگذارد و هم زمینهساز بسیاری از ثوابهای اخروی، به همراه بخشودگی یا تخفیف در مجازات گناهان پرداختکننده قرض حسن میشود. بیشک، بخشی از آثار اولیه قرض حسن، به زندگی دنیایی افراد مربوط میشود. شاید در نگاه نخست، چنین به نظر آید که در قرض حسن، تنها قرضگیرنده از آن سود میبرد، در حالی که بنا بر آیات و روایات، نه تنها گیرنده قرض، بلکه قرضدهنده و کسی که بخشی از داراییاش را از خود جدا میکند و حتی اجتماعی که این دو در آن زندگی میکنند، از این داد و ستد نیکو بهره میبرد. در ادامه میکوشیم با بررسی برخی از این آثار، گوشهای از آثار فردی و اجتماعی قرض حسن را بیان کنیم.
همان گونه که در بررسی آثار اخروی قرض حسن بیان شد، برای اهل قرض، بهرههای فراوانی هست که بخشی از آنها در دنیا خواهد بود. کسی که با قرضدادن، گرفتاری دیگران را رفع میکند، خود نیز مشمول عنایتها و برکتهای خداوندی قرار میگیرد و همواره در داراییهایش برکت به وجود میآید. قرآن میفرماید: «خداوند، ربا را نابود میکند و صدقهها را برکت میدهد.» (بقره: 276) همچنین امام حسین (ع) فرموده است: «السَّخاءُ غِنیً؛
سخاوت موجب بینیازی میشود».(1)
در حقیقت، یکی از آثار بخشش و سخاوتمندی آن است که فرد یا از امور مادی بینیاز میشود یا به برکت این صفت نیکو، خداوند، خلق و خویی به او میبخشد که با آن، داراییاش فزونی مییابد و سرانجام بینیاز میشود. همانگونه که پیشتر اشاره شد، لازمه بهرهمندی از برکتهای فراوان قرض، این است که قرض، حسن باشد و قرضی حسن است که پرداختکننده آن دارای صفت بخشندگی باشد. هرگز کسی که بخیل است و نمیتواند مقداری از مال و داراییاش را ببخشد، نمیتواند اهل قرض حسن باشد.
آنچه بیان شد، تنها آثار مادی قرض حسن است. برای قرض حسن، آثار معنوی فراوانی نیز میتوان برشمرد، مانند اینکه فرد با کمک به دیگران به نوعی خشنودی و آرامش قلبی میرسد یا پس از حل گرفتاری دیگران و دیدن شادکامی آنان، شادی وصفناپذیری احساس میکند. کوشش برای رفع مشکلات دیگران و کمک به مردم، روح بندگی را در وجود انسان تقویت میکند و آثاری بر روح فرد میگذارد که او را به آنچه از نماز و روزه نیز حاصل میشود، میرساند. امام حسین (ع) از پدر بزرگوارشان نقل میکند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
کسی که برای برطرف کردن نیاز برادر مسلمان خود بکوشد، گویی
1) محمد دشتی، نهج الحیاة فرهنگ سخنان امام حسین(ع)، قم، مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین، 1377، چ 1، ج 1، ص 92.
خداوند را نه هزار سال عبادت کرده است، در حالی که روزها را روزه بوده و شبها را به شبزندهداری گذرانده باشد.(1)
قرض حسن سبب افزایش شمار دوستان میشود و حتی در تداوم دوستیها نیز اثر فراوانی بر جای میگذارد.(2)علی (ع)میفرماید: «بِالاحْسانِ تَمْلِک القُلوب؛ با نیکی کردن، صاحب دلها شوید.»(3)نیز از همان بزرگوار است که: «مَنْ اَحْسنَ اِلی الناسِ اسْتدامَ النّاس مِنْهُم الْمَحَبّة؛ هر کس به مردم احسان کند، دوستی آنان با او دوام مییابد».(4)
امام علی (ع) درباره احسان کردن به خلق میفرماید: «مَنْ اَحْسنَ اِلی الناس حَسُنَتْ عواقبُهُ و سَهُلَتْ لهُ طرائِقهُ؛ هر که به مردم نیکی کند، عاقبت به خیر میشود و مسیر زندگانیاش آسان میگردد».(5)
امام صادق (ع) با برشمردن پاداش قرضالحسنه، به یکی از اصحابش میفرماید:
ای عثمان، اگر بدانی که شأن مؤمن نزد خدا چه قدر است، هرگز در برآوردن حاجت او سستی نخواهی کرد... برآوردن حاجت مؤمن، دیوانگی و پیسی را [از انسان] دور میسازد.(1)
خداوند میفرماید:
الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاهُمْ یَحْزَنُونَ. (بقره: 274)
همچنین در قرآن آمده است:
إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ . (بقره: 277)
آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و نماز را بر پا داشتند و زکات دادند، مزدشان نزد پروردگارشان است؛ نه بیمی بر آنهاست و نه اندوهگین میشوند.
شاید اشکال شود که بسیاری از آیات و احادیث، بیشتر به صدقه و انفاق اشاره دارند تا به قرض حسن. پس چگونه میتوان آثار آنها را به قرض تعمیم داد؟ در پاسخ باید گفت به تصریح خود آیات و احادیث، ارزش، فضیلت و ثواب قرض بالاتر از انفاق و صدقه است. ازاینرو، وقتی فضیلت امری مانند قرض حسن، بیشتر از صدقه است، آیا آثار چنین عملی را میتوان ضعیفتر از آثار صدقه و انفاق دانست؟
به جز این، آیات و احادیثی که به برطرف شدن بیماریها و نگرانیها و
1) اصول کافی، ج4، ص 34.
اندوهها از دل قرضدهندگان اشاره دارند، دلالت میکنند که میتوان آثاری از این سنخ را برای قرض حسن نیز درنظر گرفت. افزون بر اینها، با تدبّر در احادیث و آیات قرآنی و با توجه به آرای مفسران، میتوان نتیجه گرفت که قرض حسن، نوعی صدقه است و جایگاهش را در کنار دیگر انواع صدقهها و زکاتهای مستحب برشمردهاند. ازاینرو، میتوان گفت آثاری که در احادیث مربوط به صدقه و انفاق برای درمان بیماریها، رفع اندوهها و نگرانیها و رفع بلاهای دنیوی وارد شده است، قرض حسن را نیز دربرمیگیرد.
اجرای سنّت قرضالحسنه میتواند عاملی برای بیشتر شدن صلهرحم و پیوندهای اجتماعی شود. در سایه همین رفتوآمدهای اجتماعی، زمینه مشارکت، همکاری و همفکری بیشتر فراهم میشود و استعدادها شکوفا میگردد.
کمک به حل مشکل نیازمندان جامعه و برطرف شدن فقر، سبب حفظ شخصیت و ارتقای روحیه آنان خواهد شد. اگر نیازشان بیپاسخ بماند، اجتماع از آثار خطرناک و پنهان رفتارهای پیشبینیناپذیر آنان در امان نخواهد بود. آمار جرم و جنایت افراد نیازمندی که نتوانستهاند مشکل خویش را برطرف کنند و کم کم به راههای خلاف کشیده شدهاند، گویای این امر است. عقدههای روانی که بر اثر ایجاد فاصلههای طبقاتی شدید و
محرومیتهای مادی پدید میآید، میتواند برای هر اجتماعی بسیار خطرناک باشد.
با قرض حسن میتوان بخش مهمی از نیازهای افراد نیازمند را حل کرد و اجازه نداد که چنین مسئله کوچکی به خطر بزرگ اجتماعی تبدیل شود. البته اگر در کنار قرض حسن، دیگر آموزههای اسلامی همچون همیاری، پرداخت زکات و خمس و مالیات و مانند آن اجرا شود، در آن صورت، جامعه وضعیت عادلانهای خواهد داشت و خواست اسلام نیز همین است.(1)
ح) تأمین اجتماعی(2)
از آنجا که «ضروری بودن مورد استفاده قرض»، یکی از ارکان آن است، پدیدآوردن امنیت اقتصادی از آثار این نهاد شمرده میشود. در واقع، افراد اجتماع اطمینان دارند که هرگاه حادثهای، بعضی از نیازها را ضروری سازد، نهاد قرض به یاریشان میشتابد و نیازهای آنان را برآورده میسازد. بنابراین، قرض میتواند یکی از ابزارهای مهم جذب منابع برای تأمین اجتماعی در بخش کفالت همگانی شمرده شود.
توجه به مطالب زیر اهمیت قرض را در مقایسه با دیگر منابع تأمین اجتماعی که رنگ انفاق و صدقه دارند، آشکار میسازد:
یک ـ گاه فرد در آینده، توان بازپرداخت دارد. بنابراین، در این موارد، قرض از صدقه، برتر است.
دو ـ در قرض، به دلیل لزوم بازپرداخت، بیشتر میتوان انتظار استمرار داشت. هر دو ساختار قرض و صدقه، تأمین اجتماعی (رفع نیازهای جامعه) را پدید میآورند، ولی چون در صندوق تعاون، تمام اعضا در گردآوری وجوه مشارکت دارند، این ساختار به ساختار تأمین اجتماعی کنونی شباهت بسیاری دارد. در واقع، افراد میتوانند با انگیزههای مختلف مانند رفع نیازهای دوران سالخوردگی، ازدواج و هزینه تحصیلات فرزندان، چنین صندوقهایی را بنیان نهند تا این صندوقها هنگام پدید آمدن چنین نیازهایی، بر اساس قانون معیّن، به آنها وام دهند.
با استفاده از آیات مجاور آیه قرض (حدید: 11) و آیات سیاق مربوط به قرض حسن در سوره بقره، میتوان نتیجه گرفت یکی از زمینههای استفاده از قرض حسن، تقویت نیروهای دفاعی اسلام و تأمین ابزارهای لازم برای آنان است.(1)
اگر انسان تجزیه و تحلیل درستی در مورد آثار اجتماعی امور خیریه داشته باشد، خواهد دید وقتی کار خیر در جامعه بیشتر میشود، جامعه حالت دیگری به خود میگیرد؛ زیرا اشاعه خیر، خود، خیر دیگری است.
1) نک: قرضالحسنه، ص 51.
خداوند در قرآن کریم میفرماید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها؛ کسی که کار نیکی انجام دهد، ده برابر مثل همان نیکی، برای اوست». (انعام: 160)
با توجه به این آیه، مردم مشتاق میشوند تا برای انجام کار خیر گام بردارند. چون دلهای مردم تشنه محبت دیگران است، وقتی کار نیکی را در جامعه ببینند، پیوندهای عاطفی بیشتر میشود و سختیها در جامعه تقسیم میشود و بر شانه یک نفر سنگینی نخواهد کرد. وقتی انسانهای گرفتار ببینند که دیگران مشکلات آنها را درک میکنند، احساس آرامش میکنند. در واقع، اگر هر کسی، گوشهای از کار را برعهده بگیرد، سختیها برای هیچ کس نمود نمییابد و پیآمد اجتماعی کارهای خیر، ایجاد جامعهای شاداب و به دور از رنجها و آزارهای روحی و روانی خواهد بود که این سلامتی روانی و جسمی بر روند زندگی اجتماعی افراد اثر میگذارد.(1)
قرضالحسنه در کنار دیگر صدقههای مستحب و واجب، نقش مهمی در ایجاد تعادل اقتصادی در جامعه دارد. در هر جامعهای، کسانی هستند که با وجود تلاش پیگیرشان، با گرفتاریهای غیرمنتظرهای روبهرو میشوند و وضعیت متعادل اقتصادی آنها به هم میخورد. پیشبینیهای مکتب اسلام در زمینه برطرف کردن چنین مشکلاتی، بسیار راه گشاست. اگر مسلمانان
1) «گفت وگو با دکتر محمدرضا شرفی، استادیار دانشگاه تهران، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی»، وام، ش 19، ص 14.
و اعضای جامعه اسلامی در اجرای این راهکارها بکوشند، بیشک، فقر از جامعه اسلامی رخت برمیبندد. در جامعه امروز ما به دلیل مشکلات بیشمار اقتصادی، فرهنگی و زیربنایی توسعه و نیز شرایط متأثر از حکومتهای غیراسلامی در دوران گذشته و دخالتهای بیگانگان، رفع فقر و ایجاد عدالت اجتماعی در کوتاهمدت امکانپذیر نیست، ولی برای رفع بخشی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه باید روشهای مناسبتری را آزمود و در ترویج آنها کوشید.
یکی از این راههای ممکن و مؤثر در حل مشکلات اقتصادی، قرضالحسنه است. درباره آثار اقتصادی قرضالحسنه، به موارد زیادی میتوان اشاره کرد. اقتصاددانان، به تفصیل درباره اثرگذاریهای اقتصادی قرض در جامعه و نظام پولی بحث کردهاند، ولی با توجه به موضوع و عنوان این پژوهش، نخست به برخی نکتههای برگرفته شده از احادیث و آیات قرآنی اشاره میکنیم. سپس به بیان برخی آثار فردی و اجتماعی قرض حسن خواهیم پرداخت.
موضوع قرض حسن در شش جای قرآن کریم، مطرح گشته و از مسلمانان خواسته شده است این سنّت حسنه را در جامعه زنده نگه دارند. در کنار طرح موضوع قرض حسن در قرآن کریم، این نکته جای تأمل دارد که تقریبا در تمامی این موارد و آیات سیاق مربوط یا آیات مجاور این سیاقها، موضوعهایی مانند انفاق، زکات، صدقه، جهاد و شرکت در آنها طرح شده است. از آنجا که هدف از تمامی این موضوعها در جامعه اسلامی، یکسان است و وظیفه نوعی بیمهگری در برابر جریان فقر را بر
عهده دارند، لزوم دقت بیشتر در آیات یاد شده دو چندان میشود. خداوند متعال برای استواری پیوندهای جامعه اسلامی، دستورهای لازم را در احکام دین قرار داده است. قرض حسن در کنار دیگر انواع صدقههای واجب و مستحب، نقش بسیار مهمّی در ایجاد عدالت اجتماعی ایفا میکند، ولی خداوند با دعوتها و تشویقهای لطیف خود در مورد قرض حسن، گویی نظر ویژهای برای آن قائل بوده است. در این باره که در قرآن، برخی تعبیرها به طور خاص در مورد قرض حسن به کار رفته است، باید بیشتر تأمل شود.
قرضالحسنه، بهترین راه سازنده برای حل کردن گرفتاریهای اقتصادی مردم است. ازاینرو، خداوند برای آن پاداش ویژهای در نظر گرفته است. در قرآن، قرض حسن در کنار انفاق، صدقه و زکات، مطرح شده است، ولی جایگاهی بسیار بالاتر از آنها دارد و این نشان میدهد که نقش آن در جامعه کارسازتر و کمآفتتر است. درباره علت برتری قرض بر صدقه، در روایات میخوانیم که در قرض دادن، حرکت و فعالیت انسان، نهفته است. امام صادق (ع) در مورد علت فضیلت ثواب قرض در مقایسه با صدقه میفرماید:
وَ ذَلِکَ اَنَّ الْقَرضَ لایَکُونُ اِلاّ فِی یَدِ الْمُحْتاجِ وَ الصَّدَقةُ رُبَما وَقَعتْ فی یَدِ غَیرِ مُحتاجٍ.(1)
قرض تنها در دست نیازمند قرار میگیرد و صدقه چه بسا در دست بینیاز قرار گیرد.
قرض برای حل مشکل و رفع گرفتاری نیازمندان مصرف میشود و
1) بحارالانوار، ج 100، ص 138.
پیوسته در چرخش است و بنا نیست در دست کسی قرار گیرد که به آن نیاز ندارد. ازاینرو، بیشتر از صدقه ارزش دارد. امام خمینی رحمه الله در مورد قرضالحسنه میفرماید:
قرضالحسنه از اعمال بسیار خوب است و از همین طور پول دادن، بهتر است. یکی از نکتههایش شاید این است که در قرضالحسنه، فعالیت به دنبال قرض است. مجانی دادن، شاید گدا درست کردن باشد. [در قرضالحسنه] آن کسی که قرض میکند، موظف است که پس بدهد. ازاینرو، او به فعالیت میافتد که در وقت خودش بتواند قرضش را ادا کند و بعد هم که مازادی پیداکرده است، به کار خودش ادامه بدهد، ولی آن کسی که نشسته است کنار کوچه و از مردم چیزی میخواهد، او هیچ وقت در این فکر نیست که یک کاری بکند. برای اینکه مطالبهای ندارد [و ]کسی نمیآید از او مطالبه کند.(1)
بنابراین، نتیجه قرض، تلاش و فعالیت است. حتی اگر فرد نیازمند، از قرض، در جهت کار تولیدی استفاده نکند، همین که در فکر ادای قرض باشد، او را به تلاش و تحرک وامیدارد. میپرسیم اگر انفاق و صدقه هم مورد مصرف ضروری یک فرد نیازمند قرار گیرند و برای امور بیفایده صرف نشوند، آیا با قرض برابری نخواهند کرد؟ در پاسخ میتوان گفت هرچند بخشی از فضیلت قرض به نیازمندی یا بینیازی فرد گیرنده مربوط
1) سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینیره در جمع مدیران صندوقهای قرضالحسنه سراسر کشور، 20/3/1359.
میشود، ولی بخشی نیز به فعالیت پس ازدرخواست قرض برمیگردد. فرد بهرهمند از صدقه با وجود استفاده درست و ضروری، خود را برای بازپرداخت آنچه گرفته است، مجبور به تلاش نمیبیند، درحالیکه در قرض، قرضگیرنده تلاش میکند بدهی خود را بپردازد. ازاینرو، با این عمل خود، به اقتصاد خانواده و جامعهاش فایده خواهد رسانید.
علت دوم برتری قرض نسبت به صدقه که اثر بسزایی در مسائل اقتصادی جامعه دارد، این است که در شرایط سالم اجتماعی، وقتی برای افراد جامعه مشکلی ایجاد میشود، بهترین راهکار آن است که برای شأن افراد، اثر منفی کمتری داشته باشد. اگر چنین راه حلی برای رفع مشکلات اقتصادی و مالی افراد پیدا نشود، بیگمان، آن افراد دو راه بیشتر پیش رو نخواهند داشت؛ یا باید به نیاز اقتصادی و چه بسا ضروری خود بیتوجه باشند و منتظر پیآمدهای منفی آن بمانند یا اینکه برای حل مشکل خود، با کشیده شدن به راههای ناشایست کسب درآمد نادرست، نیاز خود را برطرف سازند. ناگفته روشن است که با رواج چنین اعمالی، امنیت و رفاه و تعادل جامعه به خطر میافتد و زمینه گرفتاریهای اقتصادی ـ اجتماعی بعدی فراهم میشود.
توجه ویژه قرآن کریم به قرض حسن برای این است که قرض حسن در مقایسه با دیگر موارد توصیه شده دینی، همانند انفاق و صدقه، بهترین و سالمترین راه کمک به نیازمندان است. افراد نیازمند، برای حل مشکل خود راحتتر به طرف قرض میروند و چون قصد دارند در اولین فرصت ممکن، قرض خود را باز پس دهند، برای این کار چندان احساس شرمندگی
و نگرانی نمیکنند. به جز آن، جریان داشتن قرض، حساب آن را از موارد مشابه جدا میکند. وقتی توانمندان جامعه، سرمایه و دارایی خود را در حال گردش بدانند، بیشتر به آن رغبت نشان میدهند. همچنین قرضگیرنده برای بازپرداخت قرض، به کار و تلاش اقتصادی میپردازد.
از آنجا که ربا، پیآمدهای بسیار زیانبخشی برای جامعه دارد و با رواج آن، سرمایههای مردم در راههای ناسالم به کار میافتد و پایههای اقتصاد که اساس اجتماع است، سست میشود، رواج قرضالحسنه میتواند به خوبی از گسترش این آفت بزرگ اجتماعی جلوگیری کند. درباره فلسفه حرام بودن ربا و پیآمدهای زیانآور آن بر پیکره اجتماع، سخن بسیار است که در اینجا تنها به برخی از آنها اشاره میشود:
یک ـ ربا سبب نابودی سرمایههای مردم میشود و حرص گروهی را برای سودجویی بیشتر برخواهد انگیخت و این حرص و طمع سبب میشود مردم، سنت قرض را ترک کنند.
دو ـ به فرموده امام صادق (ع)، ربا سبب ترک تجارت مردم میشود و آنها را از حلال، دور و به حرام، نزدیک میگرداند.(1)
سه ـ ربا موجب فساد مالی میشود. از آنجا که رباخوار، سرمایه و درآمد دیگران را جزو اموال خود میکند، گویی عامل نابودی دارایی آنان است. از
1) مقاله «فلسفه و آثار اجتماعی قرضالحسنه»، ص 153.
این جهت، قرآن کریم، ربا را «ظلم» نامیده است.(1)
چهار ـ ربا سبب رواج سودجویی میان مردم میشود. اهل ربا، رفته رفته، شیفته راههای درآمدزا و بدون زحمت ربا میشوند و بدین صورت، قرض را که امری پسندیده است، ترک میکنند.
پنج ـ ربا سبب نوعی دیوانگی میشود. خداوند در قرآن میفرماید:
الَّذینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاّ کَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ.(بقره: 279)
آنان که ربا میخورند، برنخیزند، مگر مانند برخاستن کسی که شیطان او را به سبب آسیب رساندن، پریشان و دیوانه سازد.
این عکس رفتار قرضدهنده است؛ زیرا به فرموده امام صادق (ع)، رهایی از پیسی و دیوانگی و جذام و رفع نیازمندیهای مؤمنان از پیآمدهای مثبت قرض حسن است.
استاد مطهری در بیان علل حرمت ربا به شش مورد اشاره میکند که عبارتند از:
اول ـ ربا مانع احسان و استفاده نیازمندان از دیگران است.
دوم ـ رابطه ثروت و کار قطع میشود؛ یعنی کسی که از پول بهره میگیرد، ثروتی را به دست میآورد که برای به دست آوردنش، کار نکرده است.
سوم ـ ربا سبب میشود که سرمایهدار کار نکند و نیروی انسانی او راکد
1) بقره: 279.
بماند و از این نظر، رکود اقتصادی در جامعه پیش آید.
چهارم ـ ربا سبب میشود گروه تولیدکنندگان در جامعه نباشند؛ چون ربا، اجتماع را به دو طبقه مولّد و غیرمولّد تقسیم میکند.
پنجم ـ ربا یکی از شئون سرمایهداری است؛ چون فردی تنها خودش کار میکند، ولی دیگری هم خود و هم سرمایهاش کار میکنند که در نتیجه، تعادل اجتماعی به کلی به هم میریزد.(1)
افزون بر این آثار، به برخی دیگر از آثار ربا از زبان یکی از نویسندگان اهل تسنّن اشاره میکنیم:(2)
اول ـ ربا موجب میشود فقیر، فقیرتر و غنی، غنیتر شود.
دوم ـ نظام رباخواری، موجب تمرکز ثروت در دست گروهی خاص میشود و در پی آن، قدرت هم در دست آنان قرار میگیرد.
سوم ـ رباخواری موجب ترس سرمایهدار از حفظ سرمایه و جانش میشود و نیز موجب ترس فقیر به خاطر روزیاش میشود.
چهارم ـ رباخواری به افزایش جرم و جنایت میانجامد. در نتیجه، عقیدهها را سست میسازد.
امام خمینی رحمه الله درباره ربا میفرماید:
کمتر جاهایی است که به اندازه ربا در قرآن و سنّت به او اهمیت
داده شده باشد و او را مطرود کرده باشد. نکتهاش این است که اگر ربا رواج بگیرد، فعالیت کم میشود. یکی از نکاتش این است که در مقابل ربا، کار نیست. این سودی که میبرد، این توی خانهاش نشسته و عیاشی میکند و پولش دارد اضافه میشود. یک همچو چیزی را که آدم بخواهد ربا بگیرد و تحمیل بکند به مسلمین، این از یک طرف ظلمی است ـ به حساب آیه شریفه که تعبیر ظلم کرده است ـ و از یک طرف دیگر، بیکاری درست میکند. این پول باید راه بیفتد و کار انجام بگیرد. از آن، رزق پیدا بکند. اینها پول را همین طور میگذارند آنجا دست یک کسی و میخواهند این پول برایشان بدون کار افزایش یابد و این در جامعه، فساد بزرگی است و این را قرآن شریف، ظلم نامیده است: «لا تَظْلمونَ و لاتُظْلمون» (بقره: 279) و اینطور تشبیه کرده است: «فَأذَنوا بِحَربٍ من اللّهِ.» این اهمیت زیاد[ی ]دارد و به همان اندازهای که قرض به ربا محکوم است، به همان اندازه، قرض به حسنه و بدون ربا و «همین طور دادن» مطلوب است.(1)
همچنین امام خمینی رحمه الله در مناسبتهای مختلف درباره ربا فرموده است:
ربا موجب بیکاری عدهای رباخوار از صنعت و کار میشود. ...(2)ربا، موجب ظلم و بیکاری است...
اصلاً بهره از پول، یک امری است بسیار خلاف انصاف و خلاف انسانیت؛ یک پولی آنجا گذاشتهاند، بعد، از این پول، نه کاری، نه
چیزی درآورند. بدترین نوع استثمار همین رباست که در مقابل هیچ، خود پول که هست و در مقابل هیچ، پولش اضافه شود یا بهره بردارد. البته در اسلام، این به هر صورتش حرام است؛ حتی این فرارهایی که بعضی جایز میدانند، هم صحیح نیست.(1)
با درست عمل کردن به سنت قرض حسن میتوان تا حدود زیادی از آفت ربا در امان ماند. برخی از کارشناسان علوم اقتصادی معتقدند برای نابودی کامل ربا، افزون بر ترویج قرض باید از راههایی مانند دادن وامهای تولیدی خدماتی و عمرانی و نیز مشارکت در طرحهای عمرانی و اقتصادی با به کار بستن قراردادهای اسلامی پیشبینی شده در قانون عملیات بانکی بدون ربا استفاده کرد.(2)
اگر سنّت حسنه قرض در جامعه رواج یابد، میتوان زمینه کار بسیاری از بیکاران را فراهم آورد و به این ترتیب، سطح تولید را در جامعه بالا برد. بیگمان، با افزایش بیکاران جامعه، قدرت خرید مردم نیز کاهش خواهد یافت و همین امر سبب کاهش تقاضا و به دنبال آن، کاهش تولید خواهد شد. در جامعهای هم که تولید و کار کاهش یابد، میزان فقر و فساد فزونی مییابد. ازاینرو، احیای سنّت قرض حسن در جامعه در بعد مصرفی و
تولیدی، عامل رونق اقتصادی است.(1)
با توجه به منابع محدود دولت اسلامی برای تأمین هزینههای مختلف جامعه با قرضهای در گردش مردم و جبران بخشی از سرمایههای ملی مورد نیاز دولت، میتوان از هزینههای فراوان دولت کاست.
با مشارکتهای مردم در قرض حسن، نوعی تعادل در روحیه اقتصادی آنها ایجاد میشود و آنان با تمرینی که در دادن صدقه، انفاق، زکات، خمس و قرض انجام میدهند، کمتر به جمع کردن مال دنیا دلبستگی پیدا میکنند و با به کار انداختن سرمایههای راکد میتوانند در اقتصاد جامعه اثرگذار باشند.
کمکهای مردمی به گروههای ضعیف و ایجاد زمینه مناسب برای رشد آنان و جلوگیری از پدید آمدن آفتهای اجتماعی که در پی برنامههای زیربنایی و دستگیری از نیازمندان واقعی صورت میگیرد، به موفقیت حکومت میانجامد. بنابراین، یکی از آثار مثبت قرض حسن در جامعه اسلامی، تقویت حکومت اسلامی است. وقتی مشارکت مردمی در اقتصاد جامعه زیاد شود، مشکلات دولت و نظام نیز کمتر خواهد شد و این به معنای پشتیبانی مردم از نظام و دولت است.
1) قرضالحسنه، ص 42.
چون مصرفکنندگان قرضالحسنه، از پولهای ذخیره شده مردم استفاده میکنند، رواج فرهنگ قرضالحسنه، این وجوه را به جریان میاندازد. با استفاده از این وجوه، زمینه کار بخشی از مصرفکنندگان و تولیدکنندگان جامعه در بخش اقتصاد فراهم میشود و رفاه و تولید کل در اقتصاد بالا میرود.(1)
قرض، آثار اقتصادی مثبتی بر توزیع درآمد دارد. ویژگیهای مهمی که از این جهت برای قرض برشمردهاند، عبارت است از:
یک ـ قرض، برخلاف مالیاتها، سبب انتقال اختیارات درآمد افراد به دولت نمیشود. پس تخصیص بهینه آنها در جهت عدالت اجتماعی به اجرای برنامههای درست در چارچوب بودجههای عمومی وابسته نیست. در قرض، وامدهنده، به طور مستقیم، قرض را به نیازمند منتقل میکند و دولت هیچگونه نقش واسطهای ندارد تا درستی و نادرستی برنامههایش در آثار قرض بر توزیع درآمد دخالت مستقیم داشته باشد.
دو ـ قرض با مبانی توزیع درآمد در اسلام هماهنگی کامل دارد. با توجه به اینکه در قرض، هیچ اجباری نیست و وامدهنده به اختیار خود در این راه گام مینهد، در آن، احترام به مالکیت خصوصی به طور کامل مشهود است.
1) سید کاظم صدر، مقاله «آثار اقتصادی رفتار و عقد قرضالحسنه»، وام، زمستان 1375، ش 2، ص 25.
از سوی دیگر، ثروتمندان میدانند که مالکیت آنان پس از مرتبه مالکیت مطلق خداوند است و بنا بر آموزههای الهی در برابر نیازمندان مسئولیت دارند. این امر، انگیزه کافی در آنان پدید میآورد تا با اختیار و آزادی وام دهند. احترام به مالکیت خصوصی و نیز رعایت اختیار و آزادی افراد سبب میشود که نهاد قرض با انگیزه افزایش تولید و رشد اقتصادی منافاتی نداشته باشد.
سه ـ در قرض، مبلغ وام به خرید کالاهای ضروری اختصاص مییابد. ازاینرو، منافع موجود در اقتصاد، از طریق سیستم قرض، به تولید کالاهای ضروری تخصیص مییابد و برای تولید کالاهای تزیینی هزینه نمیشود. پس قرض، ساختاری است که تخصیص مطلوب منابع نیز در آن گنجانده شده است. البته در نظام اقتصادی اسلام، تولید کالاهای تزیینی نیز در برخی از موارد پیشبینی شده است، ولی از آنجا که هدف این مکتب، برقراری عدالت اجتماعی است که دستیابی بدان با برآورده شدن نیازهای ضروری عمومی، امکانپذیر خواهد شد، تخصیص منابع در این جهت همچون گذشته مطلوب خواهد بود.
