ghaemiyeh.com
سرشناسه : متقی، تقی، ۱۳۴۱-
عنوان و نام پدیدآور : اخلاق زیست محیطی پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله/ تقی متقی؛ تهیه کننده مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما.
مشخصات نشر : قم: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما: دفتر عقل، ۱۳۸۶.
مشخصات ظاهری : [۴]، ۱۳۷ ص.
فروست : مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما؛ ۱۲۴۷. با پیامبر صلیالله علیه و اله؛ ۲۶.
شابک : ۱۵۰۰۰ ریال : 978-964-2761-26-5
وضعیت فهرست نویسی : برونسپاری.
یادداشت : کتابنامه: ص.[۱۲۹] - ۱۳۶؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : محمد (ص)، پیامبر اسلام، ۵۳ قبل از هجرت - ۱۱ق.--نظریه درباره محیط زیست
موضوع : محیط زیست -- جنبههای مذهبی -- اسلام
موضوع : اخلاق زیستمحیطی
شناسه افزوده : صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی
رده بندی کنگره : BP۲۴/۹ /م۳م۲ ۱۳۸۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۳
شماره کتابشناسی ملی : ۱۲۶۴۳۱۸
دیباچه
هرچند پیشرفت علم و صنعت، آسایش، رفاه و زندگی راحت را برای جوامع بشری به ارمغان آورده، ولی همین امر در مواردی نیز اصل حیات انسانها و دیگر موجودات زنده را به خطر انداخته و به تهدیدی جدی برای ادمه زندگی نسلهای آینده تبدیل شده است.
روند افزایشی نازک شدن لایه اُزُن، گرمای فراینده هوای کره خاکی، افزایش آلودگی آبها و هوا ـ این دو عنصر حیاتی ـ دانشمندان و علاقهمندان محیط زیست را به چارهجویی واداشته است. در پی افزایش اعتراضها و هشدارهای جدی هواداران محیط زیست، دولتها و قدرتها مجبور شدهاند با وضع قوانینی برای نگهداری منابع زیستی، محیط زندگی بشر را از نابودی نجات دهند.
مدعیان تمدن و تکنولوژی پس از آزمون و خطاهای بسیار و وارد ساختن خسارتهای فراوان و در مواردی جبرانناپذیر به طبیعت، اکنون به فکر تدوین و تنظیم اخلاق زیست محیطی افتادهاند. این در حالی است که دین مبین اسلام در همان سپیده دم طلوع خود، قوانین و احکامی را برای تعامل درست انسان با محیط پیرامونش از جمله آب، خاک، هوا، گیاهان و حیوانات وضع کرد و پیروان خود را به رعایت آنها فراخواند.
در مجموعه پیش رو، پژوهشگر ارجمند، جناب آقای تقی پورمتقی
کوشیده است با تکیه بر برخی سخنان تابناک رسول مهر و زندگی، اخلاق و احکام زیست محیطی اسلام را تبیین کند. بهرهگیری مناسب از چنین پژوهشهایی به فراگیری احکام مترقی اسلام یاری میرساند و زمینه را برای جهانی شدن دین مبین اسلام فراهم میآورد.
رسانه ملی در ایجاد فرهنگ صحیح و تغییر و تصحیح رفتارها و باورهای جامعه نقش پررنگی دارد. برنامهسازان صداوسیما نیز میتوانند با توجه به باورهای مذهبی و دلدادگی دینی مخاطبان مؤمن و مسلمان رسانه و دستمایه قرار دادن چنین پژوهشهایی، در نهادینه کردن فرهنگ زیبای تعامل درست با محیط زیست، نقش سازندهای داشته باشند. با آرزوی داشتن جهانی پاک و به امید حکومت صالحان و پاکیزگان بر آن.
انه ولی التوفیق
اداره کل پژوهش
مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
پیشگفتار
هر روز که میگذرد، بر دامنه آلودگی و تخریب منابع طبیعی و محیط زیست جهان افزوده میشود. نابودی چراگاهها به دلیل چرای بیرویه دامها، بیابانزایی، آلودگی آبهای سطحی و زیرزمینی به انواع مواد شیمیایی، مسموم شدن سبزیها و میوهها به انواع حشرهکشها، تغییر کاربری زمینهای کشاورزی، کاهش حجم جنگلها، افزایش مصرف سوختهای فسیلی، آلودگی هوا به انواع گازهای زیانمند، تخریب لایه اُزُن، پدیده گلخانهای جو، از بین رفتن تنوع زیستی گیاهی و جانوری، افزایش بیماریهای تنفسی و قلبی ـ عروقی، آلودگی صوتی، تشعشعهای هستهای و افزایش روزافزون سرطانها و فشارهای روانی، بلاهای نوظهور روزگار ماست؛ روزگاری که امید میرفت بشر متمدن با کاوش در زوایای پنهان علوم، نیکبختی را برای خود و نسلهای آینده به ارمغان آورد.
افسوس که حرص قدرتهای اقتصادی جهان در تولید و مصرف و کسب سود هر چه بیشتر، کار تخریب منابع حیاتی را به جایی رساند که مادر مهربان طبیعت که روزگاری دست و دامنش پر از ثروت و برکت بود، هم اکنون در فقر و فلاکت، روزگار میگذارند.
با این همه، نباید نومید بود و دست روی دست گذاشت، بلکه باید دست به دست هم داد و کاری کرد تا تعادل و توازن رفته به دامن طبیعت و محیط
زیست باز گردد.
هرکس به آینده جهان و انسان خوشبین است، باید به این حرکت اصلاحی بپیوندد و به امید بهتر شدن شرایط جهان در آینده، از همین حالا، کاری کند.
... و چنین شد که ما نیز در حوزه فرهنگ دینی آستین تصمیم بالا زدیم و دامن همت به کمر بستیم. دیدیم کتاب آسمانی ما، رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را الگوی شایسته بشریت در زندگی معرفی کرده است. پس به قصد الگوگیری از آن محبوب الهی در زمینه چگونگی تعامل با آب و خاک و گیاه وحیوان، بیدرنگ به راه افتادیم و به محضرش شرفیاب شدیم و گوش هوش و راز نیوش به سخنان احیاگرش سپردیم و شیفته سیره عملیاش در این میدان شدیم.
حال این شما و این هم دسته گل دماغپروری، از بوستان اخلاق زیستمحیطی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله ؛ که گفتهاند:
یک دسته گل دماغپرور
از خرمن صد گیاه، بهتر
برای آشنایی با اخلاق زیستمحیطی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، بهتر دیدیم پیش از ورود به بحثهای اصلی (بخش دوم)، ابتدا در بخش اول کلیاتی را به اختصار برای افزایش بصیرت خوانندگان فهیم درباره محیط زیست طبیعی مطرح کنیم، تا آنگاه که به جایگاه والای طبیعت و محیط زیست میپردازیم،
درک بهتری از ارجمندی آن به دست آید.
این پژوهش در دو بخش سامان پذیرفته است: در بخش نخست، تعریف محیط زیست و تقدس طبیعت در جهانبینی الهی و شیوه تصرف در طبیعت از دیدگاه اسلام بازکاوی شده است. نیز نگاهی داریم بر چند و چون آلودگی و تخریب و بحرانهای زیستمحیطی پدید آمده در جهان و ایران به همراه آمارهایی هشداردهنده در این زمینهها. سپس «مبانی حفاظت از طبیعت و محیط زیست» را بر اساس اصول اعتقادی مکتب اسلام و مبانی و قواعد فقهی آن کاویدهایم.
در بخش دوم، اخلاق زیستمحیطی رسول گرامی اسلام را در پنج آینه «آب»، «خاک»، «کشت و زرع»، «درخت و گل و گیاه» و «حیوانات» به تماشا نهادهایم. در هر یک از آنها نیز برای استفاده بیشتر خواننده ارجمند، ابتدا برخی مباحث علمی مربوط به عنوان بخش را به اختصار آورده و با استناد به ارمغان آسمانی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله (قرآن)، آیاتی از آن را برای درسآموزی و بیان ارجمندی این عناصر یاد کردهایم؛ چه آنکه در قرآن، 750 آیه درباره طبیعت و محیط زیست وجود دارد. در پایان، با تفصیل بیشتری، عناصر پنجگانه را در سیره گفتاری و رفتاری حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله از نظر گذراندهایم.
امید که این خدمت ناچیز، بصیرتی افزون برای علاقهمندان به اینگونه مباحث فراهم آورد و تقدس حیات و جایگاه ارجمند طبیعت و محیط زیست گیاهی، جانوری وانسانی را به عنوان «آیات» علم و قدرت و حکمت
خداوندی در چشم و دلمان به باوری پایدار بدل سازد. چنین باد!
بخش اول: محیط زیست طبیعی
زیر فصل ها
فصل اول: تقدس طبیعت و محیط زیست
فصل دوم: تخریب طبیعت و بحرانهای زیستمحیطی
فصل سوم: اسلام و مبانی حفاظت از طبیعت و محیط زیست(1)
فصل اول: تقدس طبیعت و محیط زیست
زیر فصل ها
تعریف محیط زیست
جهانبینی و محیط زیست؛ مقدس بودن یا نبودن طبیعت
طبیعت در آموزههای اسلامی
اسلام و شیوه تصرف در طبیعت
تعریفهای زیادی از محیط زیست شده است که کم و بیش به حقیقت یگانهای اشاره دارند و در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود. با این حال، تعریف زیر در این پژوهش بیشتر مورد نظر و گفتوگوست:
محیط زیست اصطلاحا به طبیعت و عناصر طبیعی موجود در کره زمین ـ و در مقیاس کوچکتر، در محدوده زندگی انسان همچون شهر و روستا ـ اطلاق میشود.(1)
در قوانین کشورمان، محیط زیست چنین معنا شده است:
آنچه که پیرامون زیستن را در برگرفته و با آن در فعل و انفعال است. فضایی با تمامیِ شرایط فیزیکی، بیولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و غیره که همه موجودات زیست کننده در آن را شامل میشود و مجموعه روابط بین آنان را دربرمیگیرد.(2)
کنفرانس ملل متحد پیرامون محیط زیست انسانی، محیط زیست را چنین تعریف کرده است:
انسان، مخلوق و شکل دهنده محیط زیست خود است؛ محیطی که به وی
بقای فیزیکی، فرصت رشد معنوی (اخلاقی، اجتماعی و روحی) عطا میکند.(1)
محیط زیست در همایش زمین نیز چنین تعریف شده است:
انسانها موضوع اصلی هرگونه توسعه هستند. برخورداری از سلامت و توانایی جسمی و روحی جزو حقوق انسانها در انطباق با طبیعت است.(2)
شورای اقتصاد اروپا، محیط زیست را اینگونه تعریف کرده است:
محیط زیست شامل آب، هوا، خاک وعوامل درونی و بیرونی مربوط به حیات هر موجود زنده میگردد.(3)
اصولاً در طول حیات بشر بر این کره خاکی، دوگونه جهانبینی پدید آمده و فعالیتهای جوامع بشری را سامان بخشیده است: جهانبینی الهی و جهانبینی مادی. این جهانبینیها دربردارنده دو اندیشه دینی (الهی و توحیدی) و غیردینی (غیر الهی و مشرکانه و مادی) هستند.
در تعریف رابطه انسان با جهان یا محیط زیست نیز همین دو جهانبینی نقش دارند. آگاهی به هویت انسان، موضوع مهمی است که در جهانبینیهای مختلف، تعاریف متفاوت و گاه متضادی برای آن بیان شده است و پیرو آن، نقشهایی که برای او در زمین و هدفی که برای حیات وی قائل هستند، متفاوت است.
با توجه به دو جهانبینی یاد شده و با عنایت به نقش جهانبینیها در
جهتدهی و هدایت فکر و عمل انسانها در رسیدن به هدفی که برای انسانیت قائل هستند، به راحتی میتوان دستکم دو نوع برخورد با طبیعت و دو روش بهرهگیری از منابع طبیعی را معرفی کرد.
اولین و مهمترین موضوع در تفاوت این دو نوع نگرش، عبارت از تفاوت در قائل بودن حیات و معنا برای طبیعت است. یک جهانبینی، طبیعت را موجودی هوشمند و دارای حیات و معنا میشمارد و برای آن ملکوت و تقدس قائل است. ازاینرو، قوانینی را بر آن حاکم میداند که تخطی از آنها زمینه مبارزه عالم با عناصر خاطی را فراهم میکند که نتیجه آن یا اصلاح و به راه آمدن یا هلاک عنصر و عضو خاطی ـ حتی انسان ـ خواهد بود.(1)
تفکر دیگر، طبیعت را مادهای بیجان و بدون درک و شعور و معنا معرفی میکند که هرگونه تصرف در آن به منظور کسب ثروت و پاسخگویی به هواهای نفسانی، مجاز است.
جهانبینی توحیدی نمیتواند جهان طبیعت و عالم وجود و عناصر آن را پوچ و بیدرک و شعور قلمداد کند. بدین ترتیب، رهآورد جهانبینی توحیدی، تفسیر معنوی جهان و محیط زیست و عناصر آن است. از نظر انسان موحد، هستی، نه دستگاهی مادی، بیشعور، پوچ و بیهدف، بلکه یک پیکره زنده، حساس، خودآگاه و دارای نیروی اراده، علم، آرمان و آفرینندگی است. براین اساس، طبیعت از مجموعه هماهنگ پدیدهها و نمودها (آیات) دقیق علمی تشکیل شده و در جهت هدفی متعالی در حرکت است.(2)
مکتبهایی که بر پایه جهانبینی مادی استوارند و به هدفداری هستی و وجود عالمی ورای این عالم محسوس باور ندارند، با محیط زیست چنان رفتار میکنند که در زندگی خود بتوانند بیشترین بهره را از آن ببرند. هواداران این مکتبها چون زندگی را فناپذیر و منحصر به جهان مادی میدانند، هرچند برای تنظیم زندگی خود در این جهان، قوانین و مقرراتی وضع میکنند، ولی تا زمانی پیرو این قوانین هستند که نیروی قانون را ناظر بر کردار خود ببینند. در غیر این صورت، امکان دارد به هر کردار ناپسندی دست یازند. وانگهی به سبب باور نداشتن پیوستگی عناصر طبیعت و لازم ندیدن رعایت حقوق آن، دم را غنیمت میشمرند و حداکثر بهرهبرداری از طبیعت را در درجه اول برای تأمین هرچه بیشتر منافع و لذت خویش و سپس برای فرزندان و نسلهای آینده خود سرلوحه کارشان قرار میدهند.(1)
در مقابل، بر اساس جهانبینی دینی (اسلامی)، هستی دارای حقیقتی واحد است. وجود و همه عناصر آن تجلی ذات حق تعالی و ساخته و پرداخته حکمت بیهمتای اوست. بنابراین، در ذات خود از ارج و اعتباری ویژه برخوردار است. نفس هستی ارزش دارد تا چه رسد به اینکه همه جلوهها و نمودهای آن بر اساس حکمت محض و خیر و سودمندی آفریده شده باشد.
تمام اجزای هستی همیشه در حال فعل و انفعال و جنب و جوشند. پس زندهاند و پویا و با این سرزندگی و پویایی، زندگی را استمرار میبخشند و
1) صلاحالدین محلاتی، مقاله «رفتار زیست محیطی، باور و جهانبینی»، اطلاعات، دوشنبه 19 آبان 1382.
زمینه را برای بقای آدمی مهیا میسازند. هستی و عناصر طبیعت از سه نظر دارای تقدس و شایسته تکریمند:
آفریده دانای مطلقند؛
پدیدآورنده و استمراربخش زندگیاند و خالق زیبایی، سرور، نشاط و آرامشند؛
نفس وجود و هستی و عناصر سازنده آن، پویا، زنده و هوشیارند: «إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلاّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ.» (اسراء: 44) همچنین نظام آفرینش را تشکیل داده و بر مبنای حکمت محض آفریده شدهاند و در گردونه حیات، نقشی سازنده برعهده دارند. به همین دلیل، از حقوقی برخوردارند که مهمترین آنها حق ادامه حیات، سلامت و پاکیزه داشتن و اسراف نکردن در استفاده و تلف نکردن بیهوده آنهاست؛ چه آنکه سلامت و پاکیزه داشتن طبیعت و محیط زیست، مایه سلامت هستی از جمله انسان است و تخریبش موجب ویرانی و بیماری زندگی و به هم خوردن توازن حیات دیگر موجودات:
اگر یک ذره را برگیری از جای
خلل یابد همه عالم سراپای
طبیعت و عناصر آن مورد عنایت ویژه کتاب الهی است. در قرآن بیش از بیست و سه بار به مقوله تسخیر طبیعت و منابع آن(1)و هجدهبار به احیای
1) برای نمونه، نک: جاثیه: 13.
طبیعت(1)پرداخته شده است. همچنین بیش از پانزده مورد لفظ بحر و مانند آن،(2)دوازده مورد الفاظ جبل و جبال،(3)دوازده مورد ریح و ریاح،(4)پنج مورد شجر،(5)نه مورد نهر و انهار،(6)دوازده مورد دابّه و دوابّ،(7)بیش از صد مورد لفظ زمین(8)و شصت مورد لفظ سماء(9)در قرآن کریم به کار رفته است.
الف) طبیعت، آیت الهی
طبیعت و اجزا و قوانین حاکم بر آن در آموزههای اسلامی به عنوان «آیات الهی» مطرح هستند که تدبّر و تعقل در آنها انسان را به شناخت بهتر عالم وجود و عظمت و قانونمندی آن و در نهایت، به شناخت خالق هستی و حکمت و قدرت و علم و وحدانیت او رهنمون میسازد.
به بیان دیگر، طبیعت در آموزههای اسلامی یکی از ابزارهای شناخت است. ازاینرو، بسیاری از آیات قرآن کریم بیانگر توجه به طبیعت به عنوان آیات (نشانههای علم و قدرت) الهی و ابزار شناخت هستند. برای نمونه، خدای تعالی میفرماید:
أَ فَلا یَنْظُرُونَ إِلَی اْلإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ وَ إِلَی السَّماءِ کَیْفَ رُفِعَتْ وَ إِلَی الْجِبالِ کَیْفَ نُصِبَتْ وَ إِلَی اْلأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ فَذَکِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَکِّرٌ.
(غاشیه:17ـ21).
آیا به شتر نمینگرند که چگونه آفریده شده و به آسمان که چگونه برافراشته شده و به کوهها که چگونه برپا داشته شده و به زمین که چگونه گسترده شده است؟ پس [ای پیامبر!] تذکر ده که تو تنها تذکردهندهای!
در توضیح بیشتری در این باره آمده است:
مگر به آسمان بالای سرشان ننگریستهاند که چگونه آن را ساخته و زینتش دادهایم و برای آن هیچگونه شکافتگی نیست. و زمین را گستردیم و در آن لنگر [کوهها] فرو افکندیم و در آن از هرگونه جفت دلانگیز رویانیدیم [تا] برای هر بنده توبهکاری، بینشافزا و پندآموز باشد. و از آسمان، آبی پربرکت فرود آوردیم. پس بدان آب، باغها و دانههای دروکردنی رویانیدیم و درختان تناور خرما که خوشههای روی هم چیده دارند. [اینها همه] برای روزی بندگان است و با آن آب، سرزمین مردهای را زنده گردانیدیم. رستاخیز [نیز] چنین است. (ق: 6 ـ 11)
آیا این آیات دلکش و زیبا بر مدّبری حکیم، دانا، خالق، روزیده و قدیر دلالت نمیکنند؟ چه آنکه هستی دادن و تنظیم عملکردی چنین شگفتانگیز برای هر یک از این عناصر طبیعی در جهت برقراری جهانی در نهایت نظم وحساب و پیچیدگی، جز از آفرینندهای حکیم امکانپذیر نیست.
در روایات رسیده از معصومان علیهمالسلام به ویژه در روایت مفصلی که حضرتامام صادق علیهالسلام به مفضل بن عمر جعفی ـ از اصحاب خاص خود ـ بیان فرموده،(1)بر این امر تأکید شده است. برای نمونه، درباره حکمتهای نهفته در مرگ درختان و تجدید حیات آنها در توحید مفضل چنین آمده است:
1) 1.به کتاب توحید مفضل معروف است.
در انواع تدبیرها و حکمتهای نهفته در آفرینش درخت بیندیش. میبینی که هر سال میمیرد، ولی حرارت غریزی آن در چوبش میماند و مواد میوهها از آن زاده میشود و آنگاه در همه جا پراکنده میشود و چنان که غذاهای متنوع و لذیذ به تو میدهند، میوههای گونهگون و گوارا و خوشطعم به تو تقدیم میکنند. شاخهها مانند دست به سوی تو دراز میشوند و میوههای نیکو در اختیارت مینهند. ریحانها چنان در برابرت ایستادهاند که گویی خود را به تو هدیه میکنند. این حساب و کتاب دقیق و حکمت عظیم جز از سوی مقدّر حکیم از آن کیست و چرا اینگونه است؟ آیا جز برای آن است که آدمی را از لذت و سود این میوهها بهره رسانند؟ شگفتا که مردم به جای سپاس بر نعمت، انکار منعم میکنند.
همه این بیانها لزوم ارتباط نزدیک انسان و طبیعت را گوشزد میکنند و ضروری مینماید تا امکان بهرهگیری از این آیات الهی و تفکر در آنها و نیز استفاده از قوانین حاکم بر آنها برای ایجاد محیط مناسب زندگی انسان فراهم آید.
ب) طبیعت، آفریده و پرورده خداوند
اسلام به طبیعت نگاه تنگنظرانه مادی ندارد، بلکه از زاویهای غیرمادی بدان مینگرد. از نگاه قرآن ـ چنان که گذشت ـ طبیعت، آفریده خداوند حکیم، دانا و تواناست که هیچ گونه سستی، کاستی، ضعف و جهالتی در کار او راه ندارد. خداوند، این خلقت عظیم و اعجابآمیز و شکوهمند را به حال خود رها نساخته، بلکه پیوسته به پرورش و هدایت آن مشغول است:
رَبُّنَا الَّذِی أَعْطی کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی. (طه: 50)
پروردگار ما کسی است که هر چیزی را خلقتی در خور داده و سپس آن را هدایت کرده است.
ج) طبیعت، نعمت خداوند
طبیعت، نعمت بزرگ خداوند است که از سر لطف در اختیار آدمی نهاده است تا در پرتو بهرهبرداری از آن، نیازهای خود را برآورد و با دیدن زیباییهای اعجابآمیز آن، زمینه شادابی و نشاط در او فراهم آید. آیات و روایات فراوانی، زمین، آسمان، شب و روز، ماه و خورشید و ستارگان، آب و خاک و گیاهان و دانهها و کوهها را نعمت و گاه رحمت الهی دانستهاند.
این نعمتهای بیشمار را خدای مهربان و حکیم در اختیار جانشین خود، انسان نهاده و او را امانتدار خزاین خود در زمین قرار داده است. به همین دلیل، عمران و آبادی زمین(1)و در پی آن، شکر برخورداری از این نعمتها و در نهایت، حفظ این امانتها را از او خواسته است.
آموزههای اسلامی با بیان اصولی تغییرناپذیر و جاودانی، شیوه تماس و بهرهگیری انسانها از منابع طبیعی را در قالب تبیین ارزشهای حاکم بر حیات به خوبی روشن میکند. اصول و ارزشهایی چون «حفظ تعادل»،(2)«پرهیز از اسراف»،(3)«اصلاح زمین»(4)و مانند آنها مشخص میسازد که هرگونه دخل و تصرف در طبیعت باید به کمال اصلاحی بینجامد و به دور از فساد، اسراف، تباهی و بیهودگی باشد.
به طور خلاصه میتوان گفت که تفکر اسلامی به شدت مبلّغ و مشوّق حفاظت محیط زیست است و این تفکر حتی در مناسک عظیمی چون حج نمود یافته است. از آنجا که مناسک حج را میتوان الگویی برای زندگی مسلمانان قلمداد کرد، توجه به مواردی از وظایف مُحرمین، نشاندهنده پیام حج به جامعه بشری درباره حفظ محیط زیست است.
یکی از محرّمات بر شخص مُحرِم، کشتن حیوانات و صید و شکار آنهاست و دیگری، حرمت کندن گیاهان از زمین است. البته این نهی به گیاهانی که خود شخص نکاشته است، منحصر میشود.(1)
همه اینها علاوه بر معانی معنوی و جنبه نمادینی که در خود مستتر دارند، به روشنی بیانگر توجه به حفاظت از محیط زیستی است که در سلامت و بقای انسان نقش اساسی ایفا میکند.
برخی ازمناسک حج، از جمله وقوف در عرفات و مشعر و برخی محرّمات از جمله کندن درخت یا بوته، کشتن حیوانات، حرکت کردن در سایه و پوشانیدن سر در گرمای روز، جملگی از تماس انسان با طبیعت و زندگی مسالمتآمیز با آن حکایت دارد.(2)
فصل دوم: تخریب طبیعت و بحرانهای زیستمحیطی
زیر فصل ها
چشمانداز بحرانهای زیستمحیطی
مفهومشناسی بحران زیستمحیطی
ارزیابی بحرانهای زیستمحیطی
آمارهای هشداردهنده زیستمحیطی
زمینههای تخریب محیط زیست در ایران
در دو قرن اخیر با رشد روزافزون علوم و فنون، قدرت دخالت انسان در طبیعت و محیط زیست با سرعتی شگرف افزایش یافته است. همزمانی رشد صنعتی با حاکمیت نظامهای سرمایهداری بر بیشتر جوامع انسانی و رشد بیرویه جمعیت سبب شده است تا شهروندان امروزین به گونهای خطرناک به استثمار مواد و ذخایر طبیعی خود و نسلهای آینده بپردازند.
تخریب محیط زیست، نابودی جنگلها و مراتع، آلودگی شدید آب و خاک، کمبود منابع انرژی، افزایش بیماریها و افول ارزشهای اخلاقی در جوامع بشری از نتایج ناگوار این فرایند است.(1)
از همین رو، کارشناسان و صاحبنظران، خطرها و چالشهای زیستمحیطی را، نه مسئلهای ملی و محدود به یک یا چند کشور، بلکه معضلی جهانی میدانند، چنانکه در دهه 1960، مردم بسیاری در سراسر جهان با وضع بحرانی در محیط زیست جوامع خود روبهرو شدند: بارانهای اسیدی شروع به نابودی جنگلها کردند؛ زبالهها و پسماندهای صنعتی، آلودگی و مسمومیت را برای رودخانهها به ارمغان آوردند؛ شهرها در انبوه دود ناشی از
1) مقاله «بحران محیط زیست»، روزنامه کیهان، یکشنبه 15 مهر 1380، سال شصتم، ش 17204.
احتراق سوخت اتومبیلهاو صنایع، دچار خفگی شدند و منابعی که روزگاری غنی و سرشار بودند، رو به زوال نهادند.
در آن هنگام، شمار اندکی از دانشمندان درباره پیوستگی جهانی این معضلات سخن گفتند و هشدار دادند که ما انسانها به سرعت قربانی موفقیتها و رشد و توسعه جوامع خود خواهیم شد؛ قربانی موفقیت در کسب توانایی برای تاراج تمام سیارهای که به فرموده قرآن، «گهواره زیست»(1)و حامی و نگهدار ماست.
به طور کلی، عوامل اصلی تخریب و آلودگی محیط زیست عبارتند از: افزایش جمعیت، افزایش مصرف انرژی، افزایش دمای کره زمین، تخریب جنگلها و مراتع، نابودی و تهدید گونههای متفاوت حیوانی، مصرف بیش از حد سموم و مواد شیمیایی و در نتیجه، آلودگی آب، خاک و هوا.
بشریت در چهار سده اخیر با پیشرفتهای خیره کننده علمی روبهرو بوده است. دگرگونیهای بزرگی در جریان توسعه علمی جوامع اتفاق افتاده و دانستههای علمی در عرصههای مختلف، تواناییهایی به آنها بخشیده که در مقایسه با گذشته و حتی سراسر تاریخ مکتوب بشری، بیسابقه است.
تغییرهایی که انسان در طبیعت و محیط زیست فردی و اجتماعیاش پدید آورده، تغییرهای شگرفی است که منشأ خدمات بزرگی نیز به شمار میرود، ولی واقعیت این است که در کنار این خدمات، مشکلاتی هم پیدا شده که رو
1) «أَ لَمْ نَجْعَلِ اْلأَرْضَ مِهادًا». نبأ: 6.
به افزایش است.
گمان میرفت با پیشرفت علم و صنعت، انسانها از ذخایر موجود در این جهان ـ که پایانناپذیر مینمود ـ در مسیر بهبود زندگی خود بیشتر بهره برند و به رفاه و آسایش بیشتری دست یابند. به تدریج این درک به وجود آمد که برداشت حاضر، شتاب زده بوده و چنین نیست که هر چه از طبیعت برداشت شود، محصول این انبار به پایان نرسد. بنابراین، یکی از جلوههای بحران طبیعت این است که انرژیها و ذخایر مورد استفاده بشر در طبیعت، محدود و رو به کاهش است.
دومین جلوه این است که با حرکت علمی و صنعتی بشر، محیط زیست ساخته شد، ولی به تدریج، همین محیط دچار آلودگی و تخریب گردید و دستکم تعادل و توازن موجود در آن مختل شد.