چهار ـ در قرض، شاخصهای یک ساختار توزیع مطلوب به چشم میخورد؛ زیرا:
اول ـ با قرض دادن، انگیزههای تولید از افراد گرفته نمیشود؛
دوم ـ قرض، پس از اعمال سازوکار قیمتها و در محدوده تولیدات، مباح است. بدین سبب، در آغاز، با سازوکار بازار، بالاترین سود برای مصرفکننده و تولیدکننده تحقق مییابد. البته فرض بر این است که سازوکار
بازار در تخصیص بهینه منابع، عامل اساسی است.
سوم ـ قرض، زمینههای انحصار را برمیچیند؛ زیرا با انتقال موقت مالکیت به طبقه نیازمندان، یکی از عوامل پیدایش انحصار که مالکیت انحصاری است، خنثی میشود. از سوی دیگر، چون در قرضالحسنه خصوصی، انتقال مالکیت به دولت نیز تحقق نمییابد، در نظام توزیعی، برخلاف مالیات، انحصار دولتی نیز پدید نمیآید.
چهارم ـ با توجه به اینکه «نیاز» از ارکان قرض است، قرض را میتوان ابزار مناسبی برای ایجاد زندگی مناسب دانست.(1)
1) قرضالحسنه و آثار اقتصادی آن، صص 146 و 147.
قرض دادن در اسلام، از امور مستحبی مؤکد است و ریشه قرآنی و روایی دارد. موضوع قرض در قرآن، در چهارده آیه در سورههای مختلف، همراه انفاق و احسان به صورتهای مختلف و با مشتقهای گوناگون به صورت ماضی، مضارع، امر و مصدر مطرح شده است. نکته مهم در این آیات آن است که هر چند قرضدهنده، مال را به ظاهر به شخص قرضگیرنده میدهد و نه به خدا ـ زیرا خداوند نیازی به قرض گرفتن ندارد ـ تا گرفتاری فرد، خانواده یا جامعهای را برطرف کند، ولی خداوند در قرآن، خودش را طرف قرض میداند؛ گویا قرض مستقیم به او داده میشود و اوست که مال قرض را میگیرد:
اِنْ تُقْرِضُوا اللّهَ قرضا حَسنا یُضاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْلَکُمْ وَ اللّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ، عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشِّهادَةِ اَلْعَزیزِ الْحَکیم. (تغابن: 17 و 18)
اگر به خدا وام نیکو بدهید، آن را برای شما چند برابر میکند و شما را میآمرزد و خدا، سپاسگزار، بردبار، دانای نهان و آشکار، عزیز و استوار است.
در این آیه، نکتههای ظریفی وجود دارد که به چند مورد اشاره میشود:
الف) خداوند، خودش را وامگیرنده معرفی میکند و فعل «تقرضوا» را که از ریشه اقراض است، به خودش نسبت میدهد. البته اینکه خدای بخشنده همه مالها و صاحب همه موجودات و مخلوقات درخواست وام
میکند، معلوم است که نه برای خود، بلکه برای بندگان نیازمندش میخواهد. از این تعبیر، اهمیت قرض دادن و انفاق در راه خدا و اهمیت حل گرفتاریهای مردم و جامعه معلوم میشود. همچنین قرضگیرنده در عمل قرض به حساب نمیآید و او را طرف قرض نمیشمارد تا مبادا قرضدهنده بر سر قرضگیرنده منت بگذارد و گمان کند که مالش را به فردی مثل خودش میپردازد یا اینکه شاید این عمل، مایه خودخواهی و خودبزرگبینی یا سرکشی نفس فرد شود و در این میان، خداوند از یاد برود. با حذف نام قرضگیرنده، آن را به حساب خود میگذارد تا مبادا قرضگیرنده دچار عقدههای روانی شود و خود را به دیگری نیازمند بداند.
پس قرضدهنده حق منت گذاردن بر قرضگیرنده را ندارد؛ زیرا قرضگیرنده، یعنی خداوند، مالک همه موجودات و داراییهای همه انسانهاست. قرضدهنده نیز با این پندار که او ثروت دارد و دیگری ندارد و دیگران نیازمندند و او بینیاز است، نباید دچار سرکشی و عصیان و خودبزرگبینی شود.
منظور آیه این نیست که قرضگیرنده از قرضدهنده قدردانی نکند؛ زیرا بنا به فرموده رسول خدا صلی الله علیه و آله ، کسی که از نیکیهای دیگران تشکر نکند، در برابر نعمتهای الهی نیز سپاسگزاری نکرده است. به هر حال، قرضدهنده احسان کرده و مالش را بدون طلب سود در اختیار او گذارده و گرفتاری او را حل کرده است؛ حال آنکه میتوانست این احسان را نکند و دارایی خود را در راههای سودآوری برای خودش مصرف کند.
ب) برای قرض (که در لغت به معنای قطع است) صفت حَسَنْ آورده
شده است. این نکته مهم، اشاره دارد که جدا کردن مال از خود و دادن آن در راه خدا عمل نیکویی است. در این صورت، منت گذاردن یا دادن مال بدون در نظر گرفتن خدا، عمل را بیارزش میکند و تنها پوسته عمل باقی میماند.
آری، عمل قرض باید نیکو باشد؛ یعنی در راه خدا و برای خدا وبدون منت بر بندگان خدا باشد و از اراده خالص انسان برخیزد؛ زیرا قرض دادن خیلی هم آسان نیست و انسان نتیجه تلاشهای خود را به دیگری وامیگذارد تا رایگان از آن بهره گیرد. این عمل سود دنیوی برای او ندارد و تنها یک عمل انسانی است که چه بسا با هواهای نفسانی انسان که همه چیز را برای خود میخواهد، سازگار نیست.
عبارت «یُضاعِفه لَکُمْ» از ماده ضِعفْ (به کسر ضاد) تنها به معنای دو برابر نیست، بلکه به معنای چندین برابر است تا آنجا که در مورد انفاق تا هفتصد مرتبه و بیش از آن در قرآن آمده است.(1)این آیه نشان میدهد که قرض دادن، بیپاداش نیست، به ظاهر، از قرضگیرنده، عوض یا سودی خواسته نمیشود و تنها مثل یا قیمت آن در وقت تعیین شده خواسته میشود، ولی خداوند پاداش او را در دنیا یا آخرت، نه یک برابر، بلکه به مراتب زیادتر میدهد؛ چون او به خدا قرض داده است. خدایی که کریم و رحیم است و همه چیز در اختیار اوست؛ همو که نخستین بار مال را به قرضدهنده بخشیده است. حال که قرضدهنده به خاطر او، چیزی از آن
1) بقره: 261.
مال را برای خشنودی او به دیگری میدهد، دریای بخشش الهی به جوشش میآید و به زیبایی هر چه تمامتر کار نیک قرضدهنده را جبران میکند.
د) «یَغْفِرْ لَکُمْ»؛ یعنیخدا، گناهان قرضدهنده را میآمرزد. این واژه، به برتری و پاداشی اشاره میکند که خداوند به قرضدهنده میدهد. اگر انسانی بخواهد به دیگری محبت کند، با چیزی از مال و ثروت خود، آن را جبران میکند یا مالی مثل مال قرض گرفته شده یا بهتر از آن میدهد، ولی پاداش خداوند از سنخ مال و ثروت دنیایی نیست. او از گناهان و خطاهای انسان گناهکار درمیگذرد؛ یعنی در حقیقت، یک عمل جزئی انسان مانند قرض دادن سبب میشود که خداوند، گناهان او را بیامرزد.
آیا بزرگواری از این بالاتر دیدهاید که بندهای که از فرمان خالق خویش سرپیچی کرده است، اگر به بنده دیگری قرض دهد و گرفتاری زندگی او را بگشاید، خداوند، وی را مشمول رحمت خویش سازد و گناهانش را بیامرزد.
ه) آیه «وَاللّهُ شَکُورٌ حَلیمٌ»؛ خداوند، شکرگزار و بردبار است، بر این نکته دلالت دارد که آمرزش گناه قرضدهنده و مضاعف ساختن مال قرضدهنده به این دلیل است که خداوند، سپاسگزار کار نیک بندگانش است. در واقع، ذیل آیه، علت برای دو بخش نخست و میانی آیه است؛ یعنی خداوند مال قرض داده شده را چندین برابر میگرداند و قرضدهنده را میآمرزد؛ چون او سپاسگزار است و شکرگزاری او سبب اعطای پاداش زیاد در برابر قرضدادن و آمرزیدن گناه قرضدهنده است.
در نگاه نخست، واژه «حلیم» به معنای بردباری، در اینجا درباره قرض مناسب نیست، ولی با دقت بیشتر میتوان دریافت که انسانها از
جمله قرضدهنده، به مجرد ارتکاب گناه، عقوبت نمیشود. در غیر این صورت، نه جایی برای مغفرت میماند و نه موردی برای مضاعف کردن اجر قرضدهنده. خداوند با شکیبایی و تفضل به بندگان خویش، به سبب گناهشان، آنان را بیدرنگ بازخواست نمیکند، بلکه به آنان مهلت میدهد تا شاید از گناهان خود توبه کنند یا به دلیل کارهای نیکشان از آنها میگذرد. اینجاست که بردباری خداوند بر بندگان گناهکارش تجلی میکند.
همچنین اینکه «حلیم» در پی «شکور» آمده است، به این نکته اشاره دارد که شکرگزاری خداوند از بندگان نیکوکارش، تنها از طریق بردباری او امکانپذیر است. به این ترتیب، همه صفتهایی که در آیه به آنها اشاره شده است، نه تنها با مسئله انفاق و قرضالحسنه بیگانه نیستند، بلکه همگی به نوعی با موضوع انفاق و قرضالحسنه، ارتباط تنگاتنگ دارند؛ یعنی برخی زمینه وجود برخی دیگر را فراهم میکنند و برخی علت برخی دیگرند.
در سورههای مختلفی از قرآن از جمله در سورههای مائده، حدید، بقره، مزمل و مانند آن به آیاتی میرسیم که با اندک تفاوتی با یکدیگر، همگی درباره اهمیت قرض و فضیلت آن متفق هستند. مثلاً در سوره حدید میخوانیم:
اِنَ الْمُصِّدِقینَ وَ الْمُصَدِّقاتِ وَ اَقْرَضُوا اللّهَ قَرْضا حَسنا یُضاعَفُ لَهُمْ وَ لَهُمْ اَجْرٌ کَریمٌ. (حدید: 18)
برای مردان و زنان انفاقکننده و آنها که به خدا قرض میدهند، پاداشی چندین
برابر هست و آنان پاداش ارزشمندی دارند.
واژه «کریم» در این آیه، لطف دیگری دارد و آن اینکه خداوند در برابر قرضالحسنه، حسنه و پاداش میدهد، ولی انتظاری در برابر این پاداش و حسنه از بنده خود ندارد. معنای کریم نیز به همین معنا دلالت دارد و آن نیز از لطف خالی نیست؛ زیرا خداوند در برابر عمل نیکوی گناهکاری که به دیگری قرضالحسنه میدهد، پاداش میدهد و در مقابل این پاداش نیز هیچ انتظاری از بندهاش ندارد. بالاتر اینکه همه بندگان را به این پاداش با کرامت فرامیخواند، آنجا که میفرماید:
مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضا حَسنا فَیُضاعِفَهُ لَهُ. (بقره: 245)
کیست آن کسی که به خدا قرض نیکویی بدهد و خدا آن را چندین برابر میکند [و به او باز میگرداند].
خدا در آیه دیگری، قرضالحسنه را در ردیف نماز و زکات میآورد و میفرماید: «... أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَقْرِضُوا اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا ...؛ ... نماز به پادارید و زکات بدهید و به خدا قرض بدهید؛ قرض نیکویی...». (مزمل: 20)
از این آیه، چندین نکته دیگر نیز استفاده میشود:
الف) خداوند، قرضالحسنه را در ردیف و سیاق نماز و روزه آورده است که اهمیت بسیار قرض را نشان میدهد.
ب) اعمال صالح، تنها نماز و زکات نیست، بلکه قرضالحسنه دادن نیز لازم است. حتی آن را با فعل «اقرضوا» به صیغه امر
آورده است. صیغه امر در اینجا، به معنای فقهیاش، به معنای وجوب قرض نیست، ولی این سنّت الهی و این عمل مستحب به قدری اهمیت دارد که لازم است همواره شعار زبان و عملی هر مسلمانی باشد؛ زیرا با رواج این عمل در جامعه اسلامی، اختلاف طبقاتی رخت برمیبندد.
اگر همه مسلمانان دنیا در همه شئون زندگی، این عمل را معیار خود قرار دهند و به مقدار توان به آن بپردازند، آیا فقری در جامعه پدید میآید؟ آیا جامعه، دیگر به دو قطب سرمایهدار و فقیر تقسیم میشود؟ آیا در این صورت، جامعه اسلامی عزت پیدا نمیکند و نیاز آنان به بیگانگان که همیشه با استعمار و استثمار همراه است، پایان نمییابد؟ آیا اگر فقری که بنا به فرموده امام علی (ع)، مرگ به شمار میآید (اَلْفَقْرُ، اَلْمَوْتُ الاَکْبَرُ)، از یک فرد یا خانواده یا جامعه برطرف شود، سبب نمیشود بسیاری از گناهان و گرفتاریهایی همچون سرقت، راهزنی، خیانت به امانت و مانند اینها از آن جامعه رخت بربندد؟
خداوند در آیه دیگری، اهمیت قرض دادن را چنین بیان میکند: «وَ أَقْرَضْتُمُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا َلأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ؛ به خدا قرض نیکو دهید [و سود نخواهید] تا گناهان شما را بیامرزم.» (مائده: 12) خداوند در این آیه، علت آمرزش گناهان را قرض دادن میداند و به صورت قضیه شرطیه، نوعی ملازمه و رابطه علی و معلولی میان قرض دادن و آمرزش گناهان قائل میشود که
نکتههای بسیاری دارد».(1)
در منابع حدیثی شیعی و سنّی، احادیث فراوانی در مورد «قرض» دیده میشود. با توجه به تبیین شایسته «قرض»، در سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین (ع)، مسلمانان رفته رفته درک صحیحی از «قرض حسن» پیدا کردند. قرض، پیش از دوران نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز در جامعه آن روز عربستان و دیگر جوامع رایج بوده است. البته با توجه به آیات قرآنی و نیز احادیث و نوشتههای تاریخنویسان، برمیآید که قرض رایج در آن زمان با قرض مورد تأیید مکتب اسلام، فرق داشته است. قرضی که در آن زمانها داده میشد، بیشتر از نوع «ربوی» بود و سرمایهداران بیشتر از این رهگذر، در پی سود بیشتر بودند تا انجام یک کار خیر و گرهگشایی از گرفتاری دیگران.
پس از ظهور اسلام، با توجه به روح آموزههای اسلامی که برای احیای ارزشهای انسانی وضع شده بود، ضروری بود مسئله «قرض» نیز در کنار بسیاری از مسائل دیگر، با نگاهی نو مطرح شود. روایات و آیات موجود در مورد این عمل نیک، بیان میکنند که قرض «حسن»، نه تنها به حل بسیاری از گرفتاریهای مردم کمک میکند، بلکه یک رفتار ارزشی و مؤثر در خودسازی و شکوفایی فردی و اجتماعی است. درست در نقطه مقابل قرض ربوی که نابودکننده روح ایثار و برادری و برابری و بسیاری از فضایل
1) حسین حقانی زنجانی، نظام اخلاقی اسلام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1373، چ 1، صص 455 ـ 460.
انسانی است؛ قرض حسن، احیاگر ارزشهای دینی و انسانی همانند ایثار، عطوفت و مهربانی است.
اکنون برای پی بردن به جنبههای گوناگون فرهنگ قرض حسن در منابع روایی، به حدیثهای گردآوری شده در این زمینه میپردازیم.
علی (ع) فرمود:
وَ إذَا وَجَدْتَ مِنْ اَهْلِ الْفَاقَةِ مَنْ یَحْمِلُ لَکَ زَادَکَ اِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَیُوَافِیکَ بِهِ غَدا حَیْثُ تَحْتَاجُ إلَیْهِ فَاغْتَنِمْهُ وَ حَمِّلْهُ إیَّاهُ وَ اَکْثِرْ مِنْ تَزْوِیدِهِ وَ أَنْتَ قَادِرٌ عَلَیْهِ فَلَعَلَّکَ تَطْلُبُهُ فَلا تَجِدُهُ وَ اغْتَنِمْ مَنِ اسَتَقْرَضَکَ فِی حَالِ غِنَاکَ لِیَجْعَلَ قَضَاءَهُ لَکَ فِی یَومِ عُسْرٍ لَکَ.(1)
اگر نیازمندی را یافتی که قدرت بر دوش نهادن زاد و توشهات را تا قیامت دارد و در فردای محشر که به آن توشه نیازمند شدی، در اختیارت بگذارد، وجودش را غنیمت بدان و زاد و توشهات را بر دوشش بگذار و در حالی که قدرت افزودن زاد و توشه را بر دوشش داری، تا بتوانی اضافه کن. چه بسا با از دست رفتن فرصت، چنین شخصی را به روز دارندگی بجویی و نیابی. اگر کسی از تو وام خواست، وامش ده تا در روز تنگدستیات ادا کند.
امام حسین (ع) فرمود:
واعْلموا اَنَّ حَوائِجَ الناسِ اِلَیْکم مِنْ نِعَمِ اللّهِ عَلَیْکُمْ فَلا تَمَلّوا النِّعَمَ
1) نهج البلاغه، نامه 31، ص 630 .
فَتُحوّلّ نِقَما... .(1)
نیازهای مردم به شما از نعمتهای خداوند بر شماست. هر گز از آن خسته و غمگین نشوید، وگرنه به نقمت و بلا تبدیل میشود.
امام صادق (ع) فرمود:
قَرْضُ المُؤْمِنِ غَنِیمَةٌ وَ تَعْجِیلُ خَیرٍ اِنْ أیْسَرَ اَدَّاهُ وَ إنْ ماتَ احْتُسِبَ مِنَ الزَّکَاةِ.(2)
قرض دادن به مؤمن، غنیمت و شتاب کردن در خیر است؛ زیرا اگر مؤمن دستش باز شد، آن را برمیگرداند و اگر هم از دنیا برود، جزو زکات قرضدهنده به شمار میآید.
بنا بر، این احادیث، مسلمان باید از فرصتی که برایش پیش میآید، بیشترین استفاده را ببرد تا با قرض دادن مقداری از داراییاش، گرهی از مشکل برادر مسلمانش را بگشاید و با رفتار نیک خود، زمینه برکت و رحمت خداوندی را فراهم آورد. فرمایش حضرت علی (ع)نشان میدهد که گرچه یک فرد توانمند امروز وضع خوبی داشته باشد، شاید در آینده، به کمک دیگران نیازمند شود یا حتی اگر نیازمند کمک مالی مردم نباشد، برای آخرت خود به یاری و گذشت خداوند و بندگانش از گناهان و کوتاهیهای او نیازمند شود. ازاینرو، کمک به بندگان در شرایط نیازشان و دادن قرض به
آنها و مدارای پس از آن، همگی میتوانند بهترین فرصتی باشند که انسان مؤمن از آنها به زیبایی بهره گیرد.
امام صادق (ع) فرموده است:
لاتُمانِعُوا قَرْضَ الْخَمِیرِ وَ الْخُبْزِ وَ اقْتِبَاسَ النَّارِ فَاِنَّهُ یَجْلِبُ الرِّزْقَ عَلَی اَهْلِ الْبَیْتِ مَعَ مَا فِیهِ مِنْ مَکَارِمِ الأَخْلاقِ.(1)
از قرض دادن خمیر و نان و ابزارهای آتش افروختن به یکدیگر خودداری نکنید؛ زیرا [قرض] برای اهل خانه روزی جلب میکند و از مکارم اخلاق است.
در نگاه نخست، کسانی که از قرض دادن سر باز میزنند، میپندارند با قرض دادن، چیزی از آنان کاسته میشود، در حالیکه اینگونه نیست و خود عمل «قرض» سبب روزی بیشتر میشود. چه بسا تنها، کمی قرض دادن و داشتن اندک روحیهای در دستگیری از نیازمندان، سبب عنایت فراوان الهی شود و راه رسیدن رزق و روزی انسان را فراهم آورد.
1) تهذیب الاحکام، ج7، ص 162.
رسول اللّه صلی الله علیه و آله میفرماید:
وَ مَنْ أَقْرَضَ أَخاهُ الْمُسْلِمَ کَانَ لَهُ بِکُلِّ دِرْهَمٍ أَقْرَضَهُ وَزْنَ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ جِبَالِ رَضْوَی وَ طُورِ سَیْنَاءَ حَسَنَاتٌ.(1)
هر که به برادر مسلمانش قرض دهد، به هر درهمی که قرض میدهد به وزن کوه احد و کوههای رضوی و سینا، برای او حسنه خواهد بود.
امام علی (ع) نیز فرموده است:
وَ اِذَا وَجَدْتَ مِنْ أَهْلِ الْفَاقَةِ مَنْ یَحْمِلُ لَکَ زَادَکَ اِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَیُوا فِیکَ بِهِ غَدا حَیْثُ تَحْتَاجُ اِلَیْهِ فَاغْتَنِمْهُ.(2)
اگر نیازمندی را یافتی که قدرت بر دوش نهادن زاد و توشهات را تا قیامت دارد و در فردای محشر که به آن نیازمند شدی در اختیارت بگذارد، وجودش را غنیمت بدان ... و اگر کسی از تو وام خواست، وامش ده تا در روز تنگدستیات ادا کند.
امام باقر (ع) از رسول اللّه صلی الله علیه و آله نقل میکند که فرمود:
مَنْ قَرَضَ النَّاسَ قَرَضُوهُ وَ مَنْ تَرَکَهُمْ لَمْ یَتْرُکُوهُ. قِیلَ: فَأصْنَعُ مَاذَا یَا رَسُولَ اللّهِ، قَالَ اَقْرِضْهُمْ مِنْ عِرْضِکَ لِیَوْمِ فَقْرِک.(3)
هر که به مردم قرض دهد، به او قرض میدهند و هر کس آنها را
ترک کند، از او دست برنمیدارند. کسی گفت: پس ای رسول خدا چه کنم؟ فرمود: از آبروی خود برای روزگار تهیدستی به آنان قرض بده.
با توجه به سه حدیث بالا، میتوان پی برد که هرچه انسان، کار خیر انجام دهد، خداوند، نتیجهاش را برای او در روز واپسین ثبت خواهد کرد. همچنین قرض دادن از کارهای خیری است که تأکید فراوان بر انجام دادن آن، نشانه جزای خیر بیشمار خداوند برای اهل آن است. خوشا به حال کسانی که از کمترین فرصتهای پیش آمده، بیشترین استفاده را میبرند و قلب بندگان خداوند را شاد میکنند و برای آخرت خود پسانداز نیکو تدارک میبینند.
بیپرده نظر به کعبه راز کنید
از نور، دریچهای به دل باز کنید
اندوخته حساب فردا، عشق است
امروز بیایید و پسانداز کنید
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
أتدرون ما حقُّ الجار؟ قالوا: لاَ، قال: إنْ اِسْتغاثَک أغِثهُ و إنْ اِسْتَقْرضَکَ أقرِضْهُ، و انْ افتقَر عُدْتَ اِلیْه... .(1)
آیا میدانید حق همسایه چیست؟ گفتند: خیر. فرمود: اگر از تو یاری خواست، یاریاش دهی و اگر از تو قرض خواست، قرضش دهی و اگر تهیدست شد، به او کمک رسانی و... .
همچنین فرمود:
حَقُّ الجَار إنْ مَرَضَ عُدْتَهُ و إنْ مَاتَ شَیَّعْتَهُ و إنْ اِسْتَقْرضَکَ اَقْرَضْتَهُ... .
حق همسایه این است که اگر بیمار شد، به عیادت او بروی و اگر درگذشت، به تشییع جنازهاش بروی و اگر از تو قرض خواست، به او قرض بدهی.
از حدیثهای یاد شده، این نکته برمیآید که قرض دادن به برخی افراد و در برخی شرایط، یک امر واجب، وظیفه مسلمان است. تعبیر «حَقْ» در مورد همسایه، نشان میدهد که اگر فرد توانایی کمک به همسایه را داشته باشد و از آن دریغ کند، در واقع، در حق همسایه و همنوع خویش کوتاهی کرده است.
در حدیث دیگری از امام صادق (ع)، «حق» معلومی در دارایی توانگران معیّن شده است که میتواند قرینهای بر این مطلب باشد که گاه قرض حسن،
1) بحارالانوار، ج 79، ص 93.
از امور واجب میشود:
خداوند بزرگ در اموال توانگران، حقی غیر از زکات، واجب گردانیده است، چنانکه فرموده است: «و آنان که در اموالشان حق معلومی است»، پس حق معلوم، غیر از زکات است و آن امر واجبی است که مرد در مال خود به اندازه توان مالیاش بر خود واجب میسازد. پس آن اندازهای را که خود واجب ساخته؛ خواه در هر روز و خواه در هر هفته و خواه در هر ماه میپردازد. نیز خدای بزرگ فرموده است: «به خداوند قرض حسن بدهید» و این غیر از زکات است. نیز فرموده است: «از آنچه روزیشان کردهایم، در پنهان و آشکار انفاق میکنند» و نیز از «ماعون» نام برده است و آن قرضی است که انسان میدهد و کالایی است که عاریت میدهد و احسان و بخششی است که میکند.(1)
از حدیثی که پیشتر از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله آوردیم،(2)به خوبی برمیآید که یاری به یکدیگر و رفتار نیکو داشتن با قرضگیرنده، در آمرزش گناهان، بسیار اثربخش است. حال، اگر برخی از قرضدهندگان، پس از قرض دادنشان، قرضگیرنده را آزار دهند، مشمول این نتیجه نمیشوند، بلکه به دلیل آزاری که به گیرنده قرض وارد ساختهاند، سزاوار کیفر خواهند شد. به
بیان دیگر، آن قرضی ستودنی است و پاداش فراوان دارد و گناهان را میآمرزد که «حَسن» باشد و اگر قرض از نوع «سیئه» شد، نتیجه عکس خواهد داشت.
امام صادق (ع) میفرماید:
وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ أَقْرَضَ مُؤمِنا یَلْتَمِسُ بِهِ وَجْهَ اللّهِ اِلاَّ حَسَبَ اللّهُ لَهُ أَجْرَهُ بِحِسَابِ الصَّدَقَة و مَا مِنْ مُؤمِنٍ یَمْشِی لِأَخِیهِ الْمُؤْمِنِ فِی حَاجَةٍ اِلاَّ کَتَبَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ حَطَّ عَنْهُ بِهَا سَیِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ بِهَا دَرَجَةً وَ زِیدَ بَعْدَ ذَلِکَ عَشْرُ حَسَناتٍ وَ شُفِّعَ فِی عَشْرِ حَاجَاتٍ و... .(1)
مؤمنی نیست که به مؤمن دیگری به خاطر خشنودی خدا قرض دهد، جز آنکه خداوند، پاداش او را صدقه میشمارد و مؤمنی نیست که در پی برآوردن حاجت برادر مؤمنش برود، مگر آنکه خداوند برای هر قدمش یک حسنه مینویسد و یک گناه از او پاک میسازد و یک درجه، او را بالا میبرد. پس از آن، ده حسنه به او افزوده میشود و ده حاجت او برآورده میگردد و... .
در این حدیث، امام صادق (ع)برای هر گام از حرکت انسان برای کمک به برادر دینی و نیازمندش، جزای خیری برمیشمارد و این جزا تا آنجا میتواند ادامه یابد که برای هر کار نیک یا گام خیر، چندین مشکل انسان حل گردد و چندین گناه از او پاک و چندین حسنه برایش ثبت شود.
1) همان، ج 71، ص 311.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است:
اَلْمُؤْمِنینَ اِخْوَةٌ یَقضِی بَعْضُهُمْ حَوائِجَ بَعْضٍ فَبِقَضَاءِ بَعْضِهِمْ حَوَائِجَ بَعْضٍ یَقْضِی اللّهُ حَوَائِجَهُمْ یَومَ الْقِیَامَة.(1)
مؤمنان با هم برابرند. نیازمندیهای یکدیگر را برمیآورند و به همین دلیل که نیازهای یکدیگر را برمیآورند، خداوند در روز قیامت، نیازمندیهای آنان را برآورده میسازد.
امام علی (ع) به کمیل بن زیاد نخعی فرمود:
یَا کُمَیْلُ مُرْ اَهْلَکَ أَنْ یَرُوحُوا فِی کَسْبِ الْمَکَارِمِ وَ یُدْلِجُوا فِی حَاجَةِ مَنْ هُوَ نَائِمٌ فَوَالَّذِی نَفْسی بِیَده ما اَدْخَلَ اَحَدٌ عَلی قَلْبِ مُؤْمِنٍ سُرُورا اِلاَّ وَ خَلَقَ اللّهُ مِنْ ذَلِکَ السُرُّورِ لُطْفا فَاِذَا نَزَلَتْ بِهِ نَائِبَة کان اسرع الیها من السیل فِی انْحِدَارِهِ.(2)
به خانوادهات دستور ده در تحصیل مکارم اخلاق بکوشند و حتی در تاریکیهای شب به برآوردن نیازمندیهای مردم بپردازند. سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، هیچ کس بر دل انسان مؤمنی، شادمانی وارد نمیکند، مگر آنکه خداوند از این عمل نیک او، مایه لطفی میآفریند که هنگام گرفتاری و نزول بلا، سریعتر از سرعت سیلاب در سراشیبی، به کمک او میرسد و او را نجات میدهد.
امام صادق (ع) در پاسخ یکی از یارانش میفرماید:
اَلْقَرْضُ عِنْدَنَا بِثَمَانِیَةَ عَشَرَ وَ الصَّدَقَةُ بِعَشَرَةٍ... یَا عُثْمَانُ اِنَّکَ لَوْ عَلِمْتَ مَا مَنْزِلَةُ الْمُؤْمِنِ مِنْ رَبِّهِ مَا تَوَانَیْتَ فِی حَاجَتِهِ وَ مَنْ أَدْخَلَ عَلَی مُؤْمِنٍ سُرُورا فَقَدْ أَدْخَلَ عَلَی رَسُولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله وَ قَضَاءُ حَاجَةِ الْمُؤْمِنِ یَدْفَعُ الْجُنُونَ وَ الْجُذَامَ وَ الْبَرَصَ.(1)
نزد ما، قرض، هجده و صدقه، ده ثواب دارد... . ای عثمان، اگر بدانی که شأن مؤمن نزد خدا چهقدر است، هرگز در برآوردن حاجت او سستی نخواهی کرد و هر کس دل مؤمنی را شاد کند، همانا دل رسولخدا صلی الله علیه و آله را شاد کرده است. برآوردن حاجت مؤمن، دیوانگی و پیسی و جذام را دور میسازد.