تصور پیشین بر این بود که طبیعت همانگونه که منشأ مواد و انرژی است، میتواند مواد زاید ناشی از تولیدات صنعتی را در خود حل و جذب کند و دوباره به صورت قابل مصرف درآورد و در اختیار ما گذارد. در حالی که اکوسیستم طبیعت نمیتواند به طور نامحدود، مواد زاید صنعتی را در خود نگاه دارد و در عین حال آسیبی نبیند.
همچنین با وجود آنکه از سویی استفاده از فنآوری فراوردههایی چون سموم گیاهی و کود شیمیایی موجب افزایش بهرهوری زمین میگردد، ولی از سوی دیگر، انباشته شدن بعضی مواد شیمیایی سبب برهم خوردن تعادل
موجود در آب و خاک میشود. برای نمونه، مواد سنتتیکی(1)تولید شده، دیگر در طبیعت تجزیه نمیشود.
آلودگی ناشی از صدا، امواج، اشعه، تشعشعات مغناطیسی و غیرمغناطیسی، آلودگی هوا (اسموگ) و استفاده از تلفنهای همراه و اینکه دریافت امواج در کنار مغز ـ که خود امواج الکتریکی تولید میکند ـ میتواند سبب ایجاد اختلال در مغز شود، همگی موجب نگرانی بشر امروز است.
نتایج مطالعه درباره رادیو اکتیو، آن هم نه تنها به شکل سلاحهای اتمی، بلکه حتی انواع صنعتی آن، نشان میدهد که این مواد در کنار فواید عظیمی که دارند، میتوانند مشکلات پیچیدهای نیز به وجود آورند.
غذاهای مصرفی امروزی در مقایسه با آنچه درگذشته به دست مصرفکننده میرسید، از نظر ترکیبات و انباشته شدن مواد مختلف موجود در غذا، تفاوت دارد که به دلیل عملکرد متفاوت ما در زمینه کشاورزی است. زمین با افزایش دما روبهروست که ناشی از پدیده گلخانهای است؛ یعنی گرما همانگونه که در گلخانه انباشته میشود، در جو زمین نیز جمع میشود و درجه حرارت زمین به تدریج افزایش مییابد. سپس جریان طبیعی و منظم بادها به هم میخورد، بهگونهای که اندازهگیری مداوم جریان آبها و بادها در ده سال اخیر نشان میدهد، جریان گلف سوئیم(2)در حال کاستن از دماست که بر تغییرات آب و هوایی امریکای جنوبی و اروپا اثر خواهد گذاشت. همچنین یخهای
قطبی در حال آب شدن تدریجی هستند که این امر سبب میشود سطح آبهای عمومی بالا رود. ازاینرو، پیشبینی شده است که بخش قابلتوجهی از برخی کشورها مانند بنگلادش ـ که درآن فاصله زمین از سطح دریا اندک است ـ به زیرآب برود و بخشی ازمحیط زیست انسانها با دگرگونیهای بزرگی روبهرو شود.
در کنار همه این پدیدهها، از چند سال گذشته این امکان برای بشر به وجود آمده است که از روی جانوری که از جنبههای گوناگون مناسب تشخیص میدهد، پس از تغییرهای ژنتیکی ممکن، تکثیر کند. این روش، مسیر عادی زاد و ولد را نمیپیماید، بلکه در آن، یک سلول جنسی جانوری را با سلول جنسی دیگری از همان جانور همراه میکنند تا تکثیر آنها درست مثل کار دستگاه کپی انجام شود. دو جانور پدیدآمده به این روش، به جز تفاوت مکانی و زمانی به دلیل تقدم و تأخری که دارند، هیچ فرقی با هم نخواهند داشت. در مجموع به این عمل «کلونینگ» گفته میشود.
حال این پرسش مطرح میشود که اگر این مسئله درباره انسان عملی شود، چه خواهد شد. شاید اکنون به نظر خواب و خیال برسد که کسی ارتشی با قد، جثه، توانایی و ضریب هوشی مورد نظر خود سفارش بدهد، ولی با وجود امکانات علم ژنتیک، چنین رؤیایی چندان دور از دسترس نخواهد بود.
آنچه بیان شد، امکانات عظیمی است که فنآوری در اختیار انسان گذاشته است. در این میان، چگونگی برخورد با این پدیدهها، مهم است. به هر حال، این مسائل هم اکنون در مدرسهها، رسانهها، مجامع تصمیمگیری ملی و
بینالمللی به صورت جدی مطرح است.(1)
کلاس توپفر، مدیر اجرایی برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP)، در گزارش خود با عنوان «چشم انداز جهانی محیط زیست ـ 3 (Geo-3)» اظهار میدارد:
کره زمین در یک وضعیت فوق العاده بحرانی قرار دارد و این وضعیت، تداوم بقای جنگلها، اقیانوسها، رودخانهها، کوهها، حیات وحش و دیگر عناصر حیات را که نیاز نسل امروز و فرداست، شدیدا با مخاطره مواجه کرده است. ما در حال حاضر، صدها اظهارنامه، توافقنامه، راهنما و راهکار قانونی تدوین شده در دست داریم تا به حل مشکلات زیستمحیطی و عوامل تهدیدکننده بپردازیم. این عوامل، سلامت انسانها و حیاتوحش ساکن بر این سیاره را در وضعیت فوقالعادهای قرار داده است.
چشمانداز جهانی محیط زیست ـ 3 (Geo-3)، کاملترین ارزیابی جهانی از محیطی است که ما در آن زندگی میکنیم. بر اساس این گزارش، تقریبا سراسر جهان تحت تأثیر قرار خواهد گرفت، ولی آثار آن در کشورهای فقیر و جهانسومی بیش از پیش مشهود خواهد بود.
این گزارش میافزاید:
با وجود اینکه در امریکای شمالی و اروپا به منظور بهبود کیفیت آب وهوا اقداماتی انجام شده است و تلاشهای بینالمللی برای توقف صدور آلایندههای شیمیایی مؤثر بر لایه ازن تا حدودی موفقیتآمیز بوده، ولی باز هم
1) 3.سیدمحمدرضا حسینی بهشتی، مقاله «طبیعت در بحران»، جام جم، شنبه 24 خرداد 1383، سال پنجم، ش 1168.
محیط زیست جهانی در یک حالت فوقالعاده به سر میبرد.
چشمانداز جهانی محیط زیست ـ 3، فشارهای موجود بر زمین را که حیات همه زیستمندان را به خطر انداخته است، چنین توصیف میکند:
الف) فشار جمعیت: از سال 1972 تا به امروز حدود دو میلیارد و 220 هزار نفر به جمعیت ساکن در این سیاره افزوده شده است.
ب) فرسایش خاک: بیش از دو میلیارد هکتار خاک (یعنی به اندازه وسعت دو کشور کانادا و ایالات متحده) که مجموعا 15 درصد سطح زمین را تشکیل میدهد، با فعالیتهای انسانی تخریب شده است.
ج) منابع آب: 50 درصد رودخانههای جهانی به طور جدی از بین رفته یا با آلودگیهای شدید روبهرویند. کاهش منابع آبی جهان تا نیمه دهه 90 م. تنها حدود 40 درصد مردم جهان را با مشکل روبهرو کرده بود.
د) جنگلها: از سال 1990 تاکنون، 4/2 درصد از پوشش جنگلی زمین از بین رفته است.
ه) حیات وحش: تقریباً 25 درصد از پستانداران و 12 درصد از پرندگان با خطر انقراض روبهرو هستند.
و) ماهیها: نزدیک به یک سوم ذخایر ماهی آبهای جهان از میان رفته است.
گزارش برنامه محیط زیست سازمان ملل میافزاید:
با ادامه این روند غلط و تخریب منابع و بهرهبرداری بیرویه که عواقب آن مانند وضعیت آخرین دوره عصر یخبندان خواهد بود، بدون اقدام جهانی، حدود دویست میلیون نفر از مردم زمین به علت خشکسالی یا سیل مجبور به آوارگی خواهند شد.(1)
یک پژوهش علمی نشان میدهد که تغییرات آب و هوایی ممکن است
1) مقاله «هشدار در مورد تغییر وضعیت آب و هوایی زمین»، نیازمندیهای جام جم، یکشنبه 14 آبان 1358.
بیش از یک میلیون گونه حیوانی و گیاهی را در جهان تا سال 2050 نابود کند. به گزارش مجله «طبیعت»، این پژوهش که شش منطقه جهانی را پوشش داده است، نشان میدهد که یک چهارم گونههای حیوانی و گیاهی موجود زمین با خطر نابودی روبهرو هستند.(1)
به این آمارهای تأسفبار هم توجه کنید تا عمق فاجعه را بیشتر دریابیم:
سالانه سه میلیون کودک بر اثر آلودگی محیط زیست قربانی میشوند.(2)
در صد سال گذشته، نه میلیون تن از خاک بارور کره زمین فرسایش داشته است که بیشترین حد تخریب آن در کشورهای در حال توسعه است.(3)
متأسفانه در کشور ما هر ساله 5/1 میلیارد تن خاک مورد فرسایش قرار میگیرد.(4)
همه ساله بیش از 400 هزار هکتار جنگل تخریب میشود.(5)
کارشناسان محیط زیست معتقدند 1088 گونه زیستی از موجودات زنده جهان در شرف نابودیاند.(6)
سالانه حدود شش میلیون هکتار از اراضی حاصلخیز به زمینهای لمیزرع تبدیل میشود.(7)
2/72 درصد آلودگی هوای تهران ناشی از وسایل نقلیه موتوری است. روزانه بیش از 3500 تن منواکسید کربن، 320 تن هیدروکربن، 285 تن اکسیدهای نیتروژن، 45 تن اکسیدهای گوگرد و 2 تن سرب وارد هوای تهران میشود.(1)
تا 30 سال آینده تنها یک سیاره فقیر و بیحاصل باقی خواهد ماند؛ چه آنکه در حال حاضر نیمی از مردم جهان از نظر دسترسی به آب بهداشتی و کافی در تنگنایند و حدود 5/2 درصد از آنان با خطر مرگ و گرسنگی شدید روبهرو هستند.(2)
سِر نیکولاس استرن، اقتصاددان ارشد سابق بانک جهانی نیز با تهیه گزارشی 700 صفحهای در مورد تغییر وضعیت آب و هوایی زمین برای دولت بریتانیا، اعلام داشته است که در صورت کوتاهی دولتها از مقابله جدی با این مشکل، جهان با بحران اقتصادی بزرگی روبهرو خواهد شد و تا سال 2050، بخشهای بزرگی از کره زمین غیرقابل سکونت خواهد گردید. بنابراین گزارش، بیاعتنایی به تغییر وضعیت آب و هوایی زمین میتواند به مشکلات زیر بینجامد:
سیل ناشی از بالا رفتن سطح آب دریاها، حدود صد میلیون نفر را بیخانمان میکند. در نتیجه ذوب شدن یخچالهای قطبی، یک ششم جمعیت کره زمین دچار کمبود آب آشامیدنی خواهند شد. حیات وحش به خطر میافتد و در بدترین وضعیت، 40 درصد از انواع موجودات حیات وحش منقرض میشوند.
نتیجه خشکسالی، پدید آمدن میلیونها «پناهنده آب و هوایی» خواهد بود. ادامه روند موجود میتواند به کاهش رشد اقتصادی در جهان تا 20 درصد بینجامد، در حالی که مقابله با این مشکل در حال حاضر تنها یک درصد تولید ناخالص داخلی کشورها را به خود اختصاص میدهد.
حرکت به سوی دنیایی که در آن از سوختهای فسیلی کمتری استفاده شود، به معنای اندکی فقیرتر بودن است، ولی اگر این اقدام به تعویق بیفتد، هزینههای آن برای مردم دنیا بسیار بیشتر خواهد بود.
دمای زمین در صورت ادامه روند کنونی، در 100 تا 150 سال آینده با 5 درجه افزایش روبهروخواهد شد.
که عواقب آن مانند وضعیت آخرین دوره عصر یخبندان خواهد بود. بدون اقدام جهانی، حدود 200 میلیون نفر از مردم زمین به علت خشکسالی یا سیل، آواره خواهند شد.(1)
در حال حاضر روزانه 38 تا 42 هزار تن انواع زبالههای شهری در کشور تولید میشود که از این مقدار، حدود 5/6 تا 7 هزار تن فقط در تهران تولید میشود. بررسیها نشان میدهد بسیاری از این پس ماندهها که حاوی پسماندهای صنعتی و بیمارستانی هستند و در شمار مواد زاید خطرناک قرار میگیرند، بدون رعایت ملاحظات زیستمحیطی و فنی، در محیط تخلیه میشوند که آلودگی شدید آب و خاک را در بسیاری از مناطق کشور به همراه داشته است.(2)
بر اساس اطلاعات موجود، میزان تولید زبالههای جامد صنعتی کشور در
کارگاههای صنعتی ده نفر کارکن و بیشتر، از حدود 2364 هزار تن در سال 1374، با رشد سالانه 2/18 درصد، به 4616 هزارتن در سال 1378 افزایش یافته است. در مجموع در طول سالهای 1374 تا 1378، حدود 6/16 میلیون تن زباله صنعتی در کشور تولید شده است که بخش زیادی از آنها بهصورت غیر اصولی و بدون رعایت موازین حفظ محیط زیست، در محیط تخلیه شدهاند.(1)
در صد سال گذشته، دمای هوای زمین به واسطه وجود گازهای گلخانهای، به طور متوسط یک درجه گرمتر شده است. همین یک درجه افزایش دما سبب شده است که مقدار زیادی از یخهای قطبهای شمال و جنوب ذوب شود. در پنجاه سال گذشته، به علت ذوب شدن یخهای قطب جنوب و جدا شدن تکههای یخ از قطب، جمعیت پنگوئنها به نصف کاهش یافته است.(2)
در حال حاضر، دو میلیارد نفر از مردم دنیا به آب پاکیزه دسترسی ندارند.(3)
واقعیت این است که هر ساله 5/2 میلیون تن آفت کش شیمیایی در جهان مصرف میشود.(4)
*به طور کلی، روزانه در نواحی شهری کشور 30 هزار، در روستاها
15 هزار و در بیمارستانها، 350 تن زباله تولید میشود.(1)
سالانه 10 میلیارد تومان از سرمایههای پایتخت (تهران) صرف جمعآوری زباله از کانالها و جویهای آب میشود.(2)
روزانه حدود 40 هزار تن زباله در بخش شهری کشور تولید میشود.(3)
متأسفانه آفت کشها، مشکلات متعددی را ایجاد کردهاند، بهگونهای که سالانه یک میلیون نفر به وسیله آفتکشها، مسموم وحدود 20 هزار نفر تسلیم مرگ میشوند. از دیگر آثار مستقیم و غیرمستقیم مصرف سموم، تجمع آفتکشها در مواد غذایی، ایجاد سرطان در انسان، آلودگی محیط زیست، از هم گسیختگی اکوسیستمها و از میان رفتن شکارچیان طبیعی آفات و بیماریهاست.(4)
ما در جهانی زندگی میکنیم که در هر 10 ثانیه، کودکی از بیماری بر اثر آب آلوده میمیرد و یک پنجم تمام مرگ و میرها به سبب آلودگیهای زیستمحیطی است.(5)
از تخریب جنگلهای بارانی،(6)عدد و رقم مشخصی در دست نیست. بر اساس یافتههای پژوهشی، دست کم 50 میلیون هکتار از این جنگلها در سال
1) جام جم، چهارشنبه 2 اردیبهشت 1383.
2) جام جم، چهارشنبه 2 اردیبهشت 1383.
3) جام جم، یکشنبه 3 خرداد 1383.
4) جام جم، یکشنبه 3 خرداد 1383.
5) همشهری، شنبه 31 فروردین 1381.
6) اصولاً جنگلهای بارانی به وسیله دو عامل شناخته میشوند: موقعیت که در نواحی گرم قرار دارند، و میزان بارندگی در آنها که در سال چهار تا هشت متر در جنگلهای مناطق حارّهای باران میبارد.
تخریب میشود که این مقدار با مساحت کشور انگلستان، ولز و اسکاتلند برابر است.(1)
مصرف سوخت فسیلی در کشورهای صنعتی، علت انتشار دو سوم گاز کربنیک حاصل از این سوختهاست. گازکربنیک، گاز اصلی گلخانهای است. سوختهای مصرف شده در این جوامع، سه چهارم اکسیدهای گوگرد و ازت به وجود آورنده بارانهای اسیدی را آزاد میکند. کارخانههای این کشورها بخش بزرگی از زبالههای شیمیایی زیانآور جهان را به وجود میآورند. تأسیسات نظامی 99 درصد کلاهکهای اتمی دنیا را ساخته است. نیروگاههای اتمیشان نیز 96 درصد ضایعات رادیو اکتیو جهان را ایجاد کرده است. همچنین کولرهای گازی، افشانهها و کارخانههای آنها 96 درصد کلرو فلورو کربن (C.F.C) منهدم کننده لایه محافظ ازن زمین را آزاد میسازد. بر اساس یک برآورد، هر شهروند متوسط کشورهای صنعتی، سه بار آب شیرین، ده بار انرژی و نوزده بار آلومینیوم بیشتر از هر شهروند متوسط کشورهای در حال توسعه مصرف میکند.(2)
به نظر کارشناسان، بطریهایی که برای عرضه نوشابه موسوم به خانواده تولید میشود، از نوع موادی است که قابل بازیافت نیست.(3)
متأسفانه در حال حاضر، تالاب انزلی که جاذبهای اکوتوریستی به شمار
میآید، در حال مرداب شدن است. تالاب، مکانی است با حداقل 15 متر عمق، در حالی که هم اکنون ورود فاضلاب شهر رشت از طریق رودخانه زرجوب و ورود کودهای شیمیایی زمینهای کشاورزی به تالاب انزلی موجب شده است کف تالاب 8 متر بالا بیاید. همچنین ورود مواد شوینده موجود در فاضلاب به این تالاب، موجب از بین رفتن موجودات زنده و ماهیان آن شده است. این تالاب زمانی متشکل از حیوان و گیاه بود، ولی در حال حاضر، حیوانات آن در حال از بین رفتن و گیاهان آن در حال زیاد شدن هستند. نیزارها نیز در سطح تالاب رشد کردهاند و گیاهی به نام «آزولا» ـ نوعی سرخس آبی سرخ رنگ ـ نیز تمام سطح تالاب را پوشانده و مانع از نفوذ نور و اکسیژن به تالاب میشود. به همین دلیل، تالاب در حال گندیدگی است.(1)
هر فرد، روزانه 900 گرم زباله تولید میکند. هر تن زباله حدود 400 متر مکعب گاز گلخانهای دی اکسید کربن متصاعد میکند و از هر تن زباله 400 تا 600 لیتر شیرابه خارج میشود که میتواند تأثیر خطرناکی روی آب و خاک داشته باشد.(2)
بسیاری از مواد موجود در زبالهها سالها سبب آلودگی و آسیبدیدن محیط زیست میشوند. شیشه و قوطیهای فلزی و به ویژه آلومینیومی صدها سال روی زمین باقی میمانند. کیسهها و ظروف پلاستیکی تجزیه ناپذیرند و به طور متوسط 500 سال در محیط باقی میمانند. کیسههای پلاستیکی همراه باد
همه جا پخش میشوند و بیشتر آنها سر از دریا درمیآورند و جانداران با بلعیدن آنها میمیرند. چنانچه پلاستیک و نایلون موجود در زباله سوزانده شود، اسیدکلرید ریک ایجاد میکند که سبب آلودگی هوا و آسیب رساندن به انسان و دیگر موجودات میشود. بعضی از زبالههای خانگی مثل انواع باتری، لامپهای مهتابی و جیوهای و لوازم الکترونیکی به علت داشتن سرب، جیوه و کادمیوم در ترکیب خود، خطرناک هستند. همچنین تعویض خانگی روغن موتور ماشین و جاری کردن آن در فاضلاب شهری به دلیل وجود مواد سمّی، سبب آلودگی آبها میشود. یک لیتر روغن موتور میتواند تا یک میلیون لیتر آب سالم را آلوده کند.(1)
یک پنجم جمعیت جهان در صد کشور تحت تأثیر بیابانزایی قرار دارند.(2)
90 درصد از اراضی کشور ایران در معرض تخریب ناشی از فرسایش بادی و آبی قرار دارند.(3)
شمار تقریبی مرگ و میرهای ناشی از آلودگی هوای شهرها در سراسر جهان به رقم سالانه 750 هزار نفر افزایش یافته است که بیش از 530 هزار نفرشان در آسیاست.(4)
به گفته مدیر نظارت بر طرحهای فاضلاب کشور (ایران)، سالانه حدود
25 میلیارد متر مکعب آب کشور در معرض آلودگی با پسابهای فاضلابها و آلایندهها قرار دارد.(1)
حال، شما خواننده محترم، خود قضاوت کنید. آیا با این همه تهدیدی که هستی و جسم و جانمان را از شش جهت فراگرفته و هر لحظه ممکن است همچون بختک بر سرمان فرود آید، دیگر آرامشی برای امروز و امیدی برای فردایمان باقی میماند!
هر زیست بومی در هر وضعیتی، ظرفیت تحمل معینی دارد. افزایش سریع جمعیت به همراه بهرهبرداری غیر اصولی از منابع و ورود آلودگی به محیط، روند تخریب را بر محیط زیست تحمیل کرده است. رشد جمعیت در کشور در حالی صورت میگیرد که بعضی از منابع مورد استفاده تراز منفی را نشان میدهد و پیامد تخریب آنها پیوسته ابعاد تازهای به خود میگیرد.
رشد شهرنشینی در چند دهه گذشته بسیار چشمگیر بوده است و شهرهای بزرگ به علت تراکم جمعیت و فعالیتهای صنعتی به مناطق بحرانی تبدیل
شدهاند، به گونهای که جمعیت شهرنشین هفت شهر بزرگ کشور از 32 درصد در سال 1335 به 61 درصد در سال 1375 رسیده است. رشد روزافزون جمعیت، موجب افزایش نیاز به غذا، افزایش تولیدات کشاورزی و تأثیر منفی بر منابع طبیعی شده است. همچنین روش کشت متمرکز، به کاربرد وسیع نهادههای کشاورزی به ویژه استفاده روزافزون از سموم و انواع کودهای شیمیایی انجامیده است. چنین کاربردهایی ـ اگرچه در کوتاه مدت ـ سبب افزایش تولیدات کشاورزی میشود، ولی در بلند مدت، علاوه بر آلودهسازی رودخانهها، دریاها و خاک، فرسایش ژنتیکی و تهدید بسیاری از گونههای جانوری و گیاهی را در پی دارد. تراکم فعالیتهای صنعتی در برخی مناطق کشور، افزون بر تغییر کاربری زمینها به فعالیتهای صنعتی، محیط را با مشکلاتی چون پسابهای صنعتی، آلودگی آبهای زیرزمینی و سطحی و آسیب دیدن دیگر اراضی کشاورزی و منابع طبیعی پیرامون روبهرو کرده است. از فعالیتهای مخاطرهآمیز بخش صنعت و معدن به موارد زیر میتوان اشاره کرد:
الف) رشد نامتوازن صنعت به ویژه بدون مکانیابی مناسب و با در نظر گرفتن مؤلفههای اقتصادی، اجتماعی و گاه سیاسی به جای ملاحظات زیستمحیطی؛
ب) فرسوده بودن صنایع کشور و نبود سامانه تصفیه مناسب در بیشتر خروجیها؛
ج) قابل توجه بودن میزان پسماندهای صنعتی جامد و دود و دوده و
گازهای زیانآور؛
د) تخریب چشماندازهای طبیعی؛
ه) تخریب خاک سطحی و از بین بردن پوشش گیاهی و زیستگاههای جانوری بر اثر ساخت جادهها و خاکبرداری غیر اصولی و انفجار؛
و) ایجاد زه آبهای اسیدی؛
ز) رهاسازی و انتشار انواع آلایندهها به ویژه فلزات سنگین و پسماندها در محیط؛
ح) افزایش بار رسوبات رودخانهها و تجمع آنها در پشت سدها و آبگیرهای طبیعی.
در برخی از قلمروهای زیستی کشور ممکن است عوامل بحران زیستمحیطی، از خارج و کشورهای همجوار نیز وارد شوند، مانند آلودگی آبهای دریای خزر و خلیج فارس و همچنین آثار ویرانگر جنگ خلیجفارس.(1)
1) مقاله «توسعه پایدار بدون حفظ محیط زیست ممکن نیست»، اطلاعات، یکشنبه 22 تیر 1382، ش 22818.
فصل سوم: اسلام و مبانی حفاظت از طبیعت و محیط زیست(1)
زیر فصل ها
اصول مکتب زیستمحیطی اسلام
مبانی فقهی حفظ محیط زیست
قواعد فقهی حفظ محیط زیست
اگرچه در هیچ یک از منابع اسلامی به عنوان محیط زیست، حکمی مطرح نشده است، ولی در آیات قرآن و احادیث معصومان علیهمالسلام احکام زیادی درباره عناصر طبیعت چون آب، خاک، کوهها، دریاها و مانند آن وجود دارد که به کمک آنها میتوان مقررات دقیقی برای مسائل زیستمحیطی به دست آورد. برای پیشگیری از تخریب محیط زیست، عوامل و عناصر مختلفی را باید درنظر گرفت که مسائل فرهنگی به ویژه مذهبی در شمار آنها و بلکه از مهمترین آنهاست. مکتب زیستمحیطی اسلام، به تمام جنبههای انسان، محیط زیست و جهان هستی در ارتباطی هماهنگ در مسیر الهی توجه میکند و محیط زیست را از این پیوند، جدا نمیداند. بنابراین، در این مکتب، مبانی حفاظت محیط زیست در موازنه با نظام هستی و در ارتباط با خالق این نظام جریان مییابد.
بر اساس اصول مکتب زیستمحیطی اسلام، اجرای سیاست توسعه پایدار و بیزیان، نیازمند اِعمال تغییرهای اساسی در معیارها و ارزشهای ماست. امروزه دلایل اصلی تخریب محیط زیست در آزمندی، بیمسئولیتی و
بیتوجهی به ارزشهای والای انسانی است و به همین دلیل، باید تحولی در ارزشهای ما صورت گیرد. در بسیاری از اوقات، رعایت اصول حفظ محیط زیست با یک سلسله محرومیتهای مادی همراه است و دلیلی ندارد که یک فرد، بیجهت و بدون انگیزه معنوی، آن محرومیتها را تحمل کند، مگر اینکه معتقد باشد این محرومیتها در سرای دیگر بدون «پاداش» نخواهد ماند.
از این رو، دعوت مردم به حفظ محیط زیست بدون انگیزش ریشههای مذهبی در آنان بیاثر یا کم اثر خواهد بود. به همین دلیل، باید کوشید تا عوامل مخرب زیستمحیطی، در پرتو ایمان و تقوا و عقیده به جهان دیگر و نظام مکافات، تضعیف شوند. بر اساس اصول اعتقادی مکتب زیستمحیطی اسلام، بین اعمال انسان و نظام تکوینی زندگی او پیوند نزدیکی وجود دارد، بهگونهای که اگر انسان بر اساس فطرت و آفرینش گام بردارد، برکات الهی شامل حال او میشود.(1)هرگاه نیز برخلاف قوانین آفرینش رفتار کند، نظام آراسته و صالح جاری به فساد میگراید و زندگی او را تباه میسازد. بر ایناساس، بحران زیستمحیطی کنونی، حاصل انحطاط انسان در عرصه محیط زیست است.
در توضیح باید گفت از آنجا که خداوند، مالک و حاکم و مدبّر هستی است، برنامههای تکاملی انسان باید تحت عنایت آن مدبّر بزرگ قرار گیرد. بنابراین، راه مستقیم تنها آن راهی است که به سوی او منتهی میشود و جز این راه، هر طریق دیگری انحرافی و به سوی باطل خواهد بود. دلیل این مسئله
1) «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ؛ و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعا برکاتی از آسمان و زمین بر ایشان میگشودیم، ولی تکذیب کردند، پس به [کیفر] دستاوردشان [گریبان] آنان را گرفتیم.» اعراف:96
کاملاً روشن است؛ زیرا تمایلات هوس آلود همیشه یکبعدی است. میدانیم که یکی از عوامل مهم فساد، تخریب و نابودی محیط زیست، برنامههای یک بعدی است که ابعاد دیگر هرگز در آن مورد توجه قرار نمیگیرد. به هرحال، نقطه مرکزی بودن آدمی بر روی زمین سبب میشود که اگر انسان در انتخاب خود، در راه پیروی از اراده الهی گام نگذارد و به جاده ناهموار حقناشناسی و کفران نعمت و عصیان کشیده شود، در جهان آفرینش، به صورت اغتشاشگر درمیآید که هماکنون در این عصر، شاهد آنیم.
خداوند در قرآن میفرماید:
ظَهَر الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ اَیْدِی النّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ.(روم: 41)
فساد در خشکی و دریا به سبب کارهایی که مردم انجام دادهاند، آشکار شده است. خدا میخواهد نتیجه بعضی از کردارشان را به آنان بچشاند. شاید [به سوی حق] بازگردند.
مراد از فساد در زمین، مصایب و بلاهای عمومی است که یکی از منطقهها را میگیرد و مردم را نابود میکند، مانند زلزله، نیامدن باران، قحطی، بیمارهای واگیر، جنگها،... همه اینها فسادی است که در دریا و خشکی، پدید میآید و خوشی و طیب عیش انسانها را از بین میبرد.(1)
بر این اساس، هر جا فسادی ظاهر شود، بازتاب رفتار مردم است و در ضمن، یک هدف تربیتی دارد تا مردم طعم تلخ نتیجه اعمالشان را بچشند؛
1) نک: المیزان، ج 16، صص 292 و 293.
شاید به خود آیند. از جمله اصول عملی مکتب زیستمحیطی اسلام، اصل شکران و کفران نعمت است. بر اساس این اصل، کفران نعمت، تنها به این معنی نیست که انسان ناسپاسی خدا گوید، بلکه هرگونه بهرهگیری منفی و سوء استفاده از نعمت، کفران نعمت است و اصولاً حقیقت کفران نعمت همین است. پس اگر هزاران بار با زبان، سپاس خدا گفته، ولی در عمل از نعمت الهی سوء استفاده شود، کفران نعمت شده است. در همین زمینه، توجه به آیه 13 سوره سبأ جالب توجه است. تعبیر قرآن با جمله «اعملوا... شُکْرا» بیانگر آن است که شکر بیشتر از مقوله «عمل» است و شکر واقعی از طریق اعمال انسان امکانپذیر خواهد بود. شاید به همین دلیل، قرآن تعداد شکرگزاران واقعی را اندک شمرده است: «وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکُورُ». (سبأ:6)
بنابراین، شکرگزاری و کفران نکردن، تنها یک مسئله تشریفاتی و گفتن با زبان نیست، بلکه منظور آن است که انسان هر نعمتی را درست و به جای خود مصرف کند و در همان هدفی که برای آن آفریده شده است، به کار گیرد. متأسفانه در همین عصری که ما زندگی میکنیم، برجستهترین نمونه این تبدیل نعمت به کفران، به چشم میخورد. نیروهای مختلف جهان طبیعت در پرتو هوش و ابتکار خدادادی بشر به دست انسان مهار میشود و به جای آنکه آن را در مسیر رضای خدا به کار گیرد. در جهت تخریب و ستم و فساد به کار میگیرد. نتیجه طبیعی این کفران، کیفر سخت الهی است: «هر کسی که نعمت خدا را پس از آنکه به او رسید، دگرگون سازد، [بداند که] خداوند سخت کیفر است». (بقره: 211)
در مکتب زیستمحیطی اسلام، «آسمانها و زمین بر اساس عدالت (تعادل) به پا داشته شده» است(1)و عدالت و بیعدالتی به عنوان دو ملاک اساسی برای تشخیص فضایل و معایب یا صلاح و فساد مطرح میشود. قرآن کریم میفرماید: «همانا خداوند شما را به عدل و احسان فرمان میدهد» (نحل: 90) و «خداوند عدالت پیشهگان را دوست دارد» (ممتحنه: 8).
بر اساس اصل عدالت، هیچ فرد، گروه یا دولتی مجاز نیست از طبیعت و منابع خدادادی آن بهگونهای بهرهکشی کند که تعادل و توازن اکولوژیکی موجود به هم بخورد یا عرصه کار و زندگی بر دیگران تنگ شود. مسئله توزیع عادلانه منابع از نظر زیستمحیطی نه تنها شامل عدالت بین افرادی است که در حال حاضر در قید حیاتند، بلکه عدالت بین آنها و نسلهای آینده را نیز دربرمیگیرد. برای مثال، اگر در ماهیگیری، میزان ماهی صید شده یا در شکار پرندگان و دیگر حیوانات، میزان شکار از زاد و ولد آنها بیشتر باشد، تعداد ماهیان، پرندگان و دیگر حیوانات شکاری به تدریج کاهش مییابد. در بُعد کلیتر، ممکن است بر اثر صید و شکار بیرویه یا محدود شدن محیط زندگی (از دست رفتن زیستگاه)، نسل هرگونه جانوری از بین برود که در آن صورت، نسلهای آینده برای همیشه از آن منبع محروم خواهند شد. اینک این پرسش مطرح است که آیا درست و عادلانه است کسانی که امروز زندگی میکنند، منابع و فرصتهای اقتصادی ناشی از آن را از دیگران سلب کنند و با کسب منافع از آنها، مخارج آن را به نسلهای بعدی واگذار کنند؟
1) «بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّمواتُ وَ الْأَرْضُ».
بنابراین، برخورداری انسان از چنین امکاناتی سبب طرح مسئولیت وی در برابر طبیعت و جهان آفرینش است. تصمیمهای غلط و اقدامات غیرمسئولانه بشر، گاه میتواند آسیبهای جبران ناپذیری بر تعادل و سلامت محیط زیست وارد آورد. مسلّم است که واکنش چنین آسیبهایی، دیر یا زود، مستقیم یا غیرمستقیم دامنگیر بشر میشود، چنان که قرآن کریم نیز فرموده است:
ظَهَرَ الْفَسادُ فِی البَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النّاسِ... (روم: 41)
فساد در خشکی و دریا به سبب کارهایی که مردم انجام دادهاند، آشکار شده است. خدا میخواهد نتیجه برخی کردارشان را به آنها بچشاند. شاید [بیدار شوند] و به سوی حق بازگردند.
بر اساس اصول عملی مکتب زیستمحیطی اسلام، فرد و حکومت اسلامی، در قبال محیط زیست، مسئولیتهای ویژهای دارند. بر این اساس، احکام عملی محیط زیست در اسلام دارای دو جنبه فردی و حکومتی است که در دو طیف عملکردی مطرح میشوند. در جنبه اول، یکایک افراد جامعه اسلامی در برابر محیط زیست مسئولند. این جنبه از مسئولیت، چون جنبه فردی دارد، محدود به توانایی فرد است که از گرایش به رفتار هنجار زیستمحیطی و پرهیز از رفتارهای ناهنجار زیستمحیطی تجاوز نمیکند.
جنبه دوم اصول عملی مکتب زیستمحیطی اسلام، جنبه اجتماعی دارد و از شئون حکومت اسلامی به شمار میرود. در این جنبه، حکومت اسلامی موظف است افراد و گروههایی را که رفتار نا به هنجار زیستمحیطی دارند، به رفتارهای بهنجار ارشاد و الزام کند و هر جا که منافع فرد و اجتماع در تقابل با هم قرار گیرند، منافع اجتماع را در نظر بگیرد و فرد را ملزم به انجام رفتاری
در قبال محیط زیست کند که به سود اجتماع است.
در زمینه مباحث فقهی مرتبط به محیط زیست نمیتوان از مجموعه آثار فقهی قرون گذشته، شیوه نظامواری را متناسب با نیازها و دریافتهای بشر معاصر به دست آورد، ولی در لابه لای مباحث فقهی از قبیل طهارت، جهاد، لقطه، احیای موات، صید و ذباحه و حتی حدود و دیات میتوان بحثهای متنوع و مرتبطی یافت. در این بخشها، صدها خبر در مجموعههای روایی به چشم میخورد که بحثهای فقهی معمولاً بر محور آنها طرح شده است.
الف) دلیل عقلی
مقصود از حکم عقل در مسئله محیط زیست، بخشی از مدرکات عقل عملی است که در کتابهای اصولی متأخر به آن توجه کردهاند و بر قاعده کلامی حسن و قبح عقلی که نزد عدلیه به رسمیت شناخته شده و نیز قاعده ملازمه میان حکم عقل و حکم شرع استوار گشته است. در این باره، هر گونه اقدام انسانی که به برهم خوردن توازن و تعادل محیط زیست بینجامد و موجب اخلال در نظام زندگی شود، قبیح است. در مقابل، تلاش آدمی در جهت حفظ محیط زیست و احیای آن که به تقویت توازن و تعادل عناصر آن میانجامد، موجب حفظ نظام و بقای نوع و مصداق عمل نیکو و پسندیده است. نتیجه حکم به ضمیمه قاعده ملازمه حکم عقل و شرع، وجوب شرعی اصلاح محیط زیست و حرمت تخریب آن است.
ب) قرآن کریم
اول:
وَ إِذا تَوَلّی سَعی فِی الْأَرْضِ فِیها وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللّهُ لا یُحِبُّ الْفَسادَ.(1)(بقره: 205)
و چون برگردد [یا ریاستی یابد]، میکوشد که در زمین فساد کند و کشت و نسل را نابود سازد و خداوند، تباهکاری را دوست ندارد.
آیه در شأن منافقی به نام اخنس بن شریق ثقفی نازل شده است. وی در مدینه نزد پیامبر به اسلام تظاهر کرد، ولی چون بیرون آمد، کشتزار گروهی از مسلمانان را آتش زد و چارپایی را پی کرد.(2)از آنجا که تخریب منابع محیط زیست در نهایت به هلاک نسل آدمی میانجامد، مصداق فساد در زمین است. از سویی آیه در مقام تقبیح فساد در زمین است و بر اساس ذیل آیه، هیچگونه فسادی، محبوب الهی نیست و اراده تشریعی خداوند بر ضد آن تعلق گرفته است. این معنا به ضمیمه نهی «لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها» (اعراف: 85) کبرای قیاس را تشکیل میدهد و نتیجه آن، حرمت هر گونه اقدام تخریب کننده محیط زیست است.
دوم:
هُوَ اَنْشأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها... (هود: 61)
او (خدا) شما را از زمین پدید کرده و در آن آبادگر نهاده است... .
عمارت، به معنی قرار دادن زمین در حالتی است که بتوان از فواید مترتب بر آن انتفاع جست.(1)برخی فقیهان از دلالت آیه به وجوب عمران و آبادانی زمین با کشت و زرع و کاشت درخت و احداث ابنیه سخن گفتهاند؛(2)چه آنکه «استعمار»، طلب عمران بوده و طلب مطلق از خداوند، دالّ بر وجوب است.(3)بنابراین، باید گفت که آیه به دلالت منطوقی (ظاهری) به لزوم اقدام به عمران و آبادانی محیط زیست انسانی و با ملازمه عقلی بر نهی از ضد آن؛ یعنی عدم عمران دلالت دارد و چون از عدم عمران، نهی شده باشد، به اولویت قطعی، تخریب و ویرانی زمین هم متعلق نهی شرعی خواهد بود.
سوم:
ظَهَرَ الْفَسادُ فِی البَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعون (روم: 41)
به سبب عملکرد مردم، فساد در خشکی و دریا نمودار شده است تا [سزای ]بعضی از آنچه را کردهاند، به آنان بچشاند. باشد که باز گردند.
آیه، ناظر به پیامدهای ناخوشایند دنیوی است که بشر باید در نتیجه مفاسد آشکار در زمین، آن را تحمل کند. بیگمان، همه اقداماتی که به تخریب و نابودی منابع محیط زیست بینجامد و نیز ویرانیهای سطح کره زمین از قبیل فرسایشها، سیلابهای مخرب، آلودگیهای آب و خاک و مانند آن، که از بیتدبیری آدمیان و رفتار غیرمسئولانه آنان برای پیشگیری سرچشمه میگیرد،
مصداق فساد ظاهر در آیه کریمه است و پیش از عقوبت اخروی، باید کیفر دنیوی آن را چشید. این عقوبت دنیوی، سزای نظارهگر شدن ویرانی محیط زیست انسان و به هم خوردن تعادل و توازن آن است که انبوه بلاها را بر سر انسان میآورد.
چهارم:
وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لاتُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفینَ (اعراف: 31)
وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِیراً اِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا اِخْوانَ الشَّیاطِینِ وَ کانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّه کَفُوراً. (اسراء: 27)
درباره این آیات، چند نکته درخور توجه است:
نخست آنکه نهی از اسراف و تبذیر، نهی تحریمی است و قرینههایی چون: «إِنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحابُ النّارِ» (غافر: 43)، «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِینَ.» (اسراء: 27) «إِنَّ اللّهَ لا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذّابٌ» (غافر:28) بر شدت حرمت آن دلالت دارد.
دوم اینکه گرچه در آیه سوره اعراف، نهی از اسراف در پی امر به خوردن و آشامیدن آمده است و این میتواند اختصاص را بفهماند، ولی به قرینه آیات دیگر از جمله «وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا» (انعام: 41)، اسراف، هرگونه عمل زیاده از حد اعتدال را دربرمیگیرد.
از آنجا که در روایات، مواردی همچون دور انداختن هسته خرما و بر زمین ریختن زیادی آب، اسراف شمرده شده است،(1)بیشک، به کارگیری بیرویه
1) مجلسی، بحارالانوار، ج 72، ص 303.
محیط زیست و اموری از قبیل قطع درختان و شکار حیوانات و هدر دادن منابع مهم آب و گیاه از برجستهترین مصداقهای اسراف و تبذیر به شمار میرود. به گفته علامه طباطبایی: «اسراف در مقوله انفاق و اصلاح حرام است، چه رسد به افساد و تخریب».(1)در آیه دوم، مبذّران، برادران شیاطین نامیده شدهاند که دو معنی دارد: نخست آنکه در پیروی از شیطان و سلوک مسیر او، برادر شیطانند. دوم آنکه در دوزخ، همراه و همگن شیطان هستند.
پنجم:
وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیاما....(نساء: 5) به قرینه اضافه شدن «اموال» در حالت جمع به ضمیر خطاب جمع که همه مکلفان را دربرمیگیرد، میتوان چنین استنباط کرد که اموال و ثروتهای عمومی از قبیل مباحات اصلی و مشترکات(2)موضوع آیه را تشکیل میدهند؛ چه آنکه منابع محیط زیست معمولاً این گونهاند. خداوند، مالک حقیقی این اموال است و آن را مایه قوام و معاش جامعه اسلامی قرار داده است.(3)وانهادن این اموال در دست سفیهان سبب خواهد شد که با تصرفات غیرعقلایی خود، قوام جامعه را بر هم زنند و درنظام معیشت مردم اخلال پدید آورند. همچنین مفهوم «سفیه» در آیه کریمه تأمل ویژهای میطلبد. بیتردید، عاقلنمایانی که به ظاهر از همه ویژگیهای هوشمندی و درایت برخوردارند، ولی آن را در مسیر تصرفات
خودخواهانه در اموال و ثروتهای طبیعی به کار میبرند و حیات بشر حاضر و نسلهای آینده را در معرض تهدید جدی قرار میدهند و نیز مدیران نالایقی که مسئول امور محیط زیست و بخشهای اجرایی مرتبط بدان میشوند، همگی سفیه هستند و نباید گذاشت این گروه سیطره خود را بر منابع زیستمحیطی تحکیم کنند.
ششم:
إِجْعَلْنِی عَلی خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ. (یوسف: 55)
یوسف گفت: مرا بر خزانههای این سرزمین بگمار؛ چون من حفاظتکنندهای دانا هستم.
هنگامی که بحران طبیعی به سوی سرزمین مصر رو آورده بود، حضرت یوسف علیهالسلام از پادشاه کشور خواست تدبیر امر ارزاق مردم را به او بسپارد. او گفت که از دو ویژگی حفیظ و علیم بودن نیز برخوردار است. عقلای عالم به این ویژگیهای مهم همواره به عنوان دو شرط لازم، بلکه کافی برای تصدی مناصب حساسی همچون اداره ارزاق عمومی توجه کردهاند. به نظر میرسد که عبارت «خزائن الارض» عمومیت دارد و همه ذخایر طبیعی از جمله منابع محیط زیست را دربرمیگیرد. بهطور کلی، پیام آیه آن است که محیط زیست و سرمایههای طبیعی تنها باید بر عهده اشخاصی باشد که از دو ویژگی حفیظ بودن و مسئولیتشناسی و کاردانی و تخصص برخوردارند.
ج) سنت
در سنت؛ یعنی سخن، رفتار و تقریر معصوم علیهالسلام نیز به محیط زیست عنایت ویژهای شده است. این مطلب با دقت در مضمون روایات انبوهی که
کیفیت تعامل با جانواران، گیاهان، درختان و مانند آن را بیان میکند، به درستی معلوم میشود. برای نمونه، یک روایت را در اینجا میآوریم و باقی روایات را درباره محیط زیست در بخش دوم از نظر میگذرانیم. روح کلی این روایات، ایجاد حس مسئولیت در برابر پدیدههای طبیعی و موجودات پیرامون آن است. این امر در نخستین خطبه امام علی علیهالسلام در آغاز خلافتش تجلی یافته است، آنجا که فرمود:
إِتَّقُوا اللّهَ فِی عِبادِهِ وَ بِلادِهِ فَإِنَّکُمْ مَسْئولُونَ حَتّی عَنِ الْبِقاعِ وَ البَهائِمِ.(1)
تقوای الهی را در بندگان خداوند و شهرها رعایت کنید؛ زیرا شما در پیشگاه خداوند حتی درباره خانهها و حیوانات مسئول هستید.
علامه مجلسی در شرح این عبارت مینویسد:
سؤال از زمینها، آنکه چرا این را ویران و دیگری را آباد کردید و چرا خداوند را در آن نپرستیدید و سؤال از چهارپایان، آنکه چرا آنها را گرسنه رها کردید و به درد آوردید و رعایت حقشان نکردید.(2)
دراینجا از مجموعه قوانین کلی سخن به میان میآید که بر تحولات محیط زیست قابل انطباق است. از آنجا که بسیاری از این تحولات از امور حادثی است که در عصر تشریع و دورههای نزدیک بدان اثری از آنها نبوده است، بهطور طبیعی انتظار نمیرود که احکام تکلیفی و وضعی مرتبط بدانها به طور خاص از مدارک کتاب و سنت به دست آید. در این میان، قواعد و اصول کلی
شریعت از اهمیت ویژهای برخوردار میشود؛ قواعدی که راز پویایی و انطباقپذیری فقه اسلامی بر حوادث نوپیدای جامعه در آنها نمایان گشته است.
الف) قاعده لاضرر
این قاعده مهم فقهی در دلیل عقلی و سیره عقلا ریشه دارد و مدارک کتاب و سنت(1)به وفور بر آن دلالت میکند. به موجب این قاعده، هر حکم اسلامی که اجرای آن در برخی موارد، زیان مالی یا جانی به کسی برساند، آن حکم در آن مورد قابل اجرا نیست. درباره نسبت این قاعده با مقوله محیط زیست چند نکته در خور توجه است:
نخست آنکه گرچه واژه شناسان درباره مفهوم ضرر دیدگاههای متفاوتی دارند، ولی به طور کلی پذیرفتنی است که ضرر در مورد نقصان در نفس و مال به کار میرود و همه آسیبهای حاصل در محیط زیست به این دو مقوله مربوط میشود.
دوم اینکه این قاعده به ضررهای شخصی اختصاص ندارد و شامل اضرار عمومی هم میشود و حتی اهمیت ضرر عمومی به مراتب بیش از ضرر فردی است. ضرر وارد شده به محیط زیست معمولاً از سنخ ضررهای عمومی است که حیات نوع بشر را به خطر میاندازد.
سوم اینکه درباره مفاد «قاعده لاضرر» آنچه مسلم است، آنکه ضرر در اسلام، مشروعیت ندارد. این عدم مشروعیت، هم شامل مرحله قانونگذاری و
1) مانند حدیث نبوی: «لا ضَرَرَ وَ لا ضِرارَ فِی الْاءِسْلامِ». وسائل الشیعة، ج 13، باب 13، ص 38، ح 15443.
هم شامل فرایند اجرای قانون میشود.(1)به عبارت دیگر، هر گونه قانونگذاری که به ضرر انجامد یا هرگونه رفتار فردی و اجتماعی که بدان منتهی شود، به سبب این قاعده منتفی شمرده میشود. بنابراین، در موضوع مورد بحث، قانونگذار حق ندارد قانونی وضع کند که به تخریب محیط زیست بینجامد. افزون بر آن، هرگونه رفتار مردم که به اضرار محیط زیست بینجامد، نامشروع بوده و مشمول نهی تکلیفی است.
چهارم، شمول قاعده لاضرر بر عدمیات است. در این صورت باید گفت نه تنها خسارتهای ناشی از اقدامهای تخریبی با قاعده لاضرر برداشته میشود، بلکه چنانچه ترک اقدامهای اصلاحی و سازنده هم به اضرار محیط زیست بینجامد، این قاعده با آن مقابله خواهد کرد.
بنابراین، دولت اسلامی و متصدیان محیط زیست، خود را مکلف مییابند که در مرحله قانونگذاری و وضع مقررات و به کارگیری تدابیر اجرایی، همه توان خود را برای اصلاح محیط زیست و حمایت از آن صرف کنند. برای مثال، به کارگیری روشهای علمی برای جلوگیری از فرسایش خاک، احیای مراتع و جنگلها و گسترش فضای سبز، همه اقدامهای بایستهای است که ترک آنها به زیانهای جبران ناپذیری میانجامد و قاعده لاضرر با آن مقابله میکند.
از جمله نتایج مترتب بر شمول قاعده لاضرر بر عدمیات، اثبات ضمان است. قاعده لاضرر نه تنها مانع اضرار به محیط زیست میشود، بلکه ضمان
1) سیدعلیحسینی سیستانی، قاعده لا ضرر و لا ضرار، ص 134؛ ناصر مکارم شیرازی، القواعد الفقهیة، ج 1، ص 68.
خسارتهای ناشی از هر گونه اقدام تخریبی یا ترک اقدام اصلاحی را هم بر عهده خسارتزننده قرار میدهد.
ب) قاعده اتلاف
این قاعده از آیه «فَمَنِ اعْتَدی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدی عَلَیْکُمْ» (بقره: 190) و روایاتی چون: «حُرْمَةُ مالِ الْمُسْلِمِ کَحُرْمَةِ دَمِهِ»(1)و «مَنْ أَتْلَفَ مالَ الْغَیْرِ فَهُوَ لَهُ ضامِنٌ»(2)برداشت شده است. بر اساس آن، هر کس به تخریب و اتلاف اموال دیگران بپردازد، مسئول جبران خسارت است. در این باره روایت امام علی علیهالسلام، ارتباط مصداقی این قاعده با محیط زیست را بیان میکند.
قَضی فِی مَنْ قَتَلَ دابَّةً عَبَثَا أَوْ قَطَعَ شَجَرا أَوْ أَفْسَدَ زَرْعاً أَوْ هَدَمَ بَیْتَا أَوْ عَوَّرَ بِئْرا أَوْ نَهْرا أَنْ یُغْرَمَ قِیمَةَ مَا اسْتَهْلَکَ وَ أَفْسَدَ وَ یُضْرَبَ جَلَداتٍ نَکالاً، وَ إِنْ أَخْطَأَ وَ لَمْ یَتَعَمَّدْ ذلِکَ فَعَلَیْه الْغُرْمُ وَ لا حَبْسَ عَلَیْهِ وَ لا أَدَبَ وَ ما أَصابَ مِنْ بَهِیمَةٍ فَعَلَیْهِ ما نَقَصَ مِنْ ثَمَنِها.(3)
حضرت درباره کسی که حیوانی را به ناحق بکشد یا درختی را قطع یا زراعتی را خراب یا خانهای را تخریب کند یا چاه یا رودی را به عمد بخشکاند، چنین حکم کرد که باید قیمت آنچه را تخریب کرده و از بین برده است، به عنوان جبران خسارت پرداخت کند و تعزیر شود و اگر قصدی در کار نبوده است، فقط باید جبران خسارت کند و تعزیر و حبس و تأدیبی برایش نیست، ولی اگر نقصی بر حیوان وارد کرده باشد، باید جبران کند.
این روایت ضمن یادآوری مسئولیت مدنی ناشی از تخریب و افساد منابع
محیط زیست، بیانگر وظیفه حاکم اسلامی در تحمیل مسئولیت بر مرتکبان است. همچنین از آن استفاده میشود که هرگونه اتلاف عمدی موجب پیگرد کیفری و ثبوت مجازات تعزیری برای تلف کننده است. ازاینرو، فقیهان تأکید کردهاند که در صدق معنای اتلاف، عنصر عمد و قصد (قصد فعل و نتیجه) دخیل نیست و اگر منشأ اتلاف، اقدام ناآگاهانه و اشتباهی هم باشد، باز مشمول قاعده میشود.(1)
ج) قاعده تسبیب
این قاعده که اجماع فقیهان بر آن بنا شده، بر روایاتی چون «کُلُّ شَیْءٍ یُضِرُّ بِطَرِیقِ الْمُسْلِمِینَ فَصاحِبُهُ ضامِنٌ لِما یُصِیبُهُ»،(2)«مَنْ حَفَرَ بِئرا فِی غَیْرِ مِلْکِهِ کانَ عَلَیْهِ الضَّمانُ»(3)و «مَنْ أَضَرَّ بِشَیءٍ مِنْ طَرِیقِ الْمُسْلِمینَ فَهُوَ ضامِنٌ لَهُ»(4)مبتنی است. تفاوت این قاعده با قاعده اتلاف در آن است که اولی شامل تلف بیواسطه و دومی شامل تلف باواسطه میشود.
بر اساس قاعده تسبیب، هر اقدامی که بهطور غیر مباشر موجب تخریب، آلودگی و از حیز انتفاع خارج شدن محیط زیست گردد، ضمانآور خواهد بود. نکته درخور توجه آنکه این قاعده، نقشهای تسبیبی ناشی از ترک فعل را نیز دربرمیگیرد.(5)برای مثال، اگر اقدام نکردن به موقع اشخاص یا نهادهای مسئول، سبب خسارتهای زیستمحیطی شود، به حکم این قاعده، مسئولیت
جبران خسارت بر عهده سبب خواهد بود.
د) قاعده ضمان ید
این قاعده از بنای عقلا، سیره متشرعه و حدیث «عَلَی الْیَدِ ما اَخَذَتْ حَتّی تُؤَدّی»(1)برگرفته شده است. بنا به نظر مشهور فقیهان، شارع به موجب این حدیث، ضمانت مالی را که بر آن استیلا یافتهاند، بر عهده مستولی قرار داده است. بر اساس این قاعده، بدیهی است که در صورت استیلا بر منابع محیط زیست، باید برای حفظ آن کوشید و در صورت ایراد نقص، ارش و در صورت تلف و انهدام آن، ضمان بر عهده فرد، ثابت خواهد بود.(2)
بخش دوم: اخلاق زیستمحیطی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
زیر فصل ها
فصل اول: آب
فصل دوم: خاک (زمین)
فصل سوم: کشاورزی
فصل چهارم: درخت و گل و گیاه (چشمانداز سبز)
فصل پنجم: حیوانات
فصل اول: آب
آب، اساسیترین عنصر تشکیلدهنده ترکیب ماده سلولی است؛ چه آنکه بخش بزرگی از تمام سلولهای زنده در شکلها، انواع و حجمهای مختلف گیاهی، حیوانی و انسانی را آب تشکیل میدهد. ازاینرو، از گذشتههای دور مشهور بوده است که آب، عامل حیات هر موجود زنده بر سطح زمین، آسمان و دریاست.
آب قابل استفاده موجود در سطح زمین که از آن به عنوان منبع حیاتی آب یاد میشود و بخش عمده حیات در خشکی و تمامی اقتصاد جهان بدان وابسته است، تنها درصد ناچیزی از آب موجود کره زمین را به خود اختصاص میدهد. با این حال، همین بخش ناچیز، برای تداوم زندگی در سیاره ما اهمیت حیاتی دارد و انسان برای مصرفهای گوناگونی از قبیل آشامیدن، غذا، حمل و نقل، شستوشو، تفریح و سرگرمی بدان نیازمند است.
از مجموعه منابع عظیم آب موجود در کره زمین که به حدود 4/1 میلیارد کیلومتر مکعب میرسد، 4/97 درصد آن در اقیانوسها قرار دارد و 6/2 درصد باقیمانده، حدود 36 میلیون کیلومتر مکعب کلّ ذخیره آب شیرین جهان را تشکیل میدهد. همچنین از مجموع ذخیره آب شیرین، 77 درصد آن در کلاهکهای یخی قطبی، کوههای شناور یخی و یخچالهای طبیعی ذخیره شده است و سرانجام، از 23 درصد باقیمانده آب شیرین، حدود 90 درصد آن آب
زیرزمینی و بقیه آبی است که در رودخانهها، دریاچهها، بدن حیوانات، گیاهان و در جوّ زمین یافت میشود.(1)
آب یکی از نعمتهای بزرگ الهی در جهان طبیعت است. در قرآن کریم، از آب بسیار سخن به میان آمده و به ضرورت بهداشت و پاکیزگی آن توجه شده است؛ چه آنکه آب، خود پاک است و پاک کننده. قرآن کریم با تعبیرهای مختلف، بیش از پنجاه بار از آب و جلوههای گوناگون آن یاد کرده است: واژه «مآء» بیش از سی بار، واژه «مَطَر» و هم ریشههای آن پانزده بار، واژه «غَیْث» و مشتقات آن شش بار، واژه «وَدْق» دو بار، واژه «وابِل» دو بار، واژه «طَلّ» یک بار، واژه «صَیِّب» یک بار.