امام رضا (ع) فرموده است:
ما مُؤمِنٍ أَقْرَضَ مُؤمِنا یُریدُ بِهِ وَجْهَ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَسَبَ لَهُ ذَلکَ بِحِسَابَ الصَّدَقَةِ حَتَّی یُؤدّیه اِلَیْهِ مَالُهُ... وَ مَنْ قَضی لِمُؤمِنٍ حَاجَةً کانَ اَفضلُ مِنْ صِیامه و اِعْتکافِه فِی الْمَسجِد الحَرام.(2)
کسی که به مؤمنی به خاطر خشنودی خدای عزوجل قرض دهد، آن قرض به حساب صدقه برای او خواهد بود تا زمانی که قرضگیرنده آن را ادا کند... و هر که حاجتی از مؤمنی برآورد، برای او از روزه و اعتکاف در مسجدالحرام برتر خواهد بود.
افزون بر روایات بالا، روایتهای فراوان دیگری نیز هست که ارزش کسانی را که در برآوردن نیازمندیهای مؤمنان مشارکت دارند، بیان میکنند. امروزه برخی برای چندین بار به سفر زیارتی یا حج خانه خدا میروند، ولی هرگز فکر نمیکنند شاید کار واجبتر یا پسندیدهتری نیز وجود داشته باشد. بر اساس روایتهای بسیاری که برخی از آنها نقل شد، اگر پیرامون انسان، گرفتارانی باشند، کمک کردن به آنان مثل دادن قرض به ایشان برای رفع مشکل یا برآوردن نیازشان، ارزش و ثواب بسیار بیشتری از برخی مستحبات مؤکد مثل زیارت و اعتکاف و حج دارد. همه این مقایسهها و تعبیرهای زیبا در کلام معصومین (ع)، بر ارزشمندی جایگاه «مؤمن» و «انسان» و «کمک و یاری» رساندن به یکدیگر در مکتب اسلام دلالت دارد. ملا محسن فیض کاشانی میگوید:(1)
ایستادن نفسی نزد مسیحا نفسی
به ز صد سال نماز است به پایان بردن
یک طواف سر کوی ولی حق کردن
1) موسی خسروی، پند تاریخ، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، بیتا، چ 8 ، ج 4، ص 115.
به ز صد حج قبول است به دیوان بردن
تا توانی ز کسی بار گرانی بِرَهان
به ز صد ناقه حمرا است به فرمان بردن
یک گرسنه به طعامی بنوازی روزی
به ز صوم رمضان است به شعبان بردن
یک جو از دوش مدین دَیْن اگر برداری
به ز صد خرمن طاعات به دیان بردن
به از آزادی صد بنده فرمانبردار
حاجت مؤمن محتاج به احسان بردن
دست افتاده بگیری ز زمین برخیزد
بِهْ ز شبخیزی وشاباش ز یادان بردن
نوشتهاند روزی صفوان در مجلس امام صادق (ع) حضور داشت. ناگهان مردی که آثار ناراحتی از چهرهاش نمایان بود، به مجلس وارد شد و لب به سخن گشود و به شرح گرفتاریاش پرداخت. گرفتاری او یک مسئله مالی بود که کارش را به بنبست کشانده بود. امام به صفوان دستور داد: «بیدرنگ برو و در حل مشکل برادر ایمانی خود بکوش.» صفوان پس از برطرف کردن گرفتاری آن مرد، به حضور امام بازگشت. امام درباره جریان کار پرسید و صفوان گفت: خداوند اصلاح کرد. آنگاه امام فرمود: آگاه باش، اقدام در حل همین مشکل به ظاهر کوچک که برای آن مقدار کمی هم وقت
صرف کردی، از طواف یک هفته متوالی به دور کعبه برای تو باارزشتر است. سپس آن حضرت افزود: مردی به علت گرفتاریاش به حضور امام حسن (ع) رسید و از آن حضرت یاری خواست. امام حسن (ع)بیدرنگ، آماده شد و به راه افتاد. در میان راه به حسین بن علی (ع)برخورد کردند، در حالیکه به نماز ایستاده بود. امام حسن (ع) از آن مرد پرسید: چرا از حسین بن علی (ع)غافل شدی و از وی کمک نخواستی؟ پاسخ داد: ابتدا تصمیم داشتم از ایشان در حل مشکل خود درخواست کمک کنم، ولی چون شنیدم آن حضرت در حال اعتکاف است، منصرف شدم. سپس امام حسن (ع)فرمود: «اگر توفیق رفع گرفتاری تو را یافته بود، ارزش آن برایش از یک ماه اعتکاف بیشتر بود».(1)
امام موسی کاظم (ع) میفرماید:
مَنْ طَلَبَ الرِّزْقَ مِنْ حِلِّهِ فَغُلِبَ فَلْیَسْتَقْرِضْ عَلَی اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَلَی رَسُولِهِ صلی الله علیه و آله .(2)
کسی که به دنبال کسب روزی حلال برود، ولی در زندگی درمانده شود، باید قرض کند. خداوند و رسولش، او را [برای ادا] یاری
خواهند کرد.
این حدیث، در کتاب وسائلالشیعه نیز با همین مضمون آمده است. همچنین در جلد پنجم کتاب المعیشة فروع کافی با کمی تغییر آمده است که آن را میآوریم:
موسی بن بکر میگوید: موسی بن جعفر (ع) به من فرمود:
کسی که در پی روزی حلال برود تا خرج خود و عیالش درآورد، همچون مجاهد در راه خداست، ولی اگر کسب این روزی برایش سخت شد، باید قرض بگیرد و دَیْنش برعهده خدا و رسول است؛ به اندازهای که قوت و غذای خانوادهاش را تأمین کند. پس اگر از دنیا رفت و دَیْنش را ادا نکرد، بر عهده امام است که آن را ادا کند و اگر امام چنین نکرد، گناهش بر گردن اوست. خدای عزوجل فرمود: «صدقهها مخصوص فقیران، مسکینان، کارکنان بر امر صدقه و... بدهکاران است» و آن شخص، فقیر و مسکین و بدهکار است.(1)
بر اساس این دو حدیث، اشکالی ندارد که انسان نیازمند قرض بگیرد و اگر بدون نیاز، در پی قرض برود، البته دچار عمل مکروهی شده است. امام خمینی رحمه الله در تحریر الوسیلة درباره قرض میفرماید:
قرض گرفتن بدون احتیاج مکروه است و به هر اندازه نیاز به قرض کمتر باشد، کراهت گرفتن آن بیشتر و شدیدتر میشود و به هر مقدار احتیاج به آن بیشتر شود، کراهت گرفتن آن کمتر و سبکتر خواهد شد تا اینکه کراهت آن برداشته میشود و در برخی موارد
1) فروع من الکافی، ج5، ص 93.
گرفتن قرض برای امر واجبی مثل حفظ آبرو و جان و امثال اینها واجب میشود.(1)
بنابراین، به نظر میرسد قرض گرفتن برای فرد نیازمند ـ به ویژه اگر نیازش، موقتی باشد و بداند که در آینده میتواند قرض خود را ادا کند ـ پسندیده است. به فرموده امام کاظم (ع)، با توجه به بقای نیاز فرد تهیدست، میتوان برای حل مشکل او و بدهکاریاش، مبلغی از محل «صدقات» پرداخت کرد؛ زیرا او مصداق یکی از موارد مصرف «صدقات» است.(2)
با دقت در برخی روایتهای موجود، میتوان پی برد که بزرگان دین حتی شخص رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار (ع) بنا به مقتضای اوضاع و احوالشان، قرض گرفته(3)و به همه مسلمانان سفارش نیز کردهاند که بیجهت و بدون ضرورت، قرض نگیرند.
برخی از احادیث به این نکته اشاره دارند که بدون نیاز، نباید به قرض یا دَیْن روی آورد. البته بیشتر تعبیرهای موجود، به دوری از دَیْن اشاره دارد و واژه «قرض» کمتر به کار رفته است. برای نمونه، امام علی (ع)فرموده است:
اِیّاکم وَ الدَّیْنَ فَاِنَّه مَذَلةٌ بالنَّهار وَ مَهمّةٌ باللَّیْلِ وَ قضاءٌ فی الدنیا و
قضاءٌ فی الاخرة.(1)
از زیر بار دین رفتن بپرهیزید؛ زیرا در روز، موجب ذلت و در شب، موجب همّ و غم است و باید یک بار در دنیا و یک بار در آخرت ادا شود.
امام صادق (ع) میفرماید: «تَعَوَّذُوا بِاللّهِ مِنْ غَلَبَةِ الدَّیْنِ؛ به خدا پناه ببرید از بسیار شدن دَیْن».(2)
امام صادق (ع) میفرماید:
خَفِّفُوا الدیْنَ فَاِنَّ فِی خفِّة الْدَین زِیادَةُ و الْعُمْرِ.(3)
دین خود را سبک کنید (کمتر قرض کنید و کمتر زیر بار آن بروید)؛ زیرا در سبکی وام، طول عمر است.
با اندکی تأمّل در این روایات میتوان دریافت آنچه ائمه طاهرین (ع) نکوهش کردهاند، زیر بار «دَیْن» رفتن است. به بیان دیگر، در شرایطی که انسان میتواند زیر دَیْن کسی نرود یا ضرورتی وجود ندارد، شایسته است کاری نکند که او را مدیون میسازد. دومین نکته این است که انسان نباید روحیه دَیْن پذیری یا بیاعتنایی در برابر مدیون شدن را به خود گیرد. اساسا اظهار نیاز به دیگری انسان را خوار و نیازمند و ضعیف نشان میدهد و این، با مقام والای انسان مناسب نیست.
ازاینرو، در برخی از احادیث معتبر، وام گرفتن معادل کفر به شمار
آمده است؛ یعنی همان گونه که کفر امری ناپسند است، هیچ انسان باشخصیت هم نباید نیاز خود را به دیگری اظهار کند. ابوسعیدخدری میگوید از رسول اکرم صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: «أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْکُفْرِ وَ الدَّیْنِ قیل یا رَسُولَ اللّهِ اَیَعْدِلُ الدَّیْنُ بِالکُفْرِ؟ فَقَال نَعَم؛(1)از کفر و بدهکاری [هر دو ]به خدا پناه میبرم.» گفته شد ای رسول خدا، آیا بدهکاری معادل کفر است؟ فرمود: آری.
البته با توجه به روایتهای پیشین، انسانی که نیاز ضروری دارد، میتواند قرض کند. به بیان دیگر، کراهت «قرض» گرفتن برای فرد نیازمند نیست. قرض کردن تنها در حالت بینیازی و به منظور افزونطلبی و مالاندوزی، مکروه و زشت دانسته شده است.
با توجه به شرایط و آداب گفته شده درباره قرض در آموزههای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار (ع)، با دیگر دُیون فرق دارد. به ویژه آنکه وجود احادیث فراوان درباره قرضدهندگان و گیرندگان قرض نیز گویای این تفاوت است. با توجه به تبیین ائمه معصومین (ع) در مورد قرض و فرهنگ آن در میان مسلمانان، هرگز محدوده آن با مسئله دَیْن و زیر بار دَیْن رفتن خلط نشده است؛ زیرا مسلمانان میدانستند باید در پی شرایطی باشند که کمتر به کمک مالی و حتی غیرمالی دیگران نیازمند شوند. برای نمونه، تشویقها و سفارشهای فراوان آن بزرگواران به کار و کسب روزی حلال و دوری از بیکاری و تنبلی و انجام دادن امور زندگی به دست خود افراد، بیانگر این واقعیت مهم است که باید در پی شرایطی باشند تا وامدار دیگران نشوند،
1) بحارالانوار، ج 103، ص 141، باب 2، ح 2.
ولی اگر ناخواسته دچار چنین وضعیتی شدند، با توکل به خدا و بدون دغدغه، به سراغ این عمل سفارش شده بروند. حتی امید داشته باشند که خداوند، آنان را در ادای این قرض، یاری خواهد کرد. حتی اگر شرایطشان در آینده نیز بهتر نشود و در شرایط نیازمندی مداوم باقی بمانند، اسلام بهگونهای پیشبینی کرده است که قرض اینگونه افراد از محل دریافت صدقات واجب و مستحب پرداخت شود یا اینکه قرضدهندگان، با گذشت و مدارا یا بخشیدن طلبشان، خود را مشمول اجر کریم و مضاعف خداوند بگردانند.(1)
در برخی کتابها، در توضیح احادیث دَیْن، مسئله قرض گرفتن و مقروض شدن چنان معنا و تفسیر شده است که گویی منظور از «قرض» همان مدیون شدن و زیر بار دین رفتن است. شدت نهی و پرهیز از قرض کردن به گونهای در تفسیر این حدیثها آمده است که به نظر میرسد افراد حتی در حالت نیاز، هرگز به خود اجازه قرض گرفتن نخواهند داد. این در حالی است که قرض، در اسلام و آموزههای بزرگان دین با توجه به شرایط اقتصادی فرد توصیه شده است. حتی ائمه اطهار (ع)برای اموری مانند ازدواج و حج مجوز قرض دادهاند:
قُلتُ لاَبی عبداللّه: جُعِلْتُ فداک یَسْتَقْرِضُ الرَّجُلُ وَ یَحُجُّ؟ قالَ: نَعَم. قُلْتُ: یَسْتَقْرِضُ وَ یَتَزَوَّجُ؟ قالَ: نَعَم، اِنَّهُ یَنْتَظرُ رِزْقَ اللّه غُدوَةً وَ عَشیَةً.(2)
راوی از امام صادق (ع) درباره قرض گرفتن برای حج و ازدواج میپرسد و امام در پاسخ میفرماید:
«آری و پس از آنکه قرض گرفت، صبح و شام منتظر روزی خداوند خواهد بود.» این حدیث، نشاندهنده باز بودن راه قرض گرفتن حتی برای انجام دادن برخی مستحبات یا کارهای ضروری دیگر است.
امام علی (ع) فرموده است: «اَشَدُّ مِن الْمَوتِ طَلَبُ الحاجَةِ مِنْ غَیْرِ اَهْلِها؛ سختتر از مرگ این است که انسان از کسی که اهل رفع حاجت نیست، حاجت بخواهد.»(1)همچنین ایشان میفرماید: «لا تَسْئَلْ مَنْ تَخافُ مَنْعُه؛ از کسی که بیم جواب ردّ داری، درخواستی مکن».(2)
با توجه به اینکه قرض کردن نوعی کمک خواستن است، بنا بر سفارش امام علی (ع)، از کسانی که اهل کمک کردن نیستند یا روحیه یاریکردن و قرض دادن ندارند، نباید درخواست کرد. همچنین از کسانی که با آداب قرض دادن و اخلاق اسلامی آشنا نیستند، نباید درخواست کمک یا قرض داشت. به قول فردوسی:
ز بازارگانان و دهقان، درم
اگر وام خواهی، نگردد دژم
یعنی باید از بلندنظران و گشادهدستان قرض خواست. ممکن است معنای دیگر حدیث این باشد که از کسانی که توان مالی و شرایط مساعدی برای کمک ندارند و چه بسا در پاسخ درخواست انسان، شرمنده شوند، نباید درخواست کرد، بلکه باید از کسانی درخواست کنیم که میتوانند به تقاضای ما پاسخ مثبت دهند. علی (ع) درباره افرادی که به قرض دادن شایستهترند و قرض دادن وظیفه آنان است، میفرماید:
أَمَّا الْقَرْضُ فَقَرْضُ دِرْهَمٍ کَصَدَقَةِ دِرْهَمَیْنِ سَمِعْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقَالَ هُوَ الصَّدَقَةُ عَلَی الأَغْنِیَاءِ.(1)
یک درهم قرض بهتر از دو درهم صدقه است. از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: آن [قرض دادن] بر عهده توانگران است.
عبدالرحمان بن حجاج میگوید: از امام صادق (ع) درباره مردی که از شخصی دیگر درهم قرض کند و به او مثقال پس دهد یا مثقال قرض کند و درهم پس دهد، پرسیدم و امام فرمود:
اگر شرطی در این زمینه نکرده باشد (که زیاده بگیرد)، اشکالی ندارد و آن بهتر است. پدرم ـ که رحمت خداوند بر او باد ـ وقتی درهم کمقیمت قرض میگرفت، به هنگام ادای قرض، درهمهای نفیس پس میداد و به من میگفت: فرزندم، اینها را به کسی که قرض گرفتی، بده. پس من میگفتم: درهمهایی که او داده بود، از نوع
1) بحار الانوار، ج 100، ص 140.
ارزان و کمقیمت بود و اینها که میخواهیم به او بدهیم، از نوع گرانتر است. وی میگفت: فرزندم: این فضل و احسان است؛ همینها را به او بده.(1)
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله فرمود: «اِنّ خِیَارَکُم اَحْسَنُکُمْ قَضاء؛ بهترین شما کسی است که به بهترین وجه قرض یا دین را ادا کند.»(2)همچنین میفرماید: «اِنّ خَیرَ القَوْمِ خَیْرُهُم قَضاءً؛ بهترین شما، گروهی است که در به جای آوردن امانت و بدهی بهتر عمل کند».(3)
رسول اللّه صلی الله علیه و آله میفرماید:
مَنْ یَمْطُلْ عَلَی ذِی حَقٍّ حَقَّهُ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَی أَدَاءِ حَقِّهِ فَعَلَیْهِ کُلَّ یَوْمٍ خَطیئَةُ عُشَّارٍ.(4)
کسی که به پرداخت حق دیگران تواناست، اگر سهلانگاری کند و طلبکار را معطل کند، در مقابل هر روز تأخیر، گناه باجگیران برای او نوشته خواهد شد.
همچنین ایشان فرموده است:
مَن اَخَذَ اَمْوال الناس، یُریدُ اَداءَها، اَداهَا اللّه عَنْه و مَنْ اَخَذَها، یُرید
اتْلافَها، اَتْلَفَها اللّه.(1)
کسی که اموال دیگران را بگیرد، اگر قصد ادای آن را داشته باشد، خداوند، آن را ادا میکند و کسی که قصد تلف کردن آن را داشته باشد، خداوند، اموالش را نابود میکند.
امام سجاد (ع) نیز میفرماید:
... اگر در پرداخت آن (قرض) توانایی نداشتی، با خوشرفتاری، او (قرضدهنده) را خشنود کن و به صورت زیبایی از او خواهش کن و او را به نیکی و لطافت پاسخ ده و از خودت دور کن و هرگز به تباه کردن مال او و بدرفتاری با او عزم مکن.(2)
بنابراین، نتیجه میگیریم:
الف) همانگونه که قرضدهنده بدون هیچگونه چشمداشتی و با نیّت خیر و برای گرهگشایی مشکل، با کار خود سبب خوشحالی قرضگیرنده شده است، شایسته است قرضگیرنده نیز هنگام ادای قرض، مقداری به عنوان هدیه و اضافه، به برادر دینیاش تقدیم کند. البته در احادیث دیگری وارد شده
است که بهتر است طلبکار افزون بر اصل قرض، از قرضگیرنده، هدیهای قبول نکند، ولی این هدیه از سوی قرضگیرنده، نوعی ارجگذاری و تشکر از قرضدهنده و عمل او است.
ب) در قرض حسن شایسته است فرد پس از برطرف شدن گرفتاریاش و گشایش در روزی بدون اتلاف وقت بکوشد تا قرض خود را ادا کند.
ج) داشتن پشتوانه معرفتی یاری خداوند در ادای قرض، به دنبال داشتن نیت درست قرضگیرنده، میتواند همواره مایه دلگرمی او در ادای هر چه زودتر قرض باشد؛ زیرا بنا بر محتوای روایت پنجم، خداوند، خود، یاریگر کسانی است که قرضدار شدهاند؛ تنها به این شرط که فرد همواره نیت ادای قرض خود را داشته باشد و در این مسئله، بر خدا توکل کند.
علی (ع) میفرماید:
مَنْ تَوَکّل عَلَیه کَفَاهُ، وَ مَنْ سَأَلَهُ، اَعْطَاهُ وَ مَنْ اَقْرَضَهُ قَضَاهُ وَ مَنْ شَکَرَهُ جَزَاهُ.(1)
کسی که به او [خدا] اعتماد کند، بینیازش سازد و هر که از او بخواهد، بر او ببخشد و هر که به او قرض دهد، ادا کند و به هر که سپاسگزارش باشد، پاداش بخشد.
از امام صادق (ع) است که فرمود:
مَنْ کَانَ عَلَیْهِ دَیْنٌ فَیَنْوِی قَضَاءَهُ کَانَ مَعَهُ مِنَ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَافِظَان یُعِینَانِهِ عَلَی الْأَدَاءِ عَنْ أَمَانَتِهِ.(2)
اگر کسی دَیْنی بر گردنش باشد و نیتش این باشد که آن را بپردازد،
خداوند عزوجل دو فرشته همراه او قرار میدهد که او را حفظ کند و در پرداخت امانتش یاری دهد.
همچنین امام کاظم (ع) فرموده است:
مَنْ طَلَبَ الرِّزْقَ مِنْ حِلِّهِ فَغُلِبَ فَلْیَسْتَقْرِضْ عَلَی اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَلَی رَسُولِهِ صلی الله علیه و آله .(1)
هر کس در پی روزی حلال رود و به دست نیاورد، باید با ضمانت خدای بزرگ و رسول او، قرض بگیرد.
گفتار ائمه (ع)در این حدیثهای نورانی بیانگر آن است که خداوند، خود، نخستین و بهترین پشتیبان بندگان نیازمند و قرضدارش است. بندهای که از مسیر بندگی خداوند خارج نشده است، به مسئله «قرض» و هر نوع نیاز دیگر، به دیده یک امر ناپسند نمینگرد، بلکه چون در مسیر صحیح الهی گام برمیدارد، تنگناهای مالی را نیز همانند دیگر زمینههای ابتلای الهی درک میکند. او میداند که اگر در تمامی این زمینهها به خداوند پناه ببرد و از او یاری بخواهد، بیگمان، از یاری او نیز بهرهمند خواهد شد. او میداند دلیلی ندارد که با هرگونه گرفتاری و مانع در زندگی ـ چه مالی و چه بلا و درد و مصیبت و عزا ـ تسلیم آنها شود و ناامیدانه منتظر پیآمدهای کمرشکن آن بماند؛ زیرا یک مسلمان میداند که خداوند بهتر از هر کسی، به حال بندگانش آگاه است. اگر از او خواسته شود، هرگز بندهاش را بیپاسخ نمیگذارد و هرگز او را از درگاه خویش ناامید برنمیگرداند. بنا بر نصّ صریح روایات، خداوند با لطف و کرمش و با واسطههایش، پشتیبان بندگان
1) من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 182.
نیازمند خود است. در این میان، تنها شرط بنده نیازمند، داشتن نیت خالص است. بنده باید در سراسر زندگی و شرایط پیش آمده زندگیاش، نیت خالص داشته باشد؛ نیتی که همواره از باور راستین به فضل الهی و یاری او سرچشمه میگیرد.
قرض هم عامل امتحان بندگان است و هم عامل برکت و ایمان و رشد و تکامل آنان. آنجا که بندهای، در برآوردن نیاز زندگی خود گرفتار میشود، هم خود او در ظرف امتحان الهی قرار میگیرد و هم تمامی اطرافیان و توانگران نزدیک او. امتحان فرد نیازمند آن است که آیا او میتواند با امید به خداوند، مشکل کنونیاش را با قرض گرفتن از بندگان خداوند برطرف سازد و به امور نهی شده در دین روی نیاورد. امتحان اطرافیان توانگر او نیز آن است که آیا در چنین شرایطی حاضرند از محل لطف خداوند و فرصتهایی که به آنها داده است، دست این فرد نیازمند را بگیرند و در حق او برادری کنند.
رسول اللّه صلی الله علیه و آله میفرماید:
وَ مَنْ أَقْرَضَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ... اِنْ رَفَقَ بِهِ فِی طَلَبِهِ تَعَدَّی بِهِ عَلَی الصِّرَاطِ کَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ اللاَّمِعِ بِغَیْرِ حِسَابٍ وَ لاعَذَابٍ.(1)
هر کسی به برادر مسلمانش قرض دهد ... و در طلب آن، با وی مدارا کند، بدان سبب، بدون حساب و عذاب مانند برق جهنده و درخشان از روی صراط میگذرد.
1) وسائل الشیعه، ج 13، ص 88.
همچنین از ایشان نقل است که فرمود:
مَن یَسَّرَ عَلَی مُعْسِرٍ یَسَّرَ اللّه عَلَیْهِ فِی الدُنیا و اَلآخِرَة.(1)
هر کس تنگدستی را مهلت دهد و بر او آسان بگیرد، خداوند در دنیا و آخرت بر او آسان گیرد.
آن حضرت در جای دیگر میفرماید:
و مَنْ أَنْظَرَ مُعْسِرا کانَ لَهُ عَلَی اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کُلِّ یَوْمٍ ثَوَابُ صَدَقَةٍ.(2)
هر کس به تنگدستی مهلت دهد، برای هر روز مهلت او ثواب صدقه نوشته میشود.
رسول اللّه صلی الله علیه و آله فرموده است:
اَظلّ اللّه عبدا فِی ظِلِّهِ یَوْمَ لاظِلَّ اِلاّ ظِلُّهُ أَنْظَر مُعْسِرا اَوْ تَرَکَ لَغَارِم.(3)
خداوند در روزی که هیچ سایهای جز سایه او نیست، بندهای را که به بدهکار تنگدست مهلت دهد یا از بدهکارش بگذرد، زیر سایه خود قرار میدهد.
آن حضرت در حدیث دیگری فرمود:
مَنْ اَرَادَ أَنْ یُظِلَّهُ اللّهُ فِی ظِلِّ عَرْشِهِ یَوْمَ لاظِلَّ اِلاَّ ظِلُّهُ فَلْیُنْظِرْ مُعْسِرا أَوْ لِیَدَعْ لَهُ مِنْ حَقِّهِ.(4)
هر کس میخواهد که خداوند روزی که هیچ سایهای جز سایه عرش او نیست، او را در سایهاش قرار دهد، به تنگدست و بدهکار مهلت دهد.
امام صادق (ع) فرمود:
صَعِدَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله الْمِنْبَرَ ذَاتَ یَوْمٍ فَحَمِدَاللّهَ وَ اَثْنَی عَلَیْهِ... الا و مَنْ أُنْظَرَ مُعْسِرا کَانَ لَهُ عَلَی اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کُلِّ یَوْمٍ ثَوَابُ صَدَقَةٍ بِمِثْلِ مَالِهِ حَتَّی یَسْتَوْفِیَهُ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِاللّهِ (ع) قَالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ «وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلی مَیْسَرَةٍ وَ إنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» أنَّهُ مُعْسِرٌ فَتَصَدَّقُوا عَلَیْهِ بِمَالِکُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ.(1)
روزی، رسول خدا صلی الله علیه و آله از منبر بالا رفت و پس از ستایش خداوند فرمود: آگاه باشید هر کس تنگدستی را مهلت دهد، بر خداوند واجب است که در هر روز، صدقهای به اندازه مالش را برای او منظور کند تا زمانی که تمام مالش را دریافت کند. (سپس امام، این آیه را تلاوت فرمود:)
«و اگر [مقروض] تنگدست بود، او را تا فراخدستی مهلتی باید داد و بخشیدن و صدقه دادن شما [به آن تنگدست ]برای شما بهتر است، اگر میدانستید»؛ یعنی اگر میدانید که او تنگدست است، مالتان را به او صدقه بدهید که برایتان بهتر است.
همچنین از رسول اللّه صلی الله علیه و آله است که فرمود:
مَنْ أَنْظَرَ مُعْسِرا إِلی مَیْسَرَةٍ، أَنْظَرَهُ اللّهُ بِذَنْبِهِ اِلَی تَوْبَته.(2)
هر کس به تنگدست (بدهکار) مهلت دهد تا شرایطش بهتر شود، خداوند نیز در مورد گناهان او صبر میکند تا توبه کند.
امام صادق (ع) در حدیثی از قول پیامبر نقل میکند که فرمود:
أَلْفُ دِرْهَمٍ أَقْرِضُهَا مَرَّتَیْنِ أَحَبُّ اِلَیَّ مِنْ أنْ أَتَصَدَّقَ بِهَا مَرَّةً وَ کَمَا لایَحِلُّ بِغَریمِکَ أَنْ یَمْطُلَکَ وَ هُوَ مُوسِرٌ فَکَذَلِکَ لایَحِلُّ لَکَ أَنْ تُعْسِرَهُ اِذَا عَلِمْتَ أَنَّهُ مُعْسِرٌ.(1)
اگر هزار درهم را دوبار قرض دهم، نزد من محبوبتر است از آنکه یکباره همه را صدقه دهم و همچنانکه برای بدهکار تو جایز نیست که پرداخت بدهیاش را به تأخیر افکند، اگر دارا باشد، برای تو نیز جایز نیست که او را در فشار قرار دهی، اگر بدانی که تنگدست است.
نتیجهای که از این روایتها میگیریم، بدین شرح است:
الف) نتیجه گذشت از بدهکار و مدارا با تنگدست این است که خداوند نیز کوتاهیهای بنده مدارا کنندهاش را نادیده میگیرد و اگر گناهانش زیاد باشد، در عذاب او شتاب نمیکند تا بندهاش توبه کند. افزون بر این، در آخرت در گذشتن از پل صراط، یاریاش میکند. علت همه این عنایتهای الهی، آن است که خداوند دوست دارد بندگان توانگر به بندگان نیازمند گذشت داشته باشند و آنها را یاری کنند. در واقع، دستگیری از افراد بدهکار از سوی توانگران و حتی طلبکاران غیرتوانگر، سبب خشنودی خداوند متعال میشود و آن را به زیبایی جبران میکند.
1) وسائل الشیعه، ج 13، ص90؛ نک: تهذیب الاحکام، ج 6 ، ص 192.
ب) هرچه به فرد قرضدار بیشتر فرصت داده شود و در شرایط او آسان بگیرند، در واقع، مثل این است که فرد، همه روزه معادل ارزش مقدار قرض، در راه خدا صدقه میدهد و این ارزش و ثواب تا روز توانایی بدهکار بر ادای قرضش ادامه خواهد داشت.
بارها پیشوایان معصوم (ع) اشاره کردهاند که خداوند به سبب آسان گرفتن فرد طلبکار، برای او حسنه فراوان مینویسد و در دنیا و آخرت، او را زیر سایه خود قرار میدهد. علت این امر نیز آن است که خداوند به دلیل صدقه دانستن میزان روزها و لحظههای مدارا یا بخشیدن فرد طلبکار، او را مشمول اجر کریم و ثوابهای فراوان خود کرده است.
ج) خداوند دوست دارد بندگانش به افراد بدهکار ناتوان، گذشت داشته باشند. خداوند این گذشت را برای بندهاش «خیر» میداند. ازاینرو، برای طلبکارانی که بدهکارشان توانایی بازپرداخت را ندارد، بهتر است از حق خود گذشت کنند و اجر واقعی این عمل را از خداوند بستانند.
تمامی این سفارشها و تشویقها، در مورد گذشت و «صدقه» دانستن قرض، برای آن است که آنها خواستار ترویج «قرض حسن» هستند. به عبارت دیگر، گذشت، رفتار شایسته، بخشش و صدقه دانستن طلب، همگی از ویژگیهای قرض حسن است و گیرنده واقعی چنین قرضی نیز ـ به فرموده قرآن ـ خود خداوند است.
جراح مداینی نقل میکند که امام صادق (ع): «انّه کَره أنْ ینزل الرجل علی الرجل و له علیه دیْن و... ؛ ایشان خوش نداشت شخص طلبکار بر شخص بدهکار وارد
شود...».(1)
دلیل اینکه امام رفتن طلبکار نزد بدهکار را ناپسند میداند، این است که چهبسا بدهکار از دیدن او خجالت بکشد، در حالیکه چنین رفتار و حالتی با «قرض حسن» سازگار نیست. پیشتر گفته شد که در قرض حسن، چون فرد به خداوند قرض میدهد، نباید با ایجاد شرمندگی و نگرانی در فرد قرضدار، قرض را از «حسن» بودنش انداخت و در نتیجه، از پیآمدهای الهی آن محروم شد.
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله فرمود:
مَنِ احْتَاجَ اِلَیْهِ أخُوهُ الْمُسْلِمُ فِی قَرْضٍ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَیْهِ فَلَمْ یَفْعَلْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَیْهِ رِیحَ الْجَنَّةِ.(2)
هر که برادر مسلمانش به قرض او نیازمند شود و او با آنکه میتواند قرضش ندهد، خداوند بوی بهشت را بر او حرام میسازد.
امام صادق (ع) میفرماید:
المُؤمِنُ اَخُو المُؤمِن و عَیْنُهُ وَ دَلَیلهُ... وَ ما مؤمِنٍ یَخْذُل اَخاهُ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلی نُصْرَتِهِ خَذَلَه اللّه فی الدُنیا و الاخِرة.(3)
مؤمن، برادر، چشم و راهنمای مؤمن است؛ مؤمنی که برادر مؤمنش را تنها و خوار بگذارد، در حالی که بتواند او را یاری رساند، خداوند
در دنیا و آخرت، او را تنها و بییاور خواهد گذاشت.
شاید محروم بودن از بوی بهشت، بدترین عقوبت برای یک انسان باشد؛ زیرا ارزش واقعی انسان، بهشت است. در واقع، اگر انسان به هر علتی از این نعمت الهی محروم شود، دچار خسران (زیانی جبرانناپذیر) شده است. یکی از چیزهایی که انسان را از نعمت بهشت محروم میکند، بیتوجهی به قرضدادن است.
این محروم بودن برای کسانی است که توانایی کمک یا قرض دادن به نیازمندان را دارند، ولی در این زمینه اقدامی نمیکنند. بر اساس بیان پیامبر و حضرت علی (ع)، اگر فرد توانا بداند دیگری به کمک و قرض او نیاز دارد، ولی کمکی نکند، از بوی بهشت محروم خواهد شد. حتی تعبیر معصوم (ع)نشان میدهد که لازم نیست فرد نیازمند، قرض خواستن خود را به زبان آورد، بلکه همین که فرد بداند برادر دینیاش نیازمند بخشی از دارایی اوست، ولی به او قرض ندهد، از بوی بهشت محروم خواهد شد. در این حدیثها، به محروم بودن از بوی بهشت اشاره شده است و نه خود بهشت. شاید بتوان گفت کسانی که کارهای خیر انجام میدهند و از نعمت احساس بوی بهشت بهرهمندند، حتی در این دنیا نیز از بوی بهشت بهره دارند و خود این نعمت، آنان را به انجام دادن اعمال خیر تشویق میکند. به دلیل همین بوی بهشت و احساس تشنگی است که انسان به انجام دادن امور خیر میپردازد و از کارهای زشت میپرهیزد. بوی بهشت چنان بندگان نیکوکار خداوند را سرمست میکند که هیچگاه آن را با بهایی اندک و خوشیهای زودگذر عوض نمیکنند. امام صادق (ع)میفرماید:
اِنّ مِن نِعَمِهم اَهْلِ الجنَّة اَنْ یُوجَدَ رِیحُهَا مِنْ مَسیرةِ اَلْفَ عامٍ مِنْ مَسافَةِ الدُّنیا.(1)
یکی از کمترین نعمتهای بهشتیان آن است که بوی آن را از هزار سال راه از مسافت دنیا، درک میکنند.
جنبه دیگر مسئله این است که «حرام شدن بوی بهشت» برای کسانی که میتوانند از کار دیگران گره بگشایند، ولی نمیکنند، نکته بسیار مهمی را بیان میکند و آن اینکه انسان نباید به گرفتاریهای برادران دینی خود بیاعتنا باشد؛ زیرا خداوند همه نعمتها را به بندگانش بخشیده است و دوست دارد از محل همین بخششهای او، بندگانش به یکدیگر ببخشند و گرهگشای مشکل هم باشند. اینکه فردی نیاز برادر دینی خود را ببیند و توان کمک به او را نیز حتی به صورت قرض، داشته باشد، ولی بیتوجه از کنار او بگذرد، از نظر انسانی بسیار ناپسند است. خداوند و معصومین (ع)، بیاعتنایی به زندگانی دیگران را برای تمامی انسانها ناپسند دانستهاند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
مَنْ اَصْبَحَ وَ لا یَهْتَّم بِاُمور المُسْلِمین فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ.(2)
هر کس صبح کند و به امور مسلمانان اعتنایی نداشته باشد، مسلمان نیست.
همچنین میفرماید:
مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادی یا لَلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ.(1)
هر کس ندای فردی را که میگوید: «ای مسلمانان! کمکم کنید»، بشنود، ولی پاسخی ندهد، مسلمان نیست.
بنابراین، هیچ عذری برای بیاعتنایی مسلمانان در برابر دیگر افراد اعم از مسلمان و غیرمسلمان پذیرفته نیست. انسان بودن یک مسلمان و نیز «مسلمانی» او حکم میکند که همواره در زندگی اجتماعی به گرفتاریهای همنوعانش توجه کند و در رفع آنها بکوشد. البته باید دانست کمک کردن به دیگران و حاجت روا کردن دیگران، نعمت و فرصت است و به معنای از دست دادن توان و کم شدن دارایی نیست. چنین فرصتی، در بیان معصومین (ع)، رحمت خدا شمرده شده و خود، زمینه خیری است برای کسانی که از فرصت پیش آمده به خوبی بهره گیرند.
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت است که خداوند میفرماید: «حرَّمْتُ الجنّةَ عَلی الْمَنّانِ وَ الْبَخیلِ؛ بهشت را بر منتگذار و بخیل حرام کردم.»(2)همچنین آن حضرت فرموده است: «وَالَّذی نَفْسِی بِیدِهِ لاَیَدْخُلُ الْجَنَّةَ البَخیلُ؛ سوگند به آن که جانم در دست اوست، آدم بخیل وارد بهشت نمیشود».(3)
بنا بر احادیثی که گذشت، بخل سبب میشود حالتی در انسان پیش آید که فرد نتواند به دیگران کمک کند. با توجه به بحث پیشین درباره محرومماندن از بهشت برای خودداریکنندگان از قرض دادن، میتوان یک رابطه برای این دو موضوع در نظر گرفت و آن این است که بخیل از دیگران دستگیری نمیکند و در پاسخ درخواست قرض، دچار حالتی میشود که نمیتواند کمک کند. ازاینرو، از درک بوی بهشت محروم میشود. البته بخل به تنهایی سبب گسترش بسیاری از آفتهای اخلاقی میشود که هر کدام آنها میتواند عامل سقوط و خروج انسان از مسیر هدایت الهی باشد. برخی از آثار بخل از این قرارند:
آفت جوانمردی و مردانگی است؛ آفت آزادگی و ایمان است؛ سبب محروم شدن از ایمان خالص است؛ سبب دوری از خدا میشود؛ سوءظن به معبود است و سبب خروج از ولایت حق میشود.(1)
به فرموده قرآن، بخل، سبب دشوار شدن کار بخیل خواهد شد:
وَ أَمّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنی وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنی فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْری . (لیل: 8 ـ 10)
و اما هر کس بخل ورزید و بینیازی کرد و آن [وعده ]نیکو را انکار کرد و دروغ انگاشت، پس به زودی او را برای راه دشوار آماده سازیم.
علامه طباطبایی رحمه الله درباره کسانی که گرفتار صفت ناپسند بخل شدهاند، میفرماید:
1) مقاله «بخل در آینه روایات»، ترجمه: علی شالچیان ناظر، وام؛ ذخیره ماندگار، بهار 1378، ش 11، صص 39 ـ 41.
آنها از فطرت انسانی به کنار افتاده و در بازار زندگی ورشکستهاند؛ زیرا در زندگی تنها نیکبختی و آسودگی خود را میخواهند و به زندگی فردی معتقدند. با اینکه فطرت انسان، زندگی اجتماعی را برای ما زندگی معرفی مینماید و زندگی فردی از هر راه که باشد محکوم به شکست است. [آنان] با نشان دادن قدرت به دیگران، خضوع بینوایان را به خود جلب مینمایند و با اینکه به درد دردمندان نمیرسند، آنان را پیوسته در حال کرنش نگه [میدارند] و روح بتپرستی را زنده میدارند. در نتیجه، هر گونه شهامت و شجاعت و علو طبع و افتخارات انسانی از جامعه برچیده میشود. گذشته از اینکه خودشان عواطف پاک و انساندوستی و دلسوزی و خیرخواهی را زیر پا میگذارند، انواع جرم و خیانت و هرگونه پستی و رذالت را در جامعه ترویج میدهند؛ زیرا قویترین عامل طبیعی جنایت و جرم، مانند بدگویی، دزدی، راهزنی، آدم کشی و فقر، در طبقه نیازمندان است و خشم کینه و حس انتقامی است که از توانگران در دل گرفتاران جایگیر میشود و توانگران بخیل به آن دامن میزنند. از اینجاست که بخیل، دشمن شماره یک جامعه است و در هر حال، گرفتار خشم خدای جهان و نفرت جهانیان خواهد بود.(1)
نتیجه آنکه برای اینکه جزو قرضدهندگان شویم، باید از صفت «بخل»
1) سید محمدحسین طباطبایی، خلاصه تعالیم اسلام، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، ج 3، صص 174 ـ 178، برگرفته از: «با اندیشمندان» وام؛ ذخیره ماندگار، زمستان 1377، ش 10، صص 46 و 47.
بپرهیزیم و سخاوتمند شویم تا اهل خیر و اهل «قرض حسن» گردیم.
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
رَأیْتُ مَکْتُوبا عَلَی بَابِ الْجَنَّةِ الصَّدَقَةُ بِعَشَرَةِ وَ الْقَرْضُ بِثَمَانِیَةَ عَشَرَ فَقُلْتُ یَا جَبْرَئِیلُ ما بالَ الْقرضُ اَعْظَمُ اَجرا قال: لِانَّ صاحبَ الْقَرْضِ لایَأتیکَ اِلّا وَ هُوَ مُحتاجٌ و رُبّما وَقَعَتَ الصَّدَقَةُ فی غِنی.(1)
بر در بهشت دیدم نوشته شده بود: قرض، هجده ثواب و صدقه، ده ثواب دارد. از جبرئیل علت بیشتر بودن ثواب قرض را پرسیدم. گفت: چون قرضگیرنده نزد تو نمیآید مگر اینکه نیازمند باشد، در حالی که چه بسا صدقه در دست فرد توانمند بینیاز قرار گیرد.
امام صادق (ع) فرموده است:
اَلْقرضُ بِثمانیةَ عَشْرَ وَ الصَّدَقَةُ بِعَشْرَةٍ، و ذلک أنَّ القَرْضَ لایَکُونُ اِلّا فِی یَدِ المُحْتاج، وَ الصَّدَقةُ رُبَما وَقَعَتْ فی یَدِ غَیْرِ مُحتاجٍ.(2)
بر در بهشت نوشته است: قرض، هجده و صدقه، ده ثواب دارد؛ زیرا قرض تنها در دست نیازمند قرار میگیرد، ولی صدقه چه بسا در دست بینیاز نیز قرار گیرد.
علی (ع) نیز میفرماید:
فَقَرْضُ دِرْهَمٍ کَصَدَقَةِ دِرْهَمَیْنِ سَمِعْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَقَالَ هُوَ
الصَّدَقَةُ عَلَی الأَغنِیَاء.(1)
یک درهم قرض، مانند دو درهم صدقه است. از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم آن بر عهده توانگران است.
اسحاق بن عمار از امام صادق (ع) نقل میکند:
مَکْتُوبٌ عَلَی بَابِ الجَنّةِ الصَّدَقَةُ بِعَشَرَةٍ وَ الْقَرْضُ بِثَمَانِیَةَ عَشَرَ وَ فِی رِوَایَةٍ اُخْرَی بِخَمْسَةَ عَشَرَ.(2)
بر در بهشت نوشته است: صدقه: ده و قرض، هجده ثواب دارد و در روایت دیگر (قرض) پانزده ثواب دارد.
امام رضا (ع) میفرماید:
اَجْرُ الْقَرْضِ ثَمَانِیَةَ عَشَرَ ضِعْفا مِنْ أَجْرِ الصَّدَقَةِ لِأَنَّ الْقَرْضَ یَصِلُ اِلَی مَنْ لایَضَعُ نَفْسَهُ لِلصَّدَقَةِ لأَخْذِ الصَّدَقَةِ.(3)
پاداش قرض هجده برابر پاداش صدقه است؛ زیرا قرض به دست کسی میرسد که حاضر نیست برای دریافت صدقه به کسی رو بزند.
شاید مقایسه قرض و صدقه از چند جهت جای تأمل داشته باشد. اول آنکه چرا چنین فضیلتی در قرض نسبت به صدقه وجود دارد و معصومین (ع) نیز پیوسته آن را بیان کردهاند؟ دوم اینکه میان قرض و صدقه چه ارتباطی وجود دارد که همواره مورد توجه است؟
به نظر میرسد علت فضیلت قرض نسبت به صدقه این باشد که قرض
را کسی درخواست میکند که به مرحله نیاز رسیده است. ازاینرو، فرد توانگر با کمک و قرض دادن به نیازمندان این اطمینان را دارد که گرهی از مشکل یک نیازمند بگشاید، در حالیکه در صدقه همیشه اینگونه نیست و احتمال اینکه فرد برخوردار از صدقه، نیازمند واقعی نباشد، فراوان است. به جز این شاید قرضگیرنده برای حفظ آبروی خود، حاضر نشود به سوی امور دیگری مانند درخواست صدقه، گدایی و کارهای ناپسند برود. در واقع، بهترین راه را برای حل مشکل خود برگزیده است. از اینرو، خواسته است کمتر از موارد دیگر شرمنده شود و چون قرار است در نخستین فرصت، دَیْن خود را ادا کند، جرئت تقاضای قرض را یافته است. بنابراین، میتوان گفت قرض برای بسیاری از مردم، امری پسندیدهتر است تا تقاضای صدقه. فضیلت قرض بر صدقه نیز شاید به همین دلیل باشد.
دلیل اینکه همواره قرض با صدقه مقایسه میشود، این است که قرض را با توجه به ماهیتش، نوعی صدقه دانستهاند؛ یعنی این دو سنخیتی با هم دارند، وگرنه بدون این سنخیت، امکان مقایسه وجود نداشت. در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: «کلُّ قَرْضٍ صَدقة؛ هر قرضی، صدقه است.»(1)این روایت نشان میدهد قرض نوعی صدقه است. یک تفاوت میان صدقه و قرض این است که در صدقه، انسان از نتیجه کارش شناخت کاملی ندارد، در حالی در مورد قرض، معمولاً قرضدهنده به نتیجه عمل خود آگاه است
1) کنز العمال، ج 6، ص 210.
و همین امر سبب فضیلت آن نسبت به صدقه شده است. قرینه دیگر شباهت قرض به صدقه، نوع تفسیری است که بیشتر مفسران شیعه و سنی در تفسیرهایشان از «قرض حسن» داشتهاند. بیشتر آنها «قرض حسن» را صدقه دانسته و گفتهاند در واقع، فرد در «قرض حسن»، به خداوند قرض میدهد و نباید چشمداشت بازگشت صدقه خود را از غیر خدا داشته باشد. ازاینرو، قرض حسن، نوعی صدقه است و از نظر پاداش، به مراتب بالاتر از آن قرار دارد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است:
مَنْ أقْرَضَ مُؤمِنا قَرْضا یُنْظِرُ بِهِ مَیْسُوَرَهُ کَانَ مَالُهُ فِی زَکَاةٍ وَ کَانَ هُوَ فِی صَلاَةٍ مِنَ الْمَلَائِکَةِ حَتَّی یُؤَدِّیَهُ الیه.(1)
هر کس به مؤمنی قرض دهد، مدت زمانی که صبر میکند تا وضع قرضگیرنده بهتر شود، مالش در حکم زکات خواهد بود و خودش هم با فرشتگان در حال نماز است تا بدهکارش قرض خود را ادا کند.
امام باقر (ع) فرمود:
مَنْ أقْرَضَ رَجُلاً قَرْضا إِلَی مَیْسَرَةٍ کَاَن مَالُهُ فِی زَکَاةٍ وَکَانَ هُوَ فِی الصَّلَاةِ مَعَ الْمَلاَئِکَةِ حَتَّی یَقْضِیَهُ.(2)
هر کس به دیگری قرض بدهد تا وقت توانگری پرداخت کند، مال
او در زکات است و خودش هم با فرشتگان در حال نماز است تا بدهکار قرض خود را بپردازد.
از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود:
قَرْضُ الْمُؤْمِنِ غَنِیمَةٌ وَ تَعجِیلُ خَیرٍ إنْ أَیْسَرَ أدَّاهُ وَ إِنْ مَاتَ احْتُسِبَ مِنَ الزَّکَاةِ.(1)
قرض دادن به مؤمن، غنیمت و شتاب کردن در خیر است؛ زیرا اگر مؤمن دستش باز شد، آن را باز میگرداند و اگر هم از دنیا برود، جزو زکات قرضدهنده به شمار میآید.
به نقل عقبه بن خالد وی به همراه معلّی و عثمان بن عمران بر امام صادق (ع) وارد شدند. همین که چشم امام به آنها افتاد، فرمود: خوش آمدید، خوش آمدید... عثمان گفت: فدایت شوم... من مردی توانگرم. فرمود: خداوند به توانگریات برکت دهد. عثمان افزود: کسی نزد من میآید و از من درخواستی میکند، ولی هنوز وقت زکات من نرسیده است که چیزی به او بدهم. امام فرمود:
نزد ما قرض، هجده و صدقه، ده ثواب دارد؛ چه مانعی دارد چنانکه میگویی توانگری، مبلغی به او بدهی. پس چون وقت زکاتت رسید، آن را زکات مالت قرار دهی؟ ای عثمان، او را دست خالی باز مگردان؛ زیرا بازگرداندن او نزد خدا گناهی بزرگ است. ای عثمان، اگر بدانی که منزلت مؤمن نزد خدا چهقدر است، هرگز در برآوردن حاجت او سستی نخواهی کرد. هر که دل مؤمنی را شاد کند، به
1) همان، ج 4، ص 34؛ نیز نک: وسائل الشیعه، ج 13، ص 87.
یقین، دل رسول خدا صلی الله علیه و آله را شاد کرده است. برآوردن حاجت مؤمن، دیوانگی و پیسی و جذام را دور میسازد.(1)
بر اساس این روایتها، «قرض» حتی اگر ادا نشود، میتواند جزو زکات قرضدهنده به شمار آید؛ هرچند در آن زمان، زکاتی نداشته باشد.
امام صادق (ع) فرمود:
ما مِن مُؤمِنٍ اَقْرَضَ مؤمناً یَلْتَمِسُ به وَجْه اللّه الاّ حَسِبَ اللّه لهُ اَجْره بِحسابِ الصدَقة حَتّی یَرْجعَ الیه مآلِه.(2)
مؤمنی نیست که برای خشنودی خدا به مؤمن دیگر قرض دهد، مگر اینکه خداوند تا بازگشت مالش، برای او ثواب صدقه را منظور کند.
همچنین ایشان فرموده است:
لَأَنْ أقْرِضَ قَرْضا أحَبُّ إلَیَّ مِنْ أنْ أَتَصَدَّقَ بِمِثْلِهِ وَ کَانَ یَقُولُ مَن أَقْرَضَ قَرْضا وَ ضَرَبَ لَهُ أجَلاً فَلَمْ یُؤْتَ بِهِ عِنْدَ ذَلِکَ الْأجَلِ کَاَنَ لَهُ مِنَ الثَّوَابِ فِی کُلِّ یَوْمٍ یَتَأَخَّرُ عَنْ ذَلِکَ الْأجَلِ بِمِثْلِ صَدَقَةِ دِینَارٍ وَاحِدٍ فِی کلِّ یَوْمٍ.(3)
اگر قرضی بدهم نزد من محبوبتر است از آنکه مانند آن را صدقه بدهم. (نیز میفرمود:) هر که قرضی بدهد و موعد بازپرداختی معیّن
کند و در وقت مقرر پرداخت نشود، برای هر روزی که تأخیر افتد، ثواب صدقه دیناری را دارد که در هر روز داده شود.
به فرموده امام صادق (ع)، حتی وقتی قرضگیرنده نتواند قرض خود را به موقع پس دهد، همه روزه برای قرضدهنده برابر قرض داده شدهاش، ثواب صدقه نوشته میشود و این به مراتب، ثواب بیشتری از آن صدقهای دارد که فرد از اول به کسی میبخشد.
نتیجه اینکه نوع تبیین قرض و نیز رفتار قرضدهنده در بیان امام صادق (ع)، بیانگر ارزش و جایگاه واقعی قرض حسن است. در واقع، گذشت و مدارا و مهربانی و چشمپوشی در برخی شرایط از اصل قرض و قرضگیرنده و نیز مسئله ثواب صدقه، همگی برای آن است که «قرض حسن» بهتر شناسانده شود. اگر تأکید میشود که به ازای دیرکرد در بازپرداخت قرض، ثواب صدقه برای قرضدهنده نوشته میشود، برای این است که به نوعی رفتار قرضدهنده به عمل خود و قرضگیرنده، شایستهتر شود. این امر تا آنجا میتواند پیش رود که قرضدهنده احساس کند از فرد مقروض هرگز طلبکار نیست، بلکه او باید خداوند را شکر گوید که توفیق چنین عملی را به او داده و افزون بر بهرهمندی از ثواب بیشمار، از آثار درونی عمل خود نیز برخوردار شده است؛ زیرا گفته شد که قرض در درون فرد و قلب و روح و حتی جسم (بیماریهای جسمی) او اثر مثبت میگذارد و زمینههای نشاط روحی و فکری شخص را فراهم میآورد.
امام صادق (ع) فرموده است پس از نماز صبح این دعا را بخوانید:
تَوَکَّلْتُ عَلَی الْحَیِّ الَّذِی لاَیَمُوتُ وَ الحَمْدُللّهِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَدا وَ لَمْ یَکُنُ لَهُ شَرِیکُ فی المُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیُّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرهُ تَکْبِیرا اللّهُمَ إِنِّی أعوذُ بِکَ مِنَ الْبُؤْسِ وَ الْفَقْرِ وَ مِنْ غَلبةِ الدَّیْنِ وَ السُّقْمِ و أَسْألُک أنْ تُعِینَنِی عَلَی أَدَاءِ حَقِّکَ إِلَیْکَ وَ إِلَی النَّاسِ.(1)
توکل کردم به خدای زنده و پایندهای که هرگز نمیرد و ستایش مخصوص خدایی است که فرزندی نگیرد و شریکی در فرمانروایی ندارد و به سبب ناتوانی و خواری یاوری برایش نیست و او را بزرگ بشمار. خدایا، به تو پناه میبرم از تنگدستی و نداری و از فشار بدهکاری و دردمندی و از تو میخواهم که مرا در پرداخت حق تو و حق مردم یاری کنی.
شخصی به امام محمد تقی (ع) نوشت که قرض بسیار دارم. حضرت در پاسخ نوشت بسیار استغفار کن و همواره سوره «إنّا انزلْنَاهُ فی لیلة القدر» را زمزمه کن.(2)
از امام صادق (ع) است که:
اللَّهُمَّ لَحْظَةً مِنْ لَحَظَاتِکَ تَیَسَّرْ عَلَی غُرَمَائِی بِهَا الْقَضَاءَ وَ تَیَسَّرْ لِی
بِهَا الاِقْتِضَاءَ إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ.(1)
خدایا، توجهی میخواهم از توجهاتت که بدان بازپرداخت را بر طلبکارانم و وامگیری را بر من آسان گردانی که به راستی تو بر هر چیزی توانایی.
این دعا نیز از امام موسی کاظم (ع)روایت شده است:
اللَّهُمَّ ارْدُدْ إِلَی جَمِیعِ خَلقِکَ مَظَالِمَهُمُ الَّتِی قِبَلِی صَغِیرَهَا وَ کَبیرَهَا فِییُسْرِ مِنْکَ وَ عَافِیَةٍ وَ مَا لَمْ تَبْلُغْهُ قُوَّتِی وَ لَمْ تَسَعْهُ ذَاتُ یَدِی وَ لَمْ یَقُوَ عَلَیْهِ بَدَنِی وَ یَقِینِی وَ نَفْسِی فَأدِّهِ عَنِّی مِنْ جَزِیلِ مَا عِنْدَکَ مِنْ فَضْلِکَ ثُمَّ لاَْ تَخْلُفْ عَلَیَّ مِنْهُ شَیْئا تَقْضِیهِ مِنْ حَسَنَاتِی یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.(2)
خدایا، حقوقی را که مردمان نزد من دارند، از کوچک و بزرگش، در آسانی و تندرستی برآورده کن و نیز آنچه را نیرو و دارایی من بدان نرسد و بدن، جان و یقینم بر آن قدرت نداشته باشد. پس آن را برای من بپرداز از آن فضل شایانی که داری. و از آن بر من چیزی را که آن را از حسنات من بپردازی، به جای مگذار. ای مهربانترین مهربانان.
مردی خدمت امام صادق (ع) رسید و گفت: آقای من! از قرضی که مرا فرا
گرفته و از سلطانی که به من ستم میکند، نزد تو شکایت میکنم. مرا دعایی بیاموز که با آن غنیمتی به دست آورم که قرض خود را ادا کنم و ستم سلطان را از خود باز دارم. امام فرمود:
هرگاه تاریکی شب تو را فرا گرفت، دو رکعت نماز بگذار و در رکعت اول آن، حمد و آیهالکرسی و در رکعت دوم حمد و آخر سوره حشر «لَوْ أنْزَلْنَا هذا القرآن عَلَی جَبِلٍ تا آخر سوره» را بخوان. پس قرآن مجید را بر سر خود بگذار و بگو: «بحقّ هذا القرآن و بِحَقّ مَنْ أرْسَلْتَهُ بِهِ إِلَی خَلْقِکَ وَ بِحَقِّ کُلِّ آیَةٍ لَک فِیهَ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَ بِحَقِّک عَلَیْکَ وَ لاَ أحَدٌ أعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ». آنگاه بگو [بک] یا اللّه، ده مرتبه؛ یامحمد، ده مرتبه؛ یا علی، ده مرتبه؛ یا فاطمه، ده مرتبه؛ یا حسن، ده مرتبه؛ یا حسین، ده مرتبه؛ یا علی بن الحسین، ده مرتبه؛ یا محمدبن علی، ده مرتبه؛ یا جعفربن محمد، ده مرتبه؛ یا موسی بنجعفر، ده مرتبه؛ یا علی بن موسی، ده مرتبه؛ یا محمدبن علی، ده مرتبه؛ یا علی بن محمد، ده مرتبه؛ یا حسن بن علی، ده مرتبه؛ بالحجة، ده مرتبه. سپس حاجت خود را بخواه.
آن مرد رفت و پس از مدتی برگشت؛ در حالیکه قرضش ادا شده بود و امر سلطان اصلاح شده و مالش افزایش یافته بود.(1)
در برخی روایتها، قرض دادن با صله رحم مقایسه شده است، با اینکه
1) همان، ص 1226.
ثواب صله رحم در روایتهای اسلامی از صدقه و قرض دادن بیشتر است. بنا بر روایتهای معتبر، صله رحم، بیست و چهار درجه فضیلت دارد. با وجود این، امام صادق (ع) میفرماید: «لِاَنْ أُقْرِضَ قَرْضا اَحَبُّ اِلیِّ مِنْ اَنْ اَصِلَ بِمِثْلِهِ؛(1)من قرض دادن را از انجام دادن صله رحم، دوستتر میدارم».
چرا امام، قرض دادن را بر صله رحم ترجیح میدهد؟ شاید بتوان گفت در صله رحم، مسئله عاطفه و احساسات و ملاحظه روابط خویشاوندی مطرح است. چه بسا این ویژگی روانی ـ عاطفی، عامل این عمل باشد و به دست آوردن خشنودی الهی در آن نباشد یا کمتر باشد، ولی در قرض دادن به فردی بیگانه که از خویشاوندان نیز نیست، به جز به دست آوردن خشنودی الهی، به برخی از احکام دین، نیز عمل میشود.
بدهکاری، دردی است که جان انسان بدهکار را رنج میدهد؛ حتی آزاردهندگی آن از دیگر دردها بیشتر است. ازاینرو، در روایات ما اندوه ناشی از وام گرفتن با دردهای جسمی از جمله چشم درد که از بدترین دردهای جسم آدمی است، مقایسه شده است. امام صادق (ع) از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل میکند که فرمود:
مَا الْوَجَعُ اِلاّ وَجَعُ الْعَیْنِ وَ مَا الْهَمُّ اِلاّ هَمُّ الدِّیْنِ.(2)
هیچ دردی بسان درد چشم نیست و هیچ اندوهی چونان اندوه ناشی
از دین و بدهکاری نیست.