اگرچه «رزق» الهی به طور عموم شامل آب، خاک، هوا، خورشید و غیره میشود، ولی برجستهترین مصداق آن، آب (باران) است. طبرسی در این زمینه نوشته است: «رزق همان باران است که روزیِ موجودات زنده را فراهم میآورد».(2)
در اینجا به طور خلاصه برخی آموزههای قرآنی را درباره آب و جلوههای آن از نظر میگذرانیم:
الف) آب، منشأ حیات
«وَ جَعَلْنا مِن الْماءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلا یُؤْمِنُونَ؛ و هر چیز زندهای را از آب قرار دادیم، آیا ایمان نمیآورند؟» (انبیاء: 30) خداوند پس از هر بار یاد کردن نزول باران، با
تعبیرهای گوناگون به اصل بودن آب در حیات زمین تصریح میکند:
و خدا همان کسی است که بادها را روانه میکند. پس [بادها] ابری را برمیانگیزد و [ما] آن را به سوی سرزمینی مرده راندیم و آن زمین را بدان [وسیله] پس از مرگش زندگی بخشیدیم. (فاطر: 9)
و از نشانههای او [اینکه ]برق را برای شما بیمآور و امیدبخش مینمایاند و از آسمان به تدریج آبی فرو میفرستد که به وسیله آن، زمین را پس از مرگش زنده میگرداند. (روم: 24)
و از آسمان، آبی پربرکت فرود آوردیم... و با آن، سرزمین مردهای را زنده گرداندیم. (ق: 9 ـ 11)
ب) آب (باران)، وسیله بیداری فطرت
قرآن کریم در برخی آیات با طرح این پرسش که آیا شما درباره چگونگی تکوین ابرها و بارش باران اندیشیدهاید، وجدان انسانها را بیدار میکند و آنان را به تفکر در ربوبیت الهی در همه امور و سپس سپاسگزاری از این نعمتها فرا میخواند:
اَفَرَأَیْتُمُ الْمآءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ أَاَنْتُمْ اَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ لَوْ نَشآءُ جَعَلْناهُ اُجاجا فَلَوْلا تَشْکُرُونَ. (واقعه: 68 ـ 70)
آیا آبی را که مینوشید، دیدهاید؟ آیا شما آن را از [دل ]ابر سپید فرود آوردهاید یا ما فرود آورندهایم؟ اگر بخواهیم، آن را تلخ میگردانیم، پس چرا سپاس نمیدارید؟
همچنین خداوند در قرآن میفرماید:
مگر ندیدهای که خدا از آسمان، آبی فرود آورد، پس آن را به چشمههایی که در [طبقات زیرین] زمین است، راه داده، آنگاه به وسیله آن کشتزاری را که رنگهای آن گوناگون است، بیرون میآورد، سپس خشک میگردد. آنگاه
آن را زرد میبینی. سپس خاشاکش میگرداند. به یقین، در این [دگرگونیها ] برای صاحبان خرد، عبرتی است. (زمر:21)
ج) باران، رحمت الهی
قرآن کریم در آیاتی چند، باران را رحمت الهی نامیده است و هر جا که رحمت به خدای تعالی نسبت داده شود، مراد انعام و احسان اوست(1)و چه احسانی از نعمت آب بالاتر که کلّ حیات وابسته به آن است:
وَ هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیاحَ بُشْرا بیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ وَ اَنْزَلْنا مِنَ السَّمآءِ مآءً طَهُوراً. (فرقان: 48)
و اوست آن کس که بادها را نویدی پیشاپیش رحمت خویش [= باران] فرستاد و از آسمان، آبی پاک فرود آوردیم.
یا فرموده است:
و از نشانههای او این است که بادهای بشارتآور را میفرستد، تا بخشی از رحمتش را به شما بچشاند... . (روم: 46)
د) نقش گناهان در کمبود باران
اگر مردم جوامع، پاک و پرهیزکار شوند، بیگمان، رحمت الهی پیوسته بر آنان نازل میگردد و هیچ گاه قطع نمیشود؛ چه آنکه خدای متعال فیاض مطلق است. چنان که یکی از اثرهای زشت گناهان، کمبود بارش و پیرو آن، نابودی کشت و دام و انسانهای گناهکار است:
أَلَمْ یَرَوْاکَمْ أَهْلَکْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنّاهُمْ فِی الْأَرْضِ ما لَمْ نُمَکِّن لَکُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمآءَ عَلَیْهِمْ مِدْرارا وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ
1) نک: راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، واژه «رحم».
فَأَهْلَکْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْنا آخَرِین. (انعام: 6)
آیا ندیدهاند که پیش از آنان چه بسیار امتها را هلاک کردیم؟ [امتهایی که ]در زمین به آنان امکاناتی دادیم که برای شما آن امکانات را فراهم نکردیم و [بارانهای ]آسمان را پی در پی بر آنان فرو فرستادیم و رودها را از زیر [شهرهای] آنان روان ساختیم. پس ایشان را به [سزای ]گناهانشان هلاک کردیم و پس از آنان، نسلهای دیگری پدید آوردیم.
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ. (اعراف: 96)
اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، به یقین، برکاتی از آسمان و زمین بر ایشان میگشودیم، ولی تکذیب کردند. پس به [کیفر] دستاوردشان [گریبان ]آنان را گرفتیم.
ه) جدایی آبهای شور و شیرین، نشان قدرت و حکمت الهی
بیشتر آبهای موجود در منابع آبی مهم جهان چون اقیانوسها و دریاها، شور یا تلخ است و فقط حدود 20 درصد آبهای موجود در کره زمین شیرین است. جالب آنکه به تقدیر الهی و حکمت و قدرت بیبدیل او همین آبهای شور و شیرین آن گاه که به هم میرسند، یکی بر دیگری اثر نمیگذارد و حجابی میانشان جدایی میاندازد:
و او کسی است که دو دریا را موجزنان به سوی هم روان کرد: این یکی شیرین [و ]گوارا و آن یکی شور [و] تلخ است و میان آن دو، مانع و حریمی استوار قرار داد. (فرقان: 53)
دو دریا را [به گونهای] روان کرد [که] با هم برخورد کنند. میان آن دو، حد فاصلی است که به هم تجاوز نمیکنند. پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟ (رحمان: 19 ـ 21)
و) آب، پاک و پاک کننده
آب علاوه بر خاصیت حیات بخشی، خاصیت مهم پاککنندگی نیز دارد؛ چه آنکه خود پاکیزه است: «اَنْزَلْنا مِنَ السَّمآءِ مآءً طَهُورا؛ ما از آسمان، آبی پاکیزه نازل کردیم». (فرقان: 48)
«طهور»، صیغه مبالغه از «طهارت» است که هم پاک بودن آب را میرساند و هم پاک کنندگی آن را. طبرسی نوشته است: «طهور، یعنی پاکیزه است و پاککننده. هم آلودگیهای ظاهری را میزداید و هم نجاسات معنوی را.»(1)همو در ستردن نجاسات معنوی چنین آورده است:
در جنگ بدر، مشرکان قبل از مسلمانان بر سر آب فرود آمدند و مسلمانان در منطقهای خشک و شنزار. بدین سان بر اثر نداشتن آب، هم تشنه شدند و هم نتوانستند خود را از آلودگیها پاک سازند (غسل جنابت کنند). شیطان به وسوسه پرداخت که شما باید با همین حالت آلودگی، نماز بخوانید... خداوند، باران را بر آنان نازل کرد و مسلمانان در آب باران، تن شستند و جان را جلا بخشیدند.(2)
نزولات آسمانی که به صورت باران، برف و تگرگ از آسمان فرو میبارد، پاکیزهترین و خالصترین آبها در طبیعت هستند. از این رو، خداوند این نوع آب را طهور معرفی کرده است. متأسفانه همین نعمت بزرگ خداوندی که رفع کننده آلودگیهاست، به دست عوامل متعددی در زندگی انسان امروزی و
متمدن، آلوده میشود.
«در حال حاضر، از مهمترین مسائل مربوط به آب این است که آلودگی به اکثر ذخایر آب قابل دسترسی انسان مانند دریاچهها، نهرها و آبخوانهای سطحی نزدیک مراکز تمرکز جمعیت سرایت کرده است و مقدار و تنوع آلایندههای بالقوه زیانآور در آب حیرتانگیز است... در حقیقت، کیفیت بیشتر آبهایی که قابل دسترسی هستند، بسیار نزول یافته است. آبهای طبیعی نظیر آب باران، آبهای سطحی و زیرزمینی دارای مواد شیمیایی محلول هستند. برخی از موادی که به طور طبیعی وارد آب میشوند، برای زیست انسان و سایر اَشکال حیات زیانآورند و بسیاری از این مواد توسط صنایع جدید، کشاورزی و به طور کلی انسان تولید میشوند».(1)
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در رعایت پاکیزگی تن و لباس و پرهیز از هرگونه آلودگی جسمی و روحی، مقتدای تمام مسلمانان و همه نسلها تا قیام قیامت است؛ چه آنکه به فرموده خدای تعالی، آن حضرت، برترین الگوی عصرها و نسلهاست.(2)از این رو، رعایت پاکیزگی و دوری کردن از آلودگیهای جسمی و معنوی، بخش مهمی از سیره حضرت را تشکیل میدهد.
حضرت رسول فرموده است: «انّ اللّهَ طیّبٌ یحبُّ الطیّب، نظیفٌ یحبّ النظافة؛ خداوند، پاک است و شخص پاک را دوست دارد؛ پاکیزه است و پاکیزگی را دوست دارد».(3)
همچنین این سخنان از آن حضرت است:
«تَنَظَّفُوا بِکُلِّ مَا اسْتَطَعْتُمْ فَإِنَّ اللّهَ بَنَی الْاءِسْلامَ عَلَی النَّظافَةِ؛ هر چه در توان دارید، پاکیزگی را رعایت کنید؛ چه آنکه خدای تعالی، شالوده اسلام را بر پاکیزگی نهاده است.»(1)
«مَنِ اتَّخَذَ ثَوْبا فَلْیُنَظِّفْهُ؛ هر که جامهای میپوشد، باید آن را پاکیزه نگه دارد.»(2)
«بئْسَ الْعَبْدُ الْقاذُورَةُ؛ بد بندهای است آدم کثیف».(3)
«لا تُبَیِّتُوا الْقُمامَةَ فِی بُیُوتِکُمْ وَ أَخْرِجُوها نَهارا؛ فَإِنَّها مَقْعَدُ الشَّیطانِ؛ زباله را در خانه خود شب تا صبح نگه ندارید و روز بیرون ببرید؛ زیرا زباله جایگاه شیطان است».(4)
«مازالَ جَبْرَئِیلُ یُوصِینیِ بِالسِّواکِ حَتّی ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَیَجْعَلُهُ فَرِیضَةً؛ جبرئیل پیوسته مرا به مسواک کردن سفارش میکرد، چنان که گمان کردم آن را واجب میگرداند».(5)
در روایت است که عدهای با دندانهای زرد و موهای ژولیده به حضور آن حضرت رسیدند. حضرت به محض مشاهده آنان فرمود: «مالِی أَراکُمْ تَدْخُلُونَ عَلَیَّ قُلْحا مُرْغا، مالَکُمْ لا تَسْتاکُونَ؟؛ چرا شما را چنین مینگرم که با دندانهای زرد و موهای کثیف و آشفته نزدم آمدهاید! چرا مسواک نمیکنید؟»(6)
آن حضرت در طول شبانهروز سه بار مسواک میکرد: پیش از خواب، پس از بیدار شدن و در آستانه بیرون رفتن برای نماز صبح. ایشان دندانهایش را
1) کنز العمّال، ج 26002؛ میزان الحکمة، ج 13، ص 6342، ح 20327.
2) کافی، ج 6، ص 441، ح 3؛ میزان الحکمة، ج 13، ص 6342.
3) شافی، ج 1، ص 208؛ میزان الحکمة، ج 13، ص 6340، ح 20317.
4) وسائل الشیعة، ج 3، ص 572؛ من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 5، ح 4968؛ میزان الحکمة، ج 13، ص 6340، ح 20324.
5) من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 13.
6) برقی، المحاسن، ص 561؛ آموزههای اخلاقی ـ رفتاری امامان شیعه، ص 67 ؛ بحارالانوار، ج 73، ص132.
عَرْضی مسواک میکرد، نه طولی.(1)
بخش مهمی از احکام فقهی اسلام، احکام بهداشتی ـ محیطی است: احکام آبها، احکام زمین، احکام مربوط به مسائل کشاورزی (مزارعه و مساقات) و بالاخره حفاظت از محیط زیست. اهمیت بهداشت تا آنجا مورد توجه قرار گرفته است که حتی برای دفن اجساد مردگان، احکام ویژهای وضع شده است. برای مثال، بر اساس احکام فقهی اسلام، گورستان مردگان را خارج از شهر قرار میدهند؛ بدن میت را سه مرتبه غسل میدهند؛ آب غسل باید در گودالی ریخته شود که محل رفتوآمد عمومی نباشد؛ قبر باید عمیق باشد و محکم پوشانیده شود تا میکروب و بوی تعفن به بیرون سرایت نکند. احکام فراوانی نیز درباره آبها و آلودگی آنها داریم، چنان که در اسلام، آلودگی بیش از حد با حکم «نجس»، تبیین و به جامعه هشدار داده شده است که از آلوده کردن آب تا مرز نجاست، پرهیز کنند. همچنین از کمترین آلودگی آبها مانند انداختن مردار در آن و بول کردن در آب به شدت نهی شده است. اصولاً در اسلام، هر ماده و کالایی را که به گونهای مورد استفاده عموم است، باید چنان حفظ کرد که از تباهی و نابودی در امان بماند.
این بخش اگر جداگانه بررسی شود، مسائل بسیار زیادی در ارتباط با محیط زیست را دربرمیگیرد، ولی برای رعایت اختصار، به همین مقدار بسنده میشود.(2)
امروزه مشکل کمبود منابع آبی از یک طرف و مسئله حادّ آلودگی آبها از طرف دیگر، از اساسیترین مشکلاتی است که هستی موجودات زنده به ویژه انسان را تهدید میکند. ازاینرو، لازم است انسان مسلمان بیش از هر چیز به وجود آب و ارجمندی آن اهمیت دهد؛ چه آنکه به فرموده خدای کعبه، آب مبدأ حیات است: «وَ جَعَلْنا مِنَ المآءِ کُلَّ شَیءٍْ حَیِّ». (انبیاء: 30)
الف) طعم آب، طعم زندگی
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: «طَعْمُ المآءِ طَعْمُ الْحَیاةِ؛ مزه آب، مزه زندگی است.»(1)به راستی که کسی این مزه را عمیقا درک میکند که در بیابان خشک و بیآب و علف تا آستانه مرگ پیش رفته و به ناگاه به چشمه آب گوارایی رسیده و جانِ در آستانه ترک بدن را بدان باز گردانیده باشد.
ب) آب، سرور نوشابهها
در ارجمندی آب همین بس که آن حضرت، آب را سرور همه نوشیدنیها در دنیا، آخرت و بهشت معرفی فرموده است: «أَلْمآءُ سَیِّدُ الشَّرابِ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ(2)» و «سَیِّدُ شَرابِ الْجَنَّةِ الْماءُ».(3)
ج) آلوده کردن آبهای شیرین ممنوع!
در فقه اسلامی از آلوده کردن آب به نجاسات نهی شده است:
«نَهی رَسُولُاللّهِ اَنْ یُتَغَوَّطَ عَلی شَفیرِ بِئْرِ مآءٍ یُسْتَعْذَبُ مِنْها أَوْ نَهْرٍ
یُسْتَعْذَبُ... .(1)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از قضای حاجت کردن بر کناره چاه یا نهر آبی که از آب آنها برای آشامیدن و پاکیزگی استفاده میشود، نهی کرده است.
د) آب جوشیده، سودمندترین نوشابه
درباره ضد عفونی کردن آب که امروزه به منظور غیر فعال کردن میکروارگانیسمهای بیماریزا از جمله باکتریها، جلبکها و ویروسها انجام میشود، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «أَلْمآءُ الْمُغْلِیُّ یَنْفَعُ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ؛ آب جوشیده برای هر چیزی نافع است».(2)
چنانکه در سخنی دیگر، روش خاصی از جوشانیدن آب، تببُر و نیروبخش معرفی شده است:
أَلْمآءُ الْمُسَخَّنُ إِذا غَلَیْتَهُ سَبْعَ غَلَیاتٍ وَ قَلَبْتَهُ مِنْ اِناءٍ إِلی إِناءٍ فَهُوَ یَذْهَبُ بِالْحُمّی وَ یُنْزِلُ الْقُوَّةَ فِی السّاقَیْنِ وَالْقَدَمَیْنِ.(3)
آب گرم را اگر هفت بار بجوشانی و از ظرفی به ظرف دیگر برگردانی، تب را برطرف میسازد و به ساق و قدمها نیرو میبخشد.
ه) آب، ثروت عمومی
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در سخنی، مردم را در سه چیز شریک دانسته است که یکی از آنها آب است: «أَلنّاسُ شُرَکاءٌ فِی ثَلاثَةٍ النَّارِ وَ الْمآءِ وَ الْکَلَأِ؛ مردم در سه چیز شریکند: آتش، آب و چراگاه.»(4)چنان که در سخن دیگری فرمود: «خَمْسٌ
لایَحِلُّ مَنْعُهُنَّ: الْمآءُ وَ الْمِلْحُ وَ الْکَلَأُ وَ النّارُ وَ الْعِلْمُ...؛ پنج چیز است که باز داشتن از آنها حلال نیست: آب، نمک، چراگاه، آتش و دانش...».(1)
جواز این حکم در صورتی است که آب، نمک و چراگاه، ملک شخصی کسی نباشد، مثل دریاچهها و رودخانهها و معادن عمومی نمک و چراگاههای عمومی. از این سخن گرانسنگ، میزان عنایت رسولخدا صلیاللهعلیهوآله به مسئله دانش در آن روزگار جهل و تباهی نیز آشکار میشود.
به راستی آیا بازداشتن، بلکه نابود کردن آبزیان دریاها و رودخانهها به واسطه آلوده ساختن آبها به انواع مواد شیمایی مرگآور، همان بازداشتن نهی شده در سخن رسول گرامی اسلام نیست؟
و) برترین صدقه
حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله در سخنی هدایتگر، آب نوشانیدن به دیگران را برترین صدقه معرفی فرموده است: «اَفْضَلُ الصَّدَقَةِ سَقْیُ الْمآءِ»(2)و «لَیْسَ مِنْ صَدَقَةٍ أَعْظَمُ أَجْراً مِنْ مآءٍ».(3)
آب دادن در اینجا مطلق است و به انسانها مقید نشده است. از این رو، آب دادن به گیاهان و حیوانات را نیز شامل میشود. آن حضرت در پاسخ به این پرسش که آیا در سیراب کردن چهارپایان نیز پاداشی هست، فرمود: «فِی کُلِّ ذاتِ کَبِدٍ رَطْبَةٍ أَجْرٌ؛ در هر صاحب جگر [تشنهای ]که سیراب شود، پاداش است.»(4)
حضرت در پاسخ به پرسش عمیر الفزاری در این باره که منع چه چیزی حلال نیست، فرمود: «آب».(1)در حدیثی که ابوهریره از قول رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نقل کرده، آمده است:
سه گروهند که خدای عزوجل در روز قیامت به نظر لطف و رحمت بدیشان ننگرد و پاکیزه شان نگرداند و برای آنان عذابی دردناک است. یکی از آنها مردی است که زیادی آب آشامیدنیاش را از رهگذران دریغ کند.(2)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در سخنی دیگر، کسی را که امکان دسترسی به آب را برای مردم فراهم میآورد، چنین نواخته است:
هرکس مردم را در محلی که امکان دسترسی به آب در آنجا فراهم باشد، آب دهد، خداوند برایش در مقابل هر جرعه که نیکوکار و بدکار بیاشامد، ده حسنه مینویسد و ده درجه میافزاید و ده گناه از گناهانش کم میکند... و هر کس برای مردم در جایی که به آب دسترسی نباشد، آب فراهم آورد، گویا همه مردم را زندگی بخشیده است.(3)
حضرت در سخنی دیگر فرموده است:
هر کس مؤمنی را با آبی که در اختیار دارد، سیراب کند، خداوند در برابر هر جرعه آب، هفتاد هزار حسنه به وی عطا میکند.(4)
ی) باران و برف، سرچشمه آبهای زمینی
اقیانوسها، دریاها، رودها، چشمهها، چاهها و قناتها، منابع آب بر روی کره زمینند و هر کدام از اینها به نوعی از آب باران پدید میآیند یا اثر
میپذیرند. به همین دلیل، کمبود سالیانه باران در ناحیهای، خشکسالی و کمبود آب را در پی دارد. رسول گرامی اسلام در جملهای، از این حقیقت، چنین پرده برداشته است: «لَیْسَ مآءٌ فِی الاَرضِ إِلّا وَ قَدْ خالَطَهُ مآءُ السَّمآءِ؛ هیچ آبی بر روی زمین نیست جز آنکه آمیزهای از آب آسمانی (باران) دارد».(1)
بیگمان، آلوده کردن آب بر مبنای قواعد حقوقی رایج از قبیل تسبیب و ضرر، حرام است.
از نظر زیستمحیطی، هیچ کس نمیتواند محیط زندگی دیگران را آلوده یا مسموم سازد، به گونهای که زندگی بر آنان دشوار شود. در این صورت، حتی اگر ضرری هم در میان نباشد، زیست کنندگان میتوانند آزاردهنده را تعقیب و از هر راه مقتضی، شر و فساد وی را دفع کنند. به موجب آیات بسیار و احادیث متواتر، خداوند برای افراد بشر به ویژه مؤمنان، حق استفاده از نعمتهای بیپایان خود را قرار داده است: «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعا... ؛ او (خداوند) کسی است که هر آنچه را در زمین است برای شما آفرید....» (بقره: 29)(2)
چون هدف از آفرینش همه مخلوقات از جمله آب و خاک و حیوان و گیاه، بهرهوری انسان است، نباید آنها را آلوده، تباه و ویران ساخت. به موجب برخی از آیات و روایات، بسیاری از مخلوقات، از جمله آب و حیوان همانند
انسان، واجد ملاک تقدّسند؛ چون منتسب به خلقت الهی هستند. از این رو، به علت شدت آمیختگی آنها با انسان و دیگر جنبندگان نباید آنها را آلوده ساخت و به حریم پاکشان تجاوز کرد: «وَ ما مِنْ دابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ یَطِیرُ بِجَناحَیْهِ إِلّا أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ...؛ هیچ جنبندهای زمینی یا پرندهای آسمانی که با دو بال خود پرواز میکند، نیست جز اینکه آنها هم امتهایی چون شما هستند...». (انعام: 38)
در این زمینه، روایات بسیاری وجود دارد که برخی به صراحت و بعضی هم به اشاره یا کنایه بر آن معنا دلالت دارند، از جمله روایاتی که در آنها از قضای حاجت یا ادرار کردن در آب ـ اعم از جاری یا راکد ـ در کنار شهرها و چاهها، راهها، رودها، زیر درختان میوهدار و نظیر آنها نهی شده است.(1)رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از قضای حاجت کردن بر کناره چاه یا نهر آبی که از آب آنها برای آشامیدن و پاکیزگی استفاده میشود یا زیر درخت میوهداری که میوهاش پای درخت میریزد، نهی کرده است.»(2)آن حضرت در حدیث مناهی نیز فرموده است: «ممنوع است که کسی در آب راکد بول کند؛ زیرا مایه زوال عقل (جنون) است.»(3)بول کردن در آب غیرجاری (راکد) آن را نجس میکند و از حیّز انتفاعات شرعی خارج میسازد. آن حضرت در حدیث دیگری، بول کردن بر ساحل رودخانه جاری را مکروه دانسته است.(4)در سخنی دیگر نیز فرمود:
سه چیز است که هر کس انجام دهد، ملعون است: کسی که در سایهگاهها که مردم
مینشینند، مدفوع کند؛ کسی که جلوی نوبت آب دیگران را بگیرد و کسی که رفتوآمد مردم را سد کند.(1)
اسراف، تجاوز از حد و اندازه در هر کاری است؛ اگرچه این معنا در انفاق مشهورتر است.(2)تبذیر، عبارت است از ضایع کردن مال و ثروت و به اصطلاح، ریخت و پاش در آن. در بیشتر موارد، این دو واژه مترادف را با هم به کار میبرند. اسراف از اموری است که به منابع طبیعی آسیب وارد میکند و به حکم شرع مقدس اسلام، حرام است؛ چه آنکه مصرف ناشایست و خارج از نیازِ منابع طبیعی، جوامع انسانی و حیوانی را با فقر و فساد و کمبود منابع روبهرو میکند و موجب اخلال در نظام اجتماعی و وابستگی اقتصادی میشود.
سید جمال الدین اسدآبادی در این باره نوشته است:
مردم شرق در املاک و معادن و آبادیهای خود مانند آدم سفیه مبذّر تصرف کردند و همه را هدر دادند تا کار به آنجا رسید که غرب «آقا بالاسر» آنان شد. غرب هیچ گاه به مصلحت خود نمیداند که روش و فرهنگ شرق اصلاح شود و این سفاهت کاری پایان پذیرد، بلکه غرب آرزویش این است که شرق در همین گمراهی و اسرافکاری غرق باشد تا بتواند قرنها او را در همین محجوریت و ممنوعیت از تصرف در اموال خود نگه دارد و خود،مالک سرنوشت شرقیان باشد.(3)
از این رو، اسلام به منظور هدایت مصرف و کنترل آن، از اهرمهایی چون تشویق به زهد،(1)انفاق، ایثار و نکوهش اسراف، تبذیر، بخل و مانند آنها استفاده کرده و در آیات و روایات فراوانی بر نهی از اسراف و وعده عقاب بر آن پای فشرده است: «أَنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحابُ النّارِ؛ اسرافگران همان یاران آتشند». (غافر: 43).
یا «وَکُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لایُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ و بخورید و بیاشامید و اسرافکار نباشید که او (خداوند) اسرافکاران را دوست ندارد». (اعراف: 31)
چنان که گذشت، آب، مادهای است که حیات همه موجودات بدان وابسته است. از این رو، در روایات، از اسراف و تبذیر در مصرف آب به شدت نهی شده است.
عبداللّه بن عمرو میگوید:
رسول گرامی اسلام از راهی میگذشت که سعد [بن معاذ] را در حال وضو گرفتن دید. فرمود: ای سعد! اسراف مکن. سعد گفت: ای پیامبر خدا! آیا در [آب ]وضو هم اسراف است؟ حضرت فرمود: آری، اگرچه در کنار نهری [جاری] باشی.(2)
در حدیثی از حضرت امام صادق علیهالسلام نیز ریختن زیادی آب ظرف، از مصداقهای اسراف دانسته شده است.(3)
اگر در مصرف آب برای وضو، آن هم در کنار نهر جاری یا دور ریختن
باقیمانده آب ظرف، اسراف است، پس به طریق اولی، آلودن آب رودها و دریاچهها به انواع مواد آلوده کننده خانگی و شیمیایی، باز گذاشتن شیر آب و هدر دادن آن یا شستن ماشین و آبیاری باغها و درختان با آب آشامیدنی و اموری از این قبیل از مصداقهای اصلی اسراف خواهد بود. حضرت امام خمینی رحمهالله در فتوایی چنین آورده است:
زیادهروی به نحو غیرمتعارف، حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد، موجب ضمان میگردد.(1)
رسول گرامی اسلام در یک پیشبینی، مسلمانانی را که در آب وضو و غسل، اسراف روا میدارند و از حدی که آن حضرت معین فرموده است، خارج میشوند، از سنت خویش بیرون دانسته است:
آب وضو یک مدّ و آب غسل یک صاع است و پس از من، کسانی خواهند آمد که آن را اندک میشمارند. پس آگاه باشید که آنان برخلاف سنت من هستند... .(2)
اسراف و ضایع ساختن منابع، از عوامل مهم پدیدآورنده فقر و فلاکت است. همیشه وجود فقر در یک گوشه از جهان، مولود اسراف و ولخرجی در گوشه دیگر و تنگدستی یک نسل، مولود اسرافکاری نسلهای پیشین است؛ چنان که زندگی مسرفانه یک فرد نیز موجب فقر و تهیدستی خود او در پایان زندگی خواهد شد. رسول گرامی اسلام فرمود: «مَنْ بَذَّرَ أَفْقَرَهُ اللّهُ؛ کسی که ریخت و پاش کند، خدا، او را فقیر میگرداند».(3)
فصل دوم: خاک (زمین)
«خاک»، نام عمومی مواد ناپیوستهای است که روی بیشتر قسمتهای زمین را میپوشاند و حاصل خرد شدن سنگها و پوسیدن مواد آلی در طول زمانی دراز است و گیاهان میتوانند در آن رشد کنند. به بخش رویی پوسته جامد زمین نیز که مخلوطی از کانیهای گوناگون است، خاک گفته میشود.(1)
منابع خاک جهان، محدود، تجدید نشدنی و آسیبپذیرند. این محدودیت بدان سبب است که منابع خاک قابل کشت مشخص بوده و به گونهای نامنظم، پراکندهاند. تا حدود دهه 1970، بخش قابل توجهی از فراوردههای غذایی با زیر کشت بردن زمینهای جدید به دست میآمد. افزون بر این، زمینهای حاصلخیز به دلیل قرار گرفتن در مناطق آسیبپذیر از نظر بوم شناختی(2)یا قرار داشتن در کشورهای ثروتمند، به آسانی در دسترس نیستند. درمناطق پرجمعیت آسیا و اروپا، زمینهای محدود برای کشت وجود دارد. وسعت سرانه زمین حاصلخیز در جهان 32 درصد هکتار در سال 1975 بود که این رقم در سال 1990 به 25 درصد هکتار کاهش یافت. در آسیا، وسعت سرانه
زمین حاصلخیز 14 درصد هکتار است که در بعضی از کشورها این مقدار حتی به کمتر از یک دهم هکتار هم میرسد. میانگین وسعت سرانه کشتزار آبیانه در جهان 7 درصد هکتار است که در آسیا به طور یکنواخت از 52 درصد هکتار در سال 1975 به 48 درصد هکتار در سال 1990 کاهش یافت.