بدهکاری در نظر پیشوایان اسلام، به منزله طوقی است که خداوند اگر بخواهد بندهای را خوار سازد، آن را به گردن او میاندازد و از این طریق، او را گرفتار میکند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
الدَّیْنُ رَایَةُ اللّهِ عَزَّوَجَلِّ فِی الْاَرْضِ فَاِذَا اَرادَ اَنْ یَذُلَّ عَبْدا وَضَعَهُ فِی عُنُقِهِ.(1)
بدهکاری نشانه خدا در روی زمین است. پس اگر خداوند اراده کند بندهای را خوار سازد، آن نشانه را به گردن او میاندازد.
همچنین حضرت میفرمایند: «لاتَزالُ نَفْسُ المُؤْمِنِ مُعَلِّقَةً ما کانَ عَلَیْهِ الدَّیْنُ؛(2)نفس مؤمن در گرو [طلبکار] است تا زمانی که بدهی دارد».
اسلام چون نمیخواهد جز در موارد خیلی ضروری این حالت برای مؤمنان پیش آید، وام گرفتن را امری نیکو نمیشمارد.
ادای دین هنگام سررسید، کاری انسانی است و حتی بر نفقه اهل و عیال انسان، مقدم است. به این معنا که از نظر پیشوایان اسلام، بر انسان لازم است از مالی که در اختیار دارد، پیش از نفقه دادن به اهل و عیال، بدهی خود را
بپردازد. سماعه میگوید:
از امام صادق (ع) درباره مردی پرسیدم که مالی دارد و بدهی نیز دارد. آیا آن مال را برای نفقه عیال خود مصرف کند، به امید اینکه برای او گشایشی در پرداخت وام پیدا شود یا قرض دیگری بکند با وجود تنگی معاش و معیشت و کسب و کار یا اینکه صدقه قبول کند [و از این طریق زندگی خانوادگی خویش را اداره کند] یا اینکه قرض خود را از همان مالی که نزد اوست، ادا کند؟ امام صادق (ع) در پاسخ فرمود: «از آن مال، قرض خود را بپردازد و برای اداره زندگی خویش اگر نیاز به قبول صدقه داشته باشد، از آن مانعی نیست».(1)
بنا بر این روایت، باید قرض سر وقت پرداخت شود، هرچند با این کار شخص مجبور شود برای معیشت عیال خود صدقه بگیرد. همچنین معلوم میشود تخلف از پرداخت بدهی به مراتب شکنندهتر از خوار شدن در برابر خانواده خود است. در ذیل این روایت، امام صادق (ع) درباره علت این کار نیز چنین میفرماید:
وَ لا یأخُذُ اَمْوالَ الناس الاّ وَ عِنْدَهُ وَفَاءٌ لِما یأخُذُ مِنْهُمْ... فَاِنَّ اللّهَ یَقُولُ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَأکُلوا اَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ اِلاّ اَنْ تَکُونَ تِجَارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ.(2)
اموال مردم را نباید از آنها گرفت؛ مگر اینکه با تعهد ادای آن همراه باشد؛ زیرا خداوند در قرآن کریم میفرماید: اموالتان را میان خودتان به باطل مصرف نکنید جز از طریق تجارتی که میان شما مورد توافق
قرار گرفته باشد.
علامه مجلسی رحمه الله در بحارالانوار، زیر عنوان «المُمْطِلُ فِی الدِّیْنِ؛ کسی که در پرداخت دین سستی میکند و آن را به تأخیر میاندازد»، بابی گشوده و نزدیک به هشت روایت در نکوهش چنین کسی نقل کرده است. از جمله از پیامبر گرامی اسلام نقل میکند:
مَنْ یُمْطِلُ عَلی ذِی حَقِّ حَقِّهُ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَی اَداءِ حَقِّهِ فَعَلَیْهِ کُلُ یَوْمِ خَطِیئَةُ عَشّارٍ.(1)
کسی که در دادن حق دیگری سستی کند و آن را به تأخیر بیندازد، در حالیکه توان ادای آن را دارد، هر روزی که از او میگذرد، گناهکار است و گناه او مانند گناه باجگیر خواهد بود.
در روایت دیگری آمده است چنین کسی در روز قیامت، چونان ستمکار بازخواست خواهد شد.
امام صادق (ع) به یکی از اصحابش به نام یونس فرمود:
کسی که از ادای حق مؤمنی خودداری کند، روز قیامت، منادی از جانب خداوند ندا سر میدهد: «این همان کسی است که در دنیا از بازپرداخت حق مؤمنی خودداری کرده است.» سپس به او دستور میدهد که به دوزخ وارد شود.(2)
همچنین در روایت دیگری آمده است:
اَیُّما مُؤمنٍ حَبَسَ مُؤمنا عَنْ مالِهِ وَ هُوَ مُحْتاجٌ اِلَیْهِ لَمْ یَذُقْ وَ اللّهِ مِنْ
طَعامِ الْجَنَّةِ وَ لایَشْرَبُ مِنَ الرَّحِیقِ المَخْتُوم.(1)
هر مؤمنی که مال مؤمنی را نزد خود نگه دارد، در حالی که او بدان نیاز دارد، خداوند در روز قیامت از طعام بهشتی به او نمیچشاند و او را از شراب بهشتی سیراب نمیکند.
این مجازات اخروی کسی است که پرداخت وام خود را به تأخیر بیندازد و از پرداخت آن سر باز میزند، ولی مجازات دنیوی او نیز به صورتهای گوناگون انجام میشود تا مایه عبرت دیگران شود. از جمله آن مجازاتها این است که برخی از حقوق و وظایفی که دیگران پس از مردن او دارند، از آنان گرفته میشود. از جمله این حقوق، احترام به او پس از مردن و شرکت در تشییع جنازه و نمازگزاردن بر اوست. این تکلیف، در مورد کسانی که از پرداخت حقوق دیگران از جمله قرضدهندگان خودداری کنند، گرفته میشود.
معاویة بن وهب، از اصحاب امام صادق (ع) از ایشان پرسید: داستانی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله است درباره مردی از انصار که از دنیا رفته بود، در حالیکه بدهکار بود و رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از مردنش در نماز او شرکت نکرد. آیا چنین داستانی درست است یا نه؟ آیا درست است که از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است: «لاتُصَلُّوا عَلی صاحِبِکُمْ حَتَّی یُقْضی عَنْهُ الدَّیْنُ؛(2)در نماز میت بر رفیق خود که بدهکار است [و از دادن بدهی خود خودداری کرده است ]شرکت نکنید.» امام
صادق (ع) در پاسخ فرمود: «آری، این کلام حقی است که از پیامبر صادر شده است».
در ذیل این روایت، دو علت برای این کار آمده است:
«لِیَتَعاطَوُا الحَقَّ وَ یُؤَدِّیّ بَعْضُهُمْ اِلَی بَعْضٍ»؛ یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین کاری را به این علت انجام داد که مسلمانان به حق یکدیگر توجه کنند و از ادای حق آنان خودداری نورزند.
«وَ لِئلاَّ یَسْتَخِفُّوا بِالدَّینِ»؛ برای اینکه مسلمانان، امور شرعی و تکالیف خویش را سبک نشمارند. اصل استخفاف و سبک شمردن وظیفه، گناهی بس بزرگ است.
روشن است که این هر دو دستور، درباره شخص مرده نیست؛ زیرا او از دنیا رفته است و این کار برای او فایدهای ندارد. این دستور برای افرادی است که در پی جنازه او میروند و از خویشان و دوستان او هستند، بلکه از گرفته شدن این تکلیف از زندگان درباره مردگان، عبرت بگیرند و در این باره فکر کنند که چرا اسلام، او احترام گذاشتن و نمازگزاردن بر مردهای که از پرداخت دین خود، با وجود توان بازپرداخت آن، سر باز زده است، منع میکند؟
در اسلام از کسی که قرض بکند، ولی قصد ادای آن را نداشته باشد، به دزد تعبیر شده است.
از امام صادق (ع) نقل شده است:
السُّراقُ ثَلاثَةٌ مانِعُ الزَّکاةِ وَ مُسْتَحِلُّ مُهُورِ النِّساءِ وَ کَذَلِکَ مَنِ
اسْتَدانَ وَ لَمْ یَنْوِ قَضاءَهُ.(1)
دزدها سه دستهاند: کسی که از دادن زکات خودداری کند؛ کسی که از پرداخت مهریه زنان خود سر باز زند و آن را حلال بداند؛ کسی که از دیگری قرض کند و به هنگام قرض کردن، قصد ادای آن را نداشته باشد.
1) بحارالانوار، ج 93، ص 12.
برای اجرای درست قانون عملیات بانکداری بدون ربا، مجلس شورای اسلامی، دستورالعمل اجرایی این قانون را در زمینه هر یک از مواد، تهیه کرد و به تصویب رساند. مواد 15 تا 17 قانون، درباره اعطای قرضالحسنه و دستورالعمل اجرایی آن چنین است:
ماده 1 ـ قرضالحسنه اعطایی، عقدی است که به موجب آن بانکها (به عنوان قرضدهنده) مبلغ معیّنی را طبق ضوابط مقرر در این دستورالعمل به اشخاص، اعم از حقیقی یا حقوقی (به عنوان قرضگیرنده) واگذار میکنند.
ماده 2 ـ اعطای قرضالحسنه در موارد زیر مجاز است:
الف) شرکتهای تجاری برای ایجاد کار: این مورد، ناظر به آن دسته از شرکتهای تعاونی تولیدی و خدماتی (غیربازرگانی و معدنی) است که قسمتی یا تمام فعالیت آنها به منظور فراهم آوردن تسهیلات برای تأمین وسایل و ابزار و یا سایر امکانات ضروری جهت ایجاد کار برای اعضا در شرایطی باشد که این اعضا، خود، امکانات لازم را ندارند.
ب) کارگاهها و محلهای تولید، متعلق به اشخاص حقیقی و یا حقوقی به منظور کمک به امر افزایش تولید در موارد ذیل:
جلوگیری از توقف کارگاهها و واحدهای تولیدی موجود؛
راه اندازی کارگاهها و واحدهای تولیدی راکد؛
توسعه کارگاهها و واحدهای تولیدی کوچک در شهرهای کوچک و روستاها؛
ایجاد کارگاهها و واحدهای تولیدی کوچک در شهرهای کوچک و روستاها؛
در مواردی که تأمین نیاز کارگاهها یا واحد تولیدی از طریق سایر تسهیلات امکانپذیر نباشد؛
ایجاد تسهیلات برای اشخاصی که در بخش کشاورزی به فعالیت اشتغال دارند و به علت بروز عوامل نامساعد طبیعی نظیر سیل، زلزله، یخبندان، گرما، آفت نباتی و سایر موارد اضطراری مشابه، دچار ضرر و زیان شده باشند.
ج) رفع احتیاج اشخاص حقیقی در موارد زیر:
هزینههای ازدواج؛
تهیه جهیزیه؛
درمان بیماری؛
تعمیرات ساختمان؛
کمک هزینه تحصیلی؛
کمک برای ایجاد مسکن روستاها.
تبصره 1 ـ شرکتهای تعاونی که حداقل با 7 نفر عضو فاقد وسایل، ابزار و یا امکانات کاری برای انجام امور تولیدی و یا خدماتی مشخص تشکیل شده باشند، میتوانند از تسهیلات قرضالحسنه بانکها موضوع بند «الف» استفاده کنند.
تبصره 2 ـ واحدهای تولیدی متعلق به اشخاص حقیقی شامل اشخاصی نیز میگردد که مستقیما در امر کشاورزی و دامپروری فعالیت داشته و یا به کشاورزی و دامپروری مبادرت خواهند کرد.
تبصره 3 ـ بانکها در اعطای تسهیلات موضوع بند «ب» فوق، به واحدهای تولیدی کشاورزی و صنعتی اولویت خواهند داد.
تبصره 4 - واحدهایی که در امور صنعتی به فعالیت اشتغال داشته باشند، مشمول استفاده از تسهیلات قرضالحسنه نخواهند بود.
تبصره 5 ـ اعطای قرضالحسنه به کارکنان شاغل بانکها طبق ضوابط این دستورالعمل ممنوع است. اعطای قرضالحسنه برای رفع احتیاجات ضروری کارکنان بانکها، طبق ضوابط و مقررات مربوط به خود بلامانع است.
ماده 3 ـ بانکها موظفند در اعطای قرضالحسنه نکات زیر را رعایت نمایند:
حصول اطمینان از نیاز متقاضی؛
حصول اطمینان از ایجاد کار؛
حصول اطمینان از افزایش تولید؛
حصول اطمینان از مصرف مبلغ قرضالحسنه اعطایی توسط متقاضی.
ماده 4 ـ میزان قرضالحسنه اعطایی توسعه بانکها به هر شخص حقیقی یا حقوقی، به ترتیب ذیل تعیین میگردد:
الف) در موارد مندرج در بندهای الف و ب ماده 2، حداکثر مبلغ پنج میلیون ریال؛
ب) در موارد مندرج در بندهای ج ماده 7، حداکثر مبلغ پانصد هزار ریال.
ماده 5 ـ حداکثر جمع کل قرضالحسنههای اعطایی توسط بانکها 10 درصد جمع کل تسهیلات اعطایی در هر سال خواهد بود؛ مشروط بر اینکه از جمع کل سپردههای پسانداز قرضالحسنه تجاوز ننماید.
تبصره 1 ـ بانک مرکزی میتواند سهم قرضالحسنه اعطایی هر یک از بانکهای تخصصی و بازرگانی را با در نظر گرفتن اولویت برای روستاها و شهرهای کوچک تعیین نماید.
تبصره 2 - میزان قرضالحسنه اعطایی بانکها در مورد موضوع بند ج ماده 2 نباید از 25 درصد کل تسهیلات قرضالحسنه تجاوز نماید.
ماده 6 ـ مدت بازپرداخت قرضالحسنه اعطایی توسط بانکها به ترتیب زیر تعیین میگردد:
الف) در موارد مندرج در بندهای الف و ب ماده 2، حداکثر پنج سال؛
ب) در موارد مندرج در بند ج ماده 2، حداکثر سه سال.
ماده 7 ـ بانکها مکلفند بهمنظور حصول اطمینان از وصول مطالبات خود ناشی از اعطای قرضالحسنه تأمین کافی اخذ نمایند.
ماده 8 ـ کارمزد دریافتی بانکها بابت قرضالحسنه اعطایی در موارد بندهای الف و ب ماده 2، حداکثر 5/2 درصد در سال و در مورد بند ج ماده 2، 1 درصد در سال تعیین میگردد؛ مشروط بر اینکه از هزینههای تجهیز منابع اعطایی قرضالحسنه و نیز هزینههای اعطای آن تجاوز ننماید.
ماده 9 - بانکها مکلّفند در قرارداد قرضالحسنه قید نمایند که قرارداد
مذکور بر اساس توافق طرفین در حکم اسناد لازم الاجرا و تابع آییننامه اجرایی اسناد رسمی میباشد.
ماده 10 ـ معاملاتی که طبق قوانین و مقررات موضوعه در مورد وثایق دریافتی باید در دفاتر اسناد رسمی انجام شوند، کماکان طبق تشریفات مربوط انجام خواهند شد.
بررسی عملکرد بانکداری جمهوری اسلامی ایران به ویژه در سالهای اخیر، نشان میدهد که در زمینه اعطای تسهیلات قرضالحسنه به نیازمندان موفقیت چندانی نداشته و در مقایسه با میزان سپردههای قرضالحسنه مردم که سیر صعودی داشته است، سیر نزولی را نشان میدهد.
با توجه به آمار و نمودار جذب سپردههای قرضالحسنه نظام بانکی کشور در سالهای 1367 ـ 1376 که به تفکیک بانکها در جدول مشخص شده است، میتوان نتیجه گرفت که در این دهه، میزان جذب سپرده همواره به تفکیک بانکها و کل جریان جذب سپرده، روند صعودی داشته است.(1)
درباره اعطای تسهیلات قرضالحسنه بانکها به مردم، باید یادآوری شود که بانکها برابر قانون تنها میتوانند حداکثر 10 درصد از کل تسهیلات اعطایی سالانه خود را در قالب قرضالحسنه وام دهند، ولی با توجه به این
1) محمد آیینی، «طراحی انتشار اوراق سرمایهگذاری مسکن با عایدات تصادمی در چارچوب بازار سرمایه منطبق با موازین فقهی» پایاننامه کارشناسی ارشد مدیریت دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشکده امام صادق علیهالسلام، 1379، ص 105.
قانون، به نظر میرسد بانکها بیشترین درصد دریافتی سپردههای قرضالحسنه مردم را در غیر زمینههای قرضالحسنه به کار میگیرند، درحالیکه اگر بانکها به عنوان مؤسسههایی که نقش انتقالدهنده وجوه سپردهشده افراد را به نیازمندان واقعی ایفا کنند، باید درصد تسهیلات اعطایی بسیار بیش از اینها باشد.
نام بانک1367136813691370137113721373137413751376ملی3529136 351771 342700 396300 495300 571600 650900 791800 1108900 1357100 صادرات 428416 833/464 582/472 551700 900/750 740400 784200 876200 1075500 14101800 تجارت83199287/89 329/102 116100 172600 200400 2111000 357100 313900 517700 سپه1044548 120900 138110 142300 174300 308900 240400 2722300 309700 358300 مسکن72344803821285280 246300 322100 399000 873001509700 2115100 3494300 کشاورزی 21452308754857597700140500 175100 235000 325300 148400 738300 صنعت و معدن 15114توسعه صادرات300900جمع11939541280534 1392292 1868600 2441000 2683100 3494700 4616300 6039100 8693200
جدول 1 ـ مانده سپرده قرضالحسنه در نظام بانکی کشور
در طول سالهای 1367 ـ 1376.
حال با توجه به روند جذب سپردههای در نظام بانکی جمهوری اسلامی ایران که سیر صعودی داشته است، انتظار میرود در بخش تسهیلات اعطایی، قرضالحسنه نیز روند صعودی داشته باشد، با این حال، بررسی جدول ترکیب تسهیلات اعطایی بانکها به بخش خصوصی که در گزارش اقتصادی و ترازنامه سالهای 1365 تا 1378 بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، منتشر شده است، اینگونه نیست.(1)
سال درصد تسهیلات بانک ها
11/5 1365
10/5 1366
9/6 /1367
7/4 1368
5/7 1369
4/1 1370
3/6 1371
1) «گزارش اقتصادی و ترازنامه سالهای 1365 تا 1378»، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، اداره بررسیهای اقتصادی.
4/6 1372
4/4 1373
4/7 1374
4/5 1375
4/6 1376
5/9 1377
4/6 1378
جدول 2 ـ ترکیب تسهیلات اعطایی بانکها به بخش خصوصی
در طول سالهای 1365 ـ 1378.
همانگونه که روند نزولی درصد تسهیلات نظام بانکی در مقایسه با کل تسهیلات بانکها به بخش غیردولتی (برابر جدول 2) نشان میدهد، میتوان نتیجه گرفت که نقش قرضالحسنههای اعطایی در مقایسه با دیگر ابزارها در نظام بانکی با گذشت زمان، کاهش یافته است.
درباره نوع تبلیغات برای جذب سپردههای مردمی نیز جای بحث هست. آیا نوع تبلیغات و اختصاص دادن میلیاردها ریال از محل درآمد سپردههای مردمی به مسئله جایزههای گوناگون، با روح قرضالحسنه سازگار است؟
جایزه و تسهیلات ویژه، ابزارهای برانگیختن انگیزههای مادی مردم برای سپرده گذاری است، در حالی که در قرضالحسنه، ابزارهایی کارآیی لازم را دارند که بتوانند انگیزههای معنوی و اخروی صاحبان سرمایه را جهت رفع
گرفتاریها، به بهترین وجه به کار اندازند.(1)
افزون بر این، درباره تسهیلات اندکی هم که به نیازمندان ارائه میشود، باید گفت از میان نیازمندان واقعی به قرضالحسنه و مراجعهکنندگان به بانکها، امروزه کمتر افرادی موفق میشوند با شیوههای قانونی و درست، از نظام بانکی کشور قرض بگیرند. کسانی در این زمینه بیشتر موفق هستند که روابط اجتماعی بالایی داشته باشند.
همچنین به دلیل نوع نظام اعطایی قرضالحسنه و نیز آشنا نبودن بیشتر مردم با مسئله قرضالحسنه، امروزه بیشتر تسهیلات، در دست نیازمندان واقعی قرار نمیگیرد. به بیان بهتر، تشخیص فرد نیازمند و بینیاز برای بانکها و حتی بسیاری از صندوقهای قرضالحسنه که نظام بستهتری دارند، امری ناممکن شده است. ازاینرو، وامهایی که باید برای رفع نیازمندان کم درآمد یا برای رفع نیازهای اضطراری صرف بشود، بیشتر به وامهای مصرفی از نوع غیرضروری اختصاصی یافته است.(2)
1) نک: علیاصغر هادوینیا، قرضالحسنه و آثار اقتصادی آن، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1378، چ 1، ص 204؛ نیز نک: «تبلیغات مخرب شبکههای بانکی در ترویج قرضالحسنه»، پایگاه حوزه 15، تیر 1380، صص 28 و 29.
2) برای تفصیل بیشتر نک: خورشید احمد، مطالعاتی در اقتصاد اسلامی، ج 1، ترجمه: محمد جواد مهدوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1374، ج 1، ص 82 .
به طور کلی میتوان صندوقهای قرضالحسنه فعال کشور را به سه دسته تقسیم کرد:
الف) صندوقهای قرضالحسنهای که در سطح گسترده و با ساختاری پیچیده و تقریبا اداری، به فعالیت مشغولند. بخش زیادی از این صندوقها، به نهادها یا سازمانهای دولتی وابستهاند. ازاینرو، بیشترین خدمت آنها نیز برای نیروهای انسانی همان سازمان یا اداره است، مانند: صندوق قرضالحسنه بسیجیان، صندوق قرضالحسنه قوامین، صندوق قرضالحسنه انصار المجاهدین و... .
هر چند این صندوقها بیشتر یک نوع مؤسسه اعتباری هستند و کارشان نیز بسان مؤسسههای اعتباری، مالی است، به دلیل نامی که دارند و مردم نیز آنها را جزو صندوقهای قرضالحسنه میشناسند، آنها را در ردیف صندوقهای «قرضالحسنه» میآوریم.
ب) صندوقهای قرضالحسنه با تشکیلات سادهتر که با توجه به توان مالی افراد نیکوکاری که گردانندگان آنها هستند، از نظر دریافت کارمزد به دو دسته تقسیم میشوند:
یک ـ یک دسته بدون دریافت حتی کمترین مقدار کارمزد به فعالیت مشغولند. معمولاً چنین صندوقهایی به پشتیبانیهای مالی افراد نیکوکار یا درآمد موقوفهها مشغول به خدمت هستند.(1)
دو ـ دسته دیگر، آنهایی هستند که بیشترین سرمایه لازم برای ارائه خدمات را از خود متقاضیان وام، تأمین میکنند. ازاینرو، کارمزد کمتری
1) مانند صندوق قرضالحسنه الزهرا علیهاالسلام در تهران.
برای خدماترسانی و تأمین هزینههای صندوق از اعضای صندوق دریافت میکنند. گفتنی است بخشی از این صندوقها زیر نظر سازمان اقتصاد اسلامی فعالیت میکنند. بنا بر آمارهای موجود، نزدیک به هزار صندوق از این نوع صندوقها به سازمان اقتصاد اسلامی وابستهاند.(1)
ج) دسته آخر، صندوقهایی هستند که در قالب صندوقهای قرضالحسنه خانوادگی یا دوستانه به فعالیت مشغولند. آماری از این صندوقها در کل کشور در دست نیست. با توجه به محدود بودن فعالیت آنها، به نظر میرسد در بسیاری از مجموعههای فامیلی و جمعهای دوستانه، مدرسهها، مسجدها، دانشگاهها، ادارههای کوچک و مانند آنها وجود داشته باشند. در بعضی از این نوع صندوقها، کارمزد کمی برای هزینههای صندوق دریافت میشود. در برخی صندوقهای دیگر نیز به دلیل فعالیت داوطلبانه افراد و ناچیز بودن هزینه، چیزی به عنوان کارمزد دریافت نمیشود.
بیتردید، ایجاد انگیزههای معنوی از اساسیترین راههای اثرگذار در جذب سپردههاست. بنا بر تأکید قرآن کریم و احادیث پیشوایان معصوم (ع) در احسان و نیکی به برادران و خواهران مسلمان، همواره در جامعه اسلامی هستند کسانی که به اینگونه کارها علاقه دارند. از آنجا که پاداش معنوی
1) مقاله «بهرهبرداری غیراصولی از صندوقهای قرضالحسنه متوقف میشود»، اطلاعات، 22/1/1381، ص 4.
فراوانی برای نیکوکاران به ویژه قرضدهندگان در نظر گرفته شده است، نیکوکاران دوست دارند بخشی از دارایی خود را به صورت قرضالحسنه در اختیار محرومان جامعه قرار دهند تا از پاداش معنوی آن بهرهمند شوند.
قرضدادن در گذشتههای دور، بیشتر بدون واسطه و به طور فردی صورت میگرفت، ولی امروزه با گسترده شدن جوامع، وجود واسطههایی برای اجرای این عمل ضرورت یافته است. در تأکید بر عامل معنوی در ایجاد صندوقهای قرضالحسنه، میتوان به فعالیت اقتصادی در مسجدها اشاره کرد که اعتماد نیکوکاران را جلب میکند. این انگیزه در آغاز تأسیس صندوقهای قرضالحسنه، به ویژه در آغاز انقلاب، به خوبی توانست بخش زیادی از سپردههای مردم را به صندوقهای قرضالحسنه جذب کند.
هر چه فضای صندوقها محدودتر باشد، مردم شناخت بیشتری از هیئت مدیره و نیز مؤسسان صندوق به دست خواهند آورد. هر اندازه نیروهای مورد اعتمادتری در صندوقها مشغول به کار باشند، اطمینان مردم نیز بیشتر جلب میشود. ازاینرو، یکی از عوامل جذب مردم و سپردههای آنها نوع عملکرد و رفتار مؤسسان و کارمندان صندوقهاست.
یکی از مهمترین روشهایی که صندوقهای قرضالحسنه برای جذب سپردههای بیشتر، به کار گرفتهاند، انتخاب مکان صندوق در مناطق پرجمعیت شهرها و بخشها بوده است. تجربه نشان داده است که گشایش
صندوقها در مکانهای تجاری و مذهبی مانند بازارها و مسجدها در جذب سپردههای بیشتر، اثرگذار است.
بیشتر صندوقهای قرضالحسنه به کسانی وام میدهند که در صندوق دارای حساب باشند. بیشتر مردم به امید آنکه خود نیز بتوانند هنگام نیاز، وام قرضالحسنه دریافت دارند، سپردههایشان را به این صندوقها واریز میکنند.
یکی از روشهایی که برخی از صندوقهای قرضالحسنه در سالهای اخیر برای جذب هر چه بیشتر سپرده به کار گرفتهاند، پرداخت وام معادل سپرده یا بیشتر از آن در آینده به شرط سپردهگذاری در زمان حال است. در چنین شیوهای، سپرده افراد باید دستکم چهار ماه در حساب صندوق بماند تا سپردهگذار بتواند پس از گذشت این زمان، از صندوق وام بگیرد. گفتنی است با چنین شیوهای، زمینه سوءاستفاده بیشتر برای برخی افراد غیرمتعهد فراهم میشود، به گونهای که جمع شدن یکباره سپردههای مردم و فاصله افتادن چند ماهه تا اعطای وام به آنها، در مراحل آغازین فعالیت صندوق، این امکان را برای سودجویان فراهم میکند تا از محل سپردههای مردم و اعضای صندوق بتوانند به سوءاستفادههای مالی دست بزنند.
افزون بر مسائل پیشگفته، تبلیغات نیز در این زمینه نقش مهمی دارد. به دلیل مذهبی بودن موضوع قرضالحسنه، تبلیغات نیز بیشتر با توسل به روشهای مذهبی صورت میگیرد. البته در سالهای اخیر شیوههای تبلیغات
برای برخی از صندوقهای قرضالحسنه بزرگ، تغییرهای چشمگیری یافته و با استفاده از رسانههای فراگیر، صورت گرفته است.
در سالهای اخیر، برخی از صندوقهای قرضالحسنه از نوع اول، مانند صندوق قرضالحسنه بسیجیان و انصارالمجاهدین با اختصاص دادن بخشی از درآمد صندوق برای تهیه جایزه، توانستهاند با تبلیغات در این زمینه، توجه بسیاری از مردم به ویژه نوجوانان و بانوان را برای باز کردن حساب در این صندوقها جلب کنند.
بخشی از صندوقهای قرضالحسنه در محیطهای کوچک فعالیت میکنند. ازاینرو، در شناخت افراد نیازمند کمتر دچار مشکل میشوند و به ایجاد شرایط سختی مانند آوردن ضامن و چک امضا شده یا معرف و کمتر دست میزنند، ولی بسیاری از صندوقهای فعال کشور به دلیل نداشتن شناخت کافی از تمامی اعضا و جلوگیری از برخی مشکلات، تقریبا مقررات زیر را به کار میگیرند:
متقاضی وام باید به وام درخواست شده کاملاً نیازمند باشد؛
متقاضی وام باید برای نیازِ مشروع و ذکر شده خود، وام را دریافت کند؛
متقاضی وام باید در صندوق قرضالحسنه حساب داشته باشد یا
حساب باز کند؛
متقاضی وام را باید یکی از اعضای هیئت امنا یا مؤسس یا هیئت مدیره معرفی کرده باشد؛
متقاضی وام برای بازپرداخت وام باید برابر شرایط صندوق، ضمانت کافی ارائه دهد؛
6 . متقاضی وام بایستی ضامنی معتبر و مورد قبول صندوق معرفی کند؛
8 . برای دریافت وام هنگفت، متقاضی وام باید به میزان دستکم چهار ماه، پس از باز کردن حساب و قرار دادن مبلغ دلخواه (برابر وام درخواستی) منتظر بماند؛
برای دریافت وام بالاتر از ده میلیون ریال، متقاضی باید دو ضامن معتبر معرفی کند.
متقاضی وام باید به ازای دریافت وام، به نسبت میزان وام، از 3 تا 6 درصد کارمزد پرداخت کند.
این مبلغ، از شرایط برخی صندوقهاست و برخی صندوقها نیز بیش از این میزان، دریافت میدارند. برخی صندوقها نیز اساسا کارمزدی در برابر خدمات خود دریافت نمیکنند.(1)گفتنی است همه صندوقها این شرایط را اجرا نمیکنند و برخی صندوقها نیز شرایط دیگری دارند.
1) مراجعه حضوری به برخی صندوقهای قرضالحسنه و تهیه گزارش؛ نک: «بررسی نقش و اثرات صندوقهای قرضالحسنه...»، ص 115.