منابع خاک بر پایه معیارهای زمانی بشر، تجدید ناشدنی هستند. در شرایط عادی، خاک جدید با سرعتی حدود 5/2 سانتی متر در 150 تا 1000 سال تشکیل میشود. خاک در برابر ناهنجاریهای شدید محیطی آسیبپذیر است. ویرانی خاک به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک مسئلهای فراگیر است؛ چه آنکه در حدود 38 درصد زمینهای قابل کشت جهان تحت تأثیر نوعی تخریب قرار گرفتهاند.(1)
اگر شما در یک خانواده کشاورز بزرگ نشدهاید، ممکن است متوجه نباشید که خاک یکی از اساسیترین منابع ماست که بیشترین سوء استفاده از آن شده است. خاک، رابط حیاتی بین لیتوسفر(2)و تمام گیاهانی است که بر سطح آن زندگی میکنند. تقریبا تمام سبزیها، میوهها، گوشت، پشم، پنبه، چوب، کاغذ و بسیاری دیگر از منابع مورد نیاز ما مستقیم یا غیرمستقیم از این فرش نازک حیاتی تأمین میشود. بسیاری از مردم، به خاک به عنوان کثافت و چیزی که باید دور ریخته شود، نگاه میکنند، حال آنکه خاک، مخلوطی پیچیده
از مواد غیرآلی، مواد آلی، موجودات زنده، هوا و آب است. ماده به طور پیوسته از خاک به گیاه و از گیاه به خاک در حال گردش است. گیاهان، آب و مواد مغذی شیمیایی یا معدنی را از خاک به دست میآورند.(1)
خاکها به دلایل زیر اهمیت ویژهای دارند:
خاک یک منبع طبیعی است که برای رشد گیاهان لازم است؛
فرسایش خاکها موجب اضمحلال محیط میشود و در نتیجه، پدیده از بین رفتن خاک باید کنترل شود؛
خاک، منبع و تأمین کننده رسوبات است؛
خاک، فیلتر یا صافی برای آبهای زیرزمینی است؛
خاک، ماده مورد نیاز در ساختن راهها و ساختمانهاست.
افزون بر اینها، بخش بزرگی از غذای انسان از خاک به دست میآید. این امر بدین معنا نیست که خاک، ماده خوراکی است، بلکه انسان با خوردن گیاهانی که در محیط خاک رشد میکنند و تغذیه از حیواناتی که از گیاهان تغذیه میکنند، به طور غیرمستقیم از خاک تغذیه میکند. با وجود پیشرفت فنآوری، خاک همواره مورد نیاز انسان بوده و خواهد بود و انسان برای ادامه حیات خود به خاک نیاز دارد. بنابراین، خاک، منبعی برای رشد مواد غذایی و نیز محیطی است که با پایش آن میتوان آثار منفی بر زندگی انسان را مهار کرد. آثار زیانآور ممکن است خود را به صورت فرسایش، از دست دادن
1) زیستن در محیط زیست، صص 80 ـ 82 .
حاصلخیزی، شوری، بیابانزایی و آلودگی آشکار سازد. خاک آلوده شده موجب آلودگی آب و موجودات دیگر میشود و آلایندههای موجود در خاک سرانجام به زنجیره غذایی میرسد.(1)
باید به خاک به عنوان یک محیط زیست پویا و زنده و یک ماده و محیط با ارزش نگریست و در استفاده از آن، آبیاری، حفظ و نکوداشت آن کوشا بود. متأسفانه بشر، روز به روز متوجه میشود که نگهداری خاک به دست فراموشی سپرده شده است. در قرن اخیر، انسان با توسعه فنآوری و پیشرفتهای صنعتی خود به نابودی پوشش گیاهی پرداخته و خاک را در معرض عوامل فرسایش نظیر باد و باران قرار داده و این عمل موجب نابودی خاک شده است. اگر بشر بخواهد خاک را به عنوان محیطی زنده حفظ کند، باید تمهیداتی بیندیشد. نکته مهم آن است که بدانیم خاک یک محیط زیست حیاتی است، نه یک فراورده اقتصادی. پس باید از آن به شدت حفاظت کرد.(2)
در قرآن، از زمین (خاک) و مظاهر آن همچون کوهها، درهها و بیابانها فراوان یاد شده است.(3)بر اساس آموزههای قرآنی، خداوند، زمین را گهواره آرامش انسان قرار داده(4)و زمین و آنچه در آن است، برای عموم مردم آفریده
شده است: «وَالْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ؛ و زمین را برای مردم قرار داد». (رحمان: 10) یا «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جمیعا؛ او کسی است که آنچه را در زمین است، برای شما آفرید». (بقره: 29)
خدای تعالی خواسته است مردم از چیزهای پاکیزهای که در زمین روزیشان ساخته است، استفاده کنند و از سرکشی و طغیان دست بردارند: «کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَ لا تَطْغَوْا فِیهِ...» (طه: 81) تا گرفتار غضب الهی نشوند؛ غضبی که چه بسا به واسطه عوامل طبیعی چون زلزله، سیل و توفانهای بنیان برانداز، نمود پیدا خواهد کرد.
خدا، مردم را از خاک آفرید و وظیفه آباد کردن زمین را ـ که به نوعی مادرشان به شمار میرود ـ بر دوششان نهاد: «... هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها...» (هود: 61) تا از محصولات زمین، از دانهها و میوهها و مانند آنها ارتزاق کنند و ادامه حیات دهند.
از آنجا که وظیفه آدمیان، آباد کردن زمین است، هر کاری که موجب آسیبرسانی یا نابودی زمین و عناصر اصلی و مفید آن شود، خلاف خواست خدا و محکوم است. بنابراین، رعایت اعتدال در بهرهوری از عناصر طبیعت و محیط زیست در هر زمان ضروری است. چنانکه در آیات کریمه دیگری، به صراحت، آنان را از ویرانگری و فسادانگیزی در زمین بازداشته است: «وَ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها» (اعراف:56) و «وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ». (اعراف:74)
آیا هیچ گاه ندای اصلاحگرانه الهی، پردههای دل مستکبران منافقصفت را
که کره زمین را به انواع فسادهای خود آلودهاند، لرزانیده است؟ به راستی که خیر؛ چه آنکه آنان به نیرنگ، فقط خود را اصلاحگر میدانند: «وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ لاتُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ.» (بقره: 11) بنابراین، انسان مسلمان که به خدا و روز جزا اعتقاد دارد، باید خود را در برابر خاک نیز مسئول بداند و با استفاده بیحد و حصر از کودهای شیمیایی یا ریختن فاضلابها و زبالههای تجزیهناپذیر و صنعتی، جلو حاصلخیزی خاک را نگیرد و آن را چنان که قرآن میفرماید، به شوره زار خبیث تبدیل نکند که چنین زمینی جز گیاه ناچیز و بیارزش نمیرویاند: «وَ الَّذِی خَبُثَ لایَخْرُجُ إِلّا نَکِدا».(اعراف: 58)
«خاک، موجودی است زنده که اگر از مواد کانی، فلزات، شبه فلزات و به طور کلی مواد معدنی سرشار باشد، میگوییم این خاک، غنی است و اگر فاقد مواد معدنی کافی باشد، فقیر نامیده میشود. متأسفانه آلودگی شدید محیط زیست در دهههای اخیر در بسیاری از مناطق جهان، زندگی را از خاک گرفته و آن را عقیم و سترون ساخته است».(1)
از دیدگاه قرآن کریم، زمین زنده است و روزی فرا خواهد رسید که در آن روز سخن خواهد گفت و حتی خاکی که در اعماق اقیانوسهاست، آنچه را بر او گذشته است، فاش خواهد ساخت. اگر انسان مسئولیت خود را در قبال او به درستی انجام داده باشد، سخن زمین به صلاح انسان خواهد بود وگرنه به امر الهی، کردار زشت انسانها را در آلودن دامان خود و انجام معصیت بر ملا
1) سیدمحمد حکیمی و فروغ هاشمی، مقاله «اثر خاک پاک زنده در از بین بردن آلودگیهای محیط زیست»، در مجموعه مقالات اولین همایش اسلام و محیط زیست، سازمان حفاظت محیط زیست، 1378، چ 1، ص 407.
و از آنها شکایت خواهد کرد:
إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها وَ قالَ الْاءِنسانُ مالَها یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحی لَها. (زلزله: 1 ـ 5)
آنگاه که زمین به لرزش [شدید] خود لرزانیده شود و بارهای سنگین خود را برون فکند و انسان گوید: [زمین] را چه شده است؟ آن روز است که [زمین ]خبرهای خود را بازگوید، [همان گونه] که پروردگارت بدان وحی کرده است.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در سفارشی نسبت به زمین چنین فرمود:
تَحَفَّظُوا مِنَ الْأَرْضِ فَإِنَّها أُمُّکُمْ وَ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَحَدٍ عامَلَ عَلَیها خَیْرا أَوْ شَرّا إِلّا وَ هِیَ مُخْبِرَةٌ بِهِ.(1)
زمین را حرمت نهید و از آن حفاظت کنید؛ که آن مادر شماست و هیچ کس بر آن خیر و شری انجام نمیدهد جز آنکه [در قیامت ]بدان خبر دهد.
بنابر اعتقاد ادیان آسمانی به ویژه اسلام، انسانها پس از مرگ به اصل خویش (خاک) بازمیگردند و در آن دفن میشوند: «مِنْها خَلَقْناکُمْ وَ فِیها نُعِیدُکُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُکُمْ تارَةً اُخْری؛ از این [زمین]، شما را آفریدهایم. در آن، شما را بازمیگردانیم و بار دیگر شما را از آن بیرون میآوریم». (طه: 55)
دفن مردگان در خاک به منظور رعایت احترام میّت است؛ چه آنکه دفن نکردن مرده موجب میشود جنازه روی زمین، محل رشد و انتشار میکروبها و کرمها شود یا طعمه حیوانات درنده قرار گیرد که همه اینها چهره زشتی از وی بر جای مینهد و موجب تنفر و بیماری مردم خواهد شد. در مقابل،
1) کنز العمّال، ج 16، ص 3؛ نهج الفصاحة، ج 1، ص 46.
بازگشت مرده به خاک موجب میشود که مواد آلی بدنش به سرعت به وسیله باکتریهای موجود در خاک تجزیه شود و خاک برای کشت و زرع و استفادههای دیگر فراهم گردد.
شکی نیست که یکی از منابع آلودگی هوا، دفن نکردن جنازهها، بلکه سوزاندن آنهاست که در برخی نقاط مرسوم است؛ چه آنکه چنین عملی موجب تولید دود و خاکستر و گازهای زیانآور دیگر میشود.
یکی از احکام فقهی اسلام، «تیمّم» است که در صورت دسترسی نداشتن به آب یا زیانمند بودن به کار بردن آب در وضو و غسل، واجب است خاک پاک را جانشین آب کنیم. قرآن کریم این دستور را چنین بیان داشته است:
ای کسانی که ایمان آوردهاید! در حال مستی به نماز نزدیک مشوید تا بدانید چه میگویید و هنگامی که جُنُب هستید ـ مگر اینکه مسافر باشید ـ تا غسل کنید و اگر بیمار بودید یا مسافر یا قضای حاجت کردهاید یا با زنان آمیزش داشتهاید و در این حال، آب [برای وضو یا غسل ]نیافتید، با خاک پاکی تیمّم کنید، [به این صورت] که صورت و دستهایتان را با آن مسح کنید. خداوند، بخشنده و آمرزنده است. (نساء: 43)
در اینجا نیز بر مطهر بودن خاک ـ مانند آب ـ تأکید(1)و یکی از احکام مهم فقهی بر آن مبتنی شده است.
باید توجه داشت که خاک تیمّم کاملاً پاک باشد، همان طور که قرآن در تعبیر جالب خود میگوید: «طیّبا». قابل توجه اینکه تعبیر به «صعید» ـ در آیه
1) امام صادق علیهالسلام میفرماید: «خدای عزوجل خاک را نیز همچون آب، پاککننده قرار داده است.» میزانالحکمة، ج 7، ص 3320
شریف ـ که از ماده «صعود» گرفته شده، اشاره به این است که بهتر است خاکهای سطح زمین ـ به ویژه بلندیها ـ برای این کار انتخاب شود؛ همان خاکهایی که در معرض تابش [مستقیم] آفتاب و مملو از هوا و باکتریهای میکروبکش است. اگر چنین خاکی، طیّب و پاکیزه نیز بود، تیمّم با آن میتواند انواع آلودگیها را از بین ببرد؛ بدون اینکه کمترین زیانی داشته باشد.(1)
خاک، نخستین و گرانبهاترین ماده تشکیل دهنده کره زمین و منبع همه برکات، گیاهان، معادن و محل ذخیره آبها و منشأ منابع غذایی و گاهواره زندگی انسان است. با این حال، سالیانه 5/1 میلیون هکتار در کشورمان به سطح بیابانها افزوده میشود و تپههای عظیم شن را درست میکنند. در هر دقیقه، 200 تُن خاک از سطح مزارع، مراتع و جنگلها راهی دریاها، دریاچهها و پشت سدها میشود و در واقع، هر ساله در ایران به طور مستمر حدود 15 تُن در هکتار خاک بر اثر فرسایش آبی شُسته میشود که به معنای از دست دادن 76 کیلوگرم ازت، 24 کیلوگرم فسفر و 8 کیلوگرم پتاس در هکتار است. اگر قیمت مواد غذایی داخل خاک را حساب کنیم، سالانه حدود 6/7 میلیارد دلار از مواد غذایی داخل خاک را از دست میدهیم.(2)
لطفا به این نمونههای عینی در دسترس نیز توجه کنید. اگر اینها بیاحترامی (عدم مواظبت) نیست، پس چیست؟
نمونه اول
«مهمترین مشکل آینده ما در کنار آلودگی هوا، به خطر افتادن سلامت زمین و خاکی است که روی آن زندگی میکنیم. نظم محیط زیست جهان پس از انقلاب صنعتی به هم خورده و به ویژه استخراج بیرویه معادن، زمین و خاک را به شدت آلوده کرده است. این مسئله بر سلامت انسان نیز تأثیر گذاشته و نظم بدن وی را مختل کرده است. اکنون در وضعیتی هستیم که سفرههای آب زیرزمینی و زمینهای کشاورزی آلوده شده و انسان را نیز بیمار کردهاند. باید ببینیم با زمین خود چه کردهایم که با ما اینگونه برخورد میکند؟(1)
نمونه دوم
«فاضلابی که از سطح شهر تهران جمعآوری میشود و به جنوب تهران میرسد، مشتمل بر فاضلاب رستورانها و بعضی از کارگاهها و... است... در این فاضلاب، پسماند صنایع مختلف مثل روغنکشی و ریختهگری وجود دارد. مسئله مهم، فلزات سنگین موجود در این فاضلابهاست. متأسفانه فلزات سنگین، هم در گیاه و هم در بدن انسان و در بعضی اندامها مثل کبد تجمع پیدا میکنند و منجر به بیماری سرطان میشوند... اغلب عوامل میکروبی مثل باکتریها و تخم انگلها وارد گیاهان میشوند و روی گیاه تجمع میکنند، اما مشکل عمده، فلزات سنگینی است که ذره ذره در گیاه و خاک جذب شده و
1) بخشی از مصاحبه دکتر فاطمه جوادی، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، روزنامه ایران، 3/2/1385، ش 3450، ص 6 .
سپس وارد بدن ما میشوند».(1)
نمونه سوم
«مردم اگر بدانند که همین شیرابه زبالهها چه تهدید وحشتناکی برای زمین و منابع آبی زیرزمینی ایجاد میکند و 118 نوع بیماری از زباله به انسان منتقل میشود، در آن صورت، اقدام صحیح و درستی در ارتباط با پسماندها انجام خواهند داد. متأسفانه در «کهریزک» بیش از 40 سال است که زبالههای تهران بدون هیچگونه دیدگاه بهداشتی و مهندسی توسط گذشتگان دفن شده است، 500 هکتار از زمینهای «کهریزک» به صورت یک غده سرطانی درجنوب تهران، سلامت پایتخت را تهدید میکند. بیش از 10 میلیون تُن گاز متان در آنجا انباشته شده و بیش از 150 متر مکعب شیرابه در آنجا وجود دارد که همین طور در حال افزایش است و این قطعا سلامت جامعه، آب، خاک و محیط زیست را تهدید مینماید».(2)
خدای تعالی، زمین را پاک و پاکیزه قرار داده است، چنان که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود:
جُعِلَتْ لِیَ الْأَرْضُ کُلُّها وَ لِأُمَّتِی مَسْجِدا وَ طَهُورا.(3)
تمام زمین برای من و امتم سجدهگاه و پاک و پاکیزه قرار داده شده است.
حضرت امام خمینی رحمهالله در توضیح عرفانی این حدیث چنین نوشته
است:
اهل معرفت الهیّة چون مشاهده کردند که عالَم، مسجد ربوبیت است، باید مراقبت کنند که با طهارت و صفای باطن در آن قدم نهند که بساط مقدس حق را غیر مطهرین نتوانند پای نهاد و بار مجالست با او را جز به صدیقین و مخلصین ندهند.(1)
از این رو، در فقه شیعه، سجده کردن جز بر خاک پاک و آنچه از خاک برمیآید، به جز خوردنی و پوشیدنی، روا نیست و چنین حکمی، خود، تلمیحی بر وظیفه پاکیزه نگه داشتن خاک به طور اعم وخاک سجده (سجدهگاه) به طور اخص دارد؛ چه آنکه پاکیزگی از شعارهای اصیل اسلامی است: «النّظافةُ مِنَ الایمانِ».(2)
حضرت علی علیهالسلام نیز میفرمود: «نَهی رَسُولُ اللّهِ صلیاللهعلیهوآله أَنْ یُلْقَی السَّمُّ فِی بِلادِ المُشْرِکِینَ؛ رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از مسموم کردن شهرهای مشرکان نهی کرده است.»(3)این سخن عمومیت دارد و شامل آب و خاک و هر چیز دیگری میشود. به قیاس اولویت نیز فهمیده میشود وقتی مسموم کردن آب و خاک شهرهایی که مشرکان در آن زندگی میکنند، حرام و ممنوع است، به طریق اَوْلی، مسموم کردن آب و هوا و خاک و گیاهان شهرهای محل سکونت مسلمانان، حرام و ممنوع است.
در فقه اسلامی، زمین یکی از مطهرات شمرده شده(1)و در روایت است که «پارهای از زمین پاره دیگر را پاک میکند.»(2)به همین دلیل، از خاک همچون مادهای پاککننده برای تطهیر «ولوغ»(3)از ظرفها، استفاده میشود.(4)
خاک پاک و زنده به خاطر داشتن باکتری فراوان میتواند آلودگیها را از بین ببرد و چه بسا اگر این خاصیت در خاک نبود، کره زمین در مدت کوتاهی مبدّل به یک کانون عفونت میشد. بنابراین، خاک پاک زنده نه تنها آلوده نیست، بلکه از بینبرنده آلودگیهاست و میتواند از این نظر تا حدودی جانشین آب شود؛ با این تفاوت که آب، حلّال است؛ یعنی میکروبها را حل کرده و با خود میبرد، ولی خاک، میکروبکُش است. اهمیت خاک پاک زنده در محیط زیست به سه دلیل غیرقابل انکار است:
1) ر.ک: رسالههای عملیه مراجع عظام.
2) «إِنَّ الْأَرْضَ تُطَهِّرُ بَعْضُها بَعْضا». فروع کافی، ج 3، ص 38، ح 2.
3) لیسیدن، دهان زدن سگ.
4) ر.ک: رساله توضیح المسائل امام خمینی، مسئله 150.
5) چنان که در روایتی گذشت: «پارهای از خاک پارهای دیگر را پاک میکند».
6) مقاله «اثر خاک پاک زنده در از بین بردن آلودگیهای محیط زیست»، مجموعه مقالات اولین همایش اسلام و محیط زیست، صص 405و406.
فصل سوم: کشاورزی
زیر فصل ها
تعریف و اهمیت کشاورزی
فضیلت کشاورزی در اسلام
فضیلت کشاورزی در سیره رسول خدا صلیاللهعلیهوآله
«کشاورزی را میتوان به معنای ایجاد هرگونه تغییردر زیستگاههای طبیعی یک منطقه برای به دست آوردن محصولات گیاهی یا دامی و متفاوت از آنچه در اکوسیستمهای طبیعی متداول است، تعریف [کرد]. این تغییر و تحول در اکوسیستمهای طبیعی برای افزایش توده زنده قابل برداشت، نیازمند جریانی از نیروی به کار برده شده توسط انسان است که در طول سال و با فواصل زمانی مختلف، سیستم را از بازگشت به حالت طبیعی (اولیه) خود، از نظر اجزای سیستم باز میدارد. برای مثال، عملیات شخم زمین، وجین علفهای هرز، استفاده از آفت کشها، کودها و آبیاری».(1)
در متون دینی، اولین نشان از کشاورزی و دامداری را در زندگی فرزندان حضرت آدم علیهالسلام میتوان سراغ گرفت. گرچه در قرآن به این امر تصریح نشده و در آیه 27 سوره مائده، تنها از پذیرش قربانی یکی از آنان و ردّ قربانی دیگری سخن رفته است، ولی در احادیث، ذیل همین آیه به دامدار بودن هابیل و کشاورز بودن قابیل تصریح(2)و در تورات داستان به تفصیل بیان شده است:
«هابیل به گلهداری پرداخت و قابیل به کشاورزی مشغول شد. پس از مدتی، قائن هدیهای از حاصل زمین خود را به حضور خداوند آورد. هابیل نیز چند رأس از نخست زادگان گله خود را ذبح کرد و بهترین قسمت گوشت آنها را به خداوند تقدیم نمود. خداوند، هابیل و هدیهاش را پذیرفت، اما قائن و هدیهاش را قبول نکرد. پس قائن برآشفت و از شدت خشم سرش را به زیر افکند».(1)
بر پایه برخی روایات،(2)چون خداوند، آدم ابوالبشر را از بهشت برزخی راند و او پا به عرصه زمین نهاد، احساس گرسنگی کرد. حضرت جبرئیل علیهالسلام از آسمان فرود آمد و کشاورزی و درختکاری را بدو آموخت و این روش را پیامبران پس از وی، یکی پس از دیگری برگزیدند، به جز حضرت ادریس علیهالسلام که خیاطی پیشه کرد.
حدود 550 آیه در قرآن مجید، به صورتی با کشاورزی مرتبط است، که نزدیک به نه درصد کل آیات قرآنی را دربرمیگیرد. کشاورزی یکی از استوانههای عمران و آبادانی هر کشور و شاهرگ حیات اقتصادی آن است. بیجهت نیست که در برخی روایات، از تنی چند از معصومان، از جمله رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله آمده است: «هر کس آب و خاک داشته باشد و با این حال فقیر بماند، خدا او را از رحمت خود دور کند».(3)
تولید محصول از زمین، به ویژه برنج و گندم و دیگر حبوبات که برای ادامه حیات نسلها لازم است، فرایند دشوار و پیچیدهای است. آفتاب باید بتابد. آبهای پهنه اقیانوسها و دریاها بخار شوند و سپس به وسیله بادهای مژدهبخش به هر طرف پراکنده گردند و در نهایت، به صورت قطرههای باران بر زمین فرود آیند و در دامن زمین و چشمهها و چاهها و رودهای آن به جریان افتند. زمین نرم و بارانخورده به وسیله کشاورزان زیر و رو (شخم) میشود. سپس دانهپاشی میکنند. آنگاه دانهها، دل خاک را میشکافند و ریشه در زمین فرو میبرند و شاخه و ساقه از آن سر برمیآورند. در نهایت، به برگ و بار مینشینند و پس از گذراندن دوره داشت و برداشت، فراوری میشوند و به مصرف غذای انسان میرسند.
قرآن کریم، رویش را فعل خدا میداند، نه کار بشر؛ همان سان که گردش ابر و بارش باران را. در واقع، خداوند، رویانیدن و به ثمر نشاندن بوتهها و زراعت را سامان میدهد و به پایان میبرد و آدمیان فقط ابزار این کارند؛ فقط میکارند، آبیاری میکنند و در حراست از آن میکوشند. به دیگر سخن، زراعت از آن خدا و کشت، کار بندگان خداست:
أَفَرَأَیْتُمْ ما تَحْرُثُونَ ءَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّارِعُونَ لَوْ نَشآءُ لَجَعَلْناهُ حُطامًا فَظَلْتُمْ تَفَکَّهُونَ. (واقعه: 63 ـ 65)
آیا آنچه را کشت میکنید، ملاحظه کردهاید؟ آیا شما آن را [بییاری ما] زراعت میکنید یا ماییم که زراعت میکنیم؟ همانا اگر بخواهیم، خاشاکش میگردانیم. پس در دریغ و تعجب میافتید.
در قرآن، کشاورزی، نعمتی ارجمند دانسته شده و از محصولات زراعی با
نام «حرث»،(1)از برداشت دانه و محصول زراعی با عنوان «حصاد»،(2)از خوشه محصولاتی چون گندم با نام «سنبل»(3)و از خود دانه به عنوان «حبّه»(4)و از برخی محصولات کشاورزی به نیکی یاد شده است و این همه، فضیلت و ارجمندی این شغل شریف را میرساند.
الف) ارتباط شگفت آب و خاک
قرآن کریم درباره رابطه شگفت آب و خاک و همدلی این دو منبع حیات آفرین الهی در تولید محصولات کشاورزی، مردم را به بازنگری در غذای خود فرا میخواند و از برخی از این محصولات پاکیزه و خوشگوار یاد میکند:
پس آدمی باید به غذای خود بنگرد. ما آب را از آسمان به صورت بارشی فرو ریختیم. آنگاه زمین را با شکافتنی [لازم] شکافتیم و در آن دانه[ها ]رویاندیم و انگور و سبزی و زیتون و خرما و باغهای [با درختان ]در هم تنیده و میوه و چراگاه تا وسیله استفاده شما ودامهاتان باشد.(5)
اگر با تدبّر و اندیشه در قرآن ملاحظه کنیم، در مییابیم که خداوند، واژه «حَبّ» و «نَوی» را در مواردی به کار برده است که میخواهد نعمت، کرم، علم، قدرت، وحدانیت، عدالت و لطف خود را به بندگان یادآور شود. به این نمونه بنگرید:
إِنَّ اللّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوی یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَیِّ ذلِکُمُ اللّهُ فَأَنّی تُؤفَکُونَ. (انعام: 95)
همانا خدا، شکافنده دانه و هسته است. زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون میآورد. چنین است خدای شما. پس چگونه [از حق] منحرف میشوید؟
خدای متعال در این آیه شریف، خردمندان و صاحبان فطرتهای پاک را مخاطب ساخته است و به ایشان اعلام میدارد تنها اوست که میتواند دانهها و هستهها را در زیر خاک بشکافد و چیزی را از نقیضش بیافریند.
فخر رازی در این باره بیانی لطیف دارد:
آنگاه که دانه یا هسته در زمین نمناک جای گیرد و زمانی معین بر آن بگذرد، خداوند شکافی در قسمت بالا و شکافی در قسمت پایین آن پدید میآورد. از شکاف نخست، ساقه برمیآید و به جانب بالا سرمیکشد و از شکاف دوم، ریشه پدید میآید و به طرف عمق زمین پیش میرود. این صحنه، شگفتیهایی به همراه دارد؛ یکی آنکه خاک درونی زمین سخت است و نفوذ در آن، دشوار و گاه به گونهای است که کارد آهنی تیز نیز در آن فرو نمیرود، اما با این حال، ریشههای نرم و لطیف و نازک ـ به طوری که اگر آنها را میان دو انگشت بفشاریم، آب میشوند ـ از میان این خاکهای سخت میگذرند و در اعماق آن پخش میشوند و این جز با تقدیر الهی امکانپذیر نیست. و از همین روی، خداوند در پایان آیه، انکار پروردگار را قبیح و بیشرمانه دانسته است.(1)
ب) روش نگهداری حبوبات
بیگمان، کشاورزی مراحلی دارد: کاشت، داشت و برداشت و سپس ذخیرهسازی غلّات و حبوبات برای مصرف سالهای آینده و به ویژه برای آماده شدن در رویارویی با پدیده قحطی و خشکسالی که هرساله دهها گرسنه را راهی دیار نیستی میکند. خداوند در یکی از آیات، از قول یوسف صدّیق
1) تفسیر فخر رازی، ذیل تفسیر آیه 95 سوره انعام.
علیهالسلام، شیوه ذخیره سازی گندم را بدین منظور چنین بیان داشته است:
قالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَبًا فَما حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فی سُنْبُلِهِ إِلاّ قَلِیلاً مِمّا تَأْکُلُونَ. (یوسف: 47)
یوسف گفت: هفت سال پیاپی مثل همیشه کشت و زرع کنید و آنچه را درو میکنید، با خوشهاش کنار بگذارید، مگر اندکی که از آن میخورید.