بیشتر وامهایی که صندوقهای قرضالحسنه به متقاضیان میدهند، از نوع وامهای مصرفی است؛ به این معنا که نیازمندان برای حل مشکل فردی خود در زمینههای مختلف، از این وامها استفاده میکنند. البته در چند سال اخیر، میزان وامهای اعطایی تولیدی برخی صندوقهای قرضالحسنه که پشتوانههای مالی قویتری دارند، نسبت به گذشته بیشتر شده است. همچنین نوع وامهای صندوقها به دلیل نوع نیازهای افراد، متفاوت است. این تفاوت با توجه به نوع صندوقها و شهرها بیشتر میشود، ولی به طور کلی بیشتر تسهیلاتی را که صندوقها در اختیار متقاضیان قرار میدهند، میتوان در انواع زیر خلاصه کرد:(1)
وام درمان؛
وام ازدواج؛
وام ساخت و تعمیر خانه و مغازه؛
وام تعمیر وسیلهگذران زندگی؛
وام رهن و اجاره؛
وام تحصیلات آموزشی؛
وام خرید وسایل ضروری؛
وام کشاورزی و دامداری؛
1) همان، ص 112.
وام توسعه صنایع کوچک و کسب و کار؛
وام بدهی و قرض؛
وام سرمایه برای کسب؛
وام تهیه مسکن؛
وام زیارت اماکن مقدس؛
وام به دیگر صندوقهای قرضالحسنه؛
وام به مؤسسهها و ادارههای دولتی؛
دیگر وامها.
در برخی از صندوقهای قرضالحسنه، حسابی به نام «مسدودی» برای اشخاص حقیقی باز میشود. بیشتر این حسابها از آنِ کسانی است که توانایی مالی بالایی دارند و آنان به تشخیص خود، افراد نیازمند را به صندوق معرفی میکنند تا از اعتبار موجودی خود در آن صندوق، قرض بگیرند. البته اجرای امور مربوط به اعطای وام و تعیین ضامن و مانند آن را همان صندوقها انجام میدهند. نکته مهم در چنین حسابهایی آن است که افراد توانگر چون از یک سو به امور خیریه و قرضالحسنه علاقه دارند و از سوی دیگر، نمیخواهند خود به طور مستقیم عهدهدار همه امور اعطای قرض به افراد نیازمند باشند، چنین حسابهایی را باز میکنند. صاحبان چنین حسابهایی به دلیل اطمینان از بازگشت دارایی خودشان، به این روش اعطای وام به متقاضیان گرایش دارند.
برخی از کارگزاران صندوقهای قرضالحسنه، به طور کلی ویژگیهای زیر را برای داشتن یک صندوق کارآمد یادآوری کردهاند:(1)
داشتن خلوص نیت و حفظ شعایر اسلامی از سوی همه هیئت امنا و هیئت مدیره و کارکنان صندوق؛
اعطای قرض بدون منت به نیازمندان؛
داشتن حسن خلق و توجه به ترویج سجایای اخلاقی؛
سرعت عمل در تمامی مراحل اعطای قرض و پرهیز از کاغذ بازی و گذران وقت و رفتوآمدهای بیمورد؛
توجه مجریان امر به اختصاص نیافتن سپردهها در امور تجاری و امور اقتصادی؛
دریافت نکردن کارمزد از متقاضیان وام؛
تعیین نشدن هیچ پیششرطی برای پرداخت قرض؛
داشتن هیئت امنا و هیئت مدیره و مدیر عاملی که شرایط زیر را داشته باشند:
الف) داشتن فرصت کافی؛
1) «مباحث پیرامون قرضالحسنه در رسانه ملی»، گفت و گوی رادیویی، وام؛ ذخیره ماندگار، تابستان 1380، ش 20، صص 54 ـ 56؛ نک: «انگیزههای تشکیل صندوق قرضالحسنه و آسیبشناسی آن»، وام، بهار 1381، ش 23، صص 60 ـ 62.
ب) برخورداری از حُسن شهرت؛
ج) داشتن توان فکری و مالی.
برخورداری از کارکنان خوشبرخورد، خوشسیما، متعهد و کارشناس؛
داشتن ساختمان مناسب و باز؛
داشتن ساعت کاری مناسب؛
داشتن ارتباط با عاملان نیکوکار و وام گیرندگان.
بعضی از مدیران یا هیئت امنای صندوقهای قرضالحسنه، داشتن تمامی این شرطها را لازمه کارآمد بودن صندوق نمیدانند. اتفاقا عمل به برخی از موارد نهی شده در برخی صندوقها را مشکلی برای موفقیت صندوق نمیدانند. آزادی صندوقها برای دادن وام به امور تجاری و کسب و منفعت و گرفتن کارمزد از متقاضیان و... جزو این موارد است.
در کنار تمامی نقاط قوت صندوقهای قرضالحسنه و عوامل اجرایی آنها، میتوان به برخی آسیبها نیز پی برد؛ آسیبهایی که اگر شناسایی نشوند، در درازمدت میتوانند حیات صندوقها را به خطر اندازند. امروزه، کم نیستند صندوقهایی که به دلیل کمتوجهی به نوع عملکرد و آسیبهای موجود در آنها، در آستانه تعطیلی یا ورشکستگی قرار دارند.
در این پژوهش، قصد آسیبشناسی صندوقهای قرضالحسنه را نداریم. تنها با توجه به سخنان برخی عوامل مرتبط با صندوقهای قرضالحسنه و نیز برخی مراجعهکنندگان و اعضای صندوقها، به بخشی از آسیبهای این
صندوقها اشاره خواهیم کرد.
مهمترین آسیبهای موجود در زمینه رفتار عوامل نیکوکار صندوقها را میتوان چنین برشمرد:
آشنا نبودن کامل بسیاری از آنها با فرهنگ قرضالحسنه؛
اختصاص ندادن زمان لازم برای اینگونه فعالیتها؛
ترکیب سنی بالا؛
نبود تنوع صنفی؛
نبود نظارت کافی بر فعالیتهای صندوق به دلیل گرفتاری زیاد هیئت امنا؛
6 . رواج رابطه به جای ضابطه و قانون؛
مهمترین آسیبهایی که هیئت امنا و هیئت مدیره این صندوقها را تهدید میکند، بدین قرار است:
ناآگاهی از جایگاه فرهنگ قرضالحسنه؛
بیتوجهی به اساسنامه مصوب، به گونهای که پس از گذشت اندک زمانی، مفاد اساسنامه به فراموشی سپرده میشود.
نبود تجربه مدیریتی کارآمد و طولانی: با وجود جنبههای اخلاقی،
1) محمدقاسم حلاجیان، مقاله «آسیبشناسی صندوقهای قرضالحسنه 1»، وام، تابستان 1380، ش 20، ص 12؛ نک: محمد قاسم حلاجیان، مقاله «آسیبشناسی صندوقهای قرضالحسنه 2»، وام، پاییز 1380، ش 21، صص 20 ـ 28.
مذهبی و حسن شهرت، متأسفانه بیشتر هیئت امنا و هیئت مدیره از نظر تجربه مدیریتی و خلاقیت و نظارت مفید، ویژگیها و شرایط کافی را ندارند.
بیتوجهی به برنامهریزیهای کلان؛
الگوبرداری نادرست از صندوقهای مشابه؛
مقایسه نادرست کارکرد با صندوقهای بزرگ؛
نداشتن رایزنیهای علمی با مسئولان دیگر صندوقها؛
8 . پایبندی اندک افراد برای شرکت در نشستهای هیئت امنا و هیئت مدیره؛
بیتوجهی به تنوع صنفی در انتخاب هیئت مدیره؛
کاهش انگیزه خدمت در درازمدت؛
اعتقاد نداشتن به اطلاعرسانی فعالیتها؛
قطع ارتباط با اعضا و نیکوکاران در درازمدت؛
بیتوجهی به مسئله شورا و مشورت.(1)
برخی مشکلاتی نیز که از سخنان برخی مراجعان یا کارگزاران صندوقهای قرضالحسنه میتوان برداشت کرد، به قرار زیر است:
1) نک: وام؛ ذخیره ماندگار، ش 41، پاییز 1380، صص 26 ـ 28.
باشد که به این صندوق مراجعه کردم و هر بار، موانعی سر راه من گذاشتند. حقیقتش این بار که مراجعه کردم، پشیمان شدم که چرا تقاضای وام کردم. میخواهم بگویم وام نمیخواهم و از خیر این وام گذشتم. باید فکر دیگری بکنم...».(1)
شخص دیگری در تماسی تلفنی، خطاب به میهمانان برنامه گفتوگوی رادیویی درباره فرهنگ قرضالحسنه میگوید: «وقتی کسی نیاز مبُرمی به وام دارد، صندوقدارها او را خیلی سرگردان میکنند؛ مثلاً اسامی اشخاص خاصی را اعلام میکنند که باید یکی از آن اشخاص، معرف باشد. وقتی به آنان مراجعه میکنیم، میگویند ما اصلاً شما را نمیشناسیم. پس چه باید کرد؟»(2)
مصاحبهشونده دیگری در پاسخ پرسش گزارشگر رادیو میگوید: «البته این صندوقها حتماً برای خود قوانین و ضوابطی دارند. معمولاً برای گرفتن یک وام از این صندوقها با مشکلات جدی مواجه میشویم؛ مثلاً در معرفی ضامنی که صندوق میخواهد، هر ضامنی را که میآوریم، قبول نمیکنند و آن ضامنی را میپذیرند که مورد قبول خودشان باشد. به هر حال، معرفی کردن ضامن یکی از مشکلات وام گرفتن است».(3)
مدیر عامل یکی از صندوقهای قرضالحسنه تهران در مورد مهمترین
مشکلات صندوقهای قرضالحسنه چنین گفته است: «مراجعه مستقیم افراد به صندوقها یکی از معضلات اصلی صندوقهاست؛ چون افراد باید با معرفی یکی از افراد شناختهشده صندوق، به تشکیل پرونده و دریافت وام اقدام کنند. در این میان، کسانی هستند که معرفی ندارند و صندوق هم ایشان را نمیشناسد. در این صورت، با برگزاری جلسههای توجیهی، مقدار نیاز شخص بررسی میشود. گاهی نیز فرد نیازمند به دلیل نداشتن ضامن، به دریافت تسهیلات موفق نمیشود و این مشکل، تا حدود زیادی به افراد نیازمند بازمیگردد [نه به صندوق]. افزون بر اینکه ما نیز احساس شرمندگی میکنیم».(1)
بخش مهمی از صندوقهای قرضالحسنه موجود در کشور، صندوقهای
فامیلی هستند. آمار دقیقی در این زمینه وجود ندارد، ولی بیگمان با توجه به نوع کارآیی و مشکلات کمتر آنها در مقایسه با صندوقهای قرضالحسنه بزرگ، میتوان حدس زد شمار فراوانی از این نوع صندوقها در کشور وجود داشته باشد.
مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامهای صدا و سیما با همکاری صندوق قرضالحسنه الزهرا (س)، در یک پژوهش مشترک، دیدگاههای مردم تهران را در مورد صندوقهای قرضالحسنه خصوصی جویا شدهاند که به قدر ضرورت، به بخشهایی از آن اشاره میکنیم.
الف) پیآمدهای مثبت تشکیل صندوقهای قرضالحسنه خانوادگی و دوستانه
1.جلوگیری از رباخواری؛
ایجاد روحیه همکاری در میان خانوادهها؛
غنیسازی معنویت و صفای روحی در فامیل؛
جلوگیری از افسردگی و ایجاد روحیه امید و نشاط روانی؛
تقویت مبانی وحدتآفرین اعضای فامیل؛
حفظ شأن و آبروی افراد فامیل؛
مسئله بُعد فرهنگی و تربیتی و حاکم بودن آن در تشکیلات؛
توانبخشی به اعضای فامیل برای رویارویی با مشکلات و بحرانها؛
احیای سنّت شورا و مشورت؛
ایجاد زمینه مناسب برای شناخت هر چه بیشتر خانوادهها از یکدیگر؛
ایجاد فرصتهای شغلی یا بسترسازی برای فعالیتهای مختلف صنفی و شغلی؛
حل بسیاری از مشکلات اقتصادی و روحی، روانی و اجتماعی افراد؛
شناخت افراد نیکوکار و همکاریهای بیشتر با توجه به تجربههای مشترک.(1)
برخی مسئولان و اعضای صندوقهای قرضالحسنه فامیلی، از میان عواملی که به بازدهی بالای این صندوقها میانجامد، به موارد زیر اشاره کردهاند:
موضوع فعالیت صندوق، تنها قرضالحسنه باشد و موضوعهای کاری دیگر مانند سود، تعاونی، معامله و مانند آن در کار نباشد.
مشارکت در کار، تنها برای رضای خدا و به منظور پاداش معنوی باشد؛(2)
خودجوش بودن صندوقهای خانوادگی؛
سادگی سازوکار و دوری از کاغذبازیهای اداری؛
قائم به شخص نبودن صندوقها؛
بهرهگیری از تجربه کاری صندوقهای موفق؛
مدیران و گردانندگان صندوقها، تعهد کاری مناسب و قدرت اجرایی بالایی داشته باشند؛
8 . داشتن وقت کافی، حُسن شهرت و توان فکری و مالی دستاندرکاران صندوقها.
ج) آسیبهای فراروی صندوقهای قرضالحسنه خانوادگی(1)
اصل وجود صندوقهای قرضالحسنه و برکت آثار آنها میتواند در حل مشکلات اعضای فامیل بسیار مؤثر باشد، ولی بیتوجهی به مشکلات و برخی آسیبها، در درازمدت، آثار زیانبخشی برای اعضای صندوق به بار میآورد. ازاینرو، توجه به این آسیبها و نقاط حساس میتواند در مدیریت بهینه صندوقها و اطلاعرسانی مناسب به اعضای صندوق اثرگذار باشد.
در طرح پژوهشی یاد شده، پاسخگویان در پاسخ به پرسشی درباره آسیبها و کاستیهای صندوقهای قرضالحسنه خصوصی (فامیلی) چنین گفتهاند:(2)
تداوم ندارند و خیلی زود از هم میپاشند. (8 درصد)
مبلغ وام بسیار کم است. (4 درصد)
خوب اداره نمیشوند. (3 درصد)
موجب درگیری و برخورد میان اعضای فامیل میشود. (2 درصد)
اعضا بیتجربهاند و میان آنان همکاری وجود ندارد. (1 درصد)
اساسنامه دقیق ندارند. (1 درصد)
بعضی از اعضا اقساط خود را به موقع پرداخت نمیکنند. (1 درصد)
بعضی از اعضا توان بازپرداخت وام را ندارند. (1 درصد)
مدیر صندوق را درست نمیشناسند. (1 درصد)
قانون چندان رعایت نمیشود. (1 درصد)
اینگونه وامها مشکلات اقتصادی را برطرف نمیکند. (1 درصد)
دیگر موارد: امین نبودن مدیر صندوق، ثبت نشدن این صندوقها، رعایت نشدن احکام شرعی در برخی از این صندوقها، نداشتن کارآیی، بینظمی، وجود سلیقههای شخصی، نبود نظارت دولتی، برتری بُعد عاطفی در این صندوقها، دشوار بودن قرعهکشی، مشکلات پذیرایی در نشستها، کم بودن توانایی مالی مردم. (3 درصد)
هیچ گونه عیبی ندارند. (62 درصد)
باید یادآوری کرد با توجه به اینکه هر پاسخگو میتوانسته است به بیش از یک مورد اشاره کند، جمع درصدها بیش از صد شده است.
افزون بر مشکلات یاد شده، به آسیبهای جدی دیگری میتوان اشاره کرد که گریبانگیر اینگونه صندوقهاست:
داشتن نگاهی مادی به کار صندوق و فراموشی جنبههای الهی و معنوی؛
گرفتن کارمزد در برخی صندوقها برای تأمین هزینهها و افزایش سرمایه؛(1)
نبود الگوی کارآمد؛
گرفتاریهای فراوان اعضای اصلی و مدیران صندوقها به ویژه در دوران تثبیت؛
قائم به شخص بودن صندوقها؛
چنددستگی در میان اعضا؛
شرکت در داد و ستدهای اقتصادی سودآور.(2)
به طور کلی، روش کار صندوقهای قرضالحسنه خانوادگی را به دو شکل زیر میتوان تقسیم کرد:
به نظر میرسد فعالیت صندوقهای قرضالحسنه از نوع اول، بیشتر به تعاونیهای محلی یا خانوادگی شباهت داشته باشد؛ زیرا نوع مشارکت و قرار گرفتن اعضا در فهرست دریافت وام در زمانی که چه بسا نیاز ضروری هم به آن نداشته باشند، نمیتواند مصداقی از قرضالحسنه درست باشد.
اگر قرضالحسنه به عنوان یک سنت حسنه برخاسته از آموزههای دینی، درست شناخته و درست اجرا شود، آثار و برکتهای بیشماری خواهد داشت و بسیاری از گرفتاریهای فردی و اجتماعی افراد جامعه را حل میکند. لازمه بهرهمندی از فایدههای قرضالحسنه، داشتن عملکرد درست در این مورد است و لازمه عملکرد درست نیز شناخت کافی از مفهوم «قرضالحسنه» است. اینکه مردم جامعه اسلامی ما چه میزان از برکت «قرضالحسنه» بهرهمند میشوند، به این بستگی دارد که آنان تا چه اندازه شناخت درستی از «قرضالحسنه» دارند و چه قدر آن را به کار میگیرند.
1) مراجعه حضوری و تهیه گزارش از چگونگی عملکرد برخی صندوقهای قرضالحسنه فامیلی.
شاید تاکنون علت بسیاری از محرومیتهای مردم به این واقعیت مربوط شود که آنان «قرضالحسنه» را خوب نشناخته و کمتر به این سنّت حسنه عمل کردهاند.
با چند پرسش از مردم درباره تعریف قرضالحسنه، به این نتیجه میرسیم که آنان شناخت درستی از «قرضالحسنه» ندارند. حتی آشنایان با آن نیز به دلیل نداشتن شناخت کافی از قرضالحسنه، در عمل دچار تزلزل و نوعی تردید هستند.
در پژوهش مشترک مرکز تحقیقات و سنجش برنامهای سازمان صدا و سیما و صندوق قرضالحسنه الزهرا (س) در سطح تهران، پرسشهایی از مردم شده است که چند مورد را میآوریم:
پولی است که بدون بهره به مردم قرض داده میشود. (42 درصد)
کمک به نیازمندان و دیگر همنوعان. (22 درصد)
وام یا قرض دادن به دیگران (بدون اشاره به مفهوم وام بدون بهره). (12 درصد)
دادن پول در راه خدا به دیگران. (8 درصد)
پسانداز و گذاشتن پول برای روز نیاز. (4 درصد)
سپردن پول به بانک بدون دریافت بهره. (3 درصد)
پساندازی که دولت با آن کار میکند. (2 درصد)
پولی که در بانک میگذارند و به آن سود تعلق میگیرد. (2 درصد)
پولی که به صورت امانت به کسی سپرده میشود. (1 درصد)
قرض با کارمزد کم؛ پولی که بلاعوض داده میشود؛ نزولخواری شرعی؛ تعاون؛ گذاشتن پول برای گرفتن جایزه و... . (4 درصد)(1)
64 درصد به این پرسش پاسخ مثبت و 36 درصد پاسخ منفی دادهاند.
از کسانی که پاسخ مثبت دادهاند، پرسیده شده از کجا یا از چه کسی قرض گرفتهاید؟ پاسخهای آنان چنین بوده است: دوستان و آشنایان (36 درصد)؛ اقوام نزدیک (23 درصد)؛ اعضای خانواده (10 درصد)؛ همسایگان (2 درصد)؛ اداره و محل کار (2 درصد)؛ صندوقهای قرضالحسنه (14 درصد)؛ بانکها (10 درصد)؛ دیگر موارد: (مانند نزولخواران، بنیاد شهید، کسانی که توان مالی دارند و...). (3 درصد)(2)
بیشتر پاسخگویان هنگام نیاز مالی، نخست به نزدیکان و بستگانشان مراجعه کردهاند. آسانتر بودن و احتمال دستیابی سریعتر به پول مورد نیاز در این زمینه بیاثر نیست. افزون بر اینکه شرایط بانکها و صندوقهای قرضالحسنه و نیاز به سپردن ضمانتهای مختلف از سوی وامگیرنده، موجب طولانی و دشوار ساختن جریان گرفتن وام مورد نیاز میشود.
5/86 درصد به این پرسش، پاسخ مثبت و 13/5 درصد، پاسخ منفی دادهاند. از کسانی که به این پرسش، پاسخ مثبت داده بودند، پرسیده شد: چرا به جای قرض دادن، خودتان از پول استفاده نمیکنید؟ پاسخها در این زمینه چنین بود:
نداشتن نیاز مالی (42 درصد)؛ کمک کردن به همنوعان و مشکلات آنان (32 درصد)؛ ثواب داشتن قرض دادن به دیگران (12 درصد)؛ لذت بردن از کمک به دیگران (5 درصد)؛ امید به قرض گرفتن از آنان هنگام گرفتاری (2 درصد)؛ برای اینکه پسانداز کنم، بستگی به طرف نیازمند دارد، توانایی کار کردن با پول را ندارم و... (2 درصد).(1)
اعتماد نداشتن به طرف مقابل در دادن قرض (51 درصد)؛ خسیس بودن و پول دوستی (18 درصد)؛ به گمانشان خودشان بهتر میتوانند از پولشان استفاده کنند (2 درصد)؛ بستگی به افراد دارد (2 درصد)؛ دوست نداشتن قرض (2 درصد)؛ دیگر موارد (مانند: حسادت و بخل، نداشتن حس مسئولیت، آشنا نبودن با فرهنگ قرض، سستی عقیده، نداشتن پول و سختی پول درآوردن) (4 درصد).(2)
بیشک، بررسی مقایسهای مفهوم قرضالحسنه و رفتارهای ارزشی متناسب با آن در قرآن و احادیث و سطح جامعه، میتواند در شناخت بیشتر فرهنگ اسلامی قرضالحسنه مؤثر باشد و نگاهی تازه از این مفهوم به دست دهد. این نگاه تازه، تفاوتهای آشکاری از آنچه اکنون در عمل شاهدیم، خواهد داشت.
برای پی بردن به تفاوتهای قرآنی و حدیثی قرضالحسنه با مفهوم رایج آن، میتوان در موضوعهای مختلف مربوط به قرضالحسنه به بحث پرداخت. پاسخ به پرسشهایی مانند: چیستی قرضالحسنه، نوع برداشت مردم از آن، آثار و پیآمدهای قرضالحسنه، قرضگیرندگان، اخلاقی یا اقتصادی بودن قرض گرفتن، ثواب و آثار اخروی آن، چگونگی شیوههای تبلیغ برای آن، جایگاه قرض در جامعه، تفاوت قرضالحسنه با مؤسسههای اعتباری و تعاونیهای مردمی، شرایط قرض دادن و گرفتن، تفاوت قرض با صدقه و پرسشهایی از این دست، به خوبی میتواند تفاوتهای قرآنی و حدیثی قرضالحسنه را با مفهوم رایج آن نشان دهد.
از سوی دیگر، برای پی بردن به این تفاوتها میتوان به شناخت مردم و نوع رفتارشان در مورد قرضالحسنه اشاره کرد تا میزان تفاوت آن با مفهوم قرآنی و حدیثیاش روشن شود.
معمولاً مردم، قرضالحسنه را پولی میدانند که بدون بهره یا سود به
دیگران قرض داده میشود. بسیاری نیز قرضالحسنه را کمک به دیگران معنا میکنند و بخشی نیز قرض دادن به همنوعان را قرضالحسنه مینامند، ولی بسیاری از مردم از شرایط قرضالحسنه، قرضدهندگان و قرضگیرندگان شناخت کاملی ندارند یا به حرفهایشان عمل نمیکنند.
بسیاری از دانستههای مردم از موضوع قرضالحسنه، به شیوه عملکرد صندوقهای قرضالحسنه باز میگردد. امروز صندوقهای قرضالحسنه، بانکهای کشور و نیز افراد نیکوکاری که خارج از نظام بانکی به نیازمندان قرض میدهند، الگوی بسیاری از مردم در این زمینه هستند. ازاینرو، پیش از ادامه بحث، مفهوم قرضالحسنه را از نظر قرآن و احادیث بررسی میکنیم.
«قرض حسن» در قرآن کریم، شکل تکامل یافته قرضی است که میان مردم رایج بوده است. بسیاری از مردم در گذشته و پیش از نزول آیات «قرض حسن»، از قرض به عنوان ابزار اقتصادی درآمدزا سود میجستند و در برابر دادن مقداری به عنوان قرض، درصدی را نیز به عنوان «ربا» از گیرنده قرض میگرفتند. خداوند برای حل بسیاری از گرفتاریهای مسلمانان، «قرض حسن» را مطرح کرد و برای اینکه همگان، به این عمل تشویق شوند، در آن ویژگیهایی قرار داد تا مردم با دید کاملاً متفاوتی از گذشته بدان بپردازند. برای مثال، خداوند قرض از نوع «حسن» را خواستار شد و گیرنده این قرض را نیز خودش معرفی کرد. آنگاه آثار فراوانی را برای قرضدهندگان در نظر گرفت. در این تعریف جدید، خداوند، گرفتن بهره و سود را از گیرندگان قرض حرام کرد؛ ولی خود، سودی چندین برابرِ ارزش مبلغ قرض دادهشده، به قرضدهنده بخشید و افزود که رحمت و اجر
کریم اخروی خود را شامل حال بنده قرضدهندهاش میکند. در این مفهوم جدید، قرض تنها یک عمل ساده و مادی اجتماعی نیست، بلکه یک عمل اخلاقی راهگشا و کارآمد است.
خداوند، خود را گیرنده قرض معرفی میکند؛ زیرا قرار است قرضی که بندهاش به انسان نیازمندی میدهد، تنها برای خشنودی او باشد. به دیگر سخن، این کار را برای نفع شخصی یا از روی ریا انجام نمیدهد و منتی بر نیازمندان نمیگذارد. وقتی قرضی برای خدا شد، دیگر هیچ ادعایی برای سودجویی و حتی بازگشت اصل آن از گیرنده قرض نخواهد بود. به عبارت دیگر، چه بسا شکل ظاهری قرض، چنان باشد که قرض کاملاً شبیه انفاق و صدقه شود. این مسئله، در تفسیرهای مختلف بررسی شده است.
از سوی دیگر، تمامی سفارشهای معصومین (ع) به موضوع قرض، قرضدهنده و گیرنده بهگونهای بود که رفتارهای مرتبط با قرض را بسیار دقیق و بر اساس مفهوم قرآنی آن آموزش داده بودند. از نظرگاه قرآن و احادیث، قرض حسن نوعی صدقه به شمار میآید. البته با این تفاوت که فضیلت و ارزش آن بیشتر از صدقه است. ازاینرو، پیشوایان معصوم (ع) در پی آن بودهاند تا این عمل نیک، در جامعه رواج یابد.
بسیاری از مردم، فایده مهم قرضالحسنه را برای گیرنده آن میدانند، در حالیکه نوع بیان قرآن و احادیث پیشوایان معصوم (ع) بهگونهای است که گویا خود فرد قرضدهنده بیشتر از هر کس دیگری در قرضالحسنه سود خواهد برد. در واقع، «قرض» مجالی است تا دهنده آن از برکات خداوندی
بهرهمند شود. این برکات تنها به صورت مادی نیست، بلکه سرشار از توفیقهای معنوی است. از سوی دیگر، گیرنده قرض، چون با فردی روبهرو است که هرگز به دلیل کمکش، منتی نگذارده است و آزاری نیز نخواهد داشت، راحتتر به حل گرفتاریاش میپردازد. ازاینرو، در چنین جامعهای، میزان روی آوردن افراد به کارهای ناشایست کاهش مییابد. پس قرض حسن در یک کلام، آثار فردی و اجتماعی بسیار ارزشمندی دارد، حال آنکه در جامعه امروز ما، افراد شناخت دقیقی از این آثار ندارند. ازاینرو، کمتر اهل قرض حسن هستند. البته دلیل این کممهری به قرض، نداشتن شناخت کافی است. اگر شناخت مردم از قرضِ حسن واقعی، کاملتر بود، عمل به این سنت حسنه نیز بیشتر میشد.
بیشتر صندوقهای قرضالحسنه و نیز تمامی بانکهای جمهوری اسلامی، برای پرداخت قرض، شرایطی قرار دادهاند که در آموزههای دینی کمتر بدان اهمیت داده شده است. امروزه فرد نیازمند باید برای نیاز خود مدرک ارائه دهد و سپس ضامن معتبر به همراه مدارکی مانند چک یا سفته به صندوق یا بانک تحویل دهد. همچنین فرد متعهد میشود در پایان هر ماه اقساط قرض خود را بپردازد و اگر نتواند، از حساب شخص ضامن برداشت میشود یا چک تضمین شده به اجرا درمیآید. حتی اگر این بدحسابی فرد قرضگیرنده، تنها یکبار باشد و او نتواند قرض خود را به موقع پس بدهد، از گرفتن قرض در آینده محروم خواهد شد؛ زیرا او را در بازپرداخت قرض ناتوان میشمارند. در شرایط بسیاری از صندوقها و بانکها آمده
است که اگر از آغاز مشخص شود متقاضی قرض، توانایی بازپرداخت آن را ندارد، به او قرض نمیدهند.
دقت در نوع رفتار مردم در قرضدادن، ما را به این نتیجه میرساند که برداشت مردم از موضوع قرضالحسنه نیز بسیار سطحی است. در نگاه قرآنی و حدیثی به قرضالحسنه، قرضدهنده باید خداوند را به خاطر این فرصت پیش آمده، شکر گزارد که دست نیاز مردم به سوی او دراز شده است و از او بخواهد توفیق حل تمام گرفتاریهای فرد نیازمند را به او بدهد. در واقع، چنین فردی با چنین فرصتی که برایش پیش آمده است، باید خود را از گیرنده ظاهری قرض نیازمندتر بداند؛ زیرا این عمل او زمینهساز رحمت و مغفرت خداوندی برای اوست. اگرچه مقداری از دارایی او کم میشود، در عوض، پاداش الهی و بخشش گناهان، سود کار نیک او خواهد بود. در نتیجه، چنین فردی خود را هرگز طلبکار و منتظرِ وصولِ طلب، از فرد مقروض درمانده نمیبیند. در مکتب اسلام، چنین فردی بر دست نیازمند بوسه میزند و با اشتیاق، گرفتاری او را رفع میکند؛ چون او را واسطه توفیق و رحمت الهی میداند و هرگز حاضر نمیشود با ایجاد شرایط آزاردهنده، آرامش خاطرش را برهم زند. در فرهنگ قرآنی و حدیثی، قرض گرفتن نه ضامن میخواهد، نه چک و سفته و نه خواهش و دربهدری و در فرهنگ قرآنی و حدیثی، حتی بهتر است اگر توانگران جامعه از نیاز برادر دینیشان آگاه شدند، بدون درخواست او به کمکش بشتابند و از دارایی خود، در اختیار او بگذارند تا گرفتاریاش برطرف شود. پیشوایان معصوم همواره با آموزههای ارزنده خود در زمینه قرض میکوشیدند فضایی آماده
سازند تا در آن فضا، مؤمنان همواره حلال مشکلات یکدیگر باشند و تا زمانی که در جامعه اسلامی، افراد نیازمند وجود دارند، یکی از راههای حل گرفتاریشان، قرض دادن به آنان باشد. با توجه به اینکه گرفتاران، «قرض» را راه سالمتر و آبرومندانهای برای حل گرفتاریشان میبینند، بدان گرایش مییابند و اگر رفتار درستی در پشت این عمل اسلامی نباشد، آنان هرگز سراغ آن نمیروند. خلاصه اینکه شرایط قرآنی و حدیثی قرضِ حسن، با آنچه امروزه در جامعه ما به نام قرضالحسنه بدان عمل میشود، بسیار متفاوت است.