دو تن از دانشمندان مصری در توضیح آیه چنین نوشتهاند: «خداوند در این آیه شریفه روشن ساخت که دانهها و غلّاتی چون جو و گندم اگر در خوشههای خود نگهداری شوند، سالیان دراز باقی میمانند؛ زیرا خوشهها مانع ورود هوا به درون خود میشوند و دانهها را از فاسد شدن و راه یافتن سوسک و پشه بدان حفظ میکنند. همچنین نمیگذارند رطوبت و حرارت بدانها راه یابد و گفتهاند که در سرزمین مصر، در روزگار حضرت یوسف علیهالسلام، غلّات دو سال بیشتر باقی نمیماند و خداوند از طریق یوسف بدیشان آموخت که با این شیوه میتوان غلات را تا پانزده سال نگهداری کرد. بیگمان، در آن روزگار میان آنان کسی نبود که این حقیقت علمی را بشناسد».(1)
ج) سیر دانه تا خوشه، نماد رشد اسلام و مسلمانان
پیامبرخدا در آغاز بعثت با انبوهی از مشکلات، چون گردنکشی ملحدان و سرکردگان شرک و بتپرستی و کارشکنی کافران روبهرو بود. بدینسان حضرت و یاورانش در آغاز دعوت، ضعیف مینمودند. پیامبر اسلام ندای «قُولُوا لا اِلهَ إِلاَّ اللّهُ تُفْلِحُوا» سر داد و بذر ایمان و خداپرستی را در دلهای مردان
1) عالم النبات فی القرآن الکریم، ص 85.
و زنان حقطلب کاشت. او در آشکار و نهان، آن را آبیاری و مراقبت کرد. به تدریج، این بذر ریشه دواند و ستبر شد و روی پای خود ایستاد، چنانکه هر بینندهای از مشاهده آن حیرت میکرد و کافران از دیدن آن به خشم و غضب میآمدند. قرآن کریم، این حقیقت را به صورت نمادی زیبا و مثلی لطیف چنین بیان داشته است:
محمد صلیاللهعلیهوآله، پیامبر خداست و کسانی که با اویند، بر کافران سخت گیر [و] با همدیگر مهربانند. آنان را در رکوع و سجود [بسیار] میبینی. فضل و خشنودی خدا را خواستارند. نشانه آنان بر اثر سجود در چهرههایشان است. این صفت ایشان است در تورات و مَثَل آنها در انجیل چون کشتهای است که جوانه خود برآورد و آن را مایه دهد تا ستبر شود و بر ساقههای خود بایستد و دهقانان را به شگفت آورد، تا از [انبوهی] آنان [خدا]، کافران را به خشم دراندازد. خدا به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، آمرزش و پاداش بزرگی وعده داده است. (فتح: 29)
به طور کلی، آیات فراوانی درباره کشاورزی و ارتباط آب و خاک و رویش گیاهان وجود دارد که یادکرد همه آنها و تذکر نکتههای درسآموزشان در این مجال ممکن نیست. با این حال، با تأمل در آنها به طور عموم، نتایج آشکار زیر به دست میآید:
رابطه شگفتآوری میان بارش باران، آب، خاک و رویش و پویش گیاهان وجود دارد که خداوند، آدمیان را به تأمل در آن فرا میخواند و این نظام شگفتانگیز را آیت وجود خود میداند.
باران، سهم اصلی و ممتازی در سرسبزی زمین و رونق کشاورزی دارد. آب، نعمت بزرگ الهی است که باید قدر آن را دانست و در مصرف درست و
بهینه آن کوشید.
هرگونه اسراف و تبذیر در استفاده از محصولات و فراوردههای کشاورزی و منابع طبیعی از قبیل آب و خاک جایز نیست و خداوند به شدت از آن نهی کرده است.
آدمیان باید بدانند که رویش گیاهان در پرتو بارش باران و زمینه مناسب و مساعد خاک و هوا، عملی است بسیار بزرگ که خداوند متعال انجام میدهد و سهم بشر در آن بسیار ناچیز است.
بر کشاورزان واجب است زکات و حق فقیران و مستحقان را از محصولات کشاورزی بپردازند تا خداوند به کشت و کارشان برکت عنایت فرماید.(1)
زیر فصل ها
الف) تشویق به کار کشاورزی
ب) کشاورزی، بهترین ثروت
الف) تشویق به کار کشاورزی
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله همواره اصحاب خود را به احیای طبیعت و عمران اراضی بایر سفارش میفرمود و دوست داشت که آنان به واسطه سرگرم شدن به کار، بهویژه پاکیزهترین کارها؛ یعنی کشاورزی، هم از سستی و تنبلی فاصله بگیرند و هم از این راه روزی حلال کسب کنند و از نظر اقتصادی نیز نیازمند این و آن نباشند. از این رو، در سخنی خطاب به یکی از یاران خود فرمود: «اَحیِ بلدکَ المیّت؛ زمین ناآباد شهر خود را آباد کن.»(2)در دستورالعملی همگانی نیز از آنان خواست که زمین زراعتی خود را بدون استفاده نگذارند:
«مَنْ کانَتْ لَهُ أَرْضٌ فَلْیَزْرَعْها؛ هر کس زمینی دارد، در آن کشاورزی کند».(1)
در روزگار آن حضرت که هنوز مردم از علوم و فنون کمتر بهره داشتند، زمینهای کشاورزی زیادی بیاستفاده مانده و به بیابانهای بزرگی تبدیل شده بود. حضرت برای تشویق مردم به سرمایهگذاری در این زمینها و در نتیجه، رونق گرفتن کار کشاورزی چنین اعلام داشت: «مَنْ اَحْیا ارضا مواتا فهوله؛ هر کس زمین مردهای را احیا سازد (آباد کند)، مالک آن خواهد بود».(2)
در نتیجه استقبال مردم از این آموزههای پیامبر، رفته رفته در قرون اولیه ظهور اسلام، کشاورزی رونق و گسترش یافت و تحولی عظیم در آن پدید آمد.
«رشد کشاورزی در قرون اولیه اسلام غیرقابل تردید است. بنا به نوشته جاحظ در قرن نهم میلادی، 360 نوع خرما در بازار بصره وجود داشته است، در حالی که یک قرن بعد، به نوشته ابن وحشیه در الفلاحة النبطیة، انواع خرما در عراق قابل شمارش نبوده است. به نوشته ابن رسته (اوایل قرن دهم میلادی)، 78 نوع انگور در حوالی شهر صنعا وجود داشته است. انصاری در توصیف شهر کوچکی در سواحل شمال افریقا در سال 1400 م. از مناطقی نام میبرد که 65 نوع میوه، 36 نوع گلابی، 28 نوع انجیر، 16 نوع زردآلو و میوههای دیگر تولید میکردند».(3)
ب) کشاورزی، بهترین ثروت
حضرت امیرمؤمنان علی علیهالسلام میفرماید: «از حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله پرسیده شد: کدام ثروت از همه بهتر است؟ فرمود: زراعتی که صاحبش آن را بکارد و از آن نگهداری کند و آن گاه که به ثمر رسید، درو کند و زکاتش را بدهد».(1)
در روایتی دیگر به همین مضمون، آن گاه که از حضرت پرسیدند کدام یک از اموال ما از همه بهتر است، پاسخ فرمود: الحرث(2)(کشاورزی).
حضرت در سخنی دیگر، استفاده انسانها، پرندگان و چهارپایان از حاصل کشت و کارش را برای وی صدقه معرفی فرموده است:
هر مسلمانی درختی بنشاند یا محصولی بکارد و انسان یا پرنده یا حیوانی از آن محصول بخورد، برای وی صدقه است.(3)
از این سخن و سخنانی از این دست به روشنی استفاده میشود که کشاورزی، بستر مناسبی برای خدمترسانی به مردم است. کشاورزان در شمار خدمترسانان به همه موجوداتند که خدا و رسولش، بر خدمت آنان مهر تأیید زده و پاداشی بزرگ برای آنان در نظر گرفتهاند: پاداش متصدّقین.
از آن حضرت نیز نقل است که فرمود: «صدقه بدهید و آن را کوچک مشمارید.» گفتند: بر چه کسی ای فرستاده خدا؟ فرمود: «به مردم اسیر، درمانده و نیازمند.» پرسیدند: کدام یک از اموال ما برای پرداخت صدقه بهتر است؟ فرمود: «کشت
و دام».(1)
حضرت امام صادق علیهالسلام فرمود:
خداوند، روزی پیامبرانش را در کشاورزی و دامداری قرار داد تا بارشهای آسمان را ناخوش ندارند.(2)
حضرت در سخنی دیگر قریب به همین مضمون فرمود:
خدای عزّوجلّ، کشاورزی را برای پیامبران خود برگزید تا بارش آسمان را ناخوش ندارند.(3)
همچنین آن حضرت، تمام پیامبران ـ به جز حضرت ادریس ـ را کشاورز معرفی فرموده است. «یزید پسر هارون واسطی از امام صادق علیهالسلام درباره برزگران پرسید. حضرت فرمود: آنان کشتکاران گنجهای خداوند در زمین اویند. در میان کارها هیچ کدام نزد خداوند محبوبتر از کشاورزی نیست و خداوند هیچ پیامبری نفرستاد جز آنکه کشاورز بود، به جز ادریس علیهالسلام که خیاط بود».(4)
به نظر میرسد که نسبت دادن کشاورزی به رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از باب شمول یا تغلیب است؛ چه آنکه ممکن است در نظر امام، کشاورزی اعم از دامداری تلقّی شده باشد.
در تاریخ زندگی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، از دامداری ایشان در برههای کوتاه یاد شده، ولی نقل نشده که حضرت اختصاصا به کار کشاورزی نیز
پرداخته است.
حضرت امام صادق علیهالسلام در سخنی، سفارش رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به امیرمؤمنان نسبت به کشاورزان را چنین بیان داشته است:
وَصّی رَسُولُ اللّهِ عَلِیّا عِنْدَ مَوْتِهِ، فَقالَ: یا عَلِیُّ! لا یُظْلَمُ الْفَلاّحُونَ بِحَضْرَتِکَ... .(1)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله هنگام مرگ، به حضرت علی علیهالسلام درباره کشاورزان چنین سفارش کرد: ای علی علیهالسلام ! تا تو هستی، به کشاورزان ستم نشود... .
چنین سفارشی از حساسیت فوقالعاده کشاورزی و ارجمندی قشر زحمتکش کشاورز در چشم و دل حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله حکایت دارد. امید که این سفارش پیامبر مهربانی و رحمت، همیشه آویزه گوش دولتمردان ما باشد.
چون در صدر اسلام، مسئله آلودگی آب و خاک مطرح نبوده، در سخنان رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، چیزی در این زمینه مطرح نشده است. با توجه به قواعد کلی که پیشتر گذشت، مانند «قاعده لاضرر»، «قاعده تسبیب» و امثال آن، اگر امروزه به دلیل به کارگیری کودهای شیمیایی، آفتکشها و مانند آن، به آب و خاک و هوا و تنوعزیستی موجود آسیب وارد شود، افزون بر آنکه این کار از نظر شرعی، حرام است، از نظر حقوقی و قانونی نیز قابل پیگیری است و شخص خسارتزننده باید آن را جبران کند.
1) کافی، ج 5، ص 284؛ میزان الحکمة، ج 1، ص 38.
فصل چهارم: درخت و گل و گیاه (چشمانداز سبز)
زیر فصل ها
منافع درخت
منافع جنگل و مرتع
منافع گلها و گیاهان
درخت و گیاه در قرآن
جایگاه درخت و گل و گیاه در سیره رسول خدا صلیاللهعلیهوآله
ارجمندی گلها در نگاه پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله
«درختان از میلیونها سال پیش چون کارگاه بزرگی، هوای کره زمین را طبق سلیقه و خواسته جانداران پالایش کردهاند و در این رهگذر همه چیز نیز به آنها دادهاند. انسان در دوره آغازین حیات خود، میوه درختان را میخورد و با پوست و برگ درختان، خود را میپوشاند. در پناه درختان جنگل، از سرما و گرمای بسیار و از باد و باران در امان بود و هنگام ترس به سوی آن میدوید و از بیم درندگان، بالای درخت میرفت و در لابهلای شاخههایش پنهان میشد. سیل و توفان و تندر هم با وجود جنگلهای انبوه، کارآیی چندانی نداشتند. از همان دوران کهن، انسان به درخت وابسته شد، چنان که اکنون نیز نمیتواند از آن بینیاز باشد».(1)
«از جنگلها به عنوان تفرّج، کانکنی، به دست آوردن هیزم، الوار و فرآوردههای کاغذی استفاده میشود و... درختان، شفادهندگان بزرگ طبیعتند؛
1) هما کبیری، مقاله «ریههای سبز کره خاکی»، جام جم، سه شنبه 19 اسفند 1382، سال چهارم، ش 1102.
آنان با تأثیر گذاردن روی باد، دما، رطوبت و بارندگی، به کنترل اقلیم کمک میکنند. درختان در بازسازی جهانی آب، اکسیژن، کربن و ازت شرکت دارند. جنگلها، آب را جذب کرده، نگه میدارند و به آرامی رها میسازند. در نتیجه، فرسایش و سیل را کاهش داده و اجازه میدهند که آب به سفرههای آب زیرزمینی نفوذ کند. به علاوه جنگلها، زیستگاههایی برای حیات وحش و مراتعی برای دامها فراهم آورده، در جذب برخی از آلایندههای هوا و سر و صدا کمک کرده و روان انسان را با فراهم آوردن گوشه عزلت و زیبایی متمکن میسازند... تمام این اعمال حساس به وسیله انرژی خورشیدی بر اساس خودابقایی و بدون هزینهای برای ما انجام میپذیرد».(1)
«یک هکتار مرتع با پوششی از گلها و گیاهان متنوع خودرو قادر است تا بالای دو تن اکسیژن ناب و جانفزا برای استمرار حیات انسانها تولید کند. به اعتقاد دوستداران منابع طبیعی و شیفتگان شکوه علفزاران، یک هکتار مرتع مملو از گلهای وحشی و خودرو سالانه تا دو هزار متر مکعب ریزش باران فصلی را در خود ذخیره میکند و نمیگذارد سیلابهای سرکش پس از هر بارندگی شدید به کاشانه و عرصههای کشت و کار زراعی افراد بومی چنگ انداخته و به یک باره مرگ و نیستی به جای گذارد. ... جنگلها و مراتع، یکی از منابع مهم تجدیدشونده هر کشور و زیربنای توسعه اقتصادی و اجتماعی میباشند که نابودی تدریجی آنها موجب فنای سایر عوامل حیاتی از قبیل آب، خاک و موجودات وابسته به آنها و در نهایت، گسترش بیشتر آلودگی
1) پروفسور جی. تی میلر، زیستن در محیط زیست، ترجمه: مجید مخدوم، ص 315.
هواست».(1)
«وجود گلها و گیاهان چه در گلدان و جعبهای کنار پنجره آپارتمانهای شهری و چه در یک باغ حومه شهر، بر کیفیت زیبایی محیطی که مردم در داخل یا خارج آن زندگی، کار یا استراحت میکنند، میافزاید. زندگی در کنار گیاهان برای انسان، فواید مثبت روانی و فیزیولوژیکی دارد. به عنوان مثال، شواهد نشان میدهند آن دسته از بیماران بستری در بیمارستانها که از پنجره، چشماندازهایی به مناظر طبیعی داشتهاند، نسبت به بیمارانی که رو به دیوار قرار گرفته بودند، بعد از جراحی، مسکّن کمتری مصرف کرده و مدت کوتاهتری بستری بودهاند. سایر مطالعات به نقش مثبت گیاهان در کاهش فشارهای عصبی اشاره میکنند.
گیاهان با کاستن از مصرف انرژی و ذخیره کردن منابع طبیعی، در حفظ محیط زیست مفیدند. استفاده از گیاهان، اقتصادیترین شیوه برای تغییر خُرد اقلیم اطراف بناهاست. تعبیه صحیح درختان، درختچهها و گیاهان کوتاه پوششی اطراف خانهها و ساختمانها میتواند هزینههای گرمایش و سرمایش را از طریق کنترل اثر خورشید و باد کاهش دهد. سایه درختان میتواند مقدار الکتریسیته لازم را برای به کار انداختن دستگاههای تهویه هوا 10 تا 50 درصد کاهش دهد و از این طریق، از انتشار دی اکسید کربن ناشی از آن بکاهد.
1) محمدرضا اسماعیلپور، «مراتع و عرصههای گیاهی و کوهستانی، بستر استوار حیات و بنیان توسعه پایدار سلسله گزارش»، اطلاعات، سهشنبه 15 دی 1383، ش 23247.
مطالعات مقدماتی نشان دادهاند گیاهان برگ زینتی که به روشی صحیح در ساختمانها و منازل تعبیه ونگهداری میشوند، میتوانند کیفیت هوای داخل ساختمان را با کاهش دادن آلایندهها بهبود بخشند».(1)
با توجه به اهمیت بالا و والای درختان، جنگلها، بوتهزارها و مرتعها در حفظ سلامت جسمی و روانی انسان و تأمین علوفه دامها و اثرگذاری سودمند بر منابع آب و خاک و دهها منافع دیگر، حفاظت از این ثروت بیبدیل خدادادی و تلاش در جهت گسترش آن از وظایف ملی و شرعی ملت مسلمان به ویژه دلسوزان منابع طبیعی و دستاندرکاران مسائل زیستمحیطی به شمار میرود.
قرآن کریم از پوشش گیاهی زمین همچون درختان، سبزهها و بوتهها فراوان یاد کرده و سودمندیهای زیادی را به آنان نسبت داده است. در اینجا برخی از این یادکردها را مرور میکنیم:
الف) گیاهان؛ جلوه حیات زمین
قرآن، زمین خالی از گیاه را مرده میداند که هیچ جنبش و حرکتی از آن برنمیخیزد. با این حال، همین که بادهای مژدهبخش، ابرهای پراکنده را به هر سو راندند و متراکم کردند و باران رحمت الهی همچون دم مسیحایی به این خاک عبوس و مرده رسید، گویی با رویش گیاهان و گلها در آن، روح حیاتی دوباره دمیده است، چنان که خداوند در قیامت مردگان را نیز بدین سان حیات
1) دایرة المعارف جامع علوم کشاورزی، ج 1، صص 369 و 370.
مجدد خواهد بخشید:
و اوست که بادها را پیشاپیش [باران] رحمتش مژده رسان میفرستد، تا آنگاه که ابرهای گرانبار را بردارند. آن را به سوی سرزمینی مرده برانیم و از آن باران فرود آوریم و هرگونه میوهای [از خاک] برآوریم. بدینسان مردگان را [نیز از قبرها] خارج میسازیم. باشد که یادآور شوید. (اعراف: 57)(1)
ب) گیاهان؛ شادی بخش و روح افزا
تماشای گلبرگهای لطیف و خوشرنگ، غنچههای زیبا و شکوفههای دلربا و چشمانداز زمرّدین بوستانها و مرتعها، انسان را غرق در شادی و سرور میکند و آرامشی معنوی به وی میبخشد. به همین دلیل، طبیبان، افسردگان را به تفرّج در بوستانها و گلزارها سفارش میکنند:
وَ تَرَی اْلأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَیْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ. (حج: 5)
و زمین را مرده و افسرده میبینی و چون آب باران بر آن فرو باریم، بجنبد و بردمد و انواع گیاهان زیبا و شادیآفرین برویاند.
«بهیج» به معنای خوشحال و شادمان و «زوج» در اینجا به معنای گونه و صنف است. تعبیر قرآن بسیار جذّاب و شاعرانه است؛ گویا که با بارش باران، زمین مرده به ناگاه جان میگیرد و از خواب مرگ برمیخیزد و به رقص و اهتزاز درمیآید. هرکس حالت این گلها و گیاهان را ببیند که در باد، دست افشان به این سو و آن سو حرکت میکنند، به نظرش میآید از سرزندگی دوباره به رقص و پایکوبی برخاستهاند. مشاهده چنین حالتی، بسیار دلانگیز و
1) نک: فاطر: 9؛ یس: 33؛ فصّلت: 39.
روحنواز و شادی بخش است.
این طراوت و نشاط گیاهان در انسان دل افسرده، انگیزه میآفریند و در وی روح نشاط میدمد و به آیندهاش امیدوار میسازد و به تلاش و کار وا میدارد. علامه شعرانی نوشته است:
خرّمی گیاه سبز و درخت و گل و شکوفه که در این آیات ذکر شده، در انسان رغبت و نشاطی به وجود میآورد که زمین را آباد کند و کشت و زرع بسیار شود و روزی مردم فراخ گردد.(1)
ج) جنگل و مرتع؛ آیه، نعمت و متاع زندگی
به طور کلی، از جنگل و مرتع در قرآن با واژههایی چون «نبات»، «زوج کریم»، «جنّات معروشات»، «جنّات الفاف»، «حدائق غُلْب»، «اَبّ» و «مرعی» یاد شده است. برخی از این یادکردها و نکتههای آموزنده آنها را مرور میکنیم:
اول:
وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجًا مِنْ نَباتٍ شَتّی کُلُوا وَ ارْعَوْا أَنْعامَکُمْ إِنَّ فی ذلِکَ َلآیاتٍ ِلأُولِی النُّهی. (طه: 53 و 54)
و از آسمان آبی فرود آورد. پس به وسیله آن، رستنیهای گوناگون، جفت جفت بیرون آوردیم. بخورید و دامهایتان را بچرانید که همانا در اینها نشانههایی برای خردمندان است.
این آیه متذکر میشود که جنگل و مرتع صرفاً برای استفاده انسان آفریده نشده است که هرگونه دلش خواست، در آن تصرف و آن را غارت کند؛ چه آنکه انعام نیز در آن سهمی دارند و از چرای در آن روزی، میخورند. ازاینرو،
1) نثر طوبی، ص 97.
حقّ این حیوانات زبانبسته باید محفوظ بماند.
افزون بر آن، عمل شگفتِ رویش گیاه و مرتع از خاک فسرده و مرده به برکت ابرها و باران و سپس استفادههای متنوع انسان و حیوان از نتیجه اعجاز آب و خاک، جای تأمل و عبرتآموزی دارد و فطرتهای پاک و حقیقتجو را به قدرت، علم و حکمت خدای آفرینشگر رهنمون میشود.
دوم:
وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَیْرَ مَعْرُوشاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُکُلُهُ وَ الزَّیْتُونَ وَ الرُّمّانَ مُتَشابِها وَ غَیْرَ مُتَشابِهٍ کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفینَ. (انعام: 141)
و اوست کسی که باغهایی با داربست(1)و بدون داربست(2)و خرما بُن و کشتزار با میوههای گوناگون آن و زیتون و انار شبیه یکدیگر و غیرشبیه پدید آورد. از میوه آن [باغها] ـ چون ثمر داد ـ بخورید و حقّ [بینوایان از] آن را روز بهرهبرداری از آن بدهید، ولی زیادهروی مکنید که او اسرافکاران را دوست ندارد.
مراد از «جنّات معروشات»، مجموعه درهم فشرده از درختانی است که سبزی آنها سطح زمین را میپوشاند. در روایت است که حضرت علی علیهالسلام آن را «مغروشات و غیرمغروشات» قرائت میکرده؛ یعنی او خداوندی است که باغهایی را که آدمیان در آنها درخت میکارند و بوستانهای خودرو
را آفرید که در این صورت، واژه «غیرمغروشات» به جنگلهای طبیعی اشاره دارد.
به هر ترتیب، از آیه استفاده میشود که جنگلها از نعمتهای خداوندی است که آنها را از سر لطف در اختیار آدمیان نهاده است و آنان نیز در استفاده از این نعمت الهی، باید حق دیگر نسلها را در نظر بگیرند و در استفاده از آن افراط (اسراف) نورزند؛ چه آنکه خدا، اسرافکاران را دوست ندارد.
سوم:
أَنّا صَبَبْنَا الْمآءَ صَبًّا ثُمَّ شَقَقْنَا اْلأَرْضَ شَقًّا فَأَنْبَتْنا فیها حَبّا وَ عِنَبا وَ قَضْبا وَ زَیْتُونا وَ نَخْلاً وَ حَدائِقَ غُلْبا وَ فاکِهَةً وَ أَبّا مَتاعا لَکُمْ وَ ِلأَنْعامِکُمْ. (عبس: 25 ـ 32)
ما آب را به صورت بارشی فرو ریختیم. آنگاه زمین را با شکافتنی [لازم] شکافتیم. پس در آن دانه رویاندیم و انگور و سبزی و زیتون و خُرما بُن و باغهای انبوه (جنگل) و میوه و مرتع [تا وسیله] استفاده شما و دامهایتان باشد.
در این آیات شریف، خدای تعالی در جملهای در نهایت اختصار، به زیبایی تمام، هر آنچه را انسانها در زندگی مادی خود برای ادامه حیات و در سلامت کامل زیستن بدان نیازمندند، بیان فرموده است:
آب پاکیزه؛ زمین حاصلخیز و قبل از آن، هوا به منظور واکنش این دو؛ حبوبات؛ انگور؛ سبزی؛ زیتون؛ خرما؛ میوه[های دیگر]؛ جنگل؛ مرتع و دام.
با این حساب آیا شایسته است که باز انسان ناسپاسی کند و آب پاک سطحی و زیرزمینی را به انواع آلودگیهای آلی و شیمیایی به ویژه کودهای شیمیایی و انواع آفتکشها بیالاید و سبزی و حبوبات و میوهها را با آنها
مسموم کند و به خورد خلق خدا دهد و پرندگان و حشرات و چهارپایان و موجودات زنده دیگر و در نهایت، حیات همنوعان خود را تا مرز انهدام و نابودی بکشاند؟ فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی اْلأَبْصارِ.
بر پایه روایات متعدد، پیامبر خدا و به پیروی از آن بزرگوار، امامان معصوم علیهمالسلام نیز همواره مؤمنان را به درختکاری تشویق میکردند و آن را عملی مقدس و دارای ثواب فراوان میدانستند و خود در این راه پیشگام بودند؛ زیرا از فواید بیشمار درختان و جلوههای شادیبخش و اندوهزدای سرسبزی و خرّمی آگاه بودند.
الف) تشویق به درختکاری
مَنْ... غَرَسَ غَرْساً... کانَ لَهُ أَجْرَاً جارِیاً مَاانْتَفَعَ بِهِ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ الرَّحْمنِ.(1)
هر کس درختی بکارد، تا زمانی که یکی از مخلوقات خدا از آن بهره بَرَد، خداوند به وی پاداش خواهد داد.
چنین روایاتی که به طور مطلق، انسانها را به درختکاری فرا میخوانند و برای آن پاداش منظور میدارند، شامل هرگونه درختی ـ مثمر و غیرمثمر ـ میشوند و نیز هرگونه استفادهای که مردم از آن ببرند؛ اعم از میوه، سایه، منظره دلگشا و هوای لطیف و سالم را دربرمیگیرند.
ما مِنْ مُسْلِمٍ یَغرِسُ غَرْساً إِلاّ کانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ بِقَدْرِ ما خَرَجَ مِن ثَمَرَةِ ذلِکَ الغَرْسِ.(2)
هر مسلمانی درختی بکارد، به تعداد میوه آن، برای وی پاداش خواهد بود.
حضرت در روایتی، چنان بر کاشت نهال تأکید میورزد که گویی در دنیا، هیچ عمل عبادی با آن برابری نمیکند:
إِنْ قامَتِ السّاعَةُ وَ فِی یَدِ أَحَدِکُمْ فَسِیلَةٌ فَإِنِ اسْتَطاعَ أَنْ لا تَقُومَ السّاعَةُ حَتّی یغْرِسُها، فَلْیَغْرِسْها.(1)
اگر عمر جهان پایان یابد و قیامت برسد و یکی از شما نهالی در دست داشته باشد، چنانکه به قدر کاشتن آن فرصت باشد، باید فرصت را از دست ندهد و نهال را بکارد.
بنا بر روایتی از امام صادق علیهالسلام، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درخت میکاشت و چنین نبود که تنها به کاشت درخت تشویق کند:
کانَ أَمِیرُالْمُؤمِنِینَ علیهالسلام یَضْرِبُ بِالْمَرِّ وَ یَسْتَخْرِجُ الْأَرَضِینَ، وَ کانَ رَسُولُ اللّهِ صلیاللهعلیهوآله یَمَصُّ النّوی بِفِیهِ وَ یَغْرِسُهُ، فَیَطْلُعُ مِنْ ساعَتِهِ... .(2)
امیرمؤمنان علی علیهالسلام پیوسته در زمین بیل میزد و زمین را آماده کشت میکرد و رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، هسته خرما را با آب دهانش مرطوب میکرد و میکاشت و در همان لحظه سبز میشد.
ب) پیروی از شیوههای علمی در درختکاری
در برخی روایات، به شیوههای علمی و صحیح کاشت درختان اشاره شده است. معصومان علیهمالسلام این سخنان را در شرایط زمانی و مکانی (اقلیمی) خاصی مطرح کردهاند، ازاینرو، نمیتواند قانون عام تلقّی شود، ولی
نشاندهنده این واقعیت است که درختکاری باید به شیوهای صحیح و مؤثر صورت گیرد تا درختان، کمبنیه و ضعیف، یا میوههایشان، ریز و کرمو و شاخههایشان، کمپشت نشود. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در سخنی فرمود:
برادرم، عیسی از شهری میگذشت که میوههای آن دیار کرم خورده بودند. مردم از این مسئله نزد حضرت شکوه کردند. فرمود: چاره این مشکل نزد شماست، حال آنکه خود خبر ندارید. شما مردمی هستید که هنگام کاشت نهال، فقط خاک پای درخت میریزید و نباید چنین کنید، بلکه سزاوار است ابتدا پای ریشه درخت آب بریزید. آنگاه خاک بپاشید تا میوههایتان کرمو نشود. پس آنان چنین کردند و مشکل برطرف شد.(1)
ج) ارزش اقتصادی درختکاری و باغداری
حضرت در پاسخ به این پرسش اصحاب که «بهترین ثروت» کدام است، چنین فرمود: «بهترین ثروت، کشاورزی است؛ اگر به طور صحیح انجام شود و هنگام برداشت محصول، زکات آن داده شود.» پرسیدند: پس از گوسفند (دامداری)، کدام ثروت بهتر است؟ فرمود: «درختان استوار و بلند خرما که در گِل و لای میرویند و درختانی که در بیابانهای خشک و تفتیده میوه میدهند (مانند زیتون). نخل، خوب درختی است. هرگاه کسی آن را بفروشد، پولش بهسان مشتی خاکستر در روزی توفانی است، مگر آنکه نخلی دیگر بکارد.»(2)بدینسان حضرت، کشاورزی و درختکاری را بهترین ثروت از نظر اقتصادی و درخت نخل و زیتون را بهترین دارایی معرفی فرمود.