امروزه یکی از شرایط بیشتر صندوقهای قرضالحسنه برای دریافت وام، مشارکت اولیه و سرمایهگذاری اعضا است؛ به این معنا که اعضای صندوق پیش از دریافت وام باید مقدار مشخصی در صندوق سرمایهگذاری کنند تا پس از گذشت چند ماه بتوانند وام بگیرند. اگر نام اینگونه وامها را جدولی یا قراردادی بگذاریم، باید یادآور شویم که حضرت امام خمینی رحمه الله در استفتایی، شرط کردن چنین امری و گرفتن مبلغی پیش از اعطای وام را حرام دانسته است. البته برخی از صندوقها با حیلههای شرعی از حرمت چنین قراردادهایی فرار کردهاند، ولی حتی با فرض مُجاز بودن چنین شرطهایی، آیا به راستی نوع عمل چنین صندوقهایی میتواند زیرمجموعه قرض حسن باشد؟
برابر تعریف قرآن و سیره معصومین (ع)، چنین شیوههایی هرگز مصداق قرض حسن نیست. شاید فعالیت چنین صندوقهایی که با نام قرضالحسنه، ادعای کار نیک هم دارند، جدا از حرام یا جایز بودن عملشان، بیشتر به یک
نوع تعاون شباهت دارد. بیشتر صندوقهای بزرگ قرضالحسنه در کشور نیز در شمار مؤسسههای اعتباری ـ مالی هستند تا قرضالحسنه. در مورد صندوقهای کوچک خانوادگی نیز شاید بتوان در یک دستهبندی، بیشتر آنها را مصداق تعاونیهایی خانوادگی و دوستانه دانست. تنها برخی از آنها، را که نوع مشارکت و سرمایهگذاری اعضایشان با بقیه متفاوت است و در آنها شرطی برای درخواست وام وجود ندارد و نیازمندان برای دریافت وام، مشکلات کمتری دارند، بتوان به قرضالحسنه واقعی نزدیک دانست. البته شمار چنین صندوقهایی بسیار کم است.
برخی از صندوقها برای آشنایی بیشتر با فرد نیازمند به قرض، اتاقهای ملاقاتی در نظر گرفتهاند تا فرد نیازمند با افراد نیکوکار روبهرو شوند و آنگاه در صورت صلاحدید به او وام تعلق بگیرد. در روایتی نقل شده است که مردی به امام حسن بن علی (ع) نامهای داد. حضرت فرمود: حاجتت برآورده است. به او عرض شد: ای پسر رسول خدا! اگر در نامه شخص متقاضی مینگریستی و سپس به مقدار خواهش، پاسخ میدادی، بهتر نبود؟ حضرت فرمود: خداوند از اینکه وی در برابرم بایستد تا نامهاش را بخوانم، مرا بازخواست خواهد کرد.(1)
حال، به راستی رو در رو نشستن و جویا شدن از گرفتاری نیازمندی که به ناچار مجبور شده است برای دریافت مقداری قرض به یک صندوق مالی
1) ملامحسن فیض کاشانی، محجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ترجمه: عبدالعلی صاحبی، مشهد، نشر آستان قدس رضوی، 1376، ص 93.
پناه بیاورد، با آموزههای معصومین (ع) منطبق است؟ آیا با چنین شیوههایی میتوان از حقیقت نیاز آنها آگاه شد؟ آیا همه کسانی که به این اتاقهای ملاقات میروند، بدون شرمندگی به شرح نیاز خود میپردازند؟ اگر هدف افراد نیکوکار در اینگونه نشستها، شناسایی افراد نیازمند و سپس دادن وام به آنهاست که تقریبا همه آنها میدهند، در این صورت، باید گفت پس دلیل چنین دیدارهایی چیست؟ اگر قرار است بر اساس حق یا ناحق تشخیص دادن نیازها، به افرادی اعتماد نکرد و به آنها وام نداد، در این صورت آیا این نوع رفتارها میتواند اسلامی باشد؟ آیا اینگونه رفتارها سبب رنجش و خجالت بیش از حد یک مسلمان نمیشود؟
به نظر میرسد تمامی این رفتارها، اگرچه نتیجهبخش باشد، با قرض حسن منطبق نیست. در نتیجه، آثار و برکتهای کمتری نیز برای متولیان قرض و صاحبان سرمایه و مال قرض خواهد داشت.
با توجه به آموزههای دینی، امروزه بسیاری از درخواستکنندگان وامهای قرضالحسنه، جزو قرضگیرندگان واقعی نیستند. در مکتب ائمه اطهار (ع) کسانی باید قرض بگیرند که نیاز ضروری به قرض داشته باشند. وقتی چنین نیازی برای فرد پیش آید و او به دنبال قرض از برادر دینی خود برود، بنا بر احادیث پیامبر و ائمه (ع)، نخستین یاریگر او برای بازپرداخت دینش، خود خداوند خواهد بود. این عنایت خداوند برای ادای قرض، برای کسانی است که با وجود تمامی تلاشهایشان، باز نیازمند مانده و برای رفع نیاز خود به ناچار درخواست قرض کردهاند.
امروزه بسیاری از درخواستهای قرض شاید جزو عمل قرض باشند، ولی مصداق قرض حسن نخواهند بود. حل گرفتاریهای درجه چندم زندگی با قرض، نمیتواند مصداق قرض حسنی باشد که در احادیث به آنها اشاره شده است. نبود فهم درست از موضوع قرض حسن در جامعه امروزی و افزایش درخواستهای افراطی و نامنطبق با آموزههای دینی، سبب شده است که درخواستهای حقیقی نیازمندان واقعی در میان آنها گم شود و از برکت این سنّت حسنه محروم باشند. اگر حوزه فعالیت کارگزاران امر قرض حسن از بسیاری فعالیتهای خارج از این حوزه جدا شود، آنگاه به برکت احیای این سنّت، همگان از برکت الهی و پیآمدهای این مشارکت سالم انسانی و اسلامی، سود میبرند و از آثار فردی ـ اجتماعی کارشان بهرهمند خواهند شد.
چه کسانی میتوانند اهل قرض حسن باشند؟ آیا امروزه تمامی کسانی که توانایی قرض دادن دارند، از این فرصت استفاده میکنند؟ آیا این افراد از اهمیت قرض دادن و نیز آثار قرض دادن آگاهند؟ اگر مردم بدانند اثر قرضالحسنه، پیش از آنکه برای جامعه و فرد گیرنده آن باشد، متوجه خود آنان میشود، آیا باز از این کارها خودداری میکنند؟
گفته شد که خداوند به کسانی که اهل قرض حسن باشند، پاداش بیپایانی میبخشد. همچنین خداوند از گناهان اهل قرض حسن میگذرد.(1)
1) نک: مائده: 12.
این کار، آثار روحی و روانی و حتی جسمی بسیاری دارد که اگر مؤمنان از آن باخبر بودند، بیش از پیش به این عمل خداپسندانه میگراییدند.
روانشناسان معتقدند با انجام دادن یک کار نیک، نوعی احساس جدید در انسان ایجاد میشود و این احساس در شخصیت او اثری ماندگار برجای میگذارد. قرآن میفرماید: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ ِلأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها؛ اگر نیکی کردید، به خود نیکی کردهاید و اگر بدی کردید، باز به خود کردهاید.» (بنیاسرائیل: 7) منطق قرآن چنین است که انسان با کار خیر در واقع به خود خوبی کرده است و این همان اثر روانشناختی است که در پی کار نیک در انسان ایجاد میشود.(1)
مقایسه نوع تبلیغات و روشهای معمول جذب مردم به قرضالحسنه، ما را از تفاوتهای فرهنگ قرضالحسنه قرآنی و حدیثی با مفهوم رایج آن آگاهتر میکند. امروزه بانکهای جمهوری اسلامی و برخی صندوقهای قرضالحسنه برای جذب مردم به قرضالحسنه، از هر روشی مانند دادن جایزه و تبلیغات مادی دیگر استفاده میکنند، در حالی که برای عمومی کردن فرهنگ قرضالحسنه و جذب مردم به آن، باید با معرفی درست قرضالحسنه و بیان آثار مختلف آن، مردم را به این کار خداپسندانه
1) «گفتوگو با دکتر محمدرضا شرفی، استادیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران»، وام، بهار 1380، ش 19، ص 13.
تشویق کرد.(1)
امروزه در بسیاری از صندوقهای قرضالحسنه، گرفتن کارمزد امری بدیهی به شمار میرود. مسئولان این صندوقها گرفتن مقداری مزد برای اداره صندوقها و تأمین هزینههای صندوق را ضروری میدانند. البته در این میان، برخی صندوقها نیز گرفتن هر نوع و به هر میزان کارمزد را مخالف فرهنگ قرآنی قرضالحسنه میدانند. آنان میگویند کسانی که در این راه مشارکت میکنند، بیگمان، آمادگی پرداخت هزینههای جاری صندوق را هم دارند.(2)
میزان کارمزدی که در صندوقها یا نظام بانکی از متقاضیان قرض گرفته میشود، از 2 درصد تا 22 درصد متغیر است. حال باید توجه کرد که گرفتن کارمزد به هر میزان که باشد، آیا با فرهنگ قرآنی و حدیثی قرضالحسنه سازگار است؟
درباره هزینههای جاری اینگونه صندوقهای قرضالحسنه باید گفت متأسفانه هرگز به دنبال راهحل جدی برای این مسئله نبودهایم. معمولاً اصل هدف و فلسفه پرداختن به چنین اموری روشن نیست. آیا جز این است که اصل قرضالحسنه، یک عمل اخلاقی و نوعی «صدقه» است؟ آیا در آنجا که
اصل سرمایه ما، مدتها در دست دیگران قرار میگیرد و ما از سود آن چشم میپوشیم، فکر نمیکنیم که باید در قرضالحسنه نیز از دارایی خود و منابع آن چشم بپوشیم. ازاینرو، امروزه درباره مسئله قرضالحسنه، جامعه ما با یک حلقه گم شده روبهرو است و آن، اصل مسئله قرضالحسنه و جنبههای اعتقادی آن است. گویا کسانی که با گرفتن کارمزد میخواهند بخشی از هزینهها را جبران کنند، با نوع کار و آثار مادی ـ معنوی آن آشنا نیستند.
باید دانست روش کار بسیاری از صندوقها و حتی نظام بانکی کشور هرگز در چارچوب قرضالحسنه بر اساس تعریف قرآنی آن قرار نمیگیرد. نوع فعالیت آنها بیشتر به مؤسسههای اعتباری یا تعاونیها شبیه است. ازاینرو، اینکه در آنها کارمزدی از گیرندگان تسهیلات گرفته شود یا نه، به مسئله قرضالحسنه ربطی ندارد. اگر این صندوقها تغییر نام دهند و از قرضالحسنه به نامی دیگر تبدیل شوند، درآن صورت، چه بسا اشکالی برای برخی دریافتهای رایج و جبران هزینهها به وجود نیاید. وجود دیدگاههای مختلف درباره حرام بودن هرگونه دریافت مبلغ افزوده در قرض و نیز سفارشهای معصومین (ع)در مورد نگرفتن مقدار افزوده از قرضگیرنده و جنبه اعتقادی مسئله قرض حسن، میزان پیراستگی قرض حسن را از آسیبهای مرتبط با آن مشخص میسازد.
خداوند در قرآن کریم، آثار بسیار ارزشمندی را برای قرض حسن درنظر گرفته است. همچنین بهرهمندی از ثواب اخروی قرض حسن که چندین برابر ثواب صدقه و انفاق است، از نکتههایی است که بسیاری از مردم از آنها آگاهی کافی ندارند یا آگاهی آنان به مرحله باور قلبی نرسیده است. این ناآگاهی از مسئله قرض حسن سبب بیتوجهی آنان به این موضوع مهم شده است. همچنین در احادیث معصومین (ع)، فضیلتهای بسیاری برای کسانی که اهل قرض حسن هستند، مطرح شده است. اگر مردم از این نتایج و آثار ارزشمند آگاهی داشتند، بیگمان، خود را از چنین فرصت گرانبهایی، محروم نمیکردند.
در برخی احادیث آمده است اگر مؤمنی، توانایی رفع مشکل برادر دینی خود را داشته باشد، ولی به تقاضای او توجه نکند یا برای برطرف کردن مشکل مالی او گام برندارد، در مسلمانی او تردید است. پیامبر در حدیث معروفی فرموده است: «مَنْ اَصْبَحَ وَ لا یهتمّ بِاُمورِ الْمُسلِمینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ»(1)یا در حدیث دیگری میفرماید: «مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادی یا لَلْمُسْلِمین، فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ
1) فروع کافی، ج 2، ص 164.
بِمُسْلِمٍ.»(1)بنا بر این احادیث، اهتمام مسلمانان به امور یکدیگر و حتی غیرمسلمانانی که به آنها پناه آوردهاند، شرط مسلمانی آنان خواهد بود.
به نظر میرسد بیتوجهی به اینگونه احادیث، موجب غفلت افراد از وظیفهشناسیشان خواهد شد. برای کسانی که به درخواست قرض افراد نیازمند، بیتوجه باشند، کیفر محروم بودن از بوی بهشت یادآوری شده است. اگر مردم از این مطلب آگاهی یابند، باز هم حاضر میشوند بیاعتنا بمانند؟
خداوند در آیات قرآن کریم، بارها به کسانی که اهل انفاق نیستند و تنها سرگرم ثروتاندوزی هستند، هشدار داده و آنان را از عذاب الهی، برحذر داشته است. در سوره توبه میخوانیم:
وَالذین یَکْنِزونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لایُنفِقُونَها فی سَبیل اللّهِ فَبَشِّرهُمْ بِعَذابِ اَلیمِ. (توبه: 34)
کسانی را که زر و سیم میاندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمیکنند، به عذابی دردناک مژده ده.
در ادامه همین آیه میخوانیم:
یَوْمَ یُحْمی عَلیها فِی نارِ جَهنّم فَتُکوی بِها جباههُمْ و جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما کَنَزْتُمْ لِاَنْفُسِکم فَذُوقوا مَا کُنْتم تکنزون. (توبه: 35)
روزی که آن [زر و سیم] را در آتش دوزخ بتابند و با آن پیشانیها و پهلوها و پشتهای آنان را داغ نهند [و گویند]: این است آنچه برای خویشتن میاندوختید. [پس
1) همان.
کیفر] آنچه را میاندوختید، بچشید.
آیاتی که به انفاق اشاره دارند، اگرچه به طور مستقیم به قرض مربوط نمیشوند، ولی چون هم در انفاق و هم در قرض، کمک به دیگران مطرح است، میتوان مطمئن شد که عذاب الهی و سرزنشهای مطرح شده در مورد ترککنندگان انفاق، در مورد ترک قرض نیز مصداق پیدا خواهد کرد. در مورد ترک امور خیر همچون انفاق، کمک به دیگران و قرض دادن به گرفتاران، به جز مواردی که پیش از این به آنها اشاره کردیم، پیآمدهای دیگری از احادیث و آیات قرآنی برشمرد، مانند:
کسانی که به گرفتاریها و مصیبتهای دیگران بیتوجه باشند، خداوند نیز به آنان بیتوجه خواهد بود و از عنایت الهی دور خواهند ماند.
خداوند در سوره مائده، در پی پیمانشکنی بنیاسرائیل و بیتوجهی آنان به ندای الهی پیامبران در قرض حسن دادن، آنان را لعن و نفرین میکند و دلهایشان را به قساوت مبتلا میگرداند: «فَبما نَقْضِهم میثاقَهم لَعنّاهُم و جعلْنا قُلُوبَهمُ قاِسیةً؛ پس به سبب شکستن پیمانشان، آنان را لعنت کردیم و دلهاشان را سخت گردانیدیم». (مائده: 13)
امام باقر (ع) میفرماید:
مَنْ بَخِل بِمَعَونَةِ أخیهِ المُسْلِم وَ الْقیامِ لَه فی حاجَتِه اُبتلِیَ بِمَعونةِ مَنْ
یَأثم عَلیهَ وَ لایُؤجر.(1)
هر کس در یاری برادرمسلمانش بخل ورزد و برای رفع نیازمندی او به پا نخیزد، مجبور به یاری کسی خواهد شد که به او ستم کند و پاداشی نیز به او ندهد.
امام صادق (ع) میفرماید: «مَنْ مَنعَ حقّا للّهِ عزّوجَلّ اَنفقَ فِی باطلٍ مِثلیْهِ؛(2)هر کس از پرداخت حقی از خدا سر پیچد، دو برابر آن را در باطل خرج خواهد کرد».
بسیاری از اهل خیر میدانند که هرگاه توانایی کمک به دیگران را داشته، ولی اقدامی نکردهاند، درعوض، به نوعی با بیبرکتی در اموالشان روبهرو گشتهاند. همین که آنان مشتاق انجام دادن امور خیر هستند، گویای این نکته است که وجود برکت الهی در پی کار خیر، سبب اشتیاق آنان در پیگیری امور خیر و استمرار آن بوده است.
وقتی افراد توانمند جامعه، توانایی رفع مشکلات نیازمندان را داشته باشند، ولی از این کار خودداری کنند، خود آنان نیز گرفتار پیآمدهای این بیتوجهی به نیازمندان خواهند شد. برای مثال، مشکلات جدیدی که برخی از نیازمندان به دلیل برطرف نشدن گرفتاریشان برای جامعه ایجاد میکنند، گریبان بسیاری از توانگران جامعه را میگیرد. البته خداوند نیز بر اینگونه
افراد خشم میگیرد و در پی بیتوجهی آنان به نیازمندان، آنان را به مشکلات مختلفی گرفتار میسازد:
وَاَنْفقوا فی سبیل اللّهِ و لاتُلقوا بِاَیْدیکم اِلَی التِّهلُکَةِ و احسنوا اِنّ یُحِبُّ المحسنین. (بقره: 195)
و در راه خدا انفاق کنید و با [ترک این انفاق] خود را به دست خویش به هلاکت میفکنید و نیکویی کنید که خدا نیکوکاران را دوست دارد.
از حضرت علی (ع) پرسیدند: «حسرت چه کسی از همه مردم بیشتر است؟» فرمود:
کسی که مالش را در ترازوی دیگری میبیند و خداوند، او را به خاطر همان مال، وارد آتش میسازد و وارث او را باز به خاطر همان مال وارد بهشت میکند.(1)
بسیاری از این پیآمدها، در نتیجه بیتوجهی به رفع نیاز نیازمندان است. اگر این ناآگاهیها از میان برود، زمینه ترویج فرهنگ انفاق، قرضالحسنه و دیگر کارهای نیک فراهم میشود.
وجود چنین حالتی در انسان، زمینهساز بسیاری از لغزشهای دیگر میشود؛ چون: «حُبُّ الدّنیا رأسُ کلِّ خَطیئةٍ.» در سوره تغابن و سیاق مربوط به
1) بحارالانوار، ج 73، ص 142.
آیه قرض حسن میخوانیم: «اِنّما اَمْوالکُم و اَوْلادُکُم فِتنَةٌ وَ اللّه عندهُ اَجرٌ عَظیمٌ؛ جز این نیست که مالها و فرزندانتان [برای شما] آزمون هستند و مزد بزرگ نزد خداوند است». (تغابن: 15)
در آیه پیش از این آیه، آمده است برخی از فرزندان و همسران مؤمنان، دشمنان آنان هستند و باید مراقب آنان باشند. بنا بر این مطلب، دوست داشتن بیش از حد دنیا و سرمایه و فرزندان و بیتوجهی به سفارش الهی در مورد آنها، میتواند سبب خروج انسان از مسیر سعادت شود و خسران ابدی را در پی داشته باشد.
در سوره منافقون نیز خداوند به مؤمنان یادآوری میکند که مبادا سرمایه و فرزندان آنان مانع ذکر الهی شود. نیز از آنان خواسته است تا پیش از فرا رسیدن مرگ، از آنچه به آنان روزی داده است، در راه خدا انفاق کنند:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنی إِلی أَجَلٍ قَریبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَکُنْ مِنَ الصّالِحینَ. (منافقون: 9 ـ 10)
ای کسانی که ایمان آوردهاید، سرمایه و فرزندانتان، شما را از یاد خدا غافل نکنند و هر که چنان کند (به سبب مال و فرزندان از اطاعت خدا بازماند) زیانکار است. و از آنچه شما را روزی کردهایم، انفاق کنید، پیش از آنکه یکی از شما را مرگ فرا رسد، پس گوید: پروردگارا، چرا مرا تا سرآمدی نزدیک باز پس نداشتی (مرگ مرا اندکی به تأخیر نیفکندی) تا صدقه دهم و از نیکان و شایستگان باشم؟
یکی از صفات بسیار نکوهیده اخلاقی که در دنیادوستی و ثروتپرستی ریشه دارد، بخل است. این صفت ناپسند اجازه نمیدهد شخص به انفاق و قرض و کارهای خیر در راه خدا بپردازد. برای بخل، پیآمدهای زیادی در قرآن و کتابهای حدیثی، اخلاقی و تفسیری آمده است. برای نمونه، در قرآن میخوانیم:
وَ اللّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ الَّذینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأمُرُونَ النّاسَ بِالْبُخْلِ . (حدید: 23 و 24)
و خداوند هیچ متکبر خودستایی را دوست ندارد؛ آنان که خود بخل میورزند و مردم را نیز به بخل وا میدارند.
همانگونه که از اینگونه آیات برمیآید، بخیل هم خود، بخشنده نیست و هم دیگران را به بخل فرا میخواند. بنا بر این آیه، میتوان به این نتیجه رسید که بخل سبب تکبر میشود و محروم ماندن از عنایت الهی را در پی دارد.
حرص، صفت ناپسندی است که انسان را پیوسته به ثروتاندوزی افزون بر نیازش وامیدارد. آزمند که همواره در اندیشه مال است، کمتر به از دستدادن چیزی راضی میشود. او دوست دارد همه چیز را به دست آورد. ازاینرو، راضی نمیشود چیزی را به کسی قرض دهد یا هدیه کند. ویژگی آزمند این است که فکر میکند اگر چیزی را به کسی ببخشد یا قرض دهد،
زیان دیده و از داراییاش کم شده است:
قُل لَوْ انْتم تَمْلِکون خَزَائِنَ رَحْمَةِ ربّی اِذا لاَمْسَکْتُم خَشْیَةَ الاِنْفاق وَ کان الانْسانُ قَتورا. (اسراء: 100)
بگو: اگر شما خزانههای بخشایش پروردگار مرا میداشتید، آنگاه از بیم هزینه کردن و به سبب گدامنشی دست باز میداشتید و آدمی، بخیل و تنگچشم است.
ترس انسانها از تهیدستی و کاهش سرمایه مانع دیگری در راه ترویج فرهنگ قرضالحسنه است:
اَلشَّیطانُ یَعِدُکم الفَقْر وَ یامُرکم بِالفَحْشاءِ وَ اللّه یَعدکُم مَغفرةً مِنْهُ وَ فَضلاً وَ اللّهُ واسعٌ علیم. (بقره: 268)
شیطان، شما را از تهیدستی و بینوایی میترساند و به زشتکاری و ناشایستی (بخل و منع صدقات) فرمان میدهد و خدا، شما را به آمرزش و بخشش خویش نوید میدهد و خداوند، گشایشبخش و داناست.
اگر انسان یقین بداند که روزی و برکت به دست خداوند است و اوست که هر کس را بخواهد، از فضل خویش بهرهمند میسازد، هرگز خود را از انفاق و بخشش و قرض و گرهگشاییها محروم نمیگرداند. خداوند دوست دارد بندگانش در راه او خرج کنند و هنگام نیازمندی، دست دیگران را بگیرند. ازاینرو، برای جبران بخششهای بندگانش و جبران محبت بندگانش به یکدیگر، به رزق و روزی آنان برکت میدهد و نه تنها دارایی آنان نمیکاهد، بلکه چندین برابر آن را از فضل و رحمت خویش به آنان عطا میکند.
خداوند در آیات پایانی سوره تغابن (سیاق آیه قرض) میفرماید:
فَاتّقوا اللّهَ مااسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا و اَطیعوا و اَنْفِقوا خیْرا لِاَنفُسِکم و مَنْ یوقَ شُحَّ نفْسِه فأولئِکَ هُمُ المُفْلِحون. اِن تقرضوا اللّهَ قرضاً حسنا یضاعِفْهُ لکُم وَ یَغفِرلَکُمْ و اللّهُ شکورٌ حَلیم. (تغابن: 16و17)
پس هر چه میتوانید، از خدا پروا کنید و بشنوید و فرمان برید و انفاق کنید که برای خودتان بهتر است و هر که از بخل و آز خویش نگاه داشته شود، پس ایشانند رستگاران. اگر خدای را وامی نیکو دهید، آن را برای شما افزون کند و شما را بیامرزد و خدا سپاسگزار و بردبار است.
شاید مهمترین مانع درونی بر سر راه انجام دادن امور خیر و خرج کردن در راه خدا، نداشتن تقوا باشد که خود زمینهساز بسیاری از موانع دیگر است. اگر این آفت درونی و قلبی انسان رفع شود، بسیاری از بیماریهای اخلاقی انسان درمان میشود و از وجود انسان پاک خواهند شد. در سوره حدید نیز در سیاق آیات مربوط به قرض حسن، خداوند، بیماری سنگدلی و راه درمان آن را مطرح میکند. بهترین راه برای درمان این بیماری قلبی که کانون پیدایش دیگر بیماریهای درونی است، راهی است که قرآن در همین سوره حدید معرفی میکند و آن، جلا دادن قلب و ایجاد خشیت الهی در آن است. چنین عملی تنها با ذکر الهی به دست میآید و بهترین راه، تلاوت و پس از آن، تعقل و تدبّر در آیات قرآن است:
اَلَم یَانِ للذین امنوا اَنْ تخْشَعَ قُلوبهم لِذِکراللّهِ وَ ما نَزَل مِنَ الحَقّ و لایکونوا
کالذین اوتوا الکتاب مِنْ قبلُ فطال علیهمُ الاَمَر فَقَسَتْ قُلوبُهم و کَثیرٌ منهُم فاسِقون. اعلموا انّ اللّهَ یُحی الارض بعْدَ موتِها، قَدْ بیّنا لکُم الایات لَعلّکُم تعقلون. (حدید: 16 و 17)
با تدبّر در آیات قرآن است که قلب، روشنایی خود را به دست میآورد و از تاریکیها و سنگدلی رهایی مییابد. در واقع، کلید حل تمامی بیماریهای قلبی و درونی همچون بخل، آزمندی، تنگدستی، دنیادوستی و مالپرستی به دست قرآن است. خواندن و شنیدن آیات حق، بهترین و کوتاهترین راه ممکن برای هدایت انسان است.
در سوره حدید و در میانه دو آیهای که به قرض حسن میپردازند، غرور، نفاق و آرزوهای طولانی، مانع دیگری است که در جهت گمراهی و کفر و محروم ماندن از نور مؤمنان اهل قرض حسن مطرح شده است:
یُنادونَهم اَلَمْ نکُن مَعکُم قالوا بلی وَ لکنّکم فَتَنْتُمْ اَنْفُسَکم و تربّصْتُم و ارْتَبْتُمْ و غرَّتْکُم الامانیُّ حتّی جآء اَمْرُاللّهِ و غَرَّکم باللّهِ الغَرور. (حدید: 14)
یکی دیگر از موانع ترویج قرض حسن، کم شدن رفتوآمدهای مردم با یکدیگر است. شاید در نگاه تحت، چنین موضوعی کم اهمیت جلوه کند، ولی با کمی دقت روشن خواهد شد که این عامل سبب کاهش میزان قرض حسن میشود. اگر در یک جمع فامیلی یا محلی و دوستانه، رفتوآمدهای اجتماعی برای مدتی کاهش یابد، دستگیری از نیازمندان و اموری مانند
قرض حسن نیز در اینگونه شرایط کاهش مییابد. اگر رفتوآمد انسان با دوستان یا فامیل یا همسایگان قطع شود، در صورت نیاز یکی از اعضای این مجموعه به کمک یا قرض دیگران، چگونه دیگر خویشان یا همسایگان از نیاز او آگاه خواهند شد؟ آیا مقدمه رسیدگی به نیاز بستگان، آگاهی از وضعیت آنان نیست؟ امروزه بسیاری از مردم به دلیل فاصله گرفتن از یکدیگر یا به سبب ترک رفتوآمد، هرگز از وضعیت یکدیگر آگاهی نمییابند، هرچند توانایی کمک به یکدیگر را داشته باشند و اهل منت و جواب منفی هم نباشند. بنابراین، ناآگاهی از وضعیت نیازمندان، میتواند عاملی برای محروم ماندن آنان از ثواب و آثار قرض دادن باشد.
همچنین به دلیل ترک صله رحم و کاستن از روابط اجتماعی در میان خانوادهها یا دوستان، افراد کمتر با یکدیگر صمیمی هستند. ازاینرو، به فرض دسترسی افراد به یکدیگر و حتی آگاهی از توان یکدیگر، هرگز نمیتوانند درخواست قرض کنند یا قرض دیگران را بپذیرند. به بیان دیگر، نبود صمیمت میان افراد، مانع از دادوستد قرض در میان آنان میشود. در صورتی که اگر رفتوآمدها و پیوندهای عاطفی به ویژه در میان گروههای خانوادگی، همسایه و دوستان افزایش یابد، به خوبی میتوان شاهد حل مشکلات یکدیگر و اجرای سنّتهای حسنه مانند قرضالحسنه بود. امام حسین (ع) در این مورد میفرماید: «تَواصلوا و تباروا؛ با یکدیگر رابطه داشته باشید و به یکدیگر نیکی کنید».(1)
1) نهجالحیاة، ج 6 ، ص 141.
شیوههای غلط تبلیغی که بیشتر در مورد مسائل مادی و جایزهها در صندوقهای قرضالحسنه و برخی بانکها رایج است، در کنار تفسیرهای نادرست کارگزاران این امر از «قرض حسن» و عملکرد اشتباه بسیاری از آنان، سبب پدید آمدن ذهنیت منفی درباره قرض حسن میشود. در نتیجه، این سنّت الهی در جامعه به خوبی اجرا نخواهد شد.
رسانه یکی از ابزارهای مهم برای گسترش فرهنگ است. رسانه از منبر و وعظ و خطابه گرفته تا مجله، روزنامه، رادیو، تلویزیون، ماهواره و اینترنت، میتواند سبب تقویت یک فرهنگ یا تغییر و تضعیف یک فرهنگ گردد. امروزه رسانهها چنان در زندگی مردم، حضور فعال دارند که میتوانند در کوتاهترین زمان، حتی نادرستترین کارها را بهترین کار جلوه دهند. این کار البته به شکل مستقیم نخواهد بود، بلکه با شیوههای غیرمستقیم و گاه بلندمدت، دگرگونیهای اساسی در رفتارها و آداب و رسوم مخاطب ایجاد میکنند.
در این میان، قرضالحسنه به عنوان یک سنّت حسنه قرآنی و حدیثی تا مدتها در زندگی مسلمانان حضور داشته است و اکنون نیز میتوان همانند دیگر سنّتها و فرهنگها بدان توجه کرد.
رسانهها به ویژه صدا و سیما به عنوان یک رسانه فراگیر میتوانند به بهترین شکل به تبلیغ و ترویج این سنّت حسنه بپردازند. ازاینرو، شایسته است دستاندرکاران رسانه ملی، با برنامهریزیهای مناسب، مردم را با این سنّت الهی دقیق آشنا سازند تا همگان به آثار مثبت قرض دادن آگاه شوند و بیشتر به این سنّت قرآنی روی آورند.
در جامعه اسلامی ما، نقش رسانه ملی در معرفی و گسترش آموزههای اسلامی و سنّتهای دینی بسیار مهم است؛ زیرا بسیاری از مردم آگاهی
درستی از آموزهها و مفاهیم اسلامی ندارند. در مورد قرضالحسنه نیز چنین است.
ازاینرو، رسانه ملی باید بکوشد مفهوم واقعی این رفتار نیک اسلامی را تبیین کند تا مردم کاملاً به معنای واقعی آن پی ببرند. آنگاه برای ترویج آن در میان مردم تلاش کند.
رسانه ملی میتواند با توجه به سلیقه مخاطبان و با بهرهگیری از شیوههای مختلف همچون نمایش، داستان، خبر، برنامههای کارشناسی، گزارشی و مستند، مفهوم واقعی قرضالحسنه را برای مردم تبیین کند.
وقتی همگان با این سنّت حسنه الهی آشنا شوند و به نیازمندان واقعی قرض دهند و بکوشند آن را جزو قرض حسن قرار دهند و از قرض سیئه دوری کنند، گرفتاریهای مسلمانان کمتر میشود. همچنین اگر همگان از شرایط قرض گرفتن و قرض دادن آگاه باشند و به بازپرداخت آن توجه کنند، زمینه تجلی برکتهای الهی در میان مردم بیشتر میشود.
در بخشهای پیشین اشاره شد که آنچه امروزه در جامعه اسلامی به نام «قرضالحسنه» رواج دارد، کاملاً از مفهوم قرآنی و حدیثی آن، دور است. در بیشتر صندوقهای قرضالحسنه و اعتباری و مالی، از آیه «و اقرضوا اللّه قرضا حسنا...» تنها به عنوان شعار تبلیغاتی استفاده میکنند، ولی در عمل، کمتر نشانهای از توجه آنان به قرآن کریم و سیره معصومین (ع) میتوان یافت. در
قرضالحسنه مورد نظر قرآن، خداوند، گیرنده واقعی قرض حسن است و قرضدهندگان باید به این موضوع توجه کنند. آیا اگر یک نیازمند درمانده، ولی آبرومند به دلیل نیازش از ما قرض بخواهد و ما به دلیل اخلاق انسانی و با درک نیازمندی برادر دینیمان به او قرض دادیم و او در روز موعد، نتوانست قرض خویش را پس بدهد، آیا باید چک و سفته او را به اجرا بگذاریم؟ آیا اساسا برای چنین احتمالی، باید از روز اول از چنان نیازمندی چندین چک معتبر و چند ضامن و مُعرّف معتبر درخواست شود تا در صورت دیرکرد در بازپرداخت قرض و قسطهای آن، سفتهها و چکهای ضامن او را به اجرا گذاریم و چه بسا از حقوق ضامن خیرخواه برداریم؟
نظر قرآن و سیره معصومین (ع) این نیست که اگر شخص بدهکار نتوانست از عهده بازپرداخت قرض خود برآید، بدتر از روز اول خجالت بکشد و آبرویش برود. پس درمییابیم شرطهایی که امروزه در صندوقهای قرضالحسنه رایج است، با آیات قرآنی و روایات معصومین (ع) انطباق ندارد. بنابراین، رسانه ملی باید بکوشد تا تفاوتهای چنین فعالیتهایی را با قرضالحسنه قرآنی و حدیثی که سنّت حسنه الهی است، برای مردم بیان کند. باید همگان بدانند که بر اساس نص قرآن، گیرنده واقعی قرض حسن، خداوند است و اوست که در برابر چنین قرضی، چندین برابر ارزش مادی آن، به دارایی بندهاش برکت میدهد. همچنین افزون بر پاداش مادی، بخشش گناهان و پاداش معنوی و بهشت جاودان را نصیب او میسازد.
وقتی قرضدهندهای به فرد نیازمندی قرض حسن میدهد، در واقع، میخواهد تا نیازِ قرضگیرنده برطرف نشده است، از پول خود چشم پوشد.
بنابراین، اگر قرضگیرنده حتی نتواند به هنگام، قرض را بازپرداخت کند، چیزی نزد دهنده قرض حسن عوض نمیشود؛ زیرا از این لحظه به بعد هم همان نیت و قصد در قلب او حاکم است. بر اساس روایات و احادیث، از این پس، ارزش کار او چندین برابر میشود. در واقع، در چنین مواردی است که قرضالحسنه، چندین برابر ارزش مییابد و تفاوت آن با قرض غیر از حسن مشخص میشود. اگر چنین مواردی نبود، شاید کمتر معنای واقعی قرض حسن روشن میشد و افراد مفهوم واقعی و قرآنی آن را درک نمیکردند.
اگر مرم بدانند قرض حسن، سفره پرنعمت و بابرکت الهی است که برای آنان پهن شده است تا از برکات آن بهرهمند گردند، بیگمان، چنین فرصتی را از دست نخواهند داد. اگر آنان بدانند که قرض حسن، نوعی انفاق و صدقه است که حتی بیش از آنها ثواب و برکت اُخروی دارد، هرگز به شیوههایی که به نام قرضالحسنه در بسیاری از صندوقها جاری است، قرضالحسنه نخواهند گفت. پس شایسته است صدا و سیما و دیگر رسانهها بکوشند تا این تفاوت مهم میان قرضالحسنه و کارهایی را که به نام قرضالحسنه در بسیاری از صندوقها و بانکها صورت میگیرد، برای مردم روشن کنند تا آنان با رغبت بیشتری به کمک نیازمندان و برادران و خواهران دینیشان بشتابند.
یکی دیگر از وظایف مهم رسانه در مورد قرضالحسنه، فضاسازی و فراهم آوردن شرایط اجتماعی قرضالحسنه است تا همگان با شناخت
بیشتر از مفهوم قرضالحسنه قرآنی و حدیثی، بتوانند در ترویج و عمل به این سنت قرآنی گام بردارند. از دیگر وظایف رسانه، ترویج فرهنگ قرآنی قرض حسن با روشهای مختلف در برنامههای گوناگون امکانپذیر است. صدا و سیما میتواند با بهرهگیری از کارشناسان دینی و پژوهشهای صورت گرفته در موضوع «قرضالحسنه»، در قالبهای گوناگون و برای دورههای سنی مختلف، برنامههایی تولید کند.
البته نباید انتظار داشت رسانه در کمترین زمان، فرهنگ صحیح قرضالحسنه را ترویج کند؛ زیرا گسترش یک فرهنگ یا احیای آن، فرآیند دفعی و آنی نیست که در زمانی کوتاه، عملی شود، بلکه فرآیندی تدریجی است که باید با برنامهریزی و استمرار، همراه باشد. برای افزایش توجه مردم به یک فرهنگ نیکو، باید افراد جامعه را با ضرورت، آثار، دستاوردها، کارآیی و پیآمدهای آن فرهنگ آشنا سازیم که این کار نیازمند زمان است. اگر مردم با آثار و نتایج سنت حسنهای مانند «قرضالحسنه» قرآنی و حدیثی آشنا نشوند و به اهمیت و ضرورت آن پی نبرند، آن فرهنگ نه تنها گسترش نخواهد یافت، بلکه به فراموشی سپرده خواهد شد. حتی در لوای نام نیک آن، کارهای دیگری رخ خواهد داد.
بهطور کلی، رسانه ملی با روشهای زیر میتواند در ترویج فرهنگ قرض حسن گام بردارد:
الف) بالا بردن سطح آگاهی مردم درباره جایگاه واقعی
قرض الحسنه
امروزه بسیاری از مردم، آگاهی درستی از تعریف و جایگاه قرض حسن
ندارند. اگر مطالبی نیز درباره تعریف قرضالحسنه شنیده باشند، از جایگاه آن ناآگاهند. البته علت این است که در این زمینه، کارهای پژوهشی دقیق انجام نشده است. بنابراین، پژوهشگران علوم انسانی از جمله رشتههای قرآنی و حدیثی، اقتصاد اسلامی و فقه باید با بررسی دقیق قرضالحسنه در اسلام، به تعریف و تبیین جایگاه واقعی قرض حسن و دستاوردهای مختلف فردی و اجتماعی آن برای مردم بپردازند.
بنا بر نظرسنجیها، مردم درک درست و یکسانی از تعریف قرضالحسنه ندارند. بسیاری از آنان، «قرضالحسنه» را پولی میدانند که بدون بهره به دیگران قرض داده میشود. برخی نیز قرض دادن مطلق به مردم را قرضالحسنه میدانند. بعضی گفتهاند قرضالحسنه هر نوع کمک رساندن به نیازمندان است. شمار اندکی نیز سپردهگذاری در بانک یا خانه و مانند آن را قرضالحسنه نامیدهاند.(1)
اگر مردم از قرض حسنی که در قرآن و احادیث آمده است، آگاه شوند، بیگمان، نوع نگاه و عمل آنان به گذشته متفاوت خواهد شد. بررسی آماری کسانی که اهل این سنت حسنه هستند، نشان میدهد که شناخت قلبی آنها از مسئله قرض حسن و آثار گوناگون آن، در مقایسه با دیگر افراد جامعه بیشتر است.
آگاهی دادن به مردم در مورد دستاوردهای قرض حسن، مثل تأثیر قرض دادن در استواری روابط اجتماعی، خانوادگی، زنده کردن روح همبستگی و
1) «نظرسنجی از مردم تهران درباره فرهنگ قرضالحسنه،» ص 6 .
برادری، آثار اُخروی و آمرزش الهی و نیز تأکید بر پیآمدهای مثبت قرضالحسنه بر شخص قرضدهنده، زمینه ترویج قرضالحسنه را فراهم میآورد.
ب) آگاهی از پی آمدهای ترک قرض الحسنه؛
ج) تقویت انگیزه های معنوی؛
د) طرح پشتوانه های اعتقادی و فرهنگی قرض الحسنه؛
ه) آموزش فرهنگ قرض الحسنه برای همگان.
یکی از وظایف مهم رسانه ملی، آسیبشناسی عملکرد افراد و نهادهای جامعه در زمینه قرضالحسنه است. متأسفانه به دلیل ناسازگار بودن تعریف دقیق قرضالحسنه با نوع عملکرد نظام مالی کشور، عموم مردم، قرضالحسنه را راهکاری ضعیف میپندارند و حتی برخی آن را کاملاً از جایگاه قرآنی و حدیثیاش دور میدانند.
به بیان دیگر، به دلیل تبیین نشدن جایگاه و مفهوم قرضالحسنه و ضعیف عمل کردن مؤسسههای مالی و بانکها در این زمینه، پیشینه ذهنی بیشتر مردم از مسئله قرضالحسنه، چنان است که هیچگونه علاقهای (مادی یا معنوی) برای سپردهگذاری در این زمینه ندارند. مهمترین دلیل آن نیز اشتباه عملکردن کارگزاران قرضالحسنه در کشور است. شرط هایی که امروزه بسیاری از صندوقهای قرضالحسنه و حتی افراد میان یکدیگر برای قرض دادن دارند، با روح موجود در سنّت قرآنی و فرهنگ نبوی تفاوت
دارد. در همین زمینه باید پرسید چرا در پیامهای بازرگانی، بدون کوچکترین نظارتی، هر مؤسسه اعتباری ـ مالی یا نهادهای تعاونی، کار خود را زیر لوای قرضالحسنه تبلیغ میکنند؟
از نظر اسلام، هیچ اشکالی برای فعالیتهای خیرخواهانه اقتصادی افراد و نهادها وجود ندارد، ولی مرزبندی حریم چنین فعالیتهایی باید کاملاً مشخص باشد. برای مثال، جایگاه یک مؤسسه مالی و اعتباری که بیشترین هدف آن، جذب سرمایه و سود بیشتر است (هرچند با رعایت برخی شرطها اسلامی باشد)، باید برای همگان شناسانده، شود. همچنین جایگاه یک تعاونی که به نیت خیر و کمک به افراد، تأسیس میشود و گردانندگان آن هم قصد سودآوری ندارند، نباید با جایگاه سنّت قرض حسن در قرآن و دین در هم آمیزد. پس رسانه ملی باید بکوشد تا تفاوت واقعی قرض حسن با کمکهای مشروط، بهرهدار، دو طرفه(1)و مانند آن را برای مردم روشن سازد.
1) شرکتهای تعاونی و مؤسسههای مالی ـ اعتباری با مشارکت خود مردم و سرمایهگذاری اولیه، به آنها خدماترسانی میکند و قرض میدهد.
در میزگردها باید مفهوم قرضالحسنه و آثار و برکات آن تبیین شود. البته در این برنامهها، باید از کارشناسانی استفاده شود که در این مورد پژوهش کردهاند و با مفهوم قرضالحسنه از دیدگاه قرآن و حدیث آشنایند. در غیر این صورت، گفتوگو به سرانجام شایسته و واقعی خود نخواهد رسید.
بهرهمندی از استادان و عالمان حوزوی آشنا با مسائل اقتصادی و مفهوم قرآنی و حدیثی قرضالحسنه، برغنای چنین برنامهای میافزاید.
همچنین پخش گزارشهای مفید به همراه پرسشهای مردمی در مورد قرضالحسنه و دادن پاسخ کارشناسی به آنها، میتواند برنامه را از یکنواختی بیرون آورد و میزان بهرهمندی آن را برای مخاطب بیشتر سازد.
در گفتوگوی ویژه خبری نیز که با حضور کارشناسی آگاه به مفهوم واقعی قرضالحسنه و هماهنگی تلفنی با برخی استادان دیگر برگزار میشود، میتوان به صورت زنده و مستقیم به تبیین مفهوم واقعی و آسیبهای قرضالحسنه در جامعه پرداخت. از آنجا که برنامههایی همچون گفتوگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما، مخاطبان فراوانی دارد، میتوان مسئله «قرضالحسنه» را در این برنامه به بحث و بررسی گذاشت.
در میان برنامههای جذاب رادیو، مانند قصه شب یا قصه ظهر جمعه، میتوان به صورت غیرمستقیم، مسئله قرض حسن و آثار و برکاتش را گنجاند. در این صورت، مخاطبان اینگونه برنامهها به طور شایسته و
غیرمستقیم، به فرهنگ قرضالحسنه اسلامی علاقهمند میشوند.
از آنجا که کودکان و نوجوانان، مهمترین و اثرپذیرترین قشر جامعه هستند، پرداختن به مسئله قرضالحسنه در برنامههای کودک و نوجوان، زیربنای بسیار مؤثری در فرهنگسازی قرضالحسنه در جامعه به شمار میآید. آنچه در حافظه و ذهن کودک به ثبت برسد، به سختی از یاد خواهد رفت. ازاینرو، شایسته است در این مورد با سرمایهگذاری فکری و مالی در برنامههای کودک و نوجوان و با مشورتهای لازم در بخش پشتیبانی برنامهسازی برای گروههای کودک و نوجوان، به تولید و پخش برنامههای کودک با محتوای فرهنگ قرضالحسنه پرداخت. برنامههایی همانند عموپورنگ و رنگینکمان در سیما که مخاطبان فراوانی دارد، به خوبی میتواند به فرهنگ سازی قرضالحسنه برای نسل کودک و نوجوان کمک کند.
پربینندهترین برنامههای تلویزیونی صدا و سیما، برنامههای طنز و نمایشی یا سریال و سینمایی است. بنابراین، در برنامههای نمایشی و طنز باید از فرصتهای پرفایده و اثرگذار، برای ترویج فرهنگ اسلامی قرض حسن سود جست. پرداختن به مسائل گوناگون در زمینه قرضالحسنه، مانند مسائل زیر میتواند بسیاری از مردم را به طور غیرمستقیم در قالب این نوع برنامهها با فرهنگ قرضالحسنه آشنا سازد: چگونه و به چه کسانی قرض بدهیم؛ چه زمانی قرض بگیریم؛ از چه کسانی قرض بگیریم؛ با قرضدهندگان یا قرضگیرندگان چه رفتاری داشته باشیم؛ در صورت
دیرکرد در بازپرداخت قرض، چه رفتاری داشته باشیم و مانند آن. اینگونه پرسش و پاسخها را میتوان در میان برنامههای نمایشی جا داد و به طور غیرمستقیم، بر آگاهیهای مخاطبان افزود.
قرضالحسنه چیست و چه مفهومی دارد؟
یک فرد دهنده قرض حسن باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
دادن قرضالحسنه چه فایدههایی دارد؟
آیا کسی که نیاز ضروری ندارد، شایسته است در پی قرض گرفتن باشد؟
برخورد کسی که قرض خود را نمیتواند بپردازد، با قرضدهنده باید چگونه باشد؟ رفتار قرضدهنده با قرضگیرنده باید چگونه باشد؟
6 . اینکه میگویند خداوند، گیرنده واقعی قرض حسن است، چه معنایی دارد؟
تعریف شما از قرضالحسنه چیست؟ به نظر شما قرضالحسنه چه ویژگیهای باید داشته باشد؟
رواج فرهنگ قرضالحسنه در جامعه چه آثاری دارد؟
به نظر شما چگونه میتوان قرضالحسنه را در اجتماع رواج داد؟
راههای شناخت قرضالحسنه درست از نادرست کدامند؟
مهمترین تفاوتهای قرضالحسنه قرآنی و حدیثی با قرضالحسنه رایج در جامعه چیست؟
آسیبهای گسترش قرضالحسنه نادرست و نامنطبق با قرضالحسنه واقعی و اسلامی کدامند؟
رسانه چگونه میتواند مفهوم قرضالحسنه درست را در جامعه گسترش دهد؟
8 . برای برنامهسازان رسانه صدا و سیما در زمینه قرضالحسنه چه پیشنهادهایی دارید؟
به کار بردن چه واژهای به جای واژه قرضالحسنه (در عنوان صندوقهای مالی و اعتباری و...) مناسبتر است؟
دیگر رسانهها چگونه میتوانند مفهوم قرضالحسنه را تبیین کنند؟
چرا اسلام بر حَسن بودن قرض تأکید دارد؟
چه عواملی قرض حسن را از حسن بودن دور میسازد و حتی به قرض سیئه تبدیل میکند؟
قرآن کریم، ترجمه: جلالالدین مجتبوی.
نهج البلاغه، ترجمه: حسین انصاریان.
ابن بابویه قمی، محمد بن علی بن حسن، من لا یحضره الفقیه، تصحیح:علیاکبر غفاری، تهران، نشر صدوق، بیتا.
ابنمنظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، قم، نشر ادب حوزه، 1405 هـ . ق.
ابن ماجه، محمد بن یزید، سنن، تحقیق: محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت لبنان،داراحیاء التراث العربی، بیتا.
احمد بن فارس، زکریا، معجم مقاییس اللغة، قم، دارالکتب العلمیه، بیتا.
اردبیلی، مولی احمد (معروف به محقق اردبیلی)، زبدة البیان فی الاحکام القرآن،قم، انتشارات کنگره محقق اردبیلی، چاپ اول، 1375.
آلوسی بغدادی، محمد، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی،بیروت، داراحیاء التراث العربی، بیتا.
آمدی، عبدالواحد، غُرَرالحکم و دررالکلم، بیروت، مؤسسه اعلمی، چاپاول، 1407 هـ . ق / 1987 م.
بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسه اسماعیلیان،چاپ دوم، بیتا.
بیهقی، احمد بن حسین بن علی، السنن الکبری، بیروت، انتشاراتدارالمعرفه، بیتا.
جزیری، عبدالرحمان، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه، بیروت، داراحیاء التراث العربی،چاپ هفتم، 1406 هـ . ق / 1986 م.
حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعة،تهران، انتشارات کتابخانه اسلامیه، بیتا.
دیوبندی، محمود حسن، تفسیر کابلی با فوائد موضعالفرقان شبیر احمد دیوبندی، تهران، نشر احسان، 1370.
راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دارالمعرفة، 502 هـ . ق.
راوندی، سعید بن هبهاللّه، فقه القرآن، قم، کتابخانه آیت اللّه مرعشی، چاپاول، 1399 هـ . ق.
رشیدرضا، محمد، المنار، بیروت، دارالمعرفة، چاپ دوم، بیتا.
زریجی، شیخ کریم، منهاجالبلاغه، بیجا، 1423 هـ . ق.
زمخشری، محمودبن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیونالاقاویل فی وجوه التأویل، بیروت، دارالکتب العربی، بیتا.
سنهوری، عبدالرزاق، الوسیط، بیروت، داراحیاء التراث العربی،
بیتا.
سیوری، جمالالدین مقداد بن عبداللّه، کنز العرفان فی فقه القرآن،تهران،انتشارت کتابخانه مرتضوی، 1343.
سیدقطب، فی ظلال القرآن، بیروت، دارالشروق، چاپ دهم، 1402 هـ . ق.
طباطبایی، سیدمصطفی، فرهنگ نوین عربی ـ فارسی، تهران، انتشاراتکتابفروشی اسلامیه، چاپ نهم، 1373.
طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، چاپ دوم، 1394 هـ . ق، 1974 م.
طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشاراتکتابخانه اسلامیه، بیتا.
طبری، محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، بیروت، دارالفکر،1408 هـ . ق، 1988 م.
طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراثالعربی، بیتا.
طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام فی شرح المقنعه للشیخ المفید، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365.
عبدالباقی، محمد فؤاد، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، تهران،ناصر خسرو، 1374.
عروسی حویزی، عبدعلی بن جمعه، نورالثقلین، قم، اسماعیلیان، بیتا.
فخررازی، التفسیر الکبیر، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ دوم، بیتا.
فیض کاشانی، محمد بن مرتضی، الصافی فی تفسیر القرآن، تهران،کتابفروشی اسلامیه، چاپ دوم، 1362.
قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، بیروت، داراحیاء التراثالعربی، 1966م.
قمیمشهدی، محمد بن محمدرضا، کنز الدّقائق و بحر الغرائب، تهران،مؤسسه چاپ و نشر انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول،1411ه . ق/ 1991 م.
کاظمی، جواد، مسالک الافهام الی آیات الاحکام، تهران، انتشاراتکتابخانه مرتضوی، چاپ دوم، 1367.
کلینی رازی، ابوجعفر محمدبن یعقوب بن اسحاق، الفروع من الکافی، تصحیح: علیاکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1391 ه . ق.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، 1403هـ . ق.
مراغی، احمد مصطفی، تفسیر المراغی، بیروت، داراحیاء التراث
العربی،چاپ دوم، 1392 هـ . ق.
موسوی خمینی، سید روح اللّه، تحریر الوسیله، تهران، منشورات کتابخانهاعتماد کاظمی، چاپ پنجم، 1375.
نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، تهران،کتابخانه اسلامیه، 1382 ه . ق.
هندی برهان نوری، علاء الدین علی متقّی بن حسام الدین، کنزالعمال فی سُننالاقوال و الافعال، بیروت، لبنان، مؤسسه الرساله، 1399 هـ . ق / 1979 م.
هیثمی، علی بن ابیبکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت، دارالکتب العربی، بیتا.
آیینی، محمد، «طراحی انتشار اوراق سرمایهگذاری مسکن با عایدات تصادمی درچارچوب بازار سرمایه (منطق با موازین فقهی)»، پایاننامهکارشناسیارشد، دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امامصادق (ع).
ابراهیمی، محمدحسین، ربا و قرض در اسلام، قم، بینا، 1372.
احمد، خورشید، مطالعاتی در اقتصاد اسلامی، ترجمه: محمدجوادمهدوی،بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ اول،1374.
آل اعتماد، سید مصطفی، بلاغة الحسین (ع)، ترجمه: علی کاظمی،
قم،مؤسسه اسماعیلیان، 1406 هـ . ق.
خرمشاهی، بهاءالدین، دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، تهران، نشر ناهید،چاپ اول، 1377.
خسروی، موسی، پند تاریخ، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، چاپهشتم، بیتا.
دشتی، محمد، نهجالحیاة (فرهنگ سخنان امام حسین (ع))، قم، مؤسسهتحقیقاتی امیرالمؤمنین، چاپ اول، 1377.
صحیفه نور، مجموعه رهنمودهای امام خمینی رحمه الله ، مرکز مدارک فرهنگیانقلاب اسلامی، 1361.
فیض کاشانی، ملامحسن، محجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ترجمه:عبدالعلی صاحبی، مشهد، نشر آستان قدس رضوی، 1376.
قریب، محمد، فرهنگ لغات قرآن، تهران، نشر بنیاد، چاپ اول، 1366.
گزارش اقتصادی و ترازنامه سالهای 1363 الی 1378، تهران، بانکمرکزیجمهوری اسلامی ایران (اداره بررسیها و سیاستهای اقتصادی).
محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمه، قم، مرکز انتشارات دفترتبلیغات اسلامی حوزه علمیه، 1362.
معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1371.
موسوی لاری، مجتبی، رسالت اخلاق در تکامل انسان، قم، انتشاراتاسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، 1352.
نظری، مرتضی، شرایط احیای فرهنگ قرضالحسنه، تهران، نشر اسپید،چاپ اول، 1379.
نورمحمدی، علی، قرضالحسنه، تهران، انتشارات فروزان، چاپ اول، 1378.
هادوینیا، علیاصغر، قرضالحسنه و آثار اقتصادی آن، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، چاپ اول، 1378.
واعظینژاد، حسین، آیندهای بهتر در پرتو انفاق، تهران، بینا، چاپ اول،1379.
ابراهیمی، محمدحسین، مقاله «فلسفه و آثار اجتماعی قرضالحسنه»، وام، شماره 1، پاییز 1375.
مقاله «طرح قرضالحسنه در سوره مائده»، وام، شماره 5، پاییز 1376.
مقاله «اهداف و انگیزههای تشکیل صندوقهای قرضالحسنه و آسیبشناسی آن»، وام، شماره 24، بهار 1381.
پیرحیاتی، ناصر، مقاله «نظرخواهی از مردم تهران درباره صندوقهایقرضالحسنه خصوصی»، امور سنجش برنامهای مرکز
تحقیقات،مطالعات و سنجش برنامهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران،1378.
مقاله «تبلیغات مخرب شبکه بانکی در ترویج قرضالحسنه»، پگاهحوزه، شماره15، تیر 1380.
حلاّجیان، محمدقاسم، مقاله «صندوقهای قرضالحسنه خانوادگی، مزایا و مشکلات»، وام، شماره 18، زمستان 1379.
دلخوش، حسن و معصومه حیدری، مقاله «نظرسنجی از مردم تهران دربارهفرهنگ قرضالحسنه»، واحد افکار عمومی مرکز تحقیقات مطالعات و سنجشبرنامهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، 1376.
رهنمایی، محمدجمال، مقاله «صندوقهای قرضالحسنه فامیلی پاسخ بهیک ضرورت اجتماعی»، وام، شماره 14، زمستان 1378.
صدر، سیدکاظم، مقاله «آثار اقتصادی رفتار و عقد قرضالحسنه،» وام، شماره2، زمستان 1375.
غفاری، مهدی، «احسان در سیره سیّدالشهداء»، وام، شماره 23، بهار 1381.
گفتوگو با دکتر محمدرضا شرفی، استادیار دانشگاه تهران، دانشکدهروانشناسی و علوم تربیتی، وام، شماره 19، بهار 1380.
لسانی فشارکی، محمدعلی، مقاله «روشهای مطالعه و تحقیق
در قرآنمجید»، هشتمین کنگره بزرگداشت علامه طباطبایی رحمه الله ، تبریز 1372.
موذن زادگان، حسنعلی، مقاله «عوامل پیشگیری از ارتکاب جرم ربا»، وام، شماره 18، زمستان 1379.
نظری، مرتضی، مقاله «روشهای توسعه فرهنگ قرضالحسنه،» وام، شماره 3، بهار 1376.
مقاله «نگاهی به فلسفه وجودی و کارکرد قرضالحسنه در عرصه جامعه»، ابرار، شماره 7 و 16، اردیبهشت 1377.
حقانیزنجانی، حسین، نظام اخلاقی اسلام، تهران، دفتر نشر فرهنگاسلامی، چاپ اول، 1373.
عزیزی ابرقویی، ابوالفتح، «فرهنگ انفاق در قرآن با تأکید بر جنبههای اخلاقی»، پایاننامه کارشناسی ارشد قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارفاسلامی و ارشاد، دانشگاه امام صادق (ع)، 1380.
عسکری، علی، «بررسی نقش و اثرات صندوقهای قرضالحسنه در سیستم بانکی کشور»، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه تهران.
نیکخواه دلشاد، مسعود، «جایگاه عقد قرض در نظام بانکداری
بدونربا»،پایاننامه کارشناسی ارشد فقه و حقوق اسلامی، مدرسه عالی شهید مطهری،1375.