د) بریدن درختان و نابودی جنگلها
چنانکه پیشتر یادآور شدیم، هر نعمتی را شکری لازم است و کفران نعمتهای الهی، حرام است و نعمت را به نقمت بدل میسازد. ازاینرو، بریدن درختان، نابود کردن جنگلهای انبوه و باستانی و چشمانداز سبز زمین و از کار انداختن ریههای تنفسی خاک و آدمیان، گناهی است بس بزرگ و نابخشودنی که روایات صریح و قواعد متعدد فقهی از آن نهی کردهاند.
مسئله ممنوع بودن بریدن درختان و نابودی جنگلها، در سیره حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله به صورت جدی مطرح است. حضرت در سخنی فرمود: «درختان مدینه نباید بریده شوند، جز به ضرورت».(1)
با آنکه در صدر اسلام، درخت سدر در منطقه حجاز فراوان بود، باز هم حضرت برای مراقبت از آن فرمود: «هر کس درخت سدری را ببرد، خداوند او را با سر در آتش دوزخ خواهد انداخت».(2)
در جنگها، بیشتر سربازان به رعایت موازین انسانی و زیستمحیطی چندان توجهی نمیکنند. ازاینرو، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله هرگاه گروهی نظامی را به سوی منطقهای گسیل میداشت، بدیشان چنین سفارش میفرمود:
از کشتن زنان، [نوزادان شیرخوار] و پیرمردان بپرهیزید و درختان، به ویژه درخت نخل را هرگز نبرید.(3)
درختان نخل را نسوزانید و در آب غرق نکنید. درختان میوه را نبرید و
کشتزارها را به آتش مکشید.(1)
حال، این سخنان را با عملکرد ارتش امریکا که داعیه دموکراسی و رعایت حقوق بشر و حقوق حیوانات و محیط زیست دارد، مقایسه کنید. این هم یک نمونه آشکار:
«...[در] جنگ ویتنام... . امریکاییان 19 میلیون گالن داروی شیمیایی نارنجی بر مناطق وسیعی از جنگلهای بارانزا پاشیدند تا دشمن را [با از بین بردن درختان انبوه جنگلی ]مشخص سازند. داروی دی اکسین یا اکسید نارنجی آلوده به دی اُکسین، یکی از سرطانزاترین عوامل شناخته شده میباشد... در سال 1986 م.،... کوهستانهای عظیم مانند گوژ دایناسورها به نظر میرسیدند که دوازده سال پس از پایان جنگ هنوز آثار سیاهی و سوختگی بر آنها ظاهر بود».(2)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به گلها و گیاهان معطر بسیار عشق میورزید. آن حضرت از گلها و گیاهان مفید به عنوان غذا و دارو استفاده میکرد و به دیگران نیز سفارش میفرمود. به همین دلیل، کتابهایی با عنوان «طبّ النبی» در دسترس است که دربردارنده راهکارهای درمان آن حضرت در زمان بیماری و روشهای استفاده از داروهای گیاهی در بهبود بیماریهاست. حضرت به عطرزدن در نماز و غیرنماز توصیه میکرد و خود نیز همیشه عطر میزد، چنانکه اگر از کوچهای میگذشت، آنان که عبورش را ندیده بودند، از بوی عطر حضرت، متوجه عبور وی میشدند. در اینجا بخشهایی از سخنان
حضرت را در زمینه ارزش گل و گیاه مرور میکنیم:
إِنَّ الرِّیحَ الطَّیِّبَةَ تَشُدُّ الْقَلبَ.(1)
بوی خوش [گلها و گیاهان]، دل را نیرومند میسازد.
مَنْ اَرادَ أَنْ یَشُمَّ رائِحَتِی فَلْیَشُمَّ الْوَرْدَ الْأَحمَرَ.(2)
هرکه بخواهد بوی مرا استشمام کند، پس گل سرخ را بو کند.
عَلَیْکُمْ بِالْمَرْزَنْجُوشِ فَشَمُّوهُ فَإِنَّهُ جَیِّدٌ لِلْخُشامِ.(3)
بر شما باد بهره بردن از گیاه مرزنگوش؛ آن را استشمام کنید که برای کَرْبویی(4)مفید است.
مَنْ سَقیْ طَلْحَةً... فَکَأَنَّما سَقی مُؤْمِناً مِنْ ظَمَأٍ.(5)
کسی که گیاه دارای گل و شکوفه... را آب دهد، مانند آن است که مؤمن تشنهای را سیراب کرده است.
آن حضرت، برترین رستنیها را گل سرخ و بنفشه میدانست و میفرمود: «عطر حورالعین، بوی آسه(6)است و فرشتگان بوی گل سرخ میدهند.»(7)میفرمود: «هرگاه به یکی از شما گلی دادند، آن را ببوید و بر دیده نهد، که آن از بهشت است و هرگاه به شما گلی [هدیه] دادند، رد نکنید».(8)
حضرت امام علی علیهالسلام میفرماید:
1) فروع کافی، ج 6، ص 510.
2) بحارالانوار، ج 76، ص 147؛ کشفالخفاء، ج 1، ص 259. شاید علت نامگذاری گل سرخ به «گل محمدی» همین سخن حضرت باشد.
3) بحارالانوار، ج 76، ص 147؛ نیز ج 59، ص 299؛ مکارم الاخلاق، ج 1، ص 107.
4) پزشکی آنوسمی، نابویایی، فقدان حسّ بویایی.
5) وسائل الشیعه، ج 12، ص 25.
6) نوعی گل خوشبو، مورد.
7) مستدرک الوسائل، ج 1، ص 434.
8) اصول کافی، ج 6، ص 524.
رسول گرامی اسلام با دو دستش به من گل سرخی هدیه داد. چون آن را به بینیام نزدیک کردم که بو کنم، فرمود: بدان که گل سرخ پس از «آسه»، سرور گلهای بهشتی است.(1)
1) وسائل الشیعة، ج 1، ص 461، چ اسلامیه.
فصل پنجم: حیوانات
زیر فصل ها
تنوع زیستی و خطر انقراض
حمایت از تنوع زیستی
مقایسه قانون حمایت از حیوانات در غرب و اسلام
جایگاه ارزشمند حیوانات در قرآن
جایگاه حیوانات در سیره پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله
حقوق حیوان در فقه شیعه
در دایره تنوع زیستی در جهان، حیوانات بخش عظیمی از آن را به خود اختصاص دادهاند. در کشور ما تاکنون 164 گونه خزنده شناسایی شده که تعداد 26 گونه آن، بومی یا انحصاری کشور ماست و از این تعداد، ششگونه آن در سطح جهان در معرض انقراض معرفی شدهاند. تعداد گونههای پستاندار وحشی در ایران 160 گونه است که این تعداد، معادل کل گونههای پستاندار قاره اروپاست. از نظر دیگر ردههای جانوری، پرندگان با 502 گونه، ماهیان آبهای شیرین با 269 گونه و بالاخره دوزیستان با 11 گونه که تقریباً نیمی از آنها بومی کشور ما تشخیص داده شدهاند، غنای زیستی کشور ما را نمایان میکنند.(1)
متأسفانه جامعه انسانی، هرساله سه هزار گونه گیاهی و جانوری را از دست میدهد و نیمی از موجودات زنده تا پایان این قرن نابود خواهند شد. افزون بر این، 5453 گونه جانوری در معرض خطر قرار دارند. از این میان، 181 گونه از پستانداران، 182 گونه از پرندگان، 55 گونه از خزندگان، 30 گونه از دوزیستان، 257 گونه از ماهیان، 46 گونه از حشرات و 222 گونه از نرمتنان
1) هفته نامه برنامه، شنبه 26 اردیبهشت 1383، ش 65، ص 6.
شرایط بسیار بحرانی دارند و به شدت در معرض انقراض هستند.(1)
از میان رقم تخمینی 500 میلیون گونه گیاهی و جانوری که از آغاز پیدایش زندگی روی کره زمین زیست کردهاند، تنها حدود دو میلیون گونه امروز باقی ماندهاند. این بدان معناست که 5/99 درصد از کل گونهها منقرض شدهاند.(2)
با توجه به بحرانهای یادشده، به منظور حفاظت از گونههای حیوانی مورد تهدید، نخستین «قانون حمایت از حیوانات» در سال 1822 م. در پارلمان انگلستان تصویب شد. این قانون در سال 1911 م. تکمیل گردید. بر اساس این قانون، موارد زیر در برخورد با حیوانات ممنوع است:
ـ حمل و نقل و راندن، به طوری که مایه رنج و ناراحتی حیوان شود؛
ـ ایجاد جنگ و درگیری میان حیوانات؛
ـ کشتن حیوانات با مواد سمی؛
ـ استفاده از سگ برای بارکشی؛
ـ شکار در محیط بسته؛
ـ بریدن دُم اسب، مگر با اجازه دامپزشک؛
ـ شکار گوزن در شب؛
ـ حیوان را بیجهت نمیتوان طرد کرد و طرد کننده مجرم شناخته میشود؛
ـ باید بیماری حیوانات ریشهکن شود؛
ـ در کشتارگاهها باید حیوان را بیهوش و سپس ذبح کنند.
به پیروی از انگلستان، در کشورهای دیگر اروپایی نیز گروههای طرفدار تنوع زیستی، فعالیتهای خود را آغاز کردند و با تصویب قوانین و برگزاری همایشها و سخنرانیها و کار رسانهای، نسبت به از دست رفتن ذخایر تنوع زیستی حیوانی هشدار دادند.
اگرچه انجمنهای حامی حقوق حیوانات با انگیزه رعایت مسائل اخلاقی و انسانی و حفظ تنوع زیستی و عواملی از این دست به فعالیت در این زمینه اشتغال دارند، ولی اسلام 1200 سال پیشتر از اروپاییها جایگاه ارجمند طبیعت و محیط زیست و عناصر آن از قبیل آب و خاک و گیاه و حیوان را مورد توجه و حمایت جدی قرار داده بود.
گوستاولوبون در این زمینه مینویسد:
در بلاد اسلامی، جمعیت حمایت از حیوانات لازم نیست و این قطعه از دنیا را میتوان بهشت حیوانات دانست. مسلمین حقوق سگ، گربه و طیور را رعایت میکنند. مخصوصاً در مساجد و معابر، طیور با کمال آزادی پرواز میکنند و در منارهها لانه دارند. مسلمین در اینباره به گونهای هستند که ما اروپاییان باید خیلی چیزها را از آنان بیاموزیم.(1)
اگر «قانون حمایت از حیوانات» را که کشورهای غربی تصویب کردهاند و پشتوانه قانونی و اجرایی ندارد، با قوانین حمایتی اسلام مقایسه کنیم، سخن
1) گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب، ص 446.
گوستاولوبون را بهتر درک میکنیم؛ چه آنکه قانون حمایتی اسلام از حیوانات:
الف) عمومیت دارد و هرگونه حیوانی اعم از اهلی، وحشی، آبزی و غیرآن را شامل میشود.
ب) پشتوانه حقوقی و ضمانتهای اخلاقی دارد؛ چه آنکه سوءاستفاده یا حمایت نکردن از حیوانات، گناه و مستوجب عقوبت در پیشگاه خداوند است.
ج) در مکتب اسلام، هر مسلمانی وظیفه دارد به قدر توان خود نه تنها از حقوق حیوانات دفاع کند، بلکه باید در ترقی و تداوم حیات گونههای زیستی مشارکت ورزد.
د) در مکتب تربیتی اسلام، انسان مسلمان به گونهای تربیت میشود که نه تنها به آزار حیوانات نمیپردازد، بلکه حتی در برابر آزار یا خستگی و زحمتهایی که از جانب حیوانات بر او تحمیل میشود، صبر میکند. بر این اساس، از صید بی رویه و بدون مجوزهای شرعی و قانونی دوری میگزیند. همچنین نه تنها حیوانات اهلی، بلکه درندگان و حیوانات وحشی را نیز ـ جز در موارد استثنایی و خوف خطر ـ تهدید نمیکند.
در یک تقسیمبندی کلی، تمام حیواناتی را که در قرآن کریم از آنها ذکری به میان آمده است، به گروههای زیر میتوان تقسیم کرد:
الف) حیوانات اهلی، مثل گاو، گوسفند، بز؛
ب) حیوانات وحشی، مثل گرگ، شیر، فیل، آهو؛
ج) پرندگان، مثل کلاغ، هدهد، بلدرچین؛
د) حشرات، مثل زنبور عسل، مورچه، ملخ؛
ح) آبزیان، مثل انواع ماهیان کوچک و غولپیکر.
از این حیوانات در 52 سوره و افزون بر 154 آیه یاد شده است که نشان از ارجمندی حیات حیوانی در قرآن دارد. قرآن آنقدر برای حیوانات ارزش قائل شده که دومین و بلندترین سوره خود (بقره) را به نام یکی از سودمندترین حیوانات نامگذاری کرده است. نامگذاری برخی دیگر از سورهها به نام حیوانات و حشرههایی چون «انعام = چهارپایان»، «نحل = زنبورعسل»، «نَمل = مورچه»، «عادیات = اسبان تازنده در جنگ»، «عنکبوت» و «فیل»، دلیل دیگری برای ارجمندی این مخلوقات در اندیشه الهی است.(1)
در اینجا مروری خواهیم داشت بر بعضی از این آیات:
الف) شیوه شناخت اسبان اصیل
وَ وَهَبْنا لِداوُودَ سُلَیْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوّابٌ إِذْ عُرِضَ عَلَیْهِ بِالْعَشِیِّ الصّافِناتُ الْجِیادُ فَقالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَیْرِ عَنْ ذِکْرِ رَبِّی حَتّی تَوارَتْ بِالْحِجابِ رُدُّوها عَلَیَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَ اْلأَعْناقِ. (ص: 30 ـ 33)
و سلیمان را به داوود بخشیدیم، چه نیکو بندهای! به راستی که او بازگشت کننده [به سوی ما] بود. هنگامی که [طرف] غروب، اسبهای اصیل تیزتک را بر او عرضه کردند، [سلیمان] گفت: واقعاً من دوستی اسبان را بر یاد پروردگارم ترجیح دادم تا [هنگامی که وقت یاد خدا گذشت و خورشید] در پس حجاب
1) نک: مقاله «نگاهی به دنیای حیوانات در قرآن کریم»، فصل نامه فرهنگ جهاد، شماره پیاپی 5،6و9.
ظلمت شد.(1)[گفت:] اسبها را نزد من بازآورید. پس شروع کرد به دست کشیدن بر ساقها و گردن آنها [و سرانجام وقف کردن آنها در راه خدا].
از اصول مسلّم دانش دامپزشکی برای شناخت اسبهای اصیل از غیراصیل و توانمند از غیر آن، ارزیابی شکل ظاهری و تاخت دادن آنها به مسیری دور و مراقبت آنان هنگام دو و سپس نبضگیری و نگرش وضعیت عمومی و میزان خستگی آنهاست.
قرآن کریم این روش را سالیانی دراز پیش از این گوشزد و از پیامبر خود حضرت سلیمان علیهالسلام حکایت کرده است. وی برای آنکه اسبهای اصیل و تندرو خود را برای استفاده در جهاد و خدمت به دین محک بزند، نخست از آنان سان دید و بدین ترتیب، وضعیت ظاهری و عمومی آنان را از نظر گذراند. سپس دستور داد آنها را تا مسافتی بعید بدوانند تا از دیدهها پنهان شوند. آنگاه درخواست کرد که بازشان گردانند. در نهایت، پس از بازگشت اسبان، میزان طاقت و سلامت آنان را با دست کشیدن بر ساقها و گردنها بررسی کرد.
ب) سرّ لهله زدن سگ
... فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ. (اعراف: 176)
پس مَثَل او (بلعم باعورا) مَثَل سگ است [که] اگر بر او حملهآوری، زبان از کام برآورد و اگر رهایش کنی، [باز] زبان از کام برآورد.
علم روز با کاربرد تجهیزات و آزمایشهای مکرّر، بالاخره از سرّ لهله زدن سگ پرده برداشته و به این نتیجه رسیده است که سگ، غدد عرق کننده ندارد؛
1) یا تا آنکه اسبها از دیده پنهان شدند.
جز معدودی در کف پاهایش. همین وضعیت موجب میشود که نتواند حرارت بدنش را از طریق منافذ پوستی دفع کند و به ناچار، این حرارت را با گشودن دهان و بیرون کردن زبان و تنفّس و زوزه و پارس دفع میکند؛ چه در زمان استراحت و چه هنگام خستگی و تعب.
افزون بر آن، این مَثَل، صورت بسیار زشتی از منظر سگ را مینماید: سگی که دهن گشوده و زبان بیرون آورده و آب دهانش از کنارههای زبان در حال ریزش است. بیگمان، این مَثَل تصویر زشت و کریهی است از شخصی که با چنین هیئتی است.
ج) دعوت به تفکر در آفرینش شتر
أَ فَلا یَنْظُرُونَ إِلَی اْلإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ. (غاشیه: 17)
آیا [مردم] در خلقت شتر نمینگرند که چگونه خلق شده است؟
این آیه شریف، مردم را به شناخت شتر دعوت کرده است. اگر با عنایت به شتر بنگریم، او را از دیگر حیوانات متمایز خواهیم یافت. شتر در صحرا زندگی میکند. شدت گرما و لهیب خورشید را تحمل میکند. روزهای طولانی را با مختصری آب و غذا سپری میکند. بارهای سنگین را بر دوش میکشد. خدای متعال گردنی دراز به او عطا فرموده است تا از برگ درختان بهره گیرد. شتر این توان را دارد که هنگام وزش بادهای تند و غبارآلود، سوراخهای بینیاش را ببندد. خداوند گوش و بینی شتر را از مو پوشانده است تا این کشتیِ صحرا در کویرها مقابل توفانهای شن، مقاومت کند و چشمانش را به گونهای سامان داده است تا آسیب نبیند. بر پشتش، یک کوهان و در برخی از انواع شتران، دو کوهان قرار داده است که به منزله مخزن سوخت عمل میکند.
امروزه بشر دریافته است که شتر بیش از نیازش آب مینوشد تا در صحرا و هنگام نیاز و نبود آب، از آن استفاده کند. شتر قادر است ـ بر حسب درجه حرارت ـ از دو هفته تا دو ماه آب ننوشد و تشنگی را تحمل کند. از نظر علمی ثابت شده است که هرچه بر درجه حرارت هوا افزوده شود، درجه سردی جسم شتر نیز فزونی مییابد و بول و عرق هم نمیکند تا آب بدنش کاسته نشود.
شتر، اولین حیوانی است که اجداد ما با آن سفر میکردند؛ از شیر و گوشت او میخوردند و از پشم و پوستش لباس تهیه میکردند و از آن برکت و فزونی مییافتند. شترها با آنکه درشت اندام و نیرومندند، ولی بسیار مطیع و رام و تربیتپذیرند.
یکی از فرماندهان عرب (خالدبن ولید)، به منظور سیر و سیراب کردن لشکریان خویش از شترها استفاده میکرد؛ بدین صورت که شترها را ابتدا به آبشخور میرسانید و پس از سیراب کردنشان، مسافتهای طولانی را در صحرا میپیمود. هر زمان نیز که به آب یا غذا نیاز داشت، با نحر کردن آنها و دسترسی به آب ذخیره شده در شکمشان از گوشت آنها نیز استفاده میکرد.(1)
د) موریانه، حشرهای قدرتمند
فَلَمّا قَضَیْنا عَلَیْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلی مَوْتِهِ إِلاّ دَابَّةُ اْلأَرْضِ تَأْکُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمّا خَرَّ تَبَیَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ الْغَیْبَ ما لَبِثُوا فِی الْعَذابِ الْمُهینِ. (سبأ:14)
1) نک: فصل نامه فرهنگ جهاد، شماره پیاپی 9، صص 136 و 137؛ شماره پیاپی 19، صص127و128.
پس چون مرگ را بر او (سلیمان) مقدر داشتیم، جز جنبندهای خاکی (موریانه) که عصای او را [به تدریج] میخورد، [آدمیان را] از مرگ او آگاه نگردانید. پس چون [سلیمان ]فرو افتاد، برای جنّیان روشن گردید که اگر از غیب آگاهی داشتند، در آن عذاب خفتآور [باقی ]نمیماندند.
در اینجا قرآن کریم با ایجاز بلیغی قصه «موریانه» را نقل میکند؛ یعنی همان حشرهای که از «چوب» روزی میخورد و برای طایفه جن، مرگ حضرت سلیمان را کشف کرد.
این حشره نازک بدن و سست اندام، همان است که از مرگ سلیمان نبی خبر داد؛ پیامبری که بر جن و انس حکم پادشاهی میراند و سایه اقتدارش تا سالیان دراز بر سرشان مستدام بود. حتی جنیان ـ این موجودات قدرتمند که بر خوارق عادات و کارهای عجیب توانا هستند ـ از او میترسیدند. سلیمان پس از مرگ نیز همچنان تکیه داده بر عصا ایستاد و کسی از گروه جنیان به مرگش پی نبرد؛ چه آنکه کسی جسارت نزدیک شدن به وی را نداشت تا حقیقت را دریابد.
جن و انسان ـ با همه عظمتش ـ از مرگ سلیمان علیهالسلام آگاه نشد، تا آنکه «دابّةُ الْأَرْض» این راز را کشف کرد و اگر جن و انس را یارای دسترسی به غیب بود، حتماً از مرگ سلیمان باخبر میشدند و از سیطره حکم و حکومتش رهایی مییافتند. ازاینرو، پس از مرگ وی نیز مدتها در عذاب خوارکننده خویش ماندند.
این حشره به ظاهر ساده که همیشه در تاریکی زندگی میکند و از ترس خشک شدن و نابودی در معرض تابش خورشید قرار نمیگیرد، بیهیچ ترس
و واهمهای از مهابت سلیمان علیهالسلام، چوب عصای او را جوید و به کاری دست زد که جن و انس هر دو از انجام دادن آن هراسان بودند؛ یعنی نزدیک شدن به سلیمان و پرده برداشتن از راز مرگ او. این داستان برای ما، داستان پند و موعظه است و به ما تفهیم میکند ارزش و اهمیت مخلوقات را به حجم و بزرگی آنها ندانیم، بلکه به یاد داشته باشیم چه بسا موجودات ضعیف و حقیر کارهای خارقالعادهای بکنند که جنّ و انس از انجام دادن آن ناتوان باشند.(1)
ه) عنکبوت، استاد نساجی
مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ أَوْلِیاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتا وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ. (عنکبوت: 41)
داستان کسانی که دوستانی غیر از خدا اختیار کردهاند، همچون عنکبوت است که [با آب دهان خود] خانهای برای خویش ساخته است و در حقیقت ـ اگر میدانستند ـ سستترین خانهها همان خانه عنکبوت است.
عنکبوت، حیوان معروفی است که در جاهای خشک خانهها و روی گیاهان، زندگی و از حیوانات کوچک دیگری همچون حشرات تغذیه میکند. عنکبوتها را با چهار جفت پا و شکمی که در ناحیه جلو به گردنی باریک یا کمری لاغر پیوسته است، میتوان شناخت.
خانه عنکبوت از رشتههای حریری شکل نازکی که حیوان از شکم خویش ترشح میکند، برپا میشود که اگر به نازکی این رشتهها و قدرت جذبکنندگی آنها بنگریم، از قویترین رشتهها خواهد بود. عنکبوت به دو منظور خانه میسازد:
1) نک: فصلنامه فرهنگ جهاد، شماره پیاپی 6، ص 78.
به دام انداختن حشرات و حیواناتی مانند خودش؛
پیلهای برای نگهداری از تخمهایش.
تمامی عنکبوتها نسیجی حریری شکل از خویش ترشح میکنند، ولی اینگونه نیست که ضرورتاً در خانههایی که با این نسیج بنا میکنند، زندگی کنند.
Bristowe، دانشمند انگلیسی (1939 م.) مینویسد:
نسیجی که عنکبوتهای ساکن در مساحت یک ایکر از اراضی کشاورزی بریتانیا در یک روز از روزهای آخر تابستان تولید میکنند، به اندازهای است که تمام کره زمین را احاطه میکند؛ و اگر رشتههای بافته شده در طول 10 روز را در نظر بگیریم، کافی است تا با آن کره زمین و ماه را به هم متصل کنیم.
قرآن کریم که خانه عنکبوت را سست و ضعیف شمرده، بدین سبب است که تارها و ماده بنای این خانه را اگر نسبت به مواد دیگر موجود در طبیعت در نظر بگیریم، بسیار نرم و سست است. همچنین شکل ظاهری این بنا که در حقیقت، دایرههایی طولی از رشتههای به هم تنیده است که با رشتههای عرضی قطع شده، به آشیانههای دیگر موجودات، حتی پرندگان شباهتی ندارد؛ زیرا خانه عنکبوت از همه سو گشاده است و همیشه مورد هجوم بادهای ویرانگر.
بعضی از مفسران اشاره کردهاند که سستی خانه عنکبوت به سبب سستی تارها یا شکل ساخت آن نیست، بلکه بدین معناست که بنای خانواده و الفت خانوادگی در میان عنکبوتها بسیار سست است؛ زیرا معروف است که در برخی گونه عنکبوتها، جنس ماده پس از همسرگزینی، در یک تغییر موضع
روانی شدید، به جنس نر حمله میکند و او را از میان میبرد. در نتیجه، نظام خانواده نیز ویران میشود و «خانه» به سبب چنین غریزهای سست و شکننده خواهد بود.(1)
به هر روی، در این آیه شریف، کار آنان که با غیر خدا طرح دوستی میریزند، در سستی و ناپایداری به خانهسازی عنکبوت مانند شده است که اگر به این مسئله آگاهی داشتند، دستاویز محکم الهی را رها نمیکردند و به دوستیهای خانه عنکبوتیِ غیرخدایی پناه نمیبردند.
در سیره نبی اکرم صلیاللهعلیهوآله، مدارا و مهربانی عجیبی نسبت به حیوانات مشاهده میشود. آن حضرت مرتب درباره حقوق حیوانات اهلی و خانگی سفارش میفرمود و هرگز اجازه نمیداد کسی بدون دلیل، پرنده یا حیوان وحشی را شکار کند یا بیازارد؛ چه آنکه بر اساس جهانبینی اسلامی، همه موجودات هستی، آیات الهی به شمار میروند و حق حیات دارند و از ارج و احترام ویژهای برخوردارند.
ازاینرو در قیامت، از آدمی درباره همه خیر، حتی موجودات زندهای که در خانهها نگهداری میشوند [همانند سگ و گربه] بازخواست میشوند.(2)
به دلیل فراوانی سخنان و مواردی که بیانگر سیره رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در برخورد با حیوانات است، در اینجا مهمترین آنها را
میآوریم.
الف) تشویق به دامداری
«نِعْمَ الْمالُ الشاةُ؛ چه خوب ثروتی است گوسفند (دامداری)».(1)
«هرکس در خانهاش گوسفندی باشد، فرشتگان، اهل خانه را تقدیس میکنند و فقر را به کلی از آنان برمیدارند».(2)
«أَلْغَنُمُ عِزٌّ لِأَهْلِها؛ گوسفند، مایه سربلندی دامدار است».(3)
«بر پیشانی اسب تا روز قیامت خیر گره خورده است و آن کس که بدان در راه خدا آب و غذا دهد، همانند کسی است که به صدقهدادن دست گشوده است...».(4)
«نه قسمت از ده قسمت روزی، در تجارت است و قسمت باقیمانده در سابیاء (یعنی گوسفند)».(5)
«ما بَعَثَ اللّهُ نَبِیّاً إِلاّ راعِیَ غَنَمٍ؛ خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، جز آنکه [بخشی از عمرش] چوپان بود».(6)
ابوداوود روایت کرده است: «رسول خدا صلیاللهعلیهوآله صد گوسفند داشت و نمیخواست که بیش از آن داشته باشد».(7)
«بر شما باد دامداری و کشاورزی؛ چه آنکه این دو موجب خیر و برکت شبانهروزی
(دایمی) است».(1)
حضرت به عمهاش فرمود: «چه چیز مانع شد که در خانهات برکتی نگه داری؟» عمهاش گفت: ای پیامبر خدا! برکت چیست؟ فرمود: «گوسفند شیرده؛ همانا هر که در خانهاش گوسفندی شیرده یا میش یا گاو شیردهی نگه دارد، همه اینها برکتند».(2)
ب) وظایف مردم در برابر حیوانات
«انسان نسبت به مرکب سواری (اسب و الاغ) خود شش وظیفه دارد: هرگاه از پشت حیوانی فرود آمد، علفش دهد. زیرا هرگاه از آبی گذشت، آب را به وی عرضه کند. بر چهرهاش نزند. زیرا با چهرهاش، پروردگارش را حمد میکند و تسبیح میگوید. بر پشتش ننشیند مگر برای انجام فرمان خدا. بیش از توان بر گردهاش بار ننهد. در مسیر طاقت فرسا نراندش».(3)
«خداوند تبارک و تعالی مدارا و مهربانی را دوست دارد و از آن حمایت میکند. بنابراین، اگر با چهارپایان لاغر و ضعیف مسافرت میکنید، در هر خانهای، بار آنها را بر زمین نهید تا استراحت کنند. اگر مسیر خشک و کویری است، از آن زود بگذرید، ولی اگر علفزار است، در آن توقف کنید [تا حیوانات استراحت کنند و تغذیه شوند]».(4)
«سه ترکه بر چهارپا سوار نشوید؛ زیرا یکی از آنان که نفر جلو باشد،
ملعون است [چون موجب سواری دیگران شده و سنگینی او روی گردن و دستهای حیوان است]».(1)
«چهار زانو روی چهارپایان ننشینید [که سبب نامتعادل شدن و رنج حیوان است] و پشت آنها را [به هنگام توقف] برای خود مجلس قرار ندهید».(2)
روزی حضرت، شتری را دید که بسته بود و هنوز جهاز بر پشت حیوان قرار داشت، فرمود: «صاحب این شتر کجاست؟ او مروت و جوانمردی ندارد و باید فردای قیامت خود را برای مخاصمه (محاکمه) آماده کند».(3)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از اینکه افراد به صورت چهارپایان ضربه بزنند. یا بر چهرهشان داغ بنهند، نهی میفرمود.(4)
روزی ابوذر را دیدند که در دوران تبعید در ربذه، مرکبش را آب میداد. پرسیدند: آیا غلامی نداری که این حیوان را آب دهد؟ پاسخ داد: «از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله شنیدم که میفرمود: هر چهارپایی صبح و شام چنین دعا میکند: خدایا! به من صاحبی شایسته بده که مرا از علف سیر و از آب سیراب کند و بیش از توان بار بر من نگذارد. از اینرو، دوست دارم که خودم به حیوان آب دهم».(5)
پیامبر از اینکه حیوانی به آتش سوزانده شود،... نهی کرده است.(6)
1) وسائل الشیعة، ج 8، ص 354؛ بحارالانوار، ج 1، ص 203.
2) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 188؛ کافی، ج 6، ص 539.
3) وسائل الشیعة، ج 8، ص 394؛ بحارالانوار، ج 61، ص 203.
4) من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 7؛ بحارالانوار، ج 61، ص 215.
5) کافی، ج 6، ص 527؛ بحارالانوار، ج 61، ص 205.
6) من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 3؛ بحارالانوار، ج 61، ص 267.
«محل خوابیدن و استراحت حیوانات (طویله و لانه) را پاکیزه و خاک آن را عوض کنید».(1)
«جایگاه گوسفند خود را تمیز و پاکیزه کنید و خاک و آب بینی آنان را پاک کنید؛ زیرا آنان از حیوانات بهشت هستند؛ [چنان خوب و دقیق جایگاهشان را پاکیزه کنید] که بتوانید در آنجا نماز بخوانید».(2)
«چهارپایان سالم را سوار شوید و آنها را سالم نگه دارید و کرسی خطابه و صحبتهای خود در کوچهها و بازارها قرار مدهید؛ زیرا بسا مرکوبی که از سوارهاش بهتر است و بیشتر از او به یاد خدای تبارک و تعالی است».(3)
ابن عباس گفته است: «پیامبر از به جان هم انداختن حیوانات نهی فرمود.(4)... رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از کشتن هر جانداری نهی فرمود، مگر آنکه آزار برساند».(5)
روزی پیامبر خدا الاغی را دید که بر صورتش داغ نهاده بودند. فرمود: «مگر نشنیدهاید که من نفرین کردهام آن کسی را که صورت حیوان را داغ کند یا بر چهرهاش تازیانه بزند؟»(6)
حضرت از کشتن زنبور عسل نهی کرد(7)و فرمود: «مورچه را نکشید.»(8)همچنین از خوردن خرده غذایی که مورچهها به دهان و دست و پایشان حمل
میکنند، نهی فرمود.(1)
حضرت رسول میفرمود: «به واسطه احترام روح (زنده بودن)، بر صاحب چهارپا واجب است به آب و علف چهارپایش توجه کند».(2)
آن حضرت از فحّاشی به خروس نهی کرد و فرمود: «خروس، مردم را برای نماز [صبح] بیدار میکند.(3)
میفرمود: «خداوند بر شما احسان را بر هر چیزی واجب کرد. پس هنگامی که میکشید [در شکار]، نیکو بکشید و هنگامی که سر میبرید، نیکو سر ببرید و باید کسی که ذبح میکند (ذابح) چاقویش را تیز کند و ذبیحه را راحت کند و عذاب ندهد.» در سخن دیگری نیز فرمود: «چاقو را از چشم حیوانی که میخواهید سرش را ببرید، پنهان کنید».(4)
حضرت از مثله و حبس کردنی که به مرگ حیوانی بینجامد، نهی کرد.(5)
حضرت از پوست کندن یا قطع سر ذبیحه تا زمانی که نمرده است، نهی کرد.(6)
ایشان، سر بریدن حیوان حامله و شیرده را بدون علت (ضرورت) ناپسند میداشت.(7)
آن حضرت میفرمود: «اگر ستمهایی که به حیوانات میکنید، بر شما بخشوده شود،
بسیاری از گناهانتان بخشوده شده است».(1)
میفرمود: «هیچ انسان و حیوانی را مثله نکنید(2)... نفرین خدا بر کسی که حیوانی را مُثله کند».(3)
پیامبر خدا روزی بر گروهی گذشت که مرغ زندهای را جایی بسته بودند و [برای تفریح یا مسابقه] به سویش تیر (سنگ) پرتاب میکردند. فرمود: «اینان کیستند؟ خدا لعنتشان کند».(4)
بنابراین، ستم کردن بر حیوان و نیز شکنجه دادن آنها ممنوع است.
ج) به ناحق کشتن حیوانات
حضرت میفرمود: «هر حیوانی ـ پرنده یا غیرپرنده ـ که به ناحق (بیهوده) کشته شود، در روز قیامت از قاتل خود شکایت خواهد کرد».(5)
میفرمود: «هر کس گنجشکی را بدون رعایت حقّ آن بکشد، خدای تعالی در روز قیامت از او بازخواست کند.» عرض شد: حقّ گنجشک چیست؟ فرمود: «[پس از شکار] او را ذبح کند، نه آنکه گردنش را با دست قطع کند».(6)
میفرمود: «هر کس گنجشکی را بیهوده بکشد، آن گنجشک روز قیامت در اطراف عرش الهی ناله سرمیدهد و میگوید: پروردگارا! از قاتلم بپرس برای چه بدون آنکه منفعتی به حال وی داشته باشم، مرا کشت؟»(7)
1) کنزالعمّال، ح 24973؛ میزان الحکمه، ج 3، ص 1344.
2) کنزالعمّال، ح 11425؛ میزان الحکمه، ص 1070، ح 3499.
3) کنزالعمّال، ح 24971؛ میزان الحکمه، ص 1344.
4) بحارالانوار، ج 61، ص 268؛ مستدرک الوسائل، ج 8، ص 303.
5) کنزالعمّال، ح 39968.
6) کنزالعمّال، ح 39986.
7) مستدرک الوسائل، ج 8، ص 303؛ بحارالانوار، ج 61، ص 370.
د) آمرزش به واسطه نجات سگ
رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله فرمود: «مردی از مسیری بیابانی عبور میکرد. تشنهاش شد. پس وارد چاهی گردید و از آن آب نوشید. هنگامی که از چاه بیرون آمد، سگ تشنهای دید که از شدت تشنگی زبانش را به خاک نمناک میمالید. مرد با خود گفت: این زبان بسته نیز مثل من تشنه است. پس دوباره وارد چاه شد. کفش خود را از آب پر کرد و آن را به دندان گرفت. از چاه خارج شد و آن را جلو سگ گذاشت و حیوان را سیراب کرد و بدین وسیله مورد آمرزش الهی قرار گرفت. یاران حضرت که این جریان را از وی شنیدند، گفتند: ای رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ! مگر به واسطه خدمت و دلسوزی به حیوانات نیز پاداش داریم؟ فرمود: برای سیراب کردن هر جگرتشنهای، پاداش است».(1)
حضرت فرمود: «زنی بدکاره سگی را دید که بر سر چاهی لهله میزد و کم مانده بود که از تشنگی تلف شود. زن کفش خود را درآورد و آن را به روسریاش بست و از چاه آب کشید و به حیوان داد. پس خداوند به سبب این کار از گناهانش گذشت».(2)
ذ) دوزخ، سزای زجرکش کردن گربه
حضرت فرمود: «زنی به سبب آنکه گربهای را بسته بود و اجازه نمیداد برای غذای خود شکار کند و بدین سبب مرد، مستوجب آتش دوزخ شد».(3)
ر) قرنطینه حیوانات بیمار
حضرت در سخنی فرمود: «هیچ کس نباید حیوان بیمار خود را در میان حیوانات سالم شخص دیگر وارد کند».(1)
این سخن را با عملکرد برخی کشورهای متمدن غربی مقایسه کنید که برای مبتلا کردن دامهای کشورهای دیگر، به هزار حیله و نیرنگ متوسل میشوند تا مثلاً جنون گاوی یا تب برفکی شایع میان دامهای کشورشان را به دامهای کشورهای وارد کننده گوشت و دام از آنها انتقال دهند.
ز) تشویق به پرورش مرغ و خروس در خانه
حضرت فرمود: «نگهداری و پرورش مرغ و خروس را در خانههایتان بیشتر رونق ببخشید».(2)
هـ ) کبوتر، انیس تنهایی
امام صادق علیهالسلام فرمود: «مردی نزد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از تنهایی و بیکسی شکایت کرد. حضرت به او فرمان داد تا یک جفت کبوتر در خانهاش نگهداری کند».(3)
ی) زنبورداری، شغلی در نهایت سودمندی
حضرت رسولالله صلیاللهعلیهوآله فرمود:
إِنَّ مَثَلَ الْمؤْمِنِ کَمَثَلِ النَّحْلَةِ إِنْ صاحَبْتَهُ نَفَعَکَ، وَ إِنْ شاوَرْتَهُ نَفَعَکَ، وَ إِنْ جالَسْتَهُ نَفَعَکَ، وَ کُلُّ شَأْنِهِ مَنافِعُ، وَ کَذلِکَ النَّحْلَةُ کُلُّ شَأْنِها مِنافِعُ.(4)
داستان مؤمن همچون داستان زنبور عسل است. اگر با او همراه شوی، به تو سود رساند و اگر با وی مشورت کنی، به تو سود رساند. اگر با وی همنشین گردی، به تو سود رساند و چنین است زنبور عسل. تمام امورش سود و منفعت است.
با توجه به آیات و روایاتی که نمونههایی از آن گذشت، فقیهان عظام در کتابهای فقهی استدلالی خود اموری را درباره حقوق حیوان یادآوری کردهاند که بیان برخی از آنها برای تکمیل بحث، خالی از فایده نیست. مرحوم فلسفی در این زمینه چنین نوشته است:
مسئولیتهای مردم در قیامت بر اساس تکالیف دینی و مبتنی بر قوانین و سنتی است که شارع مقدس مقرر نموده است. از جمله آن تکالیف، وظایف مردم در مورد حیوانات و اراضی و بقاع است. آقایان فقها با استفاده از منابع اسلامی، وظایف مردم را در اینباره به صورت فتاوا در کتب فقهی آوردهاند. فقیه عالیمقام، مرحوم صاحب جواهر میگوید: اما نفقه حیواناتی که مملوکند و از جمله آنها کرم ابریشم و زنبور عسل و غیر این دو، به اتفاق تمام فقها واجب است؛ خواه آن حیوان، حلال گوشت باشد یا نباشد و خواه مالکش از آن نفعی ببرد یا نه. اما برای نفقه حیوانات اندازهای معین نشده است. آنچه به وجوب شرعی باید رعایت گردد، این است که نیازهای حیوان از غذا، آب، جایگاه و پوشاک و نظایر اینها که با اختلاف زمان و مکان تفاوت میکند، تأمین گردد.
اگر مالک حیوان از وظیفه انفاق سرباز زند، حتی حیوان را آزاد نگذارد تا خودش از پی غذا به چراگاه برود، حکومت اسلامی، او را به کاری که باید
انجام دهد، ملزم و مجبور میسازد و اگر الزامش متعذّر باشد، حاکم خود به نیابت از مالک، هرطور که مقتضی بداند، اقدام مینماید و از اموال مالک غذای حیوان را خریداری میکند و اگر مال منقول نداشته باشد، میتواند از اموال غیرمنقول وی این کار را انجام دهد... و اگر علفی که غذای حیوان است در محل به طور عادی یافت نشود و در دست شخص خاصی باشد، واجب است از وی خریداری شود و اگر مالکش از فروش امتناع نماید، در صورتی که علف را کسی جز او نداشته باشد، به فرموده صاحب «مسالک»، برای حفظ حیوان میتوان آن را به غصب گرفت؛ همانطور که برای حفظ جان انسان در موقع ضروری میتوان عمل غصب غذا را انجام داد. اما باید مثل آن متاع یا قیمت آن به مالک پرداخت گردد.
رعایت حقوق حیوانات، طبق موازین شرعی از وظایف مالکین آنهاست و بر اساس تکالیفی که شارع بر آنان مقرر داشته، در قیامت مورد پرسش و مؤاخذه قرار میگیرند و به تناسب عملی که انجام دادهاند، پاداش یا کیفر میبینند. ممکن است بعضی از افراد بر اثر تخلف از وظایف دینی و بیاعتنایی به انصاف و عواطف انسانی، آنقدر درباره حیوانی بدرفتاری و ستم کنند که خداوند مهربان را به خشم آورند و خود را جهنمی سازند و برعکس، ممکن است گناهکاری به انگیزه عطوفت انسانی نسبت به حیوانی ترحم کند و بدین وسیله خویشتن را مشمول عفو الهی نماید و بهشتی گردد. این هر دو قسمت شاهد و نمونه دارد:
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: در شب اسراء بر دوزخ اشراف یافتم. زنی را دیدم که معذّب است. از گناهش سؤال کردم. پاسخ داده شد که این زن، گربهای را
محکم بست، نه به حیوان غذا و آب داد و نه آزادش کرد تا خودش از پی غذا برود. آنقدر با این وضع دردناک و رنجآور ماند تا مُرد. خداوند این زن را برای آن گناه معذب نموده است و فرمود: از بهشت آگاهی یافتم. زن آلوده دامنی را در آن دیدم. از وضعش سؤال نمودم. پاسخ داده شد که این زن به سگی گذر کرد که از عطش، زبانش از دهان بیرون شده [بود] و به شدت نفس میکشید. او پارچه پوشش خود را برگرفت و در چاه آویخت و چون قسمتی از آن خیس شد، بیرون کشید و در گلوی سگ فشار داد و آن قدر این کار را تکرار کرد تا سگ سیراب شد و خداوند گناهان زن را به واسطه این کار بخشید.(1)
1) محمدتقی فلسفی، گفتار فلسفی: معاد از نظر روح و جسم، ج 2، صص 211 ـ 213.
کتابنامه
زیر فصل ها
کتاب
نشریه
کتاب
ابن بابویه قمی (شیخ صدوق)، ابوجعفر محمد بن علی بن حسین، الخصال، تحقیق: علیاکبر غفاری، بیروت، مؤسسة الاعلمی، چاپ اول، 1410 هـ . ق/ 1990م.
ـــــــــــــــــــــــــ، من لایحضره الفقیه، تصحیح و تعلیق: علیاکبر غفاری، قم، منشورات جماعة المدرسین، چاپ دوم، بیتا.
ابوالحّب، جلیل، نگاهی به دنیای حیوانات در قرآن کریم، ترجمه: تقی متقی، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1380.
صنعانی، المصنف، تحقیق: حبیب الرحمان الاعظمی، بیروت، المکتب الاسلامیة، چاپ دوم، 1403 هـ . ق.
فهیم الهادی، عبدالمنعم و دنیا محسن برکت، عالم النبات فی القرآن الکریم، قاهرة، دارالفکر العربی، چاپ اول، 1419 هـ . ق / 1998م.
انصاری، مرتضی بن محمد امین، المکاسب، قم، منشورات مکتبة العلامة، چاپ سوم، 1368.
انوری، حسن، فرهنگ فشرده سخن، تهران، سخن، 1382.
أ.ی. وِنْسِنْک وی.پ. مَنْسِنج، معجم المفهرس لالفاظ الحدیث النبوی، لیدن، 1967م.
بجنوردی، محمدحسن، القواعد الفقهیة، قم، نشر الهادی، چاپ اول، 1419 هـ . ق.
بحرانی، سیدهاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، دارالکتب الاسلامیة، بیتا.
برقی، ابوجعفر احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، به اهتمام: جمال الدین حسینی محدّث، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1370 ه . ق.
بیهقی، احمد بن حسین بن علی، السنن الکبری، بیروت، دارالفکر، بیتا.
پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحة، تهران، جاویدان، 1377.
جصّاص رازی، احمد بن علی، احکام القرآن، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1415 هـ . ق.
جمعی از محققان حوزوی و دانشگاهی، مجموعه مقالات اولین همایش اسلام و محیط زیست، سازمان حفاظت محیط زیست، چاپ اول، 1378.
جی.تی. میلر، زیستن در محیط زیست، ترجمه: مجید مخدوم، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ هشتم، 1382.
چارلز جِی. آرنتزن (سرویراستار نسخه انگلیسی)، دایرة المعارف جامع علوم کشاورزی، (جلد
اول) سیداحمد علوی (سرویراستار ترجمه فارسی)، دفتر دایرة المعارف جامع علوم کشاورزی وزارت کشاورزی، با همکاری مؤسسه انتشاراتی محبوب، چاپ اول، 1378.
حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1366.
حسینی، سیدعلی، طبیعت و کشاورزی از دیدگاه اسلام، تهران، مؤسسه شقایق روستا، چاپ اول، 1382.
طبیعت و محیط زیست از دیدگاه اسلام، (به مناسبت برگزاری سمینار بینالمللی محیط زیست و فرهنگ)، قم، آیه حیات، چاپ اول، 1380.
گیاهان و زندگی در اندیشه دینی، قم، آیه حیات، چاپ اول، 1377.
حسینی سیستانی، سیدعلی، قاعده لاضرر و لاضرار، قم، مکتبة آیت الله العظمی سیستانی، چاپ اول، 1414هـ . ق.
حسینی شیرازی، سیدمحمد، البیئة، لبنان، مؤسسة الوعی الاسلامی، چاپ اول، 1420 هـ . ق/ 2000م.
حکیمی، محمدرضا، بیدارگران اقالیم قبله، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، بیتا.
حکیمی، محمد و هاشمی، فروغ، «اثر خاک پاک زنده در از بین بردن آلودگیهای محیط زیست»، مجموعه مقالات اولین همایش اسلام و محیط زیست، تهران، سازمان حفاظت محیط زیست، 1378.
راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، تحقیق: ندیم مرعشلی، بیجا، المکتبة المرتضویة لاحیاء الآثار الجعفریه، بیتا.
سجستانی ازدی، ابی داوود سلیمان بن اشعث، سنن ابی داوود، تحقیق: محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت، المکتبة العصریة، 1416 هـ . ق/ 1995 م.
سیّدی، حسین، همنام گلهای بهاری، قم، نسیم اندیشه، 1383.
سیوطی، جلال الدین، الدرّ المنثور، جدّه، دارالمعرفة، چاپ اول، 1365 هـ . ق.
شعرانی، ابوالحسن، نثر طوبی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، چاپ دوم، 1398 هـ . ق.
شفیعی مازندرانی، محمد، «تأثیر محیط زیست بر انسان از دیدگاه اسلام»، مجموعه مقالات اولین همایش اسلام و محیط زیست، تهران، سازمان حفاظت محیط زیست، 1378.
شهید ثانی، زینالدین بن علی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیّة، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، بیتا.
شهیدی، سیدجعفر، ترجمه نهج البلاغه، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهاردهم، 1378.
صادقی اردستانی، احمد، پیامهای پیامبر؛ آموزههای زندگیساز، تهران، هستینما، چاپ اول، 1385.
طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسة النشر الاسلامی.
طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات محمدی، 1362.
طبرسی، ابوعلی فضل بن محمد، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی، چاپ اول، بیتا.
طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، بیروت، مؤسسة الاعلمی، چاپ ششم، 1393 هـ . ق.
طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، مؤسسة الاعلمی، 1361.
طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، المبسوط، به کوشش: علی اکبر غفاری، تهران، مکتبة مرتضوی.
ـــــــــــــــــــــــــ، تهذیب الاحکام، تصحیح و تعلیق: علی اکبر غفاری، مکتبة الصدوق، چاپ اول، 1418 هـ . ق / 1376.
عبدوس، محمدتقی و محمدی اشتهاردی، محمد، آموزههای اخلاقی ـ رفتاری امامان شیعه، قم، بوستان کتاب، 1383.
عسگری، فریدون، «منابع طبیعی از دیدگاه قرآن کریم و احادیث»، مجموعه مقالات اولین همایش اسلام و محیط زیست، تهران، سازمان حفاظت محیط زیست، 1378.
غضبان، فریدون، زمینشناسی زیستمحیطی، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاهتهران، چاپ اول، 1381.
فخر رازی، تفسیر الکبیر، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ چهارم، 1413 هـ . ق.
فلسفی، محمدتقی، گفتار فلسفی: معاد از نظر روح و جسم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377.
فولادوند، محمد مهدی، ترجمه قرآن مجید، دارالقرآن الکریم (دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی)، چاپ دوم، بیتا.
قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، 1405 هـ . ق.
کالدیکوت، هلن، اگر این سیّاره را دوست دارید، طرحی برای مداوای زمین، ترجمه: منصور عاصمی، باز، چاپ اول، 1373.
کلینی، ابوجعفر محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح و تعلیق: علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ سوم، 1388هـ . ق.
لوبون، گوستاو، تمدن اسلام و عرب، ترجمه: سیدهاشم حسینی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، چاپ دوم، 1354.
متقی هندی، علی بن حسامالدین، کنزالعمّال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت، مؤسسة الرسالة، بیتا.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1403 هـ . ق.
ـــــــــــــــ، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، چاپ دوم، 1403 هـ . ق.
ـــــــــــــــ، توحید مفضّل، تهران، 1287 هـ . ق.
محقق داماد، مصطفی، قواعد فقه، (بخش مدنی)، مرکز نشر علوم اسلامی، چاپ نهم، 1381.
محمد بن عبدالعزیز بن عبدالله، الماء فی الفکر الاسلامی و الادب العربی، المملکة المغربیة، وزارة الاوقاف و الشؤون الاسلامیة، 1417 هـ . ق/ 1996م.
محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمة، ترجمه: حمیدرضا شیخی، تهران، مرکز تحقیقات دارالحدیث، چاپ چهارم، 1383.
مخدوم، مجید، شالوده آمایش سرزمین، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ پنجم، 1381.
مطهری، مرتضی، جهانبینی توحیدی، قم، صدرا، 1357.
ــــــــــــ، علل گرایش به مادیگرایی، قم، صدرا، 1357.
مکارم شیرازی، ناصر، القواعد الفقهیة، اصفهان، مدرسة الامام امیرالمؤمنین، چاپ سوم، 1411هـ . ق.
ــــــــــــــــــ، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب اسلامیة، چاپ بیست و هشتم، 1379.
موسوی خمینی، سید روح الله، تحریر الوسیلة، قم، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، چاپ سوم، 1408 هـ . ق.
ـــــــــــــــــــــــــ، رساله توضیح المسائل، قم، نشر روح، 1380.
ـــــــــــــــــــــــــ، مناسک حج، ترجمه و توضیح: بیآزار شیرازی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377.
ناصیف، منصورعلی، التاج الجامع لِلاصول...، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1401 هـ . ق.
نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ سوم، بیتا.
نراقی، احمد بن محمد مهدی، مستند الشیعة، مشهد، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، چاپ اول، 1415 هـ . ق.
نقیزاده، محمد، «نقش معنوی طبیعت در ظهور محیط زندگی اسلامی»، مجموعه مقالات اولین همایش اسلام و محیط زیست، تهران، سازمان حفاظت محیط زیست، 1378.
نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسة آل البیت، چاپ اول، 1408 هـ . ق.
نیک آیین، مهناز و میرهندی، سیدحسین، «منزلت آب و خاک از دیدگاه اسلام»، مجموعه مقالات اولین همایش اسلام و محیط زیست، تهران، سازمان حفاظت محیط زیست، 1378.
واتسون، اندرو.ام، نوآوریهای کشاورزی در قرون اولیه اسلام، ترجمه: فرشته ناصری و عوض کوچکی، ویراسته: حسن تقی زاده طوسی، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1374.
نشریه
ابوالحبّ، جلیل، «نگاهی به دنیای حیوانات در قرآن کریم»، ترجمه؛ تقی متّقی، فصلنامه فرهنگ جهاد، پیاپی 5،6 و 9.
اسماعیل پور، محمدرضا، «مراتع و عرصههای گیاهی و کوهستانی، بستر حیات و بنیان توسعه پایدار، روزنامه اطلاعات، سهشنبه 15 دی 1383، شماره 23247.
الدرج، نیلز، «زندگی در توازن، انسان و بحران تنوع زیستی»، ترجمه: فرهاد رضایی، همشهری ماه (ضمیمه روزنامه همشهری)، سال اول، دی ماه 1380، شماره10.
«بحران محیط زیست»، روزنامه کیهان، یکشنبه 15 مهر 1380، سال شصتم، شماره 17204.
پوراصغر سنگاچین، فرزام، «تنوع زیستی ایران در جهان کم نظیر است»، هفته نامه برنامه، شنبه 26 اردیبهشت 1383، شماره 65.
تاری مرادی، احسان و فخلعی، محمدتقی، «مبانی و احکام فقهی محیط زیست»، فصلنامه مطالعات اسلامی، نشریه دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد، پیاپی 71، بهار 1385.
«توسعه پایدار بدون حفظ محیط زیست ممکن نیست»، روزنامه اطلاعات، یکشنبه 22 تیرماه 1382، شماره 22818.
«تهدید همهجانبه طبیعت»، ضمیمه اطلاعات، چهارشنبه 6 خرداد 1383، شماره 23063.
جمشیدی، مژگان، «سه دهه سیاه در پیش است»، همشهری جمعه، جمعه 10 خرداد 1381، سال دهم، شماره 2737.
حسینی بهشتی، محمدرضا، «طبیعت در بحران»، روزنامه جام جم، شنبه 24 خرداد 1383، سال پنجم، شماره 1168.
رحمانی، محمد، «احکام فقهی آب»، فصلنامه فرهنگ جهاد، پیاپی 7 ـ8.
رفیعی، ناصر، «مصادیق اسراف»، فصلنامه فرهنگ جهاد، پیاپی 1،2و4.
سلطانی، محمدعلی، «آب از نگاه ادیان»، فصلنامه فرهنگ جهاد، پیاپی 7 ـ 8.
ـــــــــــــــ، «کشاورزی و دامداری در زندگی پیامبران»، فصلنامه فرهنگ جهاد، پیاپی 1،2،3 و4.
شمسایی، محمدحسین، «راهکارهای حفاظت محیط زیست»، فصلنامه فرهنگ جهاد، پیاپی 16.
صفوی، بهاره، «تنها یک زمین برای همه»، روزنامه جام جم، دوشنبه 4 خرداد 1383، سال پنجم، شماره 11512.
عابدی، احمد، «حقوق حیوان»، فصلنامه فرهنگ جهاد، پیاپی 2.
کبیری، هما، «ریههای سبز کره خاکی»، روزنامه جامجم، سهشنبه 19 اسفند 1382، سال چهارم، شماره 1102.
گرجی، ابوالقاسم، «آلوده کردن آب»، فصلنامه فرهنگ جهاد، پیاپی 7 ـ 8 .
محلّاتی، صلاحالدین، «رفتار زیست محیطی، باور و جهانبینی»، روزنامه اطلاعات، دوشنبه 19 آبان 1382، شماره 22917.
مختاری، علی، «نگاه قدسی قرآن به آب»، فصلنامه فرهنگ جهاد، پیاپی 7 ـ 8.
مطلّبی، سیدابوالحسن، «دنیای حیوانات از دیدگاه علم و قرآن»، فصلنامه فرهنگ جهاد، پیاپی 19.
نقی زاده، محمد، «جهانبینی و حفاظت محیط زیست»، نامه فرهنگستان علوم، شماره 22، پاییز 82.
ــــــــــــــ، «طبیعت در تعالیم اسلامی»، روزنامه کیهان، یکشنبه 23 دی 1380، سال شصتم، شماره 17284.
«هشدار در مورد تغییر وضعیت آب و هوایی زمین»، نیازمندیهای جام جم، یکشنبه 14 آبان 1358.
اگر کودکان خود را دوست داریم، باید کره زمین را دلسوزانه دوست بداریم و آن را متنوّع و زیبا به آیندگان وانهیم تا در یک روز گرم بهاری در ده هزار سال دیگر بتوانند در دریایی از علفها، صلح را حس کنند. بتوانند ببینند که زنبوری به ملاقات گلی میآید. بتوانند آوای یک پرنده را در آسمان بشنوند و بتوانند خوشی را در زنده بودن دریابند.
هیوا یلیتس